1
00:00:40,400 --> 00:00:51,400
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:53,398 --> 00:00:56,565
‫ وقتی مامانم سال 1963 منو حامله شد،

3
00:00:57,474 --> 00:00:59,272
‫همه چی برای خونواده‌مون عوض شد.

4
00:01:00,551 --> 00:01:01,830
‫با اومدن بچه ششم،

5
00:01:01,940 --> 00:01:03,938
‫پرونده‌های مربوط به مسکن اجتماعی

6
00:01:04,187 --> 00:01:06,105
‫تو اولویت قرار می‌گرفت.

7
00:01:06,305 --> 00:01:07,724
‫به لطف به دنیا اومدن من،

8
00:01:07,934 --> 00:01:10,731
‫پدر و مادرم تونستن آپارتمانشون
‫تو حومه شهر رو ول کنن

9
00:01:10,931 --> 00:01:14,937
‫و بالاخره بیان تو یه خونه دولتی
‫تو منطقه سیزده پاریس ساکن بشن.

10
00:01:22,689 --> 00:01:24,937
‫فلورا، می‌تونی بچه‌ها رو ببری مدرسه؟

11
00:01:25,186 --> 00:01:25,975
‫حتماً.

12
00:01:26,225 --> 00:01:27,724
‫ قبل از من، کلی آدم دیگه هم بودن.

13
00:01:27,934 --> 00:01:30,351
‫ادموند بود، ریچارد...

14
00:01:31,810 --> 00:01:33,558
‫نیکول هم بود...

15
00:01:33,768 --> 00:01:34,976
‫ژاک...

16
00:01:36,225 --> 00:01:37,604
‫و ژاکلین.

17
00:01:38,183 --> 00:01:40,811
‫ تلفن خانم بنتولیلا رو قرض گرفتم،

18
00:01:41,060 --> 00:01:43,308
‫به شوهرم بگید دارم میرم بزام.

19
00:01:43,518 --> 00:01:45,975
‫نه، نه، با این چیزا نگرانش نکنید.

20
00:01:46,934 --> 00:01:49,432
‫نه، بهش احتیاجی ندارم. می‌خواد چیکار کنه؟

21
00:01:49,682 --> 00:01:50,771
‫سلام منو به خانمتون برسونید.

22
00:01:50,970 --> 00:01:53,058
‫ژاکلین باید آوازشو تمرین کنه.

23
00:01:53,268 --> 00:01:55,766
‫ادموند حموم نمیره، یه دوش سریع بگیره.

24
00:01:56,725 --> 00:01:58,643
‫نیکول یادش نره قرص‌هاشو بخوره.

25
00:01:58,853 --> 00:02:00,601
‫برو بیمارستان دیگه!

26
00:02:00,811 --> 00:02:01,890
‫به ریچارد سخت نگیرید.

27
00:02:05,766 --> 00:02:07,224
‫سلام، خانم پرز.

28
00:02:14,936 --> 00:02:17,104
‫ یالا، بازم، بازم! خیلی خوبه!

29
00:02:24,137 --> 00:02:25,136
‫دختره؟

30
00:02:26,265 --> 00:02:27,354
‫پسره.

31
00:02:27,604 --> 00:02:29,012
‫ پسره.

32
00:02:29,722 --> 00:02:31,560
‫پسر هم خوبه.

33
00:02:37,144 --> 00:02:38,433
‫چه خبر شده؟

34
00:02:39,722 --> 00:02:40,681
‫ها؟

35
00:02:41,850 --> 00:02:44,017
‫چه خبر شده؟ دکتر؟

36
00:02:45,356 --> 00:02:46,525
‫پاش چنبریه.

37
00:02:47,054 --> 00:02:48,353
‫اون یکی پاش خوشگل نیست؟

38
00:02:49,432 --> 00:02:50,851
‫یه نوع ناهنجاریه.

39
00:02:51,600 --> 00:02:52,769
‫ها؟

40
00:02:54,847 --> 00:02:55,766
‫رولان.

41
00:02:56,015 --> 00:02:58,013
‫ تکون نخورید.
‫ می‌خوام پسرمو ببینم.

42
00:02:58,263 --> 00:03:00,011
‫رولان! رولان!

43
00:03:00,930 --> 00:03:04,267
‫ و با وجود سه عمل جراحی، در کمال تعجب همه،

44
00:03:04,477 --> 00:03:08,223
‫انتهای پام،
‫یه چیزی شبیه یه حیوون کوچولوی بی‌جون بود،

45
00:03:08,433 --> 00:03:10,101
‫یه طرح اولیه از یه پا.

46
00:03:10,311 --> 00:03:13,268
‫بدون پاشنه و کاملاً جمع شده.

47
00:03:17,674 --> 00:03:21,869
‫[ بر اساس داستان واقعی ]

48
00:03:37,344 --> 00:03:40,141
‫ باید براش پروتز بذاریم تا بتونه راه بره.

49
00:03:40,601 --> 00:03:44,097
‫- نه. نه، دکتر باتانی. نه.
‫- چی نه؟

50
00:03:44,637 --> 00:03:46,475
‫رولان راه میره.

51
00:03:46,805 --> 00:03:49,262
‫ها؟ اونم مثل بقیه راه میره.

52
00:03:49,412 --> 00:03:53,987
‫باید از راه رفتن خودداری
‫کنه تا بدشکلی پاش بدتر نشه.

53
00:03:54,137 --> 00:03:56,635
‫- رولان بدشکل نیست.
‫- دکتر؟

54
00:03:56,844 --> 00:03:58,643
‫اگه بدون پروتز راه بره،

55
00:03:58,892 --> 00:04:00,601
‫فاجعه میشه.

56
00:04:00,800 --> 00:04:03,468
‫هیچوقت نباید وزنش رو روی این پا بندازه.

57
00:04:03,927 --> 00:04:06,595
‫به محض اینکه راه بیفته، باید پروتز بذاره.

58
00:04:06,844 --> 00:04:09,432
‫یه چیزی مثل این. یا این یکی.

59
00:04:09,891 --> 00:04:12,469
‫بدون پروتز، یه آسیب جبران‌ناپذیر بهش می‌زنیم.

60
00:04:12,679 --> 00:04:14,057
‫ولی جبران‌ناپذیر اینه که،

61
00:04:14,307 --> 00:04:17,803
‫اگه یه همچین چیزی پاش کنه،
‫هیچوقت خوب نمیشه.

62
00:04:18,013 --> 00:04:20,761
‫با یه همچین چیزی، آدم معلول میشه.

63
00:04:21,640 --> 00:04:23,008
‫خانم،

64
00:04:23,218 --> 00:04:25,056
‫بچه شما معلوله.

65
00:05:04,756 --> 00:05:07,344
‫- مخلوف...
‫- بله؟

66
00:05:09,052 --> 00:05:11,929
‫ این اون زندگی‌ای نبود
‫که برای این بچه می‌خواستم.

67
00:05:14,217 --> 00:05:15,965
‫این زن کوچولو که سرنوشت رو قبول نداشت،

68
00:05:16,715 --> 00:05:19,132
‫که کشورش رو ترک کرده بود

69
00:05:19,382 --> 00:05:22,219
‫تا به بچه‌هاش یه آینده بلندپروازانه بده...

70
00:05:22,758 --> 00:05:24,007
‫سلام، خانم پرز.

71
00:05:24,257 --> 00:05:26,095
‫ ... منو همه جای پایتخت برد.

72
00:05:26,305 --> 00:05:27,893
‫... مادرزادی بدون علت مشخص

73
00:05:27,973 --> 00:05:30,341
‫با انحراف شدید مچ پا

74
00:05:30,551 --> 00:05:31,909
‫و تحلیل رفتگی عضو.

75
00:05:31,969 --> 00:05:35,556
‫کاری ازم برنمیاد.
‫من پزشک عمومی‌ام، نه ارتوپد.

76
00:05:35,805 --> 00:05:38,802
‫ می‌تونیم یه عمل جراحی رو در نظر بگیریم،

77
00:05:39,012 --> 00:05:41,430
‫و بعدش مستقیم، آتل.

78
00:05:41,640 --> 00:05:43,598
‫بعد، بسته به نتیجه عمل اول،

79
00:05:43,797 --> 00:05:44,926
‫یه عمل دوم.

80
00:05:45,176 --> 00:05:46,135
‫البته.

81
00:05:46,345 --> 00:05:49,552
‫یا راه حل دوم: عمل،

82
00:05:49,801 --> 00:05:52,888
‫بلافاصله عمل دوم، و بعد آتل.

83
00:05:53,038 --> 00:05:56,535
‫ ما با بی‌شمار متخصص ملاقات کردیم:

84
00:05:56,924 --> 00:05:58,053
‫پروفسورهای معروف...

85
00:05:58,303 --> 00:06:00,091
‫می‌تونم شما رو ببرم

86
00:06:00,301 --> 00:06:02,339
‫پیش همکارام تو آمستردام.

87
00:06:02,549 --> 00:06:05,466
‫مثلاً با ماشین خودم. بچه هم عقب.

88
00:06:05,715 --> 00:06:08,093
‫اینجوری نمیشه. خطرناکه.

89
00:06:14,137 --> 00:06:16,005
‫و کلی شارلاتان‌های بی‌مقدار.

90
00:06:25,006 --> 00:06:28,173
‫ هیچکس نمی‌تونه پاشو صاف کنه.
‫شکل گرفته دیگه.

91
00:06:30,261 --> 00:06:32,798
‫پسر شما هیچوقت عادی راه نمیره.

92
00:06:35,006 --> 00:06:36,175
‫خیلی دیر کردید.

93
00:06:39,172 --> 00:06:40,591
‫صبر کنید، خانم پرز.

94
00:06:43,468 --> 00:06:44,966
‫طول کشید.

95
00:06:45,176 --> 00:06:46,385
‫خب که چی؟

96
00:06:46,595 --> 00:06:48,882
‫ منم با داد و بیداد سر دستیارش
‫از اونجا اومدم بیرون.

97
00:06:49,092 --> 00:06:51,679
‫- اون که تقصیری نداشت.
‫- اون می‌دونست.

98
00:06:52,878 --> 00:06:55,096
‫می‌تونستم بگم که اینا دزدن.

99
00:06:55,296 --> 00:06:56,295
‫می‌دونی،

100
00:06:56,545 --> 00:06:58,882
‫چیزی که می‌خوام بگم...

101
00:06:59,761 --> 00:07:01,300
‫اینه که اگه همه...

102
00:07:01,550 --> 00:07:03,927
‫همه دکت...

103
00:07:22,838 --> 00:07:26,095
‫تولدت مبارک

104
00:07:26,295 --> 00:07:30,381
‫تولدت مبارک، رولان

105
00:07:30,590 --> 00:07:34,127
‫تولدت مبارک

106
00:07:37,294 --> 00:07:38,463
‫بفرما.

107
00:07:39,761 --> 00:07:41,170
‫چقدر بزرگ شده.

108
00:07:42,798 --> 00:07:46,175
‫ از اونجایی که علم پزشکی
‫خیلی کُند داشت برای پام درمانی پیدا می‌کرد،

109
00:07:46,385 --> 00:07:48,093
‫مامانم روز به روز بیشتر

110
00:07:48,303 --> 00:07:49,801
‫به درمانگر اعظم رو می‌آورد.

111
00:07:50,011 --> 00:07:53,338
‫ ... کسی مسخره‌ش نکنه، که بتونه عادی راه بره.

112
00:07:53,548 --> 00:07:55,835
‫یه نشونه... یه معجزه.

113
00:07:56,425 --> 00:07:58,003
‫و اینکه رولان راه بره.

114
00:07:58,213 --> 00:08:01,799
‫حتی بدوئه. از بقیه سریع‌تر بدوئه.

115
00:08:02,009 --> 00:08:03,218
‫صاف راه بره.

116
00:08:12,299 --> 00:08:14,007
‫ در حالی که حس می‌کرد
‫یه ماموریتی بهش محول شده...

117
00:08:14,257 --> 00:08:15,256
‫این قانونه!

118
00:08:15,466 --> 00:08:17,753
‫ ... مامانم حتی یه محراب

119
00:08:17,963 --> 00:08:19,881
‫روی شوفاژ اتاق پذیرایی درست کرده بود.

120
00:08:20,091 --> 00:08:21,460
‫بیست و چهار ساعته،

121
00:08:21,669 --> 00:08:25,126
‫خدا و همه قدیس‌هاش موظف بودن که معجزه کنن.

122
00:08:25,376 --> 00:08:27,044
‫بابا! بابا، بیا!

123
00:08:27,264 --> 00:08:28,972
‫یالا، اینم از این.

124
00:08:29,022 --> 00:08:30,281
‫دارم کوفته‌ها رو تموم می‌کنم.

125
00:08:30,341 --> 00:08:33,258
‫ این آقاهه بود با صورت گرد و ریش سفید،

126
00:08:33,348 --> 00:08:35,256
‫خاخام مِئیر بعل هانس.

127
00:08:35,506 --> 00:08:38,672
‫کنارش، حَییم پینتو وایساده بود، سمت راستی با اون کتابه.

128
00:08:39,671 --> 00:08:41,959
‫و البته، بابا سالِه.

129
00:08:42,798 --> 00:08:45,795
‫بعد از دعاهاش، هر روز صبح،

130
00:08:46,045 --> 00:08:48,842
‫مامانم منتظر چیزی کمتر از یه معجزه نبود.

131
00:08:50,840 --> 00:08:53,048
‫ استر، بیا! بازی می‌کنی؟

132
00:08:53,258 --> 00:08:56,335
‫ دست از دعا بردار! به خاطر خدا!

133
00:08:59,591 --> 00:09:02,129
‫ صلح جهانی رو که همه دارن درخواست می‌کنن.

134
00:09:02,339 --> 00:09:04,756
‫خانم مداحون هر روز این کارو می‌کنه.

135
00:09:04,966 --> 00:09:08,043
‫تو برای این دعا کن که همه‌مون دو تا پا داشته باشیم.

136
00:09:11,000 --> 00:09:12,419
‫لعنتی، مامان!

137
00:09:12,758 --> 00:09:16,375
‫من هیچوقت تو دعاهام، در مورد
‫ورق حرف نمی‌زنم. هیچوقت.

138
00:09:17,713 --> 00:09:19,422
‫و تمام. همینه.

139
00:09:19,631 --> 00:09:21,340
‫تو برای پای اون دعا می‌کنی.

140
00:09:21,549 --> 00:09:23,378
‫فقط برای پای اون دعا می‌کنی.

141
00:09:23,627 --> 00:09:26,175
‫نه، من معجزه نمی‌خوام. نمی‌خوامش.

142
00:09:26,375 --> 00:09:28,043
‫همینجوری فقط نگاه می‌کنم.

143
00:09:29,501 --> 00:09:32,668
‫ دعاهای مامان می‌تونه خدا رو ناراحت کنه؟

144
00:09:33,048 --> 00:09:34,377
‫خب...

145
00:09:36,544 --> 00:09:39,172
‫راستشو بخوای، خدا باید دیگه کلافه شده باشه.

146
00:09:41,040 --> 00:09:42,958
‫- باشه، شب بخیر.
‫- شب بخیر.

147
00:09:44,626 --> 00:09:46,165
‫مچیکپارا، نگران نباش.

148
00:09:46,375 --> 00:09:49,042
‫اون دکتری که دیدیم، یه کلاهبرداره.

149
00:09:49,252 --> 00:09:51,629
‫- کلاهبردار چیه؟
‫- یه دزد.

150
00:09:51,839 --> 00:09:53,707
‫چی می‌خوایم برداریم؟

151
00:09:56,964 --> 00:09:57,963
‫خانم پرز،

152
00:09:58,542 --> 00:10:02,339
‫همسایه‌ها می‌خوان بدونن
‫چرا براش پروتز نمی‌ذارید.

153
00:10:03,547 --> 00:10:05,915
‫ پنج تا هویج و دو تا کدو. همین.

154
00:10:23,957 --> 00:10:25,585
‫کثافت.

155
00:10:26,714 --> 00:10:28,003
‫همونطور که بهتون گفتم،

156
00:10:28,253 --> 00:10:31,709
‫رولان باید بدون تاخیر بیشتر بتونه بره مدرسه.

157
00:10:36,794 --> 00:10:39,122
‫باید فوراً براش پروتز گذاشته بشه.

158
00:10:39,581 --> 00:10:40,880
‫نه، نه.

159
00:10:41,260 --> 00:10:42,389
‫چرا.

160
00:10:42,928 --> 00:10:43,967
‫چرا.

161
00:10:45,176 --> 00:10:48,792
‫قانون ایجاب می‌کنه که اون از همین الان بتونه بره مدرسه.

162
00:10:49,332 --> 00:10:50,331
‫دروغه.

163
00:10:50,540 --> 00:10:52,668
‫من خوب تحقیق کردم، خانم فلوری.

164
00:10:53,507 --> 00:10:55,885
‫- کجا؟
‫- رفتم پیش خانم فرحت.

165
00:10:56,255 --> 00:10:59,042
‫اون بهم تضمین داد که هیچ اجباری وجود نداره.

166
00:11:00,460 --> 00:11:01,749
‫با خودش صحبت کنید.

167
00:11:01,959 --> 00:11:04,456
‫ این خانم تو کدوم وزارتخونه کار می‌کنه؟

168
00:11:05,206 --> 00:11:06,664
‫هیچکدوم، همسایه‌مه.

169
00:11:10,420 --> 00:11:12,628
‫- خانم پرز.
‫- یاسمینا همه چیو می‌دونه.

170
00:11:12,878 --> 00:11:16,295
‫هیچ اجباری نیست که بچه‌تو بفرستی مدرسه.

171
00:11:16,714 --> 00:11:17,753
‫دروغه.

172
00:11:20,171 --> 00:11:23,627
‫یه اجباری برای آموزش
‫دادن به بچه هست، این قانونه.

173
00:11:23,837 --> 00:11:25,875
‫با این منطق، نتیجه می‌گیریم

174
00:11:26,085 --> 00:11:28,462
‫که شما باید رولان رو بفرستید مدرسه.

175
00:11:28,662 --> 00:11:30,580
‫باید واجب باشه.

176
00:11:30,790 --> 00:11:32,458
‫- فلورا.
‫- دیرم شده.

177
00:11:32,708 --> 00:11:35,166
‫ ببین، وسط یه قرار مهمم.

178
00:11:35,375 --> 00:11:37,413
‫باید خرید کنم و...

179
00:11:38,542 --> 00:11:40,251
‫می‌تونی بیای کمکم؟

180
00:11:40,790 --> 00:11:42,788
‫حتماً، الان میام.

181
00:11:42,998 --> 00:11:44,876
‫خوب بود؟ خوب گفتم؟

182
00:11:45,665 --> 00:11:48,622
‫شما تو یه جمهوری زندگی
‫می‌کنید و اینجا قوانینی وجود داره.

183
00:11:48,872 --> 00:11:51,869
‫شما باید از قوانین این جمهوری تبعیت کنید.

184
00:11:53,437 --> 00:11:54,776
‫شما دیگه تو مراکش نیستید.

185
00:11:58,332 --> 00:12:00,330
‫ من باید برم، یه کار فوری پیش اومده.

186
00:12:00,870 --> 00:12:03,667
‫ بچه شما نمی‌تونه رشد کنه.

187
00:12:03,917 --> 00:12:06,794
‫اون باید بتونه بره و بقیه دنیا رو کشف کنه.

188
00:12:09,022 --> 00:12:11,479
‫شما دارید اونو به یه زندگی
‫پر از بدبختی محکوم می‌کنید!

189
00:12:11,789 --> 00:12:13,048
‫برای مدتی،

190
00:12:13,327 --> 00:12:16,295
‫با وجود ملاقات‌های بی‌شمار با دکترها،

191
00:12:16,494 --> 00:12:19,711
‫من به راه رفتن روی لینولئوم
‫آبی آپارتمانمون ادامه دادم.

192
00:12:22,538 --> 00:12:25,835
‫من هر زبری، هر ناهمواریش رو می‌شناختم:

193
00:12:26,085 --> 00:12:28,372
‫اون پاگیر در که زانوهامو زخم می‌کرد

194
00:12:29,661 --> 00:12:32,748
‫یا ورودی خونه که کفپوشش ساییده شده بود

195
00:12:32,998 --> 00:12:35,535
‫و من تو سُر خوردن روش استاد شده بودم.

196
00:12:39,122 --> 00:12:40,710
‫چه خبره؟ نه!

197
00:12:46,035 --> 00:12:47,703
‫ول کن، مال منه!

198
00:12:51,659 --> 00:12:54,786
‫ در مورد رشد من تو خلوت زندانم،

199
00:12:57,953 --> 00:13:00,370
‫این شانس رو داشتم که به لطف خواهرهام،

200
00:13:04,416 --> 00:13:05,665
‫دنیا به سراغ من بیاد.

201
00:13:05,915 --> 00:13:08,083
‫دوسش دارم، ولی نمی‌بینم...

202
00:13:32,498 --> 00:13:35,625
‫ من با علاقه زیادی با سیلوی وارتان آشنا شدم،

203
00:13:35,825 --> 00:13:37,743
‫بت خواهرهام و دوستاشون.

204
00:13:38,702 --> 00:13:41,909
‫همونی که با هر کدوم از آهنگ‌هاش،

205
00:13:42,828 --> 00:13:44,956
‫آشوب‌های دوران نوجوونی رو به تصویر می‌کشید.

206
00:13:57,243 --> 00:13:59,491
‫من شیفته شده بودم.

207
00:13:59,991 --> 00:14:01,160
‫خانم پرز؟

208
00:14:01,829 --> 00:14:03,957
‫ما رولان رو به یه خانواده دیگه
‫به عنوان سرپرست می‌سپریم.

209
00:14:11,829 --> 00:14:12,958
‫یه پرونده تشکیل دادیم.

210
00:14:13,457 --> 00:14:15,705
‫شما دارید به رشدش آسیب می‌زنید.

211
00:14:18,582 --> 00:14:22,119
‫چطور یه مادر می‌تونه به
‫رشد پسرش آسیب بزنه؟

212
00:14:23,327 --> 00:14:25,915
‫- امکان نداره.
‫- چرا، متاسفانه.

213
00:14:26,115 --> 00:14:29,951
‫بعضی مادرا سیگار می‌کشن، مشروب می‌خورن،
‫به بچه‌شون بی‌توجهی می‌کنن...

214
00:14:30,161 --> 00:14:31,789
‫و حالا هم شما.

215
00:14:32,119 --> 00:14:34,496
‫رولان باید سپتامبر میرفت مدرسه.

216
00:14:34,706 --> 00:14:36,454
‫باید خوندن یاد بگیره.

217
00:14:36,704 --> 00:14:39,281
‫داره یه جوری عقب می‌مونه
‫که هیچوقت جبران نمیشه

218
00:14:39,491 --> 00:14:41,289
‫و این شمایید که دارید اونو محکوم می‌کنید

219
00:14:41,489 --> 00:14:43,997
‫که یه آدم منزوی و به حاشیه رونده بشه.

220
00:14:46,244 --> 00:14:48,282
‫همه چی تو این پرونده توضیح داده شده.

221
00:14:48,952 --> 00:14:53,038
‫ما جلسه گذاشتیم،
‫با کارشناس‌ها وضعیت رو خوب تحلیل کردیم.

222
00:14:53,247 --> 00:14:55,745
‫ما می‌دونیم چی برای بچه شما بهتره.

223
00:14:58,073 --> 00:14:59,072
‫و...

224
00:14:59,901 --> 00:15:02,308
‫شما می‌دونید رولان برای
‫صبحونه چی می‌خوره؟

225
00:15:04,706 --> 00:15:06,035
‫نه.

226
00:15:06,244 --> 00:15:07,823
‫نه، شما نمی‌دونید.

227
00:15:08,272 --> 00:15:09,891
‫تو پرونده‌تون، توضیح دادید که...

228
00:15:10,420 --> 00:15:13,657
‫وقتی بازوشو می‌خارونه یعنی چی؟

229
00:15:13,867 --> 00:15:15,615
‫یعنی داره مضطرب میشه!

230
00:15:16,244 --> 00:15:18,572
‫توضیح دادید چجوری می‌خوابه؟

231
00:15:18,782 --> 00:15:20,830
‫سرشو اینجوری تکون میده!

232
00:15:21,030 --> 00:15:22,908
‫وگرنه خوابش نمی‌بره!

233
00:15:24,087 --> 00:15:26,124
‫چه نوع ماکارونی‌ای می‌خوره؟

234
00:15:26,344 --> 00:15:28,432
‫چه نوع ماکارونی‌ای می‌خوره؟

235
00:15:30,750 --> 00:15:32,248
‫شما هیچی نمی‌دونید.

236
00:15:32,768 --> 00:15:36,644
‫شما تئوری‌های گنده‌ای دارید،
‫ولی رولان رو نمی‌شناسید.

237
00:15:38,342 --> 00:15:39,921
‫من همه چیو در موردش می‌دونم.

238
00:15:40,071 --> 00:15:41,279
‫همه چیو.

239
00:15:44,396 --> 00:15:45,735
‫پسر من...

240
00:15:46,574 --> 00:15:48,572
‫روز اول مدرسه‌شو،

241
00:15:49,111 --> 00:15:51,319
‫خودش تنها و با پای خودش میره.

242
00:16:06,224 --> 00:16:07,983
‫تو یه زندگی قشنگ خواهی داشت.

243
00:16:09,111 --> 00:16:11,619
‫بهت قول میدم که یه زندگی قشنگ خواهی داشت.

244
00:16:12,118 --> 00:16:14,406
‫این کثافت داره چرت و پرت میگه.

245
00:16:17,163 --> 00:16:18,662
‫تو راه میری.

246
00:16:20,780 --> 00:16:23,617
‫مچیکپارا، سرنوشت تو رسیدن به چیزای بزرگه.

247
00:16:24,037 --> 00:16:25,865
‫حتی بزرگتر از بقیه.

248
00:16:28,532 --> 00:16:31,069
‫و مچیکپارا، ما زنت رو پیدا می‌کنیم.

249
00:16:31,739 --> 00:16:33,537
‫اون فوق‌العاده خواهد بود.

250
00:16:35,575 --> 00:16:37,743
‫تو یه عروسی فوق‌العاده خواهی داشت.

251
00:16:39,991 --> 00:16:42,078
‫تو بچه‌های فوق‌العاده‌ای خواهی داشت.

252
00:16:44,236 --> 00:16:47,203
‫بهت قول میدم، مچیکپارا، معجزه اتفاق میفته.

253
00:16:47,403 --> 00:16:49,611
‫مچیکپارا یعنی چی؟

254
00:16:55,405 --> 00:16:57,783
‫یعنی "جونمو بهت میدم".

255
00:17:08,072 --> 00:17:09,701
‫ایمان مادرم

256
00:17:09,911 --> 00:17:11,819
‫از اقیانوس وسیع‌تر بود.

257
00:17:27,193 --> 00:17:29,321
‫ سه هفته دیگه برگردید.

258
00:17:29,531 --> 00:17:30,740
‫خیلی خب.

259
00:17:33,237 --> 00:17:34,576
‫رولان؟

260
00:17:34,776 --> 00:17:36,574
‫این حرومزاده کجاست؟

261
00:17:36,904 --> 00:17:39,821
‫حتماً بازم داره سیگار می‌کشه...

262
00:17:40,030 --> 00:17:41,739
‫مثل داداشاش.

263
00:17:42,278 --> 00:17:46,574
‫اگه بازم با اون دار و دسته لاتت
‫سیگار کشیده باشی، زنگ می‌زنم پلیس.

264
00:17:49,741 --> 00:17:50,910
‫مچیکپارا!

265
00:17:51,109 --> 00:17:52,738
‫این یه معجزه‌ست!

266
00:17:53,317 --> 00:17:56,534
‫مچیکپارا!

267
00:18:04,156 --> 00:18:06,694
‫آدرسش پایینه، همین پایین.

268
00:18:08,112 --> 00:18:10,360
‫تلفن نه، ولی آدرس هست.

269
00:18:12,158 --> 00:18:16,284
‫داداشم میگه اون دختر کوچولویی که همون...

270
00:18:17,083 --> 00:18:19,251
‫همون مشکل رولان رو داشت

271
00:18:19,990 --> 00:18:21,279
‫خیلی خوب درمان شده.

272
00:18:21,529 --> 00:18:24,116
‫- خوب شده.
‫- به رولان چی گفتی؟

273
00:18:25,865 --> 00:18:27,283
‫چه فرقی می‌کنه؟

274
00:18:27,483 --> 00:18:29,571
‫ بهش گفتی این یه معجزه‌ست؟

275
00:18:34,116 --> 00:18:36,484
‫این فکرا رو تو سرش ننداز.

276
00:18:37,153 --> 00:18:39,990
‫دست از باور کردن هر چرندی بردار، استر!

277
00:18:40,190 --> 00:18:43,317
‫معجزه یعنی موسی دریا رو بشکافه.

278
00:18:43,447 --> 00:18:46,734
‫ملکه ایران که یهودی‌ها رو از نابودی نجات میده.

279
00:18:47,253 --> 00:18:49,001
‫اینا معجزه‌ان.

280
00:18:49,551 --> 00:18:50,640
‫این،

281
00:18:50,909 --> 00:18:55,485
‫یه کارت پستاله که داداشت
‫یه آدرس روش خط‌خطی کرده.

282
00:18:59,990 --> 00:19:01,819
‫من برگشتم پیش دکتر باتانی.

283
00:19:03,946 --> 00:19:05,825
‫تا برای رولان پروتز بذاریم.

284
00:19:44,526 --> 00:19:45,984
‫سلام، خانم.

285
00:19:46,194 --> 00:19:47,193
‫بله؟

286
00:19:47,862 --> 00:19:52,188
‫ ببخشید، ما بدون وقت قبلی اومدیم.
‫اومدیم دکتر ورژپوش رو ببینیم.

287
00:19:53,397 --> 00:19:55,665
‫دکتر ورژپوشی وجود نداره.

288
00:19:56,614 --> 00:19:58,482
‫یعنی چی دکتری وجود نداره؟

289
00:19:58,692 --> 00:20:01,719
‫ شوهر من هیچوقت دکتر نبود. "آقای" ورژپوش بود.

290
00:20:01,809 --> 00:20:05,055
‫آقا، نه دکتر. آقای ورژپوش.

291
00:20:05,405 --> 00:20:08,322
‫ به من گفته بودن ایشون دکترن، برای همین...

292
00:20:08,981 --> 00:20:10,820
‫خب، پس آقای ورژپوش.

293
00:20:12,897 --> 00:20:14,606
‫شوهرم یه ماه پیش فوت کرد.

294
00:20:19,071 --> 00:20:20,230
‫ یعنی چی، فوت کرده؟

295
00:20:22,068 --> 00:20:23,447
‫یعنی...

296
00:20:23,697 --> 00:20:25,904
‫یعنی مُرده... واقعاً مرده؟

297
00:20:29,231 --> 00:20:31,978
‫اوه... من بهتون...

298
00:20:33,687 --> 00:20:34,815
‫تسلیت میگم.

299
00:21:07,563 --> 00:21:09,111
‫ببخشید...

300
00:21:10,819 --> 00:21:12,188
‫ببخشید.

301
00:21:15,894 --> 00:21:18,312
‫- مچیکپارا...
‫- نه.

302
00:21:18,492 --> 00:21:20,849
‫این حرفو نزن، باشه؟

303
00:21:22,728 --> 00:21:25,065
‫یه پسر جونشو به مادرش نمیده.

304
00:21:25,565 --> 00:21:26,853
‫هیچوقت.

305
00:21:27,063 --> 00:21:29,940
‫این منم. این منم که جونمو میدم.

306
00:21:30,150 --> 00:21:31,359
‫این حرفو نزن.

307
00:21:31,818 --> 00:21:33,357
‫دیگه هیچوقت این حرفو نزن.

308
00:21:34,236 --> 00:21:35,105
‫باشه؟

309
00:21:36,564 --> 00:21:38,482
‫دیگه هیچوقت. دیگه هیچوقت.

310
00:21:38,692 --> 00:21:40,899
‫بیا اینجا. بیا اینجا.

311
00:21:41,519 --> 00:21:43,277
‫دیگه هیچوقت این حرفو نزن.

312
00:21:44,236 --> 00:21:46,773
‫دیگه هیچوقت این حرفو نزن. دیگه هیچوقت.

313
00:21:46,883 --> 00:21:48,751
‫شوهر من دکتر نبود.

314
00:21:49,481 --> 00:21:50,520
‫شکسته‌بند سنتی بود.

315
00:21:51,788 --> 00:21:54,706
‫مدرک نداشت، درس نخونده بود.

316
00:21:54,865 --> 00:21:56,364
‫ولی یه استعدادی داشت.

317
00:21:58,562 --> 00:22:00,769
‫شاید من بتونم سعی کنم کمکتون کنم.

318
00:22:02,688 --> 00:22:04,396
‫شما یه فرشته‌اید.

319
00:22:05,065 --> 00:22:06,404
‫یه فرشته.

320
00:22:09,900 --> 00:22:12,727
‫به همسایه‌ها خبر بدید
‫که پسر کوچولوی من راه میره.

321
00:22:12,937 --> 00:22:14,106
‫چشم، خانم پرز.

322
00:22:14,316 --> 00:22:17,772
‫ و اینکه مارچوبه‌هاتون شل و وله.
‫بدید براشون پروتز بذارن.

323
00:22:19,441 --> 00:22:21,359
‫- چی درست کنیم؟
‫- سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

324
00:22:21,489 --> 00:22:23,087
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده برای...

325
00:22:54,226 --> 00:22:55,724
‫خانم فلوری،

326
00:22:57,812 --> 00:23:00,600
‫من لازم دارم که یه شانس آخر بهم بدید.

327
00:23:01,938 --> 00:23:04,396
‫و می‌دونم که این شانس رو بهم می‌دید،

328
00:23:04,496 --> 00:23:07,623
‫چون شما بهترین‌ها رو برای رولان می‌خواید.

329
00:23:09,351 --> 00:23:12,188
‫ولی امیدوارم بدونید که منم،

330
00:23:12,398 --> 00:23:14,396
‫بهترین‌ها رو براش می‌خوام.

331
00:23:14,606 --> 00:23:15,974
‫خانم فلوری...

332
00:23:16,434 --> 00:23:20,310
‫ما یه شانس خیلی، خیلی، خیلی بزرگ داریم.

333
00:23:20,979 --> 00:23:22,308
‫یه شانس بزرگ.

334
00:23:33,097 --> 00:23:34,346
‫پس من...

335
00:23:34,895 --> 00:23:37,023
‫میشه ازتون خواهش کنم...

336
00:23:37,513 --> 00:23:40,140
‫من به یه کم زمان بیشتر احتیاج دارم

337
00:23:40,809 --> 00:23:42,897
‫تا مطمئن بشم که این همون معجزه بزرگیه

338
00:23:43,027 --> 00:23:45,654
‫که من و شما این همه وقته منتظرشیم.

339
00:23:55,355 --> 00:23:57,722
‫ شما مفاهیم اولیه خوندن رو بهش یاد میدید؟

340
00:23:58,562 --> 00:24:00,979
‫بله. بله، بله.

341
00:24:04,306 --> 00:24:08,601
‫اون آتل‌هایی خواهد داشت
‫که من صبح و شب براش می‌بندم.

342
00:24:08,811 --> 00:24:11,439
‫خیلی مهمه که همیشه عوضشون کنیم.

343
00:24:11,638 --> 00:24:14,685
‫بهم گفت و دوباره گفت
‫که رولان نباید تکون بخوره.

344
00:24:15,395 --> 00:24:16,683
‫هیچوقت نباید تقلب کنیم.

345
00:24:17,932 --> 00:24:20,809
‫ یعنی برای یک سال و نیم، نمی‌تونیم مهمون دعوت کنیم؟

346
00:24:21,479 --> 00:24:23,227
‫ تو می‌خوای اون خوب بشه یا مهمون دعوت کنی؟

347
00:24:24,725 --> 00:24:25,764
‫هر دوتاش، نمیشه؟

348
00:24:26,643 --> 00:24:27,852
‫بیا کمک کن.

349
00:24:27,962 --> 00:24:30,550
‫ادموند، به تلویزیون دست نزن.
‫خودم انجامش میدم.

350
00:24:32,398 --> 00:24:33,347
‫نه، نه.

351
00:24:34,266 --> 00:24:37,013
‫باید از جلو رد کنی، اینجا فشار بیاری

352
00:24:37,223 --> 00:24:38,681
‫تا پاشنه بیاد بیرون.

353
00:24:39,011 --> 00:24:41,509
‫ من از جلو رد کردم، همیشه از جلو رد می‌کنم.

354
00:24:41,588 --> 00:24:42,757
‫همیشه.

355
00:24:45,724 --> 00:24:46,683
‫نه، نه.

356
00:24:46,943 --> 00:24:48,701
‫نه. نه، نه، نه، اینطوری نه.

357
00:24:48,761 --> 00:24:49,590
‫اینجا،

358
00:24:49,750 --> 00:24:51,139
‫باید از اینجا رد کنید.

359
00:24:51,189 --> 00:24:54,625
‫می‌دونم، ولی اگه از
‫اونجا رد کنم دردش میاد.

360
00:24:55,804 --> 00:24:58,721
‫نه، شما باید هر کاری
‫که من میگم رو انجام بدید.

361
00:24:59,600 --> 00:25:01,309
‫ولی من پسرمو می‌شناسم.

362
00:25:01,519 --> 00:25:02,887
‫باید دقیق

363
00:25:03,137 --> 00:25:06,603
‫و همیشه سخت‌گیر باشید،
‫وگرنه این کارو بیهوده انجام دادیم.

364
00:25:06,853 --> 00:25:09,351
‫- بله، بله.
‫- بذارید خیلی شفاف باشیم.

365
00:25:09,600 --> 00:25:12,348
‫دستورالعمل منو مو به مو اجرا
‫کنید وگرنه من کارو متوقف می‌کنم.

366
00:25:15,644 --> 00:25:18,142
‫- دست از جر و بحث بردارید.
‫- باید بکشیش.

367
00:25:18,392 --> 00:25:20,390
‫ دردش اومد. خیلی سفت بود.

368
00:25:23,137 --> 00:25:24,016
‫بس کنید!

369
00:25:24,266 --> 00:25:25,475
‫بس کنید، بس کنید!

370
00:25:25,684 --> 00:25:28,012
‫- این که کاملاً برعکسه.
‫- نه بابا!

371
00:25:28,262 --> 00:25:29,560
‫برعکس نیست.

372
00:25:29,770 --> 00:25:30,809
‫برعکسه.

373
00:25:31,309 --> 00:25:33,347
‫تو نقشه‌تو برعکس گرفتی.

374
00:25:36,474 --> 00:25:39,061
‫یک مرحله اجتناب‌ناپذیر از
‫زندگی شما به عنوان یک زن،

375
00:25:39,271 --> 00:25:41,638
‫بحث امروز بعد از ظهر ما
‫در مورد یائسگی خواهد بود.

376
00:25:42,098 --> 00:25:44,306
‫با ما سه متخصص همراه هستند...

377
00:25:44,515 --> 00:25:48,352
‫ در پاییز 1969 که 24 ساعته بی‌حرکت بودم،

378
00:25:48,561 --> 00:25:51,099
‫من به طور کامل

379
00:25:51,349 --> 00:25:54,845
‫هر چیزی که از تلویزیون
‫پخش میشد رو دیدم، مفصل،

380
00:25:55,095 --> 00:25:58,761
‫صد در صدِ تمام و کمالِ برنامه‌ها.

381
00:25:59,471 --> 00:26:01,389
‫زود برمی‌گردم.

382
00:26:11,179 --> 00:26:14,515
‫ ♪ همانطور که روز بعد از شب برمی‌گردد ♪

383
00:26:14,725 --> 00:26:17,682
‫♪ و خورشید همیشه بعد از باران ♪

384
00:27:27,432 --> 00:27:28,591
‫چیکار می‌کنی؟

385
00:27:30,809 --> 00:27:32,887
‫می‌خوام معلول باشم.

386
00:27:36,184 --> 00:27:37,472
‫ما تقلب کردیم.

387
00:27:43,766 --> 00:27:45,095
‫متاسفم.

388
00:27:47,133 --> 00:27:49,301
‫- فکر بدی بود.
‫- نه.

389
00:27:49,510 --> 00:27:50,679
‫نه.

390
00:27:53,846 --> 00:27:55,804
‫وقتی شما اومدید اینجا،

391
00:27:56,054 --> 00:27:59,590
‫داشتم می‌رفتم به اِرو تا
‫زندگی بیوه‌گیم رو شروع کنم.

392
00:27:59,800 --> 00:28:01,009
‫می‌دونم.

393
00:28:01,219 --> 00:28:03,307
‫- ولی دکتر...
‫- من دکتر نیستم.

394
00:28:05,844 --> 00:28:07,343
‫خانم ورژپوش،

395
00:28:08,421 --> 00:28:10,260
‫شما لایق بازنشستگیتون هستید.

396
00:28:13,087 --> 00:28:14,385
‫ولی من مطمئنم

397
00:28:15,135 --> 00:28:18,681
‫که شوهرتون هیچوقت یه
‫مریض رو اینجوری ول نمی‌کرد.

398
00:28:20,180 --> 00:28:24,306
‫شوهر من اسم هیچکدوم از
‫2567 تا مریضش رو نمی‌دونست.

399
00:28:25,884 --> 00:28:28,092
‫ و شما، شما همه‌شون رو می‌شناختید.

400
00:28:28,471 --> 00:28:29,800
‫همه‌شونو.

401
00:28:30,969 --> 00:28:34,096
‫من از هر مریضی مثل بچه خودم استقبال کردم.

402
00:28:43,047 --> 00:28:44,955
‫رولان چی دوست داره؟

403
00:28:51,089 --> 00:28:52,507
‫از صبح تا شب،

404
00:28:52,717 --> 00:28:55,464
‫صداش تو آپارتمان ما می‌پیچید.

405
00:28:57,053 --> 00:28:59,840
‫وارتان حالا دیگه بخشی از پروتکل درمان بود.

406
00:29:07,472 --> 00:29:10,010
‫ چه ربطی به این خواننده داره؟

407
00:29:13,596 --> 00:29:15,514
‫ سلام.
‫ سلام.

408
00:29:16,963 --> 00:29:19,840
‫ هر چی از سیلوی وارتان دارید برمی‌داریم.

409
00:29:20,090 --> 00:29:23,386
‫ما از هاردی هم خوشمون میاد،
‫ولی این دوتا ربطی به هم ندارن.

410
00:29:23,926 --> 00:29:25,504
‫وارتان یه چیز دیگه‌ست...

411
00:29:27,133 --> 00:29:28,881
‫وارتان به دل ما می‌شینه.

412
00:29:30,010 --> 00:29:31,089
‫نه تنها

413
00:29:31,338 --> 00:29:34,465
‫وارتان یه ستاره خیلی خیلی بزرگ ملی شد

414
00:29:34,715 --> 00:29:36,673
‫و یه نماد از موسیقی یه‌یه،

415
00:29:37,422 --> 00:29:41,758
‫بلکه رابطه‌ش با جانی
‫هم رسماً غوغا به پا کرد.

416
00:29:42,138 --> 00:29:44,176
‫ اون یه مسیر شغلی بین‌المللی داشت.

417
00:29:44,385 --> 00:29:45,504
‫همه جا آهنگ خوند.

418
00:29:45,754 --> 00:29:48,671
‫تو آمریکا، ژاپن، کانادا،

419
00:29:48,881 --> 00:29:50,509
‫آرژانتین، برزیل،

420
00:29:50,719 --> 00:29:51,928
‫و بلژیک.

421
00:29:53,217 --> 00:29:54,385
‫ چیه؟

422
00:29:54,635 --> 00:29:56,843
‫می‌خوای پول جمع کنی یا پسرتو خوب کنی؟

423
00:29:59,300 --> 00:30:03,546
‫رمان مورد علاقه‌ش "در جستجوی زمان از دست رفته" پروسته.

424
00:30:04,385 --> 00:30:07,223
‫- پول باعث دعوا میشه.
‫- چقدر؟

425
00:30:08,012 --> 00:30:09,340
‫ده هزار فرانک.

426
00:30:10,719 --> 00:30:13,217
‫- ده هزار فرانک؟
‫- دیدی، دعوا شد.

427
00:30:23,047 --> 00:30:25,344
‫رولان! رولان!

428
00:30:26,463 --> 00:30:28,801
‫بیست بار گذاشتیش، بس کن دیگه!

429
00:30:48,461 --> 00:30:51,049
‫حداقل صداشو کم کن! رولان!

430
00:31:08,381 --> 00:31:09,550
‫رولان!

431
00:31:11,338 --> 00:31:12,217
‫رولان!

432
00:31:56,004 --> 00:31:56,923
‫بله؟

433
00:32:00,090 --> 00:32:02,048
‫قرار بود چند ماه طول بکشه.

434
00:32:02,297 --> 00:32:04,295
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردیم طول کشیده.

435
00:32:04,845 --> 00:32:07,842
‫معجزه‌ها که همینجوری اتفاق نمیفتن.

436
00:32:08,421 --> 00:32:10,879
‫شما بهم قول داده بودید که خوندن یاد می‌گیره.

437
00:32:11,089 --> 00:32:11,878
‫نمی‌خواد.

438
00:32:12,757 --> 00:32:14,295
‫جلوی خانم فلوری،

439
00:32:14,365 --> 00:32:17,612
‫آدم واقعاً می‌تونست وسعت جذابیت

440
00:32:18,002 --> 00:32:19,960
‫و قدرت متقاعد کردن مادرم رو ببینه.

441
00:32:20,419 --> 00:32:22,377
‫حرف رو عوض کردن، جیغ و داد،

442
00:32:22,627 --> 00:32:24,585
‫اشک، احساسات، و غیره.

443
00:32:24,795 --> 00:32:27,542
‫همه‌ش، با سرعت نور.

444
00:32:30,050 --> 00:32:31,378
‫خب، خانم پرز!

445
00:32:31,628 --> 00:32:33,007
‫شما فقط یه دروغگو هستید.

446
00:32:37,212 --> 00:32:39,130
‫چرا خوندن یاد نمی‌گیره؟

447
00:32:42,167 --> 00:32:43,876
‫حتی ژاک هم خوندن بلده.

448
00:32:46,213 --> 00:32:48,791
‫ خب آره، من خوندن بلدم. این که...

449
00:32:49,001 --> 00:32:51,458
‫ رولان به خوندن علاقه نداره.

450
00:32:52,167 --> 00:32:53,916
‫باید خوندن یاد بگیره.

451
00:32:54,125 --> 00:32:56,793
‫ چرا "حتی ژاک"؟ آره، من خوندن بلدم.

452
00:32:57,792 --> 00:33:00,709
‫مامان روش هجی کردن و
‫روش‌های دیگه رو امتحان کرده،

453
00:33:00,919 --> 00:33:02,417
‫ولی هیچی جواب نمیده.

454
00:33:03,916 --> 00:33:06,293
‫ عاشق خوندن نیستم، ولی می‌خونم.

455
00:33:07,212 --> 00:33:08,711
‫شما قبلاً منو با کتاب دیدید.

456
00:33:08,961 --> 00:33:10,539
‫شما قبلاً منو در حال خوندن دیدید.

457
00:33:12,667 --> 00:33:14,545
‫حتماً یادتونه

458
00:33:14,755 --> 00:33:17,502
‫اون کتاب قطور بالزاک رو
‫که تو یه آخر هفته تموم کردم؟

459
00:33:29,040 --> 00:33:30,169
‫من دروغگو نیستم.

460
00:33:31,088 --> 00:33:32,297
‫کسی اینو نگفت.

461
00:33:32,547 --> 00:33:34,585
‫ من نمی‌تونم همه کارا رو تو این خونه انجام بدم.

462
00:33:35,254 --> 00:33:36,793
‫نمی‌تونم همه کارا رو بکنم.

463
00:33:37,292 --> 00:33:38,961
‫من دروغگو نیستم.

464
00:33:47,462 --> 00:33:49,630
‫بالزاک، تو بهش خوندن یاد میدی.

465
00:33:53,206 --> 00:33:54,505
‫یعنی چی؟ بابا!

466
00:33:55,124 --> 00:33:59,040
‫ امشب، من زیباترین خواهم بود برای رقصیدن

467
00:34:00,839 --> 00:34:02,457
‫رقصیدن

468
00:34:03,626 --> 00:34:06,413
‫و اینگونه بود که از تخیل
‫حاصلخیز ژاک متولد شد

469
00:34:06,623 --> 00:34:09,040
‫روش خواندن وارتان.

470
00:34:09,250 --> 00:34:10,998
‫دوست داشتن

471
00:34:12,627 --> 00:34:15,584
‫ ساده بود. یه آهنگ رو از حفظ یاد می‌گرفتم.

472
00:34:17,042 --> 00:34:18,421
‫خواهی گفت

473
00:34:19,170 --> 00:34:21,878
‫ بعدش، همه صداها رو پیدا می‌کردم.

474
00:34:22,337 --> 00:34:25,454
‫امشب، من زیباترین خواهم بود.

475
00:34:25,664 --> 00:34:28,331
‫امشب، من زی... زیباترین خواهم بود.

476
00:34:28,541 --> 00:34:30,879
‫- "زی"؟
‫- آفرین، "ی" اینجاست.

477
00:34:31,128 --> 00:34:34,705
‫سوسیس، سریع، ساده، سیب، سوپ، کلی چیز دیگه...

478
00:34:34,915 --> 00:34:36,163
‫نمی‌دونم، تو...

479
00:34:36,753 --> 00:34:37,622
‫"او"؟

480
00:34:38,921 --> 00:34:40,709
‫سه روزه داریم در مورد "اِ" حرف می‌زنیم.

481
00:34:40,958 --> 00:34:42,996
‫- تو این جمله صدای "آ" می‌شنوی؟
‫- نه.

482
00:34:43,206 --> 00:34:44,705
‫نه، "آ" نداره.

483
00:34:44,915 --> 00:34:46,833
‫"زمزمه شده توسط تو"، صدای "آ" می‌شنوی؟

484
00:34:47,082 --> 00:34:49,790
‫ و در مرحله سوم، پیدا کردن کلمه‌ها.

485
00:34:49,999 --> 00:34:51,788
‫- اینجا.
‫- "رفتن". این "برای" هست.

486
00:34:51,997 --> 00:34:53,995
‫کلمه "رفتن"، این یکیه.

487
00:34:54,245 --> 00:34:57,372
‫ولی تو خنگی یا چی؟ اینجاست! اینجا!

488
00:35:00,249 --> 00:35:01,498
‫درست شد.

489
00:35:02,837 --> 00:35:06,753
‫جانی کنترل رو از دست داده،
‫ماشین افتاده تو گودال.

490
00:35:07,502 --> 00:35:09,620
‫ این همان ماشینی است که جانی هالیدی

491
00:35:09,870 --> 00:35:12,127
‫و سیلوی وارتان دیروز سوار آن بودند

492
00:35:12,327 --> 00:35:14,205
‫تا برای یک مراسم به بزانسون بروند.

493
00:35:14,455 --> 00:35:18,291
‫تصادف حوالی ساعت 20:30 در جاده ملی 83

494
00:35:18,501 --> 00:35:20,998
‫نزدیک روپ، در منطقه بلفور رخ داد.

495
00:35:21,208 --> 00:35:23,626
‫آنها به بیمارستان منتقل شدند

496
00:35:23,876 --> 00:35:27,911
‫جایی که خبرنگار ما، هانری اشمیت،
‫با این خواننده گفتگو کرده است.

497
00:35:30,869 --> 00:35:33,586
‫ استر، آپارتمان رو به آتیش می‌کشی.

498
00:35:38,501 --> 00:35:40,829
‫ چند ماه بعد از اون برخورد شدید،

499
00:35:41,248 --> 00:35:42,877
‫مثل معجزه،

500
00:35:44,165 --> 00:35:46,083
‫وارتان به صحنه برگشته بود.

501
00:35:46,293 --> 00:35:48,001
‫کثافت.

502
00:35:49,580 --> 00:35:50,789
‫خانم فلوری.

503
00:35:50,998 --> 00:35:52,627
‫از دیدنتون خوشحالم.

504
00:35:52,877 --> 00:35:54,535
‫"چون تو پونزده سالته

505
00:35:54,745 --> 00:35:57,042
‫"و خوشبختی واقعی رو پیدا می‌کنی

506
00:35:57,752 --> 00:35:59,210
‫"که مدت‌ها منتظرش بودی

507
00:35:59,410 --> 00:36:02,207
‫"چون اگه من می‌خونم، برای توئه، برای توئه

508
00:36:02,457 --> 00:36:04,035
‫"آره، برای تو"

509
00:36:04,375 --> 00:36:05,534
‫خب، رولان.

510
00:36:28,950 --> 00:36:30,409
‫یالا، مچیکپارا.

511
00:36:35,664 --> 00:36:38,701
‫"آقای دو شارلوس درباره
‫این خدمتکار پیر می‌گفت:

512
00:36:38,910 --> 00:36:42,537
‫"او سرآمد آدم‌های خوب است."

513
00:38:28,950 --> 00:38:32,037
‫فردا، خانواده آبیکزر رو دعوت
‫می‌کنیم، ساعت هفت اینجا هستن.

514
00:38:32,247 --> 00:38:33,865
‫پس‌فردا، خانواده دارمونی رو دعوت می‌کنیم.

515
00:38:34,075 --> 00:38:37,452
‫پس‌پس‌پس‌فردا، همه
‫شوشاناها رو دعوت می‌کنیم.

516
00:38:47,492 --> 00:38:48,371
‫ بیا، رولان!

517
00:39:01,947 --> 00:39:04,954
‫مهمون دعوت می‌کنیم، ولی
‫چه دعوتی، بی‌وقفه مهمون داریم.

518
00:39:05,154 --> 00:39:07,412
‫آره، مهمون داریم. یالا،
‫همه اینا رو جمع می‌کنیم.

519
00:39:08,820 --> 00:39:11,238
‫آفرین! عالیه، رولان!

520
00:39:11,488 --> 00:39:14,445
‫عالیه، آفرین! حالا خوب شد. آفرین!

521
00:39:15,574 --> 00:39:17,322
‫دیگه لازم نیست همدیگه رو ببینیم.

522
00:39:17,532 --> 00:39:18,740
‫راستشو بخواید،

523
00:39:19,370 --> 00:39:21,578
‫ هیچوقت لازم نبود همدیگه رو ببینیم.

524
00:39:23,945 --> 00:39:25,154
‫خداحافظ، خانم پرز.

525
00:39:26,702 --> 00:39:27,991
‫خداحافظ...

526
00:39:29,530 --> 00:39:30,678
‫کثافت.

527
00:39:38,870 --> 00:39:41,118
‫ رولان، باید حتماً تمریناتت رو ادامه بدی.

528
00:39:41,368 --> 00:39:42,736
‫باشه؟

529
00:39:46,822 --> 00:39:48,321
‫ممنون، دکتر.

530
00:39:54,824 --> 00:39:57,112
‫دیدی چقدر بزرگ شدی؟ هوم؟

531
00:39:58,531 --> 00:39:59,620
‫حرومزاده کوچولو.

532
00:40:06,533 --> 00:40:08,571
‫تو مترو با هیچکس حرف نمی‌زنی.

533
00:40:09,200 --> 00:40:12,776
‫و در مورد پات هیچی نگو. لازم نیست بدونن.

534
00:40:15,034 --> 00:40:18,860
‫این مال منه. اینم همینطور.
‫اینم همینطور. اینم همینطور. اینم همینطور.

535
00:40:28,451 --> 00:40:31,238
‫- و همونطور که مادرم قول داده بود...
‫- مچیکپارا.

536
00:40:31,448 --> 00:40:33,196
‫ ... مثل همه پسرهای هم سن و سال خودم،

537
00:40:33,406 --> 00:40:35,973
‫روز اول مدرسه‌م،

538
00:40:37,242 --> 00:40:39,490
‫خودم تنها و با پای خودم رفتم.

539
00:40:43,945 --> 00:40:47,492
‫برای استر، بعد از معجزه‌ای
‫که اتفاق افتاده بود، غیرممکن بود

540
00:40:47,701 --> 00:40:50,409
‫که به مدرسه سر کوچه راضی بشه.

541
00:40:50,778 --> 00:40:52,656
‫برای توجیه یک سال عقب افتادنم،

542
00:40:52,866 --> 00:40:55,943
‫اون مدیر مدرسه هنرهای نمایشی رو قانع کرد

543
00:40:56,153 --> 00:41:00,069
‫که من تو یه فیلم تو مراکش
‫بازی کردم، یه موفقیت بزرگ.

544
00:41:00,279 --> 00:41:03,655
‫تو تعطیلات تو خیابون کشف شده بودم،

545
00:41:03,985 --> 00:41:06,073
‫و اونجا یه ستاره بزرگ شده بودم.

546
00:41:06,283 --> 00:41:10,029
‫و مهمتر از همه، قرار بود اینجا
‫تو فرانسه هم یه ستاره بزرگ بشم.

547
00:41:10,409 --> 00:41:13,615
‫اون زندگی فوق‌العاده‌ای که
‫مادرم هر شب بهم قولشو می‌داد

548
00:41:13,825 --> 00:41:15,324
‫بالاخره می‌تونست شروع بشه.

549
00:41:16,233 --> 00:41:18,111
‫ نیمه خم.

550
00:41:19,200 --> 00:41:20,908
‫نیمه خم.

551
00:41:22,816 --> 00:41:24,405
‫بالا.

552
00:41:25,034 --> 00:41:26,902
‫نگه دارید. نگه دارید، بچه‌ها.

553
00:41:27,402 --> 00:41:30,239
‫دو، سه! یالا، بچه‌ها! بپرید!

554
00:41:30,449 --> 00:41:34,275
‫دو، سه، چهار! شاسه! شاسه! پرش بزرگ!

555
00:41:35,324 --> 00:41:37,112
‫و شاسه! پاها رو بچسبون.

556
00:41:37,362 --> 00:41:39,030
‫شاسه! پرش بزرگ!

557
00:41:47,621 --> 00:41:48,411
‫پاشو.

558
00:41:56,692 --> 00:41:57,442
‫این چیه؟

559
00:42:00,638 --> 00:42:02,317
‫جوراب شلواریت رو در بیار.

560
00:42:05,523 --> 00:42:07,991
‫آقا پسر، جوراب شلواریت رو در بیار.

561
00:42:22,736 --> 00:42:24,734
‫من یه تصادف ماشین داشتم

562
00:42:25,154 --> 00:42:27,651
‫تو کازابلانکا با عموم.

563
00:42:27,861 --> 00:42:29,400
‫ شما اینجا چیکار می‌کنید؟

564
00:42:29,859 --> 00:42:30,818
‫کار مادرمه.

565
00:42:31,028 --> 00:42:34,115
‫ یه آدم معلول رو که کلاس رقص نمی‌فرستن.

566
00:42:34,365 --> 00:42:36,612
‫شما دارید وقت ما رو تلف می‌کنید.

567
00:42:41,647 --> 00:42:42,656
‫خوبی، مچیکپارا؟

568
00:42:47,362 --> 00:42:48,530
‫بچه‌ها،

569
00:42:48,780 --> 00:42:51,487
‫حرکت "پا دو باسک" رو
‫از وضعیت اول دوباره انجام میدیم.

570
00:42:51,737 --> 00:42:53,695
‫دست‌ها رو بکشید.

571
00:42:53,905 --> 00:42:55,444
‫خانم کوربو؟

572
00:42:55,693 --> 00:42:57,072
‫چیزی شده؟

573
00:43:00,399 --> 00:43:01,318
‫شما کی باشید؟

574
00:43:01,817 --> 00:43:05,114
‫ من همونی‌ام که پسرشو می‌فرسته کلاس رقص.

575
00:43:05,903 --> 00:43:07,152
‫متوجهم، بله.

576
00:43:07,362 --> 00:43:09,609
‫نه، نه. شما متوجه نیستید، خانم.

577
00:43:09,859 --> 00:43:12,776
‫اون زمین می‌خوره، دوباره بلند میشه!

578
00:43:13,106 --> 00:43:16,612
‫لازم نیست جلوی یه کلاس کامل تحقیرش کنید!

579
00:43:16,702 --> 00:43:18,700
‫کلاسی که تازه داره مسخره‌ش هم می‌کنه!

580
00:43:20,438 --> 00:43:22,397
‫معلم بودن یعنی این؟

581
00:43:22,986 --> 00:43:25,523
‫شما مایه ننگ این شغل هستید!

582
00:43:26,023 --> 00:43:28,940
‫چطور می‌تونید
‫یه بچه هفت ساله رو بیرون کنید؟

583
00:43:29,280 --> 00:43:30,688
‫اون هفت سالشه!

584
00:43:31,238 --> 00:43:33,026
‫می‌بینم که اینجا...

585
00:43:33,236 --> 00:43:37,362
‫ مادرم کلمات مناسب رو پیدا کرد
‫تا به خانم کوربو توضیح بده

586
00:43:37,571 --> 00:43:40,069
‫که چرا جای من تو کلاس رقص اونه.

587
00:43:54,854 --> 00:43:56,303
‫روز خوبی داشته باشید، خانم کوربو.

588
00:43:57,192 --> 00:43:58,730
‫روز خوبی داشته باشید، خانم پرز.

589
00:44:02,776 --> 00:44:04,564
‫بعداً می‌بینمت، مچیکپارا.

590
00:44:13,026 --> 00:44:15,773
‫ هیچوقت از دست این زن خلاص نمیشی.

591
00:44:18,480 --> 00:44:19,729
‫بچه عوضی.

592
00:44:19,939 --> 00:44:21,188
‫سر جاتون، بچه‌ها.

593
00:44:22,027 --> 00:44:23,645
‫- سلام.
‫- سلام.

594
00:44:29,320 --> 00:44:30,858
‫ استر، چی شده؟

595
00:44:36,902 --> 00:44:39,020
‫ شیراک می‌خواد بهم یه مدال بده.

596
00:44:41,148 --> 00:44:43,485
‫درخواستش رو اون کثافت داده.

597
00:44:44,105 --> 00:44:45,523
‫خانم فلوری.

598
00:44:47,441 --> 00:44:49,020
‫عجیبه، واقعاً.

599
00:44:50,938 --> 00:44:52,686
‫یه مدال افتخار.

600
00:44:53,605 --> 00:44:55,483
‫از طرف جمهوری فرانسه.

601
00:44:56,442 --> 00:44:57,731
‫به من.

602
00:44:59,819 --> 00:45:01,188
‫خب...

603
00:45:02,526 --> 00:45:03,565
‫حق دارن.

604
00:45:04,394 --> 00:45:05,603
‫نه.

605
00:45:05,813 --> 00:45:08,151
‫من کاری رو کردم که همه مادرا می‌کنن.

606
00:45:09,230 --> 00:45:10,608
‫نه.

607
00:45:12,936 --> 00:45:14,524
‫تو یه معجزه کردی.

608
00:45:29,230 --> 00:45:33,645
‫ ماه‌ها، مادرم و همسایه‌ها
‫خودشون رو آماده می‌کردن.

609
00:45:35,353 --> 00:45:36,892
‫ولی قشنگ‌ترین بخش ماجرا،

610
00:45:37,601 --> 00:45:41,357
‫این بود که روز موعود، روزی که جمهوری فرانسه

611
00:45:41,607 --> 00:45:44,604
‫قرار بود از این زن ریزنقش
‫مهاجر مراکشی تقدیر کنه،

612
00:45:45,483 --> 00:45:48,021
‫همسایه‌ها این لطف رو
‫کردن و فکر اینو کردن که

613
00:45:48,231 --> 00:45:49,439
‫مادرم رو روی کفش‌های پاشنه‌بلند سوار کنن.

614
00:45:50,269 --> 00:45:53,355
‫یه توجه ظریف که قرار بود به اون قد بلند

615
00:45:53,565 --> 00:45:54,734
‫ژاک شیراک

616
00:45:54,934 --> 00:45:58,600
‫اجازه بده که اون مدال معروف رو
‫بدون اینکه زیاد خم بشه، وصل کنه.

617
00:45:59,349 --> 00:46:00,808
‫با احترام، خانم.

618
00:46:01,647 --> 00:46:02,646
‫ممنون.

619
00:46:34,524 --> 00:46:35,893
‫خانم پرز.

620
00:46:36,562 --> 00:46:37,811
‫خانم فلوری.

621
00:46:50,808 --> 00:46:52,266
‫بفرما.

622
00:46:54,934 --> 00:46:56,312
‫تو مترو با هیچکس حرف نمی‌زنی.

623
00:46:56,982 --> 00:46:58,191
‫مامان.

624
00:46:58,390 --> 00:47:00,518
‫ این مال منه. اینم همینطور.
‫اینم همینطور. اینم همینطور.

625
00:47:01,437 --> 00:47:02,686
‫اینم همینطور.

626
00:47:04,894 --> 00:47:06,452
‫روز خوبی داشته باشی، مچیکپارا.

627
00:47:08,520 --> 00:47:09,729
‫خوشگله.

628
00:47:11,647 --> 00:47:13,395
‫این یکی عجله داره بره.

629
00:47:13,605 --> 00:47:16,722
‫بعد از چند سال تمسخر
‫و تحقیری که تحمل کردم،

630
00:47:16,932 --> 00:47:19,809
‫دیگه تو چشم همکلاسی‌هام اون آدم فلج نبودم.

631
00:47:20,019 --> 00:47:23,016
‫ ... به رولان پرز تعلق می‌گیره!
‫آفرین، پسر گلم.

632
00:47:23,225 --> 00:47:24,474
‫آفرین، رولان.

633
00:47:25,523 --> 00:47:26,642
‫نقش‌های دیگه...

634
00:47:26,852 --> 00:47:29,689
‫ با گذشت زمان، مدرسه هنرهای نمایشی،

635
00:47:30,348 --> 00:47:31,767
‫برای مادرم مثل آب خوردن بود.

636
00:47:33,805 --> 00:47:35,723
‫در مورد پام بهشون چی بگم؟

637
00:47:36,352 --> 00:47:37,601
‫کدوم پا؟

638
00:47:38,101 --> 00:47:40,019
‫اونی که کوتاه‌تره.

639
00:47:40,938 --> 00:47:42,686
‫کدوم یکی کوتاه‌تره؟

640
00:47:45,263 --> 00:47:46,602
‫فهمیدم.

641
00:47:48,021 --> 00:47:49,729
‫"موز" پلان 7، برداشت 32.

642
00:47:50,518 --> 00:47:51,227
‫حرکت!

643
00:47:56,972 --> 00:47:58,640
‫با این موزه، لبم خندونه.

644
00:47:58,890 --> 00:48:00,688
‫کات! آره!

645
00:48:00,938 --> 00:48:02,646
‫آره! عالی بود!

646
00:48:02,896 --> 00:48:05,563
‫ مادرم یه مدیر برنامه بی‌نظیر شده بود.

647
00:48:05,763 --> 00:48:07,771
‫معلومه که رقص بلده!

648
00:48:07,971 --> 00:48:09,569
‫قراردادها رو پشت سر هم امضا می‌کردم.

649
00:48:16,762 --> 00:48:19,559
‫- یالا.
‫- ما رولان رو می‌خوایم.

650
00:48:28,470 --> 00:48:31,058
‫ اونجاست! اونجاست! اونجاست!

651
00:48:31,767 --> 00:48:32,806
‫رولان!

652
00:48:33,555 --> 00:48:36,352
‫ من تونستم با بزرگترین هنرمندها کار کنم.

653
00:48:36,812 --> 00:48:38,350
‫پتولا کلارک، ژیلبر بکو،

654
00:48:38,600 --> 00:48:40,728
‫شیلا، ریچارد آنتونی،

655
00:48:41,267 --> 00:48:42,516
‫و جو داسن.

656
00:48:43,935 --> 00:48:45,643
‫♪ آمریکا ♪

657
00:48:45,853 --> 00:48:48,930
‫♪ اون می‌خواد بهش برسه و می‌رسه ♪

658
00:48:51,098 --> 00:48:53,895
‫ من تو همه اون برنامه‌های تلویزیونی شرکت کردم

659
00:48:54,144 --> 00:48:56,682
‫که چند سال قبل‌تر تماشا می‌کردم،

660
00:48:56,892 --> 00:48:59,139
‫در حالی که تو تخت معلولیتم دراز کشیده بودم.

661
00:48:59,469 --> 00:49:00,728
‫و یه روز...

662
00:49:23,345 --> 00:49:26,053
‫ اینها سیلوی وارتان و جانی هالیدی بودند.

663
00:49:26,262 --> 00:49:28,310
‫لطفاً حسابی تشویقشون کنید.

664
00:49:28,560 --> 00:49:32,096
‫- سیلوی وارتان و جانی هالیدی!
‫- ممنون. از همگی ممنونم.

665
00:49:32,346 --> 00:49:34,055
‫ ممنون، جانی. ممنون، سیلوی.

666
00:49:48,970 --> 00:49:51,767
‫من یه آینده شغلی نویدبخش
‫به عنوان بازیگر کودک داشتم.

667
00:49:52,806 --> 00:49:56,392
‫داشتم نقش‌ها رو تو سینما و
‫تئاتر پشت سر هم می‌گرفتم.

668
00:49:58,810 --> 00:50:01,267
‫بعد از اینکه به لطف خانم فرحت فهمیدم

669
00:50:01,467 --> 00:50:03,345
‫که اکثریت قریب به اتفاق بازیگرها

670
00:50:03,555 --> 00:50:05,223
‫تو فقر زندگی می‌کنن...

671
00:50:05,433 --> 00:50:08,850
‫- چرا داری برش می‌داری؟
‫- چون که همینه دیگه.

672
00:50:09,059 --> 00:50:12,516
‫... مادرم تصمیم گرفت کسی
‫که یه معجزه رو تجربه کرده

673
00:50:12,626 --> 00:50:15,123
‫باید تحصیلات بلندپروازانه‌تری داشته باشه.

674
00:50:18,011 --> 00:50:19,599
‫سلام به همگی.

675
00:50:19,929 --> 00:50:20,968
‫سلام، مامان.

676
00:50:21,177 --> 00:50:23,975
‫ در پایان اون تحصیلات بلندپروازانه در رشته حقوق،

677
00:50:24,184 --> 00:50:27,181
‫خواهر و برادرهام همه از خونه رفته بودن.

678
00:50:27,801 --> 00:50:29,639
‫استر فقط منو داشت.

679
00:50:30,138 --> 00:50:33,635
‫- برات یه عکس از بابا صالح گذاشتم.
‫- لازمش ندارم!

680
00:50:33,845 --> 00:50:35,683
‫یالا، دیرت میشه.

681
00:50:35,893 --> 00:50:38,390
‫مچیکپارا، تو مترو با هیچکس حرف نزن.

682
00:50:38,600 --> 00:50:40,178
‫مامان، بس کن دیگه.

683
00:50:41,427 --> 00:50:42,466
‫خب.

684
00:50:43,595 --> 00:50:47,651
‫می‌تونی امتحان کتبی رو چهارشنبه تحویل بدی.

685
00:50:49,429 --> 00:50:50,848
‫یعنی چی؟

686
00:50:51,097 --> 00:50:53,265
‫- تو می‌خواستی چهارشنبه تحویل بدی؟
‫- خب؟

687
00:50:53,475 --> 00:50:54,264
‫حله.

688
00:50:55,303 --> 00:50:57,591
‫ چطوری می‌تونم امتحانمو چهارشنبه تحویل بدم؟

689
00:50:57,801 --> 00:50:59,429
‫- تو چهارشنبه رو می‌خواستی.
‫- خب؟

690
00:51:00,928 --> 00:51:04,264
‫ پروفسور دلگوست... اون یه آدم فوق‌العاده‌ست.

691
00:51:04,514 --> 00:51:06,132
‫مامان، این درست نیست.

692
00:51:06,342 --> 00:51:09,549
‫بهت التماس کردم. بهت گفتم: "با استادا حرف نزن."

693
00:51:09,799 --> 00:51:10,598
‫دیوونه‌کننده‌ست!

694
00:51:10,808 --> 00:51:12,516
‫ ما یه ساعت با پیرو حرف زدیم.

695
00:51:13,175 --> 00:51:15,803
‫پیرو؟ تو بهش میگی پیرو؟

696
00:51:16,052 --> 00:51:19,219
‫ دیرت میشه. با غریبه‌ها حرف نزن.

697
00:51:19,429 --> 00:51:20,967
‫بس کن، بس کن.

698
00:51:21,217 --> 00:51:24,474
‫اینقدر اینو بهم نگو، اینقدر با استادام حرف نزن!

699
00:51:24,674 --> 00:51:26,592
‫دست از سر عکسای بابا صالح بردار.

700
00:51:26,842 --> 00:51:29,849
‫چرا تو 27 سالگی بهم میگی با غریبه‌ها حرف نزنم؟

701
00:51:30,098 --> 00:51:31,507
‫چرا؟

702
00:51:33,345 --> 00:51:35,513
‫بذار زندگیمو بکنم، مامان.

703
00:51:36,182 --> 00:51:37,471
‫باشه.

704
00:51:37,891 --> 00:51:38,969
‫آره.

705
00:51:42,886 --> 00:51:45,013
‫نمی‌دونم چرا می‌خوای با غریبه‌ها حرف بزنی...

706
00:51:45,843 --> 00:51:47,091
‫خب...

707
00:51:48,300 --> 00:51:51,097
‫ باید یه تعرض به حریم خصوصی وجود داشته باشه

708
00:51:51,297 --> 00:51:54,424
‫که طبق رویه‌های کاملاً مشخصی انجام شده باشه.

709
00:51:54,634 --> 00:51:56,842
‫بنابراین، مجازات‌های مدنی یا کیفری

710
00:51:57,051 --> 00:51:58,800
‫فقط به صورت استثنایی اعمال میشن

711
00:51:59,009 --> 00:52:00,967
‫و کارایی قانون رو محدود می‌کنن

712
00:52:01,017 --> 00:52:02,806
‫و حقی برای حریم خصوصی قائل نیستند.

713
00:52:02,896 --> 00:52:04,814
‫در نتیجه، یه غریبه تو ساحل

714
00:52:04,963 --> 00:52:08,640
‫به اندازه یه فرد مشهور حق
‫داره از تعرض شکایت کنه.

715
00:52:08,840 --> 00:52:11,427
‫اون هم می‌تونه موضوع رو به دادگاه بکشونه.

716
00:52:11,637 --> 00:52:13,505
‫با این حال، هزینه‌های مالی...

717
00:52:13,529 --> 00:52:15,529
بی سی موویز

718
00:52:28,300 --> 00:52:30,258
‫آقای رولان پرز، لطفاً.

719
00:52:32,216 --> 00:52:34,554
‫آقای رولان پرز.

720
00:52:35,882 --> 00:52:38,130
‫آقای رولان پرز، لطفاً.

721
00:52:38,380 --> 00:52:39,799
‫نوبت شماست.

722
00:52:40,008 --> 00:52:42,216
‫- آقای پرز؟
‫- بله، پیرو. اِ...

723
00:52:42,756 --> 00:52:45,263
‫ببخشید، آقای دلگوست. بله، نوبت منه.

724
00:52:45,513 --> 00:52:47,761
‫- لطفاً بیاید.
‫- بله.

725
00:52:52,636 --> 00:52:53,884
‫رولان؟

726
00:52:54,714 --> 00:52:56,212
‫من با دوستامم.

727
00:52:56,462 --> 00:52:59,379
‫ما اینجاییم که ناهار بخوریم، وقت نداریم.

728
00:53:07,131 --> 00:53:08,170
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

729
00:53:08,840 --> 00:53:10,338
‫بله، دخترم.

730
00:53:27,011 --> 00:53:28,969
‫خانم پرز، این فوق‌العاده‌ست.

731
00:53:50,378 --> 00:53:53,215
‫ منتظر چی هستی؟ خودشه.

732
00:53:56,252 --> 00:53:57,880
‫اون ازدواج کرده، مامان.

733
00:53:59,169 --> 00:54:02,176
‫عروسی شما قشنگ‌ترین
‫روز زندگی من خواهد بود.

734
00:54:02,636 --> 00:54:04,464
‫اون همین الانشم ازدواج کرده.

735
00:54:04,674 --> 00:54:06,881
‫ اون با آدم اشتباهی ازدواج کرده.

736
00:54:07,091 --> 00:54:08,460
‫پیش میاد دیگه.

737
00:54:09,798 --> 00:54:12,885
‫در مورد پاچنبری‌ت بهش چیزی نگو. لازم نیست.

738
00:54:16,632 --> 00:54:19,589
‫پدر و مادرش تحصیلات عالیه دارن.

739
00:54:19,798 --> 00:54:23,884
‫فوق‌العاده‌ست! و موهای قشنگی داره.

740
00:54:24,714 --> 00:54:28,380
‫چه عروسی فوق‌العاده‌ای میشه! مچیکپارا!

741
00:54:28,799 --> 00:54:32,256
‫ این یه گوهره، این. کلکسیونیه.

742
00:54:32,835 --> 00:54:36,752
‫نوزدهم نوامبر 1961،
‫اولین حضور وارتان در تلویزیون.

743
00:54:37,001 --> 00:54:40,588
‫1966، سال خیلی مهمی برای وارتانه.

744
00:54:40,797 --> 00:54:42,376
‫سال تولد دیویده،

745
00:54:42,586 --> 00:54:44,883
‫سال شایعات جدایی از جانی.

746
00:54:45,133 --> 00:54:47,171
‫و چیزی که کمتر کسی می‌دونه،

747
00:54:47,381 --> 00:54:49,089
‫اینه که وارتان کاملاً شیفته

748
00:54:49,299 --> 00:54:51,257
‫هیرونیموس بوش بود.

749
00:54:51,467 --> 00:54:53,295
‫نقاش قرون وسطی.

750
00:54:53,545 --> 00:54:57,341
‫یه صفحه 45 دور اولیه به
‫هلندی هست، یکی به آلمانی،

751
00:54:57,551 --> 00:54:59,629
‫یکی به اسپانیایی...

752
00:54:59,878 --> 00:55:02,426
‫و اگه دقیق‌تر نگاه کنیم،

753
00:55:02,626 --> 00:55:05,673
‫تو صحنه‌آرایی‌هاش، تو کلیپ‌هاش،

754
00:55:05,882 --> 00:55:08,959
‫رد پای هیرونیموس بوش حس میشه.

755
00:55:09,339 --> 00:55:12,835
‫که سال 1450 تو بوالودوک به دنیا اومده.

756
00:55:13,085 --> 00:55:15,043
‫همه چی برای درست کردن یه مجله هست

757
00:55:15,253 --> 00:55:17,591
‫که در مورد اخبار هنرمندا حرف بزنه.

758
00:55:17,800 --> 00:55:19,259
‫ولی چیزی که ما می‌خوایم،

759
00:55:19,509 --> 00:55:20,877
‫اینه که برای هر شماره،

760
00:55:21,087 --> 00:55:23,255
‫یه مصاحبه عمیق داشته باشیم.

761
00:55:24,833 --> 00:55:27,671
‫ و در نتیجه، برای اولین شمارمون،

762
00:55:27,920 --> 00:55:30,588
‫می‌خوایم با سیلوی وارتان مصاحبه کنیم.

763
00:55:33,215 --> 00:55:34,923
‫ البته.
‫ می‌دونیم.

764
00:55:35,832 --> 00:55:39,299
‫ اگه تو اوکی باشی،
‫می‌خوایم تو مصاحبه رو انجام بدی.

765
00:55:39,958 --> 00:55:41,047
‫من؟

766
00:55:43,295 --> 00:55:44,424
‫نه.

767
00:55:45,083 --> 00:55:46,921
‫نه، نمی‌تونم.

768
00:55:47,171 --> 00:55:49,089
‫من حتی نمی‌تونم بنویسم.

769
00:55:49,299 --> 00:55:50,877
‫نمی‌تونم نوشته خودمو بخونم.

770
00:55:51,207 --> 00:55:52,506
‫آقای پرز؟

771
00:55:55,293 --> 00:55:56,791
‫شما آقای پرز هستید؟

772
00:55:57,001 --> 00:55:58,420
‫نه، من...

773
00:56:00,458 --> 00:56:02,546
‫شما فرانسوی صحبت می‌کنید؟

774
00:56:02,795 --> 00:56:05,003
‫اگه بخواید می‌تونم انگلیسی صحبت کنم.

775
00:56:05,253 --> 00:56:06,921
‫نه، مشکلی نیست.

776
00:56:08,380 --> 00:56:10,088
‫ بفرمایید.
‫ شما ده دقیقه وقت دارید.

777
00:56:10,298 --> 00:56:11,587
‫برای چی؟

778
00:56:16,042 --> 00:56:17,331
‫منتظره.

779
00:56:17,541 --> 00:56:19,549
‫- موضوعاتی که نباید بپرسه رو بهش گفتن؟
‫- نه.

780
00:56:19,748 --> 00:56:21,577
‫مگه موضوع ممنوعه هم هست؟

781
00:56:34,334 --> 00:56:35,503
‫سلام.

782
00:56:35,712 --> 00:56:36,921
‫سلام.

783
00:56:46,212 --> 00:56:47,251
‫برگه‌هام...

784
00:56:53,874 --> 00:56:57,331
‫- می‌تونم مصاحبه رو ضبط کنم؟
‫- بله.

785
00:57:01,676 --> 00:57:02,705
‫ببخشید.

786
00:57:04,963 --> 00:57:06,082
‫درست شد.

787
00:57:10,747 --> 00:57:12,046
‫ببخشید، من...

788
00:57:17,081 --> 00:57:20,498
‫وقتی آدم یه بچگی شاد رو تجربه می‌کنه،

789
00:57:21,127 --> 00:57:23,335
‫پر از ناز و نعمت و حمایت،

790
00:57:24,544 --> 00:57:28,250
‫و مخصوصاً وقتی آدم شانس
‫داشتن مادری مثل شما رو داشته باشه

791
00:57:29,209 --> 00:57:30,627
‫که داشته...

792
00:57:31,337 --> 00:57:32,625
‫آیا...

793
00:57:33,505 --> 00:57:34,733
‫آیا آدم...

794
00:57:35,163 --> 00:57:38,999
‫این حس رو نداره که گذر زمان رو حس نمی‌کنه؟

795
00:57:44,084 --> 00:57:45,842
‫شما پروست رو می‌شناسید.

796
00:57:46,831 --> 00:57:48,080
‫بله.

797
00:57:48,290 --> 00:57:49,459
‫به لطف شما.

798
00:57:49,668 --> 00:57:52,995
‫وقتی آدم عشقی مادرانه مثل
‫چیزی که من تجربه کردم رو بشناسه،

799
00:57:53,455 --> 00:57:55,582
‫و مثل چیزی که پروست تجربه کرد،

800
00:57:56,961 --> 00:58:00,917
‫روبرو شدن با واقعیت زندگی سخته.

801
00:58:01,497 --> 00:58:05,043
‫ولی در عین حال، این...

802
00:58:05,413 --> 00:58:09,379
‫چیزیه که مثل یه پایه فوق‌العاده محکم در وجود آدمه.

803
00:58:10,498 --> 00:58:13,205
‫یه تعادل بزرگ و یه قدرت بزرگ.

804
00:58:17,161 --> 00:58:18,829
‫ولی یه جورایی یه نقص هم هست.

805
00:58:19,828 --> 00:58:21,127
‫مشخصه.

806
00:58:23,664 --> 00:58:24,703
‫سوال دوم.

807
00:58:25,582 --> 00:58:28,789
‫"که آدم یه کم هم...

808
00:58:29,918 --> 00:58:33,085
‫"از نظر احساسی بی‌دفاعه

809
00:58:34,873 --> 00:58:35,832
‫"در عشق."

810
00:58:36,042 --> 00:58:39,878
‫دوران دانشجویی حقوقم، با
‫کوچکترین خبری از وارتان،

811
00:58:40,128 --> 00:58:41,327
‫منو می‌فرستادن تا باهاش ملاقات کنم.

812
00:58:41,536 --> 00:58:43,165
‫- آقای پرز.
‫- بله.

813
00:58:43,495 --> 00:58:44,743
‫حالتون چطوره؟

814
00:58:46,711 --> 00:58:48,040
‫خوبم.

815
00:58:48,869 --> 00:58:50,078
‫خوبم.

816
00:58:51,377 --> 00:58:53,245
‫نه، من طرفدار نیستم.

817
00:58:53,455 --> 00:58:55,792
‫خودمو طرفدار نمی‌دونم.

818
00:58:57,580 --> 00:58:58,539
‫نه.

819
00:58:58,749 --> 00:59:00,707
‫- مال توئه یا من؟
‫- مال تو.

820
00:59:00,917 --> 00:59:03,624
‫نه، صبر کن... چک کنم.

821
00:59:04,334 --> 00:59:06,002
‫مال منه.

822
00:59:06,252 --> 00:59:09,369
‫آدمایی که امضا می‌خوان،

823
00:59:09,578 --> 00:59:11,786
‫که سعی می‌کنن یه چیزی بِکَنَن،

824
00:59:11,996 --> 00:59:13,534
‫من اونجوری نیستم.

825
00:59:13,744 --> 00:59:14,953
‫زشته.

826
00:59:16,042 --> 00:59:18,789
‫لازم نیست بهش نزدیک بشم.

827
00:59:18,999 --> 00:59:20,497
‫می‌بینی، من...

828
00:59:22,076 --> 00:59:23,285
‫این وارتانه.

829
00:59:24,164 --> 00:59:25,453
‫بعدش...

830
00:59:27,620 --> 00:59:29,249
‫من رفته بودم...

831
00:59:37,121 --> 00:59:40,497
‫و به طرز عجیبی،
‫به لطف یه نیروی الهی نامعلوم،

832
00:59:40,997 --> 00:59:43,454
‫فقط بعد از چند ماه ازدواج،

833
00:59:44,044 --> 00:59:47,331
‫لیتزی به سادگی متوجه شد با آدم اشتباهی

834
00:59:47,450 --> 00:59:49,289
‫ازدواج کرده.

835
01:00:07,121 --> 01:00:08,120
‫ چت شده؟

836
01:00:17,700 --> 01:00:19,039
‫من...

837
01:00:22,955 --> 01:00:26,871
‫باید زودتر بهت می‌گفتم، متاسفم.

838
01:00:28,949 --> 01:00:30,328
‫معمولاً معلوم نیست.

839
01:00:31,916 --> 01:00:35,123
‫وقتی لباس تنمه معلوم نیست. معلوم نیست.

840
01:00:37,620 --> 01:00:38,909
‫متاسفم.

841
01:00:39,448 --> 01:00:41,207
‫باید بهت می‌گفتم.

842
01:00:44,783 --> 01:00:46,531
‫هیچ مشکلی نداره.

843
01:01:03,914 --> 01:01:05,073
‫ منو ببوس.

844
01:01:24,854 --> 01:01:25,683
‫مامان؟

845
01:01:26,243 --> 01:01:28,241
‫- چت شده؟
‫- ما تو جهنم می‌سوزیم.

846
01:01:28,450 --> 01:01:31,328
‫- نه، چت شده؟
‫- اونا میگو سرو کردن.

847
01:01:31,577 --> 01:01:32,746
‫ چی میگی؟

848
01:01:32,946 --> 01:01:35,823
‫- میگو سرو کردن.
‫- آه... آره...

849
01:01:36,033 --> 01:01:38,201
‫تو عروسی ما، صدف بود!

850
01:01:38,660 --> 01:01:41,827
‫- این حرامه، خودت می‌دونی.
‫- اشتباهاتی پیش اومد.

851
01:01:42,077 --> 01:01:45,154
‫مهم نیست، بازم عروسی قشنگیه.

852
01:01:45,413 --> 01:01:48,161
‫ همه‌مون دم در جهنم همدیگه رو می‌بینیم.

853
01:01:48,780 --> 01:01:50,408
‫- نه مامان.
‫- همه‌مون.

854
01:01:50,618 --> 01:01:52,117
‫خاخام‌ها هیچی ندیدن.

855
01:01:52,327 --> 01:01:54,245
‫ وقتی بوفه جهنم تموم میشه،

856
01:01:54,784 --> 01:01:56,163
‫منو رو میارن.

857
01:01:56,952 --> 01:01:58,031
‫غذا ماهیه.

858
01:01:58,870 --> 01:02:01,447
‫ماهی سول با سس قارچ.

859
01:02:02,906 --> 01:02:05,284
‫ماهی، قارچ،

860
01:02:05,913 --> 01:02:08,281
‫سبزیجات، هیچی که تورات
‫حرام کرده باشه نیست.

861
01:02:09,449 --> 01:02:11,447
‫بالاخره می‌تونم یه نفس راحت بکشم.

862
01:02:11,787 --> 01:02:14,155
‫چنگالمو می‌کنم تو ماهی،

863
01:02:14,994 --> 01:02:16,702
‫و چی پیدا می‌کنم؟

864
01:02:17,282 --> 01:02:18,241
‫میگو.

865
01:02:18,910 --> 01:02:20,578
‫بازم میگو.

866
01:02:21,078 --> 01:02:23,156
‫همه جا پر از میگوئه. همه جا.

867
01:02:23,945 --> 01:02:25,703
‫میگوها از ظرفا زده بیرون.

868
01:02:27,162 --> 01:02:28,700
‫چه مصیبتی.

869
01:02:28,950 --> 01:02:30,448
‫چه مصیبتی!

870
01:02:31,158 --> 01:02:32,406
‫خجالت می‌کشم.

871
01:02:32,656 --> 01:02:36,283
‫ اینم درستش کردیم. یالا، بیا دیگه.

872
01:02:36,612 --> 01:02:38,320
‫چیزی که دلمو سوزوند...

873
01:02:40,698 --> 01:02:44,444
‫اینه که تو روزی که باید
‫قشنگ‌ترین روز زندگیم می‌بود،

874
01:02:45,903 --> 01:02:47,202
‫چی می‌فهمم؟

875
01:02:56,742 --> 01:02:57,781
‫ بذاریدش زمین!

876
01:02:59,280 --> 01:03:00,528
‫بذاریدش زمین!

877
01:03:00,778 --> 01:03:02,616
‫ولی اون حامله‌ست!

878
01:03:07,072 --> 01:03:09,779
‫ چطور تونستی این کارو با من بکنی، مچیکپارا؟

879
01:03:11,987 --> 01:03:15,244
‫- چطور تونستی این کارو با من بکنی؟
‫- ببخشید مامان.

880
01:03:15,443 --> 01:03:17,991
‫- حقمه؟
‫- نه، ببخشید. متاسفم.

881
01:03:18,241 --> 01:03:20,408
‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

882
01:03:20,618 --> 01:03:22,906
‫ متاسفم مامان. متاسفم.

883
01:03:23,116 --> 01:03:24,944
‫چطور باید اینجوری می‌فهمیدم؟

884
01:03:25,194 --> 01:03:27,701
‫ منو ببخش. ببخشید مامان.

885
01:03:27,901 --> 01:03:30,948
‫- تو منو کشتی.
‫- اوه نه، متاسفم.

886
01:03:31,487 --> 01:03:34,694
‫ بعد از شب عروسی، رولان برگشت خونه.

887
01:03:37,072 --> 01:03:39,359
‫آپارتمانشون آماده نیست.

888
01:03:39,699 --> 01:03:40,818
‫وقت داریم.

889
01:03:43,365 --> 01:03:45,613
‫مچیکپارا، ازدواج کرده.

890
01:03:46,362 --> 01:03:48,250
‫و پیش ما میمونه.

891
01:03:48,990 --> 01:03:50,069
‫دیگه گشنم نیست.

892
01:03:51,367 --> 01:03:52,776
‫خیلی خوشمزه‌ست.

893
01:03:56,442 --> 01:03:59,110
‫- خونه مامانت شام خوردی؟
‫- نه.

894
01:04:00,109 --> 01:04:01,237
‫خونه‌ش شام نخوردم.

895
01:04:02,986 --> 01:04:04,614
‫خونه مامانم شام نخوردم.

896
01:04:04,704 --> 01:04:06,802
‫یه سر بهش زدم، بهم یه...

897
01:04:08,031 --> 01:04:09,319
‫کیک کوچولو داد بچشم.

898
01:04:10,738 --> 01:04:12,816
‫- شام نخوردم.
‫- من زنتم.

899
01:04:14,195 --> 01:04:15,943
‫می‌دونم زنمی.

900
01:04:16,362 --> 01:04:17,611
‫این چه...

901
01:04:17,821 --> 01:04:20,738
‫- چرا خونه مامانت شام می‌خوری؟
‫- خونه‌ش شام نخوردم.

902
01:04:20,988 --> 01:04:23,116
‫- مشکل چیه؟
‫- مشکلی نیست.

903
01:04:23,325 --> 01:04:25,833
‫چرا هست، دستپخت منه؟

904
01:04:26,402 --> 01:04:27,611
‫- نه.
‫- نه؟

905
01:04:27,821 --> 01:04:30,608
‫ یعنی چرا، عاشق دستپختتم، ولی نه...

906
01:04:32,366 --> 01:04:34,894
‫آپارتمان آماده نبود.

907
01:04:35,363 --> 01:04:37,241
‫حالا آماده‌ست.

908
01:04:37,441 --> 01:04:38,440
‫آماده‌ست.

909
01:04:38,900 --> 01:04:40,069
‫آماده‌ست.

910
01:04:40,198 --> 01:04:41,827
‫لباسات کجان؟

911
01:04:56,692 --> 01:04:57,821
‫بعداً می‌بینمت.

912
01:04:58,031 --> 01:05:00,568
‫ بعداً می‌بینمت، مچیکپارا... بعداً می‌بینمت.

913
01:05:00,778 --> 01:05:02,446
‫برای مادرم سخته.

914
01:05:02,816 --> 01:05:04,614
‫براش خیلی سخته.

915
01:05:05,193 --> 01:05:09,150
‫فقط بهش زمان بده تا بند ناف رو ببره
‫.و همه چی درست میشه

916
01:05:12,526 --> 01:05:14,025
‫مشکل مامان تو نیست.

917
01:05:16,572 --> 01:05:19,439
‫ دکتر به درد نمی‌خوره.
‫روغن زیتون، عسل، لیمو.

918
01:05:20,648 --> 01:05:23,235
‫من قطع می‌کنم، زنگ می‌زنن. دست بردار نیستن.

919
01:05:23,485 --> 01:05:26,732
‫خوبه من اینجام، وگرنه از پسش برنمیومد.

920
01:05:26,942 --> 01:05:29,399
‫یالا، دخترم. بعداً می‌بینمت.

921
01:05:29,979 --> 01:05:31,147
‫...باشه بابا!

922
01:05:31,297 --> 01:05:32,436
‫فهمیدم!

923
01:05:33,525 --> 01:05:35,903
‫اینجوری زنگ زدن چه فایده‌ای داره؟

924
01:05:36,692 --> 01:05:37,941
‫چه فایده‌ای داره؟

925
01:05:41,317 --> 01:05:43,405
‫- آقای فونکینوس.
‫- بله.

926
01:05:43,815 --> 01:05:47,151
‫ خانم پرز، مادر وکیل پرز. خوشوقتم.

927
01:05:48,150 --> 01:05:50,238
‫- خوشوقتم. بفرمایید تو.
‫- خوشوقتم.

928
01:05:51,147 --> 01:05:52,816
‫- شیرینی میل دارید؟
‫- نه.

929
01:05:53,026 --> 01:05:55,313
‫ دیابت؟ من که بازم می‌خورم.

930
01:05:55,523 --> 01:05:56,692
‫ببخشید!

931
01:05:56,902 --> 01:05:59,739
‫ببخشید آقای فونکینوس، برای تاخیر. واقعاً.

932
01:05:59,939 --> 01:06:01,147
‫بفرمایید.

933
01:06:03,315 --> 01:06:07,861
‫من هنوز منشی ندارم،
‫مامانم کارای منشی رو انجام میده.

934
01:06:08,320 --> 01:06:10,608
‫آره دیگه، برای اینکه کارم راه بیفته.

935
01:06:10,818 --> 01:06:12,986
‫همونطور که دیدید، اینجا خانوادگیه.

936
01:06:13,235 --> 01:06:14,774
‫خیلی خانوادگیه.

937
01:06:14,984 --> 01:06:16,522
‫و ما همینو دوست داریم.

938
01:06:21,147 --> 01:06:22,236
‫مامان؟

939
01:06:23,965 --> 01:06:24,924
‫ما رو تنها میذاری؟

940
01:06:25,743 --> 01:06:27,111
‫ آره، لطفاً.

941
01:06:28,320 --> 01:06:29,649
‫آفرین.

942
01:06:31,487 --> 01:06:33,235
‫نمی‌تونی این کارو بکنی، مامان.

943
01:06:33,445 --> 01:06:37,691
‫این یه موکله. و موکل‌ها مشکلات شخصی دارن.

944
01:06:39,189 --> 01:06:41,487
‫- چرا میلنگی؟
‫- من نمی‌لنگم.

945
01:06:41,687 --> 01:06:45,064
‫می‌شنوی چی میگم؟ همه اینا محرمانه‌ست.

946
01:06:45,273 --> 01:06:46,192
‫میلنگی.

947
01:06:46,442 --> 01:06:47,861
‫نمی‌لنگم!

948
01:06:48,070 --> 01:06:49,939
‫گوش کن، لطفاً.

949
01:06:50,148 --> 01:06:54,234
‫ می‌دونم معنیش چیه. یعنی "این محرمانه‌ست".

950
01:06:54,904 --> 01:06:57,441
‫و راستشو بخوای، همسایه‌ها براشون مهم نیست،

951
01:06:57,651 --> 01:07:01,397
‫که فونکینوس زنشو از ارث محروم کنه،
‫یا اینکه اون به اوراق خزانه‌ش دست بزنه.

952
01:07:03,315 --> 01:07:06,942
‫تو از کجا در مورد زنش
‫و اوراق خزانه می‌دونی؟

953
01:07:07,151 --> 01:07:09,609
‫- من که فال گوش واینمیستم.
‫- این کارو نکن.

954
01:07:09,859 --> 01:07:11,437
‫تو فال گوش واینمیسی!

955
01:07:11,687 --> 01:07:14,194
‫خب، این فونکینوس عوضی چی؟

956
01:07:18,021 --> 01:07:19,479
‫ این چی میگه؟

957
01:07:20,818 --> 01:07:22,066
‫یالا، بیا.

958
01:07:22,276 --> 01:07:24,564
‫این فقط حرف می‌زنه.

959
01:07:24,774 --> 01:07:25,983
‫امروز شلوغه.

960
01:07:29,359 --> 01:07:30,608
‫آقای فونکینوس.

961
01:07:30,818 --> 01:07:34,144
‫بفرمایید با اون چیزای محرمانه‌تون بشینید.

962
01:07:34,354 --> 01:07:36,902
‫و امروز تاخیر داریم.

963
01:07:40,528 --> 01:07:42,526
‫ باید یه چک برای این ماه بیاری.

964
01:07:43,645 --> 01:07:45,273
‫ اوه، اوه! هارولد، حالت خوب نیست؟

965
01:07:45,483 --> 01:07:47,811
‫چیکار می‌کنی؟ این دیوونه‌ست.

966
01:07:48,020 --> 01:07:49,359
‫فردا پرداختشون می‌کنم.

967
01:07:49,569 --> 01:07:51,477
‫- مدرسه رو هم همینطور.
‫- مدرسه، آره.

968
01:07:51,687 --> 01:07:53,395
‫نداشتم... یادم رفت.

969
01:07:53,605 --> 01:07:56,312
‫- کلیدا دست تو نیست؟
‫- دست توئه.

970
01:07:56,522 --> 01:07:59,569
‫ تلفن قطعه. باید قبض‌ها رو پرداخت کنی.

971
01:08:02,436 --> 01:08:03,895
‫چرا اینجایی، مامان؟

972
01:08:04,104 --> 01:08:07,521
‫ چطور برای هارولد زن پیدا کنم
‫وقتی هیچوقت نمی‌بینمش؟

973
01:08:07,731 --> 01:08:08,900
‫دیروز دیدیش.

974
01:08:09,109 --> 01:08:10,608
‫تلفن قطعه.

975
01:08:10,818 --> 01:08:12,316
‫باید قبض‌ها رو پرداخت کنی.

976
01:08:13,525 --> 01:08:16,312
‫- کلیدا رو ازش پس نگرفتی؟
‫- قسم می‌خورم گرفتم.

977
01:08:16,522 --> 01:08:18,610
‫حتماً از روی کلید یدک هم یه یدک ساخته.

978
01:08:19,309 --> 01:08:21,607
‫با به دنیا اومدن سه تا بچه‌مون،

979
01:08:21,817 --> 01:08:24,774
‫قبض‌ها شروع کردن به جمع شدن.

980
01:08:24,983 --> 01:08:26,642
‫با کمال احترام...

981
01:08:26,852 --> 01:08:28,560
‫صرفاً از روی ناچاری،

982
01:08:29,189 --> 01:08:31,897
‫من یه وکیل مدافع شدم، ولی...

983
01:08:32,686 --> 01:08:34,234
‫یه وکیل ترسناک.

984
01:08:34,684 --> 01:08:35,603
‫حرف رو عوض کردن،

985
01:08:35,853 --> 01:08:36,942
‫جیغ و داد،

986
01:08:37,481 --> 01:08:40,058
‫حرکات نمایشی، اشک، احساسات، و غیره.

987
01:08:40,268 --> 01:08:41,067
‫همه‌ش،

988
01:08:41,517 --> 01:08:43,315
‫با سرعت نور.

989
01:08:43,895 --> 01:08:46,312
‫ چه لذتیه که امروز صبح دوباره میزبان

990
01:08:46,522 --> 01:08:48,650
‫یکی از متخصصان

991
01:08:48,850 --> 01:08:51,147
‫حقوق مالکیت معنوی هستیم.

992
01:08:51,357 --> 01:08:52,316
‫چه تعریفی می‌کنید!

993
01:08:52,516 --> 01:08:55,433
‫ رولان پرز، سلام، استاد.
‫ سلام به همگی.

994
01:08:55,643 --> 01:08:57,521
‫- امروز صبح چطورید؟
‫- بسیار خوب.

995
01:09:03,395 --> 01:09:04,774
‫ببخشید، خانم پرز.

996
01:09:24,854 --> 01:09:26,562
‫ می‌بینی، با این دفترهای جدید،

997
01:09:26,812 --> 01:09:30,608
‫می‌تونیم همه وکلای تازه‌کار رو جا بدیم،

998
01:09:32,566 --> 01:09:35,773
‫که برای بازسازی شرکت بهشون نیاز داشتیم.

999
01:09:35,982 --> 01:09:38,190
‫خیلی وقت پیش در موردش حرف زده بودیم.

1000
01:09:39,189 --> 01:09:40,518
‫خب اینم از این.

1001
01:09:43,185 --> 01:09:44,774
‫دفتر من کجاست؟

1002
01:09:48,810 --> 01:09:50,328
‫دفتر تو، مامان...

1003
01:09:53,375 --> 01:09:54,524
‫اخراج شدم؟

1004
01:09:55,773 --> 01:09:57,311
‫پس یه لطفی در حقم بکن.

1005
01:09:58,190 --> 01:10:00,098
‫به موکل‌هات نگو اخراج شدم.

1006
01:10:00,308 --> 01:10:02,186
‫بهشون بگو مُردم.

1007
01:10:04,014 --> 01:10:06,022
‫مامان، بس کن، واقعاً...

1008
01:10:17,641 --> 01:10:19,559
‫دیرم شده، دیرم شده.

1009
01:10:23,055 --> 01:10:26,222
‫و دقیقاً همونطور که استر پیش‌بینی کرده بود،

1010
01:10:26,432 --> 01:10:28,480
‫من یه عروسی فوق‌العاده داشتم.

1011
01:10:28,680 --> 01:10:31,727
‫با یه زن فوق‌العاده، بچه‌های فوق‌العاده. همه چیز.

1012
01:10:33,015 --> 01:10:34,893
‫همه چیز برای من فوق‌العاده بود.

1013
01:10:36,602 --> 01:10:39,729
‫ ولی در حال حاضر، همه چیز خیلی خوبه.

1014
01:10:40,388 --> 01:10:43,515
‫ما موفق شدیم کل تومور رو خارج کنیم.

1015
01:10:44,354 --> 01:10:48,480
‫ما به عنوان پیشگیری به شما پیشنهاد
‫می‌کنیم که شیمی‌درمانی رو دنبال کنید.

1016
01:10:48,680 --> 01:10:49,809
‫به عنوان پیشگیری؟

1017
01:10:50,308 --> 01:10:51,397
‫بله.

1018
01:10:52,396 --> 01:10:55,513
‫ ولی شما کل توده سرطانی رو برداشتید؟

1019
01:10:55,723 --> 01:10:58,520
‫بله، ولی برای اینکه مطمئن بشیم...

1020
01:10:59,479 --> 01:11:02,895
‫ با این درمان پیشگیرانه،
‫من موهامو از دست میدم.

1021
01:11:03,685 --> 01:11:05,433
‫این بخشیشه...

1022
01:11:05,643 --> 01:11:07,021
‫و ضعیف میشم.

1023
01:11:08,770 --> 01:11:10,268
‫برای یه مدت.

1024
01:11:11,557 --> 01:11:13,355
‫از نتیجه مطمئنیم؟

1025
01:11:18,040 --> 01:11:19,249
‫نه.

1026
01:11:20,308 --> 01:11:22,176
‫تصمیمش قطعی بود.

1027
01:11:23,934 --> 01:11:25,643
‫همونطور که همیشه بود.

1028
01:11:26,851 --> 01:11:29,389
‫لیتزی تصمیم گرفت
‫زندگیش رو تمام و کمال زندگی کنه.

1029
01:11:30,728 --> 01:11:32,895
‫اوه، عزیزم! دنبالت می‌گشتم.

1030
01:11:36,762 --> 01:11:38,640
‫پنجشنبه می‌بینمت؟ خداحافظ!

1031
01:11:45,263 --> 01:11:46,811
‫کاملاً بیرون!

1032
01:11:47,061 --> 01:11:49,389
‫ کاملاً روی خطه، متاسفم.

1033
01:12:03,185 --> 01:12:05,013
‫سال‌های بعد از اون

1034
01:12:05,513 --> 01:12:07,810
‫شادترین سال‌های زندگی ما بودند.

1035
01:13:00,767 --> 01:13:01,806
‫خب.

1036
01:13:16,142 --> 01:13:17,301
‫بیمار کجاست؟

1037
01:13:18,969 --> 01:13:20,558
‫خب اینجا... جلوی شما.

1038
01:13:28,849 --> 01:13:31,207
‫می‌تونم معاینه‌تون کنم؟

1039
01:13:34,763 --> 01:13:35,932
‫بله، حتماً.

1040
01:14:14,554 --> 01:14:16,841
‫ از خاک آمده‌ایم و به خاک بازمی‌گردیم.

1041
01:14:17,051 --> 01:14:20,098
‫خاک به زمینی بازمی‌گردد که از آن آمده است.

1042
01:14:21,057 --> 01:14:23,714
‫از شما دعوت می‌کنم هر کدام کمی خاک بریزید.

1043
01:14:51,636 --> 01:14:52,715
‫خب.

1044
01:14:54,014 --> 01:14:55,343
‫همه چیز رو داری.

1045
01:14:56,761 --> 01:14:58,220
‫امشب می‌بینمت.

1046
01:14:59,089 --> 01:15:00,927
‫می‌بوسمت. روز خوبی داشته باشی.

1047
01:15:05,263 --> 01:15:07,880
‫چرا مدرسه نمیری؟ برام توضیح میدی؟

1048
01:15:08,090 --> 01:15:09,798
‫نمی‌خوام باهات حرف بزنم!

1049
01:15:10,008 --> 01:15:12,256
‫ نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟ باهام حرف می‌زنی.

1050
01:15:12,466 --> 01:15:15,672
‫ نمی‌فهمی؟ دلم نمی‌خواد باهات حرف بزنم!

1051
01:15:15,882 --> 01:15:18,340
‫نمی‌خوام صداتو بشنوم! نمی‌فهمی؟

1052
01:15:18,550 --> 01:15:20,508
‫- اینجوری با من حرف نزن.
‫- ولم کن!

1053
01:15:23,924 --> 01:15:25,343
‫و هارولد،

1054
01:15:25,842 --> 01:15:27,301
‫پسرم،

1055
01:15:27,800 --> 01:15:28,969
‫خب، اون...

1056
01:15:30,048 --> 01:15:31,966
‫به زور باهام حرف می‌زنه، پس...

1057
01:15:35,213 --> 01:15:39,009
‫خانواده‌م داره کاملاً از هم می‌پاشه.

1058
01:15:41,546 --> 01:15:44,923
‫ چرا فکر می‌کنید
‫خانواده‌تون داره از هم می‌پاشه؟

1059
01:15:46,512 --> 01:15:48,130
‫مشکل اینه،

1060
01:15:49,339 --> 01:15:50,927
‫که...

1061
01:15:54,214 --> 01:15:56,172
‫تمام زندگیم، بقیه...

1062
01:15:58,380 --> 01:15:59,968
‫تصمیم‌ها رو برام گرفتن.

1063
01:16:02,466 --> 01:16:03,804
‫تمام زندگیم.

1064
01:16:11,636 --> 01:16:14,054
‫و حالا، من سردرگمم.

1065
01:16:19,179 --> 01:16:21,886
‫من اشتباهی رو که مرتکب شده بودم اصلاح کردم

1066
01:16:22,755 --> 01:16:25,802
‫با دفن کردن لیتزی
‫تو اون قبرستون غمگین پاریس،

1067
01:16:26,132 --> 01:16:27,740
‫در حالی که اون اینقدر سرزنده بود.

1068
01:16:30,008 --> 01:16:32,505
‫ شما خیلی از زندگیتون با لیتزی حرف می‌زنید.

1069
01:16:33,504 --> 01:16:35,463
‫از این درد غیرقابل تحمل.

1070
01:16:36,711 --> 01:16:38,170
‫از مادرتون.

1071
01:16:39,049 --> 01:16:41,676
‫از جسارت‌هاش، از فداکاریش.

1072
01:16:43,215 --> 01:16:44,034
‫ولی...

1073
01:16:44,703 --> 01:16:47,101
‫هیچوقت یه کلمه هم در
‫مورد پدرتون حرف نمی‌زنید.

1074
01:16:50,757 --> 01:16:52,086
‫ازش برام بگید.

1075
01:16:53,584 --> 01:16:54,543
‫از پدرم؟

1076
01:16:57,840 --> 01:17:00,677
‫ یه خاطره از بچگی
‫با پدرتون برام تعریف کنید.

1077
01:17:04,354 --> 01:17:05,522
‫بسیار خب.

1078
01:17:16,172 --> 01:17:18,090
‫می‌تونی گوشی رو بدی به بابا؟

1079
01:17:18,300 --> 01:17:18,999
‫بابا؟

1080
01:17:19,538 --> 01:17:20,677
‫آره، بابا.

1081
01:17:20,877 --> 01:17:21,866
‫ چی شده؟

1082
01:17:22,296 --> 01:17:24,254
‫می‌خوام یه چیزی بهش بگم.

1083
01:17:24,463 --> 01:17:27,460
‫ حالت خوب نیست؟ مریضی؟ بگو چته.

1084
01:17:28,040 --> 01:17:30,088
‫من فقط می‌خوام با بابا حرف بزنم.

1085
01:17:30,158 --> 01:17:31,536
‫ پول لازم داری؟

1086
01:17:31,966 --> 01:17:33,634
‫ نه، گوشی رو بده به بابا.

1087
01:17:33,834 --> 01:17:36,002
‫- پس چی؟
‫- چی پس چی؟

1088
01:17:37,001 --> 01:17:38,340
‫گوشی رو بده به بابا!

1089
01:17:38,589 --> 01:17:41,586
‫ بچه‌ها چیزیشون شده؟ بگو که هارولد نیست.

1090
01:17:41,796 --> 01:17:45,343
‫مامان، بچه‌ها خوبن.
‫من فقط می‌خوام با بابا حرف بزنم.

1091
01:17:45,542 --> 01:17:48,260
‫- چرا نه؟
‫- نه، تو نمیای.

1092
01:17:48,459 --> 01:17:50,587
‫ بابا! یالا، من اینجام! بیا!

1093
01:17:50,797 --> 01:17:53,794
‫- یالا، منتظرتیم.
‫- نه، مامان. "مایی" در کار نیست.

1094
01:17:54,004 --> 01:17:56,631
‫فقط با باباست. تو برگرد خونه.

1095
01:18:23,424 --> 01:18:25,333
‫من زنت رو خیلی دوست داشتم.

1096
01:18:28,170 --> 01:18:29,548
‫من، می‌دونی...

1097
01:18:30,917 --> 01:18:34,084
‫تو مراکش، مادر خودم وقتی
‫چهار سالم بود فوت کرد.

1098
01:18:36,252 --> 01:18:37,540
‫پس...

1099
01:18:41,506 --> 01:18:43,175
‫بهت اعتراف می‌کنم که...

1100
01:18:45,083 --> 01:18:47,041
‫رنج بچه‌هات

1101
01:18:49,049 --> 01:18:50,557
‫برام غیرقابل تحمله.

1102
01:19:02,795 --> 01:19:04,463
‫شش ماه بعد،

1103
01:19:04,673 --> 01:19:06,381
‫پدرم از دنیا رفت.

1104
01:19:09,299 --> 01:19:11,376
‫ولی در طول اون شش ماه آخر،

1105
01:19:12,296 --> 01:19:14,254
‫رابطه‌مون تغییر کرده بود.

1106
01:19:22,625 --> 01:19:24,084
‫ سلام.

1107
01:19:24,294 --> 01:19:25,502
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

1108
01:19:25,712 --> 01:19:27,251
‫- ولی میلنگی؟
‫- نه.

1109
01:19:27,460 --> 01:19:30,377
‫ سیلوی، این وکیلمه

1110
01:19:30,587 --> 01:19:32,625
‫که در موردش باهات حرف زده بودم.

1111
01:19:34,044 --> 01:19:36,292
‫ ولی... شما روزنامه‌نگار نبودید؟

1112
01:19:37,540 --> 01:19:38,999
‫همدیگه رو می‌شناسید؟

1113
01:19:39,209 --> 01:19:41,207
‫آره، خب، یه کم همدیگه رو می‌شناسیم.

1114
01:19:41,416 --> 01:19:42,795
‫بله، بله...

1115
01:19:44,873 --> 01:19:46,172
‫رولان پرز.

1116
01:19:46,831 --> 01:19:48,080
‫درسته.

1117
01:19:48,459 --> 01:19:50,797
‫ شما یه روزنامه‌نگار عالی بودید.

1118
01:19:51,207 --> 01:19:52,705
‫خیلی مطلع.

1119
01:19:53,584 --> 01:19:54,543
‫و...

1120
01:19:54,733 --> 01:19:57,390
‫اگه اشتباه نکنم، انگلیسی‌زبان.

1121
01:20:01,167 --> 01:20:03,005
‫آره، میشه گفت.

1122
01:20:03,205 --> 01:20:04,164
‫برات توضیح میدم.

1123
01:20:04,833 --> 01:20:06,831
‫سیلوی وارتان چطور بود؟

1124
01:20:07,540 --> 01:20:11,416
‫اون خیلی زیبا بود، مامان، خیلی باهوش.

1125
01:20:11,626 --> 01:20:12,915
‫اون...

1126
01:20:14,713 --> 01:20:16,831
‫ حتماً عاشقت شده.

1127
01:20:17,041 --> 01:20:18,210
‫نمی‌دونم. در هر صورت،

1128
01:20:18,459 --> 01:20:21,706
‫هیچوقت حدس نمی‌زنی آخر شام چی شد.

1129
01:20:22,755 --> 01:20:25,003
‫- بهم بگو.
‫- ما بیرونیم،

1130
01:20:25,252 --> 01:20:26,961
‫با سیلوی وارتان.

1131
01:20:28,709 --> 01:20:30,747
‫و ازم می‌خواد که وکیلش بشم.

1132
01:20:31,996 --> 01:20:34,004
‫معلومه، مچیکپارا.

1133
01:20:37,870 --> 01:20:39,169
‫همه‌چیز رو براش تعریف کردی؟

1134
01:20:39,918 --> 01:20:41,376
‫چی رو تعریف کردم؟

1135
01:20:41,706 --> 01:20:43,125
‫همه‌چیز رو دیگه.

1136
01:20:44,663 --> 01:20:45,622
‫نه.

1137
01:20:46,042 --> 01:20:47,620
‫چرا، مچیکپارا؟

1138
01:20:47,830 --> 01:20:50,747
‫مامان، ما هیچوقت این
‫داستان رو تعریف نمی‌کنیم.

1139
01:20:52,855 --> 01:20:54,044
‫می‌شنوی؟

1140
01:20:54,214 --> 01:20:55,083
‫آره.

1141
01:20:55,213 --> 01:20:57,001
‫- هیچوقت.
‫- هیچوقت، فهمیدم.

1142
01:20:57,211 --> 01:21:00,587
‫ یه صمیمیتی بین من و سیلوی شکل گرفت.

1143
01:21:00,787 --> 01:21:02,875
‫ما دوستای نزدیکی شدیم.

1144
01:21:03,085 --> 01:21:07,250
‫با هم شام می‌خوردیم،
‫تئاتر می‌رفتیم، با هم به تعطیلات می‌رفتیم.

1145
01:21:07,750 --> 01:21:10,457
‫من خانواده‌ش رو می‌شناختم،
‫اونم خانواده منو.

1146
01:21:10,877 --> 01:21:12,036
‫خب...

1147
01:21:13,045 --> 01:21:14,373
‫به جز مادرم.

1148
01:21:16,331 --> 01:21:19,728
‫ مامان، چیکار می‌کنی؟
‫من همه دسرها رو خریدم.

1149
01:21:20,377 --> 01:21:22,036
‫سیلوی کی می‌رسه؟

1150
01:21:22,875 --> 01:21:24,703
‫هر وقت برسه، می‌رسه دیگه.

1151
01:21:27,540 --> 01:21:29,788
‫ هارولد من، من برات زنتو پیدا می‌کنم.

1152
01:21:30,537 --> 01:21:32,665
‫یالا. هارولد، بیا کمکم کن.

1153
01:23:37,240 --> 01:23:38,249
‫آفرین!

1154
01:23:38,829 --> 01:23:40,707
‫آفرین. ممنون.

1155
01:23:41,076 --> 01:23:42,455
‫تولدت مبارک!

1156
01:23:43,074 --> 01:23:44,533
‫تولدت مبارک!

1157
01:23:45,912 --> 01:23:47,330
‫از همگی ممنونم.

1158
01:24:01,996 --> 01:24:03,914
‫از دیدنتون احساساتی شدم.

1159
01:24:04,993 --> 01:24:06,621
‫حرفای زیادی داشتم

1160
01:24:06,871 --> 01:24:09,198
‫که بهتون بگم، برای همین براتون نوشتم.

1161
01:24:09,908 --> 01:24:11,826
‫- چه لطفی، ممنون.
‫- مامان.

1162
01:24:12,575 --> 01:24:13,784
‫- خوبی؟
‫- آره.

1163
01:24:13,994 --> 01:24:16,371
‫ باهام میای کیک‌ها رو بیاریم؟

1164
01:24:17,200 --> 01:24:19,998
‫تو اون پاکتی که به سیلوی دادی چیه؟

1165
01:24:20,247 --> 01:24:21,656
‫کدوم پاکت؟

1166
01:24:22,165 --> 01:24:23,404
‫دیدم بهش دادی.

1167
01:24:23,464 --> 01:24:25,792
‫ اون فقط بهم گفت که من دلنشینم.

1168
01:24:26,451 --> 01:24:29,868
‫- سیلوی وارتان منو دلنشین می‌دونه.
‫- تو پاکت چیه؟

1169
01:24:30,077 --> 01:24:31,406
‫مچیکپارا، من فهمیدم.

1170
01:24:31,656 --> 01:24:33,824
‫من هیچوقت در مورد پای
‫مریضت باهاش حرف نمی‌زنم.

1171
01:24:34,033 --> 01:24:35,412
‫هیچوقت، هیچوقت.

1172
01:24:35,912 --> 01:24:36,991
‫مامان...

1173
01:24:37,910 --> 01:24:39,658
‫ما که بهش بدی نکردیم.

1174
01:24:39,908 --> 01:24:42,575
‫ما بهش خوبی کردیم یا بدی، مچیکپارا؟

1175
01:24:42,785 --> 01:24:44,573
‫با همه اون صفحه‌هایی که خریدیم،

1176
01:24:44,783 --> 01:24:46,311
‫همه مجله‌ها...

1177
01:24:46,411 --> 01:24:48,929
‫ما با آهنگای اون خوندن یاد گرفتیم.

1178
01:24:48,988 --> 01:24:51,746
‫و همه اون کنسرت‌ها، چقدر برامون هزینه داشت.

1179
01:24:51,946 --> 01:24:55,032
‫ نگو که... اینا تو نامه نیست؟

1180
01:24:55,492 --> 01:24:58,669
‫ اگه می‌دونست چقدر برای ما کار کرده،

1181
01:24:58,829 --> 01:25:00,487
‫حتی خودشم خوشحال می‌شد.

1182
01:25:00,657 --> 01:25:01,995
‫نه، مامان.

1183
01:25:02,325 --> 01:25:04,113
‫من باهاش کار می‌کنم.

1184
01:25:04,323 --> 01:25:06,781
‫نمی‌خوام فکر کنه من یه طرفدارم

1185
01:25:07,030 --> 01:25:10,197
‫که بهش نزدیک شده، فکر می‌کنه دیوونه‌ام.

1186
01:25:10,447 --> 01:25:12,825
‫فکر می‌کنه قضیه "جذابیت مرگباره".

1187
01:25:14,073 --> 01:25:15,912
‫اینقدر همه چیو خراب نکن!

1188
01:25:16,821 --> 01:25:18,949
‫سیلوی وارتان اومده برای ما بخونه.

1189
01:25:19,198 --> 01:25:21,366
‫نه، اون برای من می‌خونه.

1190
01:25:22,245 --> 01:25:23,864
‫برای من، مامان. نه برای تو.

1191
01:25:24,073 --> 01:25:26,371
‫برای من، چون این زندگی منه.

1192
01:25:26,781 --> 01:25:27,949
‫این زندگی منه!

1193
01:25:28,779 --> 01:25:30,367
‫اینا بچه‌های منن.

1194
01:25:30,907 --> 01:25:34,493
‫اینقدر تو همه چی دخالت نکن،
‫تو زندگی بچه‌هام...

1195
01:25:34,743 --> 01:25:38,948
‫اینقدر به پسرم نگو که براش زن پیدا می‌کنی.

1196
01:25:41,826 --> 01:25:44,363
‫ به لطف کی بود که لیتزی رو پیدا کردی؟

1197
01:25:51,076 --> 01:25:52,535
‫از خونه‌م برو بیرون.

1198
01:25:56,071 --> 01:25:57,320
‫برو.

1199
01:26:19,528 --> 01:26:21,156
‫انتظارش رو نداشتیم.

1200
01:26:29,907 --> 01:26:33,074
‫ برای مدتی، بدون اینکه حرف دیگه‌ای بزنیم،

1201
01:26:34,783 --> 01:26:38,239
‫من و مادرم دیگه خیلی همدیگه رو ندیدیم.

1202
01:26:42,904 --> 01:26:46,151
‫باید با نیروهای انتظامی تماس بگیره

1203
01:26:46,361 --> 01:26:48,199
‫که صلاحیت این کار رو دارن.

1204
01:26:48,449 --> 01:26:51,696
‫حتی یه نگهبان هم حق نداره

1205
01:26:51,945 --> 01:26:53,993
‫از شما بخواد کیفتون رو بگرده

1206
01:26:54,243 --> 01:26:55,652
‫حتی داخل فروشگاه...

1207
01:27:37,450 --> 01:27:38,948
‫عاشقشم، اینو.

1208
01:27:40,317 --> 01:27:41,616
‫عاشقشم.

1209
01:27:44,862 --> 01:27:47,859
‫ستاره‌های اینجوری برام میاری، بهم نمیگی.

1210
01:27:52,325 --> 01:27:53,943
‫من حتی موهامم شونه نکردم.

1211
01:27:56,071 --> 01:27:57,400
‫مچیکپارا،

1212
01:27:57,859 --> 01:27:59,738
‫برو برامون چای بیار،

1213
01:27:59,947 --> 01:28:01,616
‫شیرینی...

1214
01:28:03,024 --> 01:28:04,403
‫برای مهمونمون.

1215
01:28:05,402 --> 01:28:06,401
‫برات میارمش.

1216
01:28:06,611 --> 01:28:08,699
‫ هر چی که همکار خوشگلت بخواد.

1217
01:29:13,654 --> 01:29:14,902
‫الو؟

1218
01:29:51,815 --> 01:29:54,193
‫رولان! سریع‌تر! سریع‌تر!

1219
01:29:54,443 --> 01:29:56,860
‫سریع‌تر! سریع‌تر!

1220
01:30:31,236 --> 01:30:34,233
‫با رفتن این زن ریزنقشی
‫که خیلی دوستش داشتم،

1221
01:30:34,772 --> 01:30:37,360
‫برای اولین بار خودم رو تنها دیدم.

1222
01:30:37,979 --> 01:30:39,398
‫شروع شد.

1223
01:30:40,896 --> 01:30:42,854
‫دوستان، حاضره!

1224
01:30:51,436 --> 01:30:52,734
‫سیلوی!

1225
01:30:52,944 --> 01:30:54,023
‫سیلوی!

1226
01:30:55,562 --> 01:30:56,650
‫- سیلوی...
‫- بله.

1227
01:30:57,440 --> 01:31:00,686
‫ می‌دونید چه نقشی تو زندگی رولان داشتید؟

1228
01:31:04,942 --> 01:31:06,191
‫نه.

1229
01:31:06,521 --> 01:31:08,189
‫کمتر کسی اینو می‌دونه.

1230
01:31:08,768 --> 01:31:11,815
‫ولی این به لطف شماست که رولان
‫می‌تونه روی پای خودش بایسته.

1231
01:31:16,730 --> 01:31:18,569
‫استر می‌خواست شما بدونید

1232
01:31:18,768 --> 01:31:21,026
‫که رولان با یه معلولیت به دنیا اومد.

1233
01:31:22,025 --> 01:31:23,524
‫اون پاچنبری داشت.

1234
01:31:24,023 --> 01:31:25,522
‫نمی‌تونست راه بره.

1235
01:31:28,399 --> 01:31:32,105
‫تمام روز روی کف آپارتمان می‌خزید.

1236
01:31:32,315 --> 01:31:35,022
‫و... این به لطف شماست...

1237
01:31:35,232 --> 01:31:38,359
‫تو بیمارستان، من برای دقایقی کنارش نبودم.

1238
01:31:38,559 --> 01:31:40,567
‫فقط همونقدر که برم چای بیارم.

1239
01:31:41,066 --> 01:31:43,274
‫مادرم حتماً همه چیز رو فاش کرد.

1240
01:31:43,853 --> 01:31:47,400
‫تولد من، ناتوانی‌ام، دکترها، درمانگر سنتی...

1241
01:31:48,898 --> 01:31:50,187
‫ولی مخصوصاً، سیلوی وارتان.

1242
01:31:50,397 --> 01:31:52,145
‫اون عاشقت شد.

1243
01:31:52,604 --> 01:31:54,812
‫و شما اون قدرت رو بهش دادید.

1244
01:31:55,022 --> 01:31:56,351
‫تو مُردی!

1245
01:31:56,560 --> 01:31:57,809
‫تو مُردی!

1246
01:31:58,189 --> 01:32:01,066
‫بذار زندگیمو بکنم!

1247
01:32:01,775 --> 01:32:02,894
‫لعنتی!

1248
01:32:15,561 --> 01:32:16,940
‫سلام، سیلوی.

1249
01:32:41,645 --> 01:32:43,643
‫این از طرف...

1250
01:32:44,023 --> 01:32:44,852
‫مادرمه.

1251
01:32:45,681 --> 01:32:49,098
‫این همون نامه‌ست که روز تولدم بهت داد.

1252
01:32:52,604 --> 01:32:55,981
‫من تلاش زیادی کردم که
‫دیگه اون بچه کوچولو نباشم.

1253
01:33:00,856 --> 01:33:04,562
‫من با همکارم تماس گرفتم
‫که جای من رو بگیره در...

1254
01:33:04,772 --> 01:33:06,361
‫همه پرونده‌های جاری‌ که داری.

1255
01:33:08,149 --> 01:33:11,476
‫باید خیلی وقت پیش این داستان
‫رو باهات در میون می‌ذاشتم.

1256
01:33:13,224 --> 01:33:14,602
‫این کارو نکردم.

1257
01:33:16,021 --> 01:33:17,689
‫و ازت بابت این عذرخواهی می‌کنم.

1258
01:33:21,555 --> 01:33:23,314
‫نیازی به عذرخواهی نداری.

1259
01:33:26,271 --> 01:33:29,268
‫داستان تو واقعاً باورنکردنیه.

1260
01:33:30,606 --> 01:33:32,065
‫منو تکون داد.

1261
01:33:33,643 --> 01:33:34,892
‫پس...

1262
01:33:37,020 --> 01:33:39,018
‫باهاش یه کاری بکن.

1263
01:33:43,224 --> 01:33:44,562
‫آره...

1264
01:34:30,307 --> 01:34:31,725
‫سلام، مامان.

1265
01:34:45,122 --> 01:34:49,967
‫[ مادرم، خدا و سیلوی وراتان ]
‫[ نویسنده: رولان پرز ]

1266
01:34:51,895 --> 01:34:53,393
‫می‌خواستم...

1267
01:34:54,183 --> 01:34:55,721
‫ازت تشکر کنم.

1268
01:35:04,103 --> 01:35:06,341
‫ممنون بابت این زندگی فوق‌العاده.

1269
01:35:20,846 --> 01:35:23,523
‫یک نویسنده انگلیسی خیلی درست نوشته

1270
01:35:24,053 --> 01:35:27,060
‫می‌گفت: که چون خدا نمی‌تونست همه جا باشه،

1271
01:35:27,220 --> 01:35:29,707
‫پس مجبور شد مادرها رو اختراع کنه.

1272
01:35:29,731 --> 01:35:34,731
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

1273
01:35:34,755 --> 01:35:45,755
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1274
01:35:55,871 --> 01:36:01,605
‫[ مادرم، خدا و سیلوی وراتان ]

1275
01:36:03,993 --> 01:36:08,638
‫فیلمی از:
‫کِن اسکات

1276
01:36:10,326 --> 01:36:14,902
‫[ لیلا بختی ]

1277
01:36:16,440 --> 01:36:21,066
‫[ جاناتان کوهن ]

1278
01:36:28,388 --> 01:36:32,255
‫با همراهی:
‫[ ژان بالیبار ]

1279
01:36:33,563 --> 01:36:37,569
‫با هنرمندی فوق‌العاده:
‫[ سیلوی وارتان ]

1280
01:36:44,113 --> 01:36:47,829
‫سناریو، اقتباس و دیالوگها:
‫کِن اسکات

1281
01:36:48,818 --> 01:36:53,144
‫بر اساس کتابی از « رولان پِرِز »
‫« مادرم، خدا و سیلوی وارتان »

