1
00:00:05,753 --> 00:00:15,753
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
<font color="#8224e3"><b>BcMoviez.Com</b></font>
<font color="#8224e3"><b>t.me/BcMoviez</b></font>

2
00:00:27,777 --> 00:00:29,904
باید راه بیفتیم، لیزی.

3
00:00:30,822 --> 00:00:31,823
بیا.

4
00:00:36,286 --> 00:00:37,871
روز طولانی‌ای پیش رو داریم.

5
00:00:37,954 --> 00:00:38,997
لیزی.

6
00:00:39,622 --> 00:00:41,041
قراره سریع بگذره.

7
00:00:41,124 --> 00:00:42,584
خیلی سریع‌تر از اون چیزی که فکرشو می‌کنیم.

8
00:00:42,667 --> 00:00:44,669
باید طبق نقشه پیش بریم.

9
00:00:44,753 --> 00:00:46,963
باید حواسمون رو جمع کنیم، وگرنه بالای دار می‌ریم.

10
00:00:48,256 --> 00:00:50,675
هر لحظه ممکنه بیان دمِ در.

11
00:01:25,877 --> 00:01:26,878
سلام.

12
00:01:26,961 --> 00:01:29,047
اینجا همون خونه‌ی لیزی بوردنه؟

13
00:01:30,548 --> 00:01:32,550
آخه رزرو کردیم.

14
00:01:41,851 --> 00:01:44,854
خوش اومدید. خوش اومدید. بفرمایید تو. ببخشید بابت صدای آژیرها.

15
00:01:44,938 --> 00:01:47,649
اشکالی نداره. به هر حال پلیس بدجوری رو دُممونه. ها!

16
00:01:47,732 --> 00:01:49,776
- وای خدا.
- اوه...

17
00:01:49,859 --> 00:01:51,778
وای خدا.

18
00:01:51,861 --> 00:01:54,280
اینجا رو ببین!

19
00:01:55,281 --> 00:01:56,991
- اسمت چی بود دوباره؟
- کارولین.

20
00:01:57,075 --> 00:01:58,618
اوه، کارولین!

21
00:01:58,701 --> 00:02:00,328
چه خبر، رفیق؟

22
00:02:01,538 --> 00:02:03,998
- بدین من ساک‌هاتون رو بگیرم.
- نه، ممنون.

23
00:02:04,082 --> 00:02:06,000
نه، نه. نیازی نیست ساک‌ها رو بگیری.

24
00:02:06,084 --> 00:02:07,585
ما... ما خیلی سبک سفر می‌کنیم.

25
00:02:07,669 --> 00:02:10,088
من کلاً در حد یه دست شورت اضافه بار برمی‌دارم.

26
00:02:11,965 --> 00:02:15,051
خب کارولین، یه دنیا سوال دارم.

27
00:02:15,135 --> 00:02:17,303
آره، لی از طرفدارای پروپاقرص لیزیه.

28
00:02:17,387 --> 00:02:19,097
- جفتمون هستیم.
- آره، شلبی اینجا...

29
00:02:19,180 --> 00:02:21,891
میدم این... این کتاب رو واسم بخونه.
اسمش چی بود؟

30
00:02:21,975 --> 00:02:23,852
اوه، اسمش <i>اون...</i> اِم...

31
00:02:24,853 --> 00:02:26,813
<i>افسانه‌ی لیزی بوردن.</i>

32
00:02:26,896 --> 00:02:29,941
- یه اثر کلاسیک.
- تو صاحب اینجایی؟

33
00:02:30,024 --> 00:02:32,735
آره. خریدمش تا نذارم با لودر بیفتن به جونش و خرابش کنن.

34
00:02:32,819 --> 00:02:34,237
یه خونه‌ی تاریخیه.

35
00:02:34,320 --> 00:02:36,531
نه بابا!

36
00:02:37,699 --> 00:02:39,242
اینجا همون‌جاییه که اتفاق افتاد؟

37
00:02:39,325 --> 00:02:41,703
اینجا همون‌جاییه که اون مرتیکه‌ی جاکش رو کشتن؟

38
00:02:41,786 --> 00:02:45,748
خب، بله، اینجا جایی بود که جسد آقای بوردن پیدا شد.

39
00:02:45,832 --> 00:02:49,919
ولی می‌دونی، هیچ‌کس واقعاً نمی‌دونه اون روز <i>چه</i> اتفاقی افتاد.

40
00:02:50,920 --> 00:02:52,922
اوه، منِ لعنتی خوب می‌دونم چی شد.

41
00:02:54,215 --> 00:02:57,135
دقیقاً می‌دونم چه اتفاقی افتاد. من با اون کثافت زندگی کردم.

42
00:03:01,139 --> 00:03:02,599
ببخشید.

43
00:03:02,682 --> 00:03:05,727
آیلین، درسته؟ ترجیح می‌دیم بیرون سیگار بکشی.

44
00:03:11,858 --> 00:03:13,818
- داری شوخی می‌کنی لعنتی؟
- بیخیال لی.

45
00:03:13,902 --> 00:03:17,530
منظورم اینه که... جدی داری از همین اولِ کاری واسه من قیافه می‌ای؟

46
00:03:17,614 --> 00:03:18,948
آخه لعنتی ما تازه رسیدیم اینجا.

47
00:03:19,032 --> 00:03:22,076
ببخشید! می‌دونید، اون فقط واسه دیدنِ خونه خیلی هیجان‌زده‌ست.

48
00:03:22,160 --> 00:03:23,912
البته که می‌تونه بیرون <i>سیگار</i> بکشه.

49
00:03:25,038 --> 00:03:26,539
بحث سرِ سیگار کشیدن نیست.

50
00:03:27,332 --> 00:03:28,583
به تخمم هم نیست.

51
00:03:28,666 --> 00:03:31,169
بحث سر اینه که پریدی وسطِ لحظه‌ای که براش لحظه‌شماری می‌کردم.

52
00:03:31,252 --> 00:03:34,672
جایی که بالاخره اون کاناپه‌ای رو دیدم که روش اون مرتیکه‌ی عوضی رو تیکه‌پاره کرد.

53
00:03:34,756 --> 00:03:36,466
و تو هم همه‌ش می‌گی: «اینجا نمی‌تونید سیگار بکشید.»

54
00:03:36,549 --> 00:03:38,927
منظورم اینه که، حداقل می‌تونیم توی اتاقش بخوابیم؟

55
00:03:39,010 --> 00:03:43,389
چون کل دلیلی که اینجاییم اینه که می‌خوام تو اون اتاق یه کارایی بکنم.

56
00:03:43,473 --> 00:03:45,516
«ما» می‌خوایم تو اون اتاق یه کارایی بکنیم.

57
00:03:47,685 --> 00:03:49,062
بله.

58
00:03:49,145 --> 00:03:53,316
طبق قرارداد هتل، کل خونه در اختیارتونه.

59
00:03:53,399 --> 00:03:55,401
هر جا که دلتون بخواد می‌تونید بخوابید.

60
00:03:56,361 --> 00:03:57,362
خوبه.

61
00:04:02,158 --> 00:04:04,285
پس می‌شه ما رو تنها بزارید؟

62
00:04:04,827 --> 00:04:07,163
چون احتمالاً همین‌جا می‌خوایم ترتیب هم رو بدیم.

63
00:04:36,276 --> 00:04:38,444
آره!

64
00:04:40,863 --> 00:04:43,491
خوشت می‌آد، نه؟ جنده‌ی کوچولو؟

65
00:04:43,574 --> 00:04:45,243
آره، من یه جنده‌ی کوچولوی لعنتی‌ام.

66
00:04:45,326 --> 00:04:46,786
آره.

67
00:04:47,370 --> 00:04:48,830
جنده‌ی کوچولو.

68
00:04:49,330 --> 00:04:50,498
دوباره بگو.

69
00:04:56,754 --> 00:04:59,090
من یه جنده‌ی کوچولوی لعنتی‌ام.

70
00:05:05,930 --> 00:05:07,724
بسه، بسه، بسه... یالا، بوسم کن.

71
00:05:07,807 --> 00:05:10,852
- بوسم کن، بوسم کن، بوسم کن. - نه بابا، لعنتی. حالا نوبت منه.

72
00:05:21,404 --> 00:05:23,823
اون دیگه چه کوفتیه؟

73
00:05:34,584 --> 00:05:36,419
خیلی ترسناک و عجیبه، مگه نه؟

74
00:05:36,502 --> 00:05:41,758
«فصل ۱۲. لیزی و مگی از رودخانه‌ی روبیکونِ خودشون گذشتن.»

75
00:05:42,884 --> 00:05:43,926
از چی‌چیِ خودشون؟

76
00:05:44,010 --> 00:05:46,012
- آره، من که... - روبیکون دیگه چه کوفتیه؟

77
00:05:46,095 --> 00:05:47,221
نمیدونم.

78
00:05:47,305 --> 00:05:48,848
«بدناشون که از خون شسته شده بود،

79
00:05:48,931 --> 00:05:51,893
مغزشون هنوز از کاری که تازه کرده بودن سوت می‌کشید،

80
00:05:51,976 --> 00:05:53,895
دمِ در دستِ هم رو گرفتن.»

81
00:05:53,978 --> 00:05:57,065
«و بعد واسه خوش‌شانسی، واسه بار آخر همدیگه رو بوسیدن

82
00:05:57,148 --> 00:06:01,819
قبل از اینکه... نقشه‌شون رو سرِ دنیا پیاده کنن.»

83
00:06:28,221 --> 00:06:29,889
یه اتفاقی واسه بابا افتاده!

84
00:06:31,391 --> 00:06:33,101
مگی، برو دکتر رو بیار!

85
00:06:33,768 --> 00:06:35,520
<i>«مگی دوید سمتِ شهر...»</i>

86
00:06:36,062 --> 00:06:39,148
کمک! آقای بوردن کمک می‌خواد!

87
00:06:39,232 --> 00:06:43,778
کمک! کمک! آقای بوردن کمک می‌خواد!

88
00:06:43,861 --> 00:06:46,030
<i>«...در حالی که لیزی توی حیاطِ جلویی تشنج کرده بود.»</i>

89
00:06:46,114 --> 00:06:48,950
کمک! کمک، کمک!

90
00:06:49,033 --> 00:06:50,576
کمک، خواهش می‌کنم!

91
00:06:50,660 --> 00:06:53,329
توروخدا، یکی! کمک!

92
00:06:53,413 --> 00:06:54,789
یکی، خواهش می‌کنم!

93
00:06:54,872 --> 00:06:56,958
<i>«بیشترِ مامورای اداره‌ی پلیسِ فال ریور»</i>

94
00:06:57,041 --> 00:06:59,210
<i>«اون روز رو توی شهربازی می‌گذروندن.»</i>

95
00:06:59,293 --> 00:07:02,422
<i>صدای برخوردِ سنج‌ها از همه‌جا میاد.</i>

96
00:07:02,505 --> 00:07:05,466
<i>مزارعِ برنج و نیزار رو درو می‌کنه.</i>

97
00:07:05,550 --> 00:07:08,386
<i>در حالی که ملت دارن شکم‌چرانی می‌کنن.</i>

98
00:07:10,513 --> 00:07:13,224
بابا، نه!

99
00:07:19,897 --> 00:07:23,609
افسر آلن... بذاریم دوشیزه بوردن تنها باشه.

100
00:07:23,693 --> 00:07:26,028
خیلی خب، همه برید بیرون.

101
00:07:28,573 --> 00:07:31,701
<i>باغِ هنگ کنگ.</i>

102
00:07:35,621 --> 00:07:37,999
صبر کن. خانم بوردن...

103
00:07:38,082 --> 00:07:39,792
کجا... خانم بوردن کجاست؟

104
00:07:41,919 --> 00:07:43,421
خانم بوردن؟

105
00:07:48,092 --> 00:07:49,594
خانم بوردن!

106
00:07:54,849 --> 00:07:57,685
<i>توریست‌ها واسه دیدن صورتت هجوم میارن.</i>

107
00:07:57,768 --> 00:07:59,479
دوشیزه بوردن غش کرد.

108
00:08:01,272 --> 00:08:04,484
<i>گیج و منگ، میای تو.</i>

109
00:08:04,567 --> 00:08:07,153
<i>عطر یاس وحشی رو رها می‌کنی.</i>

110
00:08:07,236 --> 00:08:09,197
- نه!
- دوشیزه بوردن!

111
00:08:09,280 --> 00:08:11,282
- نه!
- کجا داری میری؟

112
00:08:13,784 --> 00:08:15,119
لیزی!

113
00:08:15,203 --> 00:08:17,455
خانم، تو خونه تبری چیزی هست؟

114
00:08:17,538 --> 00:08:18,915
زیرزمین!

115
00:08:18,998 --> 00:08:20,374
بهتون نشون میدم.

116
00:08:22,919 --> 00:08:23,919
اونجا.

117
00:08:24,837 --> 00:08:26,172
یه تبر غیبش زده.

118
00:08:27,465 --> 00:08:30,635
<i>باغ هنگ کنگ.</i>

119
00:08:42,480 --> 00:08:44,232
اون پارچه پریودمه.

120
00:08:44,732 --> 00:08:45,858
چی گفتی؟

121
00:08:45,942 --> 00:08:47,485
واسه پریود زنونه‌مه.

122
00:08:50,321 --> 00:08:53,741
- نظرت چیه؟
- خب، ببین چقدر سنگینه.

123
00:08:54,575 --> 00:08:55,743
آره.

124
00:08:56,702 --> 00:08:58,788
و ببین چند تا ضربه خورده.

125
00:08:59,288 --> 00:09:00,665
حداقل دو جین.

126
00:09:00,748 --> 00:09:02,667
اوه، به نظر من دو برابر اینه.

127
00:09:02,750 --> 00:09:04,919
نه، می‌دونی این چی بهم می‌گه؟

128
00:09:05,002 --> 00:09:07,588
یه چیزی رو با اطمینان می‌دونم

129
00:09:07,672 --> 00:09:10,049
اونم اینه که این کارِ یه مَرده.

130
00:09:11,759 --> 00:09:12,927
یا دو نفر.

131
00:09:13,010 --> 00:09:15,221
اونم آدمای قوی. از این کارگر روزمزدها.

132
00:09:17,014 --> 00:09:18,641
آره.

133
00:09:18,724 --> 00:09:20,518
عمراً یه زن بتونه همچین کاری بکنه.

134
00:09:21,018 --> 00:09:22,520
فکر می‌کنی کارِ یه پرتغالیه؟

135
00:09:22,603 --> 00:09:24,855
اوه، داری باهام شوخی می‌کنی دیگه، لعنتی.

136
00:09:24,939 --> 00:09:27,358
نه، این چیزیه که این‌جا نوشته. یعنی حرفشو باور کردن.

137
00:09:27,441 --> 00:09:29,986
احمق‌های جاکش.

138
00:09:30,069 --> 00:09:32,071
واسه همینه که هیچ‌وقت دستشون به ما نمی‌رسه.

139
00:09:32,863 --> 00:09:34,407
پلیس‌ها رو باش، پسر.

140
00:09:34,907 --> 00:09:37,285
همیشه همین‌قدر احمق و گاگول بودن.

141
00:09:42,331 --> 00:09:43,624
خودشه.

142
00:09:44,875 --> 00:09:46,669
این اتاقِ لعنتیشه.

143
00:10:00,266 --> 00:10:03,311
«وقتی پلیس‌ها از کشتی پیاده شدن،»

144
00:10:03,394 --> 00:10:05,521
«که از شهربازی راکی پوینت می‌اومد،»

145
00:10:05,605 --> 00:10:08,608
«دیدن که جمعیتی جلوی عمارت بوردن غوغا کردن.»

146
00:10:20,161 --> 00:10:23,039
«در همین حال، لیزی اصلاً آروم و قرار نداشت.»

147
00:10:25,458 --> 00:10:27,877
«دکتر بهش برومو کافئین داد.»

148
00:10:28,461 --> 00:10:30,296
چه غلطی کردن بهش کافئین دادن آخه؟

149
00:10:31,005 --> 00:10:32,548
دکترهای حروم‌زاده.

150
00:10:33,132 --> 00:10:34,759
دکترها هیچی حالیشون نیست.

151
00:10:35,259 --> 00:10:38,346
اون دکترِ سلیطه‌ی احمق گفت من چمه؟

152
00:10:39,096 --> 00:10:40,431
اسکیزوفرنی.

153
00:10:40,514 --> 00:10:43,309
دقیقاً. اسکیزوفرنی. هیچی حالیش نیست.

154
00:10:46,896 --> 00:10:48,481
«خب، هیچ‌چیز نمی‌تونست آرومش کنه...»

155
00:10:50,066 --> 00:10:53,402
<i>«...پس دکتر یه سرنگ رو پر کرد و بهش مورفین داد.»</i>

156
00:10:59,200 --> 00:11:00,284
<i>خفه شو دیگه، لعنتی!</i>

157
00:11:02,328 --> 00:11:05,956
این سلیطه‌ی لعنتی کاری کرد که اون دکتر دیوث بهش مورفین بده؟

158
00:11:06,040 --> 00:11:08,417
بدجوری عاشق این سلیطه‌ام.

159
00:11:09,335 --> 00:11:11,003
وایسا، لی.

160
00:11:11,087 --> 00:11:15,007
صبر کن. باید اون لامصب رو بیارم.

161
00:11:15,091 --> 00:11:18,344
اون مشتریِ آخری که نفلش کردم، کل بساطش همراهش بود.

162
00:11:18,427 --> 00:11:22,056
- وایسا، می‌خوای تزریق کنی؟
- آره دیگه، لعنتی. لیزی زد، پس منم می‌زنم.

163
00:11:22,139 --> 00:11:24,934
و تو... قراره دکتر باشی.

164
00:11:34,485 --> 00:11:36,195
اوف، ایول.

165
00:11:37,822 --> 00:11:40,074
آره جونم، بزن بریم.

166
00:11:42,368 --> 00:11:45,538
آخ که چقدر عاشقشم.

167
00:11:51,836 --> 00:11:56,841
لیزی بوردن، تو یه نابغه‌ی روانی هستی.

168
00:12:00,428 --> 00:12:03,889
<i>حالا دیگه راحت بخواب، دخترم.</i>

169
00:12:07,935 --> 00:12:09,895
زود باش، بقیشو بخون.

170
00:12:11,605 --> 00:12:13,733
راستی، با اون لباس چیکار کرد؟

171
00:12:14,900 --> 00:12:18,028
همونی که... از تنش درآورد،

172
00:12:18,112 --> 00:12:19,989
همونی که موقع کشتنش تنش بود.

173
00:12:20,906 --> 00:12:24,118
لابد همش خونی و مالی و مغزی شده بود.

174
00:12:25,369 --> 00:12:26,579
سوزوندش.

175
00:12:45,264 --> 00:12:46,390
ممنون، عزیزم.

176
00:12:57,735 --> 00:13:00,863
دوشیزه بوردن، دارید چیکار... این لباسه که دارید می‌سوزونید؟

177
00:13:03,032 --> 00:13:04,032
آره.

178
00:13:04,950 --> 00:13:06,535
حسابی داغون شده.

179
00:13:06,619 --> 00:13:10,706
رنگی شده بود، واسه همین با خودم گفتم بسوزونمش.

180
00:13:13,417 --> 00:13:16,378
میشه لطف کنی دوباره دکتر رو خبر کنی؟

181
00:13:17,004 --> 00:13:21,175
فکر کنم یه دوز دیگه از همون چیزی که بهم می‌داد لازم دارم.

182
00:13:37,024 --> 00:13:41,237
«اول کار شک‌ها رفت سمت عموی لیزی، جان مورس.»

183
00:13:45,324 --> 00:13:48,244
اگه منظورت اینه، من نمی‌تونستم اونا رو کشته باشم.

184
00:13:48,327 --> 00:13:49,495
نه.

185
00:13:49,578 --> 00:13:54,041
تمام روز رو پیش پسرعموم اونور جاده تو «وودز کورنر» بودم.

186
00:13:55,584 --> 00:13:58,170
سپیده‌دم رسیدم، ظهر هم زدم بیرون.

187
00:13:59,004 --> 00:14:03,634
بعدش سوار واگن برقی ۳۳۴ شدم. روی کلاهِ مامور شماره ۵۶ بود.

188
00:14:03,717 --> 00:14:06,053
با شش تا کشیش کاتولیک برگشتم به «فال ریور»

189
00:14:06,136 --> 00:14:07,346
و اسم تک‌تکشون رو پرسیدم.

190
00:14:07,429 --> 00:14:10,391
پدر مورفی، پدر شات، پدر لافتوس، پدر دومبروسکی،

191
00:14:10,474 --> 00:14:12,560
پدر مینی، و پدر رادلین.

192
00:14:13,102 --> 00:14:14,262
حافظه‌م مثل دوربینه.

193
00:14:14,311 --> 00:14:15,604
پس می‌تونی از هر کدوم از اونا بپرسی،

194
00:14:15,688 --> 00:14:17,648
و اونا می‌تونن تایید کنن امروز صبح کجا بودم.

195
00:14:17,731 --> 00:14:19,191
از شوهرخواهرم متنفر بودم.

196
00:14:19,275 --> 00:14:22,611
راستش، می‌خواستم سر به تنش نباشه، اما... من نمی‌تونستم اونو کشته باشم.

197
00:14:22,695 --> 00:14:25,322
و در مورد خانم بوردن، تا جایی که به اون مربوط میشه،

198
00:14:25,823 --> 00:14:27,241
زنِ خوبی بود

199
00:14:27,741 --> 00:14:30,327
که هیچ دلیلی واسه صدمه زدن بهش نداشتم.

200
00:14:30,411 --> 00:14:32,454
می‌تونم با خواهرزاده‌م حرف بزنم؟

201
00:15:01,984 --> 00:15:03,986
می‌دونم چیکار کردی، لیزی.

202
00:15:04,612 --> 00:15:06,280
مثه روز روشنه.

203
00:15:07,489 --> 00:15:09,199
می‌دونی که، من قصابم.

204
00:15:09,909 --> 00:15:12,995
جنازه‌ها رو دیدم. می‌دونم چی می‌طلبه

205
00:15:13,078 --> 00:15:14,747
تا اون بلایی که سرشون اومده رو سرشون بیاری.

206
00:15:20,544 --> 00:15:23,005
کاری که کردی کاملاً از روی کینه‌ی شخصی بود.

207
00:15:26,175 --> 00:15:29,637
و بدون کمک من، لیزی، پات می‌ره بالای دار.

208
00:15:37,102 --> 00:15:39,605
اون پولی که بابات بهم نداد رو به من بده.

209
00:15:40,773 --> 00:15:43,442
کمکم کن قصابیم رو راه بندازم،

210
00:15:43,525 --> 00:15:45,986
منم برای جور کردن شاهد و مدرکِ غیبتت کمکت می‌کنم.

211
00:15:46,904 --> 00:15:48,447
اگه کار به اونجا بکشه،

212
00:15:49,114 --> 00:15:52,326
حتی توی دادگاه هم به نفعت شهادت می‌دم.

213
00:15:59,249 --> 00:16:00,250
بسیار خب.

214
00:16:03,462 --> 00:16:04,462
حالا...

215
00:16:05,381 --> 00:16:08,008
بیا در مورد چیزی که قراره به پلیس بگی گپ بزنیم.

216
00:16:11,762 --> 00:16:13,389
به کمکت نیازی ندارم.

217
00:17:08,235 --> 00:17:09,903
حالتون چطوره، دوشیزه بوردن؟

218
00:17:11,905 --> 00:17:12,905
{\an8}منگم.

219
00:17:13,365 --> 00:17:16,869
{\an8}هنوز یه کم، به خاطر داروهاییه که دکتر بهم داده.

220
00:17:16,952 --> 00:17:20,831
{\an8}اما می‌تونید وقایع امروز رو به یاد بیارید؟

221
00:17:21,415 --> 00:17:23,667
- فکر می‌کنید بتونید؟ - بله.

222
00:17:24,543 --> 00:17:25,753
بدون شک.

223
00:17:44,730 --> 00:17:47,608
امروز صبح حالِ همه خیلی بد بود.

224
00:17:47,691 --> 00:17:49,151
منم همین‌طور.

225
00:17:49,902 --> 00:17:53,614
دیشب یه کم اره‌ماهی و خوراک گوشت گوسفند خوردیم،

226
00:17:53,697 --> 00:17:55,324
که انگار فاسد شده بود.

227
00:18:00,287 --> 00:18:02,247
تازه، یه سری صدف گندیده هم بود.

228
00:18:05,918 --> 00:18:11,173
جان مورس، داییم، با ما شام نخورد، واسه همین هم حالش بد نشد.

229
00:18:12,841 --> 00:18:16,720
دم‌دمای صبح خونه رو زد بیرون تا بره به یکی از فامیلا تو وودز کورنر سر بزنه.

230
00:18:22,851 --> 00:18:26,772
حوالی ساعت هشت دوباره بیدار شدم، یه کم حالم بهتر شده بود،

231
00:18:26,855 --> 00:18:30,150
و من و خانم بوردن یه گردگیری مختصری کردیم.

232
00:18:31,819 --> 00:18:34,321
ببخشید... گفتی گردگیری؟

233
00:18:34,404 --> 00:18:35,697
آره، دقیقاً.

234
00:18:35,781 --> 00:18:37,324
فکرِ خودم بود.

235
00:18:37,866 --> 00:18:41,662
به نظرم هیچ‌چی مثل گردگیری معده‌ی به هم ریخته رو آروم نمی‌کنه.

236
00:18:46,125 --> 00:18:48,502
تصمیم گرفتم برم توی شهر،

237
00:18:48,585 --> 00:18:51,713
و یادمه خانم بوردن رو دیدم که داشت روبالشی‌های تمیز می‌کشید

238
00:18:51,797 --> 00:18:54,174
روی تختِ اتاق مهمونِ طبقه‌ی بالا.

239
00:18:54,258 --> 00:18:55,884
و ازش پرسیدم،

240
00:18:55,968 --> 00:18:58,053
«همه‌چی رو به راهه، خانم بوردن؟»

241
00:18:58,137 --> 00:18:59,596
اونم گفت،

242
00:19:00,180 --> 00:19:03,767
«خب، همین الان یه یادداشت از یه دوستِ مریض به دستم رسید.»

243
00:19:03,851 --> 00:19:06,478
«خیلی حالش خرابه. بدجوری ناخوشه.»

244
00:19:06,562 --> 00:19:08,939
شاید امروز صبح برم یه سری بهش بزنم.

245
00:19:09,022 --> 00:19:10,482
خیلی حالش بده.

246
00:19:10,566 --> 00:19:12,776
گفت این دوستش کیه؟

247
00:19:14,778 --> 00:19:15,946
نه، چیزی نگفت.

248
00:19:18,532 --> 00:19:19,950
وقتی داشتم از خونه می‌رفتم بیرون،

249
00:19:20,033 --> 00:19:23,287
یادمه شنیدم خانم بوردن داشت سرِ مگی داد می‌زد.

250
00:19:23,370 --> 00:19:26,748
مگی! می‌خوام همه‌ی پنجره‌ها رو پاک کنی.

251
00:19:26,832 --> 00:19:28,876
«هم از تو، هم از بیرون.»

252
00:19:28,959 --> 00:19:31,587
توی شهر، از جلوی فروشگاه بزرگ «سارجنت» رد شدم

253
00:19:31,670 --> 00:19:35,299
و دیدم پارچه‌ی چیت رو حراج زدن، یاردی هشت سنت.

254
00:19:35,799 --> 00:19:38,051
<i>واسه همین با سرعت رفتم خونه که به «مگی» بگم.</i>

255
00:19:38,135 --> 00:19:39,636
<i>باورش نمی‌شد.</i>

256
00:19:39,720 --> 00:19:41,471
<i>«گفتی یاردی هشت سنت؟»</i>

257
00:19:41,555 --> 00:19:45,475
<i>گفتم: «آره، هشت سنت. باورت می‌شه؟»</i>

258
00:19:45,559 --> 00:19:47,978
<i>گفت: «خب، پس بریم یکم بخریم.»</i>

259
00:19:48,061 --> 00:19:51,106
<i>و منم گفتم: «اول، می‌خوام چندتا دستمال‌گردن اتو کنم.»</i>

260
00:19:51,815 --> 00:19:53,984
آخه واسه چی می‌خوای دستمال اتو کنی؟

261
00:19:55,068 --> 00:19:56,278
بهم آرامش می‌ده.

262
00:19:58,530 --> 00:20:01,909
ولی اتو خیلی طول کشید تا داغ بشه،

263
00:20:01,992 --> 00:20:04,745
<i>واسه همین</i> مجله «هارپرز» رو خوندم.

264
00:20:04,828 --> 00:20:08,165
<i>و شنیدم یکی داره به درِ آشپزخونه می‌کوبه،</i>

265
00:20:08,248 --> 00:20:11,752
فکر کردم لابد پدره، واسه همین داد زدم...

266
00:20:11,835 --> 00:20:13,420
پدر، خودتی؟

267
00:20:13,503 --> 00:20:18,383
<i>و شنیدم پدر داد زد: «چرا این در قفله؟»</i>

268
00:20:18,467 --> 00:20:20,427
<i>و شنیدم مگی گفت...</i>

269
00:20:20,510 --> 00:20:21,720
<i>«ای بابا!»</i>

270
00:20:22,304 --> 00:20:24,681
که خنده‌م گرفت. به نظرم خیلی خنده‌دار بود.

271
00:20:25,265 --> 00:20:29,186
<i>و همین‌طور که داشتم از پله‌ها می‌رفتم پایین تا به استقبال پدر برم، می‌خندیدم.</i>

272
00:20:29,937 --> 00:20:32,314
دویدی رفتی طبقه پایین؟

273
00:20:32,397 --> 00:20:33,440
بله.

274
00:20:36,068 --> 00:20:39,196
گفتی داشتی توی آشپزخونه اتو رو داغ می‌کردی.

275
00:20:39,279 --> 00:20:41,031
آشپزخونه که <i>همون</i> طبقه پایینه.

276
00:20:44,451 --> 00:20:45,494
نه.

277
00:20:46,036 --> 00:20:48,288
بالا تو اتاق‌خوابم بودم.

278
00:20:48,372 --> 00:20:49,665
<i>«زرشک!»</i>

279
00:20:49,748 --> 00:20:51,083
زرشک؟

280
00:20:52,209 --> 00:20:55,379
<i>کمک کردم بابا چکمه‌هاشو دربیاره.</i>

281
00:20:55,462 --> 00:20:56,838
<i>«دستت درد نکنه، لیزی.»</i>

282
00:20:57,756 --> 00:20:59,716
<i>«عجب... دخترِ خوبی.»</i>

283
00:20:59,800 --> 00:21:03,053
بیا بابا، اینم دمپایی‌هات
و کتِ ملوانیت.

284
00:21:03,136 --> 00:21:05,847
<i>«می‌خوام همین‌جا یه چرتی بزنم.»</i>

285
00:21:06,932 --> 00:21:09,393
می‌خوای پرده‌ها رو برات بکشم؟

286
00:21:09,935 --> 00:21:11,311
<i>«خیلی لطف می‌کنی.»</i>

287
00:21:18,568 --> 00:21:21,029
دوشنبه برنامه ماهی‌گیری دارم.

288
00:21:21,113 --> 00:21:23,448
فکر کنم برم پشتِ حیاط
دنبال چند تا سربِ قلاب بگردم.

289
00:21:24,157 --> 00:21:26,952
<i>همون موقع بود که صدای ناله شنیدم.</i>

290
00:21:29,621 --> 00:21:30,789
<i>ناله؟</i>

291
00:21:31,456 --> 00:21:32,457
آره.

292
00:21:32,958 --> 00:21:36,003
فریاد نبود،
وگرنه می‌دویدم سمتش.

293
00:21:37,004 --> 00:21:41,049
یه ناله بلند بود
که از توی خونه می‌اومد.

294
00:21:41,133 --> 00:21:44,553
<i>همون موقع بود که دیدم
درِ توری بازه.</i>

295
00:21:52,853 --> 00:21:56,315
<i>و با خودم گفتم،
«بابا حتماً بیدار شده.»</i>

296
00:21:58,150 --> 00:22:00,068
<i>و وقتی اومدم تو...</i>

297
00:22:07,284 --> 00:22:09,953
همون‌جا بود که دیدم
بابام رو سلاخی کردن.

298
00:22:10,537 --> 00:22:14,082
پس تازه بعدش بود
که جنازه مادرت رو پیدا کردی؟

299
00:22:14,166 --> 00:22:15,459
اون مادر من نیست.

300
00:22:17,044 --> 00:22:18,503
نامادریمه.

301
00:22:20,464 --> 00:22:22,049
مادرم خیلی جوون بود که مُرد.

302
00:22:23,467 --> 00:22:24,467
اما نه.

303
00:22:26,428 --> 00:22:28,722
من و مگی بعداً پیداش کردیم.

304
00:22:33,935 --> 00:22:36,063
خانم بوردن، ممنون بابت اظهاراتتون.

305
00:22:36,563 --> 00:22:39,066
اگه یه چیز باشه که ازش مطمئن باشیم...

306
00:22:40,442 --> 00:22:42,527
این دختر کاملاً بیگناهه.

307
00:22:47,115 --> 00:22:49,117
خدا خانم بوردن رو بیامرزه.

308
00:22:49,201 --> 00:22:50,702
مثل یه بره بیگناهه.

309
00:22:50,786 --> 00:22:52,871
ها ها ها!

310
00:22:52,954 --> 00:22:54,748
پلیسای لاشی!

311
00:22:54,831 --> 00:22:57,626
دمتون گرم که انقدر احمق و کص‌مغزین!

312
00:22:58,418 --> 00:22:59,669
ببین حاجی.

313
00:22:59,753 --> 00:23:01,922
همینه که دارم بهت می‌گم.

314
00:23:02,005 --> 00:23:03,924
پلیسای کونی.

315
00:23:04,007 --> 00:23:06,718
واسه همینه که نباید ازشون بترسی.

316
00:23:06,802 --> 00:23:08,345
من که سگ‌مصب اصلاً نمی‌ترسم.

317
00:23:08,428 --> 00:23:10,722
اوه، ایول.

318
00:23:10,806 --> 00:23:11,848
پیتزا رسید!

319
00:23:15,685 --> 00:23:19,398
سالگردتون مبارک باشه

320
00:23:19,481 --> 00:23:22,109
شلبی، بیخیال. می‌دونی که این آهنگ نیست.

321
00:23:22,192 --> 00:23:25,946
سالگردتون مبارک باشه

322
00:23:26,029 --> 00:23:28,490
شلبی، بس کن! لعنتی!

323
00:23:33,662 --> 00:23:36,164
یا عیسی! منظورم اینه، من... دوستت دارم و این حرفا،

324
00:23:36,248 --> 00:23:39,668
ولی می‌دونی خوشم نمیاد یه آهنگو بخونی و شعرشو عوض کنی.

325
00:23:39,751 --> 00:23:41,586
باشه، ببخشید، یادم رفت.

326
00:23:41,670 --> 00:23:43,130
عیبی نداره. فقط...

327
00:23:44,589 --> 00:23:47,426
بذارش زمین. فقط حواست به جنازه‌ها باشه.

328
00:23:48,885 --> 00:23:50,095
چی گفتی الان؟

329
00:23:50,178 --> 00:23:51,179
گفتم...

330
00:23:52,013 --> 00:23:55,475
پیتزا رو بذار بین پدر و مادر لیزی.

331
00:23:57,727 --> 00:23:59,604
عزیزم، هیچی اونجا نیست.

332
00:24:08,947 --> 00:24:10,282
لعنتی.

333
00:24:12,451 --> 00:24:16,496
مگه نگفتی جنازه‌ها رو برگردوندن اینجا؟

334
00:24:16,580 --> 00:24:18,582
- آره. - آره، پس بقیه‌شو بخون.

335
00:24:21,334 --> 00:24:22,419
ایناهاش.

336
00:24:22,919 --> 00:24:28,300
«اون شب، جنازه‌ها رو گذاشتن روی میز ناهارخوری

337
00:24:28,383 --> 00:24:32,637
و تا سه روز همون‌جا موندن.»

338
00:24:50,947 --> 00:24:53,158
<i>«لیزی تو اون خونه تنها خوابید،</i>

339
00:24:53,700 --> 00:24:57,078
<i>در حالی که جنازه‌های سلاخی‌شده بی‌صدا روی میز افتاده بودن.»</i>

340
00:25:23,563 --> 00:25:25,315
حقت این نبود.

341
00:25:29,069 --> 00:25:31,071
نمی‌دونم حقت چی بود.

342
00:25:34,658 --> 00:25:36,409
ولی این نبود.

343
00:25:56,263 --> 00:25:58,265
اما تو یکی...

344
00:25:59,808 --> 00:26:02,811
باید ده دوازده تا ضربه دیگه هم حواله‌ات می‌کردم.

345
00:26:05,063 --> 00:26:06,106
جنده.

346
00:26:11,069 --> 00:26:14,447
<i>«اما کم‌کم شک‌ها رفت سمت لیزی بوردن.»</i>

347
00:26:14,531 --> 00:26:16,575
نه! نه، خواهش می‌کنم بذار من... خواهش می‌کنم!

348
00:26:16,658 --> 00:26:17,784
نمی‌تونی!

349
00:26:17,867 --> 00:26:20,829
<i>«تصمیم بر این شد که جنازه‌ها رو بشکافن</i>

350
00:26:21,371 --> 00:26:23,748
<i>تا محتویات معده‌شون رو آزمایش کنن.»</i>

351
00:26:25,333 --> 00:26:26,543
پسر، اینو داشته باش.

352
00:26:26,626 --> 00:26:31,172
«کارآگاه‌ها فکر کردن عزاداری لیزی توی مراسم ختم خیلی مصنوعی و بیخوده.»

353
00:26:33,258 --> 00:26:35,719
<i>«واسه همین جنازه پدر و مادرشو بردن.»</i>

354
00:26:40,390 --> 00:26:42,559
<i>«و سرشون رو بریدن.»</i>

355
00:26:42,642 --> 00:26:44,811
- چه گه خوریایی؟! - می‌دونم.

356
00:26:44,894 --> 00:26:47,814
«پزشک قانونی می‌خواست نگاه دقیق‌تری به زخم‌ها بندازه،

357
00:26:47,897 --> 00:26:53,069
<i>واسه همین سرها رو برد هاروارد و با جوشوندن گوشتشون رو کند.»</i>

358
00:26:53,153 --> 00:26:56,072
<i>تا بفهمه مثلاً از چه جور تبری استفاده شده</i>

359
00:26:56,156 --> 00:26:59,576
<i>و... چند تا ضربه زدن و این‌جور چرت و پرتا.</i>

360
00:27:00,910 --> 00:27:04,039
<i>«حلقه محاصره داشت دور لیزی بوردن تنگ می‌شد.»</i>

361
00:27:10,420 --> 00:27:11,796
ببخشید، عزیزم.

362
00:27:12,339 --> 00:27:14,174
جنازه‌م، باشه؟ باید برم بخوابم.

363
00:27:14,257 --> 00:27:16,843
می‌دونم، می‌دونم. خیلی داشتی مطالعه می‌کردی.

364
00:27:19,304 --> 00:27:22,724
این بهترین سالگرد ازدواجمون بوده، شلبی.

365
00:27:23,850 --> 00:27:24,976
عاشقتم.

366
00:27:26,728 --> 00:27:28,021
الآن برمی‌گردم.

367
00:27:28,521 --> 00:27:30,148
باید برم یه شاشی بکنم.

368
00:28:26,287 --> 00:28:27,497
کسی هست؟

369
00:28:31,543 --> 00:28:32,794
کی اونجاست؟

370
00:29:29,809 --> 00:29:31,394
یا حضرت فاک.

371
00:29:33,980 --> 00:29:35,273
لیزی.

372
00:29:36,149 --> 00:29:37,776
تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

373
00:29:40,612 --> 00:29:41,821
اوه، من...

374
00:29:43,823 --> 00:29:47,994
نمی‌دونم. فکر کنم همیشه... طرفدارت بودم.

375
00:29:49,829 --> 00:29:54,000
و... از وقتی داستانت رو شنیدم همیشه ازت خوشم میومده.

376
00:29:58,087 --> 00:29:59,923
داستان منو از کجا می‌دونی؟

377
00:30:01,966 --> 00:30:03,843
تو لیزی بوردنی.

378
00:30:05,470 --> 00:30:06,721
معروفی.

379
00:30:08,515 --> 00:30:09,557
معروف؟

380
00:30:10,058 --> 00:30:11,100
آره.

381
00:30:11,643 --> 00:30:13,228
تو مثلِ یه...

382
00:30:15,313 --> 00:30:19,359
یه زنی... که زیرِ بارِ هیچ گهی نرفت.

383
00:30:21,361 --> 00:30:22,445
نه.

384
00:30:23,279 --> 00:30:25,573
کاری رو کردی که مجبور بودی بکنی.

385
00:30:27,116 --> 00:30:29,035
و خشن بود، اون کاری که کردی،

386
00:30:29,118 --> 00:30:33,039
و... اگه یه ذره شبیه من باشی، از انجام دادنش خوشت نمی‌آد.

387
00:30:34,707 --> 00:30:35,834
ولی تو...

388
00:30:36,835 --> 00:30:41,089
یه جورایی مجبوری، و بعدش فقط اون کارِ لعنتی رو انجام می‌دی.

389
00:30:42,090 --> 00:30:43,633
آدم کشتی؟

390
00:30:45,468 --> 00:30:46,678
اوه، آره.

391
00:30:49,013 --> 00:30:51,182
پدر و نامادریت رو؟

392
00:30:52,308 --> 00:30:53,393
نه.

393
00:30:55,687 --> 00:30:56,688
منظورم اینه که،

394
00:30:57,689 --> 00:30:59,190
کاش می‌کشتم.

395
00:31:03,152 --> 00:31:04,696
تمامِ خونواده‌م رو.

396
00:31:06,406 --> 00:31:07,448
تک‌تکشون رو.

397
00:31:08,700 --> 00:31:12,036
اگه کتکم نمی‌زدن، داشتن بهم تجاوز می‌کردن.

398
00:31:19,168 --> 00:31:20,545
برادرم.

399
00:31:27,760 --> 00:31:29,429
حتی پدربزرگم.

400
00:31:31,306 --> 00:31:33,558
اون پدربزرگِ لعنتی‌م بهم تجاوز کرد.

401
00:31:36,227 --> 00:31:39,355
اون‌وقت منِ احمق می‌خوام <i>خودم</i> رو بکشم؟

402
00:31:41,024 --> 00:31:43,276
من به شکم *خودم* شلیک کردم

403
00:31:43,359 --> 00:31:46,613
در حالی که باید اون مادرجنده‌ها رو می‌کشتم.

404
00:31:48,573 --> 00:31:50,617
حتی یکی‌شون رو هم نکشتم،

405
00:31:50,700 --> 00:31:54,871
ولی تک‌تک‌شون لایق یه گلوله تو اون دهنِ فاکیشون بودن.

406
00:31:55,413 --> 00:31:56,456
ببخشید.

407
00:31:59,876 --> 00:32:01,377
یا حتی بدتر.

408
00:32:04,505 --> 00:32:06,007
کی رو کشتی؟

409
00:32:06,591 --> 00:32:08,217
اوه، خب منظورم اینه که...

410
00:32:10,887 --> 00:32:12,847
بیشترشون جنده‌باز بودن.

411
00:32:13,473 --> 00:32:14,515
جنده‌باز؟

412
00:32:18,227 --> 00:32:19,687
اوه، چطوری بگ...

413
00:32:20,647 --> 00:32:22,523
چطوری اینو بگم؟

414
00:32:24,025 --> 00:32:25,652
من تن‌فروشی می‌کنم.

415
00:32:27,654 --> 00:32:28,947
من یه جنده‌ام.

416
00:32:31,616 --> 00:32:32,825
یه فاحشه.

417
00:32:34,035 --> 00:32:37,413
و اون مردایی که خودم رو بهشون می‌فروشم، بعضی‌هاشون آدمای اوکین،

418
00:32:37,497 --> 00:32:41,876
اما... بعضی‌هاشون یه مشت عوضیِ لجن هستن.

419
00:32:43,211 --> 00:32:48,049
و دارم درباره آدمای واقعاً کثیفی حرف می‌زنم.

420
00:32:50,009 --> 00:32:54,764
و حس نمی‌کنم بعد اون کارهایی که باهام کردن، لیاقت زنده موندن داشته باشن.

421
00:32:59,268 --> 00:33:02,897
اما فقط از دست اون جنده‌بازها کفری نبودم.

422
00:33:02,981 --> 00:33:04,857
از دست همه کفری بودم.

423
00:33:06,651 --> 00:33:08,236
آدمایی که بهم آسیب زدن.

424
00:33:09,445 --> 00:33:11,489
مثل آشغال باهام رفتار کردن.

425
00:33:15,368 --> 00:33:16,703
و...

426
00:33:18,746 --> 00:33:20,498
و بهم تجاوز کردن.

427
00:33:24,544 --> 00:33:26,963
مجبورم کردن بچه‌مو بدم بره.

428
00:33:36,139 --> 00:33:38,808
واسه همین پیش خودم گفتم، "باشه."

429
00:33:40,893 --> 00:33:44,022
"این تیکه می‌گه 'گور باباش'."

430
00:33:45,732 --> 00:33:47,483
درست مثل کاری که تو کردی.

431
00:33:49,235 --> 00:33:51,779
تو گفتی، "گور بابای این کثافت‌کاری."

432
00:33:52,280 --> 00:33:56,993
"من می‌خوام پای خودم وایستم چون هیچ سگ دیگه‌ای قرار نیست بیاد."

433
00:34:00,204 --> 00:34:01,998
و واسه همینه که عاشقتم.

434
00:34:05,543 --> 00:34:06,794
عاشقمی؟

435
00:34:16,721 --> 00:34:19,098
می‌بینمت، لیزی بوردن.

436
00:34:22,518 --> 00:34:24,020
و ازت ممنونم.

437
00:35:05,812 --> 00:35:06,812
لی؟

438
00:35:23,287 --> 00:35:24,372
لی؟

439
00:35:42,849 --> 00:35:44,725
خیلی عجیب و غریب بود.

440
00:35:51,649 --> 00:35:53,025
واقعی به نظر می‌رسید.

441
00:35:54,819 --> 00:35:56,654
بهم نگو دیوونه‌ام، شلبی.

442
00:35:56,737 --> 00:35:58,072
نیستم.

443
00:35:58,823 --> 00:36:00,575
یه کثافت‌کاریایی رو با هم تجربه کردیم.

444
00:36:02,368 --> 00:36:05,872
خوبه که آدم بتونه با کسی حرف بزنه که... قشنگ درکت می‌کنه،

445
00:36:05,955 --> 00:36:08,082
و فکر کنم اون به یه دوست نیاز داشت.

446
00:36:08,583 --> 00:36:09,584
آره.

447
00:36:10,835 --> 00:36:12,253
خب، خیله خب...

448
00:36:13,045 --> 00:36:15,298
باید تا یه ساعت دیگه بزنیم به چاک، پس...

449
00:36:16,549 --> 00:36:18,885
خب، یه چیزی هست که اول باید ببینم.

450
00:36:20,511 --> 00:36:21,554
بیا دیگه.

451
00:36:31,856 --> 00:36:32,856
اوه‌وه.

452
00:36:35,860 --> 00:36:37,445
همینه.

453
00:36:39,989 --> 00:36:42,325
این لونه‌ست.

454
00:36:48,789 --> 00:36:49,832
لیزی؟

455
00:37:08,142 --> 00:37:10,144
فکر کنم بهتره برم.

456
00:37:11,896 --> 00:37:12,939
فعلاً.

457
00:37:15,900 --> 00:37:17,485
از پسش برمیای.

458
00:37:19,111 --> 00:37:20,738
ردمون رو پاک کردیم.

459
00:37:22,531 --> 00:37:24,492
اگه پای حرفمون وایسیم...

460
00:37:26,702 --> 00:37:28,496
همه‌چی ردیف می‌شه.

461
00:37:34,877 --> 00:37:36,337
قول می‌دی؟

462
00:37:41,550 --> 00:37:42,550
آره.

463
00:37:50,101 --> 00:37:51,769
نمی‌خوام بری.

464
00:37:58,818 --> 00:37:59,818
فکرشو کن.

465
00:38:01,070 --> 00:38:03,906
پولو که بگیریم، می‌تونیم با هم زندگی کنیم.

466
00:38:03,990 --> 00:38:04,991
من و تو.

467
00:38:07,868 --> 00:38:09,662
می‌تونیم با هم باشیم.

468
00:38:28,973 --> 00:38:30,641
باهام می‌رقصی؟

469
00:38:33,436 --> 00:38:34,770
برای آخرین بار؟

470
00:38:45,031 --> 00:38:46,031
آره.

471
00:39:09,096 --> 00:39:12,767
نثارِ روحت.

472
00:39:12,850 --> 00:39:16,187
نثارِ روحت.

473
00:39:16,854 --> 00:39:22,818
گریه کن.

474
00:39:24,070 --> 00:39:29,992
گریه کن.

475
00:39:38,167 --> 00:39:41,379
تنها روی سکوی ایستگاه، زیرِ باد و بارون.

476
00:39:41,462 --> 00:39:48,052
روی یه صورتِ غمگین و تنها.

477
00:39:52,515 --> 00:39:59,021
<i>مادر هیچ‌وقت نمی‌فهمه
چرا مجبور بودی بری.</i>

478
00:39:59,105 --> 00:40:05,611
<i>اما جوابایی که دنبالشونی
هیچ‌وقت توی خونه پیدا نمی‌شن.</i>

479
00:40:06,570 --> 00:40:13,411
<i>عشقی که بهش نیاز داری
هیچ‌وقت توی خونه پیدا نمی‌شه.</i>

480
00:40:13,494 --> 00:40:20,501
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

481
00:40:20,584 --> 00:40:27,258
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

482
00:40:28,467 --> 00:40:35,141
<i>بهت زور می‌گفتن و لت‌وپارت می‌کردن
همیشه یه پسر تک‌وتنها بودی.</i>

483
00:40:35,224 --> 00:40:41,439
<i>تو همونی بودی که وقتی تحقیرت می‌کردن
کلِ شهر پشت سرت حرف می‌زدن.</i>

484
00:40:42,022 --> 00:40:49,029
<i>و هرچی بیشتر زور می‌زدن
بیشتر آزارت می‌دادن تا اشکتو دربیارن.</i>

485
00:40:49,113 --> 00:40:55,536
<i>اما هیچ‌وقت پیش اونا گریه نکردی
فقط واسه دلِ خودت باریدی.</i>

486
00:40:56,245 --> 00:41:03,252
<i>نه، هیچ‌وقت پیش اونا گریه نکردی
فقط واسه دلِ خودت باریدی.</i>

487
00:41:03,335 --> 00:41:09,758
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

488
00:41:10,509 --> 00:41:16,515
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

489
00:41:17,683 --> 00:41:24,607
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

490
00:41:56,764 --> 00:41:59,475
خانم بوردن، متأسفم که باید بگم
شما بازداشتید.

491
00:42:00,726 --> 00:42:02,853
می‌تونیم یه لحظه بهتون وقت بدیم
تا وسایلتون رو جمع کنید،

492
00:42:02,937 --> 00:42:04,813
اما باید با ما بیاید.

493
00:42:04,897 --> 00:42:06,023
اوه، مشکلی نیست.

494
00:42:06,982 --> 00:42:08,192
از قبل وسایلمو جمع کردم.

495
00:42:21,747 --> 00:42:27,670
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

496
00:42:28,879 --> 00:42:34,552
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

497
00:42:34,635 --> 00:42:35,970
<i>گریه...</i>

498
00:42:36,053 --> 00:42:41,725
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

499
00:42:43,102 --> 00:42:50,109
<i>فرار کن، روتو برگردون
فرار کن، روتو برگردون، فرار کن.</i>

500
00:42:57,199 --> 00:43:00,703
<i>گریه کن، پسر، گریه کن.</i>

501
00:43:00,786 --> 00:43:03,122
<i>گریه کن، پسر، گریه کن.</i>

502
00:43:03,205 --> 00:43:06,792
<i>گریه کن پسر، گریه کن پسر، گریه کن.</i>

503
00:43:06,875 --> 00:43:10,254
<i>گریه کن پسر، گریه کن پسر، گریه کن.</i>

504
00:43:10,337 --> 00:43:13,799
<i>گریه کن پسر، گریه کن پسر، گریه کن.</i>

505
00:43:13,882 --> 00:43:19,430
<i>گریه کن پسر، گریه کن پسر، گریه کن.</i>

506
00:43:32,693 --> 00:43:39,283
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

507
00:43:40,701 --> 00:43:45,956
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

508
00:43:47,374 --> 00:43:53,297
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

509
00:43:54,882 --> 00:44:00,137
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

510
00:44:08,896 --> 00:44:14,818
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

511
00:44:15,903 --> 00:44:21,825
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

512
00:44:22,910 --> 00:44:28,832
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

513
00:44:29,917 --> 00:44:35,673
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

514
00:44:37,591 --> 00:44:43,931
<i>در برو، روتو برگردون
در برو، روتو برگردون، در برو.</i>

515
00:44:43,955 --> 00:44:53,955
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
<font color="#8224e3"><b>BcMoviez.Com</b></font>
<font color="#8224e3"><b>t.me/BcMoviez</b></font>

