1
00:00:00,509 --> 00:00:07,009
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

2
00:00:07,308 --> 00:00:10,601
‫و پنج، شش، هفت، هشت.

3
00:00:10,687 --> 00:00:13,929
‫یک، دو، سه، چهار...

4
00:00:14,023 --> 00:00:16,579
‫پنج، شش، هفت، هشت.

5
00:00:16,651 --> 00:00:17,884
‫مادرت چطوری مرد؟

6
00:00:18,945 --> 00:00:20,643
‫منظورم مادر واقعی‌ته.

7
00:00:21,281 --> 00:00:22,825
‫خون‌ریزی مغزی.

8
00:00:33,668 --> 00:00:34,893
‫مادرت رو یادته؟

9
00:00:37,213 --> 00:00:39,798
‫نه، دو سالم بیشتر نبود که مرد.

10
00:00:43,094 --> 00:00:47,166
‫بعضی‌‌وقتا یه چیزایی ازش یادم میاد،
‫ولی می‌دونم فقط چیزایی‌ان...

11
00:00:47,221 --> 00:00:50,008
‫بقیه بهم گفتن یا توی عکس‌هامون دیدم.

12
00:00:51,561 --> 00:00:53,639
‫بعدش کتلین مادرمون شد.

13
00:00:54,675 --> 00:00:57,008
‫خب اول پتی تو آلمان جای مادرم رو گرفت.

14
00:00:57,013 --> 00:00:58,053
‫ولی...

15
00:01:00,653 --> 00:01:02,479
‫کتلین برامون واقعاً مادر بود.

16
00:01:04,574 --> 00:01:06,115
‫همه‌جوره ازمون مراقب کرد.

17
00:01:18,046 --> 00:01:20,295
‫بعد از امتحان‌ها همین‌جا بمون.

18
00:01:20,381 --> 00:01:23,227
‫می‌دونی که مجبورم برم خونه.

19
00:01:23,343 --> 00:01:26,649
‫چرا... مجبوری؟

20
00:01:26,721 --> 00:01:28,709
‫هنوز تا دادگاه وقت هست.

21
00:01:29,808 --> 00:01:35,510
‫چون ممکنه آخرین تابستون نسبتاً معمولی...

22
00:01:35,592 --> 00:01:36,926
‫با خانواده‌م باشه.

23
00:01:37,816 --> 00:01:38,761
‫باشه.

24
00:01:39,692 --> 00:01:41,120
‫پس من میام بهت سر می‌زنم.

25
00:01:42,570 --> 00:01:44,564
‫عجیب می‌شه.

26
00:01:45,073 --> 00:01:47,070
‫آمادۀ همچین چیزی نیستم.

27
00:01:58,461 --> 00:01:59,487
‫اگه بیام...

28
00:02:00,009 --> 00:02:02,884
‫لازم نیست حتماً از این مهمونی‌ها
‫باشه که خبر می‌دیم همجنس‌گراییم.

29
00:02:02,886 --> 00:02:05,120
‫می‌تونیم وانمود کنیم که فقط دوستیم.

30
00:02:10,598 --> 00:02:12,631
‫قول بده حداقل زنگ بزنی.

31
00:02:12,934 --> 00:02:13,723
‫آره، معلومه.

32
00:04:09,926 --> 00:04:12,691
‫«راه‌پـله»

33
00:04:21,479 --> 00:04:23,606
‫میلۀ آتش.

34
00:04:24,190 --> 00:04:26,090
‫دقیقاً چیه؟

35
00:04:26,192 --> 00:04:28,231
‫یه نوع ابزار شومینه‌ست.

36
00:04:30,530 --> 00:04:33,573
‫هم دمنده‌ست، هم میلۀ شومینه.

37
00:04:33,574 --> 00:04:37,890
‫[مارچ 2002]
‫[چهار ماه پس از مرگ کتلین]

38
00:04:39,414 --> 00:04:41,041
‫چه ماشین نازی.

39
00:04:41,087 --> 00:04:43,248
‫خواهر کتلین سال‌ها پیش،
‫کریسمس به هر کدوم از...

40
00:04:43,251 --> 00:04:45,939
‫خواهر و برادرهاش یه دونه از این میله‌ها داده.

41
00:04:47,046 --> 00:04:48,603
‫و بعد اینکه ما جست‌وجوی اولیه...

42
00:04:48,682 --> 00:04:50,638
‫از خونه رو انجام دادیم...

43
00:04:50,717 --> 00:04:53,001
‫و ارزیابی و عکس‌برداری کردیم...

44
00:04:53,136 --> 00:04:55,122
‫خواهر کتلین از عکس‌ها متوجه شد که...

45
00:04:55,179 --> 00:04:58,766
‫که میلۀ شومینۀ پیترسون گم شده.

46
00:04:58,850 --> 00:05:03,393
‫ما فکر نمی‌کنیم که تصادفاً گم شده باشه.

47
00:05:03,479 --> 00:05:05,519
‫امکان داره که کارشناس‌های شما نتیجه‌گیری کنن...

48
00:05:05,522 --> 00:05:07,297
‫واقعاً به دلیل افتادن از پله‌ها مرده باشه؟

49
00:05:07,442 --> 00:05:11,227
‫کلی آدم باهوش‌تر از من...

50
00:05:11,362 --> 00:05:12,976
‫از روز اول گفتن که...

51
00:05:13,072 --> 00:05:14,325
‫فقط یه چیز می‌تونه باشه، ضرب و شتم.

52
00:05:14,365 --> 00:05:15,348
‫کجا می‌تونه باشه؟

53
00:05:15,408 --> 00:05:17,403
‫هر جا که کتلین قایمش کرده.

54
00:05:17,493 --> 00:05:19,213
‫من اصلاً یادم نمیاد کندیس
‫میله رو بهش داده باشه.

55
00:05:19,287 --> 00:05:20,579
‫چرا باید یادت بیاد؟

56
00:05:20,663 --> 00:05:22,570
‫آخه کی واسه کریسمس...

57
00:05:22,656 --> 00:05:23,914
‫ابزار شومینه کادو می‌ده؟

58
00:05:24,000 --> 00:05:26,302
‫چه برسه به یه دونه ابزار شومینه.

59
00:05:26,377 --> 00:05:28,019
‫یه‌جورایی به‌کار میان.

60
00:05:30,131 --> 00:05:31,725
‫به خدا قسم که اون چیز احمقانه...

61
00:05:31,758 --> 00:05:33,327
‫یه جایی تو خونه‌ست...

62
00:05:33,384 --> 00:05:34,962
‫و خونی هم نیست.

63
00:05:42,477 --> 00:05:44,353
‫چقدر هزینه داره که از شرشون خلاص بشیم؟
‫[اکتبر 2001 - دو ماه قبل از مرگ کتلین]

64
00:05:44,395 --> 00:05:47,506
‫خب، اول اینکه به همین راحتی
‫نمی‌شه از شرشون خلاص شد.

65
00:05:48,232 --> 00:05:50,237
‫این خصوصیت خفاش‌هاست.

66
00:05:50,318 --> 00:05:52,146
‫باید جابه‌جاشون کنین.

67
00:05:52,236 --> 00:05:53,206
‫هزینه‌ش کم نیست.

68
00:05:54,906 --> 00:05:57,282
‫بذارین یه چیزایی رو با شوهرم چک کنم...

69
00:05:57,366 --> 00:05:59,347
‫و چند روز بهمون فرصت بدین.

70
00:05:59,452 --> 00:06:02,204
‫باشه، ولی هر چی بیشتر صبر کنین بدتر می‌شه.

71
00:06:02,288 --> 00:06:04,798
‫لااقل وارد قسمت لوله‌کشی‌ها نشدن.

72
00:06:05,583 --> 00:06:07,967
‫اون‌جوری رسماً به فنا میرین.

73
00:06:08,044 --> 00:06:10,944
‫پسرا دارن اذیت‌مون می‌کنن.
‫هر دوشون پول لازم دارن.

74
00:06:11,047 --> 00:06:12,777
‫بازار اوضاع کلیتون رو به‌هم ریخته.

75
00:06:12,857 --> 00:06:15,471
‫و تاد درگیر وب‌سایته.

76
00:06:15,551 --> 00:06:17,061
‫چه وب‌سایتی؟

77
00:06:17,136 --> 00:06:18,256
‫خب، من نمی‌دونم چیه.

78
00:06:18,304 --> 00:06:20,055
‫با توانایی‌هایی که کلیتون داره...

79
00:06:20,149 --> 00:06:21,380
‫خیلی راحت می‌تونه کار پیدا کنه.

80
00:06:21,474 --> 00:06:23,479
‫فعلاً باید روی درسش تمرکز کنه.

81
00:06:23,518 --> 00:06:26,594
‫نه! اگه جرئت داری یه بار دیگه بکن!

82
00:06:26,979 --> 00:06:28,350
‫مایک؟

83
00:06:28,397 --> 00:06:30,888
‫سگ دوباره داره وسایل خونه رو می‌جوه.

84
00:06:31,759 --> 00:06:33,459
‫پسرا دوباره کمکت رو لازم دارن، پتی.

85
00:06:33,486 --> 00:06:36,847
‫اوه، عزیزم. فکر نمی‌کنم الان شرایط مناسب باشه.

86
00:06:36,948 --> 00:06:40,611
‫خب،‌ می‌تونی دوباره خونه رو گرو بذاری؟

87
00:06:40,701 --> 00:06:42,373
‫- سم‌پاش کارش تموم شد.
‫- نه، دوباره نمی‌شه.

88
00:06:42,411 --> 00:06:45,016
‫بانک‌های آلمان با اینجور کارها مخالفن.

89
00:06:45,081 --> 00:06:47,212
‫اوضاع خوب نیست.

90
00:06:47,375 --> 00:06:48,337
‫- پتیه.
‫- مایک؟

91
00:06:48,376 --> 00:06:49,878
‫خب، اوضاع تو نورتل واقعاً بده.

92
00:06:50,044 --> 00:06:52,564
‫نمی‌تونم از کتلین بیشتر از این کمک بخوام.

93
00:06:54,257 --> 00:06:57,543
‫می‌فهمم، ولی واقعاً نمی‌تونم.

94
00:06:59,137 --> 00:07:01,072
‫پس هر کاری که با مایک بکنیم...

95
00:07:01,109 --> 00:07:02,634
‫روی زندگی اون‌ها هم تأثیر می‌ذاره.

96
00:07:02,640 --> 00:07:03,354
‫لطفاً نگران...

97
00:07:03,434 --> 00:07:05,813
‫مارتا و مارگارت نباش، کی.

98
00:07:05,893 --> 00:07:08,807
‫خودشون تصمیم گرفتن از یه قاتل حمایت کنن.

99
00:07:08,896 --> 00:07:10,985
‫ولی در واقع اصلاً حق انتخابی نداشتن.

100
00:07:11,065 --> 00:07:12,649
‫ببین...

101
00:07:12,733 --> 00:07:14,598
‫می‌دونم که هضمش راحت نیست...

102
00:07:14,694 --> 00:07:16,405
‫ولی به‌عنوان وکیلت...

103
00:07:16,487 --> 00:07:18,205
‫تا زمانی که نذاری اعتصاب کنیم...

104
00:07:18,281 --> 00:07:20,155
‫مایکل پول مادرت رو دریافت می‌کنه...

105
00:07:20,199 --> 00:07:21,564
‫- تا هزینۀ دفاعش رو بده.
‫- آره.

106
00:07:21,617 --> 00:07:23,687
‫ولی من می‌تونم کاری کنم که
‫پرداخت‎ها رو با تأخیر انجام بدن...

107
00:07:23,688 --> 00:07:25,804
‫تا زمانی که سهم‌بندی رو مشخص کنیم.

108
00:07:25,806 --> 00:07:26,666
‫دقیقاً.

109
00:07:26,761 --> 00:07:28,722
‫فکر می‌کنم وقتشه، کیتلین،
‫ولی به تو بستگی داره.

110
00:07:28,749 --> 00:07:31,460
‫نمی‌تونم به جای تو این تصمیم رو بگیرم.

111
00:07:31,544 --> 00:07:33,888
‫الان واقعاً دلم نمی‌خواد
‫با این موضوع سر و کله بزنم.

112
00:07:34,839 --> 00:07:36,466
‫تابستون رو تو دورهام می‌گذرونم.

113
00:07:36,549 --> 00:07:38,462
‫شاید بتونیم اون زمان در‌‌مور‌‌دش صحبت کنیم.

114
00:07:38,551 --> 00:07:40,764
‫همۀ این‌ها توی
‫کامپیوتر پیترسون بوده.

115
00:07:40,845 --> 00:07:42,888
‫‌ می‌تونین تأیید کنین که
‫عکس‌های شما هستن؟

116
00:07:46,809 --> 00:07:49,183
‫با مایکل پیترسون سکس داشتین؟

117
00:07:49,604 --> 00:07:50,887
‫نه.

118
00:07:54,734 --> 00:07:56,776
‫«من در تفنگدار‌های دریایی بودم.

119
00:07:56,861 --> 00:07:59,264
‫عاشق سکس، خوردن و لیسیدن هستم.»

120
00:08:01,991 --> 00:08:03,178
‫پیترسون اینو برات نوشته؟

121
00:08:04,869 --> 00:08:05,772
‫آره.

122
00:08:07,914 --> 00:08:09,378
‫آقای والگومات.

123
00:08:10,958 --> 00:08:13,359
‫توقع داری باور کنم...

124
00:08:13,419 --> 00:08:16,134
‫که بعد این همه ایمیل،
‫بعد این همه تماس تلفنی...

125
00:08:16,136 --> 00:08:18,429
‫بعد این همه بده‌بستون...

126
00:08:18,591 --> 00:08:22,512
‫شما دو تا واقعاً هیچ‌وقت هم رو ندیدن؟

127
00:08:22,595 --> 00:08:24,453
‫- هیچ‌‌‌وقت.
‫- گفتن اینکه ندیدین...

128
00:08:24,454 --> 00:08:26,564
‫نمی‌تونه از شهادت دادن خلاصت کنه.

129
00:08:31,145 --> 00:08:33,465
‫باورم نمی‌شه می‌خواین
‫اینا رو تو دادگاه نشون بدین.

130
00:08:35,399 --> 00:08:37,312
‫خوبه که آلتم به اندازۀ کافی بزرگه.

131
00:08:38,361 --> 00:08:41,383
‫از نظر من که خیلی بزرگ نیست.

132
00:08:41,489 --> 00:08:42,311
‫واقعاً؟

133
00:08:44,533 --> 00:08:46,006
‫این یکی رو ندیدی؟

134
00:08:46,869 --> 00:08:48,674
‫تصمیمش رو می‌ذاریم به‌عهدۀ هیئت منصفه.

135
00:08:50,248 --> 00:08:51,708
‫خب، تعجب نکردم.

136
00:08:51,791 --> 00:08:54,039
‫- منم همینطور.
‫- خیلی خب، ران.

137
00:08:54,126 --> 00:08:56,342
‫یه چیزی بخور و برگرد اینجا.

138
00:08:58,005 --> 00:09:00,122
‫خب، ران بود.

139
00:09:00,216 --> 00:09:02,513
‫چیزی پیدا کردن؟
‫میله رو پیدا کردن؟

140
00:09:02,593 --> 00:09:02,959
‫نه، نه، هیچی.

141
00:09:03,020 --> 00:09:05,493
‫ولی مثل اینکه...

142
00:09:05,554 --> 00:09:09,035
‫دیور هنوز داره کله‌های یونولیتی رو با...

143
00:09:09,183 --> 00:09:10,959
‫میله‌ای که کندیس بهشون داده لِه می‌کنه.

144
00:09:11,018 --> 00:09:12,002
‫خب؟

145
00:09:12,144 --> 00:09:14,082
‫خبر خوب همینه.

146
00:09:14,146 --> 00:09:15,955
‫نتونستن ثابت کنن که میلۀ آتیش...

147
00:09:16,038 --> 00:09:17,509
‫می‌تونه اون صحنه رو درست کنه.

148
00:09:19,110 --> 00:09:21,898
‫خبر بد اینه که دادستان بدجوری در تلاشه...

149
00:09:21,985 --> 00:09:23,486
‫یکی رو پیدا کنه که باهاش خوابیده باشی.

150
00:09:23,572 --> 00:09:25,411
‫باید در‌‌مور‌‌د ایمیل‌‌ها صحبت کنیم.

151
00:09:25,658 --> 00:09:27,485
‫کد‌‌وم ایمیل‌‌ها؟

152
00:09:27,535 --> 00:09:30,437
‫بین مایک و برد والگومات.

153
00:09:31,009 --> 00:09:33,539
‫و چند تا اسکورت آنلاین دیگه.
‫[کسی که خدمات جنسی ارائه می‌کند]

154
00:09:33,541 --> 00:09:34,612
‫وایسا. یه اسکورت؟ چی؟

155
00:09:34,792 --> 00:09:37,059
‫بیل، آروم باش.

156
00:09:37,128 --> 00:09:38,481
‫تاد، شاید بهتر باشه تو و مادرت...

157
00:09:38,557 --> 00:09:39,722
‫یه‌کم اینجا رو تمیز کنین.

158
00:09:39,797 --> 00:09:41,587
‫قهوه درست می‌کنم.

159
00:09:41,757 --> 00:09:43,278
‫باشه.

160
00:09:46,887 --> 00:09:49,001
‫ژان. لطفاً از خانواده‌ فیلم نگیر.

161
00:09:55,521 --> 00:09:59,607
‫تام، من هیچ‌‌‌وقت هیچ‌کدوم
‫از اونا رو از نزدیک ندیدم.

162
00:09:59,692 --> 00:10:02,535
‫آره، خیلی نزدیک بود که با برد قرار بذارم...

163
00:10:02,617 --> 00:10:03,813
‫ولی اتفاق نیفتاد.

164
00:10:03,895 --> 00:10:05,090
‫تمام.

165
00:10:09,952 --> 00:10:12,082
‫بعضی‌وقتا که گوش می‌دی...

166
00:10:12,167 --> 00:10:13,870
‫چیزایی می‌شنوی که دلت ‌نمی‌خواد بشنوی.

167
00:10:13,956 --> 00:10:15,792
‫خب یه چند تا ایمیل هست. که چی؟

168
00:10:15,875 --> 00:10:18,651
‫این ایمیل‌ها نشون‌دهندۀ
‫تصویر خیلی واضحی هستن.

169
00:10:18,753 --> 00:10:21,297
‫تصویر می‌خوای؟

170
00:10:21,422 --> 00:10:23,159
‫هان؟ منم نقاشم.

171
00:10:23,215 --> 00:10:25,563
‫می‌رم در جایگاه شهود و این رو می‌خونم.

172
00:10:25,634 --> 00:10:27,070
‫در همون ایمیلی که مایک راجع‌به...

173
00:10:27,132 --> 00:10:29,798
‫انجام دادن این کار، اون کار
‫و یه کار دیگه صحبت می‌‌کنه...

174
00:10:29,799 --> 00:10:31,297
‫مایک می‌گه...

175
00:10:31,432 --> 00:10:33,730
‫«به هر حال عصرها برام زمان مناسبی نیست.

176
00:10:33,809 --> 00:10:35,257
‫من متأهلم...

177
00:10:35,353 --> 00:10:36,739
‫و از زندگیم خیلی راضی‌ام...

178
00:10:36,740 --> 00:10:39,282
‫همسرم هم خیلی جذابه.

179
00:10:39,398 --> 00:10:41,184
‫آره، می‌دونم. می‌دونم.

180
00:10:41,233 --> 00:10:43,031
‫من ناجور دوجنس‌گرام...

181
00:10:43,129 --> 00:10:44,798
‫ولی رابطه‌مون بیشتر از این نمی‌شه.»

182
00:10:46,238 --> 00:10:47,460
‫می‌‌تونم ببینمش؟

183
00:10:47,526 --> 00:10:48,597
‫این کسی نیست که چیزی رو قایم می‌کنه.

184
00:10:48,616 --> 00:10:51,693
‫این کسیه که معلومه همسرش رو دوست داره.

185
00:10:51,786 --> 00:10:54,057
‫یعنی نه تنها ممکنه،
‫بلکه رایج هم هست...

186
00:10:54,121 --> 00:10:57,289
‫که زن و شوهرها درمورد این چیزا
‫با هم توافق‌هایی داشته باشن.

187
00:10:57,291 --> 00:10:59,344
‫خیلی از فرانسوی‌ها روابط باز دارن.

188
00:10:59,418 --> 00:11:02,518
‫اگه کسی نباشه که شهادت
‫بده کتلین می‌دونسته...

189
00:11:02,588 --> 00:11:05,116
‫فقط یه فرضیه‌ست.

190
00:11:05,216 --> 00:11:06,845
‫خب، مگه اینکه یکی رو بیارن در جایگاه...

191
00:11:06,919 --> 00:11:09,104
‫که شهادت بده نمی‌دونسته.

192
00:11:09,178 --> 00:11:12,526
‫یعنی یه چند تا ایمیل و پورن...

193
00:11:12,640 --> 00:11:14,584
‫فقط همین‌ رو دارن؟

194
00:11:14,642 --> 00:11:17,187
‫این بزرگ‌ترین مانع ماست...

195
00:11:17,270 --> 00:11:18,438
‫و من همین الانشم ازش رد شدم.

196
00:11:18,521 --> 00:11:20,927
‫ببخشید، نمی‌فهمم.

197
00:11:21,023 --> 00:11:24,063
‫دقیقاً در‌‌مور‌‌د چه‌جور
‫توافق‌هایی صحبت می‌کنیم؟

198
00:11:24,568 --> 00:11:25,995
‫چی داریم؟

199
00:11:26,070 --> 00:11:29,364
‫سلاح قتل نداریم...

200
00:11:29,448 --> 00:11:33,279
‫و هیچ‌کس نمی‌تونه بگه
‫که با پیترسون خوابیده.

201
00:11:33,284 --> 00:11:36,459
‫ایمیل‌های برد والگومات
‫می‌تونه انگیزۀ قتل رو نشون بده...

202
00:11:36,460 --> 00:11:38,342
‫ولی بدون مدرکی که ثابت کنه
‫همدیگه رو ملاقات کردن...

203
00:11:38,343 --> 00:11:41,008
‫شاید ارزشش رو نداشته باشه
‫که در جایگاه شهود قرارش بدیم.

204
00:11:41,085 --> 00:11:46,015
‫ولی اگه من برم در جایگاه و بگم:

205
00:11:46,090 --> 00:11:47,705
‫«واقعا فکر می‌کنین...

206
00:11:48,493 --> 00:11:51,142
‫واقعاً فکر می‌کنین...

207
00:11:51,225 --> 00:11:52,840
‫که کتلین پیترسون...

208
00:11:57,643 --> 00:11:59,642
‫که این زن واقعاً می‌دونسته...

209
00:11:59,728 --> 00:12:03,312
‫شوهرش درمورد خوابیدن با این...

210
00:12:03,313 --> 00:12:04,445
‫و خوردن اون...

211
00:12:07,111 --> 00:12:09,008
‫و دیگه خدا می‌دونه
‫درمورد چی صحبت می‌کرده.»

212
00:12:11,157 --> 00:12:13,120
‫لیسیدن.

213
00:12:13,200 --> 00:12:14,384
‫اصلاً شما می‌دونین این یعنی چی؟

214
00:12:16,287 --> 00:12:18,623
‫فکر می‌کنم می‌شه تحریک با زبون...

215
00:12:18,706 --> 00:12:20,055
‫ولی لیسیدن از طرف دیگه.

216
00:12:21,709 --> 00:12:23,907
‫وایسا، منظورت لیسیدن طرف دیگه نیست؟
‫(مقعد)

217
00:12:24,003 --> 00:12:26,455
‫- اصلاً...
‫- و آدم‌ها از این کار خوش‌شون میاد؟

218
00:12:26,542 --> 00:12:28,675
‫حتی اگه فردا بلک اینا رو بگه...

219
00:12:29,467 --> 00:12:33,106
‫ارتباط بین ایمیل‌هایی که...

220
00:12:33,182 --> 00:12:35,979
‫در سپتامبر برای برد فرستاده شده...

221
00:12:36,056 --> 00:12:38,959
‫و کشته شدن کتلین در دسامبر...

222
00:12:40,853 --> 00:12:42,794
‫یه‌ مقدار کم‌رنگه.

223
00:12:48,527 --> 00:12:51,160
‫من خیانت واقعی می‌خوام.

224
00:12:51,238 --> 00:12:53,687
‫خیانت انگیزۀ واقعیه.
‫خیانت داستان واقعیه.

225
00:12:59,288 --> 00:13:01,415
‫این مرد رو می‌شناسین؟

226
00:13:01,499 --> 00:13:03,091
‫مایکل پیترسون؟

227
00:13:06,921 --> 00:13:09,385
‫متوجه رفتار عجیبی از...

228
00:13:09,472 --> 00:13:11,548
‫آقای پیترسون نشدین؟

229
00:13:11,634 --> 00:13:13,699
‫مثل روابط همجنس‌گرایانه...

230
00:13:13,780 --> 00:13:15,776
‫با یکی از عضوهای اینجا؟

231
00:13:24,063 --> 00:13:25,139
‫هیچ‌وقت اینجا نیومده؟

232
00:13:25,239 --> 00:13:28,026
‫کاملاً مطمئنین؟ مطمئن؟

233
00:13:32,238 --> 00:13:33,369
‫دنیس رو.

234
00:13:33,447 --> 00:13:35,908
‫در‌‌مور‌‌د پیترسون یه چیزی گفت.

235
00:13:35,991 --> 00:13:37,314
‫دنیس رو؟

236
00:13:37,409 --> 00:13:40,526
‫آره، ر-و.

237
00:13:40,663 --> 00:13:41,961
‫گفت اهل خوش‌گذرونیه.

238
00:13:45,503 --> 00:13:47,432
‫سلام.

239
00:13:47,503 --> 00:13:49,342
‫سلام، چه خبر؟

240
00:13:49,421 --> 00:13:50,484
‫خوشحالی برگشتی؟

241
00:13:51,549 --> 00:13:53,095
‫آره.

242
00:13:53,175 --> 00:13:54,155
‫نمی‌دونم. آره.

243
00:13:55,177 --> 00:13:57,564
‫سان فرانسیسکو چطوره؟
‫زیاد دوست پیدا کردی؟

244
00:14:01,183 --> 00:14:02,246
‫دوست‌پسر؟

245
00:14:03,394 --> 00:14:04,348
‫نه.

246
00:14:06,855 --> 00:14:09,798
‫می‌دونی، دادستان خیلی روی
‫تمایلات جنسی بابا تمرکز کرده.

247
00:14:10,442 --> 00:14:12,408
‫خب، قبل اینکه برم هم همین بود.

248
00:14:12,486 --> 00:14:14,116
‫آره، درسته. پس...

249
00:14:14,238 --> 00:14:16,296
‫پس از پورن خبر داشتی...

250
00:14:16,407 --> 00:14:19,231
‫و می‌دونستی که بابا
‫با چند تا اسکورت صحبت می‌کرده.

251
00:14:22,538 --> 00:14:24,247
‫- بابا به مامان خیانت می‌کرده؟
‫- نه.

252
00:14:24,290 --> 00:14:26,041
‫توافق داشتن.

253
00:14:27,167 --> 00:14:30,519
‫بابا خوشحال بوده،
‫و مامان هم راضی بوده، پس...

254
00:14:31,505 --> 00:14:33,925
‫درموردش باهاش صحبت کردی؟

255
00:14:34,008 --> 00:14:36,697
‫نه. نمی‌دونم.
‫یه توافق بین بزرگسال‌هاست.

256
00:14:36,760 --> 00:14:39,679
‫فقط به‌نظرم باید بتونیم درموردش صحبت کنیم.

257
00:14:39,763 --> 00:14:42,175
‫اگه می‌خوای باهاش صحبت کنی، صحبت کن.

258
00:14:42,224 --> 00:14:45,008
‫خب؟
‫من که تا می‌تونم از اون گفت‌و‌گو فاصله می‌گیرم.

259
00:16:02,763 --> 00:16:04,550
‫آره، خب، خوشحالم...

260
00:16:04,682 --> 00:16:06,315
‫منم خوشحالم که پیدام کردی.

261
00:16:11,213 --> 00:16:13,780
‫بهم پیشنهادت کردن، می‌دونی.

262
00:16:13,857 --> 00:16:15,540
‫آره. فکر کنم.

263
00:16:23,867 --> 00:16:26,295
‫یه هفته در میون وقت می‌دم.

264
00:16:26,370 --> 00:16:27,895
‫اوه... سورپرایز!

265
00:16:28,539 --> 00:16:30,258
‫چه خبره؟

266
00:16:30,332 --> 00:16:31,437
‫برات ماساژ ترتیب دادم.

267
00:16:31,583 --> 00:16:34,135
‫می‌دونم که بهت سخت گذشته.

268
00:16:34,211 --> 00:16:36,242
‫فکر کردم یه چیز خوب حقته.

269
00:16:41,593 --> 00:16:44,236
‫من در واقع برای...

270
00:16:44,314 --> 00:16:46,647
‫برای شورای شهر دورهام نامزد شدم.

271
00:16:46,724 --> 00:16:49,252
‫بعضی‌ها می‌گن شورای شهر بیشتر از...

272
00:16:49,327 --> 00:16:52,077
‫شهرداری برای مردم کار انجام می‌‌ده.

273
00:16:52,151 --> 00:16:53,156
‫- واقعاً؟
‫- بله.

274
00:16:53,230 --> 00:16:56,729
‫گفتی که نزدیک اون ساختمون که دارن
‫برای افراد کم درآمد می‌سازن زندگی می‌‌کنی؟

275
00:16:56,734 --> 00:16:59,529
‫آره. آره.
‫یه‌کم جلوۀ بدی داره.

276
00:16:59,611 --> 00:17:01,226
‫سلام. اول رو به پایین بخوابین.

277
00:17:01,280 --> 00:17:02,497
‫- شروع می‌کنیم.
‫- باشه.

278
00:17:15,453 --> 00:17:17,564
‫جای صورت‌تون چطوره؟ خوبه؟

279
00:17:17,836 --> 00:17:19,065
‫- اوهوم.
‫- خوبه.

280
00:17:24,344 --> 00:17:25,666
‫این فشار مناسبه؟

281
00:17:25,763 --> 00:17:26,738
‫بله. خوبه. عالیه.

282
00:17:26,805 --> 00:17:28,059
‫ممنون.

283
00:17:28,140 --> 00:17:29,841
‫اون پروژه می‌تونست عالی باشه.

284
00:17:29,933 --> 00:17:31,413
‫و نه فقط برای افرادی که به...

285
00:17:31,477 --> 00:17:32,939
‫مایک.

286
00:17:33,020 --> 00:17:35,022
‫می‌خوای تمام مدت اینجا باشی؟

287
00:17:35,105 --> 00:17:37,008
‫فقط دارم با یکی از
‫رأی‌دهنده‌های آینده صحبت ‌می‌‌کنم.

288
00:17:38,150 --> 00:17:40,902
‫شاید بهتر باشه زودتر بری کلوب...

289
00:17:41,028 --> 00:17:42,399
‫قبل اینکه فیلم‌های خوب رو ببرن.

290
00:17:42,404 --> 00:17:43,593
‫باشه.

291
00:17:44,740 --> 00:17:46,577
‫جیمز، خوب به همسرم رسیدگی کن.

292
00:17:46,658 --> 00:17:48,805
‫گل لطیفی‌ایه.

293
00:17:48,952 --> 00:17:51,032
‫تمام سعیم رو می‌کنم.

294
00:18:10,307 --> 00:18:13,827
‫‌ این مرد رو می‌شناسی؟
‫دنیس رو؟ ر-و؟

295
00:18:14,728 --> 00:18:15,744
‫مایک؟

296
00:18:20,192 --> 00:18:21,666
‫نه، نمی‌دونم چه خریه.

297
00:18:23,529 --> 00:18:25,653
‫موقع تبلیغات انتخاباتی آدم
‫با افراد زیادی روبه‌رو می‌شه.

298
00:18:25,739 --> 00:18:27,659
‫خب، ظاهراً دوست «لُری»ـه.

299
00:18:27,741 --> 00:18:29,425
‫وقته بچه بودن...

300
00:18:29,501 --> 00:18:30,917
‫کتلین از اون و داداشش نگهداری می‌‌کرده.

301
00:18:30,994 --> 00:18:32,873
‫منابعم می‌گن لنگ می‌زنه.

302
00:18:32,955 --> 00:18:34,031
‫لنگ می‌زنه؟

303
00:18:35,332 --> 00:18:37,457
‫می‌گه 4-5 باری باهاش سکس داشتی.

304
00:18:37,543 --> 00:18:38,896
‫اوه، شوخیت گرفته!

305
00:18:40,379 --> 00:18:42,960
‫- این ادعای اونه.
‫- وای خدا.

306
00:18:43,048 --> 00:18:44,931
‫بهتره الان بدونی تا بعداً.

307
00:18:45,008 --> 00:18:48,056
‫نگفته این روابط عاشقانه کجا اتفاق افتاده؟

308
00:18:48,136 --> 00:18:49,365
‫هنوز اظهارنامۀ کامل نداده.

309
00:18:49,388 --> 00:18:51,269
‫وقتی اظهارنامه‌ش رو داد، بهم برسونینش.

310
00:18:51,271 --> 00:18:52,530
‫خیلی دوست دارم ببینمش.

311
00:18:52,852 --> 00:18:53,754
‫حتماً.

312
00:18:54,495 --> 00:18:55,777
‫پس فقط همینه؟

313
00:18:57,312 --> 00:18:59,173
‫آره. تا وقتی که بتونیم
‫اطلاعات بیشتر به‌دست بیاریم.

314
00:18:59,231 --> 00:19:00,648
‫باید این رو هضم کنیم...

315
00:19:00,816 --> 00:19:03,162
‫و به اینکه چه‌جوری باهاش
‫روبه‌رو بشیم دوباره فکر کنیم.

316
00:19:03,318 --> 00:19:04,558
‫وقتی که ما آلمان زندگی می‌کردیم...

317
00:19:04,653 --> 00:19:08,409
‫مایک با زن و مردهای زیادی معاشرت داشت...

318
00:19:08,490 --> 00:19:11,240
‫و زندگی من به پایین افتادن از پله‌ها ختم نشد.

319
00:19:11,326 --> 00:19:13,233
‫- پتی.
‫- دوستان؛ همسر سابقم هستن.

320
00:19:13,245 --> 00:19:15,259
‫کل هفته رو با ما اینجاست.

321
00:19:17,791 --> 00:19:19,955
‫مایک، می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

322
00:19:37,436 --> 00:19:39,036
‫سر و کلۀ چند تا مرد دیگه پیدا می‌‌شه‌؟

323
00:19:39,104 --> 00:19:41,505
‫نمی... نمی‌دونم، بیل.
‫دفتر خاطرات که نگه نمی‌دارم.

324
00:19:41,565 --> 00:19:43,682
‫ولی تقریباً مطمئنم با یه کسی
‫که می‌لنگیده سکس نداشتم.

325
00:19:47,571 --> 00:19:50,910
‫نه. گفتی: «روابط نامشروع نداشتم، بیل.»

326
00:19:50,991 --> 00:19:53,580
‫خب، روابط نامشروع نبودن‌.

327
00:19:53,660 --> 00:19:56,708
‫من هیچ‌‌‌وقت... هیچ‌‌‌وقت هیچ‌کدوم
‫از اون مردها رو شام بیرون نبردم.

328
00:19:56,709 --> 00:19:58,213
‫فقط سکس بود.

329
00:19:58,332 --> 00:20:01,101
‫با من مدل مخصوص مایکل پیترسون صحبت نکن.

330
00:20:01,168 --> 00:20:03,697
‫منظورم اینه که سکس رابطۀ نامشروعه دیگه.

331
00:20:03,783 --> 00:20:05,712
‫تو... دروغ گفتی.

332
00:20:05,797 --> 00:20:09,424
‫به پتی خیانت کردی.
‫به کتلین خیانت کردی.

333
00:20:09,509 --> 00:20:11,000
‫خب، من... دروغ نگفتم.

334
00:20:11,094 --> 00:20:12,902
‫چیه؟ شنیدی که پتی چی گفت.

335
00:20:12,971 --> 00:20:16,807
‫وقتی با پتی زن و شوهر بودیم،
‫هم با زن‌ها می‌خوابیدم و هم با مردها.

336
00:20:16,892 --> 00:20:20,668
‫از وقتی با کتلین ازدواج کردم...

337
00:20:20,766 --> 00:20:22,653
‫فقط با مردها خوابیدم.

338
00:20:23,815 --> 00:20:26,527
‫- متوجه نمی‌شی؟
‫- کتلین می‌دونست؟

339
00:20:26,652 --> 00:20:27,958
‫و جواب سؤال رو بده.

340
00:20:28,001 --> 00:20:28,611
‫داری شبیه خودش حرف می‌زنی!

341
00:20:28,654 --> 00:20:30,081
‫«فقط جواب سؤال رو بده، مایک.»

342
00:20:30,239 --> 00:20:33,589
‫نه، نه. اون می‌دونست و درک کرده بود.

343
00:20:33,659 --> 00:20:36,231
‫گفتن چیزی غیر از این،
‫فقط توهین به اون حساب می‌شه.

344
00:20:44,169 --> 00:20:45,478
‫قبلاً باید این رو می‌‌گفتم.

345
00:20:45,545 --> 00:20:48,492
‫می‌خوام یه چند روزی برم رینو.

346
00:20:48,590 --> 00:20:50,763
‫چی؟ خب تا کی؟

347
00:20:50,842 --> 00:20:52,412
‫یکی دو هفته.

348
00:20:52,511 --> 00:20:54,059
‫باید سعی کنم یه تعادلی بین...

349
00:20:54,096 --> 00:20:57,609
‫خونه و زندگیم و اینجا پیدا کنم.

350
00:20:57,766 --> 00:21:00,570
‫چی؟ بی‌خیال.
‫فقط چون از دستم عصبانی‌ای نمی‌شه که بذاری بری.

351
00:21:00,644 --> 00:21:02,928
‫واسه اون نمی‌خوام برم.

352
00:21:03,063 --> 00:21:06,036
‫می‌رم چون می‌خوام خانواده‌م رو ببینم.

353
00:21:06,108 --> 00:21:07,256
‫چی؟ پس کی به کارها رسیدگی کنه؟

354
00:21:07,275 --> 00:21:09,675
‫حواسش... حواسش باشه که قبض‌ها پرداخت بشن؟

355
00:21:09,778 --> 00:21:10,996
‫بیا... این... آخرین چک نورتل‌ـه.

356
00:21:11,113 --> 00:21:13,008
‫می‌ری بانک، می‌ری پیش تحویل‌دار...

357
00:21:13,010 --> 00:21:14,529
‫پشتش رو امضا می‌کنی و تحویلش می‌دی.

358
00:21:14,533 --> 00:21:16,269
‫خیلی سخت نیست.

359
00:21:16,451 --> 00:21:17,694
‫تو... تو اینجایی که به
‫کارهای من رسیدگی کنی...

360
00:21:17,715 --> 00:21:18,797
‫نه اینکه بهم سخت بگیری.

361
00:21:18,870 --> 00:21:20,149
‫می‌دونم باورش برات سخته...

362
00:21:20,205 --> 00:21:21,264
‫ولی همه‌چی درمورد تو نیست.

363
00:21:21,349 --> 00:21:23,564
‫نه، هست! همه‌چی درمورد منه.

364
00:21:25,544 --> 00:21:26,958
‫اشتباه نکن، برای یه مدت کوتاه...

365
00:21:26,981 --> 00:21:29,176
‫یا هر چقدر که این لعنتی طول بکشه...

366
00:21:29,256 --> 00:21:31,356
‫همه‌چی درمورد منه.

367
00:21:31,394 --> 00:21:33,231
‫هر وقت که قرار بود تو رو
‫تا آخر عمرت بندازن زندان...

368
00:21:33,232 --> 00:21:34,453
‫اونوقت می‌تونه درمورد تو باشه.

369
00:21:34,454 --> 00:21:35,514
‫نفس بکش.

370
00:21:45,105 --> 00:21:46,405
‫دوستش داشتم.

371
00:21:48,900 --> 00:21:51,369
‫و اونم منو تنها گذاشت.

372
00:22:00,370 --> 00:22:02,788
‫اولین بار حدود 8 سال پیش بود...

373
00:22:02,870 --> 00:22:05,042
‫در یه فروشگاه محصولات جنسی
‫نزدیک خیابون 110.

374
00:22:05,125 --> 00:22:09,327
‫و چند سال بعد مجدداً در
‫انجمن مسیحی مردان جوان.

375
00:22:10,589 --> 00:22:13,263
‫- انجمن که در فورست هیل‌ـه؟
‫- آره.

376
00:22:14,009 --> 00:22:15,453
‫اونجا تمرین می‌کنین؟

377
00:22:17,554 --> 00:22:19,028
‫گاهی اوقات.

378
00:22:21,097 --> 00:22:22,805
‫پس نمی‌دونستی...

379
00:22:22,849 --> 00:22:25,084
‫با کی رابطۀ جنسی داشتی؟

380
00:22:25,312 --> 00:22:28,418
‫نه. نمی‌دونستم اون کیه
‫تا اینکه رفتم خونه‌اش...

381
00:22:28,482 --> 00:22:30,773
‫و لری منو بهش معرفی کرد.

382
00:22:30,859 --> 00:22:32,036
‫بعد از مهمونی به لری...

383
00:22:32,069 --> 00:22:36,495
‫در‌‌مور‌‌د ارتباطت با مایکل چیزی گفتی؟

384
00:22:36,698 --> 00:22:40,163
‫نه من... نمی‌خواستم...

385
00:22:41,119 --> 00:22:43,735
‫دلیلی واسه مشکل درست کردن ندیدم.

386
00:22:44,498 --> 00:22:46,925
‫آدم دیگه‌ای رو می‌شناسی که ممکنه با...

387
00:22:47,005 --> 00:22:48,975
‫مایکل پیترسون خوابیده باشه؟

388
00:22:49,311 --> 00:22:50,645
‫ام...

389
00:22:52,506 --> 00:22:55,564
‫می‌تونی الان بهمون بگی یا بعداً تحت سوگند.

390
00:22:57,552 --> 00:23:00,136
‫جای شما بودم با تایرون لاکور صحبت می‌کردم.

391
00:23:00,222 --> 00:23:03,477
‫با تایرون لاکور دوستی؟

392
00:23:03,558 --> 00:23:05,389
‫نه، دوست نیستیم.

393
00:23:05,477 --> 00:23:07,044
‫هر دو عضو یه جامعۀ کوچیک هستیم.

394
00:23:07,187 --> 00:23:09,753
‫ماجرا رو بعد از رویداد انتخاباتی بهش گفتم.

395
00:23:09,815 --> 00:23:11,551
‫اون... عکس مایکل رو پیدا کرد...

396
00:23:11,639 --> 00:23:13,461
‫و... به‌نظرش آشنا می‌اومد.

397
00:23:17,239 --> 00:23:18,360
‫خیلی خب.

398
00:23:22,244 --> 00:23:24,309
‫خب، آقای رو...

399
00:23:24,310 --> 00:23:28,012
‫کاری که می‌خوام برای
‫من انجام بدین اینه که...

400
00:23:28,080 --> 00:23:31,979
‫چیزهایی که از برخوردهاتون با
‫پیترسون یادتون میاد رو بنویسین.

401
00:23:37,551 --> 00:23:40,381
‫تما‌‌م جزئیات،
‫هر چقدر هم که ناچیز باشه.

402
00:23:41,012 --> 00:23:43,112
‫می‌خوایم همه‌چی رو بدونیم.

403
00:24:26,558 --> 00:24:28,008
‫نه. هیچی.

404
00:24:28,009 --> 00:24:30,103
‫خیلی خب، خون رو بیشتر کن.

405
00:25:05,513 --> 00:25:06,959
‫یه نگاه دیگه بنداز، تایرون.

406
00:25:07,098 --> 00:25:09,622
‫شاید بدون شناختن همدیگه
‫یه جایی با هم خوابیدین.

407
00:25:09,684 --> 00:25:11,433
‫کی این شِرّووِرها رو تحویل‌تون می‌ده؟

408
00:25:11,519 --> 00:25:13,279
‫یه نفر قابل اعتماد.

409
00:25:13,362 --> 00:25:14,467
‫معتبر.

410
00:25:18,276 --> 00:25:21,302
‫- من به مردها نمی‌دم.
‫- اگه چیزی به ذهنت رسید...

411
00:25:21,404 --> 00:25:23,275
‫بهم زنگ بزن.
‫کارتم رو داری.

412
00:25:24,574 --> 00:25:26,815
‫به‌قدر کافی وقت داشتی؟

413
00:25:26,868 --> 00:25:29,743
‫- بله، آقا.
‫- خب ببینیم چی داریم.

414
00:25:32,582 --> 00:25:34,142
‫این لیست چیه؟

415
00:25:34,292 --> 00:25:36,156
‫اسم بقیۀ آدم‌هایی که باهاشون خوابیدم.

416
00:25:36,211 --> 00:25:38,668
‫اگه می‌خواین منو بفرستین
‫جایگاه شهود و راجع‌به پیترسون سؤال کنین...

417
00:25:38,755 --> 00:25:40,382
‫حدس می‌زنم راجع‌به بقیۀ...

418
00:25:40,465 --> 00:25:44,553
‫مردهای مهم و متأهل شهر که
‫باهاشون خوابیدم هم ازم سؤال بشه.

419
00:25:44,636 --> 00:25:47,555
‫فکر ‌می‌کنم بعضی‌هاشون رو خیلی خوب می‌‌شناسین.

420
00:25:55,064 --> 00:25:56,572
‫از دوست‌های تو؟

421
00:25:56,648 --> 00:25:58,343
‫آشنا.

422
00:25:58,984 --> 00:26:01,194
‫در واقع کمک‌کننده به خیریه.

423
00:26:04,155 --> 00:26:06,897
‫فکر نمی‌کنم این برامون
‫نتیجۀ خوبی داشته باشه، فردا.

424
00:26:10,189 --> 00:26:11,854
‫لو دادن همجنس‌گرایی...

425
00:26:14,675 --> 00:26:16,897
‫مردم بی‌گناه در جایگاه شهود...

426
00:26:17,008 --> 00:26:20,703
‫واسه نشون دادن اینکه
‫مایکل پیترسون چی‌کار می‌کرده.

427
00:26:20,839 --> 00:26:23,592
‫خب، کالبدشکافی رو داریم...

428
00:26:23,675 --> 00:26:26,452
‫صحنۀ جرم، عکس‌ها...

429
00:26:26,510 --> 00:26:27,809
‫ایمیل‌ها رو.

430
00:26:29,014 --> 00:26:30,769
‫نظریۀ خودمون رو داریم.

431
00:26:32,559 --> 00:26:35,231
‫مردی که خود واقعیش رو قایم کرده...

432
00:26:35,234 --> 00:26:38,906
‫گیر می‌افته و کنترلش رو از دست می‌‌ده.

433
00:26:41,067 --> 00:26:43,008
‫همۀ اینا ثابت نشده و ضمنی‌ـه.

434
00:26:45,572 --> 00:26:47,400
‫ما یه نظریه...

435
00:26:47,495 --> 00:26:50,798
‫در‌‌مور‌‌د انگیزه داریم و
‫سلاح قتل رو هم نداریم.

436
00:26:55,373 --> 00:26:58,628
‫خب، گمونم هنوز «برد» رو هم داریم.

437
00:27:00,259 --> 00:27:02,035
‫جست‌وجوشون به بن‌بست خورده.

438
00:27:02,088 --> 00:27:03,839
‫بهت گفتم که این یارو رو نمی‌شناسم.

439
00:27:03,840 --> 00:27:05,879
‫ظاهراً اونقدرم که
‫فکر می‌کردیم سکسی نیستی.

440
00:27:05,884 --> 00:27:08,008
‫پس چرا انگار همه
‫یک تیکه از من رو می‌خوان؟

441
00:27:08,719 --> 00:27:10,137
‫خب...

442
00:27:10,221 --> 00:27:12,267
‫آخر این هفته چی کاره‌ای؟

443
00:27:12,307 --> 00:27:15,027
‫- برای تو کار می‌کنم.
‫- چی؟ نه، منو ول کن.

444
00:27:15,096 --> 00:27:16,784
‫یه‌کم با زن و بچه‌ت باش، مرد.

445
00:27:16,853 --> 00:27:20,299
‫خب، فعلاً که شارلین از دستم ناراحته.

446
00:27:20,398 --> 00:27:21,799
‫واقعاً؟ چی‌کار کردی؟

447
00:27:21,858 --> 00:27:24,736
‫یه‌کم تعمیرات و خب، فقط بگم که...

448
00:27:26,154 --> 00:27:29,024
‫رابطه‌ای که تو و کتلین داشتین رو دوست دارم.

449
00:27:29,029 --> 00:27:30,508
‫اینکه می‌ذاشت خودت باشی.

450
00:27:31,993 --> 00:27:34,209
‫من و همسرم مثل هم فکر نمی‌کنیم.

451
00:27:36,873 --> 00:27:38,621
‫خوشحال می‌شم از مشکلاتم بگم...

452
00:27:38,708 --> 00:27:41,051
‫ولی... اینم جزو ساعت کاریم
‫حساب می‌شه، مایک.

453
00:27:41,059 --> 00:27:43,919
‫خدایا، پس هیچی.
‫همینجوری هم از پس هزینه‌ت بر نمیام.

454
00:27:43,924 --> 00:27:47,366
‫باشه. خب... مرسی، دیوید.

455
00:27:47,467 --> 00:27:50,116
‫وقتی «گناهکار شناخته نشد»
‫رو می‌شنویم ازم تشکر ‌کن.

456
00:27:50,178 --> 00:27:51,623
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

457
00:27:54,224 --> 00:27:56,500
‫هیچی! هیچی!

458
00:27:56,579 --> 00:27:58,149
‫هیچی ندارن.

459
00:27:58,228 --> 00:28:00,063
‫- چی شده؟
‫- «رو» جا زده.

460
00:28:00,152 --> 00:28:01,769
‫دادستان هیچی نداره.

461
00:28:01,856 --> 00:28:03,513
‫بابا، خبر فوق‌العاده‌ایه.

462
00:28:05,693 --> 00:28:07,009
‫هی، بابا.

463
00:28:10,115 --> 00:28:12,146
‫در‌‌مور‌‌دش با من حرف می‌‌زنی؟

464
00:28:12,242 --> 00:28:13,754
‫در‌‌مور‌‌د چی حرف بزنم؟

465
00:28:19,576 --> 00:28:22,129
‫واقعاً می‌خوای درمورد
‫زندگی جنسی پدرت حرف بزنی؟

466
00:28:26,256 --> 00:28:28,914
‫برو بخواب، عزیزم.

467
00:28:29,801 --> 00:28:31,352
‫باشه. شب بخیر.

468
00:28:52,365 --> 00:28:54,484
‫وای خدا.

469
00:29:07,338 --> 00:29:08,347
‫بله؟

470
00:29:08,381 --> 00:29:10,429
‫هی، برد هستم. اوضاع چطوره؟

471
00:29:10,633 --> 00:29:13,555
‫خب، ام... به‌هم ریخته‌ست...

472
00:29:13,594 --> 00:29:15,838
‫ولی... در کل خوبه.

473
00:29:15,955 --> 00:29:17,983
‫می‌دونی که، انتخابات نزدیکه.

474
00:29:18,099 --> 00:29:19,025
‫تو چی؟

475
00:29:19,142 --> 00:29:21,375
‫خیلی بد نیست.

476
00:29:21,436 --> 00:29:23,342
‫خب ببین، باید کنسل کنم.

477
00:29:23,431 --> 00:29:25,249
‫- چی؟
‫- آره.

478
00:29:25,337 --> 00:29:27,687
‫- چرا؟
‫- برنامه‎م عوض شده.

479
00:29:27,775 --> 00:29:29,930
‫باید تو کمتر از یه روز...

480
00:29:30,005 --> 00:29:32,122
‫به دورهام برم و برگردم تمپا و...

481
00:29:32,197 --> 00:29:33,651
‫فکر می‌کنم کونم یکی دو روز...

482
00:29:33,738 --> 00:29:36,308
‫استراحت لازم داشته باشه که خستگیش در بره.

483
00:29:38,828 --> 00:29:41,775
‫خب، وقتی داشتی از اینجا
‫رد می‌شدی خبرم کن.

484
00:29:42,349 --> 00:29:43,675
‫حتماً.

485
00:29:43,758 --> 00:29:44,870
‫ولی یه قولی بهم بدی.

486
00:29:44,918 --> 00:29:46,547
‫چی؟

487
00:29:46,711 --> 00:29:48,564
‫تا می‌رسم اونجا سفت بمون.

488
00:29:49,047 --> 00:29:50,817
‫آره. باشه.

489
00:29:50,882 --> 00:29:51,838
‫مراقب خودت باش.

490
00:29:51,966 --> 00:29:53,578
‫تو هم همینطور.
‫خداحافظ.

491
00:30:21,621 --> 00:30:23,927
‫خیلی خیلی عالی بود.

492
00:30:23,954 --> 00:30:24,970
‫خیلی ممنونم.

493
00:30:25,847 --> 00:30:27,204
‫چیزی نمی‌خوای؟

494
00:30:27,304 --> 00:30:29,324
‫- نه. دیگه جمع‌وجور می‌کنم.
‫- خیلی خب.

495
00:30:29,420 --> 00:30:30,540
‫بازم ممنون.

496
00:31:48,249 --> 00:31:50,009
‫خفاش‌های لعنتی.

497
00:33:02,573 --> 00:33:04,433
‫ماساژ چطور بود؟

498
00:33:04,575 --> 00:33:07,888
‫محشر. تا اینکه رفتم دوش بگیرم.

499
00:33:07,954 --> 00:33:10,670
‫فکر کنم خفاش‌ها لوله‌ها رو می‌جون
‫یا جلوی آب رو می‌گیرن.

500
00:33:10,748 --> 00:33:12,663
‫فقط از این مطمئنم که مشکل داریم.

501
00:33:12,917 --> 00:33:14,237
‫مشکل رو پیدا می‌کنم.

502
00:33:15,169 --> 00:33:16,861
‫فعلاً بیا از شب‌مون لذت ببریم. خب؟

503
00:33:29,684 --> 00:33:31,564
‫- سگ‌‌ها کجان؟
‫- به ما چه؟

504
00:33:33,604 --> 00:33:36,146
‫امروز چیزی نمونده بود فرش رو پاره‌پوره کنن.

505
00:33:36,232 --> 00:33:38,786
‫راستی می‌خواستم بپرسم
‫صحبتت با پتی چطور بود؟

506
00:33:38,789 --> 00:33:39,886
‫آهان، آره.

507
00:33:39,943 --> 00:33:42,517
‫خب، ام...

508
00:33:42,697 --> 00:33:45,472
‫نمی‌تونه خونه رو دوباره گرو بذاره.

509
00:33:45,533 --> 00:33:48,410
‫این... طبق قوانین آلمان این کار ممنوعه...

510
00:33:48,536 --> 00:33:50,727
‫پس من فکر می‌کنم باید...

511
00:33:50,788 --> 00:33:54,259
‫فکر می‌کنم باید کمک کردن
‫به پسرا رو ادامه بدیم.

512
00:33:58,755 --> 00:34:00,620
‫می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی.

513
00:34:00,715 --> 00:34:03,185
‫منو با ماساژ و یه شب رومانتیک نرم کنی...

514
00:34:03,259 --> 00:34:06,307
‫و بعد ازم بخوای دوباره
‫بچه‌هات رو از دردسر دربیارم...

515
00:34:06,387 --> 00:34:08,564
‫چون می‌ذاری از زیر قتل هم قسر در برن.

516
00:34:08,565 --> 00:34:09,307
‫مخصوصاً کلیتون.

517
00:34:09,390 --> 00:34:11,848
‫می‌دونم از دستش عصبانی‌ای. منم هستم.

518
00:34:11,893 --> 00:34:14,212
‫وقتی اوضاع به‌هم ریخت براش ماشین خریدی.

519
00:34:14,270 --> 00:34:18,954
‫خب، در اصل چیزی به‌هم نریخت... اون دفعه.

520
00:34:19,609 --> 00:34:21,073
‫کِلی شانس آورد.

521
00:34:22,320 --> 00:34:24,897
‫و تو... داری من رو بازی می‌دی.

522
00:34:25,948 --> 00:34:27,261
‫داره جواب می‌ده؟

523
00:34:29,869 --> 00:34:32,287
‫خانم ها و آقایان، افسونگر بزرگ.

524
00:34:54,808 --> 00:34:56,259
‫پس به گمونم همون کاری رو می‌کنیم
‫که همیشه می‌کنیم...

525
00:34:56,260 --> 00:34:58,008
‫یه چاره‌ای پیدا می‌کنیم.

526
00:35:01,108 --> 00:35:02,890
‫‌یه‌مقدار پول واسه پسرا.

527
00:35:05,279 --> 00:35:06,847
‫اول باید لوله‌کشی رو درست کنیم.

528
00:35:09,742 --> 00:35:10,947
‫و بعد...

529
00:35:16,374 --> 00:35:17,768
‫ما...

530
00:35:31,973 --> 00:35:33,008
‫و بعد...

531
00:35:35,309 --> 00:35:36,309
‫ما...

532
00:35:42,608 --> 00:35:45,314
‫بعداً مشکل خفاش‌ها رو حل می‌کنیم.

533
00:35:52,493 --> 00:35:53,113
‫الو؟

534
00:35:54,152 --> 00:35:56,167
‫می‌دونم تو اسم منو به اونا دادی، دنیس.

535
00:35:56,247 --> 00:35:58,908
‫همون بلای زن پیترسون رو سرت میارم.
‫می‌فهمی چی می‌‌گم؟

536
00:35:58,999 --> 00:36:00,284
‫دهنت رو ببند.

537
00:36:00,376 --> 00:36:01,719
‫ببندش.

538
00:36:02,753 --> 00:36:05,413
‫تایرون؟

539
00:36:06,230 --> 00:36:07,009
‫لعنت.

540
00:36:08,426 --> 00:36:10,540
‫وقتی به کتلین فکر می‌کنی...

541
00:36:10,595 --> 00:36:12,172
‫چی میاد تو ذهنت؟

542
00:36:12,263 --> 00:36:14,649
‫یاد یه سری از لحظات...

543
00:36:14,731 --> 00:36:18,228
‫فوق‌العاده و خنده‌دار می‌افتم.

544
00:36:18,311 --> 00:36:19,543
‫- سلام؟
‫- هیس.

545
00:36:19,645 --> 00:36:21,285
‫خیلی بامزه بود.

546
00:36:22,481 --> 00:36:25,107
‫یه... عکس فوق‌العاده جلوی کاخ امپراتوری...

547
00:36:25,109 --> 00:36:30,322
‫در توکیو ازش هست... که نگاه می‌کنم.

548
00:36:30,406 --> 00:36:34,784
‫یا... موقع‌هایی که درمورد
‫بچه‌ها با هم حرف می‌زدیم.

549
00:36:34,869 --> 00:36:38,008
‫براتون عجیبه تو خونه‌ای باشین
‫که همسرتون داخلش مرده؟

550
00:36:38,414 --> 00:36:39,313
‫نه.

551
00:36:39,373 --> 00:36:41,354
‫حضورش رو اینجا احساس می‌کنم.

552
00:36:43,794 --> 00:36:47,227
‫تصور می‌کنم هر لحظه
‫ممکنه از اون در بیاد تو...

553
00:36:47,313 --> 00:36:48,920
‫که لبخند می‌زنه...

554
00:36:49,008 --> 00:36:49,911
‫می‌خنده...

555
00:36:51,719 --> 00:36:53,659
‫بهم می‌گه که داره دیرم می‌شه.

556
00:36:55,798 --> 00:36:59,798
آوامووی

557
00:37:00,770 --> 00:37:03,473
‫لعنت.

558
00:37:03,648 --> 00:37:06,096
‫ببخشید.

559
00:37:06,150 --> 00:37:07,838
‫می‌‌‌شه یه‌کم استراحت کنیم؟

560
00:37:07,944 --> 00:37:08,916
‫آره.

561
00:37:08,986 --> 00:37:09,890
‫بیا اینجا، مارجی.

562
00:37:09,946 --> 00:37:11,792
‫می‌دونم فقط برای شنیدن
‫حرف‌های من نیومدی خونه.

563
00:37:11,822 --> 00:37:14,906
‫بالاخره یکی رو پیدا کردی که
‫مجبوره به داستان‌هات گوش بده.

564
00:37:14,992 --> 00:37:16,278
‫بیا بغلم.

565
00:37:16,369 --> 00:37:20,564
‫دوستان، خوشحال می‌شم با
‫دختر دیگه‌م؛ مارگارت آشنا بشین.

566
00:37:20,574 --> 00:37:22,387
‫سلام. اینجا برگشتن عجیبه؟

567
00:37:22,458 --> 00:37:24,881
‫آره، رد شدن از تو شهر یه‌کم ‌عجیب بود...

568
00:37:24,919 --> 00:37:26,461
‫ولی خونه بودن حس خوبیه.

569
00:37:26,504 --> 00:37:29,175
‫گرسنه‌این؟
‫ناهار درست کنیم؟

570
00:37:29,257 --> 00:37:32,209
‫مایکل، مطمئنی اشکال نداره
‫از دخترها فیلم بگیریم؟

571
00:37:37,390 --> 00:37:38,411
‫بله.

572
00:37:41,435 --> 00:37:43,900
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کنین
‫بهش عادت می‌کنین.

573
00:37:43,909 --> 00:37:44,909
‫تاد که عاشقشه.

574
00:37:45,189 --> 00:37:46,114
‫نظرت چیه؟

575
00:37:47,400 --> 00:37:48,687
‫فکر می‌کنی کار مایکل بوده؟

576
00:37:49,026 --> 00:37:49,817
‫مطمئن نیستم.

577
00:37:51,070 --> 00:37:52,658
‫بعضی‌وقتا مطمئنم دروغ می‌گه.

578
00:37:53,197 --> 00:37:55,509
‫ولی حتی بعضی‌وقتا که می‌دونم راست می‌گه...

579
00:37:55,533 --> 00:37:57,309
‫بازم حرفاش می‌تونه دروغ به‌نظر بیاد.

580
00:37:57,368 --> 00:37:59,637
‫منظور من اون تماس با اورژانسه...

581
00:37:59,704 --> 00:38:02,501
‫«برای همسرم یه اتفاقی افتاده.»

582
00:38:04,166 --> 00:38:06,888
‫زنش رو خونین‌ومالین می‌بینه...

583
00:38:07,461 --> 00:38:09,453
‫و فکر می‌کنه که... یه اتفاق بوده؟

584
00:38:09,755 --> 00:38:12,107
‫بعدشم اون گریه‌وزاری‌ها...

585
00:38:12,174 --> 00:38:14,453
‫زنش جلوی چشم‌هاش داشته جون می‌داده.

586
00:38:14,897 --> 00:38:17,487
‫اوه! ولم کن، همه‌ش فیلم بود.
‫فیلم بدی هم بود.

587
00:38:17,555 --> 00:38:18,952
‫به اوپراتور چی گفت؟

588
00:38:19,019 --> 00:38:20,359
‫ها؟ چی؟ ها؟

589
00:38:20,782 --> 00:38:21,880
‫بی‌خیال.

590
00:38:23,144 --> 00:38:24,342
‫ولم کن بابا.

591
00:38:25,271 --> 00:38:26,908
‫معلومه کار خودش بوده.

592
00:38:27,398 --> 00:38:29,359
‫به‌نظر من که انقدرم معلوم نیست.

593
00:38:31,360 --> 00:38:34,558
‫اینکه باور داشته باشیم این کار ازش بر‌می‌اومده...

594
00:38:34,947 --> 00:38:36,666
‫مثل اینه که بگیم خودمون
‫هم می‌تونیم همچین کاری کنم.

595
00:38:36,782 --> 00:38:38,897
‫ژان، من باور دارم که از همه‌مون برمیاد.

596
00:38:41,412 --> 00:38:43,209
‫ببخشید... پای نمی‌خوری؟

597
00:38:51,630 --> 00:38:53,480
‫و یه خبر بد هم دارم.

598
00:38:53,883 --> 00:38:58,025
‫به‌نظر نصف گروه فیلم‌برداری می‌خوان برن.

599
00:38:58,262 --> 00:39:00,359
‫جیم هاردین و پلیس‌ها...

600
00:39:00,786 --> 00:39:02,675
‫جواب‌ تلفن‌هامون رو نمی‌دن.

601
00:39:04,018 --> 00:39:06,609
‫فکر می‌کنم دادستان از ما ترسیده.

602
00:39:13,319 --> 00:39:15,545
‫هنوز واسه منصرف شدن...

603
00:39:15,549 --> 00:39:16,919
‫و پیدا کردن یه داستان دیگه، دیر نیست.

604
00:39:16,921 --> 00:39:17,781
‫داستانی که بتونیم...

605
00:39:17,782 --> 00:39:20,533
‫به هر دو طرف داستان دسترسی داشته باشیم.

606
00:39:20,534 --> 00:39:21,385
‫نه.

607
00:39:23,037 --> 00:39:23,855
‫ادامه می‌دیم.

608
00:39:28,334 --> 00:39:30,862
‫از وقت فوت‌شون
‫به هیچ چیز دفتر دست نزدیم.

609
00:39:32,213 --> 00:39:34,939
‫تنها چیزایی که برداشته شده...

610
00:39:35,007 --> 00:39:38,055
‫تقویم و دفتر خاطراتیه که روی میزش بود.

611
00:39:38,219 --> 00:39:40,990
‫پلیس خیلی زود اونا رو برد.

612
00:39:41,055 --> 00:39:42,690
‫مایک چی برده؟

613
00:39:42,807 --> 00:39:44,361
‫مایکل هیچی نبرده.

614
00:39:46,477 --> 00:39:48,434
‫مارتا و مارگارت چطور؟

615
00:39:48,521 --> 00:39:49,413
‫اومدن؟

616
00:39:49,480 --> 00:39:51,798
‫تمام این مدت هیچ‌‌کس
‫جز شما اینجا نیومده.

617
00:39:52,775 --> 00:39:55,889
‫خیلی زود پیام تسلیت خودم رو فرستادم...

618
00:39:56,028 --> 00:39:58,570
‫ولی وقتی تحقیقات شروع شد...

619
00:39:58,649 --> 00:40:01,192
‫فکر کردم بهتره فاصله‌م رو حفظ کنم.

620
00:40:01,867 --> 00:40:03,872
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم...

621
00:40:03,899 --> 00:40:05,755
‫که این چیزا باید براشون مهم باشه.

622
00:40:11,252 --> 00:40:13,465
‫ببخشید، ‌اشکال نداره یه‌کم اینجا تنها باشم؟

623
00:40:14,130 --> 00:40:15,231
‫اصلاً.

624
00:40:15,659 --> 00:40:16,374
‫عجله نکنین.

625
00:41:04,930 --> 00:41:06,009
‫صبح بخیر.

626
00:41:06,307 --> 00:41:08,813
‫- صبح بخیر.
‫- محاکمه نزدیکه.

627
00:41:08,910 --> 00:41:11,465
‫باید روایت رو کنترل کنیم.

628
00:41:11,562 --> 00:41:13,342
‫به نظرم تنها راه همینه، پس...

629
00:41:13,397 --> 00:41:16,566
‫مصاحبه اینجا فیلم‌برداری می‌شه...

630
00:41:16,734 --> 00:41:20,630
‫ولی از طریق تمام
‫شبکه‌های «ای‌بی‌سی» پخش می‌شه...

631
00:41:20,696 --> 00:41:22,888
‫تمام چشم و گوش‌های کشور
‫در اختیار ما خواهند بود.

632
00:41:26,952 --> 00:41:28,008
‫چی‌کار می‌کنی؟

633
00:41:29,622 --> 00:41:32,447
‫خب، دارم گزارش‌‌های کالبد‌‌شکافی رو نگاه می‌کنم.

634
00:41:33,334 --> 00:41:35,321
‫اصلاً هم غیرعادی نیست.

635
00:41:36,295 --> 00:41:38,111
‫دیگه هیچی عادی نیست.

636
00:41:39,131 --> 00:41:41,173
‫می‌دونم. شوخی ‌کردم.

637
00:41:42,214 --> 00:41:45,935
‫[یزمین: صبح بخیر. چطوری؟]
‫[دلم برات تنگ شده]

638
00:41:47,501 --> 00:41:49,382
‫مارتا...

639
00:41:49,462 --> 00:41:50,984
‫هی...

640
00:41:52,186 --> 00:41:56,061
‫می‌خوان ما برای اخبار مصاحبه کنیم.

641
00:41:56,148 --> 00:41:57,269
‫- چی؟
‫- می‌دونم.

642
00:41:57,358 --> 00:41:59,131
‫من نمی‌خوام مصاحبه کنم.

643
00:41:59,235 --> 00:42:00,068
‫- می‌دونم، من...
‫- پس...

644
00:42:01,737 --> 00:42:03,863
‫نظرتون چیه؟

645
00:42:03,948 --> 00:42:06,679
‫خبرنگاره، سونیا فایفر، دوست‌ منه...

646
00:42:06,788 --> 00:42:08,426
‫پس چیز ناجوری نمی‌پرسه.

647
00:42:08,536 --> 00:42:11,247
‫اگه کیتلین اینجا بود...

648
00:42:11,318 --> 00:42:13,636
‫اون این کار رو برای خانواده انجام می‌داد.

649
00:42:13,707 --> 00:42:15,172
‫مطمئن نیستیم.

650
00:42:15,251 --> 00:42:17,231
‫آخه کلی آدم تماشا می‌‌کن.

651
00:42:23,717 --> 00:42:26,453
‫خب، به‌نظر همین الان هم
‫به داشتن تماشاچی عادت کردین.

652
00:42:27,388 --> 00:42:29,313
‫آره، ولی...

653
00:42:30,409 --> 00:42:31,849
‫یه برنامه خبری تو تلویزیونه.

654
00:42:31,850 --> 00:42:33,626
‫فوراً تأثیرش رو می‌ذاره.

655
00:42:33,686 --> 00:42:36,185
‫اگه حرف اشتباهی بزنیم چی؟

656
00:42:36,272 --> 00:42:38,008
‫نه، شما دخترا عالی از پسش بر میاین.

657
00:42:39,257 --> 00:42:40,003
‫خب؟

658
00:42:40,109 --> 00:42:42,486
‫ببینین، باید قبول کنین...

659
00:42:43,128 --> 00:42:45,411
‫دیر یا زود...

660
00:42:45,572 --> 00:42:47,836
‫همه می‌فهمن شما کی هستین...

661
00:42:56,709 --> 00:43:00,679
‫من شما دخترا رو مجبور نمی‌کنم
‫کاری که دوست ندارین رو انجام بدین.

662
00:43:02,047 --> 00:43:03,559
‫بذارین کیتلین و کندیس...

663
00:43:03,560 --> 00:43:05,044
‫گند بکشن به آبرو و اعتبار خانواده‌مون، اگه...

664
00:43:05,050 --> 00:43:07,595
‫- بابا...
‫- نه، نه، جدی می‌گم. کون لق‌شون.

665
00:43:09,346 --> 00:43:10,607
‫ترجیح می‌دم برم زندان...

666
00:43:10,693 --> 00:43:13,361
‫تا اینکه باعث بشم
‫بیشتر از این اذیت بشین.

667
00:43:16,478 --> 00:43:17,509
‫چیزی نیست.

668
00:43:19,315 --> 00:43:21,809
‫کاری که باید بکنیم رو انجام می‌‌دیم.

669
00:43:22,216 --> 00:43:24,009
‫عالیه. می‌رم هماهنگش کنم.

670
00:43:24,903 --> 00:43:28,116
‫و... مارتا، به رنگ کردن موهات فکر کن.

671
00:43:28,198 --> 00:43:30,209
‫بلوند روشن برای تلویزیون خیلی جالب نیست.

672
00:43:57,019 --> 00:43:58,401
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت، پسر.

673
00:43:59,480 --> 00:44:01,194
‫تو فکر خودت و بابات بودم.

674
00:44:01,273 --> 00:44:02,524
‫- آره.
‫- و مامانت...

675
00:44:02,608 --> 00:44:04,906
‫آره، پسر.
‫روزهای سختی بوده.

676
00:44:04,985 --> 00:44:07,008
‫چند بار بگم بیا بریم کابو؟

677
00:44:08,989 --> 00:44:11,043
‫ببین چقدر برنزه شدم، خوبه، نه؟

678
00:44:11,200 --> 00:44:13,042
‫سکسی شدم، نه؟

679
00:44:17,831 --> 00:44:18,967
‫لعنت.

680
00:44:26,215 --> 00:44:27,744
‫خیلی حال می‌ده، نه؟

681
00:44:29,301 --> 00:44:30,667
‫پسر...

682
00:44:31,595 --> 00:44:32,643
‫می‌دونی...

683
00:44:34,014 --> 00:44:36,100
‫- مشکل بابام...
‫- عاشق باباتم.

684
00:44:36,183 --> 00:44:37,835
‫اینه که آدمه.

685
00:44:38,018 --> 00:44:39,347
‫می‌دونی؟

686
00:44:39,395 --> 00:44:40,354
‫کم‌کم دارم می‌فهمم...

687
00:44:40,442 --> 00:44:43,229
‫آدم‌ها رو هر کاری کنی فقط آدم عادی‌ان.

688
00:44:44,191 --> 00:44:46,564
‫و کارشون اینه که به این و اون برچسب بزنن.

689
00:44:47,736 --> 00:44:50,146
‫می‌خوان برای هر آدمی
‫یه دسته‌بندی خاص پیدا کنن.

690
00:44:50,697 --> 00:44:52,019
‫چی می‌گی؟

691
00:44:55,702 --> 00:44:57,182
‫بابام پیچیده‌ست.

692
00:44:58,705 --> 00:45:00,556
‫- می‌خوای یه خط دیگه بکشی؟
‫- آره.

693
00:45:00,624 --> 00:45:03,232
‫رفیق، چند بار بهت بگم،
‫کابو خیلی خفنه.

694
00:45:03,335 --> 00:45:04,682
‫تو باید از اینجا بزنی بیرون، پسر...

695
00:45:04,753 --> 00:45:06,940
‫من اونجا تمام کارهای اولیه رو انجام دادم.

696
00:45:06,964 --> 00:45:08,509
‫مالکیت اشتراکی، پسر.

697
00:45:08,510 --> 00:45:10,330
‫می‌تونی روی مالکیت اشتراکی...

698
00:45:10,382 --> 00:45:12,569
‫از سرمایه‌گذاریت خفن سود ببری،
‫ببین کی بهت گفتم، رفیق.

699
00:45:25,419 --> 00:45:26,535
‫چیه...؟

700
00:45:31,238 --> 00:45:32,443
‫لعنتی.

701
00:45:33,866 --> 00:45:35,271
‫لعنت.

702
00:45:47,838 --> 00:45:49,039
‫ببخشید، بابا، من...

703
00:45:49,131 --> 00:45:50,509
‫فکرش رو بکن که مردم پسرم رو ببینن...

704
00:45:50,510 --> 00:45:51,799
‫تو شهر نشئه و داغون می‌چرخه.

705
00:45:51,800 --> 00:45:54,393
‫اونوقت فکر می‌کنن کلاً
‫خانوادگی یه مشت عوضی‌ایم.

706
00:45:54,428 --> 00:45:56,679
‫کلیتون بچۀ داغون خانواده‌ست، نه تو.

707
00:45:57,514 --> 00:46:00,009
‫تو فرماندۀ ارتش منی.
‫لازم دارم حواست جمع باشه.

708
00:46:02,644 --> 00:46:04,692
‫می‌دونم. معذرت می‌خوام، بابا...

709
00:46:04,776 --> 00:46:06,155
‫حالا برو بالا و دوش بگیر.

710
00:46:22,498 --> 00:46:24,053
‫- تو خوبی؟
‫- آره.

711
00:46:24,209 --> 00:46:26,068
‫فقط، ام... یه‌کم صبر کنین...

712
00:46:26,108 --> 00:46:27,628
‫میام صبحونه رو آماده می‌کنم.

713
00:46:27,668 --> 00:46:28,917
‫ما می‌تونیم درست کنیم.

714
00:46:29,003 --> 00:46:30,497
‫نه، لازم نیست.
‫چند دقیقه دیگه میام.

715
00:46:33,717 --> 00:46:35,694
‫این یعنی چی؟ ‌
‫می‌تونی نامه رو برام بفرستی؟

716
00:46:35,719 --> 00:46:37,306
‫بله، می‌فرستیم.

717
00:46:37,387 --> 00:46:39,288
‫خلاصه‌ش اینکه وکیل کیتلین موفق شده...

718
00:46:39,348 --> 00:46:42,157
‫جلوی پرداختی‌هایی که از
‫نورتل انجام می‌شد رو بگیره.

719
00:46:42,267 --> 00:46:45,080
‫اون و پدر خونی‌ش...

720
00:46:45,201 --> 00:46:46,695
‫به‌عنوان بستگان درجه اول شناخته شدن.

721
00:46:46,730 --> 00:46:48,440
‫در‌‌مور‌‌د بیمۀ عمر چی؟

722
00:46:49,483 --> 00:46:50,784
‫نباید روش حساب کنی.

723
00:46:51,860 --> 00:46:53,635
‫بعد این همه کاری که من براش کردم.

724
00:46:54,947 --> 00:46:56,120
‫هرزۀ حریص.

725
00:46:56,121 --> 00:46:57,154
‫وقتی جکی رو ببینم...

726
00:46:57,158 --> 00:46:59,947
‫می‌تونم درمورد اینکه خونه رو
‫دوباره گرو بذاره باهاش صحبت کنم.

727
00:47:00,035 --> 00:47:02,001
‫شاید باید از پس‌انداز بابا استفاده کنیم.

728
00:47:02,079 --> 00:47:03,587
‫پدرم تو یه خونۀ سالمندان در «رینو»ئه.

729
00:47:03,664 --> 00:47:06,323
‫یه مقدار پس‌انداز داره که
‫احتمالاً به ما ارث برسه.

730
00:47:06,416 --> 00:47:08,118
‫زیاد نیست، ولی...

731
00:47:08,210 --> 00:47:09,674
‫زیاد اونجا نمون، بیل.

732
00:47:09,749 --> 00:47:12,059
‫خواهش می‌کنم، باشه؟
‫اینجا بهت نیاز دارم.

733
00:47:12,714 --> 00:47:15,009
‫نگران نباش، مایک.
‫زود برمی‌گردم.

734
00:47:25,060 --> 00:47:26,197
‫نگران نباشین.

735
00:47:26,270 --> 00:47:27,793
‫دیوید دوست خوبیه.

736
00:47:27,866 --> 00:47:29,573
‫قول می‌‌دم بهتون راحت‌ بگیرم.

737
00:47:29,648 --> 00:47:31,552
‫آماده‌ای؟ خیلی خب.

738
00:47:33,110 --> 00:47:35,594
‫خب، فقط... فکر کنین
‫من یکی از دوست‌هاتونم...

739
00:47:35,619 --> 00:47:37,859
‫و داریم بیشتر با همدیگه آشنا می‌شیم.

740
00:47:37,948 --> 00:47:40,628
‫تو مصاحبه، می‎خوای درمورد...

741
00:47:40,659 --> 00:47:43,859
‫در‌‌مور‌‌د... مادر خونی‌مون
‫که آلمان زندگی ‌می‌‌کرد، بپرسی؟

742
00:47:43,870 --> 00:47:45,987
‫نه، خب، فقط هر چی که یادتون میاد.

743
00:47:45,989 --> 00:47:47,624
‫خاطرات خوب‌تون.

744
00:47:47,708 --> 00:47:48,934
‫ممنون. آره.

745
00:47:52,170 --> 00:47:53,615
‫خیلی خب.

746
00:47:56,550 --> 00:47:59,017
‫سونیا فایفر هستم...

747
00:47:59,102 --> 00:48:00,760
‫این گزارش رو برای
‫شبکۀ یازده تلویزیون تهیه می‌‌‌کنم.

748
00:48:00,846 --> 00:48:04,117
‫در کنار دخترهای رمان‌‌نویس،
‫مایکل پیترسون هستم...

749
00:48:04,182 --> 00:48:08,231
‫کسی که خودش رو برای محاکمه
‫به‌اتهام قتل همسرش؛ کتلین آماده می‌‌‌کنه.

750
00:48:08,729 --> 00:48:11,845
‫امروز در این مصاحبۀ اختصاصی سکوت‌شون رو...

751
00:48:11,923 --> 00:48:13,615
‫درمورد این پرونده می‌شکونن.

752
00:48:13,692 --> 00:48:15,058
‫فرزندان جورج و لیز رتلیف...

753
00:48:15,086 --> 00:48:16,929
‫در آلمان در دهۀ 1980 به‌دنیا آمدند...

754
00:48:17,029 --> 00:48:19,677
‫جایی که پدرشان در
‫پایگاهی نظامی‌ مشغول به خدمت بود...

755
00:48:19,740 --> 00:48:21,819
‫زمانی که پدر آن‌ها
‫در طی عملیاتی در پاناما درگذشت...

756
00:48:21,820 --> 00:48:23,159
‫مارگارت تنها دو ساله بود...

757
00:48:23,160 --> 00:48:25,327
‫و مارتا حتی یک سال هم نداشت.

758
00:48:25,329 --> 00:48:26,373
‫یک سال بعد...

759
00:48:26,439 --> 00:48:29,017
‫مادر آن‌‌ها بر اثر خون‌‌ریزی مغزی فوت کرد.

760
00:48:29,082 --> 00:48:31,209
‫در طی دو سال...

761
00:48:31,293 --> 00:48:34,082
‫هم پدر و هم مادر خونی خود را از دست دادند‌.

762
00:48:34,171 --> 00:48:37,320
‫من تقریباً هیچی از اون زمان یادم نیست.

763
00:48:37,424 --> 00:48:39,603
‫درسته. من فقط چیزایی رو یادمه...

764
00:48:39,673 --> 00:48:41,816
‫که بقیه درمورد اون دوران برام تعریف کردن.

765
00:48:41,887 --> 00:48:44,267
‫یکی از اون افراد مایکل پیترسون بود...

766
00:48:44,348 --> 00:48:46,147
‫و یکی دیگه هم همسرش در اون زمان یعنی پتی...

767
00:48:46,238 --> 00:48:48,261
‫که همسایه و دوست صمیمی‌ بودن‌.

768
00:48:48,352 --> 00:48:49,149
‫وقتی مایکل...

769
00:48:49,228 --> 00:48:51,858
‫پتی رو به‌خاطر کتلین ول کرد
‫همه گیج شده بودیم.

770
00:48:51,938 --> 00:48:54,394
‫- دقیقاً.
‫- آره، گیج‌کننده ولی در عین حال فوق‌العاده بود.

771
00:48:54,483 --> 00:48:56,612
‫اون زناکاره.

772
00:48:56,693 --> 00:48:58,699
‫کتلین مادر ما شد.

773
00:48:58,779 --> 00:49:02,311
‫مایکل اون رو دوست داشت،
‫و کتلین هم ما رو دوست داشت.

774
00:49:02,407 --> 00:49:03,925
‫و عروسی اینجا بود.

775
00:49:04,000 --> 00:49:06,296
‫و شما دو تا ساقدوش بودین؟

776
00:49:06,370 --> 00:49:08,241
‫آره، ما... روی پله‌هایی که...

777
00:49:08,271 --> 00:49:10,302
‫به اتاق خواب اونا می‌رسید گلبرگ گل رز ریختیم.

778
00:49:10,332 --> 00:49:11,414
‫شبیه فیلم‌ها بود.

779
00:49:16,463 --> 00:49:17,784
‫بله؟

780
00:49:17,881 --> 00:49:19,569
‫سلام، مارگارت بلر هستم.

781
00:49:19,649 --> 00:49:21,159
‫می‌خواستم با دادستان صحبت کنم.

782
00:49:22,260 --> 00:49:25,248
‫من فردا بلک هستم.
‫اینجا معاون دادستان هستم.

783
00:49:25,347 --> 00:49:26,816
‫عذر می‌‌خوام که انقدر دیروقت تماس گرفتم...

784
00:49:26,890 --> 00:49:28,653
‫ولی من داشتم با خدا صحبت می‌‌کردم...

785
00:49:28,725 --> 00:49:31,766
‫و خدا دیگه‌ اجازه نمی‌ده ساکت بمونم.

786
00:49:31,853 --> 00:49:34,023
‫بهم گفت: «حرف بزن، مارگارت، حرف بزن.»

787
00:49:34,106 --> 00:49:36,523
‫ببخشید. گفتین کی هستین؟

788
00:49:36,650 --> 00:49:39,774
‫مارگارت بلر.
‫خواهر لیز رتلیف.

789
00:49:39,861 --> 00:49:41,929
‫مارتا و مارجی خواهرزاده‌های من‌ان.

790
00:49:41,988 --> 00:49:44,813
‫باید درمورد مرگ مادرشون بهتون بگم.

791
00:49:44,908 --> 00:49:49,128
‫یه زن دیگه‌ رو هم پایین پله‌ها پیدا کردی؟

792
00:49:49,204 --> 00:49:50,591
‫چند هفته بود که لیز گله و شکایت می‌کرد.

793
00:49:50,664 --> 00:49:52,753
‫چند هفته پشت‌هم به‌خاطر میگرن‌ غر می‌زد.

794
00:49:52,833 --> 00:49:55,285
‫یعنی چی، مایک؟
‫چهار هفته از وقت‌مون رفته!

795
00:49:55,377 --> 00:49:56,916
‫چطوری بهم نگفتی؟

796
00:49:57,003 --> 00:50:00,179
‫20 سال پیش بود! تو آلمان!

797
00:50:00,257 --> 00:50:02,840
‫چرا... اصلاً چرا باید به ذهنم برسه؟

798
00:50:02,968 --> 00:50:05,036
‫اون شب در‌‌مور‌‌د یه چیزی
‫داشتم بهش کمک می‌‌کردم...

799
00:50:05,095 --> 00:50:07,680
‫یادم نیست چی،
‫ولی وقتی از پیش لیز رفتم...

800
00:50:07,766 --> 00:50:10,221
‫زندۀ زنده بوده و
‫داشت می‌‌رفت که بخوابه.

801
00:50:10,308 --> 00:50:13,285
‫فردا صبحش، پرستار دخترا، اگنس...

802
00:50:14,104 --> 00:50:16,239
‫ما رو بیدار کرد...

803
00:50:16,314 --> 00:50:18,823
‫که بهمون بگه لیز
‫رو پایین پله‌‌ها پیدا کرده.

804
00:50:18,859 --> 00:50:20,935
‫رتلیف‌ها عملاً خانوادۀ خودمون بودن.

805
00:50:21,001 --> 00:50:22,088
‫تو یه مدرسه درس می‌خوندیم.

806
00:50:22,154 --> 00:50:23,404
‫همینه!

807
00:50:23,572 --> 00:50:26,129
‫گزارش کالبد‌شکافی لیز.
‫همه‌چی اون توئه.

808
00:50:26,199 --> 00:50:28,459
‫بهت گفتم، نمی‌‌شه این تصادفی باشه.

809
00:50:28,535 --> 00:50:31,498
‫می‌دونم که شماها رو بزرگ کرده،
‫ولی اون آدم خوبی نیست.

810
00:50:31,580 --> 00:50:34,369
‫اون بابای ماست!
‫نباید درموردش اینا رو بگی!

811
00:50:34,458 --> 00:50:36,558
‫اون همه رو بازی می‌ده، مارگارت.

812
00:50:38,086 --> 00:50:40,520
‫هنوز نصف چیزایی که درمورد
‫آلمان می‌دونیم رو هم بهت نگفتم.

813
00:50:40,589 --> 00:50:42,296
‫دیگه نمی‌تونم باهات حرف بزنم. خداحافظ.

814
00:50:42,382 --> 00:50:44,382
‫مارگارت، حواست به پیامبران دروغین باشه که...

815
00:50:46,553 --> 00:50:48,086
‫یا خدا...

816
00:50:48,138 --> 00:50:50,309
‫دیوونه‌ست.

817
00:50:52,726 --> 00:50:55,259
‫یه‌جورایی تصادف عجیبیه که...

818
00:50:55,261 --> 00:50:58,687
‫دو تا مادر ما پایین پله‌ها مردن.

819
00:51:04,905 --> 00:51:06,400
‫خب منظورت چیه؟

820
00:51:10,535 --> 00:51:12,897
‫منظور خاصی ندارم. فقط...

821
00:51:13,759 --> 00:51:15,449
‫فقط اینکه در‌‌مور‌‌دش صحبت نکردیم.

822
00:51:15,453 --> 00:51:17,066
‫زود قاتی نکن.

823
00:51:19,586 --> 00:51:22,523
‫پس تو فکر می‌کنی ارتباطی بین مرگ‌ها هست؟

824
00:51:22,589 --> 00:51:25,012
‫می‌تونم بفهمم که چرا خاله مارگارت مشکوکه.

825
00:51:25,091 --> 00:51:27,469
‫مامان به‌خاطر خون‌ریزی مغزی مرد...

826
00:51:27,557 --> 00:51:29,029
‫که باعث افتادنش از پله‌ها شده.

827
00:51:29,054 --> 00:51:29,799
‫یه اتفاق بود.

828
00:51:29,809 --> 00:51:32,005
‫همون‌طور که مرگ کتلین اتفاقی بوده.

829
00:51:32,062 --> 00:51:34,778
‫آره، دقیقاً.
‫یعنی... عجیب نیست؟

830
00:51:34,893 --> 00:51:35,670
‫همه چیز عجیبه.

831
00:51:36,760 --> 00:51:39,598
‫پدرمون به شکل مرموزی در پاناما مرد.

832
00:51:39,689 --> 00:51:42,182
‫اصلاً بذار ببینیم مایک
‫11 سپتامبر کجا بوده؟

833
00:51:42,275 --> 00:51:44,535
‫بس کن، داری حرف‌های خنده‌دار می‌زنی.

834
00:51:44,611 --> 00:51:46,679
‫خب، حرف زدن تو هم
‫کم‌کم داره شبیه کیتلین می‌‌شه.

835
00:51:47,864 --> 00:51:49,262
‫انگار اصلاً یادت نیست...

836
00:51:49,344 --> 00:51:50,702
‫قبل کریسمس چه اتفاقی افتاد.

837
00:51:50,784 --> 00:51:52,411
‫چرا، یادمه.

838
00:51:52,494 --> 00:51:56,664
‫و بعدش کتلین مرد.
‫و حالا باید بزرگ بشیم.

839
00:51:56,748 --> 00:51:58,916
‫بابا همیشه پشت‌مون بوده.

840
00:51:59,000 --> 00:52:00,901
‫مجبور نبود سرپرستی ما رو قبول کنه،
‫ولی قبول کرد.

841
00:52:01,615 --> 00:52:03,120
‫فقط همین مهمه.

842
00:52:03,505 --> 00:52:07,280
‫پس انقدر همه‌چی رو زیر سؤال نبر.
‫دست بردار.

843
00:52:07,384 --> 00:52:09,771
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم. نمی‌تونم!

844
00:52:14,675 --> 00:52:16,231
‫اینکه مایک بدون تو می‌رفت...

845
00:52:16,232 --> 00:52:19,017
‫خونۀ لیز برات عجیب بود؟

846
00:52:19,020 --> 00:52:20,365
‫اوه نه، اصلاً.

847
00:52:20,522 --> 00:52:22,218
‫بعد مرگ جرج،
‫لیز به یه مرد نیاز داشت...

848
00:52:22,293 --> 00:52:24,252
‫که تو کارهای خونه بهش کمک کنه.

849
00:52:24,327 --> 00:52:25,609
‫خب...

850
00:52:25,610 --> 00:52:27,986
‫دادستان سعی می‌کنه بگه
‫ممکنه خیانتی اتفاق افتاده باشه.

851
00:52:27,988 --> 00:52:28,883
‫می‌دونی که، درسته؟

852
00:52:28,947 --> 00:52:30,491
‫من و لیز دوستای خوبی بودیم. فقط همین.

853
00:52:30,699 --> 00:52:33,029
‫تحت هیچ شرایطی...

854
00:52:33,118 --> 00:52:36,180
‫لیز میل‌های جسمانی رو
‫به دوستی ما ترجیح نمی‌داد.

855
00:52:36,246 --> 00:52:38,422
‫و اگه بخوایم رفتارهای نامناسب
‫اون زمان مایکل رو در نظر بگیریم...

856
00:52:38,498 --> 00:52:40,952
‫هیچ‌‌‌وقت خوب بلد نبود مخفی‌شون کنه.

857
00:52:41,042 --> 00:52:42,359
‫من با لیز نخوابیدم.

858
00:52:44,109 --> 00:52:45,459
‫اینا کلاً آلمانیه، مایک.

859
00:52:45,505 --> 00:52:46,820
‫پتی می‌تونه براتون ترجمه‌ش کنه.

860
00:52:46,965 --> 00:52:49,258
‫همون چیزی رو نوشته
‫که خودم بهتون گفتم.

861
00:52:49,335 --> 00:52:51,909
‫لیز رتلیف از خون‌‌ریزی مغزی فوت کرد.

862
00:52:51,919 --> 00:52:55,109
‫می‌فرستیم یه مترجم مورد تأیید دادگاه ترجمه کنه...

863
00:52:55,110 --> 00:52:56,889
‫و کلش رو تحویل دادستانی می‌دیم.

864
00:52:56,892 --> 00:52:59,270
‫نمی‌خوایم به‌نظر بیاد که
‫چیزی رو مخفی می‌کنیم.

865
00:52:59,352 --> 00:53:00,949
‫خب، من مخفی نمی‌‌کنم.

866
00:53:03,231 --> 00:53:06,754
‫باید با دخترها صحبت کنم... خصوصی.

867
00:53:06,818 --> 00:53:08,809
‫- حتماً.
‫- بدون دوربین، لطفاً.

868
00:53:09,154 --> 00:53:12,009
‫مایک، لطفاً می‌شه؟

869
00:53:12,866 --> 00:53:15,009
‫ممنون.
‫وقتی تموم شد خبرتون می‌‌‌‌کنم.

870
00:53:20,165 --> 00:53:21,344
‫دخترا خبر داشتن؟

871
00:53:22,626 --> 00:53:25,453
‫نه فقط در‌‌مور‌‌د خون‌ریزی،
‫پله‌ها رو هم می‌دونستن؟

872
00:53:27,547 --> 00:53:30,009
‫کاملاً ضروریه که الان باهام روراست باشی.

873
00:53:31,551 --> 00:53:33,159
‫ازشون بپرس.

874
00:53:39,142 --> 00:53:40,511
‫هی، دخترا!

875
00:53:44,105 --> 00:53:45,787
‫باید حس غیرواقعی بودن داشته باشه...

876
00:53:47,150 --> 00:53:49,008
‫اینکه پای شما هم به
‫این موضوع کشیده می‌شه.

877
00:53:50,779 --> 00:53:54,325
‫ببینین، مهم‌ترین
‫چیز واسه من حقیقته.

878
00:53:54,407 --> 00:53:58,349
‫و اگه چیزی هست که می‌خواین درمورد...

879
00:53:58,447 --> 00:54:00,073
‫مرگ مادرتون بگین...

880
00:54:00,664 --> 00:54:02,127
‫هر چیزی که فکر کنین...

881
00:54:02,624 --> 00:54:04,259
‫الان وقت گفتن‌شه.

882
00:54:06,378 --> 00:54:08,008
‫یه لحظه، مرگ کدوم مادرمون؟

883
00:54:11,508 --> 00:54:13,550
‫مادرتون، لیز.

884
00:54:13,809 --> 00:54:15,120
‫مادر واقعی‌تون.

885
00:54:26,189 --> 00:54:27,990
‫هی، مایک.

886
00:54:28,066 --> 00:54:30,924
‫همه‌چی درسته.
‫اگه باهام کاری داشتی همین‌جام.

887
00:54:43,123 --> 00:54:44,759
‫خوبین، دخترا؟

888
00:54:49,546 --> 00:54:51,046
‫ماییم در مقابل اونا.

889
00:54:52,674 --> 00:54:54,552
‫و معلومه که حاضرن برای...

890
00:54:54,630 --> 00:54:56,210
‫صدمه زدن به ما دست به هر کاری بزنن.

891
00:54:56,469 --> 00:54:57,888
‫و ما نباید بهشون اجازه بدیم.

892
00:55:00,719 --> 00:55:02,972
‫دیگه‌ هیچ رازی بین ما نیست.

893
00:55:20,909 --> 00:55:23,109
‫رودولف از همین الان درخواست داده که...

894
00:55:23,110 --> 00:55:25,209
‫لیز رتلیف وارد پرونده نشه.

895
00:55:25,229 --> 00:55:27,609
‫می‌تونیم به قانون
‫اَعمال نادرست در گذشتۀ فرد استدلال کنیم.

896
00:55:27,611 --> 00:55:29,087
‫درسته. بیا تو.

897
00:55:35,467 --> 00:55:39,008
‫داشتم به این دخترا فکر می‌‌کردم.

898
00:55:44,267 --> 00:55:45,974
‫دخترهای تو چطورن؟

899
00:55:46,186 --> 00:55:47,009
‫اوه، خوبن.

900
00:55:48,980 --> 00:55:50,772
‫سربه‌سرشون می‌ذارم.

901
00:55:50,857 --> 00:55:52,557
‫بهشون می‌گم اگه زیاد
‫ماکارونی و پنیر بخورن...

902
00:55:52,640 --> 00:55:54,888
‫موهاشون فرفری می‌شه.

903
00:55:57,822 --> 00:55:59,712
‫تا حالا این یکی رو نشنیده بودم.

904
00:56:03,661 --> 00:56:05,008
‫این هفته پیش «ون» هستن.

905
00:56:09,847 --> 00:56:11,015
‫بله.

906
00:56:12,087 --> 00:56:13,247
‫وصلش کن.

907
00:56:15,799 --> 00:56:16,859
‫دوئین، برامون چی داری؟

908
00:56:16,860 --> 00:56:18,959
‫پیترسون وقتی بهش ضربه وارد می‌کرده...

909
00:56:18,960 --> 00:56:20,031
‫بالای سرش وایستاده بوده.

910
00:56:20,095 --> 00:56:23,059
‫لکۀ خونی که داخلش شورتش بود؟

911
00:56:23,419 --> 00:56:25,241
‫خون به سمت بالا پاشیده.

912
00:56:25,350 --> 00:56:26,899
‫و این آخرین قسمت معما بود.

913
00:56:27,009 --> 00:56:29,910
‫تونستیم صحنۀ جرم رو با میلۀ آتیش...

914
00:56:29,938 --> 00:56:31,114
‫مو‌به‌مو بازسازی کنیم.

915
00:56:31,147 --> 00:56:33,271
‫سلاح قتل‌تون پیدا شد، قربان.

916
00:56:33,316 --> 00:56:35,512
‫لحظه‌شماری می‌کنم که براتون شهادت بدم.

917
00:56:35,568 --> 00:56:36,731
‫کارت حرف نداشت، دوئین.

918
00:56:36,861 --> 00:56:39,659
‫چه سورپرایز خوبی!
‫گزارشش رو بفرست.

919
00:56:42,325 --> 00:56:43,645
‫مطمئن بودم.

920
00:56:48,164 --> 00:56:50,618
‫ته دلم حسش می‌‌کردم.

921
00:57:02,178 --> 00:57:03,759
‫تا حالا این رو بهت نگفتم...

922
00:57:04,209 --> 00:57:05,109
‫ولی...

923
00:57:06,798 --> 00:57:09,890
‫خواهر و برادرم رو تو آتیش‌سوزی
‫خونه‌مون از دست دادم.

924
00:57:09,936 --> 00:57:11,430
‫وقتی 13 سالم بودم.

925
00:57:12,021 --> 00:57:13,773
‫جک ده سالش بود...

926
00:57:13,861 --> 00:57:16,008
‫و دو تا خواهرهای کوچیکم....

927
00:57:17,277 --> 00:57:18,539
‫از جک هم کوچیک‌تر بودن.

928
00:57:20,655 --> 00:57:21,991
‫سوفی‌ان و مری.

929
00:57:27,120 --> 00:57:28,399
‫من فرار کردم.

930
00:57:29,789 --> 00:57:31,952
‫ولی... اونا نتونستن.

931
00:57:34,502 --> 00:57:36,182
‫خیلی متأسفم، جیم.

932
00:57:37,505 --> 00:57:39,924
‫دائماً اتفاق‌های وحشتناک می‌افته.

933
00:57:40,007 --> 00:57:41,343
‫می‌دونی.

934
00:57:45,138 --> 00:57:48,059
‫بچه‌های بی‌گناه ممکنه تو آتیش بسوزن.

935
00:57:55,273 --> 00:57:58,342
‫و زن‌ها ممکنه بی‌دلیل
‫تعادل‌شون رو از دست بدن...

936
00:57:58,359 --> 00:57:59,564
‫و از پله‌ها بیفتن پایین.

937
00:58:04,032 --> 00:58:05,109
‫ممکنه.

938
00:58:10,788 --> 00:58:12,138
‫درخواست تنظیم کن.

939
00:58:13,124 --> 00:58:14,848
‫باید لیز رو نبش قبر کنیم.

940
00:58:16,377 --> 00:58:18,848
‫اجازۀ بستگان درجه اول رو نیاز داریم.

941
00:58:19,672 --> 00:58:21,305
‫دخترها می‌تونن مخالفت کنن.

942
00:58:22,508 --> 00:58:23,561
‫می‌تونن.

943
00:58:25,803 --> 00:58:27,939
‫اگه معلوم بشه به مرگ طبیعی مرده...

944
00:58:28,014 --> 00:58:29,815
‫همون‌‎طور که کالبد‌شکافی اصلی گزارش کرده...

945
00:58:31,309 --> 00:58:33,226
‫برای ما بد خیلی بد می‌‌شه.

946
00:58:34,562 --> 00:58:35,409
‫شاید.

947
00:58:40,401 --> 00:58:42,409
‫یا شاید همه‌مون حقیقت رو بفهمیم.

948
00:58:46,324 --> 00:58:48,009
‫پس بازی رو شروع می‌کنیم.

949
00:58:48,618 --> 00:58:51,789
‫«خطاب به وکلای محترمی ‌که
‫پدر ما یعنی مایکل پیترسون را...

950
00:58:51,871 --> 00:58:54,328
‫تحت پیگرد قانونی قرار داده‌اند.

951
00:58:54,374 --> 00:58:56,203
‫این نامه را می‌نویسیم تا...

952
00:58:56,266 --> 00:58:58,064
‫ناراحتی خود را در این مورد ابراز کنیم.

953
00:58:58,127 --> 00:59:00,630
‫با این وجود، با توجه به اینکه هیچ احترامی...

954
00:59:00,713 --> 00:59:02,340
‫برای یاد و خاطرۀ مادرمان قائل نیستید...

955
00:59:02,423 --> 00:59:04,786
‫با اکراه با درخواست شما برای...

956
00:59:04,870 --> 00:59:06,888
‫نبش قبر جسد مادرمان موافقت می‌کنیم.

957
00:59:09,597 --> 00:59:11,639
‫مطمئن هستیم به همان نتیجه‌ای خواهید رسید...

958
00:59:11,724 --> 00:59:14,434
‫که کارشناسان تقریباً
‫20 سال پیش به آن نتیجه رسیدند...

959
00:59:14,519 --> 00:59:18,564
‫اینکه مادرمان بر اثر
‫خون‌ریزی مغزی فوت کرده است...

960
00:59:19,399 --> 00:59:20,959
‫و پدر ما، مایکل پیترسون...

961
00:59:21,025 --> 00:59:24,154
‫در مقابل این ادعاهای ظالمانه
‫بی‌گناه شناخته خواهد شد.

962
00:59:24,237 --> 00:59:28,022
‫با احترام، مارگارت و مارتا رتلیف.»

963
00:59:30,368 --> 00:59:31,252
‫ممنون.

964
00:59:32,495 --> 00:59:34,329
‫خواهش ‌می‌کنم، بابا.
‫هر چی که بخوای.

965
00:59:55,518 --> 01:00:01,504
‫[روز اول محاکمه]
‫[1 جولای 2003]

966
01:00:20,752 --> 01:00:22,172
‫لطفاً در رو نگه دارین.

967
01:00:48,821 --> 01:00:52,244
‫خیلی زود تو زندان لبخند می‌زنی، آشغال.

968
01:01:35,410 --> 01:01:37,009
‫همه برخیزند.

969
01:01:40,248 --> 01:01:42,410
‫توجه کنید.

970
01:01:42,502 --> 01:01:43,854
‫این دادگاه محترم شهرستان دورهام...

971
01:01:43,881 --> 01:01:47,329
‫برای انجام وظیفۀ خود شروع به کار می‌کند.

972
01:01:47,422 --> 01:01:50,854
‫قاضی محترم اورلاندو هادسون
‫ریاست جلسه را به عهده خواهند داشت.

973
01:01:50,925 --> 01:01:53,694
‫خداوند حافظ دولت و این دادگاه محترم باشد.

974
01:01:55,054 --> 01:01:56,609
‫می‌توانید بنشینید.

975
01:01:58,224 --> 01:02:00,354
‫- و صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، جناب قاضی.

976
01:02:00,435 --> 01:02:02,078
‫این دادگاه هم ‌اکنون
‫آمادۀ رسیدگی به پروندۀ...

977
01:02:02,103 --> 01:02:04,443
‫ایالت بر علیه مایکل ایور پیترسون می‌باشد.

978
01:02:04,522 --> 01:02:07,928
‫آقای هاردین، می‌تونین
‫اظهاریۀ اول خودتون رو ارائه کنین.

979
01:02:08,025 --> 01:02:09,201
‫ممنون، جناب قاضی.

980
01:02:21,164 --> 01:02:22,952
‫صبح بخیر.

981
01:02:23,040 --> 01:02:25,018
‫این پرونده...

982
01:02:25,675 --> 01:02:27,786
‫به معنای واقعی در‌‌مور‌‌د تظاهر...

983
01:02:27,897 --> 01:02:29,134
‫و حفظ ظاهره.

984
01:02:31,309 --> 01:02:34,564
‫در‌‌مور‌‌د اینه که در واقع بعضی‌چیزها
‫اون‌جور که به نظر می‌رسن، نیستن.

985
01:02:36,409 --> 01:02:39,193
‫یک، دو، سه، چهار.

986
01:02:39,209 --> 01:02:46,209
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

