1
00:00:02,000 --> 00:00:07,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»

2
00:00:08,000 --> 00:00:13,000
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>

3
00:00:16,917 --> 00:00:18,000
[هورا]

4
00:00:25,500 --> 00:00:27,750
[صدای وزش]

5
00:00:30,042 --> 00:00:31,875
-[زمزمه کردن]
-[خرناس]

6
00:00:37,125 --> 00:00:38,292
[هر دو خرناس می‌کشند]

7
00:00:38,375 --> 00:00:40,167
[دیوانه‌وار می‌خندد]

8
00:00:54,208 --> 00:00:56,208
[پخش موسیقی کنجکاوی‌برانگیز]

9
00:01:00,042 --> 00:01:02,167
خب بچه، برای ماموریتمون آماده‌ای؟

10
00:01:02,250 --> 00:01:03,292
[با خوشحالی می‌خندد]

11
00:01:03,375 --> 00:01:05,333
ببین، اگه می‌خوای یه جایزه‌بگیر بشی،

12
00:01:05,417 --> 00:01:07,667
باید صدات از اون ترسناک‌تر به نظر بیاد.

13
00:01:07,750 --> 00:01:08,750
[صاف کردن گلو]

14
00:01:08,833 --> 00:01:10,375
[خبیثانه می‌خندد]

15
00:01:11,125 --> 00:01:13,833
[آه می‌کشد] کوروسانت یک‌روزه ساخته نشده.

16
00:01:14,375 --> 00:01:15,625
بیا بریم رابط‌مون رو ببینیم.

17
00:01:15,708 --> 00:01:16,958
[زمزمه می‌کند]

18
00:01:18,500 --> 00:01:19,958
[هورا]

19
00:01:20,042 --> 00:01:21,417
[ماندو] اینجا مراقب باش.

20
00:01:21,542 --> 00:01:22,958
ما دشمن‌های قدرتمندی داریم.

21
00:01:23,042 --> 00:01:25,500
مثل اون دزدان دریایی که از نوارو بیرونشون کردیم.

22
00:01:25,583 --> 00:01:27,667
پس به گوش باش.
نمی‌خوایم هیچ...

23
00:01:27,750 --> 00:01:29,500
-[همه] سورپرایز!
-[ماندو] آآآه!

24
00:01:29,583 --> 00:01:31,417
[همه فریاد می‌زنند]

25
00:01:38,375 --> 00:01:39,417
سورپرایز؟

26
00:01:40,833 --> 00:01:41,833
پِلی!

27
00:01:41,917 --> 00:01:43,208
اینجا چیکار می‌کنی؟

28
00:01:43,292 --> 00:01:46,417
قرار بود یه رابط رو برای یه ماموریت مهم ببینم.

29
00:01:46,500 --> 00:01:48,417
رابطت پِلی بود.

30
00:01:48,500 --> 00:01:53,542
هی مَندو، یه کارِ جایزه‌بگیریِ درست‌وحسابی برات دارم، می‌بینی؟

31
00:01:53,625 --> 00:01:56,833
اون بچه نانازه رو هم با خودت بیار، می‌بینی؟

32
00:01:56,917 --> 00:01:58,500
اوه، هی، از جلوی دوربین برو کنار!

33
00:01:58,833 --> 00:01:59,833
[صاف کردن گلو]

34
00:01:59,917 --> 00:02:03,083
منم پِلی موتو با لباس مبدل نیستم، می‌بینی؟

35
00:02:03,875 --> 00:02:05,208
صبر کن. تو؟

36
00:02:05,292 --> 00:02:06,625
اون یارو گردن‌کلفته بودی؟

37
00:02:06,708 --> 00:02:09,042
آره، آره، آره، آره، آره. ولی همه‌چی ردیفه چون تو اومدی!

38
00:02:09,125 --> 00:02:11,333
حالا می‌تونیم این مهمونی رو با همه دوستات راه بندازیم.

39
00:02:11,417 --> 00:02:14,792
و می‌تونیم بهت نشون بدیم که چقدر بابت هر کاری که برامون کردی قدردانت هستیم.

40
00:02:15,958 --> 00:02:17,042
ما داریم می‌ریم.

41
00:02:17,625 --> 00:02:21,958
مَندو، امروز بهت خوش می‌گذره، چه بخوای چه نخوای.

42
00:02:22,042 --> 00:02:25,792
شما مندلورین‌ها همه‌تون می‌گید، «راهش همینه».

43
00:02:25,875 --> 00:02:29,125
خب، برای امروز، راهش همینه، مگه نه رفیق؟

44
00:02:29,208 --> 00:02:32,333
[پخش موسیقی کنجکاوی‌برانگیز]

45
00:02:37,958 --> 00:02:39,833
[آه عمیق مَندو]

46
00:02:39,917 --> 00:02:42,167
-[تشویق همه]
-بزن بریم مهمونی!

47
00:02:42,250 --> 00:02:45,167
[پخش موسیقی شاد]

48
00:02:47,625 --> 00:02:50,333
مَندو، این همه دوست رو از کجا پیدا کردی؟

49
00:02:50,417 --> 00:02:52,208
فکر می‌کردم آدم گوشه‌گیری باشی؟

50
00:02:52,292 --> 00:02:53,708
اوه، قبلاً بود.

51
00:02:53,792 --> 00:02:58,792
دین جارین این‌جا تنهاترین تنهایی بود که تا حالا تنها مونده.

52
00:02:58,875 --> 00:03:01,042
- تا وقتی که اون بچه سر و کله‌ش پیدا شد.
- [همه با هیجان فریاد می‌زنند]

53
00:03:01,125 --> 00:03:03,083
عجب داستانیه!

54
00:03:03,167 --> 00:03:05,167
دوست ندارم درباره خودم حرف بزنم.

55
00:03:05,250 --> 00:03:07,125
خب، خوبه که من دوست دارم!

56
00:03:07,208 --> 00:03:08,375
همگی جمع شین دورم.

57
00:03:08,458 --> 00:03:10,000
می‌خوام براتون داستان هیجان‌انگیزِ این‌ رو تعریف کنم که...

58
00:03:10,083 --> 00:03:13,625
چطور یه بچه کوچولوی سبز، یه جایزه‌بگیر سنگدل رو...

59
00:03:13,708 --> 00:03:16,625
به یه جایزه‌بگیر سنگدلِ مهربون و تودل‌برو تبدیل کرد.

60
00:03:16,708 --> 00:03:19,667
تو چطور می‌تونی داستان ما رو تعریف کنی؟

61
00:03:19,750 --> 00:03:22,000
تو فقط بخش خیلی کوچیکی ازش اون‌جا بودی.

62
00:03:22,083 --> 00:03:23,833
من مکانیک توی یه فرودگاه فضایی‌ام.

63
00:03:23,917 --> 00:03:25,875
همه، همه‌چیز رو به من می‌گن.

64
00:03:25,958 --> 00:03:30,375
خب، اون‌جوری که من شنیدم، قضایا این‌طوری پیش رفت.

65
00:03:30,458 --> 00:03:32,833
ماندو تازه از یه شکارِ جایزه برگشته بود،

66
00:03:32,917 --> 00:03:35,625
با یه سفینه پر از آدم‌بدای اسیر شده که توی یخ بودن.

67
00:03:36,167 --> 00:03:39,833
اون روز، ماندو ماموریتی رو گرفت که قرار بود زندگیش رو عوض کنه.

68
00:03:40,292 --> 00:03:43,250
مندلورین، با مشتری جدیدت آشنا شو.

69
00:03:43,333 --> 00:03:45,708
اون اسمش «مشتریه».

70
00:03:45,792 --> 00:03:48,250
- [فین‌فین می‌کند]
- همین؟ «مشتری»؟

71
00:03:48,333 --> 00:03:52,000
بله، اسم اول هر دومون یکیه، «The».

72
00:03:52,458 --> 00:03:54,833
دکتر پرشینگ و من ازت می‌خوایم...

73
00:03:54,917 --> 00:03:58,542
که به «آروالا-۷» بری و یه دارایی رو برامون به دست بیاری.

74
00:03:58,625 --> 00:04:00,500
اسم این دارایی هست...

75
00:04:00,583 --> 00:04:01,958
«دارایی»؟

76
00:04:02,042 --> 00:04:05,208
قدرت بینش شما قابل توجه است.

77
00:04:05,292 --> 00:04:08,958
حال، من نمی‌توانم هویت دارایی را برایتان فاش کنم،

78
00:04:09,042 --> 00:04:13,167
و نه قد، رنگ یا شکل گوش‌هایش را به شما بگویم.

79
00:04:13,250 --> 00:04:16,167
فقط می‌توانم بگویم که ۵۰ ساله است،

80
00:04:16,250 --> 00:04:20,958
که با هر معیاری که من و شما بسنجیم، کاملاً پیر محسوب می‌شود.

81
00:04:21,042 --> 00:04:22,792
چرا این‌قدر عجیب گفتی؟

82
00:04:22,875 --> 00:04:25,958
به دلایلی... این‌طور گفتم.

83
00:04:26,042 --> 00:04:27,750
این اولین پیش‌پرداخت شماست.

84
00:04:27,833 --> 00:04:32,583
چیزی که مندلورین‌ها برایش ارزش زیادی قائلند، فولاد بسکار.

85
00:04:32,667 --> 00:04:34,792
وقتی دارایی را به من تحویل دهید،

86
00:04:34,875 --> 00:04:38,792
بسیار بیشتر از جایی که این آمده، موجود خواهد بود.

87
00:04:38,875 --> 00:04:39,875
-[صدای برخورد]
-[فریاد]

88
00:04:40,458 --> 00:04:41,958
[پلی] پس ماندو بسکار را برداشت

89
00:04:42,042 --> 00:04:47,542
به آخرین پناهگاه مندلورین‌ها در نوارو، کوره آهنگر.

90
00:04:47,625 --> 00:04:49,292
-[صدای هیس]
-[صدای برخورد فلز]

91
00:04:53,375 --> 00:04:54,875
[آهنگر] برای تو.

92
00:04:54,958 --> 00:04:58,167
راه و رسم این است.

93
00:04:58,250 --> 00:05:01,542
حالا باید بروم و قرارداد شکار جایزه‌بگیری‌ام را اجرا کنم.

94
00:05:01,625 --> 00:05:02,750
راه و رسم این است.

95
00:05:03,542 --> 00:05:05,792
می‌شود به من نشان دهید در کجاست؟

96
00:05:05,875 --> 00:05:07,458
راه و رسم این است.

97
00:05:07,542 --> 00:05:12,333
صبر کن. منظورت این است که خروجی این‌جاست یا فقط گفتی «راه و رسم این است»؟

98
00:05:13,833 --> 00:05:15,667
-راه و رسم این است.
-اَه.

99
00:05:15,750 --> 00:05:17,667
خودم راه خروج را پیدا می‌کنم.

100
00:05:17,750 --> 00:05:20,458
[پلی] ماندو برای گرفتن طعمه‌اش به آر‌والا-۷ رفت.

101
00:05:20,542 --> 00:05:25,167
یه سیاره متروکه‌ست، ولی خیلی باکلاس‌تر از اون شش تای دیگه «آروالا»ست، اوف!

102
00:05:25,250 --> 00:05:28,917
اونجا، یه «آگنوت» خردمند به اسم «کوییل» بهش کمک کرد

103
00:05:29,000 --> 00:05:31,417
که اونو به جایی که «دارایی» رو نگه می‌داشتن هدایت کرد.

104
00:05:32,833 --> 00:05:34,417
اه، راهزنا.

105
00:05:36,250 --> 00:05:38,458
بهت دستور می‌دم اون دارایی رو تحویل بدی.

106
00:05:38,542 --> 00:05:40,833
و یه دروید جایزه‌بگیرِ رقیب.

107
00:05:40,917 --> 00:05:42,083
-[صدای گلنگدن]
-[صدای تیراندازی]

108
00:05:45,208 --> 00:05:46,792
که یه خودنماست.

109
00:05:51,750 --> 00:05:53,833
اون-- اون دروید داشت رقص روباتیک می‌کرد.

110
00:05:55,500 --> 00:05:56,750
[ناله]

111
00:05:58,292 --> 00:05:59,458
[ناله]

112
00:06:00,500 --> 00:06:02,708
[پلی] ماندو راهش رو با جنگیدن تا قلعه باز کرد

113
00:06:02,792 --> 00:06:07,792
و اون دروید مرگبار رو متقاعد کرد که باهاش همکاری کنه و جایزه رو تقسیم کنن.

114
00:06:08,958 --> 00:06:11,625
محاصره شدیم، ولی فکر کنم بتونیم اینا رو شکست بدیم.

115
00:06:11,708 --> 00:06:15,792
[دروید] منفیه. پروتکل‌های سازنده‌م حکم می‌کنه که نباید اسیر بشم.

116
00:06:15,875 --> 00:06:18,542
شروع توالی خودتخریبی.

117
00:06:18,625 --> 00:06:19,750
خودتخریبی نکن!

118
00:06:19,833 --> 00:06:21,500
-دیوونه شدی؟
-[ناله سرباز]

119
00:06:21,583 --> 00:06:22,958
سلامت عقلیم زیر سوال رفته.

120
00:06:23,042 --> 00:06:26,042
-شروع توالی خودتخریبی.
-[صدای آژیر]

121
00:06:26,458 --> 00:06:28,167
تمومش کن، تو آهن‌قراضه‌ی دیوونه.

122
00:06:28,250 --> 00:06:29,875
تو منو با یه اسم زشت خطاب کردی.

123
00:06:29,958 --> 00:06:31,875
-شروع خودتخ--
-[ناله]

124
00:06:32,458 --> 00:06:34,583
[پلی] یه مدتی اوضاع همین‌طوری گذشت.

125
00:06:35,708 --> 00:06:37,917
[دروید] ممکنه بعداً بارون بیاد، شروع می‌کنم، پس--

126
00:06:38,000 --> 00:06:39,833
بسه دیگه!

127
00:06:39,917 --> 00:06:40,917
اوه-اوه!

128
00:06:41,750 --> 00:06:43,000
[انفجار]

129
00:06:44,833 --> 00:06:47,292
بیا بریم این دارایی ۵۰ ساله رو بگیریم.

130
00:06:47,375 --> 00:06:50,333
[بوق زدن دستگاه]

131
00:06:54,042 --> 00:06:56,042
فقط یه بچه‌ست.

132
00:06:56,125 --> 00:06:58,167
[دروید] من برای نابود کردن برنامه‌ریزی شدم.

133
00:07:00,667 --> 00:07:01,667
[شلیک گلوله]

134
00:07:01,750 --> 00:07:02,833
نه.

135
00:07:02,917 --> 00:07:04,083
[صدای برخورد]

136
00:07:09,250 --> 00:07:13,042
[پلی] اون روز، پوسته‌ی سخت ماندو یه ذره تَرَک برداشت،

137
00:07:13,125 --> 00:07:17,958
اما برای برگردوندن بچه پیش مشتری یه مشکل کوچیک وجود داشت.

138
00:07:18,042 --> 00:07:20,500
خب، در واقع، کلی مشکل کوچیک.

139
00:07:20,583 --> 00:07:23,583
[هیاهوی همه]

140
00:07:25,125 --> 00:07:27,708
سفینه‌ام! تازه واکسش زده بودم.

141
00:07:27,792 --> 00:07:32,917
[پلی] کوییل با جاواها صحبت کرد و ازشون قول گرفت که سفینه‌ی ماندو رو تعمیر کنن،

142
00:07:33,000 --> 00:07:38,583
اگه اون با هیولایی به اسم مادهورن بجنگه و یکی از تخم‌های باارزشش رو به دست بیاره.

143
00:07:38,667 --> 00:07:39,667
[ناله‌ی ماندو]

144
00:07:41,417 --> 00:07:43,167
[صدای تقلا]

145
00:07:47,125 --> 00:07:48,875
[هیاهوی جاواها]

146
00:07:49,792 --> 00:07:50,792
[صدای نوزاد]

147
00:07:50,875 --> 00:07:53,750
آره، منم ازت خوشم می‌آد، ولی الان وقت بانمک بودن نیست.

148
00:07:53,833 --> 00:07:54,833
[غرش]

149
00:07:58,292 --> 00:07:59,625
[صدای حرکت سریع]

150
00:08:03,167 --> 00:08:04,750
[ناله‌ی مادهورن]

151
00:08:07,958 --> 00:08:13,000
[ماندو] انگار داره اون جسم رو با یه جور نیروی نامرئی تکون می‌ده.

152
00:08:13,083 --> 00:08:15,542
بهش می‌گن «نیرو».

153
00:08:15,625 --> 00:08:18,417
باید فکری به حال اسم‌های بهتری برای چیزها بکنن.

154
00:08:18,500 --> 00:08:20,583
[پخش موسیقی بی‌کلام مهیج]

155
00:08:21,750 --> 00:08:22,792
[صدای خرخر ماد-هورن]

156
00:08:22,875 --> 00:08:24,000
[فریاد پیروزمندانه]

157
00:08:31,833 --> 00:08:33,042
[می‌خندد]

158
00:08:33,500 --> 00:08:35,875
[پلی] با کمک اون بچه، ماندو تخم رو به دست آورد...

159
00:08:35,958 --> 00:08:37,542
[صحبت به زبانی بیگانه]

160
00:08:37,625 --> 00:08:39,208
...و سفینه‌اش رو پس گرفت.

161
00:08:39,292 --> 00:08:41,625
[صحبت به زبانی بیگانه]

162
00:08:45,958 --> 00:08:47,625
[ماندو] او-تینی.

163
00:08:51,375 --> 00:08:56,500
[پلی] پس ماندو بچه رو برگردوند پیش مشتری تا مأموریتش رو انجام بده.

164
00:08:56,583 --> 00:08:57,958
[هر دو] آخی!

165
00:08:58,042 --> 00:09:00,833
تمومش کنید! ما بازمانده‌های امپراتوری هستیم.

166
00:09:00,917 --> 00:09:02,583
ما «آخی» نمی‌گیم!

167
00:09:02,667 --> 00:09:03,708
[هر دو] آخی!

168
00:09:03,792 --> 00:09:06,625
تمومش کنید. اینم دستمزدت، مندلورین.

169
00:09:06,708 --> 00:09:10,833
حالا می‌تونی یه نگاه حسرت‌بارِ آخر به این بچه‌ی دوست‌داشتنی بندازی

170
00:09:10,917 --> 00:09:14,458
قبل از اینکه بلاهای وحشتناک، فجیع و دردناکی سرش بیاریم.

171
00:09:16,625 --> 00:09:17,708
[ناله می‌کند]

172
00:09:17,792 --> 00:09:20,083
[پخش موسیقی بی‌کلام حزن‌انگیز]

173
00:09:21,250 --> 00:09:22,333
نه!

174
00:09:22,417 --> 00:09:26,292
[پلی] یهو، امپراتوری اکس افتاد دنبال ماندو.

175
00:09:26,375 --> 00:09:29,083
شکارچی خودش شده بود شکار،

176
00:09:29,167 --> 00:09:32,333
و بعد هیجان‌انگیزترین اتفاق افتاد.

177
00:09:32,417 --> 00:09:34,250
-اونا با من آشنا شدن!
-[می‌خنده]

178
00:09:34,333 --> 00:09:35,833
[خرخر می‌کنه]

179
00:09:35,917 --> 00:09:37,125
[پلی] پایان!

180
00:09:37,208 --> 00:09:38,750
-[هورا کشیدن جاواها]
-[خنده کوتاه]

181
00:09:41,333 --> 00:09:42,833
[ماندو] صبر کن، صبر کن، تمومش کن.

182
00:09:42,917 --> 00:09:45,792
[خرخر می‌کنه] کلی اتفاقات دیگه هم افتاد.

183
00:09:45,875 --> 00:09:48,333
اه. خیلی خب.
می‌دونی که بابت این پولی نمی‌گیرم.

184
00:09:49,500 --> 00:09:52,833
[پلی] خلاصه ماندو با فنک شاندِ مرگبار درگیر شد،

185
00:09:52,917 --> 00:09:55,250
و بعد با چندتا آدم‌بدِ کثیف همدست شد

186
00:09:55,333 --> 00:09:59,417
تا یه آدم‌بدِ کثیفِ دیگه رو از یه وسیله حمل زندانیِ داغون آزاد کنن.

187
00:09:59,500 --> 00:10:03,750
اما اون آدم‌بدا انقدر پست بودن که به ماندو نارو زدن.

188
00:10:03,833 --> 00:10:06,833
و این شد که ماندو همه‌شون رو انداخت توی سفینه زندان،

189
00:10:06,917 --> 00:10:08,583
که همون‌جاییه که این لیوان رو ازش گیر آوردم.

190
00:10:08,667 --> 00:10:09,750
[نفس در سینه حبس شدن جاواها]

191
00:10:10,250 --> 00:10:12,125
بی‌خیال، ماندو.
اون‌طوری که به نظر میاد نیست.

192
00:10:12,208 --> 00:10:13,958
ما به خاطر پول بهت خیانت کردیم!

193
00:10:15,083 --> 00:10:17,833
[پلی] اون همه جنگ و گریز واقعاً خسته‌کننده بود.

194
00:10:17,917 --> 00:10:20,042
-اوه، می‌تونی تصورش رو بکنی؟
-[صدای بوق]

195
00:10:20,583 --> 00:10:24,000
پس ماندو خوشحال شد وقتی دوست قدیمی‌اش، گریف کارگا،

196
00:10:24,083 --> 00:10:28,667
تماس گرفت و پیشنهاد داد که برای آتش‌بس با جایزه‌بگیرها به ناوارو برگرده.

197
00:10:28,750 --> 00:10:31,333
ماندو، رفیق، برگرد بیا.

198
00:10:31,417 --> 00:10:33,292
قسم می‌خورم که این یه کلک نیست.

199
00:10:33,375 --> 00:10:34,375
یه کلک بود!

200
00:10:34,458 --> 00:10:37,083
اون فقط داشت ماندو رو به اونجا می‌کشوند تا براش کمین کنه.

201
00:10:37,167 --> 00:10:38,542
[همه در حال هو کردن]

202
00:10:38,625 --> 00:10:39,917
گفتم که متأسفم!

203
00:10:40,000 --> 00:10:42,792
از دل مَندو درآوردم و بهشون کمک کردم فرار کنن.

204
00:10:42,875 --> 00:10:46,667
گریف نقشه‌ای کشید تا یک بار برای همیشه آدم‌بدی‌ها رو از سر راه برداره.

205
00:10:46,750 --> 00:10:50,875
و کوئیل با اطمینان از اینکه در طول نبرد از بچه محافظت می‌شه، کمک کرد.

206
00:10:51,625 --> 00:10:54,667
شما، یعنی حسگرهای من، متوجه وضعیت ناخوشایندی شدن.

207
00:10:54,750 --> 00:10:56,500
نترس، IG-11.

208
00:10:56,583 --> 00:10:57,958
حرفم رو زدم.

209
00:10:58,042 --> 00:11:00,250
این موجود یک تهدید مرگباره.

210
00:11:00,333 --> 00:11:01,375
دیگه نیست.

211
00:11:01,458 --> 00:11:03,167
دوباره حرفم رو زدم.

212
00:11:03,250 --> 00:11:06,292
حالا وظیفه‌ی اصلی من محافظت از بچه‌ست.

213
00:11:06,375 --> 00:11:09,333
اون توسط من دوباره برنامه‌ریزی شده.

214
00:11:09,417 --> 00:11:11,667
دوباره حرفم رو زدم.

215
00:11:11,750 --> 00:11:13,458
-دوباره.
-عمراً.

216
00:11:13,542 --> 00:11:16,000
کسی که یک بار قاتل بوده، همیشه قاتل می‌مونه.

217
00:11:16,083 --> 00:11:18,042
تو به غریزه‌ی پرورش‌دهندگی من اعتماد نداری.

218
00:11:18,125 --> 00:11:19,458
آغاز عملیات خودتخریبی.

219
00:11:19,542 --> 00:11:20,833
-باشه، باشه، خیلی خب.
-[صدای آژیر]

220
00:11:20,917 --> 00:11:22,083
می‌تونی مواظب بچه باشی.

221
00:11:22,167 --> 00:11:24,083
حالا بیا بریم اون امپریالی‌ها رو از پا دربیاریم.

222
00:11:26,667 --> 00:11:27,750
[نفس‌نفس زدن هر دو]

223
00:11:29,125 --> 00:11:30,125
[ناله]

224
00:11:30,625 --> 00:11:31,708
[ناله]

225
00:11:33,583 --> 00:11:36,292
[فریاد زدن همه]

226
00:11:36,458 --> 00:11:37,667
[نفسش بند می‌آید]

227
00:11:37,750 --> 00:11:42,250
من هم دارم وحشت از پیو پیو پیوها را تجربه می‌کنم!

228
00:11:42,333 --> 00:11:44,417
آن‌ها رفتند. ما بردیم!

229
00:11:48,208 --> 00:11:50,542
آن‌ها برگشتند. ما باختیم!

230
00:11:50,625 --> 00:11:53,208
[موسیقی دراماتیک در حال پخش]

231
00:11:55,708 --> 00:12:00,833
[پلی] او ماف گیدیون بود، یک کله‌گنده‌ی سابق و فوق‌العاده ترسناکِ امپراطوری.

232
00:12:00,917 --> 00:12:03,208
تمام این مدت او کسی بود که بچه را می‌خواست.

233
00:12:03,292 --> 00:12:04,292
[همه هو می‌کنند]

234
00:12:07,250 --> 00:12:09,625
آن بچه‌ی ۵۰ ساله را تحویل بده.

235
00:12:09,708 --> 00:12:12,708
راه فراری نداری، مندلورین.

236
00:12:14,042 --> 00:12:15,917
راه همینه. بخواب زمین!

237
00:12:16,750 --> 00:12:18,708
-[همه فریاد می‌زنند]
-دنبالشان!

238
00:12:18,792 --> 00:12:22,708
من به آن بچه نیاز دارم... به دلایلی!

239
00:12:22,792 --> 00:12:25,167
[همه فریاد می‌زنند]

240
00:12:26,333 --> 00:12:30,167
[پلی] و آن‌ها در رودخانه‌ی گدازه‌ی زیرِ نوارو پا به فرار گذاشتند.

241
00:12:30,250 --> 00:12:32,125
فقط کمی جلوتر، و در امان خواهیم بود.

242
00:12:32,208 --> 00:12:35,167
ایستگاه بعدی، کمین‌گاه امپراطوری.

243
00:12:35,625 --> 00:12:36,750
کمین‌گاه؟

244
00:12:38,292 --> 00:12:41,250
استورم‌تروپرها. نبرد سختی در پیش خواهد بود.

245
00:12:41,333 --> 00:12:43,917
[دروید] منفی. من برای محافظت از بچه برنامه‌ریزی شده‌ام.

246
00:12:44,000 --> 00:12:48,667
برای انجام وظیفه‌ام، به تنهایی با دشمن درگیر می‌شوم و خودتخریبی می‌کنم.

247
00:12:48,750 --> 00:12:50,917
بابت فداکاری‌ات ممنونم.

248
00:12:51,000 --> 00:12:52,500
اِ، نمی‌خواهی جلوی من را بگیری؟

249
00:12:52,583 --> 00:12:54,583
نه، حق با توست.

250
00:12:54,667 --> 00:12:57,792
-این تنها راه نجات بچه است.
-[جیغ می‌کشد]

251
00:12:57,875 --> 00:13:00,083
من و این واحد پردازش گفتار دهن‌گشادم.

252
00:13:00,625 --> 00:13:05,208
آی! آی! آی! آی! آی!

253
00:13:05,292 --> 00:13:07,292
دارم خیلی آروم ذوب می‌شم. آی!

254
00:13:07,375 --> 00:13:09,042
آی! آی!

255
00:13:09,125 --> 00:13:11,833
درود بر سربازها، لطفاً همون‌جا بایستید و هیچ‌کاری نکنید

256
00:13:11,917 --> 00:13:12,958
تا من این...

257
00:13:13,042 --> 00:13:14,833
چیزِ بوق‌بوقی رو توی سینه‌م فعال کنم.
[صدای بوق هشدار]

258
00:13:14,917 --> 00:13:16,333
[فریاد استورم‌تروپرها]

259
00:13:18,875 --> 00:13:22,042
[پِلی] به نظر می‌رسید نجات پیدا کردن، اما، نچ!

260
00:13:23,958 --> 00:13:25,125
[خنده خبیثانه]

261
00:13:25,625 --> 00:13:26,708
ماف گیدیون!

262
00:13:28,792 --> 00:13:30,875
[صدای شلیک]

263
00:13:39,083 --> 00:13:42,042
[خنده خبیثانه]

264
00:13:44,000 --> 00:13:46,417
اینجا دستت به من نمی‌رسه، ماندو!

265
00:13:46,500 --> 00:13:49,708
[خنده خبیثانه]

266
00:13:49,792 --> 00:13:52,083
اوه-اوه!
[صدای بوق]

267
00:13:52,167 --> 00:13:55,292
به امپراتوری گفته بودم روی این چیزها برف‌پاک‌کن بذاره.

268
00:13:55,375 --> 00:13:56,583
[انفجار]

269
00:14:00,542 --> 00:14:02,625
اوم، فکر می‌کنی باید بریم مطمئن بشیم

270
00:14:02,708 --> 00:14:06,250
که ماف گیدیون یه وقت از اون سقوط جون سالم به در نبرده؟

271
00:14:07,125 --> 00:14:08,208
[هر دو] نه بابا.

272
00:14:14,542 --> 00:14:17,042
هنوزم اون بچه رو به دست میارم.

273
00:14:17,125 --> 00:14:18,708
[بوق زدن تلفن]
[صدای بوق آزاد]

274
00:14:18,792 --> 00:14:21,208
مامان، می‌تونی بیای دنبالم؟

275
00:14:22,958 --> 00:14:27,708
فداکاری شرافتمندانه‌ای بود که IG-11 برای نجات بچه انجام داد،

276
00:14:27,792 --> 00:14:32,000
-اون‌طوری خودش رو منفجر کرد.
-کاری رو کردم که مجبور بودم انجام بدم.

277
00:14:32,083 --> 00:14:33,083
[فریاد می‌زند]

278
00:14:33,167 --> 00:14:35,208
چطور اینجایی؟
تو که خودت رو منفجر کردی!

279
00:14:35,292 --> 00:14:37,542
حالم خوب شد، بعد دوباره داغون شدم.

280
00:14:37,625 --> 00:14:39,917
بعد دوباره حالم خوب شد.
یه جورایی کارم همینه.

281
00:14:40,000 --> 00:14:41,000
-[انفجار دوردست]
-[همه فریاد می‌زنند]

282
00:14:41,083 --> 00:14:42,083
اون چی بود؟

283
00:14:44,417 --> 00:14:45,750
-امپراتوری‌ها!
-[صدای مسلح کردن اسلحه]

284
00:14:54,833 --> 00:14:55,833
[صدای مسلح کردن اسلحه‌ها]

285
00:14:56,375 --> 00:14:59,333
واو، بد به حالِ اونا.

286
00:14:59,417 --> 00:15:00,667
مهمونی این‌جاست؟

287
00:15:00,750 --> 00:15:02,083
-میگز؟
-ماندو!

288
00:15:02,167 --> 00:15:04,583
-تولدت مبارک!
-تولدم نیست.

289
00:15:04,667 --> 00:15:06,458
اوه، چه خوب.
چیزی برات نگرفته بودم.

290
00:15:06,542 --> 00:15:10,375
از مرکبم خوشت می‌آد؟ از یه قبرستون ضایعات دزدای دریایی توی جاکو دزدیدمش.

291
00:15:10,458 --> 00:15:13,208
صبر کن. چرا باید به ماندو لطف کنی؟

292
00:15:13,292 --> 00:15:14,417
اون تو رو انداخت زندان.

293
00:15:14,500 --> 00:15:15,833
الان دیگه رفیقمه.

294
00:15:15,917 --> 00:15:19,208
اون منو فراری داد تا بهش کمک کنم بچه رو نجات بده، بعد از اینکه امپراتوری‌ها دزدیدنش.

295
00:15:19,292 --> 00:15:20,750
[با لکنت] دزدیده شده؟

296
00:15:20,833 --> 00:15:22,917
اوه! یه داستانِ معرکه‌ست.

297
00:15:23,000 --> 00:15:24,958
و من حداقل توی ۲۰ درصدش بودم.

298
00:15:25,042 --> 00:15:27,208
دیگه ماندو تنها نبود.

299
00:15:27,292 --> 00:15:29,583
اون یه بچه داشت، ولی حالا باید می‌بردش

300
00:15:29,667 --> 00:15:31,125
پیش هم‌نوع‌های خودش،

301
00:15:31,208 --> 00:15:35,292
محافظان قدرتمند عدالت در کهکشان، جتروها.

302
00:15:35,375 --> 00:15:37,333
-[همه] جدای!
-درسته.

303
00:15:37,417 --> 00:15:39,625
-جدای‌ها.
-جدای!

304
00:15:39,708 --> 00:15:42,250
خیلی خب، جدای، انقدر خودتو نگیر.

305
00:15:42,333 --> 00:15:44,000
خودتونو!

306
00:15:44,083 --> 00:15:45,375
باشه؟

307
00:15:45,458 --> 00:15:48,542
خلاصه، ماندو شنید که یه مندلورین دیگه هست

308
00:15:48,625 --> 00:15:51,417
در ماس پلگو، که می‌تونست بهش کمک کنه چندتا جدای پیدا کنه.

309
00:15:51,500 --> 00:15:55,417
اما وقتی رسید اونجا، اون یه مندلورین نبود، فقط یه آدم معمولی بود.

310
00:15:55,500 --> 00:15:57,583
یه مارشال سرسخت به اسم کاب سالاد.

311
00:15:57,667 --> 00:16:01,000
ونت. اسمش کاب ونت است.

312
00:16:01,083 --> 00:16:02,625
خیلی خب، باشه!

313
00:16:02,708 --> 00:16:04,750
-کاب ونت.
-ممنون.

314
00:16:04,833 --> 00:16:07,458
اون زره یه نفر دیگه رو پوشیده بود.

315
00:16:07,542 --> 00:16:09,500
اوه! عمراً حدس بزنین زرهِ کی بود.

316
00:16:09,583 --> 00:16:11,500
یه اسم بزرگیه. خیلی مشهور.

317
00:16:11,583 --> 00:16:13,375
خب لووش بده!

318
00:16:13,458 --> 00:16:17,000
ماندو معتقد بود که این زره رو فقط یه مندلورین باید بپوشه.

319
00:16:17,083 --> 00:16:19,208
پس مارشال یه معامله پیشنهاد داد.

320
00:16:19,292 --> 00:16:21,167
بذار یه پیشنهادی بهت بدم. می‌تونی زره رو داشته باشی

321
00:16:21,250 --> 00:16:24,542
اگه به من و مردمم اینجا توی یه مشکلی کمک کنی.

322
00:16:24,625 --> 00:16:26,833
[با کلافگی آه می‌کشد] بذار حدس بزنم.

323
00:16:26,917 --> 00:16:28,917
باید با یه هیولا بجنگم.

324
00:16:29,000 --> 00:16:31,292
نه، لازم نیست با یه هیولا بجنگی.

325
00:16:31,375 --> 00:16:33,250
باید با یه اژدها بجنگی.

326
00:16:34,625 --> 00:16:36,750
[غرش]

327
00:16:36,833 --> 00:16:38,708
-[ناله]
-بازم شروع شد.

328
00:16:38,792 --> 00:16:41,542
لازم دارم یه بنتا که بهش بمب بسته شده بهم قرض بدی.

329
00:16:41,625 --> 00:16:45,125
خب، شانس آوردی، چون همیشه چندتایی از اونا این دور و بر دارم.

330
00:16:45,208 --> 00:16:46,917
[ناله]

331
00:16:47,000 --> 00:16:48,667
[غرش]

332
00:16:48,750 --> 00:16:51,833
-[صدای زنگ]
-اژدها، بیا شام!

333
00:16:59,292 --> 00:17:01,750
[ماندو] اوضاع قراره افتضاح بشه.

334
00:17:01,833 --> 00:17:04,042
-[غرش]
-[نفسش بند میاد]

335
00:17:06,333 --> 00:17:07,708
[آروغ می‌زنه]

336
00:17:07,792 --> 00:17:09,083
[بیپ]

337
00:17:13,750 --> 00:17:15,417
[میگز] ماندو اوضاع رو نجات داد.

338
00:17:15,500 --> 00:17:19,083
و اگه دو تا هیولای دیگه رو هم منفجر می‌کرد، یه ساندویچ مجانی برنده می‌شد.

339
00:17:19,167 --> 00:17:23,417
رستِ موش وامپ روی نون چاودار رو امتحان کن. حرف نداره.

340
00:17:23,500 --> 00:17:24,958
[میگز] ماندو با زره رفت

341
00:17:25,042 --> 00:17:28,167
و یه سرنخ از اینکه کجا چندتا جدای پیدا کنه تا به بچه کمک کنن.

342
00:17:28,250 --> 00:17:32,125
و باورت نمیشه چه اتفاقات دیوانه‌واری بعدش افتاد.

343
00:17:32,208 --> 00:17:35,458
این اون هشتاد درصدیه که من اونجا نبودم، ولی به هر حال بریم که داشته باشیم.

344
00:17:35,542 --> 00:17:38,417
اول، مجبور شد این خانم قورباغه‌ای رو ببره تا با شوهر قورباغه‌ایش ملاقات کنه.

345
00:17:38,500 --> 00:17:39,875
اما فرودشون با سقوط همراه شد.

346
00:17:39,958 --> 00:17:43,042
و ماندو مجبور شد با یه هیولای غول‌پیکر دیگه بجنگه.

347
00:17:43,125 --> 00:17:45,083
این بار، یه عنکبوت بزرگ.

348
00:17:45,167 --> 00:17:49,417
شوهر قورباغه‌ای ماندو رو فرستاد تا یه خانم ماندویی به اسم بو-کاتان رو ببینه.

349
00:17:49,500 --> 00:17:52,583
وارد یه نبرد دیوانه‌وار شدن و بعدش بو-کاتان بهشون گفت...

350
00:17:52,667 --> 00:17:55,667
باید اون شمشیر تاریک رو از اون «مافِ آدم‌بده» پس بگیرم

351
00:17:55,750 --> 00:17:57,875
و تخت پادشاهی ماندالور رو پس بگیره.

352
00:17:57,958 --> 00:18:00,125
تو این راه موفق باشی، ولی من جیم شدم.

353
00:18:00,208 --> 00:18:04,083
[میگز] خب، ماندو و بچه برگشتن به نوارو و با دزدای دریایی جنگیدن.

354
00:18:04,167 --> 00:18:05,250
[ناله]

355
00:18:06,625 --> 00:18:09,792
[میگز] بعدش اونا جدای بزرگ، آسوکا تانو رو پیدا کردن.

356
00:18:09,875 --> 00:18:11,000
و اونم اینجوری بود که...

357
00:18:11,083 --> 00:18:12,583
ورود خیلی شیکی بود، نه؟

358
00:18:12,667 --> 00:18:15,583
تا حالا دیدی کسی دوتا از این چیزمیزای نورانی رو بچرخونه؟

359
00:18:15,667 --> 00:18:18,708
[میگز] ماندو و آسوکا با هم متحد شدن تا یه ظالم شرور رو شکست بدن

360
00:18:18,792 --> 00:18:20,500
و یه شهر کامل رو آزاد کنن.

361
00:18:20,583 --> 00:18:24,208
آسوکا ماندو رو فرستاد به سیاره‌ای که بچه بتونه با بقیه جدای‌ها ارتباط برقرار کنه.

362
00:18:24,292 --> 00:18:25,917
اما چیزی که نمی‌دونستن این بود که

363
00:18:26,000 --> 00:18:28,208
مفِ آدم‌بده یه ردیاب روی سفینه ماندو گذاشت.

364
00:18:28,292 --> 00:18:29,292
-[خنده کوتاه]
-[صدای بلند آژیر]

365
00:18:29,375 --> 00:18:31,833
در نتیجه مفِ آدم‌بده تو راه بود تا بچه رو بگیره

366
00:18:31,917 --> 00:18:34,250
همون بچه‌ای که ماندو بالاخره اسمش رو فهمید!

367
00:18:34,333 --> 00:18:37,208
اسمش «گو-گو»ئه.

368
00:18:37,292 --> 00:18:40,042
گروگو. اسمش گروگوئه.

369
00:18:40,125 --> 00:18:41,667
حداقل بهش نگفتم بیبی یودا!

370
00:18:42,500 --> 00:18:46,417
خلاصه ماندو بچه رو برد به همون مکان جدای‌ها، جایی که بتونه با جدای‌ها ارتباط برقرار کنه

371
00:18:46,500 --> 00:18:49,333
با استفاده از همون کار ذهنی جدای‌ها که همه‌شون انجام می‌دن.

372
00:18:49,417 --> 00:18:51,333
حالا خوشحالی که درست گفتم؟

373
00:18:53,625 --> 00:18:56,208
-[ماندو] اون یه جدایه؟
-[میگز] اون یه جدای نبود.

374
00:18:56,292 --> 00:18:57,917
اون یه دشمن مرموز بود.

375
00:18:58,000 --> 00:19:04,000
یه جایزه‌بگیر دیگه، همون کسی که کاب ونت زره‌ش رو به ماندو داد،

376
00:19:04,083 --> 00:19:07,208
احتمالاً مشهورترین جایزه‌بگیر تمام دوران‌ها!

377
00:19:07,292 --> 00:19:10,583
-[فریاد شادی]
-بفرما. تو تعریف کن. اون...

378
00:19:10,667 --> 00:19:14,292
اون بوبا فت بود
و همراه فنک شاند بود.

379
00:19:16,500 --> 00:19:18,000
[مندو] هی، اون زره منه!

380
00:19:18,083 --> 00:19:20,167
من برای به دست آوردنش با یه هیولای بزرگ جنگیدم.

381
00:19:20,250 --> 00:19:22,833
من توی شکم یه هیولای
بزرگتر از دستش دادم!

382
00:19:22,917 --> 00:19:23,958
[پِلی] اِم، بچه‌ها.

383
00:19:24,042 --> 00:19:26,500
بچه‌ها، من سفینه بهتری دارم.

384
00:19:26,583 --> 00:19:28,208
سفینه من خیلی بهتره.

385
00:19:28,292 --> 00:19:30,875
حتی نمی‌تونی تشخیص بدی کدوم طرفش
جلوئه و کدوم طرفش عقب.

386
00:19:30,958 --> 00:19:32,458
خوبیش هم به همینه.

387
00:19:32,542 --> 00:19:37,833
هی! چرا شما دوتا مسابقه متر کردن سفینه‌هاتون رو
تموم نمی‌کنید و به بالا نگاه نمی‌کنید!

388
00:19:41,167 --> 00:19:42,417
اونا سفینه من رو منفجر کردن.

389
00:19:42,500 --> 00:19:43,708
اون به مالِ من کاری نداشت.

390
00:19:43,792 --> 00:19:45,083
اونا می‌دونن چقدر عالیه.

391
00:19:45,167 --> 00:19:47,083
بحث سفینه‌ها دیگه کافیه!

392
00:19:47,167 --> 00:19:48,292
بچه تو دردسره.

393
00:19:48,375 --> 00:19:50,250
[موسیقی دراماتیک در حال پخش]

394
00:19:52,208 --> 00:19:53,292
قاپیدمش!

395
00:19:54,833 --> 00:19:56,167
گروگو!

396
00:20:00,292 --> 00:20:01,375
[سوت زدن]

397
00:20:02,917 --> 00:20:05,667
حالا چطوری، مندو؟

398
00:20:05,750 --> 00:20:09,583
قبلاً ازت خوشم نمی‌اومد،
و الان حتی کمتر از قبل خوشم می‌آد.

399
00:20:09,667 --> 00:20:11,833
منطقیه!

400
00:20:11,917 --> 00:20:13,167
خداحافظ.

401
00:20:14,292 --> 00:20:15,542
[میگز] ماندو داغون شده بود.

402
00:20:15,625 --> 00:20:18,375
می‌دونست که باید گروگو رو
از دست اون شیطون‌های خبیث نجات بده.

403
00:20:18,458 --> 00:20:20,708
اما حالا یه گروه از دوستا رو داشت
که بهش کمک کنن.

404
00:20:20,792 --> 00:20:22,958
و جایی که من ازش میام، این خیلی خوبه.

405
00:20:23,042 --> 00:20:25,167
هوم. تو کجایی هستی؟

406
00:20:25,250 --> 00:20:27,083
کجا دیگه؟ جنوبِ بپسین!

407
00:20:33,917 --> 00:20:37,708
خونِ خاصِ تو
قراره من رو شکست‌ناپذیر کنه.

408
00:20:37,792 --> 00:20:40,208
این‌ها دلایل من هستن.

409
00:20:40,292 --> 00:20:41,500
[ناله می‌کند]

410
00:20:41,583 --> 00:20:43,958
آره. سرنوشتت رو بپذیر.

411
00:20:44,042 --> 00:20:45,292
این تقدیر توئه.

412
00:20:45,375 --> 00:20:48,333
-[ناله کردن]
-لازم نیست زیاده‌روی کنی.

413
00:20:48,417 --> 00:20:49,500
[ناله از درد]

414
00:20:49,583 --> 00:20:50,750
چرا داری—

415
00:20:53,750 --> 00:20:55,833
[صدای بوق]

416
00:20:55,917 --> 00:20:57,292
[فریاد می‌زند، ناله می‌کند]

417
00:20:57,875 --> 00:20:58,875
[ناله می‌کند]

418
00:20:58,958 --> 00:21:00,125
[میگز] دیگه معرکه شروع شده بود.

419
00:21:00,208 --> 00:21:04,125
ماندو با کمک بو-کاتان
جنگید و راهش رو به داخل سفینه باز کرد.

420
00:21:04,208 --> 00:21:06,083
-عالی بود.
-[هر دو ناله می‌کنند]

421
00:21:06,167 --> 00:21:07,625
حالا دیگه گیرت انداختم.

422
00:21:07,708 --> 00:21:09,125
-[شرورانه می‌خندد]
-[ناله می‌کند]

423
00:21:09,208 --> 00:21:11,083
[فریاد می‌زند]

424
00:21:17,167 --> 00:21:18,250
[ماندو] زود باش.

425
00:21:18,417 --> 00:21:20,417
-[صدای مسلح کردن تفنگ‌ها]
-[صدای زنگ آسانسور]

426
00:21:24,583 --> 00:21:26,458
-[صدای چرخش]
-[صدای تیراندازی]

427
00:21:29,250 --> 00:21:30,750
[بوق‌بوق کردن R2-D2]

428
00:21:34,625 --> 00:21:38,917
[میگز] نبرد با از راه رسیدن مشهورترین جدای همه‌ی دوران به پایان رسید.

429
00:21:41,292 --> 00:21:44,417
به نظر میاد انتظار داشتی ما بشناسیمت.

430
00:21:44,500 --> 00:21:46,792
من لوک اسکای‌واکر هستم.

431
00:21:48,625 --> 00:21:50,917
پدرم دارث ویدر بود؟

432
00:21:52,500 --> 00:21:55,083
بیخیال بابا! من واسه خودم کسی هستما!

433
00:21:55,167 --> 00:21:57,958
[ماندو] هوم. اگه تو اینطوری میگی.

434
00:21:58,042 --> 00:22:01,375
[آه می‌کشد] من با ندای کوچولویی به نام گروگو به اینجا فراخوانده شدم.

435
00:22:01,458 --> 00:22:03,458
-اون کجاست؟
-جلوی پات.

436
00:22:03,542 --> 00:22:04,750
[نامفهوم صحبت می‌کند]

437
00:22:04,833 --> 00:22:06,083
زیاد بزرگ نیستی.

438
00:22:06,167 --> 00:22:07,708
-[ناله]
-آه!

439
00:22:07,792 --> 00:22:10,083
درسته، درسته. جثه اهمیتی نداره.

440
00:22:10,167 --> 00:22:13,042
اون باید آموزش ببینه. توسط یک جدای.

441
00:22:13,125 --> 00:22:16,917
می‌دونم.
می‌تونم یه لحظه باهاش تنها باشم؟

442
00:22:18,792 --> 00:22:20,000
بچه.

443
00:22:20,083 --> 00:22:22,500
فکر کنم وقت خداحافظیه.

444
00:22:22,583 --> 00:22:26,000
باید بذارم همین یک‌بار صورتم رو ببینی.

445
00:22:31,833 --> 00:22:33,250
خداحافظ گروگو.

446
00:22:33,333 --> 00:22:39,417
امیدوارم دوباره ببینمت، شاید در یک مجموعه اتفاقات کاملاً متفاوت.

447
00:22:49,708 --> 00:22:51,917
[میگز] و اینطوری شد که بچه با اون یارو لوک رفت

448
00:22:52,000 --> 00:22:54,333
و اون دوست کوچولوی بوق‌بوقیش.

449
00:22:54,417 --> 00:22:58,250
گروگو بالاخره خانواده‌اش رو پیدا کرد، اما ماندو خانواده‌اش رو از دست داد.

450
00:22:58,333 --> 00:23:00,583
[همه در حال هق‌هق کردن]

451
00:23:01,583 --> 00:23:03,417
نگران نباش، همه‌چیز درست شد.

452
00:23:03,500 --> 00:23:04,833
اون اینجاست، مگه نه؟

453
00:23:04,917 --> 00:23:07,958
[همه هلهله می‌کنند]

454
00:23:10,000 --> 00:23:13,833
ما اون «میگز» دزد و سفینه‌ای رو که از ما دزدیده بود تعقیب کردیم

455
00:23:13,917 --> 00:23:16,750
تا بارِ «موس آیزلی» در «تتویین».

456
00:23:16,833 --> 00:23:21,375
اما اینو داشته باش، اون توی یه مهمونی با «مندلورین»ـه

457
00:23:21,458 --> 00:23:23,958
و اون بچه‌ی سبز کوچولو!

458
00:23:24,042 --> 00:23:25,667
دشمنان قسم‌خورده‌ی ما!

459
00:23:25,750 --> 00:23:27,500
خب، ممکنه «مندلورین»

460
00:23:27,583 --> 00:23:32,625
ما رو از «نوارو» تار و مار کرده باشه، اما امروز، ما دزدای دریایی پیروز می‌شیم!

461
00:23:32,708 --> 00:23:34,208
[همه هلهله می‌کنند]

462
00:23:34,292 --> 00:23:37,167
برو بیرون و تمام دزدای دریاییِ این منطقه رو جمع کن،

463
00:23:37,250 --> 00:23:41,625
و وقتی همه‌شون رو جمع کردی، به اون بار حمله کن!

464
00:23:41,708 --> 00:23:43,708
[خباثت‌آمیز می‌خندد]

465
00:23:43,792 --> 00:23:47,792
ما دشمنانمون رو گیج و مستأصل به حال خودشون رها می‌کنیم!

466
00:23:48,000 --> 00:23:52,375
-[پخش موسیقی شاد]
-[پچ‌پچ نامفهوم]

467
00:23:52,458 --> 00:23:53,542
[صدای جیغ]

468
00:23:54,583 --> 00:23:56,500
[صدای ناله]

469
00:23:56,583 --> 00:23:58,875
هی، با این کوچولو راه بیا.

470
00:23:58,958 --> 00:24:00,083
خیلی خب، دیگه بسه.

471
00:24:00,167 --> 00:24:02,375
این مهمونی دیگه داره زیادی از کنترل خارج می‌شه.

472
00:24:02,458 --> 00:24:05,875
-آه، آره!
-من و این بچه باید برگردیم خونه.

473
00:24:05,958 --> 00:24:08,833
-[همه ناله می‌کنند]
-الان نمی‌تونی بری.

474
00:24:08,917 --> 00:24:10,667
هنوز همه‌ی مهمونا نرسیدن.

475
00:24:10,750 --> 00:24:13,167
کلی دوست داری که می‌خوان ببیننت.

476
00:24:13,250 --> 00:24:14,792
خسته‌کننده به نظر میاد.

477
00:24:14,875 --> 00:24:16,958
داری اشکم رو درمیاری و خودت می‌دونی که من گریه نمی‌کنم.

478
00:24:17,042 --> 00:24:18,500
[ناله‌ی گروگو]
[ناله]

479
00:24:18,583 --> 00:24:21,167
این صورتِ غمگین رو می‌بینی؟ می‌تونه غمگین‌تر هم بشه.

480
00:24:21,250 --> 00:24:22,708
واقعاً باید بریم.

481
00:24:23,333 --> 00:24:24,792
[موسیقی بی‌کلام غمگین]

482
00:24:24,875 --> 00:24:27,167
خیلی خب، باشه! می‌مونیم.

483
00:24:27,250 --> 00:24:28,583
[تشویق همگان]

484
00:24:28,667 --> 00:24:30,417
داستان ادامه داره.

485
00:24:30,500 --> 00:24:33,417
اوه! اوه! مندو، بهمون بگو بعد از اینکه گروگو با لوک اسکای‌واکر رفت، چی شد.

486
00:24:33,500 --> 00:24:37,167
و بوبا فت بعد از اینکه با تو با امپراتوری جنگید، چیکار کرد؟

487
00:24:37,250 --> 00:24:40,208
اون داستانِ اونه، و اون اینجا نیست که تعریفش کنه.

488
00:24:40,292 --> 00:24:44,833
حتی اگه بود هم، بوبا فت کسی نیست که موفقیت‌هاش رو توی بوق و کرنا کنه.

489
00:24:44,917 --> 00:24:46,250
[صدای شیپور]

490
00:24:46,333 --> 00:24:49,083
تبریکات صمیمانه بابت این محفلِ جشنی!

491
00:24:49,167 --> 00:24:53,458
معرفی می‌کنم، دایمیوی عالی‌مقام تاتویین،

492
00:24:53,542 --> 00:24:55,708
یه جورایی پسرِ جانگو فت.

493
00:24:55,792 --> 00:24:57,833
بوبا فت!

494
00:24:57,917 --> 00:25:01,208
و مهمانانش فنک شاند و کرسانتان!

495
00:25:01,292 --> 00:25:03,458
[صدای شیپور]

496
00:25:03,542 --> 00:25:05,750
فقط من رو نادیده بگیرید. من اینجا نیستم.

497
00:25:05,833 --> 00:25:08,167
یه کم زیادی اغراق‌آمیز نیست، فکر نمی‌کنی؟

498
00:25:08,250 --> 00:25:11,458
وقتی ماه‌ها رو توی کویر به خاک‌خوری گذروندی،

499
00:25:11,542 --> 00:25:15,042
اون‌وقت می‌تونی وقتی اوضاع رو به راه شد، بهم بگی چطوری زندگی کنم.

500
00:25:15,125 --> 00:25:18,833
[نفسش بند میاد] تو بوبا فت هستی، بزرگترین جایزه‌بگیرِ بین همه‌شون.

501
00:25:18,917 --> 00:25:20,417
حالش خوبه.

502
00:25:20,500 --> 00:25:24,250
[با لکنت] به ما بگو چطور توی تاتوئین «دایمیو» شدی.

503
00:25:24,333 --> 00:25:27,250
نه، نه. من می‌خوام بدونم ماندو چطور «گروگو» رو پس گرفت.

504
00:25:27,333 --> 00:25:29,500
خب، من می‌خوام درباره‌ی بوبا فِت بشنوم.

505
00:25:29,583 --> 00:25:30,708
سروران گرامی!

506
00:25:30,792 --> 00:25:35,458
دو داستانی که مایل به شنیدنش هستید، به شکلی خوش‌یمن با هم گره خورده‌اند،

507
00:25:35,542 --> 00:25:40,000
و هر دو با پیروزی بوبا فِتِ قهرمان به پایان می‌رسند.

508
00:25:40,083 --> 00:25:43,833
گرد من جمع شوید تا با این حکایت باشکوه شما را به وجد بیاورم.

509
00:25:43,917 --> 00:25:46,500
واقعاً یه کتابِ کامله؟

510
00:25:46,583 --> 00:25:47,917
زیاد اهل مطالعه نیستی، هان؟

511
00:25:48,000 --> 00:25:51,833
من باید فردا صبح زود بیدار شم، چندتا فصل رو فاکتور بگیر.

512
00:25:51,917 --> 00:25:54,208
-من برای خدمت زنده‌ام. -[صدای گروگو]

513
00:25:54,292 --> 00:25:57,292
بوبا فِت و فِنِک شاند به تاتوئین برگشتند،

514
00:25:57,375 --> 00:26:01,250
جایی که بوبا فِت به چند کار نیمه‌تمام رسیدگی کرد،

515
00:26:01,333 --> 00:26:04,750
در اقامتگاهِ کارفرمای سابقش.

516
00:26:06,750 --> 00:26:08,542
[به زبان هاتسه] دای وونا وونگا.

517
00:26:08,625 --> 00:26:09,667
[صدای مسلح کردن اسلحه]

518
00:26:09,750 --> 00:26:12,000
نو وونا وونگا!

519
00:26:13,458 --> 00:26:17,000
[پیشکار به انگلیسی] در حالی که بوبا فِت در مقامِ جدید دایمیویی‌اش مستقر می‌شد،

520
00:26:17,083 --> 00:26:19,542
ماندالورین در جست‌وجوی مأموریت خودش بود.

521
00:26:19,625 --> 00:26:22,375
متأسفانه، سفینه‌ی «رِیزور کرِست» دیگر وجود نداشت.

522
00:26:22,458 --> 00:26:25,417
پس او نزد «پِلی موتو» رفت تا یک وسیله‌ی نقلیه‌ی جدید تهیه کند.

523
00:26:25,500 --> 00:26:29,250
می‌خوام برم بچه رو ببینم، فقط برای اینکه مطمئن شم جاش امنه.

524
00:26:29,333 --> 00:26:30,375
اوه، تو خیلی ملوسی.

525
00:26:30,458 --> 00:26:34,417
اعتراف کن. تو عاشق اون وروجکی و دلت براش تنگ شده. ما مسخره‌ت نمی‌کنیم.

526
00:26:34,500 --> 00:26:37,625
خوبه! بله، من... دلم براش تنگ شده.

527
00:26:37,708 --> 00:26:40,083
[همه با هم می‌خندن]

528
00:26:41,208 --> 00:26:44,625
وقتی گروگو رو ببینم، این رو بهش می‌دم.

529
00:26:44,708 --> 00:26:46,500
خیلی، خیلی خنده‌داره. بامزه بود.

530
00:26:46,583 --> 00:26:47,625
هدیه‌ی اصلی چیه؟

531
00:26:47,708 --> 00:26:51,417
همینه. یه دست زره زنجیریه که از فولاد بسکار ساخته شده.

532
00:26:51,500 --> 00:26:53,917
صحیح. درسته، درسته. می‌دونی که بچه‌ها از لباس متنفرن.

533
00:26:54,000 --> 00:26:58,458
اون‌ها یه اسپیدر بایک شیک می‌خوان یا چیزی که به دسته‌هاش منگوله وصل باشه.

534
00:26:58,542 --> 00:27:00,667
یه همچین چیزی. می‌دونی، یه چیزی که حرکت کنه.

535
00:27:00,750 --> 00:27:03,375
بسکار برای تمام مندلورین‌ها مقدسه!

536
00:27:03,458 --> 00:27:05,375
اه، خیلی خب! هر کاری دلت می‌خواد بکن.

537
00:27:05,458 --> 00:27:06,667
کمکت می‌کنم بری بچه رو ببینی.

538
00:27:06,750 --> 00:27:08,125
یه سفینه‌ی جدید برات گیر آوردم.

539
00:27:08,208 --> 00:27:12,375
امیدوارم جوراب پات باشه چون الان از شدت تعجب از پات در می‌آن!

540
00:27:12,458 --> 00:27:14,667
تادااا! عالی نیست؟

541
00:27:14,750 --> 00:27:15,917
اووم...

542
00:27:16,000 --> 00:27:18,875
فقط یه بار توسط یه بچه‌ی ۱۰ ساله توی شب بونتا استفاده شده.

543
00:27:18,958 --> 00:27:20,750
بچه‌ی خوبی بود. واقعاً از شن متنفر بود.

544
00:27:21,417 --> 00:27:22,417
نه.

545
00:27:22,500 --> 00:27:24,042
درسته، درسته، درسته، درسته، درسته. به درد تو نمی‌خوره، به درد تو نمی‌خوره.

546
00:27:24,125 --> 00:27:26,500
فهمیدم، فهمیدم، فهمیدم، فهمیدم. این یکی چطوره؟

547
00:27:26,583 --> 00:27:27,667
اصلاً حرفش رو هم نزن.

548
00:27:27,750 --> 00:27:30,292
سخت‌گیر، سخت‌گیر، سخت‌گیر. کلی گزینه‌ی دیگه برای انتخاب هست.

549
00:27:30,375 --> 00:27:31,833
نه. اوهوم.

550
00:27:31,917 --> 00:27:33,542
واو. نه!

551
00:27:33,667 --> 00:27:36,500
-[بیپ‌بیپ]
-[ماندو] عمراً! هرگز.

552
00:27:36,583 --> 00:27:38,708
تو مشتری سخت‌گیری هستی.

553
00:27:38,792 --> 00:27:42,292
خیلی خب. این آخری رو برای تو نگه داشته بودم. راسل!

554
00:27:42,375 --> 00:27:43,583
روشنش کن.

555
00:27:44,250 --> 00:27:46,958
این یه جنگنده‌ی استارفایتر اِن-۱ نابو هستش.

556
00:27:47,042 --> 00:27:49,958
این دلربا توسط نیروهای امنیتی سلطنتی استفاده می‌شده،

557
00:27:50,042 --> 00:27:54,042
در طول جنگ‌های کلون، و زخم‌های نبردش اینو ثابت می‌کنه.

558
00:27:54,125 --> 00:27:56,667
و چون تو از درویدها متنفری و من ازت خوشم میاد،

559
00:27:56,750 --> 00:28:00,167
جایگاه دروید آسترومک رو با یه صندلی برای اون

560
00:28:00,250 --> 00:28:02,375
شخص خاص گوش‌سبز کوچولوی زندگیت عوض کردم.

561
00:28:02,458 --> 00:28:05,167
قیمت خرده‌فروشی کل؟ از پس هزینه‌اش برنمی‌اومدی.

562
00:28:05,250 --> 00:28:09,083
قیمت پیشنهادی من؟ اون بچه رو از طرف من یه بغل محکم بکن.

563
00:28:09,167 --> 00:28:10,292
فروخته شد.

564
00:28:10,375 --> 00:28:12,167
-[صدای جیرجیر کلید]
-[سوت زدن]

565
00:28:13,667 --> 00:28:19,125
بنابراین مندلورین پرواز کرد تا به تحت‌سرپرستی سبزِ ریزه‌میزه‌اش سری بزنه.

566
00:28:19,208 --> 00:28:23,875
معلوم شد که گفتنش از انجام دادنش راحت‌تره.

567
00:28:23,958 --> 00:28:25,583
گروگو، منم!

568
00:28:25,667 --> 00:28:27,292
-بابا!
-نه!

569
00:28:27,375 --> 00:28:28,917
نمی‌تونی ببینیش.

570
00:28:29,000 --> 00:28:30,833
اون مسئولیت منه.

571
00:28:30,917 --> 00:28:32,375
-[ناله کردن]
-[صدای جرقه برق]

572
00:28:32,458 --> 00:28:33,458
[بیپ‌بیپ]

573
00:28:33,542 --> 00:28:36,083
باشه! آروم باش، غول‌تشن.

574
00:28:36,167 --> 00:28:37,167
[بیپ‌بیپ]

575
00:28:39,167 --> 00:28:43,833
می‌دونم دلت برای گروگو تنگ شده، و باهات همدردی می‌کنم، اما اون پیش استاد لوک هستش.

576
00:28:43,917 --> 00:28:47,292
ما نمی‌تونیم اجازه بدیم دلبستگی گروگو به تو، آموزشش رو مختل کنه.

577
00:28:47,375 --> 00:28:49,333
از نیرو استفاده کن، گروگو.

578
00:28:49,417 --> 00:28:51,250
یه سنگ رو بلند کن.

579
00:28:53,458 --> 00:28:55,875
-خوبه.
-آه! [خنده کوتاه]

580
00:28:59,667 --> 00:29:00,833
خیلی خوبه!

581
00:29:02,083 --> 00:29:03,708
محشره.

582
00:29:03,792 --> 00:29:06,667
واو. داری در سطح دبیرستان با نیرو کار می‌کنی.

583
00:29:06,750 --> 00:29:09,083
[می‌خنده] اوه!

584
00:29:10,375 --> 00:29:12,625
-[صدای نوزاد]
-[ناله]

585
00:29:13,708 --> 00:29:16,292
بعد از ناهار دوباره امتحان می‌کنیم. [ناله]

586
00:29:16,375 --> 00:29:18,500
نمی‌خوام بچه مردود بشه.

587
00:29:18,583 --> 00:29:22,292
در نهایت، گروگو باید راه خودش رو انتخاب کنه.

588
00:29:23,292 --> 00:29:25,667
-اما فعلاً...
-من میرم.

589
00:29:25,750 --> 00:29:27,750
ولی می‌تونی این رو بهش بدی؟

590
00:29:28,125 --> 00:29:30,583
-[صدای بوق]
-آره، خودشه.

591
00:29:30,667 --> 00:29:32,417
-این هدیه‌ست.
-[صدای بوق]

592
00:29:32,500 --> 00:29:34,292
نه، موتور اسپیدر نیست.

593
00:29:34,375 --> 00:29:36,708
-این فولاد ارزشمند بسکاره!
-[ناله]

594
00:29:36,792 --> 00:29:39,083
نه، اون نمی‌تونه فولاد رو بفروشه تا یه موتور اسپیدر بخره.

595
00:29:39,167 --> 00:29:43,125
بنابراین مندلورین به تاتوئین برگشت تا به بوبا فت کمک کنه،

596
00:29:43,208 --> 00:29:46,583
که با مقاومت شدیدی در برابر حکمرانی‌اش مواجه شده،

597
00:29:46,667 --> 00:29:49,958
از طرف سندیکای جنایتکار مخوف «پایک».

598
00:29:50,042 --> 00:29:54,958
مندلورین یک جنگجو بود و حالا به محیط اصلی خودش برگشته بود.

599
00:29:55,042 --> 00:29:58,167
من، متأسفانه، در محیط همیشگی خودم نبودم.

600
00:29:58,250 --> 00:30:04,250
در حالی که مندو، فنک و متحدانشون نبرد شجاعانه‌ای رو پیش می‌بردن، بوبا فت...

601
00:30:04,333 --> 00:30:05,708
فرار کرد.

602
00:30:05,792 --> 00:30:07,917
رفتم کمک بیارم! درست تعریفش کن!

603
00:30:08,000 --> 00:30:09,833
بله، ای بزرگ و بخشنده.

604
00:30:09,917 --> 00:30:13,667
بوبا فت قهرمانانه فرار کرد تا کمک بیاره.

605
00:30:13,750 --> 00:30:16,708
در همین حین، لوک اسکای‌واکر به گروگو

606
00:30:16,792 --> 00:30:19,667
هدیه‌ای رو داد
که مندلورین به جا گذاشته بود.

607
00:30:19,750 --> 00:30:20,792
[نامفهوم صحبت می‌کند]

608
00:30:20,875 --> 00:30:24,833
«نیرو» در وجود گروگو قدرتمنده،
اما نباید این‌طوری حواسش پرت بشه.

609
00:30:24,917 --> 00:30:27,333
اون باید بین آموزش دیدن پیش من

610
00:30:27,417 --> 00:30:29,417
و ملحق شدن دوباره به مندلورین، یکی رو انتخاب کنه.

611
00:30:29,500 --> 00:30:33,167
فکر کنم از قبل انتخابش رو کرده.

612
00:30:33,250 --> 00:30:35,917
[خنده]

613
00:30:36,000 --> 00:30:38,000
آره. آره، کاملاً بهت می‌آد.

614
00:30:38,083 --> 00:30:39,292
اوه! [خنده ریز]

615
00:30:39,375 --> 00:30:43,583
[آه می‌کشد] امیدوارم شاگرد بعدی‌م
این‌قدر دردسر نداشته باشه.

616
00:30:43,667 --> 00:30:45,583
[پخش موسیقی دراماتیک]

617
00:30:45,667 --> 00:30:47,208
[ناله]

618
00:30:48,000 --> 00:30:51,958
اوضاع برای مندلورین داشت بد پیش می‌رفت،

619
00:30:52,042 --> 00:30:56,833
اما بعد بوبا فت بازگشتِ
پیروزمندانه و قهرمانانه‌اش رو رقم زد،

620
00:30:56,917 --> 00:30:59,208
چون واقعاً فرار نکرده بود.

621
00:30:59,292 --> 00:31:01,500
اون همیشه اون‌جا بود.

622
00:31:01,583 --> 00:31:03,250
حالا دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی.

623
00:31:03,333 --> 00:31:06,458
[پخش موسیقی دراماتیک]

624
00:31:08,000 --> 00:31:10,750
بالاخره! یه هیولا که بتونم ازش خوشم بیاد!

625
00:31:10,833 --> 00:31:14,042
[جیغ کوتاه] حرفمو پس می‌گیرم!

626
00:31:14,125 --> 00:31:16,583
[خرناس کشیدن]

627
00:31:17,833 --> 00:31:20,125
ماندو، بازی با اون رنکور رو تموم کن!

628
00:31:20,208 --> 00:31:22,333
[در حال کلنجار رفتن] اون داره با من بازی می‌کنه!

629
00:31:22,417 --> 00:31:24,458
خوب شد که یکی رو با خودم آوردم.

630
00:31:24,542 --> 00:31:25,542
[خنده ریز]

631
00:31:25,625 --> 00:31:27,458
بچه! [ناله کردن]

632
00:31:27,542 --> 00:31:30,875
-چقدر خوشحالم... که می‌بینمت...
-[صدای کوبیده شدن]

633
00:31:30,958 --> 00:31:32,417
از نیرو استفاده کن!

634
00:31:32,500 --> 00:31:34,917
این هیولا رو پرت کن به یه کهکشان دیگه.

635
00:31:36,792 --> 00:31:39,042
[غرش کردن]

636
00:31:41,417 --> 00:31:43,708
-[ناله کردن گروگو]
-[آه کشیدن ماندو]

637
00:31:43,792 --> 00:31:45,583
خوابوندنش هم جواب میده.

638
00:31:45,667 --> 00:31:48,833
و این‌گونه، با کمکِ بازگشتِ دین جارین،

639
00:31:48,917 --> 00:31:51,667
دایمیوی بزرگ، بوبا فت

640
00:31:51,750 --> 00:31:55,542
پایک‌ها رو شکست داد و صلح رو به ماس اسپـا آورد.

641
00:31:55,625 --> 00:32:00,958
با وجود تمام قدرت آتش ما، در نهایت، این کوچولو بود که نجاتمون داد.

642
00:32:01,042 --> 00:32:02,500
چی؟ پس من چی؟

643
00:32:02,583 --> 00:32:05,625
من از بندرگاه فضایی آوردمش اونجا. راننده‌اش من بودم!

644
00:32:05,708 --> 00:32:07,542
بله، تبریک می‌گم.

645
00:32:07,625 --> 00:32:12,542
اوضاع برای ماندو و گروگو خوب به نظر می‌رسید اما خطری در پیش بود.

646
00:32:12,625 --> 00:32:14,542
چون بی آنکه بدانند،

647
00:32:14,625 --> 00:32:17,917
ماف گیدیون از بازداشتگاه جمهوری جدید فرار کرده بود

648
00:32:18,000 --> 00:32:19,792
-و داشت نزدیک می‌شد--
-[فریاد همه]

649
00:32:19,875 --> 00:32:21,792
-[صدای کوبیده شدن]
-[جیغ کشیدن همه]

650
00:32:21,875 --> 00:32:23,583
[فریاد زدن]

651
00:32:23,667 --> 00:32:26,833
-سلام، ماندو.
-[صدای مسلح کردن اسلحه]

652
00:32:26,917 --> 00:32:29,917
تولدمون مبارک.

653
00:32:30,000 --> 00:32:33,000
تولدم نیست، فقط یه مهمونیه!

654
00:32:33,083 --> 00:32:34,417
[ماندو] راهزن‌های فضایی.

655
00:32:34,500 --> 00:32:36,708
ما به تنهایی نمی‌تونیم جلوشون رو بگیریم.

656
00:32:36,792 --> 00:32:42,292
من دیپلماتیک باهاشون وارد مذاکره می‌شم و برای یه توافق دوستانه رایزنی می‌کنم.

657
00:32:42,792 --> 00:32:44,417
[شلیک لیزر]

658
00:32:44,500 --> 00:32:47,875
چندان هم دوستانه نبود. [ناله]

659
00:32:47,958 --> 00:32:49,208
کسی وحشت نکنه.

660
00:32:49,292 --> 00:32:52,292
بو-کاتان و هم‌رزم‌های ماندالورینش به زودی اینجا می‌رسن،

661
00:32:52,375 --> 00:32:54,333
و بهمون کمک می‌کنن. اینو می‌دونم.

662
00:32:54,417 --> 00:32:56,500
چطور اینقدر مطمئنی؟

663
00:32:56,583 --> 00:32:58,667
چون ما با هم «ماف گیدیون» رو شکست دادیم.

664
00:32:58,750 --> 00:33:02,083
چون ما وارث میراثی از تعهد و فداکاری هستیم

665
00:33:02,167 --> 00:33:05,250
که برمی‌گرده به اجداد باستانی ماندالور.

666
00:33:05,333 --> 00:33:07,875
و همچنین به این دلیل که اون دقیقاً همون‌جا نشسته.

667
00:33:07,958 --> 00:33:09,250
[ناله]

668
00:33:09,625 --> 00:33:11,792
امکان نداشت مهمونیت رو از دست بدم.

669
00:33:11,875 --> 00:33:13,542
ممنون بابت دعوت، پِلی.

670
00:33:13,625 --> 00:33:14,625
-[صدای کوبش]
-[فریاد همه]

671
00:33:18,333 --> 00:33:22,000
دیگه از سخنرانی‌های انگیزشی خبری نیست، ماندو.

672
00:33:22,083 --> 00:33:23,333
تسلیم شو.

673
00:33:23,417 --> 00:33:25,708
باید از روی جنازه‌ی همه‌ی ما رد بشی.

674
00:33:25,792 --> 00:33:28,750
ولی اول از روی اینا. باید موهام رو واسه کلاهخود مرتب کنم.

675
00:33:31,042 --> 00:33:33,583
-[ناله‌ی همه]
-[شلیک اسلحه]

676
00:33:34,583 --> 00:33:35,833
نه! نه، نه، نه.

677
00:33:35,917 --> 00:33:38,417
[فریاد زدن]

678
00:33:38,500 --> 00:33:41,333
[همه فریاد می‌زنند]

679
00:33:42,500 --> 00:33:43,708
[جیغ زدن]

680
00:33:45,000 --> 00:33:47,042
اینجا به کمک نیاز دارم.

681
00:33:48,667 --> 00:33:50,833
[همه تشویق می‌کنند]

682
00:33:50,917 --> 00:33:54,208
واو! بوبا فت، تو بهترین هستی.

683
00:33:54,292 --> 00:33:56,125
هی، مگه ما چی هستیم؟ کود بنتاییم؟

684
00:33:56,208 --> 00:33:57,833
به دنیای من خوش اومدی.

685
00:33:57,917 --> 00:33:58,958
ما هنوز در امان نیستیم.

686
00:33:59,042 --> 00:34:02,208
اون راهزن‌ها با کلی نیروی کمکی برمی‌گردن.

687
00:34:02,292 --> 00:34:03,875
حالمون خوب می‌شه.

688
00:34:03,958 --> 00:34:07,000
درست مثل پیروزی نهاییمون بر ماف گیدیون توی مندلور.

689
00:34:07,083 --> 00:34:08,375
اونجا چیکار کردید؟

690
00:34:08,458 --> 00:34:11,375
داستان خوبیه. براتون تعریف می‌کنم.

691
00:34:11,458 --> 00:34:14,125
مگه همه باید داستان تعریف کنن؟

692
00:34:14,208 --> 00:34:17,458
آره! خیلی الهام‌بخشه.

693
00:34:18,583 --> 00:34:20,458
[با خستگی آه می‌کشد] مطمئنم همینطوره.

694
00:34:20,542 --> 00:34:22,042
بفرما، بگو.

695
00:34:23,417 --> 00:34:26,333
دین جارین بالاخره دوباره به گروگو ملحق شد.

696
00:34:26,417 --> 00:34:30,542
حالا لازم بود خودش رو تبرئه کنه و جایگاهش رو به عنوان یه مندلورین پس بگیره.

697
00:34:30,625 --> 00:34:34,292
پس اون و گروگو سفر کردن تا پیش اسلحه‌ساز و گروه مخفیش برن.

698
00:34:34,375 --> 00:34:38,792
دین جارین، تو شجاعتت رو توی نبردهای زیادی ثابت کردی،

699
00:34:38,875 --> 00:34:41,667
مندلورین‌ها رو از آسیب بزرگی نجات دادی،

700
00:34:41,750 --> 00:34:45,583
-و پنج هیولای مختلف رو شکست دادی.
-[بیپ]

701
00:34:46,083 --> 00:34:48,875
بیا، اینم ساندویچ رایگانت.

702
00:34:49,875 --> 00:34:52,750
خب این یعنی منو تنبیه نمی‌کنی

703
00:34:52,833 --> 00:34:55,417
به خاطر اینکه وقتی داشتم با گروگو خداحافظی می‌کردم کلاهم رو برداشتم؟

704
00:34:55,500 --> 00:34:58,667
تو هنوزم باید به عنوان یه مرتد طرد بشی!

705
00:34:58,750 --> 00:35:00,833
می‌دونستم درکم می‌کنی.

706
00:35:00,917 --> 00:35:03,083
اما طبق روایات من می‌تونم تطهیر بشم

707
00:35:03,167 --> 00:35:05,458
اگه در آب‌های زنده‌ی ماندالور غسل کنم.

708
00:35:05,542 --> 00:35:08,167
این هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته.

709
00:35:08,250 --> 00:35:10,500
- و؟
- اتفاق افتاد!

710
00:35:10,583 --> 00:35:15,083
اوه، خوشحالم که کلاه سرمه، چون صورتم این زیر بدجوری سرخ شده.

711
00:35:15,167 --> 00:35:17,667
عیبی نداره.
ما الان دیگه با هم تو این راه هستیم.

712
00:35:17,750 --> 00:35:22,000
بله، حالا همه‌ی ماندالورین‌ها برای یک هدف مشترک با هم متحد شده بودن.

713
00:35:22,083 --> 00:35:23,458
و درست به موقع.

714
00:35:25,125 --> 00:35:28,500
حالا که از دست زندانبان‌های جمهوری جدید فرار کردم،

715
00:35:28,583 --> 00:35:32,917
ماندالورین‌ها رو برای همیشه نابود می‌کنم.

716
00:35:33,000 --> 00:35:37,792
با یه لباس رزم که از فولاد خالص بسکار ساخته شده.

717
00:35:37,875 --> 00:35:38,917
بله.

718
00:35:39,708 --> 00:35:42,208
تمام کهکشان از من خواهد ترسید!

719
00:35:45,000 --> 00:35:46,042
رنگش اشتباهه!

720
00:35:46,125 --> 00:35:48,500
این واسه زره مهمونی ساحلیمه!

721
00:35:48,583 --> 00:35:53,125
[بو-کاتان] ماندو و گروگو که از تهدید ماف گیدیون باخبر بودن، به نوارو برگشتن،

722
00:35:53,208 --> 00:35:57,667
جایی که گریف کارگا یه سورپرایز براشون داشت!

723
00:35:57,750 --> 00:35:59,625
حالا که ماف گیدیون فراریه،

724
00:35:59,708 --> 00:36:02,500
نگران تو و اون بچه هستم،

725
00:36:02,583 --> 00:36:05,292
واسه همین یه کادو برای گروگو دارم.

726
00:36:07,917 --> 00:36:09,667
[همه هلهله می‌کنند]

727
00:36:11,333 --> 00:36:13,625
آنزلان‌ها برایت یک محافظ جدید ساختند

728
00:36:13,708 --> 00:36:15,833
که در واقع همان محافظ قدیمی‌ات است.

729
00:36:18,167 --> 00:36:19,583
این شما و این هم!

730
00:36:21,333 --> 00:36:24,167
این آی‌جی-۱۲ است.

731
00:36:24,250 --> 00:36:25,292
حالت چطور است؟

732
00:36:26,500 --> 00:36:29,583
او نمی‌تواند صحبت کند مگر اینکه گروگو پشت کنترل باشد.

733
00:36:29,667 --> 00:36:32,375
صبر کن! گروگو می‌تواند از داخل سینه‌اش هدایتش کند؟

734
00:36:32,458 --> 00:36:33,583
بله بله.

735
00:36:33,667 --> 00:36:36,833
گروگو، الان داری از طریق آی‌جی-۱۲ حرف می‌زنی؟

736
00:36:36,917 --> 00:36:38,083
بله بله.

737
00:36:38,167 --> 00:36:39,250
شوخی‌ات گرفته؟

738
00:36:39,875 --> 00:36:41,458
نه نه.

739
00:36:41,542 --> 00:36:43,667
این قراره رو اعصابم بره، مگه نه؟

740
00:36:43,750 --> 00:36:45,500
احتمالاً، احتمالاً

741
00:36:45,583 --> 00:36:48,125
حالا که گروگو حتی قدرتمندتر شده،

742
00:36:48,208 --> 00:36:52,333
و قبایل ماندلور در قالب یک قبیله‌ی متحد با هم یکی شده‌اند،

743
00:36:52,417 --> 00:36:57,000
نیروهای مشترک ما حمله‌ای را به پایگاه ماف گیدیون آغاز کردند.

744
00:36:57,083 --> 00:37:00,083
امپریالی‌ها ضربه‌ی انبر من را حس خواهند کرد!

745
00:37:00,167 --> 00:37:04,667
چنان نیشگونی ازشان می‌گیرم که نگو! برای ماندلور!

746
00:37:04,750 --> 00:37:07,458
اوه! دارک‌سیبر هم خیلی خوب است.

747
00:37:07,792 --> 00:37:11,250
[همه فریاد می‌زنند]

748
00:37:12,292 --> 00:37:14,958
-[پخش موسیقی دراماتیک]
-[هر دو ناله می‌کنند]

749
00:37:23,750 --> 00:37:25,583
[همه فریاد می‌کشند]

750
00:37:28,292 --> 00:37:31,292
[بو-کاتان] درست وقتی به نظر می‌رسید کارِ ماندو تمام است،

751
00:37:31,375 --> 00:37:32,750
او نجات پیدا کرد

752
00:37:32,833 --> 00:37:34,625
[جیغ‌وجیغ‌کنان] توسط گروگو!

753
00:37:36,000 --> 00:37:37,542
نه، نه، نه.

754
00:37:40,125 --> 00:37:41,458
[آی‌جی-۱۲] اوه-اوه! اوه-اوه! اوه--

755
00:37:43,208 --> 00:37:44,542
[ناله می‌کند]

756
00:37:45,083 --> 00:37:46,792
[فریاد می‌زند]

757
00:37:47,875 --> 00:37:49,167
[ناله می‌کند]

758
00:37:53,792 --> 00:37:55,583
[ماف] بو-کاتان و دین جارین!

759
00:37:57,000 --> 00:37:58,750
داستان شما همین‌جا به پایان می‌رسه.

760
00:37:59,375 --> 00:38:02,125
اینجا بوی رنگ زرد میاد؟

761
00:38:02,208 --> 00:38:03,625
نه، نمیاد!

762
00:38:03,708 --> 00:38:07,042
[همه ناله می‌کنند]

763
00:38:13,583 --> 00:38:16,375
[ادامه ناله‌ها]

764
00:38:20,958 --> 00:38:22,625
[قهقهه ماف]

765
00:38:22,708 --> 00:38:25,708
[ناله می‌کند]

766
00:38:33,417 --> 00:38:34,542
[ناله می‌کند]

767
00:38:34,625 --> 00:38:36,792
دیگه هیچ‌چیز نمی‌تونه جلوی من رو بگیره!

768
00:38:38,125 --> 00:38:42,083
به جز یک سفینه شعله‌ور غول‌پیکر که داره با سیاره برخورد می‌کنه.

769
00:38:43,875 --> 00:38:46,250
بسیار خب. من نابود خواهم شد،

770
00:38:46,333 --> 00:38:47,667
اما شما رو هم با خودم می‌برم.

771
00:38:47,750 --> 00:38:49,792
هیچ‌چیز نمی‌تونه شما رو نجات بده از...

772
00:38:51,750 --> 00:38:54,333
آه، درسته، «نیرو».

773
00:39:02,583 --> 00:39:06,500
[بو-کاتان] در نهایت، ماندالور به ماندالوری‌ها بازگردانده شد.

774
00:39:06,583 --> 00:39:10,583
دین جارین گروگو رو به فرزندی پذیرفت و عهد کرد که اون رو آموزش بده.

775
00:39:10,667 --> 00:39:14,458
تو حالا دین گروگو هستی!

776
00:39:15,167 --> 00:39:17,250
[غرش]

777
00:39:18,292 --> 00:39:22,625
و صلح برای مدت خیلی کوتاهی برقرار شد.

778
00:39:22,708 --> 00:39:24,000
اووه، اووه. این یعنی چی؟

779
00:39:24,083 --> 00:39:25,167
بعدش چی شد؟

780
00:39:25,250 --> 00:39:26,667
اون رو من می‌تونم تعریف کنم،

781
00:39:27,458 --> 00:39:30,792
و داستان خیلی جالبیه.

782
00:39:39,875 --> 00:39:42,417
پاپ‌کورن‌هاتون رو بذارید زمین. دزدهای دریایی برگشتن!

783
00:39:43,292 --> 00:39:45,292
[خنده شرورانه]

784
00:39:45,375 --> 00:39:46,958
ایست، مندلورین!

785
00:39:50,500 --> 00:39:53,458
امروز پایان خودت رو خواهی دید.

786
00:39:53,542 --> 00:39:54,833
گوریان شارد؟

787
00:39:54,917 --> 00:39:56,375
فکر می‌کردم نابود شدی.

788
00:39:56,458 --> 00:39:59,792
من برادرزاده‌اش، دوریان شارد هستم!

789
00:39:59,875 --> 00:40:01,375
یه آدم کاملاً متفاوت.

790
00:40:01,500 --> 00:40:04,083
خب که چی، تو مثلاً یه گیاه بزرگی یا یه همچین چیزی؟

791
00:40:04,167 --> 00:40:06,042
[ناله] من گیاه نیستم!

792
00:40:06,125 --> 00:40:10,583
من شبیه گیاهم، و تو تقاص کاری رو که با عموم کردی پس می‌دی.

793
00:40:10,667 --> 00:40:12,083
شلیک!

794
00:40:12,792 --> 00:40:14,083
[پلی] آخ!

795
00:40:14,167 --> 00:40:15,708
[خنده جنون‌آمیز]

796
00:40:15,792 --> 00:40:17,625
-[هر دو ناله می‌کنند]
-عقب‌نشینی کنید!

797
00:40:17,708 --> 00:40:19,000
برگردید داخل!

798
00:40:19,083 --> 00:40:21,875
-[نفس‌نفس زدن]
-آه! پودو!

799
00:40:21,958 --> 00:40:23,042
خیله‌خب، دیگه تمومه.

800
00:40:23,125 --> 00:40:25,417
کارمون ساخته‌ست.
حریف اون بچه سرخسیِ اون بیرون نمی‌شیم.

801
00:40:25,500 --> 00:40:27,000
بازم از اون چیزمیزای خودتخریبی داری؟

802
00:40:27,083 --> 00:40:28,167
خبری از خودتخریبی نیست.

803
00:40:28,250 --> 00:40:31,083
خب، مگه کار دیگه‌ای هم از دستمون برمیاد؟ ما اینجا تک و تنها موندیم!

804
00:40:31,167 --> 00:40:33,500
نه، من تنها بودم.

805
00:40:33,583 --> 00:40:34,917
اما دیگه نه.

806
00:40:35,000 --> 00:40:38,000
الان گروگو رو دارم، و همه‌ی شما رو.

807
00:40:38,083 --> 00:40:41,458
ما قوی هستیم چون یک خانواده‌ایم،

808
00:40:41,542 --> 00:40:44,625
و چون گروگو می‌تونه فقط با دست تکون دادن، چیزها رو جابه‌جا کنه.

809
00:40:44,708 --> 00:40:47,458
پلی، هنوز اون قراضه‌ها رو توی حیاطت داری؟

810
00:40:47,542 --> 00:40:49,625
مگه تانتان‌ها از بیرون بوی گند می‌دن؟

811
00:40:49,708 --> 00:40:51,083
روحمم خبر نداره.

812
00:40:51,167 --> 00:40:54,833
بهم اعتماد کن، می‌دن. ووهوو! اَه اَه!

813
00:40:54,917 --> 00:40:56,708
آی‌جی-۱۱، پوششمون بده.

814
00:40:56,792 --> 00:40:58,125
اطاعت می‌شود.

815
00:41:02,250 --> 00:41:06,083
راهزنان، شما شکست خواهید خورد، چون من یک درویدِ آدمکش هستم،

816
00:41:06,167 --> 00:41:09,792
مثل سه یا چهار نسخه‌ی دیگه‌ی خودم که قبل از من بودن.

817
00:41:12,833 --> 00:41:14,417
[فریادِ همه]

818
00:41:17,708 --> 00:41:19,833
اون یه ماشینِ رقصنده‌ست.

819
00:41:22,000 --> 00:41:24,958
بفرما. اینم از امپراتوریِ آشغال‌های من.

820
00:41:25,042 --> 00:41:26,417
زیباست.

821
00:41:26,500 --> 00:41:28,833
بچه، برو تو کارش.

822
00:41:38,792 --> 00:41:40,125
مهمات من تمام شده است.

823
00:41:40,208 --> 00:41:42,833
دوستان، اکنون می‌توانید بیرون بیایید و از من حمایت کنید.

824
00:41:44,875 --> 00:41:46,292
فکر کنم دستم انداختن.

825
00:41:46,375 --> 00:41:47,625
[ماندو] نه، نینداختن.

826
00:41:52,792 --> 00:41:57,125
دوریان شارد، همین حالا برو قبل از اینکه از ریشه درت بیاریم!

827
00:41:57,208 --> 00:41:58,292
[خنده] آره!

828
00:41:58,375 --> 00:42:03,000
- بهتره بری!
- پاتو بذار رو گاز! [خنده]

829
00:42:03,083 --> 00:42:07,292
اوه، واسه آخرین بار می‌گم، من گیاه نیستم!
من پا دارم!

830
00:42:07,375 --> 00:42:08,667
حمله!

831
00:42:13,958 --> 00:42:15,417
[جیغ می‌کشد]

832
00:42:15,500 --> 00:42:18,000
[فریاد می‌زند]

833
00:42:18,083 --> 00:42:19,458
[ناله می‌کند]

834
00:42:22,458 --> 00:42:25,167
[می‌لرزد]

835
00:42:25,250 --> 00:42:27,667
ناخدا دوم،
روی زمین تعداد اونا از ما بیشتره.

836
00:42:27,750 --> 00:42:31,125
توپ سنگین رو برای بمباران مداری آماده کن.

837
00:42:31,208 --> 00:42:32,583
[غرش می‌کند]

838
00:42:32,667 --> 00:42:36,792
[صدای جیرجیر]

839
00:42:40,583 --> 00:42:42,167
اوه، وای!

840
00:42:43,875 --> 00:42:45,917
[ناله می‌کند]

841
00:42:47,500 --> 00:42:49,500
[فریاد و ناله]

842
00:42:50,458 --> 00:42:52,417
[فریاد می‌زند]

843
00:42:54,208 --> 00:42:56,458
هی رفیق، این مایناک هم مهمون من باش!

844
00:42:56,542 --> 00:42:57,708
- ووهو!
- [جیغ می‌کشد]

845
00:42:58,625 --> 00:43:02,375
چرا وقتی فرصتش رو داشتم اون دریچه‌ها رو روغن‌کاری نکردم؟

846
00:43:02,458 --> 00:43:04,625
من به قدرت آتش نیاز دارم!

847
00:43:05,500 --> 00:43:08,625
[با تعجب] یه بچه ۵۰ ساله!

848
00:43:08,708 --> 00:43:10,042
[خنده شرورانه]

849
00:43:10,125 --> 00:43:12,292
هی، اسپیدر بایک‌ات رو گرفتی!

850
00:43:12,375 --> 00:43:13,417
[صدای نوزاد]

851
00:43:13,500 --> 00:43:16,792
کشتی پرچمدار دزدان دریایی، آتش کنید!

852
00:43:17,583 --> 00:43:19,042
-[جیغ]
-هان؟

853
00:43:24,042 --> 00:43:25,375
کشتیِ من!

854
00:43:25,458 --> 00:43:27,375
همه‌ی وسایلم اون تو بود.

855
00:43:29,125 --> 00:43:30,167
[ناله]

856
00:43:30,250 --> 00:43:32,667
حالا حرفی برای گفتن داری، دورین؟

857
00:43:32,750 --> 00:43:35,917
اِه! تو که به یه گیاه آپارتمانی بی‌گناه آسیب نمی‌زنی، می‌زنی؟

858
00:43:36,000 --> 00:43:38,083
دیدی؟ [خرناس]

859
00:43:38,708 --> 00:43:41,542
هی، ببینید، داره خودش رو خیس می‌کنه!

860
00:43:41,625 --> 00:43:45,042
[فریاد]

861
00:43:48,500 --> 00:43:50,375
ماندو، تو موفق شدی!

862
00:43:50,458 --> 00:43:55,708
نه، ما موفق شدیم، چون من تونستم زره‌ام رو، به طور مجازی، کنار بذارم،

863
00:43:55,792 --> 00:43:58,292
و همه‌ی شما رو به زندگی‌ام راه بدم.

864
00:43:58,375 --> 00:44:00,958
پس... فکر کنم کارِ من بود.

865
00:44:01,042 --> 00:44:02,625
منظورم همون بود، ای خنگول.

866
00:44:02,708 --> 00:44:05,417
و با این که این اون مأموریتی نبود که انتظارش رو داشتم،

867
00:44:05,500 --> 00:44:09,292
خوشحالم که یه سبیل مصنوعی گذاشتی و ما رو گول زدی تا بیایم اینجا.

868
00:44:09,375 --> 00:44:11,583
این یعنی...

869
00:44:13,458 --> 00:44:18,250
بله، من حاضرم که در کنار دوستام از مهمونی لذت ببرم.

870
00:44:18,333 --> 00:44:19,417
بزن بریم!

871
00:44:20,333 --> 00:44:32,292
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
<font color="#8224e3"><b>BcMoviez.Com</b></font>
<font color="#8224e3"><b>t.me/BcMoviez</b></font>

