1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:21,000 --> 00:00:28,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

3
00:00:28,966 --> 00:00:31,844
‫- تمامی واحدها...
‫- یالا یالا!

4
00:00:34,847 --> 00:00:35,702
‫مسخره‌ست

5
00:00:35,726 --> 00:00:38,350
‫چند ساعت می‌خوان مجبورمون کنن اینجا بمونیم؟

6
00:00:38,434 --> 00:00:41,187
‫آره می‌دونی
‫بذار برم ببینم چه خبره.

7
00:00:41,270 --> 00:00:44,023
‫پلیس‌ها و معلم‌ها، هردومون کارمند دولتیم.

8
00:00:44,523 --> 00:00:46,901
‫آقا برگردید داخل اگه نه دستگیر می‌شید!

9
00:00:46,984 --> 00:00:48,986
‫منم همین فکر رو می‌کردم ممنون.

10
00:00:49,070 --> 00:00:52,698
‫چیز جدیدی برای گزارش ندارن پس...

11
00:00:52,782 --> 00:00:54,575
‫هیچ خبری ازش توی اینترنت نیست.

12
00:00:54,658 --> 00:00:55,743
‫بذار ببینم.

13
00:00:57,244 --> 00:00:59,705
‫آخرین چیزی که سرچ کردی،
‫شوهرِ موسس بیکد بای ملیسا.

14
00:00:59,789 --> 00:01:00,623
‫بدش به من.

15
00:01:00,706 --> 00:01:04,293
‫ببینید کاری جز آروم بودن از دستمـون برنمیاد.

16
00:01:04,376 --> 00:01:05,961
‫حقیقتاً شاید حس بهتری پیدا کنیم

17
00:01:06,045 --> 00:01:08,923
‫اگه به هرج و مرج بیرون بی‌توجهی کنیم نه؟

18
00:01:12,510 --> 00:01:13,510
‫گیر کرده.

19
00:01:14,678 --> 00:01:16,972
‫پیداش کردم خدای من.

20
00:01:17,056 --> 00:01:18,899
‫پلیس دنبال یه دیوونه‌ی زنجیری می‌گرده که

21
00:01:18,923 --> 00:01:21,811
‫ده‌تا پرستار رو توی خوابگاه به قتل رسونده.

22
00:01:21,894 --> 00:01:23,062
‫خدای من.

23
00:01:23,145 --> 00:01:25,106
‫نه این برای سال ۱۹۷۷ـه.

24
00:01:25,189 --> 00:01:26,189
‫لعنتی.

25
00:01:26,607 --> 00:01:30,152
‫برای همین گفتم تا فرصتش رو داریم
‫خاکسترش رو پخش کنیم.

26
00:01:30,236 --> 00:01:31,403
‫تو می‌دونستی؟

27
00:01:31,904 --> 00:01:33,864
‫می‌دونستی یه تعقیب و گریزی قراره باشه.
‫دلیلش همین بود؟

28
00:01:33,948 --> 00:01:35,741
‫تو هم نمی‌خوای اینجا باشی جوجو.

29
00:01:35,825 --> 00:01:37,993
‫کیر توش جو جو نه.

30
00:01:38,494 --> 00:01:40,246
‫خیلی‌خب ببینید.

31
00:01:40,329 --> 00:01:43,374
‫همه‌مون باید یه نفس عمیق بکشیم و آروم بشیم.

32
00:01:43,457 --> 00:01:45,292
‫همه با من انجام بدن.

33
00:01:45,376 --> 00:01:47,253
‫دم از طریق بینی.

34
00:01:49,255 --> 00:01:50,714
‫و بازدم از طریق...

35
00:01:56,595 --> 00:01:57,930
‫از طریق دهان.

36
00:02:02,458 --> 00:02:06,458
« چهار فصل »
« بهار »

37
00:02:09,483 --> 00:02:12,111
‫برای چی من رو اسکل کردی مادرجنده؟

38
00:02:16,115 --> 00:02:17,449
‫کسکش!

39
00:02:18,534 --> 00:02:19,618
‫خیلی‌خب.

40
00:02:20,870 --> 00:02:21,787
‫هی.

41
00:02:21,871 --> 00:02:25,249
‫چرا بهم نگفتی بین اَن و جینی داستان پیش اومده؟

42
00:02:25,332 --> 00:02:28,085
‫خیلی هیجان داشتی که همه
‫دوباره دور هم جمع شدن می‌دونی.

43
00:02:28,169 --> 00:02:29,501
‫شنیدم موقعی که داشتی دنبال کنه‌ها می‌گشتی،

44
00:02:29,525 --> 00:02:31,782
‫آهنگِ رندی نیومن رو زیر لب زمزمه می‌کردی.

45
00:02:31,806 --> 00:02:32,798
‫عصبانی نشو.

46
00:02:32,882 --> 00:02:35,176
‫نه عصبانی نیستم ولی حس می‌کنم بدترش کردم.

47
00:02:35,259 --> 00:02:36,259
‫اوه.

48
00:02:37,261 --> 00:02:39,513
‫- شاید برم باهاشون حرف بزنم.
‫- نمی‌دونم.

49
00:02:39,597 --> 00:02:42,308
‫نه تقصیر منه نمی‌تونم که هیچ‌کاری نکنم.

50
00:02:42,391 --> 00:02:45,561
‫خیلی هم می‌تونی.
‫تو همیشه داری هیچ‌کاری نمی‌کنی.

51
00:02:45,644 --> 00:02:47,585
‫یه خانمی رو دیدم توی مغازه غش کرد.

52
00:02:47,609 --> 00:02:49,565
‫خشکم زد. سرش ضربه خورد.

53
00:02:51,108 --> 00:02:54,111
‫بچه‌ها ببینید می‌دونم همه‌مون خسته و گرسنه‌ایم،

54
00:02:54,195 --> 00:02:56,280
‫ولی حالا که به هرحال اینجا گیر افتادیم،

55
00:02:56,363 --> 00:02:58,824
‫شاید فرصت خوبی باشه که اختلافات رو حل کنیم.

56
00:02:58,908 --> 00:03:00,201
‫جک نه.

57
00:03:00,284 --> 00:03:02,077
‫می‌دونم راحت نیست،

58
00:03:02,161 --> 00:03:04,371
‫ولی شما دوتا آدم‌های خوبی هستید.

59
00:03:04,455 --> 00:03:06,665
‫هردو خانم‌های قوی و نترسی هستید.

60
00:03:06,749 --> 00:03:08,292
‫- خدای من.
‫- خدایا ریدی.

61
00:03:08,375 --> 00:03:10,920
‫می‌بینید به همین زودی یه نقطه اشتراک پیدا کردیم!

62
00:03:11,003 --> 00:03:13,718
‫ببینید جدی حس می‌کنم با یه مکالمه‌ی سخت

63
00:03:13,742 --> 00:03:16,717
‫این مسئله رو میشه حل کرد.

64
00:03:18,928 --> 00:03:19,929
‫خیلی‌خب باشه.

65
00:03:20,930 --> 00:03:23,515
‫جینی من اصلاً انتظار نداشتم مسئول املاک نیک بشم.

66
00:03:23,599 --> 00:03:26,852
‫می‌خواستم از راه‌های درست پیگیری و حلش کنم.

67
00:03:26,936 --> 00:03:28,812
‫با جواب ندادن به تماس‌ها و ایمیل‌های من.

68
00:03:28,896 --> 00:03:31,314
‫به من گفته شده بود نفقه فرزند

69
00:03:31,338 --> 00:03:33,150
‫بعد از به دنیا اومدنش درست میشه.

70
00:03:33,234 --> 00:03:34,568
‫یعنی چی من باید...

71
00:03:34,652 --> 00:03:35,778
‫زایمان کنم

72
00:03:35,861 --> 00:03:38,614
‫و بعد سریع با لباس بیمارستان

73
00:03:38,697 --> 00:03:41,116
‫برم پاتری بارن گهواره نوزاد بگیرم؟

74
00:03:41,200 --> 00:03:43,369
‫خب خب هردو به نکات مهمی اشاره کردید.

75
00:03:43,452 --> 00:03:45,371
‫تو تصمیم گرفتی کثیف بازی کنی و ازم شکایت کنی.

76
00:03:45,454 --> 00:03:46,956
‫چون نگران پول

77
00:03:47,039 --> 00:03:48,666
‫برای این بچه‌ام،

78
00:03:48,749 --> 00:03:49,792
‫و تو در همین حین

79
00:03:49,875 --> 00:03:51,794
‫دوتا خونه و یه قایق داری.

80
00:03:51,877 --> 00:03:55,089
‫چون نیک زیادی مشغول این بود که
‫از امتیازهای هتل ماریوتمون

81
00:03:55,172 --> 00:03:56,507
‫برای امضا کردن برگه‌های طلاق استفاده کنه.

82
00:03:56,590 --> 00:03:58,050
‫همینه.

83
00:03:58,133 --> 00:04:00,386
‫- موضوع در اصل همینه.
‫- چی؟

84
00:04:00,469 --> 00:04:03,138
‫عمداً داری لفتش میدی چون هنوز ازم متنفری.

85
00:04:03,222 --> 00:04:07,643
‫منتظر بودم تا بچه دنیا بیاد!

86
00:04:07,726 --> 00:04:09,788
‫اگه می‌خواستم عوضی باشم

87
00:04:09,812 --> 00:04:12,189
‫می‌تونستم عوضی باشم.

88
00:04:12,273 --> 00:04:14,900
‫وکیلم ازم خواست تست دی‌ان‌ای بدم.

89
00:04:17,069 --> 00:04:19,363
‫جینی...

90
00:04:26,745 --> 00:04:28,038
‫اوه.

91
00:04:28,122 --> 00:04:29,832
‫گمشید، همه‌تون.

92
00:04:37,047 --> 00:04:40,217
‫و در ضمن اینجا دیگه منطقه‌ی منه.

93
00:04:41,927 --> 00:04:44,847
‫خب شروع قوی‌ای بود نه؟

94
00:04:44,930 --> 00:04:46,557
‫شاید همه فقط گرسنه‌ان.

95
00:04:46,640 --> 00:04:48,809
‫هی بگو گرسنه خیلی کمک می‌کنه.

96
00:04:50,519 --> 00:04:54,189
‫هی بیا بریم دفتر مدیر رو بگردیم شاید یه غذایی توش بود.

97
00:04:55,858 --> 00:04:57,985
‫- می‌تونم باهاتون بیام.
‫- نه خودمون میریم.

98
00:05:02,406 --> 00:05:04,325
‫به نظرت از دستم عصبانی بود؟

99
00:05:04,408 --> 00:05:06,493
‫انگار همه از دست همدیگه عصبانی‌ان.

100
00:05:06,577 --> 00:05:08,871
‫باهاش روراست بودم و حالا داره به خاطرش مجازاتم می‌کنه.

101
00:05:08,954 --> 00:05:12,499
‫مرد ببین برو سراغش و معذرت‌خواهی کن.

102
00:05:12,583 --> 00:05:15,961
‫من به خاطر کارهایی که نکردم هم
‫از کیت معذرت‌خواهی کردم.

103
00:05:16,045 --> 00:05:18,589
‫بارون، اینکه از یه فیلم متنفره،

104
00:05:18,672 --> 00:05:20,215
‫اینکه توی خواب بهش خیانت کردم.

105
00:05:20,299 --> 00:05:22,259
‫ولی من متاسف نیستم جک.

106
00:05:22,343 --> 00:05:25,220
‫حق دارم بگم چه احساسی دارم و ازش کوتاه نیام.

107
00:05:26,013 --> 00:05:28,307
‫- درسته؟
‫- البته.

108
00:05:28,390 --> 00:05:29,391
‫- آره.
‫- هوم!

109
00:05:30,184 --> 00:05:32,936
‫هی می‌دونید چیه مطمئنم توی بوفه غذا هست.

110
00:05:33,020 --> 00:05:35,856
‫پلیسا که سر جاده وایسادن.
‫می‌تونیم بریم سراغ...

111
00:05:35,939 --> 00:05:38,525
‫نه نه نه نمی‌تونیم. خیلی خطرناکه.
‫خودشون گفتن.

112
00:05:38,609 --> 00:05:39,985
‫توی ارتش ایتالیا نبودی؟

113
00:05:40,569 --> 00:05:42,071
‫من شیپور می‌زدم.

114
00:05:44,365 --> 00:05:47,493
‫مرد جرد پشت صحنه خیلی شلخته‌ست.

115
00:05:47,576 --> 00:05:49,161
‫غذا غذا.

116
00:05:49,703 --> 00:05:50,913
‫یالا تن ماهی.

117
00:05:51,622 --> 00:05:53,957
‫یه کوفتی. هیچی.

118
00:05:55,501 --> 00:05:56,794
‫خب.

119
00:06:00,297 --> 00:06:03,101
‫فکر می‌کنی نیک و جینی با برنامه

120
00:06:03,125 --> 00:06:05,010
‫باردار شدن؟

121
00:06:05,094 --> 00:06:06,512
‫احتمالاً نه.

122
00:06:06,595 --> 00:06:08,263
‫بیشتر بچه‌ها بدون برنامه به وجود میان.

123
00:06:08,347 --> 00:06:10,057
‫من و جک هی این دست اون دست می‌کردیم

124
00:06:10,140 --> 00:06:12,515
‫که کی وقت مناسبیه بچه‌دار بشیم

125
00:06:12,539 --> 00:06:13,394
‫بعد یه آخر هفته،

126
00:06:13,477 --> 00:06:16,271
‫وگمنز روی مخلوط مارگاریتا تخفیف گذاشت و بوم.

127
00:06:16,355 --> 00:06:17,439
‫هوم.

128
00:06:19,441 --> 00:06:21,151
‫وایسا ببینم توی فکر بچه‌دار شدنی؟

129
00:06:21,235 --> 00:06:23,987
‫نه نمی‌دونم.

130
00:06:24,071 --> 00:06:27,032
‫- این‌طوری نگاهم نکن.
‫- کِی این اتفاق افتاد؟

131
00:06:27,116 --> 00:06:28,948
‫اگه بابت هرباری که می‌گفتی

132
00:06:28,972 --> 00:06:31,537
‫خداروشکر بچه ندارم یه دلار گیرت می‌اومد...

133
00:06:31,620 --> 00:06:33,747
‫دختر ۶۰ دلار الان داشتی. آروم باش.

134
00:06:36,583 --> 00:06:38,335
‫اولش نمی‌خواستیم.

135
00:06:38,419 --> 00:06:39,778
‫حاضر نبودیم مثل شماها

136
00:06:39,802 --> 00:06:42,005
‫جوونی و زیبایی یا آزادی‌مون رو بیخیال بشیم.

137
00:06:42,089 --> 00:06:44,091
‫به هرحال از هیچ‌کدومشـون استفاده‌ای نمی‌کردیم.

138
00:06:44,174 --> 00:06:46,135
‫بعضی‌وقت‌ها جدی‌تر بهش فکر می‌کردیم،

139
00:06:46,218 --> 00:06:48,011
‫ولی هیچوقت باهم هم‌نظر نبودیم.

140
00:06:48,095 --> 00:06:50,556
‫وقتی یه ساعت بیولوژیکی نداری خیلی سختـه.

141
00:06:50,639 --> 00:06:51,640
‫حتماً همین‌طوره دنی.

142
00:06:51,723 --> 00:06:54,393
‫همین‌طوره! نمی‌تونیم که با مارگاریتا بچه‌دار بشیم.

143
00:06:54,476 --> 00:06:57,855
‫هردومون باید هم‌زمان ۱۰۰ درصد

144
00:06:57,938 --> 00:07:01,150
‫توی کل مسیر مطمئن باشیم.

145
00:07:01,233 --> 00:07:04,295
‫خب سخت به نظر نمیاد.

146
00:07:04,319 --> 00:07:06,613
‫خب یعنی بچه می‌خوای؟

147
00:07:06,697 --> 00:07:07,739
‫نمی‌دونم.

148
00:07:08,407 --> 00:07:09,407
‫شاید.

149
00:07:10,826 --> 00:07:14,204
‫داشتم از خودم می‌پرسیدم
‫این فصل زندگیمـون باید چطوری باشه.

150
00:07:14,288 --> 00:07:16,022
‫خب نیک مُرد و من نمُردم.

151
00:07:16,046 --> 00:07:18,125
‫با این حساب نباید یه
‫کار معنی‌دار انجام بدم؟

152
00:07:18,208 --> 00:07:21,253
‫نه اینکه فقط آشپزخونه‌ام رو مدام تغییر شکل بدم؟

153
00:07:21,336 --> 00:07:24,548
‫خب الان چند درصد مطمئنی؟

154
00:07:26,091 --> 00:07:26,967
‫۴۲%.

155
00:07:27,050 --> 00:07:28,886
‫- پشمام، درصد بالاییـه.
‫- جدی؟

156
00:07:28,969 --> 00:07:31,889
‫آره من و جک روی هم ۱۳% بودیم.

157
00:07:33,265 --> 00:07:36,143
‫هر عددی بالای ۶۰% یعنی تو رسماً
‫از اون خانواده‌هایی هستی که تغییر رژیم دادن

158
00:07:36,226 --> 00:07:38,812
‫که هر هشت ماه یه‌بار یه بچه‌ی بلوند میارن.

159
00:07:38,896 --> 00:07:40,230
‫می‌خوای به کلاود بگی؟

160
00:07:40,314 --> 00:07:43,192
‫شاید اگه از امشب جون سالم به در ببریم.

161
00:07:44,359 --> 00:07:46,445
‫ایول اینم از این!

162
00:07:46,528 --> 00:07:48,489
‫ممنون جرد.

163
00:07:48,572 --> 00:07:51,450
‫برای اینکه همه‌مون رو ول کردی تا بمیریم می‌بخشمت. یالا.

164
00:07:54,495 --> 00:07:57,456
‫خب غذایی نیست ولی ودکا هست.

165
00:07:57,539 --> 00:07:59,511
‫بغلش با ماژیک نوشته
‫«برای تمیز کردن تردمیل»

166
00:07:59,535 --> 00:08:02,085
‫ولی مشکلی نداره، خودم مزه‌اش کردم.

167
00:08:02,169 --> 00:08:03,337
‫کی می‌خوره؟

168
00:08:07,799 --> 00:08:09,551
‫بدش به من.

169
00:08:13,639 --> 00:08:14,681
‫چی‌کار می‌کنی؟

170
00:08:15,265 --> 00:08:18,435
‫توی این کمد غذا هست.
‫بوی کره‌ی بادوم‌زمینی میاد.

171
00:08:18,519 --> 00:08:20,896
‫شاید کلوچه توش باشه.

172
00:08:22,898 --> 00:08:26,193
‫می‌خوای رمزش رو حدس بزنی؟
‫چرا نمی‌شکونیش؟

173
00:08:26,276 --> 00:08:28,570
‫خب من خُردکننده نیستم، درست کننده‌ام.

174
00:08:28,654 --> 00:08:30,572
‫توی دنیا به اندازه‌ی کافی چیزهای خراب هست.

175
00:08:32,032 --> 00:08:33,700
‫به نظرت جایی ننوشتنش؟

176
00:08:33,784 --> 00:08:36,078
‫نه فکر نکنم جرد اون‌قدر مرتب باشه.

177
00:08:39,206 --> 00:08:40,541
‫خیلی‌خب.

178
00:08:40,624 --> 00:08:43,377
‫یکی توی وست ویلج هست
‫که حاضر باشه ۱۸ دلار بابت این بده.

179
00:08:44,378 --> 00:08:47,297
‫عزیزم، می‌دونم این آخر هفته
‫اون‌جوری که می‌خواستی پیش نمیره،

180
00:08:47,381 --> 00:08:48,590
‫ولی حلش می‌کنن.

181
00:08:48,674 --> 00:08:52,386
‫نه این از اون چیزهاییـه که اگه درجا حلش نکنی،

182
00:08:52,469 --> 00:08:55,430
‫مسموم میشه، مثل اون کپک سیاهه توی زیرزمینمـون.

183
00:08:55,514 --> 00:08:57,724
‫- آره خب...
‫- هنوز به یارو زنگ نزدم.

184
00:09:00,644 --> 00:09:01,645
‫هوم.

185
00:09:02,396 --> 00:09:05,941
‫- برنامه‌ی ماراتن یه پیاده‌روی اضافه کردی.
‫- آره.

186
00:09:06,024 --> 00:09:09,570
‫تنظیمش کردم که دویدن‌هام رو خودکار اضافه کنه،
‫چون نمی‌خواستم خودم یادم بره اضافه‌شون کنم

187
00:09:09,653 --> 00:09:11,780
‫و بعد اتفاقی برنامه‌ی تمرینی رو خراب کنم.

188
00:09:11,863 --> 00:09:14,363
‫ولی کل هدف برنامه اینه که

189
00:09:14,387 --> 00:09:16,326
‫نمی‌ذاره یادت بره.

190
00:09:16,410 --> 00:09:17,995
‫بعداً میرم درستش می‌کنم.

191
00:09:18,078 --> 00:09:19,078
‫خیلی‌خب.

192
00:09:19,997 --> 00:09:21,665
‫میرم دوباره با اَن یه تلاشی بکنم.

193
00:09:21,748 --> 00:09:22,662
‫نمی‌دونم.

194
00:09:22,686 --> 00:09:26,211
‫تا حالا کسی رو ندیدم
‫روی تاب اینقدر عصبانی باشه.

195
00:09:31,717 --> 00:09:32,717
‫اَن؟

196
00:09:33,802 --> 00:09:34,845
‫اَن؟

197
00:09:37,347 --> 00:09:38,347
‫اَن!

198
00:09:40,601 --> 00:09:42,686
‫توی منطقه‌ی منی.

199
00:09:43,854 --> 00:09:46,273
‫ببین بابت چند ساعت پیش متاسفم،

200
00:09:46,898 --> 00:09:47,816
‫ولی من می‌شناسمت.

201
00:09:47,899 --> 00:09:50,188
‫تو یه دختر مهربون و دست و دل باز

202
00:09:50,212 --> 00:09:52,446
‫و همه‌جوره خوبی هستی درسته؟

203
00:09:52,529 --> 00:09:56,450
‫و اصلاً نمی‌تونم احساسات پیچیده‌ای

204
00:09:56,533 --> 00:09:58,410
‫که حتماً نسبت به جینی داری رو درک کنم.

205
00:09:58,493 --> 00:10:01,016
‫می‌دونم می‌خوای کار درست رو بکنی

206
00:10:01,040 --> 00:10:03,040
‫ولی در عین حال،

207
00:10:03,123 --> 00:10:06,126
‫یه بخشی از تو هنوز نتونسته ببخشتش.

208
00:10:07,377 --> 00:10:10,339
‫- لطفاً بیخیال من شو.
‫- می‌دونی که نمی‌تونم اَن.

209
00:10:11,006 --> 00:10:13,091
‫ببین می‌فهمم خب؟

210
00:10:13,175 --> 00:10:14,217
‫با رفتن نیک،

211
00:10:14,301 --> 00:10:17,638
‫باید مطمئن بشی که اون پول تا آخر عمرت رو ساپورت می‌کنه.

212
00:10:17,721 --> 00:10:20,682
‫و تازه باید به فکر لایلا هم باشی درسته؟

213
00:10:20,766 --> 00:10:23,977
‫ولی اگه فقط توی آینه به خودت نگاه کنی و بپرسی،

214
00:10:24,061 --> 00:10:27,064
‫اَن موضوع واقعاً چیه؟

215
00:10:27,147 --> 00:10:30,359
‫می‌خوای بدونی موضوع چیه جک؟ من یه احمقـم.

216
00:10:30,442 --> 00:10:31,568
‫موضوع اینه.

217
00:10:31,652 --> 00:10:33,921
‫رسماً فلج شدم

218
00:10:33,945 --> 00:10:37,949
‫چون توانایی مدیریت کارم افتضاحـه.

219
00:10:38,533 --> 00:10:42,454
‫وکیلم کلی پوشه‌ی گنده برام فرستاده که تصمیم بگیرم

220
00:10:42,537 --> 00:10:44,263
‫پول رو توی حساب سرمایه‌گذاری فوت بذارم

221
00:10:44,287 --> 00:10:47,793
‫یا اوراق قرضه رو بفروشم و
‫حساب بازنشستگی فردی باز کنم.

222
00:10:47,876 --> 00:10:51,672
‫قبل از این روز نمیشه،
‫ولی باید قبل از این یکی روز انجام بشه، به خاطر مالیات.

223
00:10:51,755 --> 00:10:53,423
‫و می‌دونی به جاش چی‌کار کردم؟

224
00:10:54,508 --> 00:10:57,094
‫پوشه رو گذاشتم توی فریزر.

225
00:10:57,594 --> 00:10:58,720
‫که مجازاتش کنم.

226
00:10:58,804 --> 00:11:02,182
‫خب اگه سختش نکنی چی؟
‫فقط قایق رو بفروش...

227
00:11:02,265 --> 00:11:06,228
‫نمی‌تونم قایق رو بفروشم جک،
‫چون با دوتا الاغ معاوضه‌اش کردم.

228
00:11:06,311 --> 00:11:08,689
‫چی داری میگی؟

229
00:11:08,772 --> 00:11:12,067
‫دوتا؟ چرا دوتا؟

230
00:11:12,150 --> 00:11:16,530
‫چون یکی بهم گفته بود باید دوتا بگیری اگه نه دیوونه میشن.

231
00:11:16,613 --> 00:11:18,407
‫آره این‌طوریـه. منم شنیده بودم.

232
00:11:18,490 --> 00:11:19,857
‫خب همگی تبریک میگم

233
00:11:19,881 --> 00:11:23,203
‫هیچ اَن نسخه ۲ قرار نیست داشته باشیم.

234
00:11:23,286 --> 00:11:26,373
‫نسخه‌ی اصلی یه جنس مرجوعی از آب دراومده.

235
00:11:26,957 --> 00:11:28,550
‫و می‌دونید بخش ناراحت‌کننده‌اش چیه؟

236
00:11:28,574 --> 00:11:30,711
‫واقعاً می‌خواستم توی این مورد کار خوبی انجام بدم.

237
00:11:30,794 --> 00:11:34,840
‫می‌خواستم همه از میزانِ دست و دل باز بودنم
‫پشماشون بریزه.

238
00:11:34,923 --> 00:11:40,429
‫ولی به جاش اَنی طبق معمول رید توی همه چیز.

239
00:11:43,682 --> 00:11:46,184
‫عالیه تو هم همه‌ی حرفـام رو شنیدی.

240
00:11:48,478 --> 00:11:49,521
‫فوق‌العاده‌ست.

241
00:11:51,732 --> 00:11:52,732
‫اوم...

242
00:11:55,277 --> 00:11:58,572
‫آقا لطفاً بیا من رو بکش.

243
00:11:59,300 --> 00:12:05,300
بی سی موویز

244
00:12:06,079 --> 00:12:09,624
‫- هی چطوره یکم استراحت کنی؟
‫- نه همه گرسنه‌ان خب؟

245
00:12:09,708 --> 00:12:11,835
‫و یه حقه‌ی جدید از یوتوب یاد گرفتم.

246
00:12:11,918 --> 00:12:14,605
‫در حال چرخوندن به سمت پایین می‌کشی

247
00:12:14,629 --> 00:12:16,423
‫تا محفظه‌اش رو حس کنی.

248
00:12:17,048 --> 00:12:18,049
‫اینجا.

249
00:12:18,675 --> 00:12:20,719
‫شماره‌ی آخر ۹ هست.

250
00:12:20,802 --> 00:12:22,679
‫پس این باید...

251
00:12:23,597 --> 00:12:24,514
‫کیر توش.

252
00:12:24,598 --> 00:12:26,892
‫می‌دونی چیه؟
‫همه‌مون داریم رد می‌دیم.

253
00:12:26,975 --> 00:12:29,394
‫چطوره دور اتاق بچرخیم؟
‫یکم بدوئیم؟

254
00:12:29,478 --> 00:12:31,396
‫یکم قدم پر کنیم.

255
00:12:34,733 --> 00:12:36,151
‫این‌طوری روی نوک انگشت‌هات می‌دوئی؟

256
00:12:36,234 --> 00:12:38,320
‫فکر کنم بیرون یه جور دیگه می‌دوئم.

257
00:12:38,403 --> 00:12:40,697
‫تا روز ماراتن تاندول آشیلت رو نابود می‌کنی.

258
00:12:40,781 --> 00:12:44,951
‫داداش من روز ماراتن اون قرار نیست بیاد.

259
00:12:45,035 --> 00:12:46,787
‫چی؟ معلومه که میام.

260
00:12:47,370 --> 00:12:49,748
‫اولین آهنگمـون توی پلی‌لیست دوئیدنمـون چیه؟

261
00:12:51,208 --> 00:12:54,586
‫تیم اصلی از...

262
00:12:54,669 --> 00:12:57,881
‫- ماشین‌ها.
‫- آخرین...

263
00:12:58,924 --> 00:12:59,924
‫از...

264
00:13:00,801 --> 00:13:01,968
‫جنگ ستارگان.

265
00:13:02,552 --> 00:13:03,637
‫موهیکان‌ها.

266
00:13:05,514 --> 00:13:08,381
‫واقعاً می‌خواستم این کار رو باهات بکنم.

267
00:13:08,405 --> 00:13:10,060
‫فقط از دویدن متنفرم.

268
00:13:10,644 --> 00:13:12,521
‫متاسفم لطفاً عصبانی نشو.

269
00:13:12,604 --> 00:13:16,149
‫عصبانی نیستم.
‫خب یکم گیج شدم.

270
00:13:17,984 --> 00:13:19,027
‫آره!

271
00:13:22,614 --> 00:13:26,201
‫رَت اِوِی. قالب‌های طعمه با طعم کره بادام‌زمینی.

272
00:13:27,953 --> 00:13:31,373
‫- دارم میرم سراغ بوفه.
‫- نه جک پلیس‌ها گفتن داخل بمونید.

273
00:13:31,456 --> 00:13:33,041
‫نه مشکلی نیست. با من.

274
00:13:33,124 --> 00:13:34,124
‫جک نه.

275
00:13:34,167 --> 00:13:36,461
‫آره دزد مسلح اسلحه داره.
‫برای همین بهش میگن دزد مسلح.

276
00:13:36,545 --> 00:13:39,464
‫بچه‌ها مشکلی نیست. مشکلی نیست.

277
00:13:46,221 --> 00:13:49,474
‫پیغامی مهم برای آمریکایی‌های بین ۵۰ تا ۸۵ سال.

278
00:13:50,141 --> 00:13:54,354
‫- خدای من هنوز داری...
‫- ببخشید بالاخره تونستم تلویزیون رو به کار بندازم.

279
00:13:54,437 --> 00:13:57,274
‫بچه‌ها می‌تونن بفروشنش و خرج مراسم ختمم رو بدن.

280
00:13:57,357 --> 00:13:59,109
‫خوبه که تو بیمه‌ی عمر داری.

281
00:13:59,192 --> 00:14:01,987
‫- بیمه‌ی عمر؟
‫- این چه برنامه‌ایه؟

282
00:14:40,692 --> 00:14:41,943
‫این چه کوفتیـه؟

283
00:15:13,099 --> 00:15:15,352
‫اسپرسو مارتینی درست کردم.

284
00:15:22,484 --> 00:15:24,069
‫- بد نیست.
‫- اوه.

285
00:15:24,152 --> 00:15:26,947
‫به جای آب توی قهوه‌ساز ودکا ریختم.

286
00:15:27,030 --> 00:15:29,866
‫وقتش نیست دانشمند بشم؟

287
00:15:30,992 --> 00:15:32,452
‫اوه.

288
00:15:32,535 --> 00:15:33,620
‫اوم.

289
00:15:39,000 --> 00:15:42,337
‫داشتم به مکالمه‌ای که
‫توی مسیر پایین اومدن از کوه داشتیم فکر می‌کردم.

290
00:15:42,420 --> 00:15:44,381
‫خدای من خیلی شرمندم عشقم.

291
00:15:44,464 --> 00:15:46,549
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

292
00:15:47,092 --> 00:15:50,845
‫گوش کن مهم نیست که کی کِی بچه نمی‌خواست خب؟

293
00:15:51,513 --> 00:15:52,597
‫الان مهمه.

294
00:15:54,391 --> 00:15:55,517
‫موافقم.

295
00:15:56,226 --> 00:15:58,061
‫و اگه داری به داشتن بچه فکر می‌کنی...

296
00:15:58,144 --> 00:16:00,624
‫به هیچ عنوان به داشتن بچه فکر نمی‌کنم.
‫دیوونه‌ای؟

297
00:16:01,356 --> 00:16:03,566
‫هی زندگیمـون همین‌طوری که هست فوق‌العاده‌ست.

298
00:16:04,275 --> 00:16:06,820
‫من عاشقتم. پشیمونی‌ای هم ندارم.

299
00:16:07,696 --> 00:16:10,031
‫آره بدون پشیمونی.

300
00:16:10,532 --> 00:16:12,117
‫عاشقتم.

301
00:16:12,784 --> 00:16:14,119
‫و عاشق آشپزخونه‌مون هستم.

302
00:16:18,206 --> 00:16:19,958
‫ناچو پیدا کردم!

303
00:16:23,920 --> 00:16:25,005
‫صورتت رو زخم کردی؟

304
00:16:25,500 --> 00:16:31,500
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

305
00:16:31,928 --> 00:16:33,596
‫این روتوایلر کیه؟

306
00:16:34,848 --> 00:16:36,641
‫باور کن همین‌قدری که به نظر میاد چندشه.

307
00:16:36,725 --> 00:16:39,436
‫بهش توجه نکن جینی.
‫گرسنگی زمان بارداری شوخی بردار نیست.

308
00:16:39,519 --> 00:16:43,481
‫خدای من، یادمه یه‌بار داشتم به لایلا شیر می‌دادم،

309
00:16:43,565 --> 00:16:46,985
‫یه استیک نیم کیلویی رو
‫مثل یه سیب گرفتم توی یه دستم و خوردمش.

310
00:16:48,278 --> 00:16:50,989
‫هنوز یادمه آب گوشت رو از کلاه کوچولوش چجور لیس زدم

311
00:16:51,072 --> 00:16:53,616
‫- خدای من.
‫- ولی شیر دادن رو خیلی دوست داشتم.

312
00:16:53,700 --> 00:16:57,370
‫تنها چیزی که لایلا برای زنده موندن نیاز داشت من و بدنم بود.

313
00:16:57,454 --> 00:16:59,622
‫- خیلی احساس قدرت داشتم.
‫- توی اون کار خوب بودی.

314
00:16:59,706 --> 00:17:04,210
‫اون‌بار رو یادته که شیر توی سینه‌ام
‫خیلی افتضاح گیر کرده بود و بنفشـش کرد،

315
00:17:04,294 --> 00:17:05,754
‫و همین‌طوری ادامه می‌داد.

316
00:17:05,837 --> 00:17:07,797
‫نیک قایمکی یه عکس از اون صحنه برامون فرستاد.

317
00:17:07,881 --> 00:17:09,758
‫- نه.
‫- خیلی چندش بود.

318
00:17:09,841 --> 00:17:12,594
‫وقتی بهم زنگ می‌زنی این عکست میاد روی صفحه.

319
00:17:12,677 --> 00:17:15,430
‫- نه کو ببینم!
‫- وایسا گوشیم پیشته؟

320
00:17:15,513 --> 00:17:16,681
‫خدای من.

321
00:17:16,765 --> 00:17:18,767
‫هیچ‌وقت نتونستم توی شیر دادن جا بی‌افتم

322
00:17:18,850 --> 00:17:22,103
‫چون زایمان حسابی داغونم کرده بود
‫و پنجره‌ی اپیدورالم رو از دست دادم.

323
00:17:22,187 --> 00:17:24,439
‫جینی هرکاری می‌کنی نذار پنجره‌ات از دست بره.

324
00:17:24,522 --> 00:17:26,107
‫می‌خوام زایمان طبیعی انجام بدم.

325
00:17:26,191 --> 00:17:28,860
‫اوه چه خوب. عالی برات پیش میره.

326
00:17:28,943 --> 00:17:31,821
‫شبیه یه آلوی له شده‌ست.

327
00:17:31,905 --> 00:17:35,909
‫یادته وقتی بث یه هفته‌اش بود
‫و یه لخته‌ی خون گنده رو تف کرد بیرون؟

328
00:17:35,992 --> 00:17:38,661
‫- آره!
‫- آره بلافاصله رفتیم اورژانس.

329
00:17:38,745 --> 00:17:42,040
‫معلوم شد یه چیزی از توی بدن من بوده که
‫زمان تولد قورتش داده.

330
00:17:42,123 --> 00:17:44,167
‫خانم من دارم ناچو می‌خورم.

331
00:17:45,251 --> 00:17:46,127
‫این‌جوری بود.

332
00:17:46,211 --> 00:17:47,045
‫حرفم اینه که...

333
00:17:47,128 --> 00:17:47,962
‫نه.

334
00:17:48,046 --> 00:17:51,299
‫این بچه‌ها درجا یادت میدن که همیشه مضطرب باشی.

335
00:17:51,382 --> 00:17:53,635
‫می‌دونید من با خواهرم توی اتاق زایمان بودم.

336
00:17:54,469 --> 00:17:57,430
‫چون دوست‌پسرش مرتیکه‌ی حرومزاده نبودش.

337
00:17:57,514 --> 00:17:58,890
‫از اون موقع مُرده خداروشکر.

338
00:17:59,516 --> 00:18:03,061
‫می‌گفتم، مارلینا هی داشت زور می‌زد تهش چی اومد بیرون؟

339
00:18:03,144 --> 00:18:04,144
‫یه پا.

340
00:18:04,187 --> 00:18:05,688
‫- نه!
‫- اوهوم.

341
00:18:05,772 --> 00:18:07,358
‫من چی می‌دونم آخه؟ کلاً ۲۰ سالمـه.

342
00:18:07,382 --> 00:18:10,360
‫و دارم با خودم فکر می‌کنم آخی چه بامزه.
‫یه پای کوچولو.

343
00:18:10,443 --> 00:18:12,028
‫همه شروع کردن به داد و فریاد کردن.

344
00:18:12,112 --> 00:18:14,656
‫دکتره یه جوری اومد دستش کرد توی خواهرم

345
00:18:14,739 --> 00:18:17,325
‫که انگار می‌خواد از ماشین فروش کلوچه بکشه بیرون.

346
00:18:17,408 --> 00:18:20,703
‫و چیز بعدی‌ای که دیدم این بود که شکمش رو جر دادن.

347
00:18:20,787 --> 00:18:23,081
‫روده‌اش رو زدن کنار.

348
00:18:23,164 --> 00:18:26,126
‫و من به مارلینا گفتم، بچه‌ات داره دنیا میاد چیزی نیست.

349
00:18:26,209 --> 00:18:28,294
‫چیزی نمیشه.

350
00:18:28,378 --> 00:18:30,088
‫کلاود وقتی لازمه خیلی شجاع میشه.

351
00:18:30,171 --> 00:18:34,342
‫خب از یه جایی دیگه یه موجودی رو بیرون کشیدن.

352
00:18:34,425 --> 00:18:37,762
‫پرِ خون بود.
‫توی دهنش دماغش پر بود.

353
00:18:37,846 --> 00:18:39,764
‫همه ساکت بودن.

354
00:18:40,265 --> 00:18:42,809
‫بعد یهو گریه کرد.

355
00:18:42,892 --> 00:18:44,602
‫بچه‌ها خدای من.

356
00:18:45,728 --> 00:18:49,774
‫وقتی گذاشتنش توی بغلم داشتم به این فکر می‌کردم،

357
00:18:49,858 --> 00:18:52,944
‫یک لحظه‌ی پیش این فقط یه ایده بود.
‫الان اینجاست.

358
00:18:53,027 --> 00:18:54,904
‫این آدم کوچولویی که تا ابد قراره عاشقش باشم.

359
00:18:56,489 --> 00:18:57,782
‫اون یه معجزه‌ست.

360
00:19:00,827 --> 00:19:01,870
‫یه معجزه‌ست.

361
00:19:02,495 --> 00:19:03,495
‫بچه‌ها...

362
00:19:05,582 --> 00:19:07,417
‫میشه درمورد یه چیز دیگه حرف بزنیم؟

363
00:19:07,500 --> 00:19:10,086
‫ببینید می‌دونم نمی‌خواید از عمد من رو بترسونید،

364
00:19:10,170 --> 00:19:13,423
‫ولی حقیقتاً داستان‌هاتون وحشتناکن.

365
00:19:13,506 --> 00:19:14,883
‫جینی؟

366
00:19:14,966 --> 00:19:16,176
‫چیه؟

367
00:19:16,259 --> 00:19:17,427
‫لعنتی!

368
00:19:18,052 --> 00:19:19,512
‫این دیگه چی بود؟

369
00:19:22,140 --> 00:19:25,310
‫خداروشکر قبل از اینکه کسی آسیب ببینه گرفتنش.

370
00:19:25,393 --> 00:19:29,355
‫خب غیر از هم‌اتاقیش که کیرش رو گاز گرفت.

371
00:19:29,439 --> 00:19:30,899
‫اون یه زمانی بچه‌ی کسی بوده.

372
00:19:30,982 --> 00:19:32,275
‫خیلی‌خب جینی.

373
00:19:32,358 --> 00:19:34,027
‫فکر کنم داری خسته میشی.

374
00:19:34,736 --> 00:19:37,113
‫آره حسش می‌کنم.

375
00:19:37,197 --> 00:19:38,948
‫صبح می‌بینمتـون.

376
00:19:39,032 --> 00:19:40,783
‫آره.

377
00:19:54,631 --> 00:19:58,885
‫هی می‌دونم از نظر قانونی اجازه نداری
‫با من حرف بزنی یا هرچی.

378
00:19:58,968 --> 00:20:00,803
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم حالت خوبه.

379
00:20:00,887 --> 00:20:01,804
‫آره.

380
00:20:01,888 --> 00:20:02,889
‫خیلی‌خب.

381
00:20:02,972 --> 00:20:04,265
‫نه.

382
00:20:05,058 --> 00:20:06,184
‫نه نه نه.

383
00:20:06,267 --> 00:20:09,062
‫حقیقتش اَن خیلی دست‌پاچه شدم.

384
00:20:10,313 --> 00:20:13,524
‫می‌خواستم این کار رو همراه با نیک انجام بدم می‌دونی؟

385
00:20:14,567 --> 00:20:16,653
‫کُو به پدرش نیاز پیدا می‌کنه و...

386
00:20:17,195 --> 00:20:19,822
‫آره پدرها خیلی کمک نمی‌کنن.

387
00:20:19,906 --> 00:20:22,867
‫اکثرشون یه گوشه می‌ایستن تا بهشون بگی چی‌کار کنن.

388
00:20:25,245 --> 00:20:28,581
‫نمی‌دونم، حداقل روزی دوبار با خودم فکر می‌کنم،

389
00:20:28,665 --> 00:20:30,917
‫اگه نیک اینجا بود چی می‌گفت؟

390
00:20:32,126 --> 00:20:34,462
‫می‌دونم چی می‌گفت.
‫می‌گفت...

391
00:20:35,296 --> 00:20:38,883
‫نمی‌تونی با یه بچه توی
‫یه واحد طبقه‌ی ۴ بدون آسانسور زندگی کنی.

392
00:20:40,260 --> 00:20:43,179
‫اگه می‌خوای توی آب زایمان کنی باید بیمارستان باشی.

393
00:20:43,263 --> 00:20:44,639
‫خدای من.

394
00:20:45,515 --> 00:20:48,101
‫- واقعاً مورد آخر رو گفت.
‫- چرا که نه.

395
00:20:50,061 --> 00:20:51,061
‫تو...

396
00:20:51,938 --> 00:20:53,773
‫فکر می‌کنی از اسمش خوشش می‌اومد؟

397
00:20:53,856 --> 00:20:54,856
‫اوه.

398
00:20:55,441 --> 00:20:56,734
‫- نه.
‫- اوه.

399
00:20:56,818 --> 00:20:58,736
‫نه می‌گفت،

400
00:20:59,570 --> 00:21:02,031
‫نمی‌تونی اسم بچه رو کُو بذاری.

401
00:21:02,115 --> 00:21:04,909
‫هیچکس با اسم کُو
‫نمی‌تونه قاضی دیوان عالی کشور بشه.

402
00:21:05,827 --> 00:21:07,328
‫آره یه حسی بهم می‌گفت.

403
00:21:08,955 --> 00:21:13,918
‫آره خیلی عجیبه ولی می‌دونم
‫می‌خواست اسم پسرش رو چی بذاره.

404
00:21:14,002 --> 00:21:15,420
‫اه...

405
00:21:15,503 --> 00:21:19,424
‫بعد لایلا دیگه شانس نیاوردم.

406
00:21:20,133 --> 00:21:24,304
‫اگه پسر می‌داشت می‌خواست
‫اسم پدر پدربزرگش رو براش بذاره.

407
00:21:24,387 --> 00:21:26,431
‫- آخی.
‫- نه نگو آخی.

408
00:21:26,514 --> 00:21:28,016
‫خیلی دهن پُر کنه.

409
00:21:31,102 --> 00:21:32,770
‫اوم.

410
00:21:32,854 --> 00:21:35,690
‫فقط دوست داشتم تنهایی این مسیر رو نرم.

411
00:21:43,156 --> 00:21:45,742
‫خدای من این نور.

412
00:21:45,825 --> 00:21:47,702
‫خیلی رنگم پریده شبیه جک شدم.

413
00:21:50,580 --> 00:21:51,581
‫اوه.

414
00:21:54,792 --> 00:21:55,793
‫خب،

415
00:21:57,295 --> 00:21:59,797
‫اون مکالمه‌ای که داشتیم...

416
00:22:01,799 --> 00:22:04,385
‫نظرت چیه اگه بگم

417
00:22:04,409 --> 00:22:06,095
‫من دارم به اون فکر می‌کنم؟

418
00:22:08,139 --> 00:22:09,599
‫اوه...

419
00:22:10,767 --> 00:22:14,145
‫خب من میگم بیا با هم به اون فکر کنیم.

420
00:22:15,271 --> 00:22:16,314
‫هوم.

421
00:22:18,066 --> 00:22:20,401
‫اون یعنی بچه دیگه؟
‫داریم درمورد بچه‌دار شدن...

422
00:22:20,485 --> 00:22:21,736
‫آره.

423
00:22:22,820 --> 00:22:24,322
‫- آره.
‫- آره باشه.

424
00:22:25,907 --> 00:22:26,908
‫باشه.

425
00:22:29,369 --> 00:22:32,121
‫بهتره مجبورمون نکنن بابت این اتاق پول بدیم.

426
00:22:32,205 --> 00:22:35,833
‫آره و دیدی یکی از پلیس‌ها بوفه رو نابود کرد؟

427
00:22:35,917 --> 00:22:36,959
‫نه.

428
00:22:40,046 --> 00:22:42,215
‫برای ماراتن واقعاً متاسفم.

429
00:22:43,049 --> 00:22:46,219
‫خب پس وقتی مثلاً رفته بودی بدوئی چی‌کار می‌کردی؟

430
00:22:46,302 --> 00:22:49,180
‫پیاده می‌رفتم تا اون
‫ساندویچ فروشی ایتالیایی کوچولوئه توی دمارست

431
00:22:49,263 --> 00:22:51,974
‫و یه ساندویچ گوشت خوک کامل می‌گرفتم
‫و توی ایستگاه اتوبوس می‌خوردم.

432
00:22:52,058 --> 00:22:53,226
‫اوه!

433
00:22:53,309 --> 00:22:54,309
‫چه جذاب.

434
00:22:58,231 --> 00:22:59,941
‫چرا بهم نگفتی؟

435
00:23:00,024 --> 00:23:01,943
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

436
00:23:02,527 --> 00:23:03,736
‫منطقیـه.

437
00:23:05,154 --> 00:23:06,708
‫وایسا نه نیست.

438
00:23:06,732 --> 00:23:09,117
‫تو همیشه من رو ناراحت می‌کنی.

439
00:23:09,951 --> 00:23:13,121
‫- تو نگران منی؟
‫- نه.

440
00:23:14,038 --> 00:23:17,375
‫فقط حواسم بهت هست.

441
00:23:17,458 --> 00:23:20,711
‫خب نیازی نیست چون الان خوبم.

442
00:23:20,795 --> 00:23:22,255
‫- جدی؟
‫- آره.

443
00:23:22,755 --> 00:23:24,048
‫خداروشکر.

444
00:23:37,812 --> 00:23:39,313
‫لعنتی.

445
00:23:40,773 --> 00:23:42,358
‫کیت گفت یه پلیس بود.

446
00:24:06,007 --> 00:24:08,718
‫باشه ولی این آخرین‌باره.

447
00:24:14,390 --> 00:24:15,516
‫یالا!

448
00:24:22,023 --> 00:24:23,483
‫- ببینش.
‫- تو می‌تونی.

449
00:24:23,566 --> 00:24:26,110
‫- مرغ آبی.
‫- برو برو ایول.

450
00:24:39,332 --> 00:24:40,332
‫نه.

451
00:24:49,759 --> 00:24:51,344
‫خدای من استخوان‌بندی درشتی داشت.

452
00:24:51,427 --> 00:24:52,553
‫خدایا.

453
00:24:55,973 --> 00:24:56,973
‫خدافظ.

454
00:25:01,395 --> 00:25:02,271
‫همینجوری...

455
00:25:02,355 --> 00:25:03,439
‫نه.

456
00:25:08,444 --> 00:25:09,570
‫می‌خوای...

457
00:25:09,654 --> 00:25:11,113
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

458
00:25:23,543 --> 00:25:25,920
‫خیلی‌خب همین دیگه.

459
00:25:26,003 --> 00:25:28,673
‫کسی دیگه‌ای حرفی داره که بخواد بزنه؟

460
00:25:29,924 --> 00:25:32,218
‫- داریم بچه‌دار می‌شیم.
‫- جینی داره میاد با من زندگی کنه.

461
00:25:33,000 --> 00:25:53,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

