1
00:00:04,640 --> 00:00:09,580
<font color="#05a072">(یوک سونگ جه)</font>

2
00:00:14,220 --> 00:00:16,760
<font color="#ffbfdf">(کیم جی یون)</font>

3
00:00:19,620 --> 00:00:22,060
<font color="#ff0000">(کیم جی هون)</font>

4
00:00:24,000 --> 00:00:35,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

5
00:00:37,780 --> 00:00:41,310
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

6
00:00:41,380 --> 00:00:42,609
<font color="#ffbfdf">تمامی شخصیت‌ها، مکان‌ها، سازمان‌ها)</font>

7
00:00:42,610 --> 00:00:43,979
<font color="#ffbfdf">(و اتفاقات این سریال تخیلی هستند</font>

8
00:00:43,980 --> 00:00:46,420
<font color="#ffbfdf">فیلمبرداری کودکان و حیوانات)
(در امنیت کامل انجام شده‌ است</font>

9
00:00:46,640 --> 00:00:51,450
<font color="#05a072">:::::::::  ( قسمت ۹: ۱۳ سال قبل )  ::::::::</font>

10
00:00:52,300 --> 00:00:59,300
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

11
00:01:00,268 --> 00:01:03,595
!اوروشین لطفا بهم رحم کنین

12
00:01:10,700 --> 00:01:13,115
پدربزرگ لطفا دیگه دست نگه دارین

13
00:01:13,115 --> 00:01:14,783
اینجوری پیش بره جونش رو از دست میده

14
00:01:14,783 --> 00:01:16,034
نه

15
00:01:16,034 --> 00:01:18,620
اون مرد جادوی یومه انجام میده

16
00:01:18,620 --> 00:01:20,580
،بچه‌های کوچیک رو می‌دزده
تا سرحد مرگ بهشون گرسنگی میده

17
00:01:20,580 --> 00:01:22,040
و به روح تبدیلشون می‌کنه

18
00:01:22,040 --> 00:01:24,793
بعدش با اون روح‌ها پول اخاذی می‌کنه

19
00:01:24,793 --> 00:01:26,795
لجن‌تر از این آدم وجود نداره

20
00:01:26,795 --> 00:01:29,798
حتما چون نابینا بوده راه دیگه‌ای
واسه گذران زندگی پیدا نکرده

21
00:01:29,798 --> 00:01:32,424
لطفا دیگه دست نگه دارین

22
00:01:33,301 --> 00:01:35,095
...دیگه بهتره برین داخل

23
00:01:35,095 --> 00:01:37,264
شما اومدین اینجا تا بیماریتون بهبود پیدا کنه

24
00:01:37,264 --> 00:01:38,890
نباید شاهد همچین چیزهایی باشین

25
00:01:38,890 --> 00:01:40,392
...اما

26
00:01:40,392 --> 00:01:43,077
لطفا دیگه برین داخل

27
00:02:14,342 --> 00:02:16,803
...یه روح انتقام‌جو

28
00:02:16,803 --> 00:02:19,246
با کینه‌ای عمیق

29
00:02:20,348 --> 00:02:21,933
!اوروشین

30
00:02:21,933 --> 00:02:23,685
!اوروشین

31
00:02:23,685 --> 00:02:25,353
...یه روح انتقام‌جو

32
00:02:25,353 --> 00:02:28,356
با یه کینه‌ی عمیق دنبال خاندان سلطنتیه

33
00:02:28,356 --> 00:02:29,941
صبر کن

34
00:02:29,941 --> 00:02:31,676
وایسا

35
00:02:39,701 --> 00:02:42,871
چی گفتی؟-
...یه روح انتقام‌جو-

36
00:02:42,871 --> 00:02:45,874
با یه کینه‌ی عمیق

37
00:02:45,874 --> 00:02:47,834
افتاده دنبال خاندان سلطنتی

38
00:02:47,834 --> 00:02:49,294
باید فرار کنین

39
00:02:49,294 --> 00:02:51,880
!وگرنه همه می‌میرین

40
00:02:51,880 --> 00:02:54,782
!باید فرار کنین

41
00:02:59,679 --> 00:03:02,349
...یه روح با یه کینه‌ی دیرینه

42
00:03:02,349 --> 00:03:04,017
برعلیه خاندان ساطنتیه؟

43
00:03:04,017 --> 00:03:05,310
...ب... بله

44
00:03:05,310 --> 00:03:06,645
اگه رهاش کنین

45
00:03:06,645 --> 00:03:08,688
،اون شاهزاده‌ی یکم پیش... نه

46
00:03:08,688 --> 00:03:11,024
کل افراد باارزش خاندان سلطنتی

47
00:03:11,024 --> 00:03:13,217
با یه فاجعه روبرو میشن

48
00:03:13,902 --> 00:03:17,000
اوروشین اگه بهم رحم کنین

49
00:03:17,000 --> 00:03:20,275
هرکاری از دستم بربیاد می‌کنم
تا جلوی اون روح رو بگیرم

50
00:03:20,275 --> 00:03:22,494
...فقط همین

51
00:03:22,494 --> 00:03:25,479
باعث نمیشه که نجات پیدا کنی

52
00:03:26,164 --> 00:03:27,916
...پس

53
00:03:27,916 --> 00:03:31,419
این بنده‌ی حقیر چیکار کنه
تا مورد عفو شما قرار بگیره؟

54
00:03:31,419 --> 00:03:33,300
چیکار باید بکنم؟

55
00:03:33,300 --> 00:03:37,359
شنیدم تو انجام یومه‌ خیلی ماهری

56
00:03:37,359 --> 00:03:39,052
...دستم بشکنه

57
00:03:39,052 --> 00:03:42,600
اگه دوباره برم سمت همچین کارهایی

58
00:03:42,600 --> 00:03:45,325
...پس لطفا بهم رحم کنین

59
00:03:45,325 --> 00:03:47,435
...پس می‌تونی

60
00:03:47,435 --> 00:03:49,670
اون روح رو کنترل کنی؟

61
00:03:53,108 --> 00:03:54,842
جان؟

62
00:03:55,710 --> 00:03:58,280
<font color="#05a072">:::::::::  ( قسمت ۹ )  ::::::::</font>

63
00:03:58,280 --> 00:03:59,698
نوپ‌دوک؟

64
00:03:59,698 --> 00:04:00,866
!بله

65
00:04:00,866 --> 00:04:02,909
...اون زنیکه‌ی شمن منفور

66
00:04:02,909 --> 00:04:05,587
که وقتی ژنرال آسمان‌ها شاه قبلی رو
تسخیر کرده بود شکستش داد

67
00:04:05,587 --> 00:04:07,681
همون پیرزن شمن

68
00:04:07,681 --> 00:04:10,800
دختری که اسمش یوری‌ئه باهاش نسبت خونی داره

69
00:04:10,800 --> 00:04:14,129
شخصا یکی رو فرستادم روستای یونگدام
و ازش مطمئن شدم

70
00:04:14,129 --> 00:04:16,600
...یعنی می‌خوای بگی همه‌چیز به‌خاطر

71
00:04:16,600 --> 00:04:20,135
اون دختر بچه خراب شد؟

72
00:04:20,135 --> 00:04:22,400
...خب می‌تونستی همونطور که

73
00:04:22,400 --> 00:04:25,006
از شر اون شمن پیر خلاص شدی
!کلک این دختر رو هم بکنی

74
00:04:25,006 --> 00:04:27,399
بله اون موقع همین کار رو کردیم

75
00:04:38,653 --> 00:04:40,554
!آتیش

76
00:04:44,951 --> 00:04:47,962
اون موقع ژنرال آسمان‌ها رو بردم اونجا

77
00:04:47,962 --> 00:04:50,400
و کمکش کردم روح اون پیرزن رو ببلعه

78
00:04:50,400 --> 00:04:54,400
ولی این بار کارها راحت پیش نمیرن

79
00:04:54,400 --> 00:04:59,300
...یه ایموگی کنار اون دختر هست که بدنِ

80
00:04:59,300 --> 00:05:01,243
کاتب سلطنتی یون‌گاب رو تسخیر کرده

81
00:05:01,243 --> 00:05:03,094
ایموگی؟-
بله-

82
00:05:03,094 --> 00:05:07,349
نمیدونم چرا اون ایموگی به دختره کمک می‌کنه

83
00:05:07,349 --> 00:05:08,767
ولی به دلیل کمک‌هاش

84
00:05:08,767 --> 00:05:11,752
سخته که بلایی سر اون دختر بیاریم

85
00:05:17,442 --> 00:05:18,860
...منظورت اینه

86
00:05:18,860 --> 00:05:21,929
روح دو و نیم گزی به شمن نوپ‌دوک هم آسیب زده؟

87
00:05:29,329 --> 00:05:31,331
چرا متوجهش نشده بودم؟

88
00:05:31,331 --> 00:05:33,100
خیلی احمقم

89
00:05:33,100 --> 00:05:36,628
آخه چرا زودتر نفهمیدم

90
00:05:36,628 --> 00:05:39,800
آتیشی که از شمع‌های مراسم تطهیر پخش شد

91
00:05:39,800 --> 00:05:43,718
...و مادربزرگم به خاطر شعله‌هاش افتاد توی دریا

92
00:05:43,718 --> 00:05:45,703
!مادربزرگ

93
00:05:46,988 --> 00:05:50,048
!قطعا کار یه روح آتش بود

94
00:05:55,230 --> 00:05:58,266
شما از قبل اینو می‌دونستین اعلی‌حضرت
مگه نه؟

95
00:05:58,266 --> 00:05:59,434
...اون موقع

96
00:05:59,434 --> 00:06:03,021
از این که مادربزرگم تو سال خرگوش سیاه
فوت کرده متعجب شدین

97
00:06:03,021 --> 00:06:07,200
دلیلش این بود که زودتر
متوجه این حقیقت شدین درسته؟

98
00:06:08,159 --> 00:06:12,038
امیدوار بودم شکی که کرده بودم اشتباه بوده باشه

99
00:06:12,038 --> 00:06:14,165
...نوپ‌دوک

100
00:06:14,165 --> 00:06:17,151
...تنها شمنی بود که تونست

101
00:06:18,600 --> 00:06:23,000
برای یه مدت کوتاه هم که شده
جنون پدرم رو آروم کنه

102
00:06:59,085 --> 00:07:00,628
...همتون رو

103
00:07:00,628 --> 00:07:03,465
!می‌کشم

104
00:07:03,465 --> 00:07:05,425
...کل نسل این خانواده رو

105
00:07:05,425 --> 00:07:08,953
از رو زمین محو می‌کنم

106
00:07:14,893 --> 00:07:17,044
!بریم

107
00:07:52,931 --> 00:07:54,748
!پدر

108
00:08:01,439 --> 00:08:05,193
فکر می‌کردم همه‌چیز همون موقع تموم شده

109
00:08:05,193 --> 00:08:07,779
به مراسم‌های شمنی باور نداشتم

110
00:08:07,779 --> 00:08:09,200
،ولی بعد از اون روز

111
00:08:09,200 --> 00:08:14,500
پدرم دوباره به خود سالم و معمولیش برگشت

112
00:08:17,997 --> 00:08:19,606
...اما

113
00:08:39,018 --> 00:08:40,478
...پدَ

114
00:08:40,478 --> 00:08:42,296
...پدر

115
00:09:15,388 --> 00:09:18,266
برای مدتی طولانی انکارش کردم

116
00:09:18,266 --> 00:09:21,603
...اما الان مطمئنم که

117
00:09:21,603 --> 00:09:23,754
...اون قطعا

118
00:09:25,940 --> 00:09:28,342
پدر من نبود

119
00:09:29,527 --> 00:09:33,180
وقتی در آخر پدرم درگذشت

120
00:09:33,907 --> 00:09:37,518
فکر می‌کردم همه چیز تموم شده

121
00:09:40,955 --> 00:09:43,649
ولی حتی پسر بچه‌ی کوچیکم

122
00:09:44,751 --> 00:09:47,861
دوباره علائم مشابهی رو نشون داد

123
00:09:49,997 --> 00:09:53,126
...آخه اون روح دو و نیم گزی چه کینه‌ای داره که

124
00:09:53,126 --> 00:09:56,203
!چنین اعمال شنیعی رو مرتکب میشه

125
00:09:57,972 --> 00:10:00,099
...چرا

126
00:10:00,099 --> 00:10:03,127
قبلا بهم نگفته بودین؟

127
00:10:07,315 --> 00:10:10,485
اون موقع به خاطر اعمال یه امپراتور تسخیرشده‌ی مجنون

128
00:10:10,485 --> 00:10:14,000
قصر تو موقعیت متزلزل و نابسامانی بود

129
00:10:14,000 --> 00:10:18,400
حتی بین افرادی که قدرت نظامی داشتن
نشونه‌هایی از کودتا به چشم می‌خورد

130
00:10:18,400 --> 00:10:21,162
با وجود این... صحبت از اتفاقات گذشته

131
00:10:21,162 --> 00:10:24,731
ممکن بود مشروعیت حکومتم به عنوان پادشاه زیر سوال بره

132
00:10:25,500 --> 00:10:27,669
...به علاوه

133
00:10:27,669 --> 00:10:29,403
...یه پادشاه

134
00:10:30,588 --> 00:10:33,740
هیچ‌وقت نباید به کسی اعتماد کنه

135
00:10:35,000 --> 00:10:39,700
پس مادربزرگم برای پادشاهی جنگید
که حتی بهش اعتماد هم نداشت

136
00:10:39,700 --> 00:10:42,708
و بیهوده جونش رو از دست داد

137
00:10:47,146 --> 00:10:48,881
یوری

138
00:10:50,942 --> 00:10:53,093
من پادشاهم

139
00:10:53,987 --> 00:10:57,448
بار مسئولیت تمام اتفاقاتی که تو این
سرزمین میفته رو شونه‌های منه

140
00:10:57,448 --> 00:11:00,368
و در اداره‌ی همه‌ی امور نقش دارم

141
00:11:00,368 --> 00:11:02,453
مهم‌ نیست چه اتفاقی بیفته

142
00:11:02,453 --> 00:11:05,707
...من هرچیزی که برای رسیدن به کشور آرمانیم

143
00:11:05,707 --> 00:11:09,377
لازم باشه رو تحمل می‌کنم

144
00:11:09,377 --> 00:11:11,129
اما

145
00:11:11,129 --> 00:11:14,406
درباره مسائل مرگ و زندگی‌ای شبیه این

146
00:11:15,550 --> 00:11:17,618
هیچ چیزی نمیدونم

147
00:11:19,178 --> 00:11:21,246
شرمنده‌ام

148
00:11:22,390 --> 00:11:24,875
و گفتن این حرف قلبم رو می‌شکنه

149
00:11:29,522 --> 00:11:32,299
ولی به کمکت احتیاج دارم

150
00:11:39,157 --> 00:11:41,099
من رو ببخشین

151
00:11:42,035 --> 00:11:44,311
ولی نیاز دارم فعلا از حضورتون مرخص بشم

152
00:12:07,435 --> 00:12:09,562
...الان فهمیدم که

153
00:12:09,562 --> 00:12:11,564
...روح دو و نیم گزی

154
00:12:11,564 --> 00:12:14,466
روح مادربزرگم رو هم بلعیده

155
00:12:15,400 --> 00:12:18,671
...و برای همینه که مادربزرگم تو این مدت

156
00:12:18,671 --> 00:12:21,381
حتی یه بارم نیومد به دیدنم

157
00:12:23,701 --> 00:12:25,453
...خیلی احمق بودم که

158
00:12:25,453 --> 00:12:27,479
تا الان متوجهش نشده بودم

159
00:12:32,126 --> 00:12:34,128
چرا جوابمو نمیدی؟

160
00:12:34,128 --> 00:12:37,632
...پرسیدم پشیمونی که دروغکی به اون دختر گفتی

161
00:12:37,632 --> 00:12:38,800
مادربزرگش رو تو کشتی؟

162
00:12:38,800 --> 00:12:40,259
نه پشیمون نیستم

163
00:12:40,259 --> 00:12:41,302
مگه نه؟

164
00:12:41,302 --> 00:12:42,929
اون موقع بهت گفتم

165
00:12:42,929 --> 00:12:44,472
...که باید به بچه‌ پرروهایی

166
00:12:44,472 --> 00:12:47,308
مثل اون دختر نشون بدیم که

167
00:12:47,308 --> 00:12:49,310
خداهایی مثل ما چقدر ترسناکن

168
00:12:49,310 --> 00:12:51,878
پشیمونیم از یه چیز دیگه‌ست

169
00:12:52,980 --> 00:12:54,565
اون موقع

170
00:12:54,565 --> 00:12:55,942
...وقتی نوپ‌دوک از پایتخت

171
00:12:55,942 --> 00:12:58,319
...با اون بوی زننده‌ی روح دو و نیم‌گزی

172
00:12:58,319 --> 00:13:01,000
برگشت فورا فهمیدم

173
00:13:01,000 --> 00:13:04,470
می‌خواستم درباره روح دو و نیم گزی
بهش هشدار بدم... اما

174
00:13:05,500 --> 00:13:09,597
از اینکه اون دختر هیچ جوره قلبش رو
به روی من باز نمی‌کرد دلخور شدم

175
00:13:09,597 --> 00:13:11,565
برای همین بهش هشدار ندادم

176
00:13:12,333 --> 00:13:15,128
...پشیمونم که اون موقع

177
00:13:15,128 --> 00:13:17,500
بهش هشدار ندادم-
خب اگه بهش هشدار می‌دادی چی؟-

178
00:13:17,500 --> 00:13:20,508
فکر می‌کنی تو رو به عنوان روح نگهبانش قبول می‌کرد؟

179
00:13:20,508 --> 00:13:21,968
حداقل

180
00:13:21,968 --> 00:13:25,179
نوپ‌دوک اونجوری بیهوده نمی‌مرد

181
00:13:25,179 --> 00:13:27,265
اونطوری، یوری مجبور نبود

182
00:13:27,265 --> 00:13:29,833
الان با روح دو و نیم گزی بجنگه

183
00:13:30,852 --> 00:13:32,286
...هی

184
00:13:33,855 --> 00:13:35,589
!هیونگ‌نیم

185
00:13:51,122 --> 00:13:53,374
چرا اینجایی؟

186
00:13:53,374 --> 00:13:55,734
!تنها این وقت شب، نمی‌ترسی

187
00:13:57,545 --> 00:13:59,213
آها

188
00:13:59,213 --> 00:14:01,132
...تو قراردادمون لازم نیست

189
00:14:01,132 --> 00:14:04,051
اینجوری نگران همدیگه باشیم نه؟

190
00:14:04,051 --> 00:14:05,511
من جلوتر راه میفتم

191
00:14:05,511 --> 00:14:08,389
اگر منت سر ما میذارین دنبالم بیا

192
00:14:08,389 --> 00:14:11,458
یا هم نیا-
چرا بهم نگفتی؟-

193
00:14:14,395 --> 00:14:17,815
داری درباره چی حرف می‌زنی؟-
چرا چیزی نگفتی؟-

194
00:14:17,815 --> 00:14:19,600
چرا بهم نگفتی که

195
00:14:19,600 --> 00:14:23,029
!روح دو نیم گزی مادربزرگ رو کشت نه تو

196
00:14:23,029 --> 00:14:25,656
...تمام مدت همه چیز رو می‌دونستی

197
00:14:25,656 --> 00:14:28,659
کار تو هم که نبود

198
00:14:28,659 --> 00:14:30,602
چطور فهمیدی؟

199
00:14:31,329 --> 00:14:33,331
!بهش گفته بودم بهت نگه

200
00:14:33,331 --> 00:14:35,149
!اون پادشاه عنتر

201
00:14:35,149 --> 00:14:37,418
چرا ساکت موندی؟

202
00:14:37,418 --> 00:14:41,339
وقتی ازت عصبانی بودم، متنفر و دلخور بودم

203
00:14:41,339 --> 00:14:44,050
چرا چیزی نگفتی؟ چرا؟

204
00:14:44,050 --> 00:14:45,927
...چون

205
00:14:45,927 --> 00:14:48,161
اینجوری بهتر بود

206
00:14:49,764 --> 00:14:51,498
چی گفتی؟

207
00:14:52,850 --> 00:14:55,353
اونموقع، فقط ۱۳ سالت بود

208
00:14:55,353 --> 00:14:57,563
حتی اونقدر بالغ نبودی که از خودت مراقبت کنی

209
00:14:57,563 --> 00:14:59,106
اگر غیرمنطقی عمل می‌کردی

210
00:14:59,106 --> 00:15:01,943
و سعی می‌کردی بری نوپ‌دوک رو نجات بدی
که توسط روح دو نیم گزی بلعیده شده بود

211
00:15:01,943 --> 00:15:04,403
فکر می‌کنی چی میشد؟

212
00:15:04,403 --> 00:15:06,614
بعد، تو هم غذای روح دو و نیم گزی می‌شدی

213
00:15:06,614 --> 00:15:08,866
و منی که می‌خواستم ازت استفاده کنم تا صعود کنم

214
00:15:08,866 --> 00:15:11,017
....آخرش دستم می‌موند تو پوست گردو

215
00:15:20,000 --> 00:15:23,300
...خب، منظورم اینه که

216
00:15:46,654 --> 00:15:48,489
به این زودی میری؟

217
00:15:48,489 --> 00:15:50,908
دیشبم دیر اومدی خونه

218
00:15:50,908 --> 00:15:52,785
حقوق یه کاتب که خیلی کمه

219
00:15:52,785 --> 00:15:55,997
مطمئنم یه عینک ساز هم حقوق زیادی نمی‌گیره

220
00:15:55,997 --> 00:15:57,999
چرا شما نخوابیدین؟

221
00:15:57,999 --> 00:16:00,334
من به اندازه کافی خوابیدم

222
00:16:00,334 --> 00:16:02,400
اما چرا داری زمزمه می‌کنی؟

223
00:16:02,400 --> 00:16:05,500
می‌ترسی گاب بیدار بشه؟-
نه-

224
00:16:05,500 --> 00:16:09,777
خب یه ذره عجله دارم، پس دیگه میرم

225
00:16:09,777 --> 00:16:12,970
قبل از اینکه بری باید حداقل صبحانه بخوری

226
00:16:12,970 --> 00:16:14,432
خدای من

227
00:16:14,432 --> 00:16:16,833
باید نون بخوری تا جون بگیری کار کنی

228
00:16:18,700 --> 00:16:21,700
گاب، بیدار بودی؟

229
00:16:21,700 --> 00:16:25,050
اگر بیدار بودی، باید می‌گفتی

230
00:16:25,818 --> 00:16:27,552
اِ وا

231
00:16:28,487 --> 00:16:30,096
وا

232
00:16:31,198 --> 00:16:33,650
با چشم باز می‌خوابی؟

233
00:16:37,872 --> 00:16:41,208
ای بابا این دوتا دوباره یه چیزیشون شده

234
00:16:41,208 --> 00:16:42,800
!نمی‌خوام

235
00:16:42,800 --> 00:16:45,980
منکه پرستار اون دختره نیستم
چرا دنبالش برم؟

236
00:16:45,980 --> 00:16:47,447
نه نمی‌خوام

237
00:16:48,549 --> 00:16:51,001
یوری همه چیز رو فهمید

238
00:16:51,001 --> 00:16:53,054
همینجوریشم کله شق بود

239
00:16:53,054 --> 00:16:56,515
الانکه می‌دونه روح دو و نیم گزی
مادربزرگش رو بلعیده

240
00:16:56,515 --> 00:16:59,185
معلوم نیست چیکار ممکنه بکنه

241
00:16:59,185 --> 00:17:01,345
کنارش بمون، و اگر خطری بود

242
00:17:01,345 --> 00:17:03,129
فقط خبرم کن

243
00:17:05,099 --> 00:17:08,194
الان باید نگران اون دختر باشی؟

244
00:17:08,194 --> 00:17:10,300
وقتی داشتی با اون روح غرق شده می‌جنگیدی

245
00:17:10,300 --> 00:17:13,407
با دوتای چشمای خودم دیدم
که قدرت‌هات مثل قبلشون نبودن

246
00:17:13,407 --> 00:17:15,034
چیه؟

247
00:17:15,034 --> 00:17:16,410
اون موقع داشتی نگاه می‌کردی؟

248
00:17:16,410 --> 00:17:20,414
!بابا خیلی نگرانتم

249
00:17:20,414 --> 00:17:23,117
...اگر به خاطر اون هیچ وقت صعود نکنی

250
00:17:23,117 --> 00:17:24,818
!اه، ازش متنفرم

251
00:17:25,544 --> 00:17:27,505
...صبر کن ببینم، اگر دنبالش برم

252
00:17:27,505 --> 00:17:30,091
جدا کردنشون راحت‌تره

253
00:17:30,091 --> 00:17:32,284
واقعا انقدر بدت میاد؟

254
00:17:35,763 --> 00:17:37,932
خب، بدم که میاد

255
00:17:37,932 --> 00:17:40,601
اما فکر کنم برات سخت بشه

256
00:17:40,601 --> 00:17:43,104
که با اون بدن سنگین اینور و اونور دنبالش کنی

257
00:17:43,104 --> 00:17:45,064
کاریش نمیشه کرد

258
00:17:45,064 --> 00:17:46,798
داداش کوچیکت

259
00:17:47,500 --> 00:17:51,177
باید یکم کمکت کنه، هیونگ‌نیم

260
00:17:51,177 --> 00:17:52,463
!ممنون

261
00:17:52,463 --> 00:17:54,448
!ممنون، بی‌بی... دمت گرم

262
00:17:54,448 --> 00:17:56,182
روت حساب می‌کنم

263
00:17:57,618 --> 00:17:59,686
!تو بهترین ایموگی هستی

264
00:18:05,626 --> 00:18:07,378
اگر این بارم نمی‌اومدین

265
00:18:07,378 --> 00:18:09,463
می‌خواستم به خاطر پیروی نکردن از دستورات سلطنتی

266
00:18:09,463 --> 00:18:12,232
مجازاتتون کنم

267
00:18:13,718 --> 00:18:16,804
اعلی‌حضرت-
تصمیمتون رو گرفتین؟-

268
00:18:16,804 --> 00:18:18,800
می‌ترسم

269
00:18:18,800 --> 00:18:23,300
...مانع هدف والاتون بشم

270
00:18:24,645 --> 00:18:26,772
و این ترس رهام نمی‌کنه

271
00:18:26,772 --> 00:18:28,941
من هم می‌ترسم

272
00:18:28,941 --> 00:18:31,051
می‌ترسم

273
00:18:31,944 --> 00:18:35,388
هدف والام تمام وزیرهام رو بر علیه‌ام کنه

274
00:18:36,323 --> 00:18:40,327
می‌ترسم این درواقع زندگی مردم رو بدتر کنه

275
00:18:40,327 --> 00:18:42,395
...و می‌ترسم

276
00:18:43,989 --> 00:18:46,766
عزیزانم به خاطر من آسیب ببینن

277
00:18:48,836 --> 00:18:50,004
اعلی‌حضرت

278
00:18:50,004 --> 00:18:53,073
اگر هم اینجوری بشه، من دست برنمی‌دارم

279
00:18:54,592 --> 00:18:57,577
پس، لطفاً، کمکم کنین ارباب چوی

280
00:19:14,779 --> 00:19:16,513
چیکار می‌کنی؟

281
00:19:20,826 --> 00:19:22,435
قهری؟

282
00:19:23,829 --> 00:19:26,832
خب آخه میگی چیکار کنم؟

283
00:19:26,832 --> 00:19:28,542
...من فقط

284
00:19:28,542 --> 00:19:33,130
یه روح آب بیچاره‌ام که تو چاه زندگی می‌کنه

285
00:19:33,130 --> 00:19:35,049
...حتی کانگ‌چول ایموگی قدرتمند

286
00:19:35,049 --> 00:19:38,400
موقع جنگیدن با اون روح داشت مثل بید می‌لرزید

287
00:19:38,400 --> 00:19:41,700
دیگه ببین اگه من بودم چی میشد

288
00:19:41,700 --> 00:19:44,700
اون موقع اونجا بودی؟

289
00:19:44,700 --> 00:19:47,645
...خب، من

290
00:19:47,645 --> 00:19:50,481
...یه ذره نگران بودم

291
00:19:50,481 --> 00:19:52,900
!خب نگرانم کردی دیگه

292
00:19:52,900 --> 00:19:56,530
خب، این بار مشکل چیه؟

293
00:19:56,530 --> 00:19:57,471
منظورت چیه؟

294
00:19:57,471 --> 00:20:01,141
چرا با ناراحتی اینجا نشستی
به جای اینکه بری به خیاط‌خونه‌ی سلطنتی؟

295
00:20:07,581 --> 00:20:09,500
...ای‌بابا

296
00:20:09,500 --> 00:20:11,484
کجاست؟

297
00:20:14,672 --> 00:20:15,923
ها؟

298
00:20:15,923 --> 00:20:17,600
اون دیگه چیه؟

299
00:20:17,600 --> 00:20:21,278
پس یعنی، جوری اومدی بیرون انگار فرار کردی؟

300
00:20:21,278 --> 00:20:24,390
چون می‌ترسیدی به کانگ‌چول برخورد کنی؟

301
00:20:24,390 --> 00:20:25,516
!منظورت چیه

302
00:20:25,516 --> 00:20:28,769
فقط چون معذب کننده‌ست

303
00:20:28,769 --> 00:20:30,200
خب می‌دونی

304
00:20:30,200 --> 00:20:34,441
!برای ۱۳ سال گذشته از کانگ‌چول متنفر بودم

305
00:20:34,441 --> 00:20:36,193
همش ازش متنفر بودم

306
00:20:36,193 --> 00:20:38,100
با هر نفسم ازش متنفر بودم

307
00:20:38,100 --> 00:20:42,000
چون که زندگیم رو نابود کرد و مادربزرگم رو کشت

308
00:20:44,451 --> 00:20:46,186
...اما

309
00:20:47,121 --> 00:20:50,139
معلوم شد کانگ‌چول مادربزرگم رو نکشته

310
00:20:51,375 --> 00:20:53,294
پس، الان باید چیکار کنم؟

311
00:20:53,294 --> 00:20:54,795
دیگه چی؟

312
00:20:54,795 --> 00:20:56,797
الان دیگه می‌تونی ازش متنفر نباشی

313
00:20:56,797 --> 00:20:58,615
...اما

314
00:21:15,774 --> 00:21:17,276
دو دل شدی؟

315
00:21:17,276 --> 00:21:19,570
می‌ترسی عاشق کانگ‌چول بشی؟

316
00:21:19,570 --> 00:21:21,155
!دو دل؟ نه بابا

317
00:21:21,155 --> 00:21:23,515
چرا همچین چیز مسخره‌ای میگی؟

318
00:21:25,492 --> 00:21:28,686
پس، چرا داری قرمز میشی؟

319
00:21:32,082 --> 00:21:34,084
!نخیرم

320
00:21:34,084 --> 00:21:36,086
نه، صورتت قرمزه

321
00:21:36,086 --> 00:21:38,196
!نه نیست

322
00:21:40,000 --> 00:21:43,300
برای سود خودت به دیگران آسیب زدن
در نهایت به خودت آسیب می‌زنه

323
00:21:43,300 --> 00:21:46,600
یعنی اگر برای منفعت خودت به دیگران آسیب بزنی

324
00:21:46,600 --> 00:21:51,176
در نهایت، به خودت آسیب زدی

325
00:21:51,176 --> 00:21:53,753
واقعا آفرین

326
00:21:54,700 --> 00:21:58,600
از زمان بهبودیتون خیلی پیشرفت کردین

327
00:21:59,677 --> 00:22:01,400
طبق شنیده‌هام

328
00:22:01,400 --> 00:22:06,100
کاتب سلطنتی یون گاب معمولاً
به اقامتگاه شما میان، شاهزاده اول

329
00:22:06,100 --> 00:22:09,620
انگار تو درس‌هاتون کمکتون می‌کنن

330
00:22:09,620 --> 00:22:12,539
پدرم گفته آدم اهل مطالعه‌ای هستن

331
00:22:12,539 --> 00:22:15,141
پس خیلی کمک‌کننده‌ست

332
00:22:16,043 --> 00:22:18,611
حتی اون عینک ساز هم؟

333
00:22:19,672 --> 00:22:21,465
...خب

334
00:22:21,465 --> 00:22:23,217
...درباره اون

335
00:22:23,217 --> 00:22:24,635
...چیزه

336
00:22:24,635 --> 00:22:28,222
...کنجکاو بودم عینک‌ها چطور ساخته میشن

337
00:22:28,222 --> 00:22:29,606
...و

338
00:22:29,606 --> 00:22:32,226
...اون لنز‌های کریستالی که اون می‌سازه فوق‌العاده هستن

339
00:22:32,226 --> 00:22:34,728
...و-
عیب نداره-

340
00:22:34,728 --> 00:22:37,064
انگار اعلی‌حضرت بهتون گفتن

341
00:22:37,064 --> 00:22:39,066
تا درباره این قضیه ساکت بمونین

342
00:22:39,066 --> 00:22:42,695
نیازی نیست انقدر تلاش کنین

343
00:22:42,695 --> 00:22:45,656
من اصلا دوست ندارم که

344
00:22:45,656 --> 00:22:49,675
شما به سختی بیفتین شاهزاده‌ی اول

345
00:22:52,830 --> 00:22:55,749
حق با آگوجی بود

346
00:22:55,749 --> 00:22:59,086
عالیجناب، خواجه سونگ از قصر امپراتور اومدن

347
00:22:59,086 --> 00:23:00,987
بگید بیاد داخل

348
00:23:07,094 --> 00:23:09,263
خواجه‌ی قصر امپراتور اینجا چیکار میکنین؟

349
00:23:09,263 --> 00:23:11,098
پدرم شما رو فرستاده؟

350
00:23:11,098 --> 00:23:12,850
بله عالیجناب

351
00:23:12,850 --> 00:23:16,135
بهم گفتن وزیر اعظم رو هم همراه خودم ببرم

352
00:23:17,700 --> 00:23:21,433
میخواید ارباب چوی وون‌وو رو به
عنوان وزیر جناح چپ منصوب کنید؟

353
00:23:21,433 --> 00:23:23,076
قصد دارم همین کارو بکنم

354
00:23:23,076 --> 00:23:25,737
نظر شما چیه وزیر اعظم؟

355
00:23:26,780 --> 00:23:28,449
مگر شما هم نگفته بودین که

356
00:23:28,449 --> 00:23:32,119
ارباب چوی وون‌وو ارزشمند‌تر از اونیه که

357
00:23:32,119 --> 00:23:34,455
بخواد گوشه نشین باشه؟

358
00:23:34,455 --> 00:23:37,207
بله، همینطوره

359
00:23:37,207 --> 00:23:40,100
اما وزرا منصب ایشون رو بهونه میکنن

360
00:23:40,100 --> 00:23:43,720
تا قصد اعلی‌حضرت رو جوری نشون بدن که

361
00:23:43,720 --> 00:23:45,400
روی اصلاح قانون برده‌داری پا فشاری میکنید

362
00:23:45,400 --> 00:23:48,135
همچنین هنوز هم موفق نشدیم

363
00:23:48,135 --> 00:23:50,095
کسی که علیه ملکه اون کار قبیح رو کرده پیدا کنیم

364
00:23:50,095 --> 00:23:52,264
همچنین اگر اعلی‌حضرت

365
00:23:52,264 --> 00:23:55,059
دوباره ارباب چوی ‌وون‌وو رو نزدیک خودشون بیارن

366
00:23:55,059 --> 00:23:57,311
بقیه‌ی وزرا بذر

367
00:23:57,311 --> 00:24:00,313
افکار نادرستی رو در سر بقیه می‌کارند

368
00:24:01,774 --> 00:24:04,318
آمادگی لازم برای رویارویی باهاش رو دارم

369
00:24:04,318 --> 00:24:07,738
شما هم همچنین خوب می‌دونین که

370
00:24:07,738 --> 00:24:12,392
چطور پادشاه قبلی زندگیشون رو
فدا کردن تا من رو نجات بدن

371
00:24:13,994 --> 00:24:17,247
در اون روز بخصوص، لحظه‌ای که به خودشون اومدن

372
00:24:17,247 --> 00:24:20,316
وقتی فهمیدن که قراره شورش به پا بشه

373
00:24:21,752 --> 00:24:23,486
برای محافظت از من

374
00:24:24,671 --> 00:24:27,174
به دست خودشون مرگشون رو رقم زدن

375
00:24:27,174 --> 00:24:28,300
اعلی‌حضرت

376
00:24:28,300 --> 00:24:32,679
پادشاه فقید هم خواستار این اصلاح قانون برده‌داری بود

377
00:24:32,679 --> 00:24:34,848
میخوام به نیابت از پادشاه فقید

378
00:24:34,848 --> 00:24:38,185
به عنوان شاه این مملکت، به درستی حکومت کنم

379
00:24:38,185 --> 00:24:40,586
لطفا کمکم کنین وزیر اعظم

380
00:24:41,980 --> 00:24:43,982
اعلی‌حضرت

381
00:24:43,982 --> 00:24:46,700
اگر این خواسته‌ی واقعی شماست

382
00:24:46,700 --> 00:24:51,700
این زیردست پیر و حقیر هم با هرچه
در توان داره بهتون خدمت می‌کنه

383
00:24:51,700 --> 00:24:55,200
اعلی‌حضرت، کاتب سلطنتی یون تشریف آوردن

384
00:24:55,200 --> 00:24:57,704
!فهمیدم، بگید بیاد داخل

385
00:24:57,704 --> 00:25:00,374
میتونید برید وزیر اعظم

386
00:25:00,374 --> 00:25:02,108
بله

387
00:25:12,219 --> 00:25:13,554
چیکار می‌کنین؟

388
00:25:13,554 --> 00:25:15,422
یه ایموگی کنار اون دختره

389
00:25:15,422 --> 00:25:20,700
که بدن کاتب سلطنتی یون‌گاب رو تسخیر کرده

390
00:25:20,700 --> 00:25:22,628
چیکار میکنی؟

391
00:25:24,690 --> 00:25:26,567
!وای، ولم کن

392
00:25:26,567 --> 00:25:28,193
...ای سیرابی خدازده

393
00:25:28,193 --> 00:25:30,219
!باز گفت سیرابی

394
00:25:40,414 --> 00:25:42,332
مگه بهت نگفته بودم در دهنتو ببندی؟

395
00:25:42,332 --> 00:25:44,951
چرا به یوری همه چیز رو گفتی؟

396
00:25:44,951 --> 00:25:48,200
من چیزی بهش نگفتم-
چی؟-

397
00:25:48,200 --> 00:25:52,300
من هم اطلاع نداشتم که
نوپ‌دوک رو روح دو و نیم گزی کشته

398
00:25:52,300 --> 00:25:55,554
ولی مثل اینکه تو می‌دونستی

399
00:25:55,554 --> 00:25:57,800
خب، چون که

400
00:25:57,800 --> 00:26:01,300
نا سلامتی من خدای آبم و از انسان‌ها سرترم

401
00:26:01,300 --> 00:26:04,021
با این‌حال، به احتمال زیاد این
موضوع رو از یوری قایم کردی

402
00:26:04,021 --> 00:26:07,131
تا ازش محافظت کنی، درسته؟

403
00:26:09,943 --> 00:26:12,362
پس نگران اون دختری

404
00:26:12,362 --> 00:26:13,697
بخاطر اینه که

405
00:26:13,697 --> 00:26:16,208
به دختره نیاز دارم تا بتونم صعود کنم

406
00:26:16,208 --> 00:26:19,051
نخیر بخاطر احساساتت نسبت به یوری‌ئه

407
00:26:24,208 --> 00:26:26,259
مثل اینکه حتی یه ایموگی خدا وار هم

408
00:26:26,259 --> 00:26:31,114
موقع صحبت از دختر موردعلاقش لپ‌هاش گل میندازه

409
00:26:32,466 --> 00:26:33,759
!نیشتو ببند

410
00:26:33,759 --> 00:26:35,219
!علاقه ملاقه به کتفم

411
00:26:35,219 --> 00:26:37,500
احساسات یوری رو اصلا نمیشه درک کرد

412
00:26:37,500 --> 00:26:40,500
!هر وقت بهش فکر میکنم اعصابم خرد میشه

413
00:26:40,500 --> 00:26:42,868
نمی‌فهمم تو فکرش چی میگذره

414
00:26:42,868 --> 00:26:43,977
درسته

415
00:26:43,977 --> 00:26:46,571
درک میکنم که بعد از اینکه فهمید
مادربزرگش رو روح و دو و نیم گزی کشته

416
00:26:46,571 --> 00:26:48,649
ناراحت بشه، اما

417
00:26:48,649 --> 00:26:51,109
وقتی اینقدر دلخراش گریه میکنه

418
00:26:51,109 --> 00:26:53,302
!من چه غلطی باید بکنم

419
00:26:55,300 --> 00:26:59,500
هیچ چیزی تو این دنیا ترسناک‌تر از اشک‌های یه زن نیست

420
00:27:00,494 --> 00:27:02,454
آخ چه گل گفتی

421
00:27:02,454 --> 00:27:03,830
هر وقت ملکه گریه می‌کرد

422
00:27:03,830 --> 00:27:06,625
من هم کاملا سردرگم می‌شدم

423
00:27:06,625 --> 00:27:10,420
اما حالا، به وضوح میدونم

424
00:27:10,420 --> 00:27:13,573
که مرد تو این طور مواقع باید چیکار کنه

425
00:27:14,466 --> 00:27:16,200
...باید

426
00:27:17,636 --> 00:27:19,370
چیکار کنه؟

427
00:27:21,181 --> 00:27:23,040
!بگو دیگه جونت دربیاد

428
00:27:27,020 --> 00:27:30,023
فقط محکم بغلش کن

429
00:27:30,023 --> 00:27:33,426
و از صمیم قلب به حرفاش گوش بده

430
00:27:43,662 --> 00:27:45,163
محکم بغلش کنم

431
00:27:45,163 --> 00:27:48,090
و از صمیم قلب به حرفاش گوش کنم؟

432
00:27:53,046 --> 00:27:56,632
چطوری وقتی حتی باهم چشم
تو چشمم نمی‌شیم اینکار رو بکنم؟

433
00:28:16,737 --> 00:28:19,600
ای بابا، هنوزم همونطوری‌ان که

434
00:28:19,600 --> 00:28:23,400
این گاب خدازده چیکار
کرده که یوری اینطوری میکنه؟

435
00:28:23,400 --> 00:28:25,871
!هیونگ‌نیم من کاری نکرده

436
00:28:25,871 --> 00:28:28,800
یوری خودش اخلاقش گنده، همش همین

437
00:28:28,800 --> 00:28:32,369
ای بابا، با خودم گفتم امسال دیگه زنش میدم میره

438
00:28:32,369 --> 00:28:33,712
ولی گمون نکنم بشه

439
00:28:33,712 --> 00:28:35,288
مگه نه؟

440
00:28:35,288 --> 00:28:37,200
منم همین نظر رو دارم

441
00:28:37,200 --> 00:28:40,400
احساس عشق انسان‌ها صرفا یک حس گذراست

442
00:28:40,400 --> 00:28:42,600
که از غریزه‌ی تولید مثل نشئت می‌گیره

443
00:28:42,600 --> 00:28:46,616
احساسات انسان‌ها مثل ورق
زدن کتاب تو یه لحظه عوض میشه

444
00:28:46,616 --> 00:28:48,093
اصلا هم اینطور نیست

445
00:28:48,093 --> 00:28:51,229
حتی اگر هم به همین راحتی احساساتمون عوض بشه

446
00:28:51,229 --> 00:28:54,565
یعنی از اول احساساتی در کار بوده که عوض بشه

447
00:28:55,275 --> 00:28:56,643
...به حق چیزای نشنیده

448
00:28:56,643 --> 00:28:58,545
این انسان حقیر می‌شنوه من چی میگم؟

449
00:28:58,545 --> 00:29:01,172
به قطع یقین این دوتا همو دوست دارن

450
00:29:08,038 --> 00:29:09,814
...چه غلطا

451
00:29:14,660 --> 00:29:15,960
!ایش

452
00:29:27,474 --> 00:29:29,208
!آخ

453
00:29:32,312 --> 00:29:34,481
زخم شدی چون ذهنت درگیر چیز دیگه‌ایه

454
00:29:34,481 --> 00:29:35,816
خوبی؟

455
00:29:35,816 --> 00:29:37,234
چه خوابی برام دیدی؟

456
00:29:37,234 --> 00:29:39,319
چرا اینطوری همه جا افتادی دنبالم میای؟

457
00:29:39,319 --> 00:29:41,588
خیال کردی منم از خدامه دنبالت بیام؟

458
00:29:41,588 --> 00:29:43,022
عجبا

459
00:29:48,745 --> 00:29:50,497
اصلا میخوای یه چیزی رو بهت بگم؟

460
00:29:50,497 --> 00:29:52,833
میدونی چرا هیونگ‌نیمم دروغ گفت

461
00:29:52,833 --> 00:29:55,401
و گفت نوپ‌دوک رو اون کشته؟

462
00:29:56,670 --> 00:29:59,756
خب ببین، هیونگ‌نیمم

463
00:29:59,756 --> 00:30:01,842
همیشه از بالا به انسان‌ها نگاه میکرد

464
00:30:01,842 --> 00:30:04,594
واسه همین حس نمی‌کرد باید راستشو بهشون بگه

465
00:30:04,594 --> 00:30:08,807
کنجکاو نیستی بدونی تا حالا چندتا دروغ قاطیِ

466
00:30:08,807 --> 00:30:10,900
حرفایی که بهت زده کرده؟

467
00:30:10,900 --> 00:30:13,700
مثلا مثل اون حرفش که گفته

468
00:30:13,700 --> 00:30:15,814
روح دو و نیم گزی رو برات شکست می‌ده

469
00:30:15,814 --> 00:30:18,591
چرا اینا رو برام تعریف میکنی؟

470
00:30:19,985 --> 00:30:21,695
چی؟

471
00:30:21,695 --> 00:30:24,700
...خب، به این خاطر که

472
00:30:24,700 --> 00:30:27,534
...دلم به حالت سوخت

473
00:30:27,534 --> 00:30:29,268
نخواستم گول بخوری

474
00:30:30,036 --> 00:30:31,800
ولی تو که از من متنفری

475
00:30:31,800 --> 00:30:35,700
پس چطوری میتونی بیای پته
کانگ‌چول رو برام بریزی رو آب؟

476
00:30:35,700 --> 00:30:37,793
کانگ‌چول هم میدونه این کاراتو؟

477
00:30:38,600 --> 00:30:43,200
این کارا رو میکنی تا منو
کانگ‌چول رو از هم جدا کنی، مگه نه؟

478
00:30:51,641 --> 00:30:53,026
تشریف نمی‌بری؟

479
00:30:53,026 --> 00:30:55,300
وای بدم میاد، چقدر ازش بدم میاد

480
00:30:55,300 --> 00:30:58,398
!از تک به تک این آدما متنفرم

481
00:30:58,398 --> 00:31:00,500
بین همه آدما هم

482
00:31:00,500 --> 00:31:03,300
!از اون باهوشاش مثل این دختره بدم میاد

483
00:31:04,400 --> 00:31:07,100
جدی جدی باید زودتر صعود کنم

484
00:31:07,100 --> 00:31:10,225
که دیگه ریخت این انسانهای کریه رو نبینم

485
00:31:14,080 --> 00:31:18,734
اِ وا ببین، چه غذای لذیدی تشریف آورده

486
00:31:30,000 --> 00:31:37,000
بی سی موویز

487
00:32:02,000 --> 00:32:05,900
خیلی وقته سعادت دیدنتون رو نداشتم ارباب

488
00:32:05,900 --> 00:32:09,586
چی باعث شده وقتی
اینقدر نگران نظر بقیه هستین

489
00:32:09,586 --> 00:32:11,737
منو به محضرتون صدا کنین؟

490
00:32:12,800 --> 00:32:16,600
امپراتور قصد داره

491
00:32:16,600 --> 00:32:19,170
ارباب چوی وون‌وو رو به
عنوان وزیر جناح چپ منصوب کنه

492
00:32:20,300 --> 00:32:25,000
بالاخره امپراتور میخواد
اصلاحیه‌ی قانون برده‌داری رو اجرا کنه؟

493
00:32:26,000 --> 00:32:30,000
پس شما تا حالا چیکار
میکردین که کار به اینجا کشیده؟

494
00:32:32,409 --> 00:32:35,300
سیزده سال پیش که برنامه‌ی کودتا چیدیم

495
00:32:35,300 --> 00:32:38,600
باید وقتی ولیعهد بود از شر
این امپراتور خلاص می‌شدیم

496
00:32:38,600 --> 00:32:44,100
شما زیادی عجول هستین

497
00:32:44,100 --> 00:32:48,700
همین ماجرای کشتن کاتب
یون‌گاب هم کار عجولانه‌ای بود

498
00:32:50,510 --> 00:32:51,711
‌...شما چطور از

499
00:32:51,711 --> 00:32:55,015
...نتیجه‌ی کارهای عجولانه‌تون

500
00:32:55,015 --> 00:32:58,542
در نهایت یقه خودمون رو می‌گیره

501
00:32:59,400 --> 00:33:03,400
باید هرچه سریعتر
ریشه‌هاش رو از خاک دربیاریم

502
00:33:03,400 --> 00:33:04,816
...اما

503
00:33:04,816 --> 00:33:07,777
اون دیگه کاتب یون‌گاب قبلی نیست

504
00:33:07,777 --> 00:33:10,522
کارهای عجیبی انجام میده که گویا انسان نیست

505
00:33:10,522 --> 00:33:13,133
باز هم هیچ راهی نیست؟

506
00:33:13,133 --> 00:33:15,401
تا اونجایی که شنیدم

507
00:33:15,401 --> 00:33:18,954
شدیدا پسر فداکاریه

508
00:33:35,200 --> 00:33:39,600
بخت این پسر فداکار به نظرت چطوریه؟

509
00:33:41,144 --> 00:33:43,229
به شدت متزلزله

510
00:33:43,229 --> 00:33:45,523
مثل شعله‌ی شمعی که در باد می‌لرزه

511
00:33:45,523 --> 00:33:48,434
وزیر دفاع هرچقدر هم که تلاش کنه

512
00:33:48,434 --> 00:33:51,738
نمیتونه اون ایموگی رو شکست بده

513
00:33:51,738 --> 00:33:54,200
من ازش انتظار نداشتم بتونه

514
00:33:54,200 --> 00:33:57,600
،اگه بتونیم یه لحظه سر اون ایموگی‌رو گرم کنیم

515
00:33:57,600 --> 00:34:01,900
خلاص شدن از شر اون دختره یوری راحت میشه

516
00:34:03,700 --> 00:34:08,000
باید ملکه‌ی مادر رو متقاعد کنی

517
00:34:08,000 --> 00:34:10,106
،فعلا

518
00:34:10,106 --> 00:34:13,250
باید اول جلوی چوی وون‌وو رو بگیریم

519
00:34:15,320 --> 00:34:17,900
پادشاه یه آدم جدید رو به قصر آورده؟

520
00:34:17,900 --> 00:34:20,700
کی هست؟-
اونش رو منم نمی‌دونم-

521
00:34:20,700 --> 00:34:25,397
ولی به زودی می‌فهمید ملکه‌ی مادر

522
00:34:25,397 --> 00:34:26,898
باید جلوش رو بگیرین

523
00:34:26,898 --> 00:34:28,358
،اگه اون وارد قصر شه

524
00:34:28,358 --> 00:34:30,768
قدرت امپراتور بیشتر هم میشه

525
00:34:30,768 --> 00:34:34,230
اون وقت گرفتن انتقام مرگ شاهزاده‌ی فقید یونگ‌این

526
00:34:34,230 --> 00:34:37,641
غیر ممکن میشه

527
00:35:05,400 --> 00:35:09,100
به نظر میرسه تو این مدت نظرتونو عوض کردین

528
00:35:09,100 --> 00:35:10,942
دفعه‌ی پیش بهم نگفتین که

529
00:35:10,942 --> 00:35:14,738
هیچ انگیزه‌ای ندارین که
به حامیان پادشاه بپیوندین؟

530
00:35:14,738 --> 00:35:17,782
بنده ترجیح میدم سال‌های باقی مونده‌ام رو

531
00:35:17,782 --> 00:35:21,094
بی نام و نشون به تدریس ادامه بدم

532
00:35:21,094 --> 00:35:22,728
،اما

533
00:35:24,700 --> 00:35:29,000
امیدوارم وقتی امپراتور جنگ تک نفرشون رو شروع می‌کنن

534
00:35:29,000 --> 00:35:31,803
...بتونم بهشون کمک کنم

535
00:35:33,706 --> 00:35:36,200
ملکه‌ی مادر-
،وقتی کوچیک بودم-

536
00:35:37,177 --> 00:35:40,100
چون تو یه خانواده‌ی نجیب‌زاده‌ی خیلی فقیر به دنیا اومدم

537
00:35:40,100 --> 00:35:44,200
خیلی به خونه‌ی شما می‌اومدم
تا ازتون کمک بخوام

538
00:35:44,200 --> 00:35:47,020
،از این که درخواست کمک می‌کردم خجالت می‌کشیدم

539
00:35:47,020 --> 00:35:50,523
برای همین توی اون خونه بزرگ سرگردون بودم

540
00:35:50,523 --> 00:35:52,525
،تا اینکه بالاخره به کتابخونه رسیدم

541
00:35:52,525 --> 00:35:55,427
و یه کتاب خیلی جالب پیدا کردم

542
00:35:56,100 --> 00:35:59,900
فکر می‌کنم اسمش "مجموعه آثار گوانگام" بود.

543
00:36:02,327 --> 00:36:03,630
درسته؟

544
00:36:04,454 --> 00:36:07,800
،اون کتاب توسط جدتون
ارباب چوی گیل‌سانگ نوشته شده

545
00:36:07,800 --> 00:36:11,300
که صد سال پیش در زمان جنگ
به امپراتور خدمت می‌کرد

546
00:36:11,300 --> 00:36:13,779
مخلص کلامتون چیه؟

547
00:36:19,844 --> 00:36:21,721
...من

548
00:36:21,721 --> 00:36:24,849
دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

549
00:36:24,849 --> 00:36:28,520
...الآن فقط یه هدف دارم

550
00:36:28,520 --> 00:36:30,897
که پادشاه رو نابود کنم

551
00:36:30,897 --> 00:36:33,699
حتی اگه موضوع اون کتاب
،عمومی شه

552
00:36:33,699 --> 00:36:36,301
هیچ دلیلی برای ترسیدن ندارم

553
00:36:37,195 --> 00:36:40,139
اما شما خیلی چیزها برای از دست دادن دارین
عموجان درسته؟

554
00:36:42,534 --> 00:36:45,161
،اگه نمی‌خواین این اتفاق بیفته

555
00:36:45,161 --> 00:36:47,604
برگردین به روستای یونگدام

556
00:36:48,581 --> 00:36:50,333
...اونجا

557
00:36:50,333 --> 00:36:53,610
جاییه که شما بهش تعلق دارین

558
00:37:13,500 --> 00:37:16,100
همه‌ی کتابا همینان؟-
بله-

559
00:37:16,100 --> 00:37:18,113
لطفا عجله کن

560
00:37:18,113 --> 00:37:19,739
چشم

561
00:37:22,282 --> 00:37:23,533
اومدین؟

562
00:37:23,533 --> 00:37:25,076
اتفاقی افتاده؟

563
00:37:25,076 --> 00:37:27,900
چرا همه دارن وسیله هاشونو جمع می‌کنن

564
00:37:27,900 --> 00:37:31,624
عالیجناب میگن می‌خوان
برگردن به روستای یونگدام

565
00:37:31,624 --> 00:37:32,700
چی؟

566
00:37:33,600 --> 00:37:37,200
چرا همونجوری اونجا وایستادی؟
زود وسایل بانو رو جمع کن

567
00:37:40,550 --> 00:37:42,284
بانوی من

568
00:37:52,896 --> 00:37:54,772
...سرورم

569
00:37:54,772 --> 00:37:58,234
این نامه همین الآن
از طرف ارباب چوی وون‌‌وو رسید

570
00:37:58,234 --> 00:38:00,477
ارباب چوی وون‌وو؟

571
00:38:13,000 --> 00:38:16,800
با اینکه من امپراتور رو دوست دارم
و با تمام وجودم می‌خوام

572
00:38:16,800 --> 00:38:19,100
،به عنوان زیردست شما بهتون خدمت کنم

573
00:38:19,100 --> 00:38:22,600
اما من لیاقت

574
00:38:22,600 --> 00:38:26,800
...رفتار محبت آمیز عالیجناب رو ندارم

575
00:38:30,500 --> 00:38:33,900
سریع یه نفر رو بفرست و ارباب
!چوی وون‌وورو بیار اینجا

576
00:38:33,900 --> 00:38:36,389
بله عالیجناب

577
00:38:36,389 --> 00:38:38,023
!نه

578
00:38:39,125 --> 00:38:41,385
خودم میرم

579
00:39:33,329 --> 00:39:35,790
آجومونی باید تا الآن می‌رسید دیگه

580
00:39:35,790 --> 00:39:37,766
چرا هنوز نیومده؟

581
00:39:52,598 --> 00:39:55,500
بانو این‌سون از خاندان ارباب چوی؟

582
00:39:55,500 --> 00:39:58,500
بانوی من چی شمارو اینجا کشونده؟

583
00:39:58,500 --> 00:40:00,206
...تمام این مدت

584
00:40:00,206 --> 00:40:03,108
اینجا زندگی می‌کردی؟

585
00:40:04,944 --> 00:40:06,821
یه طلسم؟-
آره-

586
00:40:06,821 --> 00:40:08,489
همه‌ی ارباب‌های بالای شصت سال

587
00:40:08,489 --> 00:40:11,200
توی پایتخت اون طلسمو با خودشون داشتن

588
00:40:11,200 --> 00:40:13,101
چجور طلسمی بود؟

589
00:40:15,705 --> 00:40:17,498
هه‌ایلبو

590
00:40:17,498 --> 00:40:18,666
هه‌ایلبو؟

591
00:40:18,666 --> 00:40:20,543
طلسم خوک؟

592
00:40:20,543 --> 00:40:21,711
این چیه؟

593
00:40:21,711 --> 00:40:24,230
کدوم کله‌خری با ما مثل مارها برخورد کرده

594
00:40:24,230 --> 00:40:26,448
و اینجوری خواسته کیشمون کنه؟

595
00:40:29,052 --> 00:40:30,386
و بی‌بی بزرگ نتونسته

596
00:40:30,386 --> 00:40:32,847
به خاطر اون طلسم احمقانه یه نجیب‌زاده رو ببلعه؟

597
00:40:32,847 --> 00:40:35,183
اون فقط یه طلسم ساده نیست

598
00:40:35,183 --> 00:40:37,060
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

599
00:40:37,060 --> 00:40:39,795
با یه نیروی قدرتمند آسمانی آمیخته شده بود

600
00:40:42,857 --> 00:40:46,134
چیزه... مهمون داری

601
00:40:50,490 --> 00:40:52,200
مهمون؟

602
00:40:52,200 --> 00:40:53,868
!ارباب

603
00:40:53,868 --> 00:40:56,103
خیلی وقته ندیدمتون

604
00:41:03,211 --> 00:41:04,600
...خب

605
00:41:04,600 --> 00:41:08,900
بانوی من احساس کردن
...بی ادبانه‌ست اگه هیچ تشکر

606
00:41:08,900 --> 00:41:11,219
...یا نشونه‌ای از قدردانی به کسی

607
00:41:11,219 --> 00:41:12,929
که دوبار زندگیشون رو نجات داده ندن

608
00:41:12,929 --> 00:41:15,181
برای همین اومدن شما رو ببینن

609
00:41:15,181 --> 00:41:17,100
نجات زندگی؟

610
00:41:17,100 --> 00:41:19,835
من تو رو نجات دادم؟

611
00:41:21,270 --> 00:41:24,357
،یادتونه توی روستای یونگدام

612
00:41:24,357 --> 00:41:27,777
یه بار وقتی تو مغازه ابریشم فروشی
از هوش رفتن نجاتشون دادین

613
00:41:27,777 --> 00:41:29,946
،و دفعه‌ی پیش هم که به هم برخورد کردین

614
00:41:29,946 --> 00:41:32,105
...و ایشون داشتن کله‌پا می‌شدن

615
00:41:33,741 --> 00:41:36,953
،منظورم اینه که کم مونده بود به پشت بیفت

616
00:41:36,953 --> 00:41:40,248
ولی شما گرفتینشون و نجاتشون دادین

617
00:41:40,248 --> 00:41:42,959
برای همین میگن که

618
00:41:42,959 --> 00:41:44,627
شما دوبار نجاتشون دادین

619
00:41:44,627 --> 00:41:47,713
من نمیگم بانو میگه

620
00:41:47,713 --> 00:41:49,448
بله

621
00:41:52,652 --> 00:41:54,295
،فقط همینا نیست

622
00:41:54,295 --> 00:41:56,347
قربان دفعه‌ی پیش هم اون گلدون سفالی زیبا رو

623
00:41:56,347 --> 00:41:58,980
به عنوان هدیه بهم ندادین؟

624
00:41:58,980 --> 00:42:00,009
گلدون؟

625
00:42:00,009 --> 00:42:02,661
اون گلدون سفالی که راهب گاسوب بهمون داد؟

626
00:42:04,147 --> 00:42:06,983
تو هم درمورد اون گلدون می‌دونی؟

627
00:42:06,983 --> 00:42:08,067
مطمئن نیستم

628
00:42:08,067 --> 00:42:09,986
،نمی‌دونم همون گلدون سفالیه که می‌دونم یا

629
00:42:09,986 --> 00:42:14,014
یه گلدون سفالی دیگه‌ست
که ارباب یه جای دیگه پیدا کردن

630
00:42:15,158 --> 00:42:17,160
ماک‌گوم چیکار می‌کنی؟

631
00:42:17,160 --> 00:42:19,294
بله بانوی من

632
00:42:30,590 --> 00:42:33,843
اینا همه از بهترین مغازه‌های پایتخت

633
00:42:33,843 --> 00:42:35,428
خریده شدن

634
00:42:35,428 --> 00:42:37,746
این فقط یه قسمت کوچیک از قدردانی منو نشون میده

635
00:42:54,197 --> 00:42:56,723
لطفا اینم امتحان کنین

636
00:43:06,125 --> 00:43:07,677
...ولی

637
00:43:07,677 --> 00:43:10,871
اون دختر چرا اینجاست؟

638
00:43:10,871 --> 00:43:12,580
اون دختر؟

639
00:43:15,051 --> 00:43:16,719
آها

640
00:43:16,719 --> 00:43:19,639
فکر کنم بخاطر اینکه دلتون به حالش می‌سوزه
آوردینش درسته؟

641
00:43:19,639 --> 00:43:22,016
نگفتین مثل خواهری که باهم توی

642
00:43:22,016 --> 00:43:25,061
یه محله بزرگ شدین می‌مونه؟

643
00:43:25,061 --> 00:43:27,730
خب تقریبا درسته

644
00:43:27,730 --> 00:43:29,899
اون برای من مثل خواهریه که

645
00:43:29,899 --> 00:43:32,000
توی یه محله بزرگ شدیم

646
00:43:32,000 --> 00:43:35,450
نوع رابطمون دقیقا اینجوریه

647
00:43:36,239 --> 00:43:39,575
شما واقعا قلب مهربونی دارید ارباب

648
00:43:39,575 --> 00:43:42,370
کار آدمیزاد که معلوم نمی‌کنه

649
00:43:42,370 --> 00:43:44,800
یه آقای برادری تو محل ما بود که

650
00:43:44,800 --> 00:43:47,600
پدر بچه‌‌ی طرف شد-
آی-

651
00:43:48,584 --> 00:43:50,986
آی خیلی سر و صدا زیاده

652
00:43:52,088 --> 00:43:53,638
،دختر

653
00:43:54,423 --> 00:43:57,260
،اگه خیلی ضروری نیست

654
00:43:57,260 --> 00:43:59,111
می‌تونی چند لحظه بیرون باشی؟

655
00:43:59,111 --> 00:44:02,781
من باید درمورد چیزی با ارباب یون‌گاب حرف بزنم

656
00:44:09,400 --> 00:44:12,700
آره اتفاقا داشتم می‌رفتم بیرون چون آجومونی

657
00:44:12,700 --> 00:44:14,527
خیلی وقته نیومده خونه

658
00:44:14,527 --> 00:44:15,878
واقعا؟

659
00:44:15,878 --> 00:44:18,338
پس همین الآن برو

660
00:44:27,039 --> 00:44:29,391
لطفا اینم امتحان کنین

661
00:44:35,631 --> 00:44:38,000
...چه خبره؟ چرا باید یه زن نجیب زاده

662
00:44:38,000 --> 00:44:40,100
این همه راه بیاد اینجا و اینجوری رفتار کنه

663
00:44:40,100 --> 00:44:42,380
دوبار زندگیشو نجات داده؟

664
00:44:43,200 --> 00:44:45,891
به نظر می‌رسید خوب همو می‌شناسن

665
00:44:45,891 --> 00:44:47,600
از کی؟

666
00:44:47,600 --> 00:44:51,810
از وقتی ارباب یون‌گاب بود
یا بعد از اینکه کانگ‌چول تسخیرش کرد؟

667
00:44:56,800 --> 00:45:00,900
تو همون یوری عینک سازی؟

668
00:45:00,900 --> 00:45:03,475
بله خودمم

669
00:45:04,327 --> 00:45:07,580
وزیر خارجه جناب کیم بونگ‌این
احضارت کردن

670
00:45:07,580 --> 00:45:11,199
ازت می‌خوان براشون عینک بسازی

671
00:45:32,438 --> 00:45:35,924
...چند تا وسیله باید با خودم ببرم

672
00:45:44,200 --> 00:45:47,900
صبر کن اصلا چرا دارم خودمو توضیح میدم؟

673
00:46:00,508 --> 00:46:02,343
،دیگه واقعا دارم میرم

674
00:46:02,343 --> 00:46:04,804
پس راحت هرکاری دوست دارین بکنین

675
00:46:04,804 --> 00:46:07,489
باشه باید سریعتر بری

676
00:46:24,573 --> 00:46:26,975
این یکی هم خوشمزست

677
00:46:27,702 --> 00:46:28,844
بسه

678
00:46:28,844 --> 00:46:31,679
بعد از خوردن این شیرینیا تشنم شد

679
00:46:34,750 --> 00:46:36,130
!وای خدا

680
00:46:45,594 --> 00:46:48,556
مادرت توی دستای منه

681
00:46:48,556 --> 00:46:49,990
،اگه می‌خوای نجاتش بدی

682
00:46:49,990 --> 00:46:53,953
بیا به خونه متروکه‌ی نزدیک کشتارگاه سوسومون

683
00:46:53,953 --> 00:46:56,121
مادر یون‌گاب رو دزدیدن؟

684
00:46:56,121 --> 00:46:58,465
چه نامه‌ایه؟

685
00:46:59,734 --> 00:47:01,543
چیزی نیست

686
00:47:03,738 --> 00:47:06,115
آره، چیز خاصی نیست

687
00:47:06,115 --> 00:47:09,243
،اون پیرزن فقط مادر یون‌گاب بود

688
00:47:09,243 --> 00:47:12,071
و فقط بخاطر دستپخت خوبش به کار می‌اومد

689
00:47:12,071 --> 00:47:14,247
نه بیشتر، نه کمتر

690
00:47:16,300 --> 00:47:20,300
ولی چرا انقدر اذیتم می‌کنه؟

691
00:47:22,298 --> 00:47:24,133
آره

692
00:47:24,133 --> 00:47:26,302
...پنکیک‌های پیازچه‌ش

693
00:47:26,302 --> 00:47:29,237
از این شیرینی برنجیا خیلی خوشمزه‌تر بود

694
00:47:30,264 --> 00:47:31,991
کـ... کجا دارین میرین؟

695
00:47:31,991 --> 00:47:34,535
یه کار فوری پیش اومد، بخاطر همون باید برم

696
00:47:34,535 --> 00:47:36,771
ارباب، یه لحظه لطفا

697
00:47:36,771 --> 00:47:38,939
...من امروز از پایتخت میرم و

698
00:47:38,939 --> 00:47:41,817
به روستای یونگدام برمی‌گردم

699
00:47:41,817 --> 00:47:44,069
،قبل اینکه برم

700
00:47:44,069 --> 00:47:46,505
یه چیزی هست که باید بهتون بگم

701
00:47:46,505 --> 00:47:47,923
نمی‌خواد بگی

702
00:47:47,923 --> 00:47:51,559
...شما که هیچ نمی‌دونین چی قراره بگم
چرا میگین نگم؟

703
00:47:52,745 --> 00:47:55,600
با اینکه ممکنه یه زن ساده لوح
به نظر برسی، ولی خیلی باهوشی

704
00:47:55,600 --> 00:47:59,000
احتمالا خیلی خوب بدونی
زندگیت تو آینده قراره چه شکلی باشه

705
00:47:59,000 --> 00:48:02,700
با مردی که پدر و مادرت انتخاب کردن
،ازدواج می‌کنی، بچه‌دار میشی

706
00:48:02,700 --> 00:48:04,773
،و درست عین مامان و خواهرات

707
00:48:04,773 --> 00:48:06,609
...مثل یه زن نجیب‌زاده

708
00:48:06,609 --> 00:48:10,245
محبوس پشت دیوارای خونه، زندگی می‌کنی

709
00:48:11,113 --> 00:48:13,974
حتما وقتی بهش فکر کردی
...حس خفگی بهت دست داد و

710
00:48:13,974 --> 00:48:15,884
خواستی یکم سرکشی کنی

711
00:48:15,884 --> 00:48:19,622
با این حال، من اون شوالیه سوار
بر اسب سفیدت نیستم

712
00:48:19,622 --> 00:48:22,500
و اصلا علاقه‌ای ندارم چیزی که
می‌خوای رو بهت بدم

713
00:48:22,500 --> 00:48:25,600
...ارباب، من-
...و اینکه-

714
00:48:27,796 --> 00:48:31,800
،اگه یه بار دیگه به یوری امر و نهی کنی

715
00:48:31,800 --> 00:48:34,285
دیگه حق نداری جلوی چشمام آفتابی شی

716
00:48:35,287 --> 00:48:36,938
...ارباب

717
00:49:06,902 --> 00:49:08,529
ارباب چوی وون‌وو کجان؟

718
00:49:08,529 --> 00:49:11,991
...بله، ارباب همه رو با خودشون بردن و

719
00:49:11,991 --> 00:49:14,076
حدودا دو ساعت قبل راه افتادن

720
00:49:14,076 --> 00:49:15,995
مستقیم میرن روستای یونگدام؟

721
00:49:15,995 --> 00:49:18,313
بله همینطوره

722
00:49:18,998 --> 00:49:21,000
،از اونجایی که کل خانواده‌ش باهاش بودن

723
00:49:21,000 --> 00:49:23,643
زیاد دور نشدن

724
00:49:45,600 --> 00:49:48,900
این واقعا راه خونه ارباب کیم بونگ‌این‌ئه؟

725
00:49:48,900 --> 00:49:51,113
!بله، البته

726
00:49:51,113 --> 00:49:55,075
گفتم که، ارباب همین الانشم منتظرتونن

727
00:49:55,075 --> 00:49:57,711
،شنیدم ارباب کیم بونگ‌این پدربزرگ پادشاه

728
00:49:57,711 --> 00:49:59,622
و وزیر اعظم دربارن

729
00:49:59,622 --> 00:50:03,558
همچین کسی تو یه جای دور افتاده
مثل اینجا زندگی می‌کنه؟

730
00:50:06,921 --> 00:50:09,931
چرا دارین این کار رو می‌کنین؟

731
00:51:02,017 --> 00:51:04,853
انگار جیگر شیر خوردی

732
00:51:04,853 --> 00:51:07,106
بازم هوس کردی با گردباد شوتت کنم بری؟

733
00:51:07,106 --> 00:51:09,000
اگه می‌تونی بکن

734
00:51:09,000 --> 00:51:13,500
ولی قبلش، خون مادرت زمین اینجا رو متبرک می‌کنه

735
00:51:13,500 --> 00:51:15,463
مشکلی با این قضیه نداری؟

736
00:51:21,637 --> 00:51:23,263
،شاید مثل روح‌ها باشی

737
00:51:23,263 --> 00:51:27,000
ولی پای خانواده‌ت که وسط باشه
از ترس خودتو خیس می‌کنی

738
00:51:27,000 --> 00:51:29,300
هر جور بهش فکر می‌کردم، برام عجیب بود

739
00:51:29,300 --> 00:51:33,700
شک ندارم یه شمشیر تو شکمت فرو کردم

740
00:51:33,700 --> 00:51:36,951
حتی با چشمای خودم مطمئن شدم که مرده باشی

741
00:51:37,678 --> 00:51:39,787
تو دیگه کدوم خری هستی؟

742
00:51:40,572 --> 00:51:43,325
همه این قشقرق رو فقط بخاطر اینکه
از این قضیه سر دربیاری به پا کردی؟

743
00:51:43,325 --> 00:51:46,094
اگه انقدر دوست داشتی بدونی
چرا مستقیم از خودم نپرسیدی؟

744
00:51:46,094 --> 00:51:48,880
با دل و جون بهت می‌گفتم

745
00:51:50,357 --> 00:51:51,966
...من

746
00:52:01,680 --> 00:52:03,860
!تف توش-
!بگیریدش-

747
00:52:29,004 --> 00:52:31,506
...عوضی روح صفت

748
00:52:33,275 --> 00:52:35,176
!پشتت

749
00:52:48,624 --> 00:52:51,210
یه طلسم دم دستیِ معمولی نبود

750
00:52:51,210 --> 00:52:52,795
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

751
00:52:52,795 --> 00:52:55,813
پر از نیروی روحانی قوی بود

752
00:53:10,521 --> 00:53:12,876
هوف، عجب گیری کردیما

753
00:53:42,678 --> 00:53:43,824
داری چیکاری می‌کنی؟

754
00:53:43,824 --> 00:53:46,765
باید قبل از اینکه این زبون بسته‌ها
به خودشون بیان، فرار کنی

755
00:53:46,765 --> 00:53:48,499
...راست میگی

756
00:54:15,377 --> 00:54:17,361
!ای ضعیفه

757
00:54:33,061 --> 00:54:35,397
....نمی‌تونم

758
00:54:35,397 --> 00:54:37,131
باد رو احضار کنم؟

759
00:54:47,075 --> 00:54:48,643
بی‌بی؟

760
00:55:05,260 --> 00:55:07,120
!ارباب

761
00:56:03,860 --> 00:56:06,697
نجاتم بده کانگ‌چول

762
00:56:06,697 --> 00:56:08,347
...لطفا

763
00:56:10,993 --> 00:56:12,560
!دست نگه دارین

764
00:56:13,787 --> 00:56:15,438
!سرورم

765
00:56:19,376 --> 00:56:21,769
!فکر کردین دارین چه غلطی می‌کنین؟

766
00:56:23,400 --> 00:56:26,300
یوری حالت خوبه؟

767
00:56:28,176 --> 00:56:30,469
!شماها کی هستین

768
00:56:48,238 --> 00:56:50,072
!اعلی‌حضرت

769
00:57:01,877 --> 00:57:04,500
عالیجناب حالتون خوبه؟

770
00:57:04,500 --> 00:57:08,100
اعلی‌حضرت بخاطر من صدمه دیدن

771
00:57:08,925 --> 00:57:10,427
چیزی نیست

772
00:57:10,427 --> 00:57:12,620
فقط یه خراش کوچیکه

773
00:57:13,597 --> 00:57:15,390
یعنی کی دستور همچین کاری رو داده؟

774
00:57:15,390 --> 00:57:17,868
شمشیرزنی‌شون حرف نداشت

775
00:57:17,868 --> 00:57:21,355
مثل اینکه یه نفر از هویت واقعی
یوری خبر دار شده

776
00:57:21,355 --> 00:57:23,200
باید به قصر برگردیم

777
00:57:23,200 --> 00:57:27,200
عالیجناب، پس ارباب چوی وون‌وو چی؟

778
00:57:28,111 --> 00:57:30,900
،الان که هویت این دختر فاش شده

779
00:57:30,900 --> 00:57:34,076
برای یه مدت طولانی نمی‌تونم از قصر خارج شم

780
00:57:34,076 --> 00:57:36,011
نمی‌دونیم دفعه بعد دست به چه کاری می‌زنن

781
00:57:36,011 --> 00:57:38,246
یوری رو ببر خونه

782
00:57:38,246 --> 00:57:39,855
بله سرورم

783
00:57:48,465 --> 00:57:50,967
عالیجناب که طوریشون نمیشه، نه؟

784
00:57:50,967 --> 00:57:53,303
خیلی خون ریزی داشتن

785
00:57:53,303 --> 00:57:55,530
عالیجناب حالشون خوب میشه

786
00:57:55,530 --> 00:57:56,673
،از اون مهمتر اینه که

787
00:57:56,673 --> 00:57:59,309
،یکی تو و کاتب یون رو هدف قرار داده

788
00:57:59,309 --> 00:58:01,661
پس از الان باید حتی بیشتر از قبل مراقب باشین

789
00:58:01,661 --> 00:58:04,046
بله فهمیدم

790
00:58:12,989 --> 00:58:15,308
پس بقیه کجا رفتن؟

791
00:58:16,284 --> 00:58:18,352
آجومونی

792
00:58:19,454 --> 00:58:21,355
کانگ‌چول

793
00:58:26,086 --> 00:58:27,903
!کانگ‌چول

794
00:58:39,683 --> 00:58:41,685
این چه شلم شورباییه دیگه؟

795
00:58:41,685 --> 00:58:43,770
چرا آجومونی این شکلی شده؟

796
00:58:43,770 --> 00:58:46,088
نباید طبیب خبر کنیم؟

797
00:58:47,816 --> 00:58:49,109
هیچی نشده

798
00:58:49,109 --> 00:58:51,653
فقط خوابش برده

799
00:58:51,653 --> 00:58:53,488
آسیب جدی‌ای هم ندیده

800
00:58:53,488 --> 00:58:56,032
به این نمیگن هیچی

801
00:58:56,032 --> 00:58:58,285
...دقیقا چه اتفاقی افـ

802
00:58:58,285 --> 00:59:00,704
خودت چه بلایی سرت اومده؟

803
00:59:00,704 --> 00:59:02,873
من خوبم

804
00:59:02,873 --> 00:59:05,459
،یکم اوضاع قر و قاطی شد

805
00:59:05,459 --> 00:59:07,777
ولی امپراتور نجاتم داد

806
00:59:09,004 --> 00:59:11,339
حتی بخاطر من صدمه هم دید

807
00:59:11,339 --> 00:59:12,966
...اون مردک پادشاه

808
00:59:12,966 --> 00:59:15,484
وقتی داشت نجاتت میداد صدمه دید؟

809
00:59:33,820 --> 00:59:36,438
...این وقت شب کجا رفته بودی

810
00:59:38,408 --> 00:59:40,577
رفتی اینو بیاری؟

811
00:59:40,577 --> 00:59:42,661
الان اونم تو این ساعت؟

812
00:59:46,541 --> 00:59:49,085
بده‌ش من-
نمی‌خواد... خودم می‌کنم-

813
00:59:49,085 --> 00:59:50,920
فقط سر جات بمون

814
00:59:56,510 --> 00:59:58,261
اینطوری نباش دیگه

815
00:59:58,261 --> 01:00:00,030
گفتم تکون نخور

816
01:00:00,030 --> 01:00:02,723
انقدر درد داشتی حتی نتونستی
درست و حسابی پاکش کنی

817
01:00:03,600 --> 01:00:07,000
...آیگو-
!گفتم، اینطوری نباش-

818
01:00:09,439 --> 01:00:12,500
می‌دونی چی بیشتر از همه حرصم میده؟

819
01:00:12,500 --> 01:00:17,100
احتمالا مادربزرگم هنوزم بخاطر اون
...روح دو و نیم گزی داره زجر می‌کشه

820
01:00:17,100 --> 01:00:21,143
و اینکه اینطوری بیهوده مرد
...واقعا قلبم رو می‌شکنه

821
01:00:21,143 --> 01:00:22,852
...ولی بازم

822
01:00:23,954 --> 01:00:26,272
،از درون

823
01:00:28,083 --> 01:00:30,142
...خیالم راحت شد

824
01:00:31,700 --> 01:00:35,400
...از اینکه تو این کار رو با مادربزرگم نکردی

825
01:00:35,400 --> 01:00:37,533
خیلی خیالم راحت شد

826
01:00:38,802 --> 01:00:41,920
این اولین چیزی بود که به ذهنم رسید

827
01:00:43,900 --> 01:00:47,100
...خیالم راحت شد وقتی فهمیدم

828
01:00:47,100 --> 01:00:50,730
می‌تونم بدون عذاب وجدان دوستت داشته باشم

829
01:00:50,730 --> 01:00:52,844
...فکر و ذکرم فقط این بود که

830
01:00:54,109 --> 01:00:56,653
...تو-
چطور می‌تونم اینطوری باشم؟-

831
01:00:56,653 --> 01:00:59,588
چطور همچین دختر افتضاحی‌ام؟

832
01:01:00,500 --> 01:01:15,500
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

833
01:01:16,530 --> 01:01:23,550
<font color="#ffbfdf">♫ تبدیل به سایه‌ت میشم ♫</font>

834
01:01:23,550 --> 01:01:30,800
<font color="#ffbfdf">♫ درد توی قلبت میشم ♫</font>

835
01:01:30,800 --> 01:01:35,880
<font color="#ffbfdf">♫ تا وقتی خسته شدی بهم تکیه بدی ♫</font>

836
01:01:35,880 --> 01:01:42,810
<font color="#ffbfdf">♫ دیوار کنارت میشم ♫</font>

837
01:01:42,810 --> 01:01:46,500
<font color="#ffbfdf">♫ و می‌ذارم یه خرده استراحت کنی ♫</font>

838
01:01:46,500 --> 01:01:53,700
<font color="#ffbfdf">♫ بادها که سو سو می‌کنن، یعنی من کنارتم ♫</font>

839
01:01:53,700 --> 01:01:56,210
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

840
01:01:56,210 --> 01:01:58,000
اون دختر برای اولین بار بهم نگاه کرد

841
01:01:58,000 --> 01:01:59,940
این تنها چیزیه که می‌خوام بهش فکر کنم

842
01:01:59,940 --> 01:02:02,650
از یه انسان چه انتظاری داری؟

843
01:02:02,650 --> 01:02:05,780
می‌تونم اینطوری برداشت کنم
...که چون امروز برگشتی پیشم\

844
01:02:05,780 --> 01:02:07,830
می‌خوای کمکم کنی؟

845
01:02:07,830 --> 01:02:09,400
خیلی عجیب سوت و کوره

846
01:02:09,400 --> 01:02:13,170
چیکار می‌کنی یون‌گاب؟

847
01:02:13,170 --> 01:02:14,660
به یوری نگو، نذار بفهمه

848
01:02:14,660 --> 01:02:18,230
شما از اولشم می‌دونستین، مگه نه؟

849
01:02:18,230 --> 01:02:21,030
عینک ساز، یوری، تو خیاط خانه سلطنتی نبود

850
01:02:21,030 --> 01:02:24,800
یکی یوری رو از قصر برده بیرون

851
01:02:24,800 --> 01:02:26,580
!یوری

852
01:02:28,700 --> 01:02:33,000
<font color="#ffbfdf">♫ چون تو خودِ منی ♫</font>

