1
00:00:00,521 --> 00:00:04,716
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:06,068 --> 00:00:07,986
‫آنچه در ریچر گذشت...

3
00:00:08,014 --> 00:00:09,685
‫یه زن توی همون قطاری خودکشی می‌کنه...

4
00:00:09,725 --> 00:00:12,220
‫که رئیس دفتر یکی از نامزدهای
‫احتمالی ریاست‌جمهوری توشه؟

5
00:00:12,221 --> 00:00:13,722
‫سیا هم بسرش دست به آدم‌ربایی میزنه؟

6
00:00:13,747 --> 00:00:16,168
‫این خودش یه داستانه.

7
00:00:16,267 --> 00:00:17,976
‫نمی‌دونم بن کجاست،
‫ولی اون دختره رو می‌شناختم...

8
00:00:17,977 --> 00:00:19,352
‫همونی که اون شب باهاش رفت.

9
00:00:19,353 --> 00:00:21,104
‫آره، اسم واقعیش مری الن دنیلزه.

10
00:00:21,229 --> 00:00:22,771
‫آدرسی ازش داری؟

11
00:00:23,393 --> 00:00:25,227
‫هر کسی این کارو کرده آماتور نبوده.

12
00:00:25,378 --> 00:00:26,955
‫ماشین اون زنه که خودش رو کشت پیدا کردیم.

13
00:00:26,980 --> 00:00:29,350
‫نمی‌دونی چرا باید یه ماشین به این خوبی رو ول کنه،

14
00:00:29,375 --> 00:00:30,585
‫و با مترو بره؟

15
00:00:30,880 --> 00:00:32,756
‫یه کارت شناسایی کاریه.

16
00:00:33,951 --> 00:00:36,870
‫آنا مریک. آدرس محل کار و

17
00:00:36,871 --> 00:00:38,371
‫سطح دسترسی هشت.

18
00:00:38,372 --> 00:00:39,999
‫خب، حداقل می‌دونیم مقصد بعدیمون کجاست.

19
00:00:40,780 --> 00:00:42,501
‫آنا اینجا چه غلطی می‌کرده؟

20
00:00:42,502 --> 00:00:44,616
‫پوترا و سربازاش

21
00:00:44,641 --> 00:00:47,017
‫توسط یه متخصص نیروی دلتای آمریکا
‫آموزش دیدن.

22
00:00:47,089 --> 00:00:49,257
‫- جان سمپسون.
‫- اون فلش مدرکی توشه

23
00:00:49,258 --> 00:00:50,675
‫که سمپسون رو به همه‌ی اینا وصل می‌کنه.

24
00:00:50,676 --> 00:00:53,970
‫من هیچ‌وقت غیرنظامی‌ها رو شکنجه نکردم یا نکشتم.

25
00:00:53,971 --> 00:00:56,056
‫- رئیس دفترت چی؟
‫- اون چی؟

26
00:00:56,057 --> 00:00:59,226
‫چرا اون شبی که آنا مریک مرد،
‫باهاش توی مترو بودی؟

27
00:00:59,227 --> 00:01:02,437
‫- متأسفم، جان.
‫- نولان.

28
00:01:02,438 --> 00:01:03,981
‫- نولان. نولان.
‫- نه!

29
00:01:06,673 --> 00:01:11,759
‫

30
00:01:17,283 --> 00:01:18,588
‫[بالتیمور]

31
00:01:25,586 --> 00:01:28,713
‫آقای کیهیل هیچ علائمی از
‫پریشونی یا ناراحتی داشت؟

32
00:01:28,714 --> 00:01:31,174
‫- نه.
‫- موضوع خاصی

33
00:01:31,175 --> 00:01:34,761
‫ذهنش رو درگیر نکرده بود؟ رابطه‌ی عاطفی
‫یا مشکل مالی، چیزی شبیه این؟

34
00:01:34,762 --> 00:01:36,304
‫تا جایی که من می‌دونم، نه.

35
00:01:36,305 --> 00:01:39,266
‫یادداشتی، پیامکی، یا شاید ایمیلی نذاشته؟

36
00:01:39,267 --> 00:01:41,977
‫ببینید کارآگاه، من از دقت عملتون ممنونم،

37
00:01:41,978 --> 00:01:43,568
‫ولی اون چیزی از خودش نذاشته.

38
00:01:43,593 --> 00:01:46,190
‫هیچ علامت هشداری هم نداشت، و الان من...

39
00:01:49,360 --> 00:01:52,821
‫اگه اجازه بدید، فقط دارم سعی می‌کنم
‫با غم از دست دادن دوستم کنار بیام.

40
00:01:52,822 --> 00:01:55,127
‫درک می‌کنم، جناب نماینده.

41
00:01:55,152 --> 00:01:56,736
‫اگه سؤال دیگه‌ای داشتم،

42
00:01:56,761 --> 00:01:58,721
‫- با دفترتون تماس می‌گیرم.
‫- ممنون.

43
00:01:58,995 --> 00:02:01,329
‫چطوری می‌تونم پیداتون کنم، آقای ریچر؟

44
00:02:01,354 --> 00:02:03,023
‫نمی‌تونی.

45
00:02:05,624 --> 00:02:08,959
‫دفتر من می‌تونه هر سؤالی که از
‫آقای ریچر دارید رو بهش برسونه.

46
00:02:08,984 --> 00:02:10,637
‫باشه، آره. همین کافیه.

47
00:02:10,662 --> 00:02:13,164
‫اوم، تسلیت می‌گم.

48
00:02:15,428 --> 00:02:17,012
‫قربان، پذیرش همین الان زنگ زد.

49
00:02:17,013 --> 00:02:20,015
‫تیم‌های خبری دارن می‌رسن.
‫باید ببریمتون یه جای دیگه.

50
00:02:20,016 --> 00:02:22,963
‫خب، این که من توی هتل اقامت داشتم
‫رو که همه می‌دونن.

51
00:02:23,436 --> 00:02:24,853
‫یا اینکه نولان برای من کار می‌کرد.

52
00:02:24,854 --> 00:02:27,439
‫تصویر شما توی صحنه‌ی خودکشی برای...

53
00:02:27,440 --> 00:02:29,399
‫دهنت سرویس، اسپرینگ‌فیلد.

54
00:02:29,400 --> 00:02:31,526
‫من 11 سال با اون مرد خدمت کردم،

55
00:02:31,527 --> 00:02:33,612
‫و قرار نیست توی یه پارکینگ

56
00:02:33,613 --> 00:02:34,654
‫زیر یه برزنت رهاش کنم.

57
00:02:34,655 --> 00:02:37,449
‫جان، الان دیگه کاری
‫از دستت برای اون برنمیاد.

58
00:02:37,450 --> 00:02:39,534
‫خبرنگارها دنبال حرف کشیدن ازت هستن،

59
00:02:39,535 --> 00:02:41,453
‫و خود نولان اولین کسی بود که بهت می‌گفت

60
00:02:41,454 --> 00:02:44,205
‫الان توی وضعیتی نیستی که بخوای مصاحبه کنی.

61
00:02:44,206 --> 00:02:46,298
‫این هیچ فرقی با آموزش‌های نظامیت نداره.

62
00:02:46,323 --> 00:02:49,860
‫بعضی وقت‌ها فقط باید
‫عقب‌نشینی کنی و دوباره تجدید قوا کنی.

63
00:02:56,010 --> 00:02:57,552
‫یه آبجو می‌چسبه.

64
00:02:57,553 --> 00:02:59,095
‫ساعت ۹ صبحه.

65
00:02:59,096 --> 00:03:00,514
‫یه بار می‌شناسم که شیفت سومی‌ها می‌رن.

66
00:03:10,509 --> 00:03:13,548
‫[واشنگتن دی سی]

67
00:03:18,115 --> 00:03:19,325
‫ممنون.

68
00:03:20,660 --> 00:03:21,660
‫مرسی.

69
00:03:21,661 --> 00:03:23,328
‫نمی‌دونستم چه مدل
‫شیرین‌کننده‌ای دوست داری،

70
00:03:23,329 --> 00:03:26,415
‫واسه همین شکر، اسپلندا و سوییت‌ان‌لو گرفتم.

71
00:03:27,416 --> 00:03:28,708
‫همون شکر خوبه، ممنون.

72
00:03:28,709 --> 00:03:31,963
‫باشه، پس واسه دفعات بعد همون شکر.

73
00:03:33,685 --> 00:03:35,519
‫لعنتی. گوش کن ببین چی پیدا کردم.

74
00:03:35,591 --> 00:03:37,384
‫پارسال، کنگره یه طرح

75
00:03:37,385 --> 00:03:39,469
‫کاهش کسری بودجه‌ی خیلی
‫خسته‌کننده و دوحزبی رو تصویب کرد.

76
00:03:39,470 --> 00:03:43,223
‫عین میلیون‌ها بریدگی کوچیک با کاغذه که
‫امیدوارن باهاش بدهی ملی عظیممون رو ذره‌ذره کم کنن.

77
00:03:43,224 --> 00:03:44,933
‫یه ظاهرسازیه که مردم رو متقاعد کنن

78
00:03:44,934 --> 00:03:46,851
‫سیاستمدارهامون واقعا
‫دارن یه کاری انجام می‌دن.

79
00:03:46,852 --> 00:03:48,395
‫- تمرکز کن.
‫- درسته، ببخشید.

80
00:03:48,396 --> 00:03:50,855
‫به هر حال، یکی از اون بریدگی‌ها یه اقدام دولتی بود

81
00:03:50,856 --> 00:03:53,400
‫برای جمع کردن مراکز پرهزینه‌ی نگهداری اسناد،

82
00:03:53,401 --> 00:03:55,568
‫انبارهای عظیمی که سوابق
‫چندین دهه رو نگه می‌داشتن.

83
00:03:55,569 --> 00:03:57,070
‫با احتساب هزینه‌های اجاره و نگهداری،

84
00:03:57,071 --> 00:03:58,613
‫واقعا خیلی گرون تموم می‌شدن.

85
00:03:58,614 --> 00:04:01,700
‫حالا طبق قانون جدید، بیشتر مدارک بالای ده سال

86
00:04:01,701 --> 00:04:04,119
‫باید دیجیتالی بشن،
‫توی سرور امن آپلود بشن،

87
00:04:04,120 --> 00:04:05,912
‫و بعد نسخه‌های کاغذیشون نابود بشه.

88
00:04:05,937 --> 00:04:08,398
‫اینجا باید همون جایی باشه که دارن این کارو می‌کنن.

89
00:04:10,543 --> 00:04:11,584
‫داری حدس می‌زنی یا مطمئنی؟

90
00:04:11,585 --> 00:04:13,712
‫خب، دولت دقیقا نمیاد آدرس انبارهای مخفی

91
00:04:13,713 --> 00:04:15,618
‫نابودسازی اسنادش رو اعلام کنه،

92
00:04:15,643 --> 00:04:18,019
‫ولی اونقدری روی
‫این ساختمون‌های فدرال مطالعه کردم...

93
00:04:18,044 --> 00:04:20,129
‫که بدونم اون دودکش

94
00:04:20,154 --> 00:04:23,489
‫تهویه‌ی یه زباله‌سوز صنعتیه.

95
00:04:23,514 --> 00:04:25,015
‫وقتی دولت بخواد یه چیز مهمی رو

96
00:04:25,040 --> 00:04:26,457
‫سر به نیست کنه، می‌سوزونتش.

97
00:04:26,517 --> 00:04:29,769
‫واسه همینه که هیچ‌کس گزارش اصلی
‫کمیسیون وارن رو ندیده. دود شده رفته هوا.

98
00:04:29,770 --> 00:04:31,271
‫چرا راحت خردشون نمی‌کنن؟

99
00:04:31,296 --> 00:04:33,506
‫مگه فیلم «آرگو» رو ندیدی؟
‫اون وامونده‌ها رو می‌شه دوباره چسبوند بهم.

100
00:04:34,303 --> 00:04:36,012
‫باید بریم اون تو.

101
00:04:36,193 --> 00:04:37,652
‫باید بفهمیم آنا به چه چیزایی دسترسی داشته.

102
00:04:37,653 --> 00:04:40,280
‫- و چی دزدیده.
‫- هی، ما که هنوز مطمئن نیستیم.

103
00:04:40,281 --> 00:04:42,615
‫پسر، نمی‌خوام به خواهرت تیکه بندازم،

104
00:04:42,616 --> 00:04:45,535
‫ولی اون داشت توی یه ساختمون
‫دولتی با سطح دسترسی بالا کار می‌کرد

105
00:04:45,536 --> 00:04:47,579
‫و با یه فلشی زد بیرون که همه دنبالشن.

106
00:04:47,580 --> 00:04:48,831
‫دیگه چی کار کرده؟

107
00:04:57,544 --> 00:05:01,089
‫می‌دونی، خیلی از این ماشین‌ها
‫همون کارت پارکینگی رو دارن که آنا داشت.

108
00:05:01,114 --> 00:05:02,406
‫احتمالا واسه پارک کردن اونجاست.

109
00:05:02,446 --> 00:05:04,363
‫و اگه همون کارت آنا رو داشته باشن،

110
00:05:04,388 --> 00:05:06,849
‫احتمالا همون کارت شناسایی محل کارش رو هم دارن.

111
00:05:07,792 --> 00:05:09,544
‫راه نفوذمون رو پیدا کردی.

112
00:05:10,770 --> 00:05:12,937
‫هی، هی، اگه بخوایم کارت شناسایی کسی رو بلند کنیم،

113
00:05:12,938 --> 00:05:14,189
‫ممکنه دستگیر بشیم.

114
00:05:14,190 --> 00:05:15,273
‫همه دنبال مان.

115
00:05:15,274 --> 00:05:16,998
‫نباید بذاریم پامون به کلانتری و این‌جور جاها باز بشه.

116
00:05:18,258 --> 00:05:21,010
‫باید بریم اون تو.
‫نمی‌تونیم از کارت آنا استفاده کنیم.

117
00:05:21,113 --> 00:05:24,803
‫اگه اسم یه زن مرده توی گیت
‫نگهبانی بالا بیاد، قطعا لو می‌ریم.

118
00:05:47,681 --> 00:05:50,892
‫- وای خدای من! جلوی پاتو نگاه کن.
‫- واقعا معذرت می‌خوام.

119
00:05:50,893 --> 00:05:53,144
‫بفرمایید، بفرمایید،. بفرمایید.

120
00:05:53,145 --> 00:05:54,395
‫- ای بابا.
‫- واقعا،

121
00:05:54,396 --> 00:05:55,939
‫- واقعا معذرت می‌خوام.
‫- ای بابا.

122
00:05:55,940 --> 00:05:57,483
‫خدای من.

123
00:06:01,529 --> 00:06:03,822
‫بفرمایید وسایلتون. خیلی معذرت می‌خوام.

124
00:06:03,823 --> 00:06:05,678
‫اشکالی نداره. خودم برش می‌دارم.

125
00:06:06,901 --> 00:06:08,493
‫ببخشید تندی کردم. آخه...

126
00:06:08,494 --> 00:06:09,577
‫پیرهنم نوئه.

127
00:06:09,578 --> 00:06:10,870
‫بیا، می‌دونی چیه؟

128
00:06:10,871 --> 00:06:12,122
‫بذار اینو واسه هزینه‌ی خشک‌شوییش بدم.

129
00:06:12,123 --> 00:06:14,290
‫- اصرار می‌کنم.
‫- نه، خوبه.

130
00:06:14,291 --> 00:06:15,918
‫ای بابا.

131
00:06:22,883 --> 00:06:24,426
‫- دو تا ناتی‌بو.
‫- ممنون.

132
00:06:28,264 --> 00:06:29,640
‫به سلامتی نولان کیهیل.

133
00:06:30,594 --> 00:06:32,178
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟

134
00:06:36,188 --> 00:06:39,816
‫روز اول آموزش دلتا باهاش آشنا شدم.

135
00:06:39,817 --> 00:06:41,694
‫همه‌مون ازش وحشت داشتیم.

136
00:06:43,241 --> 00:06:45,117
‫بدذات‌ترین عوضی‌ای بود که تا حالا دیدم.

137
00:06:45,197 --> 00:06:46,739
‫واسه همین رئیس دفترت کردیش؟

138
00:06:46,740 --> 00:06:47,740
‫یه رئیس دفتری

139
00:06:47,741 --> 00:06:49,868
‫که هیچ‌کس نمی‌تونست بترسونتش؟

140
00:06:49,869 --> 00:06:51,995
‫این‌جور آدما واقعا طلا هستن.

141
00:06:51,996 --> 00:06:53,955
‫و می‌دونستم هیچ مشکلی نداره

142
00:06:53,956 --> 00:06:56,124
‫که واسه کسی کار کنه
‫که قبلا فرمانده‌اش بوده

143
00:06:56,125 --> 00:06:57,667
‫چون اصلا غرور نداشت.

144
00:06:57,692 --> 00:06:59,986
‫همیشه فقط مأموریت واسش مهم بود.

145
00:07:00,927 --> 00:07:03,429
‫منو شبیه خودش بار آورد.

146
00:07:03,549 --> 00:07:04,716
‫همه‌مون رو.

147
00:07:04,717 --> 00:07:05,967
‫اگه این‌طوریه،

148
00:07:05,968 --> 00:07:08,219
‫چی باعث می‌شه از پشت‌بوم بپری پایین؟

149
00:07:08,220 --> 00:07:09,429
‫ببخشید؟

150
00:07:09,430 --> 00:07:12,098
‫گفتی شبیه اون بار اومدی.

151
00:07:12,099 --> 00:07:13,641
‫یعنی از لحاظ شخصیت و اخلاق مثل هم هستید،

152
00:07:13,642 --> 00:07:16,895
‫کم و بیش. پس اگه اطلاعات، موقعیت
‫و شرایط یکسانی داشته باشید،

153
00:07:16,896 --> 00:07:18,688
‫شرایط مشابه،

154
00:07:18,689 --> 00:07:19,898
‫ممکنه واکنش‌تون هم یکی باشه.

155
00:07:19,899 --> 00:07:21,858
‫معلومه اون یه چیزی می‌دونسته که تو نمی‌دونستی،

156
00:07:21,859 --> 00:07:23,109
‫واسه همین برام سواله

157
00:07:23,110 --> 00:07:25,236
‫چی ممکنه باعث بشه
‫از یه ساختمون بپری پایین و خودتو بکشی؟

158
00:07:25,237 --> 00:07:27,280
‫اصلا روحمم خبر نداره.

159
00:07:27,281 --> 00:07:29,490
‫اون چیزی نیست که منبعت بهت گفته.

160
00:07:29,491 --> 00:07:32,076
‫ما هیچ‌وقت غیرنظامی‌ها رو
‫شکنجه نکردیم و نکشتیم.

161
00:07:32,077 --> 00:07:34,162
‫ولی یه عده شکنجه شدن و به قتل رسیدن.

162
00:07:34,163 --> 00:07:35,747
‫بعد از اینکه ما رفتیم.

163
00:07:35,748 --> 00:07:38,167
‫دقیقا توی اندونزی چیکار می‌کردید؟

164
00:07:39,191 --> 00:07:41,734
‫ببین، می‌دونم آنا مریک رو نمی‌شناختی.

165
00:07:41,759 --> 00:07:44,719
‫شاید یه زن مرده واسه تو دیگه تموم شده باشه،

166
00:07:44,798 --> 00:07:47,634
‫ولی پسرش هنوز مفقوده. ۲۰ سالشه،

167
00:07:47,635 --> 00:07:49,778
‫و احتمالا گیر یه مشت قاتل روانی افتاده.

168
00:07:50,887 --> 00:07:52,723
‫پس الان فقط حقیقت می‌تونه کمک کنه.

169
00:07:54,475 --> 00:07:56,727
‫خانم؟ یه ویسکی.

170
00:07:58,395 --> 00:08:00,230
‫ بحث‌هایی که نیاز به ویسکی دارن...

171
00:08:00,231 --> 00:08:02,775
‫بحث‌هایی هستن که شاید بهتره اصلا پیش نیان.

172
00:08:03,567 --> 00:08:05,569
‫ولی اگه فکر می‌کنی راهی هست که بتونم کمک کنم...

173
00:08:06,820 --> 00:08:07,904
‫...هر چی بدونم بهت می‌گم.

174
00:08:07,905 --> 00:08:09,948
‫حتی اگه چیزایی باشه که از لحاظ قانونی اجازه نداری بگی؟

175
00:08:09,949 --> 00:08:14,286
‫ببین، تا جایی که بتونم بدون شکستن قسمم،
‫باهات راه میام.

176
00:08:15,371 --> 00:08:16,704
‫دوئرز خوبه؟

177
00:08:16,705 --> 00:08:18,039
‫عالیه، ممنون.

178
00:08:33,013 --> 00:08:36,391
‫اسکادران ما همراه یه تیم
‫از دانشمندها به اندونزی اعزام شد.

179
00:08:36,392 --> 00:08:39,102
‫انگار هدفش استفاده
‫ از گیاهان جنگل‌های بارانی بود...

180
00:08:39,103 --> 00:08:41,479
‫برای کمک به پیدا کردن درمانی برای گونه‌های

181
00:08:41,480 --> 00:08:44,649
‫جدید مالاریای مقاوم به آنتی‌بیوتیک یا...

182
00:08:44,650 --> 00:08:46,609
‫من... من... کی یادش می‌مونه؟

183
00:08:46,610 --> 00:08:50,071
‫عمو سام می‌گه
‫ با یه مشت دانشمند بری آسیا،

184
00:08:50,072 --> 00:08:51,572
‫تو هم می‌ری آسیا.

185
00:08:53,867 --> 00:08:56,077
‫وظیفه‌ی ما این بود که امنیت دانشمندها رو تأمین کنیم

186
00:08:56,078 --> 00:08:59,706
‫و تا وقتی اونجاییم، همکاری
‫ دولت محلی رو جلب کنیم.

187
00:08:59,707 --> 00:09:03,084
‫کیهیل مسئول اون بخش از عملیات بود.

188
00:09:03,085 --> 00:09:06,170
‫حالا، در ازای مهمون‌نوازی اندونزی،

189
00:09:06,171 --> 00:09:09,133
‫آمریکا موافقت کرد که نیروهای
‫ ویژه‌ی ارتششون رو آموزش بده.

190
00:09:10,426 --> 00:09:12,511
‫که فرمانده‌شون ژنرال رضا پوترا بود.

191
00:09:13,016 --> 00:09:15,559
‫من مسئول اون بخش از عملیات بودم.

192
00:09:15,584 --> 00:09:18,711
‫ببین، من همه‌چی به آدم‌هاش یاد دادم، از

193
00:09:18,767 --> 00:09:20,685
‫کار با اسلحه گرفته تا تاکتیک‌های چریکی.

194
00:09:20,710 --> 00:09:23,329
‫پس کی می‌رسی به اونجایی
‫که مخالف‌های سیاسی رو قتل‌عام کردید؟

195
00:09:26,442 --> 00:09:28,277
‫وقتی برگشتیم آمریکا...

196
00:09:30,195 --> 00:09:31,619
‫...پوترا افتاد دنبال مردم.

197
00:09:31,993 --> 00:09:35,287
‫هر کسی که با قدرت‌گرفتنش مخالف بود.

198
00:09:35,367 --> 00:09:39,037
‫و توی همین گیرودار، یه روستای کامل رو از بین برد.

199
00:09:39,038 --> 00:09:40,038
‫غیرنظامی‌ها،

200
00:09:40,039 --> 00:09:43,541
‫بچه‌ها، پیرمرد پیرزن‌ها.

201
00:09:43,542 --> 00:09:46,544
‫آدم‌های بی‌گناه و خوب.
‫براش فرقی نمی‌کرد کیه.

202
00:09:46,545 --> 00:09:50,381
‫یهو دیگه فقط یه ژنرال نبود که توی
‫جنگل باهاش تمرین می‌کردیم.

203
00:09:50,382 --> 00:09:52,425
‫اون یه جنایتکار جنگی بود.

204
00:09:52,426 --> 00:09:53,635
‫داشت مرتکب...

205
00:09:54,678 --> 00:09:56,554
‫کارهای وحشتناکی می‌شد
‫که حتی نمی‌شه به زبون آورد.

206
00:09:56,555 --> 00:10:00,099
‫صدام حسین، نوریگا.

207
00:10:00,100 --> 00:10:03,436
‫ما حتی وقتی بن‌لادن داشت
‫با روس‌ها می‌جنگید، باهاش رفیق بودیم.

208
00:10:03,437 --> 00:10:05,521
‫اولین بار نیست که آمریکا از این بابت گزیده می‌شه.

209
00:10:05,522 --> 00:10:09,026
‫با این حال، اگه رابطه‌ی من
‫با پوترا علنی بشه...

210
00:10:10,284 --> 00:10:12,570
‫تمام زحمات چند سال اخیر من و تیمم

211
00:10:12,571 --> 00:10:14,239
‫به باد می‌ره.

212
00:10:15,449 --> 00:10:18,076
‫خب؟ این منبع تو

213
00:10:18,077 --> 00:10:21,287
‫دنبال مدارک دزدیده‌شده‌ایه
‫که من رو به یه هیولا وصل می‌کنه.

214
00:10:21,288 --> 00:10:22,997
‫اون فکر می‌کنه هیولا تویی.

215
00:10:22,998 --> 00:10:25,458
‫خب، پس بهش بگو که داره بدجوری اشتباه می‌زنه،

216
00:10:25,459 --> 00:10:27,502
‫چون من هیچ نقشی توی بلایی که پوترا

217
00:10:27,503 --> 00:10:30,088
‫سر اون مردم آورد نداشتم. در واقع،

218
00:10:30,089 --> 00:10:36,186
‫دولت آمریکا به محض اینکه بو برد یه
‫تیم فرستاد اونجا تا با پوترا برخورد کنن.

219
00:10:36,211 --> 00:10:38,129
‫خب، یه چیزی باعث شد کیهیل

220
00:10:38,154 --> 00:10:40,447
‫آنا مریک رو تا توی مترو تعقیب کنه،

221
00:10:40,472 --> 00:10:42,098
‫و یه چیزی باعث شد خودش رو
‫از اون پشت‌بوم بندازه پایین.

222
00:10:43,288 --> 00:10:45,372
‫من اون فلش رو پیدا می‌کنم و می‌فهمم قضیه چیه.

223
00:10:45,437 --> 00:10:47,146
‫امیدوارم همین‌طور بشه.

224
00:10:47,171 --> 00:10:49,966
‫و وقتی پیداش کردی، کار درست رو انجام بده...

225
00:10:52,803 --> 00:10:54,263
‫و پسش بده به من.

226
00:10:56,532 --> 00:10:57,990
‫برای کسی که نمی‌دونه توش چیه،

227
00:10:57,991 --> 00:10:59,784
‫خیلی مشتاقی به دستش بیاری.

228
00:10:59,785 --> 00:11:01,494
‫خب، منم می‌تونم همین رو درباره‌ی تو بگم.

229
00:11:01,495 --> 00:11:03,496
‫اون‌قدر خواهانشی
‫که یه تیم از مزدورها رو

230
00:11:03,497 --> 00:11:04,914
‫با تجهیزات نظامی فرستادی سراغم.

231
00:11:04,915 --> 00:11:07,166
‫من خارج از قانون عمل نمی‌کنم.

232
00:11:07,167 --> 00:11:09,919
‫سی‌آی‌ای می‌کنه. شاید از اونا کمک گرفتی.

233
00:11:09,920 --> 00:11:13,005
‫قبلا بهت گفتم که من هیچ
‫ارتباطی با اون سازمان ندارم.

234
00:11:13,006 --> 00:11:14,832
‫مگه خوابش رو ببینن که بخوان

235
00:11:14,857 --> 00:11:16,441
‫از یه نماینده‌ی کنگره‌ی آمریکا دستور بگیرن.

236
00:11:18,262 --> 00:11:20,721
‫ببین، تنها کاری که کردم این بود
‫ که وقتی شروع کردی به سرک کشیدن،

237
00:11:20,722 --> 00:11:22,952
‫فرستادمت سمت وزارت دفاع.

238
00:11:22,977 --> 00:11:25,179
‫پس اسنپ، کرکل و پاپ برای اونا کار می‌کنن؟

239
00:11:25,696 --> 00:11:26,904
‫اینطوری صداشون می‌کنی؟

240
00:11:27,062 --> 00:11:28,730
‫اسمشون رو بهم نگفتن.

241
00:11:31,525 --> 00:11:32,901
‫ببین، ختم کلام ریچر...

242
00:11:33,714 --> 00:11:36,383
‫صرف‌نظر از منافع شخصی من،

243
00:11:36,533 --> 00:11:38,409
‫هر چی توی اون فلش باشه

244
00:11:38,434 --> 00:11:40,935
‫متعلق به ارتش ایالات متحده‌ست،

245
00:11:41,076 --> 00:11:44,787
‫و من فقط می‌خوام برگرده به پنتاگون،
‫ جایی که بهش تعلق داره.

246
00:11:44,788 --> 00:11:46,415
‫من اون درایو رو پیدا می‌کنم.

247
00:11:47,545 --> 00:11:49,089
‫و وقتی دیدم توش چیه...

248
00:11:50,273 --> 00:11:52,232
‫تصمیم می‌گیرم باهاش چیکار کنم.

249
00:12:14,693 --> 00:12:15,860
‫احتمالا یه کم طول می‌کشه.

250
00:12:15,861 --> 00:12:16,862
‫اشکالی نداره.

251
00:12:18,572 --> 00:12:20,781
‫جان سمپسون وقتی برای بهترین دوستش عزاداره،

252
00:12:20,782 --> 00:12:22,700
‫لب به مشروب نمی‌زنه.

253
00:12:22,725 --> 00:12:24,560
‫برای یه مرده فرقی نمی‌کنه.

254
00:12:28,332 --> 00:12:29,917
‫می‌دونی یونس چیه؟

255
00:12:31,126 --> 00:12:33,711
‫بین ملوان‌ها، به کسی می‌گن یونس که توی کشتی

256
00:12:33,712 --> 00:12:36,589
‫چیزی جز بدشانسی نمیاره.

257
00:12:36,590 --> 00:12:38,799
‫هر بار که میاد توی کشتی،

258
00:12:38,824 --> 00:12:40,576
‫بدبیاری هم با خودش میاره.

259
00:12:42,598 --> 00:12:44,141
‫شما یه یونسی، آقای ریچر.

260
00:12:45,014 --> 00:12:47,349
‫همون‌طور که مادرم می‌گفت،

261
00:12:47,444 --> 00:12:49,195
‫انگار دردسر همیشه خودش من رو پیدا می‌کنه.

262
00:12:49,282 --> 00:12:51,241
‫امیدوارم چیزی رو که از جان می‌خواستی گرفته باشی،

263
00:12:51,266 --> 00:12:53,393
‫چون ترجیح می‌دم دیگه از ما دور بمونی.

264
00:13:00,906 --> 00:13:02,823
‫می‌شه من رو تا هتل برسونید؟

265
00:13:02,824 --> 00:13:04,326
‫برو کون کش.

266
00:13:16,955 --> 00:13:18,664
‫ما اینجا زیاد مشتری گذری نداریم.

267
00:13:18,924 --> 00:13:21,677
‫آره، ماشینم تعمیرگاهه.
‫با تاکسی اومدم تا دم بیگل فروشی.

268
00:13:26,930 --> 00:13:28,823
‫چرا داره زمین رو نگاه می‌کنه؟

269
00:13:28,848 --> 00:13:31,099
‫نمی‌خواد دوربین‌ها
‫صورتشو واضح ببینن.

270
00:13:31,124 --> 00:13:32,792
‫این خیلی داره طول می‌کشه.

271
00:13:36,149 --> 00:13:37,775
‫حتما مچشو می‌گیرن.

272
00:13:37,776 --> 00:13:39,151
‫نه، نمی‌گیرن.

273
00:13:40,112 --> 00:13:41,779
‫انگار یه مشکلی پیش اومده.

274
00:13:41,780 --> 00:13:42,905
‫باید چیپ رو رو به بالا بذاری.

275
00:13:42,906 --> 00:13:46,326
‫ببین، وقتی فقط قهوه‌ی بدون کافئین
‫دارن همین می‌شه دیگه.

276
00:13:49,019 --> 00:13:50,437
‫روز خوبی داشته باشی.

277
00:13:55,002 --> 00:13:56,085
‫ایول.

278
00:13:56,086 --> 00:13:58,963
‫نمی‌شه که به بخش توزیع ایمیل بزنی
‫و امیدوار باشی که پیگیری کنن،

279
00:13:58,964 --> 00:14:01,340
‫چون نمی‌کنن.
‫واسه همین باید منم توی رونوشت باشم

280
00:14:01,341 --> 00:14:02,758
‫تا در جریان همه‌ی کارها قرار بگیرم.

281
00:14:02,759 --> 00:14:04,428
‫باشه؟ خب.

282
00:14:06,593 --> 00:14:10,137
‫سلام. می‌تونید کمکم کنید؟
‫شنون توماس هستم.

283
00:14:10,162 --> 00:14:12,747
‫کلا گیج شدم.
‫از پنتاگون منو منتقل کردن اینجا.

284
00:14:12,772 --> 00:14:15,232
‫قرار بود
‫جایگزین آنا مریک بشم.

285
00:14:15,272 --> 00:14:17,898
‫شریل بروستر هستم.
‫طفلک آنا، واقعا اتفاق بدی بود.

286
00:14:17,899 --> 00:14:19,191
‫می‌شناختیش؟

287
00:14:19,192 --> 00:14:20,610
‫افتخار آشنایی نداشتم.

288
00:14:20,611 --> 00:14:21,694
‫بیا.

289
00:14:21,695 --> 00:14:22,821
‫راهت می‌ندازم.

290
00:14:23,770 --> 00:14:25,604
‫آنا خیلی دختر گلی بود.

291
00:14:25,629 --> 00:14:28,172
‫ولی خب، آدم هیچ‌وقت نمی‌فهمه
‫تو دل بقیه چی می‌گذره، مگه نه؟

292
00:14:28,243 --> 00:14:29,244
‫نه، واقعا.

293
00:14:29,950 --> 00:14:33,245
‫روم نمی‌شه بگم ولی واقعا نمی‌دونم
‫اینجا باید چیکار کنم.

294
00:14:34,342 --> 00:14:36,469
‫لحظه‌ی آخر منو فرستادن اینجا.

295
00:14:36,510 --> 00:14:39,136
‫خیلی ساده‌ست. داریم پرونده‌های
‫کاغذی رو دیجیتالی می‌کنیم.

296
00:14:39,161 --> 00:14:40,703
‫فضای کمتر، هدررفت کمتر.

297
00:14:40,728 --> 00:14:44,035
‫مدارک رو اسکن می‌کنی و توی سیستم
‫ذخیره‌سازی دیجیتالمون آپلودشون می‌کنی.

298
00:14:44,968 --> 00:14:47,929
‫کار وقت‌گیریه، ولی اضافه‌کاریش خوبه.

299
00:14:50,771 --> 00:14:53,815
‫آره. اینجا میز کار آنا بود.

300
00:14:53,894 --> 00:14:56,646
‫می‌دونم یه کم ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی گزارش‌های بهره‌وری

301
00:14:56,647 --> 00:14:59,380
‫به شماره‌ی میز کار وصله...
‫از این حرفا دیگه.

302
00:14:59,405 --> 00:15:01,484
‫می‌گم یکی بیاد
‫وسایل روی میزشو جمع کنه.

303
00:15:01,485 --> 00:15:02,903
‫نه، اشکالی نداره. راحتم.

304
00:15:04,279 --> 00:15:06,155
‫با شناسه‌ی آنا وارد سیستم می‌شی

305
00:15:06,156 --> 00:15:08,450
‫تا بتونی کارشو ادامه بدی.

306
00:15:10,182 --> 00:15:12,829
‫تا آخر امروز
‫به اسم خودت تغییرش می‌دم.

307
00:15:14,010 --> 00:15:15,760
‫همه‌ی پرونده‌ها شماره دارن.

308
00:15:15,785 --> 00:15:18,662
‫بعد از اسکن، فایل رو
‫به همون اسم ذخیره می‌کنی.

309
00:15:18,710 --> 00:15:20,169
‫وقتی همه‌ی پرونده‌های
‫توی جعبه رو اسکن کردی،

310
00:15:20,170 --> 00:15:21,587
‫جعبه و محتویاتش رو

311
00:15:21,588 --> 00:15:24,382
‫بذار توی یکی از چرخ‌دستی‌های توی راهرو
‫که مخصوص امحا کردنه.

312
00:15:24,383 --> 00:15:25,883
‫بعدش یه جعبه‌ی جدید بردار.

313
00:15:25,884 --> 00:15:27,051
‫سوالی داری؟

314
00:15:27,052 --> 00:15:28,178
‫نه.

315
00:15:30,055 --> 00:15:31,348
‫فکر کنم فهمیدم چی شد.

316
00:15:36,123 --> 00:15:38,666
‫صبر کن، این همون زنی نیست
‫که نشانش رو دزدیدی؟

317
00:15:38,730 --> 00:15:40,064
‫لعنتی.

318
00:15:40,065 --> 00:15:41,441
‫چقدر سریع غذا می‌خوره!

319
00:15:52,128 --> 00:15:54,421
‫ببخشید، انگار امروز
‫نشانم رو جا گذاشتم.

320
00:15:54,446 --> 00:15:55,780
‫اسم؟

321
00:15:55,805 --> 00:15:57,348
‫جکلین رید.

322
00:16:08,738 --> 00:16:11,740
‫خانم، نشان شما
‫ده دقیقه پیش زده شده.

323
00:16:11,773 --> 00:16:13,264
‫چیه؟

324
00:16:13,289 --> 00:16:14,515
‫باید از اونجا بزنی بیرون.

325
00:16:14,516 --> 00:16:15,726
‫فهمیدن نشان رو دزدیدی.

326
00:16:18,402 --> 00:16:19,861
‫گندش بزنن.

327
00:16:19,886 --> 00:16:22,054
‫ببخشید خانم،
‫می‌تونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟

328
00:16:22,149 --> 00:16:24,025
‫خانم، لطفا صبر کنید.

329
00:16:24,853 --> 00:16:26,938
‫آره، دیدمش. همین‌جاست.

330
00:16:26,963 --> 00:16:28,171
‫خانم!

331
00:16:28,196 --> 00:16:30,031
‫نیروی کمکی می‌خوام. طبقه‌ی دوم هستیم.

332
00:16:30,164 --> 00:16:31,622
‫اوه. چه خبره؟

333
00:16:56,308 --> 00:16:58,727
‫اینکه داره فرار می‌کنه خوبه؟

334
00:17:04,649 --> 00:17:06,358
‫هی تو! وایسا!

335
00:17:06,359 --> 00:17:07,359
‫- ایست!
‫- زود باش، عجله کن!

336
00:17:07,360 --> 00:17:08,527
‫- همین الان برگرد اینجا!
‫- برو!

337
00:17:08,528 --> 00:17:10,949
‫- برو، برو!
‫- از ماشین پیاده شو! لعنتی!

338
00:17:35,263 --> 00:17:37,849
‫ریچر، بیا این دفعه از در
‫مسالمت‌آمیز وارد شیم.

339
00:17:41,520 --> 00:17:43,354
‫نه.

340
00:17:46,358 --> 00:17:47,526
‫زنده‌ش بذارید!

341
00:18:11,716 --> 00:18:13,593
‫آرایش رو بشکنید. متفرق شید.

342
00:20:29,938 --> 00:20:30,897
‫نقشه‌ت چی بود؟

343
00:20:34,442 --> 00:20:36,485
‫ناقصت کنیم، بندازیمت توی ون،

344
00:20:36,510 --> 00:20:38,052
‫و چندتا سوال ازت بپرسیم.

345
00:20:38,860 --> 00:20:47,267
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

346
00:20:49,416 --> 00:20:52,126
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

347
00:20:52,127 --> 00:20:53,544
‫لعنتی. لعنتی! آخ!

348
00:20:53,545 --> 00:20:56,464
‫خدای من!

349
00:21:00,389 --> 00:21:01,765
‫عوضی.

350
00:21:01,790 --> 00:21:04,292
‫شانسی آوردی که خودتم ننداختم تو آب.

351
00:21:22,511 --> 00:21:23,839
‫[فیلادلفیا]

352
00:21:29,289 --> 00:21:30,372
‫فقط همون یه فایل بود.

353
00:21:30,373 --> 00:21:32,666
‫آنا اسکنش کرد، پاکش کرد
‫و فرستادش برای امحا.

354
00:21:32,667 --> 00:21:33,667
‫اصلا روی سرور دولت...

355
00:21:33,668 --> 00:21:34,914
‫- آپلودش نکرده.

356
00:21:34,939 --> 00:21:37,149
‫حتما قبل از پاک کردنش،
‫ریختدش روی فلش مموری.

357
00:21:37,174 --> 00:21:38,507
‫آره، ما هم همین فکرو می‌کنیم.

358
00:21:38,532 --> 00:21:39,699
‫پس هر چی که توی اون فلشه

359
00:21:39,724 --> 00:21:41,105
‫تنها نسخه‌ی موجود دنیاست

360
00:21:41,130 --> 00:21:43,276
‫- طبق نقشه.
‫- نقشه‌ی خواهرم؟

361
00:21:43,301 --> 00:21:45,344
‫احتمالا همون کسی که داشت براش اطلاعات رو می‌برد.

362
00:21:45,430 --> 00:21:48,265
‫اگه تنها نسخه‌ی موجود تو کل دنیا
‫از اون مدارک توش باشه،

363
00:21:48,266 --> 00:21:49,683
‫اون درایو خیلی باارزش‌تر می‌شه.

364
00:21:49,684 --> 00:21:52,357
‫به نظر می‌رسه هر کی دنبالش بوده،
‫احتمالا می‌خواد بفروشتش.

365
00:21:52,382 --> 00:21:53,716
‫یا شایدم نمی‌خوان ما بفهمیم چی بردن

366
00:21:53,803 --> 00:21:55,136
‫تا نتونیم براش نقشه‌ی دفاعی بکشیم.

367
00:21:55,161 --> 00:21:56,537
‫تا وقتی معلوم نشه، نمی‌شه چیزی گفت.

368
00:21:56,608 --> 00:21:58,317
‫امیدوارم وقتی بفهمیم که خیلی دیر نشده باشه.

369
00:21:58,318 --> 00:21:59,526
‫باشه، تو فیلی می‌بینمت.

370
00:21:59,527 --> 00:22:02,404
‫دیگه داریم می‌رسیم.
‫فقط جنوب شهر تو ترافیک موندیم.

371
00:22:02,405 --> 00:22:03,614
‫چه فایده‌ای داره که شب‌ها

372
00:22:03,615 --> 00:22:05,824
‫تعمیرات می‌کنن، وقتی کل روز
‫این تجهیزات رو توی جاده ول می‌کنن؟

373
00:22:07,368 --> 00:22:08,827
‫چند وقته تو ترافیک گیر کردی؟

374
00:22:08,828 --> 00:22:09,912
‫به اندازه‌ی دوتا خروجی.

375
00:22:09,913 --> 00:22:12,039
‫ولی تو این گلوگاه ترافیک خیلی سنگین می‌شه.

376
00:22:12,040 --> 00:22:13,499
‫خروجی بعدی رو می‌بینی؟

377
00:22:13,500 --> 00:22:15,918
‫خروجی ۲۰.

378
00:22:15,919 --> 00:22:18,087
‫بلوار کلمبوس و واشینگتن.

379
00:22:18,088 --> 00:22:20,964
‫پلام، نزدیک‌ترین ایستگاه
‫مترو به خروجی ۲۰ رو چک کن.

380
00:22:20,965 --> 00:22:22,091
‫باشه، حله.

381
00:22:22,092 --> 00:22:23,175
‫چی تو فکرته؟

382
00:22:23,176 --> 00:22:24,927
‫دارم فکر می‌کنم شاید بدونم
‫چرا آنا از ماشینش پیاده شد

383
00:22:24,928 --> 00:22:26,011
‫و رفت سراغ مترو.

384
00:22:26,012 --> 00:22:29,848
‫- ایستگاه تسکر-موریس.
‫- همون‌جایی که آنا کارت متروش رو خرید.

385
00:22:29,849 --> 00:22:32,294
‫احتمالا وقتی داشته برای لایلا

386
00:22:32,319 --> 00:22:34,520
‫- فلش رو می‌برده، تو همین ترافیک گیر کرده بوده.
‫- واسه همین به محض ترافیک شدن...

387
00:22:34,521 --> 00:22:36,230
‫از اولین خروجی اومده بیرون،

388
00:22:36,231 --> 00:22:38,732
‫رفته به نزدیک‌ترین ایستگاه مترو
‫و سوار اولین قطار شده.

389
00:22:38,733 --> 00:22:40,234
‫وقت آنا خیلی کم بوده.

390
00:22:40,235 --> 00:22:42,177
‫بهش مهلت داده بودن. می‌تونی از

391
00:22:42,202 --> 00:22:43,588
‫اون جاده بزنی بیرون و بری به اون ایستگاه مترو؟

392
00:22:43,613 --> 00:22:45,030
‫آره، تقریبا از گلوگاه رد شدیم.

393
00:22:45,031 --> 00:22:47,450
‫به محض اینکه بتونم
‫تو ایستگاه تسکر موریس می‌بینمتون،

394
00:23:10,682 --> 00:23:11,683
‫خوبی؟

395
00:23:16,987 --> 00:23:19,363
‫هیچ راهی نداره که حال بن خوب باشه، نه؟

396
00:23:19,388 --> 00:23:21,264
‫هنوز معلوم نیست

397
00:23:21,359 --> 00:23:22,861
‫فکر می‌کنی زنده‌ست؟

398
00:23:23,780 --> 00:23:25,864
‫بی‌خیال. تو پلیس این شهری.

399
00:23:25,889 --> 00:23:28,851
‫قبلا پرونده‌های سختی داشتی.
‫حس ششم داری.

400
00:23:30,743 --> 00:23:32,370
‫خواهرزاده‌م زنده‌ست؟

401
00:23:33,788 --> 00:23:35,874
‫هیچ مدرکی ندیدم که تایید کنه بن مرده.

402
00:23:38,960 --> 00:23:42,254
‫حس می‌کنم روی هیچ‌کدوم از اتفاقاتی

403
00:23:42,255 --> 00:23:44,298
‫که داره میفته کنترلی ندارم،

404
00:23:44,299 --> 00:23:46,176
‫و قدرتی هم ندارم که جلوش رو بگیرم.

405
00:23:47,927 --> 00:23:49,470
‫دارم از پا درمیام، می‌فهمی؟

406
00:23:50,722 --> 00:23:53,557
‫هی. هی. به من گوش کن.

407
00:23:53,558 --> 00:23:55,268
‫من ۱۵ ساله که پلیسم.

408
00:23:56,381 --> 00:23:58,633
‫دیدم که چه اتفاق‌های وحشتناکی
‫برای آدم‌های خوب افتاده.

409
00:24:00,695 --> 00:24:03,363
‫خیلی راحته که آدم خودش رو تو عواقبش گم کنه.

410
00:24:03,388 --> 00:24:05,889
‫ولی الان وقت این کارها رو نداریم.

411
00:24:06,070 --> 00:24:08,238
‫قاتل‌ها و مامورهای فدرال ریختن سرمون،

412
00:24:08,239 --> 00:24:10,490
‫و یه پرونده که
‫اصلا با عقل جور درنمیاد.

413
00:24:10,491 --> 00:24:11,909
‫ما بهت احتیاج داریم،

414
00:24:11,910 --> 00:24:15,162
‫باید محکم سر جات وایسی
‫و حواست به بازی باشه.

415
00:24:15,163 --> 00:24:17,456
‫پس وقتی اون تاریکی داره دورت رو می‌گیره

416
00:24:17,457 --> 00:24:19,791
‫و حس می‌کنی
‫داری از پا درمیای،

417
00:24:19,792 --> 00:24:22,212
‫بدون آدم‌هایی هستن که براشون مهمی.

418
00:24:23,502 --> 00:24:25,003
‫از جمله خود من.

419
00:24:27,776 --> 00:24:29,277
‫اوم...

420
00:24:29,302 --> 00:24:30,970
‫یادم انداختی.

421
00:24:32,931 --> 00:24:34,473
‫اینو از میز کار آنا برداشتم.

422
00:24:34,498 --> 00:24:36,333
‫فکر کردم بهتره پیش تو باشه.

423
00:24:41,564 --> 00:24:42,565
‫ممنون.

424
00:24:43,339 --> 00:24:46,259
‫فکر کردم کسی با ساندویچ
‫بوقلمون و پنیر مشکلی نداشته باشه.

425
00:24:49,364 --> 00:24:50,740
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

426
00:24:51,824 --> 00:24:52,825
‫خوبیم.

427
00:24:55,411 --> 00:24:56,579
‫اون اینجاست.

428
00:25:00,625 --> 00:25:02,084
‫لعنتی.

429
00:25:02,085 --> 00:25:03,378
‫براش ساندویچ نگرفتم.

430
00:25:05,838 --> 00:25:07,715
‫شرمنده، رفیق.

431
00:25:08,424 --> 00:25:10,801
‫خب، پس آنا اومده اینجا.

432
00:25:10,802 --> 00:25:12,594
‫بیچاره مستاصل بوده.

433
00:25:12,595 --> 00:25:14,763
‫گفتی وقتش تموم شده بوده، پس قضیه رو بازش کن.

434
00:25:14,764 --> 00:25:16,515
‫فرض کنیم حق با ماست.

435
00:25:16,516 --> 00:25:19,059
‫اون زن اونلی‌فنزی
‫کشته شده و قاتل‌هاش...

436
00:25:19,060 --> 00:25:21,520
‫احتمالا همون بیگ رد ماشین... بن رو دزدیدن.

437
00:25:21,521 --> 00:25:24,398
‫این یه اهرم فشاره تا آنا به جای لایلا
‫فلش رو برای اونا ببره.

438
00:25:24,399 --> 00:25:27,276
‫«تا یه ساعت مشخص فلش رو برسون
‫وگرنه پسرت رو می‌کشیم.»

439
00:25:27,277 --> 00:25:28,860
‫واسه همین بود که دیگه نمی‌تونست تو ترافیک بمونه.

440
00:25:28,861 --> 00:25:31,613
‫پس سوار مترو شده تا سعی کنه بن رو نجات بده،

441
00:25:31,614 --> 00:25:34,284
‫ولی این با عقل جور درنمیاد، چون...

442
00:25:35,368 --> 00:25:36,452
‫چون چی؟

443
00:25:37,036 --> 00:25:38,852
‫نمی‌دونم، ولش کن. هیچی.

444
00:25:38,877 --> 00:25:40,629
‫فکر کنم چیزی که پلام می‌خواد بگه اینه که...

445
00:25:41,825 --> 00:25:44,042
‫...می‌دونیم خواهرت تو قطار فلش همراهش نبوده،

446
00:25:44,043 --> 00:25:46,169
‫و بدون اون فلش هم نمی‌تونسته بن رو نجات بده،

447
00:25:46,170 --> 00:25:47,996
‫پس تا وقتی آنا سوار مترو شده،

448
00:25:48,021 --> 00:25:49,730
‫از قبل می‌دونسته که پسرش مرده.

449
00:25:49,755 --> 00:25:52,381
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫این... این اصلا جور درنمیاد.

450
00:25:52,406 --> 00:25:54,115
‫چرا باید مهره‌ی معامله‌شون رو بکشن؟

451
00:25:54,140 --> 00:25:56,350
‫آدم‌ربایی به‌ندرت
‫جرم بی‌دردسریه.

452
00:25:56,389 --> 00:26:00,017
‫کنترل کردن یه بچه هم به اندازه‌ی کافی سخته،
‫چه برسه به یه فوتبالیست ۱۱۰ کیلویی.

453
00:26:00,018 --> 00:26:02,686
‫پس اوضاع بیخ پیدا کرد و بن هم کشته شد.

454
00:26:02,687 --> 00:26:04,520
‫دلم نمی‌خواد حرفم درست باشه،
‫ولی فکر کنم هست.

455
00:26:04,545 --> 00:26:06,087
‫اون از کجا می‌دونست بن مرده؟

456
00:26:06,112 --> 00:26:08,739
‫احتمالا خبرهای مربوط به زنده‌بودنش رو
‫به‌روز دریافت می‌کرده.

457
00:26:08,818 --> 00:26:10,320
‫تماس‌های تلفنی، شاید هم یه ویدیو.

458
00:26:10,991 --> 00:26:13,158
‫بعدش دیگه از این کار خودداری کردن.

459
00:26:13,231 --> 00:26:17,010
‫آنا توی ترافیک گیر کرده بود، گذشتن از
‫ضرب‌الاجل‌شون برای بن بد تموم می‌شد،

460
00:26:17,035 --> 00:26:19,787
‫واسه همین زنگ زد و
‫اصرار کرد که ببینه حالش خوبه یا نه.

461
00:26:20,902 --> 00:26:22,456
‫اونا حاضر نشدن گوشی رو بدن بهش.

462
00:26:22,457 --> 00:26:24,833
‫چون نمی‌تونستن گوشی رو بدن بهش.

463
00:26:24,834 --> 00:26:26,668
‫این‌طوری فهمید که بن دیگه مرده.

464
00:26:26,669 --> 00:26:29,171
‫پس آنا نتونست بن رو نجات بده،

465
00:26:29,172 --> 00:26:31,214
‫اصلا چرا سوار مترو شد؟

466
00:26:31,378 --> 00:26:34,048
‫بعد اون کاری که کردن، نمی‌تونست
‫همین‌طوری دست رو دست بذاره.

467
00:26:35,347 --> 00:26:38,558
‫باید انتقامش رو می‌گرفت.
‫رسید به خروجی بزرگراه...

468
00:26:38,723 --> 00:26:40,015
‫و ازش خارج شد.

469
00:26:40,016 --> 00:26:41,475
‫حق با اونه.

470
00:26:41,476 --> 00:26:42,851
‫وقتی آنا رو دیدم، یه مادر داغ‌دیده بود،

471
00:26:42,852 --> 00:26:44,770
‫که اسلحه دستش بود.

472
00:26:44,771 --> 00:26:46,355
‫می‌خواست تقاصش رو بدن.

473
00:26:46,356 --> 00:26:49,149
‫با مزدورهای حرفه‌ای؟
‫اون فقط یه کارمند دولتی بود.

474
00:26:49,150 --> 00:26:51,860
‫براش مهم نبود. احتمالا همون کت مشکی‌ای
‫که توی ماشین داشت رو برداشت

475
00:26:51,861 --> 00:26:53,904
‫تا پیراهن سفیدش رو بپوشونه، به این امید که

476
00:26:53,905 --> 00:26:56,073
‫مخفیانه بره سراغ قاتل‌های بن.

477
00:26:56,074 --> 00:26:57,866
‫احتمالا اسلحه رو آورده بود تا از خودش

478
00:26:57,867 --> 00:26:59,910
‫و بن، بعد از تحویل دادن فلش به آدم‌رباها،
‫محافظت کنه

479
00:26:59,911 --> 00:27:01,486
‫تا بتونه از اون‌جا فرار کنه،

480
00:27:01,511 --> 00:27:02,798
‫ولی حالا داشت ازش
‫برای انتقام گرفتن استفاده می‌کرد.

481
00:27:03,599 --> 00:27:06,059
‫ولی اگه نقشه داشت...

482
00:27:06,334 --> 00:27:07,919
‫چرا خودش رو کشت؟

483
00:27:13,216 --> 00:27:14,299
‫چی؟

484
00:27:16,511 --> 00:27:18,096
‫وقتی به آنا نزدیک شدم...

485
00:27:19,597 --> 00:27:20,765
‫...بهش گفتم که پلیسم.

486
00:27:21,565 --> 00:27:22,857
‫اون باهوش بود.

487
00:27:22,882 --> 00:27:25,855
‫می‌دونست مجبورم بازداشتش کنم و
‫دیگه هیچ امیدی برای انتقام نمی‌مونه.

488
00:27:26,251 --> 00:27:28,300
‫همین‌طوریش هم حس می‌کرد
‫توی زندگی در حق بن کوتاهی کرده.

489
00:27:28,731 --> 00:27:30,273
‫حالا داشت بعد مرگش هم در حقش کوتاهی می‌کرد.

490
00:27:30,274 --> 00:27:32,193
‫عذاب وجدان و دردش براش خیلی زیاد بود.

491
00:27:33,403 --> 00:27:36,155
‫بهش گفتی که پلیسی؟

492
00:27:36,565 --> 00:27:38,240
‫می‌خواستم... می‌خواستم حس کنه

493
00:27:38,241 --> 00:27:40,450
‫پیش کسیه که اوضاع رو کنترل می‌کنه،
‫اونم وقتی که خودش کاملا

494
00:27:40,451 --> 00:27:42,077
‫از کنترل خارج شده بود.

495
00:27:42,078 --> 00:27:43,621
‫فکر کردم این‌طوری اوضاع آروم می‌شه.

496
00:27:44,212 --> 00:27:45,463
‫می‌خواستم بهش کمک کنم.

497
00:27:47,583 --> 00:27:49,168
‫ولی نشد.

498
00:27:50,002 --> 00:27:52,212
‫اون فلش... وقتی آنا داشت می‌رفت فیلی،
‫همراهش بود.

499
00:27:52,213 --> 00:27:55,340
‫عمرا می‌ذاشت دست قاتل‌های بن
‫به اون فلش برسه.

500
00:27:55,341 --> 00:27:56,259
‫واسه همین از شرش خلاص شد.

501
00:27:57,058 --> 00:27:58,310
‫فکر کنم بدونم کجا گذاشتش.

502
00:27:59,129 --> 00:28:00,863
‫اون نامه‌هایی که توی ماشین آنا پیدا کردیم.

503
00:28:00,888 --> 00:28:04,057
‫تنها نامه‌ی باز، همون پیشنهاد کارت اعتباری بود.

504
00:28:04,183 --> 00:28:06,435
‫یادم نمیاد پاکت برگشت نامه‌ رو دیده باشم.

505
00:28:06,436 --> 00:28:09,646
‫از همون‌هایی که گوشه‌اش نوشته
‫«نیازی به پست کردن نیست» ؟

506
00:28:09,647 --> 00:28:10,814
‫اون فلش رو پست کرده،

507
00:28:10,815 --> 00:28:12,899
‫و شاید هم گوشیش رو،
‫اونم قبل اینکه سوار مترو بشه.

508
00:28:12,900 --> 00:28:13,817
‫برای کی؟

509
00:28:13,818 --> 00:28:14,734
‫برای لایلا.

510
00:28:14,735 --> 00:28:16,194
‫پس اگه آنا موقع انتقام گرفتن می‌مرد،

511
00:28:16,195 --> 00:28:18,530
‫حداقل قاتل‌های بن با داستان اون لو می‌رفتن.

512
00:28:18,531 --> 00:28:20,031
‫رکن چهارم دموکراسی.

513
00:28:20,032 --> 00:28:21,700
‫آخرین خط دفاعی در برابر استبداد.

514
00:28:21,701 --> 00:28:23,660
‫پس چیزی که تمام این مدت دنبالش بودیم،

515
00:28:23,661 --> 00:28:25,036
‫توی هتل لایلا بوده؟

516
00:28:25,037 --> 00:28:26,955
‫اون‌جا آخرین جایی بود که آنا می‌دونست
‫لایلا اقامت داره.

517
00:28:26,956 --> 00:28:28,874
‫ولی لایلا بعد اینکه بهش حمله شد،
‫مجبور شد هتل رو ترک کنه،

518
00:28:28,875 --> 00:28:30,126
‫اونم قبل اینکه فلش برسه.

519
00:28:33,087 --> 00:28:34,254
‫داکرتی.

520
00:28:34,255 --> 00:28:36,256
‫چی... شماره‌ی مخفیت رو بهش دادی؟

521
00:28:36,257 --> 00:28:37,258
‫الو.

522
00:28:41,471 --> 00:28:42,680
‫باشه.

523
00:28:46,142 --> 00:28:47,560
‫ممنون.

524
00:28:51,314 --> 00:28:52,732
‫بن رو پیدا کردن.

525
00:28:55,693 --> 00:28:56,903
‫خیلی متأسفم.

526
00:29:06,162 --> 00:29:08,246
‫نمی‌خوام تنهایی بره سردخونه.

527
00:29:08,247 --> 00:29:10,207
‫- من و پلام باهاش می‌ریم.
‫- آره.

528
00:29:10,208 --> 00:29:13,043
‫تو هم لایلا رو توی هتل قبلیش ببین.
‫اون فلش کیری رو پیدا کن.

529
00:29:13,044 --> 00:29:14,045
‫وقتی پیداش کردم بهت خبر می‌دم.

530
00:29:16,797 --> 00:29:18,716
‫لایلا؟ ریچرم.

531
00:29:19,300 --> 00:29:20,800
‫می‌شه اون پشت رو چک کنی؟

532
00:29:20,801 --> 00:29:22,761
‫ما چیزی رو اون پشت نگه نمی‌داریم.
‫نامه‌های قدیمی

533
00:29:22,762 --> 00:29:25,263
‫و اشیای گمشده همین‌جا پشت میزه.

534
00:29:25,264 --> 00:29:26,681
‫می‌تونم با مدیر صحبت کنم؟

535
00:29:26,682 --> 00:29:28,058
‫جین تا هفته‌ی دیگه توی پوکونوسه.

536
00:29:28,059 --> 00:29:29,559
‫اونم همین رو بهت می‌گه.

537
00:29:29,560 --> 00:29:30,978
‫ممنون بابت کمکت.

538
00:29:33,940 --> 00:29:36,107
‫جای دیگه‌ای هست که آنا بخواد
‫فلش رو برات بفرسته؟

539
00:29:36,108 --> 00:29:37,526
‫اون‌جا تنها جایی بود که بلد بود.

540
00:29:37,527 --> 00:29:39,027
‫باورم نمی‌شه اونجا نبود.

541
00:29:39,028 --> 00:29:40,445
‫باید برم پزشکی قانونی.

542
00:29:40,446 --> 00:29:42,697
‫- پزشکی قانونی؟
‫- پسر آنا کشته شده.

543
00:29:42,698 --> 00:29:45,075
‫- جسدش تازه پیدا شده.
‫- خدای من.

544
00:29:45,076 --> 00:29:46,284
‫مادر و پسر.

545
00:29:46,285 --> 00:29:48,119
‫کار هموناییه که مدام دنبال مان؟

546
00:29:48,120 --> 00:29:49,412
‫به احتمال زیاد.

547
00:29:49,413 --> 00:29:52,874
‫فرضیه اینه که بن یه طعمه بوده تا آنا رو
‫ مجبور کنن فلش رو براشون بیاره.

548
00:29:52,899 --> 00:29:55,859
‫پس من مسئول مرگ آنا و تنها بچه‌اش هستم.

549
00:29:58,649 --> 00:30:00,525
‫- چی شده؟
‫- دارن تعقیبمون می‌کنن.

550
00:30:00,550 --> 00:30:02,160
‫اونایی که توی این هتل بهت حمله کردن...

551
00:30:02,185 --> 00:30:04,938
‫حتما اینجا رو زیر نظر داشتن
‫که اگه دوباره پیدات شد، مچت رو بگیرن.

552
00:30:05,596 --> 00:30:06,763
‫چیکار کنیم؟

553
00:30:06,764 --> 00:30:09,599
‫یه نفر اون‌قدر پول داره که می‌تونه
‫یه لشکر از این عوضی‌ها رو اجیر کنه.

554
00:30:09,600 --> 00:30:11,059
‫باید بفهمم کیه.

555
00:30:11,060 --> 00:30:12,478
‫یالا، بیا.

556
00:30:29,912 --> 00:30:30,912
‫- نه!
‫- من حساب اینا رو می‌رسم...

557
00:30:30,913 --> 00:30:32,832
‫و توی هتل می‌بینمت.

558
00:30:41,716 --> 00:30:42,925
‫فلش.

559
00:30:43,801 --> 00:30:45,010
‫جیب چپ.

560
00:30:45,011 --> 00:30:46,262
‫خب، برش دار.

561
00:30:49,223 --> 00:30:51,474
‫مگر اینکه بخوای همین‌جا جلوی این همه آدم بهم شلیک کنی...

562
00:30:51,475 --> 00:30:55,186
‫و ریسک دستگیر شدنت رو، اونم درست همون روزی
‫که به اطلاعات مورد نظرت رسیدی، به جون بخری.

563
00:30:55,187 --> 00:30:56,397
‫خودت برش دار.

564
00:31:16,167 --> 00:31:17,459
‫واسه کی کار می‌کنی؟

565
00:31:17,460 --> 00:31:18,794
‫برو به درک.

566
00:31:22,465 --> 00:31:24,300
‫آخ!

567
00:31:35,436 --> 00:31:37,772
‫به سوالام جواب بده وگرنه اون
‫یکی دستت رو هم داغون می‌کنم.

568
00:31:40,566 --> 00:31:41,941
‫آخ!

569
00:31:48,074 --> 00:31:49,532
‫لعنتی.

570
00:31:49,533 --> 00:31:50,993
‫این پایین، روی سکو!

571
00:31:57,750 --> 00:31:58,918
‫دست‌ها بالا!

572
00:32:00,086 --> 00:32:01,003
‫دست‌هات رو نشون بده.

573
00:32:04,048 --> 00:32:05,841
‫داره حرکت می‌کنه!

574
00:32:20,481 --> 00:32:23,191
‫ما به نیروی کمکی توی سکوی
‫جنوبی تسکر-موریس نیاز داریم.

575
00:32:23,192 --> 00:32:24,985
‫همین الان خروجی‌ها رو ببندین.

576
00:32:51,721 --> 00:32:53,763
‫هی.

577
00:32:53,764 --> 00:32:55,266
‫یه کمکی می‌کنی؟

578
00:33:00,104 --> 00:33:02,690
‫از این طرف نیومد.

579
00:33:03,524 --> 00:33:05,151
‫من می‌رم شرق، تو برو غرب.

580
00:33:11,949 --> 00:33:13,366
‫ممنون.

581
00:33:13,367 --> 00:33:15,243
‫هی، می‌دونی چطوری می‌شه از توی این تونل‌ها...

582
00:33:15,244 --> 00:33:16,620
‫به هتل لیبرتی گاردنز رسید؟

583
00:33:41,228 --> 00:33:43,062
‫کجا پیداش کردن؟

584
00:33:43,063 --> 00:33:46,859
‫حوالی خیابون نهم و کالوهیل پیداش کردن.

585
00:33:49,966 --> 00:33:51,384
‫کی گزارش داد؟

586
00:33:56,652 --> 00:34:00,364
‫یه مأمور شهرداری بوی بدی رو
‫ از توی سطل زباله گزارش داد.

587
00:34:02,458 --> 00:34:03,959
‫تنهات می‌ذارم.

588
00:34:14,220 --> 00:34:16,639
‫با اون همه مشکلی که آنا داشت...

589
00:34:19,980 --> 00:34:22,274
‫هیچ‌وقت برای کمک با من تماس نگرفت.

590
00:34:23,479 --> 00:34:25,189
‫چون می‌دونست من فقط یه...

591
00:34:26,899 --> 00:34:29,192
‫مه مأمور...

592
00:34:29,217 --> 00:34:31,094
‫راهنمایی رانندگی الکی‌خوش با یه نشانم.

593
00:34:33,531 --> 00:34:37,326
‫یه مأمور بی‌عرضه و بی‌مصرف...

594
00:34:38,517 --> 00:34:40,227
‫پارکبان بدبخت.

595
00:34:47,200 --> 00:34:49,036
‫اگه منم بودم، به خودم زنگ نمی‌زدم.

596
00:35:05,980 --> 00:35:07,982
‫الان دیگه هیچی ندارم.

597
00:35:09,942 --> 00:35:11,944
‫من کاملا...

598
00:35:13,404 --> 00:35:14,530
‫...تنهام.

599
00:35:43,267 --> 00:35:44,350
‫صدام رو می‌شنوی؟

600
00:35:44,351 --> 00:35:47,061
‫هرچه سریع‌تر توی لیبرتی گاردنز قرار بذارین.

601
00:35:47,062 --> 00:35:49,814
‫بنت، صدام رو داری؟ تموم.

602
00:35:49,815 --> 00:35:51,649
‫تایلر؟

603
00:35:53,180 --> 00:35:55,390
‫هرچه سریع‌تر توی لیبرتی گاردنز قرار بذارین.

604
00:35:55,415 --> 00:35:57,500
‫داریم به سمت برج پرنسس حرکت می‌کنیم.

605
00:36:02,995 --> 00:36:05,330
‫یالا، لیلا.

606
00:36:05,355 --> 00:36:07,023
‫لعنتی.

607
00:36:41,033 --> 00:36:42,743
‫ترسوندیم.

608
00:36:45,371 --> 00:36:47,330
‫- فلش رو گرفتی؟
‫- اونجا نبود.

609
00:36:47,331 --> 00:36:49,958
‫ولی ریچر هنوز خیلی مشتاقه که بهمون کمک کنه،

610
00:36:49,959 --> 00:36:51,250
‫پس این خوبه.

611
00:36:51,251 --> 00:36:53,671
‫- باشه.
‫- اینا چیه؟

612
00:36:54,100 --> 00:36:55,559
‫می‌خوام «سوتو آیام» درست کنم.

613
00:36:55,631 --> 00:36:58,634
‫دیگه نمی‌تونم غذای آمریکایی بخورم.

614
00:36:59,744 --> 00:37:03,748
‫شاید هم این روز اون‌قدرها
‫که فکر می‌کردیم بد تموم نشه.

615
00:37:06,934 --> 00:37:10,436
‫شما همون مأموری هستی
‫که قتل مری الن دنیلز رو گزارش داد، درسته؟

616
00:37:10,437 --> 00:37:13,106
‫آره. شبی که مُرد، پیش بن مریک بود.

617
00:37:13,107 --> 00:37:14,732
‫همه‌اش بخشی از یه پرونده‌ی بزرگتره.

618
00:37:14,733 --> 00:37:18,236
‫خب، من تازه تحلیل زخم‌ها رو
‫گرفتم که شاید برات جالب باشه.

619
00:37:18,237 --> 00:37:21,865
‫به نظر می‌رسه گلوی بن با همون نوع سلاحی
‫بریده شده... ...که مری باهاش کشته شده بود.

620
00:37:51,687 --> 00:37:54,898
‫تکون نخور و جیغ نزن.

621
00:37:57,698 --> 00:37:59,699
‫مگر بخوای عاقبتت عین اینا شه.

622
00:37:59,778 --> 00:38:01,405
‫بگو فلش کجاست.

623
00:38:06,827 --> 00:38:08,245
‫چاقو.

624
00:38:10,234 --> 00:38:12,111
‫واسه اینکه کسی صدای شلیک رو نشنوه.

625
00:38:15,108 --> 00:38:17,109
‫یه چاقوی منحنیه.

626
00:38:17,134 --> 00:38:18,259
‫بهش می‌گن کارامبیت.

627
00:38:18,338 --> 00:38:21,550
‫کسایی که توی اندونزی هنرهای رزمی
‫خاصی کار می‌کنن، ازش استفاده می‌کنن.

628
00:38:24,428 --> 00:38:25,846
‫اندونزی.

629
00:39:19,858 --> 00:39:20,942
‫پلیس فیلادلفیا!

630
00:39:20,943 --> 00:39:23,487
‫دست‌ها بالا! دست‌ها بالا!

631
00:39:25,913 --> 00:39:28,541
‫تکون نخور کثافت.

632
00:39:29,171 --> 00:39:39,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

