1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:23,044 --> 00:00:24,920
‫این هم از اون!

3
00:00:26,130 --> 00:00:29,258
‫کی به اسپورتس ایلستریتد زنگ بزنه!

4
00:00:29,341 --> 00:00:31,385
‫اوه، بیا یه عکس بگیریم!

5
00:00:33,679 --> 00:00:35,639
‫مامانی!

6
00:00:35,723 --> 00:00:37,349
‫مامانی!

7
00:00:38,851 --> 00:00:40,770
‫سلام عزیزم.

8
00:00:40,853 --> 00:00:43,939
‫از ساحل خوشت میاد یوجین؟

9
00:00:44,482 --> 00:00:46,400
‫اون بچه به یه دستمال برای بالا آوردنش
‫و یه اسم مستعار نیاز داره.

10
00:00:46,484 --> 00:00:48,611
‫- هی!
‫- هی جین.

11
00:00:48,694 --> 00:00:52,198
‫- خب جین، میشه من برم...
‫- دستشویی، آره، برو، برو، برو.

12
00:00:52,281 --> 00:00:54,950
‫- اوه اما من فقط یه دونه...
‫- پوشک داریم. از خونه بر می‌دارمش.

13
00:00:55,034 --> 00:00:59,330
‫- اما یه ساعت دیگه، باید شیر پمپ کنی.
‫- باید شیر پمپ کنم، آره. ممنون. خداحافظ.

14
00:00:59,413 --> 00:01:00,961
‫خیلی خب، می‌دونه انی نقش داره

15
00:01:00,985 --> 00:01:02,666
‫اما دیگه زیادی نقش داره، درسته؟

16
00:01:02,750 --> 00:01:04,794
‫- آره.
‫- خبر خوب!

17
00:01:04,877 --> 00:01:07,671
‫یکی توی فروشگاه ساحل
‫بیش از حد پول خرج کرد.

18
00:01:08,756 --> 00:01:11,008
‫خیلی خب، کادیما داریم.

19
00:01:11,092 --> 00:01:12,384
‫- درسته.
‫- خیلی خب؟

20
00:01:12,468 --> 00:01:14,053
‫چندتا بادبادک.

21
00:01:14,136 --> 00:01:15,513
‫اون بازی پرتاب و گرفتنی که یه چیزی

22
00:01:15,596 --> 00:01:18,015
‫شبیه بشقاب سالارد ولکرو
‫به دستت بسته‌ست رو گرفتم.

23
00:01:18,099 --> 00:01:20,017
‫واقعاً امیدوار بودم که امروز
‫کتابم رو بخونم

24
00:01:20,101 --> 00:01:22,061
‫اما شاید دنی یا کلاد
‫یه بادبادک هوا گنن.

25
00:01:22,144 --> 00:01:24,522
‫- امروز خیلی باد میزنه.
‫- دارم وانمود می‌کنم که نمی‌شنوم.

26
00:01:24,605 --> 00:01:27,273
‫هی، من باهات پرتاب
‫و گرفتن بازی می‌کنم.

27
00:01:27,297 --> 00:01:28,901
‫فقط یکی باید بچه رو نگه داره.

28
00:01:28,984 --> 00:01:31,695
‫عمو دنی، بیا، تمرین خوبیه.

29
00:01:31,779 --> 00:01:35,199
‫در واقع، کلاد می‌خواست با بچه
‫یه عکس بگیره، درسته؟ من می‌گیرم.

30
00:01:35,282 --> 00:01:37,868
‫می‌خوای با عمو کلاد عکس بگیری.
‫عمو کلاد.

31
00:01:37,952 --> 00:01:39,954
‫بیا این‌جا جینو کوچولو.

32
00:01:40,621 --> 00:01:43,040
‫جینو! جینو اسم مستعار خوبیه، نه؟

33
00:01:43,124 --> 00:01:44,583
‫آره! جینو.

34
00:01:44,667 --> 00:01:47,336
‫نمی‌دونم. یه جورهایی به جینی نزدیکه.

35
00:01:47,419 --> 00:01:50,005
‫فکر کنم فعلاً رو همون یوجین بمونیم.

36
00:01:50,089 --> 00:01:51,632
‫یا جینو. من از جینو خوشم میاد.

37
00:01:51,715 --> 00:01:52,925
‫خیلی خب، لبخند بزرگ.

38
00:01:54,343 --> 00:01:55,344
‫اه!

39
00:01:55,427 --> 00:01:57,012
‫گل کاشتم.

40
00:02:00,558 --> 00:02:02,685
‫اوه، خدا رو شکر جینی انقدر اهل ورزشه.

41
00:02:02,768 --> 00:02:05,396
‫می‌دونی، جک واقعاً دلش برای
‫داشتن یه دوست مرد تنگ شده.

42
00:02:05,479 --> 00:02:07,982
‫عه... ببخشید، من مردم.

43
00:02:08,065 --> 00:02:10,776
‫اوه، خیلی خب. می‌خوای بری پیشش
‫و راجع به اندور باهاش حرف بزنی؟

44
00:02:10,860 --> 00:02:13,195
‫خیلی خب، لازم نیست انقدر خشن بشی.

45
00:02:13,279 --> 00:02:15,280
‫نه، اخه قبلاً نیک بهش پیام می‌داد

46
00:02:15,304 --> 00:02:16,882
‫و راجع به ورزش حرف می‌زدن

47
00:02:16,907 --> 00:02:19,410
‫و به پرودنشال سنتر می‌بردش
‫تا استیلی دن رو ببینن.

48
00:02:19,493 --> 00:02:21,704
‫بیخیال، نمی‌خوام دوستم رو
‫این طوری به یاد بیارم.

49
00:02:21,787 --> 00:02:24,261
‫نه، من... من سعی داشته‌ام

50
00:02:24,285 --> 00:02:25,749
‫باهاش ارتباط بگیرم و یعنی...

51
00:02:25,833 --> 00:02:27,710
‫روحیه‌ش رو بالا بکشم اما...

52
00:02:27,793 --> 00:02:30,129
‫نمی‌دونم، تابستونی طولانی بوده.

53
00:02:30,212 --> 00:02:31,589
‫خب...

54
00:02:31,672 --> 00:02:34,758
‫خب، الان اینجایی،
‫پس فقط توی ساحل استراحت کن

55
00:02:34,842 --> 00:02:36,719
‫و اروتیک محافظه‌کارانه‌ت رو بخون.

56
00:02:37,720 --> 00:02:41,473
‫خیلی خب، فکر کنم این بازی
‫یکم بلندپروازی بود.

57
00:02:41,557 --> 00:02:43,767
‫کاردیوم رو درست انجام ندادم.

58
00:02:43,851 --> 00:02:45,561
‫من خیلی گرمم شده اما تو ادامه بده.

59
00:02:45,644 --> 00:02:47,771
‫آره، باشه. نگران نباش.

60
00:02:49,690 --> 00:02:51,998
‫من دوست دارم پرتاب

61
00:02:52,022 --> 00:02:53,110
‫کنم... و بگیرم.

62
00:02:53,903 --> 00:02:55,321
‫خیلی خب.

63
00:02:56,500 --> 00:03:02,500
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

64
00:03:03,621 --> 00:03:05,122
‫خوبه، این رو ببین.

65
00:03:06,248 --> 00:03:08,542
‫خیلی خب ورزشکارها. آره، خب...

66
00:03:08,626 --> 00:03:10,825
‫خیلی خب. این یکم...

67
00:03:10,850 --> 00:03:11,896
‫یکم گیر کرده.

68
00:03:11,921 --> 00:03:14,048
‫بهت گفتم وقتی بالای 50 میشی
‫ورزش کردن خطرناکه.

69
00:03:14,131 --> 00:03:15,758
‫اه.

70
00:03:15,841 --> 00:03:17,259
‫گرفتمش. گرفتمش.

71
00:03:18,720 --> 00:03:23,403
‫« چهار فصل »

72
00:03:23,417 --> 00:03:25,350
‫« چهار فصل »
‫تـابـسـتـان

73
00:03:28,270 --> 00:03:29,772
‫اوه! ناهار چیه؟

74
00:03:29,855 --> 00:03:32,942
‫رول‌های شاه میگوم
‫که کل تابستون رو صرف تکمیل کردنش کردم.

75
00:03:33,025 --> 00:03:35,653
‫و سالاد پاستای من که بدک نیست.

76
00:03:35,736 --> 00:03:38,077
‫تازه بچه رو خوابوندم.

77
00:03:38,101 --> 00:03:39,823
‫و جینی رو.

78
00:03:40,824 --> 00:03:41,700
‫«و جینی رو»؟

79
00:03:41,784 --> 00:03:43,399
‫از بچه شما چه خبر؟

80
00:03:43,423 --> 00:03:45,246
‫کیت گفت سعی دارین
‫به فرزندخوندگی بگیرین.

81
00:03:45,329 --> 00:03:48,916
‫عه... خب، موسسه کودکان بی‌سرپرست
‫ما رو رد کرد.

82
00:03:48,999 --> 00:03:50,927
‫و... و الان یادم اومد بهم گفت

83
00:03:50,951 --> 00:03:52,461
‫که به این اشاره نکنم.

84
00:03:52,544 --> 00:03:54,380
‫الان با هم جور در اومدن. آره.

85
00:03:54,463 --> 00:03:56,966
‫خب، اون‌ها گفتن من زیادی پیرم.

86
00:03:57,049 --> 00:04:00,970
‫یه نگاهی به این خوشتیپ انداختن
‫و با خودشون گفتن: «متوشالح.»

87
00:04:01,053 --> 00:04:02,263
‫دیوونه‌واره.

88
00:04:02,346 --> 00:04:04,181
‫برای همین رفتیم سراغ اجاره رحم.

89
00:04:04,265 --> 00:04:06,016
‫یا رحم اجاره‌ای؟ اجاره رحم؟

90
00:04:06,100 --> 00:04:07,559
‫- رحم اجاره‌ای درسته.
‫- رحم اجاره‌ای.

91
00:04:07,643 --> 00:04:08,971
‫به هرحال، یه تماس توی زوم

92
00:04:08,995 --> 00:04:11,772
‫با یه زن خوب به اسم برندا داشتیم.

93
00:04:12,356 --> 00:04:13,899
‫اینترنتش خیلی پایدار بود.

94
00:04:13,983 --> 00:04:15,531
‫و اگه تصمیم بگیریم که اون خودشه،

95
00:04:15,555 --> 00:04:17,152
‫مسیر بعدش رو با تمام سرعت میریم.

96
00:04:17,236 --> 00:04:19,947
‫خب، عه... بعد این به ساحل بر می‌گردین؟

97
00:04:20,030 --> 00:04:22,032
‫شاید یه مسابقه کادیما؟

98
00:04:22,116 --> 00:04:23,284
‫- ها؟
‫- جک...

99
00:04:23,367 --> 00:04:24,962
‫نمی‌دونم چه طوری این رو بهت بگم.

100
00:04:24,986 --> 00:04:26,704
‫ممکنه از بازی‌های
‫ساحلی متنفر باشم.

101
00:04:27,413 --> 00:04:30,332
‫- اما تو... اما تو قبلاً عاشق بازی‌های ساحلی بودی.
‫- واقعاً؟

102
00:04:30,416 --> 00:04:32,391
‫حس می‌کنم وقتی
‫تازه قرار میذاشتیم،

103
00:04:32,415 --> 00:04:34,253
‫خیلی تفاهم‌های
‫مشترک بیشتری داشتیم.

104
00:04:34,336 --> 00:04:36,630
‫اون دیگه از هیچ چیزی که من ازش
‫خوشم میاد خوشش نمیاد.

105
00:04:36,714 --> 00:04:39,675
‫حتی نمی‌خواست من رو ببره
‫که فیلم جدید ریحانا رو ببینم.

106
00:04:39,758 --> 00:04:40,968
‫داره راجع به اسمورف‌ها صحبت می‌کنه.

107
00:04:41,051 --> 00:04:44,555
‫هیچ زوجی «تفاهم» ندارن.

108
00:04:45,139 --> 00:04:47,725
‫وقتی دارین قرار میذارین،
‫حس می‌کنین تفاهم دارین

109
00:04:47,808 --> 00:04:49,977
‫چون دارین دروغ میگین
‫تا با طرف سکس کنین.

110
00:04:50,060 --> 00:04:50,936
‫این همون بود.

111
00:04:51,020 --> 00:04:53,272
‫وای، من و ریک عادت داشتیم
‫وال استریت جورنال بخونیم.

112
00:04:53,355 --> 00:04:55,496
‫یه عکس از خودم و لو دابز

113
00:04:55,520 --> 00:04:56,900
‫توی یه مراسم امضای کتاب دارم.

114
00:04:58,027 --> 00:05:00,029
‫فکر نمی‌کنم دیگه می‌تونستم
‫به وانمود کردن ادامه بدم.

115
00:05:00,112 --> 00:05:03,324
‫راستش رو بگم، برای همینه انقدر خوشحالم

116
00:05:03,407 --> 00:05:06,660
‫تمام این کسشرات رابطه
‫دیگه از من گذشته.

117
00:05:15,502 --> 00:05:17,921
‫هی، انی داشت غیر مستقیم
‫می‌گفت که دیگه هیچ‌وقت سر قراری نمیره

118
00:05:18,005 --> 00:05:20,507
‫و چرا، چون درگیر بچه جینی بودی؟

119
00:05:20,591 --> 00:05:22,699
‫اوه، من... من فکر نکنم

120
00:05:22,723 --> 00:05:24,803
‫از زمان تری تا حالا
‫سر قراری رفته باشه.

121
00:05:24,887 --> 00:05:26,595
‫به غیر از فروشگاه محلیش،

122
00:05:26,619 --> 00:05:28,349
‫به ندرت جای دیگه‌ای رفته.

123
00:05:29,016 --> 00:05:30,644
‫مامان‌بزرگم همیشه می‌گفت،

124
00:05:30,668 --> 00:05:32,353
‫لحظه‌ای که از عشق ناامید بشی،

125
00:05:32,436 --> 00:05:35,397
‫مرگ تا مغز استخوانت رسوخ می‌کنه.

126
00:05:36,148 --> 00:05:37,149
‫اه.

127
00:05:42,029 --> 00:05:43,447
‫وای خدای من.

128
00:05:44,031 --> 00:05:45,532
‫وای خدای من، جک یه دوست پیدا کرد.

129
00:05:45,616 --> 00:05:47,618
‫اون یه دوست ساحلی پیدا کرد.

130
00:05:48,410 --> 00:05:52,164
‫فکر نمی‌کردم مردهای میانسال دگرجنس‌گرا
‫بتونن دوست‌های جدید پیدا کن.

131
00:05:52,247 --> 00:05:53,957
‫پیش اومدنش مثل پیش اومدن
‫خود دنیا غیرمحتمل‌ـه.

132
00:05:58,754 --> 00:06:00,089
‫وای خدای من.

133
00:06:09,056 --> 00:06:11,975
‫- هی بچه‌ها، این مارک برت‌ـه.
‫- سلام، می‌تونین من رو مارک برت صدا کنین.

134
00:06:12,059 --> 00:06:14,353
‫آره، همین تازه یه گودال خیلی بزرگ کندیم.

135
00:06:14,436 --> 00:06:15,521
‫ایول.

136
00:06:15,604 --> 00:06:17,398
‫اشکال نداره جک یکم بیشتر بمونه؟

137
00:06:17,481 --> 00:06:19,900
‫- من پدال‌های شب‌تاب دارم.
‫- آره، البته.

138
00:06:19,983 --> 00:06:22,236
‫یعنی... گمونم ما بتونیم به جای

139
00:06:22,319 --> 00:06:25,364
‫اون آبجوهای تیره‌ عجیبی
‫که اصرار کردی بخریم، رزه رو باز کنیم.

140
00:06:25,447 --> 00:06:26,532
‫آره!

141
00:06:30,661 --> 00:06:32,704
‫یعنی... شگفت‌انگیزه، درسته؟

142
00:06:38,419 --> 00:06:40,337
‫- ...به معنای واقعی کلمه غیرممکن‌ـه.
‫- نه.

143
00:06:40,421 --> 00:06:41,582
‫پس... پس خودت بگو.

144
00:06:41,606 --> 00:06:44,091
‫بگو... پنج بار سریع بگو.

145
00:06:45,112 --> 00:06:46,487
‫مندی پتینکین، پتامک، مری‌لند.

146
00:06:46,511 --> 00:06:47,720
‫مندی پتینکین، پتامک، مری‌لند.

147
00:06:47,744 --> 00:06:48,904
‫مندی پتینکین، پتامک، مری‌لند.

148
00:06:48,929 --> 00:06:50,931
‫مندی پتینکین، پتامک...

149
00:06:51,014 --> 00:06:53,350
‫- کون لقت کترین!
‫- هاها! قهرمان کنونی!

150
00:06:53,434 --> 00:06:55,060
‫هی ان، یه سوال سرعتی.

151
00:06:55,144 --> 00:06:57,319
‫من می‌خوام حوله‌ها رو
‫به پنجره‌هامون چسب بزنم.

152
00:06:57,343 --> 00:06:58,439
‫تا جلوی نور صبح رو بگیره.

153
00:06:58,522 --> 00:07:00,363
‫لطفاً می‌تونی سعی کنی بفهمی که

154
00:07:00,387 --> 00:07:02,276
‫چرا این پمپ شیردوش نمی‌کنه؟

155
00:07:02,359 --> 00:07:03,944
‫آره، می‌تونم.

156
00:07:04,027 --> 00:07:05,404
‫ممنون.

157
00:07:05,487 --> 00:07:06,780
‫این‌جا هیچی نیست.

158
00:07:06,864 --> 00:07:07,948
‫خیلی خب.

159
00:07:08,031 --> 00:07:10,409
‫حالا بیا... آره، بذاریم.

160
00:07:13,704 --> 00:07:16,081
‫- آره و مکش داره.
‫- این چه کسشری‌ـه؟

161
00:07:16,165 --> 00:07:17,938
‫پس، لابد...

162
00:07:17,972 --> 00:07:19,686
‫درست و کامل نوک سینه‌ت رو واردش نکردی.

163
00:07:19,710 --> 00:07:21,795
‫- وحشت نکن.
‫- خیلی خب. ممنون ای.

164
00:07:21,879 --> 00:07:23,672
‫- خیلی خب.
‫- شب به خیر.

165
00:07:24,256 --> 00:07:26,341
‫- یکم می‌خوای عشقم؟
‫- آره.

166
00:07:26,425 --> 00:07:30,012
‫- معلومه که می‌خوای.
‫- اما معلومه دیگه. ممنون.

167
00:07:30,095 --> 00:07:33,230
‫خب... عه... انی، کل این...

168
00:07:33,254 --> 00:07:35,726
‫وضعیتی که جینی
‫داری چه طور می‌گذره؟

169
00:07:36,977 --> 00:07:39,229
‫برای این داری می‌پرسی
‫که به نظر عجیب میاد، درسته؟

170
00:07:39,313 --> 00:07:41,064
‫نه، ما فقط می‌خواستیم مطمئن بشیم
‫که تو خوشحالی.

171
00:07:43,066 --> 00:07:44,151
‫خیلی خب.

172
00:07:45,944 --> 00:07:47,685
‫می‌دونین چه طوریه وقتی
‫وارد 50 سالگی میشی

173
00:07:47,709 --> 00:07:50,282
‫یه جورایی شادی رو
‫حس نمی‌کنی دیگه؟

174
00:07:50,365 --> 00:07:52,868
‫آره، همیشه توی حالت متوسط‌ـم.

175
00:07:52,951 --> 00:07:55,287
‫خیلی خب، وقتی من پیش این بچه‌م،

176
00:07:55,370 --> 00:07:57,416
‫احساس مفید بودن می‌کنم
‫و کارم هم توش خوبه

177
00:07:57,437 --> 00:07:59,230
‫و احساس شادی می‌کنم.

178
00:07:59,291 --> 00:08:02,252
‫یعنی... شادی خیلی خیلی واقعی.

179
00:08:02,336 --> 00:08:05,839
‫اوه... و می‌تونم به صورت کوچولوی نرم
‫و شیرین‌ش نگاه کنم.

180
00:08:05,936 --> 00:08:08,601
‫اوه، یه جور شادی حس می‌کنم

181
00:08:08,626 --> 00:08:10,273
‫که دندون‌هام رو به درد میاره.

182
00:08:10,344 --> 00:08:12,179
‫آره اما لازم نیست
‫از همه‌چی دست بکشی.

183
00:08:12,262 --> 00:08:14,973
‫یعنی... با این حال هم می‌تونی
‫برنامه شام بریزی و سر قرار بری.

184
00:08:15,599 --> 00:08:18,307
‫یعنی... بچه به درون زندگی تو میاد،

185
00:08:18,331 --> 00:08:19,752
‫نه برعکسش.

186
00:08:20,979 --> 00:08:23,774
‫خب عشق من،
‫باید یه تغییراتی ایجاد کنیم.

187
00:08:24,775 --> 00:08:26,416
‫ممکنه مدتی طول بکشه تا بچه‌مون

188
00:08:26,440 --> 00:08:28,904
‫برای شام ساعت 10:30
‫توی بالتزار آماده بشه

189
00:08:28,987 --> 00:08:31,740
‫هی، تو کجا بودی؟
‫شام رو از دست دادی.

190
00:08:31,823 --> 00:08:34,910
‫- سلام غریبه.
‫- می‌دونم، متاسفم. آره اما غذا خوردم.

191
00:08:34,993 --> 00:08:38,205
‫مارک، عه... توی یخدونش
‫چندتا ای‌پی‌ای و انکراستبلز داشت.

192
00:08:38,288 --> 00:08:39,581
‫چی هست؟

193
00:08:39,665 --> 00:08:41,458
‫کره بادام زمینی رول شده توی یه جوراب.

194
00:08:42,167 --> 00:08:43,877
‫خب، من میرم دوش بگیرم
‫و برم روی تخت بخوابم.

195
00:08:43,961 --> 00:08:45,963
‫خیلی آماده اون پرده‌های بلک‌اوت‌ـم.

196
00:08:46,046 --> 00:08:48,741
‫وایسا، اتاق شما پرده بلک‌اوت داره

197
00:08:48,765 --> 00:08:50,759
‫اما بچه توی اتاق ماـه؟

198
00:08:52,427 --> 00:08:53,804
‫اوه.

199
00:08:53,887 --> 00:08:54,763
‫آره.

200
00:09:02,312 --> 00:09:03,927
‫کار خوبی کردی پیشنهاد
‫عوض کردن جا رو دادی.

201
00:09:03,951 --> 00:09:05,607
‫تخت‌ها رو هل بدیم کنار همدیگه؟

202
00:09:05,691 --> 00:09:07,359
‫راستش رو بخوای، من خسته و کوفته‌م.

203
00:09:07,442 --> 00:09:10,487
‫می‌دونی، من و مارک
‫خیلی مسابقه دادیم.

204
00:09:11,029 --> 00:09:12,698
‫اما می‌تونیم فردا جابه‌جاشون کنیم.

205
00:09:12,781 --> 00:09:13,907
‫باشه.

206
00:09:31,550 --> 00:09:35,470
‫خب، وقتی بهش فکر کنی،
‫این هم یه صدای سکس نیک و جینی دیگه‌ست.

207
00:09:38,432 --> 00:09:41,507
‫می‌دونی، وقتی یه بچه داشته باشم،

208
00:09:41,531 --> 00:09:44,021
‫این صدا همیشه توی گوش‌مون‌ـه.

209
00:09:44,605 --> 00:09:46,940
‫مشکلی نیست عزیزم.
‫من می‌تونم با هر صدایی بخوابم.

210
00:09:47,608 --> 00:09:50,027
‫فقط این که قرار نیست
‫با وجود این صدا بخوابی.

211
00:09:50,110 --> 00:09:52,237
‫وقتی بچه گریه می‌کنه، پا میشی.

212
00:09:59,453 --> 00:10:01,788
‫اون‌ دیگه چه کوفتیه؟

213
00:10:02,706 --> 00:10:04,750
‫برای اینه که بچه دیگه گریه نکنه.

214
00:10:06,001 --> 00:10:08,503
‫صدای رحم رو تقلید می‌کنه.

215
00:10:10,005 --> 00:10:11,757
‫رحم صدا داره؟

216
00:10:25,062 --> 00:10:28,231
‫وای، یا خدا! ساعت 9:40ـه.

217
00:10:28,732 --> 00:10:30,484
‫وای خدای من.

218
00:10:32,035 --> 00:10:33,457
‫این بهترین خوابی بود

219
00:10:33,481 --> 00:10:35,072
‫که توی یه سال اخیر داشتم.

220
00:10:35,155 --> 00:10:37,574
‫- گفتن این باعث ضدحاله؟
‫- نه، برای من هم همین‌طور.

221
00:10:37,658 --> 00:10:39,493
‫گمونم تخت دونفره رو بیخیال میشیم.

222
00:10:42,788 --> 00:10:43,830
‫حس و حال خوبی داری.

223
00:10:43,914 --> 00:10:46,792
‫می‌خوای تاکو برای صبحونه بگیریم
‫و باهام بیای نگاهی به نمایشگاه صنایع دستی بندازیم؟

224
00:10:46,875 --> 00:10:48,336
‫اه. نمایشگاه صنایع دستی.

225
00:10:48,360 --> 00:10:50,754
‫می‌دونی که من از ناامید کردن
‫فروشنده‌های امیدوار بدم میاد.

226
00:10:50,837 --> 00:10:52,345
‫داشتم فکر می‌کردم برم ساحل،

227
00:10:52,369 --> 00:10:53,924
‫ببینم مارک برت می‌خواد
‫موج‌سواری کنه یا نه.

228
00:10:54,591 --> 00:10:56,968
‫خیلی خب. تو کار خودت رو بکن
‫و من هم کار خودم رو می‌کنم.

229
00:10:57,052 --> 00:10:59,012
‫عالیه. خب، اگه اون تی‌شرت فروش رو دیدی،

230
00:10:59,096 --> 00:11:00,724
‫هنوز از این که اون تی‌شرتی که

231
00:11:00,748 --> 00:11:02,516
‫روش نوشته بود: «آروم باش
‫و ولش کن» رو نگرفتم پشیمونم.

232
00:11:05,000 --> 00:11:12,000
بی سی موویز

233
00:11:14,194 --> 00:11:16,113
‫- خیلی خب.
‫- نظرت چیه؟

234
00:11:16,196 --> 00:11:19,783
‫- به نظرم خوبه.
‫- برای شکستن رکورد ارتفاع میریم.

235
00:11:21,535 --> 00:11:23,036
‫تو نجواگر بادبادکی.

236
00:11:23,120 --> 00:11:25,205
‫خیلی خب، بریم. آماده؟

237
00:11:29,710 --> 00:11:31,753
‫واو، واقعاً این رو خوب رد کردی.

238
00:11:31,778 --> 00:11:33,505
‫خب، شوهرم سر یه قرار بازی‌ـه

239
00:11:33,529 --> 00:11:35,023
‫و من هم دیشب 9 ساعت خوابیدم.

240
00:11:35,048 --> 00:11:37,676
‫خیلی خب، بیاین اهای نیوجرسی.
‫این جنده خواب رم داشته.

241
00:11:39,678 --> 00:11:41,346
‫اوه، ان الان نمیاد.

242
00:11:41,430 --> 00:11:43,974
‫گفت که دیشب با بچه
‫تا دیروقت بیدار بود

243
00:11:44,057 --> 00:11:45,978
‫و می‌خواد خونه بمونه و با جینی

244
00:11:46,002 --> 00:11:47,728
‫بازپخش «سه نفر خوبه» رو تماشا کنه.

245
00:11:47,811 --> 00:11:49,759
‫این بیش از حده. می‌دونی چیه؟

246
00:11:49,783 --> 00:11:51,565
‫بهش بگو امشب من
‫ازش مراقبت می‌کنم.

247
00:11:51,648 --> 00:11:54,234
‫آره. از خونه بیارش بیرون.

248
00:11:54,735 --> 00:11:56,603
‫یکی دیگه می‌تونه
‫خوابیدن بچه رو تماشا کنه

249
00:11:56,627 --> 00:11:58,405
‫و بهش غذا و آب بده.

250
00:11:58,488 --> 00:12:01,908
‫دنی، نمی‌تونی به بچه تازه به دنیا اومده
‫آب بدی. یا حتی غذا.

251
00:12:01,992 --> 00:12:03,285
‫این رو می‌دونم.

252
00:12:04,911 --> 00:12:06,288
‫اما خب...

253
00:12:06,371 --> 00:12:07,706
‫غذای بچه چیه پس؟

254
00:12:07,789 --> 00:12:09,332
‫برای وقتی بزرگ‌تر شدن‌ـه.

255
00:12:09,416 --> 00:12:11,042
‫این رو می‌دونم کترین.

256
00:12:11,585 --> 00:12:14,087
‫باشه؟ فقط داشتم شوخی می‌کردم.

257
00:12:15,672 --> 00:12:18,091
‫اون دوتا کله پوک دارن
‫راجع به چی حرف میزنن؟

258
00:12:18,175 --> 00:12:20,543
‫مسابقات کالج، طعم‌های گاتورید،

259
00:12:20,567 --> 00:12:21,928
‫حراج جمعه سیاه برای...

260
00:12:22,012 --> 00:12:24,848
‫- تلویزیون‌های 350 اینچ. اه.
‫- تلویزیون‌های 350 اینچ. اه.

261
00:12:25,724 --> 00:12:29,311
‫و وقتی که یه رفیق رو از دست میدی،
‫مشخصه که سخته.

262
00:12:29,394 --> 00:12:32,355
‫اما چیزی که انتظار نداشتم این بود
‫که چه طور اون رابطه

263
00:12:32,439 --> 00:12:34,775
‫به تمام روابط دیگه‌م متصل بوده.

264
00:12:34,858 --> 00:12:36,985
‫وقتی دبیرستان بودم بابام رو از دست دادم.

265
00:12:37,068 --> 00:12:40,864
‫و یادمه یه تراپیست بهم گفت:

266
00:12:40,947 --> 00:12:44,159
‫«سوگت کوچک نمیشه،
‫تو باید بزرگ‌تر بشی.»

267
00:12:45,827 --> 00:12:47,370
‫«تیم متس دوباره باخت.»

268
00:12:47,454 --> 00:12:51,124
‫«اوه، من زیپ بادگیرم رو بالا می‌کشم،
‫خیلی سرش عصبانی‌ـم.»

269
00:12:51,208 --> 00:12:53,794
‫می‌دونی، نمی‌دونم مربی‌مون
‫سواستفاده‌گر بود یا نه

270
00:12:53,877 --> 00:12:56,797
‫اما در گذشته،
‫جوری که باهامون حرف می‌زد...

271
00:12:56,880 --> 00:12:59,612
‫قط آرزو می‌کنی که توی
‫10 ساله می‌تونست بگه:

272
00:12:59,636 --> 00:13:01,343
‫«هی، این درست نیست.»

273
00:13:02,260 --> 00:13:04,179
‫یعنی... ما فقط پسربچه بودیم.

274
00:13:04,262 --> 00:13:06,973
‫«اوه، من یه شامپو بدن
‫با عطر ویسکی گرفتم.»

275
00:13:07,057 --> 00:13:08,892
‫«کثیفی‌م رو باهاش میپ‌شورم.»

276
00:13:10,060 --> 00:13:12,062
‫صحبت مردها دقیقاً همین‌طور به نظر میاد.

277
00:13:15,273 --> 00:13:17,984
‫هی، عه... میریم توی شهر
‫یه جعبه آبجو بگیریم.

278
00:13:18,068 --> 00:13:21,238
‫- مارک می‌تونه برای شام بیاد؟
‫- اوه، حتماً. اگه مامانش بگه اشکال نداره.

279
00:13:21,321 --> 00:13:22,823
‫می‌دونم داری مسخره‌م می‌کنی

280
00:13:22,906 --> 00:13:25,283
‫اما مامانش این‌جاست
‫و همین الان داره ازش می‌پرسه.

281
00:13:31,540 --> 00:13:33,083
‫خودش تنهاست یا متاهل‌ـه؟

282
00:13:33,166 --> 00:13:35,877
‫طلاق گرفته. اما اون و ریچل
‫ارتباط خوبی با همدیگه دارن.

283
00:13:36,711 --> 00:13:38,004
‫یه دقیقه وایسا.
‫یه دقیقه وایسا.

284
00:13:39,172 --> 00:13:42,047
‫منظورت این‌ـه که مارک برت مجرده؟

285
00:13:42,071 --> 00:13:43,610
‫باید اون رو کنار ان بشونیم.

286
00:13:43,635 --> 00:13:45,637
‫ایده بدی نیست.

287
00:13:45,720 --> 00:13:49,057
‫باشه؟ آره؟ بین دگرجنس‌گراها
‫هشت از ده‌ـه.

288
00:13:49,140 --> 00:13:51,434
‫- آره.
‫- من بین دگرجنس‌گراها چندم؟

289
00:13:51,518 --> 00:13:54,521
‫وای عزیزم، همین که پرسیدی
‫باعث میشه به طور خودکار چهار از ده بشی.

290
00:13:58,984 --> 00:14:01,444
‫هر دفعه ترمیدور شاه‌میگو
‫می‌خوره مریض میشه

291
00:14:01,528 --> 00:14:04,364
‫اما باز همیشه فراموش می‌کنه
‫و دوباره سفارشش میده.

292
00:14:05,615 --> 00:14:07,158
‫امیدوارم با غذای دریایی
‫مشکلی نداشته باشی مارک.

293
00:14:07,242 --> 00:14:09,786
‫خب، من دوست دارم بگم
‫غذای دریایی غذای من‌ـه.

294
00:14:12,122 --> 00:14:13,874
‫عه... شاید 7.5 از 10 باشه.

295
00:14:13,957 --> 00:14:15,208
‫بس کن.

296
00:14:17,127 --> 00:14:18,488
‫وایسا، این دیوونه‌واره.

297
00:14:18,512 --> 00:14:20,505
‫ما تازه داشتیم راجع به اون
‫تی‌شرت صحبت می‌کردیم.

298
00:14:20,589 --> 00:14:22,716
‫خیلی خب، من یه اعتراف دارم.

299
00:14:22,799 --> 00:14:24,937
‫داشتیم دوچرخه سواری
‫می‌کردیم و می‌دونی...

300
00:14:24,961 --> 00:14:27,220
‫بدون من به نمایشگاه
‫صنایع دستی رفتی؟

301
00:14:29,347 --> 00:14:31,391
‫عصبانی شدی؟

302
00:14:31,474 --> 00:14:33,768
‫چه قدر احتمال داره
‫که به توصیه‌های همون تی‌شرت گوش کنی؟

303
00:14:33,852 --> 00:14:35,312
‫اه. چی؟ ازم دور شو.

304
00:14:35,395 --> 00:14:37,105
‫اومدش، افسانه شب بیرون اومدن.

305
00:14:37,188 --> 00:14:39,357
‫- یه صندلی برات نگه داشتیم.
‫- اوه.

306
00:14:39,441 --> 00:14:41,969
‫ان، عه... این دوست جک‌ـه،

307
00:14:41,993 --> 00:14:43,778
‫مارک برت خوشتیپ.

308
00:14:43,862 --> 00:14:44,863
‫- سلام.
‫- سلام.

309
00:14:44,946 --> 00:14:47,032
‫ان. کسی که همیشه دیر می‌کنه.

310
00:14:48,408 --> 00:14:50,160
‫درسته؟

311
00:14:50,243 --> 00:14:51,828
‫- اون بانمک‌ـه. آدم بانمکی‌ـه.
‫- آره.

312
00:14:51,912 --> 00:14:53,830
‫- همیشه همچین چیزهایی میگه.
‫- این یکی.

313
00:14:53,914 --> 00:14:54,748
‫خیلی بانمک‌ـه.

314
00:14:54,831 --> 00:14:56,458
‫- یکی از این‌ها می‌خوای؟
‫- نه، لازم ندارم.

315
00:14:59,044 --> 00:15:00,462
‫- همین خوبه.
‫- خب...

316
00:15:01,254 --> 00:15:02,422
‫نظری راجع به مارک برت داری؟

317
00:15:03,637 --> 00:15:04,799
‫دوست جک؟

318
00:15:04,824 --> 00:15:05,901
‫نمی‌دونم.

319
00:15:05,926 --> 00:15:08,094
‫به نظر یکم آدم حوصله‌سربری‌ـه
‫اما به اندازه کافی خوبه.

320
00:15:08,178 --> 00:15:09,721
‫خب، اون مجرده.

321
00:15:09,804 --> 00:15:11,973
‫خب، کل شب یه کلمه هم
‫باهام صحبت نکرد.

322
00:15:12,057 --> 00:15:13,558
‫هی برات آب می‌ریخت.

323
00:15:13,642 --> 00:15:15,894
‫بازوهاش مشخص بودن.

324
00:15:15,977 --> 00:15:18,188
‫قول میدم، چیزی که دیروز
‫گفتم رو جدی گفتم.

325
00:15:18,271 --> 00:15:19,689
‫خوشحالم.

326
00:15:21,816 --> 00:15:24,486
‫خیلی خب، اما تعطیلات توـه،
‫شب استراحت توـه.

327
00:15:24,569 --> 00:15:27,072
‫آره و نمی‌خوام با تلاش برای
‫تحت تاثیر قرار دادن یه یارویی

328
00:15:27,155 --> 00:15:28,657
‫که احتمالاً قرار نیست علاقه‌ای
‫داشته باشه، هدرش بدم.

329
00:15:32,577 --> 00:15:35,121
‫نمی‌خوای با مارک بخوابی
‫یا می‌ترسی که با مارک بخوابی؟

330
00:15:35,205 --> 00:15:37,457
‫آره، یا می‌تونین فقط همدیگه رو
‫ببوسین و دستی رو همدیگه بکشین.

331
00:15:38,458 --> 00:15:41,002
‫ما تازه موقع پیش‌غذا همدیگه رو
‫دیدیم و دسر هنوز روی میز نیومده.

332
00:15:41,086 --> 00:15:42,504
‫شماها چه مرگتون‌ـه؟

333
00:15:42,587 --> 00:15:45,256
‫من فقط نگرانم که تصمیم تو
‫برای مادری کردن

334
00:15:45,340 --> 00:15:47,425
‫بچه جدید دوست‌دختر شوهر سابق‌ت،

335
00:15:47,509 --> 00:15:50,011
‫ممکنه یه روش برای به تاخیر انداختن
‫باشه چون می‌ترسی که زندگی خودت رو پیش ببری.

336
00:15:50,095 --> 00:15:52,347
‫اوه، من می‌ترسم؟

337
00:15:52,430 --> 00:15:54,465
‫تو کسی هستی که می‌خواد بابا بشه

338
00:15:54,489 --> 00:15:56,017
‫و می‌ترسه که یه بچه رو بغل کنه.

339
00:15:56,101 --> 00:15:57,352
‫نه، من نمی‌ترسم!

340
00:15:58,645 --> 00:16:00,710
‫خب، وقتی نیاز داشتم برم دستشویی

341
00:16:00,734 --> 00:16:02,165
‫بچه رو ازم نمی‌گرفتی.

342
00:16:02,190 --> 00:16:04,484
‫مجبور شدم بذارمش روی پادری حموم
‫تا بتونم دست‌هام رو بشورم.

343
00:16:05,610 --> 00:16:07,018
‫دیدی؟

344
00:16:07,042 --> 00:16:08,738
‫روی مشکلات خودت تمرکز کن.

345
00:16:11,616 --> 00:16:13,576
‫میرم یه سر به کلاد بزنم.

346
00:16:14,285 --> 00:16:16,473
‫و بیخیال، توی سوپ صدفت

347
00:16:16,497 --> 00:16:17,764
‫یه روکش نی افتاده.

348
00:16:17,789 --> 00:16:19,082
‫چی؟

349
00:16:19,749 --> 00:16:20,875
‫بیخیال!

350
00:16:23,378 --> 00:16:25,422
‫خب، توی برنامه‌های تلویزیون،

351
00:16:25,505 --> 00:16:27,326
‫تقریباً با هر چیزی

352
00:16:27,350 --> 00:16:28,758
‫از دنیای باش حال می‌کنم.

353
00:16:28,842 --> 00:16:30,969
‫- اره.
‫- باش، میراث باش.

354
00:16:31,052 --> 00:16:32,595
‫و البته، بلارد.

355
00:16:32,679 --> 00:16:35,557
‫- صد در صد.
‫- اما برنامه تلوزیونی موردعلاقه‌م؟

356
00:16:35,640 --> 00:16:36,891
‫«سه نفر خوبه.»

357
00:16:36,975 --> 00:16:38,810
‫ان، شنیدی؟

358
00:16:38,893 --> 00:16:40,603
‫سه نفر خوبه.

359
00:16:42,731 --> 00:16:44,024
‫شنیدم.

360
00:16:50,989 --> 00:16:52,634
‫عه... توی قسمت قبل

361
00:16:52,659 --> 00:16:54,217
‫چه اتفاقی افتاد؟

362
00:16:54,242 --> 00:16:55,470
‫آره، نمی‌دونم،

363
00:16:55,494 --> 00:16:57,620
‫ولی خیلی مشکل انتقال مفهوم دارن.

364
00:16:58,872 --> 00:17:00,373
‫چرا نمی‌تونن حرف‌هاشون رو

365
00:17:00,397 --> 00:17:02,542
‫ساده به همدیگه بگن، می‌دونی؟

366
00:17:03,209 --> 00:17:05,462
‫جینی، شاید نیاز به یه استراحت داشته باشی؟

367
00:17:05,545 --> 00:17:07,005
‫آره، نیاز دارین.

368
00:17:07,922 --> 00:17:10,733
‫کلاد، تو جینی رو می‌بری بیرون بستنی بگیره.

369
00:17:10,757 --> 00:17:12,427
‫من از جینو پرستاری می‌کنم.

370
00:17:12,510 --> 00:17:13,678
‫اون لوبیا کوچولو کجاست؟

371
00:17:13,762 --> 00:17:15,513
‫عه... طبقه بالا خوابه.

372
00:17:15,597 --> 00:17:18,349
‫و این که فکر کنم فعلاً
‫همون یوجین صداش کنیم.

373
00:17:18,433 --> 00:17:20,226
‫عزیزم، مطمئنی؟

374
00:17:20,233 --> 00:17:23,080
‫مشکلی برامون پیش نمیاد.
‫برین. برین. از پسش بر میام.

375
00:17:23,104 --> 00:17:25,857
‫باشه. ممنون دنی.
‫خوش بگذره.

376
00:17:25,940 --> 00:17:28,193
‫- اگه نیاز داشتی، توی یخچال شیر هست.
‫- از پسش بر میام.

377
00:17:28,276 --> 00:17:29,819
‫می‌تونیم بریم اون مکان بانمکه.

378
00:17:29,903 --> 00:17:31,237
‫- عزیزم...
‫- آره، خوبه. من خوبم.

379
00:17:31,321 --> 00:17:32,655
‫- خداحافظ! خداحافظ!
‫- خداحافظ!

380
00:17:32,739 --> 00:17:33,782
‫خداحافظ!

381
00:17:34,365 --> 00:17:36,743
‫اه! من و تو موندیم بچه کوچولو.

382
00:17:37,368 --> 00:17:38,661
‫اه.

383
00:17:40,246 --> 00:17:42,040
‫چه قدر ساکت.

384
00:17:43,374 --> 00:17:44,501
‫اوه اوه.

385
00:17:45,085 --> 00:17:46,211
‫چی؟

386
00:18:00,725 --> 00:18:01,601
‫هی.

387
00:18:07,774 --> 00:18:09,150
‫داری چی کار می‌کنی؟

388
00:18:10,068 --> 00:18:11,653
‫حالت خوبه رفیق کوچولو؟

389
00:18:11,736 --> 00:18:13,321
‫اوه، خیلی خب.

390
00:18:13,404 --> 00:18:15,990
‫خیلی خب، عه... باشه.

391
00:18:16,616 --> 00:18:17,784
‫هی.

392
00:18:17,867 --> 00:18:19,035
‫باشه.

393
00:18:19,119 --> 00:18:21,246
‫اوه، شاید پستونکت رو باید بگیرم.

394
00:18:21,329 --> 00:18:24,040
‫مامانی‌ت گفت این نیازت میشه.
‫این رو بهت میدم.

395
00:18:24,124 --> 00:18:25,959
‫این چه طوره؟ خوشت میاد؟
‫خیلی خب.

396
00:18:28,920 --> 00:18:30,505
‫آره. نه، اون رو نخواستی.

397
00:18:31,089 --> 00:18:32,715
‫باشه، خیلی خب.
‫باشه، این چی...

398
00:18:32,799 --> 00:18:34,480
‫♪ نه، نه، نه ♪

399
00:18:34,504 --> 00:18:36,511
‫♪ بسه دیگه بسه دیگه بسه ♪

400
00:18:36,594 --> 00:18:38,221
‫♪ نمی‌تونم ادامه بدم ♪

401
00:18:40,974 --> 00:18:43,226
‫باشه، باشه، باشه.

402
00:19:19,387 --> 00:19:22,640
‫خب، از آهنگی خوشت میاد؟

403
00:19:22,724 --> 00:19:24,684
‫منظورت... تو کل دنیاست؟

404
00:19:25,935 --> 00:19:27,478
‫نمیدونم منظورم چیه.

405
00:19:27,562 --> 00:19:30,148
‫فکر کنم اون‌جا داره خوب پیش میره.
‫تو چی فکر می‌کنی؟ نگاه نکنی.

406
00:19:30,231 --> 00:19:32,817
‫نه، ببین. می‌تونم خیلی طبیعی رفتار کنم.

407
00:19:32,901 --> 00:19:34,903
‫پرنده آمریکا رو می‌بینین؟ کجاست؟

408
00:19:36,070 --> 00:19:38,323
‫باید رفته باشه.

409
00:19:38,406 --> 00:19:41,367
‫هی بچه‌ها، کی می‌خواد با من
‫بیاد یواشکی بریم تو ساحل؟

410
00:19:41,451 --> 00:19:42,535
‫اوه، شما برین.

411
00:19:43,161 --> 00:19:44,712
‫آره، من و جک بر می‌گردیم.

412
00:19:44,736 --> 00:19:46,873
‫ما فقط... خیلی خسته‌ایم.

413
00:19:46,956 --> 00:19:48,082
‫اوه، می‌دونی چیه؟

414
00:19:48,166 --> 00:19:51,169
‫اگه شماها میرین خونه،
‫فکر کنم من هم برم خونه.

415
00:19:51,711 --> 00:19:52,629
‫عه...

416
00:19:53,671 --> 00:19:56,174
‫وای مارک، ببین.
‫حراج یکی بخر یکی ببر برای خرچنگ نرم.

417
00:19:56,257 --> 00:19:58,218
‫باید بگیریمش.
‫باید بگیریمش. برادران خرچنگی؟

418
00:19:58,301 --> 00:20:01,054
‫- برادران خرچنگی!
‫- خرچنگ نرم؟ دیگه لازم نیست چیزی بگی.

419
00:20:03,223 --> 00:20:04,098
‫هی.

420
00:20:04,641 --> 00:20:05,767
‫تو چه مرگت‌ـه؟

421
00:20:05,850 --> 00:20:08,186
‫اون خوش برخورده و یه شغل داره
‫و می‌دونی...

422
00:20:08,269 --> 00:20:10,396
‫جک گفت که مسابقه‌های زیادی رو برده.

423
00:20:10,480 --> 00:20:12,774
‫تو شبیه ریتا توی فروشگاه شاپ‌رایت‌ـی.

424
00:20:12,857 --> 00:20:15,165
‫چرا افراد متاهل همیشه خیلی درگیر این‌ـن

425
00:20:15,189 --> 00:20:17,195
‫که یکی رو برای رفیق‌های
‫مجردشون جور کنن.

426
00:20:17,278 --> 00:20:18,644
‫خودت می‌دونی چرا.

427
00:20:18,669 --> 00:20:22,200
‫چون متاهل بودن عجیب و پیچیده‌ست.

428
00:20:22,283 --> 00:20:25,578
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫خوش‌گذرونی‌های ساده و لوند داشته باشی.

429
00:20:26,162 --> 00:20:28,873
‫هیچ بخشی از تو نیست
‫که این رو بخواد؟

430
00:20:35,755 --> 00:20:36,923
‫اوه، باشه.

431
00:20:38,049 --> 00:20:39,050
‫ممه‌هام چه طورن؟

432
00:20:39,133 --> 00:20:40,343
‫عالی‌ـن.

433
00:20:40,426 --> 00:20:41,803
‫- برو.
‫- خیلی خب.

434
00:20:49,227 --> 00:20:50,603
‫واو.

435
00:20:50,687 --> 00:20:53,773
‫ما واقعاً یه کار خوب
‫برای بهترین دوست‌‌هامون کردیم.

436
00:20:55,858 --> 00:20:57,151
‫خب ما چی کار کنیم؟

437
00:20:57,235 --> 00:21:00,113
‫- می‌خوای یه فیلم ببینی؟
‫- وای آره. یه چیزی که جفتمون خوشمون بیاد.

438
00:21:01,781 --> 00:21:05,076
‫وایسا، داری با «اگه از جان ویک
‫خوشتون اومد» شروع می‌کنی؟

439
00:21:05,159 --> 00:21:07,704
‫- بیا، خودت بزن.
‫- خوبه.

440
00:21:08,955 --> 00:21:11,165
‫«از موش تفنگ‌دار به نماد سکس» چیه؟

441
00:21:13,000 --> 00:21:20,000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

442
00:21:21,759 --> 00:21:23,386
‫خیلی ممنون.

443
00:21:23,469 --> 00:21:24,679
‫ممنون، ممنون.

444
00:21:24,762 --> 00:21:27,390
‫وای کلاد، می‌تونی برام
‫یکی از اون کاغذ کوچولوها بگیری؟

445
00:21:27,473 --> 00:21:28,725
‫رسید؟

446
00:21:28,808 --> 00:21:31,311
‫نه، اونی که برای خشک کردن‌ـه.
‫وای خدای من، اسمش چیه؟

447
00:21:31,394 --> 00:21:33,855
‫- اوه، عه... دستمال. ببخشید.
‫- اوه! آره.

448
00:21:33,938 --> 00:21:35,648
‫واو، خیلی مغزم خاموش شده.

449
00:21:36,232 --> 00:21:39,444
‫یه ماهه که چهار ساعت متوالی نخوابیدم.

450
00:21:40,028 --> 00:21:43,906
‫و این که یادته دیروز داشتم
‫با جک توپ پرتاب می‌کردیم؟

451
00:21:43,990 --> 00:21:45,658
‫خب، تو خسته بودی، می‌فهمم.

452
00:21:45,742 --> 00:21:47,493
‫نه، نه، نه کلاد.

453
00:21:47,577 --> 00:21:48,786
‫به خودم شاشیدم.

454
00:21:51,289 --> 00:21:52,582
‫شاشیدی!

455
00:21:52,665 --> 00:21:55,793
‫نخند!
‫واقعاً به خودم شاشیدم.

456
00:21:57,754 --> 00:21:59,847
‫وای خدای من.

457
00:21:59,872 --> 00:22:01,649
‫من یه حیوون‌ شدم.

458
00:22:01,674 --> 00:22:03,182
‫همه همین حس رو دارن.

459
00:22:03,206 --> 00:22:04,802
‫و تو داری تنها انجامش میدی.

460
00:22:04,886 --> 00:22:06,054
‫نه، تنها نیستم.

461
00:22:06,137 --> 00:22:07,550
‫اساساً ان همه کار رو انجام میده

462
00:22:07,575 --> 00:22:09,474
‫و من خیلی ازش متشکرم،

463
00:22:09,557 --> 00:22:10,850
‫و واقعاً بهش نیاز دارم.

464
00:22:10,933 --> 00:22:12,519
‫اما... راستش،

465
00:22:12,540 --> 00:22:15,372
‫هر چه قدر کارهای بیشتری
‫می‌کنه، حس بدتری پیدا می‌کنم.

466
00:22:15,396 --> 00:22:17,190
‫- گفتن این خیلی بده؟
‫- نه.

467
00:22:17,899 --> 00:22:20,193
‫این سخت نیست
‫چون تو توش خوب نیستی، خب؟

468
00:22:20,276 --> 00:22:22,320
‫- سخته چون کیری سخته.
‫- آره.

469
00:22:22,403 --> 00:22:25,198
‫هی، من یادمه وقتی خواهرزاده‌هام
‫بچه بودن چه طوری بود.

470
00:22:26,491 --> 00:22:28,201
‫می‌دونی، می‌تونه بهت حس...

471
00:22:28,284 --> 00:22:29,535
‫کلمه‌ش چی بود؟

472
00:22:30,286 --> 00:22:31,245
‫...رگ روان بده.

473
00:22:32,789 --> 00:22:34,570
‫در نهایت ازش بیرون میای.

474
00:22:34,594 --> 00:22:36,000
‫و تو خیلی جوونی.

475
00:22:36,084 --> 00:22:38,252
‫کلی وقت داری از حیوون بودن در بیای.

476
00:22:38,336 --> 00:22:40,296
‫آره، چه قدر زمان می‌بره؟

477
00:22:40,380 --> 00:22:41,506
‫نه سال.

478
00:22:41,589 --> 00:22:43,466
‫نه سال؟

479
00:22:44,138 --> 00:22:45,606
‫اوه! نه سال

480
00:22:45,630 --> 00:22:48,429
‫نه سال دیگه من میشم... 42 ساله.

481
00:22:49,889 --> 00:22:51,307
‫چه قدر جوون.

482
00:22:51,391 --> 00:22:53,726
‫به خاطر گفتن این دوستت دارم.

483
00:22:54,602 --> 00:22:57,313
‫هی، متاسفم که راجع به همه این‌ها
‫پیشت غر زدم.

484
00:22:57,397 --> 00:23:00,316
‫مخصوصاً وقتی خودت سعی داری
‫که یه پدر بشی.

485
00:23:00,400 --> 00:23:01,567
‫اشکالی نداره.

486
00:23:02,443 --> 00:23:04,737
‫من همین الانش هم دقیقاً
‫می‌دونم که چه قدر سخته.

487
00:23:06,030 --> 00:23:07,615
‫اشکالی نداره بریم خونه پیش جینو؟

488
00:23:07,698 --> 00:23:08,950
‫اه!

489
00:23:08,975 --> 00:23:10,231
‫وای خدای من.

490
00:23:10,256 --> 00:23:12,203
‫شما حرومزاده‌ها برنده شدین!

491
00:23:12,453 --> 00:23:13,579
‫دیگه شد جینو!

492
00:23:13,663 --> 00:23:15,498
‫- جینو.
‫- جینو.

493
00:23:18,084 --> 00:23:19,085
‫صبر کن!

494
00:23:23,798 --> 00:23:26,217
‫واو، صدای اقیانوس خیلی بلنده.

495
00:23:27,552 --> 00:23:28,386
‫آره.

496
00:23:29,137 --> 00:23:31,848
‫متاسفم، دوست‌هام دیوونه‌ن
‫و ما رو مجبور به این کار کردن.

497
00:23:31,931 --> 00:23:35,143
‫بیخیال، دوست‌های متاهل من هم
‫همیشه سعی دارن برام یکی رو پیدا کنن.

498
00:23:35,226 --> 00:23:38,896
‫شاید چون تقسیم بر سه کردن
‫پول شام خیلی سخته.

499
00:23:41,357 --> 00:23:42,817
‫واقعاً، من...

500
00:23:42,900 --> 00:23:44,777
‫من یکم احساس راحتی کردم وقتی فهمیدم

501
00:23:44,861 --> 00:23:47,613
‫که کیت و جک سعی داشتن
‫ما رو با هم جور کنن.

502
00:23:47,697 --> 00:23:49,115
‫- واقعاً؟
‫- آره.

503
00:23:49,699 --> 00:23:52,535
‫چون قبلش فکر کردم اون‌ دوتا سوئینگرن.
‫(سوئینگر کسایی هستن که دوست دارن همسرشون جلوشون با بقیه بخوابه)

504
00:23:53,035 --> 00:23:54,954
‫- وایسا ببینم، چی؟
‫- آره!

505
00:23:55,037 --> 00:23:57,790
‫تعریف‌های عجیبی از شکل دویدن‌م کردن.

506
00:23:57,874 --> 00:24:00,543
‫و جفتشون هی می‌گفتن
‫که شب قبل چه قدر خوب خوابیدن.

507
00:24:00,626 --> 00:24:01,669
‫وای خدای من!

508
00:24:01,752 --> 00:24:04,213
‫و وقتی کیت به سه تا خوبه اشاره کرد،

509
00:24:04,297 --> 00:24:06,757
‫خیلی روی «سه تا»
‫و «خوبه» تاکید داشت.

510
00:24:07,300 --> 00:24:09,260
‫خیلی زیاد. واقعاً.

511
00:24:09,343 --> 00:24:12,847
‫- نه. اون‌ها واقعاً سوئینگر نیستن.
‫- خیلی خب، همین‌طوری گفتم.

512
00:24:12,930 --> 00:24:15,308
‫اگه علایقشون اینه، من مشکلی ندارم.
‫فقط جز علایق من نیست.

513
00:24:15,391 --> 00:24:16,684
‫- باشه.
‫- باشه، یادداشت شد.

514
00:24:16,767 --> 00:24:19,896
‫اوه، این‌جا خونه خواهرم‌ـه.

515
00:24:19,979 --> 00:24:21,397
‫اوه!

516
00:24:21,481 --> 00:24:22,857
‫می‌خوای بیای بالا؟

517
00:24:24,150 --> 00:24:27,236
‫بی پرده بگم، روی یه تخت بادی
‫توی یه اتاق کوچک می‌خوابم.

518
00:24:27,320 --> 00:24:29,447
‫اما کاملاً حریم خصوصی
‫و این‌ها داره.

519
00:24:29,530 --> 00:24:30,998
‫ما... ما فقط باید یکم اروم باشیم

520
00:24:31,022 --> 00:24:32,658
‫چون مامانم توی اتاق جلویی‌ـه.

521
00:24:32,742 --> 00:24:35,328
‫- اما وقتی سمعک‌هاش رو در بیاره...
‫- آره. می‌دونی چیه مارک؟

522
00:24:35,411 --> 00:24:37,038
‫فکر نکنم امشب به این نیاز داشته باشم.

523
00:24:37,622 --> 00:24:39,332
‫- آره، اشکالی نداره.
‫- اما ممنون.

524
00:24:40,666 --> 00:24:42,418
‫- حتماً.
‫- آره، از آشنایی باهات خوشحال شدم.

525
00:24:42,502 --> 00:24:43,503
‫از آشنایی باهات خوشحال شدم.

526
00:24:44,295 --> 00:24:45,838
‫- خیلی خب.
‫- شب خوبی داشته باشی.

527
00:24:48,758 --> 00:24:50,301
‫وای خدای من!
‫حالت خوبه؟

528
00:24:50,384 --> 00:24:52,512
‫یا خود خدا!

529
00:24:52,595 --> 00:24:53,888
‫عه... وای خدا.

530
00:24:54,555 --> 00:24:56,766
‫کدوم خری این گودال رو کنده؟

531
00:24:56,849 --> 00:24:58,226
‫قرار بود یه خندق باشه.

532
00:24:58,309 --> 00:25:02,021
‫- وای خدا، بذار کمکت کنم.
‫- نه، ممنون مارک برت!

533
00:25:04,106 --> 00:25:05,650
‫- کیر توش!
‫- متاسفم.

534
00:25:08,486 --> 00:25:09,904
‫اشکال نداره!

535
00:25:18,120 --> 00:25:19,247
‫الان چه اتفاقی افتاد؟

536
00:25:21,082 --> 00:25:24,043
‫فکر کنم سندرا بالک توی ویتنام‌ـه.

537
00:25:26,295 --> 00:25:27,922
‫خب، چه طور بود؟

538
00:25:28,005 --> 00:25:29,298
‫اوه.

539
00:25:29,382 --> 00:25:32,677
‫دقیقاً همون قدر متوسط رو به پایینی
‫بود که انتظار داشتم باشه.

540
00:25:32,760 --> 00:25:34,845
‫وای نه.

541
00:25:34,929 --> 00:25:36,556
‫ناراحتی؟

542
00:25:36,639 --> 00:25:38,432
‫آره، ناراحتم.

543
00:25:40,017 --> 00:25:43,020
‫مجبور شدم مثل یه مسابقه تلویزیونی ژاپنی

544
00:25:43,104 --> 00:25:45,648
‫از توی یه گودال شن بیام بیرون.

545
00:25:45,731 --> 00:25:48,179
‫می‌فهمم شماها فکر می‌کنین
‫زندگیم انقدر غم‌انگیزه

546
00:25:48,203 --> 00:25:49,860
‫که نیازه شما با یه مرد نجاتم بدین.

547
00:25:49,944 --> 00:25:51,696
‫نه ان. همچین فکری نمی‌کنیم.

548
00:25:51,779 --> 00:25:54,115
‫اما تو این سن و سال،
‫سر قرار رفتن یه روش قطعی

549
00:25:54,198 --> 00:25:56,325
‫برای به پایان رسوندن شب
‫با حس گوهی راجع به خودته.

550
00:25:56,409 --> 00:25:59,161
‫یعنی... زندگی یه فیلم ننسی مایرز نیست.

551
00:25:59,245 --> 00:26:01,497
‫خب، خب، خب.
‫حدس بزنین چه کسی نه تنها یه بچه بغل کرد...

552
00:26:01,581 --> 00:26:03,416
‫- نه دنی، اون عصبانی‌ـه.
‫- گمشین.

553
00:26:04,125 --> 00:26:07,414
‫وقتی بهتون میگم می‌دونم دارم چی کار می‌کنم

554
00:26:07,421 --> 00:26:08,980
‫به حرفم گوش کنین.

555
00:26:09,005 --> 00:26:10,565
‫اوه! چه مفهوم جالبی.

556
00:26:10,590 --> 00:26:12,380
‫من یه زن بزرگ و بالغم!

557
00:26:12,425 --> 00:26:14,093
‫من خوشحالم بچه‌ها.

558
00:26:14,117 --> 00:26:17,054
‫دارم توی بزرگ کردن
‫یه آدم لعنتی کمک می‌کنم.

559
00:26:17,138 --> 00:26:21,517
‫اما امشب، ان پیر روی درجه 1.4 از 10
‫توی مقیاس شادی میره بخوابه. باشه؟

560
00:26:21,601 --> 00:26:22,685
‫پس خیلی ممنون.

561
00:26:23,603 --> 00:26:25,146
‫- خیلی متاسفم.
‫- تقصیر ما بود. آره.

562
00:26:25,229 --> 00:26:27,243
‫نه، می‌دونین چیه؟

563
00:26:27,268 --> 00:26:28,901
‫شماها فقط درک نمی‌کنین.

564
00:26:29,191 --> 00:26:32,194
‫همه‌تونین می‌تونین روزتون رو
‫در کنار فرد موردعلاقه‌تون به پایان برسونین.

565
00:26:36,073 --> 00:26:38,534
‫اوه، و راستی، اون فکر کرد
‫که کیت و جک سوئینگرن.

566
00:26:41,621 --> 00:26:43,456
‫وایسا ببینم، چی؟

567
00:26:46,167 --> 00:26:49,337
‫می‌دونی، تو واقعاً فرد موردعلاقه‌ منی.

568
00:26:50,755 --> 00:26:52,381
‫تو هم فرد موردعلاقه منی.

569
00:26:54,300 --> 00:26:56,541
‫برای همینه که وقتی بدون من

570
00:26:56,565 --> 00:26:58,220
‫به نمایشگاه صنایع دستی رفتی...

571
00:26:58,304 --> 00:27:00,931
‫می‌دونستم نباید فکر می‌کردم
‫تکلیف این پرونده بسته شده.

572
00:27:01,015 --> 00:27:02,308
‫نه، نه.

573
00:27:02,391 --> 00:27:05,645
‫فقط، می‌دونی...
‫انگار وقتی خونه‌ایم،

574
00:27:05,728 --> 00:27:08,683
‫بعضی وقت‌ها انگار
‫همدیگه رو می‌بینیم

575
00:27:08,707 --> 00:27:10,376
‫اما می‌دونی، تو داری بیسبال می‌بینی

576
00:27:10,401 --> 00:27:12,818
‫و من هم حساب کاربری نیویورک تایمزم قفل شده

577
00:27:12,902 --> 00:27:15,196
‫چون بارهای زیادی رمز اشتباه رو
‫امتحان کردم و...

578
00:27:15,279 --> 00:27:18,199
‫آره، ما واقعاً زیاد با هم جور در نمیایم.

579
00:27:18,282 --> 00:27:20,910
‫خوشحالم که این هفته
‫انقدر داره بهت حال میده.

580
00:27:22,161 --> 00:27:24,538
‫فقط یکم آرزو می‌کنم
‫که کاش با من بود.

581
00:27:24,622 --> 00:27:27,270
‫این خیلی خجالت‌آوره

582
00:27:27,294 --> 00:27:30,211
‫چون تو... خیلی عاشق من‌ـی.

583
00:27:32,922 --> 00:27:35,341
‫صبر کن، باورت میشه مارک برت
‫فکر کرد ما سوئینگریم؟

584
00:27:35,424 --> 00:27:37,510
‫آره، این... خیلی دیوونه‌واره.

585
00:27:41,389 --> 00:27:43,557
‫فکر می‌کنی اون... خوشش میومد؟

586
00:27:43,641 --> 00:27:46,602
‫نمی‌دونم.
‫گمونم یکم

587
00:27:46,686 --> 00:27:49,397
‫اما فقط... سوئینگر خیلی دیوونگیه.

588
00:27:49,480 --> 00:27:51,524
‫دیوونگی محض.

589
00:28:09,326 --> 00:28:10,335
‫دروغ نمیگم.

590
00:28:10,359 --> 00:28:12,545
‫کل شب پیش بچه بودن سخت بود

591
00:28:13,587 --> 00:28:15,381
‫90 دقیقه بود.

592
00:28:15,464 --> 00:28:18,342
‫آره اما الان حداقل می‌دونم
‫که از پسش بر میام.

593
00:28:19,051 --> 00:28:20,010
‫درسته.

594
00:28:30,438 --> 00:28:33,190
‫گمونم یه سال دیگه
‫زندگی ما همین‌طوری میشه.

595
00:28:34,734 --> 00:28:36,360
‫عجب معجزه‌‌ای.

596
00:29:38,172 --> 00:29:39,381
‫- سلام.
‫- سلام.

597
00:29:53,729 --> 00:29:55,648
‫تخت رو باد کن.

598
00:29:56,000 --> 00:30:16,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

