1
00:03:02,524 --> 00:03:05,649
‫کف خانه دوست داشت لگدمال شود یا نه

2
00:05:51,232 --> 00:05:54,316
‫- نورا؟ در رو باز کن
‫- نمی‌تونم

3
00:05:54,316 --> 00:05:57,149
‫- نورا، در رو باز کن!
‫- یه لحظه

4
00:06:25,066 --> 00:06:28,357
‫دارم دیالوگ‌هام رو مرور می‌کنم

5
00:06:29,441 --> 00:06:31,857
‫اما تو که دیالوگ‌ها رو حفظی

6
00:08:17,191 --> 00:08:18,941
‫فقط… یه‌کم استرس دارم

7
00:08:18,941 --> 00:08:21,732
‫فکر کنم باید…

8
00:08:21,732 --> 00:08:24,482
‫یه چیزی نیاز دارم

9
00:08:27,941 --> 00:08:31,857
‫- نه، وقت نیست. بس کن
‫- وقت داریم

10
00:08:32,941 --> 00:08:36,149
‫- تو فقط…
‫- باشه، پس منو بزن

11
00:09:01,274 --> 00:09:02,874
‫هی!

12
00:09:16,107 --> 00:09:18,524
‫- نه!
‫- نمی‌تونم نفس بکشم

13
00:09:18,524 --> 00:09:20,649
‫نکن!

14
00:09:20,649 --> 00:09:22,857
‫کمک! نورا، نکن

15
00:09:23,399 --> 00:09:26,524
‫- پاره‌ش نکن!
‫- صبر کن، نورا!

16
00:34:23,774 --> 00:34:28,107
‫- نمی‌خواستی بری؟
‫- می‌خوای برم؟ باشه

17
00:34:28,107 --> 00:34:30,857
‫نه، اما داره خیلی…

18
00:34:30,857 --> 00:34:33,566
‫صمیمی و بغلی می‌شه

19
00:34:33,566 --> 00:34:38,857
‫- بغلی دوست نداری؟
‫- دوست دارم. چرا

20
00:34:38,857 --> 00:34:41,691
‫چرا این‌قدر از صمیمیت می‌ترسی؟

21
00:34:44,649 --> 00:34:48,566
‫- مشخصه که برات راحت نیست
‫- نه، نیست

22
00:34:48,566 --> 00:34:52,942
‫خیلی خوبه که متأهلی، این‌طوری دیگه
‫مجبور نیستم با این موضوع سروکله بزنم

23
00:34:52,942 --> 00:34:56,024
‫که واقعاً چقدر داغونم

24
00:34:56,024 --> 00:35:01,191
‫خدایا، چه حرف بی‌رحمانه‌ای در مورد
‫خودت زدی. چقدر داغونی؟

25
00:35:04,774 --> 00:35:06,482
‫درصد بگم؟

26
00:35:06,482 --> 00:35:08,274
‫‏۸۰ درصد

27
00:35:09,357 --> 00:35:13,149
‫- ‏۸۰ درصد
‫- یعنی ۲۰ درصد…

28
00:35:13,149 --> 00:35:16,024
‫الان اون ۲۰ درصد رو می‌بینی

29
00:35:19,191 --> 00:35:21,692
‫با مدیر تئاتر حرف زدی؟

30
00:35:21,692 --> 00:35:24,566
‫آره، میگه باید…

31
00:35:24,566 --> 00:35:26,774
‫برم پیش مشاور

32
00:35:26,774 --> 00:35:28,357
‫آره

33
00:35:28,357 --> 00:35:31,191
‫- خب، چرا که نه؟
‫- نگو "آره"

34
00:35:31,191 --> 00:35:36,316
‫نه، آخه یجور فوبیاست.
‫مشاور می‌تونه کمکت کنه

35
00:35:36,316 --> 00:35:39,649
‫اما اون‌قدر هم بد نیست، فقط…

36
00:35:39,649 --> 00:35:43,482
‫- مجبور شدم بهت سیلی بزنم
‫- آره. آره

37
00:35:43,482 --> 00:35:47,191
‫شرمنده بابت اون جریان.
‫خیلی عجیب بود، اما…

38
00:35:47,191 --> 00:35:50,857
‫- می‌تونی نظرت رو عوض کنی و ازم شکایت کنی
‫- نمی‌کنم

39
00:35:50,857 --> 00:35:54,441
‫به خدا. خودم رو خیلی خوب می‌شناسم

40
00:35:54,441 --> 00:35:58,857
‫- به درمان نیاز ندارم
‫- من کاملاً مخالفم

41
00:35:58,857 --> 00:36:01,441
‫- چرا که نه؟
‫- آخه مامانم…

42
00:36:01,441 --> 00:36:05,732
‫- مامانم مشاور بود
‫- قرار نیست بری دیدن مامانت

43
00:36:06,607 --> 00:36:10,149
‫- فقط یه بوس دیگه می‌خوام
‫- باشه، اما…

44
00:36:10,149 --> 00:36:12,899
‫- نه، این‌طوری نه
‫- اما دیگه تمومه!

45
00:36:17,274 --> 00:36:19,649
‫- فردا می‌بینمت
‫- می‌بینمت

46
00:53:52,482 --> 00:53:58,357
‫بعد از آن، نوبت به "ادیت" خواهر کوچک کارین
‫و دوستش لیلیان رسید که در خانه زندگی کنند

47
00:53:58,357 --> 00:54:03,607
‫ادیت خوش‌حال بود که فرزندی ندارد،
‫اما گوستاو اغلب تابستان‌ها به آنها سر می‌زد

48
00:54:10,316 --> 00:54:14,816
‫اگر کسی اعتراض می‌کرد، ادیت صدا را
‫بیشتر می‌کرد. مطمئن بود

49
00:54:14,816 --> 00:54:19,232
‫که در زمان جنگ، یکی از همسایه‌ها
‫خواهرش را به پلیس لو داده

50
00:55:10,899 --> 00:55:15,941
‫‏۳ هفته قبل از به دنیا آمدن نورا
‫در دسامبر سال ۱۹۸۷ ازدواج کردند

51
00:55:18,191 --> 00:55:22,566
‫و با تولد اَگنس خواهر کوچک‌ترش،
‫خانواده‌ای چهار نفره شدند

52
00:59:26,191 --> 00:59:29,024
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتی!

53
00:59:29,566 --> 00:59:33,399
‫بهم نگفتی داری طلاق می‌گیری

54
01:01:51,107 --> 01:01:53,941
‫- سلام! خوش اومدی
‫- سلام

55
01:03:52,349 --> 01:03:54,125
‫« معلم پیانو »
‫« برگشت‌ناپذیر »

56
01:12:19,312 --> 01:12:21,270
‫نوش

57
01:12:22,270 --> 01:12:24,353
‫خوشحال شدم دیدمت

