1
00:00:01,488 --> 00:00:04,025
‫آنچه در "گریم" گذشت...

2
00:00:04,060 --> 00:00:06,352
‫همش فکر میکنم نیاز دارم
‫به اینکه اون چوب همراهم باشه

3
00:00:06,377 --> 00:00:08,230
‫و میخوام بدونم روی اون پارچه چی نوشته

4
00:00:08,255 --> 00:00:09,717
‫پارچه‌ای که دورش پیچیده شده

5
00:00:11,838 --> 00:00:14,278
‫- ایو اینجاست
‫- چی؟ کجا؟

6
00:00:14,303 --> 00:00:15,515
‫پشت دیوار

7
00:00:15,540 --> 00:00:17,057
‫اونم داشت نقاشی میکشید

8
00:00:17,621 --> 00:00:18,628
‫این کار توئه؟

9
00:00:18,662 --> 00:00:20,781
‫بنظرم با چیزی که ما رو از
‫مرگ نجات داد، ارتباط داره

10
00:00:20,829 --> 00:00:22,213
‫به به، چه سوپرایزی

11
00:00:22,238 --> 00:00:23,966
‫یه ضربان قلب سوم وجود داره

12
00:00:25,006 --> 00:00:26,976
‫- دارم روح‌زده میشم
‫- توی مرگش

13
00:00:27,010 --> 00:00:29,090
‫- نقش داشتی؟
‫- یه جورایی

14
00:00:29,888 --> 00:00:32,456
‫کسی که عقلش رو از دست بده
‫کلاهش پس معرکه‌ست

15
00:00:37,685 --> 00:00:43,940
‫"خواب خوبه، مرگ بهتره، اما بدون شک
‫بهترین حالت این بود که اصلاً به دنیا نیای"

16
00:00:57,969 --> 00:01:01,127
‫سلام "دن"، سعی کن
‫تو صدایی از اتاقت بیرون نیاد

17
00:01:01,161 --> 00:01:03,720
‫از شکایت بقیه خسته شدم، میشنوی چی میگم؟

18
00:01:04,409 --> 00:01:06,982
‫میشنوی دن؟ کسی شکایتت رو نکنه

19
00:01:12,053 --> 00:01:14,690
‫هی. دوباره اونکارو کردی

20
00:01:15,194 --> 00:01:18,134
‫ملت میخوان اینجا بخوابن، دن

21
00:01:18,168 --> 00:01:19,837
‫آره، به همین وضع ادامه بده

22
00:01:19,872 --> 00:01:22,372
‫تا جول و پلاست پرت شه تو خیابون

23
00:01:30,197 --> 00:01:31,972
‫به چی نگاه میکنی پیرمرد؟

24
00:04:25,627 --> 00:04:26,821
‫نمیخواستم بیدارت کنم

25
00:04:27,402 --> 00:04:28,981
‫بهرحال خیلی هم خواب نبودم

26
00:04:29,724 --> 00:04:31,422
‫سادت میاد چرا اینا رو کشیدی؟

27
00:04:31,883 --> 00:04:33,566
‫فقط یادمه که مجبور بودم

28
00:04:33,863 --> 00:04:35,333
‫دایانا هم تونست ببینتش؟

29
00:04:36,030 --> 00:04:39,027
‫آره، دایانا بیشتر از من روی نمادهای
‫روی پارچه رو دید

30
00:04:39,227 --> 00:04:41,147
‫حتماً یه ربطی به اون چوب داره

31
00:04:41,561 --> 00:04:44,096
‫بنظرت اون هفت تا سرباز گریم
‫میدونستن چی تو دستشونه؟

32
00:04:44,871 --> 00:04:46,397
‫احتمالاً به همین دلیل دفنش کردن

33
00:04:49,198 --> 00:04:51,295
‫جوابش باید جلوی چشممون باشه

34
00:05:10,270 --> 00:05:11,907
‫نه، نه!

35
00:05:11,941 --> 00:05:13,878
‫نه، نه، نه، دیگه نه!

36
00:05:13,913 --> 00:05:15,816
‫دیگه نه، امکان نداره

37
00:05:22,634 --> 00:05:24,437
‫امکان نداره، امکان نداره

38
00:05:24,472 --> 00:05:27,793
‫بهت هشدار داده بودم دن! بهت
‫گفتم اگه حرف گوش نکنی چی میشه!

39
00:05:33,059 --> 00:05:35,024
‫چطور اومد اون تو؟

40
00:05:35,866 --> 00:05:37,503
‫شاید...

41
00:05:37,537 --> 00:05:40,543
‫حتماً بخاطر در بوده. حتماً بخاطر در بوده

42
00:05:40,578 --> 00:05:42,191
‫راه دیگه‌ای وجود نداره، درسته؟

43
00:05:42,216 --> 00:05:43,910
‫- راه دیگه‌ای نبود که!
‫- هی، آقا

44
00:05:43,935 --> 00:05:45,365
‫- ببخشید
‫- عجب احمقی‌ام

45
00:05:45,390 --> 00:05:46,825
‫باید با میخ در رو میبستم

46
00:05:46,860 --> 00:05:48,364
‫- هی آقا
‫- باید... چیه

47
00:05:49,868 --> 00:05:51,024
‫کمک میخواین؟

48
00:05:51,772 --> 00:05:53,574
‫کسی رو داری که بهش زنگ بزنم؟

49
00:05:54,130 --> 00:05:55,680
‫ببین، درست میشه

50
00:05:55,715 --> 00:05:57,987
‫من تو یه پناهگاه کار میکنم.
‫میتونم ببرمت اونجا

51
00:05:58,021 --> 00:06:00,545
‫میتونی یه غذای گرم بخوری و بخوابی

52
00:06:02,431 --> 00:06:03,823
‫میخوای من بخوابم؟

53
00:06:04,121 --> 00:06:05,670
‫میخوام جات امن باشه

54
00:06:07,071 --> 00:06:09,042
‫- خودتی مگه نه؟
‫- چی؟

55
00:06:09,650 --> 00:06:11,119
‫چطوری اومدی تو اتاقم؟

56
00:06:11,153 --> 00:06:12,599
‫- اتاقت؟
‫- چطوری اومدی تو اتاقم؟

57
00:06:12,623 --> 00:06:13,591
‫چیکار میکنی؟

58
00:06:13,625 --> 00:06:15,129
‫ها؟

59
00:06:15,163 --> 00:06:15,978
‫چطوری؟

60
00:06:22,468 --> 00:06:33,089
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

61
00:06:34,685 --> 00:06:37,157
‫اولین باری که متن پارچه
‫رو ترجمه کردیم، حداقل روش

62
00:06:37,182 --> 00:06:39,659
‫حروف داشت با ریشه‌های لاتین قابل‌تشخیص

63
00:06:39,684 --> 00:06:41,588
‫و فقط دو کلمه داشت

64
00:06:41,622 --> 00:06:43,827
‫تو همه اینا رو، روی دیوار حک کردی؟

65
00:06:43,861 --> 00:06:46,184
‫- آره
‫- خیلی‌خب، فکر کنم این یکی

66
00:06:46,209 --> 00:06:47,210
‫به زبون سومریه

67
00:06:48,016 --> 00:06:51,921
‫و این یکی ازتک هست... نه ببخشید مایاییه

68
00:06:52,416 --> 00:06:54,820
‫بعضی از اینا هیچ ارتباطی با
‫نوشته‌های باستانی ندارن

69
00:06:54,855 --> 00:06:56,558
‫و بالاخره یه جور زبانه دیگه

70
00:06:56,593 --> 00:06:58,630
‫- یا بیشتر از یه جور
‫- آره

71
00:06:58,664 --> 00:07:00,568
‫اگه درهم برهم صحبت کنی

72
00:07:00,603 --> 00:07:03,575
‫از ظاهرش پیداست که
‫یه چیز الفبایی، واژه‌نگاری،

73
00:07:03,610 --> 00:07:05,847
‫نمادی و هجاییه. منظورم اینه که
‫باید یه سنگ رزتا

74
00:07:05,882 --> 00:07:07,631
‫واسه خودمون داشته باشیم که بتونیم از این سر دربیاریم

75
00:07:08,455 --> 00:07:09,978
‫حتماً یه معنایی داره

76
00:07:11,963 --> 00:07:13,014
‫وایسا ببینم

77
00:07:14,810 --> 00:07:16,449
‫فکر کنم اینو میشناسم...

78
00:07:18,177 --> 00:07:20,759
‫هفت. باستانیه

79
00:07:21,620 --> 00:07:24,627
‫هفت ستاره. حتماً منظورش هفت ستاره برج ثوره

80
00:07:24,662 --> 00:07:26,298
‫- همون صورت فلکی
‫- آره

81
00:07:26,332 --> 00:07:29,071
‫منظورش یه دسته متشکل از هفت تا ستاره‌ست

82
00:07:29,105 --> 00:07:30,876
‫که به معنای واقعی برای تمام

83
00:07:30,910 --> 00:07:32,623
‫تمدن‌های باستانی که به
‫ذهنتون میرسه، اهمیت داشت

84
00:07:32,647 --> 00:07:34,785
‫ازتک‌ها، سلت‌ها،
‫مشخصاً یونانی‌ها

85
00:07:34,819 --> 00:07:36,924
‫معمولاً با روزهای سوگواری مرتبطه

86
00:07:36,959 --> 00:07:38,661
‫- منظورت صبحه؟
‫- نه، نه

87
00:07:38,696 --> 00:07:40,800
‫سوگواری برای مرده‌ها، مثلاً، میدونی

88
00:07:40,834 --> 00:07:42,838
‫قبرستون، هالووین، روز مردگان

89
00:07:42,873 --> 00:07:46,080
‫اینکه ما تو پاییز برای بزرگداشت
‫مرده‌ها فستیوال برگزار میکنیم

90
00:07:46,114 --> 00:07:49,020
‫اینه که بین نقطه اعتدالین پاییزی
‫و انقلاب زمستانی،

91
00:07:49,054 --> 00:07:52,695
‫این هفت ستاره طلوع میکنن
‫در حالی که خورشید غروب میکنه

92
00:07:52,731 --> 00:07:56,104
‫هفت ستاره، هفت سرباز جنگهای صلیبی

93
00:07:56,138 --> 00:07:58,275
‫- هفت کلید
‫- هفت خوش‌شانس

94
00:07:58,711 --> 00:08:01,279
‫البته... شاید تو این مورد زیاد صدق نکنه

95
00:08:01,753 --> 00:08:03,199
‫میدونین، وقتی جوون بودم
‫عادت داشتم با اولین

96
00:08:03,223 --> 00:08:04,992
‫ستاره‌ای که تو شب میدیدم آرزو میکردم

97
00:08:05,027 --> 00:08:06,255
‫چی آرزو میکردی؟

98
00:08:06,598 --> 00:08:08,923
‫اینکه از اون زندگی داغونم بیام بیرون

99
00:08:09,505 --> 00:08:11,419
‫خب بنظرم هممون این آرزو رو داشتیم

100
00:08:11,877 --> 00:08:13,201
‫اونقدرا برآورده نشد، مگه نه؟

101
00:08:13,226 --> 00:08:14,917
‫- نه
‫- نه

102
00:08:14,952 --> 00:08:16,723
‫البته به جز اون آرزوی آخر

103
00:08:17,023 --> 00:08:18,343
‫اون یکی برآورده شد

104
00:08:22,804 --> 00:08:26,480
‫خب... الان ما دقیقاً
‫یه نماد رو شناختیم

105
00:08:27,474 --> 00:08:29,773
‫بنظرم خیلی ترجمه‌ی زیادی حساب نمیشه

106
00:08:30,957 --> 00:08:32,184
‫واسه شروع خوبه

107
00:08:34,499 --> 00:08:38,326
‫- سلام
‫- از هم‌اتاقی جدید چه خبر؟

108
00:08:39,011 --> 00:08:41,650
‫- یه کم عجیب و غریبه
‫- میتونم تصور کنم

109
00:08:41,684 --> 00:08:44,107
‫منظورم اون نیست

110
00:08:45,648 --> 00:08:46,928
‫اون...

111
00:08:46,963 --> 00:08:48,794
‫اون این رو توی تونل کشیده

112
00:08:54,214 --> 00:08:55,577
‫ایو این رو کشیده؟

113
00:08:56,019 --> 00:08:57,922
‫روی دیوار و سقف اینا رو خراشیده

114
00:08:57,956 --> 00:08:59,860
‫اونم در حالی که تو یه جور خلسه بوده

115
00:09:01,733 --> 00:09:04,539
‫آره یه جورایی عجیبه. گفت
‫چرا اون کارو کرده؟

116
00:09:04,573 --> 00:09:06,577
‫فقط تا حدودی یادش میاد که انجامش داده

117
00:09:07,375 --> 00:09:09,222
‫به مونرو و روزالی نشون دادم

118
00:09:09,853 --> 00:09:13,063
‫مونرو گفت این یکی صورت فلکی برج ثوره

119
00:09:13,650 --> 00:09:15,031
‫حالا چی هست؟ یه جور

120
00:09:15,074 --> 00:09:16,845
‫نقشه‌ی جهان؟

121
00:09:16,870 --> 00:09:18,908
‫اینم احتمالش هست

122
00:09:19,534 --> 00:09:20,535
‫وو

123
00:09:21,403 --> 00:09:22,812
‫آره تو اداره‌ایم

124
00:09:22,952 --> 00:09:25,389
‫پارک "نوزث‌وست و کوچ". گرفتم

125
00:09:25,487 --> 00:09:26,716
‫آره، میایم اونجا

126
00:09:27,229 --> 00:09:30,101
‫یه مورد باحال داریم. یکی
‫از دنده چپ بلند شده

127
00:09:30,136 --> 00:09:32,091
‫و تو پیاده‌رو کله‌ی یه بابایی رو خرد کرده

128
00:09:33,076 --> 00:09:34,713
‫الان خوشحالی؟

129
00:09:34,747 --> 00:09:37,085
‫نه، ولی همیشه یه قتل با بی‌رحمی

130
00:09:37,119 --> 00:09:38,723
‫رو به یه معمای باستانی غیرقابل‌حل

131
00:09:38,757 --> 00:09:40,587
‫در مورد جهان، ترجیح میدم

132
00:09:40,929 --> 00:09:42,800
‫تنها نظریه بیگ‌بنگی که میخوام باهاش
‫سروکله بزنم

133
00:09:42,834 --> 00:09:44,304
‫اونیه که با تفنگ درست میشه

134
00:09:45,941 --> 00:09:46,943
‫سلام

135
00:09:47,269 --> 00:09:48,270
‫مقتول کیه؟

136
00:09:48,295 --> 00:09:50,217
‫برنده‌ی جایزه‌ی نیکوکار برتر سال

137
00:09:50,251 --> 00:09:53,659
‫"مایکل سوبک" 34 ساله، تو یه پناهگاهِ
‫نزدیک به اینجا داوطلبانه کار میکرده

138
00:09:53,693 --> 00:09:55,340
‫شاهدان عینی میگن که
‫میخواسته کمک کنه به مردی که

139
00:09:55,364 --> 00:09:58,653
‫پیشون بوده و داد میزده که
‫یه نفر میخواسته بکشتش

140
00:09:59,161 --> 00:10:03,387
‫یارو به آقای سوبک حمله میکنه و
‫بعد، اینکارو میکنه

141
00:10:07,604 --> 00:10:09,175
‫چیزی از قاتل میدونیم؟

142
00:10:09,200 --> 00:10:10,600
‫از محل وقوع جرم با پای پیاده فرار کرده

143
00:10:10,902 --> 00:10:12,706
‫میگن مظنون یه مرد سفیدپوسته

144
00:10:12,740 --> 00:10:14,878
‫حدود 40 ساله، لاغرمردنی، آشفته

145
00:10:14,912 --> 00:10:17,445
‫که فقط یه زیرپیرهنی سفید
‫و شرت بوکس پوشیده بوده

146
00:10:17,470 --> 00:10:18,954
‫میدونی از کدوم طرف رفته؟

147
00:10:18,989 --> 00:10:20,736
‫یکی از شاهدها تا آخر خیابون بعدی دنبالش کرده

148
00:10:20,760 --> 00:10:22,540
‫ولی تو ترافیک گمش کرده

149
00:10:22,564 --> 00:10:25,136
‫- تا شعاع ده خیابون رو کنترل رفت و آمد گذاشتیم
‫- اسلحه هم همراهش هست؟

150
00:10:25,170 --> 00:10:28,177
‫گزارش نشده... شاهدها میگن
‫فقط از دست استفاده کرده

151
00:10:28,736 --> 00:10:29,748
‫الان یه خبر بهمون رسید

152
00:10:29,782 --> 00:10:31,228
‫یه مرد مطابق با توصیف مظنون

153
00:10:31,252 --> 00:10:33,023
‫دیده شده که داشته وارد هتل "اینگلوود" میشده

154
00:10:33,057 --> 00:10:34,674
‫میشناسمش. چها تا خیابون اونورتره

155
00:10:47,764 --> 00:10:49,964
‫اوه، هی همین الان میخواستم بهتون زنگ بزنم

156
00:10:49,998 --> 00:10:51,545
‫تو 15 دقیقه‌ی اخیر کسی
‫وارد اینجا شده که فقط

157
00:10:51,569 --> 00:10:53,919
‫- لباس زیر تنش باشه؟
‫- دن رو میگی

158
00:10:53,944 --> 00:10:55,546
‫- سر و وضعش داغونه
‫- نام خانوادگیش رو میدونی؟

159
00:10:55,571 --> 00:10:58,152
‫آره فامیلیش "ولز"ـه. با داد
‫و فریاد اومد داخل

160
00:10:58,177 --> 00:10:59,647
‫دوید تو اتاقش و در رو قفل کرد

161
00:10:59,671 --> 00:11:01,091
‫- شماره اتاقش چنده؟
‫- 308

162
00:11:01,126 --> 00:11:03,330
‫- تو اون طبقه چند تا اتاق هست؟
‫- ده تا

163
00:11:03,365 --> 00:11:05,569
‫- چند تاشون پُرن؟
‫- همشون

164
00:11:05,677 --> 00:11:08,009
‫ولی مسافر‌ها این وقت روز تو اتاقشون نیستن

165
00:11:08,043 --> 00:11:10,147
‫- چه خبره اینجا؟
‫- انگار دارن چکش میزنن

166
00:11:11,183 --> 00:11:12,519
‫هی، شما پلیس هستین؟

167
00:11:12,553 --> 00:11:14,591
‫خدا رو شکر بالاخره یکی
‫بهتون زنگ زد

168
00:11:14,625 --> 00:11:16,629
‫- اون مرد هیچوقت نمیخوابه!
‫- خانم، شما باید

169
00:11:16,663 --> 00:11:18,534
‫برید داخل اتاقتون و در رو ببندید

170
00:11:18,568 --> 00:11:20,506
‫- چه خبره؟
‫- همین الان خانم

171
00:11:24,416 --> 00:11:26,520
‫دن ولز، پلیس پورتلند هستیم!

172
00:11:26,554 --> 00:11:29,327
‫ازت میخوایم در رو باز کنی

173
00:11:29,362 --> 00:11:30,507
‫دن، اگه در رو باز نکنی

174
00:11:30,531 --> 00:11:32,033
‫خودمون میشکنیمش

175
00:11:32,069 --> 00:11:34,976
‫اگه... اگه راهتون بدم اون من رو میگیره

176
00:11:35,376 --> 00:11:37,284
‫دن، اینجا فقط من و همکارمیم

177
00:11:38,019 --> 00:11:40,087
‫نه، نه، نه، نمیتونم این در رو باز کنم

178
00:11:40,121 --> 00:11:42,815
‫نمیدونم چطوری میاد تو ولی میاد

179
00:11:44,966 --> 00:11:48,245
‫آخرین فرصتته دن. در رو باز کن

180
00:11:48,475 --> 00:11:52,183
‫متوجه نیستین، اون منو میکشه!

181
00:12:05,583 --> 00:12:07,381
‫نه، نه، نه

182
00:12:07,406 --> 00:12:10,121
‫نه، اون میاد سراغم!
‫میاد سراغتون!

183
00:12:10,462 --> 00:12:11,881
‫نمیذاره بخوابین!

184
00:12:11,906 --> 00:12:14,070
‫آروم باش، آروم باش.
‫کسی بهت صدمه نمیزنه

185
00:12:14,105 --> 00:12:16,242
‫نه، نمیتونید ازش قایم بشین

186
00:12:16,277 --> 00:12:18,079
‫هر جا باشین پیداتون میکنه!

187
00:12:18,484 --> 00:12:20,352
‫خواهش میکنم! خواهش میکنم، نه!

188
00:12:20,870 --> 00:12:22,824
‫از اینکه یه موجودی بیاد اینجا میترسه

189
00:12:22,859 --> 00:12:25,364
‫بنظرم هر چی هست، فقط تو کله‌شه

190
00:12:25,399 --> 00:12:28,438
‫و شاید یکم دیر باشه برای اینکه
‫جلوش رو بگیریم

191
00:12:28,473 --> 00:12:30,470
‫پس فکر میکنه فقط تو ذهنشه؟

192
00:12:31,480 --> 00:12:32,849
‫نه

193
00:12:33,251 --> 00:12:35,008
‫هیچوقت تنها حدسمون اون نیست

194
00:12:36,933 --> 00:12:38,388
‫ولی بهش امید داشته باشم به جایی برنمیخوره

195
00:12:39,734 --> 00:12:41,228
‫میدونیم اون قاتله

196
00:12:42,574 --> 00:12:44,045
‫دنبال چی میگردیم؟

197
00:12:46,351 --> 00:12:47,636
‫یه دلیل

198
00:13:06,695 --> 00:13:09,480
‫راستش خیلی زیاد در مورد کسانی
‫که اینجا اقامت میکنن نمیدونم

199
00:13:09,699 --> 00:13:11,280
‫واقعاً نمیخوام بپرسم

200
00:13:11,305 --> 00:13:12,775
‫اونا هم واقعاً نمیخوان بگن

201
00:13:12,809 --> 00:13:15,080
‫اینجا همچین هتل مجللی نیست

202
00:13:15,998 --> 00:13:18,024
‫خب، ولز چند وقته اینجاست؟

203
00:13:18,102 --> 00:13:19,729
‫حدود دو ماه

204
00:13:19,807 --> 00:13:21,661
‫میدونین، اولاش باهاش مشکلی نداشتم

205
00:13:21,685 --> 00:13:24,087
‫بهش یه جورایی عجیب‌تر و عجیب‌تر شد

206
00:13:24,229 --> 00:13:25,988
‫فکر کنم دیگه قرصاش رو نخورد،

207
00:13:26,388 --> 00:13:28,193
‫یا یه چیزی مصرف کرد که نباید میکرد

208
00:13:28,594 --> 00:13:30,174
‫میدونین که مواد مصرف میکرده؟

209
00:13:30,283 --> 00:13:32,261
‫نه، یعنی به چشم ندیدم

210
00:13:32,286 --> 00:13:34,937
‫ولی میدونین، رفتارش جوری بود که
‫انگار بعضی وقتا مصرف میکرده

211
00:13:34,962 --> 00:13:36,527
‫آدرس قبلیش رو دارین؟

212
00:13:36,552 --> 00:13:38,923
‫بله، راستش دارم. یه هتل دیگه بود

213
00:13:38,957 --> 00:13:42,512
‫- هتل "جنسن"
‫- اونم همچین مجلل نیست

214
00:13:42,990 --> 00:13:44,954
‫میدونین کسی ولز رو تهدید کرده یا نه؟

215
00:13:45,376 --> 00:13:47,299
‫فکر نکنم کسی از داخل هتل تهدیدش کرده باشه

216
00:13:47,324 --> 00:13:49,850
‫از بیرون... کی میدونه؟

217
00:13:49,884 --> 00:13:51,732
‫خب میدونین در و پنجره‌های اتاقش

218
00:13:51,756 --> 00:13:53,818
‫کاملاً میخکوب شدن؟

219
00:13:54,115 --> 00:13:56,399
‫دهنتو، میدونم که کلی سر و صدا میکرد

220
00:13:56,433 --> 00:13:58,638
‫نمیدونستم کارش این بوده

221
00:13:58,672 --> 00:14:00,810
‫ادی! ادی، ادی

222
00:14:00,844 --> 00:14:03,917
‫- بیا اینجا، کارت دارم
‫- بله، چیه؟

223
00:14:03,951 --> 00:14:06,390
‫یه مشکل تو اتاق 308 داریم

224
00:14:06,425 --> 00:14:09,064
‫ابله در و پنجره‌ها رو میخ زده

225
00:14:09,098 --> 00:14:11,069
‫- برو درستش...
‫- کسی نمیره تو اون اتاق

226
00:14:11,103 --> 00:14:13,007
‫تا وقتی که تحقیقات ما تموم بشه

227
00:14:13,041 --> 00:14:14,911
‫باشه. آره، آره، آره

228
00:14:14,945 --> 00:14:16,515
‫منظور منم همین بود

229
00:14:16,550 --> 00:14:19,121
‫- ممنون
‫- من همین اطرافم

230
00:14:19,215 --> 00:14:21,527
‫راستی، اون آقای روی ویلچر

231
00:14:21,562 --> 00:14:23,365
‫خبر دارین که با ولز ارتباط

232
00:14:23,400 --> 00:14:25,043
‫داشته یا نه؟

233
00:14:25,738 --> 00:14:29,717
‫آقای لینک، در ضمن این یه لینک دیگه‌ست

234
00:14:30,257 --> 00:14:32,521
‫اسم کوچیکش چارلز ـه. از وقتی که

235
00:14:32,555 --> 00:14:34,459
‫هیچکس یادش نمیاد، اینجا بوده

236
00:14:34,494 --> 00:14:37,150
‫تا جایی که من میدونم با کسی ارتباط برقرار نمیکنه

237
00:14:37,932 --> 00:14:40,326
‫کسی تا حالا ندیده اون صحبت کنه

238
00:14:41,577 --> 00:14:42,635
‫ممنونم

239
00:15:04,557 --> 00:15:05,613
‫مایزنر؟

240
00:15:07,608 --> 00:15:08,899
‫مایزنر اینجایی؟

241
00:15:09,447 --> 00:15:11,598
‫ببین، با من بازی نکن.
‫دیگه خسته شدم

242
00:15:21,237 --> 00:15:22,724
‫ببخشید، من شما رو میشناسم؟

243
00:15:23,186 --> 00:15:24,758
‫با تلفن با هم صحبت کردیم

244
00:15:25,125 --> 00:15:26,847
‫من "آنسلمو بالدین" هستم

245
00:15:29,092 --> 00:15:30,235
‫اینجا چیکار میکنی؟

246
00:15:31,080 --> 00:15:34,992
‫صحبت واجبی باهات دارم،
‫حالا که بناپارت مُرده

247
00:15:35,508 --> 00:15:37,392
‫و تو موقعیت سیاسیت رو کشتی

248
00:15:37,417 --> 00:15:40,781
‫ببین، بهت گفتم. کارِ گریم بود

249
00:15:41,173 --> 00:15:43,308
‫خب بهمون گفتی از پس گریم هم برمیای

250
00:15:44,239 --> 00:15:47,432
‫برعکس انگار اون خیلی خوب
‫از پس تو براومده

251
00:15:47,773 --> 00:15:50,270
‫- خب اون کمک داشت
‫- تو هم همینطور

252
00:15:50,295 --> 00:15:53,276
‫آره، ولی کمکی که اون داشت خیلی
‫بهتر از اونی بود که من داشتم

253
00:15:54,582 --> 00:15:56,617
‫من اومدم اشتباهاتت رو پاک کنم

254
00:15:57,196 --> 00:15:58,765
‫الان این یعنی چی؟

255
00:15:59,058 --> 00:16:00,724
‫اهداف ما تغییر نکردن

256
00:16:01,475 --> 00:16:03,439
‫میخوام از همونجا که کار رو ول کردی شروع کنی

257
00:16:03,746 --> 00:16:05,364
‫منظورت الاه که همه مُرده‌ان؟

258
00:16:05,751 --> 00:16:06,866
‫تو نمردی

259
00:16:08,337 --> 00:16:09,846
‫تو تنها بازمانده‌ای

260
00:16:10,228 --> 00:16:12,232
‫گفتی گریم بناپارت رو کشته

261
00:16:12,382 --> 00:16:14,979
‫از کجا میدونی؟ خودت اونجا بودی؟

262
00:16:15,229 --> 00:16:16,427
‫اونجا بودم

263
00:16:18,115 --> 00:16:20,065
‫گریم باید مرده باشه ولی نمرده

264
00:16:20,589 --> 00:16:22,123
‫همونطور که گفتم، یه چیز خیلی قدرتمند

265
00:16:22,157 --> 00:16:23,891
‫ازش محافظت میکنه

266
00:16:24,447 --> 00:16:26,965
‫و همینه که درکش برام سخته

267
00:16:29,118 --> 00:16:32,169
‫خب شاید بتونی این رو بفهمی

268
00:16:33,138 --> 00:16:35,266
‫من دیگه دستور نمیگیرم

269
00:16:35,791 --> 00:16:37,481
‫دیگه با پنجه‌ی سیاه کاری ندارم

270
00:16:40,423 --> 00:16:41,784
‫و با تو هم کاری ندارم

271
00:16:46,479 --> 00:16:48,020
‫حق با تو بود...

272
00:16:48,106 --> 00:16:49,960
‫صحبت واجبی با هم داشتیم

273
00:16:58,332 --> 00:17:01,183
‫اگه این هفت تا نقطه نشونه‌ی
‫برج ثور باشن

274
00:17:01,218 --> 00:17:03,777
‫ممکنه بعضی از نمادهای دیگه نشونه‌ی
‫صورت‌های فلکی دیگه باشن

275
00:17:04,223 --> 00:17:06,095
‫خیلی‌خب

276
00:17:06,130 --> 00:17:08,234
‫این نما بابلیِ برج ثورـه

277
00:17:08,268 --> 00:17:11,575
‫که یعنی... این دو تا

278
00:17:11,789 --> 00:17:13,855
‫میشن "تورس" و "اوراین"

279
00:17:15,160 --> 00:17:17,899
‫پس احتمالش هست این یه جور

280
00:17:18,150 --> 00:17:19,395
‫نقشه‌ی جهان باشه؟

281
00:17:19,430 --> 00:17:20,732
‫کاملاً که با عقل جور درمیاد

282
00:17:20,766 --> 00:17:22,602
‫تمدن‌های باستانی ستاره‌ها رو

283
00:17:22,637 --> 00:17:25,476
‫مطابق چیزای مختلفی طراحی میکردن،
‫آئین، نقشه‌کشی

284
00:17:25,511 --> 00:17:27,047
‫میدونی، بر اساس اینکه کدوم صورت فلکی

285
00:17:27,082 --> 00:17:29,033
‫معلوم بود میفهمیدن کِی باید محصول رو برداشت کنن

286
00:17:29,587 --> 00:17:31,693
‫پس شاید یه تقویم باستانی باشه

287
00:17:33,398 --> 00:17:35,041
‫تقویم زمان؟

288
00:17:38,768 --> 00:17:41,237
‫دن ولز هیچ سابقه جنایی
‫خاصی نداره

289
00:17:41,851 --> 00:17:43,621
‫چند بار به دلیل مستی در عموم

290
00:17:43,655 --> 00:17:46,409
‫و ولگردی به دادگاه احضار شده،
‫ولی خشونت تو سابقه‌ش نیست

291
00:17:46,662 --> 00:17:47,833
‫آره، میشنوم

292
00:17:48,801 --> 00:17:51,143
‫آقای ولز چه مدت آسایش داشتن؟

293
00:17:53,079 --> 00:17:54,080
‫آها

294
00:17:55,015 --> 00:17:57,339
‫نه، نه، فعلاً همین کافیه

295
00:17:59,225 --> 00:18:01,365
‫با توجه به حرفای مدیر هتل،
‫دن در آسایش کلی

296
00:18:01,399 --> 00:18:03,614
‫و ضمانت هتل به سر میبرده

297
00:18:04,131 --> 00:18:07,237
‫خب... ولز مقتول رو نمیشناخته

298
00:18:07,271 --> 00:18:09,108
‫تا جایی که اصلاع داریم هیچ محرکی وجود نداشته

299
00:18:09,143 --> 00:18:11,047
‫ولی در و پنجره‌ها رو با میخ بسته

300
00:18:11,081 --> 00:18:14,054
‫چون میترسیده کسی یا موجودی
‫میتونه اون رو بشکنه

301
00:18:14,088 --> 00:18:16,992
‫و با اینحال تا این روز هیچ
‫بیماری روانی‌ای براش ثبت نشده؟

302
00:18:18,432 --> 00:18:20,686
‫چطور ممکنه این یارو سابقه
‫مشکلات روانی نداشته باشه؟

303
00:18:21,138 --> 00:18:22,822
‫چون هر اتفاقی که براش افتاده

304
00:18:23,077 --> 00:18:24,503
‫تازه شروع شده

305
00:18:25,416 --> 00:18:27,487
‫آره خب پیش میاد مردم عقلشون رو از دست بدن

306
00:18:27,521 --> 00:18:30,050
‫مخصوصاً وقتی برای اولین بار با
‫یه وسن مواجه میشن

307
00:18:30,614 --> 00:18:32,155
‫آره، بریم ازش بپرسیم

308
00:18:33,720 --> 00:18:35,605
‫میدونی چرا اینجایی، دن؟

309
00:18:37,345 --> 00:18:38,876
‫یادت میاد بهت حمله شده باشه؟

310
00:18:40,559 --> 00:18:42,507
‫چرا در و پنجره‌ها رو با میخ بستی؟

311
00:18:45,155 --> 00:18:46,528
‫چه کار دیگه‌ای میکردم؟

312
00:18:49,908 --> 00:18:51,074
‫ما میخوایم کمکت کنیم

313
00:18:52,482 --> 00:18:53,882
‫از چی میترسی؟

314
00:18:55,222 --> 00:18:56,371
‫خواب

315
00:18:58,726 --> 00:18:59,728
‫چرا؟

316
00:19:01,049 --> 00:19:02,645
‫چون همون موقع میاد سراغم

317
00:19:03,381 --> 00:19:06,197
‫برای همین نمیتونم بخوابم.
‫هیچوقت نمیشه خوابید، هیچوقت

318
00:19:06,416 --> 00:19:07,676
‫چی میاد سراغت دن؟

319
00:19:09,976 --> 00:19:11,557
‫نمیدونم چیه

320
00:19:13,300 --> 00:19:15,343
‫ولی وقتی میاد، نمیتونم تکون بخورم

321
00:19:16,711 --> 00:19:17,947
‫فلج میشی؟

322
00:19:17,972 --> 00:19:20,859
‫گفتم نمیتونم تکون بخورم... هیچ‌جوره

323
00:19:24,220 --> 00:19:25,374
‫ولی میبینمش،

324
00:19:27,167 --> 00:19:29,317
‫و... بزرگه

325
00:19:30,945 --> 00:19:32,673
‫و میاد سراغم

326
00:19:34,223 --> 00:19:35,615
‫با بوی دهن حال‌به‌هم‌زنش

327
00:19:37,694 --> 00:19:39,417
‫یه دهن گنده داره که پر از...

328
00:19:42,406 --> 00:19:44,049
‫یه چیزای دندون‌ماننده

329
00:19:45,153 --> 00:19:46,161
‫بعدش چی؟

330
00:19:53,874 --> 00:19:55,017
- Untranslated Line -

331
00:19:55,042 --> 00:19:57,483
‫- آروم باش
‫- اینجا بهت صدمه نمیزنه

332
00:19:57,517 --> 00:19:59,171
‫هی

333
00:19:59,196 --> 00:20:01,458
‫باید آرامبخش بهش بزنن!

334
00:20:04,501 --> 00:20:05,535
‫یا این

335
00:20:09,123 --> 00:20:10,813
‫تقریباً مطمئنم

336
00:20:11,987 --> 00:20:14,201
‫که این یه تیکه از تقویم سومریاییه

337
00:20:14,514 --> 00:20:17,597
‫بنظرم این یکی مربوط به تقویم مایاییه

338
00:20:18,090 --> 00:20:20,741
‫خب سومریایی‌ها چرا با مایایی‌ها قاطی شدن؟

339
00:20:21,219 --> 00:20:22,688
‫تو قاره‌های متفاوت،

340
00:20:22,723 --> 00:20:24,092
‫با تمدن‌های خیلی متفاوت

341
00:20:24,126 --> 00:20:25,997
‫- زمان‌های متفاوت
‫- آره

342
00:20:26,031 --> 00:20:27,779
‫آخه مایایی‌ها و سومریایی‌ها 3000 سال

343
00:20:27,803 --> 00:20:31,109
‫با هم اختلاف زمانی دارن، حالا
‫یکی دو قرن اینور اونورتر

344
00:20:31,143 --> 00:20:34,050
‫مگه اینکه از یه راهی که ما
‫نمیفهمیم به هم مرتبط باشن

345
00:20:34,085 --> 00:20:35,821
‫منظورت چیه؟ مثلا
‫به کرم‌چاله به هم وصل شدن؟؟

346
00:20:35,855 --> 00:20:37,062
‫آره، چرا که نه؟

347
00:20:38,152 --> 00:20:39,296
‫- سلام
‫- سلام

348
00:20:39,330 --> 00:20:40,505
‫چیزی فهمیدین؟

349
00:20:41,703 --> 00:20:43,947
‫حدسمون اینه که شاید این یه سالنمای باستانی باشه

350
00:20:44,945 --> 00:20:47,038
‫پس... این یه سالنماست؟

351
00:20:47,283 --> 00:20:49,654
‫قضیه اینه. بنظرمون

352
00:20:49,689 --> 00:20:51,169
‫اگه این نقشه‌ی ستاره‌ها باشه، خب؟

353
00:20:51,193 --> 00:20:53,116
‫و بعضی از این نمادها صور فلکی باشن،

354
00:20:53,298 --> 00:20:56,075
‫شاید دلیل اینکه اینطور کنار هم چیده شدن
‫این باشه که بخواد زمان رو نشون بده

355
00:20:56,305 --> 00:21:00,026
‫اگه یه رویداد مربوط به زمان‌های خیلی دور باشه چی؟

356
00:21:01,724 --> 00:21:04,229
‫و ممکنه اینجوری بفهمیم اون چوب از کجا اومده

357
00:21:04,459 --> 00:21:05,932
‫خوب میشه اگه بفهمیم

358
00:21:06,481 --> 00:21:09,453
‫خوب میشه ولی بخاطر این نیومدیم

359
00:21:09,757 --> 00:21:12,319
‫- دنبال وسن میگردین؟
‫- تا حالا از یه وسن با یه دهن گنده

360
00:21:12,344 --> 00:21:15,151
‫و دندون‌های عجیب چیزی شنیدی؟

361
00:21:15,186 --> 00:21:16,888
‫و آدم رو تو تخت فلج میکنه

362
00:21:16,923 --> 00:21:18,960
‫بوی دهنش هم بده؟

363
00:21:18,994 --> 00:21:21,265
‫- همین رو گفت
‫- بنظر میاد یه "الپ" ـه

364
00:21:21,300 --> 00:21:23,905
‫الپ؟ همون آلپی که تو سوییس کوه داره؟

365
00:21:23,940 --> 00:21:26,278
‫نه، یه الپ دیگه‌ست.
‫الپ. آ نداره

366
00:21:26,313 --> 00:21:29,152
‫تو یکی از کتابام دارمش.
‫با توجه به رسوم اجدادی آلمانی

367
00:21:29,186 --> 00:21:33,731
‫الپ‌ها باعث فلج در خواب و بی‌خوابی هستن

368
00:21:33,756 --> 00:21:35,793
‫ایناهاش. اینو گوش کن

369
00:21:35,818 --> 00:21:37,821
‫وقتی نوجوون بودم، کلی
‫از فامیلام

370
00:21:37,847 --> 00:21:39,201
‫هنوز تو آلمان زندگی میکردن

371
00:21:39,640 --> 00:21:41,877
‫منم تابستون رو پیش عمه‌ی بابام،
‫"ایدا" مونده بودم

372
00:21:41,999 --> 00:21:43,706
‫همیشه یکم خل‌وضع بود،
‫که بخاطر همین

373
00:21:43,731 --> 00:21:46,035
‫هم از بقیه عمه‌ها بیشتر
‫دوستش داشتم، ولی وضع روانیش

374
00:21:46,060 --> 00:21:48,165
‫کم کم شدیداً خراب شد

375
00:21:48,400 --> 00:21:50,169
‫و ما متوجه نشدیم تا چند وقت بعدش،

376
00:21:50,196 --> 00:21:54,112
‫ولی دلیل دیوونه شدن ایدا،
‫یه الپ بود

377
00:21:57,212 --> 00:21:58,830
‫اینا بدون شک دندون نیستن

378
00:21:59,227 --> 00:22:01,564
‫آره، نمیدونم اسمی هم دارن یا نه

379
00:22:01,599 --> 00:22:03,876
‫ولی... میدونم چیکار میکنن

380
00:22:04,698 --> 00:22:07,378
‫میرن داخل سرت و تغذیه میکنن

381
00:22:07,414 --> 00:22:10,080
‫- از چی؟
‫- خب از خواب آدم تغذیه میکنن

382
00:22:10,230 --> 00:22:12,868
‫اساساً میدزدنش.
‫البته دلیلشون موجهه

383
00:22:12,893 --> 00:22:15,925
‫چون الپ‌ها دیوونه میشن اگه شبانه

384
00:22:15,950 --> 00:22:19,089
‫از پروتئین‌هایی که مغزمون موقع
‫خواب عمیق ایجاد میکنه، تغذیه نکنن

385
00:22:19,172 --> 00:22:22,340
‫ولی اگه این تغذیه مثلاً چند شب
‫بیش از حد ادامه پیدا کنه،

386
00:22:22,416 --> 00:22:25,055
‫در نهایت باعث میشه قربانی‌هاشون دیوونه بشن

387
00:22:25,090 --> 00:22:26,993
‫- مثل عمه ایدای من
‫- حالا این الپ‌ها چجوری

388
00:22:27,028 --> 00:22:27,989
‫قربانی بعدیشون رو پیدا میکنن؟

389
00:22:28,014 --> 00:22:29,760
‫ملاتونین، اونم خیلی زیاد

390
00:22:30,215 --> 00:22:32,386
‫و خواب هر چی سنگین‌تر،
‫ملاتونین بیشتر

391
00:22:32,411 --> 00:22:34,645
‫الپ میتونه حسش کنه.
‫مثل یه معتاد میمونه که

392
00:22:34,680 --> 00:22:36,417
‫- مواد رو بو میکشه
‫- چرا یه الپ باید

393
00:22:36,451 --> 00:22:37,894
‫همش به یه قربانی حمله کنه؟

394
00:22:38,066 --> 00:22:40,126
‫چون وقتی بدن میخواد نبود خواب رو جبران کنه

395
00:22:40,160 --> 00:22:41,964
‫مغز ملاتونین بیشتری هم تولید میکنه

396
00:22:41,998 --> 00:22:43,254
‫وقتی که خواب نیست

397
00:22:43,735 --> 00:22:46,441
‫- قربانی کجا بهش حمله شده؟
‫- هتل اینگلوود

398
00:22:46,475 --> 00:22:48,680
‫و اینکه چطور رفته اون داخل رو نمیدونیم

399
00:22:48,715 --> 00:22:50,459
‫خب، هتل با عقل جور درمیاد

400
00:22:50,719 --> 00:22:52,623
‫دستش برای انتخاب قربانی خیلی بازه

401
00:22:52,657 --> 00:22:54,223
‫پس الپ میتونه هر کسی تو اون هتل باشه

402
00:22:54,248 --> 00:22:55,999
‫یا کسی که به اتاق‌ها دسترسی داره

403
00:22:56,742 --> 00:22:59,406
‫شبِ قبل از حمله‌ی دن به مقتول، بیشتر از 35 نفر

404
00:22:59,441 --> 00:23:01,211
‫تو هتل اینگلوود ساکن بودن

405
00:23:01,245 --> 00:23:04,051
‫به جز مدیر و سرایدار

406
00:23:04,085 --> 00:23:05,655
‫خب هر کدومشون میتونه الپ باشه

407
00:23:05,689 --> 00:23:07,770
‫ولی چطور میتونیم سوالاتی ازشون بپرسیم

408
00:23:07,794 --> 00:23:09,823
‫که در مورد خواب‌خوریه؟

409
00:23:10,250 --> 00:23:13,256
‫ولی ولز در و پنجره‌ها رو میخکوب کرده بوده

410
00:23:13,408 --> 00:23:14,677
‫این الپ چطوری وارد شده؟

411
00:23:14,711 --> 00:23:16,281
‫خب شاید الپ از قبل اونجا بود

412
00:23:16,316 --> 00:23:18,586
‫- و دن خبر نداشته
‫- نه که اتاقش خیلی هم بزرگ بود

413
00:23:19,966 --> 00:23:21,502
‫اینو گوش کن

414
00:23:21,661 --> 00:23:24,681
‫تو سال 1954، یه مهمون بلندمدت
‫یه مستخدم رو کشته

415
00:23:25,279 --> 00:23:27,015
‫اون یکی رو به بهانه جنون جمعش کردن

416
00:23:27,040 --> 00:23:28,911
‫ولی از اون موقع چندین مشکل پیش اومده،

417
00:23:28,935 --> 00:23:31,676
‫از جمله 6 خودکشی و 3 قتل

418
00:23:31,701 --> 00:23:32,974
‫پس چه نتیجه‌ای میگیریم؟

419
00:23:33,481 --> 00:23:35,485
‫این الپ تو این 60 سال اخیر
‫از هتل اینگلوود

420
00:23:35,510 --> 00:23:37,379
‫به عنوان بوفه استفاده میکرده؟

421
00:23:37,404 --> 00:23:38,607
‫هی، اسم اون پیریه چی بود؟

422
00:23:38,631 --> 00:23:39,984
‫اونی که رو ویلچر بود

423
00:23:40,176 --> 00:23:44,209
‫"لینک". اسمشم چارلز

424
00:23:44,234 --> 00:23:46,121
‫مدیره گفت اون خیلی وقته

425
00:23:46,155 --> 00:23:47,160
‫تو هتله

426
00:23:48,168 --> 00:23:49,920
‫ایناهاش. اسم میانیش هم "هرینگ"ـه

427
00:23:49,945 --> 00:23:50,954
‫سابقه نداره

428
00:23:50,979 --> 00:23:52,771
‫دلیل نمیشه که وسن نباشه

429
00:23:52,805 --> 00:23:55,444
‫اطلاعاتی که میخواستین رو بدست آوردم
‫از هتل اینگلوودِ سابقاً قشنگ

430
00:23:55,478 --> 00:23:57,348
‫مالکش "بِوِرلی گاروود"ـه.
‫با توجه به این،

431
00:23:57,382 --> 00:23:59,169
‫- تو لس‌آنجلس زندگی میکنه
‫- شماره‌ش رو داری؟

432
00:23:59,194 --> 00:24:00,898
‫نه، امروز اولین روز کاریمه

433
00:24:03,230 --> 00:24:05,232
‫تو صفحه‌ی 323 هست

434
00:24:11,280 --> 00:24:13,252
‫- الو؟
‫- بورلی گاروود؟

435
00:24:13,510 --> 00:24:15,360
‫- بله؟
‫- کاراگاه برکارد هستم

436
00:24:15,394 --> 00:24:16,830
‫از پلیس پورتلند

437
00:24:16,864 --> 00:24:18,768
‫داریم یکی از ملک‌هایی که اینجا دارید
‫رو بررسی میکنیم

438
00:24:18,802 --> 00:24:21,302
‫- هتل اینگلوود
‫- موضوع چیه؟

439
00:24:21,327 --> 00:24:23,689
‫یکی از مهمانانتون دیروز در یه قتل دست داشته

440
00:24:23,717 --> 00:24:25,786
‫خدای من، تو هتل؟

441
00:24:26,027 --> 00:24:28,328
‫- نه
‫- خب چه کمکی از دستم برمیاد؟

442
00:24:28,815 --> 00:24:30,553
‫یه مقدار اطلاعات در مورد گذشته‌ی

443
00:24:30,577 --> 00:24:32,225
‫دو تا از کارمندها،

444
00:24:32,884 --> 00:24:35,776
‫"اسکات ماجت" و "ادی هلمز".
‫میشناسینشون؟

445
00:24:36,371 --> 00:24:39,258
‫من هر روز اونجا رو مدیریت نمیکنم

446
00:24:39,285 --> 00:24:41,535
‫از پدربزرگم به ارث بردمش

447
00:24:41,625 --> 00:24:43,161
‫اطلاعات زیادی نمیتونم ازشون بهتون بدم

448
00:24:43,186 --> 00:24:44,856
‫به جز اینکه تونستن اونجا رو سر پا نگه دارن

449
00:24:44,978 --> 00:24:47,282
‫هتل اونی نیست که قبلاً بود

450
00:24:47,307 --> 00:24:49,101
‫خب تا حالا اونجا به مشکلی برخوردید؟

451
00:24:49,359 --> 00:24:51,129
‫- منظورتون چیه؟
‫- بنظر میرسه در طی این سال‌ها چند تا

452
00:24:51,154 --> 00:24:53,358
‫حادثه‌ی خشونت‌آمیز اونجا رخ داده

453
00:24:53,383 --> 00:24:54,853
‫این که تو هر هتلی هست

454
00:24:54,877 --> 00:24:56,909
‫- چیز غیرمعمولی هم هست؟
‫- نه

455
00:24:58,206 --> 00:24:59,743
‫- ممنون بابت وقتتون
‫- اگه کاری از دستم برمیاد

456
00:24:59,767 --> 00:25:01,181
‫راحت باشید و باهام تماس بگیرید

457
00:25:03,479 --> 00:25:04,756
‫عجب کمکی کرد

458
00:25:04,980 --> 00:25:07,619
‫هنوز نمیدونیم اون الپ چطوری رفته تو اتاق دن

459
00:25:07,839 --> 00:25:09,279
‫چون اتاقش چفت و بستش محکم بود

460
00:25:09,304 --> 00:25:11,289
‫این موجودات نمیتونن از دیوار رد بشن که...

461
00:25:12,557 --> 00:25:13,589
‫میتونن؟

462
00:25:57,274 --> 00:25:59,311
‫- نیومدم اذیتت کنم
‫- واقعاً؟

463
00:25:59,377 --> 00:26:01,514
‫پس چرا نمیری جایی که همیشه میری؟

464
00:26:01,539 --> 00:26:02,956
‫خب، شاید بخوای تجدید نظر کنی

465
00:26:02,991 --> 00:26:05,102
‫تو اینکه با کسی که بقیه نمیتونن ببینن صحبت کنی

466
00:26:13,832 --> 00:26:15,601
‫بنظرم میخوان بکشنت

467
00:26:18,075 --> 00:26:20,600
‫- کی؟
‫- دو نفر که کنار ماشینت منتظرن

468
00:26:23,542 --> 00:26:26,094
‫- چرا داری بهم میگی؟
‫- بهم اعتماد داری؟

469
00:27:05,210 --> 00:27:07,779
‫زندگیم رو نجات دادی. چرا؟

470
00:27:09,499 --> 00:27:12,293
‫این دفعه، طرف درستی رو انتخاب کردی، شان

471
00:27:23,000 --> 00:27:24,318
‫دیگه کاری با هم نداریم؟

472
00:27:44,489 --> 00:27:45,591
‫خدای من

473
00:27:51,561 --> 00:27:52,681
‫خدای من

474
00:28:04,017 --> 00:28:06,221
‫اسمش "لارا دریسکول"ـه، اتاق 305

475
00:28:06,256 --> 00:28:08,059
‫تو راهرو روبروی دن ولز ـه

476
00:28:08,094 --> 00:28:09,496
‫من نمیدونم چی شده

477
00:28:09,531 --> 00:28:11,903
‫واقعاً نمیدونم شماها دیگه چرا اومدین

478
00:28:11,937 --> 00:28:14,174
‫منظورم اینه که پاش گیر کرده، افتاده

479
00:28:14,209 --> 00:28:16,613
‫- پیش میاد
‫- چی؟ کسی ندید؟

480
00:28:16,658 --> 00:28:19,864
‫نه، یعنی فقط صدای جیغ شنیدیم

481
00:28:19,889 --> 00:28:21,980
‫- و بعد افتاد
‫- و کی جسد رو پیدا کرد؟

482
00:28:22,066 --> 00:28:23,796
‫آه، سرایدار، ادی

483
00:28:25,007 --> 00:28:26,925
‫تو دفتره. من میارمش

484
00:28:28,725 --> 00:28:30,280
‫جوری لباس نپوشیده که بخواد بره بیرون

485
00:28:30,315 --> 00:28:32,419
‫قبلاً هم اینجوری با پیژامه
‫راه افتاده تو راهروها پرسه بزنه؟

486
00:28:32,453 --> 00:28:34,703
‫هی بچه‌ها، من که تموم شب بیدار نیستم

487
00:28:34,993 --> 00:28:37,432
‫مهمون‌ها هر کاری دلشون میخواد میکنن

488
00:28:37,466 --> 00:28:39,069
‫چند وقت اینجا ساکن بود؟

489
00:28:39,103 --> 00:28:41,274
‫- حدود سه ماه
‫- تو جسد رو پیدا کردی؟

490
00:28:41,860 --> 00:28:44,144
‫آره، داشتم روی میز جلویی رو میپوشوندم

491
00:28:44,170 --> 00:28:45,458
‫وقتی صدای جیغ رو شنیدم

492
00:28:45,620 --> 00:28:48,024
‫اولش خیلی جدی نگرفتم، میدونی

493
00:28:48,058 --> 00:28:49,309
‫این پایین از این صداها میاد

494
00:28:50,330 --> 00:28:52,220
‫- ولی بعدش...
‫- کس دیگه‌ای اینجا بود؟

495
00:28:52,697 --> 00:28:54,540
‫نه، صبخ اول وقت بود

496
00:28:54,575 --> 00:28:56,491
‫حدود ساعت 6 امروز صبح

497
00:28:57,022 --> 00:28:58,455
‫بریم یه نگاه به اتاقش بندازیم

498
00:29:15,024 --> 00:29:16,574
‫به جز خوابیدن روی زمین،

499
00:29:16,599 --> 00:29:17,780
‫نشونه‌ای از درگیری نیست

500
00:29:18,567 --> 00:29:20,159
‫خب، پنجره‌‌ها که بسته‌ان

501
00:29:20,706 --> 00:29:23,077
‫حداقل الان میخ و زنجیر در کار نیست

502
00:29:23,111 --> 00:29:25,450
‫در رو که چک کردم نشونی از ورود زوری نبود

503
00:29:25,484 --> 00:29:27,420
‫پس چرا از اتاقش دویده بیرون؟

504
00:29:27,455 --> 00:29:28,907
‫دن ولز دیگه نبوده

505
00:29:29,242 --> 00:29:31,030
‫شاید غذای بعدی الپ بوده

506
00:29:31,064 --> 00:29:34,540
‫خب اگه بوده، این الپ چطوری میاد تو اتاق؟

507
00:29:34,818 --> 00:29:37,205
‫نمیدونم ولی من که به مدیر مشکوکم

508
00:29:40,487 --> 00:29:42,806
‫انگار این پنجره قبلاً میخکوب شده

509
00:29:43,027 --> 00:29:44,786
‫الان تنها چیزی که میتونیم بگیم اینه که یه حادثه بوده

510
00:29:46,286 --> 00:29:48,494
‫باید این الپ رو موقع وقوع جرم دستگیر کنیم

511
00:29:49,095 --> 00:29:52,302
‫خب، بنظرمون اون الپ داره از هتل اینگلوود

512
00:29:52,327 --> 00:29:54,431
‫بعنوان کافه‌تریای شخصیش استفاده میکنه

513
00:29:54,655 --> 00:29:56,592
‫یکی رو احتیاج داریم که یه شب اونجا بخوابه

514
00:29:56,627 --> 00:29:59,633
‫که بتونیم دفعه بعد که میخواد حمله کنه بگیریمش

515
00:29:59,667 --> 00:30:01,771
‫صحیح، ولی خودتون نمیتونین اینکارو بکنین

516
00:30:01,806 --> 00:30:03,516
‫چون جفتتون بعنوان پلیس رفتید اونجا

517
00:30:04,587 --> 00:30:05,981
‫که به همین دلیل هم دارین به من نگاه میکنین

518
00:30:06,006 --> 00:30:08,621
‫- نمیخوام اون صدمه ببینه
‫- تو این مورد کاملاً

519
00:30:08,656 --> 00:30:10,336
‫- باهاش موافقم
‫- آخه تو اتاق دوربین میذاریم

520
00:30:10,360 --> 00:30:11,873
‫و بهش هم سیم وصل میکنیم

521
00:30:11,897 --> 00:30:14,065
‫- و ما هم دقیقاً همون بیرون وایمیستیم
‫- ببین،

522
00:30:14,537 --> 00:30:16,813
‫به چشم انتقام خون عمه ایدا بهش نگاه کن

523
00:30:18,514 --> 00:30:20,183
‫- گمونم
‫- تنها مشکل اینه که

524
00:30:20,218 --> 00:30:22,723
‫الپ‌ها جذب آدم‌های خوابالو میشن، که من نیستم

525
00:30:22,757 --> 00:30:24,595
‫خب، ملاتونین ماده‌ایه که باعث میشه

526
00:30:24,629 --> 00:30:25,897
‫بخوابی، درسته؟

527
00:30:25,932 --> 00:30:27,524
‫برای همین مغز تولیدش میکنه

528
00:30:27,626 --> 00:30:29,120
‫میتونی ملاتونین مصرف کنی

529
00:30:29,613 --> 00:30:30,999
‫نمیتونی یه کوچولو ملاتونین بهش بدی؟

530
00:30:31,023 --> 00:30:33,046
‫میتونم خیلی ملاتونین بهش بدم،
‫ولی هنوز نگران اون

531
00:30:33,071 --> 00:30:34,953
‫قضیه فلجی و اینا هستم

532
00:30:34,988 --> 00:30:36,901
‫اصلاً کار به اونجا نمیکشه.
‫به محض اینکه الپ بیاد اتاق

533
00:30:36,926 --> 00:30:38,587
‫نیک و هنک وارد عمل میشن

534
00:30:39,431 --> 00:30:40,934
‫- درسته؟
‫- بله

535
00:30:40,968 --> 00:30:42,906
‫از لحظه‌ای که مونرو پاش رو تو اتاق میذاره

536
00:30:42,940 --> 00:30:44,846
‫حواسمون بهش هست

537
00:30:46,036 --> 00:30:47,817
‫تا وقتی بیای خونه چشم رو هم نمیذارم

538
00:30:47,852 --> 00:30:48,969
‫لطف داری

539
00:30:49,455 --> 00:30:51,536
‫حالا چطوری ملاتونین به من وارد کنیم؟

540
00:31:00,629 --> 00:31:01,635
‫خیلی‌خب

541
00:31:11,776 --> 00:31:12,879
‫خیلی‌خب

542
00:31:13,411 --> 00:31:14,962
‫مطمئن شو دوربین‌ها رو جوری نصب
‫کنی که کل اتاق

543
00:31:14,986 --> 00:31:16,722
‫- رو پوشش بده
‫- گرفتم

544
00:31:16,756 --> 00:31:18,537
‫و تنها راه برای اینکه بتونی صدامون رو بشنوی

545
00:31:18,561 --> 00:31:20,331
‫این هدفونه، ولی تا نرفتی تو اتاق

546
00:31:20,366 --> 00:31:21,801
‫نذارش تو گوشت

547
00:31:21,836 --> 00:31:23,479
‫اینم مجوز ورود به هتل

548
00:31:24,074 --> 00:31:26,480
‫چیزی ببینیم یا بشنویم،
‫میایم داخل

549
00:31:26,514 --> 00:31:28,417
‫- خوبه
‫- مطمئنی آماده‌ای؟

550
00:31:28,853 --> 00:31:30,567
‫اگه زود نرسم تو اون اتاق،

551
00:31:30,591 --> 00:31:32,165
‫تو لابی خوابم میبره

552
00:31:47,833 --> 00:31:48,955
‫اتاق میخوای؟

553
00:31:50,138 --> 00:31:51,256
‫آره

554
00:31:56,020 --> 00:31:57,279
‫فقط یه شب؟

555
00:31:57,577 --> 00:32:01,899
‫فقط همین. فقط دارم از اینجا رد میشم

556
00:32:01,934 --> 00:32:04,739
‫نام، نشانی قبلی، البته اگه داری

557
00:32:04,774 --> 00:32:06,019
‫ساعت 11 تخلیه‌ست

558
00:32:11,892 --> 00:32:13,122
‫اتاق 305

559
00:32:14,646 --> 00:32:17,300
‫آسانسور داریم ولی کار نمیکنه

560
00:32:18,635 --> 00:32:20,004
‫ممنون

561
00:32:40,539 --> 00:32:41,618
‫عجب

562
00:32:50,920 --> 00:32:53,292
‫خب، من الان تو اتاق 305 هستم

563
00:32:53,517 --> 00:32:55,297
‫خیلی‌خب، در و پنجره‌ها رو قفل کن

564
00:32:55,332 --> 00:32:56,535
‫دوربین رو نصب کن و برو رو تخت

565
00:32:57,069 --> 00:32:58,337
‫به روی چشم

566
00:33:01,200 --> 00:33:02,476
‫در قفل شد

567
00:33:05,624 --> 00:33:06,763
‫پنجره قفل شد

568
00:33:09,056 --> 00:33:10,245
‫پنجره قفل شد

569
00:33:17,630 --> 00:33:20,330
‫خیلی‌خب، حالا...

570
00:33:21,332 --> 00:33:23,733
‫این اتاقمه

571
00:33:26,612 --> 00:33:30,275
‫واقعاً... خیلی باشکوهه

572
00:33:32,856 --> 00:33:35,062
‫دوربین رو میذارم اینجا
‫روی کمد

573
00:33:35,096 --> 00:33:37,378
‫جلوی تخت، که من رو ببینین

574
00:33:42,447 --> 00:33:43,708
‫میتونین منو ببینین؟

575
00:33:43,733 --> 00:33:45,161
‫بلند و واضح

576
00:33:45,186 --> 00:33:46,939
‫دیگه میرم تو تخت

577
00:33:51,937 --> 00:33:54,325
‫اوه. نه، نمیرم

578
00:33:56,598 --> 00:33:57,861
‫نمیرم زیر پتو

579
00:34:05,404 --> 00:34:07,039
‫پسر، امیدوارم سریع جواب بده

580
00:34:07,074 --> 00:34:10,395
‫چون این تخت خیلی مزخرفیه

581
00:34:12,254 --> 00:34:13,455
‫هنوز میتونین منو ببینین؟

582
00:34:13,489 --> 00:34:14,745
‫آره، داریمت

583
00:34:14,927 --> 00:34:15,928
‫خیلی‌خب

584
00:34:31,245 --> 00:34:33,270
‫خبر نشد؟

585
00:34:33,305 --> 00:34:34,399
‫هنوز هیچی

586
00:34:49,345 --> 00:34:50,914
‫منو یاد فیلمای خارجی‌ای میندازه

587
00:34:50,948 --> 00:34:52,919
‫که زن دومم مجبورم میکرد نگاه کنم

588
00:34:52,953 --> 00:34:54,568
‫با این تفاوت که این داستان قوی‌تری داره

589
00:34:58,534 --> 00:35:01,006
‫- چه خبر شده؟
‫- یه چیزی اون داخله

590
00:35:38,207 --> 00:35:39,250
‫بیا عقب!

591
00:35:55,048 --> 00:35:57,152
‫مونرو! کجا رفت؟

592
00:35:57,187 --> 00:36:00,320
‫مونرو، میتونی تکون بخوری؟

593
00:36:00,930 --> 00:36:02,365
‫دوربین افتاده

594
00:36:02,400 --> 00:36:04,237
‫حتماً از پشت کمد اومده

595
00:36:04,271 --> 00:36:05,306
‫پشتش رو چک کن

596
00:36:05,340 --> 00:36:07,211
‫پشتش خالیه

597
00:36:07,245 --> 00:36:08,881
‫بنظر میاد به دیوار وصله

598
00:36:11,622 --> 00:36:13,392
‫یه جور راه رفت و آمده

599
00:36:13,427 --> 00:36:15,596
‫اگه از اینجا رفته بیرون، ما هم باید بریم

600
00:36:15,967 --> 00:36:18,765
‫برمیگردیم

601
00:36:19,172 --> 00:36:21,134
‫داره دور میشه. باید بریم

602
00:36:25,289 --> 00:36:27,126
‫اینجوری ولم نکنین!

603
00:36:59,239 --> 00:37:01,109
‫آره، هاندجیگر

604
00:37:17,250 --> 00:37:18,496
‫اگه اشتباه میگم حرفم رو تصحیح کن، ولی من

605
00:37:18,520 --> 00:37:19,680
‫فکر میکردم یه الپ طرف حسابمونه

606
00:37:19,705 --> 00:37:21,058
‫هنک. هنک!

607
00:37:21,092 --> 00:37:22,146
‫اینجاییم

608
00:37:23,648 --> 00:37:26,191
‫پس گمونم میخواستی بهمون بگی
‫یه هاندجیگر بوده

609
00:37:26,764 --> 00:37:28,187
‫- چی؟
‫- اسکات

610
00:37:29,139 --> 00:37:30,268
‫همون مدیره

611
00:37:30,684 --> 00:37:32,488
‫من هاندجیگر اینا ندیدم

612
00:37:32,575 --> 00:37:34,641
‫پسر، من یه الپ دیدم

613
00:37:35,209 --> 00:37:37,865
‫خدایا. کجاست؟

614
00:37:38,177 --> 00:37:40,055
‫حتماً یه راه مخفی دیگه هم هست

615
00:37:59,086 --> 00:38:00,253
‫صداش رو میشنوم

616
00:38:10,638 --> 00:38:13,119
‫خب، تا اینجا که اومدیم

617
00:38:26,462 --> 00:38:28,399
‫اینجا یه هتل ارزونه؟

618
00:38:31,756 --> 00:38:33,125
‫خدای من. شما کی هستین؟

619
00:38:33,160 --> 00:38:35,440
‫اینجا چیکار دارین؟
‫زنگ میزنم پلیس

620
00:38:38,850 --> 00:38:40,534
‫مال من تو خونه جا مونده

621
00:38:40,975 --> 00:38:42,579
‫- بورلی گاروود
‫- پس شما تو

622
00:38:42,604 --> 00:38:45,752
‫- لس‌آنجلس زندگی نمیکنین دیگه؟
‫- چی میخواین؟

623
00:38:45,846 --> 00:38:48,095
‫یه انتقام کوچولو بابت عمه اِیدای من

624
00:38:48,130 --> 00:38:50,157
‫ها؟

625
00:38:50,783 --> 00:38:53,451
‫آره. الپ خودتی

626
00:39:04,202 --> 00:39:06,720
‫خدای من. تو یه گریمی

627
00:39:06,974 --> 00:39:10,047
‫پس متوجهی. یه مشکلی با هم داریم

628
00:39:10,114 --> 00:39:12,377
‫با من از مشکلات حرف نزن

629
00:39:12,418 --> 00:39:14,669
‫نمیدونی بدون خواب زندگی کردن چجوریه

630
00:39:16,062 --> 00:39:18,988
‫تازه، میخوای چه اتهامی بهم بزنی؟

631
00:39:19,641 --> 00:39:22,743
‫الپ بودن؟ من کسی رو نکشتم

632
00:39:23,390 --> 00:39:24,895
‫پیشنهاد میکنم اینجا رو ترک کنی

633
00:39:25,864 --> 00:39:27,711
‫از نظر من، بورلی

634
00:39:28,651 --> 00:39:30,278
‫دو تا گزینه داری

635
00:39:31,703 --> 00:39:34,761
‫یک، هتل رو میفروشی،

636
00:39:35,346 --> 00:39:38,031
‫تمام پولش رو میدی به پناهگاه‌های
‫بی‌خانمان‌های محلی،

637
00:39:38,126 --> 00:39:40,257
‫و پورتلند رو برای همیشه ترک میکنی

638
00:39:40,291 --> 00:39:43,000
‫فکر نمیکنم. اون یکی گزینه چیه؟

639
00:39:43,578 --> 00:39:47,615
‫همونطور که گفتی، من گریم هستم

640
00:39:49,146 --> 00:39:50,784
‫چطوره یه الپ کمتر تو دنیا باشه؟

641
00:39:54,053 --> 00:39:56,089
‫با اینکار دیگه کی بی‌خواب میشه؟

642
00:40:05,419 --> 00:40:08,120
‫فردا اول صبح به بنگاهی زنگ میزنم

643
00:40:30,942 --> 00:40:34,009
‫خب، همونطور که اون مرد گفت،

644
00:40:34,677 --> 00:40:37,405
‫زندگی کابوسیه که نمیذاره آدم بخوابه

645
00:40:38,133 --> 00:40:41,089
‫پس... خوب بخوابی

646
00:40:57,967 --> 00:41:00,429
‫میدونی تقویم مایایی‌ها چطور
‫تو سال 2012 به پایان رسید؟

647
00:41:00,454 --> 00:41:02,258
‫- اوهوم
‫- خب مشکل اینه که

648
00:41:02,292 --> 00:41:04,931
‫نمیشه از ستاره‌ها یه سال مشخص رو پیشبینی کرد

649
00:41:04,965 --> 00:41:06,434
‫چون در واقع اصلاً تکون نمیخورن

650
00:41:06,469 --> 00:41:08,941
‫ولی اگه بتونیم نقشه‌ی موقعیت
‫سیاره‌های منظورمه شمسی

651
00:41:08,975 --> 00:41:11,666
‫رو بکشیم، امکانش هست بتونیم
‫ازش سر دربیاریم؟

652
00:41:12,517 --> 00:41:14,988
‫منظورت اینه که چون سیاره‌ها دیگه هیچوقت

653
00:41:15,024 --> 00:41:16,915
‫تو اون موقعیت‌ها قرار نمیگیرن؟

654
00:41:17,442 --> 00:41:19,914
‫میدونی، راستش یه برنامه دارم که

655
00:41:19,939 --> 00:41:23,480
‫حدوداً میتونه تاریخ رو بر اساس
‫موقعیت سیاره‌ها محاسبه کنه

656
00:41:25,756 --> 00:41:28,322
‫خیلی‌خب. خوبه، این منظومه شمسیه

657
00:41:28,356 --> 00:41:30,493
‫اون زمینه. حالا اگه بتونیم

658
00:41:30,528 --> 00:41:33,200
‫طرح روی پارچه رو با موقعیت سیاره‌ها

659
00:41:33,235 --> 00:41:34,847
‫تطابق بدیم

660
00:41:35,640 --> 00:41:39,323
‫با تاریخ امروز تطابقش میدم،
‫و از اونجا به عقب برمیگردم

661
00:41:43,159 --> 00:41:44,385
‫جواب میده؟

662
00:41:46,233 --> 00:41:48,037
‫نه به اون صورت. هر چقدر میرم عقب‌تر،

663
00:41:48,071 --> 00:41:49,799
‫از اون الگو بیشتر دور میشه

664
00:41:50,300 --> 00:41:52,046
‫شاید اصلاً سالنامه نیست

665
00:41:52,080 --> 00:41:53,805
‫صبر کن، وایسا ببینم، بذار دوباره امتحان کنم

666
00:41:54,617 --> 00:41:55,745
‫اون درست بود

667
00:41:57,594 --> 00:42:00,333
‫نه، زیادی رفتم جلو

668
00:42:00,367 --> 00:42:01,971
‫نه، منظورت چیه؟ باهاش مطابقت داره

669
00:42:02,005 --> 00:42:03,318
‫آره، ولی تاریخش تو گذشته نیست

670
00:42:03,342 --> 00:42:04,555
‫تو آینده‌ست

671
00:42:05,556 --> 00:42:07,527
‫24ام مارچ

672
00:42:11,328 --> 00:42:12,785
‫پس سالنامه هست

673
00:42:13,567 --> 00:42:14,811
‫بنظرم هست

674
00:42:16,641 --> 00:42:18,631
‫واسه چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده؟

675
00:42:21,119 --> 00:42:40,281
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

