1
00:00:00,121 --> 00:00:06,486
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

2
00:00:06,486 --> 00:00:07,946
‫آنچه در ریچر گذشت...

3
00:00:07,946 --> 00:00:09,546
‫دیگه هیچکس نمی‌تونه کمکم کنه

4
00:00:10,657 --> 00:00:12,200
‫ایشون کارآگاه "تامارا گرین"ـه

5
00:00:12,200 --> 00:00:13,368
‫باهامون تماس گرفتن و گفتن

6
00:00:13,368 --> 00:00:14,995
‫- یه عده دیگه ازت سوال دارن
‫- چی ممکنه بهم داده باشه

7
00:00:14,995 --> 00:00:16,413
‫که دولت اینقدر نگرانشه؟

8
00:00:16,413 --> 00:00:18,540
‫- دنبال چی می‌گردین؟
‫- فلش درایو

9
00:00:18,540 --> 00:00:19,624
‫رئیس‌تون کیه؟

10
00:00:19,624 --> 00:00:20,625
‫من "لیلا"ـم

11
00:00:20,625 --> 00:00:22,794
‫قول داد هرکاری از دستش برمیاد برای
‫ پیدا کردن پدرم انجام بده، و همین‌کارم کرد

12
00:00:22,794 --> 00:00:24,212
‫آدم مهمیه

13
00:00:24,212 --> 00:00:25,922
‫نماینده مجلس، جان سمسون

14
00:00:25,922 --> 00:00:27,466
‫و می‌خوای با اطلاعاتی که آنا

15
00:00:27,466 --> 00:00:29,092
‫از پنتاگون برات دزدید
‫ازش اخاذی کنی

16
00:00:29,092 --> 00:00:30,969
‫جیکوب، واکنش خواهرزاده‌ت
‫به شنیدن خبرش چی بود؟

17
00:00:30,969 --> 00:00:32,012
‫هنوز نتونستم پیداش کنم

18
00:00:32,012 --> 00:00:33,430
‫ ظاهراً خواهرت یه سری
‫ اطلاعات محرمانه دزدیده...

19
00:00:33,430 --> 00:00:34,765
‫کجا داری میری؟

20
00:00:34,765 --> 00:00:36,365
‫می‌خوام هرچی می‌تونم
‫در مورد جان سمسون بفهمم

21
00:00:37,267 --> 00:00:38,351
‫باشه

22
00:00:38,351 --> 00:00:39,728
‫- بیا بریم
‫- توام میای؟

23
00:00:39,728 --> 00:00:42,662
‫خوب بلدم نذارم کسی قسر در بره

24
00:00:47,027 --> 00:00:48,627
‫بگیرینش

25
00:01:24,606 --> 00:01:26,858
‫به جمع‌مون خوش اومدی

26
00:01:30,862 --> 00:01:32,531
‫چقدر بیهوش بودم؟

27
00:01:32,531 --> 00:01:34,131
‫نمی‌دونم والا

28
00:01:35,116 --> 00:01:37,452
‫یکی دو ساعت پیش که به‌هوش اومدیم
‫تو اینجا بودی

29
00:01:37,452 --> 00:01:40,580
‫دارت بیهوشی بهم زدن

30
00:01:40,580 --> 00:01:42,180
‫دو بار

31
00:01:43,166 --> 00:01:44,334
‫شما رو چطوری گیر انداختن؟

32
00:01:44,334 --> 00:01:45,836
‫هی

33
00:01:45,836 --> 00:01:47,254
‫دارن تماشامون می‌کنن

34
00:01:47,254 --> 00:01:49,172
‫احتمالاً به حرف‌هامونم گوش میدن

35
00:01:49,172 --> 00:01:51,508
‫خودشون می‌دونن شما چطوری
‫سر از اینجا درآوردین

36
00:01:52,926 --> 00:01:54,526
‫ضرری نداره بهم بگین

37
00:01:55,428 --> 00:01:57,806
‫رسیدم خونه، به محض اینکه
‫اسلحه‌مو گذاشتم توی گاوصندوق

38
00:01:59,015 --> 00:02:01,226
‫حتماً یکی توی خونه‌م قایم شده بوده

39
00:02:01,226 --> 00:02:03,061
‫بوی کلروفرم حس کردم

40
00:02:03,061 --> 00:02:04,271
‫و اینجا بیدار شدم

41
00:02:04,271 --> 00:02:05,897
‫من داشتم می‌رفتم سمت
‫ایستگاه اتوبوس نزدیک خونه‌م

42
00:02:05,897 --> 00:02:07,566
‫که بیام نیویورک پیشت

43
00:02:07,566 --> 00:02:09,693
‫یهویی سینه‌م سوخت

44
00:02:09,693 --> 00:02:11,987
‫پایین رو نگاه کردم و یه دارت دیدم

45
00:02:11,987 --> 00:02:14,281
‫بعدش یه مشت برگ...

46
00:02:14,281 --> 00:02:16,157
‫روی درخت‌ها دیدم...

47
00:02:17,492 --> 00:02:19,092
‫و اینجا بیدار شدم

48
00:02:20,662 --> 00:02:22,205
‫فقط من رو بستن

49
00:02:22,205 --> 00:02:24,374
‫آره. مگه تابحال خودت رو ندیدی؟

50
00:02:25,709 --> 00:02:27,127
‫هیچکدوممون نتونستیم ببینیم چه شکلین

51
00:02:27,127 --> 00:02:29,713
‫تو می‌دونی کی دزدیدت؟

52
00:02:29,713 --> 00:02:31,715
‫اونایی نبودن که دیروز اومدن سراغت؟

53
00:02:32,841 --> 00:02:33,967
‫مامورهای سیا بودن

54
00:02:33,967 --> 00:02:35,260
‫خودشون گفتن؟

55
00:02:35,260 --> 00:02:37,429
‫لازم نبود بگن

56
00:02:37,429 --> 00:02:39,598
‫نه حقوق میراندا رو برامون خوندن
‫نه حرفی از "قانون میهن‌دوستی" زدن

57
00:02:39,598 --> 00:02:41,683
‫و نه اتهامی برامون تراشیدن

58
00:02:41,683 --> 00:02:43,685
‫یعنی اختیار دستگیر کردن‌مون رو ندارن

59
00:02:43,685 --> 00:02:45,937
‫ولی هیچ مشکلی با استفاده از
‫ داروی بیهوشی، دزدیدن

60
00:02:45,937 --> 00:02:48,981
‫و حبس کردن‌مون توی جایی که
‫با توجه به بو و نبود نور طبیعی

61
00:02:48,981 --> 00:02:51,234
‫فقط می‌تونم تصور کنم زیرزمینه نداشتن

62
00:02:51,234 --> 00:02:53,653
‫کدوم سازمان دولتی
‫بهتر از همه به این توصیفات می‌خوره؟

63
00:02:53,653 --> 00:02:57,115
‫فکر می‌کردم سیا اجازه نداره
‫توی خاک کشور فعالیت کنه

64
00:02:57,115 --> 00:02:59,117
‫واقعاً مسخره‌ست
‫آخه دزدیدن یه ولگرد یه چیزه...

65
00:02:59,117 --> 00:03:02,120
‫البته توهین نباشه...
‫ولی دزدیدن افسرهای پلیس؟

66
00:03:02,120 --> 00:03:03,720
‫خب اینا یعنی چی؟

67
00:03:04,539 --> 00:03:06,624
‫یعنی به‌فنا رفتیم

68
00:03:22,474 --> 00:03:25,352
‫- این چیه؟
‫- ماده‌ی محرکه. که کاملاً سرحال بیای

69
00:03:25,352 --> 00:03:26,770
‫همین الانشم سرحالم

70
00:03:26,770 --> 00:03:28,271
‫هرکاری بهم میگن انجام میدم

71
00:03:28,271 --> 00:03:31,191
‫بهت گفتن این سوزن رو بکنی توی چشمت؟

72
00:03:31,191 --> 00:03:33,693
‫چون اگر سعی کنی بزنیش تو دستم
‫همین بلا سرت میاد

73
00:03:33,693 --> 00:03:35,403
‫به‌نظر میاد کاملاً بیدار و سرحاله

74
00:03:36,488 --> 00:03:38,088
‫بیخیال آمپول، دکتر

75
00:03:40,408 --> 00:03:41,493
‫گردنت چطوره؟

76
00:03:41,493 --> 00:03:43,578
‫سر تو چطوره؟

77
00:03:43,578 --> 00:03:45,789
‫شنیدم خماری بعد از آرام‌بخش
‫خیلی ناجوره

78
00:03:49,793 --> 00:03:51,378
‫ببینم می‌تونین اینا رو بزنین بهم یا نه

79
00:03:51,378 --> 00:03:53,004
‫نه، شک نکن می‌زنیم

80
00:03:53,004 --> 00:03:55,465
‫تنها سوال اینه که
‫راحت می‌زنیمش یا به زور

81
00:03:59,552 --> 00:04:01,680
‫دوز رو بیشتر کردیم

82
00:04:01,680 --> 00:04:03,640
‫پس می‌خوای کله‌شق‌بازی دربیاری

83
00:04:03,640 --> 00:04:06,101
‫یا می‌خوای تمومش کنیم بره، آقای ریچر؟

84
00:04:06,101 --> 00:04:08,478
‫همون ریچر خالی کافیه

85
00:04:39,009 --> 00:04:41,636
‫جک ریچر. اسم میانی نداری

86
00:04:41,636 --> 00:04:43,596
‫مامان بابات به خودشون زحمت ندادن؟

87
00:04:45,265 --> 00:04:48,184
‫جک دیگه چه اسم کوچیکیه؟
‫جک که اسم مستعاره

88
00:04:48,184 --> 00:04:50,520
‫تو اسم خودتو بگو
‫تا بتونیم با هم مقایسه‌شون کنیم

89
00:04:53,189 --> 00:04:54,315
‫خیلی‌خب

90
00:04:54,315 --> 00:04:55,608
‫تو "وینکن"ـی

91
00:04:55,608 --> 00:04:57,360
‫اونم "بلینکن"ـه و اونم "ناد"ـه

92
00:04:57,360 --> 00:04:59,279
‫از اون لالایی هلندی مشهور

93
00:04:59,279 --> 00:05:01,281
‫چون خوابوندیمت
‫این اسم‌ها رو رومون گذاشتی؟

94
00:05:01,281 --> 00:05:03,241
‫این اسم‌ها رو روتون گذاشتم
‫چون قبل از بیرون رفتن از این اتاق

95
00:05:03,241 --> 00:05:04,841
‫همه‌تون رو می‌خوابونم

96
00:05:14,252 --> 00:05:17,047
‫متخصص‌هامون داده‌هاش رو بررسی کردن
‫و تنها چیزی که توی فلشه

97
00:05:17,047 --> 00:05:21,009
‫نقاشی‌های معمولی یه دانشجوئه

98
00:05:21,009 --> 00:05:22,385
‫چرا؟

99
00:05:22,385 --> 00:05:24,596
‫شاید تمام تلاشش رو نمی‌کنه

100
00:05:24,596 --> 00:05:25,764
‫فلش اون دست تو چیکار می‌کنه؟

101
00:05:25,764 --> 00:05:27,432
‫- لازمش داشتم
‫- برای چی؟

102
00:05:31,895 --> 00:05:34,189
‫به‌نظرم لازمش داشتی
‫که اطلاعات فلشی که از آنا مریک

103
00:05:34,189 --> 00:05:36,858
‫قبل از خودکشیش توی قطار گرفتی رو کپی کنی

104
00:05:38,068 --> 00:05:40,487
‫اون فلش کجاست؟

105
00:05:40,487 --> 00:05:42,197
‫نمی‌دونم منظورت چیه

106
00:05:42,197 --> 00:05:44,657
‫فقط تو باهاش برخورد داشتی

107
00:05:44,657 --> 00:05:46,659
‫و فلش همراهش نبود

108
00:05:47,827 --> 00:05:49,079
‫فکر می‌کنی احمقیم؟

109
00:05:49,079 --> 00:05:50,679
‫آره

110
00:05:53,041 --> 00:05:55,043
‫زنی که توی پارک بود کی بود؟

111
00:05:56,127 --> 00:05:58,922
‫همونی که گذاشتی فلش رو باز کنه
‫و محتویاتش رو ببینه؟

112
00:06:01,674 --> 00:06:03,274
‫اون کجاست؟

113
00:06:03,718 --> 00:06:05,428
‫بذار حدس بزنم

114
00:06:05,428 --> 00:06:07,430
‫بیشتر توان‌تون رو صرف من کردین
‫چون خیال می‌کردین

115
00:06:07,430 --> 00:06:09,390
‫من مشکل‌ساز میشم
‫و راحت از پس اون برمیاین

116
00:06:09,390 --> 00:06:12,852
‫و بعد از اینکه منو بیهوش کردین
‫برگشتین سراغش ولی غیبش زده بود

117
00:06:12,852 --> 00:06:14,979
‫از دست یکی از
‫ افسرهای رده پایینت فرار کرده بود

118
00:06:16,147 --> 00:06:18,274
‫قرار بود تو مراقبش باشی، بلینکن؟

119
00:06:18,274 --> 00:06:20,193
‫بهت می‌خوره از اون کسخل‌هایی باشی

120
00:06:20,193 --> 00:06:22,487
‫که به خودش پشت‌پا بزنه
‫و دستش تا مچ بره تو کون خودش

121
00:06:22,487 --> 00:06:23,947
‫نظرت چیه پامو بکنم تو کون تو؟

122
00:06:23,947 --> 00:06:25,740
‫اگر می‌تونی بکن

123
00:06:25,740 --> 00:06:27,340
‫الان وقت این حرفا نیست

124
00:06:28,326 --> 00:06:30,203
‫باشه، می‌دونیم

125
00:06:30,203 --> 00:06:32,038
‫آدم گردن‌کلفتی هستی

126
00:06:32,038 --> 00:06:33,705
‫پرونده‌تو خوندیم

127
00:06:35,208 --> 00:06:36,793
‫ولی دوست‌هات که اون بیرونن چی؟

128
00:06:36,793 --> 00:06:38,378
‫اونا دوست‌هام نیستن

129
00:06:38,378 --> 00:06:39,879
‫تازه امروز دیدمشون

130
00:06:39,879 --> 00:06:42,132
‫تو و سرکار مریک
‫داشتین با فلش واسه خودتون می‌چرخیدین

131
00:06:42,132 --> 00:06:45,426
‫و قبل از دستگیری‌تون دیدیم
‫داشتی با کارآگاه گرین حرف می‌زدی

132
00:06:45,426 --> 00:06:48,388
‫حالا... فقط می‌تونیم
‫فرض رو بر این بذاریم

133
00:06:48,388 --> 00:06:50,598
‫که اونا همدست‌هاتن

134
00:06:50,598 --> 00:06:52,517
‫خواستیم اول با تو حرف بزنیم

135
00:06:52,517 --> 00:06:54,561
‫چون گفتیم شاید بخوای
‫باهامون راه بیای تا اونا درد نکشن

136
00:06:54,561 --> 00:06:56,729
‫ولی ظاهراً اصلاً برات مهم نیست
‫چه بلایی سر اونا میاد

137
00:07:02,694 --> 00:07:04,821
‫هیچکس نمی‌دونه شما سه تا اینجایین

138
00:07:04,821 --> 00:07:07,282
‫عین نیروهای دشمن
‫توی خاک آمریکا باهاتون رفتار می‌کنیم

139
00:07:07,282 --> 00:07:09,033
‫می‌تونیم هرکاری دلمون خواست بکنیم

140
00:07:10,410 --> 00:07:12,328
‫حالا شاید...

141
00:07:12,328 --> 00:07:13,928
‫تو بتونی تحمل کنی

142
00:07:15,331 --> 00:07:16,931
‫تا یه مدت

143
00:07:18,543 --> 00:07:20,628
‫ولی به‌نظرت اونا تحملشون چقدره؟

144
00:07:25,800 --> 00:07:27,468
‫ببرینش بیرون
‫زنه رو برام بیارین

145
00:07:27,468 --> 00:07:29,068
‫باشه

146
00:07:30,346 --> 00:07:32,223
‫باشه چی؟

147
00:07:32,223 --> 00:07:33,823
‫سوال‌هات رو جواب میدم

148
00:07:38,188 --> 00:07:39,788
‫حالا بهتر شد

149
00:07:41,524 --> 00:07:43,484
‫خب بیا دوباره امتحان کنیم

150
00:07:44,485 --> 00:07:47,572
‫فلشی که آنا مریک
‫توی قطار بهت داد کجاست؟

151
00:08:22,649 --> 00:08:24,234
‫دیدی گفتم؟

152
00:08:24,234 --> 00:08:29,155
‫« ریــچــر »

153
00:08:37,179 --> 00:08:43,419
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

154
00:08:43,419 --> 00:08:46,839
‫از داخل صدای درگیری شدید میومد
‫ولی حالا هیچ صدایی نمیاد

155
00:08:46,839 --> 00:08:48,466
‫گندش بزنن

156
00:08:51,386 --> 00:08:53,096
‫الو؟ الو؟

157
00:08:56,140 --> 00:08:58,559
‫یا خدا

158
00:08:58,559 --> 00:09:00,812
‫فکر کردیم اونا دارن
‫تو رو کتک می‌زنن

159
00:09:00,812 --> 00:09:02,689
‫کجا داری میری؟

160
00:09:04,399 --> 00:09:05,999
‫ولمون کرد رفت؟

161
00:09:32,343 --> 00:09:34,178
‫- اینو بگیر
‫- باشه

162
00:09:34,178 --> 00:09:35,930
‫معنی این زنگ تلفن
‫همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

163
00:09:35,930 --> 00:09:37,530
‫به‌زودی برامون مهمون میاد

164
00:09:41,853 --> 00:09:43,453
‫شاید اشتباه گرفتن

165
00:09:46,316 --> 00:09:48,192
‫حالا دارن به گوشی‌ها زنگ می‌زنن
‫اونم چندین گوشی

166
00:09:48,192 --> 00:09:49,610
‫یعنی بیشتر از یه نفر تو راهه

167
00:09:49,610 --> 00:09:52,405
‫- اسلحه‌هاشون رو برداشتی؟
‫- اسلحه نداشتن. حتماً گذاشتن یه جای امن

168
00:09:52,405 --> 00:09:54,324
‫فکر می‌کردن چون بهت دستبند زده بودن
‫اسلحه لازم نداشتن

169
00:09:54,324 --> 00:09:55,924
‫اشتباه فکر می‌کردن

170
00:09:56,576 --> 00:09:58,411
‫خیلی‌خب. حالا امتحان کن

171
00:10:03,207 --> 00:10:04,751
‫کیف‌هاتون روی میز اون یکی اتاقه

172
00:10:04,751 --> 00:10:06,351
‫باشه

173
00:10:11,966 --> 00:10:13,566
‫یا خدا

174
00:10:26,773 --> 00:10:28,373
‫نگران نباش، پیغام می‌ذارن

175
00:10:30,401 --> 00:10:31,986
‫وقت‌مون داره تموم میشه!

176
00:10:31,986 --> 00:10:33,696
‫یکم دیگه مونده

177
00:10:33,696 --> 00:10:35,296
‫باید به‌زور دربیای

178
00:10:37,575 --> 00:10:39,786
‫فکر کنم گیر کردم

179
00:10:46,918 --> 00:10:48,518
‫برین. برگردین داخل. برگردین داخل

180
00:10:57,845 --> 00:10:59,445
‫درو ببند

181
00:11:02,266 --> 00:11:03,866
‫برین، برین، برین!

182
00:11:24,455 --> 00:11:25,790
‫تعداد بیشتری دارن میان؟

183
00:11:25,790 --> 00:11:27,542
‫بریم سمت کوچه

184
00:11:45,977 --> 00:11:47,577
‫سوار شین

185
00:11:48,771 --> 00:11:51,273
‫مامور سیا نیستم!
‫روی ونم عکس گربه‌ست بابا!

186
00:11:54,068 --> 00:11:55,668
‫برو!

187
00:11:59,615 --> 00:12:01,200
‫تو کی هستی؟

188
00:12:01,200 --> 00:12:03,828
‫راسل پلام، خبرنگار مستقلم

189
00:12:03,828 --> 00:12:05,163
‫هی، مراقب باش!

190
00:12:05,163 --> 00:12:06,763
‫یا خدا!

191
00:12:08,207 --> 00:12:11,127
‫دیدم دیروز با برانکارد بردنت داخل
‫و چند ساعت بعد

192
00:12:11,127 --> 00:12:13,421
‫شما دو تا رو بردن داخل
‫الان چندین هفته‌ست اون ساختمون رو

193
00:12:13,421 --> 00:12:14,839
‫- زیر نظر دارم
‫- چرا؟

194
00:12:14,839 --> 00:12:17,425
‫فکر می‌کردم بازداشتگاه مخفی سیاست
‫و درست فکر می‌کردم

195
00:12:17,425 --> 00:12:19,093
‫دیدم دارین فرار می‌کنین
‫و اومدم کمک‌تون

196
00:12:19,093 --> 00:12:20,595
‫آخه واسه چی؟

197
00:12:20,595 --> 00:12:23,514
‫برای مقاله‌م، قراره اتفاقاتی
‫که داره اونجا میفته رو افشا کنیم

198
00:12:23,514 --> 00:12:25,114
‫اون داخل چه خبر بود؟

199
00:12:26,100 --> 00:12:28,394
‫- جوابشو بده دیگه
‫- من؟ من که نمی‌دونم

200
00:12:28,394 --> 00:12:30,354
‫خب خواهرت چیکار داشته می‌کرده
‫که بخاطرش سیای کوفتی

201
00:12:30,354 --> 00:12:32,773
‫- اومد منو دزدید؟
‫- نمی‌دونم والا

202
00:12:32,773 --> 00:12:35,443
‫آنا کارمند پنتاگون بوده
‫پس هرچی توی فلشیه که دنبالشن

203
00:12:35,443 --> 00:12:37,403
‫حتماً مربوط به ارتشه

204
00:12:37,403 --> 00:12:38,905
‫باید مطمئن بشیم

205
00:12:38,905 --> 00:12:40,072
‫چطوری بفهمیم؟

206
00:12:40,072 --> 00:12:43,451
‫یکی رو سراغ دارم که می‌تونه کمک کنه
‫فقط باید بریم واشینگتن

207
00:12:43,451 --> 00:12:47,288
‫بریم واشینگتن؟
‫بیرون رو نگاه کن داداش

208
00:12:47,288 --> 00:12:48,888
‫الان توی واشینگتن هستیم

209
00:12:51,459 --> 00:12:53,419
‫قضیه چیه؟

210
00:13:19,153 --> 00:13:22,323
‫دارم در مورد سری‌ترین
‫سازمان دنیا تحقیق می‌کنم

211
00:13:22,323 --> 00:13:23,923
‫تا جای ممکن احتیاط می‌کنم

212
00:13:45,012 --> 00:13:46,722
‫قلم از شمشیر قوی‌تره

213
00:13:47,932 --> 00:13:49,475
‫بستگی داره شمشیر دست کی باشه

214
00:13:49,475 --> 00:13:51,978
‫من فقط یه قلم لازم دارم
‫حالا می‌بینین

215
00:13:51,978 --> 00:13:53,854
‫- اینا دیگه چیه؟
‫- تحقیقاتمه

216
00:13:53,854 --> 00:13:55,481
‫سال‌هاست دارم در مورد
‫سازمان سیا تحقیق می‌کنم

217
00:13:56,357 --> 00:13:58,025
‫- چرا؟
‫- چون مشغول یه عالمه

218
00:13:58,025 --> 00:14:00,486
‫کارهای مشکوک و کثیفن
‫که مردم باید ازشون باخبر بشن

219
00:14:00,486 --> 00:14:03,364
‫منسون رو آموزش دادن
‫روی قتل کندی سرپوش گذاشتن

220
00:14:03,364 --> 00:14:05,366
‫کاری کردن از واشینگتن پست اخراج بشم

221
00:14:05,366 --> 00:14:07,076
‫حالا فقط کافیه همه‌شو اثبات کنم

222
00:14:07,076 --> 00:14:08,244
‫نویسنده‌ی پست بودی؟

223
00:14:08,244 --> 00:14:11,330
‫پست. بعدش واشینگتن اگزمینر
‫بعدش واشینگتن سیتی‌پیپر

224
00:14:11,330 --> 00:14:13,291
‫و بعدش برای چند تا نشریات مجانی

225
00:14:13,291 --> 00:14:14,667
‫هیچکدومشون دنبال حقیقت نبودن

226
00:14:14,667 --> 00:14:17,169
‫همه‌شون برده‌ی ارباب‌های
‫سازمانی و سیاسی‌شون هستن

227
00:14:17,169 --> 00:14:20,131
‫حالا فقط اینترنتی کار می‌کنم

228
00:14:20,131 --> 00:14:23,134
‫اخبارم رو مستقیم می‌رسونم دست مردم

229
00:14:23,134 --> 00:14:24,734
‫بدون هیچ فیلتری

230
00:14:26,637 --> 00:14:28,180
‫یا خدا

231
00:14:28,180 --> 00:14:31,058
‫هی، ساختمون سیا اون سمت خیابونه

232
00:14:31,058 --> 00:14:33,728
‫پشت پنجره واینستا

233
00:14:33,728 --> 00:14:34,895
‫اینجا جامون امنه؟

234
00:14:34,895 --> 00:14:36,897
‫احتمالاً

235
00:14:36,897 --> 00:14:38,566
‫می‌دونن با ماشین فرار کردیم

236
00:14:38,566 --> 00:14:40,610
‫بعید می‌دونم توی همین محله دنبال‌مون بگردن

237
00:14:40,610 --> 00:14:42,737
‫آره ساختمون رو دور زدم
‫و از ورودی پشتی اومدم داخل

238
00:14:42,737 --> 00:14:45,364
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم
‫میگم، می‌خوای ببینیشون؟

239
00:14:46,365 --> 00:14:48,909
‫همه‌جای پشت‌بوم دوربین کار گذاشتم

240
00:14:48,909 --> 00:14:50,620
‫اینجا رو باش

241
00:14:52,580 --> 00:14:54,180
‫این تویی

242
00:14:54,707 --> 00:14:57,627
‫اکثر کسایی که برای سیا کار می‌کنن
‫نمی‌دونن بازداشتگاه‌های سری کجان

243
00:14:57,627 --> 00:14:58,753
‫تو از کجا می‌دونی؟

244
00:14:58,753 --> 00:15:00,464
‫خب، رد دستمزد ساخت‌وساز

245
00:15:00,464 --> 00:15:02,716
‫یکی از بازداشتگاه‌های
‫سری لو رفته توی خارج کشور

246
00:15:02,716 --> 00:15:05,343
‫که از طریق هزارتویی از
‫شرکت‌های صوری پرداخت شده بود رو زدم

247
00:15:05,343 --> 00:15:08,054
‫یکی از اون شرکت‌های صوری

248
00:15:08,054 --> 00:15:10,640
‫به یه شرکت مسئولیت محدود مرتبط بود
‫که هیچ درآمد مشخصی نداشت

249
00:15:10,640 --> 00:15:12,767
‫ولی تونسته بود اون ساختمون
‫روبه‌رویی رو بخره

250
00:15:12,767 --> 00:15:15,102
‫برای همین...

251
00:15:15,102 --> 00:15:16,937
‫یه نگاهی به نقشه انداختم...

252
00:15:16,937 --> 00:15:18,481
‫و می‌دونی چی فهمیدم؟

253
00:15:18,481 --> 00:15:21,859
‫ساختمونش روی یکی از تونل‌های بخار قدیمیه
‫که زیر خیابون سفارت‌ها کشیده شده

254
00:15:21,859 --> 00:15:25,154
‫حتماً پای یه عملیات مخفی غیرقانونی
‫سازمان سیا درمیونه، مگه نه؟

255
00:15:25,154 --> 00:15:28,699
‫برای همین اینجا رو
‫به قیمت خوب و یواشکی خریدم

256
00:15:28,699 --> 00:15:30,868
‫چون ساختمونش...

257
00:15:30,868 --> 00:15:32,620
‫خب، اصولاً حکم تخریبش اومده

258
00:15:32,620 --> 00:15:35,039
‫صاحبش به حکمش اعتراض کرده
‫ولی بدجوری پول لازمه

259
00:15:35,039 --> 00:15:36,499
‫اینجا مستقر شدم و زیر نظر گرفتمش

260
00:15:36,499 --> 00:15:38,626
‫و بعدش دیدم که دارن

261
00:15:38,626 --> 00:15:41,545
‫ورقه‌های فولادی و
‫تجهیزات جوشکاری می‌برن داخل

262
00:15:41,545 --> 00:15:44,757
‫حدس می‌زنم برای سلولی چیزی بوده

263
00:15:44,757 --> 00:15:46,926
‫درسته؟ توی سلول حبس‌تون کردن؟

264
00:15:46,926 --> 00:15:49,387
‫آره. برای چند ساعت

265
00:15:49,387 --> 00:15:50,930
‫می‌دونستم

266
00:15:50,930 --> 00:15:53,140
‫جوری افشاش می‌کنم که بیا و ببین

267
00:15:53,140 --> 00:15:54,934
‫بالاخره یه پولیتزر می‌برم

268
00:15:54,934 --> 00:15:57,186
‫شهادت‌تون رو لازم دارم

269
00:15:57,186 --> 00:15:58,437
‫نـه

270
00:15:58,437 --> 00:16:01,482
‫ولی... من که نجاتتون دادم

271
00:16:01,482 --> 00:16:03,776
‫باید فراموش کنی که ما رو دیدی

272
00:16:03,776 --> 00:16:05,945
‫افتادی وسط ماجرایی
‫که لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنته

273
00:16:07,488 --> 00:16:08,864
‫- مقاله‌ی من...
‫- همین الانشم

274
00:16:08,864 --> 00:16:11,466
‫چند نفر بخاطر این قضیه مردن، راسل
‫دلت نمی‌خواد قربانی بعدی باشی

275
00:16:12,451 --> 00:16:14,245
‫خیلی‌خب. حالا چیکار کنیم؟

276
00:16:15,121 --> 00:16:16,539
‫کنیم؟

277
00:16:16,539 --> 00:16:19,083
‫مگه نمی‌خواستی راحت بگذرونی
‫تا بالاخره بازنشسته بشی؟

278
00:16:19,083 --> 00:16:22,336
‫منو بیهوش کردن
‫و 250 کیلومتر از خونه‌م دور کردن

279
00:16:22,336 --> 00:16:23,713
‫دیگه پام گیره

280
00:16:23,713 --> 00:16:26,382
‫حالا که سیا دنبال‌مونه
‫حمل‌ونقل عمومی خطرناکه

281
00:16:26,382 --> 00:16:28,801
‫خواهرم توی فیلادلفیا سوار قطار بود

282
00:16:28,801 --> 00:16:30,636
‫پس حتماً ماشینش هنوزم توی پارکینگشه

283
00:16:30,636 --> 00:16:31,887
‫خونه‌ش همین اطراف بود

284
00:16:31,887 --> 00:16:34,014
‫احتمالاً تا الان خونه‌شو زیر و رو کردن

285
00:16:34,014 --> 00:16:36,684
‫احتمالاً امنه، ولی حواستون رو جمع کنین

286
00:16:36,684 --> 00:16:37,768
‫تو می‌خوای چیکار کنی؟

287
00:16:37,768 --> 00:16:39,019
‫میرم دنبال جان سمسون بگردم

288
00:16:39,019 --> 00:16:41,981
‫نماینده‌ی مجلسه؟
‫اون چه ربطی به این قضایا داره؟

289
00:16:41,981 --> 00:16:43,482
‫می‌خوام برم همینو بفهمم

290
00:16:43,482 --> 00:16:44,859
‫- اینا گوشی اعتبارین؟
‫- آره

291
00:16:44,859 --> 00:16:46,459
‫راحت باش

292
00:16:47,361 --> 00:16:48,738
‫شماره‌هاتون رو حفظ کردم

293
00:16:48,738 --> 00:16:50,197
‫شماره‌ی خودمو با پیامک براتون می‌فرستم

294
00:16:50,197 --> 00:16:51,240
‫وقتی ماشین رو گیر آوردین
‫بهم زنگ بزنین

295
00:16:51,240 --> 00:16:52,840
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

296
00:16:55,745 --> 00:16:57,621
‫دنبال یه جای سکونت دیگه بگرد

297
00:17:00,499 --> 00:17:02,099
‫ای بابا

298
00:17:20,603 --> 00:17:23,439
‫بفرما جلو

299
00:17:42,875 --> 00:17:44,585
‫جناب نماینده سمسون امروز هستن؟

300
00:17:44,585 --> 00:17:46,212
‫بله هستن. شما؟

301
00:17:46,212 --> 00:17:47,755
‫یکی از مردم حوزه‌ی انتخاباتیش

302
00:17:47,755 --> 00:17:50,424
‫ببخشید جناب. فعلاً وقت ندارن

303
00:17:50,424 --> 00:17:52,051
‫اسم‌تون رو بهم میگین؟

304
00:17:52,051 --> 00:17:53,677
‫میشه به‌جاش یه یادداشت براش بنویسم؟

305
00:17:53,677 --> 00:17:55,277
‫بله حتماً

306
00:18:03,312 --> 00:18:06,106
‫« شاهد مرگ زنی بودم که اسم تو رو آورد »

307
00:18:06,106 --> 00:18:08,734
‫« جک ریچر بدون اسم میانی
‫سرگرد بازنشسته‌ی ارتش آمریکا »

308
00:18:09,944 --> 00:18:12,404
‫بهش بگو دم کامیون‌های غذافروشی
‫نزدیک نشنال‌مال منتظرشم

309
00:18:39,348 --> 00:18:41,058
‫یکی داشته اینجا
‫دنبال فلش می‌گشته

310
00:18:49,275 --> 00:18:51,110
‫خواهرزاده‌ته؟

311
00:18:54,071 --> 00:18:56,115
‫آره، ای‌کاش جواب زنگ‌هامو می‌داد

312
00:18:56,115 --> 00:18:57,715
‫دیگه دارم نگران میشم

313
00:19:00,119 --> 00:19:02,663
‫خودت که می‌دونی دانشجوها چجورین

314
00:19:02,663 --> 00:19:05,165
‫من چندین روز طول می‌کشید
‫تا جواب زنگ مامانم رو بدم

315
00:19:10,504 --> 00:19:12,590
‫پارکینگش اونجاست. میرم سوئیچش رو بیارم

316
00:19:21,098 --> 00:19:22,698
‫هی، اینجا نیست

317
00:19:23,934 --> 00:19:25,534
‫بیخیال سوئیچش

318
00:19:27,646 --> 00:19:28,856
‫ماشینش کجاست؟

319
00:19:28,856 --> 00:19:30,456
‫نمی‌دونم

320
00:19:33,736 --> 00:19:37,156
‫کارت شناسایی پنتاگون آنا اینجاست

321
00:19:37,156 --> 00:19:40,200
‫زیر یه مشت نامه‌ست
‫نامه‌های قدیمی

322
00:19:40,200 --> 00:19:42,077
‫انگار چندین هفته‌ست
‫از کارتش استفاده نکرده

323
00:19:43,162 --> 00:19:45,289
‫حتماً خواهرت با عجله رفته

324
00:19:45,289 --> 00:19:46,889
‫حتی غذاش رو هم تموم نکرده

325
00:19:50,502 --> 00:19:53,005
‫گندش بزنن

326
00:19:53,005 --> 00:19:54,605
‫هنوزم گرمه

327
00:20:31,293 --> 00:20:32,461
‫ممنون

328
00:20:32,461 --> 00:20:34,129
‫لطفت رو جبران کردم

329
00:20:53,107 --> 00:20:56,110
‫سرگرد ریچر. بلند نشو

330
00:20:56,110 --> 00:20:58,737
‫من الزبث سمسونم، همسر جناب نماینده

331
00:20:58,737 --> 00:21:01,073
‫ایشونم رئیس حراست‌مون
‫آقای "اسپرینگ‌فیلد"ـه

332
00:21:01,073 --> 00:21:03,325
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود
‫که اسم کامل و درجه‌ت رو نوشتی

333
00:21:03,325 --> 00:21:05,744
‫که بتونیم در موردت تحقیق کنیم
‫و بدونیم با کی طرفیم

334
00:21:05,744 --> 00:21:07,344
‫وگرنه ممکن بود نیایم

335
00:21:08,539 --> 00:21:10,457
‫گفتی یکی از مردم
‫حوزه‌ی انتخاباتی جان هستی

336
00:21:10,457 --> 00:21:12,543
‫ولی هیچ آدرس کارولینای شمالی
‫توی سوابقت پیدا نکردیم

337
00:21:12,543 --> 00:21:14,086
‫اصلاً هیچ آدرسی پیدا نکردیم

338
00:21:14,086 --> 00:21:17,006
‫آدرس ندارم. ولی سه بار
‫توی کارولینای شمالی خدمت کردم

339
00:21:17,006 --> 00:21:18,606
‫برای همین با خودم گفتم
‫ همین خودش کافیه

340
00:21:19,508 --> 00:21:21,552
‫که اینطور

341
00:21:21,552 --> 00:21:23,262
‫و چرا اینجا رو برای ملاقات انتخاب کردی؟

342
00:21:23,262 --> 00:21:25,014
‫از دیروز تا حالا هیچی نخورده بودم

343
00:21:25,014 --> 00:21:26,098
‫چرا؟

344
00:21:26,098 --> 00:21:28,559
‫چون سازمان سیا
‫منو بیهوش کرد و دزدید

345
00:21:30,019 --> 00:21:31,619
‫پس بهتره غذات رو تموم کنی

346
00:21:37,443 --> 00:21:40,446
‫اکثر رسوایی‌ها در مورد چیزیه
‫که زن طرف ازش بی‌خبره

347
00:21:40,446 --> 00:21:42,031
‫با فرستادن تو
‫می‌خواسته یه پیام بفرسته

348
00:21:42,031 --> 00:21:44,575
‫جان منو نفرستاده

349
00:21:44,575 --> 00:21:46,994
‫می‌خواستم شخصاً ببینم
‫ارزش داری برات وقت بذاره

350
00:21:46,994 --> 00:21:49,538
‫یا قضیه‌ یه تلاش رقت‌انگیز برای اخاذیه

351
00:21:49,538 --> 00:21:52,833
‫از شوهرت هیچی نمی‌خوام جز حقیقت

352
00:21:52,833 --> 00:21:55,627
‫پریشب یه کارمند پنتاگون
‫جلوی چشم‌هام خودکشی کرد

353
00:21:55,627 --> 00:21:58,338
‫و اسم جان رو آورد؟

354
00:21:59,423 --> 00:22:01,592
‫- عملاً آره
‫- "عملاً" کافی نیست

355
00:22:02,760 --> 00:22:05,137
‫چرا فکر می‌کنی شوهرم
‫توی این قضیه دخیله؟

356
00:22:05,137 --> 00:22:07,056
‫جسارت نباشه، ولی سوال‌هام در مورد مسائلیه

357
00:22:07,056 --> 00:22:08,724
‫که احتمالاً شوهرت بهت نمیگه

358
00:22:08,724 --> 00:22:10,726
‫پس حتی اگرم بپرسم
‫بعیده جوابش رو بدونی

359
00:22:10,726 --> 00:22:12,326
‫هیچ رازی بین من و جان نیست

360
00:22:13,395 --> 00:22:14,995
‫شاید

361
00:22:21,111 --> 00:22:24,239
‫هتل، چند بلوک دورتر از اینجا

362
00:22:24,239 --> 00:22:26,075
‫قراره جناب نماینده امشب اونجا
‫توی یه مراسم شام سخنرانی کنه

363
00:22:26,075 --> 00:22:27,576
‫الان داره توی اتاقش آماده میشه

364
00:22:27,576 --> 00:22:29,912
‫منتظرته

365
00:22:29,912 --> 00:22:32,623
‫می‌تونه پنج دقیقه برات وقت بذاره
‫همین و بس

366
00:22:37,419 --> 00:22:39,019
‫میشه منو برسونین؟

367
00:22:40,422 --> 00:22:42,022
‫آره می‌تونم

368
00:22:52,851 --> 00:22:54,603
‫آره، فکر کنم همین کافیه

369
00:22:55,896 --> 00:22:58,565
‫من اسلحه‌شو نگه می‌دارم

370
00:22:58,565 --> 00:23:00,067
‫توام یه اسلحه لازم داری

371
00:23:00,067 --> 00:23:02,027
‫خواهرت اسلحه‌ای توی خونه‌ش نگه نمی‌داره؟

372
00:23:04,446 --> 00:23:06,323
‫یکی... داره

373
00:23:07,950 --> 00:23:09,868
‫ولی باهاش...

374
00:23:09,868 --> 00:23:12,703
‫آره، شرمنده

375
00:23:16,125 --> 00:23:18,794
‫اگر سازمان سیا بود
‫به گوشی این یارو زنگ می‌زدن

376
00:23:21,672 --> 00:23:23,674
‫جواب بده. تظاهر کن آنایی

377
00:23:32,599 --> 00:23:34,199
‫الو؟

378
00:23:35,853 --> 00:23:37,604
‫بله خودمم

379
00:23:37,604 --> 00:23:39,204
‫نه نیست

380
00:23:40,023 --> 00:23:42,693
‫نمی‌دونم والا، ولی اگر دیدمش بهش میگم

381
00:23:44,695 --> 00:23:47,614
‫دیگه باید برم، درگیر یه کاریم

382
00:23:47,614 --> 00:23:49,214
‫ممنون که تماس گرفتین

383
00:23:53,579 --> 00:23:55,789
‫یکی از مربی‌های فوتبال بن بود

384
00:23:57,833 --> 00:23:59,433
‫نرفته سر تمرین

385
00:24:31,533 --> 00:24:32,743
‫اسنپ

386
00:24:32,743 --> 00:24:34,828
‫بیا تو، ریچر
‫با هم حرف داریم

387
00:24:36,246 --> 00:24:39,124
‫کرکل. پاپ

388
00:24:39,124 --> 00:24:40,709
‫بفرما بشین

389
00:24:40,709 --> 00:24:43,170
‫نه ممنون. سمسون کجاست؟

390
00:24:44,546 --> 00:24:45,756
‫توی بد دردسری افتادی

391
00:24:45,756 --> 00:24:48,217
‫بهمون گفتی اون شب
‫آنا مریک توی مترو

392
00:24:48,217 --> 00:24:49,760
‫- هیچی بهت نگفت
‫- آره خب نگفت

393
00:24:49,760 --> 00:24:53,013
‫خب، توی یادداشتی که برای
‫نماینده فرستادی یه چیز دیگه گفتی

394
00:24:53,013 --> 00:24:55,224
‫به بازرس‌های فدرال دروغ گفتی

395
00:24:55,224 --> 00:24:56,725
‫مردم برای همچین چیزی میفتن زندان

396
00:24:56,725 --> 00:24:58,602
‫- من نمیفتم
‫- چرا نمیفتی؟

397
00:24:58,602 --> 00:25:01,688
‫خودتون رو معرفی نکردین
‫ممکن بود هرکسی باشین

398
00:25:01,688 --> 00:25:04,441
‫پس اگر کارت شناسایی نشونت می‌دادیم
‫راستش رو بهمون می‌گفتی؟

399
00:25:04,441 --> 00:25:05,692
‫آره

400
00:25:05,692 --> 00:25:08,779
‫خب... اسم جان سمسون رو آورد؟

401
00:25:10,113 --> 00:25:11,114
‫نه

402
00:25:11,114 --> 00:25:12,824
‫پس از کجا شنیدیش؟

403
00:25:12,824 --> 00:25:14,409
‫از مامورهای سیا

404
00:25:14,409 --> 00:25:15,911
‫کی با مامورهای سیا حرف زدی؟

405
00:25:15,911 --> 00:25:17,511
‫وقتی منو دزدیدن

406
00:25:21,500 --> 00:25:23,210
‫چرا باید سازمان سیا تو رو بدزده؟

407
00:25:23,210 --> 00:25:24,711
‫فکر می‌کنن چیزی می‌دونم

408
00:25:24,711 --> 00:25:25,796
‫چیزی می‌دونی؟

409
00:25:25,796 --> 00:25:27,673
‫می‌دونم یه بازداشتگاه مخفی غیرقانونی

410
00:25:27,673 --> 00:25:29,967
‫توی یه ساختمون قدیمی
‫سر نبش هاپکینز و پی دارن

411
00:25:29,967 --> 00:25:31,677
‫برین خودتون ببینین

412
00:25:31,677 --> 00:25:35,180
‫تا جایی که من می‌بینم، سازمان سیا
‫خیلی بیشتر از من اطلاعات داره

413
00:25:35,180 --> 00:25:36,723
‫اگر سوالی دارین، از خودشون بپرسین

414
00:25:36,723 --> 00:25:38,058
‫می‌خوای یه توصیه‌ای بهت بکنم؟

415
00:25:38,058 --> 00:25:39,142
‫نه

416
00:25:39,142 --> 00:25:41,520
‫در زمان اشتباه در مکان اشتباه بودی

417
00:25:41,520 --> 00:25:42,980
‫و چیزی دیدی که نباید می‌دیدی

418
00:25:42,980 --> 00:25:45,023
‫یه اتفاق ناجوری جلوت افتاد

419
00:25:45,023 --> 00:25:47,025
‫و به عنوان یه بازرس سابق
‫می‌خوای در موردش تحقیق کنی

420
00:25:47,025 --> 00:25:49,611
‫چون حس ششمت داره بهت میگه
‫یه جای کار می‌لنگه

421
00:25:49,611 --> 00:25:53,657
‫ولی این پرونده‌ای نیست
‫که بتونی ببندیش

422
00:25:53,657 --> 00:25:55,325
‫ولش کن برو

423
00:25:55,325 --> 00:25:57,869
‫چون اگر همینطوری
‫توی مسائلی که بهت ربطی نداره سرک بکشی

424
00:25:57,869 --> 00:25:59,537
‫سرتو از دست میدی

425
00:26:12,509 --> 00:26:14,261
‫- بله؟
‫- به مشکلی برنخوردین؟

426
00:26:14,261 --> 00:26:16,513
‫چیزی نبوده که از پسش برنیایم
‫تو چی؟

427
00:26:16,513 --> 00:26:18,724
‫منم همینطور. باید بیاین دنبالم

428
00:26:18,724 --> 00:26:21,310
‫نمی‌تونیم. ماشین آنا اینجا نیست

429
00:26:21,310 --> 00:26:22,936
‫به داکرتی گفتم
‫اعلام کنه گشتی‌ها دنبالش بگردن

430
00:26:24,062 --> 00:26:26,148
‫ممکنه مامورهای فدرال
‫ماشین رو بردن بگردن

431
00:26:26,148 --> 00:26:27,733
‫شاید

432
00:26:27,733 --> 00:26:29,067
‫ولی خونه رو حسابی گشتن

433
00:26:29,067 --> 00:26:30,736
‫احتمالاً می‌تونستن همزمان
‫ماشین رو هم توی پارکینگ بگردن

434
00:26:30,736 --> 00:26:32,154
‫شاید دزدیده شده

435
00:26:32,154 --> 00:26:33,530
‫تصادف خیلی عجیبی میشه

436
00:26:33,530 --> 00:26:34,990
‫تصادف‌ها به‌ندرت پیش میان

437
00:26:34,990 --> 00:26:38,660
‫پس تنها گزینه‌ای که می‌مونه
‫اینه که آنا با ماشینش رفته فیلادلفیا

438
00:26:38,660 --> 00:26:40,662
‫بعدش، به دلایلی...

439
00:26:40,662 --> 00:26:43,040
‫پیاده شده و سوار مترو شده

440
00:26:43,040 --> 00:26:45,459
‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟
‫- نمی‌دونم والا

441
00:26:45,459 --> 00:26:47,127
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردین؟

442
00:26:47,127 --> 00:26:49,087
‫بن نرفته تمرین فوتبال

443
00:26:49,087 --> 00:26:50,756
‫بورسیه داره

444
00:26:50,756 --> 00:26:52,549
‫می‌دونه اگر گند بزنه
‫بورسیه‌شو از دست میده

445
00:26:52,549 --> 00:26:54,926
‫برام مهم نیست
‫زنی که باهاش آشنا شده چه شکلیه

446
00:26:54,926 --> 00:26:58,055
‫امکان نداره بخاطر هیچ دختری
‫بورسیه‌شو به خطر بندازه

447
00:26:58,055 --> 00:27:00,640
‫باید برگردیم فیلادلفیا و پیداش کنیم

448
00:27:01,725 --> 00:27:03,060
‫نمی‌تونیم با حمل‌و‌نقل عمومی بریم

449
00:27:03,060 --> 00:27:04,269
‫یه ماشین لازم داریم

450
00:27:04,269 --> 00:27:06,563
‫یکی رو می‌شناسم
‫که می‌تونیم ماشینش رو قرض بگیریم

451
00:27:08,648 --> 00:27:09,649
‫برگشتی

452
00:27:09,649 --> 00:27:10,901
‫کسی ندید داری میای تو ساختمون؟

453
00:27:10,901 --> 00:27:12,527
‫- از پشت اومدم
‫- خوبه

454
00:27:12,527 --> 00:27:15,197
‫چون دو تا آدم کت‌وشلواری
‫سوار یه سواری با پلاک دولتی

455
00:27:15,197 --> 00:27:16,865
‫چند لحظه پیش دم بازداشتگاه مخفی نگه داشتن

456
00:27:16,865 --> 00:27:20,243
‫با این پلاک‌شون بعیده از سیا باشن
‫ولی نمی‌دونم والا

457
00:27:20,243 --> 00:27:21,709
‫ممکنه اف‌بی‌ای یا سازمان امنیت ملی باشن

458
00:27:21,709 --> 00:27:23,413
‫ولی اونا پلاک‌های معمولی دارن
‫که جلب توجه نکنن

459
00:27:23,413 --> 00:27:26,541
‫پس حدس می‌زنم از سازمان امنیت و ضدجاسوسی
‫دفاعی یا سازمان تحقیقات جنایی دفاعی باشن

460
00:27:26,541 --> 00:27:29,169
‫بگذریم، درو شکستن، رفتن داخل

461
00:27:29,169 --> 00:27:31,380
‫هیچی پیدا نمی‌کنن
‫چون قبل از اینکه برسن

462
00:27:31,380 --> 00:27:33,799
‫مامورهای سیا زدن به چاک
‫مقاله‌ی منم از دستم پرید

463
00:27:33,799 --> 00:27:35,842
‫دیگه کاملاً اونجا رو خالی کردن

464
00:27:35,842 --> 00:27:37,928
‫نمی‌دونم چجوری از وجود
‫بازداشتگاهه باخبر شدن

465
00:27:37,928 --> 00:27:39,846
‫- من بهشون گفتم
‫- چرا همچین کاری کردی؟

466
00:27:39,846 --> 00:27:42,516
‫چون می‌خواستم سازمان سیا
‫دغدغه‌ی دیگه‌ای جز ما پیدا کنه

467
00:27:42,516 --> 00:27:44,559
‫- ما؟
‫- به کمکت احتیاج دارم

468
00:27:44,559 --> 00:27:46,311
‫می‌دونستم راضی میشی

469
00:27:46,311 --> 00:27:48,105
‫خیلی‌خب، ولی قبل از رفتن
‫یه گوشی اعتباری دیگه لازم دارم

470
00:27:48,105 --> 00:27:50,816
‫ممکنه موقع ملاقاتم با مامورهای اف‌بی‌آی
‫سیگنال گوشی منو شناسایی کرده باشن

471
00:27:50,816 --> 00:27:53,485
‫- ممکنه همین الان مشغول ردیابیش باشن
‫- بذار وسایلم رو بردارم

472
00:27:53,485 --> 00:27:56,196
‫و نگران نباش، آدم مفیدیم
‫حالا می‌بینی

473
00:27:56,196 --> 00:27:57,823
‫می‌تونم هر اطلاعاتی خواستی گیر بیارم

474
00:27:57,823 --> 00:28:00,033
‫پشیمون نمیشی

475
00:28:00,033 --> 00:28:02,577
‫پیشینه‌ی کاملت رو برای مقاله‌م لازم دارم

476
00:28:02,577 --> 00:28:05,414
‫البته از طرز رفتارت و سوالات صریحت

477
00:28:05,414 --> 00:28:07,707
‫و جواب‌های محدودت
‫ مشخصه نظامی سابقی

478
00:28:07,707 --> 00:28:11,544
‫باعث میشه حس کنم یجور بازرسی چیزی هستی

479
00:28:18,802 --> 00:28:20,402
‫گندش بزنن

480
00:28:42,200 --> 00:28:43,869
‫به‌نظرت چیزی بهمون میگن؟

481
00:28:43,869 --> 00:28:45,454
‫من نشان دارم

482
00:28:45,454 --> 00:28:47,956
‫ریچر شبیه تمام نگهبان‌هاییه
‫که تابحال زدن سیاه و کبودشون کردن

483
00:28:48,415 --> 00:28:51,501
‫و توام یه دایی هستی که نگران دوستشونی
‫همه‌شون یه دلیلی برای حرف زدن دارن

484
00:28:51,501 --> 00:28:53,587
‫به حرف میان

485
00:29:03,805 --> 00:29:06,475
‫وایسا ببینم، خانم مریک فوت کرده؟

486
00:29:06,475 --> 00:29:08,059
‫چطوری؟

487
00:29:08,059 --> 00:29:10,270
‫خودکشی کرده

488
00:29:10,270 --> 00:29:13,398
‫کسی خبری از بن نشنیده؟

489
00:29:15,233 --> 00:29:17,319
‫مسئله هرچی که هست
‫با حرف زدن لوش نمیدین

490
00:29:17,319 --> 00:29:20,113
‫دوست بدی نیستین، فقط...

491
00:29:20,113 --> 00:29:22,073
‫ممکنه خطری چیزی تهدیدش کنه

492
00:29:22,073 --> 00:29:23,658
‫هنوزم پیش اون دختره‌ست

493
00:29:23,658 --> 00:29:25,660
‫از این بابت مطمئنی؟

494
00:29:25,660 --> 00:29:27,704
‫نه، ولی دختره بدجوری خوش اندامه

495
00:29:27,704 --> 00:29:29,039
‫منم بودم بخاطرش نمیومدم تمرین

496
00:29:29,039 --> 00:29:32,000
‫هی، خفه‌خون بگیر، باشه؟

497
00:29:32,000 --> 00:29:33,543
‫قضیه جدیه

498
00:29:33,543 --> 00:29:35,545
‫ببین...

499
00:29:35,545 --> 00:29:37,714
‫اگر یه مشکل جدی پیش نیومده بود
‫امکان نداشت بن تمرین رو بپیچونه

500
00:29:41,134 --> 00:29:42,719
‫هی، وایسا

501
00:29:42,719 --> 00:29:44,304
‫باید برم کلاس، داداش

502
00:29:44,304 --> 00:29:45,904
‫- یه چیزی می‌دونی
‫- نه نمی‌دونم

503
00:29:47,641 --> 00:29:49,309
‫دست به ماشینم نزن لعنتی

504
00:29:49,309 --> 00:29:51,019
‫تف توش. آخ! لعنتی!

505
00:29:51,019 --> 00:29:52,646
‫- دیوونه شدی؟ آروم باش
‫- ولم کن لعنتی! کون لقت!

506
00:29:52,646 --> 00:29:53,855
‫- یه چیزی می‌دونه
‫- هی، آروم باش!

507
00:29:53,855 --> 00:29:55,690
‫- ولم کن!
‫- خیلی‌خب، آروم باش پسرجون

508
00:29:55,690 --> 00:29:57,692
‫- فقط می‌خوایم دوستت رو پیدا کنیم
‫- کون لقت بابا

509
00:29:57,692 --> 00:30:00,028
‫با من اینطوری حرف نزن
‫چون من تنها چیزیم که بین تو

510
00:30:00,028 --> 00:30:02,030
‫و این غول تشنی که پشت سرمه وایساده

511
00:30:03,865 --> 00:30:06,159
‫پس یه نفس عمیق بکش...

512
00:30:06,952 --> 00:30:08,552
‫و اسمت رو بهم بگو

513
00:30:10,121 --> 00:30:11,373
‫کالین

514
00:30:11,373 --> 00:30:12,624
‫خیلی‌خب، کالین

515
00:30:12,624 --> 00:30:14,251
‫می‌دونی بن کجاست؟

516
00:30:18,046 --> 00:30:20,131
‫اذیت نکن دیگه پسر، لطفاً بگو

517
00:30:20,131 --> 00:30:22,551
‫مادر بن مُرده

518
00:30:22,551 --> 00:30:25,971
‫نگرانیم برای خودشم
‫اتفاق بدی افتاده باشه

519
00:30:25,971 --> 00:30:28,223
‫باشه

520
00:30:28,223 --> 00:30:29,641
‫فقط... جلوی خانم نه

521
00:30:29,641 --> 00:30:31,241
‫چرا نه؟

522
00:30:33,645 --> 00:30:35,855
‫تو فقط... برو

523
00:30:41,361 --> 00:30:42,961
‫باشه. میرم توی ماشین می‌شینم

524
00:30:47,284 --> 00:30:49,119
‫خیلی‌خب

525
00:30:49,119 --> 00:30:50,870
‫حرف بزن

526
00:30:50,870 --> 00:30:52,163
‫خیلی‌خب

527
00:30:52,163 --> 00:30:54,374
‫نمی‌دونم بن کجاست
‫ولی دختره رو می‌شناختم

528
00:30:54,374 --> 00:30:56,293
‫همونی که اون شب همراهش رفت

529
00:30:56,293 --> 00:30:57,502
‫مدل اونلی‌فنزه

530
00:30:57,502 --> 00:30:59,102
‫اونلی‌فنز چیه؟

531
00:31:00,922 --> 00:31:01,923
‫وایسا ببینم، جدی میگه

532
00:31:01,923 --> 00:31:05,760
‫مثل یجور... سایت پورن
‫برای اشخاص مستقل می‌مونه

533
00:31:05,760 --> 00:31:08,847
‫می‌تونی توش با دخترها حرف بزنی
‫و برای یه سری چیزها بهشون پول بدی

534
00:31:08,847 --> 00:31:11,057
‫یعنی برای انجام اعمال جنسی
‫توی اینترنت بهش پول دادی؟

535
00:31:11,057 --> 00:31:13,351
‫- نه
‫- پس چی؟

536
00:31:13,351 --> 00:31:14,853
‫خب...

537
00:31:14,853 --> 00:31:16,453
‫برای ویدئوهای خاص پول دادم

538
00:31:16,771 --> 00:31:18,371
‫ویدئوهای...

539
00:31:20,108 --> 00:31:21,708
‫پاهاش

540
00:31:22,694 --> 00:31:25,113
‫اگر داشتی پاهاش رو می‌دیدی
‫از کجا می‌دونی همون دختره‌ست؟

541
00:31:25,113 --> 00:31:27,365
‫چون توی لایو دیدمش و باهاش حرف زدم

542
00:31:27,365 --> 00:31:28,908
‫براش جوراب و این چیزها خریدم

543
00:31:28,908 --> 00:31:32,329
‫- چرا براش جوراب خریدی؟
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

544
00:31:32,329 --> 00:31:34,664
‫- تو شناختیش، آره؟
‫- آره

545
00:31:34,664 --> 00:31:36,916
‫به محض اینکه اومد توی کافه
‫و با بن حرف زد

546
00:31:38,001 --> 00:31:39,669
‫خیلی‌خب، پس...

547
00:31:39,669 --> 00:31:41,269
‫پیج اونلی‌فنزش رو برام بفرست

548
00:31:42,797 --> 00:31:44,397
‫بجنب

549
00:31:45,550 --> 00:31:47,594
‫ببین، اون داخل هیچی نگفتم

550
00:31:47,594 --> 00:31:50,263
‫چون نمی‌خوام کسی بفهمه
‫توی اینترنت چیکار می‌کنم

551
00:31:50,263 --> 00:31:52,057
‫آخه... خجالت‌آوره

552
00:31:53,058 --> 00:31:54,658
‫آره

553
00:31:59,272 --> 00:32:00,899
‫چی فهمیدین؟

554
00:32:00,899 --> 00:32:02,817
‫اینکه جامعه به‌فنا رفته

555
00:32:08,031 --> 00:32:09,658
‫عه، خانم بالاخره تشریف آورد

556
00:32:09,658 --> 00:32:11,826
‫با اینکه جاش وایسادم
‫جواب تلفنش رو نمیده

557
00:32:11,826 --> 00:32:13,870
‫بعدش واسم کار هم می‌فرسته

558
00:32:13,870 --> 00:32:16,164
‫الان حوصله ندارم
‫امروز روز خیلی سختی بوده

559
00:32:16,164 --> 00:32:18,166
‫- چیزی در مورد دختره فهمیدی یا نه؟
‫- آره، اسم واقعیش

560
00:32:18,166 --> 00:32:19,709
‫"مری الن دنیلز"ـه

561
00:32:19,709 --> 00:32:22,545
‫اسم اینترنتیش "منحرف بدبو"ـه

562
00:32:22,545 --> 00:32:23,713
بخاطر ‫ویدئوهای پاهاش

563
00:32:23,713 --> 00:32:26,257
‫ظاهراً فروختن عکس‌های مستهجن شغل دومشه

564
00:32:26,257 --> 00:32:29,969
‫حضوری هم انجام میده
‫دو بار به جرم فاحشگی بازداشت شده

565
00:32:29,969 --> 00:32:32,722
‫از اون باکلاس‌ها هم هست
‫ساعتی 5 هزار دلار می‌گیره

566
00:32:32,722 --> 00:32:36,226
‫امکان نداره بن بتونه همچین پولی بده
‫و اگرم می‌تونست نمی‌داد

567
00:32:36,226 --> 00:32:38,061
‫آدرسی ازش داری؟

568
00:32:38,061 --> 00:32:41,106
‫اف‌بی‌آی پرونده‌ی خودکشی رو
‫ازمون گرفت، گرین

569
00:32:41,106 --> 00:32:43,942
‫همکارت منم، نه معاون سگه و سرکار ولگرد

570
00:32:44,984 --> 00:32:46,903
‫دختره یه فرد گم‌شده
‫توی حوزه‌ی ماست

571
00:32:46,903 --> 00:32:48,279
‫دارم وظیفه‌مو انجام میدم

572
00:32:48,279 --> 00:32:49,989
‫حالا آدرس کوفتیشو رد کن بیاد

573
00:32:55,954 --> 00:32:57,747
‫خانم دنیلز؟

574
00:32:57,747 --> 00:32:59,347
‫پلیس فیلادلفیا

575
00:33:00,792 --> 00:33:02,711
‫شرایط اضطراریه؟

576
00:33:02,711 --> 00:33:04,378
‫آره

577
00:33:11,886 --> 00:33:13,486
‫یا خدا

578
00:33:39,122 --> 00:33:40,874
‫هرکی این‌کارو کرده تازه‌کار نبوده

579
00:33:41,833 --> 00:33:44,085
‫هدف این زخم‌ها این بوده
‫که تا حد ممکن زجرش بدن

580
00:33:44,085 --> 00:33:45,712
‫ولی زنده نگهش دارن

581
00:33:45,712 --> 00:33:47,312
‫عجله نکردن

582
00:33:48,631 --> 00:33:50,550
‫زخم کشنده رو گذاشتن برای آخر کار

583
00:33:50,550 --> 00:33:52,761
‫پس از کارشون لذت بردن

584
00:33:52,761 --> 00:33:55,013
‫کسایی که اومدن سراغ من و لیلا هات
‫کارشون رو با چاقو بلد بودن

585
00:33:55,013 --> 00:33:56,598
‫ممکنه کار اونا بوده باشه

586
00:33:56,598 --> 00:33:59,976
‫پزشکی قانونی باید یه نگاهی به چاقوی
‫کسی بندازه که اومد سراغ من

587
00:33:59,976 --> 00:34:01,686
‫و ببینه با این زخم‌ها همخوانی داره یا نه

588
00:34:01,686 --> 00:34:04,063
‫باشه. کجاست؟

589
00:34:04,063 --> 00:34:05,982
‫توی یه زغال‌دونی توی زیرزمین

590
00:34:05,982 --> 00:34:08,401
‫ساختمون اصلی کتابخونه‌ی عمومی فیلادلفیا

591
00:34:08,401 --> 00:34:10,028
‫کنار جسد یارو

592
00:34:10,028 --> 00:34:11,654
‫تو که گفتی جفتشون فرار کردن

593
00:34:11,654 --> 00:34:13,364
‫- دروغ گفتم
‫- خوشم نمیاد که دروغ گفتی

594
00:34:13,364 --> 00:34:16,117
‫وقتی با هم همکاری می‌کنیم، باید همه‌چی رو
‫به‌هم بگیم. باید دیروز بهم می‌گفتی

595
00:34:16,117 --> 00:34:19,370
‫لازم نبود دیروز بفهمی
‫حالا لازمه

596
00:34:19,370 --> 00:34:21,039
‫بعلاوه، از خودم دفاع کردم

597
00:34:23,041 --> 00:34:25,418
‫به‌صورت ناشناس خبر میدم

598
00:34:25,418 --> 00:34:27,921
‫پزشکی قانونی می‌تونه اثر انگشتش رو
‫با هرچیزی که اینجا پیدا کرد مطابقت بده

599
00:34:27,921 --> 00:34:29,631
‫مطمئنی فقط از خودت دفاع کردی؟

600
00:34:29,631 --> 00:34:32,217
‫همون‌طوری که وقتی اون مامورهای سیا رو
‫ناکار کردم و نجاتت دادم

601
00:34:32,217 --> 00:34:33,927
‫دفاع از خود بود

602
00:34:35,136 --> 00:34:36,736
‫حالت خوبه؟

603
00:34:38,306 --> 00:34:39,891
‫من...

604
00:34:39,891 --> 00:34:41,491
‫توی یه شهر کوچیک بزرگ شدم

605
00:34:44,103 --> 00:34:46,231
‫اونجا رو دوست داشتم

606
00:34:47,857 --> 00:34:49,457
‫حال و هواش

607
00:34:50,944 --> 00:34:52,544
‫مردمش

608
00:34:54,197 --> 00:34:57,659
‫و مثل پدرم مامور پلیس شدم...

609
00:34:59,202 --> 00:35:00,870
‫که از اون شهر محافظت کنم

610
00:35:00,870 --> 00:35:04,249
‫ولی راستشو بخواین
‫پلیس بودن توی میفیلد

611
00:35:04,249 --> 00:35:06,376
‫چندان سخت نیست

612
00:35:06,376 --> 00:35:09,963
‫فقط باید نوجوون‌هایی که
‫پشت دبیرستان مشروب می‌خورن رو متفرق کنی

613
00:35:09,963 --> 00:35:13,466
‫اجازه بدی توی چهارم جولای ترقه بترکونن

614
00:35:13,466 --> 00:35:15,093
‫ولی ترقه بمبی‌هاشونن رو ازشون بگیری

615
00:35:16,386 --> 00:35:18,763
‫هیچوقت مجبور نشدم اسلحه بکشم

616
00:35:18,763 --> 00:35:21,365
‫چه برسه به اینکه مجبور بشم
‫چیزی که توی اون اتاق بود رو ببینم

617
00:35:22,767 --> 00:35:24,367
‫این اصلاً خجالت نداره

618
00:35:26,271 --> 00:35:28,064
‫یه جایی پیاده‌ت می‌کنیم

619
00:35:28,064 --> 00:35:30,483
‫و می‌تونی زنگ بزنی یکی از دوست‌هات
‫تا بیاد دنبالت و ببرت نیوجرسی

620
00:35:34,362 --> 00:35:37,031
‫خواهرزاده‌م دست کساییه
‫که اون دختر رو تکه‌پاره کردن

621
00:35:39,242 --> 00:35:42,120
‫حتی اگرم به قیمت جونم تموم بشه
‫خواهرزاده‌م رو پس می‌گیرم

622
00:35:42,120 --> 00:35:45,790
‫و می‌فهمم چی باعث شد خواهرم
‫دست به همچین کاری بزنه

623
00:35:45,790 --> 00:35:47,790
‫و بعدش کسی که
‫پشت این قضایاست رو پیدا می‌کنم...

624
00:35:50,003 --> 00:35:51,603
‫و کاری می‌کنم تقاص کارهاشو پس بده

625
00:35:53,256 --> 00:35:54,856
‫پس هدف‌مون یکیه

626
00:36:00,847 --> 00:36:03,975
‫می‌دونی، ممکنه بعضی‌ها فکر کنن
‫این کار خواهرزاده‌ش بوده

627
00:36:05,685 --> 00:36:07,562
‫با یه زن آشنا میشه

628
00:36:07,562 --> 00:36:08,813
‫باهاش میره خونه

629
00:36:08,813 --> 00:36:10,523
‫دختره نمی‌خواد باهاش بخوابه

630
00:36:10,523 --> 00:36:11,941
‫میگه آلتش کوچیکه یا هرچی...

631
00:36:11,941 --> 00:36:14,694
‫اونم عصبانی میشه، و تا به خودش میاد
‫می‌بینه داره تکه‌پاره‌ش می‌کنه

632
00:36:14,694 --> 00:36:16,529
‫فرار می‌کنه، زنگ می‌زنه مامانش
‫و بهش میگه چیکار کرده

633
00:36:16,529 --> 00:36:18,615
‫مادرشم نمی‌تونه تحمل کنه
‫که پسر نازنینش قاتله

634
00:36:18,615 --> 00:36:19,782
‫برای همین دخل خودشو میاره

635
00:36:19,782 --> 00:36:23,161
‫توی این فرضیه‌، بن زنگ می‌زنه
‫آنا مریک و اعتراف می‌کنه

636
00:36:23,161 --> 00:36:25,914
‫آنا هم اسلحه‌شو برمی‌داره
‫توی تابستون پالتوی زمستونیش رو می‌پوشه

637
00:36:25,914 --> 00:36:28,166
‫ساعت‌ها رانندگی می‌کنه
‫ماشینش رو پارک می‌کنه

638
00:36:28,166 --> 00:36:30,585
‫سوار مترو میشه
‫و یه تیر تو سر خودش خالی می‌کنه

639
00:36:30,585 --> 00:36:32,128
‫اونم دقیقاً همون شبی که از قضا

640
00:36:32,128 --> 00:36:34,255
‫داشته یواشکی اطلاعات محرمانه
‫از پنتاگون خارج می‌کرده

641
00:36:34,255 --> 00:36:37,383
‫منم باهات موافقم
‫فقط میگم باید گزارشش کنم

642
00:36:37,383 --> 00:36:39,344
‫و بن آخرین نفریه
‫که همراه دختره دیده شده

643
00:36:39,344 --> 00:36:42,430
‫درهرصورت، اگر پسره زنده‌ست
‫و امیدوارم زنده باشه...

644
00:36:42,430 --> 00:36:43,973
‫بدجوری توی دردسر میفته

645
00:36:43,973 --> 00:36:46,559
‫اینم بماند که نمی‌دونیم
‫کجا باید دنبالش بگردیم

646
00:36:47,769 --> 00:36:50,063
‫روحمونم خبر نداره
‫قضیه از چه قراره، مگه نه؟

647
00:36:50,063 --> 00:36:51,439
‫برای همین می‌خوام
‫با سمسون صحبت کنم

648
00:36:51,439 --> 00:36:53,232
‫دفعه‌ی قبلی که سعی کردی پیچوندنت

649
00:36:53,232 --> 00:36:55,401
‫چرا فکر می‌کنی این‌دفعه
‫جور دیگه‌ای پیش میره؟

650
00:36:55,401 --> 00:36:56,986
‫چون این‌دفعه می‌دونم قراره کجا باشه

651
00:36:56,986 --> 00:36:59,321
‫و می‌دونم چطوری می‌تونم
‫کاملاً توجهش رو جلب کنم

652
00:37:04,035 --> 00:37:05,635
‫گندش بزنن

653
00:37:46,494 --> 00:37:48,496
‫اون لحظه مامان‌مون بین تکه‌های

654
00:37:48,496 --> 00:37:50,540
‫چراغ رومیزی عتیقه‌ش وایساده بود

655
00:37:50,540 --> 00:37:52,500
‫و توپ فوتبال جدیدمون دقیقاً کنارش بود

656
00:37:52,500 --> 00:37:55,335
‫من و برادرهام لام تا کام حرف نمی‌زدیم

657
00:37:56,379 --> 00:37:59,048
‫مامانم ما رو نشوند

658
00:37:59,048 --> 00:38:01,134
‫و داستان جورج واشینگتن رو برامون تعریف کرد

659
00:38:01,134 --> 00:38:02,719
‫"نمی‌تونم دروغ بگم"

660
00:38:02,719 --> 00:38:06,014
‫"آره، من درخت گیلاس رو
‫با تبر‌م قطع کردم"

661
00:38:06,014 --> 00:38:09,559
‫و وقتی داستانش تموم شد، گفت
‫"خیلی‌خب، چه درسی گرفتین؟"

662
00:38:09,559 --> 00:38:12,895
‫و برادرم "بو" یهویی پروند

663
00:38:12,895 --> 00:38:14,647
‫"خب، وقتی یه تبر میدی دست یه بچه‌ی 6 ساله"

664
00:38:14,647 --> 00:38:16,482
‫"اگر یکی دو تا درخت از دست دادی تعجب نکن"

665
00:38:19,485 --> 00:38:21,863
‫از نظر مامانم اصلاً خنده‌دار نبود

666
00:38:21,863 --> 00:38:23,656
‫تا یک ماه توپ‌مون رو ازمون گرفت

667
00:38:23,656 --> 00:38:26,159
‫ولی اون روز بود...

668
00:38:26,159 --> 00:38:29,912
‫که فهمیدم زیادی زرنگ‌بازی درآوردن
‫می‌تونه به ضرر آدم تموم بشه

669
00:38:29,912 --> 00:38:33,541
‫بهتره حقیقت رو بگی
‫و عواقبش رو بپذیری

670
00:38:33,541 --> 00:38:35,709
‫شاید ببرن یه‌خرده توبیخت کنن...

671
00:38:37,003 --> 00:38:40,048
‫ولی حداقل وقتی برگشتی
‫می‌تونی با برادرهات فوتبال بازی کنی

672
00:38:40,048 --> 00:38:41,215
‫ممنون

673
00:38:41,215 --> 00:38:43,051
‫دیگه باید بریم. از همه‌تون ممنونم

674
00:38:43,051 --> 00:38:45,928
‫مراسم خیلی فوق العاده‌ای بود
‫لطف کردین. ممنون

675
00:38:45,928 --> 00:38:47,528
‫ببخشید

676
00:38:52,393 --> 00:38:53,978
‫نظرتون در مورد خبر اینکه
‫فرماندار رود آیلند

677
00:38:53,978 --> 00:38:55,563
‫قصد داره توی
‫انتخابات مقدماتی شرکت کنه چیه؟

678
00:38:55,563 --> 00:38:57,065
‫هرچی بیشتر بهتر

679
00:38:57,065 --> 00:38:59,525
‫جناب نماینده سمسون، جک ریچر هستم

680
00:38:59,525 --> 00:39:01,027
‫الان وقت مناسبی
‫برای دیدارمون هست؟

681
00:39:01,027 --> 00:39:03,196
‫بیخیال نمیشی، مگه نه؟

682
00:39:03,196 --> 00:39:04,781
‫مشکلی نیست

683
00:39:04,781 --> 00:39:07,450
‫باید در مورد جسد یه زن دیگه هم
‫ باهاتون صحبت کنم

684
00:39:07,450 --> 00:39:09,577
‫بریم خصوصی صحبت کنیم یا...؟

685
00:39:09,577 --> 00:39:11,746
‫می‌خوای جلوی رسانه‌ها صحبت کنیم؟

686
00:39:14,082 --> 00:39:16,751
‫جک، خوشحالم دوباره می‌بینمت

687
00:39:16,751 --> 00:39:18,419
‫دوستان، با اجازه‌تون

688
00:39:18,419 --> 00:39:20,963
‫سرگرد ریچر یه قهرمان نظامی...

689
00:39:20,963 --> 00:39:22,381
‫و از دوستان قدیمی منه

690
00:39:22,381 --> 00:39:24,509
‫باید خصوصی با هم صحبت کنیم

691
00:39:24,509 --> 00:39:26,594
‫ممنون که تشریف آوردین. بریم؟

692
00:39:26,594 --> 00:39:27,970
‫دیگه صحبتی نداریم، دوستان

693
00:39:27,970 --> 00:39:29,722
‫ممنونم. شب‌تون بخیر

694
00:39:32,100 --> 00:39:33,700
‫ممنون

695
00:39:34,894 --> 00:39:37,188
‫پنج دقیقه وقت داری، آقای ریچر

696
00:39:37,188 --> 00:39:39,357
‫ریچر خالی کافیه

697
00:39:39,357 --> 00:39:41,859
‫داری وقتت رو هدر میدی
‫برو سر اصل مطلب

698
00:39:43,778 --> 00:39:47,532
‫یه کارگر جنسی که آخرین بار همراه پسر
‫مفقود شده‌ی آنا مریک دیده شده، به قتل رسیده

699
00:39:47,532 --> 00:39:50,409
‫یکی دو ساعت پیش
‫جسدش رو پیدا کردیم

700
00:39:50,409 --> 00:39:52,495
‫خب، فاحشگی شغل خطرناکیه

701
00:39:52,495 --> 00:39:54,330
‫شاید قتلش تصادفی بوده

702
00:39:54,330 --> 00:39:56,749
‫- تصادف‌ها به‌ندرت پیش میان
‫- وقتی سابقه‌ی خدمتت رو دیدم

703
00:39:56,749 --> 00:39:58,876
‫به اون مامورهای اف‌بی‌آی گفتم

704
00:39:58,876 --> 00:40:01,337
‫ترسوندنت سخته

705
00:40:01,337 --> 00:40:05,007
‫و توام خیلی خوب تونستی
‫بهشون رودست بزنی

706
00:40:05,007 --> 00:40:07,009
‫همین الانشم بیشتر از اونا فهمیده

707
00:40:07,009 --> 00:40:08,136
‫پای کی وسطه؟

708
00:40:08,136 --> 00:40:09,554
‫نمی‌دونم

709
00:40:09,554 --> 00:40:10,972
‫چرا پای سیا به قضیه باز شده؟

710
00:40:10,972 --> 00:40:12,974
‫نمی‌دونم. من هیچ ارتباطی
‫ با سازمان سیا ندارم

711
00:40:12,974 --> 00:40:14,350
‫اگر داشتی بهم می‌گفتی؟

712
00:40:14,350 --> 00:40:16,102
‫احتمالاً نه

713
00:40:16,102 --> 00:40:19,355
‫ولی تظاهر نمی‌کردم نمی‌دونم
‫چون واسه مزخرفات وقت ندارم

714
00:40:20,273 --> 00:40:21,873
‫آنا مریک رو می‌شناختی؟

715
00:40:22,733 --> 00:40:24,902
‫تا صبح دیروز اسمشم نشنیده بودم

716
00:40:24,902 --> 00:40:27,864
‫وقتی که مامورهای اف‌بی‌آی
‫از روی احترام بهم زنگ زدن

717
00:40:27,864 --> 00:40:30,950
‫و گفتن ممکنه توی
‫ یه نشت اطلاعات کوچیک نقش داشته باشه

718
00:40:32,034 --> 00:40:34,245
‫واقعاً قبل از مرگ
‫اسم شوهرم رو گفت

719
00:40:34,245 --> 00:40:37,790
‫یا همونطور که به بازرس‌ها گفتی
‫اسمش رو از مامورهای سیا شنیدی؟

720
00:40:37,790 --> 00:40:39,167
‫هیچکدوم

721
00:40:39,167 --> 00:40:40,251
‫پس دروغگویی

722
00:40:40,251 --> 00:40:41,836
‫گاهی اوقات

723
00:40:41,836 --> 00:40:44,297
‫خب اسممو از کی شنیدی؟

724
00:40:44,297 --> 00:40:46,799
‫از کسی که بهم گفت
‫داده‌هایی که آنا مریک دزدید

725
00:40:46,799 --> 00:40:48,384
‫مربوط به یه ماموریت دهه‌ی 90 دلتا

726
00:40:48,384 --> 00:40:50,219
‫توی اندونزیه که تو توش بودی

727
00:40:50,219 --> 00:40:53,055
‫آنا مریک توی فرماندهی
‫منابع انسانی کار می‌کرد

728
00:40:53,055 --> 00:40:55,266
‫اطلاعات خاص ماموریت‌های دلتا

729
00:40:55,266 --> 00:40:57,768
‫جایی ذخیره شده
‫که یه کارمند بایگانی منابع انسانی

730
00:40:57,768 --> 00:40:59,979
‫حتی اگرم می‌خواست
‫نمی‌تونست بهشون دسترسی پیدا کنه

731
00:40:59,979 --> 00:41:02,398
‫آنا مریک نمی‌تونسته
‫به چیزی بیشتر از

732
00:41:02,398 --> 00:41:05,610
‫اطلاعات کلی دسترسی پیدا کنه
‫تاریخ‌ها و یگان‌ها و این‌ها

733
00:41:05,610 --> 00:41:07,778
‫کسی که اسمت رو بهم گفت
‫برای اثبات چیزی که می‌خواد اثبات کنه

734
00:41:07,778 --> 00:41:09,238
‫همینقدر براش کافیه

735
00:41:09,238 --> 00:41:10,838
‫چی رو می‌خواد اثبات کنه؟

736
00:41:14,952 --> 00:41:17,205
‫یه چیز حساس

737
00:41:17,205 --> 00:41:19,999
‫خانمم از من و تو سرجمع پوست‌کلفت‌تره

738
00:41:19,999 --> 00:41:21,918
‫پس هرچی می‌دونی بگو

739
00:41:23,461 --> 00:41:26,047
‫تاریخ‌ها و یگان‌ها برای اثبات این کافیه
‫که موقع باردار شدن مادر منبعم

740
00:41:26,047 --> 00:41:27,965
‫تو توی اون کشور بودی

741
00:41:27,965 --> 00:41:31,177
‫قضیه اینه؟ فکر می‌کنی خیانت کردم؟

742
00:41:31,177 --> 00:41:34,137
‫که یه بچه‌ی نامشروعی داره
‫دنبال باباییش می‌کرده؟

743
00:41:36,098 --> 00:41:38,267
‫خب، می‌تونم کاملاً بهت اطمینان بدم

744
00:41:38,267 --> 00:41:39,852
‫که وقتی اونجا بودم

745
00:41:39,852 --> 00:41:42,521
‫اسلحه‌م تنها چیزی نبود
‫که ندادم دست دیگران

746
00:41:42,521 --> 00:41:46,150
‫اصلاً اگر فقط دی‌ان‌ای من کافیه

747
00:41:46,150 --> 00:41:47,750
‫که دست از سرمون برداری...

748
00:41:49,904 --> 00:41:52,198
‫بفرما. برو آزمایشش کن

749
00:41:52,198 --> 00:41:55,284
‫می‌بینی که توی اندونزی
‫هیچکس رو حامله نکردم

750
00:41:57,161 --> 00:41:58,761
‫نیازی نیست

751
00:41:59,789 --> 00:42:01,389
‫حرفت رو باور می‌کنم

752
00:42:03,960 --> 00:42:06,671
‫فقط باید میومدی و تو چشم‌هام نگاه می‌کردی
‫و این سوال رو می‌پرسیدی

753
00:42:06,671 --> 00:42:08,965
‫ولی خودت شک کرده بودی

754
00:42:08,965 --> 00:42:10,841
‫که قضیه فراتر از چیزیه که بهت گفته بودن

755
00:42:12,343 --> 00:42:16,055
‫بعید می‌دونم سازمان سیا اینقدر توی
‫یه رسوایی جنسی سیاسی داخلی دخیل باشه

756
00:42:16,055 --> 00:42:18,975
‫که بابتش سه تا شهروند آمریکا رو
‫توی خاک آمریکا بدزدن

757
00:42:18,975 --> 00:42:20,575
‫که دو تاشون پلیس بودن

758
00:42:21,769 --> 00:42:23,369
‫منم همینطور

759
00:42:24,355 --> 00:42:27,358
‫کسایی که رسوایی جنسی داشتن رو
‫به عنوان رئیس‌جمهورم انتخاب کردیم

760
00:42:28,442 --> 00:42:31,237
‫ظاهراً مردم دیگه چندان
‫به این چیزها اهمیت نمیدن

761
00:42:31,237 --> 00:42:33,281
‫ظاهراً سیا اهمیت میده

762
00:42:33,281 --> 00:42:35,074
‫خب...

763
00:42:35,074 --> 00:42:37,076
‫منم بابت دخالت اونا
‫توی این قضیه نگرانم

764
00:42:38,577 --> 00:42:41,330
‫دوست‌هام که کارت‌های شناساییشون رو
‫نشونت ندادن دارن در موردش تحقیق می‌کنن

765
00:42:42,915 --> 00:42:44,792
‫البته خودت می‌دونی
‫که نمی‌تونم هیچ اطلاعاتی

766
00:42:44,792 --> 00:42:47,128
‫در مورد ماموریت‌های دلتام بهت بدم

767
00:42:47,128 --> 00:42:49,422
‫ولی بهت اطمینان میدم من و افرادم

768
00:42:49,422 --> 00:42:51,090
‫هیچ جرمی مرتکب نشدیم

769
00:42:51,090 --> 00:42:54,260
‫شوهرم اونقدر زیر ذره‌بین سیاسی بوده

770
00:42:54,260 --> 00:42:56,345
‫که اگر چیزی برای پیدا کردن بود

771
00:42:56,345 --> 00:42:59,015
‫یه لاشخوری تا الان پیداش می‌کرد

772
00:42:59,015 --> 00:43:01,726
‫با این‌حال، خانم سمسون

773
00:43:01,726 --> 00:43:04,061
‫آنا مریک بی‌دلیل خودکشی نکرد

774
00:43:04,061 --> 00:43:05,661
‫هیچکس بی‌دلیل خودکشی نمی‌کنه

775
00:43:07,148 --> 00:43:08,858
‫ولی ارتباطی به من نداشته

776
00:43:09,942 --> 00:43:12,069
‫توصیه می‌کنم...

777
00:43:12,069 --> 00:43:13,988
‫تو خودتو بکشی کنار

778
00:43:13,988 --> 00:43:15,588
‫و بذاری مقامات بهش رسیدگی کنن

779
00:43:16,574 --> 00:43:17,825
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم

780
00:43:17,825 --> 00:43:19,618
‫چرا حاضر نیستی بیخیال بشی بری؟

781
00:43:19,618 --> 00:43:22,371
‫این اواخر خیلی‌ها این سوال رو ازم پرسیدن

782
00:43:23,873 --> 00:43:25,333
‫دلایل خودمو دارم

783
00:43:25,333 --> 00:43:27,585
‫خب، هرجور مایلی

784
00:43:27,585 --> 00:43:29,628
‫حرف آخرم اینه که...

785
00:43:29,628 --> 00:43:31,881
‫ما هم مثل تو از هیچی خبر نداریم

786
00:43:34,800 --> 00:43:36,969
‫خیلی‌خب

787
00:43:36,969 --> 00:43:38,637
‫به‌هرحال، ریچر

788
00:43:38,637 --> 00:43:40,556
‫امیدواریم پسر مریک صحیح و سالم پیدا بشه

789
00:43:40,556 --> 00:43:42,600
‫و واقعاً ناراحت شدیم که شنیدیم

790
00:43:42,600 --> 00:43:44,200
‫مادرش نیاز دیده خودکشی کنه

791
00:43:45,394 --> 00:43:47,063
‫ولی هیچ کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد

792
00:43:47,063 --> 00:43:49,190
‫و باید بریم بالتیمور

793
00:43:49,190 --> 00:43:51,538
‫فردا صبح اول وقت مراسم
‫جمع‌آوری کمک‌های مالی داریم و دیروقته

794
00:43:51,538 --> 00:43:52,718
‫پس لطفاً تشریف ببر

795
00:43:54,528 --> 00:43:56,128
‫خانم

796
00:44:07,249 --> 00:44:09,627
‫سلام. چطور پیش رفت؟

797
00:44:09,627 --> 00:44:11,629
‫فکر نکنم سمسون پشت این قضایا باشه

798
00:44:11,629 --> 00:44:13,229
‫پس کیه؟

799
00:44:24,934 --> 00:44:26,810
‫باید خصوصی صحبت کنیم...

800
00:44:29,397 --> 00:44:31,440
‫میگم، اون یارو که داره
‫با سمسون حرف می‌زنه کیه؟

801
00:44:31,440 --> 00:44:33,734
‫"نولان کاهیل"ـه
‫رئیس دفتر سمسون

802
00:44:33,734 --> 00:44:35,334
‫چی شده؟

803
00:44:36,695 --> 00:44:38,697
‫یادته گفتم وقتی آنا خودشو کشت

804
00:44:38,697 --> 00:44:40,297
‫یه نفر چهارمی هم توی قطار شاهدش بود؟

805
00:44:47,790 --> 00:44:49,390
‫همین یارو بود

806
00:44:51,710 --> 00:44:59,734
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

807
00:44:59,734 --> 00:45:04,758
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

808
00:45:04,758 --> 00:45:09,782
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

809
00:45:09,782 --> 00:45:14,782
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

