1
00:00:35,720 --> 00:00:40,400
‫افراد گروهان سرفراز توپخانه، آتش!

2
00:00:45,160 --> 00:00:48,400
‫به ندرت اتفاق میفته که ملکه الیزابت دوم
‫در برابر دنیا...

3
00:00:48,480 --> 00:00:50,480
‫خصوصی‌‌ترین افکار و احساساتش رو نشون بده،

4
00:00:51,280 --> 00:00:55,480
‫اما امروز در موقع ضیافت ناهار توی گیلدهال
‫برای گرامیداشت چهلمین سالگرد سلطنتش...

5
00:00:55,560 --> 00:00:57,160
‫اون دقیقا چنین کاری کرد.

6
00:00:57,240 --> 00:01:00,320
‫لطفا به احترام علیاحضرت ملکه بایستید!

7
00:01:03,280 --> 00:01:05,760
‫هنوز صداش به دلیل استنشاق دود...

8
00:01:05,840 --> 00:01:07,960
‫و یک سرماخوردگی گرفته بود،

9
00:01:08,040 --> 00:01:11,280
‫اون به طرز بی‌سابقه‌ای احساس
‫ناراحتی و پشیمانی شخصی صریح رو...

10
00:01:11,360 --> 00:01:14,160
‫از خودش بروز داد.

11
00:01:15,840 --> 00:01:19,920
‫اعتراف صریح به شکست و
‫یک سال ناگوار برای خانواده‌ی سلطنتی...

12
00:01:20,000 --> 00:01:22,680
‫می‌تونه به عنوان یه تقاضا برای
‫دلسوزی و بخشش در نظر گرفته بشه...

13
00:01:22,760 --> 00:01:27,080
‫بعد از ۱۲ ماهی که تنها توصیف
‫مناسب براش پرآشوب هست.

14
00:01:28,200 --> 00:01:30,920
‫اما اگر علیاحضرت به دنبال...

15
00:01:31,000 --> 00:01:35,440
‫دلسوزی و بخشش عمومی بود،
‫شاید در رسیدن به هدفش ناموفق بوده.

16
00:02:39,541 --> 00:02:41,341
[تاج]

17
00:02:42,581 --> 00:02:45,941
[آنوس هوریبلس]

18
00:02:51,965 --> 00:02:55,965
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

19
00:03:45,000 --> 00:03:46,640
‫این آهنگ "با من بمان" بود...

20
00:03:46,720 --> 00:03:49,400
‫که توسط گروه کر کالج کینگ کمبریج
‫اجرا شد...

21
00:03:49,480 --> 00:03:51,400
‫و رهبر اونا استیون کلیبری بود،

22
00:03:51,480 --> 00:03:55,360
‫این آهنگ توسط مهمان امروز والاحضرت همایونی
‫شاهدخت مارگارت انتخاب شده.

23
00:03:56,040 --> 00:03:59,200
‫چرا این آهنگ رو انتخاب کردین؟
‫اهمیتش به چه دلیله؟

24
00:03:59,760 --> 00:04:02,280
‫این یه سرود مذهبیه، برای همین فکر کنم...

25
00:04:02,360 --> 00:04:04,480
‫اهمیتش بدیهیه.

26
00:04:05,720 --> 00:04:06,840
‫ایمانم.

27
00:04:08,160 --> 00:04:12,120
‫بدون ایمان، شما تسلیم میشین،
‫و من تسلیم نشدم.

28
00:04:12,640 --> 00:04:15,840
‫ایمان همیشه در هر تصمیمی
‫که گرفتم نقش داشته.

29
00:04:16,600 --> 00:04:19,720
‫توی زندگی سلطنتی و شخصی‌تون
‫هم نقش داشته؟

30
00:04:20,720 --> 00:04:25,080
‫وقتی خواهری دارین که
‫رئیس عالی کلیسای انگلستان...

31
00:04:25,160 --> 00:04:26,920
‫و مدافع ایمانه...

32
00:04:27,000 --> 00:04:30,880
‫گاهی اوقات جدا کردن این دو از هم
‫کمی سخت میشه.

33
00:04:33,480 --> 00:04:35,240
‫آهنگ بعدی چیه؟

34
00:05:23,440 --> 00:05:24,440
‫کافیه.

35
00:05:25,640 --> 00:05:26,960
‫گفتم کافیه!

36
00:05:31,920 --> 00:05:33,040
‫احمق.

37
00:05:44,800 --> 00:05:47,760
‫این قطعه‌ای از آهنگ "دریاچه‌ی قو"‌
‫از چایکوفسکی بود...

38
00:05:47,840 --> 00:05:50,040
‫که توسط ارکستر سمفونی لندن اجرا شد،

39
00:05:50,120 --> 00:05:51,960
‫که توسط آندره‌ی پروین رهبری میشد.

40
00:05:53,200 --> 00:05:55,040
‫و اهمیت اون چی بود؟

41
00:05:56,360 --> 00:06:00,240
‫خب، من همیشه علاقه‌ی زیادی
‫به رقص باله داشتم.

42
00:06:01,560 --> 00:06:04,480
‫چیزهایی هستن که کلمات
‫از بیانشون قاصرن،

43
00:06:04,560 --> 00:06:07,920
‫و رقص زبان خودش رو داره.

44
00:06:08,000 --> 00:06:10,520
‫و البته من قبلا از رقصیدن لذت می‌بردم.

45
00:06:10,600 --> 00:06:12,200
‫ولی هیچ وقت رقص باله رو امتحان نکردم.

46
00:06:12,280 --> 00:06:14,600
‫در طی این سال‌ها همتای رقص
‫مورد علاقه‌ای داشتین؟

47
00:06:14,680 --> 00:06:16,920
‫قطعا چنین چیزی رو افشا نمی‌کنم.

48
00:06:19,080 --> 00:06:22,320
‫در هر صورتی، چنین فعالیت‌هایی
‫به درد جوون‌ها میخوره.

49
00:06:23,360 --> 00:06:25,400
‫آدم همیشه خاطراتش یادش میمونه.

50
00:06:25,960 --> 00:06:27,800
‫در مورد انتخاب بعدیتون به ما بگین.

51
00:06:30,840 --> 00:06:34,160
‫آهنگ "استارداست" از هوگی کارمایکل.

52
00:06:34,760 --> 00:06:36,640
‫شما خودتون پیانو می‌نوازید.

53
00:06:36,720 --> 00:06:39,400
‫بله، من از سن پایین‌ آموزش دیدم.

54
00:06:40,520 --> 00:06:44,800
‫خواهر من در مورد تاریخ مشروطه آموزش دید...

55
00:06:44,880 --> 00:06:47,640
‫و من در مورد پیانو آموزش دیدم.

56
00:06:48,960 --> 00:06:50,560
‫موسیقی عشق اول شماست؟

57
00:06:53,920 --> 00:06:56,840
‫یه نفر ممکنه عشق‌های اول زیادی داشته باشه.

58
00:06:58,480 --> 00:07:00,440
‫وقتی یه نفر به سن خاصی میرسه...

59
00:07:00,520 --> 00:07:04,440
‫چاره‌ای جز سنجش دلش نداره.

60
00:07:04,520 --> 00:07:05,640
‫یه بررسی.

61
00:07:05,720 --> 00:07:09,320
‫و همه‌ی اون عشق‌ها...

62
00:07:09,880 --> 00:07:12,840
‫و رویاها و علایق جوونی رو...

63
00:07:12,920 --> 00:07:15,360
‫در چارچوب زندگی در نظر می‌گیره.

64
00:07:15,440 --> 00:07:18,000
‫و این‌که بفهمیم چی باقی مونده
‫خیلی جالبه.

65
00:07:18,520 --> 00:07:21,720
‫چیزهایی موندن و عشق‌های پردوام شدن...

66
00:07:23,200 --> 00:07:24,440
‫و بعضی چیزها ناپدید شدن...

67
00:07:24,520 --> 00:07:27,880
‫و می‌فهمی که اونا اصلا عشق واقعی نبودن.

68
00:07:27,960 --> 00:07:29,240
‫خوشبختانه...

69
00:07:30,160 --> 00:07:35,080
‫موسیقی توی زندگی من یه عشق ثابت بوده،
‫و من انتظار دارم که همین‌طور هم بمونه.

70
00:07:35,160 --> 00:07:39,240
‫این آهنگ نهایی معنای خاصی
‫برای شما داره؟

71
00:07:39,800 --> 00:07:42,240
‫این معنای خاصی داره، بله.

72
00:07:42,320 --> 00:07:43,600
‫و اون معنا چیه؟

73
00:07:44,280 --> 00:07:46,000
‫ناگفته بمونه بهتره.

74
00:07:47,480 --> 00:07:50,720
‫این آهنگ "استارداست"
‫از هوگی کارمایکل هست.

75
00:09:39,080 --> 00:09:44,200
‫مارگارت عزیز این نامه ممکنه برای تو
‫به جای یه غافلگیری خوشایند...

76
00:09:44,280 --> 00:09:46,400
‫یه مزاحمت ناخوشایند باشه.

77
00:09:46,480 --> 00:09:49,480
‫من نقشه دارم بعد از مدت‌ها
‫از ایل‌دوفرانس بیام به لندن سر بزنم...

78
00:09:49,560 --> 00:09:52,760
‫و می‌خواستم بدونم که تو برنامه‌ای داری...

79
00:09:52,840 --> 00:09:56,160
‫که هفته‌ی بعد به مهمونی
‫کالدونین کلاب بیای.

80
00:09:56,240 --> 00:09:59,840
‫"برای‌ خدمه‌ای که روی کشتی
‫اچ‌ام‌اس ونگارد خدمت کردن."

81
00:10:00,520 --> 00:10:03,400
‫پیتر تاونسند.

82
00:10:03,480 --> 00:10:04,480
‫بله.

83
00:10:05,120 --> 00:10:07,480
‫آخرین باری که ازش خبر گرفتی کی بود؟

84
00:10:07,560 --> 00:10:11,240
‫فکر کنم ۳۵ سال پیش بود.

85
00:10:11,760 --> 00:10:15,120
‫کشتی اچ‌ام‌اس ونگارد
‫جایی نبود که تو و پیتر...

86
00:10:15,200 --> 00:10:16,360
‫عاشق هم شدین؟

87
00:10:17,560 --> 00:10:19,760
‫مطمئن نیستم از اولش عشق بوده باشه.

88
00:10:20,640 --> 00:10:22,280
‫معلومه که عشق بوده.

89
00:10:23,840 --> 00:10:25,600
‫در نگاه اول.

90
00:10:26,120 --> 00:10:27,240
‫هر جور راحتی اسمشو بذار.

91
00:10:28,960 --> 00:10:30,680
‫همین‌طور راحتم.

92
00:10:30,760 --> 00:10:32,200
‫عشق زندگیم.

93
00:10:33,000 --> 00:10:34,880
‫تور آفریقای جنوبی.

94
00:10:34,960 --> 00:10:38,320
‫اولین باری که یکی از ما خارج از کشور بوده،
‫فکر کنم...

95
00:10:38,400 --> 00:10:39,480
‫سال ۱۹۴۷ بود.

96
00:10:40,000 --> 00:10:43,000
‫فلیپ تازه خواستگاری کرده بود.
‫من گفتم "بله، با کمال میل."

97
00:10:43,080 --> 00:10:46,000
‫بابا گفت "نه به این زودی."
‫ما رو به یه تور ۳ ماهه فرستاد.

98
00:10:46,080 --> 00:10:48,520
‫امیدوار بود تو سر عقل بیای.

99
00:10:48,600 --> 00:10:49,760
‫عمرا.

100
00:10:51,080 --> 00:10:53,280
‫در همون حین من داشتم عقلم رو
‫از دست می‌دادم...

101
00:10:53,360 --> 00:10:56,720
‫و صبح‌های زود با اصطبل‌چی جذاب بابا
‫می‌رفتم سواری.

102
00:10:56,800 --> 00:11:00,720
‫بله. اصطبل‌چی جذاب متاهلش.

103
00:11:01,640 --> 00:11:03,880
‫پیتر سوارکار خیلی خوبی بود.

104
00:11:07,520 --> 00:11:08,520
‫موافقم.

105
00:11:11,040 --> 00:11:12,080
‫خب،

106
00:11:13,160 --> 00:11:14,760
‫به نظرت اون چی میخواد؟

107
00:11:16,960 --> 00:11:20,200
‫حتما نزدیک هشتاد سالش شده.
‫و خیلی وقته که ازدواج کرده.

108
00:11:20,840 --> 00:11:21,880
‫بله.

109
00:11:21,960 --> 00:11:23,560
‫ازدواج خوبی هم داشت اون‌طور که شنیدم.

110
00:11:25,160 --> 00:11:26,360
‫بچه‌دار هم شده.

111
00:11:27,600 --> 00:11:28,840
‫نوه‌دار هم شده.

112
00:11:36,880 --> 00:11:37,880
‫می‌خوای بری؟

113
00:11:39,120 --> 00:11:40,200
‫شاید برم.

114
00:11:43,120 --> 00:11:44,360
‫چرا؟ چه فرقی برای تو داره؟

115
00:12:22,400 --> 00:12:24,200
‫والاحضرت همایونی، شاهزاده اندرو.

116
00:12:24,280 --> 00:12:25,280
‫مامان.

117
00:12:25,800 --> 00:12:26,920
‫عزیزم.

118
00:12:31,480 --> 00:12:33,200
‫ممنون که با این ملاقات موافقت کردی.

119
00:12:33,720 --> 00:12:35,680
‫ازشون خواستم چای بیارن.

120
00:12:36,200 --> 00:12:38,240
‫شاید بهتره چیز قوی‌تری بنوشی.

121
00:12:39,200 --> 00:12:40,200
‫من...

122
00:12:40,960 --> 00:12:43,160
‫من اومدم در مورد ازدواجم حرف بزنم.

123
00:12:44,280 --> 00:12:48,440
‫مسئله این‌جاست که من به‌خاطر قضیه‌ی وایت
‫تا حدودی دلم برای اون می‌سوزه.

124
00:12:49,320 --> 00:12:53,520
‫اون عیب‌هایی داشت، آمریکایی بود دیگه،

125
00:12:54,040 --> 00:12:56,040
‫اما به قدری با نیروی دریایی
‫به ماموریت رفتم...

126
00:12:56,120 --> 00:12:58,560
‫که برام غافلگیر کننده نیست
‫سارا احساس کنه کمی نادیده گرفته شده.

127
00:12:58,640 --> 00:13:02,000
‫با همه‌ی این تفاسیر
‫استیو مرد خیلی محترمی بود.

128
00:13:02,080 --> 00:13:03,800
‫که با همسرت رابطه داشت.

129
00:13:03,880 --> 00:13:05,360
‫دیگه نداره، مامان.

130
00:13:05,960 --> 00:13:06,960
‫اون دیگه نیست.

131
00:13:08,200 --> 00:13:09,200
‫تموم شد.

132
00:13:10,360 --> 00:13:11,360
‫برای همیشه.

133
00:13:12,120 --> 00:13:13,560
‫اما الان پای کس دیگه‌ای در میونه.

134
00:13:14,240 --> 00:13:17,280
‫یه مشاور مالی، جان برایان.

135
00:13:17,360 --> 00:13:18,920
‫وای، ای خدا.

136
00:13:19,000 --> 00:13:22,360
‫که منجر به گرفته شدن عکس‌های بیشتری شده.

137
00:13:22,920 --> 00:13:23,920
‫عکس چی؟

138
00:13:24,000 --> 00:13:25,600
‫نمی‌خوای بدونی.

139
00:13:27,000 --> 00:13:30,440
‫توی‌ سن‌تروپه. یه کاری
‫می‌کردن که حتی قابل وصف نیست.

140
00:13:30,520 --> 00:13:32,560
‫حق با توئه. من نمی‌خوام بدونم.

141
00:13:32,640 --> 00:13:34,120
‫اون داشت انگشت‌های پای سارا رو
‫می‌مکید، مامان.

142
00:13:35,480 --> 00:13:36,360
‫چی؟

143
00:13:36,440 --> 00:13:37,480
‫همینو بگو!

144
00:13:38,080 --> 00:13:40,520
‫بعضی‌ها هر از گاهی به من میگن
‫پامو فرو کنم توش...

145
00:13:40,600 --> 00:13:42,640
‫حداقل من پامو توی دهن یه نفر نمی‌کنم.

146
00:13:43,280 --> 00:13:44,560
‫می‌تونی تصورش کنی؟

147
00:13:44,640 --> 00:13:45,800
‫پاشو کرده تو دهن اون.

148
00:13:46,760 --> 00:13:49,160
‫اگه این‌قدر گرسنه‌اش بوده،
‫می‌تونسته ساندویچ سفارش بده.

149
00:13:49,240 --> 00:13:51,280
‫- یا یه کفی کفش.
‫- کفی کفش!

150
00:13:51,360 --> 00:13:53,480
‫عالی بود.

151
00:14:00,200 --> 00:14:01,480
‫این...

152
00:14:01,560 --> 00:14:04,080
‫تحقیرشه که منو اذیت می‌کنه.

153
00:14:06,160 --> 00:14:07,640
‫برای همینه که این بار...

154
00:14:08,800 --> 00:14:11,000
‫من هیچ چاره‌ای برام نمونده که...

155
00:14:12,200 --> 00:14:13,680
‫به کلمه‌ای‌ که با "دی"
‫شروع میشه اشاره کنم.

156
00:14:15,040 --> 00:14:16,080
‫دیپلماسی؟

157
00:14:16,600 --> 00:14:17,880
‫تنش‌زدایی؟

158
00:14:17,960 --> 00:14:20,880
‫زیاده‌رویه که بگم "وظیفه"؟

159
00:14:21,720 --> 00:14:23,120
‫طلاق، مامان.

160
00:14:23,200 --> 00:14:25,040
‫اوه، عزیزم.

161
00:14:25,120 --> 00:14:26,480
‫دیگه بسشه.

162
00:14:28,600 --> 00:14:29,920
‫و من اونو سرزنش نمی‌کنم.

163
00:14:31,600 --> 00:14:33,840
‫- خودمون رو سرزنش می‌کنم.
‫- چی؟

164
00:14:33,920 --> 00:14:37,200
‫وقتی ما سارا رو به خانواده آوردیم
‫می‌دونستیم داریم وارد چی میشیم.

165
00:14:37,280 --> 00:14:41,520
‫همه خیلی موافق بودن. تو بیشتر از همه.

166
00:14:42,040 --> 00:14:43,040
‫بله.

167
00:14:43,600 --> 00:14:45,560
‫اون مثل یه بوی خوش بود.

168
00:14:46,160 --> 00:14:48,920
‫امروزی، قابل درک، جالب،

169
00:14:49,920 --> 00:14:51,920
‫- چه خنده‌ای داشت.
‫- خیلی واگیردار بود.

170
00:14:52,000 --> 00:14:53,000
‫بله.

171
00:14:54,800 --> 00:14:56,720
‫اما این کاریه که ما
‫توی این خانواده می‌کنیم.

172
00:14:57,240 --> 00:14:58,960
‫هر کسی که متفاوته رو نابود می‌کنیم.

173
00:14:59,960 --> 00:15:00,960
‫البته نه اولش.

174
00:15:01,000 --> 00:15:03,560
‫اولش به خودمون میگیم که اونا
‫چه‌قدر برای سیستم خوب هستن.

175
00:15:04,200 --> 00:15:07,640
‫اونا راه نجات ما هستن،‌ سلاح مخفی‌مون.

176
00:15:08,520 --> 00:15:11,160
‫باعث میشن ما امروزی‌تر و معمولی‌تر
‫به نظر بیایم.

177
00:15:11,240 --> 00:15:14,000
‫انسان‌تر.

178
00:15:15,320 --> 00:15:18,760
‫و باز درس‌های دردناکی گرفتیم.

179
00:15:19,400 --> 00:15:25,400
‫که هر کسی که شخصیت،
‫اصالت،‌ هوش و استعداد داره...

180
00:15:26,400 --> 00:15:28,000
‫توی این سیستم جایی نداره.

181
00:15:30,920 --> 00:15:34,680
‫پیتر عزیز. خیلی خوشحال شدم که
‫دوباره با من حرف زدی،

182
00:15:34,760 --> 00:15:37,440
‫و من مشتاقم که
‫در تاریخ هفتم تو رو ببینم

183
00:15:38,280 --> 00:15:43,120
‫می‌تونستم بگم دنبال یه زن کوچولوی
‫۶۰ ساله‌ی چروکیده بگرد،

184
00:15:43,200 --> 00:15:45,680
‫اما خوشبختانه گذشت زمان
‫اصلا روی من تاثیری نداشته،

185
00:15:45,760 --> 00:15:51,080
‫و من از آخرین ملاقاتمون در سال ۱۹۵۵
‫هیچ تغییری نکردم.

186
00:16:11,440 --> 00:16:13,640
‫مارگارت!

187
00:16:13,720 --> 00:16:15,720
‫- مارتین.
‫- والاحضرت.

188
00:16:15,800 --> 00:16:17,400
‫از این طرف.

189
00:16:18,080 --> 00:16:20,800
‫شاید یادتون باشه که
‫توی تور همراه ما بودین.

190
00:16:20,880 --> 00:16:22,800
‫- چه خوب که دوباره دیدمت.
‫- همچنین.

191
00:16:22,880 --> 00:16:24,200
‫راجر کارتر.

192
00:16:27,760 --> 00:16:29,680
‫هارولد آرمسترانگ اسکات.

193
00:16:30,320 --> 00:16:32,240
‫- چه‌قدر خوب که دوباره می‌بینمت.
‫- همچنین.

194
00:16:32,320 --> 00:16:34,520
‫- مارکوس مور.
‫- بانو.

195
00:16:35,280 --> 00:16:39,440
‫و اصطبل‌چی سابق اعلاحضرت پادشاه.

196
00:16:41,400 --> 00:16:42,560
‫والاحضرت.

197
00:16:44,560 --> 00:16:45,560
‫پیتر.

198
00:16:48,320 --> 00:16:52,080
‫من با اشتیاق بیش‌از حدی
‫با شاهدخت‌ها رقصیدم،

199
00:16:52,760 --> 00:16:57,720
‫توی مجالس جشن و سرور بودم،
‫و از بقیه‌ی شما انتظار دارم...

200
00:16:57,800 --> 00:17:02,880
‫هیچ وقت زیبایی کوهستان دراکنزبرژ،

201
00:17:02,960 --> 00:17:05,360
‫آبشار ویکتوریا...

202
00:17:05,440 --> 00:17:08,160
‫سواحل بیشمار متروکه...

203
00:17:09,560 --> 00:17:12,920
‫و همچنین شهر پورت الیزابت...

204
00:17:46,840 --> 00:17:47,840
‫اه!

205
00:17:49,800 --> 00:17:50,920
‫خاله مارگو.

206
00:17:51,000 --> 00:17:54,400
‫خب،‌ اون باعث شده
‫صورتت یکم رنگ و رو بگیره.

207
00:17:55,320 --> 00:17:56,640
‫اون اسمی داره؟

208
00:17:57,640 --> 00:17:59,080
‫تیم.

209
00:17:59,600 --> 00:18:01,160
‫ازش راضی هستی؟

210
00:18:03,200 --> 00:18:04,520
‫عاشق شدی؟

211
00:18:05,600 --> 00:18:06,840
‫فکر کنم آره.

212
00:18:07,640 --> 00:18:09,880
‫همه مخالفن؟

213
00:18:09,960 --> 00:18:11,240
‫تقریبا مطمئنم.

214
00:18:12,080 --> 00:18:13,320
‫پس ادامه بده.

215
00:18:14,280 --> 00:18:15,520
‫براش بجنگ.

216
00:18:16,320 --> 00:18:17,960
‫اه، این آهنگ.

217
00:18:19,120 --> 00:18:22,120
‫- و این نشونه‌ی اینه که من باید برم.
‫- به همین زودی میری؟

218
00:18:22,640 --> 00:18:24,200
‫بله. خداحافظ، عزیزم.

219
00:18:24,280 --> 00:18:26,800
‫به سلامت بری خونه،‌ مارگو

220
00:18:27,680 --> 00:18:30,400
‫قبلا با این آهنگ میموندی.

221
00:18:31,000 --> 00:18:32,720
‫می‌دونم، اما من...

222
00:18:32,800 --> 00:18:34,760
‫متاسفانه اصرار دارم.

223
00:20:11,240 --> 00:20:12,480
‫خیلی زیبا بود.

224
00:20:13,920 --> 00:20:18,400
‫امیدوارم ۴۰ سال دیگه طول نکشه
‫تا دوباره همو ببینیم.

225
00:20:19,200 --> 00:20:20,920
‫خب، بر حسب اتفاق...

226
00:20:22,080 --> 00:20:24,240
‫من به زودی برمیگردم لندن.

227
00:20:25,960 --> 00:20:29,200
‫و چیزهایی هستن که می‌خوام بهت پس بدم.

228
00:20:30,120 --> 00:20:31,200
‫نامه‌هات.

229
00:20:32,800 --> 00:20:35,240
‫- اوه!
‫- این به معنای رد کردن تو نیست.

230
00:20:37,040 --> 00:20:38,240
‫من همه‌شون رو نگه داشتم.

231
00:20:39,320 --> 00:20:41,840
‫خوندنشون باعث میشد
‫به اون زمان برگردم.

232
00:20:41,920 --> 00:20:44,280
‫و من فکر کردم "اونا خیلی با ارزش هستن."

233
00:20:45,160 --> 00:20:48,480
‫من دیگه پیر شدم، و اگه اتفاقی بیفته...

234
00:20:49,200 --> 00:20:52,560
‫دوست ندارم اونا به دست
‫نااهل بیفته، برای همین...

235
00:20:54,120 --> 00:20:56,040
‫خب، فکر کردم بهتره پیش تو باشن.

236
00:20:58,280 --> 00:21:00,080
‫خیلی لطف می‌کنی.

237
00:21:01,960 --> 00:21:05,160
‫و منم همه‌ی نامه‌های تو رو نگه داشتم.

238
00:21:05,920 --> 00:21:08,040
‫تک‌ تک‌شون رو.

239
00:21:11,880 --> 00:21:13,120
‫شب بخیر، پیتر.

240
00:21:13,800 --> 00:21:15,560
‫شب بخیر، والاحضرت همایونی.

241
00:21:34,600 --> 00:21:36,400
‫شاهدخت سلطنتی، علیاحضرت.

242
00:21:37,680 --> 00:21:38,800
‫سلام، عزیزم.

243
00:21:38,880 --> 00:21:39,880
‫مامان.

244
00:21:45,040 --> 00:21:46,040
‫اوه.

245
00:21:46,560 --> 00:21:48,360
‫کتابم.

246
00:21:48,440 --> 00:21:49,560
‫تقریبا تموم شده.

247
00:21:50,520 --> 00:21:54,000
‫خیلی چیزهای جذاب دیگه‌ برای خوندن هست.

248
00:21:54,520 --> 00:21:55,520
‫شروع نکن.

249
00:21:56,600 --> 00:21:58,240
‫بگذریم...

250
00:22:00,640 --> 00:22:02,240
‫من اومدم تا در مورد تیم حرف بزنم.

251
00:22:02,960 --> 00:22:03,960
‫تیم؟

252
00:22:05,720 --> 00:22:07,000
‫فرمانده لارنس؟

253
00:22:07,640 --> 00:22:08,640
‫اوه.

254
00:22:09,400 --> 00:22:11,040
‫شما دو تا هنوز...

255
00:22:11,120 --> 00:22:12,120
‫بله.

256
00:22:13,040 --> 00:22:17,440
‫و من اومدم این‌جا تا بگم می‌خوایم
‫این رابطه دائمی بشه.

257
00:22:18,440 --> 00:22:20,920
‫تا مرگ ما رو از هم جدا کنه.

258
00:22:22,160 --> 00:22:23,160
‫چی؟

259
00:22:24,000 --> 00:22:25,640
‫شما خیلی کم همدیگه رو می‌شناسین.

260
00:22:26,400 --> 00:22:28,280
‫تقریبا ۳ سال شده، مامان.

261
00:22:29,000 --> 00:22:32,080
‫و خیلی وقت نیست که جوهر
‫طلاق‌نامه‌ی تو و مارک خشک شده.

262
00:22:33,480 --> 00:22:35,800
‫و الان توی شرایط خاصی هستیم.

263
00:22:36,840 --> 00:22:38,920
‫خانواده‌ی ما زیر ذره‌بینه.

264
00:22:41,320 --> 00:22:45,000
‫مطمئنی عاقلانه‌تر نیست که... صبر کنیم؟

265
00:22:46,600 --> 00:22:48,400
‫- صبر کنیم؟
‫- فقط یکم.

266
00:22:49,200 --> 00:22:52,160
‫عزیزم، من خوشحالم که تو خوشبختیت
‫رو پیدا کردی.

267
00:22:52,240 --> 00:22:54,440
‫می‌دونم چه‌قدر اواخر رابطه‌ی تو و مارک
‫سخت بود.

268
00:22:54,520 --> 00:22:57,080
‫اما بین همه‌ی خانواده‌هایی که می‌تونستی
‫توش متولد بشی،

269
00:22:57,160 --> 00:23:00,840
‫سرنوشت تو رو درون این خانواده قرار داده،
‫با هر خصوصیتی که داره.

270
00:23:00,920 --> 00:23:04,520
‫از جمله این‌که مادر تو
‫رئیس عالی کلیسای انگلستانه...

271
00:23:04,600 --> 00:23:09,040
‫و ازدواج دوباره وقتی که شوهر اول
‫هنوز زنده هست، همون‌طور که می‌دونی...

272
00:23:09,120 --> 00:23:11,520
‫نه تنها ناپسنده،‌ بلکه ممنوعه.

273
00:23:11,600 --> 00:23:13,440
‫بین همه، من کمترین کسی هستم...

274
00:23:13,520 --> 00:23:17,280
‫که نیاز داره بهش یادآوری بشه
‫مقتضیات این خانواده چیه.

275
00:23:18,280 --> 00:23:21,840
‫من خودم رو وقف نقشم کردم.
‫خودم رو به شکل این قالب در آوردم.

276
00:23:21,920 --> 00:23:23,640
‫وظیفه‌ام رو بر هر چیزی مقدم کردم.

277
00:23:23,720 --> 00:23:26,280
‫از جمله خوشبختی خودم که بیشتر وقتا
‫اونو فدا کردم.

278
00:23:26,800 --> 00:23:28,360
‫روزی پنج تا خواستگاری.

279
00:23:28,880 --> 00:23:31,680
‫سالی ۳۰۰ روز، در ۲۴ سال گذشته.

280
00:23:32,400 --> 00:23:33,400
‫خب،

281
00:23:34,200 --> 00:23:35,760
‫نمی‌تونی همه‌ی منو داشته باشی.

282
00:23:37,120 --> 00:23:38,880
‫و من همه‌ی خودم رو
‫وقف تو نمی‌کنم.

283
00:23:40,600 --> 00:23:42,000
‫و من با تیم ازدواج می‌کنم.

284
00:23:56,680 --> 00:23:58,960
‫برو داخل. برو داخل. دختر خوب.

285
00:24:00,960 --> 00:24:02,480
‫- چطور بود؟
‫- خوب.

286
00:24:06,280 --> 00:24:08,480
‫- بیا بریم.
‫- صبر کن.

287
00:25:18,480 --> 00:25:21,320
‫والاحضرت همایونی، طبق درخواستتون...

288
00:25:21,400 --> 00:25:25,160
‫من برای یه سواری کوتاه تا کراگان لاج
‫فردا شما رو همراهی می‌کنم،

289
00:25:25,240 --> 00:25:26,240
‫اگه هوا مساعد باشه.

290
00:25:26,280 --> 00:25:28,640
‫کاپیتان پیتر تاونسند.

291
00:25:33,640 --> 00:25:34,840
‫والاحضرت همایونی،

292
00:25:35,360 --> 00:25:39,000
‫من می‌خواستم از لطف شما در
‫بالمورال تشکر کنم.

293
00:25:39,080 --> 00:25:42,280
‫شاید فکر کنید که لطف شما نادیده گرفته شده،

294
00:25:42,360 --> 00:25:44,040
‫چون با دامن چهارخونه سبز...

295
00:25:44,120 --> 00:25:47,000
‫و کت پشمی خودتون رو استتار کرده بودین.

296
00:25:48,120 --> 00:25:49,320
‫اما این‌طور نبود.

297
00:25:51,960 --> 00:25:53,720
‫مارگارت عزیزم،

298
00:25:53,800 --> 00:25:56,480
‫این‌که امروز توی دفترم به ملاقاتم اومدی
‫خیلی بی‌پروایانه بود.

299
00:26:05,720 --> 00:26:09,640
‫بی‌پروایانه و فوق‌العاده.

300
00:26:11,160 --> 00:26:12,840
‫من عاشقتم.

301
00:26:26,360 --> 00:26:27,640
‫مارگارت عزیز،

302
00:26:28,440 --> 00:26:31,720
‫به نظر میاد دنیا مزاحم بهشت خصوصی ماست...

303
00:26:32,600 --> 00:26:35,040
‫و می‌خواد عشق ما رو ممنوع کنه.

304
00:26:37,560 --> 00:26:38,880
‫اونا دارن منو تبعید می‌کنن.

305
00:26:40,040 --> 00:26:42,120
‫مثل یه مجرم منو می‌فرستن یه جای دور.

306
00:26:44,280 --> 00:26:46,760
‫دوست ندارم به اذیت شدنت فکر کنم.

307
00:26:46,840 --> 00:26:49,000
‫تو موجودی هستی که برای خوشبختی خلق شدی.

308
00:26:50,440 --> 00:26:52,720
‫عهدی که بستیم رو یادت بمونه.

309
00:26:52,800 --> 00:26:56,600
‫این‌که تحت هر شرایطی به هم وفادار بمونیم.

310
00:27:00,960 --> 00:27:04,440
‫مارگارت، من با دلی آکنده از غم
‫برات این نامه رو می‌نویسم.

311
00:27:05,080 --> 00:27:09,080
‫من بعد از یک سال چرخیدن در
‫سراسر دنیا به بروکسل برگشتم.

312
00:27:09,800 --> 00:27:11,720
‫یه زن جوان به اسم ماری لوس...

313
00:27:11,800 --> 00:27:15,600
‫به عنوان منشی و عکاس منو توی این سفر
‫همراهی می‌کرد.

314
00:27:16,480 --> 00:27:19,880
‫همراهی با اون یکی از لذت‌هایی بود
‫که در زندگیم داشتم.

315
00:27:20,920 --> 00:27:23,240
‫من تصمیم گرفتم از اون
‫بخوام با من ازدواج کنه.

316
00:27:25,040 --> 00:27:27,440
‫می‌دونم با این تصمیم من حس می‌کنی
‫بهت خیانت شده.

317
00:28:20,360 --> 00:28:23,360
‫الان منو شاهزاده هارمینگ صدا میزنن.

318
00:28:24,120 --> 00:28:26,840
‫به همراه دروغ‌ها و افتراهای بیشمار دیگه.

319
00:28:27,560 --> 00:28:30,320
‫می‌دونم تو همیشه می‌خواستی
‫هر دو روی ازدواج رو ببینی...

320
00:28:30,400 --> 00:28:32,360
‫اما میشه بالاخره موافقت کنی...

321
00:28:32,440 --> 00:28:36,400
‫که جدایی رسمی تنها راه منطقیه؟

322
00:28:36,480 --> 00:28:37,680
‫چارلز.

323
00:28:39,960 --> 00:28:44,960
‫اگه فقط خیانت و ناسازگاری بود یه چیزی،

324
00:28:45,040 --> 00:28:49,280
‫اما توی اون کتاب مورتون فقط
‫کینه‌جویی خالص پیدا میشه.

325
00:28:51,000 --> 00:28:54,360
‫و اون با گستاخی کامل اصرار داره
‫که هیچ ربطی به این نداشته.

326
00:28:54,440 --> 00:28:56,960
‫من کاری که خواستی رو کردم، مامان. من...

327
00:28:58,560 --> 00:29:04,280
‫من ۱۱ سال تلاش کردم درستش کنم،
‫اما به جایی رسیدم...

328
00:29:04,360 --> 00:29:08,920
‫من امسال با مشکلات ازدواج
‫بچه‌هام آشنایی داشتم.

329
00:29:09,840 --> 00:29:12,960
‫اما در حالی که مشکلات ان و
‫اندرو خیلی نگران کننده هستن،

330
00:29:13,040 --> 00:29:16,880
‫مشکلات تو بحث‌شون جداست، چون
‫به عنوان پادشاه آینده...

331
00:29:16,960 --> 00:29:18,760
‫خود تو بحثت جداست.

332
00:29:20,000 --> 00:29:22,108
‫توی مراسم تاج‌گذاری خودم
‫قسمی خوردم که روزی...

333
00:29:22,132 --> 00:29:24,240
‫تو در مراسم تاج‌گذاری
‫خودت اون قسم رو می‌خوری...

334
00:29:24,320 --> 00:29:26,720
‫تا قوانین خدا رو اجرا کنی.

335
00:29:27,440 --> 00:29:30,600
‫و قانون خدا اینه که ازدواج
‫تا پایان عمر باید پایدار باشه.

336
00:29:31,920 --> 00:29:33,768
‫و در حالی که از یه
‫حاکم انتظار میره که...

337
00:29:33,792 --> 00:29:35,640
‫ازدواج کنه و یه وارث
‫از خودش به جا بذاره...

338
00:29:35,720 --> 00:29:40,120
‫ازدواج موفق یک امر ترجیحیه نه ضروری.

339
00:29:42,000 --> 00:29:45,320
‫تو این قول رو هم دادی که
‫از تاج و تخت محافظت کنی.

340
00:29:46,200 --> 00:29:49,960
‫دایانا تا همه چیز رو خراب نکنه
‫بیخیال نمیشه.

341
00:29:50,040 --> 00:29:51,440
‫این چیزیه که می‌خوای؟

342
00:29:57,320 --> 00:29:58,800
‫این خنده‌داره، مگه نه؟

343
00:29:59,360 --> 00:30:03,640
‫برای سال‌ها من خواستار یه نظام پادشاهی
‫امروزی‌تر بودم که با دنیای بیرون مطابق باشه.

344
00:30:05,520 --> 00:30:08,840
‫فروپاشی خانواده‌های بیرون از این‌جا
‫رو ببین، بعد خودمون رو ببین.

345
00:30:09,720 --> 00:30:11,320
‫مارگارت، طلاق گرفته.

346
00:30:11,400 --> 00:30:12,400
‫ان، طلاق گرفته.

347
00:30:12,440 --> 00:30:13,280
‫خیلی خب.

348
00:30:13,360 --> 00:30:16,160
‫اندرو، تحقیر شده و می‌خواد طلاق بگیره.

349
00:30:16,240 --> 00:30:20,720
‫من، گیر افتادم و رویای طلاق گرفتن رو دارم.
‫و تو در مورد الگوهای اخلاقی حرف میزنی.

350
00:30:21,800 --> 00:30:26,360
‫اگه ما یه خانواده‌ی معمولی بودیم
‫و مددکارهای اجتماعی بهمون سر میزدن،

351
00:30:26,440 --> 00:30:28,680
‫ما رو مینداختن بهزیستی و تو رو
‫مینداختن زندان!

352
00:30:28,760 --> 00:30:29,760
‫کافیه.

353
00:30:32,040 --> 00:30:33,920
‫ما نظام پادشاهی امروزی خودمون رو داریم.

354
00:30:35,520 --> 00:30:37,120
‫ولی اونی نیست که بهش امیدوار بودیم.

355
00:30:44,680 --> 00:30:48,840
‫کم کم به نظر می‌رسید که این
‫بدترین نوع کوتاهی در تربیت فرزنده.

356
00:30:51,480 --> 00:30:54,320
‫با این‌حال دوک ادینبرا و من
‫کاملا بچه‌ها رو توجیه کردیم...

357
00:30:54,400 --> 00:30:57,880
‫که ما چه‌قدر برای ازدواج اهمیت قائل هستیم.

358
00:31:01,600 --> 00:31:04,520
‫من کاملا درک می‌کنم.

359
00:31:05,560 --> 00:31:07,520
‫دختر خودم طلاق گرفته.

360
00:31:08,960 --> 00:31:10,560
‫پسر من جدا شده.

361
00:31:11,720 --> 00:31:16,000
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که از خدا طلب راهنمایی کنیم.

362
00:31:17,200 --> 00:31:18,800
‫چطور کار به این‌جا رسید؟

363
00:31:21,520 --> 00:31:25,400
‫نسل ما این‌طور تربیت شده که فکر کنن
‫ازدواج یه ایده‌آل...

364
00:31:25,480 --> 00:31:27,440
‫و طلاق یه مشکله.

365
00:31:29,200 --> 00:31:30,400
‫این نسل...

366
00:31:32,360 --> 00:31:33,360
‫بله.

367
00:31:34,920 --> 00:31:38,880
‫اما شاهزاده و شاهدخت هنوز
‫از هم جدا نشدن.

368
00:31:39,400 --> 00:31:42,200
‫هنوز به آشتی دوباره امید هست.

369
00:31:43,680 --> 00:31:46,000
‫و این چیزیه که همه‌ی ما
‫براش دعا می‌کنیم.

370
00:31:49,720 --> 00:31:50,720
‫همین‌طوره.

371
00:31:54,120 --> 00:31:55,120
‫هر روز.

372
00:32:30,120 --> 00:32:33,320
‫گزارشاتی مبنی بر آتش‌سوزی
‫در قلعه‌ی ویندزور به ما رسیده...

373
00:32:33,400 --> 00:32:36,640
‫یکی از شاهدان عینی میگه که شعله‌ها
‫و دود از پشت بام ضلع شمال غربی...

374
00:32:36,720 --> 00:32:39,160
‫کاملا قابل مشاهده هست...

375
00:32:39,240 --> 00:32:42,280
‫به علیاحضرت در مورد
‫عملیات اطلاع داده شده...

376
00:32:42,360 --> 00:32:45,240
‫و طبق دونسته‌ی ما ایشون در راه
‫اون‌جا هستن.

377
00:33:04,360 --> 00:33:06,400
‫اون‌جا مثل یه انبار باروت آتیش گرفت.

378
00:33:06,480 --> 00:33:09,280
‫این‌ها کلمات یکی از شاهدین در مورد
‫آتش‌سوزی بود...

379
00:33:09,360 --> 00:33:11,600
‫که علیرغم تلاش‌های آتش‌نشانی...

380
00:33:11,680 --> 00:33:14,800
‫به نظر میاد هنوز کنترل نشده.

381
00:33:15,360 --> 00:33:18,440
‫کل بالکن شمالی رو آتش فرا گرفته.

382
00:33:18,520 --> 00:33:21,440
‫خدمه‌ی آتش‌نشانی با جدیت کار می‌کنن
‫تا جلوی گسترش آتش...

383
00:33:21,520 --> 00:33:24,960
‫و نابودی بعضی از گرانبهاترین
‫گنج‌های بریتانیا گرفته بشه.

384
00:33:25,760 --> 00:33:28,760
‫حالا ۶ ساعت از شروع آتش‌سوزی گذشته...

385
00:33:28,840 --> 00:33:32,840
‫و بیشتر قسمت بالایی و سمت چپ
‫قلعه‌ی ویندزور هنوز دچار آتش‌سوزی...

386
00:33:32,920 --> 00:33:33,960
‫و سوختنه.

387
00:33:34,040 --> 00:33:37,360
‫به من گفته شده که خرابی شدیدی
‫در داخل قلعه به بار اومده.

388
00:33:37,440 --> 00:33:41,680
‫سقف‌ها خراب شدن، دود خسارت وارد کرده،
‫آتش خسارت وارد کرده، آب خسارت وارد کرده.

389
00:33:41,760 --> 00:33:43,720
‫من با یکی از دستیاران ملکه صحبت کردم...

390
00:33:43,800 --> 00:33:47,040
‫و ازش پرسیدم ملکه در مورد اتفاقی که افتاد
‫چه حسی داشت...

391
00:33:47,120 --> 00:33:50,600
‫و حال و هواش چطور بود و اون گفت
‫مانند هر مادری...

392
00:33:50,680 --> 00:33:52,880
‫که سوختن خونه‌ی خودش رو می‌بینه.

393
00:33:52,960 --> 00:33:54,960
‫اون کاملا شوکه و غمگینه.

394
00:33:55,040 --> 00:33:58,360
‫مردم به‌خاطر اتفاقی که افتاده
‫بهت‌زده هستن.

395
00:35:02,760 --> 00:35:04,080
‫نقاشی رامبرانت؟

396
00:35:04,680 --> 00:35:05,720
‫نجات پیدا کرد.

397
00:35:07,240 --> 00:35:08,400
‫نقاشی‌های روبن؟

398
00:35:08,480 --> 00:35:10,640
‫خدا رو شکر اونا هم نجات پیدا کردن.

399
00:35:10,720 --> 00:35:12,040
‫و همچنین نقاشی لئوناردو.

400
00:35:13,440 --> 00:35:16,720
‫اما متاسفانه بیش از صد اتاق...

401
00:35:16,800 --> 00:35:20,800
‫از جمله نه اتاق تشریفاتی نابود شدن.

402
00:35:22,200 --> 00:35:25,040
‫اتاق کریمسون دراوینگ چی؟

403
00:35:25,120 --> 00:35:26,240
‫میشه بپرسم؟

404
00:35:28,120 --> 00:35:29,960
‫غافلگیر شدم که یادت مونده.

405
00:35:31,160 --> 00:35:33,040
‫البته که یادم مونده.

406
00:35:34,800 --> 00:35:38,640
‫همه برای یه مراسم یا چیز دیگه‌ای
‫به لندن رفته بودن.

407
00:35:38,720 --> 00:35:41,240
‫توی کلیسای جامع سنت پل
‫مراسم ماندی برگزار میشد.

408
00:35:41,320 --> 00:35:42,760
‫باعث شد ما تنها باشیم.

409
00:35:45,600 --> 00:35:48,680
‫ما کل عصر رو توی اتاق کریمسون گذروندیم،

410
00:35:48,760 --> 00:35:50,880
‫یه سره حرف میزدیم.

411
00:35:50,960 --> 00:35:51,960
‫بله.

412
00:35:53,160 --> 00:35:55,200
‫در مورد چی حرف میزدیم؟

413
00:35:57,160 --> 00:35:59,200
‫فکر کنم همه چیز و هیچ چیز.

414
00:35:59,280 --> 00:36:00,360
‫هیچ چیز نبوده.

415
00:36:02,120 --> 00:36:06,360
‫تا جایی که یادمه ما با هیجان
‫برای آینده‌ی خودمون برنامه می‌چیدیم.

416
00:36:08,160 --> 00:36:11,120
‫اونم با قطعیت کامل.

417
00:36:13,800 --> 00:36:15,560
‫مثل اون برنامه‌ها...

418
00:36:15,640 --> 00:36:18,720
‫متاسفانه اتاق کریمسون هم
‫نجات پیدا نکرد.

419
00:36:20,880 --> 00:36:21,880
‫چه غم‌انگیز.

420
00:36:22,800 --> 00:36:23,800
‫بله.

421
00:36:26,480 --> 00:36:27,720
‫من در مورد یه چیزی کنجکاوم.

422
00:36:29,040 --> 00:36:32,200
‫چی باعث شد بعد این همه مدت
‫برای من نامه بنویسی؟

423
00:36:34,920 --> 00:36:36,920
‫زندگی هیچ کسی ابدی نیست.

424
00:36:40,800 --> 00:36:44,320
‫اخیرا چنین چیزی توسط دکترم
‫برای من روشن شده.

425
00:36:46,080 --> 00:36:47,080
‫اوه.

426
00:36:48,200 --> 00:36:49,800
‫پیتر، من خیلی متاسفم.

427
00:36:52,560 --> 00:36:55,200
‫همون موقع‌ها بود که من یه مصاحبه‌ی رادیویی
‫با تو رو شنیدم،

428
00:36:55,280 --> 00:36:57,480
‫و فکر کنم می‌خواستم بدونم...

429
00:36:59,120 --> 00:37:00,320
‫عشق ما...

430
00:37:01,720 --> 00:37:03,960
‫در قالب یک زندگی کامل...

431
00:37:05,680 --> 00:37:07,360
‫یک چیز گذرا بوده...

432
00:37:09,440 --> 00:37:10,880
‫یا پایدار.

433
00:37:39,560 --> 00:37:43,720
‫سوالات سختی در مورد احیای بنا
‫مطرح شده.

434
00:37:43,800 --> 00:37:47,200
‫برخی از نمایندگان حزب کارگر پارلمان
‫میگن که ملکه و نه مردم مالیات‌دهنده...

435
00:37:47,280 --> 00:37:49,240
‫باید هزینه‌ی تعمیرات رو پرداخت کنه.

436
00:37:49,320 --> 00:37:52,800
‫تاج و تخت نمی‌تونه همیشه
‫یک سیستم یک طرفه رو داشته باشه...

437
00:37:52,880 --> 00:37:56,560
‫که در اون سیستم ما مالیات‌دهندگان
‫مخارج رو متقبل میشیم...

438
00:37:57,200 --> 00:37:59,600
‫اما اونا از این‌که خودشون مالیات بدن
‫امتناع می‌کنند.

439
00:37:59,680 --> 00:38:02,400
‫نه ساختمون و نه لوازم درونش
‫بیمه نشده بودند.

440
00:38:02,480 --> 00:38:03,800
‫وقت خوبی اومدم یا نه؟

441
00:38:03,880 --> 00:38:05,680
‫پیشنهاد کمک...

442
00:38:05,760 --> 00:38:07,600
‫بدترین زمان ممکن.

443
00:38:09,000 --> 00:38:10,880
‫نمی‌دونی چطور شروع شده؟

444
00:38:12,040 --> 00:38:13,520
‫منظورت اون استعاره‌ی بزرگه؟

445
00:38:14,360 --> 00:38:15,800
‫منظورم آتیش‌سوزیه.

446
00:38:17,960 --> 00:38:20,360
‫انگار یه نورافکن فیوز ترکونده.

447
00:38:20,960 --> 00:38:24,200
‫توی کلیسای خصوصی.
‫چیز عمدی‌ای رخ نداده.

448
00:38:25,920 --> 00:38:27,120
‫شایدم رخ داده؟

449
00:38:27,880 --> 00:38:29,920
‫مثل یکی از اون...

450
00:38:31,320 --> 00:38:33,120
‫معماهای آگاتا کریستی.

451
00:38:34,120 --> 00:38:36,400
‫اونایی که توش می‌تونی چندین
‫مظنون رو تصور کنی...

452
00:38:36,480 --> 00:38:40,960
‫که هر کدومشون انگیزه‌های کاملا محتملی رو
‫برای سوزوندن اون‌جا داشتن.

453
00:38:41,040 --> 00:38:42,040
‫کی؟

454
00:38:42,120 --> 00:38:43,520
‫مثلا همسایه‌ام.

455
00:38:44,320 --> 00:38:45,440
‫دایانا؟

456
00:38:45,520 --> 00:38:48,680
‫بعد از سال‌ها نادیده گرفته شدن
‫سرخورده شده...

457
00:38:48,760 --> 00:38:51,640
‫و تصمیم گرفته خودش دست به کار شه.

458
00:38:52,400 --> 00:38:55,720
‫البته آتش‌افروزی به اندازه‌ی کافی
‫برای اون خشن نیست.

459
00:38:55,800 --> 00:38:57,640
‫اون بمب اتم رو ترجیح میده.

460
00:38:58,520 --> 00:39:00,520
‫مگه همین الانش هم اون بمب رو
‫منفجر نکرده؟

461
00:39:00,600 --> 00:39:03,120
‫اندرو، دوک یورک.

462
00:39:03,200 --> 00:39:04,880
‫خیلی از دست مادر خودش عصبانیه...

463
00:39:04,960 --> 00:39:07,960
‫که باعث شده توی کل عمرش باور داشته باشه...

464
00:39:08,040 --> 00:39:10,640
‫که مقاومت‌ناپذیر و شکست‌ناپذیره،

465
00:39:10,720 --> 00:39:14,640
‫ولی فهمید وظیفه‌اش اینه که تحقیر بشه.

466
00:39:17,160 --> 00:39:18,160
‫من.

467
00:39:21,280 --> 00:39:22,280
‫تو؟

468
00:39:24,320 --> 00:39:29,520
‫فکر می‌کنی برای سوزوندن خونه‌ی خواهرم
‫دلیل ندارم؟

469
00:39:30,880 --> 00:39:32,280
‫چرا بخوای چنین کاری کنی؟

470
00:39:34,560 --> 00:39:36,560
‫به‌خاطر چیزی که اون از من دریغ کرد.

471
00:39:41,000 --> 00:39:42,160
‫پیتر تاونسند.

472
00:39:43,840 --> 00:39:44,920
‫چی؟

473
00:39:46,440 --> 00:39:49,120
‫بدون آب و آفتاب...

474
00:39:51,840 --> 00:39:53,080
‫گیاه پژمرده میشه،

475
00:39:54,120 --> 00:39:55,120
‫لیلیبت.

476
00:39:56,480 --> 00:40:01,600
‫بذار یه چیزی بپرسم. چند بار
‫فیلیپ... یه کاری کرده؟

477
00:40:03,400 --> 00:40:05,080
‫جایی که تو نتونستی مداخله کرده؟

478
00:40:05,640 --> 00:40:07,600
‫جایی که تو نتونستی قوی بوده؟

479
00:40:07,680 --> 00:40:09,280
‫جایی که نتونستی عصبانی بوده؟

480
00:40:09,360 --> 00:40:11,760
‫جایی که تو نتونستی قاطع بوده؟

481
00:40:11,840 --> 00:40:14,960
‫چند بار شده که خدا رو
‫به‌خاطر اون شکر کنی...

482
00:40:15,040 --> 00:40:19,400
‫و فکر کنی "اگه اونو نداشتم هرگز
‫نمی‌تونستم این کارو بکنم." چند بار؟

483
00:40:21,960 --> 00:40:23,400
‫پیتر آفتاب من بود.

484
00:40:26,600 --> 00:40:27,680
‫آب من بود.

485
00:40:29,440 --> 00:40:31,120
‫و تو اونو از من دریغ کردی.

486
00:40:31,840 --> 00:40:35,800
‫من به عنوان ملکه‌ی تو اونو ازت دریغ کردم.
‫نه خواهرت.

487
00:40:36,320 --> 00:40:39,880
‫شرایط مهم نیست. چیزی که مهمه
‫ممانعت توئه.

488
00:40:39,960 --> 00:40:43,600
‫یه ممنوعیتی که از قضا شامل
‫حال ان نمیشه.

489
00:40:43,680 --> 00:40:46,320
‫- اون فرق می‌کنه.
‫- چه فرقی می‌کنه؟

490
00:40:48,120 --> 00:40:53,120
‫ان یه شاهدخت سلطنتیه که هیچ امیدی
‫برای به سلطنت رسیدنش نیست، مثل من.

491
00:40:54,600 --> 00:40:56,868
‫فرمانده لارنس یه اصطبل‌چی قصره،

492
00:40:56,892 --> 00:40:59,160
‫که به طرز رسوایی‌آوری
‫داره با یه بالاتر از خودش ازدواج می‌کنه...

493
00:40:59,240 --> 00:41:01,248
‫پیتر یه اصطبل‌چی قصر بود...

494
00:41:01,272 --> 00:41:03,280
‫که امیدوار بود به‌طرز رسوایی آوری
‫با یکی بالاتر از خودش ازدواج کنه.

495
00:41:03,360 --> 00:41:06,640
‫ان و فرمانده لارنس عاشق همن.
‫من و پیتر هم عاشق هم بودیم.

496
00:41:06,720 --> 00:41:09,560
‫در هر دو مورد یه طرف قبلا طلاق گرفته.

497
00:41:09,640 --> 00:41:13,840
‫وضعیت از هر جهتی جز نتیجه مشابهه.

498
00:41:15,200 --> 00:41:17,520
‫به اون اجازه داده شده باهاش ازدواج کنه.

499
00:41:20,680 --> 00:41:21,680
‫به من اجازه داده نشد.

500
00:41:24,320 --> 00:41:26,400
‫داستان اون با خوبی و خوشی تموم میشه.

501
00:41:30,200 --> 00:41:31,320
‫داستان من این‌طور نبود.

502
00:41:36,920 --> 00:41:40,960
‫و با این‌حال حتی بعد از ۴۰ سال...

503
00:41:42,640 --> 00:41:46,760
‫تو نمی‌تونی قبول کنی چه اتفاقی
‫برای من افتاد...

504
00:41:46,840 --> 00:41:49,160
‫و تو داخلش چه نقشی داشتی.

505
00:42:59,880 --> 00:43:01,160
‫ممنون، پگی.

506
00:43:01,240 --> 00:43:02,920
‫- علیاحضرت.
‫- مامان؟

507
00:43:03,680 --> 00:43:06,800
‫غافلگیر شدم.
‫به من گفته شد که حالت خوب نیست.

508
00:43:07,680 --> 00:43:10,440
‫- این فقط یه سرماخوردگیه.
‫- من شنیدم تب داری.

509
00:43:11,200 --> 00:43:14,080
‫در هر صورت بهترین کار ممکن
‫استراحت توی تخته.

510
00:43:14,160 --> 00:43:16,320
‫این یه ضیافت ناهار برای تجلیل از منه.

511
00:43:16,400 --> 00:43:18,560
‫- من نمی‌تونم نرم.
‫- چرا، می‌تونی.

512
00:43:19,160 --> 00:43:21,000
‫و من نمی‌خوام نرم.

513
00:43:27,560 --> 00:43:30,000
‫من به صحبتت هم یه نگاهی انداختم.

514
00:43:30,880 --> 00:43:33,240
‫سه سوال هست که ما همیشه
‫از خودمون می‌پرسیم.

515
00:43:33,320 --> 00:43:34,640
‫نیازی به گفتنش هست؟

516
00:43:35,160 --> 00:43:36,400
‫الان نیاز هست گفته بشه؟

517
00:43:37,200 --> 00:43:38,800
‫نیاز هست من اونو بگم؟

518
00:43:40,360 --> 00:43:44,560
‫و این‌ که اینو "آنوس هوریبلس" توصیف کنی؟
‫[سال ناگوار]

519
00:43:45,360 --> 00:43:47,280
‫مردم در موردش بگو مگو می‌کنن.

520
00:43:47,360 --> 00:43:50,080
‫نه فقط به‌خاطر این‌که
‫به زبون لاتین اینو گفتی.

521
00:43:50,160 --> 00:43:51,040
‫هدفت چیه؟

522
00:43:51,120 --> 00:43:54,840
‫هدفم، چون دیگه داریم به زبان
‫لاتین صحبت می‌کنیم...

523
00:43:55,520 --> 00:43:57,800
‫"تمپوس فیوجیت" هست.

524
00:43:59,120 --> 00:44:01,560
‫زمان میگذره. مردم فراموش می‌کنن.

525
00:44:01,640 --> 00:44:05,160
‫اگه چنین اظهاری داشته باشی
‫هیچ کسی فراموش نمی‌کنه.

526
00:44:05,240 --> 00:44:08,280
‫جدا از این‌که چنین چیزی
‫ابراز احساسات شخصیه.

527
00:44:08,360 --> 00:44:10,560
‫- چیزی که ما هیچ وقت انجامش نمیدیم.
‫- مامان...

528
00:44:10,640 --> 00:44:13,360
‫و میتونه به عنوان...

529
00:44:13,440 --> 00:44:18,440
‫اعتراف به شکست‌هامون تفسیر بشه،
‫که باعث تقویت حمله‌ها به ما میشه.

530
00:44:18,520 --> 00:44:22,400
‫امسال با تفاوت زیادی بدترین سال
‫سلطنت من بوده.

531
00:44:23,040 --> 00:44:26,400
‫ممکنه بدترین سال عمرم بوده باشه.
‫خوشحال میشم که مردم اینو بدونن.

532
00:44:27,320 --> 00:44:30,080
‫چی بدونن؟ که ملکه‌شون افسرده‌ست؟

533
00:44:30,160 --> 00:44:32,400
‫بدونن منم از پوست و خون ساخته شدم.

534
00:44:33,440 --> 00:44:37,640
‫و شاید من... ما توی وظایف خودمون
‫به عنوان یه خانواده قصور داشتیم،

535
00:44:37,720 --> 00:44:39,800
‫و بهشون یه عذرخواهی بدهکاریم.

536
00:44:40,600 --> 00:44:42,040
‫عذرخواهی؟

537
00:44:44,240 --> 00:44:46,400
‫چنین کلمه‌ای نباید توی لغت‌نامه‌ی ما باشه.

538
00:44:49,040 --> 00:44:52,000
‫سلطنت تنها بخش قانون اساسیه...

539
00:44:52,080 --> 00:44:53,880
‫که عنصر الهی داره.

540
00:44:55,320 --> 00:44:59,200
‫وقتی تاج رو روی سرت میذاری، تغییر می‌کنی.

541
00:44:59,800 --> 00:45:03,840
‫عذرخواهی نه تنها به شان خودت
‫بلکه به مقام خدا هم صدمه میزنه،

542
00:45:04,920 --> 00:45:07,800
‫که خواسته‌اش اینه که
‫تو همینی باشی که هستی.

543
00:45:10,720 --> 00:45:13,400
‫فکر نکنم چنین چیزی منفعتی داشته باشه.

544
00:45:13,480 --> 00:45:14,960
‫چرا، منفعت داره.

545
00:45:15,560 --> 00:45:17,240
‫آرامش خاطرش.

546
00:45:18,440 --> 00:45:21,800
‫اون در ۴۰ سال گذشته مثل
‫هر انسانی خواست خدا رو

547
00:45:21,880 --> 00:45:23,560
‫با درستی اجرا کرده.

548
00:45:24,800 --> 00:45:27,760
‫اون این حق رو بدست آورده که
‫هر چیزی که می‌خواد رو بگه.

549
00:45:28,560 --> 00:45:30,440
‫و این وظیفه‌ی ماست که ازش حمایت کنیم.

550
00:45:31,520 --> 00:45:34,080
‫- بی‌قید و شرط.
‫- از کی تا حالا نظرت این شده؟

551
00:45:34,160 --> 00:45:36,040
‫اون از روز اول نظرش همین بود.

552
00:45:36,120 --> 00:45:37,120
‫روز اول.

553
00:45:44,920 --> 00:45:46,360
‫حالا اگه اجازه بدی....

554
00:45:46,440 --> 00:45:48,280
‫ما باید به گیلدهال بریم.

555
00:45:59,720 --> 00:46:04,320
‫افراد گروهان سرفراز توپخانه، آتش!

556
00:46:14,560 --> 00:46:17,760
‫لطفا به احترام علیاحضرت ملکه بایستید.

557
00:46:19,480 --> 00:46:21,040
‫والاحضرت شهردار،

558
00:46:22,360 --> 00:46:25,520
‫سالگرد هر مناسبتی...

559
00:46:25,600 --> 00:46:27,840
‫زمانی برای تامله.

560
00:46:29,280 --> 00:46:32,760
‫اما با در نظر گرفتن
‫رویدادهای ۱۲ ماه گذشته،

561
00:46:33,480 --> 00:46:37,320
‫شاید لازم باشه من بیشتر از
‫هر کسی تامل کنم.

562
00:46:38,320 --> 00:46:41,840
‫سال ۱۹۹۲ سالی نیست...

563
00:46:41,920 --> 00:46:46,200
‫که من با شادمانی کامل ازش یاد کنم.

564
00:46:48,160 --> 00:46:52,800
‫این سال یک "آنوس هوریبلس" بود.

565
00:46:54,600 --> 00:46:58,120
‫هیچ تشکیلاتی از عیب مبرا نیست.

566
00:46:58,800 --> 00:47:00,800
‫همین‌طور هیچ عضوی از یک تشکیلات.

567
00:47:02,480 --> 00:47:07,400
‫توقعاتی که عموم مردم
‫از ما اعضای سلطنتی دارن...

568
00:47:08,000 --> 00:47:13,800
‫ما نیز باید خودمون رو
‫با همون توقعات بسنجیم.

569
00:47:14,720 --> 00:47:18,640
‫اگه نتونیم به اشتباهات گذشته خودمون
‫اعتراف کنیم...

570
00:47:19,800 --> 00:47:25,640
‫چه امیدی به صلح و آشتی باقی میمونه؟

571
00:47:28,880 --> 00:47:29,960
‫امروز...

572
00:47:30,560 --> 00:47:35,360
‫می‌خوام به خانواده‌ی خودم
‫ادای دین کنم.

573
00:47:37,600 --> 00:47:41,240
‫در طی ۴ دهه‌ای که من سلطنت کردم،

574
00:47:42,400 --> 00:47:45,120
‫اون‌ها به معنای واقعی کلمه...

575
00:47:45,720 --> 00:47:48,200
‫آب و آفتاب من بودن.

576
00:47:49,640 --> 00:47:52,480
‫به‌خاطر همه‌ی فداکاری‌هایی
‫که اون‌ها کردن...

577
00:47:53,440 --> 00:47:56,640
‫برای همه‌ی شمایی که این‌جا هستین...

578
00:47:56,720 --> 00:47:59,320
‫که دعای خیر و آرزوهای خوبتون...

579
00:47:59,840 --> 00:48:02,440
‫منبع قدرت من بوده...

580
00:48:03,080 --> 00:48:05,160
‫در طی ۴۰ سال گذشته،

581
00:48:06,600 --> 00:48:08,080
‫من تشکر می‌کنم.

582
00:48:09,800 --> 00:48:15,440
‫لطفا به احترام علیاحضرت ملکه بایستید!

583
00:48:39,520 --> 00:48:43,640
‫آنوس هوریبلس؟ برای همه‌ی شما این‌طور بوده.

584
00:48:43,720 --> 00:48:46,000
‫و می‌تونم ببینم که مقدار زیادیش
‫تقصیر من بوده.

585
00:48:46,080 --> 00:48:47,560
‫محض اطلاعت...

586
00:48:48,480 --> 00:48:50,000
‫هیچ کسی تو رو سرزنش نمی‌کنه.

587
00:48:50,680 --> 00:48:53,680
‫کاملا برعکس، همه همیشه منو سرزنش می‌کنن.

588
00:48:54,320 --> 00:48:55,680
‫و تو هم حق داری این کارو بکنی.

589
00:48:56,360 --> 00:49:00,440
‫این سیستم که نظام پادشاهی ذینفع اصلی
‫اون هست،

590
00:49:00,520 --> 00:49:03,480
‫برای بقیه‌ی شما خیلی سختگیرانه بوده.

591
00:49:03,560 --> 00:49:04,480
‫برای تو هم همین‌طور.

592
00:49:04,560 --> 00:49:06,720
‫اما چه میشه کرد. کار همینه دیگه.

593
00:49:09,200 --> 00:49:12,440
‫ممنون. فردا بیا این‌جا ناهار بخور.

594
00:49:12,520 --> 00:49:14,760
‫می‌تونیم یکمی مست کنیم.

595
00:49:15,880 --> 00:49:17,120
‫حالمون بهتر شه.

596
00:49:17,640 --> 00:49:19,760
‫به‌خاطر آتیش‌سوزی، کار.

597
00:49:20,280 --> 00:49:21,480
‫بچه‌ها.

598
00:49:22,160 --> 00:49:23,720
‫پیتر تاونسند.

599
00:49:23,800 --> 00:49:24,920
‫خوشحال میشم.

600
00:49:26,240 --> 00:49:29,600
‫اما متاسفانه من میرم به کارلایل
‫که یه پارک اداری رو افتتاح کنم.

601
00:49:30,360 --> 00:49:32,520
‫- بعدش میرم پنریت.
‫- اوه!

602
00:49:32,600 --> 00:49:34,520
‫برای اجتماع گارد اسکاتلندی.

603
00:49:35,480 --> 00:49:39,640
‫بعدش به شهر کیربی استیون توی کامبریا میرم
‫که از کارخونه‌ی مجسمه‌سازی بازدید کنم.

604
00:49:40,680 --> 00:49:43,280
‫پس باید تنهایی مست کنم.

605
00:49:43,360 --> 00:49:44,600
‫با رام.
‫[عرق نیشکر]

606
00:49:44,680 --> 00:49:45,680
‫عرق نیشکر؟

607
00:49:46,280 --> 00:49:49,760
‫نمی‌خوای که مثل دزدای دریایی
‫عرق نیشکر بخوری؟

608
00:49:50,920 --> 00:49:52,520
‫نه! منظورم رامه!

609
00:49:53,120 --> 00:49:55,280
‫سگم.

610
00:49:56,560 --> 00:49:57,560
‫اوه.

611
00:50:00,080 --> 00:50:01,200
‫این بامزه بود.

612
00:50:01,760 --> 00:50:04,720
‫من با برندی و شری این‌جام.

613
00:50:07,920 --> 00:50:09,800
‫این که اسم سگ‌هامون رو از روی مشروبا
‫انتخاب می‌کنیم چی در موردمون میگه؟

614
00:50:13,200 --> 00:50:14,800
‫شب بخیر، لیلیبت.

615
00:50:15,600 --> 00:50:17,160
‫من عاشقتم.

616
00:50:21,040 --> 00:50:22,400
‫منم عاشقتم.

617
00:50:23,000 --> 00:50:24,000
‫خیلی زیاد.

618
00:50:27,680 --> 00:50:30,640
‫وای خدا، کارت به طبقه‌ی متوسط می‌خورد.
‫قول بده دیگه هیچ وقت چنین کاری نکنی.

619
00:50:30,720 --> 00:50:32,040
‫هیچ وقت.

620
00:50:33,960 --> 00:50:35,800
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

621
00:50:52,560 --> 00:50:56,820
‫[کاپیتان پیتر تاونسند ۱۹۱۴-۱۹۹۵]

622
00:51:01,200 --> 00:51:16,500
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

