1
00:00:39,583 --> 00:00:42,708
‫این فیلم از رمانی به همین نام
‫اثر جولیانو دا امپولی اقتباس شده.

2
00:00:42,875 --> 00:00:46,208
‫هرچند این اثر از اتفاقات تاریخی الهام
‫گرفته شده، اما کماکان یک اثر هنری است.

3
00:00:46,375 --> 00:00:49,875
‫شخصیت‌ها و همچنین صحبت‌ها
‫و نظراتشان خیالی‌ هستند.

4
00:00:49,899 --> 00:01:00,899
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

5
00:01:00,923 --> 00:01:05,923
‫مترجم: اشکان هیدی

6
00:01:29,708 --> 00:01:32,250
‫از وقتی که وادیم بارانوف دیگه مشاور

7
00:01:32,417 --> 00:01:35,458
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین،
‫تزار، نبود

8
00:01:35,625 --> 00:01:39,208
‫افسانه‌هایی که درباره‌ش بود، نه
‫تنها از بین نرفتن، بلکه بیشتر هم شدن.

9
00:01:39,875 --> 00:01:43,500
‫بیشترِ مردایِ قدرت، ابهتشون
‫رو از جایگاهشون می‌گیرن.

10
00:01:43,667 --> 00:01:47,125
‫وقتی از دستش می‌دن، انگار
‫دوشاخه از پریز کشیده شده.

11
00:01:47,833 --> 00:01:50,292
‫بارانوف از یه قماش دیگه بود.

12
00:01:51,417 --> 00:01:55,125
‫به گفته‌ی بعضی‌ها، اون به یه
‫صومعه توی کوه آتوس پناه برده بود.

13
00:01:55,292 --> 00:01:57,292
‫بقیه قسم می‌خوردن که
‫اون رو توی ایبیزا دیدن

14
00:01:57,458 --> 00:01:59,917
‫در حالی که دورش رو مدل‌های
‫نشئه کوکائین گرفته بودن.

15
00:02:00,875 --> 00:02:05,083
‫بعضی‌های دیگه هم ادعا می‌کردن
‫که اون رو توی جبهه‌ی دونباس دیدن.

16
00:02:07,042 --> 00:02:11,000
‫وادیم بارانوف توی زندگی‌ش
‫میون گردابی از معماها پیش می‌رفت.

17
00:02:11,833 --> 00:02:15,208
‫تنها چیزی که قطعی
‫بود، نفوذش روی تزار بود.

18
00:02:16,708 --> 00:02:18,500
‫توی پونزده سالی که در خدمتش بود

19
00:02:18,667 --> 00:02:22,250
‫نقش تعیین‌کننده‌ای توی
‫گسترش قدرتش داشت.

20
00:02:23,208 --> 00:02:26,083
‫بهش می‌گفتن جادوگر کرملین

21
00:02:26,250 --> 00:02:27,917
‫راسپوتین جدید.

22
00:02:30,958 --> 00:02:34,500
‫نصف‌شب می‌رفت
‫توی دفتر رئیس‌جمهور

23
00:02:34,667 --> 00:02:36,667
‫تا به کارهای فوری رسیدگی کنه.

24
00:02:38,000 --> 00:02:41,625
‫شاید خودِ تزار با خط
‫مستقیمش احضارش می‌کرد.

25
00:02:43,708 --> 00:02:46,542
‫گاهی یه وزیرِ سرشناس
‫هم بهشون ملحق می‌شد

26
00:02:46,708 --> 00:02:49,625
‫یا رئیسِ یه شرکت بزرگ دولتی.

27
00:02:51,125 --> 00:02:53,542
‫اما این شاهدها هیچ چیزی رو

28
00:02:53,708 --> 00:02:56,667
‫درباره‌ی فعالیت‌های شبانه‌ی
‫تزار و مشاورش روشن نمی‌کردن.

29
00:02:59,875 --> 00:03:03,917
‫وقتی چند سال بعد از
‫ناپدید شدنش برگشتم مسکو

30
00:03:04,042 --> 00:03:07,083
‫خاطره‌ی بارانوف مثل
‫یه سایه همه جا بود.

31
00:03:07,667 --> 00:03:09,292
‫مطبوعات اصرار داشتن که

32
00:03:09,458 --> 00:03:12,042
‫مرموزترین اقدامات
‫کرملین رو به اون نسبت بدن.

33
00:03:12,792 --> 00:03:13,917
‫در مورد خودم هم باید بگم

34
00:03:14,042 --> 00:03:18,208
‫مقاله اخیرم توی فارن افرز
‫یه کم سر و صدا به پا کرده بود.

35
00:03:19,667 --> 00:03:23,875
‫عنوانش این بود:
‫«وادیم بارانوف و اختراع دموکراسیِ جعلی».

36
00:03:29,542 --> 00:03:32,542
‫اگه لازم شد، شماره ۹ رو بگیرین.

37
00:03:32,708 --> 00:03:35,375
‫- روز بخیر آقای رولند.
‫- روز شما هم بخیر.

38
00:03:39,167 --> 00:03:41,208
‫من تو مرخصی مطالعاتی از ییل بودم

39
00:03:41,375 --> 00:03:44,292
‫تا اولین زندگی‌نامه
‫یوگنی زامیاتین رو بنویسم

40
00:03:44,458 --> 00:03:46,125
‫نویسنده بزرگ روسی

41
00:03:46,292 --> 00:03:49,917
‫و از مخالفای اولیه
‫رژیم کمونیستی استالین.

42
00:03:52,375 --> 00:03:54,292
‫تو فضای بی‌روح زمستونی قدم می‌زدم

43
00:03:54,958 --> 00:03:57,042
‫کتابای قدیمی رو ورق می‌زدم.

44
00:03:58,125 --> 00:04:00,542
‫زامیاتین شد دغدغه فکریم.

45
00:04:00,708 --> 00:04:02,000
‫اون یه آدم آینده‌نگر بود.

46
00:04:02,125 --> 00:04:06,875
‫نه فقط در مورد استالین، بلکه
‫در مورد همه دیکتاتورای آینده.

47
00:04:07,000 --> 00:04:10,708
‫از الیگارش‌های سیلیکون ولی
‫گرفته تا تک‌حزبی‌های چین.

48
00:04:10,875 --> 00:04:13,708
‫از مارک زاکربرگ تا شی جین‌پینگ.

49
00:04:15,750 --> 00:04:17,916
‫رمان پادآرمان‌شهریش، به اسم «ما»

50
00:04:18,041 --> 00:04:21,041
‫الهام‌بخش جورج
‫اورول برای ۱۹۸۴ بود.

51
00:04:24,042 --> 00:04:26,583
‫نمی‌دونستم تو دانشگاه‌های
‫آمریکا زامیاتین می‌خونی.

52
00:04:31,250 --> 00:04:33,750
‫زامیاتین پیشگوی عصر ماست.

53
00:04:48,625 --> 00:04:50,167
‫زیاد تو مسکو می‌مونین؟

54
00:04:50,333 --> 00:04:52,000
‫یه چیزی دارم که
‫باید بهتون نشون بدم.

55
00:05:09,792 --> 00:05:11,667
‫موقع خروج از شهر

56
00:05:11,833 --> 00:05:15,917
‫جنگل‌های بی‌پایان و تاریک تا
‫خودِ سیبری کشیده شده بودن.

57
00:05:18,083 --> 00:05:21,292
‫کنجکاویم با دلهره همراه بود.

58
00:05:22,167 --> 00:05:25,542
‫تو روسیه، معمولاً
‫اوضاع خوب پیش میره.

59
00:05:25,708 --> 00:05:28,958
‫ولی وقتی اوضاع بد
‫میشه، خیلی بد میشه.

60
00:05:47,750 --> 00:05:49,000
‫صبح بخیر.

61
00:05:52,750 --> 00:05:54,792
‫لطفاً دنبال من بیاین، آقای رولند.

62
00:05:56,542 --> 00:05:58,167
‫می‌تونم پالتوتون رو بگیرم؟

63
00:06:01,250 --> 00:06:02,958
‫براتون چای میارم.

64
00:06:35,208 --> 00:06:37,625
‫کتاب‌های قدیمی جمع می‌کنین؟

65
00:06:37,792 --> 00:06:39,625
‫کلکسیون درست نمی‌کنم،
‫می‌خونمشون.

66
00:06:39,792 --> 00:06:41,208
‫خیلی فرقشه.

67
00:06:42,917 --> 00:06:44,625
‫زامیاتین می‌خونین؟

68
00:06:46,542 --> 00:06:49,583
‫یه چیزی دارم که اگه نشونتون
‫بدم حتماً ازش خوشتون میاد.

69
00:06:59,125 --> 00:07:00,875
‫می‌دونین این چیه؟

70
00:07:02,000 --> 00:07:04,333
‫نامه‌ی زامیاتین به استالینه.

71
00:07:04,500 --> 00:07:07,792
‫ازش اجازه می‌خواد
‫که از شوروی بره.

72
00:07:07,958 --> 00:07:09,958
‫یوسیف ویساریونویچ عزیز.

73
00:07:10,083 --> 00:07:12,250
‫همون‌طور که مسیحی‌ها
‫شیطان رو اختراع کردن

74
00:07:12,417 --> 00:07:15,333
‫تا به تمام شکل‌های
‫شر، تجسم ببخشن

75
00:07:15,500 --> 00:07:19,625
‫منتقدها هم از من شیطانِ
‫ادبیات شوروی رو ساختن.

76
00:07:21,000 --> 00:07:24,083
‫زامیاتین خیلی چیزها
‫رو خیلی زود فهمید

77
00:07:24,250 --> 00:07:26,833
‫و بی‌احتیاطی کرد
‫که اون‌ها رو نوشت.

78
00:07:32,042 --> 00:07:33,375
‫بفرمایین بشینین.

79
00:07:36,375 --> 00:07:38,333
‫- خوندینش؟
‫- البته.

80
00:07:40,958 --> 00:07:43,167
‫وقت گذاشتین و براش حاشیه نوشتین.

81
00:07:43,333 --> 00:07:44,500
‫باعث افتخارمه.

82
00:07:44,667 --> 00:07:46,667
‫جوگیر نشیم.

83
00:07:47,625 --> 00:07:50,833
‫ولی برخلاف بقیه، شما
‫یه چیزهایی فهمیدین.

84
00:07:51,000 --> 00:07:52,958
‫نه خیلی زیاد، ولی یه چیزهایی.

85
00:07:55,125 --> 00:07:56,125
‫ممنون.

86
00:07:58,208 --> 00:08:00,292
‫خودتون رو یه هنرمند می‌دونین؟

87
00:08:01,125 --> 00:08:04,333
‫بذارین این‌طوری بگم که در واقع من
‫نقش مکمل داشتم. الان دیگه بازنشسته‌ام.

88
00:08:04,917 --> 00:08:06,208
‫دلتون برای آدرنالین تنگ نشده؟

89
00:08:06,375 --> 00:08:09,583
‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست
‫که صبح از خواب بیدار بشی

90
00:08:09,750 --> 00:08:10,875
‫قهوه‌ات رو بخوری

91
00:08:11,000 --> 00:08:12,958
‫و دخترت رو ببری مدرسه.

92
00:08:13,750 --> 00:08:15,125
‫بقیه چه واکنشی نشون دادن؟

93
00:08:15,292 --> 00:08:17,958
‫به رفتنم؟ بد، معلومه دیگه.

94
00:08:18,750 --> 00:08:22,333
‫توی دربار، همه رو می‌بخشن:
‫دزدها، قاتل‌ها، خائن‌ها.

95
00:08:22,500 --> 00:08:24,167
‫ولی فراری‌ها رو نه.

96
00:08:24,333 --> 00:08:27,292
‫"چیزی رو که ما حاضریم
‫براش آدم بکشیم، تو نمی‌خوای؟"

97
00:08:27,458 --> 00:08:29,500
‫و تزار چی؟

98
00:08:29,667 --> 00:08:31,500
‫تزار، اون یه بحث دیگه‌ست.

99
00:08:34,292 --> 00:08:37,375
‫پدرم از این کتابخونه می‌ترسید.

100
00:08:38,500 --> 00:08:39,917
‫مال پدربزرگم بود.

101
00:08:40,375 --> 00:08:43,542
‫کوستین، گراسیان، ماکیاولی

102
00:08:43,707 --> 00:08:46,000
‫شکاک‌ها، ناامیدها.

103
00:08:46,167 --> 00:08:48,042
‫واقعاً با عقاید شوروی جور نبود.

104
00:08:48,208 --> 00:08:51,000
‫ولی دمش گرم، هیچ‌وقت سعی
‫نکرد من رو ازش محروم کنه.

105
00:08:51,125 --> 00:08:52,000
‫پدرتون؟

106
00:08:52,167 --> 00:08:56,042
‫آخرش شد رئیس آکادمی
‫علوم اجتماعیِ حزب.

107
00:08:56,208 --> 00:08:59,292
‫تنها هدفش این بود که دمِ صبح

108
00:08:59,458 --> 00:09:01,500
‫با صدای در زدنِ
‫کا‌گ‌ب‌ بیدارش نکنن.

109
00:09:02,000 --> 00:09:05,000
‫با اون پستی که داشت،
‫نباید نگران می‌شد.

110
00:09:05,167 --> 00:09:07,875
‫توی شوروی هیچ‌کس در امان نبود.

111
00:09:08,000 --> 00:09:10,667
‫توی روسیه هیچ‌کس
‫در امان نیست، تمام.

112
00:09:10,833 --> 00:09:12,125
‫نه من.

113
00:09:12,292 --> 00:09:13,750
‫نه حتی شما.

114
00:09:16,708 --> 00:09:17,917
‫توی بچگی‌م

115
00:09:18,042 --> 00:09:21,083
‫بیشترین امتیازی که همه
‫دنبالش بودن، کرملیوفکا بود

116
00:09:21,250 --> 00:09:24,875
‫یه سبد خوراکی که مخصوص
‫آپاراتچیک‌ها بود. (اعضای حزب)

117
00:09:25,000 --> 00:09:26,375
‫امروز چی می‌خوریم؟

118
00:09:26,542 --> 00:09:28,208
‫پیراشکی سالمون

119
00:09:29,375 --> 00:09:30,917
‫کتلتِ بره.

120
00:09:31,042 --> 00:09:34,292
‫در واقع، مشکل من اینه
‫که بچگیِ شادی داشتم.

121
00:09:34,458 --> 00:09:36,917
‫توی روسیه، این عادی نیست.

122
00:09:37,042 --> 00:09:39,625
‫تمامِ نخبه‌های روسیه طعمِ
‫بدبختیِ دوران شوروی رو

123
00:09:39,792 --> 00:09:43,083
‫قبل از اینکه به ویلاهای
‫کوت دازور برسن، چشیدن.

124
00:09:43,250 --> 00:09:44,917
‫هنوز هم از اون فضا درنیومدن.

125
00:09:45,750 --> 00:09:46,792
‫حتی تزار:

126
00:09:47,333 --> 00:09:50,000
‫من، بچه‌ای هستم که
‫توی یه کومونالکا بزرگ شدم

127
00:09:50,125 --> 00:09:52,208
‫تهِ یه حیاطِ کثیف
‫توی سنت پترزبورگ

128
00:09:52,375 --> 00:09:55,125
‫حالا دیگه تو کاخ
‫باکینگهام پذیرفته شدم!

129
00:09:57,042 --> 00:09:59,583
‫- زمونه عوض شده.
‫- نه اون‌قدرها.

130
00:09:59,750 --> 00:10:01,708
‫سمت شما، پول حرف اول رو می‌زنه.

131
00:10:01,875 --> 00:10:04,542
‫تو روسیه، چیزی که
‫مهمه، نزدیکی به قدرته.

132
00:10:04,708 --> 00:10:08,292
‫سیستم شوروی بر پایه
‫امتیاز بود، نه پول نقد.

133
00:10:08,458 --> 00:10:11,750
‫دیروز خبری ازش
‫نبود. فردا هم خدا بزرگه.

134
00:10:11,917 --> 00:10:14,125
‫پس بهتره همین الان خرجش کنیم.

135
00:10:15,292 --> 00:10:17,625
‫می‌دونین «ورتوشکا» چیه؟

136
00:10:17,792 --> 00:10:19,583
‫یه تلفن بدون شماره‌گیر

137
00:10:19,750 --> 00:10:22,917
‫که به کله‌گنده‌های حزب اجازه
‫می‌داد مستقیم باهاتون تماس بگیرن.

138
00:10:23,042 --> 00:10:24,958
‫داشتن یکیش نشونه موفقیت بود.

139
00:10:25,083 --> 00:10:27,375
‫نگاه کنین. این یه ورتوشکاست.

140
00:10:27,542 --> 00:10:29,667
‫خاکستری، مثل هر
‫چیزی که مال شورویه.

141
00:10:29,833 --> 00:10:32,500
‫اگه به نظرتون مسکو خاکستریه،
‫واشینگتن رو امتحان کنین.

142
00:10:32,667 --> 00:10:35,042
‫اونجا خاکستری نیستن، مرده‌ان.

143
00:10:35,208 --> 00:10:38,708
‫به هر حال، ورود من
‫به آمریکا و اروپا ممنوعه.

144
00:10:40,500 --> 00:10:42,000
‫- پدرتون هنوز زنده‌ست؟
‫- نه.

145
00:10:42,167 --> 00:10:44,833
‫تو دنیای خودش،
‫می‌تونست خیلی دووم بیاره.

146
00:10:45,000 --> 00:10:48,292
‫اما گورباچف با لیوان
‫شیرش از راه رسید.

147
00:10:48,458 --> 00:10:50,000
‫لیوان شیرش!

148
00:10:50,792 --> 00:10:54,042
‫لازم نبود به حرفای گورباچف گوش
‫بدی تا بفهمی شوروی رو نابود می‌کنه.

149
00:10:54,208 --> 00:10:56,000
‫فقط کافی بود بهش نگاه کنی.

150
00:10:56,125 --> 00:10:59,333
‫می‌رفت پشت تریبون و
‫براش یه لیوان شیر می‌آوردن.

151
00:10:59,500 --> 00:11:02,167
‫بعدش قیمت ودکا رو دو برابر کرد

152
00:11:02,333 --> 00:11:04,958
‫و سعی کرد همه رو شیرخور کنه.

153
00:11:05,083 --> 00:11:06,208
‫تو روسیه!

154
00:11:06,375 --> 00:11:07,875
‫می‌تونین تصورش رو بکنین؟

155
00:11:09,333 --> 00:11:12,292
‫تعجبی نداره که
‫همه‌چی به فنا رفت.

156
00:11:13,583 --> 00:11:16,708
‫اون پایان کمونیسم و پدرم بود.

157
00:11:16,875 --> 00:11:18,583
‫همه‌چی‌شو از دست داد.

158
00:11:18,750 --> 00:11:21,708
‫کارش، امتیازاتش، اعتبارش.

159
00:11:21,875 --> 00:11:24,083
‫و شما؟ اون موقع چیکار می‌کردین؟

160
00:11:24,625 --> 00:11:27,333
‫پدرم می‌خواست دیپلمات بشم.

161
00:11:27,500 --> 00:11:30,625
‫اما میلی به درس خوندن
‫نداشتم. کارهای خرده‌پا می‌کردم.

162
00:11:30,792 --> 00:11:34,333
‫تلویزیون و ضبط‌صوت می‌فروختم.

163
00:11:34,500 --> 00:11:36,333
‫کارم خوب گرفت.

164
00:11:37,250 --> 00:11:41,208
‫شروع کردم به بیشتر از پدرم
‫پول درآوردن، خیلی بیشتر.

165
00:11:41,792 --> 00:11:43,625
‫یه بچه نادون بودم.

166
00:11:43,792 --> 00:11:46,875
‫واسه همین با دنیای
‫جدید بهتر کنار اومدم.

167
00:11:47,750 --> 00:11:49,750
‫روس‌های جدید

168
00:11:49,917 --> 00:11:51,667
‫اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰

169
00:11:51,833 --> 00:11:53,500
‫مسکو یه شهر پر از هیجان بود.

170
00:11:53,667 --> 00:11:57,375
‫چند سال کوتاه و پر از امید بود.

171
00:11:57,542 --> 00:11:59,792
‫هر هفته کتاب‌های
‫ممنوعه چاپ می‌شدن.

172
00:11:59,958 --> 00:12:03,000
‫سولژنیتسین، پاسترناک، بولگاکف

173
00:12:03,125 --> 00:12:06,042
‫مجله‌های هنری و ادبی
‫میلیونی فروش می‌رفتن.

174
00:12:06,208 --> 00:12:08,958
‫عطش روس‌ها برای
‫آزادی سیری‌ناپذیر بود.

175
00:12:11,917 --> 00:12:15,792
‫توی آکادمی هنرهای
‫دراماتیک مسکو ثبت‌نام کردم

176
00:12:15,958 --> 00:12:19,125
‫و غرق زندگی
‫بی‌بندوبار تئاتری‌ها شدم.

177
00:12:27,958 --> 00:12:31,208
‫بیست سالمون بود و یه دنیای
‫جدید داشت به رومون باز می‌شد

178
00:12:31,375 --> 00:12:34,542
‫درست همون موقعی که
‫قدرت فتح کردنش رو داشتیم.

179
00:12:55,542 --> 00:12:56,708
‫در رو باز کن!

180
00:12:56,875 --> 00:12:58,458
‫در رو باز کن، کثافت

181
00:12:58,625 --> 00:12:59,875
‫وگرنه داغونت می‌کنم!

182
00:13:04,000 --> 00:13:07,792
‫اون‌قدر هیجان‌زده بودیم که شبی
‫بیشتر از سه چهار ساعت نمی‌خوابیدیم.

183
00:13:07,958 --> 00:13:10,458
‫مطمئن بودیم که نوبت ما رسیده

184
00:13:10,625 --> 00:13:13,292
‫که جامعه رو از نو بسازیم.

185
00:13:44,375 --> 00:13:46,333
‫می‌شد تئاترهایی که از
‫اروپا اومده بودن رو دید

186
00:13:46,500 --> 00:13:49,667
‫تا سپیدۀ صبح با بازیگرها
‫و کارگردان‌ها بحث کرد.

187
00:13:49,833 --> 00:13:52,750
‫واقعاً فکر می‌کنین
‫آزادی همه‌چیزی رو

188
00:13:52,917 --> 00:13:55,792
‫که توی یه دنیای پر از فرهنگ و
‫شعر زندگی می‌کنین، عوض می‌کنه؟

189
00:13:55,958 --> 00:13:57,917
‫نسل ما سیستم رو پس زد.

190
00:13:58,042 --> 00:14:01,250
‫پدر و مادرهامون سرشون
‫رو انداختن پایین، ولی ما نه.

191
00:14:01,417 --> 00:14:02,917
‫با این‌که شاید خوشتون نیاد

192
00:14:03,042 --> 00:14:06,000
‫کمونیسم دوران فرمانروایی
‫فرهنگ و شعر بود.

193
00:14:06,167 --> 00:14:08,083
‫چطور می‌تونین این رو بگین؟

194
00:14:08,250 --> 00:14:09,917
‫توی دوران کمونیسم، بازنده بودن

195
00:14:10,042 --> 00:14:12,750
‫تنها راه برای حفظ عزت‌نفس بود.

196
00:14:12,917 --> 00:14:14,417
‫حداقلش این بود که
‫باهاشون همدست نمی‌شدیم.

197
00:15:16,250 --> 00:15:17,250
‫گمشو!

198
00:15:20,875 --> 00:15:22,083
‫برو به درک!

199
00:15:31,375 --> 00:15:32,375
‫عالیه.

200
00:15:35,000 --> 00:15:36,125
‫من یکی رو که
‫تحت‌تاثیر قرار دادی.

201
00:15:38,292 --> 00:15:39,333
‫جدی؟

202
00:15:39,500 --> 00:15:42,750
‫می‌خواستم این رو بهتون بگم
‫چون به‌ندرت برام پیش میاد.

203
00:15:45,083 --> 00:15:46,333
‫جالبه.

204
00:15:47,167 --> 00:15:48,708
‫شما آدم معمولی‌ای نیستین.

205
00:15:49,292 --> 00:15:52,000
‫- چی شما رو تحت‌تاثیر قرار داد؟
‫- شما.

206
00:15:52,125 --> 00:15:53,667
‫اجراتون.

207
00:15:53,833 --> 00:15:55,000
‫کدوم اجرا؟

208
00:15:55,125 --> 00:15:56,667
‫مگه همین الان آواز نخوندین؟

209
00:15:56,833 --> 00:15:58,500
‫به اون می‌گین آواز خوندن؟

210
00:15:58,667 --> 00:16:00,042
‫شما بهش چی می‌گین؟

211
00:16:00,208 --> 00:16:02,083
‫یه مشت چرت‌وپرتِ مد روز.

212
00:16:02,708 --> 00:16:04,125
‫فقط برای کمک کردن
‫اون کار رو کردم.

213
00:16:04,708 --> 00:16:05,792
‫به کی؟

214
00:16:06,792 --> 00:16:09,625
‫به مأمورای کا‌گ‌ب که دارن
‫زاغ سیاه‌مون رو چوب میزنن.

215
00:16:10,250 --> 00:16:14,000
‫خوشحالم که یه چیزی بهشون میدم
‫که گزارش‌هاشون رو جذاب‌تر کنه.

216
00:16:15,083 --> 00:16:16,958
‫حیفه. شما استعداد دارین.

217
00:16:17,083 --> 00:16:20,667
‫واسه اینکه کاری رو بکنم که
‫نیویورکی‌ها ۱۵ سال پیش می‌کردن؟

218
00:16:21,333 --> 00:16:22,708
‫شما یه شوروی‌ایه واقعی هستین.

219
00:16:22,875 --> 00:16:26,333
‫فکر می‌کنین دنیا
‫فقط منتظر شماست.

220
00:16:26,500 --> 00:16:28,500
‫و شما یه شورویِ‌ای واقعی نیستین؟

221
00:16:29,292 --> 00:16:32,208
‫پدر و مادرم یه مشت
‫دیوونه‌ی بیچاره بودن.

222
00:16:32,375 --> 00:16:34,333
‫هیپی بودن.

223
00:16:34,500 --> 00:16:37,208
‫من رو از این جا به
‫اون جا می‌کشوندن.

224
00:16:37,375 --> 00:16:41,292
‫امروز دیگه پیر و مریضن و
‫دیگه به ارزش‌هاشون ایمانی ندارن.

225
00:16:41,833 --> 00:16:45,000
‫یه چیز قطعیه، من
‫مثل اونا تموم نمی‌کنم.

226
00:16:45,125 --> 00:16:46,375
‫یه نقش براتون دارم.

227
00:16:46,542 --> 00:16:49,208
‫منت می‌ذارین یه کم جدی صحبت کنیم؟

228
00:16:49,375 --> 00:16:50,333
‫یه نقش.

229
00:16:54,583 --> 00:16:57,000
‫از اونایی که به
‫بازیگرا پیشنهاد میدن؟

230
00:16:57,125 --> 00:16:58,458
‫از اونایی که به
‫بازیگرا پیشنهاد میدن.

231
00:16:58,625 --> 00:17:00,167
‫حیف شد

232
00:17:00,333 --> 00:17:04,083
‫من بازیگر نیستم و هیچ
‫تمایلی هم ندارم که باشم.

233
00:17:04,250 --> 00:17:07,625
‫حتی می‌تونم بگم
‫همیشه هر کاری کردم

234
00:17:07,791 --> 00:17:09,291
‫که نباشم.

235
00:17:09,458 --> 00:17:12,125
‫یوگنی زامیاتین رو می‌شناسین؟

236
00:17:12,291 --> 00:17:16,750
‫یه نماد از آوانگاردهای
‫خیلی سنتی.

237
00:17:17,333 --> 00:17:18,833
‫تو فاز من نیست.

238
00:17:19,000 --> 00:17:20,791
‫با تمام احترامی که براتون
‫قائلم، دارین اشتباه می‌کنین.

239
00:17:20,958 --> 00:17:24,791
‫می‌خوام رمان «ما» اثر اون رو توی
‫مؤسسه‌ی هنرهای دراماتیک روی صحنه ببرم.

240
00:17:24,958 --> 00:17:28,750
‫ریسک می‌کنین.
‫داره برام جالب میشه.

241
00:17:29,708 --> 00:17:31,625
‫- ماشین دارین؟
‫- بله.

242
00:17:33,417 --> 00:17:34,708
‫من رو برسونین.

243
00:17:34,875 --> 00:17:36,875
‫دیگه از این مهمونی خسته شدم.

244
00:17:38,000 --> 00:17:39,125
‫عجله داری؟

245
00:17:40,292 --> 00:17:42,333
‫دارم زیادی تند میرم؟

246
00:17:45,417 --> 00:17:48,792
‫نمی‌دونم چطوری با سیاره‌ی
‫کسنیا ارتباط برقرار کردم

247
00:17:48,958 --> 00:17:52,333
‫اما بلافاصله فهمیدم که، حتی
‫اگه قرار بود هزار سال عمر کنم

248
00:17:52,500 --> 00:17:54,833
‫هیچ‌وقت کسی مثل اون رو نمی‌دیدم.

249
00:17:55,000 --> 00:17:57,958
‫همه تو موقعیت شروع.

250
00:17:58,083 --> 00:18:00,833
‫قیچی، دی-۵۰۳، تو موقعیت.

251
00:18:01,000 --> 00:18:02,292
‫کدوم صحنه رو اجرا می‌کنیم؟

252
00:18:02,458 --> 00:18:04,917
‫همیشه همون، یوری. صحنه‌ی آینه.

253
00:18:05,042 --> 00:18:07,042
‫نشستم یا دراز کشیدم؟

254
00:18:07,208 --> 00:18:10,958
‫دراز کشیدی، و وقتی نور
‫اینتگرال رو حس کردی، می‌شینی.

255
00:18:11,542 --> 00:18:14,167
‫مخصوصاً تکراری عمل کنین.

256
00:18:14,333 --> 00:18:16,125
‫عالی بود، ممنون.

257
00:18:16,292 --> 00:18:19,625
‫شام خیلی بی‌قید و بند
‫بود. مکانیکی‌تر باشین.

258
00:18:19,792 --> 00:18:22,167
‫- اینتگرال آماده‌ست؟
‫- آماده‌ست!

259
00:18:23,083 --> 00:18:24,542
‫به کاراتون ادامه بدین

260
00:18:24,708 --> 00:18:27,292
‫و وقتی نور اینتگرال رو حس کردین

261
00:18:27,458 --> 00:18:30,375
‫همه‌تون بلند میشین و
‫به سمت پنجره‌ها میرین.

262
00:18:30,542 --> 00:18:32,708
‫میلانا، آماده‌ای؟

263
00:18:32,875 --> 00:18:33,833
‫آره!

264
00:18:40,958 --> 00:18:42,875
‫یه مورد بد!

265
00:18:43,000 --> 00:18:45,000
‫ظاهراً، یه روح در تو حلول کرده.

266
00:18:45,167 --> 00:18:47,333
‫خیلی جدیه، دکتر؟

267
00:18:47,500 --> 00:18:48,792
‫علاج‌ناپذیره.

268
00:18:48,958 --> 00:18:52,333
‫ولی دقیقاً موضوع چیه؟ نمی‌فهمم.

269
00:18:52,500 --> 00:18:54,292
‫چطوری توضیح بدم؟

270
00:18:54,458 --> 00:18:55,875
‫یه سطح رو در نظر بگیرین.

271
00:18:56,000 --> 00:18:57,750
‫مثلاً، این آینه رو.

272
00:18:57,917 --> 00:19:00,792
‫می‌دونین که یه آینه معمولی
‫واقعیت رو منعکس می‌کنه.

273
00:19:00,958 --> 00:19:02,958
‫این یکی جذبش می‌کنه

274
00:19:03,083 --> 00:19:05,667
‫و رد همه‌چی رو نگه می‌داره.

275
00:19:13,250 --> 00:19:14,792
‫برادرای من!

276
00:19:14,958 --> 00:19:16,083
‫همه‌تون می‌دونین

277
00:19:16,250 --> 00:19:20,000
‫اونجا توی شهر، دارن یه
‫سفینه فضایی می‌سازن: اینتگرال.

278
00:19:26,000 --> 00:19:28,833
‫مرگ بر اینتگرال! مرگ بر اون!

279
00:19:30,083 --> 00:19:31,250
‫برادرای من.

280
00:19:32,125 --> 00:19:35,292
‫اینتگرال باید مال ما باشه.

281
00:19:36,917 --> 00:19:38,958
‫و مال ما هم می‌شه.

282
00:19:40,250 --> 00:19:43,625
‫وقتی برای اولین بار بره به آسمون

283
00:19:43,792 --> 00:19:46,875
‫ما هستیم که سوارشیم.

284
00:19:48,625 --> 00:19:52,667
‫چون ما سازنده‌ی اینتگرال
‫رو پیش خودمون داریم.

285
00:19:53,917 --> 00:19:56,875
‫اون شهر رو ول
‫کرده، با من اومده اینجا

286
00:19:58,125 --> 00:19:59,583
‫تا بین شما باشه.

287
00:19:59,750 --> 00:20:01,792
‫زنده باد سازنده!

288
00:20:20,833 --> 00:20:23,000
‫شاید جاه‌طلبی‌هاش مبهم بودن

289
00:20:23,625 --> 00:20:27,625
‫اما تئاتر آوانگارد مسکو
‫قرار نبود اونا رو برآورده کنه.

290
00:20:27,792 --> 00:20:30,208
‫می‌دونم. من اون سال‌ها
‫رو توی مسکو زندگی کردم.

291
00:20:30,375 --> 00:20:31,792
‫هیچ محدودیتی وجود نداشت.

292
00:20:31,958 --> 00:20:35,625
‫همه‌چی همزمان فرو می‌ریخت
‫و دوباره ساخته می‌شد.

293
00:20:36,292 --> 00:20:39,250
‫همزمان هم جذاب بود و هم ترسناک.

294
00:20:39,417 --> 00:20:41,542
‫من و کسنیا توی یه
‫حباب زندگی می‌کردیم

295
00:20:41,708 --> 00:20:44,625
‫وقتی زندگیِ پیرامون‌مون
‫پر از فرصت بود.

296
00:20:44,792 --> 00:20:48,000
‫هر روز، یه رفیق قدیمی
‫با یه ایده می‌اومد سراغم

297
00:20:48,167 --> 00:20:49,750
‫یه بیزنس برای راه انداختن.

298
00:20:49,917 --> 00:20:52,625
‫اول با دوچرخه‌ی پدربزرگش

299
00:20:52,792 --> 00:20:56,000
‫بعدش توی یه بنتلی
‫ضدگلوله، وسط بادیگاردها.

300
00:20:56,875 --> 00:20:59,083
‫این کم‌وبیش همون اتفاقیه
‫که برای دیمیتری افتاد.

301
00:20:59,250 --> 00:21:01,083
‫- سیدوروف؟
‫- سیدوروف، آره.

302
00:21:01,250 --> 00:21:02,792
‫دیمیتری سیدوروف.

303
00:21:03,792 --> 00:21:05,167
‫از دبیرستان می‌شناختمش.

304
00:21:05,333 --> 00:21:08,292
‫اون موقع، مسئول جوانان
‫کمونیست توی دانشگاه بود.

305
00:21:08,458 --> 00:21:10,458
‫فکر نکنین یه آپاراتچیک بود.

306
00:21:10,625 --> 00:21:11,875
‫اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰

307
00:21:12,000 --> 00:21:15,375
‫تعاونی دانشجوها، مهد
‫سرمایه‌داری روسیه بود.

308
00:21:16,417 --> 00:21:18,500
‫دوست داشتم برام از
‫ماجراجویی‌هاش بگه.

309
00:21:18,667 --> 00:21:21,917
‫می‌خواستم یه نمایشنامه درباره‌ی
‫کارآفرین‌هایی مثل اون بنویسم.

310
00:21:22,042 --> 00:21:23,250
‫دیمیتری رو دیدی؟

311
00:21:23,417 --> 00:21:25,917
‫پنج دقیقه پیش. برو
‫توی بار ببین هست.

312
00:21:26,042 --> 00:21:29,333
‫یه طبقه اجتماعی جدید،
‫که از ناکجاآباد پیدا شده بود.

313
00:21:29,917 --> 00:21:31,667
‫خیلی عجیب بود.

314
00:21:32,375 --> 00:21:33,667
‫وادیا!

315
00:21:35,208 --> 00:21:36,583
‫خوشحالم می‌بینمت.

316
00:21:36,750 --> 00:21:38,375
‫این کافه اولین بیزینسم بود

317
00:21:38,542 --> 00:21:41,250
‫ولی بهم کمک کرد فعالیت‌های
‫پرسودتری رو راه بندازم.

318
00:21:41,417 --> 00:21:42,917
‫همه‌شون هم قانونی نبودن.

319
00:21:43,042 --> 00:21:46,042
‫دیگه قانونی وجود نداره،
‫بیخیال. برات تعریف می‌کنم.

320
00:21:46,208 --> 00:21:48,667
‫بیخیال نوشتن. گوش کن.
‫مثل مامانت واست قصه می‌گم.

321
00:21:48,833 --> 00:21:52,000
‫یکی بود یکی نبود . یه
‫محموله کنیاک گیرم اومد.

322
00:21:52,125 --> 00:21:54,667
‫- کنیاک تقلبی.
‫- تقلبی، واقعی، مهم نیست.

323
00:21:54,833 --> 00:21:57,542
‫گذاشتمشون برای
‫فروش، بطری‌ای ۵۰ دلار.

324
00:21:57,708 --> 00:21:58,917
‫می‌شنوی؟

325
00:22:00,917 --> 00:22:02,833
‫هیچی. هیچ‌کس نمی‌خوادشون.

326
00:22:03,000 --> 00:22:05,500
‫قیمتش رو کردم ۵۰۰ دلار،
‫ملت برای خریدنش دعوا می‌کردن.

327
00:22:06,583 --> 00:22:08,458
‫فقط به کنیاک بسنده نکردی.

328
00:22:08,625 --> 00:22:10,708
‫کامپیوتر، شلوار جین سنگ‌شور،
‫صنایع دستی، نرم‌افزار

329
00:22:10,875 --> 00:22:12,792
‫به لطف تعاونی دانشجویی.

330
00:22:12,958 --> 00:22:16,167
‫چند تا کلاهبرداری
‫کوچیک. باورش برام سخته.

331
00:22:16,333 --> 00:22:17,750
‫تو رو که نمی‌شه پیچوند!

332
00:22:17,917 --> 00:22:20,542
‫اینا خاطراتی‌ان که
‫تماشاچی‌هات رو سرگرم کنی.

333
00:22:20,708 --> 00:22:21,958
‫این یه نمایشنامه‌ست.

334
00:22:22,542 --> 00:22:23,792
‫یه کلکی سوار کردم

335
00:22:23,958 --> 00:22:26,500
‫تا پرداخت‌های بین شرکت‌های
‫دولتی رو تسهیل کنم.

336
00:22:26,667 --> 00:22:29,000
‫پول قرض می‌گیرم،
‫به بقیه وام می‌دم.

337
00:22:29,167 --> 00:22:31,875
‫در واقع، به این می‌گن بانک، اما

338
00:22:32,833 --> 00:22:35,667
‫تو این کشور، کی
‫می‌دونه بانک چیه؟

339
00:22:38,500 --> 00:22:40,375
‫سوال‌های نیش‌دار!

340
00:22:45,417 --> 00:22:48,792
‫در واقع، من اولین بانک
‫تجاری روسیه رو راه انداختم.

341
00:22:48,958 --> 00:22:50,708
‫چطوری؟ یه کتاب پیدا کرده بودم.

342
00:22:50,875 --> 00:22:54,458
‫بانک‌های تجاری
‫کشورهای سرمایه‌داری.

343
00:22:54,625 --> 00:22:55,917
‫یه اثر فوق‌العاده.

344
00:22:56,042 --> 00:22:59,625
‫خیلی ساده و با جزئیات، طرز
‫کار سیستم بانکی رو توضیح می‌داد.

345
00:22:59,792 --> 00:23:01,833
‫با خودم گفتم: بد نیست!

346
00:23:04,542 --> 00:23:06,750
‫می‌گی آدم طماعی هستی؟

347
00:23:06,917 --> 00:23:08,083
‫کاملاً، بله.

348
00:23:08,250 --> 00:23:10,917
‫نبودم، ولی هر چی
‫می‌گذره بیشتر می‌شم.

349
00:23:11,042 --> 00:23:13,875
‫تو کار من، این یه مزیت محسوب
‫می‌شه. شخصیتم مثل بانکدارهاست.

350
00:23:14,000 --> 00:23:15,375
‫پول رو دوست دارم.

351
00:23:17,875 --> 00:23:20,000
‫- کت قشنگیه.
‫- پیرهن عالیه.

352
00:23:22,583 --> 00:23:23,792
‫مطالعه‌های خوبی داری!

353
00:23:23,958 --> 00:23:26,708
‫اونا یه قدم عقبن.
‫هنوز سبیل داشتی.

354
00:23:26,875 --> 00:23:30,167
‫خبرنگارها همیشه یه قدم
‫عقبن. خودت که بهتر می‌دونی.

355
00:23:30,333 --> 00:23:31,583
‫چه سبیل دهاتی‌طوری.

356
00:23:31,750 --> 00:23:33,167
‫خوب کاری کردی زدیش.

357
00:23:33,333 --> 00:23:35,208
‫نمایشنامه‌ت چطور پیش می‌ره؟

358
00:23:35,375 --> 00:23:37,500
‫- نمایشنامه‌م درباره تو؟
‫- آره.

359
00:23:37,667 --> 00:23:39,708
‫- نمی‌نویسمش.
‫- چرا؟

360
00:23:39,875 --> 00:23:42,375
‫تموم شد. دیگه نمی‌تونی
‫بهم حقیقت رو بگی.

361
00:23:44,500 --> 00:23:45,750
‫حق با توئه.

362
00:23:46,917 --> 00:23:49,083
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم
‫همه‌چیز رو بهت بگم.

363
00:23:49,250 --> 00:23:51,583
‫با این حال، یه کم
‫بیشتر بهم می‌گفتی.

364
00:24:07,000 --> 00:24:10,125
‫پس، اون دیمیتری معروف شمایین؟

365
00:24:10,292 --> 00:24:11,875
‫کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم.

366
00:24:12,000 --> 00:24:14,833
‫وادیم می‌گه سالی ۸۰
‫میلیون روبل درآمد دارین.

367
00:24:15,000 --> 00:24:16,875
‫- راست می‌گه؟
‫- شاید، نمی‌دونم.

368
00:24:17,000 --> 00:24:18,708
‫اینم می‌گه که شما یه پا لاتین.

369
00:24:19,958 --> 00:24:21,083
‫آره؟

370
00:24:21,250 --> 00:24:22,875
‫این که عیبی نداره.

371
00:24:27,292 --> 00:24:28,583
‫اولیس ناردین.

372
00:24:29,917 --> 00:24:32,458
‫یه کم زیادی زرق‌وبرق
‫داره که بخواد شیک باشه.

373
00:24:32,625 --> 00:24:35,333
‫زرق‌وبرق؟ اینو دختری
‫می‌گه که یه خرس رو سرشه.

374
00:24:36,250 --> 00:24:39,958
‫تو دنیای من، واسه اینکه بهت احترام
‫بذارن، بهتره پر زرق‌وبرق باشی تا شیک.

375
00:24:41,667 --> 00:24:43,042
‫واسه همینه این کراوات
‫مزخرف رو بستی.

376
00:24:43,625 --> 00:24:46,667
‫اوجنیو مارینلا از ناپل، وا بنه!

377
00:24:46,833 --> 00:24:48,292
‫بلیسیما کراواتا.

378
00:24:48,458 --> 00:24:49,792
‫نمی‌شناسم.

379
00:24:49,958 --> 00:24:52,000
‫معلومه. یه مغازه خیلی کوچیکه.

380
00:24:52,125 --> 00:24:54,083
‫خودش میاد تا کراوات‌های
‫سفارشی بدوزه.

381
00:24:54,250 --> 00:24:55,958
‫مگه کراوات سفارشی هم می‌دوزن؟

382
00:24:56,083 --> 00:24:58,292
‫تو دنیایی که من
‫زندگی می‌کنم، آره.

383
00:24:58,833 --> 00:25:00,917
‫شامپاین دوست دارین؟
‫زیادی پر زرق‌وبرقه؟

384
00:25:02,750 --> 00:25:06,750
‫باید می‌فهمیدم. از همون اولین
‫دیدار، سرنوشتم رقم خورده بود.

385
00:25:06,917 --> 00:25:08,875
‫کسنیا دیمیتری رو انتخاب می‌کرد

386
00:25:09,000 --> 00:25:11,542
‫بی‌نزاکتیش، انرژیش.

387
00:25:11,708 --> 00:25:13,542
‫اون همون موقع حسش کرد.

388
00:25:13,708 --> 00:25:15,125
‫و منم همین‌طور.

389
00:25:15,292 --> 00:25:18,000
‫ولی تا مدت‌ها
‫نمی‌خواستم باورش کنم.

390
00:25:22,542 --> 00:25:23,792
‫بله؟

391
00:25:23,958 --> 00:25:25,417
‫اومدم، اومدم.

392
00:25:27,500 --> 00:25:28,750
‫بدموقع اومدم؟

393
00:25:28,917 --> 00:25:30,500
‫می‌خواستم غافلگیرتون کنم.

394
00:25:31,167 --> 00:25:32,167
‫عجله کنین!

395
00:25:32,333 --> 00:25:33,250
‫گرسنه‌تونه؟

396
00:25:33,417 --> 00:25:35,958
‫تا دلت بخواد زرق‌وبرق!

397
00:25:36,083 --> 00:25:37,125
‫خاویار!

398
00:25:40,250 --> 00:25:41,583
‫از اون لحظه به بعد

399
00:25:41,750 --> 00:25:44,917
‫دیمیتری شروع کرد
‫به رفت‌وآمد مداوم با ما.

400
00:25:45,042 --> 00:25:48,458
‫و منِ ساده فکر می‌کردم
‫از روی احترام به هنره

401
00:25:48,625 --> 00:25:51,792
‫همون هنری که من و کسنیا تصمیم
‫گرفته بودیم زندگیمون رو وقفش کنیم.

402
00:25:52,333 --> 00:25:55,958
‫انگار که فرهنگ هنوزم رو
‫دنیای واقعی تاثیری داشت.

403
00:25:56,083 --> 00:25:57,375
‫از این صدا خوشم میاد.

404
00:26:01,917 --> 00:26:05,708
‫دنیای پر زرق‌وبرق پول،
‫محیط طبیعی دیمیتری بود.

405
00:26:05,875 --> 00:26:07,958
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست اونو
‫از اون راه منصرف کنه.

406
00:26:09,708 --> 00:26:13,167
‫ولی اون کسنیا رو می‌خواست، واسه
‫همین قبول می‌کرد که با ما وقت بگذرونه

407
00:26:13,333 --> 00:26:15,875
‫تو ویرونه‌های شهر مرده‌ها.

408
00:26:17,958 --> 00:26:19,542
‫ماه‌ها گذشت و

409
00:26:19,708 --> 00:26:23,417
‫کسنیا روز به روز بیشتر مجذوب
‫دست‌ودلبازی‌های اون می‌شد.

410
00:26:24,417 --> 00:26:27,042
‫تمام چیزهایی که شروع
‫رابطه‌مون رو رقم زده بود

411
00:26:27,208 --> 00:26:30,667
‫کتاب خوندن‌ها، کنسرت‌ها،
‫بحث‌های تا دم صبح

412
00:26:31,167 --> 00:26:34,708
‫جاشون رو داده بودن به کارهایی
‫که بیشتر حول محور پول می‌چرخید.

413
00:26:34,875 --> 00:26:37,083
‫افتتاحیه گالری‌ها و دیسکوها

414
00:26:37,250 --> 00:26:39,875
‫شام توی وایت سان یا ارمیتاژ.

415
00:26:40,000 --> 00:26:43,375
‫کسنیا هر روز بیشتر غرق
‫سبک زندگی دیمیتری می‌شد.

416
00:26:43,542 --> 00:26:45,375
‫وادیا برقص!

417
00:27:01,125 --> 00:27:02,833
‫وادیا! لبخند بزن!

418
00:27:03,333 --> 00:27:04,500
‫دارم لبخند می‌زنم!

419
00:27:04,667 --> 00:27:07,542
‫کمونیسم مرده. یه دنیای
‫کامل هست که باید اختراع بشه.

420
00:27:07,708 --> 00:27:09,542
‫تو هم جزئی ازش می‌شی.

421
00:27:18,542 --> 00:27:21,875
‫وادیا، بیرون رفتن رو دوست نداره.

422
00:27:22,000 --> 00:27:24,667
‫تنها چیزی که دوست
‫داره، برگشتن به خونه‌ست.

423
00:27:44,792 --> 00:27:48,292
‫یادمه یه شب بیدار شدم و
‫مدت طولانی بهش زل زدم.

424
00:27:49,083 --> 00:27:52,625
‫خیلی احساس خستگی می‌کردم، با
‫این حال هنوز هیچ کاری نکرده بودم.

425
00:27:52,792 --> 00:27:57,000
‫این توهم رو داشتم که کسنیا
‫بزرگیِ من رو درک می‌کنه.

426
00:27:57,125 --> 00:27:58,875
‫اما، روز به روز

427
00:27:59,000 --> 00:28:01,958
‫متوجه می‌شدم نگاهش
‫به من داره عوض می‌شه.

428
00:28:02,083 --> 00:28:06,083
‫چیزی که شکل کنایه به خودش
‫گرفته بود، داشت به تحقیر تبدیل می‌شد.

429
00:28:06,250 --> 00:28:09,292
‫«تو از من قوی‌تری
‫چون دوستم نداری .»

430
00:28:09,458 --> 00:28:10,958
‫می‌خواستم اینو بهش بگم.

431
00:28:12,083 --> 00:28:14,875
‫رنج من فقط باعث می‌شد
‫اون بیشتر حوصله‌ش سر بره.

432
00:28:20,917 --> 00:28:22,458
‫نگه دار.

433
00:28:22,625 --> 00:28:24,000
‫نگه دار!

434
00:28:25,250 --> 00:28:26,792
‫نگه دار لعنتی!

435
00:28:38,042 --> 00:28:39,667
‫آب می‌خوای؟

436
00:28:56,208 --> 00:28:59,500
‫دیمیتری، واسه دهمین باره که
‫می‌گم، خیلی بد رانندگی می‌کنی.

437
00:28:59,667 --> 00:29:00,625
‫دست خودم نیست.

438
00:29:00,792 --> 00:29:02,958
‫بذار وادیم رانندگی کنه وگرنه
‫با ماشین‌های گذری می‌رم.

439
00:29:04,833 --> 00:29:07,250
‫می‌خوای عقب بشینی؟

440
00:29:07,417 --> 00:29:10,958
‫لطف داری، ولی من عقب
‫که می‌شینم حالم بدتر می‌شه.

441
00:29:57,167 --> 00:29:59,583
‫یادم رفت یه چیزی بهت بگم.

442
00:29:59,750 --> 00:30:00,917
‫سراپا گوشم.

443
00:30:02,417 --> 00:30:03,375
‫دارم می‌رم.

444
00:30:08,500 --> 00:30:10,333
‫ته واکنشت همینه؟

445
00:30:10,500 --> 00:30:13,375
‫من رو با دیمیتری دیدی.
‫فکر کردی متوجه نشدم؟

446
00:30:16,792 --> 00:30:19,375
‫بین ما خیلی وقته که تموم شده.

447
00:30:30,417 --> 00:30:31,500
‫بیا نزدیک.

448
00:30:32,000 --> 00:30:34,042
‫مزاحمم نیستی.

449
00:30:34,208 --> 00:30:35,667
‫می‌ترسیدم بیدارت کنم.

450
00:30:35,833 --> 00:30:37,000
‫بشین.

451
00:30:39,542 --> 00:30:43,292
‫بالاخره یه بهونه پیدا کردم که
‫کل روز رو توی تخت بمونم.

452
00:30:43,458 --> 00:30:46,792
‫کتاب‌های کلاسیک رو دوباره
‫می‌خونم و چرت می‌زنم. برام خوبه.

453
00:30:46,958 --> 00:30:48,625
‫مریضی هست دیگه.

454
00:30:48,792 --> 00:30:50,167
‫شاید به نظرت متناقض بیاد

455
00:30:50,333 --> 00:30:53,375
‫ولی مریضی لزوماً چیز جدی‌ای نیست.

456
00:30:53,542 --> 00:30:55,333
‫چیزهای جدی

457
00:30:55,500 --> 00:30:57,083
‫مثل تلاش، کار

458
00:30:57,250 --> 00:31:00,000
‫بارِ روی دوش آدم‌های سالمه.

459
00:31:00,125 --> 00:31:02,042
‫آدم‌های در حال مرگ دیگه
‫کاری برای انجام دادن ندارن.

460
00:31:02,208 --> 00:31:04,708
‫می‌تونن از روزهاشون لذت ببرن.

461
00:31:19,000 --> 00:31:21,125
‫از کسنیا جدا شدم.

462
00:31:22,500 --> 00:31:23,792
‫می‌دونم.

463
00:31:25,000 --> 00:31:27,667
‫فرصت این رو پیدا می‌کنی
‫که زندگیت رو از نو بسازی.

464
00:31:28,958 --> 00:31:32,000
‫انتظار داشتم خیلی عذاب بکشم، اما

465
00:31:32,708 --> 00:31:34,667
‫احساس سبکی می‌کنم. و قدرت.

466
00:31:35,583 --> 00:31:36,583
‫می‌بینی.

467
00:31:36,750 --> 00:31:39,625
‫تئاتر دیگه برام کافی نیست.

468
00:31:40,667 --> 00:31:43,667
‫از دست دادن کسنیا
‫من رو جاه‌طلب کرد.

469
00:31:43,833 --> 00:31:45,125
‫الان دیگه جاه‌طلب شدی؟

470
00:31:46,208 --> 00:31:47,833
‫غیرمنتظره‌ست.

471
00:31:48,542 --> 00:31:50,750
‫ولی من این رو به عنوان
‫یه خبر خوب می‌بینمش.

472
00:31:50,917 --> 00:31:54,125
‫دیگه ناتوانی نویسنده در برابر
‫واقعیت رو نمی‌تونم تحمل کنم.

473
00:31:54,292 --> 00:31:56,833
‫می‌خوام بازیگر دوران خودم باشم

474
00:31:57,000 --> 00:31:58,875
‫نه فقط یه شاهد ساده.

475
00:31:59,000 --> 00:32:00,208
‫می‌دونی چیه؟

476
00:32:01,792 --> 00:32:04,000
‫دوران تو رو، می‌سپارم به خودت.

477
00:32:04,125 --> 00:32:05,125
‫بدون هیچ پشیمونی‌ای.

478
00:32:09,958 --> 00:32:11,250
‫این اسپوتنیکه.

479
00:32:11,417 --> 00:32:13,458
‫تنها کسی که اجازه
‫داره بیاد اینجا.

480
00:32:13,625 --> 00:32:15,833
‫بیا اینجا، سلام کن.

481
00:32:16,000 --> 00:32:17,750
‫دخترم عاشقشه.

482
00:32:18,625 --> 00:32:22,208
‫آخرش هم پدرم سکته
‫کرد و خیلی زود مُرد.

483
00:32:23,000 --> 00:32:26,750
‫نمی‌شه گفت که مراسمش
‫تیتر اول خبرا شد.

484
00:32:27,833 --> 00:32:31,000
‫چهار تا آدم پیزوری با یه ماشین
‫قراضه دنبال ماشین نعش‌کش بودن

485
00:32:31,167 --> 00:32:34,458
‫در حالی که شاسی‌بلندهای تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها
‫با سرعت از کنارشون رد می‌شدن.

486
00:32:34,625 --> 00:32:36,042
‫خیلی دیر مُرد.

487
00:32:36,583 --> 00:32:39,083
‫احتمالاً ترجیحش یه
‫خاکسپاری مجلل بود.

488
00:32:39,250 --> 00:32:41,208
‫ولی آخرش، دیگه
‫براش فرقی نمی‌کرد.

489
00:32:41,375 --> 00:32:43,708
‫یعنی، امیدوارم.

490
00:32:51,500 --> 00:32:53,625
‫نیاز داشتم حال‌وهوام رو عوض کنم

491
00:32:53,792 --> 00:32:57,625
‫و مسکو در اواسط دهه
‫۹۰، جای ایده‌آلی بود.

492
00:32:57,792 --> 00:32:59,792
‫تصور کنین همه
‫اون جوون‌هایی رو که

493
00:32:59,958 --> 00:33:03,833
‫که یهو می‌دیدن راه‌های
‫دنیا به روشون باز شده.

494
00:33:04,000 --> 00:33:05,750
‫می‌تونستن هر چی که می‌خوان بشن

495
00:33:05,917 --> 00:33:08,375
‫ثروت به هم بزنن،
‫کل دنیا رو بگردن.

496
00:33:08,542 --> 00:33:11,083
‫جوری که آدم عقلش
‫رو از دست می‌داد.

497
00:33:11,250 --> 00:33:13,292
‫سطح خشونت باورنکردنی بود.

498
00:33:13,458 --> 00:33:16,917
‫از همه طرف شلیک می‌شد،
‫اونم به پیش‌پاافتاده‌ترین دلایل.

499
00:33:17,042 --> 00:33:19,958
‫شبه‌نظامی‌های خصوصی آدم‌های
‫بی‌اهمیت رو اسکورت می‌کردن

500
00:33:20,083 --> 00:33:22,542
‫تا روزی که تو هوا منفجر می‌شدن.

501
00:33:26,667 --> 00:33:30,000
‫تبدیل تجربه‌ی تئاتریم به
‫حرفه‌ی تهیه‌کنندگی تلویزیون

502
00:33:30,167 --> 00:33:33,833
‫مثل این بود که از گاری
‫سوار لامبورگینی بشی.

503
00:33:34,000 --> 00:33:35,792
‫یه روز

504
00:33:35,958 --> 00:33:38,875
‫داشتم در مورد مایاکوفسکی
‫بحث می‌کردم و چای می‌خوردم.

505
00:33:39,000 --> 00:33:40,667
‫روز بعد، داشتم لاته می‌خوردم

506
00:33:40,833 --> 00:33:43,917
‫توی یه فضای باز که معمارای
‫هلندی طراحی کرده بودن.

507
00:33:44,583 --> 00:33:47,792
‫شبکه‌ی یک رو فراموش کنین،
‫تلویزیون دولتی رو فراموش کنین.

508
00:33:47,958 --> 00:33:49,833
‫آر‌تی‌پی یه شرکت خصوصیه.

509
00:33:50,000 --> 00:33:52,125
‫می‌خوایم مسابقه و
‫سیاست راه بندازیم.

510
00:33:52,292 --> 00:33:53,333
‫اما به یه شکل دیگه.

511
00:33:53,500 --> 00:33:57,542
‫شوروی‌ها سعی کردن کشور
‫رو زیر یه لایه از کسالت خفه کنن.

512
00:33:57,708 --> 00:34:00,542
‫قانون اول، کسل‌کننده نباشین.

513
00:34:01,958 --> 00:34:05,292
‫یه پروژه هست که از
‫بقیه سرتره. همین یکی.

514
00:34:05,875 --> 00:34:07,417
‫می‌دونین چرا؟

515
00:34:08,917 --> 00:34:12,083
‫چون تمام کلیشه‌های روسی رو داره

516
00:34:12,250 --> 00:34:13,417
‫بدون استثنا.

517
00:34:14,500 --> 00:34:16,042
‫بابوشکای شهرستانی

518
00:34:16,208 --> 00:34:17,667
‫دانشجوی پوچ‌گرا

519
00:34:17,833 --> 00:34:18,875
‫اون دختره هرزه بلندپرواز.

520
00:34:19,000 --> 00:34:21,250
‫خوندمش. آشغاله.

521
00:34:22,875 --> 00:34:25,667
‫- همه‌شون رو خوندم، همه‌شون آشغالن.
‫- مخصوصاً این یکی.

522
00:34:25,833 --> 00:34:28,250
‫ولی این یکی جواب میده.

523
00:34:28,417 --> 00:34:30,500
‫ما فقط برنامه تولید نمی‌کنیم.

524
00:34:30,667 --> 00:34:33,500
‫بقیه نهادها همه فروپاشیدن.

525
00:34:33,667 --> 00:34:36,083
‫الان وظیفه تلویزیونه
‫که راه رو نشون بده.

526
00:34:36,250 --> 00:34:38,375
‫یه رئالیتی‌شو درباره مدرسه‌ها

527
00:34:38,542 --> 00:34:42,333
‫که توش به دخترای جوون یاد
‫میدن چطوری نوکیسه‌ها رو تور کنن؟

528
00:34:42,500 --> 00:34:44,458
‫بد نیست. واقعاً همچین چیزی هست؟

529
00:34:44,625 --> 00:34:47,958
‫آره بابا، خیلی هم هست.
‫بدجوری هم جواب میده.

530
00:34:50,833 --> 00:34:53,375
‫رویای من اینه که یه
‫سوپراستار بین‌المللی بشم.

531
00:34:56,292 --> 00:35:00,083
‫رویای من اینه که برای مامانم
‫قشنگ‌ترین خونه کراسنویارسک رو بخرم.

532
00:35:04,250 --> 00:35:06,667
‫رویای من اینه که
‫یه زنِ دکوری باشم

533
00:35:06,833 --> 00:35:09,708
‫برای پولدارترین الیگارش روسیه

534
00:35:09,875 --> 00:35:12,708
‫و تو مونت‌کارلو زندگی کنم.

535
00:35:12,875 --> 00:35:14,542
‫کارش درسته.

536
00:35:14,708 --> 00:35:17,000
‫جدی میگم، کارش درسته.

537
00:35:17,167 --> 00:35:19,000
‫پروژه خیلی خوبیه

538
00:35:19,167 --> 00:35:21,750
‫و این دختره دقیقاً به
‫درد همین کار می‌خوره.

539
00:35:25,125 --> 00:35:27,292
‫اون زمان، شبکه آر‌تی‌پی

540
00:35:27,458 --> 00:35:31,375
‫مال یه ریاضی‌دان بود که میلیاردر
‫شده بود، بوریس برزوفسکی.

541
00:35:31,542 --> 00:35:35,333
‫یه کاخ قدیمی توی خیابون
‫نووکوزنتسکایا خریده بود.

542
00:35:35,500 --> 00:35:37,833
‫قرار بود دفتر مرکزی شرکتش باشه

543
00:35:38,000 --> 00:35:42,042
‫ولی برزوفسکی تبدیلش
‫کرد به یه جای خیلی خاص‌تر.

544
00:35:42,208 --> 00:35:45,250
‫یه جور پاتوق، باشگاه لوگوواز.

545
00:35:49,000 --> 00:35:50,708
‫یه باشگاه خیلی
‫خاص و سطح بالا بود.

546
00:35:50,875 --> 00:35:55,125
‫کله‌گنده‌های سیاست، تجارت،
‫نمایش و جرم و جنایت.

547
00:35:55,292 --> 00:35:56,250
‫صحنه رو تصور کنین.

548
00:35:56,417 --> 00:35:58,583
‫تو قفقازیم، توی چچن.

549
00:35:59,292 --> 00:36:01,000
‫روبروم یه جنگ‌سالاره

550
00:36:01,167 --> 00:36:03,833
‫که چند تا افسر روسی
‫رو گروگان گرفته.

551
00:36:04,000 --> 00:36:05,250
‫شوخی‌بردار نیست.

552
00:36:06,083 --> 00:36:08,417
‫تا الان سرِ یکیشون رو بریده.

553
00:36:09,000 --> 00:36:12,083
‫ولی بحث سیاسی نیست. پول می‌خواد.

554
00:36:12,250 --> 00:36:14,125
‫همین الان. منم پول
‫نقد همراهم نیست.

555
00:36:14,292 --> 00:36:16,333
‫با دسته‌های پول
‫این‌ور اون‌ور نمیرم.

556
00:36:16,500 --> 00:36:18,375
‫ولی می‌بینم که
‫چشمش دنبال ساعتمه.

557
00:36:18,542 --> 00:36:21,333
‫یه پتک فیلیپ ناتیلوس، مثل همین.

558
00:36:22,250 --> 00:36:23,708
‫بعد بهش میگم:

559
00:36:23,875 --> 00:36:25,542
‫از ساعتم خوشت اومده؟

560
00:36:25,708 --> 00:36:28,667
‫می‌دونی چقدر می‌ارزه؟
‫بیشتر از گروگان‌هات.

561
00:36:28,833 --> 00:36:32,917
‫بهم میگه: دقیقاً می‌دونم چقدر
‫می‌ارزه. ۸۰۰ هزار دلار، دست دومش.

562
00:36:33,042 --> 00:36:35,625
‫جا خوردم. قیمت
‫دقیقش رو می‌دونست.

563
00:36:35,792 --> 00:36:37,583
‫رستم اصلاً احمق نبود.

564
00:36:37,750 --> 00:36:39,000
‫بهم گفت:

565
00:36:39,125 --> 00:36:41,333
‫«اگه گروگان‌ها رو برگردونی

566
00:36:41,500 --> 00:36:44,375
‫تبلیغاتی که توی تلویزیون گیرت میاد
‫بیشتر از ۸۰۰ هزار دلار می‌ارزه.»

567
00:36:44,542 --> 00:36:48,375
‫نگاه خیره‌ی سرباز.
‫بی‌اضافه‌کاری.

568
00:36:49,625 --> 00:36:52,167
‫«سود می‌کنی. معامله کنیم؟»

569
00:36:53,708 --> 00:36:55,875
‫ساعتم رو بهش میدم،
‫گروگان‌ها رو برمی‌گردونم.

570
00:36:56,000 --> 00:36:58,333
‫تیتر اول همه‌ی بخش‌های خبری شد.

571
00:37:00,167 --> 00:37:03,500
‫اون موقع‌ها، موفقیت‌های کوچیک
‫من به عنوان تهیه‌کننده‌ی تلویزیون

572
00:37:03,667 --> 00:37:07,375
‫باعث می‌شد بعضی وقتا به
‫باشگاه لوگوواز دعوت بشم.

573
00:37:07,542 --> 00:37:10,750
‫معمولاً برزوفسکی صدام می‌کرد
‫تا درباره‌ی یه پروژه حرف بزنیم

574
00:37:10,917 --> 00:37:13,875
‫یا یه فامیل دور رو بهم معرفی کنه

575
00:37:14,000 --> 00:37:16,500
‫یا یه معشوقه‌ی به
‫همون اندازه دور.

576
00:37:18,000 --> 00:37:19,000
‫بیا تو.

577
00:37:21,167 --> 00:37:22,958
‫- وادیا!
‫- بوریس.

578
00:37:25,125 --> 00:37:28,083
‫دوست‌مون وادیا یه جادوگره.

579
00:37:28,708 --> 00:37:30,000
‫به لطف اون

580
00:37:30,667 --> 00:37:32,708
‫رقبا رو له می‌کنیم.

581
00:37:34,083 --> 00:37:35,708
‫می‌خوای همین‌جا تمومش کنی؟

582
00:37:36,667 --> 00:37:38,125
‫درست متوجه نمی‌شم.

583
00:37:38,292 --> 00:37:42,625
‫توی این کشور، چه توی بازی
‫باشی چه نباشی، خطراتش برات یکیه.

584
00:37:43,083 --> 00:37:44,667
‫داستانم رو برات تعریف می‌کنم

585
00:37:44,833 --> 00:37:46,125
‫اون‌وقت می‌فهمی.

586
00:37:46,750 --> 00:37:49,542
‫من واسه خودم آروم یه گوشه بودم.

587
00:37:49,708 --> 00:37:53,125
‫یه کسب‌وکار کوچیک مدرن
‫و تمیز راه انداخته بودم.

588
00:37:53,292 --> 00:37:55,833
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫کسب‌وکارت اون‌قدرها هم تمیز نبود.

589
00:37:56,000 --> 00:37:59,292
‫ماشین‌های دزدی رو از دمِ
‫درِ کارخونه آب می‌کردی.

590
00:38:01,958 --> 00:38:04,708
‫- مثل بقیه انجام می‌دادم.
‫- بدتر از بقیه.

591
00:38:04,875 --> 00:38:07,125
‫زیاد روی شریک‌هات حساس نبودی.

592
00:38:07,292 --> 00:38:09,208
‫- ببخشیدا.
‫- بگذریم.

593
00:38:10,375 --> 00:38:14,917
‫یه روز یه کثافتی پیداش شد و خواست
‫کلِ کار و بارم رو از چنگم دربیاره.

594
00:38:15,042 --> 00:38:17,917
‫چیکار می‌کنه؟ یه
‫شرکت رقیب باز می‌کنه

595
00:38:18,042 --> 00:38:20,542
‫تا مثل آمریکا یا اروپا
‫توی بازار شکستم بده؟

596
00:38:20,708 --> 00:38:22,500
‫نه، این کار رو نکرد.

597
00:38:22,667 --> 00:38:27,000
‫این حروم‌زاده یه اوپل
‫قدیمی رو پر از تی‌ان‌تی می‌کنه

598
00:38:27,125 --> 00:38:28,667
‫و سر راهم پارک می‌کنه.

599
00:38:28,833 --> 00:38:31,917
‫وقتی دارم رد می‌شم، دکمه‌ی
‫ریموت رو می‌زنه و بوم.

600
00:38:32,833 --> 00:38:34,417
‫دیگه از برزوفسکی خبری نیست.

601
00:38:35,542 --> 00:38:37,000
‫یعنی نقشه‌ش این بود.

602
00:38:37,167 --> 00:38:39,750
‫متأسفانه واسه اون، نگرفت.

603
00:38:40,875 --> 00:38:44,417
‫یهو به خودم اومدم و
‫دیدم سرِ راننده‌م توی بغلمه.

604
00:38:45,333 --> 00:38:46,750
‫زنده موندم.

605
00:38:47,750 --> 00:38:50,917
‫ولی اون روز فهمیدم که
‫اگه تو سراغ قدرت نری

606
00:38:51,042 --> 00:38:52,167
‫قدرت میاد سراغت.

607
00:38:52,750 --> 00:38:55,375
‫۱۵ روز رفتم سوئیس تا مداوا بشم.

608
00:38:55,542 --> 00:38:58,042
‫و می‌دونی وقتی برگشتم
‫مسکو چیکار کردم؟

609
00:38:58,958 --> 00:39:00,667
‫یاد گرفتی تنیس بازی کنی.

610
00:39:00,833 --> 00:39:03,333
‫به سختی. از این ورزش متنفرم.

611
00:39:03,958 --> 00:39:05,750
‫تو از همه‌ی ورزش‌ها متنفری.

612
00:39:08,000 --> 00:39:11,167
‫رئیس‌جمهور پیر، بوریس
‫یلتسین، رو به افول بود.

613
00:39:12,000 --> 00:39:14,583
‫می‌گفتن از زیاده‌روی توی ودکاست.

614
00:39:14,750 --> 00:39:18,833
‫یه باشگاه ورزشی روی تپه‌ی
‫گنجشک‌ها برای خودش ساخته بود.

615
00:39:19,417 --> 00:39:22,875
‫همه‌ش وقتش رو با تنیس
‫بازی کردن می‌گذروند.

616
00:39:23,000 --> 00:39:25,292
‫این تنها راهی بود که
‫می‌شد بهش نزدیک شد.

617
00:39:27,583 --> 00:39:29,458
‫بیا روراست باشیم،
‫کار بوریس تموم بود.

618
00:39:29,625 --> 00:39:31,875
‫انتخابات نزدیک بود و
‫نظرسنجی‌هاش هم در پایین‌ترین حد

619
00:39:32,000 --> 00:39:35,458
‫تمام اون دار و دسته‌ی حقه‌بازش
‫بدجوری خودشون رو باخته بودن.

620
00:39:35,625 --> 00:39:38,500
‫زود فهمیدن که من تنها امیدشونم.

621
00:39:38,667 --> 00:39:39,792
‫هنوز همه چیز از دست نرفته بود.

622
00:39:50,000 --> 00:39:51,458
‫به من گوش کن

623
00:39:51,625 --> 00:39:53,000
‫بوریس نیکولایویچ.

624
00:39:53,625 --> 00:39:57,375
‫روسیه هنوز بهت نیاز
‫داره. به شجاعتت و به

625
00:39:57,542 --> 00:39:58,875
‫صداقتت.

626
00:39:59,417 --> 00:40:01,500
‫دیگه هیچ‌کس دوستم نداره.

627
00:40:01,667 --> 00:40:03,250
‫من دموکراسی رو نجات دادم

628
00:40:03,417 --> 00:40:05,167
‫اما دموکراسی اینجا یعنی

629
00:40:05,333 --> 00:40:08,042
‫اینکه همه فقیر شدن.

630
00:40:08,208 --> 00:40:11,167
‫به جز یه سری آدم زرنگ مثل تو

631
00:40:11,333 --> 00:40:13,250
‫که کل پول‌ها رو به جیب زدن.

632
00:40:15,583 --> 00:40:17,125
‫اگه به من

633
00:40:17,667 --> 00:40:19,625
‫کنترل تلویزیون دولتی رو بدی

634
00:40:20,708 --> 00:40:24,083
‫یه کمپین انتخاباتی برات راه
‫می‌ندازم که لنگه‌ش دیده نشده باشه.

635
00:40:24,250 --> 00:40:27,875
‫الان ته چاهی. دو ماه
‫دیگه، اون بالا بالاهایی.

636
00:40:30,500 --> 00:40:34,292
‫این‌طوری بود که کنترل شبکه‌ی
‫یک، آر‌تی‌پی رو گرفتم دستم.

637
00:40:34,458 --> 00:40:35,792
‫اما حواست باشه.

638
00:40:36,542 --> 00:40:39,125
‫من سر حرفم موندم. توی
‫نظرسنجی‌ها دوباره زنده‌ش کردم.

639
00:40:39,292 --> 00:40:40,750
‫تو بیشتر رقیب‌هاش
‫رو کله‌پا کردی.

640
00:40:40,917 --> 00:40:43,708
‫یه مشت آدم که حسرت دوران کمونیسم
‫رو می‌خوردن و کله‌پا کردنشون راحت بود.

641
00:40:43,875 --> 00:40:46,042
‫تو داشتی از منافع خودت
‫و الیگارش‌ها دفاع می‌کردی.

642
00:40:47,208 --> 00:40:48,625
‫آره.

643
00:40:48,792 --> 00:40:51,000
‫درسته. خب که چی؟

644
00:40:51,125 --> 00:40:53,750
‫- این فرآیند دموکراتیکه.
‫- آره.

645
00:40:53,917 --> 00:40:56,708
‫البته طبق یه برداشت
‫خیلی مبهم از دموکراسی.

646
00:41:04,500 --> 00:41:06,250
‫توی میتینگ‌ها که می‌رفتیم

647
00:41:06,417 --> 00:41:08,750
‫پیرمرد کم‌کم داشت
‫بهش خوش می‌گذشت.

648
00:41:08,917 --> 00:41:10,000
‫تنها مشکل این بود:

649
00:41:10,167 --> 00:41:12,708
‫دو هفته مونده به
‫رای‌گیری، سکته قلبی کرد.

650
00:41:12,875 --> 00:41:14,042
‫اوضاع خیلی بیخ پیدا کرده بود.

651
00:41:14,875 --> 00:41:18,917
‫همون روزی که قرار بود آخرین
‫پیامش رو برای ملت ضبط کنه.

652
00:41:19,042 --> 00:41:20,625
‫معلومه که همه چیز رو لغو کردیم.

653
00:41:20,792 --> 00:41:23,750
‫اما بعد از چند روز،
‫شایعات پخش شد.

654
00:41:23,917 --> 00:41:25,208
‫باید خودش رو نشون می‌داد.

655
00:41:25,375 --> 00:41:27,833
‫اما دکتر اجازه نمی‌داد
‫از خونه‌ش بیاد بیرون.

656
00:41:28,000 --> 00:41:31,625
‫خیلی خطرناک بود. واسه همین
‫تصمیم گرفتیم برای ظاهرسازی

657
00:41:32,083 --> 00:41:34,333
‫وسایل کرملین رو
‫برداریم ببریم خونه‌ش.

658
00:41:36,917 --> 00:41:39,000
‫پرچم‌ها، روی پایه‌هاشون.

659
00:41:43,292 --> 00:41:45,167
‫اون که مال فدراسیونه، سمت چپ.

660
00:41:45,333 --> 00:41:47,083
‫حواستون به فاصله‌ها باشه.

661
00:41:47,250 --> 00:41:49,042
‫رئیس‌جمهور داره میاد پایین.

662
00:42:03,958 --> 00:42:06,458
‫سلام، بوریس نیکولایویچ!

663
00:42:06,625 --> 00:42:08,292
‫تشریف بیارید ببینین چیکار کردیم.

664
00:42:08,458 --> 00:42:10,750
‫این کپیِ دقیقِ
‫دفترتونه توی کرملین.

665
00:42:10,917 --> 00:42:12,583
‫هیچ‌کی متوجه فرقش نمیشه.

666
00:42:13,833 --> 00:42:15,500
‫کمکشون کنید بشینن.

667
00:42:49,667 --> 00:42:51,542
‫هموطنان عزیز

668
00:42:52,750 --> 00:42:54,042
‫واسه همینه که

669
00:42:56,333 --> 00:42:58,250
‫میهن

670
00:42:59,750 --> 00:43:01,042
‫دوباره شروع می‌کنیم.

671
00:43:01,917 --> 00:43:04,875
‫میشا، می‌تونی سرعت
‫دستگاه متن‌خوان رو کم کنی؟

672
00:43:09,875 --> 00:43:11,125
‫یه بار دیگه.

673
00:43:11,917 --> 00:43:13,833
‫هموطنان عزیز

674
00:43:15,125 --> 00:43:17,083
‫سوم جولای

675
00:43:18,250 --> 00:43:20,125
‫روز انتخابات

676
00:43:21,333 --> 00:43:22,625
‫شما فقط

677
00:43:22,792 --> 00:43:24,292
‫به یلتسین رای نمی‌دین

678
00:43:24,458 --> 00:43:26,542
‫نمی‌تونیم از پسش بربیایم.

679
00:43:30,167 --> 00:43:31,917
‫لب‌هاشو تکون بده.

680
00:43:32,042 --> 00:43:35,333
‫تیکه‌هایی از سخنرانی‌های
‫قدیمیش رو سر هم می‌کنیم.

681
00:43:36,375 --> 00:43:38,792
‫یلتسین با اقتدار
‫دوباره انتخاب شد

682
00:43:38,958 --> 00:43:41,542
‫بعدش دوباره رفت توی کما.

683
00:43:41,708 --> 00:43:43,167
‫دو بار دیگه هم سکته قلبی کرد.

684
00:43:43,333 --> 00:43:45,083
‫توی اون ۴ سالِ دوره‌ی دومش

685
00:43:45,250 --> 00:43:47,958
‫برزوفسکی رئیسِ واقعیِ روسیه بود.

686
00:43:48,083 --> 00:43:50,833
‫الیگارش‌ها هر چی
‫می‌تونستن رو بالا کشیدن.

687
00:43:51,000 --> 00:43:53,792
‫این‌جوری بود که رفیقم
‫دیمیتری سیدوروف

688
00:43:53,958 --> 00:43:58,292
‫یه غولِ انرژی‌های فسیلی
‫رو فقط با ۱۶۸ میلیون خرید.

689
00:43:58,458 --> 00:44:01,500
‫قرار بود سالی ۳ میلیارد
‫براش سود داشته باشه.

690
00:44:02,000 --> 00:44:03,083
‫اولیا!

691
00:44:04,542 --> 00:44:06,875
‫برزوفسکی حس می‌کرد
‫اوضاع داره عوض میشه.

692
00:44:07,750 --> 00:44:10,625
‫روس‌ها خسته بودن و
‫به نظم احتیاج داشتن.

693
00:44:10,792 --> 00:44:14,792
‫اونا توی یه میهن بزرگ شده بودن و حالا
‫خودشون رو توی یه سوپرمارکت می‌دیدن.

694
00:44:14,958 --> 00:44:18,250
‫چالش این بود که قبل از این‌که
‫بقیه بجنبن، یه راهی پیدا کنن.

695
00:44:18,417 --> 00:44:19,625
‫خب، آره.

696
00:44:21,042 --> 00:44:23,042
‫من توی کرملین دوست و آشنا دارم.

697
00:44:23,208 --> 00:44:25,292
‫گاهی اوقات یه
‫کمکی از دستم برمی‌آد.

698
00:44:25,917 --> 00:44:28,583
‫اما سناریو کلاً عوض شده.

699
00:44:28,750 --> 00:44:31,792
‫دیگه بحثِ حمایت
‫از رژیم فعلی نیست.

700
00:44:31,958 --> 00:44:33,833
‫باید یه چیز جدید اختراع کنیم.

701
00:44:34,000 --> 00:44:35,833
‫یه چیزی و یه کسی.

702
00:44:36,000 --> 00:44:38,000
‫رئیس‌جمهور دوره‌اش
‫رو تموم نمی‌کنه.

703
00:44:38,167 --> 00:44:41,083
‫یکی که نقش‌شو
‫بازی کنه. اینش راحته.

704
00:44:42,083 --> 00:44:43,250
‫اما ما

705
00:44:43,417 --> 00:44:46,667
‫اول از همه، به یه حزبی که
‫همه رو متحد کنه، احتیاج داریم.

706
00:44:47,125 --> 00:44:48,875
‫حزب وحدت.

707
00:44:52,042 --> 00:44:53,500
‫نظرت چیه، وادیا؟

708
00:44:54,750 --> 00:44:56,292
‫همین الانشم یه نماد دارم.

709
00:44:57,292 --> 00:44:58,667
‫خرس.

710
00:44:58,833 --> 00:45:00,625
‫نمادِ روحِ روسی.

711
00:45:04,000 --> 00:45:05,917
‫می‌خوای تو هم باشی؟

712
00:45:06,042 --> 00:45:08,500
‫نمی‌دونم. کارمو دوست دارم.

713
00:45:08,667 --> 00:45:09,875
‫همون کاره.

714
00:45:11,750 --> 00:45:15,792
‫فقط بهت پیشنهاد میدم
‫بری به یه سطح بالاتر.

715
00:45:15,958 --> 00:45:17,625
‫دست از داستان‌بافی برداری

716
00:45:17,792 --> 00:45:19,625
‫و واقعیت رو بسازی.

717
00:45:20,125 --> 00:45:21,083
‫با من.

718
00:45:27,125 --> 00:45:29,833
‫لوبیانکا مقر اصلی اف‌اس‌بی

719
00:45:32,542 --> 00:45:35,125
‫رئیس اف‌اس‌بی
‫کاندیدای خوبی میشه.

720
00:45:36,625 --> 00:45:38,250
‫پیرمرد بهش اعتماد داره.

721
00:45:38,417 --> 00:45:41,292
‫توی لحظات سرنوشت‌ساز
‫خودشو ثابت کرده.

722
00:45:41,458 --> 00:45:44,125
‫آدم متواضعیه. ازش خوشت میاد.

723
00:45:53,125 --> 00:45:55,375
‫آقای پوتین شما رو می‌پذیرن.

724
00:46:05,833 --> 00:46:07,000
‫بفرمایین تو.

725
00:46:09,542 --> 00:46:10,625
‫بفرمایین بشینین.

726
00:46:12,250 --> 00:46:13,542
‫می‌دونم واسه چی اینجایین.

727
00:46:13,708 --> 00:46:16,333
‫البته. شما مطلع‌ترین آدم کشورید.

728
00:46:16,500 --> 00:46:18,917
‫فکرامو کردم، بوریس آبراموویچ.

729
00:46:21,292 --> 00:46:22,583
‫ببین

730
00:46:22,750 --> 00:46:26,750
‫سرویس‌های مخفی تمام
‫مزایای سیاست رو دارن

731
00:46:27,917 --> 00:46:29,917
‫بدون هیچ‌کدوم از معایبش.

732
00:46:31,958 --> 00:46:33,958
‫من اینجا تو مرکز سیستمم.

733
00:46:34,083 --> 00:46:36,917
‫جایگاهم خوبه. همه‌چی
‫رو می‌شنوم و می‌بینم.

734
00:46:37,042 --> 00:46:40,792
‫می‌تونم برای محافظت از رئیس‌جمهور
‫و خونواده‌ش به‌طور موثری دخالت کنم.

735
00:46:40,958 --> 00:46:43,375
‫قبلاً این کار رو
‫کردم و بازم می‌کنم.

736
00:46:45,292 --> 00:46:47,625
‫اگه منو از اینجا بکشین
‫بیرون و بذارین تو دولت

737
00:46:47,792 --> 00:46:51,000
‫مثل بقیه‌ی نخست‌وزیرها له میشم

738
00:46:51,125 --> 00:46:53,750
‫توی این چند سال و چند ماه اخیر.

739
00:46:53,917 --> 00:46:56,667
‫و وفادارترین نگهبان
‫دولت رو از دست میدین.

740
00:46:56,833 --> 00:46:58,458
‫اگه سریع وارد عمل نشیم

741
00:46:58,625 --> 00:47:02,750
‫تا یه سال دیگه نه رئیس‌جمهوری می‌مونه نه
‫خونواده‌ای که بخوایم ازشون محافظت کنیم و

742
00:47:03,208 --> 00:47:06,083
‫اولین اقدام رئیس جدید کرملین

743
00:47:06,250 --> 00:47:08,125
‫این خواهد بود که
‫شما رو جایگزین کنه.

744
00:47:09,083 --> 00:47:10,375
‫چرا من؟

745
00:47:11,917 --> 00:47:13,333
‫من یه کارمند دولتم.

746
00:47:14,750 --> 00:47:16,833
‫درسته، من

747
00:47:18,333 --> 00:47:20,250
‫چند تا سخنرانی عمومی کردم

748
00:47:20,417 --> 00:47:22,792
‫ولی هیچ‌وقت فوق‌العاده نبوده.

749
00:47:22,958 --> 00:47:26,792
‫رئیس‌جمهور وارد یه اتاق
‫میشه، فضا رو بو می‌کشه و همه

750
00:47:26,958 --> 00:47:29,708
‫توی دو دقیقه شیفته‌ش
‫میشن، می‌خندن، گریه می‌کنن

751
00:47:29,875 --> 00:47:31,792
‫انگار دارن توی آشپزخونه‌ش
‫باهاش گپ می‌زنن.

752
00:47:31,958 --> 00:47:33,792
‫من از اون قماش نیستم.

753
00:47:33,958 --> 00:47:36,625
‫اگه اجازه بدین،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

754
00:47:37,292 --> 00:47:39,167
‫دقیقاً بحث سر همینه.

755
00:47:39,792 --> 00:47:42,750
‫شخصیت رئیس‌جمهور منحصربه‌فرده.

756
00:47:42,917 --> 00:47:45,583
‫ویژگی‌های انسانیش
‫باعث شد کشورمون

757
00:47:45,750 --> 00:47:49,250
‫از شورویِ سابق به
‫روسیه‌ی امروز برسه.

758
00:47:49,833 --> 00:47:51,667
‫ولی اون دیگه فرسوده شده.

759
00:47:52,125 --> 00:47:53,917
‫ما به یکی نیاز داریم
‫که متفاوت باشه

760
00:47:54,042 --> 00:47:55,708
‫کسی که یه نقطه‌ی عطف ایجاد کنه.

761
00:47:55,875 --> 00:47:58,667
‫اگه رئیس‌جمهور شما رو به
‫عنوان نخست‌وزیر انتخاب کنه

762
00:47:58,833 --> 00:48:01,333
‫شما مظهر یه قدرت
‫مشروع خواهید بود.

763
00:48:01,917 --> 00:48:05,000
‫روس‌ها به ثبات
‫و امنیت نیاز دارن.

764
00:48:05,167 --> 00:48:08,083
‫شما جوون، ورزشکار
‫و پرانرژی هستین.

765
00:48:08,250 --> 00:48:09,500
‫یه چیزی در وجودتون میگه:

766
00:48:09,667 --> 00:48:12,792
‫«می‌تونم مسئولیت کامل
‫فرماندهی رو به عهده بگیرم.»

767
00:48:13,625 --> 00:48:17,208
‫سوابق شما در سرویس‌های مخفی،
‫تضمین‌کننده‌ی قابل‌اعتماد بودنتونه.

768
00:48:17,750 --> 00:48:20,625
‫کم‌حرف بودنتون به
‫نفعتون تموم میشه.

769
00:48:21,125 --> 00:48:22,083
‫نه به ضررتون.

770
00:48:22,250 --> 00:48:24,208
‫روس‌ها از آدم‌های
‫چرب‌زبون خسته شدن.

771
00:48:24,958 --> 00:48:27,417
‫کمپینی که مد نظر ماست

772
00:48:28,750 --> 00:48:32,667
‫از میتینگ‌ها و وعده‌های
‫توخالی ساخته نمیشه.

773
00:48:32,833 --> 00:48:35,458
‫هدف اینه که طوری نشونتون بدیم

774
00:48:35,625 --> 00:48:38,167
‫که انگار یه سیاستمدار
‫از یه نوع جدیدید.

775
00:48:38,333 --> 00:48:41,833
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ، من
‫سیاست رو خوب نمی‌شناسم

776
00:48:42,000 --> 00:48:44,750
‫اما دو سه تا چیز
‫درباره‌ی ارتباطات می‌دونم.

777
00:48:44,917 --> 00:48:46,458
‫دو تا بُعد وجود داره

778
00:48:46,625 --> 00:48:48,000
‫توی یه جامعه.

779
00:48:48,125 --> 00:48:50,458
‫محور افقی، همون زندگی روزمره‌ست.

780
00:48:50,625 --> 00:48:53,375
‫محور عمودی، همون اقتداره.

781
00:48:53,958 --> 00:48:55,875
‫جامعه‌ی شوروی عمودی بود

782
00:48:56,000 --> 00:48:58,250
‫و یهو، وقتی دیگه شوروی نبود

783
00:48:58,417 --> 00:49:00,458
‫افقی شد.

784
00:49:00,625 --> 00:49:04,542
‫افقی بودنِ بیش از
‫حد، یعنی هرج‌ومرج.

785
00:49:04,708 --> 00:49:07,083
‫روس‌ها رویای عمودی بودن رو دارن.

786
00:49:07,250 --> 00:49:08,792
‫یه روان‌کاو می‌گفت

787
00:49:08,958 --> 00:49:12,542
‫که اونا منتظر رهبری هستن که
‫باعث بشه زبان مادری رو فراموش کنن

788
00:49:12,708 --> 00:49:15,292
‫و دوباره حرف پدر رو حاکم کنه.

789
00:49:15,458 --> 00:49:17,667
‫افکار عمومی زود شکل می‌گیره.

790
00:49:17,833 --> 00:49:21,708
‫ما فقط چند ماه وقت داریم تا
‫مردم روسیه رو متقاعد کنیم

791
00:49:22,375 --> 00:49:25,083
‫که شما مردِ این میدون هستید.

792
00:49:28,333 --> 00:49:31,750
‫و فراموش نفرمایید،
‫شما تنها نخواهید بود.

793
00:49:31,917 --> 00:49:35,708
‫من کنارتون می‌مونم تا به شما
‫کمک کنم و به شما مشورت بدم

794
00:49:35,875 --> 00:49:37,292
‫هر وقت که لازم داشته باشید.

795
00:49:41,917 --> 00:49:43,292
‫کار تمومه.

796
00:49:44,750 --> 00:49:48,083
‫نوبل علوم نمی‌گیره،
‫ولی کار رو راه می‌ندازه.

797
00:49:50,542 --> 00:49:52,833
‫سرم رو تکون می‌دادم
‫و باهاش می‌خندیدم

798
00:49:53,000 --> 00:49:55,167
‫اما اوضاع پیچیده‌تر از اون بود

799
00:49:55,333 --> 00:49:57,417
‫که برزوفسکی استنباط می‌کرد.

800
00:50:00,917 --> 00:50:04,167
‫وقتی با همون خوش‌روییِ
‫همیشگی‌ش باهاش حرف می‌زد

801
00:50:04,333 --> 00:50:07,917
‫سایه‌ای از کلافگی رو
‫توی نگاه پوتین حس کردم.

802
00:50:08,042 --> 00:50:09,917
‫و اون جرقه‌ی تمسخر وجود داشت

803
00:50:10,042 --> 00:50:13,292
‫وقتی بوریس قول داد که
‫قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ش کنه.

804
00:50:14,583 --> 00:50:17,167
‫انگار حتی فکرِ راهنمایی
‫شدن توسط این آدم

805
00:50:17,333 --> 00:50:20,667
‫از نظر رئیس اف‌اس‌بی،
‫خیلی خنده‌دار بود.

806
00:50:24,542 --> 00:50:26,667
‫عجله کنین، وادیم الکسیویچ.

807
00:50:26,833 --> 00:50:29,000
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ منتظره.

808
00:50:41,625 --> 00:50:43,042
‫عصر بخیر قربان.

809
00:50:43,917 --> 00:50:45,042
‫چی پیشنهاد می‌دین؟

810
00:50:45,208 --> 00:50:47,500
‫صدف‌های «سن ژاک» عالی داریم

811
00:50:47,667 --> 00:50:49,042
‫با موسلین گل‌کلم.

812
00:50:49,208 --> 00:50:50,167
‫یه کاسه کاشا.

813
00:50:50,333 --> 00:50:52,208
‫- دو تا.
‫- باشه، آقا.

814
00:50:55,375 --> 00:50:57,708
‫من خیلی واسه
‫برزوفسکی احترام قائلم.

815
00:50:58,542 --> 00:51:00,250
‫من ازش ممنونم

816
00:51:00,417 --> 00:51:02,417
‫بابت پیشنهادش، اما اگه

817
00:51:03,500 --> 00:51:05,042
‫وارد

818
00:51:05,792 --> 00:51:07,000
‫این

819
00:51:08,917 --> 00:51:10,000
‫ماجراجویی

820
00:51:10,625 --> 00:51:12,917
‫بشم، با تکیه به قدرت خودم می‌شه

821
00:51:13,042 --> 00:51:14,958
‫نه روی قدرت بقیه.

822
00:51:15,542 --> 00:51:17,708
‫رئیس‌جمهور روسیه نمی‌تونه

823
00:51:17,875 --> 00:51:20,000
‫و نباید هم

824
00:51:20,125 --> 00:51:22,667
‫مطیع هیچ‌کسی باشه.

825
00:51:24,208 --> 00:51:25,750
‫این واسه من غیرقابل‌تصوره.

826
00:51:27,417 --> 00:51:30,250
‫تحلیل اون روزتون خیلی جالب بود

827
00:51:30,417 --> 00:51:33,583
‫اما اول باید یه
‫نکته رو روشن کنیم.

828
00:51:35,333 --> 00:51:36,792
‫اگه پیشنهادم رو قبول کنین

829
00:51:36,958 --> 00:51:39,875
‫فقط و فقط واسه من کار می‌کنین

830
00:51:40,875 --> 00:51:42,000
‫وادیم الکسیویچ.

831
00:51:51,083 --> 00:51:53,875
‫به مفهوم عمودیتِ شما فکر کردم.

832
00:51:54,500 --> 00:51:55,667
‫قدرتمنده.

833
00:51:56,708 --> 00:51:58,750
‫اما نمی‌تونه انتزاعی بمونه.

834
00:52:00,667 --> 00:52:04,708
‫ما به یه صحنه‌ی مشخص نیاز داریم
‫تا عمودیت قدرت رو توش احیا کنیم.

835
00:52:04,875 --> 00:52:06,667
‫وگرنه، بی‌دفاع به نظر میایم

836
00:52:06,833 --> 00:52:08,458
‫مثل بقیه‌ی سیاستمدارها.

837
00:52:08,625 --> 00:52:10,208
‫درسته، ولادیمیر ولادیمیرویچ

838
00:52:10,375 --> 00:52:12,833
‫اما فقط با یه بشکن زدن
‫کار درست نمی‌شه.

839
00:52:13,333 --> 00:52:15,458
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده هم هست.

840
00:52:15,625 --> 00:52:18,000
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده
‫همیشه نتیجه‌ی بی‌کفایتی‌ان.

841
00:52:18,125 --> 00:52:20,542
‫- همه چی به شرایط بستگی داره.
‫- شرایط؟

842
00:52:20,708 --> 00:52:22,333
‫جلو چشممونه.

843
00:52:23,833 --> 00:52:24,792
‫نمی‌بینینشون؟

844
00:52:27,958 --> 00:52:30,083
‫بنیادگراهای اسلامی.

845
00:52:31,125 --> 00:52:33,875
‫اونا دیگه به چچن راضی نیستن.

846
00:52:35,667 --> 00:52:36,792
‫اونا داغستان رو می‌خوان

847
00:52:36,958 --> 00:52:39,708
‫اینگوشتیا، باشقیرستان.

848
00:52:41,833 --> 00:52:43,708
‫اگه بذاریم هر کاری می‌خوان بکنن

849
00:52:44,708 --> 00:52:47,833
‫تا چند سال دیگه، چیزی از
‫فدراسیون روسیه باقی نمی‌مونه.

850
00:52:48,000 --> 00:52:51,792
‫ببخشید، اما من قبل از وارد شدن
‫به این باتلاق، خوب فکرامو می‌کنم.

851
00:52:51,958 --> 00:52:53,208
‫توی این چند سال اخیر

852
00:52:53,375 --> 00:52:56,125
‫چچن بیشتر از
‫دشمن‌های توی میدون جنگ

853
00:52:56,292 --> 00:52:58,458
‫توی مسکو باعث نابودیِ
‫مهره‌های سیاسی شده.

854
00:52:58,625 --> 00:53:01,542
‫هیچ‌کدومشون انرژی
‫کافی واسش نذاشتن.

855
00:53:01,708 --> 00:53:04,708
‫همه‌ی این سیاستمدارها
‫می‌خواستن جنگی راه بندازن

856
00:53:04,875 --> 00:53:07,708
‫که جرئت نداشتن اسمش رو بیارن.

857
00:53:07,875 --> 00:53:09,792
‫یه جنگ بشردوستانه

858
00:53:09,958 --> 00:53:11,708
‫مثل آمریکایی‌ها.

859
00:53:12,625 --> 00:53:14,417
‫من دارم از یه چیز
‫دیگه حرف می‌زنم.

860
00:53:15,375 --> 00:53:18,000
‫جایزه‌ی نوبل صلح
‫واسم اهمیتی نداره.

861
00:53:18,167 --> 00:53:19,625
‫چیزی که واسم مهمه

862
00:53:20,625 --> 00:53:24,125
‫احیای تمامیت فدراسیون روسیه‌ست.

863
00:53:24,292 --> 00:53:26,042
‫من راجع به ژئوپلیتیک
‫حرف نمی‌زنم.

864
00:53:26,208 --> 00:53:28,708
‫این کار من نیست.

865
00:53:28,875 --> 00:53:30,833
‫ولی چیزی که می‌تونم بگم

866
00:53:31,542 --> 00:53:33,667
‫اینه که از نظر سیاسی،
‫این یه خودکشیه.

867
00:53:34,417 --> 00:53:36,125
‫اینجاست که اشتباه می‌کنین.

868
00:53:37,500 --> 00:53:41,167
‫شما یه کمپین انتخاباتی رو
‫به سبک غربی تصور می‌کنین:

869
00:53:41,333 --> 00:53:45,375
‫دو تا تیم از اقتصاددان‌ها که دارن
‫راجع به ارائه‌های پاورپوینت بحث می‌کنن.

870
00:53:48,583 --> 00:53:49,875
‫تو روسیه

871
00:53:50,708 --> 00:53:51,875
‫قدرت

872
00:53:52,958 --> 00:53:54,958
‫یه چیز کاملاً متفاوته.

873
00:53:58,500 --> 00:54:02,583
‫اون روز، من دقیقاً نفهمیدم
‫ولادیمیر پوتین چی رو می‌خواست بگه

874
00:54:02,750 --> 00:54:05,167
‫اما با یه اطمینان اون
‫میز ناهار رو ترک کردم:

875
00:54:05,333 --> 00:54:08,708
‫بوریس برزوفسکی بزرگترین
‫اشتباه زندگیشو مرتکب شده بود.

876
00:54:10,583 --> 00:54:12,208
‫اولین روزای آگوست

877
00:54:12,375 --> 00:54:16,042
‫بوریس یلتسین یه نخست‌وزیر جدید رو
‫منصوب کرد که برای بیشتر مردم ناشناخته بود.

878
00:54:16,583 --> 00:54:20,583
‫انتصاب ولادیمیر پوتین
‫با شک و تردید مواجه شد.

879
00:54:20,750 --> 00:54:24,917
‫این پنجمین رئیس دولتی بود که یلتسین
‫تو کمتر از یه سال منصوب می‌کرد.

880
00:54:26,958 --> 00:54:29,375
‫دفترای ما تو کاخ قدیمی شوروی بود

881
00:54:29,542 --> 00:54:31,458
‫که بهش می‌گفتن کاخ سفید روسیه.

882
00:54:31,625 --> 00:54:35,250
‫یک بلوک عظیم نفتالین
‫در کنار رود موسکووا.

883
00:54:36,000 --> 00:54:38,833
‫یه طبقه رو برای
‫تازه‌کارا خالی کرده بودن.

884
00:54:39,000 --> 00:54:42,458
‫پوتین می‌دونست که وقت کمی برای
‫جا انداختن خودش تو افکار عمومی داره.

885
00:54:42,625 --> 00:54:44,042
‫نمی‌خواست هیچ
‫وقتی رو از دست بده.

886
00:54:46,542 --> 00:54:47,625
‫به اون حرومزاده بگو

887
00:54:47,792 --> 00:54:50,375
‫که نخست‌وزیر تو
‫میدون عمل نتیجه می‌خواد.

888
00:54:50,542 --> 00:54:52,083
‫مهم نیست چطوری.

889
00:54:52,250 --> 00:54:55,792
‫الان وقت رسانه نیست،
‫وقت سیاسته.

890
00:54:55,958 --> 00:54:58,292
‫ما اینجاییم که نتیجه تولید کنیم

891
00:54:58,458 --> 00:54:59,917
‫نه بهانه‌های آبکی.

892
00:55:00,833 --> 00:55:03,833
‫نظرسنجی‌هاتو گرفتم.
‫کمکم کن تا تحلیلشون کنیم.

893
00:55:04,000 --> 00:55:06,083
‫میام پیشت. باید
‫گوسینسکی رو ببینم.

894
00:55:06,250 --> 00:55:07,125
‫داریم راه درست رو میریم.

895
00:55:07,292 --> 00:55:09,792
‫دیمیتری آناتولیویچ، مهم نیست

896
00:55:09,958 --> 00:55:11,833
‫ما همین الانش هم رسیدیم.

897
00:55:17,250 --> 00:55:18,667
‫گوسینسکی کجاست؟

898
00:55:18,833 --> 00:55:20,583
‫متاسفانه، نتونست بیاد.

899
00:55:22,000 --> 00:55:24,000
‫ما به اندازه کافی
‫براش مهم نیستیم؟

900
00:55:24,125 --> 00:55:27,250
‫- اون خارج از کشوره.
‫- شما کی هستین؟ پیام‌رسان‌هاش؟

901
00:55:27,875 --> 00:55:29,250
‫ما شبکه رو اداره می‌کنیم.

902
00:55:30,667 --> 00:55:33,875
‫پس به آقای گوسینسکی اینو بگین:

903
00:55:34,000 --> 00:55:37,000
‫سیاست فدراسیون روسیه

904
00:55:37,167 --> 00:55:40,792
‫تو دفترای ان‌تی‌وی تعیین نمیشه.

905
00:55:40,958 --> 00:55:43,042
‫این حتی به ذهن آقای
‫گوسینسکی هم خطور نمی‌کنه.

906
00:55:43,208 --> 00:55:44,208
‫من کوکلی رو می‌بینم

907
00:55:44,375 --> 00:55:45,625
‫عروسکای سیاسی شما رو.

908
00:55:45,792 --> 00:55:49,042
‫بعضی وقتا، خنده‌دار به
‫نظرم میاد. منو می‌خندونه.

909
00:55:49,917 --> 00:55:54,167
‫متاسفانه، نخست‌وزیر حس
‫شوخ‌طبعی شما رو نداره.

910
00:55:54,333 --> 00:55:57,042
‫اون به آقای گوسینسکی مشکوکه
‫که می‌خواد بهش آسیب بزنه.

911
00:55:57,208 --> 00:55:59,542
‫نه بابا، اصلاً.

912
00:55:59,708 --> 00:56:02,167
‫حیف که اینجا نیست تا توضیح بده.

913
00:56:02,333 --> 00:56:06,167
‫شما نخست‌وزیر رو مثل
‫یه کوتوله نشون میدین.

914
00:56:06,333 --> 00:56:07,625
‫این درست نیست

915
00:56:07,792 --> 00:56:10,250
‫یه کوتوله که الیگارش‌ها
‫کنترلش می‌کنن.

916
00:56:10,417 --> 00:56:12,917
‫از نظر کمدین‌ها،
‫بیشتر شبیه یه بچه‌س.

917
00:56:13,042 --> 00:56:14,333
‫دقیقاً.

918
00:56:14,500 --> 00:56:17,917
‫و این خنده‌داره؟ یه
‫کوتوله‌ی بچه‌صفت؟

919
00:56:18,042 --> 00:56:19,375
‫این یه برنامه‌ی طنزه.

920
00:56:19,542 --> 00:56:22,750
‫نخست‌وزیر مرز بین طنز
‫و توهین رو مشخص می‌کنه

921
00:56:22,917 --> 00:56:24,625
‫مخصوصاً تو دوران انتخابات.

922
00:56:24,792 --> 00:56:27,583
‫نخست‌وزیر یه خط قرمز مشخص کرده.

923
00:56:27,750 --> 00:56:30,375
‫آقای گوسینسکی یا متوجه
‫میشه کجا قرار داره.

924
00:56:30,542 --> 00:56:32,667
‫یا با ضرر دادن یاد می‌گیره.

925
00:56:32,833 --> 00:56:33,792
‫روز خوبی داشته باشین!

926
00:56:36,042 --> 00:56:40,125
‫من روزی ۱۸ ساعت کار می‌کردم، و
‫پشت سر هم با نخست‌وزیر جلسه داشتم

927
00:56:40,292 --> 00:56:44,333
‫هر کدومش شامل کلی
‫تصمیمات تاریخی می‌شد.

928
00:56:44,500 --> 00:56:47,333
‫ولی هر چی بیشتر غرق
‫روزمرگی حکومت آدما می‌شدم

929
00:56:47,500 --> 00:56:50,125
‫بیشتر دنیا به نظرم
‫پر از سوءتفاهم

930
00:56:50,292 --> 00:56:51,792
‫و فرصت‌های از دست رفته‌ می‌اومد.

931
00:56:52,542 --> 00:56:54,792
‫اون موقع بود که
‫اتفاق غیرمنتظره افتاد.

932
00:56:57,042 --> 00:56:59,333
‫یه شب پاییزی، کمی بعد از نیمه‌شب

933
00:56:59,500 --> 00:57:02,667
‫یه غرش بزرگ تاریکی
‫پایتخت رو شکافت.

934
00:57:02,833 --> 00:57:05,333
‫خیابون گوریانوا، تو حومه‌ی مسکو

935
00:57:05,500 --> 00:57:07,250
‫صدها کیلو مواد منفجره

936
00:57:07,417 --> 00:57:10,542
‫یه ساختمون مسکونی
‫نه طبقه رو دو نیم کرد.

937
00:57:11,917 --> 00:57:13,875
‫ده‌ها خانواده‌ی خوابیده

938
00:57:14,000 --> 00:57:15,875
‫با انفجار بلعیده شدن.

939
00:57:16,000 --> 00:57:17,042
‫چهار روز بعد

940
00:57:18,958 --> 00:57:21,583
‫یه انفجار دوم ساعت
‫۵ صبح شهر رو لرزوند

941
00:57:21,750 --> 00:57:24,000
‫و یه ساختمون دیگه
‫تو حومه رو نابود کرد.

942
00:57:24,167 --> 00:57:26,250
‫بیشتر از صد قربانی.

943
00:57:26,417 --> 00:57:28,250
‫این ۱۱ سپتامبر ما بود.

944
00:57:28,417 --> 00:57:30,917
‫تا اون موقع، جنگ تو
‫چچن دور به نظر میومد.

945
00:57:31,042 --> 00:57:34,167
‫ولی وقتی ساختمونا دور و بر
‫مسکو شروع کردن به ترکیدن

946
00:57:34,333 --> 00:57:37,208
‫جنگ اومد تو خونه‌ روس‌ها.

947
00:57:38,500 --> 00:57:39,833
‫البته

948
00:57:40,000 --> 00:57:41,167
‫می‌دونین

949
00:57:41,708 --> 00:57:43,292
‫چی میگن.

950
00:57:45,250 --> 00:57:47,250
‫میگن که ما این کارو کردیم.

951
00:57:48,042 --> 00:57:50,375
‫یعنی، ما: اف‌اس‌بی.

952
00:57:50,542 --> 00:57:52,167
‫این فقط یه شایعه نیست.

953
00:57:53,000 --> 00:57:55,625
‫شواهد جدی و هم‌سو هست.

954
00:57:55,792 --> 00:57:57,042
‫راستش، نمی‌دونم.

955
00:57:57,917 --> 00:58:01,792
‫اگه این رازیه، خدا رو
‫شکر هیچ‌کس به من نگفته.

956
00:58:02,250 --> 00:58:04,208
‫ولی چرا باید این کارو می‌کردیم؟

957
00:58:04,375 --> 00:58:05,583
‫پیروزی ما قطعی بود.

958
00:58:05,750 --> 00:58:07,542
‫برای واقع کردن ترس.

959
00:58:07,708 --> 00:58:11,042
‫برای اینکه روس‌ها از
‫چچنی‌ها احساس خطر کنن.

960
00:58:12,667 --> 00:58:15,083
‫و برای توجیه کردن جنگ دوم چچن.

961
00:58:15,250 --> 00:58:18,167
‫که خیلی به موقع بود برای
‫آماده کردن افکار عمومی

962
00:58:18,333 --> 00:58:22,042
‫برای اومدن یه رژیم استبدادی.

963
00:58:25,292 --> 00:58:27,000
‫دوست ندارم تو جمع حرف بزنم.

964
00:58:27,125 --> 00:58:29,833
‫مردم باید صداتو بشنون.

965
00:58:30,000 --> 00:58:33,083
‫اینجا، تو یه سفر
‫رسمی، نه از کرملین.

966
00:58:33,708 --> 00:58:35,958
‫بهشون یه حس درک شرایط اضطرار بده.

967
00:58:36,083 --> 00:58:37,417
‫من یه بازیگر نیستم.

968
00:58:38,375 --> 00:58:40,667
‫من به یه بیانیه
‫ساده بسنده می‌کنم.

969
00:58:46,417 --> 00:58:48,917
‫شما دستور دادین فرودگاه
‫گروزنی رو بمباران کنن

970
00:58:49,042 --> 00:58:50,708
‫در جواب حملات.

971
00:58:50,875 --> 00:58:52,250
‫فکر نمی‌کنین این

972
00:58:52,417 --> 00:58:54,542
‫ممکنه وضعیت رو بدتر کنه؟

973
00:58:54,708 --> 00:58:56,542
‫من از این جور سوالا خسته شدم.

974
00:58:56,708 --> 00:58:59,542
‫ما تروریست‌ها رو
‫می‌زنیم هر جا که قایم بشن.

975
00:58:59,708 --> 00:59:01,667
‫اگه تو فرودگاه باشن،
‫ما فرودگاه رو می‌زنیم.

976
00:59:01,833 --> 00:59:03,708
‫اگه تو مستراح باشن،
‫ببخشید این حرفو می‌زنم

977
00:59:03,875 --> 00:59:06,792
‫ما میریم می‌کشیمشون
‫حتی تو مستراح.

978
00:59:06,958 --> 00:59:09,625
‫شما اصلاً نمی‌دونین
‫این جمله چه تأثیری

979
00:59:09,792 --> 00:59:11,500
‫رو مخاطب روس داشت.

980
00:59:11,667 --> 00:59:14,375
‫بالاخره، صدای فرماندهی و کنترل

981
00:59:14,542 --> 00:59:16,792
‫که روس‌ها دیگه نمی‌شنیدن.

982
00:59:16,958 --> 00:59:18,333
‫صدای استالین؟

983
00:59:18,500 --> 00:59:20,000
‫حداقل صدای یلتسین نبود.

984
00:59:20,167 --> 00:59:21,792
‫و نه صدای گورباچف.

985
00:59:22,500 --> 00:59:25,708
‫اون روز، پوتین شد تزار.

986
00:59:27,208 --> 00:59:30,250
‫ساختار عمودی قدرت

987
00:59:38,833 --> 00:59:41,792
‫آقای نخست‌وزیر، نمی‌تونیم
‫تو گودرمس فرود بیایم.

988
00:59:41,958 --> 00:59:43,833
‫دید کافی نیست.

989
00:59:44,000 --> 00:59:47,042
‫من برنامه‌ریزی کردم سال
‫نو رو با سربازامون بگذرونم.

990
00:59:47,208 --> 00:59:48,625
‫باید فرود بیایم.

991
00:59:48,792 --> 00:59:50,125
‫باید فرود بیایم!

992
00:59:50,292 --> 00:59:53,542
‫ما به ۱۵۰ متر دید نیاز داریم.

993
00:59:53,708 --> 00:59:56,625
‫به زور ۱۰۰ متر
‫داریم. خیلی خطرناکه.

994
01:00:04,000 --> 01:00:07,167
‫ما سرباز داریم که
‫تو داغستان مستقرن.

995
01:00:08,042 --> 01:00:11,375
‫اونا برای سان دیدن آماده‌ن.
‫این می‌تونه یه گزینه باشه.

996
01:00:17,875 --> 01:00:20,500
‫اگه تزار می‌خواست سال
‫نو رو تو چچن جشن بگیره

997
01:00:20,667 --> 01:00:22,375
‫همونجا می‌رفتیم.

998
01:00:22,542 --> 01:00:27,167
‫ساعت ۱ صبح، با جیپ
‫از جاده‌های کوهستانی رفتیم.

999
01:00:57,000 --> 01:00:59,917
‫لشکر ۳۳، سرهنگ دوم فدوروف.

1000
01:01:00,042 --> 01:01:02,000
‫به پایگاه خوش
‫اومدین، آقای پوتین.

1001
01:01:02,917 --> 01:01:05,833
‫آقایون، کاری که شما
‫می‌کنین خیلی مهمه.

1002
01:01:06,375 --> 01:01:09,083
‫مردم به شما ایمان دارن.
‫من اومدم اینو بهتون بگم.

1003
01:01:09,250 --> 01:01:11,667
‫ما بهتون افتخار می‌کنیم.
‫شما سخت کار می‌کنین.

1004
01:01:12,833 --> 01:01:16,042
‫من می‌دونم شما چیکار
‫کردین، خیلی شجاعانه بود.

1005
01:01:16,917 --> 01:01:19,708
‫می‌خوام بدونین که مردم روسیه

1006
01:01:19,875 --> 01:01:21,125
‫به فکر شما هستن

1007
01:01:21,292 --> 01:01:22,750
‫و بهتون افتخار می‌کنن.

1008
01:01:23,208 --> 01:01:24,375
‫سال نو مبارک.

1009
01:02:40,208 --> 01:02:41,500
‫صبر کنین.

1010
01:02:43,708 --> 01:02:48,125
‫دوست دارم به سلامتی
‫مجروحین بنوشم و آرزو کنم

1011
01:02:48,792 --> 01:02:51,375
‫برای همه‌ی حاضرین سال خوبی باشه

1012
01:02:52,125 --> 01:02:55,000
‫ولی ما وظایف سنگینی پیش رو داریم

1013
01:02:56,292 --> 01:02:57,833
‫همه‌ی شما می‌دونین.

1014
01:02:58,875 --> 01:03:02,500
‫ما فقط برای شرف
‫و حیثیتمون نمی‌جنگیم

1015
01:03:02,667 --> 01:03:06,583
‫بلکه برای تموم کردن احتمال
‫فروپاشی روسیه می‌جنگین.

1016
01:03:09,292 --> 01:03:12,583
‫ما نمی‌تونیم حتی یه
‫لحظه ضعف نشون بدیم.

1017
01:03:14,042 --> 01:03:15,917
‫اگه حواسمون پرت شه

1018
01:03:16,583 --> 01:03:18,125
‫اونایی که مُردن

1019
01:03:18,792 --> 01:03:20,083
‫بیهوده مُردن.

1020
01:03:21,542 --> 01:03:24,083
‫پس پیشنهاد می‌کنم
‫لیوانامونو بذاریم زمین.

1021
01:03:27,500 --> 01:03:30,167
‫بعداً به سلامتی هم
‫میزنیم، ولی نه الان.

1022
01:03:38,000 --> 01:03:39,417
‫من میرم.

1023
01:03:42,167 --> 01:03:44,958
‫قبل از تموم شدن دوره‌م میرم.

1024
01:03:45,750 --> 01:03:49,000
‫فهمیدم که این کار لازمه.

1025
01:03:50,167 --> 01:03:52,000
‫روسیه باید

1026
01:03:52,542 --> 01:03:55,875
‫این هزاره‌ی جدید رو با
‫مسئولای سیاسی جدید شروع کنه

1027
01:03:56,583 --> 01:03:59,625
‫و من با تمام اعتمادم شما رو

1028
01:03:59,792 --> 01:04:03,375
‫به ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین میسپرم.

1029
01:04:08,833 --> 01:04:10,542
‫دوران یلتسین تموم شد.

1030
01:04:10,708 --> 01:04:13,333
‫دوستت بوریس برزوفسکی باید بفهمه

1031
01:04:13,500 --> 01:04:16,542
‫که من از این یادداشتای
‫مزخرف خسته شدم.

1032
01:04:16,708 --> 01:04:18,708
‫فکر می‌کردم دوست مونه.

1033
01:04:18,875 --> 01:04:20,958
‫بوریس آدم خیلی باهوشیه

1034
01:04:21,083 --> 01:04:24,250
‫ولی هوشش اونو از
‫حماقتش محافظت نمیکنه.

1035
01:04:26,250 --> 01:04:27,250
‫بذار بیاد تو.

1036
01:04:33,792 --> 01:04:35,250
‫بوریس آبراموویچ.

1037
01:04:35,917 --> 01:04:37,042
‫بیا جلو.

1038
01:04:37,875 --> 01:04:38,875
‫بشین.

1039
01:04:42,500 --> 01:04:44,500
‫پیغام‌هاتو خوندم

1040
01:04:44,667 --> 01:04:46,333
‫بعضی از یادداشت‌هاتو.

1041
01:04:47,000 --> 01:04:49,917
‫همیشه مشاور خوبی بودی. گوش میدم.

1042
01:04:50,042 --> 01:04:52,250
‫وولودیا، یه ساعت
‫منو منتظر گذاشتی.

1043
01:04:52,417 --> 01:04:53,958
‫تو این ملاقاتو می‌خواستی.

1044
01:04:54,625 --> 01:04:55,875
‫خب.

1045
01:04:58,000 --> 01:04:58,875
‫بگو.

1046
01:05:02,083 --> 01:05:03,417
‫خلاصه میگم.

1047
01:05:04,958 --> 01:05:07,000
‫ما خیلی داریم رو به افول میریم.

1048
01:05:07,125 --> 01:05:09,542
‫اوضاع خیلی تیره و تاره. جنگه، قبول،

1049
01:05:09,708 --> 01:05:11,333
‫شما یه ژنرال بزرگی

1050
01:05:11,500 --> 01:05:14,833
‫ما رو به پیروزی میرسونی.
‫ولی بیا یه تلاشی بکنیم.

1051
01:05:15,292 --> 01:05:18,625
‫یه کم امید به این
‫روسای بیچاره بدیم.

1052
01:05:18,792 --> 01:05:22,042
‫وگرنه به جای اینکه بهت رای بدن،
‫خودشونو از پنجره میندازن پایین.

1053
01:05:23,000 --> 01:05:25,000
‫جلسات، کنسرت‌ها

1054
01:05:25,125 --> 01:05:27,042
‫تبلیغات تلویزیونی، پوسترها!

1055
01:05:27,208 --> 01:05:28,583
‫باید صدامونو به گوش همه برسونیم.

1056
01:05:28,750 --> 01:05:30,625
‫- کی پولشو میده؟
‫- معلومه، من.

1057
01:05:31,333 --> 01:05:34,792
‫قید فضاهای تبلیغاتی رایگان رو زدین؟

1058
01:05:34,958 --> 01:05:37,917
‫درسته. این یه انتخابه،
‫استراتژی ماست.

1059
01:05:38,042 --> 01:05:40,042
‫می‌بینیم که آیا واقعیت‌ها به ما
‫درست و نادرست رو نشون میدن.

1060
01:05:40,208 --> 01:05:43,917
‫اگه همینجوری ادامه بدین،
‫مردم یادشون میره که تو کاندیدایی.

1061
01:05:44,042 --> 01:05:45,875
‫شوخی نکن، بوریس.

1062
01:05:46,000 --> 01:05:49,167
‫من سه ماهه که رئیس موقتم.
‫ دولت خود ما هستیم.

1063
01:05:50,667 --> 01:05:53,708
‫کمپین ما، اتفاقات
‫روزه، کاریه که ما می‌کنیم

1064
01:05:54,625 --> 01:05:56,500
‫تاریخی اونیه که ما می‌نویسیم.

1065
01:05:58,000 --> 01:06:00,458
‫دیگه هیچ‌کس به
‫تبلیغات باور نداره.

1066
01:06:00,625 --> 01:06:04,000
‫واقعیت‌ها تنها تبلیغی‌ان
‫که برامون مهمه.

1067
01:06:07,833 --> 01:06:10,083
‫تزار عمود قدرت رو احیا کرده بود

1068
01:06:10,250 --> 01:06:12,667
‫و رای‌دهنده‌ها قدردانش بودن.

1069
01:06:12,833 --> 01:06:16,000
‫اون تو دور اول به عنوان
‫رئیس‌جمهور فدراسیون انتخاب شد.

1070
01:06:18,000 --> 01:06:21,708
‫برزوفسکی دیگه کرملین رو با
‫تماس‌های بی‌جوابش اذیت نکرد.

1071
01:06:21,875 --> 01:06:25,583
‫البته، خبرنگاراش تشریفات پر زرق
‫و برق مراسم تحلیف رو مسخره کردن

1072
01:06:25,750 --> 01:06:27,750
‫ولی بوریس منتظر یه چیز دیگه بود:

1073
01:06:28,417 --> 01:06:31,750
‫فرصتی که به تزار
‫نشون بده کی رئیسه.

1074
01:06:38,750 --> 01:06:41,375
‫سوچی اقامتگاه تابستانی
‫روسای جمهور روسیه

1075
01:07:15,958 --> 01:07:18,167
‫یادمه که تو ترجیح میدی

1076
01:07:18,833 --> 01:07:20,000
‫مدیوم باشه.

1077
01:07:21,583 --> 01:07:23,250
‫ممنون که یادت بود.

1078
01:07:34,917 --> 01:07:36,000
‫آقا

1079
01:07:58,292 --> 01:08:00,667
‫۱۲ آگوست سال ۲۰۰۰، کورسک

1080
01:08:00,833 --> 01:08:03,167
‫یکی از بزرگترین
‫زیردریایی‌های هسته‌ای

1081
01:08:03,333 --> 01:08:06,667
‫حین یه رزمایش تو
‫دریای بارنتس غرق شد.

1082
01:08:07,292 --> 01:08:08,958
‫صد نفر آدم توش بودن.

1083
01:08:09,917 --> 01:08:12,083
‫بعضیاشون درجا مردن.

1084
01:08:12,250 --> 01:08:14,583
‫بقیه ته دریا گیر افتاده بودن.

1085
01:08:15,957 --> 01:08:19,832
‫این همون فرصتی بود که
‫برزوفسکی منتظرش بود.

1086
01:08:27,292 --> 01:08:30,917
‫یه هلیکوپتر اجاره کردیم تا محل
‫غرق شدن رو زیر نظر بگیریم.

1087
01:08:31,042 --> 01:08:32,750
‫- شناسایی شد؟
‫- آره.

1088
01:08:32,917 --> 01:08:35,750
‫خبر تازه رسیده. خبری از امداد
‫و کمک اون دور و اطراف نیست.

1089
01:08:35,917 --> 01:08:38,625
‫شرم‌آوره. این چیزیه
‫که باید محکومش کنیم.

1090
01:08:38,792 --> 01:08:40,375
‫کارشناسای روسی حاضر
‫نیستن خودشون رو درگیر کنن.

1091
01:08:40,542 --> 01:08:41,500
‫جای دیگه بگردین.

1092
01:08:41,667 --> 01:08:46,000
‫یه تیم تو آلمان داریم.
‫ناتو کمکش رو پیشنهاد داده

1093
01:08:46,125 --> 01:08:47,917
‫ولی نیروی دریایی روسیه ردش کرده.

1094
01:08:48,042 --> 01:08:49,500
‫اینا کشتی‌های جاسوسی‌ان.

1095
01:08:49,667 --> 01:08:52,250
‫روسیه نمیتونه جلوی
‫اونا خودش رو تحقیر کنه.

1096
01:08:52,417 --> 01:08:54,457
‫نمیتونه جلوی اونا
‫خودش رو تحقیر کنه؟

1097
01:08:54,625 --> 01:08:57,875
‫از خانواده‌ها بپرسین نظرشون چیه.

1098
01:08:58,000 --> 01:08:59,917
‫- همین کارو می‌کنیم.
‫- تلویزیون یعنی احساسات.

1099
01:09:00,042 --> 01:09:03,750
‫احساسات یعنی خانواده‌ها.
‫اضطرابشون رو تصور می‌کنین؟

1100
01:09:03,917 --> 01:09:07,457
‫عزیزانشون، شاید هنوز زنده
‫باشن، تو یه محفظه ضد آب گیر افتادن

1101
01:09:07,625 --> 01:09:09,582
‫و کمکی که نمیرسه!

1102
01:09:11,707 --> 01:09:14,000
‫چقدر طول میکشه؟

1103
01:09:14,125 --> 01:09:16,667
‫پسرامون ماهی ۵۰ دلار حقوق میگیرن

1104
01:09:16,832 --> 01:09:20,042
‫و اونا تو این قوطی
‫کنسرو گیر افتادن!

1105
01:09:21,000 --> 01:09:25,667
‫پسرمو برای چی بزرگ
‫کردم؟ شما بچه دارین؟

1106
01:09:26,582 --> 01:09:28,582
‫کی میتونه ما رو درک کنه؟

1107
01:09:28,750 --> 01:09:31,625
‫نه شما، آدمای تو قدرت.
‫شما هیچ‌وقت هیچی نمیفهمین!

1108
01:09:31,792 --> 01:09:33,957
‫شما فقط به فکر پر
‫کردن شکم خودتونین!

1109
01:09:34,082 --> 01:09:38,542
‫ملوانامون چیزی برای زندگی
‫کردن ندارن و شما میذارین بمیرن!

1110
01:09:39,207 --> 01:09:41,457
‫وضعیت از کنترل خارج شده بود.

1111
01:09:41,625 --> 01:09:43,042
‫من خودمو سریع رسوندم سوچی.

1112
01:09:43,207 --> 01:09:46,207
‫من نمیفهمیدم چرا
‫پوتین اونجا نبود.

1113
01:09:48,500 --> 01:09:50,625
‫چی کار می‌خوای بکنم؟

1114
01:09:52,582 --> 01:09:54,375
‫همه‌شون مردن، معلومه.

1115
01:09:54,542 --> 01:09:56,708
‫وقتی بهشون برسیم، می‌فهمیم.

1116
01:09:56,875 --> 01:09:59,542
‫به گفته‌ی همه‌ی کارشناسا،
‫بازمانده‌هایی هستن.

1117
01:09:59,708 --> 01:10:01,958
‫این یه واقعیته.
‫باید نجاتشون بدیم.

1118
01:10:02,083 --> 01:10:05,125
‫چه مرده باشن چه نباشن، بوریس
‫برزوفسکی دنبال اینه که به من آسیب بزنه.

1119
01:10:05,292 --> 01:10:07,000
‫همه منتظرن که تو کاری بکنی.

1120
01:10:07,167 --> 01:10:09,875
‫من وقتی اقدام می‌کنم
‫که صلاح بدونم.

1121
01:10:10,958 --> 01:10:13,667
‫خونسردیت خیلی به
‫محبوبیتت کمک کرده

1122
01:10:13,833 --> 01:10:15,375
‫اما داره علیه خودت برمی‌گرده.

1123
01:10:15,917 --> 01:10:19,333
‫مردم روسیه دارن رنج
‫می‌برن و تو کنارشون نیستی.

1124
01:10:19,500 --> 01:10:20,792
‫این جدیه.

1125
01:10:22,625 --> 01:10:25,500
‫چون مقامات تا این لحظه هیچ کاری نمی‌کنن

1126
01:10:26,000 --> 01:10:28,833
‫ آر‌تی‌پی یه کمک مالی برای
‫خانواده‌های ملوانا سازماندهی کرده.

1127
01:10:29,000 --> 01:10:30,500
‫ با این شماره تماس
‫بگیرین برای کمک

1128
01:10:31,417 --> 01:10:32,625
‫متوجهی؟

1129
01:10:33,292 --> 01:10:37,333
‫اونا دولت رو نابود کردن،
‫ده سال غارتش کردن.

1130
01:10:37,958 --> 01:10:40,833
‫ارتش ما رو نابود کردن و
‫حالا دارن کمک مالی جمع می‌کنن!

1131
01:10:41,000 --> 01:10:43,042
‫این عوضیا فقط کافیه

1132
01:10:43,208 --> 01:10:45,375
‫کلبه‌هاشون رو تو
‫سنت موریتس بفروشن

1133
01:10:48,000 --> 01:10:50,000
‫به اون حرومزاده زنگ بزن!

1134
01:10:59,833 --> 01:11:02,042
‫متوجهی داری چیکار می‌کنی؟

1135
01:11:02,208 --> 01:11:05,458
‫شبکه‌ی تو ۲۴ ساعته به
‫کی فرصت حرف زدن میده

1136
01:11:05,625 --> 01:11:07,833
‫به فاحشه‌هایی که نقش
‫زن ملوانا رو بازی می‌کنن.

1137
01:11:08,000 --> 01:11:09,792
‫چی داری میگی؟ داری هذیون میگی.

1138
01:11:09,958 --> 01:11:11,667
‫اونا زن‌های واقعی‌شون هستن.

1139
01:11:11,833 --> 01:11:14,708
‫شما تلویزیون دولتی هستین، بوریس.

1140
01:11:14,875 --> 01:11:17,000
‫و شما دارین علیه ریاست
‫جمهوری توطئه می‌کنین.

1141
01:11:17,167 --> 01:11:19,042
‫یعنی چی؟

1142
01:11:19,208 --> 01:11:22,042
‫دقیقاً یعنی چی؟ دارم
‫ازت سوال می‌پرسم!

1143
01:11:22,208 --> 01:11:24,292
‫من یه سوال از تو دارم،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ.

1144
01:11:24,458 --> 01:11:27,625
‫داری چه غلطی می‌کنی
‫تو تعطیلات تو دریای سیاه؟

1145
01:11:27,792 --> 01:11:30,000
‫تو نباید تو مورمانسک باشی؟

1146
01:11:30,125 --> 01:11:31,167
‫و تو، کجایی؟

1147
01:11:31,792 --> 01:11:33,583
‫می‌خندی، تو کجایی؟

1148
01:11:33,750 --> 01:11:35,583
‫تو کوت دازور؟ داری
‫اونجا چه غلطی می‌کنی؟

1149
01:11:35,750 --> 01:11:38,958
‫بالاخره! من رئیس جمهور
‫نیستم. مهم نیست کجام.

1150
01:11:39,083 --> 01:11:41,417
‫و اتفاقاً من مسکوام.

1151
01:11:42,875 --> 01:11:44,167
‫ فکر کن، وولودیا.

1152
01:11:44,333 --> 01:11:46,458
‫ اگه بری زن‌های
‫ملوانا رو دلداری بدی

1153
01:11:46,625 --> 01:11:48,750
‫ میزان بیننده رو منفجر می‌کنی.

1154
01:11:48,917 --> 01:11:52,708
‫و شبکه‌ی ما تمام قدرتش
‫رو در خدمت تو میذاره.

1155
01:11:53,208 --> 01:11:55,250
‫ و تو می‌دونی که
‫اون قابل توجهه.

1156
01:12:00,917 --> 01:12:02,000
‫خب؟

1157
01:12:02,917 --> 01:12:05,667
‫برمی‌گردیم مسکو. این
‫ملاقات لعنتی رو ترتیب میدیم.

1158
01:12:05,833 --> 01:12:07,375
‫چاره‌ای نداریم.

1159
01:12:15,167 --> 01:12:17,750
‫و همین که از این
‫باتلاق خلاص شدیم

1160
01:12:18,250 --> 01:12:20,625
‫به دوستت بوریس رسیدگی می‌کنیم.

1161
01:12:23,792 --> 01:12:26,542
‫چطور بوریس می‌تونست تصور کنه

1162
01:12:26,708 --> 01:12:29,125
‫که اون یه رابطه‌ی
‫برابر رو تحمل می‌کنه

1163
01:12:29,292 --> 01:12:30,958
‫با یکی از رعیت‌هاش؟

1164
01:12:31,083 --> 01:12:33,125
‫همه‌ی الیگارش‌ها اشتباه کردن.

1165
01:12:34,167 --> 01:12:36,500
‫با تصمیم گرفتن برای
‫شرط بستن رو پوتین

1166
01:12:37,875 --> 01:12:41,208
‫فکر می‌کردن یه آدم پوشالی رو
‫عوض می‌کنن، نه یه سیستم رو.

1167
01:12:41,375 --> 01:12:45,125
‫گرفتن تلویزیونش از بوریس
‫برزوفسکی مثل آب خوردن بود.

1168
01:12:45,292 --> 01:12:49,333
‫اون اکثریت رو کنترل
‫نمی‌کرد، فقط ۴۹ درصد.

1169
01:12:49,500 --> 01:12:52,750
‫فقط کافی بود به مدیر عامل آر‌تی‌پی اطلاع بدن

1170
01:12:52,917 --> 01:12:56,000
‫که از این به بعد، دستوراتش
‫رو از کرملین بگیره.

1171
01:13:05,667 --> 01:13:08,792
‫بدت رو نمی‌خواد.
‫بهت احترام می‌ذاره.

1172
01:13:08,958 --> 01:13:12,625
‫آروم تو مسکو بمون و
‫هر کاری خواستی بکن.

1173
01:13:12,792 --> 01:13:15,583
‫ولی قید سیاست رو بزن.

1174
01:13:16,042 --> 01:13:18,000
‫سیاست، کار اونه.

1175
01:13:18,792 --> 01:13:22,250
‫پوتین یه محصول خالص کا‌گ‌ب‌ه.

1176
01:13:24,000 --> 01:13:26,333
‫از وحشی‌ترین نوعش.

1177
01:13:26,500 --> 01:13:29,958
‫روسیه رو به بند می‌کشه.

1178
01:13:30,083 --> 01:13:33,875
‫و هر کاری که تو ده سال گذشته
‫کردیم تا یه کشور عادی بشیم

1179
01:13:34,000 --> 01:13:36,000
‫از بین میره.

1180
01:13:36,167 --> 01:13:37,833
‫حتی تو، وادیا.

1181
01:13:38,000 --> 01:13:40,625
‫شما دارین یه رژیم بدتر
‫از شوروی می‌سازین.

1182
01:13:40,792 --> 01:13:42,125
‫حداقل اون موقع

1183
01:13:42,292 --> 01:13:45,917
‫حزب جلوی دهن سگ‌های
‫نگهبان کا‌گ‌ب رو می‌گرفت.

1184
01:13:46,042 --> 01:13:48,208
‫حالا دیگه حزب وجود نداره.

1185
01:13:48,375 --> 01:13:50,625
‫اف‌اس‌بی از کا‌گ‌ب بدتره.

1186
01:13:50,792 --> 01:13:52,750
‫کی جلوشون رو می‌گیره؟ تو؟

1187
01:13:52,917 --> 01:13:55,542
‫معلومه که نه. تو
‫هم یکی از اونا شدی.

1188
01:13:56,125 --> 01:13:58,667
‫اینا جونورای وحشی‌ان.

1189
01:13:58,833 --> 01:14:00,958
‫اینا از هیچ اومدن.

1190
01:14:01,083 --> 01:14:03,583
‫اینا راه خودشون رو با
‫زور و چماق باز کردن.

1191
01:14:03,750 --> 01:14:05,875
‫بدون قانون، بدون محدودیت.

1192
01:14:06,000 --> 01:14:07,125
‫اینا گرسنه‌ان.

1193
01:14:07,292 --> 01:14:09,500
‫یه گرسنگی ریشه‌دار.

1194
01:14:10,417 --> 01:14:12,250
‫اینا تحقیر شدن.

1195
01:14:12,417 --> 01:14:15,208
‫اینا از قرن‌ها تحقیر میان.

1196
01:14:16,833 --> 01:14:19,750
‫اینا باید همه چی
‫رو همین الان بگیرن.

1197
01:14:20,833 --> 01:14:23,708
‫چون می‌دونن چرخ روزگار می‌چرخه.

1198
01:14:23,875 --> 01:14:25,292
‫شاید، بوریس.

1199
01:14:25,458 --> 01:14:26,875
‫نمی‌دونم.

1200
01:14:27,917 --> 01:14:32,000
‫ولی می‌دونم که روسیه
‫همیشه اینجوری ساخته شده.

1201
01:14:32,542 --> 01:14:34,125
‫با تبر.

1202
01:14:34,292 --> 01:14:37,667
‫دفتر مرکزی سازمان ملل نیویورک

1203
01:14:38,125 --> 01:14:41,250
‫برزوفسکی با احتیاط،
‫تبعید رو تو لندن انتخاب کرد.

1204
01:14:41,417 --> 01:14:44,333
‫تو همین حین، ما به سمت
‫نیویورک پرواز می‌کردیم.

1205
01:14:44,500 --> 01:14:45,708
‫وقتی به اوج می‌رسین

1206
01:14:45,875 --> 01:14:49,750
‫سیاست شما رو بدون آمادگی قبلی
‫به صحنه‌ی جهانی پرتاب می‌کنه.

1207
01:14:49,917 --> 01:14:52,375
‫بزرگان این دنیا
‫هم‌ردیف شما میشن.

1208
01:14:52,542 --> 01:14:54,167
‫ولی اونا یه حلقه‌ی
‫تنگ رو تشکیل میدن.

1209
01:14:54,333 --> 01:14:56,708
‫اونا وقت داشتن قوانین
‫پایه رو یاد بگیرن.

1210
01:14:57,667 --> 01:15:00,958
‫شما هر چقدر هم که تو کشورتون
‫ازتون بترسن و بهتون احترام بذارن

1211
01:15:01,083 --> 01:15:03,958
‫اینجا، شما فقط تازه‌واردین.

1212
01:15:04,625 --> 01:15:06,667
‫والدورف آستوریا بهترین هتله.

1213
01:15:06,833 --> 01:15:10,167
‫پروتکل برامون یه طبقه
‫رزرو کرده. بیست تا اتاق.

1214
01:15:11,875 --> 01:15:13,083
‫پنت‌هاوس؟

1215
01:15:13,708 --> 01:15:15,375
‫نه.

1216
01:15:15,542 --> 01:15:16,583
‫چرا؟

1217
01:15:16,750 --> 01:15:20,333
‫سه طبقه آخر سالیانه توسط
‫سعودی‌ها رزرو شده‌ن.

1218
01:15:21,667 --> 01:15:23,125
‫کمتر از یه ساعت طول میکشه.

1219
01:15:23,292 --> 01:15:27,417
‫۱۵ دقیقه تا استودیو، ۳۰ دقیقه
‫مصاحبه و ۱۵ دقیقه برگشت.

1220
01:15:29,167 --> 01:15:30,958
‫این امتیاز خوبیه واسه ما.

1221
01:15:42,000 --> 01:15:43,167
‫این چیه؟

1222
01:15:44,125 --> 01:15:45,417
‫این فریزه‌.

1223
01:15:46,833 --> 01:15:49,750
‫کاروان رئیس‌جمهور
‫آمریکا داره حرکت میکنه.

1224
01:15:49,917 --> 01:15:51,750
‫هیچ‌کس دیگه نمیتونه حرکت کنه.

1225
01:15:54,917 --> 01:15:56,333
‫زیاد طول میکشه؟

1226
01:15:58,125 --> 01:15:59,167
‫بستگی داره.

1227
01:16:04,500 --> 01:16:07,042
‫خب، جاسوسی کردن چطوره؟

1228
01:16:07,208 --> 01:16:09,708
‫خیلی فرق نداره با
‫روزنامه‌نگاری کردن.

1229
01:16:10,375 --> 01:16:14,292
‫اطلاعات جمع میکنیم،
‫خلاصه‌شون میکنیم

1230
01:16:15,000 --> 01:16:19,000
‫و ارائه میدیم به تصمیم‌گیرنده‌ها
‫که میتونن ازش استفاده کنن.

1231
01:16:19,125 --> 01:16:20,500
‫دوست داشتین این کارو بکنین؟

1232
01:16:20,667 --> 01:16:24,042
‫اطلاعات بهم اجازه
‫داد دیدگاهمو وسیع‌تر کنم

1233
01:16:24,208 --> 01:16:26,750
‫یه سری ویژگی‌ها رو توسعه بدم

1234
01:16:28,042 --> 01:16:31,250
‫ویژگی‌های مدیریتی.
‫روی اولویت‌ها تمرکز کنم.

1235
01:16:32,500 --> 01:16:34,333
‫یه آموزش.

1236
01:16:35,208 --> 01:16:38,583
‫فاجعه کورسک تمام دنیا
‫رو تحت تاثیر قرار داد.

1237
01:16:38,750 --> 01:16:41,125
‫بهم بگین، چی شد؟

1238
01:16:41,708 --> 01:16:44,208
‫چی به سر زیردریایی اومد؟

1239
01:16:45,750 --> 01:16:47,000
‫غرق شد.

1240
01:16:56,375 --> 01:16:57,708
‫اگه مریخی‌ها

1241
01:16:57,875 --> 01:16:59,958
‫قدرت رو تو مسکو به دست بگیرن

1242
01:17:00,083 --> 01:17:03,167
‫آمریکا بلافاصله اونا رو به عنوان
‫دولت قانونی به رسمیت میشناسه

1243
01:17:03,333 --> 01:17:06,542
‫به شرطی که دست به منافعشون نزنن

1244
01:17:06,708 --> 01:17:09,208
‫و همچنان باهاشون
‫مثل رئیس رفتار کنن.

1245
01:17:10,083 --> 01:17:13,333
‫مشکل اینه که اونا فکر
‫میکنن جنگ سرد رو بردن.

1246
01:17:13,500 --> 01:17:15,542
‫ولی شوروی

1247
01:17:15,708 --> 01:17:17,250
‫نباختش.

1248
01:17:17,417 --> 01:17:21,292
‫جنگ سرد تموم شد چون ما
‫یه دیکتاتوری رو تموم کردیم.

1249
01:17:21,458 --> 01:17:23,708
‫این فرق داره.

1250
01:17:23,875 --> 01:17:25,708
‫ما پیمان ورشو رو منحل کردیم.

1251
01:17:25,875 --> 01:17:27,792
‫ما بهشون صلح پیشنهاد دادیم

1252
01:17:27,958 --> 01:17:29,292
‫نه تسلیم شدن.

1253
01:17:30,500 --> 01:17:32,375
‫اونا باید اینو یادشون باشه.

1254
01:17:33,000 --> 01:17:34,250
‫هر از گاهی.

1255
01:17:52,625 --> 01:17:54,375
‫لیمونوف برای شما احترام قائله.

1256
01:17:54,542 --> 01:17:56,250
‫من فکر میکردم
‫اون منو تحقیر میکنه.

1257
01:17:56,417 --> 01:17:58,000
‫اون یه آینده‌نگره.

1258
01:17:58,500 --> 01:18:01,042
‫همه تو حزبش جا دارن.

1259
01:18:02,542 --> 01:18:06,375
‫خب، نظرت در مورد پیشگامان انقلابی من چیه؟

1260
01:18:06,542 --> 01:18:09,500
‫کرملین نگران نیست.

1261
01:18:09,667 --> 01:18:11,833
‫کرملین اشتباه میکنه. بفرمایید.

1262
01:18:13,625 --> 01:18:16,083
‫خب، سفر چطور بود؟

1263
01:18:16,958 --> 01:18:18,792
‫میدونی اونجا چجوریه.

1264
01:18:18,958 --> 01:18:20,875
‫ من که میگم، همیشه نسبتاً بامزه.

1265
01:18:21,750 --> 01:18:25,167
‫نیویورک میتونه بامزه باشه،
‫اگه از آمریکاییا دوری کنی.

1266
01:18:26,375 --> 01:18:28,042
‫کدومو ترجیح میدی، ادوارد؟

1267
01:18:29,833 --> 01:18:31,333
‫اینو.

1268
01:18:32,375 --> 01:18:35,292
‫رفتی به یکی از شامای محفلیاشون؟

1269
01:18:35,458 --> 01:18:37,708
‫همه‌ی مردا تو پرینستون
‫یا ییل درس خوندن.

1270
01:18:37,875 --> 01:18:40,542
‫بچه‌هاشون میرن همون مدرسه‌ها.

1271
01:18:40,708 --> 01:18:41,708
‫حداقل، جوون‌تر که بودم

1272
01:18:41,875 --> 01:18:45,917
‫میتونستم یه زن کوچولوی
‫بلوندو تو دستشویی بپیچونم.

1273
01:18:46,042 --> 01:18:48,292
‫جذابیت پنهان بورژوازی.

1274
01:18:48,458 --> 01:18:49,833
‫همه جا همینه.

1275
01:18:50,333 --> 01:18:51,583
‫نه، وادیا.

1276
01:18:51,750 --> 01:18:53,583
‫آمریکا بورژوازی رو نابود کرده.

1277
01:18:53,750 --> 01:18:55,292
‫بورژوازی ارزش داشت.

1278
01:18:55,458 --> 01:18:58,333
‫این آدما فقط به
‫اعداد اعتقاد دارن.

1279
01:18:58,500 --> 01:19:00,417
‫کسل‌کننده مثل مرگ.

1280
01:19:02,083 --> 01:19:04,250
‫مشکل امپریالیسم نیست

1281
01:19:04,875 --> 01:19:06,583
‫فرهنگ آمریکاییه.

1282
01:19:06,750 --> 01:19:10,083
‫بهش علاقه داشتی قبل اینکه
‫قورتت بده و تف کنه بیرون.

1283
01:19:10,250 --> 01:19:11,375
‫وقتی یلتسین رو دیدم

1284
01:19:11,542 --> 01:19:15,125
‫روسیه رو تبدیل کرد به نسخه‌ی
‫ارزون‌قیمت آسایشگاه آمریکایی

1285
01:19:15,292 --> 01:19:18,042
‫تصمیم گرفتم حزب
‫ملی-بلشویکی رو تاسیس کنم.

1286
01:19:18,208 --> 01:19:20,250
‫میدونی چرا اسمشو این گذاشتم؟

1287
01:19:20,417 --> 01:19:21,875
‫واسه اینکه شما رو عصبانی کنم!

1288
01:19:22,000 --> 01:19:23,083
‫ناز-بول!

1289
01:19:23,958 --> 01:19:26,625
‫ما استالینیست‌های
‫سابق رو جمع می‌کنیم

1290
01:19:26,792 --> 01:19:29,500
‫همجنس‌گراها و پانک‌ها رو

1291
01:19:29,667 --> 01:19:31,333
‫آنارشیست‌ها، اسکین‌هدها رو

1292
01:19:31,500 --> 01:19:33,000
‫متعصبای مذهبی رو

1293
01:19:33,125 --> 01:19:35,042
‫از بودایی‌ها تا ارتدوکس‌ها.

1294
01:19:35,208 --> 01:19:39,000
‫سخت‌ترین کار اینه که
‫نذاریم همدیگه رو بکشن.

1295
01:19:39,167 --> 01:19:40,958
‫بهشون اعتماد کن، درست میشه.

1296
01:19:41,083 --> 01:19:42,625
‫تو نمیفهمی.

1297
01:19:42,792 --> 01:19:46,375
‫این جوونا میخوان از کسالت
‫یه زندگی عادی فرار کنن.

1298
01:19:46,542 --> 01:19:48,875
‫اونا دنبال قهرمان‌بازی‌ان.

1299
01:19:49,000 --> 01:19:51,083
‫حیفه که اینو خراب کنیم.

1300
01:19:53,000 --> 01:19:55,167
‫یه سیگار بهم میدی، سرگئی؟

1301
01:19:55,750 --> 01:19:57,208
‫باید راه برم.

1302
01:19:57,232 --> 01:19:59,232
بی سی موویز

1303
01:20:01,125 --> 01:20:04,542
‫من همیشه لیمونوف رو یه
‫جامعه‌ستیز باهوش میدونستم

1304
01:20:04,708 --> 01:20:07,208
‫که کاملاً فاقد حس سیاسی بود.

1305
01:20:07,375 --> 01:20:10,542
‫هنوز آماده نبودم که بهش حق بدم.

1306
01:20:11,500 --> 01:20:15,000
‫اما استدلالاش همون
‫چیزی بود که به نظر میومد.

1307
01:20:15,667 --> 01:20:18,167
‫نه نتیجه‌ی یه تحلیل دقیق

1308
01:20:18,333 --> 01:20:21,000
‫بلکه خیلی بیشتر
‫از یه شهود اتفاقی.

1309
01:20:27,958 --> 01:20:31,083
‫پایان الیگارش‌ها

1310
01:20:31,250 --> 01:20:32,833
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

1311
01:20:33,000 --> 01:20:34,750
‫وادیم الکسیویچ اینجاست.

1312
01:20:35,583 --> 01:20:36,750
‫بیاین تو.

1313
01:20:41,708 --> 01:20:45,000
‫محبوبیتم چطوره؟ انتخابات نزدیکه.

1314
01:20:45,167 --> 01:20:46,167
‫جای نگرانی نیست.

1315
01:20:46,333 --> 01:20:49,458
‫حدود ۶۰ درصد.
‫نامزد بعدی ۱۲ درصده.

1316
01:20:49,625 --> 01:20:51,333
‫اونا قابل چشم‌پوشین.

1317
01:20:51,500 --> 01:20:53,333
‫یه روس هست که از من محبوب‌تره.

1318
01:20:54,625 --> 01:20:55,750
‫استالین.

1319
01:20:56,917 --> 01:20:58,792
‫اون مدتیه که مرده.

1320
01:20:58,958 --> 01:21:01,833
‫شما روشنفکرا، وحشت‌های
‫گولاگ رو محکوم می‌کنین.

1321
01:21:02,000 --> 01:21:05,750
‫به نظر شما، استالین با وجود
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود. اشتباهه.

1322
01:21:05,917 --> 01:21:08,250
‫اون به خاطر
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود.

1323
01:21:08,417 --> 01:21:11,917
‫چون می‌دونست چطور با
‫یه دزد، یه خائن برخورد کنه.

1324
01:21:13,250 --> 01:21:16,208
‫می‌دونی چیکار کرد
‫وقتی قطارهای شوروی

1325
01:21:16,375 --> 01:21:18,667
‫- شروع کردن به از ریل خارج شدن؟
‫- نه.

1326
01:21:18,833 --> 01:21:21,542
‫اون مدیر رو به خاطر
‫خرابکاری اعدام کرد.

1327
01:21:21,708 --> 01:21:24,917
‫این مشکل رو حل نکرد،
‫حتی ممکنه بدترش کرده باشه

1328
01:21:25,042 --> 01:21:28,375
‫ولی یه راهی برای تخلیه خشم داد.

1329
01:21:29,292 --> 01:21:30,958
‫خشم یه داده ساختاریه.

1330
01:21:31,083 --> 01:21:33,500
‫نیازی به مبارزه باهاش
‫نیست، باید مدیریتش کرد.

1331
01:21:34,667 --> 01:21:36,708
‫- می‌خوای خشم رو تغذیه کنی؟
‫- آره.

1332
01:21:36,875 --> 01:21:38,667
‫مردم یه سر می‌خوان.

1333
01:21:39,417 --> 01:21:40,458
‫کدوم رو؟

1334
01:21:40,625 --> 01:21:42,542
‫سرِ مغرورترین الیگارش.

1335
01:21:43,292 --> 01:21:44,375
‫دیمیتری سیدوروف.

1336
01:21:46,125 --> 01:21:47,667
‫دوست سابقِت.

1337
01:21:48,417 --> 01:21:50,625
‫مثل اینکه زنت رو ازت دزدیده.

1338
01:21:51,167 --> 01:21:52,333
‫باید خوشحال باشی.

1339
01:21:52,500 --> 01:21:55,375
‫طول نکشید. باد آورده رو باد میبره.

1340
01:21:55,542 --> 01:21:58,792
‫اون داره آماده می‌شه تا اکثریت
‫سهام شرکت نفتیش رو واگذار کنه

1341
01:21:58,958 --> 01:22:00,125
‫به اکسون موبیل.

1342
01:22:00,292 --> 01:22:02,083
‫مدت‌هاست داره روش کار می‌کنه.

1343
01:22:02,250 --> 01:22:04,292
‫اون ۲۰ میلیارد دلار پولدار می‌شه

1344
01:22:04,458 --> 01:22:08,250
‫با قرار دادن غول انرژی‌های
‫فسیلی ما تحت کنترل آمریکا.

1345
01:22:08,417 --> 01:22:11,042
‫یه شرکت روسی جایگاه
‫بین‌المللی پیدا می‌کنه.

1346
01:22:11,208 --> 01:22:12,750
‫نه، اشتباهه.

1347
01:22:12,917 --> 01:22:16,667
‫اون داره یه خزانه جنگی برای مقابله
‫با من تو انتخابات ۲۰۰۷ جمع می‌کنه.

1348
01:22:16,833 --> 01:22:19,708
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- به‌نظرت چطوری؟ تلفنش شنود می‌شه.

1349
01:22:24,792 --> 01:22:26,083
‫"هیچ‌کاره."

1350
01:22:27,583 --> 01:22:31,167
‫اینجوریه که اون با دوستاش
‫تو واشینگتن صدام می‌کنه.

1351
01:22:31,333 --> 01:22:33,042
‫یه "هیچ‌کاره".

1352
01:22:33,208 --> 01:22:36,917
‫یا وقتی توضیح می‌ده که بعد از انتخاب
‫شدن، قانون اساسی رو عوض می‌کنه

1353
01:22:37,042 --> 01:22:40,042
‫و زرادخانه هسته‌ای
‫ما رو از بین می‌بره.

1354
01:22:40,208 --> 01:22:41,500
‫"هیچ‌کاره"!

1355
01:22:42,708 --> 01:22:43,792
‫"هیچ‌کاره"!

1356
01:22:45,875 --> 01:22:47,042
‫این مرد

1357
01:22:47,792 --> 01:22:50,667
‫بیشتر از اون چیزی که بتونم
‫قورت بدم، بهم لجن مالیده.

1358
01:22:55,125 --> 01:22:56,333
‫من دستور دادم

1359
01:22:56,500 --> 01:22:58,708
‫که دیمیتری سیدوروف رو دستگیر کنن

1360
01:22:58,875 --> 01:23:00,458
‫فردا صبح زود.

1361
01:23:00,625 --> 01:23:03,167
‫اون داره میره سیبری.
‫باید سوخت‌گیری کنه.

1362
01:23:03,333 --> 01:23:04,583
‫اونجا می‌گیریمش.

1363
01:23:04,750 --> 01:23:07,625
‫فیلمبردارها و خبرنگارها
‫از قبل اونجا هستن.

1364
01:23:07,792 --> 01:23:10,292
‫وظیفه توئه که همه‌ی اینا رو
‫برای رسانه‌ها هماهنگ کنی.

1365
01:23:28,833 --> 01:23:30,000
‫همین بود.

1366
01:23:31,542 --> 01:23:32,583
‫رسیدیم.

1367
01:23:32,750 --> 01:23:34,125
‫خبر تو کل دنیا پخش شد.

1368
01:23:34,708 --> 01:23:39,250
‫و اینو یادآوری کرد
‫که پول همه کار نمی‌کنه.

1369
01:23:39,417 --> 01:23:42,625
‫برای شما غربی‌ها،
‫این یه تابوی مطلقه.

1370
01:23:42,792 --> 01:23:45,292
‫یه سیاستمدار دستگیر
‫بشه، چرا که نه؟

1371
01:23:45,458 --> 01:23:47,917
‫ولی یه میلیاردر؟ محاله.

1372
01:23:48,042 --> 01:23:50,458
‫جامعه شما بر این اساسه که

1373
01:23:50,625 --> 01:23:52,417
‫هیچی بالاتر از پول نیست.

1374
01:23:54,250 --> 01:23:59,000
‫کار من این بود که از سقوط دیمیتری
‫یه برنامه تلویزیونی موفق بسازم.

1375
01:23:59,167 --> 01:24:01,125
‫کار سختی نبود.

1376
01:24:01,292 --> 01:24:04,458
‫مردم همیشه عاشق این بودن
‫که سقوط یه قدرتمند رو ببینن.

1377
01:24:04,625 --> 01:24:07,667
‫هیچ دیکتاتوری
‫خونخوارتر از مردم نیست.

1378
01:24:08,958 --> 01:24:10,542
‫وقتی سیدوروف دستگیر شد

1379
01:24:10,708 --> 01:24:12,875
‫انتخاب مجدد پوتین
‫یه تشریفات بود.

1380
01:24:13,667 --> 01:24:15,000
‫از اون به بعد

1381
01:24:15,125 --> 01:24:18,542
‫ماهیت دولت روسیه خیلی عوض شد.

1382
01:24:18,708 --> 01:24:21,208
‫مبارزه برای قدرت از دید عموم رفت

1383
01:24:21,375 --> 01:24:22,625
‫به سمت اطرافیان تزار.

1384
01:24:23,292 --> 01:24:26,667
‫دولت دوباره وابسته
‫به دسیسه‌های دربار شد.

1385
01:24:27,167 --> 01:24:29,250
‫اونایی هستن که
‫دفترشون نزدیک تزار هست

1386
01:24:29,417 --> 01:24:31,583
‫و اونایی که خط
‫مستقیم تزار رو دارن.

1387
01:24:31,750 --> 01:24:34,042
‫اونایی که همراهیش
‫می‌کنن خارج از کشور

1388
01:24:34,208 --> 01:24:36,875
‫و اونایی که میرن تعطیلات سوچی.

1389
01:24:37,000 --> 01:24:40,375
‫هیچ جزئیاتی رو نباید نادیده
‫گرفت، هر چقدر هم که کوچیک باشه.

1390
01:24:40,542 --> 01:24:42,458
‫از چیدمان میز تو یه شام رسمی

1391
01:24:42,625 --> 01:24:45,208
‫تا زمان انتظار تو اتاق
‫انتظار رئیس‌جمهور

1392
01:24:45,375 --> 01:24:48,292
‫هیچی از هوشیاری
‫درباری دور نمی‌مونه.

1393
01:24:50,583 --> 01:24:53,833
‫من خودم رو با رژیم جدید وفق دادم،
‫همونطور که با همه چی وفق میدم.

1394
01:24:54,000 --> 01:24:56,125
‫ولی بقیه خیلی بهتر از من بودن.

1395
01:24:56,292 --> 01:24:57,750
‫مثل ایگور سچین؟

1396
01:24:58,958 --> 01:25:01,208
‫مخصوصاً ایگور سچین.

1397
01:25:02,208 --> 01:25:06,625
‫مثل خیلی از آدمای از جنس اون، قدرتش
‫رو از دست کم گرفته شدن می‌گرفت.

1398
01:25:06,792 --> 01:25:10,625
‫وقتی زمان درباری‌ها
‫رسید، اون تو کار خودش بود.

1399
01:25:10,792 --> 01:25:13,292
‫اون حتی رئیس درباری‌ها بود.

1400
01:25:15,333 --> 01:25:17,000
‫با دیمیتری سیدوروف تو زندان

1401
01:25:17,125 --> 01:25:19,125
‫با شرکتش چیکار کنیم؟

1402
01:25:19,667 --> 01:25:21,958
‫سچین یه لقمه‌اش کرد.

1403
01:25:22,083 --> 01:25:25,792
‫توقیف قضایی، حراج
‫عمومی با یه شرکت‌کننده

1404
01:25:25,958 --> 01:25:29,042
‫و اون میره تو جیب
‫یه گروه مالی انقدر مبهم

1405
01:25:29,208 --> 01:25:31,042
‫که حتی شماره تلفن هم نداره.

1406
01:25:31,208 --> 01:25:33,375
‫خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی؟

1407
01:25:33,542 --> 01:25:34,917
‫چیزی که تزار می‌خواست.

1408
01:25:35,042 --> 01:25:37,042
‫اون شرکت دیمیتری رو می‌خواست؟

1409
01:25:37,208 --> 01:25:39,667
‫چیزی که اون می‌خواد،
‫نابود کردن الیگارش‌هاست.

1410
01:25:39,833 --> 01:25:42,083
‫و جایگزینشون کنه با
‫سیلوویکی‌هایی مثل تو؟

1411
01:25:42,250 --> 01:25:45,125
‫روسیه همیشه به آدمای
‫قدرتمند نیاز داشته.

1412
01:25:45,292 --> 01:25:48,208
‫نظامی‌ها، جاسوس‌ها، پلیس‌ها.

1413
01:25:48,375 --> 01:25:49,833
‫به همین دلیله که من اینجام.

1414
01:25:50,000 --> 01:25:52,000
‫و هر چی میخوای برمی‌داری. آفرین.

1415
01:25:52,167 --> 01:25:54,917
‫اگه میخوای اینجوری
‫بگی، وادیم الکسیویچ.

1416
01:25:56,833 --> 01:25:58,042
‫مواظب باش.

1417
01:25:58,667 --> 01:26:02,167
‫از جی۲۰ تو برلین
‫برگشته. خسته و بدخلق.

1418
01:26:05,000 --> 01:26:07,208
‫همیشه همینه، باهام طوری
‫رفتار میکنن انگار که من

1419
01:26:07,375 --> 01:26:09,292
‫رئیس جمهور فنلاندم.

1420
01:26:09,875 --> 01:26:13,250
‫ولی حواست باشه! باید مراقب باشن.

1421
01:26:13,917 --> 01:26:15,708
‫توانایی ترسوندن

1422
01:26:15,875 --> 01:26:18,875
‫تنها سلاح یه آدم فقیره
‫واسه حفظ غرورش.

1423
01:26:19,000 --> 01:26:20,417
‫این رو تو خیابون یاد گرفتم.

1424
01:26:21,000 --> 01:26:23,500
‫فقط اینکه با ترسوندن دشمن

1425
01:26:23,667 --> 01:26:26,000
‫ممکنه بازار رو هم بترسونیم.

1426
01:26:26,167 --> 01:26:27,375
‫نمیتونیم این کار رو بکنیم.

1427
01:26:27,542 --> 01:26:30,208
‫بازارها هیچوقت
‫روسیه رو اداره نکردن.

1428
01:26:30,375 --> 01:26:31,875
‫شاید یه بار.

1429
01:26:32,625 --> 01:26:34,375
‫شاید یه بار زمان یلتسین.

1430
01:26:34,542 --> 01:26:37,125
‫و نتیجه‌ش چی شد؟ قانون جنگل.

1431
01:26:39,000 --> 01:26:40,667
‫ما نیاز داریم

1432
01:26:40,833 --> 01:26:42,083
‫که کنترل رو به دست بگیریم.

1433
01:26:42,250 --> 01:26:45,000
‫کنترل تمام ثروت‌های کشور رو.

1434
01:26:45,125 --> 01:26:49,208
‫جنگل‌ها، معادن، گاز، نفت.

1435
01:26:50,333 --> 01:26:53,167
‫ما اینا رو در خدمت منافع

1436
01:26:53,333 --> 01:26:56,042
‫و عظمت مردم روسیه قرار میدیم.

1437
01:26:58,625 --> 01:27:01,208
‫- مثل دیمیتری.
‫- چی، دیمیتری؟

1438
01:27:02,167 --> 01:27:04,333
‫انحصار نفت

1439
01:27:04,500 --> 01:27:07,708
‫از جیب سیدوروف رفت تو جیب سچین.

1440
01:27:09,000 --> 01:27:12,583
‫این چه ربطی به منافع و
‫عظمت مردم روسیه داره؟

1441
01:27:14,570 --> 01:27:18,570
[کاپ دانتیب]
(ساحل آزور (ریویرای فرانسه

1442
01:27:41,375 --> 01:27:44,250
‫هوا خوبه. قبل رفتن
‫باید یه شنا بکنی.

1443
01:27:44,417 --> 01:27:46,542
‫ممنون، ولی یه وقت دیگه.

1444
01:27:46,708 --> 01:27:47,875
‫سوچی رو ترجیح میدی؟

1445
01:27:48,917 --> 01:27:50,250
‫میدونی چرا اینجام.

1446
01:27:52,042 --> 01:27:54,208
‫میخوام از زبون خودت بشنوم.

1447
01:27:54,375 --> 01:27:57,250
‫- طبق شایعات ...
‫- تو که واسه یه شایعه نمیای.

1448
01:28:03,750 --> 01:28:05,500
‫طبق اطلاعات خیلی موثق

1449
01:28:05,667 --> 01:28:08,458
‫تو یه حامی سرسخت
‫معترضان اوکراینی هستی.

1450
01:28:08,625 --> 01:28:11,000
‫- حالا که میدونی
‫- پوتین از عصبانیت دیوونه شده.

1451
01:28:11,125 --> 01:28:14,792
‫نگران بودم. در واقع،
‫تو خبر خوبی آوردی.

1452
01:28:14,958 --> 01:28:18,583
‫اوکراین قرن‌هاست که بخشی
‫جدایی‌ناپذیر از روسیه بوده.

1453
01:28:18,750 --> 01:28:21,000
‫- واقعاً باورش داری؟
‫- من فقط پیام‌آورم.

1454
01:28:22,292 --> 01:28:23,708
‫میدونی چی گفت؟

1455
01:28:24,292 --> 01:28:26,125
‫برو اون عوضی رو ببین.

1456
01:28:26,292 --> 01:28:28,000
‫بهش بگو که داره از حدش میگذره

1457
01:28:28,167 --> 01:28:29,875
‫و سعی کن قانعش کنی.

1458
01:28:31,125 --> 01:28:33,708
‫- مشکلش رو میدونی؟
‫- میدونم تو چی فکر میکنی.

1459
01:28:33,875 --> 01:28:38,542
‫که اون یه سیاستمدار نیست،
‫بلکه یه مرد کا‌گ‌بی، یه جاسوسه.

1460
01:28:38,708 --> 01:28:42,458
‫اون جاسوس نیست. یه جاسوس
‫اطلاعات دقیق جمع میکنه.

1461
01:28:42,625 --> 01:28:46,667
‫اون یه ضدجاسوسه.
‫کارش اینه که پارانوئید باشه

1462
01:28:46,833 --> 01:28:49,125
‫همه جا توطئه ببینه

1463
01:28:49,292 --> 01:28:51,000
‫و اگه لازم شد، اختراعشون کنه.

1464
01:28:51,125 --> 01:28:53,208
‫خیلی وقته تو تبعیدی.

1465
01:28:53,375 --> 01:28:54,542
‫دیگه تو باغ نیستی.

1466
01:28:54,708 --> 01:28:57,833
‫انگار نه انگار که این اوکراینی‌ها
‫دلیلی واسه شورش نداشتن

1467
01:28:58,000 --> 01:28:59,667
‫علیه یه دولت طرفدار روسیه.

1468
01:28:59,833 --> 01:29:03,000
‫میدونی حامی‌های اصلی
‫معترضای اوکراینی کین؟

1469
01:29:03,125 --> 01:29:05,667
‫سی‌آی‌اِی، وزارت خارجه‌ی آمریکا

1470
01:29:05,833 --> 01:29:07,583
‫بنیادهای بزرگ آمریکایی

1471
01:29:07,750 --> 01:29:09,833
‫جورج سوروس و تو

1472
01:29:10,000 --> 01:29:12,333
‫به مبلغ ۳۰ میلیون دلار

1473
01:29:12,500 --> 01:29:13,708
‫اون‌طور که میگن.

1474
01:29:13,875 --> 01:29:15,042
‫این سیاسته.

1475
01:29:15,583 --> 01:29:17,208
‫و میدونی چیه؟

1476
01:29:17,375 --> 01:29:18,750
‫این دموکراسیه.

1477
01:29:19,333 --> 01:29:22,083
‫تو معنی این کلمه رو
‫خیلی وقته یادت رفته.

1478
01:29:27,625 --> 01:29:29,667
‫من اینجا به انتخاب خودم نیستم.

1479
01:29:29,833 --> 01:29:32,042
‫من تو تبعیدم، وادیا.

1480
01:29:33,000 --> 01:29:36,750
‫اگه پامو بذارم تو روسیه،
‫میرم سیبری، مثل سیدوروف.

1481
01:29:38,292 --> 01:29:39,333
‫بوریس

1482
01:29:39,500 --> 01:29:42,667
‫با وجود اختلافامون، تزار
‫دوستیشو باهات حفظ کرد.

1483
01:29:42,833 --> 01:29:45,167
‫تونستی دارایی‌های روسیتو بفروشی.

1484
01:29:45,333 --> 01:29:47,792
‫۱.۳ میلیارد، مگه نه؟

1485
01:29:47,958 --> 01:29:49,042
‫خیلی بیشتر ارزش داشتن.

1486
01:29:57,417 --> 01:29:59,208
‫و اگه من اصرار کنم؟

1487
01:30:01,708 --> 01:30:03,333
‫واسم آدم‌کش میفرستین؟

1488
01:30:06,792 --> 01:30:09,708
‫ببین. منم از اینا دارم.

1489
01:30:11,292 --> 01:30:13,167
‫و اونا از مال شما بهترن

1490
01:30:13,708 --> 01:30:16,000
‫چون من ده برابر
‫بیشتر بهشون پول میدم.

1491
01:30:17,667 --> 01:30:20,250
‫من نیومدم تهدیدت کنم.

1492
01:30:21,208 --> 01:30:23,417
‫کینه‌تو میفهمم.

1493
01:30:24,208 --> 01:30:26,292
‫ولی علیه وطنت برنگرد.

1494
01:30:26,458 --> 01:30:28,625
‫روسیه‌ی پوتین وطن من نیست.

1495
01:30:29,500 --> 01:30:31,042
‫با همه‌ی عیب و ایرادامون

1496
01:30:31,208 --> 01:30:33,375
‫ما تونسته بودیم یه
‫کشور آزاد بسازیم

1497
01:30:33,542 --> 01:30:35,833
‫که توش میشد هرچی
‫میخوایم بگیم و انجام بدیم.

1498
01:30:36,000 --> 01:30:37,750
‫یه اتفاق بی‌سابقه
‫تو تاریخ روسیه.

1499
01:30:37,917 --> 01:30:40,708
‫و شما تو چند سال
‫همه‌شو خراب کردین.

1500
01:30:42,125 --> 01:30:45,250
‫شما روسیه رو برگردوندین
‫به چیزی که همیشه بوده:

1501
01:30:46,667 --> 01:30:48,375
‫یه زندان به وسعت یه کشور.

1502
01:30:49,583 --> 01:30:51,708
‫مثل دوران شوروی.

1503
01:31:38,208 --> 01:31:39,667
‫این قایق توئه؟

1504
01:31:40,208 --> 01:31:41,667
‫هیچ‌چیزی هیچ‌وقت مال من نیست.

1505
01:31:42,500 --> 01:31:44,417
‫نه اون‌طور که تو فکر میکنی.

1506
01:31:45,375 --> 01:31:46,958
‫به خرج الیگارش‌ها؟

1507
01:31:47,750 --> 01:31:49,083
‫میترسی؟

1508
01:31:50,250 --> 01:31:52,083
‫که اربابات بفهمن؟

1509
01:31:52,250 --> 01:31:53,542
‫اربابای من؟

1510
01:31:53,708 --> 01:31:54,875
‫اون‌طور که من میشنوم

1511
01:31:55,000 --> 01:31:56,750
‫تو خودتو در خدمت قدرت قرار دادی.

1512
01:31:56,917 --> 01:31:58,250
‫لابد اینطوریه اگه تو این‌طور میخوای.

1513
01:31:59,375 --> 01:32:02,458
‫تو ولادیمیر ولادیمیرویچ
‫رو زیاد دوست نداری.

1514
01:32:02,625 --> 01:32:03,917
‫نه، حق با توئه.

1515
01:32:04,042 --> 01:32:05,792
‫من قدرت رو دوست ندارم.

1516
01:32:05,958 --> 01:32:09,000
‫مخصوصاً وقتی به
‫خودت میگی این هنر مدرنه.

1517
01:32:09,167 --> 01:32:11,500
‫وادیا ببخشید، ولی به نظرم پستی.

1518
01:32:11,667 --> 01:32:12,667
‫پست؟

1519
01:32:13,750 --> 01:32:16,083
‫- کلمه‌ی سنگینیه.
‫- لیاقتشو داری.

1520
01:32:17,625 --> 01:32:18,875
‫جوابمو ندادی.

1521
01:32:19,000 --> 01:32:21,792
‫ما از پول الیگارش‌ها
‫استفاده می‌کنیم؟

1522
01:32:23,125 --> 01:32:27,000
‫این قایق مال یه
‫کارآفرین از پورتلنده.

1523
01:32:27,125 --> 01:32:29,667
‫اون تو ۲۴ سالگی یه
‫نرم‌افزار اختراع کرد.

1524
01:32:29,833 --> 01:32:31,333
‫تو ۲۶ سالگی مولتی‌میلیونر شد.

1525
01:32:31,500 --> 01:32:34,500
‫تو ۲۸ سالگی شرکتشو
‫به مایکروسافت فروخت.

1526
01:32:34,667 --> 01:32:37,000
‫از اون موقع مثل موش
‫حوصله‌ش سر رفته.

1527
01:32:38,208 --> 01:32:40,583
‫دوست داره یه ایده‌ی
‫دیگه تو زندگیش داشته باشه

1528
01:32:40,750 --> 01:32:42,167
‫ولی دیر میاد.

1529
01:32:42,750 --> 01:32:44,000
‫باهاش می‌خوابی؟

1530
01:32:45,125 --> 01:32:46,417
‫اصلاً.

1531
01:32:47,333 --> 01:32:49,375
‫وقتی ایده‌ی یه خط
‫تولید جواهرات رو دارم

1532
01:32:49,542 --> 01:32:51,125
‫اون تامین مالیش می‌کنه.

1533
01:32:51,292 --> 01:32:53,125
‫گاهی وقتا یه کم پول در میاره.

1534
01:32:53,292 --> 01:32:56,208
‫برای اون، اینا پول خرد هم نیست.

1535
01:32:56,375 --> 01:32:58,500
‫و هر وقت دلت بخواد
‫قایقشو بهت قرض میده؟

1536
01:32:58,667 --> 01:32:59,625
‫آره.

1537
01:33:00,083 --> 01:33:03,833
‫وقتی دنیا حوصله‌مو
‫سر میبره، یعنی اغلب

1538
01:33:04,000 --> 01:33:06,375
‫میام اینجا پناه میگیرم.

1539
01:33:06,542 --> 01:33:08,042
‫یه قفس طلایی.

1540
01:33:08,208 --> 01:33:09,708
‫منطقه‌ی امنت.

1541
01:33:11,708 --> 01:33:13,375
‫دیمیتری رو دوست داشتم.

1542
01:33:15,208 --> 01:33:17,625
‫چند ماهی حسابی خوش گذروندیم.

1543
01:33:17,792 --> 01:33:20,625
‫اون شور و هیجان اون
‫دوران رو دوست داشتم.

1544
01:33:20,792 --> 01:33:22,333
‫و اونم ول کردی.

1545
01:33:22,500 --> 01:33:23,875
‫بی‌رحم نبودم.

1546
01:33:24,000 --> 01:33:25,333
‫حداقل اون دفعه نه.

1547
01:33:27,250 --> 01:33:29,458
‫از همدیگه دور شدیم.

1548
01:33:29,625 --> 01:33:33,083
‫دیمیتری به نفت علاقه داشت.
‫که براش خوش‌شانسی نیاورد.

1549
01:33:35,167 --> 01:33:38,125
‫و برای چند سال، لس آنجلس رو به

1550
01:33:38,292 --> 01:33:39,458
‫بقیه‌ی دنیا ترجیح دادم.

1551
01:33:39,625 --> 01:33:41,958
‫هالیوود انتظاراتت
‫رو برآورده کرد؟

1552
01:33:42,083 --> 01:33:43,417
‫هالیوود!

1553
01:33:44,000 --> 01:33:46,250
‫من از هالیوود دوری کردم.

1554
01:33:46,417 --> 01:33:48,125
‫مثل مسکوئه.

1555
01:33:48,292 --> 01:33:50,250
‫فقط روابط قدرت مهمه.

1556
01:33:50,417 --> 01:33:52,500
‫بقیه‌ش بی‌اهمیته.

1557
01:33:52,667 --> 01:33:53,917
‫کویر رو دوست داشتم.

1558
01:33:54,042 --> 01:33:57,000
‫موجای اقیانوس رو دوست داشتم

1559
01:33:57,958 --> 01:34:00,917
‫رانندگی تو بزرگراه
‫ساحلی پاسیفیک.

1560
01:34:02,000 --> 01:34:05,250
‫و وقتی دلم می‌خواست
‫برم ژاپن، میرفتم ژاپن.

1561
01:34:18,542 --> 01:34:20,583
‫این خلیج کوچیک رو
‫بیشتر از همه دوست دارم.

1562
01:34:22,625 --> 01:34:24,125
‫هواپیمات منتظرته.

1563
01:34:29,000 --> 01:34:30,667
‫امشب مسکو هستم.

1564
01:34:31,958 --> 01:34:33,500
‫چه غم‌انگیز.

1565
01:34:42,167 --> 01:34:45,375
‫انقلاب نارنجی

1566
01:34:46,708 --> 01:34:49,167
‫مایدان، میدان استقلال
‫اوکراین - ۲۰۰۴

1567
01:34:49,333 --> 01:34:51,542
‫پاییز بعدی، طبق پیش‌بینی

1568
01:34:51,708 --> 01:34:54,000
‫وضعیت تو اوکراین به هم ریخت.

1569
01:34:54,167 --> 01:34:57,500
‫معترض‌ها حاضر نشدن
‫نتیجه‌ی انتخابات رو قبول کنن.

1570
01:34:58,000 --> 01:35:00,542
‫صدها هزار نفر،
‫مایدان رو اشغال کردن

1571
01:35:00,708 --> 01:35:04,083
‫میدان اصلی کی‌یف، با
‫شعارهاشون، روبان‌های نارنجی‌شون

1572
01:35:04,250 --> 01:35:07,583
‫چادرهای رنگارنگشون و
‫شعارهای غرب‌گرایانه‌شون.

1573
01:35:09,167 --> 01:35:10,583
‫پراکنده نشین.

1574
01:35:11,375 --> 01:35:13,208
‫تو مایدان بمونین!

1575
01:35:13,375 --> 01:35:17,625
‫صدها هزار اوکراینی
‫دارن بهمون ملحق میشن!

1576
01:35:18,708 --> 01:35:20,917
‫یهو، ناظرای بین‌المللی

1577
01:35:21,375 --> 01:35:24,667
‫از ناکجاآباد پیدا شدن تا نتیجه‌ی
‫انتخابات رو زیر سؤال ببرن

1578
01:35:24,833 --> 01:35:27,958
‫که کاندیدای طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ، برنده شده بود.

1579
01:35:29,000 --> 01:35:31,292
‫این انتخابات معلوم بود
‫که تقلب شده بود توش.

1580
01:35:31,458 --> 01:35:32,792
‫اتفاقاً من اونجا بودم.

1581
01:35:32,958 --> 01:35:34,500
‫واقعاً؟

1582
01:35:34,667 --> 01:35:36,500
‫تازه تو عراق
‫رأی‌گیری کرده بودیم.

1583
01:35:36,667 --> 01:35:39,042
‫سربازای آمریکایی صندوق‌های
‫رأی رو کنترل می‌کردن

1584
01:35:39,208 --> 01:35:42,917
‫و همه هم می‌گفتن خیلی
‫خوبه. ولی تو اوکراین نه.

1585
01:35:43,042 --> 01:35:45,167
‫نه. تو اوکراین باید
‫دوباره رأی‌گیری می‌شد

1586
01:35:45,333 --> 01:35:47,542
‫چون نتیجه خوب نبود.

1587
01:35:47,708 --> 01:35:50,375
‫این مسخره‌بازی رو اسمش
‫رو گذاشتن "انقلاب نارنجی".

1588
01:35:50,542 --> 01:35:54,042
‫سال قبلش، تو گرجستان،
‫"انقلاب گل رز" بود.

1589
01:35:54,208 --> 01:35:56,375
‫بازم یه انقلاب شاعرانه

1590
01:35:56,542 --> 01:35:58,667
‫دخترای خوشگل و آرمان‌های والا

1591
01:35:58,833 --> 01:36:01,292
‫ولی بازم یه دست‌نشانده‌ی
‫آمریکایی‌هاست

1592
01:36:01,458 --> 01:36:03,292
‫که به قدرت میرسه.

1593
01:36:03,458 --> 01:36:07,583
‫شما واقعاً فکر می‌کنین
‫یه توطئه‌ی سی‌آی‌اِی لازمه

1594
01:36:07,750 --> 01:36:09,833
‫تا مردم اوکراین از روسیه دور بشن

1595
01:36:10,000 --> 01:36:11,792
‫و به نفع اتحادیه‌ی
‫اروپا عمل کنن؟

1596
01:36:11,958 --> 01:36:13,792
‫راجع به کدوم مردم حرف می‌زنین؟

1597
01:36:13,958 --> 01:36:17,583
‫فکر می‌کنین همه اروپای شما
‫رو اینقدر خواستنی می‌دونن؟

1598
01:36:17,750 --> 01:36:21,083
‫لازم نیست غیب‌گو باشی، به
‫زودی نوبت روسیه هم میشه.

1599
01:36:21,250 --> 01:36:24,208
‫انقلاب رنگی بعدی
‫تو مسکو خواهد بود.

1600
01:36:24,375 --> 01:36:26,542
‫رئیس‌جمهور آینده‌ی
‫فدراسیون روسیه

1601
01:36:26,708 --> 01:36:28,625
‫فارغ‌التحصیل ییل خواهد بود.

1602
01:36:29,250 --> 01:36:32,125
‫این روند اجتناب‌ناپذیر
‫به نظر می‌رسید.

1603
01:36:32,292 --> 01:36:35,208
‫جوونا دیگه از ما خسته
‫شده بودن و آمریکایی‌ها

1604
01:36:35,375 --> 01:36:37,125
‫از این شورش سوءاستفاده می‌کردن.

1605
01:36:37,708 --> 01:36:40,958
‫برای بقا، باید از
‫اونا قوی‌تر می‌بودیم.

1606
01:36:41,083 --> 01:36:43,458
‫روش‌های قدیمی دیگه جواب نمی‌داد.

1607
01:36:43,625 --> 01:36:46,042
‫دستگیر کردن آشوب‌گرا،
‫اخراج کردن دیپلمات‌ها.

1608
01:36:46,208 --> 01:36:49,667
‫و اگه بدخلق بودیم،
‫مخالف‌ها رو از بین می‌بردیم.

1609
01:36:49,833 --> 01:36:51,208
‫من به هیچ‌کدوم
‫از اینا اعتقاد ندارم.

1610
01:36:53,083 --> 01:36:56,250
‫واسه همین ریسک کردم و یه
‫تاکتیک دیگه رو در پیش گرفتم.

1611
01:37:09,792 --> 01:37:13,583
‫رئیس‌جمهور از اومدنت
‫خبر دارن. سلام رسوندن.

1612
01:37:19,500 --> 01:37:21,625
‫الکساندر سرگئیویچ

1613
01:37:21,792 --> 01:37:25,250
‫چند ساله که دنبالت
‫می‌کنم، با "گرگ‌های شب"ت.

1614
01:37:25,417 --> 01:37:27,125
‫شما منو تحت تأثیر قرار میدین.

1615
01:37:27,292 --> 01:37:30,292
‫شما این بی‌کس و
‫کارا رو برمی‌دارین و

1616
01:37:31,125 --> 01:37:32,917
‫بهشون یه خونه میدین.

1617
01:37:33,042 --> 01:37:34,333
‫یه نظم.

1618
01:37:34,500 --> 01:37:37,667
‫گروه ما دو تا چیز
‫بهشون میده که ندارن:

1619
01:37:37,833 --> 01:37:40,000
‫برادری و قدرت.

1620
01:37:40,167 --> 01:37:42,292
‫شما فقط یه گروه
‫موتورسوار نیستین.

1621
01:37:42,458 --> 01:37:44,083
‫شما وطن‌پرستای واقعی روسین.

1622
01:37:44,250 --> 01:37:45,333
‫ما ارزش‌هایی داریم.

1623
01:37:45,500 --> 01:37:47,042
‫از روسیه.

1624
01:37:47,208 --> 01:37:50,750
‫از مادر مقدس
‫کلیسای ارتدوکس‌مون.

1625
01:37:50,917 --> 01:37:54,833
‫این رو خوب فهمیدم، الکساندر
‫سرگئیویچ، رئیس‌جمهور هم همینطور.

1626
01:37:55,000 --> 01:37:57,250
‫گرگ‌ها فقط شکارچی نیستن

1627
01:37:57,417 --> 01:37:59,833
‫اونا نگهبانای جنگل‌ هم هستن.

1628
01:38:00,958 --> 01:38:03,042
‫تو دیدی تو اوکراین چی شد؟

1629
01:38:03,208 --> 01:38:04,708
‫آره. انقلاب و اینا.

1630
01:38:04,875 --> 01:38:06,167
‫یه کودتا.

1631
01:38:07,667 --> 01:38:09,125
‫میدونی کی قدرت رو گرفت؟

1632
01:38:09,292 --> 01:38:11,292
‫- آمریکایی‌ها.
‫- آفرین!

1633
01:38:12,000 --> 01:38:14,000
‫اونا یه سازمان جوانان ساختن

1634
01:38:14,167 --> 01:38:17,083
‫کنسرتای مجانی رو تو
‫مایدان تامین مالی کردن.

1635
01:38:17,250 --> 01:38:21,042
‫شرط میبندم که حتی روبان
‫نارنجی هم، ایده‌ی یه تبلیغ‌چیه.

1636
01:38:21,208 --> 01:38:23,542
‫همه چی سفارشی
‫واسه جوونا ساخته شده

1637
01:38:23,708 --> 01:38:27,000
‫چون انرژی‌شون
‫باارزش‌ترین کالاست.

1638
01:38:27,125 --> 01:38:28,625
‫سرخوردگی‌شون

1639
01:38:28,792 --> 01:38:30,875
‫میلشون به تغییر دنیا.

1640
01:38:31,000 --> 01:38:32,542
‫جوونا به یه هدف نیاز دارن.

1641
01:38:32,708 --> 01:38:34,000
‫و یه دشمن.

1642
01:38:34,917 --> 01:38:37,000
‫باید بهشون یه هدف و یه دشمن بدیم

1643
01:38:37,167 --> 01:38:39,875
‫قبل از اینکه خودشون انتخاب کنن.

1644
01:38:40,000 --> 01:38:43,250
‫یا بدترش، اینکه آمریکایی‌ها
‫واسشون انتخاب کنن.

1645
01:38:43,417 --> 01:38:45,375
‫فقط اینکه ما نمیتونیم
‫این کارو بکنیم.

1646
01:38:45,542 --> 01:38:47,250
‫اطرافت رو نگاه کن، الکساندر.

1647
01:38:47,417 --> 01:38:49,917
‫فقط بوروکرات‌ها با
‫کت و شلوار و کراوات.

1648
01:38:50,042 --> 01:38:51,458
‫ما بزرگسالیم

1649
01:38:51,625 --> 01:38:54,500
‫ما قدرتیم. دشمن واقعی‌شون ماییم.

1650
01:38:55,167 --> 01:38:57,000
‫تو از من جوون‌تری، فکر کنم.

1651
01:38:57,125 --> 01:38:59,083
‫تو یه راه دیگه رو رفتی.

1652
01:38:59,250 --> 01:39:02,667
‫تو نماد آزادی و ماجراجویی هستی.
‫انرژی حیاتی‌ت دست‌نخورده‌س.

1653
01:39:02,833 --> 01:39:04,375
‫جوونا این رو حس میکنن.

1654
01:39:05,000 --> 01:39:07,500
‫تزار با شماست. اون برادر شماست.

1655
01:39:07,667 --> 01:39:09,208
‫اون یه بوروکرات نیست.

1656
01:39:09,375 --> 01:39:11,875
‫سرعت رو دوست داره،
‫جودو کار میکنه، شکار میکنه.

1657
01:39:12,000 --> 01:39:14,833
‫اون از نژاد فاتح‌هاست.

1658
01:39:15,000 --> 01:39:18,083
‫فکر میکنی به یکی از گردهمایی‌هامون میاد؟

1659
01:39:18,250 --> 01:39:21,292
‫- معلومه.
‫- گرگ‌های شب از این بابت مفتخر میشن.

1660
01:39:21,458 --> 01:39:24,042
‫ما یه گردهمایی واسه جوونای
‫وطن‌پرست برگزار میکنیم.

1661
01:39:24,208 --> 01:39:27,000
‫مبارزه رو شروع
‫میکنیم علیه دشمن واقعی:

1662
01:39:27,125 --> 01:39:29,917
‫غرب منحط و ارزش‌های دروغینش.

1663
01:39:30,042 --> 01:39:32,625
‫مایدان، ولی برعکس.

1664
01:39:32,792 --> 01:39:33,917
‫دقیقا.

1665
01:39:34,042 --> 01:39:36,917
‫روسیه باید یه جایی بشه

1666
01:39:37,042 --> 01:39:39,958
‫که توش بشه خشم آدم
‫رو از دنیا خالی کرد

1667
01:39:40,083 --> 01:39:42,833
‫در عین حال که یه نوکر
‫وفادار تزار باقی موند.

1668
01:39:43,000 --> 01:39:47,083
‫در واقع، شما می‌خواین
‫انقلاب رو غیرممکن کنین.

1669
01:39:47,250 --> 01:39:50,417
‫بذارین بگیم که ما می‌خوایم
‫نیازش رو از بین ببریم.

1670
01:39:53,250 --> 01:39:54,667
‫بدون یه قطره ودکا

1671
01:39:54,833 --> 01:39:58,042
‫زالدواستانوف مست و
‫پاتیل از کرملین خارج شد.

1672
01:39:58,208 --> 01:40:00,208
‫ولی نمی‌دونست که بعد از اون

1673
01:40:00,375 --> 01:40:04,417
‫من داشتم از سخنگوی مرموز یه
‫جنبش احیای ارتدوکس پذیرایی می‌کردم.

1674
01:40:06,875 --> 01:40:11,208
‫بعدش رهبر یه گروه از کمونیست‌های
‫جوون که خیلی کله‌شق بودن.

1675
01:40:12,667 --> 01:40:15,750
‫و رهبر طرفدارای اسپارتاک.

1676
01:40:15,917 --> 01:40:17,625
‫همه‌شون رو استخدام کردم:

1677
01:40:17,792 --> 01:40:19,167
‫موتورسوارا و هولیگان‌ها

1678
01:40:19,333 --> 01:40:23,000
‫آنارشیست‌ها و اسکین‌هدها،
‫کمونیست‌ها و متعصبای مذهبی

1679
01:40:23,167 --> 01:40:26,000
‫از راست افراطی تا چپ
‫افراطی و فراتر از اون.

1680
01:40:26,167 --> 01:40:27,792
‫بعد از اتفاقات تو اوکراین

1681
01:40:27,958 --> 01:40:31,292
‫ما باید نیروهای خشم
‫رو مهار می‌کردیم.

1682
01:40:31,458 --> 01:40:34,000
‫انحصار قدرت دیگه کافی نبود

1683
01:40:34,125 --> 01:40:36,708
‫ما به انحصار
‫خرابکاری نیاز داشتیم.

1684
01:40:42,417 --> 01:40:44,792
‫کی رو استخدام نکردم؟

1685
01:40:45,250 --> 01:40:49,292
‫تکنوکرات‌های مسئول
‫فجایع دهه‌ی ۹۰

1686
01:40:49,917 --> 01:40:52,042
‫الیگارش‌های باقی‌مونده

1687
01:40:52,208 --> 01:40:54,792
‫پرچمدارای درستکاری سیاسی

1688
01:40:54,958 --> 01:40:56,250
‫وگان‌ها

1689
01:40:56,417 --> 01:40:57,667
‫راستش رو بخواین

1690
01:40:58,417 --> 01:41:01,208
‫من به این آدما تو
‫اپوزیسیون نیاز داشتم.

1691
01:41:01,792 --> 01:41:03,250
‫اونا بهترین بازیگرای من بودن.

1692
01:41:15,083 --> 01:41:17,083
‫مریم باکره، مادر خدا

1693
01:41:17,250 --> 01:41:19,208
‫پوتین رو بیرون کن،
‫پوتین رو بیرون کن!

1694
01:41:19,375 --> 01:41:21,167
‫ردای سیاه، اپل‌های طلایی

1695
01:41:21,333 --> 01:41:23,000
‫همه‌ی اهالی کلیسا زانو بزنین!

1696
01:41:24,708 --> 01:41:26,667
‫شبح آزادی تو آسمونه

1697
01:41:26,833 --> 01:41:28,583
‫رژه‌ی افتخار همجنس‌گراها
‫فرستاده میشه به سیبری

1698
01:41:28,750 --> 01:41:31,833
‫وقتی پوسی رایت حمله کردن
‫به کلیسای جامع مسیح منجی

1699
01:41:32,000 --> 01:41:35,292
‫و فحش و ناسزا می‌دادن
‫به پوتین و پاتریارک کیریل

1700
01:41:35,458 --> 01:41:38,250
‫ما پنج امتیاز تو
‫نظرسنجی‌ها بالا رفتیم.

1701
01:41:38,417 --> 01:41:40,583
‫من اونا رو قهرمان دیدم.

1702
01:41:40,750 --> 01:41:42,500
‫اونا کارشون رو بلد نیستن.

1703
01:41:42,667 --> 01:41:46,000
‫اونا به دروازه‌ی خودشون گل
‫می‌زنن. تو سیاست، این بخشیدنی نیست.

1704
01:41:46,125 --> 01:41:47,833
‫این یه شمشیر دو لبه‌ست.

1705
01:41:48,375 --> 01:41:50,667
‫این اونا رو در سطح
‫جهانی معروف کرد.

1706
01:41:54,083 --> 01:41:55,792
‫یه لحظه، برمی‌گردم.

1707
01:41:56,917 --> 01:41:58,708
‫وادیم!

1708
01:41:58,875 --> 01:42:00,125
‫خانم چخووا.

1709
01:42:00,292 --> 01:42:03,042
‫خیلی خوشحال شدم که با
‫حضورتون منو مفتخر کردین.

1710
01:42:03,208 --> 01:42:06,583
‫مسخره نکنین. شما می‌دونین
‫که سالن شما چقدر نفوذ داره.

1711
01:42:06,750 --> 01:42:07,792
‫عزیزم

1712
01:42:07,958 --> 01:42:11,500
‫حرفای بیهوده‌ی مجالس
‫هیچ‌وقت روی قدرت تأثیر نذاشته.

1713
01:42:11,667 --> 01:42:15,458
‫به لطف شما، من می‌تونم
‫با رقیبام معاشرت کنم.

1714
01:42:15,625 --> 01:42:16,750
‫درسته.

1715
01:42:17,833 --> 01:42:20,417
‫گری کاسپاروف اینجاس.

1716
01:42:24,000 --> 01:42:27,000
‫قهرمانای شطرنج هیچ‌وقت
‫تو سیاست زیاد پیش نمیرن.

1717
01:42:27,125 --> 01:42:28,500
‫وادیم بارانوف.

1718
01:42:29,125 --> 01:42:31,833
‫- جادوگر کرملین.
‫- خودِ خودشم.

1719
01:42:32,000 --> 01:42:34,333
‫شما یه اسم واسه
‫دکترین‌تون اختراع کردین.

1720
01:42:34,875 --> 01:42:36,458
‫دموکراسی مستقل.

1721
01:42:36,625 --> 01:42:40,333
‫روسیه باید یه دموکراسی
‫باشه تا از جهانی‌شدن سود ببره.

1722
01:42:40,500 --> 01:42:44,375
‫من اثری از دموکراسی تو
‫جامعه‌مون نمی‌بینم، ولی ادامه بدین.

1723
01:42:44,542 --> 01:42:47,208
‫استقلال از نظر
‫سیاسی مترادف ثباته.

1724
01:42:47,375 --> 01:42:50,708
‫هرچی یه رژیم
‫باثبات‌تر باشه، رقابتی‌تره.

1725
01:42:50,875 --> 01:42:54,083
‫می‌دونین راجع به "دموکراسی
‫مستقل" شما چی میگن؟

1726
01:42:54,250 --> 01:42:55,958
‫که رابطه‌ش با دموکراسی

1727
01:42:56,083 --> 01:42:59,000
‫مثل رابطه‌ی صندلی
‫الکتریکی با صندلیه.

1728
01:43:02,125 --> 01:43:04,750
‫حرف قشنگیه، ولی بامزه‌س.

1729
01:43:13,000 --> 01:43:15,167
‫کوت دازور رو ترک کردی.

1730
01:43:15,333 --> 01:43:17,542
‫من هیچ‌وقت یه جا بند نمیشم.

1731
01:43:17,708 --> 01:43:20,000
‫تو که منو میشناسی. یه جا
‫موندن خصلت من نیست.

1732
01:43:20,125 --> 01:43:21,583
‫تو مسکو زندگی می‌کنی؟

1733
01:43:22,375 --> 01:43:25,208
‫وقتی اینجام، هتل
‫متروپل اقامت دارم.

1734
01:43:25,375 --> 01:43:26,708
‫یه سوئیت رو سالانه اجاره کردم.

1735
01:43:26,875 --> 01:43:28,000
‫دعوت‌نامه‌س؟

1736
01:43:32,917 --> 01:43:35,875
‫دوستمو یادت میاد، مرد سگ‌نما؟

1737
01:43:36,000 --> 01:43:38,250
‫معلومه. آرسنی.

1738
01:43:38,417 --> 01:43:40,083
‫اون یه کارگردان معروفه.

1739
01:43:40,250 --> 01:43:42,958
‫اون "اورفئو"ی مونته‌وردی
‫رو روی صحنه برده.

1740
01:43:43,583 --> 01:43:47,833
‫اون تئاتر رو تبدیل
‫کرده به یه کلیسای پاگانی.

1741
01:43:48,833 --> 01:43:50,833
‫بهش میگه لیتورژی فضایی.

1742
01:43:51,667 --> 01:43:53,708
‫من کاهن اعظمش بودم تو پاریس.

1743
01:43:55,042 --> 01:43:56,167
‫میای؟

1744
01:43:57,000 --> 01:44:00,167
‫مگر اینکه این جور تحریک‌ها
‫دیگه برات جالب نباشه.

1745
01:44:07,167 --> 01:44:09,500
‫مطمئن نیستم یادم
‫بیاد تو کی هستی.

1746
01:44:09,667 --> 01:44:11,458
‫من تو هزارتوهای تو گم میشم.

1747
01:44:11,625 --> 01:44:12,833
‫این یه بازیه.

1748
01:44:13,667 --> 01:44:16,667
‫سیاست تنها بازیه که
‫ارزش بازی کردن رو داره.

1749
01:44:16,833 --> 01:44:18,042
‫تو بدبین شدی.

1750
01:44:18,708 --> 01:44:21,500
‫هوشت ته کشیده.

1751
01:44:21,667 --> 01:44:22,708
‫بدبین.

1752
01:44:23,583 --> 01:44:24,750
‫ممکنه.

1753
01:44:25,833 --> 01:44:26,917
‫ولی نه فقط این.

1754
01:44:27,042 --> 01:44:28,292
‫نمیدونم.

1755
01:44:30,167 --> 01:44:32,167
‫بهت میگم.

1756
01:44:35,583 --> 01:44:37,958
‫همین الان، مطمئن نیستم.

1757
01:44:38,958 --> 01:44:40,625
‫با من بیا اپرا.

1758
01:44:42,958 --> 01:44:44,917
‫میریم شام بخوریم تو متروپل.

1759
01:45:17,750 --> 01:45:20,125
‫خسته‌م، کسنیا.

1760
01:45:20,292 --> 01:45:21,500
‫از چی؟

1761
01:45:23,500 --> 01:45:25,875
‫از اینکه جادوی سیاهت رو
‫در خدمت قدرت قرار میدی؟

1762
01:45:26,792 --> 01:45:29,667
‫اون روز تصویر خودمو تو آینه دیدم

1763
01:45:29,833 --> 01:45:31,375
‫ولی اون من نبودم

1764
01:45:31,958 --> 01:45:33,458
‫پدرم بود.

1765
01:45:33,625 --> 01:45:35,667
‫قیافه‌ی بابام رو صورت منه

1766
01:45:35,833 --> 01:45:37,917
‫با وجود همه‌ی تلاشام.

1767
01:45:39,917 --> 01:45:41,083
‫بریم تو.

1768
01:45:42,333 --> 01:45:43,333
‫سردمه.

1769
01:45:47,542 --> 01:45:50,167
‫دفعه‌ی پیش، یه سوال ازم پرسیدی.

1770
01:45:50,750 --> 01:45:52,250
‫یادته؟

1771
01:45:52,417 --> 01:45:54,042
‫می‌گفتی به زمان نیاز داری.

1772
01:45:54,208 --> 01:45:55,833
‫حالا می‌تونم جواب بدم.

1773
01:45:56,000 --> 01:45:58,542
‫تو فقط بدبین نیستی.

1774
01:45:58,708 --> 01:46:00,625
‫تو انتخاب کردی

1775
01:46:00,792 --> 01:46:02,292
‫با زمانه‌ات کنار بیای.

1776
01:46:02,458 --> 01:46:05,083
‫می‌تونستی ازش فرار کنی.

1777
01:46:05,250 --> 01:46:07,792
‫- این زمانه رو دوست داری؟
‫- مال خودمونه.

1778
01:46:09,917 --> 01:46:12,750
‫ما نه بهتر از اونیم، نه بدتر.

1779
01:46:12,917 --> 01:46:16,500
‫خودمو گول نمی‌زنم. من بدترینشم.

1780
01:46:17,042 --> 01:46:20,000
‫و فکر می‌کنی یه روزی
‫باید جواب پس بدی؟

1781
01:46:20,125 --> 01:46:22,333
‫به آینده اعتقاد داری؟

1782
01:46:22,500 --> 01:46:23,917
‫من نه.

1783
01:46:24,042 --> 01:46:26,667
‫آینده هیچ کاری با ما نداره.

1784
01:46:27,708 --> 01:46:31,583
‫زخممون تازه است
‫زیر یوغ این زمانه.

1785
01:46:33,542 --> 01:46:34,792
‫ببین

1786
01:46:35,542 --> 01:46:38,083
‫پشت جنگلی که توش راه می‌ریم

1787
01:46:38,250 --> 01:46:39,708
‫لرزون

1788
01:46:40,292 --> 01:46:42,792
‫مثل یه قلعه‌ی نورانی

1789
01:46:42,958 --> 01:46:44,667
‫شب در انتظاره.

1790
01:46:44,833 --> 01:46:45,958
‫ریلکه.

1791
01:46:46,833 --> 01:46:48,042
‫یادم رفته بود.

1792
01:47:05,500 --> 01:47:07,500
آژانس تحقیقات اینترنتی

1793
01:47:09,625 --> 01:47:12,458
‫من هیچ‌وقت شیفته‌ی
‫سنت پترزبورگ نبودم.

1794
01:47:12,625 --> 01:47:14,917
‫اون یه شهر موزه‌ایه،
‫که تو زمان منجمد شده.

1795
01:47:15,375 --> 01:47:18,500
‫تزار، برعکس، فقط
‫اونجا کاملاً راحته

1796
01:47:18,667 --> 01:47:20,417
‫با دوستای واقعی و همیشگیش

1797
01:47:21,000 --> 01:47:25,250
‫ترکیبی از مامورای سابق
‫اف‌اس‌بی، کمربند مشکیای جودو

1798
01:47:25,417 --> 01:47:28,208
‫و گنگسترای واقعی که
‫به پول گنده رسیده بودن.

1799
01:47:28,375 --> 01:47:32,125
‫همه‌شون انگار از ریچارد
‫سوم اومده بودن بیرون.

1800
01:47:32,292 --> 01:47:35,375
‫تو چند سال، این
‫کلاهبردارای گمنام شهرستانی

1801
01:47:35,542 --> 01:47:38,875
‫ثروتی جمع کرده بودن
‫در حد امیرهای خلیج.

1802
01:47:46,625 --> 01:47:47,750
‫فوق‌العاده‌ست!

1803
01:47:50,500 --> 01:47:51,833
‫محشره.

1804
01:47:57,167 --> 01:47:58,333
‫خوبه، بچه‌ها.

1805
01:48:15,375 --> 01:48:17,875
‫غذای مخصوص سرآشپز جدیدمون:

1806
01:48:18,000 --> 01:48:19,542
‫ریزوتو با قارچ دنبلان.

1807
01:48:22,667 --> 01:48:26,333
‫بهم بگین باید نگهش
‫دارم یا بفرستمش ایتالیا.

1808
01:48:27,500 --> 01:48:28,750
‫نوش جان.

1809
01:48:30,083 --> 01:48:32,625
‫ژنیا، داری ناامیدمون می‌کنی.

1810
01:48:32,792 --> 01:48:36,542
‫داری بهمون ریزوتو با قارچ
‫دنبلان می‌دی. راکت کجاست؟

1811
01:48:37,542 --> 01:48:39,000
‫باید یادت بندازم

1812
01:48:39,167 --> 01:48:43,042
‫که تیم هاکی روی یخمون
‫ششم جدول قهرمانی شد؟

1813
01:48:45,417 --> 01:48:48,167
‫هفت پله تو جدول اومدیم بالا

1814
01:48:48,333 --> 01:48:50,500
‫و از دینامو مسکو هم رد شدیم.

1815
01:48:50,667 --> 01:48:52,208
‫صبر کن سال دیگه.

1816
01:48:52,375 --> 01:48:53,458
‫خودت می‌بینی.

1817
01:48:53,625 --> 01:48:56,833
‫خب، روکولاتو سال دیگه داری.

1818
01:48:58,208 --> 01:49:00,958
‫روکولای درست‌وحسابی
‫تو روسیه نیست.

1819
01:49:01,083 --> 01:49:04,250
‫ولی یه زمین تو دریای
‫سیاه خریدم که اونجا بکارم.

1820
01:49:04,417 --> 01:49:07,458
‫عالی میشه، ولی باید صبور باشیم.

1821
01:49:07,625 --> 01:49:08,792
‫آشپز رو نگه دار.

1822
01:49:09,292 --> 01:49:11,000
‫کارش رو بلده.

1823
01:49:12,208 --> 01:49:15,000
‫بلیطش برای پیزا از
‫قبل رزرو شده بود.

1824
01:49:15,167 --> 01:49:16,375
‫با رایان‌ایر!

1825
01:49:21,333 --> 01:49:24,500
‫یوگنی خیلی سخت‌گیره.

1826
01:49:24,667 --> 01:49:28,750
‫ولی استعدادهاش فراتر از آشپزیه
‫و به ژئوپلیتیک هم مربوط میشه.

1827
01:49:30,042 --> 01:49:32,667
‫حتی به بعضی از مسائلی که
‫ما درباره‌شون حرف می‌زنیم.

1828
01:49:32,833 --> 01:49:35,833
‫خوب میشه اگه با هم حرف بزنین.

1829
01:49:39,708 --> 01:49:42,625
‫من پریگوژین رو خوب نمی‌شناختم.
‫جز به عنوان یه رستوران‌دار.

1830
01:49:42,792 --> 01:49:45,042
‫ولی پوتین صعودش رو

1831
01:49:45,208 --> 01:49:47,250
‫با مهربونی بی‌تغییری
‫همراهی کرده بود.

1832
01:49:48,083 --> 01:49:49,750
‫یه پرواز ۵ دقیقه‌ای.

1833
01:49:49,917 --> 01:49:51,167
‫کمی بعد از بلند شدن

1834
01:49:51,333 --> 01:49:54,125
‫شروع کردیم به فرود
‫اومدن تو جزیره‌ی کامنی

1835
01:49:54,292 --> 01:49:55,750
‫جایی که نزدیکان تزار

1836
01:49:55,917 --> 01:49:59,333
‫تو زیباترین قصرهای اشرافیت
‫امپراتوری زندگی می‌کردن.

1837
01:50:03,375 --> 01:50:05,250
‫من مثل تو روشنفکر نیستم

1838
01:50:05,417 --> 01:50:07,625
‫ولی چند تا درس از زندگی گرفتم.

1839
01:50:07,792 --> 01:50:09,250
‫و نه فقط تو زندان.

1840
01:50:10,208 --> 01:50:11,792
‫شک ندارم.

1841
01:50:12,250 --> 01:50:14,083
‫میدونی چجوری شروع کردم؟

1842
01:50:14,250 --> 01:50:15,333
‫با شریکام

1843
01:50:15,500 --> 01:50:19,167
‫اولین مجوز کازینو رو
‫تو سنت پترزبورگ گرفتیم.

1844
01:50:19,333 --> 01:50:22,708
‫یا بهتر بگم، تزار وقتی
‫معاون شهردار بود، بهت دادش.

1845
01:50:22,875 --> 01:50:24,250
‫میدونی کازینو چیه؟

1846
01:50:24,417 --> 01:50:27,708
‫یه بنا برای غیرمنطقی بودن انسان.

1847
01:50:27,875 --> 01:50:29,792
‫چرا پولت رو دور بریزی

1848
01:50:29,958 --> 01:50:32,500
‫وقتی همه‌ی احتمالات علیه توئه؟

1849
01:50:32,667 --> 01:50:35,333
‫با شرط‌بندی رو غیرمنطقی
‫بودن، همیشه برنده میشی.

1850
01:50:35,500 --> 01:50:36,833
‫دقیقاً.

1851
01:50:37,000 --> 01:50:39,000
‫یه آدم معمولی رو در نظر بگیر.

1852
01:50:39,167 --> 01:50:41,042
‫تا وقتی که راحت باشه

1853
01:50:41,208 --> 01:50:44,958
‫یه کار مطمئن داشته باشه،
‫تعطیلات خانوادگی کنار دریا

1854
01:50:45,083 --> 01:50:46,917
‫بازنشستگی تو افق باشه

1855
01:50:47,042 --> 01:50:48,625
‫آروم میشینه سر جاش.

1856
01:50:48,792 --> 01:50:50,792
‫ولی اگه اوضاع خراب بشه

1857
01:50:51,292 --> 01:50:53,542
‫اگه کارش رو از
‫دست بده، خونه‌اش رو

1858
01:50:53,708 --> 01:50:56,292
‫اگه آینده نامعلوم بشه

1859
01:50:56,458 --> 01:50:58,542
‫آیا احتیاط میکنه؟

1860
01:50:58,708 --> 01:50:59,667
‫اصلاً.

1861
01:50:59,833 --> 01:51:04,042
‫اون ریسک رو انتخاب میکنه به
‫جای یه وضعیت موجود ناامیدکننده.

1862
01:51:04,208 --> 01:51:07,000
‫هرج‌ومرج جذاب‌تر از نظمه.

1863
01:51:07,125 --> 01:51:10,958
‫غربی‌ها چین، هند
‫و روسیه رو میبینن

1864
01:51:11,083 --> 01:51:13,958
‫که دارن قدم‌های غول‌آسا برمیدارن
‫در حالی که خودشون راکد موندن.

1865
01:51:14,083 --> 01:51:17,000
‫اونا آماده‌ان که غیرمنطقی‌ترین
‫شرط‌بندی‌ها رو بکنن.

1866
01:51:17,167 --> 01:51:18,958
‫کار ما اینه که تشویقشون کنیم.

1867
01:51:19,083 --> 01:51:20,375
‫تو اینترنت.

1868
01:51:21,167 --> 01:51:23,750
‫این میدون نبرد جنگ مدرنه.

1869
01:51:23,917 --> 01:51:25,042
‫من این ابزار رو ساختم.

1870
01:51:26,000 --> 01:51:28,542
‫تزار می‌خواد تو ادامه بدی.

1871
01:51:34,208 --> 01:51:36,125
‫آژانس تحقیقات اینترنتی.

1872
01:51:36,292 --> 01:51:39,917
‫این اسم رو روش گذاشتم.
‫خوبه، نه؟ نظرت چیه؟

1873
01:51:40,750 --> 01:51:41,917
‫آنتون!

1874
01:51:42,375 --> 01:51:44,167
‫مدیر تحریریه‌ی ما.

1875
01:51:45,000 --> 01:51:47,250
‫اون دکترای روابط بین‌الملل داره

1876
01:51:47,417 --> 01:51:50,000
‫و هر زبونی که فکرشو بکنی، بلده.

1877
01:51:50,125 --> 01:51:51,750
‫خوش‌وقتم، آنتون.

1878
01:51:51,917 --> 01:51:54,000
‫توضیح بده اینجا چیکار می‌کنین.

1879
01:51:54,167 --> 01:51:55,750
‫نفوذ. اطلاعات.

1880
01:51:55,917 --> 01:51:59,125
‫دیدگاه روسیه در مورد
‫غرب. برای غربی‌ها.

1881
01:51:59,292 --> 01:52:02,167
‫اونا فکر می‌کنن رسانه‌هاشون و
‫نخبگانشون در مورد همه چی دروغ میگن.

1882
01:52:02,333 --> 01:52:04,500
‫اونا مشتری نسخه‌های جایگزینن.

1883
01:52:04,667 --> 01:52:07,917
‫پیام ما: ما حقیقت رو میگیم.

1884
01:52:08,042 --> 01:52:10,250
‫روسیه حقیقت رو میگه.

1885
01:52:10,417 --> 01:52:11,625
‫مثل راشا تودی.

1886
01:52:11,792 --> 01:52:14,292
‫ما تو شبکه‌های اجتماعی
‫هستیم، نه تو تلویزیون.

1887
01:52:15,167 --> 01:52:16,333
‫یه قهوه؟

1888
01:52:16,958 --> 01:52:19,958
‫ما یه فضای استراحت
‫داریم با مبل، گل و گیاه

1889
01:52:20,083 --> 01:52:21,708
‫و میز پینگ‌پنگ.

1890
01:52:21,875 --> 01:52:24,000
‫برو، ما بهت ملحق میشیم.

1891
01:52:27,667 --> 01:52:30,625
‫یوگنی، باید بهم توضیح بدی

1892
01:52:30,792 --> 01:52:32,750
‫چون من سخت متوجه میشم.

1893
01:52:32,917 --> 01:52:33,958
‫چیزی شده؟

1894
01:52:34,667 --> 01:52:35,917
‫میشه حرف بزنیم؟

1895
01:52:36,042 --> 01:52:37,000
‫البته.

1896
01:52:42,500 --> 01:52:46,000
‫فکر می‌کردم می‌خواستیم رو
‫ذهنیت‌ها تو اروپا و آمریکا تاثیر بذاریم

1897
01:52:46,167 --> 01:52:47,958
‫تو ذهن مردم نفوذ کنیم.

1898
01:52:48,083 --> 01:52:49,750
‫و تو آنتون رو میاری پیش من؟

1899
01:52:49,917 --> 01:52:53,125
‫- اون بهترینه.
‫- مشکل دقیقاً همینه.

1900
01:52:53,292 --> 01:52:57,125
‫غربی‌ها دیگه به
‫سیاست علاقه ندارن.

1901
01:52:57,292 --> 01:53:00,917
‫واسه اینکه گولشون بزنیم، باید در
‫مورد همه چی حرف بزنیم جز سیاست.

1902
01:53:01,042 --> 01:53:02,708
‫ما به آنتون احتیاج نداریم.

1903
01:53:02,875 --> 01:53:05,000
‫- پس به کی؟
‫- به احمق‌ها.

1904
01:53:05,125 --> 01:53:07,083
‫روش‌های اعتیادآور.

1905
01:53:07,875 --> 01:53:09,625
‫اوتاکوهای معتاد به اینترنت

1906
01:53:09,792 --> 01:53:12,667
‫دخترای لوسِ مشاور
‫زیبایی، یوتیوبرهای توطئه‌گر

1907
01:53:12,833 --> 01:53:14,792
‫هر چیزی که کلیک تولید می‌کنه.

1908
01:53:14,958 --> 01:53:18,250
‫یه جایی بالاخره باید
‫پیاممون رو برسونیم.

1909
01:53:19,375 --> 01:53:21,292
‫ما رو چی فرض کردی؟

1910
01:53:21,458 --> 01:53:23,083
‫کمینترن؟

1911
01:53:23,250 --> 01:53:26,458
‫متاسفم بهت اطلاع بدم که
‫شوروی دیگه وجود نداره.

1912
01:53:26,625 --> 01:53:30,875
‫دیگه خط مشی حزبی نیست، دیگه
‫پیامی نیست که بخوایم برسونیم.

1913
01:53:31,000 --> 01:53:32,375
‫فقط سیم.

1914
01:53:32,958 --> 01:53:35,708
‫بیا، بریم. اینجا داریم
‫وقتمون رو تلف می‌کنیم.

1915
01:53:39,000 --> 01:53:41,125
‫از چه سیمی حرف می‌زنی؟

1916
01:53:41,292 --> 01:53:43,292
‫چطوری یه سیم رو میشکونی؟

1917
01:53:43,458 --> 01:53:46,042
‫یه بار از یه طرف خمِش
‫میکنی، یه بار از اون طرف.

1918
01:53:46,208 --> 01:53:48,083
‫همین کارو میکنیم، یوگنی.

1919
01:53:48,250 --> 01:53:50,000
‫بگو چطوری.

1920
01:53:50,875 --> 01:53:54,042
‫شبکه‌تو بساز و ببین
‫کی به قلاب گیر میکنه.

1921
01:53:54,208 --> 01:53:58,000
‫همه‌شون یه وسواس دارن.
‫کلیک‌ها بهمون میگن کدومه.

1922
01:53:58,167 --> 01:54:02,167
‫یکی ضد واکسن میشه، اون یکی
‫طرفدار زندگی، یا طرفدار انتخاب.

1923
01:54:02,333 --> 01:54:05,792
‫مهم نیست. ما نمیخوایم
‫کسی رو تغییر بدیم.

1924
01:54:05,958 --> 01:54:08,958
‫فقط کافیه هرکی یه چیزی
‫داشته باشه که دیوونش کنه.

1925
01:54:09,083 --> 01:54:11,625
‫و یه نفر که عصبانیش کنه.

1926
01:54:11,792 --> 01:54:12,958
‫این محاله شکست بخوره.

1927
01:54:13,083 --> 01:54:16,042
‫نه ترجیحی، نه بحثی.

1928
01:54:16,208 --> 01:54:17,458
‫همون سیم.

1929
01:54:17,625 --> 01:54:21,333
‫یه بار از یه طرف خمِش میکنیم،
‫یه بار از اون طرف تا بشکنه.

1930
01:54:21,500 --> 01:54:23,250
‫فهمیدم. همون سیم.

1931
01:54:24,125 --> 01:54:26,708
‫ولی خب، همه چی تو
‫اینترنت قابل ردیابیه.

1932
01:54:26,875 --> 01:54:29,208
‫دیر یا زود گیر میفتیم.

1933
01:54:29,917 --> 01:54:32,542
‫البته. و ما دنبال همینیم.

1934
01:54:32,708 --> 01:54:35,292
‫حمایت از متحدامون قابل پیش‌بینیه.
‫ولی اونا چطور واکنش نشون میدن

1935
01:54:35,458 --> 01:54:38,958
‫وقتی ببینن ما از
‫دشمنامون هم حمایت میکنیم؟

1936
01:54:39,083 --> 01:54:40,875
‫فکر میکنن ما احمقیم.

1937
01:54:41,000 --> 01:54:44,042
‫دیوونه میشن! گیج میشن.

1938
01:54:44,208 --> 01:54:46,583
‫فقط میفهمن که ما رفتیم تو مغزشون

1939
01:54:46,750 --> 01:54:49,583
‫تا مدارهای عصبیشون
‫رو دستکاری کنیم.

1940
01:54:50,375 --> 01:54:52,792
‫آمریکایی‌ها الگوریتم رو ساختن.

1941
01:54:52,958 --> 01:54:54,042
‫ما هم ازش استفاده میکنیم.

1942
01:54:54,208 --> 01:54:55,792
‫و بهتر از اونا.

1943
01:54:55,958 --> 01:54:59,542
‫اونایی که ما رو متهم میکنن به توطئه
‫علیه دموکراسی، متحدامون میشن.

1944
01:54:59,708 --> 01:55:02,208
‫اونا افسانه‌ی قدرت
‫مطلق ما رو میسازن.

1945
01:55:02,375 --> 01:55:05,958
‫این بزرگترین راز میشه
‫چون همه باهاش شریکن:

1946
01:55:06,083 --> 01:55:09,542
‫روس‌ها دنیای مدرن
‫رو کنترل میکنن.

1947
01:55:09,708 --> 01:55:11,208
‫اونا اربابشن.

1948
01:55:12,708 --> 01:55:15,625
‫میبینی، این چیزیه
‫که تو سیاست جالبه.

1949
01:55:15,792 --> 01:55:18,042
‫هرچیزی که توهم قدرت رو میده

1950
01:55:18,208 --> 01:55:20,917
‫در واقع اون قدرت رو زیاد میکنه.

1951
01:55:26,750 --> 01:55:28,792
‫لندن ۲۰۱۳

1952
01:55:37,958 --> 01:55:40,042
‫- بوریا.
‫- وادیا.

1953
01:55:43,083 --> 01:55:45,125
‫پیامی داری؟

1954
01:55:45,292 --> 01:55:47,583
‫متاسفم، بوریا، هیچ پیامی ندارم.

1955
01:55:47,750 --> 01:55:49,375
‫پس به چه مناسبتی

1956
01:55:49,542 --> 01:55:50,708
‫واسه خوشگذرونی.

1957
01:55:53,125 --> 01:55:55,625
‫اومدی انجمن المپیک
‫بریتانیا رو ببینی؟

1958
01:55:57,292 --> 01:55:59,208
‫همیشه خوب مطلعی.

1959
01:55:59,375 --> 01:56:02,500
‫تزار دیگه فقط به بازی‌های
‫المپیک سوچی علاقه داره.

1960
01:56:02,667 --> 01:56:07,125
‫رئیس جمهور منو مسئول
‫نظارت بر مراسم افتتاحیه کرده.

1961
01:56:07,292 --> 01:56:10,542
‫مدال بهترین ترور سیاسی
‫رو هم در نظر گرفتین؟

1962
01:56:10,708 --> 01:56:12,250
‫نمیدونم، بوریس.

1963
01:56:12,417 --> 01:56:15,042
‫مهم اینه که روسیه اول بشه.

1964
01:56:16,750 --> 01:56:18,250
‫من نگران نیستم.

1965
01:56:19,250 --> 01:56:20,917
‫شما پیدا میکنین

1966
01:56:21,042 --> 01:56:22,958
‫بدترین راه حل رو میگم.

1967
01:56:23,583 --> 01:56:25,000
‫مثل همیشه.

1968
01:56:36,833 --> 01:56:40,375
‫شاید تو پیامی واسه
‫من نداشته باشی، ولی

1969
01:56:42,292 --> 01:56:44,000
‫من یکی واسه اون دارم.

1970
01:56:47,417 --> 01:56:49,333
‫خوبه، پولونیوم نداره.

1971
01:56:49,875 --> 01:56:53,125
‫این یه نامه واسه
‫تزاره. از ته دله.

1972
01:56:53,292 --> 01:56:54,958
‫اگه میخوای بخونش.

1973
01:57:00,625 --> 01:57:03,083
‫"التماس میکنم که منو به
‫عنوان یه مسیحی ببخشی "

1974
01:57:03,250 --> 01:57:04,708
‫جدی میگی؟

1975
01:57:04,875 --> 01:57:08,333
‫من به ایمانش متوسل میشم
‫و خدماتمو بهش پیشنهاد میدم.

1976
01:57:08,500 --> 01:57:11,375
‫"بر اساس تجربه‌ای که کسب کردم "

1977
01:57:16,167 --> 01:57:18,750
‫گوش کن، راستش نه!

1978
01:57:20,750 --> 01:57:22,000
‫زمونه عوض شده.

1979
01:57:22,167 --> 01:57:24,833
‫تو دیگه تو بازی نیستی.
‫ببخشید که بی‌رحم‌ام.

1980
01:57:25,000 --> 01:57:26,708
‫من به انسانیتش متوسل میشم.

1981
01:57:27,542 --> 01:57:29,167
‫کیو مسخره میکنی؟

1982
01:57:29,333 --> 01:57:31,542
‫"سختی تبعید "

1983
01:57:31,708 --> 01:57:33,083
‫"گذشت زمان "

1984
01:57:33,250 --> 01:57:34,750
‫"مرگی که داره میاد "

1985
01:57:34,917 --> 01:57:36,000
‫میفهمم.

1986
01:57:36,750 --> 01:57:38,583
‫ولی این باعث نمیشه اغماض کنه.

1987
01:57:38,750 --> 01:57:42,542
‫آرامش تموم کردن عمرم
‫تو وطن مادری مون.

1988
01:57:42,708 --> 01:57:44,792
‫نمیتونه اینو بشنوه؟

1989
01:57:51,417 --> 01:57:52,958
‫باید برم.

1990
01:58:00,833 --> 01:58:03,167
‫با این حال نامه رو بهش بده.

1991
01:58:04,500 --> 01:58:06,125
‫فکر میکنم ممکنه جواب بده.

1992
01:58:06,958 --> 01:58:08,542
‫صادقانه.

1993
01:58:11,208 --> 01:58:13,750
‫کاش میتونستم بهش
‫بگم که جواب میده.

1994
01:58:13,917 --> 01:58:15,208
‫که تزار تحت تاثیر قرار میگیره

1995
01:58:15,375 --> 01:58:19,125
‫که تو المپیک، تو جایگاه
‫ویژه، کنار هم میشینیم.

1996
01:58:20,125 --> 01:58:21,625
‫ازش خوشم میومد.

1997
01:58:21,792 --> 01:58:25,500
‫با اینکه قدیس نبود، ولی
‫یه شادابی بچگونه داشت.

1998
01:58:25,667 --> 01:58:27,750
‫تزار که هم‌نوعانشو
‫تبعید کرده بود

1999
01:58:27,917 --> 01:58:31,708
‫فقط مردای قدرت و اراده‌ی
‫غم‌انگیزشون تو مسکو مونده بودن.

2000
01:58:32,375 --> 01:58:36,375
‫بدتر از همه اینه که
‫منم توش نقش داشتم.

2001
01:58:38,625 --> 01:58:41,333
‫خب؟ خوب پیش رفت؟

2002
01:58:41,500 --> 01:58:43,250
‫مگه میتونست؟

2003
01:58:43,417 --> 01:58:46,333
‫اون بهت کمک کرد.
‫میتونستی بهش دست یاری بدی.

2004
01:58:46,500 --> 01:58:49,333
‫بوریس نزدیک شدن
‫المپیک سوچی رو میبینه.

2005
01:58:49,500 --> 01:58:51,875
‫هنوز پول هست که دربیاره

2006
01:58:52,000 --> 01:58:54,958
‫حتی اگه همه
‫جیباشونو پر کرده باشن.

2007
01:58:55,083 --> 01:58:56,875
‫تو هم همینطور.

2008
01:58:58,583 --> 01:59:02,292
‫خوشت میاد؟ لباسای
‫اصلی مراسم افتتاحیه.

2009
01:59:02,458 --> 01:59:03,667
‫مهمتر از اون

2010
01:59:03,833 --> 01:59:06,292
‫آیا انجمن المپیک بریتانیا
‫ازش خوشش اومد؟

2011
01:59:06,458 --> 01:59:07,875
‫برامون مهم نیست.

2012
01:59:08,000 --> 01:59:11,875
‫اونا قبلاً المپیک زمستونی رو
‫تو یه شهر ساحلی قبول کردن.

2013
01:59:12,000 --> 01:59:15,000
‫که هیچ زیرساخت ورزشی نداره.

2014
01:59:16,042 --> 01:59:17,792
‫بقیه رو دیدی؟

2015
01:59:19,042 --> 01:59:21,000
‫نه. واقعاً نه.

2016
01:59:27,917 --> 01:59:32,000
‫نگاه کن. هر جزیره یه دوره‌ای
‫از تاریخ ما رو نشون میده.

2017
01:59:32,167 --> 01:59:34,750
‫اونا در حرکتن، تو هوا شناورن.

2018
01:59:34,917 --> 01:59:38,500
‫کل تاریخ ادبیاتمون
‫قراره به نمایش دربیاد.

2019
01:59:38,667 --> 01:59:41,333
‫گنبدای سنت باسیل

2020
01:59:41,500 --> 01:59:43,833
‫و بعدش دریاچه قو.

2021
01:59:46,625 --> 01:59:47,917
‫خوشت میاد؟

2022
01:59:51,500 --> 01:59:54,125
‫وادیا، این روسیه وجود نداره.

2023
01:59:56,708 --> 01:59:58,292
‫حداقل دیگه نه.

2024
01:59:59,292 --> 02:00:02,333
‫ولی اونا بودن که قبلاً
‫به ما الهام می‌دادن.

2025
02:00:03,000 --> 02:00:04,708
‫دیر شده.

2026
02:00:06,625 --> 02:00:07,958
‫خودت می‌دونی.

2027
02:00:12,542 --> 02:00:14,375
‫نمی‌تونی روحتو نجات بدی.

2028
02:00:16,708 --> 02:00:20,042
‫این مراسم فقط نقاب دیکتاتوریه.

2029
02:00:20,208 --> 02:00:23,167
‫بقیه‌ش بهونه‌های توخالیه.

2030
02:00:25,958 --> 02:00:27,625
‫من تو رو خوب می‌شناسم.

2031
02:00:31,208 --> 02:00:33,625
‫این به این معنی
‫نیست که دوستت ندارم.

2032
02:00:34,917 --> 02:00:37,375
‫ولی من همدستت نمیشم.

2033
02:00:44,083 --> 02:00:46,375
‫- چیزی براتون بیارم؟
‫- شامپاین.

2034
02:00:46,542 --> 02:00:48,000
‫- خانم؟
‫- همینطور.

2035
02:00:56,167 --> 02:00:57,583
‫تزار

2036
02:00:59,167 --> 02:01:01,125
‫قراره دوست ما
‫دیمیتری رو آزاد کنه.

2037
02:01:04,583 --> 02:01:05,875
‫مطمئنی؟

2038
02:01:06,417 --> 02:01:08,125
‫خیلی وقتا بهم گفتی.

2039
02:01:08,292 --> 02:01:10,417
‫دو هفته قبل از بازی‌ها
‫این کارو می‌کنه.

2040
02:01:11,792 --> 02:01:14,625
‫رسانه‌های غربی حسابی کیف می‌کنن.

2041
02:01:14,792 --> 02:01:16,125
‫فکرش همینه.

2042
02:01:29,375 --> 02:01:32,208
‫نمی‌پرسی امروز چیکار کردم؟

2043
02:01:32,375 --> 02:01:34,042
‫خرید که نه.

2044
02:01:35,167 --> 02:01:37,208
‫تیپ تو نیست.

2045
02:01:37,375 --> 02:01:39,875
‫یه چیز جدی‌تر.

2046
02:01:40,000 --> 02:01:41,875
‫کنایه رو ول کن.

2047
02:01:42,000 --> 02:01:43,875
‫داشتم حدس می‌زدم.

2048
02:01:44,000 --> 02:01:45,750
‫پیش دکتر زنان بودم.

2049
02:01:50,792 --> 02:01:51,792
‫حامله‌م.

2050
02:02:03,625 --> 02:02:06,792
‫- تو به نظر...
‫- آره، یه کم شوکه شدم.

2051
02:02:11,292 --> 02:02:13,167
‫راستش، خیلی بهم ریختم.

2052
02:02:15,500 --> 02:02:17,042
‫حرفی ندارم.

2053
02:02:25,792 --> 02:02:29,458
‫جنگ در کریمه

2054
02:02:29,625 --> 02:02:30,917
‫طبق اولین مشاهدات

2055
02:02:31,042 --> 02:02:33,958
‫مرگ بوریس برزوفسکی
‫به خاطر حلق‌آویز شدن بوده.

2056
02:02:34,083 --> 02:02:37,625
‫برزوفسکی دیشب تو اقامتگاهش
‫تو اسکات مرده پیدا شده.

2057
02:02:37,792 --> 02:02:40,500
‫پزشک قانونی هیچ اثری
‫از درگیری پیدا نکرده.

2058
02:02:40,667 --> 02:02:42,833
‫ورود ممنوع شده تا بررسی کنن

2059
02:02:43,000 --> 02:02:46,250
‫که سم شیمیایی، بیولوژیکی
‫یا هسته‌ای وجود نداشته باشه.

2060
02:02:51,667 --> 02:02:53,958
‫باید همینجوری تموم می‌شد.

2061
02:02:54,083 --> 02:02:55,667
‫از تبعید رنج می‌برد.

2062
02:02:57,667 --> 02:02:58,917
‫دلم براش تنگ میشه.

2063
02:02:59,417 --> 02:03:01,792
‫اون یه چهره‌ی نفرت‌انگیز
‫از اپوزیسیون نشون می‌داد.

2064
02:03:01,958 --> 02:03:03,583
‫این برای ما ارزشمند بود.

2065
02:03:04,750 --> 02:03:07,583
‫اینم برنامه‌ی مراسم افتتاحیه.

2066
02:03:08,750 --> 02:03:10,875
‫طبق دستورالعمل‌های تو آپدیت شد.

2067
02:03:17,875 --> 02:03:19,875
‫دفت پانک چیه؟

2068
02:03:20,000 --> 02:03:22,000
‫موسیقی الکترونیکه.

2069
02:03:22,125 --> 02:03:23,625
‫شماره یک تو دنیاست.

2070
02:03:24,792 --> 02:03:27,708
‫دو تا فرانسوی که هیچ‌وقت
‫کلاه‌های رباتیشون رو درنمیارن.

2071
02:03:27,875 --> 02:03:30,250
‫این بخش تو نسخه‌ی قبلی نبود.

2072
02:03:30,417 --> 02:03:33,917
‫اونا پنج تا جایزه‌ی گرمی
‫بردن. باید خودتو آپدیت کنی.

2073
02:03:34,042 --> 02:03:36,125
‫گروه کُر پلیس قراره آهنگ
‫معروفشون رو بازخوانی کنه.

2074
02:03:37,208 --> 02:03:39,583
‫مراسم رو تبدیل می‌کنه به یه مسخره‌بازی.

2075
02:03:42,958 --> 02:03:45,125
‫دلایلت رو به ایگور توضیح بده.

2076
02:03:45,833 --> 02:03:49,500
‫این همونیه که مردم می‌خوان
‫باهاش برقصن. به همین سادگی.

2077
02:03:49,667 --> 02:03:50,917
‫این مسخره میشه.

2078
02:03:51,042 --> 02:03:52,208
‫این کیچ میشه.
‫(آثار هنری با ظاهر زیبا اما کلیشه‌ای)

2079
02:03:52,375 --> 02:03:55,000
‫کل دنیا، سه میلیارد تماشاچی

2080
02:03:55,167 --> 02:03:57,750
‫منتظر بزرگترین نمایشی‌ان
‫که تا حالا دیده شده.

2081
02:03:57,917 --> 02:04:00,667
‫این نمیتونه چیزی
‫جز اوج کیچ باشه.

2082
02:04:01,750 --> 02:04:05,083
‫کیچ تنها زبان ممکنه

2083
02:04:05,250 --> 02:04:07,792
‫اگه بخوایم با توده‌ی
‫مردم ارتباط برقرار کنیم.

2084
02:04:07,958 --> 02:04:11,125
‫- ما می‌خوایم روسیه‌مون رو بهشون نشون بدیم.
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد روسیه‌ی تو رو ببینه.

2085
02:04:11,292 --> 02:04:14,875
‫تازه، تو هیچی برای نشون دادن
‫نداری و کارت پنهان کردنه.

2086
02:04:15,417 --> 02:04:18,375
‫ما می‌خوایم یه تصویر
‫از یه روسیه‌ی باز بدیم

2087
02:04:18,542 --> 02:04:21,833
‫مطمئن از خودش، ولی
‫همچنین قادر به لبخند زدن.

2088
02:04:22,000 --> 02:04:24,583
‫دنیای امروز این
‫خودانتقادی رو می‌خواد

2089
02:04:24,750 --> 02:04:27,333
‫نه بالالایکا‌های تو، ایگور.

2090
02:04:27,500 --> 02:04:30,708
‫می‌فهمی چی میگم یا چرت و پرته؟

2091
02:04:31,667 --> 02:04:32,667
‫چی می‌خوای

2092
02:04:34,958 --> 02:04:36,208
‫وادیا

2093
02:04:36,750 --> 02:04:38,500
‫یه آکروباته.

2094
02:04:38,667 --> 02:04:42,000
‫هنرمند برای سیاستمدارا،
‫سیاستمدار برای هنرمندا.

2095
02:04:42,167 --> 02:04:43,917
‫حواست باشه، وادیا.

2096
02:04:44,042 --> 02:04:46,750
‫دیر یا زود، ممکنه
‫از روی طناب بیفتی

2097
02:04:46,917 --> 02:04:48,958
‫و پخش زمین شی.

2098
02:04:52,583 --> 02:04:53,917
‫من اعلام می‌کنم

2099
02:04:54,042 --> 02:04:58,375
‫بیست و دومین بازی‌های
‫المپیک زمستانی سوچی

2100
02:04:58,542 --> 02:04:59,750
‫آغاز شد.

2101
02:05:02,083 --> 02:05:04,292
‫احتمالاً باید اون شب می‌رفتم.

2102
02:05:04,458 --> 02:05:07,750
‫کتاب رو تو همین صفحه
‫می‌بستم، یه پایان خوب برای من.

2103
02:05:21,792 --> 02:05:24,958
‫استقلال‌طلب‌های اوکراینی
‫از آتش‌بس المپیک استفاده کردن

2104
02:05:25,083 --> 02:05:27,542
‫تا دوباره میدان
‫مایدان رو اشغال کنن.

2105
02:05:29,125 --> 02:05:31,167
‫دو روز قبل از پایان بازی‌ها

2106
02:05:31,333 --> 02:05:33,875
‫اونا رئیس‌جمهور طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ رو سرنگون کردن

2107
02:05:34,000 --> 02:05:35,625
‫که همون روز فرار کرد.

2108
02:05:36,708 --> 02:05:38,667
‫هرج و مرج حاصل
‫از اون به تزار می‌داد

2109
02:05:38,833 --> 02:05:41,250
‫یه بهانه‌ی طلایی
‫برای حمله به اوکراین.

2110
02:05:44,792 --> 02:05:48,042
‫تک‌تیراندازهای روسی بیش
‫از صد معترض رو کشتن.

2111
02:05:48,208 --> 02:05:49,917
‫میگن که شما مسئولشین.

2112
02:05:51,833 --> 02:05:53,125
‫کی میگه؟

2113
02:05:53,292 --> 02:05:54,583
‫اوکراینی‌ها.

2114
02:05:55,375 --> 02:05:57,000
‫طبق ایمیل‌های خودتون.

2115
02:05:58,333 --> 02:06:00,958
‫دست شما به خون اوکراینی‌ها آلوده‌ست.

2116
02:06:09,750 --> 02:06:12,125
‫شب قبل از مراسم اختتامیه

2117
02:06:12,292 --> 02:06:14,250
‫در راستای نقشه‌ی بزرگش

2118
02:06:14,792 --> 02:06:17,292
‫تزار تصمیم گرفت
‫کریمه رو ضمیمه کنه.

2119
02:06:19,375 --> 02:06:21,958
‫کریمه جزوِ اوکراین بود.

2120
02:06:23,125 --> 02:06:27,125
‫قرار نبود نیرو بفرستیم به
‫یه کشور مستقل حمله کنیم.

2121
02:06:28,708 --> 02:06:33,125
‫شما سربازای روسی فرستادین
‫که هیچ نشون ملی‌ای نداشتن.

2122
02:06:33,292 --> 02:06:37,000
‫"مردای سبزپوش کوچولو"،
‫همکارای خبرنگارتون می‌گفتن.

2123
02:06:37,167 --> 02:06:39,792
‫وقتی زالدواستانوف و گرگ‌های شبش

2124
02:06:39,958 --> 02:06:42,625
‫در کریمه پیاده شدن، شما
‫داشتین نخ‌ها رو می‌کشیدین.

2125
02:06:42,792 --> 02:06:46,167
‫درسته. من بهشون
‫یه نقش فرعی سپردم.

2126
02:06:47,000 --> 02:06:49,083
‫نقش‌های فرعی مهمن.

2127
02:06:50,500 --> 02:06:52,500
‫تا وقتی که جوگیر نشن.

2128
02:07:16,833 --> 02:07:18,750
‫پرچمای ما رو دیدی؟

2129
02:07:19,208 --> 02:07:22,500
‫دیگه از پرچمای فدراسیون
‫روسیه استفاده نمی‌کنیم.

2130
02:07:22,667 --> 02:07:24,708
‫ما چیزای دیگه‌ای تو سرمون داریم.

2131
02:07:24,875 --> 02:07:28,958
‫ما دیگه یه فدراسیون
‫نیستیم. ما فاتحیم.

2132
02:07:30,792 --> 02:07:34,333
‫ما کریمه رو از
‫اوکراینی‌ها پس گرفتیم.

2133
02:07:34,500 --> 02:07:36,833
‫به زودی کل دونباس روسی میشه.

2134
02:07:37,000 --> 02:07:39,083
‫وقتشه یه جمع‌بندی کنیم.

2135
02:07:39,250 --> 02:07:41,000
‫جمع‌بندی. واقعاً.

2136
02:07:41,167 --> 02:07:43,083
‫من یه مرد عملم.

2137
02:07:43,250 --> 02:07:45,667
‫ما اینجاییم تا از ارتش
‫روسیه حمایت کنیم.

2138
02:07:45,833 --> 02:07:47,917
‫ما براتون پیروزی رو میاریم.

2139
02:07:48,042 --> 02:07:49,958
‫کی حرف از پیروزی میزنه؟

2140
02:07:51,292 --> 02:07:54,333
‫هدف ما تو اوکراین فتح نیست.

2141
02:07:54,500 --> 02:07:55,917
‫هرج و مرجه.

2142
02:07:57,042 --> 02:07:58,917
‫اوکراینی‌ها به خودشون گفتن

2143
02:07:59,042 --> 02:08:01,917
‫که انقلاب نارنجی‌شون باعث
‫میشه اونا وارد اروپا بشن.

2144
02:08:02,042 --> 02:08:05,000
‫اون اونا رو برمی‌گردونه
‫به قرون وسطی.

2145
02:08:05,167 --> 02:08:08,583
‫قولای غربی‌ها، همیشه
‫یه جور تموم میشه.

2146
02:08:08,750 --> 02:08:10,458
‫اونا سر اولین مانع ولت می‌کنن

2147
02:08:10,625 --> 02:08:12,792
‫و تو تنها میمونی تو
‫کشور ویرون‌شده‌ت.

2148
02:08:12,958 --> 02:08:14,625
‫اینه درس این داستان.

2149
02:08:15,542 --> 02:08:18,500
‫این جنگ تو واقعیت جنگیده نمیشه

2150
02:08:18,667 --> 02:08:20,500
‫بلکه تو ذهن تماشاگرا

2151
02:08:20,667 --> 02:08:22,125
‫تو اخبار تلویزیون.

2152
02:08:22,292 --> 02:08:25,292
‫تو مسکو، تو کی‌یف، تو برلین.

2153
02:08:25,458 --> 02:08:29,500
‫شما بازیگرای یه درام
‫هستین که از شما فراتره

2154
02:08:29,667 --> 02:08:32,250
‫و طنین‌اندازه خیلی
‫فراتر از این مرزا.

2155
02:08:37,667 --> 02:08:41,583
‫یا قبول می‌کنی یه مهره باشی
‫تو بازی من، با همه‌ی مزایا

2156
02:08:41,750 --> 02:08:45,750
‫یا نه. ولی بدون که من میتونم
‫هر وقت بخوام از کار بندازمت.

2157
02:08:45,917 --> 02:08:49,333
‫و اون وقت، اوضاع
‫برات سخت‌تر میشه

2158
02:08:49,500 --> 02:08:52,750
‫گرگ‌هات و کار و
‫کاسبی‌های کوچیکتون.

2159
02:08:53,542 --> 02:08:54,708
‫که رونق دارن

2160
02:08:54,875 --> 02:08:56,250
‫اونطور که شنیدم.

2161
02:09:14,500 --> 02:09:16,875
‫میشه یه لحظه مزاحمتون
‫بشم، وادیم الکسیویچ؟

2162
02:09:17,000 --> 02:09:18,208
‫خواهش می‌کنم.

2163
02:09:20,000 --> 02:09:22,792
‫سفرت به لوهانسک
‫چطور گذشت؟ خوب بود؟

2164
02:09:22,958 --> 02:09:26,000
‫حتماً گزارش‌ها رو از
‫سرویس‌هات خوندی.

2165
02:09:27,417 --> 02:09:29,792
‫ما از آمریکایی‌ها خبر داریم.

2166
02:09:30,292 --> 02:09:31,292
‫چه خبر؟

2167
02:09:31,458 --> 02:09:33,375
‫میگن یه لیست سیاه درست کردن

2168
02:09:33,542 --> 02:09:35,292
‫از آدمای ناخواسته.

2169
02:09:35,958 --> 02:09:37,542
‫اسم تو هم توش هست.

2170
02:09:38,417 --> 02:09:41,125
‫باید نیویورک رو فعلاً فراموش کنی.

2171
02:09:42,417 --> 02:09:45,708
‫تحریم‌های الحاق
‫کریمه. کِی شروع میشن؟

2172
02:09:45,875 --> 02:09:46,958
‫دوشنبه.

2173
02:09:48,208 --> 02:09:51,125
‫چه خوب که دیگه
‫نیویورک رو دوست ندارم.

2174
02:09:52,083 --> 02:09:54,375
‫یه چیز دیگه هم شنیدم.

2175
02:09:56,667 --> 02:09:57,708
‫بگو.

2176
02:09:58,333 --> 02:10:00,208
‫فردا رسمی میشه.

2177
02:10:00,375 --> 02:10:04,125
‫اسم تو تو لیست
‫اروپایی‌ها هم هست.

2178
02:10:05,250 --> 02:10:06,583
‫پاریس

2179
02:10:06,750 --> 02:10:08,042
‫لندن

2180
02:10:08,208 --> 02:10:09,500
‫تموم شد.

2181
02:10:10,292 --> 02:10:12,292
‫میگن دلت برای ناپل تنگ میشه.

2182
02:10:16,083 --> 02:10:18,292
‫بیشتر از این مزاحمت
‫نمیشم، وادیم الکسیویچ.

2183
02:10:19,000 --> 02:10:21,292
‫باید یه کارایی بکنی.

2184
02:10:21,458 --> 02:10:22,500
‫و زود.

2185
02:11:05,708 --> 02:11:07,500
‫لیونیا، در جریانی؟

2186
02:11:08,000 --> 02:11:10,250
‫آره، امشب یا نهایتاً فردا.

2187
02:11:11,125 --> 02:11:13,708
‫مصاحبه نه، فقط یه بیانیه.

2188
02:11:13,875 --> 02:11:15,042
‫یادداشت میکنی؟

2189
02:11:17,500 --> 02:11:19,583
‫"من این تحریم‌ها
‫رو یه اسکار میدونم

2190
02:11:19,750 --> 02:11:22,375
‫که کل دوران فعالیت
‫سیاسی منو تاج‌گذاری میکنه.

2191
02:11:23,167 --> 02:11:26,583
‫"این یعنی من شرافتمندانه
‫به کشورم خدمت کردم." تموم.

2192
02:11:27,750 --> 02:11:29,000
‫نه، همین.

2193
02:11:29,167 --> 02:11:30,208
‫ممنون.

2194
02:12:05,125 --> 02:12:06,167
‫کسنیا؟

2195
02:12:07,417 --> 02:12:10,417
‫وسایلتو جمع کن.
‫یه ربع دیگه میرسم.

2196
02:12:12,625 --> 02:12:15,208
‫چند ساعت بعد، ما
‫تو استکهلم فرود اومدیم

2197
02:12:15,375 --> 02:12:17,833
‫برای آخرین آخر هفته اروپاییمون.

2198
02:13:00,583 --> 02:13:02,708
‫فکر کنم باید این اتفاق میفتاد.

2199
02:13:04,000 --> 02:13:06,000
‫فقط خودت میتونستی
‫ازش جلوگیری کنی.

2200
02:13:06,125 --> 02:13:07,292
‫با استعفا دادن؟

2201
02:13:07,458 --> 02:13:08,542
‫مثلاً.

2202
02:13:11,125 --> 02:13:15,000
‫قدرت یه اعتیاده. ترک کردنش سخته.

2203
02:13:15,167 --> 02:13:17,375
‫قبلاً، وقتی این حرفای
‫کلیشه‌ای رو میزدی

2204
02:13:17,542 --> 02:13:19,250
‫به گوش من طعنه می‌اومد.

2205
02:13:20,000 --> 02:13:21,042
‫این بار نه.

2206
02:13:21,208 --> 02:13:22,417
‫طعنه‌ای نبود.

2207
02:13:23,542 --> 02:13:26,000
‫جنگ اوکراین، مثل بقیه چیزاس.

2208
02:13:26,125 --> 02:13:28,708
‫من نخواستمش. حتی
‫باهاش مخالفت کردم.

2209
02:13:28,875 --> 02:13:30,000
‫این حرف توئه.

2210
02:13:30,125 --> 02:13:31,208
‫درسته.

2211
02:13:31,875 --> 02:13:33,250
‫من میگم.

2212
02:13:33,958 --> 02:13:37,375
‫و اینم میگم که وقتی
‫تزار تصمیمشو گرفت

2213
02:13:38,000 --> 02:13:40,750
‫من هر کاری تونستم
‫کردم تا موفق بشه.

2214
02:13:40,917 --> 02:13:42,250
‫از روی عادت.

2215
02:13:43,625 --> 02:13:44,875
‫از روی غرور.

2216
02:13:46,000 --> 02:13:47,458
‫و چون می‌تونستم.

2217
02:13:47,625 --> 02:13:48,833
‫بدون هیچ عذاب وجدانی.

2218
02:13:49,000 --> 02:13:50,000
‫درسته.

2219
02:13:50,167 --> 02:13:52,000
‫از اولش همین‌جوری بود.

2220
02:13:52,708 --> 02:13:56,250
‫با بمب‌گذاری‌های
‫مسکو و جنگ تو چچن.

2221
02:13:57,000 --> 02:13:59,500
‫با دستگیری دیمیتری و
‫سقوط بوریس برزوفسکی.

2222
02:13:59,667 --> 02:14:02,958
‫و حالا، قتل‌های مایدان.

2223
02:14:03,833 --> 02:14:06,292
‫من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم

2224
02:14:06,458 --> 02:14:09,583
‫ولی هر بار، کار
‫خستگی‌ناپذیرمو وقفش کردم.

2225
02:14:09,750 --> 02:14:11,333
‫و حالا تو خسته‌ای.

2226
02:14:12,292 --> 02:14:14,417
‫روسیه پدربزرگمو بلعید.

2227
02:14:15,708 --> 02:14:18,542
‫تو پدرمو می‌شناختی، اونم بلعیدش.

2228
02:14:19,375 --> 02:14:22,000
‫من نمی‌دونم نجات
‫پیدا می‌کنم یا نه.

2229
02:14:22,167 --> 02:14:23,375
‫احتمالاً نه.

2230
02:14:25,042 --> 02:14:27,042
‫به هر حال، خیلی دیره.

2231
02:14:30,417 --> 02:14:32,375
‫ولی بچه‌مون نجات پیدا می‌کنه.

2232
02:14:56,167 --> 02:14:57,250
‫کسنیا؟

2233
02:15:00,875 --> 02:15:01,958
‫کسنیا!

2234
02:15:45,333 --> 02:15:48,708
‫من هیچ‌وقت با دل
‫خوش نرفتم نوو-اوگاریوو.

2235
02:15:48,875 --> 02:15:51,083
‫اون فضای خشک و
‫ورزشی افسرده‌م می‌کرد.

2236
02:15:51,250 --> 02:15:55,333
‫یه بار که از استکهلم
‫برگشتم، دیگه پامو اونجا نذاشتم.

2237
02:15:55,500 --> 02:15:57,583
‫اعتماد یه شاهزاده امتیاز نیست

2238
02:15:57,750 --> 02:15:59,375
‫بلکه یه حکم محکومیت‌ه.

2239
02:15:59,542 --> 02:16:03,000
‫من نقشمو بازی کرده
‫بودم، دیگه به دردم نمی‌خورد.

2240
02:16:03,625 --> 02:16:06,625
‫یه جایی، دیگه عادت
‫دیدن منو از دست داد.

2241
02:16:06,792 --> 02:16:07,917
‫همین.

2242
02:16:09,125 --> 02:16:11,250
‫اون زود بیدار می‌شه،
‫تخم‌مرغ تازه صبحونه می‌خوره

2243
02:16:11,417 --> 02:16:14,000
‫از مزرعه‌ی پاتریارک کیریل.

2244
02:16:14,167 --> 02:16:17,042
‫اونجاست که یادداشت‌های
‫محرمانه رو می‌خونه

2245
02:16:17,208 --> 02:16:19,042
‫و دستوراتشو صادر می‌کنه.

2246
02:16:19,667 --> 02:16:22,500
‫بعدش یه کیلومتر شنا می‌کنه.

2247
02:16:22,667 --> 02:16:24,917
‫اولین بازدیدکننده‌هاش
‫کنار استخر منتظرن.

2248
02:16:25,042 --> 02:16:27,750
‫وزرا، مشاوران، مدیران شرکت‌ها.

2249
02:16:28,583 --> 02:16:32,500
‫کاروان ریاست‌جمهوری
‫اوایل بعدازظهر راه می‌افته.

2250
02:16:33,125 --> 02:16:35,583
‫خیابونا نیم ساعت زودتر بسته شدن.

2251
02:16:35,750 --> 02:16:40,041
‫از نوو-اوگاریوو تا کرملین، پوتین
‫از پایتخت یخ‌زده‌ش عبور می‌کنه.

2252
02:16:40,791 --> 02:16:42,875
‫اون‌وقت روز واقعی‌ش شروع می‌شه.

2253
02:16:44,041 --> 02:16:46,500
‫که گاهی وقتا تا
‫سپیده‌دم طول می‌کشه.

2254
02:16:49,583 --> 02:16:51,375
‫فقط یه نفر نمی‌خوابه

2255
02:16:52,750 --> 02:16:56,541
‫و هر کی تو مسکو مهم
‫باشه، تو بیداریش شریکه.

2256
02:16:57,125 --> 02:16:59,041
‫مثل زمان استالین.

2257
02:17:01,083 --> 02:17:02,333
‫کیه اونجا؟

2258
02:17:05,708 --> 02:17:07,083
‫سلام، عزیزم.

2259
02:17:08,125 --> 02:17:09,791
‫می‌تونم با ماچکا بازی کنم؟

2260
02:17:09,958 --> 02:17:12,000
‫البته. مزاحممون نیستی.

2261
02:17:13,375 --> 02:17:14,916
‫کجاست؟

2262
02:17:15,041 --> 02:17:16,625
‫ماچکا کجا رفته؟

2263
02:17:16,791 --> 02:17:18,125
‫- زیر میزه؟
‫- نه.

2264
02:17:18,291 --> 02:17:19,833
‫- زیر میز نیست؟
‫- نه.

2265
02:17:20,000 --> 02:17:21,291
‫- زیر بالشته؟
‫- نه.

2266
02:17:21,458 --> 02:17:22,791
‫- مطمئنی؟
‫- نه.

2267
02:17:22,958 --> 02:17:24,541
‫- اون زیر پیانوئه؟
‫- نه.

2268
02:17:26,208 --> 02:17:28,541
‫- اونجاست!
‫- ایناهاش!

2269
02:17:38,708 --> 02:17:42,041
‫تمام خوشبختی‌ای که
‫داشتم، تو وجود اونه.

2270
02:17:42,916 --> 02:17:44,000
‫بابا

2271
02:17:44,166 --> 02:17:47,625
‫ماچکا چی می‌گفت اگه
‫می‌تونست حرف بزنه؟

2272
02:17:47,791 --> 02:17:49,208
‫فکر کنم می‌گفت:

2273
02:17:49,375 --> 02:17:51,250
‫"اگه یه خرگوش واقعی داشتم،
‫بیشتر بهم خوش می‌گذشت."

2274
02:17:51,416 --> 02:17:53,041
‫بابا!

2275
02:17:53,208 --> 02:17:54,625
‫اون می‌گفت:

2276
02:17:54,791 --> 02:17:57,083
‫"آنیا، من بیشتر از
‫هر چیزی دوستت دارم.

2277
02:17:57,250 --> 02:17:59,291
‫"فقط می‌خوام با تو بازی کنم."

2278
02:18:01,125 --> 02:18:03,000
‫من عاشق گربه‌ها نیستم.

2279
02:18:03,125 --> 02:18:05,750
‫ولی تا کی می‌تونم خوشحالش کنم؟

2280
02:18:06,875 --> 02:18:09,375
‫قبل از آنیا، من
‫ترس رو نمی‌شناختم.

2281
02:18:09,541 --> 02:18:13,250
‫از اولین باری که دیدمش،
‫تو وحشت زندگی می‌کنم.

2282
02:18:13,416 --> 02:18:16,291
‫زندگی من تو دستای
‫اونه، نه برعکس.

2283
02:18:17,250 --> 02:18:19,708
‫دخترم نه ساعت‌ها رو
‫می‌شماره نه روزها رو.

2284
02:18:20,958 --> 02:18:22,916
‫من همیشه تو آینده زندگی می‌کردم.

2285
02:18:25,291 --> 02:18:27,375
‫اون به من حال رو هدیه داد.

2286
02:18:27,399 --> 02:18:37,399
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2287
02:20:11,542 --> 02:20:14,083
‫جادوگر کرملین

2288
02:20:18,333 --> 02:20:21,250
‫بر اساس رمانی
‫از جولیانو دا امپولی

