1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

3
00:00:38,180 --> 00:00:41,710
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

4
00:00:41,780 --> 00:00:43,009
<font color="#ffbfdf">تمامی شخصیت‌ها، مکان‌ها، سازمان‌ها)</font>

5
00:00:43,010 --> 00:00:44,379
<font color="#ffbfdf">(و اتفاقات این سریال تخیلی هستند</font>

6
00:00:44,380 --> 00:00:46,820
<font color="#ffbfdf">فیلمبرداری کودکان و حیوانات)
(در امنیت کامل انجام شده‌ است</font>

7
00:00:46,990 --> 00:00:48,573
<font color="#05a072">(صد سال پیش)</font>

8
00:00:48,573 --> 00:00:50,900
سال خوک سرخ و ماه گاو‌ نر سفید بود

9
00:00:50,900 --> 00:00:53,100
...اون زمستون

10
00:00:53,100 --> 00:00:56,700
نسبت به بقیه سال‌ها سرد‌تر بود

11
00:00:56,700 --> 00:00:59,800
اون‌ روز که سرما و باد می‌زد به استخون

12
00:00:59,800 --> 00:01:03,004
شاه با ردای سلطنتیش قصر رو ترک کرد

13
00:01:03,004 --> 00:01:05,590
دشمن تا نزدیکی پایتخت رسیده بود

14
00:01:05,590 --> 00:01:08,792
و قرار بود پایتخت رو اشغال کنه

15
00:01:09,760 --> 00:01:11,429
...همین باعث شد

16
00:01:11,429 --> 00:01:13,947
شاه فرار کنه تا پناه بگیره

17
00:01:27,600 --> 00:01:31,600
هرچند، دشمن سرسختانه به دنبال شاه بود

18
00:01:31,600 --> 00:01:36,778
امنیت شاه هم به اندازه‌ی وجود
شمعی روشن در باد پر مخاطره

19
00:01:36,778 --> 00:01:38,289
در اون لحظه

20
00:01:38,289 --> 00:01:41,224
افسر ارتشی پا پیش گذاشت

21
00:01:43,800 --> 00:01:46,300
اعلی‌حضرت، چون گوم‌هی هستم

22
00:01:46,300 --> 00:01:48,200
از فرماندهی محافظین سلطنتی

23
00:01:48,200 --> 00:01:52,335
روستایی در جنوب هست به نام
یونگدام که یک روز از اینجا فاصله داره

24
00:01:52,335 --> 00:01:53,971
زادگاه منه

25
00:01:53,971 --> 00:01:56,600
گفته میشه جاییه که اژدهایان ازش صعود می‌کنن

26
00:01:56,600 --> 00:02:00,700
زمین‌های وسیع کوهستانیش
مکانی عالی برای مخفی شدنه

27
00:02:03,400 --> 00:02:05,900
روستای یونگدام؟

28
00:02:05,900 --> 00:02:09,000
بسیار خب، عازم اونجا میشیم

29
00:02:13,741 --> 00:02:15,175
!صبر کنید

30
00:02:19,300 --> 00:02:22,400
!اعلی‌حضرت! شما باید هرچه سریعتر فرار کنین

31
00:02:22,400 --> 00:02:26,000
دشمن در دامنه‌ی کوه پالته اردوگاه زده بود

32
00:02:28,000 --> 00:02:30,500
اعلی‌حضرت، دامنه‌ی کوه پالته

33
00:02:30,500 --> 00:02:32,677
نمیشه شمال روستای یونگدام؟

34
00:02:32,677 --> 00:02:33,800
بله، اعلی‌حضرت

35
00:02:33,800 --> 00:02:37,200
مثل اینکه فهمیدن کجا داریم میریم

36
00:02:37,200 --> 00:02:39,350
بابد مسیرمون رو عوض کنیم

37
00:02:39,350 --> 00:02:42,400
...ولی این وقت روز

38
00:02:42,400 --> 00:02:44,700
کجا می‌تونیم بریم؟

39
00:02:44,700 --> 00:02:47,800
کجا باید برم که بتونم زندگی کنم؟

40
00:02:47,800 --> 00:02:51,000
...بهتره که راهی از جنوب در پیش بگیریم و

41
00:02:51,000 --> 00:02:55,100
!اگه تعقیبمون کردن چی

42
00:02:56,951 --> 00:02:58,285
خیلی خب

43
00:02:59,495 --> 00:03:01,200
کسی رو بفرستین

44
00:03:01,200 --> 00:03:04,200
تا بیرق خانواده‌ی سلطنتی رو
در روستای یونگدام وصل کنه

45
00:03:04,200 --> 00:03:08,104
که دشمن باور کنه من به اونجا رفتم

46
00:03:08,104 --> 00:03:09,814
حینی که با دیده‌هاشون فریبشون می‌دیم

47
00:03:09,814 --> 00:03:11,500
می‌تونم بدون جلب توجه فرار کنم

48
00:03:11,500 --> 00:03:14,084
بله اعلی‌حضرت، این یه تاکتیک خردمندانه‌ست

49
00:03:14,084 --> 00:03:16,244
به نظر فکر خوبیه

50
00:03:17,847 --> 00:03:19,557
!نه اعلی‌حضرت

51
00:03:19,557 --> 00:03:20,683
اگر این کارو بکنین

52
00:03:20,683 --> 00:03:23,400
روستایی‌های یونگدام به خطر میفتن

53
00:03:23,400 --> 00:03:26,147
اگر دو ساعت بهم وقت بدید

54
00:03:26,147 --> 00:03:28,124
روستایی‌هارو از اونجا می‌برم

55
00:03:28,124 --> 00:03:30,292
لطفا درخواستم رو قبول کنید

56
00:03:30,292 --> 00:03:31,902
!ای احمق

57
00:03:31,902 --> 00:03:33,300
اگه روستا رو تخلیه کنی که

58
00:03:33,300 --> 00:03:36,800
!دشمن از نقشه‌مون مطلع میشه

59
00:03:36,800 --> 00:03:40,500
رسیدن به هدفی والا نیازمند قربانیه

60
00:03:40,500 --> 00:03:42,513
!اعلی‌حضرت

61
00:03:42,513 --> 00:03:45,699
مادر پیر و پسر جوانم

62
00:03:45,699 --> 00:03:47,543
در روستای یونگدام زندگی می‌کنن

63
00:03:47,543 --> 00:03:49,853
...پس خواهش می‌کنم

64
00:04:03,225 --> 00:04:06,062
بگیریدش و یه جا محکم ببندینش

65
00:04:06,062 --> 00:04:08,439
که نتونه نقشه‌ام رو خراب کنه

66
00:04:08,439 --> 00:04:09,973
!راه بیفتین

67
00:04:43,140 --> 00:04:45,000
اون شب

68
00:04:45,000 --> 00:04:49,300
ما زنده موندیم، ولی روستاییان بجای ما جان باختن

69
00:04:50,200 --> 00:04:53,442
چطوری می‌تونیم این گناه قبیحمون رو

70
00:04:53,442 --> 00:04:55,443
جبران کنیم؟

71
00:04:57,220 --> 00:05:00,130
<font color="#05a072">:::::::::  ( قسمت 13 )  ::::::::</font>

72
00:05:07,031 --> 00:05:08,890
...نوشته‌های این کتاب

73
00:05:09,800 --> 00:05:12,536
حقیقت دارن؟

74
00:05:12,536 --> 00:05:14,500
...واقعا شاه یون جونگ

75
00:05:14,500 --> 00:05:18,000
...مردم این روستا رو قربانی کرد

76
00:05:18,000 --> 00:05:21,778
تا از دست دشمن فرار کنه؟

77
00:05:26,700 --> 00:05:30,300
بنابراین این مرد، چون گوم‌هی

78
00:05:31,272 --> 00:05:34,424
از خاندان سلطنتی کینه‌ی عمیقی به دل گرفت

79
00:05:35,317 --> 00:05:37,619
و به روح دو و نیم گزی تبدیل شد

80
00:05:38,400 --> 00:05:41,100
...تا انتقام-
اعلی‌حضرت-

81
00:05:41,900 --> 00:05:47,121
پدر پدر پدربزرگم جرعت کرده
فضاحت خاندان سلطنتی رو مکتوب کنه

82
00:05:47,121 --> 00:05:49,531
...لطفا از این جرم کفرآمیز

83
00:05:52,268 --> 00:05:54,744
نگذرید

84
00:05:56,730 --> 00:06:00,000
بعدا درمورد مجازاتت تصمیم می‌گیرم

85
00:06:01,151 --> 00:06:02,736
فعلا می‌تونی بری

86
00:06:02,736 --> 00:06:04,321
چشم؛ اعلی‌حضرت

87
00:06:18,310 --> 00:06:19,280
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

88
00:06:23,780 --> 00:06:26,020
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

89
00:06:28,846 --> 00:06:30,180
یوری

90
00:06:35,503 --> 00:06:37,300
عذر می‌خوام

91
00:06:37,300 --> 00:06:39,507
...یکدفعه موجی از

92
00:06:39,507 --> 00:06:42,409
غم غیرقابل تحملی وجودمو گرفت

93
00:06:43,360 --> 00:06:45,979
غم چون گوم‌هی بود؟

94
00:06:47,364 --> 00:06:48,698
...یحتمل

95
00:06:49,558 --> 00:06:51,784
همینطوره

96
00:06:53,200 --> 00:06:55,300
...چون گوم‌هی

97
00:06:55,300 --> 00:06:58,041
باور داشت زادگاهش و خانواده‌اش

98
00:06:58,041 --> 00:07:00,778
همه بخاطر شاه نابود شدن

99
00:07:00,778 --> 00:07:04,073
پس به نظر میاد

100
00:07:04,073 --> 00:07:06,800
اندوه و حس گناه وجودشو گرفته بوده

101
00:07:06,800 --> 00:07:11,100
به احتمال زیاد برای همینه که به
روح انتقام‌جوی وحشتناکی تبدیل شده

102
00:07:14,300 --> 00:07:18,200
ولی اون غم و اندوه یک نفر نبود

103
00:07:18,200 --> 00:07:20,548
...انگار که چندین نفر، نه

104
00:07:20,548 --> 00:07:23,092
...حس کردم که غم و اندوهِ

105
00:07:23,092 --> 00:07:26,319
افراد بیشتری داره یکباره بهم وارد میشه

106
00:07:27,400 --> 00:07:30,900
حالا درک می‌کنم چرا انرژیش اینقدر آشفته بود

107
00:07:31,825 --> 00:07:33,443
...روح دو و نیم گزی

108
00:07:35,079 --> 00:07:36,972
فقط یک نفر نیست

109
00:07:38,315 --> 00:07:41,418
یک... یک نفر نیست؟

110
00:07:41,418 --> 00:07:43,000
منظورت چیه؟

111
00:07:43,000 --> 00:07:45,246
...کینه‌ی

112
00:07:45,246 --> 00:07:47,600
چون گوم‌هی و مردم یونگدام

113
00:07:47,600 --> 00:07:50,761
صدسال پیش باهم آمیخته شدن

114
00:07:50,761 --> 00:07:51,929
یادتون رفته؟

115
00:07:51,929 --> 00:07:53,831
روح دو و نیم گزی روح آتشین
کسیه که تا سر حد مرگ سوخته

116
00:07:53,831 --> 00:07:55,958
ولی هیچ اشاره‌ای به این
موضوع توی کتاب نشده بود

117
00:07:55,958 --> 00:07:59,002
این یعنی بعدش ماجرای دیگه‌ای اتفاق افتاده

118
00:08:11,300 --> 00:08:13,500
باورم نمیشه

119
00:08:13,500 --> 00:08:16,300
...چطوری شاه مملکت می‌تونه

120
00:08:16,300 --> 00:08:19,288
برای نجات خودش ملتش رو قربانی کنه؟

121
00:08:20,249 --> 00:08:23,784
همه‌ی شاه‌هامون که
مثلِ شاه فعلی‌مون نیستن

122
00:08:25,295 --> 00:08:27,464
مخصوصا زمان جنگ

123
00:08:27,464 --> 00:08:30,033
حتما صد سال پیش

124
00:08:30,033 --> 00:08:32,335
تمام اتفاقات اینجا رو دیدی

125
00:08:33,600 --> 00:08:36,724
تمام گذشته‌ی روح دو و نیم گزی رو نمی‌دونستم

126
00:08:36,724 --> 00:08:39,900
ولی اون موقع اینجا جهنمی بود واسه خودش

127
00:08:39,900 --> 00:08:43,971
مردم آتیش گرفته بودن و خون گریه می‌کردن

128
00:08:43,971 --> 00:08:46,950
بعد اون بزدل‌های وقیح واسه نجات جونشون

129
00:08:47,901 --> 00:08:50,503
پا به فرار گذاشته بودن

130
00:08:51,600 --> 00:08:53,657
...واسه همین

131
00:08:53,657 --> 00:08:56,359
اینقدر از انسانها نفرت داری

132
00:08:59,600 --> 00:09:01,582
...هنوزم

133
00:09:01,582 --> 00:09:04,167
ازشون نفرت داری؟

134
00:09:20,167 --> 00:09:21,601
یوری

135
00:09:35,199 --> 00:09:36,633
ارباب؟

136
00:09:40,162 --> 00:09:41,763
اراب یون‌گاب؟

137
00:10:01,517 --> 00:10:03,209
چی شده؟

138
00:10:10,025 --> 00:10:11,401
مشکل چیه؟

139
00:10:11,401 --> 00:10:13,000
...همین الان

140
00:10:13,000 --> 00:10:15,500
روح ارباب یون‌گاب رو دیدم

141
00:10:15,500 --> 00:10:18,008
چی؟-
به قطع یقین ارباب یون‌گاب بود-

142
00:10:18,008 --> 00:10:20,943
حتما از دست روح و دو و نیم گزی فرار کرده

143
00:10:20,943 --> 00:10:22,412
این که با عقل جور درنمیاد

144
00:10:22,412 --> 00:10:24,998
بعد از بلعیدن گوهر نورانی
بی‌بی خیلی قوی‌تر شده

145
00:10:24,998 --> 00:10:27,984
چرا باید روحی که به راحتی
قورت داده بود رو آزاد کنه؟

146
00:10:28,819 --> 00:10:31,812
...مگه اینکه عمدی آزادش کرده باشه

147
00:10:31,812 --> 00:10:33,741
عمدی؟

148
00:10:33,741 --> 00:10:35,625
چرا باید همچین کاری بکنه؟

149
00:10:41,040 --> 00:10:45,910
<font color="#05a072">:::::::::  ( قسمت 13: بازگشت روح )  ::::::::</font>

150
00:11:17,259 --> 00:11:21,800
امشب انرژی آتش در قوی‌ترین حالتشه

151
00:11:21,800 --> 00:11:25,700
اگه روح و دو و نیم گزی بخواد کاری بکنه، حتما امشبه

152
00:11:35,986 --> 00:11:38,337
!تو اتاق شاهزاده‌ی اوله

153
00:11:51,819 --> 00:11:53,253
!عالیجناب

154
00:11:53,904 --> 00:11:56,073
عالیجناب، عالیجناب

155
00:11:56,073 --> 00:11:57,241
!عالیجناب

156
00:11:57,241 --> 00:11:59,368
‌...روح شیطانی، روح شیطانی

157
00:11:59,368 --> 00:12:01,078
دوباره اون روح شیطانی اومده سراغم؟

158
00:12:01,078 --> 00:12:02,612
عالیجناب

159
00:12:05,249 --> 00:12:07,842
!نزدیک من نشو! نزدیکم نشو

160
00:12:16,260 --> 00:12:17,886
!شاهزاده‌ی اول

161
00:12:17,886 --> 00:12:19,320
...شاهزاده‌ی اول

162
00:12:20,430 --> 00:12:22,131
!نه

163
00:12:32,626 --> 00:12:34,502
!شاهزاده‌ی اول

164
00:12:40,050 --> 00:12:41,802
دیگه تموم شد

165
00:12:41,802 --> 00:12:44,053
دیگه جاتون امنه

166
00:13:00,404 --> 00:13:02,705
دیگه جاتون امنه

167
00:13:25,762 --> 00:13:28,432
نصف روزه دارم دعا می‌خونم

168
00:13:28,432 --> 00:13:30,867
ولی هنوز روح ارباب یون‌گاب خودشو نشون نداده

169
00:13:31,919 --> 00:13:33,962
یعنی توهم زدم؟

170
00:13:33,962 --> 00:13:35,172
آخه جور درنمیاد

171
00:13:35,172 --> 00:13:37,774
بعد از بلعیدن گوهر نورانی
بی‌بی خیلی قوی‌تر شده

172
00:13:37,774 --> 00:13:40,760
چرا باید روحی که به راحتی
قورت داده بود رو آزاد کنه؟

173
00:13:41,737 --> 00:13:44,230
...مگه اینکه عمدی آزادش کرده باشه

174
00:13:46,074 --> 00:13:48,676
قطعا روح ارباب یون‌گاب بود

175
00:13:48,676 --> 00:13:50,520
وقتی روح ارباب یون‌گابو پیدا کنم

176
00:13:50,520 --> 00:13:53,906
ازش می‌پرسم چی شده

177
00:13:54,983 --> 00:13:56,600
بعد از اون هم

178
00:13:56,600 --> 00:13:59,600
...بدن اربابو برمی‌گردو-
یوری-

179
00:14:01,100 --> 00:14:05,400
...باید بدنشو بهش برگردونم

180
00:14:11,892 --> 00:14:13,268
بیا بریم

181
00:14:20,900 --> 00:14:24,112
ای بابا، گفتم بیا بریم دیگه-
خب کجا؟-

182
00:14:24,112 --> 00:14:27,014
دختر عمارت برامون
چای و شیرینی تدارک دیده

183
00:14:36,000 --> 00:14:39,419
شنیدم دوباره منو نجات دادین ارباب

184
00:14:39,419 --> 00:14:40,900
ازتون سپاسگزارم

185
00:14:40,900 --> 00:14:44,500
اون که کار من نبود، کار یوری بود

186
00:14:44,500 --> 00:14:47,400
اگه یوری به دادت نمی‌رسید
الان وضع اسفناکی داشتی

187
00:14:47,400 --> 00:14:48,762
اطلاع دارم

188
00:14:48,762 --> 00:14:50,863
ماک گوم برام گفت

189
00:14:52,182 --> 00:14:53,600
ممنونم

190
00:14:55,352 --> 00:14:56,486
خواهش می‌کنم

191
00:14:58,121 --> 00:14:59,523
دعوتتون کردم که

192
00:14:59,523 --> 00:15:01,942
چیزی ازتون بپرسم

193
00:15:01,942 --> 00:15:03,985
با اینکه بیماریم خوب شده

194
00:15:03,985 --> 00:15:06,100
جَو خونه‌ام خیلی عجیبه

195
00:15:06,100 --> 00:15:10,000
پدرم عصبی و ناراحته و چیزی نمیگه

196
00:15:10,000 --> 00:15:12,327
پیشکار هم دائم سکوت می‌کنه

197
00:15:12,327 --> 00:15:15,900
دیروز چه اتفاقی افتاد؟

198
00:15:15,900 --> 00:15:19,209
...خب، می‌دونی، پدرت

199
00:15:19,209 --> 00:15:21,545
ما از کجا بدونیم؟

200
00:15:21,545 --> 00:15:24,030
نه من و نه ارباب یون‌گاب چیزی نمی‌دونیم

201
00:15:24,030 --> 00:15:25,490
چی؟

202
00:15:29,100 --> 00:15:31,872
حالا اصلا حتی اگه تو یه
روستا باهم بزرگ شده باشین

203
00:15:31,872 --> 00:15:33,723
و از بچگی مثل خواهر
...و برادر همدیگه باشین

204
00:15:33,723 --> 00:15:36,725
چرا همیشه اینطوری بهم چسبیدین؟

205
00:15:38,478 --> 00:15:40,855
زن و مرد باید فاصله شرعی رو رعایت کنن

206
00:15:43,984 --> 00:15:45,000
چیکار می‌کنی؟

207
00:15:45,000 --> 00:15:48,388
این یعنی ارباب یون‌گاب و من

208
00:15:48,388 --> 00:15:50,673
صرفا مثل خواهر و بردار نیستیم

209
00:15:53,410 --> 00:15:55,495
...ارباب یون‌گاب

210
00:15:55,495 --> 00:15:57,613
به تو دادش؟

211
00:15:58,915 --> 00:16:00,516
...پس

212
00:16:04,880 --> 00:16:06,289
ارباب؟

213
00:16:11,100 --> 00:16:15,000
یه غنچه گل گولدامچو شکوفه داده

214
00:16:15,000 --> 00:16:18,300
اوه، بله. عجیبه، نه؟

215
00:16:18,300 --> 00:16:22,900
انگار یه گل بهاری می‌خواد وسط زمستون شکوفه کنه

216
00:16:34,117 --> 00:16:36,711
اعلی‌حضرت، خواجه ارشد هستم

217
00:16:37,913 --> 00:16:39,247
داخل شو

218
00:16:44,628 --> 00:16:46,029
اعلی‌حضرت

219
00:16:46,029 --> 00:16:49,498
این گزارش وضعیت اضطراری از قصر رسید

220
00:17:09,800 --> 00:17:13,422
...چه چیزی اینقدر اضطراریه

221
00:17:13,422 --> 00:17:17,143
می‌گه اعلی‌حضرت کیم بونگ‌این

222
00:17:19,162 --> 00:17:21,764
که در راه تعبید فرار کرد

223
00:17:26,586 --> 00:17:30,064
در کوه‌های نزدیک پایتخت کشته شده پیدا شده

224
00:17:31,900 --> 00:17:34,400
...این چطور ممکنه

225
00:17:34,400 --> 00:17:38,900
این رو بدون هیچ دلیل خاصی به اون بانو نشون دادم

226
00:17:38,900 --> 00:17:40,709
پرسید رابطه‌امون چی بوده

227
00:17:40,709 --> 00:17:43,170
اما نمی‌تونستم بگم نگهبان روح و مرید هستیم

228
00:17:43,170 --> 00:17:44,920
برای همین این کار رو کردم

229
00:17:44,920 --> 00:17:46,773
خیلی‌خب، فهمیدم

230
00:17:46,773 --> 00:17:48,524
...اما

231
00:17:49,600 --> 00:17:51,611
چرا اینقدر ناراحتی؟

232
00:17:51,611 --> 00:17:52,796
منظورت چیه؟

233
00:17:52,796 --> 00:17:54,697
کی ناراحت شدم؟

234
00:17:55,532 --> 00:17:56,900
ناراحت نباش

235
00:17:56,900 --> 00:18:00,500
من هیچ علاقه‌ای به دختر چوی ون‌ وو ندارم

236
00:18:00,500 --> 00:18:02,700
نه حتی یه ذره

237
00:18:02,700 --> 00:18:06,067
چرا یه غنچه گل رو برای یه زن که بهش علاقه نداری شکوفا می‌کنی؟

238
00:18:06,067 --> 00:18:07,267
چی؟

239
00:18:08,128 --> 00:18:10,447
از اونجایی که چیز جزئیه نمی‌خواستم بگم

240
00:18:10,447 --> 00:18:13,074
اما دفعه پیش باد گرم درست کردی

241
00:18:13,074 --> 00:18:15,000
تا گوجولچو برای من شکوفا بشه

242
00:18:15,000 --> 00:18:18,300
اما جرئت کردی همون کار احمقانه قبلی رو
برای یه دختر دیگه انجام بدی؟

243
00:18:18,300 --> 00:18:20,800
و دقیقاً جلوی خودم؟

244
00:18:20,800 --> 00:18:22,876
کار من نبود

245
00:18:22,876 --> 00:18:25,961
پس، چطور شکوفا شدن یه گولدامچو
وسط زمستون رو توضیح می‌دی؟

246
00:18:26,900 --> 00:18:29,024
...ای کاش

247
00:18:29,024 --> 00:18:31,051
کار من بود

248
00:18:31,051 --> 00:18:32,285
چی؟

249
00:18:33,220 --> 00:18:35,200
چند وقته اذیتم می‌کنه

250
00:18:35,200 --> 00:18:37,700
چرا اون گلدون رو دادی؟

251
00:18:37,700 --> 00:18:40,700
چون خوشگله. چه دلیل دیگه‌ای داره؟

252
00:18:40,700 --> 00:18:44,247
،با توجه به انرژی فرخنده‌ای که ساطع می‌کنه

253
00:18:44,247 --> 00:18:46,649
می‌دونم چیز عادی‌ای نیست

254
00:18:51,921 --> 00:18:54,600
...یه روح قدرتمند و انتقام‌جو مثل روح دو و نیم گزی

255
00:18:54,600 --> 00:18:58,210
...می‌تونه قدرت خالی شده گوهر نورانی رو

256
00:18:58,210 --> 00:19:00,100
تسکین بده

257
00:19:00,100 --> 00:19:03,300
اما اگه اوضاع درست پیش نره

258
00:19:03,300 --> 00:19:07,100
شاید گوهر نورانیت دزدیده بشه

259
00:19:07,100 --> 00:19:09,200
خودت دیدی چطور برادر کوچکترت

260
00:19:09,200 --> 00:19:11,758
قدرت نورانیش دزدیده شد

261
00:19:11,758 --> 00:19:13,861
یه گل گولدامچو

262
00:19:13,861 --> 00:19:17,600
کلی انرژی آب داره

263
00:19:17,600 --> 00:19:20,200
اگر مصرفش کنی

264
00:19:20,200 --> 00:19:24,020
قادر می‌شی در جنگت در مقابل روح دو و نیم گزی
دووم بیاری

265
00:19:24,020 --> 00:19:26,189
...تا زمانی که به طور کامل از گوهر نورانیت

266
00:19:26,189 --> 00:19:28,691
بدون اینکه دزدیده بشه استفاده کنی

267
00:19:30,627 --> 00:19:32,754
اما مشکل اینه که

268
00:19:32,754 --> 00:19:35,498
اون گل گولدامچو یه بار هم طی چند دهه پیش

269
00:19:35,498 --> 00:19:38,900
شکوفا نشده

270
00:19:38,900 --> 00:19:43,431
اما اون گولدامچوی لعنتی سعی می‌کنه شکوفا بشه

271
00:19:43,431 --> 00:19:46,142
...الان که هویت روح دو و نیم گزی

272
00:19:46,142 --> 00:19:48,010
...فاش شده

273
00:19:49,145 --> 00:19:50,479
هی

274
00:19:53,316 --> 00:19:54,450
بریم

275
00:19:59,239 --> 00:20:01,324
!ببین، آبالون کبابی

276
00:20:02,892 --> 00:20:05,061
!آبالون کبابی، آبالون کبابی، آبالون کبابی

277
00:20:05,061 --> 00:20:06,500
الان نه. بعداً، بعداً

278
00:20:06,500 --> 00:20:08,023
چرا همچین می‌کنی؟-
عه-

279
00:20:08,023 --> 00:20:11,192
نباید الان مصدع اوقات اعلی‌حضرت بشی

280
00:20:11,192 --> 00:20:13,570
چرا نمی‌ری آبالون کبابی بخوری

281
00:20:13,570 --> 00:20:16,397
چیزی خاطر اعلی‌حضرت رو مشوش کرده؟

282
00:20:20,300 --> 00:20:24,180
اعلی‌حضرت کیم بونگ‌این مرده پیدا شده

283
00:20:24,180 --> 00:20:25,040
ببخشید؟

284
00:20:25,040 --> 00:20:27,684
اعلی‌حضرت باید در رنج عمیقی باشه

285
00:20:27,684 --> 00:20:29,944
پس لطفاً دست این ایموگی رو بگیرین و برین

286
00:20:36,800 --> 00:20:41,200
روح دو و نیم گزی یه گروگان به درد نخور رو رها کرد بره

287
00:20:58,631 --> 00:21:00,216
هنوز پیداش نکردی؟

288
00:21:00,216 --> 00:21:01,700
من رو ببخشین، اعلی‌حضرت

289
00:21:01,700 --> 00:21:04,846
اون مرد، پونگ‌سان، بدون ردی ناپدید شد

290
00:21:04,846 --> 00:21:07,056
حتی کل سرباز‌ها هم نتونستن پیداش کنن

291
00:21:07,056 --> 00:21:10,342
!باید قبل از اون‌ها پیداش می‌کردی

292
00:21:11,895 --> 00:21:14,600
بعد از اینکه اعلی‌حضرت گواک اونجوری مرد

293
00:21:14,600 --> 00:21:19,719
من کسی بودم که وقتی سرپرستت
رو از دست دادی بهت سر پناه داد

294
00:21:19,719 --> 00:21:21,971
اما اگر اینقدر به درد نخوری

295
00:21:21,971 --> 00:21:24,140
!سرپناه دادن بهت هیچ فایده‌ای نداشت

296
00:21:24,140 --> 00:21:26,233
!لطفاً عصبانی نباشین، اعلی‌حضرت

297
00:21:27,300 --> 00:21:31,500
بقیه رو می‌فرستم و با نیروی بیشتری دنبالش می‌گردیم

298
00:21:34,818 --> 00:21:36,319
پونگ‌سان

299
00:21:36,319 --> 00:21:39,300
به خاطر اون، حتی اعلی‌حضرت کیم بونگ‌این

300
00:21:39,300 --> 00:21:42,600
که اونقدر قدرتمند بود آخرش کارش به اینجا کشید

301
00:21:42,600 --> 00:21:46,600
اگر خبر بپیچه که من بهش نزدیک بودم

302
00:21:46,600 --> 00:21:50,400
نه تنها فرصتم برای وزیر ارشد دولت شدن
رو از دست می‌دم

303
00:21:50,400 --> 00:21:53,493
بلکه مقامِ حال حاضرم هم در خطر می‌افته

304
00:21:56,800 --> 00:21:59,943
صبحِ اول وقت به قصر برمی‌گردیم

305
00:21:59,943 --> 00:22:01,277
اونجا

306
00:22:01,970 --> 00:22:04,806
برای مجازاتت تصمیم می‌گیرم

307
00:22:04,806 --> 00:22:05,932
بله، اعلی‌حضرت

308
00:22:05,932 --> 00:22:07,475
گرچه، اون مجازات

309
00:22:07,475 --> 00:22:10,311
برای قتل دست فروش کتاب جانگ اون‌سو خواهد بود

310
00:22:10,311 --> 00:22:13,747
ربطی به «مجموعه نوشته‌های گوانگام» نداره

311
00:22:16,700 --> 00:22:20,321
اعلیحضرت، پدر پدر پدربزرگم

312
00:22:20,321 --> 00:22:22,490
دست نوشته‌هایی به جا گذاشته که
خانواده سلطنتی رو رسوا می‌کنه

313
00:22:22,490 --> 00:22:24,826
همچون جنایت سنگینی رو مرتکب شده

314
00:22:24,826 --> 00:22:26,702
...واقعاً

315
00:22:27,720 --> 00:22:30,372
قراره کاری که کرده رو به فراموشی بسپارین؟

316
00:22:33,668 --> 00:22:35,061
قطعاً

317
00:22:35,061 --> 00:22:37,329
جنایت سنگینی بوده

318
00:22:37,329 --> 00:22:38,982
گرچه

319
00:22:38,982 --> 00:22:42,384
پدر پدر پدربزرگت تابع واقعی خانواده سلطنتی بود

320
00:22:43,136 --> 00:22:45,655
اگر به خاطر اعلی‌حضرت چوی گیل‌سانگ نبود

321
00:22:45,655 --> 00:22:47,256
...من هیچ وقت

322
00:22:49,409 --> 00:22:52,828
نمی‌فهمیدم همچین کینه‌ی غمگینی

323
00:22:53,830 --> 00:22:56,365
اینجا دفن شده

324
00:22:57,500 --> 00:23:00,300
...اعلی‌حضرت-
...گناه تو-

325
00:23:01,671 --> 00:23:04,000
این بود که من رو اصلاً نمی‌شناختی

326
00:23:04,000 --> 00:23:07,368
و بهم اعتماد نکردی

327
00:23:07,368 --> 00:23:09,478
و به خاطر همین

328
00:23:10,497 --> 00:23:13,482
مرتکب یه قتل غیر ضروری شدی

329
00:23:14,250 --> 00:23:15,784
...اعلی‌حضرت

330
00:23:25,400 --> 00:23:27,655
من رو ببخشین

331
00:23:27,655 --> 00:23:30,633
اما می‌تونم یه چیزی بگم؟

332
00:23:31,434 --> 00:23:32,936
بگو

333
00:23:32,936 --> 00:23:34,896
لطفاً بهم اجازه بدین

334
00:23:34,896 --> 00:23:37,607
یه مراسم تطهیر برای آرام شدن روحِ

335
00:23:37,607 --> 00:23:39,943
دست فروش کتاب جانگ اون‌سو انجام بدم

336
00:23:39,943 --> 00:23:42,100
اعلیحضرت چوی ون‌ وو

337
00:23:42,100 --> 00:23:44,906
برای جلوگیری از مشکلات آینده

338
00:23:44,906 --> 00:23:47,533
باید خودشون به شخصه ایشون رو راهی کنن

339
00:24:46,776 --> 00:24:49,200
اندوه‌اتون رو کاملاً درک می‌کنم

340
00:24:49,200 --> 00:24:52,682
پس، با غذاهای مورد علاقه‌اتون آرومتون می‌کنم

341
00:24:52,682 --> 00:24:54,350
و براتون دعا می‌کنم

342
00:24:54,350 --> 00:24:57,145
تا بار کارما رو کم کنم

343
00:24:57,145 --> 00:24:59,038
لطفاً خشمتون‌ رو خاموش کنین

344
00:24:59,038 --> 00:25:01,156
و به مکان بهتری برین

345
00:25:15,288 --> 00:25:17,706
می‌گی اندوه من رو درک می‌کنی؟

346
00:25:18,900 --> 00:25:21,377
چی می‌دونی؟

347
00:25:21,377 --> 00:25:23,100
تو نمی‌فهمی

348
00:25:23,100 --> 00:25:26,983
فکر کردی اون حرومزاده بطور کامل

349
00:25:26,983 --> 00:25:29,677
بخاطر کشتن مردی پَست مثل من مجازات می‌شه؟

350
00:25:29,677 --> 00:25:32,388
من جایی نمی‌رم

351
00:25:32,388 --> 00:25:34,907
و کاری می‌کنم که

352
00:25:34,907 --> 00:25:38,093
!در دردی شدید بمیره

353
00:25:40,400 --> 00:25:42,900
اعلیحضرت، ازش عذرخواهی کنین

354
00:25:42,900 --> 00:25:44,417
بدون عذرخواهی شما

355
00:25:44,417 --> 00:25:47,235
کینه‌اش هیچ وقت رفع نمی‌شه

356
00:25:56,746 --> 00:25:58,164
می‌بینی

357
00:25:58,164 --> 00:26:01,017
هیچ قصدی نداره عذرخواهی کنه

358
00:26:01,017 --> 00:26:02,710
چرا بکنه؟

359
00:26:02,710 --> 00:26:05,338
یه وزیر اشراف زاده

360
00:26:05,338 --> 00:26:07,623
هیچ وقت مقابل مرد سطح پایینی مثل من

361
00:26:08,716 --> 00:26:11,511
زانو نمی‌زنه

362
00:26:11,511 --> 00:26:12,811
پس

363
00:26:13,600 --> 00:26:16,349
خودت بهش بگو

364
00:26:16,349 --> 00:26:18,101
چی، دوباره؟

365
00:26:18,101 --> 00:26:19,701
نه

366
00:26:37,954 --> 00:26:39,622
!حرومزاده

367
00:26:40,400 --> 00:26:44,894
یو... یوری یقه‌ی اعلی‌حضرت چوی رو گرفت، امپراتور

368
00:26:44,894 --> 00:26:46,629
یوری نیست

369
00:26:46,629 --> 00:26:49,456
اون توسط روح انتقام‌جو تسخیر شده

370
00:26:50,425 --> 00:26:51,968
تو هم باید بمیری

371
00:26:51,968 --> 00:26:54,721
!تو هم باید بمیری، قاتل من

372
00:26:54,721 --> 00:26:56,072
!چیکار می‌کنی

373
00:26:56,072 --> 00:26:58,000
...می‌دونی

374
00:26:58,000 --> 00:27:01,327
چقدر درد کشیدم و ناراحت بودم؟

375
00:27:01,327 --> 00:27:03,646
تا وقتی تو رو نابود نکردم

376
00:27:03,646 --> 00:27:05,665
نمی‌تونم ادامه بدم

377
00:27:05,665 --> 00:27:08,283
!نمی‌تونم ادامه بدم

378
00:27:30,840 --> 00:27:32,499
...متاسفم

379
00:27:34,635 --> 00:27:36,336
متاسفم

380
00:27:38,598 --> 00:27:41,366
...خیلی معذرت می‌خوام

381
00:27:43,186 --> 00:27:45,520
که جونت رو گرفتم

382
00:28:07,226 --> 00:28:08,944
پدر

383
00:28:14,400 --> 00:28:18,300
منم... منم نمی‌خواستم بکشمت

384
00:28:19,472 --> 00:28:20,906
ترسیدم

385
00:28:21,991 --> 00:28:23,893
و از روی ترس

386
00:28:23,893 --> 00:28:25,928
این کار رو کردم

387
00:28:26,996 --> 00:28:30,899
هر لحظه در پنج سال گذشته برام جهنم بود

388
00:28:32,800 --> 00:28:37,300
مسئولیت باقی خانواده‌ات رو قبول می‌کنم

389
00:28:37,300 --> 00:28:40,927
و بقیه زندگیم رو برای گناهم کفاره می‌دم

390
00:28:40,927 --> 00:28:42,261
...پس، لطفاً

391
00:28:43,930 --> 00:28:47,049
گناه من رو ببخش

392
00:28:49,100 --> 00:28:51,600
اینجوری ازت التماس می‌کنم

393
00:28:55,591 --> 00:28:58,126
لطفاً من رو ببخش

394
00:30:09,957 --> 00:30:11,167
!اون حرومزاده

395
00:30:11,167 --> 00:30:13,377
!اون حرومزاده رو بگیرین! بگیرینش

396
00:30:13,377 --> 00:30:14,629
!بذارم پایین، بذارم پایین

397
00:30:14,629 --> 00:30:15,630
بگیرینش، بگیرینش

398
00:30:15,630 --> 00:30:17,200
!اون حرومزاده رو بگیرین

399
00:30:17,200 --> 00:30:19,008
...اون شیطان

400
00:30:19,008 --> 00:30:20,009
اون حرومزاده، اون حرومزاده

401
00:30:20,009 --> 00:30:21,910
!اون حرومزاده رو بگیر

402
00:30:43,300 --> 00:30:46,302
...این مرد پَست

403
00:30:46,302 --> 00:30:48,737
وزیر ارشد دربار رو ملاقات کرد

404
00:30:48,737 --> 00:30:53,274
وزیر ارشد دولت

405
00:30:53,274 --> 00:30:54,460
چی؟

406
00:30:54,460 --> 00:30:57,270
این مردک چی می‌گه؟

407
00:30:57,270 --> 00:30:58,900
چیکار می‌کنی؟

408
00:30:58,900 --> 00:31:01,700
!بجنب و گردنش رو بزن

409
00:31:01,700 --> 00:31:02,951
بله

410
00:31:04,387 --> 00:31:05,321
صبر کن

411
00:31:05,321 --> 00:31:06,655
صبر کن

412
00:31:09,700 --> 00:31:14,747
الان به من گفتی وزیر ارشد دولت؟

413
00:31:14,747 --> 00:31:16,332
بله

414
00:31:16,332 --> 00:31:19,192
از اونجایی که به زودی می‌شین

415
00:31:20,319 --> 00:31:22,029
مهارت‌های پیش‌گوییِ این مرد پَست

416
00:31:22,029 --> 00:31:25,032
خیلی به درد بخور بودن

417
00:31:25,032 --> 00:31:26,833
می‌تونه درست باشه؟

418
00:31:28,160 --> 00:31:31,163
اما شانستون هنوز بده

419
00:31:31,163 --> 00:31:33,332
سیل مصیبت بر شما فرود خواهد اومد

420
00:31:33,332 --> 00:31:35,251
چـ... چی؟

421
00:31:35,251 --> 00:31:38,254
می‌دونین چرا جناب گواک سانگ چونگ
با اینکه طلسم هِیلبو رو هم همراهش داشت

422
00:31:38,254 --> 00:31:40,288
به اون حال و روز افتاد؟

423
00:31:41,400 --> 00:31:44,600
به این خاطر که اون ایموگی، بدن کاتب سلطنتی
یون‌گاب رو تسخیر کرد

424
00:31:44,600 --> 00:31:47,196
اون موجود بی‌رحم فقط بخاطر اینکه وزیر امور خارجه هستین

425
00:31:47,196 --> 00:31:48,697
بهتون رحم نمی‌کنه

426
00:31:48,697 --> 00:31:51,425
...پـ... پس

427
00:31:52,685 --> 00:31:54,703
سرنوشت منم مثل اون میشه؟

428
00:31:54,703 --> 00:31:56,338
...علت اینکه

429
00:32:01,377 --> 00:32:04,300
مخفیانه و دور از چشم نگهبانا به دیدنتون اومدم

430
00:32:04,300 --> 00:32:07,100
اینه که می‌خوام وجود نازنینتون رو از خطر در امان نگه دارم

431
00:32:07,100 --> 00:32:13,600
و کمکتون کنم تا صدر اعظم این کشور بشید، ارباب

432
00:32:15,000 --> 00:32:22,000
بی سی موویز

433
00:32:23,399 --> 00:32:24,467
!آجومونی

434
00:32:24,467 --> 00:32:26,500
آیگو بچه هام اومدن

435
00:32:26,500 --> 00:32:29,305
!وای خدای من، خدایا

436
00:32:29,305 --> 00:32:30,806
حالت خوبه آجومونی؟

437
00:32:30,806 --> 00:32:33,309
از وقتی که شمن گاسوب به قصر نزدیک شده

438
00:32:33,309 --> 00:32:34,727
نگران بودم که تنهایی بهتون سخت بگذره

439
00:32:34,727 --> 00:32:36,645
وای نه مادر نگران نباشی

440
00:32:36,645 --> 00:32:38,814
از راه دور اومدین حتما خسته‌این

441
00:32:38,814 --> 00:32:40,749
روستای یونگ‌دام تغییری نکرده بود؟

442
00:32:40,749 --> 00:32:42,300
نه مثل قبله

443
00:32:42,300 --> 00:32:45,237
وای وای، ببین چه لاغر شدین طفلیا

444
00:32:45,237 --> 00:32:48,000
برو به پادشاه بگو انقدر ازتون کار نکشه

445
00:32:48,000 --> 00:32:51,160
،خودش که با اسب و تخت روان خوش خوشک می‌رفت

446
00:32:51,160 --> 00:32:53,500
ولی شماها لابد پای پیاده همه راهو رفتین

447
00:32:53,500 --> 00:32:55,700
آجومونی، یکم یواش تر حرف بزن

448
00:32:55,700 --> 00:32:58,459
آره راست میگی! اون شاه خودش تنها با اسب می‌رفت

449
00:32:58,459 --> 00:33:00,000
انقدر خسیس بود

450
00:33:00,000 --> 00:33:01,900
!که بعد اون همه زحمت یه پیاله شراب هم برام نگرفت

451
00:33:01,900 --> 00:33:04,998
!راست می‌گی؟ واقعاً که خسیسه

452
00:33:04,998 --> 00:33:06,425
غذای خوشمزه درست کردی؟

453
00:33:06,425 --> 00:33:08,200
وای راست می‌گی حتما گشنتونه

454
00:33:08,200 --> 00:33:10,100
برین وسایلتونو بذارین من الآن براتون غذا درست می‌کنم

455
00:33:10,100 --> 00:33:13,000
کمکت می‌کنم-
نه نیازی نیست-

456
00:33:21,957 --> 00:33:23,575
چیه

457
00:33:44,130 --> 00:33:45,647
!پدر

458
00:33:47,174 --> 00:33:48,674
گوانگ

459
00:33:54,473 --> 00:33:56,642
سفر خوش گذشت؟

460
00:33:56,642 --> 00:33:59,511
آره، تو چطوری؟

461
00:34:02,300 --> 00:34:05,700
اعلی‌حضرت برگشتتونو تبریک می‌گم

462
00:34:08,821 --> 00:34:10,297
ملکه

463
00:34:13,500 --> 00:34:16,829
روح دو و نیم گزی توی اتاق شاهزاده ظاهر شده؟

464
00:34:16,829 --> 00:34:17,830
بله

465
00:34:17,830 --> 00:34:19,800
،فکر کردم باید زود به عرض‌تون برسونم

466
00:34:19,800 --> 00:34:23,002
واسه همین تا شنیدم برگشتین، خودمو رسوندم

467
00:34:23,002 --> 00:34:25,588
شاهزاده اول حالش خوبه؟

468
00:34:25,588 --> 00:34:26,881
به لطف سنگ محافظ

469
00:34:26,881 --> 00:34:29,600
نجات پیدا کرد و سلامته

470
00:34:29,600 --> 00:34:34,100
ولی تموم اون محافظایی که گذاشته بودیم بی تاثیر بودن

471
00:34:35,400 --> 00:34:38,017
...روح دو و نیم گزی

472
00:34:38,017 --> 00:34:41,252
بعد از بلعیدن گوهر درخشانِ اون ایموگی

473
00:34:41,252 --> 00:34:43,663
قدرت بیشتری گرفته

474
00:35:11,500 --> 00:35:14,053
نیروی من داره روز به روز کمتر میشه

475
00:35:14,053 --> 00:35:15,400
،اگه همینطوری پیش بره

476
00:35:15,400 --> 00:35:18,400
دیگه هیچ فرقی با آدما نخواهم داشت

477
00:35:18,400 --> 00:35:20,300
،اگه اوضاع همین باشه

478
00:35:20,300 --> 00:35:23,144
شاید نتونم از یوری محافظت کنم

479
00:35:25,898 --> 00:35:28,484
برای برخورد با قاتلین قانونی وجود داره

480
00:35:28,484 --> 00:35:30,685
نمی‌تونم همین‌جوری نادیده‌اش بگیرم

481
00:35:31,570 --> 00:35:34,740
گرچه چوی‌ وون‌وو سزاوار اعدام بود

482
00:35:34,740 --> 00:35:36,659
ولی قتل، بخاطر این بود که

483
00:35:36,659 --> 00:35:39,328
کتاب فروش جانگ اون‌سو تهدیدش کرد و واکنش لحظه‌ای بود

484
00:35:39,328 --> 00:35:41,664
همچنین، به‌عنوان نواده‌ی یکی از رجال شایسته

485
00:35:41,664 --> 00:35:43,832
که صد سال پیش در جنگ، شاه رو همراهی کرده بود

486
00:35:43,832 --> 00:35:45,834
و تمام عمرش رو صرف

487
00:35:45,834 --> 00:35:48,295
وفاداری و رفتار خوب با خاندانش کرد

488
00:35:48,295 --> 00:35:50,672
...بنابراین، مجازاتش رو

489
00:35:51,840 --> 00:35:53,801
...به پنجاه ضربه شلاق

490
00:35:53,801 --> 00:35:56,778
و پرداخت ده نیانگ برای کفن و دفن مقتول سبک تر می‌کنم

491
00:36:00,766 --> 00:36:02,550
چی شد؟

492
00:36:03,477 --> 00:36:06,004
مجازات خیلی سنگینه؟

493
00:36:07,022 --> 00:36:08,691
نه اعلی‌حضرت

494
00:36:08,691 --> 00:36:12,093
،در برابر گناه سنگینی که مرتکب شدم

495
00:36:13,000 --> 00:36:16,615
این مجازات خیلی هم سبکه

496
00:36:16,615 --> 00:36:19,967
از ته دل سپاسگزارم، اعلی‌حضرت

497
00:36:33,649 --> 00:36:35,083
پدر

498
00:36:38,053 --> 00:36:39,805
...پدر

499
00:36:39,805 --> 00:36:41,557
من حالم خوبه

500
00:36:41,557 --> 00:36:43,475
نگران من نباش

501
00:36:43,475 --> 00:36:45,460
و به خونه برگرد

502
00:36:46,600 --> 00:36:48,664
چرا وایستادی؟ بانو رو به خونه ببر

503
00:36:48,664 --> 00:36:50,024
بله ارباب

504
00:36:50,024 --> 00:36:51,734
بانوی من

505
00:36:51,734 --> 00:36:53,068
بیاین بریم

506
00:36:59,575 --> 00:37:01,576
...جناب وزیر

507
00:37:12,546 --> 00:37:13,780
ارباب جوان؟

508
00:37:15,215 --> 00:37:17,859
گل گولدامچو؟

509
00:37:18,700 --> 00:37:22,100
...موقع اومدن به پایتخت با خودم آوردمش

510
00:37:22,100 --> 00:37:24,900
انگار که این گولدامچو
خیلی با نیروی درون شما سازگاره

511
00:37:24,900 --> 00:37:28,062
،اون گیاه سال‌ها شکوفه نداده بود

512
00:37:28,062 --> 00:37:30,200
ولی حالا داره غنچه می‌ده

513
00:37:30,200 --> 00:37:33,175
،اون گل رو با عشق آب دادم

514
00:37:33,175 --> 00:37:34,777
،توی آفتاب گذاشتمش

515
00:37:34,777 --> 00:37:37,404
و با محبت پرورشش دادم

516
00:37:37,404 --> 00:37:40,240
به هرحال یه هدیه از طرف شما بود

517
00:37:40,240 --> 00:37:43,009
،وقتی گولدامچو کامل شکفت

518
00:37:43,009 --> 00:37:44,453
حتماً خبرم کنین

519
00:37:44,453 --> 00:37:46,154
چرا؟

520
00:37:47,623 --> 00:37:49,800
...آه، راستی

521
00:37:49,800 --> 00:37:53,228
،چند روزه که غنچه داده

522
00:37:53,228 --> 00:37:55,297
ولی هیچ تغییری نکرده

523
00:37:55,297 --> 00:37:57,800
نه پژمرده می‌شه، نه باز می‌شه

524
00:37:57,800 --> 00:38:00,886
...انگار یخ زده باشه

525
00:38:00,886 --> 00:38:03,900
ولی چرا سراغ گل رو می‌گیرین؟

526
00:38:03,900 --> 00:38:07,900
...این گولدامچو چیه که این‌طور نگرانش شدین

527
00:38:26,912 --> 00:38:29,415
...اعلی‌حضرت مگه این همون

528
00:38:29,415 --> 00:38:31,850
نشان شناسایی روح دو و نیم گزی نیست؟

529
00:38:32,751 --> 00:38:36,130
اسم اصلی روح دو و نیم گزی چون گوم‌هی بوده

530
00:38:36,130 --> 00:38:38,757
اسم چون گوم‌هی‌ رو

531
00:38:38,757 --> 00:38:41,176
توی لیست سربازان ارتش
زمان پادشاهی عالیجناب یونگ جون پیدا کردم

532
00:38:41,176 --> 00:38:44,346
دارین میگین یه مراسم اجرا می‌کنین
تا روح دو و نیم گزی رو احضار کنین؟

533
00:38:44,346 --> 00:38:45,514
درسته

534
00:38:45,514 --> 00:38:47,600
بعد از دیدن اینکه به اون دستفروش که کتاب می‌فروخت کمک کردی

535
00:38:47,600 --> 00:38:49,977
،جانگ ‌اون سو به زندگی بعد از مرگ رفت

536
00:38:49,977 --> 00:38:52,354
،فهمیدم که نشان شناسایی خیلی چیز مهمیه

537
00:38:52,354 --> 00:38:54,881
پس دستور دادم یکی نو براش بسازن

538
00:38:55,858 --> 00:38:58,819
،دیدن اون‌چه بر سر چوی وون‌وو اومد

539
00:38:58,819 --> 00:39:01,797
تأثیر عمیقی بر من گذاشت

540
00:39:01,797 --> 00:39:03,556
...از این رو، قصد دارم

541
00:39:04,616 --> 00:39:07,800
،مراسم آمرزش روان برای چون گوم‌هوی، خانواده‌اش

542
00:39:07,800 --> 00:39:13,000
و مردم اون دهکده که به شکلی دلخراش
...به‌سبب جد بزرگم جان باختن

543
00:39:13,000 --> 00:39:15,700
برگزار کنم

544
00:39:15,700 --> 00:39:19,800
...و اینکه، با تمام وجود

545
00:39:20,900 --> 00:39:24,319
به خاطر گناه نیاکانم، عذرخواهی می‌کنم

546
00:39:24,319 --> 00:39:26,579
میشه تو این کار کمکم کنین؟

547
00:39:27,500 --> 00:39:30,784
من هنوز تجربه کافی ندارم. تنهایی از پسش برنمیام

548
00:39:30,784 --> 00:39:33,312
راهنمایی شمن گاسوب لازمه

549
00:39:33,312 --> 00:39:36,330
باشه هر کاری که فکر می‌کنی بهتره انجام بده

550
00:39:39,300 --> 00:39:44,000
،ولی چون هدف این مراسم آمرزش روح‌هاست

551
00:39:44,000 --> 00:39:48,010
شاید بهتر باشه کانگ‌چول که ایموگیه شرکت نکنه

552
00:39:48,010 --> 00:39:49,210
چی؟

553
00:39:50,095 --> 00:39:52,700
یوری منظورت چیه؟

554
00:39:52,700 --> 00:39:56,400
اگه روح دو و نیم گزی وسط مراسم آشوب به پا کرد چی؟

555
00:39:56,400 --> 00:40:01,048
مگه غیر از گانگ‌چول کسی هست بتونه جلوشو بگیره؟

556
00:40:01,048 --> 00:40:02,841
درست میگه

557
00:40:02,841 --> 00:40:05,010
،ایموگی گونگ چول باید اونجا باشه

558
00:40:05,010 --> 00:40:07,930
حتی اگه فقط برای محافظت از پادشاه باشه

559
00:40:07,930 --> 00:40:09,656
...اما

560
00:40:09,656 --> 00:40:12,784
بدون کانگ‌چول کاری پیش نمیره

561
00:40:12,784 --> 00:40:14,600
نگران نباشین

562
00:40:14,600 --> 00:40:19,400
خودم باید پایان اون روح خبیث رو ببینم

563
00:40:20,459 --> 00:40:22,076
منم میام

564
00:40:25,005 --> 00:40:27,100
،ده روز دیگه

565
00:40:27,100 --> 00:40:30,500
درست می‌افته صدمین سالگرد مرگ روح دو و نیم گزی

566
00:40:30,500 --> 00:40:33,700
،چون اجرای مراسم شمنی در پایتخت ممنوعه

567
00:40:33,700 --> 00:40:37,893
مراسم رو توی معبد جین‌سونگ بیرون پایتخت برگزار می‌کنیم

568
00:40:37,893 --> 00:40:40,245
پس آمادگی های لازمو داشته باشین

569
00:40:41,079 --> 00:40:42,589
چشم

570
00:40:42,589 --> 00:40:45,967
ده روز دیگه، دقیقاً صد سال می‌گذره؟

571
00:40:45,967 --> 00:40:47,761
لعنتی

572
00:40:47,761 --> 00:40:50,763
چرا همه چی داره این‌قدر جور درمیاد؟

573
00:40:53,475 --> 00:40:56,144
،حالا که اعلی‌حضرت این‌طور تصمیم گرفته

574
00:40:56,144 --> 00:40:59,055
روح دو و نیم گزی بالاخره به اون دنیا میره

575
00:41:00,482 --> 00:41:02,276
این بار دیگه واقعیه

576
00:41:02,276 --> 00:41:05,100
،مادربزرگم نتونست روح دو و نیم گزی رو بفرسته اون دنیا

577
00:41:05,100 --> 00:41:08,115
چون هویتش رو نمی‌دونست

578
00:41:08,115 --> 00:41:09,658
خودت که دیدی

579
00:41:09,658 --> 00:41:11,994
،وقتی چوی وون‌وو از صمیم قلب عذر خواست

580
00:41:11,994 --> 00:41:13,996
اون روح یک‌پا از کینه آزاد شد

581
00:41:13,996 --> 00:41:16,164
و حالا خود اعلی‌حضرت

582
00:41:16,164 --> 00:41:19,500
می‌خوان با صداقت از روح دو و نیم گزی معذرت بخوان

583
00:41:19,500 --> 00:41:22,838
حتی اون کینه‌ عمیق هم بالاخره فروکش می‌کنه

584
00:41:22,838 --> 00:41:24,464
هدفت از این صحبت‌ها چیه؟

585
00:41:24,464 --> 00:41:26,592
...خب، حرفم اینه که

586
00:41:26,592 --> 00:41:29,678
دیگه لازم نیست این‌قدر به خودت فشار بیاری

587
00:41:29,678 --> 00:41:30,900
چی؟

588
00:41:30,900 --> 00:41:34,500
تو اصلاً از اولش هم نمی‌خواستی بیای قصر

589
00:41:34,500 --> 00:41:37,100
ولی به خاطر من اومدی اینجا

590
00:41:37,100 --> 00:41:41,300
کارهایی که تا الان کردی خودش خیلیه

591
00:41:42,190 --> 00:41:45,027
خودت بودی که به پام افتادی
تا کمکت کنم روح دو و نیم گزی رو شکست بدی

592
00:41:45,027 --> 00:41:46,945
حالا می‌خوای من کنار بکشم؟

593
00:41:46,945 --> 00:41:48,600
...انتظار داری بذارم

594
00:41:48,600 --> 00:41:51,600
بدون سنگ محافظ بری مقابل روح دو و نیم گزی وایسی؟

595
00:41:51,600 --> 00:41:55,203
واقعا فکر کردی می‌تونم بذارم همچین کاری کنی؟

596
00:41:55,203 --> 00:41:57,063
...من

597
00:41:57,063 --> 00:41:58,773
...منظورم این بود که

598
00:41:59,666 --> 00:42:01,042
...تو

599
00:42:06,173 --> 00:42:08,533
واقعاً چی تو سرته؟

600
00:42:16,058 --> 00:42:17,684
عینک ساز یوری

601
00:42:17,684 --> 00:42:20,228
ملکه مادر خواستن شما رو ببینن

602
00:42:20,228 --> 00:42:22,096
ملکه مادر؟

603
00:42:26,000 --> 00:42:29,100
خواستم بیای که یه چیزی ازت بپرسم

604
00:42:29,100 --> 00:42:33,492
شنیدم تو سفر آب‌گرم همراه اعلی‌حضرت بودی

605
00:42:33,492 --> 00:42:35,369
بله، درست شنیدین

606
00:42:35,369 --> 00:42:37,362
...اون روح دو و نیم گزی

607
00:42:38,205 --> 00:42:41,249
فهمیدین اون روح خبیث واقعاً کیه؟

608
00:42:41,249 --> 00:42:42,850
...اون

609
00:42:45,879 --> 00:42:48,590
چیزی نیست که من جرات گفتنش رو داشته باشم

610
00:42:48,590 --> 00:42:50,616
لطفا منو ببخشید

611
00:42:54,429 --> 00:42:56,063
...پس

612
00:42:59,300 --> 00:43:03,100
می‌تونم لااقل اینو ازت بپرسم؟

613
00:43:05,607 --> 00:43:07,366
...یونگ‌اینِ من

614
00:43:09,778 --> 00:43:11,938
یونگ‌این کجاست؟

615
00:43:13,031 --> 00:43:16,450
تونست با خیال آسوده از رود سامدو عبور کنه؟

616
00:43:21,123 --> 00:43:23,574
...شاهزاده اعظم یونگ‌این

617
00:43:27,713 --> 00:43:30,589
توسط روح دو و نیم گزی بلعیده شده

618
00:43:38,223 --> 00:43:40,291
...یونگ‌این من

619
00:43:43,200 --> 00:43:46,715
،حتی بعد از مرگش هم نمی‌تونه به آرامش برسه

620
00:43:46,715 --> 00:43:49,150
...و به خاطر من، اسیر اون روح خبیث شده

621
00:44:13,175 --> 00:44:14,801
ملکه مادر

622
00:44:14,801 --> 00:44:17,000
،درسته که من یه عینک‌سازم

623
00:44:17,000 --> 00:44:19,706
اما توانایی دیدن ارواح رو دارم

624
00:44:19,706 --> 00:44:21,641
یکی از ارواحی که زیاد به

625
00:44:21,641 --> 00:44:23,477
قصر داخلی سر می‌زنه بهم گفت

626
00:44:23,477 --> 00:44:26,521
یه شیء باارزشی که برای شاهزاده اعظم یونگ‌این مهم بوده

627
00:44:26,521 --> 00:44:29,107
هنوز توی اتاقش باقی مونده

628
00:44:29,107 --> 00:44:31,443
یه… یه شیء باارزش براش؟

629
00:44:31,443 --> 00:44:32,677
بله

630
00:44:35,197 --> 00:44:36,948
،اگه با دل صاف و نیت پاک

631
00:44:36,948 --> 00:44:39,800
،جلوی اون شیء دعا کنیم که برگرده

632
00:44:39,800 --> 00:44:44,300
می‌تونه کمک کنه از چنگال روح دو و نیم گزی آزاد بشه

633
00:44:54,800 --> 00:44:58,804
بانوی من، ما دنبالش می‌گردیم

634
00:44:58,804 --> 00:45:00,889
شما ممکنه آسیب ببینین

635
00:45:00,889 --> 00:45:02,474
همه‌تون بگردین

636
00:45:02,474 --> 00:45:03,600
چشم

637
00:45:03,600 --> 00:45:07,700
همین الانشم همه وسایلای
شاهزاده رو کنار گذاشتیم

638
00:45:36,007 --> 00:45:37,759
بانوی من

639
00:45:37,759 --> 00:45:39,193
...اونا

640
00:45:41,100 --> 00:45:43,900
...کیسه‌های ارواحی‌ن که خودتون شخصا

641
00:45:43,900 --> 00:45:47,500
ماه اول هر سال برای شاهزاده درست می‌کردین

642
00:45:49,271 --> 00:45:50,505
آره

643
00:45:51,940 --> 00:45:53,299
درسته

644
00:45:54,300 --> 00:45:57,900
اینا رو فقط محض این که مبادا
...توسط ارواح بهش صدمه برسه

645
00:45:57,900 --> 00:46:00,100
...درست کردم

646
00:46:00,100 --> 00:46:04,900
شاهزاده اعظم وقتی که زنده بودن
اینا رو خیلی دوست داشتن

647
00:46:04,900 --> 00:46:08,989
ایشون می‌گفتن که می‌تونن گرمای
وجودتون رو از طریق اینا حس کنن، ملکه مادر

648
00:46:27,309 --> 00:46:29,644
چرا باید همچین دروغی بگی؟

649
00:46:29,644 --> 00:46:31,146
...اگه کسی می‌تونست با دعا کردن

650
00:46:31,146 --> 00:46:33,800
،از دست روح دو و نیم گزی در بره

651
00:46:33,800 --> 00:46:36,684
همه ارواحی که تا حالا بلعیده، فرار می‌کردن

652
00:46:36,684 --> 00:46:38,800
،اگه حداقل دست به دعا نمی‌شد

653
00:46:38,800 --> 00:46:41,900
حس می‌کردم اتفاق خیلی بدی براش بیفته

654
00:46:41,900 --> 00:46:43,742
،در ضمن

655
00:46:43,742 --> 00:46:46,828
...هیچ چیز تو این دنیا

656
00:46:46,828 --> 00:46:49,188
دلگرم کننده‌تر و با حرارت‌تر از دعای مادر نیست

657
00:46:50,081 --> 00:46:53,017
نمیشه گفت که اصلا تاثیری نداره

658
00:46:55,900 --> 00:46:58,340
چرا گریه می‌کنی؟ مگه چیکار کردم؟

659
00:46:58,340 --> 00:47:00,700
...به نظرت

660
00:47:00,700 --> 00:47:05,295
مادر منم انقدر جدی برای من دعا کرده؟

661
00:47:05,295 --> 00:47:07,032
،قبل از اینکه بمیرم

662
00:47:07,032 --> 00:47:10,400
،واقعا دلم می‌خواست مادرم رو ببینم

663
00:47:10,400 --> 00:47:14,773
ولی طبیب سلطنتی اجازه نداد

664
00:47:14,773 --> 00:47:17,700
...گفت که نمی‌تونه

665
00:47:17,700 --> 00:47:22,300
همه خدمتکارای دربار رو
فقط بخاطر سرماخوردگی بفرسته خونه

666
00:47:29,600 --> 00:47:32,624
...چون دلت برای

667
00:47:32,624 --> 00:47:35,126
بغل مادرت تنگ شده بود به ملکه مادر چسبیدی، مگه نه؟

668
00:47:35,126 --> 00:47:36,577
آره

669
00:47:37,963 --> 00:47:40,215
دارم میرم خیاط خونه سلطنتی

670
00:47:40,215 --> 00:47:42,741
میشه کنار چاه منتظر بمونی؟

671
00:48:05,991 --> 00:48:06,908
!وای

672
00:48:06,908 --> 00:48:08,201
،این رو چند وقت پیش خریدم

673
00:48:08,201 --> 00:48:10,244
اما بالاخره تونستم بدمش بهت

674
00:48:12,080 --> 00:48:14,281
مال توئه... بپوششون

675
00:48:21,673 --> 00:48:23,657
!قشنگ اندازمه

676
00:48:26,400 --> 00:48:30,600
چون کفش نداشتی، نمی‌تونستی
بری دیدن مادرت، مگه نه؟

677
00:48:30,600 --> 00:48:33,900
اینو بپوش و برو پیش مادرت

678
00:48:33,900 --> 00:48:36,120
احتمالا منتظرته

679
00:48:41,770 --> 00:48:45,410
<font color="#05a072">(مجموعه آثار گوانگام)</font>

680
00:48:53,747 --> 00:48:56,100
...قیافه ناراحتت

681
00:48:56,100 --> 00:48:58,661
بیشتر از مواقع عادی غیرقابل تحمل‌تره

682
00:48:58,661 --> 00:49:01,046
آیگو، کی برگشتی؟

683
00:49:01,046 --> 00:49:03,631
وایسا، صبر کن، از اون مهمتر، الان چی گفتی؟

684
00:49:03,631 --> 00:49:05,967
...چطور جرئت می‌کنی

685
00:49:05,967 --> 00:49:09,255
راجع به قیافه عین ماه اعلی‌حضرت
اینطوری حرف مفت بزنی؟

686
00:49:09,255 --> 00:49:12,599
پس چی، باید همینطوری
...بیخیالش شم وقتی می‌بینم

687
00:49:12,599 --> 00:49:14,475
این چند روز انقدر حالش گرفته‌ست؟

688
00:49:15,243 --> 00:49:17,111
اینجا رو ببین کانگ‌چول

689
00:49:18,772 --> 00:49:21,274
من اصلا تعجب نکردم

690
00:49:21,274 --> 00:49:23,443
...فکر کردی یه روح با همچین کینه عمیقی

691
00:49:23,443 --> 00:49:26,278
همچین داستان غم انگیزی نداشته باشه؟

692
00:49:27,200 --> 00:49:29,115
...من

693
00:49:29,115 --> 00:49:33,119
همیشه به اصل و نسب و میراثم افتخار کردم

694
00:49:33,119 --> 00:49:36,689
،و چون بارشون سنگین بود

695
00:49:38,433 --> 00:49:41,168
...همه تلاشم رو کردم

696
00:49:42,003 --> 00:49:45,130
تا پادشاهی به خوبی پیشینه‌م باشم

697
00:49:46,007 --> 00:49:47,466
،هرچند

698
00:49:49,969 --> 00:49:53,664
تا الان داشتم یه برج، روی شن می‌ساختم

699
00:49:57,102 --> 00:49:59,700
بعد از اینکه یه مدت
،توی بدن یه انسان بودم

700
00:49:59,700 --> 00:50:04,000
فهمیدم که خودِ بدن برای آدما
معدن و منبع همه شرارت‌هاست

701
00:50:06,194 --> 00:50:09,900
،برای اینکه هوا و هوس خودشون رو ارضا کنن

702
00:50:09,900 --> 00:50:13,326
،که میشه خوردن غذای خوشمزه‌تر
،پوشیدن لباسای بهتر

703
00:50:13,326 --> 00:50:14,994
،داشتن خونه‌های بهتر

704
00:50:14,994 --> 00:50:17,330
...نسبت به موفقیت عقده پیدا می‌کنن

705
00:50:17,330 --> 00:50:19,791
و عین کنه به پول می‌چسبن

706
00:50:19,791 --> 00:50:22,201
منظورت از این حرف‌های بی‌سر و تهِ یهویی چیه؟

707
00:50:22,201 --> 00:50:23,577
...ولی

708
00:50:25,004 --> 00:50:28,049
مشخص شد که همه آدما اونطوری نیستن

709
00:50:28,049 --> 00:50:30,400
...آدمای کمی هستن که

710
00:50:30,400 --> 00:50:33,290
...بقیه چیزا رو نسبت به

711
00:50:34,139 --> 00:50:36,907
خواسته‌های بی‌اهمیت بدنشون، مهم‌تر می‌دونن

712
00:50:38,643 --> 00:50:40,895
بخاطر همینه که من
به عنوان پادشاه وجود دارم

713
00:50:40,895 --> 00:50:43,800
...اگه اصول جهانی و درست رو آموزش بدم

714
00:50:43,800 --> 00:50:46,800
و یه حکومت درست و
،مردم محور رو اجرا کنم

715
00:50:46,800 --> 00:50:50,829
بالاخره می‌تونیم اون طبیعتِ
...حریص آدما رو سرکوب کنیم

716
00:50:50,829 --> 00:50:53,940
و یه روز به دوره‌ای که
...سراسر صلح و رفاهه برسیم

717
00:50:53,940 --> 00:50:55,410
دقیقا

718
00:50:55,410 --> 00:50:57,561
به نظرت ممکنه؟

719
00:50:58,413 --> 00:51:01,300
اون پیش‌نویس قانون اصلاح برده‌داریِ
عمومی که قبلاً بهم نشون دادی رو یادته؟

720
00:51:01,300 --> 00:51:04,919
...مگه سرم غر نزدی که نباید انرژی‌م رو

721
00:51:04,919 --> 00:51:07,204
سر همچین چیز بی‌مصرفی هدر بدم؟

722
00:51:08,600 --> 00:51:11,759
قطعا به اون هدف بزرگی که دنبالشی می‌رسی

723
00:51:11,759 --> 00:51:13,428
...چون

724
00:51:13,428 --> 00:51:16,096
...یکی از اون چند تا آدم انگشت شماری هستی که

725
00:51:17,699 --> 00:51:20,250
تا حالا دیدم

726
00:51:24,800 --> 00:51:26,800
...از اونجایی که

727
00:51:26,800 --> 00:51:31,100
،من، کانگ‌چول، دارم اینو بهت میگم
می‌تونی به خودت باور داشته باشی

728
00:52:03,269 --> 00:52:05,562
اون همه چیز رو ازم دزدید

729
00:52:06,900 --> 00:52:09,000
...بدنم

730
00:52:09,000 --> 00:52:11,110
...زندگیم

731
00:52:11,110 --> 00:52:13,570
...و همه کسایی که دوستشون داشتم

732
00:52:14,572 --> 00:52:17,174
همه‌شون رو ازم گرفت

733
00:52:19,911 --> 00:52:21,600
آره

734
00:52:21,600 --> 00:52:24,000
حتما خیلی ناراحت کننده‌ست

735
00:52:26,000 --> 00:52:28,503
بذار این کینه بیشتر و بیشتر بشه

736
00:52:28,503 --> 00:52:29,963
آره، درسته

737
00:52:29,963 --> 00:52:31,464
،اونطوری

738
00:52:31,464 --> 00:52:34,391
همون کاری رو که من گفتم می‌کنی

739
00:52:54,500 --> 00:52:58,500
دلیل اینکه اومدم پیشتون
...اونم وقتی که از دست نگهبانا فراری‌م

740
00:52:58,500 --> 00:53:01,400
اینه که از شما محافظت کنم ارباب

741
00:53:01,400 --> 00:53:07,625
برای اینه که بهتون کمک کنم تا وزیر اعظم دربار بشین، ارباب

742
00:53:07,625 --> 00:53:09,560
...خـ... خب

743
00:53:09,560 --> 00:53:12,062
باید چیکار کنم؟

744
00:53:15,466 --> 00:53:19,000
کل کاری که باید بکنین اینه که
کاتب یون‌گاب رو گیر بندازین

745
00:53:19,000 --> 00:53:23,891
بعدش من، پونگ‌سان، بقیه‌ش رو ردیف می‌کنم

746
00:53:23,891 --> 00:53:25,576
،گفتی یه چیز خوشمزه برام می‌خری

747
00:53:25,576 --> 00:53:27,312
بخاطر همین تا اینجا دنبالت اومدم

748
00:53:27,312 --> 00:53:28,800
ولی چرا صدام کردی؟

749
00:53:28,800 --> 00:53:31,500
مگه کشور تو شرایط بحرانی نیست؟

750
00:53:31,500 --> 00:53:36,800
،از اونجایی که عزیز دردونه‌ی عالیجنابی

751
00:53:39,115 --> 00:53:41,826
...گفتم بذار پیشت باشم

752
00:53:41,826 --> 00:53:45,095
و راجع به مسائل مملکت باهات صحبت کنم

753
00:53:46,500 --> 00:53:50,400
...پس ازم می‌خوای، پیش عالیجناب ازت تعریف کنم

754
00:53:50,400 --> 00:53:53,300
و ازش بخوام بهت توجه بیشتری کنه؟

755
00:53:53,300 --> 00:53:57,575
،از اونجایی که کرسی وزیر اعظمی خالیه
می‌بینم که شما هم بهش چشم دوختین

756
00:53:57,575 --> 00:53:59,476
!چـ... چطور جرئت می‌کنی

757
00:54:00,428 --> 00:54:03,400
!دیگه داری از حد می‌گذرونی

758
00:54:03,400 --> 00:54:05,808
...اون ایموگی، فقط چون وزیر آیین و مراسمات هستین

759
00:54:05,808 --> 00:54:08,102
به حال خودتون ولتون نمی‌کنه

760
00:54:08,102 --> 00:54:10,600
باید جلوی خودمو بگیرم

761
00:54:10,600 --> 00:54:13,000
گفت که یه ایموگی‌ئه

762
00:54:13,000 --> 00:54:14,826
بذار ببینم

763
00:54:16,400 --> 00:54:18,200
الان یادم اومد

764
00:54:18,200 --> 00:54:23,000
تو همونی هستی که عین عن ماهی
به گواک سانگ‌چونگ چسبیده بودی

765
00:54:25,620 --> 00:54:27,872
،حتی اگه کامل عمر نکنم

766
00:54:27,872 --> 00:54:31,141
!دیگه طاقتم سر اومده

767
00:54:35,300 --> 00:54:39,000
وسط نوشیدنی خوردن کجا پا شدی میری؟

768
00:54:39,000 --> 00:54:42,720
پونگ‌سان گفت تا جایی که
می‌تونم مشغول نگهش دارم

769
00:54:42,720 --> 00:54:45,022
چرا من رو آوردی اینجا؟

770
00:54:47,825 --> 00:54:50,243
...خب، چون

771
00:56:05,500 --> 00:56:08,607
ارباب یون‌گاب نیومده خونه هنوز؟-
نه-

772
00:56:08,607 --> 00:56:12,008
ای وای... شاید تو راه
همدیگه رو گم کردین

773
00:56:12,008 --> 00:56:13,594
حتما همینطور شده

774
00:56:14,500 --> 00:56:16,800
،قضیه چیه؟ نتونستم جایی پیداش کنم

775
00:56:16,800 --> 00:56:19,316
بخاطر همون فکر کردم زودتر رفته خونه

776
00:56:20,610 --> 00:56:22,153
...کیه

777
00:56:22,153 --> 00:56:23,070
!اومو

778
00:56:23,070 --> 00:56:24,071
!ای داد، گاب

779
00:56:24,071 --> 00:56:25,948
یا خدا! چرا همچین شده؟

780
00:56:25,948 --> 00:56:27,700
احتمالا بیشتر از ظرفیتش نوشیدنی خورده

781
00:56:27,700 --> 00:56:31,300
زیاد از اینجور مهمونا توی گیسانگ خونه‌مون داریم

782
00:56:34,332 --> 00:56:36,767
آخه حتی بوی الکلم نمیده

783
00:56:36,767 --> 00:56:38,935
چرا میگه زیاد زهرماری زده؟

784
00:56:40,254 --> 00:56:41,988
...بچه بیچارم

785
00:56:44,801 --> 00:56:46,035
بمیرم برات

786
00:56:47,100 --> 00:56:50,281
ای وای... بدنش داره آتیش می‌گیره

787
00:56:50,281 --> 00:56:52,500
ببین، چشم از گاب برندار

788
00:56:52,500 --> 00:56:55,100
میرم طبیب بیارم-
چشم-

789
00:57:18,900 --> 00:57:23,381
به هر حال که اون ایموگی احتمالا
بخاطر از دست دادن انرژی آب ضعیف شده

790
00:57:23,381 --> 00:57:25,900
الان که ژنرال آسمانی
،یه گوهر روحانی جذب کرده

791
00:57:25,900 --> 00:57:30,100
غلبه کردن به انرژی ایموگی
زحمت خاصی نداره

792
00:58:08,600 --> 00:58:10,928
بیدار شدی؟ حالت خوبه؟

793
00:58:10,928 --> 00:58:12,346
کل شب داشتی تو تب می‌سوختی

794
00:58:12,346 --> 00:58:14,348
تشنه‌ای حتما، نه؟

795
00:58:14,348 --> 00:58:15,982
...بیا یکم آب بخور

796
00:58:22,540 --> 00:58:24,074
یوری

797
00:58:27,778 --> 00:58:29,213
آره

798
00:58:30,047 --> 00:58:31,581
منم

799
00:58:34,285 --> 00:58:35,620
ارباب یون‌گاب

800
00:58:35,620 --> 00:58:37,404
ای وای، گاب

801
00:58:39,457 --> 00:58:41,459
وای، گاب بیدار شدی؟

802
00:58:41,459 --> 00:58:44,653
پس، تبت یه خرده اومده پایین؟

803
00:58:45,610 --> 00:58:47,140
...آیگو

804
00:58:48,633 --> 00:58:50,267
...مادر

805
00:58:56,307 --> 00:58:57,934
چـ... چی گفتی؟

806
00:58:57,934 --> 00:58:59,709
آره، مادر

807
00:59:00,645 --> 00:59:02,179
منم

808
00:59:04,315 --> 00:59:06,516
منم گاب

809
00:59:07,276 --> 00:59:08,710
ای خدا

810
00:59:10,905 --> 00:59:12,139
...وای، عزیزم

811
00:59:12,949 --> 00:59:14,408
گاب

812
00:59:14,408 --> 00:59:16,000
...خدای من

813
00:59:16,000 --> 00:59:18,287
واقعا گاب منی؟

814
00:59:18,287 --> 00:59:19,721
!عزیزم

815
00:59:20,500 --> 00:59:22,750
!آیگو، عزیزم

816
00:59:22,750 --> 00:59:25,285
...خدای من

817
00:59:26,629 --> 00:59:28,464
...طفلکی، بچه‌م

818
00:59:28,464 --> 00:59:31,092
...ای خدا، بچه‌م به خودش اومده

819
00:59:31,092 --> 00:59:33,434
وای، عزیزم گاب

820
00:59:34,345 --> 00:59:37,100
...آخ، چقدر خوشحالم

821
00:59:37,100 --> 00:59:38,933
یه روح برگشته

822
00:59:38,933 --> 00:59:40,685
...یه روح

823
00:59:40,685 --> 00:59:43,769
به بدن اصلی‌ش برگشته

824
00:59:43,769 --> 00:59:46,722
!ارباب یون‌گاب برگشته-
!خدای من-

825
00:59:48,025 --> 00:59:49,700
...پس

826
00:59:49,700 --> 00:59:51,946
کانگ‌چول چی؟

827
00:59:51,946 --> 00:59:54,400
کانگ‌چول کجا رفت؟

828
00:59:54,400 --> 01:00:01,690
<font color="#ffbfdf">♫ چیزی که هنوز من رو به زندگی وا می‌داره ♫</font>

829
01:00:01,690 --> 01:00:06,800
<font color="#ffbfdf">♫ خاطره اون روز قشنگه ♫</font>

830
01:00:06,800 --> 01:00:11,580
<font color="#ffbfdf">♫ حتی اگه اون همه چیزی باشه که دارم ♫</font>

831
01:00:11,580 --> 01:00:15,620
<font color="#ffbfdf">♫ همه چی خوبه، با اینکه وقتی نفسم رو بیرون میدم♫</font>

832
01:00:15,620 --> 01:00:18,170
<font color="#05a072">:::::::::  ( قـصــر تـســخیرشـده )  ::::::::</font>

833
01:00:18,170 --> 01:00:20,360
حتما یه اتفاقی براش افتاده

834
01:00:20,360 --> 01:00:23,170
می‌ترسم عاقبت کانگ‌چولم مثل بی‌بی شه

835
01:00:23,170 --> 01:00:26,470
بخاطر این برگشتم که چیزی که
قبلا نتونستم بهت بگم رو الان بگم

836
01:00:26,470 --> 01:00:28,560
نظرت چیه با هم ازدواج کنیم و
صد سال با هم زیر یه سقف زندگی کنیم

837
01:00:28,560 --> 01:00:32,070
یون‌گابی که خیلی دوستش داشتم برگشته

838
01:00:32,070 --> 01:00:34,770
به محض اینکه دستم به اعلی‌حضرت
خورد، یه درد شدیدی کل بدنم رو گرفت

839
01:00:34,770 --> 01:00:37,210
!یوری-
کانگ‌چول؟-

840
01:00:37,210 --> 01:00:39,590
اون بدن تا ابد مال تو نمی‌مونه

841
01:00:39,590 --> 01:00:42,600
اینو روی سنگ محافظ پادشاه بریز

842
01:00:42,600 --> 01:00:45,440
لطفا این حقیر بی‌وفا رو ببخشین

843
01:00:45,440 --> 01:00:48,130
اعلی‌حضرت، نه

844
01:00:48,130 --> 01:00:53,000
<font color="#ffbfdf">♫ ...وقتی بهار گرم از راه برسه ♫</font>

845
01:00:54,000 --> 01:01:14,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

