1
00:00:07,864 --> 00:00:15,462
‫تقدیم به علاقمندان یوجی یامادا

2
00:00:15,486 --> 00:00:35,486
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

3
00:00:42,790 --> 00:00:46,826
‫(به بابا - امروز هم سخت کار کردی)

4
00:01:36,427 --> 00:01:37,654
‫آه من برگشتم...

5
00:01:37,678 --> 00:01:38,238
‫صبح شما بخیر

6
00:01:38,262 --> 00:01:40,282
‫آیا به تازگی کار خودتو تموم کردی؟

7
00:01:40,306 --> 00:01:41,597
‫اما من خسته‌ام

8
00:01:41,598 --> 00:01:44,075
‫خوب، آسان نیست

9
00:02:18,719 --> 00:02:27,060
‫مصرف سوخت واقعی، درآمد عملیاتی درآمد در هر کیلومتر
‫تعداد مسافر (نرخ بارگیری)

10
00:02:44,620 --> 00:02:45,680
‫تو برگشتی

11
00:02:45,704 --> 00:02:47,309
‫برگشتم

12
00:03:02,993 --> 00:03:09,352
‫"تاکسی توکیو"

13
00:03:32,334 --> 00:03:36,095
‫نانا سریع بیا بیرون صبحانه آماده‌ست.

14
00:03:36,797 --> 00:03:40,099
‫اون دیشب تا دیروقت درس خونده
‫تا برای امتحان آماده شه؟

15
00:03:40,843 --> 00:03:46,851
‫بذار بهت بگم، اون شنیده که میتونه با معرفینامه
‫به دبیرستان وابسته به دانشگاه مینگ چنگین بره

16
00:03:47,057 --> 00:03:48,662
‫با معرفینامه بره؟

17
00:03:49,351 --> 00:03:53,604
‫یعنی اگه معرفینانه‌ای باشه
‫مجبور نیست در آزمون ورودی شرکت کنه؟

18
00:03:53,628 --> 00:03:55,333
‫خب واقعا همینطوره...

19
00:03:55,357 --> 00:03:57,099
‫این چیز خوبیه

20
00:03:58,110 --> 00:03:59,045
‫ها؟

21
00:03:59,069 --> 00:03:59,421
‫صبح بخیر

22
00:03:59,445 --> 00:04:00,046
‫صبح بخیر

23
00:04:00,070 --> 00:04:01,195
‫اوه نانا

24
00:04:01,196 --> 00:04:03,758
‫شنیدم که میتونی وارد دبیرستان وابسته به دانشگاه موسیقی شانگهای بشی؟

25
00:04:03,782 --> 00:04:04,926
‫تو واقعا قدرتمند هستی

26
00:04:04,950 --> 00:04:11,281
‫بله، اما این یک دبیرستان خصوصیه
‫با هزینه‌های پذیرش و شهریه، همه‌شون خیلی گران هستن.

27
00:04:11,457 --> 00:04:13,875
‫چرا هنوز به این چیزها اهمیت میدی؟

28
00:04:13,876 --> 00:04:15,480
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

29
00:04:15,627 --> 00:04:18,357
‫این فقط هزینه پذیرشه. بابا حتما راهی برات پیدا میکنه

30
00:04:18,381 --> 00:04:20,002
‫واقعا؟
‫آره

31
00:04:20,007 --> 00:04:22,569
‫آیا میتونم به توصیه برای پذیرش اقدام کنم؟

32
00:04:22,593 --> 00:04:24,932
‫البته من اینو پوشش میدم

33
00:04:25,012 --> 00:04:26,662
‫عالیه...

34
00:04:27,014 --> 00:04:30,368
‫من خیلی خوشحالم. میرم دوش بگیرم.

35
00:04:30,392 --> 00:04:32,134
‫عالیه

36
00:04:34,813 --> 00:04:36,923
‫هزینه این مدرسه چقدره؟

37
00:04:37,191 --> 00:04:39,483
‫هزینه زیادی داره!

38
00:04:40,277 --> 00:04:45,735
‫بگم هزینه پذیرش و شهریه با هم بیشتر از یک میلیون هست!

39
00:04:46,617 --> 00:04:47,625
‫ها؟

40
00:04:47,993 --> 00:04:51,746
‫و در صورت تایید سهمیه پیشنهادی،
‫اگه در این سال پرداخت نکنیم کافی نیست.

41
00:04:51,747 --> 00:04:54,177
‫باید قبل از پایان سال ارسال بشه

42
00:04:59,880 --> 00:05:03,595
‫حالا می‌بینی نانا خیلی خوشحاله
‫اون‌وقت فقط میتونم به راه حل فکر کنم.

43
00:05:05,385 --> 00:05:07,762
‫ماه آینده معاینه خودرو انجام میشه، درسته؟

44
00:05:07,763 --> 00:05:09,764
‫علاوه بر اجاره

45
00:05:09,765 --> 00:05:13,369
‫همچنین هزینه تمدید قرارداد ۲۰۰۰۰۰ یوان وجود داره که باید هر دو سال یکبار پرداخت بشه.

46
00:05:13,393 --> 00:05:17,293
‫در طول همه‌گیری، آیا همه ما تمامِ پس‌انداز خودمونو مصرف نکرده بودیم؟

47
00:05:18,941 --> 00:05:24,767
‫در نهایت، من فقط میتونم خونه مادربزرگشو در ناگانو بفروشم.

48
00:05:25,113 --> 00:05:29,334
‫واقعا ناراحت کننده‌ست که در مقابل دیگران فقیر به نظر برسی...

49
00:05:29,535 --> 00:05:30,910
‫اما هیچکاری نمیتونیم در موردش انجام بدیم.

50
00:05:31,411 --> 00:05:32,925
‫درسته باباش

51
00:05:35,707 --> 00:05:39,102
‫بیا بعداً در مورد پول صحبت کنیم ...

52
00:05:39,336 --> 00:05:41,905
‫من بالاخره کاملا خوشحالم. چیکار میکنی...

53
00:05:55,561 --> 00:05:57,716
‫پس من میرم

54
00:05:57,771 --> 00:05:58,962
‫آره

55
00:06:06,363 --> 00:06:07,029
‫گفتم...

56
00:06:07,030 --> 00:06:07,697
‫ها؟

57
00:06:07,698 --> 00:06:12,193
‫میتونی قرض پول از خواهر رو متوقف کنی؟
‫حتی یه مقدارشم کافیه

58
00:06:17,457 --> 00:06:19,154
‫تو واقعا...

59
00:06:25,048 --> 00:06:28,259
‫نانا چرا دیر میکنی!

60
00:06:30,304 --> 00:06:31,908
‫من میرم

61
00:06:32,723 --> 00:06:36,254
‫نانا دامنت خیلی کوتاهه

62
00:07:02,919 --> 00:07:04,522
‫سلام

63
00:07:04,546 --> 00:07:08,537
‫این من هستم. این من هستم. آیا خواب هستی؟

64
00:07:09,343 --> 00:07:11,452
‫خب من راحت خوابیدم

65
00:07:11,470 --> 00:07:15,139
‫بذار بهت بگم، من در واقع چیزی دارم و میخوام ازت کمک بخوام.

66
00:07:15,140 --> 00:07:19,681
‫میشه امروز بعدازظهر برام مهمون بیاری؟

67
00:07:20,479 --> 00:07:24,584
‫باید بدونی که من اخیراً در شیفت نیمه شب کار میکنم.

68
00:07:24,608 --> 00:07:28,796
‫اما اون مشتری سه روز پیش رزرو کرده بود...

69
00:07:28,820 --> 00:07:33,426
‫ببین، میدونی من تازگی کمرمو عمل کردم

70
00:07:33,450 --> 00:07:35,409
‫اوه ندیدی...

71
00:07:35,410 --> 00:07:38,389
‫به هر حال این دو سه روزه نمیتونم حرکت کنم. لطفا

72
00:07:38,413 --> 00:07:40,831
‫این کار بدی نیست.

73
00:07:40,832 --> 00:07:44,479
‫این یک سفر طولانیه و مطمئناً میتونی درآمد زیادی کسب کنی، درسته؟

74
00:07:44,503 --> 00:07:48,998
‫آیا میتونی برای بردن مهمانان به محل شیباماتا در بخش کاتسوشیکا بری؟

75
00:07:49,925 --> 00:07:51,438
‫چه ساعتی؟

76
00:07:51,760 --> 00:07:55,406
‫در مقابل دروازه تیانشان امپراتور چاییو، ساعت یک بعد از ظهر
‫("شیباماتا امپراتور شاکتن" معبد فرقه معروف نیچیرن واقع در بخش کاتسوشیکا، توکیو است)

77
00:07:55,430 --> 00:07:59,702
‫اسم مهمان تاکانو سومیره هست

78
00:07:59,726 --> 00:08:00,781
‫ها؟

79
00:08:00,977 --> 00:08:02,664
‫دوباره بگو

80
00:08:02,688 --> 00:08:04,313
‫خانم تاکانو

81
00:08:04,314 --> 00:08:06,883
‫این "خانم سومیره" هست!

82
00:08:06,942 --> 00:08:08,684
‫لطفا!

83
00:08:08,694 --> 00:08:12,090
‫اوه، من شاش دارم، من شاش دارم ...

84
00:08:12,114 --> 00:08:15,199
‫آه، درد داره، درد داره، درد داره...

85
00:08:15,200 --> 00:08:16,530
‫بذار بهت بگم...

86
00:08:17,327 --> 00:08:20,913
‫حالا حتی برای رفتن به توالت هم باید عذاب بکشم.

87
00:08:20,914 --> 00:08:22,039
‫آه، درد داره، درد داره، درد داره...

88
00:08:22,040 --> 00:08:24,334
‫چه کسی به تو اهمیت میده؟

89
00:08:38,974 --> 00:08:44,330
‫اوه، هزینه پذیرشش
‫و هزینه‌های تحصیل به طرز مسخره‌ای گرانه.

90
00:08:44,354 --> 00:08:47,565
‫بالاخره یک مدرسه خصوصی معتبر هم هست.

91
00:08:47,691 --> 00:08:48,835
‫چقدر هزینه داره؟

92
00:08:48,859 --> 00:08:52,714
‫من هم بی‌خیال بودم. اگه زودتر میدونستم، با دقت بیشتری بررسی میکردم.

93
00:08:52,738 --> 00:08:54,531
‫من ازت میپرسم چقدر میخوای؟
‫(خواهر بزرگتر)

94
00:08:54,555 --> 00:08:57,301
‫(خواهر بزرگتر)

95
00:08:57,325 --> 00:08:59,595
‫میگن حدود یک میلیون قیمت داره.

96
00:08:59,619 --> 00:09:00,054
‫ها؟

97
00:09:00,078 --> 00:09:03,426
‫نه، البته. من نمیخوام تمام این پول رو بپردازی، خواهر بزرگتر.

98
00:09:03,582 --> 00:09:06,477
‫فقط دویست یا سیصد هزار دلار به عنوان پیش پرداخت به من بده.

99
00:09:06,501 --> 00:09:07,854
‫یک میلیون؟

100
00:09:07,878 --> 00:09:12,442
‫قرارداد خونه‌ای که الان توش زندگی میکنم نیاز به تمدید داره.

101
00:09:12,466 --> 00:09:15,486
‫بعدش تاکسی هم باید بازرسی بشه.
‫همه چیز همزمان شده و من خیلی دستپاچه شدم.

102
00:09:15,510 --> 00:09:20,575
‫اجازه بده بهت بگم، من هم دو فرزند برای بزرگ کردن دارم که هزینه زیادی دارن.

103
00:09:20,599 --> 00:09:23,559
‫آیا میدونی کارمندان محلی چقدر حقوق میگیرن؟

104
00:09:23,560 --> 00:09:27,872
‫نه فقط کمکم کن التماس میکنم...

105
00:09:28,190 --> 00:09:30,345
‫فقط فکر کن برای نانا هست.

106
00:09:30,567 --> 00:09:34,672
‫مگه ما باید مجبورش کنیم که به دبیرستان وابسته به دانشگاه موسیقی بره
‫داری اینکارو بخاطرِ خودش انجام میدی؟

107
00:09:34,696 --> 00:09:39,650
‫بالاخره چه نوع دانشگاه موسیقی؟
‫اینها مکان‌هایی هستن که فقط بچه‌های خانواده‌های ثروتمند به اونجا میرن.

108
00:09:39,659 --> 00:09:42,732
‫آیا دختران خانواده‌های فقیر نمیتونن به موسیقی مشغول بشن؟

109
00:09:42,913 --> 00:09:46,353
‫این چه مزخرفیه که میگی؟ واضحه که تو هرگز نام کلارینت نانا رو نشنیدی ...

110
00:09:46,458 --> 00:09:49,228
‫منظورم این نبود

111
00:09:49,252 --> 00:09:52,732
‫منظورم اینه که شما یک پدر و یک مادر هستید.
‫با این‌حال اصلاً برنامه‌ای ندارید

112
00:09:52,756 --> 00:09:57,802
‫من فکر میکردم که میخوای یک تجارت تاکسی شخصی راه‌اندازی کنی
‫که باهاش مخالفت میشه

113
00:09:57,844 --> 00:09:59,540
‫هنوز یادت هست؟

114
00:09:59,971 --> 00:10:01,071
‫آهای!

115
00:10:01,264 --> 00:10:02,961
‫من هنوز سرم شلوغه

116
00:10:03,266 --> 00:10:03,951
‫اول تلفن رو قطع میکنم

117
00:10:03,975 --> 00:10:06,452
‫آه، هی، نه...

118
00:10:20,700 --> 00:10:23,177
‫این همه چمدان شماست؟

119
00:10:23,495 --> 00:10:24,495
‫باشه...

120
00:10:32,754 --> 00:10:35,368
‫بعد درو قفل میکنم

121
00:10:45,016 --> 00:10:47,662
‫پس من کلید شما رو براتون نگه میدارم.

122
00:10:47,686 --> 00:10:50,229
‫در عرض یک هفته، یک استاد میاد و اینجا رو تمیز میکنه.

123
00:10:50,230 --> 00:10:51,999
‫البته وقتی زمانش برسه میام اونجا

124
00:10:52,023 --> 00:10:54,224
‫این گواهی حضانت کلید هست

125
00:10:54,568 --> 00:10:58,650
‫تاکسی به سمت دروازه اصلی شاکتن میره، درسته؟

126
00:11:00,615 --> 00:11:02,587
‫کجا زنگ زدی تاکسی؟

127
00:11:03,410 --> 00:11:05,198
‫آه صبر کن...

128
00:11:09,875 --> 00:11:12,501
‫در غیر این صورت، چطور بدون آوردن چمدان به آنجا بری؟

129
00:11:12,502 --> 00:11:15,863
‫اثاثیه شما رو بعدا براتون میفرستم و با پیک براتون ارسال میکنم.

130
00:11:15,887 --> 00:11:16,991
‫(تاریخ و فرهنگ پرورش یافته از زمان‌های قدیم تاکنون بی‌وقفه منتقل شده است - کاتسوشیتا شیباماتا)

131
00:11:16,992 --> 00:11:18,001
‫آه...
‫(تاریخ و فرهنگ پرورش یافته از زمان‌های قدیم تاکنون بی‌وقفه منتقل شده است - کاتسوشیتا شیباماتا)

132
00:11:44,784 --> 00:11:46,512
‫شما همان تاکسی هستید که اینجا رزرو کردیم؟

133
00:11:46,536 --> 00:11:47,638
‫خیلی وقته منتظرت گذاشتم

134
00:11:47,662 --> 00:11:49,176
‫پس اول بار خودتونو ببندین...

135
00:12:03,219 --> 00:12:04,094
‫من میبندم

136
00:12:04,095 --> 00:12:05,195
‫خوب

137
00:12:09,768 --> 00:12:10,851
‫اون تنهائه؟

138
00:12:10,852 --> 00:12:12,136
‫درسته

139
00:12:19,361 --> 00:12:20,599
‫باشه...

140
00:12:26,326 --> 00:12:29,055
‫اگه برات اتفاقی افتاد، لطفا هر زمان که خواستی به من بگو.

141
00:12:29,079 --> 00:12:32,656
‫پس لطفا مواظب خودت باش بعدا میبینمت

142
00:12:32,832 --> 00:12:34,667
‫دیگه خداحافظی نیست

143
00:12:35,293 --> 00:12:36,807
‫حدس میزنم...

144
00:12:38,046 --> 00:12:39,972
‫این آخرین باریه که همدیگه رو می‌بینیم

145
00:12:40,632 --> 00:12:42,971
‫من ازت ممنونم که این مدت ازم مراقبت کردی.

146
00:12:43,426 --> 00:12:45,404
‫آخرین صحنه چیه؟ در مورد چی حرف میزنی؟

147
00:12:45,428 --> 00:12:46,197
‫بیا رانندگی کنیم

148
00:12:46,221 --> 00:12:46,948
‫خوب

149
00:12:46,972 --> 00:12:48,555
‫پس مراقب باش

150
00:12:48,556 --> 00:12:50,896
‫بزودی ببینمت، باشه...

151
00:12:51,434 --> 00:12:52,534
‫باشه...

152
00:12:58,525 --> 00:13:02,102
‫میخوای کجا بری؟

153
00:13:02,570 --> 00:13:07,112
‫وقتی تلفنی رزرو کردم باید همه چیزو واضح توضیح داده باشم.

154
00:13:09,327 --> 00:13:15,749
‫متاسفم، ماشینی که در ابتدا رزرو کردین
‫مشکلی پیش اومد، بنابراین من اومدم برای شما رانندگی کنم.

155
00:13:16,876 --> 00:13:19,261
‫پس گوش نکردی که مرد گفت کجا میره؟

156
00:13:19,879 --> 00:13:21,255
‫متاسفم...

157
00:13:22,966 --> 00:13:24,020
‫هایاما

158
00:13:25,677 --> 00:13:27,738
‫هایاما هست...

159
00:13:27,762 --> 00:13:32,028
‫این هایاما در استان کاناگاوا هست. من اونجا مقدمات دارم.

160
00:13:32,183 --> 00:13:34,161
‫این خیلی فاصله‌ست

161
00:13:34,185 --> 00:13:37,164
‫من باید از توکیو و یوکوهاما رانندگی کنم.

162
00:13:37,188 --> 00:13:39,000
‫خودم اینو میدونم

163
00:13:39,024 --> 00:13:42,418
‫اگه جای نزدیکی بود که
‫نیازی نبود با تاکسی تماس بگیرم.

164
00:13:42,694 --> 00:13:44,069
‫باشه...

165
00:13:45,864 --> 00:13:47,717
‫آدرس خاصی رو میدونی؟

166
00:13:47,741 --> 00:13:49,942
‫آدرس؟

167
00:13:58,084 --> 00:13:59,093
‫اینجا

168
00:13:59,252 --> 00:14:01,086
‫متشکرم

169
00:14:16,102 --> 00:14:17,728
‫میگم راننده...

170
00:14:17,729 --> 00:14:18,829
‫ها؟

171
00:14:19,606 --> 00:14:24,697
‫ببین، با توجه به اینکه مدت‌ها توی این کار بودی
‫میتونی این‌بار صبر و حوصله‌ی بیشتری به خرج بدی؟

172
00:14:25,904 --> 00:14:27,738
‫خیلی متاسفم

173
00:14:28,073 --> 00:14:31,834
‫خوب، باید زمان زیادی طول بکشه تا به هایاما برسیم.

174
00:14:31,910 --> 00:14:33,660
‫میتونی تو ماشین استراحت کنی...

175
00:14:33,661 --> 00:14:36,015
‫اوه، اگه بخوای
‫میتونی یه مدت دراز بکشی...

176
00:14:36,039 --> 00:14:39,518
‫من بهت میگم، ممکنه در واقع خیلی پیر باشم.

177
00:14:39,542 --> 00:14:41,377
‫اما جسم من هنوز اونقدر ضعیف نشده

178
00:14:41,711 --> 00:14:46,358
‫یا اینکه وقتی دیدی مسافری پیرزن هستم
‫کمی ناامید شدی؟

179
00:14:46,382 --> 00:14:48,360
‫نه، نه، نه، چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟

180
00:14:48,384 --> 00:14:49,070
‫واقعا؟

181
00:14:49,094 --> 00:14:51,249
‫اینطور نیست

182
00:14:58,770 --> 00:15:03,953
‫بله، واقعاً ناراحت کننده‌ست وقتی افراد پیرتر میشن ...

183
00:15:04,818 --> 00:15:11,652
‫صبح که سطل زباله رو بیرون میارم احساس سنگینی میکنم.
‫اخیراً حتی در دست گرفتن چاقوی آشپزخانه هم احساس سنگینی میکنه.

184
00:15:11,908 --> 00:15:14,798
‫فکر نمیکنم دیگه بتونم تنها زندگی کنم.

185
00:15:15,120 --> 00:15:20,348
‫پس یک مکان خوب در هایاما پیدا کردم
‫من قصد دارم آخر عمرم اونجا باشم

186
00:15:20,458 --> 00:15:24,495
‫پس همچین تصمیمی گرفتی؟

187
00:15:24,587 --> 00:15:26,130
‫بله

188
00:15:26,131 --> 00:15:31,222
‫بنابراین مکان‌های زیادی وجود داره که میخوام ازشون بازدید کنم
‫من میخوام برای آخرین بار نگاه خوبی به توکیو بندازم

189
00:15:31,845 --> 00:15:33,586
‫درک میکنم.

190
00:15:33,847 --> 00:15:37,326
‫پس کجا میخواهی بری؟
‫فقط به من بگو

191
00:15:37,350 --> 00:15:40,496
‫پس بیا اول به پل کوتوتوی بریم.

192
00:15:40,520 --> 00:15:44,625
‫آیا مکان رو میشناسی؟ این پل روی رودخانه سومیدا هست.

193
00:15:44,649 --> 00:15:46,418
‫من هنوز اینو میدونم

194
00:15:46,442 --> 00:15:50,754
‫پس اول به پل کوتوتوی می‌برمت.

195
00:16:05,503 --> 00:16:10,916
‫پدرم اون موقع روی این پل فوت کرد.

196
00:16:13,511 --> 00:16:15,346
‫با ماشین تصادف کرد؟

197
00:16:16,139 --> 00:16:17,389
‫این چه مزخرفیه که میگی؟

198
00:16:17,390 --> 00:16:18,701
‫به خاطر جنگ بود

199
00:16:18,725 --> 00:16:19,725
‫ها؟

200
00:16:20,226 --> 00:16:21,418
‫اوه...

201
00:16:22,228 --> 00:16:26,999
‫حمله هوایی بزرگ توکیو در ۱۰ مارس، بیستم شووا

202
00:16:31,404 --> 00:16:34,339
‫من فقط پنج سال داشتم

203
00:16:35,575 --> 00:16:39,566
‫هِی دوباره یادم اومد...

204
00:16:42,498 --> 00:16:44,325
‫{\an8}(آه، حمله هوایی توکیو، الهی که دوست من در آرامش باشد)

205
00:16:44,334 --> 00:16:48,875
‫شیتاماچی به دریایی از شعله‌های آتش تبدیل شد
‫(آه، حمله هوایی توکیو، الهی که دوست من در آرامش باشد)

206
00:16:51,132 --> 00:16:55,260
‫پدرم منو با خودش میبرد

207
00:16:55,511 --> 00:16:58,449
‫بیا با بقیه به سمت آساکوسا فرار کنیم

208
00:16:58,473 --> 00:17:01,362
‫اما در آساکوسا هم دریایی از آتش وجود داشت.

209
00:17:03,728 --> 00:17:07,541
‫آیا همه به این پل کوتوتوی فکر نکرده بودن؟

210
00:17:07,565 --> 00:17:12,152
‫پس هزاران نفر روی پل دور هم جمع شدن
‫همه چیز آشفته شده بود

211
00:17:09,600 --> 00:17:12,671
‫{\an8}(در ۱۰ مارس، حمله هوایی توکیو آغاز شد، و آتش سوزی در پل یانون رخ داد و بسیاری از مردم را کشت.
‫این بنای یادبود برای یادآوری درد و خاطرات آن سال حفظ میشود)

212
00:17:12,695 --> 00:17:14,941
‫حتی یک جرقه‌ی کوچیک هم اونجا، تبدیل به آتش میشد.

213
00:17:15,031 --> 00:17:19,117
‫موهام سوخته بود و می‌چرخید
‫گریه کردم و فریاد زدم: خیلی داغه، خیلی داغه.

214
00:17:19,118 --> 00:17:21,640
‫پس بابا منو به یکی دیگه سپرد

215
00:17:22,497 --> 00:17:25,726
‫بابام حتما اون موقع خیلی ناراحت بود.

216
00:17:25,750 --> 00:17:30,016
‫در اون زمان فریاد زد: شیائو جین، فرار کن، فرار کن!

217
00:17:31,005 --> 00:17:34,766
‫صداشو تا امروز به وضوح به یاد دارم...

218
00:17:36,135 --> 00:17:38,657
‫تو اون موقع کجا بودی؟

219
00:17:39,138 --> 00:17:41,339
‫نه، من اون زمان وجود نداشتم.

220
00:17:41,641 --> 00:17:47,467
‫این درسته. بالاخره هشتاد سال پیش بود...

221
00:17:47,897 --> 00:17:51,474
‫من خیلی گیج شدم خیلی خجالت‌آوره...

222
00:18:08,126 --> 00:18:10,980
‫گفتم تقاطع بعدی به چپ بپیچ

223
00:18:11,004 --> 00:18:13,023
‫جاده کاملاً باریک. مراقب باش.

224
00:18:13,047 --> 00:18:14,193
‫خوب

225
00:18:30,023 --> 00:18:33,095
‫من اینجا بزرگ شدم

226
00:18:33,276 --> 00:18:37,339
‫وقتی من بچه بودم، اینجا آدم‌های زیادی بودن.

227
00:18:37,363 --> 00:18:43,464
‫الان خیلی از مغازه‌ها شلوغ هستن و چندین سینما وجود داره

228
00:18:44,203 --> 00:18:45,848
‫گفتم یه لحظه صبر کن

229
00:18:45,872 --> 00:18:46,972
‫خوب

230
00:19:00,345 --> 00:19:03,647
‫آه، خیلی مهربون

231
00:19:05,266 --> 00:19:11,413
‫مادرم اون موقع کجا بود؟
‫پدرم منو تنهایی بزرگ کرد

232
00:19:11,981 --> 00:19:14,715
‫اون زمان یک کافه کوچیک باز کرد

233
00:19:15,443 --> 00:19:21,360
‫سوپ لوبیای آدزوکی یا دلمه؟
‫قهوه هم بود اون مغازه کوچیک همه چیزو میفروخت.

234
00:19:21,824 --> 00:19:24,622
‫من اون زمان در فروشگاه کمک میکردم

235
00:19:25,953 --> 00:19:27,962
‫گوش میکنی؟

236
00:19:28,998 --> 00:19:29,641
‫ها؟

237
00:19:29,665 --> 00:19:32,096
‫اوه من دارم گوش میدم

238
00:19:32,251 --> 00:19:35,147
‫از داستان جوانی خودت نمیگی؟

239
00:19:35,171 --> 00:19:38,106
‫درسته. بیا بریم جلو.

240
00:19:42,220 --> 00:19:50,110
‫بعدها که کمتر از بیست سال داشتم
‫عاشق پسری شدم

241
00:19:50,812 --> 00:19:54,500
‫اسم اون شخص جینچنگ رونگجی بود

242
00:19:54,524 --> 00:19:58,147
‫طبق گفته اونها، اسمش "کیم یانگ کی" بوده.

243
00:19:59,112 --> 00:20:04,754
‫اون یک کره‌ای بود در ژاپن
‫اون زمان در کارخانه‌ای نزدیک خونه‌ی ما کار میکرد.

244
00:20:06,494 --> 00:20:09,613
‫اون خیلی خوش‌تیپ به نظر میرسید

245
00:20:10,164 --> 00:20:14,201
‫سفیدپوست بود و قدبلند.
‫خیلی خوش‌تیپ بود

246
00:20:16,045 --> 00:20:18,246
‫اون اولین عشق من بود

247
00:20:19,590 --> 00:20:22,159
‫من اون موقع کاملا وسواس داشتم...

248
00:20:31,310 --> 00:20:33,414
‫شیائو جین، چه بلایی سرت اومده؟

249
00:20:33,438 --> 00:20:35,088
‫متاسفم!

250
00:20:38,568 --> 00:20:39,753
‫خیلی وقته منتظر بودی؟

251
00:20:39,777 --> 00:20:41,382
‫مهم نیست

252
00:20:54,917 --> 00:20:56,476
‫این عالیه!

253
00:21:04,760 --> 00:21:07,072
‫راننده، تو عشق اولت چطور بود؟

254
00:21:07,096 --> 00:21:08,885
‫اون شخص چطور بود؟

255
00:21:09,015 --> 00:21:09,741
‫عشق اول؟

256
00:21:09,765 --> 00:21:10,774
‫آره

257
00:21:12,602 --> 00:21:14,394
‫من اینو کاملاً به یاد ندارم.

258
00:21:14,395 --> 00:21:16,957
‫آه، خیلی خسته کننده هستی

259
00:21:16,981 --> 00:21:18,770
‫خجالت میکشی؟

260
00:21:19,734 --> 00:21:24,412
‫بعداً باهاش ازدواج کردی؟

261
00:21:27,658 --> 00:21:29,768
‫ما موفق نشدیم

262
00:21:31,287 --> 00:21:33,258
‫شما عاشق شده بودین؟

263
00:21:34,040 --> 00:21:35,369
‫عمیقاً متاسفم

264
00:21:36,918 --> 00:21:39,899
‫در مورد چی حرف میزنی؟ منظورت این نبود

265
00:21:40,796 --> 00:21:47,154
‫اون زمان گفت که وقتی جنگ کره تمام بشه
‫برای حمایت از بازسازی سرزمین مادری مبارزه میکنه

266
00:21:47,178 --> 00:21:50,985
‫من از قیافه با روحیه‌اش خیلی خوشم میومد.

267
00:21:51,641 --> 00:21:53,521
‫تو اینو میدونی؟

268
00:21:54,352 --> 00:21:56,002
‫اون وقت که ...

269
00:21:56,395 --> 00:22:01,525
‫برای بازگشت و بازسازی سرزمین مادری
‫کره‌ای‌ها در ژاپن حرکت بازگشت رو آغاز کردن

270
00:21:58,497 --> 00:22:02,858
‫{\an8}("جنبش بازگشت کره ای ها در ژاپن" جنبشی از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۴ بود.
‫حرکت کره‌ای‌های مقیم ژاپن برای بازگشت از ژاپن به کره شمالی در پاسخ به فراخوان کیم ایل سونگ)

271
00:22:02,860 --> 00:22:09,924
‫اون در جنبش شرکت کرد و با قایق از نیگاتا برگشت.

272
00:22:10,493 --> 00:22:14,300
‫من حتی اون زمان به دیدارش رفتم

273
00:22:15,039 --> 00:22:16,598
‫من حتی گریه کردم

274
00:22:16,832 --> 00:22:20,502
‫واقعاً خداحافظی غم‌انگیزی بود

275
00:22:26,634 --> 00:22:29,868
‫اما شیائو جین...

276
00:22:29,887 --> 00:22:32,574
‫اون همنچنان برای من هدیه گذاشت.

277
00:22:32,598 --> 00:22:35,029
‫این یک چیز فوق‌العاده زیباست

278
00:22:35,810 --> 00:22:38,812
‫وای حتی یه هدیه گذاشت...

279
00:22:38,813 --> 00:22:40,051
‫درسته

280
00:22:40,231 --> 00:22:42,248
‫اوه چه هدیه‌ای؟

281
00:22:42,817 --> 00:22:47,265
‫وزنش حدود هفت پوند و پنجاه سانتی متر هست.

282
00:22:49,031 --> 00:22:50,177
‫ها؟

283
00:22:52,660 --> 00:22:54,677
‫به نظرت چیه؟

284
00:22:57,415 --> 00:22:59,203
‫پنجاه سانت؟

285
00:23:02,086 --> 00:23:04,517
‫اون پسر ماست

286
00:23:10,761 --> 00:23:15,623
‫اما شیائو جین از این موضوع خبر نداشت، بنابراین ترک کرد و رفت

287
00:23:16,517 --> 00:23:20,737
‫بعد از اون دیگه در این زندگی همدیگه رو ندیدیم.

288
00:23:24,567 --> 00:23:27,915
‫گفتم حالا کجا بریم؟

289
00:23:29,405 --> 00:23:32,477
‫من قصد دارم از موکوجیما به بزرگراه برم

290
00:23:33,534 --> 00:23:35,679
‫فقط از رفتن به بزرگراه دست بردار.

291
00:23:35,703 --> 00:23:39,057
‫مناظر در بزرگراه خیلی ناآشنا هستن، من نمیخوام

292
00:23:39,081 --> 00:23:41,191
‫اگه وارد بزرگراه نشیم زمان زیادی طول میکشه.

293
00:23:41,375 --> 00:23:46,834
‫افراد مسن وقت زیادی دارن، درسته؟

294
00:23:49,258 --> 00:23:53,936
‫میخوام به این توکیوی نوستالژیک خوب نگاه کنم.

295
00:24:05,566 --> 00:24:09,963
‫کار کردن به عنوان یک راننده تاکسی برای تو آسان نیست.

296
00:24:09,987 --> 00:24:13,133
‫اگرچه از نظر دیگران، این کار بسیار آسانه.

297
00:24:13,157 --> 00:24:15,633
‫اینجوری به من نگاه نکن من هم کاملا آشفته هستم.

298
00:24:16,160 --> 00:24:20,163
‫چطوری باید توضیح بدم؟ زمانیکه مسافر سوار اتوبوس میشه...
‫مسئولیت امنیت زندگیش به پای ماست.

299
00:24:20,164 --> 00:24:22,228
‫آیا با این کار درآمد کسب میکنی؟

300
00:24:22,708 --> 00:24:24,450
‫نمیشه پول زیادی به دست آورد

301
00:24:24,752 --> 00:24:27,228
‫آیا تا به حال به تغییر شغل فکر کردی؟

302
00:24:27,254 --> 00:24:28,273
‫خب...

303
00:24:28,297 --> 00:24:31,645
‫این واقعاً در بسیاری از جاها خیلی دشواره.

304
00:24:31,759 --> 00:24:33,635
‫اما این شغل جنبه خوبی هم داره.

305
00:24:33,636 --> 00:24:35,241
‫هِی، چه جنبه خوبی؟

306
00:24:35,388 --> 00:24:40,243
‫از اونجایی که این یک تاکسی شخصیه، درسته؟
‫تو میتونی تمام ترتیبات کاریتو، خودت تصمیم بگیری.

307
00:24:40,267 --> 00:24:42,954
‫من کارفرما ندارم، بنابراین نیازی به گرفتن دستور از دیگران ندارم.

308
00:24:42,978 --> 00:24:45,791
‫اگه با یک مسافر مزاحم ملاقات کردی، اگه چیزی نگی اشکالی نداره.

309
00:24:45,815 --> 00:24:51,380
‫اوه، پس میتونی هرچقدر بخوای با من صحبت کنی
‫من واقعا خوش‌شانس هستم

310
00:24:51,404 --> 00:24:55,440
‫یا اینکه پیرزن پرحرفی هستم؟
‫آیا واقعاً دارم اذیتت میکنم؟

311
00:24:56,242 --> 00:24:58,397
‫چطور ممکنه این اتفاق بیفته؟

312
00:25:00,162 --> 00:25:04,382
‫گفتم وقتی لبخند میزنی واقعا خوش‌تیپ هستی.

313
00:25:04,458 --> 00:25:07,544
‫فقط بیشتر لبخند بزن و دیگه اینقدر خشک و جدی نباش.

314
00:25:07,545 --> 00:25:10,691
‫آه، تو دنیای امروز
‫آیا چیزی ارزش خندیدن داره؟

315
00:25:10,715 --> 00:25:13,007
‫این فقط چیزیه که مردمو عصبانی میکنه.

316
00:25:13,551 --> 00:25:15,797
‫این درسته...

317
00:25:16,554 --> 00:25:20,242
‫من چیزهای زیادی در زندگیم تجربه کردم که مردمو عصبانی میکنه.

318
00:25:20,266 --> 00:25:21,975
‫وای، هنوز هم این برات ممکنه

319
00:25:21,976 --> 00:25:23,764
‫البته که اینطوره

320
00:25:24,520 --> 00:25:26,456
‫آیا فرزند من و شیائوجین به دنیا نیومد؟

321
00:25:26,480 --> 00:25:28,727
‫چه پسربچه‌ی نازی!

322
00:25:29,859 --> 00:25:37,859
‫بعد در کافی شاپ مامانم بودم
‫همزمان کمک میکردم به کار و مراقبت از کودکان

323
00:25:42,538 --> 00:25:47,446
‫دوباره عاشق یکی شدم...

324
00:26:10,024 --> 00:26:11,583
‫خیلی زود اومدم؟

325
00:26:11,859 --> 00:26:14,565
‫همین الان میرم لباسامو عوض کنم بیا داخل و منتظر باش

326
00:26:23,078 --> 00:26:27,642
‫مامان، با آقای اوگاوا قرار گذاشتم که بریم فیلم ببینیم.

327
00:26:27,666 --> 00:26:29,776
‫من غذای این بچه رو به تو میسپارم.

328
00:26:31,879 --> 00:26:35,066
‫شیائویونگ، میتونی برای مراقبت از خونه پیش مادربزرگت بمونی؟

329
00:26:35,090 --> 00:26:35,817
‫آره

330
00:26:35,841 --> 00:26:37,446
‫پس فقط منتظر مامان باش

331
00:26:41,597 --> 00:26:43,386
‫بیا اینجا شیائو جین

332
00:26:44,225 --> 00:26:46,792
‫اون مرد، از پسش برمیاد؟

333
00:26:46,852 --> 00:26:48,561
‫بازم اینو میگی

334
00:26:48,562 --> 00:26:50,579
‫چی میخوای بگی؟

335
00:26:50,898 --> 00:26:55,276
‫نمیتونم بیخیال باشم. بالاخره اگه کسی اینو پخش کنه چه نوع شایعاتی پیش میاد؟
‫همیشه این زنه که عذاب میکشه...

336
00:26:55,277 --> 00:26:56,882
‫خفه شو

337
00:27:00,115 --> 00:27:01,491
‫خانم...

338
00:27:02,910 --> 00:27:06,855
‫این یوکان یوممورا هست
‫همیشه نمیخواستی اینو بخوری؟

339
00:27:07,289 --> 00:27:14,216
‫وای، آقای اوگاوا، من همیشه باعث زحمت‌تون میشم
‫خیلی ممنون

340
00:27:16,173 --> 00:27:17,632
‫غذا خوردنم تموم شد بررسی کنید

341
00:27:17,633 --> 00:27:19,054
‫خوب

342
00:27:28,602 --> 00:27:30,849
‫گفتم اسمت چیه؟

343
00:27:33,315 --> 00:27:36,159
‫تو گونبی بی‌نام هستی
‫("گونبی بی‌نام" به یک فرد ناشناس اشاره دارد که یک اصطلاح نسبتاً قدیمی‌ست که از دوره ادو نشات گرفته)

344
00:28:17,026 --> 00:28:18,630
‫اینجا کجاست؟

345
00:28:18,694 --> 00:28:20,620
‫روبروی ایستگاه اوئنو

346
00:28:20,988 --> 00:28:24,009
‫بعد از مدتی گپ زدن باهات، کمی احساس تشنگی میکنم.

347
00:28:24,033 --> 00:28:29,216
‫گفتم بیا جایی پیدا کنیم که منظره خوبی داشته باشه
‫کمی چای چطوره؟

348
00:28:46,764 --> 00:28:48,973
‫این نان کاملا خوشمزه‌ست.

349
00:28:48,974 --> 00:28:51,313
‫دختر من اینو دوست داره

350
00:28:51,644 --> 00:28:53,288
‫دختر کوچولوت چند سالشه؟

351
00:28:53,312 --> 00:28:56,660
‫به زودی وقت رفتنش به دبیرستانه

352
00:28:57,650 --> 00:28:59,896
‫وای چه زیباست!

353
00:29:01,820 --> 00:29:04,072
‫آماده میشه برای امتحان بسیار سخت، درسته؟

354
00:29:04,073 --> 00:29:05,586
‫اوه اینم...

355
00:29:05,699 --> 00:29:09,304
‫به نظر میرسه آماده رفتنه. میخواد
‫با معرفینامه به دبیرستان خصوصی مورد علاقه‌ش بره

356
00:29:09,328 --> 00:29:10,180
‫اوه

357
00:29:10,204 --> 00:29:12,474
‫اگه با معرفینامه میره، نیازی به شرکت در آزمون ورودی نداره.

358
00:29:12,498 --> 00:29:15,984
‫وای خیلی عالیه

359
00:29:16,877 --> 00:29:19,767
‫تو دختر با استعدادی هستی

360
00:29:20,339 --> 00:29:22,815
‫آیا این چیز خوبیه ...

361
00:29:27,554 --> 00:29:29,618
‫اما آسون هم نیست

362
00:29:29,848 --> 00:29:34,114
‫این یک دبیرستان خصوصیه، بنابراین هزینه پذیرش و شهریه گرانه.

363
00:29:36,230 --> 00:29:42,881
‫بابا، باید اینکارو برای دختر نازِ خودش انجام بده
‫فقط سخت کار کن

364
00:29:43,529 --> 00:29:44,904
‫بله

365
00:29:45,072 --> 00:29:46,466
‫نگاه کن بابا

366
00:29:46,490 --> 00:29:47,490
‫بابا، اونها کجا هستن؟

367
00:29:47,533 --> 00:29:50,201
‫هِی فرار نکن فرار نکن هی

368
00:29:50,202 --> 00:29:50,868
‫بابا

369
00:29:50,869 --> 00:29:54,080
‫قایق کج شد. تو خیلی سنگینی

370
00:29:54,623 --> 00:29:56,137
‫تو هم میخوای بیای؟
‫(لطفا احتیاط کنید و مراقب فرزندان خود باشید)

371
00:29:56,417 --> 00:29:58,543
‫من میخوام سوار قایق بشم

372
00:30:00,254 --> 00:30:03,601
‫گفتم سنجو از اینجا دوره؟

373
00:30:04,591 --> 00:30:07,404
‫نه چندان دور
‫اما باید کمی به عقب برگردیم.

374
00:30:07,428 --> 00:30:08,757
‫آره اشکالی نداره

375
00:30:08,846 --> 00:30:12,492
‫جایی که بعداً ازدواج کردم و با پسرم زندگی کردم

376
00:30:12,516 --> 00:30:15,681
‫من ناگهان میخوام نگاهی بندازم
‫میتونی منو ببری اونجا؟

377
00:30:16,520 --> 00:30:17,666
‫البته

378
00:30:34,705 --> 00:30:38,971
‫اینجا چطوره؟ آیا آثاری از گذشته وجود داره؟

379
00:30:39,084 --> 00:30:41,836
‫مادربزرگ وقتی تازه ازدواج کردی...

380
00:30:43,922 --> 00:30:48,418
‫اوه "وقتی پیرزن ازدواج کرد"
‫گفتن این موضوع کمی عجیب به نظر میرسه.

381
00:30:49,470 --> 00:30:52,157
‫اسم من تاکانو سومیره هست

382
00:30:52,181 --> 00:30:54,382
‫راننده اسمت چیه؟

383
00:30:55,142 --> 00:30:57,297
‫کوجی اوسامی

384
00:30:58,187 --> 00:30:59,975
‫تو باید در صف دوم باشی

385
00:31:00,731 --> 00:31:02,917
‫اگه آقای کوجی صدات بزنم اشکالی نداره؟

386
00:31:02,941 --> 00:31:05,877
‫فقط منو خانم سومیره صدا کن

387
00:31:06,445 --> 00:31:08,004
‫می‌فهمم

388
00:31:08,405 --> 00:31:10,147
‫خانم سومیره

389
00:31:11,742 --> 00:31:13,255
‫آره

390
00:31:19,333 --> 00:31:21,397
‫اوه، نه دیگه، نه دیگه

391
00:31:21,710 --> 00:31:24,731
‫واقعاً هیچ اثری از اون زمان وجود نداره.

392
00:31:24,755 --> 00:31:25,690
‫بریم

393
00:31:25,714 --> 00:31:26,380
‫آه، میتونم برم؟

394
00:31:26,381 --> 00:31:27,381
‫آره

395
00:31:27,925 --> 00:31:33,031
‫آخرش، همه خاطرات انسانی
‫خوشحال‌کننده نیستن، پس فراموشش کن.

396
00:31:33,055 --> 00:31:36,220
‫قبلا گفتی که دوباره عاشق یکی شدی، درسته؟

397
00:31:36,934 --> 00:31:39,273
‫پس شما باهم هستین؟

398
00:31:40,437 --> 00:31:42,913
‫ما با هم هستیم...

399
00:31:46,193 --> 00:31:52,890
‫اما در زندگی چطور؟
‫همیشه اتفاقات غیرمنتظره ای رخ میده.

400
00:32:11,885 --> 00:32:13,261
‫(آپولو ۱۱ فعالیت‌های سطح ماه را تکمیل کرد و پر از سنگ‌های ماه به زمین بازگشت)

401
00:32:19,351 --> 00:32:21,323
‫آهای...

402
00:32:21,812 --> 00:32:24,197
‫پارچه بیار

403
00:32:24,690 --> 00:32:26,292
‫چه اشکالی داره؟

404
00:32:26,316 --> 00:32:27,737
‫اوه اوه…

405
00:32:28,819 --> 00:32:30,745
‫این واقعا...

406
00:32:33,907 --> 00:32:36,386
‫چند بار دیگه باید بهت بگم؟

407
00:32:36,410 --> 00:32:39,712
‫موقع غذا خوردن، بازی نکن.

408
00:32:44,126 --> 00:32:46,729
‫شیائویونگ، سریع از پدرت عذرخواهی کن

409
00:32:46,753 --> 00:32:49,322
‫بابا متاسفم

410
00:32:50,966 --> 00:32:55,139
‫فرزندت نیاز به کنترل دقیق‌تری نسبت به کودکان خانواده‌های عادی داره.

411
00:32:55,929 --> 00:32:57,993
‫کی بهش میگه یه حرامزاده؟

412
00:33:10,694 --> 00:33:13,965
‫هنوز پول این ماه رو نگرفتی...

413
00:33:13,989 --> 00:33:15,319
‫ها؟

414
00:33:27,878 --> 00:33:32,400
‫گفتم میشه کمی بیشتر به من بدی؟

415
00:33:32,424 --> 00:33:36,696
‫من اخیراً پول کافی ندارم
‫شیائونگ باید لباس ورزشی بخره و باید هزینه غذاخوری رو دوباره بدم.

416
00:33:36,720 --> 00:33:38,509
‫هزینه غذاخوری؟

417
00:33:38,764 --> 00:33:41,659
‫خودت باید بفهمی چطوری پول در بیاری

418
00:33:41,683 --> 00:33:43,655
‫اون فرزند توئه، درسته؟

419
00:33:45,229 --> 00:33:47,843
‫چرا اینقدر بی‌احساس حرف میزنی...

420
00:33:48,273 --> 00:33:50,858
‫وقتی ازدواج کردیم به من قول ندادی؟

421
00:33:50,859 --> 00:33:53,922
‫گفتی مثل پسر خودت باهاش رفتار میکنی و خوب دوستش خواهی داشت.

422
00:33:53,946 --> 00:33:55,780
‫آیا حرفت دروغ بود؟

423
00:33:58,617 --> 00:33:59,886
‫صبح بخیر

424
00:33:59,910 --> 00:34:00,803
‫برای پیاده‌روی آهسته بیرون برو

425
00:34:00,827 --> 00:34:03,028
‫واقعا ازت ممنونم که از من مراقبت میکنی.

426
00:34:10,671 --> 00:34:12,275
‫چه بلایی سرت اومده؟

427
00:34:16,176 --> 00:34:18,029
‫مامان خوبه

428
00:34:18,053 --> 00:34:21,264
‫اشکالی نداره. بیا غذا بخوریم

429
00:34:34,236 --> 00:34:35,841
‫تو برگشتی

430
00:34:37,489 --> 00:34:38,589
‫آره

431
00:34:39,700 --> 00:34:41,213
‫یک لیوان آب به من بده

432
00:34:50,877 --> 00:34:53,446
‫بابت امروز صبح خیلی متاسفم

433
00:34:55,048 --> 00:34:58,305
‫من واقعاً نباید با سومیره کوچولوی نازم درگیر میشدم.

434
00:35:00,053 --> 00:35:01,658
‫درد داره؟

435
00:35:03,515 --> 00:35:04,706
‫متاسفم

436
00:35:05,892 --> 00:35:07,131
‫متاسفم

437
00:35:14,276 --> 00:35:15,330
‫گفتم

438
00:35:16,903 --> 00:35:18,783
‫به من بچه بده

439
00:35:20,282 --> 00:35:22,621
‫بچه‌ای به دنیا بیار که واقعاً متعلق به هر دوی ماست

440
00:35:33,045 --> 00:35:34,511
‫بذار برم

441
00:35:35,297 --> 00:35:37,177
‫شیائویونگ در حال تماشاست

442
00:35:39,259 --> 00:35:40,634
‫متاسفم…

443
00:35:58,362 --> 00:35:59,600
‫بسته

444
00:36:06,453 --> 00:36:08,287
‫تو امشب اینجا بخواب

445
00:36:08,622 --> 00:36:10,641
‫التماس میکنم امروز نه

446
00:36:10,665 --> 00:36:12,083
‫چرا نه؟

447
00:36:12,084 --> 00:36:13,734
‫هنوز نمیدونی؟

448
00:36:48,745 --> 00:36:51,682
‫شیائویونگ، برنج کاری مورد علاقه‌ت به زودی آماده میشه.

449
00:36:51,706 --> 00:36:54,227
‫من میتونم اینو با همون سرعت یک بزرگسال انجام بدم.

450
00:36:54,251 --> 00:36:55,351
‫واقعا؟

451
00:36:58,088 --> 00:37:01,023
‫شیائویونگ، بیا اینجا

452
00:37:23,238 --> 00:37:28,009
‫وقتی نبودم
‫آیا تو وارد این اتاق شدی؟

453
00:37:30,495 --> 00:37:33,110
‫آیا این رکورد منو لمس کردی؟

454
00:37:33,165 --> 00:37:34,631
‫من دست نزدم

455
00:37:35,417 --> 00:37:38,719
‫هنوزم دروغ میگی نگاه کن

456
00:37:38,920 --> 00:37:40,982
‫این اثر انگشت توئه!

457
00:37:41,006 --> 00:37:42,611
‫چه مشکلی پیش اومده؟

458
00:37:44,801 --> 00:37:46,469
‫اون به من دروغ گفت

459
00:37:46,470 --> 00:37:47,928
‫راستشو بگو

460
00:37:47,929 --> 00:37:49,407
‫وارد این اتاق شدی؟

461
00:37:49,431 --> 00:37:51,784
‫توی خونه فقط دو اتاق وجود داره، چیکار کنم؟

462
00:37:51,808 --> 00:37:55,569
‫من نمیخوام غریبه‌ها به اتاق من بیان!

463
00:37:55,729 --> 00:37:57,884
‫باشه باشه متاسفم

464
00:38:07,616 --> 00:38:13,037
‫میگم چرا نمیتونی با این بچه خوب رفتار کنی؟

465
00:38:13,038 --> 00:38:15,239
‫اون فرزند من نیست

466
00:38:16,041 --> 00:38:18,144
‫چرا همچین حرفایی میزنی؟

467
00:38:18,168 --> 00:38:21,516
‫به خاطر درک این وضعیت با من ازدواج نکردی؟

468
00:38:21,713 --> 00:38:23,777
‫همین که اون بچه رو دیدم...

469
00:38:26,635 --> 00:38:30,717
‫مردی که اون موقع دوستش داشتی
‫ظاهرش میاد جلوی چشمان من!

470
00:38:31,097 --> 00:38:34,217
‫چهره‌ی لطیف و دلپسندش!

471
00:38:35,810 --> 00:38:38,516
‫من خودم واقعا چاره‌ای ندارم

472
00:38:38,522 --> 00:38:40,585
‫وقتی بهش نگاه میکنم عصبانی میشم

473
00:38:40,982 --> 00:38:43,776
‫وقتی این بچه بزرگ بشه، بیشتر و بیشتر شبیه پدر واقعی خودش میشه.

474
00:38:43,777 --> 00:38:46,391
‫دست از این حرف زدن بردار

475
00:38:46,738 --> 00:38:50,635
‫گفتم چند بار گفتم!

476
00:38:50,659 --> 00:38:52,595
‫بیا تنهایی بریم مسافرت

477
00:38:52,619 --> 00:38:55,049
‫دوباره باید بگم، خیلی هزینه داره...

478
00:38:55,163 --> 00:38:58,144
‫من فقط میخوام
‫یک زندگی دونفره با تو داشته باشم!

479
00:39:00,627 --> 00:39:05,398
‫پس بچه‌ای به دنیا بیار که مالِ هر دوی ماست...

480
00:39:06,925 --> 00:39:07,925
‫باشه

481
00:39:08,468 --> 00:39:09,798
‫خوشگلِ کوچولو...

482
00:39:10,929 --> 00:39:12,323
‫بچه‌های ما...

483
00:39:12,347 --> 00:39:13,447
‫باشه

484
00:39:19,521 --> 00:39:23,786
‫من در اصل نمیخواستم باهاش سفر کنم.

485
00:39:24,609 --> 00:39:27,085
‫اما از طرفی هم نمیتونستم مانعش بشم

486
00:39:27,153 --> 00:39:31,603
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه بچه رو به مادرم بسپارم
‫تا باهاش به مسافرت برم

487
00:39:32,576 --> 00:39:36,153
‫بنابراین در یک هتل بسیار ارزان اقامت کردیم.

488
00:39:36,663 --> 00:39:38,955
‫کلاً بی‌معنی بود!

489
00:39:40,875 --> 00:39:45,692
‫حالا که اون بچه دیگه با من نیست
‫فقط احساس تنهایی میکنم

490
00:39:47,424 --> 00:39:49,166
‫مادربزرگ

491
00:39:57,183 --> 00:39:59,155
‫مادرت برگشته

492
00:40:03,732 --> 00:40:05,065
‫خوب هستی یا نه؟

493
00:40:05,066 --> 00:40:06,066
‫آره

494
00:40:06,192 --> 00:40:09,036
‫اون چطوره؟ آیا غذای پخته شده توسط مادربزرگ خوشمزه‌ست؟

495
00:40:09,696 --> 00:40:11,760
‫در واقع خیلی خوشمزه نیست

496
00:40:12,532 --> 00:40:14,228
‫تو هرگز نباید اینو به مادربزرگ خودت بگی.

497
00:40:20,040 --> 00:40:22,852
‫از مادر متشکرم بابت کمک به مراقبت از شیائویونگ

498
00:40:22,876 --> 00:40:25,031
‫یک سوغات برای تو

499
00:40:35,263 --> 00:40:37,052
‫چه مشکلی پیش اومده؟

500
00:40:38,350 --> 00:40:39,954
‫چه اتفاقی افتاده؟

501
00:40:42,062 --> 00:40:45,134
‫اصلاً توجه نکردی؟

502
00:40:45,857 --> 00:40:47,278
‫چی پیدا کردی؟

503
00:40:48,109 --> 00:40:51,881
‫پریروز شیائویونگ رو به حمام بردم

504
00:40:51,905 --> 00:40:56,344
‫در نتیجه کبودی شدیدی روی کمرش دیدم.

505
00:40:56,368 --> 00:40:58,202
‫ندیدی؟

506
00:40:59,913 --> 00:41:05,050
‫چون اخیراً نمیخواد با من دوش بگیره...

507
00:41:05,335 --> 00:41:08,132
‫ازش خواستم حقیقت رو بگه

508
00:41:10,215 --> 00:41:11,499
‫من بهت میگم

509
00:41:12,676 --> 00:41:17,406
‫اون گفت این اوگاوا بود که با خط‌کش کتکش زده.

510
00:41:17,430 --> 00:41:19,769
‫بارها کتک خورده! بارها!

511
00:41:20,684 --> 00:41:24,080
‫اینطور نیست که هیچ مردی وجود نداشته باشه که همسر خودشو کتک بزنه. حتی پدرت هم همینطوره

512
00:41:24,104 --> 00:41:26,396
‫قبلاً هم به همین شکل به من ضربه زده

513
00:41:26,564 --> 00:41:31,921
‫اما اگه با چنین کودک نازنینی اینکارو انجام بده، دچار کبودی میشه.

514
00:41:31,945 --> 00:41:34,054
‫این اصلا عادی نیست

515
00:41:35,490 --> 00:41:37,416
‫این بچه‌ی بیچاره...

516
00:41:37,826 --> 00:41:42,733
‫اون حتی گریه کرد و به من گفت که هرگز نباید اینو به تو بگم ...

517
00:41:42,956 --> 00:41:46,075
‫اما چطور میتونستم چنین چیزی رو بهت نگم؟

518
00:41:54,926 --> 00:41:56,404
‫بیا و میان وعده بخور

519
00:41:56,428 --> 00:41:58,216
‫عجب کیکی!

520
00:42:00,473 --> 00:42:01,803
‫خوش اومدین

521
00:42:18,366 --> 00:42:20,476
‫نه، نگاه نکن!

522
00:42:21,077 --> 00:42:23,141
‫چرا به مادرت نمیگی؟

523
00:42:23,872 --> 00:42:26,761
‫چرا به من نگفتی!

524
00:42:29,586 --> 00:42:32,291
‫میترسی اگه بفهمم ناراحت بشم؟

525
00:42:33,214 --> 00:42:35,370
‫میترسی غمگین بشم و به من نمیگی؟

526
00:42:39,721 --> 00:42:41,417
‫متاسفم

527
00:42:42,766 --> 00:42:49,279
‫مامان هرگز اجازه نمیده این اتفاق دوباره بیفته. دیگه هرگز تکرار نمیشه!

528
00:42:57,739 --> 00:43:02,409
‫در جایی با چنین مناظر زیبایی، من هنوز از چنین چیزهای ناخوشایندی صحبت میکنم

529
00:43:02,410 --> 00:43:05,025
‫من مطمئن هستم که نمیخوای این چیزها رو بشنوی.

530
00:43:05,413 --> 00:43:06,724
‫اشکالی نداره

531
00:43:06,748 --> 00:43:12,619
‫تا زمانیکه احساس خوشبختی کنی
‫مهم نیست این تجربه چقدر دردناک بوده، من بهت گوش خواهم داد

532
00:43:14,339 --> 00:43:16,035
‫متشکرم

533
00:43:18,635 --> 00:43:22,350
‫پس اجازه بده همه این موارد رو بطور کامل بهت بگم

534
00:43:25,433 --> 00:43:26,827
‫آه، تو برگشتی

535
00:43:26,851 --> 00:43:27,870
‫عصر بخیر

536
00:43:27,894 --> 00:43:29,102
‫آیا روحیه خوبی داری؟

537
00:43:29,103 --> 00:43:30,203
‫آره

538
00:43:43,201 --> 00:43:45,540
‫آه خیلی تشنه‌ام

539
00:43:46,538 --> 00:43:49,152
‫هِی یه لیوان آب به من بده

540
00:44:09,102 --> 00:44:10,844
‫میتونم بیام داخل؟

541
00:44:22,532 --> 00:44:25,052
‫تو ترجیح میدی یک نوشیدنی بخوری؟

542
00:44:25,076 --> 00:44:28,332
‫امشب خیلی عجیبه. کاملاً فهمیده هستی.

543
00:44:29,998 --> 00:44:31,740
‫پسرت کجاست؟

544
00:44:32,083 --> 00:44:34,880
‫فردا یکشنبه‌ست. میفرستمش خونه مادربزرگ.

545
00:44:36,963 --> 00:44:38,430
‫بله

546
00:44:38,798 --> 00:44:40,173
‫اون اینجا نیست

547
00:44:59,861 --> 00:45:01,052
‫بیا اینجا

548
00:45:07,327 --> 00:45:10,950
‫باید دنیایی بین ما دو نفر باشه.

549
00:45:11,623 --> 00:45:14,643
‫راستش من از شب اول عروسی شروع کردم...

550
00:45:14,667 --> 00:45:19,732
‫همیشه احساس میکنم اون در اتاق کناریه
‫بی‌حرکت می‌مونم و گوش‌های خودمو صاف به سمت بالا میدم.

551
00:45:19,756 --> 00:45:20,901
‫واقعا؟

552
00:45:21,090 --> 00:45:22,374
‫آره

553
00:45:26,471 --> 00:45:31,883
‫من فکر میکنم که ما هم ممکنه تا آخر عمر پیش مادربزرگش بذاریم.

554
00:45:34,062 --> 00:45:35,758
‫بله…

555
00:45:36,856 --> 00:45:41,306
‫من از مادربزرگش قرص خواب گرفتم

556
00:45:42,195 --> 00:45:48,801
‫در اون زمان قرص‌های خواب‌آور از داروخانه‌ها خریداری میشد.
‫دارو بسیار قدرتمند بود

557
00:45:55,333 --> 00:45:59,599
‫با پیرتر شدن خیلی چیزها رو فراموش میکنم

558
00:46:00,421 --> 00:46:06,247
‫اما اتفاقی که در اون شب افتاد رو به وضوح به یاد دارم
‫انگار همین دیروز بود

559
00:46:06,928 --> 00:46:09,495
‫هیچ وقت تو زندگیم فراموشش نمیکنم

560
00:47:32,764 --> 00:47:34,324
‫خیلی خواب آلودم…

561
00:47:34,348 --> 00:47:35,678
‫فراموشش کن.

562
00:47:36,267 --> 00:47:37,551
‫خفه شو

563
00:49:12,530 --> 00:49:14,508
‫داغ! داغ!

564
00:49:14,532 --> 00:49:17,192
‫خیلی داغ!

565
00:49:28,379 --> 00:49:32,920
‫خب بعدش چی شد؟

566
00:49:33,217 --> 00:49:34,501
‫آیا اون میتونست...

567
00:49:34,802 --> 00:49:38,379
‫در اون زمان احساس میکردم حتی اگه بمیرم هم مهم نیست.

568
00:49:41,225 --> 00:49:48,794
‫در ژاپن اون زمان، شوهران زن و فرزندان خودشونو کتک میزدن
‫همه چیز عادی بود

569
00:49:49,192 --> 00:49:53,463
‫زنان و کودکان مورد ضرب و شتم قرار میگرفتن و فقط میتونستن در سکوت رنج بکشن

570
00:49:53,487 --> 00:49:55,827
‫در اون زمان چیزی به نام "خشونت خانگی" وجود نداشت

571
00:49:56,699 --> 00:50:01,836
‫اون زمان خشونت خانگی اصلاً زمینه‌ی طلاق نبود.

572
00:50:03,247 --> 00:50:07,238
‫اگه فقط منو بزنی، شاید بتونم تحملش کنم

573
00:50:07,627 --> 00:50:12,627
‫اما اون در واقع پسرمو...

574
00:50:13,132 --> 00:50:16,985
‫بچه‌ام شیائویونگ رو باعث شد خیلی رنج بکشه...

575
00:50:17,386 --> 00:50:23,395
‫میدونستم که شیائویونگ رو تا زمانیکه تو خونه ببینه کتک میزنه.
‫تصمیمم گرفتم که هرگز رهاش نکنم!

576
00:50:24,644 --> 00:50:27,441
‫در یک لحظه عصبانیت...

577
00:50:28,397 --> 00:50:30,966
‫اون موقع عقلمو از دست دادم

578
00:50:35,655 --> 00:50:40,196
‫اما باز دوباره
‫مگه من چیکار کردم...

579
00:51:11,148 --> 00:51:15,963
‫"دست‌هایم را تکان میدهم"

580
00:51:15,987 --> 00:51:23,987
‫"لرزان بازمی‌گردم..."

581
00:51:24,312 --> 00:51:38,312
‫"تنها در میان اشک قدم میزنم"

582
00:51:47,685 --> 00:51:49,978
‫چیکار میکنی؟ من مشغول کار هستم

583
00:51:49,979 --> 00:51:52,226
‫ببخشید میشه چند کلمه‌ای صحبت کنیم؟

584
00:51:53,107 --> 00:51:55,217
‫فقط منتظرم باش

585
00:52:00,448 --> 00:52:06,640
‫امروز صبح خیلی خسته بودم و کمی ناراحت بودم
‫بعد همه چیُ روی تو خالی کردم. متاسفم

586
00:52:07,371 --> 00:52:10,031
‫راستش اینو میخوام بگم...

587
00:52:10,041 --> 00:52:13,937
‫میدونم که قصد دارید خونه قدیمی خودتونو در ناگانو بفروشید

588
00:52:13,961 --> 00:52:17,722
‫ولی آیا میتونید کمی بیشتر صبر کنید و بعداً خونه رو بفروشید؟

589
00:52:18,007 --> 00:52:19,978
‫بالاخره اون خونه قدیمی...

590
00:52:20,926 --> 00:52:22,806
‫این فقط نانا هست

591
00:52:23,220 --> 00:52:25,198
‫برای پسردایی‌ و دختردایی‌های نانا

592
00:52:25,222 --> 00:52:29,029
‫اون خونه پر از خاطرات اونها و مادربزرگ و پدربزرگ هست.

593
00:52:29,769 --> 00:52:32,199
‫اگه بفروشیم حتما بچه‌ها ناراحت میشن.

594
00:52:32,355 --> 00:52:36,001
‫بیایید بعد از رسیدن به خونه در این مورد با جزئیات صحبت کنیم.

595
00:52:36,025 --> 00:52:37,721
‫الان ماشین نداری؟

596
00:52:38,527 --> 00:52:40,362
‫نه مسافر گفت میخواد به توالت بره.

597
00:52:40,363 --> 00:52:42,609
‫از کلیسا خواستم که یک توالت قرض بگیره.

598
00:52:42,740 --> 00:52:45,996
‫آیا مسافرت یک زنه؟

599
00:52:46,535 --> 00:52:47,681
‫بله

600
00:52:48,120 --> 00:52:49,862
‫خوشگله؟

601
00:52:52,541 --> 00:52:54,353
‫آره، واقعا فوق‌العاده‌ست!

602
00:52:54,377 --> 00:52:56,853
‫اوه، جوان هست؟

603
00:52:59,548 --> 00:53:01,199
‫هشتاد و پنج ساله

604
00:53:36,127 --> 00:53:37,502
‫بریم

605
00:53:42,967 --> 00:53:44,194
‫نامو آمیتابا...

606
00:53:44,218 --> 00:53:46,098
‫آها اشتباه تلفظش کرد

607
00:54:08,117 --> 00:54:09,767
‫میگم آقای کوجی...

608
00:54:10,202 --> 00:54:11,012
‫ها؟

609
00:54:11,036 --> 00:54:13,926
‫تو و همسرت چطوری از عاشق شدن به ازدواج رسیدید؟

610
00:54:15,166 --> 00:54:17,367
‫خب درسته...

611
00:54:17,751 --> 00:54:19,104
‫چطور با هم آشنا شدیم؟

612
00:54:19,128 --> 00:54:21,356
‫اوه، قبلاً فراموش کرده بودم

613
00:54:21,380 --> 00:54:25,694
‫چطوری اینو میگی؟ گفتم فقط بگو

614
00:54:25,718 --> 00:54:30,580
‫می‌بینی، مگه من تمام خاطرات شرم‌آور قدیمی خودمو به خاطر نمیارم؟
‫همه چی رو بهت گفتم

615
00:54:34,560 --> 00:54:35,981
‫بخاطر چشماش...

616
00:54:36,020 --> 00:54:36,955
‫به خاطر "عینک"؟

617
00:54:36,979 --> 00:54:39,749
‫نه، منظورم اینه که چشمان زیبایی داره

618
00:54:39,773 --> 00:54:41,194
‫همسرت؟

619
00:54:41,484 --> 00:54:44,924
‫من همون موقع بهش گفتم بذار ازت عکس بگیرم.

620
00:54:45,529 --> 00:54:47,730
‫اون موقع چند ساله بودی؟

621
00:54:48,032 --> 00:54:50,187
‫اون زمان هر دو دبیرستانی بودیم

622
00:54:51,118 --> 00:54:55,747
‫اگه از اینجا شروع نکنی، من از کجا بدونم؟

623
00:54:55,748 --> 00:54:59,186
‫بله، این اولین عشق من در دبیرستان بود.

624
00:54:59,210 --> 00:55:02,007
‫این عالیه. بعدش چی شد؟

625
00:55:03,005 --> 00:55:08,601
‫پدرم یک دوربین نیکون F2 به من داد
‫من کاملاً افتخار میکنم

626
00:55:08,636 --> 00:55:11,638
‫بهش گفتم میخوام از این دوربین استفاده کنم

627
00:55:11,639 --> 00:55:16,620
‫از چشمانت عکس بگیرم
‫بعدش در نمایشگاه جشنواره فرهنگی ثبت نام کنم

628
00:55:16,644 --> 00:55:20,359
‫این فقط یک دلیل قوی داشت، درسته؟

629
00:55:20,564 --> 00:55:22,995
‫فکر میکردم رد کنه

630
00:55:23,192 --> 00:55:25,393
‫اما در واقع گفت بله

631
00:55:25,778 --> 00:55:29,493
‫ما واقعاً در اون زمان عکس‌های زیادی گرفتیم
‫اون همچنین به جزئیات مختلف نورپردازی توجه ویژه‌ای داره.

632
00:55:29,615 --> 00:55:31,770
‫عکس‌های سیاه و سفید و رنگی هم گرفتم.

633
00:55:32,368 --> 00:55:37,780
‫وقتی عکس‌هایی که گرفتمو بهش نشون دادم،
‫اتفاقاً خودشم خوشش اومده بود

634
00:55:38,791 --> 00:55:40,977
‫خوب پس همه چیز از اونجا شروع شد

635
00:55:41,001 --> 00:55:45,176
‫پس اون یک زن زیبا با چشمان زیباست

636
00:55:45,464 --> 00:55:48,445
‫این...
‫اما حالا فقط یک پیرزن معمولیه.

637
00:55:48,968 --> 00:55:51,363
‫چطور میتونی اینطوری حرف بزنی

638
00:55:51,387 --> 00:55:53,542
‫حتی الان تو
‫هنوز دوستش داری، درسته؟

639
00:55:53,806 --> 00:55:55,534
‫خوب، من واقعاً ازش قدردانم.

640
00:55:55,558 --> 00:55:58,079
‫آیا مردی مثل من قابل تحمله؟

641
00:55:58,394 --> 00:56:01,373
‫اون در دوران دبیرستان بسیار محبوب بود

642
00:56:01,397 --> 00:56:03,750
‫معلومه که میتونست مرد بهتری برای ازدواج پیدا کنه...

643
00:56:03,774 --> 00:56:06,628
‫"مرد بهتر" به چه معناست؟

644
00:56:06,652 --> 00:56:09,128
‫آیا به این معنیه که از تو درآمد بیشتری داشته باشه؟

645
00:56:09,613 --> 00:56:11,264
‫بله...

646
00:56:12,241 --> 00:56:16,471
‫اگه اینو به همسرت بگی
‫میدونی چقدر غمگین میشه؟

647
00:56:16,495 --> 00:56:17,889
‫اون باید بزنه زیر گریه...

648
00:56:17,913 --> 00:56:19,789
‫باید با صدای بلند گریه کنه

649
00:56:19,790 --> 00:56:21,601
‫اینطور نیست؟

650
00:56:21,625 --> 00:56:26,533
‫اون تو رو خیلی دوست داره، اونقدر که
‫ترجیح داد فقط با تو ازدواج کنه

651
00:56:26,839 --> 00:56:29,315
‫خودتم مگه همین حس رو نداری؟

652
00:56:29,466 --> 00:56:33,182
‫منظورت از "قدردان" بودن ازش چیه؟

653
00:56:35,139 --> 00:56:37,019
‫تو فقط دوستش داری، درسته؟

654
00:56:38,517 --> 00:56:40,259
‫خب، در واقع همینطوره

655
00:56:40,394 --> 00:56:43,206
‫"در واقع" یعنی چی؟ باید واضح بگی

656
00:56:43,230 --> 00:56:45,064
‫تو میگی دوستش داری

657
00:56:46,275 --> 00:56:47,604
‫بله

658
00:56:48,902 --> 00:56:51,012
‫من دوستش دارم

659
00:56:52,906 --> 00:56:55,246
‫اوه اوه...

660
00:56:57,202 --> 00:56:59,128
‫به چی میخندی

661
00:57:42,456 --> 00:57:45,300
‫اسم این رودخانه چیه؟

662
00:57:45,334 --> 00:57:46,728
‫تاماگاوا

663
00:57:46,752 --> 00:57:48,586
‫آیا این رودخانه تاماست؟

664
00:57:48,587 --> 00:57:49,733
‫آره

665
00:57:50,214 --> 00:57:54,204
‫پس با توکیو خداحافظی میکنیم...

666
00:57:55,552 --> 00:57:56,696
‫یه چیز شیرین بهت میدم

667
00:57:56,720 --> 00:57:57,729
‫ها؟

668
00:57:58,055 --> 00:57:59,074
‫اوه متاسفم

669
00:57:59,098 --> 00:58:00,289
‫بیا

670
00:58:03,227 --> 00:58:07,859
‫راستش اون موقع خیلی دلم یه چیز شیرین میخواست...

671
00:58:08,190 --> 00:58:09,520
‫"اون موقع"؟

672
00:58:09,650 --> 00:58:12,401
‫یعنی در زمان جنگ؟

673
00:58:12,403 --> 00:58:14,144
‫نه

674
00:58:14,363 --> 00:58:16,702
‫زمانی که در زندان بودم

675
00:58:18,033 --> 00:58:20,303
‫من متهم قصد قتل هستم

676
00:58:20,327 --> 00:58:22,758
‫من اون زمان خیلی مشهور شده بودم.

677
00:58:22,830 --> 00:58:25,902
‫روزنامه‌ها و مجلات در سراسر شهر غوغا میکردن.

678
00:58:26,250 --> 00:58:31,250
‫کی گفته منطقه سوخته اون شخص اینقدر خاصه؟

679
00:58:53,861 --> 00:58:56,980
‫از متهم بخواین به جایگاه شاهد بیاد

680
00:58:58,824 --> 00:59:01,714
‫لطفا نام و تاریخ تولد خودتونو ذکر کنید

681
00:59:02,578 --> 00:59:06,844
‫تاکانو سومیره در ۶ آوریل، ۱۵ شووا متولد شدم

682
00:59:11,420 --> 00:59:13,815
‫آیا نام خانوادگیت اوگاوا هست؟

683
00:59:13,839 --> 00:59:17,462
‫من نمیخوام دیگران به من بگن "شیائوجین"!

684
00:59:18,177 --> 00:59:21,892
‫این چیزیه که شما میگین، اما در ثبت نام خانواده‌ات "شیائوجین" هست.

685
00:59:22,055 --> 00:59:26,183
‫پس از دادستان میخوام که کیفرخواست رو بخونه.

686
00:59:30,856 --> 00:59:35,587
‫متهم سومیره اوگاوا، در بعدازظهر ۶ سپتامبر، ۴۴ شووا...

687
00:59:35,611 --> 00:59:41,426
‫چون در اون زمان واکنشی نداشتم، رسانه‌ها به شدت از من انتقاد میکردن.

688
00:59:41,450 --> 00:59:49,110
‫اما افراد زیادی از گروه‌های زنان در خارج از دادگاه حضور داشتن.
‫برای حمایت از من میومدن

689
00:59:49,708 --> 00:59:56,910
‫اون زمان نهضت آزادی زنان هم بود
‫زمانیکه از ایالات متحده به جهان سرایت میکرد

690
00:59:57,090 --> 01:00:00,897
‫این نزدیک به شصت سال پیش بود

691
01:00:08,018 --> 01:00:10,403
‫لطفا اسم خودتو بگو

692
01:00:11,104 --> 01:00:13,123
‫اسم من اوگاوا تاکشی هست

693
01:00:14,691 --> 01:00:19,130
‫گفته میشه متهم توسط تو
‫مورد مشت و لگد واقع شده.

694
01:00:19,154 --> 01:00:21,264
‫و تقریبا هر روز اینکارو انجام میدی.

695
01:00:21,490 --> 01:00:23,384
‫آیا این حقیقت داره؟

696
01:00:23,408 --> 01:00:25,427
‫اصلا اینطور نیست

697
01:00:27,830 --> 01:00:30,719
‫گاهی اوقات دست‌هامو تکان میدم، درسته؟

698
01:00:30,791 --> 01:00:33,863
‫اما پنج سال از ازدواجمان میگذره.

699
01:00:34,628 --> 01:00:36,141
‫یعنی پنج سال

700
01:00:36,630 --> 01:00:39,932
‫اگه واقعاً هر روز اینکارو انجام میدادم
‫آیا میتونستیم پنج سال دوام بیاریم؟

701
01:00:43,595 --> 01:00:46,072
‫الان وضعیت بدنی خودت چطوره؟

702
01:00:50,978 --> 01:00:53,775
‫آیا عواقبی داشت؟

703
01:00:56,316 --> 01:00:59,295
‫آقای اوگاوا، میدونم که صحبت کردن در مورد این موضوع برات سخته.

704
01:00:59,319 --> 01:01:02,530
‫اما لطفا با من همکاری کن و به سوالات صادقانه پاسخ بده.

705
01:01:09,162 --> 01:01:12,809
‫عملکردش به عنوان یک مرد از بین رفته

706
01:01:12,833 --> 01:01:14,644
‫اون نمیتونه بچه‌دار بشه

707
01:01:14,668 --> 01:01:17,146
‫این یک چیز بزرگه که به نفع کل جامعه‌ست!

708
01:01:17,170 --> 01:01:20,381
‫متهم لطفا از صحبت خودداری کن.

709
01:01:28,098 --> 01:01:30,024
‫پس...

710
01:01:30,684 --> 01:01:32,243
‫چطوری قضاوت شدی؟

711
01:01:32,728 --> 01:01:34,608
‫منو مقصر دونستن

712
01:01:36,023 --> 01:01:41,114
‫هر چند شکایت کردم که قصد کشتنشو نداشتم
‫اما دادگاه به رسمیت نشناخت

713
01:01:41,737 --> 01:01:44,488
‫من به اتهام سوء قصد به قتل به ۹ سال محکوم شدم.

714
01:01:44,489 --> 01:01:47,195
‫به نظرت این مدت طولانی بود؟

715
01:01:50,495 --> 01:01:54,761
‫شصت سال پیش بود. ژاپن اون موقع همینطور بود.

716
01:01:56,043 --> 01:01:59,162
‫شصت سال...

717
01:02:00,589 --> 01:02:04,304
‫در واقع، اون دوران همه چیز بد نبود.

718
01:02:05,886 --> 01:02:10,152
‫اون زمان در خیابان روبروی ایستگاه مغازه‌های کوچکی در کنار هم بودن.

719
01:02:10,432 --> 01:02:15,121
‫همیشه موسیقی شادی از بلندگوهای خیابان پخش میشد.

720
01:02:15,145 --> 01:02:19,870
‫در مورد عابران پیاده که در خیابان راه میرفتن، همه بسیار سرزنده بودن.

721
01:02:20,108 --> 01:02:24,420
‫کشور ما اون زمان واقعاً سرزنده بود.

722
01:02:27,783 --> 01:02:33,791
‫تاکسی روبرو... لطفا در تقاطع بعدی به چپ بپیچ و پارک کن.

723
01:02:33,914 --> 01:02:36,895
‫تمام شد...

724
01:02:59,690 --> 01:03:02,168
‫شما علامت مکث رو نادیده گرفتین. لطفا گواهینامه رانندگی خودتون نشون بدین.

725
01:03:02,192 --> 01:03:03,192
‫ها؟

726
01:03:03,902 --> 01:03:06,714
‫خوب ترمز کردم

727
01:03:06,738 --> 01:03:09,123
‫فقط کمی با عجله

728
01:03:09,366 --> 01:03:11,935
‫هردومون دیدیمش

729
01:03:13,078 --> 01:03:15,563
‫عزیزم...

730
01:03:16,415 --> 01:03:20,176
‫تو خیلی دستپاچه شدی، بذار بهشون بگم

731
01:03:20,794 --> 01:03:22,583
‫آقای افسر پلیس

732
01:03:22,713 --> 01:03:23,648
‫بله؟

733
01:03:23,672 --> 01:03:27,883
‫الان در راه بیمارستان هستم. من سکته قلبی کردم.

734
01:03:27,884 --> 01:03:31,429
‫داخل عروق کرونر من
‫یک لوله کوچک به نام "استنت" نصب شده

735
01:03:31,430 --> 01:03:34,909
‫اما حدود یک ساعت پیش
‫قفسه سینه‌ام ناگهان احساس ناراحتی کرد

736
01:03:34,933 --> 01:03:38,969
‫شاید باید فوراً یک جراحی دیگه انجام بدم.

737
01:03:41,815 --> 01:03:45,086
‫آه، این بچه برادرزاده منه

738
01:03:45,110 --> 01:03:48,715
‫اون فردی آرامه، اما یکدفعه وحشت کرد...

739
01:03:48,739 --> 01:03:51,407
‫بعد توجه نکردم و ماشین تندتر رفت.

740
01:03:51,408 --> 01:03:55,703
‫خیلی متاسفم آیا میتونین اینبار با ما کنار بیاین؟

741
01:03:55,704 --> 01:03:59,052
‫فقط به این فکر کنید که زندگی منو نجات میده.

742
01:04:01,460 --> 01:04:05,398
‫حالا که اینطوره، پس چاره‌ای نداریم.
‫لطفا به رانندگی ایمن توجه کنید

743
01:04:05,422 --> 01:04:07,164
‫خیلی متاسفم

744
01:04:07,340 --> 01:04:08,991
‫لطفا مواظب خودتون باشید

745
01:04:09,051 --> 01:04:10,903
‫متشکرم

746
01:04:10,927 --> 01:04:12,511
‫خوشبختانه با یک فرد خوب آشنا شدیم.

747
01:04:12,512 --> 01:04:13,888
‫باشه سریع بریم

748
01:04:36,328 --> 01:04:37,680
‫دیدی چطور فیلم بازی کردم

749
01:04:37,704 --> 01:04:41,099
‫شاید واقعا بتونم بازیگر بشم

750
01:04:42,876 --> 01:04:44,937
‫اما دوباره، چطور جرات میکنی در موردش فکر کنی؟

751
01:04:44,961 --> 01:04:47,440
‫تو هم به دروغ گفتی که چنین عمل خطرناکی انجام دادی

752
01:04:47,464 --> 01:04:50,109
‫من دروغ نگفتم درست بود.

753
01:04:50,133 --> 01:04:51,279
‫ها؟

754
01:04:52,719 --> 01:04:57,950
‫من قبلا به دلیل ناراحتی قلبم جراحی استنت داشتم.

755
01:04:57,974 --> 01:05:00,453
‫تو اینو میدونی، درسته؟ این یک نوع ضربان‌ساز هست.

756
01:05:00,477 --> 01:05:04,927
‫من یک فلزی در این مکان نصب کردم.

757
01:05:05,232 --> 01:05:08,711
‫پس وقتی باتری تمام بشه، مرگ من خواهد بود.

758
01:05:08,735 --> 01:05:11,464
‫نه، دست از این جوک‌ها بردار...

759
01:05:11,488 --> 01:05:13,093
‫اما نگران نباش

760
01:05:14,032 --> 01:05:17,472
‫به نظر میرسه میتونم پنج سال دیگه دوام بیارم.

761
01:05:18,203 --> 01:05:21,275
‫حدس میزنم از پیری بمیرم قبل از اینکه قدرتش تمام بشه...

762
01:05:22,707 --> 01:05:25,276
‫آه، خورشید در حال غروبه

763
01:05:29,464 --> 01:05:31,984
‫سلام بابا؟

764
01:05:32,008 --> 01:05:34,530
‫گفتم الان کجا رانندگی میکنی؟

765
01:05:34,761 --> 01:05:36,320
‫آه یوکوهاما!

766
01:05:36,680 --> 01:05:38,881
‫خیلی خوبه

767
01:05:39,766 --> 01:05:43,343
‫نانا الان مسافر دارم
‫بیا بعداً در موردش صحبت کنیم

768
01:05:43,478 --> 01:05:45,414
‫گفتم وقتی بعد از رسوندن مسافر برمیگردی،

769
01:05:45,438 --> 01:05:47,917
‫بیا به نیشیکیا در موتوماچی بریم و کمی کیک بخریم.

770
01:05:47,941 --> 01:05:48,459
‫ها؟

771
01:05:48,483 --> 01:05:50,179
‫جین وو، اینو میدونی، درسته؟

772
01:05:50,652 --> 01:05:54,000
‫راستی بابا تو هم دوست نداری غذا بخوری؟

773
01:05:54,322 --> 01:05:56,657
‫میدونم، میدونم
‫توقع زیادی نداشته باش، فقط صبر کنی و ببین.

774
01:05:56,658 --> 01:05:58,309
‫خداحافظ، تلفنو قطع میکنم

775
01:05:58,785 --> 01:05:59,554
‫دخترت؟

776
01:05:59,578 --> 01:06:00,678
‫آه بله

777
01:06:01,121 --> 01:06:03,164
‫ببخشید من در حین کار تلفنی هستم.

778
01:06:03,165 --> 01:06:05,595
‫اون کاملاً تو رو به عنوان پدرش دوست داره.

779
01:06:05,750 --> 01:06:09,191
‫نه بابا، الان اینجوریه

780
01:06:09,796 --> 01:06:11,355
‫آره...

781
01:06:12,382 --> 01:06:18,070
‫وقتی بچه‌ها بزرگ میشن والدین خودشونو ترک میکنن.

782
01:06:19,764 --> 01:06:22,562
‫راستی خانم سومیره
‫پسرت چی شد؟

783
01:06:23,643 --> 01:06:25,432
‫همین...

784
01:06:26,521 --> 01:06:31,521
‫وقتی تو زندان رفتی حتما کوچیک بوده.

785
01:06:33,278 --> 01:06:36,350
‫من واقعا نمیخوام در مورد شیائویونگ صحبت کنم ...

786
01:06:41,494 --> 01:06:43,329
‫اما در واقع ...

787
01:06:44,789 --> 01:06:48,412
‫زمانیکه من در زندان بودم اون زنده نبود

788
01:06:48,460 --> 01:06:49,460
‫ها؟

789
01:06:50,003 --> 01:06:52,087
‫آه، متاسفم. تقصیر منه چیزی رو که نباید پرسیدم!

790
01:06:52,088 --> 01:06:53,555
‫اشکالی نداره

791
01:06:57,010 --> 01:07:03,432
‫در واقع، اوایل، مادربزرگش هنوز برای ملاقات با من به زندان میاوردش.

792
01:07:03,516 --> 01:07:05,947
‫اما به تدریج کمتر و کمتر شد.

793
01:07:06,686 --> 01:07:13,252
‫بعد از اینکه وارد دبیرستان شد، فقط گاهی به اینجا میومد.
‫حتی اگه میومد تو چشمام نگاه نمیکرد

794
01:07:13,276 --> 01:07:16,166
‫اون چشم‌ها غمگین به نظر میرسیدن

795
01:07:18,240 --> 01:07:20,407
‫معلومه که تو قلبش از من متنفر بود

796
01:07:20,408 --> 01:07:22,013
‫اما جای تعجب نیست

797
01:07:22,077 --> 01:07:26,372
‫کدوم بچه به مادری افتخار میکنه
‫که اینجوری توی روزنامه‌ها و مجلات معروف شده باشه؟

798
01:07:26,373 --> 01:07:29,250
‫باشه فرقی نمیکنه هر چقدر که میخواد از من متنفر باشه.

799
01:07:29,251 --> 01:07:32,553
‫تا زمانیکه بتونه به خوبی بزرگ بشه، خوبه

800
01:07:33,338 --> 01:07:36,567
‫با دعا و نیایش،
‫زندگی روزمره‌ام رو اینطور پیش میبردم

801
01:07:36,591 --> 01:07:40,655
‫اما وقتی شیائویونگ با دوستانش در حال موتورسواری بود،

802
01:07:40,679 --> 01:07:43,843
‫تصادف کرد و جان خودشو از دست داد

803
01:07:47,602 --> 01:07:48,794
‫و بعدش...

804
01:07:50,188 --> 01:07:51,884
‫مسئول زندان به من گفت ...

805
01:07:52,983 --> 01:07:56,295
‫من میتونم با نگهبان به تشییع جنازه برم.

806
01:07:56,319 --> 01:07:59,025
‫اما چطور میتونستم برم؟

807
01:07:59,906 --> 01:08:02,475
‫زمان‌هایی بود که میخواستم بمیرم

808
01:08:03,368 --> 01:08:09,744
‫اما زندان جائیه که مردم بطور تصادفی نمی‌میرن.

809
01:08:11,543 --> 01:08:16,221
‫رفتم توالت و تنهایی گریه کردم...

810
01:08:18,174 --> 01:08:22,395
‫خیلی غمگین شدم خیلی غمگین...

811
01:09:14,105 --> 01:09:15,664
‫خانم سومیره

812
01:09:16,191 --> 01:09:17,460
‫روبروی ما پل هست.

813
01:09:17,484 --> 01:09:19,364
‫منظورت چیه؟

814
01:09:20,320 --> 01:09:23,739
‫این پل بر روی بندر یوکوهاماست.

815
01:09:23,740 --> 01:09:24,840
‫اوه...

816
01:09:24,949 --> 01:09:29,399
‫به این دلیل که هنوز زنده هستی میتونی این مناظر رو ببینی.

817
01:09:31,915 --> 01:09:35,446
‫خانم سومیره، عالی نیست که نمردی؟

818
01:09:37,337 --> 01:09:38,803
‫بله

819
01:09:40,924 --> 01:09:43,446
‫اگه زنده نبودم نمیتونستم تو رو ملاقات کنم

820
01:09:47,055 --> 01:09:48,889
‫درسته

821
01:09:50,934 --> 01:09:54,465
‫ببین، این یوکوهاماست

822
01:10:11,454 --> 01:10:12,162
‫سلام

823
01:10:12,163 --> 01:10:13,682
‫خانم سومیره تاکانو هستین؟

824
01:10:13,706 --> 01:10:15,226
‫بله، خودم هستم

825
01:10:15,250 --> 01:10:19,313
‫من مدیر مجموعه یِشان هستم. نام خانوادگی من دونگ هست.

826
01:10:19,337 --> 01:10:21,839
‫اوه، من باید حواسم بهتون باشه.

827
01:10:21,840 --> 01:10:25,486
‫قرار گذاشته بودیم امروز قبل از ساعت پنج تشریف بیارید.

828
01:10:25,510 --> 01:10:27,238
‫میتونم بپرسم چه اتفاقی براتون افتاده؟

829
01:10:27,262 --> 01:10:29,323
‫اوه، قراری گذاشتیم؟

830
01:10:29,347 --> 01:10:30,282
‫فراموش کردین؟

831
01:10:30,306 --> 01:10:31,820
‫بله واقعا فراموش کردم

832
01:10:32,517 --> 01:10:33,702
‫اَلو؟

833
01:10:33,726 --> 01:10:34,768
‫گفتم بیا...

834
01:10:34,769 --> 01:10:35,454
‫این...

835
01:10:35,478 --> 01:10:38,082
‫آه، سلام، من اینجا هستم تا تلفنو پاسخ بدم.

836
01:10:38,106 --> 01:10:40,167
‫خیلی متاسفم ما اکنون به سمت میایم.

837
01:10:40,191 --> 01:10:42,485
‫در چه ساعتی میتونین تشریف بیارین؟

838
01:10:42,610 --> 01:10:45,775
‫این احتمالا کمتر از یک ساعت طول میکشه.

839
01:10:45,780 --> 01:10:48,801
‫وقت شام به زودی تمام میشه

840
01:10:48,825 --> 01:10:49,825
‫ها؟

841
01:10:50,326 --> 01:10:54,765
‫نه، نه، نیازی نیست
‫خودمون شام رو تهیه میکنیم...

842
01:10:54,789 --> 01:10:57,768
‫کاش زودتر سرِ این چیزها به توافق می‌رسیدیم،

843
01:10:57,792 --> 01:10:59,993
‫چون برای ما دردسر ایجاد میکنه

844
01:11:00,086 --> 01:11:02,815
‫باشه، باشه، قبل از ساعت هشت یا نه...

845
01:11:02,839 --> 01:11:05,132
‫لطفا قبل از ساعت هشت اینجا باشید

846
01:11:05,133 --> 01:11:07,104
‫خوب فهمیدم

847
01:11:11,639 --> 01:11:16,685
‫اگه برات مقدوره، دوست داری با من شام بخوری؟

848
01:11:18,062 --> 01:11:22,604
‫اوه، منو به شام دعوت میکنی؟

849
01:11:23,693 --> 01:11:25,894
‫من هم کمی گرسنه هستم

850
01:11:26,029 --> 01:11:28,735
‫خیلی خوشحالم

851
01:11:28,907 --> 01:11:30,511
‫باید رفت

852
01:11:32,243 --> 01:11:35,591
‫شام چی بخوریم...

853
01:12:02,982 --> 01:12:04,316
‫میگم آقای کوجی...

854
01:12:04,317 --> 01:12:05,211
‫بله؟

855
01:12:05,235 --> 01:12:07,481
‫تو همچین آقایی هستی!

856
01:12:07,529 --> 01:12:08,946
‫منظورت چیه؟

857
01:12:08,947 --> 01:12:11,331
‫گفتم تو یک جنتلمن هستی

858
01:12:11,658 --> 01:12:12,712
‫ها؟

859
01:12:28,007 --> 01:12:33,328
‫شیوه‌ای که یک مرد گوشت میخوره واقعا خوبه.

860
01:12:33,972 --> 01:12:36,907
‫با نگاه کردن بهت، همسرت احساس میکنه در آشپزی کاملاً موفقه، درسته؟

861
01:12:39,018 --> 01:12:40,990
‫آیا کمی آبجو میل داری؟

862
01:12:45,984 --> 01:12:47,753
‫در واقع، یک چیز وجود دارد که من از ابتدا کمی در موردش کنجکاو بودم.

863
01:12:47,777 --> 01:12:48,923
‫آره

864
01:12:49,362 --> 01:12:51,104
‫ناخن‌هات خیلی قشنگه

865
01:12:51,239 --> 01:12:53,761
‫اوه این؟

866
01:12:55,076 --> 01:12:56,085
‫بله

867
01:12:56,119 --> 01:12:58,597
‫آیا جوینر رو میشناسی؟

868
01:12:58,621 --> 01:13:01,143
‫اسم لوازم آرایشی چیه؟

869
01:13:01,749 --> 01:13:05,521
‫فلورانس جوینره
‫اون یک دونده آمریکایی هست

870
01:13:05,545 --> 01:13:06,645
‫اوه...

871
01:13:07,589 --> 01:13:10,478
‫بسیار باحال و شیک هست

872
01:13:10,758 --> 01:13:15,896
‫روی ناخن‌های بلندش
‫فقط لاک ناخن بسیار روشن پوشونده

873
01:13:16,347 --> 01:13:22,204
‫بعد از اینکه از زندان آزاد شدم چطور؟
‫پس برای کار به بیمارستانی رفتم که یکی از آشنایانش در اونجا کار میکرد.

874
01:13:22,228 --> 01:13:24,665
‫بعد من در تلویزیون
‫ناخن‌های جوینر رو دیدم

875
01:13:24,689 --> 01:13:30,254
‫بعد فکر کردم، دیر یا زود یک روز
‫خانم‌های ژاپنی هم اینجوری لاک میزنن، درسته؟

876
01:13:30,278 --> 01:13:33,173
‫بنابراین من میخواستم برای تحصیل به آمریکا برم

877
01:13:33,197 --> 01:13:35,365
‫اون زمان، هر وقت بهش فکر می‌کردم
‫بی‌تاب و بی‌قرار میشدم

878
01:13:35,366 --> 01:13:39,173
‫بالاخره یک بلیط یک طرفه خریدم

879
01:13:39,370 --> 01:13:42,718
‫من به ایالات متحده پرواز کردم
‫در حین کار اونجا تحصیل کردم

880
01:13:42,832 --> 01:13:44,643
‫آها، پس شما در ایالات متحده تحصیل کردین؟

881
01:13:44,667 --> 01:13:45,667
‫بله

882
01:13:47,587 --> 01:13:49,100
‫اما که چی؟

883
01:13:49,881 --> 01:13:53,733
‫حالا که به گذشته نگاه میکنم، فکر میکنم اون زمان خیلی بی‌پروا بودم.

884
01:13:53,926 --> 01:13:56,447
‫اگرچه چیزهای دردناک زیادی اونجا وجود داره

885
01:13:56,471 --> 01:14:00,094
‫اما در مقایسه با زندان چیزی نیست...

886
01:14:01,142 --> 01:14:04,536
‫پس به ژاپن برگشتم
‫بعدش این تجارت رو راه‌اندازی کردم

887
01:14:05,229 --> 01:14:08,852
‫حتی برخی میگن من در هنر ناخن پیشگام هستم.

888
01:14:10,318 --> 01:14:12,473
‫خیلی قشنگه

889
01:14:13,112 --> 01:14:15,589
‫میخوام دخترم ببینه

890
01:14:16,866 --> 01:14:18,533
‫چرا دفعه بعد اونو به دیدن من نمیاری؟

891
01:14:18,534 --> 01:14:19,785
‫اونوقت براش انجامش میدم

892
01:14:19,786 --> 01:14:21,574
‫اوه، اون هنوز یک دانش آموز دبیرستانیه.

893
01:14:21,704 --> 01:14:23,400
‫من بهتون کمک میکنم

894
01:14:27,168 --> 01:14:30,587
‫درسته. تو قبلاً گفتی که سهمیه معرفینامه رو گرفته.

895
01:14:30,588 --> 01:14:34,533
‫اما هزینه پذیرش دبیرستان بسیار سخته، درسته؟

896
01:14:35,760 --> 01:14:38,282
‫بالاخره این یک دبیرستان وابسته به دانشگاه موسیقی هست.

897
01:14:39,389 --> 01:14:42,461
‫دختر من هم در کلارینت خیلی خوبه.

898
01:14:42,600 --> 01:14:46,086
‫رویاش پیوستن به اون ارکستر بزرگه

899
01:14:46,396 --> 01:14:47,956
‫و بعد گفت که در آینده ...

900
01:14:47,980 --> 01:14:52,693
‫اون میخواد در یکی از ارکسترهای برجسته اروپا نوازنده کلارینت بشه

901
01:14:52,694 --> 01:14:54,421
‫معمولاً این چیزها رو مثل یک رویا میگه.

902
01:14:54,445 --> 01:14:55,172
‫این خوب نیست؟

903
01:14:55,196 --> 01:14:59,829
‫نه، نه، نه، خانواده ما چطور؟
‫هیچکس تا به حال به اروپا نرفته ...

904
01:15:00,368 --> 01:15:05,597
‫ناگفته نمونه سفر به اروپا، ما حتی هرگز به داخل کشور سفر نکردیم.

905
01:15:07,750 --> 01:15:13,899
‫تنها زمانیکه بیرون میرم شینشو هست.
‫خانواده همسرم اونجا هستن. خودش اونجا به دنیا اومد و بزرگ شد.

906
01:15:13,923 --> 01:15:17,361
‫هر سال تعطیلات تابستانی
‫دختر من واقعاً مشتاقه به اونجا بره.

907
01:15:17,385 --> 01:15:19,127
‫اونجا جای خوبیه

908
01:15:19,137 --> 01:15:23,188
‫هنوز هم از دور میتونی ببینیش
‫آب و هوای "آلپ" خیره کننده‌ست

909
01:15:23,212 --> 01:15:27,662
‫("آلپ ژاپن" که به نام کوه‌های چوبو هم شناخته میشود، نام جمعی برای سه رشته کوه هستند.
‫شامل کوه‌های هیدا در مرکز، کیسو و کوه‌های آکایشی)

910
01:15:28,771 --> 01:15:36,386
‫در مورد هزینه پذیرش و شهریه دخترت چطور؟
‫آیا کاری هست که بتونی انجام بدی؟

911
01:15:37,530 --> 01:15:40,236
‫من فقط میتونم برای این راه حل فکر کنم.

912
01:15:40,575 --> 01:15:42,730
‫به هر حال ما هنوز راه حلی پیدا نکردیم.

913
01:15:46,456 --> 01:15:47,641
‫یک دو

914
01:15:47,665 --> 01:15:50,936
‫تولدت مبارک

915
01:15:50,960 --> 01:15:54,004
‫تولدت مبارک

916
01:15:54,005 --> 01:15:58,986
‫تولدت مبارک پدربزرگ عزیز

917
01:15:59,010 --> 01:16:03,407
‫تولدت مبارک

918
01:16:03,431 --> 01:16:05,448
‫تولدت مبارک!

919
01:16:12,565 --> 01:16:17,198
‫متشکرم. از همه متشکرم.

920
01:16:20,198 --> 01:16:22,342
‫بیا کیک هم بخوریم

921
01:16:22,366 --> 01:16:25,929
‫گفتم بیا بریم کیک فروشی در موتوماچی.

922
01:16:25,953 --> 01:16:27,598
‫برو پاف بخر

923
01:16:27,622 --> 01:16:28,724
‫همونی که دخترت میخواد...

924
01:16:28,748 --> 01:16:30,373
‫هِی، هر چی که گفت شنیدی؟

925
01:16:30,374 --> 01:16:31,875
‫منم میخوام امتحانش کنم

926
01:16:31,876 --> 01:16:32,667
‫نیازی نیست

927
01:16:32,691 --> 01:16:34,563
‫باشه بریم

928
01:16:34,587 --> 01:16:35,871
‫بیا

929
01:16:40,802 --> 01:16:42,511
‫ببخشید خیلی ممنون

930
01:16:42,512 --> 01:16:45,172
‫اوه، و ممنون که منو به شام ​​دعوت کردی.
‫حرفشم نزن

931
01:16:46,724 --> 01:16:49,384
‫وای خیلی وقته...

932
01:16:49,811 --> 01:16:56,645
‫من باید چندین دهه بدون غذا خوردن با یک مرد سپری کرده باشم
‫پس غروب با هم قدم بزنیم

933
01:16:56,859 --> 01:16:58,648
‫اوه، من خیلی افتخار دارم

934
01:16:59,612 --> 01:17:04,551
‫هِی، من امروز در ماشینت نشستم
‫چه روز فوق العاده‌ای بود

935
01:17:04,575 --> 01:17:06,547
‫هنوز یک تاکسی شخصیه.

936
01:17:10,623 --> 01:17:11,581
‫میگم آقای کوجی...

937
01:17:11,582 --> 01:17:12,591
‫ها؟

938
01:17:14,710 --> 01:17:18,012
‫آیا میتونم بازوی تو رو بگیرم؟

939
01:17:19,841 --> 01:17:21,261
‫بفرمایید لطفا

940
01:17:23,386 --> 01:17:24,852
‫متشکرم

941
01:17:30,017 --> 01:17:41,653
‫"یه دختربچه که کفش قرمز پوشیده..."

942
01:17:43,364 --> 01:17:49,137
‫"مردهای غریبه می‌برنش..."

943
01:17:49,161 --> 01:17:53,932
‫"میره دور..."

944
01:17:54,834 --> 01:18:01,944
‫"در اسکله در یوکوهاما"

945
01:18:02,466 --> 01:18:07,833
‫"او سوار قایق شد"

946
01:18:08,264 --> 01:18:11,841
‫این مکان واقعاً دلگیر به نظر میرسه.

947
01:18:11,851 --> 01:18:14,878
‫یک فروشگاه هم وجود نداره

948
01:18:18,149 --> 01:18:20,809
‫ما به زودی میرسیم.

949
01:18:31,704 --> 01:18:36,612
‫اوه، درسته. اون ساختمان واقعاً فوق‌العاده‌ست

950
01:19:24,590 --> 01:19:25,782
‫سلام

951
01:19:25,925 --> 01:19:27,152
‫آیا چیزی اشتباه شده؟

952
01:19:27,176 --> 01:19:29,219
‫شب بخیر سومیره تاکانو اینجاست.

953
01:19:29,220 --> 01:19:31,054
‫ما دیر رسیدیم

954
01:19:31,097 --> 01:19:32,555
‫لطفا یک لحظه صبر کنید

955
01:19:32,556 --> 01:19:33,611
‫خوب

956
01:19:50,282 --> 01:19:52,636
‫واقعا خیلی وقته منتظریم

957
01:19:52,660 --> 01:19:55,495
‫طبق مقررات باید قبل از ساعت پنج مراجعه کنه...

958
01:19:55,496 --> 01:19:58,433
‫اما روی تلفن
‫باید بهتون میگفتم که دیر میایم

959
01:19:58,457 --> 01:20:01,543
‫در آینده باید با افراد زیادی زندگی کنه.

960
01:20:01,544 --> 01:20:04,481
‫اگه قوانین رو رعایت نکنید، برای ما سخت میشه.

961
01:20:04,505 --> 01:20:06,156
‫خب متاسفم

962
01:20:07,008 --> 01:20:08,796
‫این مسئولیت منه

963
01:20:09,010 --> 01:20:12,220
‫من همین الان به خانم سومیره اطلاع میدم.
‫متاسفم که در مورد چمدان شما رو به زحمت ميندازم.

964
01:20:18,769 --> 01:20:20,687
‫خانم سومیره بیا بریم

965
01:20:20,688 --> 01:20:21,665
‫میگم آقای کوجی

966
01:20:21,689 --> 01:20:22,689
‫بله؟

967
01:20:22,690 --> 01:20:27,093
‫آیا میتونم امشب هتلی برای اقامت پیدا کنم؟

968
01:20:28,029 --> 01:20:28,422
‫ها؟

969
01:20:28,446 --> 01:20:30,371
‫چرا چرا؟

970
01:20:30,948 --> 01:20:36,085
‫امروز به این زیبایی
‫نمیخوام به اینجا ختم بشه...

971
01:20:37,705 --> 01:20:43,228
‫دفعه قبل که اومدم اینجا هوا خیلی خوب بود
‫دریای آبی بی‌پایان به نظر میرسید

972
01:20:43,252 --> 01:20:47,232
‫مرغ‌های دریایی در حال پرواز بودن
‫من فکر میکردم واقعاً جای خوبیه

973
01:20:47,256 --> 01:20:50,926
‫اما در شب این مکان بسیار خلوت میشه.

974
01:20:51,010 --> 01:20:56,575
‫نمیشه فردا ظهر برگردیم؟

975
01:20:56,599 --> 01:21:00,495
‫من میتونم احساست در این مورد رو درک کنم.

976
01:21:00,519 --> 01:21:03,914
‫ولی حالا اقامت در هتل غیرممکنه.

977
01:21:04,356 --> 01:21:08,163
‫به هر حال امشب صبور باش
‫فقط همین جا بمون

978
01:21:08,527 --> 01:21:13,341
‫در مورد اینکه بعد از فردا چه باید کرد؟
‫بهتره تا بعد صبر کنی

979
01:21:13,365 --> 01:21:17,054
‫گفتم، همین الان در یوکوهاما بودیم
‫هتلی که توش غذا خوردیم

980
01:21:17,078 --> 01:21:19,222
‫من میخوام اونجا زندگی کنم

981
01:21:19,246 --> 01:21:23,467
‫منو به اونجا میبری؟
‫من پول دارم

982
01:21:24,001 --> 01:21:26,477
‫نمیشه رفت نمیشه رفت!

983
01:21:28,005 --> 01:21:30,986
‫از این رفتار بچه‌گانه دست بردار!

984
01:21:34,011 --> 01:21:35,249
‫خوب

985
01:21:37,098 --> 01:21:39,940
‫ببخشید من زیاده‌روی کردم

986
01:21:47,817 --> 01:21:51,379
‫من یک بار هم در عمرم روی این ویلچر ننشستم.

987
01:21:51,403 --> 01:21:52,631
‫شما مجبور نیستید

988
01:21:52,655 --> 01:21:53,939
‫نیازی نیست

989
01:22:18,055 --> 01:22:21,174
‫شب بخیر

990
01:22:32,319 --> 01:22:34,934
‫من هنوز بهت پول ندادم، درسته؟

991
01:22:35,489 --> 01:22:36,635
‫خب...

992
01:22:37,533 --> 01:22:44,551
‫چقدره؟ میخوام با کارت اعتباری پرداخت کنم...

993
01:22:44,707 --> 01:22:45,415
‫گفتم

994
01:22:45,416 --> 01:22:49,361
‫بعداً، میتونی بعداً در مورد پول صحبت کنی.

995
01:22:49,420 --> 01:22:56,852
‫دو روز دیگه من و همسرم به دیدنت میایم.
‫فقط بعنوان تشکر بابت کیک بهش فکر کن. در مورد کرایه که زمانش رسید صحبت خواهیم کرد.

996
01:22:56,969 --> 01:22:58,887
‫آیا واقعاً دوباره به دیدن من میای؟

997
01:22:58,888 --> 01:23:00,013
‫البته که اینکارو میکنم.

998
01:23:00,014 --> 01:23:02,169
‫بالاخره بحث کرایه ماشینه.

999
01:23:02,933 --> 01:23:04,950
‫با همسرت بیا

1000
01:23:06,187 --> 01:23:10,269
‫باشه حتما میارمش ببیندت

1001
01:23:12,193 --> 01:23:13,613
‫باشه تو برو

1002
01:24:41,699 --> 01:24:44,719
‫آه بابا ممنون بابت کیک

1003
01:24:44,743 --> 01:24:45,345
‫خیلی خوشمزه!

1004
01:24:45,369 --> 01:24:50,100
‫همه چیز گفته شده
‫این همون چیزیه که پیرزن مسافر برای تو خریده؟

1005
01:24:50,124 --> 01:24:53,105
‫اوه، همینه
‫پس این مسافر خیلی خوبه.

1006
01:24:56,714 --> 01:24:58,823
‫چرا نمیای یه کیک بزنی؟

1007
01:24:59,550 --> 01:25:02,862
‫رانندگی در تمام روز
‫باید هزینه زیادی داشته باشه.

1008
01:25:02,886 --> 01:25:05,907
‫اما میتونی بدون پرداخت هزینه ماشین برگردی.
‫داری به چی فکر میکنی؟

1009
01:25:05,931 --> 01:25:07,890
‫مگه من همه چی رو بهت نگفتم؟

1010
01:25:07,891 --> 01:25:12,066
‫به هر حال باید دوباره برم ببینمش.
‫اگه تا اون زمان نتونم وجه ماشین رو دریافت کنم، اشکالی نداره.

1011
01:25:12,855 --> 01:25:14,460
‫پس من میرم

1012
01:25:14,523 --> 01:25:16,418
‫باشه تو جاده مواظب باش

1013
01:25:16,442 --> 01:25:17,542
‫آره

1014
01:25:20,696 --> 01:25:25,558
‫قبلاً در مورد وضعیت آسایشگاه در اون زمان بهت گفتم‌

1015
01:25:27,703 --> 01:25:30,822
‫اوه پس بیا دو روز دیگه با هم بریم

1016
01:25:30,873 --> 01:25:33,028
‫اون همچنین گفت که میخواد تو رو ببینه

1017
01:25:33,167 --> 01:25:35,459
‫جای خوبیه، خیلی نزدیک به دریا.

1018
01:25:36,462 --> 01:25:39,306
‫چطور میتونم اون وقتِ آزاد رو داشته باشم؟

1019
01:25:42,801 --> 01:25:45,691
‫اون پیرزن خیلی جالبیه

1020
01:25:48,223 --> 01:25:50,535
‫پرداخت ماشین اون پیرزن یک موضوع پیش پا افتاده نیست.

1021
01:25:50,559 --> 01:25:54,366
‫اما ما هزینه بیشتری داریم
‫ما هنوز باید راهی برای حلش پیدا کنیم.

1022
01:25:54,730 --> 01:25:56,499
‫من اینو میدونم

1023
01:25:56,523 --> 01:25:58,908
‫هزینه پذیرش نانا؟

1024
01:25:59,234 --> 01:26:01,894
‫این فقط هزینه پذیرش نیست.

1025
01:26:05,532 --> 01:26:10,303
‫هزینه بازرسی خودرو در ماه آینده
‫هزینه تمدید خانه و دو ماه اجاره هم وجود داره.

1026
01:26:12,539 --> 01:26:16,644
‫من تصمیم گرفتم که میخوام خونه قدیمی در شینشو رو بفروشم

1027
01:26:16,668 --> 01:26:17,668
‫نه...

1028
01:26:18,295 --> 01:26:21,551
‫من هم با تلفن خواهرمو قانع کردم

1029
01:26:21,715 --> 01:26:26,623
‫با تلفن گریه کرد
‫گفت خاطرات مادرم همینجوری داره از بین میره

1030
01:26:27,054 --> 01:26:29,118
‫اینو به نانا گفتی؟

1031
01:26:30,057 --> 01:26:33,497
‫هنوز نگفتم خیلی رقت‌انگیزه طاقت گفتنشو ندارم

1032
01:26:35,896 --> 01:26:40,942
‫تو چه مشکلی داری؟
‫خانواده ما در حال حاضر چیزی بزرگ رو تجربه میکنه.

1033
01:26:41,568 --> 01:26:46,656
‫مهم نیست که اون شخص چقدر جالب بوده
‫اما چرا بدون پرداخت هزینه سفر برگشتی...

1034
01:26:46,657 --> 01:26:49,087
‫ببخشید ببخشید اشتباه کردم

1035
01:26:53,580 --> 01:26:56,195
‫به هر حال باید اول کیک‌ها رو بخوری...

1036
01:27:59,146 --> 01:28:00,751
‫به دریا نگاه کن

1037
01:28:03,484 --> 01:28:05,455
‫چه جای عالی!

1038
01:28:17,956 --> 01:28:19,240
‫سلام

1039
01:28:19,333 --> 01:28:24,700
‫اسم من اوسامی هست. من اینجا هستم تا با خانم سومیره تاکانو ملاقات کنم.

1040
01:28:24,755 --> 01:28:27,140
‫میشه لطفا دوباره بفرمایید؟

1041
01:28:27,758 --> 01:28:31,613
‫خب، من اینجا هستم تا خانم سومیره تاکانو رو ببینم.

1042
01:28:31,637 --> 01:28:33,883
‫لطفا یک لحظه صبر کنید

1043
01:28:47,110 --> 01:28:49,679
‫لطفا وارد بشین

1044
01:28:52,407 --> 01:28:53,646
‫سلام

1045
01:28:53,825 --> 01:28:55,201
‫برای دیدن خانم تاکانو اینجا هستید؟

1046
01:28:55,202 --> 01:28:55,970
‫بله

1047
01:28:55,994 --> 01:28:58,975
‫ایشون تقریبا یک هفته پیش مراجعه کرد

1048
01:29:00,791 --> 01:29:01,936
‫که اینطور...

1049
01:29:03,377 --> 01:29:05,211
‫نمیدونین؟

1050
01:29:05,295 --> 01:29:08,001
‫نمیدونین چی؟

1051
01:29:09,758 --> 01:29:11,959
‫خانم سومیره تاکانو...

1052
01:29:12,886 --> 01:29:17,978
‫اون دیروز درگذشت

1053
01:29:22,062 --> 01:29:24,999
‫اما یک هفته پیش به اینجا آوردمش.

1054
01:29:25,023 --> 01:29:26,307
‫اینجا سوار تاکسی شدم.

1055
01:29:26,316 --> 01:29:28,378
‫اون موقع خیلی خوب بود

1056
01:29:28,402 --> 01:29:33,998
‫با توجه به سوابق، به نظر میرسید که یک بیماری قلبی بسیار جدی داره.

1057
01:29:35,033 --> 01:29:37,804
‫به نظر رسید دیروز یک حمله قلبی ناگهانی داشته.

1058
01:29:37,828 --> 01:29:39,845
‫راستی اون گواهی پزشکی...

1059
01:29:40,706 --> 01:29:41,599
‫بله

1060
01:29:41,623 --> 01:29:45,476
‫دیروز اینجا واقعا بد بود. ماشین‌های پلیس اومدن.

1061
01:29:48,171 --> 01:29:53,217
‫شماره اتاق خانم تاکانو چنده؟

1062
01:29:53,302 --> 01:29:55,488
‫اما اتاقش خالیه...

1063
01:29:55,512 --> 01:29:57,208
‫باشه فقط بهم بگو

1064
01:29:57,764 --> 01:29:59,015
‫من میخوام با همسرم ملاقات کنه

1065
01:29:59,016 --> 01:30:00,896
‫اون برای من خیلی مهمه!

1066
01:30:01,685 --> 01:30:04,872
‫قرار گذاشتیم که همسرمو برای دیدنش بیارم. خواهش میکنم.

1067
01:30:04,896 --> 01:30:06,666
‫هِی بیا...

1068
01:30:06,690 --> 01:30:08,001
‫اتاق ۳۱۹ در طبقه سوم ...

1069
01:30:08,025 --> 01:30:09,150
‫۳۱۹ بریم

1070
01:30:09,151 --> 01:30:11,443
‫الان دیگه کسی نیست!

1071
01:30:24,333 --> 01:30:25,571
‫آقا!

1072
01:30:48,065 --> 01:30:54,992
‫به چیزیکه پیرزن در مورد بیماری قلبی بهت گفت گوش ندادی؟

1073
01:31:00,369 --> 01:31:04,910
‫اوه این چطور ممکنه...

1074
01:31:08,794 --> 01:31:11,178
‫معلوم بود اون زمان حالش خوب بود

1075
01:31:52,963 --> 01:31:54,063
‫ها؟

1076
01:31:56,341 --> 01:31:58,267
‫بذار ببینم...

1077
01:32:13,525 --> 01:32:18,112
‫آه، متاسفم
‫شما آقای کوجی اوسامی هستید؟

1078
01:32:18,113 --> 01:32:18,904
‫خودم هستم

1079
01:32:18,905 --> 01:32:20,156
‫آیا شما راننده تاکسی هستید؟

1080
01:32:20,157 --> 01:32:21,384
‫درسته

1081
01:32:21,408 --> 01:32:24,011
‫الان میتونم ببینمتون

1082
01:32:24,035 --> 01:32:26,305
‫این کاریه که من انجام میدم

1083
01:32:26,329 --> 01:32:29,907
‫در واقع، چندی پیش با شما در چاییو آشنا شدم.

1084
01:32:31,918 --> 01:32:34,462
‫مرحوم خانم تاکانو نامه‌ای گذاشتن

1085
01:32:34,463 --> 01:32:37,256
‫گیرنده نامه شمائید و الان نزد من هست.

1086
01:32:37,257 --> 01:32:42,257
‫اگر وقت دارین
‫میتونین بعداً به دفتر من بیاین؟

1087
01:32:44,765 --> 01:32:47,654
‫(دفتر دبیر قضایی آبه
‫قاضی قضایی سیچیرو آبه)

1088
01:32:48,101 --> 01:32:52,595
‫("دبیر قضایی" یک کار حقوقی منحصر به فرد در ژاپن است.
‫تمرکز بر ثبت املاک و مشاغل، دفتر امور حقوقی و تولید اسناد دادگاه و غیره)

1089
01:32:58,069 --> 01:33:00,730
‫واقعا کار اشتباهی کردم...

1090
01:33:01,948 --> 01:33:03,462
‫چه کار اشتباهی کردی؟

1091
01:33:05,911 --> 01:33:12,012
‫اون شب، خانم سومیره، اون پیرزن
‫گفت که میخواد در هتلی در یوکوهاما بمونه

1092
01:33:12,918 --> 01:33:17,138
‫اما من که تمام روز باهاش موندم
‫من واقعا خسته شده بودم

1093
01:33:19,591 --> 01:33:25,187
‫بهش گفتم نمیتونم ببرمش
‫من خیلی تند رفتار کردم و بهش اجازه ندادم.

1094
01:33:32,020 --> 01:33:33,625
‫من اینکارو درست انجام ندادم.

1095
01:33:36,107 --> 01:33:39,227
‫من باید خواسته‌های خودشو دنبال میکردم ...

1096
01:34:10,392 --> 01:34:14,565
‫آیا میتونم ابتدا هویت شما رو تأیید کنم؟

1097
01:34:15,564 --> 01:34:17,083
‫گواهینامه رانندگی مشکلی نداره؟

1098
01:34:17,107 --> 01:34:18,620
‫البته

1099
01:34:25,073 --> 01:34:26,448
‫همین

1100
01:34:27,325 --> 01:34:30,870
‫پس نامه خانم تاکانو رو به شما میدم.

1101
01:34:30,871 --> 01:34:37,980
‫ضمناً این وصیت نامه‌ای هست که به امضای خانم تاکانو رسیده.

1102
01:34:46,052 --> 01:34:47,530
‫میتونم اینجا بخونمش؟

1103
01:34:47,554 --> 01:34:49,250
‫البته

1104
01:35:01,359 --> 01:35:07,001
‫به راننده مهربان و مورد علاقه‌ام:
‫آقای کوجی

1105
01:35:08,325 --> 01:35:11,012
‫"وقتی این نامه را میخوانی"

1106
01:35:11,036 --> 01:35:16,142
‫"من باید دیگر زنده نباشم
‫فکر کردن به این موضوع کمی عجیب است"

1107
01:35:16,166 --> 01:35:18,000
‫"اما حقیقت دارد"

1108
01:35:18,084 --> 01:35:22,717
‫"با توجه به شرایط جسمانی فعلی‌ام
‫وقتی قلبم می‌ایستد تعجبی ندارد"

1109
01:35:24,382 --> 01:35:30,781
‫"من میخواستم همسر محبوبت را ملاقات کنم
‫با دختر خیلی دوست داشتنی شما"

1110
01:35:30,805 --> 01:35:33,974
‫"اما شاید دیگر وقت ندارم"

1111
01:35:33,975 --> 01:35:38,425
‫"بنابراین من این نامه را می‌نویسم"

1112
01:35:41,566 --> 01:35:49,740
‫"چیزی که می‌خواهم بگویم
‫درباره روزی‌ست که در تاکسی‌ات گذراندم"

1113
01:35:49,950 --> 01:35:57,243
‫"آخرین روز شاد زندگی من بود"

1114
01:36:01,127 --> 01:36:04,421
‫"من زنی هستم با سابقه سوء قصد به قتل."

1115
01:36:04,422 --> 01:36:09,946
‫"که شخصیت بسیار سختی دارد و به مردان نزدیک نمیشود."

1116
01:36:09,970 --> 01:36:13,776
‫"تو مرا با ملایمت پذیرفتی"

1117
01:36:14,099 --> 01:36:16,529
‫"ممنون آقای کوجی"

1118
01:36:19,771 --> 01:36:24,210
‫"سالن ناخنی که در زمان حیاتم مالک آن بودم"

1119
01:36:24,234 --> 01:36:26,879
‫"پول کمی پشت سر گذاشته"

1120
01:36:26,903 --> 01:36:30,985
‫"اما الان دیگر نیازی به پول ندارم"

1121
01:36:32,283 --> 01:36:37,264
‫"اما برای تو و خانواده‌ات
‫این پول باید بسیار مورد نیاز باشد"

1122
01:36:37,288 --> 01:36:40,059
‫پول را در چک بانکی نقد کردم

1123
01:36:40,083 --> 01:36:44,074
‫"فقط از این پول استفاده کنید."

1124
01:36:44,379 --> 01:36:47,483
‫"تمام خانواده خودت را برای سفر به اروپا میبری"

1125
01:36:47,507 --> 01:36:53,838
‫"دخترت را به کنسرت ببر
‫به آن موزیک فوق العاده گوش کن"

1126
01:37:03,982 --> 01:37:05,999
‫"عزیزم، سریع به این نگاه کن"

1127
01:37:10,613 --> 01:37:13,549
‫"ده‌ها، صدها، هزاران..."

1128
01:37:15,368 --> 01:37:16,789
‫نه...

1129
01:37:23,293 --> 01:37:28,018
‫باشه، باشه اول بشینید نامه رو بخونید.

1130
01:37:46,858 --> 01:37:51,945
‫"یه چیزی هست که یادم رفت بگم کرایه تاکسی اون روز"

1131
01:37:51,946 --> 01:37:54,515
‫"میتونی از اینجا برداریش"

1132
01:37:57,202 --> 01:38:05,202
‫من واقعاً میخواهم شما را ببینم
‫"بخاطر همین این نامه را مینویسم"

1133
01:38:05,752 --> 01:38:08,503
‫"خداحافظ آقای کوجی"

1134
01:38:08,922 --> 01:38:13,692
‫"خداحافظ راننده مورد علاقه من"

1135
01:38:18,890 --> 01:38:22,330
‫"نوشته شده در یک شب زیبای مهتابی"

1136
01:38:23,394 --> 01:38:26,467
‫"- سومیره تاکانو"

1137
01:38:26,491 --> 01:38:46,491
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

1138
01:38:46,515 --> 01:39:06,515
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

1139
01:39:35,612 --> 01:39:41,612
‫"شب خیلی آرامی بود"

1140
01:39:41,636 --> 01:39:47,736
‫"به سرعت چراغ کنار پنجره را خاموش کردم"

1141
01:39:47,760 --> 01:39:59,060
‫"پری‌های افسانه هم بی سر و صدا آمدند"

1142
01:39:59,384 --> 01:40:05,584
‫"به آرامی به من و تو لبخند میزدند"

1143
01:40:05,608 --> 01:40:15,608
‫"چون این شبی بود فقط مال من و تو"

1144
01:40:30,220 --> 01:40:34,720
‫"شب خیلی آرامی بود"

1145
01:40:34,744 --> 01:40:40,944
‫"دلم هم به خواب رفت"

1146
01:40:40,968 --> 01:40:52,568
‫"آرزو کردم به نور ستاره‌های دور"

1147
01:40:52,592 --> 01:40:58,692
‫"دوباره او را در خواب ببینم"

1148
01:40:58,716 --> 01:41:09,716
‫"این شب، سرزمینِ خیال ماست"

1149
01:41:09,740 --> 01:41:18,240
‫"شبِ سرزمین رویاها..."

