1
00:00:00,096 --> 00:00:10,096
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

2
00:00:14,120 --> 00:00:15,400
‫- جناب؟
‫- ببخشید

3
00:00:15,480 --> 00:00:18,160
‫اگر امکانش هست
‫... یکم بلندتر صحبت کن، نمی‌تونم

4
00:00:18,240 --> 00:00:19,880
‫نمی‌تونم صدات رو درست بشنوم

5
00:00:19,960 --> 00:00:21,760
‫- باشه، مشکلی نیست
‫- باشه؟

6
00:00:21,840 --> 00:00:23,640
‫خب، سوال اولت چیه؟

7
00:00:23,720 --> 00:00:25,840
‫از اینکه چطور شروع شد بیشتر برامون بگید

8
00:00:25,920 --> 00:00:27,400
‫...خب، راستش

9
00:00:27,480 --> 00:00:28,880
‫اتفاقی شروع شد

10
00:00:29,400 --> 00:00:31,560
‫...خب، درواقع با یه اتفاق

11
00:00:35,600 --> 00:00:38,800
‫بله، بارها موقع چوگان
‫بازی کردن مصدوم شده بودم

12
00:00:40,720 --> 00:00:42,480
‫متوجه میشی چی دارم میگم؟

13
00:00:42,560 --> 00:00:44,160
‫بله، متوجه میشم

14
00:00:44,240 --> 00:00:46,000
‫خوبه، خوبه

15
00:00:46,080 --> 00:00:50,520
‫بنابراین، در 50 سالگی تصمیم گرفتم
‫ عشق بزرگ زندگیم رو رها کنم

16
00:00:50,600 --> 00:00:52,560
‫و در جای دیگه‌ای به دنبال سرگرمی بگردم

17
00:00:53,680 --> 00:00:57,480
‫...نه، خوب بیانش نکردم
‫اصرار دارم که این بخشو دوباره بگیریم

18
00:00:57,560 --> 00:00:58,560
‫ببخشید؟

19
00:00:59,160 --> 00:01:00,520
‫باید دوباره بگیریم

20
00:01:03,240 --> 00:01:04,240
‫!دوباره

21
00:01:06,320 --> 00:01:07,920
‫- آماده‌ای؟
‫- بله

22
00:01:08,000 --> 00:01:09,520
‫بله

23
00:01:09,600 --> 00:01:14,680
‫بنابراین، در 50 سالگی تصمیم گرفتم
‫ عشق ورزشی بزرگ زندگیم رو رها کنم

24
00:01:14,760 --> 00:01:16,880
‫...و به دنبال چالش‌های جدید بگردم

25
00:01:16,960 --> 00:01:18,480
‫!برو

26
00:01:20,520 --> 00:01:23,000
‫و اینطور بود که به کالسکه‌رانی رو آوردم

27
00:01:27,720 --> 00:01:29,040
‫!آفرین

28
00:01:29,600 --> 00:01:30,600
‫!برو

29
00:01:35,560 --> 00:01:36,760
‫!برو

30
00:01:41,560 --> 00:01:42,760
‫!برو

31
00:01:47,840 --> 00:01:49,640
‫گروه خبره‌ای شدیم

32
00:01:49,720 --> 00:01:53,520
‫و در سطح کشور
‫از این رقابت به اون رقابت میریم

33
00:01:53,600 --> 00:01:56,320
‫یجورایی برام مثل خانواده‌ی دومم شده

34
00:01:56,400 --> 00:01:57,400
‫چیه؟

35
00:02:03,560 --> 00:02:04,560
‫کِی؟

36
00:02:08,520 --> 00:02:10,600
‫صحیح. ممنون

37
00:02:23,000 --> 00:02:27,120
‫<i>♪ ای رحمت بی‌نظیر ♪</i>

38
00:02:27,200 --> 00:02:31,480
‫<i>♪ چه دلنشین است صدایی ♪</i>

39
00:02:31,560 --> 00:02:35,480
‫<i>♪ که بیچاره‌ای مثل من را ♪</i>

40
00:02:35,560 --> 00:02:39,680
‫<i>♪ نجات داده است ♪</i>

41
00:02:39,760 --> 00:02:44,040
‫<i>♪ زمانی گم شده بودم ♪</i>

42
00:02:44,120 --> 00:02:48,600
‫<i>♪ ولی اکنون پیدا شده‌ام ♪</i>

43
00:02:48,680 --> 00:02:50,440
‫<i>♪ زمانی کور بودم ♪</i>

44
00:02:50,520 --> 00:02:56,240
‫<i>♪ ولی اکنون بینا شده‌ام ♪</i>

45
00:02:57,160 --> 00:02:59,000
‫<i>♪ ای پروردگار ♪</i>

46
00:02:59,080 --> 00:03:00,080
‫ممنونم، پگی

47
00:03:14,280 --> 00:03:17,680
‫یک نوع تفکر جدید پزشکی هست

48
00:03:18,480 --> 00:03:22,320
‫که میگه ما خودمون سرطان رو
‫به سر خودمون میاریم

49
00:03:23,200 --> 00:03:29,080
‫و دلیلش احساسات سرکوب شده
‫یا صدمات روحی حل ‌نشده‌ست

50
00:03:31,040 --> 00:03:35,200
‫بعد یه فرشته‌ی پنج ساله‌ی
‫ بی‌نقص از سرطان میمیره

51
00:03:36,800 --> 00:03:39,720
‫و متوجه میشی این حرفا چقدر مزخرفه

52
00:03:41,480 --> 00:03:42,720
‫نورتون بیچاره

53
00:03:43,320 --> 00:03:44,320
‫بله

54
00:03:46,040 --> 00:03:47,840
‫چرا نمیری یه سر بهش بزنی؟

55
00:03:49,080 --> 00:03:51,760
‫احتمالا پشتیبانی پدرخوانده‌اش براش خوب باشه

56
00:03:53,800 --> 00:03:54,800
‫بله

57
00:03:55,640 --> 00:03:56,800
‫بله، درسته

58
00:04:01,480 --> 00:04:02,720
‫چرا اینطوری نگاه می‌کنی؟

59
00:04:06,240 --> 00:04:09,160
‫تابحال ندیدم این همه فکر
‫پشت چشم یه نفر تلنبار بشن

60
00:04:10,280 --> 00:04:11,280
‫از سر قدردانیه

61
00:04:12,080 --> 00:04:13,360
‫و سپاسگذاری

62
00:04:13,960 --> 00:04:14,960
‫بابت چی؟

63
00:04:16,560 --> 00:04:18,520
‫تو منو تبدیل به آدم بهتری می‌کنی

64
00:04:19,440 --> 00:04:20,760
‫توام همینطور

65
00:04:23,280 --> 00:04:25,040
‫مگه هدف ازدواج همین نیست؟

66
00:04:34,640 --> 00:04:35,680
‫شب بخیر

67
00:04:43,200 --> 00:04:44,360
‫شب بخیر

68
00:06:01,455 --> 00:06:08,055
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

69
00:06:08,480 --> 00:06:09,480
‫الو؟

70
00:06:09,960 --> 00:06:12,280
‫...سلام، داری

71
00:06:13,360 --> 00:06:14,400
‫داری میای؟

72
00:06:14,480 --> 00:06:16,880
‫...شرمنده، یکی از اون صبح‌ها بوده، حدود

73
00:06:16,960 --> 00:06:18,240
‫- یک دقیقه
‫- یک دقیقه

74
00:06:18,320 --> 00:06:20,440
‫یک دقیقه دیگه می‌رسیم

75
00:06:22,280 --> 00:06:24,720
‫یک دقیقه‌ی دیگه اینجاست، و عذرخواهی کرد

76
00:06:25,840 --> 00:06:27,160
‫واقعا خودش بود؟

77
00:06:27,240 --> 00:06:29,720
‫آره، "واقعا خودش" بود

78
00:06:55,880 --> 00:06:57,320
‫شاهزاده چطوره؟

79
00:07:05,320 --> 00:07:06,360
‫!این بالا

80
00:07:07,080 --> 00:07:08,320
‫دایانا

81
00:07:10,480 --> 00:07:12,480
‫- ممنون که اینکارو قبول کردید
‫- البته

82
00:07:14,720 --> 00:07:17,320
‫- عکسای ایتالیاتون رو دیدیم
‫- دایانا

83
00:07:17,840 --> 00:07:19,680
‫خب، همتون بنظر خیلی شاد میومدین

84
00:07:19,760 --> 00:07:21,800
‫- اگه واقعیت رو می‌دونستی
‫- واقعا؟

85
00:07:21,880 --> 00:07:24,920
‫درواقع از همیشه بدتره
‫حقیقتش نمیدونم چیکار کنم

86
00:07:25,480 --> 00:07:26,920
‫اینو تو کشیدی؟

87
00:07:27,000 --> 00:07:28,120
‫- نه
‫- نه

88
00:07:29,200 --> 00:07:30,440
‫برو جلو، تا منم بیام اینجا

89
00:07:54,160 --> 00:07:55,160
‫خیلی‌خب

90
00:07:59,400 --> 00:08:00,840
‫شما جیمز کلت‌هارست هستی، درسته؟

91
00:08:01,360 --> 00:08:04,120
‫- بله
‫- یه دقیقه وقت دارید؟

92
00:08:04,720 --> 00:08:05,720
‫کدوم یکی؟

93
00:08:07,520 --> 00:08:09,240
‫همون قدبلنده که عینک داشت؟

94
00:08:09,320 --> 00:08:10,760
‫همم

95
00:08:10,840 --> 00:08:12,000
‫می‌دونم کدوم رو میگی

96
00:08:12,600 --> 00:08:13,640
‫(کلارک کنت (سوپرمن

97
00:08:13,720 --> 00:08:17,040
‫- گفت اسمش اندرو‌ـه
‫- من به این اسم صداش میزنم، خنگول

98
00:08:17,120 --> 00:08:19,240
‫اندرو مورتون

99
00:08:19,320 --> 00:08:21,120
‫یکی از اوناییه که رفتارش دوستانه‌تره

100
00:08:21,640 --> 00:08:23,840
‫قبلا چیزای خوبی در موردم نوشته بوده

101
00:08:23,920 --> 00:08:26,280
‫خب، حالا می‌خواد یه کتاب کامل
‫در موردت بنویسه

102
00:08:26,360 --> 00:08:29,400
‫که ازدواج با خانواده‌ی سلطنتی واقعا چطوره

103
00:08:29,480 --> 00:08:31,320
‫حقیقت پشت قصه‌های پریان

104
00:08:31,400 --> 00:08:34,240
‫بهش گفتم هرگز قبول نمی‌کنی
‫که درگیر همچین قضیه‌ای بشی

105
00:08:34,320 --> 00:08:35,160
‫اوه، نه

106
00:08:35,240 --> 00:08:37,080
‫بعدش قرار گذاشتیم با هم اسکواش بازی کنیم

107
00:08:37,160 --> 00:08:38,240
‫چی؟

108
00:08:38,320 --> 00:08:41,040
‫راکتم که گوشه دفترم بود رو دید
‫و پیشنهاد داد با هم بازی کنیم

109
00:08:41,120 --> 00:08:43,120
‫- جیمز
‫- نگران نباش

110
00:08:43,200 --> 00:08:46,120
‫بهش گفتم صحبت بیشتر در مورد تو کاملا ممنوعه

111
00:08:46,200 --> 00:08:47,320
‫به نفعتونه که صحبت نکنین

112
00:08:47,400 --> 00:08:48,960
‫بعد از اینکه دیدمش بهت زنگ میزنم

113
00:09:06,880 --> 00:09:07,880
‫الو؟

114
00:09:37,520 --> 00:09:39,200
‫ممنون

115
00:09:45,000 --> 00:09:46,000
‫کسی نیست؟

116
00:09:48,640 --> 00:09:49,680
‫کسی نیست؟

117
00:09:53,160 --> 00:09:54,080
‫اوه نه

118
00:09:54,160 --> 00:09:57,760
‫- باز چیکار کردم؟
‫- خب، اومدین اینجا. امروز

119
00:09:58,280 --> 00:10:00,320
‫نورتون گفت قراره فردا بیاین

120
00:10:00,400 --> 00:10:03,360
‫همین الان برای ملاقات با بانک رفت لندن

121
00:10:04,480 --> 00:10:06,280
‫خب، بذار ببینم می‌تونم
‫باهاش تماس بگیرم یا نه

122
00:10:06,360 --> 00:10:08,880
‫اوه، لازم نیست به خودت زحمت بدی

123
00:10:13,640 --> 00:10:15,000
‫چی می‌تونم براتون بیارم؟

124
00:10:15,080 --> 00:10:18,280
‫- گرسنه‌این؟
‫- اوه خدای من، نه. زحمت نکش

125
00:10:20,440 --> 00:10:21,560
‫...نه، فقط

126
00:10:23,920 --> 00:10:26,440
‫فقط اومدم ببینم توی این اوضاع حالتون چطوره

127
00:10:28,480 --> 00:10:29,680
‫لطف کردین

128
00:10:31,680 --> 00:10:33,360
‫و اینو براتون بیارم

129
00:10:36,000 --> 00:10:37,000
‫گل مینا

130
00:10:37,440 --> 00:10:38,600
‫برای لیونورا

131
00:10:39,320 --> 00:10:43,200
‫توی مراسم یادبود گفتی که گل‌‌ مورد علاقشه

132
00:10:45,200 --> 00:10:46,840
‫خیلی لطف کردین

133
00:10:48,480 --> 00:10:49,960
‫ببریمش براش؟

134
00:11:00,120 --> 00:11:04,880
‫بنظر نورتون درست نبود
‫...که اینقدر نزدیک دفنش کنیم، ولی

135
00:11:06,280 --> 00:11:08,880
‫من می‌خواستم جایی باشه
‫که هر روز بتونم ببینمش

136
00:11:10,960 --> 00:11:12,640
‫که هر روز نزدیکش باشم

137
00:11:14,160 --> 00:11:16,360
‫و این یعنی هرگز نمی‌تونم از اینجا برم

138
00:11:17,320 --> 00:11:19,120
‫چرا بخوای بری؟

139
00:11:22,400 --> 00:11:23,720
‫همیشه آسون نیست

140
00:11:47,800 --> 00:11:53,040
‫می‌دونی، یکی از چیزهای خیلی خیلی
‫زیادی که بخاطرش جذب لیلیبت شدم

141
00:11:53,760 --> 00:11:58,600
‫این بود که پیمان ازدواجمون
‫لزوما باید تا آخر عمر میبود

142
00:11:59,600 --> 00:12:05,040
‫و برای مرد جوانی که کودکی
‫بشدت سرگردان و بی‌ثباتی داشت

143
00:12:05,680 --> 00:12:09,640
‫وضوح اون تداوم، سرشار از اطمینان‌بخشی بود

144
00:12:09,720 --> 00:12:10,760
‫هنوزم همینطوره

145
00:12:13,080 --> 00:12:15,080
‫ولی مشکلات خودشم به همراه داره

146
00:12:16,880 --> 00:12:21,040
‫چون تنها چیزی که انسان‌ها
‫به محض عهد بستن برای

147
00:12:21,560 --> 00:12:24,960
‫زندگی همیشگی کنار هم
‫انجام میدن رو در نظر نمی‌گیره

148
00:12:25,840 --> 00:12:26,840
‫چی؟

149
00:12:28,240 --> 00:12:30,280
‫رشد در جهات متفاوت

150
00:12:47,160 --> 00:12:50,080
‫به نورتون بگو حتما بزودی باهاش تماس می‌گیرم

151
00:12:50,160 --> 00:12:52,160
‫که یه صحبت پدرخوانده‌ای باهاش بکنم

152
00:12:53,440 --> 00:12:57,000
‫و تو، شاید بهتر باشه دو چیز رو در نظر بگیری

153
00:12:57,840 --> 00:13:00,320
‫چرا یه خیریه به یاد لیونارا تاسیس نمی‌کنی؟

154
00:13:01,600 --> 00:13:03,640
‫آره، خودم این فکر به ذهنم رسیده بود

155
00:13:03,720 --> 00:13:05,720
‫و شاید بهتر باشه
‫یه سرگرمی برای خودت پیدا کنی

156
00:13:06,240 --> 00:13:08,840
‫یه چیزی که هیچ ارتباطی
‫به این نوع زندگی نداشته باشه

157
00:13:08,920 --> 00:13:10,280
‫...سرگرمی نه

158
00:13:10,800 --> 00:13:11,800
‫یه حواس‌پرتی

159
00:13:12,280 --> 00:13:14,640
‫- یه علاقه
‫- اینو یادم می‌مونه

160
00:13:15,760 --> 00:13:16,880
‫خوبه

161
00:13:18,000 --> 00:13:19,480
‫راستی، حالا که حرف سرگرمی شد

162
00:13:19,560 --> 00:13:22,800
‫نورتون گفت دیگه چوگان بازی نمی‌کنین

163
00:13:22,880 --> 00:13:25,480
‫و به کالسکه‌سواری علاقه پیدا کردین

164
00:13:25,560 --> 00:13:27,240
‫همینطوره، بله

165
00:13:27,320 --> 00:13:28,800
‫شیفته‌اش شدم

166
00:13:28,880 --> 00:13:29,880
‫چطور مگه؟

167
00:13:36,320 --> 00:13:37,800
‫اینجارو باش

168
00:13:40,240 --> 00:13:42,080
‫یه کالسکه‌ی چهار اسبه‌ی قدیمی

169
00:13:42,160 --> 00:13:44,960
‫- نورتون می‌خواست بفروشش
‫- نمی‌تونین اینکارو بکنین

170
00:13:45,040 --> 00:13:46,800
‫بهمون گفتن قابل تعمیر نیست

171
00:13:46,880 --> 00:13:49,080
‫بعد با خودش گفت
‫...اگر به درد شما بخوره

172
00:13:49,160 --> 00:13:50,960
‫...خب، شاید یخورده گردوخاک گرفته باشه

173
00:13:51,040 --> 00:13:53,600
‫بنظرم خرابی‌هاش بیشتر از این حرفاست

174
00:13:53,680 --> 00:13:55,560
‫خیلی‌خب، شاید بعضی‌ جاهاش ترک خورده باشه

175
00:13:55,640 --> 00:13:58,600
‫به نورتون گفتن
‫"از لحاظ ساختاری غیرقابل تعمیره"

176
00:13:58,680 --> 00:14:01,160
‫نه، نه، نه، خیلی خوشگله

177
00:14:01,680 --> 00:14:03,760
‫بخشی از میراث خانوادگیه

178
00:14:07,320 --> 00:14:08,440
‫می‌دونی چیه

179
00:14:09,680 --> 00:14:11,040
‫نظرت چیه اینکارو بکنیم؟

180
00:14:12,920 --> 00:14:15,000
‫یکی رو میفرستم که ببرتش

181
00:14:15,720 --> 00:14:19,880
‫تر و تمیزش می‌کنیم، یه نگاه بهش می‌اندازیم
‫و بعد می‌تونیم دوباره تصمیم بگیریم

182
00:14:19,960 --> 00:14:21,720
‫لازم نیست دوباره تصمیم بگیریم

183
00:14:22,920 --> 00:14:24,880
‫این می‌تونه یه سرگرمی برات باشه

184
00:14:24,960 --> 00:14:27,760
‫اوه. نه، چندان مناسب من نیست

185
00:14:27,840 --> 00:14:30,920
‫خب، منم اول اینطوری فکر می‌کردم

186
00:14:31,000 --> 00:14:32,760
‫...ولی بعد امتحانش کردم، و

187
00:14:33,760 --> 00:14:34,760
‫نور آخر تونل رو دیدم

188
00:15:18,480 --> 00:15:19,920
‫آقای کلت‌هارست

189
00:15:28,840 --> 00:15:29,840
‫سلام

190
00:15:32,400 --> 00:15:34,120
‫- میارم براتون
‫- ممنون

191
00:15:38,640 --> 00:15:40,600
‫ممنون

192
00:15:47,440 --> 00:15:48,840
‫- چطور بود؟
‫- اوه

193
00:15:49,440 --> 00:15:50,520
‫زهره ترکم کردی

194
00:15:51,240 --> 00:15:52,520
‫کاملا در سطح هم بودیم

195
00:15:52,600 --> 00:15:54,960
‫با وجود قد بلندش اونقدر خوب
‫حرکت می‌‌کنه که کفر آدم درمیاد

196
00:15:56,080 --> 00:15:59,640
‫ضرباتش بی‌نقص بود، یه عالمه
‫ ضربه‌های آروم و دو دیواره میزد

197
00:15:59,720 --> 00:16:03,080
‫سه دست بازی کردیم
‫تو بازی سوم دخلشو آوردم

198
00:16:03,160 --> 00:16:06,960
‫منظورم اسکواش نبود
‫می‌خوام در مورد ناهار بدونم

199
00:16:07,040 --> 00:16:10,000
‫رفتیم یه رستوران کوچولوی
‫ ایتالیایی نزدیک باشگاه اسکواش

200
00:16:10,080 --> 00:16:12,360
‫به اسم لابارکا؟ صاحبش یه زن و شوهر بودن

201
00:16:12,440 --> 00:16:13,920
‫نمیگم کجا ناهار خوردین

202
00:16:14,000 --> 00:16:15,360
‫اوه، شرمنده

203
00:16:15,440 --> 00:16:16,720
‫یا اینکه چی خوردین

204
00:16:16,800 --> 00:16:17,880
‫لینگوئینی خوردیم

205
00:16:20,280 --> 00:16:22,040
‫اول بگو کی پولشو داد

206
00:16:22,120 --> 00:16:25,080
‫- اون داد
‫- جیمز، اون خبرنگار مجلات زرده

207
00:16:25,160 --> 00:16:27,000
‫و پول ناهار رو داد چون بازی رو باخت

208
00:16:27,080 --> 00:16:30,600
‫و اگر نگران بی‌احتیاطی هستی
‫من چیزی بهش نگفتم. حتی یک کلمه

209
00:16:30,680 --> 00:16:33,160
‫ولی خیلی اطلاعات ازش کشیدم

210
00:16:33,240 --> 00:16:35,200
‫چیز اولی که فهمیدم

211
00:16:35,280 --> 00:16:37,160
‫- همین الانشم نوشتن رو شروع کرده
‫- چی؟

212
00:16:37,240 --> 00:16:39,600
‫فکر می‌کنه یه کتاب دیگه
‫قراره در موردت چاپ بشه

213
00:16:39,680 --> 00:16:41,360
‫که احتمالا باعث خدشه‌دار شدن شخصیتت بشه

214
00:16:41,440 --> 00:16:43,880
‫و بر اساس منابعی نزدیک به
‫شاهزاده‌ی ولز نوشته شده

215
00:16:43,960 --> 00:16:44,800
‫اوه خدا

216
00:16:44,880 --> 00:16:49,080
‫درکل، تصور نورتون اینه که
‫با کتاب اون حداقل یکم کنترل دستته

217
00:16:49,160 --> 00:16:50,480
‫مثلا باعث احساس همدردی مردم بشه

218
00:16:51,920 --> 00:16:54,120
‫حتی حاضره اجازه بده در آخر خودت تاییدش کنی

219
00:16:54,200 --> 00:16:57,800
‫باور کن خوشحال میشم یه کتاب چاپ بشه
‫که مردم بفهمن اوضاع چقدر سخت بوده

220
00:16:57,880 --> 00:17:00,240
‫ولی نمی‌خوام مسئول شروع یه جنگ باشم

221
00:17:00,320 --> 00:17:03,040
‫مورتون گفت اصلا لازم نیست بری دیدنش، هیچوقت

222
00:17:04,040 --> 00:17:06,720
‫هیچ ارتباطی بین شما دو تا
‫ نخواهد بود که کسی بتونه اثبات کنه

223
00:17:06,800 --> 00:17:08,160
‫جوری که همه‌‌اش قابل انکار باشه

224
00:17:09,200 --> 00:17:10,600
‫همچین چیزی چطور ممکنه؟

225
00:17:10,680 --> 00:17:11,760
‫با ضبط صوت

226
00:17:12,800 --> 00:17:16,040
‫بخش خودت از داستان رو ضبط می‌کنی
‫هرچیزی که خودت می‌خوای بگی رو میگی

227
00:17:16,120 --> 00:17:19,080
‫...همه‌اش از زبون خودت، و بعدش مورتون

228
00:17:19,160 --> 00:17:21,040
‫کتاب رو از روی اون صوت‌ها می‌نویسه

229
00:17:21,960 --> 00:17:24,960
‫اگر من و اون همو نبینیم
‫چطور قراره صوت‌ها به دستش برسه؟

230
00:17:27,560 --> 00:17:29,320
‫باید یه واسط بینتون باشه

231
00:17:30,640 --> 00:17:33,440
‫یه رابط، کسی که هردوتون بهش اعتماد دارین

232
00:17:35,600 --> 00:17:37,560
‫کسی که بنظرش این قضیه مهم باشه

233
00:17:39,800 --> 00:17:41,280
‫و تو حاضری اینکارو بکنی؟

234
00:17:42,200 --> 00:17:43,680
‫اگر تو ازم بخوای

235
00:18:09,040 --> 00:18:11,640
‫اون طرفش رو یکم بیشتر بزن

236
00:18:17,320 --> 00:18:18,360
‫صبح بخیر

237
00:18:18,880 --> 00:18:21,640
‫اوه، عالیه، عالیه
‫چوب گردو رو به موقع گیر آوردی

238
00:18:30,240 --> 00:18:31,760
‫امیدوارم مشکلی نباشه

239
00:18:31,840 --> 00:18:34,520
‫این اجازه رو به خودم دادم
‫ که یه سری ایده رو بکشم

240
00:18:43,360 --> 00:18:45,800
‫یه محور براش بذاریم
‫... تا بتونیم تغییر جهت بدیم

241
00:18:46,840 --> 00:18:47,840
‫یه خورده رو جا انداختی

242
00:18:48,560 --> 00:18:49,920
‫...- این طراحی‌‌ها
‫- بله قربان

243
00:19:05,880 --> 00:19:06,920
‫چوب آماده‌ست

244
00:19:22,120 --> 00:19:24,320
‫- واقعا بی‌نظیره
‫- ممنون قربان

245
00:19:26,320 --> 00:19:29,080
‫- گفتن شدنی نیست
‫- از هر روش ممکن استفاده کردیم، قربان

246
00:19:29,160 --> 00:19:30,760
‫- مطمئنا همینطوره
‫- همه به سختی کار کردن

247
00:19:42,760 --> 00:19:45,680
‫- نظرت چیه؟
‫- اصلا این همون کالسکه‌ست؟

248
00:19:48,000 --> 00:19:51,080
‫رنگ‌آمیزی‌ اصلی‌اش مشکی تیره بود

249
00:19:51,160 --> 00:19:56,000
‫گفتم بهتره این رگه‌های طلایی
‫و این جاپایی سراشیبی رو هم اضافه کنیم

250
00:19:58,000 --> 00:19:59,000
‫سوار شو

251
00:20:04,600 --> 00:20:05,880
‫اینجا رو بگیر

252
00:20:07,040 --> 00:20:08,040
‫یه پاتو بذار اینجا

253
00:20:08,560 --> 00:20:09,760
‫پای دیگه‌ات رو بذار اینجا

254
00:20:18,640 --> 00:20:20,240
‫چه حسی داره؟

255
00:20:20,320 --> 00:20:21,320
‫خوبه

256
00:20:22,240 --> 00:20:24,280
‫بیشتر بخاطر اینکه حرکت نمی‌کنه

257
00:20:42,000 --> 00:20:43,000
‫تو امتحان کن

258
00:20:45,040 --> 00:20:49,360
‫این دو تا پیشگام‌ها رو کنترل می‌کنن
‫همون اسبای جلویی هستن

259
00:20:49,440 --> 00:20:51,200
‫و این دو تا چرخ‌گردان‌هان

260
00:20:51,280 --> 00:20:53,960
‫اسب‌هایی که به ما نزدیک‌ترن رو کنترل می‌کنن

261
00:20:54,960 --> 00:20:58,360
‫یه باشه‌ای بگو یا سری تکون بده
‫که بفهمم هنوز زنده‌ای

262
00:20:58,440 --> 00:21:00,000
‫باشه

263
00:21:00,080 --> 00:21:06,000
‫روشش اینه که این دو تا رو نزدیک هم نگه داری
‫بذارشون بین این دو تا انگشت، اینطوری

264
00:21:06,080 --> 00:21:11,320
‫حالا، با این دو تا افسار
‫کنترل هر چهار اسب دستته

265
00:21:11,400 --> 00:21:15,000
‫برای چرخیدن به چپ، یه دور بچرخونش. همینطوری

266
00:21:15,080 --> 00:21:16,080
‫بچرخ به چپ

267
00:21:18,280 --> 00:21:19,880
‫و برای چرخیدن به راست

268
00:21:20,760 --> 00:21:21,920
‫آفرین

269
00:21:23,720 --> 00:21:24,960
‫حالا برو

270
00:21:33,720 --> 00:21:35,680
‫بیا، بدشون به من

271
00:21:41,760 --> 00:21:43,200
‫کجا... کجا داریم میریم؟

272
00:21:53,680 --> 00:21:54,920
‫!محکم بشین

273
00:22:10,640 --> 00:22:11,880
‫تعجب‌آوره، مگه نه؟

274
00:22:11,960 --> 00:22:12,960
‫!آره

275
00:22:13,000 --> 00:22:14,600
‫لذتش بیشتر از چیزیه که بنظر میاد

276
00:22:14,680 --> 00:22:16,200
‫!آره

277
00:22:23,000 --> 00:22:25,176
‫پیشنهادتون توجه شاه‌دخت رو جلب کرده

278
00:22:25,200 --> 00:22:26,400
‫و حاضره بهش فکر کنه

279
00:22:26,480 --> 00:22:28,080
‫...ولی به عنوان دوستش

280
00:22:30,640 --> 00:22:34,200
‫می‌خوام مطمئن شم اینکار واقعا زندگی
‫ اونو هم بهتر می‌کنه، نه فقط زندگی شما رو

281
00:22:34,840 --> 00:22:36,480
‫متوجه که هستین چرا اینو میگم؟

282
00:22:36,560 --> 00:22:40,440
‫گاهی اوقات می‌تونه زودباور باشه
‫ و شما می‌تونین از این راه پولدار بشین

283
00:22:41,840 --> 00:22:43,000
‫می‌خوام ازش محافظت کنم

284
00:22:43,880 --> 00:22:45,440
‫به عنوان یه خبرنگار سلطنتی

285
00:22:45,520 --> 00:22:48,720
‫مدتی میشه که از نزدیک
‫این ازدواج رو زیر نظر داشتم

286
00:22:49,320 --> 00:22:52,400
‫اخیرا، ماه عسل دومشون

287
00:22:53,320 --> 00:22:56,000
‫و تحمل ندارم که ببینم
‫کسی به این شکل خرد میشه

288
00:22:56,080 --> 00:22:57,640
‫- بنظر شما دارن خردش می‌کنن؟
‫- بله

289
00:22:58,240 --> 00:23:00,360
‫...مثلا همین کتاب که دارن می‌نویسن

290
00:23:00,440 --> 00:23:02,760
‫با همکاری شاهزاده‌ی ولز؟

291
00:23:02,840 --> 00:23:05,960
‫شاید نه بصورت مستقیم
‫ولی قطعا با همکاری دوستانش

292
00:23:06,040 --> 00:23:09,080
‫اونا می‌خوان حقیقت دایانا
‫از دیدگاه اونا گفته بشه

293
00:23:09,600 --> 00:23:12,040
‫باور کن، ظاهر خوبی نخواهد داشت

294
00:23:14,160 --> 00:23:17,640
‫فقط می‌خوام هرکاری به صلاحشه انجام بدم
‫برام مثل یه خواهره

295
00:23:19,800 --> 00:23:21,160
‫و من بهت قول میدم

296
00:23:21,240 --> 00:23:23,920
‫هیچکس هرگز نمی‌فهمه
‫که اون ارتباطی به این قضیه داشته

297
00:23:26,280 --> 00:23:28,240
‫بیا قدم به قدم جلو بریم

298
00:23:28,760 --> 00:23:30,080
‫یه پیش‌نویس اولیه آماده کنیم

299
00:23:30,600 --> 00:23:33,360
‫شاه‌دخت بعدا هرموقع بخواد
‫می‌تونه از ادامه‌اش جلوگیری کنه

300
00:23:41,320 --> 00:23:43,400
‫این یه لیست سوالاتیه که ازش دارم

301
00:23:54,120 --> 00:23:55,200
‫خداحافظ، مامانی

302
00:23:56,800 --> 00:23:57,800
‫خداحافظ

303
00:24:34,320 --> 00:24:35,640
‫جیمز کلت‌هارست

304
00:24:37,560 --> 00:24:38,560
‫ممنون

305
00:24:51,960 --> 00:24:52,840
‫آماده‌ای؟

306
00:24:58,320 --> 00:25:00,280
‫یهویی شدیدا دلهره پیدا کردم

307
00:25:02,400 --> 00:25:08,120
‫اندرو می‌خواد اول توضیح بدی
‫دلیلت برای انجام اینکار چیه

308
00:25:13,080 --> 00:25:14,720
‫چون همه روش‌های دیگه رو امتحان کردم

309
00:25:17,520 --> 00:25:20,440
‫با شوهرم در مورد معشوقه‌اش روبرو شدم

310
00:25:20,520 --> 00:25:21,960
‫و نادیده گرفته شدم

311
00:25:23,640 --> 00:25:25,080
‫به سراغ ملکه رفتم

312
00:25:27,000 --> 00:25:28,560
‫مثل روبرو شدن با یه دیوار خالی بود

313
00:25:29,800 --> 00:25:31,720
‫و بالاخره متوجه شدم

314
00:25:31,800 --> 00:25:34,440
‫که تا بخش خودم از داستان رو منتشر نکنم

315
00:25:35,240 --> 00:25:38,680
‫مردم هرگز نمی‌فهمن
‫که واقعا چی به من گذشته

316
00:25:40,400 --> 00:25:44,680
‫و به مهاجرت با پسرا به خارج کشور فکر کردم

317
00:25:44,760 --> 00:25:49,840
‫ولی تاج‌و‌تخت می‌تونه حضانت قانونی
‫ هرکدوم از جانشین‌های سلطنت رو بگیره

318
00:25:51,520 --> 00:25:53,960
‫و اینطوری پسرها رو ازم می‌گیرن

319
00:25:58,840 --> 00:26:00,680
‫همون اتفاقی که برای مادرم افتاد

320
00:26:03,400 --> 00:26:05,120
‫و توان تحمل همچین چیزی رو ندارم

321
00:26:21,200 --> 00:26:24,080
‫میشه یه چیزی در مورد کودکیت بهم بگی؟

322
00:26:24,160 --> 00:26:27,080
‫کودکی خیلی ناخوشایندی بود

323
00:26:29,320 --> 00:26:32,160
‫والدینم همیشه درگیر مشکلات خودشون بودن

324
00:26:33,520 --> 00:26:35,560
‫و مادرم همیشه گریون بود

325
00:26:37,120 --> 00:26:41,560
‫و پدرم... هرگز بهمون نمی‌گفت قضیه چیه

326
00:26:44,000 --> 00:26:46,560
‫و مدام پرستاربچه‌هایی به خونمون میومدن

327
00:26:47,600 --> 00:26:48,680
‫که ازشون متنفر بودم

328
00:26:50,520 --> 00:26:53,920
‫شاهزاده چارلز یه موقع گفت
‫"حالا عاشقی هرمعنایی می‌خواد داشته باشه"

329
00:26:54,000 --> 00:26:56,240
‫وقتی که ازش پرسیدن عاشق شما هست یا نه

330
00:26:56,760 --> 00:26:58,400
‫از شنیدنش چه حسی بهت دست داد؟

331
00:26:58,920 --> 00:27:01,640
‫کاملا شوکه شدم

332
00:27:02,480 --> 00:27:05,960
‫اعتماد به نفسم کمتر از نصف شد

333
00:27:06,560 --> 00:27:07,640
‫اما

334
00:27:09,040 --> 00:27:11,520
‫اونقدر می‌ترسیدم که نمی‌تونستم
‫ازش بپرسم منظورش چی بود

335
00:27:12,120 --> 00:27:13,760
‫و بعد دیگه برای پرسیدنش خیلی دیر بود

336
00:27:14,280 --> 00:27:16,760
‫از بیرون، بنظر شبیه
‫ عروسی‌های قصه‌های پریان میومد

337
00:27:17,680 --> 00:27:19,720
‫از درون چه حسی داشت؟

338
00:27:21,800 --> 00:27:24,000
‫مثل یه رویای بد

339
00:27:24,800 --> 00:27:26,520
‫شب قبل از عروسی

340
00:27:27,840 --> 00:27:31,400
‫ناگهان... فشار روحی زیادی بهم وارد شد

341
00:27:32,000 --> 00:27:34,680
‫و بشدت زدم زیر گریه

342
00:27:36,880 --> 00:27:39,160
‫هرچیزی می‌دیدم رو می‌خوردم

343
00:27:39,880 --> 00:27:41,680
‫و همه جا بالا آوردم

344
00:27:42,200 --> 00:27:46,200
‫که نشونه‌ی بزرگی بود
‫که همه چی بر وفق مراد نیست

345
00:27:47,680 --> 00:27:51,440
‫وقتی‌که داشتم به سمت محراب می‌رفتم
‫عشق به شوهرم تمام وجودم رو گرفته بود

346
00:27:52,440 --> 00:27:53,960
‫و بعد کامیلا رو دیدم

347
00:27:54,760 --> 00:27:58,120
‫با اون لباس خاکستری و اون کلاه جعبه‌ایش

348
00:27:58,920 --> 00:28:01,040
‫و تا مغز استخوانم یخ زد

349
00:28:03,000 --> 00:28:05,680
‫چقدر طول کشید که اوضاع بدتر بشه؟

350
00:28:05,760 --> 00:28:08,520
‫خب، توی ماه‌عسل شروع کردم به بهم ریختن

351
00:28:09,120 --> 00:28:12,760
‫و شب‌ها، کابوس‌هاش وحشتناکی
‫در مورد کامیلا می‌دیدم

352
00:28:12,840 --> 00:28:16,080
‫وقتی ملکه اونجا بود
‫...همیشه احساس نفر دوم بودن می‌کردم

353
00:28:16,160 --> 00:28:18,880
‫چارلز به زحمت بهم نگاه می‌کرد
‫کاملا احساس پریشونی می‌کردم

354
00:28:18,960 --> 00:28:19,960
‫و اونقدر لاغر بودم

355
00:28:20,040 --> 00:28:22,200
‫که استخون‌هام از همه‌جای بدنم زده بود بیرون

356
00:28:22,280 --> 00:28:25,520
‫وقتی باهاش در مورد عکاس‌هایی
‫که دست از سرم برنمی‌داشتن صحبت می‌کردم

357
00:28:25,600 --> 00:28:26,720
‫...اون در مورد کامیلا صحبت می‌کرد

358
00:28:26,800 --> 00:28:29,200
‫وقتی سعی می‌کردم شجاعت به‌خرج بدم
‫...و به زبان ولزی سخنرانی کنم

359
00:28:29,280 --> 00:28:32,600
‫هیچ حمایتی ازم نمیشد
‫حس بره‌ای رو داشتم که اومده سلاخی بشه

360
00:28:32,680 --> 00:28:35,360
‫احساس می‌کردی که شوهرت
‫به همون شکلی به ازدواجتون پایبنده

361
00:28:35,440 --> 00:28:37,160
‫که خودت بودی؟

362
00:28:37,240 --> 00:28:39,240
‫خب، همیشه نفر دومی بود

363
00:28:41,880 --> 00:28:43,200
‫از همون اول کار

364
00:28:45,440 --> 00:28:47,000
‫نمی‌تونستم باهاش رقابت کنم

365
00:28:49,240 --> 00:28:51,520
‫و می‌شنیدم که باهاش تلفنی صحبت می‌کنه

366
00:28:53,040 --> 00:28:55,640
‫و با لحنی باهاش حرف میزد
‫که هرگز نشنیدم با من حرف بزنه

367
00:28:56,760 --> 00:28:59,480
‫لحنی آروم، بامحبت و پر از عشق

368
00:29:03,240 --> 00:29:04,680
‫وقتی ویلیام رو حامله بودم

369
00:29:04,760 --> 00:29:07,400
‫توی ساندرینگهام خودمو از پله‌ها انداختم پایین

370
00:29:40,520 --> 00:29:42,640
‫- اندرو به صوت‌ها گوش کرده؟
‫- آره

371
00:29:42,720 --> 00:29:45,280
‫و یک سری سوال‌های دیگه طرح کرده

372
00:29:46,400 --> 00:29:47,480
‫نظرش چی بود؟

373
00:29:49,320 --> 00:29:50,520
‫بنظرم یکم شوکه شده بود

374
00:29:51,440 --> 00:29:54,760
‫گفت مجبور شده توی کتاب پزشکی
‫کومار و کلارک دنبال پرخوری عصبی بگرده

375
00:29:55,960 --> 00:29:57,040
‫راستشو بخوای

376
00:29:58,160 --> 00:30:01,000
‫منم از یه سری چیزها غافلگیر شدم

377
00:30:06,320 --> 00:30:07,960
‫ایکاش بهم گفته بودی

378
00:30:09,160 --> 00:30:10,160
‫...در مورد

379
00:30:13,120 --> 00:30:14,640
‫تلاش‌هام برای خودکشی؟

380
00:30:15,920 --> 00:30:17,240
‫خیلی متاسفم

381
00:30:19,840 --> 00:30:21,240
‫چرا بهمون زنگ نزدی؟

382
00:30:30,600 --> 00:30:33,320
‫گفت میشه با دوستات صحبت کنه یا نه

383
00:30:33,400 --> 00:30:35,760
‫- چرا؟
‫- چون به انکارپذیری قضیه کمک می‌کنه

384
00:30:35,840 --> 00:30:39,160
‫اگر نشون بده که منابع دیگه‌ای برای
‫این داستان‌ها داره، دیگه پای تو گیر نیست

385
00:30:39,720 --> 00:30:41,640
‫ازشون همون سوال‌هایی
‫ که ازت پرسیدم رو می‌پرسه

386
00:30:41,720 --> 00:30:43,640
‫و اونا هم در مورد این داستان‌ها شهادت میدن

387
00:30:47,880 --> 00:30:48,720
‫باشه

388
00:30:53,840 --> 00:30:55,200
‫می‌تونیم با سو شروع کنیم

389
00:30:55,880 --> 00:30:58,200
‫- سو کیه؟
‫- رایحه‌درمانم

390
00:31:00,680 --> 00:31:02,240
‫و فیلیکس لایل

391
00:31:02,320 --> 00:31:04,240
‫فیلیکس لایل

392
00:31:04,320 --> 00:31:05,560
‫طالع‌بینم

393
00:31:06,720 --> 00:31:10,440
‫و... اونا شنلی تافولو

394
00:31:10,520 --> 00:31:13,120
‫حتما می‌خوای بگی اینم متخصص انرژی درمانیته

395
00:31:14,520 --> 00:31:16,000
‫متخصص طب سوزنیمه

396
00:31:16,520 --> 00:31:19,440
‫و استیون توییگ، متخصص بدنمه

397
00:31:23,000 --> 00:31:24,360
‫مثل یه متخصص استخوان‌درمانه

398
00:31:25,680 --> 00:31:26,680
‫صحیح

399
00:31:35,920 --> 00:31:38,680
‫خوبه، خوبه
‫خیلی خوب داری پیش میری

400
00:31:40,560 --> 00:31:41,640
‫عالیه

401
00:31:48,160 --> 00:31:49,280
‫اینم از این

402
00:31:52,400 --> 00:31:54,320
‫خب، یه طرح اولیه

403
00:31:54,400 --> 00:31:57,400
‫از اساسنامه‌ی خیریه تهیه کردم

404
00:31:59,160 --> 00:32:01,680
‫این‌ها وثیقه‌نامه‌هان

405
00:32:01,760 --> 00:32:03,120
‫و تفاهم‌نامه

406
00:32:03,200 --> 00:32:04,440
‫و این هم بندهای اساسنامه

407
00:32:04,520 --> 00:32:07,600
‫نظرت در مورد کمک‌هزینه‌های تحقیقاتی چیه؟

408
00:32:09,000 --> 00:32:11,200
‫برای تحقیق در مورد سرطان کودکان

409
00:32:12,720 --> 00:32:14,920
‫توی موسسه‌ی بارتس خیلی بهمون لطف کردن

410
00:32:15,440 --> 00:32:17,960
‫تاثیر خیلی مثبتی توی
‫ روزهای آخر زندگی لیونورا داشتن

411
00:32:18,040 --> 00:32:19,880
‫بنظر من که ایده‌ی خوبیه

412
00:32:20,760 --> 00:32:23,760
‫...ثبتش ممکنه یکم کند پیش بره، ولی

413
00:32:23,840 --> 00:32:27,200
‫خب، من با چند تا از مدیران
‫ کمیته‌ی خیریه‌ها رابطه‌ی دوستانه دارم

414
00:32:27,720 --> 00:32:28,960
‫بذار باهاشون صحبت کنم

415
00:32:29,040 --> 00:32:30,040
‫اوهوم

416
00:32:39,360 --> 00:32:44,160
‫می‌دونی، مدت‌ها پیش
‫خواهر مورد علاقه‌ام رو از دست دادم

417
00:32:44,760 --> 00:32:45,760
‫سسیل

418
00:32:46,520 --> 00:32:47,960
‫توی سقوط هواپیما

419
00:32:50,000 --> 00:32:52,600
‫اون زمان یاد گرفتم که غم یعنی چی

420
00:32:54,040 --> 00:32:55,160
‫غم حقیقی

421
00:32:59,680 --> 00:33:03,160
‫که چطور در بدن پخش میشه

422
00:33:04,880 --> 00:33:06,360
‫چطور توش ساکن میشه

423
00:33:08,920 --> 00:33:10,920
‫چطور بخشی از پوستت میشه

424
00:33:12,040 --> 00:33:13,120
‫بخشی از سلول‌هات

425
00:33:16,400 --> 00:33:17,960
‫و اونجا لونه می‌کنه

426
00:33:20,480 --> 00:33:21,480
‫یه خونه‌ی دائمی

427
00:33:27,800 --> 00:33:29,600
‫ولی یاد می‌گیری که باهاش زندگی کنی

428
00:33:32,400 --> 00:33:34,120
‫و دوباره شاد خواهی شد

429
00:33:35,760 --> 00:33:38,000
‫...البته هرگز درست مثل سابق نمیشه، ولی

430
00:33:39,400 --> 00:33:40,920
‫هدف هم همینه، مگه نه؟

431
00:33:42,800 --> 00:33:45,880
‫که راه‌های جدید... پیدا کنیم

432
00:33:49,600 --> 00:33:50,600
‫آره

433
00:34:26,760 --> 00:34:28,200
‫!اوه

434
00:34:32,040 --> 00:34:34,400
‫حالت خوبه؟

435
00:34:34,480 --> 00:34:36,560
‫- توام دیدی؟
‫- یهویی ظاهر شد. دیدی چی شد؟

436
00:35:18,280 --> 00:35:19,280
‫ممنون

437
00:35:19,880 --> 00:35:20,960
‫این حرفا چیه

438
00:35:22,680 --> 00:35:27,000
‫هرچیزی نیاز داشتی، شماره‌ای
‫ که مستقیم به من وصل میشه رو داری

439
00:35:27,520 --> 00:35:30,120
‫لازم نیست از متصدی و این مزخرفات رد بشی

440
00:35:30,680 --> 00:35:34,840
‫راستی، نزدیک بود یادم بره
‫نورتون می‌خواست یه چیزی بهتون بگم

441
00:35:34,920 --> 00:35:38,240
‫ظاهرا، دارن یه کتاب
‫در مورد شاه‌دخت ولز می‌نویسن

442
00:35:38,320 --> 00:35:39,560
‫با همکاری خودش

443
00:35:39,640 --> 00:35:40,960
‫چجور کتابی؟

444
00:35:41,040 --> 00:35:44,480
‫کتابی که توش ادعا می‌کنه
‫خانواده چقدر باهاش بدرفتاری کرده

445
00:35:44,560 --> 00:35:47,200
‫که چطور هیچکس نتونست درکش کنه

446
00:35:47,280 --> 00:35:50,560
‫که چطور همه نسبت به محبوبیت
‫ و موفقیتش حسودی می‌کنن

447
00:35:51,080 --> 00:35:53,720
‫نورتون گفت چندین نفر
‫باهاش تماس گرفتن و گفتن

448
00:35:53,800 --> 00:35:57,960
‫که نویسنده باهاشون تماس گرفته
‫یا با کسی که می‌شناسن تماس گرفته

449
00:35:59,960 --> 00:36:01,360
‫احتمالا فقط شایعه‌ست

450
00:36:02,400 --> 00:36:03,960
‫از نورتون بعیده

451
00:36:07,760 --> 00:36:08,840
‫سلامم رو بهش برسون

452
00:36:09,520 --> 00:36:10,520
‫حتما

453
00:36:30,240 --> 00:36:32,480
‫فکر که نمی‌کنی دو اتفاق به هم مرتبط باشن؟

454
00:36:32,560 --> 00:36:35,720
‫اول تو رو از دوچرخه‌ات میندازن زمین
‫بعد خونه‌ی اندرو رو دزد میزنه؟

455
00:36:35,800 --> 00:36:38,720
‫اولین باری نیست که یکی
‫با وانت سفید منو میندازه توی جوب

456
00:36:38,800 --> 00:36:42,200
‫و روزانه توی لندن صدها خونه رو دزد میزنه

457
00:36:42,280 --> 00:36:44,320
‫بعلاوه، چیزی دزدیده نشده

458
00:36:44,400 --> 00:36:47,600
‫جواب اینو نمیدم
‫دیگه هرگز با این تلفن صحبت نمی‌کنم

459
00:36:47,680 --> 00:36:50,880
‫امروز صبح یه صدای کلیک
‫روی خط شنیدم، از طرف خودمون

460
00:36:51,560 --> 00:36:52,400
‫پاتریک

461
00:37:01,000 --> 00:37:02,160
‫جفسون هستم

462
00:37:03,840 --> 00:37:05,200
‫مایلز، بعدالظهرت بخیر

463
00:37:07,600 --> 00:37:09,520
‫صحیح، البته

464
00:37:10,720 --> 00:37:12,200
‫حتما باهاتون تماس می‌‌گیریم

465
00:37:13,880 --> 00:37:17,360
‫مایلز هانت‌دیویس بود
‫منشی خصوصی دوک ادینبرا

466
00:37:17,440 --> 00:37:19,880
‫درخواست کرده هرچه زودتر
‫با شما دیدار کنه

467
00:37:24,800 --> 00:37:27,840
‫سه مایل دورتر از کسلدرگ در شهرستان تایرون

468
00:37:27,920 --> 00:37:30,120
‫جایی که دو تروریست درحالیکه قصد داشتن

469
00:37:30,200 --> 00:37:32,120
‫یکی از اعضای هنگ سلطنتی ایرلند رو

470
00:37:32,200 --> 00:37:33,840
‫مورد حمله قرار بدن، توسط نیروهای امنیتی

471
00:37:38,120 --> 00:37:41,360
‫در ساعات اولیه‌ی صبح فراری داده شدند

472
00:37:41,440 --> 00:37:43,960
‫بر اساس بیانیه‌ی پلیس
‫...درگیری شدید مسلحانه‌

473
00:38:19,440 --> 00:38:20,440
‫خب

474
00:38:21,480 --> 00:38:24,480
‫چند وقتی میشه که
‫به کاخ کنزینگتون نیومده بودم

475
00:38:25,000 --> 00:38:26,520
‫ تبعیدگاه جذامی‌ها

476
00:38:27,280 --> 00:38:28,680
‫این اسمو روش گذاشتی؟

477
00:38:30,360 --> 00:38:34,840
‫بنظر من که انباریه که توش
‫خاله و عمه‌های پیر دیوونه رو می‌ذاریم

478
00:38:37,080 --> 00:38:41,440
‫که تمام مدت رفت‌و‌آمدهای همدیگه رو
‫از پشت پرده‌های توری زیر نظر دارن

479
00:38:45,200 --> 00:38:46,920
‫اصلا حریم شخصی‌ای داری؟

480
00:38:47,880 --> 00:38:49,480
‫- اصلا
‫- وحشتناکه

481
00:38:50,000 --> 00:38:52,440
‫چون حریم شخصی مهمه، مگه نه؟

482
00:38:53,880 --> 00:38:54,880
‫بله

483
00:38:56,000 --> 00:38:57,280
‫رازداری هم همینطور

484
00:39:01,920 --> 00:39:04,640
‫بنظرم برای همین امروز به دیدنت اومدم

485
00:39:05,600 --> 00:39:06,600
‫بفرمایید

486
00:39:08,000 --> 00:39:09,760
‫اگر مشکلی نیست ترجیح میدم نشینم

487
00:39:18,360 --> 00:39:21,000
‫آره، گاهی می‌تونم پیرمرد سرد و یک‌دنده‌ای باشم

488
00:39:21,920 --> 00:39:24,000
‫ولی تو همیشه برام عزیز بودی

489
00:39:24,920 --> 00:39:28,720
‫شاید چون جوونی
‫شاید چون زن زیبایی هستی

490
00:39:30,280 --> 00:39:33,400
‫شاید چون اکثر اوقات
‫ناراحتی‌هات از شوهرت رو درک می‌کنم

491
00:39:35,280 --> 00:39:38,360
‫همیشه می‌خواستم ازت محافظت کنم

492
00:39:39,680 --> 00:39:41,960
‫ازت خوشم میومد. خب، بالاخره به زبونش آوردم

493
00:39:43,640 --> 00:39:46,200
‫پس وقتی می‌بینم داری
‫توی تصمیماتت اشتباه می‌کنی

494
00:39:46,960 --> 00:39:49,920
‫می‌خوام به سمتت خم بشم و بهت یادآوری کنم

495
00:39:50,600 --> 00:39:52,000
‫که من طرف توام

496
00:39:53,960 --> 00:39:55,280
‫منظورم از این حرفا چیه؟

497
00:39:56,560 --> 00:39:58,440
‫تو دیگه عضو تازه‌کار خانواده نیستی

498
00:39:59,240 --> 00:40:02,440
‫دیگه گذشت اون زمان
‫که به ما به چشم یه خانواده نگاه می‌کردی

499
00:40:02,520 --> 00:40:05,080
‫مردم اوایل همین اشتباه رو می‌کنن

500
00:40:05,160 --> 00:40:08,280
‫ولی بنظر من که درک می‌کنی
‫تمام این‌ها یک سیستمه

501
00:40:09,360 --> 00:40:10,960
‫و همه‌ی ما توی این سیستم هستیم

502
00:40:11,600 --> 00:40:14,400
‫تو، من، رئیس

503
00:40:15,080 --> 00:40:18,240
‫عموزاده‌ها، عموها، عمه‌ها

504
00:40:18,800 --> 00:40:20,480
‫جذامی‌ها

505
00:40:21,240 --> 00:40:23,200
‫چه خوب چه بد

506
00:40:23,280 --> 00:40:24,800
‫هممون توش گیر کردیم

507
00:40:25,840 --> 00:40:28,320
‫و نمی‌تونیم همینطور ناراحتی‌هامون رو بروز بدیم

508
00:40:28,400 --> 00:40:31,800
‫و مثل خانواده‌های معمولی مثل بمب بترکیم

509
00:40:32,760 --> 00:40:35,440
‫وگرنه به چیزی خیلی بزرگ‌تر

510
00:40:35,520 --> 00:40:37,840
‫و خیلی مهم‌تر صدمه می‌زنیم

511
00:40:39,760 --> 00:40:40,760
‫به خود سیستم

512
00:40:43,680 --> 00:40:46,160
‫پس توصیه‌ای که می‌خوام بهت بکنم اینه

513
00:40:47,640 --> 00:40:51,000
‫فقط... فقط یکم خلاقیت به خرج بده

514
00:40:53,560 --> 00:40:57,720
‫هر چند تا قانون خواستی می‌تونی بشکنی
‫هرکاری دلت خواست می‌تونی بکنی

515
00:40:58,920 --> 00:41:03,240
‫هر رابطه‌ای برای شاد بودنت
‫ لازمه می‌تونی داشته باشی

516
00:41:04,200 --> 00:41:06,720
‫ولی تا وقتیکه یک شرط رو یادت باشه

517
00:41:07,640 --> 00:41:08,920
‫یک قانون

518
00:41:10,480 --> 00:41:14,840
‫به شوهر و به خانواده‌ات وفادار باقی می‌مونی

519
00:41:15,440 --> 00:41:16,560
‫در ملاعام

520
00:41:19,520 --> 00:41:20,720
‫یعنی ساکت باشم؟

521
00:41:20,800 --> 00:41:21,800
‫آره

522
00:41:24,160 --> 00:41:25,480
‫قایق رو تکون نده

523
00:41:31,480 --> 00:41:32,480
‫صحیح

524
00:41:33,000 --> 00:41:34,000
‫هیچوقت

525
00:41:35,680 --> 00:41:36,880
‫تا زمان مرگ

526
00:41:49,840 --> 00:41:51,160
‫چرا چیزی نمیگی

527
00:41:54,120 --> 00:41:56,080
‫فکر نکنم چیزی برای گفتن باشه

528
00:42:00,360 --> 00:42:04,040
‫پس بنظرم این عاقلانه‌ترین حرفی بود
‫که تابحال شنیدم بزنی

529
00:42:44,840 --> 00:42:46,080
‫مشکلی درست نمی‌کنه

530
00:42:48,200 --> 00:42:49,320
‫خوبه

531
00:42:49,400 --> 00:42:50,520
‫آره

532
00:42:51,800 --> 00:42:54,840
‫بهش گفتم اگر یکم عاقل‌تر بود

533
00:42:56,080 --> 00:42:57,720
‫یکم بیشتر استراتژی به‌ خرج میداد

534
00:42:57,800 --> 00:43:01,080
‫می‌تونه توی این سیستم
‫...هر شادی‌ای که می‌خواد پیدا کنه

535
00:43:02,280 --> 00:43:04,200
‫بدون اینکه هیچکس بفهمه

536
00:43:05,760 --> 00:43:07,520
‫بنظرت راه‌حل کار اینه؟

537
00:43:08,680 --> 00:43:12,120
‫که شوهرها و زن‌ها از همدیگه راز نگه دارن؟

538
00:43:12,200 --> 00:43:14,520
‫راز؟ این کلمه‌ی چندان خوبی نیست

539
00:43:15,480 --> 00:43:16,480
‫...نه

540
00:43:17,520 --> 00:43:21,520
‫نه، منظورم اینه که، اگر آدما
‫یکم باملاحظه‌تر بودن

541
00:43:21,600 --> 00:43:24,920
‫یکم پخته‌تر بودن
‫یکم مراقب‌تر بودن

542
00:43:25,960 --> 00:43:29,280
‫می‌تونه مثل چسبی باشه
‫که همه چیز رو پیش هم نگه میداره

543
00:43:32,400 --> 00:43:35,240
‫آخه می‌دونی، بنظر من در ازدواج
‫آدم باید هدفش این باشه که

544
00:43:35,760 --> 00:43:39,200
‫بدون هیچ راز و دردسری زندگی کنه

545
00:43:39,280 --> 00:43:42,160
‫آره، خب، این شخصیت توئه

546
00:43:42,840 --> 00:43:47,560
‫و فقط این نیست که هروقت یه جای کار میلنگه
‫هر زن یا شوهری می‌تونه حسش کنه

547
00:43:47,640 --> 00:43:51,360
‫بلکه درنهایت، مهم نیست
‫که من چی در مورد تو می‌دونم

548
00:43:52,160 --> 00:43:54,040
‫یا تو چی در مورد من می‌دونی

549
00:43:54,680 --> 00:43:56,280
‫بلکه مهم اینه که خدا چی می‌‌دونه

550
00:43:57,800 --> 00:43:59,120
‫در مورد همه‌ی ما

551
00:44:00,160 --> 00:44:02,640
‫بنظر من که بعضی شب‌ها میره مرخصی

552
00:44:10,560 --> 00:44:12,000
‫شب بخیر

553
00:44:12,080 --> 00:44:13,080
‫شب بخیر

554
00:44:35,480 --> 00:44:39,480
‫امشب، اندرو نورتون با ماست
‫متخصص اخبار سلطنتی سابق

555
00:44:39,560 --> 00:44:42,600
‫و حالا نویسنده‌ی کتابی
‫که همه در موردش صحبت می‌کنن

556
00:44:43,200 --> 00:44:45,240
‫- اندرو، بعدالظهرت بخیر
‫- بعدالظهر بخیر

557
00:44:45,320 --> 00:44:47,640
‫برای هرکسی که از دنیا بی‌خبره

558
00:44:47,720 --> 00:44:50,056
‫و نمی‌دونه، میشه
‫بهمون بگی کتابت در مورد چیه

559
00:44:50,080 --> 00:44:53,080
‫کتاب من یک بازگویی صمیمانه
‫ از زندگی شاه‌دخت دایاناست

560
00:44:53,160 --> 00:44:55,280
‫تلاشی برای بازگویی این داستان که زندگی‌اش

561
00:44:55,360 --> 00:44:57,960
‫و مهم‌تر از اون ازدواجش، واقعا چه وضعیتی داره

562
00:44:58,480 --> 00:45:01,960
‫و حقیقت اینه که
‫پشت ظاهر پرزرق‌و‌برقش

563
00:45:02,040 --> 00:45:04,440
‫زنی رو داریم که از ته دل ناراضیه

564
00:45:04,520 --> 00:45:06,600
‫که در کتابی که ظاهرا از زبون خود دایاناست

565
00:45:06,680 --> 00:45:09,440
‫اون رو با جزئیات دقیق بیان می‌کنین

566
00:45:09,520 --> 00:45:12,720
‫ولی ادعا می‌کنین که
‫در نوشتنش هیچ دخالتی نداشته

567
00:45:12,800 --> 00:45:16,280
‫بطور قاطعانه میگم که با شاه‌دخت مصاحبه نکردم

568
00:45:16,360 --> 00:45:20,560
‫ولی با دوستان، اطرافیان و هرکسی
‫ که حاضر به حرف زدن بود حرف زدم

569
00:45:20,640 --> 00:45:24,160
‫خیلی‌هاشون نه فقط مایل بودن، بلکه
‫شدیدا می‌خواستن به دنیا بگن واقعیت چیه

570
00:45:24,240 --> 00:45:26,600
‫و منظورمون واقعا کل دنیاست

571
00:45:26,640 --> 00:45:30,000
‫چون این کتاب داره
‫ همه‌جور رکورد چاپی رو می‌شکنه

572
00:45:30,080 --> 00:45:32,640
‫در فرانسه، هلند، آلمان، ژاپن

573
00:45:32,720 --> 00:45:35,840
‫و داره شما رو حسابی پولدار می‌کنه

574
00:45:35,920 --> 00:45:38,840
‫احساس گناه یا مسئولیتی بابت

575
00:45:38,920 --> 00:45:41,960
‫انداختن خانواده‌ی سلطنتی در این بحران ندارین؟

576
00:45:42,040 --> 00:45:45,640
‫حقیقتشو بخواین، بنظر من خانواده‌ی سلطنتی
‫ خودش خودش رو میندازه توی بحران

577
00:45:45,720 --> 00:45:49,600
‫می‌دونستن با ازدواج با دایانا دارن
‫چیکار می‌کنن، می‌دونستن آدم آسیب‌پذیریه

578
00:45:49,680 --> 00:45:51,800
‫می‌دونستن کودکی سختی داشته

579
00:45:53,360 --> 00:45:57,280
‫می‌دونستن به عشق
‫امنیت و اطمینان احتیاج داره

580
00:45:58,720 --> 00:46:00,800
‫ولی آیا این‌ها رو بهش دادن؟ خیر

581
00:46:01,400 --> 00:46:03,440
‫دقیقا برعکسش رو بهش دادن

582
00:46:03,520 --> 00:46:04,840
‫پس نمی‌تونن تعجب کنن

583
00:46:04,920 --> 00:46:07,760
‫که چرا می‌خواد مردم بفهمن
‫که دلیل نارضایتیش چی بوده

584
00:46:08,560 --> 00:46:10,520
‫خب، حالا به کجا رسیدیم؟

585
00:46:10,600 --> 00:46:13,480
‫به یکی از اون لحظات مداومی رسیدیم

586
00:46:13,560 --> 00:46:16,400
‫که خانواده‌ی سلطنتی توی یک بحران واقعیه

587
00:46:17,040 --> 00:46:21,240
‫ولی در زمانی که آتش‌بس شکننده‌ی بین دایانا
‫و خانواده‌ی سلطنتی به وضوح کارساز نیست

588
00:46:21,760 --> 00:46:23,720
‫بجز آتش‌بس، دو راه دیگه هست

589
00:46:24,240 --> 00:46:27,600
‫یا با مذاکره‌، به یک صلح طولانی‌ مدت میرسی

590
00:46:27,680 --> 00:46:31,960
‫که... بعید می‌دونم رخ بده
‫هر دو طرف زیادی در لاک دفاعی فرو رفته

591
00:46:33,120 --> 00:46:35,160
‫یا درگیری رو افزایش میدی

592
00:46:36,160 --> 00:46:37,360
‫افزایش به چه سمتی؟

593
00:46:37,920 --> 00:46:39,120
‫جنگ تمام عیار

594
00:46:39,920 --> 00:46:42,600
‫که، متاسفانه، بنظر میاد
‫به همین سمت داره میره

595
00:46:45,624 --> 00:46:51,624
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

596
00:46:56,200 --> 00:47:11,500
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

