1
00:00:00,105 --> 00:00:02,125
‫توی ارتش بزرگ شدم،
‫توی ارتش کار کردم

2
00:00:02,149 --> 00:00:03,876
‫همیشه بهم گفتن کجا برم و کِی اونجا باشم

3
00:00:03,900 --> 00:00:05,503
‫حالا کشورم رو از زاویه‌ی دید خودم می‌بینم

4
00:00:05,527 --> 00:00:08,506
‫مسافرخونه‌ها، پول نقد، اسم مستعار.
‫سبک سفر می‌کنم.

5
00:00:08,530 --> 00:00:11,259
‫بیشتر سوار اتوبوس یا ماشین بقیه میشم.
‫عادت کردم.

6
00:00:11,283 --> 00:00:14,137
‫گروهان ۱۱۰اُم واحد ویژه‌ی
‫تحقیقات پلیس نظامی رو

7
00:00:14,161 --> 00:00:15,555
‫فرماندهی کردی

8
00:00:15,579 --> 00:00:17,473
‫دلیلش فقط این نیست که
‫می‌خوای اوضاع رو درست کنی

9
00:00:17,497 --> 00:00:19,058
‫و به خاطر این نیست که
‫آدم‌های ضعیف رو دوست داری

10
00:00:19,082 --> 00:00:20,435
‫به خاطر اینـه که از آدم‌های قلدر بدت میاد

11
00:00:20,459 --> 00:00:22,562
‫از حروم‌زاده‌های گنده‌بک، قلچماق و
‫مغروری بدت میاد که

12
00:00:22,586 --> 00:00:24,355
‫فکر می‌کنن می‌تونن از زیر
‫هر غلطی که می‌کنن، قسر در برن

13
00:00:24,379 --> 00:00:25,963
‫تازه این رو فهمیدی؟

14
00:00:37,058 --> 00:00:38,244
‫صد هزار سال قبل،

15
00:00:38,268 --> 00:00:40,079
‫یه عده بودن که کنار
‫آتیشِ اردو می‌موندن و

16
00:00:40,103 --> 00:00:41,646
‫یه عده هم می‌ذاشتن می‌رفتن

17
00:00:42,939 --> 00:00:46,544
‫مطمئنم من از نوادگانِ اوناییم که نمی‌موندن

18
00:00:46,568 --> 00:00:48,361
‫اینطوری‌ام دیگه

19
00:00:49,021 --> 00:00:58,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

20
00:00:58,872 --> 00:01:00,874
<font color="#00f300">‫♪ Hop Wilson - Chicken Stuff ♪</font>

21
00:01:02,021 --> 00:01:12,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

22
00:01:15,722 --> 00:01:21,728
‫« فیلادلفیا - ساعت ۲:۱۸ بامداد »

23
00:01:38,787 --> 00:01:40,412
‫ساندویچ گوشت و پنیر

24
00:01:59,516 --> 00:02:01,494
‫قطار مسیر شمال هم‌اکنون
‫در حال سوار کردن می‌باشد

25
00:02:01,518 --> 00:02:03,663
‫قطار تا ایستگاه الزوُرث فدرال،

26
00:02:03,687 --> 00:02:06,564
‫اسپرینگ گاردن، سیتی‌هال میره،
‫بعدش هم ایستگاه‌های بعدی

27
00:03:36,458 --> 00:03:38,419
‫باید دست‌هات رو ببینم

28
00:03:42,436 --> 00:03:44,146
‫میشه کنارت بشینم؟

29
00:03:45,246 --> 00:03:46,714
‫دست از سرم بردار

30
00:03:46,716 --> 00:03:48,384
‫نمیشه

31
00:03:50,835 --> 00:03:52,229
‫برو پی کارت

32
00:03:52,253 --> 00:03:54,214
‫فقط چند نفر داخل قطار هستن

33
00:03:56,216 --> 00:03:59,185
‫اگه می‌ذاشتی برسه به ساعت شلوغی،
‫نقشه‌ات خیلی بهتر جواب می‌داد

34
00:04:02,097 --> 00:04:04,891
‫فقط… یه دست

35
00:04:07,310 --> 00:04:09,044
‫فقط یکی از دست‌هات رو بیرون بیار

36
00:04:09,938 --> 00:04:11,248
‫نمی‌تونم

37
00:04:11,272 --> 00:04:12,792
‫چرا، می‌تونی

38
00:04:12,816 --> 00:04:15,044
‫چیزی که پیشت داری خیلی خطرناکـه

39
00:04:15,349 --> 00:04:17,518
‫هر چقدر تماست باهاش کمتر باشه، بهتره

40
00:04:18,363 --> 00:04:19,614
‫آروم

41
00:04:20,865 --> 00:04:22,908
‫یه کاری نکن که راه برگشت نداشته باشه

42
00:04:24,703 --> 00:04:26,294
‫یکی از دست‌هات رو نشونم بده

43
00:04:28,873 --> 00:04:29,916
‫لطفاً

44
00:04:40,510 --> 00:04:42,262
‫ممنون

45
00:04:46,474 --> 00:04:48,018
‫حالا…

46
00:04:49,894 --> 00:04:51,388
‫نشونم بده چی گذاشتی روی زانوت

47
00:04:52,480 --> 00:04:53,624
‫باید ببینمش

48
00:04:53,648 --> 00:04:54,899
‫خواهش می‌کنم

49
00:04:56,860 --> 00:04:59,005
‫برو پی کارت

50
00:04:59,029 --> 00:05:00,381
‫نمی‌تونم

51
00:05:00,405 --> 00:05:02,800
‫- چرا؟
‫- چون الان پای من هم باز شده

52
00:05:02,824 --> 00:05:05,060
‫هر چی که درگیرش شدی،
‫الان پای من هم بهش باز شده

53
00:05:06,619 --> 00:05:07,722
‫فقط…

54
00:05:07,746 --> 00:05:10,248
‫از کیسه درش بیار

55
00:05:16,212 --> 00:05:18,048
‫چه بهتر، خیال می‌کردم بمبـه

56
00:05:19,549 --> 00:05:21,318
‫تو هیچ مشکلی با من نداری

57
00:05:21,591 --> 00:05:23,051
‫حتی من رو نمی‌شناسی

58
00:05:25,513 --> 00:05:27,783
‫تمومـه

59
00:05:27,807 --> 00:05:29,309
‫همه چی تمومـه

60
00:05:29,934 --> 00:05:31,061
‫چی تمومـه؟

61
00:05:32,729 --> 00:05:33,855
‫باهام حرف بزن

62
00:05:36,941 --> 00:05:38,193
‫می‌تونم کمکت کنم

63
00:05:39,944 --> 00:05:41,820
‫من پلیسم

64
00:05:47,118 --> 00:05:48,536
‫تو پلیسی؟

65
00:05:52,707 --> 00:05:54,643
‫دیگه هیچکس نمی‌تونه کمکم کنه

66
00:05:54,667 --> 00:05:56,836
‫وای، گوه توش!

67
00:06:06,755 --> 00:06:11,836
‫« ریـچـر »
‫« فصل چهارم : آینده‌ی از دست رفته »
‫« قسمت اول: شهر عشق برادرانه »

68
00:06:12,021 --> 00:06:22,021
‫« ترجمه از علی محمدخانی و امـیـر ستارزاده »
<font color="#00ffff">‫::. H1tmaN & AliMK_Sub .::</font>

69
00:06:22,022 --> 00:06:27,022
:در تلگرام
<font color="#00ffff"><font color="#c53cff">@AliMK_Sub<font color="#00ffff"></font> & <font color="#51abff">@H1tmaN_Sub</font></font></font>

70
00:06:37,210 --> 00:06:39,647
‫آقای ریچر، کارآگاه شان داکرتی هستم

71
00:06:39,671 --> 00:06:41,941
‫ایشون هم همکارم کارآگاه تامارا گرین

72
00:06:41,965 --> 00:06:44,110
‫چندتا سؤال از شما داریم

73
00:06:44,134 --> 00:06:47,321
‫اگه روراست باشید و همکاری کنید،
‫زیاد زمان نمی‌بره

74
00:06:47,345 --> 00:06:48,721
‫مثل آب خوردن، نه؟

75
00:06:53,393 --> 00:06:55,746
‫خب…

76
00:06:55,770 --> 00:06:57,248
‫خیلی‌خب، شما…

77
00:06:57,272 --> 00:07:00,108
‫پاسپورت همراه داشتید،
‫ولی گواهینامه نه

78
00:07:02,902 --> 00:07:04,281
‫جوابی براش ندارید؟

79
00:07:04,283 --> 00:07:05,742
‫سؤالی نبود

80
00:07:08,324 --> 00:07:09,760
‫محل سکونت فعلی؟

81
00:07:09,784 --> 00:07:11,345
‫آدرس این ساختمون چیـه؟

82
00:07:11,369 --> 00:07:13,556
‫- چطور؟
‫- محل سکونت فعلیم میشه اینجا

83
00:07:13,580 --> 00:07:14,932
‫خونه‌ات کجاست، عوضی؟

84
00:07:14,956 --> 00:07:15,933
‫ندارم

85
00:07:15,957 --> 00:07:17,268
‫پس بی‌خانمانی

86
00:07:17,292 --> 00:07:19,019
‫احسنت، الکی که کارآگاه نشدی

87
00:07:19,043 --> 00:07:20,729
‫مادرسگ!

88
00:07:20,753 --> 00:07:23,399
‫خیال کردی تابحال
‫با بچه‌زرنگ‌ها سر و کله نزدم؟

89
00:07:23,423 --> 00:07:26,402
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫بریم سراغ سؤال بعدی.

90
00:07:26,426 --> 00:07:28,195
‫قبل از مترو کجا بودی، ریچر؟

91
00:07:28,219 --> 00:07:29,613
‫آپ‌تاون توی خیابون فرانکفورت

92
00:07:29,637 --> 00:07:30,825
‫آهنگ گوش می‌دادم

93
00:07:30,827 --> 00:07:32,158
‫بعدش مستقیم رفتی مترو

94
00:07:32,182 --> 00:07:34,160
‫نه. بعدش یه ساندویچ استیک پنیری گرفتم

95
00:07:34,184 --> 00:07:35,619
‫ساعت دو نصفه‌شب استیک پنیری خوردی؟

96
00:07:35,643 --> 00:07:37,645
‫- ناسلامتی توی فیلادلفیام
‫- چرا؟

97
00:07:38,479 --> 00:07:39,540
‫چون خوشمزه‌ست

98
00:07:39,564 --> 00:07:41,625
‫چرا… وای خدا لعنتت کنه

99
00:07:41,649 --> 00:07:44,021
‫چرا توی فیلادلفیایی؟
‫چون بهت نمی‌خوره اهل اینجا باشی

100
00:07:44,022 --> 00:07:45,421
‫تیم فیلادلفیا یه بازیکن جوون داره

101
00:07:45,445 --> 00:07:47,381
‫سرعت پرتاب‌هاش بالای
‫۱۶۰ کیلومتر بر ساعتـه

102
00:07:47,405 --> 00:07:49,425
‫می‌خواستم قبل از اینکه
‫بازوش متلاشی بشه، بازیش رو ببینم

103
00:07:49,449 --> 00:07:51,719
‫ولی به جاش، زدی مغز
‫یه زن رو متلاشی کردی

104
00:07:51,743 --> 00:07:54,680
‫من نکُشتمش. حتی نمی‌شناسمش

105
00:07:54,704 --> 00:07:56,421
‫تنها دلیلی که رفتم سمتش این بود که

106
00:07:56,422 --> 00:07:58,767
‫نشونه‌های رفتاری یه بمب‌گذار انتحاری رو
‫از خودش بروز می‌داد

107
00:07:58,791 --> 00:08:00,019
‫مثلاً چی؟

108
00:08:00,043 --> 00:08:01,270
‫خودت نمی‌دونی؟

109
00:08:01,294 --> 00:08:03,522
‫بعد از حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر، همه‌ی
‫پلیس‌های شهری اون نشونه‌ها رو می‌شناسن

110
00:08:03,546 --> 00:08:05,121
‫تو از کجا بلدی؟

111
00:08:05,132 --> 00:08:07,693
‫نکنه اطلاعات عمومی
‫روی قوطی کراتین بوده؟

112
00:08:07,717 --> 00:08:08,897
‫من پلیس نظامی بودم

113
00:08:09,636 --> 00:08:11,447
‫و یه زن مضطرب دیدم، خیس عرق بود،

114
00:08:11,471 --> 00:08:13,699
‫بی‌قرار بود، زیر لب پچ‌پچ می‌کرد،
‫احتمالاً دعا می‌خوند، زل زده بود به جلوش

115
00:08:13,723 --> 00:08:15,655
‫تا مجبور نباشه آدمایی که
‫قراره بکُشه رو ببینه

116
00:08:15,657 --> 00:08:17,453
‫توی این فصل سال یه پالتوی سنگین
‫پوشیده بود تا مواد منفجره رو قایم کنه

117
00:08:17,477 --> 00:08:20,331
‫یه کیسه‌ی بزرگ دستش بود.
‫تمام موارد مشکوک رو داشت.

118
00:08:20,355 --> 00:08:24,084
‫جز این مورد مشکوک که
‫هیچکس رو نکُشت، جز خودش

119
00:08:24,108 --> 00:08:25,623
‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم؟

120
00:08:25,625 --> 00:08:26,834
‫فکرهای احمقانه؟

121
00:08:28,238 --> 00:08:29,757
‫فکر می‌کنم تو یه دخلی به مرگش داشتی

122
00:08:29,781 --> 00:08:32,343
‫توی قطار چندتا شاهد بود.
‫ازشون بپرسید.

123
00:08:32,367 --> 00:08:34,303
‫- دیدن چه اتفاقی افتاد
‫- پرسیدیم. ندیدن

124
00:08:34,327 --> 00:08:36,180
‫بعضی‌هاشون خواب بودن،
‫بقیه هم نگاه نمی‌کردن

125
00:08:36,204 --> 00:08:38,057
‫چهار شاهد عینی،
‫ولی هیچ کدوم چیزی ندیدن؟

126
00:08:38,081 --> 00:08:40,100
‫- سه
‫- چهار نفر بودن

127
00:08:40,124 --> 00:08:43,520
‫یه زن ریزنقشِ اسپانیایی‌تبار حدوداً 40 ‌ساله،
‫یه مرد سیاه‌پوست حدوداً 30 ‌ساله،

128
00:08:43,544 --> 00:08:45,314
‫هر دو خسته بودن و
‫شیفت شب‌شون تازه تموم شده بود

129
00:08:45,338 --> 00:08:46,815
‫یه مرد مهاجر بالکانی، بیست و چند ساله

130
00:08:46,839 --> 00:08:48,609
‫آخه از کجا می‌دونی مهاجر بالکانی بوده؟

131
00:08:48,633 --> 00:08:50,778
‫رنگ‌ پوست و قدش

132
00:08:50,802 --> 00:08:53,030
‫آدم‌های اون منطقه معمولاً قدبلندترن

133
00:08:53,054 --> 00:08:55,908
‫داشت روی پیتزاش کچاپ می‌ریخت،
‫این عادت آلبانیایی‌هاست،

134
00:08:55,932 --> 00:08:59,079
‫یه تی‌شرت ایالت کلرادو هم پوشیده بود ‫که
حروفاتش اشتباه تایپی داشتن

135
00:08:59,082 --> 00:09:02,613
‫لباس‌های ایراددار رو معمولاً میدن به خیریه‌ها،
‫اون هم هر چی گیرش اومده پوشیده

136
00:09:02,615 --> 00:09:04,484
‫پس، بالکانیـه

137
00:09:04,486 --> 00:09:06,071
‫مهاجره

138
00:09:06,526 --> 00:09:09,505
‫خیلی‌خب، شرلوکِ بی‌خانمان،
‫این شد سه‌تا. گفتی چهار نفر بودن

139
00:09:09,529 --> 00:09:11,507
‫یه مرد سفیدپوست.
‫حدوداً پنجاه و چند ساله.

140
00:09:11,531 --> 00:09:14,046
‫تهِ واگن نشسته بود. شلوار کِرِمی پوشیده بود و
‫یه تی‌شرت گلفی تنش بود

141
00:09:14,063 --> 00:09:15,383
‫هیچکس با این مشخصات اونجا نبود

142
00:09:15,827 --> 00:09:16,971
‫پس وسط شلوغی‌ها فلنگ رو بسته

143
00:09:16,995 --> 00:09:19,890
‫اسلحه، جسد، کلی دلیل واسه فرار هست

144
00:09:19,914 --> 00:09:21,684
‫شاید به زنش گفته میره سفر کاری،

145
00:09:21,708 --> 00:09:23,852
‫ولی سوار مترو شده بوده تا بره
‫دوست‌دخترش رو ببینه

146
00:09:23,876 --> 00:09:26,488
‫نمی‌دونم. چه اهمیتی داره؟
‫ولی اونجا بود

147
00:09:27,005 --> 00:09:29,066
‫تو آنا مریک رو کُشتی؟
‫اون اسلحه‌ی تو بود؟

148
00:09:29,090 --> 00:09:31,193
‫چه وضعشـه؟ پلیس خوب، پلیس احمق؟

149
00:09:31,217 --> 00:09:33,237
‫اون با یه مگنوم ۳۵۷ کُشته شد

150
00:09:33,261 --> 00:09:35,906
‫یه قطره خون روم نیست، اگه هم من شلیک
‫کرده بودم، تا مچ دستم آثار باروت بود

151
00:09:35,930 --> 00:09:37,825
‫ولی وقتی اومدم اینجا، دنبالم
‫تا دستشویی اومدید و

152
00:09:37,849 --> 00:09:39,410
‫گذاشتید دستم رو بشورم

153
00:09:39,434 --> 00:09:41,620
‫اگه خیال می‌کردید من به این زن شلیک ‫کردم،
نمی‌ذاشتید همچین کاری بکنم

154
00:09:41,644 --> 00:09:43,484
‫انگشت‌نگاریم می‌کردید و
‫حقوق میراندا رو برام می‌خوندید

155
00:09:45,707 --> 00:09:46,808
‫دارید وقت تلف می‌کنید

156
00:09:54,532 --> 00:09:57,428
‫درست میگی. نگهت داشتیم چون
‫بهمون زنگ زدن و گفتن

157
00:09:57,452 --> 00:09:59,305
‫یه عده‌ی دیگه می‌خوان ازت سؤال بپرسن

158
00:09:59,329 --> 00:10:00,931
‫مأموران فدرال از واشینگتن دی‌سی

159
00:10:00,955 --> 00:10:02,224
‫از کجا می‌دونی؟

160
00:10:02,248 --> 00:10:04,143
‫اگه اف‌بی‌آی بود، تا الان
‫سین‌جیمم کرده بودن

161
00:10:04,167 --> 00:10:06,007
‫چون اینجا توی مرکز شهر
‫یه دفتر محلی دارن

162
00:10:07,295 --> 00:10:08,564
‫لابد مأمورهای واشینگتن هستن

163
00:10:08,588 --> 00:10:12,425
‫سی‌آی‌ای، پلیس مواد مخدر، وزارت دفاع،
‫هر کسی که اسم سازمانش از این مخففی‌هاست

164
00:10:13,509 --> 00:10:15,738
‫معلوم شد اینی که خودکشی کرده،
‫کارمند دولت فدرال بوده

165
00:10:15,762 --> 00:10:18,490
‫همین یه جورایی قضیه رو پیچیده کرده،

166
00:10:18,529 --> 00:10:21,175
‫پس محترمانه ازت می‌خوام که
‫لطفاً یکم بیشتر اینجا بمونی تا

167
00:10:21,184 --> 00:10:23,535
اونا برسن و مسئله حل بشه

168
00:10:25,136 --> 00:10:27,416
‫می‌مونم چون شاید مأمورهای فدرال
‫در مورد علت خودکشیش

169
00:10:27,440 --> 00:10:29,126
‫چیزی بدونن، من هم می‌خوام بفهمم

170
00:10:29,150 --> 00:10:30,794
‫گفتی قربانی رو نمی‌شناسی

171
00:10:30,818 --> 00:10:32,421
‫چرا واست مهمـه؟

172
00:10:32,445 --> 00:10:36,175
‫چون درمونده بود و کمک لازم داشت

173
00:10:36,222 --> 00:10:37,348
‫من هم کمکش نکردم

174
00:10:39,535 --> 00:10:42,222
‫باشه. پس یکم صبر می‌کنیم

175
00:10:42,246 --> 00:10:44,433
‫بابت این سؤال و جواب هم بگم،
‫خودت پلیس بودی

176
00:10:44,457 --> 00:10:45,809
‫می‌دونی که ناچار بودیم
‫توی این موقعیت قرارت بدیم،

177
00:10:45,833 --> 00:10:48,354
‫با اینکه می‌دونیم هیچ ارتباطی
‫با اتفاقی که افتاد نداری

178
00:10:48,378 --> 00:10:52,358
‫آره، شاید مستقیماً نه، ولی…

179
00:10:52,382 --> 00:10:54,818
‫اون زن هیچ کاری نمی‌کرد
‫تا وقتی تو رفتی سمتش و

180
00:10:54,842 --> 00:10:57,863
‫طوری رفتی روی مخش که
‫زد خودش رو خلاص کرد

181
00:10:57,887 --> 00:11:00,324
‫چند مورد خودکشی توی وسایل
‫حمل و نقل عمومی دیده بودم

182
00:11:00,348 --> 00:11:01,992
‫ملت می‌پرن جلوی قطار

183
00:11:02,016 --> 00:11:04,620
‫حتی یه نفر هم داخل قطار
‫مغز خودش رو متلاشی نکرده بود

184
00:11:04,644 --> 00:11:08,415
‫گاهی آدم‌ها لب پرتگاه هستن،
‫یکی‌ هل‌شون میده پایین

185
00:11:08,439 --> 00:11:10,459
‫شاید تو بودی که هلش دادی

186
00:11:10,483 --> 00:11:13,319
‫در ضمن اینجا می‌مونی،
‫چون من بهت میگم

187
00:11:14,362 --> 00:11:16,364
‫جدی خیال کردی می‌تونی به من زور بگی؟

188
00:11:30,461 --> 00:11:31,605
‫پیاز، فلفل،

189
00:11:31,629 --> 00:11:33,899
‫- پنیر اضافی
‫- برای چی؟

190
00:11:33,923 --> 00:11:35,567
‫ساندویچ استیک پنیری‌ام

191
00:11:35,591 --> 00:11:36,860
‫یکم طول می‌کشه تا برسن

192
00:11:36,884 --> 00:11:39,516
‫ساعت تقریباً پنج صبحـه

193
00:11:40,054 --> 00:11:41,157
‫ناسلامتی توی فیلادلفیام

194
00:11:49,856 --> 00:11:51,208
‫صبحونه‌ی بدی نیست

195
00:11:51,232 --> 00:11:52,400
‫دیدی گفتم؟

196
00:11:55,820 --> 00:11:57,005
‫اون دیگه چه کوفتیـه؟

197
00:11:57,029 --> 00:11:58,072
‫گریتی

198
00:12:00,158 --> 00:12:01,382
‫عروسک تیم فلایرز؟

199
00:12:02,702 --> 00:12:04,513
‫- اهل هاکی نیستم
‫- ضرر کردی

200
00:12:04,537 --> 00:12:06,598
‫ترکیب بی‌نقص سرعت،
‫مهارت و درگیری بدنی

201
00:12:06,622 --> 00:12:08,934
‫دو نفر با هم کل‌کل دارن،
‫همونجا حلش می‌کنن

202
00:12:08,958 --> 00:12:10,436
‫بدون سیاست و کسشعر

203
00:12:10,460 --> 00:12:12,688
‫خب…

204
00:12:12,712 --> 00:12:13,921
‫یکم کسشعر داره

205
00:12:16,424 --> 00:12:17,842
‫به گریتی‌ِ من تیکه ننداز

206
00:12:21,095 --> 00:12:22,406
‫خب کی رو کُفری کردی؟

207
00:12:22,430 --> 00:12:24,450
‫- منظورت چیـه؟
‫- تو باهوشی

208
00:12:24,474 --> 00:12:26,160
‫معلومـه از همکارت باهوش‌تری

209
00:12:26,184 --> 00:12:29,204
‫ولی شیفت شب کردن توی پاچه‌ات،
‫با خودکشی‌ها سر و کله می‌زنی

210
00:12:29,384 --> 00:12:31,577
‫این کار فقط گزارش‌نویسی حادثه‌ست،
‫نه کار پلیسی واقعی

211
00:12:32,440 --> 00:12:33,816
‫پس، کی رو کُفری کردی؟

212
00:12:35,443 --> 00:12:37,068
‫سرت به کار خودت باشه

213
00:12:43,576 --> 00:12:46,096
‫اون برادر آنائـه، جیکوب

214
00:12:46,120 --> 00:12:47,622
‫پلیس اهل جرسی

215
00:12:48,456 --> 00:12:50,507
‫جوری راه میره که انگار
‫هنوز توی شوکـه

216
00:12:51,209 --> 00:12:53,479
‫شونه‌ها افتاده و خم شده، قوز کرده

217
00:12:53,503 --> 00:12:55,546
‫حس غریزه‌ی اولیه
‫برای محافظت از خودت

218
00:12:56,797 --> 00:12:58,006
‫فایده نداره

219
00:13:03,346 --> 00:13:05,171
‫مأموران فدرال تا چند دقیقه‌ی دیگه
‫می‌رسن اینجا

220
00:13:05,173 --> 00:13:06,507
‫تمومش کن

221
00:13:28,871 --> 00:13:31,558
‫انگار زیاد نگران نیستی که
‫اومدیم سین‌جیمت کنیم

222
00:13:31,582 --> 00:13:33,852
‫پلیس فیلادلفیا قبلاً سین‌جیمم کرد

223
00:13:33,876 --> 00:13:35,479
‫تمیز جواب دادم

224
00:13:35,706 --> 00:13:37,708
‫گفتم این دفعه یه پله هم بهتر جواب بدم

225
00:13:38,589 --> 00:13:40,476
‫خب از کدوم سازمان هستید؟

226
00:13:42,911 --> 00:13:44,204
‫اسم‌هاتون؟

227
00:13:49,725 --> 00:13:51,119
‫باشه

228
00:13:51,260 --> 00:13:53,468
‫چی‌توز، مزمز و اشی‌مشی صداتون می‌کنم

229
00:13:53,896 --> 00:13:56,103
‫چی شده که نیروهای درجه دوم
‫پا شدن اومدن فیلادلفیا؟

230
00:13:56,105 --> 00:13:57,833
‫رو چه حساب خیال کردی ما
‫نیروهای درجه دوم هستیم؟

231
00:13:57,835 --> 00:14:00,254
‫از خواب بیدارتون کردن تا نصفه‌شب
‫سه ساعت رانندگی کنید تا

232
00:14:00,278 --> 00:14:02,464
‫از کسی بازجویی کنید که خودتون
‫می‌دونید توی تیراندازی دخیل نبوده

233
00:14:02,488 --> 00:14:04,349
‫چون پلیس شهری قبلاً
‫در جریان قرارتون داده

234
00:14:04,351 --> 00:14:06,593
‫شما اینجایید تا رئیس‌هاتون بتونن

235
00:14:06,617 --> 00:14:10,681
‫«مصاحبه با آخرین نفری که با
‫آنا مریک حرف زده» رو تیک بزنن

236
00:14:11,205 --> 00:14:14,166
‫اگه اونقدر بُرش داشتید که مخالفت کنید،
‫الان زیر لحاف‌تون بودید

237
00:14:15,835 --> 00:14:17,044
‫نیروهای درجه دو

238
00:14:19,005 --> 00:14:20,464
‫شاید هم سوم

239
00:14:22,133 --> 00:14:24,069
‫پس می‌خوام بدونم چرا
‫اینقدر برای دولت مهمـه که

240
00:14:24,093 --> 00:14:25,946
‫یکی از کارمندهاش خودش رو کُشته

241
00:14:25,970 --> 00:14:30,367
‫روالش اینـه که تو به سؤالات ما جواب میدی

242
00:14:30,391 --> 00:14:32,127
‫چرا با آنا مریک حرف زدی؟

243
00:14:32,129 --> 00:14:34,116
‫فکر کردم می‌خواد قطار رو منفجر کنه

244
00:14:34,687 --> 00:14:37,165
‫شما نظامی بودید، آقای ریچر،
‫با کلی مدال و افتخار،

245
00:14:37,189 --> 00:14:39,984
‫ولی پایان خدمت‌تون
‫چندان مطلوب نبود

246
00:14:40,985 --> 00:14:43,029
‫با ارتش یا دولت مشکلی داشتید؟

247
00:14:43,696 --> 00:14:45,132
‫تا دلت بخواد

248
00:14:45,367 --> 00:14:46,743
‫در حدی که بخوی تلافی کنی؟

249
00:14:47,491 --> 00:14:49,577
‫- مثلاً چیکار؟
‫- خیانت

250
00:14:51,037 --> 00:14:52,580
‫به ژنم نمی‌خوره

251
00:14:55,750 --> 00:14:57,418
‫آنا چیزی بهت نداد؟

252
00:14:58,502 --> 00:14:59,771
‫چی؟

253
00:14:59,795 --> 00:15:02,232
‫شاید یه چیزی بهت داده،
‫پرتش کردی جایی،

254
00:15:02,256 --> 00:15:03,924
‫بعداً میری برش داری

255
00:15:04,592 --> 00:15:07,988
‫ببین، اشی‌مشی، توی سکوی قطار
‫بازرسی بدنی شدم

256
00:15:08,012 --> 00:15:09,990
‫تا الان هم قطعاً مترو رو
‫وجب به وجب گشتید

257
00:15:10,014 --> 00:15:12,409
‫سکو رو نگاه کردید،
‫زیر صندلی‌ها،

258
00:15:12,433 --> 00:15:14,077
‫جز آدامس و گیگیلی دماغ
‫هیچی پیدا نکردید

259
00:15:14,101 --> 00:15:16,455
‫اگه چیزی توی قطار انداخته بودم،
‫تا الان پیداش کرده بودید

260
00:15:16,479 --> 00:15:19,482
‫دقیقاً چیـه که دولت اینقدر
‫نگرانـه شاید اون به من داده؟

261
00:15:21,859 --> 00:15:24,379
‫- دنبال چی می‌گردید؟
‫- دوباره میگم

262
00:15:24,403 --> 00:15:26,173
‫ما اینجاییم که سؤال بپرسیم

263
00:15:26,197 --> 00:15:27,758
‫تو هم اینجایی که جواب بدی

264
00:15:27,782 --> 00:15:29,283
‫دیگه نه، چی‌توز

265
00:15:37,792 --> 00:15:39,811
‫مظنون به قتل آوردنت،
‫رفع اتهام شدی

266
00:15:39,835 --> 00:15:41,688
‫از من روز بهتری داشتی

267
00:15:41,712 --> 00:15:44,232
‫اولین بارم نیست،
‫آخرین بارم هم نخواهد بود

268
00:15:44,326 --> 00:15:46,036
‫مراقبت کن، تامارا

269
00:15:47,218 --> 00:15:48,624
‫آره

270
00:16:07,863 --> 00:16:10,282
‫میشه یه لحظه وقتت رو بگیرم؟

271
00:16:11,283 --> 00:16:13,261
‫الان گرفتی

272
00:16:13,285 --> 00:16:16,556
‫اون زنی که توی مترو مُرد،
‫چیزی بهت نداد؟

273
00:16:16,580 --> 00:16:18,684
‫تا اینجا که فقط سردرد بهم داده

274
00:16:18,708 --> 00:16:20,435
‫دادیش به پلیس؟

275
00:16:20,459 --> 00:16:22,002
‫چی رو به پلیس دادم؟

276
00:16:23,379 --> 00:16:25,315
‫فلش‌مموری

277
00:16:25,339 --> 00:16:27,675
‫من پادوها رو از صد فرسخی تشخیص میدم

278
00:16:28,884 --> 00:16:31,804
‫پس، رئیس‌تون کیـه؟

279
00:16:52,032 --> 00:16:53,951
‫« کافه‌ی زنگ صبحانه »
‫« صبحانه ۲۴ ساعته موجود است »

280
00:16:56,787 --> 00:16:58,467
<font color="#00f300">‫♪ Wynonie Harris - Shake That Thing ♪</font>

281
00:17:03,502 --> 00:17:05,541
‫اگه فقط قهوه می‌خوای
‫بشین جلوی پیشخان

282
00:17:12,970 --> 00:17:15,115
‫جیکوب؟

283
00:17:15,139 --> 00:17:16,557
‫آره

284
00:17:18,934 --> 00:17:20,454
‫می‌شناسمت؟

285
00:17:20,478 --> 00:17:22,907
‫نه، ولی من آخرین کسی‌ام که
‫با خواهرت حرف زدم

286
00:17:23,028 --> 00:17:25,572
‫قبلاً پلیس بودم.
‫می‌تونم کمکت کنم.

287
00:17:26,942 --> 00:17:29,629
‫انتخاب کردید؟

288
00:17:29,653 --> 00:17:32,674
‫گمونم… همین قهوه واسم بسـه

289
00:17:32,775 --> 00:17:34,776
‫اگه فقط قهوه‌ست باید
‫بشینی جلوی پیشخان

290
00:17:41,373 --> 00:17:42,907
‫کارمون زیاد طول نمی‌کِشه

291
00:17:47,296 --> 00:17:48,982
‫نمی‌دونی چه اتفاقی افتاد؟

292
00:17:49,006 --> 00:17:51,592
‫فقط چیزی رو می‌دونم که دیدم.
‫یه زن پریشون.

293
00:17:52,117 --> 00:17:55,197
‫بیرون دو نفر بهم حمله کردن، دنبال
‫یه مموری بودن که گویا باید دست آنا می‌بوده

294
00:17:55,221 --> 00:17:56,907
‫چیزی ازش نمی‌دونی؟

295
00:17:56,931 --> 00:17:58,617
‫- بهت حمله کردن؟
‫- آره

296
00:17:58,641 --> 00:18:00,076
‫واسه یه مموری

297
00:18:00,100 --> 00:18:03,079
‫یعنی… فلش مموری؟

298
00:18:03,103 --> 00:18:04,915
‫- ظاهراً
‫- نه

299
00:18:04,939 --> 00:18:08,001
‫نه، چیزی دربارش نمی‌دونم. من…

300
00:18:08,025 --> 00:18:12,172
‫فقط می‌دونم که امکان نداره
‫خواهرم خودش رو کُشته باشه

301
00:18:12,196 --> 00:18:13,465
‫من به چشم دیدم

302
00:18:13,489 --> 00:18:15,491
‫واسم مهم نیست چی دیدی

303
00:18:16,617 --> 00:18:18,619
‫اون خوشبخت بود

304
00:18:19,829 --> 00:18:21,890
‫عاشق شغلش بود،

305
00:18:21,914 --> 00:18:24,875
‫اون… عاشق خواهرزاده‌ام بن بود

306
00:18:27,586 --> 00:18:29,338
‫همه چی…

307
00:18:30,381 --> 00:18:31,858
‫اوضاع زندگیش بی‌نقص بود

308
00:18:31,882 --> 00:18:34,277
‫قیافه‌اش که داد میزد
‫اوضاع اصلاً بی‌نقص نیست

309
00:18:34,441 --> 00:18:36,151
‫از ترس قبض روح شده بود

310
00:18:36,887 --> 00:18:38,156
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

311
00:18:38,180 --> 00:18:40,784
‫می‌دونی چرا چله‌ی تابستون
‫ژاکت زمستونی پوشیده بود؟

312
00:18:40,808 --> 00:18:43,203
‫نه. من… نمی‌دونم

313
00:18:43,227 --> 00:18:45,330
‫شاید…

314
00:18:45,354 --> 00:18:46,832
‫شاید اسلحه رو توش قایم کرده بوده

315
00:18:46,856 --> 00:18:48,917
‫اسلحه توی کیسه بود

316
00:18:48,941 --> 00:18:50,836
‫نمی‌دونی تفنگ رو از کجا گیر آورده؟

317
00:18:50,860 --> 00:18:53,547
‫پدرم قبل از مرگش
‫اون اسلحه رو بهش داد

318
00:18:53,571 --> 00:18:57,175
‫زن مجردی که تنها زندگی می‌کنه.
‫نگرانش بود.

319
00:18:57,199 --> 00:18:59,618
‫- پدرِ بن چی؟
‫- اون عوضی مُرده

320
00:19:00,536 --> 00:19:03,723
‫اون لاشی به محض اینکه نتیجه‌ی
‫آزمایش بارداری مثبت شد، زد به چاک

321
00:19:03,747 --> 00:19:07,227
‫چند ماه بعد هم
‫با ماشینش زد وسط درخت

322
00:19:07,251 --> 00:19:09,980
‫نصف بطری ویسکی جانی‌واکر
‫توی بدنش بود

323
00:19:10,004 --> 00:19:11,857
‫من واسه بزرگ کردن خواهرزاده‌ام
‫بهش کمک کردم

324
00:19:11,881 --> 00:19:13,859
<font color="#00f300">Big Joe Turner - Morning, Noon and Night</font>

325
00:19:13,883 --> 00:19:16,260
‫توی روزهای سخت‌شون،
‫هزینه‌ی ارتودنسی‌اش رو دادم

326
00:19:17,845 --> 00:19:19,680
‫اولین توپ فوتبالش رو براش خریدم

327
00:19:20,848 --> 00:19:23,017
‫الان توی تیم تمپل مدافعـه

328
00:19:24,435 --> 00:19:26,728
‫بورسیه‌ی کامل گرفته

329
00:19:29,231 --> 00:19:31,585
‫نمی‌دونم چطوری قراره
‫این خبر رو بهش بدم

330
00:19:31,609 --> 00:19:33,336
‫خبر نداره مادرش مُرده؟

331
00:19:33,360 --> 00:19:35,046
‫نه، نتونستم باهاش تماس بگیرم

332
00:19:35,070 --> 00:19:36,864
‫عادیـه؟

333
00:19:38,908 --> 00:19:42,178
‫گمونم آره. آخه…
‫یه پسر ۲۰ ساله‌ست

334
00:19:42,202 --> 00:19:43,972
‫بیکار نیست که تا دایی‌اش

335
00:19:43,996 --> 00:19:46,558
‫کله‌ی سحر بهش زنگ زد،
‫سریع تلفن رو برداره

336
00:19:46,582 --> 00:19:49,352
پلیس‌های فیلادلفیا گفتن آنا
واسه دولت فدرال کار می‌کرده

337
00:19:49,376 --> 00:19:50,645
کدوم بخش؟

338
00:19:50,669 --> 00:19:53,064
،کارگزینیِ ارتش

339
00:19:53,088 --> 00:19:56,526
واسه یه ژنرالی چیزی

340
00:19:56,550 --> 00:19:57,611
حتماً یکی از زیرمجموعه‌های

341
00:19:57,635 --> 00:20:01,615
.فرماندهیِ کارگزینی ارتشِ آمریکا بوده
.بخشِ امورِ اداری

342
00:20:01,639 --> 00:20:03,199
ثبتِ سوابق و کاغذبازی

343
00:20:03,223 --> 00:20:04,492
کارهای حوصله‌سربر

344
00:20:04,516 --> 00:20:06,601
واسه خودش حوصله‌سربر نبود

345
00:20:09,021 --> 00:20:14,162
خلاص شدن از حومه‌ی شهر نیوجرسی و
نقل مکان به واشینگتن

346
00:20:16,403 --> 00:20:18,821
…یادمـه چقدر افتخار می‌کرد که

347
00:20:24,244 --> 00:20:25,454
ببخشید

348
00:20:30,334 --> 00:20:31,835
جفتمون رو به سرپرستی گرفتن

349
00:20:34,672 --> 00:20:37,817
هیچوقت دعوا نکردیم

350
00:20:37,841 --> 00:20:39,718
حتی یه بار

351
00:20:41,011 --> 00:20:43,222
همیشه خیال می‌کردم خیلی خوش‌شانسم

352
00:20:45,099 --> 00:20:49,746
،بین اون همه بچه‌ی بی‌خانواده

353
00:20:49,770 --> 00:20:52,082
آنا شد خواهرم

354
00:20:52,106 --> 00:20:53,357
برگشتن

355
00:20:55,776 --> 00:20:57,045
چی؟ کی‌ها؟

356
00:20:57,069 --> 00:20:59,172
همونایی که به خاطر فلش خواهرت اومدن سراغم

357
00:20:59,196 --> 00:21:02,156
می‌شناسی‌شون؟

358
00:21:04,243 --> 00:21:05,327
نه

359
00:21:11,041 --> 00:21:14,104
پنجاه دلار برای فلشت میدم -
چرا؟ -

360
00:21:14,128 --> 00:21:17,023
هر موقع یکی پنج برابر قیمتِ یه چیزی
بهت پیشنهاد میده سؤال‌پیچش می‌کنی؟

361
00:21:17,047 --> 00:21:18,215
خیلی‌خب، قبولـه

362
00:21:20,342 --> 00:21:21,635
چیکار می‌کنی؟

363
00:21:22,928 --> 00:21:24,406
اونا اومدن سراغم چون

364
00:21:24,430 --> 00:21:26,449
خیال می‌کردن آنا توی قطار یه چیزی داده بهم

365
00:21:26,535 --> 00:21:28,745
می‌خوام بفهمم چرا -
چرا واست مهمـه؟ -

366
00:21:30,811 --> 00:21:33,873
خواهرت درگیر بازیِ اونقدر بزرگی شده که
دولت فدرال رو هم نگران کرده و

367
00:21:33,897 --> 00:21:36,543
یه عده به خاطرش می‌خوان
توی خیابون کتکم بزنن

368
00:21:36,567 --> 00:21:40,325
اونقدر جدی بوده که راه نجاتی ندیده و
خودش رو کُشته

369
00:21:40,327 --> 00:21:42,132
من آخرین کسی بودم که
می‌تونستم بهش کمک کنم تا

370
00:21:42,156 --> 00:21:45,051
از اون منجلابی که
،توش گیر کرده نجات پیدا کنه

371
00:21:45,075 --> 00:21:47,012
ولی نکردم

372
00:21:47,036 --> 00:21:49,472
پس من هم میام -
نه. تو لباس پلیس تنتـه -

373
00:21:49,496 --> 00:21:51,182
فقط شرایط رو پیچیده‌تر می‌کنی

374
00:21:51,206 --> 00:21:54,060
،همینجا بمون
سعی کن با خواهرزاده‌ات تماس بگیری

375
00:21:54,084 --> 00:21:55,645
شاید یه چیزی بدونه

376
00:21:55,669 --> 00:21:57,755
تا ۹۰ دقیقه‌ی دیگه برمی‌گردم

377
00:22:01,216 --> 00:22:02,819
ببینید چی یافتم

378
00:22:02,843 --> 00:22:04,863
رئیس‌تون می‌خوادش و
من هم پول و جواب می‌خوام

379
00:22:04,887 --> 00:22:07,073
یا یه قرار باهاش بذارید یا
سعی کنید بگیریدش تا

380
00:22:07,097 --> 00:22:08,616
دوباره دهنتون رو سرویس کنم

381
00:22:08,640 --> 00:22:11,244
واسه من فرقی نداره

382
00:22:11,268 --> 00:22:13,270
<font color="#00f300">♪ Curtis Mayfield - Pusherman ♪</font>

383
00:22:24,990 --> 00:22:26,926
ممنون قبول کردی من رو ببینی

384
00:22:26,950 --> 00:22:28,636
ایده‌ی من بود ها

385
00:22:28,660 --> 00:22:32,474
،آره، ولی بعد از اون کار زشت پسردایی‌هام

386
00:22:32,498 --> 00:22:34,392
فکر نمی‌کردم بتونیم با هم صحبت کنیم

387
00:22:34,416 --> 00:22:38,104
ممنونم که رفتار اونا رو به حساب من نذاشتی

388
00:22:38,128 --> 00:22:41,232
زیادی روی من و عمه‌شون حساسن

389
00:22:41,256 --> 00:22:43,232
مادرم، آمیشا هاث

390
00:22:45,469 --> 00:22:46,762
من لایلام

391
00:22:47,554 --> 00:22:49,491
ریچر

392
00:22:49,515 --> 00:22:51,076
مادرتـه؟

393
00:22:51,100 --> 00:22:54,704
‫۱۹ سالش که بود به دنیا اومدم،
‫از اون موقع فقط خودمون دوتاییم

394
00:22:54,728 --> 00:22:56,980
اون هم فلش رو می‌خواد یا فقط تو می‌خوای؟

395
00:23:00,526 --> 00:23:02,736
بیا قدم بزنیم، همه چی رو توضیح میدم

396
00:23:10,369 --> 00:23:13,244
می‌دونستی به اینجا میگن شهر عشق بردارانه؟

397
00:23:14,206 --> 00:23:15,767
اسم قشنگیـه

398
00:23:16,298 --> 00:23:19,134
طرفدارهاشون به طرف بابانوئل برف پرت کردن

399
00:23:20,379 --> 00:23:21,797
متوجه نشدم

400
00:23:22,756 --> 00:23:23,882
مهم نیست

401
00:23:25,134 --> 00:23:26,814
ببین، من فقط می‌خوام بفهمم قضیه چیـه

402
00:23:28,804 --> 00:23:31,640
بهتره از اولش واست تعریف کنم

403
00:23:32,641 --> 00:23:35,662
توی دهه‌ی ۹۰، مادرم با یه سرباز آمریکایی
به اسم جان آشنا میشه

404
00:23:35,686 --> 00:23:37,997
عضو نیروی دلتا بوده

405
00:23:38,021 --> 00:23:41,042
هیچوقت فامیلیش رو نفهمیده ولی
با هم رابطه داشتن و

406
00:23:41,066 --> 00:23:43,386
الان داری کنار ثمره‌ی اون رابطه قدم می‌زنی

407
00:23:44,903 --> 00:23:46,363
خیلی‌خب

408
00:23:48,198 --> 00:23:51,719
همچین کنار یه آدمی که حالش خیلی وخیمـه

409
00:23:51,743 --> 00:23:53,745
من سرطان خون دارم

410
00:23:55,372 --> 00:23:56,850
زخم‌های رو دستت؟

411
00:23:56,874 --> 00:23:59,435
دکترا میگن باید پیوندِ
مغز استخون انجام بدم ولی

412
00:23:59,459 --> 00:24:01,354
پیدا کردن کسی تطابق داشته باشه، سختـه

413
00:24:01,378 --> 00:24:04,065
اگه دورگه باشی که تقریباً غیرممکنـه

414
00:24:04,089 --> 00:24:06,442
مادرت چی؟

415
00:24:06,466 --> 00:24:09,094
بیماری کلیوی داره، پس نمی‌تونه اهدا کنه

416
00:24:10,137 --> 00:24:11,656
پس تنها امیدت پیدا کردنِ جانـه؟

417
00:24:11,680 --> 00:24:13,140
آره

418
00:24:14,141 --> 00:24:17,453
فقط می‌دونم سال ۱۹۹۸ توی
اندونزی خدمت می‌کرده

419
00:24:17,477 --> 00:24:21,992
پس رفتم سراغ ارتش، گروه‌های کهنه‌سربازها و
انجمن‌های نظامیِ ردیت

420
00:24:21,994 --> 00:24:23,621
هیچی به هیچی

421
00:24:24,443 --> 00:24:28,423
در نهایت زنگ زدم پنتاگون ولی اونقدر من رو
از این بخش به اون بخش پاس دادن که

422
00:24:28,447 --> 00:24:31,009
بالاخره تونستم با یه خانم نازنین که

423
00:24:31,033 --> 00:24:32,760
توی کارگزینی کار می‌کرد صحبت کنم

424
00:24:32,784 --> 00:24:34,470
آنا مریک

425
00:24:34,494 --> 00:24:37,015
خودش فرزندخوانده بود، واسه همین می‌دونست

426
00:24:37,039 --> 00:24:39,601
ندونستنِ سابقه‌ی پزشکی آدم چقدر سختـه

427
00:24:39,625 --> 00:24:42,836
،می‌ترسید اگه یه روزی پسرش مریض بشه
نتونه به دادش برسه

428
00:24:43,921 --> 00:24:46,616
قول داد نهایت تلاشش رو بکنه تا
پدرم رو پیدا کنه و پیدا هم کرد

429
00:24:47,474 --> 00:24:48,828
پدرت یه شخص مهمـه

430
00:24:50,928 --> 00:24:52,906
محتویات فلش رو دیدی؟

431
00:24:52,930 --> 00:24:56,005
نه، ولی مأمورای فدرال
،بی‌دلیل پیگیرش نمی‌شدن

432
00:24:56,007 --> 00:24:58,093
مگه اینکه پای یه آدمِ کله‌گنده وسط باشه

433
00:24:58,747 --> 00:25:00,630
،جان سمپسون

434
00:25:01,270 --> 00:25:03,300
نماینده‌ی کارولینای شمالی در کنگره

435
00:25:03,302 --> 00:25:04,473
می‌شناسیش؟

436
00:25:04,475 --> 00:25:07,352
نه راستش. توی اخبار دیدمش

437
00:25:07,861 --> 00:25:10,632
شانس اول حزبش واسه نامزدی ریاست‌جمهوریـه

438
00:25:10,656 --> 00:25:11,966
شانس بُردش هم خیلی بالاست

439
00:25:11,990 --> 00:25:15,470
بذار حدس بزنم. حاضر نشد باهات صحبت کنه

440
00:25:15,494 --> 00:25:17,096
جواب هیچکدوم از پیام‌هام رو نداده

441
00:25:17,120 --> 00:25:18,721
پس می‌خوای با اطلاعاتی که آنا از

442
00:25:18,723 --> 00:25:21,573
وزارت دفاع واست دزدیده، ازش اخاذی کنی

443
00:25:22,626 --> 00:25:25,647
حالا فهمیدیم توی فلش چیـه -
می‌دونم کار قشنگی نیست ولی -

444
00:25:25,671 --> 00:25:27,732
‫من ۲۹ سالمـه، ریچر

445
00:25:27,756 --> 00:25:29,525
نمی‌خوام بمیرم

446
00:25:29,549 --> 00:25:32,820
آنا اسنادی داشت که ثابت می‌کرد وقتی
مادرم من رو باردار شده، سمپسون اندونزی بوده

447
00:25:32,844 --> 00:25:35,365
،همین در کنار شهادت مادرم

448
00:25:35,389 --> 00:25:37,951
امیدوارم این موضوع اینقدر افکار عمومی رو
تحت فشار بذاره که

449
00:25:37,975 --> 00:25:39,786
مجبور بشه تست دی‌ان‌ای بده

450
00:25:39,810 --> 00:25:43,706
اگه معلوم بشه پدرمـه، اهدا نکردنِ مغز استخون

451
00:25:43,730 --> 00:25:46,042
به بچه‌ی خودش واسش
خودکشیِ سیاسی محسوب میشه، مگه نه؟

452
00:25:46,066 --> 00:25:49,170
چرا آنا گفت توی فیلادلفیا همدیگه رو ببینید؟

453
00:25:49,194 --> 00:25:51,172
می‌گفت دی‌سی شدیدترین
تدابیر نظارتی رو داره و

454
00:25:51,196 --> 00:25:54,300
از نظر قانونی، با دادنِ این فایل‌ها به من
عملاً داشت دست به جاسوسی میزد

455
00:25:54,324 --> 00:25:57,345
قرار بود توی هتل ببینمش ولی
طبیعتاً هرگز نیومد

456
00:25:57,369 --> 00:25:59,204
خودکُشی کرد

457
00:26:00,539 --> 00:26:02,725
آره. اخبار رو دیدم

458
00:26:02,749 --> 00:26:04,251
چرا؟

459
00:26:05,585 --> 00:26:06,962
کاش می‌دونستم

460
00:26:07,629 --> 00:26:10,910
ولی اگه کاری که ازش خواستم
باعث مرگ شده باشه، عذاب وجدان داغونم می‌کنه

461
00:26:11,418 --> 00:26:14,755
…ببین، چیز زیادی ندارم

462
00:26:16,054 --> 00:26:17,806
ولی همش رو به خاطر فلش میدم بهت

463
00:26:19,891 --> 00:26:21,869
ببخشید الکی امیدوارت کردم

464
00:26:21,893 --> 00:26:23,312
هیچی روش نیست

465
00:26:36,921 --> 00:26:38,339
<font color="#000000">فقط یه مشت طرح روشـه</font>

466
00:26:38,524 --> 00:26:39,692
<font color="#000000">دوباره نگاه کن</font>

467
00:26:40,120 --> 00:26:41,681
از یه دانشجوی هنر گرفتمش

468
00:26:41,705 --> 00:26:43,498
هیچی روش نیست

469
00:26:44,499 --> 00:26:46,644
از اوضاع و احوالت بی‌خبر بودم

470
00:26:46,668 --> 00:26:48,438
من قبلاً کارآگاه بودم

471
00:26:48,462 --> 00:26:50,379
ذاتاً دنبال اطلاعاتم

472
00:26:52,716 --> 00:26:55,069
پس حتماً فلش دست پلیسـه

473
00:26:55,093 --> 00:26:56,362
شاید

474
00:26:56,386 --> 00:26:58,114
ولی اگه دستشون بود، مأمورهای فدرال

475
00:26:58,138 --> 00:26:59,854
ازم نمی‌پرسیدن آنا چیزی بهم داده یا نه

476
00:27:00,974 --> 00:27:02,535
آره، می‌فهمم

477
00:27:02,559 --> 00:27:06,414
،تا وقتی کارهای خاکسپاریِ آنا ردیف بشه

478
00:27:06,438 --> 00:27:08,916
توی هتل کارترِ خیابون دهم می‌مونم

479
00:27:08,940 --> 00:27:11,627
آنا دوستم بود و سرِ کمک به من جونش رو داد

480
00:27:11,651 --> 00:27:13,671
حداقل کاریـه که ازم برمیاد

481
00:27:13,695 --> 00:27:17,091
این شماره‌ی تلفن و اتاقمـه

482
00:27:17,115 --> 00:27:19,117
<font color="#000000">فلش رو میدی؟</font>

483
00:27:22,788 --> 00:27:26,476
اگه چیزی فهمیدی، لطفاً بهم خبر بده

484
00:27:26,500 --> 00:27:28,627
چرا فکر کردی بیخیال نمیشم؟

485
00:27:29,961 --> 00:27:32,607
خودت گفتی قبلاً کارآگاه بودی

486
00:27:32,631 --> 00:27:35,092
ذاتاً دنبال اطلاعاتی

487
00:27:38,720 --> 00:27:39,888
موفق باشی، لایلا

488
00:27:48,688 --> 00:27:51,208
<font color="#00f300">♪ Old 97's - Stoned ♪</font>

489
00:28:02,994 --> 00:28:04,597
ناسلامتی ۴۰ دلار دادم بهش

490
00:28:04,621 --> 00:28:07,725
.بیشتر از یه ساعتـه که رفتی
.دیگه داشت عصبانی میشد

491
00:28:07,749 --> 00:28:09,477
به خواهرزاده‌ات گفتی؟

492
00:28:09,501 --> 00:28:11,211
هنوز جوابم رو نداده

493
00:28:12,212 --> 00:28:14,148
خودت چی؟ چیزی دستگیرت شد؟

494
00:28:14,172 --> 00:28:17,402
آره. ظاهراً خواهرت یه سری
اطلاعاتِ محرمانه البته تقریباً بی‌خطر

495
00:28:17,426 --> 00:28:19,654
،درباره‌ی نماینده‌ی کنگره
جان سمپسون دزدیده تا

496
00:28:19,678 --> 00:28:21,596
به یه زنی کمک کنه ثابت کنه اون باباشـه

497
00:28:22,514 --> 00:28:23,598
دیگه چی؟

498
00:28:24,266 --> 00:28:25,475
همین

499
00:28:27,853 --> 00:28:29,247
جان سمپسون؟

500
00:28:29,271 --> 00:28:30,730
جان سمپسون

501
00:28:32,482 --> 00:28:34,192
کجا میری؟

502
00:28:35,360 --> 00:28:37,821
میرم سیر تا پیازِ اطلاعاتِ
جان سمپسون رو دربیارم

503
00:28:38,905 --> 00:28:42,802
به من ربطی نداره ولی دولت فدرال
داره در موردش تحقیق می‌کنه

504
00:28:42,826 --> 00:28:46,006
فکر کردی یه پلیس تنها از یه شهر کوچیک توی
نیوجرسی چیکار می‌تونه بکنه؟

505
00:28:46,008 --> 00:28:47,760
نمی‌دونم

506
00:28:48,623 --> 00:28:52,622
ولی خواهرم سرِ اینکه داشت به یکی کمک می‌کرد
باباش رو پیدا کنه جونش رو داد

507
00:28:53,253 --> 00:28:55,731
آنا همچین آدمی بود

508
00:28:55,755 --> 00:28:59,259
،هیچوقت پشت کسی رو خالی نکرد
من هم پشتش رو خالی نمی‌کنم

509
00:29:03,138 --> 00:29:04,866
خیلی‌خب

510
00:29:04,890 --> 00:29:06,516
بریم

511
00:29:07,767 --> 00:29:09,018
تو هم میای؟

512
00:29:12,063 --> 00:29:14,774
خوراکم اینـه نذارم آدما
از زیر کاری قسر در برن

513
00:29:26,828 --> 00:29:28,556
آهای! چیکار می‌کنید؟

514
00:29:28,580 --> 00:29:30,207
پرونده‌هامون رو برمی‌داریم

515
00:29:30,999 --> 00:29:32,101
پرونده‌هاتون توی واشینگتنـه

516
00:29:32,125 --> 00:29:34,103
اینجا میز منـه -
آروم، پهلوون -

517
00:29:34,127 --> 00:29:36,105
پرونده‌ی خودکشی آنا مریک رو تحویل می‌گیرن

518
00:29:36,129 --> 00:29:38,983
چیش رو؟
وقتی مُرد پرونده بسته شد دیگه

519
00:29:39,007 --> 00:29:41,143
کارآگاه، لطفاً پرونده‌ها رو بده

520
00:29:41,145 --> 00:29:42,980
فرمانده چراغ‌سبزش رو داده

521
00:29:53,980 --> 00:29:56,525
عوضی‌ها -
چرا واست مهمـه؟ -

522
00:29:57,609 --> 00:30:00,171
،نظام بدجور دهنت رو گاییده
هنوز درس عبرت نگرفتی؟

523
00:30:00,195 --> 00:30:03,716
،ورود و خروجت رو بزن
دعا کن این مابین گوشیت زنگ نخوره

524
00:30:03,740 --> 00:30:06,010
حقوقت مهمـه، عاقبت پرونده رو بیخیال

525
00:30:06,034 --> 00:30:07,845
می‌دونم

526
00:30:07,869 --> 00:30:09,287
ولی باز هم

527
00:30:10,288 --> 00:30:12,290
نباید بی‌اجازه به وسایلم دست بزنن

528
00:30:15,110 --> 00:30:16,540
« کتاب‌خانه‌ی رایگان »

529
00:30:16,545 --> 00:30:17,855
،نه حاشیه‌ای

530
00:30:17,879 --> 00:30:19,815
نه سابقه‌ی خرابی

531
00:30:19,839 --> 00:30:22,466
هیچ سیاستمداری اینقدر پاک نیست

532
00:30:25,011 --> 00:30:27,323
چرا چاپشون می‌کنی؟

533
00:30:27,347 --> 00:30:30,034
اطلاعاتِ طرفـه

534
00:30:30,058 --> 00:30:32,912
یه مشت چرندیاتـه

535
00:30:32,936 --> 00:30:35,665
سوابقشـه

536
00:30:35,689 --> 00:30:37,917
اطلاعات دوران ارتشش رو می‌خوام

537
00:30:37,941 --> 00:30:40,878
سوابق نیروی دلتا که محرمانه‌ست ولی
شاید اسناد دولتی‌ای باشه که

538
00:30:40,902 --> 00:30:44,549
یه اشاره‌ی کلی به مأموریت‌های
برون‌مرزیِ سمپسون کرده باشه

539
00:30:44,573 --> 00:30:46,992
شاید کمک کنه بفهمیم با کی طرفیم

540
00:30:48,660 --> 00:30:49,786
ببخشید

541
00:30:50,620 --> 00:30:52,181
آرشیو نظامی‌تون کجاست؟

542
00:30:52,205 --> 00:30:54,833
منظورتون خرت و پرت‌های قدیمیـه؟
توی زیرزمینـه

543
00:30:56,585 --> 00:30:59,546
گمونم باید برم توی زیرزمین
دنبال خرت و پرت‌های قدیمی بگردم

544
00:32:19,042 --> 00:32:20,877
فلش رو رد کن بیاد

545
00:32:22,587 --> 00:32:23,755
نه

546
00:33:35,952 --> 00:33:38,705
« انبار زغال‌سنگ »
« ورود افراد متفرقه ممنوع »

547
00:34:01,394 --> 00:34:02,830
باید بریم

548
00:34:02,854 --> 00:34:04,481
جونِ لایلا هاث توی خطره

549
00:34:11,696 --> 00:34:14,133
کوره‌ی زغال‌سنگ؟

550
00:34:14,157 --> 00:34:17,052
من پلیسم! نباید از این کارها بکنی -
خفه شو -

551
00:34:17,076 --> 00:34:18,753
لطفاً بعد از شنیدن صدای بوق، پیغام بگذارید

552
00:34:18,755 --> 00:34:20,556
لایلا، منم، ریچر

553
00:34:20,580 --> 00:34:22,568
،یکی می‌خواست من رو بکُشه
ممکنـه بعدش بیان سراغ تو

554
00:34:22,570 --> 00:34:24,197
از هتل برو بیرون

555
00:34:26,127 --> 00:34:28,463
چقدر دیگه مونده؟ -
چند دقیقه -

556
00:34:29,881 --> 00:34:31,590
دوباره زنگ می‌زنم

557
00:35:06,376 --> 00:35:08,312
طبقه‌ی بالای بالان -
اتاق ۵۰۶ -

558
00:35:08,336 --> 00:35:10,045
از راه‌پله‌ی غربی برو

559
00:35:16,010 --> 00:35:17,011
« طبقه‌ی پنج »

560
00:35:41,244 --> 00:35:42,245
!لایلا

561
00:35:43,288 --> 00:35:44,538
!همونجا بمون

562
00:36:55,026 --> 00:36:56,152
تُف توش

563
00:36:59,530 --> 00:37:00,615
چی شده؟

564
00:37:06,955 --> 00:37:07,956
برگرد داخل

565
00:37:17,507 --> 00:37:18,943
خوبی؟

566
00:37:18,967 --> 00:37:20,384
گمونم

567
00:37:24,973 --> 00:37:26,641
فکر کنم دماغم شکسته

568
00:37:27,308 --> 00:37:28,702
الانـه که پلیس بیاد

569
00:37:28,726 --> 00:37:30,746
بیاید بریم -
ولی ما که آدم‌بدها نیستیم -

570
00:37:30,770 --> 00:37:32,623
اگه بپرسن چرا اینجایی چی داری بگی؟

571
00:37:32,647 --> 00:37:35,190
اخاذی جرمـه، هر چقدر هم که دلیلت موجه باشه

572
00:37:37,443 --> 00:37:38,879
خانوادت کجان؟ -
رفتن غذا بگیرن -

573
00:37:38,903 --> 00:37:40,923
بهشون زنگ می‌زنم میگم برنگردن اینجا

574
00:37:40,947 --> 00:37:44,157
اول لباس بپوش. باید همین الان بریم

575
00:37:51,416 --> 00:37:53,268
سرهاتون رو بدزدید

576
00:37:53,292 --> 00:37:55,294
حوله رو بنداز دور -
داره خون میاد -

577
00:37:58,381 --> 00:37:59,799
مِنو بردارید

578
00:38:07,432 --> 00:38:08,993
باز هم میان

579
00:38:09,017 --> 00:38:10,744
کارمندهای هتل می‌تونن ظاهرت رو توصیف کنن

580
00:38:10,768 --> 00:38:13,080
.برو لباس جدید بخر
.طوسی، آبی تیره، رنگای بی‌روح و خنثی

581
00:38:13,104 --> 00:38:14,289
چرا؟

582
00:38:14,313 --> 00:38:16,041
چون نباید جلب توجه کنی

583
00:38:16,065 --> 00:38:18,460
زنی مثل تو به قدر کافی جلب توجه می‌کنه

584
00:38:18,484 --> 00:38:20,421
برو پیش مامانت

585
00:38:20,445 --> 00:38:22,464
نقدی از یه هتل درِپیت اتاق بگیرید

586
00:38:22,488 --> 00:38:24,800
دلنشین نیست، ولی امنـه

587
00:38:24,824 --> 00:38:26,135
تو کجا میری؟

588
00:38:26,159 --> 00:38:27,410
میرم دیدنِ یه پلیس

589
00:38:37,462 --> 00:38:39,982
نه، نه، چیزی نیست. خیلی‌خب، باشه

590
00:38:40,006 --> 00:38:41,942
،وقتی برگشت
بهش بگو بهم زنگ بزنه

591
00:38:41,966 --> 00:38:44,469
مسئله‌ی مرگ و زندگیـه، خب؟

592
00:38:45,762 --> 00:38:46,804
ممنون

593
00:38:48,723 --> 00:38:50,743
یکی از رفقای انجمنش میگه

594
00:38:50,767 --> 00:38:53,454
دیروز پریروز با یه زنِ داف
از بار زده بیرون و

595
00:38:53,478 --> 00:38:55,188
هنوز برنگشته دانشگاه

596
00:38:56,856 --> 00:38:58,876
می‌ذارم خوش بگذرونه

597
00:38:58,900 --> 00:39:01,220
،به محض اینکه باهاش صحبت کنم
دنیا روی سرش خراب میشه

598
00:39:01,222 --> 00:39:03,516
یا وقتی اخبار رو ببینه -
اوناهاشش -

599
00:39:04,447 --> 00:39:06,592
باز چی می‌خوای؟

600
00:39:06,616 --> 00:39:09,494
واسم کمین کرده بودی؟ -
باید یه چیزی ازت بپرسم -

601
00:39:10,578 --> 00:39:12,181
کارآگاه تامارا گرین

602
00:39:12,205 --> 00:39:13,515
بابت خواهرت تسلیت میگم

603
00:39:13,539 --> 00:39:15,517
ببین، ساعت کاریم تموم شده

604
00:39:15,541 --> 00:39:18,062
باید وقتی میومدی که هنوز واسه
سر و کله زدن با ملت پول می‌گیرم

605
00:39:18,064 --> 00:39:20,002
معلومـه نمیومدم. داکرتی ازم بیزاره

606
00:39:20,287 --> 00:39:21,931
نمی‌ذاشت کمکم کنی

607
00:39:21,933 --> 00:39:24,485
اون پیرمرد هیچ تأثیری روی نظر من نداره

608
00:39:24,509 --> 00:39:25,903
چیکار داری؟

609
00:39:25,927 --> 00:39:27,780
از صبح که رفتم، فلشی چیزی پیدا نکردید؟

610
00:39:27,804 --> 00:39:30,069
تو هم که حرف‌های مأمورهای فدرال رو می‌زنی

611
00:39:30,098 --> 00:39:31,241
اونا هم دنبالش بودن

612
00:39:31,265 --> 00:39:32,451
اول از همه سراغ همون رو گرفتن

613
00:39:32,475 --> 00:39:34,369
همون چیزی رو بهت میگم که
به اونا هم گفتم

614
00:39:34,393 --> 00:39:37,310
‫قبل از اینکه پاشون برسه اونجا،
‫تمام مدارک و وسایل شخصی رو صورت‌جلسه کردم؛

615
00:39:37,312 --> 00:39:38,729
هیچ فلشی در کار نبود

616
00:39:41,651 --> 00:39:43,045
چرا؟ چی روشـه؟

617
00:39:43,069 --> 00:39:44,254
نمی‌دونم

618
00:39:44,278 --> 00:39:46,256
ولی ملت خیال می‌کنن
آنا مریک یه فلش داده بهم

619
00:39:46,280 --> 00:39:47,716
دو نفر می‌خواستن سرش من رو بکُشن

620
00:39:47,740 --> 00:39:48,967
از امروز صبح تا حالا؟

621
00:39:48,991 --> 00:39:50,344
روز پُردردسری بود

622
00:39:50,368 --> 00:39:52,137
،یکی توی کتاب‌خونه بهم حمله کرد
یکی توی هتل

623
00:39:52,161 --> 00:39:54,122
چی به سرشون اومد؟

624
00:39:55,706 --> 00:39:56,892
فرار کردن

625
00:39:56,916 --> 00:39:58,977
احیاناً مأمورهای فدرال حرفی نزدن که

626
00:39:59,001 --> 00:40:00,604
…شاید بتونه -
،ببین -

627
00:40:00,628 --> 00:40:03,023
من فقط می‌دونم که یه زن توی
متروی شهر من خودش رو کُشته

628
00:40:03,047 --> 00:40:05,567
اونقدر قضیه مهم بوده که
مأمورهای فدال خودشون پرونده رو دست گرفتن

629
00:40:05,591 --> 00:40:08,112
حالا میگی یه عده به خاطر
یه فلش اومدن سراغت؟

630
00:40:08,136 --> 00:40:10,239
به نظرم خودت هم یه غلط‌هایی کردی

631
00:40:10,263 --> 00:40:12,825
همونطور که گفتم فرار کردن

632
00:40:12,849 --> 00:40:14,743
بندِ انگشتت داغون شده، صورتت کبوده و

633
00:40:14,767 --> 00:40:17,538
پشتِ گوشت هم خونِ مُرده هست

634
00:40:17,562 --> 00:40:19,272
خونِ من نیست

635
00:40:20,982 --> 00:40:23,919
می‌دونی چیـه؟ نه سرِ پیازم، نه تهِ پیاز

636
00:40:23,943 --> 00:40:26,588
سر و کله زدن با معتادهای اوردوزی و
دزدای فروشگاه‌های «واوا» بسمـه

637
00:40:26,612 --> 00:40:29,177
می‌خوای قهرمان‌بازی در بیاری؟ راحت باش

638
00:40:29,179 --> 00:40:31,552
من فقط روزشماری می‌کنم
این پنج سال تموم شه و بازنشست بشم

639
00:40:31,576 --> 00:40:33,512
دو شبـه پشت سر هم شیفت وایمیستم

640
00:40:33,536 --> 00:40:36,932
الان میرم خونه، اسپرت‌سنتر می‌بینم و
کپه‌ام رو می‌ذارم

641
00:40:36,956 --> 00:40:39,768
کمک اضافه می‌خوای؟
کارآگاه گجت رو داری دیگه

642
00:40:39,792 --> 00:40:41,586
باز هم تسلیت میگم

643
00:40:43,963 --> 00:40:45,566
حالا چیکار کنیم؟

644
00:40:45,590 --> 00:40:47,442
با سمپسون صحبت می‌کنیم

645
00:40:47,466 --> 00:40:49,778
تو می‌رونی -
تا خودِ واشینگتن؟ -

646
00:40:49,802 --> 00:40:52,531
نهایت یکی دو روز راهـه -
نه، نه، نمی‌تونم ماشین رو بیارم -

647
00:40:52,555 --> 00:40:54,366
توی دردسر میفتم

648
00:40:54,390 --> 00:40:56,160
باید برگردونمش نیوجرسی

649
00:40:56,184 --> 00:41:00,455
هر شب ساعت ۶ یه قطار
از ایستگاه پن میره واشینگتن

650
00:41:00,479 --> 00:41:01,856
اونجا می‌بینمت

651
00:41:03,191 --> 00:41:04,650
خیلی‌خب

652
00:41:06,652 --> 00:41:07,904
خیلی‌خب

653
00:41:08,905 --> 00:41:10,031
خیلی‌خب

654
00:41:10,033 --> 00:41:16,517
‫« ترجمه از علی محمدخانی و امـیـر ستارزاده »
<font color="#00ffff">‫::. H1tmaN & AliMK_Sub .::</font>

655
00:41:16,518 --> 00:41:23,001
:در تلگرام
<font color="#00ffff"><font color="#c53cff">@AliMK_Sub<font color="#00ffff"></font> & <font color="#51abff">@H1tmaN_Sub</font></font></font>

656
00:41:23,002 --> 00:41:24,605
مایلیم باهات صحبت کنیم

657
00:41:24,629 --> 00:41:28,066
غریبه‌های کت‌شلواری
وسط روز می‌خوان صحبت کنن؟

658
00:41:28,090 --> 00:41:29,842
مجله‌ی «برج دیده‌بان» پخش می‌کنید؟

659
00:41:31,260 --> 00:41:32,487
تفنگ بی‌هوشی؟

660
00:41:32,511 --> 00:41:34,489
واسه خوابوندنِ یه گوریل هم کافیـه

661
00:41:34,513 --> 00:41:36,450
حالا معلوم میشه

662
00:41:36,474 --> 00:41:38,559
بگیریدش

663
00:41:43,314 --> 00:41:45,667
تقلا کردن فایده‌ای نداره، آقای ریچر

664
00:41:45,691 --> 00:41:46,859
…دارو همین الان

665
00:41:49,362 --> 00:41:50,780
!بگیریدش

666
00:41:52,156 --> 00:41:53,406
یالا

667
00:41:53,496 --> 00:42:02,836
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

668
00:42:02,837 --> 00:42:12,175
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

669
00:42:12,176 --> 00:42:14,856
<font color="#00f300">♪ John Lee Hooker - Boom Boom ♪</font>

