1
00:00:02,783 --> 00:00:06,176
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

2
00:00:06,787 --> 00:00:09,399
‫آنچه گذشت...

3
00:00:09,573 --> 00:00:12,315
‫فقط قصد داشتیم یه کنسرت اجرا کنیم.

4
00:00:12,489 --> 00:00:14,012
‫باید صدایی شبیه به
‫نزدیک شدن مرگ داشته باشه،

5
00:00:14,186 --> 00:00:15,883
‫شبیه به ظهور زندگی.

6
00:00:16,014 --> 00:00:17,494
‫باید خون‌آشام باشی تا بتونی بشنویش.

7
00:00:17,668 --> 00:00:19,235
‫- ما می‌خوایمش.
‫- بیشتر بساز.

8
00:00:19,365 --> 00:00:20,801
‫درباره من چی می‌دونه؟

9
00:00:20,975 --> 00:00:22,977
‫اینکه تو سال ۱۷۹۴ مردی.

10
00:00:23,152 --> 00:00:25,502
‫اونو به اسم گابریلا می‌شناختم.

11
00:00:25,676 --> 00:00:27,156
‫لستات با مادرش هم‌بستر می‌شه.

12
00:00:27,286 --> 00:00:29,071
‫یه چیز هست که من
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای

13
00:00:29,201 --> 00:00:31,247
‫ازش وحشت دارم، و اون تنهاییه.

14
00:00:31,421 --> 00:00:33,031
‫تو این حس رو از من می‌گیری، لویی.

15
00:00:33,205 --> 00:00:35,599
‫۵۲ ساله که دارم تماشات می‌کنم.

16
00:00:35,729 --> 00:00:38,428
‫می‌خوام خالقت باشم،
‫کمکت کنم زیر آفتاب قدم بزنی.

17
00:00:38,602 --> 00:00:39,559
‫کلی جادوگر اون‌ پایین خیابون،

18
00:00:39,733 --> 00:00:40,821
‫تو خونه خواهرهای میفر هستن.

19
00:00:40,995 --> 00:00:43,259
‫ما صحنه‌هایی رو بازی کردیم.

20
00:00:43,433 --> 00:00:44,651
‫من کلودیا صداش می‌کردم.

21
00:00:44,825 --> 00:00:45,344
‫خودشه؟

22
00:00:45,344 --> 00:00:46,990
‫داری بهش صدمه می‌زنی.

23
00:00:46,990 --> 00:00:48,566
‫من دارم به لویی صدمه می‌زنم؟

24
00:00:48,742 --> 00:00:50,092
‫من رسوندمش خونه.

25
00:00:50,266 --> 00:00:51,061
‫من مجبورش کردم تبدیلش کنه.

26
00:00:51,061 --> 00:00:52,371
‫نمی‌دونم چرا به خودم زحمت می‌دم.

27
00:00:52,707 --> 00:00:53,752
‫هیچ‌وقت قضیه درباره من نبوده!

28
00:00:53,752 --> 00:00:56,004
‫تو لستات رو به اون ترجیح دادی،

29
00:00:55,923 --> 00:00:57,969
‫بارها و بارها.

30
00:00:58,100 --> 00:00:59,927
‫تو اونو به تاریکی نفرین کردی.

31
00:01:16,292 --> 00:01:18,729
‫شما دارید به شکست‌خورده‌ها گوش می‌دید،

32
00:01:18,859 --> 00:01:21,906
‫آلبوم ۵۲، روی اول.

33
00:01:24,561 --> 00:01:28,086
‫در تقاطعِ من‌های متعددم...

34
00:01:28,130 --> 00:01:32,743
‫لکنتی، میمون،

35
00:01:32,830 --> 00:01:37,400
‫بازیگر، نگهبان،

36
00:01:37,487 --> 00:01:41,055
‫توریست،

37
00:01:41,143 --> 00:01:44,233
‫منزوی،

38
00:01:44,363 --> 00:01:49,368
‫ستاره راک،
‫[لستات خون‌آشام]

39
00:01:49,455 --> 00:01:53,024
‫عروسک‌های ماتریوشکای هویت...

40
00:01:53,111 --> 00:01:58,508
‫یک دوره سکون وجود داره،
‫یک خواب زمستانی با ردای کهنه.

41
00:01:58,595 --> 00:02:02,033
‫پاییز ۲۰۲۵
‫یکی از همین دوره‌ها بود.

42
00:02:02,164 --> 00:02:04,166
‫اون زمان،
‫فکر می‌کردم این پایانی بر

43
00:02:04,209 --> 00:02:06,733
‫صندوقچه خداحافظی لستاته.

44
00:02:06,864 --> 00:02:11,738
‫اما من اینجام،
‫دارم براتون دیکته می‌کنم،

45
00:02:11,869 --> 00:02:14,785
‫هنوزم لستاتم.

46
00:02:14,915 --> 00:02:17,222
‫به خانه موقتم در مونترآل برگشته بودم،

47
00:02:17,353 --> 00:02:19,137
‫دوباره اون‌طرف خیابون،

48
00:02:19,181 --> 00:02:21,052
‫از گروه خون‌آشامم مخفی شده بودم،

49
00:02:21,095 --> 00:02:24,098
‫و به طرز عجیبی دوباره داشتم
‫یه اجرای یادبود رو

50
00:02:24,186 --> 00:02:25,839
‫واسه خودم و گوش‌های خون‌آشامی‌ای
‫تمرین می‌کردم که

51
00:02:25,926 --> 00:02:28,102
‫آلبوم رو براشون بازسازی کرده بودم.

52
00:02:28,233 --> 00:02:30,540
‫دقیقاً دو سال پیش بود که گروهمون شکل گرفتیم.

53
00:02:30,670 --> 00:02:33,673
‫حالا یه کوارتت تاریک و بااستعداد بودیم.

54
00:02:33,760 --> 00:02:36,981
‫اما خودکشی اون زمان مرموز لری

55
00:02:37,111 --> 00:02:40,419
‫با پیوند ما گره خورد، و الکس خون‌آشام شد

56
00:02:40,506 --> 00:02:43,814
‫مرکز خاموش یک تجدید دیدار جن‌زده.

57
00:02:43,944 --> 00:02:46,120
‫سحرخیزهایی مثل ما کم هستن.

58
00:02:46,208 --> 00:02:49,080
‫باید از این شروع زودهنگام
‫به نفع خودت استفاده کنی.

59
00:02:49,167 --> 00:02:50,908
‫شهر از همین الان پر از خون‌آشامه.

60
00:02:53,606 --> 00:02:55,608
‫تو تمرین می‌بینمت.

61
00:02:59,917 --> 00:03:01,527
‫سلام.

62
00:03:01,571 --> 00:03:05,618
‫بازم منم، توی ماشین،
‫در راه فرودگاه مویسانت.

63
00:03:05,705 --> 00:03:07,272
‫اگه پشیمون شدی...

64
00:03:07,403 --> 00:03:09,143
‫که باید هم پشیمون شده باشی...

65
00:03:09,274 --> 00:03:10,623
‫قبل از اینکه از بخش امنیتی رد بشم بهم بگو.

66
00:03:11,972 --> 00:03:13,974
‫چون اگه سوار اون هواپیما بشم...

67
00:03:18,022 --> 00:03:20,285
‫داشتم به پیام صوتیت گوش می‌دادم.

68
00:03:20,371 --> 00:03:21,721
‫گمرک چطور بود؟

69
00:03:21,808 --> 00:03:23,984
‫- هنوز توشم.
‫- ای وای.

70
00:03:24,115 --> 00:03:26,335
‫مجوز ورود رو باید سریع بگیری.

71
00:03:26,378 --> 00:03:28,772
‫هنوز واسه قرار نیمه‌شب پایه‌ای؟
‫- پایه‌ام.

72
00:03:28,859 --> 00:03:30,600
‫یه راننده فرستادم که
‫تو بخش تحویل بار منتظرت باشه،

73
00:03:30,730 --> 00:03:32,383
‫و یه اتاق هم تو هتل
‫اوبرج دو ویو پورت

74
00:03:32,471 --> 00:03:33,645
‫واسه راحتیت گرفتم.

75
00:03:33,777 --> 00:03:35,996
‫وسایلی رو که درباره‌ش حرف زدیم داری؟

76
00:03:36,127 --> 00:03:37,520
‫آره.

77
00:03:37,607 --> 00:03:39,043
‫باشه پس.

78
00:03:39,130 --> 00:03:41,785
‫دو ساعت زمان نیاز دارم
‫که تو اتاق تنها باشم.

79
00:03:41,828 --> 00:03:44,527
‫کلید رو بذار بمونه.

80
00:03:44,657 --> 00:03:47,181
‫آلبوم بین فانی‌ها با شکست مواجه شده بود،

81
00:03:47,225 --> 00:03:49,445
‫اما آهنگ‌ها به سرعت تبدیل به نمادی برای

82
00:03:49,575 --> 00:03:52,970
‫اون جنبش فاجعه‌بار، یعنی تحول بزرگ شدن.

83
00:03:53,057 --> 00:03:56,060
‫و حالا ۵۰ هزار خون‌آشام داشتن
‫به مونترآل سرازیر می‌شدن

84
00:03:56,103 --> 00:03:57,931
‫تا اجرای زنده منو بشنون.

85
00:03:58,018 --> 00:04:01,892
‫آخرین هدیه لستات به گابریلای خون‌آشام.

86
00:04:01,979 --> 00:04:04,416
‫تعهدات انجام شد.

87
00:04:04,547 --> 00:04:09,291
‫موفق باشید و همگی از دم دهنتون سرویس،
‫هر جا که هستید.

88
00:04:10,988 --> 00:04:14,034
‫آینده، سرگرمی جدید من.

89
00:04:14,078 --> 00:04:16,036
‫بعدی کیه؟

90
00:04:16,080 --> 00:04:17,908
‫بعدی چطوریه؟

91
00:04:17,994 --> 00:04:20,823
‫داشتم کارهای نیمه‌تموم رو سروسامان می‌دادم،

92
00:04:20,911 --> 00:04:26,525
‫از کما در‌آمدم و حس زنده بودن می‌کردم.

93
00:04:26,612 --> 00:04:28,614
‫یا شاید هم همه‌ش به خاطر اون بود.

94
00:04:28,658 --> 00:04:31,748
‫فکر نمی‌کنم باید این کار رو بکنیم.

95
00:04:31,791 --> 00:04:34,272
‫فکر بدیه.

96
00:04:34,316 --> 00:04:37,580
‫فکر افتضاحیه.

97
00:04:37,667 --> 00:04:39,364
‫تابوت ناخوشایند بود؟

98
00:04:39,495 --> 00:04:42,062
‫آره، من این روزها
‫زیاد تو تابوت نمی‌خوابم.

99
00:04:42,106 --> 00:04:43,716
‫- برند هستنسه.
‫- بحث تابوت نیست.

100
00:04:43,760 --> 00:04:46,240
‫تابوتش خوبه.

101
00:04:46,284 --> 00:04:47,850
‫باید لغوش کنیم.

102
00:04:47,938 --> 00:04:49,069
‫شام رو لغو کنیم؟

103
00:04:49,156 --> 00:04:50,636
‫نه شام رو، اون زن رو.

104
00:04:50,723 --> 00:04:52,377
‫- همون فکر بد رو.
‫- آره.

105
00:04:52,508 --> 00:04:54,031
‫چون باید شام رو هم لغو کنیم.

106
00:04:54,118 --> 00:04:56,076
‫اون که ایده خودت بود.

107
00:04:56,163 --> 00:04:58,035
‫اون این همه راه رو واسه کنسرت اومده.

108
00:04:58,165 --> 00:04:59,732
‫اونم فکر بدیه.
‫اون رو هم لغو کن.

109
00:04:59,819 --> 00:05:01,299
‫۵۰ هزار نفر، لویی.

110
00:05:01,386 --> 00:05:04,433
‫اگه دوازده نفر هم می‌اومدن، باز باید می‌رفتی.

111
00:05:04,520 --> 00:05:05,999
‫می‌خوام اینو لغو کنم.

112
00:05:06,130 --> 00:05:07,871
‫نشاسته ذرت رو یادت میاد؟

113
00:05:07,914 --> 00:05:09,089
‫- هی.
‫- جلوی در «رویال رو»؟

114
00:05:09,220 --> 00:05:11,483
‫شام رو لغو کن.
‫تسویه حساب رو لغو کن.

115
00:05:11,570 --> 00:05:14,791
‫بیا داخل بمونیم و جواب
‫زنگ التماس‌آمیز در رو بدیم.

116
00:05:14,921 --> 00:05:17,359
‫چیزی شده؟

117
00:05:17,402 --> 00:05:20,362
‫درک امروز ۵۰ تا آهنگ داد بیرون.

118
00:05:20,492 --> 00:05:22,364
‫آره، دیدمش.

119
00:05:22,451 --> 00:05:24,453
‫تو سریال دگراسی ازش خوشم می‌اومد.

120
00:05:24,540 --> 00:05:26,411
‫یه سریال کابلی بود،
‫اون زمان که هنوز تلویزیون کابلی بود...

121
00:05:26,498 --> 00:05:27,891
‫می‌دونی، اگه من تو یه تابوت

122
00:05:28,021 --> 00:05:30,459
‫سفارشی‌ساز هستنس بیدار می‌شدم،

123
00:05:30,546 --> 00:05:32,809
‫اولین چیزی که به میزبانم می‌گفتم این بود،

124
00:05:32,896 --> 00:05:34,288
‫«ممنون، شریدان.»

125
00:05:34,376 --> 00:05:36,639
‫من شریدان صدات نمی‌کنم.

126
00:05:36,682 --> 00:05:38,684
‫کلارنس.

127
00:05:38,771 --> 00:05:39,859
‫من لستات رو ترجیح می‌دم.

128
00:05:39,990 --> 00:05:42,122
‫- لستات مرده.
‫- باشه.

129
00:05:42,166 --> 00:05:43,733
‫فردا می‌ری پشت میکروفون و می‌گی،

130
00:05:43,820 --> 00:05:46,344
‫«ما خون‌آشام کلارنس اودبادی هستیم.

131
00:05:46,431 --> 00:05:48,128
‫بیایید بیشتر بسازیم؟»

132
00:05:49,869 --> 00:05:51,088
‫فکر بدیه.

133
00:05:51,175 --> 00:05:53,569
‫فکر خیلی بدیه.

134
00:05:53,656 --> 00:05:55,874
‫- اما از طرفی...
‫- نه، نه، نه.

135
00:05:55,962 --> 00:05:57,137
‫- یه جورایی خوبه.
‫- نه، نه، نه.

136
00:05:57,224 --> 00:05:58,400
‫هیچ خیری ازش درنمیاد.

137
00:05:58,530 --> 00:06:01,315
‫با بند بند انگشتام حسش می‌کنم.

138
00:06:01,403 --> 00:06:04,101
‫یه احتمال سومی هم وجود داره،

139
00:06:04,231 --> 00:06:05,624
‫اینکه هیچ اتفاقی نیفته.

140
00:06:05,711 --> 00:06:08,018
‫می‌دونی، این چیزها همیشه جواب نمی‌دن.

141
00:06:08,105 --> 00:06:11,587
‫دور میز می‌شینی
‫و فکر می‌کنی که یه سرمایی حس می‌کنی

142
00:06:11,717 --> 00:06:13,545
‫یا چشم یه نفر می‌پره.

143
00:06:13,589 --> 00:06:16,548
‫در حالی که واقعاً تقصیر رادیاتوره
‫یا به خاطر بیش از حد قهوه خوردنه،

144
00:06:16,679 --> 00:06:18,332
‫و هیچ اتفاقی هم نمی‌افته.

145
00:06:18,376 --> 00:06:20,160
‫اونوقت اون جادوگر یا احضارکننده، تقصیر رو

146
00:06:20,247 --> 00:06:21,727
‫- می‌اندازه گردن انرژی ناهمگام یه نفر.
‫- شاید همینه.

147
00:06:21,814 --> 00:06:23,207
‫اما با این حال، شب سرگرم‌کننده‌ایه.

148
00:06:23,249 --> 00:06:24,730
‫- قضیه همون بخش جادوگریشه.
‫- من از جادوگرها خوشم نمیاد.

149
00:06:24,861 --> 00:06:26,340
‫باهاشون کنار نمیام.

150
00:06:26,428 --> 00:06:28,342
‫و تو سراغ بدترین نوع جادوگر رفتی.

151
00:06:28,386 --> 00:06:30,519
‫مریک فرق داره.

152
00:06:30,606 --> 00:06:32,434
‫اون مثل بقیه نیست.

153
00:06:32,521 --> 00:06:35,088
‫اون و عموش هم لنگه همدیگن.

154
00:06:35,219 --> 00:06:37,047
‫تو عموش رو از کجا می‌شناسی؟

155
00:06:39,658 --> 00:06:41,617
‫یه مدت کوتاه با هم تو یه باشگاه کتاب‌خوانی بودیم.

156
00:06:41,747 --> 00:06:44,010
‫تو باشگاه کتاب‌خوانی بودی؟

157
00:06:44,097 --> 00:06:45,576
‫با کورتلند میفر؟

158
00:06:45,664 --> 00:06:47,666
‫و مریک هم بود.

159
00:06:47,753 --> 00:06:48,841
‫شهردار ناگین هم بود.

160
00:06:48,928 --> 00:06:50,147
‫جیمز کارویل هم بود.

161
00:06:50,234 --> 00:06:51,714
‫همه ازش متنفر بودن.

162
00:06:53,411 --> 00:06:55,544
‫ماه‌ها از زمانی که با وحشت بهم زنگ زده بود می‌گذشت.

163
00:06:55,587 --> 00:06:57,981
‫و تمام تلاشش رو کرده بود
‫که از اون دختر دور بمونه...

164
00:06:58,068 --> 00:06:59,373
‫فرودیا، همون‌طور که من صداش می‌کردم.

165
00:06:59,461 --> 00:07:02,420
‫اما اون زخم باز بود،

166
00:07:02,464 --> 00:07:04,161
‫و اون فکر بد تکامل پیدا کرده بود،

167
00:07:04,204 --> 00:07:06,468
‫از پیام‌ها و تماس‌های تلفنی و ارتباطاتی که

168
00:07:06,598 --> 00:07:08,470
‫من در نیواورلئان حفظ کرده بودم.

169
00:07:08,557 --> 00:07:11,385
‫می‌دونی، کتاب خاطراتت رو تو اون باشگاه خوندیم.

170
00:07:11,473 --> 00:07:14,693
‫همه عاشق تام اندرسون بودن.

171
00:07:14,737 --> 00:07:18,044
‫توپیکا!

172
00:07:18,088 --> 00:07:21,265
‫اون دیالوگ من بود، می‌دونی که.
‫من گفتم توپیکا.

173
00:07:21,352 --> 00:07:22,527
‫منو اینقدر دست‌کم نگیر.

174
00:07:22,614 --> 00:07:24,355
‫هوشمندانه بود که این هفته انجامش دادی.

175
00:07:24,442 --> 00:07:25,878
‫همه دارن همرنگ جماعت میشن.

176
00:07:26,009 --> 00:07:28,054
‫♪ نه، امروز موهات بد حالت شده؟ ♪

177
00:07:28,141 --> 00:07:31,057
‫وقتی خوندنت تموم بشه،
‫نصف این شهر رو می‌کشن.

178
00:07:31,188 --> 00:07:33,712
‫همین الانش هم داره اتفاق می‌افته.
‫من شروعش نکردم.

179
00:07:33,799 --> 00:07:34,931
‫نه، ولی تو الان چهره اصلیش هستی.

180
00:07:35,018 --> 00:07:36,846
‫از قوانین پنج‌گانه اطاعت کن.

181
00:07:36,889 --> 00:07:38,499
‫جمله‌ی «چارلی براون مواد می‌گیره»
‫با حرف من جور درمیاد.

182
00:07:38,630 --> 00:07:40,414
‫- بیشتر بساز!
‫- بیشتر بساز!

183
00:07:40,502 --> 00:07:42,416
‫این بزرگترین تجمع ما

184
00:07:42,504 --> 00:07:45,550
‫در تاریخ جهانه، و اونا اومدن منو ببینن.

185
00:07:45,637 --> 00:07:48,248
‫تو می‌تونی واسه یه لحظه هم که شده،
‫به عنوان یه دوست،

186
00:07:48,335 --> 00:07:49,859
‫بگی، «ببین گل کاشتی.

187
00:07:49,989 --> 00:07:52,731
‫تبریک می‌گم.»

188
00:07:52,818 --> 00:07:54,037
‫هی.

189
00:07:54,167 --> 00:07:56,430
‫- لم، تقریباً رسیدیم.
‫- لم؟

190
00:07:56,518 --> 00:07:58,650
‫- چه دنج و راحته.
‫- بهشون بگو ساده نگه‌ش دارن.

191
00:07:58,737 --> 00:08:00,783
‫لمی، لمی، لمی.
‫قربونت برم، لم.

192
00:08:00,870 --> 00:08:02,262
‫آره.

193
00:08:02,306 --> 00:08:03,829
‫باشه. منم همین‌طور.

194
00:08:03,960 --> 00:08:06,049
‫تو هم همین‌طور؟
‫چی «تو هم همین‌طوری»؟

195
00:08:06,092 --> 00:08:08,138
‫منم دلم برات تنگ شده،
‫یا منم دوستت دارم، یا...

196
00:08:08,225 --> 00:08:09,922
‫واقعاً قراره این کار رو بکنیم؟

197
00:08:10,009 --> 00:08:12,925
‫فکر می‌کنم می‌تونم همین‌طوری
‫که هستم ادامه بدم.

198
00:08:13,012 --> 00:08:14,274
‫واسه فرودیا پول بفرستم.

199
00:08:14,405 --> 00:08:17,364
‫یه بار این کار رو کردم، شماره‌ش رو بلاک کردم.

200
00:08:17,408 --> 00:08:18,714
‫و بعد وقتی با یه شماره جدید بهت زنگ زد،
‫جواب دادی.

201
00:08:18,844 --> 00:08:20,150
‫- نمی‌دونستم خودشه.
‫- می‌دونستی.

202
00:08:20,280 --> 00:08:22,413
‫کاملاً می‌دونستی.

203
00:08:22,499 --> 00:08:25,677
‫اون تو رودخونه استیکس غوطه‌ور شده.

204
00:08:25,764 --> 00:08:28,637
‫احتمالاً شیرجه زده توش و پروانه شنا کرده.

205
00:08:28,680 --> 00:08:31,291
‫عصبانی میشه.

206
00:08:31,422 --> 00:08:36,470
‫شاید کلودیا هم دلش بخواد
‫یه خداحافظی با تو داشته باشه.

207
00:08:36,600 --> 00:08:38,734
‫چرا مهربون شدی؟

208
00:08:38,821 --> 00:08:40,778
‫از این کار خوشم نمیاد.

209
00:08:42,564 --> 00:08:44,303
‫می‌تونیم درباره نزدیکی

210
00:08:44,391 --> 00:08:46,263
‫رستورانت به خونه من حرف بزنیم.

211
00:08:46,306 --> 00:08:49,440
‫این... مصداق بارز فاجعه هم‌زمانیه.

212
00:08:53,096 --> 00:08:55,315
‫مسیو پیت، از حضورتون در امشب

213
00:08:55,402 --> 00:08:57,361
‫بسیار خوشحالیم.

214
00:08:57,448 --> 00:08:58,754
‫مهمونتون از قبل رسیده.

215
00:08:58,841 --> 00:09:03,280
‫و مسیو لیونکور، چه افتخاری.

216
00:09:03,367 --> 00:09:05,761
‫آقای بلک‌وود.

217
00:09:05,804 --> 00:09:08,415
‫متوجه‌م.
‫بله، از این طرف لطفاً.

218
00:09:26,608 --> 00:09:29,262
‫می‌تونم پالتوتون رو بگیرم، آقای بلک‌وود؟

219
00:09:44,103 --> 00:09:45,670
‫- بیشتر بساز.
‫- بیشتر بساز.

220
00:09:45,757 --> 00:09:47,150
‫- بیشتر بساز.
‫- بیشتر بساز.

221
00:09:47,280 --> 00:09:48,717
‫بیشتر بساز.

222
00:09:48,760 --> 00:09:49,935
‫بیشتر بساز.

223
00:09:54,810 --> 00:09:59,336
‫تیلور و تراویس. تبریک می‌گم.

224
00:09:59,423 --> 00:10:02,339
‫هنوز تاریخ تعیین نکردید؟

225
00:10:02,340 --> 00:10:06,340
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

226
00:11:07,926 --> 00:11:10,146
‫لطفاً صدای لری رو کم کن.

227
00:11:11,582 --> 00:11:13,627
‫کجا بودیم؟

228
00:11:13,671 --> 00:11:15,978
‫فکر کنم اواسط کل‌کل کردنت با ما

229
00:11:16,108 --> 00:11:18,371
‫درباره طوفان اودت بودید.

230
00:11:18,458 --> 00:11:20,809
‫داشتم امتحان می‌کردم
‫ببینم شما دوتا گوش می‌دید یا نه.

231
00:11:20,896 --> 00:11:24,203
‫روبروی همدیگه نشستید
‫و پیوندها دارن دوباره برقرار می‌شن.

232
00:11:24,290 --> 00:11:26,858
‫طوفان اودت، درجه ۳.

233
00:11:26,989 --> 00:11:31,254
‫بعد از یه غیبت ۷۷ ساله بهش چی گفتی؟

234
00:11:31,341 --> 00:11:34,431
‫دقیق یادم نمیاد.

235
00:11:34,518 --> 00:11:36,433
‫اون به تو چی گفت؟

236
00:11:36,520 --> 00:11:38,914
‫من هیچی نمی‌شنیدم. طوفان بود.

237
00:11:38,957 --> 00:11:40,916
‫آره، منم فقط تظاهر می‌کردم که می‌فهمم چی می‌گی.

238
00:11:40,959 --> 00:11:42,221
‫منم همین‌طور.

239
00:11:42,352 --> 00:11:43,353
‫فقط کلی سر تکون دادم.

240
00:11:43,440 --> 00:11:44,789
‫شما عوضی‌ها.

241
00:11:44,876 --> 00:11:46,617
‫من واسه پایان مستندم هیچی ندارم.

242
00:11:46,660 --> 00:11:48,662
‫یه چیزی بهم بدید.

243
00:11:51,927 --> 00:11:55,495
‫همین که اومد خودش کلی بود.

244
00:12:02,589 --> 00:12:04,678
‫- همین؟
‫- آره، حتماً.

245
00:12:04,766 --> 00:12:06,855
‫منم تیتراژ رو روی فیلم

246
00:12:06,898 --> 00:12:08,030
‫به رگبار بستنش توسط ریدلی پخش می‌کنم.

247
00:12:08,073 --> 00:12:09,161
‫بدون «هیچ زباله‌ها کجا می‌رن»؟

248
00:12:09,248 --> 00:12:10,641
‫می‌تونم پوسترش رو ببینم.

249
00:12:10,728 --> 00:12:13,165
‫«تمام چیزی که چاردا کلاپک می‌خواست عشق بود،»

250
00:12:13,252 --> 00:12:15,254
‫و بعدش هم بچسبونش روی
‫یه زخم تبخال بزرگ.

251
00:12:15,385 --> 00:12:18,910
‫هیچ سوال مچ‌گیری بزرگی نداری؟

252
00:12:18,997 --> 00:12:21,043
‫حالا که بهش اشاره کردی، یه دونه دارم.

253
00:12:21,130 --> 00:12:23,697
‫می‌دونستم به این راحتیا بی‌خیال نمی‌شیم.

254
00:12:23,785 --> 00:12:27,049
‫مبهم بودن عشق خون‌آشامی،
‫این واسه تو یه قضیه‌ایه، لویی؟

255
00:12:27,136 --> 00:12:31,009
‫آیا عشق دلیل این بود که تو و آرماند

256
00:12:31,096 --> 00:12:33,185
‫هیچ‌وقت متوجه مچ‌گیری‌های من نشدید؟

257
00:12:33,272 --> 00:12:36,014
‫من سعی کردم بهت احترام بذارم، دنیل.

258
00:12:36,101 --> 00:12:39,235
‫سعی کردم تو افکارت سرک نکشم.

259
00:12:39,278 --> 00:12:40,932
‫ممنونم ازت.

260
00:12:41,019 --> 00:12:45,719
‫ممنونم که به حریم خصوصی من احترام می‌ذاری، لویی.

261
00:12:45,807 --> 00:12:47,025
‫مچ‌گیری و این حرف‌ها رو ول کن.

262
00:12:47,069 --> 00:12:48,679
‫ما واسه آخرین هنرنمایی با میکروفون

263
00:12:48,766 --> 00:12:51,029
‫و پایان دنیا اینجا هستیم.

264
00:12:51,116 --> 00:12:53,640
‫امتیاز ۳ از ۱۰ سایت پیچفورک

265
00:12:53,727 --> 00:12:58,558
‫عبور از یه راکر خاص
‫به پادشاه تاریکی رو آسون‌تر می‌کنه؟

266
00:12:58,602 --> 00:13:00,734
‫من به تحول بزرگ یه سرود هدیه دادم.

267
00:13:00,865 --> 00:13:04,869
‫دیگه به اونا و تو بستگی داره
‫که باهاش چیکار کنید.

268
00:13:05,000 --> 00:13:07,567
‫مسیح چکش و میخ‌ها رو می‌بینه و می‌گه،

269
00:13:07,654 --> 00:13:09,526
‫«کلیدهای ماشینم رو فراموش کردم.»

270
00:13:09,613 --> 00:13:12,311
‫امان از دست شما دوتا شایعه‌پراکن.

271
00:13:12,398 --> 00:13:16,272
‫و شریدان بلک‌وود...
‫اسم احمقانه‌ایه...

272
00:13:16,315 --> 00:13:18,404
‫اون بعدش قراره چی کار کنه؟

273
00:13:18,491 --> 00:13:19,710
‫استراحت؟

274
00:13:22,669 --> 00:13:24,758
‫من داشتم خواب جنگل‌ رو می‌دیدم.

275
00:13:24,889 --> 00:13:26,064
‫جنگل؟

276
00:13:27,544 --> 00:13:30,764
‫هر شب این ماه خواب کدو تنبل‌ها رو می‌دیدم.

277
00:13:30,808 --> 00:13:33,898
‫یه کلبه درست کنار یه جنگل دارم.

278
00:13:33,942 --> 00:13:37,815
‫و هر شب با کاغذ و قلم توی یه مسیر قدم می‌زنم

279
00:13:37,946 --> 00:13:41,210
‫و آواز پرنده‌ها رو یادداشت می‌کنم.

280
00:13:41,297 --> 00:13:43,255
‫می‌تونم یه دهه این کار رو بکنم.

281
00:13:43,342 --> 00:13:45,692
‫از یه راکر خاص تا پرنده‌نگاری.

282
00:13:47,390 --> 00:13:49,261
‫البته که حوصله‌م سر می‌ره.

283
00:13:49,348 --> 00:13:52,438
‫به‌سختی راه خودم رو
‫به دنیای بیداری پیدا می‌کنم.

284
00:13:52,525 --> 00:13:57,356
‫تو سالن استراحت یه هتل، یه کار واسه نواختن
‫آهنگ‌های ساندوهایم و ساکاموتو پیدا می‌کنم.

285
00:13:57,487 --> 00:13:59,358
‫کسی رو می‌شناسی
‫که هتل داشته باشه؟

286
00:14:00,794 --> 00:14:03,972
‫آقایون، هدیه‌ای از طرف سرآشپز،

287
00:14:04,015 --> 00:14:08,541
‫چیزی که واسه
‫این شب خاص نگه داشته بود.

288
00:14:08,628 --> 00:14:11,588
‫یه پیش‌غذای اشتهاآور.

289
00:14:11,675 --> 00:14:15,244
‫فرانسین لوسین لاشاپل.

290
00:14:15,331 --> 00:14:17,637
‫اون در واقع، یکی از نوادگان دور

291
00:14:17,768 --> 00:14:20,727
‫خاندان لیونکوره.

292
00:14:20,814 --> 00:14:26,124
‫مهاجرانی که سال ۱۷۴۹ اومدن مونترآل.

293
00:14:26,211 --> 00:14:31,260
‫یه طعم لطیف و گل‌مانند.

294
00:14:31,347 --> 00:14:32,696
‫عصر بخیر.

295
00:14:32,783 --> 00:14:34,654
‫مادمازل.

296
00:14:55,197 --> 00:14:57,242
‫هنوز با سوفیا می‌پری؟

297
00:15:00,637 --> 00:15:01,986
‫نمی‌دونم.

298
00:15:02,117 --> 00:15:03,509
‫شاید.

299
00:15:03,596 --> 00:15:05,555
‫چطور؟

300
00:15:05,598 --> 00:15:07,774
‫هنوز باهاش آشنا نشده؟

301
00:15:07,861 --> 00:15:10,212
‫فکر کنم امشب قراره ببینمش.

302
00:15:10,299 --> 00:15:13,563
‫سوفیا.
‫اون تو دهه ۱۹۸۰ دیدتش.

303
00:15:13,650 --> 00:15:16,958
‫می‌تونم با اون اپل‌های بزرگ لباسش تصورش کنم.

304
00:15:22,137 --> 00:15:26,837
‫باید پرسید قضیه برنزه‌شدنت چیه، دن؟

305
00:15:26,924 --> 00:15:30,536
‫زیاده‌روی کردی و بازم
‫ساعت بیدار شدنت از تابوت رو رد کردی؟

306
00:15:30,623 --> 00:15:34,366
‫آقایون، آقای دو لاک، نوش جان.

307
00:15:34,453 --> 00:15:36,412
‫با یه نفر آشنا شدم.

308
00:15:36,542 --> 00:15:37,761
‫چی؟

309
00:15:37,891 --> 00:15:39,371
‫- اوه.
‫- خب...

310
00:15:39,415 --> 00:15:40,982
‫مه عشق.

311
00:15:41,069 --> 00:15:43,201
‫برنزه‌ای از جنس
‫«هر چی تو بخوای، عزیزدلم».

312
00:15:46,204 --> 00:15:48,859
‫به افتخار دنیل مالوی،

313
00:15:48,990 --> 00:15:52,515
‫سرگذشت‌نویس ما، مستندساز ما،

314
00:15:52,602 --> 00:15:55,344
‫فرزند رهاشده عشق مشترک سابقمون،

315
00:15:55,431 --> 00:15:57,607
‫همه این چیزها با هم.

316
00:15:59,522 --> 00:16:01,263
‫آماده‌ای همنوعت رو بخوری؟

317
00:16:04,831 --> 00:16:06,137
‫عجیب به نظر می‌رسید.

318
00:16:06,224 --> 00:16:07,791
‫دن؟

319
00:16:07,878 --> 00:16:09,140
‫همیشه همین‌طوره.

320
00:16:09,271 --> 00:16:11,099
‫آدم نچسبیه.

321
00:16:11,186 --> 00:16:13,666
‫اون همیشه گارد
‫«تو فکر می‌کنی از من بهتری» رو داره.

322
00:16:13,753 --> 00:16:15,190
‫و ما بهتر هستیم.

323
00:16:15,233 --> 00:16:18,149
‫تظاهر به چیزی غیر از این خسته‌کننده‌ست.

324
00:16:20,630 --> 00:16:22,240
‫یه پایان بهش بدهکار بودم.

325
00:16:22,327 --> 00:16:24,025
‫و واسه هر دوتامون خوب پیش رفت.

326
00:16:24,112 --> 00:16:26,288
‫ورود تو احتمالاً اونجا رو ترکوند.

327
00:16:29,726 --> 00:16:31,945
‫می‌تونستی حس کنی که
‫سعی می‌کنه ذهنمون رو بخونه؟

328
00:16:32,076 --> 00:16:33,904
‫وارد ذهن من شد.

329
00:16:39,910 --> 00:16:42,391
‫- خدای من، لستات!
‫- عاشقتم، لستات!

330
00:16:43,653 --> 00:16:45,133
‫- برو.
‫- نه.

331
00:16:45,220 --> 00:16:46,743
‫بذار یکم بچشنش.
‫چرا که نه؟

332
00:16:48,049 --> 00:16:49,137
‫آرتورو، می‌شه لطفاً بایستی؟

333
00:16:49,267 --> 00:16:51,226
‫♪ این یه آهنگه ♪

334
00:16:51,313 --> 00:16:54,229
‫♪ واسه همه ناخوش‌های زیبا ♪

335
00:16:56,274 --> 00:16:58,015
‫♪ داغون باش ♪

336
00:16:58,102 --> 00:16:59,886
‫♪ کلم باش ♪

337
00:16:59,973 --> 00:17:03,325
‫♪ وقتی پرده می‌افته،
‫بار اضافی باش ♪

338
00:17:03,455 --> 00:17:05,588
‫♪ این هیچ جنایت لعنتی‌ای
‫از روی هوس نیست ♪

339
00:17:10,636 --> 00:17:12,073
‫♪ شکسته باش ♪

340
00:17:12,159 --> 00:17:14,510
‫♪ دوست‌نداشتنی باش ♪

341
00:17:14,640 --> 00:17:16,947
‫♪ گم‌گشته و غیرقابل‌بخشش باش ♪

342
00:17:20,602 --> 00:17:22,909
‫مرگ ساختگی شریدان کلارنس،

343
00:17:22,953 --> 00:17:24,650
‫تو واقعاً یه کاری کردی.

344
00:17:24,736 --> 00:17:26,826
‫تبریک می‌گم.

345
00:17:26,913 --> 00:17:30,308
‫ممنون بابت تابوت هستنس.

346
00:17:38,055 --> 00:17:41,189
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

347
00:17:41,276 --> 00:17:42,973
‫آره، ریسکش رو می‌پذیرم.

348
00:17:45,584 --> 00:17:48,544
‫تو کتاب دن،
‫که نیازی نیست درباره‌ش بحث کنیم...

349
00:17:48,587 --> 00:17:49,675
‫- بحث سر کتاب نیست.
‫- می‌تونیم درباره کتاب بحث کنیم.

350
00:17:49,762 --> 00:17:50,894
‫موضوع اصلی نیست.

351
00:17:51,024 --> 00:17:55,899
‫وقتی رسیدی پاریس،

352
00:17:55,986 --> 00:17:59,337
‫من یه روح بودم.

353
00:17:59,424 --> 00:18:02,297
‫و همراه تو و آرماند کنار رود سن قدم می‌زدم.

354
00:18:02,340 --> 00:18:03,994
‫یه عکس رو هم خوردی.

355
00:18:07,911 --> 00:18:12,959
‫و اون ذهنِ آشفته‌ات بود که داشت بالا می‌آورد؟

356
00:18:13,046 --> 00:18:17,747
‫احساس گناه.

357
00:18:17,834 --> 00:18:21,054
‫احساس گناه شریک شدن تو یه تابوت
‫و بریدن گلوت،

358
00:18:21,142 --> 00:18:24,928
‫یا احساس گناه اینکه تو یه زباله‌دانی نابود شدی،

359
00:18:25,015 --> 00:18:29,019
‫یا اون یکی جور نابود شدن.

360
00:18:29,106 --> 00:18:30,977
‫نمی‌دونستم کدومشه.

361
00:18:35,330 --> 00:18:40,596
‫تو هم تو اون سال‌ها منو می‌دیدی؟

362
00:18:49,213 --> 00:18:53,391
‫اون آهنگ‌ها ممکنه یه چند تا
‫خاطره‌ی قدیمی رو توی وجودم بیدار کرده باشه.

363
00:18:55,306 --> 00:18:56,742
‫همینه.

364
00:18:56,829 --> 00:18:58,744
‫نه، این داستان توئه.

365
00:18:58,875 --> 00:19:02,139
‫همه این چیزهایی که حس می‌کنم،
‫اما تو هیچ‌وقت بروز نمی‌دی.

366
00:19:02,226 --> 00:19:03,575
‫نه.

367
00:19:03,662 --> 00:19:05,577
‫همه اون چیزها.

368
00:19:05,708 --> 00:19:08,841
‫منو کشوندی به چندتا اپرا؟

369
00:19:08,928 --> 00:19:10,191
‫اونا واسه من خاطرات فوق‌العاده‌ای هستن.

370
00:19:10,278 --> 00:19:11,627
‫و حتی یک بار هم نگفتی، «هی، لویی،

371
00:19:11,757 --> 00:19:13,281
‫- من قبلاً روی صحنه می‌رفتم.
‫- وقتی می‌گی کشوندی...

372
00:19:13,368 --> 00:19:14,804
‫من نقش یه دلبر به اسم للیو رو بازی می‌کردم.

373
00:19:14,891 --> 00:19:16,327
‫من و دوست‌پسر سابقم با هم

374
00:19:16,414 --> 00:19:18,155
‫یه گروه تئاتر مرگبار راه انداختیم.»

375
00:19:18,242 --> 00:19:21,724
‫من می‌خواستم طوری باهات زندگی کنم که انگار

376
00:19:21,854 --> 00:19:24,988
‫از اون مرداب بیرون کشیده شدم،
‫با شش‌های تازه،

377
00:19:25,031 --> 00:19:26,685
‫فقط و فقط واسه تو.

378
00:19:26,816 --> 00:19:29,166
‫من، تو، آنتوانت.

379
00:19:29,297 --> 00:19:31,995
‫- صدایی که می‌تونستم باهاش هم‌بستر بشم.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

380
00:19:32,125 --> 00:19:34,084
‫راستش این بی‌انصافیه.
‫اوقات خوبی باهاش می‌گذشت.

381
00:19:34,171 --> 00:19:35,781
‫و متن کتاب از اینکه اونو

382
00:19:35,868 --> 00:19:38,175
‫کوچیک‌تر از چیزی که بود نشون بده، لذت می‌برد.

383
00:19:38,262 --> 00:19:40,743
‫عدالت واسه آنتوانت.

384
00:19:40,786 --> 00:19:42,310
‫تو مجبورش کردی انگشتش رو قطع کنه.

385
00:19:42,397 --> 00:19:43,920
‫خودش این کار رو کرد.

386
00:19:44,007 --> 00:19:45,574
‫فکر می‌کرد این هدیه کمک می‌کنه
‫دوباره رشد کنه.

387
00:19:45,661 --> 00:19:47,706
‫- خیلی بی‌ملاحظه بود.
‫- تو بازیچه‌ش کردی.

388
00:19:47,750 --> 00:19:49,839
‫واسه اینکه تو رو از افسردگی بیرون بکشم.

389
00:19:52,885 --> 00:19:55,453
‫- و بعدش هم واسه تنبیه.
‫- چرا؟

390
00:19:55,540 --> 00:19:58,326
‫- من خون آکاشا رو دارم.
‫- نه، قضیه خون نیست.

391
00:19:58,413 --> 00:20:00,328
‫قضیه کاریه که با اون خون می‌کنی.

392
00:20:11,034 --> 00:20:13,906
‫دفعه بعدی می‌خوای باشگاه‌های ورزشی
‫خون‌آشامی راه بیندازی؟

393
00:20:13,993 --> 00:20:15,778
‫باشگاه اکوینوکس خون‌آشام‌ها؟

394
00:20:15,865 --> 00:20:19,608
‫قضیه کاریه که با اون خون می‌کنی.

395
00:20:19,651 --> 00:20:21,262
‫چرا؟

396
00:20:24,308 --> 00:20:27,790
‫چون، لویی،

397
00:20:27,920 --> 00:20:29,531
‫من یه هیولام.

398
00:20:35,580 --> 00:20:37,103
‫لجن!

399
00:20:41,107 --> 00:20:42,718
‫لستات!

400
00:20:42,805 --> 00:20:44,197
‫خوبم.

401
00:20:44,241 --> 00:20:45,503
‫خودشه؟

402
00:20:45,590 --> 00:20:47,331
‫خودشه.

403
00:20:47,418 --> 00:20:48,854
‫می‌خوای معرفیم کنی؟

404
00:20:48,985 --> 00:20:50,552
‫خودت از پسش برمیای.

405
00:20:50,682 --> 00:20:52,118
‫فکر کنم متوجه نیستی.

406
00:20:52,205 --> 00:20:56,079
‫- این چیه؟
‫- دقیقاً. چائو.

407
00:20:56,166 --> 00:20:58,168
‫عصر بخیر.

408
00:20:58,255 --> 00:21:00,605
‫سلام، مرد جذاب.

409
00:21:00,692 --> 00:21:01,737
‫سوفیا، درسته؟

410
00:21:01,824 --> 00:21:03,260
‫لویی معروف.

411
00:21:03,391 --> 00:21:05,523
‫لویی بدنام.

412
00:21:05,654 --> 00:21:07,873
‫هر چی گفته یک‌چهارم تا نصفش دروغه.

413
00:21:07,960 --> 00:21:11,050
‫پس یک‌چهارم تا نصفش هم راسته.

414
00:21:11,137 --> 00:21:12,487
‫اشکالی نداره کنارت بشینم و تماشا کنم؟

415
00:21:12,574 --> 00:21:14,315
‫- بفرمایید.
‫- الکس، بنواز.

416
00:21:17,622 --> 00:21:19,407
‫نه، باید تمرین کنیم.

417
00:21:19,494 --> 00:21:20,756
‫- بخونش.
‫- اسنر.

418
00:21:20,843 --> 00:21:22,192
‫فقط بخون.

419
00:21:22,235 --> 00:21:23,802
‫بخون!

420
00:21:23,933 --> 00:21:26,239
‫♪ تو خیابون‌های توکیو ♪

421
00:21:26,327 --> 00:21:29,025
‫♪ یا اون‌ پایین تو لندن همیشه بیدار ♪

422
00:21:29,112 --> 00:21:31,854
‫♪ با انتخاب آهنگ و تصویر توی آینه ♪

423
00:21:31,897 --> 00:21:33,682
‫♪ دارم با خودم می‌رقصم ♪

424
00:21:33,769 --> 00:21:35,379
‫اون خجالتیه.

425
00:21:35,466 --> 00:21:37,468
‫♪ وقتی هیچ‌کس دیگه‌ای تو دیدرس نیست ♪

426
00:21:37,555 --> 00:21:40,210
‫جای اون بودن سخته.

427
00:21:40,297 --> 00:21:42,734
‫♪ خب، خیلی منتظر ارتعاش عشقم موندم ♪

428
00:21:42,821 --> 00:21:44,997
‫♪ و دارم با خودم می‌رقصم ♪

429
00:21:45,084 --> 00:21:47,913
‫♪ با خودم می‌رقصم ♪

430
00:21:48,000 --> 00:21:49,437
‫تو همونی هستی که نمایش رو راه انداخته؟

431
00:21:49,524 --> 00:21:50,829
‫یکی از چندین نفر.

432
00:21:50,916 --> 00:21:53,919
‫۵۰ هزار تا از ما با هم تو جنگل‌.

433
00:21:53,963 --> 00:21:55,356
‫چی می‌تونه خراب بشه؟

434
00:21:55,486 --> 00:21:57,053
‫آره، گفت که تو گفتی

435
00:21:57,140 --> 00:22:00,012
‫فردا رو بهتره لغو کنه.

436
00:22:00,056 --> 00:22:01,623
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم.

437
00:22:01,710 --> 00:22:05,235
‫کاری رو که بخواد انجام می‌ده.

438
00:22:05,322 --> 00:22:09,370
‫شاید تو همونی هستی که نباید بره.

439
00:22:09,457 --> 00:22:11,067
‫و چرا اونوقت؟

440
00:22:11,154 --> 00:22:12,982
‫اونا دارن از سراسر دنیا میان...

441
00:22:13,025 --> 00:22:17,552
‫دبی، پاریس، دیترویت.

442
00:22:17,639 --> 00:22:22,252
‫تو کلی تحسین‌کننده داری، اما بقیه هم هستن.

443
00:22:22,339 --> 00:22:23,688
‫♪ و چیزی واسه اثبات نیست ♪

444
00:22:23,775 --> 00:22:26,430
‫♪ و دارم با خودم می‌رقصم ♪

445
00:22:26,517 --> 00:22:29,215
‫فکر...فکر کنم اگه نرم ناراحت می‌شه.

446
00:22:29,302 --> 00:22:31,827
‫فکر کنم اگه تو صدمه ببینی،
‫اون بیشتر ناراحت می‌شه.

447
00:22:34,830 --> 00:22:37,093
‫باید کنارم بایستی.

448
00:22:37,180 --> 00:22:39,704
‫من ازت محافظت می‌کنم.

449
00:22:42,881 --> 00:22:44,492
‫♪ تله ♪

450
00:22:44,579 --> 00:22:46,711
‫خیلی خب، دیگه بسه. بیایید تمرین کنیم.

451
00:22:52,195 --> 00:22:54,676
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم که می‌خوایم

452
00:22:54,806 --> 00:22:58,636
‫این یکی رو اجرا کنیم یا نه، آقای دو لاک،
‫دوشیزه وچه.

453
00:22:58,723 --> 00:23:01,639
‫سالمندر بهش می‌گه یه...
‫چی بهش گفتی؟

454
00:23:01,726 --> 00:23:03,946
‫نمک بی‌خود.

455
00:23:04,033 --> 00:23:07,515
‫و اون خون‌آشام کله‌شق، اونم دودله.

456
00:23:07,602 --> 00:23:11,649
‫سم حق رای نداره.
‫الکس خون‌آشام هم رای ممتنع می‌ده.

457
00:23:11,780 --> 00:23:15,697
‫پس بریم سراغش، حذف می‌شه؟

458
00:23:15,784 --> 00:23:20,702
‫ما واسه یه آهنگ بی‌رحمانه، دنبال حقیقت بی‌رحمانه‌ایم.

459
00:23:20,832 --> 00:23:24,880
‫♪ وای ♪

460
00:23:24,967 --> 00:23:29,275
‫♪ می‌تونم حسش کنم ♪

461
00:23:29,406 --> 00:23:31,408
‫♪ کشش ریسمانم رو ♪

462
00:23:31,495 --> 00:23:36,369
‫♪ از یه دست دور و بی‌قرار ♪

463
00:23:36,500 --> 00:23:40,156
‫♪ وای ♪

464
00:23:40,243 --> 00:23:44,377
‫♪ چقدر بهش نیاز دارم ♪

465
00:23:44,508 --> 00:23:47,206
‫♪ فقط واسه اینکه بدونم اون‌بیرونی ♪

466
00:23:47,293 --> 00:23:51,994
‫♪ و با تمام توانت داری می‌کشی ♪

467
00:23:52,124 --> 00:23:56,302
‫♪ اون ستاره تلخ رو بهم نشون بده ♪

468
00:23:56,389 --> 00:23:59,567
‫♪ من می‌خوامش ♪

469
00:23:59,654 --> 00:24:04,049
‫♪ اون عشق بی‌رحم رو بهم بده ♪

470
00:24:04,136 --> 00:24:07,183
‫♪ من همه‌ش رو می‌خوام ♪

471
00:24:07,270 --> 00:24:11,883
‫♪ من اون شهاب‌سنگم ♪

472
00:24:11,970 --> 00:24:14,843
‫♪ اون ‌بالا ♪

473
00:24:14,886 --> 00:24:18,847
‫♪ که وقتی دارم سقوط می‌کنم ♪

474
00:24:18,934 --> 00:24:22,677
‫♪ اسمت رو روی غبار می‌نویسم ♪

475
00:24:30,641 --> 00:24:32,643
‫سازهای زهی، می‌تونید بیشتر مایه بذارید.

476
00:24:38,257 --> 00:24:41,783
‫♪ وای ♪

477
00:24:41,870 --> 00:24:46,614
‫♪ می‌تونم حسش کنم ♪

478
00:24:46,701 --> 00:24:49,660
‫♪ تک‌تک اتم‌ها مثل یه سیاره گرگرفته‌ان ♪

479
00:24:49,704 --> 00:24:53,490
‫♪ که دارن علیه خورشید طغیان می‌کنن ♪

480
00:24:53,577 --> 00:24:58,147
‫♪ اون ستاره تلخ رو بهم نشون بده ♪

481
00:24:58,277 --> 00:25:01,629
‫♪ من می‌خوامش ♪

482
00:25:01,716 --> 00:25:06,242
‫♪ اون عشق بی‌رحم رو بهم بده ♪

483
00:25:06,329 --> 00:25:09,288
‫♪ من همه‌ش رو می‌خوام ♪

484
00:25:09,375 --> 00:25:13,771
‫♪ من اون شهاب‌سنگم ♪

485
00:25:13,858 --> 00:25:17,166
‫♪ اون‌ بالا ♪

486
00:25:17,253 --> 00:25:20,865
‫♪ که وقتی دارم سقوط می‌کنم ♪

487
00:25:20,996 --> 00:25:24,695
‫♪ اسمت رو روی غبار می‌نویسم ♪

488
00:25:24,782 --> 00:25:29,047
‫♪ اون ستاره تلخ رو بهم نشون بده ♪

489
00:25:29,134 --> 00:25:32,398
‫♪ من می‌خوامش ♪

490
00:25:32,529 --> 00:25:36,968
‫♪ اون عشق بی‌رحم رو بهم بده ♪

491
00:25:37,055 --> 00:25:40,232
‫♪ من همه‌ش رو می‌خوام ♪

492
00:25:40,276 --> 00:25:44,715
‫♪ من اون شهاب‌سنگم ♪

493
00:25:44,802 --> 00:25:47,718
‫♪ که دارم پرواز می‌کنم ♪

494
00:25:47,849 --> 00:25:51,722
‫♪ و وقتی دارم سقوط می‌کنم ♪

495
00:25:51,853 --> 00:25:57,423
‫♪ اسمت رو روی غبار می‌نویسم ♪

496
00:26:03,081 --> 00:26:05,562
‫شما دارید شکست‌خورده‌ها گوش می‌دید،

497
00:26:05,649 --> 00:26:08,826
‫آلبوم شماره ۵۵، روی اول.

498
00:26:08,913 --> 00:26:10,480
‫♪ من خوب می‌شم ♪

499
00:26:10,523 --> 00:26:12,134
‫♪ بیفتید تو خط ♪

500
00:26:12,177 --> 00:26:14,092
‫♪ بیفتید تو خط ♪

501
00:26:14,179 --> 00:26:15,659
‫♪ من خوب می‌شم ♪

502
00:26:15,703 --> 00:26:17,574
‫♪ من خوب می‌شم ♪

503
00:26:17,705 --> 00:26:19,141
‫♪ بیفتید تو خط ♪

504
00:26:19,184 --> 00:26:24,059
‫♪ بیفتید تو خط ♪

505
00:26:29,325 --> 00:26:32,154
‫♪ یه نفر به مشکل خورده ♪

506
00:26:32,241 --> 00:26:35,201
‫♪ مثل یه معشوق نگون‌بخت ♪

507
00:26:35,202 --> 00:26:36,202
‫[اینو دیدی؟ مصاحبه با لستات خون‌آشام]

508
00:26:36,288 --> 00:26:39,552
‫♪ من ♪

509
00:26:39,596 --> 00:26:42,425
‫♪ مال من ♪

510
00:26:45,733 --> 00:26:48,736
‫- دیدم داشتی با گوشیت ور می‌رفتی.
‫- من داشتم...

511
00:26:48,823 --> 00:26:49,867
‫داشتی با گوشیت ور می‌رفتی.

512
00:26:49,998 --> 00:26:51,129
‫داشتم نگاه می‌کردم ببینم وضع

513
00:26:51,260 --> 00:26:52,043
‫رستوران تو بقیه شب چطور بوده.

514
00:26:53,566 --> 00:26:55,743
‫بی‌ادبیه.

515
00:26:55,873 --> 00:26:57,222
‫آره، درسته.

516
00:26:57,353 --> 00:26:58,659
‫عالی بودی.

517
00:26:58,746 --> 00:27:00,356
‫اجرات عالی بود. نباید این کار رو بکنی.

518
00:27:00,443 --> 00:27:02,184
‫فکر بدیه.

519
00:27:02,314 --> 00:27:04,360
‫ساعت ۱۱ هست.

520
00:27:04,447 --> 00:27:07,276
‫یه ساعت وقت داریم تصمیم بگیریم.

521
00:27:07,363 --> 00:27:08,756
‫می‌شه یه لحظه بیای؟

522
00:27:14,718 --> 00:27:16,241
‫شما دوتا چطور با هم کنار اومدید؟

523
00:27:16,328 --> 00:27:17,547
‫تو ماشین بهت می‌گم.

524
00:27:23,640 --> 00:27:25,381
‫- خداحافظ، جذاب.
‫- خداحافظ.

525
00:27:30,908 --> 00:27:32,431
‫از سوفیا خوشش اومد.

526
00:27:32,518 --> 00:27:34,782
‫از گوشیش خوشش می‌آد.

527
00:27:37,480 --> 00:27:40,439
‫شالت رو روی نیمکت پیانوم جا گذاشتی.

528
00:27:40,570 --> 00:27:41,919
‫داری قلمروت رو مشخص می‌کنی؟

529
00:27:42,006 --> 00:27:43,442
‫اومدم یه سلامی بکنم.

530
00:27:43,486 --> 00:27:44,792
‫تو تابوت بودی.

531
00:27:44,879 --> 00:27:46,663
‫دیدم همراه داری.

532
00:27:46,707 --> 00:27:48,317
‫واسه همین شالت رو جا گذاشتی؟

533
00:27:48,404 --> 00:27:50,232
‫و چندتا کتاب کوچیک واسه سفر.

534
00:27:50,319 --> 00:27:52,321
‫وسایلت رو جمع کردی؟

535
00:27:52,408 --> 00:27:54,410
‫وقتی نمی‌دونم کجا دارم می‌رم، نمی‌تونم جمع کنم.

536
00:27:54,540 --> 00:27:55,933
‫کادیس.

537
00:27:57,848 --> 00:27:59,458
‫تو کادیس چی هست؟

538
00:27:59,545 --> 00:28:01,939
‫مردم خواب‌آلود و مست،

539
00:28:02,026 --> 00:28:05,160
‫موج عظیمی از بیشتر آفریدن،

540
00:28:05,290 --> 00:28:09,425
‫یه اتاق با یه چشم‌انداز
‫که بشه همه ‌چی رو از اون بالا تماشا کرد.

541
00:28:17,607 --> 00:28:20,175
‫اتاق اچ‌بی‌او هم داره؟

542
00:28:20,218 --> 00:28:21,829
‫آرماند اومده شهر.

543
00:28:21,872 --> 00:28:23,308
‫حسش کردم.

544
00:28:23,439 --> 00:28:25,267
‫سعی می‌کنه اوضاع رو به هم بریزه.

545
00:28:25,354 --> 00:28:28,096
‫شاید باید بیارمش روی صحنه،

546
00:28:28,139 --> 00:28:30,011
‫بذارمش روی زانوم و پنج‌تا شلاق بهش بزنم،

547
00:28:30,098 --> 00:28:32,143
‫به خاطر اون پنج قانون بزرگ.

548
00:28:32,230 --> 00:28:33,536
‫شاید باید...

549
00:28:33,666 --> 00:28:37,540
‫- یکم به الکس محبت نشون بدی.
‫- از یه حضور علنی دوری کن...

550
00:28:37,670 --> 00:28:39,542
‫مادرش می‌تونه به کارش بیاد.

551
00:28:44,721 --> 00:28:49,900
‫می‌گم آرتورو بعدش بیارتت به آشیانه هواپیما.

552
00:28:49,944 --> 00:28:52,468
‫یادت نره وسایلت رو جمع کنی.

553
00:28:52,555 --> 00:28:54,122
‫برگردیم خونه، آرتورو.

554
00:28:54,252 --> 00:28:57,299
‫حتماً، آقای لیونکور.

555
00:28:59,736 --> 00:29:03,392
‫فکر کنم باید لغوش کنیم.

556
00:29:03,435 --> 00:29:05,133
‫پس اون یه ساعت چی شد؟

557
00:29:10,834 --> 00:29:12,705
‫این چیه؟

558
00:29:12,793 --> 00:29:14,098
‫اینو از کجا آوردی؟

559
00:29:14,142 --> 00:29:15,883
‫یه لینکه که یکی واسم فرستاده.

560
00:29:16,013 --> 00:29:18,015
‫یه لینک؟

561
00:29:18,102 --> 00:29:19,887
‫این توی اینترنته؟

562
00:29:26,023 --> 00:29:29,984
‫خب، مشخصه که از اون ویدیوهای فیکه.

563
00:29:37,382 --> 00:29:39,732
‫هی، خوره‌های سینما، خون‌آشام‌دوست‌ها،

564
00:29:39,863 --> 00:29:41,734
‫و شایعه‌پراکن‌های دارک وب.

565
00:29:41,822 --> 00:29:43,649
‫رفیقتون، دنیل مالوی

566
00:29:43,736 --> 00:29:45,434
‫با یه کلیپ جنجالی دیگه

567
00:29:45,521 --> 00:29:47,218
‫از مستند در دست انتشارم برگشته،

568
00:29:47,262 --> 00:29:50,918
‫مصاحبه با لستات خون‌آشام.

569
00:29:51,005 --> 00:29:56,880
‫خب، پس اولین بار کی
‫دوست‌دخترش، سوفیا رو دیدی؟

570
00:29:56,967 --> 00:30:00,536
‫سال ۱۷۹۳، وقتی من و لستات

571
00:30:00,623 --> 00:30:02,581
‫تئاتر خون‌آشام‌ها رو راه انداختیم.

572
00:30:02,712 --> 00:30:06,977
‫همه اون موقع اونو به عنوان
‫گابریلا خون‌آشام می‌شناختیم،

573
00:30:07,064 --> 00:30:08,500
‫مادر لستات.

574
00:30:08,587 --> 00:30:10,676
‫عجب.

575
00:30:10,763 --> 00:30:16,160
‫و حالا اینجاست، دو ماه بعد از «قتلش»،

576
00:30:16,291 --> 00:30:18,293
‫داره بین ضبط آلبوم پس از مرگش استراحت می‌کنه

577
00:30:18,380 --> 00:30:19,903
‫تا روی کاناپه استودیوی

578
00:30:19,947 --> 00:30:21,905
‫بون ساسکواچ با مامانش حال کنه.

579
00:30:25,343 --> 00:30:27,693
‫خب، اینم از جوابت.

580
00:30:27,780 --> 00:30:30,218
‫بدیهیه که واسه همین
‫دنیل حالش گرفته بود.

581
00:30:30,305 --> 00:30:32,655
‫داشته روی این کار می‌کرده...
‫این رو می‌فرستاده...

582
00:30:32,742 --> 00:30:36,180
‫این جعل هوش مصنوعیه.

583
00:30:36,267 --> 00:30:38,182
‫اون کسی که الان دیدم مادرت بود؟

584
00:30:40,576 --> 00:30:42,404
‫اون سوفیا بود.

585
00:30:42,534 --> 00:30:45,581
‫خیلی خب. سوفیا مادرته؟

586
00:30:45,668 --> 00:30:47,235
‫مادرم مرده.

587
00:30:47,278 --> 00:30:49,454
‫بذار این‌طوری بگم.

588
00:30:49,541 --> 00:30:51,935
‫داری با همون رحمی می‌خوابی که

589
00:30:52,022 --> 00:30:54,024
‫نه ماه اول زندگی فانیت رو توش گذروندی؟

590
00:30:54,111 --> 00:30:56,548
‫از نظر آناتومی، رحم هست...

591
00:30:56,635 --> 00:30:58,246
‫- ماشین رو نگه دار.
‫- دهانه رحم هست.

592
00:30:58,333 --> 00:31:00,639
‫- و زهدانه...
‫- داری دهانه رحم رو رد می‌کنی؟

593
00:31:00,770 --> 00:31:03,599
‫ماشین رو نگه دار. کفش‌هام!

594
00:31:03,686 --> 00:31:06,689
‫یه موضوع ساده نیست، لویی.

595
00:31:06,776 --> 00:31:08,778
‫ماشین خراب‌شده رو نگه دار.

596
00:31:17,134 --> 00:31:19,267
‫لویی! لویی!

597
00:31:19,354 --> 00:31:20,833
‫لعنتی! لعنتی!

598
00:31:20,921 --> 00:31:21,922
‫لویی.

599
00:31:21,965 --> 00:31:23,358
‫آدم جایی که غذا می‌خوره کثافت‌کاری نمی‌کنه،

600
00:31:23,488 --> 00:31:25,273
‫و از دری که اومده بیرون، دوباره وارد نمی‌شه.

601
00:31:25,360 --> 00:31:27,797
‫توی این دنیای وحشی خدا
‫دیگه چی واسه بحث کردن هست؟

602
00:31:27,840 --> 00:31:29,451
‫داشت می‌مرد، لویی.
‫من اون موهبت رو بهش دادم.

603
00:31:29,538 --> 00:31:31,844
‫نه. نه، این یه اصله. یه چیز پایه‌ایه.

604
00:31:31,975 --> 00:31:33,542
‫نه، این یه مجموعه پیچیده و

605
00:31:33,629 --> 00:31:35,631
‫چندوجهی از شرایط خاصه.

606
00:31:35,718 --> 00:31:38,677
‫نه، هیچ شرایطی وجود نداره
‫که به این ختم بشه، «آره،

607
00:31:38,764 --> 00:31:40,853
‫می‌فهمم چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته.»

608
00:31:40,941 --> 00:31:42,507
‫داری خیلی زود قضاوت می‌کنی.

609
00:31:42,594 --> 00:31:44,596
‫«بیا مونترآل. آواز خوندنم رو ببین.»

610
00:31:44,683 --> 00:31:47,773
‫راستی، با رفیقم آشنا شو
‫که باهاش رابطه با محارم دارم.

611
00:31:47,860 --> 00:31:52,822
‫این دیگه آخرشه‌...
‫یه فریبکاری تمام‌عیار در حد آرماند.

612
00:31:52,909 --> 00:31:56,739
‫راهت رو نکش نرو و اسم اونو نیار.

613
00:31:56,782 --> 00:31:58,654
‫منو با اون مقایسه نکن.

614
00:31:58,741 --> 00:32:00,830
‫این چه فرقی با اون داره؟

615
00:32:00,917 --> 00:32:04,486
‫این یه دروغ قرنه.

616
00:32:04,573 --> 00:32:09,578
‫تو پرتره اونو توی نیواورلئان،
‫بالای تابوت‌هامون آویزون کردی.

617
00:32:09,665 --> 00:32:12,842
‫- روان‌پریشیه. تو مریضی.
‫- ما موجودات غیرطبیعی هستیم!

618
00:32:12,929 --> 00:32:15,236
‫و این... این همون روح

619
00:32:15,323 --> 00:32:17,064
‫نیمه‌انسانیته که هر وقت می‌خوای

620
00:32:17,151 --> 00:32:19,588
‫توی یه بحث برنده بشی، راحت رو می‌کنی!

621
00:32:19,718 --> 00:32:22,069
‫واسه خوابیدن با مادرت چه استدلالی داری؟

622
00:32:22,156 --> 00:32:23,548
‫مریضیه.

623
00:32:23,679 --> 00:32:25,724
‫شاید منشأ تمام مریضی‌هات باشه.

624
00:32:25,768 --> 00:32:27,161
‫اما خدای من.

625
00:32:27,291 --> 00:32:28,597
‫تو...تو بی‌مقدمه به من زنگ می‌زنی...

626
00:32:28,640 --> 00:32:29,859
‫برو پیش یه متخصص!

627
00:32:29,946 --> 00:32:31,078
‫و می‌گی داری به یه دختر پول می‌دی

628
00:32:31,208 --> 00:32:32,557
‫تا نقش کلودیا رو بازی کنه!

629
00:32:32,644 --> 00:32:33,950
‫داری به یه دختر پول می‌دی
‫تا نقش مادلین رو بازی کنه!

630
00:32:34,037 --> 00:32:35,082
‫و من چی می‌گم؟

631
00:32:35,169 --> 00:32:36,474
‫می‌گم تو مریضی، لویی؟

632
00:32:36,518 --> 00:32:38,868
‫اینو مرض می‌بینم؟ نه!

633
00:32:38,955 --> 00:32:40,913
‫من یه ماه و نیم وقت گذاشتم تا تو رو

634
00:32:41,001 --> 00:32:42,741
‫از یه جنون غیرقابل‌تصور بیرون بکشم،

635
00:32:42,828 --> 00:32:46,354
‫اونم درست وسط فروپاشی خودم!

636
00:32:46,441 --> 00:32:51,011
‫- بهت پیشنهاد سرپناه دادم.
‫- خیلی خب.

637
00:32:51,098 --> 00:32:53,056
‫بهت این فرصت رو دادم

638
00:32:53,187 --> 00:32:55,537
‫تا حساب عذاب‌وجدان فلج‌کننده‌ت رو برسی.

639
00:32:55,624 --> 00:32:57,713
‫من بهت...

640
00:32:57,800 --> 00:32:59,758
‫من...

641
00:32:59,845 --> 00:33:02,152
‫- خیلی خب.
‫- من بهت...

642
00:33:02,283 --> 00:33:05,329
‫اشکالی نداره.
‫اشکالی نداره.

643
00:33:05,416 --> 00:33:07,157
‫چیزی نیست.

644
00:33:07,244 --> 00:33:08,941
‫اشکالی نداره.
‫اشکالی نداره.

645
00:33:09,029 --> 00:33:10,421
‫چیزی نیست.

646
00:33:10,508 --> 00:33:13,120
‫درست میشه.

647
00:33:13,250 --> 00:33:16,427
‫متاسفم. متاسفم.

648
00:33:16,514 --> 00:33:18,647
‫اشکالی نداره.

649
00:33:18,734 --> 00:33:21,128
‫اشکالی نداره.

650
00:33:21,215 --> 00:33:23,434
‫چیزی نیست.

651
00:33:23,565 --> 00:33:25,697
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

652
00:33:25,784 --> 00:33:27,264
‫چیزی نیست.

653
00:33:27,351 --> 00:33:29,440
‫چیزی نیست.

654
00:33:40,016 --> 00:33:42,062
‫چه شب مسخره‌ای بود.

655
00:33:45,456 --> 00:33:48,981
‫پس سوفیا مادرته.

656
00:33:49,069 --> 00:33:51,288
‫گابریلا مادرم بود.

657
00:33:51,419 --> 00:33:52,594
‫فقط...

658
00:33:52,724 --> 00:33:55,727
‫که الان یه خون‌آشامه؟

659
00:33:55,858 --> 00:33:58,382
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫اوضاع رو تو ذهنم حلاجی کنم.

660
00:33:58,513 --> 00:34:01,472
‫فقط دارم درباره اون می‌پرسم.

661
00:34:01,559 --> 00:34:03,779
‫اون توی قرن اشتباهی به دنیا اومده بود.

662
00:34:03,866 --> 00:34:05,737
‫زندگی تلخی داشت.

663
00:34:05,781 --> 00:34:09,524
‫یه جور نزدیکی و صمیمیت بین ما بود.

664
00:34:09,611 --> 00:34:11,656
‫وقتی داشتم بزرگ می‌شدم، اون تنها کسی بود

665
00:34:11,743 --> 00:34:13,658
‫که بهم محبت نشون می‌داد.

666
00:34:13,745 --> 00:34:16,313
‫مادر مهربون و دلسوزی نبود،

667
00:34:16,444 --> 00:34:18,837
‫اما به خاطر اون بود که می‌تونستم

668
00:34:18,924 --> 00:34:21,623
‫یه زندگی بزرگتر خارج از اوورنی رو تصور کنم.

669
00:34:21,710 --> 00:34:25,409
‫خب، اون پسرعمویی هم که دست‌مالیم می‌کرد

670
00:34:25,540 --> 00:34:26,671
‫بهم یه دلار می‌داد.

671
00:34:26,758 --> 00:34:28,585
‫- لویی.
‫- متاسفم.

672
00:34:28,672 --> 00:34:31,285
‫بگو، ادامه بده.

673
00:34:31,415 --> 00:34:35,071
‫هیچ اتفاقی نیفتاد تا وقتی که اومد پاریس،

674
00:34:35,158 --> 00:34:39,293
‫موهای بلوندش مثل استخون سفید شده بود
‫و بدنش از بیماری رنج می‌کشید.

675
00:34:39,380 --> 00:34:40,511
‫داشت می‌مرد.

676
00:34:40,598 --> 00:34:41,773
‫چند ساعت بیشتر وقت نداشت.

677
00:34:41,860 --> 00:34:44,471
‫آره، درکت می‌کنم.

678
00:34:44,558 --> 00:34:46,560
‫پس قبلش هیچ‌وقت خبری نبوده؟

679
00:34:53,611 --> 00:34:54,830
‫مادرت بهت می‌گفت شیطان.

680
00:34:54,917 --> 00:34:56,223
‫هیچ‌وقت باهام سکس نداشت.

681
00:34:56,310 --> 00:34:57,528
‫بعدشم تو رو واسه مرگ پال مقصر دونست...

682
00:34:57,615 --> 00:34:58,703
‫خودت می‌فهمی که رابطه داشتن

683
00:34:58,790 --> 00:34:59,965
‫با خانواده قراره یه چیزهایی رو توی سرت به هم بریزه.

684
00:35:00,052 --> 00:35:01,053
‫که اون‌وقت تو هم مقصرش رو من دونستی.

685
00:35:01,141 --> 00:35:02,272
‫بی‌خیالش شدم.
‫من حرفم رو پس گرفتم.

686
00:35:02,359 --> 00:35:03,578
‫- اشتباه کردم.
‫- مقصر، مقصر.

687
00:35:03,621 --> 00:35:05,971
‫اگه بتونیم مقصر رو پیدا کنیم،
‫اگه سر تقصیر توافق کنیم،

688
00:35:06,058 --> 00:35:08,974
‫اون‌وقت همه ‌چی مشخص می‌شه،
‫اینکه چرا این هستیم و چرا این کارها رو می‌کنیم.

689
00:35:10,454 --> 00:35:13,327
‫من این هرج‌ومرج رو رهبری می‌کنم.

690
00:35:13,414 --> 00:35:17,461
‫اون یکی از اون چندین اره‌برقی‌ایه
‫که دارم باهاشون معرکه می‌گیرم.

691
00:35:17,548 --> 00:35:21,161
‫یه کوه واسه بالا رفتن،
‫چه خون‌آشام باشه چه نباشه.

692
00:35:24,947 --> 00:35:26,166
‫می‌تونی...

693
00:35:48,579 --> 00:35:51,974
‫متوجه شدی توی ویدیو

694
00:35:52,104 --> 00:35:53,889
‫دنیل زیر نور آفتاب بود؟

695
00:35:55,978 --> 00:35:57,371
‫برنزه‌شدنش رو می‌گم.

696
00:36:03,681 --> 00:36:06,162
‫گوشیم رو توی ماشین جا گذاشتم.

697
00:36:06,293 --> 00:36:11,167
‫می‌شه یه چک کنی
‫ببینی همه‌جا پخش شده یا نه؟

698
00:36:11,298 --> 00:36:13,822
‫یه هفته مسخره‌شدن،
‫و بعدش دیگه هیچ‌کس یه ذره هم اهمیت نمی‌ده.

699
00:36:13,952 --> 00:36:15,258
‫قضیه چیه؟

700
00:36:15,389 --> 00:36:16,955
‫اون لستات بود.

701
00:36:17,086 --> 00:36:20,350
‫لستات مرده.

702
00:36:20,437 --> 00:36:23,310
‫واسه تو اهمیت داره.

703
00:36:23,397 --> 00:36:24,572
‫شاید.

704
00:36:24,702 --> 00:36:26,748
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

705
00:36:26,835 --> 00:36:30,665
‫من خودم الان تو بد مخمصه‌ای گیر کردم.

706
00:36:30,752 --> 00:36:34,712
‫و به رفتاری که همین الان داشتم افتخار نمی‌کنم.

707
00:36:34,799 --> 00:36:36,323
‫ببخشید.

708
00:36:40,022 --> 00:36:41,415
‫باید لغوش کنیم.

709
00:36:41,545 --> 00:36:42,459
‫احتمالاً باید لغوش کنیم.

710
00:36:50,162 --> 00:36:51,947
‫یا اینکه...

711
00:37:02,566 --> 00:37:03,567
‫امیدوارم ناراحت نشی،

712
00:37:03,567 --> 00:37:05,830
‫وقتی بیرون بودی واسه خودم یه فنجون چای دم کردم.

713
00:37:05,917 --> 00:37:07,876
‫خواهش می‌کنم، خونه خودتونه.

714
00:37:07,919 --> 00:37:10,226
‫خونه خودتونه.

715
00:37:10,313 --> 00:37:13,273
‫اینجا دیگه شده اتاق جادوگری پاپا لگبا.

716
00:37:16,145 --> 00:37:19,801
‫لویی دو پوینت دو لاک، مریک ساحره.

717
00:37:19,888 --> 00:37:21,585
‫احوال شما؟

718
00:37:21,672 --> 00:37:24,327
‫مادر بزرگ ارنستین سلام می‌رسونه،

719
00:37:24,414 --> 00:37:28,200
‫می‌گه پسرهای دو لاک طوری از جلوی ایوانش

720
00:37:28,288 --> 00:37:31,552
‫سر بالا رد می‌شدن که انگار کسی
‫نمی‌دونست پولشون از تن‌فروشی به دست اومده.

721
00:37:31,639 --> 00:37:34,119
‫جوون، احمق و فانی.

722
00:37:34,206 --> 00:37:36,296
‫بهش می‌گفتن فاحشه محبوب شیطان.

723
00:37:36,383 --> 00:37:38,385
‫باید از خود نیواورلئان بیرونش می‌کردن.

724
00:37:38,472 --> 00:37:41,692
‫اون باید برادرم پال بوده باشه، پال دو لاک.

725
00:37:41,779 --> 00:37:44,042
‫شنیدی، مادر بزرگ؟

726
00:37:44,129 --> 00:37:47,655
‫اون یکی برادرش بود.

727
00:37:47,785 --> 00:37:48,830
‫بشینید.

728
00:37:55,837 --> 00:37:57,186
‫پاها خارج از خط باشه.

729
00:38:02,017 --> 00:38:04,628
‫ممنون از صبوریت تو این چند ماه گذشته.

730
00:38:04,715 --> 00:38:06,195
‫خیلی عمیق به این موضوع فکر شده.

731
00:38:06,282 --> 00:38:10,025
‫همه ارواح می‌تونن سرکش باشن،

732
00:38:10,112 --> 00:38:13,724
‫اما اون‌هایی که
‫به‌زور از زندگی بیرون کشیده شدن...

733
00:38:13,811 --> 00:38:18,425
‫یه دختر سوخته، یه هیولای بی‌مادر،

734
00:38:18,512 --> 00:38:20,601
‫که توسط قاتل‌هاش احضار شده.

735
00:38:20,644 --> 00:38:23,473
‫من اونو نکشتم.

736
00:38:23,560 --> 00:38:27,869
‫فکر کنم منظورش دادن اون موهبت به کلودیا بود.

737
00:38:27,956 --> 00:38:29,914
‫من فکر کردم...

738
00:38:30,045 --> 00:38:32,787
‫فکر کردم داری درباره پاریس حرف می‌زنی.

739
00:38:32,874 --> 00:38:35,093
‫منظورت این بود که من اونو کشتم.

740
00:38:35,137 --> 00:38:37,487
‫- من همچین چیزی نگفتم.
‫- نه، منظورت همین بود.

741
00:38:37,574 --> 00:38:39,010
‫وسایل شخصی.

742
00:38:58,856 --> 00:39:01,598
‫توی این می‌نوشت.

743
00:39:01,685 --> 00:39:03,339
‫توی این مرد.

744
00:39:03,426 --> 00:39:05,559
‫لاغراندام.

745
00:39:05,646 --> 00:39:08,779
‫زانوها روی سنگ‌فرش، صورت کبود،

746
00:39:08,866 --> 00:39:10,781
‫مثل یه هلو قاچ‌خورده.

747
00:39:10,825 --> 00:39:12,304
‫مادلین.

748
00:39:12,348 --> 00:39:14,785
‫این لباس رو دوخته بود؟

749
00:39:14,872 --> 00:39:16,308
‫عاشق کلودیا بود.

750
00:39:21,096 --> 00:39:22,140
‫اینا جواب می‌دن.

751
00:39:22,227 --> 00:39:24,186
‫می‌تونم با این وسایل صداش کنم.

752
00:39:44,772 --> 00:39:48,732
‫پاپا لگبا، مریم عذرا،

753
00:39:48,819 --> 00:39:51,126
‫میکائیل فرشته، جبرئیل فرشته،

754
00:39:51,256 --> 00:39:53,868
‫من بدون برکت شما نمی‌تونم این کار رو بکنم.

755
00:39:53,955 --> 00:39:58,655
‫مریم عذرا، فرشتگان، پاپا لـ...

756
00:39:58,786 --> 00:40:01,919
‫شما دوتا با هم دارید بدشانسی میارید،
‫دروازه رو می‌بندید.

757
00:40:02,006 --> 00:40:03,486
‫امشب چه اتفاقی واستون افتاده؟

758
00:40:03,573 --> 00:40:05,314
‫- خب، ما یه...
‫- خیلی چیزها.

759
00:40:05,401 --> 00:40:07,447
‫- صندلی‌هاتون رو جابه‌جا کنید.
‫- ساعت ۲، ساعت ۱۰.

760
00:40:19,633 --> 00:40:23,071
‫مریم، فرشتگان، پاپا لگبا.

761
00:40:23,158 --> 00:40:25,726
‫صدات می‌زنم، سرور خون.

762
00:40:25,856 --> 00:40:28,206
‫من مریک میفر هستم.

763
00:40:28,337 --> 00:40:29,860
‫صدات می‌زنم.

764
00:40:29,991 --> 00:40:31,732
‫دروازه‌ها رو باز کن.

765
00:40:31,819 --> 00:40:33,777
‫تو اسم من رو می‌دونی، پاپا.

766
00:40:33,864 --> 00:40:37,172
‫تمام ارواحی که جوابم رو می‌دید،
‫پسر حام، ماما یو،

767
00:40:37,259 --> 00:40:39,696
‫بارون سامدی، بلانک دانی.

768
00:40:39,783 --> 00:40:41,263
‫خونم رو بهتون می‌دم.

769
00:40:41,350 --> 00:40:43,395
‫منو به روح خوانده‌شده برسونید.

770
00:40:43,526 --> 00:40:45,615
‫از توی اون مغاک، روح کلودیا رو بیرون بیارید،

771
00:40:45,702 --> 00:40:49,445
‫که توسط زندگان خوانده شده، زامبی بزرگ.

772
00:40:49,489 --> 00:40:52,883
‫من مریک میفر هستم.

773
00:40:53,014 --> 00:40:55,625
‫قسم به مادر مرده‌م، اونو پیشم بیارید.

774
00:40:55,756 --> 00:40:58,454
‫اون که اسمش کلودیاست رو پیدا کنید و بیرون بیاریدش.

775
00:40:58,541 --> 00:41:00,238
‫پرتش کنید بیرون.

776
00:41:00,325 --> 00:41:03,677
‫من روح کلودیا و فقط کلودیا رو

777
00:41:03,764 --> 00:41:07,463
‫صدا می‌زنم تا پایین بیاد،
‫از مغاک بیرون بیاد و خودش رو نشون بده!

778
00:41:11,598 --> 00:41:13,730
‫چه غلطی داری می‌کنی، سلیطه احمق؟

779
00:41:18,039 --> 00:41:19,431
‫خیلی وحشیه.

780
00:41:19,519 --> 00:41:21,477
‫اون...خودش بود؟

781
00:41:21,564 --> 00:41:23,392
‫خوشش نیومد....

782
00:41:25,525 --> 00:41:28,136
‫اون بالا بره، پایین بیاد، خشم تو وجودشه.

783
00:41:28,223 --> 00:41:29,920
‫برش گردون.

784
00:41:30,051 --> 00:41:32,183
‫مجبورم مبلغ پاکت رو بیشتر کنم.

785
00:41:32,227 --> 00:41:34,142
‫واسم یه دندون‌پزشک بالاشهر پیدا کن.

786
00:41:34,229 --> 00:41:35,839
‫آره، آره. برش گردون.

787
00:41:48,286 --> 00:41:50,419
‫نمی‌تونستی منو روی دیوار نگه داری.

788
00:41:50,506 --> 00:41:52,943
‫مگه نه، ددی لو؟

789
00:41:53,030 --> 00:41:55,119
‫من لستاتم.

790
00:41:55,163 --> 00:41:56,686
‫لویی اونجاست.

791
00:41:56,773 --> 00:41:58,296
‫درست در این باره فکر نکرده بودی، مگه نه؟

792
00:41:58,427 --> 00:42:00,298
‫سعی کردم بدون تو ادامه بدم.

793
00:42:00,385 --> 00:42:02,344
‫من اینجام، کلودیا.

794
00:42:02,431 --> 00:42:05,303
‫اونا منو از روی صحنه کشیدن پایین.

795
00:42:05,390 --> 00:42:06,957
‫تو رو از من جدا کردن.

796
00:42:07,044 --> 00:42:09,307
‫و...و من نمی‌تونم رهات کنم.

797
00:42:09,351 --> 00:42:12,093
‫این قضیه تو همه چی هست.

798
00:42:12,223 --> 00:42:13,790
‫می‌خواستم اونو پاک کنم.

799
00:42:13,877 --> 00:42:17,185
‫می‌خواستم اون خداحافظی‌ای رو بکنم که نتونستم بکنم

800
00:42:17,272 --> 00:42:20,405
‫و بهت بگم...

801
00:42:20,492 --> 00:42:24,279
‫امیدوارم یه ذره...
‫یه ذره آرامش پیدا کرده باشی.

802
00:42:25,889 --> 00:42:27,543
‫دوباره برگشتی پیشش؟

803
00:42:31,329 --> 00:42:34,506
‫متاسفم، کلودیا.

804
00:42:51,436 --> 00:42:56,137
‫مادلین اینو دوخته بود.

805
00:42:56,267 --> 00:42:57,965
‫گفت توش باشکوه به نظر می‌رسم.

806
00:43:01,925 --> 00:43:05,494
‫کلمه‌ش همین بود. باشکوه.

807
00:43:08,715 --> 00:43:11,718
‫تو آویزونش کردی به دیوار،
‫لباسی رو که توش سوختم.

808
00:43:11,805 --> 00:43:13,502
‫قصدم این بود بهت ادای احترام کنم.

809
00:43:15,460 --> 00:43:18,855
‫آره، این همون چیزیه که می‌خوام باشم،

810
00:43:18,942 --> 00:43:21,118
‫بنزین موتور خوددلسوزی تو.

811
00:43:21,249 --> 00:43:24,208
‫به معذرت‌خواهی‌های غم‌انگیزه خودت گوش کن.

812
00:43:24,339 --> 00:43:27,342
‫من مردم.

813
00:43:27,472 --> 00:43:28,778
‫مُرده!

814
00:43:28,865 --> 00:43:30,388
‫می‌دونم.

815
00:43:30,475 --> 00:43:31,738
‫می‌دونم.

816
00:43:31,825 --> 00:43:33,870
‫شب‌هایی بود که می‌خواستم بیام پیشت.

817
00:43:33,957 --> 00:43:37,439
‫می‌دونم، می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم.

818
00:43:37,569 --> 00:43:39,789
‫روی پشت‌بوم‌ها دویدن، پیرهنت رو جر دادن،

819
00:43:39,876 --> 00:43:41,791
‫انگار که توی یه فیلم خاک‌برسری هستی.

820
00:43:41,835 --> 00:43:43,663
‫می‌شنیدم که داری صدام می‌زنی.

821
00:43:46,578 --> 00:43:51,845
‫من صدات نمی‌زدم، سلیطه احمق.

822
00:43:51,932 --> 00:43:54,456
‫اگه می‌خواستم پیشم باشی،

823
00:43:54,586 --> 00:43:57,677
‫آرماند رو روی پله‌ها کله‌پا می‌کردم.

824
00:43:57,807 --> 00:44:02,594
‫بذار یه حقیقت رو بهت بگم، پسر غمگین.

825
00:44:02,682 --> 00:44:05,554
‫تو حتی سوگلی من هم نبودی.

826
00:44:05,641 --> 00:44:08,078
‫اونو بیشتر دوست داشتم.

827
00:44:08,165 --> 00:44:10,385
‫اون می‌دونست کیه.

828
00:44:10,472 --> 00:44:12,430
‫تو حتی خالق منم نیستی.

829
00:44:12,517 --> 00:44:14,084
‫تو حتی از خون منم نیستی.

830
00:44:14,171 --> 00:44:16,478
‫خالق من اونه.

831
00:44:16,565 --> 00:44:21,831
‫من حتی به جای اون،
‫به مسموم کردن تو فکر کرده بودم.

832
00:44:21,875 --> 00:44:24,486
‫می‌دونی چرا این کار رو نکردم؟

833
00:44:24,616 --> 00:44:28,098
‫چون یه حکاکی کوچیک روی قفسه سینه‌ت هست

834
00:44:28,185 --> 00:44:29,839
‫که می‌گه تو یه برده‌ای.

835
00:44:29,926 --> 00:44:32,581
‫می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم
‫که دنبالم راه بیفتی،

836
00:44:32,624 --> 00:44:34,409
‫مثل یه سگ احمق هرجا که رفتم،

837
00:44:34,496 --> 00:44:36,193
‫تا وقتی که بتونم دکت کنم

838
00:44:36,280 --> 00:44:37,804
‫و برم سراغ کسی که بیشتر لایقمه.

839
00:44:37,891 --> 00:44:39,283
‫تو اصلاً چه خری هستی؟

840
00:44:39,327 --> 00:44:40,850
‫اصلاً نمی‌شناسمت.

841
00:44:40,937 --> 00:44:42,852
‫آره؟

842
00:44:42,939 --> 00:44:45,202
‫اون چیزی که باید به خاطرش ازم تشکر کنی چی؟

843
00:44:49,990 --> 00:44:53,297
‫آره، فکر می‌کنه شکار کردن بروس معنایی داشته.

844
00:44:53,384 --> 00:44:58,172
‫خوندن صفحه‌های دفترچه خاطرات دختر بچگیم،
‫اونم با هفت دهه تاخیر.

845
00:44:58,259 --> 00:45:02,785
‫فکر کردی من می‌خوام نه یکی،
‫بلکه دوتا مرد که ازشون متنفرم

846
00:45:02,872 --> 00:45:05,005
‫منو بهونه کارهای کثیفشون کنن؟

847
00:45:05,092 --> 00:45:07,398
‫با اون قیافه‌های گریون، خاطراتم رو می‌خونید

848
00:45:07,529 --> 00:45:10,488
‫انگار که اون اتفاق‌های لعنتی واسه خودتون افتاده؟

849
00:45:10,532 --> 00:45:13,404
‫این رو فرو کن تو اون کله پوکت.

850
00:45:13,491 --> 00:45:16,233
‫من ازت متنفرم!

851
00:45:16,320 --> 00:45:18,540
‫بیشتر از هر چیزی
‫و هر کسی که تا حالا شناختم،

852
00:45:18,627 --> 00:45:21,238
‫بیشتر از بابام که تنهام گذاشت،

853
00:45:21,325 --> 00:45:24,415
‫بیشتر از عمه‌م که شلاقم می‌زد،

854
00:45:24,502 --> 00:45:28,332
‫بیشتر از بروس که دست‌درازی بهم کرد،

855
00:45:28,419 --> 00:45:32,815
‫بیشتر از اون دارودسته خون‌آشام‌ها که
‫فریبم دادن و سوزوندنم!

856
00:45:32,902 --> 00:45:35,600
‫تا اعماق وجودم ازت متنفرم.

857
00:45:35,687 --> 00:45:36,688
‫کلودیا.

858
00:45:36,776 --> 00:45:38,516
‫خاطرات رو بسوزون!

859
00:45:38,603 --> 00:45:40,692
‫این لباس رو بسوزون!

860
00:45:40,736 --> 00:45:44,914
‫دیگه اسم منو نیار!

861
00:45:59,102 --> 00:46:00,364
‫و تو، عمو لس.

862
00:46:00,495 --> 00:46:02,323
‫- بله؟
‫- «بله»؟

863
00:46:02,410 --> 00:46:03,759
‫اون کینه‌ت رو رو کن.

864
00:46:03,890 --> 00:46:06,066
‫یه جور خوشحالی رو حس می‌کنم،

865
00:46:06,153 --> 00:46:08,459
‫از اینکه می‌دونم چقدر خوب
‫توی نیواورلئان ضایعت کردم،

866
00:46:08,546 --> 00:46:12,681
‫چطور نقشه قطار رو واسه این برده اینجا چیدم.

867
00:46:12,768 --> 00:46:16,859
‫«لستات گفت کاری بدتر از تجاوز
‫باهام می‌کنه، ددی لو.»

868
00:46:22,517 --> 00:46:24,345
‫خوب جواب داد، مگه نه؟

869
00:46:24,432 --> 00:46:28,262
‫قطار، آنتوانت، تام اندرسون، گلوی بریده،

870
00:46:28,349 --> 00:46:30,830
‫ملکه سیاهت رو گرفت
‫و باهاش فرار کرد اون‌ور اقیانوس.

871
00:46:30,917 --> 00:46:33,267
‫و سلیطه کثیفی که هستی،

872
00:46:33,354 --> 00:46:35,791
‫انتقام توی مغزت باد کرد.

873
00:46:35,878 --> 00:46:38,663
‫چقدر مرگم رو تمرین کردی، آنتوانت؟

874
00:46:38,707 --> 00:46:40,665
‫آقای اندرسون، تک‌تک خط‌های اون نمایش رو

875
00:46:40,752 --> 00:46:42,711
‫فقط واسه تفریح با اون من‌درآوردی‌هات

876
00:46:42,798 --> 00:46:44,539
‫که توی نمایشنامه نبود حفظ کردی.

877
00:46:44,669 --> 00:46:46,628
‫بریدن گلو!

878
00:46:46,715 --> 00:46:48,760
‫اگه منم بودم همین کار رو می‌کردم.

879
00:46:48,848 --> 00:46:50,980
‫آره، دست روی دست می‌ذاشتم و تماشا می‌کردم

880
00:46:51,067 --> 00:46:53,635
‫که چطور زیر تشویق‌های کرکننده زغال می‌شی.

881
00:46:53,765 --> 00:46:56,072
‫فقط... فقط من اون کله‌پوک رو نجات نمی‌دادم

882
00:46:56,159 --> 00:46:58,988
‫و وسط طوفان منتظر بغل کردنش نمی‌موندم.

883
00:46:59,075 --> 00:47:00,729
‫لباس روی دیوار.

884
00:47:00,816 --> 00:47:03,036
‫آهنگ روی رادیو.

885
00:47:03,123 --> 00:47:06,213
‫چندرغاز به یه ساحره آس‌وپاس پول دادن
‫تا من رو

886
00:47:06,343 --> 00:47:10,608
‫از اون خراب‌شده ناکجاآبادم بکشه بیرون.

887
00:47:10,695 --> 00:47:13,655
‫مادلین چی؟

888
00:47:13,742 --> 00:47:15,265
‫شما دوتا واسه اونم همدیگه رو بغل کردید؟

889
00:47:17,224 --> 00:47:21,750
‫شما دوتا دارید اونو توی نشاسته ذرت برمی‌گردونید؟

890
00:47:21,837 --> 00:47:23,883
‫چون من اینجا نمی‌بینمش.

891
00:47:24,013 --> 00:47:26,711
‫و اونور هم نمی‌تونم پیداش کنم!

892
00:47:26,798 --> 00:47:30,759
‫تنها چیز خوب توی این زندگی تاریک و...

893
00:47:30,846 --> 00:47:33,893
‫سیاه من،

894
00:47:34,023 --> 00:47:36,112
‫و من نمی‌دونم اون کجاست!

895
00:47:36,199 --> 00:47:38,810
‫و تک‌تک ثانیه‌های لعنتی اون ناکجاآباد رو

896
00:47:38,898 --> 00:47:40,638
‫دارم دنبالش می‌گردم!

897
00:47:40,769 --> 00:47:42,771
‫کجاست؟

898
00:47:42,858 --> 00:47:45,817
‫چرا اینجا پیش من نیست؟

899
00:47:45,905 --> 00:47:48,168
‫مادلین! مادلین!

900
00:47:48,255 --> 00:47:50,300
‫مادلین!

901
00:47:50,431 --> 00:47:52,085
‫مادلین!

902
00:47:52,172 --> 00:47:54,304
‫مادلین!

903
00:47:54,435 --> 00:47:56,480
‫مادلین!

904
00:48:06,012 --> 00:48:09,667
‫منو بشنوید، ای ارواحی که به من پاسخ می‌دید.

905
00:48:09,798 --> 00:48:12,148
‫دروازه رو ببندید.

906
00:48:12,235 --> 00:48:13,933
‫پاپا لگبا.

907
00:48:14,020 --> 00:48:15,456
‫مریم عذرا.

908
00:48:15,586 --> 00:48:17,632
‫میکائیل فرشته، جبرئیل فرشته.

909
00:48:59,674 --> 00:49:01,154
‫آره.

910
00:49:03,156 --> 00:49:06,420
‫این دیگه پرونده اون قضیه رو کاملاً بست.

911
00:49:06,507 --> 00:49:08,639
‫ما رو از دودلی درآورد.

912
00:49:13,949 --> 00:49:17,431
‫اون لحظه، وقتی که...

913
00:49:17,561 --> 00:49:19,607
‫«اون چیزی که باید به خاطرش ازم تشکر کنی چی؟»

914
00:49:19,737 --> 00:49:21,696
‫آره.

915
00:49:21,826 --> 00:49:25,178
‫نمی‌دونستم همچین چیزی توی وجودمه.

916
00:49:25,265 --> 00:49:27,963
‫باید یکم روی خودم کار کنم.

917
00:49:28,007 --> 00:49:30,966
‫توی اواخر قرن هجدهم، کار کردن روی خود

918
00:49:31,053 --> 00:49:32,402
‫چیزی نبود که کسی انجام بده.

919
00:49:32,489 --> 00:49:34,839
‫یا حتی اوایل قرن بیستم.

920
00:49:34,926 --> 00:49:37,451
‫مگه آدم‌ها چه‌کار می‌کردن؟

921
00:49:37,581 --> 00:49:40,193
‫به زندگی ادامه می‌دادن، می‌رفتن کپه‌شون رو می‌ذاشتن،
‫بیدار می‌شدن، به دیوار مشت می‌زدن.

922
00:49:42,543 --> 00:49:45,589
‫- روی نیمکت‌ها می‌نشستن.
‫- غصه‌هاشون رو با هم تقسیم می‌کردن.

923
00:50:01,779 --> 00:50:04,782
‫اون اینو نداره.

924
00:50:04,869 --> 00:50:06,784
‫نه.

925
00:50:06,915 --> 00:50:10,745
‫نه مادلینی هست،

926
00:50:10,875 --> 00:50:14,183
‫نه آرامشی.

927
00:50:14,227 --> 00:50:15,924
‫فکر کنم ما باید این بار رو به دوش بکشیم.

928
00:50:20,842 --> 00:50:23,149
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

929
00:50:23,279 --> 00:50:26,195
‫البته.

930
00:50:26,282 --> 00:50:28,502
‫فکر می‌کردی قسر در می‌ری؟

931
00:50:28,545 --> 00:50:31,635
‫قضیه سوفیا و گابریلا رو می‌گم.

932
00:50:33,550 --> 00:50:35,248
‫اون.

933
00:50:39,078 --> 00:50:42,516
‫نمی‌دونم.

934
00:50:42,646 --> 00:50:45,736
‫من آوردمش توی اتوبوس.

935
00:50:45,823 --> 00:50:48,783
‫من اونو آوردم پیش تو،
‫یا تو رو بردم پیش اون.

936
00:50:48,870 --> 00:50:51,568
‫پرتره‌ش رو توی اتاقمون
‫توی نیواورلئان به دیوار زدم.

937
00:50:51,655 --> 00:50:54,005
‫به هر حال، وسط اون بلبشو و دعوا،
‫نکته فوق‌العاده‌ای بود.

938
00:50:54,136 --> 00:50:56,443
‫ممنونم.

939
00:50:56,530 --> 00:50:59,054
‫معلومه یه جایی توی این تشکیلات
‫خودتخریبی که قلبم رو

940
00:50:59,098 --> 00:51:02,057
‫توش نگه می‌دارم، می‌خواستم
‫این قضیه فاش بشه.

941
00:51:04,190 --> 00:51:05,669
‫اما اونجایی که واسه خودم
‫مثل یه معما می‌مونم

942
00:51:05,756 --> 00:51:09,630
‫اینه که چرا الان می‌خواستم فاش بشه،

943
00:51:09,673 --> 00:51:12,067
‫شب قبل از اینکه برم روی صحنه،

944
00:51:12,198 --> 00:51:14,548
‫یک ساعت قبل از اینکه ساحره برسه.

945
00:51:20,467 --> 00:51:24,123
‫چرا من اینقدر فعالانه و جنون‌آمیز
‫دنبال شکست می‌گردم؟

946
00:51:28,301 --> 00:51:31,130
‫شاید این فقط بار سنگین خون‌آشام بودنه.

947
00:51:31,260 --> 00:51:33,610
‫مرگ رو با چی جایگزین می‌کنی؟

948
00:51:33,697 --> 00:51:36,874
‫وقتی پایانی در کار نباشه،
‫اصلاً واسه چی باید زندگی کرد؟

949
00:51:36,961 --> 00:51:39,660
‫شاید این همون روشیه که باهاش
‫شبهات رو سر پا نگه می‌داری.

950
00:51:41,444 --> 00:51:44,230
‫باید یکم روی خودم کار کنم.

951
00:51:49,974 --> 00:51:52,325
‫اون آهنگ‌ها در مورد منن؟

952
00:51:56,677 --> 00:52:00,028
‫بیشترشون.

953
00:52:00,115 --> 00:52:01,812
‫تو یه رستوران باز کردی،
‫در سه فرسخی خونه من

954
00:52:01,899 --> 00:52:03,336
‫چون...

955
00:52:03,423 --> 00:52:06,077
‫آره.

956
00:52:17,698 --> 00:52:20,614
‫اگه دوباره فقط ما دوتا بودیم...

957
00:52:20,701 --> 00:52:23,530
‫چون، آره، آخه دیگه کی
‫ما رو قبول می‌کنه...

958
00:52:28,056 --> 00:52:30,493
‫یه محوطه کاروان‌نشین.

959
00:52:30,537 --> 00:52:33,757
‫نوادا، یوتا، بیابون.

960
00:52:33,844 --> 00:52:36,630
‫چندتا صندلی تاشو.

961
00:52:36,717 --> 00:52:38,632
‫کاشتن چندتا جعبه گل.

962
00:52:38,719 --> 00:52:41,939
‫چه گلی شب‌ها شکوفه میده؟

963
00:52:41,983 --> 00:52:43,854
‫گل مغرب.

964
00:52:43,941 --> 00:52:45,769
‫توی بیابون پرنده هست؟

965
00:52:45,856 --> 00:52:48,119
‫همه جا پرنده هست.

966
00:52:48,163 --> 00:52:51,775
‫می‌تونه قشنگ باشه.

967
00:52:51,906 --> 00:52:53,473
‫می‌تونه باشه.

968
00:53:17,279 --> 00:53:19,020
‫دراکولای سمسار‌ داره سرک می‌کشه.

969
00:53:24,112 --> 00:53:24,982
‫الکس؟

970
00:53:32,714 --> 00:53:35,714
‫مترجم: آریا

971
00:53:38,738 --> 00:53:42,253
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

972
00:53:42,254 --> 00:53:47,254
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

973
00:54:04,674 --> 00:54:09,288
‫♪ کله‌م داره دور خودش می‌چرخه ♪

974
00:54:09,418 --> 00:54:13,988
‫♪ یعنی انگشت‌های پام
‫دوباره زمین رو لمس می‌کنن؟ ♪

975
00:54:14,075 --> 00:54:17,339
‫♪ هر طنابی رو دار بزنید
‫هر ساحره‌ای رو بسوزونید ♪

976
00:54:17,470 --> 00:54:21,038
‫♪ اما هیچ‌وقت دستتون
‫به این سلیطه موخرمایی نمی‌رسه ♪

977
00:54:21,169 --> 00:54:22,823
‫♪ آره ♪

978
00:54:31,484 --> 00:54:33,790
‫- باید کنسلش کنیم.
‫- شام رو کنسل کنیم؟

979
00:54:33,877 --> 00:54:35,923
‫- نه شام رو، اون رو.
‫- اون ایده افتضاح رو.

980
00:54:36,097 --> 00:54:36,924
‫آره.

981
00:54:43,496 --> 00:54:46,934
‫دور یه میز بشینید و با خودتون فکر کنید

982
00:54:47,108 --> 00:54:49,066
‫که داری یه سرمایی رو حس می‌کنی،
‫یا چشم یه نفر داره می‌پره.

983
00:54:49,197 --> 00:54:51,765
‫ایده احضار روح واقعاً فوق‌العاده‌ست.

984
00:54:51,939 --> 00:54:53,984
‫این چیزی نیست که بخوای بری دنبالش.

985
00:54:54,158 --> 00:54:56,335
‫چیزی نیست که دلت بخواد ازش باخبر بشی،

986
00:54:56,465 --> 00:54:58,380
‫و اینجا جایی نیست که بخوای پات رو بذاری.

987
00:54:58,467 --> 00:55:00,426
‫من از ساحره‌ها خوشم نمیاد.
‫میونه‌م باهاشون خوب نیست.

988
00:55:00,600 --> 00:55:02,036
‫حق کاملاً با لوییه.

989
00:55:02,210 --> 00:55:03,603
‫ایده وحشتناکیه.

990
00:55:03,733 --> 00:55:05,692
‫و چرا این کار رو می‌کنن؟

991
00:55:05,822 --> 00:55:09,086
‫چون اونا لویی و لستاتن و کله‌خرابن،

992
00:55:09,217 --> 00:55:13,264
‫و نمی‌تونن از افتضاح‌ترین گزینه ممکن بگذرن.

993
00:55:13,395 --> 00:55:15,049
‫دست دوستی سمت
‫بدترین نوع ساحره دراز کردی.

994
00:55:15,136 --> 00:55:17,443
‫مریک فرق داره.

995
00:55:17,617 --> 00:55:19,096
‫اون مثل بقیه نیست.

996
00:55:19,227 --> 00:55:21,490
‫اون و اون عموئه، جفتشون لنگه همن.

997
00:55:21,664 --> 00:55:23,449
‫اولین باری که اومدم نیواورلئان،

998
00:55:23,536 --> 00:55:27,540
‫راننده بهم گفت، «بذار یه نصیحت بهت بکنم.»

999
00:55:27,670 --> 00:55:30,673
‫بهم گفت، «سمت جادو جنبل نرو، منم نرفتم».

1000
00:55:30,760 --> 00:55:34,634
‫من یه فاصله محترمانه رو باهاش حفظ می‌کنم.

1001
00:55:34,721 --> 00:55:36,897
‫بذار روشن بگم، من بهش احترام می‌ذارم.

1002
00:55:39,116 --> 00:55:40,770
‫اما خودمو درگیرش نمی‌کنم.

1003
00:55:40,857 --> 00:55:42,163
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

1004
00:55:42,293 --> 00:55:43,425
‫باید کنسلش کنیم.

1005
00:55:43,512 --> 00:55:45,122
‫احتمالاً باید کنسلش کنیم.

1006
00:55:48,474 --> 00:55:50,258
‫حرکت، صدا، اکشن.

1007
00:55:50,389 --> 00:55:52,739
‫اولین باری که فیلمنامه سکانس احضار روح رو گرفتم،

1008
00:55:52,869 --> 00:55:54,741
‫فکر کنم داشتیم یه سکانس دیگه رو
‫ضبط می‌کردیم.

1009
00:55:54,915 --> 00:55:56,873
‫بعد همه توی لوکیشن می‌چرخیدن و می‌گفتن،

1010
00:55:56,960 --> 00:55:59,485
‫«قسمت ششم. سناریو قسمت ششم اومد.»

1011
00:55:59,659 --> 00:56:02,139
‫و من با خودم گفتم،
‫«وای خدای من، باشه، عجب چیزیه.

1012
00:56:02,313 --> 00:56:05,055
‫کلودیا، بخونش. بخونش.»

1013
00:56:05,229 --> 00:56:07,971
‫مدام می‌خوندمش و با خودم می‌گفتم،
‫«این فوق‌العاده‌ست،

1014
00:56:08,102 --> 00:56:10,060
‫و بالاخره وقتش رسید.»

1015
00:56:10,234 --> 00:56:13,586
‫اون داره.
‫می‌تونم با این اشیاء صداش بزنم.

1016
00:56:13,673 --> 00:56:16,763
‫من هنوز عزادار کلودیام. هنوز به خاطرش عصبانیم.

1017
00:56:16,850 --> 00:56:18,460
‫و اینجوریه که بالاخره اون فرصت پیدا می‌کنه
‫همه چی رو بگه،

1018
00:56:18,547 --> 00:56:20,854
‫سفره دلش رو باز کنه

1019
00:56:20,984 --> 00:56:22,769
‫و اونو بکوبونه تو صورت دوتا مردی
‫که بیشتر از همه ازشون متنفره،

1020
00:56:22,856 --> 00:56:24,335
‫متنفر اما در عین حال بیشتر از همه دوستشون داره.

1021
00:56:24,466 --> 00:56:26,642
‫روح، کلودیا، که توسط زندگان

1022
00:56:26,816 --> 00:56:28,339
‫فراخوانده شده رو از آن شکاف بیرون بیاور.

1023
00:56:28,470 --> 00:56:30,124
‫راستش همه‌مون یه جورایی مبهوت شده بودیم،

1024
00:56:30,254 --> 00:56:31,821
‫چون با خودم می‌گفتم،
‫«وای خدای من، کلودیا اینجاست.»

1025
00:56:31,952 --> 00:56:34,781
‫لباسی رو که سوزوندم، به دیوار آویزون کردی.

1026
00:56:34,868 --> 00:56:36,783
‫اما واسه ادای احترام به تو بود.

1027
00:56:36,913 --> 00:56:38,306
‫آره، این همون چیزیه که من می‌خوام باشم؛

1028
00:56:38,393 --> 00:56:40,482
‫بنزین موتور خوددلسوزی تو.

1029
00:56:40,569 --> 00:56:43,354
‫من خیلی عمیق رفتم توی حس
‫و چندتا برداشت رفتیم،

1030
00:56:43,529 --> 00:56:45,531
‫و خودم ازشون راضی بودم

1031
00:56:45,705 --> 00:56:47,489
‫و بقیه هم ازش راضی بودن.

1032
00:56:47,576 --> 00:56:50,318
‫اما گفتم من هنوز انرژی دارم،
‫پس می‌شه بیشتر ضبط کنیم؟

1033
00:56:50,449 --> 00:56:53,190
‫و جین گفت، حتماً. و انجامش دادیم.

1034
00:56:53,321 --> 00:56:56,585
‫و بعدش، آره، انگار رسیدیم به یه
‫سطح کاملاً جدید از خشم.

1035
00:56:56,716 --> 00:57:00,154
‫مادلین چی؟
‫شما دوتا واسه اونم همدیگه رو بغل کردید؟

1036
00:57:00,241 --> 00:57:02,199
‫چون من اینجا نمی‌بینمش!

1037
00:57:02,330 --> 00:57:09,337
‫تنها چیز خوب توی این زندگی تاریک و سیاه من!

1038
00:57:09,424 --> 00:57:12,166
‫وقتی من و سَم روی صندلی نشستیم
‫و بازی دلینی رو تماشا می‌کردیم،

1039
00:57:12,340 --> 00:57:16,866
‫با خودمون گفتیم، «این بی‌نظیره».

1040
00:57:16,997 --> 00:57:18,868
‫سکانس نسبتاً سختی واسه فیلمبرداری بود.

1041
00:57:18,999 --> 00:57:21,349
‫خیلی غم‌انگیز بود.

1042
00:57:21,436 --> 00:57:24,134
‫فکر می‌کردم قراره یه حس تدافعی نسبت به لویی

1043
00:57:24,308 --> 00:57:28,138
‫و لستات داشته باشم،
‫اما هر چی سرمون اومد حقمون بود.

1044
00:57:28,312 --> 00:57:29,618
‫واسه لستات و لویی، این یکی از اون مواردیه

1045
00:57:29,705 --> 00:57:31,968
‫که واقعاً با مشکل روبه‌رو شدن،

1046
00:57:32,055 --> 00:57:34,623
‫و به نظرم این اتفاق خیلی باحالیه.

1047
00:57:34,797 --> 00:57:36,712
‫به اونا یه جور آرامش خاطر میده،
‫از این جهت

1048
00:57:36,799 --> 00:57:39,585
‫که کلودیا به خاطر کاری که باهاش کردن و اینکه

1049
00:57:39,759 --> 00:57:41,891
‫اونو در اولویت قرار ندادن،
‫کاملاً ازشون متنفر بود،

1050
00:57:41,978 --> 00:57:43,676
‫و اون داره توی جهنم زجر می‌کشه.

1051
00:57:57,211 --> 00:57:59,387
‫لستات!

1052
00:58:01,607 --> 00:58:03,565
‫- خودشه؟
‫- خودشه.

1053
00:58:03,652 --> 00:58:07,264
‫جنیفر ایلی. اون معرکه‌ست.

1054
00:58:07,438 --> 00:58:11,225
‫و گابریلا یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های من در طول تاریخه.

1055
00:58:11,355 --> 00:58:14,924
‫- می‌خوای معرفیم کنی؟
‫- خودت از پسش برمیای.

1056
00:58:15,055 --> 00:58:17,536
‫من از کار کردن با جیکوب مبهوت شده بودم.

1057
00:58:17,666 --> 00:58:20,147
‫وقتی دیدم در نقش لویی وارد شد،
‫واقعاً حس کردم که،

1058
00:58:20,321 --> 00:58:21,801
‫«وای خدای من، تو لویی هستی.»

1059
00:58:21,975 --> 00:58:24,107
‫سلام.
‫مرد جذاب، هوم؟

1060
00:58:24,238 --> 00:58:26,109
‫سوفیا، درسته؟

1061
00:58:26,240 --> 00:58:27,676
‫فکر کنم گابریلا از طرف لویی احساس خطر می‌کنه،

1062
00:58:27,850 --> 00:58:30,810
‫و همچنین به عنوان یه معشوقه
‫حسادت می‌کنه.

1063
00:58:30,940 --> 00:58:34,030
‫اونم یکی دیگه از نوچه‌های لستاته.

1064
00:58:34,204 --> 00:58:35,728
‫منظورم اینه که، تعداد زیادی از ما وجود نداره.

1065
00:58:35,815 --> 00:58:38,557
‫فکر کنم لویی کلاً یه حس ناخوشایندی پیدا کرد.

1066
00:58:38,687 --> 00:58:41,603
‫اون واقعاً با قضیه خلق
‫خون‌آشام‌های بیشتر موافق نیست.

1067
00:58:41,734 --> 00:58:44,954
‫۵۰ هزار تا از ما با هم توی جنگل.

1068
00:58:45,085 --> 00:58:47,435
‫- چه اتفاق بدی ممکنه بیفته؟
‫- آره، اون اینو گفت.

1069
00:58:47,566 --> 00:58:51,004
‫تو گفتی که بهتره کنسرت رو لغو کنه.

1070
00:58:51,091 --> 00:58:52,527
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم.

1071
00:58:52,614 --> 00:58:54,094
‫اون کاری رو که بخواد انجام میده.

1072
00:59:34,656 --> 00:59:36,527
‫به نظرم آهنگ عشق بی‌رحم خیلی ترانه قشنگیه.

1073
00:59:36,702 --> 00:59:38,138
‫یادمه اولین باری که شنیدمش،

1074
00:59:38,268 --> 00:59:39,487
‫ماه‌ها قبل از این بود
‫که فیلمبرداری رو شروع کنیم.

1075
00:59:39,618 --> 00:59:41,010
‫با خودم گفتم، «وای، این فوق‌العاده‌ست.

1076
00:59:41,141 --> 00:59:41,881
‫قراره کجای این سریال پخش بشه؟

1077
00:59:42,011 --> 00:59:43,665
‫اصلاً چطور جور در میاد؟»

1078
00:59:43,796 --> 00:59:45,493
‫و این حس بهت دست میده که انگار
‫واقعاً مطمئن نیستی داره اینو

1079
00:59:45,580 --> 00:59:47,495
‫واسه کی می‌خونه.
‫داره واسه گابریلا می‌خونتش؟

1080
00:59:47,669 --> 00:59:49,018
‫داره واسه لویی می‌خونتش؟
‫و بعد، می‌دونی،

1081
00:59:49,149 --> 00:59:52,587
‫آخرش واقعاً داره اون آهنگ رو
‫واسه لویی می‌خونه.

1082
00:59:52,718 --> 00:59:56,156
‫یه جورایی مثل یه سرود بی‌نقص
‫واسه داستان عشق اوناست.

1083
00:59:56,286 --> 00:59:58,506
‫اون حس فوق‌العاده وجود داره

1084
00:59:58,637 --> 01:00:00,682
‫که اون مهم‌ترین آدم توی اتاقه،

1085
01:00:00,769 --> 01:00:02,945
‫و بعد یهو دیگه نیست.

1086
01:00:04,599 --> 01:00:08,516
‫♪ اوه ♪

1087
01:00:08,603 --> 01:00:13,042
‫♪ می‌تونم حسش کنم ♪

1088
01:00:13,129 --> 01:00:19,527
‫♪ تک‌تک اتم‌ها مثل یه سیاره مشتعل ♪
‫دارن علیه خورشید طغیان می‌کنن ♪

1089
01:00:28,536 --> 01:00:30,146
‫زود باش.

1090
01:00:30,233 --> 01:00:34,542
‫تیلور و تراویس، تبریک می‌گم.

1091
01:00:34,629 --> 01:00:36,457
‫هنوز تاریخی تعیین نکردید؟

1092
01:00:36,587 --> 01:00:40,113
‫مالوی کاملاً راضیه که اونجا
‫توی رستوران بشینه،

1093
01:00:40,287 --> 01:00:42,028
‫و بذاره با اون رفتار رو مخشون

1094
01:00:42,158 --> 01:00:44,595
‫دستش بندازن.

1095
01:00:44,726 --> 01:00:48,382
‫آدم باید بپرسه.
‫قضیه این برنزه‌شدن تَن دَن چیه؟

1096
01:00:48,512 --> 01:00:50,210
‫اون می‌تونه اونجا بشینه و بگه، آره،

1097
01:00:50,340 --> 01:00:51,690
‫هر چقدر دلتون می‌خواد مسخره‌م کنید،

1098
01:00:51,777 --> 01:00:54,170
‫با این آفتاب‌سوختگی خیلی عجیب شدم.

1099
01:00:54,301 --> 01:00:55,955
‫از این جهت که لویی می‌فهمه
‫یه چیزی فرق کرده،

1100
01:00:56,129 --> 01:00:58,131
‫آخه اون شبیه خرچنگ شده.

1101
01:00:58,305 --> 01:01:00,699
‫مه عشق.

1102
01:01:00,829 --> 01:01:03,049
‫برنزه هر چیزی که تو بخوای، عزیزم.

1103
01:01:03,179 --> 01:01:05,138
‫فکر کنم لویی و لستات

1104
01:01:05,268 --> 01:01:09,577
‫قطعاً متوجه خصومت دنیل نمی‌شن.

1105
01:01:09,664 --> 01:01:12,014
‫آماده‌ای همنوعت رو بخوری؟

1106
01:01:12,145 --> 01:01:15,017
‫اونا مثل همیشه به زورگویی بهش
‫ادامه می‌دن،

1107
01:01:15,191 --> 01:01:18,325
‫و به نظرم این رابطه واسه اونا
‫کمتر از چیزی که واسه اون عیانه،

1108
01:01:18,455 --> 01:01:20,893
‫واضح و آشکاره.

1109
01:01:21,023 --> 01:01:25,201
‫پایان قسمت ششم بسیار تکان‌دهنده‌ست.

1110
01:01:25,288 --> 01:01:28,465
‫هیچ حسی وجود نداره،
‫مگه اینکه من دیوانه باشم،

1111
01:01:28,639 --> 01:01:30,424
‫که بتونید پیش‌بینیش کنید.

1112
01:01:30,511 --> 01:01:32,861
‫دراکولای سمساری‌ داره سرک می‌کشه.

1113
01:01:32,948 --> 01:01:34,645
‫با خودم گفتم،
‫وای، داریم این کار رو می‌کنیم.

1114
01:01:34,776 --> 01:01:36,299
‫داریم می‌ریم اون سمتی.

1115
01:01:36,430 --> 01:01:38,867
‫دوتا قهرمان ما،
‫دوتا شخصیت اصلی ما،

1116
01:01:39,041 --> 01:01:41,740
‫در پایان قسمت ششم سرشون رو قطع می‌کنیم.

1117
01:01:41,870 --> 01:01:43,306
‫یه قسمت کامل هنوز باقی مونده.

1118
01:01:43,393 --> 01:01:46,266
‫- چه خبره؟
‫- الکس؟

1119
01:01:46,353 --> 01:01:48,572
‫فکر کنم از همون اول نشانه‌های کوچک
‫زیادی وجود داشته

1120
01:01:48,703 --> 01:01:51,706
‫که نشون می‌داد لستات قراره سرش رو به باد بده.

1121
01:01:51,837 --> 01:01:53,839
‫اما این واقعیت که مالوی علیه لویی شده،

1122
01:01:54,013 --> 01:01:55,536
‫به نظرم خیلی تکان‌دهنده بود.

