1
00:00:00,121 --> 00:00:08,121
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:08,146 --> 00:00:17,013
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

3
00:01:41,080 --> 00:01:45,084
‫« خـانـدان اژدهـا »

4
00:01:56,108 --> 00:02:04,108
‫‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

5
00:02:41,891 --> 00:02:43,559
‫هلینا

6
00:02:45,520 --> 00:02:47,120
‫هلینا

7
00:02:48,648 --> 00:02:50,248
‫هلینا

8
00:02:57,907 --> 00:02:59,575
‫ببخشید مزاحم خوابت شدم

9
00:03:00,159 --> 00:03:02,620
‫خبری از مادرم نشده؟

10
00:03:02,620 --> 00:03:04,080
‫نه

11
00:03:04,080 --> 00:03:06,082
‫و انتظار هم ندارم خبری بشه، تا اینکه...

12
00:03:18,511 --> 00:03:21,639
‫ایموند ازت خواست
‫همراهش بری نبرد؟

13
00:03:26,686 --> 00:03:28,286
‫لرد کورلیس فکر می‌کرد این‌کارو بکنه

14
00:03:31,733 --> 00:03:33,985
‫وقتی کوچیک بودم، دلم می‌خواست پرواز کنم

15
00:03:35,611 --> 00:03:37,211
‫ولی حالا، وقتی...

16
00:03:38,489 --> 00:03:40,089
‫وقتی نزدیک دریم‌فایر هستم...

17
00:03:44,370 --> 00:03:45,970
‫خیلی...

18
00:03:47,165 --> 00:03:48,958
‫و دیگه تحملم تموم میشه

19
00:03:53,546 --> 00:03:57,133
‫به‌نظرم پدرمون هم همین حس رو داشت

20
00:03:57,133 --> 00:04:00,636
‫قدرت اژدهایان رو کنار گذاشت
‫و زندگی آروم‌تری رو انتخاب کرد

21
00:04:00,636 --> 00:04:02,472
‫نمی‌خواست عوض بشه

22
00:04:03,723 --> 00:04:07,894
‫فکر می‌کنی اژدهایان
‫به‌نحوی ما رو تغییر میدن؟

23
00:04:10,271 --> 00:04:11,871
‫حالا اژدهایان زیادی داری

24
00:04:12,899 --> 00:04:15,318
‫مگه خودت تغییر نکردی؟

25
00:04:16,277 --> 00:04:17,877
‫نـه

26
00:04:18,821 --> 00:04:21,616
‫خب... نمی‌خوام تغییر کنم

27
00:04:23,284 --> 00:04:26,954
‫فقط می‌خوام به اختلافات‌مون پایان بدم

28
00:04:26,954 --> 00:04:29,207
‫و اوضاع رو به روال درستش برگردونم

29
00:04:32,126 --> 00:04:33,726
‫هلینا

30
00:04:34,921 --> 00:04:38,424
‫خواهر، به‌نظرم تو...

31
00:04:39,634 --> 00:04:42,178
‫ممکنه رویابین باشی

32
00:04:43,387 --> 00:04:44,987
‫به‌نظرم...

33
00:04:45,890 --> 00:04:47,490
‫چیزهایی می‌بینی

34
00:04:50,144 --> 00:04:52,772
‫گاهی اوقات لحظاتی از آینده رو می‌بینم

35
00:04:53,981 --> 00:04:55,858
‫بعضی‌هاشون واضح‌ترن

36
00:04:57,693 --> 00:04:59,293
‫آخرین بار چی دیدی؟

37
00:05:02,156 --> 00:05:03,756
‫یه اسب ماده‌ی خاکستری

38
00:05:06,452 --> 00:05:08,052
‫اوهوم

39
00:05:09,914 --> 00:05:12,041
‫دیمون چی؟ اونو دیدی؟

40
00:05:17,171 --> 00:05:18,771
‫پس گرگ‌های زمستان چی؟

41
00:05:19,674 --> 00:05:21,384
‫یا تامبلتون؟

42
00:05:22,927 --> 00:05:25,513
‫اورمند هایتاور به‌زانو درمیاد یا نه؟

43
00:05:25,513 --> 00:05:27,098
‫نمی‌دونم

44
00:05:27,098 --> 00:05:29,684
‫نمی‌دونی؟ یا نمی‌خوای بگی؟

45
00:05:36,357 --> 00:05:38,776
‫شاید به حرفم به عنوان خواهرت گوش ندی

46
00:05:38,776 --> 00:05:40,486
‫ولی به عنوان ملکه‌ت
‫می‌تونم مجبورت کنم

47
00:05:40,486 --> 00:05:42,864
‫بگو ببینم چی می‌دونی!

48
00:05:44,073 --> 00:05:48,035
‫بگو اشتباه نشده
‫بگو همونطوری که قطعاً

49
00:05:48,035 --> 00:05:50,162
‫خدایان اراده کردن پیروز میشم. بگو

50
00:06:33,581 --> 00:06:35,181
‫مادر

51
00:06:36,083 --> 00:06:39,045
‫بهت گفتم اگر تونستم میام

52
00:06:41,297 --> 00:06:44,216
‫مگه اسیر نشده بودی؟

53
00:06:46,469 --> 00:06:48,069
‫خواهرت اسیر شد

54
00:06:49,639 --> 00:06:51,641
‫ولی من تونستم مخفی بمونم و فرار کنم

55
00:06:53,935 --> 00:06:56,729
‫کار خیلی عاقلانه‌ای کردی
‫که اینجا مخفی شدی

56
00:06:58,189 --> 00:06:59,815
‫فکر می‌کردم همه منو رها کردن

57
00:07:11,494 --> 00:07:13,120
‫چطور می‌تونم بهترین...

58
00:07:13,913 --> 00:07:15,513
‫و وفادارترین...

59
00:07:16,624 --> 00:07:18,224
‫پسرم رو رها کنم؟

60
00:07:20,586 --> 00:07:22,505
‫شهر سقوط کرده، ایموند

61
00:07:24,548 --> 00:07:26,592
‫فقط تو برام موندی

62
00:07:39,563 --> 00:07:43,442
‫راه دراز و سختی رو تا اینجا اومدم
‫خیلی نیاز به استراحت دارم

63
00:07:45,820 --> 00:07:47,571
‫اگان چی شد؟

64
00:07:49,448 --> 00:07:52,368
‫اگان به احتمال زیاد مُرده

65
00:07:55,538 --> 00:07:57,138
‫هرکاری از دستم برمیومد براش کردم

66
00:08:04,088 --> 00:08:05,688
‫و همچنین برای تو

67
00:08:12,513 --> 00:08:14,390
‫ولی در حقت کوتاهی کردم، ایموند

68
00:08:14,390 --> 00:08:15,990
‫نـه

69
00:08:17,226 --> 00:08:19,311
‫- خیلی کوچیک بودم
‫- نه اصلاً

70
00:08:19,311 --> 00:08:20,911
‫بچه بودم

71
00:09:08,235 --> 00:09:11,822
‫و حالا، یه پسر برات میارم

72
00:09:14,283 --> 00:09:15,883
‫ایموند

73
00:09:22,041 --> 00:09:23,641
‫ایموند

74
00:09:24,627 --> 00:09:26,629
‫- چی دیدی؟
‫- لطفاً ولم کن

75
00:09:49,819 --> 00:09:51,419
‫ایموند

76
00:10:23,352 --> 00:10:24,952
‫دروازه رو باز کنین!

77
00:10:45,291 --> 00:10:47,168
‫از رودخونه‌ی بلک‌واتر رد شدن

78
00:10:47,168 --> 00:10:49,336
‫- چند نفرن؟
‫- بیست هزار نفر

79
00:10:49,336 --> 00:10:50,963
‫یک روز تا اینجا فاصله دارن
‫نهایت دو روز

80
00:10:52,923 --> 00:10:57,595
‫پس رفیق دورنی احمق
‫ولی جاه‌طلبت بی‌دلیل توی گل‌و‌لای جون داد

81
00:10:58,637 --> 00:10:59,805
‫اهمیتی نداره

82
00:10:59,805 --> 00:11:03,142
‫حالا دیگه مهره‌ای دارم
‫که اون زنیکه رو به زانو درمیاره

83
00:11:05,936 --> 00:11:07,536
‫چه مهره‌ای؟

84
00:11:44,725 --> 00:11:46,325
‫- شاهزاده‌ی من...
‫- برو کنار!

85
00:11:49,480 --> 00:11:51,649
‫کجاست؟ رینا کجاست؟

86
00:11:52,608 --> 00:11:54,902
‫می‌بینم که آداب معاشرت رو کنار گذاشتی

87
00:11:54,902 --> 00:11:56,502
‫اینجاست؟

88
00:11:57,529 --> 00:12:01,617
‫درست بعد از اینکه برات خبر فرستادم
‫پرواز کرد و رفت

89
00:12:01,617 --> 00:12:03,244
‫نمی‌تونستم اینجا نگهش دارم

90
00:12:03,244 --> 00:12:05,871
‫اگر لازم بود غل‌و‌زنجیرش می‌کردی
‫اصلاً می‌انداختیش توی سلول

91
00:12:07,164 --> 00:12:08,999
‫فکر می‌کنی به این راحتی میشه

92
00:12:08,999 --> 00:12:11,251
‫یه اژدهاسوار رو مجبور کرد
‫کاری که نمی‌خواد رو انجام بده؟

93
00:12:12,086 --> 00:12:13,379
‫وجودش برای من هم خطرناکه

94
00:12:13,379 --> 00:12:15,381
‫با چشم‌های گریون ازم خواهش کرد

95
00:12:15,381 --> 00:12:17,258
‫قسم خورد همین‌جا مخفی می‌مونه

96
00:12:19,009 --> 00:12:20,928
‫خبر یه اژدهاسوار توی ویل پیچیده

97
00:12:22,012 --> 00:12:24,640
‫روستایی‌ها میگن
‫یه دختر وحشی داره توی کوهستان

98
00:12:24,640 --> 00:12:26,183
‫بین گزنه‌ها و گوسفندها زندگی می‌کنه

99
00:12:26,183 --> 00:12:28,310
‫دیگه نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

100
00:12:28,310 --> 00:12:30,104
‫حالا دیگه به‌نفعمه به ملکه خبر بدم

101
00:12:30,104 --> 00:12:31,704
‫- که فرار کرده
‫- نه

102
00:12:32,648 --> 00:12:35,067
‫شاید بتونی کاری کنی خشم رینیرا
‫کمی فروکش کنه، ولی بالاخره گریبانگیرت میشه

103
00:12:35,067 --> 00:12:36,667
‫یک روز بهم مهلت بده

104
00:12:43,742 --> 00:12:45,342
‫لطفاً

105
00:12:48,622 --> 00:12:51,834
‫داره می‌گرده اینور اونور
‫و خبر از ویگار می‌گیره

106
00:12:53,502 --> 00:12:55,546
‫خبر رسیده نزدیک فرمارکت دیده شده

107
00:12:55,546 --> 00:12:57,298
‫پس گمون کنم...

108
00:13:04,430 --> 00:13:06,390
‫ایموند فوقش دو روز ازمون جلوتره

109
00:13:07,391 --> 00:13:10,227
‫خیلی وقته از این جستجوی بی‌پایان خسته شدم

110
00:13:11,812 --> 00:13:14,940
‫حس می‌کنم رینیرا داره مجازاتم می‌کنه

111
00:13:14,940 --> 00:13:16,900
‫یا حداقل می‌خواسته
‫جلوی چشم‌هاش نباشم

112
00:13:18,736 --> 00:13:21,071
‫به ما فقط به چشم ابزار نگاه می‌کنه

113
00:13:22,865 --> 00:13:26,702
‫بانوی من، میشه یه لطفی بهم بکنین؟

114
00:13:26,702 --> 00:13:29,913
‫پدرم می‌خواد من و الین
‫مشروعیت پیدا کنیم

115
00:13:29,913 --> 00:13:31,582
‫و نام خاندان ولاریون رو بگیریم

116
00:13:32,333 --> 00:13:34,543
‫ولی ملکه راضی نمیشه

117
00:13:35,419 --> 00:13:37,254
‫خودت می‌دونی بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫چه حسی بهم داره

118
00:13:38,172 --> 00:13:40,382
‫فکر نکنم چندان بتونم
‫با حرف‌هام راضیش کنم

119
00:13:42,259 --> 00:13:44,011
‫ولی شاید پدرتون بتونه

120
00:13:45,179 --> 00:13:47,973
‫چرا الان به فکر اسم و مقام افتادی؟

121
00:13:49,141 --> 00:13:50,351
‫گلایه‌ت رو درک می‌کنم

122
00:13:50,351 --> 00:13:52,561
‫ولی قطعاً اژدها داشتن بهتر از

123
00:13:52,561 --> 00:13:54,813
‫مقام و عنوان اشرافیه

124
00:13:54,813 --> 00:13:57,066
‫برای وقتیه که هرکدوممون بخوایم ازدواج کنیم

125
00:13:57,066 --> 00:13:58,666
‫البته...

126
00:13:59,276 --> 00:14:03,238
‫اگر بتونیم دل یه بانوی
‫اشراف‌زاده رو به‌دست بیاریم

127
00:14:05,866 --> 00:14:08,869
‫پس برادرت باهات صحبت کرده؟

128
00:14:17,544 --> 00:14:19,171
‫"ویگار"ـه؟

129
00:14:22,800 --> 00:14:24,385
‫نـه

130
00:14:24,385 --> 00:14:26,929
‫فکر نمی‌کردم بتونیم
‫از قلعه‌ی سرخ فرار کنیم

131
00:14:26,929 --> 00:14:29,556
ولی سـر ادرین مصمم باقی موند

132
00:14:31,016 --> 00:14:33,352
‫ما رو به یه دروازه‌ی مخفی رسوند

133
00:14:33,352 --> 00:14:35,979
‫و اونقدر سکه همراهم داشتم
‫که بتونم اسب بگیرم

134
00:14:35,979 --> 00:14:37,815
‫سعی کردیم از جاده‌ها نیایم

135
00:14:37,815 --> 00:14:41,902
‫ولی بعضی جاها
‫رد شدن از جنگل غیرممکن شده

136
00:14:41,902 --> 00:14:43,502
‫جنگل‌ها پر از مردان وحشی شده

137
00:14:44,405 --> 00:14:46,782
‫اگر بخاطر اون نبود
‫الان اینجا نبودم

138
00:14:46,782 --> 00:14:49,660
‫رینیرا قلعه رو تسخیر کرد
‫ولی سـر ادرین وفادار موند

139
00:14:49,660 --> 00:14:51,745
‫با کمک کردن به من
‫خطر بزرگی رو به‌جون خرید

140
00:14:51,745 --> 00:14:53,345
‫خیلی...

141
00:14:56,917 --> 00:14:58,517
‫از حرف‌هام ناراحت شدی؟

142
00:15:03,132 --> 00:15:04,732
‫نـه

143
00:15:10,889 --> 00:15:12,516
‫جز تو کسی رو ندارم

144
00:15:28,365 --> 00:15:30,284
‫ایشونه...

145
00:15:30,284 --> 00:15:32,453
‫محافظ و راهنمام، سـر ادرین

146
00:15:32,453 --> 00:15:34,053
‫اعلی‌حضرت

147
00:15:49,428 --> 00:15:52,389
‫خب، ظاهراً بهت مدیونم

148
00:15:55,184 --> 00:15:57,644
‫فقط به حرف وجدانم گوش کردم

149
00:15:59,813 --> 00:16:02,107
‫رفتارشون با ملکه‌ی مادر شرم‌آور بود

150
00:16:13,452 --> 00:16:15,052
‫ایموند!

151
00:16:24,463 --> 00:16:26,131
‫ببخشید، مادر

152
00:16:28,175 --> 00:16:31,512
‫رازهایی اینجا وجود داره
‫و نمی‌تونم به هیچ غریبه‌ای اعتماد کنم

153
00:16:32,554 --> 00:16:34,431
‫عه، اومدین

154
00:16:36,266 --> 00:16:37,976
‫به‌موقع برای شام رسیدین

155
00:16:44,399 --> 00:16:48,695
‫استادها بهم گفتن چربی دام‌ها
‫برای استخون خوبه

156
00:16:48,695 --> 00:16:51,615
‫ولی نمی‌دونم چطور ممکنه

157
00:16:51,615 --> 00:16:53,450
‫همچین چیز لزجی مضر نباشه

158
00:16:55,619 --> 00:16:57,219
‫شراب رو امتحان کن، لرد کورلیس

159
00:16:58,205 --> 00:17:01,250
‫نمی‌ذاره بوی گند اینجا رو حس کنی

160
00:17:06,755 --> 00:17:09,216
‫چی می‌خوای، هایتاور؟

161
00:17:09,216 --> 00:17:11,802
‫این مثلاً ضیافت قبل از مرگه؟

162
00:17:12,761 --> 00:17:15,305
‫پای کبوتر بهم میدی
‫که بعدش منو بفرستی زیر تیغ جلاد؟

163
00:17:15,305 --> 00:17:16,905
‫کاملاً برعکس

164
00:17:17,724 --> 00:17:20,519
‫امیدوارم تا مدت‌ها
‫از حضور خوش‌تون بهره‌مند بشیم

165
00:17:21,186 --> 00:17:24,231
‫می‌تونی در راه هدف‌مون
‫کمک زیادی بهمون بکنی

166
00:17:25,440 --> 00:17:28,652
‫به عنوان چی؟ گروگان؟

167
00:17:29,903 --> 00:17:32,030
‫ملکه‌ی وحشی اونقدر خوش‌قلبه

168
00:17:32,030 --> 00:17:35,659
‫که حاضر بشه بخاطر دست سرکشش
‫تاج و تختش رو کنار بذاره؟

169
00:17:35,659 --> 00:17:37,259
‫فکر نکنم

170
00:17:38,579 --> 00:17:40,706
‫ولی ولاریون‌ها...

171
00:17:40,706 --> 00:17:43,584
‫حالا که ارباب‌شون اسیر شده
‫افراد دریفت‌مارک

172
00:17:43,584 --> 00:17:46,670
‫متوجه میشن بهتره نرن بارانداز پادشاه

173
00:17:46,670 --> 00:17:50,299
‫و بدون اون‌ها، شهر دوباره
‫ غرق هرج‌و‌مرج خودش میشه

174
00:17:54,136 --> 00:17:56,179
‫این چه کمکی به ما می‌کنه؟

175
00:17:56,179 --> 00:17:58,307
‫وقتی گرگ‌های زمستان
‫دارن به دروازه‌هامون می‌رسن؟

176
00:18:05,689 --> 00:18:07,149
‫می‌دونستی...

177
00:18:07,149 --> 00:18:10,319
‫روز به‌روز بیشتر میل پیدا می‌کنم

178
00:18:10,319 --> 00:18:11,919
‫که رژیمم رو...

179
00:18:13,322 --> 00:18:14,922
‫به سبزیجات محدود کنم

180
00:18:16,116 --> 00:18:17,993
‫درست مثل مردم ناثی

181
00:18:18,785 --> 00:18:21,121
‫اگر توضیحاتت تموم شده...

182
00:18:21,121 --> 00:18:22,873
‫اصلاً چی تو اونا می‌بینی؟

183
00:18:23,874 --> 00:18:25,474
‫این خاندان...

184
00:18:26,918 --> 00:18:28,045
‫تارگرین‌ها

185
00:18:28,045 --> 00:18:32,132
‫مرد دنیادیده‌ای هستی
‫عجایب دنیا رو دیدی

186
00:18:33,300 --> 00:18:37,846
‫چرا باید خودت رو به اتحاد خسته‌کننده‌ای با
‫افراد حیوون‌صفت و بی‌اعتنا محدود کنی؟

187
00:18:41,475 --> 00:18:44,061
‫البته خانمت، از خاندان اون‌ها بود

188
00:18:44,061 --> 00:18:46,313
‫که نتیجه‌ش کاملاً قابل پیش‌بینی بود

189
00:18:49,149 --> 00:18:51,777
‫فکر می‌کردم بعد از اینکه دیدی

190
00:18:51,777 --> 00:18:53,820
‫به خودشون هم رحم نمی‌کنن...

191
00:18:56,948 --> 00:18:58,659
‫می‌خوام برگردم به سلولم

192
00:18:59,868 --> 00:19:01,468
‫هرجور مایلی

193
00:19:05,582 --> 00:19:06,917
‫راستی، لرد کورلیس؟

194
00:19:06,917 --> 00:19:08,517
‫قبل از اینکه بری...

195
00:19:09,878 --> 00:19:11,797
‫به‌شکل غیرمعمولی شاد و شنگول بود

196
00:19:12,923 --> 00:19:15,258
‫جوری که انگار پیروزی بزرگی در پیش داره

197
00:19:15,258 --> 00:19:17,636
‫ظاهراً فکر می‌کنه
‫با گروگان گرفتن لرد کورلیس...

198
00:19:17,636 --> 00:19:19,388
‫این مهره‌ایه که می‌گفت؟

199
00:19:21,139 --> 00:19:23,225
‫حالا که یه ارتش رسیده به دروازه‌هامون

200
00:19:23,225 --> 00:19:25,652
‫نظم یا هرج‌و‌مرج بارانداز پادشاه
‫چه فرقی به حالمون می‌کنه؟

201
00:19:26,103 --> 00:19:27,703
‫ناسلامتی قراره من پادشاه باشم

202
00:19:29,606 --> 00:19:31,566
‫چجور حاکمی هستم؟

203
00:19:31,566 --> 00:19:35,987
‫باید دست روی دست بذارم
‫تا یه روانی ما رو به کشتن بده؟

204
00:19:37,906 --> 00:19:39,825
‫اونم با تمام افرادمون؟

205
00:19:41,535 --> 00:19:43,161
‫ظاهراً راه فراری ازش نیست

206
00:19:44,287 --> 00:19:47,582
‫از این رویای رسیدن به شهرت و افتخار جاودانه
‫که بعضی‌ها دارن...

207
00:19:49,084 --> 00:19:51,920
‫اینکه هرجور شده از سرنوشتی
‫که در انتظار همه‌ی انسان‌هاست فرار کنن

208
00:19:54,881 --> 00:19:58,677
‫بابت دوستت متاسفم

209
00:20:01,972 --> 00:20:04,099
‫تسلیم مرگ شد

210
00:20:10,147 --> 00:20:11,940
‫می‌تونم به ارتش دستور بدم تسلیم بشن

211
00:20:12,524 --> 00:20:14,109
‫بعدش چی؟

212
00:20:14,109 --> 00:20:15,986
‫تا همه‌مون سر از جایگاه اعدام دربیاریم؟

213
00:20:18,697 --> 00:20:21,616
‫می‌تونی با تساریون پرواز کنی و بری

214
00:20:22,826 --> 00:20:24,244
‫اگر نتونه تو رو بهونه کنه...

215
00:20:24,244 --> 00:20:26,204
‫بازم همینطوری ادامه میده

216
00:20:27,956 --> 00:20:30,000
‫کجا می‌تونم برم؟

217
00:20:30,000 --> 00:20:33,086
‫کی حاضره به پادشاهی پناه بده
‫که افرادش رو رها کرده که بمیرن؟

218
00:20:36,423 --> 00:20:38,759
‫من ترسی از بی‌اهمیت بودن ندارم، گواین

219
00:20:42,763 --> 00:20:44,973
‫اصلاً تاج و تخت مال رینیرا، برام مهم نیست

220
00:20:48,643 --> 00:20:50,687
‫حقیقتاً شرم‌آوره

221
00:20:50,687 --> 00:20:53,940
‫جریان بدی علیه من راه افتاده!
‫توی خیابون‌ها بهم توهین می‌کنن

222
00:20:53,940 --> 00:20:57,235
‫دختر خودم با چشم‌های خودش دید
‫یجور نجاست...

223
00:20:57,235 --> 00:21:00,155
‫مالیده بودن دم در خونه‌م

224
00:21:01,865 --> 00:21:04,034
‫نمی‌دونم انتظار داری من چیکار کنم

225
00:21:04,034 --> 00:21:05,634
‫ملکه‌ی من...

226
00:21:06,369 --> 00:21:07,969
‫جسارت نباشه...

227
00:21:08,622 --> 00:21:11,792
‫جلوی دادخواه‌ها فرمودین من مسئول

228
00:21:11,792 --> 00:21:15,170
‫مشکلات مالی فعلی شهر هستم

229
00:21:15,170 --> 00:21:16,505
‫من که...

230
00:21:16,505 --> 00:21:18,105
‫خب، برای حل مشکلات چیکار کردی؟

231
00:21:18,924 --> 00:21:20,550
‫چه کاری ازم برمیاد؟

232
00:21:21,718 --> 00:21:24,471
‫درخواست کردم مالیات بگیریم
‫ولی کسی گوشش بدهکار نبود

233
00:21:25,388 --> 00:21:29,518
‫همین طلای ناچیزمون هم
‫از این دست میاد و از اون دست میره

234
00:21:29,518 --> 00:21:33,814
‫انگار این جایگاه به من داده شده
‫که تمام کاسه کوزه‌ها سر من بشکنه

235
00:21:38,235 --> 00:21:40,111
‫خبری از لرد کورلیس نشده؟

236
00:21:41,988 --> 00:21:43,588
‫از هارنهال چی؟

237
00:21:46,451 --> 00:21:49,663
‫- دیمون چی؟
‫- تشریف ندارن

238
00:21:49,663 --> 00:21:52,249
‫شاهزاده خودشون...

239
00:21:52,249 --> 00:21:53,959
‫یه کاری داشتن رفتن انجام بدن

240
00:21:53,959 --> 00:21:57,587
‫نگهبان‌ها گفتن قبل از طلوع آفتاب
‫پرواز کردن و رفتن

241
00:21:57,587 --> 00:22:01,299
‫لشکر سرزمین رودخانه
‫یک روز دیگه به تامبلتون می‌رسه، علیاحضرت

242
00:22:01,299 --> 00:22:03,885
‫و نیروهای ولاریون فردا صبح
‫به بارانداز پادشاه می‌رسن

243
00:22:03,885 --> 00:22:07,222
‫باید آبروم رو حفظ کنم

244
00:22:07,222 --> 00:22:12,769
‫اگر سـر ادرین تونسته باشه
‫وظیفه‌ش رو انجام بده

245
00:22:12,769 --> 00:22:15,438
‫مسئله‌ی هارنهال باقی می‌مونه که باید...

246
00:22:15,438 --> 00:22:17,774
‫باشه، مال خودت

247
00:22:18,692 --> 00:22:20,318
‫بله علیاحضرت؟

248
00:22:20,318 --> 00:22:22,445
‫برگرد پل دوبرج

249
00:22:22,445 --> 00:22:25,782
‫و با افرادی که اونجا داری
‫برو هارنهال

250
00:22:27,701 --> 00:22:29,953
‫با کمال میل این‌کارو می‌کنم!

251
00:22:29,953 --> 00:22:31,955
‫اگر ایموند مُرده بود، چه بهتر

252
00:22:31,955 --> 00:22:33,748
‫ولی درهرصورت، دوباره تسخیرش کن

253
00:22:33,748 --> 00:22:35,250
‫تا نتونه برگرده اونجا

254
00:22:35,250 --> 00:22:36,850
‫ملکه‌ی من

255
00:22:38,962 --> 00:22:40,964
‫چیز عجیبی دیدیم

256
00:22:40,964 --> 00:22:42,591
‫- ویگار؟
‫- نه

257
00:22:42,591 --> 00:22:44,676
‫گوسفنددزد. توی سرزمین‌های رودخانه

258
00:22:44,676 --> 00:22:46,595
‫کنار رود آبی نزدیک فرمارکت

259
00:22:47,596 --> 00:22:49,264
‫انتظارشو نداشتم. تابحال سابقه نداشته...

260
00:22:49,264 --> 00:22:50,974
‫علیاحضرت، کسی سوارش بود

261
00:22:52,350 --> 00:22:55,103
‫- یه سوار جدید؟
‫- تشخیص ندادم

262
00:22:55,103 --> 00:22:57,314
‫دنبالش کردیم، ولی توی تپه‌ها گمش کردیم

263
00:23:02,569 --> 00:23:04,613
‫اون سری که دیمون براتون آورد

264
00:23:04,613 --> 00:23:06,781
‫واقعاً اصلاً بهش شک نکردین؟

265
00:23:06,781 --> 00:23:09,784
‫مدت‌ها توی سرزمین‌های رودخانه بود
‫و حالا گوسفنددزد

266
00:23:09,784 --> 00:23:12,787
‫با سواری اونجا دیده شده
‫که بهتون اطمینان داده بود مُرده

267
00:23:12,787 --> 00:23:14,748
‫و همزمان...

268
00:23:14,748 --> 00:23:17,417
‫بدون هیچ توضیحی رفته

269
00:23:17,417 --> 00:23:19,836
‫سابقه داشته دروغ بگه، ولی این دیگه خیلی...

270
00:23:19,836 --> 00:23:22,797
‫جفتمون دیدیم که کارهایی
‫ خیلی بدتر از دروغ گفتن ازش برمیاد

271
00:23:22,797 --> 00:23:27,093
‫از وقتی اومدین اینجا بابت خویشتن‌داری‌تون
‫توی حکمرانی کلافه شده بود

272
00:23:27,093 --> 00:23:29,346
‫عجول و بی‌صبره

273
00:23:29,346 --> 00:23:31,765
‫از کجا معلوم بابت نارضایتی از شما

274
00:23:31,765 --> 00:23:34,935
‫- پنهانی با کسی همدست نشده باشه...
‫- قسم خورده به من خدمت کنه

275
00:23:36,269 --> 00:23:38,647
‫باورم نمیشه حالا که
‫بیشتر از همیشه بهش نیاز دارم

276
00:23:38,647 --> 00:23:40,247
‫- رفته...
‫- عذر می‌خوام

277
00:23:45,236 --> 00:23:46,836
‫علیاحضرت

278
00:23:50,033 --> 00:23:54,329
‫ولی کاری از دیمون برمیاد
‫که واقعاً براتون غیرقابل باور باشه؟

279
00:23:59,250 --> 00:24:00,850
‫سـر آدام رو خبر کن

280
00:24:09,302 --> 00:24:11,513
‫میگن شدت آفتاب "ولانتیس"ـه

281
00:24:11,513 --> 00:24:13,390
‫که باعث میشه انگورهاشون
‫اینقدر شیرین بشه

282
00:24:14,891 --> 00:24:17,184
‫اگه قصد داری با شراب‌های ولانتیسی

283
00:24:17,185 --> 00:24:19,687
‫من رو بابت این حماقت
‫تسلی بدی، سخت در اشتباهی

284
00:24:19,688 --> 00:24:22,356
‫اعلی‌حضرت، التماس می‌کنم
‫تجدیدنظر کنید

285
00:24:22,357 --> 00:24:25,359
‫می‌تونیم مسیر رو تغییر بدیم
‫و با کشتی از مِیدنپول به کسترلی‌راک بریم

286
00:24:25,360 --> 00:24:27,820
‫نه، تصمیمم رفتن به براووسه

287
00:24:27,821 --> 00:24:29,905
‫چقدر دیگه اسب‌سواری داریم؟

288
00:24:29,906 --> 00:24:31,324
‫چند روز تا رسیدن به بندر مونده

289
00:24:32,409 --> 00:24:34,535
‫براووس ثابت می‌کنه که شهری متمدنه،

290
00:24:34,536 --> 00:24:35,870
‫بهتون اطمینان می‌دم

291
00:24:36,496 --> 00:24:37,998
‫شاید حتی احساس کنید
‫مثل خونه‌ی خودتونه

292
00:24:42,877 --> 00:24:44,177
‫وای

293
00:24:44,546 --> 00:24:47,339
‫زنِ مهربان، از چی فرار می‌کنید؟

294
00:24:47,340 --> 00:24:49,008
‫یه ارتش به این سمت میاد

295
00:24:49,009 --> 00:24:51,301
‫- حدود هزار سرباز داره
‫- کدوم ارتش؟

296
00:24:51,302 --> 00:24:53,887
‫دخترم گفت یه ماهی قرمز
‫روی پرچم سفید دیده

297
00:24:53,888 --> 00:24:56,473
‫- موتون‌ها
‫- خودمون داریم می‌ریم اون‌جا، به مِیدنپول

298
00:24:56,474 --> 00:24:59,143
‫باید به راهمون ادامه بدیم.
‫اگه می‌تونید شما هم برگردید

299
00:24:59,144 --> 00:25:00,645
‫موتون‌ها به رینیرا
‫سوگند وفاداری یاد کردن

300
00:25:02,105 --> 00:25:03,732
‫ممکنه چیزی در مورد من شنیده باشن؟

301
00:25:16,953 --> 00:25:18,455
‫دیگه نمی‌تونیم از این مسیر بریم

302
00:25:19,456 --> 00:25:21,999
‫باید به روکزرست برگردیم

303
00:25:22,000 --> 00:25:24,460
‫نمی‌تونیم برگردیم اون‌جا.
‫ممکنه لو رفته باشیم

304
00:25:24,461 --> 00:25:27,338
‫یه ارتش داره میاد سراغ‌مون
‫و هیچ سرپناهی نداریم

305
00:25:28,757 --> 00:25:31,717
‫روکزرست دیوارهای ضخیم
‫و نیروی کافی برای دفاع داره

306
00:25:31,718 --> 00:25:34,804
‫تا زمانی که ارتش موتون‌ها عبور کنه
‫اون‌جا پناهگاهی برای اعلی‌حضرت می‌شه

307
00:25:40,518 --> 00:25:41,818
‫حتماً خیلی گرسنه‌اید

308
00:25:43,104 --> 00:25:45,065
‫از بارانداز پادشاه تا این‌جا
‫مسیر خیلی طولانیه

309
00:25:47,484 --> 00:25:48,784
‫آره

310
00:25:50,528 --> 00:25:51,828
‫و بدون شک پر از خطره

311
00:25:53,364 --> 00:25:55,366
‫اگه نیمی از داستان‌هایی که در مورد
‫جاده‌ی شاهی شنیدم درست باشن

312
00:25:59,037 --> 00:26:01,330
‫شما دو نفر

313
00:26:01,331 --> 00:26:02,832
‫چطور با هم آشنا شدید؟

314
00:26:06,961 --> 00:26:08,379
‫اون جونم رو نجات داد

315
00:26:10,507 --> 00:26:12,174
‫به دستور چه کسی؟

316
00:26:12,175 --> 00:26:13,475
‫اربابانت؟

317
00:26:14,010 --> 00:26:15,845
‫معمولاً از دستورات خودم پیروی می‌کنم

318
00:26:18,515 --> 00:26:21,184
‫ایموند، هنوز نمی‌فهمم این زن کیه

319
00:26:25,563 --> 00:26:27,565
‫یه بانوئه

320
00:26:29,109 --> 00:26:30,902
‫و یه جور استاد هم هست

321
00:26:33,113 --> 00:26:35,949
‫فعلاً اون از قلعه مراقبت می‌کنه

322
00:26:38,368 --> 00:26:43,373
‫تصمیم گرفتم این‌جا پیشش بمونم
‫و این‌جا رو مقر فرمانرواییم کنم

323
00:26:46,000 --> 00:26:47,793
‫مقر فرمانرواییت؟

324
00:26:47,794 --> 00:26:49,796
‫خودت همین رو پیشنهاد نمی‌دادی؟

325
00:26:51,047 --> 00:26:52,840
‫قلعه جدیدی برای حکومت کردن؟

326
00:26:52,841 --> 00:26:56,718
‫رینیرا تاج‌وتخت رو گرفته
‫و ۶ تا اژدها داره

327
00:26:56,719 --> 00:26:59,888
‫الان اون حکومت می‌کنه،
‫مهم نیست خودمون چقدر مخالف باشیم

328
00:27:01,141 --> 00:27:04,853
‫افراد عادی سوار اژدهایان رینیرا می‌شن

329
00:27:06,521 --> 00:27:10,440
‫اون خاندان بزرگ ما رو بی‌آبرو کرده،
‫تخت آهنین رو بی‌اعتبار کرده،

330
00:27:10,441 --> 00:27:12,443
‫و بذر نابودی خودش رو کاشته

331
00:27:14,070 --> 00:27:15,572
‫قطعاً سقوط خواهد کرد

332
00:27:18,158 --> 00:27:20,827
‫و ما تخت خودمون رو برپا خواهیم کرد

333
00:27:22,537 --> 00:27:25,498
‫توی گل‌ولایِ سرزمین‌های رودخانه

334
00:27:27,709 --> 00:27:29,210
‫سپیده‌دمی تازه در راهه

335
00:27:32,088 --> 00:27:34,340
‫سلسله‌ی جدیدی از پادشاهان بی‌نقص

336
00:27:37,677 --> 00:27:39,387
‫فقط باید منتظر زمان مناسب بمونیم

337
00:27:41,764 --> 00:27:43,266
‫و تو، مادر…

338
00:27:45,185 --> 00:27:46,978
‫تو هم پیش‌مون منتظر می‌مونی

339
00:27:48,438 --> 00:27:50,689
‫هنوز ارزش و فایده داری

340
00:27:50,690 --> 00:27:53,443
‫مطمئنم مادرت دوست داره بره

341
00:27:54,903 --> 00:27:57,362
‫شاید برگرده به اولدتاون

342
00:27:57,363 --> 00:27:59,489
‫آب‌وهوای این‌جا بهش نمی‌سازه

343
00:27:59,490 --> 00:28:01,158
‫اون‌جا چیزی براش وجود نداره

344
00:28:01,159 --> 00:28:02,242
‫فقط من رو داره

345
00:28:02,243 --> 00:28:03,620
‫- مسئله‌ی هلینا رو داریم
‫- نه!

346
00:28:04,537 --> 00:28:06,039
‫پیش‌مون می‌مونی

347
00:28:10,919 --> 00:28:12,337
‫هیزم تموم کردیم

348
00:28:20,220 --> 00:28:23,639
‫نمی‌ذارم مثل یه بچه‌ی بی‌عقل
‫نازپرورده یا نصیحت بشم

349
00:28:23,640 --> 00:28:25,850
‫مراقبش باش، ایموند

350
00:28:26,935 --> 00:28:28,810
‫با نیّت خیری این‌جا نیومده

351
00:28:28,811 --> 00:28:30,521
‫اون هم‌خون منه

352
00:28:31,689 --> 00:28:33,148
‫باعث می‌شه بی‌نقص باشه؟

353
00:28:33,149 --> 00:28:36,110
‫همیشه اسرار خودش رو داشته،
‫بیشترشون رو نتونسته خوب نگه داره

354
00:28:37,195 --> 00:28:40,240
‫نقشه‌ای که برای آینده‌مون کشیدم
‫مادرت رو شامل نمی‌شه

355
00:28:40,949 --> 00:28:42,367
‫و اینم از حقیقت

356
00:28:43,326 --> 00:28:44,786
‫من رو برای خودت می‌خوای

357
00:28:46,955 --> 00:28:48,915
‫مِه شومی اون رو احاطه کرده

358
00:28:51,459 --> 00:28:53,920
‫اومده بهت آسیب بزنه

359
00:28:55,546 --> 00:28:58,174
‫به نفعته افکار منفیت رو
‫پیش خودت نگه داری

360
00:29:06,266 --> 00:29:09,269
‫شما تارگرین‌ها همه‌تون
‫یه چیز رو می‌خواید، نه؟

361
00:29:55,589 --> 00:29:58,589
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

362
00:30:01,237 --> 00:30:02,537
‫تامِ زبون‌بسته، چه خبره؟

363
00:30:03,489 --> 00:30:07,200
‫لُرد موتون از مِیدنپول یه ارتش فرستاده

364
00:30:07,201 --> 00:30:08,501
‫با عجله دارن پیشروی می‌کنن

365
00:30:09,871 --> 00:30:13,082
‫جانوسِ ما رو ندیدید؟
‫فکر می‌کردم پیش شما باشه

366
00:30:14,125 --> 00:30:15,751
‫نه. دارن به سمت کجا می‌رن؟

367
00:30:15,752 --> 00:30:17,919
‫بهشون دستور داده شده
‫به این‌جا بیان، به روکزرست

368
00:30:17,920 --> 00:30:20,797
‫اما به نظر می‌رسه دارن
‫روستا به روستا پیش می‌رن،

369
00:30:20,798 --> 00:30:22,884
‫و دنبال دوست‌تون لنیستر می‌گردن

370
00:30:24,010 --> 00:30:26,095
‫یه چیزی در مورد طلاهای ملکه شنیدم،

371
00:30:26,929 --> 00:30:29,724
‫خیلی سریع به این‌جا می‌رسن.
‫بهتره برید

372
00:30:41,861 --> 00:30:44,572
‫سِـر تایلند، به نظرم موافقی
‫که باید خودت رو تحویل بدی

373
00:30:45,490 --> 00:30:46,824
‫زنده‌زنده پوستم رو می‌کنه

374
00:30:47,492 --> 00:30:49,493
‫شکی نیست.
‫اما وقتی موتون‌ها تو رو بگیرن،

375
00:30:49,494 --> 00:30:51,453
‫به سمت بارانداز پادشاه می‌رن،
‫و من و اعلی‌حضرت

376
00:30:51,454 --> 00:30:52,704
‫می‌تونیم فرار کنیم

377
00:30:52,705 --> 00:30:54,081
‫پادشاه رو به من و افرادم بسپار

378
00:30:54,082 --> 00:30:56,083
‫می‌تازیم و از چنگ موتون‌ها فرار می‌کنیم

379
00:30:56,084 --> 00:30:58,085
‫حتماً باید این‌قدر احمق باشی؟

380
00:30:58,086 --> 00:30:59,753
‫رینیرا دنبالته

381
00:30:59,754 --> 00:31:01,880
‫اعلی‌حضرت در کنار تو در امان نیست

382
00:31:01,881 --> 00:31:04,132
‫خودت رو تحویل بده
‫و به ایشون فرصت فرار بده

383
00:31:04,133 --> 00:31:05,384
‫به ایشون یا به تو؟

384
00:31:05,385 --> 00:31:07,386
‫کار شرافتمندانه همینه

385
00:31:07,387 --> 00:31:09,263
‫- اعلی‌حضرت، فعلاً حداقل…
‫- نه

386
00:31:12,016 --> 00:31:13,433
‫نه

387
00:31:13,434 --> 00:31:15,061
‫هر جایی که دوست دارید، برید

388
00:31:16,020 --> 00:31:17,320
‫هر دو تاتون

389
00:31:18,272 --> 00:31:19,899
‫خودتون رو نجات بدید

390
00:31:21,192 --> 00:31:22,776
‫اما من دیگه فرار نمی‌کنم

391
00:31:22,777 --> 00:31:24,861
‫اگه فرار نکنید، اعلی‌حضرت، می‌میرید

392
00:31:24,862 --> 00:31:26,196
‫پس می‌میرم

393
00:31:26,197 --> 00:31:27,824
‫اما نه به عنوان یه فراری

394
00:31:30,201 --> 00:31:32,328
‫ناشناس. پوشیده از غبار

395
00:31:33,037 --> 00:31:37,708
‫در حالی که تیر به پشتم خورده
‫یا مثل یه روباه توی دام گیر افتادم

396
00:31:38,960 --> 00:31:41,044
‫مضحکه. سِـر تایلند، خواهش می‌کنم

397
00:31:41,045 --> 00:31:42,129
‫اعلی‌حضرت رو متقاعد کن

398
00:31:42,130 --> 00:31:43,430
‫من همین‌جا می‌مونم

399
00:31:45,508 --> 00:31:46,808
‫و به عنوان یه پادشاه دفن می‌شم

400
00:31:48,469 --> 00:31:49,887
‫با اژدهام

401
00:31:53,683 --> 00:31:56,226
‫نمی‌خوام بعداً گفته بشه
‫که با بی‌آبرویی

402
00:31:56,227 --> 00:31:58,479
‫توسط برادرم کشته شدم

403
00:32:04,902 --> 00:32:06,988
‫اگه پادشاه مایل هستن بمونن، پس…

404
00:32:09,198 --> 00:32:11,032
‫منم پیش‌شون می‌مونم

405
00:32:11,033 --> 00:32:13,161
‫نمی‌تونم اجازه بدم تنهایی مقابل
‫ارتشی بایستن که برای من این‌جاست

406
00:32:21,502 --> 00:32:23,171
‫پس تصمیم‌تون رو گرفتید؟

407
00:32:30,595 --> 00:32:31,929
‫خب، سرورانم…

408
00:32:33,389 --> 00:32:35,933
‫به نظر می‌رسه
‫من فقط یه راه دارم

409
00:32:37,518 --> 00:32:39,478
‫باشد که هفت خدا همیشه
‫یار و یاورتون باشن

410
00:32:39,479 --> 00:32:41,480
‫می‌خوای اربابت رو ترک کنی؟

411
00:32:41,481 --> 00:32:43,816
‫من یه چلاقم، سِـر تایلند

412
00:32:45,943 --> 00:32:48,111
‫اون‌قدر فروتن هستم که اعتراف کنم
‫حضورم توی درگیری

413
00:32:48,112 --> 00:32:49,655
‫هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

414
00:32:52,700 --> 00:32:55,119
‫البته، اگه پادشاه دستور بدن که بمونم…

415
00:32:57,121 --> 00:32:58,831
‫حرف لُرد لاریس درسته

416
00:33:00,875 --> 00:33:02,752
‫این‌جا هیچ فایده‌ای برامون نداره

417
00:33:03,920 --> 00:33:05,220
‫بسیار خب

418
00:33:06,881 --> 00:33:10,051
‫وظیفه‌ی من اینه که اطمینان حاصل کنم
‫اسم پادشاه اگان در یادها می‌مونه

419
00:33:12,011 --> 00:33:15,388
‫و آخرین لحظات قهرمانانه‌ی زندگی‌شون
‫از طریق داستان‌ها و شعرها…

420
00:33:15,389 --> 00:33:17,016
‫جاودانه می‌شه

421
00:33:21,103 --> 00:33:22,480
‫اعلی‌حضرت

422
00:33:36,494 --> 00:33:37,794
‫اعلی‌حضرت

423
00:33:38,913 --> 00:33:40,213
‫بیا، بیا، بیا

424
00:34:30,881 --> 00:34:32,799
‫- جلو نیا!
‫- قسم خوردی

425
00:34:32,800 --> 00:34:34,926
‫- نباید می‌اومدی
‫- فکر می‌کردی رینیرا چیزی نمی‌شنوه؟

426
00:34:34,927 --> 00:34:37,722
‫جلو نیا! ازم اطاعت نمی‌کنه!

427
00:34:42,435 --> 00:34:43,735
‫نه!

428
00:34:45,259 --> 00:34:47,586
‫آروم باش، کاراکسس

429
00:34:47,587 --> 00:34:48,733
‫اطاعت کن

430
00:34:48,734 --> 00:34:50,034
‫نه!

431
00:34:56,866 --> 00:34:59,117
‫امید داری چیکار کنی؟
‫توی این نیزار و گل‌ولای؟

432
00:34:59,118 --> 00:35:00,827
‫ویگار این‌جا بوده

433
00:35:00,828 --> 00:35:02,287
‫یا همین اطراف بوده،
‫طبق چیزی که شنیدم

434
00:35:02,288 --> 00:35:03,830
‫ما هم همین رو شنیدیم، اما رفته

435
00:35:03,831 --> 00:35:05,332
‫پس همه‌جا رو دنبالش می‌گردم

436
00:35:05,333 --> 00:35:06,667
‫و وقتی پیداش کنی چی می‌شه؟

437
00:35:07,418 --> 00:35:09,669
‫فکر می‌کردم از پسش برمیام،
‫اما نمی‌تونم

438
00:35:09,670 --> 00:35:12,632
‫نمی‌تونم این‌طوری به زندگی ادامه بدم،
‫نمی‌تونم از همه‌ی عزیزانم دور باشم

439
00:35:13,424 --> 00:35:15,801
‫و فکر می‌کنی اگه ویگار رو
‫پیدا کنی، می‌تونی…

440
00:35:17,053 --> 00:35:18,353
‫چی؟

441
00:35:18,763 --> 00:35:19,971
‫اگه بُکُشمش،

442
00:35:19,972 --> 00:35:21,931
‫حداقل بخشی از دِینم
‫به رینیرا رو جبران می‌کنم

443
00:35:21,932 --> 00:35:24,142
‫حداقل می‌تونم ازش طلب بخشش کنم

444
00:35:24,143 --> 00:35:26,269
‫- به احتمال زیاد می‌میری
‫- اون‌وقت همه‌ی دِینم رو جبران کردم

445
00:35:26,270 --> 00:35:28,648
‫اگه نتونم اون‌طوری زندگی کنم
‫حداقل با وجدانی آسوده می‌میرم

446
00:35:38,616 --> 00:35:39,916
‫پس بذار کمکت کنم

447
00:35:41,410 --> 00:35:43,037
‫نمی‌تونی تنهایی با ویگار بجنگی

448
00:35:44,330 --> 00:35:46,082
‫اما دو نفری می‌تونیم بهش غلبه کنیم

449
00:35:47,875 --> 00:35:49,418
‫چرا چنین کاری می‌کنی؟

450
00:35:51,128 --> 00:35:53,798
‫منم وقتی جوون بودم اژدها نداشتم.
‫این رو می‌دونستی؟

451
00:35:55,174 --> 00:35:57,884
‫وقتی ۳ سالم بود
‫مادرم هنگام زایمان فوت کرد

452
00:35:57,885 --> 00:35:59,761
‫برادرم غرق غم و اندوه شد

453
00:35:59,762 --> 00:36:02,139
‫تنها بودم، درست مثل تو

454
00:36:05,935 --> 00:36:07,645
‫باید بهتر عمل می‌کردم، رینا

455
00:36:16,028 --> 00:36:18,988
‫- دروغ می‌گی
‫- من خبرشون نکردم

456
00:36:18,989 --> 00:36:22,325
‫- به دختر خودت خیانت می‌کنی؟
‫- کار من نیست، قسم می‌خورم

457
00:36:22,326 --> 00:36:23,626
‫هنوز نمی‌دونه تو کی هستی

458
00:36:25,579 --> 00:36:26,746
‫اون رو ول کن

459
00:36:26,747 --> 00:36:28,416
‫توی آسمون لت‌وپارت می‌کنن

460
00:36:31,168 --> 00:36:32,795
‫فرار کن! فرار کن!

461
00:36:47,435 --> 00:36:48,735
‫برو!

462
00:36:59,826 --> 00:37:01,950
‫آماده و هوشیار باش!

463
00:37:01,951 --> 00:37:03,826
‫آروم باش، کاراکسس

464
00:37:03,827 --> 00:37:05,118
‫- اژدهات رو آروم کن!
‫- چه توافقی

465
00:37:05,119 --> 00:37:06,579
‫با سوارِ گوسفنددزد کردی؟

466
00:37:07,163 --> 00:37:08,246
‫با دقت جوابم رو بده

467
00:37:08,247 --> 00:37:10,248
‫دیگه بهت فرصت نمی‌دم که فریبم بدی

468
00:37:10,249 --> 00:37:11,750
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم فریبت بدم

469
00:37:11,751 --> 00:37:13,544
‫- پس حقیقت رو بگو!
‫- اژدهات رو آروم کن

470
00:37:21,886 --> 00:37:24,137
‫لطفاً. رینیرا

471
00:37:24,138 --> 00:37:25,556
‫خودش نیست

472
00:37:39,779 --> 00:37:41,079
‫رینا؟

473
00:37:45,993 --> 00:37:47,369
‫تو نبودی!

474
00:37:57,713 --> 00:38:00,381
‫اون سوارِ گوسفنددزد بوده؟

475
00:38:00,382 --> 00:38:02,426
‫این همه مدت خبر داشتی

476
00:38:07,097 --> 00:38:08,474
‫تمومه!

477
00:38:20,986 --> 00:38:22,286
‫برید!

478
00:38:58,987 --> 00:39:00,832
‫جاخالی بده، سیراکس

479
00:39:12,413 --> 00:39:15,624
‫- علیاحضرت!
‫- به دیمون کمک کن! برو!

480
00:39:16,834 --> 00:39:18,134
‫برو!

481
00:39:23,887 --> 00:39:25,914
‫سیراکس، باید بریم

482
00:39:32,683 --> 00:39:33,983
‫همراهم بیا!

483
00:39:41,775 --> 00:39:43,075
‫نه!

484
00:39:51,452 --> 00:39:54,330
‫برو مراقب ملکه باش.
‫من این رو تموم می‌کنم

485
00:40:04,131 --> 00:40:05,622
‫بُکُشش، کاراکسس!

486
00:40:54,306 --> 00:40:57,100
‫در نوع خودش بسیار باشکوهه

487
00:40:57,101 --> 00:41:00,437
‫قبلاً دیدمش وقتی برای دادخواهی
‫نزد ملکه اومدم

488
00:41:04,775 --> 00:41:07,027
‫می‌دونی باعث می‌شه یاد چی بیُفتم؟

489
00:41:08,153 --> 00:41:11,699
‫صد آلت تناسلی مردونه‌ی تیز
‫که هر کدوم برای جلب توجه رقابت می‌کنن

490
00:41:13,325 --> 00:41:17,788
‫ملکه در حال حاضر
‫علاقه‌ای به شنیدن دادخواست‌ها نداره

491
00:41:18,747 --> 00:41:20,290
‫اشتباهه

492
00:41:21,208 --> 00:41:22,792
‫موافقم

493
00:41:22,793 --> 00:41:24,962
‫خیابون‌ها پر از شرارت و خشونت شدن

494
00:41:26,964 --> 00:41:28,965
‫مردم می‌ترسن شب‌ها
‫از خونه بیرون برن

495
00:41:28,966 --> 00:41:30,676
‫خودش ضرر می‌کنه

496
00:41:31,719 --> 00:41:35,889
‫کسایی که اون رو مایه‌ی آرامش می‌دونن
‫فکر می‌کنن بهشون خیانت کرده

497
00:41:38,767 --> 00:41:42,645
‫می‌خواستم از خودت بشنوم
‫که توی این شهر چه وضعی داری

498
00:41:42,646 --> 00:41:45,440
‫و این‌که آیا آدم‌های دیگه‌ای هم هستن
‫که با اومدن نزد من

499
00:41:45,441 --> 00:41:49,319
‫و در میان گذاشتن مشکلات‌شون
‫آرامش خاطر پیدا کنن یا نه

500
00:41:50,654 --> 00:41:53,614
‫خودت رو نماینده‌ی ملکه می‌کنی

501
00:41:53,615 --> 00:41:55,616
‫یه نفر باید این کار رو بکنه.
‫موافق نیستی؟

502
00:41:55,617 --> 00:41:57,785
‫اگه خودش تمایلی نداره،

503
00:41:57,786 --> 00:42:00,955
‫شاید من بتونم زمانی که حالش بهتره

504
00:42:00,956 --> 00:42:04,543
‫برخی از مشکلات رو به گوشش برسونم

505
00:42:07,337 --> 00:42:09,298
‫عوض شدی

506
00:42:12,134 --> 00:42:13,434
‫این…

507
00:42:13,969 --> 00:42:15,269
‫تغییرت داده

508
00:42:16,263 --> 00:42:20,058
‫قلبم مثل همیشه با ستم‌دیدگانه

509
00:42:20,059 --> 00:42:21,359
‫واقعاً؟

510
00:42:21,769 --> 00:42:25,564
‫یا برای ورود به این تالارها
‫نقش یه قهرمان رو بازی می‌کردی؟

511
00:42:27,941 --> 00:42:29,241
‫یه نگاه به خودت بنداز

512
00:42:30,027 --> 00:42:31,486
‫جلوی تخت پادشاهی ایستادی

513
00:42:31,487 --> 00:42:33,821
‫جامه‌ای از ابریشم به تن داری
‫که ارزشش اندازه‌ی یک سال درآمد منه،

514
00:42:33,822 --> 00:42:36,158
‫و وعده می‌دی در گوش یک ملکه نجوا کنی

515
00:42:37,493 --> 00:42:40,536
‫به چیزی دل بستی که ازش متنفر بودی

516
00:42:40,537 --> 00:42:43,289
‫اصلاً این به ذهنت خطور نکرده
‫که با داشتن این جایگاه

517
00:42:43,290 --> 00:42:45,792
‫می‌تونم به کسایی که هیچ
‫راه ارتباطی ندارن کمک کنم؟

518
00:42:45,793 --> 00:42:48,962
‫واقعاً چه قدرتی داری؟

519
00:42:50,464 --> 00:42:52,549
‫به جز چاپلوسی و چرب‌زبانی؟

520
00:42:57,805 --> 00:42:59,223
‫برای همین من رو احضار کردی؟

521
00:43:00,432 --> 00:43:03,352
‫تا این ظواهر و تجملات رو ببینم
‫و تحت تأثیر عظمتت قرار بگیرم؟

522
00:43:06,063 --> 00:43:07,648
‫اشتباه کردم

523
00:43:09,108 --> 00:43:11,400
‫چقدر از نظرت آدم معمولی‌ای هستم

524
00:43:11,401 --> 00:43:12,701
‫دیگه کاری باهات ندارم

525
00:43:15,781 --> 00:43:17,866
‫بذار نصیحتت بکنم، بانوی من

526
00:43:19,284 --> 00:43:21,911
‫تو یکی از این آدم‌ها نیستی

527
00:43:21,912 --> 00:43:23,705
‫بهتره این رو یادت بمونه

528
00:43:25,082 --> 00:43:27,166
‫بین خاندان‌های اشرافی

529
00:43:27,167 --> 00:43:31,213
‫یه فاحشه تا ابد یه فاحشه باقی می‌مونه

530
00:43:53,777 --> 00:43:55,077
‫یه اتاق براش پیدا کنید

531
00:43:55,654 --> 00:43:57,072
‫نمی‌خوام ببینمش

532
00:44:03,620 --> 00:44:04,955
‫ایموند؟

533
00:44:08,250 --> 00:44:09,550
‫مادر

534
00:44:21,054 --> 00:44:22,597
‫دوستت الیس…

535
00:44:22,598 --> 00:44:24,349
‫دوستم نیست

536
00:44:25,726 --> 00:44:27,436
‫دوست نداره من این‌جا بمونم

537
00:44:28,061 --> 00:44:30,813
‫اگه مزاحم رابطه‌ی شما می‌شم…

538
00:44:30,814 --> 00:44:32,148
‫نه

539
00:44:32,149 --> 00:44:34,233
‫- شاید نباید می‌اومدم این‌جا
‫- نه

540
00:44:34,234 --> 00:44:37,154
‫می‌رم، اگه رفتنم به صلاحته

541
00:44:38,405 --> 00:44:39,948
‫خوش‌حالم که اومدی

542
00:44:43,952 --> 00:44:45,454
‫یه چیزی برات آوردم

543
00:44:51,293 --> 00:44:52,753
‫شراب ادویه‌دار

544
00:44:54,755 --> 00:44:57,674
‫یادمه یه زمانی بدون خوردنش
‫خوابت نمی‌گرفت

545
00:45:04,264 --> 00:45:05,891
‫الیس بهت اعتماد نداره

546
00:45:14,858 --> 00:45:16,318
‫تو به کی اعتماد داری؟

547
00:45:20,739 --> 00:45:22,039
‫من…

548
00:45:23,408 --> 00:45:25,285
‫می‌خواستم اگان رو بُکُشم

549
00:45:35,379 --> 00:45:36,679
‫می‌دونم

550
00:45:39,383 --> 00:45:40,801
‫عزیزم…

551
00:45:42,552 --> 00:45:43,971
‫پسرک احمق

552
00:45:56,149 --> 00:45:57,449
‫علیاحضرت

553
00:46:05,492 --> 00:46:06,792
‫نه، بمون

554
00:46:22,426 --> 00:46:24,219
‫التماسم کرد چیزی بهت نگم

555
00:46:31,184 --> 00:46:33,769
‫نمی‌تونست باهات رو در رو بشه.
‫فقط می‌خواستم ازش محافظت کنم

556
00:46:33,770 --> 00:46:34,895
‫در برابر چی؟

557
00:46:34,896 --> 00:46:36,440
‫فکر می‌کنی من چطور آدمی‌ام؟

558
00:46:38,025 --> 00:46:39,860
‫تو زنمی

559
00:46:40,444 --> 00:46:43,989
‫اون دخترمه.
‫دختری که خیلی نادیده‌ش گرفتم

560
00:46:47,159 --> 00:46:50,787
‫توی این ماجرا کلاً دنبال
‫جلب رضایت من یا تو نبوده؟

561
00:46:52,998 --> 00:46:57,669
‫صد بار به اون جمجمه‌ای
‫که آوردی نگاه کردم…

562
00:46:59,379 --> 00:47:02,215
‫فکر می‌کردم شروری بوده
‫که پسرم رو کُشته

563
00:47:06,178 --> 00:47:07,928
‫متأسفم

564
00:47:07,929 --> 00:47:10,891
‫اما الان باید درک کنی
‫که قصد فریب دادنت رو نداشتم

565
00:47:13,226 --> 00:47:15,562
‫کاری رو انجام دادم
‫که فکر می‌کردم بهترین گزینه‌ست، رینیرا

566
00:47:20,400 --> 00:47:21,700
‫لطفاً

567
00:47:25,489 --> 00:47:26,789
‫دیروقته

568
00:48:02,943 --> 00:48:04,361
‫متأسفم

569
00:48:06,613 --> 00:48:07,913
‫از جِیس

570
00:48:10,742 --> 00:48:11,659
‫از تو

571
00:48:11,660 --> 00:48:13,745
‫- ملکه می‌شدی
‫- کافیه

572
00:48:33,682 --> 00:48:35,183
‫از اول شروع می‌کنی

573
00:48:43,066 --> 00:48:46,236
‫افراد بیشتری از وفادارهای هایتاور پیدا شدن.
‫اعتراف‌گیرها رو خبر کنید

574
00:48:50,907 --> 00:48:52,207
‫سـِر الین

575
00:48:53,326 --> 00:48:54,626
‫این رو برای شما گذاشتن

576
00:49:28,153 --> 00:49:29,453
‫الیس

577
00:49:33,700 --> 00:49:35,000
‫احمق

578
00:50:45,480 --> 00:50:47,315
‫دراکاریس!

579
00:51:52,964 --> 00:51:55,884
‫این همه مدت می‌خواسته
‫از رینا محافظت کنه

580
00:51:58,803 --> 00:52:01,263
‫بهتون دروغ گفت.
‫من گمراه‌تون نکردم

581
00:52:01,264 --> 00:52:04,016
‫ولی نمی‌شه گفت بهم خیانت کرده

582
00:52:04,017 --> 00:52:06,435
‫نمی‌خواسته به دخترش خیانت کنه

583
00:52:06,436 --> 00:52:07,853
‫این بار بله

584
00:52:07,854 --> 00:52:10,731
‫اما بهتون ثابت نمی‌کنه
‫که حاضره فریب‌تون بده

585
00:52:10,732 --> 00:52:12,567
‫اگه فکر کنه اون کار لازمه؟

586
00:52:13,485 --> 00:52:15,527
‫و تو هیچ‌وقت فریبم ندادی؟

587
00:52:15,528 --> 00:52:17,613
‫من فقط کاری رو انجام دادم
‫که به نفع شما بوده

588
00:52:17,614 --> 00:52:19,783
‫تلاش می‌کردی من رو ازش دور کنی

589
00:52:20,867 --> 00:52:24,828
‫حرف‌های شیرین می‌زدی،
‫نجوا و تشویقم می‌کردی،

590
00:52:24,829 --> 00:52:27,164
‫می‌خواستی من رو شبیه خودت کنی

591
00:52:27,165 --> 00:52:28,874
‫شبیه خودم؟

592
00:52:28,875 --> 00:52:32,086
‫علیاحضرت، تا حالا شده
‫بهتون توصیه بکنم

593
00:52:32,087 --> 00:52:35,339
‫کاری جز چیزی که ویسریس
‫انجام می‌داده، انجام بدید؟

594
00:52:35,340 --> 00:52:38,008
‫همون‌طور که خودتون اغلب می‌گید،
‫خواسته‌ی خودتونه

595
00:52:38,009 --> 00:52:39,309
‫آره، و با پایبندی به دیدگاه اون
‫چه چیزی به دست آوردم؟

596
00:52:42,305 --> 00:52:44,473
‫صلح؟ رفاه؟

597
00:52:44,474 --> 00:52:46,810
‫قدردانی رعیت‌ها

598
00:52:54,901 --> 00:52:56,653
‫پدرم یه رؤیابین نبود

599
00:52:58,154 --> 00:52:59,989
‫اما کل زندگیش یه رؤیا بود

600
00:53:03,576 --> 00:53:05,120
‫ایمان‌تون رو از دست ندید

601
00:53:06,955 --> 00:53:09,958
‫در آستانه‌ی پیروزی بزرگی هستید

602
00:53:12,001 --> 00:53:15,672
‫ابهاماتی که آزارتون می‌‌دن
‫به زودی برطرف می‌شن

603
00:53:16,673 --> 00:53:20,135
‫کسانی که مخالف‌تون هستن
‫شکست خواهند خورد

604
00:53:21,594 --> 00:53:23,930
‫حتی ایموند هم تقریباً شکست خورده

605
00:53:24,931 --> 00:53:28,268
‫تا سال‌ها ملکه خواهید بود

606
00:53:29,269 --> 00:53:31,688
‫و نوادگان‌تون حکومت خواهند کرد

607
00:53:36,860 --> 00:53:38,611
‫فقط یه‌کم طاقت بیارید

608
00:53:44,033 --> 00:53:45,333
‫به نظرت…

609
00:53:46,661 --> 00:53:47,961
‫لایقش هستم؟

610
00:53:50,540 --> 00:53:52,584
‫در حال حاضر، ملکه‌ی من…

611
00:53:56,045 --> 00:53:57,547
‫رینیرا

612
00:54:05,847 --> 00:54:08,183
‫هیچ‌وقت این‌قدر مطمئن نبودم

613
00:55:31,432 --> 00:55:34,102
‫رویارویی نهایی، سِـر تایلند

614
00:55:35,937 --> 00:55:37,313
‫اعلی‌حضرت

615
00:56:05,884 --> 00:56:10,430
‫این سرزمین رو به نام رینیرا
‫ملکه‌ی هفت پادشاهی تصرف می‌کنیم

616
00:56:11,681 --> 00:56:13,932
‫سلاح‌هاتون رو زمین بذارید

617
00:56:13,933 --> 00:56:16,227
‫و آماده بشید تا سوگند وفاداری یاد کنید

618
00:56:21,357 --> 00:56:23,067
‫نه، نه، نه، نه، نه

619
00:56:23,776 --> 00:56:25,076
‫اعلی‌حضرت؟

620
00:56:26,779 --> 00:56:28,156
‫می‌خواید فرار کنید؟

621
00:56:45,840 --> 00:56:48,551
‫ما تسلیم ملکه‌ی دروغین نمی‌شیم

622
00:56:56,851 --> 00:56:59,014
‫خودتی، تایلند لنیستر؟

623
00:56:59,979 --> 00:57:01,898
‫ملکه دنبالت می‌گرده

624
00:57:03,691 --> 00:57:05,984
‫بهمون بگو طلاها کجان،

625
00:57:05,985 --> 00:57:09,030
‫در اون صورت در حالی می‌میری
‫که گوش‌هات به سرت چسبیده‌ان

626
00:57:22,669 --> 00:57:24,337
‫من به نگاه کنید!

627
00:57:26,798 --> 00:57:28,633
‫من اگان تارگرین هستم!

628
00:57:30,385 --> 00:57:32,970
‫وارث برحق ویسریس!

629
00:57:32,971 --> 00:57:36,682
‫ششمین پادشاه آندال‌ها، روینارها

630
00:57:36,683 --> 00:57:38,266
‫و نخستین انسان‌ها!

631
00:57:38,267 --> 00:57:41,186
‫روحانی اعظم در پرتو مذهب هفت

632
00:57:41,187 --> 00:57:43,146
‫من رو متبرک و تاج‌گذاری کرد

633
00:57:43,147 --> 00:57:47,360
‫و حالا به برکت حمایت اونا
‫جلوی شما ایستادم!

634
00:57:49,237 --> 00:57:51,613
‫من رو بُکُشید…

635
00:57:51,614 --> 00:57:54,784
‫تا غریبه ازتون انتقام بگیره

636
00:57:56,327 --> 00:57:59,831
‫شمشیر جنگجو بر شما
‫داوری خواهد کرد

637
00:58:03,668 --> 00:58:04,968
‫آره

638
00:58:05,128 --> 00:58:06,428
‫آره، بزدل‌ها

639
00:58:07,505 --> 00:58:09,340
‫بهتره عقب‌نشینی کنید

640
00:58:10,049 --> 00:58:12,343
‫چون الان من رو همون‌طور
‫که هستم می‌بینید!

641
00:58:13,845 --> 00:58:16,179
‫هولناک در انتقام!

642
00:58:16,180 --> 00:58:19,392
‫عادل و باشکوه!

643
00:58:30,486 --> 00:58:31,863
‫سان‌فایر

644
00:58:39,162 --> 00:58:40,462
‫سان‌فایر

645
00:58:42,123 --> 00:58:43,666
‫دراکاریس

646
00:58:45,668 --> 00:58:48,087
‫فرار کنید! خودتون رو نجات بدید!

647
00:59:31,923 --> 00:59:33,257
‫آبجوی خوبیه

648
00:59:35,760 --> 00:59:37,303
‫فکر می‌کردم ازش لذت ببری

649
00:59:43,559 --> 00:59:44,859
‫از آخرین باری که با هم صحبت کردیم…

650
00:59:45,937 --> 00:59:49,190
‫خبرِ اتفاق بسیار ناخوشایندی
‫به گوشم رسیده

651
00:59:49,982 --> 00:59:53,194
‫نجواگرانم بهم گفتن که دیمون تارگرین
‫زده توی گوشت

652
00:59:54,362 --> 00:59:55,780
‫توی خیابون

653
00:59:57,990 --> 01:00:00,993
‫جلوی همه‌ی مردم عادی
‫که داشتن عبور می‌کردن

654
01:00:02,161 --> 01:00:06,249
‫توهینی غیرقابل تحمل
‫به کسی در چنین جایگاهیه

655
01:00:08,209 --> 01:00:09,709
‫اما خب…

656
01:00:09,710 --> 01:00:12,546
‫از اون آدم‌ها نباید بیشتر انتظار داشت

657
01:00:12,547 --> 01:00:15,862
‫راستش رو بخوای
‫بهم دستور داده بود نرم توی شهر

658
01:00:15,863 --> 01:00:17,092
‫مضحکه

659
01:00:17,093 --> 01:00:19,262
‫یه مرد به خوراک
‫و خوش‌گذرونیش نیاز داره

660
01:00:21,389 --> 01:00:25,726
‫اما مشخصه که رینیرا و امثالش
‫تو رو فقط یه ابزار می‌بینن

661
01:00:27,728 --> 01:00:30,148
‫ابزاری که مورد سوءاستفاده
‫و سرزنش قرار بدن

662
01:00:32,608 --> 01:00:34,402
‫در حالی که من درک می‌کنم…

663
01:00:35,903 --> 01:00:37,321
‫واقعاً کی هستی

664
01:00:42,743 --> 01:00:45,079
‫آخرین بار گفتی…

665
01:00:47,206 --> 01:00:49,083
‫که می‌تونی بهم عنوان لُرد…

666
01:00:51,252 --> 01:00:52,587
‫و یه قلعه بدی

667
01:00:54,630 --> 01:00:55,930
‫هانی‌هولت

668
01:00:57,550 --> 01:00:58,850
‫هانی‌هولت؟

669
01:01:00,803 --> 01:01:02,430
‫هانی‌هولت که چیزی نیست

670
01:01:04,182 --> 01:01:08,644
‫به نظر می‌رسه دریفت‌مارک
‫به زودی بدون ارباب می‌شه

671
01:01:10,479 --> 01:01:12,648
‫ارباب جزر و مد

672
01:01:14,650 --> 01:01:16,319
‫نظرت چیه؟

673
01:01:24,660 --> 01:01:26,495
‫دیگه کسی بهت نمی‌خنده…

674
01:01:27,580 --> 01:01:29,290
‫وقتی همون‌طور که هستی ببیننت

675
01:01:33,586 --> 01:01:34,886
‫نه

676
01:01:36,797 --> 01:01:38,132
‫خواهند سوخت

677
01:01:42,900 --> 01:01:47,900
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

678
01:01:47,901 --> 01:01:57,902
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

679
01:01:57,903 --> 01:02:12,903
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

