1
00:00:01,255 --> 00:00:03,024
‫آنچه در "گریم" گذشت...

2
00:00:03,335 --> 00:00:05,445
‫- ایو اینجاست
‫- چی؟ کجاست؟

3
00:00:05,470 --> 00:00:07,589
‫- تو دیوار
‫- خدای من، ایو!

4
00:00:07,614 --> 00:00:08,581
‫حالش حسابی خرابه

5
00:00:08,606 --> 00:00:10,486
‫- حالت چطوره؟
‫- واقعاً نباید اینجا باشم

6
00:00:10,510 --> 00:00:11,588
‫فکر نمیکنم الان تو شرایطی باشی

7
00:00:11,612 --> 00:00:12,580
‫که بری جای دیگه‌ای

8
00:00:12,614 --> 00:00:13,615
‫به به، عجب سوپرایزی

9
00:00:13,649 --> 00:00:14,817
‫یه ضربان قلب سوم هم وجود داره

10
00:00:14,852 --> 00:00:16,646
‫من دوستت دارم و از پسش بر میایم

11
00:00:16,671 --> 00:00:17,756
‫چی داری نقاشی میکنی؟

12
00:00:17,791 --> 00:00:19,092
‫مامان گفت نباید بهت بگم

13
00:00:19,127 --> 00:00:20,596
‫پس یه سالنماست

14
00:00:20,630 --> 00:00:22,418
‫برای چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده؟

15
00:00:24,905 --> 00:00:26,107
‫نیک!

16
00:00:34,446 --> 00:00:41,218
‫«هیچکس شر رو به دلیل شر بودنش انتخاب نمیکنه،
‫فقط اون رو با خوشبختی اشتباه میگیره.»

17
00:00:42,542 --> 00:00:44,711
‫اگه خوشه پروین اینجا باشه،

18
00:00:44,988 --> 00:00:47,684
‫ثور اینجا و جبار اینجاست

19
00:00:47,967 --> 00:00:49,655
‫پس این اتفاق هر چی که هست،

20
00:00:49,689 --> 00:00:52,151
‫حتماً خیلی نزدیک نقطه اعتدالین مارس هست

21
00:00:52,504 --> 00:00:54,942
‫پس میدونیم یه اتفاقی در انتظارمونه،
‫فقط نمیدونیم اون چیه...

22
00:00:55,013 --> 00:00:55,934
‫یا چه وقتیه

23
00:00:55,968 --> 00:00:57,991
‫به نفعمونه زودتر ازش سر دربیاریم

24
00:00:58,017 --> 00:01:00,043
‫اینم نمیدونیم که اون اتفاق خوبه یا بد

25
00:01:00,077 --> 00:01:02,350
‫این مدت که خیلی اتفاق خوب به پستمون نخورده

26
00:01:02,897 --> 00:01:05,963
‫پس حتماً یه بلاییه

27
00:01:06,656 --> 00:01:08,573
‫بارون یا قورباغه، ملخ...

28
00:01:08,598 --> 00:01:09,583
‫بازرسی مالیاتی...

29
00:01:09,608 --> 00:01:11,198
‫یا یه چیز که از اونم عجیب‌تره

30
00:01:11,672 --> 00:01:14,214
‫یه نگاه به این اسطوره‌نگاری باستانی بندازین

31
00:01:14,239 --> 00:01:15,708
‫که بر اساس صور فلکی‌ای که

32
00:01:15,742 --> 00:01:17,143
‫از روی اون پارچه درآوردیم

33
00:01:17,178 --> 00:01:18,880
‫که پاپ گرگوری سیزدهم دستورش رو داده،

34
00:01:18,915 --> 00:01:21,085
‫که تو سال 1575 روی سقف "سالا بولونیا"

35
00:01:21,119 --> 00:01:24,215
‫توسط "جیووانی آنتونیو وانوسینا داواره‌زه" نقاشی شد

36
00:01:24,240 --> 00:01:25,241
‫آره، و؟

37
00:01:25,285 --> 00:01:27,755
‫میدونم راهی وجود نداره که ازش مطمئن شیم...

38
00:01:28,407 --> 00:01:29,577
‫ولی با توجه به چیزی که کشیده،

39
00:01:29,603 --> 00:01:31,606
‫بنظرم جیووانی ممکنه یه گریم بوده باشه

40
00:01:31,641 --> 00:01:32,608
‫واقعاً هم ترسناک (گریم) بنظر میاد

41
00:01:32,643 --> 00:01:33,978
‫اگه چیزایی که فرض میکردن

42
00:01:34,013 --> 00:01:35,814
‫موجودات کافر نجومی‌ان،

43
00:01:35,850 --> 00:01:38,620
‫در واقع یه نماد هنری از وسن

44
00:01:38,655 --> 00:01:41,159
‫از این جهان یا یه جهان موازی
‫یا هر جای دیگه‌ای باشن، چی؟

45
00:01:41,193 --> 00:01:44,032
‫پس... لیو میشه لوئن

46
00:01:44,066 --> 00:01:46,269
‫"ارسا" میشه "ییگربار"

47
00:01:46,708 --> 00:01:48,468
‫- تورس...
‫- توریوس آرمنتا

48
00:01:48,493 --> 00:01:51,046
‫یعنی داری میگی وسن‌ها از سیاره‌های دیگه میان؟

49
00:01:51,080 --> 00:01:53,807
‫نه ولی دارم میگم شاید
‫جیووانی داره اینو میگه

50
00:01:53,832 --> 00:01:55,666
‫خب ما نمیتونیم همچین جهشی بکنیم،
‫حداقل الان نه

51
00:01:55,690 --> 00:01:57,336
‫و هنوزم معلوم نشده این اتفاق قریب‌الوقوع

52
00:01:57,360 --> 00:01:59,062
‫کِی قراره بیفته

53
00:01:59,510 --> 00:02:02,029
‫و قرار هم نیست امشب ازش سر دربیاریم،
‫من باید برم خونه

54
00:02:02,054 --> 00:02:04,328
‫آره، من خودم هم دارم کم کم از پا میفتم

55
00:02:04,687 --> 00:02:06,439
‫- تو میای؟
‫- نمیتونم

56
00:02:07,378 --> 00:02:08,236
‫چرا؟

57
00:02:08,270 --> 00:02:10,576
‫خوب نیست من پیش تو و ادلیند بمونم

58
00:02:10,601 --> 00:02:13,001
‫واقعاً ممنونم از لطفی که در حقم
‫کردین، ولی...

59
00:02:14,449 --> 00:02:16,352
‫شما به خلوتتون احتیاج دارین، منم همینطور

60
00:02:16,638 --> 00:02:18,264
‫و دایانا هم تختش رو لازم داره

61
00:02:18,625 --> 00:02:20,671
‫- خب میخوای کجا بمونی؟
‫- نگرانش نباش

62
00:02:20,696 --> 00:02:21,978
‫میتونی بیای پیش ما

63
00:02:22,003 --> 00:02:24,101
‫نه، شما هم به خلوتتون نیاز دارین

64
00:02:24,135 --> 00:02:25,871
‫آره، ولی خب کجا میخوای بری؟

65
00:02:25,906 --> 00:02:28,175
‫خب، راستش تو این فکر بودم که هنوز کلی
‫تحقیقات هست که

66
00:02:28,210 --> 00:02:29,512
‫باید انجام بشه،

67
00:02:29,547 --> 00:02:31,516
‫برای همین... شاید بتونم یه مدت

68
00:02:31,551 --> 00:02:33,084
‫اینجا تو عطاری بمونم

69
00:02:33,186 --> 00:02:35,024
‫راحت‌ترین جا واسه زندگی نیست،

70
00:02:35,058 --> 00:02:37,534
‫ولی یه تخت تاشو و یه حموم داره

71
00:02:37,705 --> 00:02:39,270
‫فقط تا وقتی که از این قضیه سر دربیاریم

72
00:02:39,295 --> 00:02:41,246
‫بدون شک اگه تو اینجا باشی
‫دیگه لازم نیست

73
00:02:41,270 --> 00:02:42,515
‫نگران دزدی از مغازه باشیم

74
00:02:43,368 --> 00:02:45,331
‫- خوش اومدی
‫- ممنون

75
00:02:45,432 --> 00:02:47,950
‫خیلی‌خب. فردا میبینمتون

76
00:03:06,196 --> 00:03:08,591
‫- باید از اینجا بری
‫- میدونم کجای کار اشتباه بود

77
00:03:08,626 --> 00:03:10,810
‫- برام مهم نیست
‫- میتونیم درستش کنیم

78
00:03:10,835 --> 00:03:12,939
‫- نمیشنوی چی میگم؟
‫- به کمکت نیاز دارم

79
00:03:12,964 --> 00:03:14,447
‫- نه!
‫- خواهش میکنم

80
00:03:14,472 --> 00:03:16,307
‫خواهش میکنم "دیردره"، التماست میکنم

81
00:03:16,341 --> 00:03:18,560
‫- برو بیرون
‫- نمیتونم تنهایی از پسش بربیام

82
00:03:18,585 --> 00:03:19,765
‫نمیخوام توش سهیم باشم

83
00:03:19,816 --> 00:03:21,184
‫همین الانشم سهیم هستی

84
00:03:21,485 --> 00:03:23,010
‫- زنگ میزنم حراست
‫- نه

85
00:03:23,291 --> 00:03:25,660
‫نه، نه، خواهش میکنم دیردره...
‫خیلی نزدیک شدیم!

86
00:03:27,350 --> 00:03:30,636
‫سلام، دکتر همپتون هستم
‫از بخش علمی

87
00:03:30,901 --> 00:03:32,278
‫میشه...

88
00:03:32,880 --> 00:03:34,678
‫هیچی، ممنون

89
00:03:41,968 --> 00:03:43,696
‫- دیردره
‫- بازم شلی اومده بود!

90
00:03:43,730 --> 00:03:45,166
‫نمیدونم چیکار کنم

91
00:03:45,200 --> 00:03:46,668
‫آروم باش. کجایی؟

92
00:03:46,703 --> 00:03:48,920
‫تو آزمایشگاه. اون بیخیال نمیشه

93
00:03:49,045 --> 00:03:50,977
‫اون هیچ کاری نمیتونه باهامون بکنه

94
00:03:51,002 --> 00:03:52,513
‫میتونه ما رو نابود کنه!

95
00:03:52,548 --> 00:03:54,585
‫نه بدونِ نابود کردن خودش

96
00:03:55,012 --> 00:03:56,991
‫از اولشم نباید درگیر این ماجرا میشدیم

97
00:03:57,224 --> 00:03:59,908
‫ببین، ما... اشتباه وحشتناکی کردیم

98
00:04:00,119 --> 00:04:01,371
‫باید باهاش کنار بیایم

99
00:04:01,396 --> 00:04:02,701
‫ولی اون نمیتونه بدون ما انجامش بده

100
00:04:02,736 --> 00:04:03,928
‫بالاخره آخرش جا میزنه

101
00:04:03,952 --> 00:04:05,186
‫امیدوارم حق با تو باشه

102
00:04:05,906 --> 00:04:06,930
‫فقط برو خونه

103
00:04:24,950 --> 00:04:44,970
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

104
00:05:02,011 --> 00:05:03,371
‫تو کی بودی؟

105
00:05:06,350 --> 00:05:07,634
‫الان کی هستی؟

106
00:06:36,080 --> 00:06:37,089
‫ایو؟

107
00:06:38,389 --> 00:06:39,857
‫ممکنه هنوز تو زیرزمین باشه

108
00:06:40,000 --> 00:06:41,093
‫میشه بری چک کنی؟

109
00:06:43,979 --> 00:06:45,202
‫وای خدایا

110
00:06:45,236 --> 00:06:47,039
‫- مونرو!
‫- چیه؟

111
00:06:47,537 --> 00:06:48,709
‫زنگ بزن اورژانس

112
00:06:51,755 --> 00:06:52,822
‫بریم سراغش

113
00:06:52,847 --> 00:06:54,138
‫دکتر دیردره همپتون،

114
00:06:54,310 --> 00:06:56,302
‫استاد بیوشیمی
‫و داروی احیاکننده

115
00:06:56,326 --> 00:06:58,262
‫دیشب داشته تا دیروقت کار میکرده

116
00:06:58,297 --> 00:07:00,043
‫که یه جای کار بدجور اشتباه پیش رفته

117
00:07:00,601 --> 00:07:02,537
‫اون جای کار همینجاست

118
00:07:04,257 --> 00:07:05,643
‫بنظر نمیاد چیزی دزدیده شده باشه

119
00:07:05,678 --> 00:07:07,147
‫کیفش کنار دره

120
00:07:07,181 --> 00:07:08,646
‫احتمالاً خودش انداختتش اونجا، باز هم نکرده

121
00:07:08,670 --> 00:07:10,295
‫ماشینش هنوز تو پارکینگه

122
00:07:10,454 --> 00:07:11,756
‫بنظرت یه رفتار خشونت‌آمیز عادیه؟

123
00:07:12,094 --> 00:07:13,660
‫شخصی‌تر از اینا بنظر میاد

124
00:07:13,695 --> 00:07:16,057
‫آره، یه نفر میخواسته آمزمایشگاه رو روی سرش خراب کنه

125
00:07:16,630 --> 00:07:17,889
‫کی جسد رو پیدا کرده؟

126
00:07:17,951 --> 00:07:19,806
‫نظافت‌چی‌ها، حدود ساعت 3 صبح

127
00:07:19,859 --> 00:07:21,001
‫شاهدی نداریم؟

128
00:07:21,026 --> 00:07:22,347
‫کسی پا پیش نذاشته

129
00:07:22,612 --> 00:07:23,793
‫موبایلش رو چک کنیم

130
00:07:24,419 --> 00:07:25,858
‫قفلش با اثر انگشتش باز میشه

131
00:07:33,401 --> 00:07:37,641
‫آخرین تماس با "سانجی راژو" در
‫ساعت 11:42 شب گرفته شده

132
00:07:37,676 --> 00:07:39,312
‫تماس 28 ثانیه طول کشیده

133
00:07:39,346 --> 00:07:40,967
‫بگردم دنبال سانجی راژو

134
00:07:41,460 --> 00:07:42,418
‫دوربین امنیتی دارن؟

135
00:07:42,452 --> 00:07:44,867
‫دوربین امنیتی دارن، فقط
‫همشون تو پارکینگ نصب شدن

136
00:07:44,891 --> 00:07:46,121
‫دارن مرتبشون میکنن

137
00:07:46,575 --> 00:07:50,835
‫خیلی‌خب، آمار آخرین فردی که باهاش تماس گرفته
‫رو درآوردم، دکتر سانجی راژو

138
00:07:51,235 --> 00:07:52,506
‫اونم از کارمندان دانشگاهه

139
00:07:52,540 --> 00:07:53,875
‫آدرس و شماره تلفنش رو لازم داریم

140
00:07:53,909 --> 00:07:55,428
‫باشه، الان براتون میفرستم

141
00:07:55,826 --> 00:07:57,594
‫بله، مونرو

142
00:07:57,619 --> 00:08:00,522
‫نیک، ایو حتماً دیشب افتاده
‫و به سرش ضربه خورده

143
00:08:00,556 --> 00:08:02,236
‫یا شایدم همین امروز صبح، نمیدونم

144
00:08:02,260 --> 00:08:03,939
‫وقتی در مغازه رو باز کردیم پیداش کردیم

145
00:08:03,963 --> 00:08:05,475
‫- حالش خوبه؟
‫- هنوز بیهوشه

146
00:08:05,499 --> 00:08:06,902
‫بهیارها دارن درمانش میکنن

147
00:08:06,936 --> 00:08:08,617
‫میگن میخوان ببرنش به "اوِرتن"

148
00:08:08,773 --> 00:08:10,855
‫- تو فکرمون بود که...
‫- اونجا میبینمتون

149
00:08:13,102 --> 00:08:15,205
‫جولیت صدمه دیده. باید
‫برم بیمارستان

150
00:08:15,230 --> 00:08:17,289
‫باشه، بهم خبر بده حالش چطوره

151
00:08:17,708 --> 00:08:19,030
‫نگران نباش. ما اینو حلش میکنیم

152
00:08:21,432 --> 00:08:22,800
‫الان گفت جولیت؟

153
00:08:22,835 --> 00:08:24,512
‫آره، گفت

154
00:08:26,709 --> 00:08:28,227
‫تو این مورد به کمکت نیاز دارم

155
00:08:28,470 --> 00:08:30,080
‫فکر میکردم هیچوقت اینو نمیخوای

156
00:08:30,484 --> 00:08:32,019
‫خیلی‌خب، بگیم واحد صحنه‌ی جرم بیاد اینجا

157
00:08:52,629 --> 00:08:54,201
‫الو؟ شان رنارد...

158
00:08:55,110 --> 00:08:56,785
‫باید جالب باشه

159
00:08:56,810 --> 00:08:58,068
‫حالت چطوره داشا؟

160
00:08:58,093 --> 00:09:00,313
‫اوضاع تو سیبری چطوره؟

161
00:09:00,338 --> 00:09:01,892
‫چی میخوای؟

162
00:09:03,385 --> 00:09:08,335
‫یه چیزی هست که میخوام
‫بهش یه نگاه بندازی

163
00:09:10,463 --> 00:09:11,997
‫اون چیه؟

164
00:09:12,021 --> 00:09:16,032
‫نمیدونم، بخاطر همینم هست که
‫میخوام بهش یه نگاه بندازی

165
00:09:17,518 --> 00:09:19,519
‫از کجا آوردیش؟

166
00:09:19,605 --> 00:09:21,467
‫دخترم نقاشی کرده

167
00:09:21,491 --> 00:09:23,305
‫تو دختر هم داری؟

168
00:09:24,025 --> 00:09:25,808
‫اوضاع تغییر کرده، مگه نه، شان؟

169
00:09:25,833 --> 00:09:27,230
‫آره، تغییر کرده

170
00:09:28,114 --> 00:09:31,235
‫چرا دخترت باید همچین چیزی بکشه؟

171
00:09:31,882 --> 00:09:33,198
‫گفت اینا رو دیده

172
00:09:33,223 --> 00:09:35,208
‫کجا ممکنه اینو دیده باشه

173
00:09:35,233 --> 00:09:36,779
‫تو یه تونل

174
00:09:36,804 --> 00:09:38,446
‫فقط همین رو میدونم

175
00:09:40,160 --> 00:09:43,944
‫میشه سر و تهش رو دربیاری ببینی
‫این معنایی داره یا نه؟

176
00:09:43,969 --> 00:09:46,790
‫همین الان بهت میگم. معنا داره

177
00:09:47,708 --> 00:09:50,794
‫اینکه چه معنایی، فهمیدنش سخت‌تره

178
00:09:51,932 --> 00:09:53,375
‫وقتی چیزی فهمیدم

179
00:09:53,400 --> 00:09:55,181
‫بهت خبر میدم

180
00:09:56,127 --> 00:09:57,692
‫اسم دختر چیه؟

181
00:09:58,139 --> 00:09:59,201
‫دیانا

182
00:09:59,718 --> 00:10:01,298
‫نقاشی رو واسم بفرست

183
00:10:01,579 --> 00:10:04,605
‫میدونی که مادرش کیه؟

184
00:10:04,934 --> 00:10:06,889
‫خداحافظ داشا

185
00:10:08,555 --> 00:10:10,229
‫تو اتاق پشتی پیداش کردیم که افتاده بود زمین

186
00:10:10,253 --> 00:10:12,246
‫سرش رو بریده بود و کلی
‫هم خون اونجا ریخته بود

187
00:10:12,449 --> 00:10:15,038
‫دیشب قبل از اینکه برید بهتون چیزی گفت؟

188
00:10:15,523 --> 00:10:17,025
‫یعنی حالش خوبه بود؟

189
00:10:17,095 --> 00:10:18,321
‫حالش اوکی بود...

190
00:10:18,346 --> 00:10:19,570
‫وقتی هم که اومدیم بیرون هنوز اوکی بود

191
00:10:19,604 --> 00:10:20,849
‫آره، نمیخواست بیخیال بشه

192
00:10:21,240 --> 00:10:22,592
‫تنها موضوع عجیب...

193
00:10:23,285 --> 00:10:24,430
‫اون آینه بود

194
00:10:25,322 --> 00:10:26,416
‫کدوم آینه؟

195
00:10:26,659 --> 00:10:28,529
‫اون آینه دستی‌ای که وقتی تبدیل به رنارد شدی

196
00:10:28,563 --> 00:10:30,265
‫بهت نشونش دادیم

197
00:10:30,299 --> 00:10:32,212
‫کنارش افتاده بود رو زمین،
‫خونی هم بود

198
00:10:32,236 --> 00:10:33,605
‫مشخصه که افتاده روش

199
00:10:33,649 --> 00:10:34,833
‫ولی نمیدونم چرا باید روی زمین باشه

200
00:10:34,857 --> 00:10:37,498
‫- مگه اینکه داشته خودش رو تو آینه نگاه میکرده
‫- خب حتماً برش داشته دیگه

201
00:10:37,522 --> 00:10:39,717
‫ولی بنظرم ایو از اون آدمایی نیست که

202
00:10:39,752 --> 00:10:42,035
‫زمان زیادی رو جلو آینه بگذرونه

203
00:10:42,060 --> 00:10:44,201
‫یه اتفاقی تو خونه‌ی من افتاد

204
00:10:45,819 --> 00:10:47,986
‫ایو تو حموم بود، منم تو آشپزخونه

205
00:10:48,088 --> 00:10:51,074
‫یه صدایی شنیدم...
‫مثل صدای باد

206
00:10:51,108 --> 00:10:52,976
‫یا برق بود، و بعدش ایو جیغ زد

207
00:10:53,001 --> 00:10:54,776
‫منم دوییدم سمتش، اون داشت
‫به آینه نگاه میکرد

208
00:10:54,800 --> 00:10:57,128
‫با این تفاوت که اون آینه نبود

209
00:10:58,045 --> 00:11:03,040
‫مثل یه صورت جمجمه‌ای سیاه بود

210
00:11:03,065 --> 00:11:04,367
‫که بهش زل زده بود

211
00:11:04,392 --> 00:11:06,539
‫- وای پسر
‫- و بعد روش رو کرد به من

212
00:11:06,573 --> 00:11:07,475
‫و درست به من نگاه کرد

213
00:11:07,500 --> 00:11:09,282
‫و الان داری این رو بهمون میگی؟

214
00:11:09,307 --> 00:11:10,698
‫خب، همون روزی بود که قرار
‫بود بریم گورج

215
00:11:10,722 --> 00:11:11,808
‫نمیخواستم جشن تو رو خراب کنم

216
00:11:11,832 --> 00:11:13,356
‫چیزی میدونی از اینکه اون چیه

217
00:11:13,381 --> 00:11:15,186
‫یا اینکه اون صورت چه معنایی داره؟

218
00:11:15,211 --> 00:11:17,687
‫فقط اینکه ایو گفت شبیه اون وقتی بوده که

219
00:11:17,712 --> 00:11:19,089
‫تو چنگ مرگ بوده

220
00:11:19,114 --> 00:11:22,821
‫خب... شاید دیشب دوباره دیدتش

221
00:11:22,850 --> 00:11:25,024
‫- آره
‫- خیلی‌خب، تو اینجا بمون

222
00:11:25,049 --> 00:11:27,769
‫من میخوام برگردم مغازه و یه
‫نگاه دیگه به اون آینه بندازم

223
00:11:38,389 --> 00:11:39,758
‫دکتر سانجی راژو؟

224
00:11:39,783 --> 00:11:41,261
‫شما همون کاراگاهی هستین که باهاش حرف زدم؟

225
00:11:41,285 --> 00:11:43,442
‫بله من کاراگاه گریفین هستم،
‫ایشون هم گروهبان وو

226
00:11:43,467 --> 00:11:44,958
‫بفرمایید داخل. بنشینید

227
00:11:45,861 --> 00:11:48,080
‫خیلی وحشتناکه

228
00:11:48,616 --> 00:11:50,746
‫نمیتونم باور کنم همچین اتفاقی ممکنه

229
00:11:52,022 --> 00:11:53,791
‫شما تو دانشگاه با دکتر دیردره همپتون

230
00:11:53,826 --> 00:11:54,687
‫کار کردین

231
00:11:54,742 --> 00:11:56,681
‫اوه، بله. بله، ایشون...

232
00:11:57,362 --> 00:11:58,496
‫زن فوق‌العاده‌ای بودن

233
00:11:58,531 --> 00:12:00,400
‫دانشمند معرکه‌ای بود

234
00:12:00,435 --> 00:12:02,406
‫و اینکه چنین اتفاقی براش بیفته...

235
00:12:03,822 --> 00:12:06,426
‫شرمنده، میدونم باید ازم سوال بپرسین

236
00:12:06,452 --> 00:12:08,374
‫آخرین باری که با دکتر همپتون صحبت کردین کِی بود؟

237
00:12:08,546 --> 00:12:09,906
‫دیشب، پشت تلفن

238
00:12:09,931 --> 00:12:11,525
‫یادتونه ساعت چند بود؟

239
00:12:11,741 --> 00:12:14,458
‫دیروقت بود. فکر کنم از 11 گذشته بود

240
00:12:14,483 --> 00:12:15,670
‫در چه مورد حرف زدین؟

241
00:12:16,401 --> 00:12:18,404
‫در مورد تحقیقی که داشتیم انجام میدادیم
‫یه سوال داشت

242
00:12:18,438 --> 00:12:20,041
‫یا فرایندهای ریخت‌زایی،

243
00:12:20,075 --> 00:12:22,212
‫دقیق‌تر بگم مربوطه به ویژگی‌های
‫شکل‌پذیری فنوتیپی

244
00:12:22,246 --> 00:12:24,549
‫در ارگانیزم‌های چندسلولی
‫مربوط به ترمیم

245
00:12:24,584 --> 00:12:26,095
‫و بقای باززادشونه...

246
00:12:27,416 --> 00:12:28,848
‫نسبتاً پیچیده‌ست

247
00:12:28,873 --> 00:12:30,669
‫همین؟ فقط حرفای قلمبه سلمبه؟

248
00:12:31,030 --> 00:12:32,565
‫بله... اون داشت تا دیروقت کار میکرد

249
00:12:32,600 --> 00:12:34,402
‫و شایدم یه کم درمونده شده بود

250
00:12:34,437 --> 00:12:35,510
‫ولی دیگه...

251
00:12:36,293 --> 00:12:38,224
‫دیگه تحقیقات ذاتش همینه

252
00:12:38,249 --> 00:12:40,320
‫دلیلی وجود نداره مبنی بر اینکه اون
‫نگران سلامتیش بوده باشه؟

253
00:12:40,344 --> 00:12:42,949
‫نه. نه، اگه اونجوری بود که یه چیزی میگفت

254
00:12:42,974 --> 00:12:45,599
‫تو دیشب وقتی باهاش حرف میزدی کجا بودی؟

255
00:12:48,289 --> 00:12:51,059
‫من اینجا تو خونه بودم

256
00:12:51,748 --> 00:12:54,019
‫و بعد از اون تماس هم تو خونه موندی؟

257
00:12:58,112 --> 00:13:00,055
‫امیدوارم فکر نکنین من ربطی به

258
00:13:00,089 --> 00:13:02,437
‫مرگش داشتم. من تمام شب همینجا بودم

259
00:13:02,554 --> 00:13:04,157
‫بعدش تماس‌های دیگه‌ای هم گرفتم

260
00:13:04,313 --> 00:13:06,493
‫میتونین رد موبایلم رو بزنین که بفهمین

261
00:13:06,535 --> 00:13:07,858
‫کجا بودم، ولی لطفاً وقتتون...

262
00:13:07,997 --> 00:13:09,307
‫وقتتون رو تلف نکنین

263
00:13:09,570 --> 00:13:10,633
‫وظیفه داریم بپرسیم

264
00:13:11,887 --> 00:13:13,574
‫بله، متوجهم. آره

265
00:13:14,606 --> 00:13:15,607
‫امر دیگه‌ای؟

266
00:13:15,632 --> 00:13:17,400
‫- معقول بنظر میومد
‫- آره

267
00:13:17,500 --> 00:13:19,361
‫همینطوره. بنظرت از نظر فیزیکی

268
00:13:19,395 --> 00:13:20,997
‫بهش میخوره بتونه اونکارو با همپتون بکنه؟

269
00:13:21,031 --> 00:13:22,567
‫احتمالاً نه، مگه اینکه وسن باشه

270
00:13:22,602 --> 00:13:24,249
‫ولی یه جای کار بو داره

271
00:13:24,274 --> 00:13:26,329
‫آره، همونی که راژو گفت دربارش حرف زدن

272
00:13:26,354 --> 00:13:28,346
‫آره، ویژگی‌های شکل‌پذیری فنوتیپی

273
00:13:28,380 --> 00:13:30,912
‫در ارگانیزم‌های چندسلولی ساده بنظر نمیاد

274
00:13:30,937 --> 00:13:33,522
‫ولی مکالمه‌شون کمتر از 30 ثانیه طول کشیده

275
00:13:33,557 --> 00:13:36,528
‫پس چطوری دو تا دانشمند
‫در مورد اون همه داستان با هم

276
00:13:36,563 --> 00:13:38,634
‫حرف میزنن و مکالمه‌شون هم کمتر از 30 ثانیه طول میکشه؟

277
00:13:38,897 --> 00:13:41,430
‫اینجوری که دیگه وقتی واسه سلام و خداحافظی نمیمونه

278
00:14:16,044 --> 00:14:18,113
‫راژو هیچ سابقه‌ای نداره

279
00:14:18,147 --> 00:14:19,450
‫همپتون هم همینطور

280
00:14:19,484 --> 00:14:22,128
‫یه تخلف رانندگی بینشون بوده،
‫که اونم مال سه سال پیشه

281
00:14:22,390 --> 00:14:24,444
‫خب، اونقدرا هم بی نام و نشون نیستن

282
00:14:24,741 --> 00:14:28,668
‫بنظر میاد همپتون داشته روی یه
‫تحقیقات سلولی پیشرفته کار میکرده

283
00:14:28,702 --> 00:14:31,340
‫اون فرایند ریخت‌زایی‌ای که راژو
‫ازش حرف میزد

284
00:14:31,375 --> 00:14:33,531
‫که مربوط به ویژگی‌های شکل‌پذیری
‫فنوتیپی بود

285
00:14:33,556 --> 00:14:35,736
‫در مورد احیای بافته

286
00:14:36,182 --> 00:14:38,454
‫تو این مقاله نوشته، این مقاله هم متعلق به

287
00:14:38,489 --> 00:14:41,227
‫تیم تحقیقاتی دانشگاه "مری‌ودر"ـه،
‫متشکل از همپتون، راژو و دو نفر دیگه

288
00:14:41,261 --> 00:14:43,675
‫دکتر ویکتور شلی و دکتر جولیان لیوی

289
00:14:43,700 --> 00:14:46,473
‫دیشب همپتون به هیچکدومشون زنگ نزده

290
00:14:46,607 --> 00:14:48,937
‫خیلی‌خب، از دوربین‌های امنیتی
‫چیزی دستگیرمون نشد، ولی...

291
00:14:50,032 --> 00:14:51,925
‫چند تا اثر انگشت کارم رو راه انداختن

292
00:14:51,950 --> 00:14:53,841
‫و فکر میکنم... نه وایسا،

293
00:14:54,415 --> 00:14:55,663
‫مطمئنم...

294
00:14:56,179 --> 00:14:57,517
‫عاشق این داستان میشی

295
00:14:57,542 --> 00:14:58,932
‫و منظورت از عشق...

296
00:14:58,957 --> 00:15:01,501
‫قدردانی کردن از

297
00:15:01,536 --> 00:15:04,507
‫دو تا اثر انگشتی که تو
‫صحنه جرم بدست آوردیم

298
00:15:04,542 --> 00:15:06,573
‫جفتشون، و محض تاکید تکرار میکنم که

299
00:15:06,933 --> 00:15:08,098
‫جفتشون تو سیستم هستن

300
00:15:08,123 --> 00:15:11,388
‫پس سر صحنه جرم دو تا
‫هویت داریم

301
00:15:11,422 --> 00:15:12,390
‫که سابقه دارن؟

302
00:15:12,434 --> 00:15:15,503
‫بله که داریم: یه "رابرت یوهانسون"
‫و یه "مارتین دومینگز"

303
00:15:15,597 --> 00:15:16,982
‫خب، واقعاً هم عاشق این داستانم

304
00:15:17,007 --> 00:15:18,992
‫آره، ولی عشقت رو نگه دار واسه این یکی

305
00:15:20,240 --> 00:15:21,408
‫جفتشون مُردن

306
00:15:21,651 --> 00:15:22,979
‫حدود شش ماه پیش

307
00:15:23,004 --> 00:15:24,892
‫و قبل از اینکه بپرسی خطای آزمایشگاهی بوده یا نه

308
00:15:24,916 --> 00:15:27,360
‫بگم که نیست. چک کردم،
‫دو بار هم چک کردم

309
00:15:28,958 --> 00:15:31,596
‫جسدشون برده شده به قبرستونِ "هیلز اند میزی"

310
00:15:31,630 --> 00:15:34,266
‫تمام کاغذبازیاش هم امضا شده،
‫مهر شده و روال عادی رو گذرونده

311
00:15:34,291 --> 00:15:35,770
‫خب، باعث میشه آدم فکر کنه

312
00:15:35,805 --> 00:15:37,685
‫که یکی دست‌های رابرت یوهانسون

313
00:15:37,709 --> 00:15:40,915
‫و مارتین دومینگز رو قطع کرده و
‫دکتر همپتون رو باهاشون کشته

314
00:15:40,949 --> 00:15:43,056
‫که اثر انگشت‌هاشون سر صحنه جرم مونده

315
00:15:43,081 --> 00:15:44,338
‫هرچند...

316
00:15:44,831 --> 00:15:46,793
‫یه حسی بهم میگه همچین چیزی نیست

317
00:15:46,828 --> 00:15:48,194
‫حست دلیل خوبی هم داره

318
00:15:48,822 --> 00:15:50,681
‫با توجه به اسناد مرگشون،

319
00:15:51,415 --> 00:15:52,672
‫جسد جفتشون سوزونده شده

320
00:15:52,706 --> 00:15:54,927
‫و یه دست سوخته چطوری
‫میتونه اثر انگشت داشته باشه؟

321
00:15:55,068 --> 00:15:57,360
‫همینو بگو! منم جا خوردم!

322
00:15:57,385 --> 00:15:59,228
‫ولی با اینحال عاشقش نیستی؟

323
00:15:59,299 --> 00:16:01,523
‫بنظرم باید بریم قبرستون هیلز اند میزی

324
00:16:01,558 --> 00:16:02,636
‫منم همین تو فکرم بود

325
00:16:02,660 --> 00:16:04,211
‫بذار اینو چاپ کنم

326
00:16:20,562 --> 00:16:21,752
‫نه...

327
00:16:23,859 --> 00:16:24,950
‫نه

328
00:16:27,750 --> 00:16:28,603
‫من نه

329
00:16:28,628 --> 00:16:30,630
<b>‫ [گمشده... آیا این مرد را دیده‌اید؟] </b>

330
00:16:34,478 --> 00:16:37,051
‫من نه! هیولا!

331
00:16:43,097 --> 00:16:44,864
‫تا حالا فکر کردی میخوای چیکار کنی؟

332
00:16:44,889 --> 00:16:45,724
‫در چه مورد؟

333
00:16:45,749 --> 00:16:49,846
‫- خودت. اینکه میخوای جسدت رو بسوزونن یا دفن کنن
‫- نه راستش، تو چی؟

334
00:16:50,112 --> 00:16:51,181
‫آره بابا

335
00:16:51,542 --> 00:16:54,640
‫اگه یه چیز باشه که نخوام، اون اینه
‫که تو خاک بخوابم

336
00:16:55,078 --> 00:16:57,283
‫بهش فکر هم که میکنم
‫تنم میلرزه

337
00:16:57,573 --> 00:17:00,793
‫منو بسوزونین، خاکسترم رو
‫تو رودخونه‌ی "ویلامت" پخش کنین

338
00:17:00,818 --> 00:17:03,209
‫و بذارین تا تهِ هر جا که میشه
‫آزادانه شناور باشم

339
00:17:03,234 --> 00:17:05,613
‫میدونی که خیلی از گاوها
‫و اسب‌ها از رودخونه آب میخورن

340
00:17:05,637 --> 00:17:07,463
‫- خب؟
‫- خب اگه یه گاو موقعی که از

341
00:17:07,498 --> 00:17:09,467
‫رودخونه آب میخوره، تو رو هم بخوره

342
00:17:09,593 --> 00:17:11,134
‫و بعد تو مزرعه دفعت کنه چی؟

343
00:17:11,306 --> 00:17:13,393
‫و یه کشاورز بیاد و تو اون مزرعه
‫کشت کنه

344
00:17:13,425 --> 00:17:16,068
‫بعدش یه دفعه میبینی زیر
‫زمین سرد و تاریک دفن شدی رفته

345
00:17:16,279 --> 00:17:17,984
‫با زندگی بعد از مرگ یه مرد شوخی نکن

346
00:17:20,494 --> 00:17:22,069
‫محدوده‌ی پذیرش...

347
00:17:22,094 --> 00:17:24,497
‫و نمیتونیم بذاریم اونجا خرت و پرت پخش باشه

348
00:17:24,532 --> 00:17:25,701
‫باید خاک بشه

349
00:17:25,735 --> 00:17:26,703
‫باید پاک بشه

350
00:17:26,737 --> 00:17:27,905
‫زمین‌ها خیلی به هم ریخته‌ان

351
00:17:27,939 --> 00:17:29,152
‫جلسه دارم!

352
00:17:29,785 --> 00:17:32,327
‫پس ترتیبش رو بدین، و سریع هم
‫اینکارو بکنین، چون باید...

353
00:17:32,790 --> 00:17:33,758
‫شما کی هستین؟

354
00:17:33,784 --> 00:17:34,852
‫کاراگاه گریفین

355
00:17:34,887 --> 00:17:35,888
‫گروهبان وو

356
00:17:36,378 --> 00:17:37,858
‫- آقای ملویل؟
‫- بله

357
00:17:37,893 --> 00:17:39,205
‫- قضیه چیه؟
‫- اینا کی‌ان؟

358
00:17:39,229 --> 00:17:40,100
‫اینجا کار میکنن!

359
00:17:40,125 --> 00:17:41,533
‫و الان وسط یه جلسه بودیم...

360
00:17:41,557 --> 00:17:42,558
‫برید بیرون لطفاً

361
00:17:44,635 --> 00:17:46,038
‫رفتارتون خیلی توهین‌آمیزه

362
00:17:46,243 --> 00:17:48,633
‫- بله همینطوره
‫- مشکل چیه؟

363
00:17:50,525 --> 00:17:52,221
‫- دست‌ها
‫- جانم؟

364
00:17:52,255 --> 00:17:54,927
‫دقیق‌تر بگم، دست‌های رابرت یوهانسون

365
00:17:54,961 --> 00:17:56,195
‫و مارتین دومینگز

366
00:17:56,492 --> 00:17:58,987
‫سوابق نشون میدن اونا
‫اینجا سوزونده شدن

367
00:17:59,012 --> 00:18:02,186
‫که اگه درست یادم باشه
‫شامل تمام اعضای بدن باشه

368
00:18:02,428 --> 00:18:04,022
‫میشه بگین اثر انگشتشون امروز صبح

369
00:18:04,046 --> 00:18:06,026
‫چجوری از یه صحنه‌ی جرم سر در آورده؟

370
00:18:06,566 --> 00:18:08,090
‫حتماً یه اشتباهی شده

371
00:18:08,115 --> 00:18:10,291
‫شده. برای همینم اومدیم اینجا

372
00:18:10,326 --> 00:18:11,837
‫چطوره تو بهمون بگی اثر انگشت

373
00:18:11,861 --> 00:18:13,264
‫کسایی که تو سوزوندی

374
00:18:13,298 --> 00:18:14,527
‫سر از یه قتل درآورده؟

375
00:18:14,753 --> 00:18:16,603
‫چون...

376
00:18:16,638 --> 00:18:17,959
‫من...

377
00:18:18,117 --> 00:18:19,915
‫تو نسوزوندیشون مگه نه؟

378
00:18:21,247 --> 00:18:23,317
‫نه، نسوزوندم

379
00:18:24,224 --> 00:18:25,765
‫ولی اینجا که ریورویو نیست

380
00:18:26,593 --> 00:18:27,893
‫ما کار کم‌توان‌ها رو انجام میدیم

381
00:18:27,928 --> 00:18:29,620
‫و منظورت از کم‌توان...

382
00:18:29,646 --> 00:18:30,647
‫آقایون

383
00:18:31,091 --> 00:18:33,137
‫وسیله معاش واقعی ما خلافکارهای شما هستن

384
00:18:33,171 --> 00:18:34,397
‫که خویشاوندی ندارن

385
00:18:34,422 --> 00:18:35,976
‫و دولت پولشون رو میده

386
00:18:36,353 --> 00:18:37,551
‫کسی بهشون اهمیت نمیده

387
00:18:37,576 --> 00:18:40,209
‫با آقای یوهانسون و دومینگز چیکار کردی؟

388
00:18:41,344 --> 00:18:42,689
‫ممکنه...

389
00:18:43,181 --> 00:18:44,230
‫بدن‌هاشون...

390
00:18:46,200 --> 00:18:47,201
‫رو...

391
00:18:47,424 --> 00:18:48,773
‫فروخته باشم

392
00:18:49,789 --> 00:18:50,861
‫کی خریدشون؟

393
00:18:51,401 --> 00:18:52,503
‫نمیدونم

394
00:18:52,834 --> 00:18:54,404
‫هیچوقت اسمش رو بهم نگفته

395
00:18:55,006 --> 00:18:58,288
‫همیشه بهم پول میداد و منم
‫اجساد رو تو ون‌ـش بار میکردم

396
00:18:58,322 --> 00:18:59,323
‫همیشه؟

397
00:19:00,268 --> 00:19:02,099
‫چند تا جسد فروختی؟

398
00:19:02,761 --> 00:19:04,093
‫یه نیم دوجین

399
00:19:05,236 --> 00:19:06,237
‫کم و بیش

400
00:19:06,621 --> 00:19:09,191
‫میتونی اونی که بهش جسد فروختی رو توصیف کنی؟

401
00:19:10,915 --> 00:19:12,216
‫نه به اون صورت

402
00:19:12,547 --> 00:19:13,822
‫تاریک بود

403
00:19:14,236 --> 00:19:15,980
‫همیشه تو ماشینش میموند

404
00:19:16,301 --> 00:19:18,963
‫از پنجره یه پاکت پر پول بهم میداد

405
00:19:18,997 --> 00:19:21,268
‫راستش رو بخواین، خودم نمیخواستم
‫تو صورت طرف نگاه کنم

406
00:19:22,346 --> 00:19:24,241
‫فقط همین رو میدونم، قسم میخورم

407
00:19:24,356 --> 00:19:25,952
‫دفعه بعد که بهت زنگ زد...

408
00:19:28,484 --> 00:19:29,541
‫به ما زنگ بزن

409
00:19:31,022 --> 00:19:32,982
‫نمیخواین من رو دستگیر کنین؟

410
00:19:33,007 --> 00:19:34,810
‫نه تا وقتی که بهمون کمک کنی؟

411
00:19:37,949 --> 00:19:39,880
‫خب چند وقته این آینه رو داری؟

412
00:19:40,661 --> 00:19:41,608
‫از همون اول

413
00:19:41,633 --> 00:19:43,134
‫مال مادرم بود

414
00:19:43,642 --> 00:19:45,361
‫یادمه بابام آوردش اینجا تو مغازه

415
00:19:45,385 --> 00:19:47,488
‫که من باهاش بازی کنم، وقتی
‫مامانم تو بیمارستان بود

416
00:19:47,833 --> 00:19:50,361
‫داشتم خودم رو مثل شاهزاده‌ها
‫درست میکردم، برا همینم آینه نیاز داشتم

417
00:19:50,395 --> 00:19:52,174
‫فکر کنم از اون موقع اینجاست

418
00:19:52,199 --> 00:19:55,068
‫پس معلومه که تو گذشته
‫رفتار عجیبی از خودش نشون نداده

419
00:19:55,572 --> 00:19:56,974
‫نه تا اونجایی که میدونم

420
00:19:57,009 --> 00:19:58,912
‫پس بنظرم میتونیم با خیال راحت

421
00:19:58,946 --> 00:20:01,016
‫فرض کنیم که هر اتفاقی برای ایو افتاده

422
00:20:01,050 --> 00:20:03,224
‫از خود ایو سرچشمه گرفته

423
00:20:03,780 --> 00:20:06,159
‫نیک گفت اون داشته تو آینه‌ی خونه‌ش نگاه میکرده

424
00:20:06,194 --> 00:20:08,007
‫وقتی رفته تو و چیزی که ایو بهش نگاه میکرده
‫رو دیده، درسته؟

425
00:20:08,031 --> 00:20:09,277
‫- یارو جمجمه‌ایه
‫- درسته

426
00:20:09,302 --> 00:20:11,788
‫پس منطقیه که فکر کنیم
‫خودش بانی این ارتباطه

427
00:20:13,634 --> 00:20:15,344
‫شاید خونِ روی آینه

428
00:20:15,378 --> 00:20:16,919
‫جلوی یه اتفاق بدتر رو گرفته

429
00:20:16,943 --> 00:20:19,429
‫پس بنظرم بهتره که پاکش نکنیم

430
00:20:20,256 --> 00:20:21,290
‫نه، نه، نه!

431
00:20:21,315 --> 00:20:22,432
‫بذار من ردیفش کنم

432
00:20:22,666 --> 00:20:24,196
‫فقط... نمیخوام نابودش کنم

433
00:20:24,231 --> 00:20:25,198
‫تا وقتی که بفهمیم چه اتفاقی افتاده

434
00:20:25,233 --> 00:20:26,326
‫خب، اشکالی نداره

435
00:20:27,038 --> 00:20:29,206
‫بیا بذاریمش یه جایی که هیچکی
‫نتونه نگاهش کنه

436
00:20:29,241 --> 00:20:31,167
‫تا وقتی بفهمیم چه مرگشه

437
00:20:31,192 --> 00:20:32,363
‫بیا بذاریمش اینجا

438
00:20:32,481 --> 00:20:33,583
‫میتونیم قفلش کنیم

439
00:20:43,930 --> 00:20:45,640
‫چرا شلی باید بره دیردره رو ببینه؟

440
00:20:45,674 --> 00:20:47,276
‫دیگه ازش چی میخواسته؟

441
00:20:47,310 --> 00:20:48,615
‫اون بیخیال نمیشه

442
00:20:49,515 --> 00:20:51,418
‫شلی برای کمک دست به دامن تو نشده؟

443
00:20:51,452 --> 00:20:52,620
‫هیچوقت تماس‌هاش رو جواب نمیدم

444
00:20:52,655 --> 00:20:54,042
‫نمیخوام باهاش ارتباطی داشته باشم

445
00:20:54,371 --> 00:20:56,295
‫کاش از همون اول هم کمکش نکرده بودیم

446
00:20:58,086 --> 00:20:59,328
‫فایل‌های دیردره چی؟

447
00:20:59,353 --> 00:21:00,320
‫اون یه نسخه از ویدیو رو داره

448
00:21:00,355 --> 00:21:01,487
‫آره، همش رو اینجا دارم

449
00:21:01,512 --> 00:21:03,692
‫به محض اینکه نابود کردن فایل‌های
‫من تموم شد، میریم سراغ اونا

450
00:21:03,716 --> 00:21:05,507
‫- ویدیوی تو چی؟
‫- مال من تو خونه‌ست

451
00:21:05,532 --> 00:21:06,648
‫از شرش خلاص شو!

452
00:21:06,673 --> 00:21:07,979
‫بذار برم خونه

453
00:21:08,004 --> 00:21:09,401
‫شلی هم یه نسخه داره

454
00:21:09,542 --> 00:21:10,824
‫باید از شر اونم خلاص شیم

455
00:21:11,091 --> 00:21:13,641
‫- اون عمراً بخواد نابودش کنه
‫- ما که بهش حق انتخاب نمیدیم

456
00:21:16,888 --> 00:21:19,639
‫بنظرت ممکنه شلی اون رو کشته باشه؟

457
00:21:23,056 --> 00:21:24,550
‫تو این اوضاع؟ نه

458
00:21:26,700 --> 00:21:27,897
‫بهمون دروغ گفت

459
00:21:30,263 --> 00:21:32,100
‫واسه کشتنش زیادی ضعیف بود

460
00:21:34,177 --> 00:21:35,843
‫باید خودمون انجامش میدادیم

461
00:21:36,417 --> 00:21:37,774
‫نمیذاشتیمش به عهده اون

462
00:22:18,160 --> 00:22:19,200
‫خدای من

463
00:22:19,486 --> 00:22:20,487
‫نه!

464
00:22:20,951 --> 00:22:22,062
‫نه! نه!

465
00:22:22,689 --> 00:22:23,714
‫نه!

466
00:22:24,245 --> 00:22:25,246
‫نه!

467
00:22:33,616 --> 00:22:35,885
‫- کیه؟
‫- پلیس پورتلند

468
00:22:41,330 --> 00:22:43,500
‫شرمنده، یکم بیشتر طول میکشه

469
00:22:43,535 --> 00:22:45,143
‫دیگه سرعت قبلم رو ندارم

470
00:22:45,188 --> 00:22:46,984
‫- دکتر ویکتور شلی؟
‫- بله

471
00:22:47,009 --> 00:22:49,209
‫مشخصه که برای دکتر همپتون اومدین

472
00:22:49,513 --> 00:22:50,554
‫بفرمایید داخل

473
00:22:52,666 --> 00:22:54,108
‫در رو پشت سرتون ببندین لطفاً

474
00:22:54,536 --> 00:22:56,208
‫آخرین باری که باهاش صحبت کردین کِی بود؟

475
00:22:57,334 --> 00:22:58,832
‫دیشب

476
00:22:58,866 --> 00:23:02,840
‫حدود ساعت 11 رفتم آزمایشگاه ببینمش

477
00:23:03,810 --> 00:23:05,445
‫واسه سر زدن یکم دیر بنظر میاد

478
00:23:05,847 --> 00:23:07,516
‫برای یه پروژه به کمکش نیاز داشتم

479
00:23:07,550 --> 00:23:10,489
‫و نمیتونستم بخوابم، برای همینم
‫رفتم ببینمش

480
00:23:10,523 --> 00:23:11,534
‫اونم باهاتون تو پروژه همکاری میکرد؟

481
00:23:11,558 --> 00:23:12,826
‫نه، تو این یکی نه

482
00:23:12,861 --> 00:23:15,228
‫ما... ما قبلاً هم روی پروژه‌هایی کار کردیم

483
00:23:16,801 --> 00:23:17,937
‫پروژه چی بود؟

484
00:23:18,333 --> 00:23:19,707
‫بهتون برنخوره

485
00:23:19,742 --> 00:23:22,079
‫ولی واقعاً فکر نمیکنم بتونین متوجه شین

486
00:23:22,329 --> 00:23:24,191
‫خب، لازم نیست متوجه شیم

487
00:23:24,409 --> 00:23:27,342
‫فقط یه اطلاعات مختصر برای
‫گزارش کفایت میکنه

488
00:23:27,804 --> 00:23:30,930
‫شناسایی برخی از تفاوت‌ها

489
00:23:30,964 --> 00:23:34,036
‫پادزاهای سازگاری یاخته‌های آویشنگی...

490
00:23:34,070 --> 00:23:37,710
‫ای‌بی‌اوآی در برابر ای‌بی‌او

491
00:23:37,970 --> 00:23:41,785
‫در رابطه با بافت... پیوند اعضا

492
00:23:41,819 --> 00:23:43,622
‫- کافیه؟
‫- فعلاً همین کافیه

493
00:23:43,657 --> 00:23:45,189
‫دکتر همپتون تونست کمکتون کنه؟

494
00:23:45,658 --> 00:23:46,963
‫نه، راستش

495
00:23:46,997 --> 00:23:49,501
‫خیلی سرش گرم پژوهش خودش بود

496
00:23:49,535 --> 00:23:51,104
‫منم دیگه نموندم

497
00:23:51,139 --> 00:23:53,341
‫کسی رو میشناسید که تابحال
‫دکتر همپتون رو تهدید کرده باشه؟

498
00:23:53,784 --> 00:23:54,637
‫نه

499
00:23:54,662 --> 00:23:56,678
‫و شما بعد از ترک دانشگاه کجا رفتین؟

500
00:23:56,944 --> 00:23:58,747
‫اومدم خونه

501
00:23:59,688 --> 00:24:01,793
‫اومدین اینجا که دستگیرم کنین، یا...

502
00:24:01,827 --> 00:24:04,097
‫حس میکنم داره تبدیل میشه به

503
00:24:04,131 --> 00:24:06,077
‫بازجویی یا همچین چیزی

504
00:24:06,102 --> 00:24:09,007
‫باید مطمئن شیم که شما قبل و بعد مرگش کجا بودین،

505
00:24:09,041 --> 00:24:11,935
‫با توجه به اینکه شما آخرین فردی
‫بودین که قبل از مرگ دیدینش...

506
00:24:13,551 --> 00:24:14,961
‫البته به جز کسی که اون رو کشته

507
00:24:19,897 --> 00:24:21,633
‫یه نفر شیش تا جسد خریده

508
00:24:21,667 --> 00:24:23,670
‫دو تا اثر انگشت از اون اجساد از
‫آزمایشگاهِ دکتر همپتون

509
00:24:23,704 --> 00:24:25,995
‫سر درمیارن، اونم همون شبی
‫که به قتل رسیده

510
00:24:26,020 --> 00:24:27,188
‫خب پس اون بابایی که اجساد رو خریده

511
00:24:27,212 --> 00:24:29,548
‫حتماً به یه طریقی به قتل مربوط بوده

512
00:24:29,584 --> 00:24:31,987
‫خب حدس من اینه که اون
‫بطور مستقیم با مقتول ارتباط داره

513
00:24:32,253 --> 00:24:33,858
‫باید ملویل رو احضار کنیم

514
00:24:33,997 --> 00:24:37,008
‫یکی یا جفت این دکترها داره
‫یه چیزی رو مخفی میکنه

515
00:24:44,344 --> 00:24:45,439
‫برگرد رو قبلی!

516
00:24:47,086 --> 00:24:48,668
‫کاملاً مطمئن نیستم

517
00:24:48,832 --> 00:24:50,291
‫فکر کنم میتونه همین باشه

518
00:24:50,561 --> 00:24:52,062
‫لباسش اینجوری نبود

519
00:24:52,096 --> 00:24:53,406
‫ولی بدون شک شبیهشه

520
00:24:53,431 --> 00:24:54,808
‫چقدر بهت پول داد؟

521
00:24:54,969 --> 00:24:56,036
‫خب...

522
00:24:56,975 --> 00:24:58,303
‫شیش هزار تا

523
00:24:59,873 --> 00:25:02,808
‫هزار تا برای هر جسد

524
00:25:04,044 --> 00:25:06,123
‫ولی برای مالیات درآمدهام

525
00:25:06,366 --> 00:25:07,751
‫گزارشش دادم

526
00:25:08,298 --> 00:25:10,707
‫یه معادله کاری بود

527
00:25:10,871 --> 00:25:12,646
‫دیگه هیچوقت اینکارو نکن

528
00:25:12,871 --> 00:25:13,872
‫نه

529
00:25:14,664 --> 00:25:15,685
‫هیچوقت

530
00:25:15,868 --> 00:25:16,885
‫قسم میخورم

531
00:25:18,011 --> 00:25:19,117
‫میتونی بری

532
00:25:20,459 --> 00:25:21,460
‫ممنون

533
00:25:21,990 --> 00:25:24,572
‫فکر کنم امروز اینجا درس
‫خیلی ارزشمندی رو فرا گرفتم

534
00:25:28,202 --> 00:25:30,297
‫وقتشه با جسدقاپمون یه گپی بزنیم

535
00:25:31,658 --> 00:25:33,823
‫اون اجساد پنجه‌ی سیاه رو یادته
‫که انداختیم تو رودخونه؟

536
00:25:33,847 --> 00:25:35,149
‫- اونایی که نیک کشت؟
‫- آره

537
00:25:35,183 --> 00:25:37,319
‫همشون وسن بودن، و خیلیاشون

538
00:25:37,354 --> 00:25:39,157
‫هم تو قبرستون اون یارو دفن شدن

539
00:25:39,191 --> 00:25:40,904
‫- از کجا میدونی؟
‫- کارای اداریش رو انجام دادم

540
00:25:40,928 --> 00:25:42,697
‫اگه یوهانسون و دومینگز وسن بودن

541
00:25:42,732 --> 00:25:44,334
‫لیوی داشته اعضای بدن وسن‌ها رو میخریده

542
00:25:44,369 --> 00:25:46,689
‫که به گمونم لیوی خودش نمیدونسته

543
00:25:47,742 --> 00:25:49,122
‫میدونی چرا اینجایی؟

544
00:25:49,731 --> 00:25:51,085
‫یکی از دوستام کشته شده

545
00:25:51,783 --> 00:25:52,984
‫مظنون هم دارین؟

546
00:25:53,188 --> 00:25:55,057
‫در واقع دو تا مظنون داریم

547
00:25:55,401 --> 00:25:56,759
‫خب، خوبه که، نه؟

548
00:25:56,793 --> 00:26:00,453
‫خیلی هم خوب نیست که ظاهراً
‫تو میشناسیشون، یا میشناختیشون

549
00:26:01,216 --> 00:26:02,400
‫متوجه نمیشم

550
00:26:02,906 --> 00:26:04,776
‫مربوطه به خرید اجساد

551
00:26:04,810 --> 00:26:06,609
‫از قبرستون هیلز اند میلز ـه

552
00:26:07,210 --> 00:26:09,053
‫خب چه ربطی به مظنون‌ها داره؟

553
00:26:09,085 --> 00:26:11,121
‫خب، خودشون مظنون ما هستن

554
00:26:11,551 --> 00:26:13,102
‫شاید تو بتونی توضیح بدی
‫چجوری اثر انگشتشون

555
00:26:13,126 --> 00:26:14,462
‫سر از همون صحنه جرمی درآورده

556
00:26:14,496 --> 00:26:16,533
‫که همکارت دیشب اونجا کشته شده

557
00:26:16,712 --> 00:26:19,957
‫با توجه به اینکه اونا شیش ماهه که مردن

558
00:26:21,060 --> 00:26:23,881
‫منبع خیلی موثقمون میگه تو اون اجساد رو

559
00:26:23,915 --> 00:26:25,551
‫از قبرستون هیلز اند میزی خریدی

560
00:26:25,917 --> 00:26:28,560
‫اگه چیزی برای اعتراف کردن داری، الان...

561
00:26:28,816 --> 00:26:30,078
‫وقتشه

562
00:26:33,050 --> 00:26:34,554
‫حرفم رو باور نمیکنین

563
00:26:34,578 --> 00:26:35,579
‫امتحانم کن

564
00:26:39,264 --> 00:26:40,602
‫گاهی اوقات...

565
00:26:41,094 --> 00:26:43,814
‫علم میطلبه که درخواست بخشش کنی

566
00:26:43,839 --> 00:26:44,924
‫تا درخواست اجازه

567
00:26:44,958 --> 00:26:46,530
‫روال کار قانون اینجوری نیست

568
00:26:48,704 --> 00:26:49,838
‫من یه چیزی دیدم

569
00:26:51,261 --> 00:26:52,667
‫نمیدونم چی بود،

570
00:26:52,692 --> 00:26:53,875
‫ولی هممون دیدیمش

571
00:26:53,909 --> 00:26:55,111
‫و نمیتونم توضیحش بدم

572
00:26:55,258 --> 00:26:56,514
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

573
00:26:56,548 --> 00:26:57,983
‫اصلاً کار ما همینه...

574
00:26:58,214 --> 00:26:59,918
‫چیزایی رو با عقل جور کنیم

575
00:27:00,606 --> 00:27:01,937
‫که هیچکس ازشون سر درنمیاره

576
00:27:05,627 --> 00:27:07,135
‫اگه تصادفی در کار نبود...

577
00:27:07,176 --> 00:27:08,552
‫همونی که شلی توش بود؟

578
00:27:09,139 --> 00:27:10,977
‫همینجوری شد که پاهاش از کار افتاد

579
00:27:12,199 --> 00:27:13,542
‫و بعد پسرش کشته شد

580
00:27:14,384 --> 00:27:16,944
‫تو و دوستات با اون اجساد چیکار میکردین؟

581
00:27:21,048 --> 00:27:22,238
‫اونا وسن بودن؟

582
00:27:24,593 --> 00:27:25,632
‫چی بودن؟

583
00:27:25,809 --> 00:27:26,821
‫وسن

584
00:27:29,505 --> 00:27:30,856
‫نمیدونم یعنی چی

585
00:27:36,894 --> 00:27:38,565
‫روحشم خبر نداشت وسن چی هست

586
00:27:38,600 --> 00:27:41,138
‫نه، ولی شاید دیدتشون. واسه
‫من و تو همین اتفاق افتاد

587
00:27:41,172 --> 00:27:43,275
‫آره، ولی چی میتونن دیده باشن؟
‫مُرده‌ها که وگ نمیکنن

588
00:27:43,309 --> 00:27:44,310
‫میکنن؟

589
00:27:44,345 --> 00:27:45,802
‫نه تا جایی که خبر دارم

590
00:27:46,498 --> 00:27:48,429
‫بنظرم این دکترها درگیر آزمایشی بودن

591
00:27:48,454 --> 00:27:50,361
‫که خیلی عادی نبوده

592
00:27:51,259 --> 00:27:52,739
‫باشه، خب باهاش چیکار کنیم؟

593
00:27:52,895 --> 00:27:54,201
‫میتونیم بابت جرمش نگهش داریم

594
00:27:54,225 --> 00:27:55,717
‫این ما رو به خواسته‌مون نمیرسونه

595
00:27:55,742 --> 00:27:56,922
‫آزادش کن

596
00:27:57,063 --> 00:27:58,750
‫باید یکی از اون دکترها رو مجبور کنیم

597
00:27:58,774 --> 00:28:00,120
‫که بگن با اون اجساد چیکار میکردن

598
00:28:00,144 --> 00:28:02,124
‫- باشه
‫- وایسا

599
00:28:03,421 --> 00:28:04,852
‫اون تصادف چی؟

600
00:28:05,036 --> 00:28:07,035
‫اون گفت پسر شلی کشته شده

601
00:28:07,558 --> 00:28:09,095
‫شاید اون قضیه به این ماجرا مربوط باشه

602
00:28:09,568 --> 00:28:10,592
‫میرم تو کارش

603
00:28:17,819 --> 00:28:19,348
‫میدونم تو عاشق جولیتی

604
00:28:19,382 --> 00:28:22,386
‫ولی باید تمومش کنی و
‫دیگه هیچوقت نبینیش

605
00:28:23,817 --> 00:28:25,661
‫اگه حقیقت رو میخوای،
‫بهت میگم

606
00:28:25,696 --> 00:28:28,400
‫- میتونم یه چیزایی رو ببینم که...
‫- که چی؟

607
00:28:28,666 --> 00:28:29,980
‫که بیشتر مردم نمیبینن

608
00:28:30,317 --> 00:28:32,342
‫اجدادم از آلمان، گریم‌ها

609
00:28:32,376 --> 00:28:33,593
‫اونا هم همین قابلیت رو داشتن

610
00:28:33,781 --> 00:28:35,751
‫نمیدونم با جولیت به کجا میرسی

611
00:28:35,987 --> 00:28:37,589
‫ولی اشتباه من رو تکرار نکن...

612
00:28:37,620 --> 00:28:40,788
‫کسایی که دوست داری رو ترک نکن

613
00:28:44,526 --> 00:28:45,919
‫تو بهش خیانت کردی!

614
00:28:47,216 --> 00:28:48,374
‫من رو بکش

615
00:28:55,061 --> 00:28:56,085
‫خدافظ جولیت

616
00:29:02,842 --> 00:29:04,531
‫نه... نه! جولیت!

617
00:29:04,781 --> 00:29:05,837
‫جولیت...

618
00:29:06,616 --> 00:29:07,659
‫نه

619
00:29:12,947 --> 00:29:13,838
‫وو

620
00:29:13,863 --> 00:29:16,786
‫اینجا تو مجله‌ی پزشکی یه مقاله پیدا کردم،
‫مال شیش ماه پیشه...

621
00:29:18,209 --> 00:29:20,794
‫یه مصاحبه با دکتر سانجی راژو

622
00:29:20,828 --> 00:29:22,864
‫که توش پیشبینی میکنه که تا یک دهه بعد،

623
00:29:22,899 --> 00:29:25,336
‫تمام اعضای بدن رو میشه پیوند زد

624
00:29:25,370 --> 00:29:27,954
‫ولی اشاره‌ای به اعضای بدن مرده‌ها نشده

625
00:29:28,204 --> 00:29:30,847
‫خیلی‌خب، منم یه چیزی رو
‫در مورد تصادف پیدا کردم

626
00:29:30,881 --> 00:29:32,216
‫نوشته شلی پشت فرمون بوده

627
00:29:32,251 --> 00:29:33,653
‫یه راننده‌ی مست میزنه به ماشینش

628
00:29:33,687 --> 00:29:34,888
‫راننده آسیب ندیده

629
00:29:34,923 --> 00:29:35,991
‫شلی بدجور آسیب دیده

630
00:29:36,025 --> 00:29:38,663
‫و پسر 26 ساله‌ش که روی
‫صندلی شاگرد نشسته بوده

631
00:29:38,697 --> 00:29:39,698
‫کشته شده

632
00:29:41,770 --> 00:29:42,771
‫گریفین هستم

633
00:29:44,119 --> 00:29:45,120
‫آره

634
00:29:45,519 --> 00:29:46,520
‫کجا؟

635
00:29:47,749 --> 00:29:48,819
‫الان راه میفتیم

636
00:29:49,954 --> 00:29:52,855
‫جسد دکتر راژو تو دفترش تو دانشگاه پیدا شده

637
00:29:57,803 --> 00:29:59,823
‫بنظر میاد سخت مشغول کاغذ خرد کردن بوده

638
00:30:02,326 --> 00:30:03,616
‫مدارک همپتون اینجاست

639
00:30:05,641 --> 00:30:06,697
‫خالیه

640
00:30:07,033 --> 00:30:08,683
‫بنظرت داشته مدارک اون رو نابود میکرده؟

641
00:30:09,215 --> 00:30:10,420
‫خب، خودش که مُرده

642
00:30:11,249 --> 00:30:12,929
‫موندم واسه لاپوشونیِ چی
‫داشته انقدر له‌له میزده

643
00:30:17,810 --> 00:30:19,327
‫بهتره یه نگاه به این بندازیم

644
00:30:39,988 --> 00:30:41,780
‫مونرو، بیدار شو

645
00:30:42,476 --> 00:30:44,797
‫- بیدار شو!
‫- ها! چیه، چی شده؟ چه خبره؟

646
00:30:44,831 --> 00:30:45,988
‫کیسه آبم الان ترکید

647
00:30:46,121 --> 00:30:47,369
‫کیسه آبت؟ امکان نداره

648
00:30:47,403 --> 00:30:48,404
‫تازه...

649
00:30:48,623 --> 00:30:50,308
‫- کِی اینطوری...
‫- آره

650
00:30:50,578 --> 00:30:52,012
‫خییل‌خب، الان چه اتفاقی داره میفته؟

651
00:30:52,046 --> 00:30:54,580
‫اتفاقی که داره میفته اینه
‫که دارم بچه به دنیا میارم

652
00:30:54,605 --> 00:30:56,220
‫ولی الان که خیلی زوده!
‫اصلاً عادی نیست!

653
00:30:56,255 --> 00:30:58,224
‫خب، اگه یادت رفته بگم که
‫ما خودمون هم عادی نیستیم

654
00:30:58,259 --> 00:30:59,728
‫باید ببرمت بیمارستان!

655
00:30:59,762 --> 00:31:01,580
‫نه... واسه اون وقت نداریم

656
00:31:01,605 --> 00:31:03,736
‫خدای من! بچه داره میاد!

657
00:31:03,770 --> 00:31:05,282
‫- باید یه کاری بکنی!
‫- باشه، باشه!

658
00:31:05,306 --> 00:31:06,942
‫فقط آروم باش. از پسش برمیایم

659
00:31:06,976 --> 00:31:08,121
‫از پسش برمیایم

660
00:31:08,145 --> 00:31:09,066
‫بیا اینجا!

661
00:31:12,922 --> 00:31:14,424
‫آره، نه، یه چیزی میبینم. داره میاد

662
00:31:14,458 --> 00:31:15,927
‫داره میاد. خیلی‌خب، فقط...

663
00:31:15,961 --> 00:31:17,564
‫درد داره!

664
00:31:17,598 --> 00:31:19,901
‫بسه، آروم بگیر مونرو!

665
00:31:19,937 --> 00:31:21,471
‫- آروم بگیر!
‫- چشم

666
00:31:21,506 --> 00:31:23,685
‫حق با توئه. تنفس پاراسمپاتیک

667
00:31:24,053 --> 00:31:26,291
‫خیلی‌خب

668
00:31:26,316 --> 00:31:27,634
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

669
00:31:34,009 --> 00:31:36,068
‫وای، دختره!

670
00:31:38,106 --> 00:31:41,016
‫وای تو موفق شدی عزیزم. کارت عالی بود

671
00:31:41,423 --> 00:31:42,549
‫تموم نشده

672
00:31:42,675 --> 00:31:44,418
‫- تموم نشده
‫- وای خدا، راست میگی

673
00:31:44,535 --> 00:31:46,584
‫- بازم هست
‫- قراره سه‌قلو بزام، یادته؟

674
00:31:46,609 --> 00:31:48,946
‫باشه، خب... آره، بازم هست

675
00:31:48,994 --> 00:31:50,455
‫- خب
‫- الان میاد

676
00:31:50,480 --> 00:31:52,116
‫خیلی‌خب!

677
00:31:52,633 --> 00:31:54,436
‫داره میاد، داره میاد!

678
00:31:54,900 --> 00:31:56,203
‫خیلی‌خب، شد دو تا!

679
00:31:56,227 --> 00:31:57,979
‫نگاش کن. یه پسر کوچولو

680
00:31:58,004 --> 00:31:59,272
‫یکی دیگه

681
00:31:59,297 --> 00:32:00,599
‫برو که رفتیم. تو میتونی

682
00:32:02,165 --> 00:32:04,168
‫همینه!

683
00:32:04,193 --> 00:32:08,012
‫ببین! اینم سومیش، عزیزم

684
00:32:08,037 --> 00:32:10,073
‫- سه تا شد
‫- اینم سومیش

685
00:32:10,651 --> 00:32:11,790
‫تموم نشده

686
00:32:12,197 --> 00:32:13,198
‫- تموم نشده
‫- تموم نشده؟

687
00:32:13,232 --> 00:32:14,468
‫- بازم داره میاد
‫- اوه

688
00:32:14,502 --> 00:32:16,505
‫آره، بازم هست. بازم هست

689
00:32:19,219 --> 00:32:21,289
‫خیلی‌خب، اینم از چهارمی

690
00:32:21,823 --> 00:32:22,895
‫پس دیگه...

691
00:32:25,224 --> 00:32:29,832
‫خیلی‌خب، اینم... پس شد پنج تا

692
00:32:29,900 --> 00:32:33,046
‫- وای چقدر زیادن!
‫- دیگه نه، حق نداری اینکارو بکنی

693
00:32:33,071 --> 00:32:36,145
‫باید... خیلی‌خب...
‫بسه، باید بس کنی!

694
00:32:36,179 --> 00:32:37,982
‫بس نمیکنی؟ بازم هست!

695
00:32:38,016 --> 00:32:39,318
‫خیلی‌خب، دیگه شد شیش تا

696
00:32:39,352 --> 00:32:40,654
‫تمومش کن!

697
00:32:40,689 --> 00:32:42,200
‫روزالی، بسه! بسه، بسه، بسه، بسه!

698
00:32:42,224 --> 00:32:43,404
‫نه، نه، نه، نه!

699
00:32:43,428 --> 00:32:44,896
‫من نمیتونم! روزالی تمومش کن!

700
00:32:44,930 --> 00:32:45,898
‫باید تمومش کنی!

701
00:32:45,932 --> 00:32:46,900
‫روزالی، دیگه بسه!

702
00:32:46,934 --> 00:32:48,265
‫بیدار شو!

703
00:32:48,836 --> 00:32:51,143
‫تو خواب داشتی داد میزدی. خوبی؟

704
00:32:54,998 --> 00:32:56,633
‫آره... آره

705
00:32:57,391 --> 00:32:59,325
‫- خوبم
‫- باشه

706
00:33:14,706 --> 00:33:15,879
‫چیزی توش هست؟

707
00:33:16,495 --> 00:33:18,648
‫یه فایل تصویری. خیلی هم زیاده

708
00:33:21,432 --> 00:33:23,395
‫خیلی‌خب، دوربین روشنه

709
00:33:23,638 --> 00:33:25,073
‫باتری هم داره

710
00:33:25,608 --> 00:33:27,745
‫مونیتورها هم تنظیم شدن. وقتشه

711
00:33:27,780 --> 00:33:29,416
‫بنظر میاد پسر شلی ـه

712
00:33:29,450 --> 00:33:30,754
‫آره، یه جورایی

713
00:33:30,989 --> 00:33:32,388
‫با دو تا پای متفاوت

714
00:33:32,790 --> 00:33:34,930
‫فکر کنم فهمیدیم میخواستن با
‫اعضای بدن چیکار کنن

715
00:33:34,954 --> 00:33:35,921
‫من آماده‌ام

716
00:33:35,964 --> 00:33:37,550
‫- راژو؟
‫- بله

717
00:33:37,575 --> 00:33:39,138
‫منم آماده‌ام. دیردره، تو آماده‌ای؟

718
00:33:40,467 --> 00:33:42,108
‫آره، منم آماده‌ام

719
00:33:42,142 --> 00:33:43,212
‫ویکتور، وقتشه

720
00:33:44,275 --> 00:33:45,378
‫برو که رفتیم

721
00:33:51,311 --> 00:33:52,363
‫در حال شارژ کردن

722
00:33:55,078 --> 00:33:56,187
‫آماده

723
00:33:57,618 --> 00:33:58,752
‫شوک!

724
00:34:00,574 --> 00:34:02,154
‫- دوباره بزنش
‫- در حال شارژ

725
00:34:03,522 --> 00:34:04,570
‫آماده

726
00:34:05,227 --> 00:34:06,368
‫شوک!

727
00:34:11,452 --> 00:34:13,683
‫- جواب نمیده
‫- جواب میده!

728
00:34:14,205 --> 00:34:15,245
‫در حال شارژ

729
00:34:15,518 --> 00:34:16,520
‫آماده

730
00:34:17,191 --> 00:34:19,007
‫شوک!

731
00:34:23,203 --> 00:34:25,674
‫- خدایا، دستاش رو نگاه کن
‫- و پاهاش!

732
00:34:25,873 --> 00:34:27,244
‫شگفت‌انگیزه

733
00:34:27,278 --> 00:34:28,813
‫- چه خبره؟
‫- خدایا... چی...

734
00:34:32,825 --> 00:34:33,730
‫تمومش کن!

735
00:34:33,757 --> 00:34:35,393
‫جلوش رو بگیر!

736
00:34:36,197 --> 00:34:37,526
‫مراقب باش، مراقب باش، فقط...

737
00:34:37,551 --> 00:34:39,114
‫دیردره، مراقب... مراقب باش!

738
00:34:41,634 --> 00:34:43,469
‫بهش صدمه نزن!

739
00:34:43,544 --> 00:34:46,386
‫- بهش صدمه نزن!
‫- آروم، آروم، آروم

740
00:34:47,185 --> 00:34:48,694
‫خدای من. خدای من

741
00:34:49,318 --> 00:34:50,398
‫خدای من

742
00:34:50,524 --> 00:34:51,885
‫- خدای من
‫- شما... شما هم دیدین؟

743
00:34:51,909 --> 00:34:53,394
‫- یه جور حیوون بود
‫- دیدی؟

744
00:34:53,419 --> 00:34:54,841
‫- انسان نبود
‫- داره نفس میکشه

745
00:34:54,866 --> 00:34:56,224
‫- چی؟
‫- بابا!

746
00:34:56,397 --> 00:34:58,556
‫- ما چیکار کردیم؟
‫- باید بکشیمش

747
00:34:58,581 --> 00:34:59,721
‫- خاموشش کن
‫- نه

748
00:34:59,746 --> 00:35:01,144
‫- اونو خاموش کن!
‫- نه، نه، نه

749
00:35:01,169 --> 00:35:03,043
‫اینجا زخمش باز شده داره خون میاد

750
00:35:03,068 --> 00:35:05,117
‫- داری چیکار میکنی، جولیان؟
‫- اون زنده‌ست!

751
00:35:05,142 --> 00:35:07,235
‫- زنده‌ست!
‫- نه، ما یه هیولا درست کردیم

752
00:35:07,260 --> 00:35:08,847
‫- نه، این پسرمه!
‫- این پسرت نیست

753
00:35:08,872 --> 00:35:10,131
‫هی چی که هست، پسرت نیست

754
00:35:10,155 --> 00:35:11,358
‫نه، حق ندارین بهش آسیب بزنید!

755
00:35:11,383 --> 00:35:13,714
‫اون آدم نیست، باید نابود بشه

756
00:35:13,740 --> 00:35:15,041
‫ویکتور، گوش کن. گوش کن به من

757
00:35:15,066 --> 00:35:16,521
‫خودت دیدی چیکار کرد!
‫نباید بذاریم زنده بمونه!

758
00:35:16,545 --> 00:35:17,779
‫یه جای کار اشتباه بود

759
00:35:17,804 --> 00:35:19,062
‫حق با اونه، باید همین الان
‫از شرش خلاص شیم، ویکتور

760
00:35:19,086 --> 00:35:20,453
‫باید بکشیش

761
00:35:21,559 --> 00:35:23,528
‫باشه... باشه!

762
00:35:23,553 --> 00:35:24,997
‫تنهام بذارین!

763
00:35:27,256 --> 00:35:28,602
‫جولیان، دیگه کافیه

764
00:35:32,247 --> 00:35:33,771
‫این موجود داره انتقام میگیره

765
00:35:33,796 --> 00:35:35,250
‫باید به اون دو تای دیگه هشدار بدیم

766
00:35:38,753 --> 00:35:39,683
‫تنهایی؟

767
00:35:39,708 --> 00:35:40,709
‫آره

768
00:35:41,077 --> 00:35:43,719
‫چیزی که بهم دادی...

769
00:35:44,259 --> 00:35:46,785
‫تا حالا شبیهش رو هیچ‌جا ندیدم

770
00:35:46,810 --> 00:35:48,271
‫میدونی چی هست؟

771
00:35:48,670 --> 00:35:50,476
‫معنای بعضی جاهاش...

772
00:35:50,501 --> 00:35:52,196
‫رو میدونم

773
00:35:52,443 --> 00:35:54,942
‫و من رو میترسونه

774
00:35:55,716 --> 00:35:58,438
‫نمیفهمم خوبه...

775
00:35:58,813 --> 00:36:00,948
‫یا بد

776
00:36:01,621 --> 00:36:03,224
‫احتمالاً بده

777
00:36:03,577 --> 00:36:04,850
‫یا بدتر از بد

778
00:36:05,708 --> 00:36:07,158
‫چی هست؟

779
00:36:07,930 --> 00:36:09,910
‫احتمالاً... یه پیشگویی باستانی

780
00:36:10,266 --> 00:36:13,187
‫که پیشگویی میکنه که... یه چیزی داره میاد سراغمون

781
00:36:13,227 --> 00:36:14,423
‫از کجا؟

782
00:36:14,448 --> 00:36:15,649
‫از جایی که ما نمیشناسیم

783
00:36:15,674 --> 00:36:18,795
‫گفتی دخترت اینا رو کشیده

784
00:36:18,827 --> 00:36:19,779
‫آره

785
00:36:19,804 --> 00:36:23,221
‫پس حتماً یه جوری به این قضیه ربط داره...

786
00:36:24,598 --> 00:36:27,554
‫از راهی که ما نمیتونیم تصور کنیم

787
00:36:27,866 --> 00:36:29,328
‫به چیزی که داره میاد ربط داره؟

788
00:36:29,353 --> 00:36:30,354
‫آره

789
00:36:30,718 --> 00:36:33,739
‫خیلی مراقبش باش

790
00:37:14,719 --> 00:37:15,650
‫الو؟

791
00:37:15,675 --> 00:37:17,597
‫الان دارم به آگهیتون در مورد
‫اون آقای گمشده نگاه میکنم

792
00:37:17,675 --> 00:37:18,676
‫خب؟

793
00:37:19,068 --> 00:37:20,303
‫خب، همین الان دیدمش

794
00:37:20,624 --> 00:37:22,219
‫- کجا؟
‫- نورث لامبارد

795
00:37:22,244 --> 00:37:23,642
‫یه نیم بلوک از فیسک باید بیای به سمت غرب

796
00:37:24,777 --> 00:37:25,872
‫خیلی خوب بنظر نمیومد

797
00:37:25,897 --> 00:37:27,889
‫خیلی حالش خرابه. من تو راهم

798
00:37:27,914 --> 00:37:29,651
‫ممنون. خیلی ممنونم

799
00:37:51,930 --> 00:37:53,298
‫باهات حرف دارم

800
00:37:53,332 --> 00:37:54,477
‫پلیس از اجساد خبر داره

801
00:37:54,501 --> 00:37:56,270
‫واسم مهم نیست. باید برم

802
00:37:56,305 --> 00:37:57,572
‫تو هیچ جا نمیری

803
00:37:57,607 --> 00:37:58,819
‫کاری که بهت گفتیم رو انجام ندادی

804
00:37:58,843 --> 00:38:00,312
‫- برو بیرون!
‫- نکشتیش!

805
00:38:00,346 --> 00:38:01,949
‫- نه!
‫- چرا؟ چرا گذاشتی زنده بمونه؟

806
00:38:01,983 --> 00:38:03,217
‫فکر کردم به اندازه کافی بهش تزریق کردم

807
00:38:03,252 --> 00:38:04,387
‫باید کافی میبود!

808
00:38:04,732 --> 00:38:07,217
‫ولی چیزی که دیدیم... برگشت

809
00:38:07,242 --> 00:38:08,629
‫و من نتونستم جلوش رو بگیرم

810
00:38:08,663 --> 00:38:10,425
‫و حالا هم بخاطر کارمون میخواد ما رو بکشه

811
00:38:10,449 --> 00:38:11,435
‫ویدیو کجاست؟

812
00:38:11,469 --> 00:38:12,837
‫همون شب اون ویدیو رو نابود کردم

813
00:38:12,862 --> 00:38:14,890
‫بنظرت دلم میخواد دوباره ببینمش؟

814
00:38:17,056 --> 00:38:18,379
‫خوشحالم جفتتون اینجایین

815
00:38:18,777 --> 00:38:19,778
‫خب...

816
00:38:20,459 --> 00:38:22,992
‫پس اینجا جاییه که مرده‌ها رو زنده میکنین

817
00:38:23,822 --> 00:38:24,713
‫چی داری میگی؟

818
00:38:24,738 --> 00:38:27,224
‫ما ویدیو رو دیدیم، خودت رو به اون راه نزن

819
00:38:27,395 --> 00:38:28,553
‫چی میخوای؟

820
00:38:29,195 --> 00:38:30,586
‫راژو مرده

821
00:38:31,721 --> 00:38:34,363
‫چی؟ همین الان پیشش بودم

822
00:38:34,395 --> 00:38:36,044
‫- راژو؟
‫- مثل همپتون انقدر کتک خورده

823
00:38:36,069 --> 00:38:37,070
‫تا مرده

824
00:38:37,170 --> 00:38:38,282
‫وای خدای من

825
00:38:38,307 --> 00:38:40,065
‫- امیدوارم ارزشش رو داشته باشه
‫- نداره

826
00:38:40,090 --> 00:38:41,848
‫چیزی که خلق کردی از کنترل خارجه

827
00:38:42,396 --> 00:38:44,139
‫گفتم شاید فکر خوبی باشه
‫که بهت هشدار بدم

828
00:38:44,164 --> 00:38:47,104
‫این تلاش احمقانه‌ی شلی
‫برای برگردوندن پسرش بود

829
00:38:47,683 --> 00:38:49,145
‫ما هم احمق بودیم که کمکش کردیم

830
00:38:49,170 --> 00:38:50,849
‫هیچوقت فکر نمیکردیم جدی جدی جواب بده

831
00:38:50,874 --> 00:38:52,510
‫نقش خدا رو بازی کردن این دردسرها رو هم داره

832
00:38:52,535 --> 00:38:54,372
‫جفتتون بابت مرگ دو نفر مسئولین

833
00:38:54,396 --> 00:38:55,563
‫من کسی رو نکشتم!

834
00:38:55,588 --> 00:38:56,957
‫اون قول داد همون شب بکشتش

835
00:38:56,982 --> 00:38:59,412
‫میخواین کسی رو دستگیر کنین؟
‫اینو دستگیر کنین!

836
00:38:59,554 --> 00:39:00,648
‫هو

837
00:39:01,649 --> 00:39:03,291
‫- فکر کردی کجا میری؟
‫- یه جای دور

838
00:39:03,417 --> 00:39:06,154
‫تو اون موجود رو دیدی.
‫بنظرت میتونی دستگیرش کنی؟

839
00:39:06,999 --> 00:39:09,329
‫من میرم تا وقتی شما موجودی که
‫اون نتونست بکشه رو بکشین

840
00:39:13,974 --> 00:39:15,524
‫این پسر من بود

841
00:39:16,298 --> 00:39:18,205
‫هروقت با چشمای خودت مرگ پسرت رو دیدی

842
00:39:18,334 --> 00:39:20,443
‫بیا بگو من اشتباه میکنم

843
00:39:25,127 --> 00:39:26,300
‫تو اشتباه میکردی

844
00:39:28,264 --> 00:39:29,772
‫و اگه حرفم رو باور نمیکنی...

845
00:39:31,188 --> 00:39:33,031
‫یه نگاه بنداز به کاری که با
‫همپتون و راژو کرد

846
00:39:36,686 --> 00:39:38,078
‫نتونستم انجامش بدم

847
00:39:39,813 --> 00:39:42,851
‫نمیتونستم دوباره پسرم رو بکشم

848
00:39:43,567 --> 00:39:46,007
‫دست به من نزن!

849
00:39:58,627 --> 00:40:00,429
‫نه، نه!

850
00:40:16,488 --> 00:40:17,696
‫خیلی متأسفم...

851
00:40:18,550 --> 00:40:19,637
‫پسرم

852
00:40:19,990 --> 00:40:22,193
‫منم... همینطور...

853
00:40:35,731 --> 00:40:37,537
‫نه! فکرشم نکن

854
00:40:38,702 --> 00:40:41,995
‫یه نفر باید این قضیه رو توضیح بده،
‫و اون یه نفر من نیستم

855
00:40:58,042 --> 00:40:59,043
‫نیک؟

856
00:41:06,377 --> 00:41:07,561
‫حالت چطوره؟

857
00:41:09,081 --> 00:41:10,595
‫بد نیستم، گمونم

858
00:41:12,324 --> 00:41:13,652
‫از کِی اینجایی؟

859
00:41:14,333 --> 00:41:15,765
‫از امروز صبح

860
00:41:17,024 --> 00:41:18,400
‫یادته چه اتفاقی افتاد؟

861
00:41:18,557 --> 00:41:20,931
‫تو عطاری بودم، اینو یادمه

862
00:41:21,387 --> 00:41:24,657
‫روزالی و مونرو امروز تو رو بیهوش پیدا کردن

863
00:41:25,039 --> 00:41:27,110
‫تو اتاق پشتی افتاده بودی رو زمین

864
00:41:29,240 --> 00:41:30,303
‫آره

865
00:41:31,154 --> 00:41:32,155
‫یه آینه بود

866
00:41:32,475 --> 00:41:33,689
‫بهش نگاه کردم

867
00:41:34,166 --> 00:41:35,644
‫چی دیدی؟

868
00:41:36,078 --> 00:41:37,928
‫اولش خودم

869
00:41:38,428 --> 00:41:39,703
‫و بعدش اون صورت

870
00:41:39,957 --> 00:41:41,642
‫همونی که با هم دیدیم؟

871
00:41:42,284 --> 00:41:44,312
‫آره، منم آینه رو شکستم

872
00:41:44,346 --> 00:41:45,982
‫بعد رفتم جمعش کنم

873
00:41:46,017 --> 00:41:48,788
‫و تمام تیکه‌هاش کم کم
‫برگشتن سرجاشون

874
00:41:48,823 --> 00:41:51,761
‫و بعد... من رو گرفت

875
00:41:51,795 --> 00:41:53,330
‫از آینه اومد بیرون؟

876
00:41:53,364 --> 00:41:54,586
‫فکر کنم وگ کردم

877
00:41:55,937 --> 00:41:58,073
‫آره، بعدشم دستش رو گاز گرفتم

878
00:41:58,107 --> 00:42:00,436
‫دیگه به اون صورت چیزی یادم نمیاد

879
00:42:00,667 --> 00:42:02,305
‫نیک، من نمیخوام اینجا بمونم

880
00:42:02,717 --> 00:42:04,323
‫یه حسی بهم میگه که...

881
00:42:05,394 --> 00:42:07,426
‫یه چیزی داره شروع میشه

882
00:42:07,787 --> 00:42:08,889
‫منم همینطور

883
00:42:08,914 --> 00:42:10,446
‫ولی هر چی که هست...

884
00:42:12,717 --> 00:42:14,866
‫فکر نمیکنم وقت زیادی به رسیدنش به اینجا...

885
00:42:16,680 --> 00:42:18,018
‫مونده باشه

886
00:42:19,159 --> 00:42:38,921
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

