0
00:00:30,541 --> 00:00:59,083
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1
00:01:32,541 --> 00:01:35,083
رؤیاها و کابوس‌ها به هم گره خوردن،

2
00:01:36,458 --> 00:01:37,750
اون چیزی که تو خیالت می‌سازی...

3
00:01:38,625 --> 00:01:40,000
اونم تورو تصور می‌کنه.

4
00:02:26,000 --> 00:02:28,041
{\an8}شاهزاده

5
00:02:32,750 --> 00:02:34,875
مامان... دلم می‌خواد دنیای اونارو ببینم!

6
00:02:35,375 --> 00:02:36,625
تو همین الانشم همون‌جایی.

7
00:02:37,416 --> 00:02:38,791
هروقت چیزی می‌نویسی،

8
00:02:38,875 --> 00:02:40,041
یا وقتی نقاشی می‌کشی،

9
00:02:40,541 --> 00:02:42,208
روحت... همون جوهره.

10
00:02:42,291 --> 00:02:43,791
این‌طوریه که اونا خلق می‌شن.

11
00:02:45,166 --> 00:02:46,916
همه‌شون اون‌قدر واقعی می‌شن...

12
00:02:47,000 --> 00:02:48,000
درست مثل خودت.

13
00:02:48,083 --> 00:02:49,541
فکر می‌کنی اونا می‌تونن منو ببینن؟

14
00:02:53,500 --> 00:02:54,333
مامان!

15
00:02:59,375 --> 00:03:00,250
کمکمون کن!

16
00:03:01,875 --> 00:03:03,291
چی شده مامان؟

17
00:03:04,416 --> 00:03:07,291
کمکمون کن! کمک کن مامان‌بزرگ، به دادم برس!

18
00:03:15,708 --> 00:03:16,541
مامان؟

19
00:03:16,625 --> 00:03:18,083
توروخدا! به دادمون برس!

20
00:03:46,916 --> 00:03:48,958
- اوه، نه...
- وای...

21
00:03:51,250 --> 00:03:53,458
فرانچسکا! اون کوفتی رو ول کن!

22
00:03:53,541 --> 00:03:54,500
بیا به من کمک کن!

23
00:03:56,791 --> 00:03:57,625
آه...

24
00:04:01,333 --> 00:04:04,708
{\an8}ماریا کونچیتا پاردس دیوسدادو
مادر و همسر عزیز

25
00:04:12,166 --> 00:04:15,291
هوم. خیلی متأسفم، فرانچسکا.

26
00:04:17,041 --> 00:04:17,875
هان؟

27
00:04:23,500 --> 00:04:25,041
هوم... آره.

28
00:04:27,958 --> 00:04:28,958
فرانچسکا!

29
00:04:29,041 --> 00:04:30,750
- ای وای، نه!
- برگرد اینجا!

30
00:04:32,250 --> 00:04:34,250
{\an8}فرانچسکا، کجایی؟

31
00:04:34,333 --> 00:04:35,166
هوم.

32
00:04:35,250 --> 00:04:37,250
- لطفا کمکم کنید نوه‌ام رو پیدا کنم،
- فرانچسکا!

33
00:04:37,333 --> 00:04:38,166
همین الان!

34
00:04:38,250 --> 00:04:39,666
فرانچسکا!

35
00:04:40,208 --> 00:04:42,333
توله سگِ خیره‌سر! کدوم گوری قایم شدی؟

36
00:04:42,416 --> 00:04:43,416
فرانچسکا، کجایی؟

37
00:04:43,500 --> 00:04:44,333
اون...

38
00:04:44,833 --> 00:04:45,750
شاهزاده‌ی جوون و...

39
00:04:46,250 --> 00:04:47,208
دوست‌داشتنی...

40
00:04:48,833 --> 00:04:52,166
برای نجات پدر و مادرش دست به هر کاری می‌زد...

41
00:04:54,416 --> 00:04:56,208
و همین‌طور تمام کسایی که دوستشون داشت.

42
00:05:01,250 --> 00:05:02,083
هوم...

43
00:05:06,000 --> 00:05:07,833
آه! پیداش کردم خانم.

44
00:05:08,333 --> 00:05:09,958
اوه، فرانچسکا!

45
00:05:10,458 --> 00:05:12,875
چطور جرأت کردی امروز این بازی رو سرمون دربیاری؟

46
00:05:44,041 --> 00:05:44,875
{\an8}اوه!

47
00:06:02,333 --> 00:06:03,166
اوه.

48
00:06:11,333 --> 00:06:12,166
هوم...

49
00:06:14,875 --> 00:06:18,041
- فرانچسکا؟ خورشید داره طلوع می‌کنه.
- هوم...

50
00:06:21,875 --> 00:06:23,291
هوم. آه.

51
00:06:31,833 --> 00:06:32,666
{\an8}مفهومه.

52
00:06:36,000 --> 00:06:37,375
{\an8}جناح شرقی پاکه.

53
00:06:49,000 --> 00:06:50,708
اوه، فبیولیست، ترسوندی منو!

54
00:06:51,708 --> 00:06:53,041
{\an8}بیا، بیا با من.

55
00:06:53,625 --> 00:06:54,500
همه چی ردیفه، قربان.

56
00:06:56,666 --> 00:06:57,500
{\an8}هوم...

57
00:07:00,500 --> 00:07:01,333
اوهوم.

58
00:07:08,208 --> 00:07:10,375
یه میل وصف‌ناپذیر برای فهمیدنِ

59
00:07:10,458 --> 00:07:12,666
-بیشتر تو وجود شاهزاده شعله‌ور شد.
-چی؟

60
00:07:12,750 --> 00:07:15,208
-تصمیم گرفت به غریزه‌اش گوش بده.
-هان؟

61
00:07:16,000 --> 00:07:17,583
با دنبال کردنِ شهودش...

62
00:07:18,125 --> 00:07:20,166
و صدای مرموزی که صداش می‌زد.

63
00:07:20,250 --> 00:07:21,375
احساس ناآرومی می‌کرد،

64
00:07:21,875 --> 00:07:23,958
{\an8}-اما نمی‌ترسید. یه حس عجیب...
-آخ!

65
00:07:24,041 --> 00:07:28,125
سراغش اومد، وقتی حس کرد داره
با سرنوشتش روبرو می‌شه.

66
00:07:28,208 --> 00:07:33,041
بالا و بالاتر رفت... دنبال راهی
برای فرار از دنیای هیولایی‌ش،

67
00:07:33,125 --> 00:07:35,458
-در حالی که اون صدایی که صداش می‌زد...
-اوه!

68
00:07:35,541 --> 00:07:38,125
لحظه به لحظه واقعی‌تر می‌شد.

69
00:07:38,208 --> 00:07:43,000
کپ کرده بود وقتی فهمید به عجیب‌ترین
جای ممکن رسیده.

70
00:07:43,083 --> 00:07:44,875
جایی که تا حالا پاشو نذاشته بود.

71
00:07:44,958 --> 00:07:45,791
اوه، اه...

72
00:07:45,875 --> 00:07:47,791
گیج و ویج شده بود، دلش هم
درد می‌کرد.

73
00:07:47,875 --> 00:07:48,708
آه...

74
00:07:48,791 --> 00:07:50,958
-هان؟
-خودشو تو این دنیای جدید پیدا کرد که پُر بود...

75
00:07:51,041 --> 00:07:52,708
-از آدمای غریبه.
-هوم؟

76
00:07:53,541 --> 00:07:55,250
یه سرزمین رویایی که هیشکی ندیده...

77
00:07:58,666 --> 00:08:00,208
یه جای... معرکه!

78
00:08:00,916 --> 00:08:02,375
یه ذره خل‌وضعه، نه؟

79
00:08:02,458 --> 00:08:03,666
- رفیق؟
- اوهوم

80
00:08:03,750 --> 00:08:06,583
- واقعاً فقط «یه ذره»؟
- بابا طرف وحشتناکه، پسر.

81
00:08:08,625 --> 00:08:09,458
اوه...

82
00:08:10,291 --> 00:08:11,416
فقط دنبال جلب توجهه.

83
00:08:11,500 --> 00:08:13,458
من نفر اولم که می‌رسم به کلاس.

84
00:08:13,541 --> 00:08:15,750
- آره واقعاً، طفلکی.
- عمراً! نمی‌تونی از من بزنی جلو!

85
00:08:15,833 --> 00:08:17,833
- همیشه فکر می‌کردم داستاناش...
- می‌خوای بعد از مدرسه کلیسا بیای خونه ما؟

86
00:08:17,916 --> 00:08:19,583
- عجیب غریبن.
- ...؟

87
00:08:19,666 --> 00:08:21,458
اگه همین‌طوری بدوئه، پخش زمین می‌شه.

88
00:08:21,541 --> 00:08:24,333
می‌دونم رفیق، خیلی شلخته و دست‌وپاچلفتیه، همیشه هم سر و پاش کبوده.

89
00:08:24,416 --> 00:08:26,833
شرط می‌بندم کشیشه هنوز نفهمیده گچشو قایم کردم.

90
00:08:26,916 --> 00:08:30,041
باشه، وقتی بابام اومد دنبالم، ازش می‌پرسیم ببینیم می‌ذاره بیام یا نه.

91
00:08:30,125 --> 00:08:30,958
و زخم و زیلی.

92
00:08:31,041 --> 00:08:31,875
اوه!

93
00:08:31,958 --> 00:08:32,791
ها؟

94
00:08:32,875 --> 00:08:33,708
اِ...

95
00:08:33,791 --> 00:08:34,625
چی؟

96
00:08:36,041 --> 00:08:37,041
آه! آخ!

97
00:08:39,458 --> 00:08:41,791
{\an8}اِ... نه! آه...

98
00:08:42,500 --> 00:08:43,333
اممم...

99
00:08:45,083 --> 00:08:45,916
آه...

100
00:08:47,375 --> 00:08:48,666
امم... اوه...

101
00:08:53,083 --> 00:08:54,375
اومم، خیلی خوشم اومد.

102
00:08:54,458 --> 00:08:56,916
بابام تو کارِ چاپ و نشره.

103
00:08:57,000 --> 00:08:59,250
فکر کنم یه روزی از داستانات خوشش بیاد،

104
00:08:59,333 --> 00:09:01,791
-من اوگو... -آره جونِ خودت، خیلی بانمکی. آخه چرا

105
00:09:01,875 --> 00:09:03,458
همه‌تون انقدر با من بدین؟

106
00:09:03,958 --> 00:09:05,000
آاااه!

107
00:09:11,333 --> 00:09:12,166
هان؟

108
00:09:12,666 --> 00:09:13,500
آه...

109
00:09:17,625 --> 00:09:18,458
آخ...

110
00:09:28,333 --> 00:09:29,166
چی؟

111
00:09:30,250 --> 00:09:31,083
اوم...

112
00:09:32,208 --> 00:09:33,041
هان؟

113
00:09:45,375 --> 00:09:47,333
آه! آه...

114
00:09:50,000 --> 00:09:51,500
-هان؟
-آاااه!

115
00:09:51,583 --> 00:09:52,791
فرانسیسکا!

116
00:09:52,875 --> 00:09:54,375
ای نیم‌وجبیِ موذی!

117
00:09:56,083 --> 00:09:58,875
-مامان‌بزرگ، یه هیولا اونجاست!
-ای وایِ من!

118
00:09:58,958 --> 00:10:00,041
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

119
00:10:00,125 --> 00:10:01,791
پدر کوسمه بهم گفت

120
00:10:01,875 --> 00:10:04,625
که بعد از زنگ تفریح برنگشتی سر کلاس،

121
00:10:04,708 --> 00:10:07,333
و داشتی بقیه بچه‌ها رو می‌ترسوندی.

122
00:10:07,416 --> 00:10:09,625
مامان‌بزرگ!
لای اون گیاها یه موجودی هست.

123
00:10:14,333 --> 00:10:15,166
هوم.

124
00:10:21,625 --> 00:10:22,458
آه...

125
00:10:23,291 --> 00:10:24,583
اَه! هیچی ندیدم.

126
00:10:25,458 --> 00:10:27,041
چرا این شکلی شدی؟ دلت نمی‌خواد...

127
00:10:27,125 --> 00:10:28,791
-مثل هم‌سن و سالات باشی؟ شاید اون‌موقع...
-آخ!

128
00:10:28,875 --> 00:10:30,416
بالاخره یه رفیقی پیدا می‌کردی.

129
00:10:30,500 --> 00:10:31,416
آخ!

130
00:10:31,500 --> 00:10:33,333
تو هیچی نیستی جز یه جادوگرِ عوضی!

131
00:10:33,416 --> 00:10:34,416
هان؟

132
00:10:34,500 --> 00:10:35,625
بهم چی گفتی؟

133
00:10:36,125 --> 00:10:37,250
-آخ...
-توله سگِ خیره‌سر.

134
00:10:37,333 --> 00:10:39,041
-آی!
-آخ!

135
00:10:41,458 --> 00:10:42,291
اوه!

136
00:10:48,916 --> 00:10:49,750
آخ!

137
00:10:50,583 --> 00:10:51,416
آی!

138
00:10:52,833 --> 00:10:54,666
آی! آی!

139
00:10:57,500 --> 00:11:00,666
{\an8}اوه اوه.
ببخشید، ولی حدس بزن امروز چی شد.

140
00:11:00,750 --> 00:11:01,875
{\an8}توی خوابِ ناز بودم که، اوم...

141
00:11:01,958 --> 00:11:04,125
هوم... اوه، حالت خوبه عزیزم؟

142
00:11:04,208 --> 00:11:05,458
آره مامان... خوبم.

143
00:11:05,541 --> 00:11:06,708
-وریتنا.
-اوه!

144
00:11:07,833 --> 00:11:09,541
{\an8}-عشقِ من.
-بسه دیگه مامان!

145
00:11:10,375 --> 00:11:12,000
{\an8}اگه اینجوری بغلش کنی،

146
00:11:12,708 --> 00:11:14,541
فکر می‌کنه کاری که کرده درست بوده.

147
00:11:14,625 --> 00:11:18,583
دارم پسرمو بغل می‌کنم... قبل از اینکه تا آخرِ عمرش تو خونه حبسش کنم.

148
00:11:18,666 --> 00:11:19,500
چی؟

149
00:11:20,000 --> 00:11:20,916
-فیکتورو!
-بابا!

150
00:11:21,416 --> 00:11:22,375
حالت خوبه؟

151
00:11:39,916 --> 00:11:40,750
چی؟

152
00:11:42,500 --> 00:11:43,333
اوه...

153
00:11:45,250 --> 00:11:46,083
اوه...

154
00:11:48,000 --> 00:11:52,958
آره، اون پادشاه و اون خونواده‌ی سلطنتی بی‌عرضه‌اش آخرش ما رو به باد فنا میدن.

155
00:11:56,583 --> 00:11:58,416
اوم... اِه...

156
00:11:59,166 --> 00:12:02,291
باید به عواقب کارات فکر کنی،

157
00:12:02,375 --> 00:12:04,500
ما همیشه نیستیم که ازت محافظت کنیم.

158
00:12:04,583 --> 00:12:06,416
اما اصلاً چیزیم نشد!

159
00:12:06,500 --> 00:12:08,583
راستش یه چیز معرکه‌ای پیدا کردم!

160
00:12:08,666 --> 00:12:11,791
فهمیدم که می‌تونیم از «چنگ‌عنکبوت» استفاده کنیم تا بریم یه جای دیگه،

161
00:12:11,875 --> 00:12:13,166
باید بهتون بگم همین الان چی...

162
00:12:13,250 --> 00:12:15,375
نه، هرنوال! نه!

163
00:12:16,250 --> 00:12:17,416
باید حالی‌ت بشه

164
00:12:17,500 --> 00:12:20,416
که کاری که الان کردی بی‌نهایت خطرناک بود، پسر.

165
00:12:20,500 --> 00:12:22,625
عزیزم، باید بیشتر حواست رو جمع کنی.

166
00:12:22,708 --> 00:12:27,208
بین این دوتا قلمرو یه تعادلی هست و وظیفه‌ی ماست که ازش محافظت کنیم.

167
00:12:27,708 --> 00:12:30,875
خیلی وقته که هیچ‌کس نتونسته از اینجا رد بشه، پسرم،

168
00:12:31,500 --> 00:12:32,708
{\an8}و این‌طوری بهتره.

169
00:12:32,791 --> 00:12:35,833
{\an8}بهم قول بده هیچ‌کس نفهمه چی کشف کردی.

170
00:12:35,916 --> 00:12:36,833
{\an8}باشه، ببخشید.

171
00:12:36,916 --> 00:12:37,958
در ضمن...

172
00:12:38,041 --> 00:12:41,833
{\an8}تو به مهم‌ترین سازِ نژاد ما صدمه زدی...

173
00:12:42,333 --> 00:12:43,791
چنگ‌عنکبوت.

174
00:12:47,500 --> 00:12:49,166
-اووه!
-باید ازش محافظت کنی، چون یه روزی خودت

175
00:12:49,250 --> 00:12:50,708
می‌نوازیش.

176
00:12:50,791 --> 00:12:54,375
و با این کار، تو ضمیر ناخودآگاهِ آدما رو شکل می‌دی.

177
00:12:54,875 --> 00:12:56,166
این موهبتِ ماست...

178
00:12:56,250 --> 00:12:58,000
-که فقط مختصِ اعضایِ... -هوم...

179
00:12:58,083 --> 00:12:59,291
خانواده‌ی سلطنتیه.

180
00:12:59,375 --> 00:13:00,375
فیکتورو،

181
00:13:01,208 --> 00:13:02,958
دیگه وقتش رسیده که اونم بدونه.

182
00:13:03,041 --> 00:13:05,416
-هان؟ -چی؟ عقلت رو از دست دادی، وریتِنا؟

183
00:13:05,500 --> 00:13:06,333
اِ...

184
00:13:06,416 --> 00:13:08,916
-اون هنوز خیلی بچه‌ست که این چیزا رو بفهمه. -چی؟

185
00:13:09,000 --> 00:13:10,416
من «بچه» نیستم!

186
00:13:10,500 --> 00:13:13,041
می‌خوام بدونم اون‌طرف چه خبره.

187
00:13:13,125 --> 00:13:14,416
یه دختری اونجا بود

188
00:13:15,041 --> 00:13:16,375
که غرق در نور بود.

189
00:13:16,458 --> 00:13:17,458
اصلاً نمی‌فهمم چی به چیه!

190
00:13:17,541 --> 00:13:19,125
یه صدایی داشت باهام حرف می‌زد، یا شایدم

191
00:13:19,208 --> 00:13:20,625
-داشت درباره‌ی من حرف می‌زد؟ -آخ.

192
00:13:20,708 --> 00:13:22,041
-اون منو از کجا می‌شناسه؟ -آه!

193
00:13:22,125 --> 00:13:24,750
-هوم. -حتی گفت که من شاهزاده‌ام،

194
00:13:24,833 --> 00:13:26,333
آخه چطور می‌دونست؟ آه! چطوری؟

195
00:13:28,041 --> 00:13:29,458
چطور ممکنه منو این‌قدر خوب بشناسه؟

196
00:13:29,541 --> 00:13:30,375
هوم.

197
00:13:30,458 --> 00:13:31,916
-صداش برام آشناست، اما... -هان؟

198
00:13:32,000 --> 00:13:32,833
نمی‌دونم اون کیه.

199
00:13:33,541 --> 00:13:35,041
می‌دونی این یعنی چی؟

200
00:13:36,875 --> 00:13:37,708
آه...

201
00:13:45,750 --> 00:13:51,625
آروم بگیر، ما با این آدما تاریخچه‌ی مشترکی داریم.

202
00:13:53,583 --> 00:13:56,666
اونا قصه سر هم می‌کنن و بعدش هم...

203
00:13:56,750 --> 00:14:00,500
خیال. همونی که به واقعیت تبدیل می‌شه.

204
00:14:04,791 --> 00:14:08,166
آدما از رویا دیدن وحشت دارن.

205
00:14:19,833 --> 00:14:24,583
- خیال و حقیقت.
- خیال و حقیقت.

206
00:14:25,333 --> 00:14:29,791
- دو رویِ یک سکه.
- دو رویِ یک سکه.

207
00:14:30,333 --> 00:14:35,458
- یه صورت‌فلکیِ تمام‌عیار، تو یه...
- یه صورت‌فلکیِ تمام‌عیار، تو یه...

208
00:14:35,541 --> 00:14:40,791
- تضاد عمیقی هستی که با نیایش عجین شده.
- تضاد عمیقی هستی که با نیایش عجین شده.

209
00:14:47,625 --> 00:14:54,500
حالا دیگه این خیال از تار و پودِ خشونت بافته می‌شه.

210
00:14:56,041 --> 00:15:00,041
خیال و رویاهای سالیانِ دور

211
00:15:03,833 --> 00:15:09,625
حقیقت رو برملا کن و نذار دروغ آلوده‌ت کنه.

212
00:15:18,833 --> 00:15:23,708
- خیال و حقیقت.
- خیال و حقیقت.

213
00:15:24,583 --> 00:15:29,208
- دو رویِ یک سکه.
- دو رویِ یک سکه.

214
00:15:29,708 --> 00:15:34,750
- یه صورت‌فلکیِ تمام‌عیار، تو یه...
- یه صورت‌فلکیِ تمام‌عیار، تو یه...

215
00:15:34,833 --> 00:15:39,958
{\an8}- تضاد عمیقی هستی که با نیایش عجین شده.
- تضاد عمیقی هستی که با نیایش عجین شده.

216
00:15:42,375 --> 00:15:45,583
این قلمرو، آشیانه‌ی ترس‌های بشره،

217
00:15:45,666 --> 00:15:48,166
- ما همون ایده‌هایی هستیم که زهرترکشون می‌کنه.
- هان؟

218
00:15:48,250 --> 00:15:49,416
پس ما فقط یه مشت فکریم؟

219
00:15:50,083 --> 00:15:52,250
یعنی... ما اصلاً وجود نداریم؟

220
00:15:52,333 --> 00:15:53,166
اوه

221
00:15:55,041 --> 00:15:57,416
واقعاً حس می‌کنی وجود نداری؟

222
00:15:58,000 --> 00:16:00,125
- هوم... هوم...
- اوه!

223
00:16:00,208 --> 00:16:01,750
اِ... اِ...

224
00:16:05,541 --> 00:16:10,791
- تو یه رویای شیرینی.
- تو خودِ حقیقتی.

225
00:16:11,333 --> 00:16:15,333
- و همین‌طور خیال.
- تو خودِ کلمه‌ای.

226
00:16:16,916 --> 00:16:22,000
-تو یه رؤیای شیرینی.
-تو خودِ حقیقتی.

227
00:16:22,500 --> 00:16:26,500
-و خیال و وهم هم هستی.
-تو خودِ کلامی.

228
00:16:27,541 --> 00:16:30,625
-حقیقت مطلق نیست. چیزی به اسم...
-حقیقت مطلق نیست. چیزی به اسم...

229
00:16:30,708 --> 00:16:31,541
آه.

230
00:16:31,625 --> 00:16:33,833
-...چیز وجود نداره، پس...
-...چیز وجود نداره، پس تو واقعی هستی.

231
00:16:33,916 --> 00:16:35,375
تو واقعی هستی.

232
00:16:44,416 --> 00:16:45,250
آخ!

233
00:16:48,125 --> 00:16:49,833
-آی!
-آه، فیکتورو!

234
00:16:50,791 --> 00:16:51,875
-اوه... چیزی نیست، خوبه.
-آخ!

235
00:16:51,958 --> 00:16:53,583
-اون دیگه چی بود؟
-آروم باش.

236
00:16:53,666 --> 00:16:55,708
-نمی‌دونم!
-برید سمت تالار تخت پادشاهی!

237
00:16:55,791 --> 00:16:56,916
اعلی‌حضرت،

238
00:16:57,000 --> 00:16:58,041
کمک لازم دارید؟

239
00:16:58,125 --> 00:16:59,666
ممنون، کاپیتان میتلیتاس.

240
00:17:00,708 --> 00:17:03,500
متأسفم، اما دیگه کاری از دستمون برای پادشاه برنمی‌آد.

241
00:17:03,583 --> 00:17:04,625
اِ... اوم...

242
00:17:04,708 --> 00:17:06,541
ببخشید که مزاحمتون می‌شم، اما...

243
00:17:06,625 --> 00:17:08,708
-ببخشید، من...
-کابوس‌ساز سلطنتی...

244
00:17:08,791 --> 00:17:11,333
درخواست ملاقات فوری با شما رو داره...

245
00:17:11,416 --> 00:17:12,583
همین حالا.

246
00:17:13,125 --> 00:17:13,958
بابا!

247
00:17:15,500 --> 00:17:16,458
اجازه بدم بیاد تو؟

248
00:17:17,833 --> 00:17:20,000
وقت واسه این... تشریفات مسخره نداریم!

249
00:17:20,083 --> 00:17:22,125
اونا... اه... اه...

250
00:17:22,208 --> 00:17:23,166
اونا افتضاحن!

251
00:17:24,125 --> 00:17:25,208
-دیگه بسه!
-ها؟

252
00:17:31,958 --> 00:17:32,791
همون‌جا وایستا.

253
00:17:37,125 --> 00:17:38,083
{\an8}سرورم!

254
00:17:38,791 --> 00:17:40,208
یه اتفاق وحشتناک،

255
00:17:40,291 --> 00:17:44,333
یه آشفتگی ویرانگر و به‌شدت افتضاح بین قلمروها پیش اومده!

256
00:17:45,208 --> 00:17:46,041
کاپیتان!

257
00:17:50,291 --> 00:17:52,041
قسم به سایه‌های مقدس، سرورم!

258
00:17:52,125 --> 00:17:53,625
-قیافتون بدجور داغونه.
-اِه.

259
00:17:53,708 --> 00:17:54,541
اوه...

260
00:17:54,625 --> 00:17:57,458
اِم... میگم شاید وقتش شده باشه اون پیشنهادی که دادم رو بررسی کنیم...

261
00:17:57,541 --> 00:17:58,625
پروکراستس...

262
00:17:59,666 --> 00:18:01,000
الان اصلاً وقتش نیست.

263
00:18:01,083 --> 00:18:01,916
ها؟

264
00:18:02,750 --> 00:18:04,500
-شاهزاده رو ببرین به اتاقش،
-چی؟

265
00:18:04,583 --> 00:18:05,416
اگه ممکنه.

266
00:18:07,333 --> 00:18:08,458
ارباب جوان من،

267
00:18:08,958 --> 00:18:10,958
اِ... میشه با من بیاید؟

268
00:18:11,041 --> 00:18:13,208
اِم. اِم... اوه...

269
00:18:15,916 --> 00:18:16,750
بیا بابا.

270
00:18:18,958 --> 00:18:19,958
اِم... اوه...

271
00:18:20,500 --> 00:18:22,208
-هی...
-پسرم، کاری که میگم رو بکن.

272
00:18:24,916 --> 00:18:26,875
اوم... هوم.

273
00:18:27,708 --> 00:18:28,541
ها؟

274
00:18:47,041 --> 00:18:47,875
اِ...

275
00:18:53,750 --> 00:18:56,375
اِ... اِ... نه، وایستا! پروکراستس...

276
00:18:57,583 --> 00:18:59,250
بله... عالی‌جناب؟

277
00:18:59,750 --> 00:19:01,458
پدر و مادرم چه‌شونه؟

278
00:19:01,541 --> 00:19:02,666
خب، اوم...

279
00:19:02,750 --> 00:19:03,791
ببینید...

280
00:19:04,458 --> 00:19:08,250
بار سنگینی روی شونه‌های شاه و ملکه است، سرورم.

281
00:19:08,750 --> 00:19:10,250
نسل ما داره ضعیف می‌شه.

282
00:19:10,333 --> 00:19:12,291
قدرتش، جَنَمش، ابهتش،

283
00:19:12,375 --> 00:19:13,541
همه‌اش داره از بین می‌ره،

284
00:19:13,625 --> 00:19:15,583
اونم به خاطر این تفاله‌های انسانی.

285
00:19:16,083 --> 00:19:17,666
-پدر و مادرتون اولین کسایی هستن که...
-آخ...

286
00:19:17,750 --> 00:19:19,458
حسش می‌کنن، و کل پادشاهی هم پشت بندشون.

287
00:19:19,541 --> 00:19:20,875
نه، اجازه نمی‌دم!

288
00:19:20,958 --> 00:19:22,041
می‌خوام بهشون کمک کنم.

289
00:19:22,125 --> 00:19:23,375
اوه، واقعاً دلم می‌خواست می‌تونستید، ولی...

290
00:19:23,458 --> 00:19:24,291
هان؟

291
00:19:24,375 --> 00:19:26,500
متأسفانه کاری از دست شما ساخته نیست، سرورم.

292
00:19:26,583 --> 00:19:27,958
-اما همین که اونا غزل خداحافظی رو بخونن...
-اوم...

293
00:19:28,041 --> 00:19:30,416
-اِه، اِه...
-من و شما با هم یکی می‌شیم.

294
00:19:30,916 --> 00:19:33,500
من شاهکارهام رو باهاتون تقسیم می‌کنم تا بتونید بفرستیدشون سراغِ آدما،

295
00:19:33,583 --> 00:19:34,916
اونم در قالب کابوس‌های وحشتناک.

296
00:19:35,000 --> 00:19:36,708
هوم... آخ...

297
00:19:38,000 --> 00:19:40,125
بدبختی اینجاست که ما اسیرِ دستِ

298
00:19:40,208 --> 00:19:41,583
اون موجوداتِ هالو و

299
00:19:41,666 --> 00:19:42,500
وحشی هستیم.

300
00:19:42,583 --> 00:19:43,416
-موجودات.
-هوم.

301
00:19:43,500 --> 00:19:45,375
نه! نمی‌خوام به این آدما وابسته باشم!

302
00:19:46,375 --> 00:19:47,208
آی...

303
00:19:47,291 --> 00:19:51,041
اگه فقط می‌تونستیم به «قلمرو وجود» بریم...

304
00:19:51,541 --> 00:19:53,416
اون‌وقت داستان یه جور دیگه رقم می‌خورد.

305
00:19:53,500 --> 00:19:55,666
و... آیا...

306
00:19:55,750 --> 00:19:56,958
کسی هست که بتونه از مرز رد بشه؟

307
00:19:57,041 --> 00:19:58,333
در دورانی که خیلی وقته فراموش شده،

308
00:19:58,416 --> 00:20:00,125
خیلی خیلی وقت پیش،

309
00:20:00,625 --> 00:20:03,250
{\an8}ترس از خودِ ترس، کالبد پیدا کرد.

310
00:20:03,750 --> 00:20:06,916
{\an8}و یه عنکبوتِ پَردرارِ غول‌آسا متولد شد:

311
00:20:07,416 --> 00:20:10,208
«اِنکارای» با‌شکوه.

312
00:20:11,625 --> 00:20:15,583
{\an8}اِنکارا فهمید که زندگیش به اون ترسی گره خورده که تو دلِ...

313
00:20:15,666 --> 00:20:16,541
{\an8}آدما بیدار می‌کرد.

314
00:20:18,666 --> 00:20:23,000
اون از «هارپ‌اسپایدر» استفاده کرد تا عبور کنه و این‌طوری آدما رو به زانو دربیاره.

315
00:20:23,500 --> 00:20:25,625
اون‌وقت «سیموتِ» گستاخ

316
00:20:25,708 --> 00:20:27,625
از نسل بشر دفاع کرد

317
00:20:27,708 --> 00:20:29,083
و اِنکارا رو به چالش کشید

318
00:20:29,166 --> 00:20:30,625
{\an8}واسه یه نبرد سهمگین.

319
00:20:31,125 --> 00:20:33,333
{\an8}اما اِنکارا سیموت رو اسیر کرد

320
00:20:33,416 --> 00:20:34,541
و بلعیدش.

321
00:20:34,625 --> 00:20:36,791
سیموت با استفاده از نیش‌ها و تیغه‌هاش،

322
00:20:36,875 --> 00:20:40,000
گلوگاه اِنکارا رو درید و...
-آه!

323
00:20:40,500 --> 00:20:41,416
و فرار کرد.

324
00:20:41,500 --> 00:20:42,791
اِنکارا دیگه کارش تموم شده بود

325
00:20:43,291 --> 00:20:44,625
و از باقی‌مونده‌ی لاشه‌اش

326
00:20:44,708 --> 00:20:46,833
دو تا گونه‌ی جدید به وجود اومدن:

327
00:20:47,333 --> 00:20:48,666
از پرهاش...

328
00:20:49,166 --> 00:20:50,375
تکوتین‌ها، درست مثل من!

329
00:20:50,458 --> 00:20:51,875
آره، همینطوره!

330
00:20:51,958 --> 00:20:53,708
و از تارهای ابریشمیِ اِنکارا،

331
00:20:53,791 --> 00:20:56,791
آرادیتی‌ها، مثل من، متولد شدن.

332
00:20:57,333 --> 00:21:01,083
{\an8}اما این روزها اونقدر قدرت نداریم که
توی قلمروِ

333
00:21:01,166 --> 00:21:02,416
{\an8}هستی تجسم پیدا کنیم.

334
00:21:04,333 --> 00:21:05,541
{\an8}آه، ولی من فقط...

335
00:21:05,625 --> 00:21:06,500
اِم،

336
00:21:06,583 --> 00:21:08,208
-فقط چی سرورم؟
-اِ...

337
00:21:08,291 --> 00:21:11,791
اوم... فقط... یادم اومد... که
یه ذره خسته‌ام.

338
00:21:11,875 --> 00:21:12,708
هوم.

339
00:21:14,125 --> 00:21:16,458
البته، البته، عالیجناب!

340
00:21:17,166 --> 00:21:21,000
چقدر احمق بودم که با این مسائلِ
بزرگونه وقتتون رو گرفتم.

341
00:21:21,083 --> 00:21:23,250
اِ... من صمیمانه‌ترین،

342
00:21:23,333 --> 00:21:26,125
خالصانه‌ترین و عمیق‌ترین عذرخواهی رو ازتون دارم.

343
00:21:26,666 --> 00:21:30,000
امیدوارم شیرین‌ترین کابوس‌ها رو ببینید.

344
00:21:32,083 --> 00:21:32,916
ممنون.

345
00:21:33,916 --> 00:21:34,750
امم...

346
00:21:36,791 --> 00:21:37,625
ایش!

347
00:21:37,708 --> 00:21:39,916
جوراب‌های کهنه بدترین چیزهای
توی کل دنیان!

348
00:21:41,541 --> 00:21:42,541
واقعاً حال‌به‌هم‌زنه!

349
00:21:42,625 --> 00:21:44,833
نق نزن، فرانسیسکا ایملدا،

350
00:21:44,916 --> 00:21:46,583
-هوم...
-ما زنا،

351
00:21:46,666 --> 00:21:48,208
این باید وظیفه‌ی ما باشه.

352
00:21:48,291 --> 00:21:50,541
چیزی که واقعاً دلم می‌خواد اینه که نویسنده بشم!

353
00:21:50,625 --> 00:21:52,958
می‌خوام در مورد همون موجودی که دیشب دیدم بنویسم!

354
00:21:53,041 --> 00:21:54,791
باز شروع کردی با اون داستان‌های ترسناکت.

355
00:21:56,541 --> 00:21:59,458
خودشه! چیزی که دیدم یه وحشتِ واقعی بود!

356
00:21:59,541 --> 00:22:02,375
بسه دیگه این اراجیف رو تموم کن! قوه‌ی تخیلت زیادی فعاله،

357
00:22:02,875 --> 00:22:04,583
ولی بزرگتر بشی از سرت می‌پره.

358
00:22:17,416 --> 00:22:18,541
-آه...
-اونا حتی...

359
00:22:19,041 --> 00:22:20,250
{\an8}حرفِ...

360
00:22:20,750 --> 00:22:24,000
-عبور کردن به قلمروی هستی رو زدن.
-هان؟

361
00:22:24,083 --> 00:22:25,916
این دو تا قلمرو همیشه باید از هم جدا بمونن،

362
00:22:26,000 --> 00:22:27,875
چطوری؟ هوم.

363
00:22:27,958 --> 00:22:30,500
چرا نمی‌فهمن که بدون این تعادل،

364
00:22:30,583 --> 00:22:32,083
ما اصلاً وجود نخواهیم داشت؟

365
00:22:32,583 --> 00:22:33,416
می‌فهمم،

366
00:22:33,500 --> 00:22:35,625
اما اونا زیادی به پروکراستس بها دادن.

367
00:22:36,500 --> 00:22:37,333
پروکراستس.

368
00:22:37,416 --> 00:22:40,083
می‌دونم یه عمره کنارت بوده، اما...

369
00:22:41,500 --> 00:22:43,250
تا حالا به این فکر کردی که...

370
00:22:43,333 --> 00:22:44,208
کَلَکِشو بکنی؟

371
00:22:44,291 --> 00:22:46,291
{\an8}-هان؟
-نه، نه، نه، نه، نه.

372
00:22:46,791 --> 00:22:49,541
اعلام جنگ فقط اوضاع رو خیط‌تر می‌کنه.

373
00:22:50,041 --> 00:22:53,291
قدرت اون به عنوان یه کابوس‌ساز برای سفر با آگاهیش،

374
00:22:53,791 --> 00:22:55,500
دیگه زیادی خطرناک شده.

375
00:22:56,125 --> 00:22:58,333
-ترجیح می‌دم چهارچشمی بپامش.
-اوه...

376
00:23:00,625 --> 00:23:02,666
آه... سایموتِ عزیزم،

377
00:23:03,458 --> 00:23:06,541
می‌دونم با آوردنِ این پیام برام، خطرِ بزرگی رو به جون خریدی.

378
00:23:08,125 --> 00:23:10,083
ثابت کردی که یه رفیقِ واقعی هستی.

379
00:23:10,166 --> 00:23:11,666
فکر می‌کنم ببینم باید چیکار کرد.

380
00:23:11,750 --> 00:23:15,625
زیاد لفتش نده فیکتورو، صبرِ رئیس‌ها داره لبریز می‌شه،

381
00:23:15,708 --> 00:23:17,708
اونا دست روی دست نمی‌ذارن،

382
00:23:18,208 --> 00:23:20,291
تا شاهدِ نابودیِ تک‌تکِ قبیله‌هاشون باشن.

383
00:23:20,791 --> 00:23:23,625
واقعاً از نصیحتت ممنونم، رفیقِ قدیمی.

384
00:23:26,375 --> 00:23:28,250
توپوس تِرِنتوس...

385
00:23:28,875 --> 00:23:30,541
در خطرِ جدیه.

386
00:23:57,375 --> 00:24:02,041
{\an8}۱۰ سال بعد

387
00:24:14,958 --> 00:24:17,208
ممنون که باهام همراه شدی، میتلیتاس.

388
00:24:17,291 --> 00:24:18,583
لازم داشتم یکم ذهنم رو آزاد کنم.

389
00:24:18,666 --> 00:24:19,791
من... در خدمتم.

390
00:24:20,291 --> 00:24:22,583
نگرانِ قلمرومون هستم، اونجا...

391
00:24:23,166 --> 00:24:24,000
هیچ کاری از دستم برنمی‌آد.

392
00:24:24,083 --> 00:24:26,541
جسارته قربان، به من مربوط نیست، اما...

393
00:24:26,625 --> 00:24:30,291
آخرین داستان‌هایِ کابوس‌سازِ سلطنتی رو دیدین؟

394
00:24:33,458 --> 00:24:35,125
آه! شاهزاده هرنوال!

395
00:24:35,208 --> 00:24:36,041
نه.

396
00:24:36,125 --> 00:24:38,708
بگو ببینم، چرا خاندانِ سلطنتی ما رو به حالِ خودمون رها کرده؟

397
00:24:38,791 --> 00:24:41,333
چرا برایِ جلوگیری از نابودیمون هیچ حرکتی نمی‌زنین؟

398
00:24:41,416 --> 00:24:43,916
زنده باد پروکوئستس!

399
00:24:44,000 --> 00:24:48,250
تنها اصیل‌زاده‌یِ وحشت‌انگیزی که واقعاً به فکرِ ماست!

400
00:24:49,041 --> 00:24:51,125
آه! آخ!

401
00:24:51,708 --> 00:24:53,791
نه! نه! تو رو خدا نکن!

402
00:24:53,875 --> 00:24:56,000
همه‌مون کم‌کم محو و نابود می‌شیم.

403
00:24:56,875 --> 00:24:58,708
اه... اه... چیکار کنم؟

404
00:24:58,791 --> 00:24:59,625
آخ—

405
00:25:00,458 --> 00:25:01,291
نه...

406
00:25:03,958 --> 00:25:04,791
نه!

407
00:25:20,791 --> 00:25:22,041
باید یه تغییری ایجاد کنیم.

408
00:25:36,791 --> 00:25:37,625
نه!

409
00:25:37,708 --> 00:25:39,000
داستانام!

410
00:25:40,125 --> 00:25:42,041
فکر کنم بهت گفته بودم که دخترای کوچولو

411
00:25:42,125 --> 00:25:43,750
نمی‌تونن نویسنده بشن.

412
00:26:01,416 --> 00:26:03,458
امروز همون روزه، هیولاهای عزیزم،

413
00:26:03,541 --> 00:26:06,250
بالاخره دنیا قراره با شما روبرو بشه.

414
00:26:14,625 --> 00:26:15,458
آه...

415
00:26:33,375 --> 00:26:35,083
تمنا می‌کنم، اعلیحضرت...

416
00:26:35,166 --> 00:26:37,333
اه... باید یه بار دیگه پافشاری کنم.

417
00:26:40,625 --> 00:26:41,458
فیکتورو... نکن!

418
00:26:53,791 --> 00:26:54,625
آه...

419
00:26:59,041 --> 00:27:00,791
اگه فقط بهم اجازه بدید،

420
00:27:00,875 --> 00:27:02,333
تمام تلاشم رو می‌کنم

421
00:27:02,833 --> 00:27:06,666
تا عاقل‌ترین وحشت‌ها رو جمع کنم و یه راهی برای عبور پیدا کنم.

422
00:27:07,166 --> 00:27:10,625
اه... این وظیفه‌ی شماست به عنوان خاندان سلطنتی که ما رو از—

423
00:27:10,708 --> 00:27:11,708
دیگه کافیه، پروکراستس.

424
00:27:11,791 --> 00:27:13,458
- اوه!
- حالا تنهامون بذار.

425
00:27:14,875 --> 00:27:16,750
نگهبان‌ها، پروکراستس رو به بیرون راهنمایی کنید.

426
00:27:17,250 --> 00:27:18,291
بله قربان.

427
00:27:19,291 --> 00:27:20,125
اون دیگه رفته، بابا.

428
00:27:21,541 --> 00:27:22,375
هوم...

429
00:27:23,166 --> 00:27:24,541
ممنون، پسرم.

430
00:27:27,125 --> 00:27:27,958
مامان؟

431
00:27:29,833 --> 00:27:32,083
اوه، سلام پسر خوشگلم.

432
00:27:34,750 --> 00:27:37,166
هرنوال،
فکر کنم داری وزن کم می‌کنی پسرم.

433
00:27:37,250 --> 00:27:39,083
درست و حسابی غذا می‌خوری؟

434
00:27:39,583 --> 00:27:41,083
مامان... من حالم خوبه،

435
00:27:41,583 --> 00:27:42,750
تو چی؟

436
00:27:49,458 --> 00:27:50,291
حالت روبه‌راه نیست؟

437
00:27:50,375 --> 00:27:51,208
نه.

438
00:27:53,333 --> 00:27:54,166
بیارشون.

439
00:27:56,875 --> 00:27:58,750
فقط به چندتا کابوس احتیاج دارم،

440
00:27:58,833 --> 00:27:59,916
چیز مهمی نیست.

441
00:28:01,125 --> 00:28:04,375
{\an8}کابوس‌های کلاسیک، جلد سیزدهم
اثر پروکروستس

442
00:28:04,458 --> 00:28:05,291
{\an8}ببینیم چی داریم...

443
00:28:06,041 --> 00:28:09,250
سال‌هاست که پروکروستس توی قولی که
واسه خلق یه شاهکار داده بود، وا داده.

444
00:28:14,416 --> 00:28:15,250
آه.

445
00:28:19,500 --> 00:28:20,333
آه.

446
00:28:26,541 --> 00:28:27,958
{\an8}ببینیم اینجا چی داریم...؟

447
00:28:29,083 --> 00:28:29,916
آخ!

448
00:28:30,000 --> 00:28:34,791
اوه... کابوس‌های امروزی دیگه
اون چیزی نیستن که قدیما بودن.

449
00:28:39,666 --> 00:28:41,375
-آخ...
-مامان!

450
00:28:42,250 --> 00:28:44,250
اوه، نه، اصلاً نگران نباش عزیزم.

451
00:28:44,916 --> 00:28:47,750
مهم‌تر از هر چیزی اینه که تنت سالمه و جات امنه.

452
00:28:47,833 --> 00:28:50,333
نه، آخه... چطور می‌تونی بهم بگی نگران نباشم؟

453
00:28:50,416 --> 00:28:54,083
من و مادرت هر کاری از دستمون برمی‌اومد کردیم،

454
00:28:54,583 --> 00:28:58,458
-کاش فقط وقت و جونِ بیشتری داشتیم... 
-اوهوم.

455
00:29:00,625 --> 00:29:06,583
وقتش رسیده که خودت برای «توپوس ترنتوس» تصمیم بگیری.

456
00:29:07,083 --> 00:29:08,333
اینا همش چرت و پرته!

457
00:29:10,208 --> 00:29:12,125
پروکوستس رو دست‌کم نگیر.

458
00:29:12,708 --> 00:29:15,208
تک‌تک تصمیم‌هایی که می‌گیری

459
00:29:15,291 --> 00:29:18,416
عواقب بی‌پایانی دارن.

460
00:29:23,166 --> 00:29:24,875
{\an8}-پروکوستس!
-آخ!

461
00:29:25,916 --> 00:29:26,833
اعلی‌حضرت!

462
00:29:26,916 --> 00:29:27,875
اِم...

463
00:29:27,958 --> 00:29:29,708
درست وسطِ...

464
00:29:29,791 --> 00:29:30,750
اِ... هه هه هه...

465
00:29:30,833 --> 00:29:32,541
نوشتنِ روزانه‌م بودم.

466
00:29:32,625 --> 00:29:33,875
که این‌طور به نظر نمی‌رسه.

467
00:29:33,958 --> 00:29:36,625
اِ... اِ... خب، تو سرت از این چیزا در نمیاد،

468
00:29:36,708 --> 00:29:37,541
ولی اِم-

469
00:29:37,625 --> 00:29:40,458
حیاتیه که یه نویسنده خلوت خودش رو داشته باشه،

470
00:29:40,541 --> 00:29:42,208
وقتی برای تفریح و...

471
00:29:42,708 --> 00:29:43,583
و انجام کارهای...

472
00:29:43,666 --> 00:29:44,666
دیگه.

473
00:29:44,750 --> 00:29:45,875
همینش منو نگران می‌کنه.

474
00:29:45,958 --> 00:29:47,166
پدر و مادرم بدجوری مریضن.

475
00:29:47,250 --> 00:29:49,166
البته، علتش اینه که

476
00:29:49,250 --> 00:29:51,750
این روزا دیگه سالم موندن مکافاته، واسه همین...

477
00:29:51,833 --> 00:29:53,666
فکر کنم همه‌اش به خاطر این داستان‌های توئه.

478
00:29:53,750 --> 00:29:54,583
اوه، اومم.

479
00:29:54,666 --> 00:29:56,916
کابوس‌هایی که می‌نویسی دیگه لرزه به تن آدمیزاد نمی‌ندازه.

480
00:29:57,000 --> 00:29:59,416
آه. چون آدما همه‌شون یه جای کارشون می‌لنگه!

481
00:29:59,500 --> 00:30:02,000
همیشه باید تقصیر رو انداخت گردن مردم!

482
00:30:03,541 --> 00:30:05,166
می‌خوام یه نویسنده‌ی دیگه بیارم،

483
00:30:05,250 --> 00:30:06,250
یه آدمیزاد.

484
00:30:06,333 --> 00:30:08,750
این کفره! همه‌اش چرت و پرته!

485
00:30:08,833 --> 00:30:11,250
نمی‌شه دو تا کابوس‌ساز سلطنتی داشته باشیم!

486
00:30:11,750 --> 00:30:13,750
یه آدمیزاد چطوری اصلاً جرئت می‌کنه پاشو این‌ور بذاره؟

487
00:30:13,833 --> 00:30:15,958
فکر کنم راهشو پیدا کردم.

488
00:30:16,958 --> 00:30:18,166
دیگه وقت تغییر رسیده.

489
00:30:18,250 --> 00:30:21,625
اتفاقاً دارم آخرین شاهکارم رو تموم می‌کنم.

490
00:30:22,125 --> 00:30:24,458
یکم دندون رو جگر بذار ارباب جوان.

491
00:30:24,541 --> 00:30:27,666
خودت کیفیت کابوس‌های من رو می‌بینی.

492
00:30:29,875 --> 00:30:31,958
من دیگه صبرم لبریز شده، خودتم اینو می‌دونی.

493
00:30:35,791 --> 00:30:36,625
آخ!

494
00:30:38,416 --> 00:30:39,708
اون آدم خیلی مؤمن و مقدسیه.

495
00:30:41,416 --> 00:30:43,708
و... خیلی وقته که داره موعظه می‌کنه.

496
00:30:45,250 --> 00:30:46,083
فرانچسکا!

497
00:30:47,916 --> 00:30:49,500
- سلام. - اوه!

498
00:30:49,583 --> 00:30:50,666
اوه... آگوستو!

499
00:30:51,333 --> 00:30:54,083
دارم می‌رم بابات رو توی دفتر تحریریه‌اش ببینم.

500
00:30:54,166 --> 00:30:55,000
آره، می‌دونم.

501
00:30:55,083 --> 00:30:57,791
فقط می‌خواستم برات آرزوی موفقیت کنم. خب... نـ... نه که بهش نیاز داشته باشی، البته،

502
00:30:57,875 --> 00:31:00,791
موضوع اینه که... پدرم بعضی وقتا توی ناامید کردنِ آدم استاده، اما...

503
00:31:00,875 --> 00:31:03,291
تو از پسش برمیای، کارت درسته.

504
00:31:03,375 --> 00:31:05,791
بسیار خب، پس... برم ببینم چه خبره؟

505
00:31:05,875 --> 00:31:06,791
درسته، درسته.

506
00:31:07,333 --> 00:31:08,166
حتماً.

507
00:31:08,666 --> 00:31:09,541
اوم... هوم...

508
00:31:10,875 --> 00:31:11,958
خب... باشه...

509
00:31:12,458 --> 00:31:14,166
- از دیدنت خوشحال شدم.
- همچنین.

510
00:31:14,250 --> 00:31:15,291
اوه!

511
00:31:15,375 --> 00:31:17,416
و آم... خب... هر اتفاقی که بیفته،

512
00:31:17,500 --> 00:31:18,666
داستان‌های تو همیشه...

513
00:31:19,291 --> 00:31:20,125
معرکه بودن،

514
00:31:20,208 --> 00:31:21,250
از همون موقعی که جوون بودیم.

515
00:31:25,708 --> 00:31:26,541
اه!

516
00:31:28,125 --> 00:31:30,375
دوشیزه فرانسیسکا ایملدای عزیزِ من،

517
00:31:30,875 --> 00:31:33,291
خانومِ باوقاری مثل شما نباید بنویسه...

518
00:31:33,375 --> 00:31:34,375
این... آم...

519
00:31:34,458 --> 00:31:36,041
داستان‌های افتضاح رو.

520
00:31:36,625 --> 00:31:38,791
- اسم خودت رو به لجن نکش.
- آه...

521
00:31:39,916 --> 00:31:41,416
ولی حداقل یکیش رو خوندی؟

522
00:31:41,500 --> 00:31:44,208
من هیچ‌وقت وقتِ باارزشم رو برای خوندنِ این...

523
00:31:44,291 --> 00:31:45,250
آشغالِ عوضی تلف نمی‌کنم!

524
00:31:46,125 --> 00:31:47,833
هنر، ادبیات،

525
00:31:48,333 --> 00:31:50,041
باید از واقعیت الگو بگیره،

526
00:31:50,125 --> 00:31:51,208
نساز

527
00:31:51,291 --> 00:31:52,333
یکی دیگه رو.

528
00:31:54,750 --> 00:31:55,583
-وایسا! اوه...
-اِه...

529
00:32:08,708 --> 00:32:11,125
تمام این مدت حق با تو بود، مامان‌بزرگ.

530
00:32:12,708 --> 00:32:13,541
و حالا دیگه می‌ذارم کنار!

531
00:32:19,791 --> 00:32:20,625
هوم.

532
00:32:30,791 --> 00:32:32,875
کاری از فرانچسکا ایملدا

533
00:32:38,708 --> 00:32:40,541
کاری از فرانکلدا

534
00:32:44,750 --> 00:32:46,625
اگه فرانچسکا ایملدا نتونست از پسش بربیاد،

535
00:32:47,208 --> 00:32:48,958
فرانکلدا حتماً موفق می‌شه!

536
00:32:49,500 --> 00:32:53,333
من به بهترین نویسنده‌ای که می‌تونم تو سبک فانتزی و وحشت تبدیل می‌شم.

537
00:32:59,375 --> 00:33:01,750
ببخشید، فرانچسکا. ترسوندمت؟

538
00:33:02,791 --> 00:33:04,250
ما قبلاً... همدیگه رو دیدیم.

539
00:33:05,041 --> 00:33:06,666
معلومه که دیدیم، وقتی بچه بودیم.

540
00:33:07,166 --> 00:33:08,000
خودِ خودتی!

541
00:33:08,083 --> 00:33:10,208
و من تمام داستان‌هایی رو که نوشتی خوندم.

542
00:33:10,291 --> 00:33:11,708
اوف! همه‌شون شاهکارای واقعی‌ان.

543
00:33:13,208 --> 00:33:15,583
من هرنوال هستم، شاهزاده‌ی وحشت،

544
00:33:16,166 --> 00:33:17,708
درست همون‌طوری که روی گونه‌ی ما اسم گذاشتی.

545
00:33:17,791 --> 00:33:19,750
-با اینکه ما مخفیانه زندگی می‌کنیم، تو...
-اما مگه تو...

546
00:33:19,833 --> 00:33:22,583
تونستی ذات و جوهره‌ی ما رو به شکلی...

547
00:33:22,666 --> 00:33:23,750
شکوهمند به تصویر بکشی.

548
00:33:23,833 --> 00:33:24,666
واسه همین اینجام،

549
00:33:24,750 --> 00:33:26,250
چون به کمکت احتیاج دارم.

550
00:33:27,000 --> 00:33:27,875
کمکِ من؟

551
00:33:28,708 --> 00:33:30,458
ولی تو که اصلاً وجود نداری!

552
00:33:31,125 --> 00:33:32,208
من وجود ندارم؟

553
00:33:33,541 --> 00:33:35,166
چی واقعیه و چی نیست؟

554
00:33:35,250 --> 00:33:39,500
ما تو یه بُعد دیگه زندگی می‌کنیم که تو موقع نوشتن بهش سرک می‌کشی.

555
00:33:47,625 --> 00:33:48,458
اوه!

556
00:33:49,333 --> 00:33:50,166
ـ اِه... 
 ـ هوم...

557
00:33:50,250 --> 00:33:52,916
این روزا همه‌تون واسه تک‌تک کابوس‌هایی

558
00:33:53,000 --> 00:33:54,625
که براتون می‌فرستیم، یه توجیه منطقی دارین.

559
00:33:55,125 --> 00:33:57,333
شماها خالق کابوس‌های مایید؟

560
00:33:57,416 --> 00:33:59,875
آره، «کابوس‌ساز سلطنتی» اونا رو می‌سازه،

561
00:33:59,958 --> 00:34:02,041
همه‌مون به... «استعدادش» وابسته‌ایم،

562
00:34:02,125 --> 00:34:03,416
ولی اون دیگه خیلی دِمُده شده.

563
00:34:03,500 --> 00:34:04,500
آه...

564
00:34:04,583 --> 00:34:06,166
فقط یه مشت کلیشه رو پشت سر هم قطار می‌کنه.

565
00:34:06,250 --> 00:34:08,750
اما شاید اگه داستانای بهتری داشتیم...

566
00:34:10,000 --> 00:34:10,958
داری چی می‌گی؟

567
00:34:11,041 --> 00:34:12,000
نترس،

568
00:34:12,083 --> 00:34:13,333
من بزرگترین طرفدارتم،

569
00:34:13,416 --> 00:34:14,583
عمراً بهت آسیب بزنم،

570
00:34:14,666 --> 00:34:17,708
فقط باید آدما رو یه ذره بهتر درک کنیم.

571
00:34:17,791 --> 00:34:19,625
آدما الان از چی می‌ترسن؟

572
00:34:19,708 --> 00:34:20,791
هوم...

573
00:34:22,416 --> 00:34:23,333
از درونِ خودمون.

574
00:34:23,416 --> 00:34:24,416
هوم!

575
00:34:24,500 --> 00:34:25,458
خیلی جالبه.

576
00:34:25,541 --> 00:34:26,958
خواهش می‌کنم، باید کمکمون کنی.

577
00:34:29,250 --> 00:34:30,791
نه... نه...

578
00:34:30,875 --> 00:34:33,166
من میرم! چطوری باید بریم اونجا؟

579
00:34:33,250 --> 00:34:35,375
فقط فکر و ذهنت اجازه داره بیاد.

580
00:34:35,458 --> 00:34:36,916
چی؟ ولی آخه چطوری...؟

581
00:34:37,000 --> 00:34:38,500
اونجاشو من کمکت می‌کنم.

582
00:34:38,583 --> 00:34:40,208
نه، یه لحظه وایسا.

583
00:34:40,708 --> 00:34:42,208
باید یه کم خودتو شل کنی.

584
00:34:42,291 --> 00:34:45,375
چرا سعی نمی‌کنی آخرین شعری که نوشتی رو واسم بخونی؟

585
00:34:52,208 --> 00:34:55,166
فکر می‌کنی اینجا تنهاییم، که شب مال ماست، اما یه سری رازها هست...

586
00:34:55,250 --> 00:34:58,500
تویِ عمقِ تاریک‌ترین کابوس‌هامون.

587
00:35:12,750 --> 00:35:15,583
این جوهرِ منه که بهمون زل زده، و چشمام دارن دو دو می‌زنن. ساکنِ...

588
00:35:15,666 --> 00:35:18,375
سایه‌ها، لایِ صفحه‌هایی که قایم شدن. اونقدرها هم وحشتناک نیست، می‌تونی...

589
00:35:18,458 --> 00:35:21,208
وقتی می‌خونی، ناشناخته‌ها رو ببینی. این جوهرِ نامرئی که حالا بی‌نفس...

590
00:35:21,291 --> 00:35:25,541
داره زندگی می‌کنه، نویسنده‌ای که...

591
00:35:33,208 --> 00:35:36,166
اونقدرها هم وحشتناک نیست، وقتی می‌خونی می‌تونی ناشناخته‌ها رو ببینی. این...

592
00:35:36,250 --> 00:35:43,166
جوهرِ نامرئی که حالا بدونِ نفس کشیدن زندگی می‌کنه، نویسنده‌ای که...

593
00:35:58,083 --> 00:35:58,958
یه وحشته!

594
00:36:04,791 --> 00:36:06,250
بیا با من، فرانسیسکا.

595
00:36:06,333 --> 00:36:07,291
فرانسیسکا نه.

596
00:36:10,750 --> 00:36:12,625
من فرانکلدا هستم!

597
00:37:15,250 --> 00:37:16,666
یه نویسنده‌یِ فانی؟

598
00:37:17,166 --> 00:37:20,375
تا حالا هیچ‌وقت این‌قدر بدجور بهم توهین نشده بود.

599
00:37:21,083 --> 00:37:24,166
نه به من و نه به هیچ‌کدوم از هفت خاندان.

600
00:37:25,500 --> 00:37:26,333
هوم...

601
00:37:27,083 --> 00:37:32,000
شاید ایده‌ت اونقدرها هم بد نباشه، پرنس کوچولوی عزیزم.

602
00:37:59,291 --> 00:38:00,125
اوه!

603
00:38:14,666 --> 00:38:15,500
هوم.

604
00:38:17,541 --> 00:38:20,916
هوم؟ دیگه چیزی نمونده الهه‌ی من،

605
00:38:21,000 --> 00:38:23,750
هفت خاندان شروع کردن به جمع شدن.

606
00:38:28,500 --> 00:38:30,291
خاندان جادو... حضور دارن.

607
00:38:30,375 --> 00:38:31,583
الوکاستلی!

608
00:38:33,416 --> 00:38:36,625
دوبیوم و تایمت از خاندان روان دارن میان.

609
00:38:40,541 --> 00:38:41,375
اه...

610
00:38:41,458 --> 00:38:43,708
-سیموت از خاندان بدوی. -آه!

611
00:38:45,625 --> 00:38:48,333
بانو سایرن از خاندان اعماق،

612
00:38:48,833 --> 00:38:50,291
ممنون که اومدین.

613
00:38:53,208 --> 00:38:54,416
خون‌آشام از خاندانِ

614
00:38:54,500 --> 00:38:55,500
-تاریکی، -آه!

615
00:38:56,000 --> 00:38:57,750
و اون... بزش.

616
00:39:01,583 --> 00:39:02,416
اوه!

617
00:39:02,500 --> 00:39:05,791
بانو کایوتی از خاندان مرگ با حضورش به ما افتخار داده،

618
00:39:05,875 --> 00:39:07,291
چقدر عالی-

619
00:39:09,250 --> 00:39:12,541
من برای یه جلسه‌ی خیلی حیاتی احضار شدم تا

620
00:39:12,625 --> 00:39:16,875
از قلمرو وحشت در برابر نابودی محافظت کنم!

621
00:39:17,708 --> 00:39:19,208
طبق یه...

622
00:39:19,708 --> 00:39:22,583
پیامِ فوق‌العاده... مهم.

623
00:39:22,666 --> 00:39:23,791
دون کوکو اینجاست.

624
00:39:24,291 --> 00:39:27,375
-نمی‌تونم تصور کنم چی می‌تونه اینقدر حیاتی باشه -اوه‌... آخ!

625
00:39:28,000 --> 00:39:29,791
که مجبورم کنه کنسلش کنم

626
00:39:29,875 --> 00:39:32,416
تمام نقشه‌های امروزم نقش بر آب شد.

627
00:39:32,916 --> 00:39:35,291
یالا زود حرف بزن ببینم چی می‌گی،

628
00:39:35,375 --> 00:39:37,500
- کابوس‌ساز سلطنتی!
- بله، البته.

629
00:39:38,000 --> 00:39:40,166
دون کوکو از خاندان سارقین.

630
00:39:40,250 --> 00:39:41,875
افتخار بزرگیه برای بنده‌ی حقیر،

631
00:39:41,958 --> 00:39:44,625
که در برابر این‌همه...

632
00:39:44,708 --> 00:39:46,708
سرانِ والامقام و خطرناکِ...

633
00:39:46,791 --> 00:39:48,875
خاندان‌های هفت‌گانه بایستم.

634
00:39:49,375 --> 00:39:54,583
ما باید با هم هم‌قسم بشیم تا تکلیف سرنوشتِ توپوس ترنتوس عزیزمون رو روشن کنیم.

635
00:39:54,666 --> 00:39:56,333
- این دیوانگیه!
- هان؟

636
00:39:56,416 --> 00:39:58,208
- اولش زوج سلطنتی.
- اوه، نه!

637
00:39:58,291 --> 00:40:00,416
اما بعدش نوبتِ ما هم می‌رسه، راه فراری نیست!

638
00:40:00,916 --> 00:40:03,208
ذره‌ذره، همه‌مون...

639
00:40:03,291 --> 00:40:04,625
به آخر خط می‌رسیم!

640
00:40:04,708 --> 00:40:07,416
چیزی که لازم داریم، اعتماد به اعلی‌حضرتینه،

641
00:40:07,500 --> 00:40:08,666
این قلمرو...

642
00:40:08,750 --> 00:40:10,791
بدون اونا اصلاً وجود خارجی نداشت،

643
00:40:11,291 --> 00:40:12,458
یکم شرف داشته باشید و...

644
00:40:12,958 --> 00:40:14,250
- باهاشون حرف بزنید.
- اه... برو بابا!

645
00:40:14,333 --> 00:40:15,541
اونم رودررو.

646
00:40:16,041 --> 00:40:17,750
فکر کنم یه راه حلی داشته باشم.

647
00:40:18,250 --> 00:40:19,750
من شما رو فراخواندم،

648
00:40:19,833 --> 00:40:21,083
همکارهای وحشیِ من،

649
00:40:21,166 --> 00:40:24,875
{\an8}چون اخیراً به یه کشف بی‌سابقه رسیدم.

650
00:40:25,416 --> 00:40:28,458
شاهد یه چیز فوق‌العاده بودم.

651
00:40:29,000 --> 00:40:30,625
با همین همه چشمی که دارم،

652
00:40:30,708 --> 00:40:32,625
با چشای خودم دیدم که شاهزاده هرنوال جوون

653
00:40:32,708 --> 00:40:34,041
از دروازه رد شد و...

654
00:40:34,125 --> 00:40:35,708
- رفت به قلمرو هستی.
- اوه، نه! چطور؟

655
00:40:35,791 --> 00:40:37,166
- غیرممکنه!
- راه نداره!

656
00:40:37,250 --> 00:40:38,500
- چی گفتی؟
- جدی می‌گی؟

657
00:40:38,583 --> 00:40:41,958
لابد یه نفر یه ریز داشته بهش فکر می‌کرده.

658
00:40:42,041 --> 00:40:43,000
و همین!

659
00:40:43,083 --> 00:40:44,833
فرضیه‌م رو ثابت می‌کنه،

660
00:40:44,916 --> 00:40:48,375
چیزی که پادشاه و ملکه با عصبانیت ردش کردن

661
00:40:48,875 --> 00:40:50,750
و حتی مسخره‌ش کردن،

662
00:40:50,833 --> 00:40:52,000
اونم بی‌شمار بار.

663
00:40:52,500 --> 00:40:54,458
اما دیگه خفه نمی‌مونم!

664
00:40:54,958 --> 00:40:57,375
نه تا وقتی که هنوز می‌تونم شما رو نجات بدم،

665
00:40:57,875 --> 00:40:59,083
و طایفه‌هاتون رو،

666
00:40:59,583 --> 00:41:01,750
اونم با پیدا کردن راهی واسه هجوم بردن به...

667
00:41:01,833 --> 00:41:04,041
- قلمرو هستی.
- هان؟

668
00:41:04,125 --> 00:41:05,583
هیچ راه دیگه‌ای نیست!

669
00:41:05,666 --> 00:41:06,875
و واسه همینه که...

670
00:41:07,375 --> 00:41:08,333
امروز این جرأت رو به خودم می‌دم

671
00:41:08,833 --> 00:41:10,541
که ازتون حمایت بخوام

672
00:41:10,625 --> 00:41:12,958
تا کنترل این قلمرو رو به دست بگیریم.

673
00:41:13,458 --> 00:41:15,333
تا بالاخره بتونیم...

674
00:41:15,916 --> 00:41:17,416
- شاهد یه دوران جدید باشیم.
- اوه!

675
00:41:17,500 --> 00:41:18,458
خب...

676
00:41:18,541 --> 00:41:21,125
-فکر می‌کنی جواب بده؟ اگه فقط...
-متاسفم، فکر نکنم.

677
00:41:21,208 --> 00:41:22,083
نقشه‌ی مزخرفیه.

678
00:41:22,166 --> 00:41:23,833
-شاید بتونیم امتحانش کنیم.
-شاید بشه...

679
00:41:23,916 --> 00:41:25,625
-{انکاریک؟]
-آخ!

680
00:41:31,708 --> 00:41:33,041
راست می‌گه!

681
00:41:33,541 --> 00:41:36,333
اگه مشکل این قلمرو...

682
00:41:36,416 --> 00:41:41,041
{\an8}داستان‌های این کابوس‌ساز سلطنتی باشه چی؟

683
00:41:41,708 --> 00:41:44,833
{\an8}چطور اصلاً فکر رد شدن به اون‌ور به سرتون می‌زنه؟

684
00:41:44,916 --> 00:41:48,625
{\an8}وقتی روز به روز واسه آدما بی‌اهمیت‌تر می‌شیم؟

685
00:41:48,708 --> 00:41:49,791
بالاخره یکی باید اینو می‌گفت.

686
00:41:49,875 --> 00:41:51,541
-خب آره، ممکنه راست باشه؟
-حق با اونه.

687
00:41:51,625 --> 00:41:52,541
این اواخر داشتی

688
00:41:53,250 --> 00:41:56,250
روی چی کار می‌کردی، پروکراستس؟

689
00:41:56,750 --> 00:41:58,625
همین الان کابوس‌هاتو بهمون نشون بده!

690
00:41:58,708 --> 00:41:59,750
فکر خوبیه، نه؟

691
00:41:59,833 --> 00:42:01,958
چطور جرئت می‌کنی هنر منو زیر سؤال ببری؟

692
00:42:02,041 --> 00:42:04,833
هیچ‌کس نمی‌تونه مثل من بنویسه!

693
00:42:05,333 --> 00:42:08,416
استعداد... نمایشی من فوق‌العاده‌ست!

694
00:42:08,916 --> 00:42:10,750
نثرم واقعاً می‌درخشه،

695
00:42:10,833 --> 00:42:13,041
و قافیه‌هام هم معرکه‌ان!

696
00:42:13,791 --> 00:42:15,083
داستان‌های من...

697
00:42:15,166 --> 00:42:16,166
همه‌ش کلیشه‌ست!

698
00:42:17,750 --> 00:42:19,583
خب چرا عرضه‌تو ثابت نمی‌کنی؟

699
00:42:20,083 --> 00:42:21,750
جدیدترین نوشته‌هاتو نشونمون بده.

700
00:42:21,833 --> 00:42:22,875
همین کارو می‌کنم!

701
00:42:23,625 --> 00:42:26,625
آخرین شاهکارم رو نشونت می‌دم،

702
00:42:27,125 --> 00:42:31,541
و اون‌وقت می‌بینی که توی این آبروریزیِ...

703
00:42:32,041 --> 00:42:33,041
هِم...

704
00:42:33,125 --> 00:42:34,666
مزخرف، من هیچ تقصیری ندارم.

705
00:42:35,458 --> 00:42:38,125
{\an8}-امیدوارم قولت عملی بشه. -جدی می‌خواد اون کارو بکنه؟

706
00:42:38,208 --> 00:42:39,791
{\an8}بعید می‌دونم یه کلمه هم نوشته باشه.

707
00:42:39,875 --> 00:42:40,708
این دفعه رو.

708
00:42:40,791 --> 00:42:41,875
بیا بریم خونه، ماکاریا.

709
00:42:41,958 --> 00:42:43,666
-حالا می‌بینیم.
-حرفاشو باور نمی‌کنم.

710
00:42:43,750 --> 00:42:44,958
بدو، عجله کن عزیزم.

711
00:43:05,250 --> 00:43:06,083
ایول!

712
00:43:24,375 --> 00:43:25,208
اوه!

713
00:43:28,125 --> 00:43:28,958
هوم.

714
00:43:29,750 --> 00:43:31,625
فکر کنم شما دوتا از همدیگه خوشتون بیاد.

715
00:43:38,916 --> 00:43:39,750
بیا!

716
00:43:44,583 --> 00:43:45,958
اینجا دیگه کجاست؟

717
00:43:46,500 --> 00:43:49,083
-اینجا خونه‌ی منه.
-ولی اه... این واقعیه یا توهم؟

718
00:43:49,166 --> 00:43:50,666
کلاً چند جور «وحشت» داریم؟

719
00:43:50,750 --> 00:43:53,250
-هوم...
-هیولا با وحشت فرقی هم داره؟

720
00:43:53,333 --> 00:43:55,833
یه وحشتِ معمولی چقدر عمر می‌کنه؟
اصلاً چند وقته اینجاییم؟

721
00:43:55,916 --> 00:43:58,458
خب، خودت می‌بینی، زمان اینجا یه جورِ دیگه می‌گذره.

722
00:43:58,541 --> 00:44:00,958
آه! دقیقاً بهم بگو چطوری؟

723
00:44:01,500 --> 00:44:03,166
یه ساعتِ اینجا در مقایسه با یه ساعت توی...؟

724
00:44:03,250 --> 00:44:06,125
نمی‌تونی «قلمروی وحشت» رو با عقل و منطقِ

725
00:44:06,208 --> 00:44:08,458
«دنیای هستی» درک کنی.

726
00:44:18,208 --> 00:44:19,291
کلِ این خراب‌شده...

727
00:44:21,291 --> 00:44:22,416
چی اون تو قایم شده؟

728
00:44:24,333 --> 00:44:28,083
درام، وحشت، و البته معما.

729
00:44:28,958 --> 00:44:35,875
این کارِ نویسنده‌ایه که
ذهنش رو صیقل داده و ساخته.

730
00:44:37,291 --> 00:44:40,791
به دنیای درونت خوش اومدی!

731
00:44:42,333 --> 00:44:46,208
من قبلاً تو این خراب‌شده بودم.

732
00:44:51,333 --> 00:44:54,458
شهود، ذکاوت و مهارت،

733
00:44:55,500 --> 00:44:58,750
در خدمتِ هنرِ ما،

734
00:44:59,541 --> 00:45:03,166
می‌تونه این حقیقتِ پنهان رو برملا کنه.

735
00:45:04,291 --> 00:45:08,041
اینجا از خودِ تو ساخته شده.

736
00:45:09,000 --> 00:45:12,041
من قبلاً اینجا بودم. رویایی که با نوشتن
خلق شده. من قبلاً توی این...

737
00:45:12,125 --> 00:45:14,833
جا بودم. یه خاطره‌ی حبس شده و دفن شده.
این دنیای رویای منه، افکار...

738
00:45:14,916 --> 00:45:18,666
و کلمات جون می‌گیرن.

739
00:45:27,166 --> 00:45:34,083
این دنیای رویای منه، افکار و کلمات
جون می‌گیرن.

740
00:45:47,375 --> 00:45:51,000
من از اون پرده رد شدم.

741
00:45:51,500 --> 00:45:55,875
یه قلمروی عجیب و ماورایی.

742
00:45:55,958 --> 00:45:59,583
این از خودِ واقعیت هم واقعی‌تره.

743
00:46:00,125 --> 00:46:04,000
من قبلاً اینجا بودم.

744
00:46:05,291 --> 00:46:12,208
{\an8}تصور می‌کنی و می‌بینی، یا شاید هم
برعکس باشه. با نوشتنِ چیزی که...

745
00:46:16,750 --> 00:46:20,625
می‌بینی، دوباره پیش ما برمی‌گردی.

746
00:46:22,500 --> 00:46:28,166
-به قلمرو من خوش اومدی، جایی که می‌تونی...
-من قبلاً اینجا بودم، یه رویا...

747
00:46:28,250 --> 00:46:33,916
-خونه صداش کنی. به قلمرو من خوش اومدی،
-که با نوشتن خلق شده. من قبلاً توی این...

748
00:46:34,000 --> 00:46:39,666
-که می‌تونی توش رویا ببینی و پرسه بزنی. این...
-جا بودم. یه خاطره‌ی دور و دفن شده.

749
00:46:39,750 --> 00:46:45,416
-دنیای رویای منه. افکار و کلمات...
-این دنیای رویای منه. افکار...

750
00:46:45,500 --> 00:46:51,250
-جون می‌گیرن.
-و کلمات جون می‌گیرن.

751
00:46:52,375 --> 00:46:56,666
-از اون پرده رد شدم، یه جای عجیب...
-خوش اومدی به دنیای درونت، اینجا یه...

752
00:46:56,750 --> 00:47:01,083
-قلمرو از یه دنیای دیگه است. از واقعیت هم واقعی‌تره،
-جایی که از وجود خودت ساخته شده.

753
00:47:01,166 --> 00:47:05,458
-من قبلاً توی این جا بودم...
-دوباره برگشتی پیش ما، جایی که می‌تونی...

754
00:47:05,541 --> 00:47:08,791
-بگی خونه.
-خونه صداش کنی.

755
00:47:16,875 --> 00:47:18,416
-اوه، اه...
-هوم...

756
00:47:18,500 --> 00:47:20,708
خوش اومدی به «توپوس ترنتوس»،

757
00:47:21,208 --> 00:47:23,083
قلمروی وحشت.

758
00:47:24,833 --> 00:47:25,666
ممنون!

759
00:48:25,541 --> 00:48:26,375
{\an8}آه...

760
00:48:46,375 --> 00:48:47,208
ایول!

761
00:48:52,708 --> 00:48:53,541
واو...

762
00:48:59,833 --> 00:49:00,791
فرانکلدا،

763
00:49:01,333 --> 00:49:02,500
با پدر و مادرم آشنا شو.

764
00:49:04,291 --> 00:49:06,416
باعث... افتخاره که می‌بینمتون.

765
00:49:06,500 --> 00:49:08,625
-خوش اومدی فرزند عزیزم.
-آه...

766
00:49:08,708 --> 00:49:09,541
خب، ممنون.

767
00:49:10,166 --> 00:49:11,791
-هوم.
-باریکلا!

768
00:49:12,375 --> 00:49:16,750
بالاخره اون نویسنده انسانیِ فوق‌العاده بااستعداد
از راه رسید!

769
00:49:17,708 --> 00:49:19,500
اه... «فوق‌العاده بااستعداد»؟

770
00:49:19,583 --> 00:49:23,666
{\an8}آره! شاهزاده یک‌سره داشت
درباره تو حرف می‌زد.

771
00:49:23,750 --> 00:49:25,083
آه! اه...

772
00:49:25,583 --> 00:49:26,625
فرانکلدا،

773
00:49:26,708 --> 00:49:28,333
لطفاً با «پروکوستیس» آشنا شو.

774
00:49:28,416 --> 00:49:30,708
تنها کابوس‌ساز سلطنتی،

775
00:49:30,791 --> 00:49:32,125
در خدمت شما.

776
00:49:32,625 --> 00:49:33,458
هوم...

777
00:49:33,958 --> 00:49:35,125
خوشبختم از دیدنت.

778
00:49:35,208 --> 00:49:39,500
خیلی مشتاقم این داستان‌های معرکه‌ت رو بخونم.

779
00:49:40,000 --> 00:49:41,875
اوه، البته! بفرما، امیدوارم...

780
00:49:41,958 --> 00:49:43,708
-خوشت بیاد.
-اِ...

781
00:49:43,791 --> 00:49:46,208
-آره! شاید بتونم ببرمشون به...
-پروکراستس!

782
00:49:46,291 --> 00:49:47,416
به جاش همین‌جا بخونشون،

783
00:49:47,500 --> 00:49:49,416
این‌طوری فرانکلدا می‌تونه...

784
00:49:49,500 --> 00:49:50,583
ببینه واکنشت چیه.

785
00:49:50,666 --> 00:49:53,333
-درسته؟
-هر چی شما بگین، سرورم...

786
00:49:53,416 --> 00:49:54,250
هوم...

787
00:49:54,791 --> 00:49:55,625
اوی...

788
00:49:58,333 --> 00:49:59,166
هوم، آه.

789
00:50:00,791 --> 00:50:01,916
{\an8}... اطمینانِ کامل.

790
00:50:02,500 --> 00:50:04,166
-روح‌ها با دست‌هایِ...
-ها؟

791
00:50:04,250 --> 00:50:05,791
کشیده راه می‌رفتن و مسخره‌بازی درمی‌آوردن.

792
00:50:05,875 --> 00:50:07,541
{\an8}-چشماش رو بست، آب دهنش رو قورت داد و به...
-آه...

793
00:50:07,625 --> 00:50:08,458
بازی کردن ادامه داد.

794
00:50:08,541 --> 00:50:09,666
-غرق در اشک‌هایی که از سرِ...
-ها...

795
00:50:09,750 --> 00:50:12,250
اشتیاقش بود.
چشماش از تعجب گرد شد، اما...

796
00:50:12,333 --> 00:50:13,916
-حالش هیچ تغییری نکرد.
-آخ...

797
00:50:14,000 --> 00:50:17,750
«ال کوکو» کلاهش رو برداشت، همون کلاهی که هوس‌های بقیه‌ی بچه‌ها از توش به شکلِ...

798
00:50:17,833 --> 00:50:18,666
روح بیرون می‌زد.

799
00:50:18,750 --> 00:50:22,250
ال کوکو با باتومی که دستش بود، یه کنسرتِ عذاب‌آور واسه برده‌هاش راه انداخت، اونا هم زدن زیرِ...

800
00:50:22,333 --> 00:50:24,083
گریه و هق‌هق‌های بی‌صدا.

801
00:50:32,583 --> 00:50:34,750
-بگو ببینم.
-اِم... بله؟

802
00:50:35,708 --> 00:50:37,875
چی باعث می‌شه بنویسی؟

803
00:50:38,791 --> 00:50:39,625
خب...

804
00:50:40,291 --> 00:50:41,375
واسه فرار کردن...

805
00:50:41,458 --> 00:50:42,750
از واقعیت‌های زندگیم.

806
00:50:44,583 --> 00:50:47,000
وقتی ذهنم رو خالی می‌کنم، کلمات خودشون سرازیر می‌شن.

807
00:50:48,791 --> 00:50:50,041
-که این‌طور...
-اِم، اِم... ولی...

808
00:50:50,125 --> 00:50:50,958
شما...

809
00:50:52,875 --> 00:50:54,125
نظرتون درباره‌شون چیه؟

810
00:50:54,208 --> 00:50:55,458
بد نیستن،

811
00:50:55,541 --> 00:50:56,708
در کل بدک نیستن،

812
00:50:56,791 --> 00:50:58,958
راستش رو بخوای مالی نیستن، اما...

813
00:50:59,041 --> 00:51:00,875
منظورم اینه که، بعضی از داستان‌ها...

814
00:51:00,958 --> 00:51:02,125
لوس، بی‌روح...

815
00:51:02,208 --> 00:51:04,458
خسته‌کننده... معمولی‌ان.

816
00:51:05,166 --> 00:51:07,875
{\an8}-اوه...
-اوه، نه، نه، نه، نه، نه!

817
00:51:07,958 --> 00:51:09,625
به دل نگیر.

818
00:51:09,708 --> 00:51:12,125
واسه کاری که یه آدمِ... نوشته، اونقدرا هم بد نیست.

819
00:51:12,208 --> 00:51:13,791
{\an8}یه... تازه‌کار.

820
00:51:13,875 --> 00:51:17,916
ولی خب، چون اولِ راهی، خیلی مهمه که نذاری توهمات...

821
00:51:18,000 --> 00:51:19,875
خودبزرگ‌بینی چشمت رو ببنده.

822
00:51:19,958 --> 00:51:23,666
اگه اجازه بدی، واقعاً خوشحال می‌شم اون تجربیات حرفه‌ای رو...

823
00:51:23,750 --> 00:51:26,416
که تو طول پربارترین دوران...

824
00:51:26,500 --> 00:51:27,541
درخشانِ

825
00:51:27,625 --> 00:51:28,916
نویسندگی‌م به دست آوردم، باهات در میون بذارم.

826
00:51:29,000 --> 00:51:30,583
آه... اِه، اِه...

827
00:51:30,666 --> 00:51:32,833
اِه، آره، آره، شما خیلی به من لطف دارین.

828
00:51:33,333 --> 00:51:35,125
به نظرم کارت چارچوب نداره.

829
00:51:35,625 --> 00:51:36,625
اِه...

830
00:51:36,708 --> 00:51:39,833
انگیزه‌ی شخصیت‌ها اصلاً معلوم نیست، بذار یه چیزی بهت بگم،

831
00:51:39,916 --> 00:51:41,166
می‌خوام یکی از...

832
00:51:41,250 --> 00:51:43,958
نسخه‌های کتاب «راهنمای نویسندگیِ شرورانه»‌م رو بهت بدم،

833
00:51:44,458 --> 00:51:46,250
کتابی که خودم نوشتمش،

834
00:51:46,750 --> 00:51:50,041
که توش می‌تونی یه راهنمای قدم‌به‌قدم برای نوشتنِ...

835
00:51:50,125 --> 00:51:51,875
- درست و حسابی پیدا کنی. - ممنونم.

836
00:51:52,791 --> 00:51:54,666
- شما خیلی مهربونید. - خب دیگه...

837
00:51:54,750 --> 00:51:57,916
واسه امروز بسه. بعداً با هم حرف می‌زنیم، پروکوستس.

838
00:51:58,000 --> 00:51:59,500
حتماً، سرورم،

839
00:51:59,583 --> 00:52:00,916
واقعاً نمی‌تونم صبر کنم.

840
00:52:01,000 --> 00:52:02,000
نه، صبر کن!

841
00:52:02,083 --> 00:52:03,958
اوه... اِه... اِه...

842
00:52:04,041 --> 00:52:04,958
کتابم،

843
00:52:05,041 --> 00:52:06,083
اگه اجازه بدین.

844
00:52:11,625 --> 00:52:12,458
بیا تو.

845
00:52:20,958 --> 00:52:21,791
آه...

846
00:52:22,291 --> 00:52:24,625
بچگیام ساعت‌ها تو این اتاق وقت می‌گذروندم.

847
00:52:25,750 --> 00:52:29,166
این کتاب‌ها شامل ادبیات و تاریخ «وحشت‌ها» هستن.

848
00:52:30,833 --> 00:52:32,166
شگفت‌انگیزه!

849
00:52:34,458 --> 00:52:35,291
عاشقشم!

850
00:52:35,916 --> 00:52:37,333
اگه بخوای می‌تونی همین‌جا بمونی.

851
00:52:37,416 --> 00:52:39,291
اِه... اِه...

852
00:52:40,083 --> 00:52:41,625
باید زود برگردم.

853
00:52:41,708 --> 00:52:42,791
دمت گرم.

854
00:52:51,500 --> 00:52:52,458
پروکوستس یه...

855
00:52:52,541 --> 00:52:53,416
یه هیولایِ حسوده.

856
00:52:54,166 --> 00:52:56,125
از کجا مطمئن باشم داری راستشو میگی؟

857
00:52:56,208 --> 00:52:58,375
وقتی قصه‌هاتو می‌خونم دیگه هرنوال نیستم،

858
00:52:58,916 --> 00:53:01,333
می‌شم یکی از اون صدها شخصیتی که خلق کردی.

859
00:53:02,375 --> 00:53:04,000
و وقتایی که نمی‌خونمشون...

860
00:53:04,083 --> 00:53:07,041
تنها چیزی که به فکرم می‌رسه اِه...

861
00:53:07,125 --> 00:53:07,958
اینه که اِه...

862
00:53:10,125 --> 00:53:11,125
همش تو فکرِ قصه‌هاتم.

863
00:53:12,625 --> 00:53:15,166
-آره.
-واقعاً دلم می‌خواد بهت اعتماد کنم...

864
00:53:15,875 --> 00:53:16,708
اما...

865
00:53:17,875 --> 00:53:19,458
-می‌تونم؟
-آره.

866
00:53:20,083 --> 00:53:22,791
و التماست می‌کنم... هیچ‌وقت به استعدادت شک نکن.

867
00:53:28,000 --> 00:53:29,000
آخ... اِم... آخ...

868
00:53:31,916 --> 00:53:32,750
آخ!

869
00:53:37,500 --> 00:53:38,333
اِ...

870
00:53:39,958 --> 00:53:40,791
هوم...

871
00:53:40,875 --> 00:53:41,708
اِم...

872
00:54:24,541 --> 00:54:27,208
یکی بود، یکی نبود...

873
00:54:33,125 --> 00:54:34,250
«نه، راه نداره رئیس.

874
00:54:34,875 --> 00:54:36,500
نمی‌ذارم از اینجا بری.

875
00:54:36,583 --> 00:54:37,500
هیچ‌وقتِ دیگه».

876
00:54:37,583 --> 00:54:39,250
-محشره.
-واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

877
00:55:26,750 --> 00:55:28,250
ها! اِ، گوش کن،

878
00:55:28,333 --> 00:55:30,208
یه چیزی هست که باید بهت بگم.

879
00:55:30,291 --> 00:55:31,208
این قلمرو...

880
00:55:31,708 --> 00:55:33,375
خیلی خیره‌کننده‌ست!

881
00:55:34,375 --> 00:55:35,208
اوه...

882
00:55:37,875 --> 00:55:40,916
-اِ، اِ... فرانکلدا، گوش بده چی می‌گم.
-این کلی ایده به سرم می‌اندازه.

883
00:55:41,000 --> 00:55:42,416
-لازم دارم بهم کمک کنی.
-من...

884
00:55:42,500 --> 00:55:44,250
نمی‌دونم اصلاً کمکی از دستم برمی‌آد یا نه.

885
00:55:44,750 --> 00:55:47,500
هه-هه...
تو فراتر از چیزی که فکرشو می‌کنی از پسش برمی‌آی.

886
00:55:47,583 --> 00:55:48,541
اِ...

887
00:55:48,625 --> 00:55:50,416
حتی نمی‌دونم چطوری اینو بگم.

888
00:55:50,916 --> 00:55:53,250
می‌دونم شاید یه کم عجله‌ای باشه، ولی
اِ-

889
00:55:53,875 --> 00:55:55,208
اِ... وقت داره تموم می‌شه.

890
00:55:55,958 --> 00:55:58,583
اگه یه حرکتی نزنیم، همه‌مون به زودی
کارمون تمومه.

891
00:55:59,333 --> 00:56:00,916
اِ... منظور واقعیم اینه که، اِم-

892
00:56:01,000 --> 00:56:02,875
خب، من فقط... اِ، اِم...

893
00:56:04,875 --> 00:56:05,750
اِ، اِ...

894
00:56:08,208 --> 00:56:10,458
می‌خواستم بپرسم دوست داری بشی

895
00:56:11,416 --> 00:56:13,041
اِ، «کابوس‌ساز سلطنتی»؟

896
00:56:13,541 --> 00:56:15,583
-منظورت اینه که اینجا بمونم؟
-هوم...

897
00:56:16,708 --> 00:56:18,250
می‌دونم انتظار زیادیه، اما...

898
00:56:18,333 --> 00:56:19,958
فکر کنم شاید خوب باشه واسه...

899
00:56:20,458 --> 00:56:22,916
خب واسه همه‌مون که واضحه، اما...

900
00:56:23,875 --> 00:56:25,833
واسه... واسه خودت هم خوبه.

901
00:56:25,916 --> 00:56:27,375
فکر نکنم قد این حرفا باشم.

902
00:56:27,458 --> 00:56:29,791
من می‌دونم که هستی. بهت ثابت می‌کنم.

903
00:56:30,958 --> 00:56:34,291
کتابتو بهم قرض بده تا ننه بابام بتونن کابوسای جدیدی بسازن.

904
00:56:34,375 --> 00:56:35,458
اِ...

905
00:56:35,541 --> 00:56:37,916
مطمئنم داستانات به «توپوس ترنتوس» جونِ تازه می‌ده.

906
00:56:38,000 --> 00:56:40,125
اِ... اِ... اِ...

907
00:56:40,208 --> 00:56:43,166
یعنی ننه بابات قراره داستانای منو بخونن؟

908
00:56:44,208 --> 00:56:45,666
خواهش می‌کنم! بهشون نیاز داریم!

909
00:56:46,166 --> 00:56:47,250
بهم اعتماد کن.

910
00:56:51,416 --> 00:56:52,250
بهت اعتماد دارم.

911
00:56:52,333 --> 00:56:55,791
عجب روز معرکه‌ایه واسه تغییر دادنِ مسیر تاریخ!

912
00:56:56,916 --> 00:56:57,750
اوه...

913
00:56:57,833 --> 00:57:02,500
امروز به عنوان روزی تو یادها می‌مونه که نویسنده‌ها منم‌منم کردن رو گذاشتن کنار...

914
00:57:02,583 --> 00:57:03,791
تا محافظت کنن از...

915
00:57:03,875 --> 00:57:05,041
توپوس ترنتوس.

916
00:57:05,541 --> 00:57:06,958
اینجا چه خبره؟

917
00:57:07,041 --> 00:57:08,166
چی؟ هه!

918
00:57:08,750 --> 00:57:11,958
مگه «اعلی‌حضرت» بهت نگفتن چه قولی دادن؟

919
00:57:12,041 --> 00:57:12,875
نه...

920
00:57:12,958 --> 00:57:15,958
ما... توافق کردیم که اون کتابت رو ازت بخواد تا من این فرصت رو داشته باشم که...

921
00:57:16,041 --> 00:57:17,000
- داستان‌هات رو بهتر کنم. - اِ...

922
00:57:18,875 --> 00:57:21,166
- این اون چیزی نبود که... - عجب نقشه‌ای! طرف مخِ استراتژیه.

923
00:57:21,250 --> 00:57:22,083
اِ، فرانکی...

924
00:57:22,166 --> 00:57:24,250
حالا دیگه امثالِ شما داستان‌های خفنِ ما رو می‌شناسن.

925
00:57:24,333 --> 00:57:26,166
تو قراره دستیارِ بزرگترین...

926
00:57:26,250 --> 00:57:28,083
-بزرگترین نویسنده‌ای که تا حالا به خودش دیده!
-داری چه غلطی می‌کنی...

927
00:57:28,166 --> 00:57:29,291
ارادتمند شما، خودم!

928
00:57:29,375 --> 00:57:30,333
چطور تونستی همچین کاری کنی؟

929
00:57:30,416 --> 00:57:32,000
فرانکلدا، اون چیزی که فکر می‌کنی...

930
00:57:33,166 --> 00:57:36,250
اما سرورم، ما دیروز در این مورد
با هم حرف زدیم.

931
00:57:37,166 --> 00:57:38,958
بعداً به حساب تو می‌رسم!

932
00:57:40,041 --> 00:57:41,750
این یه سوءتفاهمِ وحشتناکه،

933
00:57:41,833 --> 00:57:43,458
-سرورم! آخ...
-ولم کن!

934
00:57:53,708 --> 00:57:55,625
فرانکلدا! اونطوری که فکر می‌کنی نیست!

935
00:57:56,166 --> 00:57:57,000
پروکوستس...

936
00:57:58,541 --> 00:58:01,291
پروکوستس تنها کسیه که اینجا
باهام روراست بوده!

937
00:58:01,375 --> 00:58:03,875
اون همیشه رک بهم فهمونده که چقدر
آدمِ دوزاری‌ای هستم!

938
00:58:04,375 --> 00:58:06,708
تنهام بذار! همین الان گمشو بیرون!

939
00:58:07,916 --> 00:58:09,833
اووه، اووه... فردا با هم حرف می‌زنیم.

940
00:58:09,916 --> 00:58:11,833
نه! نه!

941
00:58:11,916 --> 00:58:14,041
فردا واسه همیشه از اینجا می‌رم.

942
00:58:14,125 --> 00:58:16,166
دیگه نمی‌خوام چیزی از اون وحشت‌ها بشنوم

943
00:58:16,875 --> 00:58:17,750
یا تو.

944
00:58:42,166 --> 00:58:43,000
آه...

945
00:58:47,666 --> 00:58:48,625
سرورم.

946
00:58:51,416 --> 00:58:52,833
از کجا فهمیدی اینجام؟

947
00:58:53,416 --> 00:58:54,416
فقط بزن به چاک!

948
00:58:54,916 --> 00:58:56,375
با همکاریِ همه،

949
00:58:56,458 --> 00:59:00,125
مطمئنم که با کمک هم، یه راهی برای
خلاصی از این مخمصه پیدا می‌کنیم،

950
00:59:00,208 --> 00:59:01,708
سرورم. آه...

951
00:59:01,791 --> 00:59:04,375
کاش می‌شد فقط یه روز دیگه تو این قلمرو بمونه.

952
00:59:04,458 --> 00:59:05,833
دیگه واسه این حرفا دیره.

953
00:59:05,916 --> 00:59:06,875
نه، دیره نیست.

954
00:59:06,958 --> 00:59:12,083
اگه امشب یه کابوس چرت و پرت و الکی واسه رفیقت ردیف کنیم...

955
00:59:12,166 --> 00:59:14,625
-شاید یادش بیاد که زندگیش چقدر... -چی؟

956
00:59:14,708 --> 00:59:16,958
تو دنیای فانی نکبت‌باره،

957
00:59:17,458 --> 00:59:19,125
و شاید حتی به فکرش بزنه که یه کم...

958
00:59:19,208 --> 00:59:20,875
-بیشتر بمونه. -اه...

959
00:59:20,958 --> 00:59:22,375
اونجوری واسش زجرآور میشه.

960
00:59:22,458 --> 00:59:23,333
نه، نه!

961
00:59:23,416 --> 00:59:25,416
نه! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

962
00:59:25,500 --> 00:59:27,375
هه... خب، نه اونقدرا،

963
00:59:28,375 --> 00:59:31,416
فقط... در حدی که... خر شه بمونه،

964
00:59:31,958 --> 00:59:34,750
و جلوی به فنا رفتنِ ننه بابات و پادشاهی رو بگیره.

965
00:59:34,833 --> 00:59:35,666
باشه...

966
00:59:35,750 --> 00:59:38,125
ولی خودم روی اون کابوس نظارت می‌کنم.

967
00:59:38,833 --> 00:59:40,541
اوه، البته قربان!

968
00:59:40,625 --> 00:59:43,166
فقط باید درباره یه چیز خیلی خاص تو زندگیش بنویسم.

969
00:59:43,250 --> 00:59:44,833
اوه... اه.

970
00:59:45,333 --> 00:59:47,416
-پیشنهادی داری؟ -اوه...

971
00:59:49,041 --> 00:59:50,666
درباره ننه بزرگش بنویس.

972
00:59:50,750 --> 00:59:51,583
ها!

973
00:59:58,250 --> 00:59:59,083
هوم...

974
01:00:29,583 --> 01:00:30,875
منو ببخش، فرانکلدا.

975
01:00:51,666 --> 01:00:53,541
آره. آره.

976
01:00:53,625 --> 01:00:54,541
اوم.

977
01:00:57,166 --> 01:00:58,416
حالا خوب گوش کن بچه!

978
01:00:58,500 --> 01:01:00,791
از این خونه بیرون نمی‌ری...

979
01:01:00,875 --> 01:01:02,125
تا وقتی که تموم کنی...

980
01:01:02,625 --> 01:01:04,833
رفو کردن تک‌تکِ اون جورابای وامونده رو!

981
01:01:05,333 --> 01:01:06,750
کتاب مِتابم خبری نیست!

982
01:01:06,833 --> 01:01:10,583
شاید اونوقت دیگه راه نیفتی این‌ور اون‌ور به من بگی «جادوگر».

983
01:01:20,000 --> 01:01:23,333
بذار ببینیم این نویسنده چطوری اراجیف توی سرشو خالی می‌کنه.

984
01:01:27,208 --> 01:01:28,041
آخ!

985
01:01:33,833 --> 01:01:37,500
فرانسیسکا همیشه درست قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شد،

986
01:01:37,583 --> 01:01:41,208
تا برای ده تا داداش بزرگترش صبحونه درست کنه،

987
01:01:41,708 --> 01:01:42,750
که همه‌شون مردای گنده‌ای بودن،

988
01:01:43,375 --> 01:01:45,416
اونا توی معدن نقره کار می‌کردن،

989
01:01:45,500 --> 01:01:46,916
کنار پدرشون،

990
01:01:47,000 --> 01:01:48,583
که صاحب اونجا بود.

991
01:01:49,208 --> 01:01:50,833
از اونجایی که شب براش کافی نبود،

992
01:01:51,333 --> 01:01:53,750
از هر فرصتی استفاده می‌کرد تا...

993
01:01:56,291 --> 01:01:57,125
هوم...

994
01:02:00,541 --> 01:02:01,375
هوم...

995
01:02:08,833 --> 01:02:10,833
چی؟ یه مرغِ جادوگر؟

996
01:02:11,333 --> 01:02:13,750
اسمش توتولیناست؟ خب، این... عه...

997
01:02:14,458 --> 01:02:15,291
اوه...

998
01:02:16,458 --> 01:02:17,291
اوه!

999
01:02:17,916 --> 01:02:19,958
خوبه! عه...

1000
01:02:20,041 --> 01:02:22,125
این... معرکه‌ست!

1001
01:02:22,916 --> 01:02:26,583
اوه! اِ... این داستان می‌تونه یه نقطه عطف باشه

1002
01:02:27,083 --> 01:02:29,708
تو تاریخِ توپوس تِرِنتوس!

1003
01:02:30,416 --> 01:02:33,291
اوه! تازه مالِ منه!

1004
01:02:57,541 --> 01:02:59,708
-سلام عزیزم!
-اوه!

1005
01:02:59,791 --> 01:03:01,250
فرانکلدا، لطفاً بیا پیشِ ما!

1006
01:03:02,541 --> 01:03:04,000
صبح بخیر، اعلی‌حضرت‌ها.

1007
01:03:04,583 --> 01:03:06,958
می‌دونید چطور می‌تونم برگردم به قلمرو خودم؟

1008
01:03:07,833 --> 01:03:11,083
نمی‌تونی بری مگه اینکه اول داستان‌های جدید پروکوستِس رو بخونی.

1009
01:03:11,583 --> 01:03:13,375
شخصیت‌هایی با کلی آرزو،

1010
01:03:13,958 --> 01:03:15,791
ترس‌ها و تزلزل‌ها.

1011
01:03:16,291 --> 01:03:18,000
کنایه... رنج...

1012
01:03:18,500 --> 01:03:20,541
درس گرفتن و رشدِ شخصی.

1013
01:03:21,041 --> 01:03:22,000
اون‌قدر خوبن

1014
01:03:22,500 --> 01:03:25,541
که سخته باور کنم کارِ پروکوستِس باشن.

1015
01:03:25,625 --> 01:03:26,458
اِ...

1016
01:03:28,916 --> 01:03:30,750
نه. آه...

1017
01:03:31,500 --> 01:03:34,583
چی؟
اینا همون خوابایی‌ان که دیشب دیدم.

1018
01:03:35,208 --> 01:03:37,250
{\an8}می‌خواستم امروز بنویسمشون،

1019
01:03:37,333 --> 01:03:39,666
{\an8}تو اون کابوس‌ها رو برام فرستادی در موردِ...

1020
01:03:39,750 --> 01:03:40,708
{\an8}نه، فرانکلدا،

1021
01:03:40,791 --> 01:03:43,000
ما نمی‌فهمیم داری درباره چی حرف می‌زنی.

1022
01:03:43,083 --> 01:03:43,916
تو!

1023
01:03:44,958 --> 01:03:46,583
تو. آره خودِ عوضی‌ت!

1024
01:03:47,083 --> 01:03:48,583
خائنِ کثیف!

1025
01:03:51,291 --> 01:03:55,125
حق با تو بود پسرم، تنها چیزی که لازم داشتیم داستان‌های جدید بود.

1026
01:03:55,208 --> 01:03:56,041
ولی شک دارم که...

1027
01:03:56,125 --> 01:03:58,833
اون کسی که ادعاش رو می‌کنه، خودش اینا رو ننوشته باشه.

1028
01:03:59,666 --> 01:04:00,500
درست می‌گم؟

1029
01:04:01,333 --> 01:04:02,166
نمی‌فهمم چی می‌گی.

1030
01:04:04,333 --> 01:04:07,416
{\an8}وایستا... چی؟ نه، نه! نه، نه، نه!

1031
01:04:07,500 --> 01:04:10,291
{\an8}وقتی فرانکلدا داشت خواب می‌دید، دزدیدشون!

1032
01:04:10,375 --> 01:04:13,458
{\an8}- برو پیشش.
- باید همین الان ردیفش کنیم!

1033
01:04:17,583 --> 01:04:18,416
فرانکلدا!

1034
01:04:19,375 --> 01:04:21,041
پروکوستس رو دست‌کم گرفته بودم.

1035
01:04:21,541 --> 01:04:23,375
منو ببخش، درستش می‌کنم.

1036
01:04:23,458 --> 01:04:24,416
عجب احمقی بودم.

1037
01:04:39,708 --> 01:04:42,375
این... همون‌جاییه که دیگه تسلیم می‌شیم، مگه نه؟

1038
01:04:45,041 --> 01:04:45,875
نه!

1039
01:04:49,166 --> 01:04:50,583
تو همه‌چیز رو دزدیدی!

1040
01:04:50,666 --> 01:04:53,625
تو حتی... حتی رویاهای منم دزدیدی!

1041
01:04:53,708 --> 01:04:56,208
مگه پرنس هرنوال همونی نیست که برای به دست آوردن داستانات،

1042
01:04:56,291 --> 01:04:58,791
به هر دری می‌زد؟

1043
01:05:00,333 --> 01:05:03,458
آره! جفتتون هیچی نیستید جز یه مشت دزد!

1044
01:05:04,291 --> 01:05:06,125
می‌فهمم چه حسی داری.

1045
01:05:06,625 --> 01:05:09,416
اوه، چه داستان عاشقانه‌ی غم‌انگیزی،

1046
01:05:09,916 --> 01:05:11,916
عشقت بهت خیانت کرد،

1047
01:05:12,000 --> 01:05:14,000
چون اصلاً براش مهم نبودی،

1048
01:05:14,500 --> 01:05:16,500
اون فقط... ازت سوءاستفاده کرد.

1049
01:05:18,083 --> 01:05:18,916
آه...

1050
01:05:21,041 --> 01:05:21,875
مم...

1051
01:05:22,791 --> 01:05:23,625
آه...

1052
01:05:35,000 --> 01:05:35,833
آه!

1053
01:05:37,125 --> 01:05:38,000
بندازینش تو حبس.

1054
01:05:38,083 --> 01:05:38,916
آه!

1055
01:05:39,000 --> 01:05:41,708
-آره. امر، امرِ شماست سرورم.
-آه!

1056
01:05:41,791 --> 01:05:42,625
آه! آه!
آه!

1057
01:05:42,708 --> 01:05:45,083
-و تو هم به داستان نوشتن برام ادامه میدی.
-آه!

1058
01:05:46,500 --> 01:05:47,333
آه!

1059
01:05:47,416 --> 01:05:48,250
نه!

1060
01:05:48,333 --> 01:05:50,458
-آه!
-یه راهی پیدا می‌کنم که مجبور شی انجامش بدی.

1061
01:05:51,500 --> 01:05:52,333
شما سه تا...

1062
01:05:52,416 --> 01:05:54,416
دادگاه وحشت رو فرا بخونید.

1063
01:05:55,083 --> 01:05:56,625
البته، سرورم.

1064
01:05:56,708 --> 01:05:57,916
هرچی شما بخواید.

1065
01:05:58,416 --> 01:05:59,750
همین الان.

1066
01:06:00,750 --> 01:06:05,291
یه «توپوس ترنتوسِ» کاملاً جدید داره
متولد می‌شه!

1067
01:06:05,791 --> 01:06:07,083
وقتشه

1068
01:06:07,166 --> 01:06:08,791
که از تاریکی بیای بیرون!

1069
01:06:13,083 --> 01:06:13,916
اون رفته.

1070
01:06:17,416 --> 01:06:19,541
-نه...
-نمی‌خوام چیزی از وحشت بشنوم

1071
01:06:19,625 --> 01:06:20,458
یا از تو.

1072
01:06:20,541 --> 01:06:22,708
-فردا این خراب‌شده رو برای همیشه ترک می‌کنم.
-آه...

1073
01:06:25,666 --> 01:06:28,166
امیدوارم از خونه‌ی جدیدت لذت ببری.

1074
01:06:28,666 --> 01:06:29,750
آه! آه...

1075
01:06:33,083 --> 01:06:36,916
اگه سعی نکنی فرار کنی، برات خیلی راحت‌تر تموم می‌شه، بچه.

1076
01:06:37,000 --> 01:06:38,958
اصلاً راه نداره!

1077
01:06:39,041 --> 01:06:41,458
فقط خودتو خسته می‌کنی.

1078
01:06:42,291 --> 01:06:43,166
بذار برم!

1079
01:06:43,250 --> 01:06:44,500
واسه چی داری غر می‌زنی،

1080
01:06:44,583 --> 01:06:46,750
فرانسیسکا؟ یعنی، نه!

1081
01:06:47,250 --> 01:06:48,500
فرانکلدا.

1082
01:06:49,416 --> 01:06:52,041
مگه دقیقاً همینو نمی‌خواستی؟

1083
01:06:52,125 --> 01:06:53,166
اگه نه،

1084
01:06:53,250 --> 01:06:55,166
پس چرا واسه ما نامه نوشتی،

1085
01:06:55,708 --> 01:06:56,583
عزیزم؟

1086
01:06:56,666 --> 01:06:57,500
آخ!

1087
01:07:05,291 --> 01:07:08,916
و این‌جوری شد که پروکوستس خیانتی رو که شاهزاده هرنوال داشت

1088
01:07:09,000 --> 01:07:10,125
نقشه‌شو می‌کشید، برملا کرد.

1089
01:07:11,833 --> 01:07:14,375
اون می‌خواست آدمیزادش اعتبار همه‌ی آثار هنریِ کابوس‌سازِ

1090
01:07:14,458 --> 01:07:18,458
سلطنتی و نامدارِ ما رو به اسم خودش بزنه.

1091
01:07:19,958 --> 01:07:21,625
-خیانت!
-خیانت!

1092
01:07:21,708 --> 01:07:22,541
و هرنوال

1093
01:07:22,625 --> 01:07:25,125
به قلمروی وجود فرار کرده،

1094
01:07:25,208 --> 01:07:27,375
اون می‌خواد انسان‌ها رو

1095
01:07:27,458 --> 01:07:28,708
با جذبه‌ش تسخیر کنه

1096
01:07:28,791 --> 01:07:32,208
و ازشون برای از هم پاشیدنِ هفت قبیله استفاده کنه.

1097
01:07:32,291 --> 01:07:35,416
فقط اون موقع‌ست که می‌تونه به هر دو قلمرو حکومت کنه!

1098
01:07:35,500 --> 01:07:36,375
-خیانت!
-خیانت!

1099
01:07:36,458 --> 01:07:37,333
-خیانت!
-خیانت!

1100
01:07:37,416 --> 01:07:38,916
خیانت! توپوس ترنتوس

1101
01:07:39,416 --> 01:07:40,750
{\an8}ممکنه به آخر خط برسه

1102
01:07:40,833 --> 01:07:46,291
اونم به خاطر حسادتی که شاهزاده‌ی وحشت به کابوس‌ساز سلطنتی داره

1103
01:07:46,375 --> 01:07:47,541
-خیانت!
-خیانت!

1104
01:07:47,625 --> 01:07:48,583
-خیانت!
-خیانت!

1105
01:07:48,666 --> 01:07:53,166
نه! آخ! حالم از این نسل جدید به هم می‌خوره

1106
01:07:53,250 --> 01:07:55,500
-خیانت!
-که احمقانه راه افتادن و...

1107
01:07:56,041 --> 01:07:57,875
تظاهر می‌کنن که آدمیزادن!

1108
01:07:58,375 --> 01:08:00,791
باید جلوی این دیوونه‌بازی رو بگیریم!

1109
01:08:01,333 --> 01:08:04,125
بیاین چیزی که حق مونه رو پس بگیریم!

1110
01:08:04,208 --> 01:08:06,416
مرگ بر زوج سلطنتی!

1111
01:08:06,916 --> 01:08:08,583
اون شاهزاده‌ی مفلوک.

1112
01:08:09,083 --> 01:08:11,541
و همه‌ی نسل بشر!

1113
01:08:12,041 --> 01:08:12,875
-آره!
-آره!

1114
01:08:12,958 --> 01:08:13,791
-آره!
-آره!

1115
01:08:13,875 --> 01:08:14,708
-آره!
-آره!

1116
01:08:14,791 --> 01:08:17,458
اوه! فکر کنم اوضاع بدجوری بیخ پیدا کرده؟

1117
01:08:18,000 --> 01:08:19,708
متأسفانه دیگه خیلی دیر شده.

1118
01:08:20,208 --> 01:08:23,041
-«توپوس ترنتوس» نابود می‌شه.
-حالا چی به سر ما میاد؟ می‌خوام...

1119
01:08:23,125 --> 01:08:25,750
{\an8}همین الان بدونم.

1120
01:08:27,916 --> 01:08:31,333
وقتش رسیده که ایستادگی کنیم و سرنوشتمون رو خودمون رقم بزنیم، اونم...

1121
01:08:31,416 --> 01:08:34,875
بدون هیچ راهنمایی‌ای از طرف خاندان سلطنتی.

1122
01:08:35,375 --> 01:08:38,750
باید با هم همدست بشیم چون قلمرو تو خطره. هر چی که...

1123
01:08:38,833 --> 01:08:42,083
می‌شناسیم داره به یه تراژدی ختم می‌شه.

1124
01:08:42,958 --> 01:08:49,875
بیاین «توپوس ترنتوس» رو نجات بدیم. به خاطر گونه‌ای که آسیب دیده.

1125
01:08:50,458 --> 01:08:57,208
اون به همه‌مون خیانت کرده؛ می‌خواد نسلمون رو از بین ببره.

1126
01:08:57,958 --> 01:08:58,875
کی؟ کی؟

1127
01:08:59,375 --> 01:09:01,458
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت.

1128
01:09:01,541 --> 01:09:04,416
طرفدار آدمیزاد شده. می‌خواد همه‌مون رو یک‌جا جایگزین کنه.

1129
01:09:04,500 --> 01:09:07,250
هر چی ساختیم، به دست آوردیم و براش جنگیدیم، به زودی دود می‌شه می‌ره هوا،

1130
01:09:07,333 --> 01:09:14,250
اونم توی دستای اون. به همه‌مون خیانت کرده و قلمرومون از هم می‌پاشه.

1131
01:09:17,541 --> 01:09:24,291
به همه‌مون نارو زده، می‌خواد نسل‌مون رو منقرض کنه.

1132
01:09:25,125 --> 01:09:26,208
کی؟ کی؟

1133
01:09:26,291 --> 01:09:28,416
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت.

1134
01:09:28,958 --> 01:09:34,541
زن‌ها، مردها و بچه‌ها، تموم موجوداتِ زنده،

1135
01:09:34,625 --> 01:09:37,375
اصلاً نمی‌فهمن کجای کارن،

1136
01:09:37,458 --> 01:09:42,833
خیال می‌کنن توی اون دنیای معمولی‌شون خیلی خاصّن.

1137
01:09:43,333 --> 01:09:50,333
به همه‌مون خیانت کرده، می‌خواد ما رو توی رویاهاش حبس کنه.

1138
01:09:50,958 --> 01:09:57,083
به همه‌مون نارو زده، می‌خواد بندازتمون گوشه‌ی زندان.

1139
01:09:58,500 --> 01:09:59,583
کی؟ کی؟

1140
01:09:59,666 --> 01:10:01,875
{\an8}شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1141
01:10:01,958 --> 01:10:04,708
پادشاه ما رو تبعید کرده. حالا خاندان‌ها متحد شدن؛ نه تختی مونده...

1142
01:10:04,791 --> 01:10:07,333
...و نه شاهی. اون همین حالا هم به همه‌مون خیانت کرده، می‌خواد سنت‌هامون رو...

1143
01:10:07,416 --> 01:10:08,666
از بیخ و بن ویران کنه.

1144
01:10:18,458 --> 01:10:25,375
اون همین حالا هم به همه‌مون نارو زده و می‌خواد صدامون رو خفه کنه.

1145
01:10:25,958 --> 01:10:27,083
کی؟ کی؟

1146
01:10:27,666 --> 01:10:29,541
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت.

1147
01:10:29,625 --> 01:10:34,000
وقتش رسیده که وارد عمل بشیم، بیاین اون جفتِ سلطنتی رو بکشیم پایین.

1148
01:10:34,083 --> 01:10:39,791
از این به بعد «خواننده» به ما دستور می‌ده و بر ما حکومت می‌کنه.

1149
01:10:41,166 --> 01:10:42,000
چی می‌گی؟

1150
01:10:42,083 --> 01:10:43,250
باهامی؟

1151
01:10:43,333 --> 01:10:44,208
-آره!
-آره!

1152
01:10:44,291 --> 01:10:45,125
{\an8}-آره!
-آره!

1153
01:10:45,208 --> 01:10:46,041
-آره!
-آره!

1154
01:10:46,125 --> 01:10:46,958
-آره!
-آره!

1155
01:10:47,041 --> 01:10:53,458
این بساط شورش باید جمع بشه. باید دست به عصا راه رفت.

1156
01:10:54,083 --> 01:11:01,000
داری از خیانت حرف می‌زنی. شرف دوباره پیروز می‌شه.

1157
01:11:01,583 --> 01:11:08,500
اون می‌خواد همه‌مون رو نجات بده؛ راهی برای نجات قلمرومون پیدا کرده.

1158
01:11:09,125 --> 01:11:16,041
می‌خواد همه‌مون رو نجات بده تا پادشاهی بتونه رشد کنه و جون بگیره.

1159
01:11:16,666 --> 01:11:18,333
-کی؟ کی؟
-کی؟ کی؟

1160
01:11:18,416 --> 01:11:20,166
شاهزاده‌ی قلمرو وحشت!

1161
01:11:24,416 --> 01:11:25,250
آه!

1162
01:11:26,500 --> 01:11:27,333
آاااه!

1163
01:11:30,416 --> 01:11:31,250
اوه!

1164
01:11:31,791 --> 01:11:33,541
خائن‌های کثیف!

1165
01:11:35,333 --> 01:11:42,083
اون به همه‌مون خیانت کرده، می‌خواد نسل‌مون رو از بین ببره.

1166
01:11:42,833 --> 01:11:43,791
کی؟ کی؟

1167
01:11:44,291 --> 01:11:46,375
شاهزاده‌ی قلمرو وحشت!

1168
01:11:46,875 --> 01:11:48,875
-زوج سلطنتی رو بازداشت کنین.
-اطاعت!

1169
01:11:48,958 --> 01:11:49,791
-آره!
-آره!

1170
01:11:49,875 --> 01:11:50,708
-آره!
-آره!

1171
01:11:50,791 --> 01:11:53,791
قبلاً توی این خراب‌شده بودم.

1172
01:11:53,875 --> 01:11:54,708
آره!

1173
01:11:54,791 --> 01:11:57,875
توی زندانی که هیچ راه فراری نداره.

1174
01:11:58,416 --> 01:12:01,958
قبلاً هم توی این وضعیت بودم.

1175
01:12:02,041 --> 01:12:06,166
یه لجن‌زاری که رویاهام توش می‌درخشیدن.

1176
01:12:06,750 --> 01:12:13,375
اون به منم نارو زده. یه دروغگوی عوضیه؛ آخه چطور ممکنه؟

1177
01:12:14,666 --> 01:12:21,583
اون به منم خیانت کرده! می‌گفت «بهم اعتماد کن»، این عین حرفش بود!

1178
01:12:22,791 --> 01:12:23,625
-کی؟ کی؟
-کی؟ کی؟

1179
01:12:23,708 --> 01:12:24,583
-کی؟ کی؟
-کی؟ کی؟

1180
01:12:24,666 --> 01:12:26,625
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1181
01:12:26,708 --> 01:12:31,416
آروم باش، پادشاهی‌مون رو از نو می‌سازیم.

1182
01:12:32,208 --> 01:12:34,791
فقط کافیه مسیرمون رو عوض کنیم.

1183
01:12:34,875 --> 01:12:38,750
قصه‌هایی که قراره جون بگیرن.

1184
01:12:40,375 --> 01:12:43,750
-لازم داریم اون بنویسدشون. اون می‌خواد
-اون می‌خواد همه‌مون رو نجات بده، اون یه راهی...

1185
01:12:43,833 --> 01:12:47,000
-پیدا کرده تا همه‌مون رو نجات بده، یه راهی واسه
-راهی واسه نجات قلمرو.

1186
01:12:47,083 --> 01:12:49,166
نجات قلمرو.

1187
01:12:51,083 --> 01:12:55,000
-اون می‌خواد همه‌مون رو نجات بده تا
-اون می‌خواد همه‌مون رو نجات بده تا

1188
01:12:55,083 --> 01:12:59,000
-پادشاهی بتونه رشد کنه و سر پا بمونه.
-پادشاهی بتونه رشد کنه و سر پا بمونه.

1189
01:12:59,083 --> 01:13:00,125
کی؟ کی؟

1190
01:13:00,625 --> 01:13:02,041
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1191
01:13:02,125 --> 01:13:03,458
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1192
01:13:03,541 --> 01:13:09,166
پادشاهی‌م تو بحرانه، پدر و مادرم دارن جون می‌دن،

1193
01:13:14,250 --> 01:13:17,125
و فرانکلدا ازم متنفره.

1194
01:13:19,625 --> 01:13:22,875
حالا همه‌ی اینا تقصیر منه.

1195
01:13:25,458 --> 01:13:31,708
به همه‌شون خیانت کردم. خوار و ذلیل می‌شم.

1196
01:13:32,958 --> 01:13:39,708
به همه‌شون نارو زدم. می‌دونم که همه‌ش تقصیر منه.

1197
01:13:40,458 --> 01:13:41,583
خب تو دیگه کدوم خری هستی؟

1198
01:13:42,083 --> 01:13:44,208
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1199
01:13:44,291 --> 01:13:51,125
بیا «توپوس ترنتوس» رو نجات بدیم، تا هم‌نوع‌هامون بتونن با هم پیمان ببندن.

1200
01:13:51,708 --> 01:13:58,666
اون به همه‌مون خیانت کرده و حالا پادشاهی‌مون از هم می‌پاشه.

1201
01:13:59,166 --> 01:14:05,916
اون به همه‌مون خیانت کرده، می‌خواد نسلمون رو از ریشه بکنه.

1202
01:14:06,875 --> 01:14:07,750
کی؟ کی؟

1203
01:14:08,250 --> 01:14:10,541
شاهزاده‌ی قلمروی وحشت!

1204
01:14:13,791 --> 01:14:14,625
به خاطر حقیقت،

1205
01:14:15,250 --> 01:14:16,500
و به خاطر افسانه‌ها!

1206
01:14:16,583 --> 01:14:17,958
راثا یوآن میتیستاریا!

1207
01:14:18,041 --> 01:14:20,291
جاوید باد پادشاه و ملکه!

1208
01:14:57,500 --> 01:15:00,166
آه! آه! آآآه!

1209
01:15:01,958 --> 01:15:02,791
اوم...

1210
01:15:03,916 --> 01:15:05,125
نه! یالابوس!

1211
01:15:15,583 --> 01:15:18,416
نه! به چشم‌های سایرن خیره نشو!

1212
01:15:24,916 --> 01:15:26,833
بیاریدش پیش من.

1213
01:15:34,666 --> 01:15:35,708
تکوثی‌ها!

1214
01:15:37,083 --> 01:15:38,916
شما برای محافظت از پادشاه قسم خورده بودید!

1215
01:15:41,041 --> 01:15:44,166
حالا دیگه باید از پروکاستس حرف‌شنوی داشته باشید.

1216
01:15:45,416 --> 01:15:46,708
اطاعت می‌شه،

1217
01:15:46,791 --> 01:15:48,500
بانو سایرن.

1218
01:15:49,041 --> 01:15:49,875
هان؟

1219
01:15:53,708 --> 01:15:55,583
- اوه!
- پیروزی!

1220
01:15:56,791 --> 01:15:57,625
اووه...

1221
01:16:02,958 --> 01:16:05,625
دنبالم بیاین، فرمانده‌های سهمگین من،

1222
01:16:05,708 --> 01:16:08,958
وقتش رسیده که اوضاع تا ابد تغییر کنه.

1223
01:16:09,875 --> 01:16:10,750
اوه... اوه!

1224
01:16:12,375 --> 01:16:13,208
آه!

1225
01:16:17,916 --> 01:16:19,958
میتلیتاس، خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم!

1226
01:16:20,041 --> 01:16:21,708
-خفه شو.
-نه!

1227
01:16:21,791 --> 01:16:23,666
تمومش کن! التماست می‌کنم تمومش کن!

1228
01:16:23,750 --> 01:16:25,875
منو به جای اون ببر و دست از سرش بردار!

1229
01:16:25,958 --> 01:16:26,875
-نه!
-آخ...

1230
01:16:26,958 --> 01:16:30,000
-نه!
-خودت منو مجبور به این کار کردی.

1231
01:16:30,958 --> 01:16:32,708
حالا این نمایش رو بازی کن.

1232
01:16:32,791 --> 01:16:33,625
اوه...

1233
01:16:35,875 --> 01:16:36,708
آه...

1234
01:16:38,083 --> 01:16:40,125
-شاهکار من!
-هان؟

1235
01:16:40,208 --> 01:16:43,958
داستانی درباره‌ی توتولینای فوق‌العاده بااستعداد ما،

1236
01:16:44,041 --> 01:16:44,875
هوم؟

1237
01:16:44,958 --> 01:16:49,166
که بهش یه اصالت بی‌نظیر توی دنیای فانی‌ها می‌بخشه.

1238
01:17:37,833 --> 01:17:39,583
حس می‌کنم واقعاً زنده‌ام!

1239
01:17:42,333 --> 01:17:43,208
ایول!

1240
01:17:45,166 --> 01:17:46,291
برو جلو...

1241
01:17:47,791 --> 01:17:50,791
نمی‌فهمم بر چه اساسی داره انتخاب می‌کنه.

1242
01:18:05,958 --> 01:18:06,791
آخی...

1243
01:18:10,791 --> 01:18:12,541
اوه... امواه!

1244
01:18:12,625 --> 01:18:14,000
معجزه‌ی متبرک!

1245
01:18:14,083 --> 01:18:17,541
خیلی وقت بود که منتظر همچین چیزی بودیم!

1246
01:18:17,625 --> 01:18:19,208
اما نباید بذاریم اون جادوگر لجن

1247
01:18:19,291 --> 01:18:21,166
قبل از همه‌ی ما رد بشه!

1248
01:18:26,583 --> 01:18:30,125
موجودی به پستی تو لیاقت نداره که زودتر از من عبور کنه!

1249
01:18:32,333 --> 01:18:35,500
آه! لعنت بهت،

1250
01:18:35,583 --> 01:18:36,958
آلوکساستلی!

1251
01:18:39,166 --> 01:18:40,000
-اوه، نه... 
-آخ!

1252
01:18:42,041 --> 01:18:45,125
برای یه بارم که شده، یه کارِ درست انجام دادی.
حالا، درباره‌ی من بنویس!

1253
01:18:45,208 --> 01:18:46,041
درباره‌ی تو؟

1254
01:18:46,125 --> 01:18:50,416
من خیلی سگ‌جون‌تر و ترسناک‌تر از توام! بنویس
دربارَم، جنابِ عالی، پروکروستس!

1255
01:18:50,500 --> 01:18:53,625
{\an8}اِم... اِم... مگه باید توی لیستی اسم می‌نوشتیم؟

1256
01:18:53,708 --> 01:18:54,916
نمی‌دونم،

1257
01:18:55,000 --> 01:18:58,458
ولی... می‌تونیم تک‌تکشون رو تا نفرِ آخر
زنده زنده ببلعیم.

1258
01:18:58,958 --> 01:19:01,458
-اولینِ اولین داستان باید درباره‌ی من باشه،
-اوه...

1259
01:19:01,541 --> 01:19:02,791
پروکروستس.

1260
01:19:04,666 --> 01:19:06,458
-آخ!
-اوه...

1261
01:19:07,750 --> 01:19:09,166
هر وقت آماده‌ای بگو، فیکتورو.

1262
01:19:10,500 --> 01:19:11,333
همین حالا!

1263
01:19:12,541 --> 01:19:13,916
دارن فلنگ رو می‌بندن!

1264
01:19:15,541 --> 01:19:17,583
{\an8}-برگردید اینجا!
-نه...

1265
01:19:17,666 --> 01:19:18,666
نه!

1266
01:19:20,083 --> 01:19:20,916
-نه.
-آخ!

1267
01:19:21,000 --> 01:19:23,208
-آخ...
-خیله‌خب، همگی آروم باشید! من می‌نویسم،

1268
01:19:23,291 --> 01:19:26,250
-آخ!
-برای تک‌تکتون کابوس می‌نویسم،

1269
01:19:26,333 --> 01:19:29,208
و با هم در هماهنگیِ کامل از اینجا رد می‌شیم. اون آدما بالاخره

1270
01:19:29,291 --> 01:19:31,541
به سزایِ اعمالشون می‌رسن!

1271
01:19:32,708 --> 01:19:33,541
فکر کنم...

1272
01:19:33,625 --> 01:19:35,458
-هیجان‌زده‌ایم؟
-به‌به، شنیدی چی گفت؟

1273
01:19:35,541 --> 01:19:36,375
شاید...

1274
01:19:36,458 --> 01:19:40,125
فقط... مسئله اینه که باید یه ذره زمانِ بیشتری بهم بدید.

1275
01:19:40,625 --> 01:19:42,250
همیشه بساط همینه.

1276
01:19:42,333 --> 01:19:45,250
بعد از اون‌همه سال که قول یه شاهکار رو دادی، هنوز روت می‌شه درخواستِ...

1277
01:19:45,333 --> 01:19:47,041
{\an8}- وقتِ بیشتری کنی.
- چرا همیشه این بلا سر ما میاد؟

1278
01:19:47,125 --> 01:19:48,625
{\an8}بهت گفتم این احمق کارو تا تهش نمی‌بره.

1279
01:19:48,708 --> 01:19:50,041
اصلاً مگه ممکنه؟

1280
01:19:50,750 --> 01:19:51,583
فرانسیسکا!

1281
01:19:52,250 --> 01:19:53,083
فرانسیسکا!

1282
01:19:53,583 --> 01:19:54,625
اینجایی؟

1283
01:19:55,833 --> 01:19:56,666
فرانسیسکا!

01283
01:19:57,833 --> 01:20:05,666
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1284
01:20:06,041 --> 01:20:07,958
فرانسیسکا! برگرد!

1285
01:20:11,291 --> 01:20:13,083
- زنده‌ای!
- اون برنگشت.

1286
01:20:21,541 --> 01:20:24,791
حالت خوب می‌شه،
تا برنگردونمت آروم نمی‌گیگیرم.

1287
01:21:10,083 --> 01:21:10,916
فرانکلدا!

1288
01:21:13,250 --> 01:21:14,666
منو از اینجا بکش بیرون!

1289
01:21:33,375 --> 01:21:34,208
هرنوال؟

1290
01:21:46,000 --> 01:21:46,833
آخ!

1291
01:21:57,458 --> 01:21:59,541
فکر می‌کردم صلاحِت رو می‌خوام،

1292
01:21:59,625 --> 01:22:01,333
اما فقط به فکر خودم بودم.

1293
01:22:02,000 --> 01:22:04,708
اشتباه کردم. می‌دونم دردی رو دوا نمی‌کنه، ولی...

1294
01:22:05,375 --> 01:22:06,208
معذرت می‌خوام.

1295
01:22:07,041 --> 01:22:09,333
دیگه مهم نیست، فقط می‌خوام جات امن باشه.

1296
01:22:09,416 --> 01:22:11,541
بیا فرانکلدا،
بیا برگردیم به قلمروِ خودت.

1297
01:22:11,625 --> 01:22:13,958
پس تکلیف پادشاهیت چی می‌شه؟ پدر و مادرت؟

1298
01:22:14,041 --> 01:22:15,500
تو نباید تقاصِ اینو پس بدی،

1299
01:22:15,583 --> 01:22:17,833
باید گندایی که زدم رو یکی‌یکی جمع کنم.

1300
01:22:18,458 --> 01:22:20,791
نه. باید پدر و مادرت رو نجات بدیم.

1301
01:22:20,875 --> 01:22:21,958
اما، فرانکلدا...

1302
01:22:22,041 --> 01:22:24,750
نه هرنیوال، می‌خوام بهشون کمک کنم.

1303
01:22:26,000 --> 01:22:27,583
می‌خوام به تو کمک کنم.

1304
01:22:28,083 --> 01:22:29,250
و می‌دونم که از پسش برمیام،

1305
01:22:29,333 --> 01:22:31,666
یه فکری تو سرمه که دقیقاً جواب می‌ده.

1306
01:22:32,791 --> 01:22:34,041
ممنون فرانکلدا، ولی...

1307
01:22:34,125 --> 01:22:35,375
واقعاً مطمئن نیستم،

1308
01:22:36,208 --> 01:22:37,916
همه نقشه‌هام نقش بر آب شده،

1309
01:22:38,500 --> 01:22:39,333
می‌ترسم.

1310
01:22:39,833 --> 01:22:40,666
اه...

1311
01:22:41,333 --> 01:22:42,208
خب، من نمی‌ترسم!

1312
01:22:42,291 --> 01:22:44,916
و باید پروکاستس رو به چنگ بیارم.

1313
01:22:45,458 --> 01:22:46,958
بعضی وقتا از واقعیتِ خودم متنفرم،

1314
01:22:47,041 --> 01:22:50,125
اما می‌فهمم که بدون اون، قصه و خیال هم وجود نداره!

1315
01:22:50,208 --> 01:22:53,666
اگه مرز بین دنیاها از بین بره، همه چی خشک و واقعی می‌شه.

1316
01:22:54,166 --> 01:22:55,125
معمولی.

1317
01:22:55,625 --> 01:22:57,166
دیگه خبری از خیال‌پردازی نیست،

1318
01:22:57,250 --> 01:22:58,875
نه جذابیتی، نه شگفتی‌ای.

1319
01:22:59,375 --> 01:23:01,041
کجا می‌خوای حبسش کنی؟

1320
01:23:02,541 --> 01:23:05,791
هیچ‌جا امن‌تر از خیالِ من نیست.

1321
01:23:05,875 --> 01:23:07,791
چی؟ حواست رو جمع کن، فرانکلدا!

1322
01:23:08,291 --> 01:23:11,041
من یه بار تاوانِ دست‌کم گرفتنِ پروکاستس رو دادم.

1323
01:23:11,125 --> 01:23:12,750
همه ترس‌های من اونجا زندگی می‌کنن،

1324
01:23:13,458 --> 01:23:14,916
واسه یکی دیگه هم جا هست.

1325
01:23:15,000 --> 01:23:16,875
نه! داری بیش از حد ریسک می‌کنی.

1326
01:23:17,375 --> 01:23:18,708
فایده نداره!

1327
01:23:22,166 --> 01:23:25,625
مطمئنم پروکراستس مجبورت می‌کنه یکی از کابوس‌هاشو واسم بفرستی تا

1328
01:23:25,708 --> 01:23:27,625
بتونه به دزدیدن داستانای من ادامه بده.

1329
01:23:27,708 --> 01:23:28,916
و وقتی اون موقع رسید،

1330
01:23:29,458 --> 01:23:31,000
تنها کاری که باید بکنی اینه که

1331
01:23:31,083 --> 01:23:34,000
اونی رو واسم بفرستی که خودم نوشتم، باشه؟

1332
01:23:34,791 --> 01:23:35,625
بهم اعتماد کن.

1333
01:23:36,875 --> 01:23:37,750
معلومه که دارم.

1334
01:23:54,666 --> 01:23:57,333
اوم... یکی بود یکی نبود، یه بچه‌ای بود به اسمِ...

1335
01:23:57,416 --> 01:23:58,833
باب! آره... باب.

1336
01:23:58,916 --> 01:24:00,875
که... هیپنوتیزم شده بود توسطِ

1337
01:24:00,958 --> 01:24:02,500
اون... اون سایرن

1338
01:24:02,583 --> 01:24:04,333
و وقتی رسید مدرسه

1339
01:24:05,125 --> 01:24:06,458
پاش نبود...

1340
01:24:06,541 --> 01:24:07,416
شلوار.

1341
01:24:07,500 --> 01:24:09,416
هه، معلومه که این معرکه‌ست.

1342
01:24:09,500 --> 01:24:11,541
فکر کنم ترجیح می‌دم اصلاً چیزی در موردم ننویسی.

1343
01:24:11,625 --> 01:24:13,166
قبلاً هم بهت گفتم، نوشتن این‌طوری نیست، من احتیاج دارم...

1344
01:24:13,250 --> 01:24:15,958
حتی یه آدمیزاد هم از تو بهتر می‌نویسه. تو مایه ننگی.

1345
01:24:16,041 --> 01:24:19,083
هیچ‌کدوم‌تون جایی توی توپوس ترنتوس ندارین!

1346
01:24:32,875 --> 01:24:33,708
اوه...

1347
01:24:37,916 --> 01:24:38,750
اوه...

1348
01:24:40,500 --> 01:24:42,833
پادشاه و ملکه زخمی شدن،

1349
01:24:42,916 --> 01:24:43,875
من باید...

1350
01:24:46,458 --> 01:24:47,291
سیموث!

1351
01:24:48,083 --> 01:24:49,875
-سرورم
-نه!

1352
01:24:49,958 --> 01:24:51,083
پدر و مادرت رو نجات بده.

1353
01:24:51,708 --> 01:24:53,625
«توپوس ترنتوس» رو نجات بده.

1354
01:24:54,875 --> 01:24:56,041
متأسفم.

1355
01:24:58,875 --> 01:25:00,250
میتلیتاس!

1356
01:25:02,500 --> 01:25:04,250
میتلیتاس، داری چه غلطی می‌کنی؟

1357
01:25:11,208 --> 01:25:12,041
آه...

1358
01:25:14,791 --> 01:25:15,625
آخ!

1359
01:25:15,708 --> 01:25:17,833
-اگه یه بار دیگه جرئت کنین تکون بخورین...
-آه...

1360
01:25:17,916 --> 01:25:20,250
کار شاه و ملکه تمومه.

1361
01:25:20,333 --> 01:25:22,000
شوخی ندارم!

1362
01:25:22,083 --> 01:25:23,250
تمومش کن، پروکاستس!

1363
01:25:23,333 --> 01:25:24,875
هر کاری بگی می‌کنم.

1364
01:25:28,208 --> 01:25:31,375
دوست‌دخترت... قصد همکاری داره؟

1365
01:25:34,208 --> 01:25:35,750
چه حسی داره که مجبوری داستان بدزدی،

1366
01:25:35,833 --> 01:25:37,416
-اونم از یه آدمیزاد؟
-اه...

1367
01:25:37,500 --> 01:25:38,416
هان؟

1368
01:25:38,500 --> 01:25:40,083
تو یه جوکِ رقت‌باری.

1369
01:25:42,250 --> 01:25:43,083
-اوه...
-ببخشید...

1370
01:25:44,541 --> 01:25:45,375
هه...

1371
01:25:48,416 --> 01:25:52,291
بفرستش توی این کابوس؛ باید اونجا بمونه تا وقتی که...

1372
01:25:52,791 --> 01:25:56,375
تک‌تکِ داستان‌هایی که لازم دارم رو بنویسه.

1373
01:25:56,916 --> 01:26:01,250
مطمئنم با این اتفاقای اخیر، قوه‌ی تخیلش حسابی به کار می‌افته.

1374
01:26:01,333 --> 01:26:05,083
اون‌وقت به آزاد کردنتون فکر می‌کنم، البته اگه بچه‌های خوبی باشین،

1375
01:26:05,166 --> 01:26:06,041
مسلماً.

1376
01:26:18,250 --> 01:26:19,083
آخ...

1377
01:26:25,250 --> 01:26:26,083
آه!

1378
01:26:30,416 --> 01:26:34,291
این... شاید شبیه داستان یه دختر ساده‌لوح به نظر بیاد که برای فرار از واقعیت تن به هر کاری می‌داد،

1379
01:26:34,375 --> 01:26:36,750
تا از حقیقت زندگیش فرار کنه،

1380
01:26:37,750 --> 01:26:38,958
اما این اون نیست...

1381
01:26:39,458 --> 01:26:40,875
این دیگه چه کوفتیه؟

1382
01:26:40,958 --> 01:26:41,916
این...

1383
01:26:42,000 --> 01:26:43,125
داستانِ

1384
01:26:43,208 --> 01:26:46,708
یه نویسنده‌ی واقعیه که با ترس‌هاش روبرو شد

1385
01:26:46,791 --> 01:26:51,041
و تصمیم گرفت خودش سرنوشتش رو بنویسه!

1386
01:26:51,916 --> 01:26:52,750
آخ!

1387
01:26:55,833 --> 01:26:58,208
کابوس‌ساز فکر می‌کرد که

1388
01:26:58,291 --> 01:27:00,708
-این دخترک بیچاره رو توی بدترین کابوسش گیر انداخته،
-آه!

1389
01:27:00,791 --> 01:27:02,666
-آخ...
-اما این دختره بود که اون رو به تله انداخته بود.

1390
01:27:03,166 --> 01:27:05,916
این اون داستانی نیست که من نوشتم!

1391
01:27:06,000 --> 01:27:09,166
اونقدر از رده خارج و لکنته شده بود که تهش تبدیل شد به همون

1392
01:27:09,250 --> 01:27:10,958
-خونه‌ی در حال فروپاشی خودش.
-اوه...

1393
01:27:12,041 --> 01:27:14,791
و درست قبل از اینکه به خواب ابدی بره،

1394
01:27:14,875 --> 01:27:17,125
فهمید که بدترین کابوسش

1395
01:27:17,208 --> 01:27:19,458
تازه به حقیقت پیوسته.

1396
01:27:20,041 --> 01:27:22,000
یکی دیگه جاش رو گرفته بود.

1397
01:27:22,500 --> 01:27:25,166
وجودش دیگه پشیزی نمی‌ارزید.

1398
01:27:25,250 --> 01:27:30,208
به عنوان داغون‌ترین و مزخرف‌ترین هیولای تاریخ ثبت شد.

1399
01:27:30,708 --> 01:27:32,916
اون... فقط یه خاطره‌ی تلخ بود

1400
01:27:33,416 --> 01:27:35,625
از دورانی که واسه خودش ابهتی داشت.

1401
01:27:38,583 --> 01:27:40,500
آره! می‌دونستم جواب میده!

1402
01:27:43,541 --> 01:27:46,875
{\an8}این اصلاً اون داستانی نیست که من نوشتم!

1403
01:27:47,875 --> 01:27:49,041
آه! کمکم کنید!

1404
01:27:49,541 --> 01:27:50,375
آه!

1405
01:27:54,000 --> 01:27:55,708
پروکوستس داره رویا رو عوض می‌کنه.

1406
01:27:57,791 --> 01:27:58,625
نه!

1407
01:27:59,416 --> 01:28:00,375
فرانکلدا!

1408
01:28:01,208 --> 01:28:02,833
ازش فاصله بگیر...

1409
01:28:03,625 --> 01:28:04,833
اونا...

1410
01:28:05,458 --> 01:28:07,250
دستوراتِ پروکوستس‌ان.

1411
01:28:07,333 --> 01:28:09,708
خواهش می‌کنم تمومش کنید! نمی‌بینید کمک لازم داره؟

1412
01:28:09,791 --> 01:28:10,750
فرانکلدا، برگرد.

1413
01:28:10,833 --> 01:28:11,708
گفتم...

1414
01:28:12,625 --> 01:28:13,875
بکش عقب!

1415
01:28:47,041 --> 01:28:47,875
اوه!

1416
01:28:48,666 --> 01:28:49,708
چه بلایی سرم اومد؟

1417
01:28:52,416 --> 01:28:53,250
هان؟

1418
01:28:54,500 --> 01:28:55,750
فرانکلدا.

1419
01:28:59,291 --> 01:29:00,791
آه! آه...

1420
01:29:01,541 --> 01:29:02,375
فرانکلدا،

1421
01:29:02,458 --> 01:29:03,791
این داستانِ توئه،

1422
01:29:04,291 --> 01:29:05,416
نه مالِ اون.

1423
01:29:09,500 --> 01:29:10,333
اومم...

1424
01:29:12,250 --> 01:29:13,541
ام... اومم...

1425
01:29:17,291 --> 01:29:20,791
فکر می‌کنی اینجا تنهایی.

1426
01:29:23,500 --> 01:29:27,250
شب‌ها مال توئه،

1427
01:29:29,958 --> 01:29:33,083
اما توی دل این کابوس‌ها،

1428
01:29:36,041 --> 01:29:40,166
به چیزی که نمی‌تونی ثابت کنی، اعتماد نکن.

1429
01:29:46,875 --> 01:29:50,625
این جوهر منه که داره بهمون زل می‌زنه.

1430
01:29:53,250 --> 01:29:57,000
- و چشمای من دوباره تو رو می‌نویسن.
- آه...

1431
01:29:59,541 --> 01:30:02,666
تو سایه‌ها لونه کردی.

1432
01:30:05,791 --> 01:30:10,541
لای اون صفحه‌ها قایم شدی. و این...

1433
01:30:11,791 --> 01:30:17,750
- اونقدرها هم وحشتناک نیست، می‌تونی ناشناخته‌ها رو ببینی
- و اونقدرها هم وحشتناک نیست، می‌تونی...

1434
01:30:17,833 --> 01:30:23,875
- وقتی تا تهش بخونی.
- ناشناخته‌ها رو وقتی تا تهش بخونی ببینی.

1435
01:30:24,500 --> 01:30:30,166
- این جوهر نامرئی که حالا زنده است
- این جوهر نامرئی که حالا زنده است

1436
01:30:30,250 --> 01:30:34,875
- بدون اینکه نفسی بکشه،
- بدون اینکه نفسی بکشه،

1437
01:30:36,500 --> 01:30:40,416
- نویسنده‌ای که...
- نویسنده‌ای که...

1438
01:30:41,208 --> 01:30:42,166
یه مایه وحشت!

1439
01:30:42,958 --> 01:30:44,666
هوم! زبونت

1440
01:30:44,750 --> 01:30:47,291
- دیگه نمی‌تونه بهم زخم بزنه!
- آخ...

1441
01:30:47,375 --> 01:30:48,333
{\an8}اما چقدر

1442
01:30:48,416 --> 01:30:50,083
{\an8}تیز و بی‌رحمانه

1443
01:30:50,166 --> 01:30:51,916
{\an8}می‌تونه باشه کلماتش.

1444
01:30:53,958 --> 01:30:54,791
هان؟

1445
01:30:56,916 --> 01:30:58,625
- فرانکلدا!
- اوه...

1446
01:31:03,041 --> 01:31:03,875
آخ!

1447
01:31:10,916 --> 01:31:12,958
- حالا بخواب!
- آی...

1448
01:31:17,250 --> 01:31:20,958
این دور رو شاید برده باشی...

1449
01:31:21,041 --> 01:31:26,666
اما من اینجا تنهایی تو تله نمی‌افتم...

1450
01:31:26,750 --> 01:31:28,583
باید یه راهی برای در رفتن پیدا کنیم!

1451
01:31:31,666 --> 01:31:33,000
شرمنده‌تم فرانکلدا،

1452
01:31:33,083 --> 01:31:34,125
بازم گند زدم.

1453
01:31:35,291 --> 01:31:36,125
هرنوال؟

1454
01:31:36,625 --> 01:31:37,500
هرنوال، چی شده؟ چته؟

1455
01:31:37,583 --> 01:31:39,958
این فقط یه خوابه، اینجا هیچ‌کس نمی‌تونه بهت صدمه بزنه.

1456
01:31:40,458 --> 01:31:41,291
نه اینجا، نه...

1457
01:31:42,000 --> 01:31:43,708
اما تو قصر زخمی شدم،

1458
01:31:43,791 --> 01:31:45,375
قبل از اینکه بیام دنبالت.

1459
01:31:45,916 --> 01:31:47,416
چی؟ نه!

1460
01:31:48,083 --> 01:31:48,958
نه! نه!

1461
01:31:50,458 --> 01:31:52,708
-هوم.
-همه‌ش تقصیر منه.

1462
01:31:54,750 --> 01:31:55,708
تقصیر تو نیست،

1463
01:31:55,791 --> 01:31:57,458
تو پدر و مادرم رو نجات دادی.

1464
01:31:58,000 --> 01:32:00,500
هرنوال، تو تنها کسی هستی که برام اهمیت داره.

1465
01:32:00,583 --> 01:32:03,041
باید یه راهی برای بیرون رفتن از اینجا پیدا کنی.

1466
01:32:03,625 --> 01:32:05,125
حالت خوب می‌شه.

1467
01:32:11,041 --> 01:32:13,875
{\an8}داستان ما اولین چیزی بود که شروع کردم به نوشتنش.

1468
01:32:13,958 --> 01:32:18,166
به لطف تو جایی رو شناختم که همیشه آرزوی دیدنش رو داشتم.

1469
01:32:18,250 --> 01:32:20,583
به لطف تو خودم رو شناختم.

1470
01:32:20,666 --> 01:32:23,625
داستان ما نمی‌تونه بمیره، چون داستان‌ها...

1471
01:32:23,708 --> 01:32:25,083
نامیرا هستن.

1472
01:32:25,583 --> 01:32:27,125
تو درست همین‌جا زنده می‌مونی.

1473
01:32:42,083 --> 01:32:42,916
ها؟

1474
01:32:53,083 --> 01:32:53,916
هوم...

1475
01:33:03,625 --> 01:33:04,458
{\an8}آه...

1476
01:33:07,333 --> 01:33:08,166
آه.

1477
01:33:37,333 --> 01:33:38,166
آاااه...

1478
01:33:39,458 --> 01:33:40,333
من چیکار کردم؟

1479
01:33:41,958 --> 01:33:42,791
نه!

1480
01:33:48,041 --> 01:33:49,875
فکر کردم همه‌اش یه کابوسه،

1481
01:33:50,708 --> 01:33:51,541
خواهش می‌کنم.

1482
01:33:52,333 --> 01:33:54,958
پاشو، توروخدا بیدار شو، هرنوال.

1483
01:33:55,041 --> 01:33:56,166
خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

1484
01:34:07,208 --> 01:34:08,041
آه...

1485
01:34:09,333 --> 01:34:10,416
-بانو کایوتی!
-آه...

1486
01:34:11,250 --> 01:34:12,083
هوم.

1487
01:34:12,166 --> 01:34:15,000
{\an8}می‌دونستم هیچ‌وقت علیه ما توطئه نمی‌کنی.

1488
01:34:16,583 --> 01:34:17,416
نه!

1489
01:34:20,541 --> 01:34:21,416
پسرم!

1490
01:34:24,041 --> 01:34:25,666
خواهش می‌کنم، بانو کایوتی،

1491
01:34:26,166 --> 01:34:28,291
کاری هست که بتونی براشون بکنی؟

1492
01:34:33,333 --> 01:34:35,833
دیگه هیچ کاری از دست کسی برنمی‌آد.

1493
01:34:47,708 --> 01:34:48,750
سروران من،

1494
01:34:49,666 --> 01:34:51,541
نمی‌تونم با این ننگ زندگی کنم.

1495
01:34:52,750 --> 01:34:54,375
{\an8}درخواست می‌کنم که مجازاتم

1496
01:34:55,666 --> 01:34:58,083
{\an8}این باشه که تقاصشو با جونم بدم.

1497
01:34:58,625 --> 01:34:59,833
نه، میتلیتاس.

1498
01:35:01,083 --> 01:35:02,583
{\an8}بار سنگینی روی دوشته،

1499
01:35:02,666 --> 01:35:04,250
{\an8}اما تو مقصر نیستی.

1500
01:35:04,333 --> 01:35:06,291
{\an8}تو واسه ما مثل پسر خودمون می‌مونی.

1501
01:35:06,375 --> 01:35:09,083
{\an8}نمیدونیم «سایموث» خائن‌ها رو کجا فرستاده،

1502
01:35:09,666 --> 01:35:12,708
{\an8}اما باید مطمئن بشیم که دیگه نمیتونن هیچ غلطی بکنن.

1503
01:35:13,208 --> 01:35:17,166
همه‌شون رو پیدا کنید و بیاریدشون پیش ما.

1504
01:35:17,250 --> 01:35:19,000
حواست رو جمع کن، «میتلیتاس»،

1505
01:35:19,083 --> 01:35:21,416
یه جنگ بزرگ بین هفت خاندان

1506
01:35:21,916 --> 01:35:23,625
داره شروع میشه.

1507
01:35:23,708 --> 01:35:24,708
قسم میخورم،

1508
01:35:25,625 --> 01:35:27,333
به شاهزاده «هرنوال»،

1509
01:35:28,333 --> 01:35:29,416
که یه لحظه هم آروم نگیرم

1510
01:35:30,333 --> 01:35:32,083
تا وقتی که آخرین خائن

1511
01:35:33,250 --> 01:35:34,083
از پا دربیاد!

1512
01:35:41,458 --> 01:35:42,625
تکوتیانی‌ها!

1513
01:35:43,291 --> 01:35:46,541
برای شاهزاده‌ی وحشت!

1514
01:35:59,333 --> 01:36:00,541
ممنون، «فرانکلدا»،

1515
01:36:01,041 --> 01:36:03,125
میدونم این دقیقاً همون چیزی نیست

1516
01:36:03,208 --> 01:36:04,666
که میخواستی.

1517
01:36:05,208 --> 01:36:06,416
اما تمام آدم‌ها

1518
01:36:06,916 --> 01:36:08,666
داستان‌هات رو می‌فهمن.

1519
01:36:20,250 --> 01:36:21,708
خواهش می‌کنم... برگرد.

1520
01:36:37,166 --> 01:36:38,000
من...

1521
01:36:39,000 --> 01:36:39,833
زنده‌م!

1522
01:36:41,750 --> 01:36:42,583
کجایی؟

1523
01:36:43,708 --> 01:36:44,541
کجایی؟

1524
01:36:45,666 --> 01:36:47,500
«فرانکلدا»، کجایی؟

1525
01:36:51,583 --> 01:36:53,000
- آخ!
- آاااخ!

1526
01:36:53,083 --> 01:36:53,916
{\an8}آه...

1527
01:36:54,000 --> 01:36:54,833
سلام.

1528
01:36:55,458 --> 01:36:56,791
هان؟ تو دقیقاً...

1529
01:36:57,291 --> 01:36:58,250
کی هستی؟

1530
01:36:58,333 --> 01:36:59,625
خودت چی فکر می‌کنی؟

1531
01:37:06,875 --> 01:37:07,875
{\an8}معرکه‌ست!

1532
01:37:08,541 --> 01:37:10,208
-تو...؟
-من...

1533
01:37:10,291 --> 01:37:11,833
تو... حقیقتی!

1534
01:37:12,458 --> 01:37:14,125
-و افسانه...
-ما هنوز هستیم!

1535
01:37:14,208 --> 01:37:17,666
آه... تا وقتی که داستان ما رو تعریف کنی،

1536
01:37:17,750 --> 01:37:19,250
-ما هم به بودن ادامه می‌دیم.
-اوه...

1537
01:37:19,333 --> 01:37:20,791
{\an8}هرنوال، عاشقتم!

1538
01:37:21,333 --> 01:37:22,208
{\an8}دوستت دارم!

1539
01:37:22,708 --> 01:37:24,666
{\an8}منم دوستت دارم، فرانکلدا.

1540
01:37:25,166 --> 01:37:27,291
{\an8}و واقعاً برام مهم نیست چه شکلی باشم،

1541
01:37:27,375 --> 01:37:29,708
تا وقتی که بتونم یه ابدیت رو
باهات بگذرونم.

1542
01:37:29,791 --> 01:37:30,625
صبر کن، چی؟

1543
01:37:31,583 --> 01:37:33,666
یه... ابدیتِ این شکلی؟

1544
01:37:34,166 --> 01:37:35,666
دیگه همه‌چیز به خودت بستگی داره...

1545
01:37:35,750 --> 01:37:38,125
به من؟ بعد از این‌همه بلایی که

1546
01:37:38,208 --> 01:37:39,791
سرمون اومد، به من بستگی داره؟

1547
01:37:39,875 --> 01:37:41,333
{\an8}البته، نویسنده تویی.

1548
01:37:41,416 --> 01:37:43,458
خب- من نویسنده‌ی یه

1549
01:37:43,541 --> 01:37:44,666
داستانِ تلخم.

1550
01:37:45,166 --> 01:37:46,916
واقعاً همچین حسی داری؟

1551
01:37:47,000 --> 01:37:47,958
آره دیگه، معلومه!

1552
01:37:48,708 --> 01:37:50,250
ولی... غم می‌تونه...

1553
01:37:50,750 --> 01:37:53,166
به شکل‌ها و رنگ‌های مختلفی سراغ آدم بیاد.

1554
01:37:53,666 --> 01:37:56,750
صد تا نویسنده می‌تونن یه اتفاق واحد رو بنویسن

1555
01:37:56,833 --> 01:37:59,458
و صد تا داستانِ متفاوت ازش دربیارن.

1556
01:38:00,208 --> 01:38:02,250
داستان تو همین‌جوری تموم می‌شه، فرانکلدا؟

1557
01:38:02,333 --> 01:38:06,125
نمی‌ذارم داستان ما این‌جوری به آخر برسه.

1558
01:38:07,291 --> 01:38:09,541
برام مهم نیست اوضاع چقدر تلخه،

1559
01:38:10,041 --> 01:38:12,583
یا چقدر روحم توی این قفس جون کنده،

1560
01:38:13,083 --> 01:38:16,083
چون من اربابِ سرنوشتِ خودمم!

1561
01:38:16,583 --> 01:38:20,333
منم که زندگی خودم رو می‌نویسم!

1562
01:38:24,125 --> 01:38:25,125
پس منو بنویس!

1563
01:38:26,041 --> 01:38:27,916
بیا یه بار دیگه زندگی کنیم!

1564
01:38:28,000 --> 01:38:28,958
آره!

1565
01:38:32,625 --> 01:38:33,458
{\an8}این...

1566
01:38:33,541 --> 01:38:36,125
{\an8}داستانِ دو تا قلمروئه که اون‌قدر با هم فرق دارن که می‌تونن شبیه هم باشن.

1567
01:38:36,208 --> 01:38:38,416
دو تا قلمرو که واسه ذهن‌های کرخت و بی‌حس اصلاً وجود ندارن.

1568
01:38:38,500 --> 01:38:40,375
دو تا قلمرو که اون‌قدر با هم فرق دارن که می‌تونن شبیه هم باشن.

1569
01:38:40,458 --> 01:38:42,416
دو تا قلمرو که واسه ذهن‌های کرخت و بی‌حس اصلاً وجود ندارن.

1570
01:38:42,500 --> 01:38:45,375
-دو تا قلمرو که فقط واسه کسایی دیده می‌شه که
-دو تا قلمرو که فقط واسه کسایی دیده می‌شه که

1571
01:38:45,458 --> 01:38:47,125
-می‌زنن به دلِ خلاقیت‌شون-
-می‌زنن به دلِ خلاقیت‌شون-

1572
01:38:47,208 --> 01:38:48,208
و شهودشون راهنمای اوناست.

1573
01:38:54,208 --> 01:38:55,583
{\an8}هر دو تا قلمرو واقعی‌ان

1574
01:38:56,458 --> 01:38:58,500
و با قلمِ من به هم وصل شدن.

1575
01:39:00,666 --> 01:39:01,875
روحِ من همون جوهره،

1576
01:39:02,625 --> 01:39:03,958
و تا وقتی که می‌نویسم،

1577
01:39:04,625 --> 01:39:06,375
محاله از نفس بیفتم.