1
00:00:00,001 --> 00:00:05,181
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:05,206 --> 00:00:08,175
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

3
00:00:11,160 --> 00:00:14,037
‫خب، زندگی مجردی چطوره؟

4
00:00:14,062 --> 00:00:16,439
‫آره، خوبه. جدیدا زدم تو کار بافتنی.

5
00:00:17,167 --> 00:00:19,752
‫خب، البته وقتی کل وسایلش رو بخرم.

6
00:00:19,777 --> 00:00:20,933
‫- تو چی؟
‫- من...

7
00:00:20,958 --> 00:00:22,917
‫من که عاشقشم. آره، من...

8
00:00:22,964 --> 00:00:26,008
‫کل آخر هفته رو با هدفون تو گوشم
‫دور پارک قدم زدم.

9
00:00:26,009 --> 00:00:27,342
‫ساعت‌ها کتاب خوندم.

10
00:00:27,343 --> 00:00:29,928
‫فکر نکنم گوش‌دادن
‫به داستان‌های تاریخی سافیک...

11
00:00:29,929 --> 00:00:32,264
‫...با دور ۱.۵، از نظر فنی
‫کتاب‌خوندن حساب بشه، ولی باشه.

12
00:00:32,289 --> 00:00:34,375
‫محتوا مصرف می‌کنم دیگه، مارگی.

13
00:00:34,881 --> 00:00:37,467
‫واقعا قراره دوباره شروع کنیم؟

14
00:00:38,007 --> 00:00:39,050
‫من...

15
00:00:39,586 --> 00:00:41,420
‫وای خدا، اون تده؟

16
00:00:41,515 --> 00:00:43,057
‫داره تک‌وتنها هات‌داگ می‌خوره.

17
00:00:43,082 --> 00:00:45,042
‫چقدر غم انگیزه.

18
00:00:45,067 --> 00:00:46,819
‫هات‌داگ اصلا غذای جمعیه.

19
00:00:47,161 --> 00:00:50,198
‫احتمالا مجبور شده دستماله رو
‫بچپونه توی یقه لباسش...

20
00:00:50,199 --> 00:00:52,367
‫...چون کسی رو نداره که بهش بگه
‫سس خردل ریخته رو خودش.

21
00:00:52,368 --> 00:00:53,660
‫اون که یه دستمال ساده نیست.

22
00:00:53,661 --> 00:00:54,996
‫یه جور کمک‌خواستنه.

23
00:00:55,682 --> 00:00:57,725
‫دلخراشه، نه؟

24
00:00:57,874 --> 00:00:59,042
‫داغون‌کننده‌ست.

25
00:00:59,670 --> 00:01:01,881
‫- باید یه عکس بگیریم.
‫- آره، آره، آره.

26
00:01:03,245 --> 00:01:05,538
‫آره، این رو می‌فرستم
‫توی گروه تیم.

27
00:01:11,262 --> 00:01:12,346
‫خدایا.

28
00:01:12,347 --> 00:01:13,723
‫نمی‌خوام تنها بمیرم.

29
00:01:15,983 --> 00:01:18,936
‫- به نظرت برگردیم پیش هم؟
‫- منم دقیقا داشتم به همین فکر می‌کردم.

30
00:01:18,937 --> 00:01:21,772
‫خدا رو شکر.

31
00:01:24,277 --> 00:01:25,986
‫خیلی خوش‌حالم که قبول کردی.

32
00:01:26,027 --> 00:01:27,779
‫- عاشقتم.
‫- عاشقتم.

33
00:01:59,230 --> 00:02:00,772
‫نوبت منه.

34
00:02:01,187 --> 00:02:02,480
‫نوبت منه.

35
00:02:03,314 --> 00:02:04,482
‫نوبت منه.

36
00:02:04,983 --> 00:02:07,694
‫نوبت منه.

37
00:02:08,318 --> 00:02:09,404
‫نوبت منه.

38
00:02:10,238 --> 00:02:11,573
‫نوبت منه.

39
00:02:14,075 --> 00:02:15,159
‫نوبت ماست.

40
00:02:16,855 --> 00:02:18,981
‫وای، تو این رو ساختی.

41
00:02:19,006 --> 00:02:20,090
‫خیلی...

42
00:02:20,115 --> 00:02:21,615
‫- مهمه، نه؟
‫- خیلی مهمه.

43
00:02:21,640 --> 00:02:24,100
‫- قطعا مهمه.
‫- چون واقعا مهمه.

44
00:02:24,210 --> 00:02:26,211
‫این اولین بازی‌مون تو نلسون روده.

45
00:02:26,212 --> 00:02:29,756
‫فکر کنم این ویدیو واقعا به شناخته
‫شدن‌مون و فروش بلیط کمک کنه.

46
00:02:29,757 --> 00:02:31,174
‫آخه اینکه یه تیم زنان که بتونه کل بلیت‌های...

47
00:02:31,175 --> 00:02:33,511
‫...یه ورزشگاه لیگ برتر رو
‫توی سال اولش کامل بفروشه.

48
00:02:34,027 --> 00:02:36,195
‫- می‌فهمید چقدر این فوق‌العاده‌ست؟
‫- خیلی فوق‌العاده‌ست.

49
00:02:36,220 --> 00:02:37,929
‫- و مهم.
‫- آره.

50
00:02:37,954 --> 00:02:39,037
‫چیز دیگه‌ای مونده درباره‌ش حرف بزنیم؟

51
00:02:39,062 --> 00:02:40,813
‫آ-آره، می‌خواستم بگم که...

52
00:02:40,852 --> 00:02:42,352
‫- ببخشید، یه چیز دیگه...
‫- خب، بگو.

53
00:02:42,353 --> 00:02:44,271
‫...بلیت‌های ۱۰ پوندی،
‫قشنگ بهترین انتخاب بودن.

54
00:02:44,272 --> 00:02:45,480
‫کاملا.

55
00:02:45,481 --> 00:02:48,442
‫و زلدا خیلی سخاوتمندانه
‫۲۰۰۰ تا بلیت دیگه خرید.

56
00:02:48,443 --> 00:02:49,902
‫- وای.
‫- منم همه‌شون رو اهدا کردم...

57
00:02:49,903 --> 00:02:51,737
‫- به مدرسه‌های محلی.
‫- عالیه.

58
00:02:51,738 --> 00:02:52,905
‫ببخشید، لزلی.

59
00:02:52,906 --> 00:02:54,798
‫آره، می‌خواستم بگم که...

60
00:02:54,823 --> 00:02:56,824
‫ببخشید، یادتون نره که...

61
00:02:56,868 --> 00:03:00,454
‫...بین دو نیمه، یه چک خیریه رو
‫به بنیاد خودت تقدیم می‌کنی، درسته؟

62
00:03:00,455 --> 00:03:02,789
‫درسته، ممنون.
‫یه سخنرانی هم آماده می‌کنم.

63
00:03:02,790 --> 00:03:04,833
‫عالیه. ببخشید لزلی،
‫داشتی چی می‌گفتی؟

64
00:03:04,834 --> 00:03:05,813
‫اشکالی نداره.

65
00:03:05,838 --> 00:03:08,673
‫- آره، داشتم می‌گفتم...
‫- ای وای. ببخشید لزلی.

66
00:03:08,755 --> 00:03:10,172
‫تازه یادم اومد.

67
00:03:10,173 --> 00:03:13,258
‫دو تا بلیت می‌خوام چون
‫ماتیاس و یلکا هم میان.

68
00:03:13,259 --> 00:03:15,636
‫فوق‌العاده‌ست.
‫مطمئنی خودش نمی‌خواد پولش رو بده؟

69
00:03:15,637 --> 00:03:16,720
‫فقط ۱۰ پونده ها.

70
00:03:16,721 --> 00:03:18,705
‫حالا خودم براش حساب می‌کنم.

71
00:03:18,730 --> 00:03:20,523
‫بچه ها جدی داره میشه.

72
00:03:20,548 --> 00:03:23,049
‫- خیلی ذوق دارم.
‫- من می‌رم به باربارا زنگ بزنم.

73
00:03:23,074 --> 00:03:25,284
‫اگه چیزی تغییر کرد
‫بهتون خبر می‌دم.

74
00:03:29,453 --> 00:03:32,712
‫لزلی، واقعا معذرت می‌خوام.
‫می‌خواستی درمورد چی حرف بزنی؟

75
00:03:32,737 --> 00:03:36,407
‫آره، خب، قراره ما...

76
00:03:36,970 --> 00:03:38,971
‫نه، خب...

77
00:03:38,996 --> 00:03:40,872
‫اون آقا، نه...

78
00:03:40,912 --> 00:03:43,080
‫اگه-اگه ما...

79
00:03:43,081 --> 00:03:44,164
‫کلا از ذهنم پرید.

80
00:03:44,165 --> 00:03:45,916
‫پس لابد زیاد مهم نبوده.

81
00:03:45,917 --> 00:03:47,584
‫نه.

82
00:03:47,585 --> 00:03:49,337
‫ش-ا-ن-و-ن.

83
00:03:51,154 --> 00:03:52,613
‫باشه.

84
00:03:53,621 --> 00:03:55,164
‫آره. خب اینم از این.

85
00:03:55,244 --> 00:03:57,252
‫ترکیب موقت تیم واسه این شنبه.

86
00:03:58,930 --> 00:04:02,057
‫بازی جلوی چلسی اصلا قرار نیست
‫مثل آب‌خوردن باشه.

87
00:04:02,058 --> 00:04:04,810
‫در واقع قراره یه بدو‌بدوی نفس‌گیر
‫۹۰ دقیقه‌ای تو زمین باشه.

88
00:04:04,811 --> 00:04:07,062
‫- ولی باید شانس‌مون رو امتحان کنیم، نه؟
‫- ما نمی‌تونیم چلسی رو ببریم.

89
00:04:07,063 --> 00:04:08,647
‫- به اندازه کافی خوب نیستیم.
‫- بی‌خیال مربی.

90
00:04:08,648 --> 00:04:11,525
‫- چطوره یه نمه مثب باشی؟
‫- آره، نه، ببخشید، حق با توئه.

91
00:04:11,526 --> 00:04:13,715
‫- خب، اونا زیادی خوبن.
‫- ممنون.

92
00:04:13,740 --> 00:04:15,407
‫مربی خودت میخوای چه تغییری بدی؟

93
00:04:15,432 --> 00:04:18,831
‫خب اولا که، شانون رو از اونجا درمیارم
‫و می‌ذارمش توی تیم تمرین.

94
00:04:18,856 --> 00:04:20,315
‫- آماده نیست.
‫- حرفت حسابیه.

95
00:04:20,340 --> 00:04:21,715
‫راستی میدونی یاد چی افتادم؟

96
00:04:21,740 --> 00:04:27,245
‫هنری بهم گفت: «هرچی بیشتر برداری،
‫بیشتر پشت سرت جا می‌ذاری.» من چی‌ام؟

97
00:04:27,292 --> 00:04:28,709
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دوباره بگو.

98
00:04:28,710 --> 00:04:32,754
‫«هرچی بیشتر برداری،
‫بیشتر پشت سرت جا می‌ذاری.» من چی‌ام؟

99
00:04:32,755 --> 00:04:34,715
‫- تو رو خدا بس کن.
‫- بس نمی‌کنم،

100
00:04:34,716 --> 00:04:35,841
‫ولی یه‌کم مکث می‌کنم.

101
00:04:38,169 --> 00:04:40,053
‫خیلی‌خب، این آخر هفته بازی بزرگی داریم.

102
00:04:40,054 --> 00:04:41,138
‫- رئیس.
‫- بله.

103
00:04:41,139 --> 00:04:42,663
‫می‌تونیم چند تا سوال ازت بپرسیم؟

104
00:04:42,712 --> 00:04:44,505
‫مثل این کوییزهای آنلاین؟

105
00:04:44,537 --> 00:04:47,330
‫چون اگه این‌طوره، نمی‌دونم چرا ولی همیشه خدا
‫شبیه پرنسس جاسمین درمیام.

106
00:04:47,395 --> 00:04:48,563
‫تد، تو متأهلی؟

107
00:04:48,726 --> 00:04:51,353
‫- ببخشید، چی؟
‫- تو همیشه تنها غذا می‌خوری؟

108
00:04:51,464 --> 00:04:53,314
‫- با کسی تو رابطه‌ای؟
‫- خب...

109
00:04:53,339 --> 00:04:55,298
‫احساس تنهایی می‌کنی
‫ یا دلتنگ خونه‌ای، یا هردوش؟

110
00:04:55,361 --> 00:04:58,281
‫- اصلا خجالت نداره.
‫- اگه این‌طوری هم باشه اشکالی نداره.

111
00:04:59,026 --> 00:05:00,235
‫الان اینجا چه خبره؟

112
00:05:00,260 --> 00:05:01,677
‫دیدیمت.

113
00:05:01,702 --> 00:05:02,994
‫آره.

114
00:05:03,019 --> 00:05:05,062
‫همیشه همین شلوار رو می‌پوشی؟

115
00:05:05,163 --> 00:05:06,330
‫- هیچ‌وقت شلوار جین نمی‌پوشی؟
‫- من...

116
00:05:06,331 --> 00:05:08,697
‫شبیه بارت سیمپسونی،
‫که همیشه یه شلوارک پاشه.

117
00:05:08,729 --> 00:05:11,189
‫آره، ولی حداقل
‫شلوارک خودم رو نمی‌خورم، نه؟

118
00:05:11,214 --> 00:05:13,299
‫فکر می‌کنی بارت شلوارک خودش رو می‌خوره؟

119
00:05:14,278 --> 00:05:17,489
‫نکته خوبیه. فکر کنم به این معروفه که
‫بقیه رو تشویق می‌کنه شلوارکش رو بخورن.

120
00:05:17,514 --> 00:05:19,348
‫- می‌دونی چی می‌گم؟
‫- آره، همین‌طوره.

121
00:05:19,373 --> 00:05:22,584
‫ببینید، سوال اصلی اینه که این آخر هفته
‫باید چیکار کنیم تا چلسی رو ببریم؟

122
00:05:22,639 --> 00:05:25,140
‫آره؟ و جوابش هم
‫توی اون زمین تمرینه.

123
00:05:25,141 --> 00:05:28,603
‫پس یالا بریم!

124
00:05:29,187 --> 00:05:32,148
‫خوبه؟ خب، بزن بریم، بزن بریم.
‫خیلی‌خب، آره.

125
00:05:32,658 --> 00:05:34,743
‫جالب بود.

126
00:05:34,768 --> 00:05:36,310
‫- ریدن.
‫- ببخشید؟

127
00:05:36,444 --> 00:05:39,112
‫«هرچی بیشتر برداری، بیشتر پشت سرت
‫جا می‌ذاری.» جواب من ریدنه.

128
00:05:39,113 --> 00:05:41,406
‫قبولش می‌کنم،
‫ولی در واقع جوابم «قدم‌» بود.

129
00:05:41,407 --> 00:05:43,076
‫مسخره بود.

130
00:05:43,657 --> 00:05:45,887
‫خب بیشتر معما بود،
‫ولی متوجه‌م...

131
00:05:45,927 --> 00:05:48,181
‫...که چطور برداشت بی‌ادبانه مربی
‫شاید بتونه فضا رو یه‌کم شاد کنه...

132
00:05:48,206 --> 00:05:49,289
‫...البته اگه از شوخی‌های مستراحی خوشت بیاد.

133
00:05:49,290 --> 00:05:51,625
‫- که منم واقعا دوست دارم.
‫- نه، اون نه. اون یکی رو می‌گم. اون.

134
00:05:51,626 --> 00:05:55,712
‫هرچی که اونجا گذشت.
‫اینکه داشتن درباره زندگی عاطفیت می‌پرسیدن.

135
00:05:55,713 --> 00:05:57,172
‫خب، یعنی چی آخه؟

136
00:05:57,173 --> 00:05:59,841
‫اولا این کار نامناسبه،
‫ثانیا اصلا به کسی چه؟

137
00:05:59,842 --> 00:06:00,926
‫دومی.

138
00:06:00,927 --> 00:06:03,720
‫خب، راستش یه‌کم غافلگیرم کرد،
‫ولی برام مهم نیست.

139
00:06:03,721 --> 00:06:06,098
‫احتمالا روی این قضیه حساسی چون
‫همیشه واسه خودت اتفاق میفته، نه؟

140
00:06:06,123 --> 00:06:11,003
‫نه، هیچ‌وقت هیچ سوالی از من نپرسیدن،
‫که از این بابت خوش‌حالم.

141
00:06:12,195 --> 00:06:14,155
‫چون در واقع،
‫کاری که باید بکنن اینه که...

142
00:06:14,180 --> 00:06:17,001
‫باید از خودشون بپرسن
‫چرا نمی‌تونن خودشون رو...

143
00:06:17,026 --> 00:06:18,735
‫...قبل از مهم‌ترین بازی کوفتی
‫دوران حرفه‌ای‌شون جمع و جور کنن.

144
00:06:18,736 --> 00:06:20,194
‫این چیزیه که باید
‫از خودشون بپرسن،

145
00:06:20,219 --> 00:06:22,094
‫تازه اگه قرار باشه بیان سوالی بپرسن.

146
00:06:22,119 --> 00:06:23,120
‫البته اگه نظر من رو بخوای.

147
00:06:23,727 --> 00:06:25,144
‫که نمی‌خوای.

148
00:06:25,169 --> 00:06:27,102
‫چون هیچ‌کس هیچ‌چیزی از من نمی‌پرسه.

149
00:06:28,003 --> 00:06:29,337
‫و مشکلی هم نیست.

150
00:06:29,581 --> 00:06:30,582
‫اشکالی نداره.

151
00:06:31,076 --> 00:06:32,576
‫نه، مشکلی نیست. من اصلا...

152
00:06:32,601 --> 00:06:35,020
‫اصلا برام مهم هم نیست.
‫اصلا اهمیتی نداره.

153
00:06:36,950 --> 00:06:38,076
‫مشکلی نیست.

154
00:06:49,225 --> 00:06:50,226
‫اوی.

155
00:06:52,034 --> 00:06:54,202
‫گفتی اوی یا روی؟

156
00:06:54,227 --> 00:06:55,435
‫چه فرقی می‌کنه؟

157
00:06:55,648 --> 00:06:57,357
‫انگار به جفتش جواب می‌دی.

158
00:06:57,358 --> 00:06:59,109
‫آره. خب، انگار همین‌طوره.

159
00:06:59,110 --> 00:07:00,306
‫آره.

160
00:07:00,331 --> 00:07:01,915
‫ببخشید که شنبه نمی‌تونم اینجا باشم.

161
00:07:01,940 --> 00:07:03,440
‫باید برم نیوکاسل...

162
00:07:03,465 --> 00:07:06,968
‫پیش اون تیم مسخره، بی ارزش
‫تخمی مردان که به هیچ جای مردم نیست.

163
00:07:08,373 --> 00:07:10,874
‫- اشکالی نداره.
‫- ولی همیشه به فکرتونم.

164
00:07:10,907 --> 00:07:12,492
‫من یا تیم؟

165
00:07:13,275 --> 00:07:15,903
‫چه فرقی می‌کنه؟
‫انگار به جفتش جواب می‌دی.

166
00:07:22,133 --> 00:07:23,509
‫اوی، روی.

167
00:07:24,242 --> 00:07:26,744
‫فقط محض کنجکاوی،
‫الان توی قرار چندمی؟

168
00:07:28,590 --> 00:07:29,591
‫نهم.

169
00:07:30,363 --> 00:07:31,781
‫جالبه.

170
00:07:44,824 --> 00:07:46,909
‫فاک.

171
00:07:58,970 --> 00:08:00,988
‫- سلام.
‫- سلام.

172
00:08:01,028 --> 00:08:02,821
‫- سلام.
‫- سلام، ربکا.

173
00:08:02,853 --> 00:08:04,937
‫از اون چیپس‌هایی که سری قبل
‫داشتی، بازم داری؟

174
00:08:05,009 --> 00:08:06,593
‫البته که دارم.
‫مخصوصا واسه تو خریدم.

175
00:08:06,618 --> 00:08:08,369
‫- ممنون.
‫- با بقیه خوراکی‌ها کنار...

176
00:08:10,407 --> 00:08:11,866
‫نه، حتما بردار!

177
00:08:12,016 --> 00:08:14,977
‫سرکش بمون، دختر جوون!
‫نذار رامت کنن!

178
00:08:16,805 --> 00:08:20,308
‫به نظرت می‌تونم
‫از این یونیفرم دل بکنم؟

179
00:08:20,449 --> 00:08:21,992
‫واسه همین خلبان شدی؟

180
00:08:22,641 --> 00:08:24,924
‫نه، واسه غذاهای هواپیما خلبان شدم.

181
00:08:26,815 --> 00:08:28,142
‫دلم برات تنگ شده بود.

182
00:08:29,325 --> 00:08:31,160
‫دل منم برات تنگ شده بود.

183
00:08:34,335 --> 00:08:36,958
‫راستش می‌خواستم
‫درباره همین باهات حرف بزنم.

184
00:08:37,724 --> 00:08:38,932
‫جدا؟

185
00:08:38,972 --> 00:08:42,101
‫توی هواپیمایی
‫ویرجین آتلانتیک کار پیدا کردم.

186
00:08:42,842 --> 00:08:44,969
‫دارم اسباب‌کشی می‌کنم لندن.

187
00:08:45,537 --> 00:08:46,913
‫چی؟

188
00:08:49,053 --> 00:08:50,430
‫وای.

189
00:08:51,136 --> 00:08:52,762
‫پس یلکا چی؟

190
00:08:52,787 --> 00:08:54,204
‫اون رو استخدام نمی‌کردن.

191
00:08:54,229 --> 00:08:55,647
‫آخه فقط ده سالشه.

192
00:08:56,401 --> 00:08:58,903
‫نه، قضیه کار رو به مامانش گفتم...

193
00:08:58,928 --> 00:09:01,923
‫...اونم واسه یه پست کاری
‫توی شعبه لندن شرکت‌شون درخواست داد.

194
00:09:02,090 --> 00:09:04,550
‫این‌طوری می‌تونم کنار یلکا و تو باشم.

195
00:09:06,237 --> 00:09:09,198
‫این فوق‌العاده‌ست. خدای من.

196
00:09:17,847 --> 00:09:23,102
‫هی مربی، به نظرت آلیس این هفته یه‌کم
‫قبراق‌تر از حد معمول نیست؟

197
00:09:23,251 --> 00:09:26,753
‫خب، فکر کنم بازی توی نلسون رود
‫آدم رو این‌طوری می‌کنه.

198
00:09:26,778 --> 00:09:29,446
‫- پس لابد واگیر داره؟
‫- چطور مگه؟

199
00:09:29,471 --> 00:09:32,307
‫آخه مطمئنم
‫واسه همین بود که...

200
00:09:32,347 --> 00:09:35,015
‫...بچه‌های تیم داشتن به خاطر
‫هات‌داگ‌خوردنم سین‌جیمم می‌کردن، نه؟

201
00:09:35,040 --> 00:09:38,001
‫نه، فکر کنم می‌خوان
‫بیشتر بشناسنت.

202
00:09:39,814 --> 00:09:41,148
‫اوی، برد.

203
00:09:41,314 --> 00:09:43,066
‫دیشب نمایش تک‌نفره‌ی جین رو دیدم.

204
00:09:43,493 --> 00:09:46,370
‫هر سه‌تامون دیدیمش.
‫لامصب...

205
00:09:46,661 --> 00:09:48,473
‫- عجب بازی‌ای بود!
‫- آره واقعا.

206
00:09:48,498 --> 00:09:50,708
‫از وقتی بابام من و مامانم رو ول کرد
‫این‌طوری گریه نکرده بودم...

207
00:09:50,733 --> 00:09:52,615
‫...تازه بعدش دوباره برگشت. مرتیکه‌ی لاشی.

208
00:09:52,640 --> 00:09:54,975
‫همین ‌که راه افتادیم بیایم پیش تو،
‫تازه گریه‌م بند اومد.

209
00:09:55,000 --> 00:09:56,251
‫آره، شنیدم برنامه فوق‌العاده‌ایه.

210
00:09:56,721 --> 00:09:57,972
‫چی؟ مگه خودت ندیدیش؟

211
00:09:59,892 --> 00:10:02,902
‫نمی‌دونستم شماها
‫این‌قدر طرفدار تئاتر هستین.

212
00:10:02,927 --> 00:10:04,052
‫نه بابا، نیستیم.

213
00:10:04,170 --> 00:10:05,168
‫تئاتر که تخمیه.

214
00:10:05,193 --> 00:10:07,819
‫آره، اگه بخوام دو ساعت جیغ و داد بشنوم،
‫می‌رم خونه‌ی مامانم.

215
00:10:07,844 --> 00:10:08,928
‫مرتیکه‌ی عوضی.

216
00:10:08,953 --> 00:10:10,489
‫ما فقط طرفدار پروباقرص ایشونیم.

217
00:10:10,514 --> 00:10:11,849
‫حتی بعد از دیدن این تئاتر.

218
00:10:20,535 --> 00:10:22,411
‫منم باید برم این تئاتره رو ببینم.

219
00:10:22,514 --> 00:10:24,683
‫- مطمئنی فکر خوبیه، مربی؟
‫- نه.

220
00:10:25,035 --> 00:10:26,910
‫می‌خوای با من بیای؟

221
00:10:27,115 --> 00:10:28,444
‫با ماشین کی بریم؟

222
00:10:28,945 --> 00:10:30,654
‫- ما که رانندگی نمی‌کنیم.
‫- نه بابا، این دیالوگ شهر بود.

223
00:10:30,655 --> 00:10:32,239
‫- کدوم شهر؟
‫- همون فیلمه.

224
00:10:32,264 --> 00:10:33,265
‫کدوم فیلم؟

225
00:10:45,878 --> 00:10:48,005
‫فقط خوش‌حالم دکمه‌ای نیست
‫چون واقعا...

226
00:10:48,006 --> 00:10:49,548
‫وقتی دستات سرد باشن،
‫باز و بسته کردنش سخته.

227
00:10:49,549 --> 00:10:51,049
‫اینجا چه خبره؟

228
00:10:51,050 --> 00:10:55,137
‫دخترها پول روی هم گذاشتن و برام
‫یه شلوار لی نو خریدن.

229
00:10:55,138 --> 00:10:56,346
‫حتی سایزم رو هم درست خریدن.

230
00:10:56,347 --> 00:11:00,601
‫اولین کارم توی شرکت لیوایز بود، واسه همین
‫می‌تونم سایز هر کسی رو از صد متری حدس بزنم.

231
00:11:00,602 --> 00:11:01,893
‫اوه ترفند خوبی برای دورهمی‌هاست.

232
00:11:01,894 --> 00:11:04,855
‫- البته به جز پسرخاله‌مون فینلی.
‫- چون طرف دروغگوئه.

233
00:11:04,856 --> 00:11:07,107
‫- من سایز ۳۰ در ۳۰ رو از صد فرسخی می‌شناسم.
‫- آره، خیلی‌خب، بگذریم...

234
00:11:07,108 --> 00:11:09,776
‫همچین تجمعی خطر آتیش سوزی داره، پس...

235
00:11:09,801 --> 00:11:11,677
‫می‌دونین... ممکنه همه‌مون بمیریم...

236
00:11:13,740 --> 00:11:14,866
‫...اگه آتیش‌سوزی بشه.

237
00:11:16,042 --> 00:11:18,493
‫حرف مربی کاملا درسته.

238
00:11:18,494 --> 00:11:20,329
‫پس همه‌تون رو توی
‫زمین بازی می‌بینیم؟

239
00:11:20,330 --> 00:11:22,122
‫بابت این هم ممنون.
‫واقعا لطف کردین.

240
00:11:22,123 --> 00:11:24,499
‫رسیدش هست، اگه خواستی
‫ یه رنگ تیره‌تر و ایناش رو بخر.

241
00:11:24,500 --> 00:11:26,084
‫نه، به رنگ پوستش میاد. خوبه.

242
00:11:26,085 --> 00:11:27,169
‫آره، مگه نه؟

243
00:11:27,170 --> 00:11:28,503
‫چه کار قشنگ و بافکری بود.

244
00:11:28,504 --> 00:11:31,381
‫از زمان اون کنسرت کیک توی «باتلنک»،
‫دیگه ندیده بودم شلوار لی بپوشی.

245
00:11:31,382 --> 00:11:32,409
‫راست می‌گی.

246
00:11:32,434 --> 00:11:34,323
‫یادمه بعد از اون کنسرت،
‫جفت‌مون از این سازهای وایبراسلپ خریدیم.

247
00:11:34,380 --> 00:11:36,131
‫الان باید یه کت جین هم خرید.

248
00:11:36,179 --> 00:11:37,971
‫بهش چی می‌گفتن؟
‫کت و شلوار کانادایی؟

249
00:11:37,972 --> 00:11:41,059
‫آره، البته به جز خود کانادا
‫که بهش می‌گن همون کت و شلوار مجلسی.

250
00:11:41,999 --> 00:11:45,086
‫پسر، قراره مثل یه توله‌سگ کوچولو
‫بپیچیم تو پر و پای چلسی.

251
00:11:45,561 --> 00:11:47,165
‫یه توله‌سگ کوچولوی پوست‌کلفت.

252
00:11:55,159 --> 00:11:56,577
‫شنون!

253
00:11:57,242 --> 00:11:59,993
‫جما سمت چپت بود،
‫یا اگه می‌رفتی سمت راست،

254
00:11:59,994 --> 00:12:01,578
‫می‌تونستی شوت بزنی.
‫اما هیچ کاری نکردی.

255
00:12:01,603 --> 00:12:04,231
‫خیلی‌خب، جوری بازی نکن که
‫انگار به این تیم تعلق نداری.

256
00:12:05,257 --> 00:12:07,592
‫هوی، آلیس د بکش کنار دیگه.

257
00:12:08,670 --> 00:12:10,128
‫- چی گفتی؟
‫- جم، ولش کن.

258
00:12:10,129 --> 00:12:11,546
‫- ولش کن.
‫- نه، شنیدی چی گفتم.

259
00:12:11,571 --> 00:12:12,990
‫کاری به کارش نداشته باش.

260
00:12:14,435 --> 00:12:16,228
‫بیا شنون،
‫من برات تصمیم می‌گیرم.

261
00:12:16,253 --> 00:12:17,336
‫برو پنج دور، دور زمین بدو.

262
00:12:17,361 --> 00:12:18,611
‫نه، لازم نیست همچین کاری بکنی.

263
00:12:18,636 --> 00:12:21,710
‫- می‌خوای تو هم باهاش بری؟
‫- اوه، چقدر سخت‌گیری تو

264
00:12:23,550 --> 00:12:24,935
‫جفت‌تون، ده دور بدویین.

265
00:12:24,936 --> 00:12:27,062
‫نه بابا، عمرا.

266
00:12:27,087 --> 00:12:30,299
‫همگی، ۱۵ دور بدوین.

267
00:12:31,726 --> 00:12:33,103
‫یالا.

268
00:12:34,721 --> 00:12:35,722
‫پتیاره.

269
00:12:37,031 --> 00:12:39,533
‫جم، جم، بی‌خیال بیا.

270
00:12:55,967 --> 00:12:57,719
‫هی مربی، بلدی باربیکیو درست کنی؟

271
00:12:58,761 --> 00:13:01,055
‫- نه.
‫- عالیه.

272
00:13:01,652 --> 00:13:03,986
‫منظورم فقط تابوندن برگر
‫روی منقل نیست.

273
00:13:04,011 --> 00:13:05,720
‫منظورم یه باربیکیوی واقعیه، می‌دونی؟

274
00:13:05,893 --> 00:13:07,353
‫با دمای کم و سر فرصت، پر از دود.

275
00:13:07,634 --> 00:13:10,552
‫یه جوری بپزی که همسایه‌ش
‫سرش رو از روی حصار بیاره بالا ببینه چه خبره.

276
00:13:11,764 --> 00:13:14,850
‫ببین، اوایل که داشتم یاد می‌گرفتم،
‫همیشه عجله می‌کردم.

277
00:13:15,838 --> 00:13:19,382
‫هی درش رو برمی‌داشتم، به گوشت سیخ می‌زدم،
‫دما رو تا ته می‌بردم بالا...

278
00:13:19,407 --> 00:13:21,034
‫چون هم بی‌صبر بودم و هم گرسنه.

279
00:13:21,645 --> 00:13:22,937
‫خب، می‌دونی چی می‌شه؟

280
00:13:23,001 --> 00:13:24,544
‫گوشت سفت می‌شه.

281
00:13:25,326 --> 00:13:27,954
‫تهش جوری می‌پختمش که تمام
‫ترد بودنش از بین می‌رفت.

282
00:13:29,876 --> 00:13:32,128
‫به نظرم آدم‌ها هم
‫دقیقا همینن

283
00:13:32,879 --> 00:13:35,255
‫می‌دونی، اگه هر پنج دقیقه
‫سیخونک‌شون بزنی و رو مخ‌شون بری،

284
00:13:35,280 --> 00:13:36,657
‫ممکنه گوشت تلخ بشن.

285
00:13:37,120 --> 00:13:41,165
‫ولی اگه به روند کار اعتماد کنی،
‫دما رو ملایم و ثابت نگه داری،

286
00:13:41,204 --> 00:13:44,782
‫در صورت نیاز یه‌کم ادویه بزنی
‫و یه‌کم هم سس بریزی که خوش‌مزه بمونه،

287
00:13:44,807 --> 00:13:48,686
‫خب، احتمال اینکه تهش سر چیزی از آب دربیاد
‫که بهش افتخار کنی، خیلی زیاده.

288
00:13:50,983 --> 00:13:52,358
‫آویزه گوشم می‌کنم.

289
00:13:52,523 --> 00:13:53,524
‫آره.

290
00:13:56,611 --> 00:13:58,404
‫پسر، بدجوری گشنه‌م شد.

291
00:14:10,596 --> 00:14:12,763
‫- یکی امروز خیلی سر حاله.
‫- نه واقعا.

292
00:14:12,788 --> 00:14:14,748
‫فقط کل روز این آهنگه ملکه ذهنم شده.

293
00:14:14,796 --> 00:14:17,881
‫یه‌کم نگرانم که مقدمه‌ی یه
‫فروپاشی روانی کامل باشه،

294
00:14:17,882 --> 00:14:19,299
‫ولی شاید هم فقط یه ملودی قشنگ باشه.

295
00:14:19,300 --> 00:14:21,885
‫- بفرما.
‫- خداروشکر.

296
00:14:21,886 --> 00:14:25,155
‫- شاید اینا کمک کنه.
‫- یکی انگار خیلی استرس داره.

297
00:14:25,180 --> 00:14:27,349
‫یالا، سفره‌ی دلت رو باز کن، چیچ مارین.

298
00:14:27,976 --> 00:14:30,727
‫تد، ماتیاس داره میاد لندن زندگی کنه.

299
00:14:30,728 --> 00:14:33,021
‫عجب! پناه بر آمستردام!

300
00:14:33,022 --> 00:14:35,357
‫- خیلی عالیه.
‫- آره، واقعا...

301
00:14:35,358 --> 00:14:37,150
‫واقعا عالیه.

302
00:14:37,151 --> 00:14:40,779
‫لحنت که کاملا مخالفش رو می‌رسونه.

303
00:14:40,780 --> 00:14:43,740
‫- نه، نه. واقعا عالیه.
‫- عالیه.

304
00:14:43,741 --> 00:14:45,367
‫- مگه نه؟
‫- من که این‌طور فکر می‌کنم.

305
00:14:45,368 --> 00:14:46,868
‫- نمی‌دونم.
‫- منم همین‌طور.

306
00:14:46,869 --> 00:14:52,332
‫آخه این رابطه‌ی راه دور ما
‫مدت‌ها بود که خیلی خوب پیش می‌رفت.

307
00:14:52,333 --> 00:14:54,835
‫داشتم رابطه‌مون رو میکرودوزی تجربه می‌کردم.

308
00:14:54,836 --> 00:14:58,046
‫الان یهو افتادم وسط
‫یه نشئگی طولانی و واقعی.

309
00:14:58,047 --> 00:15:01,717
‫انگار دارم توی یه سطل توی پرو بالا میارم...

310
00:15:07,053 --> 00:15:08,386
‫- می‌دونی چی می‌گم؟
‫- آره...

311
00:15:08,411 --> 00:15:11,455
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از استعاره‌های
‫مربوط به مواد مخدر استفاده کنی.

312
00:15:11,480 --> 00:15:14,107
‫- تد با یه مرد از آمستردام تو رابطه‌م.
‫- حرفت کاملا منطقیه.

313
00:15:14,147 --> 00:15:16,940
‫ولی متوجه نمی‌شم.
‫خب مشکل چیه، تامی چانگ؟

314
00:15:16,941 --> 00:15:19,181
‫نمی‌دونم.
‫اگه یهو از من متنفر بشه چی؟

315
00:15:19,206 --> 00:15:21,207
‫اگه خودم حالم ازش به هم بخوره چی؟

316
00:15:21,232 --> 00:15:23,400
‫می‌دونی، اگه همه‌چیز به گا بره چی؟

317
00:15:25,428 --> 00:15:27,721
‫فکر نکنم بتونم
‫دوباره همچین چیزی رو تحمل کنم.

318
00:15:29,555 --> 00:15:30,848
‫درکت می‌کنم.

319
00:15:32,179 --> 00:15:35,474
‫ولی به نظرم بیشتر نگرانی‌هات
‫ریشه در گذشته داره، می‌دونی؟

320
00:15:36,184 --> 00:15:38,895
‫بی‌دلیل نیست که آینه وسط ماشین
‫کوچیک‌تر از شیشه جلویه.

321
00:15:41,004 --> 00:15:42,171
‫این آرومم می‌کنه.

322
00:15:42,196 --> 00:15:43,321
‫خب معلومه.

323
00:15:43,384 --> 00:15:45,093
‫آخه وقتی رفاقت هست،
‫مواد می‌خوای چیکار؟

324
00:15:45,094 --> 00:15:47,012
‫- کره. آره.
‫- آره، کره. آره.

325
00:15:47,013 --> 00:15:48,139
‫درسته.

326
00:15:53,144 --> 00:15:54,187
‫هی.

327
00:15:54,687 --> 00:15:56,980
‫سلام.

328
00:15:56,981 --> 00:15:58,774
‫واسه بازی روز شنبه موفق باشی.

329
00:15:58,799 --> 00:16:00,425
‫ممنون. تو هم همین‌طور.

330
00:16:01,058 --> 00:16:03,769
‫شاید بتونی وقتی اونجایی،
‫دهمین قرارت رو هم بری.

331
00:16:04,916 --> 00:16:07,947
‫چون اون‌موقع وقتی برگردی،
‫دیگه کارت با این قضیه تموم شده.

332
00:16:08,563 --> 00:16:09,689
‫بعدش هم خدا بزرگه.

333
00:16:11,884 --> 00:16:13,634
‫دیشب دهمین قرارم رو رفتم.

334
00:16:13,659 --> 00:16:14,952
‫جدا رفتی؟

335
00:16:16,206 --> 00:16:19,000
‫می‌خواستم بهت بگم که،

336
00:16:19,060 --> 00:16:21,742
‫چند تا قرار آخر رو
‫با یه زن ثابت رفتم.

337
00:16:21,923 --> 00:16:23,007
‫جدا؟

338
00:16:23,675 --> 00:16:25,468
‫یعنی در واقع چند تای آخر رو.

339
00:16:27,485 --> 00:16:28,903
‫دقیقا چند تا؟

340
00:16:30,014 --> 00:16:31,849
‫از قرار ششم تا دهم.

341
00:16:33,504 --> 00:16:34,880
‫وای، عالیه.

342
00:16:36,229 --> 00:16:37,313
‫آره.

343
00:16:38,713 --> 00:16:41,048
‫لعنتی، کلیدهام رو فراموش کردم.

344
00:16:41,072 --> 00:16:42,572
‫من...

345
00:16:42,652 --> 00:16:43,945
‫عجب حواس‌پرتیم.

346
00:16:46,917 --> 00:16:48,918
‫این آخر هفته بازی رو بترکونین.

347
00:17:08,572 --> 00:17:12,451
‫از شلوار لی‌های نو خوشم نمیاد،
‫چون اونان که بهت می‌گن چطور بشینی نه تو.

348
00:17:12,476 --> 00:17:14,686
‫- هیس!
‫- ببخشید.

349
00:17:19,731 --> 00:17:22,665
‫نظم! نظم رو در دادگاه رعایت کنید.

350
00:17:23,090 --> 00:17:24,174
‫جین پین.

351
00:17:24,199 --> 00:17:27,368
‫شما به اتهام تظاهر به بارداری محاکمه می‌شید

352
00:17:27,393 --> 00:17:31,020
‫تا با فریب دادن شریک زندگی‌تون، بیرد،
‫مجبورش کنید باهاتون ازدواج کنه.

353
00:17:31,075 --> 00:17:32,785
‫چه دفاعی از خودتون دارین؟

354
00:17:33,768 --> 00:17:37,635
‫بی‌گناه نیستم، لاشی.

355
00:17:40,055 --> 00:17:42,348
‫یه بار دیگه.

356
00:17:49,719 --> 00:17:51,136
‫- هی.
‫- سلام.

357
00:17:51,137 --> 00:17:52,513
‫خب، من دیر برمی‌گردم.

358
00:17:53,282 --> 00:17:55,533
‫شما دوتا هم بچه‌های خوبی باشین، لطفا.

359
00:17:59,187 --> 00:18:01,855
‫و یادتون نره،
‫قبل از خواب چیزهای شیرین نخورین.

360
00:18:01,856 --> 00:18:04,524
‫کابوس می‌بینین.
‫تو هم همین‌طور، یلکا.

361
00:18:06,402 --> 00:18:07,903
‫بله، کاپیتان.

362
00:18:14,308 --> 00:18:16,768
‫- کی واسه دیدن کابوس آماده‌ست؟
‫- من!

363
00:18:16,793 --> 00:18:18,378
‫منم همین‌طور!

364
00:18:19,046 --> 00:18:21,297
‫- جین؟
‫- جانم؟

365
00:18:21,322 --> 00:18:23,990
‫من معشوقتم، تنها دوستت،

366
00:18:24,015 --> 00:18:28,102
‫مادر و پدرت،
‫حسابدار و سرورت.

367
00:18:28,127 --> 00:18:29,253
‫وای بیرد.

368
00:18:29,990 --> 00:18:32,908
‫تو همه‌چیز منی.
‫هر کاری بخوای برات می‌کنم.

369
00:18:32,933 --> 00:18:35,602
‫هر کاری.

370
00:18:37,100 --> 00:18:42,521
‫هی بچه‌ها، من می‌خوام مربی بیرد رو ببرم
‫کانزاس سیتی تا باربیکیو بخوریم.

371
00:18:42,522 --> 00:18:43,730
‫عه شبیه منه.

372
00:18:43,731 --> 00:18:46,437
‫اما قبل از رفتنم، جین،

373
00:18:46,462 --> 00:18:48,046
‫می‌خوام بکنمت.

374
00:18:48,092 --> 00:18:49,399
‫- ولی این ازت بعیده.
‫- هیس!

375
00:18:49,487 --> 00:18:50,822
‫ببخشید.

376
00:18:52,505 --> 00:18:54,883
‫همه‌شون می‌خواستن من رو بکنن.

377
00:18:59,103 --> 00:19:00,646
‫بچه‌ واقعی بود؟

378
00:19:04,132 --> 00:19:09,595
‫واسه شوهرم، واسه خانواده‌م،
‫واسه خدا و دشمنانش، نه، واقعی نبود.

379
00:19:09,620 --> 00:19:11,413
‫چون همه‌شون رو فریب داده بودم.

380
00:19:12,101 --> 00:19:17,106
‫اما برای من،
‫اون دروغ تنها چیز واقعی بود.

381
00:19:35,389 --> 00:19:37,015
‫خیلی‌خب، دیگه بهتره
‫از اینجا بریم.

382
00:19:37,040 --> 00:19:38,123
‫من باید برم ببینمش.

383
00:19:38,148 --> 00:19:40,233
‫- نه... باشه.
‫- ببخشید.

384
00:19:40,288 --> 00:19:41,788
‫ببخشید. ببخشید.

385
00:19:41,789 --> 00:19:44,125
‫- شرمنده اذیت شدید. ببخشید.
‫- یه بستنی توت‌فرنگی بزرگ.

386
00:19:44,310 --> 00:19:46,728
‫مغزم یخ زد.

387
00:19:46,963 --> 00:19:48,631
‫زودباش، زبونت رو بچسبون
‫به سقف دهنت.

388
00:19:51,913 --> 00:19:53,956
‫وای، عین دکترهایی.

389
00:19:53,981 --> 00:19:56,315
‫بذار یه معاینه بکنم.

390
00:19:56,387 --> 00:19:57,596
‫ای وای.

391
00:19:57,597 --> 00:19:59,723
‫بله، تشخیص من اینه که تو

392
00:19:59,724 --> 00:20:03,018
‫قطعا به ۲۰۰ میلی‌گرم دیگه
‫بستنی توت‌فرنگی نیاز داری.

393
00:20:03,019 --> 00:20:04,937
‫بیا طاق بزنیم.

394
00:20:06,858 --> 00:20:08,276
‫خب...

395
00:20:08,975 --> 00:20:11,728
‫چه حسی به این اسباب کشی لندن داری؟

396
00:20:12,236 --> 00:20:14,446
‫فکر کنم خوش‌حالم.

397
00:20:15,657 --> 00:20:17,908
‫آره، واسه کار بزرگ مامانم خوش‌حالم.

398
00:20:17,909 --> 00:20:19,350
‫چه عالی.

399
00:20:19,402 --> 00:20:22,655
‫اما می‌دونی که مامانت
‫به‌خاطر کار بزرگ بابات داره می‌ره لندن؟

400
00:20:22,789 --> 00:20:24,082
‫نه، اشتباه می‌کنی.

401
00:20:24,955 --> 00:20:27,082
‫من و بابام داریم به‌خاطر مامان می‌ریم لندن.

402
00:20:28,127 --> 00:20:30,713
‫آها. درسته. خوبه پس.

403
00:20:31,586 --> 00:20:32,962
‫خوبه.

404
00:20:35,593 --> 00:20:37,469
‫فکر کنم بازم باید بستنی بیارم.

405
00:20:38,494 --> 00:20:39,746
‫بیا تو.

406
00:20:44,435 --> 00:20:45,561
‫سلام، جین.

407
00:20:46,477 --> 00:20:48,061
‫سلام، اسم جناب چی‌بود؟

408
00:20:49,558 --> 00:20:52,602
‫- خودت خوب خوب می‌دونی اسمم چیه.
‫- راست می‌گی.

409
00:20:53,311 --> 00:20:57,106
‫این رو هم می‌دونستم که میای نمایش رو ببینی،
‫چون اون بخشی از وجودت

410
00:20:57,131 --> 00:21:01,551
‫که هنوز عاشقمه،
‫در واقع ازم متنفره و تو عاشق این حسی.

411
00:21:01,576 --> 00:21:03,661
‫باید دست از اجرای این نمایش برداری.

412
00:21:05,239 --> 00:21:06,365
‫قانعم کن.

413
00:21:26,075 --> 00:21:28,202
‫چی‌کار می‌کنی؟

414
00:21:28,227 --> 00:21:30,520
‫خب، نمی‌تونی سوت بزنی.

415
00:21:30,545 --> 00:21:32,921
‫- چرا می‌تونم، گوش کن.
‫- نه، نه، نه، نه، نه،

416
00:21:32,984 --> 00:21:34,986
‫نه، خب سوت نزن.

417
00:21:35,862 --> 00:21:38,363
‫- بدشگونه.
‫- ای وای، شرمنده.

418
00:21:38,364 --> 00:21:40,694
‫خرافاته. درکت می‌کنم، آره.

419
00:21:40,719 --> 00:21:42,720
‫به نظرم خیلی جالبه که
‫یکی همین‌طوری بی‌هدف

420
00:21:42,745 --> 00:21:44,412
‫یه کاری واسه آرامش خودش بکنه،

421
00:21:44,437 --> 00:21:47,065
‫و بسته به اینکه کجا این کار رو می‌کنه،
‫ممکنه باعث آشوب بشه.

422
00:21:48,515 --> 00:21:49,641
‫آره.

423
00:21:50,578 --> 00:21:52,461
‫اینجا باید
‫جای باحالی واسه کار باشه، نه؟

424
00:21:52,462 --> 00:21:54,296
‫آره، می‌تونه باشه.

425
00:21:54,321 --> 00:21:55,781
‫آره. اینجا چی‌کار می‌کنی؟

426
00:21:56,497 --> 00:22:00,083
‫- مدیر صحنه‌م.
‫- اوه، خوشم اومد. مدیر صحنه.

427
00:22:00,108 --> 00:22:02,026
‫چطور وارد این کار شدی؟

428
00:22:02,784 --> 00:22:04,201
‫واقعا می‌خوای بدونی؟

429
00:22:04,238 --> 00:22:08,521
‫آره، آره. یا خب اگه ترجیح می‌دی، می‌تونم
‫همین‌جا بایستم و به گوشیم زل بزنم.

430
00:22:11,395 --> 00:22:18,442
‫باشه. خب، وقتی ده سالم بود، اجرای
‫نمایشنامه‌ی اسکاتلندی شکسپیر رو دیدم

431
00:22:18,529 --> 00:22:22,741
‫و کل مدت نمایش رو داشتم

432
00:22:22,742 --> 00:22:26,703
‫سعی می‌کردم بفهمم چطور یه دقیقه
‫یه بالکن روی صحنه بود

433
00:22:26,704 --> 00:22:29,873
‫و دقیقه‌ی بعد یه میز ناهارخوری بزرگ جاش میومد.

434
00:22:29,874 --> 00:22:32,542
‫اصلا نمی‌دونستم
‫توی تئاتر چه اتفاقی داره میفته.

435
00:22:32,543 --> 00:22:36,463
‫آره، چون می‌خواستی
‫پشت پرده رو سرک بکشی.

436
00:22:36,464 --> 00:22:37,840
‫آره. آره.

437
00:22:38,800 --> 00:22:40,342
‫ولی هیچ‌وقت نخواستی بازیگر بشی؟

438
00:22:40,343 --> 00:22:42,094
‫وای نه، اصلا.

439
00:22:42,095 --> 00:22:43,637
‫همه‌شون دیوونه‌ان.

440
00:22:43,638 --> 00:22:46,390
‫خب البته که خیلی شجاعن
‫که خودشون رو این‌طوری در معرض تماشا می‌ذارن،

441
00:22:46,391 --> 00:22:49,059
‫ولی خب، من هیچ‌وقت نمی‌تونستم همچین کاری بکنم.

442
00:22:49,060 --> 00:22:54,606
‫فکر کنم فقط می‌خواستم، خب، توی کاری که
‫بهترین هستن بهشون کمک کنم.

443
00:22:54,607 --> 00:22:57,317
‫آره، مثل مربی تئاتر.

444
00:22:57,318 --> 00:22:59,195
‫یا همون مدیر صحنه.

445
00:22:59,580 --> 00:23:01,832
‫درسته، خودتون واسش
‫اصطلاح دارین.

446
00:23:04,617 --> 00:23:07,202
‫- ببخشید، شما کی هستین؟
‫- آره، منتظر دوستمم.

447
00:23:07,203 --> 00:23:08,745
‫اسمم تده. تد لاسو.

448
00:23:08,746 --> 00:23:10,747
‫- همونی که توی نمایش بود، تو و جین.
‫- آره.

449
00:23:10,748 --> 00:23:12,457
‫خب نه، نه، نه، نه، نه، اون‌طوری نبود.

450
00:23:12,458 --> 00:23:14,960
‫ولی خب می‌دونی، اون فقط
‫برداشت آزاد هنری بود.

451
00:23:14,961 --> 00:23:18,005
‫می‌دونی، همون نگاه ذهنی شخصی،
‫که من کاملا بهش احترام می‌ذارم.

452
00:23:18,006 --> 00:23:20,549
‫یه حقیقت احساسی پشتشه،
‫ولی واقعیت نداره، نه.

453
00:23:20,550 --> 00:23:22,634
‫بخش ای نشتی شدیدی داره.

454
00:23:22,659 --> 00:23:24,745
‫- آره، من دیگه برم.
‫- آره، برو.

455
00:23:25,990 --> 00:23:27,490
‫راستی، شلوار جینت هم خیلی قشنگه.

456
00:23:27,515 --> 00:23:30,643
‫ممنون. آره، خب.
‫۲۲ تا خانم جوون واسم خریدنش.

457
00:23:35,967 --> 00:23:37,609
‫به خاطر اینه که سوت زدم؟

458
00:23:38,494 --> 00:23:39,495
‫آره.

459
00:23:45,992 --> 00:23:47,618
‫حالت خوبه رفیق؟

460
00:23:47,619 --> 00:23:51,663
‫خبر خوب اینه که
‫جین قبول کرد دیگه نمایش رو اجرا نکنه.

461
00:23:51,664 --> 00:23:53,165
‫- عالیه.
‫- خبر بد اینه که

462
00:23:53,166 --> 00:23:55,375
‫چون تهیه‌کننده‌هاش می‌خوان
‫نمایش رو ببرن وست اند

463
00:23:55,376 --> 00:23:57,794
‫و بدن جنیفر لارنس یا اما استون
‫نقشش رو بازی کنن

464
00:23:57,795 --> 00:24:00,756
‫- و تبدیلش کنن به بزرگ‌ترین نمایش لندن.
‫- واسه همین به آینه مشت زدی.

465
00:24:00,757 --> 00:24:04,676
‫- نه، کله زدم.
‫- اوه، عجب.

466
00:24:04,677 --> 00:24:06,803
‫آره، باید از اینجا ببریمت.
‫بیا بریم.

467
00:24:06,804 --> 00:24:08,513
‫- کسی اینجا سوت می‌زد؟
‫- آره، یکی بود.

468
00:24:08,538 --> 00:24:10,623
‫ولی نمی‌دونم کی بود.
‫مکبث رو دیدی؟

469
00:24:13,186 --> 00:24:14,812
‫باشه.

470
00:24:26,115 --> 00:24:27,867
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

471
00:24:31,913 --> 00:24:33,665
‫- خوبی؟
‫- آره.

472
00:24:37,126 --> 00:24:38,127
‫بسیار خب.

473
00:24:40,166 --> 00:24:41,958
‫دوستت دارم...

474
00:24:42,131 --> 00:24:44,133
‫...ولی باید
‫بهم بگی قضیه چیه.

475
00:24:45,040 --> 00:24:46,958
‫هیچی. خوبم.

476
00:24:47,554 --> 00:24:50,180
‫توی کل تاریخ بشریت

477
00:24:50,306 --> 00:24:54,101
‫سابقه نداشته یه زن بگه خوبه
‫و واقعا هم خوب باشه.

478
00:24:56,104 --> 00:24:57,772
‫بسیار خب. خب...

479
00:24:58,857 --> 00:24:59,841
‫ببین.

480
00:25:01,150 --> 00:25:04,319
‫معلومه که می‌تونی هرجایی
‫دلت می‌خواد نقل‌مکان کنی.

481
00:25:04,320 --> 00:25:08,198
‫فقط فکر می‌کنم شاید
‫بهتر بود با هم در موردش صحبت می‌کردیم،

482
00:25:08,199 --> 00:25:10,159
‫که نکردیم.

483
00:25:11,327 --> 00:25:12,328
‫درسته.

484
00:25:13,046 --> 00:25:15,590
‫حق با توئه، معذرت می‌خوام.

485
00:25:17,417 --> 00:25:20,003
‫فکر می‌کردم خوش‌حال می‌شی.

486
00:25:22,313 --> 00:25:25,512
‫ولی حس می‌کنم قضیه
‫یه چیز دیگه‌ست.

487
00:25:25,592 --> 00:25:28,348
‫آره، چرا...
‫چرا واقعا داری میای لندن؟

488
00:25:28,373 --> 00:25:30,095
‫- چی؟
‫- فقط حقیقت رو بهم بگو.

489
00:25:30,096 --> 00:25:33,265
‫داری میای اینجا
‫چون همسر سابقت مجبوره بیاد اینجا.

490
00:25:33,266 --> 00:25:35,934
‫برعکس نیست.
‫تو داری به خاطر کار اون اسباب‌کشی می‌کنی اینجا.

491
00:25:35,935 --> 00:25:38,674
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن،
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟ چی...

492
00:25:38,699 --> 00:25:40,744
‫- چرا همچین فکری می‌کنی؟
‫- یلکا بهم گفت.

493
00:25:40,769 --> 00:25:44,043
‫خب اون اشتباه می‌کنه. قاطی کرده.
‫بیخیال، اون ده سالشه.

494
00:25:44,068 --> 00:25:46,278
‫اصلا چرا باید در مورد
‫این موضوع با هم حرف بزنین؟

495
00:25:46,279 --> 00:25:48,780
‫نه، من فقط...
‫داشتم ازش در مورد اسباب‌کشی می‌پرسیدم.

496
00:25:48,805 --> 00:25:50,682
‫خب، کاش این کار رو نمی‌کردی.

497
00:25:51,190 --> 00:25:54,401
‫می‌دونی، اون به اندازه‌ی کافی وسط
‫گندکاری‌های من و مامانش گیر افتاده.

498
00:25:56,956 --> 00:26:01,168
‫ببین، من خیلی تلاش کردم
‫تا از این ماجراها دور نگهش دارم.

499
00:26:01,169 --> 00:26:03,545
‫و نمی‌خوام پاش
‫به این قضیه باز بشه.

500
00:26:03,546 --> 00:26:05,088
‫باشه، خیلی‌خب. ببین، اشکالی نداره.

501
00:26:05,113 --> 00:26:06,531
‫نه، اتفاقا اشکال داره.

502
00:26:07,623 --> 00:26:12,931
‫ببین، من می‌خواستم بیام اینجا
‫چون فکر می‌کردم رابطه‌مون روبه‌راهه.

503
00:26:17,447 --> 00:26:19,073
‫باشه. متأسفم.

504
00:26:21,353 --> 00:26:23,146
‫فکر کنم بهتره یه‌مدت از هم فاصله بگیریم.

505
00:26:24,437 --> 00:26:29,609
‫یه‌مدت جدا از هم باشیم تا ببینیم
‫و حس کنیم آیا واقعا این رو می‌خوایم یا نه.

506
00:26:30,240 --> 00:26:31,407
‫جفتمون.

507
00:26:32,033 --> 00:26:33,034
‫بابا!

508
00:26:35,330 --> 00:26:37,706
‫بابا، می‌شه پنکیک درست کنیم؟

509
00:26:37,801 --> 00:26:39,595
‫- خواهش می‌کنم.
‫- معذرت می‌خوام.

510
00:26:44,671 --> 00:26:46,422
‫لعنتی.

511
00:26:49,717 --> 00:26:52,427
‫برای اولین بار
‫در تاریخچه‌ی کوتاه‌شون،

512
00:26:52,428 --> 00:26:56,431
‫تیم زنان ای‌اف‌سی ریچموند به هواداران‌شون
‫در ورزشگاه خانگی و قدیمی‌شون خوش‌آمد می‌گن،

513
00:26:56,432 --> 00:26:59,559
‫یعنی همون پیست سگ‌دوانی استادیوم نلسون رود،

514
00:26:59,560 --> 00:27:04,064
‫برای یک بازی جذاب جام حذفی
‫مقابل چلسی قدرتمند.

515
00:27:04,065 --> 00:27:07,276
‫من ربکا لو هستم، همراه با
‫اسطوره‌ی فوتبال انگلستان، جیل اسکات.

516
00:27:07,277 --> 00:27:10,362
‫جیل، به نظرت ریچموند امروز
‫اصلا شانسی داره؟

517
00:27:10,363 --> 00:27:13,198
‫این یه سوال همیشگیه،
‫مگه نه ربکا؟

518
00:27:13,199 --> 00:27:17,328
‫جایی که ورزش و احتمال
‫در خالص‌ترین حالت به هم می‌رسن.

519
00:27:18,037 --> 00:27:19,121
‫پس فرض می‌کنیم جواب مثبته.

520
00:27:19,122 --> 00:27:23,125
‫این اولین باری هم هست که بازی ریچموند
‫به‌طور زنده پخش تلویزیونی می‌شه.

521
00:27:23,126 --> 00:27:25,210
‫بازی تا چند لحظه‌ی دیگه شروع می‌شه.

522
00:27:25,211 --> 00:27:27,964
‫- خب، یالا دخترها، بریم بیرون.
‫- یالا دخترها، بریم.

523
00:27:28,438 --> 00:27:30,150
‫نذارین جمعیت بترسونتتون.

524
00:27:30,175 --> 00:27:31,968
‫هیچ‌کس نمی‌تونه من رو بترسونه.

525
00:27:32,492 --> 00:27:35,911
‫شاید به جز سینتیا اریوو، ولی اون هم
‫بیشتر از روی تحسین کردنه، می‌دونی؟

526
00:27:35,936 --> 00:27:37,061
‫معلومه دیگه.

527
00:27:37,086 --> 00:27:38,712
‫بیاین یه نمایش معرکه راه بندازیم.

528
00:27:43,605 --> 00:27:46,690
‫و حالا که این ورزشکارها برای اولین بار
‫قدم به این زمین می‌ذارن،

529
00:27:46,691 --> 00:27:49,860
‫در استادیومی که تمام بلیط‌هاش فروش رفته،
‫بیاین به صدای هوادارها گوش بدیم.

530
00:27:49,861 --> 00:27:51,361
‫خیلی به گوش‌هاتون فشار نیارین.

531
00:27:51,362 --> 00:27:54,323
‫شاید تمام بلیط‌ها فروش رفته باشه،
‫ولی فقط نصف استادیوم پره.

532
00:27:55,783 --> 00:27:58,786
‫- نوبت منه.
‫- نوبت منه.

533
00:27:59,454 --> 00:28:02,372
‫نوبت منه.

534
00:28:02,373 --> 00:28:05,792
‫صدای اون ویدیو توی این استادیوم خالی
‫خیلی بلنده.

535
00:28:05,793 --> 00:28:07,336
‫- شاید ترافیک سنگینه.
‫- نوبت منه.

536
00:28:07,337 --> 00:28:11,256
‫نه، اتفاقا ترافیک خلوت‌تر از همیشه بود،
‫چون من خیلی زود رسیدم.

537
00:28:11,257 --> 00:28:14,177
‫خودم رو توی دستشویی قایم کردم
‫و کتابم رو خوندم.

538
00:28:15,120 --> 00:28:16,622
‫راستی...

539
00:28:18,248 --> 00:28:20,250
‫آره، جا گذاشتمش. جا گذاشتمش همون تو.
‫الان می‌رم...

540
00:28:24,015 --> 00:28:26,355
‫ده دقیقه از بازی گذشته
‫و چلسی کاملا سوار بازیه.

541
00:28:26,356 --> 00:28:28,607
‫اون‌ها جما جی رو کاملا مهار کردن.

542
00:28:28,608 --> 00:28:31,109
‫مالکیت توپ ۹۵ درصدی دارن

543
00:28:31,110 --> 00:28:33,946
‫و ریچموندی‌ها حتی نمی‌تونن
‫بهشون نزدیک بشن.

544
00:28:33,947 --> 00:28:36,615
‫درست مثل تماشاچی‌های این ورزشگاه

545
00:28:36,616 --> 00:28:39,112
‫که با فاصله‌ی زیادی از هم نشستن.

546
00:28:39,137 --> 00:28:41,347
‫خیلی خجالت‌آوره.

547
00:28:41,372 --> 00:28:43,423
‫ماتیاس و یلکا حتی نیومدن بازی رو ببینن.

548
00:28:43,448 --> 00:28:45,117
‫آره، اون...

549
00:28:45,982 --> 00:28:47,899
‫مجبور بود کار کنه. ببخشید.

550
00:28:47,924 --> 00:28:51,218
‫سلام به شما خوش‌شانس‌ها.

551
00:28:51,297 --> 00:28:52,589
‫کسی اینجا نشسته؟

552
00:28:52,590 --> 00:28:54,133
‫کسی ننشسته؟ نه؟ عالیه.

553
00:28:56,168 --> 00:28:59,088
‫یه صندلی هم واسه کیفم. کیفم عاشق این کاره.

554
00:28:59,871 --> 00:29:03,332
‫خدای من، پرنده هم اینجا پر نمی‌زنه.

555
00:29:04,156 --> 00:29:06,824
‫یالا، کیلی.

556
00:29:06,849 --> 00:29:08,897
‫تنها راه پیش رفتن، روبرو شدن با مشکلاته،

557
00:29:09,022 --> 00:29:14,443
‫و بعضی وقت‌ها بهترین راهش، مست کردنه.

558
00:29:15,424 --> 00:29:16,780
‫مگه نه؟ آره؟

559
00:29:16,781 --> 00:29:19,199
‫شما راحت باشین، باشه؟
‫من امروز به قدر کافی گند زدم.

560
00:29:19,224 --> 00:29:21,184
‫نه، الان برمی‌گردم. اشکالی نداره، ممنون.

561
00:29:24,440 --> 00:29:25,441
‫خب.

562
00:29:32,704 --> 00:29:34,214
‫- یالا دیگه.
‫- به جهنم.

563
00:29:34,215 --> 00:29:35,508
‫یه جرعه‌ی کوچولو.

564
00:29:35,943 --> 00:29:38,154
‫عالیه. بیا تا خرخره بخوریم.

565
00:29:42,663 --> 00:29:44,831
‫بازی کاملا یه طرفه‌ست
‫و قهرمان مسابقات همچنان داره

566
00:29:44,856 --> 00:29:47,274
‫تازه واردهای جام حذفی رو از سر راه برمی‌داره.

567
00:29:47,299 --> 00:29:48,716
‫گرمر با یه سانتر،

568
00:29:48,771 --> 00:29:52,941
‫گروال با یه ضربه‌ی سر،
‫و بازی در دقیقه‌ی ۱۵ یک هیچ می‌شه.

569
00:29:52,942 --> 00:29:54,151
‫چلسی خیلی قویه.

570
00:29:54,152 --> 00:29:55,528
‫ای ریدم بهش.

571
00:29:58,990 --> 00:30:00,033
‫سر درنمیارم.

572
00:30:00,447 --> 00:30:03,367
‫توی فضای مجازی از اون ویدیو
‫خیلی حمایت شده بود.

573
00:30:03,575 --> 00:30:05,290
‫ولی الان هیچ‌کس اینجا نیومده.

574
00:30:05,843 --> 00:30:09,178
‫خب، بین لایک کردن یه صفحه و حضوری اومدن
‫خیلی فرقه،

575
00:30:09,250 --> 00:30:10,293
‫مگه نه؟

576
00:30:15,287 --> 00:30:18,623
‫می‌دونم کاری که داری می‌کنی
‫برات خیلی مهمه.

577
00:30:18,718 --> 00:30:23,555
‫خب اگه نبود، این‌قدر از وقتت رو
‫خارج از دفتر کی‌بی‌پی‌آر نمی‌گذروندی.

578
00:30:23,556 --> 00:30:26,351
‫من... فقط به نظرم
‫این کار می‌تونه باحال هم باشه.

579
00:30:27,765 --> 00:30:31,810
‫آخه خود تو بودی که
‫بهم نشون دادی چقدر مهمه

580
00:30:31,835 --> 00:30:33,920
‫که بهمون خوش هم بگذره.

581
00:30:35,526 --> 00:30:37,320
‫حق با توئه.

582
00:30:37,911 --> 00:30:40,037
‫شاید نباید این‌قدر خودم رو
‫درگیر این قضایا بکنم.

583
00:30:40,101 --> 00:30:41,852
‫نه، نه، اصلا باید درگیرش باشی.

584
00:30:41,877 --> 00:30:43,878
‫چون من می‌تونم شرکت رو مدیریت کنم.

585
00:30:44,035 --> 00:30:45,327
‫نگران اون بخش نباش.

586
00:30:45,328 --> 00:30:46,662
‫من عاشق رئیس بودنم.

587
00:30:46,663 --> 00:30:49,957
‫خب راستش، عاشق اینم که زود بیام سر کار
‫و پشت میزم بشینم،

588
00:30:49,958 --> 00:30:51,500
‫تا وقتی بقیه میان داخل،

589
00:30:51,501 --> 00:30:53,252
‫من رو ببینن و پیش خودشون
‫فکر کنن به دردسر افتادن.

590
00:30:53,253 --> 00:30:55,879
‫واقعا عاشق این کارم. خیلی زیاد.

591
00:30:55,880 --> 00:30:58,090
‫پس تمرکزت رو از دست نده.

592
00:30:58,091 --> 00:30:59,174
‫این خیلی مهمه.

593
00:30:59,175 --> 00:31:03,471
‫فقط فکر می‌کنم می‌تونی یه‌کم
‫دیدگاهت رو باحال‌تر کنی.

594
00:31:07,029 --> 00:31:09,851
‫- ممنون، باربارا.
‫- آره. خب، بسیار خب.

595
00:31:09,852 --> 00:31:11,144
‫خب، من دیگه تنهات می‌ذارم.

596
00:31:11,145 --> 00:31:12,896
‫می‌رم تا، خب، کتابم رو تموم کنم

597
00:31:12,897 --> 00:31:15,148
‫قبل از اینکه بین دو نیمه
‫صف دستشویی خیلی شلوغ بشه.

598
00:31:15,149 --> 00:31:17,025
‫- باشه.
‫- باشه.

599
00:31:17,026 --> 00:31:18,861
‫- جات رو نگه می‌دارم.
‫- آره.

600
00:31:24,979 --> 00:31:27,869
‫چلسی هر کاری دلش می‌خواد
‫توی زمین می‌کنه.

601
00:31:27,870 --> 00:31:29,913
‫دیگه فقط مسئله‌ی زمانه تا اینکه...

602
00:31:29,914 --> 00:31:30,915
‫مولان!

603
00:31:31,457 --> 00:31:32,624
‫و بازی دو هیچ میشه.

604
00:31:34,992 --> 00:31:36,618
‫کوئین هرچقدر دلش می‌خواد می‌تونه داد بزنه،

605
00:31:36,713 --> 00:31:40,382
‫یا اینکه می‌تونه این انرژی رو بذاره و بره
‫دستکش دروازه‌بانی بخره.

606
00:31:40,383 --> 00:31:41,820
‫کادر فنی ریچموند

607
00:31:41,845 --> 00:31:43,971
‫قراره بین دو نیمه
‫چالش سختی داشته باشن.

608
00:31:43,996 --> 00:31:47,665
‫واقعا باید فکرهاشون رو بریزن روی هم
‫تا گری‌هاندز رو از این وضعیت بکشن بیرون.

609
00:31:47,690 --> 00:31:50,235
‫- اون مثبت‌اندیشی معروف لاسو رو پیدا کنن.
‫- خب، ببینید، قضیه اینه که...

610
00:31:51,057 --> 00:31:52,996
‫- دفاع. می‌دونی، اصلا دفاعی در کار نیست.
‫- آره، نیست.

611
00:31:53,021 --> 00:31:54,313
‫می‌خوام برم یه‌کم هوا بخورم، باشه؟

612
00:31:54,314 --> 00:31:57,650
‫- آره، آره. ببخشید اگه ما...
‫- عذرخواهی نکن.

613
00:31:58,004 --> 00:31:59,213
‫یه‌کم دیگه می‌بینمت.

614
00:31:59,410 --> 00:32:01,329
‫باشه. آره.

615
00:32:04,240 --> 00:32:05,241
‫اوه.

616
00:32:06,014 --> 00:32:08,702
‫- اوضاع واسش خیلی سخته.
‫- چطور مگه؟

617
00:32:08,703 --> 00:32:13,583
‫خب، چون اون یه رویاپردازه، مگه نه؟
‫و می‌دونی، زندگی واسه این‌جور آدما سخت می‌گذره.

618
00:32:13,770 --> 00:32:16,668
‫واسه همین بهت نیاز داره،
‫چون تو کارها رو راست‌وریس می‌کنی.

619
00:32:16,669 --> 00:32:19,005
‫- آره، آره.
‫- تو هم مثل من اهل عملی.

620
00:32:19,505 --> 00:32:21,381
‫خب، خیلی کارهای بیشتری می‌تونستم بکنم

621
00:32:21,382 --> 00:32:24,301
‫اگه این رویاپرداز کوچولوم
‫گاهی اوقات به حرفم گوش می‌کرد.

622
00:32:24,302 --> 00:32:27,220
‫خب، وسط صدای شیپور فرشته‌ها،
‫شنیدن حرف حساب سخته، می‌دونی؟

623
00:32:27,221 --> 00:32:29,056
‫- اوه.
‫- ولی خب، آره،

624
00:32:29,057 --> 00:32:31,224
‫دنیا به هردوشون نیاز داره، می‌دونی.

625
00:32:31,225 --> 00:32:33,602
‫- هم به رویاپردازها نیاز داره، هم اهل عمل.
‫- آره.

626
00:32:33,603 --> 00:32:34,811
‫درست مثل یوریتمیکس.

627
00:32:34,812 --> 00:32:37,189
‫- عاشق یوریتمیکسم لامصب.
‫- منم عاشق یوریتمیکسم.

628
00:32:37,190 --> 00:32:39,370
‫عاشق یوریتمیکسم.
‫من توی اولین اجرای زنده‌شون بودم.

629
00:32:39,432 --> 00:32:40,776
‫- نه بابا، نبودی.
‫- بودم،

630
00:32:40,801 --> 00:32:43,887
‫و تعداد آدم‌های روی صحنه
‫بیشتر از تماشاچی‌ها بود.

631
00:32:44,370 --> 00:32:46,831
‫- اونا که کلا دو نفر بیشتر نبودن.
‫- می‌دونم. فقط من اونجا بودم.

632
00:32:48,625 --> 00:32:50,168
‫- ربکا.
‫- چیه؟

633
00:32:51,910 --> 00:32:53,536
‫لسلی.

634
00:32:53,561 --> 00:32:56,646
‫بین دو نیمه‌ست. آماده‌ای؟
‫چک بچه‌ها رو آوردن.

635
00:32:56,671 --> 00:32:58,923
‫آره، الان وقتشه.

636
00:32:58,962 --> 00:33:01,296
‫اجازه بدید رد شم، اجازه بدید رد شم.

637
00:33:01,297 --> 00:33:02,589
‫اهل عمل به کارشون ادامه میدن.

638
00:33:02,590 --> 00:33:03,800
‫باشه.

639
00:33:05,853 --> 00:33:08,063
‫ادامه بده، اهل عمل.

640
00:33:08,088 --> 00:33:09,505
‫آره، ادامه بده!

641
00:33:09,530 --> 00:33:11,156
‫واقعا افتضاح بود.

642
00:33:11,266 --> 00:33:13,892
‫این اولین بازی تلویزیونی‌تونه،
‫اون‌وقت این‌طوری بازی می‌کنید؟

643
00:33:13,893 --> 00:33:15,352
‫شاید این هفته خیلی بهمون فشار آوردی.

644
00:33:15,377 --> 00:33:17,087
‫تقصیر من نیست که شماها
‫دارید گند می‌زنید به بازی.

645
00:33:18,024 --> 00:33:20,568
‫دارید آبروی خودتون رو می‌برید، لعنتی‌ها.
‫مایه خجالت همه‌مون شدید.

646
00:33:22,652 --> 00:33:23,860
‫هی، مربی،

647
00:33:23,861 --> 00:33:26,823
‫من و تو بعد بازی امروز
‫باید یه‌کم گپ بزنیم، باشه؟

648
00:33:30,326 --> 00:33:32,411
‫خب، مطمئن نیستم
‫این فکر خوبی باشه.

649
00:33:32,412 --> 00:33:34,997
‫من مخالفم، لسلی.
‫به نظرم ایده فوق‌العاده‌ایه.

650
00:33:34,998 --> 00:33:41,545
‫راستش، فکر کنم این بهترین ایده‌ایه
‫که تا حالا به ذهن کسی رسیده.

651
00:33:41,570 --> 00:33:43,572
‫خیلی‌خب. خدای من.

652
00:33:47,206 --> 00:33:48,469
‫آهای!

653
00:33:49,455 --> 00:33:53,041
‫باشگاه ریچموند همیشه
‫حامی مردم این جامعه‌ست.

654
00:33:53,959 --> 00:33:58,588
‫پس یه تشکر بزرگ از مردم این جامعه

655
00:33:58,613 --> 00:34:01,531
‫بابت حمایتشون از باشگاه ریچموند
‫در بازی امروز.

656
00:34:06,054 --> 00:34:08,347
‫ولی... ولی حالا، یه پیام دارم

657
00:34:09,545 --> 00:34:13,881
‫واسه بهترین هوادارهای فوتبال دنیا

658
00:34:13,953 --> 00:34:16,329
‫که امروز اینجا نیستن.

659
00:34:16,330 --> 00:34:18,206
‫کجایید؟

660
00:34:18,207 --> 00:34:19,708
‫مگه نه؟

661
00:34:19,709 --> 00:34:22,878
‫- آره! آره، کجایید؟
‫- کجایید؟

662
00:34:22,879 --> 00:34:26,632
‫کجایید؟

663
00:34:26,633 --> 00:34:29,967
‫کجایید؟
‫کجایید؟

664
00:34:29,968 --> 00:34:31,970
‫- کجایید؟ آره.
‫- کجایید؟

665
00:34:31,971 --> 00:34:33,429
‫کدوم گوری هستید؟

666
00:34:33,430 --> 00:34:34,598
‫آره!

667
00:34:34,599 --> 00:34:38,686
‫آره! کجایید؟

668
00:34:39,227 --> 00:34:40,479
‫شاید باید می‌رفتیم استادیوم بازی رو می‌دیدیم.

669
00:34:40,504 --> 00:34:44,132
‫بدوئید بیاید! یالا!

670
00:34:49,514 --> 00:34:51,389
‫کار یعنی این!

671
00:34:51,414 --> 00:34:52,748
‫آره، همینه!

672
00:34:52,859 --> 00:34:54,777
‫- یوهو!
‫- عالیه. عالیه.

673
00:34:59,819 --> 00:35:01,278
‫خیلی‌خب.

674
00:35:01,303 --> 00:35:05,098
‫خب، چلسی داره خیلی خوب بازی می‌کنه
‫که اصلا چیز عجیبی نیست.

675
00:35:05,255 --> 00:35:07,422
‫همه‌مون فیلم بازی‌هاشون رو دیدیم.

676
00:35:07,423 --> 00:35:09,509
‫بیشتر از زن‌های خانه‌دار واقعی
‫صحنه‌ی درخشان دارن.

677
00:35:09,933 --> 00:35:11,809
‫ولی هی، ما فقط دو تا گل عقبیم.

678
00:35:11,834 --> 00:35:14,586
‫می‌دونید، آخرین باری که حساب کردم،
‫دو، سه نبود،

679
00:35:14,641 --> 00:35:16,059
‫و دارم تلاش‌تون رو تو زمین می‌بینم.

680
00:35:17,289 --> 00:35:20,959
‫پس اگه از من بپرسید،
‫اصلا چیزی واسه خجالت کشیدن ندارید.

681
00:35:22,973 --> 00:35:23,974
‫خجالت‌زده.

682
00:35:27,034 --> 00:35:30,786
‫ببینید، می‌دونم ما مربی‌ها گاهی اوقات
‫خیلی چیزها ازتون می‌خوایم.

683
00:35:30,811 --> 00:35:33,022
‫و بعضی وقت‌ها هم
‫اون چیزی که می‌خوایم رو بهمون نمی‌دید.

684
00:35:33,827 --> 00:35:37,663
‫ولی این رو هم می‌دونم که یه وقتایی هست
‫که شما از ما چیزی می‌خواید،

685
00:35:37,688 --> 00:35:40,107
‫و ما می‌تونیم توی ارتباط برقرار کردن باهاتون
‫خیلی بهتر عمل کنیم.

686
00:35:41,040 --> 00:35:42,041
‫پس خودم شروع می‌کنم.

687
00:35:43,873 --> 00:35:45,124
‫نه، من متأهل نیستم.

688
00:35:45,820 --> 00:35:48,280
‫یه مدت بودم، می‌دونید.

689
00:35:48,548 --> 00:35:50,424
‫راستش، من زن سابقم رو

690
00:35:50,425 --> 00:35:53,153
‫بیشتر از سن بعضی از شماها که توی این اتاقید
‫می‌شناسم.

691
00:35:53,216 --> 00:35:55,926
‫و من و اون، با هم از پسرمون،
‫هنری، مراقبت می‌کنیم

692
00:35:55,951 --> 00:35:57,869
‫که می‌دونم شماها چند باری دیدینش.

693
00:35:58,558 --> 00:36:01,436
‫و ‌یکشنبه در میون،
‫بعد از اینکه می‌ذارمش خونه‌ی مامانش،

694
00:36:02,439 --> 00:36:04,190
‫تصمیم می‌گیرم تنها غذا بخورم.

695
00:36:07,275 --> 00:36:09,068
‫نه، با کسی در ارتباط نیستم.

696
00:36:10,403 --> 00:36:11,863
‫ولی فکر کنم آمادگی‌ش رو دارم.

697
00:36:13,248 --> 00:36:14,391
‫فکر کنم.

698
00:36:15,742 --> 00:36:19,871
‫و نه، من خودم رو
‫تنها توصیف نمی‌کنم.

699
00:36:20,457 --> 00:36:23,500
‫بیشتر به خاطر همه‌ی شما، می‌دونید،
‫و شما بچه‌ها.

700
00:36:23,799 --> 00:36:26,552
‫و بقیه‌ی همکارهایی
‫که اینجا باهاشون کار می‌کنیم.

701
00:36:28,069 --> 00:36:29,152
‫باهاتون صادق باشم.

702
00:36:29,177 --> 00:36:31,429
‫وقتی عکسی که ازم گرفتید رو دیدم
‫یه‌کم ریخته بودم به‌هم.

703
00:36:33,455 --> 00:36:35,707
‫چون اگه خودم رو نمی‌شناختم و خودم رو می‌دیدم،

704
00:36:36,413 --> 00:36:39,040
‫خب، فکر می‌کردم که اون مرد
‫تنهاترین آدمیه که تا حالا دیدم.

705
00:36:39,182 --> 00:36:40,850
‫می‌دونید؟

706
00:36:41,915 --> 00:36:43,024
‫آره.

707
00:36:43,811 --> 00:36:45,188
‫و من خجالت کشیدم.

708
00:36:47,899 --> 00:36:49,234
‫خجالت‌زده شدم.

709
00:36:50,166 --> 00:36:54,461
‫حسی که اون‌قدر بی‌فایده‌ست که خودش
‫باید از خودش خجالت بکشه.

710
00:36:54,486 --> 00:36:56,655
‫و با این حال، می‌تونه هرکدوم از ما رو به دام بندازه.

711
00:36:57,757 --> 00:37:00,385
‫ما رو کوچیک و ترسو نگه داره،

712
00:37:01,454 --> 00:37:03,330
‫تا وقتی که از دستش خلاص بشیم، می‌دونید.

713
00:37:03,331 --> 00:37:04,999
‫مثل اون جمله‌ی معروفه. چی بود؟ خب...

714
00:37:05,702 --> 00:37:09,747
‫«وقتی ترس از ماندن
‫در یک غنچه‌ی بسته...»

715
00:37:09,772 --> 00:37:11,189
‫«خطر ماندن در غنچه‌ی بسته.»

716
00:37:11,214 --> 00:37:14,008
‫خودشه. آره، چطوری بود؟

717
00:37:15,551 --> 00:37:18,262
‫«و روزی فرا رسید
‫که خطر بسته ماندن غنچه،

718
00:37:18,263 --> 00:37:20,890
‫دردناک‌تر از خطری شد
‫که برای شکوفا شدن نیاز بود.»

719
00:37:22,435 --> 00:37:23,811
‫همینه.

720
00:37:24,086 --> 00:37:25,087
‫ممنون، مربی.

721
00:37:26,104 --> 00:37:28,480
‫«وقتی خطر بسته ماندن غنچه،

722
00:37:28,505 --> 00:37:31,883
‫دردناک‌تر از خطری شد
‫که برای شکوفا شدن نیاز بود.»

723
00:37:32,886 --> 00:37:35,054
‫وقتی خطر خجالت‌زده شدن،

724
00:37:35,188 --> 00:37:39,025
‫دردناک‌تر از خطری بشه
‫که برای تلاش کردن به جون می‌خری.

725
00:37:39,799 --> 00:37:41,718
‫خب، من می‌دونم ترجیح می‌دم کدوم خطر رو بپذیرم.

726
00:37:42,419 --> 00:37:43,420
‫باید بپذیرم.

727
00:37:44,550 --> 00:37:48,303
‫این همون چیزیه که واسه شما هم می‌خوام،
‫می‌دونید، چه اینجا و چه اون بیرون.

728
00:37:49,728 --> 00:37:51,522
‫پس من می‌گم توی نیمه‌ی دوم،

729
00:37:53,162 --> 00:37:54,464
‫تلاش کنیم و یه گل بزنیم.

730
00:37:56,646 --> 00:37:59,898
‫و بعد، یه‌کم بعدش،
‫تلاش کنیم یکی دیگه بزنیم.

731
00:37:59,923 --> 00:38:02,133
‫و وقتی که بازی رو مساوی کردیم،

732
00:38:02,158 --> 00:38:04,742
‫یه‌کم خوش بگذرونیم
‫و سعی کنیم یکی دیگه هم بزنیم.

733
00:38:04,767 --> 00:38:06,101
‫آره؟ چطور به نظر میاد؟

734
00:38:06,126 --> 00:38:08,169
‫- آره.
‫- درسته، آره؟

735
00:38:08,194 --> 00:38:09,694
‫- باشه.
‫- آره. آره.

736
00:38:09,719 --> 00:38:12,137
‫خیلی‌خب، چند دقیقه‌ی دیگه وقت داریم
‫قبل اینکه برگردیم اون بیرون.

737
00:38:12,191 --> 00:38:14,109
‫پس کس دیگه‌ای
‫سوالی از من نداره؟

738
00:38:14,110 --> 00:38:16,153
‫آره.

739
00:38:16,154 --> 00:38:17,447
‫آره. خیلی‌خب.

740
00:38:17,620 --> 00:38:20,325
‫خب، بازی معروف دو نیمه‌ی متفاوت
‫رو شاهد بودیم.

741
00:38:20,491 --> 00:38:23,869
‫ریچموند متحول شده
‫و چلسی حسابی به دردسر افتاده

742
00:38:23,894 --> 00:38:26,355
‫مقابل تیمی
‫که روحیه‌ی جنگندگیش رو پیدا کرده.

743
00:38:27,009 --> 00:38:28,469
‫- آره، اون سمت.
‫- ادامه بده.

744
00:38:32,158 --> 00:38:34,756
‫توپ دست هاریگانه.
‫پاس می‌ده به اون یکی هاریگان.

745
00:38:36,215 --> 00:38:38,343
‫جما جی مثل یه کوسه کمین کرده.

746
00:38:38,843 --> 00:38:40,803
‫هاریگان، توپ رو می‌فرسته روی دروازه.

747
00:38:45,075 --> 00:38:47,577
‫چه گلی!

748
00:38:47,602 --> 00:38:50,854
‫- ریچموند یکی از گل‌ها رو جبران می‌کنه و بازی ۲-۱ میشه.
‫- هی! عالیه!

749
00:38:50,855 --> 00:38:54,191
‫جما جی دست‌کمی
‫از یک غول امروزی نداره.

750
00:38:54,216 --> 00:38:55,884
‫نباید سر راه جما قرار بگیرید.

751
00:38:58,076 --> 00:39:01,365
‫جی از وقتی گل زده،
‫همه‌جای زمین حضور داره

752
00:39:01,390 --> 00:39:03,933
‫و چلسی اصلا حریف سرعتش نمیشه.

753
00:39:05,536 --> 00:39:07,913
‫خب، اینم یه روششه.

754
00:39:09,999 --> 00:39:11,250
‫- هی!
‫- شوخی‌ت گرفته؟

755
00:39:11,251 --> 00:39:13,461
‫حالش خوبه؟

756
00:39:14,754 --> 00:39:16,171
‫- خوبی؟
‫- آره.

757
00:39:16,172 --> 00:39:17,714
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، همه‌چی ردیفه.

758
00:39:17,715 --> 00:39:19,716
‫جی و الشریف
‫پشت ضربه‌ی آزاد ایستادن،

759
00:39:19,717 --> 00:39:21,677
‫ولی همه توی این استادیوم
‫می‌دونن ضربه رو کی می‌زنه.

760
00:39:21,678 --> 00:39:23,304
‫می‌خوای به سبک رابی بزنی یا گری؟

761
00:39:25,223 --> 00:39:28,433
‫توپ دست کیه؟ جما جی.

762
00:39:28,434 --> 00:39:31,061
‫توپ دست کیه؟ جما جی.

763
00:39:31,062 --> 00:39:33,146
‫همه‌ی چشم‌ها به جی دوخته شده.

764
00:39:33,147 --> 00:39:35,732
‫جما جی. توپ دست کیه؟

765
00:39:35,733 --> 00:39:38,068
‫جما جی.

766
00:39:38,069 --> 00:39:39,820
‫خودش میاد پشت توپ.

767
00:39:39,821 --> 00:39:41,072
‫نه!

768
00:39:45,493 --> 00:39:51,081
‫و این هم گل تساوی خیره‌کننده
‫از مارگی الشریف!

769
00:39:54,502 --> 00:39:56,796
‫بازی رو کاملا در دست گرفتن.

770
00:39:58,673 --> 00:40:02,301
‫ده دقیقه باقی مونده
‫و این بازی هنوز واسه ما تموم نشده.

771
00:40:02,302 --> 00:40:03,720
‫پاول از راه دور!

772
00:40:04,387 --> 00:40:06,430
‫یک کرنر دیگه برای ریچموند!

773
00:40:06,431 --> 00:40:08,557
‫چه بازگشتی، ربکا.

774
00:40:08,558 --> 00:40:10,767
‫نمی‌دونستم گری‌هاندز هم از این هنرها بلده.

775
00:40:10,768 --> 00:40:12,311
‫بی‌امان بودن، جیل.

776
00:40:12,312 --> 00:40:13,813
‫سانگ ضربه‌ی کرنر رو می‌زنه.

777
00:40:17,609 --> 00:40:18,735
‫دیویس!

778
00:40:19,736 --> 00:40:21,236
‫می‌خوره به تیرک!

779
00:40:21,237 --> 00:40:24,449
‫نباید این فرصت‌ها رو
‫هدر بدن.

780
00:40:25,033 --> 00:40:26,116
‫چلسی در حال حمله.

781
00:40:26,117 --> 00:40:27,952
‫گرامر... درامیس!

782
00:40:29,162 --> 00:40:30,330
‫پرتی!

783
00:40:30,955 --> 00:40:32,080
‫- آره!
‫- آره! بوتس!

784
00:40:32,081 --> 00:40:35,667
‫سه سیو پشت‌سر‌هم خیره‌کننده از بوتس کوئین.
‫پناه بر خدا.

785
00:40:35,668 --> 00:40:38,879
‫یه قانون کلی هست که می‌گه
‫به دروازه‌بان بدون دستکش اعتماد نکنی،

786
00:40:38,880 --> 00:40:41,715
‫درست به همون اندازه‌ای که
‫به یه کاسب بی‌سر اعتماد می‌کنی.

787
00:40:41,716 --> 00:40:45,052
‫ولی امروز، چشم‌پوشی می‌کنیم.

788
00:40:45,053 --> 00:40:46,054
‫تیرک دوم!

789
00:40:54,896 --> 00:40:56,229
‫جما جی نفوذ می‌کنه.

790
00:40:56,230 --> 00:40:58,691
‫دروازه‌بان از خط بیرون اومده.
‫آیا وقتشه؟

791
00:41:01,319 --> 00:41:04,029
‫نه! توپ خورد به تیرک!

792
00:41:06,449 --> 00:41:08,868
‫هندلر توپ رو می‌فرسته اون‌طرف زمین.

793
00:41:09,953 --> 00:41:12,329
‫کنترل عالی از مولان در فضای خالی.

794
00:41:12,330 --> 00:41:14,123
‫و حالا، چلسی دوباره حمله می‌کنه.

795
00:41:16,334 --> 00:41:18,002
‫فرصت برای پرتی!

796
00:41:19,462 --> 00:41:20,672
‫نه!

797
00:41:22,507 --> 00:41:24,132
‫گل می‌زنه!

798
00:41:24,133 --> 00:41:25,801
‫چلسی کار رو تموم کرد.

799
00:41:25,802 --> 00:41:28,512
‫یک انحراف بی‌رحمانه
‫کار ریچموند رو می‌سازه،

800
00:41:28,513 --> 00:41:32,266
‫با وجود یک عملکرد جانانه
‫و مصمم در نیمه‌ی دوم،

801
00:41:32,267 --> 00:41:35,103
‫که هرکسی شاهدش بوده،
‫به این زودی‌ها فراموشش نمی‌کنه.

802
00:41:40,358 --> 00:41:42,735
‫فکر کنم برم ببینمشون.

803
00:41:47,453 --> 00:41:48,828
‫عالیه.

804
00:41:48,853 --> 00:41:51,605
‫امروز یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بود.

805
00:41:51,630 --> 00:41:54,382
‫عزیزم، انگار متوجه نیستی

806
00:41:54,407 --> 00:41:56,592
‫این بهترین اتفاقیه
‫که می‌تونست بیفته.

807
00:41:57,166 --> 00:41:58,875
‫می‌خندیدم ها، ولی زیادی دپرسم.

808
00:41:58,876 --> 00:42:00,085
‫خب، مگه نمی‌بینی؟

809
00:42:00,086 --> 00:42:03,005
‫کیلی، اون رویاپرداز کوچولوت،
‫بال‌هاش سوخته.

810
00:42:03,006 --> 00:42:06,217
‫آره، آره، امروز ناراحته.
‫فردا حالش خوب می‌شه.

811
00:42:06,793 --> 00:42:11,258
‫و از همه مهم‌تر،
‫بیشتر مایل می‌شه به حرفت گوش بده.

812
00:42:15,578 --> 00:42:17,853
‫همه‌تون عالی بازی کردید، دمتون گرم.

813
00:42:17,878 --> 00:42:19,338
‫خیلی نزدیک بود.

814
00:42:19,847 --> 00:42:21,931
‫تلاش واقعا فوق‌العاده‌ای بود، مگه نه؟

815
00:42:21,956 --> 00:42:23,040
‫هی.

816
00:42:23,073 --> 00:42:27,159
‫خیلی متأسفم که استادیوم این‌قدر خالیه.
‫من... من گند زدم.

817
00:42:27,238 --> 00:42:28,999
‫- چی می‌گی؟
‫- چی؟

818
00:42:29,024 --> 00:42:32,235
‫اون جمعیت دو برابر بازی‌های خونگی
‫معمولی‌مون بود. خودت این رو می‌دونی، نه؟

819
00:42:32,260 --> 00:42:35,304
‫تاحالا جلوی همچین جمعیتی بازی نکرده بودیم. خب؟

820
00:42:35,329 --> 00:42:39,666
‫به اون صداهای توی سرت
‫بگو خفه‌خون بگیرن، باشه؟

821
00:42:40,514 --> 00:42:41,889
‫ترکوندی.

822
00:42:42,086 --> 00:42:43,087
‫باشه.

823
00:42:49,552 --> 00:42:50,553
‫می‌دونی، تد،

824
00:42:51,677 --> 00:42:53,115
‫شاید مشکل مربی داریم.

825
00:42:54,826 --> 00:42:56,351
‫منظورت این نیست که
‫شاید یه مشکلی داریم، مربی؟

826
00:42:59,890 --> 00:43:00,891
‫نه.

827
00:43:02,672 --> 00:43:03,798
‫- خیلی‌خب.
‫- فعلا همگی.

828
00:43:04,817 --> 00:43:06,151
‫فعلا.

829
00:43:12,617 --> 00:43:14,494
‫می‌خواستی باهام صحبت کنی؟

830
00:43:15,245 --> 00:43:17,538
‫خب، آره، درسته.

831
00:43:23,192 --> 00:43:26,570
‫تقریبا مطمئنم ازت خواستم یه‌کم
‫با تیم ملایم‌تر رفتار کنی، نه؟

832
00:43:26,595 --> 00:43:29,758
‫چی، آره،
‫سر اون قضیه‌ی باربیکیو؟

833
00:43:30,101 --> 00:43:32,061
‫این بازی خیلی مهم‌تر از این حرف‌ها بود.

834
00:43:32,582 --> 00:43:34,209
‫این فرصتشون بود که خودشون رو ثابت کنن.

835
00:43:34,560 --> 00:43:38,141
‫خب، این یکی از قشنگی‌های ورزشه.
‫همیشه یه فرصت دیگه هست.

836
00:43:38,142 --> 00:43:40,061
‫آره، ولی من همچین تجربه‌ای نداشتم.

837
00:43:42,555 --> 00:43:43,944
‫می‌دونی، آلیس،

838
00:43:43,969 --> 00:43:47,264
‫افتخار کار با یه مربی دیگه رو داشتم
‫که مثل تو پرشور و حرارت بود.

839
00:43:48,570 --> 00:43:51,489
‫متأسفانه متوجه نشدم چه بلایی داره
‫سرش میاد، و اون موقع دیگه...

840
00:43:52,010 --> 00:43:54,054
‫اون موقع دیگه سوخت و خاکستر شد.

841
00:43:55,201 --> 00:43:58,161
‫واسه همین، به امید این که
‫از اشتباهاتم درس بگیرم،

842
00:43:58,186 --> 00:44:00,188
‫می‌خوام یه روش دیگه رو
‫روت امتحان کنم.

843
00:44:02,301 --> 00:44:04,345
‫می‌خوام واسه یه بازی محرومت کنم.

844
00:44:07,353 --> 00:44:10,398
‫ولی فقط یه بازی دیگه مونده
‫و بعدش تعطیلات کریسمسه.

845
00:44:10,793 --> 00:44:13,795
‫خب، شاید این‌طوری یه‌کم وقت داشته باشی
‫تا به اوضاع فکر کنی.

846
00:44:14,095 --> 00:44:16,306
‫یه‌سری تغییرات بدی و امیدوارم
‫سال جدید ببینیمت.

847
00:44:39,203 --> 00:44:42,164
‫...ریلکسم و حس می‌کنم آمادگی...

848
00:44:42,165 --> 00:44:46,376
‫- ...پارتی گرفتن رو دارم...
‫- پارتی!

849
00:44:46,377 --> 00:44:49,129
‫- ...با بهترین‌هاشون.
‫- ...با بهترین‌هاشون.

850
00:44:49,130 --> 00:44:53,050
‫و می‌خوام برم کنار رودخونه...

851
00:44:53,051 --> 00:44:57,012
‫امروز تو مسابقه دقیقا اینطوری بودی.

852
00:44:57,013 --> 00:45:00,807
‫- خدایا، چقدر داغونم.
‫- نه، نه، تو داغون نیستی.

853
00:45:00,808 --> 00:45:01,892
‫بامزه بود.

854
00:45:01,893 --> 00:45:04,436
‫خب، حداقلش فقط هفت نفر
‫اونجا بودن که من رو ببینن.

855
00:45:12,528 --> 00:45:13,779
‫یا خدا.

856
00:45:13,780 --> 00:45:15,405
‫وای، من چقدر...

857
00:45:15,406 --> 00:45:18,618
‫خیلی بی‌ملاحظه بودم...
‫یه شوخی واقعا بی‌مزه بود.

858
00:45:19,717 --> 00:45:23,304
‫نه، اتفاقا شوخی خوبی بود.
‫من عاشق شوخیت شدم.

859
00:45:24,683 --> 00:45:26,726
‫عاشق اینم که دوستی دارم
‫که می‌تونه شوخی‌های تند و

860
00:45:26,751 --> 00:45:32,381
‫زننده‌ای باهام بکنه،
‫چون خودت اصلا آدم بدجنس یا بی‌رحمی نیستی.

861
00:45:35,071 --> 00:45:38,324
‫من... من فقط نگران روی هستم.

862
00:45:38,388 --> 00:45:40,014
‫نه، چی شده؟

863
00:45:41,038 --> 00:45:43,290
‫با یکی آشنا شده،

864
00:45:43,393 --> 00:45:44,476
‫و قراره باهاش ازدواج کنه،

865
00:45:44,477 --> 00:45:46,353
‫و قراره بچه‌دار بشن،
‫و منم که داغونم.

866
00:45:46,354 --> 00:45:48,605
‫نه، نه، تو داغون نیستی.

867
00:45:48,606 --> 00:45:50,065
‫داغون اصلی منم.

868
00:45:51,985 --> 00:45:55,488
‫ماتیاس گفت می‌خواد
‫بیاد اینجا زندگی کنه و من...

869
00:45:56,228 --> 00:45:59,950
‫...و من ترسیدم و الان کلا
‫همه‌چیز رو خراب کردم و موقتا جدا شدیم.

870
00:45:59,951 --> 00:46:01,785
‫- یا خدا.
‫- آره.

871
00:46:01,786 --> 00:46:05,205
‫- نه، این خیلی بده.
‫- می‌دونم، مگه نه؟

872
00:46:05,206 --> 00:46:06,666
‫واسه همین داغون اصلی منم.

873
00:46:08,209 --> 00:46:09,668
‫لعنتی.

874
00:46:09,669 --> 00:46:11,170
‫فکر کنم هر دومون داغونیم.

875
00:46:12,964 --> 00:46:14,048
‫آره.

876
00:46:15,859 --> 00:46:18,403
‫- خیلی متأسفم.
‫- ای خدا.

877
00:46:18,428 --> 00:46:20,972
‫وای، پشت سرم درد می‌کنه.

878
00:46:21,556 --> 00:46:24,349
‫معلومه که درد می‌کنه.
‫ امروز خیلی بهت خوش گذشت.

879
00:46:24,350 --> 00:46:26,144
‫من اصلا ودکا دوست ندارم.

880
00:46:27,020 --> 00:46:28,187
‫خوب می‌شی.

881
00:46:30,030 --> 00:46:33,491
‫نمی‌دونم.

882
00:46:33,516 --> 00:46:37,970
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

883
00:46:38,281 --> 00:46:45,109
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

