1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:17,580 --> 00:00:20,880
‫افغانستان
‫1998

3
00:00:22,600 --> 00:00:27,900
‫ثروت شخصی‌اش رو حدود.
‫۲۵۰ میلیون دلار تخمین زدن

4
00:00:27,900 --> 00:00:31,440
‫ تو یه غار بالای یه رشته‌کوه.
‫تو افغانستان زندگی می‌کنه

5
00:00:31,440 --> 00:00:35,320
‫از اونجا یه شبکه مالی، تدارکاتی،

6
00:00:35,320 --> 00:00:38,820
‫ و استراتژیکی رو کنترل می‌کنه
‫که به گروه‌های اسلامی سنی

7
00:00:38,830 --> 00:00:42,910
‫ که درگیر چیزی به اسم جهاد.
‫یا جنگ مقدس هستن، کمک می‌کنه

8
00:00:43,830 --> 00:00:48,790
‫جان میلر از ای بی سی
‫تازگیا برای یه مصاحبه نادر

9
00:00:48,790 --> 00:00:50,090
‫با بن لادن رفته بود افغانستان.

10
00:00:52,340 --> 00:00:55,800
‫مصاحبه با بن لادن یه ریسک حساب‌شده بود.

11
00:00:56,800 --> 00:00:59,260
‫آره، ما ریسک کردیم. خطرناک بود.

12
00:01:02,060 --> 00:01:04,560
‫روزنامه‌نگارها خودشون رو تحت فشار میذارن.

13
00:01:04,560 --> 00:01:08,850
‫ من باید با یکی از این آدما،
‫از نزدیک ارتباط برقرار کنم

14
00:01:08,860 --> 00:01:11,570
‫نه فقط اینکه یه ویدیوی
‫ تبلیغاتی دیگه رو نگاه کنم.

15
00:01:11,590 --> 00:01:14,090
‫جان میلر
‫خبرنگار

16
00:01:17,030 --> 00:01:20,490
‫می ۱۹۹۸ بود، تو اسلام آباد.

17
00:01:20,490 --> 00:01:25,500
‫ ما رو انداختن تو یه پرواز،
‫که بعدش سوار اتوبوس شدیم

18
00:01:25,500 --> 00:01:28,790
‫پشت وانت‌ها، جاهایی که اصلا جاده نبود.

19
00:01:30,250 --> 00:01:33,590
‫بالاخره رسیدیم به بالای این کوه.

20
00:01:33,590 --> 00:01:37,300
‫ همه تفنگ‌هاشون رو گرفتن بالا.
‫و شروع کردن به تیراندازی هوایی

21
00:01:38,470 --> 00:01:40,050
‫یه پسر کوچولو کنارم بود.

22
00:01:40,050 --> 00:01:43,890
‫یه کلاشینکف (AK-47) دستش بود
‫ و به این نزدیکی گوش من شلیک می‌کرد.

23
00:01:44,560 --> 00:01:45,720
‫و من تفنگ رو هل دادم کنار،

24
00:01:45,730 --> 00:01:48,140
‫ اون دوباره آوردش جلو.
‫و خشابش رو تموم کرد

25
00:01:48,140 --> 00:01:50,230
‫اون پسر اسامه بن لادن بود.

26
00:01:53,480 --> 00:01:56,150
‫یکی از مبارزها گفت.
‫خبر خوبی برات دارم

27
00:01:56,150 --> 00:01:59,070
‫ آقای بن لادن قبول کرده،
‫به تک‌تک سوالاتت جواب بده

28
00:01:59,070 --> 00:02:01,780
‫اما جواب‌ها رو ترجمه نمی‌کنیم.

29
00:02:01,780 --> 00:02:04,120
‫و من گفتم: خب، چطوری
‫سوالات بعدی رو بپرسم؟

30
00:02:04,120 --> 00:02:06,410
‫اون گفت: سوال بعدی وجود نخواهد داشت.

31
00:02:08,460 --> 00:02:12,380
‫ مصاحبه‌مون رو شروع می‌کنیم.
‫و سوالات رو می‌پرسیم

32
00:02:12,960 --> 00:02:16,710
‫ آیا شما برنامه‌ریزی برای منفجر کردن
‫هواپیماها روی مسیرهای اقیانوس آرام

33
00:02:16,710 --> 00:02:18,260
‫که پر از مسافر بودن رو تامین مالی کردید؟

34
00:02:18,260 --> 00:02:20,260
‫ ترور پاپ تو مانیل چطور؟

35
00:02:22,470 --> 00:02:24,470
‫ آیا توطئه‌ای برای کشتن
‫رئیس جمهور کلینتون وجود داشت؟

36
00:02:25,810 --> 00:02:29,440
‫و من اونجا نشسته بودم،
‫یه جورایی سر تکون می‌دادم

37
00:02:29,940 --> 00:02:33,020
‫و با خودم فکر می‌کردم
‫خب، چی داریم؟

38
00:02:33,980 --> 00:02:35,650
‫آخر مصاحبه،

39
00:02:35,650 --> 00:02:38,780
‫برگشتم پیش مترجممون که اون عقب بود،

40
00:02:38,780 --> 00:02:41,360
‫و گفتم: چی گفت؟

41
00:02:41,360 --> 00:02:43,240
‫و اون گفت: خیلی چیزا گفت.

42
00:02:43,830 --> 00:02:46,490
‫ باید نوارها رو برداریم و بریم.

43
00:02:49,160 --> 00:02:52,830
‫ وقتی برگشتیم هتل و،
‫ترجمه‌های اصلی رو انجام دادیم

44
00:02:52,830 --> 00:02:55,590
‫بی‌سابقه بود، وحشتناک بود.

45
00:02:56,300 --> 00:03:00,220
‫ما بین کسایی که یونیفرم نظامی پوشیدن

46
00:03:00,220 --> 00:03:03,680
‫و غیرنظامی‌ها فرقی نمیذاریم.
‫همه تو این فتوا هدف هستن

47
00:03:03,680 --> 00:03:07,350
‫وای، خدا من! اون داشت یه پیام می‌رسوند.

48
00:03:07,350 --> 00:03:12,140
‫اون می‌خواست از این مصاحبه به عنوان
‫یه بستر برای اعلام عمومی جنگ با آمریکا استفاده کنه.

49
00:03:12,150 --> 00:03:15,230
‫ شما وقتی اینجا رو ترک می‌کنین که
‫جسد سربازان و غیرنظامیان آمریکایی

50
00:03:15,230 --> 00:03:17,520
‫توی جعبه‌های چوبی و تابوت‌ها فرستاده بشن.

51
00:03:17,530 --> 00:03:19,360
‫اون موقع است که شما می‌رید.

52
00:03:19,360 --> 00:03:21,860
‫این یه اتفاق بازی عوض‌کنه.

53
00:03:24,390 --> 00:03:30,290
‫تعقیب و گریز آمریکایی
‫اسامه بن لادن

54
00:03:37,910 --> 00:03:42,910
‫17 دسامبر 2001
‫97 روز بعد از 11 ستامبر

55
00:03:43,890 --> 00:03:45,710
‫ گزارش شده که آمریکا فرصت داشته.

56
00:03:45,740 --> 00:03:48,350
‫اسامه بن لادن رو دستگیر
‫کنه ولی این کارو نکرده

57
00:03:48,350 --> 00:03:53,350
‫ جنگجوهای دستگیر شده القاعده می‌گن.
‫بن لادن تو نبرد تورا بورا بوده

58
00:03:53,350 --> 00:03:55,400
‫واشینگتن پست گزارش داده که اون فرار کرده

59
00:03:55,400 --> 00:03:58,400
‫چون ارتش نیروی نظامی نفرستاده دنبالش.

60
00:03:59,190 --> 00:04:02,360
‫ما بن لادن رو تو تیررسمون داشتیم.

61
00:04:04,950 --> 00:04:07,330
‫ما باید بن لادن رو تو تورا بورا می‌کشتیم،
‫اما نکردیم.

62
00:04:08,700 --> 00:04:12,790
‫ و حالا مطمئن بودیم که.
‫بن لادن فرار کرده به پاکستان

63
00:04:14,500 --> 00:04:17,250
‫یه کمی از دولت عصبانی بودم،

64
00:04:17,250 --> 00:04:20,880
‫ چون شما فقط ولش کردین بره
‫از جایی که توش داشتیمش

65
00:04:20,880 --> 00:04:24,220
‫نسبتاً تحت کنترل بود،
‫و می‌دونستیم کجاست

66
00:04:24,220 --> 00:04:29,300
‫ تا حالا که اساساً رسیده،
‫به غرب وحشی پاکستان

67
00:04:29,310 --> 00:04:31,770
‫که واقعاً پیدا کردن آدم توش غیرممکنه.

68
00:04:31,770 --> 00:04:33,100
‫و خب...

69
00:04:33,100 --> 00:04:35,940
‫یه کمی عصبانی، امم، بودم.

70
00:04:37,230 --> 00:04:39,360
‫می‌تونست تمومش کنه و بریم پی کارمون.

71
00:04:40,860 --> 00:04:43,650
‫ باعث می‌شد بازمانده‌های نیویورک.
‫یه حس آرامش پیدا کنن

72
00:04:44,240 --> 00:04:46,740
‫این بهترین فرصتی بود که تا حالا داشتیم،

73
00:04:46,740 --> 00:04:49,030
‫و، اه، متاسفم که استفاده نکردیم.

74
00:04:52,500 --> 00:04:55,040
‫فکر کردم کشتمش فکر کردم کشتمش

75
00:04:55,040 --> 00:04:58,420
‫با خودم گفتم.
‫خب، باید برگردیم سراغش

76
00:04:58,420 --> 00:05:01,920
‫ شاید من نباشم، اما یکی دیگه.
‫باید فرصت اینو پیدا کنه

77
00:05:03,170 --> 00:05:07,590
‫ یه ویدیوی تبلیغاتی دیگه از
‫اسامه بن لادن امروز تو جهان عرب پخش شد

78
00:05:08,510 --> 00:05:13,140
‫ ما نزدیک به ۸۰۰ ساختمان.
‫و برج تخریب شده هستیم

79
00:05:13,640 --> 00:05:16,600
‫ تو این ویدیو، بن لادن شبیه
‫مردی که مورد حمله قرار گرفته

80
00:05:16,600 --> 00:05:17,900
‫یا داره برای زندگیش فرار می‌کنه، نیست.

81
00:05:18,480 --> 00:05:20,730
‫اون از دست ما فرار نمی‌کنه.

82
00:05:21,230 --> 00:05:24,650
‫ این مردی بود که سه ماه پیش.
‫کنترل یه کشور رو داشت

83
00:05:24,650 --> 00:05:27,240
‫حالا شاید کنترل یه غار رو داره.

84
00:05:28,780 --> 00:05:30,450
‫می‌دونه که ما دنبالشیم.

85
00:05:30,950 --> 00:05:33,410
‫و من موقعیت ما رو بهتر از اون دوست دارم.

86
00:05:34,040 --> 00:05:36,870
‫با بن لادن که هنوز پیدا نشده.
‫تعقیب و گریز ادامه داره

87
00:05:37,460 --> 00:05:40,420
‫سوال اینه که بن لادن کجاست؟

88
00:05:48,220 --> 00:05:51,300
‫این نگرانی وجود داشت که
‫وقتی بن لادن و بقیه اعضای القاعده

89
00:05:51,300 --> 00:05:52,600
‫از افغانستان رفتن،

90
00:05:53,510 --> 00:05:54,970
‫می‌تونه بره هرجایی.

91
00:05:55,810 --> 00:06:00,560
‫ ،می‌تونستن از مرز به پاکستان،
‫به ایران فرار کنن

92
00:06:00,560 --> 00:06:03,110
‫پرواز کنن و برن هرجا که خواستن.

93
00:06:03,610 --> 00:06:06,280
‫مشکل اینه که، این احتمالات بی‌نهایتن.

94
00:06:06,280 --> 00:06:08,480
{\an8}‫ تینا
‫سیا| ضد تروریسم| آنالیروز

95
00:06:06,280 --> 00:06:10,320
‫سال‌ها بود که از دست امنیتی ما فرار می‌کرد.
‫حتی قبل از ۱۱ سپتامبر

96
00:06:10,320 --> 00:06:13,620
‫از ۱۹۹۶ دنبالش بودیم. پس احمق نبود.

97
00:06:13,620 --> 00:06:17,160
‫می‌دونست برای حفظ خودش باید چیکار کنه.

98
00:06:18,210 --> 00:06:20,580
‫پس بالاخره، شروع کردیم به فکر کردن،

99
00:06:20,580 --> 00:06:22,480
‫ راه دیگه‌ای هم هست
‫که به این قضیه نگاه کنیم؟

100
00:06:23,920 --> 00:06:27,970
‫ سوال این نیست که بن لادن کجاست؟
‫بلکه اینه که کی ممکنه با بن لادن باشه؟

101
00:06:32,090 --> 00:06:34,590
‫علی صوفان
‫مامور ویژه فدرال

102
00:06:35,100 --> 00:06:37,310
‫من یه مامور اف بی آی بودم که وظیفه داشتم

103
00:06:37,310 --> 00:06:40,310
‫حملات القاعده رو تو سراسر جهان بررسی کنم

104
00:06:40,310 --> 00:06:42,400
‫و از اعضاش بازجویی کنم.

105
00:06:43,820 --> 00:06:47,070
‫ماموریت فقط دستگیری اسامه بن لادن نبود،

106
00:06:47,070 --> 00:06:49,900
‫بلکه جلوگیری از حملات بیشتر هم بود.

107
00:06:55,450 --> 00:06:57,740
‫بعد از اینکه بن لادن از تورا بورا فرار کرد،

108
00:06:57,750 --> 00:07:01,460
‫ نیروهای آمریکایی دنبال هر سرنخی.
‫می‌گشتن که ما رو به اون برسونه

109
00:07:01,460 --> 00:07:03,460
‫و تو یه پناهگاه القاعده،

110
00:07:03,460 --> 00:07:06,050
‫یه نوار پیدا کردن

111
00:07:07,170 --> 00:07:10,090
‫که بن لادن داشت عملیات رو توضیح می‌داد.

112
00:07:10,970 --> 00:07:15,050
‫و هر بار که داشت
‫ ۱۱ سپتامبر رو توضیح می‌داد،

113
00:07:15,050 --> 00:07:18,930
‫اشاره می‌کرد به کسی که دوربین دستش بود،

114
00:07:19,520 --> 00:07:21,350
‫و می‌گفت: مختار.

115
00:07:21,350 --> 00:07:23,400
‫تو خوابش مختار رو دیده بود.

116
00:07:25,940 --> 00:07:27,610
‫ خدا حفظ کنه مختار رو.

117
00:07:31,200 --> 00:07:32,530
‫تو همون نوار،

118
00:07:33,530 --> 00:07:36,330
‫پسر بن لادن، که اون موقع بچه کوچیکی بود،

119
00:07:36,830 --> 00:07:38,950
‫یه تیکه از پهپاد پیدا کرد،

120
00:07:38,950 --> 00:07:41,750
‫و شروع می‌کنه به داد زدن.
‫مختار، مختار، بیا اینو نگاه کن

121
00:07:44,210 --> 00:07:47,170
‫اون یارو با دوربین میاد.
‫برش می‌داره، نگاهش می‌کنه

122
00:07:48,670 --> 00:07:53,720
‫ این نوار واضح کرد که مختار،
‫جزو حلقه‌ی نزدیک بن لادن بود

123
00:07:53,720 --> 00:07:59,520
‫ و می‌تونست یکی از معدود کسایی باشه.
‫که می‌دونست بن لادن کجا قایم شده

124
00:08:00,600 --> 00:08:03,640
‫ پس داشتیم سعی می‌کردیم.
‫بفهمیم مختار کیه

125
00:08:04,230 --> 00:08:08,480
‫نمی‌دونستیم چه شکلیه.
‫چون هیچ‌وقت تو نوار نشون داده نشد

126
00:08:09,400 --> 00:08:12,570
‫ما فقط با اسم مستعارش.
‫مختار ، کار می‌کردیم

127
00:08:17,660 --> 00:08:19,910
‫ما درباره بن لادن، بن لادن،
‫بن لادن حرف می‌زنیم

128
00:08:21,120 --> 00:08:24,080
‫اما من حس می‌کردم تو این نقطه از زمان،

129
00:08:24,710 --> 00:08:26,290
‫اون ثابت بود،

130
00:08:26,290 --> 00:08:30,210
‫ که خیلی از این کارها رو
‫به این دستیارهاش واگذار کرده بود.

131
00:08:30,920 --> 00:08:34,090
‫ اونان که دارن تمام کارهای.
‫کثیفش رو انجام می‌دن

132
00:08:35,050 --> 00:08:38,640
‫اون چهره‌ی تمام معاونین کوچیکش رو داشت

133
00:08:38,640 --> 00:08:40,470
‫که همه‌جا بودن.

134
00:08:40,470 --> 00:08:42,560
‫بن لادن البته تو راس بود.

135
00:08:43,730 --> 00:08:46,150
‫بعد از اون معاونش، ظواهری بود.

136
00:08:47,560 --> 00:08:49,810
‫نفرات بعدی، چند تا معاون بودن

137
00:08:49,820 --> 00:08:51,940
‫که اونا هم خیلی به بن لادن نزدیک بودن.

138
00:08:52,530 --> 00:08:53,990
‫ابو زبیده بود،

139
00:08:53,990 --> 00:08:57,910
‫ که گمان می‌رفت سرپرست،
‫عملیات بن لادن باشه

140
00:08:57,910 --> 00:09:01,910
‫ و یه مامور مرموز که فقط.
‫به اسم مختار شناخته می‌شد

141
00:09:01,910 --> 00:09:03,790
‫الله اکبر!

142
00:09:03,790 --> 00:09:06,370
‫ و خب کلی سرنخ بود،
‫که دنبالشون بودیم

143
00:09:06,370 --> 00:09:09,960
‫ و تو همین حین، فکر می‌کردیم.
‫یه حمله‌ی دیگه تو راهه

144
00:09:14,340 --> 00:09:18,680
‫وقتی القاعده از افغانستان فرار کرد،
‫ قایم نشد.

145
00:09:19,720 --> 00:09:22,180
‫اونا به توطئه و برنامه‌ریزی ادامه دادن.

146
00:09:22,180 --> 00:09:24,060
‫کشور تو وضعیت آماده‌باش بالایی مونده

147
00:09:24,060 --> 00:09:27,980
‫ بعد از اینکه اطلاعات آمریکا چیزی رو شنیدن.
‫که بهش می‌گفتن صحبت‌های مشکوک

148
00:09:28,000 --> 00:09:32,300
‫دسامبر 2001
‫سه ماه بعد از 11 ستامبر

149
00:09:34,530 --> 00:09:36,320
‫یه اتفاق نگران‌کننده تو هواپیما

150
00:09:36,320 --> 00:09:38,740
‫خطوط هوایی آمریکا امروز بعدازظهر.

151
00:09:38,740 --> 00:09:41,280
‫مسئولین میگن یه مهماندار کشف کرده یه مسافر

152
00:09:41,280 --> 00:09:43,540
‫یه بمب تو هواپیمای بزرگ حمل می‌کرده.

153
00:09:43,540 --> 00:09:47,160
‫شکی نیست که این مرد قصد خودکشی داشته

154
00:09:47,160 --> 00:09:48,790
‫و هواپیما رو سرنگون کنه.

155
00:09:48,790 --> 00:09:52,340
‫ کافی مواد منفجره تو کفشاش.
‫برای ایجاد یک فاجعه بزرگ

156
00:09:56,050 --> 00:09:58,090
‫ریچارد رید، معروف به بمب‌گذار کفشی،

157
00:09:58,090 --> 00:10:01,550
‫اولین تلاش القاعده بود
‫تا دوباره با یه هواپیما

158
00:10:01,550 --> 00:10:03,220
‫یه حمله‌ی وحشتناک دیگه انجام بده.

159
00:10:04,060 --> 00:10:07,890
‫ می‌تونید تصور کنید اگه هواپیماهای
‫مسافربری آمریکا از آسمون می‌افتادن؟

160
00:10:07,890 --> 00:10:10,940
‫امشب، آمریکا به روش کاملا جدیدی هوشیاره.

161
00:10:10,940 --> 00:10:13,570
‫اگه داری درباره یه شرکت بزرگ حرف می‌زنی،

162
00:10:13,570 --> 00:10:16,030
‫و یه دفتر تو یه زلزله از بین بره،

163
00:10:16,030 --> 00:10:18,240
‫این یعنی اون سازمان دیگه کار نمی‌کنه؟

164
00:10:18,240 --> 00:10:20,530
‫ یعنی دفتر مرکزی‌شون رو
‫به جای دیگه منتقل نمی‌کنن؟

165
00:10:21,620 --> 00:10:25,660
‫اونا پایگاه‌هایی تو سراسر دنیا داشتن.
‫و این توطئه‌ها از قبل در جریان بودن

166
00:10:27,040 --> 00:10:29,540
‫احساس می‌کردیم به بن‌بست رسیدیم.

167
00:10:30,330 --> 00:10:34,090
‫اما بعدش یه سرنخ
‫از ابو زبیده به دست آوردیم.

168
00:10:34,590 --> 00:10:37,840
‫ابو زبیده کسی بود که مسئول لجستیک،

169
00:10:37,840 --> 00:10:40,970
‫استخدام، و برنامه‌ریزی عملیات بود.

170
00:10:41,640 --> 00:10:45,060
‫ من ابو زبیده رو دست راست.
‫بن لادن می‌دونم

171
00:10:45,810 --> 00:10:46,930
‫مسئول عملیاتش.

172
00:10:47,560 --> 00:10:50,270
‫با یه سری پیشرفت‌های اطلاعاتی،

173
00:10:50,270 --> 00:10:55,150
‫ تونستیم یه الگوی سفر برای
‫ابو زبیده تو پاکستان پیدا کنیم.

174
00:10:55,170 --> 00:10:57,970
‫فیصل آباد
‫پاکستان

175
00:10:58,940 --> 00:11:03,780
‫تونستیم سفرهای اون رو محدود کنیم به،

176
00:11:03,780 --> 00:11:07,080
‫اونجور که یادمه، حدود ۱۷ تا مکان.

177
00:11:08,370 --> 00:11:11,830
‫و خب، یه تصمیم بی‌سابقه گرفتیم.

178
00:11:11,830 --> 00:11:17,090
‫تصمیم گرفتیم همزمان به ۱۷ مکان حمله کنیم.

179
00:11:17,110 --> 00:11:19,110
‫مارچ 2002
‫6 ماه بعد از 11 ستامبر

180
00:11:21,970 --> 00:11:24,300
‫وقتی حمله انجام شد، اون فرار کرد،

181
00:11:24,300 --> 00:11:26,760
‫و از این پشت بوم به اون پشت بوم می‌پرید،

182
00:11:27,260 --> 00:11:29,680
‫و خیلی شدید زخمی شد.

183
00:11:32,900 --> 00:11:34,520
‫بردنش بیمارستان،

184
00:11:34,520 --> 00:11:37,400
‫ و من و همکارم رو صدا کردن.
‫تا ازش بازجویی کنیم

185
00:11:37,900 --> 00:11:39,530
‫ابو زبیده خیلی بد زخمی شده بود.

186
00:11:40,700 --> 00:11:43,450
‫یکی از امدادگرا اومد و گفت:

187
00:11:43,450 --> 00:11:46,490
‫اگه می‌خوای باهاش حرف بزنی.
‫بهتره امشب حرف بزنی چون عفونت داره

188
00:11:46,490 --> 00:11:48,200
‫ احتمالاً... فردا صبح مرده.

189
00:11:52,670 --> 00:11:57,170
‫من بهش گفتم: مرگ گزینه نیست.
‫هر کاری می‌تونید بکنید که زنده‌ش نگه دارید

190
00:12:09,930 --> 00:12:14,900
‫تو بیمارستان، ما به مصاحبه ادامه دادیم.

191
00:12:16,560 --> 00:12:19,520
‫همه شوکه شده بودن
‫که داره همکاری می‌کنه.

192
00:12:19,530 --> 00:12:24,150
‫ و اون اسم یه عامل القاعده رو آورد
‫که داشت یه حمله رو برنامه‌ریزی می‌کرد.

193
00:12:24,160 --> 00:12:27,910
‫گفتم: آها. اگه عکس اون آدم رو نشونت بدم
‫می‌تونی بهم بگی خودشه؟

194
00:12:27,910 --> 00:12:29,450
‫گفت: حتماً.

195
00:12:29,450 --> 00:12:33,620
‫همکارم یه دستگاه سونی داشت.
‫شبیه پالم پایلوت بود

196
00:12:34,540 --> 00:12:39,500
‫ و روی این دستگاه، عکسای تمام
‫تروریست‌های تحت تعقیب رو داشت.

197
00:12:39,500 --> 00:12:43,800
‫رفت پایین، هی نوک قلم رو می‌زد.

198
00:12:44,300 --> 00:12:45,220
‫ردش کرد.

199
00:12:45,890 --> 00:12:47,510
‫پس گفتم: این همونه؟

200
00:12:48,720 --> 00:12:49,720
‫و گفت: نه.

201
00:12:50,310 --> 00:12:55,270
‫ چیزی که نمی‌دونستم این بود
‫که همکارم روی عکس اشتباهی زوم کرده بود.

202
00:12:55,270 --> 00:12:56,900
‫پس گفتم: اوه، ببخشید.

203
00:12:56,900 --> 00:12:59,480
‫گفتم: هی، استیو.
‫عکس اشتباهی رو دادی بهم، رفیق

204
00:12:59,480 --> 00:13:02,280
‫گفت: راستی. اون کیه؟ بهم بگو

205
00:13:02,940 --> 00:13:04,570
‫گفت: این مختاره.

206
00:13:08,200 --> 00:13:09,620
‫پس به عکس نگاه کردم.

207
00:13:09,620 --> 00:13:12,750
‫حالا، خیلی بی‌قرارم.
‫می‌خوام ببینم این مختار کیه

208
00:13:13,250 --> 00:13:15,580
‫و این عکس خالد شیخ محمد بود،

209
00:13:16,500 --> 00:13:18,080
‫معروف به کی اس ام.

210
00:13:18,920 --> 00:13:22,670
‫ اون یه تروریست بود
‫که سال‌ها بود دنبالش بودیم.

211
00:13:23,340 --> 00:13:27,010
‫ اصلاً نمی‌دونستم که
‫کی اس ام عضو القاعده بوده.

212
00:13:28,390 --> 00:13:29,600
‫من کاملاً شوکه شدم.

213
00:13:31,390 --> 00:13:35,140
‫ اما این در مقایسه با چیزی که
‫بعدش اتفاق افتاد، هیچی نبود.

214
00:13:37,520 --> 00:13:41,230
‫ به ابو زبیده گفتم: حالا که
‫بحثش پیش اومد، بیا درباره اون حرف بزنیم.

215
00:13:42,480 --> 00:13:44,530
‫گفت:
‫آره، اونه که ۱۱ سپتامبر رو انجام داد.

216
00:13:46,240 --> 00:13:49,990
‫ یه لامپ تو ذهنم روشن شد.
‫و همه چیز رو به هم وصل کرد.

217
00:13:52,700 --> 00:13:56,460
‫ کی اس ام از همون اول.
‫همدست بن لادن بود

218
00:13:57,000 --> 00:14:02,250
‫اون طراح، ایده‌پرداز
‫و مغز متفکر ۱۱ سپتامبر بود

219
00:14:04,260 --> 00:14:08,510
‫ وقتی ابو زبیده دست داشتن،
‫کی اس ام رو تو ۱۱ سپتامبر فاش کرد

220
00:14:08,510 --> 00:14:13,140
‫ فهمیدیم کی اس ام سال‌ها بود که
‫دیوانه‌وار دنبال برج‌های تجارت جهانی بود.

221
00:14:25,990 --> 00:14:28,820
‫تو سال ۱۹۹۳، خالد شیخ محمد

222
00:14:28,820 --> 00:14:31,780
‫ این حمله رو به برج‌های.
‫تجارت جهانی تو نیویورک انجام داد

223
00:14:31,780 --> 00:14:34,030
‫اون با یه گروه محلی کار می‌کنه.

224
00:14:34,030 --> 00:14:36,200
‫اونا ون رو می‌گیرن،
‫مواد منفجره رو آماده می‌کنن

225
00:14:36,200 --> 00:14:38,460
‫و بعد یه بمب زیر برج تجارت جهانی میذارن.

226
00:14:40,120 --> 00:14:45,170
‫ فکر می‌کرد ساختار به اندازه کافی
‫تکون می‌خوره تا بلرزه و حتی سقوط کنه

227
00:14:45,170 --> 00:14:46,920
‫می‌خواست که بیفته پایین.

228
00:14:46,920 --> 00:14:50,180
‫بعداً گفت که می‌خواست.
‫۱۰۰ هزار نفر رو بکشه

229
00:14:50,760 --> 00:14:52,890
‫اگه فقط یه کم مواد منفجره بیشتری داشتن

230
00:14:52,890 --> 00:14:55,970
‫ و کامیون رو یه اینچ به راست،
‫یا چپ حرکت می‌دادن

231
00:14:55,970 --> 00:14:57,640
‫شاید ساختمون رو سرنگون می‌کردن.

232
00:14:57,640 --> 00:14:58,680
‫اونقدر نزدیک بود.

233
00:15:02,860 --> 00:15:04,810
‫ خالد شیخ محمد
‫تا وقتی که نتونست.

234
00:15:04,840 --> 00:15:07,990
‫اون برج‌ها رو پایین بیاره،
‫هرگز دست از تلاش برنداشت

235
00:15:09,240 --> 00:15:13,110
‫بعد از بمب‌گذاری ۱۹۹۳
‫تو برج تجارت جهانی،

236
00:15:13,120 --> 00:15:14,950
‫ خالد شیخ محمد،

237
00:15:14,950 --> 00:15:17,700
‫یه ساک پر از نقشه و ایده داشت

238
00:15:17,700 --> 00:15:20,120
‫اما پول نداشت که عملیشون کنه.

239
00:15:21,250 --> 00:15:24,290
‫ راهش رو به افغانستان،
‫و به القاعده پیدا می‌کنه

240
00:15:24,790 --> 00:15:27,170
‫ و راهش رو دوباره،
‫به اسامه بن لادن پیدا می‌کنه

241
00:15:27,920 --> 00:15:30,880
‫و این ایده رو مطرح می‌کنه که،

242
00:15:31,970 --> 00:15:34,760
‫ما برج تجارت جهانی رو هدف قرار میدیم،
‫تا کارش رو تموم کنیم

243
00:15:34,760 --> 00:15:37,560
‫چون قبلاً امتحانش کردیم و هنوز سرپاست.

244
00:15:38,220 --> 00:15:41,100
‫اما حالا نقشه هی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد.

245
00:15:41,690 --> 00:15:45,400
‫ما کنگره رو هدف قرار میدیم.
‫پنتاگون رو هدف قرار میدیم

246
00:15:45,980 --> 00:15:50,240
‫ ما آمریکا رو طوری زمین می‌زنیم.
‫که هیچکس تا حالا این کارو نکرده

247
00:15:51,240 --> 00:15:54,910
‫ اگه تو این نقشه،
‫یه فرد کلیدی وجود داشت

248
00:15:54,910 --> 00:15:56,780
‫اون خالد شیخ محمد بود.

249
00:15:56,780 --> 00:15:59,870
‫ بن لادن الهام‌بخش،
‫و رهبر کاریزماتیک بود

250
00:15:59,870 --> 00:16:03,370
‫اما خالد شیخ محمد طراح بود، معمار بود.

251
00:16:04,210 --> 00:16:06,540
‫بعد از ۱۱ سپتامبر، قایم شد.

252
00:16:07,540 --> 00:16:13,510
‫از طریق یه سری عملیات جاسوسی طبقه‌بندی شده،

253
00:16:13,510 --> 00:16:16,550
‫فهمیدیم که اون تو راولپندی پاکستانه.

254
00:16:17,390 --> 00:16:21,310
‫ این باعث شد عملیات ما برای.
‫دستگیری خالد شیخ محمد فعال بشه

255
00:16:28,070 --> 00:16:32,070
‫ مامورای سی آی ای و پاکستانی،
‫به اون ویلای دو طبقه حمله کردن

256
00:16:32,070 --> 00:16:35,240
‫ درها رو شکستن و هرچیزی که.
‫به درد می‌خورد رو جمع کردن

257
00:16:35,240 --> 00:16:38,660
‫اعضای خانواده گفتن وقتی اونا اومدن.
‫همه خواب بودن

258
00:16:38,660 --> 00:16:41,330
‫خالد شیخ محمد رو تو لباس زیرش گرفتن.

259
00:16:41,330 --> 00:16:42,700
‫تولدش بود.

260
00:16:42,710 --> 00:16:46,120
‫ خالد شیخ محمد امشب.
‫تو دست آمریکاست

261
00:16:46,130 --> 00:16:49,090
‫مغز متفکر ارشد القاعده حالا از کار افتاده.

262
00:16:49,090 --> 00:16:51,260
‫بن لادن و کی اس ام با هم صمیمی بودن.

263
00:16:52,670 --> 00:16:56,010
‫وقتی کی اس ام رو گرفتیم.
‫فکر کردیم ممکنه ما رو به بن لادن برسونه

264
00:16:56,800 --> 00:17:00,060
‫یه دستگیری خیلی مهم بود.

265
00:17:00,560 --> 00:17:02,060
‫مهمترین دستگیری تا اون زمان.

266
00:17:03,560 --> 00:17:08,020
‫ این اولین باری بود که سی آی ای.
‫یه سرنخ جدی از بن لادن داشت

267
00:17:09,440 --> 00:17:11,860
‫و انتظارات خیلی زیاد بود.

268
00:17:19,200 --> 00:17:21,870
‫دستگیری خالد شیخ محمد خیلی مهم بود،

269
00:17:21,870 --> 00:17:24,710
‫چون برنامه‌هایی که داشت رو بهم ریخت،

270
00:17:25,790 --> 00:17:31,500
‫ و از اون درباره عملیات‌هایی که در حال.
‫برنامه‌ریزی بودن، اطلاعات به دست آوردیم

271
00:17:33,880 --> 00:17:36,550
‫ چیزی که از تمام اطلاعاتی که
‫جمع کردیم فهمیدیم

272
00:17:36,550 --> 00:17:41,010
‫ این بود که بن لادن داشت.
‫سازمان رو ذره‌بینی مدیریت می‌کرد

273
00:17:41,850 --> 00:17:47,440
‫اون داشت مسئولیت‌ها رو تایید می‌کرد
‫عمیقاً درگیر برنامه‌ریزی حملات بود

274
00:17:48,900 --> 00:17:52,230
‫اون خیلی فعالانه رئیس القاعده بود.

275
00:17:54,570 --> 00:17:56,950
‫و توانایی‌هاشون دوباره جون گرفته بود.

276
00:17:57,780 --> 00:18:00,870
‫نگران حملات بیشتر بودم.

277
00:18:11,750 --> 00:18:13,750
‫یه ون پر از مواد منفجره

278
00:18:13,750 --> 00:18:16,090
‫امروز صبح موقع نماز شنبه منفجر شد.

279
00:18:16,090 --> 00:18:19,930
‫یه گروه که می‌گفتن به القاعده مرتبط هستن
‫مسئولیتش رو به عهده گرفتن

280
00:18:21,300 --> 00:18:24,260
‫حس یه وضعیت بمب ساعتی رو داشت

281
00:18:25,020 --> 00:18:27,600
‫چون سرزمین مادری قطعاً تو لیستشون بود

282
00:18:28,190 --> 00:18:30,270
‫جاهایی که می‌خواستن حمله کنن.

283
00:18:35,480 --> 00:18:38,110
‫پشت میزم تو مقر نشسته بودم،

284
00:18:38,700 --> 00:18:41,660
‫و فقط شنیدم: لعنت به تو!

285
00:18:43,450 --> 00:18:44,950
‫یه قطار رو تو اسپانیا منفجر کردن.

286
00:18:46,200 --> 00:18:48,910
‫اینا چیزی نیستن جز قاتل‌های خونسرد. اونا...

287
00:18:48,910 --> 00:18:51,580
‫ اونا برای زندگی ارزش قائل نیستن
‫اونجوری که ما ارزش قائل هستیم

288
00:18:51,580 --> 00:18:53,040
‫تو دنیای متمدن.

289
00:18:53,040 --> 00:18:56,090
‫بن لادن اساساً خودشو حق امتیاز داده بود.

290
00:18:57,170 --> 00:19:00,090
‫ شروع می‌کردی به داشتن.
‫گروه‌های القاعده همه‌جا

291
00:19:00,590 --> 00:19:03,340
‫فقط یه القاعده تو ۱۱ سپتامبر وجود داشت.

292
00:19:03,350 --> 00:19:05,560
‫یهو، کلی از این گروه‌ها داری.

293
00:19:05,560 --> 00:19:07,640
‫مثلاً: کِی قراره اتفاق بعدی بیفته؟

294
00:19:07,640 --> 00:19:10,390
‫ حمله بعدی کیه؟ حمله بعدی کیه؟

295
00:19:12,730 --> 00:19:17,320
‫تو لندن تو یه جلسه بودم
‫و یه نفر اومد تو اتاق

296
00:19:17,320 --> 00:19:20,240
‫ چندین حمله تو لندن. ده‌ها کشته.

297
00:19:20,240 --> 00:19:24,740
‫ یه سری بمب تو سیستم
‫حمل و نقل عمومی لندن منفجر شد

298
00:19:24,740 --> 00:19:28,080
‫ ،موقع ساعت شلوغی صبح.
‫بیش از ۷۰۰ نفر زخمی شدن

299
00:19:28,080 --> 00:19:30,450
‫بن لادن داشت این ترس رو ایجاد می‌کرد.

300
00:19:30,460 --> 00:19:33,500
‫شما باید تو قطارهاتون، تو اتوبوس‌هاتون،

301
00:19:33,500 --> 00:19:36,380
‫تو خیابون‌هاتون، تو هتل‌هاتون بترسید.

302
00:19:36,380 --> 00:19:38,800
‫حمله پشت حمله بود،

303
00:19:38,800 --> 00:19:43,760
‫ و می‌دونستیم که هر لحظه، هر جایی.
‫ممکنه یه حمله دیگه اتفاق بیفته

304
00:19:44,550 --> 00:19:47,390
‫ اون متوقف نمی‌شد.
‫و سرعتش کم نمی‌شد

305
00:19:48,220 --> 00:19:49,730
‫باید بن لادن رو پیدا می‌کردیم.

306
00:19:51,230 --> 00:19:54,400
‫اون یه شخصیت کاریزماتیک بود.
‫اون کلید همه چیز بود

307
00:19:55,860 --> 00:20:00,320
‫ کی اس ام اطلاعاتی درباره القاعده.
‫به عنوان یه سازمان بهمون داد

308
00:20:02,820 --> 00:20:06,070
‫اما یه چیز بود که درباره‌ش حرف نمی‌زد.

309
00:20:11,750 --> 00:20:15,960
‫ کی اس ام داشت تا جایی که.
‫می‌تونست از بن لادن محافظت می‌کرد

310
00:20:19,960 --> 00:20:22,670
‫ بعد از ۱۱ سپتامبر، یکی از چیزایی که
‫خیلی زود اتفاق افتاد

311
00:20:22,670 --> 00:20:25,890
‫بحث درباره انجام چیزی بود که

312
00:20:26,800 --> 00:20:29,100
‫بهش می‌گفتن بازجویی پیشرفته.

313
00:20:29,850 --> 00:20:32,480
‫دولت آمریکا یه بازداشتگاه ساخت

314
00:20:32,480 --> 00:20:36,190
‫ تو تأسیسات نظامی
‫خلیج گوانتانامو تو جزیره کوبا

315
00:20:37,230 --> 00:20:43,240
‫ این کارو کردن تا زندانی‌ها رو خارج از
‫سیستم قضایی مدنی بازجویی کنن

316
00:20:44,150 --> 00:20:46,530
‫خب، چرا تو خاک آمریکا بازجویی‌شون نمی‌کنین؟

317
00:20:46,530 --> 00:20:49,660
‫ خب، چون می‌خواین.
‫یه کارهایی بکنین که مجاز نیست

318
00:20:51,000 --> 00:20:57,000
بی سی موویز

319
00:20:58,460 --> 00:21:02,460
‫ اینا سرباز نبودن. اینا رهبران سرسخت.
‫و ارشد القاعده بودن

320
00:21:02,460 --> 00:21:07,760
‫ وقتی اون‌ها رو در اختیار داشتین،
‫و حاضر نبودن هیچ اطلاعاتی بدن

321
00:21:08,350 --> 00:21:10,760
‫فکر این بود که بعضی اقدامات اجباری

322
00:21:10,760 --> 00:21:14,600
‫ممکنه، اه... کمک کنه اون.
‫اطلاعات رو به دست بیاریم

323
00:21:20,650 --> 00:21:24,740
‫جو عاطفی تو اداره، انتقام بود.

324
00:21:24,740 --> 00:21:26,820
‫این آدما هرچی سرشون میاد، حقشونه.

325
00:21:26,820 --> 00:21:28,780
‫دیگه رودربایستی نداریم.

326
00:21:29,490 --> 00:21:30,830
‫هیچ محدودیتی نیست.

327
00:21:31,740 --> 00:21:33,740
‫تکنیک‌های بازجویی پیشرفته

328
00:21:33,750 --> 00:21:37,580
‫ شامل فشار فیزیکی و روانی.
‫روی بازداشت‌شده میشه

329
00:21:38,170 --> 00:21:42,630
‫این تکنیک‌ها شامل سیلی زدن،
‫توهین، وضعیت‌های استرس‌زا

330
00:21:43,130 --> 00:21:44,380
‫و محرومیت از خوابه.

331
00:21:45,050 --> 00:21:48,180
‫حدود ۱۰۰ ساعت محرومیت از خواب

332
00:21:48,180 --> 00:21:50,680
‫یه بخش عادی از تکنیک‌های بازجویی بود.

333
00:21:56,560 --> 00:21:58,560
‫وقتی یه بازداشت‌شده همکاری نمی‌کرد،

334
00:21:59,560 --> 00:22:02,770
‫ دیگه تکنیک‌های بازجویی پیشرفته
‫دیگه وارد می‌شدن

335
00:22:02,770 --> 00:22:04,280
‫تا مقاومت‌شون رو کم کنن.

336
00:22:04,280 --> 00:22:06,440
‫اینا شامل تهدید به مرگ،

337
00:22:06,450 --> 00:22:08,320
‫حبس در فضای تنگ،

338
00:22:08,320 --> 00:22:10,660
‫و غرق مصنوعی بدنام،

339
00:22:10,660 --> 00:22:14,830
‫ که توش بازداشت‌شده حس غرق شدن.
‫و مرگ قریب‌الوقوع رو تجربه می‌کنه

340
00:22:16,330 --> 00:22:19,040
‫این دیگه مسخرس
‫این دیگه از کنترل خارج شده

341
00:22:19,710 --> 00:22:21,170
‫ما نمی‌تونیم این کارو بکنیم،

342
00:22:21,880 --> 00:22:23,300
‫به عنوان... به عنوان آمریکا.

343
00:22:26,010 --> 00:22:29,840
‫ شکنجه کردن کسی برای
‫به دست آوردن یه تیکه از پازل

344
00:22:29,840 --> 00:22:32,470
‫تا حملات بعدی رو متوقف کنیم؟

345
00:22:32,470 --> 00:22:33,470
‫نه.

346
00:22:34,470 --> 00:22:38,520
‫نه. و من به عنوان یه تحلیلگر می‌دونم

347
00:22:38,520 --> 00:22:43,190
‫ که کلی منبع اطلاعاتی دیگه.
‫و راه‌های دیگه برای این کار وجود داره

348
00:22:45,940 --> 00:22:47,690
‫رفتم پیش مدیرام و گفتم،

349
00:22:47,690 --> 00:22:49,990
‫من هیچ ربطی به این قضیه ندارم،

350
00:22:51,030 --> 00:22:53,910
‫چون فکر می‌کنم این
‫از نظر اخلاقی اشتباهه

351
00:22:58,540 --> 00:23:01,500
‫ این یه بحث بین آدمایی بود که،
‫می‌خواستن کار درست رو بکنن

352
00:23:01,500 --> 00:23:04,130
‫آدمای تو میدون که میدون رو می‌فهمن،

353
00:23:04,710 --> 00:23:09,880
‫ و آدمای تو واشینگتن که می‌خوان،
‫پشت میزشون جنگجو باشن

354
00:23:10,550 --> 00:23:13,970
‫و تنها ترسی که تو جنگ با تروریسم دارن
‫بریده شدن با کاغذه

355
00:23:15,010 --> 00:23:17,810
‫کی اس ام، تا وقتی که دستگیر شد،

356
00:23:17,810 --> 00:23:21,100
‫مسئول تمام عملیات‌های جهانی القاعده بود.

357
00:23:21,600 --> 00:23:23,360
‫اون دقیقاً می‌دونست بن لادن کجاست.

358
00:23:24,770 --> 00:23:28,030
‫چند تا گروه رو به خاطر
‫کی اس ام از بین بردیم؟ صفر.

359
00:23:28,860 --> 00:23:30,610
‫اون نگفت بن لادن کجاست.

360
00:23:32,200 --> 00:23:35,990
‫پس محرومیت از خواب، غرق مصنوعی.

361
00:23:37,660 --> 00:23:38,660
‫برای چی؟

362
00:23:40,120 --> 00:23:41,620
‫که حس کنیم خفنیم؟

363
00:23:42,210 --> 00:23:44,130
‫خفن بودن یعنی موفق بودن.

364
00:23:45,500 --> 00:23:48,670
‫خفن بودن یعنی بردن تو جنگ.

365
00:23:50,340 --> 00:23:54,470
‫ خفن بودن یعنی خرابکاری نکردن.
‫و مثل گاو تو مغازه چینی‌فروشی نبودن

366
00:23:54,470 --> 00:23:56,890
‫این خفن بودن نیست. این حماقته.

367
00:23:59,350 --> 00:24:01,060
‫متاسفانه، با وضعیتی که پیش اومده بود

368
00:24:01,060 --> 00:24:03,980
‫ و روشی که ما جنگ،
‫با ترور رو اجرا می‌کردیم

369
00:24:04,600 --> 00:24:07,360
‫ من فقط تصمیم گرفتم.
‫خودم رو بکشم کنار

370
00:24:07,860 --> 00:24:09,230
‫نمی‌تونستم ازشون پیروی کنم.

371
00:24:10,320 --> 00:24:11,400
‫به خاطر همین رفتم.

372
00:24:19,790 --> 00:24:23,920
‫ این یه تصمیم سختی بود.
‫که هرکسی باید می‌گرفت

373
00:24:25,710 --> 00:24:26,880
‫از یه طرف،

374
00:24:26,880 --> 00:24:31,210
‫خوب نیست که، می‌دونی
‫به انسان‌های دیگه اجبار وارد کنی

375
00:24:31,840 --> 00:24:35,340
‫از طرف دیگه، غیر اخلاقیه.

376
00:24:35,340 --> 00:24:37,340
‫اگه این اطلاعات رو به دست نیاری،

377
00:24:37,350 --> 00:24:41,220
‫اونوقت خون صدها.
‫هزاران آمریکایی به گردنته

378
00:24:44,230 --> 00:24:46,560
‫بین دو چیز گیر کردی که

379
00:24:47,560 --> 00:24:51,280
‫در یه حدی درستن.
‫ولی با هم در تضادن

380
00:24:52,110 --> 00:24:53,150
‫و، اه...

381
00:24:54,030 --> 00:24:57,410
‫ بیشتر کسانی که اون موقع:
‫تو سی آی ای بودن، طرز فکرشون اینه که

382
00:24:57,410 --> 00:25:01,450
‫ امیدواریم هیچکس دیگه مجبور نشه.
‫تو آینده چنین تصمیماتی بگیره

383
00:25:04,080 --> 00:25:07,880
‫پنج سال از ۱۱ سپتامبر می‌گذره
‫و اسامه بن لادن هنوز تحت تعقیبه

384
00:25:07,880 --> 00:25:11,550
‫ مقامات میگن دارن کشور رو در برابر
‫حملات امن‌تر می‌کنن، اما آیا واقعاً اینطورن؟

385
00:25:12,710 --> 00:25:14,590
‫بن لادن مثل یه تک‌شاخ بود.

386
00:25:14,590 --> 00:25:18,010
‫ خیلی‌ها ادعا می‌کردن
‫می‌دونن بن لادن کجاست

387
00:25:18,010 --> 00:25:21,720
‫ چون جایزه عدالت برای.
‫بن لادن ۲۵ میلیون دلار بود

388
00:25:22,970 --> 00:25:25,640
‫ و ما با کلی منابع
‫خیلی بد تنها مونده بودیم

389
00:25:25,640 --> 00:25:28,690
‫ که میومدن و بهمون می‌گفتن،
‫اون ممکنه کجا باشه

390
00:25:28,690 --> 00:25:30,900
‫ و هر بار داشتیم دنبال.
‫سرنخ‌های الکی می‌رفتیم

391
00:25:30,900 --> 00:25:34,690
‫بن لادن مریضه. بن لادن مرده.
‫بن لادن دیالیز میشه

392
00:25:34,690 --> 00:25:37,570
‫همه اینا تو جریان اطلاعاتی بود،

393
00:25:37,570 --> 00:25:40,410
‫ اما این به خاطر این بود که داشتن،
‫منابع عظیمی رو به کار می‌گرفتن

394
00:25:40,410 --> 00:25:42,450
‫و هیچ‌چیز نزدیک به نتیجه دادن نبود.

395
00:25:43,540 --> 00:25:48,370
‫من این تکه‌های ناچیز از سرنخ‌ها،

396
00:25:48,380 --> 00:25:50,370
‫این سرنخ‌هایی که تغییر می‌کنن و

397
00:25:50,390 --> 00:25:52,380
‫ناپدید میشن رو، برای مدت
‫طولانی دنبال می‌کردم

398
00:25:52,380 --> 00:25:53,960
‫و ما پیداش نکرده بودیم

399
00:25:55,800 --> 00:25:58,630
‫با اینکه هرگز از گشتن
‫دنبال بن لادن دست نکشیدیم

400
00:25:58,660 --> 00:26:01,300
‫اما اساساً این تعقیب
‫و گریز متوقف شده بود

401
00:26:01,810 --> 00:26:04,100
‫وضعیت پیچیده‌ای بود.

402
00:26:05,310 --> 00:26:07,480
‫توطئه‌هایی علیه نیویورک وجود داشت،

403
00:26:07,480 --> 00:26:09,730
‫از جمله توطئه‌هایی علیه متروی نیویورک.

404
00:26:09,730 --> 00:26:12,770
‫ نقشه‌ای برای به پرواز درآوردن،
‫ده تا پانزده هواپیمای مسافربری

405
00:26:12,770 --> 00:26:15,320
‫و منفجر کردنشون بر فراز قاره آمریکا.

406
00:26:17,320 --> 00:26:19,530
‫بن لادن به دنبال این بود که،

407
00:26:19,530 --> 00:26:23,290
‫ ۱۱ سپتامبر بعدی من چیه؟
‫چی از ۱۱ سپتامبر فراتر میره؟

408
00:26:25,620 --> 00:26:27,160
‫گزارش‌هایی وجود داشت

409
00:26:27,160 --> 00:26:30,580
‫ درباره علاقه القاعده
‫به سلاح‌های کشتار جمعی

410
00:26:31,290 --> 00:26:35,420
‫ مهمتر از همه علاقه به
‫به دست آوردن سلاح‌های هسته‌ای

411
00:26:36,130 --> 00:26:39,800
‫اون فقط به مواد رادیواکتیو نگاه نمی‌کرد،

412
00:26:39,800 --> 00:26:42,600
‫بلکه به سموم و زهر‌های خام هم توجه داشت.

413
00:26:42,600 --> 00:26:43,970
‫مثلاً، آنتراکس.

414
00:26:43,970 --> 00:26:48,100
‫ ما می‌دونستیم بن لادن
‫با دانشمندان هسته‌ای

415
00:26:48,100 --> 00:26:49,730
‫تو پاکستان ملاقات کرده بود،

416
00:26:49,730 --> 00:26:51,560
‫و وقتی بهش گفتن،

417
00:26:52,190 --> 00:26:54,520
‫ببین، مشکل اصلی اینه که

418
00:26:54,520 --> 00:26:58,110
‫مواد منفجره هسته‌ای،
‫اورانیوم غنی‌شده و اینا رو به دست بیاریم

419
00:26:58,110 --> 00:27:00,860
‫اون بهشون گفته بود:
‫شما از کجا می‌دونید که ما نداریم؟

420
00:27:02,820 --> 00:27:05,580
‫این یه اولویت بالا برای رهبری القاعده بود

421
00:27:06,080 --> 00:27:09,330
‫که شخصاً توسط بن لادن هدایت می‌شد،

422
00:27:09,330 --> 00:27:10,620
‫و اینکه افراد واقعی

423
00:27:10,620 --> 00:27:13,460
‫ و تلاش‌های واقعی در سراسر جهان.
‫با اون مرتبط بودن

424
00:27:14,960 --> 00:27:18,840
‫ اونا به چیزی نیاز داشتن که بزرگتر.
‫و بهتر از ۱۱ سپتامبر باشه

425
00:27:18,840 --> 00:27:20,720
‫ شما نمی‌تونید خودتون رو به عنوان.
‫یه گروه تروریستی تکرار کنید

426
00:27:20,720 --> 00:27:22,470
‫همیشه باید به سطح بعدی برید.

427
00:27:24,930 --> 00:27:28,310
‫ پس این دیدگاه چیزی بود که...
‫اون بهش می‌گفت هیروشیمای آمریکا

428
00:27:30,480 --> 00:27:35,570
‫ جایی که این بمب تلاش‌های اون‌ها رو.
‫برای شکست دادن ایالات متحده به اوج می‌رسوند

429
00:27:43,660 --> 00:27:45,240
‫مردم آمریکا،

430
00:27:45,740 --> 00:27:49,950
‫ ما به تشدید مبارزه و کشتار.
‫علیه شما ادامه خواهیم داد

431
00:27:49,950 --> 00:27:53,120
‫این وظیفه ماست
‫و برادران ما دارن انجامش می‌دن

432
00:27:53,120 --> 00:27:54,960
‫ من زنده‌ام و حالم خوبه.

433
00:27:54,960 --> 00:27:58,750
‫ این پیام اصلی یه نوار ویدیویی،
‫جدیده از اسامه بن لادن

434
00:27:58,760 --> 00:28:00,590
‫اولین بار در نزدیک به سه سال گذشته.

435
00:28:00,590 --> 00:28:04,680
‫یه وب‌سایت اسلامی افراطی میگه،
‫یه ویدیوی جدید از اون داره میاد

436
00:28:04,680 --> 00:28:07,760
‫که همزمان شده با سالگرد حملات.
‫۱۱ سپتامبر در هفته آینده

437
00:28:07,760 --> 00:28:10,520
‫اگه معلوم بشه که واقعیه
‫که اون هنوز زنده‌س

438
00:28:10,520 --> 00:28:12,560
‫و به اندازه کافی امنه که ویدیو بسازه...

439
00:28:12,560 --> 00:28:14,770
‫شش سال از ۱۱ سپتامبر گذشته بود،

440
00:28:14,770 --> 00:28:17,400
‫و ما هیچ سرنخی نداشتیم، هیچی.

441
00:28:18,820 --> 00:28:21,320
‫هر سالگرد ۱۱ سپتامبر،

442
00:28:21,320 --> 00:28:26,120
‫ تنها چیزی که می‌تونستی بهش فکر کنی.
‫این بود که بن لادن هنوز آزاده

443
00:28:26,910 --> 00:28:30,950
‫اون... فقط یه خنجر تو پشتت بود.

444
00:28:31,620 --> 00:28:33,160
‫فقط می‌خواستیم متوقفش کنیم،

445
00:28:33,160 --> 00:28:36,580
‫و خیلی ناامیدکننده بود که نمی‌تونستیم.

446
00:28:36,580 --> 00:28:38,460
‫این به یه وسواس تبدیل شد.

447
00:28:38,460 --> 00:28:41,420
‫مردم فقط تمام وقت کار می‌کردن،

448
00:28:42,050 --> 00:28:43,920
‫و با این حال مدام بهمون توهین می‌شد.

449
00:28:43,930 --> 00:28:47,470
‫ما یه شبکه اطلاعاتی داریم که انقدر خنگه،

450
00:28:47,470 --> 00:28:49,510
‫می‌تونن خودشونو بندازن زمین و خطا کنن.

451
00:28:49,510 --> 00:28:52,810
‫اینجا یه شکست اطلاعاتی کامل اتفاق افتاده.

452
00:28:52,810 --> 00:28:54,850
‫رسانه‌ها می‌گفتن ما شکست خوردیم،

453
00:28:54,850 --> 00:28:57,150
‫ و به همین خاطر افراد دیگری رو
‫باید برای اداره مرکز می‌آوردن

454
00:28:57,150 --> 00:28:58,900
‫چون ما یه مشت شکست‌خورده بودیم.

455
00:28:58,900 --> 00:29:01,780
‫ شکست‌های اطلاعاتی
‫که ممکنه منجر شده باشن

456
00:29:01,780 --> 00:29:03,360
‫ ...به حملات ۱۱ سپتامبر.

457
00:29:03,360 --> 00:29:07,160
‫ خود کمیسیون باید تمام این
‫ اتهام‌زنی‌ها رو بررسی کنه

458
00:29:07,160 --> 00:29:08,820
‫ و تا ماه جولای یه گزارش ارائه بده

459
00:29:08,830 --> 00:29:11,120
‫که چه کسی باید چی رو می‌دونست و کِی

460
00:29:16,830 --> 00:29:19,250
‫مردم سوال می‌پرسیدن انگار ما مقصریم،

461
00:29:19,750 --> 00:29:22,510
‫و البته ما همه احساس گناه می‌کردیم
‫پس این کمکی نکرد

462
00:29:23,260 --> 00:29:25,840
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونستی بکنی یا نه،

463
00:29:26,340 --> 00:29:28,890
‫تو هنوز... همیشه از خودت سوال می‌پرسی.

464
00:29:28,890 --> 00:29:31,260
‫ آیا کاری بود که می‌تونستم
‫جور دیگه‌ای انجام بدم؟

465
00:29:31,850 --> 00:29:34,060
‫کمیسیون تحقیق درباره حملات ۱۱ سپتامبر

466
00:29:34,060 --> 00:29:36,060
‫امروز صبح شروع به انتقاد کرد.

467
00:29:36,060 --> 00:29:38,850
‫ به طور مشخص، نحوه مدیریت
‫تهدید القاعده توسط سیا

468
00:29:38,860 --> 00:29:40,690
‫قبل از ۱۱ سپتامبر.

469
00:29:41,270 --> 00:29:45,570
‫تنها باری که عصبانی شدم،
‫واقعاً بعد از کمیسیون ۱۱ سپتامبر بود

470
00:29:45,570 --> 00:29:47,320
‫وقتی ما رو مقصر دونستن.

471
00:29:47,910 --> 00:29:49,110
‫این منو عصبانی کرد.

472
00:29:49,120 --> 00:29:53,160
‫ کمیسیون میگه هیچ کدوم از.
‫روسای جمهور اطلاعات کافی نداشتن

473
00:29:53,160 --> 00:29:56,160
‫به نام خدا، چطور باید
‫یه تهدید رو تصور کنی

474
00:29:56,160 --> 00:29:58,080
‫اگه حقایق رو ازت مخفی کنن؟

475
00:30:00,000 --> 00:30:01,960
‫دیدن گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر

476
00:30:01,960 --> 00:30:04,460
‫ که تو لیست پرفروش‌های،
‫نیویورک تایمز قرار گرفت

477
00:30:04,960 --> 00:30:09,890
‫با اینکه می‌دونستم اون چند نفری رو
‫که ما بودیم رو نشونه گرفته بود

478
00:30:09,890 --> 00:30:15,140
‫که با تمام توانمون تلاش کرده بودیم،

479
00:30:15,930 --> 00:30:20,150
‫ و اونا ما رو متهم کردن،
‫که نتونستیم حمله رو تصور کنیم

480
00:30:20,150 --> 00:30:21,940
‫نتونستیم سرنخ‌ها رو بهم ربط بدیم،

481
00:30:23,070 --> 00:30:26,950
‫خیلی دردناک بود،

482
00:30:27,700 --> 00:30:31,280
‫ ...و ما نمی‌تونستیم.
‫نمی‌تونستیم از خودمون دفاع کنیم

483
00:30:33,540 --> 00:30:36,080
‫من ۲۰ ساله که با این زندگی کردم.

484
00:30:36,080 --> 00:30:40,460
‫و اخیراً فهمیدم که اصلاً مهم نیست.

485
00:30:40,460 --> 00:30:42,750
‫مهم نیست ما چی کار کردیم.

486
00:30:42,750 --> 00:30:45,590
‫مگر اینکه گفته بودیم: تاریخ، زمان، مکان،

487
00:30:45,590 --> 00:30:48,630
‫و حمله رو خنثی کرده بودیم
‫وگرنه مقصر شناخته می‌شدیم

488
00:30:49,380 --> 00:30:50,260
‫و...

489
00:30:51,550 --> 00:30:53,890
‫خب من... هر کاری از
‫دستم برمی‌اومد رو کردم.

490
00:30:53,920 --> 00:30:55,810
‫و این تنها کاریه که می‌تونی بکنی

491
00:31:04,110 --> 00:31:07,320
‫ امروز، رئیس جمهور بوش میزبان
‫مردی بود در کمتر از دو ماه و نیم دیگه

492
00:31:07,320 --> 00:31:09,030
‫که رئیس جمهور میشه

493
00:31:09,030 --> 00:31:11,910
‫وقتی باراک اوباما در
‫ ۲۰ ژانویه سوگند یاد کنه،

494
00:31:11,910 --> 00:31:13,820
‫دنیایی از مشکلات رو به ارث می‌بره.

495
00:31:13,830 --> 00:31:17,200
‫اما امروز، یه زوج مهربان بودن
‫ که به زوجی دیگه

496
00:31:17,200 --> 00:31:19,500
‫به خونه و زندگی جدیدشون خوش‌آمد می‌گفتن.

497
00:31:21,040 --> 00:31:23,830
‫ فورترین تهدید امنیتی که باراک اوباما

498
00:31:23,840 --> 00:31:25,500
‫باید باهاش روبرو بشه چیه؟

499
00:31:25,500 --> 00:31:28,010
‫بحرانی‌ترین تهدیدی که باید باهاش روبرو بشه

500
00:31:28,010 --> 00:31:30,220
‫یه حمله به سرزمین مادریمونه

501
00:31:32,550 --> 00:31:34,470
‫و کاش می‌تونستم بگم اینطور نیست،

502
00:31:34,470 --> 00:31:35,970
‫اما هنوز یه دشمن بیرون هست

503
00:31:35,970 --> 00:31:38,220
‫که دوست داره به آمریکا آسیب بزنه.

504
00:31:39,980 --> 00:31:42,690
‫ کشتن بن لادن هم درباره،
‫از بین بردن سر القاعده بود

505
00:31:42,690 --> 00:31:46,900
‫ اما همچنین نزدیک‌ترین چیزی بود
‫که ایالات متحده می‌تونست به دست بیاره

506
00:31:46,900 --> 00:31:48,940
‫به یه پیروزی تو... تو جنگ با ترور.

507
00:31:48,970 --> 00:31:52,570
‫بن رودز
‫مشاور ارتباطات راهبردی کاخ سفید

508
00:31:53,410 --> 00:31:55,030
‫پس وقتی اوباما به قدرت میرسه،

509
00:31:55,030 --> 00:31:58,620
‫ یه دستورالعمل میده که جستجو.
‫برای بن لادن رو دو برابر کنن

510
00:31:59,370 --> 00:32:02,580
‫ ،چیزی که آماده شد
‫یه جور دستورالعمل ریاست جمهوری به سیا بود

511
00:32:02,580 --> 00:32:04,960
‫ که می‌گفت: می‌خوام برای پیدا کردن.
‫بن لادن بیشتر تلاش کنم

512
00:32:06,750 --> 00:32:10,170
‫مطمئنم دارین روش کار می‌کنین،
‫اما اینو تو زنجیره اولویت‌ها بیارین بالا

513
00:32:10,170 --> 00:32:12,380
‫افراد بیشتری رو روش بذارین،
‫منابع بیشتری رو روش بذارین

514
00:32:12,380 --> 00:32:16,010
‫ و مهمتر از همه، من به روزرسانی‌های منظم.
‫درباره این موضوع می‌خوام

515
00:32:18,430 --> 00:32:20,770
‫ همیشه یه چالش تو هر شغلی که.

516
00:32:20,770 --> 00:32:23,690
‫تو واشینگتن قبول می‌کردم، وجود داشت

517
00:32:24,710 --> 00:32:26,710
‫لئون پانه‌تا
‫مدیر سیا

518
00:32:27,070 --> 00:32:30,900
‫ خیلی زود بعد از اینکه
‫قسم خوردم رفتم دفتر بیضی

519
00:32:30,900 --> 00:32:32,240
‫که رئیس جمهور رو ببینم.

520
00:32:32,820 --> 00:32:37,910
‫ و اون گفت وظیفه اصلی من
‫به عنوان رئیس سیا

521
00:32:38,410 --> 00:32:41,160
‫اینه که برم دنبال بن لادن و بگیرمش.

522
00:32:42,910 --> 00:32:47,420
‫ اولین قدمم این بود که
‫به آدمای کلیدی سیا زنگ بزنم

523
00:32:47,420 --> 00:32:50,800
‫و اساساً بگم:
‫الان کجای کاریم؟ چی شده؟

524
00:32:55,390 --> 00:32:59,760
‫زمان پرزیدنت اوباما
‫من شدم معاون رئیس سیا

525
00:33:00,390 --> 00:33:02,720
‫سیا هیچوقت از گشتن دست نکشید.

526
00:33:02,730 --> 00:33:04,390
‫ما هر سرنخی رو دنبال کردیم.

527
00:33:04,390 --> 00:33:07,350
‫ ناامیدانه سعی می‌کردیم،
‫بفهمیم بن لادن کجاست

528
00:33:07,360 --> 00:33:09,070
‫ولی نزدیک‌تر نمی‌شدیم.

529
00:33:09,650 --> 00:33:14,860
‫ تصمیم گرفتم یه گروه ضربت تشکیل بدم
‫که هیچ مسئولیت دیگه‌ای نداشته باشه

530
00:33:14,860 --> 00:33:16,820
‫جز اینکه برن دنبال بن لادن.

531
00:33:19,080 --> 00:33:22,370
‫ لئون پانتا خیلی بهت فشار میاورد.
‫که پیشرفت نشون بدی

532
00:33:22,370 --> 00:33:24,450
‫وقتی تو یه آژانس اطلاعاتی هستی،

533
00:33:24,460 --> 00:33:29,330
‫ کاری که باید بکنی اینه که
‫تا می‌تونی احتمال بسازی

534
00:33:29,340 --> 00:33:30,420
‫که بتونه یه در رو باز کنه.

535
00:33:31,210 --> 00:33:34,420
‫و یکی از اون احتمالا به دستمون رسید

536
00:33:34,420 --> 00:33:37,720
‫از یکی از کشورهای متحدمون تو خاورمیانه.

537
00:33:45,980 --> 00:33:49,810
‫تو سال ۲۰۰۹، اردنی‌ها تو بازداشتشون

538
00:33:49,810 --> 00:33:51,570
‫یه پزشک به اسم البلاوی رو داشتن.

539
00:33:52,150 --> 00:33:57,360
‫ اونو دستگیر کردن چون داشت،
‫از دیدگاهای یه جهادی

540
00:33:57,360 --> 00:33:58,820
‫دیدگاهای القاعده حمایت می‌کرد.

541
00:33:58,820 --> 00:34:04,120
‫ تو آنلاین در حمایت از.
‫افراط‌گرایی القاعده می‌نوشت

542
00:34:04,660 --> 00:34:07,670
‫ خودشو یه عضو خشونت‌طلب،
‫از مجاهدین می‌دونست

543
00:34:08,250 --> 00:34:11,380
‫یکی که قراره به خاطر اعتقاداتش بجنگه.

544
00:34:12,380 --> 00:34:15,340
‫اردنی‌ها اومدن پیشمون و گفتن،

545
00:34:15,340 --> 00:34:17,770
‫ فکر می‌کنیم می‌تونیم
‫اونو برگردونیم.

546
00:34:17,790 --> 00:34:21,050
‫و به عنوان یه مهره علیه
‫القاعده ازش استفاده کنیم

547
00:34:21,050 --> 00:34:22,260
‫ علاقه دارین؟

548
00:34:23,180 --> 00:34:24,520
‫ما گفتیم: حتماً.

549
00:34:25,810 --> 00:34:29,770
‫ انگیزه اون تو این مرحله،
‫اینه که تو زندان نباشه

550
00:34:30,270 --> 00:34:34,190
‫و اگه رهبران مهم القاعده رو تحویل بده،

551
00:34:34,190 --> 00:34:35,780
‫پاداش قابل توجهی می‌گیره.

552
00:34:37,820 --> 00:34:42,240
‫ نتیجه این شد که اردنی‌ها
‫اونو فرستادن افغانستان

553
00:34:42,240 --> 00:34:43,740
‫تا تو القاعده نفوذ کنه.

554
00:34:45,700 --> 00:34:49,500
‫ قبلاً بارها به این سازمان گفتن.
‫که ریسک‌پذیر نیست

555
00:34:49,500 --> 00:34:51,880
‫هیچ چیز ریسک‌ناپذیری توش نیست.

556
00:34:52,790 --> 00:34:54,300
‫این یه قمار بزرگ بود.

557
00:34:55,670 --> 00:34:57,340
‫و بعد...

558
00:34:59,300 --> 00:35:02,300
‫انگار یهو غیبش زد.

559
00:35:03,760 --> 00:35:04,930
‫پففف!

560
00:35:05,640 --> 00:35:07,810
‫تو مه، تو فضا.

561
00:35:08,560 --> 00:35:09,730
‫اون دیگه خبری ازش نشد.

562
00:35:11,730 --> 00:35:13,360
‫یعنی فقط فرار کرد؟

563
00:35:14,520 --> 00:35:17,900
‫فهمیدن جاسوسه و کشتنش؟

564
00:35:18,820 --> 00:35:19,900
‫چی شد؟

565
00:35:22,320 --> 00:35:24,030
‫مدت طولانی‌ای گذشت.

566
00:35:24,530 --> 00:35:26,410
‫اول هفته‌ها، بعد بیشتر.

567
00:35:32,630 --> 00:35:34,420
‫چند ماه طول کشید.

568
00:35:36,420 --> 00:35:41,430
‫و بعد خبر داد که با نفر دوم القاعده‌ست...

569
00:35:43,470 --> 00:35:44,640
‫الظواهری.

570
00:35:44,640 --> 00:35:49,020
‫ حتی ازش فیلم هم داشتن که
‫نزدیک الظواهری بود. دیوونه‌کننده بود

571
00:35:49,020 --> 00:35:51,730
‫این می‌تونه یه قضیه خیلی بزرگ باشه.

572
00:35:51,730 --> 00:35:55,310
‫این یه فرصت برای رسیدن به نفر دوم بود.

573
00:35:56,650 --> 00:35:58,730
‫شاید حتی بیشتر از نفر دوم.

574
00:36:01,400 --> 00:36:02,240
‫بن لادن.

575
00:36:03,030 --> 00:36:04,910
‫برای ما، این یه فرصت بزرگه.

576
00:36:05,950 --> 00:36:11,960
‫ اما قبل از اینکه حتی به،
‫عملیاتی کردن این فرصت فکر کنیم

577
00:36:11,960 --> 00:36:13,290
‫می‌خواستیم اونو ببینیم.

578
00:36:14,250 --> 00:36:16,710
‫می‌خواستیم مطمئن بشیم که واقعاً اونه.

579
00:36:18,380 --> 00:36:23,090
‫ یه جلسه تو افغانستان تو جایی،
‫به اسم خوست گذاشتیم

580
00:36:23,090 --> 00:36:25,890
‫که نزدیک مرز پاکستانه.

581
00:36:26,500 --> 00:36:32,500
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

582
00:36:33,000 --> 00:36:36,000
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

583
00:36:36,400 --> 00:36:39,820
‫ وقتی تو گروه‌های تروریستی،
‫یه منبع پیدا می‌کنی

584
00:36:40,320 --> 00:36:41,900
‫این کار واقعاً سخته.

585
00:36:43,200 --> 00:36:46,450
‫تو اساساً داری از یکی می‌خوای که علیه
‫مثلاً، خون خودش برگرده

586
00:36:46,950 --> 00:36:48,580
‫تقریباً غیرممکنه.

587
00:36:49,400 --> 00:36:51,400
‫کمپ چپمن
‫خوست | افغانستان

588
00:36:52,330 --> 00:36:56,920
‫ می‌تونی فکر افسرای
‫تو خوست رو تصور کنی

589
00:36:58,380 --> 00:37:00,590
‫ یه نفر که ممکنه به نفر دوم القاعده.

590
00:37:01,300 --> 00:37:04,130
‫دسترسی داشته باشه داره میاد تو رو ببینه

591
00:37:06,800 --> 00:37:10,180
‫ می‌خوای چند مرحله،
‫بازرسی امنیتی ازش بگیری

592
00:37:10,180 --> 00:37:11,390
‫شاید از خودش دورش کنی؟

593
00:37:11,890 --> 00:37:13,930
‫یا می‌خوای با آغوش باز ازش استقبال کنی،

594
00:37:13,940 --> 00:37:15,940
‫بهش حس یکی از خودمون رو بدی؟

595
00:37:19,820 --> 00:37:23,190
‫خوست به یه عملیات خیلی بزرگ تبدیل شد.

596
00:37:24,610 --> 00:37:28,370
‫و ما داشتیم خیلی نزدیک می‌شدیم

597
00:37:29,030 --> 00:37:31,370
‫به یه سرنخ واقعی از اینکه بن لادن کجاست.

598
00:37:34,410 --> 00:37:37,830
‫وقتی اومد تو پایگاه.
‫ماشینا همینجوری نمی‌تونن بالا بیان

599
00:37:38,330 --> 00:37:40,590
‫ اونا تو ایست بازرسی‌ها
‫سرعتشون کم میشه

600
00:37:41,710 --> 00:37:44,880
‫تا ته پایگاه میری،

601
00:37:44,880 --> 00:37:47,510
‫و اونجا یه محوطه کوچیک هست

602
00:37:47,510 --> 00:37:52,430
‫ که آدمای اصلی سیا
‫قراره خصوصی باهاش ملاقات کنن

603
00:37:53,680 --> 00:37:56,600
‫بالاخره رسید به جایی که افسرای سیا بودن،

604
00:37:56,600 --> 00:37:57,690
‫و همشون اومدن بیرون

605
00:37:57,690 --> 00:38:00,900
‫چون منتظر این ملاقات بودن تا بهش سلام کنن.

606
00:38:02,610 --> 00:38:05,030
‫ اون به عنوان  غنیمت طلایی
‫در نظر گرفته میشه

607
00:38:05,030 --> 00:38:08,820
‫ این آدم می‌تونه ما رو به جایی ببره
‫که قبلاً هیچوقت نرفتیم

608
00:38:10,030 --> 00:38:12,160
‫پس اومدن سمت ماشین.

609
00:38:13,790 --> 00:38:15,250
‫این یه چیز بزرگ بود.

610
00:38:17,670 --> 00:38:18,960
‫این یه نقطه عطف بود.

611
00:38:22,480 --> 00:38:24,480
‫سه ساعت قبل

612
00:38:29,140 --> 00:38:32,180
‫من دکتر ابو دجانه خراسانی، اردنی هستم.

613
00:38:32,760 --> 00:38:35,520
‫سرویس‌های اطلاعاتی اردن و آمریکا

614
00:38:35,520 --> 00:38:39,060
‫ میلیون‌ها دلار بهم پیشنهاد دادن
‫تا باهاشون کار کنم

615
00:38:39,060 --> 00:38:41,600
‫و اینجا جاسوسی مجاهدین رو بکنم.

616
00:38:41,610 --> 00:38:43,060
‫ولی الحمدلله،

617
00:38:43,070 --> 00:38:44,770
‫اومدم پیش مجاهدین،

618
00:38:44,780 --> 00:38:46,820
‫و همه چیزو بهشون گفتم،

619
00:38:46,820 --> 00:38:50,110
‫و ما با هم این حمله رو ترتیب دادیم.

620
00:38:53,030 --> 00:38:54,830
‫می‌گیریمتون، تیم سیا.

621
00:38:55,750 --> 00:38:59,710
‫ انشاالله از راه‌های غیرمنتظره.
‫به سراغتون میایم

622
00:39:04,380 --> 00:39:05,630
‫این برای شماست.

623
00:39:06,460 --> 00:39:07,590
‫ساعت نیست.

624
00:39:08,090 --> 00:39:09,180
‫چاشنیه.

625
00:39:09,680 --> 00:39:11,510
‫شما به جهنم فرستاده میشین.

626
00:39:14,000 --> 00:39:34,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

