0
00:00:02,570 --> 00:00:30,490
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1
00:01:55,570 --> 00:01:57,490
<i>بچگی‌هام تو انگلیس،</i>

2
00:01:57,570 --> 00:02:00,830
<i>زیر سایه‌ی جنگ جهانی دوم زندگی می‌کردیم.</i>

3
00:02:00,910 --> 00:02:02,450
<i>پدر و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌هامون</i>

4
00:02:02,540 --> 00:02:04,200
<i>دو تا جنگ جهانی رو از سر گذرونده بودن.</i>

5
00:02:04,910 --> 00:02:07,460
{\an8}و آخرای جنگ جهانی دوم،

6
00:02:07,540 --> 00:02:10,500
{\an8}یه حسِ امیدِ عجیبی نسبت به آینده راه افتاده بود.

7
00:02:11,250 --> 00:02:12,250
<i>تو لندن،</i>

8
00:02:12,340 --> 00:02:14,840
<i>پُر از ساختمون‌های مخروبه بود</i>

9
00:02:14,920 --> 00:02:16,340
<i>و چاله‌های انفجار و...</i>

10
00:02:16,420 --> 00:02:18,380
<i>منظورم اینه که، قشنگ یه منطقه‌ی جنگ‌زده بود.</i>

11
00:02:19,010 --> 00:02:21,140
{\an8}هنوز جیره‌بندی بود. یادمه

12
00:02:22,050 --> 00:02:24,890
{\an8}تخم‌مرغ و شیر و کره و این‌جور چیزها رو

13
00:02:24,970 --> 00:02:27,140
{\an8}با یه دفترچه‌ی کوپن می‌گرفتیم.

14
00:02:27,730 --> 00:02:29,400
<i>مردم داشتن خودشون رو جمع و جور می‌کردن.</i>

15
00:02:29,480 --> 00:02:32,570
<i>بیرون لندن، تو وست‌میدلندز،</i>

16
00:02:32,650 --> 00:02:36,110
<i>یه زندگیِ پساجنگی، یه جورایی حومه‌نشینیِ</i>

17
00:02:36,190 --> 00:02:37,320
<i>ساکت و خلوت بود.</i>

18
00:02:38,570 --> 00:02:39,860
{\an8}واسه همین آمریکا رویای من بود...

19
00:02:40,780 --> 00:02:42,450
<i>...چون یه دنیای کاملاً متفاوت بود</i>

20
00:02:42,530 --> 00:02:43,990
<i>با اون دنیایی که ما توش بودیم.</i>

21
00:03:26,660 --> 00:03:28,750
داشتم به این راک اند رولِ معرکه گوش می‌دادم

22
00:03:28,830 --> 00:03:30,540
که از آمریکا می‌اومد.

23
00:03:31,040 --> 00:03:33,000
و همه‌ی این نوازندگی‌های گیتار الکتریک رو می‌شنیدی.

24
00:03:33,080 --> 00:03:35,590
یعنی انگار واقعاً داشت از مریخ می‌اومد،

25
00:03:35,670 --> 00:03:37,500
با اینکه از ممفیس می‌اومد.

26
00:03:37,960 --> 00:03:41,470
{\an8}<i>ولی اینجا تو بریتانیا، گیر یه مشت نوازنده افتاده بودیم</i>

27
00:03:41,550 --> 00:03:43,140
<i>که خیلی پاستوریزه و بی‌خطر بودن،</i>

28
00:03:43,220 --> 00:03:47,350
<i>تا اینکه یه اعجوبه به اسم «لانی دانیگان» سر و کله‌اش پیدا شد.</i>

29
00:04:16,170 --> 00:04:18,300
<i>بدجوری محوش شده بودم،</i>

30
00:04:18,380 --> 00:04:20,880
از اینکه می‌دیدم
«لانی دانیگان» چطوری نوازندگی می‌کنه.

31
00:04:20,970 --> 00:04:22,550
مثل یه دریچه به یه دنیای دیگه بود.

32
00:04:22,630 --> 00:04:24,760
یه جور دسترسی بهم می‌داد،

33
00:04:24,840 --> 00:04:28,310
<i>به اون آزادی‌ای که تا حالا تو کل انگلیس لنگه‌اش رو ندیده بودیم.</i>

34
00:04:29,470 --> 00:04:30,520
بترکون، جیمی!

35
00:04:37,310 --> 00:04:40,320
خلاصه، یه روز اومدم مدرسه و دیدم...

36
00:04:41,240 --> 00:04:43,150
این یارو وسط زمین چمن وایساده

37
00:04:43,240 --> 00:04:44,570
{\an8}<i>و یه عالمه آدم هم ریختن دورش.</i>

38
00:04:45,200 --> 00:04:46,870
{\an8}<i>اسمش «راد وایات» بود،</i>

39
00:04:46,950 --> 00:04:49,450
{\an8}<i>و داشت آهنگ‌های «لانی دانیگان» رو</i>

40
00:04:49,540 --> 00:04:50,830
<i>با یه گیتار آکوستیک می‌زد.</i>

41
00:04:51,700 --> 00:04:55,670
{\an8}<i>رفتم جلو و بهش گفتم:</i>
<i>«منم یکی از اینا تو خونه دارم.»</i>

42
00:04:55,750 --> 00:04:56,830
اونم گفت: «بیارش با خودت،

43
00:04:56,920 --> 00:04:59,000
تا یادت بدم چطوری کوکش کنی.»

44
00:04:59,090 --> 00:05:02,210
بعدش هم چندتا آکورد بهم یاد داد.

45
00:05:40,380 --> 00:05:43,050
<i>دیگه گیتار شده بود لنگه‌ دوقلوم، اصلاً ازم جدا نمی‌شد.</i>

46
00:05:43,130 --> 00:05:44,720
<i>می‌دونی، قبل صبحانه می‌نشستم پاش</i>

47
00:05:44,800 --> 00:05:46,680
<i>توی راه مدرسه هم دست از سرش برنمی‌داشتم.</i>

48
00:05:47,130 --> 00:05:48,640
می‌رفتم اونجا و می‌خواستم تمرین کنم،

49
00:05:48,720 --> 00:05:50,760
اما ازم ضبطش می‌کردن

50
00:05:50,850 --> 00:05:53,720
و آخر وقت بهم پسش می‌دادن.

51
00:05:59,690 --> 00:06:01,480
<i>بابام این‌طوری بود که،</i>

52
00:06:01,570 --> 00:06:04,990
{\an8}<i>«ببین، من زیاد از این بساط گیتار و این حرفا سر در نمیارم، ولی...</i>

53
00:06:05,490 --> 00:06:06,740
{\an8}<i>«پایه‌تم،</i>

54
00:06:06,820 --> 00:06:09,070
{\an8}<i>«به شرطی که از درس و مشقت نزنی.»</i>

55
00:06:09,160 --> 00:06:11,330
{\an8}<i>ولی مامانم خیلی پشتم بود</i>

56
00:06:11,410 --> 00:06:14,240
<i>که ادامه بدم و یه گروه راه بندازم،</i>

57
00:06:14,330 --> 00:06:15,870
<i>واقعاً بهم ایمان داشت.</i>

58
00:06:15,950 --> 00:06:17,790
<i>یعنی، واقعاً قضیه جدی بود.</i>

59
00:06:22,840 --> 00:06:24,630
{\an8}<i>ننه بابام تو کار تئاتر و نمایش بودن.</i>

60
00:06:25,550 --> 00:06:27,420
{\an8}<i>مامانم با لباس شب آواز می‌خوند</i>

61
00:06:28,470 --> 00:06:29,970
{\an8}<i>و بابامم کمدین بود.</i>

62
00:06:30,050 --> 00:06:31,300
{\an8}<i>اون پیانو می‌زد.</i>

63
00:06:32,850 --> 00:06:34,720
<i>واسه همین باهاشون این‌ور و اون‌ور می‌رفتم</i>

64
00:06:34,810 --> 00:06:36,020
<i>به همه‌ی اون پایگاه‌ها،</i>

65
00:06:36,100 --> 00:06:37,810
<i>جایی که واسه سربازا برنامه اجرا می‌کردن.</i>

66
00:06:37,890 --> 00:06:40,940
و اونجا بود که گروه‌های بین‌المللی یکی بعد از دیگری می‌اومدن رو سن.

67
00:06:41,020 --> 00:06:44,020
آکاردئون‌زن‌ها و بنجوزن‌ها.

68
00:06:44,110 --> 00:06:45,530
<i>منم همه‌ی اینا رو تو خودم جذب می‌کردم.</i>

69
00:06:57,330 --> 00:06:59,160
{\an8}<i>خلاصه من از همون سنتِ موسیقی می‌اومدم.</i>

70
00:07:00,330 --> 00:07:01,580
{\an8}و همه‌ی اینا شد زیربنایِ

71
00:07:01,670 --> 00:07:03,710
هر کاری که بعداً تو زندگیم کردم.

72
00:07:08,720 --> 00:07:10,380
{\an8}<i>من تو «وست میدلندز» بزرگ شدم.</i>

73
00:07:10,470 --> 00:07:12,890
{\an8}<i>رگ و ریشه‌ی پدریم مال اونجاست،</i>

74
00:07:12,970 --> 00:07:16,140
{\an8}<i>و خونواده‌ی مادریم هم از کولی‌های «رومانی»‌ان.</i>

75
00:07:17,140 --> 00:07:18,890
<i>بچگی‌م خیلی لای پنبه گذشت،</i>

76
00:07:19,730 --> 00:07:22,730
{\an8}<i>تا اینکه ننه بابام فرستادنم...</i>
<i>یه مدرسه بزرگ توی یه شهر درندشت.</i>

77
00:07:22,810 --> 00:07:24,650
{\an8}<i>درس خوندم که</i>
<i>یه حسابدار خبره بشم.</i>

78
00:07:26,690 --> 00:07:29,820
{\an8}<i>یعنی راستشو بخوای، با خیلی از</i>
<i>اتفاقاتی که تو مدرسه می‌افتاد حال می‌کردم،</i>

79
00:07:29,900 --> 00:07:31,360
<i>اما وقتی سر و کله‌ی "لیتل ریچارد"</i>
<i>پیدا شد،</i>

80
00:07:31,450 --> 00:07:34,740
انقدر تحریک‌کننده
و همه‌جانبه بود،

81
00:07:34,830 --> 00:07:36,200
و انقدر هیپنوتیزم‌کننده،

82
00:07:36,870 --> 00:07:39,710
که انگار بقیه‌ی چیزها رو
کلاً شست و برد.

83
00:07:54,220 --> 00:07:57,140
اونجا بود که فهمیدم تمام چیزی که
از زندگی می‌خوام، خوندنه.

84
00:08:13,490 --> 00:08:14,780
<i>یعنی، تهِ خط همین بود.</i>

85
00:08:15,370 --> 00:08:18,040
سوزنه رفته بود تو رگ.
واسه همیشه.

86
00:08:37,550 --> 00:08:39,470
{\an8}<i>خب، من جان بونهام هستم.</i>

87
00:08:40,140 --> 00:08:42,640
<i>از بچگی همیشه عشقِ در آوردن</i>
<i>صداهای درام بودم.</i>

88
00:08:44,850 --> 00:08:46,900
<i>ده سالم بود که</i>
<i>اولین ستِ درامم رو گرفتم.</i>

89
00:08:47,400 --> 00:08:49,780
<i>و رفتیم یه فیلم</i>
<i>از "جین کروپا" دیدیم،</i>

90
00:08:49,860 --> 00:08:51,150
{\an8}<i>و واقعاً معرکه بود.</i>

91
00:09:14,220 --> 00:09:15,720
<i>این بالا، توی منطقه‌ی میدلندز،</i>

92
00:09:15,800 --> 00:09:18,180
<i>می‌دونی، من صفحه‌های موسیقی</i>
<i>کاملاً متفاوتی می‌خریدم.</i>

93
00:09:18,600 --> 00:09:22,020
<i>اون زمان "جانی کید و پایریتس"</i>
<i>خیلی روم تأثیر گذاشتن.</i>

94
00:10:01,560 --> 00:10:03,430
{\an8}<i>صداشون از تو تمامِ</i>
<i>دستگاه‌های جوک‌باکس می‌اومد.</i>

95
00:10:03,520 --> 00:10:05,850
{\an8}معلومه دیگه، اونا از اون بلندگوهای
غول‌آسای ۱۵ اینچی داشتن.

96
00:10:06,770 --> 00:10:09,060
تنها چیزی که می‌تونستی بشنوی،
صدای بیس بود.

97
00:10:11,610 --> 00:10:12,980
اونو شنیدم و با خودم گفتم:

98
00:10:13,070 --> 00:10:14,860
«این همون صداییه که
واقعاً دلم می‌خواد در بیارم.»

99
00:10:17,860 --> 00:10:20,700
<i>وقتی به بابام گفتم، بهم گفت:</i>

100
00:10:20,780 --> 00:10:22,740
«گیتار بیس فقط یه سازِ
تفننی و الکیه.»

101
00:10:23,410 --> 00:10:26,080
«و دو سال دیگه، دیگه هیچ‌کی حتی اسمش رو هم نمی‌شنوه.»

102
00:10:27,460 --> 00:10:29,580
«برو یه ساکسیفون بخر، نونت همیشه تو روغنه، همیشه برات کار هست.»

103
00:10:31,670 --> 00:10:33,590
منم گفتم: «نه بابا، من گیتار بیس می‌خوام.»

104
00:10:34,590 --> 00:10:37,920
<i>تمرین کردنم رو که شنید، گفت:</i>
<i>«باید با من بیای.»</i>

105
00:10:38,180 --> 00:10:40,140
«فقط کافیه حواست به دست چپ من باشه.»

106
00:10:41,090 --> 00:10:42,430
رو پیانو. خلاصه...

107
00:10:43,220 --> 00:10:45,140
همه آهنگ‌های استاندارد رو از همون‌جا یاد گرفتم.

108
00:10:47,640 --> 00:10:49,020
<i>یه گروه کوچیک راه انداخته بودم.</i>

109
00:10:49,100 --> 00:10:50,900
<i>تو کلوپ جوونا برنامه اجرا می‌کردیم.</i>

110
00:10:50,980 --> 00:10:54,150
{\an8}<i>با اون کشیش جوون و زرنگ‌شون هم‌کلام شدم.</i>

111
00:10:54,730 --> 00:10:57,030
{\an8}<i>بهم گفت:</i>
<i>«خیلی دلمون می‌خواد یه ارگ‌زن داشته باشیم.»</i>

112
00:10:57,110 --> 00:11:00,570
{\an8}گفتم: «خب، اگه بخواید من می‌تونم براتون ارگ بزنم.»

113
00:11:01,070 --> 00:11:03,530
همین‌جوری یه چیزی پروندم. اونم گفت: «آره، باشه.»

114
00:11:07,620 --> 00:11:09,960
{\an8}<i>تو موسیقی کلیسا، باید بداهه‌نوازی کنی.</i>

115
00:11:10,040 --> 00:11:13,540
اما چون کلاً تو نت‌خوانی تعریفی نداشتم،

116
00:11:13,630 --> 00:11:15,380
همه‌چیز رو از خودم در می‌آوردم و می‌زدم.

117
00:11:16,000 --> 00:11:17,380
سرودهای مذهبی رو یاد گرفتم.

118
00:11:17,460 --> 00:11:19,260
می‌تونستم بفهمم ریتم سرودها چطوریه.

119
00:11:19,340 --> 00:11:22,340
آدم مذهبی‌ای نیستم، ولی کاسبی خوبی بود.

120
00:11:22,430 --> 00:11:24,470
ردیفه؟ کشیش خیلی باحالی هم بود.

121
00:11:25,060 --> 00:11:29,850
<i>این‌طوری شد که تو ۱۴ سالگی شدم ارگ‌زن و رهبر گروه کُر.</i>

122
00:11:42,450 --> 00:11:45,330
که سالی ۲۵ پوند بهم می‌دادن، که واسه خودش مبلغ دندان‌گیری بود،

123
00:11:46,370 --> 00:11:48,040
با همون هم یه گیتار بیس فندر خریدم.

124
00:11:55,380 --> 00:11:58,130
<i>پنجشنبه‌شب‌ها می‌رفتم واسه همنوازی</i>

125
00:11:58,210 --> 00:11:59,460
{\an8}<i>تو کلاب مارکی.</i>

126
00:11:59,710 --> 00:12:02,630
{\an8}<i>یه مدتی که این کار رو کردم،</i>

127
00:12:02,720 --> 00:12:04,550
{\an8}<i>یه گروهی به اسم «کارتر-لوئیس و جنوبی‌ها»</i>

128
00:12:04,640 --> 00:12:06,810
{\an8}<i>اومدن سراغم و ازم پرسیدن</i>

129
00:12:07,100 --> 00:12:08,520
{\an8}<i>که دلم می‌خواد توی صفحه‌شون</i>
<i>ساز بزنم یا نه.</i>

130
00:12:08,600 --> 00:12:10,390
گفتم: «آره، حتماً.
به نظر خیلی مشتی میاد.»

131
00:12:10,480 --> 00:12:12,270
خلاصه با دم و دستگاهم راه افتادم.

132
00:12:12,350 --> 00:12:14,650
<i>پدالِ پاییِ «دی‌آرموند»</i>
<i>و آمپلی‌فایر</i>

133
00:12:14,730 --> 00:12:17,270
<i>و اون گیتارِ «گیبسون لس‌ پاولِ»</i>
<i>نونووارم.</i>

134
00:12:18,360 --> 00:12:19,690
<i>بچه‌های گروه می‌گفتن:</i>

135
00:12:19,780 --> 00:12:21,900
<i>«خب، واسه تکنوازی</i>
<i>یه چیزی از خودت دربیار.»</i>

136
00:12:22,530 --> 00:12:25,660
همون دورِ دومِ تمرین،
من تیکه‌ی خودم رو ردیف کرده بودم.

137
00:12:38,750 --> 00:12:41,010
<i>لابد خبرش همه‌جا</i>
<i>چو افتاده بوده</i>

138
00:12:41,090 --> 00:12:43,430
<i>درباره‌ی این گیتاریستِ جوون،</i>

139
00:12:43,510 --> 00:12:46,800
<i>چون کم‌کم واسه پروژه‌هایِ استودیوییِ</i>
<i>بیشتری بهم زنگ می‌زدن.</i>

140
00:12:48,720 --> 00:12:50,640
<i>وقتی وارد این دنیایِ</i>
<i>نوازندگیِ حرفه‌ای شدم،</i>

141
00:12:50,720 --> 00:12:53,230
من حدوداً هفت سالی از بقیه
جوون‌تر بودم.

142
00:12:53,810 --> 00:12:58,190
و اونا بینِ قدیمی‌ها و استخون‌خردکرده‌ها،

143
00:12:58,270 --> 00:12:59,650
یا حتی نسلِ فعلی،

144
00:12:59,730 --> 00:13:01,570
کسی رو نداشتن که واقعاً تمامِ اون سبک‌ها

145
00:13:01,650 --> 00:13:04,360
و الگوهایی که گروه‌هایِ جوون داشتن رو بشناسه.

146
00:13:05,070 --> 00:13:06,870
واسه همین، خب معلومه که من همه‌شون رو فوتِ آب بودم،

147
00:13:06,950 --> 00:13:09,740
حالا چه آراندبی بود، چه بلوز،

148
00:13:09,830 --> 00:13:11,950
یا راک، هر کوفتی که بود.

149
00:13:12,040 --> 00:13:13,790
همه داشتن این صفحه‌ها رو

150
00:13:13,870 --> 00:13:15,580
که در اصل از اون‌ور می‌اومد، جمع می‌کردن.

151
00:13:15,670 --> 00:13:19,210
شایدم با کشتی‌های تجاری آمریکایی.

152
00:13:19,840 --> 00:13:23,130
موجِ سبکِ «آر‌ اند بی» حسابی راه افتاده بود.

153
00:13:35,310 --> 00:13:37,230
<i>رفتم سانی بوی ویلیامسون رو...</i>
<i>توی جشنواره‌ی فولک بلوز آمریکا ببینم.</i>

154
00:13:37,310 --> 00:13:39,270
<i>توی جشنواره‌ی «فولک بلوز» آمریکا.</i>

155
00:13:39,810 --> 00:13:42,480
<i>تقریباً همون دورانی بود که داشتم</i>
<i>سازدهنی یاد می‌گرفتم.</i>

156
00:13:42,570 --> 00:13:45,200
یه هجومِ خیره‌کننده و فوق‌العاده‌ بود،

157
00:13:45,280 --> 00:13:49,120
از موسیقی‌ای که اصلاً نمی‌دونستیم از کجا اومده.

158
00:14:26,780 --> 00:14:28,740
<i>«سانی بوی» تقریباً همه‌چیزِ من بود،</i>

159
00:14:28,820 --> 00:14:33,120
کسی که واقعاً شد کلِ خونِ توی رگای موسیقیِ من.

160
00:14:40,460 --> 00:14:43,210
اما توی شهرِ خودم، قهرمانِ خودمو داشتم،

161
00:14:43,960 --> 00:14:45,710
که اسمش «پری فاستر» بود.

162
00:14:46,010 --> 00:14:49,840
{\an8}<i>یه بساطی راه انداخته بود</i>
<i>به اسمِ «دلتا بلوز بند».</i>

163
00:14:50,340 --> 00:14:53,640
<i>و هر جوری که بود، یه راهی پیدا کردم</i>
<i>تا با زبون‌بازی خودمو...</i>

164
00:14:53,720 --> 00:14:55,140
<i>توی این گروه جا کنم.</i>

165
00:14:56,930 --> 00:14:58,980
<i>حاضر بودم «ماد» باشم یا «راکر»...</i>

166
00:14:59,060 --> 00:15:01,610
<i>یا «بیت‌نیک» یا هر کوفتِ دیگه‌ای،</i>
<i>فقط به شرطی که بتونم بخونم...</i>

167
00:15:01,690 --> 00:15:04,320
<i>و نگاه‌ها رو به سمتِ خودم بکشم،</i>

168
00:15:04,400 --> 00:15:06,780
فقط می‌خواستم یه جوری خودمو تو دلِ کار جا کنم.

169
00:15:09,240 --> 00:15:10,990
{\an8}<i>اون موقع‌ها هم ساز می‌زدم</i>
<i>و هم سرِ کار می‌رفتم.</i>

170
00:15:12,200 --> 00:15:14,370
{\an8}<i>بیشتر با پدرم توی کارِ ساخت‌وساز بودم.</i>

171
00:15:14,910 --> 00:15:17,160
<i>اون زمان واسه خودمون بنای درست‌وحسابی‌ای بودیم.</i>

172
00:15:18,080 --> 00:15:19,660
<i>اما خب، کم‌کم کارِ ساختمون کم شد...</i>

173
00:15:19,750 --> 00:15:21,960
{\an8}<i>و موسیقی بیشتر؛ می‌دونی دیگه،</i>
<i>انگار روالِ کار همینه.</i>

174
00:15:22,540 --> 00:15:25,170
{\an8}<i>مدرسه رو ول کردیم</i>
<i>و گروه‌های کوچیک راه انداختیم،</i>

175
00:15:25,250 --> 00:15:26,550
{\an8}<i>و کارایی مثل این.</i>

176
00:15:26,630 --> 00:15:28,340
{\an8}<i>همین دور و برا برنامه اجرا می‌کردیم</i>
<i>و از این جور کارا.</i>

177
00:15:29,420 --> 00:15:32,220
<i>می‌دونی، اون موقع‌ها موسیقی «سول»</i>
<i>خیلی رو من تأثیر داشت.</i>

178
00:15:57,540 --> 00:15:59,450
<i>«جیمز براون» یکی از محبوب‌ترین‌هام بود،</i>

179
00:15:59,540 --> 00:16:01,960
<i>چون، می‌دونی،</i>
<i>صدای درامزش اصلاً معرکه بود.</i>

180
00:16:02,460 --> 00:16:04,290
<i>با خودم گفتم،</i>
<i>«باید همین صدا رو دربیارم.»</i>

181
00:16:13,340 --> 00:16:14,590
<i>۱۶ سالم که بود،</i>

182
00:16:14,680 --> 00:16:16,970
<i>رفتم اجرای یه گروه رو ببینم</i>
<i>که رابرت توش می‌خوند.</i>

183
00:16:17,760 --> 00:16:20,890
<i>کنسرت خیلی ردیف پیش رفت،</i>
<i>چون اون لعنتی کارش حرف نداشت.</i>

184
00:16:21,810 --> 00:16:23,440
<i>میونِ تماشاچی‌هایی که داشتن می‌دیدن،</i>

185
00:16:23,520 --> 00:16:27,110
{\an8}<i>یه یارویِ کله‌گنده و باجذبه بود</i>
<i>که یه دوست‌دخترِ جیگر هم همراهش بود.</i>

186
00:16:28,150 --> 00:16:30,400
{\an8}<i>بعدِ اجرا اومد خِرم رو چسبید</i>
<i>و بهم گفت،</i>

187
00:16:30,490 --> 00:16:32,110
{\an8}<i>«خب، کارت بدک نیست،</i>

188
00:16:32,200 --> 00:16:34,860
{\an8}«ولی اگه یه درامرِ درست‌وحسابی پشتت باشه،
خیلی بهتر می‌شی.»

189
00:16:35,490 --> 00:16:38,370
با خودم گفتم،
«یا خدا. باز شروع شد.»

190
00:16:40,330 --> 00:16:42,210
<i>اولین باری که</i>
<i>با هم ساز زدیم،</i>

191
00:16:42,290 --> 00:16:43,370
<i>حدوداً ۱۶ سالمون بود.</i>

192
00:16:43,460 --> 00:16:44,670
<i>واقعاً عالی بود.</i>

193
00:16:52,170 --> 00:16:53,510
<i>«جان» معرکه بود.</i>

194
00:16:54,010 --> 00:16:55,890
<i>واقعاً یه</i>
<i>درامرِ کله‌خر و خفن بود.</i>

195
00:16:57,100 --> 00:16:59,810
با تعجبِ تمام
فقط بر و بر نگاهش می‌کردم.

196
00:16:59,890 --> 00:17:02,730
اصلاً فوق‌العاده بود.

197
00:17:03,730 --> 00:17:06,480
<i>ولی به هرحال رقابت توی</i>
<i>کارهای محلی خیلی سنگین بود.</i>

198
00:17:06,560 --> 00:17:09,070
<i>یه مدتی رو می‌زدی به جاده</i>
<i>واسه تور و این حرف‌ها،</i>

199
00:17:09,150 --> 00:17:10,650
<i>و همه چی ردیف و گل و بلبل بود،</i>

200
00:17:10,730 --> 00:17:12,940
<i>بعد یهو،</i>
<i>نه دیگه خبری از اجرا بود، نه پول.</i>

201
00:17:13,030 --> 00:17:14,780
<i>برگشتی به همون‌جایی که</i>
<i>ازش شروع کردی، می‌دونی که.</i>

202
00:17:15,030 --> 00:17:17,530
یه بار، داشتیم
بنزین تموم می‌کردیم

203
00:17:18,200 --> 00:17:20,910
و مجبور شدم از یه ماشین دیگه
بنزین بکشم

204
00:17:20,990 --> 00:17:23,580
و وسط شب
پلیس مچم رو گرفت،

205
00:17:23,660 --> 00:17:26,170
در حالی که داشتم با یه تیکه شیلنگ
توی گالن بنزین می‌مکیدم.

206
00:17:26,250 --> 00:17:28,500
و اون هم اون عقب نشسته بود
و می‌لرزید،

207
00:17:29,420 --> 00:17:31,420
با خودش می‌گفت:
"پت چه غلطی قراره بکنه؟"

208
00:17:33,210 --> 00:17:36,180
<i>پت زنش شد،</i>
<i>و همیشه می‌گفت:</i>

209
00:17:36,260 --> 00:17:39,050
"حق نداری با اون
پلنتی بپری.

210
00:17:39,600 --> 00:17:41,100
"اون یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره."

211
00:17:50,320 --> 00:17:53,190
<i>۱۶ سالم بود که مدرسه رو ول کردم.</i>

212
00:17:53,440 --> 00:17:55,320
توی بیشتر امتحان‌هام رد شدم

213
00:17:55,490 --> 00:17:57,360
<i>چون کلِ شب رو توی یه کلوبی</i>
<i>داشتم ساز می‌زدم</i>

214
00:17:57,450 --> 00:17:59,570
<i>اونم درست شبِ امتحان نهایی‌م.</i>

215
00:17:59,660 --> 00:18:01,080
<i>و بابام می‌گفت:</i>

216
00:18:01,160 --> 00:18:04,040
"خب، می‌تونم برات یه کار
دفتری یه جایی جور کنم."

217
00:18:05,370 --> 00:18:07,710
"نه، نه. یه گروه پیدا می‌کنم بابا.
یه گروه پیدا می‌کنم."

218
00:18:07,790 --> 00:18:09,420
خلاصه، یه جایی توی لندن بود

219
00:18:09,500 --> 00:18:10,840
به اسم خیابون آرچر.

220
00:18:10,920 --> 00:18:12,880
<i>و هر دوشنبه صبح،</i>

221
00:18:12,960 --> 00:18:16,420
<i>همه‌ی نوازنده‌های محلی</i>
<i>واسه کار اونجا جمع می‌شدن.</i>

222
00:18:17,300 --> 00:18:19,760
منم بچه بودم و می‌رفتم اونجا.

223
00:18:19,840 --> 00:18:21,510
<i>هر دوشنبه صبح،</i>
<i>اونجا پلاس بودم.</i>

224
00:18:36,190 --> 00:18:38,660
<i>و کم‌کم با گروه‌های مختلف</i>
<i>قرارداد می‌بستم</i>

225
00:18:38,740 --> 00:18:40,450
<i>و وارد دنیای نوازندگی شدم.</i>

226
00:18:44,120 --> 00:18:47,460
{\an8}<i>اینم از جیمی پیج با گیتار الکتریکش.</i>

227
00:18:48,000 --> 00:18:50,170
{\an8}<i>این لس‌پال منه، «زیبای سیاه» من.</i>

228
00:18:50,250 --> 00:18:52,840
{\an8}<i>و این همون گیتاری بود که...</i>

229
00:18:52,920 --> 00:18:54,750
<i>بیشتر جلسات ضبطم رو باهاش راه انداختم.</i>

230
00:18:56,880 --> 00:18:58,840
<i>خب، اینم از این. داریم می‌ریم ببینیم...</i>

231
00:18:58,930 --> 00:19:01,970
<i>قراره با چه کوفتی روی اون پایه نُت روبرو بشم.</i>

232
00:19:14,570 --> 00:19:16,900
راستش اون روزا، جلسات ضبط خیلی حال می‌داد.

233
00:19:17,860 --> 00:19:20,070
<i>اوایل که شروع کردم، کارم به جایی رسید که کلی برنامه اجرا کردم...</i>

234
00:19:20,150 --> 00:19:21,450
<i>اونم همراه با جیمی.</i>

235
00:19:23,950 --> 00:19:26,700
{\an8}<i>جلسه ضبط «گلدفینگر» توی «اَبی رود» بود.</i>

236
00:19:26,830 --> 00:19:29,120
{\an8}<i>من و جیمی توی بخش ریتم بودیم.</i>

237
00:19:29,210 --> 00:19:30,540
{\an8}<i>یه ارکستر کامل اونجا بود...</i>

238
00:19:31,120 --> 00:19:32,330
و البته شرلی بسی.

239
00:19:36,550 --> 00:19:39,260
<i>عجب ابهتی داشت... فقط بودن توی اون فضا...</i>

240
00:19:39,340 --> 00:19:42,180
آخه می‌دونی، من اون موقع هنوز یه بچه بودم.

241
00:19:42,260 --> 00:19:44,800
با خودم می‌گفتم: «پشمام، این خودِ شرلی بسیه.»

242
00:19:44,890 --> 00:19:47,140
<i>موقع نواختن، قشنگ می‌دیدی‌ش.</i>

243
00:19:47,220 --> 00:19:49,480
سنگ تموم گذاشت.

244
00:19:50,640 --> 00:19:52,650
همین‌طوری. تماشاش واقعاً کیف داشت.

245
00:20:13,040 --> 00:20:16,590
<i>این استودیوها با یه انضباط بی‌رحمانه‌ای کار می‌کردن.</i>

246
00:20:17,250 --> 00:20:19,260
<i>نباید اون خری می‌بودی که گند می‌زنه...</i>

247
00:20:19,340 --> 00:20:21,010
<i>و باعث می‌شه کار به اضافه‌کاری بکشه.</i>

248
00:20:21,090 --> 00:20:22,550
معلومه دیگه، اگه سوتی می‌دادی...

249
00:20:22,630 --> 00:20:24,180
دیگه ریختت رو هم نمی‌دیدن.

250
00:20:36,940 --> 00:20:38,900
یه دفترچه یادداشت جیبی بود، مثل این،

251
00:20:38,980 --> 00:20:41,150
که همیشه با خودم اینور اونور می‌بردمش.

252
00:20:41,740 --> 00:20:44,910
تو جلسات ضبط با رولینگ استونز ساز زدم،

253
00:20:44,990 --> 00:20:46,990
دیوید بویی، پتولا کلارک...

254
00:20:47,080 --> 00:20:49,160
تو آلبوم‌های گروه کینکس بودم.

255
00:20:49,240 --> 00:20:51,200
اولین آلبوم گروه هو (The Who).

256
00:20:51,290 --> 00:20:53,540
<i>منظورم اینه که تو هر زمینه‌ای که فکر کنی دست داشتم.</i>

257
00:20:54,080 --> 00:20:56,040
ولی با بیتلز هیچ کاری نکردم.

258
00:21:23,700 --> 00:21:25,950
{\an8}<i>با داناوان کلی کار انجام دادم</i>

259
00:21:26,030 --> 00:21:28,780
{\an8}<i>و واقعاً از کار کردن باهاش لذت بردم.</i>

260
00:21:29,330 --> 00:21:32,000
{\an8}<i>میکی ماست هم تهیه‌کننده‌اش بود.</i>

261
00:21:34,540 --> 00:21:37,250
{\an8}<i>این جلسات عالی بودن چون می‌تونستم تماشا کنم</i>

262
00:21:37,330 --> 00:21:39,960
و می‌تونستم درباره چیزای مختلف سوال بپرسم،

263
00:21:40,040 --> 00:21:41,300
و واقعاً هم همین کار رو می‌کردم.

264
00:21:41,380 --> 00:21:44,090
کارم شده بود این که از مهندسای صدا بپرسم

265
00:21:44,170 --> 00:21:47,680
<i>که فلان افکت‌ها چطوری ساخته می‌شن، مثل اکو نواری و ریورب.</i>

266
00:21:47,760 --> 00:21:50,470
<i>و می‌شد دید که چطوری میکروفون‌گذاری می‌کنن</i>

267
00:21:50,560 --> 00:21:51,970
<i>سازهای مختلف رو.</i>

268
00:21:52,850 --> 00:21:54,680
<i>و در واقع، این همون کاری بود که از دستم برمی‌اومد.</i>

269
00:21:54,770 --> 00:21:56,600
یه جورایی اجازه داشتم این کارا رو بکنم.

270
00:21:56,690 --> 00:21:59,110
فقط این نبود، شانس این رو هم داشتم که سولو هم بزنم.

271
00:21:59,190 --> 00:22:00,440
خلاصه که خوب بود.

272
00:22:10,830 --> 00:22:11,830
<i>رفتم پیش میکی ماست</i>

273
00:22:11,910 --> 00:22:13,290
<i>و گفتم: «تنظیم‌کننده نمی‌خوای؟»</i>

274
00:22:13,540 --> 00:22:15,960
بهم گفت: «مگه تو...» گفتم: «آره، تنظیم هم انجام می‌دم.»

275
00:22:16,040 --> 00:22:18,120
«آره، همیشه.» و...

276
00:22:18,750 --> 00:22:20,960
راستش قبلاً واقعاً همچین کاری نکرده بودم.

277
00:22:21,040 --> 00:22:24,920
<i>ولی بابام همیشه بهم یاد داده بود هیچ‌وقت به کار نه نگم، خب؟</i>

278
00:22:25,550 --> 00:22:28,970
<i>رابطه‌ی کاری خیلی ردیفی هم باهاش داشتم.</i>

279
00:22:30,600 --> 00:22:33,390
{\an8}<i>عادت داشت با اون رولزرویس زردش...</i>
<i>از اون‌جا رد بشه...</i>

280
00:22:34,140 --> 00:22:36,270
{\an8}<i>...و یه صفحه‌ی دمو بندازه</i>
<i>تو صندوق پستیم.</i>

281
00:22:36,350 --> 00:22:40,400
روش نوشته بود: «خودت می‌دونی چی می‌خوایم.
امروز جمعه‌ست.» همین و بس.

282
00:22:40,980 --> 00:22:43,730
<i>هفت روزِ هفته، کلِ روز رو</i>
<i>داشتم تو استودیوها بیس می‌زدم.</i>

283
00:22:43,820 --> 00:22:45,690
<i>واسه همین مجبور بودم شب‌ها</i>
<i>تنظیم‌ها رو بنویسم.</i>

284
00:22:45,780 --> 00:22:47,490
<i>بعدشم ساعت ۹ صبح...</i>

285
00:22:47,570 --> 00:22:50,070
می‌رفتم سرِ ضبط
و آهنگ‌ها رو اجرا می‌کردم.

286
00:22:50,160 --> 00:22:53,200
<i>تمام تنظیم‌های «هرمنز هرمیتس»</i>
<i>کار من بود،</i>

287
00:22:53,280 --> 00:22:54,450
<i>و همین‌طور «دانووان»،</i>

288
00:22:55,290 --> 00:22:57,540
<i>و با «لولو» هم کلی</i>
<i>سر و کله زدم.</i>

289
00:22:57,660 --> 00:22:58,960
<i>چون کلِ تنظیم‌هاش رو</i>
<i>من انجام می‌دادم،</i>

290
00:22:59,040 --> 00:23:00,040
<i>اونم در کنار «میکی ماست».</i>

291
00:23:15,930 --> 00:23:17,680
{\an8}<i>حتی تو کارهای سینمایی هم باهاش بودم،</i>

292
00:23:17,770 --> 00:23:20,770
{\an8}<i>مثل فیلم «تقدیم با عشق»،</i>
<i>که تو آمریکا حسابی گل کرد.</i>

293
00:23:22,020 --> 00:23:24,610
{\an8}<i>این دیگه تهِ تهِ</i>
<i>بیزنس موسیقی حساب می‌شد.</i>

294
00:23:25,730 --> 00:23:27,740
<i>بابام بدجوری افتخار می‌کرد،</i>

295
00:23:28,240 --> 00:23:30,200
وقتی آدمایی که می‌شناخت
و قبولشون داشت،

296
00:23:30,280 --> 00:23:32,820
می‌اومدن... «اون‌روز "جان" رو فلان‌جا سرِ ضبط دیدم،

297
00:23:32,910 --> 00:23:35,490
«پسرش کارش درسته.
خیلی وارده، می‌دونی که.»

298
00:23:35,580 --> 00:23:36,660
و...

299
00:23:37,250 --> 00:23:38,410
حسابی به خودش می‌بالید.

300
00:23:42,290 --> 00:23:44,790
<i>اون دوران توی کلی باندهای</i>
<i>موسیقیِ مختلف ساز می‌زدم.</i>

301
00:23:45,960 --> 00:23:48,800
<i>و چند باری هم تو استودیوهای ضبط ماجراجویی کردم.</i>

302
00:23:48,880 --> 00:23:52,840
اما ننه بابام اصلاً از این کارا خوششون نمی‌اومد.

303
00:23:53,390 --> 00:23:57,470
راستش، وقتی اولین تِرکم رو واسه سی‌بی‌اس ضبط کردم،

304
00:23:58,180 --> 00:24:01,640
اونا اصلاً روحشون هم خبر نداشت، چون من...

305
00:24:02,730 --> 00:24:05,980
سرِ دوراهیِ موندن تو دنیای...

306
00:24:06,070 --> 00:24:07,360
درس و مشق و...

307
00:24:08,530 --> 00:24:11,030
گذروندنِ دوره‌ی کارآموزی...

308
00:24:12,700 --> 00:24:14,820
به عنوان یه حسابدار رسمی یا...

309
00:24:16,330 --> 00:24:18,660
زدن به دلِ دنیا و دنبالِ کار رفتن، گیر کرده بودم.

310
00:24:18,740 --> 00:24:19,910
منم زدم به جاده.

311
00:24:20,620 --> 00:24:22,170
با همه خداحافظی کردم و رفتم.

312
00:24:30,590 --> 00:24:33,340
{\an8}<i>می‌دونستم خواننده‌هایی هستن که از من قَدَرترن،</i>

313
00:24:33,430 --> 00:24:37,010
ولی من فقط اون وسط داشتم واسه خودم شانس امتحان می‌کردم.

314
00:24:38,310 --> 00:24:43,140
ردا می‌پوشیدم، صورتم رو رنگ می‌کردم، زنگوله می‌بستم و بساطِ عود و این حرفا...

315
00:24:44,310 --> 00:24:45,350
...فقط...

316
00:24:45,980 --> 00:24:48,400
{\an8}<i>رابرت بیشتر از هر کدوم از رفیقای دیگه‌م که اینجا دارم،</i>

317
00:24:48,480 --> 00:24:50,610
{\an8}<i>تو دردسر و شرّ و ور می‌افتاد، می‌فهمی که چی می‌گم.</i>

318
00:24:50,690 --> 00:24:51,900
{\an8}<i>خیلی مسخره‌ست، می‌دونی.</i>

319
00:24:53,070 --> 00:24:56,820
جان اومد بهم گفت: «خب، این بساط چیه دیگه؟»

320
00:24:57,910 --> 00:25:01,080
<i>منم گفتم: «آره، حق با توئه. واقعاً اینا واسه چیه؟»</i>

321
00:25:01,160 --> 00:25:02,790
<i>آخرای سال ۶۷ بود.</i>

322
00:25:02,870 --> 00:25:04,580
<i>دوباره دور هم جمع شدیم</i>

323
00:25:04,670 --> 00:25:06,920
<i>و ساز زدنمون به طرز خیره‌کننده‌ای عالی پیش رفت.</i>

324
00:25:22,430 --> 00:25:24,690
<i>اینطوری شد که گروه «بند آو جوی» رو راه انداختیم.</i>

325
00:25:24,850 --> 00:25:27,480
می‌خواستیم موسیقی بلوز رو با سایکدلیک قاطی کنیم.

326
00:25:27,560 --> 00:25:30,360
ما می‌خواستیم بخشی از اون جنبشِ بزرگ باشیم.

327
00:25:30,440 --> 00:25:32,030
توی کلوپ "فرانک فریمن" اجرا داشتیم.

328
00:25:32,110 --> 00:25:33,900
<i>توی "میدل اِرثِ" لندن</i>
<i>ساز می‌زدیم.</i>

329
00:25:35,240 --> 00:25:38,200
<i>رفتیم سمت "تین پَن اَلی"</i>
<i>و آهنگ "مِموری لِین" رو ضبط کردیم،</i>

330
00:25:38,740 --> 00:25:41,620
<i>که اولین ماجراجوییِ من</i>
<i>توی آهنگ‌سازی بود.</i>

331
00:25:42,830 --> 00:25:44,540
<i>متأسفانه هیچ‌وقت نشد پخشش کنیم.</i>

332
00:25:45,290 --> 00:25:46,920
خیلیا هم ازمون خوششون نمی‌اومد.

333
00:25:47,460 --> 00:25:49,630
ولی خودمون با خودمون حال می‌کردیم.

334
00:26:17,570 --> 00:26:19,490
<i>پَت سرِ جان داد می‌کشید</i>
<i>و می‌گفت:</i>

335
00:26:19,570 --> 00:26:21,410
"بهت گفته بودم
دوروبرِ اون نپلک.

336
00:26:21,950 --> 00:26:23,200
"اون تو رو به هیچ‌جا نمی‌رسونه."

337
00:26:23,290 --> 00:26:25,830
این شد که راهشو کج کرد و با "تیم رُز" رفت

338
00:26:25,910 --> 00:26:28,370
و آهنگای "آی گات اِ لونلی‌نِس"
و "مورنینگ دیو" رو اجرا کرد.

339
00:26:28,750 --> 00:26:30,420
<i>واقعیتش اینه که اون موقع‌ها</i>
<i>اوضاع همین‌جوری بود.</i>

340
00:26:31,040 --> 00:26:33,880
{\an8}<i>آخه اون موقع یه بچه داشتیم. واسه همین</i>
<i>مجبور بودی بری توی یه گروهِ حرفه‌ای کار بگیری</i>

341
00:26:33,960 --> 00:26:35,970
{\an8}<i>تا یه قرون دوزار پول</i>
<i>گیرت بیاد</i>

342
00:26:36,050 --> 00:26:37,380
{\an8}<i>که بشه باهاش یه جورایی</i>
<i>زندگی رو چرخوند.</i>

343
00:26:38,300 --> 00:26:41,930
همه جا از چشم
افتاده بودم.

344
00:26:43,310 --> 00:26:44,930
اوضاع اون موقع‌ها
واسم خیلی خیط بود.

345
00:26:45,600 --> 00:26:49,520
یه چمدون قهوه‌ای داشتم
و یه مشت پنی‌سیلین،

346
00:26:49,600 --> 00:26:51,310
آواره و بی‌خانمان بودم.
جایی واسه زندگی نداشتم.

347
00:26:51,400 --> 00:26:52,400
واسه همین من...

348
00:26:53,900 --> 00:26:56,400
با یه گروه به اسم "آبس-توییدل"
یه اجرا گرفتم.

349
00:27:07,370 --> 00:27:09,540
کاملاً قبولم کرده بودن

350
00:27:09,620 --> 00:27:12,000
<i>توی دنیایِ</i>
<i>نوازنده‌های استودیویی.</i>

351
00:27:12,540 --> 00:27:15,670
<i>داشتم همون کارایی رو می‌کردم</i>
<i>که همه‌ی...</i>

352
00:27:15,760 --> 00:27:19,050
<i>پیش‌کسوت‌های واقعی اون موقع که من وارد شدم، انجام می‌دادن.</i>

353
00:27:19,130 --> 00:27:20,430
مثلاً موزاک.

354
00:27:20,510 --> 00:27:23,510
موزاک همون چیزیه که بهش می‌گن،
موسیقی آسانسوری.

355
00:27:23,600 --> 00:27:25,350
می‌دونی چی می‌گم؟

356
00:27:25,430 --> 00:27:29,140
خیلی خیلی سخته که

357
00:27:29,230 --> 00:27:30,440
یه جلسه‌ی ضبط موزاک داشته باشی،

358
00:27:30,520 --> 00:27:32,310
چون یه طومار موسیقی جلوته

359
00:27:32,400 --> 00:27:34,570
و هی باید ورق بزنی و بزنی،

360
00:27:34,650 --> 00:27:35,730
و باز ورق بزنی و بزنی.

361
00:27:36,110 --> 00:27:38,570
اینکه بخوای واقعاً تا نیمه راه رو بری

362
00:27:38,650 --> 00:27:41,530
بدون اینکه حالت به‌هم بخوره،
خودش یه معجزه بود.

363
00:27:41,610 --> 00:27:44,410
واسه همین فهمیدم

364
00:27:44,910 --> 00:27:47,410
که دیگه وقتشه یه جورایی از اون فضا بیام بیرون.

365
00:27:47,500 --> 00:27:51,000
همه‌ی رفیقام، مثل اریک و جف، همه‌شون توی گروه بودن

366
00:27:51,080 --> 00:27:52,790
و حسابی بهشون خوش می‌گذشت.

367
00:27:52,880 --> 00:27:54,920
با خودم گفتم: «من کلی هنر دارم

368
00:27:55,000 --> 00:27:56,590
که واقعاً می‌خوام رو کنم.»

369
00:27:57,420 --> 00:27:58,960
<i>و جف بک گفت:</i>

370
00:27:59,050 --> 00:28:01,760
<i>«خیلی عالی می‌شه اگه</i>
<i>بیای توی گروه یاردبردز.»</i>

371
00:28:01,840 --> 00:28:03,970
اون موقع بود که فکر کردم: «اگه فرصتشو داشتی،

372
00:28:04,050 --> 00:28:05,600
واقعاً دلت می‌خواست چطوری ساز بزنی؟»

373
00:28:05,680 --> 00:28:08,600
«خیلی خب. انجامش بده. همین حالا.
این همون فرصتیه که منتظرش بودی.»

374
00:28:34,830 --> 00:28:37,000
رفتن توی یاردبردز با جف،

375
00:28:37,090 --> 00:28:38,170
مثل تور رفتن با یه رفیق بود.

376
00:28:38,250 --> 00:28:39,960
و خلاصه، داشتیم حسابی صفا می‌کردیم.

377
00:28:40,760 --> 00:28:43,130
اما وسطای تورِ آمریکا،

378
00:28:43,220 --> 00:28:46,140
باند رو ول کرد و رفت، منم بدجوری کپ کرده بودم.

379
00:28:46,930 --> 00:28:51,640
ولی خب، یه فرصت شد تا یه مسیرِ کاملاً جدید رو امتحان کنم.

380
00:28:51,730 --> 00:28:54,400
اینطوری شد که خودم شدم نوازنده اولِ گیتار.

381
00:29:01,900 --> 00:29:04,240
دیگه هیچ‌کی محلِ سگ هم به «یاردبِردز» نمی‌داد،

382
00:29:04,320 --> 00:29:06,120
اونم اینجا، توی خودِ انگلیس.

383
00:29:06,200 --> 00:29:09,580
واسه همین شروع کردیم به جمع کردنِ طرفدارای زیرزمینی

384
00:29:09,660 --> 00:29:10,870
توی آمریکا.

385
00:29:11,620 --> 00:29:15,500
خیلی حال می‌داد، اصلاً یه وضعی بود،

386
00:29:15,580 --> 00:29:19,000
تازه داشتیم با حال و هوای موسیقیِ «وست‌کوست» رفیق می‌شدیم.

387
00:29:26,300 --> 00:29:28,220
اما گیرِ «میکی ماست» افتاده بودیم،

388
00:29:28,300 --> 00:29:29,760
که تهیه‌کننده‌مون بود،

389
00:29:30,260 --> 00:29:32,680
بخاطر همین مجبور بودیم یه مُشت تک‌آهنگِ مزخرف ضبط کنیم

390
00:29:32,770 --> 00:29:35,560
واسه رادیوهای AM، همون رادیو پاپیا،

391
00:29:36,190 --> 00:29:39,360
منم دیگه اصلاً تو نَخِ تک‌آهنگ ساختن نبودم.

392
00:29:40,770 --> 00:29:42,150
وقتی آمریکا بودم

393
00:29:42,230 --> 00:29:44,700
و دیدم که رادیوهای زیرزمینیِ FM دارن جون می‌گیرن،

394
00:29:44,780 --> 00:29:47,450
همونایی که کلِ یه طرفِ آلبوم رو پخش می‌کردن...

395
00:29:47,530 --> 00:29:51,160
می‌دونستم که راهِ درست برای آینده همینه.

396
00:29:51,700 --> 00:29:53,410
برنامه‌ام همین بود.

397
00:29:53,500 --> 00:29:55,710
که آلبومایی بسازم که پخش بشن،

398
00:29:55,790 --> 00:29:58,500
کلِ یه طرفِ صفحه، توی ایستگاه‌های FM.

399
00:30:05,760 --> 00:30:07,760
این صدای جدید برای «یاردبِردز» رو

400
00:30:07,840 --> 00:30:09,600
از قبل توی سرم ردیف کرده بودم.

401
00:30:09,680 --> 00:30:13,140
از قبل دقیقاً می‌دونستم از نظر نوازندگی گیتار می‌خوام چیکار کنم،

402
00:30:13,220 --> 00:30:15,100
<i>واسه اون چیزای جدیدی که تو سرم بود،</i>

403
00:30:15,180 --> 00:30:16,480
<i>مثل آهنگ «گیج و منگ»،</i>

404
00:30:16,560 --> 00:30:19,480
<i>که از «جیک هلمز» الهام گرفته شده بود.</i>

405
00:30:44,090 --> 00:30:47,680
<i>اون گیتار رو «جف بک» بهم داده بود.</i>

406
00:30:48,340 --> 00:30:51,220
<i>خودم رنگش کردم. به اون گیتار قداست دادم.</i>

407
00:30:52,560 --> 00:30:56,100
این همون گیتاریه که تا تهِ خط باهامه،

408
00:30:56,850 --> 00:31:00,940
مثل «اکس‌کالیبور»، همون شمشیر افسانه‌ای.

409
00:31:15,830 --> 00:31:18,910
<i>تو لس‌آنجلس رفتم پیش یه فال‌گیر.</i>

410
00:31:19,830 --> 00:31:21,670
<i>کف‌بینه بهم گفت:</i>

411
00:31:22,080 --> 00:31:25,590
«به‌زودی یه تصمیمی می‌گیری

412
00:31:25,670 --> 00:31:27,510
که کلاً مسیر زندگیت رو عوض می‌کنه.»

413
00:31:28,050 --> 00:31:31,640
کلاً دو سه روز بعدِ اون فال‌گیری، یه جلسه‌ای جور شد،

414
00:31:32,220 --> 00:31:33,390
که بقیه اعضای گروه گفتن:

415
00:31:33,470 --> 00:31:34,680
«دیگه تمومه. می‌خوایم کرکره رو بکشیم پایین.»

416
00:31:36,520 --> 00:31:37,730
<i>خدایی شوکه شدم.</i>

417
00:31:40,940 --> 00:31:44,820
<i>بلافاصله با خودم گفتم: «خوب، حالا دیگه می‌دونم باید چیکار کنم.</i>

418
00:31:44,900 --> 00:31:46,360
می‌خوام گروهِ خودم رو راه بندازم،

419
00:31:46,440 --> 00:31:48,740
و دقیقاً هم می‌دونم می‌خوام باهاش چه غلطی بکنم.»

420
00:31:49,360 --> 00:31:52,280
<i>فقط باید یه خواننده کله‌گنده پیدا می‌کردم.</i>

421
00:31:52,820 --> 00:31:54,990
<i>یه خواننده‌ای بود به اسم «تری رید».</i>

422
00:31:55,080 --> 00:31:56,540
<i>بدجور چشمم رو گرفته بود</i>

423
00:31:56,620 --> 00:31:58,910
<i>و با خودم گفتم: «خودِ خودشه، می‌رم سراغش.»</i>

424
00:31:59,620 --> 00:32:02,830
{\an8}<i>از «پیتر گرنت» خواستم آمار «تری رید» رو برام دربیاره.</i>

425
00:32:03,710 --> 00:32:06,000
{\an8}<i>«پیتر گرنت» مدیر برنامه‌های گروه «یاردبردز» بود.</i>

426
00:32:06,090 --> 00:32:08,090
{\an8}دمش گرم، واقعاً بهم ایمان داشت.

427
00:32:08,170 --> 00:32:10,220
قضیه اینه که وقتی گروه‌ «یاردبردز» از هم پاشید،

428
00:32:10,340 --> 00:32:11,930
گفتم: «خب، می‌خوام یه گروه جدید راه بندازم.»

429
00:32:12,010 --> 00:32:14,720
اونم پای کار بود. می‌دونی؟ گفت «عالیه»، می‌فهمی چی می‌گم؟

430
00:32:14,800 --> 00:32:16,350
و گفت «هر کمکی از دستم بربیاد دریغ نمی‌کنم.»

431
00:32:16,930 --> 00:32:20,270
پیتر گرنت و میکی ماست توی یه دفتر کار می‌کردن،

432
00:32:20,890 --> 00:32:22,600
دوتا میز داشتن،

433
00:32:22,690 --> 00:32:25,730
که تقریباً روبروی همدیگه اون‌ورِ اتاق بود.

434
00:32:27,070 --> 00:32:29,070
<i>بعدش چیزی که شنیدم این بود:</i>

435
00:32:29,150 --> 00:32:32,200
<i>«بدبختانه تری رید برای اجرای تک‌نفره</i>
<i>قرارداد بسته،</i>

436
00:32:32,280 --> 00:32:33,320
<i>اونم با میکی ماست.»</i>

437
00:32:33,410 --> 00:32:34,740
و منم... «جدی؟»

438
00:32:35,320 --> 00:32:36,780
- داغِ داغه؟
- آره، آمارشو دارم.

439
00:32:36,870 --> 00:32:38,120
- واسه تو.
- ردیفه.

440
00:32:38,200 --> 00:32:39,660
با خودم گفتم: «پسر، این دیگه تهِ بی‌رحمیه.»

441
00:32:39,750 --> 00:32:42,080
اما با این حال، تری رید پیشنهاد داد

442
00:32:42,160 --> 00:32:44,630
<i>یه خواننده اهل «میدلندز» که توی یه گروه</i>
<i>به اسم «آبس-تویدل» بود رو ببینیم.</i>

443
00:32:44,710 --> 00:32:45,710
<i>و من با خودم فکر کردم،</i>

444
00:32:45,790 --> 00:32:47,800
<i>«چه اسم عجیبی. یه جوریه.»</i>

445
00:32:48,420 --> 00:32:50,710
اون و پیتر گرنت اومدن که منو زیر نظر بگیرن.

446
00:32:52,090 --> 00:32:55,140
ازم پرسید می‌دونم رابرت پلنت رو کجا می‌شه پیدا کرد؟

447
00:32:56,350 --> 00:32:58,720
منم گفتم: «آره، همین‌جا روبروت وایساده.»

448
00:32:59,220 --> 00:33:03,020
داشت یه سری آوازهای بداهه فوق‌العاده می‌خوند

449
00:33:03,100 --> 00:33:04,600
<i>و به نظرم واقعاً معرکه بودن.</i>

450
00:33:04,690 --> 00:33:06,730
<i>واسه همین دعوتش کردم خونه‌م.</i>

451
00:33:07,480 --> 00:33:09,650
متأسفانه هنوز جایی واسه زندگی نداشتم.

452
00:33:10,150 --> 00:33:13,530
<i>واسه همین چمدونم رو برداشتم</i>
<i>و با قطار رفتم پنگ‌بورن</i>

453
00:33:13,610 --> 00:33:15,280
<i>و درِ یه خونه دیگه رو زدم.</i>

454
00:33:16,740 --> 00:33:18,740
<i>آره. خیلی</i>
<i>با هم چفت شده بودیم.</i>

455
00:33:18,830 --> 00:33:21,950
داشت یه جورایی
بین صفحه‌هام می‌گشت...

456
00:33:22,040 --> 00:33:23,410
«این یکی رو دارم.» می‌دونی چی می‌گم؟

457
00:33:23,500 --> 00:33:25,960
<i>و نسخه «جوان بائز» رو</i>
<i>براش گذاشتم</i>

458
00:33:26,040 --> 00:33:27,580
<i>از آهنگ «عزیزم، دارم ترکت می‌کنم»</i>

459
00:33:27,670 --> 00:33:31,170
<i>و گفتم: «خب، اگه بتونی</i>
<i>اون نت‌های بالا رو بخونی،</i>

460
00:33:31,260 --> 00:33:33,170
<i>«یه تنظیم دارم</i>
<i>که قشنگ باهاش جفت‌وجور می‌شه.»</i>

461
00:33:33,260 --> 00:33:36,300
و واقعاً، واقعاً
مثل چرخ‌دنده تو هم چفت شدن.

462
00:33:36,390 --> 00:33:37,470
معرکه بود.

463
00:33:37,550 --> 00:33:40,350
محشر آواز می‌خوند.

464
00:33:52,570 --> 00:33:54,820
می‌فهمیدیم که
یه خبرایی تو راهه.

465
00:33:56,030 --> 00:33:58,450
می‌تونستم این حس و حال رو
دور و برم حس کنم.

466
00:33:59,530 --> 00:34:03,450
<i>گیتار زدنِ جیمی</i>
<i>فوق‌العاده بود. خیره‌کننده بود.</i>

467
00:34:06,710 --> 00:34:07,880
<i>بعد جیمی بهم گفت:</i>

468
00:34:07,960 --> 00:34:10,040
<i>«خب، یه درامر</i>
<i>واسه این کار در نظر گرفتیم.»</i>

469
00:34:10,210 --> 00:34:12,710
و قبل از اینکه حرفش رو ادامه بده،
گفتم: «یه لحظه صبر کن.

470
00:34:12,800 --> 00:34:14,670
«هیچ درامری تو
این کره خاکی نیست

471
00:34:14,760 --> 00:34:17,260
«که بشه با جان بونهام مقایسه‌ش کرد.

472
00:34:17,680 --> 00:34:19,140
<i>«اون بی‌نظیره.»</i>

473
00:34:19,470 --> 00:34:21,100
<i>داشت با «تیم رز» می‌نواخت.</i>

474
00:34:21,680 --> 00:34:23,220
<i>جیمی گفت: «خب،</i>
<i>اگه این‌طوریه،</i>

475
00:34:23,310 --> 00:34:24,810
<i>«بزن بریم ببینیمش.»</i>

476
00:34:24,890 --> 00:34:28,350
بهش گفتم: «جان، باید نوازندگی جیمی رو بشنوی.»

477
00:34:28,440 --> 00:34:31,320
«کارش حرف نداره.» جان گفت: «عمراً.»

478
00:34:32,020 --> 00:34:33,900
بهش گفتم: «مگه خل شدی؟»

479
00:34:33,980 --> 00:34:37,570
«نمی‌خوای که وقتتو با این کارا تلف کنی، فولک الکتریک بزنی.»

480
00:34:38,200 --> 00:34:40,780
«بیا با من.» گفت: «پت منو تیکه‌تیکه می‌کنه.»

481
00:34:40,870 --> 00:34:42,280
«این حرفو نزن.»

482
00:34:42,370 --> 00:34:44,450
گفتم: «خودم با پت و مامانت حرف می‌زنم.»

483
00:34:47,290 --> 00:34:51,080
<i>زنم، مو، یه جا خونده بود که</i> <i>«جیمی داره یه گروه راه می‌ندازه.»</i>

484
00:34:51,630 --> 00:34:53,050
<i>«باید یه زنگی بهش بزنی.»</i>

485
00:34:53,550 --> 00:34:54,920
«ببین نوازنده گیتار بیس نمی‌خواد؟»

486
00:34:55,010 --> 00:34:56,130
مثلاً گفتم: «نه، نمی‌تونم...»

487
00:34:56,220 --> 00:34:58,090
«این کارو دارم، اون کارو دارم.»

488
00:34:58,180 --> 00:34:59,840
«اینا هستن... آلبوما هستن...»

489
00:34:59,930 --> 00:35:01,800
اون گفت: «نه.» پاشو کرد تو یه کفش.

490
00:35:01,890 --> 00:35:04,770
«لطفاً یه زنگ بهش بزن.» منم زنگ زدم.

491
00:35:05,350 --> 00:35:08,230
و گفتم: «سلام جیم. شنیدم داری یه باند ردیف می‌کنی.»

492
00:35:08,310 --> 00:35:09,600
گفت: «آره، آره.»

493
00:35:09,690 --> 00:35:11,730
گفتم: «نوازنده بیس نمی‌خوای؟»

494
00:35:11,810 --> 00:35:13,650
گفت: «خب، راستش آره.»

495
00:35:13,730 --> 00:35:15,820
«ولی یه مشکلی هست.» گفتم: «چه مشکلی؟»

496
00:35:15,900 --> 00:35:18,490
گفت: «خب، درامر داره با تیم رُز ساز می‌زنه»

497
00:35:18,570 --> 00:35:21,530
«و هفته‌ای ۴۰ پوند می‌گیره. می‌تونیم رو دستش بلند شیم؟»

498
00:35:24,120 --> 00:35:26,200
خلاصه تصمیم گرفتیم که آره، لابد می‌تونیم.

499
00:35:28,040 --> 00:35:31,540
<i>پیتر گرانت تونست یه جای تمرین دو ساعته</i>

500
00:35:31,630 --> 00:35:32,790
{\an8}<i>توی خیابون جرارد ردیف کنه.</i>

501
00:35:33,590 --> 00:35:37,550
{\an8}<i>خلاصه همه‌مون رسیدیم اونجا و</i>
<i>منم وسایلمو چیده بودم.</i>

502
00:35:37,630 --> 00:35:40,430
{\an8}جان پاول جونز هم با کل دم و دستگاهِ
نوازندگیش اونجا بود،

503
00:35:40,510 --> 00:35:42,550
و جان هم درامزش رو آورده بود.

504
00:35:42,640 --> 00:35:45,310
<i>واقعاً تا چشم کار می‌کرد</i>
<i>فقط آمپلی‌فایر چیده بودن</i>

505
00:35:45,390 --> 00:35:47,430
<i>و ما هم یکیشو ورداشتیم و...</i>

506
00:35:47,520 --> 00:35:49,850
«سلام، چطوری؟»
«ردیفه.» می‌دونی که؟

507
00:35:49,940 --> 00:35:51,770
«من فلانی‌ام.
اونم فلان‌کسه.»

508
00:35:52,770 --> 00:35:55,690
{\an8}<i>واقعاً دیدنِ جان پاول و جیمی</i>
<i>خیلی عجیب و غریب بود.</i>

509
00:35:55,770 --> 00:35:57,280
{\an8}<i>می‌دونی، با اون سابقه‌ای</i>
<i>که من داشتم،</i>

510
00:35:57,360 --> 00:35:59,150
{\an8}<i>یه جورایی فکر می‌کردم</i>
<i>همش شوخیه،</i>

511
00:35:59,240 --> 00:36:01,280
{\an8}<i>که برام تلگراف و اینا</i>
<i>می‌فرستادن، می‌فهمی که.</i>

512
00:36:01,360 --> 00:36:03,660
<i>شانس اینو داشتم که یکی از</i>
<i>اعضای «یاردبردز» بشم.</i>

513
00:36:03,740 --> 00:36:05,620
<i>مثل یه هدیه از غیب بود،</i>
<i>مگه نه؟</i>

514
00:36:06,160 --> 00:36:08,450
گفتم اولین قطعه‌ای
که می‌خوام اجرا کنیم

515
00:36:09,080 --> 00:36:10,410
آهنگ Train Kept A-Rollinـه.

516
00:36:10,500 --> 00:36:12,460
<i>Train Kept A-Rollin.</i>
«بلدیش؟»

517
00:36:12,540 --> 00:36:15,750
گفتم: «نه.»
اونم گفت: «خب، یه ۱۲ میزانیه.»

518
00:36:16,630 --> 00:36:18,920
«این ریف رو داره.»
«اوکی، بشمار بریم.»

519
00:36:19,010 --> 00:36:20,260
و همون شد.

520
00:36:20,920 --> 00:36:22,680
و یهو اتاق منفجر شد.

521
00:36:22,760 --> 00:36:25,260
همین‌طور می‌زدیم و
وسطش تکنوازی می‌کردیم

522
00:36:25,350 --> 00:36:28,140
و باقی قضایا،
رابرت هم داشت بداهه می‌خوند.

523
00:36:28,220 --> 00:36:29,980
تا حالا همچین چیزی
به عمرم نشنیده بودم.

524
00:36:30,060 --> 00:36:31,770
منتظر یه خواننده «سولِ»
خفن و باکلاس بودم

525
00:36:31,850 --> 00:36:34,440
ولی با یه روانی طرف شدم
که فقط جیغ می‌کشید

526
00:36:35,400 --> 00:36:37,900
با اون صدای معرکه‌ش و اون گستره‌ی صوتی فوق‌العاده‌ش.

527
00:36:38,070 --> 00:36:39,900
می‌دونی، با خودم گفتم: «اون بالا داری چه غلطی می‌کنی؟»

528
00:36:39,990 --> 00:36:41,700
«پسر، خودت رو داغون می‌کنی.»

529
00:36:41,780 --> 00:36:44,910
خیلی کوبنده بود، چون به نظر می‌رسید...

530
00:36:46,030 --> 00:36:47,990
همون چیزیه که کل عمرم منتظرش بودم.

531
00:36:48,080 --> 00:36:49,620
راستش خیلی خجالتی بودم.

532
00:36:49,700 --> 00:36:52,250
تو یه همچین موقعیتی، بهترین کار اینه که...

533
00:36:52,330 --> 00:36:54,580
زیاد حرف نزنی و فقط سفت و سخت به کارت بچسبی...

534
00:36:54,670 --> 00:36:56,380
و یه جورایی از همه چی سر دربیاری، همچین چیزی.

535
00:36:56,460 --> 00:36:58,000
خب، چون من نوازنده بیس بودم،

536
00:36:58,090 --> 00:37:00,050
اونم لابد داشت به همین فکر می‌کرد،

537
00:37:00,130 --> 00:37:01,670
می‌دونی، آخه بخش ریتم...

538
00:37:01,760 --> 00:37:04,430
واقعاً موجودات خیلی حساسی هستن...

539
00:37:07,140 --> 00:37:10,680
فقط لازم بود بدونم که می‌تونیم با هم مچ بشیم یا نه.

540
00:37:10,850 --> 00:37:13,020
اولین باری که با هم زدیم، می‌دونی،

541
00:37:13,100 --> 00:37:15,020
قشنگ معلوم بود که قراره یه گروه خفن بشیم.

542
00:37:15,100 --> 00:37:16,730
می‌دونی، بدون اینکه بخوایم الکی پز بدیم یا خودنمایی کنیم.

543
00:37:18,690 --> 00:37:19,900
ولی من هستم.

544
00:37:21,990 --> 00:37:23,200
محشر بود.

545
00:37:23,280 --> 00:37:27,280
وقتی بالاخره کار تموم شد، کاملاً ایمان داشتم...

546
00:37:27,370 --> 00:37:30,950
که همه می‌دونستن این تجربه، زندگیشون رو زیر و رو می‌کنه.

547
00:37:31,040 --> 00:37:33,040
و فکر کنم اونقدر انرژی جنبشی تو فضا بود،

548
00:37:33,120 --> 00:37:36,120
اونقدر انرژی که لازم بود واسه همه تخلیه بشه.

549
00:37:36,210 --> 00:37:37,500
«بیا ببریمش مرحله بعد...»

550
00:37:37,580 --> 00:37:39,090
«بیا ببریمش پانگ‌بورن.»

551
00:37:50,560 --> 00:37:52,520
<i>پنگ‌بورن لبِ رودخونه تیمزه.</i>

552
00:37:53,020 --> 00:37:56,100
<i>یادمه اولین باری که چشمم به این خونه‌قایقی خورد،</i>

553
00:37:56,190 --> 00:37:58,360
<i>پیش خودم گفتم: «آخرشه، جادویِ خالصه.»</i>

554
00:37:58,900 --> 00:38:00,520
<i>فاز و حالِ خیلی خوبی داشت.</i>

555
00:38:00,610 --> 00:38:03,990
<i>قشنگ یه کانونِ خلاقیت بود واسه خودش.</i>

556
00:38:04,360 --> 00:38:05,700
<i>این همون خونه‌ایه که توش زندگی می‌کردم،</i>

557
00:38:05,780 --> 00:38:08,320
<i>از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰.</i>

558
00:38:09,030 --> 00:38:12,370
اولِ کار رفتیم طبقه بالای خونه بساط کردیم.

559
00:38:12,450 --> 00:38:14,250
اون بالا، همون‌جا که پنجره‌ها هستن،

560
00:38:14,330 --> 00:38:15,500
یه اتاقِ نسبتاً گُنده هست،

561
00:38:15,580 --> 00:38:18,500
که اون‌جا تمرین می‌کردیم.

562
00:38:24,380 --> 00:38:27,630
ویویِ رودخونه رو داشتیم. معرکه بود.

563
00:38:27,720 --> 00:38:29,970
<i>تازه داشتیم با هم جفت‌وجور می‌شدیم</i>

564
00:38:30,050 --> 00:38:31,300
<i>و حسابی جون می‌کندیم.</i>

565
00:38:31,390 --> 00:38:32,510
<i>اهلِ لش‌بازی و تنبلی نبودیم.</i>

566
00:38:32,600 --> 00:38:34,390
دنبال این نبودیم که خودمونو تو تلویزیون نشون بدیم.

567
00:38:34,470 --> 00:38:37,310
همه بدجوری تشنه‌یِ ساز زدن بودیم.

568
00:38:37,390 --> 00:38:40,190
داشتیم رو آهنگ‌های آلبوم کار می‌کردیم،

569
00:38:40,690 --> 00:38:43,730
و یه سری قطعاتِ دیگه رو هم اضافه کردیم

570
00:38:43,820 --> 00:38:45,570
که لیستِ اجرا رو پر کنه.

571
00:38:46,610 --> 00:38:49,200
<i>چندین روز پشت‌سرهم تمرین می‌کردیم،</i>

572
00:38:49,280 --> 00:38:50,990
<i>و صدا هم که وحشتناک بلند بود.</i>

573
00:38:51,780 --> 00:38:53,790
<i>قشنگ صداش می‌پیچید. تا همین‌جا هم می‌رسید.</i>

574
00:38:53,870 --> 00:38:56,660
منتظر بودم یکی بیاد بکوبه به در

575
00:38:56,750 --> 00:38:58,420
<i>و شاکی بشه، ولی هیچ‌کی نیومد.</i>

576
00:39:06,510 --> 00:39:08,300
<i>خیلی سریع با هم چفت شدیم</i>

577
00:39:08,380 --> 00:39:10,180
<i>چون از قبل یه جورایی یه تور</i>

578
00:39:10,260 --> 00:39:12,100
<i>واسه گروه «یاردبردز» ردیف شده بود،</i>

579
00:39:12,260 --> 00:39:14,560
<i>که چند تا اجرای کوتاه توی اسکاندیناوی بود.</i>

580
00:39:14,640 --> 00:39:16,890
شانس ما بود که، بگو خب،

581
00:39:16,980 --> 00:39:18,390
این توره جور شد و ما هم رفتیم تو کارش.

582
00:39:18,810 --> 00:39:20,850
<i>اینجوری می‌تونستیم بریم اونجا و از فرصتِ</i>

583
00:39:20,940 --> 00:39:22,440
<i>ساز زدن جلوی ملت استفاده کنیم،</i>

584
00:39:22,520 --> 00:39:24,480
<i>اونم دور از لندن و اون همه داستان و دم و دستگاه.</i>

585
00:39:25,980 --> 00:39:27,820
{\an8}<i>خلاصه شال و کلاه کردیم سمت اسکاندیناوی</i>

586
00:39:27,900 --> 00:39:30,320
{\an8}<i>واسه اولین کنسرت‌مون به عنوان «یاردبردز».</i>

587
00:39:31,320 --> 00:39:32,780
<i>سوار هواپیما شدیم،</i>

588
00:39:32,870 --> 00:39:34,450
<i>من و جان هم کنار هم نشستیم</i>

589
00:39:34,530 --> 00:39:35,870
<i>و سیگار دود می‌کردیم،</i>

590
00:39:35,950 --> 00:39:38,160
<i>و خروار خروار ظروف نقره می‌دیدیم،</i>

591
00:39:38,250 --> 00:39:39,920
<i>چاقو و چنگال‌هایی که جلوی رومون بود.</i>

592
00:39:40,420 --> 00:39:42,250
چیزایی که در حالت عادی پاتک می‌زدیم و می‌دزدیدیم

593
00:39:42,330 --> 00:39:43,880
اونجا تا دلت بخواد ریخته بود.

594
00:39:44,500 --> 00:39:46,590
حتی نمی‌شد همه‌شون رو توی ساک‌هامون بچپونیم

595
00:39:46,670 --> 00:39:48,720
که بدون کمک کسی از هواپیما پیاده‌شون کنیم.

596
00:39:48,800 --> 00:39:51,130
معرکه بود. همه‌چی ردیف بود.

597
00:39:51,220 --> 00:39:53,760
مشروب، تونیک، ملت.

598
00:39:54,510 --> 00:39:56,520
آدم‌هایی که مهربون و تو دل برو بودن.

599
00:39:57,270 --> 00:39:59,520
تهویه مطبوع... خلاصه زدیم به چاک.

600
00:40:00,020 --> 00:40:01,850
چون نمی‌شد... مگه کار دیگه‌ای هم می‌شد کرد؟

601
00:40:03,400 --> 00:40:05,020
اون موقع دیگه نمی‌شد برگردی پیش مامانی.

602
00:40:10,700 --> 00:40:14,200
{\an8}<i>وقتی به همکارام</i>
<i>و آدمایی که برام کار می‌تراشیدن گفتم</i>

603
00:40:14,280 --> 00:40:16,160
<i>که می‌خوام قید کارای پروژه‌ای رو بزنم،</i>

604
00:40:16,240 --> 00:40:18,410
<i>و برم توی یه</i>
<i>گروه راک‌اندرول،</i>

605
00:40:18,500 --> 00:40:21,250
همه گفتن: «خُلی؟
پاک مخ‌ت تاب برداشته.»

606
00:40:27,170 --> 00:40:29,630
گیتار بیس، جان پل جونز.

607
00:40:29,710 --> 00:40:31,050
جان پل جونز.

608
00:40:35,220 --> 00:40:37,720
درامز، جان بانم.

609
00:40:42,480 --> 00:40:44,520
گیتار الکتریک، جیمی پیج.

610
00:40:50,150 --> 00:40:52,070
و خودم، رابرت پلنت.

611
00:40:56,070 --> 00:40:58,120
آره! ردیفه!

612
00:41:06,960 --> 00:41:07,960
ایول!

613
00:41:13,050 --> 00:41:14,840
آره!

614
00:43:41,870 --> 00:43:43,120
ایول!

615
00:45:44,400 --> 00:45:46,110
<i>راستش انقدر ردیف پیش رفت،</i>

616
00:45:46,200 --> 00:45:48,320
<i>که می‌دونی، گروه</i>
<i>شروع کرد به ساختن آلبوم</i>

617
00:45:48,410 --> 00:45:50,450
<i>درست بعد از برگشتن</i>
<i>از اسکاندیناوی.</i>

618
00:45:50,540 --> 00:45:54,120
<i>اون موقع مگه چقدر بود دور هم بودیم؟</i>
<i>چی، یه ماه؟</i>

619
00:45:55,080 --> 00:45:59,630
{\an8}<i>چند هفته‌ای رو شب‌ها می‌رفتیم</i>
<i>توی استودیو المپیک.</i>

620
00:46:00,460 --> 00:46:04,010
اولین باری که رفتیم تو
۲۵ سپتامبر بود

621
00:46:04,090 --> 00:46:05,380
{\an8}سال ۱۹۶۸.

622
00:46:05,470 --> 00:46:08,640
{\an8}«زمان حضور
از ۱۱ شب به بعد.»

623
00:46:10,390 --> 00:46:11,560
بریم برای ضبط.

624
00:46:11,640 --> 00:46:12,640
{\an8}درسته.

625
00:46:13,810 --> 00:46:15,770
{\an8}اونم گلین جانزه، گلین عزیز،

626
00:46:15,850 --> 00:46:18,230
<i>پشت میزِ کنترلِ «هلیوس» نشسته بود،</i>

627
00:46:18,310 --> 00:46:20,770
<i>که اختصاصی واسه «المپیک استودیوز» ساخته شده بود،</i>

628
00:46:20,860 --> 00:46:22,610
<i>و خودش داشت مهندسیِ صداش رو انجام می‌داد.</i>

629
00:46:23,490 --> 00:46:25,570
ضبطِ درام، برداشتِ اول.

630
00:46:25,650 --> 00:46:27,110
<i>جان، جیمی و جان پال</i>

631
00:46:27,200 --> 00:46:30,280
<i>توی این جلسات خیلی بیشتر از من با هم چفت بودن،</i>

632
00:46:30,990 --> 00:46:33,410
<i>چون داشتن آهنگ رو زنده ضبط می‌کردن.</i>

633
00:46:34,370 --> 00:46:36,290
<i>باید همون‌جا توی استودیو کار رو در می‌آوردن.</i>

634
00:46:36,370 --> 00:46:37,620
<i>هر برداشت، یه تیر بود و یه نشون.</i>

635
00:46:37,710 --> 00:46:40,380
<i>واسه همین فضا بدجوری داغ و پرانرژی بود.</i>

636
00:46:40,460 --> 00:46:42,920
<i>و منم فقط سعی می‌کردم خودم رو سوارِ کار کنم.</i>

637
00:46:44,960 --> 00:46:47,680
<i>جان پال جونز خفن‌ترین نوازندگیِ بیس رو راه انداخت،</i>

638
00:46:47,760 --> 00:46:51,050
و از لحاظ موسیقی، واقعاً وزنه‌ای بود واسه خودش.

639
00:46:56,230 --> 00:46:58,690
بدجوری عاشقِ جفت‌وپایِ راستِ «جان» بودم.

640
00:47:00,440 --> 00:47:02,150
خیلی قبولش داشتم.

641
00:47:02,730 --> 00:47:05,320
<i>و همیشه سعی می‌کردم بیشتر به چشم بیارمش</i>

642
00:47:05,400 --> 00:47:06,690
<i>و بهش جون بدم</i>

643
00:47:07,320 --> 00:47:08,530
و براش فضا باز کنم.

644
00:47:10,320 --> 00:47:11,450
برداشتِ سه.

645
00:47:11,530 --> 00:47:14,540
مثلاً داشتم یه ریف می‌زدم و یه نُت رو جا می‌انداختم

646
00:47:14,620 --> 00:47:16,700
تا یهو یه چیزی از نوازندگیِ اون بزنه بیرون

647
00:47:16,790 --> 00:47:19,210
<i>و ریتم یه دفعه جون بگیره.</i>

648
00:50:07,580 --> 00:50:09,790
می‌خواستم هر چی تو چنته دارم رو کنم.

649
00:50:09,880 --> 00:50:11,920
می‌خواستم گیتار آکوستیک بزنم،

650
00:50:12,000 --> 00:50:14,340
گیتار پدال استیل زدم،

651
00:50:14,420 --> 00:50:16,630
گیتار اسلاید می‌زدم، گیتار الکتریک هم همین‌طور.

652
00:50:17,430 --> 00:50:19,800
{\an8}<i>دلم می‌خواست کلی بافت‌های مختلف</i>

653
00:50:19,890 --> 00:50:22,560
{\an8}<i>و حس و حال‌های متفاوت توش باشه که کل آلبوم</i>

654
00:50:22,640 --> 00:50:25,890
{\an8}<i>بتونه شنونده رو</i>
<i>کاملاً میخکوب کنه</i>

655
00:50:25,980 --> 00:50:29,980
{\an8}و ببردشون به یه فضایی که
تا حالا توش نبودن.

656
00:50:31,070 --> 00:50:32,690
<i>کوکِ گیتار یه کوکِ</i>
<i>معمولی نیست</i>

657
00:50:32,780 --> 00:50:34,110
<i>توی قطعه‌ی «بلک مانتن ساید».</i>

658
00:50:34,190 --> 00:50:35,990
<i>خیلی شبیه به</i>
<i>کوکِ سیتاره.</i>

659
00:50:41,740 --> 00:50:44,750
{\an8}<i>جیمی و جان پل واقعاً</i>
<i>تو اوجِ کارشون بودن.</i>

660
00:50:45,620 --> 00:50:48,370
<i>توی اون‌قدر قطعه‌های موسیقیِ</i>
<i>متنوعی ساز زده بودن</i>

661
00:50:49,420 --> 00:50:51,670
که هیچ جا نبود که نتونن

662
00:50:51,750 --> 00:50:53,170
راحت از پسش بربیان.

663
00:50:53,250 --> 00:50:56,720
واسه همین یه مجموعه‌ی معرکه از رنگ و حال‌وهوا بهمون داد

664
00:50:56,800 --> 00:50:57,800
<i>تا باهاشون حال کنیم.</i>

665
00:52:17,840 --> 00:52:19,340
<i>جیمی آلبوم رو تهیه کرد.</i>

666
00:52:19,840 --> 00:52:20,930
<i>که خیلی عالی بود، می‌دونی،</i>

667
00:52:21,010 --> 00:52:22,260
<i>چون یه صدای</i>
<i>متفاوتی داشت،</i>

668
00:52:22,340 --> 00:52:23,390
<i>و منم ازش خوشم میاد.</i>

669
00:52:23,850 --> 00:52:26,100
کلی ایده واسه چیدمان میکروفون داشت

670
00:52:26,180 --> 00:52:28,560
تا به اون فاصله برسه، قشنگ می‌دونست چی می‌خواد بشنوه.

671
00:52:29,930 --> 00:52:31,890
<i>یه سری چیزای</i>
<i>خیلی پیچیده بود</i>

672
00:52:31,980 --> 00:52:33,650
<i>که موقع میکس کردن اتفاق افتاد،</i>

673
00:52:33,810 --> 00:52:37,110
مثل اون اکوی معکوسی که توی «یو شوک می» میاد.

674
00:52:37,190 --> 00:52:39,860
<i>وقتی نوار رو برعکس می‌کنی</i>
<i>و اکو رو روش می‌ذاری</i>

675
00:52:39,940 --> 00:52:41,450
<i>و بعدش دوباره برِش می‌گردونی.</i>

676
00:52:41,530 --> 00:52:43,610
<i>بعدش اون پژواکه رو می‌شنوی</i>
<i>که برعکس برمی‌گرده.</i>

677
00:52:56,790 --> 00:52:59,420
<i>داشتم از روی یه آهنگ</i>
<i>نرم می‌رفتم رو اون یکی</i>

678
00:52:59,510 --> 00:53:00,970
<i>و از این‌جور ترفندها،</i>

679
00:53:01,050 --> 00:53:03,430
تا وقتی ملت
کل آلبوم رو گوش می‌دن،

680
00:53:03,510 --> 00:53:06,510
همون‌طور که گفتم،
قشنگ حواس آدم رو جمع می‌کرد.

681
00:53:06,600 --> 00:53:09,520
خب، منظورم اینه که عالی بود.
آره.

682
00:53:09,600 --> 00:53:12,520
یه جفت از اون
باندهای گنده الکترواستاتیک داشتم

683
00:53:12,600 --> 00:53:14,230
توی پذیرایی خونه‌ام.

684
00:53:14,310 --> 00:53:16,520
یه جوری بود که انگار
رفتی تو شکمِ باندها.

685
00:53:16,980 --> 00:53:18,900
عادت داشتم صداشو تا ته زیاد کنم.

686
00:53:36,630 --> 00:53:39,590
اگه مایه آلبوم رو
خودت جور کنی،

687
00:53:39,670 --> 00:53:41,550
وضعیتت خیلی بهتره

688
00:53:41,630 --> 00:53:44,470
تا اینکه بخوای با یه
نوار دمو بری جلو.

689
00:53:44,550 --> 00:53:46,260
<i>پس اگه می‌فهمیدی</i>
<i>داری چیکار می‌کنی،</i>

690
00:53:46,340 --> 00:53:49,760
<i>منطقی بود که آلبوم رو تموم کنی</i>

691
00:53:49,850 --> 00:53:52,310
<i>و بعدش بری واسه جوش دادن معامله.</i>

692
00:53:56,270 --> 00:53:58,110
برت برنز، اون تهیه‌کننده آمریکایی

693
00:53:58,190 --> 00:54:01,820
توی آتلانتیک رکوردز حسابی
برام بازارگرمی کرده بود.

694
00:54:02,150 --> 00:54:04,990
<i>وقتی سال ۱۹۶۴ منو برد اونجا،</i>

695
00:54:05,070 --> 00:54:07,370
<i>و گفتم باید آتلانتیک رو</i>
<i>نشونه بگیریم...</i>

696
00:54:08,200 --> 00:54:09,490
ما هم همین کار رو کردیم.

697
00:54:18,170 --> 00:54:20,840
<i>آره. آره. ما سهممونو انجام داده بودیم،</i>

698
00:54:20,920 --> 00:54:23,300
و جیمی و پیتر قرار بود بقیه رو

699
00:54:23,380 --> 00:54:25,380
شیرفهم کنن که واقعاً بهش نیاز دارن.

700
00:54:25,470 --> 00:54:28,640
جیمی انگار کلیدهای
شروع یه امپراتوری دستش بود.

701
00:54:29,350 --> 00:54:31,600
اونم با «پیتر» پاشد رفت نیویورک،

702
00:54:31,680 --> 00:54:34,230
و از طریق اونا، رفتن که «جری وکسلر» رو ببینن.

703
00:55:02,420 --> 00:55:04,670
آهنگ رو گذاشتیم، و عجب لحظه‌ی نابی بود

704
00:55:04,760 --> 00:55:07,340
که واقعاً بتونیم پخشش کنیم، بدون توجه به اینکه اونا چی فکر می‌کنن،

705
00:55:07,430 --> 00:55:11,680
که واقعاً آهنگ رو برای، می‌دونی، «جری وکسلر» بذاریم.

0705
00:55:12,430 --> 00:55:38,680
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

706
00:55:40,000 --> 00:55:42,380
<i>«آتلانتیک» اجازه‌ی ریمیکس کردن هیچ‌چیزی رو نداشت.</i>

707
00:55:42,460 --> 00:55:43,960
عالی بود. کار تموم شده بود.

708
00:55:44,050 --> 00:55:46,590
ترتیب آهنگا بی‌نقص بود. هیچ جای بحثی...

709
00:55:46,670 --> 00:55:48,760
قطعاً قرار نبود هیچ تک‌آهنگی از توش بکشن بیرون.

710
00:55:51,470 --> 00:55:55,060
چون قبلاً دیده بودم که چطور تک‌آهنگ‌ها

711
00:55:55,140 --> 00:55:57,310
روحیه‌ی یه گروه رو از بین می‌برن،

712
00:55:57,390 --> 00:56:00,060
نمی‌خواستم روحیه‌ی این گروه رو هم داغون کنه.

713
00:56:00,140 --> 00:56:03,980
و من روی این موضوع تاکید کردم که: «ما گروهِ آلبوم هستیم.»

714
00:56:04,070 --> 00:56:05,900
«ما اهل تک‌آهنگ نیستیم.»

715
00:56:06,730 --> 00:56:09,490
<i>ما تعیین‌کننده بودیم چون مالک آلبوم بودیم.</i>

716
00:56:14,580 --> 00:56:17,370
و اینم از من، در حال امضای قرارداد.

717
00:56:17,450 --> 00:56:20,290
<i>اونم از «پیتر»، که خیلی خفن افتاده.</i>

718
00:56:20,370 --> 00:56:22,750
عینِ کله‌گنده‌های مافیا شده.

719
00:56:42,560 --> 00:56:44,520
<i>«پیتر گرانت» و «جیمی» جوری ردیفش کرده بودن</i>

720
00:56:44,610 --> 00:56:48,900
که «آتلانتیک» اصلاً نتونه توی کار ما دخالت کنه.

721
00:56:50,190 --> 00:56:52,660
اونا رفتن اونجا و گفتن: «ببین، تو این گروه رو می‌خوای،

722
00:56:52,740 --> 00:56:55,370
«و ما هم موزیک رو بهت می‌دیم.» اما...

723
00:56:56,780 --> 00:56:59,370
«پیتر گرانت» نمی‌ذاشت هیچ‌کدوم از مدیرای ضبط

724
00:56:59,450 --> 00:57:01,040
<i>حتی نزدیک استودیو بشن.</i>

725
00:57:01,580 --> 00:57:02,830
<i>یا نزدیک گروه.</i>

726
00:57:02,920 --> 00:57:05,460
<i>مث سگ ازش می‌ترسیدن،</i>
<i>و این معرکه بود.</i>

727
00:57:05,540 --> 00:57:07,840
اینکه اون‌قدر آزادی داشته باشی...
یعنی اصلاً سابقه نداشت.

728
00:57:12,800 --> 00:57:14,800
<i>به‌جای اینکه</i>
<i>اسم «یاردبردز» رو نگه داریم،</i>

729
00:57:14,890 --> 00:57:17,180
<i>گروه اون‌قدر جون گرفت</i>
<i>که بتونه از صفر شروع کنه،</i>

730
00:57:17,260 --> 00:57:19,180
<i>و تصمیم گرفتیم که</i>
<i>اسم رو عوض کنیم.</i>

731
00:57:19,430 --> 00:57:22,270
<i>«کیت مون» یه اسم پیشنهاد داد:</i>
<i>«لد زپلین».</i>

732
00:57:22,350 --> 00:57:24,810
فکر کردم اسم
فوق‌العاده‌ای بشه.

733
00:57:24,900 --> 00:57:27,650
فکر کردم، «آره،
عجب اسم مزخرفیه.

734
00:57:27,730 --> 00:57:29,940
«هیچ‌کس این اسم تو ذهنش نمی‌مونه.»

735
00:57:30,940 --> 00:57:32,700
ولی اسم بهتری
به ذهنم نرسید،

736
00:57:32,780 --> 00:57:34,280
پس شدیم همون «لد زپلین».

737
00:57:37,120 --> 00:57:40,290
{\an8}<i>خلاصه، یهو دیدم هم بابا شدم</i>
<i>و هم چیزی نمونده بود که متأهل شم.</i>

738
00:57:41,120 --> 00:57:43,460
{\an8}<i>و توی گروهی بودم که</i>
<i>قرار بود اسمش بشه</i>

739
00:57:43,540 --> 00:57:44,750
{\an8}<i>«لد زپلین».</i>

740
00:57:45,250 --> 00:57:48,130
<i>واسه همین با دلِ صاف</i>
<i>برگشتم پیش ننه بابام.</i>

741
00:57:49,000 --> 00:57:50,750
زنگ زدم به مامان و بابام
و گفتم،

742
00:57:51,340 --> 00:57:54,510
«شاید بخواین با این کسی که احتمالاً،

743
00:57:54,590 --> 00:57:57,890
«یعنی به احتمال خیلی زیاد،
قراره عروستون بشه، آشنا شین.»

744
00:57:57,970 --> 00:57:59,560
اونا هم، خب معلومه،

745
00:58:01,180 --> 00:58:02,350
در رو به روم باز کردن.

746
00:58:05,770 --> 00:58:10,230
<i>نهم نوامبر ۱۹۶۸،</i>
<i>توی «میدل ارث» اجرا داشتیم.</i>

747
00:58:10,820 --> 00:58:14,450
<i>و فقط واسه جشن گرفتنِ</i>
<i>همون اجرا،</i>

748
00:58:14,530 --> 00:58:16,030
همون روز هم عروسی کردم.

749
00:58:16,780 --> 00:58:19,740
سعی می‌کردم تا جایی که می‌شه
همه کارها رو تو یه روز بچپونم.

750
00:58:20,950 --> 00:58:22,790
تو راهِ کنسرت،
ماشین خراب شد و موندیم.

751
00:58:22,870 --> 00:58:24,410
همه اون داستانا و این جور چیزا دیگه، می‌دونی که.

752
00:58:24,910 --> 00:58:26,420
<i>فهمیده بودیم قراره چی بزنیم</i>

753
00:58:26,500 --> 00:58:27,880
<i>و چطوری قراره اجراش کنیم.</i>

754
00:58:27,960 --> 00:58:30,500
<i>سه تای اولی رو هم همین‌طوری ردیف کردیم، بنگ، بنگ، بنگ.</i>

755
00:58:30,590 --> 00:58:34,090
قشنگ می‌دیدی ملت کُپ کردن، می‌گفتن:
«اینجا چه خبره دیگه؟»

756
01:01:32,600 --> 01:01:34,100
<i>می‌دونی، چیز عجیبیه.</i>

757
01:01:34,190 --> 01:01:35,770
<i>تو انگلیس نمی‌شد</i>
<i>کنسرت‌های گنده راه انداخت.</i>

758
01:01:35,850 --> 01:01:36,860
<i>مثلاً می‌گفتی،</i>

759
01:01:36,940 --> 01:01:38,690
<i>«می‌خوای چندتا اجرا</i>
<i>واسه لِد زپلین ردیف کنی؟»</i>

760
01:01:38,770 --> 01:01:40,110
<i>و از این جور حرفا.</i>

761
01:01:40,190 --> 01:01:42,240
<i>ملت اصلاً گروه رو</i>
<i>آدم حساب نمی‌کردن که بخوان رزرو کنن.</i>

762
01:01:43,200 --> 01:01:45,320
<i>واسه همین «آتلانتیک» تصمیم گرفت که</i>

763
01:01:45,410 --> 01:01:48,410
<i>آلبوم دوازدهم ژانویه بیاد بیرون،</i>

764
01:01:48,490 --> 01:01:50,240
<i>ولی فقط تو آمریکا.</i>

765
01:01:50,330 --> 01:01:53,210
<i>بعدشم پیتر یه تور</i>
<i>واسه ما ردیف کرد.</i>

766
01:01:54,920 --> 01:01:57,130
فکر کنم شب کریسمس بود
که مجبور شدیم بزنیم به چاک.

767
01:01:57,210 --> 01:01:59,420
<i>یهو می‌بینی آلبوم داره میاد تو بازار</i>

768
01:01:59,500 --> 01:02:01,960
<i>واسه همین یه جورایی مجبور شدیم</i>
<i>واسه اجرا بریم آمریکا.</i>

769
01:02:03,050 --> 01:02:05,800
<i>نگران بودم که اونجا اصلاً</i>
<i>بهم خوش نگذره و حس غریبی کنم.</i>

770
01:02:07,050 --> 01:02:10,010
<i>پَت هی می‌گفت: «بهت گفته بودم</i>
<i>با این یارو کار نکن.»</i>

771
01:02:10,100 --> 01:02:13,430
<i>ولی اون و زنم مورین</i>
<i>خیلی با هم ایاغ بودن،</i>

772
01:02:13,520 --> 01:02:17,400
واسه همین جفتشون یه دید مشترک
برای جشن گرفتن داشتن،

773
01:02:17,480 --> 01:02:20,270
واسه کاری که جان می‌کرد
و کاری که من می‌کردم.

774
01:02:20,770 --> 01:02:22,190
<i>ما هم فقط با جریان پیش رفتیم.</i>

775
01:02:23,940 --> 01:02:27,780
{\an8}<i>رفتن به آمریکا رؤیای من بود،</i>
<i>به هر دلیلی که فکرشو کنی.</i>

776
01:02:36,870 --> 01:02:40,920
<i>اولش واسه گروه «وانیلا فاج»</i>
<i>نقش گروه‌ گرم‌کننده رو داشتیم،</i>

777
01:02:41,000 --> 01:02:44,210
<i>و اونا تنها گروهی بودن که</i>
<i>واقعاً هوامونو داشتن و پشتمون بودن.</i>

778
01:02:46,090 --> 01:02:47,760
{\an8}<i>دوستای خیلی لاتی هستن، چون همون موقع هم</i>
<i>با هم رفیق بودن</i>

779
01:02:47,840 --> 01:02:49,180
{\an8}<i>که ما هیچی تو جیبمون نبود، می‌فهمی چی می‌گم؟</i>

780
01:02:51,430 --> 01:02:53,100
{\an8}<i>«کارماین» و «جان بونهام»</i>
<i>چنان رابطه‌ای</i>

781
01:02:53,180 --> 01:02:54,930
{\an8}<i>با هم چفت کرده بودن که نگو.</i>

782
01:02:55,020 --> 01:02:56,230
<i>همیشه کارای همدیگه رو زیر نظر داشتن</i>

783
01:02:56,310 --> 01:02:58,480
و از هم تقلید می‌کردن
و تیکه‌های همدیگه رو می‌زدن.

784
01:02:58,560 --> 01:03:01,150
یه تبادل انرژیِ خفن بین همه برقرار بود.

785
01:03:04,280 --> 01:03:05,940
<i>اولین کنسرت توی «دِنور» بود.</i>

786
01:03:06,530 --> 01:03:08,360
<i>انگار داشتی توی یه</i>
<i>آشیانه‌ی هواپیما ساز می‌زدی.</i>

787
01:03:08,450 --> 01:03:10,200
<i>جمعیتِ زیادی هم</i>
<i>نیومده بود.</i>

788
01:03:10,280 --> 01:03:11,830
<i>پیش خودم گفتم: «ای بابا، عجب بساطیه.»</i>

789
01:03:11,910 --> 01:03:15,160
ولی گفتم: «ببینید، بیاین جوری دور هم جمع بشیم

790
01:03:15,250 --> 01:03:17,410
«که انگار داریم توی یه کلابِ کوچیک می‌زنیم،

791
01:03:17,500 --> 01:03:20,670
<i>«و فقط واسه دلِ خودمون ساز بزنیم.</i>

792
01:03:20,750 --> 01:03:22,040
<i>«اصلاً تو نخش نباشین که این‌جا</i>

793
01:03:22,130 --> 01:03:23,800
«نیمه‌خالیه یا تا خرخره پر شده.

794
01:03:23,880 --> 01:03:26,630
«فقط واسه خودمون بزنیم تا قلقِ کار بیاد دستمون.»

795
01:03:39,650 --> 01:03:41,900
<i>بعد از چندتا اجرای انگشت‌شمار با «فاج»،</i>

796
01:03:41,980 --> 01:03:45,190
<i>راهیِ کلوپ «ویسکی اِی گو گو» توی لس‌آنجلس شدیم</i>

797
01:03:45,940 --> 01:03:47,740
و بعدش هم زدیم به چاکِ سان‌فرانسیسکو.

798
01:04:10,260 --> 01:04:12,260
{\an8}<i>همون موقع هم آلبوم داشت</i>

799
01:04:12,340 --> 01:04:13,890
{\an8}<i>توی رادیوهای زیرزمینی پخش می‌شد</i>

800
01:04:13,970 --> 01:04:16,930
<i>و ملت واقعاً بدجوری کنجکاو شده بودن.</i>

801
01:04:17,020 --> 01:04:19,640
<i>اومدن این گروهی رو که</i>
<i>تعریفش رو شنیده بودن ببینن.</i>

802
01:04:19,730 --> 01:04:23,730
قرار بود مثل وحشی‌ها با تبر بریم اون‌تو،

803
01:04:23,810 --> 01:04:26,980
<i>و طوری بنوازیم که انگار</i>
<i>تا حالا ساز دستمون نگرفتیم.</i>

804
01:04:27,070 --> 01:04:29,240
<i>هر چی تو چنته داشتیم رو بریزیم رو دایره.</i>

805
01:04:30,900 --> 01:04:34,910
<i>پشت‌صحنه «فیلمور» بودیم که «پیتر گرانت» گفت:</i>

806
01:04:35,660 --> 01:04:37,040
<i>«خب، هر اتفاقی که بیفته،</i>

807
01:04:37,120 --> 01:04:39,710
«اگه اینجا نترکونید،
دیگه کار تمومه.»

808
01:07:16,030 --> 01:07:19,320
بعد اون اجرا فهمیدیم که زدیم به هدف.

809
01:07:31,500 --> 01:07:34,090
{\an8}<i>خبرش مثل بمب همه‌جا پیچید.</i>

810
01:07:34,170 --> 01:07:36,420
{\an8}<i>همه‌چیز داشت</i>
<i>همین‌طور بالا می‌گرفت.</i>

811
01:07:36,510 --> 01:07:38,380
{\an8}<i>ملت داشتن درها رو می‌شکستن</i>
<i>که بیان تو،</i>

812
01:07:38,470 --> 01:07:41,220
{\an8}<i>تا وقتی که رسیدیم به اجرای</i>
<i>«بوستون تی پارتی»،</i>

813
01:07:41,300 --> 01:07:43,140
<i>چون داشتیم کل ایالت‌ها رو</i>
<i>زیر پا می‌ذاشتیم،</i>

814
01:07:43,220 --> 01:07:45,930
از ساحل غربی تا شرقی.

815
01:07:46,850 --> 01:07:48,940
<i>تو رادیو اف‌ام، اونا</i>

816
01:07:49,020 --> 01:07:52,230
یه روی صفحه رو پخش می‌کردن
و بعدش معرفیش می‌کردن،

817
01:07:52,310 --> 01:07:55,230
یه کلمه از اسپانسر می‌گفتن
و بعد می‌رفتن سراغ اون یکی روی صفحه.

818
01:07:55,480 --> 01:07:56,990
{\an8}<i>مردم گوش می‌دادن</i>

819
01:07:57,070 --> 01:07:59,360
{\an8}<i>و گوینده می‌گفت: «و اونا امشب</i>
<i>تو شهر شما برنامه دارن.»</i>

820
01:07:59,700 --> 01:08:02,660
این بود که همه سرازیر می‌شدن اونجا.

821
01:08:02,820 --> 01:08:04,990
راک اند رول با «لد زپلین».

822
01:08:05,080 --> 01:08:07,500
«رابرت پلنت» اینجاست و می‌دونم
حسابی حال کردین.

823
01:08:08,910 --> 01:08:11,210
یه شنونده دیگه رو می‌آریم روی خط.

824
01:08:11,290 --> 01:08:13,460
- روی آنتنی عزیزم.
<i>- خودِ رابرت پلنتی؟</i>

825
01:08:13,540 --> 01:08:15,670
- بعضی وقتا، آره.
<i>- وای، خدای من.</i>

826
01:08:15,750 --> 01:08:17,920
<i>می‌خوام بدونی که</i>
<i>قلبم داره از کار می‌افته.</i>

827
01:08:18,010 --> 01:08:19,130
یا خدا.

828
01:08:19,220 --> 01:08:21,050
بهم نگو که...
دکتر لازم داری.

829
01:08:21,840 --> 01:08:24,180
<i>فقط می‌خوام بدونی</i>
<i>که خیلی تیکه‌ای.</i>

830
01:08:24,260 --> 01:08:25,680
<i>- غیرقابل‌باوره.</i>
- باشه عزیزم.

831
01:08:25,760 --> 01:08:27,020
- خیلی ممنون.
- خدا خیرت بده.

832
01:08:27,100 --> 01:08:28,390
- بعدی؟ نفر بعدی؟
<i>- الو؟</i>

833
01:08:28,480 --> 01:08:30,520
<i>می‌خواستم دیشب بیام</i>
<i>ببینمت،</i>

834
01:08:30,600 --> 01:08:31,940
<i>ولی بلیت گیرم نیومد.</i>

835
01:08:32,020 --> 01:08:33,770
<i>دیشب واقعاً معرکه بود.</i>

836
01:08:33,860 --> 01:08:36,020
<i>اسمت چیه؟ اصلاً ولش کن.</i>

837
01:08:36,230 --> 01:08:37,650
<i>- الو؟</i>
<i>- سلام.</i>

838
01:08:37,730 --> 01:08:39,030
<i>سلام.</i>

839
01:08:39,110 --> 01:08:40,740
<i>سلام. می‌دونی چیه؟</i>
<i>به نظرم خیلی جذابی.</i>

840
01:08:40,820 --> 01:08:41,910
<i>منظورت چیه؟</i>

841
01:08:41,990 --> 01:08:43,820
<i>یعنی اینکه تو</i>
<i>مردِ خیلی خوش‌تیپی هستی.</i>

842
01:08:43,910 --> 01:08:45,030
ایول بابا.

843
01:08:45,120 --> 01:08:48,200
<i>با کنسرت خیلی حال کردم.</i>
<i>واقعاً خوشم اومد.</i>

844
01:08:48,290 --> 01:08:49,870
<i>فقط واقعاً فکر می‌کنم خیلی تیکه‌ای</i>

845
01:08:49,960 --> 01:08:51,580
<i>و همین‌طوری به کارت</i>
<i>ادامه بده.</i>

846
01:08:51,670 --> 01:08:53,710
<i>لطف داری.</i>
<i>همین کارو می‌کنیم.</i>

847
01:09:26,580 --> 01:09:28,490
انتظارش داشت
کلافه‌کننده می‌شد.

848
01:09:28,580 --> 01:09:30,700
یعنی واقعاً، بدجوری کلافه‌کننده بود.

849
01:09:59,860 --> 01:10:03,070
برگشتن به انگلیس
با اون چیزایی که تجربه کرده بودیم،

850
01:10:03,150 --> 01:10:04,860
فقط مجبور بودم لام‌تا‌کام حرف نزنم.

851
01:10:05,700 --> 01:10:08,330
{\an8}<i>منظورم اینه که این‌طرفا،</i>
<i>هنوز صفحه‌مون بیرون نیومده بود.</i>

852
01:10:09,080 --> 01:10:12,000
{\an8}<i>واسه همینم اصلاً حرفی</i>
<i>واسه گفتن نداشتم.</i>

853
01:10:13,580 --> 01:10:15,210
مردم بهم می‌خندیدن.

854
01:10:16,750 --> 01:10:19,170
خلاصه من و «بونزو» دور هم جمع می‌شدیم و می‌رفتیم...

855
01:10:20,380 --> 01:10:22,800
«خب، اون چی بود؟»
«خب، نمی‌دونم.»

856
01:10:23,510 --> 01:10:25,130
«چی شد؟» «نمی‌دونم.»

857
01:10:26,340 --> 01:10:30,060
<i>پسر، محشر بود.</i>
<i>اصلاً یه وضع مسخره‌ای بود.</i>

858
01:10:30,140 --> 01:10:31,810
<i>یعنی وقتی از آمریکا برگشتیم</i>

859
01:10:31,890 --> 01:10:33,220
<i>حسابی زیر و رو شده بودیم.</i>

860
01:10:33,310 --> 01:10:35,020
<i>حالمون خیلی ردیف بود، می‌دونی که.</i>

861
01:10:35,100 --> 01:10:36,650
<i>ولی خب، این چیزا روت تأثیر می‌ذاره دیگه.</i>

862
01:10:36,730 --> 01:10:38,770
<i>منظورم اینه که فکرشو بکن، کلاً ۲۰ سالمون بود،</i>

863
01:10:39,360 --> 01:10:41,730
<i>و یهو سر و کله‌ی مواد پیدا شد</i>

864
01:10:42,280 --> 01:10:43,860
<i>و تا دلت بخواد دختر دورمون بود،</i>

865
01:10:43,940 --> 01:10:46,860
<i>و کلی آدمای عجیب و غریب که</i>
<i>یهو ریختن تو صحنه.</i>

866
01:10:46,950 --> 01:10:51,030
یه جور خرده‌فرهنگِ کثیف و گنده که دورِ شهرت می‌پلکه.

867
01:10:51,660 --> 01:10:53,750
مخصوصاً شهرت تو اون مراحل اولیه‌اش.

868
01:10:53,830 --> 01:10:56,410
چون اونجاست که بویِ

869
01:10:57,210 --> 01:10:58,670
یه چیز جدید به مشامت می‌خوره.

870
01:10:58,920 --> 01:11:01,670
حال می‌داد. خب بایدم می‌داد.

871
01:11:02,550 --> 01:11:04,710
مخصوصاً که بدون کمک رسانه‌ها داشتیم می‌ترکوندیم،

872
01:11:04,800 --> 01:11:06,050
اونایی که اصلاً از ما خوششون نمی‌اومد،

873
01:11:06,130 --> 01:11:07,880
همون چند تا نقدی هم که واسمون نوشتن،

874
01:11:08,430 --> 01:11:10,760
<i>معروف‌ترینش هم همون نقد «رولینگ استون» بود.</i>

875
01:11:12,470 --> 01:11:14,390
<i>یادمه اون نقد رو که خوندم،</i>

876
01:11:14,470 --> 01:11:16,770
<i>تو فکرش بود که: «اینا دارن درباره کی حرف می‌زنن؟ منظورشون مائیم؟»</i>

877
01:11:20,310 --> 01:11:22,190
<i>اون زمان خیلی از اون نویسنده‌ها،</i>

878
01:11:22,270 --> 01:11:24,150
<i>نمی‌دونم داشتن موسیقی رو زیر و رو می‌کردن</i>

879
01:11:24,230 --> 01:11:26,320
<i>که نقدش کنن یا اینکه بیشتر نگران</i>

880
01:11:26,400 --> 01:11:28,820
<i>یه سری مسائل اجتماعی بودن.</i>

881
01:11:30,490 --> 01:11:33,620
ولی واقعاً برات مهمه بقیه چه واکنشی نشون می‌دن

882
01:11:33,700 --> 01:11:35,120
وقتی داری اون‌طوری می‌نوازی؟

883
01:11:35,950 --> 01:11:39,540
خب، حقیقتش اینه که متأسفانه آره، مهمه.

884
01:11:40,670 --> 01:11:42,920
همین‌جاست که آدم ممکنه بدجوری وا بده.

885
01:11:43,920 --> 01:11:48,380
<i>خوشبختانه ما چهارتا زیاد به این چیزا اهمیت نمی‌دادیم.</i>

886
01:11:48,470 --> 01:11:51,220
<i>بیشتر تو این فکر بودیم که چطور حالِ خودمون رو جا بیاریم.</i>

887
01:11:51,890 --> 01:11:54,810
<i>آلبوم اول رو قشنگ تیکه‌تیکه‌ش کردن.</i>

888
01:11:54,890 --> 01:11:56,310
<i>مثلاً خیلیا می‌گفتن: «نه.»</i>

889
01:11:56,390 --> 01:11:58,060
<i>«از سبک موسیقی زپلین خوشم نمیاد.»</i>

890
01:11:58,140 --> 01:11:59,230
<i>به یه دلیلی، می‌دونی؟</i>

891
01:11:59,560 --> 01:12:01,480
<i>واسه همین همه‌مون فکر کردیم، می‌دونی، یه جورایی مسخره‌بازی بود.</i>

892
01:12:02,810 --> 01:12:05,610
ما واقعاً سگ‌دو زدیم و سخت کار کردیم،

893
01:12:05,690 --> 01:12:08,280
و مردم هم شستشون خبردار شد، قشنگ می‌دیدی که گرفتن چی به چیه.

894
01:12:08,860 --> 01:12:10,780
بعدش به رفقاشون هم آمار دادن که داستان چیه.

895
01:12:10,860 --> 01:12:11,990
«تو هم برو تو نخش.»

896
01:12:12,450 --> 01:12:15,870
سالن‌ها غلغله بود، پس چیزی که مردم می‌شنیدن،

897
01:12:15,950 --> 01:12:18,120
برخلاف اون چیزی که می‌خوندن،

898
01:12:18,200 --> 01:12:19,830
واقعاً همون چیزی بود که گروه رو سر پا کرد.

899
01:12:35,010 --> 01:12:37,310
<i>خیلی هیجان داشت که این کنسرت‌ها رو بذاریم</i>

900
01:12:37,390 --> 01:12:39,600
و بتونیم این اتحاد و همدلی رو حس کنیم.

901
01:12:39,680 --> 01:12:40,810
ما چهار تا که باشیم،

902
01:12:40,890 --> 01:12:43,650
می‌تونیم همین‌جوری فاز رو عوض کنیم، می‌دونی؟

903
01:12:43,730 --> 01:12:45,940
همه چیز رو با یه شوخ‌طبعی یا یه شدتِ خاص...

904
01:12:46,020 --> 01:12:48,650
یا یه جور وحشی‌گری یا هر کوفتِ دیگه‌ای.

905
01:12:48,860 --> 01:12:51,490
<i>ما این‌قدر با هم جفت‌وجور بودیم،</i>

906
01:12:51,570 --> 01:12:53,820
<i>که می‌تونستیم به هر سمتی بریم</i>

907
01:12:53,910 --> 01:12:55,200
و بقیه هم پا به پامون بیان.

908
01:12:55,280 --> 01:12:57,290
اگه گیتار راه بیفته، بقیه هم دنبالش راه می‌افتن.

909
01:12:57,370 --> 01:12:59,370
من می‌تونم یه کم شل کنم و اینو تغییر بدم.

910
01:12:59,450 --> 01:13:03,290
<i>یعنی بداهه نوازی‌مون در یه سطحِ وحشتناک خفنی بود.</i>

911
01:13:03,920 --> 01:13:06,090
<i>توی آهنگ 'گیج و منگ'،</i>

912
01:13:06,170 --> 01:13:09,340
فشارِ کار هی می‌ره بالا. قشنگ بویِ شرارت می‌ده.

913
01:18:14,850 --> 01:18:15,850
هی!

914
01:20:01,880 --> 01:20:03,170
<i>می‌دونستم چی تو دست و بالمون داریم</i>

915
01:20:03,250 --> 01:20:06,460
<i>و فقط می‌خواستم باهاش همه رو بترکونم.</i>

916
01:20:06,550 --> 01:20:09,680
<i>واسه آلبومِ بعدی کلی نقشه تو سرم بود.</i>

917
01:20:09,760 --> 01:20:12,760
قرار بود خیلی سینمایی باشه،

918
01:20:12,850 --> 01:20:17,020
از همون اولش که موزیک ساخته می‌شه بگیرید،

919
01:20:17,100 --> 01:20:20,140
تا برسه به اینکه لایه‌بندی‌ها و افکت‌ها چه بلایی سرِ کار بیارن.

920
01:20:20,770 --> 01:20:22,860
<i>واسه همین گفتم بیان خونه واسه تمرین،</i>

921
01:20:22,940 --> 01:20:25,650
<i>و دو تا آهنگ جدید رو تمرین کردیم،</i>

922
01:20:25,730 --> 01:20:27,110
یه خروار عشق

923
01:20:27,190 --> 01:20:29,110
<i>و</i> اونی که هست و اونی که هیچ‌وقت نباید باشه.

924
01:20:29,650 --> 01:20:31,910
جیمی با یه گیتار آکوستیک می‌نشست

925
01:20:32,320 --> 01:20:34,030
و آهنگ‌ها رو ردیف می‌کردیم.

926
01:20:34,660 --> 01:20:37,160
<i>همین‌طوری میاد تو</i>
<i>و هر چی نوشته رو می‌زنه.</i>

927
01:20:37,250 --> 01:20:39,330
<i>بعدشم همه‌مون با هم،</i>
<i>سر و ته قضیه رو درمیاریم.</i>

928
01:20:39,870 --> 01:20:43,420
{\an8}آوریل بود که رفتیم استودیو المپیک،

929
01:20:43,500 --> 01:20:46,460
{\an8}<i>و واقعاً ذوق داشتیم که</i>
<i>دوباره برگشتیم تو استودیو.</i>

930
01:20:47,300 --> 01:20:50,880
{\an8}موتور آهنگسازیم
داشت کم‌کم روشن می‌شد،

931
01:20:52,010 --> 01:20:54,510
اونم به خاطر حال و هوای نوازندگیِ بقیه بود که دورم رو گرفته بود.

932
01:20:55,220 --> 01:20:56,640
<i>خلاصه، سرِ «Whole Lotta Love»،</i>

933
01:20:56,720 --> 01:20:58,850
<i>جیمی یه کارایی روی</i>
<i>کورسِ آهنگ انجام داده بود.</i>

934
01:20:58,930 --> 01:21:02,690
<i>ریفی که ساخته بود رو نشونم داد،</i>
<i>واقعاً محشر بود، جدی می‌گم.</i>

935
01:21:15,410 --> 01:21:18,450
<i>واسه ورس هم، من فقط</i>
<i>یکی از شعرهای ویلی دیکسون رو خوندم.</i>

936
01:21:28,920 --> 01:21:30,550
<i>و، می‌دونی، انگار که...</i>

937
01:21:31,590 --> 01:21:34,340
داشتم بهترین تیکه‌های
موسیقی سیاه‌پوستا رو پیدا می‌کردم

938
01:21:34,840 --> 01:21:36,800
و هر جوری بود،
حسابی از صافی ردشون می‌کردم،

939
01:21:36,890 --> 01:21:38,010
یه جوری بالاخره.

940
01:21:39,310 --> 01:21:42,600
به نظرم معنی نداشت وقتی
«Whole Lotta Love» رو داریم،

941
01:21:42,690 --> 01:21:43,980
بیایم یه ریف دیگه بسازیم

942
01:21:44,060 --> 01:21:46,310
که تقریباً همون
صدا و حال و هوا رو داشته باشه.

943
01:21:49,320 --> 01:21:52,950
<i>واسه همین، قضیه‌ی آهنگِ</i> «What Is
and What Should Never Be»

944
01:21:53,030 --> 01:21:56,280
اینه که یه سری ورس‌های
آروم و ملایم داره

945
01:21:56,370 --> 01:21:58,120
و بعدش یهو با...

946
01:21:58,200 --> 01:21:59,740
<i>نمی‌خوام بهشون بگم</i>
<i>یه کورسِ کوبنده،</i>

947
01:21:59,830 --> 01:22:02,200
<i>ولی شدتش خیلی بیشتره،</i>

948
01:22:02,290 --> 01:22:04,250
<i>تا بتونی اون‌موقع</i>
<i>قشنگ نشون بدی</i>

949
01:22:04,330 --> 01:22:07,340
قدرتِ جان بانم و
قدرتِ کلِ گروه رو،

950
01:22:07,420 --> 01:22:08,670
خلاصه همه‌چیز رو.

951
01:22:27,100 --> 01:22:28,400
یه تور تو راه داشتیم

952
01:22:28,480 --> 01:22:30,900
و فکر کنم قراره حسابی بترکونه

953
01:22:30,980 --> 01:22:34,990
که بتونیم تو جاهای مختلف آمریکا ضبط کنیم.

954
01:22:35,910 --> 01:22:41,160
<i>ایده این بود که از، می‌دونی، عشقِ مردم الهام بگیریم</i>

955
01:22:41,240 --> 01:22:43,500
<i>و واکنش تماشاچیا رو بگیریم.</i>

956
01:23:22,410 --> 01:23:26,910
<i>اینکه می‌تونستیم بریم تو استودیوهای آمریکا خودش یه صفایی داشت.</i>

957
01:23:27,000 --> 01:23:29,460
<i>اون انرژیِ تو جاده بودن رو داری</i>

958
01:23:29,540 --> 01:23:31,460
و در واقع داری ثبتش می‌کنی

959
01:23:31,540 --> 01:23:33,250
توی هر چیزی که داری ضبط می‌کنی.

960
01:23:50,440 --> 01:23:52,820
ستِ درامزِ جان بونهام قرار بود پخش بشه

961
01:23:52,900 --> 01:23:55,190
دقیقاً توی کلِ فضای استریو.

962
01:23:55,280 --> 01:23:57,110
اون‌وقت می‌تونستی جای‌گذاریِ

963
01:23:57,190 --> 01:23:59,950
سازها و لایه‌بندی‌ها رو توی کار داشته باشی.

964
01:24:06,540 --> 01:24:07,790
<i>بلد بود چجوری کوک کنه.</i>

965
01:24:07,870 --> 01:24:09,790
<i>فوت‌وفنِ کوک کردن درام رو می‌دونست.</i>

966
01:24:09,870 --> 01:24:11,540
<i>جوری که وقتی می‌کوبید روش،</i>

967
01:24:11,630 --> 01:24:14,380
<i>صداش قشنگ از اون بالا طنین می‌انداخت.</i>

968
01:24:14,460 --> 01:24:15,920
<i>قشنگ صدا رو پرت می‌کرد بیرون.</i>

969
01:24:18,050 --> 01:24:20,010
و با مچ دستش می‌نواخت.

970
01:24:20,090 --> 01:24:21,800
اینجوری نبود که فقط با ساعد بکوبه.

971
01:24:21,890 --> 01:24:24,600
<i>ولی می‌تونست روی درامِ باس هم تاکید بذاره</i>

972
01:24:24,680 --> 01:24:27,100
<i>و یه جورایی قشنگ تو دل و روده‌ات حسش می‌کردی.</i>

973
01:24:28,730 --> 01:24:30,440
<i>خیلی خلاق بود.</i>

974
01:24:31,100 --> 01:24:33,480
و می‌دونی، ساز زدن باهاش به آدم روحیه می‌داد.

975
01:24:33,560 --> 01:24:36,530
اون چیزا رو می‌شنیدی و، خب، نمی‌خواستم فقط همین‌جوری...

976
01:24:36,610 --> 01:24:37,780
روی همون.

977
01:24:38,570 --> 01:24:41,200
<i>می‌خوام یه کاری بکنم که</i>
<i>حسابی باهاش جفت‌وجور بشه.</i>

978
01:24:41,280 --> 01:24:44,370
بیشتر از همه حال می‌کردم که
خودم رو با بقیه هماهنگ کنم.

979
01:24:44,870 --> 01:24:47,370
طوری که صدای همه شنیده بشه.

980
01:24:47,450 --> 01:24:49,160
واسه من اصلِ کار همین بود،

981
01:24:49,250 --> 01:24:50,660
این‌که صدای همه شنیده بشه،

982
01:24:50,750 --> 01:24:53,380
این‌که هرکی تو آلبوم زپلین،
داره چه غلطی می‌کنه.

983
01:25:48,260 --> 01:25:50,390
<i>ما فقط چیزی رو ضبط کردیم که باهاش حال می‌کردیم.</i>

984
01:25:50,890 --> 01:25:53,890
<i>منظورم اینه که زپلین همیشه</i>
<i>از چیزای کاملاً متفاوتی خط می‌گرفت.</i>

985
01:25:53,980 --> 01:25:56,230
<i>هر کدوممون به یه سازِ</i>
<i>متفاوتی گوش می‌دادیم.</i>

986
01:25:56,310 --> 01:25:57,310
<i>و من همیشه می‌گفتم</i>

987
01:25:57,480 --> 01:25:59,730
که لد زپلین اون
نقطه تلاقی وسط بود.

988
01:26:00,230 --> 01:26:01,320
درست بینِ همه‌مون.

989
01:26:16,750 --> 01:26:20,000
<i>خیلی حال می‌داد که</i>
<i>آدم بزنه کنار</i>

990
01:26:20,090 --> 01:26:22,170
<i>اون لایه‌های حساس و</i>

991
01:26:22,260 --> 01:26:25,680
<i>شروعِ همکاریِ ترانه‌سرایی با جیمی رو،</i>

992
01:26:25,760 --> 01:26:28,220
<i>جایی که داشتیم اون حساسیت‌ها رو</i>
<i>خُرد می‌کردیم</i>

993
01:26:28,300 --> 01:26:29,560
<i>و خجالت‌های احتمالی رو می‌ریختیم دور.</i>

994
01:26:30,140 --> 01:26:31,970
نوشتن یه کارِ
خیلی دلی و خصوصیه.

995
01:26:32,060 --> 01:26:33,480
آدم باطنِ خودش رو می‌ریزه بیرون.

996
01:26:34,140 --> 01:26:37,980
<i>یه سری ترانه‌ها واسه</i>
<i>آلبوم اول نوشته بودم،</i>

997
01:26:38,060 --> 01:26:39,570
<i>و همین‌طور واسه آلبوم دوم،</i>

998
01:26:39,650 --> 01:26:42,320
اما به ترانه‌هام اون‌قدری که به

999
01:26:42,400 --> 01:26:44,190
گیتار زدنم مطمئن بودم، اعتماد نداشتم.

1000
01:26:44,820 --> 01:26:46,990
<i>باید به فکرِ این می‌افتادم که...</i>

1001
01:26:47,070 --> 01:26:49,330
<i>اصلاً کار من به عنوان یه خواننده چیه؟</i>

1002
01:26:49,410 --> 01:26:52,080
<i>یا به عنوان کسی</i>
<i>که قراره ملودی بده به کار</i>

1003
01:26:52,160 --> 01:26:53,870
یا حتی یه داستانی واسه چیزی بسازه؟

1004
01:26:54,290 --> 01:26:57,960
هدف این بود که با آهنگ بهش ایده بدم

1005
01:26:58,040 --> 01:26:59,420
تا بتونه از توش شعر دربیاره.

1006
01:26:59,500 --> 01:27:02,460
<i>بعدش هم با این</i>
<i>شعرها واسه «رَمبل آن» اومد سراغم.</i>

1007
01:27:03,090 --> 01:27:04,800
آره، این...

1008
01:27:05,720 --> 01:27:08,010
یه نسخه‌ی زمخت و اولیه‌ی «رَمبل آن»ـه.

1009
01:27:09,050 --> 01:27:12,180
«برگ‌ها دارن همه‌جا می‌ریزن. دیگه وقت رفتنمه.»

1010
01:27:13,350 --> 01:27:16,890
این داستان زندگی منه.

1011
01:28:26,630 --> 01:28:30,550
خیلی دلم می‌خواست که کار لایه‌ها و بافت‌های زیادی داشته باشه،

1012
01:28:30,630 --> 01:28:34,180
مخصوصاً تو قسمت گیتارِ «رَمبل آن».

1013
01:28:34,260 --> 01:28:37,180
<i>تیکه‌های مختلفی از گیتار توش هست که می‌رن تو شکم هم.</i>

1014
01:28:37,470 --> 01:28:40,600
<i>می‌دونی، یه جورایی گیتار همین‌طوری می‌چرخه</i>

1015
01:28:40,690 --> 01:28:43,060
<i>و روی بعضی از بیت‌ها حرکت می‌کنه.</i>

1016
01:28:43,150 --> 01:28:45,190
<i>بعدش هم کلِ اون بافتِ تک‌نوازی گیتار رو داریم.</i>

1017
01:29:02,500 --> 01:29:06,130
واقعاً عشق می‌کردیم که می‌تونستیم این آهنگا رو ضبط کنیم،

1018
01:29:06,210 --> 01:29:09,340
هر کسی کار خودشو می‌کرد و بعد که برمی‌گشتیم،

1019
01:29:09,420 --> 01:29:12,380
می‌گفتیم: «پسر، ببین با این چیکار کرده!»

1020
01:29:13,140 --> 01:29:15,140
<i>از جاهای خیلی</i>
<i>مختلف و متفاوتی</i>

1021
01:29:15,220 --> 01:29:16,760
<i>نشات می‌گرفت.</i>

1022
01:29:16,850 --> 01:29:20,560
<i>همین که موقع نوشتن می‌تونستیم انقدر با هم ندار و راحت باشیم،</i>

1023
01:29:20,640 --> 01:29:22,900
این خودش یه موفقیت بزرگه،

1024
01:29:22,980 --> 01:29:24,650
<i>چون یعنی داری خودتو کاملاً لخت و بی‌دفاع می‌ذاری وسط.</i>

1025
01:29:26,020 --> 01:29:29,990
بچه که بودم، ننه بابام منو می‌بردن بالای هر قله‌ی مرموزی که فکرشو کنی.

1026
01:29:30,070 --> 01:29:33,240
و تک‌تک اون خرابی‌های قشنگ و...

1027
01:29:34,160 --> 01:29:37,950
<i>و تمام اون طنینِ باحالِ یه ملتِ دیگه.</i>

1028
01:29:38,040 --> 01:29:39,040
<i>خب،</i>

1029
01:29:39,830 --> 01:29:41,580
در واقع، کلِ اون آهنگ درباره‌ی همینه.

1030
01:29:41,660 --> 01:29:44,330
من، تو، و بقیه.

1031
01:30:24,290 --> 01:30:26,330
{\an8}کنسرت پشتِ کنسرت، شب پشتِ شب،

1032
01:30:26,420 --> 01:30:29,340
اون موقع شاید کلاً ۲۰ تا آهنگ داشتیم که بشه انتخاب کرد.

1033
01:30:29,420 --> 01:30:31,340
خیلی زود شدن ۴۰ تا.

1034
01:30:31,420 --> 01:30:35,010
دری رو به آمریکا باز کرده بودیم و یه سویی از نور می‌زد،

1035
01:30:35,090 --> 01:30:38,300
و خب تابلوعه که آدم می‌خواد با لگد در رو وا کنه

1036
01:30:38,390 --> 01:30:41,350
و بره تو و واقعاً...

1037
01:30:41,430 --> 01:30:43,350
قاره‌ی غول‌پیکریه.

1038
01:30:43,430 --> 01:30:45,390
<i>و واقعاً می‌خواستیم صدامون رو به گوش بقیه برسونیم</i>

1039
01:30:45,480 --> 01:30:46,940
<i>اونم با اجراهای زنده.</i>

1040
01:30:50,650 --> 01:30:53,570
اولش سگی تور می‌رفتیم.

1041
01:30:53,860 --> 01:30:56,160
<i>تقریباً ماه‌ها پشتِ سرِ هم تو جاده و تور بودیم.</i>

1042
01:30:57,070 --> 01:30:59,740
سه تا از این بچه‌ها اون موقع

1043
01:30:59,830 --> 01:31:01,540
زن و زندگی داشتن،

1044
01:31:01,620 --> 01:31:04,410
{\an8}<i>و این پنجمین تورِ ما توی هفت ماهه</i>

1045
01:31:05,250 --> 01:31:09,000
{\an8}<i>واسه همین مدتِ زیادی از بچه‌هاشون دور بودن.</i>

1046
01:31:10,170 --> 01:31:12,090
وقتی خانواده داری، کار سخته.

1047
01:31:12,670 --> 01:31:15,470
{\an8}<i>من با زنم «مو» به همه‌ی جاهای مشتی پرواز می‌کردیم.</i>

1048
01:31:16,220 --> 01:31:17,430
{\an8}<i>می‌اومد نیویورک.</i>

1049
01:31:17,510 --> 01:31:19,640
{\an8}<i>فقط بچه‌ها رو می‌برد خرید.</i>

1050
01:31:19,720 --> 01:31:21,560
می‌رفتیم کنسرت می‌دیدیم. معرکه بود.

1051
01:31:21,640 --> 01:31:23,270
ولی بعدش اونا می‌رفتن خونه و ما رو ول می‌کردن

1052
01:31:23,350 --> 01:31:25,730
تا بقیه‌ی تور رو تو کل کشور ادامه بدیم.

1053
01:31:28,230 --> 01:31:31,730
<i>اون‌موقع‌ها نه از اتوبوس تور خبری بود نه از این قرتی‌بازی‌ها.</i>

1054
01:31:31,820 --> 01:31:34,230
<i>فقط این‌طوری بود که با هر کوفتی که گیرت می‌اومد راه می‌افتادی،</i>

1055
01:31:34,320 --> 01:31:37,150
<i>می‌رسیدی به کنسرت، اجرا می‌کردی، بعدش هم منتظر می‌موندی تا ریچارد کول</i>

1056
01:31:37,530 --> 01:31:40,280
جای بعدی، یا حتی گاهی خودِ شهر رو پیدا کنه.

1057
01:31:41,030 --> 01:31:43,080
قشنگ می‌فهمیدی، وقتی که اون اینجوری می‌شد...

1058
01:31:43,160 --> 01:31:45,580
می‌رسیدی به یه چهارراه و می‌دیدی داره اینجوری ادا درمیاره...

1059
01:31:45,660 --> 01:31:48,170
می‌گفتی: «نه. باز دوباره گم شدیم.»

1060
01:31:48,870 --> 01:31:51,420
<i>چرخیدن تو انگلیس واسه تور خیلی راحت‌تره.</i>

1061
01:31:51,500 --> 01:31:54,300
<i>اگه تو آمریکا باشی، کل روز رو یه گوری تو هتل می‌مونی،</i>

1062
01:31:54,380 --> 01:31:56,800
<i>و با یه مشت آدمِ عوضیِ... می‌دونی که،</i>

1063
01:31:56,880 --> 01:31:58,130
<i>عن‌دماغ و این‌جور چیزا سر و کله می‌زنی.</i>

1064
01:31:58,720 --> 01:32:00,090
<i>می‌دونی، این رو آدم اثر می‌ذاره،</i>

1065
01:32:00,180 --> 01:32:01,930
<i>اینکه اولِ روز چه اتفاقایی افتاده.</i>

1066
01:32:02,800 --> 01:32:04,510
<i>همه‌ش پروازهای مسافربری بود،</i>

1067
01:32:04,600 --> 01:32:06,430
<i>واسه همین مجبور بودی کله‌سحر بلند شی و بری</i>

1068
01:32:06,520 --> 01:32:09,850
<i>و تو یه فرودگاهی معطل بشی و منتظر هواپیما به یه گوری بمونی.</i>

1069
01:32:11,060 --> 01:32:13,360
<i>اما اینجوری بود که تو آمریکا همه صدامون رو شنیدن.</i>

1070
01:32:42,590 --> 01:32:44,140
{\an8}<i>وقتی از آمریکا برگشتیم</i>

1071
01:32:44,220 --> 01:32:45,680
{\an8}<i>همه می‌خواستن با گروه قرارداد ببندن.</i>

1072
01:32:45,760 --> 01:32:47,180
<i>و انگار کلاً ورق برگشته بود.</i>

1073
01:32:47,270 --> 01:32:48,600
<i>هیچ تبلیغاتی در کار نبود،</i>

1074
01:32:48,680 --> 01:32:50,980
<i>و در کمال تعجب، وقتی می‌رسیدی به یه اجرای بریتانیایی...</i>

1075
01:32:51,060 --> 01:32:53,270
<i>«اینا از کجا می‌دونستن که ما داریم میایم؟»</i>

1076
01:32:53,360 --> 01:32:55,520
<i>فهمیدیم همش حرفای این و اون بوده،</i>
<i>فقط دهن‌به‌دهن چرخیده.</i>

1077
01:34:01,800 --> 01:34:04,130
<i>کلاً با فازِ اون هیجانه حال می‌کردم،</i>

1078
01:34:04,220 --> 01:34:06,140
<i>با سفر کردن و توی چشم بودن.</i>

1079
01:34:06,220 --> 01:34:08,060
تا نگردی که چیزی دستگیرت نمی‌شه، مگه نه؟

1080
01:34:08,180 --> 01:34:09,720
باید بزنی بیرون و خودت دنبالش بگردی.

1081
01:34:34,710 --> 01:34:36,630
<i>داشتیم تو فستیوال‌های آمریکا برنامه اجرا می‌کردیم،</i>

1082
01:34:36,710 --> 01:34:38,590
<i>درست دو سال بعد از اون «تابستونِ عشق».</i>

1083
01:34:38,670 --> 01:34:41,050
<i>می‌دونم شاید الان دیگه واقعاً اهمیتی نداشته باشه،</i>

1084
01:34:41,130 --> 01:34:43,050
<i>اما واسه من یه دنیا معنی داشت،</i>

1085
01:34:43,130 --> 01:34:46,840
<i>چون جایی بودم که از ته‌ِ دل می‌خواستم باشم،</i>

1086
01:34:46,930 --> 01:34:48,010
<i>از لحاظِ روحی.</i>

1087
01:35:23,710 --> 01:35:25,880
<i>یادمه جان داشت صدا رو چک می‌کرد،</i>

1088
01:35:25,970 --> 01:35:27,680
<i>توی فستیوال جازِ نیوپورت،</i>

1089
01:35:27,760 --> 01:35:30,470
<i>و قشنگ می‌دیدم که همه‌ی درامرهای «جیمز براون»</i>

1090
01:35:30,550 --> 01:35:32,640
<i>از هر سوراخی می‌زدن بیرون</i>

1091
01:35:32,720 --> 01:35:36,350
<i>و می‌گفتن: «این چه گوهیه؟...</i>
<i>اینجا چه خبره؟»</i>

1092
01:35:37,350 --> 01:35:38,690
اونم داشت می‌گفت...

1093
01:35:39,900 --> 01:35:42,730
می‌گفت: «آره، می‌دونم. حواسم هست کیا دارن منو می‌پاین.»

1094
01:35:42,820 --> 01:35:44,570
ولی معرکه بود.

1095
01:35:45,740 --> 01:35:49,410
<i>همین چیزا بود که «زپلین» رو اون‌جوری تک و خاص کرد.</i>

1096
01:35:49,490 --> 01:35:51,410
<i>دقیقا همون شکلی که با ریتم برخورد می‌کرد</i>

1097
01:35:51,490 --> 01:35:52,660
<i>و کارهایی که ازش برمی‌اومد.</i>

1098
01:36:52,390 --> 01:36:56,180
<i>توی همون تور بود که کلِ آهنگ‌های</i>
آلبوم «لد زپلین ۲» رو ضبط کردیم.</i>

1099
01:36:56,260 --> 01:36:58,230
<i>عین یه جور طوفانِ وحشی بود.</i>

1100
01:36:58,730 --> 01:37:02,020
<i>گردبادی از انرژی</i>
<i>و رهایی.</i>

1101
01:37:03,230 --> 01:37:05,730
خب معلومه، واقعاً فرصتش رو نداشتیم،

1102
01:37:05,820 --> 01:37:08,440
با اون همه وقتی که توی آمریکا می‌گذروندیم،

1103
01:37:08,530 --> 01:37:11,030
که بتونیم اون‌قدرها روی خودِ وطن تمرکز کنیم.

1104
01:37:11,110 --> 01:37:13,280
واسه همین برگشتیم و بالاخره اجرا کردیم،

1105
01:37:13,370 --> 01:37:14,780
اولین فستیوال بریتانیایی‌مون رو.

1106
01:37:14,870 --> 01:37:16,370
لطفاً با تشویق‌هاتون استقبال کنید از... لِد زپلین!

1107
01:37:16,450 --> 01:37:18,250
و البته، آدم باز هم با خودش فکر می‌کنه،

1108
01:37:18,330 --> 01:37:21,080
یعنی قراره سر و صدایی به پا کنه؟

1109
01:37:21,160 --> 01:37:22,750
قراره بترکونه؟

1110
01:37:36,390 --> 01:37:37,560
ایول.

1111
01:38:08,000 --> 01:38:10,590
من عکس‌های اولین فستیوال «بث» رو دیده بودم،

1112
01:38:10,670 --> 01:38:14,340
اما دیدن فیلمش... خب، واقعاً معرکه‌ست.

1113
01:38:15,430 --> 01:38:17,050
اون احتمالاً اولین فستیوالی بود

1114
01:38:17,140 --> 01:38:18,430
که توی بریتانیا اجرا کردیم.

1115
01:38:18,970 --> 01:38:20,890
بارون هم نیومد، واسه همین خیلی ردیف بود،

1116
01:38:20,970 --> 01:38:22,020
و حسابی خوش گذشت.

1117
01:38:24,850 --> 01:38:27,560
آخه آدم مگه بین این همه تورِ پشت‌سرهم چقدر استراحت می‌خواد؟

1118
01:38:27,650 --> 01:38:28,940
واقعاً اون‌قدرا نه.

1119
01:38:29,020 --> 01:38:31,280
منظورم اینه که اصلاً نمی‌فهمیدیم خستگی چیه.

1120
01:38:32,240 --> 01:38:34,490
فقط انرژی بود و قدرت.

1121
01:38:55,050 --> 01:38:58,800
در دقیقه ۳۲، آپولو ۱۱ از زمین بلند شد.

1122
01:39:47,730 --> 01:39:50,020
این قدمی کوچک برای یک انسانه،

1123
01:39:52,770 --> 01:39:55,490
و جهشی بزرگ برای بشریت.

1124
01:40:10,580 --> 01:40:12,170
قشنگ یادمه که توی یه چادر بودیم

1125
01:40:12,250 --> 01:40:13,920
و یهو یکی نشست روی ماه.

1126
01:40:18,430 --> 01:40:21,300
<i>می‌گم، می‌تونی تصور کنی؟</i>
<i>اینکه فقط تو آمریکا باشی،</i>

1127
01:40:22,140 --> 01:40:24,760
بچه‌سال باشی، کم و بیش،
و فقط زل بزنی به بالا...

1128
01:40:24,850 --> 01:40:27,140
داستانِ موسیقی‌ت هم که به راهه

1129
01:40:27,230 --> 01:40:28,890
<i>نگاه می‌کنی به بالا</i>
<i>و می‌بینی یه آدم رو ماهه.</i>

1130
01:41:10,520 --> 01:41:13,020
<i>می‌دونی،</i>
<i>دنیا خیلی بزرگ‌تر از این حرفاست،</i>

1131
01:41:13,100 --> 01:41:16,690
{\an8}<i>و مطمئنم که ۹۹ درصد مردم</i>
<i>خیلی بیشتر مشتاق بودن...</i>

1132
01:41:16,780 --> 01:41:20,740
{\an8}<i>بدونن که این پسرا چطور</i>
<i>سالم از ماه برگشتن.</i>

1133
01:41:21,450 --> 01:41:25,200
<i>اما روزی که برگشتن،</i>
<i>واسه ما هم روز بزرگی بود.</i>

1134
01:41:33,960 --> 01:41:36,380
<i>این تهِ ماجراست،</i>

1135
01:41:36,460 --> 01:41:38,960
<i>اگه یه بچه باشی</i>
<i>و بخوای خواننده بشی.</i>

1136
01:41:39,050 --> 01:41:43,220
یه صفحه‌ی طلا می‌گیری.
خب، بعدش چی می‌شه؟

1137
01:41:44,050 --> 01:41:45,470
مهم نیست، هست؟

1138
01:41:50,520 --> 01:41:52,980
<i>فقط واقعاً می‌خواستم</i>
<i>مطمئن بشم که...</i>

1139
01:41:53,060 --> 01:41:56,360
<i>این آلبوم قراره واقعاً</i>
<i>همه رو سرِ ذوق بیاره.</i>

1140
01:41:56,440 --> 01:41:59,570
<i>می‌خواستم یه چیزی باشه</i>
<i>که قبلاً نشنیده بودن.</i>

1141
01:42:00,190 --> 01:42:04,030
آکوستیک و الکتریک
و چیزای رادیکال‌تر،

1142
01:42:04,110 --> 01:42:05,950
و حتی آوانگارد.

1143
01:42:06,030 --> 01:42:08,200
<i>پس، وقتی نوبت رسید</i>
<i>به میکس کردنِ...</i>

1144
01:42:08,280 --> 01:42:09,990
<i>آلبوم</i> لد زپلین ۲،

1145
01:42:10,080 --> 01:42:13,410
<i>با ادی کریمر تو استودیو</i>
<i>A&R نیویورک میکسش کردم.</i>

1146
01:42:14,460 --> 01:42:16,330
<i>به نظرم کارش معرکه بود.</i>

1147
01:42:16,420 --> 01:42:19,210
و خب، مثل همیشه تو این جور میکس کردن‌ها،

1148
01:42:19,300 --> 01:42:21,710
معمولاً بیشتر از دو تا دست رو میز بود.

1149
01:42:24,880 --> 01:42:27,140
<i>واقعاً می‌خواستم یه بلایی سرِ</i>
Whole Lotta Love <i>بیارم</i>

1150
01:42:27,220 --> 01:42:28,640
که دیگه نذارم به صورت تک‌آهنگ پخش بشه.

1151
01:42:29,430 --> 01:42:34,230
قراره بود یه بخشِ آوانگارد و خفن وسطش باشه،

1152
01:42:34,310 --> 01:42:37,610
<i>که با یه موج صوتی شروع می‌شد.</i>

1153
01:42:43,650 --> 01:42:45,570
<i>بعدش که لایه‌های صدا (اُورداب) رو اضافه کردم،</i>

1154
01:42:45,660 --> 01:42:47,370
واسه اون چیزی که قرار بود بره وسط کار،

1155
01:42:47,450 --> 01:42:50,200
کوکِ گیتار رو تا ته آوردم پایین،

1156
01:42:50,290 --> 01:42:54,410
و همین‌طوری سیم‌ها رو هی به این‌طرف و اون‌طرف می‌کشیدم.

1157
01:43:02,840 --> 01:43:04,300
بعدش هم کلی «پنینگ» داشتیم.

1158
01:43:04,380 --> 01:43:06,510
یعنی جابه‌جا کردن صداها از باندِ چپ به راست.

1159
01:43:28,410 --> 01:43:30,370
<i>و خب، این‌طوری تموم شد.</i>

1160
01:43:30,450 --> 01:43:32,790
آلبوم «لد زپلین ۲» کامل شد

1161
01:43:33,580 --> 01:43:35,330
و آماده بود که تحویل داده بشه.

1162
01:49:10,870 --> 01:49:13,710
{\an8}<i>نهم ژانویه سال ۱۹۷۰،</i>

1163
01:49:14,290 --> 01:49:17,300
{\an8}<i>توی رویال آلبرت هالِ لندن اجرا داشتیم،</i>

1164
01:49:17,380 --> 01:49:20,470
<i>و اگه بخوایم یه سال به عقب برگردیم،</i>

1165
01:49:20,550 --> 01:49:23,680
نهم ژانویه ۱۹۶۹،

1166
01:49:23,760 --> 01:49:25,640
همون زمانیه که داشتیم توی سانفرانسیسکو می‌زدیم.

1167
01:49:26,560 --> 01:49:30,230
پس این نتیجه‌ی پیشرفتِ یه سالِ تمام بود.

1168
01:49:30,600 --> 01:49:32,060
<i>خیلی معرکه بود.</i>

1169
01:49:32,140 --> 01:49:34,110
<i>منظورم اینه که واقعاً داشتم حال می‌کردم.</i>

1170
01:49:35,520 --> 01:49:37,320
دیگه از حساب‌دار و دفتری بودن خبری نبود.

1171
01:49:37,400 --> 01:49:39,900
این یه کنسرت توی لندنه، پس معلومه که،

1172
01:49:39,990 --> 01:49:41,740
همه‌ی خانواده‌ها هم میان.

1173
01:49:42,280 --> 01:49:44,530
<i>آره، قشنگ مثلِ گردهماییِ ایل و طایفه بود.</i>

1174
01:49:45,410 --> 01:49:47,950
فقط رفتن اون‌ تو و پا گذاشتن روی اون صحنه،

1175
01:49:48,040 --> 01:49:50,960
یه چیز دیگه بود، می‌فهمی؟ فوق‌العاده بود.

1176
01:49:51,580 --> 01:49:52,750
کنسرت خودمون بود،

1177
01:49:52,830 --> 01:49:54,670
واسه همین رفتیم رو صحنه و کار رو تموم کردیم.

1178
01:49:58,210 --> 01:49:59,260
لد زپ!

1179
01:50:00,340 --> 01:50:03,380
لد زپ! لد زپ!

1180
01:50:04,510 --> 01:50:07,850
لد زپ! لد زپ!

1181
01:50:08,600 --> 01:50:11,270
لد زپ! لد زپ!

1182
01:50:12,600 --> 01:50:14,230
لد زپ!

1183
01:54:54,630 --> 01:54:55,630
دمتون گرم، خیلی چاکریم.

1184
01:55:08,480 --> 01:55:11,900
لد زپ! لد زپ!

1185
01:55:12,610 --> 01:55:15,860
لد زپ! لد زپ!

1186
01:55:17,070 --> 01:55:20,080
لد زپ! لد زپ!

1187
01:55:20,950 --> 01:55:22,160
لد زپ!

1188
01:55:23,250 --> 01:55:25,080
بابام اومده بود اون اجرا رو ببینه.

1189
01:55:25,160 --> 01:55:27,750
خیلی به خودش می‌بالید، واقعاً عالی بود.

1190
01:55:29,080 --> 01:55:32,050
می‌گفت: «عجب شور و حالی داره، آتیش‌‍پاره‌ست و از این حرفا.»

1191
01:55:32,130 --> 01:55:33,920
واقعاً حس خوبی بود.

1192
01:55:35,170 --> 01:55:37,890
<i>من و جان پاول، می‌دونی، خیلی با هم چفتیم.</i>

1193
01:55:37,970 --> 01:55:39,260
<i>یعنی راستش همه‌مون همین‌طوریم، می‌دونی.</i>

1194
01:55:39,850 --> 01:55:41,640
<i>تک‌تکِ اعضای گروه با هم خیلی فرق دارن،</i>

1195
01:55:41,720 --> 01:55:44,270
<i>از نظر اخلاقی میگم، ولی در کل بچه‌های ردیفی‌ان.</i>

1196
01:55:44,350 --> 01:55:46,310
<i>واقعاً واسه خودشون یه دنیای دیگه‌ای دارن.</i>

1197
01:55:47,770 --> 01:55:49,480
<i>حداقل اواسط سال ۶۹ بود</i>

1198
01:55:49,560 --> 01:55:51,520
<i>که تازه هر کدومشون رو درست‌حسابی شناختم.</i>

1199
01:55:52,190 --> 01:55:53,860
<i>این چیزا زمان می‌بره، مگه نه؟</i>

1200
01:55:55,030 --> 01:55:56,700
<i>می‌تونم تا ابد درباره‌ی رابرت حرف بزنم.</i>

1201
01:55:56,780 --> 01:55:59,200
<i>آخه انقدر خوب می‌شناسمش،</i>
<i>که واقعاً مسخره‌ست.</i>

1202
01:55:59,280 --> 01:56:02,700
<i>می‌دونی؟ جیمی هم</i>
<i>در واقع خیلی خجالتیه.</i>

1203
01:56:02,790 --> 01:56:05,160
<i>ولی با این شناختی که من ازش دارم،</i>
<i>واقعاً آدم معرکه‌ایه، می‌دونی؟</i>

1204
01:56:06,120 --> 01:56:08,540
<i>تک‌تکشون رو واسه کاری که می‌کنن</i>
<i>دوست دارم.</i>

1205
01:56:08,620 --> 01:56:10,830
<i>و می‌دونی، همیشه عاشق</i>
<i>ساز زدن توی گروهم،</i>

1206
01:56:11,340 --> 01:56:12,960
<i>واسه همین نیازی ندارم</i>
<i>کار دیگه‌ای بکنم.</i>

1207
01:56:15,590 --> 01:56:18,800
<i>همون اولش که رسیدیم اونجا،</i>
<i>یعنی همون روز اول،</i>

1208
01:56:18,880 --> 01:56:20,840
<i>داشتیم آهنگ</i> Train Kept A-Rollin' <i>رو می‌زدیم،</i>

1209
01:56:20,930 --> 01:56:22,890
<i>چون بدجوری جذب اون لحظه</i>
<i>شده بودیم،</i>

1210
01:56:22,970 --> 01:56:24,010
و جواب داد.

1211
01:56:24,520 --> 01:56:27,730
اما کل اون مقدمه‌چینی‌ها فقط
یه جورایی آزمون و خطا بود،

1212
01:56:28,190 --> 01:56:29,440
مثل تیر تو تاریکی انداختن.

1213
01:56:30,020 --> 01:56:32,060
پس چرا باید تموم بشه؟

1214
01:56:32,940 --> 01:56:35,980
اگه چیزی توی وجودت داری
که می‌دونی با بقیه فرق داره،

1215
01:56:36,070 --> 01:56:37,280
<i>توی وجود خودت،</i>

1216
01:56:37,360 --> 01:56:38,860
<i>اونوقت باید پاش</i>
<i>وقت بذاری و زحمت بکشی.</i>

1217
01:56:38,950 --> 01:56:40,530
<i>باید سگ‌دو بزنی</i>
<i>و تلاش کنی و تلاش کنی.</i>

1218
01:56:40,610 --> 01:56:42,200
<i>ولی در عین حال باید</i>
<i>بهش باور هم داشته باشی.</i>

1219
01:56:42,280 --> 01:56:44,660
<i>تا وقتی که بتونی</i>
<i>واقعاً پای کارت وایسی،</i>

1220
01:56:44,740 --> 01:56:47,410
<i>و هدفت درست باشه،</i>
<i>می‌تونی رویاهات رو واقعی کنی.</i>

1221
01:56:47,500 --> 01:56:48,500
<i>من واقعاً به این معتقدم.</i>

1222
01:56:48,580 --> 01:56:51,250
باور دارم که شدنیه،
چون دقیقاً همین اتفاق می‌افته.