1
00:00:18,201 --> 00:00:19,621
‫مگه اون فراری نیست؟

2
00:00:20,767 --> 00:00:23,701
‫- چرا باید ریسک کنه و برگرده اینجا؟
‫- تا کار رو تموم کنه؟

3
00:00:23,711 --> 00:00:24,871
‫چه کاری رو؟

4
00:00:25,711 --> 00:00:28,631
‫حقیقتش، هر کاری که هست،
‫احتمالاً خوب نیست، برای همین...

5
00:00:29,094 --> 00:00:36,094
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

6
00:00:36,118 --> 00:00:43,118
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

7
00:00:44,481 --> 00:00:47,731
‫بابا طلا رو برای همه‌مون گذاشت.
‫تنی‌هیل رو برای همه‌مون گذاشت

8
00:00:47,731 --> 00:00:51,111
‫و حالا میگی می‌خوای تنی‌هیل رو بفروشی،
‫که بدون رضایت ما نمی‌تونی بفروشیش

9
00:00:51,111 --> 00:00:52,021
‫ریف...

10
00:00:52,031 --> 00:00:55,241
‫من سهم خودم از تنی‌هیل و طلا رو می‌خوام.
‫مال خودمـه

11
00:00:55,241 --> 00:00:57,111
‫هیشکی از وجود اون طلا خبر نداشته، ریف

12
00:00:57,111 --> 00:01:01,201
‫هیچ‌وقت مالیاتی روش وضع نشده.
‫یعنی به‌لحاظ قانونی، اصلاً وجود نداره

13
00:01:01,201 --> 00:01:02,451
‫- خب کجاست؟
‫- یه جای امن

14
00:01:02,451 --> 00:01:03,491
‫یعنی دزدیدیش؟

15
00:01:03,501 --> 00:01:04,911
‫گذاشتمش یه جای امن

16
00:01:05,461 --> 00:01:08,251
‫و اگه یه تار از موی من کم بشه،
‫هیچ‌وقت پیدا نمیشه

17
00:01:08,251 --> 00:01:11,631
‫دست هیشکی به اون طلا نمی‌رسه،
‫نه تو، نه سارا و نه ویزی

18
00:01:11,631 --> 00:01:14,001
‫پس اگه من جات بودم،
‫دست از پا خطا نمی‌کردم

19
00:01:14,011 --> 00:01:16,341
‫من بودم که از باهاما آوردمش

20
00:01:16,341 --> 00:01:18,261
‫هیچ می‌دونی که چه بدبختی‌هایی کشیدم؟

21
00:01:18,261 --> 00:01:20,801
‫- ریف
‫- هان؟ این چیزی نیست که بابا می‌خواست!

22
00:01:20,801 --> 00:01:22,351
‫تو بیشتر از همه باید این رو بدونی!

23
00:01:22,351 --> 00:01:25,771
‫می‌دونم، اما متأسفانه،
بابات دیگه اینجا نیست، خب؟

24
00:01:25,771 --> 00:01:27,956
‫برای همین خودم مجبور شدم ترتیب کارها رو بدم

25
00:01:27,981 --> 00:01:29,021
‫نقشه‌ی تو چی بود؟

26
00:01:29,021 --> 00:01:32,651
‫می‌خواستی عین صلیب طلاییت، کلش رو آب کنی؟

27
00:01:32,651 --> 00:01:36,701
‫نه، باید اون طلا رو قانونیش کنیم.
‫واسه انجام اون هم، باید تنی‌هیل رو بفروشم

28
00:01:39,701 --> 00:01:42,281
‫- به کمک قاضی هولدن؟
‫- اوهوم. قاضی هولدن

29
00:01:42,281 --> 00:01:45,541
‫پدربزرگِ تاپر تأیید می‌کنه که طلا

30
00:01:45,541 --> 00:01:48,121
‫بعد از این که وارد، مِلک کرین رو خریده،
پیدا شده

31
00:01:48,121 --> 00:01:51,381
‫قانونیش می‌کنه و در ازاش،
‫تنی‌هیل به تاپر و دیل می‌رسه

32
00:01:51,381 --> 00:01:53,001
‫جزو قرارداد ساخت‌و‌ساز بزرگ‌شون میشه

33
00:01:53,001 --> 00:01:54,821
‫که می‌دونم تو هم داری واردش میشی

34
00:01:54,821 --> 00:01:56,541
‫به نفع خودت هم هست، ریف

35
00:01:56,551 --> 00:01:58,871
‫به‌محض این که قاضی هولدن
‫اون طلا رو قانونی کنه،

36
00:01:58,871 --> 00:02:02,691
‫همه‌مون بی‌ شیله‌پیله و قانونی،
‫به سهم‌مون می رسیم

37
00:02:03,121 --> 00:02:07,471
‫اما بدون فروختن تنی‌هیل،
هیچ‌کدوم از این‌ها شدنی نیست

38
00:02:07,471 --> 00:02:09,991
‫تنی‌هیل مال تو نیست که بخوای بفروشیش

39
00:02:17,031 --> 00:02:19,071
‫یه مسئله‌ی دیگه هم هست

40
00:02:20,171 --> 00:02:22,021
‫من یه سری شواهد دارم...

41
00:02:23,031 --> 00:02:25,371
‫درمورد بلایی که سر کلانتر پیترکین آوردی

42
00:02:27,441 --> 00:02:30,021
‫شواهدی که شاید اون پرونده رو دوباره باز کنه

43
00:02:33,641 --> 00:02:35,921
‫من هیچ دخلی به اون ماجرا نداشتم

44
00:02:39,721 --> 00:02:40,832
‫بخونش

45
00:02:40,857 --> 00:02:42,277
‫از طرف باباتـه

46
00:02:45,261 --> 00:02:46,721
‫درست همین قسمتش

47
00:02:46,721 --> 00:02:49,621
‫«بعد از این که ریف به کلانتر پیترکین
‫شلیک کرد...»

48
00:02:52,541 --> 00:02:55,021
‫می‌تونی نگهش داری.
‫من یکی دیگه‌ش رو دارم

49
00:02:55,521 --> 00:02:58,991
‫یادآوری خوبیـه برای این که
‫اگه کوچیک‌ترین بلایی سر من بیاد...

50
00:03:00,171 --> 00:03:01,761
‫می‌ذارمش کف دست شوپ

51
00:03:02,041 --> 00:03:04,371
‫دلم نمی‌خواد همچین کاری کنم، ریف

52
00:03:04,371 --> 00:03:06,951
‫ببین، امضای ویزی رو گرفتم.
‫فقط مونده امضای تو و سارا

53
00:03:06,951 --> 00:03:09,391
‫طلا رو قانونی می‌کنیم، برد می‌کنیم

54
00:03:10,411 --> 00:03:13,491
‫اگه من جات بودم، خیلی سر فکر کردن بهش
‫طول نمی‌دادم

55
00:03:16,921 --> 00:03:19,921
‫خیلی خب، یه چیز کوچیکی هست که
‫باید بهت بگم

56
00:03:19,921 --> 00:03:22,801
‫یادتـه که بهت گفتم...
چطوری اون ماهیه رو فروختم؟

57
00:03:22,801 --> 00:03:24,721
‫- و از همون‌جا پول در آوردم؟
‫- آره

58
00:03:24,721 --> 00:03:26,051
‫خب...

59
00:03:26,741 --> 00:03:27,921
‫دروغ گفتم

60
00:03:29,021 --> 00:03:30,101
‫چی؟ چطوری؟ خیلی خب

61
00:03:30,851 --> 00:03:33,101
‫موقع ماهی‌گیری، یه کپه ماری‌جوآنا پیدا کردم

62
00:03:33,101 --> 00:03:35,561
‫و اون یه کپه ماری‌جوآنا رو
‫ ۲۵ هزار دلار آب کردم

63
00:03:35,561 --> 00:03:37,691
‫بعدش صاحبای اون کپه ماری‌جوآنا پیدام کردن و

64
00:03:37,691 --> 00:03:41,651
‫حالا یا ماری‌جوآناشون رو می‌خوان،
‫یا ۷۰‌ هزار دلارشون رو

65
00:03:41,651 --> 00:03:44,741
‫۷۰ هزار دلار؟ تا کِی وقت داری؟

66
00:03:44,741 --> 00:03:46,821
‫- فردا شب
‫- ۲۴ ساعت؟

67
00:03:46,831 --> 00:03:48,271
‫آره

68
00:03:48,271 --> 00:03:50,831
‫وگرنه تو رو می‌برن ماهی‌گیری.
‫که البته نمی‌ذاریم

69
00:03:50,856 --> 00:03:53,161
‫- منظورم چیـه که من رو می‌برن؟
‫- نمی‌برن. من یه نقشه دارم

70
00:03:53,161 --> 00:03:55,541
‫نقشه داری؟ می‌خوای یه روزه
این مشکل رو حلش کنی؟

71
00:03:55,541 --> 00:03:57,331
‫می‌دونم اوضاع جالب نیست.
‫فقط گوش کن

72
00:03:57,341 --> 00:04:01,671
‫نقشه اینـه. تو میری برای خودت می‌چرخی و
‫تو قایق ریف قایم میشی

73
00:04:01,671 --> 00:04:03,681
‫من هم برمی‌گردم

74
00:04:06,567 --> 00:04:07,637
‫هی...

75
00:04:08,931 --> 00:04:09,991
‫معذرت می‌خوام

76
00:04:10,521 --> 00:04:12,981
‫- بابت این که جونم تو خطره؟
‫- تو خطر نیست. نیست

77
00:04:12,981 --> 00:04:14,981
‫- تو خطره
‫- یه کاریش می‌کنم

78
00:04:14,981 --> 00:04:16,441
‫- میرم دنبالش
‫- باشه

79
00:04:16,441 --> 00:04:18,111
‫زود درستش می‌کنم

80
00:04:18,691 --> 00:04:20,111
‫آره

81
00:04:22,321 --> 00:04:23,401
‫درستش کن

82
00:04:23,401 --> 00:04:24,867
‫دارم می‌کنم

83
00:04:26,321 --> 00:04:27,467
‫گندش بزنن

84
00:04:29,971 --> 00:04:31,911
‫سلام، باراکودا مایک

85
00:04:32,451 --> 00:04:36,001
‫ای خدا. چیزی ندارم بهت بدم، جان بی.
‫اصلاً شروع نکن

86
00:04:36,001 --> 00:04:38,211
‫نه، نه، نه، گوش کن...
‫من فقط یه کمک کوچولو ازت می‌خوام

87
00:04:38,211 --> 00:04:39,841
‫خب، جای اشتباهی اومدی

88
00:04:39,841 --> 00:04:42,631
‫- تو رو خدا فقط کمکم کن. بهت پول میدم
‫- چقدر؟

89
00:04:42,631 --> 00:04:43,671
‫۱۷‌ هزار دلار

90
00:04:43,671 --> 00:04:47,051
‫بدش به خولیو. شاید از تو قبول کنه و
‫یه هفته بیشتر بهم فرصت بده

91
00:04:47,051 --> 00:04:48,471
‫من پولت رو نمی‌خوام، داداش

92
00:04:48,471 --> 00:04:49,511
‫بذارش کنار

93
00:04:49,511 --> 00:04:52,681
‫پولم رو نمی‌خوای؟ یعنی چی؟
‫همه دنبال پولـن. هی، گوش کن

94
00:04:52,681 --> 00:04:55,431
‫گوش کن چی میگم،
برام پادرمیونی کن دیگه، باشه؟

95
00:04:55,441 --> 00:04:58,351
‫قبلاً براش کار می‌کردی، دوست بودید و
‫گند‌کاری می‌کردید. رفیق همدیگه بودید

96
00:04:58,361 --> 00:04:59,561
‫- هی
‫- چیه؟

97
00:04:59,561 --> 00:05:01,891
‫ببین، اون روز که بن رودز رو
بست به اون نیزه‌ماهی

98
00:05:01,901 --> 00:05:03,861
‫من باهاش تو یه قایق بودم

99
00:05:03,861 --> 00:05:06,281
‫تو فلوریدا پنج‌تا حکم بازداشت داره

100
00:05:06,281 --> 00:05:08,911
‫آدم‌ربایی و بدتر از اون.
‫اصلاً براش مهم نیست

101
00:05:08,911 --> 00:05:13,161
‫برای همین من بین خولیو و هیچ‌کسی،
واسطه نمیشم

102
00:05:13,161 --> 00:05:15,771
‫زندگیم رو خیلی دوست دارم

103
00:05:17,921 --> 00:05:18,991
‫ببین...

104
00:05:20,071 --> 00:05:22,071
‫شاید وقتش رسیده بزنی به چاک، پسرجون

105
00:05:22,071 --> 00:05:24,551
‫یه مدت تو شهر نباش

106
00:05:24,551 --> 00:05:26,131
‫دفعه‌ی بعد هم...

107
00:05:26,131 --> 00:05:28,431
‫چیزی که مال تو نیست رو نفروش

108
00:05:31,761 --> 00:05:39,761
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

109
00:05:40,651 --> 00:05:41,771
‫رُز و گراف...

110
00:05:42,651 --> 00:05:43,651
‫با همـن؟

111
00:05:43,651 --> 00:05:44,781
‫اوهوم

112
00:05:44,781 --> 00:05:47,531
‫خدایا، این اوضاع رو ده برابر
قاراشمیش‌تر می‌کنه

113
00:05:47,531 --> 00:05:48,451
‫می‌دونم

114
00:05:48,451 --> 00:05:49,991
‫رُز می‌دونه این یارو اصلاً کی هست؟

115
00:05:49,991 --> 00:05:53,121
‫رُز خبر داره؟
‫معلومـه که نداره

116
00:05:53,121 --> 00:05:57,101
‫هر چی که هست، این مزخرفات گراف رو می‌ذاریم
‫برای بعد چون این قضیه مهم‌تره

117
00:05:57,591 --> 00:06:00,501
‫تا دو روز دیگه، دیل یه قرارداد بهم میده تا
امضا کنم و

118
00:06:00,501 --> 00:06:03,791
‫اگه امضاش نکنم یا امضای تو رو نگیرم

119
00:06:03,801 --> 00:06:06,671
‫دهنم سرویس میشه و هیچ‌وقت نمی‌تونیم
‫طلا رو از چنگ رُز در بیاریم

120
00:06:06,671 --> 00:06:07,779
‫خب من امضا می‌کنم

121
00:06:07,804 --> 00:06:08,841
‫- امضا می‌کنی؟
‫- آره

122
00:06:08,841 --> 00:06:10,801
‫گوش کن، چیزی که تو متوجهش نیستی اینـه، خب؟

123
00:06:10,801 --> 00:06:13,141
‫اگه امضا کنی، از حقت برای تنی‌هیل می‌گذری

124
00:06:13,141 --> 00:06:14,156
‫خب؟

125
00:06:14,181 --> 00:06:17,181
‫و تا امضاها رو به رُز بدیم،
‫می‌تونه با گراف فرار کنه

126
00:06:17,181 --> 00:06:19,851
‫آره اما اگه اراده کنه، هر وقت بخواد
‫می‌تونه این کار رو بکنه

127
00:06:19,851 --> 00:06:22,169
‫در ضمن، فرض رو بر این بذار که
سر قولش به بابا می‌مونه و

128
00:06:22,194 --> 00:06:23,207
‫همه به سهم‌مون می‌رسیم

129
00:06:23,231 --> 00:06:26,071
‫اما تو همین حین، اگه تو امضا نکنی
‫میفتی زندان

130
00:06:28,171 --> 00:06:30,261
‫من دلم نمی‌خواد که تو بیفتی زندان، ریف

131
00:06:30,821 --> 00:06:32,451
‫من دارم بچه‌دار هم میشم

132
00:06:33,491 --> 00:06:35,061
‫و می‌خوام بچه‌م تو رو بشناسه

133
00:06:35,621 --> 00:06:36,871
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً

134
00:06:36,871 --> 00:06:39,021
‫اگه بابا بود هم همچین چیزی می‌خواست

135
00:06:43,331 --> 00:06:44,421
‫حالا چی میگی؟

136
00:06:44,421 --> 00:06:48,591
‫فقط... یکم بهت وقت بده.
‫باید برم یه چیزی رو چک کنم

137
00:06:48,591 --> 00:06:51,431
‫- کجا داری میری؟
‫- باید بهش فکر کنم، خب؟

138
00:06:51,431 --> 00:06:54,771
‫تو می‌تونی بمونی همین‌جا.
‫فقط به چیزی دست نزن. بعداً می‌بینمت

139
00:07:09,071 --> 00:07:12,241
‫ببین، واقعاً دارم تلاش می‌کنم
تو کارهات دخالت نکنم، پوپ

140
00:07:13,111 --> 00:07:14,201
‫اما حالت خوبـه؟

141
00:07:14,201 --> 00:07:17,781
‫من کسی نیستم که یه کوه کتاب
‫درمورد یه تاج جادویی تو ماشینش داره

142
00:07:17,791 --> 00:07:19,251
‫خب دیگه چی‌کار دارم که بکنم؟

143
00:07:21,371 --> 00:07:22,671
‫دلم براش تنگ شده

144
00:07:25,421 --> 00:07:26,711
‫اجازه هست؟

145
00:07:27,214 --> 00:07:29,341
‫- اجازه‌ی چی هست؟
‫- فقط یه چندتا پوک می‌زنم

146
00:07:29,341 --> 00:07:31,801
‫هی، هی، مگه همین الان سر این بهم گیر ندادی؟

147
00:07:31,801 --> 00:07:33,051
‫نمی‌دونم، دادم؟

148
00:07:34,141 --> 00:07:35,294
‫مهم نیست

149
00:07:35,521 --> 00:07:37,121
‫دوران سختی شده

150
00:07:39,891 --> 00:07:41,601
‫راستش، با تموم این اوصاف

151
00:07:41,601 --> 00:07:44,441
‫واقعاً فکر می‌کنم که کارمون خیلی خوب بوده

152
00:07:45,061 --> 00:07:47,271
‫داریم ادامه میدیم

153
00:07:47,271 --> 00:07:48,821
‫با شرایط کنار میایم

154
00:07:49,401 --> 00:07:51,111
‫فقط این که گراف داره برمی‌گرده

155
00:07:51,741 --> 00:07:53,321
‫به اون فکر کردی؟

156
00:07:53,321 --> 00:07:56,111
‫حقیقتش به هیچ چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنم

157
00:07:56,121 --> 00:07:57,701
‫آخه با عقل جور در نمیاد

158
00:07:58,271 --> 00:08:00,641
‫اصلاً چرا باید این ریسک رو بکنه که برگرده؟

159
00:08:03,501 --> 00:08:04,921
‫من یه فکری کردم

160
00:08:06,241 --> 00:08:08,881
‫بلک‌استون. حس می‌کنم باید بلک‌استون باشه

161
00:08:08,881 --> 00:08:11,001
‫به‌گمونم یه چیزی تو خونه هست که دنبالشـه

162
00:08:11,011 --> 00:08:13,551
‫بلک‌استون؟ اون روز که از خلیج رد شدم دیدمش

163
00:08:13,551 --> 00:08:14,761
‫کلش رو بستن

164
00:08:14,761 --> 00:08:18,511
‫آره، خب گوش کن. ما می‌دونیم که ریش‌سیاه
‫از مورات دزدی کرده

165
00:08:18,511 --> 00:08:21,721
‫خب، ریش‌سیاه اون چیزمیزها رو
برگردونده به بلک‌استون

166
00:08:21,721 --> 00:08:23,601
‫چیزهایی که صد در صد به تاج مرتبطـن

167
00:08:23,601 --> 00:08:25,351
‫چون وقتی فینچ رو تو تله‌‌کابین دیدم...

168
00:08:25,351 --> 00:08:28,571
‫دقیقاً همون‌روز که بهت گفت
‫تاج می‌تونه مُرده‌ها رو زنده کنه

169
00:08:31,231 --> 00:08:32,281
‫این...

170
00:08:32,281 --> 00:08:33,991
‫این فقط یه افسانه‌ست، پوپ

171
00:08:33,991 --> 00:08:35,611
‫این‌طوری نیست که باور کنم

172
00:08:35,611 --> 00:08:38,781
‫مسئله اینـه که ازم پرسید که چیز دیگه‌ای هم
پیدا کردیم یا نه

173
00:08:38,781 --> 00:08:41,871
‫چیزی که خیلی برای قدرت‌هاش اهمیت داشت

174
00:08:43,621 --> 00:08:44,661
‫خیلی خب

175
00:08:46,211 --> 00:08:47,631
‫قصدم این نیست که...

176
00:08:48,961 --> 00:08:51,211
‫مثلاً... خیلی تو کارهات دخالت کنم اما

177
00:08:51,211 --> 00:08:53,961
‫حس می‌کنم که تو
به‌خاطر دلایل احساسی دیگه‌ای

178
00:08:53,971 --> 00:08:57,011
‫درگیر این قضیه شدی

179
00:08:57,011 --> 00:08:58,221
‫حالت خوبـه؟

180
00:09:00,641 --> 00:09:01,681
‫ببین...

181
00:09:01,681 --> 00:09:04,731
‫۹۹ درصد مطمئنم که یه چیزی توی بلک‌استونـه

182
00:09:04,731 --> 00:09:06,771
‫و مطمئنم گراف اومده دنبال همین

183
00:09:06,771 --> 00:09:09,271
‫و به‌نظرم اون چیزی که دنبالشـه،
‫همون چیزیـه که

184
00:09:09,271 --> 00:09:11,231
‫فینچ سراغش رو ازم گرفت

185
00:09:11,231 --> 00:09:12,781
‫مگه این که اول دست ما بهش برسه

186
00:09:15,241 --> 00:09:17,111
‫- میای یا نه؟
‫- چاره‌ی دیگه‌ای هم دارم؟

187
00:09:18,281 --> 00:09:19,451
‫نه

188
00:09:20,161 --> 00:09:22,661
‫خیلی خب، پس فوراً ۵۳ هزارتا پول لازم داریم

189
00:09:22,661 --> 00:09:24,041
‫چیزی هست که بفروشیم؟

190
00:09:24,041 --> 00:09:29,001
‫خب، دو تا ساک لباس داریم که
‫احتمالاً یه ۱۵۰ دلاری بشه

191
00:09:29,001 --> 00:09:31,631
‫قایق چطوره؟ احتمالاً ارزون نباشه

192
00:09:31,631 --> 00:09:33,961
‫- فکر کردی پول این قایق رو تسویه کرده؟
‫- نمی‌دونم

193
00:09:33,961 --> 00:09:35,921
‫ریف منتظره که بیان و ببرنش

194
00:09:39,321 --> 00:09:42,411
‫نمی‌دونم، سارا.
‫فکر می‌کنم باید از جزیره فرار کنیم

195
00:09:44,811 --> 00:09:46,231
‫بیا. یه فکری دارم

196
00:09:57,401 --> 00:10:00,321
‫- بعد از ظهرتون به‌خیر، جناب کلانتر
‫- یا خدا!

197
00:10:00,321 --> 00:10:03,491
‫می‌دونستید که زهره‌ترک کردن آدم‌ها
جرمـه دیگه؟

198
00:10:03,491 --> 00:10:04,581
‫ببخشید

199
00:10:04,581 --> 00:10:07,581
‫نزدیک بود قهوه‌ی کوفتی که از
دادگاه آوردم رو بریزم

200
00:10:07,581 --> 00:10:10,291
‫تو ماشین من چی‌کار می‌کنید؟

201
00:10:10,291 --> 00:10:11,541
‫خولیو والدز

202
00:10:11,541 --> 00:10:13,921
‫نمی‌دونم دقیقاً چی تو سرتونـه

203
00:10:13,921 --> 00:10:16,921
‫شوپ، اون داره کلی محموله‌‌ی سنگین رو
‫تو ساحل‌مون قاچاق می‌کنه

204
00:10:16,921 --> 00:10:19,381
‫- بن رودز رو یادتـه؟
‫- خودم خوب می‌دونم که والدز کیه

205
00:10:19,381 --> 00:10:20,681
‫داریم دنبالش می‌گردیم

206
00:10:20,681 --> 00:10:22,011
‫می‌دونم قراره کجا بره

207
00:10:22,601 --> 00:10:25,931
‫- می‌خوای در میون بذاری؟
‫- فردا، تو جزیره، باهام قرار داره

208
00:10:26,391 --> 00:10:30,061
‫واسه چی باید با همچین آدمی قرار داشته باشی؟

209
00:10:30,061 --> 00:10:31,771
‫خب، اینش یکم پیچیده‌ست

210
00:10:31,771 --> 00:10:32,901
‫مطمئنم که هست

211
00:10:33,481 --> 00:10:35,111
‫حالا این یارو رو می‌خوای یا نه، شوپ؟

212
00:10:36,111 --> 00:10:39,031
‫شوپ، ما تو کمپ ماهی‌گیری زندگی می‌کنیم.
‫نمی‌تونیم کار گیر بیاریم

213
00:10:39,031 --> 00:10:40,951
‫نمی‌تونیم بریم قاتی مردم

214
00:10:40,951 --> 00:10:42,371
‫من هم حامله‌م

215
00:10:43,007 --> 00:10:44,087
‫تو...

216
00:10:44,581 --> 00:10:45,581
‫آره

217
00:10:45,581 --> 00:10:46,661
‫بله، قربان

218
00:10:46,661 --> 00:10:48,661
‫خب، گندش بزنن...

219
00:10:49,961 --> 00:10:51,541
‫به‌گمونم باید تبریک بگم

220
00:10:51,541 --> 00:10:52,631
‫مرسی

221
00:10:52,631 --> 00:10:55,711
‫خوشحالم که می‌بینم حالا که بارداری،
‫تصمیم گرفتید راه درست و سالم رو

222
00:10:55,711 --> 00:10:57,501
‫پیش بگیرید

223
00:10:57,501 --> 00:10:59,921
‫که خودش یه جور تأکید روی سؤال اصلیمـه

224
00:10:59,921 --> 00:11:02,301
‫چطوری خودتون رو درگیر همچین آدمی کردید؟

225
00:11:04,341 --> 00:11:06,041
‫بهش بدهی دارم

226
00:11:07,931 --> 00:11:10,601
‫و اگه تا فردا شب بهش پس ندم،
سارا رو می‌کشه

227
00:11:14,791 --> 00:11:18,491
‫یه بار بهترین رفیقم رو از دست دادم.
‫نمی‌تونم اون رو هم از دست بدم

228
00:11:19,291 --> 00:11:20,721
‫خواهش می‌کنم

229
00:11:21,121 --> 00:11:22,841
‫کمکم می‌کنی؟

230
00:11:26,647 --> 00:11:27,681
‫آره

231
00:11:28,671 --> 00:11:31,891
‫دیگه لازم نداریم که همچین اتفاقی تکرار بشه

232
00:11:32,741 --> 00:11:36,001
‫ای خدا، شماها رو که می‌بینم،
‫ناخودآگاه اون میاد تو ذهنم و

233
00:11:36,001 --> 00:11:38,611
‫چه باور کنید یا نکنید،
‫دلم برای اون بچه تنگ شده

234
00:11:39,381 --> 00:11:41,171
‫از همون اول هم نباید...

235
00:11:41,171 --> 00:11:42,941
‫این‌طوری ول‌تون می‌کردم

236
00:11:44,931 --> 00:11:47,621
‫خب، الان این فرصت رو داری تا جبران کنی

237
00:12:01,571 --> 00:12:04,451
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با پای خودمون
‫برگردیم بلک‌استون

238
00:12:17,501 --> 00:12:19,501
‫دیگه کسی اینجا زندگی می‌کنه؟

239
00:12:19,501 --> 00:12:21,801
‫بعید بدونم. نه از وقتی که گراف رفته

240
00:12:24,151 --> 00:12:25,416
« مصادره شده »

241
00:12:25,441 --> 00:12:26,821
‫به‌گمونم خالیـه

242
00:12:33,181 --> 00:12:35,601
‫بذار من هم امتحان کنم

243
00:12:38,901 --> 00:12:40,481
‫آخ!

244
00:12:40,481 --> 00:12:41,531
‫حالت خوبـه؟

245
00:12:41,531 --> 00:12:43,041
‫آره

246
00:12:43,041 --> 00:12:44,201
‫اومدیم تو

247
00:12:44,201 --> 00:12:45,991
‫مثل همیشه، چندش‌آوره

248
00:12:45,991 --> 00:12:46,991
‫آره

249
00:12:48,701 --> 00:12:49,741
‫یالا

250
00:13:08,931 --> 00:13:10,351
‫مامانِ جی‌جی‌

251
00:13:13,101 --> 00:13:14,561
‫کپی خودش بوده

252
00:13:20,981 --> 00:13:23,651
‫حالا دقیقاً دنبال چی هستیم؟

253
00:13:23,651 --> 00:13:25,111
‫تحقیقات‌شون

254
00:13:25,111 --> 00:13:27,571
‫مکاتبات تاریخی. مدارک

255
00:13:27,571 --> 00:13:29,991
‫فینچ سراغ یه چوبدستی رو هم گرفت.
‫دنبال اون باش

256
00:13:29,991 --> 00:13:31,111
‫باشه

257
00:13:39,421 --> 00:13:40,881
‫داری تغییر چیدمان میدی؟

258
00:13:40,881 --> 00:13:44,421
‫دنبال مکاتباتـم.
شاید بعضی‌هاشون اینجا باشن

259
00:13:46,741 --> 00:13:48,171
‫کاملاً هم بی‌خطره

260
00:13:48,841 --> 00:13:50,221
‫چیزی نیست. حواسم هست

261
00:13:57,771 --> 00:13:59,391
‫پشمام، پوپ!

262
00:13:59,401 --> 00:14:00,441
‫حالت خوبـه؟

263
00:14:00,441 --> 00:14:01,611
‫آخ، کمرم

264
00:14:03,611 --> 00:14:04,651
‫اصلاً حس خوبی نداشت

265
00:14:04,651 --> 00:14:06,991
‫- پوپ، چه خبره؟ دیوار داره تکون می‌خوره
‫- چی؟

266
00:14:09,241 --> 00:14:13,141
‫حتماً وقتی افتادم، دستم خورده به یه ماسماسکی
‫توی قفسه کتاب‌ها

267
00:14:24,631 --> 00:14:25,631
‫بریم تو؟

268
00:14:27,381 --> 00:14:28,381
‫اول تو

269
00:14:35,511 --> 00:14:36,601
‫وای

270
00:14:38,941 --> 00:14:40,311
‫انگار میشه یه امیدی داشت

271
00:14:40,851 --> 00:14:42,191
‫اینجا دیگه کجاس؟

272
00:14:47,441 --> 00:14:49,611
‫هر جا که هست، بوی پنبه‌ی نسوز میده

273
00:14:52,241 --> 00:14:53,269
‫امکان نداره

274
00:14:53,294 --> 00:14:57,911
‫«این شمشیر عدالتی است که جانِ ریش‌سیاه،
‫دزد دریایی مخوف را گرفت»

275
00:14:57,911 --> 00:15:00,001
‫شمشیر عدالت؟

276
00:15:00,001 --> 00:15:01,096
‫وای، اینـه؟

277
00:15:01,121 --> 00:15:03,291
‫آره، با خودم میارمش

278
00:15:03,291 --> 00:15:05,021
‫پوپ!

279
00:15:05,671 --> 00:15:08,591
‫- ای خدا!
‫- شرمنده. شمشیر عدالتـه

280
00:15:08,591 --> 00:15:10,671
‫با خودت نمیاریش

281
00:15:10,681 --> 00:15:14,121
‫شمشیر عدالت رو میارم.
‫شرمنده

282
00:15:15,241 --> 00:15:18,621
‫همیشه دلم یه اتاق کوچیک،
‫پشت قفسه‌ی کتاب‌‌ها می‌خواست

283
00:15:23,811 --> 00:15:25,561
‫«موزه‌ی خانوادگی جنرت»

284
00:15:26,071 --> 00:15:28,281
‫انگار موزه‌ی کل دارایی‌هاشونـه

285
00:15:33,281 --> 00:15:36,661
‫«کشف نهانگاه ریش‌سیاه، ۱۸۴۲»

286
00:15:38,771 --> 00:15:39,984
‫نهانگاه دیگه چیـه؟

287
00:15:40,009 --> 00:15:42,989
‫یه‌جور جاییـه که دزدای دریایی،
‫غنائم‌شون رو نگه می‌دارن

288
00:15:44,721 --> 00:15:47,211
‫این که بهش می‌خوره یه‌جور چوب‌دستی باشه

289
00:15:47,211 --> 00:15:50,171
‫وایسا، پوپ. باید همین باشه.
‫این چیه روش؟

290
00:15:50,691 --> 00:15:53,281
‫- یه نوشته‌ روشـه
‫- ولی راحت نمیشه خوندش

291
00:15:54,181 --> 00:15:55,261
‫مواظب باش!

292
00:15:57,011 --> 00:15:58,601
‫بذار یه عکس بهتر بگیرم

293
00:16:02,271 --> 00:16:04,351
‫- چی روش نوشته؟
‫- انگلیسی نیست

294
00:16:04,351 --> 00:16:06,311
‫عربی هم نیست

295
00:16:06,311 --> 00:16:08,151
‫یعنی باید... همین‌طوری ببریمش؟

296
00:16:08,151 --> 00:16:10,731
‫- نه، دست نزن
‫- حالا مگه دل کسی قراره براش تنگ شه؟

297
00:16:10,741 --> 00:16:12,531
‫- بذارش سر جاش
‫- کی اینجاس؟

298
00:16:12,531 --> 00:16:13,991
‫- وای خدا!
‫- گندش بزنن!

299
00:16:13,991 --> 00:16:18,121
‫ما... پوپ و کیارا هستیم... بچه‌ها

300
00:16:18,121 --> 00:16:21,331
‫- همون بچه‌های گنج‌یاب تو جزیره
‫- وای خدا

301
00:16:21,331 --> 00:16:22,541
‫می‌شناسم‌تون

302
00:16:22,541 --> 00:16:24,791
‫- خیلی خب
‫- اینجا چی‌کار می‌کنید؟

303
00:16:24,791 --> 00:16:26,771
‫راستش... ما...

304
00:16:27,381 --> 00:16:32,301
‫دنبال یه یادگاری‌ از مادر جی‌جی بودیم...
‫از لاریسا

305
00:16:32,301 --> 00:16:33,801
‫دنبال یه چیزی بودیم

306
00:16:33,801 --> 00:16:36,341
‫ببخشید... باید می‌گفتیم که اومدیم

307
00:16:36,931 --> 00:16:39,601
‫اینجا... اینجا دیگه کجاست؟

308
00:16:39,601 --> 00:16:40,654
‫اینجا؟

309
00:16:41,271 --> 00:16:43,521
‫مایه‌ی افتخار و شادی آقای جنرت

310
00:16:45,061 --> 00:16:46,981
‫کل تاریخچه‌ی بلک‌استون

311
00:16:47,811 --> 00:16:49,321
‫هی، شما بنا بر اتفاق...

312
00:16:49,991 --> 00:16:53,191
‫می‌دونید این چیزی که تو عکس
گرفتن دست‌شون، چیه؟

313
00:16:53,191 --> 00:16:55,071
‫خب، این یه سیتالیـه

314
00:16:55,071 --> 00:16:56,071
‫چی؟

315
00:16:56,071 --> 00:16:58,361
‫- سیتالی، متوجه نمیشم...
‫- «سیتالی»

316
00:16:58,371 --> 00:17:00,201
‫تعجبی نداره که می‌خواید بدونید

317
00:17:00,201 --> 00:17:01,241
‫چطور مگه؟

318
00:17:01,241 --> 00:17:04,161
‫آقای گراف هم دنبالش بود

319
00:17:04,161 --> 00:17:05,581
‫فکر و ذکرش شده بود

320
00:17:05,581 --> 00:17:07,601
‫همه‌چی رو درموردش برام تعریف می‌کرد

321
00:17:08,081 --> 00:17:10,091
‫دمپ عزیزم، این سیتالی...

322
00:17:10,861 --> 00:17:14,301
‫همون‌طور که می‌بینی،
یه‌ نوع رمزنگاری باستانی بوده

323
00:17:14,301 --> 00:17:18,391
‫دو تا قسمت داشته... نوار و چوب‌دستی

324
00:17:19,931 --> 00:17:23,621
‫و اگه هر دوش رو نداشته باشی،
‫نمی‌تونی پیامش رو بخونی

325
00:17:24,521 --> 00:17:25,931
‫یه مشت خط‌خطی مسخره‌ست

326
00:17:25,941 --> 00:17:27,981
‫خب، خیلی بیشتر از این حرفاست، دوست من

327
00:17:27,981 --> 00:17:30,731
‫این سازه‌ی خیلی قیمتی‌ایـه و

328
00:17:30,731 --> 00:17:33,401
‫این خط‌خطی‌ها، احتمالاً یه‌ وِرد باشن که

329
00:17:33,401 --> 00:17:36,971
‫به یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های
دوران باستان مرتبطـن

330
00:17:37,781 --> 00:17:38,821
‫تاج آبی

331
00:17:38,821 --> 00:17:42,741
‫و اگه بتونی درست قرائتش کنی،
‫توی زمان درست

332
00:17:43,371 --> 00:17:45,501
‫دروازه‌ای رو به جهان زیرین باز می‌کنه

333
00:17:45,501 --> 00:17:47,121
‫جهان زیرین؟

334
00:17:47,751 --> 00:17:49,631
‫چرا می‌خواید همچین کاری کنید؟

335
00:17:50,331 --> 00:17:52,001
‫تا مُرده‌ها رو زنده کنم

336
00:17:54,261 --> 00:17:56,897
‫بعد از این که لاریسا مُرد،
وس افتاد دنبال این کار

337
00:17:56,922 --> 00:17:57,979
‫کجاس؟

338
00:17:58,004 --> 00:18:00,261
‫سیتالی رو میگم. اینجاس؟

339
00:18:00,261 --> 00:18:02,851
‫تو اولین نفری نیستی که این سؤال
براش پیش اومده

340
00:18:02,851 --> 00:18:05,271
‫آقای گراف تمام روز بهش فکر می‌کرد

341
00:18:05,271 --> 00:18:07,811
‫هم به اون و هم به تاج آبی

342
00:18:09,771 --> 00:18:11,771
‫احتمالاً برای همین برگشت اینجا

343
00:18:11,771 --> 00:18:13,981
‫خب، هیچ‌وقت تونست بهش برسه؟

344
00:18:13,981 --> 00:18:15,611
‫نه، بهش نرسید

345
00:18:15,611 --> 00:18:17,941
‫و اصلاً به نفع شما هم نیست که برید دنبالش

346
00:18:17,951 --> 00:18:19,031
‫مطمئنید؟

347
00:18:19,031 --> 00:18:21,241
‫به نفع وس و کسای دیگه که
‫رفتن دنبالش هم نبود...

348
00:18:21,241 --> 00:18:22,321
‫- صبر کن
‫- خواهش می‌کنم...

349
00:18:22,321 --> 00:18:25,041
‫- این قضیه خیلی مهمـه
‫- خواهش می‌کنم، باید بدونیم

350
00:18:25,041 --> 00:18:26,214
‫هر چیزی که هست

351
00:18:27,387 --> 00:18:28,554
‫خواهش می‌کنم

352
00:18:34,091 --> 00:18:35,251
‫خانواده‌ی جنرت

353
00:18:35,801 --> 00:18:37,421
‫فروختنش

354
00:18:37,421 --> 00:18:39,301
‫درست بعد از این که پیداش کردن

355
00:18:40,131 --> 00:18:42,391
‫به کی؟ می‌دونید به کی فروختنش؟

356
00:18:44,141 --> 00:18:46,681
‫این هم سند فروششـه. همون‌جا

357
00:18:52,861 --> 00:18:53,914
‫«دی‌تی»

358
00:18:56,481 --> 00:18:57,741
‫دنمارک تنی

359
00:19:03,621 --> 00:19:05,531
‫خیلی قدیمیـه، رفیق

360
00:19:05,531 --> 00:19:08,541
‫- تنی‌هیل خونه‌ی اجدادی توئـه
‫- آره

361
00:19:08,541 --> 00:19:10,961
‫احتمالاً همیشه فکر می‌کردی که
تو خونواده‌تون می‌مونه

362
00:19:10,961 --> 00:19:13,501
‫پسر، می‌دونم قراره خاطره‌های زیادی رو
از دست بدی اما

363
00:19:13,501 --> 00:19:15,251
‫قول میدم با چیزی که در ازاش می ‌گیری

364
00:19:15,251 --> 00:19:16,501
‫خاطره‌های جدیدی می‌سازی

365
00:19:16,501 --> 00:19:20,131
‫تونستیم سر میز اینجا بشینیم.
‫۵ درصد از کل پروژه؟

366
00:19:20,131 --> 00:19:22,181
دیل که همچین گفته

367
00:19:22,181 --> 00:19:23,931
‫ریف، پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

368
00:19:23,931 --> 00:19:25,931
‫آره، می‌دونم پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

369
00:19:25,931 --> 00:19:29,391
‫فقط کل این ماجرا یکم مشکوکـه، خب؟

370
00:19:29,391 --> 00:19:33,311
‫- چرا چیزی از اون ۵ درصد تو قرارداد نیومده؟
‫- نمی‌خوان ردی بذارن

371
00:19:33,311 --> 00:19:35,731
‫خب ضمانت این کار کجاس پس؟

372
00:19:35,731 --> 00:19:39,211
‫منـم... داداش. بیخیال، کلکی تو کارشون نیست

373
00:19:44,071 --> 00:19:47,451
‫با این‌حال یه سؤال داشتم، رفیق.
‫چرا پای تو رو کشیدن وسط؟

374
00:19:48,237 --> 00:19:49,241
‫منظورت...

375
00:19:49,251 --> 00:19:51,911
‫قصد اهانت یا چیزی ندارم اما
دیل رو من جور کردم

376
00:19:51,911 --> 00:19:53,751
‫من... همه‌ی سرمایه‌گذارها رو جور کردم

377
00:19:53,751 --> 00:19:58,051
‫من همه‌ رو آوردم اما... تو چی آوردی؟

378
00:19:58,801 --> 00:20:01,921
‫منظورت... منظورت چیـه؟
‫من... من...

379
00:20:02,931 --> 00:20:04,801
‫خب من اون... اون آدمِ مردمیـم

380
00:20:05,761 --> 00:20:07,601
‫و من... من... تو رو می‌شناسم...

381
00:20:07,601 --> 00:20:11,481
‫پس من... من همه‌ی هماهنگی‌ها رو انجام میدم

382
00:20:14,417 --> 00:20:22,417
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

383
00:20:25,491 --> 00:20:28,571
‫همه‌جا رو دنبال‌تون گشتم، بچه‌ها

384
00:20:28,581 --> 00:20:30,701
‫یه سفارش برای خولیو آوردم

385
00:20:31,291 --> 00:20:32,831
‫هفت تا بیسکوییت بزرگ

386
00:20:34,721 --> 00:20:36,211
‫هی، پسرها

387
00:20:36,211 --> 00:20:38,711
‫این «پندخوی» فسقلی رو نگاه کنید.
‫واسه‌مون بیسکویت آوردی پس

388
00:20:38,711 --> 00:20:42,131
‫- حقیقتش معنیش رو بلد نیستم
‫- گفتم بیسکوییت، عوضی. تازه حدس بزن چی شده؟

389
00:20:42,131 --> 00:20:43,261
‫یه راست رفت سر اصل مطلب

390
00:20:43,261 --> 00:20:44,801
‫- آره
‫- روبو

391
00:20:45,301 --> 00:20:47,261
‫دست بردار، رفیق.
‫من کربوهیدرات نمی‌خورم

392
00:20:47,261 --> 00:20:50,101
‫بده به توی. اون عاشق روغن نخلـه

393
00:20:51,271 --> 00:20:52,931
‫هی، چرا این‌قدر استرس داری، پسر؟

394
00:20:54,231 --> 00:20:55,851
‫من می‌دونم چرا استرس داره

395
00:20:56,811 --> 00:20:59,981
‫نگران اون جنده‌ی کثافتتی، مگه نه؟

396
00:21:00,861 --> 00:21:02,281
‫ببینید، من پول‌تون رو دادم

397
00:21:02,281 --> 00:21:04,281
‫خب؟ پس مشکلی نداریم، باشه؟

398
00:21:04,281 --> 00:21:06,921
‫پس لازم نیست نگران چیزی باشیم.
‫فقط باید...

399
00:21:09,991 --> 00:21:12,791
‫- گندش بزنن، تعقیب شدی
‫- نه، خودت تحت‌نظر بودی

400
00:21:12,791 --> 00:21:14,001
‫من زندان‌برو نیستم

401
00:21:14,001 --> 00:21:16,371
‫حواسم به والدز هست.
‫بچه‌هه رو پیداش کنید

402
00:21:16,371 --> 00:21:17,751
‫خولیو والدز!

403
00:21:17,751 --> 00:21:19,751
‫فوراً تسلیم شو! محاصره شدی

404
00:21:19,751 --> 00:21:21,131
‫گندش بزنن

405
00:21:21,131 --> 00:21:22,671
‫هی، وایسا سر جات

406
00:21:22,671 --> 00:21:24,631
‫خولیو، بذارش زمین!

407
00:21:24,631 --> 00:21:26,131
‫چاقو رو بذار زمین!

408
00:21:29,931 --> 00:21:31,511
‫یالا، بنتون. ای خدا

409
00:21:31,511 --> 00:21:34,251
‫شرمنده، رفیق. باید یه کاری کنیم باورشون شه

410
00:21:35,391 --> 00:21:36,771
‫چاقو رو بذار روی میز

411
00:21:36,771 --> 00:21:39,651
‫بخواب رو زمین.
‫دستات رو بذار روی سرت. همین حالا!

412
00:21:39,651 --> 00:21:40,817
‫تکون بخور!

413
00:21:42,481 --> 00:21:44,031
‫دستا بالا، رفیق

414
00:21:46,111 --> 00:21:50,121
‫خیلی خب، خولیو والدز.
‫تو به‌علت داشتن چندین حکم فعال، بازداشتی

415
00:21:50,701 --> 00:21:52,081
‫بلندش کن!

416
00:21:53,491 --> 00:21:54,991
‫این حق رو داری که ساکت بمونی

417
00:21:55,001 --> 00:21:57,211
‫- ولم کنید
‫- این مسخره‌بازیا چیه

418
00:21:57,211 --> 00:21:58,581
‫ولم کنید...

419
00:21:58,581 --> 00:21:59,921
‫بس کن! پاهات رو باز کن!

420
00:21:59,921 --> 00:22:01,841
‫خفه‌خون می‌گیری

421
00:22:01,841 --> 00:22:03,301
‫حواسم بهت هست

422
00:22:04,091 --> 00:22:05,461
‫بذاریدش تو ماشین

423
00:22:13,471 --> 00:22:15,431
‫چیزی واسه از دست دادن نیست، پوپ

424
00:22:16,021 --> 00:22:17,021
‫پوپ!

425
00:22:17,021 --> 00:22:18,441
‫نه!

426
00:22:19,351 --> 00:22:20,401
‫نه، پوپ!

427
00:22:20,401 --> 00:22:22,861
‫همین حالا بیا بیرون!
‫می‌ذارم زنده بمونی

428
00:22:22,861 --> 00:22:24,441
‫فردا نه. پوپ!

429
00:23:10,651 --> 00:23:13,821
‫...تاج آبی که در دوران باستان اغلب از آن

430
00:23:13,821 --> 00:23:15,741
‫با نام «تاج ملّه» یاد می‌شد

431
00:23:15,741 --> 00:23:18,661
‫چیزی فراتر از نماد پادشاهی پارسی بود

432
00:23:18,661 --> 00:23:20,831
‫این تاج که در دوران امپراتوری ایلام
ساخته شد

433
00:23:20,831 --> 00:23:23,831
‫تصور می‌شد که تجسم مادی...

434
00:23:25,421 --> 00:23:29,761
‫یا شکوه شاهانه و نیروی الهی‌ای باشد که
‫به حق فرامانرویی پادشاه، مشروعیت می‌داد

435
00:23:29,761 --> 00:23:32,801
‫و به او بر انسان‌ها و حیوانات،
سلطه‌ می‌بخشید

436
00:23:32,801 --> 00:23:37,811
‫در قرن ششمِ پیش از میلاد، پادشاه کوروش
‫دستور ساخت منشورش را داد که...

437
00:23:37,811 --> 00:23:39,811
‫...موازنه‌ی قدرت را مدون می‌کرد...

438
00:23:49,901 --> 00:23:54,201
‫تا کل اینجا رو با ماشین‌های سرراهی اومدم،
‫اون‌وقت این‌طوری ازم استقبال میشه؟

439
00:23:57,501 --> 00:23:59,101
‫دلت برام تنگ شده بود؟

440
00:24:07,841 --> 00:24:08,841
‫پوپ؟

441
00:24:10,881 --> 00:24:12,091
‫من دیگه برگشتم

442
00:24:15,591 --> 00:24:20,311
‫هی، شوپ. می‌خواستم تشکر کنم که به
‫من و نقشه‌مون اعتماد کردی

443
00:24:20,311 --> 00:24:22,811
‫حس خیلی خوبی داره که سمت درستِ قانون باشی

444
00:24:22,811 --> 00:24:25,271
‫آره، آره. خب تو تقریباً کار درست رو کردی

445
00:24:25,271 --> 00:24:27,521
‫- آره، آره. چی؟
‫- چیزی یادت رفته؟

446
00:24:27,521 --> 00:24:29,321
‫اوه، آره. مرسی

447
00:24:29,321 --> 00:24:30,441
‫نه، بچه زبل

448
00:24:30,441 --> 00:24:33,621
‫هیچ‌وقت نگفتی که چرا داشتی به
این یارو تو اسکله‌ی ماهی‌ها

449
00:24:33,621 --> 00:24:35,451
‫۷۰ هزار دلار پول می‌دادی

450
00:24:37,071 --> 00:24:39,451
‫وکیلم گفت به متمم شیشم استناد کنم

451
00:24:39,451 --> 00:24:40,541
‫- پنجم
‫- پنجم

452
00:24:40,541 --> 00:24:42,001
‫آره

453
00:24:42,001 --> 00:24:43,961
‫اون‌قدرها که فکر می‌کنی باهوش نیستی

454
00:24:44,451 --> 00:24:46,151
‫این‌قدر آتیش نسوزونید

455
00:24:46,831 --> 00:24:49,591
‫- بله، قربان. تشکر
‫ - از دیدن‌تون خوشحال شدم

456
00:24:50,471 --> 00:24:52,261
‫ممنون، شوپ

457
00:24:52,971 --> 00:24:54,381
‫بهترین زنِ دنیا

458
00:24:55,301 --> 00:24:56,761
‫- برو تو ماشین
‫- چیـه؟

459
00:24:56,761 --> 00:24:57,891
‫ایده‌ی نابی بود

460
00:24:57,891 --> 00:24:59,471
‫آره بابا، حتماً

461
00:24:59,471 --> 00:25:01,221
‫باورم نمیشه جواب داد

462
00:25:01,221 --> 00:25:03,101
‫حقیقتش من هم همین‌طور

463
00:25:16,571 --> 00:25:18,241
‫رسیده بودم به ته خط

464
00:25:18,241 --> 00:25:19,991
‫افتاده بودم تو چاله

465
00:25:19,991 --> 00:25:23,701
‫مدام حس می‌کردم که دارم
بیشتر و بیشتر، فرو میرم

466
00:25:23,701 --> 00:25:27,211
‫نمی‌دونم. هی سُر می‌خوردم

467
00:25:28,991 --> 00:25:31,911
‫و بعد بیشتر از حد عادی، رفتم سراغ دود

468
00:25:32,631 --> 00:25:35,301
‫راهی برای این شده بود که
حس بهتری داشته باشم

469
00:25:35,301 --> 00:25:37,931
‫تا اون اتفاقات مزخرف رو فراموش کنم

470
00:25:37,931 --> 00:25:40,071
‫می‌دونم فکر می‌کنی آدم ضعیفیـم

471
00:25:40,891 --> 00:25:42,221
‫می‌دونم آدم ضعیفیـم

472
00:25:44,811 --> 00:25:46,391
‫تو جون من رو نجات دادی، پوپ

473
00:25:47,101 --> 00:25:49,651
‫چطور ممکنه که فکر کنم آدم ضعیفی هستی؟

474
00:25:49,651 --> 00:25:51,441
‫ببین، الان دیگه وقتشـه که قوی باشی

475
00:25:55,111 --> 00:25:56,701
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

476
00:25:58,111 --> 00:25:59,661
‫من هم دلم خیلی برات تنگ شده بود

477
00:26:04,581 --> 00:26:06,041
‫وای خدا

478
00:26:06,041 --> 00:26:07,711
‫- اون...
‫- تو برگشتی؟

479
00:26:07,711 --> 00:26:09,121
‫- چی؟!
‫- یعنی چی؟

480
00:26:09,121 --> 00:26:10,421
‫زنده و سرحال

481
00:26:13,841 --> 00:26:15,551
‫سلام!

482
00:26:17,551 --> 00:26:19,431
‫- کل دارودسته اینجان
‫- خیلی خب

483
00:26:19,431 --> 00:26:20,681
‫خیلی باحالـه، مگه نه؟

484
00:26:20,681 --> 00:26:21,841
‫وقت بغلـه

485
00:26:21,851 --> 00:26:24,511
‫- اخمات رو وا کن
‫- باشه

486
00:26:24,511 --> 00:26:26,931
‫واسه چی داریم بغل گروهی می‌کنیم؟
‫همین الان دیدم‌تون

487
00:26:26,931 --> 00:26:28,601
‫- سلام. راستش...
‫- یالا دیگه

488
00:26:29,101 --> 00:26:31,851
‫یکی از کتاب‌ها رو کشیدم و
‫قفسه‌ی کتاب‌ها باز شد

489
00:26:31,861 --> 00:26:33,481
‫عین فیلم‌ها بود

490
00:26:33,481 --> 00:26:36,281
‫- بعدش از یه راه‌پله‌ی مخفی رفتیم پایین
‫- پشت قفسه‌ی کتاب‌ها

491
00:26:36,281 --> 00:26:37,401
‫هان؟

492
00:26:37,401 --> 00:26:38,741
‫غذای ویژه‌ی مایک. برای شما

493
00:26:38,741 --> 00:26:40,321
‫- مایک!
‫- خواهش می‌کنم

494
00:26:40,321 --> 00:26:42,741
‫- نوش جان
‫- خیلی خب. ادامه بده

495
00:26:42,741 --> 00:26:45,801
‫بعدش دمپ پیداش شد و شروع کرد به
‫حرف زدن درمورد یه عتیقه‌ای که

496
00:26:45,801 --> 00:26:47,621
‫به تاج آبی مرتبطـه

497
00:26:47,621 --> 00:26:48,621
‫اینجا رو باش

498
00:26:48,621 --> 00:26:51,041
‫به‌گمونم فهمیدیم که چرا گراف اومده به جزیره

499
00:26:51,041 --> 00:26:53,831
‫به‌گمونم دنبال این شیئه‌ست.
‫بهش میگن سیتالی

500
00:26:53,841 --> 00:26:55,751
‫روش نوشته‌های رمزی هست،
‫روی نوارش

501
00:26:55,751 --> 00:27:00,011
‫توی بلک‌استون بوده اما بعدش دنمارک تنی
‫اون رو خریده

502
00:27:01,221 --> 00:27:02,681
‫دنمارک چی ازش می‌خواسته؟

503
00:27:02,706 --> 00:27:04,132
‫- زنش رو
‫- زنش رو

504
00:27:05,391 --> 00:27:09,391
‫افسانه میگه که اگه سیتالی و تاج رو

505
00:27:09,921 --> 00:27:13,401
‫با هم داشته باشی، می‌تونه...

506
00:27:13,401 --> 00:27:14,441
‫مُرده‌ها رو برگردونه

507
00:27:17,441 --> 00:27:19,111
‫- چی؟
‫- نه... چیزی نیست

508
00:27:19,111 --> 00:27:21,951
‫فقط یه افسانه‌ست، بچه‌ها. من که...

509
00:27:21,951 --> 00:27:26,371
‫من که خل و چل نیستم، خب؟
‫مسئله اینـه که خیلی می‌ارزه

510
00:27:26,721 --> 00:27:29,121
‫و تقریباً مطمئنم این همون چیزیـه که
فینچ دنبالشـه

511
00:27:29,121 --> 00:27:30,751
‫من مطمئنم که اون دنبال همینـه

512
00:27:30,751 --> 00:27:31,711
‫- چی؟
‫ - از کجا؟

513
00:27:31,711 --> 00:27:35,291
‫پسرهاش اومده بودن ناسائو، دنبال من.
‫دقیقاً دنبال همین بودن

514
00:27:35,851 --> 00:27:37,721
‫اون‌موقع با عقل جور در نمیومد اما

515
00:27:37,721 --> 00:27:39,701
‫استابی قبلاً واسه دزدهای دریایی کار می‌کرد و

516
00:27:39,701 --> 00:27:42,331
‫بهم گفت که آقای فینچ،
یه دختر داشته که مُرده

517
00:27:43,551 --> 00:27:45,141
‫پس کل ماجرا همینـه

518
00:27:45,141 --> 00:27:48,391
‫فینچ دنبال سیتالیـه تا باهاش بتونه
‫دختر مُرده‌ش رو برگردونه؟

519
00:27:48,391 --> 00:27:49,561
‫اوهوم

520
00:27:49,561 --> 00:27:51,431
‫احتمالاً گراف هم برای همین دنبالشـه

521
00:27:51,441 --> 00:27:52,941
‫تا بتونه بفروشتش به فینچ

522
00:27:52,941 --> 00:27:54,601
‫اگه ما زودتر از گراف بهش برسیم چی؟

523
00:27:54,601 --> 00:27:57,611
‫ببریمش پیش فینچ. گراف میفته دنبال‌مون.
‫می‌تونیم گراف رو بدیم دست پلیس

524
00:27:57,611 --> 00:28:00,441
‫یه تیر و دو نشونـه.
‫هم به پول می‌رسیم و هم گراف میفته زندان

525
00:28:00,441 --> 00:28:03,601
‫خودمون رو هم می‌کشیم کنار.
‫کی، این...

526
00:28:03,951 --> 00:28:05,181
‫این انتقام‌مونـه

527
00:28:07,547 --> 00:28:08,701
‫می‌دونم

528
00:28:09,121 --> 00:28:11,121
‫خیل خب. حالا چی‌کار کنیم؟

529
00:28:11,121 --> 00:28:13,291
‫خیلی خب، پس می‌دونیم واسه چی اومده اینجا

530
00:28:13,871 --> 00:28:15,751
‫- می‌دونیم که دنمارک تنی خریدتش
‫- درستـه

531
00:28:16,381 --> 00:28:19,711
‫چیزهای دیگه‌ای که از دنمارک تنی پیدا کردیم
‫تو تنی‌هیل بودن

532
00:28:19,711 --> 00:28:21,421
یعنی می‌تونه تو تنی‌هیل باشه؟

533
00:28:21,421 --> 00:28:23,761
‫- بعید بدونم تو تنی‌هیل باشه
‫- منظورت چیـه؟

534
00:28:23,761 --> 00:28:26,181
‫اگه تو تنی‌هیل نباشه،
‫پس کجا می‌تونه باشه؟

535
00:28:26,181 --> 00:28:29,811
‫فکر می‌کنم قبلاً این رو توی قلعه دیدم

536
00:28:29,811 --> 00:28:31,771
‫همونی که مال خانواده‌ی مادریمـه

537
00:28:31,771 --> 00:28:34,601
‫بعد از طلاقش از بابام،
همه‌ی وسایلش رو برد اونجا

538
00:28:34,601 --> 00:28:37,521
‫و فکر می‌کنم یادمـه که قبل از رفتنش
‫این رو هم برد

539
00:28:37,521 --> 00:28:40,231
‫و احتمال خیلی زیادی داره که هنوز

540
00:28:41,531 --> 00:28:42,991
‫پیش بقیه‌ی وسایلش باشه

541
00:28:44,321 --> 00:28:46,571
‫حالا این سیتالیه رو کجا دیدی؟

542
00:28:47,241 --> 00:28:50,241
‫فکر می‌کنم حدوداً ۴ سالم بود چون
‫همون زمان‌ها بود که

543
00:28:50,241 --> 00:28:52,661
‫مامانم بعد از جدایی، رفت قلعه

544
00:28:52,661 --> 00:28:55,211
‫و همه‌ی وسایلی که بعد از طلاق
‫سرش بحث داشتن، اونجا بود

545
00:28:55,211 --> 00:28:56,121
‫درستـه

546
00:28:56,121 --> 00:28:59,421
‫و یه روز که من و ریف داشتیم تو
‫اتاق زیر شیروونی بازی می‌کردیم...

547
00:28:59,421 --> 00:29:01,881
‫یه صندوق خیلی قدیمی پیدا کردیم

548
00:29:01,881 --> 00:29:04,721
‫و یادمـه که مادرم با گریه و زاری
اومد تو اتاق زیر شیروونی و

549
00:29:04,721 --> 00:29:07,931
‫همش می‌گفت، «نباید بهش دست بزنید.
‫این مقدسـه» و از این دری‌وریا

550
00:29:07,931 --> 00:29:10,257
‫بعدش هم دیگه نذاشت من و ریف
بریم تو اتاق زیر شیروونی و

551
00:29:10,281 --> 00:29:12,521
یکم بعد از اون اتفاق، جدا شد

552
00:29:12,546 --> 00:29:15,279
‫بعدش هم همه‌چی رو ول کرد و
بعید بدونم که ‫از اون موقع...

553
00:29:15,303 --> 00:29:17,303
کسی پاش رو تو اون خونه گذاشته باشه

554
00:29:17,311 --> 00:29:19,021
‫به‌نظرت برای چی رفته؟

555
00:29:19,021 --> 00:29:22,621
‫حقیقتش فکر می‌کنم که می‌دونست...

556
00:29:22,621 --> 00:29:25,491
‫آمادگی مادر بودن رو نداره

557
00:29:25,491 --> 00:29:28,021
‫به‌نظرم می‌دونست که از پسش بر نمیاد

558
00:29:31,871 --> 00:29:32,930
‫هی...

559
00:29:33,411 --> 00:29:34,831
‫تو مامان فوق‌العاده‌ای میشی

560
00:29:37,081 --> 00:29:39,051
‫خودم هم همین فکر رو می‌کنم

561
00:29:45,551 --> 00:29:47,011
‫گندش بزنن

562
00:29:47,011 --> 00:29:48,077
‫چی شده؟

563
00:29:49,251 --> 00:29:50,791
‫دوستای خولیوئـن

564
00:29:51,921 --> 00:29:54,071
‫مطمئنی اتفاقی نیست؟

565
00:30:03,531 --> 00:30:04,531
‫گندش بزنن

566
00:30:04,531 --> 00:30:06,571
‫آره، صد در صد اتفاقی نیست

567
00:30:09,911 --> 00:30:12,871
‫- مراقب باش. خیلی خب. همین حالا وایسا
‫- خیلی خب، دلم رو می‌زنم به دریا

568
00:30:12,871 --> 00:30:14,741
‫برو، برو، برو!

569
00:30:14,741 --> 00:30:15,781
‫- خیلی خب
‫- وای خدا!

570
00:30:16,541 --> 00:30:17,541
‫نترس، عزیزم!

571
00:30:19,041 --> 00:30:20,611
‫نه، نه، نه

572
00:30:20,611 --> 00:30:21,631
‫پل

573
00:30:21,631 --> 00:30:23,841
‫باید بزنیم کنار.
‫باید بزنیم کنار

574
00:30:30,141 --> 00:30:32,261
‫- هی، دارید چی‌کار می‌کنید؟
‫- باید بریم

575
00:30:32,261 --> 00:30:33,354
‫وایسید!

576
00:30:34,261 --> 00:30:35,471
‫گندش بزنن!

577
00:30:35,471 --> 00:30:37,101
‫- برو، واینسا!
‫- وای!

578
00:30:37,101 --> 00:30:38,731
‫باید از پل رد شیم

579
00:30:42,111 --> 00:30:43,901
‫- بیا. کمکم کن
‫- یالا. هوات رو دارم

580
00:30:45,361 --> 00:30:46,401
‫هی!

581
00:30:46,401 --> 00:30:47,741
‫عزیزم، بدو!

582
00:30:50,361 --> 00:30:52,241
‫- حالا کجا می‌خواید برید؟
‫- داره جابه‌جا میشه

583
00:30:52,911 --> 00:30:54,531
‫- بجنب! بریم!
‫- بجنب!

584
00:30:56,121 --> 00:30:58,161
‫- گندش بزنن! برو، برو، برو!
‫- زود باش. بدو

585
00:30:58,711 --> 00:30:59,831
‫زود باش، سارا!

586
00:31:01,331 --> 00:31:03,421
‫- نمی‌تونید در برید!
‫- گندش بزنن!

587
00:31:05,711 --> 00:31:07,711
‫- باید بپریم
‫- فکر کردید کجا دارید میرید؟

588
00:31:07,711 --> 00:31:08,881
‫برو!

589
00:31:11,221 --> 00:31:12,221
‫گندش بزنن

590
00:31:13,681 --> 00:31:14,761
‫لعنت بهش

591
00:31:14,761 --> 00:31:16,891
‫- خیلی خب. بریم
‫- یالا، زود باش

592
00:31:16,891 --> 00:31:19,181
‫دیر یا زود پیداتون می‌کنیم

593
00:31:19,181 --> 00:31:21,061
‫- بریم
‫- زود باش، از این طرف

594
00:31:21,061 --> 00:31:23,731
‫دارید اوضاع رو برای خودتون بدتر می‌کنید

595
00:31:23,731 --> 00:31:26,481
‫نگرانش نباش.
‫من که می‌دونم دارن کجا میرن

596
00:31:28,861 --> 00:31:32,031
‫سارا این رو توی قلعه دیده.
‫گفت تو هم دیدیش

597
00:31:32,031 --> 00:31:35,451
‫آره، شاید ۱۵ سال پیش این رو
توی قلعه دیده باشم

598
00:31:35,451 --> 00:31:37,791
‫خب که چی؟
‫من بیشتر از اون، چیزی از این ماجرا نمی‌دونم

599
00:31:37,791 --> 00:31:40,331
‫من فقط پیغام‌رسونم، ریف.
‫اتفاقای زیادی داره میفته

600
00:31:40,331 --> 00:31:41,921
‫آره، می‌دونم

601
00:31:43,171 --> 00:31:45,341
‫حالا این یه تیکه چوب مثلاً چی هست؟

602
00:31:47,851 --> 00:31:50,591
‫یه عتیقه‌ست با یه پیغام رمزدار

603
00:31:50,591 --> 00:31:52,721
‫مربوطـه به تاج و...

604
00:31:52,721 --> 00:31:54,871
‫قدرت‌هاش

605
00:31:55,371 --> 00:31:57,251
‫از اونا که «دشمنات رو سلاخی می‌کنه»؟

606
00:31:57,251 --> 00:32:00,131
‫بیشتر از اونا که «مُرده‌ها رو برمی‌گردونه»

607
00:32:01,941 --> 00:32:02,981
‫اوه

608
00:32:04,101 --> 00:32:05,561
‫شماها هم باور کردید؟

609
00:32:07,130 --> 00:32:08,144
‫نه

610
00:32:15,621 --> 00:32:17,661
‫ولی می‌خوای باور کنی. کاملاً مشخصـه

611
00:32:18,281 --> 00:32:21,361
‫من دیوونه نیستم، ریف

612
00:32:27,171 --> 00:32:29,171
‫آره، می‌دونم

613
00:32:29,171 --> 00:32:33,471
‫من هم بعد از مُردن بابام همین‌طوری شدم.
‫فکر می‌کردم دارم عقلم رو از دست میدم

614
00:32:34,631 --> 00:32:35,841
‫نمی‌دونم...

615
00:32:36,471 --> 00:32:38,721
‫همش تو جمعیت‌ها می‌دیدمش

616
00:32:38,721 --> 00:32:41,061
‫فکر می‌کردم طبقه‌ بالای خونه‌ست و
داره حرف می‌زنه

617
00:32:41,061 --> 00:32:43,981
‫هر بار که گوشیم زنگ می‌خورد،
‫می‌گفتم شاید اون باشه

618
00:32:43,981 --> 00:32:45,101
‫فقط...

619
00:32:46,731 --> 00:32:47,851
‫آره...

620
00:32:48,311 --> 00:32:49,941
‫هنوز هم همین‌طوری فکر می‌کنی؟

621
00:32:51,531 --> 00:32:53,781
‫که وقتی گوشیت زنگ می‌خوره،
‫ممکنه اون باشه؟

622
00:32:56,281 --> 00:32:58,201
‫نه، بعد از یه مدتی دیگه رفت

623
00:33:07,581 --> 00:33:09,591
‫من اصلاً نمی‌خوام که حسش بره

624
00:33:12,301 --> 00:33:14,471
‫یه‌جورایی فکر می‌کنم که شاید جی‌جی باشه

625
00:33:25,441 --> 00:33:27,771
‫همینـه. این خونه‌ی قدیمی مامانمـه

626
00:33:28,731 --> 00:33:29,771
‫یالا

627
00:33:32,281 --> 00:33:34,611
‫این پنجره‌هه. بیا از داخل این بریم. باید...

628
00:33:35,401 --> 00:33:36,454
‫وایسا

629
00:33:37,361 --> 00:33:38,491
‫جلو نیا، سارا

630
00:33:44,751 --> 00:33:46,661
‫- آره، بلندت می‌کنم
‫- مرسی

631
00:33:52,171 --> 00:33:53,171
‫کسی رو می‌بینی؟

632
00:33:53,511 --> 00:33:56,381
‫- نه، نه، به‌گمونم مشکلی نیست
‫- آره

633
00:33:56,381 --> 00:33:59,091
‫مطمئنی بعد از شما،
دیگه هیشکی اینجا زندگی نکرده؟

634
00:34:00,141 --> 00:34:01,181
‫بعید بدونم

635
00:34:10,611 --> 00:34:11,821
‫وای

636
00:34:12,521 --> 00:34:16,821
‫خب، خونواده‌ت خیلی به
سبک دکوراسیون‌شون وفادارن

637
00:34:16,821 --> 00:34:20,181
‫همون تم همیشگی مرگ و چوب‌های کپک‌زده

638
00:34:22,031 --> 00:34:25,621
‫گوش کن، سارا. واقعاً شرمنده‌تم.
‫فکر می‌کردم نقشه‌ی بیسکوییت جواب بده

639
00:34:25,621 --> 00:34:27,791
‫شاید هم این که شوپ خولیو رو دستگیر کرد،
‫به نفع‌مون باشه

640
00:34:27,791 --> 00:34:29,161
‫اوضاع کثافتیـه

641
00:34:29,171 --> 00:34:32,331
‫من هم نمی‌خوام ذهنم رو درگیرش کنم اما
‫واقعاً فاجعه‌ست

642
00:34:32,341 --> 00:34:34,381
‫- بابتش هم شرمنده‌م
‫- بس کن

643
00:34:34,381 --> 00:34:36,011
‫- فکر می‌کردم جواب بده
‫- جان بی

644
00:34:37,301 --> 00:34:39,511
‫می‌خوای بدونی فاجعه یعنی چی؟

645
00:34:40,891 --> 00:34:43,011
‫فاجعه اونـه. بابام مُرده

646
00:34:43,011 --> 00:34:45,351
‫با مامانم‌ هم که نمی‌دونم
چند ساله حرف نزدم

647
00:34:45,351 --> 00:34:46,471
‫ریف می‌خواست من رو بکشه و

648
00:34:46,471 --> 00:34:49,391
‫ویزی هم گیر یه نامادری وحشتناک افتاده

649
00:34:49,391 --> 00:34:52,101
‫اوضاع کثافت اینـه. خب؟

650
00:34:53,481 --> 00:34:57,691
‫تو فقط قول بده که تحت هیچ شرایطی،
‫کار ما به اینجا نمی‌کشه

651
00:35:00,281 --> 00:35:01,341
‫باشه

652
00:35:08,581 --> 00:35:11,001
‫چیه؟

653
00:35:11,001 --> 00:35:12,061
‫بیا دیگه

654
00:35:14,171 --> 00:35:15,604
‫من، جان بوکر راتلج...

655
00:35:15,629 --> 00:35:16,711
‫بس کن

656
00:35:16,711 --> 00:35:18,344
‫از صمیم قلب سوگند می‌خورم تا

657
00:35:18,368 --> 00:35:20,368
قبل از کار درست، ‫کار غلط رو بکنم

658
00:35:21,761 --> 00:35:24,101
‫...تا هیچ‌وقت قبل از انجام کاری، فکر نکنم

659
00:35:24,601 --> 00:35:27,721
‫تا یکم بی‌نظم و شلخته باشم و...

660
00:35:28,431 --> 00:35:30,150
‫همیشه هم تقریباً دیر کنم

661
00:35:34,771 --> 00:35:35,811
‫اما قول میدم که...

662
00:35:37,731 --> 00:35:40,001
‫تا ابد عاشقت بمونم

663
00:35:41,921 --> 00:35:43,851
‫می‌تونی عروس رو ببوسی

664
00:35:54,291 --> 00:35:56,841
‫گفتی اون سیتالیه کجا بود؟

665
00:36:07,311 --> 00:36:08,361
‫خدایا

666
00:36:11,391 --> 00:36:13,061
‫- خیلی خب، مراقب باش
‫- ببخشید، ببخشید

667
00:36:14,231 --> 00:36:15,521
‫این کار می‌کنه؟

668
00:36:17,151 --> 00:36:18,181
‫وای، چه فکر خوبی

669
00:36:19,731 --> 00:36:21,781
‫اینجا فقط یه مشت خنزر پنزر هست

670
00:36:22,651 --> 00:36:27,531
‫- گفتی دنبال چی بودیم؟
‫- یه جعبه‌ی چوبی دراز. قشنگ. باریک

671
00:36:33,411 --> 00:36:34,961
‫گفت جعبه‌ی دراز باریک؟

672
00:36:34,961 --> 00:36:36,211
‫اوهوم

673
00:36:36,211 --> 00:36:37,381
‫سارا، اینجاس

674
00:36:37,881 --> 00:36:39,881
‫نه، اون قشنگ نیست

675
00:36:39,881 --> 00:36:41,761
‫یادت باشه، دراز، باریک و قشنگ

676
00:36:43,341 --> 00:36:47,051
‫اگه من یه جعبه‌ی کوچیک باریک قشنگ بودم،
‫کجا می‌رفتم؟

677
00:36:47,051 --> 00:36:49,641
.وایسا، نگاه کن
‫این حکم طلاق‌شونـه

678
00:36:49,641 --> 00:36:53,851
‫«الی کمرون، خیابان پایتی ۹۰۰،
‫نیواورلئان، لوئیزیانا»

679
00:36:53,851 --> 00:36:55,941
‫- پایتی... نیواورلئان؟
‫- آره

680
00:36:56,771 --> 00:36:57,981
‫جالبـه

681
00:36:57,981 --> 00:37:00,181
‫- چرا باید بره نیواورلئان؟
‫- همین رو بگو

682
00:37:15,251 --> 00:37:17,171
‫شرط می‌بندم رفتن همین‌جا

683
00:37:17,171 --> 00:37:19,751
‫حتماً. تو این جزیره، هیچ‌جای دیگه‌ای نیست

684
00:37:31,601 --> 00:37:33,431
‫وای خدا. جان بی

685
00:37:33,431 --> 00:37:34,497
‫همینـه

686
00:37:38,191 --> 00:37:39,901
‫دقیقاً همون‌طوریـه که یادم مونده

687
00:37:39,901 --> 00:37:41,731
‫- بیا بازش کنیم
‫- باشه

688
00:37:51,157 --> 00:37:52,190
‫وای

689
00:37:52,857 --> 00:37:56,081
‫خیلی خب. نرو تو فکر، نرو تو فکر.
‫وای. خیلی خب

690
00:37:56,081 --> 00:37:57,291
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

691
00:37:57,291 --> 00:38:01,251
‫فقط یه گنج دیگه‌ایـه که از دست‌مون رفته

692
00:38:01,251 --> 00:38:04,301
‫چون ۴۰۰ میلیون طلا بود،
‫بعدش هم اون صلیبه و

693
00:38:04,301 --> 00:38:05,381
‫بعدش هم این؟

694
00:38:05,381 --> 00:38:06,761
‫تاج آبی با...

695
00:38:08,381 --> 00:38:09,511
‫در

696
00:38:09,511 --> 00:38:10,971
‫ما اومدیم!

697
00:38:10,971 --> 00:38:13,351
‫- وای خدا. برو، برو، برو!
‫- باید از اینجا بریم

698
00:38:17,691 --> 00:38:18,981
‫می‌دونیم که اینجایید

699
00:38:18,981 --> 00:38:20,851
‫- گندش بزنن. برگرد بالا. برو، برو، برو
‫- نه؟

700
00:38:20,861 --> 00:38:22,361
‫هر جا که هستید، بیاید بیرون!

701
00:38:23,021 --> 00:38:25,281
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- کمکم کن این رو ببندم

702
00:38:33,871 --> 00:38:35,041
‫دارن میان

703
00:38:38,861 --> 00:38:40,111
‫گیرتون انداختم، توله‌سگ‌ها

704
00:38:44,421 --> 00:38:46,551
‫- فکر کنم یه راه خروج دیگه هم باشه
‫- باشه

705
00:38:48,261 --> 00:38:50,641
‫یکی این بالاست

706
00:38:53,051 --> 00:38:54,084
‫سلام

707
00:38:56,641 --> 00:38:57,811
‫بیا بیرون

708
00:39:06,524 --> 00:39:07,531
‫سارا؟

709
00:39:07,531 --> 00:39:08,691
‫هیس!

710
00:39:09,531 --> 00:39:12,281
‫بیا پایین، پسر.
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

711
00:39:12,281 --> 00:39:14,081
‫- گندش بزنن
‫- نه! بازش کن!

712
00:39:15,731 --> 00:39:17,601
‫سارا

713
00:39:18,251 --> 00:39:20,081
‫بیا پایین! می‌خوایم یه گپی بزنیم

714
00:39:22,671 --> 00:39:24,581
‫سیتالی کجاست؟

715
00:39:24,591 --> 00:39:26,881
‫همون‌جاست. شلیک کن!

716
00:39:28,194 --> 00:39:29,194
‫سارا!

717
00:39:33,830 --> 00:39:40,830
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

718
00:39:40,855 --> 00:39:47,855
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

719
00:39:47,879 --> 00:39:54,879
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

