﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:59,000
(زیرنویس این فیلم توسط هوش مصنوعی میباشد)

2
00:01:08,000 --> 00:01:48,000
دانلود شده توسط سایت بی سی موویز
BCMoviez.Com

3
00:01:50,778 --> 00:01:51,737
این یکی.

4
00:01:53,739 --> 00:01:54,824
و این یکی.

5
00:01:57,159 --> 00:01:58,160
و این یکی دیگه.

6
00:01:59,787 --> 00:02:01,330
و شاید این یکی هم.

7
00:02:03,165 --> 00:02:04,250
چیز دیگه‌ای هم هست؟

8
00:02:05,084 --> 00:02:08,504
می‌بینم که تعدادشون جفت شد،
پس شاید یکی دیگه بردارم که طاق بشه.

9
00:02:08,671 --> 00:02:10,463
خُب، شاید این یکی؟

10
00:02:10,464 --> 00:02:11,215
عالیه.

11
00:02:13,425 --> 00:02:14,677
واسه دوست‌دخترمه.

12
00:02:15,678 --> 00:02:17,638
خیلی دوسش دارم
و می‌خوام اینو بفهمه.

13
00:02:18,848 --> 00:02:20,015
دختر خوش‌شانسیه، یان.

14
00:02:21,016 --> 00:02:22,476
دوست‌پسری داره که
به فکرشه.

15
00:02:24,603 --> 00:02:26,021
الان دیگه زیادی کوچیک نیست؟

16
00:02:26,939 --> 00:02:27,815
نه.

17
00:02:28,023 --> 00:02:29,149
خوبه.

18
00:02:29,400 --> 00:02:30,568
قشنگه.

19
00:02:30,985 --> 00:02:32,194
امیدوارم خوشش بیاد.

20
00:02:32,862 --> 00:02:34,280
حتماً خوشش میاد.

21
00:02:35,155 --> 00:02:35,948
دمت گرم!

22
00:02:37,867 --> 00:02:40,578
«نل» گلفروشی رو از مادرش
به ارث برده بود.

23
00:02:41,328 --> 00:02:44,123
از وقتی شونزده سالش بود
اونجا کار می‌کرد.

24
00:02:45,875 --> 00:02:48,669
همیشه تحت تاثیر زیباییِ
زودگذر گل‌ها قرار می‌گرفت

25
00:02:49,086 --> 00:02:50,588
اما از کار کردن خوشش نمی‌اومد

26
00:02:50,921 --> 00:02:54,758
و هر وقت که می‌شد یه استراحتی می‌کرد.

27
00:02:57,052 --> 00:02:59,430
نل سیگار می‌کشید تا اشتهاش رو کور کنه،

28
00:03:00,806 --> 00:03:02,933
ولی باز هم خواب شیرینی و کلوچه می‌دید.

29
00:03:04,768 --> 00:03:05,603
هی!

30
00:03:05,978 --> 00:03:06,937
سلام آبجی.

31
00:03:11,358 --> 00:03:12,026
بیا، بگیر.

32
00:03:12,693 --> 00:03:13,402
– این چیه؟

33
00:03:14,278 --> 00:03:15,863
کلوچه زردآلو.

34
00:03:15,988 --> 00:03:16,614
واقعاً؟

35
00:03:26,498 --> 00:03:30,210
می‌دونی، همین‌طوری نشسته بودم و داشتم فکر می‌کردم
که چقدر دلم یه کلوچه زردآلو می‌خواد؟

36
00:03:34,381 --> 00:03:35,758
حدس بزن کیو دیدم.

37
00:03:37,051 --> 00:03:37,884
نمی‌دونم. کی؟

38
00:03:37,885 --> 00:03:38,761
حدس بزن.

39
00:03:40,471 --> 00:03:41,221
ایگا شفیونتک؟

40
00:03:41,388 --> 00:03:42,389
نه. اولا.

41
00:03:47,603 --> 00:03:48,520
جدی می‌گی؟

42
00:03:49,438 --> 00:03:50,272
کجا؟

43
00:03:50,397 --> 00:03:51,523
توی شیرینی‌فروشی.

44
00:03:52,775 --> 00:03:53,691
با هم حرف زدید؟

45
00:03:53,692 --> 00:03:54,568
نه.

46
00:03:54,860 --> 00:03:56,487
فقط یه سلام‌علیک کردیم.

47
00:04:02,284 --> 00:04:03,202
نلکا؟

48
00:04:04,328 --> 00:04:05,871
همه‌چی ردیفه؟

49
00:04:06,538 --> 00:04:09,249
آره، فقط امروز کلاً
روز خیلی عجیبی برام بوده.

50
00:04:14,880 --> 00:04:18,258
پرواز صبح از لندن به ورشو تأخیر داشت.

51
00:04:19,051 --> 00:04:20,928
بثنی تو هواپیما کپیده بود.

52
00:04:21,804 --> 00:04:26,266
خواب یه قطاری رو می‌دید که هی تندتر می‌رفت ولی خیالِ تصادف نداشت.

53
00:04:27,351 --> 00:04:29,228
راب زل زده بود بیرون پنجره

54
00:04:29,812 --> 00:04:34,733
و داشت فکر می‌کرد اگه موتور هواپیما ریپ بزنه و مرخص بشه، چه خاکی باید تو سرش بریزه.

55
00:08:17,414 --> 00:08:20,250
این پنجمین سفر بثنی به ورشو بود،

56
00:08:21,168 --> 00:08:23,921
و اولین باری که از وقتی با راب ردیف شده بود، می‌اومد اینجا.

57
00:08:26,590 --> 00:08:31,094
دلش واسه قطارها و ترامواهای قدیمی که حالا با جدیدا عوض شده بودن تنگ شده بود،

58
00:08:31,637 --> 00:08:35,891
ولی از اینکه صدای جیغ چرخ‌ها هنوز همون‌جوری بود، حال می‌کرد.

59
00:11:03,246 --> 00:11:06,500
نل قبلاً با تراموای خط ۴ می‌رفت سر کار،

60
00:11:07,334 --> 00:11:10,754
ولی بعد از اینکه جابه‌جا شد، دیگه پیاده می‌رفت خونه.

61
00:11:11,797 --> 00:11:16,134
توی راه همش به میکس‌های دی‌جی‌های تکنو برلین گوش می‌داد.

62
00:11:19,054 --> 00:11:22,224
خوشحالم تو ورشو می‌بینمت

63
00:11:25,477 --> 00:11:29,231
بثنی تا حالا نل رو با جوراب صورتی ندیده بود.

64
00:11:30,399 --> 00:11:32,901
نل کلاً تو فاز مشکی پوشیدن بود.

65
00:11:34,111 --> 00:11:37,489
بثنی تیکه می‌انداخت که نل انگار داره می‌ره مراسم ختم.

66
00:11:38,949 --> 00:11:42,786
نل هم به شوخی می‌گفت بثنی انگار می‌خواد بره شب‌نشینی.

67
00:11:52,462 --> 00:11:56,466
دفعه آخری که همو دیدن، بثنی قول داد هر هفته زنگ بزنه.

68
00:12:02,305 --> 00:12:03,890
ولی دریغ از یه زنگ.

69
00:12:53,732 --> 00:12:54,607
– الو؟

70
00:12:54,608 --> 00:12:55,609
– سلام.

71
00:12:56,234 --> 00:12:57,027
– چه خبر؟

72
00:12:57,569 --> 00:12:58,653
– آتشفشانِ اتنا فوران کرد.

73
00:12:59,029 --> 00:13:03,158
فوران دوباره اتنا. پروازها لغو شد.

74
00:13:04,784 --> 00:13:05,452
– خب که چی؟

75
00:13:06,620 --> 00:13:07,621
– و...

76
00:13:08,455 --> 00:13:09,789
دارم به بتانی فکر می‌کنم.

77
00:13:10,874 --> 00:13:11,917
– نل...

78
00:13:12,167 --> 00:13:12,959
– چی؟

79
00:13:13,251 --> 00:13:16,046
– راستش، خودت می‌دونی نظرم در مورد همه‌ی اینا چیه.

80
00:13:16,505 --> 00:13:18,089
یه جورایی خودخواهیه.

81
00:13:21,968 --> 00:13:22,636
– باشه.

82
00:13:22,802 --> 00:13:24,221
ببین، الان باید برم. فعلاً.

83
00:13:25,180 --> 00:13:25,889
– فعلاً.

84
00:13:40,779 --> 00:13:41,488
سلام.

85
00:13:43,323 --> 00:13:43,949
سلام.

86
00:13:46,076 --> 00:13:47,035
جا خوردی؟

87
00:13:47,994 --> 00:13:48,620
اوهوم.

88
00:13:49,412 --> 00:13:51,164
فکر می‌کردم خواهرت بهت گفته باشه.

89
00:13:51,706 --> 00:13:53,166
حدس بزن کی رو دیدم.

90
00:13:54,501 --> 00:13:56,670
چیزی بهم نگفته. چطوری اومدی تو؟

91
00:13:57,295 --> 00:13:58,630
رمز در یادم بود.

92
00:13:59,714 --> 00:14:00,882
کی برگشتی؟

93
00:14:01,591 --> 00:14:02,759
امروز صبح.

94
00:14:03,426 --> 00:14:06,054
– یهویی تصمیم گرفتم. مربوط به کاره.

95
00:14:06,721 --> 00:14:09,641
کار جدید پیدا کردی؟ – نه، همون قبلیه.

96
00:14:10,225 --> 00:14:13,019
می‌خوای با من بیای تئاتر؟ چهارشنبه ساعت ۷.

97
00:14:14,145 --> 00:14:15,188
چی ببینیم؟

98
00:14:16,231 --> 00:14:17,399
شکسپیر.

99
00:14:19,484 --> 00:14:20,193
باشه.

100
00:14:20,527 --> 00:14:21,361
– باشه؟

101
00:14:22,195 --> 00:14:23,154
حله.

102
00:14:24,948 --> 00:14:25,991
می‌خوای بیای تو؟

103
00:14:26,491 --> 00:14:28,410
نمی‌تونم. صبح باید برم سرِ کار.

104
00:14:30,412 --> 00:14:31,246
درسته.

105
00:14:33,707 --> 00:14:35,000
پس شب‌بخیر.

106
00:14:35,917 --> 00:14:37,210
شب‌بخیر.

107
00:14:42,173 --> 00:14:46,553
اون شب، «نل» خوابِ دوتا گربه رو دید که داشتن سرِ یه زنگوله‌ی طلایی با هم می‌جنگیدن.

108
00:14:48,513 --> 00:14:51,308
زنگوله غلت خورد و افتاد توی راهِ آب و غیب شد،

109
00:14:52,934 --> 00:14:55,312
اما گربه‌ها دست از دعوا برنداشتن.

110
00:17:03,398 --> 00:17:05,817
حلقه مالِ مادربزرگِ «راب» بود.

111
00:17:06,484 --> 00:17:08,194
پدرش اونو بهش داده بود.

112
00:17:08,737 --> 00:17:12,323
قبلاً داده بود اندازه‌ش رو برای «بتانی» ردیف کنن.

113
00:17:14,492 --> 00:17:17,579
سه ماه بود که داشت واسه خواستگاری نقشه می‌کشید.

114
00:17:20,331 --> 00:17:25,044
یه جایی رو مد نظر داشت که هم جادویی بود و هم با اصالت.

115
00:17:30,341 --> 00:17:32,844
موزه‌ی ملی

116
00:17:36,890 --> 00:17:40,685
«بتانی» تو دانشگاه هنرِ قرن نوزدهم خونده بود.

117
00:17:41,728 --> 00:17:47,358
خوشش می‌اومد که چطوری وقایع تاریخی رو با تمثیل‌های اسطوره‌ای ترکیب می‌کردن.

118
00:17:48,318 --> 00:17:50,278
با رتبه‌ی اول و نمرات عالی فارغ‌التحصیل شده بود.

119
00:19:57,030 --> 00:19:59,908
«راب» قصد داشت همون غروب وقتِ آفتاب‌گیرون خواستگاری کنه،

120
00:20:03,244 --> 00:20:06,164
اما تصمیم گرفت بذاره واسه فردا.

121
00:20:13,463 --> 00:20:15,465
گل‌فروشیِ فسقلی و مامانی

122
00:20:23,306 --> 00:20:24,098
– وایسا!

123
00:20:25,642 --> 00:20:26,601
– وایسا!

124
00:20:28,227 --> 00:20:29,186
– صبر کن!

125
00:20:29,187 --> 00:20:30,146
چی شده، «جَن»؟

126
00:20:30,563 --> 00:20:32,023
گلِ بیشتری می‌خوام.

127
00:20:33,316 --> 00:20:33,942
بفرما.

128
00:20:34,150 --> 00:20:35,275
نه، نه، نه، نه!

129
00:20:35,276 --> 00:20:37,737
باید دقیقاً مثل قبلی باشه. عاشقِ این گله.

130
00:20:37,904 --> 00:20:39,364
دیگه تعطیل کردم. شرمنده، یان.

131
00:20:39,489 --> 00:20:41,282
ولی قرار بود تا ساعت ۶ باز باشی!

132
00:20:41,449 --> 00:20:43,576
واقعاً باید برگردم خونه. روزِ خیلی عجیبی داشتم.

133
00:20:43,743 --> 00:20:46,704
اما تو نمی‌فهمی. من همه‌چیزو به گند کشیدم.

134
00:20:46,871 --> 00:20:48,538
پروازش لغو شد و من خونه نبودم.

135
00:20:48,539 --> 00:20:50,291
اگه اونجا بودم، یه خاکی تو سرش می‌ریخت.

136
00:20:50,458 --> 00:20:51,084
خب که چی؟

137
00:20:51,334 --> 00:20:54,545
و اگه من اونجا بودم، شاید می‌تونست یه پرواز دیگه گیر بیاره.

138
00:20:55,129 --> 00:20:56,464
فکر نمی‌کنم تقصیرِ تو بوده باشه.

139
00:20:56,589 --> 00:20:58,591
چرا بود. من همیشه رِال می‌زنم تو همه‌چی.

140
00:20:59,133 --> 00:21:00,176
مطمئنم این‌طور نیست.

141
00:21:00,343 --> 00:21:01,219
چرا، دقیقاً همین‌طوره!

142
00:21:02,553 --> 00:21:03,346
یان...

143
00:21:03,721 --> 00:21:05,640
به نظر میاد تو به گلِ بیشتری احتیاج نداری،

144
00:21:06,307 --> 00:21:07,767
بلکه یه دوست‌دخترِ جدید می‌خوای.

145
00:21:08,351 --> 00:21:09,686
چی؟ داری دستم می‌ندازی؟

146
00:21:10,353 --> 00:21:11,729
اون معرکه‌ست!

147
00:21:22,281 --> 00:21:26,327
اوایل همون سال یه پل پیاده‌رو و دوچرخه‌روی جدید افتتاح شده بود.

148
00:21:28,705 --> 00:21:33,084
اونجا خیلی زود شده بود پاتوقِ موردعلاقه‌ی «نل» برای تنها موندن.

149
00:21:35,753 --> 00:21:37,797
بعضی وقتا آهنگ گوش می‌داد.

150
00:21:39,465 --> 00:21:40,758
بعضی وقتا هم نه.

151
00:24:09,740 --> 00:24:12,577
فکر کردی خیلی بامزه‌ست که زیر بالکنم وایسادی؟

152
00:24:13,828 --> 00:24:14,954
رومئو و ژولیت بازی درنیار.

153
00:24:19,750 --> 00:24:20,793
حالیته دیگه؟

154
00:27:08,085 --> 00:27:10,921
بتانی اولین بار ۱۶ سال پیش نل رو دید،

155
00:27:11,422 --> 00:27:13,257
وقتی که بتانی رفت توی گل‌فروشی نل

156
00:27:13,507 --> 00:27:15,926
و ازش خواست یه گل خوب بهش پیشنهاد بده.

157
00:27:20,306 --> 00:27:23,059
نل پرسید واسه کی می‌خواد؟

158
00:27:24,352 --> 00:27:26,604
بتانی هم گفت واسه خودش.

159
00:27:27,521 --> 00:27:30,024
واسه همینم نل یه دسته گل لاله مجانی داد بهش.

160
00:27:31,233 --> 00:27:33,402
از همون موقع تا حالا با هم رفیق فابریک بودن.

161
00:27:38,574 --> 00:27:41,535
معمولاً درباره‌ی این رئالیتی‌شوهای دوست‌یابی حرف می‌زدن

162
00:27:42,536 --> 00:27:45,414
و با هم کل‌کل می‌کردن که کدوم زوج‌ها تهش با هم می‌مونن.

163
00:27:55,549 --> 00:27:59,804
نل به روی خودش نیاورد که بتانی اصلاً بهش زنگ نزده بود.

164
00:28:00,596 --> 00:28:02,598
بتانی هم حرفی ازش نزد.

165
00:28:11,816 --> 00:28:14,443
تا خودِ ساعت ۶ صبح مشغول پارتی و حال و حول بودن.

166
00:33:55,617 --> 00:33:59,455
آتلیه‌ی کلود درست چسبیده به کاخ فرهنگ بود.

167
00:34:01,957 --> 00:34:04,209
هفته‌ای یه بار اونجا بساط مهمونی راه می‌انداخت

168
00:34:05,085 --> 00:34:08,338
تا ملت بیان و نظرشون رو درباره‌ی نقاشی‌هاش بگن.

169
00:34:09,381 --> 00:34:12,134
این‌طوری با کلی آدم جدید آشنا شده بود.

170
00:35:43,600 --> 00:35:45,394
– پنج.

171
00:35:45,602 --> 00:35:46,854
– نه.

172
00:35:48,230 --> 00:35:49,523
یک.

173
00:35:50,607 --> 00:35:51,608
دو.

174
00:35:53,151 --> 00:35:55,028
هشت.

175
00:35:55,529 --> 00:35:56,905
– پنج.

176
00:35:57,364 --> 00:35:59,283
– شیش.

177
00:36:02,244 --> 00:36:03,160
– شیش.

178
00:36:03,161 --> 00:36:04,204
هفت.

179
00:36:04,329 --> 00:36:05,247
هشت.

180
00:36:38,447 --> 00:36:41,199
نل از کلود خوشش می‌اومد چون آمریکایی بود.

181
00:36:42,326 --> 00:36:46,246
کلود هم از نل خوشش می‌اومد چون تلفظ اسمش راحت بود.

182
00:38:27,305 --> 00:38:31,893
راب پنج ساعت لفتش داد تا بهترین رستوران‌های ورشو رو پیدا کنه.

183
00:38:33,729 --> 00:38:37,691
از سه هفته قبل رزرو کرده بود.

184
00:38:38,692 --> 00:38:42,529
ذوق داشت که بتانی کروکت ماهی کاد رو امتحان کنه.

185
00:41:19,060 --> 00:41:22,480
بتانی و نل از پیش کلود رفتن که برن کلاب.

186
00:41:26,902 --> 00:41:30,488
کلی مواد زدن و با غریبه‌ها رقصیدن،

187
00:41:32,240 --> 00:41:35,994
بعدشم تا خودِ صبح نوبتی واسه هم شعر خوندن.

188
00:43:43,788 --> 00:43:47,042
کلود شیش ماه بود که خونه رو از یکی از دوستاش اجاره کرده بود.

189
00:43:47,876 --> 00:43:50,086
قبل اونم یه سالی رو تو پورتو گذرونده بود.

190
00:43:50,920 --> 00:43:53,757
آدم سخت‌گیری نبود که کجا زندگی کنه،

191
00:43:54,466 --> 00:43:56,926
فقط براش مهم بود که یه ویوی درست و حسابی داشته باشه.

192
00:47:04,405 --> 00:47:05,365
هی، چه خبر؟

193
00:47:05,865 --> 00:47:08,992
یه سر اومدم نبودی، الانم که در قفله.

194
00:47:08,993 --> 00:47:09,994
چیزی شده؟ خبریه؟

195
00:47:10,453 --> 00:47:11,454
هیچ خبری نیست.

196
00:47:21,256 --> 00:47:22,173
چیزی لازم داری؟

197
00:47:22,632 --> 00:47:26,094
نه، فقط می‌خواستم ببینم اوضاع ردیفه یا نه.

198
00:47:26,719 --> 00:47:27,887
همه‌چی ردیفه.

199
00:47:30,265 --> 00:47:31,432
بعداً بهم زنگ بزن.

200
00:47:31,766 --> 00:47:32,517
حتماً.

201
00:47:33,268 --> 00:47:33,768
باشه.

202
00:47:33,935 --> 00:47:34,477
– پس فعلاً.

203
00:47:34,852 --> 00:47:35,478
– خداحافظ.

204
00:47:42,777 --> 00:47:45,572
این سومین باری بود که «مایا»، «بتانی» رو می‌دید.

205
00:47:46,573 --> 00:47:50,868
دفعه‌ی اول، با هم رفتن موزه. مایا ۱۱ سالش بود.

206
00:47:53,079 --> 00:47:56,124
دفعه‌ی دوم، کلاً دو کلمه هم با هم حرف نزدن.

207
00:47:57,417 --> 00:47:59,752
مایا ۱۷ سالش بود

208
00:48:00,962 --> 00:48:03,673
و بتانی هم تازه رابطه‌اش به هم خورده بود.

209
00:48:56,559 --> 00:48:57,393
چی؟

210
00:48:57,644 --> 00:48:59,312
داره می‌پرسه همه چی ردیفه یا نه.

211
00:49:00,438 --> 00:49:01,481
دست از سرم بردارید.

212
00:49:01,981 --> 00:49:03,232
یانک عزیزم، می‌تونی به ما بگی.

213
00:49:04,942 --> 00:49:06,944
دوست‌دخترم ولم کرده.

214
00:49:07,445 --> 00:49:08,988
دلم شکسته.

215
00:49:09,530 --> 00:49:10,531
همه چی تموم شد.

216
00:49:21,793 --> 00:49:24,587
می‌گه: «نگران نباش، آدم که قحط نیست.»

217
00:49:25,338 --> 00:49:27,632
عالیه. مرسی. واقعاً چه نصیحت توپی.

218
00:49:29,967 --> 00:49:31,094
خواهش می‌کنم!

219
00:50:13,553 --> 00:50:14,387
هی.

220
00:50:16,973 --> 00:50:17,932
اینجا چیکار می‌کنی؟

221
00:50:18,725 --> 00:50:19,767
همین دور و برا بودم.

222
00:50:20,810 --> 00:50:21,436
جدی؟

223
00:50:22,228 --> 00:50:22,812
نه.

224
00:50:27,483 --> 00:50:28,109
چی؟

225
00:50:29,944 --> 00:50:30,570
هیچی.

226
00:50:32,488 --> 00:50:33,406
کجا بودی؟

227
00:50:34,907 --> 00:50:35,867
کجا بودم؟

228
00:50:36,492 --> 00:50:37,702
– می‌دونستم یادت می‌ره.

229
00:50:38,870 --> 00:50:39,579
– در مورد چی؟

230
00:50:39,954 --> 00:50:40,872
در مورد شکسپیر.

231
00:50:45,543 --> 00:50:48,045
– نمایشنامه‌ی رویای شب نیمه تابستون بود. بدجوری کسل‌کننده بود.

232
00:50:48,212 --> 00:50:49,839
– ولی کلی پول پای اون بلیط‌ها رفته بود.

233
00:50:50,423 --> 00:50:52,924
می‌تونستم یه برنامه‌ی دیگه ردیف کنم.

234
00:50:52,925 --> 00:50:56,095
نکردم، چون می‌خواستم این وقت رو با تو بگذرونم.

235
00:50:56,804 --> 00:50:58,473
ولی الان دیگه نمی‌خوام.

236
00:51:03,644 --> 00:51:04,729
حرفی نداری بزنی؟

237
00:51:06,189 --> 00:51:07,398
نه الان، باشه؟

238
00:51:07,648 --> 00:51:08,274
– چون؟

239
00:51:08,983 --> 00:51:10,193
الان نمی‌تونم.

240
00:51:10,943 --> 00:51:12,277
الان نمی‌تونی.

241
00:51:12,278 --> 00:51:13,070
تو.

242
00:51:14,405 --> 00:51:15,364
– نمی‌تونی.

243
00:51:16,199 --> 00:51:17,784
چون همیشه همه‌چی باید حول محور تو بچرخه، نه؟

244
00:51:21,704 --> 00:51:22,371
می‌رم بخوابم.

245
00:51:32,340 --> 00:51:35,384
نل معمولاً سه‌شنبه‌ها به گل‌هاش آب می‌داد،

246
00:51:36,886 --> 00:51:39,055
اما این هفته، داشت چهارشنبه آبشون می‌داد.

247
00:51:41,015 --> 00:51:43,351
امیدوار بود گیاه‌ها متوجه نشن.

248
00:52:28,187 --> 00:52:31,399
راب و بتانی حدود یک سالی بود که با هم زندگی می‌کردن.

249
00:52:33,359 --> 00:52:35,528
راب می‌خواست یه سگ بیاره،

250
00:52:37,864 --> 00:52:41,033
اما بتانی می‌گفت آپارتمانشون خیلی کوچیکه.

251
00:55:12,435 --> 00:55:13,227
– الو؟

252
00:55:14,687 --> 00:55:15,312
– سلام.

253
00:55:17,273 --> 00:55:19,191
– ببخشید دیروز زنگ نزدم.

254
00:55:21,110 --> 00:55:21,986
– مهم نیست.

255
00:55:22,194 --> 00:55:24,280
– حدس زدم سرت شلوغ باشه.

256
00:55:29,368 --> 00:55:30,411
– بتانی رفت.

257
00:55:35,124 --> 00:55:36,000
– خوبه.

258
00:55:37,084 --> 00:55:38,461
– یولا چی؟

259
00:55:39,336 --> 00:55:42,339
– از دستم شاکیه. یادم رفت قرار داشتیم.

260
00:55:43,632 --> 00:55:44,717
– معذرت‌خواهی کردی؟

261
00:55:46,177 --> 00:55:47,595
– نه، فکر نکنم.

262
00:55:48,179 --> 00:55:49,263
– شاید بهتر باشه بکنی.

263
00:55:50,056 --> 00:55:51,724
– این‌که آدم معذرت‌خواهی کنه حرکتِ باحالیه.

264
00:55:54,935 --> 00:55:57,063
راب اون شب اصلاً خوب نخوابید.

265
00:55:59,482 --> 00:56:01,942
خوابِ بتانی و مادربزرگش رو دید.

266
00:56:04,862 --> 00:56:07,073
جزئیاتش یادش نبود.

267
01:03:39,358 --> 01:03:40,317
– فعلاً!

268
01:06:07,297 --> 01:06:10,509
اون شب، راب خوابِ یه پریِ دریایی و یه ماهی‌گیر رو دید.

269
01:06:12,344 --> 01:06:14,096
جزئیاتش یادش نیومد.

270
01:07:47,063 --> 01:07:48,356
– دیر نکردم که.

271
01:07:48,523 --> 01:07:49,316
ایول.

272
01:07:52,319 --> 01:07:53,612
خوش‌تیپ شدی.

273
01:07:53,820 --> 01:07:54,613
ممنون.

274
01:07:55,864 --> 01:07:56,656
تو هم همین‌طور.

275
01:07:57,115 --> 01:07:57,823
بریم؟

276
01:07:57,824 --> 01:07:58,450
آره.

277
01:08:12,130 --> 01:08:13,840
– بفرما. لبو.

278
01:08:19,971 --> 01:08:21,223
– سوپ خرچنگ.

279
01:08:27,646 --> 01:08:28,313
ممنون.

280
01:08:30,524 --> 01:08:31,566
عجب بویی داره.

281
01:08:32,526 --> 01:08:33,151
صبر کن.

282
01:08:34,903 --> 01:08:37,781
قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام بابت اینکه وقت گذاشتی منو ببینی ازت تشکر کنم.

283
01:08:39,324 --> 01:08:40,158
خب.

284
01:08:40,867 --> 01:08:41,993
این الان یه قراره؟

285
01:08:43,453 --> 01:08:44,955
شاید. حالا معلوم می‌شه.

286
01:08:47,249 --> 01:08:48,124
متأسفم، اولا.

287
01:08:50,085 --> 01:08:51,670
– بابت اینکه به وقتت احترام نذاشتم.

288
01:08:52,921 --> 01:08:54,214
به مسئولیت‌هات.

289
01:08:55,799 --> 01:08:57,008
و اینکه اذیتت کردم.

290
01:09:02,180 --> 01:09:03,431
– ممنون که گفتی.

291
01:09:05,559 --> 01:09:08,811
خوبه که دوباره اینجاییم، چون در هر صورت دلم می‌خواست بیام اینجا.

292
01:09:08,812 --> 01:09:09,604
بخوریم؟

293
01:09:16,778 --> 01:09:19,447
برای دسر، نل و اولا با هم کرم‌بروله خوردن.

294
01:09:21,199 --> 01:09:22,242
خیلی خوشمزه بود.

295
01:09:39,259 --> 01:09:41,928
بثانی یه هفته‌ای رو توی لهستان چرخید،

296
01:09:43,847 --> 01:09:45,891
و بعدش برگشت لندن.

297
01:09:47,517 --> 01:09:48,810
از راب عذرخواهی کرد

298
01:09:49,686 --> 01:09:51,521
و دوباره رفت پیش پدر و مادرش زندگی کنه.

299
01:10:00,686 --> 01:10:51,521
دانلود شده توسط سایت بی سی موویز
BCMoviez.Com