1
00:00:04,640 --> 00:00:09,580
<font color="#05a072">(یوک سونگ جه)</font>

2
00:00:14,220 --> 00:00:16,760
<font color="#ffbfdf">(کیم جی یون)</font>

3
00:00:19,620 --> 00:00:22,060
<font color="#ff0000">(کیم جی هون)</font>

4
00:00:24,000 --> 00:00:35,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

5
00:00:37,780 --> 00:00:41,310
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

6
00:00:41,380 --> 00:00:42,609
<font color="#ffbfdf">تمامی شخصیت‌ها، مکان‌ها، سازمان‌ها)</font>

7
00:00:42,610 --> 00:00:43,979
<font color="#ffbfdf">(و اتفاقات این سریال تخیلی هستند</font>

8
00:00:43,980 --> 00:00:46,420
<font color="#ffbfdf">فیلمبرداری کودکان و حیوانات)
(در امنیت کامل انجام شده‌ است</font>

9
00:00:55,000 --> 00:01:02,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

10
00:02:00,017 --> 00:02:02,998
انسان‌ها که بمیرن روحشون تو این جهان باقی می‌مونه

11
00:02:02,998 --> 00:02:05,550
ولی یه موجود الهی مثل یه ایموگی

12
00:02:06,251 --> 00:02:09,403
...به سادگی جوری ناپدید میشه که

13
00:02:10,272 --> 00:02:12,631
انگار از اول وجود نداشته

14
00:02:16,111 --> 00:02:17,795
...هیچ چیزی

15
00:02:18,947 --> 00:02:20,798
ازش باقی نمی‌مونه

16
00:02:46,124 --> 00:02:47,700
...کانگ‌چول

17
00:02:48,627 --> 00:02:50,103
...یوری

18
00:02:51,817 --> 00:02:53,815
...درد می‌کنه

19
00:02:53,815 --> 00:02:55,641
...خیلی درد میکنه

20
00:02:56,817 --> 00:02:59,137
...سینه‌ام

21
00:02:59,137 --> 00:03:01,814
قلبم خیلی درد می‌کنه

22
00:03:03,517 --> 00:03:06,228
اگه قلبم رو از سینه دربیارم

23
00:03:06,228 --> 00:03:09,079
این دردش آروم می‌گیره؟

24
00:03:12,417 --> 00:03:15,070
خواهش می‌کنم یه کاری بکن

25
00:03:15,070 --> 00:03:17,888
من چرا اینطوری شدم؟

26
00:03:21,409 --> 00:03:23,444
ببخشید، کانگ‌چول

27
00:03:24,763 --> 00:03:26,939
...بخاطر من، بی‌بی

28
00:03:28,417 --> 00:03:31,917
اصلا فقط باید منو مقصر بدونی
و از من متنفر بشی

29
00:03:32,717 --> 00:03:35,924
چون بلایی که سر بی‌بی اومد تقصیر من بود

30
00:03:35,924 --> 00:03:37,892
...پس، کانگ‌چول

31
00:03:39,317 --> 00:03:42,217
از من متنفر باش، باشه؟

32
00:03:58,407 --> 00:04:03,227
<font color="#05a072">:::::::::  ( قسمت ۱۱: مجموعه آثار گوانگام )  ::::::::</font>

33
00:04:19,517 --> 00:04:22,517
عالیجناب، این افراد بودن

34
00:04:25,417 --> 00:04:29,717
چرا وارد معبد مجمع شمن‌های نابینا شدین؟

35
00:04:30,562 --> 00:04:32,705
...پدربزرگ مادری پادشاه

36
00:04:34,349 --> 00:04:36,784
اون قدرت پشتِ اون شمن کوره

37
00:04:38,486 --> 00:04:40,739
پرسیدم چرا واردِ

38
00:04:40,739 --> 00:04:43,316
مجمع شمن‌های نابینا که حکم ممنوع‌الورود داره شدین

39
00:04:44,826 --> 00:04:46,661
!همین الان جواب بدین

40
00:04:46,661 --> 00:04:51,265
!اعلی‌حضرت تشریف فرما شدن

41
00:04:54,169 --> 00:04:56,922
وزیر اعظم، اینجا چه خبره؟

42
00:04:56,922 --> 00:04:58,417
اعلی‌حضرت

43
00:04:58,417 --> 00:05:02,817
شب گذشته، این دوتا وارد مجمع شمن‌های نابینا شدن

44
00:05:02,817 --> 00:05:05,638
بنابراین دستور دادم دستگیرشون کنن

45
00:05:11,077 --> 00:05:13,188
تو مجمع شمن‌های نابینا چی شد؟

46
00:05:13,188 --> 00:05:14,717
....اعلی‌حضرت، چرا

47
00:05:14,717 --> 00:05:17,197
اعلی‌حضرت، شمن پونگ‌سان

48
00:05:17,197 --> 00:05:20,028
وارد معبد مجمع شمن‌های نابینا شده بود

49
00:05:20,028 --> 00:05:21,217
!دختره‌ی پاپتی

50
00:05:21,217 --> 00:05:24,017
یه دخترک حقیر چطور جرات می‌کنه

51
00:05:24,017 --> 00:05:25,817
!جلوی اعلی‌حضرت زبون باز کنه

52
00:05:25,817 --> 00:05:28,803
بسیاری از محافظین
سلطنتی جای جای پایتخت رو گشتن

53
00:05:28,803 --> 00:05:31,017
ولی هیچکس پیداش نکرد

54
00:05:31,017 --> 00:05:34,817
پس چطوری دوباره توی معبد
مجمع نابینایان آفتابی شده؟

55
00:05:34,817 --> 00:05:37,945
ولی مطمئنم خودش بود

56
00:05:38,817 --> 00:05:42,217
من بهشون دستور داده بودم

57
00:05:42,217 --> 00:05:44,219
اعلی‌حضرت

58
00:05:44,219 --> 00:05:48,117
من بهشون دستور دادم در خفا
بیشتر درمورد این مجمع تحقیق کنن

59
00:05:48,117 --> 00:05:51,417
فقط داشتن دستورات من رو اجرا می‌کردن

60
00:05:51,417 --> 00:05:52,894
متوجه شدم اعلی‌حضرت

61
00:05:52,894 --> 00:05:55,662
وزیر اعظم، می‌تونید تشریف ببرید

62
00:05:57,217 --> 00:06:01,417
بله، از حضورتون مرخص می‌شم

63
00:06:06,700 --> 00:06:09,117
به سربازها دستور عقب‌گرد بده

64
00:06:09,117 --> 00:06:11,017
اطاعت امر، اعلی‌حضرت

65
00:06:11,017 --> 00:06:12,997
!همگی‌ مرخصید

66
00:06:16,037 --> 00:06:17,307
!اطاعت

67
00:06:18,817 --> 00:06:21,417
...یوری، چطوری کارتون به اینجا کشید

68
00:06:21,417 --> 00:06:22,927
!سانگ‌دوک بیا کمک

69
00:06:23,917 --> 00:06:26,094
آخه اونجا چه اتفاقی افتاده؟

70
00:06:26,094 --> 00:06:28,430
این چرا اینطوریه؟

71
00:06:28,430 --> 00:06:30,417
برامون تله گذاشته بودن

72
00:06:30,417 --> 00:06:33,417
رفتم معبد که پلاک اسم
روح دو و نیم گزی رو پیدا کنم

73
00:06:33,417 --> 00:06:37,271
ولی به جاش با شمن پونگ‌سان
و روح و دو و نیم گزی روبه‌رو شدم

74
00:06:40,517 --> 00:06:43,862
اعلی‌حضرت، بالاخره فهمیدیم

75
00:06:43,862 --> 00:06:47,506
کی پشت آگوجی و روح و دو و نیم گزیه

76
00:06:53,138 --> 00:06:55,639
عالیجناب کیم بونگ‌این هستن

77
00:07:02,017 --> 00:07:03,817
...الان گفتی

78
00:07:03,817 --> 00:07:06,117
عالیجناب کیم بونگ‌اینه؟

79
00:07:06,117 --> 00:07:08,617
بله، اعلی‌حضرت

80
00:07:08,617 --> 00:07:11,617
اصلا امکان نداره

81
00:07:11,617 --> 00:07:14,132
...وزیر اعظم چرا باید

82
00:07:16,411 --> 00:07:19,213
حتما اشتباه متوجه شدی

83
00:07:20,582 --> 00:07:22,241
...من هم دلم می‌خواد

84
00:07:22,942 --> 00:07:25,619
که اشتباه کرده باشم

85
00:07:44,964 --> 00:07:46,932
با عقل جور درنمیاد

86
00:07:47,692 --> 00:07:49,543
امکان نداره

87
00:07:52,363 --> 00:07:54,908
حتی اگه یوری دختری قابل اعتماد باشه

88
00:07:54,908 --> 00:07:57,852
حتما درباره‌ی چیزی اشتباه کرده

89
00:07:57,852 --> 00:07:59,437
نظر شما هم همینه؟

90
00:07:59,437 --> 00:08:02,448
مطمئنم یوری یه جای کار رو اشتباه کرده

91
00:08:03,374 --> 00:08:05,492
بله، اعلی‌حضرت

92
00:08:06,711 --> 00:08:08,045
آره

93
00:08:08,880 --> 00:08:11,223
حتما یوری اشتباه کرده

94
00:08:14,761 --> 00:08:16,317
این دیگه چه وضعشه؟

95
00:08:16,317 --> 00:08:18,217
عینک سازه و اون کاتبه

96
00:08:18,217 --> 00:08:20,992
یون‌گاب که هنوز زنده‌ان

97
00:08:20,992 --> 00:08:22,593
چه اتفاقی افتاد؟

98
00:08:32,278 --> 00:08:34,355
...به چه جراتی

99
00:08:36,241 --> 00:08:38,592
ژنرال آسمان‌ها

100
00:08:38,592 --> 00:08:40,917
دیشب به هدفشون رسیدن

101
00:08:40,917 --> 00:08:43,248
به هدفش رسید؟ منظورت چیه؟

102
00:08:43,248 --> 00:08:45,217
گوهر نورانی یه ایموگی رو بلعید

103
00:08:45,217 --> 00:08:47,861
...به همین خاطر تمام زخم‌هایی که

104
00:08:47,861 --> 00:08:49,404
بخاطر کانگ‌چول متحمل شده بود خوب شدن

105
00:08:49,404 --> 00:08:53,117
و حتی از قبل هم قدرت بیشتری پیدا کردن

106
00:08:53,117 --> 00:08:56,778
ژنرال آسمانی دیگه یه روح
شرور و انتقام‌جوی ساده نیست

107
00:08:56,778 --> 00:09:00,013
به جایگاه خدایی رسیده

108
00:09:38,720 --> 00:09:40,854
بازم مشکلی پیش اومده؟

109
00:09:45,417 --> 00:09:49,717
چون همش بهش حریره برنج دادم ضعیف شده؟

110
00:09:53,284 --> 00:09:54,994
...ای خدا

111
00:10:07,248 --> 00:10:09,942
وزیر اعظم رو تعقیب کن

112
00:10:18,159 --> 00:10:20,495
وایسا، وایسا، وایسا

113
00:10:20,495 --> 00:10:22,217
اون طرفی نیست

114
00:10:22,217 --> 00:10:24,432
این طرفیه، از این طرف برین

115
00:10:24,432 --> 00:10:26,392
آره خودشه

116
00:10:26,392 --> 00:10:27,935
خوبه، آفرین

117
00:10:37,417 --> 00:10:42,717
هه‌ته خداییه که به دفع کردن انرژی آتش معروفه

118
00:10:42,717 --> 00:10:46,204
از اونجایی که مجسمه‌های هه‌ته
رو از هر جهت در چهار گوشه گذاشتیم

119
00:10:46,204 --> 00:10:49,373
مطمئنا میتونن کمک کننده باشن

120
00:10:49,373 --> 00:10:53,517
حین غیاب یوری و کاتب یون‌گاب در پایتخت

121
00:10:53,517 --> 00:10:57,917
من دربرابر روح دو و نیم گزی ازتون محافظت می‌کنم

122
00:11:00,017 --> 00:11:04,217
ولی چرا کاتب یون‌گاب همراهت نیومده؟

123
00:11:04,217 --> 00:11:06,374
هر وقت میومدین به قصر ملکه

124
00:11:06,374 --> 00:11:09,060
توی حیاط باهام بازی می‌کرد

125
00:11:09,060 --> 00:11:12,105
امروز حال کاتب یون‌گاب خوش نیست

126
00:11:12,105 --> 00:11:14,681
واسه همین نتونست همراهم به قصر بیاد

127
00:11:18,736 --> 00:11:20,254
هنوزم؟

128
00:11:21,072 --> 00:11:22,473
طبیب سلطنتی رو براش بفرستم؟

129
00:11:22,473 --> 00:11:24,492
خیر اعلی‌حضرت

130
00:11:24,492 --> 00:11:26,728
...از نظر جسمی مشکلی نداره

131
00:11:26,728 --> 00:11:28,329
درسته

132
00:11:28,329 --> 00:11:31,298
حتما قلبش زخم عمیقی برداشته

133
00:11:32,859 --> 00:11:36,053
گفتی دوست چندین و چند ساله‌شو از دست داده؟

134
00:11:37,505 --> 00:11:38,617
بله

135
00:11:38,617 --> 00:11:42,917
و اینکه روح و دو و نیم گزی حتی قوی‌تر هم شده؟

136
00:11:45,430 --> 00:11:46,664
بله

137
00:11:50,217 --> 00:11:52,517
پس باید عجله کنیم

138
00:11:52,517 --> 00:11:56,017
فردا به محض طلوع آفتاب راه میفتیم

139
00:12:13,541 --> 00:12:14,959
اعلی‌حضرت

140
00:12:18,004 --> 00:12:20,064
حالتون خوبه؟

141
00:12:29,182 --> 00:12:30,516
یوری

142
00:12:31,684 --> 00:12:33,327
بله، خواجه‌ی ارشد

143
00:12:34,917 --> 00:12:36,817
خب

144
00:12:36,817 --> 00:12:39,617
خیلی حال دلش بده؟

145
00:12:39,617 --> 00:12:42,595
کاتب یون‌گابو میگم

146
00:12:42,595 --> 00:12:44,871
...بله، یکم

147
00:12:46,817 --> 00:12:50,417
...خب، این کار رو با قصد دیگه‌ای انجام نمیدم

148
00:12:50,417 --> 00:12:54,816
،من هنوزم رفتاری که با سرورم داره رو قبول ندارم

149
00:12:54,816 --> 00:12:56,642
ولی چه میشه کرد؟

150
00:12:56,642 --> 00:12:58,986
،سرورم بهش نیاز داره

151
00:12:58,986 --> 00:13:01,756
بعضی وقتام براش سرگرم کننده میشه

152
00:13:01,756 --> 00:13:05,368
به خاطر همین، یکم نگرانشم

153
00:13:05,368 --> 00:13:07,317
...اوه، خب

154
00:13:07,317 --> 00:13:10,517
...مطمئن نیستم که منظورتون از این حرفا چیه

155
00:13:10,517 --> 00:13:12,617
،میگم که

156
00:13:12,617 --> 00:13:13,917
بیا

157
00:13:13,917 --> 00:13:17,017
اینا شیرینی برنجی‌ان

158
00:13:18,089 --> 00:13:21,017
مخصوصاً از یه کمک آشپز ماهر خواستم که

159
00:13:21,017 --> 00:13:24,262
درستشون کنه

160
00:13:24,262 --> 00:13:25,596
،وقتی ناراحتی

161
00:13:25,596 --> 00:13:28,549
هیچی به اندازه این شیرینی‌ها نمیچسبه

162
00:13:29,434 --> 00:13:31,317
ممنون

163
00:13:31,317 --> 00:13:34,557
کاتب یون گاب حتما خیلی خوشش میاد

164
00:13:34,557 --> 00:13:36,482
...بله، حتما، البته که همینطوره

165
00:13:36,482 --> 00:13:39,051
خب پس، من دیگه میرم، خیلی سرم شلوغه

166
00:14:05,611 --> 00:14:07,587
بچه

167
00:14:07,587 --> 00:14:09,056
چرا چیزی نمیخوری؟

168
00:14:09,056 --> 00:14:11,225
،قبلاً یه ریز درباره غذا غر میزدی

169
00:14:11,225 --> 00:14:13,661
بعد کار توی یه مهمونی این غذاها رو گرفتم

170
00:14:13,661 --> 00:14:15,529
بیشتر بخور

171
00:14:17,290 --> 00:14:19,466
اشتها ندارم

172
00:14:21,068 --> 00:14:22,903
...چرا اشتها نداری

173
00:14:24,007 --> 00:14:25,907
وای، خدایا-
...وای، نه-

174
00:14:26,699 --> 00:14:28,634
ای وای

175
00:14:28,634 --> 00:14:31,311
چرا جدیداً اینجوری میکنه؟

176
00:14:31,311 --> 00:14:33,872
به خاطر اینه که گوشت نداشت؟

177
00:14:37,184 --> 00:14:39,786
بله، نوش جان کنین

178
00:14:50,765 --> 00:14:52,399
گاب

179
00:14:54,135 --> 00:14:56,111
زود بیا اینجا

180
00:15:05,530 --> 00:15:07,114
بیا

181
00:15:07,114 --> 00:15:09,050
اینو بخور

182
00:15:09,050 --> 00:15:11,117
دو تا تخم مرغ رو نگه داشتم

183
00:15:11,117 --> 00:15:14,417
از اونجایی که راهب‌ها نمیتونن جون چیزی رو بگیرن، دیگه نذاشتمشون رو میز شام

184
00:15:14,417 --> 00:15:18,017
اون یکی رو میدم به یوری
این یکی رو تو بخور نوش‌جونت

185
00:15:19,685 --> 00:15:20,978
چرا؟

186
00:15:20,978 --> 00:15:22,812
چیزی رو صورتمه؟

187
00:15:24,017 --> 00:15:27,017
انقدر منو نگاه نکن و غذاتو بخور

188
00:15:27,017 --> 00:15:30,071
اگه به نخوردن ادامه بدی، تو راه از حال میری

189
00:15:30,071 --> 00:15:31,972
ضعف می‌کنی از گشنگی

190
00:15:35,701 --> 00:15:37,402
بعداً میخورمش

191
00:15:38,267 --> 00:15:39,737
ا-الان

192
00:15:41,248 --> 00:15:44,134
...خدایا، باید همین الان بخوری

193
00:16:09,817 --> 00:16:14,017
ازم پرسیدی کی پونگ سان رو بهم معرفی کرد؟

194
00:16:16,684 --> 00:16:19,653
مادربزرگ شاهزاده‌ی اعظم یونگ‌این بود

195
00:16:20,606 --> 00:16:23,817
،بعد از اینکه پادشاه قبلی فوت کرد

196
00:16:23,817 --> 00:16:25,517
،وقتی تو عذاب بودم

197
00:16:25,517 --> 00:16:29,417
اون بهم معرفیش کرد و گفت قابل اعتماده

198
00:16:30,317 --> 00:16:33,717
،ولی بعد از شنیدن چیزی که بهم گفتی

199
00:16:33,717 --> 00:16:36,595
،صداش زدم و به شدت تحت فشار قرارش دادم

200
00:16:36,595 --> 00:16:38,238
...اعتراف کرد که

201
00:16:39,617 --> 00:16:44,417
عالیجناب کیم بونگ این تهدیدش کرده که این کارو انجام بده

202
00:16:46,297 --> 00:16:49,783
من روحمم خبر نداشت

203
00:16:51,610 --> 00:16:54,170
...و گول همچین کسی رو خوردم و

204
00:16:59,268 --> 00:17:04,065
امپراتور چقدر باید برای مجازات صبر کنم؟

205
00:17:04,065 --> 00:17:06,633
همین الانشم همه چیز رو میدونی

206
00:17:09,086 --> 00:17:10,587
...من کسی بودم که

207
00:17:11,574 --> 00:17:14,467
...به پونگ سان گفت

208
00:17:14,467 --> 00:17:17,936
که ملکه بارداره

209
00:17:19,180 --> 00:17:21,182
،به خاطر من

210
00:17:21,182 --> 00:17:23,541
،شاهزاده اعظم یونگ این فوت کرد

211
00:17:24,377 --> 00:17:26,253
،و به خاطر من

212
00:17:26,253 --> 00:17:28,254
...ملکه هم

213
00:17:29,482 --> 00:17:31,308
ملکه مادر

214
00:17:40,534 --> 00:17:43,236
ممنون که بهم گفتین

215
00:18:13,617 --> 00:18:16,717
سرورم، محافظ وزیر اعظم

216
00:18:16,717 --> 00:18:20,217
خیلی مشکوک نصفه شب رفت بیرون
به خاطر همینم تعقیبش کردم

217
00:18:20,217 --> 00:18:22,934
داشت خدمتکار پونگ سان رو ملاقات میکرد

218
00:18:24,017 --> 00:18:27,617
سعی کردم اون خدمتکار رو دنبال کنم
،تا به پونگ سان برسم اما

219
00:18:27,617 --> 00:18:30,517
وسط راه گمش کردم

220
00:18:30,517 --> 00:18:32,218
بنده رو عفو کنین

221
00:18:36,048 --> 00:18:38,583
چیکار می‌کنین، سرورم؟

222
00:18:40,886 --> 00:18:43,463
وزیر اعظم رو احضار کن

223
00:18:52,717 --> 00:18:56,917
اعلی‌حضرت، وزیر اعظم اینجا هستن

224
00:19:22,217 --> 00:19:24,417
اعلی‌حضرت

225
00:19:24,417 --> 00:19:26,873
با بنده کاری داشتین؟

226
00:19:39,678 --> 00:19:42,217
این شی رو یادتون میاد؟

227
00:19:42,217 --> 00:19:46,517
...این همون تیردانی نیست که
<font color="#05a072">(جایگاه تیری که کمانداران به پشتشون می‌بستن)</font>

228
00:19:46,517 --> 00:19:48,395
برای پادشاه مرحوم خیلی با ارزش بود؟

229
00:19:48,395 --> 00:19:51,197
بله، خودشه

230
00:19:52,833 --> 00:19:57,128
اون تیردان با حملات خشمگینانه
پادشاه فقید، به خون آغشته شده بود

231
00:19:58,105 --> 00:19:59,664
...و شما

232
00:20:01,075 --> 00:20:03,577
،با دقت خون روش رو پاک کردین

233
00:20:03,577 --> 00:20:05,846
،چرمش رو سفت کردین

234
00:20:05,846 --> 00:20:08,273
و دادینش به من

235
00:20:09,099 --> 00:20:11,284
چطور ممکنه یادم بره

236
00:20:12,102 --> 00:20:14,188
اون روز، شما

237
00:20:14,188 --> 00:20:16,523
تو آغوش این مرد پیر افتادین

238
00:20:16,523 --> 00:20:18,926
و مثل یک کودک کوچک

239
00:20:18,926 --> 00:20:22,253
گریه می‌کردین

240
00:20:25,449 --> 00:20:26,983
بله

241
00:20:27,726 --> 00:20:29,895
اون تیردان تمیز

242
00:20:29,895 --> 00:20:33,617
حس این رو می‌داد که انگار داشتین می‌گفتین
...کمک می‌کنین که

243
00:20:33,617 --> 00:20:36,217
اون خاطرات وحشتناک پاک بشن

244
00:20:36,217 --> 00:20:39,529
شبیه این بود که بهم قول بدین
،که از منکه به عنوان فرزند یک شاه دیوانه

245
00:20:40,481 --> 00:20:43,716
به تخت نشستم محافظت می‌کنین

246
00:20:46,220 --> 00:20:48,454
و خیالم راحت شده بود

247
00:20:55,813 --> 00:20:58,364
پس چرا اینکار رو کردین؟

248
00:21:00,717 --> 00:21:03,717
...تمام عمرم بارها درباره

249
00:21:03,717 --> 00:21:06,017
...شرافت انسانی و

250
00:21:06,017 --> 00:21:08,976
وظیفه یک پادشاه مطالعه کردم

251
00:21:08,976 --> 00:21:12,462
،ولی با صدای یک پدربزرگ دوست داشتنی و

252
00:21:13,414 --> 00:21:16,074
،و چهره‌ی وفادارترین زیردست

253
00:21:17,001 --> 00:21:19,717
،داماد خودتون رو کشتین

254
00:21:19,717 --> 00:21:22,787
و حتی سعی کردین نوه و نتیجه‌اتون
رو هم با اون روح نفرین شده

255
00:21:23,590 --> 00:21:25,284
به قتل برسونین

256
00:21:25,284 --> 00:21:28,012
چطور میتونم چنین قلب و احساس

257
00:21:28,012 --> 00:21:30,814
هیولاواری رو تحمل کنم؟

258
00:21:31,890 --> 00:21:34,100
...چطور یه انسان می‌تونه

259
00:21:34,100 --> 00:21:37,921
از هیولایی مثل اون بدتر باشه؟

260
00:21:47,473 --> 00:21:49,633
...همه‌ی این‌ها

261
00:21:51,118 --> 00:21:53,345
به خاطر شماست سرورم

262
00:21:54,980 --> 00:21:56,273
چی؟

263
00:21:56,273 --> 00:21:59,417
مگه بارها بهتون نگفته بودم؟

264
00:21:59,417 --> 00:22:02,017
ترتیب طبیعی رو دنبال کنین"

265
00:22:02,017 --> 00:22:05,382
نجیب‌زاده‌ها رو دشمن خودتون نکنین

266
00:22:05,382 --> 00:22:08,427
نصیحت این مرد پیر رو بپذیرید و

267
00:22:08,427 --> 00:22:10,037
تبدیل به پادشاهی آسوده شین

268
00:22:10,037 --> 00:22:12,931
"که نسل های آینده رو در ثبات نگه می‌داره

269
00:22:12,931 --> 00:22:14,817
...ولی چرا

270
00:22:14,817 --> 00:22:19,046
به این مرد پیر گوش نکردین؟

271
00:22:19,046 --> 00:22:20,105
!وزیر اعظم

272
00:22:20,105 --> 00:22:22,566
اصلا مدرکی دارین که ثابت کنه

273
00:22:22,566 --> 00:22:24,676
من از روح نفرین شده استفاده کردم؟

274
00:22:27,017 --> 00:22:31,617
سرورم، شما نمی‌تونین همچین مدرکی رو تهیه کنین

275
00:22:31,617 --> 00:22:35,829
چون که از طریق اون دختر شمن

276
00:22:35,829 --> 00:22:38,017
یوری به این قضیه پی بردین

277
00:22:38,017 --> 00:22:40,317
که من از روح نفرین شده استفاده کردم

278
00:22:40,317 --> 00:22:43,529
خب چرا شرم روی آوردن به
مراسم شمن‌گرایی رو به دوش نمی‌کشین

279
00:22:43,529 --> 00:22:45,531
و اون دختر رو قربانی نمی‌کنین

280
00:22:45,531 --> 00:22:48,509
تا علیه من مدرک به دست بیاره؟

281
00:22:48,509 --> 00:22:50,744
،حتی اگه این کار رو هم بکنین

282
00:22:50,744 --> 00:22:53,247
هیچ چیز اونجوری که شما می‌خواین پیش نمیره

283
00:22:53,247 --> 00:22:55,432
فکر میکنین چند نفر تو این دربار

284
00:22:55,432 --> 00:22:59,086
از پادشاهی پیروی میکنن

285
00:22:59,086 --> 00:23:02,505
که مشروعیت ضعیفی داره و پسر یک پادشاه دیوانست؟

286
00:23:16,687 --> 00:23:19,155
من به مدرک احتیاج ندارم

287
00:23:46,733 --> 00:23:48,768
...چون همین الان

288
00:23:50,154 --> 00:23:53,122
خودت به همه چیز اعتراف کردی

289
00:23:56,493 --> 00:23:57,944
بگین بیان داخل

290
00:24:16,680 --> 00:24:18,281
...کیم بونگ‌این

291
00:24:19,391 --> 00:24:22,436
به پانسو پونگ‌سان کور تبهکار دستور داد

292
00:24:22,436 --> 00:24:25,105
که جرات کنه به پادشاه فقید آسیب بزنه

293
00:24:25,105 --> 00:24:28,691
و حتی تا حد آسیب زدن به ملکه
و شاهزاده‌ی اول هم پیش بره

294
00:24:28,691 --> 00:24:31,945
هیچ جرمی خائنانه‌تر از این نیست

295
00:24:31,945 --> 00:24:34,715
کیم بونگ‌این رو از همه‌ی مقاماتش خلع کنید

296
00:24:34,715 --> 00:24:37,283
،دارایی هاشو توقیف کنید

297
00:24:37,283 --> 00:24:39,686
!و هرچه سریع‌تر به جزیره گوجه تبعیدش کنید

298
00:24:39,686 --> 00:24:41,538
بله امپراتور

299
00:24:43,749 --> 00:24:45,292
چیکار دارین می‌کنین؟

300
00:24:45,292 --> 00:24:48,594
!هرچه سریع‌تر اون خیانت کار رو ببرین بیرون

301
00:24:55,452 --> 00:24:57,186
!ولم کنید

302
00:25:19,409 --> 00:25:22,287
کانگ‌چول خیلی عذاب می‌کشه

303
00:25:22,287 --> 00:25:24,831
چطور می‌تونم بگم باهامون بیاد؟

304
00:25:24,831 --> 00:25:26,549
چیکار باید بکنم؟

305
00:25:36,201 --> 00:25:37,970
شاید باید به اعلی‌حضرت بگم

306
00:25:37,970 --> 00:25:40,304
...و خودم تنها باهاش برم

307
00:25:44,017 --> 00:25:45,651
کانگ‌چول

308
00:25:48,313 --> 00:25:51,090
ما راه طولانی‌ای رو باید بریم
چرا الآن اومدی بیرون؟

309
00:25:52,276 --> 00:25:55,386
داشتم فکر می‌کردم شاید باید بدون تو برم

310
00:25:55,386 --> 00:25:56,817
دیوونه‌ای؟

311
00:25:56,817 --> 00:26:00,717
چطور می‌تونم با اون گله مرد تنها بفرستمت بری؟

312
00:26:00,717 --> 00:26:02,035
چی؟

313
00:26:06,039 --> 00:26:09,392
با سرزنشت و تنفر ازت خوب شم؟

314
00:26:09,392 --> 00:26:11,744
فکر ‌می‌کنی می‌تونم این کار رو بکنم؟

315
00:26:12,629 --> 00:26:15,382
حتی اگه بتونم یه ذره از دردی که

316
00:26:15,382 --> 00:26:18,367
آدما موقع از دست دادن کسی تحمل می‌کنن رو حس کنم

317
00:26:20,304 --> 00:26:22,155
بازم کانگ‌چولم

318
00:26:22,155 --> 00:26:24,317
من مثل آدما احمق نیستم

319
00:26:24,317 --> 00:26:28,317
می‌دونم باید دقیقا از کی متنفر باشم

320
00:26:29,229 --> 00:26:30,517
...پس

321
00:26:30,517 --> 00:26:32,057
...اون روح دو و نیم گزی عوضی

322
00:26:32,817 --> 00:26:35,226
کاملا نابودش می‌کنم

323
00:26:36,028 --> 00:26:39,138
...این که اون گوهر نورانی بی‌بی رو تسخیر کرده

324
00:26:41,675 --> 00:26:44,043
هیچ‌جوره برام قابل‌تحمل نیست

325
00:26:59,384 --> 00:27:01,160
!شماها کی هستین

326
00:27:23,450 --> 00:27:25,401
!آگوجی ای مردک

327
00:27:26,717 --> 00:27:29,681
چی شمارو این وقت شب
به اینجا کشونده اوروشین؟

328
00:27:29,681 --> 00:27:32,726
گفتی اون روحی که بهش میگی ژنرال آسمان‌ها

329
00:27:32,726 --> 00:27:34,695
قوی تر هم شده؟

330
00:27:34,695 --> 00:27:36,617
بله درسته

331
00:27:36,617 --> 00:27:39,449
پس به اون روح دستور بده

332
00:27:39,449 --> 00:27:41,468
!که فورا پادشاهو بکشه

333
00:27:41,468 --> 00:27:42,552
جان؟

334
00:27:42,552 --> 00:27:45,537
آخی اوروشین

335
00:27:48,475 --> 00:27:51,561
قبلا هم بهتون گفتم

336
00:27:51,561 --> 00:27:53,817
،نمی‌دونم چه‌جور محافظی داره

337
00:27:53,817 --> 00:27:57,634
ولی حتی ژنرال آسمان‌ها هم
نمی‌تونه به پادشاه آسیب بزنه

338
00:27:57,634 --> 00:28:00,679
...برای همین اگه فقط یکم بیشتر صبر کنید

339
00:28:00,679 --> 00:28:03,348
!من الآن هر لحظه ممکنه من بمیرم

340
00:28:03,348 --> 00:28:06,393
چقدر دیگه می‌خوای من صبر کنم؟

341
00:28:06,393 --> 00:28:09,917
سعی نکن از اون چرب زبونیت استفاده کنی

342
00:28:09,917 --> 00:28:13,717
!و همین الآن پادشاهو بکش

343
00:28:24,010 --> 00:28:25,178
...عوضی

344
00:28:25,178 --> 00:28:27,404
...توی عوضی چطور می‌تونی

345
00:28:42,863 --> 00:28:45,498
،یه زمانی بهت احتیاج داشتم

346
00:28:46,533 --> 00:28:48,993
ولی دیگه ندارم

347
00:28:48,993 --> 00:28:50,662
،پس

348
00:28:50,662 --> 00:28:53,397
دیگه نیازی ندارم تحملت کنم درسته؟

349
00:28:54,775 --> 00:28:55,959
...توی عوضی

350
00:28:55,959 --> 00:28:58,635
!توی عوضی چطور جرات می‌کنی! عوضی

351
00:29:23,917 --> 00:29:27,717
اون روستای یونگدامه

352
00:29:30,076 --> 00:29:32,862
چه سرنوشت عجیبی

353
00:29:33,717 --> 00:29:38,517
روستای یونگدام محل تولد
،تو و یون‌گابه

354
00:29:38,517 --> 00:29:42,572
و جایی که ایموگی کانگ‌چول در حالی
،تلاش می‌کرد صعود کنه افتاد

355
00:29:42,572 --> 00:29:45,926
و جایی که روح دو و نیم گزی به دنیا اومد

356
00:29:45,926 --> 00:29:47,543
درسته

357
00:29:48,417 --> 00:29:52,417
انقدر عجیبه که حتی نمی‌تونم بگم تصادفیه

358
00:29:53,667 --> 00:29:55,419
من دیدمش

359
00:29:55,419 --> 00:29:58,070
،روزی که صد سال پیش به دنیا اومدم

360
00:29:59,117 --> 00:30:01,617
دیدم که از آسمون افتادی

361
00:30:01,617 --> 00:30:05,817
پس چرا جای اینکه به اونا حمله کنی به من حمله می‌کنی؟

362
00:30:14,412 --> 00:30:17,317
خواجه‌ی ارشد به دفتر محلی روستای دونگچون برو

363
00:30:17,317 --> 00:30:21,321
و گزارش‌های قدیمی‌رو بررسی کن
و ببین چیز مفیدی توشون پیدا میشه یا نه

364
00:30:21,321 --> 00:30:22,955
بله عالیجناب

365
00:30:46,917 --> 00:30:51,116
اعلی‌حضرت این مکان حقیر رو با
حضور خودتون زینت بخشیدید

366
00:30:51,116 --> 00:30:53,217
غرق در سپاسگزاری هستم

367
00:30:53,217 --> 00:30:56,517
خیلی خوشحالم که دوباره اینجوری ملاقاتتون می‌کنم

368
00:30:57,622 --> 00:31:00,025
...همه فکر کردن شما یه نامه

369
00:31:00,025 --> 00:31:03,594
گذاشتین و پادشاه رو ترک کردین

370
00:31:05,517 --> 00:31:07,617
عالیجناب

371
00:31:07,617 --> 00:31:09,326
مزاح کردم

372
00:31:09,326 --> 00:31:10,826
مزاح

373
00:31:13,013 --> 00:31:15,265
،طبیب سلطنتی پیشنهاد یه بهار گرم رو دادن

374
00:31:15,265 --> 00:31:16,750
برای همین داشتم به ویلای سلطنتی می‌رفتم

375
00:31:16,750 --> 00:31:19,085
کاتب سلطنتی یون‌گاب همش درباره‌ی

376
00:31:19,085 --> 00:31:21,354
اینکه روستای یونگدام چقدر زیباست حرف می‌زد

377
00:31:21,354 --> 00:31:23,189
پس فکر کردم که بهتره یه سر بزنم

378
00:31:23,189 --> 00:31:25,025
خوشحالم که اومدین

379
00:31:25,025 --> 00:31:27,192
لطفا بیاین داخل

380
00:31:47,113 --> 00:31:48,657
کارها چطور پیش میره؟

381
00:31:48,657 --> 00:31:51,676
ماک‌گوم و خدمتکارش آروم نگهش داشتن

382
00:31:51,676 --> 00:31:53,352
نگران نباشین

383
00:31:54,721 --> 00:31:56,456
،وقتی عالیجناب به رخت خوابشون رفتن

384
00:31:56,456 --> 00:32:00,017
مخفیانه بیارینش بیرون

385
00:32:00,017 --> 00:32:03,017
می‌فرستمش پیش خانواده‌ی مادریش-
بله-

386
00:32:04,100 --> 00:32:11,100
بی سی موویز

387
00:32:12,697 --> 00:32:14,741
دنبال چی می‌گردی؟

388
00:32:14,741 --> 00:32:17,817
اون دختره این‌سون رو نمی‌بینم

389
00:32:17,817 --> 00:32:22,105
چرا؟ کنجکاوی زنی که از تو
خوشش میومد رو نمی‌بینی؟

390
00:32:22,105 --> 00:32:23,917
پس دوباره حسودیت شده

391
00:32:23,917 --> 00:32:25,217
نگران نباش

392
00:32:25,217 --> 00:32:27,917
واسه من دردسرهای همین یه دونه خانم کافیه

393
00:32:27,917 --> 00:32:29,317
چی؟

394
00:32:29,317 --> 00:32:33,717
باید از طریق چوی وون‌وو درمورد
اجدادش از صد سال پیش بفهمیم

395
00:32:33,717 --> 00:32:36,917
،اگه کسی توی خانواده‌شون بهم علاقه نشون بده

396
00:32:36,917 --> 00:32:39,517
اتفاق خوبی نیست؟
می‌تونیم از اونم کمک بگیریم

397
00:32:39,517 --> 00:32:41,434
برای همین دنبالش می‌گردم

398
00:32:41,434 --> 00:32:44,017
بله حتما درسته البته

399
00:32:44,017 --> 00:32:47,440
چرا فقط نمی‌پرسیم اون بانو این‌سون کجا رفته؟

400
00:32:47,440 --> 00:32:48,875
ببخشید

401
00:32:48,875 --> 00:32:51,878
بانو این‌سون جایی رفتن؟

402
00:32:51,878 --> 00:32:54,972
بنده اطلاعی ندارم

403
00:33:03,390 --> 00:33:05,792
این آخریه؟

404
00:33:05,792 --> 00:33:08,077
بله آخریه

405
00:33:10,217 --> 00:33:14,017
اینا آخرین گزارشای جنگ
صد سال پیشن

406
00:33:14,017 --> 00:33:17,262
همه چیز سوزونده شد و مردم
اون‌موقع بیرون انداخته شدن

407
00:33:17,262 --> 00:33:19,289
به زور چند تا گزارش موندن

408
00:33:19,289 --> 00:33:21,725
بجز اینا چیز دیگه‌ای هم هست؟

409
00:33:21,725 --> 00:33:23,601
گوش نمی‌دادین؟

410
00:33:23,601 --> 00:33:26,078
گفتم به زور چند تا گزارش موندن

411
00:33:29,107 --> 00:33:30,441
صبر کن

412
00:33:32,417 --> 00:33:37,217
شما واقعا با پادشاه اومدین؟

413
00:33:41,417 --> 00:33:44,147
من خواجه‌ی ارشدم

414
00:33:44,147 --> 00:33:46,557
خواجه‌ی ارشد؟

415
00:33:47,547 --> 00:33:49,402
!خدای من

416
00:33:49,402 --> 00:33:51,738
پس شما مقام بالایی داشتید

417
00:33:51,738 --> 00:33:53,657
چرا؟ فکر می‌کنی من کی بودم؟

418
00:33:53,657 --> 00:33:54,824
...فکر کردم یه خواجه ساده هستید

419
00:33:54,824 --> 00:33:56,743
یه خواجه؟-
نه قربان-

420
00:33:56,743 --> 00:33:58,078
معذرت می‌خوام

421
00:33:58,078 --> 00:34:02,707
قربان توی کل روستا آشوب به پا شده

422
00:34:02,707 --> 00:34:05,017
خیلی کم پیش میاد که پادشاه

423
00:34:05,017 --> 00:34:07,817
به همچین روستای کوچیکی سر بزنن

424
00:34:07,817 --> 00:34:10,982
،حالا که بهش فکر می‌کنم
حدوداً صد سالی میشه

425
00:34:10,982 --> 00:34:13,325
که هیچ پادشاهی به اینجا سر نزده

426
00:34:14,778 --> 00:34:15,817
چی گفتی؟

427
00:34:15,817 --> 00:34:19,224
یه پادشاه قبلا به روستای دوچونگ سر زده؟

428
00:34:19,224 --> 00:34:20,600
بله

429
00:34:20,600 --> 00:34:23,870
،راستش الآن بیشتر شبیه افسانه‌ست

430
00:34:23,870 --> 00:34:25,538
،ولی در زمان جنگ صد سال پیش

431
00:34:25,538 --> 00:34:28,741
پادشاه به اینجا فرار کرد تا یه پناهگاه پیدا کنه

432
00:34:32,003 --> 00:34:35,431
من اینو از پدربزرگ مرحومم شنیدم

433
00:34:36,282 --> 00:34:38,551
اگه پادشاه زمان جنگ
،صد سال پیش بود

434
00:34:38,551 --> 00:34:41,286
منظورت پادشاه یون‌جونگه؟

435
00:34:55,417 --> 00:34:59,197
عالیجناب شما حتما برای
کاتب سلطنتی یون‌گاب ارزش زیادی قائلید

436
00:34:59,197 --> 00:35:01,932
حتی برای یه سفر گرم و طولانی بهاری هم آوردینش

437
00:35:03,217 --> 00:35:06,617
اون کارگزار وفاداریه
و توی تعلیماتش خبره‌ست

438
00:35:06,617 --> 00:35:11,817
تو تمام حرکاتش از یه
آداب و رسوم مناسب پیروی می‌کنه

439
00:35:12,919 --> 00:35:15,204
نمی‌تونم ازش دل بکنم

440
00:35:16,017 --> 00:35:19,117
اعلی‌حضرت، در برابر تعاریفتون از بنده‌ی حقیر

441
00:35:19,117 --> 00:35:21,485
زبانم از سخن قاصره

442
00:35:22,245 --> 00:35:23,747
انقدر خوب احترام گذاشتن رو بلدی

443
00:35:23,747 --> 00:35:27,483
پس تمام این مدت عمدا این طوری رفتار می‌کردی؟

444
00:35:28,717 --> 00:35:30,417
بله؟

445
00:35:30,417 --> 00:35:32,254
چیزی نیست

446
00:35:40,417 --> 00:35:44,517
...راستی جناب چوی گیل‌سانگ، جد بزرگ شما

447
00:35:44,517 --> 00:35:46,202
حالا که این همه راه تا اینجا اومدم

448
00:35:46,202 --> 00:35:49,038
،و از اونجایی که ایشونم از علمای مشهور زمان خودشه

449
00:35:49,038 --> 00:35:51,890
امکانش هست تعدادی از نوشته‌هاش رو ببینم؟

450
00:35:53,417 --> 00:35:57,567
پدر جد من تعداد زیادی کتاب از خودش به جا گذاشته

451
00:35:58,490 --> 00:36:01,451
دنبال چه کتابی هستین؟

452
00:36:01,451 --> 00:36:04,117
،وقتی بربرهای شمالی ۱۰۰ سال پیش حمله کردند

453
00:36:04,117 --> 00:36:08,690
شنیدم جناب چوی گیل‌سانگ، امپراتور
یون جونگ رو همراهی کردند

454
00:36:08,690 --> 00:36:11,576
می‌تونم نوشته‌های اون زمانش رو ببینم؟

455
00:36:18,151 --> 00:36:20,035
...اعلی‌حضرت

456
00:36:21,221 --> 00:36:24,973
پس برای دیدن منظره به روستای یونگدام نیومدین

457
00:36:38,917 --> 00:36:43,660
پدر این دختر این بلا رو سر پای من
آورد و به زندگیم پایان داد

458
00:36:43,660 --> 00:36:45,678
من مطمئنم که اون روح تک‌پا رو

459
00:36:45,678 --> 00:36:48,014
همون موقع انداختم بیرون

460
00:36:48,014 --> 00:36:49,832
دوباره برگشت؟

461
00:36:50,817 --> 00:36:54,517
انرژیش رو حس می‌کنم، ولی نمی‌بینمش

462
00:36:57,457 --> 00:37:00,017
!آیگو، بانوی من

463
00:37:01,202 --> 00:37:03,071
!آیگو، بانوی من

464
00:37:03,071 --> 00:37:05,306
بانوی من! چی کار دارین می‌کنین؟

465
00:37:05,306 --> 00:37:06,574
!بانوی من، نه

466
00:37:06,574 --> 00:37:08,475
!نباید جلوتر برید

467
00:37:09,737 --> 00:37:12,021
!آیگو، آیگو، آیگو

468
00:37:12,021 --> 00:37:14,056
!آیگو، بانوی من

469
00:37:15,617 --> 00:37:19,347
روح تک‌پا دوباره بانو رو تسخیر کرده‌؟

470
00:37:19,347 --> 00:37:21,127
!آیگو، آیگو، بانوی من

471
00:37:21,965 --> 00:37:25,317
جد من نوشته‌های زیادی به‌جا گذاشته

472
00:37:25,317 --> 00:37:28,817
اما هیچ‌کدومش به جنگ ۱۰۰ سال پیش

473
00:37:28,817 --> 00:37:32,107
مربوط نمیشه

474
00:37:32,107 --> 00:37:34,026
واقعا؟

475
00:37:38,298 --> 00:37:40,098
!کی اونجاست

476
00:37:47,490 --> 00:37:49,283
!برگرد عقب

477
00:37:55,023 --> 00:37:56,699
!صبر کن

478
00:37:57,567 --> 00:37:59,235
اون دخترمه

479
00:37:59,235 --> 00:38:02,704
دخترم خیلی بیماره

480
00:38:02,704 --> 00:38:04,006
...لطفا

481
00:38:05,408 --> 00:38:06,868
!بانوی من-
!آیگو، بانوی من-

482
00:38:06,868 --> 00:38:09,995
!آیگو، آیگو، بانوی من

483
00:38:14,017 --> 00:38:16,519
!مشتاق دیدار

484
00:38:16,519 --> 00:38:18,237
!ولم کن

485
00:38:25,094 --> 00:38:27,146
روح نفرینشون کرده

486
00:38:28,417 --> 00:38:30,391
روح نفرینش کرده؟

487
00:38:30,391 --> 00:38:31,784
یه چیزی اشتباه پیش‌ رفته

488
00:38:31,784 --> 00:38:35,117
و یه روح انتقام‌جو بدن بانو رو تسخیر کرده

489
00:38:35,117 --> 00:38:38,017
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

490
00:38:38,017 --> 00:38:40,777
تو دفعه قبل هم جرئت کردی مزاحمم بشی زنک

491
00:38:40,777 --> 00:38:42,111
بازم داری همون کار رو می‌کنی؟

492
00:38:42,111 --> 00:38:44,614
!دیگه نمی‌ذارم

493
00:38:44,614 --> 00:38:46,517
دقیقا چی شده؟

494
00:38:46,517 --> 00:38:50,417
باید برامون توضیح بدین
تا بتونیم بانو رو درمان کنیم

495
00:38:54,417 --> 00:38:58,217
،اگه همینطوری رهاش کنین
!زندگی بانو به خطر میفته

496
00:38:58,217 --> 00:39:01,017
شنیدم که جد ارباب چوی

497
00:39:01,017 --> 00:39:03,424
عصبانی بوده

498
00:39:03,424 --> 00:39:05,359
کی اینو گفته؟

499
00:39:07,817 --> 00:39:10,817
شمن روستای شمال، دانگ‌گول

500
00:39:10,817 --> 00:39:14,917
خب، مراسم دلجویی از اجدادتون رو انجام دادین؟

501
00:39:19,717 --> 00:39:23,017
ارباب چاره‌ی دیگه‌ای نداشتن

502
00:39:23,017 --> 00:39:27,817
اخیرا همش اتفاقای عجیبی برای اربابم میفته

503
00:39:27,817 --> 00:39:31,327
،ولی روز بعد از مراسم

504
00:39:31,327 --> 00:39:34,289
...بانو اینطوری

505
00:39:34,289 --> 00:39:36,499
اینطوری شدن

506
00:39:37,333 --> 00:39:39,168
اون شمن اشتباه کرده

507
00:39:39,168 --> 00:39:41,754
این مربوط به جد شما نیست

508
00:39:41,754 --> 00:39:43,339
یه روح انتقام‌جوئه

509
00:39:43,339 --> 00:39:45,925
روحی که بعداز از دست دادن یک پاش

510
00:39:45,925 --> 00:39:47,843
به روح تک‌پا تبدیل شد

511
00:39:52,917 --> 00:39:55,084
...با ازدست دادن یه پا

512
00:39:55,084 --> 00:39:56,877
تک‌پا شده؟

513
00:39:57,854 --> 00:40:00,817
تو من رو نکشتی؟

514
00:40:00,817 --> 00:40:02,817
!ای حرومزاده

515
00:40:02,817 --> 00:40:06,153
توی پای من رو اینجوری نکردی؟

516
00:40:09,717 --> 00:40:12,297
...این‌سون

517
00:40:13,217 --> 00:40:15,604
راست می‌گه؟

518
00:40:22,728 --> 00:40:24,947
پرسیدم که درسته یا نه؟

519
00:40:45,360 --> 00:40:48,963
اولش قصد نداشتم بکشمش

520
00:40:52,158 --> 00:40:54,993
شما کی رو کشتین؟

521
00:40:56,217 --> 00:41:00,708
یه کتابفروش دوره‌گرد به اسم جانگ اون‌سو

522
00:41:00,708 --> 00:41:02,117
یه کتابفروش دوره‌گرد؟

523
00:41:02,117 --> 00:41:05,717
اون، کتابایی که میراث خانوادگی من بودن رو دزدید

524
00:41:05,717 --> 00:41:08,341
،می‌خواستم فقط بزنمش

525
00:41:08,341 --> 00:41:10,559
...ولی زیاده‌روی کردم

526
00:41:11,594 --> 00:41:14,389
و نفسش قطع شد

527
00:41:14,389 --> 00:41:16,665
کی این اتفاق افتاد؟

528
00:41:18,601 --> 00:41:21,604
این اتفاق واسه ۵ سال پیشه

529
00:41:21,604 --> 00:41:23,697
...پنج سال پیش

530
00:41:25,566 --> 00:41:27,617
...این اتفاق همزمان میشه با

531
00:41:27,617 --> 00:41:31,917
زمانی که از سمتتون توی دربار استعفا دادین و

532
00:41:31,917 --> 00:41:34,449
برگشتین به زادگاهتون

533
00:41:39,622 --> 00:41:43,059
بذارین اول دخترتون رو نجات بدیم

534
00:41:43,059 --> 00:41:45,694
فکر نمی‌کنم دیر بشه

535
00:41:46,754 --> 00:41:49,823
که بعدا بخوایم شما رو به‌خاطر
قتلی که انجام دادین مجازات کنیم

536
00:41:54,637 --> 00:41:56,305
اعلی‌حضرت

537
00:42:03,817 --> 00:42:08,517
اعلی‌حضرت، من تمام سوابق موجود
در دفتر محلی رو بررسی کردم

538
00:42:08,517 --> 00:42:12,822
اما هیچ‌چیز قابل توجهی
در مورد جنگ ۱۰۰ سال پیش پیدا نکردم

539
00:42:12,822 --> 00:42:14,490
،با این حال

540
00:42:14,490 --> 00:42:18,017
چیز عجیبی شنیدم

541
00:42:18,017 --> 00:42:19,895
چی؟

542
00:42:21,217 --> 00:42:25,417
خب، میگن که امپراتور یون جونگ

543
00:42:25,417 --> 00:42:27,937
،در حین جنگ ۱۰۰ سال پیش

544
00:42:27,937 --> 00:42:31,517
به روستای یونگدام فرار کردن

545
00:42:31,517 --> 00:42:32,959
چی گفتی؟

546
00:42:32,959 --> 00:42:35,017
هیچ نوشته‌ی ثبت‌شده‌ای درموردش وجود نداره

547
00:42:35,017 --> 00:42:39,817
ولی یه داستانیه که مثل افسانه بین  مردم چرخیده

548
00:42:39,817 --> 00:42:43,717
تیکه‌های داستان دارن کنار هم جمع میشن

549
00:42:43,717 --> 00:42:46,117
این یعنی یه اتفاقی اینجا

550
00:42:46,117 --> 00:42:49,417
بین امپراتور یون جونگ و روح دو و نیم گزی افتاده

551
00:42:50,417 --> 00:42:52,437
،اون کتابفروش دوره‌گرد، جانگ اون‌سو

552
00:42:52,437 --> 00:42:55,217
احتمالا بخش‌های باقی‌مونده‌ی داستان رو می‌دونه

553
00:42:55,217 --> 00:42:56,315
جانگ اون‌سو؟

554
00:42:56,315 --> 00:42:59,659
روحی که دختر ارباب چوی رو تسخیر کرده؟

555
00:43:00,369 --> 00:43:02,217
قبلا حسش نکردین؟

556
00:43:02,217 --> 00:43:05,717
چوی وون‌وو داشت چیزی رو قایم می‌کرد

557
00:43:05,717 --> 00:43:09,317
احتمالا بین کتاباییه که
کتابفروش دوره‌گرد عمدا دزدیده

558
00:43:10,546 --> 00:43:12,017
داری کجا میری؟

559
00:43:12,017 --> 00:43:14,117
...چرا باید بهت جواب

560
00:43:14,117 --> 00:43:17,201
یوری ازم خواسته یه کاری رو انجام بدم

561
00:43:17,201 --> 00:43:19,917
فکر نکنم یوری ازت خواسته‌ باشه کاری انجام بدی

562
00:43:19,917 --> 00:43:23,907
...اون... اون

563
00:43:37,573 --> 00:43:39,659
باهاش یه‌کم آب بخور

564
00:43:39,659 --> 00:43:41,935
وگرنه اینجوری به سرفه می‌افتی

565
00:43:49,085 --> 00:43:52,017
یوری بهت نگفت؟

566
00:43:52,017 --> 00:43:55,717
...این توسط یه خدمتکار آشپزخانه‌ی ماهر درست شده که

567
00:43:55,717 --> 00:43:58,094
توی قصر به مهارتش مشهوره

568
00:43:58,094 --> 00:44:00,980
چون من ازش خواستم درستش کرد

569
00:44:00,980 --> 00:44:04,616
حتی آشپز سلطنتی هم نمی‌تونه بهترش رو درست کنه

570
00:44:06,017 --> 00:44:09,617
از اونجایی که خیلی خوشمزه‌ست
تو هم یکی بخور، جناب سیرابی

571
00:44:27,707 --> 00:44:29,617
...منم

572
00:44:29,617 --> 00:44:32,517
وقتی کوچیک بودم خواهرم رو از دست دادم

573
00:44:32,517 --> 00:44:34,088
خانواده‌م انقدر فقیر بودن که

574
00:44:34,088 --> 00:44:37,649
حتی نمی‌تونستیم دارو بگیریم که نجاتش بدیم

575
00:44:38,718 --> 00:44:41,220
نمی‌تونستم اجازه بدم بقیه خواهر برادرهای کوچیکترم
هم، همچین بلایی سرشون بیاد

576
00:44:41,220 --> 00:44:44,206
واسه همین خودم داوطلبانه تصمیم گرفتم خواجه بشم

577
00:44:45,433 --> 00:44:48,077
...انسان‌ها چطور هر بار غمِ

578
00:44:48,077 --> 00:44:49,517
ازدست دادن یه نفر رو تحمل می‌کنن؟

579
00:44:49,517 --> 00:44:54,017
خب، پشیمون می‌شیم، خودمونو سرزنش می‌کنیم

580
00:44:55,917 --> 00:44:58,317
بعدم دلتنگشون می‌شیم

581
00:44:58,317 --> 00:45:02,324
و بعد اینکه، زمان مثل برق و باد می‌گذره

582
00:45:07,855 --> 00:45:09,731
خوشمزه‌ست

583
00:45:30,286 --> 00:45:32,617
الان دیگه وارد ساعت موش شدیم

584
00:45:32,617 --> 00:45:35,317
مطمئنی می‌تونی با این روش
بانو رو نجات بدی؟

585
00:45:35,317 --> 00:45:37,359
اول باید امتحان کنم

586
00:45:44,617 --> 00:45:46,817
<font color="#05a072">(آتش)</font>

587
00:45:52,117 --> 00:45:55,017
<font color="#05a072">(آتش)</font>

588
00:46:02,977 --> 00:46:07,037
<font color="#05a072">(آب)</font>

589
00:46:12,057 --> 00:46:16,277
<font color="#05a072">(آب)</font>

590
00:46:33,187 --> 00:46:36,027
<font color="#05a072">(آتش)</font>

591
00:46:40,717 --> 00:46:46,517
این یه روش سری برای
خنثی کردن چیزهای اشتباهه

592
00:46:46,517 --> 00:46:48,117
<font color="#05a072">(آب)</font>

593
00:46:58,917 --> 00:47:00,617
<font color="#05a072">(آتش)</font>

594
00:47:01,767 --> 00:47:02,857
<font color="#05a072">(آب)</font>

595
00:47:18,794 --> 00:47:20,327
بانوی من

596
00:47:28,763 --> 00:47:30,397
...بانوی من

597
00:47:36,645 --> 00:47:39,982
بازم جرئت کردی مزاحم کارم بشی؟

598
00:47:39,982 --> 00:47:42,984
!نمی‌ذارم قسر در بری

599
00:47:56,317 --> 00:47:58,667
حالت خوبه؟

600
00:47:58,667 --> 00:47:59,768
پشت سرت-
چی؟-

601
00:47:59,768 --> 00:48:01,986
!پشت سرت-
پشت سرم؟-

602
00:48:04,799 --> 00:48:06,433
باید بگیریمش

603
00:48:08,260 --> 00:48:11,112
!مردک حصیر پوش داهول

604
00:48:12,807 --> 00:48:16,142
ای خدا، از دست اون عوضی رو مخ

605
00:48:37,417 --> 00:48:41,017
...مردک بی‌همه چیز-
وایسا... یه لحظه صبر کن-

606
00:48:44,897 --> 00:48:46,489
!هنوز نه

607
00:48:50,803 --> 00:48:52,613
،می‌تونی با یه شمشیر من رو بکشی

608
00:48:52,613 --> 00:48:55,683
یا برای همیشه تو جعبه زندانیم کنی

609
00:48:55,683 --> 00:48:58,417
...ولی قبلش می‌خوام

610
00:48:58,417 --> 00:49:02,117
با اون پیر خرفت تسویه‌حساب کنم

611
00:49:02,117 --> 00:49:05,317
چطور می‌تونی بعد از زله کردن
اون پدر و دختر همچین حرفی بزنی؟

612
00:49:05,317 --> 00:49:08,295
چه انتقامی می‌خوای ازش بگیری؟

613
00:49:08,295 --> 00:49:10,547
...چیزی که اون پیرمرد

614
00:49:10,547 --> 00:49:13,124
...بیشتر از هر چیزی ازش می‌ترسه

615
00:49:13,926 --> 00:49:17,454
...عمومی شدن اون کتاب برای همه دنیاست

616
00:49:17,454 --> 00:49:20,332
...فاش شدن کتابی که

617
00:49:20,332 --> 00:49:22,842
حاوی راز بزرگی از خاندان سلطنتی‌ئه

618
00:49:23,669 --> 00:49:25,617
این انتقام من‌ئه

619
00:49:25,617 --> 00:49:29,617
دقیقا چه کتابیه که همچین
الم شنگه‌ای به پا کردی؟

620
00:49:29,617 --> 00:49:32,052
یه کتاب فوق‌العاده

621
00:49:32,052 --> 00:49:34,847
...داستان پادشاه این مملکت

622
00:49:34,847 --> 00:49:37,557
و یه افسر ارتش از صد سال قبل

623
00:49:54,366 --> 00:49:55,576
چی شد؟

624
00:49:55,576 --> 00:49:58,078
از شرش خلاص شدین؟

625
00:49:58,078 --> 00:49:59,330
بله

626
00:49:59,330 --> 00:50:01,731
روح تک پا رو گرفتیم

627
00:50:03,717 --> 00:50:08,117
پس، روحی که این همه مدت
...دست از سرم برنمی‌داشت

628
00:50:08,117 --> 00:50:10,758
بالاخره ترتیبش داده شد

629
00:50:10,758 --> 00:50:12,258
بله

630
00:50:14,017 --> 00:50:17,717
هرچند، اون روح یه چیز عجیبم گفت

631
00:50:17,717 --> 00:50:18,817
یه چیز عجیب؟

632
00:50:18,817 --> 00:50:23,917
خیلی یهویی گفت که، کتاب رو
جایی قایم کرده که مرده

633
00:50:23,917 --> 00:50:27,217
می‌دونین منظورش چیه؟

634
00:50:30,569 --> 00:50:33,763
مگه ارباب یکم قبل بهتون نگفتن؟

635
00:50:34,531 --> 00:50:36,450
...اون یه کتابفروش دوره گرد بدنام بود که

636
00:50:36,450 --> 00:50:38,452
کتابای با ارزش خانواده‌شون رو می‌دزدید

637
00:50:38,452 --> 00:50:41,121
احتمالا یکی از همون کتابا بوده

638
00:50:41,121 --> 00:50:43,217
درسته ارباب؟

639
00:50:43,217 --> 00:50:45,293
...عالیجناب، اون کتابفروش دوره گرد

640
00:50:45,293 --> 00:50:47,753
وقتی تو این حیاط داشت کتک می‌خورد، مرد

641
00:50:47,753 --> 00:50:51,048
چطور ممکنه یه کتاب اینجا قایم کرده باشه؟

642
00:50:51,048 --> 00:50:52,383
قضیه از این قراره؟

643
00:50:52,383 --> 00:50:55,135
چطور می‌تونیم حرفای یه روح رو باور کنیم؟

644
00:50:55,135 --> 00:50:57,662
احتمالا داشته دروغ می‌گفته

645
00:51:49,314 --> 00:51:52,192
...چند ماه پیش، خانواده شما

646
00:51:52,192 --> 00:51:54,361
کلی کتاب دور ریختنی بهم فروختن

647
00:51:54,361 --> 00:51:56,196
،نمی‌دونم چی شد که همه چی با هم قاطی شد

648
00:51:56,196 --> 00:51:58,866
ولی آخرش چیزی رو دیدم که قرار نبود ببینم

649
00:51:58,866 --> 00:52:02,201
یه کتاب قدیمی‌ئه، که تقریبا صد سال قدمت داره

650
00:52:03,217 --> 00:52:06,717
بالاخره توجهتون بهم جلب شد

651
00:52:06,717 --> 00:52:08,976
بله... مجموعه آثار گوانگام

652
00:52:08,976 --> 00:52:10,544
همون کتابه

653
00:52:10,544 --> 00:52:12,713
،نوشته‌هاش عالیه

654
00:52:12,713 --> 00:52:14,840
ولی محتواش آدم رو شوکه می‌کنه

655
00:52:14,840 --> 00:52:17,342
کتابی‌ئه که اسرار طبقه‌بندی شده
خاندان سلطنتی توش ثبت شده

656
00:52:17,342 --> 00:52:18,945
،اگه کتاب فاش بشه

657
00:52:18,945 --> 00:52:21,513
..به نظرتون آبروی خودتون و

658
00:52:21,513 --> 00:52:23,940
و کل خاندانتون نمیره؟

659
00:52:26,060 --> 00:52:27,594
...اون کتاب

660
00:52:28,579 --> 00:52:30,321
الان کجاست؟

661
00:52:31,356 --> 00:52:33,917
همین الان بده‌ش من

662
00:52:33,917 --> 00:52:38,117
...ای خدا، بهم گفت اینجا وایسم
چرا نمیاد پس؟

663
00:52:45,617 --> 00:52:47,817
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

664
00:53:36,088 --> 00:53:38,017
بالاخره اومدین ارباب

665
00:53:38,017 --> 00:53:41,917
خب، پول رو آماده کردین؟

666
00:53:54,439 --> 00:53:57,651
،با اینکه دویست نیانگه
...ولی وقتی دستم می‌گیرمش

667
00:53:57,651 --> 00:54:00,017
زیاد سنگین نیست

668
00:54:00,017 --> 00:54:03,017
چی گفتی؟-
ای دل غافل، چیکار کنم؟-

669
00:54:03,017 --> 00:54:05,742
کلا یادم رفت کتاب رو با خودم بیارم

670
00:54:05,742 --> 00:54:08,120
دفعه بعد، حتما با خودم میارمش

671
00:54:08,120 --> 00:54:10,217
سیصدتا دیگه دستتون رو می‌بوسه عالیجناب

672
00:54:10,217 --> 00:54:11,294
!مردک یالغوز

673
00:54:11,294 --> 00:54:16,027
برای نجات خانواده‌تون، نمی‌خواین همین
چندرغاز رو هم خرج کنین؟

674
00:54:19,423 --> 00:54:21,008
!مردک حروم لقمه

675
00:54:21,008 --> 00:54:22,901
!چطور جرئت می‌کنی به خانواده‌م توهین کنی

676
00:54:22,901 --> 00:54:25,761
این کار رو نکنین ارباب

677
00:54:36,481 --> 00:54:38,457
!مردک فسیل

678
00:54:45,917 --> 00:54:49,517
تا فردا سیصد نیانگ میشه

679
00:54:51,330 --> 00:54:53,606
!ای حرومزاده بدبخت

680
00:54:55,392 --> 00:54:57,876
...تو فقط یه کتابفروش دوره گردی

681
00:55:58,872 --> 00:56:01,324
...اصلا نمی‌دونستم این همه مدت اینجا بوده

682
00:56:58,857 --> 00:57:01,317
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

683
00:57:01,317 --> 00:57:03,937
جد بزرگ، واقعا شرمنده‌م

684
00:57:03,937 --> 00:57:06,673
برای نجات خانواده‌م این کار رو می‌کنم

685
00:57:20,520 --> 00:57:22,117
!چیکار می‌کنی

686
00:57:22,117 --> 00:57:23,307
!آخ! سوختم، داغ‌ئه

687
00:57:23,307 --> 00:57:25,617
!ووی ووی ووی

688
00:57:25,617 --> 00:57:28,445
داری چیکار می‌کنی؟-
ای خدا... واقعا که-

689
00:57:28,445 --> 00:57:30,030
این چیه؟

690
00:57:30,030 --> 00:57:32,698
!کتاب رو نیست و نابود کردی

691
00:57:33,617 --> 00:57:36,317
خب حداقل محتوای داخلش هنوز سالمه

692
00:57:36,317 --> 00:57:38,317
فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

693
00:57:38,317 --> 00:57:40,317
!بده‌ش من ببینم-
نموخوام-

694
00:57:40,317 --> 00:57:41,808
!گیر عجب مغز معیوبی افتادیما

695
00:57:41,808 --> 00:57:44,502
!همین الان بده‌ش من! زود باش

696
00:57:48,465 --> 00:57:49,999
اعلی‌حضرت

697
00:57:53,804 --> 00:57:56,455
همه چی توی این کتابه

698
00:58:01,327 --> 00:58:03,037
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

699
00:58:03,897 --> 00:58:06,932
اینکه روح دو و نیم گزی چطور به دنیا اومده

700
00:58:29,714 --> 00:58:31,842
اگه وجودشو داری، دنبالم بیا

701
00:58:31,842 --> 00:58:34,553
ولی من هیچوقت پا پس نمی‌کشم

702
00:58:34,553 --> 00:58:38,080
!هیچوقت جلوی تو زانو نمی‌زنم

703
00:58:40,767 --> 00:58:44,086
...با چشم و گوش باز

704
00:58:45,205 --> 00:58:47,290
در برابرت می‌جنگم

705
00:58:47,290 --> 00:58:49,175
...هیچوقت نمی‌ذارم

706
00:58:49,943 --> 00:58:53,304
شکستم بدی

707
01:00:25,138 --> 01:00:27,648
!ژنرال آسمان‌ها

708
01:00:28,672 --> 01:00:44,672
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

709
01:00:45,697 --> 01:00:49,277
<font color="#ffbfdf">♫ بهتره فرار کنی، شکار شروع شده ♫</font>

710
01:00:49,277 --> 01:00:53,717
<font color="#ffbfdf">♫ من توی کثیف رو خاک می‌کنم ♫</font>

711
01:00:53,717 --> 01:01:01,677
<font color="#ffbfdf">♫ همه چیزایی که توی شعله‌ها قایم کردی رو می‌شکنم ♫</font>

712
01:01:01,677 --> 01:01:05,397
<font color="#ffbfdf">♫ بهتره فرار کنی، من همه چی رو تموم می‌کنم ♫</font>

713
01:01:05,397 --> 01:01:07,937
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

714
01:01:07,937 --> 01:01:10,797
محتوای این کتاب حقیقت داره؟

715
01:01:10,797 --> 01:01:12,817
اون زمان، اینجا جهنم واقعی بود

716
01:01:12,817 --> 01:01:15,047
...روح دو و نیم گزی از صد سال پیش

717
01:01:15,047 --> 01:01:17,107
گرفتار کینه‌های مردم روستای یونگدام بوده

718
01:01:17,107 --> 01:01:19,307
تالار شاهزاده اول‌ئه

719
01:01:20,777 --> 01:01:22,407
ارباب یون‌گاب؟

720
01:01:22,407 --> 01:01:23,387
...با عقل جور درنمیاد

721
01:01:23,387 --> 01:01:25,367
روحی رو که انقدر راحت خورده، ول کنه؟

722
01:01:25,367 --> 01:01:27,297
یعنی از عمد بوده؟ ولی چرا؟

723
01:01:27,297 --> 01:01:28,747
همه رو چی ازم گرفتن

724
01:01:28,747 --> 01:01:31,657
می‌بینم که کینه‌ت داره عمیق‌تر و قوی‌تر میشه

725
01:01:31,657 --> 01:01:34,677
تنها کاری که باید بکنی، اینه که
کاتب یون رو بیرون بیاری

726
01:01:34,677 --> 01:01:37,807
با این وضعیت، فکر نکنم
بتونم از یوری محافظت کنم

727
01:01:37,807 --> 01:01:41,167
<font color="#ffbfdf">♫ بهتره فرار کنی، شکار شروع شده ♫</font>

728
01:01:41,167 --> 01:01:44,617
<font color="#ffbfdf">♫ من توی کثیف رو خاک می‌کنم ♫</font>

