﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:07,000
<font color=#32174D> "ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز" </font>

2
00:00:33,000 --> 00:00:57,000
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
<font color="#8224e3"><b>BcMoviez.Com</b></font>
<font color="#8224e3"><b>t.me/BcMoviez</b></font>

3
00:01:12,409 --> 00:01:14,911
با کمال امتنان،
دوک و دوشسِ دِوون‌شایر

4
00:02:11,426 --> 00:02:13,178
کمک!

5
00:02:17,515 --> 00:02:18,933
بنت‌ها دارن میان.

6
00:02:19,017 --> 00:02:21,561
مسمومم کردن!

7
00:02:21,644 --> 00:02:24,064
سه روزه دارین یه ‌بند می‌نوشین، قربان.

8
00:02:24,147 --> 00:02:25,857
بهتون هشدار داده بودم.

9
00:02:25,940 --> 00:02:27,817
نه بابا، همچین غلطی نکردی.

10
00:02:27,901 --> 00:02:31,404
دل و روده‌ام داره می‌گنده.

11
00:02:31,529 --> 00:02:33,114
دکتر رو خبر کن!

12
00:02:33,198 --> 00:02:35,283
براتون سوپ آوردم، با مارماهی خام،

13
00:02:35,367 --> 00:02:36,493
نون سبوس‌دار،

14
00:02:36,576 --> 00:02:38,203
و زرده تخم جغد با سرکه

15
00:02:38,286 --> 00:02:39,829
و یه کم ویسکی.

16
00:02:45,752 --> 00:02:47,670
سِر جورج چانسی سَوِج

17
00:02:47,754 --> 00:02:49,714
یه آدمِ نوزِه‌رسیده و گستاخِ ولزی بود،

18
00:02:49,798 --> 00:02:51,883
یه کلاهبردارِ هفت‌خط و فرصت‌طلب...

19
00:02:51,966 --> 00:02:54,177
آره، دقیقاً.

20
00:02:54,260 --> 00:02:56,471
...که با کارهای لجن و تهوع‌آورش،

21
00:02:56,554 --> 00:02:59,099
کلاهبرداری‌های وقیحانه و خودشیرینی برای طبقه بالا

22
00:02:59,182 --> 00:03:01,935
تونست مخِ یه زن از خانواده اصیل رو بزنه و خرش کنه،

23
00:03:02,060 --> 00:03:04,771
لیدی سَوِج، از خاندان سَوِج‌های یورکشایر،

24
00:03:04,854 --> 00:03:08,233
فقط برای اینکه هر چی از ارث و میراث خونوادگیش مونده بود رو به باد بده

25
00:03:08,316 --> 00:03:10,235
و خرج لباس‌های جلف و زرق‌وبرق‌دار کنه،

26
00:03:10,318 --> 00:03:15,657
عرق‌خوری، جنده و خلاف موردعلاقه‌ش یعنی قمار.

27
00:03:15,740 --> 00:03:16,741
همون‌ها.

28
00:03:17,325 --> 00:03:19,452
قبول کرد اسم «سوج» رو بذاره رو خودش،

29
00:03:19,577 --> 00:03:22,872
تا با این ازدواج، لقب «سِر» رو به جیب بزنه؛

30
00:03:22,956 --> 00:03:25,458
اونم با چوب حراج زدن به کلی تابلوی نقاشی

31
00:03:25,542 --> 00:03:27,043
و تیکه‌زمین‌های مختلف.

32
00:03:27,168 --> 00:03:29,087
اما برخلاف ظاهرش،

33
00:03:29,170 --> 00:03:32,674
هیچی نبود جز توله‌یِ یه دست‌فروشِ پاپتی.

34
00:03:33,133 --> 00:03:35,260
یه غریبه بین کله‌گنده‌ها؛

35
00:03:35,677 --> 00:03:38,888
چانسی هیچ‌وقت خودش رو در حد اون زن نمی‌دید،

36
00:03:38,972 --> 00:03:41,891
یا در حد هیچ‌کدوم از اونا، که البته خیلی‌ها هم با این حرف موافق بودن.

37
00:03:45,103 --> 00:03:48,690
حالم از این خانواده «بنت» به‌هم می‌خوره. افاده‌ای، شل‌ومول و کسل‌کننده.

38
00:03:50,608 --> 00:03:51,985
می‌بینی چطوری نگام می‌کنه؟

39
00:03:52,068 --> 00:03:54,863
با اون نیشخندِ فضولش؟ اون زنش هم که یه دهاتیِ بی‌همه‌چیزه.

40
00:03:54,946 --> 00:03:56,906
جذبه‌ش در حدِ یه دملِ چرکیه.

41
00:03:57,949 --> 00:03:59,617
دیروز یه داستانِ کثیف

42
00:03:59,701 --> 00:04:00,660
از دهنِ یه نوکر شنیدم

43
00:04:00,743 --> 00:04:02,704
درباره‌ی «بنت» و یه جنده‌یِ سیفلیسی.

44
00:04:02,787 --> 00:04:04,414
اوه، بگو ببینم.

45
00:04:11,045 --> 00:04:17,802
بخش اول
یک درخواستِ اشرافی

46
00:04:18,428 --> 00:04:20,889
تو لجن‌زارهایِ «سنت جایلز» به دنیا اومده بود،

47
00:04:20,972 --> 00:04:23,099
پیش‌خدمتِ چانسی واسه خودش اوباشی بود

48
00:04:23,183 --> 00:04:24,851
و یه فرصت‌طلبِ به تمام معنا.

49
00:04:24,934 --> 00:04:26,102
از جاتون تکون نخورین!

50
00:04:26,269 --> 00:04:28,438
اگه زحمتی نیست، جیب‌هاتون رو خالی کنین.

51
00:04:28,646 --> 00:04:31,065
و هرچی چیزِ قیمتی دارین رو رد کنین بیاد.

52
00:04:31,149 --> 00:04:34,444
یه مالیاتِ جدید واسه اشراف‌زاده‌های این منطقه وضع شده.

53
00:04:35,987 --> 00:04:37,155
خیلی چاکریم.

54
00:04:38,615 --> 00:04:40,658
بیبیِ دل!

55
00:04:40,742 --> 00:04:42,660
واسه اینکه بتونه به زندگیِ کثیف و عیاشی‌اش ادامه بده...

56
00:04:42,744 --> 00:04:44,412
و یه خاکی تو سرِ بدهی‌هایِ روزافزونش بریزه...

57
00:04:46,456 --> 00:04:49,042
«چانسی» خیلی زود پای نوکرِ وفادارش رو هم باز کرد...

58
00:04:49,125 --> 00:04:50,543
به گشت‌ و گذاراش توی فاحشه‌خونه‌ها...

59
00:04:50,627 --> 00:04:52,128
و قمارخونه‌ها...

60
00:04:52,212 --> 00:04:54,672
و هر خراب‌شده‌یِ دیگه‌ای که فکر می‌کرد به دردش می‌خوره.

61
00:04:55,173 --> 00:04:57,842
- زود باش.
- بگیریدش! دزد!

62
00:04:57,926 --> 00:04:59,302
برگرد اینجا!

63
00:04:59,385 --> 00:05:00,595
شلیک نکنین! داره چرت می‌گه!

64
00:05:00,678 --> 00:05:01,971
دزدهایِ پفیوز!

65
00:05:02,055 --> 00:05:04,140
- یه عیاشِ گدا گشنه.
- برگرد اینجا!

66
00:05:04,224 --> 00:05:05,725
یالا دیگه قربان.

67
00:05:07,268 --> 00:05:09,062
تند نرو، کفشام پاشنه‌بلنده!

68
00:05:10,772 --> 00:05:12,899
«چانسی» واسه خودش کلی کلک و حقه تو آستین داشت...

69
00:05:12,982 --> 00:05:15,485
تا به بهترین شکل ممکن به اون چیزی که می‌خواد برسه.

70
00:05:18,821 --> 00:05:21,324
اون استادِ عوض کردنِ تاس‌ها بود...

71
00:05:21,407 --> 00:05:22,742
با یه جفت تاسِ دست‌کاری شده...

72
00:05:22,825 --> 00:05:24,285
که با دقتِ تمام ردیف‌شون کرده بود...

73
00:05:24,369 --> 00:05:27,121
غل‌غل و غوغا، رنج و عذاب،

74
00:05:27,455 --> 00:05:30,708
آتیش بسوز و دیگ بجوش، کارو بساز.

75
00:05:30,833 --> 00:05:34,128
...جوری که تقریباً همیشه جفت‌شیش می‌آورد.

76
00:05:36,256 --> 00:05:38,716
نمی‌دونم چطوری، سَوِج،

77
00:05:38,925 --> 00:05:41,719
اما بدجوری بهم رکب زدی، اونم به یه روش کثیف و لجن،

78
00:05:41,803 --> 00:05:45,682
و به همین خاطر، باید جواب پس بدی!

79
00:05:46,224 --> 00:05:47,559
چطور جرئت می‌کنی؟

80
00:05:49,477 --> 00:05:51,521
رِجینالد همیشه مجبور بود گندکاری‌های...

81
00:05:51,646 --> 00:05:53,565
- حاضر!
- ...مالیِ «چانسی» رو جمع‌وجور کنه

82
00:05:53,648 --> 00:05:56,734
و اختلاف‌ها رو با دوئل شمشیر یا تپانچه حل کنه...

83
00:05:56,818 --> 00:05:58,903
آتیش!

84
00:05:59,320 --> 00:06:01,114
...علاوه بر اینکه کمک می‌کرد تا از دست

85
00:06:01,197 --> 00:06:04,534
شرخرای عصبانی که مدام می‌ومدن سراغش، قسر در بره.

86
00:06:05,952 --> 00:06:07,120
کجاست؟

87
00:06:07,620 --> 00:06:10,290
متأسفانه جناب چانسی برای کار رفتن هامبورگ.

88
00:06:10,373 --> 00:06:11,749
ماه پیش پاریس بود،

89
00:06:11,833 --> 00:06:13,585
ماه قبلش هم هند شرقی.

90
00:06:13,668 --> 00:06:15,795
منو سیاه نکن بچه!

91
00:06:16,421 --> 00:06:19,007
شنیدم زمین منو دوبار فروخته،

92
00:06:19,090 --> 00:06:20,425
شایدم سه بار.

93
00:06:20,592 --> 00:06:22,927
چانسی داشت یواش‌یواش از

94
00:06:23,011 --> 00:06:24,512
زمین‌های اشراف‌زاده‌ها بالا می‌کشید.

95
00:06:24,596 --> 00:06:26,472
یه نقشه احمقانه و پیچیده

96
00:06:26,556 --> 00:06:28,891
پر از بدهی‌های سنگین و دوزوکلک.

97
00:06:29,058 --> 00:06:31,936
اگه این غائله زود و درست‌وحسابی ختم به خیر نشه،

98
00:06:32,061 --> 00:06:34,272
مجبور می‌شم برم سراغ مأمورای قانون.

99
00:06:34,355 --> 00:06:35,982
پیغامتون رو می‌رسونم.

100
00:06:41,362 --> 00:06:43,072
بانوی من امروز صبح حالشون چطوره؟

101
00:06:43,156 --> 00:06:45,908
انگار فقط توی دورهمی‌ها و مهمونی‌ها باهام حرف می‌زنی،

102
00:06:45,992 --> 00:06:46,909
یا سرِ غذا.

103
00:06:46,993 --> 00:06:48,786
فقط یه دوره‌ست قربان، می‌گذره.

104
00:06:48,870 --> 00:06:50,288
ماه‌هاست که بهم دست نزده.

105
00:06:50,455 --> 00:06:52,373
شما از اونایی هستین که آدم باید کم‌کم بهتون عادت کنه، قربان.

106
00:06:52,832 --> 00:06:54,834
با آقای بِلک باید چیکار کنم؟

107
00:06:54,917 --> 00:06:57,086
قبلش یه کم... شاکی به نظر می‌رسید.

108
00:06:57,170 --> 00:06:59,422
آه، آره، قطعه ۱۱.

109
00:06:59,547 --> 00:07:02,508
یه پهنه محشر از درختای توس و کاج.

110
00:07:02,759 --> 00:07:05,219
نگران نباش. همه چیز تحت کنترلمه.

111
00:07:05,553 --> 00:07:08,806
نمی‌ذارم یه مشت بانکدارِ طماع خونمون رو بالا بکشن

112
00:07:08,890 --> 00:07:11,893
و اسممون رو لکه‌دار کنن. این خونه؟

113
00:07:12,602 --> 00:07:15,355
- قرقاوله قربان.
- اوه، عالیه. غذای مورد علاقمه.

114
00:07:15,521 --> 00:07:16,439
می‌دونم قربان.

115
00:07:16,689 --> 00:07:18,566
نمی‌دونم بدون تو باید چیکار می‌کردم.

116
00:07:18,691 --> 00:07:21,361
وفاداریت، ارزشت... و مهارتت توی تیراندازی.

117
00:07:21,444 --> 00:07:22,737
تو خیلی هنرها داری،

118
00:07:22,820 --> 00:07:24,322
ولی تیراندازِ خوبی نیستی.

119
00:07:24,405 --> 00:07:25,448
تقصیر من نیست.

120
00:07:26,032 --> 00:07:28,242
این عینکا قیافه‌م رو زیادی رسمی و چاق نشون می‌ده.

121
00:07:28,326 --> 00:07:29,702
زیاد بهت نمی‌گم، ولی…

122
00:07:30,536 --> 00:07:35,750
مثل پسرم برام عزیزی، یا…

123
00:07:37,710 --> 00:07:39,712
یه سگِ باوفا و بامحبت.

124
00:07:49,472 --> 00:07:50,807
لیدی سَوِج از...

125
00:07:50,890 --> 00:07:52,850
یه خانواده اشرافیِ بدنام و ورشکسته بود.

126
00:07:53,351 --> 00:07:55,478
با اینکه هنوز یه لقب دهن‌پرکن داشتن...

127
00:07:55,561 --> 00:07:57,146
...و خونشون رنگین‌تر بود،

128
00:07:57,271 --> 00:07:59,440
خاندان «سَویجِ» یورکشایر داشتن به فلاکت می‌افتادن...

129
00:07:59,565 --> 00:08:01,484
بریدنِ سرِ لُرد به‌خاطر رابطه با فاحشه

130
00:08:01,693 --> 00:08:03,319
...و دیگه فقط یه اسم ازشون باقی مونده بود.

131
00:08:03,403 --> 00:08:05,488
ازدواجش با «چانسی» هم

132
00:08:05,571 --> 00:08:07,281
کمکی به این اوضاعِ خیطِ مالی نکرد،

133
00:08:07,448 --> 00:08:10,243
اما خب، دلِ آدم دمدمی‌زاجه.

134
00:08:10,326 --> 00:08:12,745
زودی خامِ جادوی اون شد

135
00:08:12,829 --> 00:08:15,373
و با وجود تمام مخالفت‌ها و حرف‌ و حدیث‌ها،

136
00:08:15,456 --> 00:08:17,166
دو هفته‌ای باهاش ریخت رو هم و ازدواج کرد.

137
00:08:17,834 --> 00:08:20,962
تا حالا کسی رو مثل «چانسی» ندیده بود.

138
00:08:22,714 --> 00:08:25,133
ولی خب معلومه، خوش‌گذرونی تاوان داره.

139
00:08:26,175 --> 00:08:28,010
آخ، چانسی.

140
00:08:29,262 --> 00:08:30,722
ولخرجی‌های بی‌حساب‌وکتاب‌شون

141
00:08:30,805 --> 00:08:31,806
و گندکاری‌هاشون،

142
00:08:31,889 --> 00:08:34,308
اونا رو لبِ پرتگاهِ نابودی برده بود.

143
00:08:34,559 --> 00:08:37,729
به قولِ بدخواه‌ها، این دو تا لنگه‌ی همن.

144
00:08:37,895 --> 00:08:40,815
تا حالا زوجی به بی‌رگیِ خانواده «بنت» ندیدم.

145
00:08:40,898 --> 00:08:42,650
مثل فنجون‌های چایِ کسل‌کننده‌ان.

146
00:08:42,775 --> 00:08:45,403
یه مشت چینیِ نقاشی‌شده که مغزشون پوکه.

147
00:08:45,820 --> 00:08:47,822
پس آخه چرا همیشه دعوتشون می‌کنی؟

148
00:08:47,905 --> 00:08:49,323
آدمِ گدا گشنه چاره‌ای نداره.

149
00:08:49,449 --> 00:08:51,617
بدونِ مهمون، هرچقدر هم که رو مخ باشن،

150
00:08:51,701 --> 00:08:53,327
بقیه شک می‌کنن که اصلاً چیزی واسه خوردن داریم یا نه.

151
00:08:53,411 --> 00:08:54,620
ولی ما داریم شما رو می‌بینیم.

152
00:08:54,704 --> 00:08:56,164
می‌دونم، ولی شماها خدمتکارید،

153
00:08:56,247 --> 00:08:57,206
همیشه جلوی چشم‌تونیم.

154
00:08:57,290 --> 00:08:59,500
یه مهمونِ عزیز، ولی حقوق‌بگیر، به حساب نمیاد.

155
00:08:59,625 --> 00:09:00,668
البته.

156
00:09:00,835 --> 00:09:02,587
تنها کسایی که این روزا میان سر وقتمون

157
00:09:02,670 --> 00:09:05,631
طلبکارای شوهرم و مأمورای مفت‌خورِ مالیاتن.

158
00:09:05,715 --> 00:09:07,467
اون تا حالا هیچ پالتویی

159
00:09:07,550 --> 00:09:09,469
یا هیچ ممه‌ی گنده‌ای ندیده که هوسش رو نکنه.

160
00:09:10,052 --> 00:09:12,889
شاید حرفِ مردم درسته و ما واقعاً لایقِ همیم.

161
00:09:12,972 --> 00:09:14,891
خیلی نسبت به خودت سخت‌گیری می‌کنی.

162
00:09:15,391 --> 00:09:17,393
دوروتی، تو تنها کسی هستی که منو می‌فهمی.

163
00:09:18,603 --> 00:09:20,563
مطمئنی زیاده‌روی نیست؟

164
00:09:21,522 --> 00:09:24,233
اصلاً. به نظرم خیلی هم رعایت کردی.

165
00:09:24,817 --> 00:09:27,278
اه ریدم توش! باز نه.

166
00:09:27,779 --> 00:09:29,614
اوه، اون پاپیون رو از اونجا بردار.

167
00:09:35,411 --> 00:09:37,455
تموم شد. اینجوری خوبه.

168
00:10:02,313 --> 00:10:04,524
«برای اولین بار توی ۵۰۰ سال گذشته،

169
00:10:04,649 --> 00:10:06,692
یه خورشیدگرفتگی کامل توی لندن رخ می‌ده،

170
00:10:06,776 --> 00:10:08,236
اونم کمتر از دو هفته‌ی دیگه.»

171
00:10:08,486 --> 00:10:10,154
«همچین خورشیدگرفتگی‌ای وقتی رخ می‌ده

172
00:10:10,238 --> 00:10:13,199
که ماهِ نو بین خورشید و زمین قرار بگیره،

173
00:10:13,449 --> 00:10:15,618
مثل یه درپوش که خورشید رو سیاه می‌کنه

174
00:10:15,701 --> 00:10:18,120
و سایه‌اش رو روی زمین می‌ندازه.»

175
00:10:18,496 --> 00:10:21,123
«خورشیدگرفتگی هالی اولین در نوعِ خودش محسوب می‌شه،

176
00:10:21,207 --> 00:10:23,417
طبق تئوری نیوتن پیش‌بینی شده، پس بنابراین...

177
00:10:23,626 --> 00:10:26,128
اینجا نقشه‌ی مسیرش کشیده شده.

178
00:10:38,933 --> 00:10:41,811
شرور کوچولوی من و اون گله‌ی موش‌هاش چطورن؟

179
00:10:41,894 --> 00:10:44,438
بابا، قول بده بعد از اینکه کارِت با بنت‌ها تموم شد میای بازی کنیم.

180
00:10:44,564 --> 00:10:47,400
فقط به شرطی که «وولی» قول بده این بار گاز نگیره.

181
00:10:47,775 --> 00:10:50,236
اوه، نمی‌تونه همچین قولی بهت بده.

182
00:10:50,403 --> 00:10:53,281
- البته که نوکری در کار نیست. - نه، معلومه که نه.

183
00:10:53,364 --> 00:10:55,074
فقط امیدوارم اون قرقاوله...

184
00:10:55,199 --> 00:10:56,868
مثل دفعه‌ی قبل نشه.

185
00:10:56,951 --> 00:10:58,995
یا خدا. چند روز تمام از تو مستراح تکون نمی‌خوردم.

186
00:10:59,078 --> 00:11:00,496
می‌دونم. قشنگ داشتی فواره می‌زدی.

187
00:11:01,664 --> 00:11:04,667
آقای و خانم بنت، چه سعادتی. از این طرف.

188
00:11:20,266 --> 00:11:21,642
واسه مجلس رقص دعوت شدین؟

189
00:11:21,726 --> 00:11:22,768
توی قلعه‌ی کامبرلند؟

190
00:11:22,852 --> 00:11:24,854
- عالی به نظر میاد. - نه.

191
00:11:25,021 --> 00:11:28,566
یا اون شامِ طولانی و خسته‌کننده واسه کنتِ جدید گلاستر؟

192
00:11:28,649 --> 00:11:29,942
متأسفانه نه.

193
00:11:30,109 --> 00:11:31,444
حتماً یکی از خدمتکارا...

194
00:11:31,527 --> 00:11:32,445
اشتباه کرده، آره.

195
00:11:35,114 --> 00:11:38,826
امروز صبح لرد مارلو یه داستانِ واقعاً عجیب‌وغریب واسم تعریف کرد.

196
00:11:38,910 --> 00:11:40,828
یه چیزی به اسم «خورشیدگرفتگی».

197
00:11:40,995 --> 00:11:44,248
ظاهراً از منابع موثق خبر رسیده که...

198
00:11:44,457 --> 00:11:46,876
روح‌های پلید قراره سرازیر بشن،

199
00:11:46,959 --> 00:11:48,753
درست مثل اینکه تو آسمون شیرِ فلکه رو باز کرده باشن.

200
00:11:48,961 --> 00:11:51,756
اینا همه‌اش کارِ شیطونه واسه این پادشاهِ نکبت.

201
00:11:51,839 --> 00:11:53,799
- منابع موثق، هان؟
- آره، راسته.

202
00:11:53,925 --> 00:11:55,927
آره، شر داره از همه جا می‌باره.

203
00:11:56,010 --> 00:11:57,803
اولش یه پادشاه آلمانی.

204
00:11:57,887 --> 00:11:59,263
- بعدش هم آبله.
- آره.

205
00:11:59,347 --> 00:12:01,390
حالا هم که یه سوراخ تو آسمون باز شده؟

206
00:12:01,474 --> 00:12:02,892
دیگه قراره چه گلی به سرمون بخوره؟

207
00:12:04,393 --> 00:12:07,313
هر چقدر هم که به قدرت رسیدنِ این جرجیِ کوفتی دردسرساز باشه،

208
00:12:07,396 --> 00:12:09,315
ژاکوبیت‌ها دارن خیابون‌ها رو به گند می‌کشن،

209
00:12:09,398 --> 00:12:11,275
با وحشی‌گری و قشرق راه انداختن،

210
00:12:11,400 --> 00:12:13,861
عین یه مشت بچه‌ننه‌ی افاده‌ای که اسباب‌بازی‌شون رو دزدیده باشن.

211
00:12:13,945 --> 00:12:15,655
زنده باد پادشاه!

212
00:12:15,780 --> 00:12:17,073
لعنت بر پارلمان!

213
00:12:17,573 --> 00:12:20,326
شرمنده، ولی اینا هیچی نیستن جز یه مشت احمقِ فتنه‌گر،

214
00:12:20,409 --> 00:12:21,994
که نقابِ انقلابی زدن.

215
00:12:22,078 --> 00:12:23,371
شوخی می‌کنی دیگه؟

216
00:12:23,454 --> 00:12:25,081
منو به خیلی چیزا متهم کردن،

217
00:12:25,164 --> 00:12:26,999
ولی «جدی بودن» هیچ‌وقت جزوشون نبوده.

218
00:12:27,083 --> 00:12:28,501
یه هانووری؟ اونم اینجا؟

219
00:12:28,584 --> 00:12:32,046
این توهین به غیرتِ هر انگلیسیِ با شرفیه.

220
00:12:32,129 --> 00:12:33,923
نابود کردنِ توری‌ها،

221
00:12:34,006 --> 00:12:36,550
و بالا اومدنِ مخفیانه‌ی ویگ‌ها.

222
00:12:36,634 --> 00:12:39,178
خجالت‌آوره. یه کودتای پست‌فطرانه.

223
00:12:39,428 --> 00:12:40,638
این خاکِ ماست.

224
00:12:40,763 --> 00:12:42,807
- آره.
- تاج و تخت و حقِ مادرزادیمونه.

225
00:12:42,974 --> 00:12:46,018
و اصلاً قصد ندارم اجازه بدم یه آلمانیِ کثافت...

226
00:12:46,102 --> 00:12:47,645
داری از چنگمون درش میاری.

227
00:12:47,728 --> 00:12:48,938
دقیقاً.

228
00:12:49,188 --> 00:12:50,481
اگه حواسمون نباشه،

229
00:12:50,564 --> 00:12:52,441
باسه صبحونه باید شنیتسل کوفت کنیم.

230
00:12:52,525 --> 00:12:53,985
گوتن ناخت. گوتن تاگ.

231
00:12:54,110 --> 00:12:55,486
- گوتنِ فلان و بهمان.
- همینطوره.

232
00:12:55,569 --> 00:12:57,196
جورج آگوستوس؟

233
00:12:57,279 --> 00:12:59,824
- اوه، من به هیچ آگوستوسی اعتماد ندارم.
- نه، نه، نه.

234
00:12:59,907 --> 00:13:03,160
اما جیمز ادوارد استوارت چی؟

235
00:13:03,244 --> 00:13:05,079
- آفرین.
- این شد یه اسمِ شاهانه.

236
00:13:05,162 --> 00:13:07,915
این یوهان باخ هم مشکوک می‌زنه.

237
00:13:07,999 --> 00:13:09,792
با هر کی حرف زدیم

238
00:13:09,875 --> 00:13:12,003
- این صعود رو غیرقانونی می‌دونن.
- آره.

239
00:13:12,086 --> 00:13:14,088
بیخیال هامفری، واقعاً نگرانی

240
00:13:14,171 --> 00:13:15,464
که یه مشت ویگ

241
00:13:15,548 --> 00:13:17,383
تا داری مستراح می‌کنی زمین‌هات رو از چنگت دربیارن؟

242
00:13:17,466 --> 00:13:21,220
- قربان، دارید منو دست می‌ندازید؟
- اصلاً و ابداً.

243
00:13:21,303 --> 00:13:24,348
فقط یه اختلاف‌نظر ساده بین دو تا دوستِ صمیمی‌ئه

244
00:13:24,974 --> 00:13:27,393
که دارن درباره سیاست گپ می‌زنن.

245
00:13:27,643 --> 00:13:28,686
شما، قربان،

246
00:13:28,769 --> 00:13:31,647
توی این مسائل ذهن تند و تیز و مکارانه‌ای دارید.

247
00:13:31,772 --> 00:13:33,649
من آدمِ سیاست نیستم.

248
00:13:33,733 --> 00:13:34,984
بیشتر شبیه طاووس‌ام.

249
00:13:35,109 --> 00:13:37,278
کی کیک می‌خواد؟

250
00:13:37,778 --> 00:13:40,239
کلاً دو تا خدمتکار؟ وحشیانه‌ست.

251
00:13:40,322 --> 00:13:42,658
دیدی؟ ون‌گویشون رو فروختن.

252
00:13:42,742 --> 00:13:44,076
همش به خاطر بدهی قماره.

253
00:13:44,660 --> 00:13:47,288
اوه، هامفری.

254
00:13:47,455 --> 00:13:49,206
اوه، گه!

255
00:13:54,003 --> 00:13:56,505
تو کل عمرم این‌همه گه یه جا ندیده بودم!

256
00:13:59,008 --> 00:14:00,801
از طرف دوک و دوشس دِوون‌شایر.

257
00:14:00,885 --> 00:14:01,802
فوریه.

258
00:14:07,975 --> 00:14:08,976
قربان!

259
00:14:09,060 --> 00:14:11,395
اون تلسکوپی که بهش دادی رو دیدم. چقدر پات آب خورد؟

260
00:14:11,479 --> 00:14:12,772
نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی.

261
00:14:12,897 --> 00:14:13,814
قربان!

262
00:14:18,110 --> 00:14:19,111
«دی.»

263
00:14:23,032 --> 00:14:24,533
یه درخواسته...

264
00:14:24,867 --> 00:14:27,078
از طرف دوک و دوشس دِوون‌شایر.

265
00:14:27,453 --> 00:14:29,872
دارن برای گشت سالانه‌شون می‌رن به یورک‌شایر،

266
00:14:30,289 --> 00:14:32,541
و ظاهراً یکی از مهموناشون، لرد ورنون،

267
00:14:33,125 --> 00:14:37,755
به خاطر یه آبله‌ی وحشتناک ریقِ رحمت رو سر کشیده.

268
00:14:40,341 --> 00:14:42,593
- و... 
- چی؟

269
00:14:42,676 --> 00:14:44,011
چی؟ چی؟ چی شده؟

270
00:14:44,929 --> 00:14:49,642
ده روز دیگه یه جا برای شام و خواب لازم دارن،

271
00:14:49,725 --> 00:14:53,020
و دارن می‌پرسن که ما می‌تونیم...

272
00:14:53,562 --> 00:14:54,980
راهشون بدیم.

273
00:14:56,899 --> 00:14:58,109
نه.

274
00:14:59,276 --> 00:15:01,153
- نه. 
- آره!

275
00:15:06,659 --> 00:15:08,285
گه، گه، گه!

276
00:15:08,369 --> 00:15:10,454
- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم؟
- نه! نه!

277
00:15:10,955 --> 00:15:13,624
- متأسفم، نه، نمی‌تونیم. نه.
- خواهش می‌کنم.

278
00:15:13,707 --> 00:15:15,251
این مسخره‌بازی چیه؟ دارن اذیت می‌کنن؟

279
00:15:15,334 --> 00:15:17,378
بهت اطمینان می‌دم که کاملاً واقعیه.

280
00:15:18,087 --> 00:15:20,422
دست‌خط رو نگاه کن. معرکه‌ست!

281
00:15:20,881 --> 00:15:22,216
فکر می‌کنی خودش نوشته؟

282
00:15:22,341 --> 00:15:23,634
ما نه امکاناتش رو داریم،

283
00:15:23,717 --> 00:15:25,636
نه آدمش رو، واسه همچین درخواستِ دهن‌پرکنی.

284
00:15:25,719 --> 00:15:27,680
ببخشید، ولی من اجازه نمی‌دم بهم توهین بشه.

285
00:15:27,763 --> 00:15:29,849
اما رد کردنِ همچین درخواستی،

286
00:15:29,932 --> 00:15:32,184
بیشتر باعثِ تحقیرمون نمی‌شه؟

287
00:15:32,268 --> 00:15:33,519
می‌تونیم خالی ببندیم.

288
00:15:33,727 --> 00:15:35,187
می‌تونیم بگیم که...

289
00:15:35,271 --> 00:15:38,023
- که خودمونم مریضیم.
- عزیزم، عشقِ من، خواهش می‌کنم.

290
00:15:38,357 --> 00:15:40,734
این فرصت رو نمی‌بینی؟

291
00:15:41,235 --> 00:15:44,113
یه سفر تو یورکشایر، اونم وسطِ واگیرِ مریضی و شورش.

292
00:15:44,196 --> 00:15:47,408
بخت بهمون رو کرده، این یه معجزه‌ست!

293
00:15:47,783 --> 00:15:49,451
چانسی، خواهش می‌کنم.

294
00:15:49,535 --> 00:15:51,453
شاید توی لیست نفرِ پنجم یا ششم بودیم،

295
00:15:51,579 --> 00:15:53,164
اما این اصلاً مهم نیست.

296
00:15:53,247 --> 00:15:56,333
نمی‌فهمی؟ اونا ما رو انتخاب کردن.

297
00:15:57,626 --> 00:16:00,254
این تنها فرصتیه که لکه‌ی ننگ رو از اسمِ خونواده‌ت پاک کنی.

298
00:16:00,379 --> 00:16:01,839
که دوباره برگردیم اون بالا.

299
00:16:01,922 --> 00:16:04,466
واسه اینکه تاریخ رو از نو بنویسیم، بدون اینکه کسی بویی ببره،

300
00:16:04,550 --> 00:16:07,052
به جز چند تا همسایه و شرخرِ مالیاتی.

301
00:16:08,387 --> 00:16:10,306
آدم با رفیقاش شناخته می‌شه.

302
00:16:11,390 --> 00:16:13,809
فکر کن بعد یه شام به این باکلاسی، چه زندگی‌ای در انتظارمونه.

303
00:16:13,934 --> 00:16:16,937
دعوت‌نامه برای رقص و مهمونی‌های اعیونی...

304
00:16:17,021 --> 00:16:19,523
توی دربارهای مختلف سلطنتی.

305
00:16:19,607 --> 00:16:21,192
آه!

306
00:16:21,317 --> 00:16:23,402
پر از حرفای قلمبه‌سلمبه و دیس‌های آناناس.

307
00:16:23,485 --> 00:16:25,446
و شاید، شاید هم...

308
00:16:25,529 --> 00:16:29,742
یه سفر به پاریس با جناب دوک و دوشس.

309
00:16:29,909 --> 00:16:34,955
لیدی سوجِ من، امشب به طرز خیره‌کننده‌ای زیبا شدی!

310
00:16:35,039 --> 00:16:38,209
ممنونم عالیجناب. این واقعاً دیوونگیه.

311
00:16:38,792 --> 00:16:40,336
می‌دونم. ولی کیف نمی‌ده؟

312
00:16:42,880 --> 00:16:45,007
اصل و نسب شما وحشیانه و سطح‌پایین بود.

313
00:16:45,090 --> 00:16:46,842
مجبور بودین با چنگ و دندون راهتونو باز کنین...

314
00:16:46,926 --> 00:16:48,344
تا خودتونو از توی لجن بکشین بالا.

315
00:16:48,427 --> 00:16:49,970
و حالا ببینین کجایین.

316
00:16:50,054 --> 00:16:51,597
اربابِ این قلعه‌ی لعنتی!

317
00:16:51,680 --> 00:16:54,058
یه دوک و دوشس سرِ میزِ من دارن شام می‌خورن.

318
00:16:54,183 --> 00:16:56,477
شما الگوی همه‌ی لات و لوت‌ها هستین.

319
00:16:56,602 --> 00:16:58,520
وقتی با دوک رفیق بشیم،

320
00:16:58,604 --> 00:17:00,606
طلبکارها مجبور می‌شن قیدِ بدهی‌هاشونو بزنن.

321
00:17:00,689 --> 00:17:02,066
یا اینکه سودشو طلب کنن.

322
00:17:02,149 --> 00:17:05,069
اوه! آه! تخم‌سگِ کوچولو!

323
00:17:05,152 --> 00:17:06,570
- لعنتی! - ببخشید، قصدی نداشتم.

324
00:17:06,654 --> 00:17:08,322
- الآن بهت نشون می‌دم! - اوه، گه توش!

325
00:17:08,405 --> 00:17:10,449
بیا اینجا، عوضیِ فسقلی!

326
00:17:10,532 --> 00:17:12,618
انگار داری پولتو حروم می‌کنی، نه؟

327
00:17:12,701 --> 00:17:14,495
خیلی حرص می‌خوری.

328
00:17:14,870 --> 00:17:16,997
آخرش از این‌همه استرس زخم‌معده می‌گیری.

329
00:17:17,206 --> 00:17:18,916
عزیزم، هیچ‌چیزی قطعی نیست.

330
00:17:19,625 --> 00:17:20,918
اما اگه قبول کنیم،

331
00:17:21,085 --> 00:17:23,545
بهش به چشم یه سرمایه‌گذاری
واسه آینده نگاه کن.

332
00:17:24,129 --> 00:17:25,756
وقتی یه ازدواج درست و حسابی بکنی،

333
00:17:25,839 --> 00:17:27,007
ما رو از بدبختی نجات می‌دی.

334
00:17:27,091 --> 00:17:28,509
جوری باهام حرف می‌زنی انگار یه تیکه مالم

335
00:17:28,592 --> 00:17:30,135
که باید به بالاترین قیمت فروخته بشه.

336
00:17:30,219 --> 00:17:31,887
شاید تلخ به نظر بیاد، ولی همینه که هست.

337
00:17:32,263 --> 00:17:34,515
مثل یه زمین حاصل‌خیزی که باید بهش رسید و توش چیزی کاشت،

338
00:17:34,848 --> 00:17:37,101
و گاهی هم نصف‌شب، مست‌ومست شخمش زد،

339
00:17:37,184 --> 00:17:38,352
بدون اینکه لذتی ببری.

340
00:17:38,435 --> 00:17:40,145
ولی تو به‌خاطر عشق با بابا ازدواج کردی.

341
00:17:40,229 --> 00:17:41,814
اون یه کلاهبردارِ توو دل برو بود.

342
00:17:41,939 --> 00:17:44,358
آره، و ببین اون حماقت
ما رو به چه روزی انداخت.

343
00:17:45,442 --> 00:17:48,529
اوه، تو یه خیالبافی، عزیزم.
درست مثل بابات.

344
00:17:48,862 --> 00:17:52,324
سرت تو ابرهاست. حالا دیگه یکم استراحت کن.

345
00:17:55,327 --> 00:17:56,620
به موش‌ها بگو شب‌بخیر.

346
00:17:56,704 --> 00:17:59,164
- نه، اصلاً فکرشم نکن.
- خواهش می‌کنم.

347
00:18:02,126 --> 00:18:04,962
بچه‌ی کله‌خرابی هستی،
ولی دوستت دارم.

348
00:18:30,529 --> 00:18:31,697
دوشیزه نویل!

349
00:18:31,780 --> 00:18:34,116
عجیبه که توی زیرزمین می‌بینمتون.

350
00:18:34,199 --> 00:18:37,077
اوه! لابد راه رو گم کردم، عالی‌جناب.

351
00:18:37,161 --> 00:18:38,329
اگه سرتون شلوغ نیست،

352
00:18:38,412 --> 00:18:41,248
میشه کمکم کنین که بیسکویتمو خیس کنم

353
00:18:41,457 --> 00:18:44,626
توی یه کم خامه غلیظ و مربای انگور فرنگی؟

354
00:18:44,710 --> 00:18:46,378
البته که میشه، لردِ من.

355
00:18:53,719 --> 00:18:55,054
توله خوکِ کثیف.

356
00:18:59,016 --> 00:19:01,477
شما یه شمشیرزنِ حرفه‌ای هستین،
جناب هالیفاکس.

357
00:19:02,853 --> 00:19:04,480
همه‌ش به حرکت مچ دست بستگی داره، بانوی من.

358
00:19:06,231 --> 00:19:07,858
هر چی که هست...

359
00:19:08,817 --> 00:19:11,820
ازتون التماس می‌کنم درخواست دوک رو قبول کنین

360
00:19:12,363 --> 00:19:13,989
و هر چه سریع‌تر جواب بدین.

361
00:19:14,823 --> 00:19:18,369
این فرصتِ شماست تا «عمارت سوج» رو از نو بسازین

362
00:19:18,452 --> 00:19:21,121
و اسمتون رو به جایگاه اصلیش برگردونین.

363
00:19:21,747 --> 00:19:23,916
لیاقتت اینه که بدرخشی، عشق من.

364
00:19:24,833 --> 00:19:28,087
که همون فانوس طلایی باشی که براش به دنیا اومدی،

365
00:19:28,796 --> 00:19:30,047
قبل از اینکه اون مردا

366
00:19:30,130 --> 00:19:32,841
ثروتت رو به لجن بکشن و حیف و میلش کنن.

367
00:19:35,552 --> 00:19:36,720
بغلم کن.

368
00:19:38,680 --> 00:19:40,057
بهم دست نزن!

369
00:19:44,937 --> 00:19:45,979
فکر کنم عاشقتون شدم.

370
00:19:54,279 --> 00:19:57,157
توی ملافه‌های خوشبویِ معشوقه‌ی جوونش،

371
00:19:57,366 --> 00:19:59,243
بالاخره لیدی سوج قبول کرد

372
00:19:59,326 --> 00:20:01,537
که برای شام میزبان دوک و دوشس باشه،

373
00:20:02,037 --> 00:20:04,498
مسئولیتی که خیلی جدی باهاش برخورد می‌کرد.

374
00:20:05,165 --> 00:20:08,627
و این‌جوری رژه‌ی حماقتِ ما شروع میشه.

375
00:20:10,295 --> 00:20:16,427
بخش دوم
کمی بازسازی

376
00:20:16,677 --> 00:20:18,929
از اونجایی که شوهرم زیادی شله و وا میده،

377
00:20:19,012 --> 00:20:21,098
خودم مسئولیت این رو به عهده می‌گیرم که

378
00:20:21,181 --> 00:20:23,267
ابهت این خونه رو

379
00:20:23,392 --> 00:20:24,601
ظرف ده روز بهش برگردونم،

380
00:20:24,685 --> 00:20:27,020
یه لیست هم از کارهای لازم ردیف کردم

381
00:20:27,104 --> 00:20:29,356
تا هر چی هرج و مرج و بی‌خیالیه رو ریشه‌کن کنم.

382
00:20:29,565 --> 00:20:32,985
آقای هالیفاکس، تمام کارهای یدی و زوری با شماست،

383
00:20:33,068 --> 00:20:36,196
از جمله باغبونی، نجاری،

384
00:20:36,280 --> 00:20:37,865
و کارهای مرمتِ کلی.

385
00:20:38,282 --> 00:20:40,993
دوشیزه نویل، تو هم علاوه بر نظافت،

386
00:20:41,076 --> 00:20:43,454
باید با آقای والکات برای جور کردن

387
00:20:43,537 --> 00:20:45,247
اقلام مورد نیاز منومون همکاری کنی،

388
00:20:45,330 --> 00:20:46,832
و همین‌طور آمار دادن به کاسب‌ها

389
00:20:46,915 --> 00:20:47,875
توی صنف خودشون.

390
00:20:48,750 --> 00:20:51,462
عتیقه‌فروش‌ها، جواهرفروش‌ها، خیاط‌ها و بقیه.

391
00:20:52,629 --> 00:20:54,923
خانم‌ها و آقایون، این یه ضیافت در حد یه «دوک»ـه.

392
00:20:55,007 --> 00:20:56,216
افتخار بزرگی نصیبتون شده.

393
00:20:56,550 --> 00:20:58,135
قرار نیست واسه پولش خساست به خرج بدیم.

394
00:20:58,260 --> 00:21:00,804
حالا، وقت تنگه. پس...

395
00:21:01,805 --> 00:21:02,848
دست بجنبونید!

396
00:21:05,184 --> 00:21:06,810
در مورد مهمون‌های شام فکر کردم.

397
00:21:06,894 --> 00:21:09,605
باید لرد کامبرلند و اِرلِ...

398
00:21:10,063 --> 00:21:11,982
اسمش چی بود؟ همون. و چند تا آدم بافرهنگ رو دعوت کنیم.

399
00:21:12,399 --> 00:21:14,943
شاید اون دوبلینیِ نکته‌سنج، «دین سویفت»؟

400
00:21:15,027 --> 00:21:16,653
با این وقتِ کم و این مریضیِ واگیردار،

401
00:21:16,737 --> 00:21:17,779
سخت می‌شه.

402
00:21:17,863 --> 00:21:21,074
- ولی می‌تونیم امتحان کنیم.
- چی رو؟

403
00:21:21,867 --> 00:21:22,993
تقصیر من نیست.

404
00:21:23,076 --> 00:21:25,162
وقتی عصبی می‌شم، فقط کوفت می‌کنم.

405
00:21:25,287 --> 00:21:26,455
یالله، یالله، یالله!

406
00:21:26,538 --> 00:21:28,624
قربان! خواهش می‌کنم! التماست می‌کنم!

407
00:21:28,707 --> 00:21:30,918
بالا رفتن از پله‌های طبقاتیِ جامعه خطرناکه،

408
00:21:31,001 --> 00:21:33,420
- اگه حواست نباشه.
- قربان!

409
00:21:34,129 --> 00:21:36,048
دست از لودگی بردار، عزیزم.

410
00:21:36,465 --> 00:21:39,384
لازم نیست معرکه بگیری.
بچه‌ننه.

411
00:21:43,889 --> 00:21:46,225
شاید وقتی کارتون تموم شد، دوشیزه نویل،

412
00:21:46,308 --> 00:21:48,101
بتونید ظروف چینی مادرم رو از زیر خاک بکشید بیرون،

413
00:21:48,185 --> 00:21:50,521
از توی هر سوراخ‌سمبه‌ای که قایمش کردین.

414
00:21:50,604 --> 00:21:52,064
دیگه پیداش نمی‌کنم.

415
00:21:54,316 --> 00:21:55,776
بله، خانم.

416
00:21:59,404 --> 00:22:01,323
اوه، آره، آره، دقیقاً همینه.

417
00:22:01,406 --> 00:22:02,282
کمکت می‌کردم،

418
00:22:02,366 --> 00:22:04,117
ولی با چکش یه ناشیِ تمام‌عیارم.

419
00:22:04,201 --> 00:22:06,286
خیلی کار ریخته رو سرمون.

420
00:22:06,370 --> 00:22:08,497
فشارِ کار غیرقابل‌تحمله!

421
00:22:10,165 --> 00:22:11,750
نمی‌دونم بدون تو چیکار می‌کردم.

422
00:22:17,506 --> 00:22:19,967
داشتم فکر می‌کردم یه قطعه زمین دیگه رو هم بفروشم

423
00:22:20,050 --> 00:22:22,427
تا مخارجِ سور و ساتِ شام جور بشه.

424
00:22:22,719 --> 00:22:26,682
قربان، شما همین الانشم همه‌ی زمین‌ها رو یا فروختین یا گرو گذاشتین.

425
00:22:26,765 --> 00:22:29,059
بعضیاشون رو حتی دو بار. باید جریانِ آقای بلک رو یادتون بیارم؟

426
00:22:29,142 --> 00:22:30,769
اوه، آره، آره، البته.

427
00:22:31,019 --> 00:22:33,855
شماره ۱۱. من... فقط داشتم یه کم فکر می‌کردم.

428
00:22:33,981 --> 00:22:36,650
هیچ جنتلمنِ آبروداری آمارِ دقیقِ دخل و خرجش رو نداره.

429
00:22:36,775 --> 00:22:37,901
اگه حواست رو جمع نکنی،

430
00:22:38,026 --> 00:22:40,612
آخرش از زندانِ طلبکارا، یا بدتر، از تیمارستان سر درمی‌آریم.

431
00:22:40,696 --> 00:22:43,657
بی‌خیالِ جزئیات شو. یه خاکی تو سرمون می‌ریزیم.

432
00:22:45,492 --> 00:22:47,911
چه کلکسیون معرکه‌ای دارین، قربان.

433
00:22:48,453 --> 00:22:50,372
سلیقه‌ی خونواده‌ی شما زبون‌زدِ خاص و عامه،

434
00:22:50,455 --> 00:22:52,416
و همیشه هم بی‌نقصه.

435
00:22:52,499 --> 00:22:56,795
این قلم جنس، مخصوصاً، خیلی چشمگیره.

436
00:22:56,878 --> 00:22:58,505
نه، متأسفانه نمیشه، آقای بریمزبی.

437
00:22:58,589 --> 00:22:59,840
این هدیه‌ی عمه الساست.

438
00:22:59,923 --> 00:23:01,508
آخه عزیز من، تو که هیچ‌وقت اینو نمی‌ندازی.

439
00:23:05,721 --> 00:23:08,307
فقط مرواریدا و یاقوتا. نه بقیه‌ی جواهراتم رو.

440
00:23:09,141 --> 00:23:13,061
و این‌جوری شد که لیدی سَوِج با دلی پر از غصه، مرواریدای مادرش رو فروخت،

441
00:23:13,228 --> 00:23:14,646
گوشواره‌های عمه‌ش رو،

442
00:23:14,730 --> 00:23:18,150
و یه مشت خرت و پرتِ ونیزی رو به خوردِ آقای بریمزبی داد،

443
00:23:18,275 --> 00:23:20,485
اونم در ازای یه پولِ نسبتاً قلمبه.

444
00:23:20,819 --> 00:23:23,864
هنوز کلی خرید برای مهمونیِ شامِ دوک مونده بود،

445
00:23:24,156 --> 00:23:26,783
و حالا دیگه مایه لازم رو داشتن.

446
00:23:28,493 --> 00:23:29,911
اول از همه،

447
00:23:30,037 --> 00:23:32,748
با توجه به اینکه جای سه تا تابلویِ درست و حسابی توی سالن ناهارخوری خالی بود،

448
00:23:32,914 --> 00:23:35,792
چانسی تصمیم گرفت عاقلانه‌ترین کار اینه که چندتا تابلویِ ارزون‌قیمت بخره،

449
00:23:35,876 --> 00:23:38,003
هم‌اندازه‌ی قبلی‌ها، که جای اونا رو پر کنه.

450
00:23:38,629 --> 00:23:42,132
اون کادرهای خالی و گنده‌ی روی دیوار که ردِ گرد و خاک و آفتاب روشون مونده بود.

451
00:23:42,215 --> 00:23:45,010
واسه هر چشمِ کارکشته‌ای، یه توهینِ تو چشم بود،

452
00:23:45,093 --> 00:23:46,970
مخصوصاً واسه یه دوک و دوشس.

453
00:23:47,054 --> 00:23:49,306
این کارِ جاکومو آدولفیه،

454
00:23:49,389 --> 00:23:53,727
یه نبوغِ خالص و از شاگردای کاراواجو.

455
00:23:53,977 --> 00:23:55,520
زیاد اسم و رسم نداره،

456
00:23:55,604 --> 00:23:57,147
ولی تو محافلِ خاص خیلی براش ارزش قائلن.

457
00:23:57,230 --> 00:23:58,940
تو جمع‌های کله‌گنده‌ها.

458
00:23:59,024 --> 00:24:01,568
همین اواخر یکیشو فروختم به کنتِ لستر.

459
00:24:01,652 --> 00:24:03,195
البته بینِ خودمون بمونه، واضح که هست.

460
00:24:03,278 --> 00:24:05,530
البته. اوم...

461
00:24:05,614 --> 00:24:07,449
آره، الان خوب می‌فهمم چی می‌گید.

462
00:24:07,532 --> 00:24:10,327
واقعاً معرکه‌ست. حرف نداره.

463
00:24:11,244 --> 00:24:13,413
می‌تونم بپرسم قیمتش چنده؟

464
00:24:13,497 --> 00:24:15,624
سلیقه‌تون حرف نداره، سِر چانسی.

465
00:24:15,707 --> 00:24:19,086
مطمئنم می‌تونیم سر یه مبلغِ عادلانه با هم توافق کنیم.

466
00:24:19,211 --> 00:24:20,420
طبیعتاً،

467
00:24:20,504 --> 00:24:22,756
چون چانسی از این سوسول‌بازی‌ها و ظرافت‌ها سر در نمی‌آورد،

468
00:24:22,881 --> 00:24:26,760
پولِ خیلی قلمبه‌ای رو ریخت به پای لرد ویلبریِ نجیب‌زاده.

469
00:24:29,680 --> 00:24:31,807
اینا سبک جاکوبین هستن با تکیه‌گاه حصيری.

470
00:24:31,890 --> 00:24:34,184
اینا هم مدل ملکه آن هستن با پایه‌های خمیده.

471
00:24:34,267 --> 00:24:35,477
اینم که آخرین مده.

472
00:24:35,560 --> 00:24:37,979
ابریشم دمشقی ایتالیاییه با پایه‌های کوچیک.

473
00:24:38,063 --> 00:24:40,649
ایننو راهبه‌های کور تو هلند بافتن.

474
00:24:40,732 --> 00:24:42,234
خیلی دلبرن. با اون جزئیات ظریفشون.

475
00:24:42,359 --> 00:24:44,361
پایه‌هاش جوری می‌درخشن انگار طلاست. ولی نیست.

476
00:24:44,444 --> 00:24:46,863
اینم از صندلی‌هامون.

477
00:24:46,988 --> 00:24:49,700
- بله، جناب دوک.
- نه، البته، دوک.

478
00:24:49,783 --> 00:24:52,869
- شنیدید جناب دوک؟
- یوهووو!

479
00:24:53,161 --> 00:24:56,665
چانسی و لیدی سَوِیج توافق کرده بودن به کسی چیزی نگن،

480
00:24:56,748 --> 00:24:58,542
درباره‌ی مهمونای کله‌گنده‌ی شامشون،

481
00:24:58,875 --> 00:25:00,961
اما خیلی زود پنهان‌کاری رو گذاشتن کنار

482
00:25:01,044 --> 00:25:02,421
و آمارش رو به هر ننه-قمری دادن

483
00:25:02,504 --> 00:25:04,965
که از جلو خونه‌شون رد می‌شد و گوش شنوا داشت.

484
00:25:05,173 --> 00:25:08,343
البته مثلاً خیلی با احتیاط این کار رو کردن.

485
00:25:08,427 --> 00:25:11,054
- آره جون خودت، خر هم پرواز می‌کنه!
- نه جدی، راست می‌گم.

486
00:25:11,930 --> 00:25:13,682
خب پس باید اینا رو برداری.

487
00:25:14,599 --> 00:25:16,017
واسه یه دوک و دوشس،

488
00:25:16,101 --> 00:25:19,271
پرده‌ها همیشه باید با ملافه‌ها ست باشن.

489
00:25:19,813 --> 00:25:22,482
- دوشس، کالسکه‌تون منتظره!
- پاشو.

490
00:25:44,880 --> 00:25:46,798
مناسبت چیه، سرورم؟

491
00:25:47,424 --> 00:25:48,508
به کسی نگیا،

492
00:25:48,592 --> 00:25:50,427
ولی دوک و دوشسِ دِوون‌شایر

493
00:25:50,510 --> 00:25:52,596
- دارن میان واسه شام.
- اوه!

494
00:25:53,930 --> 00:25:55,265
پس باید این یکی رو برداری.

495
00:25:55,682 --> 00:25:57,684
لیدی لنوکس اینو تو جشن رقص کامبرلند پوشیده بود.

496
00:25:57,768 --> 00:25:59,770
همه تو دربار از اینا می‌پوشن.

497
00:25:59,895 --> 00:26:03,815
- اوه، محشره!
- شکسته نفسی می‌فرمایید.

498
00:26:03,899 --> 00:26:06,193
- اوه!
- با یه همچین هیکلی، بانو،

499
00:26:06,276 --> 00:26:07,652
توش بی‌نظیر می‌شید.

500
00:26:07,736 --> 00:26:10,322
اینجا و اینجا و اینجا رو براتون تنگ می‌کنم.

501
00:26:11,573 --> 00:26:12,699
- اوه!
- حالا می‌بینی.

502
00:26:12,824 --> 00:26:14,743
حتماً باید اینو تنم کنم؟

503
00:26:15,911 --> 00:26:17,037
آره، واجبه.

504
00:26:17,537 --> 00:26:18,872
عزیزم...

505
00:26:18,955 --> 00:26:21,500
تو مثل یه شکلاتی هستی که کادوی خیلی قشنگی داره،

506
00:26:21,625 --> 00:26:24,795
ولی وقتی گازش می‌زنی، توش پر از اسید و شوکرانه.

507
00:26:24,878 --> 00:26:27,631
و تو، شوهر عزیزم، درست مثل یه گل رزی.

508
00:26:27,714 --> 00:26:29,424
یه موجود جذاب و رنگارنگ،

509
00:26:29,508 --> 00:26:31,676
که از نزدیک، در واقع خیلی خار داره،

510
00:26:31,760 --> 00:26:32,886
و توی کثافت بزرگ شده.

511
00:26:35,597 --> 00:26:37,766
- قربان...
- می‌دونم، می‌دونم.

512
00:26:37,849 --> 00:26:40,560
بقیه‌شو ماه دیگه صاف می‌کنم. قول می‌دم.

513
00:26:40,644 --> 00:26:41,770
قربان...

514
00:26:42,145 --> 00:26:45,690
یه شامِ در حدِ دوک می‌تونه واسه کاسبی حکم طلا رو داشته باشه.

515
00:26:45,774 --> 00:26:49,319
اونم تو این مریضیِ نکبتی و وضعیتِ فلاکت‌بار. هوم؟

516
00:26:51,112 --> 00:26:52,697
تا قبلِ شام آماده می‌شن.

517
00:26:57,953 --> 00:26:59,746
- عزیزم.
- با یه لذتِ خبیثانه،

518
00:26:59,830 --> 00:27:03,166
اون دو نفر مدام بیشتر زیر بارِ قرض می‌رفتن.

519
00:27:03,250 --> 00:27:04,668
چون بلندپروازی،

520
00:27:04,793 --> 00:27:08,839
مثلِ هر اکسیرِ شیرینی، می‌تونه چشمِ آدم رو کور کنه.

521
00:27:12,551 --> 00:27:14,594
حتی سفارشِ یه پرتره‌ی خانوادگی دادن،

522
00:27:14,719 --> 00:27:16,596
تا خودشون رو خیلی مجلل‌تر از چیزی که بودن نشون بدن،

523
00:27:16,680 --> 00:27:18,682
فراتر از اون چیزی که واقعیتِ زندگیشون بود.

524
00:27:18,765 --> 00:27:20,934
چون ظاهرِ قضیه همه چیزه،

525
00:27:21,059 --> 00:27:23,645
مخصوصاً بینِ کله‌گنده‌ها.

526
00:27:23,728 --> 00:27:26,022
بابا، چرا یه قرقاول دستته؟

527
00:27:26,773 --> 00:27:28,191
تو که اهلِ شکار نیستی.

528
00:27:28,775 --> 00:27:30,569
عزیزم، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد واقعیت رو ببینه.

529
00:27:30,652 --> 00:27:32,571
- اونا فقط دنبالِ خیال‌بافی‌ان. - تکون نخور.

530
00:27:33,113 --> 00:27:34,531
فکر می‌کنی بی‌حرکتی،

531
00:27:35,031 --> 00:27:36,116
ولی نیستی.

532
00:27:37,617 --> 00:27:40,412
دهاتی‌های پفیوز.

533
00:27:40,704 --> 00:27:42,122
بابت لباس‌ها منو ببخشید.

534
00:27:42,205 --> 00:27:43,832
می‌دونم ممکنه عجیب به نظر بیاد،

535
00:27:43,915 --> 00:27:46,084
ولی باید نقش دوک و دوشس رو بازی کنید،

536
00:27:46,167 --> 00:27:48,295
تا بتونیم این رقصِ مدِ روز رو تمرین کنیم،

537
00:27:48,378 --> 00:27:50,130
در حالی که فانی داره کلاویسن تمرین می‌کنه.

538
00:27:50,213 --> 00:27:51,840
ما باید نقش دوک و دوشس رو بازی می‌کردیم.

539
00:27:51,923 --> 00:27:52,966
اون‌وقت اونا می‌شدن جای من و تو.

540
00:27:53,049 --> 00:27:55,135
این‌طوری به دردی نمی‌خورد.

541
00:27:55,260 --> 00:27:57,554
- پس خورشیدگرفتگی چی؟ - چه ربطی داره؟

542
00:27:57,637 --> 00:28:00,098
بعضی‌ها می‌ترسن که یه آینه‌ی سیاه توی آسمون درست بشه،

543
00:28:00,223 --> 00:28:01,558
که روح‌های تاریک از توش بیان بیرون.

544
00:28:01,641 --> 00:28:03,560
بزن وگرنه یه روحِ تاریک بهت نشون می‌دم،

545
00:28:03,643 --> 00:28:05,020
به شکلِ یه ترکه‌ی درختِ توس،

546
00:28:05,103 --> 00:28:06,563
یا شایدم اون موش‌های نکبتت،

547
00:28:06,688 --> 00:28:08,356
هوسِ یه ذره آرسنیک واسه صبحانه کردن.

548
00:28:08,982 --> 00:28:10,483
یا شاید بهتره موهاشون رو بتراشم،

549
00:28:10,567 --> 00:28:12,277
و باهاشون واسه خودم ابروهای مدِ روز درست کنم.

550
00:28:12,485 --> 00:28:14,529
- عمراً این کار رو بکنی! - شک نکن که می‌کنم.

551
00:28:14,613 --> 00:28:16,531
خب، ایشون دوک و دوشس هستن.

552
00:28:16,615 --> 00:28:17,866
باید سنگ تموم بذاریم.

553
00:28:20,327 --> 00:28:22,621
جناب دوک، افتخار این رقص رو بهم می‌دین؟

554
00:28:22,704 --> 00:28:23,955
البته، عالی‌جناب.

555
00:28:24,039 --> 00:28:26,875
اگه جسارت نباشه، امشب واقعاً تماشایی شدین.

556
00:28:26,958 --> 00:28:29,669
- اجازه ندارین آقای هالیفاکس. - ممنونم، سرورم.

557
00:28:31,171 --> 00:28:32,172
دوشس.

558
00:28:33,131 --> 00:28:34,257
فانی!

559
00:28:49,522 --> 00:28:51,024
با اون خانوم چطور پیش می‌ره؟

560
00:28:51,232 --> 00:28:54,069
چیزی نمونده عزیزم. قول می‌دم، چیزی نمونده.

561
00:28:54,444 --> 00:28:56,821
و به محض اینکه از محبتش مطمئن بشم،

562
00:28:57,197 --> 00:28:59,199
یه بلایِ ناگهانی سرِ چانسی میاد.

563
00:28:59,366 --> 00:29:02,077
شاید مسموم کردن یه تیکه شیرینی یا شراب.

564
00:29:07,624 --> 00:29:09,417
یا یه حادثه موقع شکار.

565
00:29:12,462 --> 00:29:15,131
یا تو مستی از لبه‌ی پنجره پرت شدن پایین.

566
00:29:15,840 --> 00:29:17,342
من می‌شم لردِ این قلعه

567
00:29:17,425 --> 00:29:20,428
و تو رو غرقِ ثروتی می‌کنم که واقعاً حقته.

568
00:29:26,142 --> 00:29:29,813
یه پیرمردِ کسل‌کننده و یه عاشقِ خسیسه، اما...

569
00:29:30,063 --> 00:29:31,940
همچین بی‌جذبه هم نیست.

570
00:29:32,148 --> 00:29:33,733
حالا که افتادیم رو دورِ آدم‌کشی،

571
00:29:33,942 --> 00:29:36,277
چرا دخلِ علیاحضرت رو هم نیاریم؟

572
00:29:36,361 --> 00:29:38,446
غرق شدنش دمِ صبح،

573
00:29:38,905 --> 00:29:41,157
یا لیز خوردن رو کفِ صابونی.

574
00:29:42,534 --> 00:29:43,910
نه، خیلی تابلوئه.

575
00:29:43,994 --> 00:29:46,371
جفتشون به خاطر دلایل غیرطبیعی و مشکوک سقط می‌شن.

576
00:29:46,454 --> 00:29:47,831
تازه بماند فانی...

577
00:29:47,914 --> 00:29:50,375
کی به اون فسقلیِ نُنُرِ نق‌نقو اهمیت می‌ده؟

578
00:29:50,667 --> 00:29:52,460
موش‌های اون وضعِ خورد و خوراکشون از من بهتره.

579
00:29:52,627 --> 00:29:55,130
باید به فکرِ درازمدت باشیم.

580
00:29:55,213 --> 00:29:58,883
بعدِ شام، وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد،

581
00:29:59,259 --> 00:30:00,510
نقشه‌مون رو عملی می‌کنیم.

582
00:30:08,727 --> 00:30:13,356
بخش سوم
بیماریِ پادشاه

583
00:30:13,481 --> 00:30:17,652
...۷ روز تا مهمانیِ شام

584
00:30:26,411 --> 00:30:28,121
صبح‌بخیر قربان!

585
00:30:30,957 --> 00:30:32,667
چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

586
00:30:34,544 --> 00:30:35,754
بالاتر، خانم؟

587
00:30:43,094 --> 00:30:44,095
خانم؟

588
00:30:46,222 --> 00:30:47,098
خانم؟

589
00:30:49,225 --> 00:30:51,811
پایین‌تر. یکم هم متمایل به چپ.

590
00:31:03,740 --> 00:31:04,991
این دیگه کدوم احمقیه؟

591
00:31:08,369 --> 00:31:09,621
بحث نکن، فقط...

592
00:31:10,663 --> 00:31:12,916
خانواده بنت! چه افتخاری نصیبمون شده؟

593
00:31:13,166 --> 00:31:15,835
داشتیم پیاده‌رویِ صبحگاهی‌مون رو می‌کردیم

594
00:31:15,919 --> 00:31:20,173
و گفتیم یه سری هم به شما بزنیم. تصادفاً خانواده سَوِیج این‌جان؟

595
00:31:22,467 --> 00:31:23,468
البته.

596
00:31:33,269 --> 00:31:36,064
نمی‌خوایم مزاحم بشیم، اما ما...

597
00:31:36,147 --> 00:31:38,942
- معلومه که می‌خواید.
- بله؟ چی فرمودید؟

598
00:31:39,067 --> 00:31:40,693
وقتی جمله‌ت رو با،

599
00:31:40,777 --> 00:31:41,861
«نمی‌خوایم مزاحم بشیم» شروع می‌کنی،

600
00:31:41,945 --> 00:31:44,280
و بعدش یه «اما» میاری، یعنی دقیقاً قصدت همینه.

601
00:31:44,364 --> 00:31:47,075
عذرخواهی نکنید آقای بنت. هرچی شما بگید همونه.

602
00:31:47,158 --> 00:31:49,369
- ما اینجا همه رفیقیم. - نه، نه!

603
00:31:49,452 --> 00:31:51,371
- نه، جدی... - اصلاً. فقط...

604
00:31:51,454 --> 00:31:53,331
- داشتیم قدم می‌زدیم. - آره، قدم می‌زدیم.

605
00:31:53,414 --> 00:31:57,210
ببین، واقعاً قصد مزاحمت نداریم، اما...

606
00:31:57,502 --> 00:32:01,172
شنیدیم که دوک و دوشسِ دوون‌شایر...

607
00:32:01,256 --> 00:32:02,465
واسه شام میان اینجا.

608
00:32:02,549 --> 00:32:03,633
- درسته. - اوه!

609
00:32:04,175 --> 00:32:05,885
- عالیه! - واقعاً.

610
00:32:05,969 --> 00:32:07,470
همه‌جا حرفِ همینه!

611
00:32:07,929 --> 00:32:11,891
شنیدیم حالِ لرد ورنون اصلاً خوش نیست، کارش زاره.

612
00:32:11,975 --> 00:32:13,935
بدبختیِ یکی، خوش‌شانسیِ اون یکیه.

613
00:32:14,018 --> 00:32:15,228
گل گفتی.

614
00:32:15,436 --> 00:32:18,022
این یه «کاراواجو»ئه؟

615
00:32:18,148 --> 00:32:20,733
یه آدمِ حسابی هیچ‌وقت لاف نمی‌زنه.

616
00:32:20,817 --> 00:32:24,112
شما دوتا واقعاً می‌درخشید.

617
00:32:24,237 --> 00:32:27,407
اون لباس. موهاتون.

618
00:32:27,490 --> 00:32:29,826
رنگ و روتون. منظورم اینه که...

619
00:32:30,368 --> 00:32:31,870
فوق‌العاده‌ست.

620
00:32:31,953 --> 00:32:33,663
اوه، شما خیلی لطف دارید.

621
00:32:37,542 --> 00:32:40,795
زیادی‌خواهیه اگه بپرسیم تکلیف ما چیه؟

622
00:32:42,338 --> 00:32:45,550
منظورم دعوت‌نامه‌مونه.

623
00:32:48,011 --> 00:32:49,053
اوه!

624
00:32:51,264 --> 00:32:52,807
دوستای عزیزم.

625
00:32:53,183 --> 00:32:56,394
متأسفانه ظرفیت تکمیله، دیگه جا نداریم.

626
00:32:57,103 --> 00:32:59,898
خیالتون راحت باشه، اگه کسی بکشه کنار،

627
00:33:00,023 --> 00:33:03,109
حتماً روی شما حساب می‌کنیم.

628
00:33:03,318 --> 00:33:04,819
البته، البته.

629
00:33:04,903 --> 00:33:07,864
- آره، نمی‌خوایم مزاحم بشیم. 
- چرا، می‌خوایم مزاحم بشیم.

630
00:33:08,114 --> 00:33:09,699
اصلاً مزاحمتی نیست.

631
00:33:11,618 --> 00:33:14,329
یا خدا، ببین ساعت چنده.

632
00:33:14,537 --> 00:33:17,790
اگه اجازه بدین، کلی کار داریم که باید ردیف کنیم.

633
00:33:20,627 --> 00:33:21,920
خیلی سرمون شلوغه.

634
00:33:22,128 --> 00:33:24,881
اگه چیزی عوض شد، یادتون نره که...

635
00:33:25,215 --> 00:33:27,425
- اوه! 
- خوبی عزیزم؟

636
00:33:27,508 --> 00:33:28,885
خوبم، چیزی نیست.

637
00:33:28,968 --> 00:33:30,845
نه، بذار زنگ بزنم دکتر بیاد معاینه‌ت کنه.

638
00:33:30,929 --> 00:33:31,930
اینقدر پیازداغشو زیاد نکن.

639
00:33:32,013 --> 00:33:34,265
اونقدر شراب دارم که دردمو ساکت کنه.

640
00:33:34,390 --> 00:33:35,308
اوه!

641
00:33:35,391 --> 00:33:37,769
حالا، دوباره اون مدل گل‌ها رو بهم نشون بده!

642
00:33:37,852 --> 00:33:39,646
صداتو واسه من بالا نبر.

643
00:33:39,771 --> 00:33:41,439
مثل یه بچه‌ی نُنر و لوس رفتار می‌کنی.

644
00:33:41,522 --> 00:33:42,690
متاسفم عزیزم.

645
00:33:43,524 --> 00:33:45,235
فقط می‌خوام دوباره گزینه‌ها رو ببینم،

646
00:33:45,318 --> 00:33:47,487
- اگه توقع زیادی نیست. 
- تو اصلاً فرق بین...

647
00:33:47,570 --> 00:33:48,947
گل صدتومنی و نرگس رو هم نمی‌فهمی،

648
00:33:49,030 --> 00:33:52,242
- ولی باشه. 
- چشمای من خیلی تیزه،

649
00:33:52,367 --> 00:33:55,328
بویایی‌م هم عالیه... گفتم که در جریان باشی.

650
00:33:55,411 --> 00:33:57,789
- اون پای لنگت رو هم فراموش نکن. 
- خیلی بی‌رحمی.

651
00:33:57,914 --> 00:33:59,624
ممنون. کارت تموم شد؟

652
00:34:00,208 --> 00:34:02,543
خوبه. واسه تست فردا به دو تا خدمتکار دیگه نیاز داریم.

653
00:34:02,627 --> 00:34:03,878
یکی واسه هر طرف میز.

654
00:34:04,003 --> 00:34:06,256
وسط این خراب‌شده، من از کجا باید دو تا خدمتکار گیر بیارم؟

655
00:34:06,339 --> 00:34:08,341
برام مهم نیست، حتی اگه مجبور بشی تن یه الاغ لباس بپوشونی

656
00:34:08,424 --> 00:34:09,634
و یه شورشیِ جاکوبایت! فقط ردیفش کن.

657
00:34:09,717 --> 00:34:12,262
بعدازظهر تست داریم و نمی‌تونیم عقبش بندازیم!

658
00:34:12,345 --> 00:34:13,805
خیلی بدپیله‌ای!

659
00:34:16,724 --> 00:34:17,642
دوروتی!

660
00:34:22,188 --> 00:34:24,649
چه غلطی داری می‌کنی، الدنگ؟

661
00:34:27,902 --> 00:34:29,487
اوه، ریدم!

662
00:34:41,541 --> 00:34:43,918
اوه! ببین کی اینجاست!

663
00:34:44,002 --> 00:34:46,254
اوه، صبح بخیر بریل. میفانوی.

664
00:34:47,755 --> 00:34:50,383
جمع شید! همگی جمع شید اینجا.

665
00:34:50,466 --> 00:34:53,094
جیکوب، جیکوب. ایول. دمت گرم.

666
00:34:54,887 --> 00:34:57,765
خبرهای خوبی دارم. همه جمع شید، خجالت نکشید.

667
00:34:59,017 --> 00:35:02,812
واسه یه مأموریت توی عمارت اصلی به دو تا مرد کاری نیاز دارم.

668
00:35:02,937 --> 00:35:06,399
بابت وقتتون بیشتر از اونی که فکر کنید بهتون پول می‌رسه.

669
00:35:06,774 --> 00:35:09,610
چانسی با بدبختیِ کارگراش همدلی می‌کرد،

670
00:35:09,736 --> 00:35:11,195
چون قبلاً خودش هم یکی از اونا بود.

671
00:35:13,323 --> 00:35:15,950
اونا یه یادآورِ نحس و دردناک بودن،

672
00:35:16,117 --> 00:35:17,535
از ریشه‌های حقیرانه‌ش.

673
00:35:21,456 --> 00:35:22,665
هیچ‌وقت به این موضوع اعتراف نمی‌کرد،

674
00:35:22,790 --> 00:35:24,167
اما واسه همین بود که چانسی،

675
00:35:24,292 --> 00:35:27,128
خیلی کم به اصطبل‌ها سر می‌زد، اگه اصلاً می‌رفت.

676
00:35:31,257 --> 00:35:34,719
خب، کی اینجا همه جاش سالمه؟

677
00:35:34,844 --> 00:35:37,055
حتی انگشتاتون؟ دستا بالا.

678
00:35:39,390 --> 00:35:40,975
تو. و تو.

679
00:35:41,434 --> 00:35:43,311
عالیه. شما دوتا، بیاین این‌ور.

680
00:35:46,856 --> 00:35:49,150
چانسی حتی یه حقوقِ تپل هم بهشون داد،

681
00:35:49,233 --> 00:35:52,111
اونم از جیبِ نیمه‌خالیش؛ خیلی بیشتر از چیزی که لازم بود

682
00:35:52,195 --> 00:35:54,530
و دقیقاً برخلافِ میلِ حضرت‌آقا.

683
00:35:54,614 --> 00:35:57,950
یه وقت به گوشِ حضرت‌آقا نرسونید. این یه رازِ کوچیک بینِ خودمونه.

684
00:35:58,076 --> 00:35:59,327
بله قربان.

685
00:35:59,410 --> 00:36:01,245
- اسمت چیه مردِ حسابی؟ - جیمز، قربان.

686
00:36:01,412 --> 00:36:03,873
- جیمز داربی. - اوه، عجب اسمِ قُلدری. کاملاً انگلیسی.

687
00:36:04,040 --> 00:36:06,000
- و تو؟ - لِسلی.

688
00:36:06,542 --> 00:36:09,379
زیاد با ابهت نیست. یه کم زنونه‌ست. حالا...

689
00:36:10,004 --> 00:36:12,465
من صدات می‌کنم هوراس.

690
00:36:12,632 --> 00:36:15,468
اسمِ قرص و محکمیه. اسمِ بابای منم هوراس بود.

691
00:36:15,551 --> 00:36:16,969
بیاین. بیاین.

692
00:36:17,178 --> 00:36:18,596
شما آدم‌حسابی‌ها رو می‌سپارم دستِ

693
00:36:18,679 --> 00:36:20,848
پیش‌خدمتم، آقای هلیفکس.

694
00:36:21,057 --> 00:36:23,893
چک‌شون کن ببین آبله، جوش،

695
00:36:24,018 --> 00:36:27,146
دهنِ بدبو، بویِ گندِ عرق یا شاشِ غیرطبیعی نداشته باشن.

696
00:36:27,188 --> 00:36:28,689
بعدش لباساشونو بنداز تو آب‌جوش،

697
00:36:29,690 --> 00:36:30,608
به هیکلشون عطر بزن،

698
00:36:31,526 --> 00:36:32,568
تمیزشون کن

699
00:36:33,277 --> 00:36:35,405
و فوت‌وفنِ کار رو یادشون بده. یالا، راه بیفتین.

700
00:36:35,905 --> 00:36:38,533
این تنها هشداریه که بهتون می‌دم، پس خوب گوشاتونو باز کنید.

701
00:36:38,658 --> 00:36:41,577
از بخشندگیِ سِر چانسی سوءاستفاده نکن.

702
00:36:41,661 --> 00:36:43,788
اون ممکنه آدم مهربون و باگذشتی باشه،

703
00:36:43,871 --> 00:36:45,665
اما بهت اطمینان می‌دم که من اصلاً این‌جوری نیستم.

704
00:36:46,040 --> 00:36:50,461
حتی اگه فکر دزدیدن یه تیکه شیرینی به سرت بزنه، یعنی فاتحه‌ت خونده‌ست.

705
00:36:50,545 --> 00:36:51,838
شیرفهم شد؟

706
00:36:52,547 --> 00:36:53,548
خوبه.

707
00:36:55,383 --> 00:36:59,178
اوه، بد نیست! اصلاً بد نیست!

708
00:36:59,554 --> 00:37:01,222
ایول، رجینالد!

709
00:37:01,305 --> 00:37:02,682
- کارت حرف نداشت.
- ممنون، قربان.

710
00:37:02,765 --> 00:37:04,642
نوکر بودن چه حسی داره؟

711
00:37:05,017 --> 00:37:08,729
- بیرون اومدن از اون لجن‌زار؟
- مثل یه آدم دیگه شدم، قربان. ممنون.

712
00:37:09,188 --> 00:37:11,774
عالیه. کمتر نیشت رو باز کن. ولی عالیه.

713
00:37:11,899 --> 00:37:13,443
باریک‌الله. باریک‌الله.

714
00:37:14,569 --> 00:37:16,737
آره، همینه. بجنب. بکشش بیرون.

715
00:37:16,821 --> 00:37:19,282
بفرما. اینم از این. آره، یالا.

716
00:37:19,365 --> 00:37:21,868
کمکت می‌کردم، ولی دست به چکش‌ام اصلاً خوب نیست.

717
00:37:30,460 --> 00:37:31,919
خوشم نمی‌آد.

718
00:37:39,802 --> 00:37:40,803
اوه!

719
00:37:41,471 --> 00:37:44,098
سالمای، دالمای، آدونی!

720
00:37:53,399 --> 00:37:54,609
کارش درسته، مگه نه؟

721
00:37:54,692 --> 00:37:55,776
خیلی.

722
00:38:12,710 --> 00:38:14,420
نظرت در مورد نوکرهای جدید چیه؟

723
00:38:14,587 --> 00:38:16,297
خیلی باوقارن.

724
00:38:16,380 --> 00:38:17,590
در مورد هنرمندهای ما چی فکر می‌کنی؟

725
00:38:17,673 --> 00:38:19,008
- واقعاً آدم رو میخکوب می‌کنن.
- آره.

726
00:38:19,091 --> 00:38:21,052
دنیا کلاً یه صحنه نمایشه...

727
00:38:21,219 --> 00:38:23,471
منم می‌تونم از پسش بربیام. روی این سِن خاک صحنه خوردم،

728
00:38:23,554 --> 00:38:24,639
نقش‌های شکسپیر رو بازی کردم.

729
00:38:24,722 --> 00:38:27,016
و تمامِ مردا و زنا...

730
00:38:27,600 --> 00:38:29,185
- فقط بازیگرن.
- ...فقط بازیگرن

731
00:38:29,435 --> 00:38:31,395
- خروجی‌های خودشون رو دارن...
- خروجی‌های خودشون رو دارن...

732
00:38:32,063 --> 00:38:33,898
و ورودی‌هاشون.

733
00:38:34,148 --> 00:38:36,692
و هر آدمی تو دوره خودش...

734
00:38:37,235 --> 00:38:38,653
- کلی نقش بازی می‌کنه.
- ...کلی نقش.

735
00:38:38,736 --> 00:38:43,324
اوه، آره! باریکلا! باریکلا! باریکلا!

736
00:38:43,407 --> 00:38:47,119
یا عیسی مسیح! عجب شکنجه‌ایه.

737
00:38:47,703 --> 00:38:49,497
اگه آدم نشی،

738
00:38:49,580 --> 00:38:51,958
می‌دم تیکه تیکه‌ت کنن و بدن بخورِ موشا!

739
00:38:52,250 --> 00:38:53,376
مرتیکه‌ی کثافت!

740
00:39:15,231 --> 00:39:16,357
اوه!

741
00:39:16,816 --> 00:39:17,858
لعنتی!

742
00:39:34,917 --> 00:39:36,752
دوروتی؟

743
00:39:37,253 --> 00:39:39,046
کجایی؟ تمرین چی شد پس؟

744
00:39:42,675 --> 00:39:43,718
دوروتی!

745
00:39:46,304 --> 00:39:47,388
سفت‌تر.

746
00:39:50,016 --> 00:39:51,017
سفت‌ترش کن!

747
00:39:53,978 --> 00:39:56,564
آخ! حواست باشه!

748
00:39:57,023 --> 00:39:58,232
ببخشید خانم.

749
00:41:20,064 --> 00:41:22,108
شام تمرینی تقریباً حاضره، قربان.

750
00:41:30,282 --> 00:41:32,702
عزیزم، باید به نجار زنگ بزنیم

751
00:41:32,785 --> 00:41:35,037
باید سقف رو ببرن بالاتر اگه این کلاه‌گیس‌های تو بخوان همین‌طوری قد بکشن.

752
00:41:35,121 --> 00:41:37,748
از همین الان صدای غُرغُر تماشاچی‌های شاکیِ تئاتر رو می‌شنوم.

753
00:41:37,832 --> 00:41:39,250
اوه، اونقدرا هم بد نیست.

754
00:41:39,375 --> 00:41:41,043
یه جونور کوهستانیه.

755
00:41:41,127 --> 00:41:42,169
اوه.

756
00:41:42,294 --> 00:41:44,296
اوه، جناب دوک، نظرتون درباره لباسم چیه؟

757
00:41:44,380 --> 00:41:45,673
به نظرتون زیادی تو چشمه؟

758
00:41:46,841 --> 00:41:50,469
اوه، عالیجناب، شما خیلی لطف دارید!

759
00:41:50,594 --> 00:41:52,763
- چی گفت؟
- یه زن هیچ‌وقت رازش رو لو نمیده.

760
00:41:53,013 --> 00:41:54,765
عین یه کلاهدوزِ مخ‌ردی.

761
00:41:57,435 --> 00:41:58,769
واقعاً جواهره.

762
00:42:00,604 --> 00:42:04,024
- اوه، محشر به نظر میاد!
- اوه.

763
00:42:15,244 --> 00:42:18,539
می‌خوام از همه‌تون بابت حضور گرمتون تشکر کنم،

764
00:42:18,622 --> 00:42:20,708
و همین‌طور بابت کادوهای شایسته‌تون.

765
00:42:20,791 --> 00:42:26,338
باعث افتخار و سربلندی ماست که میزبان دوک و دوشس هستیم،

766
00:42:26,422 --> 00:42:28,799
اونم تو چنین شب باشکوهی.

767
00:42:29,675 --> 00:42:31,010
بقیش رو بعداً تموم می‌کنم.

768
00:42:31,343 --> 00:42:33,929
بزنیم به سلامتی... نوش جان.

769
00:43:04,084 --> 00:43:08,422
این چه کوفتیه؟ پسش بفرست بره!

770
00:43:08,506 --> 00:43:11,467
خب، یه ذره خام به نظر میاد، ولی... اونقدرا هم بد نیست.

771
00:43:11,592 --> 00:43:14,553
تهوع‌آوره، رسماً گندیده!

772
00:43:14,720 --> 00:43:17,223
و اصلاً در شأن یه دوکِ لعنتی نیست.

773
00:43:17,348 --> 00:43:18,933
همه‌مون رو می‌فرستن بالای دار!

774
00:43:19,099 --> 00:43:20,476
غذای بعدی رو بیارین!

775
00:43:31,028 --> 00:43:32,321
ببخشید، جناب دوک.

776
00:43:34,698 --> 00:43:38,077
بعد از یه روز طولانی که تا خرخره خورد و نوشید،

777
00:43:38,202 --> 00:43:41,747
بالاخره چانسی جلوی این دردِ وحشتناک کم آورد.

778
00:43:44,500 --> 00:43:45,709
عزیزم؟

779
00:43:46,210 --> 00:43:49,046
- چیه؟ چی شده؟
- آخ، شصت پام!

780
00:43:49,129 --> 00:43:50,172
زنگ بزن دکتر بیاد.

781
00:43:51,006 --> 00:43:52,424
اوه، طفلی عزیزم،

782
00:43:54,385 --> 00:43:55,678
دوروتی، یه کاری بکن!

783
00:44:10,276 --> 00:44:14,780
آره، انگار یه ذره به «بیماریِ پادشاهان» گرفتار شدی،

784
00:44:14,864 --> 00:44:16,907
- این‌جوری صداش می‌کنن.
- بیماری پادشاهان؟

785
00:44:16,991 --> 00:44:19,994
انگار این لامصب هر لحظه ممکنه منفجر بشه!

786
00:44:20,119 --> 00:44:22,288
خیالت تخت، منفجر نمی‌شه.

787
00:44:22,371 --> 00:44:24,164
دوک کمتر از یه هفته دیگه می‌رسه اینجا.

788
00:44:24,248 --> 00:44:27,209
نمی‌تونم مثل یه ابلهِ دهاتی لنگ‌لنگان راه برم!

789
00:44:27,293 --> 00:44:29,879
اینو روزی سه بار مصرف کن.

790
00:44:30,546 --> 00:44:32,423
این جدیدترین داروئه.

791
00:44:32,548 --> 00:44:35,426
یه ترکیبِ عجیب غریبه ولی جواب می‌ده،

792
00:44:35,551 --> 00:44:39,555
مخلوطی از مسهل، شیرین‌بیان و گشنیز.

793
00:44:39,638 --> 00:44:42,683
- شیرین‌بیان؟
- اگه بدتر شد، فوراً بهم خبر بده،

794
00:44:42,850 --> 00:44:45,936
اون‌وقت مجبورم از زالو استفاده کنم.

795
00:44:46,145 --> 00:44:49,356
باید اکیداً بهت بگم که دورِ اینا رو خط بکشی:

796
00:44:49,440 --> 00:44:51,734
کلِ گوشت‌های قرمز و مشروبات الکلی،

797
00:44:52,234 --> 00:44:54,945
تا وقتی که ورم و دردش کاملاً بخوابه.

798
00:44:55,029 --> 00:44:56,030
قول می‌دم دکتر.

799
00:44:56,113 --> 00:44:58,657
قسم می‌خورم تا شبِ شام با دوک، یه قطره هم لب نزنم.

800
00:45:04,663 --> 00:45:06,874
فقط چند روز تا اومدنِ دوک و دوشس مونده.

801
00:45:07,291 --> 00:45:09,001
بازم می‌خواید، قربان؟

802
00:45:27,645 --> 00:45:29,146
بخش چهارم
اون چه صداییه؟

803
00:45:29,229 --> 00:45:30,522
- یالا، یالا، یالا!
- بپا!

804
00:45:30,648 --> 00:45:32,733
...۵ روز مونده به شام

805
00:45:33,901 --> 00:45:36,236
پنج روز قبل از ضیافت دوک،

806
00:45:36,403 --> 00:45:39,239
طبق رسم همیشگی،
چمدون‌ها رو زودتر فرستادن

807
00:45:39,323 --> 00:45:42,368
با دستورات سفت و سخت
درباره اینکه چطور همه چی رو راه بندازن.

808
00:45:44,036 --> 00:45:45,579
عجب.

809
00:45:46,455 --> 00:45:48,916
از خطِ تای دقیقِ
یه لباس گرون‌قیمت گرفته،

810
00:45:49,041 --> 00:45:51,835
تا گیاهایی که برای
خوشبو کردنِ بالش به کار می‌ره.

811
00:45:55,047 --> 00:45:56,924
می‌دونم جنب و جوش داشتن
کارِ تو نیست.

812
00:45:57,007 --> 00:45:58,676
می‌شه یه کم بجنبی؟

813
00:46:00,302 --> 00:46:01,637
از عقب!

814
00:46:05,391 --> 00:46:06,809
سَوِیج!

815
00:46:07,935 --> 00:46:08,936
سَوِیج!

816
00:46:09,645 --> 00:46:13,065
آقای بلک،
چی شد یادی از ما کردین؟

817
00:46:13,148 --> 00:46:14,900
مسخره‌بازی رو تموم کن، بچه.

818
00:46:14,984 --> 00:46:17,111
می‌بینم که مسافرمون برگشته.

819
00:46:17,569 --> 00:46:19,989
باید همین الان با آقای سَوِیج حرف بزنم!

820
00:46:20,114 --> 00:46:23,826
درسته، برگشته، ولی فک کنم
بدجوری مریض شده،

821
00:46:23,909 --> 00:46:26,328
- شاید آبله باشه.
- هفته پیش که می‌گفتی هامبورگه،

822
00:46:26,412 --> 00:46:28,914
حالا شد آبله‌ی لعنتی؟
خیلی وقاحت داری.

823
00:46:29,123 --> 00:46:30,708
ایشون آقای لاتِن هستن،

824
00:46:30,791 --> 00:46:32,626
کسی که رئیست بهش

825
00:46:32,710 --> 00:46:34,545
همون جنسی رو فروخته که به من فروخته بود.

826
00:46:34,628 --> 00:46:35,838
دفعه بعد

827
00:46:35,921 --> 00:46:38,590
با مأمورا برمی‌گردیم. روز خوش!

828
00:46:39,717 --> 00:46:40,968
روز خوش، قربان.

829
00:46:44,013 --> 00:46:45,764
بزن بریم، داربی!

830
00:46:48,142 --> 00:46:49,893
با نزدیک شدنِ زمانِ ورودِ دوک،

831
00:46:49,977 --> 00:46:53,022
لیدی سوج یه بار دیگه رفت سراغِ آقای بریمزبی.

832
00:46:53,272 --> 00:46:54,815
برخلافِ عقل و منطقِ خودش،

833
00:46:54,898 --> 00:46:57,484
یه سری از عتیقه‌هایِ خانوادگی رو فروخت

834
00:46:57,568 --> 00:46:59,820
تا بتونه از پسِ بدهی‌هایِ بالاگرفته‌شون بربیاد.

835
00:47:01,530 --> 00:47:05,200
حتی راضی شد انگشترِ موردِ علاقه‌یِ مادربزرگش رو بفروشه،

836
00:47:05,492 --> 00:47:07,453
همونی که قسم خورده بود پیشِ خودش نگه داره.

837
00:47:07,536 --> 00:47:09,788
عجب موردِ معرکه‌ایه، بانو.

838
00:47:10,581 --> 00:47:12,750
- واقعاً. - ممنون، آقای بریمزبی.

839
00:47:24,386 --> 00:47:26,055
مامان، اگه همین‌طوری ادامه بدی

840
00:47:26,138 --> 00:47:27,848
ما رو به خاکِ سیاه می‌شونی.

841
00:47:28,849 --> 00:47:30,517
الان نه، فانی. اصلاً حوصله ندارم.

842
00:47:33,562 --> 00:47:34,563
عجله کن!

843
00:47:35,856 --> 00:47:36,899
بجنب دیگه.

844
00:47:38,817 --> 00:47:40,778
خیلی کار رویِ سرم ریخته، من...

845
00:47:40,861 --> 00:47:42,821
سرورم، خواهش می‌کنم. هشدارِ دکتر رو یادتون نره.

846
00:47:42,946 --> 00:47:44,990
برام مهم نیست دکتر چی میگه!

847
00:47:45,157 --> 00:47:46,408
اون مگه چی حالیشه؟

848
00:47:46,867 --> 00:47:48,118
شیرین‌بیان و مسهل؟

849
00:47:48,243 --> 00:47:51,288
تمامِ شب رو داشتم تویِ لگن می‌ریدم!

850
00:47:51,371 --> 00:47:53,540
باید حواسم به تدارکات باشه!

851
00:47:53,624 --> 00:47:57,878
تکون نخورید، دستورِ دکتره!

852
00:47:59,797 --> 00:48:03,258
شاید حق با خانمِ «بنت» بود.

853
00:48:03,550 --> 00:48:05,135
شرارت رخنه کرده بینمون.

854
00:48:05,552 --> 00:48:09,264
این یعقوبی‌ها و انقلابی‌های ملعون...

855
00:48:09,348 --> 00:48:10,682
که دارن مردم رو به آشوب می‌کشن.

856
00:48:11,600 --> 00:48:13,936
وبا و حصبه که به جونِ بیچار‌ه‌ها افتاده.

857
00:48:14,603 --> 00:48:17,064
و حالا هم آبله که داره تو روستاها جولان میده...

858
00:48:17,189 --> 00:48:18,899
و پشتِ درِ هر خونه‌ای کمین کرده.

859
00:48:18,982 --> 00:48:21,527
تازه از شستِ پای لعنتیم که نگو!

860
00:48:30,619 --> 00:48:32,079
باید شُل کنید، سرورم.

861
00:48:32,162 --> 00:48:33,956
همه چیز ردیف میشه.

862
00:48:34,039 --> 00:48:36,667
تو یه موجودِ بهشتی هستی.

863
00:48:36,875 --> 00:48:40,254
یه فرشته‌ی ملکوتی با پوستِ گل‌گون...

864
00:48:40,337 --> 00:48:44,800
- و ران‌های گوشتی. - باید اعتراف کنم،

865
00:48:44,883 --> 00:48:47,344
که هیچ آرزویی ندارم جز اینکه براتون یه پسر بیارم.

866
00:48:47,427 --> 00:48:49,972
هدیه‌ای که علیاحضرت هیچ‌وقت نتونست بهتون بده.

867
00:48:50,055 --> 00:48:52,391
تا بشم معشوقه‌ی رسمی‌تون.

868
00:48:53,684 --> 00:48:57,020
قول می‌دم عزیزم، به وقتش این اتفاق می‌افته.

869
00:48:59,439 --> 00:49:02,901
حالا، احیاناً یکم سرشیر نداری؟

870
00:49:10,617 --> 00:49:13,787
فرضا، ممکنه منو به چشمِ...

871
00:49:13,912 --> 00:49:15,873
یه جایگزینِ لایق برای «چانسی» ببینید،

872
00:49:15,998 --> 00:49:18,083
اگه نقرسش بدتر شد،

873
00:49:18,167 --> 00:49:21,253
یا اگه یه بلای ناگهانی سرش اومد؟

874
00:49:21,461 --> 00:49:24,923
عجب حرفِ مفتی. آقای «هالیفاکس»، دارید شوخی می‌کنید دیگه؟

875
00:49:25,591 --> 00:49:29,261
چون اگه واقعاً همچین قصدی داشته باشی، باید بدم بفرستنت پای چوبه‌ی دار.

876
00:49:29,386 --> 00:49:31,054
حالا برگردین به کون‌لیسی‌تون.

877
00:49:31,138 --> 00:49:33,432
- قبل از اینکه نظرم عوض شه.
- البته، سرورم.

878
00:49:35,517 --> 00:49:36,894
اوه!

879
00:49:46,153 --> 00:49:48,238
- تو مسمومش کردی؟
- نه. تو چی؟

880
00:49:48,322 --> 00:49:49,573
معلومه که نه!

881
00:49:49,865 --> 00:49:51,700
احتمالاً داره فیلم بازی می‌کنه.

882
00:49:51,783 --> 00:49:54,995
اون سوسوله، درد رو نمی‌تونه تحمل کنه.
اون یکی چی؟ طاقتش بیشتره؟

883
00:49:55,078 --> 00:49:57,122
داره موش‌مردگی درمیاره،
ولی نظرش عوض می‌شه. حالا می‌بینی.

884
00:49:57,247 --> 00:49:58,999
وقتی دِوِنشایرها برن...

885
00:50:12,721 --> 00:50:13,805
لزلی.

886
00:50:15,098 --> 00:50:17,392
چیزی نشنیدی، نه؟

887
00:50:19,269 --> 00:50:22,314
داشتی فضولی می‌کردی، نه؟

888
00:50:23,565 --> 00:50:25,692
داشتی مثل یه لاشیِ عوضی جاسوسی می‌کردی؟

889
00:50:27,819 --> 00:50:30,697
بیا اینجا! حرومزاده! بیا اینجا!

890
00:50:31,782 --> 00:50:32,824
لزلی!

891
00:50:32,908 --> 00:50:35,619
- کمک! کمک!
- هوراس!

892
00:50:36,620 --> 00:50:38,121
لزلی، بیا اینجا!

893
00:50:43,502 --> 00:50:46,213
همه‌شون نامه‌ی رده.
تک‌تک‌شون.

894
00:50:47,673 --> 00:50:49,716
- چی، دین سویفت؟
- نه.

895
00:50:50,968 --> 00:50:52,928
- لرد کامبرلند؟
- نه.

896
00:50:53,595 --> 00:50:56,390
همه‌شون خیلی مودبانه نوشتن،
ولی بازم ردمون کردن.

897
00:50:57,557 --> 00:50:59,768
هیچ‌کس نمی‌خواد بیاد شام

898
00:50:59,851 --> 00:51:01,895
چون از سفر کردن
تو این اوضاع بیماری می‌ترسن.

899
00:51:02,562 --> 00:51:04,439
«متاسفیم که به اطلاعتون می‌رسونیم که...»

900
00:51:05,440 --> 00:51:07,150
«مجبوریم با کمال احترام...»

901
00:51:12,572 --> 00:51:15,659
«با قلبی سنگین باید دعوتتون رو رد کنم.»

902
00:51:17,035 --> 00:51:20,872
انگار با هر بار شنیدنِ جواب رد، صدای هِرهِر خنده‌هاشون رو می‌شنید.

903
00:51:22,541 --> 00:51:24,042
به قدر کافی اصیل نبود.

904
00:51:24,501 --> 00:51:27,421
نه اون‌قدر جنتلمن بود، نه اون‌قدر باهوش.

905
00:51:29,298 --> 00:51:32,050
اصلاً فرقی نمی‌کرد چیکار کنه یا چقدر مایه خرج کنه،

906
00:51:32,175 --> 00:51:35,595
چه تابلوهایی به دیواراش آویزون کنه یا چه لباسایی بپوشه،

907
00:51:35,929 --> 00:51:38,807
«چانسی» هیچ‌وقت نمی‌تونست از این حقیقتِ تلخ فرار کنه

908
00:51:38,890 --> 00:51:41,935
که با یه نام‌خانوادگیِ عوضی به دنیا اومده.

909
00:51:55,449 --> 00:51:56,867
دستت رو ببر سمت راست.

910
00:51:56,950 --> 00:51:59,119
گوشه‌ی پایین... آره، همینه، حالا برو بالا.

911
00:51:59,202 --> 00:52:01,121
بالا. بالاتر، بالاتر.

912
00:52:01,204 --> 00:52:02,331
برو بالا، برو بالا.

913
00:52:02,414 --> 00:52:04,416
نه، نه، خیلی رفتی. بیا پایین.

914
00:52:04,499 --> 00:52:05,667
بالا سمت چپ.

915
00:52:05,792 --> 00:52:07,336
خودشه. ادامه بده، ادامه بده،

916
00:52:07,419 --> 00:52:08,628
ادامه بده، ادامه بده،

917
00:52:08,712 --> 00:52:10,047
ادامه... نه، برو.

918
00:52:10,172 --> 00:52:12,049
نه! بپا! حواست باشه، بپا!

919
00:52:12,132 --> 00:52:13,633
حالا یه ذره پایین‌تر.

920
00:52:14,384 --> 00:52:16,762
آره. نه، صبر کنین. نظرت چیه عزیزم؟

921
00:52:20,724 --> 00:52:22,225
ببین عزیزم، با هم جفت و جور شدن!

922
00:52:22,309 --> 00:52:23,518
توی غیابِ شوهرش،

923
00:52:23,602 --> 00:52:26,563
«لیدی سویج» کشتی رو به شکل تحسین‌برانگیزی اداره کرده بود.

924
00:52:26,813 --> 00:52:30,609
بدون این‌که بذاره چیزی از زیر دستش در بره، خدمه‌ی بی‌بخارش رو جوری هدایت می‌کرد

925
00:52:30,692 --> 00:52:33,528
که انگار یه ژنرال بزرگ داره یه محاصره رو فرماندهی می‌کنه...

926
00:52:33,904 --> 00:52:35,906
آقای داربی، اون گلدون‌ها جاشون اینجا نیست،

927
00:52:35,989 --> 00:52:38,950
- باید برن تو پذیرایی.
- ...یا مثل یه نمایشنامه‌نویس تو شب افتتاحیه اثرش.

928
00:52:39,034 --> 00:52:40,243
آقای والکات.

929
00:52:40,452 --> 00:52:42,913
عزیزم، معرکه نیست؟

930
00:52:55,092 --> 00:52:58,595
آقای والکات، واقعاً گل کاشتین.

931
00:52:58,845 --> 00:53:01,139
اون گلابی هم ترشه و هم خوشمزه.

932
00:53:01,431 --> 00:53:05,227
این کار، این کار و این کار رو انجام می‌دیم.

933
00:53:07,687 --> 00:53:08,855
حتماً، خانم.

934
00:53:11,817 --> 00:53:13,151
دوشیزه نویل.

935
00:53:13,235 --> 00:53:15,570
- اون لکه‌ست؟
- معذرت می‌خوام، خانم.

936
00:53:15,946 --> 00:53:17,572
اگه دوک می‌دیدش چی می‌شد؟

937
00:53:27,582 --> 00:53:29,084
تو اون وضعیت روحیِ حساس و داغونش،

938
00:53:29,167 --> 00:53:32,170
«شانسی» دیگه زیباییِ خونه‌شون رو نمی‌دید،

939
00:53:32,295 --> 00:53:33,839
فقط عیب و ایرادها به چشمش می‌اومد.

940
00:53:33,964 --> 00:53:36,508
گیر داده بود به یه تَرکِ مینیاتوری

941
00:53:36,591 --> 00:53:40,137
روی یه دیوارِ پرت، یا لبه‌ی یه تابلو که یه ذره کج بود،

942
00:53:40,220 --> 00:53:43,890
یا گرد و خاکِ روی طاقچه‌ی شومینه. دیگه هیچ‌چیز درست به نظرش نمی‌رسید.

943
00:53:44,015 --> 00:53:46,435
یه جور جنون داشت تو وجودش رخنه می‌کرد

944
00:53:46,518 --> 00:53:48,562
که نه می‌شد مانعش شد و نه می‌شد متوقفش کرد.

945
00:53:48,854 --> 00:53:53,233
مثل یه سوفله‌ی وا رفته، داشت از درون فرو می‌پاشید.

946
00:53:55,986 --> 00:53:57,320
شراب میل دارید، قربان؟

947
00:53:57,404 --> 00:53:58,947
نه. نه، میل نداره.

948
00:53:59,781 --> 00:54:00,866
مگه نه، عزیزم؟

949
00:54:02,868 --> 00:54:03,994
عزیزم؟

950
00:54:40,947 --> 00:54:42,324
اون چی شد؟

951
00:54:42,407 --> 00:54:43,992
- کی؟
- همون یارو بی دندونه.

952
00:54:44,075 --> 00:54:45,702
- از امروز ندیدمش.
- لسلی؟

953
00:54:45,785 --> 00:54:48,288
آره، همون. هوراس. هوراس کجاست؟

954
00:54:48,371 --> 00:54:50,081
لابد غیبش زده.

955
00:54:50,165 --> 00:54:52,584
- قربان، تمنا می‌کنم.
- آدمیزاد که غیب نمی‌شه.

956
00:54:52,751 --> 00:54:54,169
شاید رفته قاطی ژاکوبیت‌ها.

957
00:54:54,252 --> 00:54:56,087
هوراس اهل این کارا نبود.
ما با هم یه پیوندی داشتیم.

958
00:54:56,171 --> 00:54:58,548
- عزیزم، نمی‌تونه دندون رو جگر بذاری؟
- نه، نمی‌شه. تو دیدیش؟

959
00:54:58,924 --> 00:55:00,467
- نه قربان.
- پس کدوم گوریه؟

960
00:55:00,550 --> 00:55:02,594
نمی‌دونم قربان.
شاید آبله گرفته،

961
00:55:02,719 --> 00:55:05,222
- یا با یه زنی جیم زده.
- پیداش کن، لعنتی!

962
00:55:05,347 --> 00:55:07,307
باید همه کارها رو خودم بکنم؟

963
00:55:07,390 --> 00:55:09,809
ضیافت شام دوک نزدیکه،

964
00:55:10,018 --> 00:55:13,104
و دور و بر من رو یه مشت
احمق و بی‌عرضه گرفتن!

965
00:55:13,188 --> 00:55:15,690
خواهش می‌کنم قربان، آروم بگیرید!

966
00:55:15,815 --> 00:55:18,193
اگه می‌خواید من این پرتره‌ی
سرهم‌بندی‌شده و مزخرفِ

967
00:55:18,276 --> 00:55:20,654
جعلِ هویت خانوادگی

968
00:55:20,737 --> 00:55:21,905
و عشقِ قلابی رو تموم کنم،

969
00:55:21,988 --> 00:55:24,991
پس لطف کنید و تکون نخورید، لعنت بهش!

970
00:55:28,411 --> 00:55:30,539
معذرت می‌خوام قربان.
نباید اون حرف رو می‌زدم.

971
00:55:30,622 --> 00:55:32,374
قصد جسارت نداشتم.

972
00:55:32,457 --> 00:55:35,085
من... من... خیلی تحت فشار بودم

973
00:55:35,168 --> 00:55:37,504
و فقط دارم سعی می‌کنم یه جوری سر و تهش رو هم بیارم...

974
00:55:37,587 --> 00:55:40,257
«جعلِ هویت خانوادگی و عشق قلابی»؟

975
00:55:40,632 --> 00:55:42,300
شما، جناب روس،

976
00:55:42,467 --> 00:55:44,928
نه سلیقه داری، نه ذائقه و نه شعور هنریِ...

977
00:55:45,053 --> 00:55:46,471
...در حد یه نوزاد کور...

978
00:55:46,555 --> 00:55:48,765
...که با گُه خودش نقاشی می‌کنه، مرتیکه‌ی عوضی!

979
00:55:48,848 --> 00:55:51,476
تو عمرم ندیده بودم یکی این‌قدر ناشیانه و زمخت قلم بزنه.

980
00:55:51,560 --> 00:55:54,312
لازمه یادت بندازم که تو داری واسه من کار می‌کنی؟

981
00:55:54,688 --> 00:55:56,898
بهت پول دادن که دست‌وجنبان باشی و سریع کار کنی.

982
00:55:56,982 --> 00:55:59,276
اگه یه بار دیگه صدای ناله یا شکایتی بشنوم،

983
00:55:59,359 --> 00:56:00,527
چاره‌ای برام نمی‌مونه...

984
00:56:00,652 --> 00:56:02,153
...جز اینکه با تبر دستاتو قلم کنم.

985
00:56:02,279 --> 00:56:03,488
شیرفهم شد؟

986
00:56:04,447 --> 00:56:07,284
و تو، رجینالد عزیز، ای مهره‌ی مخالف و شورشی،

987
00:56:07,450 --> 00:56:10,829
داری سعی می‌کنی توی این شام باشکوه کارشکنی کنی و به گند بکشیش،

988
00:56:10,912 --> 00:56:13,331
اونم با این بی‌عرضگیِ تموم‌نشدنیت، هوم؟

989
00:56:13,415 --> 00:56:17,002
نه تنها نمی‌تونی آدماتو مدیریت کنی، بلکه حتی نمی‌تونی پیداشون کنی.

990
00:56:17,085 --> 00:56:19,004
و تو، تو هم دست‌کمی از اون نداری،

991
00:56:19,170 --> 00:56:21,673
با اون گوشای تیزت و اون سینه‌های گُنده‌ت،

992
00:56:21,756 --> 00:56:23,800
اون کُسِ بی‌حست و اون خامه‌ی دلمه شده‌ت.

993
00:56:23,883 --> 00:56:25,385
تو یه عنکبوتِ شکلاتیِ چندشی!

994
00:56:25,468 --> 00:56:26,720
پس انگوس کجاست، هوم؟

995
00:56:26,886 --> 00:56:29,264
انگوس والکات، تنها مرد تو کل انگلیس...

996
00:56:29,389 --> 00:56:32,350
...که جوری گاو رو می‌پزه که حتی خودمم نمی‌تونم کوفت کنم!

997
00:56:34,352 --> 00:56:36,730
اینو می‌بینی؟ دوک اگه بود چی می‌گفت؟

998
00:56:36,813 --> 00:56:41,818
تمام این خونه رو یه لایه کثافت و نکبت گرفته!

999
00:56:41,901 --> 00:56:44,696
غذامون که افتضاحه، گلامون هم که پلاسیده.

1000
00:56:44,779 --> 00:56:46,197
خدمتکارا هم که غیبشون زده.

1001
00:56:46,281 --> 00:56:49,743
باید بی‌نقص باشه! نمی‌ذارم کسی مسخره‌م کنه!

1002
00:56:50,493 --> 00:56:52,829
هیچ‌چیز درست نیست! هوراس کجاست؟

1003
00:56:52,912 --> 00:56:54,414
- هوراس کجاست؟
- کی؟

1004
00:56:54,497 --> 00:56:57,667
عزیزم، پدرت مرده، خیلی سال پیش ریق رحمت رو سر کشیده.

1005
00:56:57,751 --> 00:57:00,879
- نفس بکش... نفس بکش.
- دوک درباره‌مون چی فکر می‌کنه؟

1006
00:57:00,962 --> 00:57:03,173
شبیه هیولا شدیم. نگاهمون کن!

1007
00:57:03,256 --> 00:57:07,302
یه قوزپشتِ یورکشایری توی این خانه‌ی وحشت.

1008
00:57:07,385 --> 00:57:09,512
نه، نه، آروم باش عزیزم. آروم باش.

1009
00:57:09,596 --> 00:57:10,972
من آرومم!

1010
00:57:11,056 --> 00:57:13,475
بابا!

1011
00:57:27,322 --> 00:57:30,367
یکی باید اون تَرَک رو درست کنه.

1012
00:57:37,624 --> 00:57:40,251
وضعتون خیلی بدتر شده.

1013
00:57:40,335 --> 00:57:44,089
داروهاتون رو خوردید؟ طبق دستورات سفت‌وسخت من عمل کردید؟

1014
00:57:44,172 --> 00:57:45,840
دکتر، حالم خیلی خرابه.

1015
00:57:45,924 --> 00:57:47,425
تبم رو حس نمی‌کنی؟

1016
00:57:49,344 --> 00:57:50,679
قربان، شما اصلاً تب ندارید.

1017
00:57:50,762 --> 00:57:53,390
شاید آبله‌ست، یا مریضیِ عرق.

1018
00:57:53,473 --> 00:57:57,143
شایدم اون بنِت‌های پست‌فطرت منو...

1019
00:57:57,268 --> 00:58:00,271
به خاطر جایگاهم مسمومم کردن!

1020
00:58:00,397 --> 00:58:03,358
خیالتون راحت باشه قربان، کسی مسمومتون نکرده.

1021
00:58:03,441 --> 00:58:06,277
فقط نِقرِسه. فقط باید استراحت کنید.

1022
00:58:06,361 --> 00:58:09,572
وقت استراحت ندارم! دوک و دوشس دارن می‌رسن!

1023
00:58:09,656 --> 00:58:12,826
همین الان خونه‌ی بنت‌ها رو زیر و رو کنید! دستور می‌دم!

1024
00:58:12,951 --> 00:58:15,495
قصاب‌های عوضی! این یعنی بی‌عرضگی!

1025
00:58:15,829 --> 00:58:17,205
شرارت محض!

1026
00:58:17,288 --> 00:58:19,082
آره، چرا واسه آروم کردن درد

1027
00:58:19,165 --> 00:58:20,542
از لودانوم استفاده نکنیم؟

1028
00:58:21,042 --> 00:58:24,170
حالا زبونت رو بیار بیرون و بگو: «آااا».

1029
00:58:27,507 --> 00:58:29,175
- حالا...
- تریاک.

1030
00:58:29,300 --> 00:58:32,137
...زالوها رو می‌ذارم رو بدنت.

1031
00:58:36,641 --> 00:58:41,020
- یکی.
- قلقلکم میاد.

1032
00:58:42,731 --> 00:58:43,982
قلقلکم میاد.

1033
00:58:45,650 --> 00:58:46,776
دو تا.

1034
00:58:51,030 --> 00:58:53,032
زالویِ... لزج...

1035
00:58:54,534 --> 00:58:55,702
سه تا.

1036
00:58:56,244 --> 00:58:57,203
اوه!

1037
00:58:58,788 --> 00:59:00,540
آره، این یکی باهوشه.

1038
00:59:04,127 --> 00:59:06,755
و اینم سوگلی من، چهارمی.

1039
00:59:08,089 --> 00:59:09,466
بهترین زالوی منه.

1040
00:59:09,591 --> 00:59:11,050
اینا حالتو بهتر می‌کنن.

1041
00:59:11,134 --> 00:59:13,970
ولی اگه می‌خوای تا موقع شام

1042
00:59:14,137 --> 00:59:16,556
خوب بشی، باید دستورات رژیم منو موبه‌مو انجام بدی.

1043
00:59:16,723 --> 00:59:18,892
- بهت قول می‌دم.
- هوم.

1044
00:59:19,058 --> 00:59:21,770
- تریاک، تریاک.
- آره.

1045
00:59:21,895 --> 00:59:24,731
تریاک. تریاک. تریاکِ بیشتر.

1046
00:59:24,814 --> 00:59:27,066
تریاک. تریاکِ بیشتر.

1047
00:59:28,151 --> 00:59:29,402
تریاکِ بیشتر.

1048
00:59:55,470 --> 00:59:57,931
شام امشبه، دیرم می‌شه.

1049
01:00:06,022 --> 01:00:06,940
من کجام؟

1050
01:00:09,442 --> 01:00:10,693
چطوری سر از اینجا درآوردم؟

1051
01:00:14,239 --> 01:00:15,323
کلاه‌گیسم کجاست؟

1052
01:00:16,950 --> 01:00:18,409
اگه کسی منو ببینه چی؟

1053
01:00:18,535 --> 01:00:20,078
اگه دوک منو ببینه چی؟

1054
01:00:21,955 --> 01:00:24,707
الان دیگه می‌رسن.

1055
01:00:28,294 --> 01:00:31,631
دوک داره می‌آد.

1056
01:00:31,756 --> 01:00:33,883
دوک داره می‌آد.

1057
01:00:47,897 --> 01:00:49,065
کسی هست؟

1058
01:00:50,692 --> 01:00:51,818
رجینالد؟

1059
01:00:53,194 --> 01:00:54,237
دوروتی؟

1060
01:00:55,947 --> 01:00:57,073
جورجینا؟

1061
01:01:05,540 --> 01:01:06,583
کسی هست؟

1062
01:01:10,879 --> 01:01:11,880
کسی هست؟

1063
01:01:25,852 --> 01:01:26,978
رجینالد؟

1064
01:01:29,355 --> 01:01:30,481
عزیزم؟

1065
01:01:35,528 --> 01:01:37,238
این چه صدای کوفتی‌ایه؟

1066
01:01:45,580 --> 01:01:46,789
آهای؟

1067
01:01:48,541 --> 01:01:49,751
کسی اونجاست؟

1068
01:02:12,398 --> 01:02:13,566
امکان نداره.

1069
01:02:15,068 --> 01:02:17,403
اوه... ببخشید.

1070
01:02:17,862 --> 01:02:19,697
رجینالد، چطور تونستی؟

1071
01:02:20,490 --> 01:02:22,408
- اون...
- من...

1072
01:02:22,492 --> 01:02:24,243
خب، می‌گم چطوره...

1073
01:02:24,327 --> 01:02:27,080
همه‌چیو برگردونیم به همون وضعی که یه لحظه پیش بود،

1074
01:02:27,163 --> 01:02:29,248
و وانمود کنیم اصلاً اتفاقی نیفتاده؟

1075
01:02:29,332 --> 01:02:31,834
کیرت تو زن منه!

1076
01:02:32,085 --> 01:02:33,753
آره...

1077
01:02:34,170 --> 01:02:35,505
اوه!

1078
01:02:35,588 --> 01:02:37,465
این کلاه‌گیس منه؟

1079
01:02:37,924 --> 01:02:40,635
خواهش می‌کنم قربان، بیاین کار احمقانه‌ای نکنیم.

1080
01:02:40,802 --> 01:02:42,220
خوک کثیف!

1081
01:02:42,512 --> 01:02:44,931
تو این ماجرا هیچ راه دیگه‌ای برام نذاشتی.

1082
01:02:45,014 --> 01:02:46,349
- باید!
- نباید.

1083
01:02:46,432 --> 01:02:47,600
- باید!
- نباید.

1084
01:02:47,684 --> 01:02:49,143
- حقمو می‌خوام!
- نباید.

1085
01:02:49,227 --> 01:02:51,854
- ...تلافی کنم!
- اوه، لعنتی، جدی می‌گی؟

1086
01:02:51,980 --> 01:02:54,273
بخش پنجم
دوئل

1087
01:02:54,399 --> 01:02:57,068
...۳ روز مانده به شام

1088
01:03:11,541 --> 01:03:13,960
«شانسی» توی یه دوراهی اخلاقی گیر کرده بود

1089
01:03:14,043 --> 01:03:15,670
از اون پیچیده‌ترین نوع‌اش.

1090
01:03:15,753 --> 01:03:17,088
دوبرابر، غل‌غل، زجر و عذاب

1091
01:03:17,213 --> 01:03:20,133
آتیشِ شهوت و غذای لذیذ.

1092
01:03:22,010 --> 01:03:24,846
دفاع از شرفش و نام خانوادگیِ عاریه‌ایش...

1093
01:03:24,929 --> 01:03:26,431
- آره!
- ...یا شاید هم کشتنِ

1094
01:03:26,514 --> 01:03:30,101
بهترین و، اگه صادق باشیم، تنها رفیقش.

1095
01:03:31,227 --> 01:03:33,688
من هیچ‌وقت بدون «رجینالد» دوئل نکردم.

1096
01:03:34,313 --> 01:03:37,567
در واقع، همیشه اون بود که از شرفم دفاع می‌کرد.

1097
01:03:38,443 --> 01:03:39,652
نمی‌دونم چیکار کنم.

1098
01:03:41,279 --> 01:03:42,697
شاید باید از

1099
01:03:43,114 --> 01:03:45,491
- اون یکی پیشخدمت به عنوان نفر دومم استفاده کنم؟
- عزیزم.

1100
01:03:46,284 --> 01:03:47,910
اون حتی بلد نیست یه هفت‌تیرو پر کنه.

1101
01:03:47,994 --> 01:03:49,662
فکرش رو بکن، قوانین دوئل...

1102
01:03:50,788 --> 01:03:52,498
نه، هرچقدر هم که برام سخت باشه،

1103
01:03:52,749 --> 01:03:56,169
حماقت محض بود اگه کسی غیر از آقای بنت رو انتخاب می‌کردیم.

1104
01:03:56,544 --> 01:03:58,671
اما اونوقت مجبوریم برای شام دعوتش کنیم.

1105
01:03:58,796 --> 01:04:01,215
خب، با این اوصاف، بین بد و بدتر این بهتره.

1106
01:04:01,340 --> 01:04:03,468
تازه، هیچ‌کس دیگه‌ای هنوز تایید نکرده.

1107
01:04:03,885 --> 01:04:05,094
پات چطوره، عزیزم؟

1108
01:04:05,928 --> 01:04:07,555
زالوها جواب دادن.

1109
01:04:08,890 --> 01:04:09,974
چرا...

1110
01:04:10,475 --> 01:04:12,935
چرا مجبور بودی با اون مرتیکه همخوابه بشی؟

1111
01:04:15,813 --> 01:04:17,023
چرا حالا؟

1112
01:04:17,982 --> 01:04:19,942
راستش خیلی وقته که این جریان برقراره،

1113
01:04:20,026 --> 01:04:21,611
اما این اصلاً ربطی به موضوع نداره.

1114
01:04:21,694 --> 01:04:23,571
چرا باید طلب اعاده حیثیت می‌کردی؟

1115
01:04:23,654 --> 01:04:25,490
چاره‌ای نداشتم. من یه جنتلمنم!

1116
01:04:25,573 --> 01:04:28,117
عجب وقتی رو واسه جنتلمن‌بازی درآوردن انتخاب کردی.

1117
01:04:28,910 --> 01:04:30,286
ازت التماس می‌کنم، عشق من.

1118
01:04:30,411 --> 01:04:32,205
- خواهش می‌کنم، این کار رو نکن. - مجبورم.

1119
01:04:32,288 --> 01:04:35,124
اما چرا؟ چرا نمی‌تونه تا بعد شام صبر کنه؟

1120
01:04:35,208 --> 01:04:36,542
نمی‌تونم بذارم

1121
01:04:36,626 --> 01:04:38,252
جلوی چشم من از مهمونا پذیرایی کنه.

1122
01:04:38,336 --> 01:04:39,462
این یعنی خفت.

1123
01:04:39,545 --> 01:04:41,172
- اما کسی چیزی نمی‌فهمه. - من که می‌فهمم.

1124
01:04:41,255 --> 01:04:42,882
اما این خودکشیه.

1125
01:04:43,007 --> 01:04:46,594
لازم نیست بهت یادآوری کنم که رجینالد یه تیراندازِ حرفه‌ایه.

1126
01:04:46,677 --> 01:04:48,971
تازه بماند که چقدر دورویی‌ات تابلئه.

1127
01:04:49,055 --> 01:04:50,056
چی؟ دورویی؟

1128
01:04:50,139 --> 01:04:53,476
فقط می‌خواستم حرصت رو دربیارم و یکم حال کنم.

1129
01:04:54,018 --> 01:04:55,853
در حالی که تو یه قطار معشوقه داری،

1130
01:04:55,937 --> 01:04:58,898
- از جمله اون خدمتکاره. - خب من مَردم، اجازه دارم.

1131
01:04:59,440 --> 01:05:01,943
اما تو، عزیزم، هر چقدر هم باشکوه باشی، بازم زنی.

1132
01:05:02,026 --> 01:05:03,611
طبق قانون، تو مالِ منی.

1133
01:05:03,736 --> 01:05:06,239
اوه! خوب می‌دونم، جناب شوهر.

1134
01:05:06,364 --> 01:05:08,241
اما هر کوفتی که داری ارث‌ و میراثه،

1135
01:05:08,324 --> 01:05:11,619
اونم از طرف خونواده‌ی من. پس حاشیه نرو.

1136
01:05:11,953 --> 01:05:14,997
- این دیگه عینِ دوروییه. - نمی‌دونستم برات مهمه.

1137
01:05:15,832 --> 01:05:18,501
تو شوهرمی. معلومه که برام مهمه.

1138
01:05:18,584 --> 01:05:20,169
اما تا حالا لام‌تاکام حرف نزده بودی.

1139
01:05:21,212 --> 01:05:22,547
یه زن نباید حرف بزنه.

1140
01:05:23,047 --> 01:05:26,551
خب، الان دیگه نمی‌تونم عقب بکشم. خیلی دیر شده.

1141
01:05:27,635 --> 01:05:29,345
اونوقت ضعیف و لرزون به نظر میام.

1142
01:05:30,680 --> 01:05:32,932
اوه. اوه!

1143
01:05:34,559 --> 01:05:35,601
زود باش!

1144
01:05:41,524 --> 01:05:43,901
قرارمون این نبود. این چه حماقتیه؟

1145
01:05:43,985 --> 01:05:45,945
همه چی ردیفه عشقم، نترس.

1146
01:05:46,028 --> 01:05:47,905
اون اگه تو جنگل هم باشه نمی‌تونه به یه درخت بزنه.

1147
01:05:48,281 --> 01:05:51,159
الان وقتشه. بهم اعتماد کن.

1148
01:05:56,122 --> 01:05:59,792
همه می‌دونن تیراندازیِ ما زمین تا آسمون با هم فرق داره.

1149
01:06:00,376 --> 01:06:02,461
من هدفِ خیلی گنده‌تری‌ام برای زدن.

1150
01:06:02,712 --> 01:06:05,173
تازه، کله‌ی منم خیلی بزرگتره.

1151
01:06:05,256 --> 01:06:08,009
هرچقدر هم که سخت و ترسناک به نظر بیاد، باید انجامش بدی.

1152
01:06:08,092 --> 01:06:10,052
این تنها کارِ شرافتمندانه‌ایه که ازت برمی‌آد.

1153
01:06:10,303 --> 01:06:13,181
نمی‌تونی اجازه بدی اون نوکرِ پاپتی بهت شاخ بزنه و بی‌آبروت کنه!

1154
01:06:13,264 --> 01:06:15,183
از همین الان می‌تونم صدای حرف‌های مفت و پچ‌پچ‌های بقیه رو بشنوم.

1155
01:06:15,266 --> 01:06:17,518
این یه لکه‌ی ننگی می‌شه که هیچ‌جوره پاک نمی‌شه.

1156
01:06:17,602 --> 01:06:19,896
- واقعاً باید انجامش بدی!
- معلومه. غیر از این هم راهی ندارم.

1157
01:06:20,062 --> 01:06:23,024
به عنوانِ دستیارت توی این دوئل، مجبورم بپرسم:

1158
01:06:23,274 --> 01:06:25,610
قضیه‌ی دعوت‌نامه‌ی ما به کجا رسید؟

1159
01:06:25,902 --> 01:06:29,363
خب، خیلیا مشتاق بودن که بیان...

1160
01:06:29,530 --> 01:06:31,824
اما اصلاً اون‌جوری که باید نمی‌شد،

1161
01:06:32,033 --> 01:06:33,492
اگه شما و خانم «بنت» حضور نداشتید.

1162
01:06:36,662 --> 01:06:39,290
نمی‌تونید تصور کنید شنیدنِ این حرف چقدر خوشحالم می‌کنه.

1163
01:06:39,707 --> 01:06:42,168
از منابعِ موثق شنیدم که...

1164
01:06:42,251 --> 01:06:45,379
دوک و دوشس دارن واسه اومدن لحظه‌شماری می‌کنن.

1165
01:06:45,463 --> 01:06:47,882
زبونِ تند و تیزِ زنت و مهارتِ خودت توی ورق‌بازی.

1166
01:06:47,965 --> 01:06:50,468
اوه، قراره حسابی صفا کنیم!

1167
01:06:50,551 --> 01:06:51,719
گل گفتی!

1168
01:06:51,844 --> 01:06:54,347
می‌دونم شاید الان حرفم یکم بیجا یا بی‌ادبانه به نظر بیاد،

1169
01:06:54,430 --> 01:06:58,184
مثل این می‌مونه که شیپور رو از سرِ گشادش بزنی، ولی می‌تونم... می‌تونیم...

1170
01:06:58,893 --> 01:07:02,188
اگه توی دوئل غزلِ خداحافظی رو خوندی، ما خودمون از دوک پذیرایی کنیم؟

1171
01:07:03,064 --> 01:07:05,566
- چی؟
- خب، آدم از یه ثانیه بعدش خبر نداره، محض احتیاط گفتم.

1172
01:07:06,025 --> 01:07:08,277
یه جورایی برای پیشگیری از بدبختی.

1173
01:07:14,825 --> 01:07:18,746
«امیدوارم حالت خوب باشه و یه شامِ مشتی کوفت کنی.»

1174
01:07:19,372 --> 01:07:22,458
«همین‌طور امیدوارم دیگه هیچ‌وقت ریختِ نحست رو نبینم. هانس روس.»

1175
01:07:23,167 --> 01:07:24,752
عاشقِ قرقاولم.

1176
01:07:37,139 --> 01:07:38,349
کسی ندیدت؟

1177
01:07:53,155 --> 01:07:54,490
همین کافیه؟

1178
01:07:57,952 --> 01:07:59,203
سر در نمیارم.

1179
01:07:59,704 --> 01:08:01,163
فقط یه لحظه تیرم خطا رفت.

1180
01:08:04,041 --> 01:08:05,334
می‌خوای از جونش بگذرم؟

1181
01:08:06,669 --> 01:08:07,712
آره.

1182
01:08:08,629 --> 01:08:09,755
چرا؟

1183
01:08:10,881 --> 01:08:12,591
من... من می‌تونم جاشو بگیرم.

1184
01:08:13,759 --> 01:08:16,804
اون یه آدمِ نفهم و خودخواهیه که تیراندازیش هم افتضاحه، می‌دونم، ولی...

1185
01:08:16,971 --> 01:08:18,723
- عاشقشم.
- جدی؟

1186
01:08:20,808 --> 01:08:23,060
اما شما زنِ بسیار عاقل و قدرتمندی هستید.

1187
01:08:23,144 --> 01:08:26,022
اون یه انگلِ فرصت‌طلبه که با خدمتکار می‌پره.

1188
01:08:26,105 --> 01:08:27,023
اوه...

1189
01:08:28,024 --> 01:08:30,359
خوب می‌دونم از نگاهِ بقیه چه‌جوری به نظر میایم...

1190
01:08:31,819 --> 01:08:33,195
اما ما همدیگه رو دوست داریم...

1191
01:08:34,363 --> 01:08:35,948
به روشِ خاصِ خودمون.

1192
01:08:37,116 --> 01:08:39,493
می‌دونم خیلیا فکر می‌کنن اون واسه ثروتم منو سرکیسه کرده،

1193
01:08:39,577 --> 01:08:41,162
ولی اصلاً این‌طوری نبود.

1194
01:08:42,747 --> 01:08:43,873
خودم انتخابش کردم...

1195
01:08:45,499 --> 01:08:46,584
جاه‌طلبیش...

1196
01:08:47,501 --> 01:08:48,669
شور و حالش.

1197
01:08:49,420 --> 01:08:52,256
از اون خواستگارای یبس و لش و فامیل‌باز نبود.

1198
01:08:52,340 --> 01:08:54,091
اون... اوه، خیلی سرگرم‌کننده بود.

1199
01:08:55,092 --> 01:08:57,511
زندگی می‌تونست هر کوفتی باشه، ولی هیچ‌وقت خسته‌کننده نمی‌شد.

1200
01:08:57,595 --> 01:08:59,597
- من...
- نه. دنبال یه ازدواجِ دهن‌پرکن نبودم.

1201
01:08:59,680 --> 01:09:01,432
و تو این موقعیتِ به‌ظاهر عالی گیر بیفتم...

1202
01:09:01,515 --> 01:09:03,517
که چیزی نباشم جز یه فرشِ شیک...

1203
01:09:03,601 --> 01:09:05,519
واسه دکورِ پذیراییِ شوهرم.

1204
01:09:05,603 --> 01:09:07,438
مطمئنم زندگیِ شرافتمندانه‌ایه.

1205
01:09:07,772 --> 01:09:10,066
انجامِ وظیفه به قیمتِ قیدِ آرزو و خوشبختی رو زدن.

1206
01:09:10,149 --> 01:09:11,901
اما این اون زندگی‌ای نیست که خودم انتخاب کردم.

1207
01:09:11,984 --> 01:09:13,194
من اونو انتخاب کردم.

1208
01:09:14,278 --> 01:09:16,197
می‌دونم عجیبه، ولی واقعاً باور دارم...

1209
01:09:16,280 --> 01:09:18,324
که همه‌چی به این لحظه ختم شده...

1210
01:09:18,783 --> 01:09:19,825
به این ضیافتِ شام.

1211
01:09:21,077 --> 01:09:22,787
و اجازه نمی‌دم که...

1212
01:09:24,080 --> 01:09:25,456
یه رابطه‌ی کثیفِ شهوت‌آلود...

1213
01:09:26,749 --> 01:09:28,542
هرچقدر هم که چسبیده باشه...

1214
01:09:29,377 --> 01:09:30,503
همه‌چی رو به لجن بکشه.

1215
01:09:36,133 --> 01:09:37,343
خواهش می‌کنم، نکشش.

1216
01:09:42,515 --> 01:09:43,557
تمنا می‌کنم.

1217
01:09:53,442 --> 01:09:54,402
رجینالد!

1218
01:10:07,832 --> 01:10:09,125
بیا بریم، داربی.

1219
01:10:17,341 --> 01:10:18,843
پیسسست!

1220
01:10:24,265 --> 01:10:27,309
سرش، قلبش یا گلوش؛ هرجا رو می‌خوای بزن، واسم فرقی نداره.

1221
01:10:27,393 --> 01:10:30,396
اما اگه کارت رو درست انجام بدی، یه ترفیع تپل منتظرته...

1222
01:10:30,479 --> 01:10:33,274
- اون دنیا. - چرا همه سعی دارن منو بخرن؟

1223
01:10:33,357 --> 01:10:37,695
درباره‌ی دست‌فرمونت تو تیراندازی و اون کاسبی‌های کثیفت شنیدم.

1224
01:10:38,279 --> 01:10:40,239
پسرِ من، تو یه آدم‌کشی.

1225
01:10:40,614 --> 01:10:44,827
خیالت تخت، دست‌مزدت حسابی چربه.

1226
01:11:00,342 --> 01:11:02,011
دست‌کم اون عینک رو بزن.

1227
01:11:02,303 --> 01:11:04,180
قیافه‌مو افاده‌ای و چاق نشون میده.

1228
01:11:04,763 --> 01:11:06,098
اگه قرار باشه بمیرم،

1229
01:11:06,223 --> 01:11:08,476
می‌خوام با بهترین ریخت و قیافه‌م بمیرم.

1230
01:11:08,559 --> 01:11:09,810
دوستت دارم.

1231
01:11:13,189 --> 01:11:15,024
ببخش اگه اون شب باهات تندی کردم.

1232
01:11:15,107 --> 01:11:16,317
تو حال خودم نبودم.

1233
01:11:17,443 --> 01:11:18,777
خودت می‌دونی که برام عزیزی.

1234
01:11:20,112 --> 01:11:21,947
بیشتر از هر چیزی تو این دنیا.

1235
01:11:22,907 --> 01:11:24,992
این رو هم فقط واسه این نمی‌گم که دارم می‌میرم.

1236
01:11:48,182 --> 01:11:49,058
چطور تونستی همچین کاری کنی؟

1237
01:11:49,183 --> 01:11:51,602
منو تو بد مخمصه‌ای گیر انداختی.

1238
01:11:51,769 --> 01:11:53,521
خودِ شما بودین که خواستین این‌طوری تسویه حساب کنین.

1239
01:11:53,604 --> 01:11:56,315
- دنبال مقصر نگردیم. - معذرت می‌خوام قربان.

1240
01:11:57,399 --> 01:11:59,360
شاید بتونیم قضیه رو همین‌طوری فیصله بدیم،

1241
01:11:59,485 --> 01:12:02,029
مثلاً فقط با یه زخمی کردنِ ساده روی رونِ همدیگه،

1242
01:12:02,112 --> 01:12:04,406
یا... پریدنِ یه انگشت کوچیکه؟

1243
01:12:04,657 --> 01:12:06,909
امشب نباید کسی راهیِ قبرستون بشه.

1244
01:12:06,992 --> 01:12:08,869
آقایون، دیگه وقتشه.

1245
01:12:13,374 --> 01:12:14,959
عاشق دوئلم.

1246
01:12:22,841 --> 01:12:26,011
سر چانسی، به عنوان طرفِ خسارت‌دیده،

1247
01:12:26,095 --> 01:12:29,098
- حق انتخاب با شماست. - شیر.

1248
01:12:35,813 --> 01:12:37,231
شیر شد.

1249
01:12:37,940 --> 01:12:41,193
سر چانسی قرعه رو برد و اول اون شلیک می‌کنه.

1250
01:12:41,860 --> 01:12:44,738
آقای هلیفکس، باید از جاتون تکون نخورین.

1251
01:12:45,948 --> 01:12:46,949
آقایون…

1252
01:12:49,618 --> 01:12:51,245
ده قدم.

1253
01:12:54,206 --> 01:12:56,125
یک، دو،

1254
01:12:56,625 --> 01:12:58,252
سه، چهار،

1255
01:12:58,669 --> 01:13:01,755
پنج، شش، هفت، هشت،

1256
01:13:02,172 --> 01:13:03,924
نه، ده.

1257
01:13:27,031 --> 01:13:28,282
شرمنده.

1258
01:13:35,247 --> 01:13:36,248
تقصیر باد بود.

1259
01:13:36,332 --> 01:13:38,083
متوجه وزش باد نشدین؟

1260
01:13:38,459 --> 01:13:41,629
آقای بِنِت، حتماً واسه همچین اتفاقی یه تبصره‌ای چیزی هست.

1261
01:13:41,712 --> 01:13:43,672
باید یه فرصت دیگه داشته باشم، نه؟

1262
01:13:43,839 --> 01:13:45,215
سِر چانسی، متأسفم

1263
01:13:45,299 --> 01:13:48,927
اما باید سر جاتون بمونید تا آقای هلیفکس شلیکش رو بکنه.

1264
01:13:49,678 --> 01:13:52,890
اون‌وقت، و فقط همون موقع‌ست که می‌تونید تلافی کنید.

1265
01:14:25,798 --> 01:14:28,008
حرامزاده!

1266
01:14:28,092 --> 01:14:29,301
کیرم توش!

1267
01:14:31,679 --> 01:14:32,805
لعنتی!

1268
01:14:33,722 --> 01:14:36,141
حالا خیالت راحت شد؟

1269
01:14:36,225 --> 01:14:39,395
به نظرت خیلی راضی میام، مرتیکه‌ی بی‌خاصیتِ نَچسب؟

1270
01:14:39,478 --> 01:14:40,396
یا مسیح!

1271
01:14:46,777 --> 01:14:48,362
فکر کردم فقط یه خراش بهم می‌دی.

1272
01:14:48,487 --> 01:14:50,698
نزدیک بود دستمو از جا بکنی!

1273
01:14:50,781 --> 01:14:52,783
خودتون منو به دوئل دعوت کردید، جناب.

1274
01:14:52,866 --> 01:14:54,827
برو خداروشکر کن که به سرت نخورد.

1275
01:14:54,910 --> 01:14:57,454
عجب لاشخورِ نمک‌نشناسِ پستی!

1276
01:14:57,538 --> 01:15:01,792
آقایون، باید یه بار دیگه تو موقعیت قرار بگیرین.

1277
01:15:02,418 --> 01:15:06,547
سر چانسی، نوبت شماست که جواب تیرش رو بدین.

1278
01:15:29,820 --> 01:15:31,905
لعنت بهت بره...

1279
01:15:43,709 --> 01:15:45,085
دکتر رو خبر کنین!

1280
01:15:46,795 --> 01:15:48,756
هرچند اون شلیک از سر خوش‌شانسی محض بود،

1281
01:15:48,839 --> 01:15:50,883
اما چانسی داشت از عذاب وجدان می‌سوخت.

1282
01:15:51,550 --> 01:15:53,594
مثل خوره داشت از تو می‌خوردش.

1283
01:15:53,677 --> 01:15:54,928
دکتر رو خبر کنین!

1284
01:15:57,264 --> 01:16:02,770
آخرش، رجینالد هلیفکس همون‌جایی غزل خداحافظی رو خوند که به دنیا اومده بود.

1285
01:16:03,187 --> 01:16:04,438
توی لجن.

1286
01:16:05,522 --> 01:16:07,024
ایول داری رفیق، خوب زدی.

1287
01:16:09,943 --> 01:16:11,779
واسه شام ساعت چند باید اونجا باشیم؟

1288
01:16:19,536 --> 01:16:22,247
حواست باشه واسه... واسه اون کله، اونجا به اندازه کافی جا بذاری.

1289
01:16:22,331 --> 01:16:23,415
قربان.

1290
01:16:26,293 --> 01:16:30,714
مطمئنم به حرفم گوش نمی‌دین، ولی نباید لب به الکل بزنین...

1291
01:16:30,798 --> 01:16:35,010
چون خون رو رقیق می‌کنه و زخمتون هم عمیقه.

1292
01:16:35,093 --> 01:16:36,261
شیرفهم شدین؟

1293
01:17:24,017 --> 01:17:25,811
اوه، زنده‌ای که!

1294
01:17:25,894 --> 01:17:28,647
- یواش‌تر عزیزم. - اوه!

1295
01:17:28,939 --> 01:17:31,108
- دستم شکسته. - ای وای، شرمنده‌ام عشقم.

1296
01:17:31,650 --> 01:17:32,818
رجینالد کجاست؟

1297
01:17:32,901 --> 01:17:35,904
تو میدون شکستش دادم. کله‌شو از تنش جدا کردم.

1298
01:17:35,988 --> 01:17:36,947
چی؟

1299
01:17:37,030 --> 01:17:38,866
چرا این‌قدر وا رفتی؟

1300
01:17:39,908 --> 01:17:41,994
نکنه دلت می‌خواست اون پیروز برگرده؟

1301
01:17:42,077 --> 01:17:43,537
نه، من... من اصلاً...

1302
01:17:43,620 --> 01:17:45,831
دیگه زیاده‌روی نکنیم. اون ریق رحمت رو سر بکشه بهتر از منه.

1303
01:17:45,914 --> 01:17:47,875
- من شوهرتم.
- نه، خفه شو! اون...

1304
01:17:47,958 --> 01:17:49,585
مرده؟ آره، حقیقت داره.

1305
01:17:49,668 --> 01:17:52,546
الان جنازه‌ی بی سَرَش تهِ یه گودال لبِ برکه افتاده.

1306
01:17:57,050 --> 01:18:00,554
ببخشید که اینقدر رک حرف می‌زنم، ولی چیزیه که شده، تموم شد و رفت.

1307
01:18:00,637 --> 01:18:01,889
رفیق خوبی بود،

1308
01:18:01,972 --> 01:18:04,933
البته اگه اون دفعاتی که به زنم دست‌درازی کرد رو فاکتور بگیریم.

1309
01:18:05,017 --> 01:18:07,269
با این حال، دلمون براش تنگ می‌شه.

1310
01:18:09,271 --> 01:18:12,858
می‌دونم این چند روز اخیر مثل یه احمقِ پست‌فطرت رفتار کردم، اما...

1311
01:18:13,275 --> 01:18:16,361
همه‌تون برای این خونه سنگ تموم گذاشتین.

1312
01:18:16,486 --> 01:18:20,866
حالا برو یه بطری شامپاین بیار بزنیم به بدن که باید جشن بگیریم. یالا بجنب.

1313
01:18:25,287 --> 01:18:26,747
یک، دو، سه
یک، دو، سه

1314
01:18:26,830 --> 01:18:28,582
دوک و دوشس
دارن میان شام

1315
01:18:28,665 --> 01:18:30,709
-
دوک و دوشس...
- عزیزم.

1316
01:18:30,792 --> 01:18:32,419
دوک و دوشس
دارن میان شام

1317
01:18:32,502 --> 01:18:34,630
- دوک و دوشس...
- آروم باش.

1318
01:18:34,713 --> 01:18:36,590
دوک و دوشس
دارن میان شام

1319
01:18:36,673 --> 01:18:38,550
- چانسی، عزیزم، تمومش کن.
- داربی، اه!

1320
01:18:38,634 --> 01:18:40,469
دوک و دوشس
دارن میان شام

1321
01:18:40,594 --> 01:18:42,554
دوک و دوشس
دارن میان شام

1322
01:18:42,679 --> 01:18:44,264
دوک و دوشس
دارن میان شام

1323
01:18:44,348 --> 01:18:46,391
دوک و دوشس
دارن میان شام

1324
01:18:46,475 --> 01:18:48,310
دوک و دوشس
دارن میان شام

1325
01:18:48,393 --> 01:18:50,395
دوک و دوشس
دارن میان شام

1326
01:18:50,479 --> 01:18:52,189
دوک و دوشس
دارن واسه شام میان

1327
01:18:52,272 --> 01:18:54,441
- دوک و دوشس
- بس کن عزیزم.

1328
01:18:54,524 --> 01:18:56,693
- دوک و دوشس
- داری می‌ترسونیم. تمومش کن.

1329
01:18:56,777 --> 01:18:58,445
دوک و دوشس
دارن واسه شام میان

1330
01:18:58,528 --> 01:19:00,364
دوک و دوشس
دارن واسه شام میان

1331
01:19:00,447 --> 01:19:02,824
دوک و دوشس
دارن واسه شام میان

1332
01:19:05,243 --> 01:19:06,620
بخش ششم
کسوف

1333
01:19:06,745 --> 01:19:08,497
روزِ مهمونی شام

1334
01:20:34,583 --> 01:20:37,085
رجینالد! رجینالد! بیا ببین!

1335
01:20:40,255 --> 01:20:41,381
اوه، گندش بزنن!

1336
01:20:41,882 --> 01:20:44,634
درسته. حتماً.

1337
01:20:51,141 --> 01:20:52,392
چه عجیبه.

1338
01:21:17,667 --> 01:21:18,710
عزیزم...

1339
01:21:19,419 --> 01:21:22,380
به نظرت یه جوری نیست؟

1340
01:21:24,174 --> 01:21:25,759
عشقِ من، دستت قانقاریا گرفته.

1341
01:21:26,134 --> 01:21:27,677
باید همین الان بری پیش دکتر.

1342
01:21:27,761 --> 01:21:29,971
چیزی نیست، جدی می‌گم.
فقط یه سوختگیه.

1343
01:21:30,555 --> 01:21:32,390
واسه شام کلی کار سرمون ریخته.

1344
01:21:32,933 --> 01:21:34,518
واقعاً ارزششو داشت؟

1345
01:21:34,893 --> 01:21:37,938
اینکه به خاک سیاه بشینیم،
بهترین رفیقتو بکشی،

1346
01:21:38,063 --> 01:21:39,898
با اون نقرس و دستِ گندیده‌ت؟

1347
01:21:40,023 --> 01:21:42,901
این تنها کاریه که
همیشه توش استاد بودم.

1348
01:21:43,193 --> 01:21:46,321
و با وجود تو، عشقِ من،
شریک جرممو پیدا کردم.

1349
01:21:46,696 --> 01:21:49,449
این فرصت منه که ثابت کنم
از پسش برمیام.

1350
01:21:50,534 --> 01:21:52,035
تو از پسش برمیای، عزیزم.

1351
01:21:52,160 --> 01:21:55,205
جفتمون می‌دونیم بوی گند غریبه بودن از سر و روم می‌باره.

1352
01:21:55,288 --> 01:22:00,335
که هیچ عطری، هر چقدرم خوش‌بو، نمی‌تونه این بو رو خفه کنه یا از بین ببره.

1353
01:22:00,794 --> 01:22:03,630
اوه. مهم نیست چطوری به دنیا اومدی،

1354
01:22:04,172 --> 01:22:07,175
این طرز زندگیته که نشون می‌ده چقدر مَردی و ذاتت چیه.

1355
01:22:11,596 --> 01:22:13,348
امشب همه چی ردیف می‌شه.

1356
01:22:13,473 --> 01:22:14,766
قول می‌دم.

1357
01:22:15,892 --> 01:22:16,935
دستته؟

1358
01:22:17,102 --> 01:22:18,436
دوباره باندپیچیش می‌کنم.

1359
01:22:19,354 --> 01:22:22,357
ببخشید. کثافت! عجب بوی سگی می‌ده!

1360
01:22:33,160 --> 01:22:34,077
اوه!

1361
01:22:59,436 --> 01:23:00,312
لعنتی!

1362
01:23:01,813 --> 01:23:05,483
آقای بلک، چه عجب از این طرفا، لطف کردین سر زدین!

1363
01:23:05,650 --> 01:23:08,904
آقای لافتون، خیلی وقت بود ندیده بودمتون!

1364
01:23:09,779 --> 01:23:13,325
جناب سروان، مشکل... مشکل چیه؟

1365
01:23:13,491 --> 01:23:15,785
سویج، واسه من خودتو به کوچه علی‌چپ نزن.

1366
01:23:15,869 --> 01:23:17,746
حقه‌بازی کثیفت دیگه تموم شد.

1367
01:23:17,829 --> 01:23:19,331
حکم جلب داریم.

1368
01:23:19,414 --> 01:23:20,916
حقه‌بازی؟ جلب؟

1369
01:23:20,999 --> 01:23:23,168
- می‌بینم که جاشورِ آبله‌ت خوب شده. - درسته.

1370
01:23:23,251 --> 01:23:24,753
هامبورگ، نه؟

1371
01:23:24,836 --> 01:23:26,630
شاید هم هند غربی؟ اون پیشخدمته...

1372
01:23:26,713 --> 01:23:29,299
آهان، فهمیدم. پیشخدمتم.

1373
01:23:29,549 --> 01:23:31,635
البته. فکر می‌کردم موضوع مربوط به اون باشه.

1374
01:23:31,718 --> 01:23:33,053
مربوط به اون؟

1375
01:23:33,136 --> 01:23:34,596
یه سوءتفاهمِ خیلی جدی پیش اومده.

1376
01:23:34,679 --> 01:23:38,808
ببینید، ظاهراً آقای هالیفاکس، پیشکار من، داشته یه بساطی رو مدیریت می‌کرده...

1377
01:23:38,892 --> 01:23:40,936
یه نقشه موذیانه واسه تیغ زدن خانواده من

1378
01:23:41,019 --> 01:23:43,772
و شرکای مورد اعتمادم، مثل همین مردای حسابی.

1379
01:23:43,855 --> 01:23:46,233
اراجیفه! این مرتیکه یه دروغگوی عوضیه.

1380
01:23:46,316 --> 01:23:48,693
قربان، الان کجا می‌تونیم این آقای هالیفاکس رو پیدا کنیم؟

1381
01:23:48,818 --> 01:23:51,029
رجینالد استنلی هالیفاکس.

1382
01:23:51,112 --> 01:23:53,907
بدبختانه بعد از اینکه مچش رو گرفتم، شبونه جیم شد.

1383
01:23:54,032 --> 01:23:55,283
می‌خوام همین الان علیه‌ش شکایت کنم.

1384
01:23:55,408 --> 01:23:56,409
اوه، حتماً.

1385
01:23:56,493 --> 01:23:59,079
مسخره‌ست! یه کلمه‌اش رو هم باور نمی‌کنم.

1386
01:23:59,829 --> 01:24:01,414
برنامه‌تون واسه امشب چیه، آقایون؟

1387
01:24:01,498 --> 01:24:02,791
ببخشید، متوجه نشدم؟

1388
01:24:02,916 --> 01:24:04,793
ما امشب میزبان دوک و دوشس «دِوُنشایر» هستیم،

1389
01:24:04,876 --> 01:24:07,420
اونا مهمون شام ما هستن و فکر کردیم شاید شما هم مایل باشید تشریف بیارید.

1390
01:24:07,504 --> 01:24:09,214
می‌تونیم درباره این ماجرای کثیف،

1391
01:24:09,297 --> 01:24:11,132
پای یه شراب ناب، مثل آدم‌حسابی‌ها گپ بزنیم.

1392
01:24:12,300 --> 01:24:14,427
واقعاً؟ دوک و دوشسِ دِوُنشایر؟ امشب؟

1393
01:24:15,095 --> 01:24:16,263
پس حله، قرارمون قطعی شد؟

1394
01:24:17,389 --> 01:24:20,058
باعث افتخارمونه. واقعاً مایه افتخاره.

1395
01:24:20,225 --> 01:24:23,186
بعد از غیب شدن لزلی و مرگ رجینالد،

1396
01:24:23,270 --> 01:24:25,981
حالا تو قدیمی‌ترین خدمتکار منی که باقی مونده.

1397
01:24:26,481 --> 01:24:28,858
پس، به مقام پیشکاری ارتقاءت می‌دم. تبریک می‌گم.

1398
01:24:28,942 --> 01:24:29,818
ممنونم، قربان.

1399
01:24:29,901 --> 01:24:32,404
با توجه به دست‌گُلهایی که پیشکار قبلی به آب داده،

1400
01:24:32,696 --> 01:24:34,948
فکر کنم بهتره از همین اول یه سری چارچوب‌ها رو روشن کنیم.

1401
01:24:35,031 --> 01:24:37,784
یعنی می‌خوام بگم، زنمو به‌فاک نده!

1402
01:24:37,867 --> 01:24:38,868
حتماً قربان.

1403
01:24:38,952 --> 01:24:41,413
توی شرایط عجیبی خیلی سریع خودتو کشیدی بالا.

1404
01:24:41,579 --> 01:24:43,790
ما اونقدرها هم با هم فرق نداریم. اسمت چی بود دوباره؟

1405
01:24:43,873 --> 01:24:45,834
- جیمز، قربان. جیمز داربی. - درسته.

1406
01:24:45,917 --> 01:24:47,419
اسم دهن‌پرکنیه. حالا…

1407
01:24:47,502 --> 01:24:50,505
واسه شام امشب، فوری دو تا جایگزین لازم داریم.

1408
01:24:50,588 --> 01:24:52,424
- وقت زیادی نداریم. - حتماً قربان.

1409
01:24:55,135 --> 01:24:58,680
- داربی، این بو رو حس می‌کنی؟ - کدوم بو، قربان؟

1410
01:24:58,847 --> 01:24:59,973
اووه، ولش کن، مهم نیست.

1411
01:25:01,474 --> 01:25:04,394
اون دو تا رو نگاه کن. ایست! همین الان وایسید!

1412
01:25:08,315 --> 01:25:11,443
آره، شما دو تا. ژاکوبیت که نیستید، هستید؟

1413
01:25:11,818 --> 01:25:14,904
دست و پاتون سالمه؟ انگشت‌هاتون چی؟

1414
01:25:15,071 --> 01:25:17,824
بذارید ببینم. بیاید جلوتر.

1415
01:25:18,742 --> 01:25:20,577
دندون‌ها چی؟ بالایی‌ها؟

1416
01:25:21,077 --> 01:25:22,078
پایینی‌ها؟

1417
01:25:22,203 --> 01:25:23,997
بدک نیست. عالیه.

1418
01:25:24,080 --> 01:25:26,541
- من که زیاد باهاشون حال نمی‌کنم قربان. - مودب باش داربی.

1419
01:25:26,624 --> 01:25:28,376
خودت هم وقتی پیدات کردم تحفه خاصی نبودی.

1420
01:25:28,460 --> 01:25:30,211
اون چشم‌بند چی قربان؟

1421
01:25:30,295 --> 01:25:32,088
اوه، ازش خوشم اومد. حرکت جالبیه.

1422
01:25:32,213 --> 01:25:34,132
زخم جنگیه که تو میدون نبرد خورده، نه؟

1423
01:25:34,466 --> 01:25:35,925
سفلیسه قربان.

1424
01:25:36,009 --> 01:25:38,136
خب، با این حال قهرمانانه به نظر میاد.

1425
01:25:38,219 --> 01:25:41,389
دنبال دو تا مرد حسابی مثل شما می‌گشتم.

1426
01:25:41,681 --> 01:25:45,518
می‌خوام بهتون یه کارِ آبرومند و یه وعده شامِ درست‌وحسابی بدم.

1427
01:25:46,227 --> 01:25:47,187
حله؟

1428
01:25:49,189 --> 01:25:50,231
عالیه!

1429
01:25:51,232 --> 01:25:52,692
یالا! زود باشین راه بیفتین!

1430
01:25:53,985 --> 01:25:57,030
این تنها هشداریه که بهتون می‌دم، پس خوب گوش‌هاتونو باز کنین.

1431
01:25:57,113 --> 01:26:00,742
از کرم و بخشندگیِ سِر سوج سوءاستفاده نکن.

1432
01:26:00,909 --> 01:26:03,370
اون ممکنه آدمِ مهربون و بزرگواری باشه،

1433
01:26:03,495 --> 01:26:06,581
اما بهت اطمینان می‌دم که من اصلاً اون‌جوری نیستم.

1434
01:26:06,748 --> 01:26:09,000
امشب خیلی حیاتیه.

1435
01:26:09,084 --> 01:26:11,503
هیچ اشتباهی تحمل نمی‌شه.

1436
01:26:11,586 --> 01:26:13,129
شیرفهم شد؟

1437
01:26:13,380 --> 01:26:15,673
خوبه. حالا برید خودتونو تمیز کنین.

1438
01:26:16,132 --> 01:26:18,468
قشنگ خودتونو بسابین، وگرنه خودم می‌آم می‌سابمتون.

1439
01:26:26,184 --> 01:26:27,477
رسیدیم.

1440
01:26:27,936 --> 01:26:31,898
دلیل و ثمره‌یِ کلِ سگ‌دو زدن‌هایِ بی‌وقفه‌مون.

1441
01:26:33,316 --> 01:26:36,778
دوک و دوشس امشب برای شام به ما ملحق می‌شن.

1442
01:26:37,695 --> 01:26:39,239
پس، سنگِ تموم بذارین.

1443
01:26:41,282 --> 01:26:42,617
وقتی آدم به...

1444
01:26:42,742 --> 01:26:43,910
آرسنیک

1445
01:26:43,993 --> 01:26:47,497
...زندگیِ کسل‌کننده و اغلب بی‌هدفش فکر می‌کنه...

1446
01:26:49,666 --> 01:26:51,876
این‌ها همون روزایی هستن،

1447
01:26:53,002 --> 01:26:55,839
همون لحظه‌هایی که آدم همیشه یادش می‌مونه.

1448
01:26:59,467 --> 01:27:00,552
پس بجنبین، تند و تیز.

1449
01:27:05,140 --> 01:27:06,975
بهتر از این نمی‌شد گفت.

1450
01:27:09,185 --> 01:27:10,395
همه چی ردیفه؟

1451
01:27:10,520 --> 01:27:11,813
اووه، حرف نداره.

1452
01:27:12,021 --> 01:27:12,981
خوبه.

1453
01:27:13,982 --> 01:27:16,234
بدون اینکه خودش بدونه، و از قضا خیلی هم طعنه‌آمیز،

1454
01:27:16,359 --> 01:27:19,529
«چانسی» دوتا ژاکوبیت رو دعوت کرده بود خونه‌ش.

1455
01:27:19,654 --> 01:27:21,865
خیلی اهل سیاست نبودن،

1456
01:27:21,948 --> 01:27:24,659
ولی در هر صورت از غارت کردن

1457
01:27:24,784 --> 01:27:26,494
توی دستبردهای گهگاهی‌شون لذت می‌بردن.

1458
01:27:26,578 --> 01:27:27,954
مرگ بر پارلمان.

1459
01:27:30,999 --> 01:27:32,667
و برای اینکه اوضاع بدتر بشه،

1460
01:27:32,750 --> 01:27:36,212
آقای «داربی» متوجه شده بود که به یه آبله‌ی نحس دچار شده.

1461
01:27:36,296 --> 01:27:38,840
خوب می‌دونست این قضیه چه عواقب وحشتناکی می‌تونه داشته باشه.

1462
01:27:38,923 --> 01:27:42,177
از دست دادن جونش، آلوده کردن ارباب‌های خیرخواهش،

1463
01:27:42,260 --> 01:27:44,262
شاید حتی دوک و دوشس،

1464
01:27:44,345 --> 01:27:47,807
ولی از این می‌ترسید که مقام جدید و دهن‌پرکنِ پیشخدمتیش رو از دست بده.

1465
01:27:48,224 --> 01:27:50,185
نمی‌تونست بذاره این فرصت

1466
01:27:50,268 --> 01:27:53,646
از لای انگشتاش، یا بهتره بگیم از زیر ناخناش، سُر بخره و بره.

1467
01:27:56,149 --> 01:27:58,234
چه معجزه باشه چه قضا و قدر،

1468
01:27:59,027 --> 01:28:02,655
ژاکوبیت‌ها و بیماری آبله به «سَوِیج هاوس» نفوذ کرده بودن،

1469
01:28:02,739 --> 01:28:04,574
بدون اینکه روحی خبردار بشه.

1470
01:28:06,910 --> 01:28:08,912
زیر اون پوسته‌ی براق و فریبنده‌اش،

1471
01:28:08,995 --> 01:28:11,498
تاریکی لای درزها و شکاف‌ها رخنه کرده بود.

1472
01:28:15,919 --> 01:28:19,672
به قول خانم «بنت»، شر و بدی تو کمین بود.

1473
01:28:38,441 --> 01:28:40,652
شمشیر هم قورت می‌دی؟

1474
01:28:40,735 --> 01:28:42,862
بابا، داره... داره می‌آد!

1475
01:28:42,946 --> 01:28:45,782
داره می‌آد! مامان، بابا، داره... داره می‌آد!

1476
01:30:13,620 --> 01:30:14,912
آخه این...

1477
01:30:17,540 --> 01:30:19,125
این دیگه چه کوفتیه؟

1478
01:30:34,515 --> 01:30:36,059
- عزیزم.
- چی شده؟

1479
01:30:36,225 --> 01:30:37,518
دکتر رو خبر کن.

1480
01:30:37,602 --> 01:30:38,645
چی؟

1481
01:30:52,492 --> 01:30:56,287
یا باید دستت رو قطع کنم یا می‌میری.

1482
01:30:57,038 --> 01:30:59,415
- آروم باشید.
- نمی‌شه تا فردا صبر کرد؟

1483
01:30:59,540 --> 01:31:01,626
- متأسفانه نه.
- آخه دوک و دوشس چی!

1484
01:31:01,793 --> 01:31:03,419
- قربان!
- خواهش می‌کنم!

1485
01:31:03,503 --> 01:31:05,588
می‌میری!

1486
01:31:12,720 --> 01:31:17,308
بخش هفتم
شام دوک و دوشس

1487
01:31:32,532 --> 01:31:33,533
آخ، دستم.

1488
01:32:17,493 --> 01:32:18,953
«می‌خواستم از همه‌تون تشکر کنم»

1489
01:32:19,036 --> 01:32:21,956
«به خاطر حضور پرمهرتون و...»

1490
01:32:23,124 --> 01:32:24,083
اوه.

1491
01:32:29,005 --> 01:32:32,300
«می‌خواستم از همه‌تون تشکر کنم
بابت حضور پرمهرتون»

1492
01:32:32,425 --> 01:32:35,219
«و هدیه‌های ارزشمندتون.»

1493
01:32:35,887 --> 01:32:39,223
«خوشحال و مفتخریم»

1494
01:32:39,807 --> 01:32:43,394
«که میزبان دوک و دوشس هستیم»

1495
01:32:43,644 --> 01:32:47,064
«در چنین شب باشکوهی.»

1496
01:32:52,570 --> 01:32:55,573
یه شب خیلی باشکوه،
واقعاً باشکوه...

1497
01:32:55,698 --> 01:32:59,160
اوه،
قوی باش برادر.

1498
01:33:00,161 --> 01:33:01,204
کسی نمی‌شنوه.

1499
01:33:03,748 --> 01:33:08,669
«میزبانی از دوک و دوشس
در چنین شبِ... باشکوهی.»

1500
01:33:12,715 --> 01:33:13,591
لعنتی!

1501
01:33:14,842 --> 01:33:16,969
- کمک می‌خوای، قربان؟
- الان نه، داربی.

1502
01:33:17,094 --> 01:33:19,430
یه لحظه بهم وقت بده.

1503
01:33:26,395 --> 01:33:31,651
اوه، بد نیست، رفیق.
اصلاً هم بد نیست.

1504
01:33:32,527 --> 01:33:34,070
حالا نوبت حرکت آخره.

1505
01:33:40,243 --> 01:33:43,204
معرکه‌ست.

1506
01:33:55,508 --> 01:33:57,969
می‌دونم خیلی به آقای هالیفکس دلبستگی داشتی.

1507
01:33:59,428 --> 01:34:02,473
امیدوارم ناپدید شدنِ تاسف‌بارش رو از چشم من نبینی

1508
01:34:02,974 --> 01:34:05,434
و بتونیم مثل قبل با هم کار کنیم.

1509
01:34:05,810 --> 01:34:07,812
بیا این کثافت‌کاریِ حال‌بهم‌زن رو فراموش کنیم.

1510
01:34:09,647 --> 01:34:11,107
اگه امشب همون‌طور که نقشه کشیدیم پیش بره،

1511
01:34:11,649 --> 01:34:13,651
همه‌مون حسابی سود می‌کنیم.

1512
01:34:14,026 --> 01:34:14,902
اما...

1513
01:34:17,613 --> 01:34:19,240
امیدوارم بتونی منو ببخشی...

1514
01:34:20,741 --> 01:34:22,159
همون‌طور که من تو رو بخشیدم.

1515
01:34:28,541 --> 01:34:29,584
بله، خانم.

1516
01:34:40,761 --> 01:34:42,430
ماه از جلوی خورشید رد شد

1517
01:34:42,597 --> 01:34:44,765
دقیقاً به مدت سه دقیقه و ۳۳ ثانیه،

1518
01:34:44,849 --> 01:34:47,059
درست همون‌طور که آقای هالی پیش‌بینی کرده بود.

1519
01:34:47,768 --> 01:34:49,854
تو موجود درخشانی هستی، عزیزم.

1520
01:34:50,354 --> 01:34:52,356
نمی‌دونم چطوری یا کی این اتفاق افتاد،

1521
01:34:52,773 --> 01:34:53,941
ولی دیگه بزرگ شدی.

1522
01:34:54,025 --> 01:34:56,235
- ولی من از آدم‌بزرگ‌ها متنفرم، مامان.
- می‌دونم.

1523
01:34:56,402 --> 01:34:59,822
حالا، سر شام خبری از وراجی درباره‌ی کسوف و آقای هالی نباشه.

1524
01:34:59,906 --> 01:35:01,407
و قطعاً خبری از موش‌ها هم نباشه.

1525
01:35:02,241 --> 01:35:03,910
نمی‌دونم چه مرگشونه.

1526
01:35:04,035 --> 01:35:05,870
«گنویر» و «وولی» دارن یه جوری رفتار می‌کنن.

1527
01:35:05,953 --> 01:35:09,457
هی دارن دور خودشون می‌چرخن و صداهای عجیبی درمیارن.

1528
01:35:11,125 --> 01:35:12,168
اوه...

1529
01:35:13,085 --> 01:35:14,629
صدای خوبی نیست، مگه نه؟

1530
01:35:25,973 --> 01:35:28,559
- تکون نخور.
- دارم سعی‌مو می‌کنم.

1531
01:35:29,560 --> 01:35:31,854
- درد داره؟
- وحشتناک.

1532
01:35:32,897 --> 01:35:34,649
فکر می‌کنی کسی بفهمه؟

1533
01:35:54,126 --> 01:35:55,795
دوکِ دِوُنشایر

1534
01:35:59,799 --> 01:36:00,800
دوشسِ دِوُنشایر

1535
01:36:38,170 --> 01:36:40,381
- دستِ آشپز درد نکنه.
- خانوم.

1536
01:36:40,464 --> 01:36:42,508
آقای والکات، گل کاشتی. کارت عالی بود.

1537
01:36:42,591 --> 01:36:43,718
ممنونم قربان.

1538
01:36:49,640 --> 01:36:51,559
- حتماً دوکه.
- زود اومدن.

1539
01:36:51,642 --> 01:36:54,228
نه، تو همین‌جا بمون عزیزم. داربی.

1540
01:37:00,693 --> 01:37:01,986
بازوت خوبه؟

1541
01:37:14,707 --> 01:37:16,000
نه، نه.

1542
01:37:23,716 --> 01:37:25,009
اوه، شمایین.

1543
01:37:25,426 --> 01:37:28,929
- از دیدنتون خوشحالم.
- اونا رسیدن؟

1544
01:37:29,472 --> 01:37:31,432
- هنوز نه.
- اوه، چه عالی.

1545
01:37:31,557 --> 01:37:34,518
امیدوارم ناراحت نشین، ما یه خرده زود رسیدیم.

1546
01:37:34,602 --> 01:37:36,228
نه، نه. اصلاً.

1547
01:37:37,772 --> 01:37:39,565
- اوه!
- اوه، خوبه.

1548
01:37:39,648 --> 01:37:42,777
محض احتیاط، فکر می‌کنم باید بهتون هشدار بدم

1549
01:37:42,860 --> 01:37:45,780
که بعد از اون دوئل یه سری عوارض پیش اومد

1550
01:37:45,946 --> 01:37:49,200
و مجبور شدن دستِ چانسی رو قطع کنن.

1551
01:37:50,451 --> 01:37:51,744
حالش خوبه؟

1552
01:37:51,869 --> 01:37:54,497
نه، کاملاً ردیفه؛ البته اگه اون یه تیکه بدنش که کنده شده رو فاکتور بگیری.

1553
01:37:54,622 --> 01:37:58,876
ولی خواهش می‌کنم اصلاً حرفی از دستش نزنید یا به اونجایی که نیست زل نزنید.

1554
01:37:59,001 --> 01:38:00,252
- یه کلمه هم نمی‌گم.
- نه.

1555
01:38:06,425 --> 01:38:09,887
لیدی سوج، امیدوارم بدموقع مزاحم نشده باشیم.

1556
01:38:10,054 --> 01:38:12,389
نه، اصلاً. شما باید آقای بلک باشید.

1557
01:38:12,515 --> 01:38:14,100
از دیدنتون خوشبختم.

1558
01:38:15,226 --> 01:38:18,104
محض احتیاط، حس می‌کنم باید بهتون هشدار بدم...

1559
01:38:21,065 --> 01:38:23,275
اون جنده سیفلیسی اونقدر حالش خراب بود

1560
01:38:23,400 --> 01:38:25,820
که همون زیرش کپه مرگشو گذاشت و تموم کرد.

1561
01:38:25,903 --> 01:38:28,823
روی آلتش زگیل داشت، اون سلیطه هم همین‌طور!

1562
01:38:28,906 --> 01:38:31,408
خب، رسیدیم.

1563
01:38:31,826 --> 01:38:33,452
معلومه که باید با ما می‌بود،

1564
01:38:33,536 --> 01:38:35,079
ولی خب، حتی بهترین نقشه‌ها هم بعضی وقتا...

1565
01:38:35,162 --> 01:38:37,873
آره، ولی خب با یه دست و نصفی که نمی‌شه ضیافت شام راه انداخت، مگه نه؟

1566
01:38:37,957 --> 01:38:39,333
واقعاً چندش‌آوره.

1567
01:38:39,416 --> 01:38:41,252
فکر کنم حسابی جیگرتون حال اومده.

1568
01:38:41,335 --> 01:38:44,046
مثل اینکه مجبور شدن تمام ارث و میراث خانوادگیشون رو بفروشن.

1569
01:38:44,130 --> 01:38:45,631
- جدی؟
- حتی گوشواره‌های مادرش رو.

1570
01:38:45,756 --> 01:38:47,967
عزیزم، چطوری همچین دعوتی گیرت اومد؟

1571
01:38:48,050 --> 01:38:52,346
آقای سوج همکار خیلی خیلی نزدیکمه.

1572
01:38:53,889 --> 01:38:57,101
اوه عزیزم. موقعش که رسید،

1573
01:38:57,184 --> 01:38:58,853
می‌خوای برات غذا رو تیکه تیکه کنم،

1574
01:38:58,936 --> 01:39:00,354
که یه وقت جلب توجه نکنی؟

1575
01:39:01,564 --> 01:39:02,898
دوستت دارم.

1576
01:39:14,743 --> 01:39:15,953
کجام؟

1577
01:39:18,247 --> 01:39:20,332
همین‌طور که ساعت‌ها می‌گذشت،

1578
01:39:20,416 --> 01:39:23,419
یه وحشتِ موذی کل اتاق رو پر کرد.

1579
01:39:25,671 --> 01:39:28,966
فانی زیر میز داشت به اون موشِ مردنی‌ش غذا می‌داد...

1580
01:39:30,467 --> 01:39:33,512
در حالی که ته‌مونده‌یِ دستِ «شانسی» داشت از زیرِ باند خون‌ریزی می‌کرد.

1581
01:39:38,767 --> 01:39:39,977
عزیزم.

1582
01:39:40,644 --> 01:39:42,354
عزیزم، داری خون می‌ریزی.

1583
01:39:48,110 --> 01:39:51,280
پچ‌پچ‌ها و نگاه‌های مشکوک همه‌جا پخش شده بود.

1584
01:39:51,989 --> 01:39:53,407
صداهاشون رو با گلوهای خشک صاف می‌کردن.

1585
01:39:53,490 --> 01:39:55,034
عزیزم، فکر می‌کنی میان؟

1586
01:39:55,117 --> 01:39:56,243
نمی‌دونم.

1587
01:39:56,368 --> 01:39:58,204
- داره دیر می‌شه.
- می‌دونم.

1588
01:39:58,454 --> 01:39:59,538
عزیزم.

1589
01:40:11,926 --> 01:40:13,093
نمیان، مگه نه؟

1590
01:40:13,177 --> 01:40:16,305
دارن میان. دارن میان.

1591
01:40:17,264 --> 01:40:19,099
شاید مثلاً خواستن باکلاس بازی دربیارن و دیر بیان.

1592
01:40:19,183 --> 01:40:20,267
باکلاس؟

1593
01:40:24,355 --> 01:40:25,940
می‌دونستم.

1594
01:40:27,733 --> 01:40:30,277
همه کاملاً خشکشون زده بود،

1595
01:40:30,361 --> 01:40:32,071
انگار که واسه یه نقاشی پرتره ژست گرفته باشن،

1596
01:40:32,279 --> 01:40:34,823
که یهو زانوهای اون «ژاکوبیتِ» یه‌چشم

1597
01:40:34,907 --> 01:40:36,492
شروع کرد به لرزیدن.

1598
01:40:36,575 --> 01:40:37,993
فکرشم نکن!

1599
01:40:39,328 --> 01:40:41,080
- آخه قربان...
- آخه مآخه نداریم.

1600
01:40:42,039 --> 01:40:44,792
ما بهت غذا دادیم، شستیمت و کلی هم پول به پات ریختیم.

1601
01:40:44,875 --> 01:40:46,210
واسه سرپا موندن

1602
01:40:46,293 --> 01:40:48,087
تا آخر شام،

1603
01:40:48,170 --> 01:40:50,589
اگه اصلاً تموم بشه.

1604
01:40:50,881 --> 01:40:52,299
هیچ‌کس تکون نخوره!

1605
01:40:52,758 --> 01:40:55,803
یه سانت جابه‌جا نشید، حتی سرفه هم نکنید...

1606
01:40:57,680 --> 01:40:59,014
یا حتی پره‌های دماغتون نلرزه.

1607
01:41:00,766 --> 01:41:04,436
شیرفهم شد؟ هوم؟ هوم؟

1608
01:41:04,728 --> 01:41:06,480
کدوم گوری رو دارید نگاه می‌کنید؟

1609
01:41:06,605 --> 01:41:07,982
چطور جرأت می‌کنید!

1610
01:41:09,858 --> 01:41:12,653
بهم نگاه نکن. ریختم داغونه!

1611
01:41:18,200 --> 01:41:19,493
بابا، می‌تونم برم؟

1612
01:41:19,576 --> 01:41:21,453
همه همین‌جایی که هستن بمونن!

1613
01:41:21,537 --> 01:41:23,163
هر لحظه ممکنه برسن!

1614
01:41:28,252 --> 01:41:30,504
عزیزم، آروم باش.

1615
01:41:31,714 --> 01:41:32,965
آروم باش.

01615
01:41:41,714 --> 01:42:04,965
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
<font color="#8224e3"><b>BcMoviez.Com</b></font>
<font color="#8224e3"><b>t.me/BcMoviez</b></font>

1616
01:43:10,771 --> 01:43:12,022
رجینالد!

1617
01:43:12,106 --> 01:43:14,900
رجینالد، در رو باز کن. خودشونن!

1618
01:43:16,568 --> 01:43:18,695
داربی، زود باش، در رو باز کن!

1619
01:43:18,779 --> 01:43:20,030
بله قربان.

1620
01:43:20,197 --> 01:43:21,407
خودشونن!

1621
01:43:22,449 --> 01:43:23,700
خودشونن!

1622
01:43:26,912 --> 01:43:28,122
می‌دونستم میان.

1623
01:43:33,836 --> 01:43:35,796
از طرف دوک و دوشسِ دِوون‌شر.

1624
01:43:45,514 --> 01:43:46,640
روز بخیر.

1625
01:44:20,757 --> 01:44:22,718
«امیدواریم وقتی این نامه به دستتون می‌رسه، حالتون خوب باشه.»

1626
01:44:24,428 --> 01:44:25,721
بهمون خبر رسیده

1627
01:44:25,804 --> 01:44:28,474
که لرد ورنون و خانواده‌ش...

1628
01:44:30,225 --> 01:44:32,102
اصلاً آبله نداشتن.

1629
01:44:33,562 --> 01:44:37,441
الان حالشون کاملاً ردیفه و دماغشون چاقه.

1630
01:44:39,818 --> 01:44:40,861
و واسه همین...

1631
01:44:42,362 --> 01:44:46,158
دوک و دوشس متأسفانه قرار نیست بیان پیشتون.

1632
01:44:49,495 --> 01:44:52,706
امیدواریم این دودلیِ ما باعث نشده باشه

1633
01:44:52,789 --> 01:44:55,334
توی دردسر بیفتین یا ضرری بکنین

1634
01:44:56,543 --> 01:44:59,421
و امیدواریم توی دورِ بعدی ببینیمتون.

1635
01:45:01,548 --> 01:45:04,843
خدمتکارهامون فردا میان واسه بردنِ چمدون‌ها.

1636
01:45:06,386 --> 01:45:08,388
ارادتمند، خاندانِ دِوُنشایر.

1637
01:45:34,873 --> 01:45:36,959
دوک و دوشس،

1638
01:45:37,042 --> 01:45:39,211
معلوم بود که هیچ‌وقت قرار نبود بیان.

1639
01:45:42,089 --> 01:45:46,009
و خانواده‌ی سَوِیج داشتن با کله سقوط می‌کردن تو چاهِ بدبختی.

1640
01:45:47,511 --> 01:45:50,764
ولخرجی‌های سگی و رفتار بی‌فکرشون

1641
01:45:50,847 --> 01:45:53,225
باعث می‌شد از اون عمارتِ پرابهت‌ِ قدیمشون

1642
01:45:53,308 --> 01:45:55,686
چیزی جز یه خرابه‌ باقی نمونه،

1643
01:45:56,520 --> 01:45:59,064
یه ارثِ لعنتی و کمرشکن واسه فانیِ جوون

1644
01:45:59,147 --> 01:46:00,732
و نسل‌های بعد از اون.

1645
01:46:01,817 --> 01:46:04,778
وقتی با همچین سرعتِ وحشتناکی داری همه چی رو دود می‌کنی،

1646
01:46:04,861 --> 01:46:07,781
وقتی هر چی دورت هست رو می‌خری و می‌بلعی،

1647
01:46:08,282 --> 01:46:11,076
آخرش به جایی می‌رسی که خودت رو می‌خوری،

1648
01:46:11,827 --> 01:46:13,495
تیکه به تیکه.

1649
01:46:22,921 --> 01:46:25,549
عاقبتِ یه آدمِ هرزه و عیاش، سقوطِ مستقیمه

1650
01:46:25,674 --> 01:46:26,800
به تهِ لجن‌زار.

1651
01:46:29,344 --> 01:46:32,681
چون نردبونِ اجتماع
می‌تونه بدجوری لغزنده باشه...

1652
01:46:33,765 --> 01:46:35,475
اگه حواست نباشه.

1653
01:46:38,729 --> 01:46:39,938
ولم کنین!

1654
01:46:40,480 --> 01:46:41,648
آقای بلک!

1655
01:46:48,572 --> 01:46:49,656
فلیت!

1656
01:46:50,407 --> 01:46:51,867
جورجینا!

1657
01:46:52,534 --> 01:46:53,994
معذرت می‌خوام!

1658
01:46:54,745 --> 01:46:56,288
جورجینا!

1659
01:47:00,083 --> 01:47:01,835
تکون نخور!

1660
01:47:03,795 --> 01:47:05,464
بالاخره، سوج.