1
00:00:01,000 --> 00:00:06,500
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:06,766 --> 00:00:09,073
‫آنچه گذشت...

3
00:00:09,204 --> 00:00:11,467
‫اسم این مجموعه «شکست‌خورده‌ها» ـست.

4
00:00:11,597 --> 00:00:13,382
‫به‌خاطر همینه که تهیه‌کننده‌های فیلم ‫استخدامت کردن،

5
00:00:13,512 --> 00:00:15,340
‫دنیل مالوی، شکارچی خون‌آشام.

6
00:00:15,514 --> 00:00:16,520
‫گفتن تو منو خواستی.

7
00:00:16,520 --> 00:00:17,939
‫نه سالگیت چی شد؟

8
00:00:17,939 --> 00:00:20,872
‫بردنم تا سوختن جادوگرها رو در آتش ببینم.

9
00:00:20,872 --> 00:00:23,435
‫قبل از لگو و پپا خوکه
‫کار مامان‌ها با بچه‌ها همین بود.

10
00:00:23,444 --> 00:00:24,828
‫آماده‌ای خودت رو بخوری؟

11
00:00:25,002 --> 00:00:26,354
‫چرا انقدر برنزه شدی، دَن؟

12
00:00:26,354 --> 00:00:27,823
‫با یکی آشنا شدم.

13
00:00:27,823 --> 00:00:30,784
‫آرماند خون‌آشام، عشق زندگی من.

14
00:00:30,964 --> 00:00:32,575
‫مرگ‌ها بیشتر از تولدهاست.

15
00:00:32,749 --> 00:00:33,779
‫داره اتفاق می‌افته، دنیل.

16
00:00:33,779 --> 00:00:35,881
‫تحول بزرگ واقعیه.

17
00:00:36,080 --> 00:00:38,250
‫موسیقی تو باهاشون حرف می‌زنه.

18
00:00:38,250 --> 00:00:40,112
‫تشنه‌ی یک ارتباطن.

19
00:00:40,112 --> 00:00:41,415
‫تو کسی هستی که داری
‫این نمایش رو راه میندازی؟

20
00:00:41,415 --> 00:00:42,459
‫پنجاه هزار تا از ما هستیم.

21
00:00:42,459 --> 00:00:44,295
‫دارن از سرتاسر دنیا میان.

22
00:00:44,295 --> 00:00:46,171
‫برو یه کس دیگه رو بچاپ.

23
00:00:46,171 --> 00:00:48,301
‫اون کسیه که میاد اینجا
‫و این کارها رو با من انجام میده.

24
00:00:48,301 --> 00:00:50,629
‫من شبیه‌شم.
‫درست شبیه‌شم، مگه نه؟

25
00:00:51,115 --> 00:00:54,171
‫ما رو اون میز دراز روحت رو می‌خوریم.

26
00:00:54,682 --> 00:00:56,945
‫اگه باز فقط ما دو تا بودیم،
‫شاید خوب می‌شد.

27
00:00:56,945 --> 00:00:57,892
‫شاید.

28
00:00:57,892 --> 00:01:00,559
‫اگه بخاطر من نبود،
‫سرتو بالای دستشویی اون محفل

29
00:01:00,690 --> 00:01:01,508
‫قاب کرده بودن.

30
00:01:01,508 --> 00:01:03,258
‫فکر می‌کنی با بریدن سر،
‫مرگ اتفاق می‌افته.

31
00:01:07,000 --> 00:01:14,000
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

32
00:02:18,550 --> 00:02:21,031
‫شما دارید به شکست‌خورده‌ها گوش می‌دید...

33
00:02:21,118 --> 00:02:25,427
‫آلبوم پنجاه و هفت، روی اول.

34
00:02:27,690 --> 00:02:30,736
‫لویی میگه شاید خوب بشه.

35
00:02:30,867 --> 00:02:34,174
‫من میگم شاید.

36
00:02:34,175 --> 00:02:37,352
‫و دست‌هامون به هم می‌خوره.

37
00:02:37,439 --> 00:02:42,399
‫به الکس با اون ماسک پلاستیکی دراکولاش زل زدم.

38
00:02:42,400 --> 00:02:47,057
‫و بعد با خودم فکر می‌کنم،
‫چرا اینجاست؟

39
00:02:47,144 --> 00:02:50,538
‫و بعد دنیا تغییر مسیر میده.

40
00:02:50,539 --> 00:02:53,150
‫و من ستاره‌ها رو تو آسمون می‌بینم.

41
00:02:53,281 --> 00:02:55,631
‫چکمه‌های وارونه.

42
00:02:55,718 --> 00:02:59,809
‫خون من، یه ماه نیمه‌رنگ‌شده.

43
00:02:59,896 --> 00:03:01,463
‫و بعدش دارم خواب می‌بینم.

44
00:03:06,859 --> 00:03:09,645
‫دارم یه مسیری رو طی می‌کنم.

45
00:03:09,775 --> 00:03:12,821
‫به صدای پرنده‌های مخفی
‫توی جنگل گوش میدم

46
00:03:12,822 --> 00:03:17,304
‫و چهچهه‌شون رو
‫به نت موسیقی رو کاغذ تبدیل می‌کنم.

47
00:03:17,305 --> 00:03:19,307
‫این همون خوابیه که

48
00:03:19,437 --> 00:03:21,873
‫از وقتی آلبوم رو تموم کردم
‫و مرگ خودم رو جعل کردم دارم می‌بینم،

49
00:03:21,874 --> 00:03:27,009
‫فقط این‌بار گشنمه
‫و همه‌ جا روشنایی روزه.

50
00:03:27,010 --> 00:03:29,447
‫و چون من یه خون‌آشامم،
‫که با ناخن‌های شیشه‌ای

51
00:03:29,578 --> 00:03:32,145
‫رو انگشت‌هام تایید میشه،
‫باید می‌سوختم،

52
00:03:32,233 --> 00:03:34,278
‫اما نمی‌سوزم.

53
00:03:34,409 --> 00:03:36,801
‫موسیقی پرنده‌ها تکراری میشه.

54
00:03:36,802 --> 00:03:39,196
‫و بعد جنگل ساکت میشه.

55
00:03:39,327 --> 00:03:41,938
‫دیگه خبری از آواز پرنده‌ها نیست.

56
00:03:42,025 --> 00:03:44,854
‫فقط من می‌مونم و گرسنگیم،

57
00:03:44,941 --> 00:03:48,726
‫حسی شبیه اینکه معده‌ام
‫داره از درون تحلیل میره.

58
00:03:48,727 --> 00:03:53,253
‫و بعد انگار که جنگل
‫فکرهام رو شنیده باشه،

59
00:03:53,254 --> 00:03:56,474
‫یه دسته‌ی گارسون که
‫سینی‌های نقره‌ای درپوش‌دار دارن

60
00:03:56,561 --> 00:03:57,867
‫مسیرم رو اشغال می‌کنن.

61
00:03:57,997 --> 00:03:59,869
‫بجنب، لستات.

62
00:03:59,999 --> 00:04:02,131
‫عقب نمون.

63
00:04:05,266 --> 00:04:08,442
‫و من به دنبال گرسنگیم به دل جنگل میرم.

64
00:04:09,879 --> 00:04:13,186
‫و کم کم صداهای شهر رو می‌شنوم،

65
00:04:13,274 --> 00:04:15,798
‫و اون آهنگ کوچیکی که برای نابیناها
‫تو تقاطع‌ها

66
00:04:15,885 --> 00:04:18,496
‫در سرتاسر مونترال پخش می‌کنن

67
00:04:18,583 --> 00:04:21,978
‫گرسنگی منو به میز جوونی‌هام می‌بره،

68
00:04:22,065 --> 00:04:24,458
‫جایی که نسخه‌های دیگه‌م کنار
‫راهب اوت‌لوآر نشستن...

69
00:04:24,459 --> 00:04:25,938
‫ما رو مثل خدا احاطه کرده...

70
00:04:26,025 --> 00:04:29,114
‫از صندلی پدرم دستور میده.

71
00:04:31,770 --> 00:04:34,860
‫ما رو با عشقش در بر می‌گیره.

72
00:04:34,991 --> 00:04:36,383
‫اون شنل؟

73
00:04:36,384 --> 00:04:38,560
‫دیدمون رو محدود می‌کنه
‫و ما رو از دنیا می‌بُره

74
00:04:38,647 --> 00:04:40,953
‫تا فقط جلومون سمت خدا رو ببینیم.

75
00:04:41,040 --> 00:04:43,129
‫و بلندی لباسمون کار دستمون میده

76
00:04:43,260 --> 00:04:44,783
‫و بدجور جلوی راهمون رو می‌گیره.

77
00:04:48,396 --> 00:04:50,789
‫- لستات.
‫- لستات.

78
00:04:50,920 --> 00:04:52,834
‫- لستات.
‫- لستات.

79
00:04:52,835 --> 00:04:55,227
‫بشین، لستات.

80
00:04:55,228 --> 00:04:57,666
‫هفت تا گارسون هست
‫و ما فقط چهار نفریم.

81
00:04:57,753 --> 00:04:58,710
‫هردو: بشین.
‫- بشی--

82
00:05:00,756 --> 00:05:02,323
‫بشین. بشین.

83
00:05:05,804 --> 00:05:09,199
‫فروغ چشم‌های آبیت رفته.

84
00:05:09,286 --> 00:05:14,682
‫انگار که تمام
‫روزهای تابستون تموم شدن.

85
00:05:14,683 --> 00:05:17,903
‫بخش ۱۸۷، روح.

86
00:05:34,355 --> 00:05:37,009
‫من در سه سالی که
‫از پایان همدمی‌مون گذشته،

87
00:05:37,096 --> 00:05:40,839
‫مکالمه‌های شدیدی با خودم داشتم.

88
00:05:40,926 --> 00:05:44,147
‫و به عنوان بخشی از اون سفر،
‫می‌خوام چیزی

89
00:05:44,234 --> 00:05:47,455
‫از عمیق‌ترین بخش‌های روحم بگم.

90
00:05:47,542 --> 00:05:48,760
‫آر...

91
00:05:48,891 --> 00:05:53,329
‫دو تا دروغ فجیع، خیانت‌های بزرگ.

92
00:05:53,330 --> 00:05:56,333
‫اولی یه گودال پر از زغال داغه

93
00:05:56,420 --> 00:05:59,815
‫که هفتاد و هفت سال
‫پاهام رو توش سوزوندم.

94
00:05:59,945 --> 00:06:01,729
‫آرم...

95
00:06:01,730 --> 00:06:03,384
‫من محفلم رو به تو ترجیح دادم،

96
00:06:03,471 --> 00:06:05,516
‫تو رو به تولید یه نمایش کشوندم،

97
00:06:05,647 --> 00:06:09,476
‫که مرگ تو قرار بود
‫اوج مسخره‌ی اون باشه.

98
00:06:09,477 --> 00:06:11,260
‫محفل داشت مجبورم می‌کرد، ولی...

99
00:06:11,261 --> 00:06:12,393
‫آر...

100
00:06:12,523 --> 00:06:14,830
‫من از لحاظ زیبایی‌شناسی لذت می‌بردم

101
00:06:14,917 --> 00:06:16,658
‫که مرگ تو رو
‫از نظر بصری هیجان‌انگیز کنم.

102
00:06:16,788 --> 00:06:18,442
‫...ماند.

103
00:06:18,529 --> 00:06:20,662
‫که همه‌ی اینا با عشق‌بازی‌های پرشورمون

104
00:06:20,749 --> 00:06:23,795
‫در طول این دوره‌ی خیانت بدتر هم شد و...

105
00:06:23,926 --> 00:06:24,970
‫دومی.

106
00:06:26,711 --> 00:06:29,410
‫وقتی لستات جونت رو نجات داد
‫شرمسارانه به اسم خودم تمومش کردم.

107
00:06:29,497 --> 00:06:31,629
‫کجام؟

108
00:06:31,760 --> 00:06:34,763
‫اون دروغ تو رو به من گره زد،
‫و مثل یه جسد

109
00:06:34,893 --> 00:06:36,851
‫تو موتورخونه‌ی رابطه‌مون افتاده بود.

110
00:06:36,852 --> 00:06:38,940
‫بارها به خودم گفتم
‫که اون دروغ مهم نیست

111
00:06:38,941 --> 00:06:40,725
‫چون چیزی که ساخته بودیم،

112
00:06:40,812 --> 00:06:43,380
‫عشقی که مثل سنگری
‫در برابر زمان بود،

113
00:06:43,467 --> 00:06:45,295
‫سنگین‌تر و مهم‌تر از اون دروغ بود،

114
00:06:45,426 --> 00:06:46,862
‫اما حقیقت نداشت.

115
00:06:46,949 --> 00:06:48,516
‫نمی‌تونم تکون بخورم...

116
00:06:48,646 --> 00:06:51,388
‫اون دروغ مهم بود
‫چون اون جسد اونجا بود،

117
00:06:51,519 --> 00:06:52,954
‫و داشت حقایق رو فریاد می‌زد.

118
00:06:52,955 --> 00:06:57,307
‫نمی‌تونم بدنم رو تکون بدم.

119
00:06:59,962 --> 00:07:01,746
‫و در مورد اون همه پسری که

120
00:07:01,833 --> 00:07:04,270
‫بهشون دارو دادی، خونشون رو کشیدی،
‫و باهاشون خوابیدی،

121
00:07:04,357 --> 00:07:07,665
‫من تظاهر به رنجش کردم
‫در حالی که در واقع،

122
00:07:07,752 --> 00:07:09,624
‫از هرزه‌گیت استقبال می‌کردم

123
00:07:09,754 --> 00:07:12,844
‫چون احساس گناه تو بعد از اون اتفاقات

124
00:07:12,975 --> 00:07:14,716
‫تو رو محکم‌تر از همیشه
‫به من گره می‌زد

125
00:07:14,846 --> 00:07:19,068
‫و اجازه داد ساعت‌ها با دنیل نظاره‌گر باشم.

126
00:07:19,155 --> 00:07:21,026
‫بهت گفتم دوستت دارم، اما واقعاً؟

127
00:07:21,157 --> 00:07:23,551
‫واقعاً دوستت داشتم؟

128
00:07:23,638 --> 00:07:25,074
‫یا فقط دست به دامن کسی شدن بود

129
00:07:25,161 --> 00:07:26,902
‫که کمکم کنه زنده بمونم؟

130
00:07:26,989 --> 00:07:28,512
‫و وقتی به گذشته نگاه می‌کنم
‫که کی رو فریب دادم،

131
00:07:28,643 --> 00:07:30,775
‫چطور فریب دادم، چقدر واسم راحت بود

132
00:07:30,862 --> 00:07:33,561
‫که چهارصد سال یه فرقه رو رهبری کنم،

133
00:07:33,648 --> 00:07:36,954
‫و هر کسی که قوانین باستانی
‫مورد توافقمون رو شکست

134
00:07:36,955 --> 00:07:39,523
‫تو مراسم زنده بسوزونم، من...

135
00:07:39,610 --> 00:07:44,441
‫فکر کنم من یه اتاق بدون دیوار،

136
00:07:44,572 --> 00:07:46,878
‫کف، یا سقف باشم.

137
00:07:46,965 --> 00:07:50,098
‫یه پوچی بی‌نهایت.

138
00:07:50,099 --> 00:07:51,100
‫همچنین، آره.

139
00:07:53,711 --> 00:07:56,497
‫من عکس‌های فرد استاین رو
‫توی مجموعه‌ی عکس‌هات گذاشتم

140
00:07:56,627 --> 00:07:59,238
‫فقط واسه اینکه مخت رو بهم بریزم.

141
00:07:59,369 --> 00:08:02,938
‫و این هم از آرماند کامل و صادقانه‌ی من.

142
00:08:03,025 --> 00:08:04,025
‫حالا...

143
00:08:08,552 --> 00:08:10,206
‫نوبت توئه.

144
00:08:13,644 --> 00:08:17,779
‫من رئیس، خالق

145
00:08:17,866 --> 00:08:19,955
‫مگنوس خون‌آشام هستم.

146
00:08:20,085 --> 00:08:23,044
‫تازه‌واردها، اسمتون رو برای ثبت بگید.

147
00:08:23,045 --> 00:08:25,874
‫نیکلاس د لنفانت خون‌آشام.

148
00:08:25,961 --> 00:08:29,181
‫لویی د پوینت دو لاک خون‌آشام.

149
00:08:29,268 --> 00:08:31,836
‫گابریلا وچه‌ی خون‌آشام.

150
00:08:31,923 --> 00:08:34,447
‫آنتوانت براون خون‌آشام.

151
00:08:34,578 --> 00:08:37,799
‫تی‌سی خون‌آشام.

152
00:08:37,886 --> 00:08:40,192
‫کلودیا کجاست؟

153
00:08:40,279 --> 00:08:43,935
‫گفت هر چی لازم بود
‫بهت بگه رو قبلاً گفته.

154
00:08:44,022 --> 00:08:45,893
‫حرف اصلیش این بود،

155
00:08:45,894 --> 00:08:48,157
‫«گورش رو گم کنه، لعنت به همه‌تون،

156
00:08:48,287 --> 00:08:50,638
‫مثل اون هرزه‌ی احمق
‫نه‌انگشتی، آنتوانت بسوزید.»

157
00:08:53,118 --> 00:08:55,338
‫آنتوانت، سلام.

158
00:08:55,425 --> 00:08:56,861
‫واسه من آنتوانت، سلام نکن.

159
00:08:56,948 --> 00:08:59,951
‫خودت رو کنترل کن، خانم براون.

160
00:09:00,038 --> 00:09:03,563
‫پس... من مردم.

161
00:09:05,217 --> 00:09:06,697
‫این مرگه؟

162
00:09:06,784 --> 00:09:09,961
‫میز زشت پدرم
‫تو برج مسخره‌ی تو؟

163
00:09:10,048 --> 00:09:11,005
‫درحال مردن.

164
00:09:11,006 --> 00:09:12,660
‫این تویی که داری می‌میری.

165
00:09:12,747 --> 00:09:16,663
‫این مرور خاطراته، سنجش

166
00:09:16,664 --> 00:09:19,492
‫و جویدن اولین طلوع‌ها

167
00:09:19,623 --> 00:09:23,540
‫و شکست‌های شبانه‌ی یک خون‌آشام.

168
00:09:23,627 --> 00:09:25,541
‫- چطور؟
‫- اسمش چطور نیست.

169
00:09:25,542 --> 00:09:26,934
‫اسمش لستاته.

170
00:09:26,935 --> 00:09:28,806
‫- چطور مُردم؟
‫- من لستات تایپ می‌کنم.

171
00:09:28,893 --> 00:09:30,329
‫درحال مرگی.

172
00:09:30,416 --> 00:09:31,722
‫هنوز نمردی.

173
00:09:31,809 --> 00:09:34,202
‫وقت تلف کردنه.

174
00:09:34,203 --> 00:09:37,597
‫خیلی شبیه به چیزی که
‫عمرتون رو باهاش تلف کردید.

175
00:09:37,598 --> 00:09:39,643
‫- شاید خوب بشه.
‫- شاید.

176
00:09:39,730 --> 00:09:41,166
‫دست‌ها به هم گره می‌خورن.

177
00:09:41,253 --> 00:09:42,559
‫تا دو نشه بازی نشه.

178
00:09:42,646 --> 00:09:46,215
‫به تایپ کردنت ادامه بده، خانم براون.

179
00:09:50,175 --> 00:09:54,876
‫پس همه اینجایید که منو قضاوت کنید.

180
00:09:54,963 --> 00:09:57,574
‫ما عیب‌جوییم.

181
00:09:57,705 --> 00:10:00,664
‫قضاوت از طرف خدا، شیطان،
‫یا شبیه‌ساز میاد.

182
00:10:00,795 --> 00:10:03,319
‫نمی‌دونیم.
‫هیچ‌کس هیچی بهمون نمیگه.

183
00:10:03,406 --> 00:10:07,018
‫با این حال اینجاییم رو درس شماره ۲۰۵.

184
00:10:07,105 --> 00:10:08,367
‫روح.

185
00:10:16,288 --> 00:10:17,681
‫این یه خوابه.

186
00:10:17,768 --> 00:10:20,728
‫من اینجا نیستم.

187
00:10:20,858 --> 00:10:22,033
‫تو اینجایی.

188
00:10:22,120 --> 00:10:23,774
‫و همزمان توی یه کیف توپ بولینگ

189
00:10:23,861 --> 00:10:26,168
‫داری به سمت غرب
‫تو خیابون ون هورن میری.

190
00:10:26,255 --> 00:10:27,908
‫یه کیف بولینگ.

191
00:10:30,476 --> 00:10:33,044
‫و همزمان روی پیشخوان

192
00:10:33,131 --> 00:10:34,872
‫اتاق پشتی یه قصابی خوابیدی.

193
00:10:37,614 --> 00:10:39,050
‫اول نوامبره.

194
00:10:39,181 --> 00:10:41,226
‫روز تمام قدیسین، شنبه صبح.

195
00:10:41,357 --> 00:10:43,011
‫یعنی کسی مزاحممون نمیشه،

196
00:10:43,098 --> 00:10:47,798
‫چون این یه قصابی معتقده،
‫و امروز شابات اون‌هاست.

197
00:10:47,885 --> 00:10:50,540
‫تمام مغازه‌های این خیابون بسته‌ن.

198
00:10:50,627 --> 00:10:54,152
‫و هر کسی که ممکن باشه
‫بخواد به کمکت بیاد

199
00:10:54,239 --> 00:10:55,719
‫خوابه.

200
00:10:57,808 --> 00:11:00,028
‫یا جای دیگه مشغوله.

201
00:11:10,734 --> 00:11:12,474
‫امیدوار بودم زمان و دیدگاه

202
00:11:12,475 --> 00:11:14,999
‫باعث بشه توبه کنی.

203
00:11:15,086 --> 00:11:17,959
‫- برام مهم نیست.
‫- اشتباه من بود.

204
00:11:18,046 --> 00:11:20,396
‫وضعیتت رو درست برات ترسیم نکردم.

205
00:11:23,529 --> 00:11:25,488
‫این سر جدا شده‌ت.

206
00:11:25,575 --> 00:11:27,228
‫و این بدن بدقلق توئه.

207
00:11:27,229 --> 00:11:31,189
‫و این هوای باشکوه بینشونه

208
00:11:31,276 --> 00:11:33,975
‫که هنوز می‌تونید
‫باهاش با هم ارتباط برقرار کنید

209
00:11:34,062 --> 00:11:38,022
‫دو ساعت و دوازده دقیقه بعد از
‫جدا شدن سر و بدن.

210
00:11:38,109 --> 00:11:39,328
‫برام مهم نیست.

211
00:11:39,415 --> 00:11:40,721
‫اگه فرزند لستات نبودی،

212
00:11:40,851 --> 00:11:41,896
‫این اتفاق نمی‌افتاد.

213
00:11:42,026 --> 00:11:44,332
‫مرده بودی، به همین دلیله که

214
00:11:44,333 --> 00:11:47,640
‫این داره به صورت زنده برای یه اتاق
‫خیلی مهم پخش میشه

215
00:11:47,728 --> 00:11:49,338
‫که تو بوداپست جمع شدن.

216
00:11:49,425 --> 00:11:52,776
‫تو خاصی، لویی.

217
00:11:52,863 --> 00:11:54,473
‫فرید.

218
00:11:54,604 --> 00:11:56,649
‫آره، دکتر سابقمون،

219
00:11:56,737 --> 00:11:58,869
‫برگشته به تحقیق جایی که توش ماهره،

220
00:11:59,000 --> 00:12:01,479
‫ما رو مطالعه می‌کرد، آنالیز می‌کرد.

221
00:12:01,480 --> 00:12:02,917
‫اما نکنه تمام مدت
‫داشت این کار رو می‌کرد؟

222
00:12:03,004 --> 00:12:04,527
‫تو دبی؟

223
00:12:04,657 --> 00:12:05,832
‫می‌بینمت، فرید.

224
00:12:05,833 --> 00:12:07,660
‫تو اتوبوس لستات؟

225
00:12:07,791 --> 00:12:09,270
‫برام مهم نیست.

226
00:12:09,271 --> 00:12:10,881
‫اون میگه اینجا نبوده.

227
00:12:10,968 --> 00:12:13,841
‫و اگه در مورد توبه‌ت
‫تجدید نظر کنی و زنده بمونی،

228
00:12:13,928 --> 00:12:16,147
‫احتمالاً دیگه یادت نمیاد اون کیه.

229
00:12:16,234 --> 00:12:19,760
‫یا این اتفاق رو.

230
00:12:21,239 --> 00:12:23,197
‫هنوز آگهی ترحیم رو چاپ نکن.

231
00:12:23,198 --> 00:12:25,678
‫قبل از کنسرت بزرگ،
‫داریم حسابی استراحت می‌کنیم،

232
00:12:25,766 --> 00:12:27,071
‫مگه نه؟

233
00:12:27,158 --> 00:12:29,291
‫با پارتی‌بازی خودمو وارد گروهش کردم،

234
00:12:29,378 --> 00:12:32,511
‫از خراب کردنش
‫به خاطر خراب کردن لذت می‌بردم.

235
00:12:36,777 --> 00:12:38,300
‫کجاست...

236
00:12:38,387 --> 00:12:40,128
‫کجاست... کجاست...

237
00:12:40,215 --> 00:12:43,479
‫سرش کجاست؟

238
00:12:43,566 --> 00:12:45,960
‫پیش همراه منه.

239
00:12:47,788 --> 00:12:50,225
‫قبل از اینکه زنت بیدار شه جیم شدی، آره؟

240
00:12:50,355 --> 00:12:51,703
‫بهم گفت سر رو تا جای ممکن

241
00:12:51,704 --> 00:12:53,750
‫از بدنش دور کنم.

242
00:12:53,881 --> 00:12:55,708
‫خب، هیچ‌وقت از رئیس سوال نپرس.

243
00:12:55,839 --> 00:12:58,537
‫سایز کفش چنده؟

244
00:12:58,668 --> 00:13:00,626
‫ده و نیم.

245
00:13:00,713 --> 00:13:03,368
‫فکر کنم می‌دونی در حقم بدی کردی.

246
00:13:03,499 --> 00:13:05,240
‫و فکر کنم می‌دونی به چه روش‌های خاصی

247
00:13:05,327 --> 00:13:06,415
‫این کار رو انجام دادی.

248
00:13:06,502 --> 00:13:07,937
‫برام مهم نیست.

249
00:13:07,938 --> 00:13:10,375
‫آره، به نظر میاد
‫تو این احساس گیر کردی.

250
00:13:10,462 --> 00:13:13,638
‫متاسفانه، بدن خالقت
‫مجبورت نکرده که مسئولیتش رو قبول کنی.

251
00:13:13,639 --> 00:13:18,166
‫پس یه انگیزه‌ی دیگه.

252
00:13:21,778 --> 00:13:23,345
‫دیروز بعد از ظهر اومدیم اینجا،

253
00:13:23,432 --> 00:13:25,086
‫قصاب مهربونی که داشت کباب سینه رو می‌برید،
‫با افسون به خونه فرستادیم

254
00:13:25,216 --> 00:13:26,609
‫چون اول شب شابات بود.

255
00:13:26,739 --> 00:13:29,133
‫چاقوهای جدید
‫و یه نظافت حسابی بهش بدهکاریم.

256
00:13:29,220 --> 00:13:31,222
‫شاید تو صاحب شب باشی لویی،

257
00:13:31,353 --> 00:13:34,312
‫اما به اندازه‌ی صدف کازینو کوشری.

258
00:13:34,399 --> 00:13:36,836
‫آره، تازه اون رو هم آوردیم.

259
00:13:36,837 --> 00:13:39,056
‫- نه، نه، نه.
‫- گارسون، خواهر، دختر.

260
00:13:39,143 --> 00:13:40,841
‫- نه، نه.
‫- هیچ‌کدوم از این‌ها نیست.

261
00:13:40,928 --> 00:13:43,060
‫نه، نه، نه.

262
00:13:43,191 --> 00:13:45,106
‫اون خبر نداشت.

263
00:13:45,193 --> 00:13:46,890
‫آرماند!

264
00:13:49,240 --> 00:13:52,374
‫اگه بخوایم نظر
‫رئیس محفل فعلی رو کنار بذاریم،

265
00:13:52,461 --> 00:13:54,767
‫نابود کردن فرزندان تاریکی توسط اون...

266
00:13:54,855 --> 00:13:56,857
‫بدون فکر و بی‌پروا بود.

267
00:13:56,944 --> 00:13:58,380
‫دیر هم شده بود.

268
00:13:58,467 --> 00:13:59,947
‫ممنونم.

269
00:14:00,034 --> 00:14:02,340
‫رها کردن محفل پاریس؟

270
00:14:02,427 --> 00:14:04,125
‫خودخواهانه و بزدلانه.

271
00:14:04,212 --> 00:14:06,562
‫بیش از حد سخاوتمندانه.

272
00:14:06,649 --> 00:14:08,869
‫من همون کاری رو کردم که
‫خالقم بهم نشون داد،

273
00:14:08,956 --> 00:14:11,349
‫پول بریز پای مشکل و فرار کن.

274
00:14:11,436 --> 00:14:13,177
‫مگنوس جاودانگی بهت هدیه داد.

275
00:14:13,308 --> 00:14:15,788
‫مگنوس ثروت بی‌کران بهت هدیه داد.

276
00:14:15,876 --> 00:14:17,006
‫وقتی مگنوس کم میاره،

277
00:14:17,007 --> 00:14:18,530
‫سوم‌شخص صحبت می‌کنه.

278
00:14:20,924 --> 00:14:23,883
‫لستات تازه‌کار به بازیگرهاش
‫معنا می‌داد

279
00:14:23,884 --> 00:14:26,537
‫و وقتی فرار کرد،
‫اون رو هم با خودش برد.

280
00:14:26,538 --> 00:14:28,236
‫شکست در رهبری.

281
00:14:28,366 --> 00:14:31,717
‫اون نمایش‌ها یه قرن و نیم اجرا شدن.

282
00:14:31,804 --> 00:14:33,197
‫بیشتر از «ویکد».

283
00:14:33,284 --> 00:14:37,158
‫درس ۲۱۴، روح.

284
00:14:37,245 --> 00:14:38,855
‫چرا اون رو صندلیه؟

285
00:14:38,986 --> 00:14:41,162
‫من خالق توام!

286
00:14:41,249 --> 00:14:43,338
‫یه هفته می‌شناختمت.

287
00:14:43,468 --> 00:14:46,079
‫از من چی می‌دونی؟

288
00:14:46,080 --> 00:14:48,473
‫«تمنا کن، قاتل گرگ،
‫تا ابد عاشق خواهی بود.»

289
00:14:48,560 --> 00:14:49,953
‫من رد کردم!

290
00:14:50,084 --> 00:14:52,912
‫رضایت دغدغه‌ی قرن بیستمیه.

291
00:14:52,913 --> 00:14:56,264
‫یه تابوت نشونم داد، یه مقدار پول.

292
00:14:56,351 --> 00:14:58,527
‫گفت خاکسترش رو پخش کنم.

293
00:14:58,614 --> 00:15:01,486
‫و بعد خودشو به آتش کشید،

294
00:15:01,573 --> 00:15:03,314
‫و موقع سوختن می‌رقصید!

295
00:15:06,839 --> 00:15:09,625
‫من دو تا خالق دارم.

296
00:15:12,106 --> 00:15:13,150
‫اونو می‌خوای.

297
00:15:13,237 --> 00:15:15,979
‫مامانی رو می‌خوای؟

298
00:15:21,419 --> 00:15:23,421
‫آره.

299
00:15:23,508 --> 00:15:26,555
‫شکست در عالم اثیری ادامه داره.

300
00:15:28,296 --> 00:15:32,125
‫خانم براون، لطفاً برای ثبت

301
00:15:32,126 --> 00:15:34,041
‫تغییر ریاست رو یادداشت کنید.

302
00:15:44,007 --> 00:15:47,445
‫خانم براون،
‫مورد بعدی تو دستور جلسه.

303
00:15:55,801 --> 00:15:57,368
‫ولش کن بره.

304
00:15:57,455 --> 00:15:59,066
‫باشه، داریم دوباره
‫جای خودمون رو پیدا می‌کنیم.

305
00:15:59,153 --> 00:16:00,719
‫خوبه.

306
00:16:00,806 --> 00:16:02,199
‫یه خون‌آشام اصیل،
‫همون‌طور که می‌دونی،

307
00:16:02,286 --> 00:16:04,158
‫می‌تونه خیلی چیزها رو تحمل کنه.

308
00:16:04,245 --> 00:16:06,029
‫- علائم حیاتی‌ش چطوره، فرید؟
‫- خوب نیست.

309
00:16:06,116 --> 00:16:07,683
‫لویی، از علائم حیاتی تو می‌پرسم،
‫چون فکر نمی‌کنم

310
00:16:07,770 --> 00:16:10,381
‫هنوز برات روشن شده باشه

311
00:16:10,468 --> 00:16:11,730
‫کی روبروت نشسته.

312
00:16:11,817 --> 00:16:13,297
‫اون جزو ما نیست.

313
00:16:13,384 --> 00:16:15,211
‫خواهش می‌کنم. نمی‌خوام بمیرم.

314
00:16:15,212 --> 00:16:16,387
‫نه، اون نمی‌خواد تو بمیری،

315
00:16:16,474 --> 00:16:19,347
‫اما بذار ببینیم تا کی پاش می‌مونه.

316
00:16:19,434 --> 00:16:21,827
‫شما دو تا اتفاقی همو دیدید، درسته؟

317
00:16:21,914 --> 00:16:24,395
‫دنیای پر از رحم که
‫به رسمیت می‌شناسه

318
00:16:24,526 --> 00:16:29,879
‫نیازت به سوگواری
‫و نیاز اون به نجات داده شدن.

319
00:16:29,966 --> 00:16:32,795
‫یا شاید اون دقیقاً

320
00:16:32,882 --> 00:16:35,450
‫لحظه‌ای که منو پرت کرد به دیوار
‫پنت‌هاوس دبی

321
00:16:35,537 --> 00:16:37,234
‫به وجود اومد؟

322
00:16:37,321 --> 00:16:40,020
‫وقتی از یه عکس قدیمی کلودیا

323
00:16:40,107 --> 00:16:42,892
‫با اون لباس آبی بچگی‌هاش
‫و نرم‌افزار تشخیص چهره

324
00:16:43,023 --> 00:16:47,766
‫رو آی‌پدم استفاده کردم تا
‫یه ۷ از ۱۰ تو برلین پیدا کنم،

325
00:16:47,897 --> 00:16:52,597
‫یه ۸ و نیم تو تونس،
‫یا این دختر زون ۲

326
00:16:52,684 --> 00:16:53,946
‫با یه رزومه‌ی کلاهبرداری.

327
00:16:54,034 --> 00:16:55,470
‫- نکن. نکن.
‫- نه.

328
00:16:55,557 --> 00:16:57,037
‫یه داستان سال‌ها اغواگری

329
00:16:57,124 --> 00:16:58,734
‫- و تجارت سرد وجود داره...
‫- بهم گفت...

330
00:16:58,821 --> 00:17:00,301
‫توی لندن شرقی یه دوست داره،
‫که می‌خواست تو نیویورک راهش بندازه...

331
00:17:00,388 --> 00:17:01,911
‫که دخترش رو از دست داده.
‫فکر نمی‌کردم اهل کتاب باشه.

332
00:17:02,042 --> 00:17:03,739
‫۱۹ باری از جلوت رد شد

333
00:17:03,826 --> 00:17:05,393
‫قبل از اینکه متوجه بشی.

334
00:17:05,480 --> 00:17:09,179
‫اما علائم حیاتی رو به موتت
‫می‌گه باید تندتر تعریف کنم.

335
00:17:09,266 --> 00:17:11,355
‫وارد یه غذاخوری تو بروکلین میشی.

336
00:17:11,442 --> 00:17:14,445
‫من میگفتم،
‫هیس، آروم باش.

337
00:17:14,532 --> 00:17:16,273
‫اون بخاطر تو اومده.

338
00:17:16,360 --> 00:17:18,101
‫طعمه‌ی آسون.

339
00:17:18,188 --> 00:17:20,582
‫و اون می‌اومد جلو و می‌گفت...

340
00:17:20,669 --> 00:17:22,279
‫بهترین کار با همبرگرهامون اینه که،

341
00:17:22,410 --> 00:17:24,499
‫بذاری سرد شه تا چربیش به خوردش بره،
‫نونش خمیر شه.

342
00:17:24,629 --> 00:17:27,241
‫توی ذهنم بود...توی ذهنم بود،
‫ولی اونجا نبود.

343
00:17:27,328 --> 00:17:29,243
‫من می‌گفتم،
‫خودت رو براش لوس کن.

344
00:17:29,330 --> 00:17:31,767
‫و اون می‌گفت، امیدهای بیشتری
‫واسه نیویورک داشتم،

345
00:17:31,854 --> 00:17:34,074
‫اما تا الان شبیه این بوده که
‫شش تا هم‌اتاقی، یه توالت.

346
00:17:34,161 --> 00:17:36,250
‫انگار، می‌خوام تامپونم رو
‫جلو پادکستر که از سه‌شنبه با ما بوده

347
00:17:36,380 --> 00:17:38,948
‫در بیارم؟

348
00:17:39,079 --> 00:17:40,384
‫و تو می‌گفتی...

349
00:17:40,471 --> 00:17:43,561
‫اما تو منو تو یه ساعت تنهایی گیر آوردی.

350
00:17:43,648 --> 00:17:45,607
‫و نمی‌خوام این بار رو دوش تو بذارم.

351
00:17:45,694 --> 00:17:47,348
‫و من می‌گفتم، اون لطیفه.

352
00:17:47,435 --> 00:17:49,132
‫بکش عقب.

353
00:17:49,219 --> 00:17:51,307
‫اما اون بهتر می‌دونست.

354
00:17:51,308 --> 00:17:54,572
‫مطمئن باش می‌دونی.
‫دقیقاً رو فکت ـه.

355
00:17:54,659 --> 00:17:56,008
‫چیه؟

356
00:17:56,139 --> 00:17:57,358
‫یاد خواهرت انداختمت؟

357
00:17:57,445 --> 00:18:00,361
‫و اونجا بود که فهمیدم اون تو رو بدست آورده.

358
00:18:00,448 --> 00:18:02,841
‫و تسلط اون بهم اجازه داد بیام و برم.

359
00:18:02,928 --> 00:18:07,150
‫من با لستات و دنیل
‫مشغول کارهای دیگه بودم.

360
00:18:07,237 --> 00:18:08,847
‫متاسفم، لویی.

361
00:18:08,934 --> 00:18:11,241
‫خلاصه اینکه، تلاش فوق‌العاده‌ای

362
00:18:11,328 --> 00:18:13,809
‫بخاطر این تجدید دیدار صورت گرفته.

363
00:18:13,896 --> 00:18:15,811
‫چه بلایی سر خودمون آوردیم؟

364
00:18:15,941 --> 00:18:19,597
‫- فقط منو بکش.
‫- نه، نه.

365
00:18:19,684 --> 00:18:21,338
‫قراره توبه‌ت رو بکنی

366
00:18:21,469 --> 00:18:23,210
‫تا بتونیم هر دو به زندگی‌مون برسیم.

367
00:18:26,648 --> 00:18:28,606
‫وگرنه سر دختره رو

368
00:18:28,693 --> 00:18:31,653
‫با همین تیغی که سر تو رو بریدم

369
00:18:31,740 --> 00:18:36,310
‫می‌بُرم و سر تو رو می‌دوزم به تنش.

370
00:18:36,397 --> 00:18:37,963
‫♪ گفتن که مُردم ♪

371
00:18:38,094 --> 00:18:39,487
‫♪ سعی کردن نجاتم بدن ♪

372
00:18:39,574 --> 00:18:41,141
‫♪ سرم رو بریدن ♪

373
00:18:49,149 --> 00:18:53,675
‫لستات، لستات، لستات،
‫لستات، لستات.

374
00:18:53,762 --> 00:18:56,547
‫یه نگاه به من کردی،
‫همه چی رو فهمیدی.

375
00:18:56,634 --> 00:18:59,028
‫آره، علامت سوال؟

376
00:18:59,115 --> 00:19:00,812
‫باهوش‌تر از منی؟

377
00:19:00,899 --> 00:19:02,423
‫شاید.

378
00:19:02,510 --> 00:19:04,860
‫خوش‌تیپ‌تر از منی؟

379
00:19:04,947 --> 00:19:06,644
‫اینو قبول دارم.

380
00:19:06,731 --> 00:19:09,517
‫با استعدادتر؟

381
00:19:09,604 --> 00:19:11,083
‫برو همون کاری رو بکن
‫که من با زندگیم کردم.

382
00:19:11,171 --> 00:19:12,475
‫برو اون درها رو بشکن.

383
00:19:12,476 --> 00:19:14,391
‫برو یه چیزی بدست بیار.

384
00:19:14,522 --> 00:19:17,655
‫درسته،
‫توی یه گروه راک بودی.

385
00:19:17,742 --> 00:19:21,093
‫وای، چه آدم بزرگی.

386
00:19:21,181 --> 00:19:22,573
‫اون بهم هدیه داد

387
00:19:22,704 --> 00:19:24,140
‫به‌جای اینکه بگه دوستم داره.

388
00:19:24,227 --> 00:19:26,273
‫التماسش کردم بگه، بگه «نیکی،

389
00:19:26,360 --> 00:19:28,231
‫هیچ‌وقت اون‌طور که
‫تو دوستم داری، دوستت نخواهم داشت.»

390
00:19:28,362 --> 00:19:29,928
‫باید این چرت‌وپرتا رو
‫یه کیلومتر بالاتر از زمین بگی

391
00:19:30,015 --> 00:19:31,452
‫اگه می‌خوای تاثیر داشته باشه.

392
00:19:31,539 --> 00:19:34,585
‫هزار بار بهت گفت که دوستت داره.

393
00:19:34,672 --> 00:19:35,760
‫۱۰ هزار بار.

394
00:19:35,891 --> 00:19:37,108
‫اما حالا که از آسیب ترومای تحولم

395
00:19:37,109 --> 00:19:38,981
‫عبور کردم و خودم رو

396
00:19:39,111 --> 00:19:41,462
‫توی فاز یائویی مرد روزگردم می‌بینم...

397
00:19:41,549 --> 00:19:42,811
‫سقف خونه‌ت سوراخه.

398
00:19:42,898 --> 00:19:45,248
‫فقط دَن برام مهمه.

399
00:19:45,379 --> 00:19:48,164
‫فکر کردی از من بهتری، نه؟

400
00:19:48,251 --> 00:19:52,428
‫یه تیم فیلمبرداری کوچیک بهم دادی،
‫یه کارت بک‌استیج لمینت‌شده،

401
00:19:52,429 --> 00:19:54,866
‫و بعد بهم خندیدی

402
00:19:54,953 --> 00:19:56,868
‫و رو لنزم جق زدی.

403
00:19:56,955 --> 00:20:00,263
‫خب، حالا خودت رو ببین،
‫آخرین ساعت‌هات رو داری

404
00:20:00,350 --> 00:20:04,398
‫توی یه کیف بولینگ لعنتی سپری می‌کنی،
‫به جیمی ویلچری گوش میدی.

405
00:20:04,485 --> 00:20:05,964
‫بیخیال.

406
00:20:07,488 --> 00:20:10,665
‫خیلی چیزها داره به سمتت میاد، عزیزم.

407
00:20:10,752 --> 00:20:12,754
‫فقط یادت باشه، تو تنها کسی هستی

408
00:20:12,841 --> 00:20:14,451
‫که می‌تونی ولوم صدا رو کنترل کنی.

409
00:20:22,807 --> 00:20:24,983
‫تو.

410
00:20:25,070 --> 00:20:28,639
‫اینجا چی‌ کار می‌کنی؟

411
00:20:28,726 --> 00:20:30,946
‫آرماند گفت بیای اینجا؟

412
00:20:32,861 --> 00:20:35,646
‫آره، اون توئه.

413
00:20:35,733 --> 00:20:38,649
‫اون توئه.

414
00:20:38,736 --> 00:20:41,391
‫مامان لستات تو رو ساخت، آره؟

415
00:20:45,352 --> 00:20:47,354
‫اون بهت موهبت اوتیسم رو داد؟

416
00:20:49,791 --> 00:20:51,532
‫بولینگ بازی می‌کنی؟

417
00:20:51,619 --> 00:20:55,275
‫من خیلی آدم بدی هستم،
‫اما این‌طوری نیستم که...

418
00:20:55,362 --> 00:20:57,412
‫- علائم حیاتی، فرید؟
‫- رو به کاهش.

419
00:20:57,599 --> 00:20:59,731
‫اگه می‌دونستم اون کامل درگیر جنون شده،
‫این کار رو نمی‌کردم،

420
00:20:59,818 --> 00:21:03,213
‫که قراره مثل کاری که با تو کرد، تیکه‌تیکه‌ت کنه.

421
00:21:03,344 --> 00:21:05,432
‫توی چنگش بودم
‫و نتونستم خودم رو نجات بدم.

422
00:21:05,433 --> 00:21:07,651
‫فرید بهم اطمینان داد که جواب می‌ده.

423
00:21:07,652 --> 00:21:09,567
‫بذارش سر جاش.
‫بذار خون جادوی خودشو بکنه.

424
00:21:09,654 --> 00:21:11,003
‫با ویزای کاری،
‫که خودش امضا کرده.

425
00:21:11,091 --> 00:21:12,701
‫مطمئن نیستم رو یه فانی جواب بده،

426
00:21:12,788 --> 00:21:14,442
‫اما این‌طوریه که پیشرفت...
‫- برو تو کلانتری

427
00:21:14,529 --> 00:21:16,487
‫- آزمون و خطا.
‫- و بگو، یکم به مشکل خوردم.

428
00:21:16,574 --> 00:21:18,794
‫عجیبه. اون خون‌آشامه،

429
00:21:18,881 --> 00:21:20,709
‫تهش سر از یه تیمارستان
‫لعنتی در میاری.

430
00:21:20,796 --> 00:21:22,711
‫دیشب به احضار روحت گوش دادم.

431
00:21:22,841 --> 00:21:25,409
‫فکر کنم کلودیا این ریسک علمی رو تایید کنه.

432
00:21:25,496 --> 00:21:27,716
‫ما از این مهلکه سالم بیرون نمیایم.

433
00:21:27,846 --> 00:21:29,413
‫قراره بمیریم.

434
00:21:29,500 --> 00:21:31,110
‫قراره ازش یه فیلم بسازن بفروشن، لویی.

435
00:21:31,111 --> 00:21:33,113
‫اونو بهشون نده.

436
00:21:33,243 --> 00:21:35,898
‫ما رو انداخته بیرون.

437
00:21:40,772 --> 00:21:43,035
‫می‌دونی، یه مدتی بود که می‌دونستم

438
00:21:43,166 --> 00:21:45,951
‫کلودیا اون روزنه‌ای بود که از طریق اون

439
00:21:46,038 --> 00:21:51,174
‫می‌تونستم دل و روده‌ش رو بیرون بکشم.

440
00:21:51,261 --> 00:21:54,612
‫وسواسش برای بخشش رو درک می‌کردم.

441
00:21:54,743 --> 00:21:57,137
‫من باهاش این رو زندگی کردم.

442
00:21:57,224 --> 00:22:00,009
‫اون کلودیای من بود.

443
00:22:00,096 --> 00:22:04,274
‫اما نزدیک به یه قرن رو هدر دادم.

444
00:22:04,405 --> 00:22:05,710
‫و این کم چیزی نیست.

445
00:22:05,797 --> 00:22:07,538
‫این شایسته‌ی جبرانه.

446
00:22:07,625 --> 00:22:09,714
‫به اون کله‌ی روی سیخ گفت.

447
00:22:09,801 --> 00:22:11,412
‫فکر کردی دارم بلوف می‌زنم؟

448
00:22:13,762 --> 00:22:15,851
‫- دوباره اسمت رو بهم بگو.
‫- نلسون.

449
00:22:15,938 --> 00:22:18,245
‫نلسون. نلسون.

450
00:22:18,332 --> 00:22:20,290
‫نلسون یکی از پیروان منه.

451
00:22:20,377 --> 00:22:22,074
‫اون چاقو رو بردار.

452
00:22:22,162 --> 00:22:23,554
‫الان حدود صد نفر ازشون دارم.

453
00:22:23,641 --> 00:22:27,819
‫نلسون، استراحت کن.

454
00:22:34,652 --> 00:22:37,394
‫نلسون فکر می‌کنه اینجاست
‫که جلوی تحول بزرگ رو بگیره،

455
00:22:37,481 --> 00:22:39,396
‫که به پنج قانون برگرده.

456
00:22:39,483 --> 00:22:42,660
‫لازم داشتم کله‌ت رو بچپونه تو یه کلمن
‫و منو بیاره اینجا.

457
00:22:47,404 --> 00:22:50,146
‫استراحت کن.

458
00:22:58,546 --> 00:23:01,853
‫ازت خوشم می‌اومد، لویی.

459
00:23:01,940 --> 00:23:04,813
‫کمی داغونی،
‫اما ازت خوشم می‌اومد.

460
00:23:08,556 --> 00:23:10,732
‫خواهش می‌کنم.

461
00:23:10,819 --> 00:23:12,690
‫نمی‌خوام بمیرم.

462
00:23:17,521 --> 00:23:19,219
‫کاغذ.

463
00:23:21,525 --> 00:23:23,526
‫کاغذ.

464
00:23:28,315 --> 00:23:30,055
‫تو نتونستی سالن رایان

465
00:23:30,142 --> 00:23:31,492
‫کینگستون، رود آیلند رو پر کنی.

466
00:23:31,579 --> 00:23:34,495
‫ون‌گوگ تو طول عمرش فقط یه تابلو فروخت.

467
00:23:34,582 --> 00:23:36,671
‫- ممنونم، مادر.
‫- معشوقه.

468
00:23:36,758 --> 00:23:38,586
‫«نگهبان مقبره‌ی سازش‌ناپذیر

469
00:23:38,716 --> 00:23:40,327
‫تو مسخره‌ترین نور ممکن،»

470
00:23:40,414 --> 00:23:41,806
‫مجله‌ی بیلبورد.

471
00:23:41,893 --> 00:23:44,331
‫اگه این ذهن، قلب، و کبد

472
00:23:44,418 --> 00:23:46,463
‫کسیه که داره به لوله‌ی تفنگ جاودانگی نگاه می‌کنه،

473
00:23:46,550 --> 00:23:49,336
‫پس همین الان بکشیدم،
‫از د نیدل دراپ.

474
00:23:49,423 --> 00:23:51,468
‫ترکیبی از

475
00:23:51,555 --> 00:23:54,123
‫رابرت پلنت خودشیفته و یه هات‌داگ دهه‌ی هشتادی،

476
00:23:54,210 --> 00:23:55,516
‫که با ژل‌مو مومیایی شده.

477
00:23:57,082 --> 00:23:59,215
‫فقط نوازنده‌ی درامز زنده فرار می‌کنه.

478
00:23:59,302 --> 00:24:00,912
‫- عجب.
‫- استریو گام.

479
00:24:01,043 --> 00:24:02,827
‫تو تورنتو دیدی که جلودار بودم،
‫و تو دیترویت هم همین‌طور،

480
00:24:02,914 --> 00:24:04,481
‫و هر دو شب ترکوندم.

481
00:24:04,568 --> 00:24:06,222
‫بله، اما تو پاتاواتامیز

482
00:24:06,309 --> 00:24:07,876
‫تو فورت وین، ایندیانا ندیدیمت.

483
00:24:10,095 --> 00:24:12,750
‫برو صفحه‌ی ۳، میزان ۹۵.

484
00:24:14,230 --> 00:24:16,493
‫اسم خودت رو برای ثبت بگو.

485
00:24:16,580 --> 00:24:18,713
‫مارکو پیمونتسی.

486
00:24:18,800 --> 00:24:21,455
‫تو توسط خون‌آشام لستات

487
00:24:21,542 --> 00:24:24,022
‫بعد از اجرای دون پاسکوال کشته شدی.

488
00:24:24,109 --> 00:24:25,502
‫و اون.

489
00:24:25,633 --> 00:24:28,157
‫- به عنوان یه متخصص تو زمینه‌ی خودت...
‫- ها.

490
00:24:28,244 --> 00:24:31,116
‫به عنوان یه وعده‌ی غذایی بی‌خبر
‫از همه‌جا برای خون‌آشام لستات...

491
00:24:31,203 --> 00:24:32,901
‫و اون.

492
00:24:33,031 --> 00:24:36,948
‫ما رو ببر به اجرای ۵ می ۲۰۲۵ از...

493
00:24:37,035 --> 00:24:39,211
‫- پیشخدمت.
‫- وقتی اسمت رو صدا می‌زنم.

494
00:24:39,299 --> 00:24:41,257
‫همین الانش عقب افتادی.

495
00:24:41,344 --> 00:24:43,520
‫باید ضرب‌آهنگ رو پیش‌بینی می‌کردی.

496
00:24:43,607 --> 00:24:47,263
‫و حالا داریم تند می‌ریم. ای بابا.

497
00:24:47,350 --> 00:24:48,960
‫و داریم صامت‌هامون رو می‌خوریم.

498
00:24:49,047 --> 00:24:50,701
‫تت.

499
00:24:50,788 --> 00:24:52,573
‫می‌تونستی یه چیزهایی از مادر ایتالیاییت یاد بگیری.

500
00:24:52,703 --> 00:24:55,619
‫ممنونم.

501
00:24:55,706 --> 00:24:58,796
‫همیشه وقتی فرصتش رو داره غیبش می‌زنه.

502
00:24:58,883 --> 00:25:00,928
‫خانم براون، نوبت تو هم میشه.

503
00:25:00,929 --> 00:25:02,452
‫به تایپ کردن ادامه بده.

504
00:25:02,539 --> 00:25:04,280
‫باز هم فالش.

505
00:25:04,367 --> 00:25:05,847
‫لااقل مجبور نیستیم

506
00:25:05,934 --> 00:25:06,935
‫به ویولن زدنش تو این یکی گوش بدیم.

507
00:25:07,022 --> 00:25:08,415
‫فالش.

508
00:25:08,545 --> 00:25:10,852
‫کنترلِ یه بچه‌ رو داری، با اون لرزشِ صدات.

509
00:25:10,982 --> 00:25:12,636
‫♪ گابریلا، گابریلا ♪

510
00:25:12,723 --> 00:25:14,551
‫بازم فالش.

511
00:25:14,682 --> 00:25:17,380
‫مثل جادوگری که
‫داره رو ستون سوزونده میشه جیغ می‌زنی،

512
00:25:17,467 --> 00:25:20,122
‫لبه‌ی دامن شیطانیت داره آتیش می‌گیره.

513
00:25:20,252 --> 00:25:25,083
‫- ♪ گابریلا، گابریلا ♪
‫- ♪ ماما، ماما ♪

514
00:25:25,170 --> 00:25:28,391
‫♪ ماما ♪

515
00:25:39,533 --> 00:25:42,623
‫بیا حالا، لستات، عقب نمون.

516
00:25:50,413 --> 00:25:55,375
‫خداوند خدایی است غیور و انتقام‌گیرنده!

517
00:25:55,462 --> 00:25:58,638
‫او انتقام‌گیرنده است،
‫و او خشمگین است!

518
00:25:58,639 --> 00:26:01,598
‫او از دشمنانش انتقام می‌گیرد

519
00:26:01,685 --> 00:26:05,472
‫و خشم را برای دشمنانش نگه می‌دارد!

520
00:26:05,559 --> 00:26:09,606
‫خداوند دیرخشم است
‫اما در قدرت بزرگ است.

521
00:26:09,693 --> 00:26:11,260
‫چرا منو بردی اونجا؟

522
00:26:11,391 --> 00:26:15,307
‫راه او گردباد و طوفان است.

523
00:26:15,395 --> 00:26:17,962
‫ابرها گرد و غبار قدم‌های او هستند!

524
00:26:18,049 --> 00:26:19,877
‫چرا منو بردی اونجا؟

525
00:26:19,964 --> 00:26:22,358
‫می‌خواستم ببینی اونا کی بودن.

526
00:26:22,445 --> 00:26:25,492
‫او دریا را عتاب می‌کند
‫و آن را خشک می‌سازد!

527
00:26:25,579 --> 00:26:27,885
‫می‌گی ما جادوگریم؟

528
00:26:28,016 --> 00:26:29,800
‫شما جادوگرید!

529
00:26:29,887 --> 00:26:32,281
‫همه‌ی شما جادوگرید!

530
00:26:32,368 --> 00:26:34,283
‫شما جادوگرید!

531
00:26:34,370 --> 00:26:35,980
‫شما جادوگرید!

532
00:26:38,069 --> 00:26:39,810
‫شما جادوگر...

533
00:26:39,897 --> 00:26:42,422
‫شما...

534
00:26:42,552 --> 00:26:45,903
‫شما...

535
00:26:45,990 --> 00:26:48,776
‫کی می‌تونه در برابر خشم او بایسته؟

536
00:26:48,906 --> 00:26:52,344
‫کی می‌تونه گرمای خشمش رو تحمل کنه؟

537
00:26:52,475 --> 00:26:55,435
‫خشم او مانند آتش فرو می‌ریزد!

538
00:26:55,565 --> 00:26:58,960
‫کسی که گناهانش رو پنهان کنه، رستگار نمیشه.

539
00:26:59,047 --> 00:27:02,050
‫اما کسی که اونا رو اعتراف کنه
‫و ترکشون کنه

540
00:27:02,137 --> 00:27:03,573
‫رحمت دریافت می‌کنه.

541
00:27:03,660 --> 00:27:05,445
‫اونا اعتراف کردن!

542
00:27:05,575 --> 00:27:07,359
‫حتی مارکی هم تو خونه موند.

543
00:27:07,447 --> 00:27:11,668
‫می‌خواستم از اوورن فرار کنی.

544
00:27:11,755 --> 00:27:13,540
‫مارگریت دوری.

545
00:27:13,670 --> 00:27:17,718
‫نمازهاش رو قطع کرد.
‫تو مراسم، شیطان رو ستایش کرد!

546
00:27:17,805 --> 00:27:20,372
‫با طلسم‌هایش، در گلوی پدرش تعفن کاشت.

547
00:27:20,460 --> 00:27:22,505
‫پدر، دختر رو بیشتر دوست داشت.

548
00:27:22,592 --> 00:27:25,856
‫مادر تو کاسولش
‫قارچ‌های سمی مرگ‌بار ریخت.

549
00:27:25,943 --> 00:27:27,205
‫ژان بودن.

550
00:27:27,292 --> 00:27:29,077
‫نمازهاش رو قطع کرد.

551
00:27:29,164 --> 00:27:31,906
‫توسط مدیر مدرسه‌مون جاسوسی شد که داشت...

552
00:27:32,036 --> 00:27:33,821
‫مدیر مدرسه گناه‌هانش رو پاک می‌کنه...

553
00:27:33,908 --> 00:27:35,475
‫بزدلانه‌ترین کار ممکن.

554
00:27:35,562 --> 00:27:37,825
‫تو فواصل استراحت، مراسم عشای سیاه رو می‌خوند!

555
00:27:37,912 --> 00:27:42,438
‫و جادوگرهای دوقلو،
‫مارت و ایمه روله،

556
00:27:42,525 --> 00:27:46,834
‫نه سال هر کدوم.

557
00:27:46,921 --> 00:27:48,662
‫- ایمه روله.
‫- از انجام چه کاری دست کشیدن؟

558
00:27:48,749 --> 00:27:50,098
‫اون قبلاً تو خونه‌ی ما بازی می‌کرد، مادر.

559
00:27:50,228 --> 00:27:51,795
‫از این مکان فرار کن.

560
00:27:51,882 --> 00:27:53,405
‫یه کیسه باروت دور گردنش بستن

561
00:27:53,493 --> 00:27:54,885
‫- تا داغ بسوزه.
‫- فرار کردی؟

562
00:27:55,016 --> 00:27:56,408
‫- ایمه؟
‫- نه.

563
00:27:56,496 --> 00:28:00,281
‫تا سی سالگی تو خونه موندی؟

564
00:28:00,282 --> 00:28:02,632
‫- ایمه؟
‫- کلم!

565
00:28:02,763 --> 00:28:05,983
‫خدا، دوباره ما رو ببین!

566
00:28:06,070 --> 00:28:07,419
‫خدا، دوباره ما رو ببین!

567
00:28:07,550 --> 00:28:08,943
‫کلم!

568
00:28:09,030 --> 00:28:12,816
‫خدا، دوباره ما رو ببین!

569
00:28:12,903 --> 00:28:15,602
‫خدا، دوباره ما رو ببین!

570
00:28:15,732 --> 00:28:17,604
‫نه! نه!

571
00:28:25,873 --> 00:28:28,223
‫دوستت دارم.

572
00:28:28,310 --> 00:28:30,094
‫- مادر؟
‫- دوستت دارم.

573
00:28:30,181 --> 00:28:31,618
‫مادر!

574
00:28:31,705 --> 00:28:34,621
‫- دوستت دارم.
‫- مادر!

575
00:28:49,549 --> 00:28:52,726
‫تو نیواورلئان هم
‫همین کار رو با کلودیا کرد.

576
00:28:52,813 --> 00:28:54,945
‫اون موقع اسمش رو گذاشت عشق سخت‌گیرانه.

577
00:28:55,032 --> 00:28:58,558
‫و بعد گرگ‌ها رو کشت.

578
00:28:58,688 --> 00:29:02,518
‫و بعد دست‌هات سرگردان شدن، خانم رئیس.

579
00:29:02,605 --> 00:29:04,737
‫اون با این دست‌ها

580
00:29:04,738 --> 00:29:06,740
‫برای دویست و خرده‌ای سال بعدش مشکلی نداشت.

581
00:29:06,827 --> 00:29:09,046
‫خوش‌تیپ، نجیب،

582
00:29:09,177 --> 00:29:13,137
‫با کلی داشته‌های قابل توجه.

583
00:29:13,268 --> 00:29:15,836
‫خالقان لستات عاشق لستات‌شون هستن.

584
00:29:15,923 --> 00:29:17,707
‫این درباره‌ی زندگی خون‌آشامیش نیست.

585
00:29:17,838 --> 00:29:19,535
‫اصلاً چرا داریم
‫درباره‌ش بحث می‌کنیم؟

586
00:29:19,666 --> 00:29:21,231
‫از صورت‌جلسه حذفش کنید.

587
00:29:24,409 --> 00:29:25,889
‫بگذریم.

588
00:29:45,126 --> 00:29:50,827
‫وقتی اولین بار همو دیدیم ۱۶۰۰ تا بودید، دنیل.

589
00:29:50,914 --> 00:29:54,744
‫- تو.
‫- الان ۲۹۰ هزار تا هستید،

590
00:29:54,831 --> 00:29:58,095
‫که میانگین تقریباً ۱.۳ وعده در روزه،

591
00:29:58,182 --> 00:30:00,010
‫این مرگ و میر بیشتریه

592
00:30:00,097 --> 00:30:02,099
‫نسبت به تولدها در سطح جهان.

593
00:30:02,186 --> 00:30:03,231
‫نقطه‌ی عطفه.

594
00:30:03,318 --> 00:30:05,537
‫شما از اوج نفت گذشتید.

595
00:30:05,625 --> 00:30:06,843
‫سلام.

596
00:30:06,930 --> 00:30:08,410
‫رگلن، این الکسه.

597
00:30:08,497 --> 00:30:10,542
‫اون تو طیف خون‌آشام‌هاست.

598
00:30:10,673 --> 00:30:12,196
‫الکس، این رگلنه.

599
00:30:12,327 --> 00:30:13,850
‫اون یه دیده‌بانه.

600
00:30:13,937 --> 00:30:15,286
‫دیده‌بانی می‌کنه.

601
00:30:15,373 --> 00:30:17,724
‫اون مراقبه.
‫همیشه داره مراقبت می‌کنه.

602
00:30:17,854 --> 00:30:19,421
‫اون یه دیده‌بانه.

603
00:30:23,860 --> 00:30:25,645
‫شاید بخوای زاویه‌ی ورودیت رو

604
00:30:25,732 --> 00:30:28,343
‫تغییر بدی یا توپت رو عوض کنی
‫که مسیرش رو زودتر بخونه.

605
00:30:28,430 --> 00:30:30,780
‫اون چطور بود؟

606
00:30:30,911 --> 00:30:32,477
‫تو هم بازی می‌کنی، رگلن؟

607
00:30:32,564 --> 00:30:34,915
‫مربی اون دسته‌ی جوان خوش‌گذرون، بله.

608
00:30:35,002 --> 00:30:37,526
‫برای یه کنسرت خاص فضای باز اومدم.

609
00:30:37,613 --> 00:30:42,531
‫بیمه‌ی کنسلی رویداد نگرفته بودم.

610
00:30:42,662 --> 00:30:44,402
‫ما اون کیف رو می‌خوایم.

611
00:30:44,489 --> 00:30:46,100
‫تو معمولاً رشید رو اول می‌فرستی.

612
00:30:46,187 --> 00:30:47,449
‫اون سر شهره،

613
00:30:47,579 --> 00:30:49,233
‫منتظره که قصابی باز بشه.

614
00:30:49,234 --> 00:30:50,234
‫[بوسیدنت جلوی لستات...]

615
00:30:51,671 --> 00:30:53,368
‫نه، نه، نه، نه، نه.

616
00:30:53,455 --> 00:30:54,761
‫این هیچی نیست.

617
00:30:54,891 --> 00:30:56,110
‫خدعه‌ست.

618
00:30:56,197 --> 00:30:58,286
‫از تو استفاده کردم تا تنبیه کنم.

619
00:30:58,373 --> 00:31:00,070
‫هیچ‌وقت تو رو بخاطر پار...

620
00:31:00,157 --> 00:31:01,463
‫پاریس نبخشیدی.

621
00:31:01,593 --> 00:31:03,595
‫هرگز. هیچ‌وقت نبخشیدم.

622
00:31:03,683 --> 00:31:05,162
‫و حالا؟

623
00:31:07,730 --> 00:31:09,950
‫نه.

624
00:31:10,037 --> 00:31:11,255
‫استراحت کن.

625
00:31:11,386 --> 00:31:13,954
‫نمی‌تونم. نمی‌خوام.

626
00:31:14,041 --> 00:31:17,697
‫پس برای چی متأسفی؟

627
00:31:20,221 --> 00:31:25,834
‫عشق زندگیم اون بود.

628
00:31:28,838 --> 00:31:31,754
‫استراحت کن.

629
00:31:31,885 --> 00:31:34,322
‫ما می‌خوایم اون کنسرت رو اجرا کنه.

630
00:31:34,409 --> 00:31:35,584
‫من می‌خوام کنسرت رو اجرا کنم.

631
00:31:35,671 --> 00:31:37,717
‫الکس می‌خواد کنسرت رو اجرا کنه.

632
00:31:37,804 --> 00:31:39,327
‫چرا؟

633
00:31:39,414 --> 00:31:41,068
‫یه ساله داریم برنامه‌ش رو می‌چینیم.

634
00:31:41,155 --> 00:31:42,722
‫ببخشید؟

635
00:31:42,809 --> 00:31:47,944
‫هول دادنش، وادار کردنش،
‫از حاشیه، همون‌طور که کار ماست.

636
00:31:48,031 --> 00:31:49,859
‫بیشتر بساز؟

637
00:31:49,990 --> 00:31:51,295
‫ما اینو پیشنهاد دادیم.

638
00:31:51,382 --> 00:31:53,645
‫تو تحول بزرگ رو می‌خوای.

639
00:31:53,776 --> 00:31:56,910
‫از دست دادن مهارت‌های حرکتی،
‫کنترل فک...

640
00:31:56,997 --> 00:31:59,042
‫کمبود خون.

641
00:31:59,173 --> 00:32:01,523
‫صدای جادوگر رو شنیدم.

642
00:32:01,653 --> 00:32:05,483
‫حتماً شنیده.

643
00:32:05,570 --> 00:32:09,574
‫من، اون.

644
00:32:09,661 --> 00:32:11,098
‫اون موقع.

645
00:32:12,882 --> 00:32:14,710
‫معادل از دست دادن مواد مغذی.

646
00:32:14,797 --> 00:32:20,324
‫حتی الان هنوز دارم به اون فکر می‌کنم.

647
00:32:22,022 --> 00:32:24,851
‫مـ... متأسفم.

648
00:32:24,938 --> 00:32:26,635
‫نه.

649
00:32:26,722 --> 00:32:29,246
‫نه، لویی، تو داری افت می‌کنی.

650
00:32:31,553 --> 00:32:36,253
‫از تله‌پاتیت استفاده کن.
‫من تکرار می‌کنم، برای آیندگان.

651
00:32:36,340 --> 00:32:40,083
‫واسه اون چیزی که تو زمین باقی مونده
‫خیلی زیاد شدیم.

652
00:32:40,170 --> 00:32:41,998
‫مراقب موبایلت باش.

653
00:32:42,085 --> 00:32:44,740
‫تا می‌تونی رنج روورت رو بفروش.

654
00:32:44,827 --> 00:32:46,393
‫دوره‌ی درماندگیه.

655
00:32:46,394 --> 00:32:49,353
‫یه اتاق فکر تو آخرین
‫کنفرانس جی۷ وجود داشت.

656
00:32:49,440 --> 00:32:51,791
‫اسمش رو گذاشتن

657
00:32:51,878 --> 00:32:54,837
‫«بگذار خون‌آشام‌ها به سلامت بچرند.»

658
00:32:54,924 --> 00:32:56,926
‫کله رو نجات بده،
‫سیاره رو نجات بده.

659
00:32:57,057 --> 00:32:58,709
‫کمی زیاده‌روی محضه.

660
00:32:58,710 --> 00:33:01,713
‫نمی‌تونم تصور کنم جنس شما حکومت کنه،
‫اما خب،

661
00:33:01,801 --> 00:33:03,193
‫من و تو دلایل خودمون رو داریم.

662
00:33:03,280 --> 00:33:04,542
‫اون عصبیم کرد.

663
00:33:04,629 --> 00:33:08,590
‫شواهدی از وجود روح.

664
00:33:08,677 --> 00:33:09,939
‫روح؟

665
00:33:10,070 --> 00:33:11,984
‫مگنوس کیمیاگر

666
00:33:11,985 --> 00:33:13,508
‫اون رو انتخاب کرد تا خون رو حمل کنه.

667
00:33:13,595 --> 00:33:15,684
‫و اون چیکار می‌کنه؟

668
00:33:15,771 --> 00:33:18,252
‫اونو به مادر بیمارش هدیه میده.

669
00:33:18,339 --> 00:33:19,601
‫نجیبانه.

670
00:33:19,688 --> 00:33:21,864
‫اما پسر خیاط؟

671
00:33:21,951 --> 00:33:23,823
‫احمق و ول‌خرج.

672
00:33:23,910 --> 00:33:26,173
‫عصبانی بودم.

673
00:33:26,260 --> 00:33:28,523
‫دروغ‌هایی دارم که باید جوابشون رو بدم.

674
00:33:28,653 --> 00:33:30,568
‫دروغ‌هایی دارم که باید جوابشون رو بدم.

675
00:33:30,655 --> 00:33:32,483
‫- دروغ به خودم.
‫- دروغ به خودم.

676
00:33:32,614 --> 00:33:35,269
‫- به بقیه.
‫- دروغ به بقیه.

677
00:33:35,356 --> 00:33:37,097
‫می‌دونم ساختن یه خونه...

678
00:33:37,227 --> 00:33:38,968
‫می‌دونم ساختن یه خونه...

679
00:33:39,055 --> 00:33:40,535
‫یه کلیسای جامع روی یه دروغ، چه حسی داره.

680
00:33:40,622 --> 00:33:43,190
‫کلیسای جامع روی یه دروغ.

681
00:33:43,277 --> 00:33:46,889
‫هیچ منطق بیولوژیکی‌ای
‫برای کله این‌جا و بدن اون‌جا وجود نداره.

682
00:33:46,976 --> 00:33:49,936
‫اون روحه که داره می‌جنگه، دنیل.

683
00:33:50,023 --> 00:33:53,417
‫خوش‌گذرونی با پسر فاسدم.

684
00:33:53,548 --> 00:33:57,073
‫یـ... یه دوره‌ی دزدی از راه شیطانی

685
00:33:57,160 --> 00:34:02,687
‫با گابریلا، سوفیا،
‫مادر، معشوقه، خانم رئیس.

686
00:34:02,818 --> 00:34:06,604
‫اون دروغ رو چنان کامل زندگی کن
‫که انگار حقیقت داره.

687
00:34:06,735 --> 00:34:11,044
‫اون دروغ رو چنان کامل زندگی کنی
‫که انگار حقیقت داره.

688
00:34:11,174 --> 00:34:14,655
‫معنایی فراتر از فانی بودن.

689
00:34:14,656 --> 00:34:16,832
‫شگفتی بازگشت.

690
00:34:19,966 --> 00:34:23,230
‫الکس، فکر کنم باید با رئیس بزرگ شروع کنی.

691
00:34:26,233 --> 00:34:29,627
‫رگلن.

692
00:34:29,714 --> 00:34:31,325
‫دنیل؟

693
00:34:34,502 --> 00:34:36,460
‫یه مرد دگرجنس‌گرا.

694
00:34:36,591 --> 00:34:37,679
‫مرد دگرجنس‌گرا.

695
00:34:37,766 --> 00:34:39,463
‫سیاه‌پوست خوب، یه هنرمند.

696
00:34:39,550 --> 00:34:42,205
‫سیاه‌پوست خوب، یه هنرمند.

697
00:34:42,336 --> 00:34:43,815
‫چیزهایی که نبودم.

698
00:34:43,903 --> 00:34:45,643
‫چیزهایی که نبودم.

699
00:34:45,730 --> 00:34:48,995
‫و تو دلایل خودت رو
‫برای پلید شدن داری، آرماند.

700
00:34:49,125 --> 00:34:52,563
‫و تو...

701
00:34:52,650 --> 00:34:56,567
‫تو دلایل خودت رو
‫برای پلید شدن داری، آرماند.

702
00:34:56,654 --> 00:34:58,439
‫توسط کسی که فروخته شدی،
‫فروخته شدی.

703
00:34:58,526 --> 00:35:00,441
‫توسط کسی که فروخته شدی،
‫فروخته شدی.

704
00:35:00,528 --> 00:35:02,312
‫فروخته شدی به چیزی که
‫توش فروخته شدی.

705
00:35:02,399 --> 00:35:04,097
‫فروخته شدی به چیزی که توش...

706
00:35:04,227 --> 00:35:06,969
‫خیلی از اینو توی نیواورلئان دیدم.

707
00:35:07,100 --> 00:35:09,102
‫خیلی از اینو توی نیواورلئان دیدم.

708
00:35:09,189 --> 00:35:11,539
‫- در ساحل مقابل.
‫- در ساحل مقابل.

709
00:35:11,626 --> 00:35:14,237
‫خونه‌هایی رو اداره می‌کردم که اداره می‌کردم.

710
00:35:14,324 --> 00:35:16,892
‫- من و تو این کار رو...
‫- من و تو...

711
00:35:16,979 --> 00:35:19,199
‫زیاد درباره‌ش حرف نزدیم...

712
00:35:19,286 --> 00:35:22,202
‫ما زیاد درباره‌ش حرف نزدیم.

713
00:35:22,332 --> 00:35:24,856
‫با تو...

714
00:35:24,944 --> 00:35:26,336
‫خاموشش کن.

715
00:35:30,384 --> 00:35:33,517
‫چون نمی‌خواستم
‫به گناهان خودم فکر کنم.

716
00:35:33,648 --> 00:35:37,086
‫یا تصویری از تو در ۱۲ سالگی.

717
00:35:37,173 --> 00:35:39,654
‫در ۱۲ سالگی.

718
00:35:39,741 --> 00:35:42,874
‫تو ۱۲ ساله بودی.

719
00:35:42,962 --> 00:35:45,312
‫وحشت زده.

720
00:35:45,399 --> 00:35:47,923
‫پسر فقیر،

721
00:35:48,010 --> 00:35:50,447
‫آرون.

722
00:35:50,534 --> 00:35:53,581
‫تو نیاز به عشقی داری
‫که تو رو در آغوش بگیره.

723
00:35:56,192 --> 00:36:00,240
‫تو باید اونو داشته باشی.

724
00:36:00,327 --> 00:36:04,940
‫و من هیچ‌وقت همچین عشقی برات نبودم.

725
00:36:05,027 --> 00:36:06,463
‫و متاسفم.

726
00:36:12,382 --> 00:36:16,038
‫سردی من،

727
00:36:16,125 --> 00:36:19,868
‫انکار من

728
00:36:19,955 --> 00:36:22,088
‫تو رو به این‌جا کشوند.

729
00:36:26,005 --> 00:36:30,966
‫خوبی رو درونت دیدم...

730
00:36:34,709 --> 00:36:36,276
‫برای مدتی.

731
00:37:13,139 --> 00:37:15,445
‫برای دخترهایی که حرف می‌زنن
‫اتفاقات بدی میفته.

732
00:37:20,000 --> 00:37:27,000
بی سی موویز

733
00:37:31,113 --> 00:37:32,636
‫از کیت بخیه‌ی استاندارد استفاده می‌کنم.

734
00:37:34,290 --> 00:37:38,425
‫نخ نایلون ۲.۰ جذبی برای اتصال مجدد کله،

735
00:37:38,512 --> 00:37:40,427
‫بستن زخم.

736
00:37:40,514 --> 00:37:42,907
‫کار زیادی جز نگه‌داشتن کله
‫در جای خودش انجام نمیده

737
00:37:42,994 --> 00:37:44,300
‫تا وقتی که از طریق خون به هم جوش بخوره.

738
00:37:46,607 --> 00:37:48,783
‫من جراح پلاستیک نیستم.

739
00:37:48,870 --> 00:37:51,481
‫این زمینه‌ی تخصصی من نیست.

740
00:37:58,097 --> 00:38:01,361
‫و وقتی بهش گفت
‫که پلیدی بیشتری می‌خواد،

741
00:38:01,448 --> 00:38:05,147
‫با چشم‌های یه نوجوان بهش نگاه کرد.

742
00:38:05,234 --> 00:38:07,280
‫ترک بزرگ.

743
00:38:07,367 --> 00:38:09,760
‫و خودشو به ساحل انداخت.

744
00:38:09,891 --> 00:38:14,809
‫و گذاشت گورکن‌ها اون رو
‫از جزر و مد بگیرن

745
00:38:14,896 --> 00:38:17,507
‫و تو شن‌های گمنامی دفنش کنن.

746
00:38:17,594 --> 00:38:19,683
‫این بازیگریه.

747
00:38:19,814 --> 00:38:24,862
‫و هشتاد سال اونجا می‌مونه،

748
00:38:24,949 --> 00:38:27,909
‫از خاک بیرون کشیده شد چون مادر همه‌ی ما

749
00:38:27,996 --> 00:38:31,826
‫اون رو انتخاب می‌کنه،
‫می‌ذاره ازش بنوشه،

750
00:38:31,913 --> 00:38:34,350
‫اونو یه خدای کوچک می‌کنه.

751
00:38:34,437 --> 00:38:36,091
‫و با این افتخار چیکار می‌کنه؟

752
00:38:36,178 --> 00:38:38,746
‫سوار کشتی متروک تو نیواورلئان میشه.

753
00:38:38,833 --> 00:38:41,966
‫این هدیه رو میده به یه جاکش

754
00:38:42,053 --> 00:38:44,360
‫که هدف زندگیش اینه که بدبختش کنه،

755
00:38:44,491 --> 00:38:47,102
‫بندازتش تو تله،
‫گلوش رو ببره،

756
00:38:47,189 --> 00:38:49,191
‫و با معشوقه‌ی سابقش می‌خوابه.

757
00:38:49,322 --> 00:38:50,410
‫خیلی زیاده.

758
00:38:50,497 --> 00:38:52,063
‫- شاید خوب باشه.
‫- شاید.

759
00:38:52,151 --> 00:38:53,587
‫روح!

760
00:38:53,674 --> 00:38:55,850
‫نسل شکست‌خورده‌ی مگنوس.

761
00:38:55,937 --> 00:38:58,983
‫منتخب ناشایست آکاشا.

762
00:38:59,070 --> 00:39:00,507
‫روح!

763
00:39:00,594 --> 00:39:05,294
‫دختر رو می‌کشه،
‫جاکش رو نجات میده،

764
00:39:05,381 --> 00:39:09,080
‫تو یه لباس پوسیده، تو یه کلبه‌ی پوسیده،

765
00:39:09,168 --> 00:39:10,517
‫تو یه شهر پوسیده می‌پوسه.

766
00:39:10,604 --> 00:39:13,041
‫یه چیز ناقص تراژیک،

767
00:39:13,128 --> 00:39:16,523
‫یه تخته رو به جای پیانو می‌زنه،

768
00:39:16,610 --> 00:39:19,352
‫منتظر یه آغوشه.

769
00:39:19,439 --> 00:39:20,701
‫روح!

770
00:39:20,788 --> 00:39:23,791
‫- یه کتاب.
‫- یه گروه موسیقی.

771
00:39:23,878 --> 00:39:26,097
‫یه آلبوم و یه هدف.

772
00:39:26,185 --> 00:39:27,969
‫روح!

773
00:39:28,056 --> 00:39:30,493
‫اما آیا ناکامی، عاقبت در یافتنِ او ناکام می‌ماند؟

774
00:39:30,624 --> 00:39:32,800
‫نه.
‫روح!

775
00:39:32,930 --> 00:39:37,805
‫مثل یه احمق کودن
‫روی نیمکت می‌شینه

776
00:39:37,892 --> 00:39:42,113
‫توی مه‌ی که اونو با عشق اشتباه می‌گیره.

777
00:39:42,201 --> 00:39:43,767
‫- شاید.
‫- شاید خوب باشه.

778
00:39:43,854 --> 00:39:45,682
‫بکوب!

779
00:39:45,813 --> 00:39:48,468
‫بی‌پروا. خودتخریب.

780
00:39:48,555 --> 00:39:49,817
‫مغرور.

781
00:39:49,904 --> 00:39:51,471
‫یه بچه.

782
00:39:51,558 --> 00:39:52,733
‫احمق.

783
00:39:52,820 --> 00:39:54,952
‫چرند. بی‌ارزش.

784
00:39:55,083 --> 00:39:57,041
‫یه پسر فاسد.

785
00:39:57,128 --> 00:39:58,956
‫شکست.

786
00:39:59,043 --> 00:40:01,263
‫بدون فکر. بی‌تدبیر.

787
00:40:01,350 --> 00:40:04,745
‫و لـ... لـ... لکنت‌دار.

788
00:40:04,832 --> 00:40:06,747
‫بزدل. خودخواه.

789
00:40:06,834 --> 00:40:08,444
‫بدبخت.

790
00:40:08,531 --> 00:40:10,141
‫بی‌ارزش.

791
00:40:10,229 --> 00:40:12,013
‫یه شکست‌خورده.

792
00:40:12,100 --> 00:40:15,495
‫جذاب احمق همبون.

793
00:40:15,582 --> 00:40:17,801
‫تا سی سالگی تو خونه موندی؟

794
00:40:17,932 --> 00:40:19,107
‫کلم!

795
00:40:19,194 --> 00:40:20,717
‫ترک بزرگ.

796
00:40:22,066 --> 00:40:26,549
‫تمام عمر لعنتیت

797
00:40:26,636 --> 00:40:29,509
‫یه ناکامی بودی.

798
00:40:29,596 --> 00:40:31,032
‫ناشایست.

799
00:40:31,119 --> 00:40:32,120
‫نامهربان.

800
00:40:32,207 --> 00:40:33,643
‫سوءاستفاده‌گر.

801
00:40:33,774 --> 00:40:34,905
‫بدبخت.

802
00:40:34,992 --> 00:40:36,516
‫- احمق.
‫- نادان.

803
00:40:36,603 --> 00:40:39,388
‫یه مراقب بی‌دقت.

804
00:40:39,475 --> 00:40:40,824
‫یه کارتون آوازخوان.

805
00:40:40,955 --> 00:40:41,999
‫یه پریمادونا.

806
00:40:42,086 --> 00:40:43,305
‫یه طاووس.

807
00:40:43,436 --> 00:40:46,613
‫تمام

808
00:40:46,700 --> 00:40:50,704
‫عمر لعنتیت

809
00:40:50,791 --> 00:40:54,664
‫یه شکست رقت‌انگیزی!

810
00:41:16,338 --> 00:41:17,600
‫خوب بود.

811
00:41:17,731 --> 00:41:19,515
‫نمایش خوبی بود.
‫کمی مزخرف.

812
00:41:19,646 --> 00:41:21,865
‫اما واسه همینه که شما افتتاحیه رو اجرا می‌کنید
‫و من ستاره‌ی اصلی‌ام.

813
00:41:21,996 --> 00:41:25,391
‫خون‌آشام لستات، فقط یه زندگی.

814
00:41:25,478 --> 00:41:26,783
‫خریداری بلیط‌ها از طریق تیکت‌مستر.

815
00:41:26,870 --> 00:41:29,917
‫شکایت‌های اجتناب‌ناپذیر به روژه و شرکا.

816
00:41:32,833 --> 00:41:35,879
‫سلام، سن ژرمن،

817
00:41:35,966 --> 00:41:38,491
‫ویو کاره، تونترئال!

818
00:41:38,621 --> 00:41:40,928
‫یه دست و جیغ و هورای بلند
‫برای سوفیا گبز

819
00:41:41,015 --> 00:41:43,234
‫و نوپاهای شکست‌خورده!

820
00:41:44,888 --> 00:41:49,023
‫همه‌تون امشب این‌جایید
‫چون من شما رو کشتم،

821
00:41:49,110 --> 00:41:51,721
‫خلق‌تون کردم،
‫یا دچار تروما کرد‌متون.

822
00:41:51,852 --> 00:41:56,247
‫بخاطر نزدیکی تاریخی‌تون به من، تبریک میگم.

823
00:41:56,335 --> 00:41:59,076
‫شکی نیست که این لحظه‌ی
‫تعیین‌کننده‌ی زندگی‌تون بوده.

824
00:41:59,163 --> 00:42:00,687
‫ما عاشقتیم، لستات!

825
00:42:00,774 --> 00:42:02,732
‫- منم عاشق شمام.
‫- «عبوس» رو بخون!

826
00:42:02,819 --> 00:42:05,082
‫لعنت به اون آهنگ!

827
00:42:05,169 --> 00:42:07,520
‫اون آهنگیه که
‫باهاش ماشین‌تون رو می‌شورید.

828
00:42:09,260 --> 00:42:13,830
‫شاید اون زندگی هدفمند لستات باشه.

829
00:42:13,961 --> 00:42:15,441
‫اون ماشین‌های تمیز بیشتری درست کرد.

830
00:42:17,791 --> 00:42:19,532
‫باید اونو سر میز دراز می‌گفتم.

831
00:42:21,490 --> 00:42:23,012
‫تا حالا براتون پیش اومده؟

832
00:42:23,013 --> 00:42:24,841
‫یه ساعت بعد از اینکه
‫واتیکان رو ترک کردی،

833
00:42:24,928 --> 00:42:26,539
‫به بهترین جمله‌ای که
‫میشد به پاپ گفت فکر کنی؟

834
00:42:30,238 --> 00:42:32,240
‫من تو رو می‌شناسم.

835
00:42:32,327 --> 00:42:34,851
‫توی وین خون‌ت رو مکیدم.

836
00:42:34,938 --> 00:42:37,767
‫بازار کریسمس، ۱۹۵۳.

837
00:42:39,334 --> 00:42:41,336
‫اسمت چیه؟

838
00:42:41,423 --> 00:42:43,077
‫- انزو.
‫- انزو.

839
00:42:44,731 --> 00:42:46,341
‫کت‌وشلوار حسابی‌ شیکیه.

840
00:42:48,735 --> 00:42:51,433
‫خون زیادی ازت ریختم.

841
00:42:51,564 --> 00:42:54,088
‫اون شب حال‌وهوای بدی داشتم.

842
00:42:54,175 --> 00:42:55,698
‫لیاقت بهتری داشتی.

843
00:43:01,312 --> 00:43:04,315
‫امشب چهره‌های آشنای
‫زیادی توی جمع هستن.

844
00:43:04,446 --> 00:43:06,317
‫بیشتر از زیاد.

845
00:43:06,405 --> 00:43:07,971
‫همه‌شون آشنا.

846
00:43:11,366 --> 00:43:15,196
‫جنیس.

847
00:43:15,283 --> 00:43:18,547
‫- سیسی.
‫- لستات! لستات!

848
00:43:18,678 --> 00:43:21,245
‫مرد باربَر، نیویورک لیمیتد.

849
00:43:21,376 --> 00:43:23,552
‫اوضاع سر چطوره؟
‫بلیط، لطفاً!

850
00:43:23,639 --> 00:43:26,555
‫«شیرین‌بیان سیاه».
‫یه آهنگ درباره‌ت نوشتم.

851
00:43:26,642 --> 00:43:28,818
‫توی لوور نینث کشته بودمت.

852
00:43:28,905 --> 00:43:30,820
‫ممنون که اومدی.

853
00:43:35,085 --> 00:43:36,130
‫عاشقتم، لستات!

854
00:43:41,701 --> 00:43:45,182
‫ما امشب یه نمایش عالی

855
00:43:45,269 --> 00:43:50,405
‫توی یه مکان
‫با احساسات فوق‌العاده قوی براتون داریم،

856
00:43:50,492 --> 00:43:52,755
‫چون، خب، این همون‌جاییه

857
00:43:52,842 --> 00:43:56,106
‫که موسیقی برای اولین‌بار
‫کمربندش رو

858
00:43:56,237 --> 00:43:59,066
‫دور آئورت من پیچید و من رو

859
00:43:59,153 --> 00:44:01,590
‫از میان بیش از دو قرن
‫زندگی خون‌آشامی گذروند.

860
00:44:08,075 --> 00:44:10,033
‫عجب زندگی‌ای بود.

861
00:44:10,120 --> 00:44:12,514
‫عبوس رو بخون!

862
00:44:12,601 --> 00:44:14,298
‫تویی، بابا؟

863
00:44:23,177 --> 00:44:26,789
‫در مورد زندگی،

864
00:44:26,876 --> 00:44:30,314
‫یافته‌های اخیر خیلی‌هایی که
‫از همه بیشتر دوستشون دارم

865
00:44:30,445 --> 00:44:33,666
‫به این نتیجه رسیدن که زندگی من یه شکست و ناکامیخ.

866
00:44:38,671 --> 00:44:39,976
‫درسته؟

867
00:44:40,063 --> 00:44:43,110
‫درسته؟

868
00:44:43,240 --> 00:44:44,807
‫خون‌ت رو گرفتم.

869
00:44:44,938 --> 00:44:47,506
‫وظیفه‌ی خون‌آشامیم رو انجام دادم.

870
00:44:47,593 --> 00:44:50,334
‫مرگ آوردم، ترس پراکندم،

871
00:44:50,421 --> 00:44:52,902
‫خرافات و پارانویا رو بسط دادم.

872
00:44:55,078 --> 00:44:58,386
‫شکایت‌های اخلاقی همه‌شون
‫برمی‌گرده به این ایده که بشریت...

873
00:44:58,473 --> 00:45:00,301
‫- یه شکستی!
‫- من موافق نیستم.

874
00:45:00,388 --> 00:45:02,390
‫هیچ‌کس از تو نپرسید، خانم!

875
00:45:02,477 --> 00:45:05,872
‫من فکر می‌کنم در پایان...

876
00:45:05,959 --> 00:45:07,090
‫در پایان...

877
00:45:09,223 --> 00:45:11,094
‫من فکر می‌کنم

878
00:45:11,181 --> 00:45:13,140
‫خیلی هم خفن بودم!

879
00:45:20,539 --> 00:45:23,019
‫اما...

880
00:45:23,106 --> 00:45:26,196
‫اگر شکست خوردم،

881
00:45:26,327 --> 00:45:30,113
‫اگر شکست خوردم...

882
00:45:30,200 --> 00:45:34,291
‫اون‌وقت یعنی
‫واقعاً سعی کردم کاری انجام بدم.

883
00:45:35,945 --> 00:45:37,730
‫که این بیشتر از چیزیه که
‫بتونم درباره‌ی اکثر کسایی که

884
00:45:37,817 --> 00:45:39,601
‫از همه بیشتر دوستشون دارم بگم.

885
00:45:39,688 --> 00:45:41,168
‫نمی‌دونم واقعاً از ته قلبم میگم.

886
00:45:42,909 --> 00:45:45,781
‫اون اجرا بود.

887
00:45:45,868 --> 00:45:47,827
‫عاشقت بودم.

888
00:45:49,829 --> 00:45:50,960
‫بودم.

889
00:45:56,923 --> 00:46:02,493
‫اون عشق، هرچقدر هم که
‫برای تو عجیب به نظر می‌رسید،

890
00:46:02,581 --> 00:46:03,756
‫من عاشق بودم.

891
00:46:15,724 --> 00:46:16,856
‫ممنون که اومدید.

892
00:46:18,292 --> 00:46:20,555
‫عاشقتیم، لستات!
‫عاشقتیم!

893
00:46:20,642 --> 00:46:22,252
‫ما امشب یه نمایش عالی براتون داریم.

894
00:46:23,950 --> 00:46:26,648
‫قراره امشب یه آهنگ جدید
‫براتون اجرا کنیم!

895
00:46:26,735 --> 00:46:30,477
‫تی‌سی رو داریم پشت درامر،
‫سالاماندر رو با بیس،

896
00:46:30,478 --> 00:46:33,307
‫الکس دراکولای پلاستیکی رو با گیتار،

897
00:46:33,394 --> 00:46:35,657
‫و من هم لستات خون‌آشام هستم!

898
00:46:39,661 --> 00:46:41,489
‫قرار بود همین الان
‫شیرجه بزنم وسط جمعیت.

899
00:46:44,840 --> 00:46:47,103
‫شاید.

900
00:46:47,190 --> 00:46:48,496
‫دست‌ها لمس میشن.

901
00:46:51,281 --> 00:46:53,240
‫حس یه کمی...

902
00:47:00,160 --> 00:47:02,771
‫باید چرتت رو درست کنی، لستات.

903
00:47:12,302 --> 00:47:13,434
‫دیگه چی؟

904
00:47:16,176 --> 00:47:17,743
‫دارم شکست می‌خورم.

905
00:47:21,398 --> 00:47:22,661
‫خونم.

906
00:47:26,534 --> 00:47:29,232
‫خونم.

907
00:47:29,319 --> 00:47:30,799
‫تمام تلاشم رو باهاش کردم.

908
00:47:35,369 --> 00:47:36,675
‫نه.

909
00:47:39,765 --> 00:47:43,464
‫نه، خیلی زیاد... خیلی زیاد
‫باعث شدم بریزه.

910
00:47:48,295 --> 00:47:49,992
‫همیشه بهش احترام نذاشتم.

911
00:47:53,517 --> 00:47:56,085
‫انزو.

912
00:47:56,172 --> 00:47:58,827
‫میشه کسی بگه...

913
00:48:02,875 --> 00:48:05,486
‫میشه کسی به انزو بگه که متاسفم؟

914
00:48:05,573 --> 00:48:09,142
‫اون...

915
00:48:09,229 --> 00:48:13,755
‫یه بسته داشت با قشنگ‌ترین کادوپیچ.

916
00:48:13,842 --> 00:48:17,106
‫و امیدوارم به دست کسی...

917
00:48:17,193 --> 00:48:22,590
‫که براش درنظر گرفته شده بود رسیده باشه.

918
00:48:24,548 --> 00:48:25,985
‫دستور زبان.

919
00:48:49,617 --> 00:48:52,968
‫سختشه که به زبون بیاردش.

920
00:48:53,055 --> 00:48:54,622
‫اینو از بابامون به ارث برده.

921
00:48:57,407 --> 00:48:58,931
‫معنیش این نیست که دوست نداره.

922
00:48:59,018 --> 00:49:01,281
‫فقط سبک خودشه.

923
00:49:04,458 --> 00:49:08,027
‫ممنون که دوستش داری،

924
00:49:08,157 --> 00:49:10,464
‫بخاطر اینکه اون‌جوری دوستش داری
‫که نیاز داره دوست داشته بشه.

925
00:49:16,600 --> 00:49:18,298
‫هنوزم آرزو می‌کنم کاش زن بودی.

926
00:49:21,040 --> 00:49:22,868
‫منم، بعضی‌وقت‌ها.

927
00:49:36,403 --> 00:49:39,623
‫وای.

928
00:49:39,710 --> 00:49:41,887
‫وقتی بهش برسی،
‫اون‌قدرها هم خفن نیست.

929
00:49:48,937 --> 00:49:50,678
‫رشته‌های نقره‌ای.

930
00:49:55,074 --> 00:49:58,555
‫رشته‌های نقره‌ای کشیده شده
‫روی رشته‌های دیگه.

931
00:50:03,560 --> 00:50:06,215
‫باشه. مطمئنی؟

932
00:50:10,089 --> 00:50:11,438
‫بله، خانم.

933
00:50:15,181 --> 00:50:16,573
‫باشه.

934
00:50:35,418 --> 00:50:37,203
‫اگه بگم یادمه که

935
00:50:37,333 --> 00:50:40,597
‫دفعه‌ی بعد تو اتوبوس تورم بیدار شدم،

936
00:50:40,684 --> 00:50:41,990
‫که توی جنگل

937
00:50:42,077 --> 00:50:44,950
‫چند صد متر دورتر
‫از صحنه پارک شده بود،

938
00:50:45,037 --> 00:50:49,432
‫جایی که ۴۵ هزار خون‌آشام
‫دیوونه و عجول

939
00:50:49,519 --> 00:50:53,784
‫و ۱۰ هزار انسان
‫ساده‌لوح و به‌طرز زیبایی بیمار

940
00:50:53,915 --> 00:50:57,570
‫از همه‌ی گوشه‌وکنار باغ وحشی ما

941
00:50:57,571 --> 00:51:01,618
‫جمع شده بودن تا «بیشتر بساز» رو بخونم؟

942
00:51:01,705 --> 00:51:07,102
‫بازگشت من به دنیای فیزیکی گیج‌کننده بود،

943
00:51:07,189 --> 00:51:10,845
‫حرف‌های مهربون و دلسوزانه‌ش
‫خیلی متفاوت بود

944
00:51:10,932 --> 00:51:13,021
‫از حرف‌هاش سر میز دراز.

945
00:51:13,108 --> 00:51:15,067
‫جزئیات اینکه چطور به اون‌جا رسیدم

946
00:51:15,154 --> 00:51:18,635
‫توسط مردی بهم توضیح داده شد که نمی‌شناختمش

947
00:51:18,722 --> 00:51:21,116
‫ولی حالا بهش میگم دوست.

948
00:51:21,203 --> 00:51:24,032
‫اون بهم گفت که مامورهای مراقبش
‫توی پارک بودن

949
00:51:24,163 --> 00:51:28,167
‫شبی که آرماند و دنیل از میان مه عشق

950
00:51:28,254 --> 00:51:30,865
‫و گوشت گردن‌هامون گذشتن.

951
00:51:30,996 --> 00:51:34,086
‫اونا قطعات ما رو تا مقاصدشون تعقیب کردن

952
00:51:34,173 --> 00:51:37,176
‫و پروتکل‌های درگیری‌شون رو دنبال کردن.

953
00:51:37,263 --> 00:51:40,092
‫اون درباره‌ی نقش الکس مبهم بود.

954
00:51:40,179 --> 00:51:43,225
‫اما، هیچ‌چیز مبهمی

955
00:51:43,312 --> 00:51:45,575
‫درباره‌ی اینکه ایده‌ی کی بود که منو

956
00:51:45,662 --> 00:51:48,578
‫از مواجهه‌ی جاودانه‌م با فانی بودن،

957
00:51:48,665 --> 00:51:53,888
‫مستقیم به اون کنسرت
‫فاجعه‌بار معروف الان بیاره، وجود نداشت.

958
00:51:53,975 --> 00:51:56,151
‫و وقتی داشتم با اونا درباره‌ی اصرار پوچشون

959
00:51:56,238 --> 00:51:58,719
‫برای اینکه اجرا کنم بحث می‌کردم،

960
00:51:58,806 --> 00:52:01,678
‫نظرم عوض شد، همه‌شون رو از
‫خشم برانگیخته‌ی نجات میدم.

961
00:52:07,162 --> 00:52:10,513
‫اون وارد جزئیات روزش نشد.

962
00:52:10,600 --> 00:52:13,907
‫من فقط بعداً،

963
00:52:13,908 --> 00:52:16,258
‫بعد از کنسرت،

964
00:52:16,389 --> 00:52:19,087
‫بعد از هرج‌ومرج‌ها درباره‌شون می‌شنیدم.

965
00:52:19,174 --> 00:52:22,090
‫باید همون‌جا ولش می‌کردم.

966
00:52:22,177 --> 00:52:25,093
‫می‌دونم. می‌دونم.

967
00:52:25,224 --> 00:52:28,053
‫این تویی، مگه نه؟

968
00:52:28,183 --> 00:52:29,880
‫- مگه نه؟ این ایده‌ی توئه؟
‫- می‌خوای بری بیرون

969
00:52:29,968 --> 00:52:31,534
‫و بهشون بگی که
‫هیچ اجرایی در کار نیست؟

970
00:52:31,621 --> 00:52:33,535
‫می‌خوای منو بذاری توی تابوت،
‫بذاری یه چرت بزنم،

971
00:52:33,536 --> 00:52:35,234
‫و بعدش بندازیم روی صحنه‌ی لعنتی؟

972
00:52:35,364 --> 00:52:37,105
‫می‌خوای ببینی چه اتفاقی میفته
‫وقتی بری اون بیرون

973
00:52:37,192 --> 00:52:38,628
‫- و این رو بهشون بگی؟
‫- دیوونه شدی؟

974
00:52:38,759 --> 00:52:40,674
‫به هر کس لعنتی‌ای که
‫توی زندگیم برگردوندت بگو...

975
00:52:40,761 --> 00:52:42,545
‫فکر می‌کنی جایی یه کیلومتر امن وجود داره...

976
00:52:42,632 --> 00:52:44,460
‫که من بهش نمی‌رسم!

977
00:52:44,547 --> 00:52:46,026
‫- توی این باغ مقدس...
‫- برو روی صحنه!

978
00:52:46,027 --> 00:52:47,897
‫- تکه‌تکه میشی!
‫- اگه این کار رو بکنی؟

979
00:52:47,898 --> 00:52:50,292
‫این کار رو می‌کنی
‫چون من نمیرم روی صحنه!

980
00:52:50,379 --> 00:52:53,643
‫من نمی‌خونم، هیولای لعنتی!

981
00:53:00,607 --> 00:53:04,654
‫تلاش برای بیان کردن،
‫یه چیزیه.

982
00:53:04,741 --> 00:53:07,483
‫به اتاق نشیمنم نگاه می‌کنم،
‫جایی که الان این رو ضبط می‌کنم،

983
00:53:07,570 --> 00:53:12,184
‫و همه‌ چی یه جوری غلط به نظر میاد.

984
00:53:15,709 --> 00:53:19,495
‫تصور می‌کنم این‌جا پیشم هستی،

985
00:53:19,582 --> 00:53:21,541
‫حامی من.

986
00:53:21,671 --> 00:53:22,890
‫هر کی که هستی.

987
00:53:26,807 --> 00:53:27,982
‫ازم متنفری؟

988
00:53:30,767 --> 00:53:33,509
‫سیگار می‌کشی؟

989
00:53:36,730 --> 00:53:39,602
‫از دیوارهای امتیازت بالا رفتم،

990
00:53:39,733 --> 00:53:41,560
‫باعث شدم اون چیزی رو حس کنی که من
‫توی تابستون،

991
00:53:41,561 --> 00:53:44,390
‫بهار، و پاییز ۲۰۲۵ حس کردم؟

992
00:53:48,002 --> 00:53:52,223
‫یا توی حراج شکست خوردم،

993
00:53:52,224 --> 00:53:54,748
‫این حلقه‌ها بهم برگشتن، فروش‌نرفته؟

994
00:53:59,274 --> 00:54:00,928
‫دارم با خودم حرف می‌زنم؟

995
00:54:08,196 --> 00:54:10,372
‫دارید به شکست‌خورده‌ها گوش میدید،

996
00:54:10,503 --> 00:54:13,506
‫آلبوم ۵۸، طرف اول.

997
00:54:20,904 --> 00:54:23,342
‫اول این چی گفتم،

998
00:54:23,472 --> 00:54:28,085
‫درباره‌ی ملکه،

999
00:54:28,086 --> 00:54:31,524
‫درباره‌ی ویرانی رها شده؟

1000
00:54:34,440 --> 00:54:39,097
‫یه چیزی درباره‌ی مرده‌های پشیمون

1001
00:54:39,227 --> 00:54:41,707
‫و... چی بود؟

1002
00:54:41,708 --> 00:54:44,319
‫با تروما زنده موندن.

1003
00:54:46,016 --> 00:54:48,062
‫اینکه من سهمی داشتم.

1004
00:54:50,325 --> 00:54:51,848
‫بذار حرفم رو پس بگیرم.

1005
00:54:54,634 --> 00:54:56,940
‫تقصیر من بود.

1006
00:54:58,246 --> 00:54:59,682
‫همه‌ش من.

1007
00:55:02,881 --> 00:55:22,881
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1008
00:55:23,053 --> 00:55:24,611
‫ایده‌ی این اپیزود،

1009
00:55:24,611 --> 00:55:27,014
‫فکر کنم از یه کابوس تب‌دار
‫رولین جونز اومد،

1010
00:55:27,145 --> 00:55:28,450
‫و اون گفت،
‫اون‌ها بی‌سَر هستن.

1011
00:55:28,537 --> 00:55:31,410
‫و ما گفتیم، «باشه، باشه، دیوونه‌واره».

1012
00:55:31,540 --> 00:55:34,064
‫اولین فکرم درباره‌ی اینکه
‫سرم رو روی

1013
00:55:34,239 --> 00:55:38,417
‫تخته‌ی قصابی به سیخ ببینم، این بود،
‫«لعنت به تو، رولین جونز».

1014
00:55:38,547 --> 00:55:41,811
‫چون اون یه قول مضحک
‫به من داده بود،

1015
00:55:41,985 --> 00:55:44,510
‫که قرار نیست دوباره خیلی خون‌آلود بشی.

1016
00:55:44,597 --> 00:55:46,642
‫دروغ گفت.

1017
00:55:46,773 --> 00:55:48,862
‫مارک.

1018
00:55:49,036 --> 00:55:50,820
‫نوبت توئه.

1019
00:55:50,951 --> 00:55:53,519
‫توی این دنیا سرهای مصنوعی
‫زیادی از من هست،

1020
00:55:53,649 --> 00:55:55,521
‫ازش متنفرم.

1021
00:55:55,651 --> 00:55:57,653
‫هر دوتا پسر اینو آزاردهنده می‌دونن

1022
00:55:57,784 --> 00:56:00,482
‫که ببینن خودشون
‫جواب خودشون رو میدن.

1023
00:56:00,613 --> 00:56:03,355
‫الان همه‌شون رو بسوزونید.

1024
00:56:03,485 --> 00:56:06,140
‫نمی‌دونم کی سرم رو داره
‫یا الان کجاست، اما...

1025
00:56:06,227 --> 00:56:08,621
‫توی یه شب شنبه ببرشون بیرون، درسته؟

1026
00:56:08,751 --> 00:56:10,710
‫و فکر کنم روش‌های خاصی که
‫این کار رو کردی می‌دونی.

1027
00:56:10,840 --> 00:56:12,712
‫لعنت بهت.

1028
00:56:12,842 --> 00:56:14,279
‫برای این لحظه لحظه‌شماری می‌کردم.

1029
00:56:14,366 --> 00:56:17,760
‫این برای من و آرماند خیلی روان‌پالشی بود،

1030
00:56:17,891 --> 00:56:21,460
‫چون کل فصل رو ندیدیم که
‫آرماند و لویی با هم تعامل داشته باشن.

1031
00:56:21,634 --> 00:56:24,245
‫انگیزه.

1032
00:56:24,332 --> 00:56:27,553
‫من نقش یه سر بریده رو بازی کردم
‫و نقش یه بدن رو.

1033
00:56:27,683 --> 00:56:33,298
‫و ما فقط جامون رو عوض کردیم
‫و کلی برداشت مختلف انجام دادیم.

1034
00:56:33,472 --> 00:56:36,605
‫باحال بود. خیلی سخته
‫که سرت رو سفت نگه‌ داری.

1035
00:56:36,779 --> 00:56:38,912
‫مجبور بودم، مثلاً خودم رو توی
‫جای خالی میز قفل کنم

1036
00:56:39,042 --> 00:56:41,175
‫و فقط سرم رو خیلی بی‌حرکت نگه‌ دارم.

1037
00:56:41,306 --> 00:56:43,917
‫همچنین، اونو هم آوردیم.

1038
00:56:44,004 --> 00:56:50,663
‫جیغِ دیلینی جیغِ اسطوره‌ای و تالار مشاهیره!

1039
00:56:50,793 --> 00:56:53,231
‫نه، اون نمی‌دونست.

1040
00:56:53,361 --> 00:56:55,624
‫نه، اون خبر نداشت.

1041
00:56:55,755 --> 00:56:57,104
‫و حرکت.

1042
00:56:57,278 --> 00:56:59,106
‫اما فیلم‌برداریش باحال بود.

1043
00:56:59,237 --> 00:57:00,934
‫و آرماند...
‫می‌خواستم فحش بدم.

1044
00:57:01,021 --> 00:57:03,458
‫اون یه مرد خیلی، خیلی ترسناکه.

1045
00:57:03,632 --> 00:57:06,461
‫آرماند!

1046
00:57:08,681 --> 00:57:12,337
‫فکر می‌کنم اولین جیغ،
‫قدرتمندترین جیغ بود،

1047
00:57:12,424 --> 00:57:16,210
‫چون نمی‌دونستم
‫قراره یه سر انیماترونیک باشه.

1048
00:57:18,386 --> 00:57:20,997
‫دیلینی باید از همین دیروز
‫ملکه‌ی جیغ می‌شد.

1049
00:57:21,128 --> 00:57:24,305
‫تو ای‌ام‌سی شادر،
‫دیلینی هیلز رو سرچ کنید.

1050
00:57:24,479 --> 00:57:26,829
‫شما می‌شناسیدش.

1051
00:57:26,960 --> 00:57:28,657
‫توی اون لحظه
‫فکر کنم رجینا این‌جوریه که،

1052
00:57:28,831 --> 00:57:30,268
‫«چطور زنده بیام بیرون؟

1053
00:57:30,398 --> 00:57:32,182
‫مثلاً، لویی،
‫دیگه برای تو خیلی دیره.

1054
00:57:32,357 --> 00:57:33,662
‫اما من چطور نجات پیدا کنم؟»

1055
00:57:33,793 --> 00:57:36,491
‫کاغذ. کاغذ.

1056
00:57:36,665 --> 00:57:39,189
‫لویی و آرماند...

1057
00:57:39,320 --> 00:57:41,714
‫واقعاً قشنگه که این لحظه رو دارن

1058
00:57:41,888 --> 00:57:44,499
‫که فقط مثلاً با هم آشتی کنن.

1059
00:57:44,673 --> 00:57:46,414
‫تصورت در ۱۲ سالگی.

1060
00:57:46,588 --> 00:57:48,590
‫- این همون لحظه‌ست که آرماند...
‫- ترسیده.

1061
00:57:48,677 --> 00:57:51,680
‫- بالاخره قبول می‌کنه که...
‫- پسر بیچاره.

1062
00:57:51,854 --> 00:57:53,813
‫این تموم شده‌ست.

1063
00:57:53,943 --> 00:57:58,861
‫آرون، تو به عشقی نیاز داری
‫که تو رو در آغوش بگیره.

1064
00:57:58,948 --> 00:58:01,821
‫این یه لحظه‌ی خیلی قدرتمنده.
‫امیدوارم حسش منتقل بشه.

1065
00:58:01,951 --> 00:58:05,085
‫وقتی انجامش دادیم واقعاً مهم به نظر می‌رسید.

1066
00:58:12,745 --> 00:58:16,792
‫من رئیسم، خالق.

1067
00:58:16,923 --> 00:58:19,099
‫لستات، اون سر میز درازه،

1068
00:58:19,229 --> 00:58:20,361
‫که از همون اول می‌دونستم قراره پیش بیاد،

1069
00:58:20,535 --> 00:58:21,667
‫چون رولین گفته بود،

1070
00:58:21,797 --> 00:58:23,277
‫کل فصل قراره دور

1071
00:58:23,408 --> 00:58:24,844
‫این مفهوم میز دراز بچرخه.

1072
00:58:25,018 --> 00:58:27,368
‫کلودیا کجاست؟

1073
00:58:27,455 --> 00:58:31,546
‫تمام چیزی که باید بهت بگه رو گفت.

1074
00:58:31,633 --> 00:58:33,374
‫در اصل، قرار بود
‫همه‌ی کسایی باشن که کشته شدن،

1075
00:58:33,461 --> 00:58:35,245
‫که یه جورایی
‫جاییه که تا آخر کار بهش می‌رسیم

1076
00:58:35,420 --> 00:58:38,118
‫وقتی داره روی
‫صحنه‌ی خیابون پاریس اجرا می‌کنه،

1077
00:58:38,248 --> 00:58:40,555
‫که مال هیچ زمانی نیست.

1078
00:58:40,642 --> 00:58:45,299
‫این اپیزود کامل
‫طراحی شده تا گذشته رو مرور کنه

1079
00:58:45,430 --> 00:58:47,867
‫- و با اون افراد حرف بزنه...
‫- من مُردم.

1080
00:58:47,997 --> 00:58:50,217
‫...که بخش بزرگی از زندگی‌ش بودن.

1081
00:58:50,391 --> 00:58:52,219
‫این مرگه؟

1082
00:58:52,350 --> 00:58:54,569
‫میز زشت بابام
‫توی برج مسخره‌ی تو؟

1083
00:58:54,700 --> 00:58:56,397
‫در حال مرگی.

1084
00:58:56,528 --> 00:58:59,357
‫برای اولین‌بار،
‫اون مجبور میشه واقعاً با

1085
00:58:59,487 --> 00:59:04,144
‫روابطی توی زندگیش کنار بیاد
‫که سعی می‌کنه شکل‌شون بده،

1086
00:59:04,274 --> 00:59:06,668
‫یا تغییرشون بده، یا ازشون فرار کنه.

1087
00:59:06,799 --> 00:59:08,975
‫پس همه‌تون این‌ جایید که من رو قضاوت کنید؟

1088
00:59:09,149 --> 00:59:11,673
‫ما عیب‌جو هستیم.

1089
00:59:11,760 --> 00:59:14,850
‫این آدم‌ها چیزهایی رو درباره‌ی خودش
‫بهش یادآوری می‌کنن

1090
00:59:14,981 --> 00:59:16,504
‫که شاید نمی‌تونست ببینه.

1091
00:59:16,591 --> 00:59:18,593
‫یه جورایی، داره آموزش می‌بینه

1092
00:59:18,680 --> 00:59:21,727
‫و هوش احساسی درباره‌ی خودش به دست میاره.

1093
00:59:21,814 --> 00:59:24,947
‫ترکیبی از رابرت پلنت خودشیفته‌ی مقلد

1094
00:59:25,078 --> 00:59:28,603
‫و یه هات‌داگ دهه‌ی ۸۰
‫که با ژل مو مومیایی شده.

1095
00:59:28,734 --> 00:59:31,084
‫تونستم دوباره اون
‫کت‌وشلوار تمشک قشنگ رو بپوشم.

1096
00:59:31,258 --> 00:59:32,694
‫و من عاشق اون کتم.

1097
00:59:32,825 --> 00:59:34,522
‫کت راحتیه.

1098
00:59:34,696 --> 00:59:39,266
‫و باعث میشه احساس کنم لویی
‫یه دوره‌ی خاصم،

1099
00:59:39,397 --> 00:59:42,617
‫یه لویی متفاوت با اونی که
‫الان می‌شناسیم.

1100
00:59:42,748 --> 00:59:44,010
‫حداقل مجبور نیستیم به

1101
00:59:44,097 --> 00:59:45,881
‫ویولن زدنش توی این یکی گوش بدیم.

1102
00:59:46,012 --> 00:59:47,535
‫لستات داره با این واقعیت کنار میاد

1103
00:59:47,709 --> 00:59:49,407
‫که شاید هیچ‌کدومشون دوستش ندارن،

1104
00:59:49,581 --> 00:59:54,324
‫و اون یه تجربه‌ی خیلی
‫تروماتیک برای اونه.

1105
00:59:54,499 --> 00:59:59,547
‫و درک اینکه کل
‫زندگیت شکست و ناکامی بوده.

1106
01:00:07,033 --> 01:00:10,558
‫عاشق مونولوگ‌ها برای کیف بولینگم.

1107
01:00:10,689 --> 01:00:12,952
‫یه جورایی دیوونه‌وار و شگفت‌انگیزه.

1108
01:00:13,082 --> 01:00:14,736
‫برو همون کاری رو بکن که من با زندگیم کردم.

1109
01:00:14,823 --> 01:00:17,565
‫برو اون درها رو بشکن،
‫برو یه چیزی بدست بیار.

1110
01:00:17,696 --> 01:00:20,873
‫ملوی عصبانیه
‫و سر اون یارو رو داره،

1111
01:00:21,003 --> 01:00:23,092
‫و این‌جوریه که،
‫«می‌خوام سر این چیز داد بزنم».

1112
01:00:23,266 --> 01:00:25,660
‫می‌تونم پز بدم، و بعد در نهایت،

1113
01:00:25,747 --> 01:00:27,532
‫اوضاع دوباره تغییر می‌کنه.

1114
01:00:27,662 --> 01:00:29,011
‫سلام.

1115
01:00:29,142 --> 01:00:31,449
‫الکس، این رگلن ـه.
‫اون یه دیده‌بانه.

1116
01:00:31,579 --> 01:00:33,146
‫اون دیده‌بانی می‌کنه.

1117
01:00:33,276 --> 01:00:35,278
‫یه بار دیگه، دنیل ناامیده.

1118
01:00:38,194 --> 01:00:39,805
‫شاید بخوای
‫زاویه‌ی ورودت رو تغییر بدی

1119
01:00:39,935 --> 01:00:42,677
‫یا توپت رو عوض کنی
‫که مسیرش رو زودتر بخونه.

1120
01:00:42,851 --> 01:00:44,157
‫اون یکی چطوره؟

1121
01:00:44,287 --> 01:00:45,550
‫اگه همه‌ی کارهای
‫آن رایس رو خونده باشید،

1122
01:00:45,637 --> 01:00:47,160
‫اون‌وقت می‌دونید که رگلن جیمز

1123
01:00:47,290 --> 01:00:50,729
‫در نهایت یه شخصیت خیلی پیچیده‌ست.

1124
01:00:50,859 --> 01:00:55,908
‫الکس، فکر کنم باید با
‫رئیس بزرگ شروع کنی.

1125
01:00:56,038 --> 01:00:59,694
‫من فانتزی داشتن قدرتی رو دارم
‫که یه خون‌آشام داره،

1126
01:00:59,825 --> 01:01:01,783
‫و بی‌صبرانه منتظرم که با همه بجنگم.

1127
01:01:01,914 --> 01:01:04,264
‫- رگلن.
‫- دنیل؟

1128
01:01:10,836 --> 01:01:12,794
‫روح.

1129
01:01:12,925 --> 01:01:17,582
‫- نسل شکست‌خورده‌ی مگنوس.
‫- انتخاب‌نشده‌ی ناشایست آکاشا.

1130
01:01:17,756 --> 01:01:20,976
‫- روح.
‫- مدام داره زمین می‌خوره.

1131
01:01:21,063 --> 01:01:22,891
‫دوباره بلند میشه.
‫باز هم زمین می‌خوره.

1132
01:01:23,022 --> 01:01:24,676
‫دوباره بلند میشه.

1133
01:01:24,806 --> 01:01:26,634
‫و حالا دوباره کف زمین کوبیده شده.

1134
01:01:26,808 --> 01:01:29,768
‫و ممکنه الان نتونه دیگه بلند بشه.

1135
01:01:29,942 --> 01:01:33,728
‫فکر می‌کنم شکست به عنوان یه درونمایه،
‫چیز قشنگیه.

1136
01:01:33,902 --> 01:01:35,382
‫همه‌مون باید بیشتر شکست بخوریم.

1137
01:01:35,513 --> 01:01:37,558
‫اگه شکست نخوری،
‫یاد نمی‌گیری.

1138
01:01:37,732 --> 01:01:40,779
‫مایه شکست رقت‌انگیز!

1139
01:01:40,866 --> 01:01:43,390
‫حتی اگه به همه‌ی شکست‌هاش گوش بده

1140
01:01:43,521 --> 01:01:45,610
‫در حالی که اونا نشستن اونجا
‫و دارن روحش رو

1141
01:01:45,740 --> 01:01:47,002
‫سر میز شام می‌خورن،
‫هنوز هم میاد روی میز

1142
01:01:47,133 --> 01:01:50,397
‫و میگه، دمتون گرم.
‫آفرین. دمتون گرم.

1143
01:01:50,484 --> 01:01:52,486
‫اما واسه همینه که شما افتتاحیه رو اجرا می‌کنید
‫و من ستاره‌ی اصلی‌ام.

1144
01:01:52,617 --> 01:01:55,837
‫لستاتِ خون‌آشام.

1145
01:01:57,099 --> 01:02:01,016
‫سلام، سن ژرمن.

1146
01:02:01,190 --> 01:02:03,192
‫فکر می‌کنم درونمایه‌ی کلی

1147
01:02:03,323 --> 01:02:05,455
‫کل سریال و مسیر لستات اینه که

1148
01:02:05,586 --> 01:02:09,155
‫کل زندگیش شاید یه
‫فاجعه‌ی تمام‌عیار باشه،

1149
01:02:09,285 --> 01:02:11,157
‫اما حداقل سعیش رو کرد.

1150
01:02:11,287 --> 01:02:12,811
‫حداقل داره تلاش می‌کنه.

1151
01:02:19,600 --> 01:02:21,820
‫برای من، بزرگ‌ترین شوک این اپیزود

1152
01:02:21,907 --> 01:02:23,822
‫برگردوندن پال به داستان بود.

1153
01:02:23,952 --> 01:02:26,085
‫و اینکه پال کسی باشه که به لستات میگه،

1154
01:02:26,215 --> 01:02:28,522
‫در واقع، لویی دوستت داره.

1155
01:02:28,653 --> 01:02:31,612
‫سختشه که به زبون بیاردش.

1156
01:02:31,786 --> 01:02:33,571
‫اینو از بابامون به ارث برده.

1157
01:02:33,658 --> 01:02:35,834
‫لحظه‌ی خیلی قشنگی با پال بود

1158
01:02:35,921 --> 01:02:38,793
‫که لستات اون شخصیه که،

1159
01:02:38,924 --> 01:02:40,578
‫هر جور که بخواد
‫از خودش انتقاد کنه،

1160
01:02:40,708 --> 01:02:42,536
‫همزمان باید یه جورایی
‫خودشو هم دوست داشته باشه،

1161
01:02:42,667 --> 01:02:45,278
‫و این واقعاً چشم‌هاش رو باز می‌کنه.

1162
01:02:45,365 --> 01:02:47,497
‫شکست نخوردی،
‫چون کسی دوستت داشت.

1163
01:02:47,628 --> 01:02:49,804
‫فکر کردم این خیلی،
‫«وای، سوزناک، سوزناکه.

1164
01:02:49,891 --> 01:02:51,676
‫دیوانه‌کننده‌ست. خیلی قشنگه.»

1165
01:02:51,850 --> 01:02:54,766
‫نظرم عوض شد، همه‌شون رو از
‫خشم برانگیخته‌ی نجات میدم.

1166
01:02:54,853 --> 01:02:56,811
‫به نظرم خیلی شیرینه که
‫دقیقاً از جایی

1167
01:02:56,985 --> 01:02:57,899
‫که ول کرده بودن، شروع می‌کنن.

1168
01:02:58,030 --> 01:03:00,336
‫با وجود همه‌ی افراطی‌گری‌ها،

1169
01:03:00,467 --> 01:03:04,906
‫واقعاً یه چیز خیلی ساده
‫توی این تجدید دیدار هست،

1170
01:03:04,993 --> 01:03:06,429
‫و شاید به خاطر اینه که جاییه
‫که به آینده

1171
01:03:06,516 --> 01:03:09,563
‫اعتراف کردن،
‫پس دوباره شروعش می‌کنن.

1172
01:03:09,694 --> 01:03:11,043
‫به نظرم این قشنگه.

1173
01:03:16,309 --> 01:03:18,485
‫در انتهای این فصل،

1174
01:03:18,572 --> 01:03:21,662
‫و این همزمان پایان
‫اولین صحنه‌ی افتتاحیه‌

1175
01:03:21,836 --> 01:03:23,621
‫در اپیزود یکه،

1176
01:03:23,751 --> 01:03:26,319
‫که حالا کشف می‌کنید تایم‌لاین ما چیه.

1177
01:03:26,406 --> 01:03:29,365
‫می‌تونید ببینید که لویی و آرماند مجروحن.

1178
01:03:29,496 --> 01:03:33,805
‫لستات دیگه اون‌جا نیست. و این بعد از آکاشا‌ست.

1179
01:03:33,935 --> 01:03:36,764
‫این بعد از نابودی دنیاست.

1180
01:03:36,895 --> 01:03:38,679
‫می‌تونم بگم که اون خیلی،

1181
01:03:38,810 --> 01:03:41,203
‫خیلی مسئول اون نابودیه.

1182
01:03:41,377 --> 01:03:43,031
‫منظورم اینه که، اون ملکه رو بیدار کرد.

1183
01:03:43,205 --> 01:03:45,947
‫تقصیر من بود.

1184
01:03:46,034 --> 01:03:47,122
‫همه‌ش من.

