1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:05,488 --> 00:00:07,261
‫آنچه گذشت

3
00:00:10,298 --> 00:00:11,951
‫می‌خواست اینجا دفن بشه.

4
00:00:12,180 --> 00:00:13,514
‫یه مکانی روی نقشه هست.

5
00:00:13,647 --> 00:00:14,715
‫بلدمش.

6
00:00:15,849 --> 00:00:17,551
‫چهره‌ش رو یادم نمیاد.

7
00:00:18,286 --> 00:00:20,164
‫اگه جای شما بودم، گوش نمی‌دادم.

8
00:00:20,188 --> 00:00:21,265
‫پخشش کن.

9
00:00:22,423 --> 00:00:23,857
‫یا خدا! لعنتی، پاول!

10
00:00:23,991 --> 00:00:25,759
‫- محکم بشین.
‫- خدایا.

11
00:00:26,660 --> 00:00:27,871
‫استیسی!

12
00:00:27,895 --> 00:00:29,439
‫وای خدا.

13
00:00:29,463 --> 00:00:31,732
‫صداش موقع مردن رو شنیدم.

14
00:00:32,400 --> 00:00:34,144
‫با اینکه خیلی دوست دارم اینجا بشینم

15
00:00:34,168 --> 00:00:35,979
‫ولی فراتر از تصورت برام دردناکه.

16
00:00:36,003 --> 00:00:37,905
‫پس اگه برات سواله چه حسی بهت دارم

17
00:00:38,038 --> 00:00:39,683
‫حسم جوریه که حاضرم بشینم
‫و دردش رو تحمل کنم.

18
00:00:39,707 --> 00:00:42,852
‫ابی، اگه جای تو بودم

19
00:00:42,876 --> 00:00:45,021
‫دو دستی می‌چسبیدمش.

20
00:00:45,045 --> 00:00:47,248
‫این روزها، مردهای این شکلی کم پیدا می‌شن.

21
00:00:52,586 --> 00:00:56,557
‫موندم می‌دونید این چقدر
‫خوش‌حالش می‌کرد یا نه.

22
00:00:57,591 --> 00:00:59,393
‫خیلی خوش‌حال می‌شد.

23
00:00:59,527 --> 00:01:02,330
‫فردا دفن‌شون می‌کنیم.

24
00:01:07,000 --> 00:01:14,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

25
00:02:32,052 --> 00:02:34,154
‫این رد گوزنه.

26
00:02:35,389 --> 00:02:38,067
‫نگاه، یکی دیگه.

27
00:02:38,091 --> 00:02:40,528
‫نه، اون موسه.

28
00:02:41,329 --> 00:02:42,772
‫چطور می‌تونی تشخیص بدی؟

29
00:02:44,097 --> 00:02:46,834
‫اگه به اندازه کافی ردگیری کنی،
‫یاد می‌گیری.

30
00:02:50,603 --> 00:02:54,742
‫خب، درباره امروز سوالی نداری؟

31
00:02:55,643 --> 00:02:56,686
‫مثلا چی؟

32
00:02:56,710 --> 00:02:57,887
‫نمی‌دونم.

33
00:02:57,911 --> 00:02:59,088
‫دارم از تو می‌پرسم.

34
00:02:59,112 --> 00:03:01,825
‫خب، می‌خوای دفن‌شون کنی.

35
00:03:01,849 --> 00:03:05,829
‫- درسته.
‫- بعدش چی می‌شه؟

36
00:03:05,853 --> 00:03:10,090
‫بعدش برمی‌گردن به زمین.

37
00:03:11,325 --> 00:03:15,195
‫و بدن‌هاشون بخشی ازش می‌شه،

38
00:03:15,296 --> 00:03:19,343
‫به‌گمونم روح‌هاشون هم همین‌طور.

39
00:03:19,367 --> 00:03:21,201
‫نمی‌رن بهشت؟

40
00:03:22,002 --> 00:03:24,605
‫فکر کنم بهشت‌شون همین‌جاست.

41
00:03:25,873 --> 00:03:27,708
‫بهشت...

42
00:03:28,876 --> 00:03:30,520
‫چطور توضیح بدم؟

43
00:03:30,544 --> 00:03:33,189
‫معلم‌مون می‌گه بهشت وجود نداره.

44
00:03:33,213 --> 00:03:35,058
‫می‌دونی، نمی‌دونم خودت
‫به این نتیجه رسیدی یا نه،

45
00:03:35,082 --> 00:03:37,216
‫ولی هر حرفی که معلمت می‌گه رو باور نکن.

46
00:03:38,051 --> 00:03:43,467
‫بهشت، مکانِ رویاییته.

47
00:03:43,491 --> 00:03:45,402
‫برای بعضی‌ها...

48
00:03:45,426 --> 00:03:48,204
‫اقیانوس‌های بستنی و کوه‌های مارشمالوئه.

49
00:03:48,228 --> 00:03:53,834
‫و... برای بعضی‌های دیگه، همین کوه‌هاست

50
00:03:54,702 --> 00:03:56,136
‫منطقیه؟

51
00:03:57,237 --> 00:03:59,473
‫و بهشتِ بابابزرگ اینجاست.

52
00:04:00,741 --> 00:04:02,586
‫فکر کنم.

53
00:04:02,610 --> 00:04:06,523
‫ولی اگه از نظرت اینجاست،
‫پس چرا همه از رفتنش ناراحتن؟

54
00:04:06,547 --> 00:04:10,851
‫خب، بهشتِ اون بهشتِ من نیست و...

55
00:04:12,085 --> 00:04:13,497
‫می‌دونی، نمی‌تونم ببینمش.

56
00:04:13,521 --> 00:04:16,923
‫و نمی‌تونم باهاش حرف بزنم،
‫یا بغلش کنم،

57
00:04:17,024 --> 00:04:20,504
‫اونم نمی‌تونه بغلم کنه
‫و دلتنگ این چیزها می‌شم.

58
00:04:20,528 --> 00:04:22,272
‫آره.

59
00:04:22,296 --> 00:04:23,931
‫منم همین‌طور.

60
00:04:24,765 --> 00:04:27,243
‫ولی واسه همین خاطرات رو داریم.

61
00:04:27,267 --> 00:04:31,748
‫می‌تونیم اون زمانی که
‫باهاش بودیم رو مرور کنیم.

62
00:04:31,772 --> 00:04:36,219
‫صحبت‌هامون، خنده‌هامون، بغل‌هامون و...

63
00:04:36,243 --> 00:04:39,313
‫می‌دونی، مثل فیلم می‌مونه.
‫می‌تونیم...

64
00:04:40,280 --> 00:04:46,286
‫می‌تونیم هرچقدر که می‌خوایم،
‫بارها و بارها پخشش کنیم،

65
00:04:46,387 --> 00:04:48,288
‫می‌دونی، توی ذهن‌مون.

66
00:04:48,389 --> 00:04:49,699
‫می‌گیری چی می‌گم؟

67
00:04:49,723 --> 00:04:50,858
‫آره.

68
00:04:51,792 --> 00:04:55,405
‫ولی بغلِ واقعی نمی‌شه.

69
00:04:55,429 --> 00:04:58,399
‫نه، نمی‌شه.

70
00:05:18,852 --> 00:05:20,354
‫اینجا، هان؟

71
00:05:21,188 --> 00:05:22,932
‫روی نقشه علامتش زده.

72
00:05:22,956 --> 00:05:24,157
‫خیلی‌خب.

73
00:05:24,291 --> 00:05:26,803
‫خب، نمی‌تونیم بیل مکانیکی بیاریم اینجا.

74
00:05:26,827 --> 00:05:30,030
‫شاید بشه یه تراکتور
‫ از سمت رودخونه آورد، ولی...

75
00:05:30,831 --> 00:05:32,332
‫نمی‌دونم چه کمکی می‌کنه.

76
00:05:32,433 --> 00:05:35,912
‫نه، قبرهاشون باید به سبک قدیمی ایرلندی
‫کنده بشه.

77
00:05:35,936 --> 00:05:38,247
‫آره.

78
00:05:38,271 --> 00:05:40,340
‫تابوت‌ها رو چطور بیاریم اینجا؟

79
00:05:40,441 --> 00:05:43,043
‫خانواده‌ی اسوانسون هنوز هم
‫با گاری، آذوقه جابجا می‌کنن، نه؟

80
00:05:43,176 --> 00:05:44,712
‫ایده‌ی خوبیه.

81
00:05:45,813 --> 00:05:47,548
‫می‌خوای زنگ بزنی یا بری بیل بیاری؟

82
00:05:47,681 --> 00:05:50,026
‫تو زنگ بزن، من می‌رم بیل بیارم.

83
00:05:50,050 --> 00:05:52,520
‫اسب اخته‌م میاد دنبالت.

84
00:05:53,286 --> 00:05:55,164
‫لگامش رو باز کن.

85
00:05:55,188 --> 00:05:56,188
‫آره.

86
00:06:16,143 --> 00:06:17,954
‫در جریانم.

87
00:06:17,978 --> 00:06:20,213
‫آره، در جریانم.

88
00:06:20,347 --> 00:06:22,191
‫اعضای خانواده‌مون رو از دست دادیم.

89
00:06:22,215 --> 00:06:24,528
‫تقریبا مطمئنم دنیای والیبال دخترها

90
00:06:24,552 --> 00:06:26,554
‫یه هفته بدون اون دوام میاره.

91
00:06:27,421 --> 00:06:29,032
‫آره، درست می‌گی.

92
00:06:29,056 --> 00:06:31,067
‫یه ذره هم به این فکر نمی‌کنم
‫که این موضوع چه تاثیری

93
00:06:31,091 --> 00:06:32,802
‫روی بقیه می‌ذاره.

94
00:06:32,826 --> 00:06:34,462
‫مدرسه‌ی کیری.

95
00:06:35,463 --> 00:06:37,841
‫این مناسبه؟

96
00:06:37,865 --> 00:06:40,400
‫همین کفایت می‌کنه، عزیزم.
‫فقط همین رو داری.

97
00:06:41,301 --> 00:06:42,936
‫هی.

98
00:06:45,372 --> 00:06:46,683
‫فقط خودمونیم.

99
00:06:46,707 --> 00:06:49,218
‫باشه؟ کسی نیست که بهش
‫توهین بشه.

100
00:06:49,242 --> 00:06:50,944
‫مدرسه چی گفته؟

101
00:06:51,078 --> 00:06:53,356
‫از یک تورنمنت والیبال جا می‌مونی.

102
00:06:53,380 --> 00:06:56,416
‫عیبی نداره.

103
00:06:56,550 --> 00:06:58,486
‫هی.

104
00:07:02,055 --> 00:07:03,824
‫عیبی نداره.

105
00:07:19,039 --> 00:07:20,574
‫- سلام.
‫- سلام.

106
00:07:27,981 --> 00:07:29,292
‫خامه از کجا پیدا کردی؟

107
00:07:29,316 --> 00:07:32,119
‫همون مرکز خریدی که این لباس رو
‫ازش خریدم.

108
00:07:32,920 --> 00:07:35,098
‫باید اقرار کنم که بوزمن
‫تحت تاثیر قرارم داد.

109
00:07:35,122 --> 00:07:38,602
‫انتظار نداشتم برند دانا کرن رو
‫توی کوهستان پیدا کنم.

110
00:07:38,626 --> 00:07:41,962
‫- یه چیزی هم برای تو خریدم.
‫- آره،

111
00:07:42,095 --> 00:07:44,007
‫پرستون دوست داشت جین بپوشم.

112
00:07:44,031 --> 00:07:48,636
‫فکر کنم یه جورهایی بهش
‫حس پیروزی دست می‌داد.

113
00:07:48,769 --> 00:07:50,079
‫مستحق لباس سیاه هست

114
00:07:50,103 --> 00:07:51,839
‫که من برات خریدم.

115
00:07:51,972 --> 00:07:54,484
‫پسرها نگفتن کی آماده می‌شن؟

116
00:07:54,508 --> 00:07:56,343
‫گفتن طرف‌های ظهر راه بیفتیم.

117
00:07:56,476 --> 00:07:58,087
‫چطور می‌خوان ببرن‌شون اونجا؟

118
00:07:58,111 --> 00:08:01,224
‫من نپرسیدم و اونا هم نگفتن.

119
00:08:01,248 --> 00:08:03,050
‫گفتن حلش کردن.

120
00:08:05,018 --> 00:08:06,554
‫حدود دو ساعت.

121
00:08:07,320 --> 00:08:09,398
‫پرستون یه فصل درباره‌ی...

122
00:08:09,422 --> 00:08:12,902
‫تشخیص زمان از موقعیت خورشید نوشته.

123
00:08:12,926 --> 00:08:16,764
‫به طرز نگران‌کننده‌ای دقیقه.

124
00:08:17,898 --> 00:08:20,067
‫دخترها ازم خواستن بلیت هواپیما بگیرم.

125
00:08:22,102 --> 00:08:23,503
‫کِی؟

126
00:08:23,604 --> 00:08:24,838
‫امشب.

127
00:08:26,607 --> 00:08:27,751
‫خیلی‌خب.

128
00:08:27,775 --> 00:08:29,252
‫به فرجام نیاز دارن، عزیزم.

129
00:08:29,276 --> 00:08:31,154
‫اینجا بهش نمی‌رسن.

130
00:08:31,178 --> 00:08:34,189
‫خونه و زندگی دارن و باید برن بهشون برسن.

131
00:08:34,213 --> 00:08:37,193
‫دوست دارم براش یه مراسم یادبود بگیرم.

132
00:08:37,217 --> 00:08:39,495
‫دوست‌های زیادی داره که لایقِ
‫یه جور وداعن.

133
00:08:39,519 --> 00:08:40,664
‫داره؟

134
00:08:40,688 --> 00:08:43,222
‫داره. خودتم می‌دونی.

135
00:08:43,323 --> 00:08:45,702
‫می‌تونیم توی باشگاه اکسپلوررز برگزارش کنیم.

136
00:08:45,726 --> 00:08:49,496
‫خیلی‌خب، آپارتمان چطوره؟

137
00:08:49,597 --> 00:08:53,233
‫پذیرایی و اینجا انجام می‌دیم.

138
00:08:53,366 --> 00:08:54,778
‫عاشق اونجا بود.

139
00:08:54,802 --> 00:08:56,913
‫از قبل زنگ زدم.

140
00:08:56,937 --> 00:08:58,538
‫تو هم برمی‌گردی؟

141
00:09:01,942 --> 00:09:03,543
‫شوهرم خیلی نگرانه.

142
00:09:03,644 --> 00:09:06,513
‫معتقده که یکی از فامیل‌های دورِ «یونابامبر»

143
00:09:06,614 --> 00:09:07,957
‫قراره من رو بدزده

144
00:09:07,981 --> 00:09:10,718
‫و تو زیرزمینش نگه‌م داره تا باج بگیره.

145
00:09:10,851 --> 00:09:12,962
‫بسته به پسرعمو،
‫خیلی هم مخالف نیستم.

146
00:09:12,986 --> 00:09:14,554
‫- بس کن.
‫- البته

147
00:09:14,655 --> 00:09:17,266
‫این فقط نسخه‌ی رمانتیکِ عجیب‌وغریبِ
‫ ذهن من از آدم‌رباییه.

148
00:09:17,290 --> 00:09:19,468
‫بعید می‌دونم اونطوری پیش بره، لیلی.

149
00:09:19,492 --> 00:09:22,038
‫بعد از دوتا پرکوست، توی ذهن من
‫اینطوری پیش می‌ره،

150
00:09:22,062 --> 00:09:24,765
‫فکر کردی شوخی می‌کنم؟

151
00:09:24,898 --> 00:09:26,466
‫- نه.
‫- نه؟

152
00:09:30,904 --> 00:09:32,773
‫عاشقتم.

153
00:09:37,444 --> 00:09:38,722
‫وقتی بهم نیاز داری

154
00:09:38,746 --> 00:09:40,724
‫فقط دوست دارم پیش تو باشم.

155
00:09:40,748 --> 00:09:42,149
‫می‌دونم.

156
00:09:45,819 --> 00:09:47,163
‫یه بطری کوچولو کالوا دارم

157
00:09:47,187 --> 00:09:49,032
‫اگه بخوای قهوه‌ت رو قوی‌تر کنی.

158
00:09:49,056 --> 00:09:52,059
‫خب، این شد یه چیزی.

159
00:10:13,046 --> 00:10:15,959
‫یه‌کم بیش‌تر، بیش‌تر.

160
00:10:15,983 --> 00:10:19,653
‫خیلی‌خب.

161
00:11:03,964 --> 00:11:06,533
‫البته که بهترین لباس رو آوردی.

162
00:11:13,273 --> 00:11:16,119
‫کنار رودخونه، یه درخت هست که

163
00:11:16,143 --> 00:11:19,079
‫ازش لباس سیاه می‌افته
‫و من ازش بی‌خبرم؟

164
00:11:20,247 --> 00:11:21,681
‫خیلی‌خب، دخترها.

165
00:11:24,217 --> 00:11:25,418
‫و راسل.

166
00:12:06,726 --> 00:12:09,873
‫- کجان؟
‫- توی اره.

167
00:12:09,897 --> 00:12:11,564
‫خیلی‌خب.

168
00:12:12,565 --> 00:12:13,542
‫متاسفم.

169
00:12:13,566 --> 00:12:15,511
‫ممنون.

170
00:12:15,535 --> 00:12:16,970
‫تسلیت می‌گم.

171
00:12:17,737 --> 00:12:20,607
‫- ببخشید مفم آویزونه.
‫- نه، عیبی نداره.

172
00:12:26,346 --> 00:12:28,982
‫خیلی متاسفم.

173
00:12:29,917 --> 00:12:30,927
‫ممنون.

174
00:13:10,457 --> 00:13:12,459
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.

175
00:13:26,907 --> 00:13:28,308
‫دستت نگیره بهش.

176
00:14:21,128 --> 00:14:22,438
‫خانم کلایبورن،

177
00:14:22,462 --> 00:14:24,898
‫- تسلیت می‌گم.
‫- ممنون.

178
00:14:27,100 --> 00:14:28,568
‫واعظ قراره بیاد؟

179
00:14:32,072 --> 00:14:34,050
‫یادم رفت. من...

180
00:14:36,209 --> 00:14:38,045
‫این یکی فاقد واعظه.

181
00:14:38,178 --> 00:14:39,246
‫یعنی چی؟

182
00:14:39,379 --> 00:14:42,358
‫یعنی واعظ نداریم.

183
00:14:42,382 --> 00:14:46,162
‫کسی رو دارید که مراسم رو پیش ببره؟

184
00:14:46,186 --> 00:14:47,554
‫ما...

185
00:14:49,056 --> 00:14:50,833
‫این اولین مراسم خاکسپاری‌ایه
‫ که من اینجا برگزار می‌کنم،

186
00:14:50,857 --> 00:14:54,094
‫واسه همین یه جورهایی
‫بداهه پیش می‌ریم.

187
00:14:54,227 --> 00:14:57,406
‫خب، من بار اول و دومم نیست.

188
00:14:57,430 --> 00:15:00,409
‫ایرادی نداره اولش من یه چیزی بگم

189
00:15:00,433 --> 00:15:02,411
‫و بعدش به همه‌تون فرصت صحبت بدم؟

190
00:15:02,435 --> 00:15:06,273
‫فکر نکنم همراهانم حرفی
‫برای سخنرانی داشته باشن.

191
00:15:08,641 --> 00:15:10,319
‫ایرادی نداره دعا کنم؟

192
00:15:10,343 --> 00:15:12,545
‫نه.

193
00:15:22,089 --> 00:15:25,234
‫پروردگارا، ما با دل‌هایی اندوهگین
‫ در برابر تو ایستاده‌ایم.

194
00:15:25,258 --> 00:15:28,871
‫با شکوه عشق، دردِ فقدان نیز همراه است،

195
00:15:28,895 --> 00:15:31,440
‫و ما برای آرامش به تو پناه می‌آوریم.

196
00:15:31,464 --> 00:15:35,378
‫به ما یادآوری کن که
‫این درد، دردی خودخواهانه است،

197
00:15:35,402 --> 00:15:37,937
‫چرا که تو وعده‌ی جایی
‫ به نام بهشت را داده‌ای،

198
00:15:38,038 --> 00:15:41,774
‫جایی که رفتگان ما در پرتوِ لطف تو غرق نورند.

199
00:15:41,908 --> 00:15:44,287
‫آنان دیگر انسان نیستند،

200
00:15:44,311 --> 00:15:48,124
‫بلکه فرشتگانی‌اند که ما را
‫در تاریکی هدایت می‌کنند،

201
00:15:48,148 --> 00:15:51,194
‫در زمان ضعف ما را برمی‌کشند،

202
00:15:51,218 --> 00:15:53,486
‫و جان و روح‌مان را نیرو می‌بخشند.

203
00:15:54,321 --> 00:15:56,199
‫درد ما، دردی خودخواهانه است،

204
00:15:56,223 --> 00:15:59,202
‫زیرا ما آن جایگاه، بهشت، را نمی‌شناسیم.

205
00:15:59,226 --> 00:16:05,708
‫ما به ایمان خود تکیه می‌کنیم
‫ که آن وجود دارد، و به رحمت تو

206
00:16:05,732 --> 00:16:07,467
‫که برای ما نیز جایگاهی در آن مهیا کرده‌ای،

207
00:16:07,600 --> 00:16:11,304
‫جایی که بتوانیم در نور تو،
‫در کنار عزیزان‌مان بنشینیم

208
00:16:11,438 --> 00:16:15,208
‫و برای همیشه تنها شادی را تجربه کنیم.

209
00:16:17,310 --> 00:16:19,012
‫آمین.

210
00:16:19,879 --> 00:16:22,282
‫اگه کسی مایله، بیاد حرف بزنه.

211
00:16:23,683 --> 00:16:24,994
‫استیسی.

212
00:16:25,018 --> 00:16:27,720
‫اولین‌باری نیست که
‫چنین سخنرانی‌ای می‌کنی.

213
00:16:28,621 --> 00:16:30,399
‫نه، خانم.

214
00:16:30,423 --> 00:16:32,059
‫خوب بود.

215
00:16:33,793 --> 00:16:35,695
‫می‌خوای چیزی بگی؟

216
00:16:37,297 --> 00:16:41,034
‫کلی حرف دارم، ولی امروز نمی‌گم‌شون.

217
00:16:49,842 --> 00:16:51,478
‫به‌گمونم تمومه پس.

218
00:16:56,216 --> 00:16:57,850
‫خب، حالا چی می‌شه؟

219
00:16:58,651 --> 00:17:00,196
‫ما ترتیبِ همه‌چیز رو می‌دیم.

220
00:17:04,457 --> 00:17:06,702
‫وایسا، همین؟ همین؟

221
00:17:06,726 --> 00:17:08,670
‫اگه حرفی برای گفتن داری، بگو، پیج.

222
00:17:08,694 --> 00:17:10,439
‫نمی‌دونم چی بگم.

223
00:17:10,463 --> 00:17:12,374
‫باید چی گفت؟

224
00:17:12,398 --> 00:17:14,233
‫فکر کنم منظور مامان هم همین بود.

225
00:17:18,405 --> 00:17:19,571
‫پاول کدومه؟

226
00:17:29,516 --> 00:17:32,152
‫خدا لعنتت کنه که ازمون گرفتیش.

227
00:17:45,398 --> 00:17:47,234
‫دوستت دارم.

228
00:18:00,847 --> 00:18:04,184
‫هرکسی یه جور باهاش
‫کنار میاد، مگه نه، پسرها؟

229
00:18:05,352 --> 00:18:08,288
‫بعید می‌دونم باهاش کنار اومده باشن.

230
00:18:08,420 --> 00:18:10,565
‫اقلاً هنوز نیومدن.

231
00:18:10,590 --> 00:18:12,325
‫باید بهشون حق داد.

232
00:18:28,275 --> 00:18:29,942
‫ممنون.

233
00:19:11,584 --> 00:19:15,398
‫خیلی سوسکی مراسم ترحیم گرفتین
‫و به کسی نگفتین.

234
00:19:15,422 --> 00:19:20,569
‫فکر نمی‌کردم برای کسی مهم باشه.

235
00:19:20,593 --> 00:19:21,970
‫گذاشتیم مراسم ترحیم برگزار کنید.

236
00:19:21,994 --> 00:19:24,139
‫اما نمی‌ذاریم از ضیافت
‫محروم‌مون کنید.

237
00:19:26,466 --> 00:19:28,977
‫وقتی تصمیم گرفتن این کلبه‌ها رو بسازن،

238
00:19:29,001 --> 00:19:30,779
‫می‌خواستن همه‌چی رو خودشون انجام بدن؛

239
00:19:30,803 --> 00:19:32,681
‫چوب‌ها رو خودشون ببرن، اسکلت‌بندی کنن،

240
00:19:32,705 --> 00:19:34,483
‫برق‌کشی اولیه رو بکشن، خلاصه از صفر تا صدش.

241
00:19:34,507 --> 00:19:36,752
‫اگه پایینشون رو نگاه کنید،

242
00:19:36,776 --> 00:19:38,821
‫روی تراورس‌های راه‌آهن سوارشون کردن،

243
00:19:38,845 --> 00:19:40,046
‫و من هرچی فکر کردم

244
00:19:40,179 --> 00:19:42,157
‫نفهمیدم این کار چه فایده‌ای داره.

245
00:19:42,181 --> 00:19:44,851
‫بهشون هم گفتم زمستون‌ها
‫حسابی سرد می‌شه،

246
00:19:44,984 --> 00:19:47,630
‫و هر راسو و راکون و هر کوفت و زهرماری.

247
00:19:47,654 --> 00:19:49,565
‫زیرشون لونه می‌کنه.

248
00:19:49,589 --> 00:19:52,191
‫پرستون فقط نگام کرد و سر تکون داد،

249
00:19:52,292 --> 00:19:53,536
‫هیچی نگفت.

250
00:19:53,560 --> 00:19:55,704
‫حدود شش ماه بعد،

251
00:19:55,728 --> 00:19:57,540
‫مامور مالیات اومد سراغم و گفت:

252
00:19:57,564 --> 00:20:00,209
‫«این کلبه‌هایی که
‫همسایه‌تون ساخته رو دیدی؟»

253
00:20:00,233 --> 00:20:01,610
‫گفتم آره.

254
00:20:01,634 --> 00:20:04,036
‫پرسید تا حالا دیدی جابه‌جا بشن؟

255
00:20:04,170 --> 00:20:06,706
‫گفتم «جابه‌جا؟ یعنی چی جابه‌جا؟»

256
00:20:06,839 --> 00:20:10,653
‫گفت وقتی خواسته براشون قیمت تعیین کنه،

257
00:20:10,677 --> 00:20:13,188
‫شوهر شما گفته اینا خونه‌های سیارن!

258
00:20:13,212 --> 00:20:16,359
‫با لیفتراک بلندشون می‌کنن و جابه‌جا می‌کنن.

259
00:20:16,383 --> 00:20:18,694
‫ازم پرسید تا حالا دیدم
‫ واقعاً حرکت کنن یا نه.

260
00:20:18,718 --> 00:20:20,086
‫منم گفتم

261
00:20:20,219 --> 00:20:22,154
‫«آره، همش این‌ور اون‌ور می‌برنشون!»

262
00:20:23,022 --> 00:20:25,501
‫اگه پشت اون دستشویی صحرایی رو هم نگاه کنید،

263
00:20:25,525 --> 00:20:28,227
‫شوهرت چرخ‌های یه سبد خرید رو بهش میخ کرده

264
00:20:28,328 --> 00:20:30,573
‫و گفته اونم سیاره!

265
00:20:32,832 --> 00:20:34,843
‫خلاصه هیچ جوره نمی‌خواست مالیات بده.

266
00:20:34,867 --> 00:20:36,245
‫برام سوال بود که کاربردشون چیه.

267
00:20:36,269 --> 00:20:39,238
‫پرستون همیشه با قانون مشکل داشت.

268
00:20:39,372 --> 00:20:41,984
‫چرخ زیر توالت.
‫به عمرم ندیده بودم.

269
00:20:42,008 --> 00:20:44,186
‫نه.

270
00:20:44,210 --> 00:20:47,856
‫تاکوی سرخ‌پوستی.
‫خیلی خوشمزه‌ن.

271
00:20:47,880 --> 00:20:49,224
‫می‌خوری؟

272
00:20:49,248 --> 00:20:51,284
‫از اون کلوچه‌ها می‌خوام.

273
00:20:51,418 --> 00:20:53,996
‫انتخاب خوبیه.

274
00:20:54,020 --> 00:20:56,889
‫سه‌تا می‌خواستم.

275
00:20:57,757 --> 00:20:59,792
‫مامانت شاکی نمی‌شه؟

276
00:20:59,926 --> 00:21:01,294
‫مامانم هیچی نمی‌گه

277
00:21:01,428 --> 00:21:03,005
‫چون قرار نیست ببینه دارم می‌خورم.

278
00:21:03,029 --> 00:21:04,740
‫بین خودمون بمونه.

279
00:21:06,098 --> 00:21:07,943
‫به‌نظرم ایده‌ی خوبیه.

280
00:21:19,812 --> 00:21:21,890
‫بابت امروز ممنون.

281
00:21:21,914 --> 00:21:23,859
‫خیلی ارزش داشت.

282
00:21:23,883 --> 00:21:26,853
‫یکی هم باید برای من انجامش می‌داد.
‫می‌دونم چه ارزشی داره.

283
00:21:28,555 --> 00:21:31,090
‫متاسفم که این‌طور شد.

284
00:21:31,891 --> 00:21:33,268
‫امشب می‌ریم.

285
00:21:33,292 --> 00:21:34,703
‫دخترها خیلی از مدرسه
‫عقب موندن،

286
00:21:34,727 --> 00:21:36,204
‫منم لباس ندارم.

287
00:21:36,228 --> 00:21:38,398
‫ولی...

288
00:21:41,334 --> 00:21:43,045
‫دوست دارم برگردم.

289
00:21:43,069 --> 00:21:47,015
‫یا جرات دارم به نیویورک
‫دعوتت کنم؟

290
00:21:47,039 --> 00:21:48,641
‫خب، تنها راه اومدنم به نیویورک

291
00:21:48,775 --> 00:21:51,454
‫اینه که از آمریکا جدا بشه

292
00:21:51,478 --> 00:21:53,322
‫و منم برای بازپس‌گیریش
‫عضو ارتش بشم.

293
00:21:53,346 --> 00:21:55,223
‫خیلی‌خب، با شهر من یه خرده

294
00:21:55,247 --> 00:21:58,160
‫- مهربون‌تر باش، رفیق.
‫- قصد کوبیدنش رو ندارم.

295
00:21:58,184 --> 00:21:59,662
‫صرفا اونجا نمیام.

296
00:21:59,686 --> 00:22:01,854
‫منصفانه‌ست.

297
00:22:01,988 --> 00:22:03,590
‫پس من میام دیدنت.

298
00:22:04,524 --> 00:22:05,634
‫حتما.

299
00:22:05,658 --> 00:22:08,060
‫جدی می‌گم.

300
00:22:09,429 --> 00:22:11,063
‫باشه.

301
00:22:12,131 --> 00:22:13,800
‫جدی می‌گم.

302
00:22:20,172 --> 00:22:23,452
‫من یه معاون کلانترم
‫ که سالی 52 هزار دلار درمیارم.

303
00:22:23,476 --> 00:22:26,879
‫12 هزار دلار تو حسابم دارم،
‫و قراره 6 هزار تاشو بدم

304
00:22:27,013 --> 00:22:28,591
‫بالای یه اسب نسبتاً معمولیِ.

305
00:22:28,615 --> 00:22:30,726
‫هفته‌ای سه شب، سوارش می‌کنم تو تریلر

306
00:22:30,750 --> 00:22:32,218
‫و می‌برمش این‌ور و اون‌ور مونتانا،

307
00:22:32,351 --> 00:22:33,929
‫تا بلکه پولی که بالاش دادم رو دربیارم.

308
00:22:33,953 --> 00:22:36,022
‫ماه اکتبر هم پسرامو می‌برم کوهستان،

309
00:22:36,155 --> 00:22:38,190
‫یه ماه کامل، و فریزمون رو با گوشت گوزن
‫پر می‌کنیم.

310
00:22:38,324 --> 00:22:40,369
‫من عمراً توی ساحل دراز بکشم.

311
00:22:40,393 --> 00:22:42,938
‫هیچ‌وقت هم اروپا نمی‌رم،

312
00:22:42,962 --> 00:22:45,541
‫یا سان‌فرانسیسکو، یا هیچ شهری
‫ بزرگ‌تر از بیلینگز.

313
00:22:45,565 --> 00:22:47,900
‫هیچ‌وقت.

314
00:22:48,034 --> 00:22:49,945
‫کدوم بخش از این زندگی به نظرت خوبه؟

315
00:22:49,969 --> 00:22:52,280
‫- هیچیش.
‫- حالا تو زندگیتو برام تعریف کن.

316
00:22:52,304 --> 00:22:53,372
‫چی هست که حاضر نیستی تغییرش بدی؟

317
00:22:53,506 --> 00:22:54,783
‫من همچین محدودیت‌هایی ندارم.

318
00:22:54,807 --> 00:22:56,943
‫دونه دونه تعریف کن.

319
00:23:00,012 --> 00:23:02,549
‫میسی هر روز صبح کلاس ژیمناستیک داره.

320
00:23:03,583 --> 00:23:06,294
‫بعدش می‌رم پیلاتس. بعد از پیلاتس

321
00:23:06,318 --> 00:23:08,597
‫بعد از اونجا می‌رم با دوست‌هام
‫قهوه می‌خورم

322
00:23:08,621 --> 00:23:10,499
‫تا درباره‌ی اون مزخرفاتی

323
00:23:10,523 --> 00:23:12,300
‫که تراپیستم گفته حرف بزنیم.

324
00:23:12,324 --> 00:23:15,337
‫بعد می‌رم دنبال میسی، بریجت رو
‫ هم برمی‌دارم و می‌ریم کلاس باله.

325
00:23:15,361 --> 00:23:16,801
‫هر جمعه شب اجرا داریم.

326
00:23:16,896 --> 00:23:18,674
‫صبح‌های شنبه مسابقه داریم.

327
00:23:18,698 --> 00:23:20,142
‫کریسمس دخترها رو می‌برم سنت بارت.

328
00:23:20,166 --> 00:23:22,077
‫ماه جولای هم یک ماه کامل می‌ریم ایتالیا.

329
00:23:22,101 --> 00:23:26,573
‫که مطمئنم عاشقش می‌شی.

330
00:23:30,510 --> 00:23:32,178
‫کی به اسب‌ها غذا می‌ده؟

331
00:23:33,012 --> 00:23:34,757
‫مگه برای این کار سرویس نیست؟

332
00:23:34,781 --> 00:23:36,883
‫خودت هر روز بهشون غذا می‌دی؟

333
00:23:37,750 --> 00:23:39,127
‫خیلی‌خب.

334
00:23:39,151 --> 00:23:42,731
‫خیلی‌خب، آینده‌ای نداره،
‫ولی تو قد بلند

335
00:23:42,755 --> 00:23:45,492
‫مهربون و خوشگلی.

336
00:23:45,625 --> 00:23:47,335
‫تو هم قد بلند و مهربون و خوشگلی.

337
00:23:47,359 --> 00:23:50,205
‫خیلی‌خب، پس می‌شه توافق کنیم
‫که گند بزنیم بهش

338
00:23:50,229 --> 00:23:52,812
‫و تا جای ممکن سکس کنیم...

339
00:23:52,836 --> 00:23:53,299
‫خدایا.

340
00:23:53,432 --> 00:23:55,377
‫- تا جایی که نتونیم؟
‫- آره،

341
00:23:55,401 --> 00:23:57,279
‫شما دخترهای شهری رودربایستی ندارین، نه؟

342
00:23:57,303 --> 00:23:59,171
‫آره، یه راست می‌ریم سر اصل مطلب.

343
00:23:59,305 --> 00:24:00,749
‫- درسته.
‫- از اینکه

344
00:24:00,773 --> 00:24:02,150
‫فکر کنم کی قراره همدیگه رو ببینیم

345
00:24:02,174 --> 00:24:04,587
‫می‌رسم به اینکه کی قراره بری.

346
00:24:06,278 --> 00:24:08,347
‫فکر کنم ترجیح می‌دم دلتنگت بشم.

347
00:24:10,016 --> 00:24:12,685
‫- هنوز که نرفتم.
‫- خودت می‌گیری چی می‌گم.

348
00:24:12,819 --> 00:24:14,887
‫پس این خداحافظیه؟

349
00:24:16,956 --> 00:24:18,390
‫به نظرم به صلاحه.

350
00:24:18,491 --> 00:24:19,992
‫وای.

351
00:24:21,828 --> 00:24:24,306
‫بذار روشن کنم

352
00:24:24,330 --> 00:24:27,867
‫که توی مراسم ترحیم پدرم
‫داری باهام به‌هم می‌زنی.

353
00:24:28,000 --> 00:24:29,845
‫ما باهم نیستیم که به‌هم بزنم.

354
00:24:29,869 --> 00:24:31,346
‫نه، دیروز وقتی روم بودی

355
00:24:31,370 --> 00:24:32,848
‫- به نظر می‌اومد باهمیم.
‫- اَبی، من...

356
00:24:32,872 --> 00:24:34,950
‫اَبی اَبی نکن.

357
00:24:34,974 --> 00:24:36,351
‫می‌خوای دلت برام تنگ بشه؟

358
00:24:36,375 --> 00:24:38,320
‫همین رو می‌خوای؟

359
00:24:38,344 --> 00:24:40,055
‫به آرزوت می‌رسی.

360
00:24:50,000 --> 00:24:57,000
بی سی موویز

361
00:25:09,642 --> 00:25:11,410
‫وقت خونه رفتنه، نه؟

362
00:25:12,845 --> 00:25:14,947
‫خیلی وقته وقتش رسیده.

363
00:25:49,248 --> 00:25:52,351
‫پدر تو کی مُرد، راسل؟

364
00:25:53,753 --> 00:25:56,665
‫ماه آوریل می‌شه شیش سال.

365
00:25:56,689 --> 00:25:58,033
‫مزارش کجاست؟

366
00:25:58,057 --> 00:25:59,367
‫مادرم سپرد جسدش رو بسوزونن.

367
00:25:59,391 --> 00:26:01,236
‫آره، قرار بود

368
00:26:01,260 --> 00:26:03,471
‫خاکسترش رو تو خونه‌مون تو مانتاک پخش کنیم،

369
00:26:03,495 --> 00:26:06,766
‫اما نکردیم.

370
00:26:06,899 --> 00:26:08,443
‫نمی‌دونم چرا.

371
00:26:08,467 --> 00:26:11,938
‫پس خاکسترش تو یه شیشه روی طاقچه‌مونه،

372
00:26:12,071 --> 00:26:15,050
‫که رسم عجیبیه.

373
00:26:15,074 --> 00:26:19,646
‫اینکه خاکستر رو بذاری تو یه شیشه
‫ بالای شومینه‌ای که خودش پر از خاکستره.

374
00:26:19,779 --> 00:26:24,717
‫دلت بیش‌تر واسه چیش تنگ می‌شه؟

375
00:26:27,419 --> 00:26:30,799
‫هر دوشنبه بهم زنگ می‌زد
‫و یه جوک برام می‌گفت.

376
00:26:30,823 --> 00:26:33,025
‫واقعا؟

377
00:26:33,826 --> 00:26:35,237
‫هنوز جوک‌ها رو یادته؟

378
00:26:35,261 --> 00:26:36,562
‫آره.

379
00:26:36,663 --> 00:26:37,640
‫یکی تعریف کن.

380
00:26:37,664 --> 00:26:39,141
‫- نه.
‫- یالا.

381
00:26:39,165 --> 00:26:42,110
‫اونا... آره، پدرم

382
00:26:42,134 --> 00:26:44,112
‫حس شوخ‌طبعی نسبتاً عجیب‌وغریبی داشت.

383
00:26:44,136 --> 00:26:47,573
‫آره، خب توی این شرایط
‫خیلی سخت بهم برمی‌خوره.

384
00:26:52,078 --> 00:26:53,488
‫باشه.

385
00:26:55,915 --> 00:26:57,826
‫خیلی‌خب.

386
00:26:57,850 --> 00:27:00,462
‫خب، چهار تا راهبه سوار یه ون بودن.

387
00:27:00,486 --> 00:27:02,831
‫ون از صخره می‌افته پایین و همشون می‌میرن.

388
00:27:02,855 --> 00:27:05,000
‫- چه بامزه.
‫- نه، نه، نه...

389
00:27:05,024 --> 00:27:07,235
‫این فقط مقدمه‌ست

390
00:27:07,259 --> 00:27:09,237
‫- آره، گرفتم، گرفتم.
‫- خیلی‌خب.

391
00:27:09,261 --> 00:27:11,173
‫می‌رسن جلوی دروازه‌های بهشت،

392
00:27:11,197 --> 00:27:14,409
‫و سنت پیتر نگاهشون می‌کنه و به اولی می‌گه:

393
00:27:14,433 --> 00:27:16,444
‫«این آخرین شانسته که

394
00:27:16,468 --> 00:27:18,781
‫قبل از ورود به بهشت اعتراف کنی،

395
00:27:18,805 --> 00:27:21,349
‫باید وجدانت پاک باشه.»

396
00:27:21,373 --> 00:27:24,343
‫اولی یه کم فکر می‌کنه و می‌گه:

397
00:27:24,476 --> 00:27:25,988
‫«خب...

398
00:27:26,012 --> 00:27:29,091
‫من یواشکی به پدر رایلی
‫ وقتی حموم می‌کرد نگاه می‌کردم.»

399
00:27:29,115 --> 00:27:31,851
‫سنت پیتر می‌گه: «شیطونی کردی خواهر.

400
00:27:31,984 --> 00:27:33,896
‫چشم‌هات رو با این آب مقدس بشور

401
00:27:33,920 --> 00:27:35,363
‫و پنج تا دعای درود بر مریم بخون.»

402
00:27:35,387 --> 00:27:37,866
‫اونم این کارو می‌کنه و می‌ره بهشت.

403
00:27:37,890 --> 00:27:40,669
‫بعد می‌ره سراغ راهبه دوم
‫ و همون سوال رو می‌پرسه.

404
00:27:40,693 --> 00:27:42,938
‫اونم می‌گه: «خب، بعضی وقتا...

405
00:27:42,962 --> 00:27:46,398
‫گاهی وقت‌ها آلتش رو می‌گرفتم دستم.»

406
00:27:46,532 --> 00:27:49,344
‫سنت پیتر سرش رو تکون می‌ده،

407
00:27:49,368 --> 00:27:51,488
‫می‌گه دستت رو تو آب مقدس بشور

408
00:27:51,537 --> 00:27:52,948
‫و ده تا دعای درود بر مریم بخون.

409
00:27:52,972 --> 00:27:55,617
‫اونم این کارو می‌کنه و می‌ره بهشت.

410
00:27:55,641 --> 00:27:57,385
‫حالا راهبه سوم جلو میاد،

411
00:27:57,409 --> 00:28:00,079
‫ولی راهبه چهارم هلش می‌ده روی زمین

412
00:28:00,212 --> 00:28:01,772
‫و خودش می‌ره سمت کاسه آب مقدس.

413
00:28:01,848 --> 00:28:04,893
‫سنت پیتر می‌گه: «داری چیکار می‌کنی خواهر؟»

414
00:28:04,917 --> 00:28:07,595
‫می‌گه: «می‌خوام دهنمو با این آب بشورم

415
00:28:07,619 --> 00:28:10,489
‫قبل از این‌که اون عوضی کونش رو توش فرو کنه.»

416
00:28:14,393 --> 00:28:16,438
‫حرفم رو پس می‌گیرم، راسل.

417
00:28:16,462 --> 00:28:18,040
‫هنوزم بهم برمی‌خوره.

418
00:28:18,064 --> 00:28:20,066
‫انتخاب بدی بود.

419
00:28:20,199 --> 00:28:22,044
‫شرمنده، اولین جوکی بود
‫که به ذهنم رسید.

420
00:28:22,068 --> 00:28:24,046
‫واقعا شرمنده‌م. من...

421
00:28:24,070 --> 00:28:27,315
‫- افتضاح شد.
‫- به نظر میاد

422
00:28:27,339 --> 00:28:29,184
‫عامل مشترک مشکل‌شون
‫پدر رایلی بوده.

423
00:28:29,208 --> 00:28:32,054
‫آره، هرز می‌پریده.

424
00:28:32,078 --> 00:28:34,022
‫چی توشه؟

425
00:28:34,046 --> 00:28:36,615
‫ودکا سودا، سوداش کم‌تره.

426
00:28:37,449 --> 00:28:38,560
‫خدا خیرت بده.

427
00:28:38,584 --> 00:28:40,228
‫قراره ساعت 9 استفان رو ببینم

428
00:28:40,252 --> 00:28:42,497
‫اگه حال داشتی بیا.

429
00:28:42,521 --> 00:28:43,899
‫آره.

430
00:28:43,923 --> 00:28:46,292
‫دقیقا به تمرین نیاز دارم.

431
00:28:49,361 --> 00:28:53,299
‫می‌بینم که اوضاع با گاوچرونه
‫خوب پیش نرفته.

432
00:28:54,133 --> 00:28:56,068
‫قیافه‌ش این‌طور می‌گه.

433
00:28:57,669 --> 00:28:59,547
‫پیج ساکت بوده.

434
00:28:59,571 --> 00:29:01,416
‫متاسفانه فکر می‌کنم که

435
00:29:01,440 --> 00:29:04,510
‫برای اون سخت‌تر از بقیه‌ست.

436
00:29:05,277 --> 00:29:07,479
‫- چطور؟
‫- وقتی کل زندگیت رو وقفِ

437
00:29:07,613 --> 00:29:11,550
‫جلب توجه یک شخص کردی...

438
00:29:12,985 --> 00:29:15,554
‫وقتی اون شخص بمیره،
‫هدفت چه خواهد بود؟

439
00:29:16,322 --> 00:29:18,033
‫دخترها حداقل خوب دارن باهاش کنار میان.

440
00:29:18,057 --> 00:29:20,903
‫آره، خب، بچه‌تر از این حرف‌هان
‫که تفاوتش رو بفهمن.

441
00:29:20,927 --> 00:29:24,096
‫توی کریسمس فقط یه کادو کم‌تر گیرشون میاد.

442
00:29:27,766 --> 00:29:31,346
‫یه تراپیستِ فوق العاده می‌شناسم، استیسی.

443
00:29:31,370 --> 00:29:32,905
‫تراپیستم خودتی.

444
00:29:34,040 --> 00:29:36,118
‫تو بهترین دوستمی.

445
00:29:36,142 --> 00:29:38,020
‫نمی‌تونم بی‌طرف باشم.

446
00:29:38,044 --> 00:29:40,346
‫حرف زدن با کسی که بتونه بدون شفاف

447
00:29:40,479 --> 00:29:43,725
‫و بدون هیچ نظری به قضیه نگاه کنه...

448
00:29:43,749 --> 00:29:45,227
‫من به نظر نیاز دارم اتفاقا.

449
00:29:45,251 --> 00:29:48,130
‫اگه بخوام بدونم کتاب درباره مرگ چی می‌گه،

450
00:29:48,154 --> 00:29:50,122
‫خودم می‌رم اون کتاب لعنتی رو می‌خرم.

451
00:31:46,605 --> 00:31:49,451
‫از ایتالی یه سینی شارکوتری سفارش دادم.

452
00:31:49,475 --> 00:31:51,386
‫پیتزاهای جو چی؟

453
00:31:51,410 --> 00:31:53,645
‫یکی‌مون به فکر کلسترولته.

454
00:31:53,779 --> 00:31:55,590
‫پیتزاها برای پاولن.
‫تنها چیز این شهره که

455
00:31:55,614 --> 00:31:57,916
‫دلتنگش می‌شه.

456
00:32:00,352 --> 00:32:01,553
‫نگاه‌ش کن.

457
00:32:02,321 --> 00:32:05,124
‫- چی شده مگه؟
‫- شما مردها خیلی بچه‌اید.

458
00:32:05,257 --> 00:32:07,102
‫خب، بایستی جالب باشه.

459
00:32:07,126 --> 00:32:09,771
‫بچه‌ای دیگه. قیافه‌ت

460
00:32:09,795 --> 00:32:11,406
‫موقع درآوردن چکمه‌ها مثلِ

461
00:32:11,430 --> 00:32:13,508
‫قیافه‌ی یه یازده ساله‌ست که
‫چوب بیسبالش رو درمیاره.

462
00:32:13,532 --> 00:32:16,302
‫مثل نگاه توئه که
‫وقتی گوچیِ تخفیف‌خورده می‌بینی.

463
00:32:16,435 --> 00:32:18,937
‫اون فرق داره. اونجوری دارم
‫توی پول‌هات صرفه‌جویی می‌کنم.

464
00:32:19,038 --> 00:32:22,008
‫می‌دونی، این خودش تفاوت ژنتیکی زن و مرد رو

465
00:32:22,141 --> 00:32:24,286
‫ثابت می‌کنه.

466
00:32:24,310 --> 00:32:26,345
‫عشقم، برام تعریف کن

467
00:32:26,478 --> 00:32:29,557
‫که چطور وقتی توی حراجی جنس می‌خری

468
00:32:29,581 --> 00:32:31,759
‫توی پولم صرفه‌جویی می‌کنی.

469
00:32:31,783 --> 00:32:33,461
‫من که در هرصورت می‌خرمش.

470
00:32:33,485 --> 00:32:36,655
‫اینکه منتظرت حراجی می‌مونم،
‫نشون می‌ده چقدر دوستت دارم.

471
00:32:38,190 --> 00:32:40,502
‫- تقریبا منطقیه.
‫- وقتی اجتناب‌ناپذیری خرید رو

472
00:32:40,526 --> 00:32:43,671
‫بپذیری، کاملا منطقی می‌شه.

473
00:32:46,032 --> 00:32:47,575
‫خیلی‌خب.

474
00:32:47,599 --> 00:32:49,577
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

475
00:32:49,601 --> 00:32:51,079
‫چه کاری؟

476
00:32:51,103 --> 00:32:56,008
‫معشوقه‌ی کوهستانیت
‫از اون حسودهاست؟

477
00:32:56,875 --> 00:32:58,253
‫می‌خوای بدونی؟

478
00:32:58,277 --> 00:33:01,189
‫می‌خوام بدونم. واقعا می‌خوام بدونم.

479
00:33:01,213 --> 00:33:03,715
‫چون یه بار گمش کردم.

480
00:33:03,849 --> 00:33:05,393
‫افتاد توی رودخونه.

481
00:33:05,417 --> 00:33:06,828
‫دو روز کامل دنبالش گشتم.

482
00:33:06,852 --> 00:33:08,330
‫دیگه نمی‌خوام تجربه‌ش کنم.

483
00:33:08,354 --> 00:33:11,990
‫پس اگه بذارمش اونجا،
‫دیگه گمش نمی‌کنم.

484
00:33:12,091 --> 00:33:14,426
‫وحشت‌زده شده بودی، آره؟

485
00:33:15,527 --> 00:33:17,472
‫بدجور.

486
00:33:17,496 --> 00:33:19,174
‫خوبه که می‌بینم هنوز
‫همچین تاثیری دارم.

487
00:33:19,198 --> 00:33:22,301
‫داری. بدجورم داری، عزیزم.

488
00:34:14,152 --> 00:34:16,931
‫خیابون مدیسون.

489
00:34:16,955 --> 00:34:19,458
‫به نظرت چرا اسمش رو اینجوری گذاشتن؟

490
00:34:21,893 --> 00:34:24,338
‫همیشه گمون می‌کردم به خاطرِ
‫جیمز مدیسون بوده.

491
00:34:24,362 --> 00:34:25,573
‫- رئیس‌جمهورمون.
‫- آره.

492
00:34:25,597 --> 00:34:27,275
‫البته. منطقیه.

493
00:34:27,299 --> 00:34:28,876
‫آره.

494
00:34:30,268 --> 00:34:31,746
‫به‌گمونم اسم رودخونه‌ی مدیسون رو هم

495
00:34:31,770 --> 00:34:33,438
‫به خاطر اون گذاشتن.

496
00:34:34,239 --> 00:34:35,916
‫رودخونه‌ی مدیسون کجاست؟

497
00:34:35,940 --> 00:34:37,775
‫مونتانا.

498
00:34:39,445 --> 00:34:41,112
‫جایی که شوهرت وقت می‌گذروند؟

499
00:34:45,951 --> 00:34:48,053
‫همون‌جا مُرد؟

500
00:34:48,154 --> 00:34:50,097
‫نه. پیش یه رود دیگه مُرد.

501
00:34:50,121 --> 00:34:54,193
‫راستش، نه، روی یه کوه مُرد.

502
00:34:55,261 --> 00:34:57,729
‫هیچ رودی دخیل نبود اصلاً.

503
00:35:03,702 --> 00:35:06,338
‫وقتی این رو بهم گفتی،
‫چه حسی بهت دست داد؟

504
00:35:06,472 --> 00:35:08,006
‫به نظر خودت چه حسی؟

505
00:35:08,140 --> 00:35:11,553
‫من فرض نمی‌کنم.
‫برای همین پرسیدم.

506
00:35:11,577 --> 00:35:14,322
‫مگه کارت همین نیست؟

507
00:35:14,346 --> 00:35:16,182
‫که بهم بگی چه حسی دارم؟

508
00:35:17,249 --> 00:35:19,794
‫کار من اینه کمکت کنم
‫حست رو درک کنی.

509
00:35:19,818 --> 00:35:22,764
‫بیش‌تر از اون،

510
00:35:22,788 --> 00:35:24,799
‫کار من اینه کمکت کنم بفهمی اون احساسات

511
00:35:24,823 --> 00:35:26,858
‫باعث می‌شن چه رفتارهایی
‫ازت سر بزنه.

512
00:35:33,799 --> 00:35:38,069
‫و رفتار فعلیم رو چطور توصیف می‌کنی؟

513
00:35:38,970 --> 00:35:40,348
‫خصمانه.

514
00:35:42,374 --> 00:35:43,718
‫خصمانه؟

515
00:35:43,742 --> 00:35:45,211
‫بی اعتمادی.

516
00:35:46,144 --> 00:35:48,256
‫که درکش می‌کنم.

517
00:35:48,280 --> 00:35:50,216
‫تو من رو نمی‌شناسی.

518
00:35:51,450 --> 00:35:56,664
‫با این حال، اینجایی، و در تئوری حاضری

519
00:35:56,688 --> 00:36:00,692
‫خصوصی‌ترین افکار و صمیمی‌ترین احساساتت رو
‫در اختیار بذاری.

520
00:36:01,527 --> 00:36:04,230
‫به تفسیر من از اون احساسات

521
00:36:04,363 --> 00:36:07,533
‫ و رفتارها اعتماد کنی...

522
00:36:09,034 --> 00:36:11,237
‫تا تصمیم‌گیری‌هات رو در آینده هدایت کنم.

523
00:36:11,370 --> 00:36:13,205
‫تصمیم‌گیری‌هام؟ چـ...

524
00:36:13,339 --> 00:36:15,317
‫چه تصمیم‌هایی رو داریم زیر سؤال می‌بریم؟

525
00:36:15,341 --> 00:36:17,221
‫- من هیچ‌کدوم رو زیر سؤال نمی‌برم.
‫- نه، این تو بودی که گفتی.

526
00:36:17,276 --> 00:36:19,245
‫شوهرم مرده.

527
00:36:19,378 --> 00:36:24,292
‫عشق زندگیم، پدر بچه‌هام،

528
00:36:24,316 --> 00:36:27,719
‫مرکز وجودم، روحم... از بین رفته.

529
00:36:29,120 --> 00:36:33,468
‫اگه به‌طور اتفاقی به هر اطلاعاتی رسیدی

530
00:36:33,492 --> 00:36:36,904
‫که بتونه کمکم کنه این میل رو کنترل کنم

531
00:36:36,928 --> 00:36:40,165
‫که از شدت درد با یه قاشق کیری
‫ چشم‌هامو دربیارم،

532
00:36:40,266 --> 00:36:45,304
‫واقعاً ممنون می‌شم.

533
00:36:46,137 --> 00:36:48,206
‫اما لازم ندارم این‌جوری نگام کنی

534
00:36:48,307 --> 00:36:50,117
‫انگار یه زن خونه‌دار حوصله‌سررفته‌ام

535
00:36:50,141 --> 00:36:54,021
‫که داره رابطه‌ش
‫ با مربی تنیسش رو توجیه می‌کنه.

536
00:36:54,045 --> 00:36:56,491
‫اون زن‌ها رو می‌شناسم، زیاد هم هستن.

537
00:36:56,515 --> 00:36:59,618
‫من یکی از اونا نیستم.

538
00:36:59,751 --> 00:37:03,698
‫من... دارم درد می‌کشم.

539
00:37:03,722 --> 00:37:07,435
‫و کمک می‌خوام.

540
00:37:07,459 --> 00:37:09,194
‫اگه بتونی.

541
00:37:09,295 --> 00:37:11,463
‫اگه هم نتونی...

542
00:37:13,164 --> 00:37:14,833
‫زودتر می‌رم.

543
00:37:15,934 --> 00:37:18,804
‫و باقی پول کیریم هم مال خودت.

544
00:37:24,810 --> 00:37:26,445
‫یه نوشیدنی می‌خوری؟

545
00:37:29,281 --> 00:37:31,082
‫با کمال میل.

546
00:37:37,723 --> 00:37:39,891
‫معمولاً این کارو نمی‌کنم.

547
00:37:40,659 --> 00:37:44,496
‫بیش‌تر وقتم دارم مراجع‌هام رو قانع می‌کنم
‫که با الکل و این چیزها خودشون رو درمان نکنن.

548
00:37:46,398 --> 00:37:47,709
‫با ویسکی مشکلی نداری؟

549
00:37:47,733 --> 00:37:50,769
‫برام مهم نیست چی باشه.

550
00:38:10,789 --> 00:38:13,000
‫چیزی که لازم داری اینه.

551
00:38:13,024 --> 00:38:15,327
‫کلی از این.

552
00:38:15,461 --> 00:38:16,838
‫نه این.

553
00:38:16,862 --> 00:38:18,997
‫کلی صحبت.

554
00:38:19,898 --> 00:38:21,409
‫و فریاد و گریه.

555
00:38:21,433 --> 00:38:24,370
‫زیاد و مرتب.

556
00:38:25,203 --> 00:38:26,905
‫و به مرور زمان...

557
00:38:28,540 --> 00:38:30,809
‫اون خاطره‌ها دوباره دلنشین می‌شن.

558
00:38:31,743 --> 00:38:34,145
‫دیگه یادآوریشون درد نداره.

559
00:38:35,146 --> 00:38:38,784
‫و می‌خندی.

560
00:38:40,852 --> 00:38:43,288
‫دوباره عاشق می‌شی؟

561
00:38:43,389 --> 00:38:45,099
‫شاید.

562
00:38:45,123 --> 00:38:47,993
‫نمی‌دونم چنین چیزی می‌خوای یا نه.

563
00:38:50,462 --> 00:38:52,030
‫دوباره کامل می‌شی؟

564
00:38:52,163 --> 00:38:55,534
‫دوباره احساسی که قبل از مرگش داشتی رو
‫خواهی داشت؟

565
00:38:58,570 --> 00:38:59,971
‫نه.

566
00:39:00,872 --> 00:39:02,541
‫ولی خودت می‌دونی.

567
00:39:03,341 --> 00:39:06,878
‫ولی اگه اجازه بدی، ترمیم می‌شی.

568
00:39:07,012 --> 00:39:10,081
‫به اندازه‌ای زندگی خواهی کرد

569
00:39:10,215 --> 00:39:12,484
‫که به خودت اجازه بدی.

570
00:39:16,054 --> 00:39:18,256
‫یا این‌که هیچ زندگی‌ای نخواهی داشت.

571
00:39:20,358 --> 00:39:21,993
‫هیچ زندگی‌ای.

572
00:39:25,997 --> 00:39:28,233
‫با عقل جور درمیاد؟

573
00:39:30,368 --> 00:39:31,903
‫آره.

574
00:39:32,771 --> 00:39:34,406
‫خیلی‌خب.

575
00:39:38,510 --> 00:39:41,022
‫چطوره مشروبت رو بخوری
‫و حرفت رو بزنی؟

576
00:39:41,046 --> 00:39:42,624
‫جدی.

577
00:39:42,648 --> 00:39:44,950
‫یالا. هرچی تو دلته بگو.

578
00:39:50,355 --> 00:39:53,267
‫تراپیست افتضاحی هستی، می‌دونستی؟

579
00:39:53,291 --> 00:39:56,270
‫آره. با اون پلیور ادایی و کیریت.

580
00:39:58,163 --> 00:39:59,841
‫خیلی دوست داری بگی کیری، نه؟

581
00:39:59,865 --> 00:40:02,076
‫می‌دونم.

582
00:40:02,100 --> 00:40:04,169
‫راستش درحال حاضر...

583
00:40:05,704 --> 00:40:07,515
‫بهم حس رهایی می‌ده.

584
00:40:07,539 --> 00:40:09,116
‫خوبه.

585
00:40:09,140 --> 00:40:10,418
‫دوباره بگو.

586
00:40:10,442 --> 00:40:11,953
‫کیرم دهنت.

587
00:40:11,977 --> 00:40:15,280
‫قراره بعدش تمرین اعتماد هم
‫انجام بدیم، دکتر قلابی کیری؟

588
00:40:17,449 --> 00:40:19,260
‫نقطه‌ی خیلی خوبی برای شروعه.
‫یالا.

589
00:40:19,284 --> 00:40:21,295
‫ادامه بده. زود باش.

590
00:40:21,319 --> 00:40:22,621
‫جدی می‌گم.

591
00:40:27,025 --> 00:40:29,160
‫بهش فکر می‌کنم.

592
00:40:29,294 --> 00:40:31,706
‫دارم درنظر می‌گیرمش.

593
00:40:31,730 --> 00:40:33,441
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم.

594
00:40:33,465 --> 00:40:36,668
‫دارم فرار می‌کنم،
‫دارم از مشکلاتم فرار می‌کنم.

595
00:40:36,802 --> 00:40:38,946
‫ولی این مشکل باهامه،

596
00:40:38,970 --> 00:40:41,507
‫پس از چیزی فرار نمی‌کنم.

597
00:40:43,408 --> 00:40:45,477
‫آیا دلم برای دخترهام تنگ می‌شه؟

598
00:40:45,611 --> 00:40:48,814
‫راستش نمی‌دونم.

599
00:40:48,947 --> 00:40:51,850
‫و بخشی از وجودم فکر می‌کنه
‫که براشون بهتره.

600
00:40:51,983 --> 00:40:53,985
‫می‌دونی، اینکه زندگی خودشون رو بکنن.

601
00:40:54,820 --> 00:40:56,822
‫شاید بتونن باهات زندگی کنن.

602
00:40:56,955 --> 00:40:58,633
‫به نظر نمیاد هیچ‌کدوم‌شون

603
00:40:58,657 --> 00:41:01,268
‫- در قید و بند شهر باشن.
‫- منم همین رو گفتم.

604
00:41:01,292 --> 00:41:03,070
‫دختر ارشدم بهش نیاز داره.

605
00:41:03,094 --> 00:41:04,329
‫من...

606
00:41:05,096 --> 00:41:07,875
‫راستش تهدید کردم که اگه نیاد،
‫خرجیش رو قطع می‌کنم.

607
00:41:07,899 --> 00:41:09,844
‫کار خیلی جالبی نیست.

608
00:41:09,868 --> 00:41:13,114
‫چیه، این روزها توی دانشکده‌ی روان

609
00:41:13,138 --> 00:41:15,206
‫کنایه زدن یاد می‌دن؟

610
00:41:16,007 --> 00:41:18,620
‫خب، اگه منظورت از دانشکده روان» دارتموثه،

611
00:41:18,644 --> 00:41:21,680
‫باید بگم آره، تقریباً همون‌جا ابداعش کردن.

612
00:41:26,184 --> 00:41:27,886
‫به نظرت باید قطع کنم؟

613
00:41:30,288 --> 00:41:32,858
‫در جایگاهی نیستم که بگم، ولی...

614
00:41:34,626 --> 00:41:37,062
‫به نظرم باید در نظرش بگیری،

615
00:41:37,195 --> 00:41:38,697
‫و دلیلش رو بهت می‌گم.

616
00:41:38,830 --> 00:41:41,375
‫چون تو واقعاً داری آینده‌ات رو می‌سنجی

617
00:41:41,399 --> 00:41:44,178
‫و پیامدهای انتخاب‌هات رو
‫ تو اون آینده بررسی می‌کنی،

618
00:41:44,202 --> 00:41:45,780
‫و این سالمه. برای روحت خوبه.

619
00:41:45,804 --> 00:41:48,850
‫پس این‌که واقعاً انجامش بدی یا نه، مهم نیست.

620
00:41:48,874 --> 00:41:51,753
‫اما باید جدی بهش فکر کنی.

621
00:41:51,777 --> 00:41:55,723
‫باید به رفتن به اروپا فکر کنی،

622
00:41:55,747 --> 00:41:57,224
‫یه سال سفر کنی.

623
00:41:57,248 --> 00:41:58,860
‫از نظر مالی توانش رو داری،

624
00:41:58,884 --> 00:42:00,962
‫و اینجا هم مسئولیتی نداری که جلوت رو بگیره.

625
00:42:00,986 --> 00:42:04,189
‫باید همه گزینه‌ها رو در نظر بگیری.

626
00:42:06,091 --> 00:42:08,302
‫کاش می‌تونستم بشناسمش.

627
00:42:08,326 --> 00:42:10,304
‫حتماً مرد فوق‌العاده‌ای بوده.

628
00:42:10,328 --> 00:42:11,906
‫چون تو زن فوق‌العاده‌ای هستی.

629
00:42:11,930 --> 00:42:14,408
‫می‌دونی کی هستی و ازش خجالت نمی‌کشی.

630
00:42:14,432 --> 00:42:17,779
‫و این... این داد زدن‌ها،
‫ گریه کردن‌ها و فکر کردن‌ها...

631
00:42:17,803 --> 00:42:20,414
‫دقیقاً همون کاریه که باید انجام بدی.

632
00:42:20,438 --> 00:42:22,283
‫این یعنی سوگواری.

633
00:42:22,307 --> 00:42:25,419
‫این یعنی پذیرفتن یه فقدانِ
‫ غیرقابل اندازه‌گیری تو زندگیت

634
00:42:25,443 --> 00:42:28,413
‫و زیر و رو کردن ذهنت برای
‫ پیدا کردن راهی که ازش عبور کنی.

635
00:42:29,681 --> 00:42:31,282
‫و ازش عبور می‌کنی.

636
00:42:34,953 --> 00:42:37,122
‫ممنونم، فیل.

637
00:42:37,923 --> 00:42:39,791
‫وای... واقعاً

638
00:42:41,259 --> 00:42:43,004
‫به طرز عجیبی خالی شدم.

639
00:42:43,028 --> 00:42:45,006
‫همین که اون پلیورو دیدم،

640
00:42:45,030 --> 00:42:48,442
‫خیلی بهت امیدی نداشتم، ولی تو...

641
00:42:48,466 --> 00:42:49,877
‫خوب از پسش براومدی.

642
00:42:49,901 --> 00:42:53,447
‫انگار اون‌قدرها هم تو کارت بد نیستی.

643
00:42:53,471 --> 00:42:56,818
‫خب، این واقعاً توهین‌آمیزه.

644
00:42:56,842 --> 00:42:58,219
‫ممنونم.

645
00:42:58,243 --> 00:43:00,187
‫فردا همین موقع؟

646
00:43:00,211 --> 00:43:02,147
‫فکر کنم بعدازظهر بهتره.

647
00:43:02,280 --> 00:43:04,549
‫هنوز پنج تا مراجعه‌کننده دارم،
‫ و حسابی مستم.

648
00:43:04,650 --> 00:43:08,295
‫فکر کنم تو از اون مریضایی هستی
‫ که باید آخر روز ببینمت، نه اولش.

649
00:43:08,319 --> 00:43:10,798
‫باشه. پس توی ساعات تخفیف می‌بینمت.

650
00:43:27,673 --> 00:43:29,307
‫در سراسر دشت‌های شمالی
‫و تا مناطق بالای غرب میانه،

651
00:43:29,440 --> 00:43:32,887
‫یک توده هوای سردتر در حال مستقر شدن است.

652
00:43:40,819 --> 00:43:42,229
‫مشاور املاکت کیه؟

653
00:43:42,253 --> 00:43:45,399
‫آره، هر کاری هم بکنم، نمی‌تونم اینجا بمونم.

654
00:43:45,423 --> 00:43:48,235
‫لیلی، بوش رو حس می‌کنم.

655
00:43:48,259 --> 00:43:50,095
‫صبر کن، صبر کن.

656
00:43:52,163 --> 00:43:53,531
‫همه‌چی خوبه؟

657
00:43:53,665 --> 00:43:58,412
‫پیج تو تختشه و حرف نمی‌زنه،

658
00:43:58,436 --> 00:44:00,782
‫و نمی‌تونه جلوی گریه‌ش رو بگیره، و...

659
00:44:00,806 --> 00:44:02,606
‫داره تندتند نفس می‌کشه، و حس می‌کنم

660
00:44:02,640 --> 00:44:04,351
‫باید به آمبولانس زنگ بزنم، ولی نمی‌دونم...

661
00:44:04,375 --> 00:44:06,187
‫حس می‌کنم شاید بدترش کنه.

662
00:44:06,211 --> 00:44:07,755
‫نه، درست می‌گی. بدترش می‌کنه.

663
00:44:07,779 --> 00:44:09,156
‫15 دقیقه دیگه می‌رسم اونجا.

664
00:44:09,180 --> 00:44:12,017
‫- به ابی زنگ بزن.
‫- باشه، الان زنگ می‌زنم.

665
00:44:38,910 --> 00:44:40,855
‫- تو اتاق خوابه؟
‫- آره.

666
00:44:46,384 --> 00:44:47,795
‫شیرینی داری؟

667
00:44:47,819 --> 00:44:50,732
‫- شیرینی؟
‫- باشه، یه کم بستنی بگیر...

668
00:44:50,756 --> 00:44:53,558
‫راک‌ی رود... و یه کم هم چیپس شکلات.

669
00:44:53,691 --> 00:44:55,737
‫سه اسکوپ بریز تو یه لیوان شیر،

670
00:44:55,761 --> 00:44:57,204
‫روش چیپس شکلات بریز،

671
00:44:57,228 --> 00:44:59,373
‫بعد با قاشق بیارش برام.

672
00:44:59,397 --> 00:45:01,232
‫به نظر خیلی حال‌به‌هم‌زنه، همین اول کار.

673
00:45:01,366 --> 00:45:03,477
‫نظر تو رو نپرسیدم، راسل.

674
00:45:09,908 --> 00:45:11,318
‫راک‌ی رود گرفتم.

675
00:45:11,342 --> 00:45:13,087
‫شرایط سخت، راه‌حل سخت می‌خواد.

676
00:45:13,111 --> 00:45:16,223
‫- چیپس شکلاتی هم گرفتی؟
‫- همون آشغالایی که دوست داره.

677
00:45:16,247 --> 00:45:17,358
‫خب، به نظر میاد

678
00:45:17,382 --> 00:45:18,750
‫فقط یه لیوان ازت می‌خوایم، راسل.

679
00:45:18,884 --> 00:45:20,085
‫بده بهش.

680
00:45:20,218 --> 00:45:22,487
‫- خودش بلده درست کنه.
‫- باشه، فهمیدم.

681
00:45:23,721 --> 00:45:25,833
‫هی، هی، هی، هی...

682
00:45:25,857 --> 00:45:28,169
‫- هی، چیزی نیست، چیزی نیست.
‫- مـ... من ببخشید.

683
00:45:28,193 --> 00:45:31,005
‫چیزی نیست، چیزی نیست. می‌دونی این چیه؟

684
00:45:31,029 --> 00:45:32,306
‫چی؟

685
00:45:32,330 --> 00:45:34,075
‫این یعنی این‌که چقدر دوستش داشتی.

686
00:45:34,099 --> 00:45:37,111
‫و بدنت نمی‌دونه حالا
‫این همه عشق رو کجا بذاره.

687
00:45:37,135 --> 00:45:38,846
‫باشه؟ ولی لازم نیست جایی بذاریش.

688
00:45:38,870 --> 00:45:41,182
‫و لازم نیست وقتی یکی می‌میره،

689
00:45:41,206 --> 00:45:42,449
‫دوست داشتنش رو متوقف کنی، عزیزم.

690
00:45:42,473 --> 00:45:44,485
‫در واقع، می‌شه گفت

691
00:45:44,509 --> 00:45:46,420
‫باید بیشتر هم دوستش داشته باشی.

692
00:45:46,444 --> 00:45:49,547
‫و این هم یه حقیقت تلخ زندگیه...

693
00:45:51,449 --> 00:45:52,960
‫دوباره این حس رو تجربه می‌کنی.

694
00:45:52,984 --> 00:45:55,196
‫- نه.
‫- چرا، وقتی من بمیرم.

695
00:45:55,220 --> 00:45:57,789
‫وقتی شوهرت بمیره، وقتی دوست‌هات بمیرن.

696
00:45:57,923 --> 00:45:59,457
‫و یه روزی هم

697
00:45:59,590 --> 00:46:02,327
‫بچه‌هات همین حس رو نسبت به تو خواهند داشت.

698
00:46:03,094 --> 00:46:05,873
‫مرسی مامان، خیلی بهتر شدم!

699
00:46:05,897 --> 00:46:07,708
‫با هدیه اومدم.

700
00:46:07,732 --> 00:46:09,334
‫گرسنه نیستم.

701
00:46:09,467 --> 00:46:12,003
‫این غذا نیست، یه جور داروئه.

702
00:46:12,137 --> 00:46:15,249
‫مخلوطی از شکر و شکلاته

703
00:46:15,273 --> 00:46:16,750
‫با این تفاوت که سوخت‌وسازت می‌تونه

704
00:46:16,774 --> 00:46:18,485
‫ جوری هضمش کنه
‫که به پهلوهات نچسبه.

705
00:46:18,509 --> 00:46:20,478
‫و بابتش ازت متنفرم.

706
00:46:23,148 --> 00:46:25,350
‫من وقتی حدوداً پنج سالم بود اینو می‌خوردم.

707
00:46:25,483 --> 00:46:28,053
‫خب، هنوزم مثل
‫ یه بچه پنج‌ساله رفتار می‌کنی، پس...

708
00:46:31,422 --> 00:46:32,757
‫کون لقت با این ریشه‌های خراب موهات.

709
00:46:32,858 --> 00:46:34,525
‫خب، برگشت به حالت عادی.

710
00:46:34,659 --> 00:46:37,138
‫درکش نمی‌کنم.

711
00:46:37,162 --> 00:46:39,797
‫به خاطر تردیِ شکلات با سردی

712
00:46:39,898 --> 00:46:41,475
‫و اون حالت نرمِ بستنیه.

713
00:46:41,499 --> 00:46:42,800
‫صحیح.

714
00:46:42,901 --> 00:46:45,746
‫این توضیح آدم رو قانع نمی‌کنه، پیج.

715
00:46:45,770 --> 00:46:48,206
‫خب... مراقبشی؟

716
00:46:49,040 --> 00:46:50,517
‫هستم، ولی نمی‌تونم شب بمونم.

717
00:46:50,541 --> 00:46:52,053
‫من می‌تونم شب بمونم.

718
00:47:02,320 --> 00:47:05,090
‫- این محبوب‌ترین چیز زندگیمه.
‫- می‌دونم.

719
00:47:16,634 --> 00:47:18,603
‫حالش خوبه؟

720
00:47:20,205 --> 00:47:21,873
‫آره، خوب می‌شه.

721
00:47:24,375 --> 00:47:27,245
‫این نزدیکی‌ها یه بار درست‌وحسابی هست؟

722
00:47:27,378 --> 00:47:31,993
‫یه... یه دایو بار سر کوچه هست.

723
00:47:32,017 --> 00:47:35,887
‫البته نسخه‌ی سوهو از یه دایو بار.

724
00:47:50,601 --> 00:47:53,214
‫اسم اینجا چیه؟

725
00:47:53,238 --> 00:47:55,106
‫نمی‌دونم.

726
00:47:55,240 --> 00:47:57,475
‫فکر نکنم اصلاً اسمی داشته باشه.

727
00:48:08,853 --> 00:48:10,631
‫سلام.

728
00:48:10,655 --> 00:48:12,466
‫اسم اینجا چیه؟

729
00:48:12,490 --> 00:48:15,302
‫اسم؟ مردم فقط می‌گن «بار».

730
00:48:15,326 --> 00:48:17,671
‫یا «بار سر کوچه». یه همچین چیزی.

731
00:48:17,695 --> 00:48:20,041
‫- اسم نداره؟
‫- تا جایی که می‌دونم نه.

732
00:48:20,065 --> 00:48:21,775
‫روی فیش حقوقیت چی نوشته؟

733
00:48:21,799 --> 00:48:26,180
‫«ایکس‌تی اینترپرایزِز ال‌ال‌سی» یا یه همچین مزخرفی.

734
00:48:28,173 --> 00:48:32,886
‫خب، پس... این بار اصلاً اسم نداره.

735
00:48:32,910 --> 00:48:34,655
‫بدون اسمه. چی براتون بیارم؟

736
00:48:34,679 --> 00:48:36,114
‫خدا... من

737
00:48:36,247 --> 00:48:38,759
‫واقعاً حال و حوصله تصمیم گرفتن ندارم.

738
00:48:40,496 --> 00:48:41,567
‫مارتینی؟

739
00:48:41,764 --> 00:48:42,595
‫اون کوکتله،

740
00:48:42,620 --> 00:48:45,299
‫اینجا هم اصلاً به بار کوکتل نمی‌خوره، پس...

741
00:48:45,323 --> 00:48:48,402
‫حرفت حسابه. یه «آیریش کار بامب» بزنیم؟

742
00:48:48,426 --> 00:48:50,437
‫اصلاً نمی‌دونم چی هست.

743
00:48:50,461 --> 00:48:52,273
‫- بسپار به من.
‫- باشه.

744
00:48:52,297 --> 00:48:53,498
‫تو چی می‌خوری؟

745
00:48:53,631 --> 00:48:54,908
‫چه امبر ایلی دارین؟

746
00:48:54,932 --> 00:48:56,610
‫پس دو تا آیریش کار بامب.

747
00:48:56,634 --> 00:48:58,836
‫خوشم اومد. دوتا آیریش کار بامب.

748
00:48:58,970 --> 00:49:00,314
‫من فردا صبح کار دارم‌ها.

749
00:49:00,338 --> 00:49:02,540
‫بابا یه پیکه دیگه، راسل.

750
00:49:07,312 --> 00:49:09,180
‫اوه، انتظارش رو نداشتم.

751
00:49:09,314 --> 00:49:12,650
‫خدایا. شرمنده، راسل.

752
00:49:13,484 --> 00:49:16,487
‫قراره اوخ بشی.

753
00:49:17,288 --> 00:49:21,635
‫عالیه.

754
00:49:21,659 --> 00:49:23,961
‫- باید یه تِک... آره.
‫- آره.

755
00:49:31,336 --> 00:49:33,971
‫پرید تو گلوم.

756
00:49:35,906 --> 00:49:37,875
‫رفلکس عق‌زدنم ضعیفه.

757
00:49:38,009 --> 00:49:41,355
‫نه، نه... به اون نمی‌خندم.

758
00:49:41,379 --> 00:49:43,924
‫پس به چی می‌خندی؟

759
00:49:43,948 --> 00:49:46,517
‫به زندگی.

760
00:49:47,352 --> 00:49:48,886
‫و انتخابایی که آدما می‌کنن.

761
00:49:49,020 --> 00:49:50,664
‫بد برداشت نکنی،

762
00:49:50,688 --> 00:49:52,723
‫تو انتخابِ خوبش بودی.

763
00:49:54,959 --> 00:49:56,561
‫رویاهات چین؟

764
00:49:58,863 --> 00:50:00,741
‫- رویا؟
‫- یا...؟

765
00:50:00,765 --> 00:50:04,611
‫می‌دونی، «هدف‌ها» شاید کلمه بهتری باشه.

766
00:50:04,635 --> 00:50:06,204
‫برای زندگیت.

767
00:50:06,337 --> 00:50:08,073
‫برای دخترم.

768
00:50:08,206 --> 00:50:09,716
‫یعنی... خب، می‌دونی،

769
00:50:09,740 --> 00:50:11,152
‫تازه خونه شهری رو گرفتیم، پس...

770
00:50:11,176 --> 00:50:14,755
‫آره، اون خریده، نه رویا.

771
00:50:14,779 --> 00:50:21,386
‫تا حالا درباره بچه‌دار شدن حرف زدین؟

772
00:50:21,519 --> 00:50:22,720
‫پیج رو که می‌شناسی.

773
00:50:22,853 --> 00:50:24,231
‫تازه سایزش شده صفر،

774
00:50:24,255 --> 00:50:25,699
‫خیلی هم براش زحمت کشیده، پس...

775
00:50:25,723 --> 00:50:27,601
‫باشه راسل، راسل... افکار مستقل.

776
00:50:27,625 --> 00:50:29,594
‫از خودت داری یا نه؟

777
00:50:31,429 --> 00:50:34,031
‫آره، یعنی... فکر کنم دلم بچه می‌خواد.

778
00:50:34,132 --> 00:50:34,557
‫خیلی‌خب.

779
00:50:34,581 --> 00:50:37,402
‫می‌خوام خودم بزرگشون کنم، می‌خوام...

780
00:50:37,535 --> 00:50:39,104
‫می‌خوام از شهر بریم بیرون،

781
00:50:39,237 --> 00:50:41,014
‫یه جایی که یه زندگی معمولی داشته باشن...

782
00:50:41,038 --> 00:50:42,649
‫مثلاً هالووین برن در خونه‌ها شکلات بگیرن

783
00:50:42,673 --> 00:50:45,219
‫و بیسبال بازی کنن

784
00:50:45,243 --> 00:50:46,944
‫و راحت تو خیابون بدَوَن، می‌دونی؟

785
00:50:47,078 --> 00:50:50,724
‫نه، نمی‌دونم. من بچه‌هامو
‫ همین‌جا بزرگ کردم.

786
00:50:50,748 --> 00:50:52,059
‫صحیح.

787
00:50:52,083 --> 00:50:54,861
‫خب، رویام اینه.

788
00:50:54,885 --> 00:50:57,122
‫وقتی بزرگ شدن چی؟

789
00:50:58,523 --> 00:50:59,900
‫اون موقع رویات چیه؟

790
00:50:59,924 --> 00:51:01,835
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم.

791
00:51:01,859 --> 00:51:03,060
‫هنوز به اونجاش فکر نکردم.

792
00:51:03,161 --> 00:51:05,496
‫خب، پس باید یه رویای جدید داشته باشی.

793
00:51:07,898 --> 00:51:11,169
‫راستش، من همیشه فکر می‌کردم
‫ تو و پرستون خودِ رؤیایین.

794
00:51:14,905 --> 00:51:16,817
‫منم همین‌طور، راسل.

795
00:51:20,545 --> 00:51:22,813
‫ولی اون رویا تموم شده.

796
00:51:23,948 --> 00:51:26,026
‫پس فکر کنم هر دومون
‫ به یه رویای جدید نیاز داریم.

797
00:51:29,120 --> 00:51:30,788
‫آره.

798
00:51:31,642 --> 00:51:51,642
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

