1
00:01:20,460 --> 00:01:28,460
« بی سی موویز تقدیم میکند »
[ BcMoviez. in ]

2
00:01:30,570 --> 00:01:33,570
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

3
00:01:33,681 --> 00:01:34,712
‫آره...

4
00:01:35,468 --> 00:01:36,970
‫بریزین، شکوفه‌ها.

5
00:01:55,787 --> 00:01:57,705
‫واسه‌ت گوشت مارماهی فرستادن.

6
00:01:57,741 --> 00:01:59,331
‫حتماً خیلی دوستت دارن.

7
00:01:59,332 --> 00:02:00,750
‫دوستم ندارن بابا.

8
00:02:01,230 --> 00:02:02,863
‫فقط قراره بیشتر ازم کار بِکشن.

9
00:02:03,586 --> 00:02:04,921
‫این آمریکایی‌ها هم فهمیدن

10
00:02:05,254 --> 00:02:08,174
‫که گوشت مارماهی
‫به مَردها انرژی می‌ده.

11
00:02:09,467 --> 00:02:12,303
‫جالبـه که توی روز تولدت هم فرستادن.

12
00:02:15,277 --> 00:02:16,474
‫بچه‌ها می‌شنون!

13
00:02:17,475 --> 00:02:20,978
‫مارماهی می‌خوام!
‫مارماهی بدهید!

14
00:02:21,187 --> 00:02:22,688
‫ری‌وان، بیا!

15
00:02:23,323 --> 00:02:27,119
‫بابایی حسابی زحمت کشیده!

16
00:02:27,363 --> 00:02:28,402
‫بذار من برم.

17
00:02:35,359 --> 00:02:36,444
‫ماره؟

18
00:02:37,453 --> 00:02:38,912
‫مار به این خوش‌مزگی نیست!

19
00:02:38,913 --> 00:02:41,833
‫شرکت بابات این رو فرستاده،
‫چون کارمند خوبیـه.

20
00:02:42,125 --> 00:02:43,501
‫مناسبتی هم نیست.

21
00:02:44,419 --> 00:02:46,295
‫کاش گوشت گاو می‌دادن.

22
00:02:47,547 --> 00:02:48,548
‫ری‌وان.

23
00:02:49,132 --> 00:02:50,177
‫بیا شام.

24
00:02:52,969 --> 00:02:55,555
‫پا شو.

25
00:02:57,199 --> 00:02:58,868
‫یه‌کم به ویولنسل استراحت بده.

26
00:03:03,062 --> 00:03:04,230
‫این چیـه؟

27
00:03:13,781 --> 00:03:16,576
‫عزیزم!

28
00:03:19,454 --> 00:03:21,664
‫این خیلی گرونـه!

29
00:03:22,748 --> 00:03:25,835
‫دیگه پول یه‌جفت کفش رو که دارم.

30
00:03:26,419 --> 00:03:29,005
‫- کفش‌های مامان‌تون خوشگلـه؟
‫- بخورین.

31
00:03:32,049 --> 00:03:33,926
‫با این‌ها می‌تونم راحت برقصم.

32
00:03:37,305 --> 00:03:40,016
‫از قدیم گفتن
‫به عشق‌تون کفش هدیه ندین.

33
00:03:40,349 --> 00:03:41,159
‫چرا؟

34
00:03:41,184 --> 00:03:42,054
‫چرا؟

35
00:03:42,185 --> 00:03:44,312
‫چون ممکنـه باهاش فرار کنه.

36
00:03:45,396 --> 00:03:48,274
‫ولی باباتون مطمئنـه که نمی‌رم.

37
00:03:49,901 --> 00:03:50,969
‫بیا.

38
00:03:51,944 --> 00:03:53,863
‫یه‌کم تمرین کنیم.

39
00:03:55,656 --> 00:03:57,241
‫آماده؟
‫شروع می‌کنیم!

40
00:03:57,658 --> 00:03:59,409
‫یک دو سه...

41
00:03:59,410 --> 00:04:03,497
‫دو دو سه...
‫سه دو سه...

42
00:04:28,689 --> 00:04:32,795
‫[ بابت سال‌ها خدمت بی‌دریغ ‫به کاغذسازی
سولار، از شما سپاسگزاریـم ] ‫کاغذسازی مسخره...

43
00:04:33,528 --> 00:04:34,034
‫(«سولار» به‌معنای «خورشیدی»)

44
00:04:34,183 --> 00:04:36,059
‫عزیزم، بیا.

45
00:04:36,088 --> 00:04:37,099
‫چی شده؟

46
00:04:39,110 --> 00:04:40,129
‫شما هم بیاین.

47
00:04:41,535 --> 00:04:42,954
‫بیا، ری‌وان.

48
00:04:55,591 --> 00:04:57,009
‫سه دقیقه تحمل کنین.

49
00:04:57,885 --> 00:04:59,220
‫باشه، یه دقیقه...

50
00:05:07,770 --> 00:05:09,397
‫می‌دونی الان چه حسی دارم؟

51
00:05:13,045 --> 00:05:14,782
‫خوش‌بخت‌ترین مَرد دنیائـم.

52
00:05:50,938 --> 00:05:55,568
‫۲۵ سال از زندگی‌م رو توی این شرکت گذاشتم
‫و حالا اومدین شرکت رو خریدین.

53
00:05:56,319 --> 00:05:58,111
‫اون‌وقت یه‌هو بهم می‌گین

54
00:05:58,112 --> 00:06:00,573
‫قراره ۲۰درصد از
‫کارگرها رو اخراج کنین؟

55
00:06:01,240 --> 00:06:03,451
‫ازم می‌خواین بهتون
‫فهرست اسامی رو بدم؟

56
00:06:04,368 --> 00:06:07,246
‫اسامی آدم‌های باتجربه‌ای که
‫ازشون هنر یاد گرفتم؟

57
00:06:08,205 --> 00:06:10,791
‫اسامی مَردهای جَوونی که اینجا پیر شدن؟

58
00:06:11,727 --> 00:06:14,438
‫کارگرهای ساده‌ای که
‫عشق‌شون همین دستگاه‌ها بوده؟

59
00:06:15,004 --> 00:06:18,382
‫می‌خواین با این کار عملاً
‫روی سرشون تفنگ بگیرم؟

60
00:06:19,508 --> 00:06:20,801
‫نه، نمی‌تونم.

61
00:06:22,053 --> 00:06:24,462
‫آدم تفنگ رو به‌سمت
‫دشمنش نشونه می‌گیره!

62
00:06:25,514 --> 00:06:28,476
‫همچین فهرستی بهتون نمی‌دم.

63
00:06:30,978 --> 00:06:33,022
‫شما آمریکایی‌ها به اخراج‌شدن

64
00:06:33,253 --> 00:06:34,880
‫اصطلاحاً می‌گین «تبر خوردن».

65
00:06:35,733 --> 00:06:37,568
‫ولی ما کُره‌ای‌ها چی می‌گیم؟

66
00:06:37,735 --> 00:06:39,384
‫می‌گیم «سرش بر باد رفت»!

67
00:06:39,487 --> 00:06:41,322
‫یعنی اخراج‌شدن...

68
00:06:42,573 --> 00:06:46,202
‫برابره با قطع‌شدنِ سر آدم با یه تبر!

69
00:06:51,650 --> 00:06:52,735
‫[ شغل دائمی، کفش‌های کهنه ]

70
00:06:52,917 --> 00:06:55,878
‫همه‌ش می‌گین اگه اتحادیه تشکیل ندیم،
‫بهمون شغل دائمی می‌دین.

71
00:06:56,253 --> 00:07:00,800
‫ولی همین سنت زیبا رو هم
‫مثل کفش‌های کهنه انداختین دور!

72
00:07:01,092 --> 00:07:03,051
‫واسه شما آمریکایی‌ها...!

73
00:07:03,052 --> 00:07:04,220
‫آخ، گلوم...

74
00:07:04,804 --> 00:07:06,597
‫گفتم بریم توی انبار.

75
00:07:07,066 --> 00:07:09,166
‫ولی به‌خاطر سیگار تو
‫اومدیم توی فضای باز.

76
00:07:09,913 --> 00:07:10,934
‫ترک کن، لامصب!

77
00:07:10,935 --> 00:07:13,103
‫خیلی جدی گرفتی، داداش.

78
00:07:13,104 --> 00:07:15,021
‫الکی داره زور می‌زنه.

79
00:07:15,022 --> 00:07:18,609
‫- خوبـه خودش قرار نیست اخراج بشه.
‫- این چه حرفیـه!

80
00:07:18,818 --> 00:07:21,236
‫اگه شماها اخراج بشین،
‫من با کی کار کنم؟

81
00:07:21,237 --> 00:07:22,947
‫چقدر شما انسانـی واقعاً.

82
00:07:23,489 --> 00:07:24,490
‫ای بابا...

83
00:07:27,159 --> 00:07:28,160
‫وایستین!

84
00:07:35,858 --> 00:07:36,908
‫سلام، قربان.

85
00:07:37,268 --> 00:07:38,525
‫می‌خواد یه‌چیزی بگه.

86
00:07:40,361 --> 00:07:43,875
‫توی آمریکا به اخراج‌شدن
‫می‌گن «تبر خوردن».

87
00:07:44,611 --> 00:07:46,249
‫شرمنده، چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

88
00:07:47,612 --> 00:07:49,155
‫سرش بر باد رفت!

89
00:07:49,194 --> 00:07:51,487
‫- واسه همین...
‫- کلاه ایمنی رو بده!

90
00:07:51,488 --> 00:07:53,448
‫اخراج‌شدن یعنی سرت...

91
00:07:53,765 --> 00:07:54,789
‫وایستا!

92
00:07:56,117 --> 00:07:58,036
‫کلاه من رو کجا برد؟

93
00:08:05,141 --> 00:08:06,392
‫نکنه...

94
00:08:06,826 --> 00:08:08,582
‫به تو هم مارماهی دادن، آره؟

95
00:08:13,176 --> 00:08:14,427
‫خدایی؟

96
00:08:22,132 --> 00:08:23,144
‫عزیزم.

97
00:08:24,675 --> 00:08:25,683
‫جان؟

98
00:08:26,189 --> 00:08:27,816
‫گفتی می‌خوای یه‌چیزی بگی.

99
00:08:30,099 --> 00:08:31,111
‫یادم رفت.

100
00:08:31,361 --> 00:08:32,945
‫نمی‌ری سر کار؟

101
00:08:32,946 --> 00:08:34,072
‫چرا... چرا.

102
00:08:34,418 --> 00:08:35,481
‫حواسم نبود.

103
00:08:37,200 --> 00:08:38,785
‫سی‌تو! ری‌تو!
‫برین خونه!

104
00:08:39,703 --> 00:08:41,037
‫به حرف معلمت گوش کن.

105
00:08:43,885 --> 00:08:45,624
‫- بریم، ری‌وان.
‫- ری‌وان، عزیزم!

106
00:08:45,625 --> 00:08:47,877
‫خوش بگذره.

107
00:08:53,365 --> 00:08:54,393
‫موفق باشی!

108
00:08:56,692 --> 00:08:59,027
‫۲۵ سال کارگری کردم!

109
00:09:07,480 --> 00:09:08,565
‫نفس عمیق بِکشین.

110
00:09:25,248 --> 00:09:26,875
‫- من...
‫- من...

111
00:09:27,375 --> 00:09:28,501
‫آدم خوبی‌ام.

112
00:09:28,668 --> 00:09:30,044
‫آدم خوبی‌ام.

113
00:09:30,045 --> 00:09:31,119
‫آقای مان‌سو!

114
00:09:31,453 --> 00:09:32,473
‫آدمِ...

115
00:09:32,498 --> 00:09:34,250
‫- اخراج‌شدنم...
‫- اخراج‌شدنم...

116
00:09:34,674 --> 00:09:37,010
‫- اخراج‌شدنم...
‫- اخراج‌شدنم...

117
00:09:37,719 --> 00:09:40,972
‫تقصیر من نیست!

118
00:09:44,267 --> 00:09:47,144
‫- خونواده‌ی عزیزم...
‫- خونواده‌ی عزیزم...

119
00:09:47,145 --> 00:09:48,938
‫خونواده‌ی عزیزم...

120
00:09:49,814 --> 00:09:53,234
‫ازم حمایت می‌کنن تا
‫دنبال یه فرصت جدید باشم.

121
00:09:53,693 --> 00:09:57,697
‫... دنبال یه فرصت جدید باشم.

122
00:09:58,365 --> 00:10:02,410
‫خونواده‌ی عزیزم ازم حمایت می‌کنن...

123
00:10:02,702 --> 00:10:07,462
‫تا دنبال یه فرصت جدید باشم. ‫(دارن از روش روان‌درمانی «ای‌اِف‌تی»
‫یا «تکنیک رهایی از احساسات» استفاده می‌کنن تا آروم بشن.)

124
00:10:10,919 --> 00:10:12,212
‫عزیزم.

125
00:10:13,171 --> 00:10:14,671
‫می‌شه هندزفری بذاری؟

126
00:10:14,672 --> 00:10:15,924
‫باشه. صبر کن.

127
00:10:17,322 --> 00:10:18,905
‫[ تا سه ماه دیگه کار پیدا می‌کنم ]

128
00:10:23,056 --> 00:10:26,559
‫واسه همینـه شب‌ها بَدخواب شدی؟

129
00:10:30,438 --> 00:10:31,606
‫داری گریه می‌کنی؟

130
00:10:34,275 --> 00:10:38,988
‫پس اون مَرد شجاعی که
‫از یه مادر بیوه خواستگاری کرد، کجاست؟

131
00:10:39,781 --> 00:10:43,827
‫من دوباره شروع کردم،
‫پس تو هم می‌تونی.

132
00:10:45,161 --> 00:10:46,745
‫معلومـه که می‌تونی!

133
00:10:46,746 --> 00:10:50,124
‫آرزوها و اهداف‌تون رو در نظر بگیرین

134
00:10:50,125 --> 00:10:53,294
‫و در راستای اون‌ها تصمیم‌گیری کنین.

135
00:10:54,286 --> 00:10:55,313
‫آماده‌ایـن؟

136
00:10:55,338 --> 00:10:56,631
‫شروع کنین!

137
00:10:59,352 --> 00:11:00,384
‫یه شروعِ دوباره...

138
00:11:00,385 --> 00:11:02,137
‫یه شروعِ دوباره... یه شروعِ دوباره...

139
00:11:02,627 --> 00:11:03,708
‫یه شروعِ دوباره.

140
00:11:03,901 --> 00:11:04,984
‫یه شروعِ دوباره.

141
00:11:05,724 --> 00:11:07,058
‫من نون‌آور خونواده‌ام.

142
00:11:08,560 --> 00:11:09,769
‫از نو متولد می‌شم.

143
00:11:11,229 --> 00:11:14,691
‫باید خرج خونواده‌م رو دربیارم...

144
00:11:15,525 --> 00:11:17,026
‫از پس هر کاری برمی‌آم.

145
00:11:19,446 --> 00:11:20,780
‫تا سه ماه دیگه...

146
00:11:22,824 --> 00:11:24,325
‫دوباره استخدام می‌شم!

147
00:11:28,329 --> 00:11:29,831
‫من خیلی خوش‌بختـم!

148
00:11:32,792 --> 00:11:35,502
‫[ سه ماه بعد ]

149
00:11:35,503 --> 00:11:38,547
‫[ ۱۳ ماه بعد ]

150
00:11:38,548 --> 00:11:40,301
‫سلام، نام‌گو.
‫حواسم هست.

151
00:11:40,326 --> 00:11:41,410
‫ساعت ۵ می‌آم.

152
00:11:41,435 --> 00:11:43,970
‫رئیسم خیلی درباره‌ت کنجکاو شده.

153
00:11:44,512 --> 00:11:48,224
‫شرمنده، ولی می‌تونی ظهر بیای؟

154
00:11:48,475 --> 00:11:50,018
‫آخه من...

155
00:11:50,601 --> 00:11:52,603
‫الان با زنم اومدم فروشگاه.

156
00:11:52,639 --> 00:11:53,799
‫ای بابا.

157
00:11:54,086 --> 00:11:58,010
‫آخه رئیس ساعت ۵ به چین پرواز داره.

158
00:11:58,191 --> 00:11:59,264
‫یعنی نمی‌تونی؟

159
00:11:59,289 --> 00:12:00,957
‫چرا، صبر کن...

160
00:12:01,017 --> 00:12:02,034
‫گوشی دستت.

161
00:12:02,107 --> 00:12:04,859
‫زنم رو راضی می‌کنم.

162
00:12:04,860 --> 00:12:06,710
‫ایول.
‫پس می‌بینمت.

163
00:12:06,711 --> 00:12:08,269
‫[ باطن مهمـه، نه ظاهرش ]

164
00:12:08,270 --> 00:12:12,399
‫حواست باشه از همه
‫می‌پرسه «نقطه‌ضعفت چیـه؟»

165
00:12:12,642 --> 00:12:13,659
‫نقطه‌ضعف؟

166
00:12:13,660 --> 00:12:18,331
‫این سؤالش خیلی جدیـه‌ها.
‫یادت نره، باشه؟

167
00:12:18,332 --> 00:12:19,708
‫باشه.
‫دمت گرم.

168
00:12:41,813 --> 00:12:42,855
‫نقطه‌ضعف؟

169
00:12:42,856 --> 00:12:45,941
‫می‌دونم جوابی براش پیدا نمی‌کنی

170
00:12:45,942 --> 00:12:47,693
‫ولی به نظرت نقطه‌ضعفم چیـه؟

171
00:12:47,694 --> 00:12:51,906
‫خب معلومـه.
‫تو عاشق گُل و گیاهـی.

172
00:12:51,907 --> 00:12:53,680
‫اون‌قدر که خودت هم
‫شبیه درخت شدی.

173
00:12:54,242 --> 00:12:56,960
‫همین دیشب بهم گفتی
‫توی تخت مثل حیوون‌هائـم که.

174
00:12:58,997 --> 00:13:01,333
‫نام‌گو راهنمایی خوبی بهم کرد.

175
00:13:02,709 --> 00:13:04,503
‫[ اخظار عدم پرداخت وام مسکن ]

176
00:13:04,550 --> 00:13:06,969
‫اگه بتونم نقطه‌ضعفم رو
‫درست توضیح بدم

177
00:13:07,255 --> 00:13:09,841
‫یارو ازم خوشش می‌آد.

178
00:13:11,074 --> 00:13:15,578
‫بعداز استخدام، باید زیردست آقای
‫نام‌گو بشید که قبلاً زیردست شما بوده.

179
00:13:15,603 --> 00:13:17,438
‫چه احساسی در این رابطه دارید؟

180
00:13:18,016 --> 00:13:19,892
‫درستـه که من مدیر بخش بودم

181
00:13:19,893 --> 00:13:23,450
‫ولی همیشه خودم رو
‫جزو یقه‌آبی‌ها در نظر می‌گرفتم.

182
00:13:23,451 --> 00:13:25,931
‫(«یقه‌آبی» ~ طبقه‌ی کارگر)
‫(«یقه‌سفید» ~ طبقه‌ی کارمندان اداری)

183
00:13:26,566 --> 00:13:28,275
‫به همین خاطر...

184
00:13:28,276 --> 00:13:31,738
‫فکر کنم متوجه سؤال نشدید.

185
00:13:33,315 --> 00:13:34,315
‫آقای نام‌گو...

186
00:13:34,316 --> 00:13:37,194
‫نه، متوجه فرمایش‌تون شدم...

187
00:13:37,986 --> 00:13:41,346
‫ایشون زودتر از شما به پاپیروس اومدن
‫و طبیعتاً باید تحت تعلیم ایشون باشید.

188
00:13:41,347 --> 00:13:41,881
‫(«پاپیروس» نوعی گیاهـه که
‫باهاش کاغذهای خاصی ساخته می‌شه.)

189
00:13:42,073 --> 00:13:43,074
‫البته!

190
00:13:44,034 --> 00:13:45,619
‫من همیشه درحال یادگیری‌ام.

191
00:13:46,077 --> 00:13:49,789
‫بلافاصله بعداز این‌که دیپلم گرفتم،
‫توی کارخونه استخدام شدم.

192
00:13:50,457 --> 00:13:55,002
‫ولی حتی موقع کارکردن هم
‫تونستم مدرک شیمی بگیرم.

193
00:13:55,003 --> 00:13:58,048
‫البته کلاس‌های دانشگاهم حضوری نبود.

194
00:14:01,426 --> 00:14:06,056
‫و البته بعدش هم
‫به یادگیری ادامه دادم...

195
00:14:06,348 --> 00:14:09,309
‫و البته بعدش به
‫جایگاه مدیریت ایمنی رسیدم...

196
00:14:10,268 --> 00:14:17,608
‫سال ۲۰۱۹ که جایزه‌ی
‫«ادبیات پالپِ سال» رو گرفتم...

197
00:14:17,609 --> 00:14:19,945
‫این مورد رو به کارنامه‌م اضافه کردن.

198
00:14:20,612 --> 00:14:23,364
‫و البته توی همون سال...

199
00:14:23,365 --> 00:14:26,076
‫تونستم خونه بخرم.

200
00:14:26,868 --> 00:14:29,871
‫همون خونه‌ای که توش بزرگ شدم.

201
00:14:30,205 --> 00:14:31,456
‫و البته...

202
00:14:32,165 --> 00:14:34,709
‫چقدر گفتم «البته»...

203
00:14:37,087 --> 00:14:40,590
‫به‌خاطر استرس و این‌ها نیست...

204
00:14:41,216 --> 00:14:45,303
‫در واقع... از روی اعتمادبه‌نفسِ
‫بالاست که این‌طوری می‌گم...

205
00:14:45,853 --> 00:14:47,472
‫البته!

206
00:14:51,893 --> 00:14:55,814
‫می‌شه بفرمایید نقطه‌ضعف‌تون چیـه؟

207
00:14:59,985 --> 00:15:01,027
‫نه.

208
00:15:07,450 --> 00:15:12,205
‫بزرگ‌ترین نقطه‌ضعفم
‫اینـه که نمی‌تونم بگم «نه».

209
00:15:17,627 --> 00:15:19,010
‫به کاغذسازی مون هم سر زدی؟

210
00:15:19,011 --> 00:15:19,516
‫(«مون» به‌معنای «ماه»)

211
00:15:19,754 --> 00:15:20,755
‫مون؟

212
00:15:21,423 --> 00:15:26,511
‫می‌گن کاغذسازی مون بازار ژاپنی‌ها رو
‫دگرگون کرده. یه سری بزن.

213
00:15:26,886 --> 00:15:30,015
‫کاغذسازی پاسیفیک هم
‫زمستون امسال استخدام داره.

214
00:15:30,265 --> 00:15:31,265
‫جداً؟

215
00:15:31,891 --> 00:15:32,976
‫یه دندون‌پزشکی هم برو.

216
00:15:34,311 --> 00:15:35,478
‫جون عزیزت برو.

217
00:15:36,601 --> 00:15:38,937
‫بعداز استخدام،
‫دیگه وقت نداری بری‌ها.

218
00:15:39,024 --> 00:15:40,441
‫نه بابا، چیزی نیست.

219
00:15:40,442 --> 00:15:43,194
‫همیشه لج‌بازی می‌کنی!

220
00:15:43,954 --> 00:15:47,583
‫بگذریم...
‫تا قبل‌از زمستون استخدام بشی‌، باشه؟

221
00:15:47,949 --> 00:15:49,784
‫شرکت باهات تماس می‌گیره.

222
00:15:50,952 --> 00:15:52,005
‫دمت گرم.

223
00:15:53,371 --> 00:15:55,790
‫شرکت مون رو یادت نره!

224
00:15:57,459 --> 00:15:59,878
‫من یه مَردم.
‫من آدم خوبی‌ام.

225
00:16:01,379 --> 00:16:04,034
‫شرکت مون توسط
‫مون چانگ‌هوی فقید تأسیس شد.

226
00:16:04,059 --> 00:16:05,591
‫چوی سون‌چول هستم،
‫سرپرست کارکنان کاغذسازی مون.

227
00:16:05,592 --> 00:16:07,017
‫- شرکت مون...
‫- آقای چوی!

228
00:16:07,042 --> 00:16:07,983
‫جانم؟

229
00:16:08,008 --> 00:16:11,805
‫قرار شد درباره‌ی
‫طرز ساخت کاغذ حرف بزنین.

230
00:16:11,806 --> 00:16:12,617
‫خب داشتم...

231
00:16:12,660 --> 00:16:14,577
‫معرفی رو خود شرکت انجام می‌ده.

232
00:16:15,518 --> 00:16:16,810
‫۶ ساعت و ۱۷ دقیقه‌ی بعد.

233
00:16:16,811 --> 00:16:20,982
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن کارخونه‌ی کاغذسازی،
‫داره درخت‌های جنگل رو نابود می‌کنه.

234
00:16:21,441 --> 00:16:22,813
‫ولی این تصور اشتباهـه...

235
00:17:03,849 --> 00:17:05,028
‫چی شده؟

236
00:17:08,571 --> 00:17:10,073
‫اول خبر خوب رو بدم.

237
00:17:10,281 --> 00:17:12,659
‫یه شغل گیر آوردم.

238
00:17:12,826 --> 00:17:14,952
‫مامان‌تون دیگه شاغل شده!

239
00:17:14,953 --> 00:17:17,414
‫همیشه غُر می‌زدی که
‫ما نذاشتیم شاغل بشی.

240
00:17:17,722 --> 00:17:18,743
‫مبارکـه!

241
00:17:18,873 --> 00:17:19,916
‫مبارکـه!

242
00:17:20,083 --> 00:17:21,376
‫ممنون.

243
00:17:21,710 --> 00:17:23,711
‫حالا کجا هست؟
‫دندون‌پزشکی؟

244
00:17:24,129 --> 00:17:27,507
‫- پیش دکتر اوه چین‌هو.
‫- دکتر اوچ این‌هو؟

245
00:17:27,592 --> 00:17:29,164
‫مسخره‌ش نکن.

246
00:17:29,383 --> 00:17:33,220
‫همه‌مون باید
‫توی این شرایط زحمت بِکشیم.

247
00:17:33,722 --> 00:17:37,056
‫تا باباتون کار پیدا کنه،
‫این فعالیت‌ها ممنوعـه.

248
00:17:37,057 --> 00:17:40,812
‫به‌جز کلاس خصوصی ری‌وان،
‫فعلاً خرج اضافه نداریم.

249
00:17:41,371 --> 00:17:42,021
‫مثلاً...

250
00:17:42,022 --> 00:17:43,660
‫مثلاً دیگه توی سوپ گوشت نمی‌ریزی؟

251
00:17:43,685 --> 00:17:46,187
‫گوشت هست.
‫دقت کن.

252
00:17:48,653 --> 00:17:49,779
‫مثلاً...

253
00:17:50,071 --> 00:17:51,197
‫ماشین من.

254
00:17:52,323 --> 00:17:54,743
‫باید ماشینت رو بفروشیم
‫و یه‌چیز کوچیک‌تر بگیریم.

255
00:17:57,120 --> 00:17:59,372
‫و البته خونه‌مون.

256
00:18:01,607 --> 00:18:02,636
‫ها؟

257
00:18:02,683 --> 00:18:04,102
‫- ها؟
‫- ها؟

258
00:18:05,044 --> 00:18:09,466
‫اگه خونه رو بفروشیم، می‌تونیم
‫قسط‌ها رو بدیم و یه آپارتمان اجاره کنیم.

259
00:18:11,843 --> 00:18:14,428
‫قرار بود سه‌ماهه کار پیدا کنی.

260
00:18:14,429 --> 00:18:18,933
‫واسه همین با پس‌اندازت سر کردیم.

261
00:18:18,971 --> 00:18:21,212
‫و حالا اون هم ته کشیده.

262
00:18:27,525 --> 00:18:29,527
‫[ مصادره‌ی خانه طی ۳ ماه آینده ]

263
00:18:30,361 --> 00:18:31,488
‫عزیزم.

264
00:18:33,072 --> 00:18:34,449
‫این خونه...

265
00:18:38,495 --> 00:18:41,039
‫می‌دونی چقدر توش خاطره دارم؟

266
00:18:42,582 --> 00:18:47,003
‫از ۹سالگی‌م تقریباً
‫هر دَه ماه خونه عوض می‌کردیم.

267
00:18:47,170 --> 00:18:49,172
‫جون کندم تا تونستم این خونه رو بخرم.

268
00:18:50,042 --> 00:18:51,335
‫هر دومون جون کندیم.

269
00:18:52,696 --> 00:18:53,905
‫با دست‌های خودم...

270
00:18:53,906 --> 00:18:56,532
‫طویله رو تخریب کردم
‫و جاش گُلخونه زدم.

271
00:18:56,533 --> 00:18:57,868
‫تاب نصب کردم.

272
00:18:58,619 --> 00:19:00,536
‫همه‌جای این خونه رو...

273
00:19:00,537 --> 00:19:01,538
‫عشقم.

274
00:19:03,248 --> 00:19:05,959
‫اگه قسط‌ها رو ندیم، خونه رو می‌گیرن.

275
00:19:07,377 --> 00:19:08,419
‫پیانو...

276
00:19:08,420 --> 00:19:09,587
‫میز پذیرایی...

277
00:19:09,588 --> 00:19:10,588
‫مبل‌هامون...

278
00:19:10,589 --> 00:19:11,173
‫تلویزیون...

279
00:19:11,173 --> 00:19:12,091
‫پَرده‌ها...

280
00:19:12,091 --> 00:19:12,800
‫فرش...

281
00:19:12,801 --> 00:19:14,425
‫همه قراره به فروش بره.

282
00:19:14,426 --> 00:19:15,385
‫راکت‌هام هم همین‌طور.

283
00:19:15,386 --> 00:19:16,844
‫دیگه تنیس تعطیل.

284
00:19:16,845 --> 00:19:18,347
‫کلاس رقص هم همین‌طور.

285
00:19:18,597 --> 00:19:20,331
‫و همچنین مجله‌های بونسایِ تو.
‫(«بونسای»: نوعی درختچه‌ی ژاپنی)

286
00:19:20,599 --> 00:19:22,045
‫اشتراک نتفلیکس هم تمام.

287
00:19:22,046 --> 00:19:23,766
‫(«نتفلیکس»: شبکه‌ی پخش آنلاین فیلم و سریال)

288
00:19:26,885 --> 00:19:27,903
‫چی‌کار می‌کنی؟

289
00:19:28,774 --> 00:19:31,360
‫تا اشتراکم تموم نشده،
‫حداقل یه سریال ببینم.

290
00:19:35,280 --> 00:19:39,118
‫حالا نوبت خبر بَده، دوستان.

291
00:19:39,535 --> 00:19:40,702
‫از این بَدتر هم هست؟

292
00:19:40,869 --> 00:19:42,204
‫از این بَدتر هم هست؟

293
00:19:46,625 --> 00:19:50,671
‫توی این شرایط نمی‌تونیم
‫به همه‌ی اعضای خونه غذا بدیم.

294
00:19:52,756 --> 00:19:54,633
‫منظورت چیـه؟

295
00:19:55,184 --> 00:19:57,061
‫- ری‌تو، نرو.
‫- ری‌وان.

296
00:19:57,886 --> 00:19:58,970
‫سی‌وان.

297
00:19:58,971 --> 00:20:01,264
‫باز می‌بینمشون.
‫باشه، ری‌وان؟

298
00:20:01,265 --> 00:20:02,723
‫بیا، عزیزم.

299
00:20:02,724 --> 00:20:06,269
‫هروقت اومدین خونه‌ی مامان‌بزرگ،
‫باهاشون بازی می‌کنین.

300
00:20:06,270 --> 00:20:09,523
‫بابا که کار پیدا کنه،
‫سی‌تو و ری‌تو هم برمی‌گردن.

301
00:20:21,660 --> 00:20:23,786
‫به موی سگ حساسـم.

302
00:20:23,787 --> 00:20:25,247
‫ببخشین، بابا.

303
00:20:27,458 --> 00:20:28,459
‫به سلامت.

304
00:20:30,711 --> 00:20:31,503
‫بریم داخل.

305
00:20:31,504 --> 00:20:32,504
‫بیا.

306
00:20:34,184 --> 00:20:36,550
‫زود برشون می‌گردونم.
‫قول می‌دم.

307
00:20:42,806 --> 00:20:44,140
‫سلام، خانم!

308
00:20:44,141 --> 00:20:45,726
‫چه زود اومدین!

309
00:20:47,561 --> 00:20:50,063
‫خریدار خونه این لاشیـه؟

310
00:20:52,566 --> 00:20:55,485
‫بهش نمی‌خوره ۵۰سال ساخت باشه.

311
00:20:55,486 --> 00:20:56,904
‫پَرده‌ها رو ببینین.

312
00:20:57,529 --> 00:21:01,297
‫این خونه داغون بود،
‫ولی خوب بازسازیش کردن.

313
00:21:01,450 --> 00:21:03,117
‫از نو متولد شده.

314
00:21:03,118 --> 00:21:06,038
‫- ویلای ما همین بغلـه. دیدینش؟
‫- بله.

315
00:21:06,205 --> 00:21:09,500
‫اونجا در اصل بخشی از
‫مزرعه‌ی بابای این آقا بود.

316
00:21:09,958 --> 00:21:12,377
‫ای وای، اگه هنوز
‫اون زمین رو داشتن، الان...

317
00:21:12,586 --> 00:21:16,215
‫اگه گُلخونه رو برداریم،
‫یه زمین گلف مَشتی می‌شه.

318
00:21:18,967 --> 00:21:20,219
‫مرتیکه خر.

319
00:21:20,886 --> 00:21:23,129
‫همه‌کاره‌ای‌ها، یو مان‌سو.

320
00:21:23,130 --> 00:21:26,410
‫(اسم «مان‌سو» هم به‌معنای «همه‌کاره» هست؛
‫یعنی کسی که هزاران استعداد و مهارت داره.)

321
00:21:28,727 --> 00:21:30,479
‫همین‌قدر بسـه.

322
00:21:31,980 --> 00:21:33,481
‫مامان‌ها که با هم رفیقـن.

323
00:21:33,482 --> 00:21:35,192
‫بچه‌ها هم با هم رفیقـن.

324
00:21:38,529 --> 00:21:40,280
‫جایزه‌ی ادبیات سال!

325
00:21:41,740 --> 00:21:43,825
‫تفنگ بابات هم تَرتمیز مونده...

326
00:21:45,035 --> 00:21:46,870
‫[ گواهی خدمت در جنگ ویتنام ]

327
00:21:50,540 --> 00:21:52,334
‫وای، اینجا رو!

328
00:21:52,601 --> 00:21:58,732
‫تصور کنین از خواب بیدار می‌شین
‫و چشم‌تون به اون درخت کاج قرمز می‌افته.

329
00:21:58,757 --> 00:21:59,841
‫کاج سفیده.

330
00:22:00,842 --> 00:22:01,843
‫کاج سفید...

331
00:22:02,010 --> 00:22:04,679
‫تو اینجا باش.
‫من یه سر می‌رم خشک‌شویی.

332
00:22:04,680 --> 00:22:06,597
‫لباس‌هام رو واسه مصاحبه برمی‌دارم.

333
00:22:06,598 --> 00:22:08,428
‫موفق باشی، مان‌سو!

334
00:22:08,429 --> 00:22:11,204
‫(با بخش اول اسمش شوخی می‌کنه که توی زبان انگلیسی ‫معنای
«مَرد» می‌ده. در واقع، مَردونگی‌ش رو مسخره می‌کنه.)

335
00:22:11,228 --> 00:22:12,813
‫بریم اتاق بچه‌ها رو ببینیم؟

336
00:22:14,606 --> 00:22:17,066
‫ما یه بچه داریم.
‫این یکی رو می‌کنیم انبار.

337
00:22:17,067 --> 00:22:19,027
‫آره، موافقـم!

338
00:22:20,821 --> 00:22:22,072
‫چه تخت نرمی.

339
00:22:24,116 --> 00:22:26,243
‫اون هم فروشیـه.
‫باید بخرین.

340
00:22:30,497 --> 00:22:31,999
‫قراره کجا برین؟

341
00:22:33,041 --> 00:22:34,918
‫اول باید خونه‌مون رو بفروشیم.

342
00:22:36,169 --> 00:22:37,587
‫خدا کنه زیاد دور نشین.

343
00:22:39,840 --> 00:22:42,843
‫اگه بریم، سی‌تو و ری‌تو
‫پیدامون نمی‌کنن.

344
00:22:43,051 --> 00:22:44,094
‫کی گفته می‌ریم؟

345
00:22:54,187 --> 00:22:55,439
‫جایی نمی‌ریم.

346
00:22:56,606 --> 00:22:57,691
‫بهت قول می‌دم.

347
00:22:58,525 --> 00:23:01,902
‫سی‌وان... ری‌وان...
‫سی‌وان... ری‌وان...

348
00:23:01,903 --> 00:23:03,364
‫سی‌تو... ری‌تو...

349
00:23:03,365 --> 00:23:03,869
‫(«وان» به‌معنای «یک» و «تو» به‌معنای «دو» در زبان انگلیسیـه؛
‫تأکید بر این‌که سگ‌ها هم جزو خونواده محسوب می‌شن.)

350
00:23:04,239 --> 00:23:05,407
‫برو کنار!

351
00:23:05,741 --> 00:23:08,076
‫- باید برم جلسه!
‫- تو رو خدا گوش کنین!

352
00:23:09,202 --> 00:23:11,622
‫زنم مجبور شده کار پیدا کنه...

353
00:23:11,913 --> 00:23:14,540
‫خونه‌مون رو به فروش گذاشتیم...

354
00:23:14,541 --> 00:23:16,276
‫- اشتراک نتفلیکس تموم شده...
‫- چی؟

355
00:23:17,482 --> 00:23:18,502
‫جناب رئیس؟

356
00:23:18,503 --> 00:23:19,520
‫چوی سون‌چول!

357
00:23:19,671 --> 00:23:21,505
‫چی شده؟
‫این کیـه؟

358
00:23:21,506 --> 00:23:23,507
‫از سولار اخراج شده.

359
00:23:23,508 --> 00:23:24,760
‫ای بابا.

360
00:23:27,371 --> 00:23:28,396
‫بفرمایین.

361
00:23:30,098 --> 00:23:31,308
‫شرمنده.

362
00:23:31,556 --> 00:23:32,600
‫می‌رین جلسه؟

363
00:23:32,601 --> 00:23:34,185
‫اتفاقاً باهاتون حرف داشتم.

364
00:23:34,186 --> 00:23:35,242
‫باشه.

365
00:23:42,069 --> 00:23:44,029
‫ببینمت...

366
00:23:44,321 --> 00:23:46,239
‫چه زوری داری، مَرد.

367
00:23:50,418 --> 00:23:52,503
‫وقتی این‌قدر خجالت می‌کِشی...

368
00:23:53,171 --> 00:23:56,090
‫نباید جلوی مستراح التماس کنی.

369
00:23:59,719 --> 00:24:00,845
‫قربان!

370
00:24:01,512 --> 00:24:04,764
‫من که دعوت‌تون کرده بودم!
‫چرا نیومدین کباب بزنیم؟

371
00:24:04,765 --> 00:24:06,767
‫دفعه‌ی بعدی می‌آم.

372
00:24:18,321 --> 00:24:19,351
‫ای وای.

373
00:24:22,200 --> 00:24:23,409
‫ببین.

374
00:24:24,359 --> 00:24:28,653
‫روبه‌روی کارخونه یه کافه
‫به نام «مون شاین» هست.

375
00:24:28,654 --> 00:24:29,850
‫(«مون شاین» به‌معنای «درخشش ماه»)

376
00:24:29,874 --> 00:24:31,501
‫سر راهت برو یه نوشیدنی بزن.

377
00:24:32,001 --> 00:24:35,587
‫تازگی خونه‌م رو آوردم
‫به جزیره‌ی هویی.

378
00:24:35,588 --> 00:24:37,089
‫واقعاً زیباست.

379
00:24:37,673 --> 00:24:41,677
‫این اولین رونمایی از خونه‌مـه!
‫بزن کف‌قشنگه رو!

380
00:24:42,386 --> 00:24:46,557
‫سیخ کشیدن کباب روی آتیشِ
‫هیزم خودم صفای دیگه‌ای داره!

381
00:24:47,517 --> 00:24:49,519
‫بمیر!

382
00:25:03,407 --> 00:25:06,076
‫واسه هر قطره‌ی عرقی که
‫ریختم، ویسکی می‌ریزم!

383
00:25:06,077 --> 00:25:09,580
‫ زندگی یعنی همین

384
00:25:09,762 --> 00:25:12,667
‫[ همسرجان ]

385
00:25:12,792 --> 00:25:13,751
‫سلام، عزیزم.

386
00:25:13,752 --> 00:25:16,754
‫مربی ویولن ری‌وان زنگ زد...

387
00:25:17,463 --> 00:25:19,298
‫- تو کجایـی؟
‫- ها؟

388
00:25:21,300 --> 00:25:22,927
‫- رفتی کافه؟
‫- نه بابا.

389
00:25:23,719 --> 00:25:25,513
‫یعنی آره.

390
00:25:26,472 --> 00:25:27,556
‫ولی نه.

391
00:25:27,557 --> 00:25:28,558
‫ببین.

392
00:25:30,434 --> 00:25:31,434
‫تنهائـم.

393
00:25:31,435 --> 00:25:32,478
‫دیوونه شدی؟

394
00:25:33,229 --> 00:25:35,314
‫- دارم این رو می‌خورم.
‫- ویسکی می‌خوری؟

395
00:25:35,815 --> 00:25:37,108
‫نه، این.

396
00:25:38,317 --> 00:25:40,319
‫رفتی کافه که آب سیب بخوری؟

397
00:25:40,653 --> 00:25:43,447
‫بهم اعتماد داری دیگه، عزیزم؟

398
00:25:46,158 --> 00:25:47,993
‫معلومـه.

399
00:25:47,994 --> 00:25:49,245
‫حالا مربی ری‌وان چی می‌گه؟

400
00:25:49,537 --> 00:25:55,459
‫دیگه نمی‌تونم به ری‌وان درس بدم.

401
00:25:56,645 --> 00:25:57,669
‫بله؟

402
00:25:57,670 --> 00:26:00,298
‫استعداد ری‌وان...

403
00:26:00,798 --> 00:26:01,966
‫خیلی خاصـه.

404
00:26:07,722 --> 00:26:09,140
‫آخه خانم...

405
00:26:10,558 --> 00:26:14,020
‫وقتی جلومون اصلاً ویولنسل نمی‌زنه...

406
00:26:14,780 --> 00:26:18,701
‫چجوری... حرف‌تون رو باور کنم؟

407
00:26:19,525 --> 00:26:23,195
‫به‌زور چندتا صدا از ویولنسل درمی‌آره.

408
00:26:23,487 --> 00:26:24,422
‫بعله.

409
00:26:24,447 --> 00:26:30,494
‫فکر کردین واسه چی دارم درآمد خودم رو
‫قطع می‌کنم و به یه مربی دیگه می‌دم؟

410
00:26:30,828 --> 00:26:31,995
‫یه مربی دیگه؟

411
00:26:31,996 --> 00:26:35,249
‫برای ری‌وان باید
‫یه استاد موسیقی استخدام کنین.

412
00:26:36,876 --> 00:26:40,963
‫ولی در جریان باشین که
‫هزینه‌ی استادها بالاتره.

413
00:26:44,842 --> 00:26:50,431
‫گفتین دوست دارین ری‌وان
‫زندگی مستقل رو یاد بگیره.

414
00:26:54,602 --> 00:26:56,937
‫پس به نظرم این هزینه...

415
00:26:57,563 --> 00:26:59,774
‫دو مورد رو ذکر کنم.

416
00:27:00,608 --> 00:27:05,153
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن کارخونه‌های کاغذسازی،
‫دارن درخت‌های جنگل رو نابود می‌کنن.

417
00:27:05,154 --> 00:27:06,613
‫ولی این تصور اشتباهـه.

418
00:27:06,614 --> 00:27:09,991
‫درخت‌های ما توی
‫فضای جدایی رشد می‌کنن...

419
00:27:09,992 --> 00:27:13,663
‫بُریده می‌شن و مجدداً رشد می‌کنن.

420
00:27:14,455 --> 00:27:17,165
‫تازه ما استفاده‌ی
‫مجدد از کاغذها داریم.

421
00:27:17,166 --> 00:27:19,502
‫یعنی کاغذها رو بازیافت می‌کنیم.

422
00:27:20,670 --> 00:27:24,173
‫- و بازیافت‌ها رو هم مجدداً...
‫- چی نگاه می‌کنی؟

423
00:27:27,093 --> 00:27:29,845
‫تنها کارخونه‌ی کاغذی که
‫این‌روزها ترکونده، کارخونه‌ی مون‌ـه.

424
00:27:30,096 --> 00:27:33,599
‫بازار ژاپن رو زیرورو کردن.
‫این یارو مدیر بخش کاغذسازیـه.

425
00:27:34,642 --> 00:27:37,520
‫پس شغلش مناسب تو هم هست.
‫ژاپنی‌ت عالیـه.

426
00:27:39,230 --> 00:27:43,025
‫کُره موفق‌ترین کشور
‫در صنعت تولید کاغذه.

427
00:27:45,152 --> 00:27:46,320
‫بازیافت بی‌نهایت!

428
00:27:46,695 --> 00:27:48,390
‫دقت کنین: بی‌نهایت!

429
00:27:48,483 --> 00:27:50,740
‫این که انگشت‌کوچیکه‌ی
‫شوهر من هم نمی‌شه!

430
00:27:53,536 --> 00:27:55,558
‫ایشالا رعد‌وبرق بخوره و بمیره.

431
00:27:56,288 --> 00:27:59,125
‫از این چترهای نوک‌تیز برداره
‫و رعد‌وبرق بخوره...

432
00:28:14,014 --> 00:28:16,475
‫[ چوی سون‌چول ]

433
00:28:51,761 --> 00:28:54,096
‫بله، معرکه‌ست.

434
00:28:55,806 --> 00:28:58,058
‫یه هفته بیا اونجا تا بفهمی چی می‌گم.

435
00:29:01,061 --> 00:29:03,772
‫اصلاً با آپارتمان قابل‌مقایسه نیست!

436
00:29:07,985 --> 00:29:10,613
‫بیا دیگه!
‫با کِشتی می‌تونی راحت بیای.

437
00:29:13,240 --> 00:29:14,492
‫همین رو می‌گم.

438
00:29:15,117 --> 00:29:18,996
‫فقط سکوتش به همه‌چی می‌ارزه.

439
00:29:19,497 --> 00:29:21,457
‫هوای پاک...
‫اصلاً عالیـه.

440
00:29:23,334 --> 00:29:25,920
‫شب‌هاش که رؤیاییـه.

441
00:29:39,058 --> 00:29:40,143
‫بعله.

442
00:29:43,020 --> 00:29:44,855
‫نه‌خیر، نداره.

443
00:29:45,773 --> 00:29:49,985
‫اگه می‌ترسی، اونجا مرغ
‫پرورش می‌دیم که مارها رو بخورن.

444
00:29:51,237 --> 00:29:52,238
‫چی؟

445
00:29:52,780 --> 00:29:54,782
‫ببین، عزیزم...

446
00:29:56,242 --> 00:29:58,786
‫حداقل یه‌بار بیا کباب بزنیم!

447
00:29:59,995 --> 00:30:03,332
‫گوشت خوک دیگه!
‫آخه کی مار سیخ می‌کِشه؟

448
00:30:07,044 --> 00:30:09,255
‫چَشم. الکل ممنوع.

449
00:30:47,626 --> 00:30:48,877
‫وزنه‌برداریـن؟

450
00:31:01,683 --> 00:31:03,977
‫حتی اگه این یارو حذف بشه...

451
00:31:04,002 --> 00:31:06,171
‫شاید من جانشینش نشم.

452
00:31:07,250 --> 00:31:08,282
‫آره.

453
00:31:09,742 --> 00:31:11,198
‫یعنی جاش این‌قدر خوبـه؟

454
00:31:11,199 --> 00:31:12,439
‫(«یعنی جایگاهش این‌قدر مهمـه؟»)

455
00:31:21,337 --> 00:31:23,881
‫رقابت سر جایگاهش شدید می‌شه.

456
00:31:24,465 --> 00:31:26,801
‫آره خب جای باصفاییـه.

457
00:31:27,218 --> 00:31:29,262
‫آفتاب می‌تابه و نسیم خنک می‌آد.

458
00:31:29,846 --> 00:31:30,972
‫آره...

459
00:31:32,473 --> 00:31:35,059
‫جایگاهش چندتا نامزد پیدا می‌کنه؟

460
00:31:36,227 --> 00:31:37,436
‫دَه‌تا؟

461
00:31:41,357 --> 00:31:42,400
‫پنج‌تا؟

462
00:31:45,194 --> 00:31:47,071
‫[ کاغذسازی مون ]

463
00:31:47,405 --> 00:31:48,447
‫چهارتا؟

464
00:31:55,371 --> 00:31:57,874
‫این رو می‌خرم.
‫قیمتش چنده؟

465
00:32:20,146 --> 00:32:21,688
‫نشریه‌ی مَردان پالپ.
‫بفرمایین.

466
00:32:21,689 --> 00:32:23,983
‫با بخش تبلیغات کار داشتم.

467
00:32:24,754 --> 00:32:25,755
‫هوی.

468
00:32:26,110 --> 00:32:28,946
‫حداقل بده شلوارت رو بشورم.

469
00:32:29,530 --> 00:32:31,532
‫اگه دوست داشتی، یه دوش هم بگیر!

470
00:32:33,075 --> 00:32:35,244
‫به درخت گلابی‌مون هم برس!

471
00:32:35,411 --> 00:32:37,413
‫همه‌جاش رو آفت زده!

472
00:32:38,456 --> 00:32:41,167
‫عوضی!
‫می‌خوای من رو به کُشتن بدی؟

473
00:32:56,820 --> 00:32:58,851
‫این‌قدر مست شدی که هیچی نمی‌فهمی.

474
00:32:59,101 --> 00:33:02,062
‫عملاً زندگی‌ت نباتی شده!

475
00:33:02,063 --> 00:33:04,857
‫ تقصیر آفت‌هاست، ما که گناهی نداریم

476
00:33:05,233 --> 00:33:07,902
‫ پس شما را به خدا

477
00:33:08,611 --> 00:33:10,530
‫خودت از همه آفت‌تری!

478
00:33:11,572 --> 00:33:15,701
‫ به ما دوایی بدهید

479
00:33:17,954 --> 00:33:19,089
‫من دیر برمی‌گردم.

480
00:33:19,288 --> 00:33:21,207
‫بعداز آزمون بازیگری
‫باید برم یه جای دیگه.

481
00:33:27,584 --> 00:33:29,575
‫[ مَردان پالپ ]

482
00:33:35,137 --> 00:33:37,306
‫کاغذ یعنی زندگی!

483
00:33:37,765 --> 00:33:42,478
‫برای کار به مدرک لیسانس رشته‌ی
‫کاغذسازی و یا مهندسی شیمی نیازه.

484
00:33:42,895 --> 00:33:44,313
‫ترجیحاً کسانی که ژاپنی بلدن.

485
00:33:44,939 --> 00:33:47,091
‫ما در شرکت کاغذسازی رِد پِپر...

486
00:33:47,092 --> 00:33:47,607
‫(«رِد پِپر» به‌معنای «فلفل قرمز»)

487
00:33:47,692 --> 00:33:51,778
‫در کنار شرکت‌های اروپایی و ژاپنی

488
00:33:51,779 --> 00:33:55,533
‫قصد راه‌اندازی یک همکاری
‫مشترک بین سه شرکت رو داریم.

489
00:33:56,742 --> 00:34:02,581
‫هدف ما اینـه که بهترین کارخانه‌ی کوچک
‫و تخصصی در زمینه‌ی کاغذسازی باشیم.

490
00:34:03,207 --> 00:34:06,793
‫کارکنان ما خانواده‌ی ما محسوب می‌شن.

491
00:34:06,794 --> 00:34:10,130
‫با ما از خانواده و سرگرمی‌هاتون
‫بنویسین تا بیشتر آشنا بشیم.

492
00:34:10,131 --> 00:34:13,300
‫عکس بزرگ و جدیدی
‫از خودتون برای ما بفرستین.

493
00:34:13,301 --> 00:34:16,845
‫به صندوق پستیِ ۷۶،
‫شهر گوجونگ، اداره‌ی پست مرکزی.

494
00:34:16,846 --> 00:34:19,264
‫درخواست استخدام
‫اینترنتی اکیداً ممنوعـه.

495
00:34:19,265 --> 00:34:21,809
‫حداقل ما باید
‫از کاغذ استفاده کنیم، درستـه؟

496
00:34:25,896 --> 00:34:28,189
‫من گو بوم‌مو هستم.

497
00:34:28,691 --> 00:34:30,818
‫آدم سنت‌گرایی‌ام.

498
00:34:31,110 --> 00:34:34,612
‫موسیقی‌م رو با گرامافون پخش می‌کنم
‫و با دوربین‌های قدیمی عکس می‌گیرم

499
00:34:34,613 --> 00:34:36,698
‫و فقط روی کاغذ می‌نویسم.

500
00:34:38,409 --> 00:34:41,995
‫پیوند من با کاغذ به‌اندازه‌ی
‫کاغذهای تقویت‌شده محکمـه

501
00:34:41,996 --> 00:34:44,832
‫و سال‌ها قبل‌از تولدم شروع شد.

502
00:34:45,666 --> 00:34:48,626
‫عموی من از اولین نسل کاغذسازها بود

503
00:34:48,627 --> 00:34:51,589
‫و من رو تشویق کرد که عضو
‫کاغذسازی دانشگاه کانگ‌وون بشم.

504
00:34:53,090 --> 00:34:56,843
‫بعداز خدمت سربازی، سال ۱۹۹۹
‫توی کاغذسازی نام‌سون استخدام شدم.

505
00:34:57,762 --> 00:35:01,473
‫توی سال ۲۰۱۳
‫سرپرست خط تولید کاغذ بودم

506
00:35:01,474 --> 00:35:04,685
‫و اغلب مشتری‌هامون
‫از وزارت دفاع می‌اومدن.

507
00:35:05,477 --> 00:35:08,189
‫توی سال ۲۰۱۸ جایزه‌ی
‫ادبیات پالپ رو برنده شدم...

508
00:35:09,581 --> 00:35:11,208
‫«گیرنده: مدیر شرکت رِد پِپر»

509
00:35:11,233 --> 00:35:13,444
‫و اون زمان توی نقطه‌ی
‫اوج موقعیت شغلی بودم.

510
00:35:14,111 --> 00:35:16,946
‫ولی سال ۲۰۲۳،
‫وزارت دفاع رویکردش رو تغییر داد

511
00:35:16,947 --> 00:35:18,866
‫و باعث شد خط تولید ما تعطیل بشه.

512
00:35:19,533 --> 00:35:22,912
‫کاغذسازی نام‌سون
‫با شرکت موری ترکیب شد

513
00:35:23,329 --> 00:35:26,956
‫و کارکنان متخصصی مثل من

514
00:35:26,957 --> 00:35:29,210
‫مجبور شدن از شرکت برن.

515
00:35:30,044 --> 00:35:34,131
‫هشت ماهـه که دنبال کار می‌کردم

516
00:35:34,590 --> 00:35:37,385
‫و احساس می‌کنم الان
‫آماده‌ی یه شغل جدیدم.

517
00:35:38,386 --> 00:35:40,011
‫توی اوقات فراغتم

518
00:35:40,012 --> 00:35:41,263
‫معمولاً...

519
00:36:24,598 --> 00:36:25,933
‫[ جایزه‌ی ادبیات پالپ ]

520
00:36:26,183 --> 00:36:27,393
‫[ گواهی ایمنی حریق ]

521
00:36:49,874 --> 00:36:52,376
‫[ ۲ سال سابقه‌ی کار در
کاغذسازی ایشی در ژاپن ]

522
00:37:25,826 --> 00:37:27,536
‫[ سلاح گرم کره‌ی شمالی، تیپ ۶۴ ]
‫یک...

523
00:37:29,789 --> 00:37:30,873
‫دو...

524
00:37:33,042 --> 00:37:34,210
‫سه‌نفر...

525
00:39:29,575 --> 00:39:31,035
‫امروز خوش گذشت؟

526
00:39:35,706 --> 00:39:37,207
‫به بابایی که سخت گذشت.

527
00:39:38,709 --> 00:39:41,545
‫یه خونه هست که توی
‫حیاطش یه درخت گلابی قشنگ داره

528
00:39:42,755 --> 00:39:44,923
‫ولی آفت‌ها دارن می‌خورنش.

529
00:39:46,759 --> 00:39:48,344
‫خیلی ناراحت شدم.

530
00:39:53,849 --> 00:39:58,938
‫توی این شرایط نمی‌تونیم
‫به همه‌ی اعضای خونه غذا بدیم.

531
00:40:16,622 --> 00:40:18,207
‫ای ریدم!

532
00:40:46,276 --> 00:40:48,362
‫باز داری قارچ‌های کهنه رو می‌خوری!

533
00:40:48,696 --> 00:40:51,281
‫الکل رو کنار گذاشتی که
‫به‌جاش همه‌چیزخوار بشی؟

534
00:40:53,575 --> 00:40:55,536
‫کمرم بدون زیرانداز درد می‌گیره.

535
00:40:57,997 --> 00:40:59,248
‫خب چرا دراز می‌کِشی؟

536
00:41:00,541 --> 00:41:01,709
‫نمی‌ترسی مار بیاد روت؟

537
00:41:10,380 --> 00:41:12,840
‫هنوز واسه مصاحبه زنگ نزدن.

538
00:41:13,132 --> 00:41:14,384
‫می‌زنن.

539
00:41:14,967 --> 00:41:16,427
‫مثل من باش.

540
00:41:17,553 --> 00:41:18,678
‫یعنی چی؟

541
00:41:18,679 --> 00:41:22,058
‫نور خورشید رو
‫با باد لقمه بگیر و بخور.

542
00:41:22,350 --> 00:41:25,061
‫با چاشنی شاخ‌وبرگ.

543
00:41:27,230 --> 00:41:30,191
‫همیشه حداقل واسه مصاحبه خبر می‌دن.

544
00:41:32,777 --> 00:41:33,861
‫پس من رو چی می‌گی؟

545
00:41:36,697 --> 00:41:38,991
‫دوباره توی آزمون رد شدم.

546
00:41:40,576 --> 00:41:42,856
‫می‌گن چون پوستم لطیف نیست

547
00:41:42,881 --> 00:41:45,832
‫نمی‌تونم نقش زنی رو بازی کنم که
‫سوگوار مرگ همسرشـه.

548
00:41:48,835 --> 00:41:52,422
‫ولی حداقل تونستم یه‌روز
‫توی موزه‌ی هنر باشم.

549
00:41:56,759 --> 00:41:58,511
‫اون شب که برق رفت رو یادتـه؟

550
00:41:59,053 --> 00:42:00,471
‫اولین نمایش زندگی‌مون بود.

551
00:42:01,013 --> 00:42:02,973
‫توی پرده‌ی دوم برق رفت.

552
00:42:02,974 --> 00:42:06,477
‫مردم ترسیده بودن...
‫زن‌ها جیغ می‌کِشیدن...

553
00:42:07,854 --> 00:42:10,063
‫و قلب من هم داشت وایمی‌ستاد...

554
00:42:10,064 --> 00:42:11,565
‫که یه‌هو تو اومدی.

555
00:42:11,566 --> 00:42:13,400
‫نمی‌دونم از کجا یه‌هو پیدات شد.

556
00:42:13,401 --> 00:42:15,444
‫مثل چراغ توی خیابون...

557
00:42:15,445 --> 00:42:16,696
‫صورتت...

558
00:42:18,990 --> 00:42:23,995
‫ بیا و توی دل تاریک و تنهای من

559
00:42:26,414 --> 00:42:30,460
‫ آتیشی شعله‌ور کن

560
00:42:30,793 --> 00:42:32,003
‫لبخند می‌زدی...

561
00:42:32,795 --> 00:42:34,338
‫و من رو تا خروجی بردی.

562
00:42:34,672 --> 00:42:37,758
‫«آرا خانم، دنبالم بیا.
‫حواست به من باشه.»

563
00:42:39,635 --> 00:42:40,761
‫«مراقب باش.»

564
00:42:43,764 --> 00:42:44,849
‫«حالت خوبـه؟»

565
00:42:45,975 --> 00:42:48,728
‫اون‌زمان پاک و معصوم بودم.

566
00:42:50,646 --> 00:42:52,398
‫زیبا و دست‌نخورده.

567
00:42:53,191 --> 00:42:55,485
‫اولین بوسه‌ی عمرم رو به تو دادم.

568
00:43:01,908 --> 00:43:03,576
‫یادتـه بهم چی گفتی؟

569
00:43:07,079 --> 00:43:11,655
‫«آرا خانم، لب‌هات از
‫کاغذهای نیمه‌شفاف اوکاموتو»...

570
00:43:12,499 --> 00:43:13,791
‫«لطیف‌تره.»

571
00:43:14,457 --> 00:43:16,125
‫آکیموتو♪

572
00:43:16,297 --> 00:43:17,965
‫اوکاموتو مارک کاندومـه.

573
00:43:19,070 --> 00:43:20,288
‫«آرا خانم...

574
00:43:20,638 --> 00:43:24,016
‫«لب‌هات از کاغذهای
‫نیمه‌شفاف آکیموتو لطیف‌تره.»

575
00:43:33,606 --> 00:43:36,317
‫نه پیامک زدن و نه ایمیل.

576
00:43:36,567 --> 00:43:38,486
‫کاغذسازی!
‫همه‌ش اون کاغذسازی مسخره!

577
00:43:39,070 --> 00:43:41,863
‫بابام می‌خواست واسه‌ت کافه بزنه

578
00:43:41,864 --> 00:43:43,658
‫ولی آقا می‌خواستن کاغذساز بشن!

579
00:43:44,200 --> 00:43:48,454
‫استخدام هم که بشی،
‫۶-۷ سال دیگه بازنشستـی.

580
00:43:48,823 --> 00:43:50,492
‫بعدش می‌خوای چی‌کار کنی؟

581
00:43:50,540 --> 00:43:52,832
‫تو که توی موسیقی واردی...

582
00:43:52,833 --> 00:43:55,002
‫قشنگ می‌تونستی
‫با کافه‌موسیقی پول دربیاری!

583
00:43:55,419 --> 00:43:56,879
‫اصلاً من رو درک می‌کنی؟

584
00:43:57,797 --> 00:44:01,342
‫می‌خوام برم توی جنگل
‫مثل دیوونه‌ها بدوم و داد بزنم!

585
00:44:03,010 --> 00:44:06,429
‫فرض کن من هم یکی از
‫دستگاه‌های کاغذسازی‌تـم.

586
00:44:06,430 --> 00:44:08,265
‫اگه بهم بی‌توجهی کنی، خراب می‌شم!

587
00:44:08,266 --> 00:44:11,686
‫زود باش بهم روغن بمال تا راه بیُفتم!

588
00:44:12,353 --> 00:44:16,315
‫وگرنه مثل تیکه‌های
‫کاغذ ریزریزت می‌کنم!

589
00:44:17,650 --> 00:44:19,777
‫۲۵ سال با کاغذسازی نون درآوردم.

590
00:44:20,763 --> 00:44:21,890
‫عزیزم...

591
00:44:22,683 --> 00:44:25,311
‫سرنوشت من همینـه.
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

592
00:44:25,645 --> 00:44:28,523
‫تو هم با پول همین
‫کاغذسازی زندگی کردی.

593
00:44:29,440 --> 00:44:31,484
‫و اون پول روی کاغذی
‫چاپ شد که من ساختم.

594
00:44:31,859 --> 00:44:34,487
‫حتی کاغذ سیگاری که
‫می‌کشی هم من ساختم.

595
00:44:36,202 --> 00:44:38,454
‫«حداقل ما باید از کاغذ استفاده کنیم.»

596
00:44:38,479 --> 00:44:39,493
‫چی؟

597
00:44:41,452 --> 00:44:43,287
‫پیامک و ایمیل نمی‌زنن.

598
00:44:43,831 --> 00:44:45,332
‫صندوق پستی! صندوق پستی!

599
00:44:45,357 --> 00:44:46,382
‫هوی!

600
00:44:46,541 --> 00:44:47,558
‫با توام!

601
00:44:48,918 --> 00:44:50,962
‫دیگه ازت خسته شدم!

602
00:44:51,379 --> 00:44:52,453
‫مرتیکه‌ی...

603
00:44:53,214 --> 00:44:55,675
‫از یه کاغذ باطله هم بی‌مصرف‌تری!

604
00:44:57,802 --> 00:44:59,345
‫ببخشین معطل شدین.

605
00:45:00,847 --> 00:45:05,184
‫- تا قبل‌از این‌که دکتر بیان، نگاه می‌کنم.
‫- باشه.

606
00:45:07,145 --> 00:45:08,479
‫تو پرستاری؟

607
00:45:09,252 --> 00:45:12,073
‫متخصص بهداشت دهانـم.
‫با پرستار فرق داره.

608
00:45:14,443 --> 00:45:16,695
‫مگه الان کلاس رقص نداری؟

609
00:45:16,696 --> 00:45:18,823
‫دندونم درد می‌کرد.

610
00:45:20,158 --> 00:45:21,993
‫حالا بگو «عـا».

611
00:45:24,871 --> 00:45:27,081
‫مراسم رقص می‌آی دیگه؟

612
00:45:27,957 --> 00:45:30,417
‫چجوری بیام؟
‫انصراف دادم.

613
00:45:30,418 --> 00:45:33,628
‫باز هم می‌تونی بیای!
‫از مربی اجازه بگیر.

614
00:45:33,629 --> 00:45:35,547
‫خانم لی، شما برین خونه.

615
00:45:35,548 --> 00:45:37,215
‫باید برین دنبال ری‌وان.

616
00:45:37,216 --> 00:45:38,235
‫چَشم.

617
00:45:39,177 --> 00:45:43,471
‫تو دوشیزه‌ای پاک
‫و معصوم و بی‌ریا بودی!

618
00:45:43,472 --> 00:45:45,348
‫و اکنون... وای بر من!

619
00:45:45,349 --> 00:45:48,810
‫وقتی می‌بینم مَردی
‫چون تو را برگزیدم...

620
00:45:48,811 --> 00:45:51,564
‫مَردی بی‌نظیر...
‫سر از پا نمی‌شناسم...

621
00:45:54,901 --> 00:45:56,235
‫مارِ بی‌پدر!

622
00:45:59,947 --> 00:46:01,699
‫سرش مثلثی بود؟

623
00:46:02,658 --> 00:46:05,286
‫پس افعی آدم‌خواره.
‫از اون‌ها که مادر خودش رو می‌خوره.

624
00:46:06,454 --> 00:46:08,705
‫یا نکنه سیاه‌سفید بود؟

625
00:46:08,706 --> 00:46:12,083
‫ماموشی هفت‌قدمی نبود؟
‫اگه اونـه، بیشتر از هفت قدم نمی‌تونین برین.

626
00:46:12,084 --> 00:46:13,961
‫صدای جغ‌جغ شنیدم.

627
00:46:15,296 --> 00:46:17,965
‫زخم رو بالاتر از قلب‌تون نگه دارین.

628
00:46:22,053 --> 00:46:23,826
‫نباید پایین‌تر از قلب بگیرم؟

629
00:46:24,597 --> 00:46:28,142
‫نگران نباشین.
‫یه‌بار توی نمایشم این کار رو کردم.

630
00:46:28,392 --> 00:46:29,393
‫چه کاری؟

631
00:46:56,754 --> 00:46:58,422
‫- عزیزم، فهمیدی چی شد؟
‫- ببین...

632
00:46:58,881 --> 00:47:00,340
‫مار نیشم زده.

633
00:47:00,341 --> 00:47:02,593
‫- چی؟
‫- اوضاع خیتـه. بهت زنگ می‌زنم.

634
00:47:17,858 --> 00:47:20,653
‫با این کار مارها ازتون فرار می‌کنن.

635
00:47:21,571 --> 00:47:22,571
‫زنیکه‌ی...

636
00:47:23,230 --> 00:47:26,534
‫[ زخم را پایین‌تر از قلب نگه دارید ]
‫[ محل زخم را بُرش نزنید و سَم را نخورید ]

637
00:47:28,310 --> 00:47:29,541
‫خدا بگم چی‌کارش کنه.

638
00:47:30,538 --> 00:47:32,248
‫نمی‌ری بیمارستان؟

639
00:47:32,790 --> 00:47:33,848
‫نیازی نیست.

640
00:47:34,417 --> 00:47:36,794
‫اگه سَمی بود، تا الان مُرده بودم.

641
00:47:47,221 --> 00:47:48,306
‫آهنگ چی می‌گه؟

642
00:47:51,892 --> 00:47:53,853
‫مراسم رقص رو...

643
00:47:54,270 --> 00:47:58,356
‫نریم، نه؟
‫ما که انصراف دادیم.

644
00:47:58,357 --> 00:48:01,152
‫یعنی چی؟
‫این‌قدر تمرین کردیم.

645
00:48:04,707 --> 00:48:06,959
‫این از اولین آلبوم
‫موسیقیـه که بهم دادی.

646
00:48:07,074 --> 00:48:10,411
‫تو که همیشه به آهنگ‌های
‫راک دهه ۸۰ گوش می‌دی.

647
00:48:10,911 --> 00:48:12,705
‫واقعاً عشق کورم کرد.

648
00:48:13,226 --> 00:48:15,916
‫بااین‌که یه زن بیوه
‫با یه بچه بودم...

649
00:48:16,250 --> 00:48:18,710
‫ولی چقدر خوشگل بودم‌ها.

650
00:48:18,711 --> 00:48:20,713
‫هنوز هم خوشگلـی.

651
00:48:21,047 --> 00:48:23,758
‫البته حقوقم هم بیشتر از تو بود.

652
00:48:24,967 --> 00:48:26,022
‫یعنی چی؟

653
00:48:26,260 --> 00:48:28,971
‫فکر می‌کنی واسه پولت
‫باهات ازدواج کردم؟

654
00:48:29,305 --> 00:48:31,974
‫شاید.
‫تازه من مدرک دانشگاه داشتم.

655
00:48:33,184 --> 00:48:35,227
‫- من هم داشتم.
‫- اون‌زمان نداشتی.

656
00:48:37,521 --> 00:48:39,523
‫عجب آدمی هستی‌ها.
‫اصلاً ولش کن.

657
00:48:40,107 --> 00:48:43,278
‫آخه هم‌زمان با کار، درس هم می‌خوندی.

658
00:48:43,303 --> 00:48:46,112
‫می‌خواستم باهات خوش بگذرونم،
‫ولی همه‌ش سرت شلوغ بود.

659
00:48:46,113 --> 00:48:49,449
‫عذرخواهی کن.
‫زود باش.

660
00:48:49,450 --> 00:48:50,493
‫حق با شماست.

661
00:48:51,035 --> 00:48:56,040
‫پس به‌جای غُرزدن،
‫بیا از این لحظه دَه برابر لذت ببریم.

662
00:48:57,249 --> 00:48:59,168
‫کِی قراره به سی‌وان بگیم؟

663
00:49:00,169 --> 00:49:01,420
‫چی بگیم؟

664
00:49:01,794 --> 00:49:05,209
‫قرار شد وقتی به سن بلوغ رسید،
‫بهش یاد بدیم موهای زائدش رو بزنه.

665
00:49:06,467 --> 00:49:08,511
‫حالا واجبـه با هم بگیم؟

666
00:49:09,512 --> 00:49:12,056
‫من از ۲ سالگی‌ش باهاش بودم،
‫پس باباش باید بهش بگه.

667
00:49:17,687 --> 00:49:19,063
‫معذرت می‌خوام، می‌ری.

668
00:49:20,022 --> 00:49:23,693
‫حتماً تو هم روغن‌کاری می‌خوای.
‫من...

669
00:49:24,985 --> 00:49:26,529
‫روغن‌کاری؟

670
00:49:28,155 --> 00:49:29,448
‫منظورم اینـه که...

671
00:49:30,574 --> 00:49:34,370
‫این‌روزها همه‌ش درگیر
‫مصاحبه‌های کاری بودم.

672
00:49:35,079 --> 00:49:37,039
‫حتماً باید کاغذساز بشی؟

673
00:49:37,540 --> 00:49:39,208
‫خب برو یه شغل دیگه.

674
00:49:40,501 --> 00:49:41,585
‫مثلاً چی؟

675
00:49:42,253 --> 00:49:43,337
‫کافه بزنم؟

676
00:49:44,547 --> 00:49:45,923
‫حالا چرا کافه؟

677
00:49:47,049 --> 00:49:49,760
‫۲۵ سال از کاغذسازی
‫نون درآوردم، عزیزم.

678
00:49:50,553 --> 00:49:52,596
‫سرنوشتم همینـه.

679
00:49:53,514 --> 00:49:54,515
‫بَد می‌گم؟

680
00:49:54,932 --> 00:49:58,477
‫مگه می‌شه به یه افعی
‫آدم‌خوار بگی گلابی بخوره؟

681
00:49:58,853 --> 00:50:01,397
‫ذاتش اینـه که مادرش رو بخوره.

682
00:50:04,900 --> 00:50:08,112
‫- عع، این‌جوری‌هاست؟
‫- بعله.

683
00:50:08,320 --> 00:50:10,072
‫- آقای یو.
‫- بله؟

684
00:50:10,448 --> 00:50:11,782
‫خوب می‌رقصین‌ها.

685
00:50:12,661 --> 00:50:14,606
‫حواست به من باشه. فقط من.

686
00:50:15,436 --> 00:50:17,501
‫باز ویبراتو زیاد انجام دادی.

687
00:50:17,502 --> 00:50:19,742
‫(«ویبراتو»: نوعی لرزش در
ویولنسل که صدای خوشایندی داره.)

688
00:50:34,138 --> 00:50:36,432
‫امروز می‌شه بهترین مصاحبه‌ی کاری‌ت.

689
00:50:36,765 --> 00:50:38,827
‫همه‌شون رو بُکش!
‫(«حسابی توی مصاحبه بترکون!»)

690
00:50:38,851 --> 00:50:41,228
‫چَشم، قتل‌عام می‌کنم.

691
00:50:41,395 --> 00:50:42,813
‫این هم چراغ سبزش!

692
00:51:15,971 --> 00:51:17,139
‫چون‌اوه!

693
00:51:18,015 --> 00:51:19,266
‫چون‌اوه!

694
00:51:25,523 --> 00:51:30,360
‫روی تخت شما چه حالی می‌ده، خانم.
‫اصلاً صدا نداره.

695
00:51:30,361 --> 00:51:32,987
‫بهم نگو «خانم».

696
00:51:32,988 --> 00:51:36,158
‫تو رو خدا به شوهرتون بگین

697
00:51:37,117 --> 00:51:40,204
‫از گروه ترک اعتیاد انصراف نده.
‫می‌خوام باز هم بیام.

698
00:52:19,118 --> 00:52:20,369
‫[ شهر مینسان ]

699
00:52:40,472 --> 00:52:43,600
‫سلام.
‫از شرکت رِد پِپر تماس می‌گیرم.

700
00:52:43,601 --> 00:52:44,894
‫عع، سلام عرض شد!

701
00:52:45,062 --> 00:52:46,897
‫- نه، نرو!
‫- بله؟

702
00:52:46,922 --> 00:52:49,133
‫بله؟ الو؟ چی شد؟

703
00:52:49,672 --> 00:52:51,090
‫صداتون قطع‌ووصل می‌شه.

704
00:52:52,021 --> 00:52:53,443
‫من که خوب می‌شنوم.

705
00:52:53,444 --> 00:52:56,030
‫برگردین به همون جایی که
‫اول جواب دادین.

706
00:52:56,687 --> 00:52:59,941
‫چَشم! دارم می‌رم اونجا.

707
00:52:59,974 --> 00:53:01,069
‫همون‌جا خوبـه!

708
00:53:01,192 --> 00:53:02,693
‫اونجا عالیـه.

709
00:53:03,736 --> 00:53:05,403
‫واقعاً اینجا می‌شنوین؟

710
00:53:05,404 --> 00:53:07,365
‫بله، صداتون واضح می‌آد.

711
00:53:08,157 --> 00:53:11,536
‫احیاناً الان توی خونه‌تون
‫توی شهر مینسان هستین؟

712
00:53:12,279 --> 00:53:13,286
‫بله.

713
00:53:13,287 --> 00:53:15,373
‫رئیسم می‌خواد ببینتون.

714
00:53:16,165 --> 00:53:18,793
‫خیلی درباره‌تون کنجکاو شدن، آقای گو.

715
00:53:19,460 --> 00:53:20,836
‫- ولی...
‫- بله؟

716
00:53:20,837 --> 00:53:25,633
‫رئیسم ساعت ۵ به زوریخ پرواز داره.

717
00:53:26,676 --> 00:53:31,806
‫شرمنده، ولی اگه الان
‫راه نیُفتین، نمی‌رسین.

718
00:53:33,391 --> 00:53:34,433
‫همین‌الان؟

719
00:53:34,725 --> 00:53:36,686
‫نمی‌تونین بیاین؟

720
00:53:37,728 --> 00:53:41,314
‫باشه پس بهش می‌گم...

721
00:53:41,315 --> 00:53:42,859
‫نه! نه!

722
00:53:43,401 --> 00:53:44,476
‫می‌آم.

723
00:53:44,777 --> 00:53:47,196
‫معلومـه که می‌آم!

724
00:53:47,572 --> 00:53:49,365
‫پس آدرس رو براتون پیامک می‌کنم

725
00:53:49,657 --> 00:53:52,993
‫که تشریف بیارین دفتر.

726
00:53:52,994 --> 00:53:54,662
‫باشه. ممنون.

727
00:53:58,166 --> 00:54:01,585
‫فقط اجازه بدین لباسم رو عوض کنم.

728
00:54:01,586 --> 00:54:02,919
‫شما آدرس رو بفرستین!

729
00:54:02,920 --> 00:54:04,922
‫نه! همون طوری خوبـ...

730
00:55:05,483 --> 00:55:06,608
‫جنده...

731
00:55:06,609 --> 00:55:09,487
‫[ پیام جدیدی ندارید ]

732
00:55:20,706 --> 00:55:21,916
‫جواب بده...

733
00:55:30,633 --> 00:55:31,801
‫تو رو خدا جواب بده.

734
00:55:52,697 --> 00:55:55,783
‫سلام.
‫چطوری؟

735
00:55:56,492 --> 00:55:57,493
‫صدا نمی‌آد؟

736
00:55:58,536 --> 00:56:01,080
‫مگه می‌شه؟
‫اینجا آنتن عالیـه.

737
00:56:01,956 --> 00:56:03,124
‫صدام رو داری؟

738
00:56:03,666 --> 00:56:08,129
‫رفتم یه دورهمی،
‫ولی خبر نداشتم لغو شده.

739
00:56:08,587 --> 00:56:11,549
‫واسه همین زود برگشتم
‫و حوصله‌م سر رفته.

740
00:56:12,883 --> 00:56:13,932
‫زنم؟

741
00:56:15,303 --> 00:56:16,359
‫نمی‌دونم.

742
00:56:18,409 --> 00:56:19,493
‫فکر کنم رفته بیرون.

743
00:56:22,365 --> 00:56:24,201
‫بریم نوشیدنی بزنیم؟

744
00:56:25,785 --> 00:56:30,916
‫آره، ترک کردم، ولی الان
‫می‌تونم به‌اندازه‌ی کافی بخورم.

745
00:56:33,376 --> 00:56:34,445
‫دقیقاً.

746
00:56:35,462 --> 00:56:37,547
‫پس توی مرغ سوخاری می‌بینمت.

747
00:56:38,548 --> 00:56:41,927
‫کارِت تموم شد، بیا اونجا.
‫منتظرتـم.

748
00:56:55,815 --> 00:56:58,235
‫[ دندان‌پزشکی اوه چین‌هو ]

749
00:57:01,071 --> 00:57:02,530
‫- سلام عرض شد.
‫- سلام.

750
00:57:08,137 --> 00:57:10,106
‫- چطوری، ری‌وان؟
‫- چقدر دیر اومدی.

751
00:57:21,007 --> 00:57:22,550
‫بدین به من.

752
00:57:23,093 --> 00:57:24,135
‫ممنون.

753
00:57:28,765 --> 00:57:31,685
‫منتظر موندم که ببینمتون.
‫اوه چین‌هو هستم.

754
00:57:32,352 --> 00:57:33,894
‫شنیدم دندون‌تون درد می‌کنه.

755
00:57:33,895 --> 00:57:34,864
‫آره.

756
00:57:34,889 --> 00:57:35,931
‫یه سر پیش ما بیاین.

757
00:57:36,982 --> 00:57:39,568
‫- می‌شه شیشه رو بدین پایین؟
‫- همین‌جوری خوبـه.

758
00:57:39,818 --> 00:57:41,486
‫مشکلی ندارم، جناب اوه چون‌اوه.

759
00:57:43,321 --> 00:57:46,199
‫خیلی ممنون، دکتر اوه چین‌هو.

760
00:57:46,491 --> 00:57:47,519
‫ممنون!

761
00:57:47,951 --> 00:57:49,035
‫برین به سلامت.

762
00:57:54,882 --> 00:57:56,209
‫فقط آبروی ما رو می‌بره...

763
00:58:02,674 --> 00:58:05,384
‫دیگه تموم شد، ری‌وان.

764
00:58:05,385 --> 00:58:08,305
‫رانندگی بابات کلاً همین‌جوریـه.

765
00:58:09,264 --> 00:58:12,183
‫خیلی جَوونـه.
‫ازت کوچیک‌تره.

766
00:58:12,976 --> 00:58:13,988
‫کوچیک‌تره؟

767
00:58:15,555 --> 00:58:16,562
‫کی رو می‌گی؟

768
00:58:16,563 --> 00:58:19,107
‫دیگه درباره‌ی من باهاش حرف نزن.

769
00:58:46,551 --> 00:58:48,386
‫ شاید واسه اینـه که

770
00:58:48,928 --> 00:58:51,973
‫ هنوز بچه‌ام

771
00:58:53,266 --> 00:58:54,893
‫ آره، داستان همینـه

772
00:58:55,352 --> 00:58:58,938
‫ مامان‌جون، چرا...

773
00:58:59,522 --> 00:59:03,026
‫ چرا همه‌ش منتظر توئـم؟

774
00:59:03,777 --> 00:59:07,072
‫ مامان‌جون، چرا...

775
00:59:08,031 --> 00:59:11,659
‫ همه‌ش دل‌تنگ توئـم؟

776
00:59:12,243 --> 00:59:13,787
‫ شاید واسه اینـه که

777
00:59:14,371 --> 00:59:17,499
‫ هنوز بچه‌ام

778
00:59:18,500 --> 00:59:20,210
‫ آره، داستان همینـه

779
00:59:20,668 --> 00:59:24,172
‫ مامان‌جون، چرا...

780
00:59:24,839 --> 00:59:28,510
‫ همیشه ناراحتـم؟

781
00:59:29,052 --> 00:59:32,638
‫ مامان‌جون، چرا...

782
00:59:32,639 --> 00:59:34,891
‫توی این دنیا یا جای منـه یا تو.

783
00:59:40,188 --> 00:59:41,272
‫می‌خوای دوئل کنی؟

784
00:59:43,358 --> 00:59:45,151
‫آرا خبر داره که این کار رو می‌کنی؟

785
00:59:45,501 --> 00:59:47,237
‫لی چون‌اوه، بازیگر تازه‌وارد!

786
00:59:47,462 --> 00:59:48,496
‫کی؟

787
00:59:48,655 --> 00:59:49,948
‫وسط کیک‌پزی‌ت...

788
00:59:50,156 --> 00:59:51,424
‫یه‌هو یادت اومده که

789
00:59:51,825 --> 00:59:53,952
‫آرا رو مال خودت کنی؟

790
00:59:56,538 --> 00:59:57,539
‫آره!

791
01:00:05,588 --> 01:00:09,091
‫ دلم توی تاریکی غرق شده

792
01:00:09,092 --> 01:00:12,553
‫ به آسمون که خیره می‌شم

793
01:00:12,554 --> 01:00:16,808
‫ و گذر ابرها رو می‌بینم

794
01:00:17,726 --> 01:00:19,518
‫ سرم گیج می‌ره

795
01:00:19,519 --> 01:00:22,938
‫ دنیا دور سرم می‌چرخه

796
01:00:22,939 --> 01:00:26,108
‫ و سنجاقک قرمز از بالای سرم رد می‌شه

797
01:00:26,109 --> 01:00:27,195
‫شرمنده.

798
01:00:28,945 --> 01:00:29,988
‫ولی باید بمیری

799
01:00:31,197 --> 01:00:32,262
‫تا من زنده بمونم.

800
01:00:47,063 --> 01:00:48,081
‫حد خودت رو بدون!

801
01:00:48,173 --> 01:00:50,383
‫آرا من رو دوست داره!

802
01:00:56,498 --> 01:00:57,512
‫مطمئنـی؟

803
01:00:57,846 --> 01:00:58,825
‫چیـه؟

804
01:00:58,850 --> 01:01:00,226
‫فکر کردی یه آدم بیکار عاشق نمی‌شه؟

805
01:01:00,935 --> 01:01:01,936
‫موضوع این نیست!

806
01:01:02,771 --> 01:01:04,230
‫قضیه اصلاً این نیست!

807
01:01:05,071 --> 01:01:06,071
‫تو...

808
01:01:08,190 --> 01:01:09,190
‫حتی...

809
01:01:09,569 --> 01:01:11,571
‫گوش نمی‌دی...

810
01:01:11,905 --> 01:01:13,573
‫ببینی زنت چی می‌گه!

811
01:01:14,032 --> 01:01:15,032
‫آخ، گلوم.

812
01:01:16,284 --> 01:01:17,524
‫مگه کافه‌موسیقی چه اِشکالی داره؟

813
01:01:23,500 --> 01:01:26,336
‫این‌ها رو هم بهت گفته؟

814
01:01:29,255 --> 01:01:31,132
‫اگه پول درنمی‌آری، خونه‌ت رو بفروش!

815
01:01:32,634 --> 01:01:34,511
‫برو کارمند فروشگاه شو!

816
01:01:35,595 --> 01:01:37,222
‫من مهندسـم!

817
01:01:37,889 --> 01:01:38,988
‫متخصصـم!

818
01:01:41,518 --> 01:01:42,518
‫این خونه...

819
01:01:43,269 --> 01:01:44,729
‫مال بابای آرائـه.
‫نمی‌تونم بفروشمش.

820
01:01:46,456 --> 01:01:47,482
‫کمرم هم...

821
01:01:49,108 --> 01:01:51,027
‫درد می‌کنه و نمی‌تونم جعبه بردارم!

822
01:01:51,775 --> 01:01:52,994
‫این افتخار داره؟

823
01:02:01,120 --> 01:02:02,705
‫خب زودتر بهم می‌گفتی!

824
01:02:03,081 --> 01:02:04,207
‫چرا باهام حرف نمی‌زنی؟

825
01:02:22,884 --> 01:02:24,169
‫اگه باهات حرف بزنم...

826
01:02:25,105 --> 01:02:26,746
‫برمی‌گردی پیشم؟

827
01:02:26,771 --> 01:02:27,622
‫عع!

828
01:02:27,647 --> 01:02:29,440
‫تو همونـی که مار گزیدت؟
‫کثافت!

829
01:02:36,282 --> 01:02:37,090
‫عزیزم!

830
01:02:37,115 --> 01:02:38,115
‫عزیزم!

831
01:03:04,851 --> 01:03:06,185
‫آشغال!

832
01:03:28,916 --> 01:03:29,973
‫بده من!

833
01:03:30,543 --> 01:03:32,045
‫تفنگ رو بده من!

834
01:03:32,420 --> 01:03:33,796
‫من سرباز بودم!

835
01:03:58,780 --> 01:04:00,073
‫تقصیر من نیست

836
01:04:00,949 --> 01:04:03,116
‫که اخراج شدم.

837
01:04:03,117 --> 01:04:04,911
‫چندبار بهت بگم؟

838
01:04:05,442 --> 01:04:08,403
‫مشکل اخراج‌شدنت نیست!

839
01:04:08,692 --> 01:04:14,030
‫مشکل اینـه که چجوری
‫بهش واکنش نشون دادی!

840
01:04:19,992 --> 01:04:21,410
‫ای بابا...

841
01:04:23,954 --> 01:04:25,915
‫با دوتا گلوله مُردی؟

842
01:05:23,222 --> 01:05:25,307
‫[ همسرجان - ۱۰ تماس بی‌پاسخ ]

843
01:05:30,145 --> 01:05:31,187
‫ای مـ...

844
01:05:31,188 --> 01:05:33,774
‫ـادرتـو!

845
01:05:41,031 --> 01:05:42,866
‫این‌ها رو خوب می‌خرن.

846
01:05:45,662 --> 01:05:46,680
‫الو؟

847
01:05:46,829 --> 01:05:48,497
‫چرا مامان‌تون برنمی‌داره؟

848
01:05:49,389 --> 01:05:50,390
‫نمی‌دونم.

849
01:05:51,083 --> 01:05:52,751
‫- خونه‌ست؟
‫- نه.

850
01:05:53,068 --> 01:05:55,404
‫واسه‌تون پیام نذاشته؟

851
01:05:58,073 --> 01:06:00,242
‫باباتون حسابی پشیمون می‌شه!

852
01:06:00,576 --> 01:06:02,953
‫باباتون حسابی پشیمون می‌شه!

853
01:06:06,498 --> 01:06:08,458
‫چرا پشیمون؟
‫مگه کجاست؟

854
01:06:14,965 --> 01:06:17,633
‫- واسه‌م لباس گذاشته؟
‫- آره.

855
01:06:17,634 --> 01:06:21,930
‫به‌جز «آره» و «نه» چیزی بلد نیستی؟

856
01:06:22,806 --> 01:06:24,224
‫موفق باشی، بابا!

857
01:06:24,600 --> 01:06:25,642
‫ممنون!

858
01:06:25,666 --> 01:06:27,666
بی سی موویز

859
01:06:45,871 --> 01:06:46,997
‫بیا برقصیم.

860
01:06:48,499 --> 01:06:50,000
‫تو که بلد نیستی.

861
01:06:50,334 --> 01:06:52,169
‫معلومـه که بلدم.

862
01:06:53,253 --> 01:06:54,922
‫الان که دیدم، حفظ شدم.

863
01:06:56,006 --> 01:06:57,549
‫اون‌قدر تمرین کردی.

864
01:06:58,926 --> 01:07:00,302
‫حداقل پُزش رو بده.

865
01:07:26,536 --> 01:07:29,539
‫خوش اومدین.
‫از این‌طرف.

866
01:07:34,949 --> 01:07:36,377
‫باور نمی‌کنی؟

867
01:07:36,678 --> 01:07:38,096
‫نه‌خیر!

868
01:07:38,173 --> 01:07:40,550
‫لباس گاوچرون‌ها رو پوشیدم!
‫پس شریکم باید یه گاو خوشگل باشه!

869
01:07:41,468 --> 01:07:42,803
‫بسیار عالی!

870
01:07:55,983 --> 01:07:57,693
‫نوشیدنی میل دارین؟

871
01:09:50,847 --> 01:09:53,016
‫[ به شهر گوجونگ خوش آمدید ]

872
01:10:11,548 --> 01:10:13,133
‫توی ماشین بهش دادی؟

873
01:10:15,421 --> 01:10:17,074
‫یادمـه سکس توی ماشین دوست داشتی.

874
01:10:17,220 --> 01:10:19,639
‫همون شورت توریِ مشکی رو پوشیدی؟

875
01:10:20,223 --> 01:10:21,933
‫اینجا رو گشتم و فقط اون نیست.

876
01:10:27,105 --> 01:10:28,273
‫تو چت شده؟

877
01:10:30,776 --> 01:10:31,860
‫پوشیدیش؟

878
01:10:32,319 --> 01:10:33,987
‫آره!
‫درش بیار!

879
01:10:34,321 --> 01:10:37,616
‫وقتی بو کنم، می‌فهمم بهش دادی یا نه!

880
01:10:39,451 --> 01:10:41,036
‫آروم بگیر! طول نمی‌کِشه!

881
01:10:41,828 --> 01:10:43,872
‫اگه بی‌گناهـی، از چی می‌ترسی؟

882
01:10:53,090 --> 01:10:54,174
‫مست کردی؟

883
01:10:58,428 --> 01:11:00,097
‫قرار شد مشروب نخوری!

884
01:11:01,306 --> 01:11:03,392
‫می‌خوای مثل سابق بشی؟

885
01:11:04,184 --> 01:11:05,685
‫نُه سالـه ترک کردی!

886
01:11:06,019 --> 01:11:08,605
‫نُه سال جلوی خودت رو گرفتی!

887
01:11:08,814 --> 01:11:10,273
‫یه‌شبه همه‌ش رو به باد دادی؟

888
01:11:10,565 --> 01:11:12,900
‫نصفه‌شب یه‌هو بالا می‌آوردی...

889
01:11:12,901 --> 01:11:14,027
‫توی مستی...

890
01:11:14,986 --> 01:11:18,532
‫پسر پنج ساله‌ت رو می‌زدی
‫و می‌گفتی به خواهرش حسودی می‌کنه!

891
01:11:19,408 --> 01:11:20,909
‫چند بار بهت بگم؟

892
01:11:21,618 --> 01:11:23,412
‫سی‌وان هم بچه‌مـه.

893
01:11:23,830 --> 01:11:25,049
‫آره جون خودت.

894
01:11:25,288 --> 01:11:29,126
‫اصلاً فرق نمی‌ذاری.
‫فقط هربارمست می‌کنی، مثل سگ می‌شی.

895
01:11:55,110 --> 01:11:56,736
‫با خودت چی فکر کردی؟

896
01:11:57,779 --> 01:11:59,780
‫لباس خودت رو
‫با لباس دکتر اوچ سِت کردی؟

897
01:11:59,781 --> 01:12:02,200
‫اون‌وقت واسه من لباس ناپلئون گذاشتی؟

898
01:12:07,247 --> 01:12:08,623
‫جان اِسمیت!

899
01:12:10,009 --> 01:12:15,014
‫تو جان اسمیت، دریادار انگلیسی هستی
‫و من پوکاهانتس‌ـم، احمق!

900
01:12:15,338 --> 01:12:17,798
‫کارتون موردعلاقه‌ی ری‌وان‌ـه!

901
01:12:17,799 --> 01:12:20,302
‫یادت رفته؟
‫صدبار با بچه‌ت تماشا کردی.

902
01:12:21,219 --> 01:12:23,596
‫وقتی به دکتر اوه گفتم
‫می‌خوام پوکاهانتس باشم

903
01:12:23,597 --> 01:12:26,635
‫کل بچه‌های درمونگاه تصمیم گرفتن
‫مثل هم‌قبیله‌ای‌هام لباس بپوشن.

904
01:12:26,766 --> 01:12:29,226
‫پرستارمون رو ندیدی؟
‫مثل من پوشیده بود.

905
01:12:29,227 --> 01:12:33,023
‫قرار بود من و تو یه زوج باشیم.

906
01:12:34,649 --> 01:12:36,568
‫فکر کردی من همچین آدمی‌ام؟

907
01:12:36,867 --> 01:12:38,786
‫چجوری بهم شک کردی؟

908
01:12:39,237 --> 01:12:41,197
‫چرا شک نکنم؟

909
01:12:41,198 --> 01:12:43,575
‫زنِ به این خوشگلی!

910
01:12:43,950 --> 01:12:45,518
‫خب تو هم خوش‌تیپـی!

911
01:12:48,747 --> 01:12:51,082
‫این چیـه؟
‫کی زدت؟

912
01:12:55,003 --> 01:12:57,672
‫دارم واسه خونواده‌مون می‌جنگم.

913
01:12:59,382 --> 01:13:03,386
‫باید پشت هم باشیم
‫و به هم اعتماد کنیم.

914
01:13:04,121 --> 01:13:05,157
‫وفاداری.

915
01:13:05,514 --> 01:13:06,567
‫اعتماد.

916
01:13:08,016 --> 01:13:10,560
‫پس چرا خودت رو
‫توی گُلخونه حبس می‌کنی؟

917
01:13:11,144 --> 01:13:13,021
‫اون گُلخونه‌ی مزخرف!

918
01:13:13,563 --> 01:13:17,734
‫چرا در ماه ۳۰۰۰ کیلومتر رانندگی می‌کنی؟

919
01:13:18,652 --> 01:13:19,986
‫چرا شورت پلاستیکی همراهتـه؟

920
01:13:20,487 --> 01:13:23,072
‫توی کدوم مصاحبه نیش مار می‌خورن؟

921
01:13:23,073 --> 01:13:25,646
‫فکر کردی خَرم؟

922
01:13:25,798 --> 01:13:27,556
‫بگو ببینم زنیکه کیـه!

923
01:13:27,812 --> 01:13:29,995
‫همون هرزه‌ای که باهاش می‌ری
‫ماهیگیری و مرغ سوخاری می‌خوری!

924
01:13:29,996 --> 01:13:32,207
‫همونی که روغن‌مالیش می‌کنی!

925
01:13:33,792 --> 01:13:35,772
‫عزیزم، با من این‌طوری تا نکن.

926
01:13:36,878 --> 01:13:38,463
‫مصاحبه‌های من...

927
01:13:39,589 --> 01:13:42,300
‫خیلی پیچیده و سختـن.

928
01:13:43,218 --> 01:13:45,762
‫باید توی چشم طرف زل بزنم...

929
01:13:46,513 --> 01:13:49,849
‫باور کن... خیلی سختـه.

930
01:13:54,604 --> 01:13:56,147
‫پس انکار نمی‌کنی؟

931
01:14:20,046 --> 01:14:22,048
‫[ با همکارها نوشیدنی بزن - از کار حرف بزن ]

932
01:14:24,009 --> 01:14:25,343
‫این چطوره؟

933
01:14:26,469 --> 01:14:28,637
‫جنسش نرم‌تره.

934
01:14:28,638 --> 01:14:30,098
‫زیاد نرم نیست.

935
01:14:35,812 --> 01:14:36,855
‫یه‌لحظه ببخشین.

936
01:14:37,522 --> 01:14:39,231
‫چی شده، یه‌نی؟

937
01:14:39,232 --> 01:14:42,444
‫می‌شه بعداز مدرسه با دوست‌هام بگردم؟

938
01:14:46,364 --> 01:14:49,408
‫- بابای مین می‌رسونت؟
‫- آره.

939
01:14:49,409 --> 01:14:50,827
‫این‌ها هم به درد نمی‌خورن.

940
01:14:50,994 --> 01:14:52,412
‫باشه. اجازه بدین.

941
01:14:53,163 --> 01:14:54,873
‫یه جفت بهتر دارم.

942
01:14:57,776 --> 01:14:58,784
‫برو به سلامت!

943
01:15:00,234 --> 01:15:01,754
‫این یکی مدل جدیده...

944
01:15:01,779 --> 01:15:02,964
‫عیب نداره.

945
01:15:03,030 --> 01:15:04,031
‫صبر کنین.

946
01:15:06,009 --> 01:15:07,676
‫الان می‌آم.

947
01:15:07,677 --> 01:15:09,596
‫جایی نرین‌ها.

948
01:15:13,168 --> 01:15:16,921
‫از مرکز واسه‌مون فقط
‫چند جفت می‌فرستن.

949
01:15:17,605 --> 01:15:19,023
‫اجازه بدین.

950
01:15:20,052 --> 01:15:21,303
‫الان می‌آم.

951
01:15:28,254 --> 01:15:29,672
‫قربان!

952
01:15:32,353 --> 01:15:34,355
‫اون آقای دیگه رفت؟

953
01:15:37,160 --> 01:15:38,161
‫بله، ظاهراً.

954
01:15:39,694 --> 01:15:41,321
‫ببخشین معطل شدین.

955
01:15:42,337 --> 01:15:44,089
‫واسه خودتون کفش می‌خواین؟

956
01:15:44,673 --> 01:15:45,715
‫یا هدیه‌ست؟

957
01:15:46,987 --> 01:15:48,488
‫من هم یه دختر دارم.

958
01:15:48,513 --> 01:15:50,098
‫چند سالشـه؟

959
01:15:52,045 --> 01:15:53,052
‫بفرمایین داخل.

960
01:16:14,093 --> 01:16:15,302
‫دلت واسه‌ش تنگ شده، نه؟

961
01:16:16,247 --> 01:16:18,749
‫با همکارها نوشیدنی بزنی و از کار بگی.

962
01:16:20,881 --> 01:16:23,467
‫واسه من هم یه سالی گذشته.

963
01:16:24,264 --> 01:16:26,933
‫وقتی یه هم‌قبیله مثل خودم می‌بینم،
‫درجا می‌شناسم.

964
01:16:28,258 --> 01:16:30,363
‫مشخصـه این کار بهت نمی‌خوره.

965
01:16:32,624 --> 01:16:33,792
‫دَه سالشـه.

966
01:16:35,117 --> 01:16:36,284
‫آها، دخترتون!

967
01:16:37,351 --> 01:16:38,936
‫چه کفشی می‌خواین؟

968
01:16:38,961 --> 01:16:40,379
‫چکمه؟ صندل؟

969
01:16:41,563 --> 01:16:44,274
‫- کفش سرامیکی. از اون براق‌ها.
‫- آها.

970
01:16:44,568 --> 01:16:46,236
‫من توی صنعت کاغذسازی کار می‌کردم.

971
01:16:46,939 --> 01:16:48,023
‫بخش کاغذهای ویژه.

972
01:16:48,482 --> 01:16:51,277
‫ما دفترچه‌های بانکی می‌ساختیم...
‫بلیت قرعه‌کشی...

973
01:16:52,283 --> 01:16:54,409
‫فاکتور، پاسپورت، مخروط بستنی...

974
01:16:54,410 --> 01:16:57,495
‫کاغذ محافظ نوار بهداشتی،
‫فیلتر سیگار...

975
01:16:57,496 --> 01:16:59,498
‫وقتی این‌ها رو می‌گم،
‫مردم می‌خندن...

976
01:17:00,916 --> 01:17:06,338
‫ولی واسه امثال ما کاغذسازی یه هنره.

977
01:17:08,090 --> 01:17:09,508
‫چرا بخندن؟

978
01:17:10,050 --> 01:17:12,566
‫اون حسی که موقع لمس
‫کاغذ بهت دست می‌ده...

979
01:17:13,345 --> 01:17:14,847
‫بی‌نظیره.

980
01:17:16,307 --> 01:17:18,309
‫پس شما هم این‌کاره‌ایـن.

981
01:17:19,101 --> 01:17:21,896
‫دخترم به‌ندرت حرف می‌زنه.

982
01:17:23,647 --> 01:17:26,598
‫و وقتی دهن باز می‌کنه،
‫فقط حرف‌های بقیه رو تکرار می‌کنه.

983
01:17:26,599 --> 01:17:27,599
‫(تقریباً مثل خودش)

984
01:17:29,445 --> 01:17:32,865
‫مادرزادی این‌جوری بوده.
‫فقط ویلونسل می‌زنه.

985
01:17:34,575 --> 01:17:36,368
‫مربی‌ش می‌گه استعداد داره.

986
01:17:37,244 --> 01:17:40,414
‫از اون استعدادهای جهانی.

987
01:17:42,124 --> 01:17:44,501
‫ولی جلوی ما ویولن نمی‌زنه.

988
01:17:45,586 --> 01:17:48,422
‫به‌عنوان والدینش
‫وظیفه‌مونـه که ازش حمایت کنیم

989
01:17:49,924 --> 01:17:52,801
‫چون بدون موسیقی هیچ‌وقت
‫نمی‌تونه مستقل بشه.

990
01:17:52,968 --> 01:17:58,474
‫معلمش می‌گه لیاقتش
‫یه ویولنسل گرون‌قیمت و درجه‌یکـه.

991
01:17:59,225 --> 01:18:01,894
‫کریسمس امسال یه اجرا داره...

992
01:18:02,603 --> 01:18:06,190
‫ولی فقط چکمه‌ی بارونی داره.

993
01:18:07,316 --> 01:18:10,986
‫پولم به ویولنسل باکیفیت نمی‌رسه،
‫ولی حداقل واسه‌ش کفش می‌خرم.

994
01:18:11,612 --> 01:18:12,738
‫چیزه...

995
01:18:13,989 --> 01:18:18,368
‫کلاسش به زودی تموم می‌شه.
‫خودش رو می‌آرم که امتحان کنه.

996
01:18:18,369 --> 01:18:19,577
‫کِی تعطیل می‌کنی؟

997
01:18:19,578 --> 01:18:21,329
‫تا قبل‌از ۷ در خدمتـم.

998
01:18:21,330 --> 01:18:23,623
‫کلاسش تا ۷ تموم نمی‌شه.

999
01:18:23,624 --> 01:18:25,557
‫خب بعدش تا یه‌ساعت جمع‌وجور می‌کنم.

1000
01:18:25,958 --> 01:18:27,334
‫منتظر می‌مونم.

1001
01:18:27,543 --> 01:18:28,627
‫تا ساعت ۸.

1002
01:18:31,338 --> 01:18:36,343
‫اگه از فروشگاه من نخرین،
‫واسه من سود نداره.

1003
01:18:36,885 --> 01:18:37,902
‫متوجهـم.

1004
01:18:57,656 --> 01:18:58,782
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1005
01:19:00,284 --> 01:19:01,577
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1006
01:19:01,910 --> 01:19:03,245
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1007
01:19:03,454 --> 01:19:04,788
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1008
01:19:05,414 --> 01:19:06,790
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1009
01:19:14,465 --> 01:19:16,341
‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

1010
01:19:16,675 --> 01:19:19,260
‫نرفتین دنبال دخترتون؟

1011
01:19:19,261 --> 01:19:22,681
‫باید یدک‌کش بیارم،
‫ولی هزینه‌ش زیاده.

1012
01:19:23,849 --> 01:19:26,727
‫پول کفش‌ها رو هم...

1013
01:19:32,024 --> 01:19:33,858
‫[ توی تعمیر دستگاه‌ها مهارت دارم ]

1014
01:19:33,859 --> 01:19:37,111
‫شاید مهارتم امروز به یه دردی بخوره.

1015
01:19:37,112 --> 01:19:40,282
‫روی ماشین خودم هم زیاد آزمایش کردم!

1016
01:19:41,283 --> 01:19:44,203
‫بدون عینک شبیه مدل‌ها می‌شین‌ها.

1017
01:19:46,371 --> 01:19:48,207
‫خب اینجا چه خبره؟

1018
01:19:54,505 --> 01:19:56,340
‫پس اینجا مسیر خونه‌تـه.

1019
01:20:03,096 --> 01:20:05,015
‫آها، فهمیدم!

1020
01:20:06,808 --> 01:20:07,976
‫برین استارت بزنـ

1021
01:21:27,931 --> 01:21:30,975
‫ هرجا که پاهام من رو
ببرن، با کمال میل می‌رم

1022
01:21:30,976 --> 01:21:34,855
‫ زیر بارون می‌رم تا
احساساتم رو بشوره و ببره

1023
01:21:40,485 --> 01:21:43,487
‫ بی‌هدف و سردرگم می‌رم

1024
01:21:43,488 --> 01:21:47,242
‫ با قلبی که تندتند می‌زنه، می‌رم

1025
01:21:52,831 --> 01:21:55,916
‫ عروسک خرسی‌م بهم می‌خنده

1026
01:21:55,917 --> 01:21:58,919
‫ چراغ‌های فروشگاه بهم می‌خندن

1027
01:21:58,920 --> 01:22:01,881
‫ آشفتگی روزهای گذشته از یادم نمی‌ره

1028
01:22:01,882 --> 01:22:04,885
‫ مثل فضای خالی یه کیفـه که دور انداخته شده

1029
01:22:09,556 --> 01:22:12,600
‫ هرجا که پاهام من رو
ببرن، با کمال میل می‌رم

1030
01:22:12,601 --> 01:22:16,063
‫ زیر بارون می‌رم تا
احساساتم رو بشوره و ببره

1031
01:22:21,735 --> 01:22:24,654
‫ بی‌هدف و سردرگم می‌رم

1032
01:22:24,655 --> 01:22:28,241
‫ با قلبی که تندتند می‌زنه، می‌رم

1033
01:22:33,955 --> 01:22:36,957
‫ عابرها بی‌خبرن

1034
01:22:36,958 --> 01:22:39,877
‫ چراغ‌های تنهای خیابون بی‌خبرن

1035
01:22:39,878 --> 01:22:42,630
‫ روزهای پُرآشوب گذشته، گذشته

1036
01:22:42,631 --> 01:22:46,510
‫ حس گُلستانی رو دارم که گُل‌هاش شکوفه زده

1037
01:22:50,347 --> 01:22:53,349
‫ هرجا که پاهام من رو
ببرن، با کمال میل می‌رم

1038
01:22:53,350 --> 01:22:57,062
‫ زیر بارون می‌رم تا
احساساتم رو بشوره و ببره

1039
01:23:02,442 --> 01:23:05,277
‫ بی‌هدف و سردرگم می‌رم

1040
01:23:05,278 --> 01:23:08,990
‫ با قلبی که تندتند می‌زنه، می‌رم

1041
01:23:42,831 --> 01:23:43,867
‫عزیزم.

1042
01:23:44,474 --> 01:23:45,486
‫عزیزم.

1043
01:23:45,667 --> 01:23:46,705
‫عزیزم!

1044
01:23:49,838 --> 01:23:51,172
‫پلیس اومده.

1045
01:23:56,845 --> 01:23:58,304
‫حالا چی‌کار کنیم؟

1046
01:24:06,271 --> 01:24:08,106
‫آرامش خودتون رو حفظ کنین.

1047
01:24:08,565 --> 01:24:10,066
‫برم لباس‌هام رو عوض کنم.

1048
01:24:19,784 --> 01:24:21,745
‫همه‌چی رو توی اداره توضیح می‌دم.

1049
01:24:23,444 --> 01:24:24,664
‫همه‌ش تقصیر مـ

1050
01:24:25,123 --> 01:24:26,291
‫سی‌وان.

1051
01:24:27,917 --> 01:24:29,252
‫شما چی فرمودین؟

1052
01:24:31,948 --> 01:24:36,119
‫تصیر منـه که درست تربیتش نکردم.

1053
01:24:59,573 --> 01:25:01,367
‫خوبـه خودت گفتی آروم باشیم!

1054
01:25:04,371 --> 01:25:05,402
‫سوار شو دیگه!

1055
01:25:08,375 --> 01:25:09,386
‫دَر بازه...

1056
01:25:16,299 --> 01:25:18,468
‫مامان دونگ‌هو عمداً برنمی‌داره؟

1057
01:25:19,844 --> 01:25:22,639
‫چجوری دلش اومده رفیقش رو لو بده؟

1058
01:25:23,640 --> 01:25:26,810
‫مطمئنـم ایده‌ی سی‌وان نبوده.

1059
01:25:27,102 --> 01:25:30,146
‫فروشگاه بابای دونگ‌هو بوده.
‫پس حتماً دونگ‌هو پیشنهاد داده.

1060
01:25:30,563 --> 01:25:31,772
‫بَد می‌گم؟

1061
01:25:31,773 --> 01:25:33,274
‫[ مامان دونگ‌هو ]

1062
01:25:37,487 --> 01:25:40,740
‫بچه‌م حتماً الان ترسیده.

1063
01:25:41,574 --> 01:25:42,992
‫همه‌ش تقصیر توئـه!

1064
01:25:47,028 --> 01:25:48,049
‫ببخشین!

1065
01:25:51,459 --> 01:25:53,628
‫یه‌لحظه اجازه بدین!

1066
01:25:55,004 --> 01:25:56,131
‫صبر کنین!

1067
01:25:57,382 --> 01:26:00,093
‫مادرش داره ماشین رو پارک می‌کنه.

1068
01:26:00,802 --> 01:26:04,138
‫می‌شه همراهی‌ش کنیم؟
‫آخه هنوز بچه‌ست.

1069
01:26:04,139 --> 01:26:05,098
‫بسیار خوب.

1070
01:26:05,099 --> 01:26:06,153
‫خیلی ممنون.

1071
01:26:07,600 --> 01:26:09,269
‫سرت رو بالا بگیر.
‫من رو ببین.

1072
01:26:10,353 --> 01:26:13,356
‫دونگ‌هو بهت
‫پیشنهاد دزدی داد، درستـه؟

1073
01:26:14,065 --> 01:26:15,066
‫دونگ‌هو؟

1074
01:26:16,109 --> 01:26:17,526
‫دونگ‌هو نبود که...

1075
01:26:17,527 --> 01:26:20,155
‫نه... خوب گوش کن.

1076
01:26:21,489 --> 01:26:26,119
‫وقتی فقط خودت مجرم بشی،
‫احساس تنهایی و ترس وجودت رو می‌خوره.

1077
01:26:26,811 --> 01:26:28,772
‫حداقل تصور من اینـه.

1078
01:26:31,316 --> 01:26:33,609
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌ذارم
‫احساس تنهایی کنی.

1079
01:26:33,610 --> 01:26:35,946
‫پس باهام راه بیا.

1080
01:26:36,279 --> 01:26:37,572
‫ما توی یه جبهه‌ایـم.

1081
01:26:42,160 --> 01:26:44,411
‫خب اونی که پیشنهاد دزدی داد...

1082
01:26:44,412 --> 01:26:47,373
‫هوی!
‫گوش کن!

1083
01:26:47,374 --> 01:26:48,540
‫حواست رو جمع کن!

1084
01:26:48,541 --> 01:26:49,668
‫گوش‌هات رو باز کن.

1085
01:26:50,502 --> 01:26:52,921
‫خونواده‌ی ما الان توی جنگـه.

1086
01:26:53,169 --> 01:26:54,171
‫چی؟

1087
01:26:54,172 --> 01:26:56,508
‫منظورم جنگ داخلی نیست.

1088
01:26:59,219 --> 01:27:04,307
‫وظیفه‌ی من و تو اینـه که
‫از زن‌های این خونواده محافظت کنیم.

1089
01:27:04,449 --> 01:27:06,435
‫تفنگ بابابزرگ رو یادتـه؟

1090
01:27:07,069 --> 01:27:09,989
‫بابابزرگت انگشت‌های جسد
‫یه کمونیست ویتنامی رو شکوند

1091
01:27:10,189 --> 01:27:12,691
‫تا تفنگش رو برداره.
‫چرا این کار رو کرد؟

1092
01:27:13,733 --> 01:27:19,781
‫تا یادش بمونه که اگه زودتر
‫شلیک نمی‌کرد، دشمن می‌زدش.

1093
01:27:20,865 --> 01:27:22,117
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

1094
01:27:48,518 --> 01:27:49,888
‫همه‌ی مَردها...

1095
01:27:50,808 --> 01:27:52,353
‫حالا چاره چیـه؟

1096
01:28:02,657 --> 01:28:04,034
‫بیا دست‌هات رو بشوریم.

1097
01:28:07,829 --> 01:28:09,206
‫بیا بالا!

1098
01:28:15,211 --> 01:28:20,884
‫دونگ‌هو می‌گه سی‌وان می‌خواسته گوشی‌ها رو
‫بفروشه تا به مادرش کمک کنه. چه غلط‌ها.

1099
01:28:24,137 --> 01:28:26,222
‫فروشگاه خودتـه دیگه.

1100
01:28:26,806 --> 01:28:28,725
‫گذشته‌ها گذشته.

1101
01:28:44,365 --> 01:28:47,285
‫اگه توافق نکنی، یه سال می‌ره زندان.

1102
01:28:48,036 --> 01:28:51,498
‫یه مادر واسه آزادی
‫بچه‌ش هر کاری می‌کنه.

1103
01:28:52,457 --> 01:28:53,500
‫درست نمی‌گم؟

1104
01:28:58,254 --> 01:29:00,215
‫چطوری، مان‌سو؟

1105
01:29:01,007 --> 01:29:02,050
‫وون‌نو.

1106
01:29:02,592 --> 01:29:03,676
‫یه نخ بده.

1107
01:29:04,761 --> 01:29:05,762
‫بیا.

1108
01:29:07,305 --> 01:29:09,057
‫چی‌کار می‌کنی؟

1109
01:29:09,766 --> 01:29:11,768
‫دوباره سیگار می‌کِشم.

1110
01:29:18,775 --> 01:29:22,195
‫عزیزم، اجازه می‌دی
‫با رفیقم صحبت کنم؟

1111
01:29:23,226 --> 01:29:24,322
‫خب حرف بزن.

1112
01:29:25,365 --> 01:29:26,965
‫اِشکالی نداره من هم باشم؟

1113
01:29:28,493 --> 01:29:29,494
‫خب...

1114
01:29:35,542 --> 01:29:40,380
‫دونگ‌هو باید شهادت بده که
‫پیشنهاد خودش بوده.

1115
01:29:41,381 --> 01:29:43,133
‫سی‌وان نزدیک مغازه منتظر وایستاده.

1116
01:29:43,800 --> 01:29:44,883
‫چرا کُسشعر می‌گی؟

1117
01:29:44,884 --> 01:29:47,345
‫دونگ‌هو دوربین رو خاموش کرده

1118
01:29:49,222 --> 01:29:50,598
‫ولی اون یکی رو نه.

1119
01:29:52,390 --> 01:29:54,893
‫بلد نیست دوربین
‫پشت مغازه رو خاموش کنه.

1120
01:29:55,103 --> 01:29:57,438
‫اگه زنت بفهمه

1121
01:29:57,439 --> 01:30:01,401
‫شب‌ها زن‌ها رو می‌بری
‫پشت مغازه، چی می‌گه؟

1122
01:30:01,568 --> 01:30:07,490
‫اگه بفهمه پُزش رو
‫به مَردهای محل می‌دی چی؟

1123
01:30:08,032 --> 01:30:10,952
‫مرتیکه‌ی بیکار لاشی!

1124
01:30:11,369 --> 01:30:12,996
‫بزنم پاره‌ت کنم!

1125
01:30:13,454 --> 01:30:14,455
‫در ضمن...

1126
01:30:15,415 --> 01:30:16,833
‫خونه رو به تو نمی‌دم.

1127
01:30:17,750 --> 01:30:19,002
‫بریم، می‌ری.

1128
01:30:22,159 --> 01:30:23,590
‫دیگه فروشی نیست!

1129
01:30:24,007 --> 01:30:25,508
‫مراقب باش، عزیزم.

1130
01:30:32,056 --> 01:30:34,309
‫اونجاست؟
‫آره؟

1131
01:30:34,559 --> 01:30:36,269
‫زیاده؟

1132
01:30:39,397 --> 01:30:40,421
‫چندتاست؟

1133
01:30:42,400 --> 01:30:43,461
‫باز هم هست؟

1134
01:30:45,902 --> 01:30:47,153
‫پسره‌ی کره‌خر...

1135
01:30:47,989 --> 01:30:50,450
‫دو، چهار، شیش...

1136
01:30:53,870 --> 01:30:55,872
‫لازم نیست پس بدیم، نه؟

1137
01:30:56,498 --> 01:30:58,166
‫باید گم‌وگورشون کنیم.

1138
01:30:58,708 --> 01:31:01,753
‫وون‌نو هم مجبوره سکوت کنه.

1139
01:31:02,056 --> 01:31:03,091
‫راست می‌گی.

1140
01:31:03,149 --> 01:31:04,166
‫آره دیگه.

1141
01:31:19,062 --> 01:31:20,730
‫چه درختی روش می‌کاری؟

1142
01:31:21,231 --> 01:31:23,483
‫سیب‌ها که رسیدن، مربا می‌زنیم.

1143
01:31:24,330 --> 01:31:26,332
‫مگه روی گوشی هم ریشه می‌زنه؟

1144
01:31:26,707 --> 01:31:29,043
‫خوش‌مزه‌ترین چیزها
‫ریشه‌ی کثیفی دارن.

1145
01:31:29,502 --> 01:31:31,837
‫حتی کود درخت‌ها هم شاش و عَنـه.

1146
01:31:37,218 --> 01:31:39,136
‫الان خوب شد.
‫تشکر.

1147
01:31:41,263 --> 01:31:43,891
‫داستان بابابزرگ راستـه؟

1148
01:31:45,476 --> 01:31:47,353
‫توی این خونه خودش رو دار زده؟

1149
01:31:51,457 --> 01:31:53,071
‫طویله‌ش رو دیدی؟

1150
01:31:54,068 --> 01:31:55,403
‫اونجا یه مریضی راه افتاد

1151
01:31:56,403 --> 01:31:59,156
‫و مجبور شد هر ۲۰هزارتا خوک رو بُکشه.

1152
01:32:00,449 --> 01:32:01,491
‫آخه چجوری؟

1153
01:32:01,492 --> 01:32:03,244
‫زنده‌به‌گورشون کرد.

1154
01:32:04,412 --> 01:32:07,123
‫کلاً روان آرومی نداشت.

1155
01:32:07,498 --> 01:32:09,416
‫بعداز جنگ ویتنام اون‌جوری شد.

1156
01:32:10,000 --> 01:32:11,460
‫توی مزرعه‌ی قدیمی...

1157
01:32:11,794 --> 01:32:15,214
‫خودش رو...
‫البته به چشم ندیدم.

1158
01:32:17,967 --> 01:32:19,135
‫چیزه.

1159
01:32:23,556 --> 01:32:24,640
‫بگیر بشین.

1160
01:32:25,349 --> 01:32:26,350
‫بیا نزدیک‌تر.

1161
01:32:35,192 --> 01:32:36,443
‫مامانت خبر نداره.

1162
01:32:37,653 --> 01:32:38,904
‫نگاه نکن! نگاه نکن!

1163
01:32:41,073 --> 01:32:42,158
‫ترک کردم.

1164
01:32:44,535 --> 01:32:45,870
‫پس خودت بندازشون دور.

1165
01:36:22,852 --> 01:36:23,879
‫شرکت پاپیروس...

1166
01:36:24,754 --> 01:36:26,172
‫اونجا مصاحبه داشتین؟

1167
01:36:28,425 --> 01:36:29,469
‫رد شدم.

1168
01:36:29,676 --> 01:36:32,178
‫- تا حالا اسم گو شی‌جو...
‫- نشنیدم.

1169
01:36:38,893 --> 01:36:40,145
‫گو بوم‌مو چطور؟

1170
01:36:47,473 --> 01:36:48,542
‫فکر نکنم...

1171
01:36:49,279 --> 01:36:51,573
‫داریم به کسایی که اونجا
‫مصاحبه داشتن، سر می‌زنیم.

1172
01:36:52,115 --> 01:36:54,034
‫تازگی اتفاق عجیبی نیُفتاده؟

1173
01:36:54,409 --> 01:36:55,952
‫احساس خطر نکردین؟

1174
01:37:00,290 --> 01:37:02,667
‫این دو مَرد ناپدید شدن.

1175
01:37:05,795 --> 01:37:07,380
‫امیدوارم بَد برداشت نکنین...

1176
01:37:07,589 --> 01:37:09,591
‫ولی حتی الان که شنیدم مُردن...

1177
01:37:10,258 --> 01:37:15,095
‫تنها فکر و ذکرم اینـه که کدوم
‫آدم خوش‌شانسی به‌جاشون استخدام شده.

1178
01:37:15,096 --> 01:37:16,723
‫گفتم «ناپدید شدن».

1179
01:37:17,554 --> 01:37:18,580
‫بده من.

1180
01:37:18,933 --> 01:37:20,226
‫ولی شما...

1181
01:37:20,560 --> 01:37:26,357
‫آقای یو... بهم گفتی «مُردن».

1182
01:37:27,859 --> 01:37:29,736
‫چرا فکر می‌کنی مُردن؟

1183
01:37:30,653 --> 01:37:31,905
‫خب...

1184
01:37:33,406 --> 01:37:36,326
‫توی این دوره‌زمونه هرکی گم می‌شه

1185
01:37:36,910 --> 01:37:37,911
‫معمولاً...

1186
01:37:39,913 --> 01:37:45,376
‫«توی این دوره‌زمونه
‫هرکی گم می‌شه، معمولاً...»

1187
01:37:45,668 --> 01:37:48,880
‫همسر گو شی‌جو گزارش گم‌شدنش رو داده

1188
01:37:49,130 --> 01:37:53,134
‫و ما هم گوشی‌ش رو ردیابی کردیم
‫و رسیدیم به ماشینش.

1189
01:37:53,343 --> 01:37:56,221
‫گفت بعداز این‌که اخراج شد،
‫خیلی افسرده شده بود.

1190
01:37:56,471 --> 01:37:57,347
‫ای وای.

1191
01:37:57,348 --> 01:38:00,475
‫ولی گوشی آدم‌ها
‫خیلی چیزها از زندگی‌شون می‌گه، نه؟

1192
01:38:01,059 --> 01:38:02,684
‫این‌که با کی حرف زدی

1193
01:38:02,685 --> 01:38:05,230
‫و با کی‌ها نتونستی حرف بزنی.

1194
01:38:06,022 --> 01:38:07,564
‫[ ۹ تماس بی‌پاسخ ]

1195
01:38:07,565 --> 01:38:08,566
‫ای لامصب!

1196
01:38:12,779 --> 01:38:14,989
‫همون شماره‌ی تماس‌های بی‌پاسخـه.

1197
01:38:15,824 --> 01:38:17,158
‫چتر رو بگیر.

1198
01:38:18,451 --> 01:38:19,869
‫بالاخره جواب دادین.

1199
01:38:20,286 --> 01:38:23,540
‫صاحب گوشی درحال‌حاضر گم شده.

1200
01:38:23,915 --> 01:38:25,792
‫ببخشین ولی شما کی هستین؟

1201
01:38:27,043 --> 01:38:29,045
‫سرپرست منابع انسانی شرکت پاپیروس.

1202
01:38:29,337 --> 01:38:33,550
‫آقای گو اینجا مصاحبه کرده بودن
‫و زنگ زدم که بگم استخدام شدن.

1203
01:38:33,758 --> 01:38:35,468
‫فکر کنم استخدامِ اینجا نفرین شده.

1204
01:38:35,517 --> 01:38:36,539
‫بله؟

1205
01:38:36,803 --> 01:38:43,226
‫در اصل قرار بود یه‌نفر دیگه رو
‫استخدام کنیم، ولی اون هم در دسترس نیست.

1206
01:38:43,518 --> 01:38:45,270
‫اسم اون یکی چیـه؟

1207
01:38:45,687 --> 01:38:49,399
‫اسمش... اجازه بدین...

1208
01:38:50,024 --> 01:38:51,441
‫بالاترین نمره رو داشت.

1209
01:38:51,442 --> 01:38:54,154
‫گو... گو...

1210
01:38:54,362 --> 01:38:55,488
‫بوم‌مو.

1211
01:38:56,072 --> 01:38:59,367
‫و این اسم واسه‌م آشنا می‌زد.

1212
01:39:00,118 --> 01:39:01,244
‫[ گو بوم‌مو ]

1213
01:39:02,162 --> 01:39:03,413
‫دیدی، بچه‌جون؟

1214
01:39:06,332 --> 01:39:08,251
‫همدیگه رو می‌شناختن؟

1215
01:39:10,420 --> 01:39:13,047
‫یعنی دو مَرد کاغذساز گم شدن.

1216
01:39:13,381 --> 01:39:16,718
‫همدیگه رو می‌شناختن
‫و هم‌زمان گم شدن.

1217
01:39:16,885 --> 01:39:19,387
‫اطراف ماشین رو خوب گشتیم

1218
01:39:19,679 --> 01:39:21,847
‫و نشونه‌هایی از خون
‫آقای گو پیدا کردیم...

1219
01:39:21,848 --> 01:39:22,982
‫خون...

1220
01:39:23,641 --> 01:39:28,229
‫که براثر چی ریخته شده؟

1221
01:39:29,022 --> 01:39:30,039
‫شلیک تفنگ.

1222
01:39:30,064 --> 01:39:30,815
‫یه تفنگ کمری.

1223
01:39:30,816 --> 01:39:32,066
‫ساخت کره‌ی شمالی.

1224
01:39:33,193 --> 01:39:34,486
‫پوکه‌ی گلوله رو پیدا کردیم.

1225
01:39:34,944 --> 01:39:35,967
‫من پیدا کردم.

1226
01:39:36,578 --> 01:39:37,739
‫پوکه‌ی گلوله!

1227
01:39:43,350 --> 01:39:44,654
‫چه ترسناک شد.

1228
01:39:47,081 --> 01:39:51,002
‫تا قبل‌از دستگیریِ مجرم،
‫خیلی مراقب باشین.

1229
01:39:54,225 --> 01:39:55,476
‫ری‌وان.

1230
01:39:56,090 --> 01:39:58,259
‫کدوم بچه‌ای همچین آهنگی گوش می‌ده؟

1231
01:39:59,802 --> 01:40:02,222
‫اگه گم شدم، حتماً بهتون خبر می‌دم.

1232
01:40:09,771 --> 01:40:12,565
‫موضوع خنده‌داری نیست، جناب.

1233
01:40:13,399 --> 01:40:14,400
‫به سلامت!

1234
01:40:15,190 --> 01:40:16,235
‫ری‌وان!

1235
01:40:16,236 --> 01:40:17,362
‫چی‌کار می‌کنی؟

1236
01:40:22,408 --> 01:40:23,535
‫چی شده؟

1237
01:40:23,785 --> 01:40:25,203
‫ری‌وان خوشگلم...

1238
01:40:26,704 --> 01:40:28,206
‫گریه نکن... گریه نکن...

1239
01:40:29,999 --> 01:40:31,124
‫گریه نکن، عزیزم.

1240
01:40:31,125 --> 01:40:34,545
‫برشون می‌گردونم، باشه؟
‫قول می‌دم.

1241
01:40:36,600 --> 01:40:38,310
‫فقط یکی دیگه مونده.

1242
01:40:39,352 --> 01:40:41,146
‫[ ۲۵ سال ]

1243
01:40:59,998 --> 01:41:02,084
‫ از وقتی تنهام گذاشتی

1244
01:41:02,834 --> 01:41:08,715
‫ شب و روز واسه‌م نذاشتی

1245
01:41:09,800 --> 01:41:13,762
‫ آرزومـه که بمیرم

1246
01:41:14,763 --> 01:41:18,600
‫ این درد رو ازم بگیر

1247
01:41:22,980 --> 01:41:24,398
‫مرتیکه کسخل.

1248
01:41:26,275 --> 01:41:27,401
‫آقای چوی سون‌چول؟

1249
01:41:27,860 --> 01:41:29,528
‫فکر کردین گوزنـم؟

1250
01:41:30,363 --> 01:41:32,113
‫- چی زر می‌زنه؟
‫- منتظرتون بودم.

1251
01:41:32,114 --> 01:41:34,825
‫یو مان‌سو هستم.

1252
01:41:35,618 --> 01:41:39,038
‫سرپرست گروه کاغذسازی
‫شرکت سولار بودم و اخراج شدم.

1253
01:41:43,959 --> 01:41:46,504
‫همون یارو که جلوی مستراح بود؟

1254
01:41:46,754 --> 01:41:50,174
‫من وقت آزاد زیاد دارم
‫و واقعاً به زندگی‌تون غبطه می‌خورم.

1255
01:41:50,382 --> 01:41:53,719
‫هرروز اینستاگرام‌تون رو نگاه می‌کنم.

1256
01:41:54,178 --> 01:41:55,221
‫عجب.

1257
01:41:55,846 --> 01:41:57,515
‫پس من رو می‌پایی؟

1258
01:41:57,723 --> 01:42:01,268
‫با هم نوشیدنی بخوریم؟

1259
01:42:03,361 --> 01:42:05,064
‫همین‌الانش هم یه‌کم خوردین.

1260
01:42:07,316 --> 01:42:08,317
‫چَشم.

1261
01:42:13,572 --> 01:42:15,573
‫۲۵ سال براشون زحمت کشیدم

1262
01:42:15,574 --> 01:42:17,952
‫و کلاً ۲۵ دقیقه بهم مهلت تخلیه دادن.

1263
01:42:18,744 --> 01:42:20,204
‫به‌محض این‌که از دفتر زدم بیرون...

1264
01:42:20,454 --> 01:42:24,374
‫نگهبان همه‌ی وسایلم رو توی
‫جعبه گذاشته بود و داد دستم.

1265
01:42:24,375 --> 01:42:26,669
‫منتظر بود سریع از اونجا برم.

1266
01:42:27,336 --> 01:42:31,590
‫حتی نذاشتن از راهروی همیشگی رد بشم.

1267
01:42:31,841 --> 01:42:33,550
‫از دَر پشتی انداختنت بیرون؟

1268
01:42:33,551 --> 01:42:34,634
‫بله!

1269
01:42:34,635 --> 01:42:36,345
‫ای لاشی‌ها!

1270
01:42:37,138 --> 01:42:38,597
‫زود بخور، عزیزم.

1271
01:43:01,245 --> 01:43:02,329
‫ای بابا!

1272
01:43:02,663 --> 01:43:04,999
‫اگه نخوری، کاغذ رو ازت می‌گیرم‌ها!

1273
01:43:06,542 --> 01:43:10,754
‫باید خوب بخوری تا دست‌هات
‫قوی بشن و بهتر ویولن بزنی.

1274
01:43:15,509 --> 01:43:19,763
‫چرا مَردهای این خونه ازم
‫یه‌چیزی رو قایم می‌کنن، ری‌وان؟

1275
01:43:20,264 --> 01:43:21,682
‫دلیلش چیـه؟

1276
01:43:22,183 --> 01:43:24,268
‫نکنه هوس کتک کردن؟

1277
01:43:25,269 --> 01:43:29,481
‫شاخص کیفی من ۹۶درصد بود.

1278
01:43:30,191 --> 01:43:32,693
‫روی دستگاه‌های بومین کار می‌کردم.

1279
01:43:34,320 --> 01:43:38,532
‫جایزه‌ی ادبیات پالپ رو که
‫به هرکسی نمی‌دن.

1280
01:43:39,200 --> 01:43:40,659
‫بخورین.
‫بفرمایین.

1281
01:43:42,175 --> 01:43:43,357
‫آره.

1282
01:43:44,580 --> 01:43:47,458
‫اگه قرار بود به هر اُسگلی بدن،
‫به من هم می‌دادن.

1283
01:43:49,293 --> 01:43:52,505
‫ای بابا، منظورم این نبود!

1284
01:43:54,381 --> 01:43:55,966
‫شرمنده.
‫ریدم.

1285
01:43:56,425 --> 01:43:58,177
‫بزنیم به سلامتی.

1286
01:43:59,945 --> 01:44:00,991
‫«ریدم»؟

1287
01:44:01,972 --> 01:44:03,307
‫نه، منظورم...

1288
01:44:10,147 --> 01:44:12,482
‫عجب آدمی هستی‌ها!

1289
01:44:12,483 --> 01:44:14,443
‫خوشم اومد!
‫ریدم!

1290
01:44:14,818 --> 01:44:17,029
‫- بزن بر بدن!
‫- بزن بالا، آقای ریدم!

1291
01:44:25,621 --> 01:44:28,082
‫آروم‌تر بخور، مَرد.

1292
01:44:29,833 --> 01:44:32,044
‫آروم واسه حلزونـه.

1293
01:44:33,879 --> 01:44:35,547
‫نکنه هوس کتک کردن؟

1294
01:44:38,926 --> 01:44:41,554
‫یعنی به چشم دیدی یا فکر می‌کنی دیدی؟

1295
01:44:47,388 --> 01:44:50,432
‫اگه همین‌طور کار کنم،
‫از فشار زیاد می‌میرم.

1296
01:44:51,517 --> 01:44:56,230
‫با این حجم کار، یه دستیار لازم دارم.

1297
01:45:01,568 --> 01:45:02,820
‫دقیقاً.

1298
01:45:05,102 --> 01:45:06,305
‫یکی هم‌سطح خودت!

1299
01:45:06,573 --> 01:45:08,283
‫همین دیگه!

1300
01:45:11,703 --> 01:45:13,831
‫مان‌سو، گریه می‌کنی، داداش؟

1301
01:45:17,167 --> 01:45:18,460
‫دلت واسه‌م سوخت؟

1302
01:45:23,549 --> 01:45:25,342
‫چقدر دل‌نازکـی.

1303
01:45:28,053 --> 01:45:29,596
‫خب از بالاسری‌ها بخواه.

1304
01:45:30,046 --> 01:45:31,116
‫چی بخوام؟

1305
01:45:34,101 --> 01:45:35,769
‫بگو یکی رو استخدام کنن.

1306
01:45:37,033 --> 01:45:38,903
‫از اون لاشی‌های گشنه بخوام؟

1307
01:45:39,690 --> 01:45:42,108
‫بهشون اصرار کن!

1308
01:45:42,109 --> 01:45:43,569
‫مستقیم ازشون بخواه!

1309
01:45:43,615 --> 01:45:45,453
‫یه‌روز الکی خودت رو به غش‌کردن بزن.

1310
01:45:45,988 --> 01:45:48,365
‫بگو مرخصی می‌خوای و مریض شدی.

1311
01:45:49,074 --> 01:45:51,243
‫شاید بعدش به خودشون بیان.

1312
01:45:54,163 --> 01:45:57,583
‫به خودشون بیان؟
‫اخراجم می‌کنن، مَرد حسابی.

1313
01:45:57,791 --> 01:45:59,084
‫من رو پیشنهاد بده.

1314
01:45:59,960 --> 01:46:01,962
‫ما با هم تیم خوبی می‌شیم!

1315
01:46:02,171 --> 01:46:03,422
‫مکمل همدیگه‌ایـم.

1316
01:46:04,548 --> 01:46:05,716
‫تیم یک و تیم دو.

1317
01:46:08,302 --> 01:46:09,636
‫باشه.

1318
01:46:10,846 --> 01:46:12,473
‫باهاشون حرف می‌زنم.

1319
01:46:25,986 --> 01:46:27,279
‫ای وای.

1320
01:46:28,489 --> 01:46:30,407
‫این بهترین محصولتـه؟

1321
01:46:32,326 --> 01:46:35,329
‫می‌دونم.
‫جنسش مزخرفـه.

1322
01:46:36,580 --> 01:46:41,250
‫این رو با دستورالعمل
‫اون حروم‌زاده‌های بومین ساختم.

1323
01:46:41,251 --> 01:46:42,419
‫ولی خب...

1324
01:46:44,755 --> 01:46:47,090
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1325
01:46:47,382 --> 01:46:49,551
‫درستـه از دستگاه‌شون استفاده می‌کنی

1326
01:46:50,010 --> 01:46:52,179
‫ولی دستورالعمل‌شون که اجباری نیست.

1327
01:46:52,387 --> 01:46:56,058
‫اون‌وقت چطوری همچین
‫خونه و ماشینی دست‌وپا کردی؟

1328
01:46:56,350 --> 01:47:00,437
‫هرکی ندونه، فکر می‌کنه
‫دارین اختلاس می‌کنی.

1329
01:47:01,855 --> 01:47:03,649
‫من این‌طوری فکر نمی‌کنم‌ها...

1330
01:47:04,066 --> 01:47:07,236
‫ولی شاید بقیه این‌جوری فکر کنن.

1331
01:47:09,238 --> 01:47:11,240
‫به خدا من این‌طوری فکر نمی‌کنم.
‫بیار بالا.

1332
01:47:13,367 --> 01:47:14,493
‫به سلامتی.

1333
01:47:24,211 --> 01:47:25,254
‫چیزی شده؟

1334
01:47:39,768 --> 01:47:41,520
‫کارِت تمومـه.

1335
01:47:54,575 --> 01:47:55,993
‫وقتشـه پاره کنیم.

1336
01:48:33,322 --> 01:48:34,322
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1337
01:48:34,323 --> 01:48:35,449
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1338
01:48:36,575 --> 01:48:38,535
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست...

1339
01:48:39,955 --> 01:48:42,207
‫برو بالا دیگه!

1340
01:49:39,890 --> 01:49:41,391
‫چه سرد بود...

1341
01:49:43,310 --> 01:49:44,644
‫سرم ترکید...

1342
01:49:52,611 --> 01:49:54,154
‫چیز رو کجا گذاشتی؟

1343
01:50:36,446 --> 01:50:39,032
‫آخیش راحت شدم!

1344
01:50:44,496 --> 01:50:47,249
‫برم یه هوایی بخورم!

1345
01:50:47,457 --> 01:50:48,510
‫بریم بیرون.

1346
01:50:48,667 --> 01:50:53,129
‫همیشه آرزوم بود جلوی
‫کُنده‌ی آتیش مست کنم.

1347
01:50:53,797 --> 01:50:55,714
‫بابا حلالت.

1348
01:50:55,715 --> 01:50:56,883
‫وودکا دارم.

1349
01:51:00,011 --> 01:51:02,180
‫باز هم داری؟

1350
01:51:03,348 --> 01:51:04,683
‫دهنت...

1351
01:51:05,308 --> 01:51:07,060
‫دهنت سرویس!

1352
01:51:23,285 --> 01:51:28,039
‫شیش ماهـه اینجائـم و این
‫اولین کُنده‌ی آتیشـه که راه انداختم.

1353
01:51:30,292 --> 01:51:35,463
‫فکر کردم هرروز قراره
‫گوشت کباب‌شده بخورم.

1354
01:51:36,464 --> 01:51:39,884
‫همیشه وقتی به آرزوت می‌رسی،
‫همین‌طوریـه.

1355
01:51:41,344 --> 01:51:43,596
‫حق با زنم بود.

1356
01:51:47,767 --> 01:51:50,812
‫واقعاً دلم نمی‌آد این کار رو بکنم.

1357
01:51:51,104 --> 01:51:52,139
‫چه کاری؟

1358
01:51:53,155 --> 01:51:57,201
‫ولی اگه نکنم،
‫مرگ اون دونفر بی‌فایده می‌شه.

1359
01:51:58,786 --> 01:51:59,995
‫انگار دوتا سگ مُرده.

1360
01:52:01,497 --> 01:52:03,207
‫نه...

1361
01:52:04,208 --> 01:52:07,169
‫نباید گوشت سگ رو کباب کنی!

1362
01:54:15,756 --> 01:54:18,050
‫[ همسرجان ]

1363
01:54:28,652 --> 01:54:31,363
‫ببخشین، نمی‌تونم دوربین رو روشن کنم.

1364
01:54:31,822 --> 01:54:33,991
‫عیب نداره.
‫فعلاً من رو ببین.

1365
01:54:34,366 --> 01:54:36,702
‫نمی‌خوام بهت امید واهی بدم

1366
01:54:36,937 --> 01:54:39,256
‫ولی اومدم پیش یکی از
‫دوست‌هام توی شرکت مون.

1367
01:54:42,541 --> 01:54:46,879
‫می‌گه اون‌قدر سرش شلوغـه که
‫دنبال یه مدیر می‌گرده.

1368
01:54:47,254 --> 01:54:49,131
‫یادتـه کارآگاه‌ها چی گفتن؟

1369
01:54:49,381 --> 01:54:51,425
‫- درباره‌ی گم‌شده‌ها.
‫- آره.

1370
01:54:52,567 --> 01:54:53,814
‫گفتن مُردن.

1371
01:54:54,285 --> 01:54:55,322
‫مُردن؟

1372
01:54:58,640 --> 01:54:59,641
‫خب؟

1373
01:55:01,560 --> 01:55:02,770
‫من نگرانـم.

1374
01:55:03,562 --> 01:55:07,399
‫- شب‌ها دیر می‌آی خونه...
‫- نگران من نباش.

1375
01:55:08,734 --> 01:55:10,360
‫آخه از کجا مطمئنـی؟

1376
01:55:10,736 --> 01:55:11,904
‫چون من...

1377
01:55:13,447 --> 01:55:14,740
‫منـم دیگه.

1378
01:55:16,158 --> 01:55:19,078
‫نمی‌شه همین‌الان بیای خونه؟

1379
01:55:19,995 --> 01:55:22,331
‫ببخشین عزیزم، ولی نه.

1380
01:55:22,748 --> 01:55:24,833
‫نباید تنهایی بار
‫همه‌چی رو به دوش بِکشی.

1381
01:55:25,042 --> 01:55:27,251
‫حتی اگه یه ورق کاغذ بود،
‫با هم برش می‌داریم.

1382
01:55:27,252 --> 01:55:31,090
‫آره، این اصطلاح رو با همکارها
‫ساخته بودیم. یادش به‌خیر.

1383
01:55:31,924 --> 01:55:35,218
‫اگه چهارتامون با هم باشیم،
‫از پسش برمی‌آیم.

1384
01:55:35,219 --> 01:55:36,053
‫شیش‌تامون.

1385
01:55:36,054 --> 01:55:38,721
‫آره، سی‌تو و ری‌تو هم هستن.

1386
01:55:38,722 --> 01:55:40,415
‫قول می‌دم برشون گردونم.

1387
01:55:40,682 --> 01:55:43,560
‫تو توی باغبونی هم مهارت داری.

1388
01:55:44,228 --> 01:55:47,231
‫هنوز سنی نداری که.
‫می‌ری یه شغل دیگه.

1389
01:55:47,564 --> 01:55:49,191
‫این آخرین مصاحبه‌مـه.

1390
01:55:49,525 --> 01:55:52,986
‫تا الان داشتم زمین می‌کندم،
‫حالا وقتشـه بذر بکارم.

1391
01:55:53,195 --> 01:55:56,073
‫اگه می‌خوای کار بَدی بکنی...

1392
01:55:56,573 --> 01:55:59,243
‫یادت باشه من هم باهات شریکـم، باشه؟

1393
01:56:04,331 --> 01:56:06,959
‫ای بابا.
‫نگران نباش.

1394
01:56:08,460 --> 01:56:10,087
‫رفیقم بیدار شد.

1395
01:56:10,796 --> 01:56:13,506
‫- چرا گونه‌هات...
‫- فردا بهت زنگ می‌زنم. خدافظ.

1396
01:56:13,507 --> 01:56:14,532
‫عزیزم.

1397
01:57:21,533 --> 01:57:23,160
‫سی‌وان! سی‌وان!

1398
01:57:23,952 --> 01:57:25,412
‫نترس، پسرم.

1399
01:57:29,249 --> 01:57:30,918
‫رفتم زمین رو کندم.

1400
01:57:32,169 --> 01:57:33,212
‫همون‌جا رو؟

1401
01:57:33,506 --> 01:57:35,299
‫واقعاً یه‌چیزی توش بود.

1402
01:57:38,339 --> 01:57:39,885
‫یه خوک رو تیکه‌تیکه کرده؟

1403
01:57:40,219 --> 01:57:41,303
‫آره.

1404
01:57:48,644 --> 01:57:51,355
‫مثل پارسال که واسه‌مون خوک کباب کرد؟

1405
01:57:52,356 --> 01:57:55,483
‫یه خوک کامل رو کرد توی
‫زمین که کود درخت بشه.

1406
01:57:55,484 --> 01:57:57,402
‫مطمئنـم حسابی بهش فشار اومده.

1407
01:57:58,028 --> 01:58:00,364
‫آها، پس قضیه اینـه.

1408
01:58:00,948 --> 01:58:02,115
‫خوک بود...

1409
01:59:25,032 --> 01:59:26,742
‫مصاحبه چطور بود؟

1410
01:59:29,177 --> 01:59:30,262
‫خوب بود.

1411
01:59:32,497 --> 01:59:33,582
‫خوب خوابیدی؟

1412
01:59:52,284 --> 01:59:53,702
‫یه دقیقه تحمل کن.

1413
01:59:56,897 --> 02:00:01,567
‫۵۹، ۵۸، ۵۷...

1414
02:00:01,568 --> 02:00:03,653
‫از کم به زیاد بشمر.

1415
02:00:05,405 --> 02:00:11,453
‫۱، ۲، ۳، ۴...

1416
02:00:13,990 --> 02:00:16,541
‫آخرش هم مست کردی.

1417
02:00:16,824 --> 02:00:17,967
‫آره.

1418
02:00:19,539 --> 02:00:21,041
‫بوی دود هم می‌دی.

1419
02:00:21,499 --> 02:00:23,793
‫توی ویلای رفیقم گوشت کباب کردیم.

1420
02:00:24,669 --> 02:00:27,589
‫شیش ماهـه که اونجا کار می‌کنه،
‫ولی از تنهایی دق کرده.

1421
02:00:28,744 --> 02:00:29,819
‫بیوه‌ست؟

1422
02:00:30,508 --> 02:00:32,677
‫به‌خاطر خونه‌ی جدیدش جدا شده.

1423
02:00:33,678 --> 02:00:37,682
‫می‌خواست توی طبیعت زندگی کنه،
‫ولی زنش نه.

1424
02:00:37,932 --> 02:00:39,976
‫این هم شد دلیل؟

1425
02:00:41,895 --> 02:00:43,605
‫واسه این جدا شدن؟

1426
02:00:47,609 --> 02:00:48,610
‫معذرت می‌خوام.

1427
02:00:49,319 --> 02:00:54,074
‫توی دوران درس‌خوندنم
‫نتونستم باهات وقت بگذرونم.

1428
02:00:56,701 --> 02:01:00,955
‫لازم نبود این‌قدر...
‫توی زندگی به خودت سختی بدی.

1429
02:01:14,219 --> 02:01:16,554
‫چند ثانیه مونده؟ ۳۰ ثانیه؟

1430
02:01:21,851 --> 02:01:23,103
‫۵۹...

1431
02:01:24,354 --> 02:01:25,380
‫۶۰.

1432
02:01:36,658 --> 02:01:38,993
‫پس حسابی بهت سخت گذشته.

1433
02:01:39,911 --> 02:01:45,416
‫توی این دوران سخت متوجه شدم

1434
02:01:45,875 --> 02:01:47,709
‫که لازمه‌ی هر کاری خلاقیتـه.

1435
02:01:47,710 --> 02:01:50,630
‫باید نگاه متفاوتی
‫به مسائل داشته باشی.

1436
02:01:51,047 --> 02:01:54,091
‫باید توی این فرایند بادل‌وجرئت باشی.

1437
02:01:54,092 --> 02:01:58,346
‫و هرجا که لازمـه، بگی «نه».

1438
02:02:09,649 --> 02:02:11,692
‫ما یه سیستم جدید
‫به نام «خاموشی» داریم.

1439
02:02:11,693 --> 02:02:15,154
‫اخیراً یه کارخونه‌ی
‫تمام‌اتوماتیک ساختیم.

1440
02:02:15,155 --> 02:02:16,363
‫خاموشی؟

1441
02:02:16,364 --> 02:02:19,163
‫- آخه هوش مصنوعی نیازی به نور نداره.
‫- بله.

1442
02:02:19,868 --> 02:02:24,663
‫دیگه دوران سرشماری
‫از روی کاغذ گذشته.

1443
02:02:24,664 --> 02:02:25,999
‫بله خب.

1444
02:02:26,249 --> 02:02:29,002
‫ما شما رو لازم داریم

1445
02:02:29,502 --> 02:02:31,419
‫تا ناظر این فرایند آزمایشی باشی.

1446
02:02:32,505 --> 02:02:36,217
‫وقتی می‌گین «تمام‌اتوماتیک»،
‫یعنی کارگرها...

1447
02:02:36,843 --> 02:02:39,095
‫باید تعدادشون کم بشه. بله.

1448
02:02:39,637 --> 02:02:42,974
‫هدف سیستم جدید همینـه دیگه.
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست.

1449
02:02:43,683 --> 02:02:45,894
‫شما مخالفتی نداری؟

1450
02:02:52,901 --> 02:02:55,570
‫اگه دوست نداری، می‌تونی بگی «نه».

1451
02:02:56,529 --> 02:02:57,654
‫نه بابا.

1452
02:02:57,655 --> 02:03:00,033
‫من کی باشم که جلوی
‫پیشرفت زمونه رو بگیرم؟

1453
02:03:00,783 --> 02:03:07,165
‫ولی بعداز این ماجرا، یکی رو
‫لازم دارین که ناظر بمونه دیگه، درستـه؟

1454
02:03:11,669 --> 02:03:16,049
‫پس ۵ سال پیش یه مزایده‌ی پنهانی توی
‫شرکت ضرب و چاپ امنیتی برگزار شده بوده؟

1455
02:03:16,341 --> 02:03:22,472
‫بله، رقابت شدیدی هم بود.

1456
02:03:23,806 --> 02:03:28,228
‫شرکت سولار که من توش کار می‌کردم،
‫یکی از سه رقیب اصلی بود.

1457
02:03:28,853 --> 02:03:31,940
‫ولی هیچ‌وقت پیشنهاد مبلغ ندادیم.

1458
02:03:33,066 --> 02:03:34,734
‫پس کی پیشنهاد داد؟

1459
02:03:35,360 --> 02:03:39,239
‫دو نماینده از اون
‫دو شرکت دیگه، درستـه؟

1460
02:03:39,614 --> 02:03:44,452
‫حالا اون دو نماینده توی
‫این نبرد خونین کی بودن؟

1461
02:03:47,413 --> 02:03:48,748
‫گو بوم‌مو و...

1462
02:03:49,290 --> 02:03:50,352
‫گو شی‌جو!

1463
02:03:51,042 --> 02:03:53,647
‫روزی که از سفرش
‫به دِجون برگشته بود...

1464
02:03:54,754 --> 02:03:57,674
‫نصف‌شب با هذیون‌گفتنش از خواب پریدم.

1465
02:03:59,467 --> 02:04:03,012
‫گریه و ناله می‌کرد

1466
02:04:05,181 --> 02:04:09,394
‫و می‌گفت «این نامردیـه!»...
‫«دارین تحقیرم می‌کنین!»...

1467
02:04:11,479 --> 02:04:12,647
‫و بعدش...

1468
02:04:13,856 --> 02:04:15,233
‫باورم نمی‌شد...

1469
02:04:19,248 --> 02:04:21,000
‫خواب بودها...

1470
02:04:21,846 --> 02:04:24,598
‫ولی یه‌هو خلط توی گلوش رو جمع کرد...

1471
02:04:30,744 --> 02:04:33,080
‫و تف سربالا انداخت توی صورت خودش.

1472
02:04:36,407 --> 02:04:38,464
‫خودش هم شوکه شد و از خواب پرید.

1473
02:04:40,018 --> 02:04:41,811
‫همون روزی که از دِجون برگشتن، آره؟

1474
02:04:41,926 --> 02:04:43,303
‫«این نامردیـه؟»

1475
02:04:44,929 --> 02:04:48,224
‫همون‌طور که می‌دونین،
‫شرکت ضرب و چاپ توی دجون‌ـه.

1476
02:04:50,919 --> 02:04:52,796
‫یعنی از اون‌موقع شروع شد؟

1477
02:04:54,422 --> 02:04:58,343
‫همه‌ش اینجا آهنگ گوش می‌داد
‫و کنارم نمی‌خوابید.

1478
02:04:59,052 --> 02:05:04,266
‫بعداز اخراجش همه‌ش مست می‌کرد
‫و افسرده شده بود...

1479
02:05:05,058 --> 02:05:06,095
‫وای خدا.

1480
02:05:07,352 --> 02:05:09,271
‫داروش رو با خودش نبرده بود.

1481
02:05:12,023 --> 02:05:13,023
‫عزیزم...

1482
02:05:13,942 --> 02:05:15,714
‫دقیقاً کجایـی؟

1483
02:05:15,739 --> 02:05:18,909
‫احیاناً همسرتون تفنگ کمری دارن؟

1484
02:05:26,204 --> 02:05:28,873
‫می‌شه بپرسم چرا مکث کردین؟

1485
02:05:31,751 --> 02:05:35,338
‫اگه سلاح گرم داشته باشیم،
‫باید اطلاع بدیم، درستـه؟

1486
02:05:36,506 --> 02:05:37,716
‫اون این کار رو نکرد.

1487
02:05:37,966 --> 02:05:39,050
‫علاوه‌بر اون...

1488
02:05:40,719 --> 02:05:42,637
‫همراه‌با همسرم غیب شد.

1489
02:05:43,430 --> 02:05:45,056
‫ممکنـه باهاش...

1490
02:05:45,974 --> 02:05:47,434
‫خودکشی کنه.

1491
02:05:48,393 --> 02:05:49,927
‫تو رو خدا پیداش کنین.

1492
02:05:54,543 --> 02:05:56,109
‫تفنگش یکی از این‌ها بود؟

1493
02:06:14,087 --> 02:06:15,253
‫فکر کنم این بود.

1494
02:06:24,596 --> 02:06:27,766
‫همسر گو بوم‌مو واقعاً همچین حرفی زد؟

1495
02:06:29,809 --> 02:06:32,604
‫خلاصه که مراقب گو بوم‌مو باشین.

1496
02:06:33,146 --> 02:06:34,522
‫قیافه‌ش رو یادتون نره.

1497
02:06:38,735 --> 02:06:43,198
‫گو بوم‌مو، گو شی‌جو رو کُشته و فرار کرده؟

1498
02:06:45,033 --> 02:06:47,619
‫وای، عجب...

1499
02:07:00,507 --> 02:07:01,758
‫عزیزم!

1500
02:07:04,677 --> 02:07:06,179
‫چیزی شده؟

1501
02:07:11,267 --> 02:07:13,353
‫روز اول کاری‌ت مبارک.

1502
02:07:17,899 --> 02:07:19,983
‫این هفته کباب خوک بزنیم؟

1503
02:07:19,984 --> 02:07:21,075
‫- نه!
‫- اصلاً!

1504
02:07:26,491 --> 02:07:30,203
‫آخه هوا خیلی سرده.

1505
02:07:31,955 --> 02:07:36,708
‫از درمونگاه هم استعفا بده و برگرد
‫به تنیس‌بازی‌ت. واسه‌ت یه راکت می‌خرم.

1506
02:07:36,709 --> 02:07:38,628
‫دیگه تنیس رو کنار گذاشتم.

1507
02:07:39,379 --> 02:07:40,672
‫می‌خوام پول پس‌انداز کنم.

1508
02:07:45,343 --> 02:07:47,095
‫سی‌تو! ری‌تو! برین خونه!

1509
02:07:47,428 --> 02:07:48,428
‫برین!

1510
02:07:50,849 --> 02:07:53,143
‫ری‌وان، بیا اینجا!
‫اون‌طرف بازی نکن!

1511
02:07:54,144 --> 02:07:56,311
‫یه حلزون!
‫یه حلزون!

1512
02:07:56,312 --> 02:07:58,231
‫با بنگاه حرف زدم.

1513
02:07:59,441 --> 02:08:00,984
‫گفتم خونه رو نمی‌فروشیم.

1514
02:08:01,411 --> 02:08:02,620
‫عع.

1515
02:08:02,735 --> 02:08:06,197
‫آخه تازه یه درخت سیب کاشتیم.
‫نمی‌شه بفروشیم.

1516
02:08:06,739 --> 02:08:08,032
‫دقیقاً.

1517
02:08:09,284 --> 02:08:10,702
‫ری‌وان!

1518
02:08:12,120 --> 02:08:13,121
‫ری‌وان!

1519
02:08:14,289 --> 02:08:15,832
‫بعداً می‌بینمت.

1520
02:08:20,003 --> 02:08:23,214
‫کرم‌ها دارن می‌خورنش.

1521
02:08:30,689 --> 02:08:33,191
‫تا حوالی امروز صبح بهتر خواهد شد.

1522
02:08:33,192 --> 02:08:36,778
‫بعداز باران شب گذشته که
‫مرثیه‌ای برای پایان پاییز بود

1523
02:08:36,779 --> 02:08:41,158
‫دمای هوا کاهش پیدا کرده و به‌تدریج
‫وارد حال‌وهوای زمستان می‌شویم.

1524
02:08:55,109 --> 02:08:57,903
‫- چه زود می‌ری مدرسه.
‫- با دونگ‌هو قرار دارم.

1525
02:08:58,008 --> 02:09:00,386
‫شما دوتا هنوز با هم دوستـین؟

1526
02:09:00,636 --> 02:09:03,347
‫بعداز اون ماجرا هنوز...

1527
02:09:03,371 --> 02:09:11,371
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
[ BcMoviez. in ]

1528
02:13:23,982 --> 02:13:25,484
‫[ لی بیونگ‌هون ]

1529
02:13:28,153 --> 02:13:29,571
‫[ سون یه‌جین ]

1530
02:13:33,492 --> 02:13:34,910
‫[ پارک هی‌سون ]

1531
02:13:36,954 --> 02:13:38,372
‫[ لی سونگ‌مین ]

1532
02:13:40,165 --> 02:13:41,583
‫[ یوم هه‌ران ]

1533
02:13:42,793 --> 02:13:44,336
‫[ چا سونگ‌وون ]
‫[ اوه دال‌سو ]

1534
02:13:44,962 --> 02:13:46,505
‫[ کیم ووسونگ ]
‫[ چوی سویول ]

1535
02:13:49,424 --> 02:13:51,104
‫[ با حضور ویژه‌ی کیم هه‌سوک و یو یون‌سوک ]

1536
02:13:59,559 --> 02:14:04,855
‫[ چـاره‌ی دیـگـری نـیـسـت ]

1537
02:14:04,856 --> 02:14:08,443
‫[ کارگردان: پارک چان‌ووک ]

1538
02:14:26,039 --> 02:14:30,279
‫(انسان نیز درخت است، با این تفاوت که حرکت می‌کند.
‫(امیدوارم از تماشای این اثر با ترجمه‌ی من لذت برده باشید.)

1539
02:14:32,968 --> 02:14:36,471
‫[ اقتباسی از رمان «تبر»،
نوشته‌ی دونالد ای. وِست‌لِیک ]

