1
00:00:08,133 --> 00:00:13,013
یه روزی یه روزگاری، یه گربه «چشایر» معروف وجود داشت.

2
00:00:13,180 --> 00:00:18,727
نه، بابام نه، خودم؛ شیطنت تو این خانواده ارثیه.

3
00:00:18,894 --> 00:00:20,354
می‌خواید توی یه بازی با من همراه بشید؟

4
00:00:23,482 --> 00:00:27,402
همه چی از اونجایی شروع شد که «ملکه قلب‌ها» می‌خواست «اورادون» رو قبضه کنه،

5
00:00:27,569 --> 00:00:31,698
و کله‌ی «سیندرلا» هم لبه‌ی تیغِ قطع شدن بود.

6
00:00:31,865 --> 00:00:35,285
اون موقع بود که دخترش «رد» و «کلویی»، دخترِ «سیندرلا»،

7
00:00:35,452 --> 00:00:38,664
از یه ساعت جیبی جادویی استفاده کردن تا تو زمان برگردن عقب،

8
00:00:38,830 --> 00:00:42,876
و نذارن «ملکه قلب‌ها» اصلاً رنگِ شرارت رو ببینه.

9
00:00:43,043 --> 00:00:46,880
«رد» به آرزوش رسید و یه ننه مهربون گیرش اومد، «کلویی» هم مامانش رو نجات داد؛

10
00:00:47,047 --> 00:00:49,800
کسی که فهمید همیشه هم یه پرنسسِ ترگل‌ورگل نبوده.

11
00:00:49,967 --> 00:00:55,555
اما وقتی گذشته رو دستکاری می‌کنی، ممکنه گندهای ناخواسته‌ای هم به بار بیاد.

12
00:00:55,722 --> 00:01:00,686
«رد» داره می‌فهمه که زندگی جدید و میزونش، یه خواهر هم اشانتیون داره.

13
00:01:00,852 --> 00:01:05,065
اگه ننه دیگه خبیث نباشه، حدس بزن دیگه کی جزو بچه‌های شرور حساب نمی‌شه؟

14
00:01:05,232 --> 00:01:10,779
عجب اوضاع قاطی‌پاتی‌ایه، طاقت ندارم ببینم تهش چی می‌شه.

15
00:01:11,989 --> 00:01:13,699
زود باش، قبل اینکه کسی مچمونو بگیره.

16
00:01:13,865 --> 00:01:15,867
مطمئنی باید ساعت جیبی رو همین‌جا چال کنیم؟

17
00:01:16,034 --> 00:01:17,452
آره.

18
00:01:20,289 --> 00:01:21,915
همین‌جا.

19
00:01:22,082 --> 00:01:24,668
خزانه‌ی سلطنتی «واندرلند».

20
00:01:24,835 --> 00:01:26,545
اینجا بهترین جا واسه مخفی کردنشه.

21
00:01:29,548 --> 00:01:32,092
هیچ‌کس هم نمی‌تونه کار خیری که کردیم رو خراب کنه.

22
00:01:32,259 --> 00:01:36,471
- بیا، مامانت جاش امنه. - مامان تو هم که خیلی گله.

23
00:01:38,515 --> 00:01:42,894
- و ما... - کلویی، داری پیشنهاد می‌دی که با هم رفیق شیم؟

24
00:01:43,061 --> 00:01:46,857
- هنوزم مثل بچه‌ قهرمان‌ها می‌مونی. - خب، این که هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه.

25
00:01:47,024 --> 00:01:49,693
هرچند الان می‌دونم مامانم اصلاً تو نَخِ این قرطی‌بازی‌های سلطنتی نبود.

26
00:01:49,860 --> 00:01:53,363
وقتی جوون بود، شاید اگه باهاش حرف می‌زدم می‌تونستم قضیه رو یه جورایی آروم کنم؟

27
00:01:53,530 --> 00:01:54,781
- تو؟ آروم؟ - برو بابا!

28
00:01:54,948 --> 00:01:57,826
بچه قهرمان بودن سخته، حالا می‌بینی.

29
00:01:57,993 --> 00:01:59,619
بیخیال، مگه چقدر ممکنه توفیر داشته باشه؟

30
00:02:01,038 --> 00:02:03,123
فکر کردن همه چی رو ردیف کردن، مگه نه؟

31
00:02:07,419 --> 00:02:09,463
اما «رد» و «کلویی» روحشون هم خبر نداره،

32
00:02:09,629 --> 00:02:13,467
که اون شب یکی دیگه دید که با ساعت جیبی غیب شدن.

33
00:02:13,634 --> 00:02:16,928
یه شرور از بازی حذف شد، اما یکی دیگه جاشو گرفت.

34
00:02:17,095 --> 00:02:22,643
آره، وقتشه که یه حالی به این «واندرلند» بدیم و از ریخت بندازیمش.

35
00:02:31,902 --> 00:02:36,281
بالاخره برگشتیم، جنگ رو بردیم

36
00:02:36,448 --> 00:02:40,869
صلح برگشته، دنیا به روال خودش افتاده

37
00:02:41,036 --> 00:02:44,831
تغییرات جزئیه، عیبی نداره

38
00:02:44,998 --> 00:02:49,378
امروز یه روز روشن‌تر و ردیف‌تریه

39
00:02:49,544 --> 00:02:52,589
حالا دیگه یه رفیق فابریک واقعی دارم

40
00:02:53,799 --> 00:02:56,718
من و مامانم دوباره تو خونه‌ایم

41
00:02:56,885 --> 00:02:59,221
و قراره حالمون بهتر از قبل باشه

42
00:02:59,388 --> 00:03:04,434
بهتر از هر وقت دیگه‌ای

43
00:03:09,898 --> 00:03:13,610
صبح بخیر، پاشو که کلی کار رو سرمون ریخته

44
00:03:13,777 --> 00:03:14,861
جدی؟

45
00:03:15,028 --> 00:03:17,948
آبجی، اولین روز مدرسه‌مونه، بدجور واسه‌ش هیجان دارم

46
00:03:18,115 --> 00:03:19,157
این یکی دیگه نوبره.

47
00:03:19,324 --> 00:03:22,911
عزیزم، داری می‌درخشی، حالا کدوم لباسو می‌پوشی؟

48
00:03:23,078 --> 00:03:25,997
گل‌سرِ موردعلاقه‌ت هم همینجاست

49
00:03:26,164 --> 00:03:27,707
عجیبه.

50
00:03:29,292 --> 00:03:32,421
صبح بخیر، اینم لیستِ کارهات برای اینکه قدم به قدم بری سمت موفقیت

51
00:03:32,587 --> 00:03:33,713
سلام مامان.

52
00:03:33,880 --> 00:03:37,384
«همیشه وقتی هم‌سن تو بودم، آرزوم این بود که یه پرنسس واقعی باشم.»

53
00:03:37,551 --> 00:03:39,010
اشتباهه؟

54
00:03:39,177 --> 00:03:41,263
«خب، ساعت ۲ وقتِ دوئله. عزیزم، این کفش مال توئه.»

55
00:03:41,430 --> 00:03:42,931
وایسا!

56
00:03:43,098 --> 00:03:45,267
«بیا سال تحصیلی رو درست‌وحسابی شروع کنیم.»

57
00:03:45,434 --> 00:03:46,810
درسته.

58
00:03:46,977 --> 00:03:48,895
«بهترین نیت‌ها...»

59
00:03:49,062 --> 00:03:50,772
عواقب سنگین.

60
00:03:50,939 --> 00:03:53,900
اصلاً اون چیزی نیست که الان انتظار داشتیم.

61
00:03:54,067 --> 00:03:57,446
اونا یه پرنسس بی‌نقص می‌خوان.

62
00:03:57,612 --> 00:03:59,531
یه لبخند سلطنتی برای همه.

63
00:03:59,698 --> 00:04:01,616
یه پرنسس همه‌چی‌تموم.

64
00:04:01,783 --> 00:04:04,077
همیشه باکلاس و کلی خوش‌مشرب.

65
00:04:04,244 --> 00:04:07,998
فکرشم نمی‌کردم دنیایی رو ببینم که چشمش به منه تا یه...

66
00:04:08,165 --> 00:04:11,126
پرنسسِ ایده‌آل باشم.»

67
00:04:11,293 --> 00:04:13,253
چیکار کردیم؟

68
00:04:13,420 --> 00:04:16,840
«و ”پینک“ هم توی همه‌ی این حال‌وهولا هست.»

69
00:04:25,140 --> 00:04:29,311
«کلویی»، قضایا خیلی متفاوت‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردیم.

70
00:04:29,478 --> 00:04:32,105
- اونا از دیدن‌مون حسابی کیف کردن.
- واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

71
00:04:32,272 --> 00:04:34,733
- ببخشید پرنسس.
- این دو تا پسره اینجا چیکار می‌کنن؟

72
00:04:34,900 --> 00:04:38,361
- اینا «لوئیس مادریگال» و «رابی هود» هستن.
- داستانِ این همه نیشِ باز چیه؟

73
00:04:38,528 --> 00:04:42,866
«پ-ر-ن-س-س، اونا دو تا پرنسس محبوبِ ما هستن.»

74
00:04:43,033 --> 00:04:45,368
فقط بهمون بگید سوگلی‌های دربار.

75
00:04:45,535 --> 00:04:47,287
معلومه که داریم با بهترین‌ها می‌پلکیم.

76
00:04:47,454 --> 00:04:49,748
- دوتا قهرمانِ تازه‌نفس
- سه تا

77
00:04:49,915 --> 00:04:51,666
می‌دونم که خودتون افسارِ کار رو دست می‌گیرین

78
00:04:51,833 --> 00:04:55,295
بعدِ ماماناتون
شما دوتا این دوتا قلمرو رو سرِ پا نگه می‌دارین

79
00:04:55,462 --> 00:04:56,505
چه کسل‌کننده!

80
00:04:56,671 --> 00:04:57,881
یه مشت بچه‌ننه لوسِ دیگه

81
00:04:58,048 --> 00:05:00,550
دوتا خانومِ شیک و خوشگل و مامانی

82
00:05:00,717 --> 00:05:02,135
مایه افتخارِ اشراف‌زاده‌ها

83
00:05:02,302 --> 00:05:04,596
دوتا پرنسسِ بی‌نقص که نونِ خانواده‌شون رو می‌خورن و لوس شدن

84
00:05:04,763 --> 00:05:05,931
یه کم مبادی‌آداب باش «هتر»

85
00:05:06,097 --> 00:05:07,516
«هتر»؟

86
00:05:07,682 --> 00:05:08,975
با بهترین نیت‌ها

87
00:05:09,142 --> 00:05:10,894
عواقبِ سنگین

88
00:05:11,061 --> 00:05:13,647
چیزی نبود که الان منتظرش بودیم

89
00:05:13,814 --> 00:05:17,275
اونا یه پرنسسِ تمام‌عیار می‌بینن

90
00:05:17,442 --> 00:05:19,820
یه لبخندِ ملوکانه واسه همه

91
00:05:19,986 --> 00:05:21,655
یه پرنسسِ بی‌عیب و نقص

92
00:05:21,822 --> 00:05:23,907
همیشه باکلاس و خیلی سرگرم‌کننده

93
00:05:24,074 --> 00:05:27,869
اصلاً فکرشو نمی‌کردم یه روزی برسه
که دنیا ازم انتظار داشته باشه که...

94
00:05:28,036 --> 00:05:30,831
یه پرنسسِ بی‌نقص باشم

95
00:05:30,997 --> 00:05:32,874
چه غلطی کردیم؟

96
00:05:34,292 --> 00:05:38,380
همه چی رو عوض کردیم، این دیگه از توانم خارجه

97
00:05:38,547 --> 00:05:40,257
باید وقت بذاریم فکر کنیم

98
00:05:40,423 --> 00:05:42,551
چطوری می‌تونیم اوضاع رو ردیف کنیم

99
00:05:42,717 --> 00:05:44,803
از هر طرف داره فشار می‌آد

100
00:05:44,970 --> 00:05:46,930
الان دیگه یه خواهر دارم

101
00:05:47,097 --> 00:05:48,807
هر اتفاقی که داره می‌افته

102
00:05:48,974 --> 00:05:52,853
با هم یه راهی براش پیدا می‌کنیم

103
00:05:53,019 --> 00:05:56,731
با هم یه راهی براش پیدا می‌کنیم

104
00:05:56,898 --> 00:05:59,776
ما عاشقِ این پرنسسِ بی‌نقصیم

105
00:05:59,943 --> 00:06:02,070
یه لبخندِ سلطنتی برای همه

106
00:06:02,237 --> 00:06:03,572
پرنسسِ بی‌نقص

107
00:06:03,738 --> 00:06:06,324
همیشه باکلاس و تهِ حال

108
00:06:06,491 --> 00:06:10,412
اصلاً فکرشو نمی‌کردم یه روزی ببینم
که دنیا از من انتظار داره...

109
00:06:10,579 --> 00:06:12,747
یه پرنسسِ بی‌نقص باشم

110
00:06:12,914 --> 00:06:14,791
یه پرنسسِ بی‌نقص باشم

111
00:06:14,958 --> 00:06:17,377
یه پرنسسِ بی‌نقص باشم"

112
00:06:17,544 --> 00:06:19,880
چه غلطی کردیم؟

113
00:06:20,046 --> 00:06:22,549
"و (پینک) هم توی این خوش‌گذرونی شریکه"

114
00:06:24,759 --> 00:06:29,472
قرار نیست هر روز این بساط رو راه بندازن، مگه نه؟
می‌تونید همین الان بذاریدم زمین.

115
00:06:36,021 --> 00:06:41,026
این دو تا پرنسسِ مثلاً عالی نباید
توی زندگی جدیدشون خیلی بهشون خوش بگذره.

116
00:06:41,192 --> 00:06:44,070
اون شرورِ جدیدی که گفتم؟ سورپرایز!

117
00:06:44,237 --> 00:06:47,324
اون رفیقِ صمیمیِ سابقِ «رد»ـه، «مادوکس هتر».

118
00:06:47,490 --> 00:06:51,995
اون مخترعِ خوش‌قلب سرِ پیدا کردنِ ساعتِ جیبی
عقلش رو از دست داد،

119
00:06:52,162 --> 00:06:55,206
واسه همینم «ملکه قلب‌ها» تبعیدش کرد
به «جزیره گمشدگان».

120
00:06:55,373 --> 00:07:01,504
ولی اون الان دیگه زده بیرون و بدجوری دنبالِ
جایزه‌اش و گرفتنِ انتقامه.

121
00:07:01,671 --> 00:07:06,301
خوش‌شانسیش اینه که این پیشی آماده‌ی بازیه.

122
00:07:06,468 --> 00:07:09,512
چطوری مادوکس، خبری هست؟

123
00:07:09,679 --> 00:07:14,851
بعد از این همه سال سگ‌دو زدن،
«اوراکولومِ» من بالاخره ساعت جیبی رو پیدا کرد.

124
00:07:15,018 --> 00:07:17,103
- معلومه!
- دقیقاً.

125
00:07:17,270 --> 00:07:20,607
مثل اینکه «ملکه قلب‌ها» اونو توی گاوصندوقش قایم کرده.

126
00:07:20,774 --> 00:07:25,570
یعنی اون همین‌جاست، تو «واندرلند».

127
00:07:25,737 --> 00:07:29,074
فکر کن با اون ساعت جیبی چه کارهایی که نمی‌تونی بکنی.

128
00:07:29,240 --> 00:07:34,996
گذشته و آینده رو تغییر میدی، «واندرلند» بالاخره می‌تونه مال خودت بشه.

129
00:07:35,163 --> 00:07:36,748
و «ملکه دل‌ها»...

130
00:07:38,708 --> 00:07:42,379
- ملکه قراره... - نفله بشه؟

131
00:07:42,545 --> 00:07:47,884
نه «چسی»، زنده لازمش داریم، حداقل تا وقتی که اون گاوصندوق رو پیدا کنیم.

132
00:07:48,051 --> 00:07:51,596
معلومه، آدم‌ها رو از رو کارهاشون می‌شناسن، مگه نه؟

133
00:07:51,763 --> 00:07:56,559
نه عزیزم، شرارت رو با اعمال می‌سنجن.

134
00:07:56,726 --> 00:07:58,269
پرنده‌های دودو!

135
00:07:58,436 --> 00:08:01,523
وجب به وجب قصر و زمین کروکت رو بگرد،

136
00:08:01,690 --> 00:08:05,777
جنگل «تولجی» و تمام پست‌های نگهبانی کل «واندرلند» رو زیر و رو کن.

137
00:08:05,944 --> 00:08:12,867
اون ساعت جیبی رو برام پیدا کن، خودم حساب ملکه رو می‌رسم.

138
00:08:13,034 --> 00:08:15,453
بپر دیگه! بی‌دلیل بهت بال ندادم که!

139
00:08:17,122 --> 00:08:18,873
حواست رو جمع کن، آشغال پرنده!

140
00:08:19,040 --> 00:08:23,294
زاغ‌سیاه «واندرلند» رو چوب بزن و بهم خبر بده!

141
00:08:26,005 --> 00:08:28,550
بیا «رد»، باید با هم حرف بزنیم.

142
00:08:28,717 --> 00:08:30,677
تو رو خدا بگو حداقل صبح تو بهتر از واسه من بوده.

143
00:08:30,844 --> 00:08:32,554
انگار تو یه هیروویرِ کامل بیدار شدم.

144
00:08:32,721 --> 00:08:36,683
مامانم از قبل هم سگ‌اخلاق‌تر شده، تا اینجا تو مدرسه هم سایه‌به‌سایه‌ام میاد.

145
00:08:36,850 --> 00:08:38,184
- ای بابا. - وقتی تونستم...

146
00:08:38,351 --> 00:08:41,104
مامانم رو تو نوجوونی ببینم، فکر کردم بهتر درکش می‌کنم.

147
00:08:41,271 --> 00:08:45,191
ولی امروز که دیدمش، انقدر خشک و رسمی و سلطنتی بود،

148
00:08:45,358 --> 00:08:47,110
که انگار اصلاً اون آدم سابق نیست.

149
00:08:47,277 --> 00:08:50,530
من اونجا بودم «رد»، دیدم «الا» واقعاً کی بود.

150
00:08:50,697 --> 00:08:53,116
الان دیگه نمی‌دونم چه حسی به مامانم دارم.

151
00:08:53,283 --> 00:08:56,077
اصلاً نمی‌دونم چه حسی دارم، گیجم.

152
00:08:57,370 --> 00:09:00,749
ببین، «مکس هتر» دیگه قاطیِ دار و دسته شرورها شده.

153
00:09:00,915 --> 00:09:04,961
نمی‌فهمم، باباش مشاور مامانم و رفیقم بود،

154
00:09:05,128 --> 00:09:07,839
تنها رفیقم و پسرش «مکس».

155
00:09:08,006 --> 00:09:10,467
بذار شعبده‌بازی با کلاه رو نشونت بدم، اگه خوشت نیاد، بدجوری از کوره در میرم.

156
00:09:10,633 --> 00:09:13,136
قدیما همیشه پیرهن یقه دکمه‌دار و پاپیون می‌زد.

157
00:09:13,303 --> 00:09:16,639
چطوری آدم از اون تیپ می‌رسه به جیب‌بری؟ آخه چرا؟

158
00:09:16,806 --> 00:09:19,017
شاید به خاطرِ اکیپیه که باهاشون می‌پلکه.

159
00:09:19,184 --> 00:09:22,395
«هیزل» مثل باباش، کاپیتان هوک، بی‌رحمه،

160
00:09:22,562 --> 00:09:25,398
و همیشه اون نوچه‌هاش، دوقلوهای «اسمی» رو زیر سلطه داره.

161
00:09:25,565 --> 00:09:30,111
- اون پسره که کارت دستشه کیه؟
- اون «فیلیکس»ـه، پسر دکتر «فاسیلیه».

162
00:09:30,278 --> 00:09:32,572
ولی بچه‌های شرور دیگه آدم‌های تو نیستن.

163
00:09:32,739 --> 00:09:35,366
بدم میاد اینو بهت بگم «رِد»، ولی تو دیگه جزوِ بچه‌مثبت‌ها (قهرمان‌ها) شدی.

164
00:09:35,533 --> 00:09:38,078
می‌خوای آینده‌ت رو ببینی؟

165
00:09:40,413 --> 00:09:43,291
- من دیگه از بچه‌های قهرمانم.
- معذرت می‌خوام؟

166
00:09:50,131 --> 00:09:53,635
- من ردیفش می‌کنم.
- مشکلی نیست، اولین نجات صلواتیه.

167
00:09:53,802 --> 00:09:57,263
رفیقم «لوئیس» همیشه تهش قضیه رو جمع می‌کنه.

168
00:10:05,647 --> 00:10:08,233
واقعاً فکر کردین متوجه نمی‌شم؟

169
00:10:10,902 --> 00:10:13,655
که دارین کارتون رو به بهترین شکل انجام میدین.

170
00:10:27,460 --> 00:10:31,589
این یه جشن می‌طلبه، باید یه مهمونی خفن راه بندازیم.

171
00:10:31,756 --> 00:10:33,967
آره، واسه همه رفیقامون.

172
00:10:34,134 --> 00:10:40,682
چای می‌زنیم و کاپ‌کیک می‌خوریم، با تارتِ تمشک، که عشقِ منه.

173
00:10:40,849 --> 00:10:43,893
و آتیش‌بازی، یه آتیش‌بازیِ حسابی و بزرگ.

174
00:10:44,060 --> 00:10:46,813
- قراره...
- من عاشق مهمونی‌ام.

175
00:10:52,193 --> 00:10:56,281
حیف که این یکی اینقدر کسل‌کننده و مزخرفه.

176
00:10:56,447 --> 00:11:03,246
"مادوکس"، معمولاً مهمون‌ها زنگ در رو می‌زنن، نه اینکه نگهبان‌ها رو بیهوش کنن.

177
00:11:03,413 --> 00:11:05,915
کجاست؟ اون ساعت جیبی کجاست؟

178
00:11:06,082 --> 00:11:11,212
این دیگه چیه؟ باز تو و اون گربه‌ی روانی دارین یه نقشه‌ای می‌کشین؟

179
00:11:11,379 --> 00:11:14,299
ما با هم قرار گذاشته بودیم، می‌تونستی برگردی به "واندرلند"

180
00:11:14,465 --> 00:11:18,428
به شرطی که دست از این جستجوی مسخره‌ت برای اون ساعت جیبی افسانه‌ای برداری.

181
00:11:18,595 --> 00:11:23,600
تمام مدت دست خودت بود، نه؟ بنال ببینم گاوصندوق کجاست!

182
00:11:23,766 --> 00:11:26,519
نمی‌دونم چه بازی‌ای راه انداختی، ولی من نیستم.

183
00:11:26,686 --> 00:11:30,690
یه کم زیاده‌روی نیست؟ حتی واسه تو؟

184
00:11:30,857 --> 00:11:37,071
فرصت آخره، بگو کجاست، وگرنه برای پیدا کردنش "واندرلند" رو با خاک یکسان می‌کنم.

185
00:11:37,238 --> 00:11:40,491
"مادوکس"، من یه شانس دوباره بهت دادم.

186
00:11:52,212 --> 00:11:54,881
و حالا ازش استفاده می‌کنم.

187
00:11:57,342 --> 00:11:58,676
"رد".

188
00:12:06,726 --> 00:12:08,895
خوب بخوابی، علیاحضرت ملکه.

189
00:12:09,896 --> 00:12:11,981
دمت گرم "مادوکس".

190
00:12:12,148 --> 00:12:14,567
اینو من برمی‌دارم، دستت درد نکنه.

191
00:12:18,863 --> 00:12:20,114
اینجا جای قشنگیه.

192
00:12:20,281 --> 00:12:22,617
- بیا، اینا رو بشمار.
- اینا شمردن بلد نیستن.

193
00:12:22,784 --> 00:12:25,745
"لوئیس" امسال قراره فرمانده بشه.

194
00:12:25,912 --> 00:12:28,331
- این چیه؟
- ای "رابین هود".

195
00:12:29,457 --> 00:12:31,125
واسه صندوق خیریه‌ی "شروود".

196
00:12:31,292 --> 00:12:33,753
فیلم بازی نکن "مکس"، هیچکی باورت نمی‌کنه.

197
00:12:33,920 --> 00:12:36,631
هر چقدرم تظاهر کنی که لنگه بابات نیستی.

198
00:12:36,798 --> 00:12:38,049
مگه باباش چشه؟

199
00:12:38,216 --> 00:12:40,093
منظورت همون تبهکار شماره یک کل "اورادون"ـه؟

200
00:12:41,803 --> 00:12:43,179
حداقلش من "لوئیزا جونیور" نیستم.

201
00:12:43,346 --> 00:12:46,099
تو اون کوه خراب‌شده جز کاه چیز دیگه‌ای هم به خوردت می‌دن «مادریگال»؟

202
00:12:46,266 --> 00:12:48,559
نظرت چیه راهتو بکشی و بری «هتر»؟

203
00:12:48,726 --> 00:12:51,938
مطمئنم «هت تریکز» یه جایی به کمک نیاز داره، پس گورتو از اینجا گم کن.

204
00:12:52,105 --> 00:12:54,190
خوب می‌دونم که جرئت نداری واسه تیم من شاخ و شونه بکشی.

205
00:12:54,357 --> 00:12:56,109
شاید دوباره برگشته باشیم مدرسه،

206
00:12:56,276 --> 00:12:59,362
ولی از درسی که من و دوقلوهای «اسمی» قراره بهتون بدیم اصلاً خوشتون نمی‌آد.

207
00:12:59,529 --> 00:13:00,655
آره.

208
00:13:00,822 --> 00:13:04,242
اجازه بده «هیزل»، می‌تونم یه حرکت مخصوصِ خاندان «فاسیلیه» رو پیشنهاد بدم؟

209
00:13:04,409 --> 00:13:06,577
چه جالب، یه دزد دریایی که بدنش واسه دعوا می‌خاره.

210
00:13:08,371 --> 00:13:10,331
این دیگه چه صیغه‌ایه؟

211
00:13:18,798 --> 00:13:19,882
چی شده «رِد»؟

212
00:13:21,175 --> 00:13:25,096
«هتر مادوکس» ملکه رو گرفت، زود خودت رو برسون.

213
00:13:25,263 --> 00:13:28,599
ـ نه، «مادوکس»؟ ـ دمت گرم.

214
00:13:29,892 --> 00:13:32,020
ـ این مسخره‌بازی رو تموم کن «فلیکس». ـ چی؟

215
00:13:32,186 --> 00:13:34,063
این اصلاً خنده‌دار نیست.

216
00:13:36,107 --> 00:13:37,734
دیگه می‌تونی پسِش بدی.

217
00:13:43,740 --> 00:13:46,659
ـ قلب‌هام! ـ باید دست از این کارا برداری.

218
00:13:46,826 --> 00:13:49,829
ـ قلب‌هام... ـ هوی، آروم باش، وحشت نکن.

219
00:13:49,996 --> 00:13:52,623
مامانم رو گرفتن!

220
00:13:54,333 --> 00:13:56,753
ـ حالا چه خاکی به سرمون بریزیم. ـ مراقب باش پرنسس.

221
00:13:56,919 --> 00:13:58,880
ـ عالی شد. ـ بذار کمکت کنم بلند شی.

222
00:13:59,047 --> 00:14:02,592
این چه اراجیفیه؟ باز این توله‌هام شورش کردن؟

223
00:14:02,759 --> 00:14:06,137
ـ بیا از اینجا بزنیم به چاک، خب؟ ـ این یعنی نه؟

224
00:14:07,221 --> 00:14:10,725
ـ همین الان باید برگردیم به «واندرلند». ـ باید مامان رو پیدا کنیم، اون بهمون کمک می‌کنه.

225
00:14:10,892 --> 00:14:14,604
عمراً، رفتن به «واندرلند»؟ اونم بدون نگهبان‌های «اورادون»؟

226
00:14:14,771 --> 00:14:17,899
بدون کمک قلمروهای دیگه؟ «کلویی»، این کار یه سری قانون داره.

227
00:14:18,066 --> 00:14:19,192
یه سری پروتکل هست که باید رعایت بشه.

228
00:14:19,358 --> 00:14:21,652
ولی وقتی موضوع حیاتی باشه، دیگه قانون و مقررات معنی نداره.

229
00:14:21,819 --> 00:14:24,739
فقط باید بریم اونجا و کار رو تموم کنیم، مگه نه مامان؟

230
00:14:24,906 --> 00:14:25,990
آره.

231
00:14:26,157 --> 00:14:27,950
ببینید دخترها، شما نمی‌تونید خودتون رو بندازید...

232
00:14:28,117 --> 00:14:29,744
توی چنگ یه آدم‌شرور خطرناک.

233
00:14:29,911 --> 00:14:33,748
نه خانم‌ها، اصلاً نباید با این «مادوکس» درافتاد.

234
00:14:33,915 --> 00:14:37,502
سال‌ها با اختراعات احمقانه‌ش کل قلمروها رو به وحشت انداخته.

235
00:14:37,668 --> 00:14:41,798
مامانت مجبور شد تبعیدش کنه به «جزیره گمشدگان»، اون یارو یه دیوونه‌ست.

236
00:14:41,964 --> 00:14:44,133
وقت نداریم.

237
00:14:44,300 --> 00:14:47,303
با «اوما» حرف زدم، اونم داره با شورای «اورادون» هماهنگ می‌کنه...

238
00:14:47,470 --> 00:14:50,431
تا یه نقشه نجات حساب‌شده و دقیق بکشن،

239
00:14:50,598 --> 00:14:52,266
که هیچ جای ریسکی باقی نمونه.

240
00:14:52,433 --> 00:14:56,270
- نقشه؟ همین؟
- آره.

241
00:14:56,437 --> 00:14:58,981
این وسط تکلیف مامانم چی میشه؟ همین‌طوری اونجا ولش کنیم؟

242
00:14:59,148 --> 00:15:00,858
بسه دیگه مامان، توروخدا.

243
00:15:01,025 --> 00:15:04,237
ما قانون‌شکنی نمی‌کنیم «کلویی»، حتی اگه پای یه هدف مقدس وسط باشه.

244
00:15:04,403 --> 00:15:06,948
آره، ولی خودتم قلباً به این معتقد نیستی، اون صمیمی‌ترین دوستته.

245
00:15:07,115 --> 00:15:10,618
همین‌جا می‌مونی و می‌ذاری ما قضیه رو حل و فصل کنیم، بهم قول بده.

246
00:15:10,785 --> 00:15:13,579
«کلویی»، چشم مردم به ماست که کار درست رو انجام بدیم.

247
00:15:13,746 --> 00:15:16,374
تو از خاندان «چارمینگ» هستی، باید در شأن خانواده‌ت رفتار کنی.

248
00:15:16,541 --> 00:15:18,709
چی؟

249
00:15:18,876 --> 00:15:21,003
با خودش چی فکر کرده؟ ملکه رو می‌دزده؟

250
00:15:21,170 --> 00:15:24,340
حداقلش اینه که تو اینجایی و اون تو «واندرلنده»، هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو مقصر بدونه.

251
00:15:24,507 --> 00:15:28,594
ولی اونا این کارو می‌کنن، من بهش وصلم، هر جهنمی که باشم فرقی نمی‌کنه.

252
00:15:28,761 --> 00:15:30,888
ای کاش یه راهی واسه عوض کردنش بود.

253
00:15:31,055 --> 00:15:33,641
خب دیگه، این‌قدر ناله نکن و یه غلطی بکن.

254
00:15:34,809 --> 00:15:38,521
- حق با توئه، کاملاً حق با توئه!
- معلومه که حق با منه.

255
00:15:38,688 --> 00:15:41,649
خیله‌خب، «فیلیکس» و دوقلوهای «سمی» رو بیار و تو لونه خرگوش قرار بذاریم، جدی؟

256
00:15:41,816 --> 00:15:48,406
صبر کن، چی؟ نه! منظورم همین الان نبود! هنوز ناهار کوفت نکردم.

257
00:15:52,243 --> 00:15:54,871
«رِد»، یه لحظه صبر کن.

258
00:15:55,037 --> 00:15:57,915
اینکه رو حرف مامانت حرف می‌زنی... فکر کنم بدجوری از راه به درت کردم.

259
00:15:58,082 --> 00:15:59,876
خب حالا، این‌قدر واسه خودت نوشابه باز نکن.

260
00:16:00,042 --> 00:16:03,838
خودش بهم یاد داد که دروغ گفتن واسه نجات جونِ یه آدم، معامله‌ی خوبیه.

261
00:16:04,005 --> 00:16:05,631
حتی اگه خودش یادش نیاد.

262
00:16:05,798 --> 00:16:08,843
اون چیزی که مامانت اونجا درباره «مادوکس» تو جزیره گفت؟ همه‌اش تقصیر ما بود.

263
00:16:09,010 --> 00:16:12,013
«کلویی»، کارِ ما بود.

264
00:16:13,222 --> 00:16:17,185
بالاخره همون مادری رو که همیشه می‌خواستم گیر آوردم و حالا داریم می‌فرستیمش تو دهن شیر.

265
00:16:17,351 --> 00:16:20,313
همه چی ردیف میشه، با هم یه راهی پیدا می‌کنیم.

266
00:16:21,606 --> 00:16:24,567
امیدوارم ما هم تو نقشه‌تون باشیم، چون داریم باهاتون میایم «واندرلند».

267
00:16:24,734 --> 00:16:28,821
بعید می‌دونم، منافع ما با هم یکی نیست. راه بیفت «رِد».

268
00:16:28,988 --> 00:16:32,450
شما دوتا به کسی نیاز دارین که بلد باشه بابامو تو بازی خودش ضربه‌فنی کنه.

269
00:16:32,617 --> 00:16:35,244
- و من می‌تونم تو این کار کمک کنم.
- می‌خوای به بابات پشت کنی؟

270
00:16:35,411 --> 00:16:38,956
- به این سادگی‌ها هم نیست.
- یه خبر خوب برات دارم پرنسس.

271
00:16:39,123 --> 00:16:43,419
زندگی منم همچین راحت نبوده و بابت این باید از بابام ممنون باشم.

272
00:16:43,586 --> 00:16:47,673
ولی من مثل اون نیستم و هیچ‌وقتم نمی‌خوام شبیهش باشم.

273
00:16:47,840 --> 00:16:49,425
صبر کنین، «بینک» هم هست!

274
00:16:51,677 --> 00:16:55,056
- نترسین، نیروی کمکی رسید.
- دوتا آدم باحال و آماده به خدمت.

275
00:16:55,223 --> 00:16:59,060
یه سری تنقلات آوردم ولی معلومه که کمه، اینا اینجا چه غلطی می‌کنن؟

276
00:16:59,227 --> 00:17:01,646
- اینا اینجا چیکار می‌کنن؟
- همه چی داره خوب پیش میره.

277
00:17:04,315 --> 00:17:06,692
چه جور خوراکی‌ای آوردی؟

278
00:17:06,859 --> 00:17:10,029
چی؟ باید هر دو ساعت یه بار به دوقلوهای «اسمی» غذا بدم.

279
00:17:10,196 --> 00:17:12,365
باشه، بزن بریم.

280
00:17:20,998 --> 00:17:24,585
- پس می‌پریم؟
- آره، مستقیم تو حفره.

281
00:17:24,752 --> 00:17:30,550
تو یه خلاء بی‌پایان که حتی تهش هم معلوم نیست؟ عالیه، ترسیدین؟

282
00:17:30,716 --> 00:17:32,593
- نه.
- بریم تو کارش.

283
00:17:32,760 --> 00:17:33,886
از پسش برمیای.

284
00:17:40,560 --> 00:17:44,397
- تو رئیسی پرنسس.
- میشه همگی بیخیال این قضیه بشن؟

285
00:17:44,564 --> 00:17:49,318
من پرنسس نیستم، فقط «رِد»ـم.

286
00:17:52,613 --> 00:17:54,407
بفرما، اینم از این.

287
00:17:57,159 --> 00:17:59,370
طوری نیست.

288
00:18:00,413 --> 00:18:01,455
اوه، لعنتی.

289
00:18:07,420 --> 00:18:10,464
یک، دو، «اسمی»!

290
00:18:23,019 --> 00:18:24,645
دوقلوهای «اسمی»! بس کنین دیگه!

291
00:18:34,947 --> 00:18:38,034
- «رِد»، این چیه؟
- نمی‌دونم.

292
00:18:53,674 --> 00:18:56,636
خوشم میاد وقتی پروانه‌ها بهمون خوش‌آمد میگن.

293
00:18:56,802 --> 00:18:57,928
نگاه کن!

294
00:19:00,014 --> 00:19:03,893
- سلام مارگارت، سلام تابیتا!
- سلام پینک.

295
00:19:05,811 --> 00:19:08,898
نمی‌فهمم چرا می‌خوای از یه همچین جای باحالی بزنی بیرون.

296
00:19:09,065 --> 00:19:12,026
این اون «سرزمین عجایبی» نیست که من توش بزرگ شدم.

297
00:19:14,904 --> 00:19:17,406
خب پس قصرت کجاست؟ من که نمی‌بینمش.

298
00:19:17,573 --> 00:19:19,283
نه!

299
00:19:28,042 --> 00:19:31,170
بجمبین بچه‌ها، راه درازی پیش رو داریم.

300
00:19:32,380 --> 00:19:35,174
مطمئنی؟ فکر می‌کنی میشه به این دختره موقرمز اعتماد کرد؟

301
00:19:35,341 --> 00:19:38,844
معلومه که نه، ولی این تنها راهیه که می‌شه جلوی بابام رو گرفت.

302
00:19:44,809 --> 00:19:46,977
مدارکم.

303
00:19:48,396 --> 00:19:53,025
نه.

304
00:20:02,743 --> 00:20:05,204
«هتر»!

305
00:20:05,371 --> 00:20:08,791
این راه کوتاه‌ترین مسیر به قصره، از همه هم قشنگ‌تره.

306
00:20:08,958 --> 00:20:10,876
- اوه، چقدر خوش‌رنگ و لعابه! - «سمی»!

307
00:20:11,043 --> 00:20:13,587
وقتی وارد باغ‌های کروکتِ «واندرلند» می‌شید،

308
00:20:13,754 --> 00:20:17,508
لطفاً حواستون به گیاها و حیوونای جادویی باشه. دوقلوهای سمی...

309
00:20:17,675 --> 00:20:21,846
- از دوستای خاصمون چیزی نخورید. - ای بابا.

310
00:20:22,012 --> 00:20:26,016
مثل قارچ‌های زنده‌مون یا فلامینگوهای خوشگلمون.

311
00:20:26,183 --> 00:20:27,309
خیلی باحالن.

312
00:20:29,019 --> 00:20:30,980
«فلیکس» رو ببینید.

313
00:20:31,147 --> 00:20:33,733
کی فکرشو می‌کرد خانواده‌ی «فاسیلیه» انقدر پرنده‌دوست باشن؟

314
00:20:37,278 --> 00:20:39,905
«رد»، نگاه کن، گلِ قلقلکیِ خال‌خالیِ «پینک»ـه.

315
00:20:40,072 --> 00:20:41,991
- بیا، مال تو. - واسه من؟

316
00:20:42,158 --> 00:20:43,451
این همونیه که خیلی دوست داشتی.

317
00:20:47,246 --> 00:20:50,332
خب همگی، باید به حرکتمون از وسط جنگل «تولگی» ادامه بدیم.

318
00:20:50,499 --> 00:20:53,377
از همین راه مستقیم می‌ریم سمت قلعه.

319
00:20:56,672 --> 00:21:01,761
«مادوکس»، زود بیا اینجا.

320
00:21:01,927 --> 00:21:07,349
ببین دودوها چی پیدا کردن؛ یه مشت مزاحم که پسرت هم باهاشونه.

321
00:21:07,516 --> 00:21:09,226
- «ماکس». - دیگه از این مسخره‌بازیای واندرلند خسته شدم.

322
00:21:09,393 --> 00:21:12,396
- حالا می‌تونیم بریم ملکه رو نجات بدیم؟ - چطور تونستی بهم خیانت کنی؟

323
00:21:13,481 --> 00:21:16,442
بچه‌ها، چه خبر شده؟

324
00:21:16,609 --> 00:21:20,946
- دوقلوهای سمی، دور نشید. - «ماکس»، کی داره این کارو می‌کنه؟

325
00:21:21,113 --> 00:21:23,949
بابامه، فهمیده ما اینجاییم.

326
00:21:27,244 --> 00:21:31,499
خب، بذار بازی شروع بشه.

327
00:21:31,665 --> 00:21:35,419
ببین کی اومده عیادت.

328
00:21:35,586 --> 00:21:37,463
هم رقت‌انگیزه هم معرکه.

329
00:21:37,630 --> 00:21:39,632
امروز تولدِ کی نیست؟

330
00:21:39,799 --> 00:21:43,052
چندتا کلک تو آستینم دارم و یه ساعت تو ذهنم.

331
00:21:43,219 --> 00:21:47,348
به محض اینکه چیزی که می‌خوام رو بگیرم، کل قدرت مال من میشه.

332
00:21:47,515 --> 00:21:49,517
پایین بالا شده، بالا پایین.

333
00:21:49,683 --> 00:21:51,435
کلاه سیلندرم رو با یه تاج عوض می‌کنم.

334
00:21:51,602 --> 00:21:53,145
پایین بالا شده، بالا پایین.

335
00:21:53,312 --> 00:21:55,481
به «سرزمین عجایب» من خوش اومدین.

336
00:21:55,648 --> 00:21:56,816
فرار کنین!

337
00:21:56,982 --> 00:21:58,859
توی سرزمین عجایب من.

338
00:21:59,026 --> 00:22:01,278
جرئت یا حقیقت؟ ترسیدین؟ خب به درک.

339
00:22:01,445 --> 00:22:06,450
به سرزمین عجایب من خوش اومدین، این از چیزی که نقشه کشیده بودم هم بهتره.

340
00:22:06,617 --> 00:22:10,496
عجب حالی میده، هیچ‌وقت تو زندگیم انقدر خوش نگذرونده بودم.

341
00:22:10,663 --> 00:22:13,040
هیچ‌وقت موقع عصبانیت انقدر احساس شادی نکرده بودم.

342
00:22:13,207 --> 00:22:15,000
دوقلوهای «سَمی»!

343
00:22:19,129 --> 00:22:20,840
حتماً باید ماچش می‌کردی؟

344
00:22:24,260 --> 00:22:26,053
بابام یه تختش کمه، یه روانیه.

345
00:22:26,220 --> 00:22:28,347
خب، تو هم از همون طایفه‌ای.

346
00:22:28,514 --> 00:22:30,307
سنگدل و سادیستیه.

347
00:22:30,474 --> 00:22:32,226
بغل کردنِ گرم زیادی گنده شده، اون‌قدرا هم مالی نیست.

348
00:22:32,393 --> 00:22:35,938
این همه وحشی‌گری و تخریب آخرش یقه خودم رو می‌گیره.

349
00:22:36,105 --> 00:22:39,650
این دفعه دیگه بسمه و دارم بالاخره آزاد می‌شم.

350
00:22:39,817 --> 00:22:41,527
پایین بالا شده، بالا پایین.

351
00:22:41,694 --> 00:22:43,779
حالا ورق رو علیه‌ش برگردونید

352
00:22:43,946 --> 00:22:45,656
همه چی زیر و رو شد، بالا اومد پایین و پایین رفت بالا

353
00:22:45,823 --> 00:22:46,991
به «سرزمین عجایب» من خوش اومدین

354
00:22:47,157 --> 00:22:48,492
همین‌جایید! یالا!

355
00:22:48,659 --> 00:22:50,744
توی «سرزمین عجایب» من...

356
00:22:50,911 --> 00:22:53,914
جرأت یا حقیقت، ترسیدین؟
خیلی ضایعه

357
00:22:54,081 --> 00:22:56,083
به «سرزمین عجایب» من خوش اومدین

358
00:22:56,250 --> 00:22:58,419
این حتی از نقشه‌ای که کشیده بودم هم بهتر شد

359
00:22:58,586 --> 00:23:02,214
عجب حالی میده،
هیچ‌وقت تو عمرم انقدر بهم خوش نگذشته بود

360
00:23:02,381 --> 00:23:05,634
هیچ‌وقت انقدر از این‌که عصبی باشم
کیف نکرده بودم

361
00:23:05,801 --> 00:23:07,803
- یالا!
- اوه، لعنتی.

362
00:23:07,970 --> 00:23:10,306
بجنب!

363
00:23:11,432 --> 00:23:13,183
چراغ‌ها خاموش شد.

364
00:23:14,268 --> 00:23:15,811
شرمنده.

365
00:23:17,313 --> 00:23:18,939
- وایسا، صبر کن.
- وایسا، صبر کن!

366
00:23:19,106 --> 00:23:20,983
نذار اونا تقاص اشتباه منو پس بدن

367
00:23:21,150 --> 00:23:24,945
نباید می‌ذاشتم برگردی خونه

368
00:23:25,112 --> 00:23:29,033
این جنگ فقط بین من و توئه

369
00:23:29,199 --> 00:23:33,078
پس بذار اونا برن

370
00:23:33,245 --> 00:23:35,539
- حالتون خوبه؟
- نه!

371
00:23:35,706 --> 00:23:39,335
سال‌های زیادی رو
توی اون جزیره نکبتی گذروندم

372
00:23:39,501 --> 00:23:42,796
اونجا طرد شدم و تاوان پس دادم
تو منو تا لبه پرتگاه کشوندی

373
00:23:42,963 --> 00:23:46,759
ولی این‌طوری التماس و زاری کردنت
دوباره لبخند رو به لبم برمی‌گردونه

374
00:23:46,926 --> 00:23:51,221
حالی‌ت باشه که «سرزمین عجایب» طعم انتقام منو می‌چشه

375
00:23:51,388 --> 00:23:53,098
- تو سنگدلی.
- جدی می‌گی؟

376
00:23:53,265 --> 00:23:55,017
- ای آشغال!
- شک نکن!

377
00:23:55,184 --> 00:23:57,227
هیچ‌وقت نمی‌تونی از زیرِ این یکی قسر در بری.

378
00:23:57,394 --> 00:23:59,813
همین الانشم در رفتم.

379
00:23:59,980 --> 00:24:01,982
به «سرزمین عجایب» من خوش اومدین.

380
00:24:02,149 --> 00:24:04,443
توی «سرزمین عجایب» من.

381
00:24:04,610 --> 00:24:07,404
جرأت یا حقیقت؟ ترسیدین؟
خیلی ضایعه.

382
00:24:07,571 --> 00:24:11,700
به «سرزمین عجایب» من خوش اومدین،
این حتی از نقشه‌ای که کشیده بودم هم بهتر شد.

383
00:24:11,867 --> 00:24:16,455
عجب حالی میده،
بیشترین لذتیه که تو کل عمرم بردم.

384
00:24:16,622 --> 00:24:20,459
تا حالا از اینکه یه خلافکارِ کله‌خر باشم،
این‌قدر کیف نکرده بودم.

385
00:24:20,626 --> 00:24:24,046
هیچ‌وقت از اینکه این‌قدر شاکی باشم،
این‌قدر حال نکرده بودم."

386
00:24:26,256 --> 00:24:29,426
داری با اثر انگشتات گوی بلورینم رو لک می‌کنی.

387
00:24:29,593 --> 00:24:36,600
بالاخره گاوصندوقت رو پیدا می‌کنم، اینکه قبلش اونایی که میان نجاتت چقدر زجر بکشن، دست خودته.

388
00:24:37,851 --> 00:24:39,937
تو دخترای منو دست‌کم گرفتی.

389
00:24:40,104 --> 00:24:43,857
تو هم منو دست‌کم گرفتی.

390
00:24:56,161 --> 00:24:59,164
- همون بیرون بمونید!
- اون چی بود؟

391
00:24:59,331 --> 00:25:03,085
من کلمه اسپانیایی‌شو ترجیح می‌دم،
ولی یه تشکر خشک و خالی هم کارو راه می‌ندازه.

392
00:25:04,211 --> 00:25:10,300
- چون نجاتت دادم.
- به قیافه‌مون می‌خوره نجات پیدا کرده باشیم؟

393
00:25:10,467 --> 00:25:13,053
صبر کن، بقیه کجان؟

394
00:25:14,388 --> 00:25:21,145
شاید پشت درِ شماره یک باشن،
یا دو، یا ۷۹۴.

395
00:25:21,311 --> 00:25:26,316
ولی اینجا حیاط خلوتِ توئه، مگه نه؟
خب، از کدوم شروع کنیم؟

396
00:25:26,483 --> 00:25:29,236
- کاش می‌دونستم.
- اون دیگه چی بود؟

397
00:25:29,403 --> 00:25:33,741
بیا اینو برداریم، خودشه.

398
00:25:33,907 --> 00:25:35,701
- آره.
- تو جلو برو.

399
00:25:35,868 --> 00:25:36,994
مطمئنم حال همشون خوبه.

400
00:25:39,705 --> 00:25:41,290
کفشم!

401
00:25:42,458 --> 00:25:44,126
بکش کنار!

402
00:25:47,546 --> 00:25:48,881
یارو باحال به نظر می‌رسه.

403
00:25:52,718 --> 00:25:55,637
- شانست نگرفت؟
- بریم ادامه بدیم.

404
00:25:56,972 --> 00:25:58,807
حتماً همین دور و برا هستن.

405
00:26:01,518 --> 00:26:02,728
چی؟

406
00:26:04,146 --> 00:26:08,025
- مطمئنی داری مسیر درست رو میری؟
- خب دارم همین‌وری میرم دیگه، نه؟

407
00:26:08,192 --> 00:26:13,197
آخه چطوری آدم تو قلمروی خودش گم میشه؟

408
00:26:13,363 --> 00:26:16,784
خیله‌خب، مچم رو گرفتی، باشه؟

409
00:26:16,950 --> 00:26:19,620
از کِش مو خوشم نمیاد،
شمشیر رو به این قرتی‌بازی‌های براق ترجیح میدم،

410
00:26:19,787 --> 00:26:22,414
- اینجا هم حیاط خلوتم نیست.
- من که...

411
00:26:22,581 --> 00:26:25,459
سعی کن کل عمرت رو از دنیا دور بمونی

412
00:26:25,626 --> 00:26:28,545
تا میای یه هوایی به سرت بخوره،
همه چیز رو به گند می‌کشی.

413
00:26:28,712 --> 00:26:32,049
نه فقط واسه خودت،
بلکه واسه هر کسی که برات مهمه.

414
00:26:35,219 --> 00:26:38,847
- منظورم این نبود.
- عیبی نداره، فهمیدم.

415
00:26:40,182 --> 00:26:44,478
بهم اعتماد کن، یه چیزایی از
میراث خانوادگی سرم میشه.

416
00:26:44,645 --> 00:26:48,649
هم نعمته، هم مصیبت.

417
00:26:48,816 --> 00:26:53,153
من پسر «لوئیزا مادریگال» هستم،
باید هر اتفاقی هم که افتاد قوی بمونم.

418
00:26:53,320 --> 00:26:55,697
خوبه که می‌تونم از پسش بربیام.

419
00:26:58,575 --> 00:27:01,995
باید بیخیال این چیزا بشی،
باشه؟ دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی.

420
00:27:02,162 --> 00:27:08,043
ببخشید، این چیزیه که ملت انتظار دارن،
چیزی که ازم می‌خوان.

421
00:27:08,210 --> 00:27:10,671
انگار تنها چیزیه که ازم می‌خوان.

422
00:27:11,839 --> 00:27:16,009
باشه، ولی خودت چی می‌خوای؟

423
00:27:18,887 --> 00:27:22,474
فکر نکنم تا حالا کسی این رو ازم پرسیده باشه.

424
00:27:26,937 --> 00:27:32,526
فکر کنم الان وقتشه که معذرت‌خواهی کنی

425
00:27:32,693 --> 00:27:34,361
واسه اینکه من رو از دم ورودی کشیدی آوردی.

426
00:27:34,528 --> 00:27:38,740
‫- ماذا؟ لكنني أنقذتك.
‫- لا خلاص معك.

427
00:27:38,907 --> 00:27:41,618
‫هل هناك مستجدات
‫من "أوما" أو المجلس؟

428
00:27:41,785 --> 00:27:45,289
‫نعم، أخبار من "الجنية العرابة"،
‫يا جلالة الملكة.

429
00:27:47,624 --> 00:27:51,545
‫ذهب الأطفال إلى "ووندرلاند"، بمفردهم؟

430
00:27:51,712 --> 00:27:57,426
‫الآن عليهم مواجهة "مادوكس" بمفردهم،
‫"كلوي"، ماذا فعلت؟

431
00:28:02,180 --> 00:28:03,932
‫"سمي"!

432
00:28:08,687 --> 00:28:10,772
‫أرأيت؟ لم نضلّ الطريق في النهاية.

433
00:28:12,024 --> 00:28:13,525
‫"سمي"!

434
00:28:14,610 --> 00:28:21,116
‫"ريد"! كنت قلقة جداً، وجدته،
‫شكراً لك، اشتقت إليك يا حذائي.

435
00:28:21,283 --> 00:28:23,619
‫- يا رفاق، وجدت "ريد" حذائي! انظروا!
‫- إنها سخيفة.

436
00:28:23,785 --> 00:28:25,245
‫حسناً، لدينا مشكلة أكبر.

437
00:28:26,413 --> 00:28:30,334
‫يا للهول، اسمعي، أنا أيضاً
‫لا أحب "هيزل"، لكن دعينا نهدأ.

438
00:28:30,500 --> 00:28:32,377
‫لا، لا أقصد ذلك، بل ذاك.

439
00:28:32,544 --> 00:28:36,423
‫رأيت واحداً في حديقة الكروكيه،
‫لا بد أنه جاسوس لـ"مادوكس".

440
00:28:36,590 --> 00:28:39,927
‫- هكذا اكتشف أمرنا إذاً.
‫- بالضبط.

441
00:28:40,093 --> 00:28:44,514
‫لكن إن أنزلنا طائر الدودو ربما يمكنني
‫فتحه عنوة وإعادة توصيل الأسلاك.

442
00:28:44,681 --> 00:28:48,101
‫عندها يمكنه أن يتجسس لصالحنا،
‫كي نسبق "مادوكس" بخطوة

443
00:28:48,268 --> 00:28:50,145
‫ونصل إلى القصر
‫بشكل أسرع لإنقاذ أمك.

444
00:28:50,312 --> 00:28:52,731
‫يجب أن نخبر "ماكس"،
‫نعم، قد يعرف المزيد عنها.

445
00:28:52,898 --> 00:28:54,691
‫لكن اسمعي يا "ريد".

446
00:28:54,858 --> 00:28:56,568
‫- خدعتنا.
‫- كنت أحاول المساعدة.

447
00:28:56,735 --> 00:28:59,112
‫هل تحب الملاكمة؟
‫لأن لديّ لكمة خطافية يمنى قوية.

448
00:28:59,279 --> 00:29:01,990
‫حتى أنت لا تظنين أنها مصادفة
‫أنه قادنا إلى ذلك المكان الجنوني.

449
00:29:02,157 --> 00:29:06,286
‫يا رفاق! قبل أن يحصل أحد على حلقة
‫في أنفه لم يوافق عليها، انظروا.

450
00:29:07,496 --> 00:29:10,123
‫- هل هو أحد طيور والدك؟
‫- يبدو كذلك.

451
00:29:10,290 --> 00:29:12,501
اون باهاش ارتباط مستقیم پیدا می‌کنه، باید نابودش کنیم.

452
00:29:12,668 --> 00:29:14,002
یا می‌تونیم سعی کنیم ازش استفاده کنیم.

453
00:29:14,169 --> 00:29:16,213
نه، حق با اونه، ور رفتن باهاش خیلی ریسکیه.

454
00:29:16,380 --> 00:29:17,422
- اما...
- خودم ردیفش می‌کنم «رد».

455
00:29:17,589 --> 00:29:19,424
- صبر کن «لوئیس».
- خودم حلش می‌کنم.

456
00:29:21,927 --> 00:29:24,137
واقعیت رو قبول کن، تو دیگه منقرض شدی.

457
00:29:25,639 --> 00:29:29,059
تو اون کله‌ت مغز هم داری یا فقط یه مشت عضله‌ای؟

458
00:29:29,226 --> 00:29:32,062
- دوقلوهای «اسمی»، برین بالا.
- وایسا.

459
00:29:32,229 --> 00:29:34,231
- یالا، درست وایسا.
- دست راستت رو بده به من.

460
00:29:34,398 --> 00:29:36,233
- دارم سعی می‌کنم...
- از سر و کول هم نه، از درخت برید بالا!

461
00:29:36,400 --> 00:29:39,403
- شاید بتونیم با یه سری هله‌هوله بکشونیمش این‌ور.
- اون یه پرنده رباتیکه.

462
00:29:39,569 --> 00:29:41,905
آره، ولی وانیلیه، همه وانیل دوست دارن.

463
00:29:42,072 --> 00:29:45,867
- نه، فکر کنم اگه ما...
- آره.

464
00:29:46,952 --> 00:29:48,829
فکر کنم داره «دودو»های بیشتری رو صدا می‌زنه.

465
00:29:48,996 --> 00:29:52,624
بچه‌ها، باید به حرکت ادامه بدیم، ردپاهامون رو پاک کنیم، یالا.

466
00:29:54,960 --> 00:29:56,336
تو هم میای؟

467
00:29:57,879 --> 00:29:59,881
آره، اومدم.

468
00:30:00,048 --> 00:30:02,843
صبر کن، «روبی» کجاست؟ فکر کردم پیش توئه.

469
00:30:03,010 --> 00:30:04,720
و «فلیکس»، فکر کردم اونم با توئه.

470
00:30:10,642 --> 00:30:13,937
از این بازی متنفرم!

471
00:30:21,069 --> 00:30:23,655
این بچه‌ها پوست‌کلفت‌تر از اون چیزی‌ان که فکر می‌کردم.

472
00:30:23,822 --> 00:30:26,575
«چیزی»، نباید بذاری پاشون به قصر برسه.

473
00:30:26,742 --> 00:30:30,996
سپردمش به من، این دقیقاً همون چیزیه که می‌تونم چنگالام رو توش فرو کنم.

474
00:30:33,081 --> 00:30:35,000
قربان، این خیلی خطرناکه.

475
00:30:35,167 --> 00:30:39,755
سال‌هاست ازش استفاده نکردم، ولی مستقیم می‌ره تو تالارِ تختِ «بریجت».

476
00:30:39,921 --> 00:30:42,215
عالیجناب، شما نمی‌دونید اونجا چه جهنمی منتظرتونه.

477
00:30:42,382 --> 00:30:45,260
شورا داره بیش از حد لفتش می‌ده و «کلویی» بدجوری تو خطره.

478
00:30:45,427 --> 00:30:48,847
پادشاه رو پیدا کن و یه خبر به «پریِ مهربون» برسون.

479
00:30:49,014 --> 00:30:51,808
دیگه وقتشه مثل دخترم دل رو بزنم به دریا.

480
00:30:57,147 --> 00:30:58,774
اوه، ایول، سلام!

481
00:31:02,277 --> 00:31:04,362
بدو رفیق قدیمی.

482
00:31:05,989 --> 00:31:07,032
دارم میام «کلویی».

483
00:31:09,117 --> 00:31:10,410
ولی نه این ریختی.

484
00:31:17,375 --> 00:31:19,461
- «بریجت»!
- «الا»!

485
00:31:22,172 --> 00:31:24,174
عجب حالی داد.

486
00:31:25,759 --> 00:31:28,303
هر چی می‌خوای پشت سرِ تربیت نامادریت بگو،

487
00:31:28,470 --> 00:31:31,181
ولی خدایی کار با جارو رو خوب بلدی.

488
00:31:31,348 --> 00:31:34,142
چیزیت شد؟ حالت خوبه؟

489
00:31:34,309 --> 00:31:35,769
شلوار پوشیدی؟

490
00:31:36,937 --> 00:31:40,023
خیله‌خب، نترس «بریجت»، دخترا تو «سرزمین عجایب» هستن.

491
00:31:40,190 --> 00:31:42,818
اومدن نجاتت بدن، باید یه جوری سالم از اینجا درشون بیاریم.

492
00:31:42,984 --> 00:31:45,821
می‌دونم، ولی طلسم اتاق پادشاهیمه، اینجا گیر افتادم.

493
00:31:45,987 --> 00:31:50,492
منتظر مهمون نبودم، آمارِ اومدنت رو بهم نداده بودن.

494
00:31:50,659 --> 00:31:53,745
- «مادوکس».
- «سیندرلا».

495
00:31:53,912 --> 00:31:56,581
- تنهایی رفت تو؟
- حریفش نشدم که منتظر بمونه.

496
00:31:58,250 --> 00:32:00,001
- حالا شد یه مهمونیِ درست و حسابی.
- «سیندرلا»!

497
00:32:03,130 --> 00:32:06,800
خب، نقشه دومی نداری؟ یا مثلاً یه شلوار اضافه؟

498
00:32:06,967 --> 00:32:09,052
فقط همین یدونه رو دارم.

499
00:32:09,219 --> 00:32:15,600
وقتشه امنیت اینجا رو سفت و سخت کنیم، دیگه هیشکی نمی‌تونه نجاتتون بده.

500
00:32:17,936 --> 00:32:19,896
نباید تو این تاریکی اینجا بمونیم.

501
00:32:20,063 --> 00:32:21,898
اگه بابام یه تله دیگه کار بذاره، عمراً بفهمیم.

502
00:32:22,065 --> 00:32:25,068
- دیگه به حرفات گوش نمی‌دم.
- بسه دیگه بچه‌ها، حق با اونه.

503
00:32:25,235 --> 00:32:27,028
«مادوکس» بدجوری ما رو از مسیرمون دور کرد.

504
00:32:31,408 --> 00:32:33,160
باید یه دخمه‌ای پیدا کنیم که تا صبح توش مخفی بشیم.

505
00:32:33,326 --> 00:32:37,247
«رد»، اون درخت «لوموریا»ست،
امشب ما رو از شر «مادوکس» حفظ می‌کنه.

506
00:32:42,335 --> 00:32:44,087
بسیار خب، کسی چایی می‌خواد؟

507
00:32:44,254 --> 00:32:48,592
تو یه جورایی متخصص بقا
توی «واندرلندی»، نه؟

508
00:32:52,012 --> 00:32:55,891
داشتم فکر می‌کردم، چطوره من و تو و بقیه بچه‌های قهرمان‌ها

509
00:32:56,057 --> 00:32:57,601
رهبری گروه رو دست بگیریم
و فردا بزنیم به چاک سمت قصر؟

510
00:32:57,767 --> 00:33:01,897
من به این توله‌خبیث‌ها اعتماد ندارم،
اصلاً چه غلطی از دستشون برمی‌آد؟

511
00:33:02,063 --> 00:33:07,736
قهرمان‌ها فکر کردن صاحب دنیان، بیاید بهشون نشون بدیم
که بچه‌خلافکارها هم می‌تونن موفق بشن.

512
00:33:07,903 --> 00:33:09,654
اون‌قدرها هم تند نرو جناب قهرمان.

513
00:33:10,739 --> 00:33:14,201
واسه تموم کردن این کار، به چیزی بیشتر از
موهای خوشگل و لبخند ملیح نیاز داری.

514
00:33:14,367 --> 00:33:20,040
تو فراتر از یه جفت موی خوشگلی، در ضمن
«هیزل هوک» مگه از نجات دادن موقعیت چی سرش می‌شه؟

515
00:33:20,207 --> 00:33:22,292
پس چرا کار اصلی رو
نمی‌سپاری به ما خلافکارها؟

516
00:33:22,459 --> 00:33:25,795
خانواده «مادریگال»
هیچ‌وقت از هیچ چالشی پا پس نمی‌کشن.

517
00:33:25,962 --> 00:33:27,964
برو موهاتو شونه کن، خوشگله.

518
00:33:28,131 --> 00:33:30,342
- می‌خوای چیکار کنی؟ واسمون لبخند بزنی؟
- باشه.

519
00:33:30,508 --> 00:33:32,677
خیلی وراجی کردید،

520
00:33:32,844 --> 00:33:35,639
ولی کی واقعاً جربزه
شکست دادن «مادوکس» رو داره؟

521
00:33:39,684 --> 00:33:40,769
ما از پسش برمی‌آیم.

522
00:33:42,771 --> 00:33:44,356
گوش کنید.

523
00:33:44,522 --> 00:33:47,359
نمی‌خوام پز بدم ولی بیاید رک باشیم،

524
00:33:47,525 --> 00:33:50,612
بین تمام کسایی که دیدم
بی‌شک من از همه کله‌خرترم.

525
00:33:50,779 --> 00:33:53,990
یه انرژی شرورانه خفنی تو وجودمه،
از وقتی تو گهواره بودم داشتم ملت رو رنگ می‌کردم.

526
00:33:54,157 --> 00:33:57,661
از فرستادن مردم رو تخته گرفته تا چسبوندن آدامس زیر میزت.

527
00:33:57,827 --> 00:34:01,081
هیولاهایی که باهاشون جنگیدم، فراتر از یه مشت عدد و رقمه.

528
00:34:01,248 --> 00:34:04,709
یه بار مجبور شدم یه اژدها رو با دست خالی خِفت کنم.

529
00:34:04,876 --> 00:34:06,461
یه دزد دریاییِ تمام‌عیار، تا مغز استخون.

530
00:34:06,628 --> 00:34:09,798
این قلاب از طلای خالصه، هر چی شنیدی رو باور کن.

531
00:34:09,965 --> 00:34:11,675
درباره‌ش شنیدی؟

532
00:34:11,841 --> 00:34:14,094
اون یه کلاهبردار و رئیسِ بانده.

533
00:34:14,261 --> 00:34:15,303
خیلی جالبه.

534
00:34:15,470 --> 00:34:16,513
اون یه رئیسه.

535
00:34:16,680 --> 00:34:17,973
درباره‌ش شنیدی؟

536
00:34:18,139 --> 00:34:19,182
این خودمم.

537
00:34:19,349 --> 00:34:21,810
اون بزرگترینه، گفتنش اصلاً سخت نیست.

538
00:34:21,977 --> 00:34:23,228
چون من از طرفداراتم.

539
00:34:23,395 --> 00:34:25,313
درباره‌ش شنیدی؟

540
00:34:25,480 --> 00:34:30,110
یه هیولای کراکن رو فقط با یه دستمال کُشت و خام‌خام خوردش.

541
00:34:30,277 --> 00:34:32,028
درباره‌ش شنیدی؟

542
00:34:32,195 --> 00:34:33,405
یه مجسمه ازش ساختن.

543
00:34:33,571 --> 00:34:36,408
رو بازوم تتووش کردم.

544
00:34:36,574 --> 00:34:37,826
اینجا.

545
00:34:37,993 --> 00:34:39,327
شنیدی؟

546
00:34:39,494 --> 00:34:42,414
نمی‌خوام بی‌احترامی کنم، ولی فکر کنم داری لاف می‌زنی.

547
00:34:42,580 --> 00:34:45,875
یه نفر داره پیازداغِ قصه‌شو زیاد می‌کنه و من اصلاً تو کَتم نمی‌ره.

548
00:34:46,042 --> 00:34:49,087
جلوی طوفان، بهمن و سونامی رو گرفتم.

549
00:34:49,254 --> 00:34:52,757
بازوهای یه اختاپوس غول‌پیکر رو مثل اوریگامی به هم گره زدم.

550
00:34:52,924 --> 00:34:56,469
تا خرخره تبهکارم، هر نقشه‌ای که می‌کشم مثل یه شاهکار هنریه.

551
00:34:56,636 --> 00:35:00,098
داری با یه کوسه شنا می‌کنی، جیباتو بپا.

552
00:35:00,265 --> 00:35:03,059
جونِ هزار نفر رو نجات دادم، از جمله جونِ تو رو، همین امشب.

553
00:35:03,226 --> 00:35:04,936
شک نکن، من خودِ همون آدمم.

554
00:35:05,103 --> 00:35:07,022
«درباره‌اش شنیدی؟

555
00:35:07,188 --> 00:35:10,483
اون یه قهرمانه، یه لیدره.

556
00:35:10,650 --> 00:35:11,693
همون آدمیه که همه دنبالشن.

557
00:35:11,860 --> 00:35:14,946
درباره‌اش شنیدی؟ یه وحشیِ تمام‌عیاره.»

558
00:35:15,113 --> 00:35:16,156
بپا.

559
00:35:16,323 --> 00:35:18,074
- «همون جادوگر خبیثی که... - اصلاً دلت نمی‌خواد پا رو دمش بذاری.»

560
00:35:18,241 --> 00:35:20,118
درباره‌اش شنیدی؟

561
00:35:20,285 --> 00:35:24,748
یه کوه رو جابه‌جا کردم، قلعه رو فقط با جادوی خودم نجات دادم.

562
00:35:24,914 --> 00:35:26,875
درباره‌اش شنیدی؟

563
00:35:27,042 --> 00:35:30,170
بال‌های «تینکربل» رو کَندم، رفقا.

564
00:35:30,337 --> 00:35:31,463
دیگه چی می‌خوای؟»

565
00:35:31,630 --> 00:35:34,507
راستشو بخوای، «تینکربل» می‌تونه بال‌هاشو پس بگیره، حله؟

566
00:35:34,674 --> 00:35:36,009
- خوبه که آدم اینو بدونه. - آره.

567
00:35:37,886 --> 00:35:40,805
«هر جا که برم، یه لشکر پشتم راه می‌افته.

568
00:35:40,972 --> 00:35:43,933
داره پز می‌ده، در حالی که جلو یه فاجعه رو می‌گیره.

569
00:35:44,100 --> 00:35:45,644
من عاقل‌تر، پست‌تر و خفن‌ترم.

570
00:35:45,810 --> 00:35:48,647
و نمی‌تونی هیچ‌چیزی رو ازش مخفی کنی.»

571
00:35:48,813 --> 00:35:49,856
نه، نمی‌تونی.

572
00:35:50,023 --> 00:35:51,066
«شنیدی؟

573
00:36:16,466 --> 00:36:18,218
شنیدی؟

574
00:36:18,385 --> 00:36:19,844
شنیدی؟

575
00:36:20,011 --> 00:36:22,681
شنیدی؟

576
00:36:22,847 --> 00:36:27,936
درباره‌ش

577
00:36:28,103 --> 00:36:31,356
درباره اون دوتا شنیدین؟

578
00:36:34,567 --> 00:36:38,154
درباره اون دوتا شنیدین؟"

579
00:36:42,826 --> 00:36:44,994
- خوب بود.
- بد نبود.

580
00:36:45,161 --> 00:36:46,454
- معذرت می‌خوام.
- شرمنده.

581
00:36:46,621 --> 00:36:47,664
- طوری نیست رفیق.
- ببخشید.

582
00:36:47,831 --> 00:36:51,668
- دفعه بعد دهنشونو سرویس می‌کنیم.
- شکی توش نیست، بچه‌های اون عوضیا بردن.

583
00:36:51,835 --> 00:36:55,588
بچه‌های اون عوضیا بردن؟
خواهرت یادش رفته کی مامانتو دزدید؟

584
00:36:55,755 --> 00:37:01,052
شوخیت گرفته؟
داری از اونا طرفداری می‌کنی؟ از اون؟

585
00:37:03,430 --> 00:37:05,724
شاید با باباش دستش تو یه کاسه باشه و ما حتی روحمون هم خبر نداشته باشه.

586
00:37:05,890 --> 00:37:07,767
ببین، ممکنه من خواهر کوچیکه باشم،

587
00:37:07,934 --> 00:37:10,353
ولی حداقل اون‌قدر جربزه دارم که چیزی رو بگم که همه دارن بهش فکر می‌کنن.

588
00:37:10,520 --> 00:37:11,604
خیله‌خب.

589
00:37:11,771 --> 00:37:14,232
- وایسا.
- فکر کنم وقتشه که جیم شم.

590
00:37:16,609 --> 00:37:21,740
پینک، نباید اون حرف رو می‌زدی، مکس!

591
00:37:23,867 --> 00:37:27,203
صبر کن رد، می‌تونیم درباره امشب با هم حرف بزنیم؟

592
00:37:27,370 --> 00:37:29,831
حالا هم این، طرفداری از بچه تبهکارا؟

593
00:37:29,998 --> 00:37:32,125
می‌دونم، چون به سبک و سیاق کاراشون عادت دارم.

594
00:37:32,292 --> 00:37:36,087
یه جورایی منو پیچوندی، فکر کردم قراره با هم یه راهی براش پیدا کنیم.

595
00:37:36,254 --> 00:37:37,881
قضیه این نیست، من فقط...

596
00:37:38,047 --> 00:37:40,675
اصلاً نمی‌خوای به حرفام گوش بدی، نمی‌دونم اصلاً واسه چی اومدم.

597
00:37:40,842 --> 00:37:44,345
فکر کردم اومدی گندی که بالا آوردیم رو جمع کنی، کلویی.

598
00:37:44,512 --> 00:37:46,723
در حال حاضر، این مکسه که اونم داره سعی می‌کنه کمک کنه.

599
00:37:46,890 --> 00:37:50,226
و داره چوب کارای باباش رو می‌خوره، نه چیزی که خودش هست.

600
00:37:50,393 --> 00:37:54,898
- برات آشنا نیست؟
- آره، باهات میام، این گندکاریِ منم هست.

601
00:37:55,064 --> 00:37:57,734
نه، فکر کنم بهتره اینو از زبون خودم بشنوه.

602
00:38:03,865 --> 00:38:07,952
اگه حرف من خریدار داره، هنوز دارم ته و توی اینو درمیارم که من و «پینک» چقدر با هم صمیمی بودیم.

603
00:38:09,245 --> 00:38:13,124
اون بهم اعتماد نداره؛ این قصه همیشگی زندگی منه.

604
00:38:15,585 --> 00:38:20,089
من بهت اعتماد دارم، اصلاً از اولش هم نباید پات رو می‌ذاشتی اینجا.

605
00:38:20,256 --> 00:38:25,303
اگه بتونیم مامانم رو نجات بدیم، شاید هنوز برای کمک به بابای تو هم دیر نشده باشه.

606
00:38:25,470 --> 00:38:27,180
چرا می‌خوای همچین کاری کنی؟

607
00:38:28,306 --> 00:38:30,350
چون هنوز باور دارم ته دلش آدم خوبیه.

608
00:38:30,517 --> 00:38:32,519
تمام عمرم، همه بهم برعکس اینو گفتن.

609
00:38:32,685 --> 00:38:34,020
پس...

610
00:38:36,022 --> 00:38:38,733
- شرمنده‌ام «مکس».
- تقصیر خودشه.

611
00:38:38,900 --> 00:38:43,112
کل پیله کردنش به پیدا کردن اون چیزی که تو دبیرستان دیده بود.

612
00:38:43,279 --> 00:38:44,989
همش ورد زبونش همین بود.

613
00:38:45,156 --> 00:38:50,453
تو نمی‌فهمی «مکس»، من اونا رو دیدم، داشتن تو زمان سفر می‌کردن.

614
00:38:50,620 --> 00:38:54,290
- انگار که اصلاً سفر در زمان وجود داره.
- سفر در زمان؟

615
00:38:54,457 --> 00:38:57,794
آره، واسه همینم همه فکر می‌کنن طرف رد داده.

616
00:39:04,884 --> 00:39:11,766
همش دارم فکر می‌کنم چطوری می‌تونم بکشونمش پای معامله، اما با چی؟

617
00:39:11,933 --> 00:39:14,477
با چیزی که بدون اون نتونه زندگی کنه؟

618
00:39:32,662 --> 00:39:34,747
ببخشید، من...

619
00:39:34,914 --> 00:39:37,500
نگران من نباش، چیزی واسه مخفی کردن ندارم.

620
00:39:40,211 --> 00:39:43,756
دستت درد نکنه، فقط دنبال یه جا می‌گردم که شب رو سر کنم.

621
00:39:43,923 --> 00:39:46,175
تو و اون رئیس شجاعت با هم به تیپ و تاپ زدین؟

622
00:39:46,342 --> 00:39:49,429
«رد» رئیس من نیست، رفیقمه، ما با هم شریکیم.

623
00:39:49,596 --> 00:39:51,556
آره جون خودت، همون‌طوری که دوقلوهای «اسمی» شریکای منن.

624
00:39:51,723 --> 00:39:57,186
«رد» رئیسه و تو نیستی، ذات دنیا همینه، نمی‌تونی عوضش کنی.

625
00:39:57,353 --> 00:39:59,689
از چیزایی که می‌تونی عوض کنی، حسابی غافلگیر می‌شی.

626
00:40:01,065 --> 00:40:06,779
نمی‌دونم، همش دارم فکر می‌کنم اگه قرار باشه همه چی و همه کس عوض شن...

627
00:40:08,907 --> 00:40:11,159
پس باید به چی تکیه کنیم؟

628
00:40:11,326 --> 00:40:15,872
مردم همیشه می‌گن: «طفلی، بابات کاپیتان هوکه.»

629
00:40:16,039 --> 00:40:19,959
ولی بابام همیشه بهم یاد داد که فقط باید رو پای خودت وایستی.

630
00:40:20,126 --> 00:40:22,211
این بهترین درسی بود که تو کل زندگیم یاد گرفتم.

631
00:40:23,463 --> 00:40:26,424
- به نظر خیلی سرد و غم‌انگیز میاد. - جدی؟

632
00:40:28,551 --> 00:40:31,220
خب، من که هنوز پشتِ خودمو خالی نکردم.

633
00:40:31,387 --> 00:40:34,432
می‌تونی همین حرفو در مورد شریکت «رد» هم بزنی؟

634
00:40:38,561 --> 00:40:40,271
امشب یه جای دیگه واسه خواب پیدا می‌کنم.

635
00:40:40,438 --> 00:40:41,606
آره، همین کارو بکن.

636
00:40:43,149 --> 00:40:47,612
پرنسس، حواست باشه به کی اعتماد می‌کنی.

637
00:40:47,779 --> 00:40:49,530
- دَممون گرم. - فیلیکس.

638
00:40:49,697 --> 00:40:52,033
- انجامش دادیم! - روبی!

639
00:40:53,159 --> 00:40:55,370
- ازم دور شو! داره دردم می‌آد! - شماها حالتون خوبه؟

640
00:40:55,536 --> 00:40:57,246
- آره خوبم، ای وای. - فیلیکس!

641
00:40:57,413 --> 00:40:58,581
چطوری پیدامون کردین؟

642
00:40:58,748 --> 00:41:02,251
صدای آوازتون رو شنیدیم، عجب صدای قشنگی بود.

643
00:41:02,418 --> 00:41:05,088
- چای؟ - بیخیالِ چای.

644
00:41:05,254 --> 00:41:09,467
- اونجا چه خبر بود؟ - می‌دونم چطوری جلوی بابامو بگیرم.

645
00:41:09,634 --> 00:41:11,594
چی؟

646
00:41:12,887 --> 00:41:15,056
- می‌ریم سراغ «اوراکولومِ» اون. - چی؟

647
00:41:15,223 --> 00:41:18,476
باارزش‌ترین اختراعشه، واسه محافظت ازش دست به هر کاری می‌زنه.

648
00:41:18,643 --> 00:41:21,562
پس می‌دزدیمش و باهاش مامانمو پس می‌گیریم.

649
00:41:30,238 --> 00:41:31,906
خب، از همین‌جا شروع می‌کنیم.

650
00:41:32,073 --> 00:41:35,368
نه! مکس، احمقِ کله‌خر!

651
00:41:46,504 --> 00:41:50,800
یه جوری بهشون حالی می‌کنم که طبق قوانین من راه بیان.

652
00:41:53,302 --> 00:41:59,100
شرمنده که نقشه‌هاتون رو بهم زدم، ولی فکرتون خیلی بسته‌ست.

653
00:42:04,439 --> 00:42:08,026
بچه‌ها، بیدار شید.

654
00:42:13,072 --> 00:42:15,783
- ما کجاییم؟ - یعنی هنوز دارم خواب می‌بینم؟

655
00:42:15,950 --> 00:42:19,537
عمراً، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این‌قدر فسقلی بشم.

656
00:42:19,704 --> 00:42:22,582
اوه، تازه جذاب‌تر هم شدم!

657
00:42:26,586 --> 00:42:29,922
- سلام «تابیتا»! - خیلی غوله!

658
00:42:30,089 --> 00:42:33,051
رسماً به فنا رفتیم.

659
00:42:33,217 --> 00:42:35,344
دوقلوهای «اسمی»، برید بالای اون گل تا دیدِ بهتری داشته باشید.

660
00:42:35,511 --> 00:42:36,554
باشه.

661
00:42:41,184 --> 00:42:43,144
صبر کن، نه! منو نخور!

662
00:42:44,854 --> 00:42:46,439
کیش و مات.

663
00:42:48,691 --> 00:42:51,861
خب، یه خبر خیلی مهم دارم، ما قراره روی همین صفحه بمونیم.

664
00:42:52,028 --> 00:42:53,488
کاری به کارِ داداشم نداشته باش!

665
00:42:59,243 --> 00:43:01,746
- وایسا، ببین. - اوه، خدای من.

666
00:43:03,706 --> 00:43:08,878
انگار به تله افتادید، حالا دیگه همه‌تون سربازهای پیاده‌ی بازیِ «مادوکس» هستید.

667
00:43:10,546 --> 00:43:15,510
قضیه سادست، اگه می‌خواید از این صفحه خلاص شید، باید شاه رو بزنید.

668
00:43:15,676 --> 00:43:21,390
مگر اینکه اول خودتون رو بزنه، حرکت کنید، زمان داره می‌گذره.

669
00:43:21,557 --> 00:43:25,228
بچه‌ها، داره ما رو به بازی شطرنج به چالش می‌کشه.

670
00:43:25,394 --> 00:43:29,107
روی خونه‌ها ردیف بشید، یالا، خب، اونجا.

671
00:43:29,273 --> 00:43:33,694
«رِد»، برو اونجا، شطرنج همه‌ش استراتژیه.

672
00:43:33,861 --> 00:43:39,117
حرکت اول کلاسیک اینه: پیاده به E4. روبی، برو روی اون.

673
00:43:47,500 --> 00:43:50,753
- اون که خونه‌ی E4 نیست! - رفیق!

674
00:43:50,920 --> 00:43:55,258
می‌شه انقدر ساده‌لوح نباشی؟ فکر کردی «مادوکس» یه بازیِ معمولی راه انداخته؟

675
00:43:55,424 --> 00:43:57,760
از توهم بیا بیرون پرنسس.

676
00:43:57,927 --> 00:44:01,264
- خب، این تازه قدم اوله.
- بیخیال کلویی، حق با اونه.

677
00:44:01,430 --> 00:44:04,725
- نمی‌تونیم اینقدر ساده فکر کنیم.
- بذار یه بار دیگه امتحان کنم.

678
00:44:04,892 --> 00:44:09,689
کلویی، نه، اگه بخوایم مدوکس رو کله‌پا کنیم، باید مثل یه شرور فکر کنیم.

679
00:44:09,856 --> 00:44:13,025
- آره.
- اونا دارن به حرفات گوش می‌دن.

680
00:44:13,192 --> 00:44:15,528
گوش کنین بچه‌ها،

681
00:44:15,695 --> 00:44:16,863
می‌دونم اوضاع از چه قراره،

682
00:44:17,905 --> 00:44:20,741
نه داوری هست نه کنترلی، حواستون چهارچشمی جمع باشه،

683
00:44:20,908 --> 00:44:23,035
گولشون بزنین و نذارین هیچ‌وقت بفهمن،

684
00:44:23,202 --> 00:44:24,829
کدوم طرفی می‌خواین برین،

685
00:44:24,996 --> 00:44:28,833
این‌طوری بازی رو می‌برین،

686
00:44:29,000 --> 00:44:30,459
سریع فکر کنین و ضدحمله بزنین،

687
00:44:30,626 --> 00:44:32,962
بچسبونینشون به دیوار،

688
00:44:33,129 --> 00:44:34,547
- بکشین عقب.
- زیاده‌روی نکنین.

689
00:44:34,714 --> 00:44:36,507
حاضرم سرِ همه چی قمار کنم،

690
00:44:36,674 --> 00:44:40,469
برنده شدن توی این بازی راهش اینه،

691
00:44:48,311 --> 00:44:51,689
بیاین بهشون نشون بدیم کی بیشتر تشنه‌ی برده،

692
00:44:51,856 --> 00:44:56,235
توی این پیست رقص، یه جنگ تمام‌عیار به پاست،

693
00:44:56,402 --> 00:44:59,447
قوانین رو ول کنین، آره، بیخیالشون شین.

694
00:44:59,614 --> 00:45:00,948
یالا.

695
00:45:01,115 --> 00:45:03,034
دل‌تونو دنبال کنین و بهش اعتماد کنین،

696
00:45:03,201 --> 00:45:04,243
اون می‌دونه.

697
00:45:04,410 --> 00:45:07,038
ریتم جادوتون می‌کنه، خبری از نقشه و استراتژی نیست،

698
00:45:07,205 --> 00:45:11,125
وقتی داری با دشمن می‌رقصی.

699
00:45:11,292 --> 00:45:13,085
بپایین!

700
00:45:13,252 --> 00:45:16,088
این یه حس و حال خاصه،
بدنتو مثل یه آدم‌شرور تکون بده.

701
00:45:16,255 --> 00:45:20,718
سقف رو رو هوا بفرستین. این‌جوری دخل‌شون رو می‌آریم، یالا.

702
00:45:20,885 --> 00:45:24,096
یالا، همین حالا انجامش بدین.

703
00:45:24,263 --> 00:45:28,142
زود باشین، وقت رو تلف نکنین.

704
00:45:28,309 --> 00:45:32,021
غیرممکنه، عمراً بتونیم از پسش بربیایم.

705
00:45:32,188 --> 00:45:35,900
باید از سدِ این موانع بگذریم. اگه زمین خوردین، دوباره پاشین.

706
00:45:36,067 --> 00:45:40,071
اگه بخواین من می‌تونم امتحان کنم، هرچند به نظر کار غلطیه.

707
00:45:40,238 --> 00:45:43,866
به دشمنا بگین بیان جلو. هر چی تو چنته دارن رو کنن.

708
00:45:44,033 --> 00:45:47,453
سطح‌تون رو ببرین بالا و به حس‌تون اعتماد کنین. وقتی دارن سقوط می‌کنن، ضربه آخر رو بزنین.

709
00:45:47,620 --> 00:45:51,082
به نظر من که دیوونگیه، ولی یه جورایی ازش خوشم میاد.

710
00:45:51,249 --> 00:45:55,753
وقتشه که تمام‌قد تمرکز کنیم.

711
00:46:03,469 --> 00:46:06,764
تو عشق و جنگ هیچ قانونی وجود نداره.

712
00:46:06,931 --> 00:46:11,310
این یه مبارزه بی‌رحمانه وسطِ پیستِ رقصه.

713
00:46:11,477 --> 00:46:14,105
بیخیالِ قانونا بشین، آره، نادیده‌شون بگیرین.

714
00:46:14,272 --> 00:46:15,356
یالا.

715
00:46:15,523 --> 00:46:18,651
دنبالِ قلب‌تون برین و مطمئن باشین که راهِ درست رو بلده.

716
00:46:18,818 --> 00:46:22,196
- می‌دونم. / - ریتم جادوتون می‌کنه، هیچ استراتژی‌ای در کار نیست.

717
00:46:22,363 --> 00:46:26,367
وقتی داری با دشمن می‌رقصی.

718
00:46:26,534 --> 00:46:28,035
موقعییت‌تون رو عوض کنین!

719
00:46:35,668 --> 00:46:38,004
چه خبره؟ چه اتفاقی داره می‌افته؟

720
00:46:42,508 --> 00:46:45,344
قوانین رو فراموش کنین، آره، بیخیال‌شون بشین.

721
00:46:45,511 --> 00:46:47,305
فقط نادیده‌شون بگیرین.

722
00:46:47,471 --> 00:46:49,390
از قلب‌تون پیروی کنین و اعتماد کنین که راهِ درست رو می‌شناسه.

723
00:46:49,557 --> 00:46:50,766
باور داشته باشین که مسیر درست رو می‌دونه.

724
00:46:50,933 --> 00:46:53,728
ریتم مسخ‌تون می‌کنه، خبری از نقشه و تاکتیک نیست.

725
00:46:53,894 --> 00:46:57,315
وقتی داری با دشمن می‌رقصی.

726
00:46:57,481 --> 00:46:58,941
یه حال و هوای خاصیه.

727
00:46:59,108 --> 00:47:00,151
گُل!

728
00:47:00,318 --> 00:47:03,195
مثل یه آدم‌شرور تکون بخورید، سقف رو روی سرشون خراب کنید.

729
00:47:03,362 --> 00:47:07,491
اینجوری دخلشون رو می‌آریم، یالا.

730
00:47:07,658 --> 00:47:09,618
بجنبید، همین حالا انجامش بدید.

731
00:47:09,785 --> 00:47:13,414
یالا، همین الان.

732
00:47:13,581 --> 00:47:18,753
انجامش بدید.

733
00:47:22,965 --> 00:47:24,425
خوش‌قولی و هنرِ سر وقت رسیدن.

734
00:47:25,134 --> 00:47:27,678
- آره! - ردیف شد.

735
00:47:31,599 --> 00:47:33,184
بجنب.

736
00:47:33,351 --> 00:47:34,393
دهنشون رو سرویس کردیم!

737
00:47:36,854 --> 00:47:39,607
- نه! - خیلی‌خب، حالا چطوری بیام پایین؟

738
00:47:42,109 --> 00:47:44,904
یه مشت بچه‌اسکل دارن بازی‌مو به گند می‌کشن.

739
00:47:46,238 --> 00:47:48,532
برگرد و دوباره توی جنگل «تولجی» رو بگرد.

740
00:47:51,077 --> 00:47:56,457
نبینم بدون اون ساعت جیبی برگردی اینجا، مرتیکه‌ی خرفت.

741
00:47:56,624 --> 00:48:00,169
وایسا «رد»، بیا اینجا، فکر کنم یکی از بیسکویت‌های «آلیس» رو پیدا کردم.

742
00:48:02,421 --> 00:48:07,176
- خوبی؟ - صمیمی‌ترین دوستم ازم به عنوان طعمه‌ی زنده استفاده کرد.

743
00:48:07,343 --> 00:48:11,263
فکر کردی من این حس رو نمی‌فهمم؟ بابام مدام رو مُخمه.

744
00:48:11,430 --> 00:48:16,268
فکر می‌کردم «رد» رو می‌شناسم، حتی پاش وایسادم.

745
00:48:16,435 --> 00:48:20,022
ولی بی‌خیال.

746
00:48:20,189 --> 00:48:24,402
تو می‌خوای تو وجود همه خوبی ببینی، من هیچ‌وقت این شانس رو نداشتم.

747
00:48:26,195 --> 00:48:28,823
نمی‌خوام به خاطر اینکه بهم خیانت شده باهات صمیمی بشم، «ماکس».

748
00:48:30,866 --> 00:48:32,410
واقعاً فکر می‌کنی مال اون باشه؟

749
00:48:32,576 --> 00:48:34,912
من با این داستان‌ها بزرگ شدم، شاید واقعاً حقیقت داشته باشن.

750
00:48:35,079 --> 00:48:37,164
مگه تهش چی می‌خواد بشه؟

751
00:48:37,331 --> 00:48:39,959
کوچیکتر می‌شیم و آخرش یه حشره یا سنجاب قورتمون می‌ده،

752
00:48:40,126 --> 00:48:42,545
یا زیر پوتین یکی له می‌شیم.

753
00:48:43,963 --> 00:48:45,506
کی گشنه‌شه؟

754
00:48:47,341 --> 00:48:50,636
دمت گرم «آلیس»، واسه بقیه نگهش می‌داریم، هر وقت پیداشون کردیم.

755
00:48:50,803 --> 00:48:53,764
بجنبید بچه‌ها، راه زیادی تا کلبه‌ی «مادوکس» داریم.

756
00:48:53,931 --> 00:48:57,685
- بذار حدس بزنم، باز هم پیاده‌روی. - طاقت بیار مامان، داریم می‌رسیم.

757
00:48:59,603 --> 00:49:01,105
- فکر می‌کنی حال بقیه خوبه؟ - نگران نباش.

758
00:49:01,272 --> 00:49:02,690
اونا همیشه از پسِ شرایط سخت برمی‌آن.

759
00:49:05,067 --> 00:49:09,280
- سلام بچه‌ها. - باز نه!

760
00:49:13,451 --> 00:49:16,871
خب بچه‌ها، باید عجله کنیم، «مکس»، راه کارگاه بابات رو نشونمون بده.

761
00:49:17,037 --> 00:49:18,914
باشه، دنبال من بیاید.

762
00:49:19,081 --> 00:49:22,460
- «اسمی»! اون پشت کرم نریز. - «اسمی»!

763
00:49:22,626 --> 00:49:24,170
صفحه‌ی شطرنج بدجوری عقب‌مون انداخت.

764
00:49:24,336 --> 00:49:25,963
فکر نکنم امشب به «اوراکولوم» برسیم.

765
00:49:26,130 --> 00:49:28,340
یه جایی رو بلدم.

766
00:49:43,606 --> 00:49:47,193
- خیلی ملوسه. - آخ! ایول.

767
00:49:47,359 --> 00:49:49,278
«خرگوش سفید» عاشقِ پرتره‌های خودشه.

768
00:49:52,990 --> 00:49:55,242
«جهت مطالعه»

769
00:49:55,409 --> 00:49:58,496
«رفتم سر یه قرار خیلی مهم، بهار برمی‌گردم.»

770
00:49:59,747 --> 00:50:02,625
همه می‌دونن «خرگوش سفید» زمستون‌ها رو خارج از «واندرلند» می‌گذرونه.

771
00:50:02,791 --> 00:50:06,712
یعنی قراره بریزیم تو خونه‌ش و غذاشو کش بریم؟

772
00:50:06,879 --> 00:50:10,799
داریم گند می‌زنیم به همه‌چی، این یعنی ورود غیرقانونی.

773
00:50:10,966 --> 00:50:12,635
یکی هم به من بده، «اچ».

774
00:50:15,471 --> 00:50:17,640
می‌خوای یه ذره از این لیموناد صورتی‌ها بخوری؟

775
00:50:17,806 --> 00:50:21,977
درست مثل «پینک» شیرینه، پس کم‌کم بخور.

776
00:50:26,524 --> 00:50:29,276
می‌خوام جام رو پُر کنی، می‌خوام برم کلبه‌ی بابام.

777
00:50:29,443 --> 00:50:31,403
همین الان؟ تکی؟

778
00:50:31,570 --> 00:50:34,865
اگه همه‌مون با هم بریم و یه اتفاقی بیفته، فکر می‌کنن من اونا رو کشوندم تو تله.

779
00:50:35,032 --> 00:50:37,451
ولی اگه با «اوراکولوم» برگردم، می‌فهمن که...

780
00:50:37,618 --> 00:50:41,121
آره، فهمیدم، که تو طرف اونایی و از این دست مزخرفات.

781
00:50:42,289 --> 00:50:44,166
باشه، هواتو دارم.

782
00:50:46,252 --> 00:50:48,295
خب که چی؟ یعنی دیگه نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟

783
00:50:48,462 --> 00:50:51,131
نمی‌دونم چی بگم «رِد».

784
00:50:51,298 --> 00:50:54,385
وقتی تو حتی نمی‌فهمی مشکل کجاست، نمی‌دونم اصلاً از کجا باید شروع کنم.

785
00:51:04,853 --> 00:51:07,273
می‌خوای یه بادی به کله‌ت بخوره؟

786
00:51:11,569 --> 00:51:12,653
آره.

787
00:51:16,407 --> 00:51:22,454
همه‌ی این‌جا هویجه؟ این که کیکه!

788
00:51:24,873 --> 00:51:26,834
«سمی»، نه! کیک نیست.

789
00:51:30,713 --> 00:51:34,883
می‌خوای در موردش حرف بزنی یا باید حواست رو پرت کنم؟

790
00:51:35,050 --> 00:51:38,053
نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

791
00:51:38,220 --> 00:51:42,683
پس انگار شانس آوردیم، این‌جا رو نگاه کن.

792
00:51:42,850 --> 00:51:46,562
دمش گرم، آدم رو یادِ خونه می‌ندازه.

793
00:51:47,646 --> 00:51:51,317
- مامانم عاشق این‌جاست.
- قیافه‌ت به پسرای سربه‌راه می‌خوره.

794
00:51:51,483 --> 00:51:53,068
لابد همیشه باهاش در تماسی.

795
00:51:53,235 --> 00:51:58,282
مامانم، مادربزرگم و ۱۷ تا از فک و فامیلام.

796
00:51:58,449 --> 00:52:01,744
خانواده همه‌چیزه.

797
00:52:03,120 --> 00:52:05,039
خوش‌شانسی.

798
00:52:05,205 --> 00:52:08,792
بچه که بودم، تنها آرزوم این بود که از «واندرلند» بزنم بیرون.

799
00:52:08,959 --> 00:52:10,961
- جدی؟
- آره.

800
00:52:11,128 --> 00:52:14,673
فقط می‌خواستم راه خودم رو پیدا کنم.

801
00:52:14,840 --> 00:52:20,846
اما برگشتم به "واندرلند"، و مطمئن نیستم دارم اوضاع رو بهتر می‌کنم یا بدتر.

802
00:52:22,681 --> 00:52:26,101
ـ چی؟
ـ کلاً عادتته این کار رو زیاد انجام می‌دی.

803
00:52:26,268 --> 00:52:29,313
خیلی خودت رو دست‌کم می‌گیری.

804
00:52:29,480 --> 00:52:34,026
شاید نخوای بهش اعتراف کنی، ولی پرنسس خوبی هستی.

805
00:52:35,402 --> 00:52:37,821
و تو هم رهبر فوق‌العاده‌ای هستی.

806
00:52:37,988 --> 00:52:44,995
تو قوی هستی و اینجایی تا مادرت رو نجات بدی، کارت حرف نداره.

807
00:52:46,789 --> 00:52:50,793
ـ خیلی لوسی.
ـ نه بابا، فقط دارم رک حرف می‌زنم.

808
00:52:50,959 --> 00:52:52,878
اخلاقم یه جورایی این‌جوریه.

809
00:52:53,045 --> 00:52:55,964
اونم در کنار صد تا شنای قبل از صبحونه.

810
00:52:56,131 --> 00:52:59,259
اوه، بهم بر خورد، بگو چهارصد تا.

811
00:53:04,223 --> 00:53:05,891
اولین عملیات نجات صلواتیه.

812
00:53:20,781 --> 00:53:23,158
واسه یه بارم که شده تو زندگیم...

813
00:53:23,325 --> 00:53:27,746
انگار یکی درکم می‌کنه، سعی می‌کنم مخفیش کنم ولی حتی نمی‌تونم تظاهر کنم.

814
00:53:27,913 --> 00:53:30,541
باعث شد از خودم بپرسم چرا...

815
00:53:30,708 --> 00:53:34,294
تو حفظ ظاهر استاد بودم تا وقتی که تنها قانونم رو شکستم.

816
00:53:34,461 --> 00:53:36,171
باید از این وضعیت متنفر باشم.

817
00:53:36,338 --> 00:53:40,217
اشتباهه اگه فکر کنم تنها نیستم؟

818
00:53:40,384 --> 00:53:44,596
ممکنه امشب یکی پیدا بشه که منو بفهمه؟

819
00:53:44,763 --> 00:53:50,602
باعث می‌شی بخوام جرئت پیدا کنم و کاری رو بکنم که تا حالا امتحان نکردم.

820
00:53:50,769 --> 00:53:52,062
واسه یه بارم که شده تو زندگیم...

821
00:53:52,229 --> 00:53:53,814
حس می‌کنم دلم می‌خواد.

822
00:53:53,981 --> 00:53:57,651
حس می‌کنم دلم می‌خواد بیشتر بشناسمت.

823
00:53:57,818 --> 00:53:59,445
شاید واسه یه بارم که شده تو زندگیم...

824
00:53:59,611 --> 00:54:05,659
گاردم رو جلوت آوردم پایین، به جای اینکه جوری رفتار کنم که انگار هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم.

825
00:54:05,826 --> 00:54:09,079
واسه یه بارم که شده، حتی تو دورترین رویاهام...

826
00:54:09,246 --> 00:54:10,748
اصلاً فکرش رو نمی‌کردم کسی رو ببینم

827
00:54:10,914 --> 00:54:13,125
کسی که واقعاً من رو ببینه

828
00:54:13,292 --> 00:54:16,336
واسه یه بار هم که شده تو زندگیم

829
00:54:16,503 --> 00:54:19,506
واسه یه بار هم که شده تو زندگیم

830
00:54:20,674 --> 00:54:22,676
یه چیزی تو وجودت هست

831
00:54:22,843 --> 00:54:25,095
که فکرم رو بدجوری می‌ریزه به هم

832
00:54:25,262 --> 00:54:28,098
می‌دونم آدم سفت و سختی‌ام، ولی اعتراف می‌کنم
که قلبم داره تند می‌زنه

833
00:54:28,265 --> 00:54:30,350
تو هم دقیقاً همین‌طوری

834
00:54:30,517 --> 00:54:34,062
دلهره دارم
یه خبری تو هوای امشب هست

835
00:54:34,229 --> 00:54:36,023
خواهشاً عوضش نکن

836
00:54:36,190 --> 00:54:40,235
دارم حس می‌کنم که دیگه تنها نیستم

837
00:54:40,402 --> 00:54:44,323
شاید امشب بالاخره یکی پیدا شده که درکم کنه

838
00:54:44,490 --> 00:54:49,703
باعث می‌شی بخوام دل رو بزنم به دریا
و کاری کنم که قبلاً هیچ‌وقت جرأتش رو نداشتم

839
00:54:51,038 --> 00:54:52,414
واسه یه بار هم که شده تو زندگیم

840
00:54:52,581 --> 00:54:57,503
حس می‌کنم دلم می‌خواد بیشتر بشناسمت

841
00:54:57,669 --> 00:54:59,421
شاید واسه یه بار تو کل زندگیم

842
00:54:59,588 --> 00:55:05,344
پیش تو گارد دفاعیم رو میارم پایین
به جای اینکه جوری رفتار کنم که انگار هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم

843
00:55:05,511 --> 00:55:08,805
واسه یه بار، حتی تو وحشیانه‌ترین رویاهام

844
00:55:08,972 --> 00:55:10,766
اصلاً فکرش رو نمی‌کردم کسی رو ببینم

845
00:55:10,933 --> 00:55:13,018
کسی که واقعاً من رو ببینه

846
00:55:13,185 --> 00:55:15,562
واسه یه بار هم که شده تو زندگیم

847
00:55:16,939 --> 00:55:19,650
واسه یه بار هم که شده تو زندگیم

848
00:55:21,527 --> 00:55:23,737
اگه همه‌ی اینا خیلی زود باشه چی؟

849
00:55:23,904 --> 00:55:25,656
اگه تقدیرمون این باشه که تهش ببازیم چی؟

850
00:55:25,822 --> 00:55:27,574
باید همین الان بیخیال شیم و برگردیم؟

851
00:55:27,741 --> 00:55:29,159
وانمود می‌کنیم که هیچ‌وقت پیداش نکردیم

852
00:55:29,326 --> 00:55:31,078
چیزی که اصلاً مال ما نبود

853
00:55:31,245 --> 00:55:33,664
چیزی که شاید موندگار بشه

854
00:55:33,830 --> 00:55:37,459
این مگه خیلی بده؟

855
00:55:37,626 --> 00:55:38,961
برای یه بار هم که شده تو زندگیم

856
00:55:39,127 --> 00:55:44,424
دلم می‌خواد اینو حس کنم...
که دلم می‌خواد بهتر بشناسمت

857
00:55:44,591 --> 00:55:46,385
شاید برای یه بار هم که شده تو زندگیم

858
00:55:46,552 --> 00:55:48,303
گاردَم رو جلوت میارم پایین

859
00:55:48,470 --> 00:55:52,391
به‌جای اینکه جوری رفتار کنم که انگار
هیچ‌وقت این‌کار رو نمی‌کنم

860
00:55:52,558 --> 00:55:53,976
برای یه بار هم که شده...

861
00:55:54,142 --> 00:55:55,727
تو دورترین رویاهام هم...

862
00:55:55,894 --> 00:55:57,563
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با کسی روبرو بشم که

863
00:55:57,729 --> 00:55:59,815
کسی که واقعاً منو ببینه

864
00:55:59,982 --> 00:56:03,443
برای یه بار هم که شده تو زندگیم

865
00:56:03,610 --> 00:56:07,155
برای یه بار هم که شده تو زندگیم

866
00:56:07,322 --> 00:56:10,659
برای یه بار هم که شده تو زندگیم

867
00:56:17,833 --> 00:56:21,420
- بیا، یه چیزی برات آوردم بخوری.
- بخورمش؟

868
00:56:22,963 --> 00:56:25,382
کیک چاییه.

869
00:56:29,136 --> 00:56:33,599
- دمت گرم «پینک»، تو خیلی...
- مهربونی؟

870
00:56:34,683 --> 00:56:37,185
می‌دونم، همه بهم می‌گن.

871
00:56:37,352 --> 00:56:41,189
- می‌خواستم بگم با‌ملاحظه‌ای.
- این یکی رو بیشتر دوست دارم.

872
00:56:44,526 --> 00:56:50,073
- گاهی خواهرش بودن واقعاً سخته.
- رفیقش بودن هم سخته.

873
00:56:50,240 --> 00:56:51,575
فکر می‌کنی «رد» خودش اینو می‌دونه؟

874
00:56:53,243 --> 00:56:54,286
نمی‌دونم پینک.

875
00:56:55,412 --> 00:56:58,999
لعنتی، امشب همه اعصابشون داغونه.

876
00:56:59,166 --> 00:57:04,087
باید بدونی حس می‌کنم بازم به یه سری تنقلات احتیاج دارم.

877
00:57:13,013 --> 00:57:14,598
دمت گرم.

878
00:57:21,188 --> 00:57:22,648
ـ آره.
ـ باشه.

879
00:57:22,814 --> 00:57:25,692
صبح می‌بینمت.

880
00:57:34,201 --> 00:57:39,998
واسه بچه یکی از قهرمان‌ها، زیادی باحاله.

881
00:57:41,833 --> 00:57:48,840
ـ «کلویی»، لطفاً باهام حرف بزن.
ـ که چی؟ که یکم دیگه سگ‌محلم کنی؟

882
00:57:51,760 --> 00:57:57,349
لابد واسه تو خیلی راحته «رد»، که بین نقش‌های مختلف جابه‌جا بشی.

883
00:57:58,850 --> 00:58:03,855
همش رنگ عوض می‌کنی؛ یه بار قهرمان، یه بار تبهکار، یه بار خواهر و یه بار هم رفیق.

884
00:58:04,022 --> 00:58:06,650
واقعاً بهت حسودیم می‌شه.

885
00:58:06,817 --> 00:58:12,280
هر جوری که بخوای موج‌سواری می‌کنی تا به خواسته‌ات برسی، درست مثل یه شرور واقعی.

886
00:58:12,447 --> 00:58:13,865
«کلویی».

887
00:58:14,032 --> 00:58:19,079
نه، مهم نیست، خودت همش داشتی بهم می‌گفتی که ذاتت همینه.

888
00:58:19,246 --> 00:58:21,957
فکر کنم تازه فهمیدم که باید حرفت رو باور می‌کردم.

889
00:58:22,124 --> 00:58:26,294
بحثِ اون بازی شطرنجه؟ چون متاسفم، ولی مجبور بودم سریع فکر کنم.

890
00:58:26,461 --> 00:58:30,632
نه! بحثِ من و توئه.

891
00:58:30,799 --> 00:58:35,011
ـ منظورم اینه فکر می‌کردم رفیقیم، یه تیمیم.
ـ هستیم.

892
00:58:35,178 --> 00:58:38,598
اولاً که معلوم شد اصلاً مامانم رو نمی‌شناسم.

893
00:58:38,765 --> 00:58:42,060
یعنی هر چیزی که واسش تلاش کردم، هر چیزی که می‌خواستم باشم،

894
00:58:42,227 --> 00:58:43,478
همش پوچ بود.

895
00:58:43,645 --> 00:58:49,985
از وقتی هم که رسیدیم اینجا، داری منو می‌پیچونی.

896
00:58:50,152 --> 00:58:53,822
ـ تو بر علیه منی، داری ازم سوءاستفاده می‌کنی.
ـ صبر کن، چی؟

897
00:58:53,989 --> 00:58:58,910
فکر می‌کردم برات مهم باشه یا حداقل بفهمی دارم غرق می‌شم «رد».

898
00:58:59,077 --> 00:59:00,162
منم همین‌طور.

899
00:59:00,328 --> 00:59:04,666
داری ازم ایراد می‌گیری که چرا دارم بد می‌شم، اونم وقتی دارم سعی می‌کنم به مامانم کمک کنم.

900
00:59:04,833 --> 00:59:07,294
مادری که بالاخره واقعاً دوستم داره.

901
00:59:07,461 --> 00:59:13,008
ولی وقتی پای نجات دادن مامانت وسط بود، حقیقتِ من به کارت می‌اومد، به نفعِت بود دیگه.

902
00:59:13,175 --> 00:59:17,304
بی‌خیال، تو واقعاً عین خیالتم نیست، نه؟

903
00:59:17,471 --> 00:59:22,976
هنوزم فکر می‌کنی من یه دخترِ پاستوریزه و نُنُرم که فقط دنبالت راه می‌افته؟

904
00:59:23,143 --> 00:59:26,563
آره، اگه واقعاً همین شکلی باشی.

905
00:59:30,275 --> 00:59:31,693
کلویی.

906
00:59:35,697 --> 00:59:37,324
کمکم کن، چرا همیشه من باید همه‌ی کارها رو انجام بدم؟

907
00:59:37,491 --> 00:59:39,534
اون طرف رو بگیر، بکش.

908
00:59:41,036 --> 00:59:43,538
- می‌دونم. - حالا که لازمش داریم این شاهزاده «فیلیپ» کدوم گوریه؟

909
00:59:43,705 --> 00:59:48,210
می‌تونستیم بیشتر با اون بگردیم، ولی نه، خانم حتماً باید با «گاستون» تیک می‌زد.

910
00:59:48,376 --> 00:59:53,089
همه یه دوره‌ای فازِ پسرای شرور رو می‌گیرن، دستت درد نکنه، ای بابا.

911
00:59:53,256 --> 00:59:56,927
نباید می‌ذاشتم «مدوکس» برگرده.

912
00:59:57,093 --> 01:00:02,891
خودم می‌دونستم، ولی نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم، چقدر احمقانه‌ست، نه؟

913
01:00:03,058 --> 01:00:05,977
شاید هردومون باید بی‌خیالِ اون چیزی بشیم که فکر می‌کنیم «باید» انجام بدیم.

914
01:00:09,648 --> 01:00:12,776
یادت میاد دوران دبیرستان چطوری بودیم؟

915
01:00:12,943 --> 01:00:15,529
آره، خیلی بی‌خیال و سرخوش بودیم.

916
01:00:15,695 --> 01:00:18,323
آره، طبق قوانینِ خودمون بازی می‌کردیم.

917
01:00:19,574 --> 01:00:23,870
هیچ نقشه‌ی راهی نداشتیم، فقط یه کتاب آشپزی بود و یه گردگیر.

918
01:00:24,037 --> 01:00:25,080
عجب اوضاعِ شیر تو شیریه.

919
01:00:25,247 --> 01:00:26,498
ولی امید داشتیم.

920
01:00:26,665 --> 01:00:27,707
همدیگه رو هم داشتیم.

921
01:00:27,874 --> 01:00:29,417
و همین کافی بود.

922
01:00:30,919 --> 01:00:34,506
کاش پشتِ پرده قایم نمی‌شدم.

923
01:00:34,673 --> 01:00:36,299
دیگه نمی‌خوام قایم بشم.

924
01:00:36,466 --> 01:00:40,679
سعی می‌کنم ظاهر رو حفظ کنم، واسه همین اونقدر لبخند می‌زنم که فکّم درد می‌گیره.

925
01:00:40,846 --> 01:00:44,808
مهم اینه که مودبانه تعظیم کنی، لبخند بزنی و واسه مردم دست تکون بدی.

926
01:00:44,975 --> 01:00:47,519
دختر خوش‌شانس، خوشحال باش، حواست به رفتارت باشه

927
01:00:47,686 --> 01:00:49,354
اما تاریکی داره وجودم رو می‌مکه

928
01:00:49,521 --> 01:00:52,816
این روزا دخترم می‌بینه تو وجودم چی می‌گذره

929
01:00:52,983 --> 01:00:58,196
چطوری باهاش ارتباط بگیرم وقتی حس می‌کنه این‌قدر ازم دوره؟

930
01:00:58,363 --> 01:01:03,326
اگه چیزی شبیه حرفای تو بزنه، می‌دونم که می‌گه...

931
01:01:03,493 --> 01:01:04,578
آره

932
01:01:04,744 --> 01:01:07,289
وقتی تاریکی همه‌جا رو گرفت، نورِ درونت رو پیدا کن

933
01:01:07,455 --> 01:01:10,208
وقتی درا بسته می‌شن، بازم باید راهت رو باز کنی بره

934
01:01:10,375 --> 01:01:13,461
وقتی اوضاع خیط شد، خودت می‌فهمی باید چیکار کنی

935
01:01:13,628 --> 01:01:15,922
ما همیشه یه راهی پیدا می‌کنیم

936
01:01:16,089 --> 01:01:18,383
نمی‌تونیم زمان رو عوض کنیم، ولی قطعاً می‌تونیم رؤیابافی کنیم

937
01:01:18,550 --> 01:01:21,636
شاید بتونیم تو این فاصله زندگی کنیم، بینِ...

938
01:01:21,803 --> 01:01:24,431
زنی که داری می‌بینی

939
01:01:24,598 --> 01:01:26,766
و دختری که قبلاً بودم

940
01:01:26,933 --> 01:01:29,394
همون دختری که همیشه یه نقشه‌ای داشت

941
01:01:29,561 --> 01:01:31,271
دختری که همیشه دستم رو می‌گرفت

942
01:01:31,438 --> 01:01:33,940
تو تمومِ مراحل زندگیم

943
01:01:34,107 --> 01:01:36,818
عجیبه که چقدر زود ورق برمی‌گرده

944
01:01:36,985 --> 01:01:39,821
حالا نوبت ماست که بزنیم به چاک و شجاع باشیم

945
01:01:39,988 --> 01:01:42,616
با رؤیاهای جدید، همون دو تا رؤیایی که خودمون ساختیم

946
01:01:42,782 --> 01:01:44,284
کاش دخترامون پیشمون بودن

947
01:01:44,451 --> 01:01:46,077
- دخترم
- دخترامون

948
01:01:46,244 --> 01:01:48,663
اگه صدامون رو می‌شنوید...

949
01:01:48,830 --> 01:01:51,458
امیدوارم بدونی به دختری که الان هستی افتخار می‌کنم

950
01:01:51,625 --> 01:01:54,210
و امیدوارم بدونی که پیشتم، حتی وقتی خیلی دورم

951
01:01:54,377 --> 01:01:55,462
اگه راهو گم کردی،

952
01:01:55,629 --> 01:01:57,464
به اعماق قلبت نگاه کن،

953
01:01:57,631 --> 01:02:00,008
همیشه یه راهی پیدا می‌کنی.

954
01:02:00,175 --> 01:02:02,594
شاید وقتش رسیده که روشمون رو عوض کنیم.

955
01:02:02,761 --> 01:02:05,680
شاید وقتشه بذاریم اون دوتا ببینن،

956
01:02:05,847 --> 01:02:07,265
یه رویِ دیگه‌ای از من رو،

957
01:02:07,432 --> 01:02:08,683
یه رویِ متفاوت،

958
01:02:08,850 --> 01:02:14,731
از دختری که قبلاً بودم."

959
01:02:26,117 --> 01:02:28,703
چه نقشه‌ای دارین؟ بیاین پایین از اونجا!

960
01:02:46,096 --> 01:02:50,392
چطوری «مکس»؟ موش زبونتو خورده؟

961
01:02:50,558 --> 01:02:54,312
امیدوارم اینطور نباشه، چون ما چیزی رو که بگیریم به این راحتی ول نمی‌کنیم.

962
01:02:54,479 --> 01:02:57,273
کنجکاوم بدونم «اوراکولوم» چی بهت نشون میده.

963
01:02:57,440 --> 01:03:01,277
نمی‌خوام ازش استفاده کنم، این همون چیزیه که بابام رو نابود کرد.

964
01:03:01,444 --> 01:03:06,366
- نابودش کرد یا قدرتمندش، فرقی نداره. - من برای نجات یه نفر ازش استفاده می‌کنم.

965
01:03:06,533 --> 01:03:10,578
اگه بهت بگم بابات تو تمام این سال‌ها حق داشت چی؟

966
01:03:10,745 --> 01:03:15,709
آره، این همون چیزیه که واقعاً می‌خوای بدونی، مگه نه؟

967
01:03:15,875 --> 01:03:21,214
یه خبر خوب، «اوراکولوم» می‌تونه جواب تمام سوالاتت رو بده.

968
01:03:24,801 --> 01:03:29,472
بابام چی دید؟ و چرا اینقدر مهمه؟

969
01:03:32,392 --> 01:03:34,561
وقت نمایشه.

970
01:03:39,524 --> 01:03:43,445
خیلی بهت افتخار می‌کنم مکس.

971
01:03:43,611 --> 01:03:46,281
درست انجامش بده وگرنه بدجوری تنبیه میشی!

972
01:03:46,448 --> 01:03:50,869
چیزی که قلبت بیشتر از همه می‌خواد، ماشین زمان منه.

973
01:03:51,036 --> 01:03:52,579
وقتی با تار و پود زمان بازی می‌کنی،

974
01:03:52,746 --> 01:03:55,123
ممکنه عواقب غیرقابل پیش‌بینی‌ای داشته باشه.

975
01:03:55,290 --> 01:03:56,541
سرش رو بزنید!

976
01:04:04,966 --> 01:04:06,134
وقت نداریم.

977
01:04:06,301 --> 01:04:08,053
این‌جا بهترین جا واسه قایم کردنشه.

978
01:04:08,219 --> 01:04:09,471
ساعت جیبی، ایناهاش.

979
01:04:11,139 --> 01:04:14,392
- مکس، خیلی بهت افتخار می‌کنم.
- وقت نداریم.

980
01:04:14,559 --> 01:04:17,687
دوستت دارم پسرم.

981
01:04:20,315 --> 01:04:24,569
ساعت جیبی اونجاست؟ اون زندگی با پدرم... واقعی بود؟

982
01:04:24,736 --> 01:04:26,988
- آره، بود.
- خوشحال به نظر می‌رسیدیم.

983
01:04:27,155 --> 01:04:30,533
ولی الان دیگه نیستی، اون دختر موقرمز اون زندگی رو ازت دزدید.

984
01:04:36,247 --> 01:04:40,085
بهت دروغ گفت، وانمود کرد رفیقته.

985
01:04:40,251 --> 01:04:41,961
محاله!

986
01:04:48,760 --> 01:04:50,345
نباید اون رو می‌دیدم.

987
01:04:50,512 --> 01:04:54,724
اما حالا که دیدیش، می‌خوای چه غلطی بکنی؟

988
01:04:55,975 --> 01:04:59,938
می‌تونی واسه سرنوشت خودت و بابات تصمیم بگیری،

989
01:05:00,105 --> 01:05:04,234
البته اگه بتونی اون ساعت جیبی رو به دست بیاری.

990
01:05:04,400 --> 01:05:06,027
«طلسم‌های لذت تاریک»

991
01:05:14,661 --> 01:05:19,415
«رد» تنها کسی نیست که جای ساعت جیبی رو می‌دونه.

992
01:05:19,582 --> 01:05:22,001
چیزی هست که بدون اون نتونه زنده بمونه؟

993
01:05:28,466 --> 01:05:31,928
انتقام رو باید با سردیِ رنگ آبی گرفت.

994
01:05:39,394 --> 01:05:42,897
«ما با هم دوست بودیم، خیلی صمیمی بودیم

995
01:05:43,064 --> 01:05:45,275
از کجا باید می‌فهمیدم

996
01:05:45,441 --> 01:05:48,236
که تهش قراره

997
01:05:48,403 --> 01:05:52,031
این‌جوری بشه

998
01:05:52,198 --> 01:05:55,034
یادته وقتی با هم اوکی بودیم؟

999
01:05:55,201 --> 01:05:57,495
من همیشه پشتت بودم

1000
01:05:57,662 --> 01:06:03,001
بهم بگو چطور تونستی باهام این‌کارو بکنی؟»

1001
01:06:03,168 --> 01:06:07,463
خیلی سنگدلی.

1002
01:06:07,630 --> 01:06:09,883
وقتی حواسم نبود بهم نارو زدی.

1003
01:06:10,049 --> 01:06:13,595
و بدترین قسمتش اینه که...

1004
01:06:13,761 --> 01:06:16,055
اجازه دادم پشتم رو خالی کنی.

1005
01:06:16,222 --> 01:06:19,267
چطوری می‌تونی با خودت کنار بیای؟

1006
01:06:19,434 --> 01:06:22,270
اون کسی که فکر می‌کردم نیستی؛ تو یه آدم دیگه‌ای.

1007
01:06:22,437 --> 01:06:25,023
تو سینه‌ت هیچ تپشی نیست.

1008
01:06:25,190 --> 01:06:28,359
فقط صدای یه خلاء توخالی میاد.

1009
01:06:28,526 --> 01:06:30,612
قلبت از سنگه.

1010
01:06:32,197 --> 01:06:35,116
از اولش داشتی باهام بازی می‌کردی، ولی دیگه دستت برام رو شده.

1011
01:06:35,283 --> 01:06:37,994
می‌تونم نیت واقعی‌ت رو حس کنم.

1012
01:06:38,161 --> 01:06:41,497
حالا دارم واسه انتقام نقشه می‌کشم، شخصیتت همش فیلمه.

1013
01:06:41,664 --> 01:06:44,834
فکر کنم دیگه وقتش رسیده که یه درس درست و حسابی بگیری.

1014
01:06:45,001 --> 01:06:47,921
پشت اون نقابِ پرنسسِ بی‌نقص، یه لجن‌زار از دروغه.

1015
01:06:48,087 --> 01:06:51,216
رو لباسات نقش قلبه، ولی تو وجودت هیچی حس نمی‌کنی.

1016
01:06:51,382 --> 01:06:56,971
خوب می‌دونی چیکار کردی؛ باورم نمیشه زندگیم رو به گند کشیدی.

1017
01:06:57,138 --> 01:06:59,641
کابوس‌هات رو به حقیقت تبدیل می‌کنم.

1018
01:06:59,807 --> 01:07:03,311
تنها نقشه‌ی من، بدبختیِ توئه.

1019
01:07:03,478 --> 01:07:06,022
اون چیزی که ادعا می‌کنی نیستی.

1020
01:07:06,189 --> 01:07:08,942
آره، تو هم دقیقاً لنگه منی.

1021
01:07:09,108 --> 01:07:12,528
چون سنگدلی.

1022
01:07:12,695 --> 01:07:15,114
و هیچ‌وقت هم برات مهم نیست که این چه حسیه.

1023
01:07:15,281 --> 01:07:18,409
چون تو همه‌چیز رو خراب کردی.

1024
01:07:18,576 --> 01:07:21,371
دنیایی که توش زندگی می‌کردم و فکر می‌کردم واقعیه.

1025
01:07:21,537 --> 01:07:25,166
بهم خیانت شده چون تو سرنوشتم رو عوض کردی.

1026
01:07:25,333 --> 01:07:27,377
الان تقاص کاراتو پس میدی

1027
01:07:27,543 --> 01:07:29,796
تو سینه‌ت قلبی نمی‌تپه

1028
01:07:31,047 --> 01:07:33,341
فقط صدای پوچی میاد

1029
01:07:33,508 --> 01:07:34,926
تو بی‌رحم و سنگدلی

1030
01:07:36,970 --> 01:07:38,763
مکس، اینجا چیکار می‌کنی؟

1031
01:07:38,930 --> 01:07:41,808
آره، یه عیب‌هایی دارم، اما آدم‌شروری نیستم

1032
01:07:41,975 --> 01:07:45,186
می‌تونم دردی رو که تو چشمات قایم کردی ببینم

1033
01:07:45,353 --> 01:07:48,231
می‌فهمم چه حسی داری چون دردهامون به هم گره خورده

1034
01:07:48,398 --> 01:07:51,317
انگار به یه رفیق نیاز داری، منم الان همین‌طورم

1035
01:07:51,484 --> 01:07:54,112
خیلی صادق به نظر میای، اما سخته آدم حرف دلشو بزنه

1036
01:07:54,279 --> 01:07:57,365
عصبانی‌ام، دارم زجر می‌کشم و سخت می‌تونم اعتماد کنم

1037
01:07:57,532 --> 01:08:00,410
ولی با این حال، دارم سفره دلمو برات باز می‌کنم

1038
01:08:00,576 --> 01:08:03,246
یه چیزِ خاص برات آماده کردم که کیف کنی

1039
01:08:03,413 --> 01:08:06,749
یالا، امتحانش کن، خوشت میاد، قول می‌دم

1040
01:08:06,916 --> 01:08:09,669
نه، نمی‌تونم، نباید این کارو بکنم، حتی جرأتش رو هم ندارم

1041
01:08:09,836 --> 01:08:11,421
می‌بینی چطور می‌درخشه؟

1042
01:08:11,587 --> 01:08:13,089
درست مثل خودته

1043
01:08:13,256 --> 01:08:16,050
یه بخشی از وجودم می‌ترسه، ولی چیزی برای باختن ندارم

1044
01:08:33,818 --> 01:08:35,069
اگه دنبال سنگدلی می‌گردی

1045
01:08:35,236 --> 01:08:36,988
سنگدلی رو نشونت می‌دم

1046
01:08:37,155 --> 01:08:39,532
سنگدل‌تر از اونی که بتونی فکرشو بکنی

1047
01:08:39,699 --> 01:08:43,286
بی‌رحم می‌شم، چون واقعیت اینه که

1048
01:08:43,453 --> 01:08:46,289
هیچ‌وقت باهام روراست نبودی

1049
01:08:46,456 --> 01:08:49,417
بهم خیانت شده، باید بترسی

1050
01:08:49,584 --> 01:08:52,211
حالا دیگه وقت حساب پس دادنه

1051
01:08:52,378 --> 01:08:54,964
الآن دیگه جفتمون بدجوری قفلیم.

1052
01:08:55,131 --> 01:08:57,717
چون آدم‌بدا هیچ‌وقت استراحت ندارن.

1053
01:08:57,884 --> 01:09:01,346
تو سینه‌ت هیچ تپشی نیست.

1054
01:09:01,512 --> 01:09:03,473
فقط صدای یه خلأِ مطلقه.

1055
01:09:03,639 --> 01:09:06,142
سنگدلی.

1056
01:09:07,685 --> 01:09:10,480
نظرت چیه یه زیرخاکی بکشیم بیرون؟

1057
01:09:20,448 --> 01:09:21,908
فقط...

1058
01:09:24,494 --> 01:09:27,955
بدون «کلویی» نمی‌رم، دیشب برنگشته خونه.

1059
01:09:28,122 --> 01:09:32,627
ـ نه اون پسرِ فراری. ـ «مکس»؟ کجا غیبش زد؟

1060
01:09:34,295 --> 01:09:38,758
هنوز نرسیده؟ دیشب خیلی داغون بود.

1061
01:09:38,925 --> 01:09:40,718
جدی؟ تو مگه از این قضیه چی می‌دونی؟

1062
01:09:40,885 --> 01:09:45,640
لابد من هیچی حالیم نیست، نه؟ چون مهربونم؟ چون شادم؟

1063
01:09:45,807 --> 01:09:49,477
«رِد»، من انتخاب کردم که تو هر چیزی دنبال شادی بگردم.

1064
01:09:49,644 --> 01:09:53,231
این دلیل نمی‌شه که هالو یا احمق باشم.

1065
01:09:54,857 --> 01:09:57,193
باعث نمی‌شه چشمم رو به رویِ آدمایی ببندم که...

1066
01:09:57,360 --> 01:10:01,114
فقط دارن تحملم می‌کنن، به‌جای اینکه واقعاً نگرانم باشن.

1067
01:10:03,866 --> 01:10:07,286
«کلویی»!

1068
01:10:07,453 --> 01:10:10,331
ـ کجا دارن می‌رن؟ ـ «کلویی»!

1069
01:10:10,498 --> 01:10:13,251
باشه، منم همین‌طور.

1070
01:10:13,418 --> 01:10:18,715
ببین، باز منو قال گذاشت. مگه من انقدر دورریختنی‌ام؟

1071
01:10:18,881 --> 01:10:21,634
اگه بخوای همین‌جا وایستی و وا بدی، آره هستی.

1072
01:10:26,347 --> 01:10:28,474
منتظرِ «پینک» هم بمونید!

1073
01:10:29,892 --> 01:10:31,978
من تو نصیحت کردن حرف ندارم.

1074
01:10:33,855 --> 01:10:36,023
حالا دارن کدوم گوری می‌دوئن؟

1075
01:10:39,610 --> 01:10:43,281
بچه‌ها، منتظرتون بودیم. می‌ریم «اوراکولوم»؟

1076
01:10:44,866 --> 01:10:48,202
‫- وما قصة التغيير في الشكل؟
‫- "ريد".

1077
01:10:49,370 --> 01:10:52,707
‫لم أعد أستمتع بكوني صالحة.

1078
01:10:52,874 --> 01:10:54,584
‫لذا قررت أن أفعل الأمور بطريقتك،

1079
01:10:54,751 --> 01:11:01,382
‫وأكون قاسية، عديم الرحمة، وأنانية،

1080
01:11:01,549 --> 01:11:03,509
‫ومتحجرة القلب.

1081
01:11:03,676 --> 01:11:06,220
‫أتعجبك شخصيتي الجديدة؟

1082
01:11:07,555 --> 01:11:09,307
‫يمكنك أن تشكري "ماكس".

1083
01:11:09,474 --> 01:11:12,143
‫أنت فعلت هذا لصديقي؟

1084
01:11:12,310 --> 01:11:17,899
‫كم يمكن لحياة أحدهم أن تتغير بسرعة،
‫صحيح؟ من بطل إلى شرير.

1085
01:11:18,065 --> 01:11:22,737
‫نقرة بسيطة على المفتاح،
‫أو بلفة عقرب ساعة.

1086
01:11:24,530 --> 01:11:28,201
‫نعم، هذا صحيح.

1087
01:11:28,367 --> 01:11:33,289
‫أعرف ما فعلته،
‫كيف أفسدت فرصي لعيش حياة طبيعية.

1088
01:11:33,456 --> 01:11:34,916
‫الحياة التي تعيشينها الآن.

1089
01:11:35,082 --> 01:11:37,001
‫"ماكس"، لم أقصد أن يحدث ذلك.

1090
01:11:41,088 --> 01:11:44,675
‫- حان الوقت.
‫- ألا يبدو ذلك كنذير شؤم؟

1091
01:11:44,842 --> 01:11:49,597
‫لست أميرة، بل "ريد" فقط، صحيح؟
‫ربما يمكنني المساعدة في ذلك.

1092
01:11:51,933 --> 01:11:54,227
‫من الواضح أنني لا أعرف شيئاً،
‫لكن هذا سيئ، صحيح؟

1093
01:11:56,687 --> 01:11:59,190
‫أعرف ما الذي يسعيان إليه، هيا.

1094
01:12:03,569 --> 01:12:09,367
‫مهلاً! بحقك يا "ريد".

1095
01:12:17,250 --> 01:12:21,170
‫هيا، يجب أن نصل إلى المركز وبسرعة.

1096
01:12:23,297 --> 01:12:25,716
‫حسناً، ما رأيك أن نذهب من هنا؟ نعم.

1097
01:12:29,178 --> 01:12:32,431
‫- يمكنني سماعها، من هنا.
‫- يا للهول، انتبهي!

1098
01:12:35,893 --> 01:12:39,063
‫- من هنا.
‫- أين هما؟

1099
01:12:43,860 --> 01:12:45,778
‫- من هنا.
‫- لا، مهلاً.

1100
01:12:45,945 --> 01:12:51,409
‫- ليس لدينا وقت.
‫- مهلاً، ثلاثة، اثنان، واحد.

1101
01:12:59,584 --> 01:13:02,837
بدو «لوئیس»، اونجاست.

1102
01:13:04,213 --> 01:13:07,425
- عمراً موفق نمی‌شیم.
- چرا، می‌شیم.

1103
01:13:07,592 --> 01:13:08,968
- برو!
- داری چیکار می‌کنی؟

1104
01:13:09,135 --> 01:13:11,429
زود باش، نمی‌تونم زیاد جلوشو بگیرم.
برو!

1105
01:13:13,222 --> 01:13:19,103
«لوئیس»! نه! پیدات می‌کنم! قول می‌دم.

1106
01:13:19,270 --> 01:13:21,606
نه!

1107
01:13:25,610 --> 01:13:27,695
- «کلویی»!
- زود باش «مکس».

1108
01:13:31,365 --> 01:13:34,744
«کلویی»! کجایی؟

1109
01:13:35,912 --> 01:13:40,291
خودخواه و بی‌رحم.

1110
01:13:42,168 --> 01:13:44,211
زندگیمو نابود کردی.

1111
01:13:45,671 --> 01:13:47,924
پیدا کردن عشق سخته.

1112
01:13:48,090 --> 01:13:50,176
عجب ناامیدیِ بزرگی هستی.

1113
01:13:50,343 --> 01:13:54,889
صدایی می‌شنوی؟ داری نزدیک‌تر می‌شی.

1114
01:13:55,056 --> 01:13:59,268
- برعکسِ اون، تو منو توهم نمی‌زنی.
- «چسی»، دست از سرم بردار.

1115
01:13:59,435 --> 01:14:02,897
تو قهرمان‌بازی اصلاً عرضه‌ای نداری، نه؟

1116
01:14:03,064 --> 01:14:06,525
- من هیچ‌وقت همچین چیزی نخواستم.
- ولی یه جورایی چرا، خواستی.

1117
01:14:07,652 --> 01:14:09,070
الان دیگه همه ازم متنفرن.

1118
01:14:09,236 --> 01:14:12,782
خب، گند زدی به زندگی «هاتِرها»،
باعث شدی ننت هم بازداشت شه،

1119
01:14:12,949 --> 01:14:14,241
دوست‌پسرت رو هم توی بوته‌ها به امون خدا ول کردی،

1120
01:14:14,408 --> 01:14:18,955
چیزی نمونده بود صمیمی‌ترین رفیقت رو
بدی یه گل تشنه‌ی خون بخوره.

1121
01:14:19,121 --> 01:14:23,000
نتونستین با هم به یه نتیجه‌ای برسین، مگه نه؟

1122
01:14:23,167 --> 01:14:24,877
ولم کن، دست از سرم بردار.

1123
01:14:33,386 --> 01:14:35,846
«بدجوری گم شدم و درب‌وداغونم،

1124
01:14:36,013 --> 01:14:39,934
داشتم بالا می‌رفتم ولی همش دارم سقوط می‌کنم

1125
01:14:40,101 --> 01:14:43,229
رو به پایین»

1126
01:14:44,689 --> 01:14:47,316
آخه یه آدمِ عوضی چطور می‌تونه قهرمان باشه؟

1127
01:14:47,483 --> 01:14:54,365
انگار هنوزم خودمو نمی‌شناسم.

1128
01:14:56,367 --> 01:14:59,578
تک‌تکِ اشتباهاتم منو کشوند به اینجا.

1129
01:14:59,745 --> 01:15:04,375
الان دیگه همه‌چی به خودم بستگی داره.

1130
01:15:07,753 --> 01:15:13,092
یعنی یه روز می‌فهمم کی هستم؟

1131
01:15:13,259 --> 01:15:19,348
یعنی یه روز فرصتش بهم می‌رسه؟

1132
01:15:19,515 --> 01:15:24,812
یعنی می‌تونم اون قدرتی که تو وجودمه رو پیدا کنم؟

1133
01:15:24,979 --> 01:15:31,444
بالاخره می‌فهمم واقعاً کی هستم؟

1134
01:15:31,610 --> 01:15:36,365
یه گندی زدم که حالا وقتم داره تموم می‌شه.

1135
01:15:36,532 --> 01:15:42,913
این‌بار دیگه خبری از شانس دوم نیست، نه.

1136
01:15:43,080 --> 01:15:45,833
این آدمِ کله‌شقی که تو وجودمه...

1137
01:15:46,000 --> 01:15:48,044
بدونِ جنگیدن پا پس نمی‌کشه.

1138
01:15:48,210 --> 01:15:53,382
تا وقتی گندی که زدم رو جمع نکنم، جا نمی‌زنم.

1139
01:16:01,515 --> 01:16:05,436
«گنج‌های پینک و رد».

1140
01:16:42,181 --> 01:16:45,935
«پینک»، بهت نیاز دارم.

1141
01:16:46,102 --> 01:16:48,938
- «پینک»!
- «رد»؟

1142
01:16:49,105 --> 01:16:52,233
خواهرم اون توئه، به من احتیاج داره.

1143
01:16:52,399 --> 01:16:58,155
همین الان بازش کن! دمت گرم، مرسی.

1144
01:17:02,201 --> 01:17:03,285
«رد»!

1145
01:17:07,623 --> 01:17:08,707
بالاخره اومدی.

1146
01:17:08,874 --> 01:17:11,794
معلومه، کارِ خواهرا همینه دیگه.

1147
01:17:14,213 --> 01:17:18,175
- اینو از کجا پیدا کردی؟
- یادم اومد که همین‌جا ولش کرده بودیم.

1148
01:17:22,555 --> 01:17:25,266
حالا دیگه می‌دونم کی هستم.

1149
01:17:25,432 --> 01:17:27,852
می‌دونم کی‌ام.

1150
01:17:28,018 --> 01:17:33,941
بالاخره فرصتش گیرم اومد.

1151
01:17:34,108 --> 01:17:39,655
یه قدرتی رو ته وجودم حس می‌کنم.

1152
01:17:39,822 --> 01:17:43,200
حالا می‌فهمم...

1153
01:17:44,410 --> 01:17:47,121
...که کی هستم.

1154
01:17:49,123 --> 01:17:53,252
جون من بگو هنوز از اون بیسکویت‌های پیک‌نیک چیزی برامون مونده.

1155
01:17:53,419 --> 01:17:55,004
معلومه که دارم.

1156
01:18:06,223 --> 01:18:08,809
خب، حالا کی خواهر بزرگتره؟

1157
01:18:11,145 --> 01:18:13,230
بی‌خیال مادوکس، بیا فقط از اینجا بزنیم به چاک.

1158
01:18:13,397 --> 01:18:15,774
- خواهش می‌کنم.
- به فکر پسرت باش.

1159
01:18:17,568 --> 01:18:19,320
باید یه جاروی بزرگتر می‌آوردم.

1160
01:18:19,486 --> 01:18:23,574
وقت‌تون تمومه ملیکه‌ها، ساعت جیبی دیگه تقریباً مال منه.

1161
01:18:25,534 --> 01:18:27,786
مکس، بهت افتخار می‌کنم.

1162
01:18:53,687 --> 01:18:59,026
بالاخره، به خاطر بابا، به خاطر زندگی‌ای که می‌تونستیم داشته باشیم.

1163
01:18:59,193 --> 01:19:02,321
- به خاطر خیانت «رِد».
- و انتقامِ من.

1164
01:19:03,530 --> 01:19:06,242
سلام بچه‌ها، دلتون واسمون تنگ شده بود؟

1165
01:19:06,408 --> 01:19:07,743
بقیه هم هستن؟

1166
01:19:08,827 --> 01:19:11,538
سلام.

1167
01:19:23,634 --> 01:19:25,886
«رِد»، حالت خوبه؟

1168
01:19:26,053 --> 01:19:29,932
- برو «پینک»! بقیه رو بیار!
- باشه.

1169
01:19:31,141 --> 01:19:34,812
کجاست؟ اون ساعت جیبی کجاست؟

1170
01:19:43,028 --> 01:19:44,321
«کلویی».

1171
01:19:47,283 --> 01:19:50,536
ببین داری چیکار می‌کنی، این اصلاً شبیه تو نیست.

1172
01:19:50,703 --> 01:19:56,083
مگه کر بودی «رِد»؟ معلومه که این من نیستم.

1173
01:19:56,250 --> 01:20:02,506
در هر صورت، این اون آدمی نیست که تو می‌شناختی؛ نه، بالاخره از شرش خلاص شدم.

1174
01:20:02,673 --> 01:20:05,759
صفحه رو بچرخون کلویی، همه‌ی دردامون تموم می‌شه.

1175
01:20:05,926 --> 01:20:08,721
همه چی پاک می‌شه و فقط اون می‌مونه که باید عذاب بکشه.

1176
01:20:08,887 --> 01:20:13,434
این یه انتقام تمام‌عیاره، زندگیمون رو برگردون به همون چیزی که بود.

1177
01:20:15,352 --> 01:20:20,149
- انجامش بده. - فکر کردی دارم این کارو واسه خاطر تو می‌کنم، مکس؟

1178
01:20:20,316 --> 01:20:21,692
یا واسه خاطر بابات؟

1179
01:20:23,360 --> 01:20:29,575
نه، من گذشته رو دیدم، اون داستان غم‌انگیز رو دیدم.

1180
01:20:29,742 --> 01:20:33,412
نه، پیشنهادم اینه که ورق رو برگردونیم و به آینده نگاه کنیم.

1181
01:20:34,538 --> 01:20:37,666
آینده‌ای که توش بالاخره من اون بالام.

1182
01:20:37,833 --> 01:20:41,712
و تو هم می‌فهمی نادیده گرفته شدن و طرد شدن چه حسی داره.

1183
01:20:41,879 --> 01:20:43,589
آینده‌ای که توش به هیچ‌کدومتون احتیاج ندارم.

1184
01:20:43,756 --> 01:20:45,632
- ولی من اون قدرت رو بهت دادم. - و منم ازت گرفتمش.

1185
01:20:45,799 --> 01:20:48,635
«کلویی»، تو درباره همه‌چی حق داشتی.

1186
01:20:50,346 --> 01:20:56,935
سفر به گذشته و برگشتن واسه نجات مامانت، زندگیمو عوض کرد.

1187
01:20:57,102 --> 01:21:02,316
بالاخره فهمیدم انجام دادن یه کار خوب چه حسی داره، اونم فقط چون بهم اعتماد کردی.

1188
01:21:02,483 --> 01:21:04,693
بهم نشون دادی که آدمِ بی‌مصرف و ناامیدکننده‌ای نیستم.

1189
01:21:04,860 --> 01:21:08,947
هر بار پشتم بودی و حمایتم کردی.

1190
01:21:09,114 --> 01:21:13,118
می‌دونم تو این چند روز گذشته هواتو نداشتم.

1191
01:21:13,285 --> 01:21:16,663
ولی الان باهاتم، بهت اعتماد دارم،

1192
01:21:17,998 --> 01:21:19,708
و به خودمون.

1193
01:21:21,668 --> 01:21:25,255
اگه این کارو بکنی، همه‌چی رو از دست می‌دیم.

1194
01:21:27,132 --> 01:21:28,592
همدیگه رو از دست می‌دیم.

1195
01:21:30,886 --> 01:21:34,515
- بهش گوش نده کلویی. - بسه دیگه! هر دوتون!

1196
01:21:37,768 --> 01:21:40,729
«با هم یه راهی پیدا می‌کنیم

1197
01:21:42,856 --> 01:21:46,485
با هم یه راهی پیدا می‌کنیم

1198
01:21:51,824 --> 01:21:55,160
با هم یه راهی پیدا می‌کنیم»

1199
01:22:07,965 --> 01:22:09,007
«کلویی»!

1200
01:22:12,261 --> 01:22:13,846
نه!

1201
01:22:15,222 --> 01:22:18,183
نیمه‌شبه «مادوکس»، وقت رفتنه.

1202
01:22:19,726 --> 01:22:23,230
دمت گرم بابت تلاشت، واقعاً سنگ تموم گذاشتی.

1203
01:22:25,357 --> 01:22:27,818
- «مادوکس». - می‌بینیم کی آخرش می‌خنده.

1204
01:22:32,573 --> 01:22:34,116
نه.

1205
01:22:36,702 --> 01:22:37,828
ساعت!

1206
01:22:39,288 --> 01:22:41,457
مال منه.

1207
01:22:44,501 --> 01:22:46,336
«مکس»، مواظب باش!

1208
01:22:49,756 --> 01:22:51,091
خواهش می‌کنم.

1209
01:22:54,052 --> 01:22:57,264
با هم تا سه می‌شمریم، آماده؟ یک، دو، سه!

1210
01:22:57,431 --> 01:22:59,766
- داری می‌افتی. - یالا بجنب!

1211
01:23:05,272 --> 01:23:07,524
- خوبی؟ - آره.

1212
01:23:19,244 --> 01:23:23,582
ممنون، ساعت چی شد؟

1213
01:23:32,299 --> 01:23:34,301
الان باهاش چیکار کنیم؟

1214
01:23:36,470 --> 01:23:42,434
شرمنده «مکس»، ولی راه برگشتی نداریم، این بساط به اندازه‌ی کافی همه‌مون رو زجر داده.

1215
01:23:45,604 --> 01:23:47,481
هنوزم می‌خوای به بابام کمک کنی؟

1216
01:23:47,648 --> 01:23:51,693
نه تو رو ول می‌کنم نه باباتو، بهت قول می‌دم.

1217
01:24:08,043 --> 01:24:12,923
تقدیر حتمیه، آب عمیقه، این رازها پیش ما امانت می‌مونه.

1218
01:24:13,090 --> 01:24:17,719
ساعت جیبی؟ نه! «واندرلند» رو با خاک یکسان می‌کنم!

1219
01:24:17,886 --> 01:24:19,555
- یالا بریم. - دمت گرم «پینک»!

1220
01:24:19,721 --> 01:24:21,306
سلام.

1221
01:24:21,473 --> 01:24:24,268
- «پینک»؟ - این دیگه چیه؟

1222
01:24:25,936 --> 01:24:27,229
بگیریدش!

1223
01:24:28,355 --> 01:24:32,651
- اونجا. - اینجا! «هوک»!

1224
01:24:33,860 --> 01:24:35,070
«ایلا»، همین حالا!

1225
01:24:39,324 --> 01:24:40,826
آره!

1226
01:24:40,993 --> 01:24:44,663
- ایول، بردیم!
- حالا بیا اینو بخور، هتر!

1227
01:24:44,830 --> 01:24:46,790
هیچ‌جا نمی‌تونی بری، هتر.

1228
01:24:48,041 --> 01:24:50,836
- یکی گیر افتاده.
- واسه یه دزدِ دریایی، بدک نیست.

1229
01:24:51,003 --> 01:24:53,714
نیگاش کن،
هنوز حتی یه تار موت هم به هم نریخته.

1230
01:24:53,880 --> 01:24:54,923
این یه استعداده.

1231
01:25:07,185 --> 01:25:11,064
- دلم برات لک زده بود، تو هم که...
- مامان!

1232
01:25:11,231 --> 01:25:12,524
عزیزای دلم.

1233
01:25:13,650 --> 01:25:15,944
- «رد».
- دلشوره داشتم، خیلی نگرانت بودم.

1234
01:25:16,111 --> 01:25:18,530
- بابا.
- مامان، از دیدنت خیلی خوشحالم.

1235
01:25:20,532 --> 01:25:22,701
- سالمی؟
- آره، تو خوبی؟

1236
01:25:22,868 --> 01:25:26,663
- دلم برات تنگ شده بود.
- عزیز دلم.

1237
01:25:26,830 --> 01:25:29,666
- با شلوارت حال کردم.
- منم همین‌طور.

1238
01:25:32,878 --> 01:25:35,130
- باورم نمیشه خودتو رسوندی.
- چطوریین رفقا؟

1239
01:25:35,297 --> 01:25:38,425
- «پینک» با اون بیسکویت‌هاش نجاتمون داد.
- انجامش دادیم.

1240
01:25:38,592 --> 01:25:41,178
چطور به خودت اجازه دادی وارد قصر من بشی؟

1241
01:25:42,387 --> 01:25:48,602
بچه‌هام رو به خطر انداختی و حالا از جادوی خودم علیه خودم استفاده می‌کنی؟

1242
01:25:48,769 --> 01:25:51,188
گردنشو بزنید!

1243
01:25:55,692 --> 01:25:59,488
این یکی دیگه از کجا اومد؟

1244
01:25:59,655 --> 01:26:02,449
- نگهبان‌ها، ببرینش گمش کنید.
- نه، بابا.

1245
01:26:02,616 --> 01:26:05,327
دست نگه دار، نمی‌تونی، همه‌ش تقصیر منه.

1246
01:26:07,412 --> 01:26:12,793
درسته مامان. مادوکس، بابت همه‌چی معذرت می‌خوام.

1247
01:26:15,712 --> 01:26:18,799
همه‌ی اینا از اونجایی شروع شد که ترسیدم واسه کار درست قد علم کنم.

1248
01:26:19,883 --> 01:26:26,682
خیلی می‌ترسیدم ناامیدت کنم، هم اون موقع و هم الان. من قهرمان نیستم مامان.

1249
01:26:28,058 --> 01:26:35,065
ذاتِ آدم رو کاراش مشخص می‌کنه. «قهرمان»؟ این فقط یه کلمه‌ست.

1250
01:26:36,900 --> 01:26:40,487
پس لابد «خلافکار» هم فقط یه کلمه‌ست.

1251
01:26:42,072 --> 01:26:43,740
شاید همه لایق یه فرصت دوباره باشن.

1252
01:26:48,995 --> 01:26:50,664
سرشو قطع نکنید.

1253
01:26:53,417 --> 01:26:58,463
ولی خب، می‌تونه فعلاً همون‌جا واسه خودش خوش باشه.

1254
01:27:02,718 --> 01:27:06,555
شنیدم یه رویِ سگی هم داری، خوشگله.

1255
01:27:06,722 --> 01:27:09,099
شاید در موردت اشتباه می‌کردم.

1256
01:27:09,266 --> 01:27:12,310
آره، منم همین‌طور.

1257
01:27:13,812 --> 01:27:19,234
- این یه جشن می‌طلبه. - بیا یه مهمونی راه بندازیم.

1258
01:27:19,401 --> 01:27:22,112
- مهمونی چای! - بیا یه مهمونی چای بگیریم.

1259
01:27:22,279 --> 01:27:24,114
نه.

1260
01:27:26,867 --> 01:27:28,702
عاشقِ مهمونی دادنم!

1261
01:27:32,748 --> 01:27:34,791
- واسه جایگزین کردنِ اون قدیمیه. - خیلی خوشمزه‌ست.

1262
01:27:35,959 --> 01:27:37,335
خیلی هوس‌برانگیز به نظر میاد.

1263
01:27:39,129 --> 01:27:42,716
- مامان، یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم. - منم یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

1264
01:27:42,883 --> 01:27:45,177
باهات کاملاً رو راست نبودم.

1265
01:27:45,343 --> 01:27:49,306
و شاید حتی با خودم، در مورد اینکه وقتی هم‌سنِ تو بودم چه جور آدمی بودم.

1266
01:27:49,473 --> 01:27:52,726
اگه حواست نباشه، زندگی می‌تونه تیکه‌هایی از وجودت رو ازت بدزده.

1267
01:27:52,893 --> 01:27:56,813
ولی تو کمکم کردی دوباره پیداشون کنم و واقعاً ازت ممنونم.

1268
01:28:00,567 --> 01:28:03,028
قضیه‌ی این «کلوییِ» شرور چیه؟

1269
01:28:04,237 --> 01:28:08,158
- نمی‌فهمم چی داری میگی. - قول میدم به بابات چیزی نگم.

1270
01:28:14,039 --> 01:28:17,292
- مگه میشه؟ ترسناکه. - تونستم بیام بیرون.

1271
01:28:17,459 --> 01:28:19,252
اون بوته‌ها نمی‌تونن جلوی منو بگیرن.

1272
01:28:21,129 --> 01:28:22,214
یه معامله بهم بدهکاری.

1273
01:28:23,840 --> 01:28:29,387
- طبق حسابِ من، دو تا بدهکاری. - حریفِ تو نمیشم.

1274
01:28:36,561 --> 01:28:37,687
بزن به سلامتی!

1275
01:28:39,773 --> 01:28:43,693
می‌خوام به سلامتیِ شجاع‌ترین ناجی‌هایی که تو عمرم شناختم بنوشم.

1276
01:28:43,860 --> 01:28:49,783
سختی‌هایی که تو این چند روز همه‌تون کشیدین و طرز کار تیمی‌تون...

1277
01:28:49,950 --> 01:28:55,121
و اینکه چطور از پس اون‌همه بدبختی براومدین، واقعاً ایول داره.

1278
01:28:55,288 --> 01:29:00,043
ما همیشه به تک‌تک‌تون افتخار می‌کنیم.

1279
01:29:08,468 --> 01:29:11,847
راستی، فک کنم مامانت از من خوشش میاد.

1280
01:29:12,013 --> 01:29:13,890
یا خدا...

1281
01:29:24,192 --> 01:29:28,154
وقت رقصیدنه!

1282
01:29:29,364 --> 01:29:31,283
دمت گرم، «فرشته مهربون».

1283
01:29:31,449 --> 01:29:34,953
بهتون امر می‌کنم که برقصین.

1284
01:29:37,163 --> 01:29:40,792
«میون سایه‌ها راه رفتم، زیر نور ایستادم،

1285
01:29:40,959 --> 01:29:44,713
هر برچسبی که بگی بهم چسبوندن؛ یه جاهایی اشتباه کردم و یه جاهایی هم حق با من بود.

1286
01:29:44,880 --> 01:29:48,967
همیشه زیر فشار بودم که یه نقشی رو بازی کنم،

1287
01:29:49,134 --> 01:29:52,387
اما نور فقط وقتی می‌تابه که یه ذره تاریکی هم باشه.

1288
01:29:52,554 --> 01:29:56,474
هر رویا، هر شک و هر انتخابی که می‌کنیم،

1289
01:29:56,641 --> 01:30:00,562
ما رو درست می‌بره سمت همون زندگی‌ای که باید بسازیم.

1290
01:30:00,729 --> 01:30:04,649
توی خوشی و ناخوشی،

1291
01:30:04,816 --> 01:30:08,361
با ریتم خودت برو جلو،

1292
01:30:08,528 --> 01:30:11,990
یه حقیقتی ته دلته، همونو دنبال کن.

1293
01:30:12,157 --> 01:30:14,868
تو فقط خودتی و بس،

1294
01:30:15,035 --> 01:30:16,077
برو و به دستش بیار.

1295
01:30:16,244 --> 01:30:20,290
کمال‌گرایی، هرج‌ومرج و هر چی که این وسطه،

1296
01:30:20,457 --> 01:30:23,835
اینکه بدون هیچ حد و مرزی خودت باشی؛ این زندگی توئه، پس برو و زندگی‌ش کن.

1297
01:30:26,922 --> 01:30:28,131
برو و زندگی‌ش کن،

1298
01:30:30,050 --> 01:30:31,426
برو و زندگی‌ش کن.

1299
01:30:31,593 --> 01:30:33,553
بی‌نقصی و هرج‌ومرج،

1300
01:30:33,720 --> 01:30:35,847
و هر چی که این وسطه.»

1301
01:30:36,014 --> 01:30:38,016
خودِ خودت باش، بی حد و مرز

1302
01:30:38,183 --> 01:30:40,393
این زندگیِ توئه، پس برو و زندگی‌ش کن

1303
01:30:40,560 --> 01:30:44,481
قصه‌مون رو می‌نویسیم، زندگی می‌کنیم و یاد می‌گیریم

1304
01:30:44,648 --> 01:30:48,485
مسیری که می‌ریم ممکنه پُر از پیچ و خم باشه

1305
01:30:48,652 --> 01:30:53,114
ولی هر لحظه که به موفقیت نزدیک‌تر می‌شی

1306
01:30:53,281 --> 01:30:56,618
داری با سازِ بهترین ورژنِ خودت می‌رقصی

1307
01:30:56,785 --> 01:31:00,497
هر رویا، هر شک و هر انتخابی که می‌کنیم

1308
01:31:00,664 --> 01:31:04,751
مستقیم می‌برتمون سمتِ همون زندگی‌ای که باید بسازیمش

1309
01:31:04,918 --> 01:31:08,588
توی خوشی و ناخوشی

1310
01:31:08,755 --> 01:31:11,967
با ریتمِ خودت برو جلو

1311
01:31:12,133 --> 01:31:14,511
یه حقیقتی تهِ دلت هست

1312
01:31:14,678 --> 01:31:15,971
با همون هماهنگ شو

1313
01:31:16,137 --> 01:31:18,640
تو فقط همینی هستی که هستی

1314
01:31:18,807 --> 01:31:20,266
برو و به چنگش بیار

1315
01:31:20,433 --> 01:31:22,143
کمال‌گرایی و هرج و مرج

1316
01:31:22,310 --> 01:31:26,106
و هر چیزی که این وسطاست؛ خودِ خودت باش، بی حد و مرز

1317
01:31:26,272 --> 01:31:28,358
این زندگیِ توئه، پس برو و زندگی‌ش کن

1318
01:31:30,318 --> 01:31:32,362
برو زندگی‌ش کن

1319
01:31:34,072 --> 01:31:36,157
برو زندگی‌ش کن

1320
01:31:36,324 --> 01:31:39,995
یه برقی توی چشماش داره

1321
01:31:40,161 --> 01:31:44,416
و نه از سقوط می‌ترسه نه از پرواز

1322
01:31:44,582 --> 01:31:48,128
فردا رو به سبکِ خودشون می‌سازن

1323
01:31:48,294 --> 01:31:50,130
یه نقصِ بی‌نظیر

1324
01:31:50,296 --> 01:31:51,423
مثلِ یکی که می‌شناسم

1325
01:31:51,589 --> 01:31:53,216
چیزی برای ثابت کردن نداری

1326
01:31:53,383 --> 01:31:55,010
‫أر العالم ما يمكنك فعله

1327
01:31:55,176 --> 01:31:57,804
‫المستقبل يبدأ بي وبك"

1328
01:31:57,971 --> 01:32:00,515
‫- و"بينك" أيضاً.
‫- نعم!

1329
01:32:00,682 --> 01:32:04,602
‫"هناك حقيقة في قلبك، تماش معها

1330
01:32:04,769 --> 01:32:07,063
‫أنت وحدك من أنت عليه

1331
01:32:07,230 --> 01:32:08,398
‫اذهب وحقق ذلك

1332
01:32:08,565 --> 01:32:12,485
‫المثالية والفوضوية وكل ما بينهما

1333
01:32:12,652 --> 01:32:18,241
‫أن تكون على طبيعتك بلا حدود
‫هذه هي حياتك لذا اذهب وعشها

1334
01:32:18,408 --> 01:32:20,910
‫اذهب وعشها

1335
01:32:22,537 --> 01:32:24,122
‫اذهب وعشها

1336
01:32:24,289 --> 01:32:27,876
‫المثالية والفوضوية وكل ما بينهما

1337
01:32:28,043 --> 01:32:29,878
‫أن تكون على طبيعتك بلا حدود

1338
01:32:30,045 --> 01:32:33,173
‫هذه حياتك لذا اذهب وعشها"

1339
01:32:38,011 --> 01:32:40,930
‫- أخيراً، عادت الأمور إلى نصابها.
‫- نعم.

1340
01:32:41,097 --> 01:32:44,392
‫لكن يجب أن أعترف، استمتعت
‫قليلاً بالتصرف بشكل سيئ.

1341
01:32:44,559 --> 01:32:46,561
‫هذه جملتي.

1342
01:32:48,772 --> 01:32:50,607
‫لنحتفل.

1343
01:33:00,533 --> 01:33:06,664
‫أكره النهايات السعيدة،
‫حان الوقت لبدء بعض الشقاوة الجديدة.

1344
01:33:07,874 --> 01:33:10,168
‫وداعاً يا "بينك"!

1345
01:33:10,335 --> 01:33:15,090
‫شكراً على قدومكم يا رفاق، ما هذا؟

1346
01:33:23,014 --> 01:33:26,351
‫- "بينك"، هل ستأتين؟
‫- لحظة واحدة.

1347
01:33:26,518 --> 01:33:28,228
‫"كنوز (بينك) و(ريد)"

1348
01:33:31,981 --> 01:33:35,485
‫لم تظنوا أن تلك
‫كانت نهاية القصة، صحيح؟

1349
01:33:35,652 --> 01:33:41,116
‫بالطبع لا، سيكون ذلك حلواً جداً!
‫مقرف! بطعم الفانيليا.

1350
01:33:41,282 --> 01:33:45,120
{\an8}‫"حبيبي، عرفت فوراً أنك مُقدر لي

1351
01:33:45,286 --> 01:33:48,706
{\an8}ته دلم می‌دونم که من تقدیر توام

1352
01:33:48,873 --> 01:33:53,711
{\an8}با اینکه مطمئن نیستی،
چرا داری مقاومت می‌کنی؟

1353
01:33:53,878 --> 01:33:58,133
{\an8}زیاد فکر نکن، بذار دلت تصمیم بگیره

1354
01:33:58,299 --> 01:33:59,884
{\an8}با دلت رو راست باش

1355
01:34:00,051 --> 01:34:01,970
{\an8}باید با دلت صادق باشی

1356
01:34:02,137 --> 01:34:03,972
{\an8}اونجاست که آسمون شکافته می‌شه

1357
01:34:04,139 --> 01:34:07,058
{\an8}و من با عشقم غرقت می‌کنم عزیزم

1358
01:34:07,225 --> 01:34:10,520
{\an8}چشماتو باز کن، دلت نمی‌تونه
بهت دروغ بگه

1359
01:34:10,687 --> 01:34:12,730
{\an8}و وقتی با دلت رو راست باشی

1360
01:34:12,897 --> 01:34:16,484
{\an8}می‌دونم که صاف میاردت پیش من

1361
01:34:19,154 --> 01:34:21,531
{\an8}با دلت صادق باش

1362
01:34:24,159 --> 01:34:28,079
{\an8}کسی که می‌دونی هواتو داره
می‌تونه آزادت کنه

1363
01:34:28,246 --> 01:34:32,458
{\an8}اگه بهم اعتماد کنی
می‌تونم این کارو برات انجام بدم

1364
01:34:32,625 --> 01:34:36,504
{\an8}چرا به چیزی که اینقدر درست به نظر میاد شک داری؟

1365
01:34:36,671 --> 01:34:41,509
{\an8}به دلت اعتماد کن تا نور رو ببینی

1366
01:34:41,676 --> 01:34:43,011
{\an8}با دلت صادق باش

1367
01:34:43,178 --> 01:34:45,180
{\an8}باید با دلت رو راست باشی

1368
01:34:45,346 --> 01:34:47,348
{\an8}اونجاست که آسمون شکافته می‌شه

1369
01:34:47,515 --> 01:34:50,268
{\an8}و من با عشقم غرقت می‌کنم عزیزم

1370
01:34:50,435 --> 01:34:54,147
{\an8}چشماتو باز کن،
دلت نمی‌تونه بهت دروغ بگه

1371
01:34:54,314 --> 01:34:55,940
{\an8}و وقتی با دلت رو راست باشی

1372
01:34:56,107 --> 01:35:02,614
{\an8}می‌دونم که صاف میاردت پیش من

1373
01:35:02,780 --> 01:35:07,619
{\an8}- به دلت
- آره، آخرش همونه بچه‌ها

1374
01:35:07,785 --> 01:35:11,623
{\an8}وقتی اوضاع قاراشمیش می‌شه
بهتره که شروع کنی

1375
01:35:11,789 --> 01:35:16,211
{\an8}باورت نمیشه عزیزم
با دلت صادق بمون

1376
01:35:16,377 --> 01:35:20,381
{\an8}می‌دونم حس می‌کنی
دنیا ازت خیلی فاصله گرفته

1377
01:35:20,548 --> 01:35:24,802
{\an8}ایمانت رو از دست نده عزیزم
فقط با قلبت روراست باش

1378
01:35:24,969 --> 01:35:27,680
ترجمه: لیلا مظهر