1
00:00:01,392 --> 00:00:03,853
‫- آنچه در "گریم" گذشت...
‫- قدرتمنده، ولی نمیدونم

2
00:00:03,942 --> 00:00:05,991
‫اون قدرت از کجا میاد

3
00:00:07,439 --> 00:00:09,925
‫- چی شده؟
‫- نمیخواستم بذارمش سر جاش

4
00:00:09,987 --> 00:00:12,776
‫- چرا؟
‫- حس کردم بهش نیاز دارم

5
00:00:12,867 --> 00:00:15,028
‫- داری؟
‫- خب جونم رو نجات داد

6
00:00:15,089 --> 00:00:16,035
‫جون منم همینطور

7
00:00:16,098 --> 00:00:17,913
‫گمونم شغل قبلیت رو پس میخوای

8
00:00:17,996 --> 00:00:20,797
‫- وو و هنک هم همینطور
‫- حتماً، امر دیگه‌ای؟

9
00:00:20,832 --> 00:00:23,034
‫- پسرم رو خودم بزرگ میکنم
‫- دخترم رو بزرگ میکنم

10
00:00:23,131 --> 00:00:24,497
‫و ادلیند میاد پیش من

11
00:00:24,566 --> 00:00:26,165
‫تو بابای من نیستی

12
00:00:32,640 --> 00:00:36,542
‫سعی کردم بهت بگم. طرف
‫بد کسی رو اشتباه کردی، شان

13
00:00:43,940 --> 00:00:50,536
‫«سرنوشتمان با خواست خدایان پیشگویی
‫شد، همه شنیدند اما هیچکس این پیشگویی را باور نکرد.»

14
00:00:56,598 --> 00:00:58,598
‫تو واقعی نیستی

15
00:00:58,666 --> 00:01:00,212
‫اونقدر واقعی هستم که باهام حرف میزنی

16
00:01:00,288 --> 00:01:02,602
‫نه

17
00:01:02,670 --> 00:01:04,719
‫نه، تو مُردی

18
00:01:04,776 --> 00:01:06,676
‫واقعاً اهمیتی داره؟

19
00:01:11,472 --> 00:01:13,072
‫چی میخوای؟

20
00:01:13,181 --> 00:01:14,422
‫خودت چی میخوای؟

21
00:01:14,493 --> 00:01:16,291
‫میخوام گورت رو از اینجا گم کنی

22
00:01:16,353 --> 00:01:19,518
‫دیگه انقدر که واست آسونش نمیکنم

23
00:01:22,123 --> 00:01:25,057
‫من واقعاً اینجام. مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟

24
00:01:25,126 --> 00:01:28,194
‫بعد از اون دعوات با نیک؟

25
00:01:30,632 --> 00:01:34,934
‫یالا، جواب بده. من عجله ندارم

26
00:01:40,541 --> 00:01:41,865
‫- چیه؟
‫- من دیدم تو اخبار

27
00:01:41,900 --> 00:01:44,514
‫- چیکار کردی
‫- اون من نبودم

28
00:01:44,588 --> 00:01:46,603
‫میدونی چقدر وقت و خون گرفت

29
00:01:46,681 --> 00:01:49,916
‫- که تو رو شهردار منتخب کنیم؟
‫- کار اون گریمه بود

30
00:01:49,984 --> 00:01:51,826
‫- چطوری؟
‫- اگه واقعاً میخوای بدونی

31
00:01:51,892 --> 00:01:54,286
‫یه طلسم تغییر چهره هگزن‌بیستِ باستانیه

32
00:01:54,364 --> 00:01:56,267
‫به اسم "ورفلوت زوئیلینگسچستر"

33
00:01:56,345 --> 00:01:58,242
‫تو یه زابربیست هستی.
‫باید میدونستی

34
00:01:58,320 --> 00:01:59,595
‫- این اتفاق میفته
‫- واقعاً؟

35
00:01:59,649 --> 00:02:00,524
‫پس از ورفلوت زوئیلینگسچستر

36
00:02:00,587 --> 00:02:02,076
‫کلی تجربه داری؟

37
00:02:02,162 --> 00:02:04,630
‫اگه بناپارت هنوز زنده بود،
‫الان تو زنده نبودی

38
00:02:04,699 --> 00:02:06,538
‫اشتباهت بیشتر از اونی که
‫بدونی برامون گرون تموم میشه

39
00:02:06,616 --> 00:02:07,983
‫نه، اشتباه من این بود که فکر میکردم تو میدونی

40
00:02:08,061 --> 00:02:09,101
‫داری چیکار میکنی

41
00:02:17,078 --> 00:02:20,079
‫چرا نیک شبیه بابا شده بود؟

42
00:02:20,148 --> 00:02:24,984
‫پیچیده‌ست. بابا گرفتار بود

43
00:02:25,053 --> 00:02:28,477
‫و... ما هم میخواستیم کمکش کنیم

44
00:02:28,512 --> 00:02:29,922
‫چرا خودت کمکش نکردی؟

45
00:02:29,991 --> 00:02:32,158
‫- کمک کردم
‫- هممون کمک کردیم

46
00:02:32,226 --> 00:02:35,783
‫ولی... نیک اونی بود که باید بهش تبدیل میشد تا

47
00:02:35,861 --> 00:02:39,629
‫کاری رو که بابات نمیتونست انجام بده رو انجام بده،
‫وقتی نیاز داشت که...

48
00:02:39,667 --> 00:02:43,499
‫که... کاری کنه که در واقع نمیتونست انجام بده

49
00:02:43,561 --> 00:02:45,339
‫چون، خب میدونی...

50
00:02:45,386 --> 00:02:47,713
‫نیک. نیک اومد

51
00:02:47,791 --> 00:02:50,699
‫خیلی‌خب، خوشحالم اینقدر زود
‫اون لباس‌ها رو درآوردی

52
00:02:50,777 --> 00:02:53,121
‫اونا لباس‌های بابامن

53
00:02:53,195 --> 00:02:55,195
‫آره، مجبور بودم قرضشون بگیرم

54
00:02:56,855 --> 00:03:01,175
‫- بابا حالش خوبه؟
‫- الان بهتره

55
00:03:01,334 --> 00:03:05,383
‫- تو خوبی؟
‫- میخوام بابام رو ببینم

56
00:03:05,418 --> 00:03:08,389
‫بزرودی بابا رو میبینیم عزیزم،
‫ولی الان

57
00:03:08,424 --> 00:03:13,444
‫قراره بریم با نیک و کلی زندگی کنیم

58
00:03:13,479 --> 00:03:16,480
‫الان نوبت کلی ـه که پیش
‫باباش باشه

59
00:03:29,734 --> 00:03:32,201
‫تو، تو خودت یه بچه داری

60
00:03:33,363 --> 00:03:35,654
‫نه، یه بچه نه

61
00:03:36,180 --> 00:03:38,491
‫- چی؟
‫- وای خدا

62
00:03:38,790 --> 00:03:41,594
‫بیشتر از یکی

63
00:03:42,085 --> 00:03:44,161
‫گمونم این رو نمیدونستیم

64
00:03:44,196 --> 00:03:45,698
‫چند تا بیشتر؟

65
00:03:45,915 --> 00:03:48,100
‫نمیدونم. فقط بیشتر

66
00:03:48,340 --> 00:03:52,071
‫به به، تبریک میگم

67
00:03:52,193 --> 00:03:54,162
‫بنظرم دیگه باید بریم

68
00:03:54,241 --> 00:03:56,409
‫آره، من کلی رو میارم

69
00:03:57,266 --> 00:03:58,807
‫بیا عزیزم

70
00:04:05,765 --> 00:04:08,508
‫- اون دیگه چجور نگاهی بود؟
‫- نمیدونم... نگاه کرد

71
00:04:08,570 --> 00:04:10,122
‫آره، نگاه که کرد. ولی نگاهش ترسناک بود

72
00:04:10,191 --> 00:04:12,424
‫یعنی فقط منم که فکر میکنم
‫نگاه ترسناکی بود؟

73
00:04:12,502 --> 00:04:14,216
‫- نرو اونجا
‫- همین الانشم رفتم

74
00:04:14,286 --> 00:04:16,262
‫"بیشتر از یکی". هه!

75
00:04:20,940 --> 00:04:21,964
‫[بچه‌های پورتلند]

76
00:04:22,042 --> 00:04:23,320
‫[اتاق بچه در پورتلند]

77
00:05:05,479 --> 00:05:07,907
‫لبخند بزن

78
00:05:09,816 --> 00:05:11,667
‫- خیلی‌خب دیگه تمومه
‫- نه، نه، فقط چند تا دیگه

79
00:05:11,736 --> 00:05:13,133
‫نه، نه، نه، لطفاً. دیگه نه

80
00:05:13,196 --> 00:05:15,382
‫به اندازه کافی گرفتی، مگه نه؟

81
00:05:15,452 --> 00:05:17,740
‫صد تا عکس که دیروز گرفتی،

82
00:05:17,808 --> 00:05:20,776
‫و روز قبلش
‫و روز قبلش

83
00:05:20,845 --> 00:05:22,878
‫اون سرت کوچولوت رو بذار رو بالش

84
00:05:24,448 --> 00:05:25,972
‫بنظرم یکم گرمه

85
00:05:26,042 --> 00:05:27,650
‫جدی؟

86
00:05:27,718 --> 00:05:30,122
‫- شاید تب داره؟
‫- نمیدونم

87
00:05:30,192 --> 00:05:31,982
‫خیلی بغلش کردم

88
00:05:32,044 --> 00:05:33,422
‫الان دما بدنش رو میگیرم

89
00:05:33,613 --> 00:05:35,928
‫فقط ازش عکس نگیر

90
00:05:36,094 --> 00:05:37,630
‫یه روز، ازم تشکر میکنی

91
00:05:37,708 --> 00:05:39,623
‫که لحظات بچگی پسرمون رو ثبت کردم

92
00:05:39,678 --> 00:05:40,809
‫فکر نکنم اونقدر زندگی کنم که
‫همه عکس‌ها

93
00:05:40,844 --> 00:05:42,531
‫رو ببینم

94
00:05:42,600 --> 00:05:45,243
‫37 درجه سانتیگراد

95
00:05:45,313 --> 00:05:46,348
‫اگه از این بیشتر شد، صبح باید ببریش

96
00:05:46,412 --> 00:05:48,779
‫- پیش دکتر
‫- باشه

97
00:05:51,976 --> 00:05:53,571
‫- میرم تو تخت
‫- باشه، منم الان میام

98
00:05:53,642 --> 00:05:55,240
‫فقط این عکس‌ها رو آپلود کنم

99
00:05:55,290 --> 00:05:57,057
‫آره، میدونم

100
00:06:10,571 --> 00:06:13,283
‫نوبت منه؟

101
00:06:13,377 --> 00:06:15,439
‫- من میرم
‫- ممنون

102
00:06:15,474 --> 00:06:18,325
‫خیلی مرسی

103
00:06:30,520 --> 00:06:32,640
‫چی؟

104
00:06:33,014 --> 00:06:34,694
‫خدای من، داری چیکار میکنی؟
‫داری چیکار میکنی؟

105
00:06:34,757 --> 00:06:36,332
‫بذارش پایین! بذارش پایین!

106
00:06:36,433 --> 00:06:38,371
‫بذارش پایین!

107
00:06:42,027 --> 00:06:43,161
‫هیلی؟

108
00:06:46,239 --> 00:06:49,740
‫هیلی، هیلی

109
00:06:49,809 --> 00:06:52,243
‫- بچه‌مون رو برد
‫- چی؟

110
00:06:52,311 --> 00:06:54,712
‫بچه‌مون رو برد!

111
00:06:56,713 --> 00:07:16,713
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

112
00:07:29,969 --> 00:07:33,037
‫- هیچ‌جا خونه آدم نمیشه
‫- خوش اومدی

113
00:07:33,106 --> 00:07:35,039
‫من قبلا اینجا بودم

114
00:07:35,108 --> 00:07:38,419
‫درسته. پس فکر کنم
‫دیگه لازم نیست خونه رو بهت نشون بدم

115
00:07:40,046 --> 00:07:42,847
‫اتاقم کجاست؟

116
00:07:43,716 --> 00:07:45,995
‫اینجا مثل خونه‌ی بابا نیست، عزیزم

117
00:07:46,081 --> 00:07:49,453
‫اینجا یه خرده کوچیک‌تره

118
00:07:57,588 --> 00:07:58,854
‫چی شده؟

119
00:08:01,792 --> 00:08:03,725
‫اینجا کلی آدم مردن

120
00:08:08,699 --> 00:08:10,565
‫میخوام بابا رو ببینم

121
00:08:15,370 --> 00:08:18,405
‫فردا میبرمت ببینیش، باشه؟

122
00:08:18,575 --> 00:08:20,909
‫میدونم سخته هی جامون رو عوض کنیم،

123
00:08:20,987 --> 00:08:24,246
‫ولی من فقط سعی دارم
‫جامون پیش هم و امن باشه

124
00:08:25,983 --> 00:08:29,184
‫خیلی به اینکه داری این همه
‫مشکل رو تحمل میکنی افتخار میکنم

125
00:08:41,966 --> 00:08:44,633
‫- دایانا خوابه
‫- مطمئنی؟

126
00:08:44,702 --> 00:08:48,270
‫آره

127
00:08:48,339 --> 00:08:51,606
‫اون فهمید روزالی قراره بچه
‫به دنیا بیاره

128
00:08:51,675 --> 00:08:54,016
‫تونست حس کنه که اینجا یه سری آدم مُردن

129
00:08:54,051 --> 00:08:56,930
‫توانایی‌های فوق‌العاده‌ای داره،
‫توانایی‌هایی که من درک نمیکنم

130
00:08:57,000 --> 00:08:58,613
‫و نمیدونم از کجا اومدن

131
00:08:58,682 --> 00:09:02,017
‫و شان هم نمیدونه

132
00:09:02,086 --> 00:09:04,987
‫باید ازش محافظت کنیم

133
00:09:05,055 --> 00:09:06,855
‫میدونم

134
00:09:08,726 --> 00:09:11,960
‫خیلی خوشحالم که برگشتم پیش تو

135
00:09:12,029 --> 00:09:14,796
‫آره، منم همینطور

136
00:09:17,001 --> 00:09:19,601
‫فکر میکردم بدون تو دیوونه میشم

137
00:09:55,586 --> 00:09:59,039
‫[شهردار منتخب کنار میکشد]

138
00:10:06,252 --> 00:10:09,145
‫به به، سلام!

139
00:10:09,180 --> 00:10:10,827
‫- سلام
‫- خوش اومدین، بچه‌ها

140
00:10:10,862 --> 00:10:11,895
‫خوشحالم میبینمتون

141
00:10:11,930 --> 00:10:13,955
‫- خوشحالم میبینمت
‫- خیلی مرسی

142
00:10:22,793 --> 00:10:23,674
‫ممنونم

143
00:10:23,709 --> 00:10:25,700
‫- ببینش
‫- مرسی

144
00:10:26,434 --> 00:10:28,678
‫فرمانده تا الان چجوری با قضیه کنار اومده؟

145
00:10:28,748 --> 00:10:30,574
‫هنوز از دفترش بیرون نیومده

146
00:10:30,644 --> 00:10:32,107
‫خب، احتمالاً منتظر ماست

147
00:10:32,175 --> 00:10:34,125
‫خب، بیاین زیاد تو باد این
‫موفقیتمون نخوابیم

148
00:10:34,209 --> 00:10:36,357
‫نمیشه یکم دیگه با شکوهمون
‫عشق کنیم؟

149
00:10:36,403 --> 00:10:38,279
‫نچ. کار داریم

150
00:10:38,348 --> 00:10:40,749
‫یه حمله و آدم‌ربایی داریم

151
00:10:40,817 --> 00:10:42,016
‫شما سه تا

152
00:10:43,175 --> 00:10:44,275
‫دفتر من

153
00:10:45,997 --> 00:10:48,897
‫گمونم مراسم اهدای مدالمونه

154
00:10:55,397 --> 00:10:57,679
‫چطوره در رو ببندی؟

155
00:11:00,724 --> 00:11:03,892
‫خب، هممون مرتکب خطاهایی میشیم

156
00:11:04,524 --> 00:11:06,171
‫عجب عملیات محرمانه‌ای بود

157
00:11:06,206 --> 00:11:07,555
‫که ما اجراش کردیم

158
00:11:07,605 --> 00:11:09,001
‫آره، تو تلوزیون خیلی خوشتیپ شده بودی

159
00:11:09,090 --> 00:11:10,590
‫آره، ولی تو نه

160
00:11:10,662 --> 00:11:12,063
‫مردم که بنظر خوششون اومده بود

161
00:11:12,126 --> 00:11:13,314
‫من که خوشم اومد

162
00:11:13,495 --> 00:11:15,316
‫فرمانده، گاهی اوقات باید فداکاری کنی

163
00:11:15,385 --> 00:11:17,118
‫- برای صلاح...
‫- ببند

164
00:11:17,187 --> 00:11:20,775
‫بذارین یه چیزی رو صاف و پوست‌کنده بگم

165
00:11:20,865 --> 00:11:22,746
‫من رئیس این بخش هستم

166
00:11:22,817 --> 00:11:25,926
‫هر کدومتون پاتون رو از گلیمتون
‫بیارید بیرون، از اینجا میرید بیرون

167
00:11:25,961 --> 00:11:28,129
‫خب... پس مدال افتخار نمیدی؟

168
00:11:28,463 --> 00:11:29,662
‫برید بیرون

169
00:11:38,526 --> 00:11:39,899
‫من که فکر نمیکنم مصالحه

170
00:11:39,972 --> 00:11:41,680
‫اینجوری باشه

171
00:11:45,235 --> 00:11:46,801
‫تو هم میتونی بری بیرون

172
00:11:46,917 --> 00:11:48,817
‫اگه اینجا بودم میرفتم

173
00:11:48,885 --> 00:11:50,332
‫فکر میکنی ازت میترسم فقط
‫چون...

174
00:11:50,385 --> 00:11:53,806
‫- چون مُردی؟
‫- داره با خودش حرف میزنه؟

175
00:11:53,841 --> 00:11:55,207
‫اینطور بنظر میاد

176
00:11:55,676 --> 00:11:57,091
‫شاید داره رو بلندگو با تلفن حرف میزنه

177
00:11:57,160 --> 00:11:58,690
‫نگران این موضوع نیستی که داری

178
00:11:58,725 --> 00:12:00,228
‫با کسی حرف میزنی که
‫اصلاً اینجا نیست؟

179
00:12:00,263 --> 00:12:02,380
‫بیا ببینیم واقعاً چقدر اینجایی

180
00:12:02,458 --> 00:12:04,165
‫یه دقیقه صبر کن شان،
‫اون قهوه داغه

181
00:12:05,902 --> 00:12:07,207
‫هر کی که باهاش حرف میزده

182
00:12:07,280 --> 00:12:09,781
‫اون رو از قهوه‌ش داغ‌تر کرده

183
00:12:10,006 --> 00:12:12,779
‫مشکل ما نیست. بریم

184
00:12:12,842 --> 00:12:14,876
‫فکر کن قهوه ازت رد شه

185
00:12:14,945 --> 00:12:16,878
‫چرا داری اینکارو میکنی؟

186
00:12:16,947 --> 00:12:20,607
‫خب کاملا مشخصه،
‫با توجه به دلیل مرگم

187
00:12:20,693 --> 00:12:22,543
‫ببین، اگه این یه جور روح‌زدگی
‫انتقامیه،

188
00:12:22,578 --> 00:12:25,220
‫یادت نره بهت شلیک کردم که
‫از بدبختیت خلاصت کنم

189
00:12:25,255 --> 00:12:27,956
‫خیلی ممنون بابت کارت. واقعاً میگم

190
00:12:28,024 --> 00:12:30,321
‫ولی یادت نره به هممون خیانت کردی

191
00:12:30,375 --> 00:12:31,587
‫دلیل اصلی مُرده بودن منه

192
00:12:31,652 --> 00:12:33,787
‫نه من بهت فرصت دادم که
‫بهم ملحق شی

193
00:12:33,854 --> 00:12:36,888
‫فکر نمیکنم با دوستت بناپارت
‫هماهنگ بوده باشی

194
00:12:36,973 --> 00:12:39,306
‫خیلی‌خب، مجبور نیستم
‫به این حرفا گوش بدم

195
00:12:39,553 --> 00:12:42,387
‫راستی، بناپارت سلام میرسونه

196
00:12:44,402 --> 00:12:46,028
‫والدین خواب بودن

197
00:12:46,093 --> 00:12:47,859
‫که صدای گریه‌ی بچه رو شنیدن

198
00:12:47,933 --> 00:12:50,164
‫مامانه بیدار شده و رفته تو اتاق بچه

199
00:12:50,199 --> 00:12:52,674
‫که پسرش "آگی" رو تو بغل یه هیولا دیده

200
00:12:52,709 --> 00:12:54,841
‫- گفته "هیولا"
‫- با توجه به افسر اولِ

201
00:12:54,912 --> 00:12:57,980
‫حاضر در صحنه اون گفته "هیولا"

202
00:12:58,060 --> 00:13:00,627
‫- پس فکر کنم وسن باشه
‫- بله همینطوره

203
00:13:00,720 --> 00:13:03,338
‫دیگه چه خبر؟

204
00:13:06,300 --> 00:13:07,688
‫- آقا و خانم "مِیلر"؟
‫- بله

205
00:13:07,742 --> 00:13:09,660
‫کاراگاه برکارد هستم.
‫ایشون هم کاراگاه گریفین

206
00:13:09,722 --> 00:13:10,941
‫- خدا رو شکر
‫- خواهش میکنم، باید

207
00:13:11,010 --> 00:13:12,676
‫یه کاری بکنین، بچه‌ام...

208
00:13:12,768 --> 00:13:14,745
‫هر کاری از دستمون بربیاد انجام میدیم

209
00:13:14,814 --> 00:13:16,981
‫اول بهمون بگید چه اتفاقی افتاد

210
00:13:17,049 --> 00:13:20,651
‫ما... ما خواب بودیم،
‫و آگی زد زیر گریه

211
00:13:20,720 --> 00:13:23,821
‫- ساعت چند بود؟
‫- من نمیدونم... چی؟

212
00:13:23,890 --> 00:13:26,157
‫حدود ده، ده و نیم رفتیم تو تخت

213
00:13:26,225 --> 00:13:28,497
‫صدای گریه‌ی آگی رو حدود
‫یک و نیم بامداد شنیدم

214
00:13:28,532 --> 00:13:30,013
‫- به پلیس زنگ زدیم ناسلامتی، مگه

215
00:13:30,075 --> 00:13:32,496
‫- خودتون این اطلاعات رو ندارین؟
‫- خانم

216
00:13:32,579 --> 00:13:33,875
‫خواهش میکنم

217
00:13:33,949 --> 00:13:36,000
‫مو به مو بگین چه اتفاقی افتاد

218
00:13:36,068 --> 00:13:40,127
‫باشه، شرمنده. همونطور که گفتم،

219
00:13:40,212 --> 00:13:41,904
‫آگی داشت گریه میکرد،

220
00:13:41,939 --> 00:13:43,012
‫و من رفتم بالا که بغلش کنم

221
00:13:43,084 --> 00:13:45,994
‫فکر میکردم شاید تب داشته باشه

222
00:13:46,064 --> 00:13:49,132
‫ولی وقتی رفتم تو اتاقش،
‫یه...

223
00:13:49,195 --> 00:13:52,892
‫یه مردی بالا سرش بود
‫که داشت بچه رو برمیداشت

224
00:13:52,960 --> 00:13:55,293
‫و وقتی برگشت، آگی دستش بود،

225
00:13:55,393 --> 00:13:56,603
‫ولی اون آدم نبود...

226
00:13:56,673 --> 00:13:58,211
‫- هیلی...
‫- اون آدم نبود، پاول

227
00:13:58,266 --> 00:14:00,032
‫- اون آدم نبود!
‫- هیلی بس کن!

228
00:14:00,101 --> 00:14:01,901
‫- من میدونم چی دیدم
‫- شما این رو ندیدین جناب؟

229
00:14:01,969 --> 00:14:03,834
‫- یه جور هیولا بود
‫- این الان نمیدونه

230
00:14:03,889 --> 00:14:05,605
‫- داره چی میگه
‫- با سه تا دست

231
00:14:05,691 --> 00:14:07,992
‫- و سه تا چشم
‫- به سرش ضربه خورده

232
00:14:08,086 --> 00:14:10,314
‫وقتی رفتم تو اتاق،
‫افتاده بود رو زمین

233
00:14:10,384 --> 00:14:12,628
‫واضحه که به سرش ضربه خورده،
‫و وقتی به هوش اومد،

234
00:14:12,663 --> 00:14:15,279
‫آگی نبود، خب؟
‫تنها چیزی که میدونیم همینه

235
00:14:15,349 --> 00:14:17,499
‫پس میشه لطفاً کسی رو که
‫پسرم رو دزدیده، پیدا کنین؟

236
00:14:17,534 --> 00:14:19,600
‫پاول، من این از خودم درنیاوردم

237
00:14:20,855 --> 00:14:23,391
‫خواهش میکنم، باید حرفم رو باور کنی

238
00:14:23,469 --> 00:14:26,411
‫- میتونی چیزی که دیدی رو نقاشی کنی؟
‫- بله، بله میتونم

239
00:14:26,446 --> 00:14:27,271
‫نه، ما وقت نداریم

240
00:14:27,349 --> 00:14:29,611
‫- که نقاشی...
‫- جناب، اشکالی نداره

241
00:14:29,674 --> 00:14:31,072
‫میتونین نشونمون بدین کجا این اتفاق افتاد؟

242
00:14:31,107 --> 00:14:33,032
‫بله، البته. طبقه‌ی بالاست

243
00:14:33,104 --> 00:14:34,170
‫از این طرف لطفاً

244
00:14:37,013 --> 00:14:39,313
‫خب، از اینجا بردنش

245
00:14:39,382 --> 00:14:42,282
‫هیلی رو دقیقا همینجا پیدا کردم
‫که رو زمین افتاده بود

246
00:14:42,351 --> 00:14:47,054
‫ببینین، همسرم در حال حاضر
‫نمیتونه درست فکر کنه

247
00:14:47,123 --> 00:14:50,224
‫و مطمئنم شما هم درک میکنین
‫که خیلی ترسیده

248
00:14:50,292 --> 00:14:52,059
‫جفتمون ترسیدیم،

249
00:14:52,128 --> 00:14:55,062
‫ولی این اواخر اون خوب نمیخوابید و...

250
00:14:55,131 --> 00:14:57,543
‫گوش کن، من پسرم رو دوست دارم، خب؟

251
00:14:57,578 --> 00:14:59,299
‫ولی اون تمام زندگیش پسرمونه

252
00:14:59,368 --> 00:15:01,102
‫کل روز رو میچسبه به موبایلش،

253
00:15:01,183 --> 00:15:02,751
‫و عکس‌های پرسمون رو تو اینترنت پست میکنه

254
00:15:02,829 --> 00:15:05,181
‫خیلی از کسانی که تازه مادر
‫شدن اینجور چیزا رو دوست دارن

255
00:15:05,298 --> 00:15:07,415
‫نه اینجوری. این چندوقت خودش نبوده

256
00:15:07,463 --> 00:15:10,675
‫- چیزی که دیده واقعیت نداره...
‫- اینقدر این رو نگو، پاول

257
00:15:11,681 --> 00:15:13,167
‫اینکه تو حرفم رو باور نمیکنی

258
00:15:13,263 --> 00:15:16,164
‫دلیل نمیشه اتفاق نیفتاده باشه

259
00:15:16,452 --> 00:15:19,019
‫هیلی، این بهمون کمک نمیکنه
‫پسرمون رو پیدا کنیم

260
00:15:21,424 --> 00:15:25,259
‫خواهش میکنم، باید بهم کمک کنی
‫پسرم رو پیدا کنم

261
00:15:38,605 --> 00:15:40,579
‫[مردی بعد از قتل عام آبشار "آیداهو" دستگیر شد]

262
00:16:41,591 --> 00:16:43,887
‫میدونم، آقا کوچولو

263
00:16:45,544 --> 00:16:47,572
‫میدونم مریضی

264
00:16:48,600 --> 00:16:50,966
‫برات دارو گیر میارم

265
00:17:18,465 --> 00:17:20,632
‫بدبخت وقتی میگفت هیلی کل زندگشیون

266
00:17:20,667 --> 00:17:23,183
‫رو میذاره تو اینترنت، حق داشت

267
00:17:23,247 --> 00:17:25,756
‫معلومه فکر میکنه چیزی به نام
‫"ارائه اطلاعات زیادی" وجود نداره

268
00:17:25,791 --> 00:17:28,989
‫و تمام عکس‌ها با آدرس تگ
‫شدن، معمولا خونه‌شون

269
00:17:29,052 --> 00:17:30,456
‫ممکنه هیولامون هم همینجوری پیداشون کرده باشه

270
00:17:30,534 --> 00:17:31,551
‫اکانتش هم پرایویت (خصوصی) نیست،

271
00:17:31,617 --> 00:17:33,198
‫پس اونم احتمالش هست

272
00:17:33,291 --> 00:17:34,975
‫چند تا پرونده‌ی قدیمی رو زیر و رو کردم

273
00:17:35,051 --> 00:17:37,527
‫و سه تا آدمربایی دیگه با همین
‫شرایط پیدا کردم

274
00:17:37,562 --> 00:17:40,563
‫یه هیولای فرضی بچه رو یه راست از گهواره‌ش دزدیده

275
00:17:40,631 --> 00:17:43,065
‫- تو پورتلند؟
‫- نه، همه‌جا

276
00:17:43,134 --> 00:17:44,857
‫یکیش مال دو سال پیشه تو "نووا اسکوشا"

277
00:17:44,912 --> 00:17:46,776
‫یکی دیگه‌ش هم پنج سال پیش تو "چیاپاس"

278
00:17:46,839 --> 00:17:49,701
‫و سومی، 18 سال پیش تو آبشار آیداهو

279
00:17:49,736 --> 00:17:52,675
‫والدین مربوط به پرونده نووا اسکوشا،
‫"تروُر" و "دارلا شبتای" هستن

280
00:17:52,828 --> 00:17:54,795
‫یه نگاهی به پروفایل باباهه بنداز

281
00:17:57,485 --> 00:17:58,810
‫اعتیادشون به شبکه‌های اجتماعی

282
00:17:58,864 --> 00:18:00,983
‫به هدف‌های آسونی تبدیلشون کرده

283
00:18:01,340 --> 00:18:03,373
‫باید بریم وقت بگیریم

284
00:18:04,155 --> 00:18:06,522
‫چیزی شده؟

285
00:18:06,591 --> 00:18:09,228
‫نمیدونم... سرم گیج رفت

286
00:18:09,333 --> 00:18:10,930
‫حتماً خیلی سریع پا شدم

287
00:18:37,674 --> 00:18:40,014
‫سه تا چشم و سه تا دست؟

288
00:18:40,100 --> 00:18:41,081
‫مطمئنی یه موجود پرنده‌ی بنفش آدم‌خورِ

289
00:18:41,160 --> 00:18:44,053
‫تک‌چشم و تک‌شاخ نبوده؟

290
00:18:44,132 --> 00:18:46,067
‫من یه موجود دو سر سراغ دارم

291
00:18:46,145 --> 00:18:47,730
‫شاید اصلاً وسن نیست

292
00:18:48,437 --> 00:18:50,666
‫منظورت چیه؟ یعنی مثلا یه هیولای واقعی؟

293
00:18:50,817 --> 00:18:52,568
‫لطفاً بگو که فکر نمیکنی واقعا وجود دارن

294
00:18:52,637 --> 00:18:55,638
‫وایسا، فکر کنم پیداش کردم

295
00:19:00,678 --> 00:19:02,478
‫- لازم نیست تو ببینی
‫- چرا؟

296
00:19:02,546 --> 00:19:04,640
‫- حامله‌ای و اینا
‫- خدای من، نگو که

297
00:19:04,695 --> 00:19:06,952
‫- اینم بچه‌خواره
‫- خب...

298
00:19:07,014 --> 00:19:08,911
‫"همیشه بخت با من یار بوده
‫که هیچگاه از نزدیک

299
00:19:08,946 --> 00:19:12,349
‫با این وسن رویاروی نشوم،
‫اگرچه، زنی را میشناختم

300
00:19:12,420 --> 00:19:14,203
‫که به اندازه‌ی من خوش‌شانس نبود

301
00:19:14,289 --> 00:19:15,218
‫او قربانیِ

302
00:19:15,269 --> 00:19:18,476
‫این جانور سه چشم و سه دست شد،

303
00:19:18,562 --> 00:19:20,996
‫آن هم در منطقه‌ی کوهستانیِ "کانتابریا"،

304
00:19:21,296 --> 00:19:23,311
‫بخشی از اسپانیا که در آن،

305
00:19:23,409 --> 00:19:26,319
‫این وسن بدنام، به "ال‌کوئگله" معروف است"

306
00:19:26,354 --> 00:19:28,367
‫خیلی‌خب، حداقل فهمیدیم که وسنه

307
00:19:28,438 --> 00:19:31,543
‫"ال‌کوئگله‌ی شرور در کمین مادران می‌نشیند

308
00:19:31,606 --> 00:19:34,269
‫و نوزادانشان را میدزدد

309
00:19:34,363 --> 00:19:37,621
‫آن‌ها را برای ساعت‌های وحشت نگه میدارد."

310
00:19:37,656 --> 00:19:39,936
‫- ساعت‌های وحشت چی‌ان؟
‫- اونوقت یعنی چند ساعت؟

311
00:19:39,987 --> 00:19:40,743
‫نمیدونم، فقط نوشته

312
00:19:40,778 --> 00:19:45,190
‫- "تا این ال‌کوگله مطمئن بشه."
‫- از چی؟

313
00:19:45,299 --> 00:19:49,575
‫یه چیزی به اسمِ
‫"ابورتار مل‌فوتورو"

314
00:19:49,610 --> 00:19:52,676
‫حتی منم اونقدر اسپانیایی بلدم
‫که بدونم معنیش چی میشه

315
00:19:54,469 --> 00:19:57,648
‫- "سقط آینده‌ی بد."
‫- سقط

316
00:19:57,718 --> 00:19:59,878
‫وقتی بچه به دنیا اومده
‫چطوری میخواد سقطش کنه؟

317
00:19:59,957 --> 00:20:02,781
‫میدونی، خلاصشون میکنه

318
00:20:02,867 --> 00:20:04,395
‫منظورت اینه که میخورتشون؟

319
00:20:04,497 --> 00:20:06,158
‫آره، یه همچین چیزی

320
00:20:06,442 --> 00:20:09,261
‫این اشتباهه...

321
00:20:09,466 --> 00:20:13,265
‫و باید جلوی این حرومزاده‌ی
‫بچه‌خوار رو بگیریم

322
00:20:29,021 --> 00:20:31,225
‫[شربت سرفه‌ی بچه]

323
00:20:42,874 --> 00:20:45,592
‫نه، نه، نه، نه!

324
00:20:45,678 --> 00:20:46,473
‫آقا؟

325
00:20:48,177 --> 00:20:50,010
‫آقا، حالتون خوبه؟

326
00:20:50,079 --> 00:20:51,478
‫یکی به اروژانس زنگ بزنه، لطفاً

327
00:20:51,547 --> 00:20:54,014
‫آقا؟

328
00:20:59,889 --> 00:21:03,097
‫نووا اسکوشا، چیاپا، آبشار آیداهو...

329
00:21:03,175 --> 00:21:05,652
‫توصیف چگونگی آدمربایی تو همه‌ی پرونده‌ها یکسانه

330
00:21:05,687 --> 00:21:08,011
‫ال‌کوئگله، محدوده‌ی شکارش رو

331
00:21:08,046 --> 00:21:09,933
‫- به بیرون اسپانیا هم آورده
‫- آره، و اینا تنها

332
00:21:09,978 --> 00:21:12,991
‫پرونده‌هایی هستن که اون جونور
‫توش توصیف شدن

333
00:21:13,286 --> 00:21:15,451
‫ممکنه بچه‌های دیگه‌ای هم دزدیده
‫باشه بدون اینکه دیده بشه

334
00:21:15,486 --> 00:21:17,114
‫یا اونایی که دیدنش و چیزی نگفتن

335
00:21:17,149 --> 00:21:18,682
‫چون خواستن بقیه فکر نکنن دیوونه‌ان

336
00:21:18,750 --> 00:21:19,916
‫پاول هم اصلاً از داستان هیلی

337
00:21:19,982 --> 00:21:21,991
‫حمایت نکرد

338
00:21:22,457 --> 00:21:23,952
‫کلی پرونده‌ی حل‌نشده‌ی دیگه

339
00:21:24,006 --> 00:21:25,534
‫در مورد نوزادهای ربوده شده وجود داره

340
00:21:25,613 --> 00:21:27,798
‫حتماً ال‌کوئگله مسئول بعضیاشه

341
00:21:27,861 --> 00:21:30,327
‫خب یه جونور مگه چند تا بچه میتونه بخوره؟

342
00:21:30,403 --> 00:21:31,939
‫الان این واقعاً سوال بود یا چیستان؟

343
00:21:32,050 --> 00:21:33,347
‫منظورش همون وسنه

344
00:21:33,433 --> 00:21:35,799
‫- سه‌دست، سه‌چشم؟
‫- آره

345
00:21:35,867 --> 00:21:38,018
‫این وسن بچه‌خور هنوز اسمش معلوم نیست؟

346
00:21:38,072 --> 00:21:39,666
‫- ال‌کوئگله
‫- خب میتونی تو راه بهم بگی

347
00:21:39,752 --> 00:21:41,043
‫چون تماس گرفتن و گزارش کردن

348
00:21:41,117 --> 00:21:43,651
‫تو یه مغازه هیولا دیده شده

349
00:21:43,875 --> 00:21:46,344
‫- چطوری اینکارو بکنیم؟
‫- چی؟ گرفتنِ ال‌کوئگله؟

350
00:21:46,430 --> 00:21:47,985
‫نمیدونم، ولی نیک و هنک
‫بهتره یه فکری بکنن

351
00:21:48,058 --> 00:21:51,563
‫- وگرنه واسه این مرتیکه قاطی میکنم
‫- نه، منظورم تو پورتلند موندنه

352
00:21:51,625 --> 00:21:54,417
‫- وایسا، چی؟
‫- آخه بعد اتفاقایی که

353
00:21:54,486 --> 00:21:56,867
‫دور و بر نیک و ما افتاد،

354
00:21:56,902 --> 00:21:59,064
‫خیلی مناسب بودن کنار یه خونواده نیست

355
00:21:59,099 --> 00:22:01,159
‫آخه اون پلیسه

356
00:22:01,218 --> 00:22:02,561
‫و گریم

357
00:22:02,660 --> 00:22:03,661
‫آره، و یه دوست صمیمی،

358
00:22:03,722 --> 00:22:06,686
‫ولی الان، من و تو داریم یه خونواده تشکیل میدیم

359
00:22:08,507 --> 00:22:10,333
‫نه، میدونم

360
00:22:10,506 --> 00:22:12,335
‫خودم هم تو فکرش بودم

361
00:22:12,523 --> 00:22:15,521
‫حرفم اینه که، من هیچوقت،
‫واقعاً هیچوقت بچه‌دار شدن

362
00:22:15,615 --> 00:22:19,009
‫و ازدواج کردن واسم مهم نبود
‫و تو اولویتم نبود

363
00:22:19,091 --> 00:22:22,192
‫نمیتونستم تصور کنم که نیازهای
‫یکی دیگه رو به نیازهای خودم مقدم بدونم

364
00:22:22,399 --> 00:22:24,520
‫- تو اینا رو تغییر دادی
‫- و تو هم اینا رو

365
00:22:24,598 --> 00:22:28,184
‫- برای من تغییر دادی
‫- گوش کن، مونرو، من...

366
00:22:28,253 --> 00:22:32,644
‫من... من ترسیدم، قلبم تند میزنه،
‫انگار یه چاله تو شکممه،

367
00:22:32,716 --> 00:22:35,180
‫و نمیتونم نفس بکشم، در این حد
‫ترسیده‌ام، چون حالا که

368
00:22:35,260 --> 00:22:37,756
‫همه‌ی اون چیزایی رو دارم که
‫قبلاً اصلاً نمیدونستم که میخوامشون

369
00:22:37,841 --> 00:22:40,098
‫حس میکنم قراره همش رو ازم بگیرن

370
00:22:40,179 --> 00:22:42,078
‫و نمیتونم...

371
00:22:42,167 --> 00:22:44,167
‫اینطوری زندگی نمیکنم

372
00:22:45,836 --> 00:22:47,559
‫در حال حاضر نمیتونم اینقدر آسیب‌پذیر باشم

373
00:22:47,621 --> 00:22:51,665
‫میدونم. میدونم. خسته‌کننده‌ست

374
00:22:51,751 --> 00:22:54,477
‫شنیدی میگن، "انتظار برای افتادن اون یکی کفش"؟
‫(منتظر اتفاق بدی بودن)

375
00:22:54,555 --> 00:22:56,488
‫آره

376
00:22:59,716 --> 00:23:02,206
‫از قرن 19 رواج پیدا کرده

377
00:23:02,292 --> 00:23:03,655
‫وقتی که مردم شروع کردن به
‫رفتن به شهرهای بزرگ

378
00:23:03,737 --> 00:23:04,748
‫و بالای سر هم زندگی کردن

379
00:23:04,817 --> 00:23:06,518
‫تو آپارتمان‌های غول‌آسا،

380
00:23:06,573 --> 00:23:08,083
‫جایی که تک تکِ شب‌ها

381
00:23:08,137 --> 00:23:09,699
‫همشون یه چیزی رو تجربه میکردن

382
00:23:09,785 --> 00:23:11,588
‫مستأجرها میشنیدن که همسایه‌شون

383
00:23:11,667 --> 00:23:14,345
‫هزاران بار، از سر کار میاد خونه، میشینه

384
00:23:14,419 --> 00:23:16,431
‫یه کفشش رو درمیاره و میندازتش
‫کف خونه، خب؟

385
00:23:16,466 --> 00:23:17,469
‫بعدش یه وقفه‌ای بین کفش اول

386
00:23:17,539 --> 00:23:19,065
‫و دوم میفتاد،

387
00:23:19,100 --> 00:23:22,016
‫که تو همون وقفه همسایه‌های
‫طبقه پایین گوش‌هاشون رو میگرفتن...

388
00:23:24,775 --> 00:23:26,674
‫منتظر بودن...

389
00:23:27,190 --> 00:23:28,431
‫اون یکی کفش هم پرت بشه

390
00:23:28,466 --> 00:23:30,678
‫خب؟ منظورم اینه که، داریم

391
00:23:30,747 --> 00:23:35,453
‫تو دنیایی زندگی میکنیم
‫که پر از آدمای کفش به پاست

392
00:23:35,531 --> 00:23:38,957
‫هر کدومشون هم چند جفت کفش دارن،
‫پس نمیتونیم در حالی که همش

393
00:23:39,043 --> 00:23:41,923
‫گوش یا چشممون رو میگیریم زندگی کنیم

394
00:23:42,099 --> 00:23:47,687
‫فقط باید واسه اون یکی کفش آماده باشیم

395
00:23:47,796 --> 00:23:50,098
‫حالا هر جا که باشیم

396
00:23:55,292 --> 00:23:58,420
‫من فقط میخوام تو یه جای بدون کفش زندگی کنم، باشه؟

397
00:24:00,475 --> 00:24:02,415
‫به مأمور گفتی اون چیزی دزدیده؟

398
00:24:02,470 --> 00:24:05,447
‫داروی سرماخوردگی کوکان. بفرمایین، خودشه

399
00:24:05,576 --> 00:24:07,278
‫بنظر میاد یه جورایی داره درد میکشه

400
00:24:07,387 --> 00:24:10,155
‫- نمیشه صورتش رو دید
‫- دوربین دیگه‌ای نیست؟

401
00:24:10,217 --> 00:24:12,789
‫نه، داخل مغازه فقط این دو تا هستن
‫یکی هم بیرونه

402
00:24:12,870 --> 00:24:14,036
‫واسه پارکینگ

403
00:24:16,820 --> 00:24:19,078
‫میتونین ببینین چقدر ترسیده بودم.
‫اگه ماسک بوده،

404
00:24:19,113 --> 00:24:21,636
‫خیلی واقعی بوده. امیدوارم

405
00:24:21,671 --> 00:24:24,499
‫آدم ناقص‌العضوی چیزی نبوده باشه.
‫آخه اونجوری هم

406
00:24:24,575 --> 00:24:27,030
‫چشم سومش توجیه نمیشه،
‫ولی شاید توی یه حادثه‌ی اتمی

407
00:24:27,112 --> 00:24:29,301
‫اینجوری بدریخت شده

408
00:24:31,067 --> 00:24:33,367
‫- اینم پارکینگه
‫- اوناهاش

409
00:24:42,493 --> 00:24:44,964
‫نگهش دار

410
00:24:45,060 --> 00:24:47,785
‫خب یه پلاک گیرمون اومد. یکم تاره

411
00:24:47,863 --> 00:24:52,086
‫- میتونیم واضحش کنیم
‫- پس انجامش بده، یه دستور بازداشت هم صادر کن

412
00:25:49,024 --> 00:25:50,957
‫- بابا جون
‫- سلام عزیزم

413
00:25:51,050 --> 00:25:53,366
‫- وای که چقدر از دیدنت خوشحالم
‫- دلم برات تنگ شده بود

414
00:25:53,401 --> 00:25:56,386
‫- منم دلم برات تنگ شده بود
‫- من آماده‌ام که فردا،

415
00:25:56,448 --> 00:25:59,557
‫یا اگه نظرت رو عوض کردی قبلش،
‫بیام دنبالت

416
00:25:59,651 --> 00:26:01,806
‫چیزیم نمیشه. دوستت دارم

417
00:26:01,876 --> 00:26:04,057
‫منم دوستت دارم

418
00:26:04,379 --> 00:26:06,270
‫گوش کنین، یه چیزی هست
‫که جفتتون باید بدونین

419
00:26:06,365 --> 00:26:08,532
‫قراره از اینجا بریم

420
00:26:10,353 --> 00:26:12,199
‫- چرا؟
‫- چون دیگه قرار نیست

421
00:26:12,268 --> 00:26:13,801
‫من شهردار بشم

422
00:26:15,598 --> 00:26:17,550
‫کجا میری؟

423
00:26:17,644 --> 00:26:19,246
‫آدرسش رو برات میفرستم

424
00:26:19,340 --> 00:26:22,276
‫باشه. خدانگهدار

425
00:26:27,137 --> 00:26:29,304
‫خب، حس چه کاری رو داری؟

426
00:26:29,403 --> 00:26:32,480
‫میخوای یه فیلم نگاه کنیم
‫یا اینکه گرسنته؟

427
00:26:32,573 --> 00:26:34,521
‫چرا مامان رو دوست نداری؟

428
00:26:35,212 --> 00:26:37,057
‫خب...

429
00:26:38,184 --> 00:26:39,471
‫من و مامانت فرصت نداشتیم که واقعاً

430
00:26:39,565 --> 00:26:41,660
‫همدیگه رو بشناسیم

431
00:26:41,738 --> 00:26:43,931
‫بخاطر نیک ـه؟

432
00:26:44,093 --> 00:26:46,141
‫آره، هست

433
00:26:46,242 --> 00:26:47,974
‫مامان هم گفت همین رو میگی

434
00:26:48,037 --> 00:26:49,795
‫و اینکه نباید حرفت رو باور کنم

435
00:26:49,858 --> 00:26:51,416
‫خب، شاید نباید به همه‌ی حرف‌های مامانت

436
00:26:51,487 --> 00:26:53,240
‫هم گوش کنی

437
00:26:53,458 --> 00:26:56,577
‫مامان، نیک رو دوست داره

438
00:26:56,818 --> 00:26:58,891
‫و من تو رو دوست دارم

439
00:26:59,014 --> 00:27:01,081
‫پس گمونم اینجوری هممون همدیگه رو دوست داریم

440
00:27:01,150 --> 00:27:03,517
‫- بیا، من گشنمه
‫- بریم

441
00:27:03,790 --> 00:27:06,415
‫چرا باید تو یه فروشگاه فقط بخاطر
‫یه دارو، وگ کنه؟

442
00:27:06,907 --> 00:27:09,073
‫- یه ماسک ذاتیه
‫- نه

443
00:27:10,908 --> 00:27:12,344
‫افتاد رو زمین

444
00:27:12,446 --> 00:27:15,848
‫چرا؟ لیز که نخورد، پاش هم جایی گیر نکرد،

445
00:27:15,910 --> 00:27:18,524
‫کسی دور و برش نبود، کسی هلش نداد،

446
00:27:18,583 --> 00:27:20,639
‫و یه جوری سرش رو گرفته بود
‫انگار که داره منفجر میشه

447
00:27:20,674 --> 00:27:24,282
‫- خیلی‌خب، سردرد داشته
‫- قبل از اینکه سردرد داشته باشه،

448
00:27:24,344 --> 00:27:28,615
‫داروی کودکان از قفسه برمیداره، نه داروی بزرگسالان

449
00:27:28,716 --> 00:27:29,992
‫و به سردرد هم ربطی نداره

450
00:27:30,027 --> 00:27:31,210
‫خب، پاول و هیلی گفتن

451
00:27:31,313 --> 00:27:33,661
‫بچه‌شون، آگی، تب داشته

452
00:27:33,732 --> 00:27:36,827
‫خب چرا ال‌کوئگله باید ریسک کنه
‫و داروی کودکان بدزده؟

453
00:27:36,906 --> 00:27:40,554
‫شاید داره آگی رو سالم نگه میداره تا،

454
00:27:40,942 --> 00:27:43,991
‫میدونی، تا اینکه واسه شام بخورتش

455
00:27:44,059 --> 00:27:47,466
‫شاید، ولی یارو ماشین داره

456
00:27:47,501 --> 00:27:49,824
‫یعنی میگی حتی ده دلار پول
‫نداره که یه دارو بخره

457
00:27:49,873 --> 00:27:51,773
‫و ریسک دستگیر شدن رو میپذیره؟

458
00:27:51,851 --> 00:27:53,926
‫- شاید خودش نمیخواسته وگ کنه
‫- یه حسی بهم میگه

459
00:27:53,973 --> 00:27:55,786
‫این یارو کوئگله یه چیزیش هست

460
00:27:55,872 --> 00:27:57,471
‫از پلاک ماشین چیزای خوبی دستگیرم شد

461
00:27:57,526 --> 00:28:00,357
‫اجاره‌ایه... آدرسی که روی
‫اجاره‌نامه نوشته شده

462
00:28:00,443 --> 00:28:03,446
‫یه آپارتمان تو "سانتا دومینگو پابلو"
‫تو نیومکزیکوئه

463
00:28:03,540 --> 00:28:06,399
‫پیِ اون آدرس رو گرفتم.
‫صاحب اون آپارتمان

464
00:28:06,477 --> 00:28:09,232
‫آقای "دلاتوره"‌ست، ولی آقای دلاتوره

465
00:28:09,321 --> 00:28:11,913
‫اونجا زندگی نمیکنه، آپارتمان
‫رو اجاره میده

466
00:28:11,987 --> 00:28:14,961
‫آخرین مستأجرش "ایزودورو ملپیکا" هست،

467
00:28:15,025 --> 00:28:17,175
‫که گواهینامه رانندگی نیومکزیکو رو داره

468
00:28:17,225 --> 00:28:18,047
‫چیزی در مورد

469
00:28:18,082 --> 00:28:19,783
‫چشم یا دستِ سوم ننوشته.
‫آدم رو به این فکر میندازه

470
00:28:19,853 --> 00:28:21,295
‫که کدوم دست‌ها رو چاپ کردن

471
00:28:21,363 --> 00:28:23,096
‫وایسا

472
00:28:25,774 --> 00:28:28,602
‫ماشین اجاره‌ای رو پیدا کردن.
‫یه آپارتمان تو "سنت‌جانز"

473
00:28:41,210 --> 00:28:42,509
‫ماشین کجاست؟

474
00:28:42,563 --> 00:28:44,234
‫تو پارکینگ ساختمون

475
00:28:44,336 --> 00:28:46,303
‫از در که میری تو، سومین جای پارک از سمت راست

476
00:28:46,371 --> 00:28:48,627
‫- کسی به ماشین نزدیک شده؟
‫- نه از وقتی که من اومدم اینجا

477
00:28:48,662 --> 00:28:50,565
‫- میدونی واسه کدوم واحده؟
‫- تو جای پارک واحد 64

478
00:28:50,636 --> 00:28:52,942
‫- پارک شده
‫- تو همینجا بمون،

479
00:28:53,020 --> 00:28:55,479
‫ما میریم یه نگاه بندازیم

480
00:28:56,460 --> 00:28:58,842
<i>‫ نشانی تایید میشه، 3310 جنوب </i>

481
00:29:13,397 --> 00:29:15,264
‫- وو، بچه رو بردار
‫- باشه

482
00:29:17,247 --> 00:29:19,047
‫بچه خوبه

483
00:29:19,299 --> 00:29:20,795
‫هی!

484
00:29:35,996 --> 00:29:37,880
‫سه تا دست اینجا هست و من دو تا دستبند دارم

485
00:29:37,943 --> 00:29:39,931
‫هر روز از این چیزا نمیبینی

486
00:29:40,132 --> 00:29:41,676
‫گریم

487
00:29:41,757 --> 00:29:42,789
‫آروم بگیر

488
00:29:46,144 --> 00:29:48,766
‫- خیلی عجیب و غریب بود
‫- بچه خوب بنظر میرسه

489
00:29:48,854 --> 00:29:51,104
‫نه، نه، نه، نباید ببریش!

490
00:29:53,706 --> 00:29:55,235
‫تو متوجه نیستی

491
00:29:55,270 --> 00:29:57,532
‫حق داری سکوت اختیار کنی

492
00:29:57,597 --> 00:30:00,531
‫- نه، نبرینش!
‫- هر چیزی که بگی یا بخوری

493
00:30:00,566 --> 00:30:02,756
‫در دادگاه علیهت استفاده خواهد شد

494
00:30:13,248 --> 00:30:14,779
‫نه، عزیزم، باید صبر کنی
‫تا آب جوش بیاد

495
00:30:14,868 --> 00:30:17,102
‫- که اون رو بریزی توش
‫- آب جوشه

496
00:30:18,227 --> 00:30:20,193
‫قندعسلم، اجاق که اصلاً روشن نیست

497
00:30:33,617 --> 00:30:35,045
‫مثل تو بودن

498
00:30:35,134 --> 00:30:37,101
‫حتماً خیلی حال میده، مگه نه؟

499
00:30:46,855 --> 00:30:49,222
‫عزیزم میدونی واسه دوست بابا،
‫بناپارت چه اتفاقی افتاد؟

500
00:30:49,291 --> 00:30:50,857
‫بله

501
00:30:52,061 --> 00:30:54,227
‫میخوای بهم بگی؟

502
00:30:54,296 --> 00:30:57,964
‫- اون مُرد
‫- واقعاً؟

503
00:30:58,033 --> 00:30:59,866
‫اوهوم

504
00:30:59,935 --> 00:31:02,269
‫میدونی چجوری مرد؟

505
00:31:02,337 --> 00:31:04,918
‫تو کُشتیش بابا

506
00:31:05,004 --> 00:31:07,240
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

507
00:31:10,680 --> 00:31:12,914
‫میدونی چرا کشتمش؟

508
00:31:13,015 --> 00:31:15,941
‫چون به مامان صدمه زد.
‫آدم‌ها نباید به مامان صدمه بزنن

509
00:31:15,985 --> 00:31:18,706
‫خب این که بله، نباید بهش صدمه بزنن

510
00:31:29,753 --> 00:31:31,627
‫میدونی، عزیزم، مجبور نیستی همیشه

511
00:31:31,715 --> 00:31:33,214
‫از همه محافظت کنی

512
00:31:35,678 --> 00:31:37,812
‫میتونی بیای به من بگی

513
00:31:39,842 --> 00:31:42,741
‫ولی اگه یه وقت من نبودم
‫و چیزی دیدی،

514
00:31:42,827 --> 00:31:45,011
‫مثلاً...

515
00:31:45,170 --> 00:31:49,716
‫خب برای مثال، اگه... اگه
‫نیک زمانی به مامان صدمه زد

516
00:31:49,826 --> 00:31:52,319
‫خیلی از کارش پشیمون میشه

517
00:31:54,256 --> 00:31:56,790
‫بله همینطوره

518
00:31:56,909 --> 00:31:59,042
‫خدایا، خدایا، خدایا

519
00:31:59,111 --> 00:32:00,877
‫بچه‌ام

520
00:32:08,687 --> 00:32:10,478
‫نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنیم

521
00:32:10,563 --> 00:32:12,657
‫اصلاً نمیدونین واسمون چقدر ارزش داره

522
00:32:12,735 --> 00:32:15,559
‫راستش، میدونم. یه پسر دارم

523
00:32:15,627 --> 00:32:17,894
‫چطوری اون هیولا رو پیدا کردین؟

524
00:32:17,963 --> 00:32:20,104
‫عزیزم، فقط یه آدمه.
‫بیخیالش شو، باشه؟

525
00:32:20,173 --> 00:32:22,006
‫من میدونم چی دیدم، پاول

526
00:32:25,618 --> 00:32:28,775
‫آگی جاش امنه، الان فقط همین مهمه

527
00:32:31,476 --> 00:32:33,009
‫سلام آگی...

528
00:32:38,156 --> 00:32:39,955
‫بچه کجاست؟

529
00:32:42,153 --> 00:32:45,855
‫روال کار اینجوری نیست. ما
‫از تو سوال میپرسیم

530
00:32:45,945 --> 00:32:47,412
‫نمیتونین بذارین با پدر و مادرش زندگی کنه

531
00:32:47,459 --> 00:32:51,822
‫- متوجه نیستین
‫- چرا، متوجهیم

532
00:32:53,845 --> 00:32:55,364
‫ال‌کوئگله

533
00:32:56,091 --> 00:32:57,721
‫امیدوارم تلفظش همین باشه

534
00:32:57,799 --> 00:33:00,003
‫شاید گریم باشی، ولی
‫متوجه این موضوع نیستی

535
00:33:00,097 --> 00:33:02,030
‫چطوره بهمون بگی چند تا بچه دزدیدی؟

536
00:33:02,123 --> 00:33:04,874
‫- پیچیده‌ست
‫- پیچیده نیست

537
00:33:05,096 --> 00:33:07,910
‫آدمخواریه. اگه پلیس نبودم،

538
00:33:07,981 --> 00:33:09,845
‫الان سرت تو دستات بود

539
00:33:09,914 --> 00:33:11,556
‫- هر سه تاش
‫- این کار رو نمیکنم

540
00:33:11,638 --> 00:33:13,903
‫چون دلم میخواد. مجبورم

541
00:33:13,938 --> 00:33:15,524
‫چی؟ مثلاً اگه اینکارو نکنی سردرد میگیری؟

542
00:33:15,578 --> 00:33:17,209
‫- بهم الهام میشه
‫- و این الهامات

543
00:33:17,283 --> 00:33:20,184
‫- بهم میگن چیکار کنی؟
‫- جلوی شر رو بگیرم

544
00:33:21,944 --> 00:33:26,386
‫شما گریم‌ها فکر میکنین ال‌کوئگله
‫رو میشناسین، ولی نمیشناسین

545
00:33:26,759 --> 00:33:30,119
‫هیچوقت هم نمیشناختین. شما نمیدونین

546
00:33:30,221 --> 00:33:32,485
‫دلیل از کار وحشتناکمون، چقدر ترسناکه

547
00:33:32,563 --> 00:33:34,985
‫اگه فکر میکنی خیلی وحشتناکه،
‫چرا ازش دست نمیکشی؟

548
00:33:35,069 --> 00:33:38,621
‫چون من میتونم گذشته رو با یه چشم ببینم

549
00:33:38,691 --> 00:33:41,015
‫و زمان حال رو با اون یکی چشم،

550
00:33:41,093 --> 00:33:42,545
‫و سومی...

551
00:33:43,069 --> 00:33:45,265
‫با چشم سوم، آینده رو میشه دید

552
00:33:45,351 --> 00:33:46,986
‫پس یکی از کاراکترهای دیکنز

553
00:33:47,056 --> 00:33:49,867
‫- توی "نغمه‌ی کریسمس" هستی
‫- من هیولا نیستم

554
00:33:49,945 --> 00:33:52,621
‫- نه، تو وسنی
‫- الهاماتم

555
00:33:52,709 --> 00:33:56,010
‫بهم از بچه‌هایی که در آینده
‫کارهای شیطانی انجام میدن، خبر میده

556
00:33:57,242 --> 00:33:59,309
‫برای همینه که باید بدزدمشون

557
00:34:00,939 --> 00:34:02,995
‫برای همینه که باید بخورمشون

558
00:34:03,030 --> 00:34:05,223
‫دلیلت برای دزدیدن آگی هم همینه؟

559
00:34:07,055 --> 00:34:09,411
‫شاید بخوای در مورد استفاده از
‫این داستان بعنوان توجیه کارت

560
00:34:09,496 --> 00:34:11,396
‫تجدیدنظر کنی

561
00:34:12,810 --> 00:34:14,944
‫وقتی آگی 19 ساله بشه،

562
00:34:15,346 --> 00:34:17,264
‫کار وحشتناکی میکنه

563
00:34:17,654 --> 00:34:18,719
‫چه کاری؟

564
00:34:20,456 --> 00:34:23,419
‫زندگی مشترک پدر و مادرش
‫از هم میپاشه

565
00:34:23,684 --> 00:34:25,855
‫خشونت‌آمیز میشه

566
00:34:26,390 --> 00:34:30,205
‫آگی بی‌ثبات و منزوی بزرگ میشه

567
00:34:30,240 --> 00:34:32,566
‫این جرمی نیست که بخواد
‫مجازات تو شاملش بشه

568
00:34:32,666 --> 00:34:35,917
‫تو تولد 19 سالگیش، پدر
‫و مادرش رو به قتل میرسونه

569
00:34:36,158 --> 00:34:39,059
‫- و این تازه شروعشه
‫- از کجا میدونی؟

570
00:34:42,122 --> 00:34:45,565
‫من میدونم ساعت‌های وحشت
‫چه زمان‌هایی هستن

571
00:34:45,600 --> 00:34:47,522
‫و چند تا ساعت وحشت داریم؟

572
00:34:47,557 --> 00:34:49,712
‫هیچوقت مثل قبل نیستن

573
00:34:50,076 --> 00:34:52,809
‫هیچوقت بیشتر از دو روز
‫و کمتر از یه روز نیست

574
00:34:52,871 --> 00:34:54,817
‫پس بذار تکلیفمون رو روشن کنم

575
00:34:56,602 --> 00:35:00,027
‫میخوای ولت کنیم بری که بتونی
‫آگی رو درسته قورت بدی؟

576
00:35:02,415 --> 00:35:04,615
‫واقعاً که خیلی رو داری

577
00:35:06,467 --> 00:35:08,164
‫اسم "کنت اسلیتر" رو جستجو کن

578
00:35:08,575 --> 00:35:10,942
‫ببین وقتی کاری که باید رو انجام
‫نمیدم، چه اتفاقی میفته

579
00:35:13,271 --> 00:35:14,870
‫کنت اسلیتر؟

580
00:35:16,430 --> 00:35:19,709
‫یکی از قربانی‌های آدمربایی بود که تو پرونده‌ها دیدم

581
00:35:21,657 --> 00:35:25,094
‫ولی اون زنده پس داده شد.
‫هیچ ربطی به تو نداره

582
00:35:25,191 --> 00:35:27,158
‫همه‌چیزش به من مربوطه

583
00:35:28,630 --> 00:35:31,654
‫میدونی وقتی کنت بزرگ شد چیکار کرد؟

584
00:35:32,060 --> 00:35:33,201
‫چی؟

585
00:35:34,749 --> 00:35:38,861
‫پارسال ده تا آدم بی‌گناه رو تو آیداهو کُشت

586
00:35:39,154 --> 00:35:40,896
‫و من میتونستم جلوش رو بگیرم

587
00:35:41,938 --> 00:35:44,033
‫ولی ضعیف بودم

588
00:35:44,447 --> 00:35:47,552
‫نتونستم از پسش بربیام.
‫پسش دادم، شکست خوردم

589
00:35:47,630 --> 00:35:49,529
‫خواهش میکنم، باید بذارین برم

590
00:35:49,607 --> 00:35:53,037
‫نمیتونم دوباره همون اشتباه رو تکرار کنم

591
00:35:53,072 --> 00:35:56,879
‫اگه میتونستین جلوی "تد باندی"
‫رو بگیرین، ازم نمیخواستین اینکارو بکنم؟

592
00:35:57,217 --> 00:35:58,231
‫خواهش میکنم!

593
00:36:01,243 --> 00:36:02,887
‫خواهش میکنم

594
00:36:06,697 --> 00:36:08,365
‫خواهش میکنم

595
00:36:12,699 --> 00:36:15,167
‫کنت اسلیتر، 18 سال پیش توی

596
00:36:15,217 --> 00:36:18,885
‫آبشار آیداهو ربوده شده. دو روز مفقود بوده،

597
00:36:19,176 --> 00:36:21,797
‫روز سوم توی ایوان جلویی خونشون پیدا شده

598
00:36:21,832 --> 00:36:23,998
‫بچه در سلامت کامل بوده،
‫مظنون هیچوقت پیدا نشده

599
00:36:24,067 --> 00:36:26,538
‫اینو نگاه کن

600
00:36:26,623 --> 00:36:29,386
‫کنت استیلر پارسال به جرم قتل ده نفر
‫توی یه رستوران محلی

601
00:36:29,421 --> 00:36:32,789
‫تو آیداهو دستگیر شده

602
00:36:32,985 --> 00:36:35,672
‫چیه؟ یعنی ال‌کوئگله میخواد باور کنیم
‫که اون میدونسته اسلیتر

603
00:36:35,736 --> 00:36:38,103
‫- بزرگ میشه که اون کارو بکنه؟
‫- همین رو داره میگه

604
00:36:38,181 --> 00:36:40,615
‫داره ما رو میپیچونه. ممکنه
‫از توی روزنامه این داستان رو

605
00:36:40,684 --> 00:36:42,751
‫- پیدا کرده باشه
‫- مگه اینکه این سردردهاش رو

606
00:36:42,807 --> 00:36:46,154
‫توجیه کنه، که میشن همون الهاماتش

607
00:36:46,189 --> 00:36:50,058
‫هنک، گفتی این یارو ال‌کوئگله یه چیزیش هست

608
00:36:50,126 --> 00:36:51,960
‫شاید واقعاً داره راست میگه

609
00:36:52,062 --> 00:36:53,962
‫- از کجا مطمئن بشیم؟
‫- بیشتر بگرد

610
00:36:54,030 --> 00:36:57,098
‫ببین 18 سال پیش جایی نزدیک
‫آبشار آیداهو بوده یا نه

611
00:37:14,334 --> 00:37:19,873
‫پسرم، پسرم، اینکارو نکن.
‫آگی، خواهش میکنم به من گوش کن

612
00:37:19,977 --> 00:37:21,871
‫لطفاً این کارو نکن

613
00:37:22,507 --> 00:37:24,297
‫متأسفم، خب؟

614
00:37:26,367 --> 00:37:29,375
‫آگی، خواهش میکنم عزیزم گوش کن

615
00:37:32,007 --> 00:37:35,509
‫- چرا داری این کارو میکنی، ها؟
‫- آگی خواهش میکنم گوش کن

616
00:37:37,642 --> 00:37:40,242
‫- ما پدر و مادرت هستیم
‫- ما دوستت داریم

617
00:37:40,460 --> 00:37:41,737
‫فکر کردی داری چیکار...

618
00:37:41,810 --> 00:37:42,959
‫من...

619
00:37:49,459 --> 00:37:50,985
‫یه مورد اضطراری پزشکی داریم

620
00:37:51,073 --> 00:37:53,558
‫تو اتاق 2 بخش بازجویی نیاز به بهیار داریم

621
00:38:00,556 --> 00:38:02,614
‫حتی اگه راست گفته باشه،

622
00:38:02,719 --> 00:38:06,508
‫باید چیکار کنیم؟ بذاریم بچه‌ها رو...
‫اوه، لعنتی

623
00:38:06,583 --> 00:38:09,387
‫19 سال پیش تو آیداهو
‫تو مستی رانندگی کرده

624
00:38:09,422 --> 00:38:11,422
‫ایزودورو واقعاً تو اون ایالت بوده

625
00:38:14,436 --> 00:38:16,001
‫باید دوباره باهاش حرف بزنیم

626
00:38:19,232 --> 00:38:22,700
‫اون اوضاع خوب بنظر نمیرسه

627
00:38:32,618 --> 00:38:35,285
‫داره میره دنبال آگی

628
00:38:35,646 --> 00:38:37,482
‫پسر کوچولوی من

629
00:38:37,985 --> 00:38:40,686
‫خیلی نگرانت بودم

630
00:38:40,901 --> 00:38:43,527
‫امروز بهترین روز زندگیمه

631
00:38:45,187 --> 00:38:46,157
‫هیلی...

632
00:38:46,645 --> 00:38:47,391
‫بله؟

633
00:38:47,633 --> 00:38:49,827
‫عزیزم من...

634
00:38:50,673 --> 00:38:52,091
‫من نگرانم

635
00:38:52,146 --> 00:38:55,266
‫پاول، آگی برگشته. دیگه
‫دلیلی برای نگرانی وجود نداره

636
00:38:55,335 --> 00:38:57,296
‫نه، تو رو میگم. باید

637
00:38:57,358 --> 00:38:59,240
‫با اون فکری که در مورد اتفاق اون شب داری کنار بیای

638
00:38:59,341 --> 00:39:01,818
‫- با اون فکری که دارم؟
‫- میخوام بری پیشِ

639
00:39:01,903 --> 00:39:04,870
‫- یه روانپزشک
‫- باورم نمیشه

640
00:39:05,011 --> 00:39:07,557
‫واقعاً بنظرم باید بری...

641
00:39:13,159 --> 00:39:16,193
‫الو؟ بله، من...

642
00:39:18,124 --> 00:39:19,524
‫صبر کن ببینم، چی؟

643
00:39:19,707 --> 00:39:22,300
‫بله، بله...

644
00:39:22,380 --> 00:39:24,331
‫الان باید چیکار کنیم؟

645
00:39:25,767 --> 00:39:27,782
‫همین الان در و پنجره‌ها رو میبندم

646
00:39:27,860 --> 00:39:29,536
‫- پاول، چی...
‫- کاراگاه برکارد بود

647
00:39:29,614 --> 00:39:31,369
‫مردی که آگی رو دزدید، فرار کرده

648
00:39:31,437 --> 00:39:34,438
‫وای خدای من، وای خدا، نه

649
00:39:35,875 --> 00:39:37,879
‫پاول!

650
00:39:45,374 --> 00:39:49,810
‫نه، نه، خواهش میکنم، نه! نه!

651
00:40:30,299 --> 00:40:35,169
‫خرس‌ها. خرس‌ها

652
00:40:51,355 --> 00:40:53,331
‫فکر میکنی منظورش از "خرس‌ها" چی بود؟

653
00:40:53,409 --> 00:40:55,343
‫معنیش چی میتونه باشه؟

654
00:40:55,422 --> 00:40:57,389
‫مردم موقع مُردن کلی چیزای عجیب و غریب میگن

655
00:40:57,424 --> 00:40:58,832
‫قبلاً "خرس‌ها" نشنیده بودم

656
00:40:58,867 --> 00:41:01,575
‫اینکه تو ندیدیش دلیل نمیشه
‫که من اشتباه میکنم

657
00:41:01,610 --> 00:41:03,130
‫هیچ میدونی الان چی داری میگی؟

658
00:41:03,188 --> 00:41:04,349
‫خودت هیج میدونی الان چی داری میگی؟

659
00:41:04,384 --> 00:41:06,060
‫من نیستم که به همه میگم
‫هیولا میبینم!

660
00:41:06,095 --> 00:41:08,399
‫- برو به درک، پاول
‫- هیلی، هیلی

661
00:41:08,468 --> 00:41:10,230
‫- روت رو ازم برنگردون
‫- بهم دست نزن

662
00:41:10,272 --> 00:41:12,839
‫هیلی، میشه یه لحظه به حرفم گوش کنی؟

663
00:41:12,900 --> 00:41:14,765
‫پاول، آگی اون پتو رو نیاز داره

664
00:41:14,847 --> 00:41:16,919
‫این پتوی لامصب رو ول کن و با من حرف بزن

665
00:41:16,992 --> 00:41:20,494
‫هی. صداتون رو بیارید پایین

666
00:41:20,672 --> 00:41:22,533
‫بنظرم شما الان باید از خونه‌مون برید بیرون

667
00:41:22,619 --> 00:41:24,953
‫نه، تو باید آروم باشی

668
00:41:25,348 --> 00:41:28,585
‫مگه اینکه بخوای با ما از این خونه بیای بیرون

669
00:41:28,627 --> 00:41:29,399
‫شاید واسه شما مهم نباشه

670
00:41:29,454 --> 00:41:31,897
‫که همه فکر میکنن زن من دیوونه‌ست،
‫ولی واسه من مهمه

671
00:41:31,951 --> 00:41:36,220
‫- من دیوونه نیستم
‫- جدی؟ هیلی، هیلی...

672
00:41:36,255 --> 00:41:40,557
‫گوش کن، احتمالاً الان نمیخوای
‫این رو بشنوی،

673
00:41:40,776 --> 00:41:43,443
‫ولی زن تو دیوونه نیست

674
00:41:43,529 --> 00:41:47,028
‫عجب، گمونم

675
00:41:47,102 --> 00:41:48,920
‫تو دکتری، ها؟

676
00:41:50,789 --> 00:41:52,778
‫- هیلی... هیلی
‫- نه، نه، دیگه

677
00:41:52,838 --> 00:41:55,105
‫- حرفی باهات ندارم، پاول!
‫- من باهات حرف دارم!

678
00:41:55,174 --> 00:41:57,571
‫پاول، من میدونم چی دیدم!

679
00:41:57,646 --> 00:41:58,679
‫نیک

680
00:41:59,446 --> 00:42:01,364
‫هیلی، وایسا...

681
00:42:01,733 --> 00:42:04,851
‫خدای من، تو بهم اعتماد نداری؟

682
00:42:04,952 --> 00:42:06,693
‫نمیدونم. الان فکرت درست کار نمیکنه

683
00:42:06,745 --> 00:42:10,347
‫پاول، من رو نگاه کن! من دروغ نمیگم!

684
00:42:10,521 --> 00:42:12,524
‫خرس‌ها

685
00:42:12,624 --> 00:42:14,456
‫چرا نمیتونی حرفم رو باور کنی؟

686
00:42:14,516 --> 00:42:17,174
‫چون من تو دنیای واقعی زندگی میکنم، هیلی!

687
00:42:19,563 --> 00:42:39,461
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

