1
00:00:00,275 --> 00:00:01,567
‫آنچه در ریچر گذشت...

2
00:00:01,732 --> 00:00:03,607
‫اون یه آدرس برای آنا فرستاد.

3
00:00:03,608 --> 00:00:05,443
‫ طبقه‌ی اول یه رستوران متروکه‌ست.

4
00:00:05,444 --> 00:00:07,278
‫انگار دارن بازسازیش می‌کنن.

5
00:00:07,279 --> 00:00:08,654
‫ مقصد بعدیمون همون‌جاست.

6
00:00:09,990 --> 00:00:12,116
‫تیر خورده به سینه‌ش!

7
00:00:12,117 --> 00:00:13,701
‫یه سری به راسل پلام بزن.

8
00:00:13,702 --> 00:00:15,911
‫بهش بگو
‫متأسفم که توی کتابخونه تنهاش گذاشتم.

9
00:00:15,912 --> 00:00:17,121
‫شبی که خواهرم مرد،

10
00:00:17,122 --> 00:00:20,291
‫یه فلش همراهش بود که یه عکس قدیمی توش بود.

11
00:00:20,292 --> 00:00:22,002
‫ژنرال پوترا می‌خواد با هردومون عکس بگیره.

12
00:00:22,711 --> 00:00:25,546
‫ تخته‌سفید توی پس‌زمینه بود و تار افتاده بود.

13
00:00:25,547 --> 00:00:28,755
‫هوش مصنوعی جدید عملا می‌تونه
‫فوکوس لنز رو اصلاح کنه.

14
00:00:28,780 --> 00:00:29,905
‫داره جواب می‌ده.

15
00:00:29,930 --> 00:00:31,514
‫ فرمول یه سلاح شیمیایی...

16
00:00:31,539 --> 00:00:33,123
‫برای کشتار جمعی توشه.

17
00:00:34,309 --> 00:00:35,431
‫اگه یه بمب‌گذار انتحاری رو

18
00:00:35,432 --> 00:00:37,641
‫با اون مواد که بهش وصله بفرستی
‫به میدان تایمز،

19
00:00:37,642 --> 00:00:39,727
‫هر کسی رو تا شعاع ده بلوکی می‌کشه.

20
00:00:39,728 --> 00:00:41,270
‫اون‌قدری بساز که هزاران نفر رو بکشه.

21
00:00:41,271 --> 00:00:43,773
‫لایلا داره فلش رو توی دارک‌وب به حراج می‌ذاره

22
00:00:43,774 --> 00:00:45,024
‫فردا ساعت ۱۰ صبح.

23
00:00:45,025 --> 00:00:47,276
‫امشب می‌خوان چند نفر رو بکشن تا ثابت کنن کار می‌کنه.

24
00:00:47,277 --> 00:00:49,987
‫وقتی گفتم نیروهای دلتا ژنرال
‫وترا رو تعقیب کردن و از پا درآوردن،

25
00:00:49,988 --> 00:00:51,781
‫در واقع من کسی بودم که ماشه رو کشید.

26
00:00:51,782 --> 00:00:54,701
‫اون زنی که خودش رو آمیشا معرفی می‌کنه، دید که من این کارو کردم.

27
00:00:55,155 --> 00:00:56,947
‫دارن به اینجا حمله می‌کنن. کجایی؟

28
00:00:56,995 --> 00:00:58,078
‫همین الان داره اتفاق می‌افته.

29
00:00:58,079 --> 00:00:59,371
‫فعلا اونا نمی‌دونن که ما باخبریم.

30
00:00:59,372 --> 00:01:01,040
‫بهترین فرصتمون اینه که حمله رو خنثی کنیم.

31
00:01:01,065 --> 00:01:03,108
‫- چطوری؟

32
00:01:10,926 --> 00:01:15,179
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

33
00:01:23,396 --> 00:01:24,814
‫- تکون نخور کثافت!

34
00:01:24,815 --> 00:01:26,524
‫- تکون لعنتی نخور!

35
00:01:28,436 --> 00:01:29,395
‫سوار شو!

36
00:01:30,608 --> 00:01:32,152
‫ برو!

37
00:01:36,993 --> 00:01:38,327
‫این چه وضعش بود؟

38
00:01:38,328 --> 00:01:40,371
‫سمپسون خودش رو با بمب‌گذار انداخت توی رودخونه.

39
00:01:40,372 --> 00:01:42,666
‫آب جلوی پخش شدن سم توی هوا رو گرفت.

40
00:01:43,822 --> 00:01:44,793
‫سمپسون مرد.

41
00:01:45,442 --> 00:01:46,442
‫لعنتی.

42
00:01:46,467 --> 00:01:47,760
‫جون خیلی‌ها رو نجات داد.

43
00:01:48,044 --> 00:01:49,127
‫ موقتی.

44
00:01:49,339 --> 00:01:51,465
‫تا وقتی نبینن بمب کار می‌کنه، کسی نمی‌خردش.

45
00:01:51,466 --> 00:01:53,384
‫لایلا و آمیشا دوباره امتحان می‌کنن.

46
00:01:53,385 --> 00:01:54,718
‫و اصلا نمی‌دونیم کجا.

47
00:01:54,719 --> 00:01:56,987
‫شاید همون ترافیک صبح فردا باشه،

48
00:01:57,012 --> 00:01:58,762
‫شایدم یه چیز دیگه.

49
00:01:59,015 --> 00:02:00,850
‫نمی‌دونم، ولی به‌زودی اتفاق می‌افته.

50
00:02:00,851 --> 00:02:02,417
‫باید به یکی بگیم.

51
00:02:02,442 --> 00:02:04,651
‫به کی؟ اونا ما رو مقصر این اتفاق می‌دونن.

52
00:02:04,729 --> 00:02:05,938
‫ما توی محل بمب‌گذاری بودیم

53
00:02:05,939 --> 00:02:07,815
‫و بعدش هم با یه ون فرار کردیم،
‫ اونم بعد از اینکه اون همه پلیس رو

54
00:02:07,816 --> 00:02:08,899
‫الکی فرستادیم به کنسرت؟

55
00:02:08,900 --> 00:02:10,776
‫فکر می‌کنن اون کارو برای پرت کردن حواسشون کردیم.

56
00:02:10,777 --> 00:02:12,236
‫باید این ون رو سر به نیست کنیم.

57
00:02:14,197 --> 00:02:15,781
‫یه رستوران شلوغ پیدا کن.

58
00:02:25,083 --> 00:02:28,252
‫خانم، باید شما رو از اینجا ببریم

59
00:02:28,253 --> 00:02:29,920
‫چون ممکنه حمله‌ی دومی در کار باشه.

60
00:02:34,634 --> 00:02:36,469
‫یه گروه داشتن از مراسم فیلم‌برداری می‌کردن.

61
00:02:37,596 --> 00:02:40,015
‫می‌خوام قبل از اینکه دست پلیس
‫بهش برسه، تک‌تک فریم‌هاش رو ببینم.

62
00:02:42,392 --> 00:02:45,228
‫نمی‌دونیم به کی می‌شه اعتماد کرد،
‫نمی‌ذارم کسی روی این قضیه سرپوش بذاره.

63
00:02:47,900 --> 00:02:49,569
‫ما قاتل جان رو پیدا می‌کنیم...

64
00:02:52,027 --> 00:02:53,987
‫...و کاری می‌کنیم تاوانش رو پس بدن.

65
00:03:14,132 --> 00:03:15,549
‫ خیلی طول کشیده.

66
00:03:15,550 --> 00:03:16,968
‫خوشم نمیاد اون این کارو انجام بده.

67
00:03:18,261 --> 00:03:19,930
‫اون کمتر از همه جلب توجه می‌کنه.

68
00:03:20,819 --> 00:03:22,611
‫مال یه شهر کوچیکه، ولی آدم تواناییه.

69
00:03:22,636 --> 00:03:24,888
‫می‌دونی که قصد داره لیلا و آمیشا رو بکشه،

70
00:03:24,935 --> 00:03:26,560
‫یا هر کوفتی که اسمشون هست.

71
00:03:26,561 --> 00:03:27,978
‫خوبه.

72
00:03:27,979 --> 00:03:29,314
‫دنیا بدون اونا جای بهتریه.

73
00:03:30,366 --> 00:03:32,576
‫آره، خب...

74
00:03:32,601 --> 00:03:34,769
‫سخته بعد از اینکه یکی رو نفله کردی
‫برگردی به میفیلد،

75
00:03:34,794 --> 00:03:36,294
‫حتی اگه حقش بوده باشه.

76
00:03:36,319 --> 00:03:37,946
‫اونا همین الانشم آنا و بن رو کشتن.

77
00:03:38,903 --> 00:03:40,366
‫نباید بذاریم جون این یکی رو هم بگیرن.

78
00:03:40,367 --> 00:03:42,201
‫از همون اولش هم نمی‌خواستم پاش به این ماجرا باز بشه.

79
00:03:44,037 --> 00:03:44,955
‫ خودشه.

80
00:03:54,798 --> 00:03:56,006
‫انتخاب خوبیه.

81
00:03:56,007 --> 00:03:58,467
‫ماشین پرطرفدار، رنگ تیره.

82
00:03:58,468 --> 00:03:59,551
‫جلب توجه نمی‌کنیم.

83
00:03:59,552 --> 00:04:01,804
‫چقدر خوبه که ماشین‌دزد ماهری‌ام.

84
00:04:01,805 --> 00:04:03,015
‫ برو سمت دی.سی.

85
00:04:04,140 --> 00:04:06,266
‫- پنت‌هاوس پلام؟
‫- مأمورای فدرال و پلیس‌های محلی تا الان

86
00:04:06,267 --> 00:04:07,726
‫اونجا رو زیر و رو کردن.

87
00:04:07,727 --> 00:04:10,354
‫پلام توی بیمارستانه.
‫دلیلی نداریم برگردیم اونجا.

88
00:04:10,355 --> 00:04:12,022
‫آخرین جاییه که ممکنه کسی بگرده.

89
00:04:12,023 --> 00:04:13,816
‫سرعتت رو زیر 70 تا نگه دار.

90
00:04:13,817 --> 00:04:15,734
‫اگه پلیس نگهمون داره، به مشکل می‌خوریم.

91
00:04:15,735 --> 00:04:16,736
‫حله.

92
00:04:42,826 --> 00:04:44,555
‫وای لعنتی.

93
00:04:44,556 --> 00:04:46,348
‫خبری فوری،
‫جزئیات بیشتری از حمله‌ای داریم

94
00:04:46,349 --> 00:04:48,183
‫که باعث کشته شدن نماینده‌ی کارولینای شمالی

95
00:04:48,184 --> 00:04:52,187
‫و نامزد تازه‌معرفی‌شده‌ی
‫ریاست‌جمهوری، جان سمپسون شد.

96
00:04:52,188 --> 00:04:54,356
‫- لعنتی.
‫- تیم فیلم‌برداری که داشت

97
00:04:54,357 --> 00:04:56,942
‫مراسم «فید آمریکا» رو در ساحل پوشش می‌داد

98
00:04:56,943 --> 00:04:58,485
‫این تصاویر رو ضبط کرده

99
00:04:58,486 --> 00:04:59,695
‫ نماینده سمپسون...

100
00:04:59,696 --> 00:05:02,740
‫با بمب‌گذار انتحاری درگیر می‌شن و می‌پرن توی آب...

101
00:05:02,741 --> 00:05:04,491
‫و خودش رو فدا می‌کنه

102
00:05:04,492 --> 00:05:06,368
‫تا جون آدم‌های بی‌شماری رو نجات بده.

103
00:05:06,369 --> 00:05:09,163
‫هشدار می‌دیم که این تصاویر دلخراشه.

104
00:05:17,020 --> 00:05:19,396
‫ بیوه‌ی نماینده سمپسون،
‫السپت سمپسون،

105
00:05:19,421 --> 00:05:21,631
‫از هر کسی که اطلاعاتی

106
00:05:21,656 --> 00:05:24,533
‫درباره‌ی این مرد یا همدست‌هاش داره،

107
00:05:24,596 --> 00:05:26,346
‫خواهش می‌کنه که مستقیما

108
00:05:26,371 --> 00:05:29,707
‫با رئیس تیم حفاظتی نماینده
‫ سمپسون با این شماره تماس بگیره.

109
00:05:31,436 --> 00:05:33,146
‫«توماس وابری.»

110
00:06:10,642 --> 00:06:11,726
‫خیلی خب.

111
00:06:15,897 --> 00:06:16,898
‫لعنتی.

112
00:06:18,316 --> 00:06:19,359
‫خیلی خب.

113
00:06:30,745 --> 00:06:31,912
‫چه مرگته؟

114
00:06:31,913 --> 00:06:33,163
‫ببخشید.

115
00:06:33,164 --> 00:06:34,832
‫کمکم کن بذاریمش روی تخت.

116
00:06:36,793 --> 00:06:39,002
‫تازه عمل کردی.
‫محض رضای خدا

117
00:06:39,003 --> 00:06:41,297
‫داشتی چه غلطی می‌کردی؟

118
00:06:49,556 --> 00:06:50,556
‫داشتی به کی زنگ می‌زدی؟

119
00:06:53,810 --> 00:06:55,477
‫ من طرف آدم‌بده‌های
‫این ماجرا نیستم.

120
00:06:55,478 --> 00:06:58,605
‫جیکوب مریک ازم خواست
‫بیام اینجا و بهت سر بزنم.

121
00:06:58,606 --> 00:07:00,774
‫گفت متأسفه که توی کتابخونه تنهات گذاشت،

122
00:07:00,775 --> 00:07:02,860
‫حالا هر کوفتی که معنیش می‌شه.

123
00:07:02,861 --> 00:07:04,236
‫چه خبره؟

124
00:07:06,030 --> 00:07:08,198
‫ توماس... وابری.

125
00:07:08,199 --> 00:07:09,533
‫داشتی به اون زنگ می‌زدی؟

126
00:07:09,534 --> 00:07:11,952
‫نه. اون...

127
00:07:11,953 --> 00:07:14,454
‫بمب‌گذار...

128
00:07:14,455 --> 00:07:15,914
‫...بمب‌گذار انتحاریه.

129
00:07:18,727 --> 00:07:19,894
‫از این بابت مطمئنی؟

130
00:07:19,919 --> 00:07:21,044
‫مطمئنم.

131
00:07:21,045 --> 00:07:22,337
‫من مـ...

132
00:07:22,338 --> 00:07:23,338
‫ خیلی خب.

133
00:07:23,339 --> 00:07:24,883
‫- از اینجا به بعدش با من.
‫- باشه.

134
00:07:25,925 --> 00:07:27,426
‫کارت خوب بود، پلام.

135
00:07:42,567 --> 00:07:43,693
‫ پاکه!

136
00:07:45,278 --> 00:07:46,403
‫ پاکه!

137
00:07:46,404 --> 00:07:47,821
‫- پاکه!
‫- لعنتی.

138
00:07:47,822 --> 00:07:50,115
‫ پاکه!

139
00:07:53,286 --> 00:07:54,829
‫گندش بزنن.

140
00:07:58,333 --> 00:08:00,335
‫

141
00:08:03,630 --> 00:08:04,880
‫داکرتی، چه خبر؟

142
00:08:04,881 --> 00:08:07,674
‫پلامپ ما رو فرستاد سراغ همون کسی
‫که سمپسون رو کشت.

143
00:08:07,675 --> 00:08:08,926
‫راسل حالش خوبه؟

144
00:08:08,927 --> 00:08:10,969
‫داغونه، ولی زنده‌ست.

145
00:08:10,970 --> 00:08:12,471
‫داشت خودش رو تیکه تیکه می‌کرد

146
00:08:12,472 --> 00:08:15,390
‫تا اسم بمب‌گذار رو بهمون بگه،
‫توماس وابری.

147
00:08:15,391 --> 00:08:17,851
‫آمارش رو درآوردیم.
‫وقتی فرود اومده، یه ماشین اجاره کرده بود.

148
00:08:17,852 --> 00:08:21,605
‫آژانس کرایه ماشین با جی‌پی‌اس
‫ردش رو تا یه انبار زد.

149
00:08:21,606 --> 00:08:24,233
‫ماشین توی پارکینگ بود، ولی اونجا خالی بود.

150
00:08:24,234 --> 00:08:25,817
‫تنها چیزی که از خودشون باقی گذاشته بودن

151
00:08:25,818 --> 00:08:28,028
‫یه بشکه‌ی ۴۵ گالنی پلمب شده بود

152
00:08:28,029 --> 00:08:29,613
‫که یه بچه‌ی مرده توش بود.

153
00:08:29,614 --> 00:08:31,323
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

154
00:08:31,324 --> 00:08:32,991
‫سم رو روی اون امتحان کردن.

155
00:08:32,992 --> 00:08:34,701
‫سرنخی هست که کجا رفتن؟

156
00:08:34,702 --> 00:08:38,038
‫با همون کارت اعتباری که بلیط وابری رو خریدن،
‫۱۳ تای دیگه هم....

157
00:08:38,039 --> 00:08:39,831
‫برای یه پرواز شبانه‌ی دیروقت خریدن،

158
00:08:39,832 --> 00:08:42,251
‫دو تا فرست کلاس، ۱۱ تا اکونومی.

159
00:08:42,252 --> 00:08:43,670
‫لایلا و آمیشا فرست کلاسن.

160
00:08:44,173 --> 00:08:46,463
‫اون ۱۱ نفر دیگه هم،
‫احتمالا یه متخصص کامپیوتر،

161
00:08:46,464 --> 00:08:49,591
‫یه شیمی‌دان،
‫شاید یه متخصص مواد منفجره برای آماده کردن جلیقه باشن.

162
00:08:49,592 --> 00:08:51,176
‫بقیه هم آدمکش‌های آموزش‌دیده‌ان.

163
00:08:51,177 --> 00:08:53,345
‫وقتی اوضاع ریخت به هم،
‫نیروی کمکی آوردن.

164
00:08:53,346 --> 00:08:55,722
‫ خب، داریم دنبال اسم‌هایی می‌گردیم
‫که باهاشون پرواز می‌کنن.

165
00:08:55,723 --> 00:08:57,683
‫توی فرودگاه فیلادلفیا همه آماده‌باشن.

166
00:08:57,684 --> 00:08:58,643
‫اونا نمیان.

167
00:08:59,477 --> 00:09:01,353
‫- چرا نه؟
‫- چون حمله شکست خورد.

168
00:09:01,354 --> 00:09:03,772
‫نتونستن به خریدارها ثابت کنن
‫که سلاح شیمیایی‌شون کار می‌کنه.

169
00:09:03,773 --> 00:09:06,066
‫این رو به ماهی‌های رودخونه‌ی دلاور بگو.

170
00:09:06,067 --> 00:09:08,318
‫یا بهتره به جان سمپسون بگی.

171
00:09:08,319 --> 00:09:10,779
‫باور کن،
‫این عوضی‌ها حرفشون رو به کرسی نشوندن.

172
00:09:10,780 --> 00:09:12,781
‫هدفشون این بود که یه سلاح شیمیایی رو

173
00:09:12,782 --> 00:09:14,950
‫نشون بدن که توی فضای باز هم واقعا کشنده باشه.

174
00:09:14,951 --> 00:09:16,201
‫اونا هیچ‌جا نمی‌رن.

175
00:09:16,202 --> 00:09:17,786
‫ اونا به چیزی که می‌خواستن رسیدن.

176
00:09:17,787 --> 00:09:20,456
‫تنها کاری که براشون مونده اینه که
‫جیم بزنن و پولشون رو بگیرن.

177
00:09:21,165 --> 00:09:23,041
‫وقتی برسن فرودگاه،
‫ما منتظرشونیم.

178
00:09:23,042 --> 00:09:26,003
‫فقط تا وقتی بازداشتشون نکردیم،
‫آفتابی نشید.

179
00:09:26,004 --> 00:09:28,588
‫تو موقع انفجار اون نماینده‌ی مجلس
‫اونجا بودی.

180
00:09:28,589 --> 00:09:30,882
‫همه فکر می‌کنن باهاشون دستت توی یه کاسه‌ست.

181
00:09:30,907 --> 00:09:32,743
‫قهرمان‌بازی درنیار لعنتی.

182
00:09:37,682 --> 00:09:39,933
‫صددرصد مطمئنی لایلا
‫و آمیشا فرار نمی‌کنن؟

183
00:09:39,934 --> 00:09:40,934
‫تقریبا آره.

184
00:09:40,935 --> 00:09:42,311
‫خب، باید پیداشون کنیم،

185
00:09:42,312 --> 00:09:43,562
‫چون پلیس دنبالشون نمی‌گرده.

186
00:09:43,563 --> 00:09:44,939
‫هر جایی می‌تونن باشن.

187
00:09:46,441 --> 00:09:48,066
‫نه هر جایی.

188
00:09:48,067 --> 00:09:49,735
‫یه جا لازم دارن
‫که بتونن سم رو درست کنن.

189
00:09:49,736 --> 00:09:51,778
‫یه جایی که بتونن سریع تغییر موضع بدن،

190
00:09:51,779 --> 00:09:53,488
‫جایی که هیچ‌کس فکرش رو نکنه برن اونجا.

191
00:09:54,615 --> 00:09:55,658
‫لعنتی.

192
00:09:57,156 --> 00:09:58,782
‫دارن همون کاری رو می‌کنن که ما می‌کنیم.

193
00:09:58,807 --> 00:10:00,950
‫دارن برمی‌گردن همون‌جایی که
‫پلیس قبلا گشته.

194
00:10:02,081 --> 00:10:03,623
‫همون رستوران متروکه؟

195
00:10:03,648 --> 00:10:05,024
‫دور بزن.

196
00:10:39,619 --> 00:10:40,994
‫سری اول خوبه.

197
00:10:40,995 --> 00:10:43,039
‫یه ساعت دیگه بمونه چیزی که لازم داریم حاضره.

198
00:10:43,507 --> 00:10:45,217
‫عالیه.

199
00:10:45,242 --> 00:10:47,202
‫نباید آمیشا رو ناامید کنیم، مگه نه؟

200
00:11:08,689 --> 00:11:10,607
‫ یک ساعت.

201
00:11:10,608 --> 00:11:11,483
‫خبری شد؟

202
00:11:11,484 --> 00:11:16,863
‫یه هواپیمای سم‌پاش اجاره‌ای، ۴۰ کیلومتری
‫خارج شهر.

203
00:11:16,864 --> 00:11:18,407
‫دقیقا همونیه که لازم داریم.

204
00:11:18,408 --> 00:11:20,410
‫طوفان تو راهه.

205
00:11:20,599 --> 00:11:23,601
‫بارون ابر سمی رو می‌خوابونه
‫و تلفات رو کم می‌کنه.

206
00:11:23,704 --> 00:11:31,602
‫هواشناسی می‌گه تا ساعت شلوغی
‫طوفان رد می‌شه.

207
00:11:31,627 --> 00:11:35,172
‫آروم باش. فردا دیگه پولداریم.

208
00:11:35,425 --> 00:11:36,968
‫ هی. بدش به من.

209
00:11:43,099 --> 00:11:46,268
‫وقتی کارش تموم شد،
‫یه گلوله خالی کن تو لپ‌تاپش.

210
00:11:46,269 --> 00:11:47,936
‫می‌تونم هاردش رو پاک کنم.

211
00:11:47,937 --> 00:11:50,398
‫باید مطمئن بشیم
‫هیچ‌کس جز ما فرمول رو نداره.

212
00:12:01,409 --> 00:12:03,827
‫ وقتی بن کوچیک بود،

213
00:12:03,828 --> 00:12:08,415
‫بهش یاد دادم ثانیه‌های بین رعد و برق رو بشمره

214
00:12:08,416 --> 00:12:10,042
‫و تقسیم بر پنج کنه.

215
00:12:11,807 --> 00:12:13,892
‫اینطوری می‌فهمید طوفان چند کیلومتر اون‌طرف‌تره.

216
00:12:16,632 --> 00:12:19,051
‫و اون‌جوری،
‫می‌فهمید چیزی که ازش می‌ترسه...

217
00:12:20,386 --> 00:12:21,888
‫...اون‌قدری که فکر می‌کرد نزدیک نیست.

218
00:12:26,690 --> 00:12:30,150
‫حتما خیلی ترسیده بوده...

219
00:12:30,354 --> 00:12:32,106
‫آخرای عمرش، اونم حسابی.

220
00:12:35,276 --> 00:12:39,739
‫چیزی که ازش وحشت داشت
‫درست همون‌جا توی اتاق پیشش بود.

221
00:12:45,369 --> 00:12:46,370
‫هی.

222
00:12:46,867 --> 00:12:49,035
‫اگه با چشم کور از نفرت بری اون‌جا،

223
00:12:49,091 --> 00:12:50,718
‫اولین نفری هستی که کشته می‌شه.

224
00:12:52,668 --> 00:12:54,586
‫حواست رو جمع کن.

225
00:12:54,587 --> 00:12:55,880
‫باشه؟

226
00:13:02,011 --> 00:13:03,720
‫- اون‌جا هستن.
‫- دیدیشون؟

227
00:13:03,721 --> 00:13:06,223
‫از لای شکاف‌های تخته‌
‫اون‌قدری که می‌شد دیدم.

228
00:13:06,224 --> 00:13:08,308
‫دیدم لایلا رد شد
‫با حدود شش تا قلچماق.

229
00:13:08,309 --> 00:13:10,310
‫چه اهمیتی داره؟ اونا اون‌جان.

230
00:13:10,311 --> 00:13:11,811
‫عنصر غافلگیری با ماست.

231
00:13:11,812 --> 00:13:13,563
‫سیزده به سه‌.

232
00:13:13,564 --> 00:13:15,023
‫خوب می‌شد اگه نیروی کمکی داشتیم.

233
00:13:15,024 --> 00:13:16,576
‫ ما هنوز تحت‌تعقیبیم.

234
00:13:16,615 --> 00:13:18,227
‫امکان نداره نیروهای پلیس بیان

235
00:13:18,252 --> 00:13:20,003
‫و فقط به خاطر حرف ما،
‫آدم‌هاشون رو از فرودگاه بکشن بیرون.

236
00:13:20,028 --> 00:13:21,737
‫السپت سمپسون چی؟

237
00:13:21,762 --> 00:13:23,013
‫اون می‌تونه مجبورشون کنه گوش بدن؟

238
00:13:23,725 --> 00:13:25,393
‫بعید می‌دونم جواب تماسم رو بده.

239
00:13:25,418 --> 00:13:28,120
‫ولی اگه می‌داد و حرفمون رو باور می‌کرد،

240
00:13:28,145 --> 00:13:32,047
‫وقتی بفهمن کی آمار بهش داده
‫عمرا ریسک نمی‌کردن مأمورای فدرال‌ رو از فرودگاه بکشن بیرون.

241
00:13:33,013 --> 00:13:34,568
‫خودمونیم و خودمون.

242
00:13:39,173 --> 00:13:40,925
‫- آماده‌ام.
‫- بیا اینم مال تو.

243
00:13:43,135 --> 00:13:44,428
‫خودت چی؟

244
00:13:45,555 --> 00:13:47,347
‫من خودم یکی گیر میارم.

245
00:13:59,294 --> 00:14:04,224
‫

246
00:14:06,367 --> 00:14:10,829
‫یک، دو، سه، چهار،

247
00:14:10,830 --> 00:14:12,248
‫- پنج.

248
00:14:24,218 --> 00:14:27,929
‫یک، دو، سه، چهار،

249
00:14:27,930 --> 00:14:30,140
‫پنج.

250
00:14:59,879 --> 00:15:01,880
‫من جعبه‌فیوز رو چک می‌کنم.

251
00:15:28,699 --> 00:15:29,741
‫مشکلی نیست.

252
00:15:29,742 --> 00:15:32,883
‫با قطع شدن برق، آسانسور
‫برمی‌گرده به پایین‌ترین طبقه.

253
00:15:33,579 --> 00:15:35,997
‫من می‌رم بالا و تا جایی که بتونم
‫حواسشون رو به خودم پرت می‌کنم.

254
00:15:35,998 --> 00:15:37,332
‫شما دوتا هرکی که اون پایین مونده رو بکشید

255
00:15:37,333 --> 00:15:39,793
‫و هر سمی که تا الان ساخته شده رو از این‌جا ببرید بیرون.

256
00:15:39,794 --> 00:15:41,087
‫چطوری می‌خوای بکشونیشون بالا؟

257
00:15:42,392 --> 00:15:44,019
‫توجه‌شون رو جلب می‌کنم.

258
00:15:46,860 --> 00:15:48,152
‫اون تو می‌بیننت.

259
00:15:48,177 --> 00:15:49,552
‫نمی‌رم داخل.

260
00:16:14,328 --> 00:16:16,788
‫ پل بتسی راس
‫گزینه‌ی خوبیه.

261
00:16:16,789 --> 00:16:21,376
‫اگه ترافیک سنگین باشه،
‫مردم راهی برای فرار ندارن.

262
00:16:21,377 --> 00:16:24,587
‫این بخش از بزرگراه آی-۶۷۶ چی؟
‫طولانی‌تره.

263
00:16:24,588 --> 00:16:27,258
‫تلفاتش بیشتره.

264
00:16:36,559 --> 00:16:37,601
‫ برو ببین کیه.

265
00:17:47,671 --> 00:17:48,881
‫اینم علامت ما.

266
00:17:50,341 --> 00:17:52,092
‫برو ببین اون کوفتی چی بود.

267
00:17:56,138 --> 00:17:57,348
‫ریچر.

268
00:17:59,725 --> 00:18:01,101
‫لایلا.

269
00:18:02,436 --> 00:18:04,771
‫ روی پل بهت چی گفتم؟

270
00:18:04,772 --> 00:18:06,773
‫اگه بمیریم نمی‌تونیم پول‌هامون رو خرج کنیم.

271
00:18:06,774 --> 00:18:09,610
‫بی‌دلیل نیست که داریم به این آدم‌ها
‫یه ثروت کلان می‌دیم.

272
00:18:09,639 --> 00:18:11,307
‫ تو. برو ریچر رو پیدا کن.

273
00:18:12,363 --> 00:18:13,738
‫از کجا بشناسمش؟

274
00:18:13,739 --> 00:18:16,324
‫همونیه که داره همه رو می‌کشه. برو!

275
00:19:32,443 --> 00:19:33,819
‫هوامو داشته باش!

276
00:19:39,241 --> 00:19:42,494
‫سه، دو، یک.

277
00:19:52,504 --> 00:19:56,383
‫وایسا! اگه به سم بخوره، همه‌مون می‌میریم!

278
00:19:57,384 --> 00:19:58,385
‫اون رو بده به من!

279
00:20:00,714 --> 00:20:03,222
‫- این چیه؟
‫- توش فولمینات جیوه داره

280
00:20:03,223 --> 00:20:04,503
‫برای جلیقه‌ی انتحاریه.

281
00:20:15,670 --> 00:20:17,129
‫ حالا برو سم رو بیار.

282
00:20:17,154 --> 00:20:18,571
‫اوه، لـ...

283
00:20:18,572 --> 00:20:19,782
‫نذار منو بکشه.

284
00:20:36,674 --> 00:20:37,675
‫از پا دراومد.

285
00:21:26,765 --> 00:21:28,642
‫لعنتی.

286
00:22:22,446 --> 00:22:23,405
‫لعنتی!

287
00:22:26,116 --> 00:22:27,159
‫آه!

288
00:23:59,209 --> 00:24:00,586
‫راه بیفت، عوضی.

289
00:24:16,935 --> 00:24:18,020
‫نه!

290
00:24:23,192 --> 00:24:25,484
‫اون پایین چه غلطی دارین می‌کنین؟

291
00:24:25,485 --> 00:24:26,819
‫شیمیدان مرده.

292
00:24:26,820 --> 00:24:29,488
‫هرچی سم داریم بردار،

293
00:24:29,489 --> 00:24:31,699
‫یه جای شلوغ پیدا کن و ازش استفاده کن.

294
00:24:31,700 --> 00:24:32,950
‫یه کلاب شبانه.

295
00:24:32,951 --> 00:24:34,786
‫فکر می‌کردم باید توی فضای باز استفاده بشه.

296
00:24:35,913 --> 00:24:38,206
‫-
‫- وسط شبه.

297
00:24:38,207 --> 00:24:40,551
‫کجا می‌خوای توی فضای باز
‫جمعیت پیدا کنی؟

298
00:24:41,376 --> 00:24:44,670
‫خوب به حرفم گوش کن.

299
00:24:44,671 --> 00:24:47,673
‫باید به خریدارها آمار تلفات نشون بدم.

300
00:24:47,674 --> 00:24:51,010
‫حالا یه ماسک بردار و انجامش بده،

301
00:24:51,011 --> 00:24:52,511
‫وگرنه کاری می‌کنم

302
00:24:52,536 --> 00:24:56,873
‫تا صبح هر کسی که برات مهمه
‫بمیره!

303
00:25:32,261 --> 00:25:33,262
‫تامارا.

304
00:25:37,975 --> 00:25:39,601
‫هی. هی.

305
00:25:40,435 --> 00:25:42,019
‫هی. تامارا.

306
00:25:42,020 --> 00:25:44,897
‫تامارا، هی. نگام کن.

307
00:25:44,898 --> 00:25:46,858
‫خب. حالت خوبه.

308
00:25:48,819 --> 00:25:50,862
‫حالت خوبه.

309
00:25:55,075 --> 00:25:57,327
‫ پیشنهاددهنده‌ها
‫نمایش‌شون رو می‌بینن.

310
00:25:57,536 --> 00:25:59,287
‫- بیا بریم تمومش کنیم.
‫- صبر کن.

311
00:25:59,312 --> 00:26:00,520
‫من فقط یه تکنسین هوش مصنوعی‌ام.

312
00:26:00,545 --> 00:26:01,838
‫نمی‌تونی همین‌طوری منو اینجا ول کنی.

313
00:26:02,416 --> 00:26:03,708
‫حق با توئه.

314
00:26:10,525 --> 00:26:12,318
‫از این طرف!

315
00:26:16,028 --> 00:26:17,528
‫لعنتی.

316
00:26:29,735 --> 00:26:31,360
‫نه. آه! نه!

317
00:26:31,361 --> 00:26:32,446
‫نه.

318
00:26:36,116 --> 00:26:37,325
‫نه!

319
00:26:37,326 --> 00:26:40,328
‫نه، نه، نه.

320
00:27:27,918 --> 00:27:30,253
‫نباید تو اون قطار فضولی می‌کردی.

321
00:27:30,941 --> 00:27:32,276
‫همه همینو بهم می‌گن.

322
00:28:09,918 --> 00:28:11,920
‫نمی‌تونم تشخیص بدم کدوم چراغ‌عقب مال اونه.

323
00:28:17,259 --> 00:28:18,927
‫ لعنتی، کجاست؟

324
00:29:04,259 --> 00:29:06,219
‫قراره از این کار لذت ببریم.

325
00:29:30,916 --> 00:29:32,417
‫لعنتی!

326
00:29:53,480 --> 00:29:55,147
‫داری خون زیادی از دست می‌دی.

327
00:29:55,148 --> 00:29:56,483
‫داری ضعیف می‌شی.

328
00:29:57,181 --> 00:29:58,682
‫بزودی از حال می‌ری،

329
00:29:58,707 --> 00:30:01,333
‫بعدش مثل کاری که با پسر آنا کردیم،
‫می‌بندیمت به یه میز.

330
00:30:01,358 --> 00:30:03,401
‫بعدش...

331
00:30:03,448 --> 00:30:05,033
‫...تازه بازی شروع می‌شه.

332
00:30:05,773 --> 00:30:08,403
‫باید صدای گریه‌ی اون پسره
‫وقتی مامانش رو صدا می‌زد رو می‌شنیدی.

333
00:30:10,661 --> 00:30:12,457
‫تو هم واسه مامانت گریه می‌کنی؟

334
00:31:07,429 --> 00:31:08,430
‫نه.

335
00:31:40,295 --> 00:31:42,755
‫هوی، عوضی!
‫نمی‌تونی اونجا پارک کنی!

336
00:32:11,493 --> 00:32:12,577
‫نمی‌بینمش.

337
00:32:18,291 --> 00:32:19,417
‫اون ماشین خودشه.

338
00:32:21,044 --> 00:32:21,920
‫گیرش انداختیم.

339
00:32:27,384 --> 00:32:29,678
‫پلیس فیلادلفیا! برین کنار!

340
00:32:52,992 --> 00:32:54,452
‫اون بالا!

341
00:33:03,962 --> 00:33:05,422
‫بذارش زمین!

342
00:33:08,758 --> 00:33:10,301
‫مغز کوفتیت رو متلاشی می‌کنم.

343
00:33:12,166 --> 00:33:14,918
‫اگه اون شیشه رو بندازه،
‫همه‌ی کسایی که اینجان می‌میرن.

344
00:33:41,809 --> 00:33:43,518
‫باید بریم برش داریم.

345
00:33:45,920 --> 00:33:47,838
‫آره

346
00:36:12,609 --> 00:36:15,444
‫نمی‌دونم از کدومش بیشتر لذت می‌برم،

347
00:36:15,445 --> 00:36:17,738
‫اینکه بکنمت یا اینکه بکشمت.

348
00:36:41,304 --> 00:36:43,848
‫من که می‌دونم از کدوم بیشتر خوشم میاد.

349
00:38:31,456 --> 00:38:34,208
‫ واقعا تحت‌تأثیر قرار گرفتم، ریچر.

350
00:38:35,175 --> 00:38:37,594
‫فرض رو بر این می‌ذارم که همه‌ آدمای اون تو رو کشتی؟

351
00:38:40,006 --> 00:38:42,340
‫انگار اونا هم خوب حالت رو گرفتن.

352
00:38:56,064 --> 00:38:57,482
‫از دیدنم تعجب کردی؟

353
00:38:59,776 --> 00:39:01,527
‫بعد از آخرین برخوردمون...

354
00:39:02,950 --> 00:39:05,828
‫...فکر کردم عاقلانه‌ترین کار اینه که فقط...

355
00:39:07,784 --> 00:39:09,409
‫...تعقیبت کنم.

356
00:39:09,410 --> 00:39:11,537
‫منتظر بمونم تا فلش رو برام بیاری.

357
00:39:18,002 --> 00:39:19,754
‫ممنون که زحمت بخش سختش رو کشیدی.

358
00:40:36,664 --> 00:40:41,002
‫خواهر و خواهرزاده‌ت مثل ترسوها مردن.

359
00:40:42,044 --> 00:40:43,837
‫ولی من نه.

360
00:40:43,838 --> 00:40:46,048
‫برو به جهنم!

361
00:41:16,370 --> 00:41:18,748
‫تو به جرم قتل بازداشتی...

362
00:41:20,583 --> 00:41:22,084
‫...به جرم قتل جان سمپسون...

363
00:41:23,419 --> 00:41:25,630
‫...بنجامین مریک و آنا مریک.

364
00:41:27,256 --> 00:41:28,799
‫حق داری سکوت کنی.

365
00:41:29,592 --> 00:41:31,259
‫و هر چی بگی

366
00:41:31,260 --> 00:41:35,114
‫در دادگاه
‫ممکنه علیه‌ت استفاده بشه و می‌شه.

367
00:41:35,139 --> 00:41:37,516
‫حق داری وکیل داشته باشی.

368
00:41:38,348 --> 00:41:40,558
‫اگه توانایی مالی نداری،

369
00:41:40,583 --> 00:41:42,375
‫- یکی برات تعیین می‌شه.

370
00:41:42,400 --> 00:41:44,860
‫اگه الان تصمیم بگیری به سؤالات جواب بدی...

371
00:42:20,726 --> 00:42:22,435
‫بالاخره بیدار شد.

372
00:42:22,436 --> 00:42:24,271
‫فلش کجاست؟

373
00:42:24,272 --> 00:42:26,107
‫توی دستت رو نگاه کن.

374
00:42:28,943 --> 00:42:31,611
‫نزدیک بود اون امدادگرهایی که می‌خواستن
‫ازت بگیرنش رو بکشی.

375
00:42:31,612 --> 00:42:33,571
‫چرا بهم دستبند نزدین؟

376
00:42:33,572 --> 00:42:35,074
‫اتهامی در کار نیست.

377
00:42:35,741 --> 00:42:37,994
‫جسدهای زیادی هستن که ردشون به من می‌رسه.

378
00:42:39,370 --> 00:42:41,329
‫خونم کل اون ساختمون رو برداشته.

379
00:42:41,330 --> 00:42:43,665
‫بیوه‌ی سمپسون کسی نیست که
‫بشه باهاش درافتاد.

380
00:42:43,666 --> 00:42:45,875
‫وزارت دفاع صحنه رو تحویل گرفت،

381
00:42:45,876 --> 00:42:47,502
‫یه داستان سر هم کردن که انگار حمله‌ی فدرال بوده.

382
00:42:47,503 --> 00:42:48,628
‫اسمت رو از ماجرا بیرون کشیدن.

383
00:42:48,629 --> 00:42:50,880
‫فکر کردم این‌طوری ترجیح می‌دی.

384
00:42:50,881 --> 00:42:52,215
‫البته یه امتیازهایی هم نصیب من شد.

385
00:42:52,216 --> 00:42:53,426
‫همین‌طور برای جیکوب.

386
00:42:55,261 --> 00:42:56,261
‫اون چطوره؟

387
00:42:56,418 --> 00:42:58,336
‫خوبه، با توجه به شرایط.

388
00:42:59,348 --> 00:43:01,933
‫شیفتی با من عوض می‌کرد
‫تا مراقبت باشه.

389
00:43:01,934 --> 00:43:03,477
‫تو چی؟

390
00:43:04,608 --> 00:43:05,608
‫راستش رو بگم؟

391
00:43:05,633 --> 00:43:08,344
‫فکر کنم دیگه از مرحله‌ی
‫دروغ گفتن به همدیگه گذشتیم.

392
00:43:09,567 --> 00:43:11,068
‫حس خیلی خوبی دارم.

393
00:43:12,014 --> 00:43:13,766
‫بهتر از چیزی که این اواخر بودم.

394
00:43:14,987 --> 00:43:16,907
‫فکر کنم آماده‌ام که دوباره پلیس بشم.

395
00:43:17,616 --> 00:43:18,700
‫بازنشستگی چی؟

396
00:43:20,077 --> 00:43:21,537
‫۲۰ سال دیگه دوباره ازم بپرس.

397
00:43:28,210 --> 00:43:29,252
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

398
00:43:29,253 --> 00:43:30,254
‫دارم می‌رم.

399
00:43:32,882 --> 00:43:34,591
‫قربان، دارید چیکار می‌کنید؟

400
00:43:34,592 --> 00:43:35,800
‫داره می‌ره.

401
00:43:35,801 --> 00:43:37,635
‫این دستور دکتر نیست.

402
00:43:37,636 --> 00:43:40,055
‫از وقتی از ارتش اومدم بیرون،
‫دیگه دستور نمی‌گیرم.

403
00:43:40,056 --> 00:43:42,099
‫می‌رم دکتر نیوهوک رو صدا کنم.

404
00:43:43,184 --> 00:43:44,268
‫لباس‌هام کجاست؟

405
00:43:45,102 --> 00:43:46,895
‫برات چندتا نو گرفتم.

406
00:43:46,896 --> 00:43:49,606
‫پوتین‌های نو روی
‫اون میز کوچیک گوشه‌ی اتاقه.

407
00:43:49,607 --> 00:43:52,360
‫زود لباس بپوش.
‫لازم نیست کونت رو ببینم.

408
00:43:54,370 --> 00:43:57,289
‫دکتر گفت اون زخم بزرگی که داشتی
‫جونت رو نجات داده.

409
00:43:57,314 --> 00:43:59,857
‫بافت ضخیم جای زخم نذاشته تیغه عمیق فرو بره تو.

410
00:43:59,992 --> 00:44:01,660
‫اگه اون نبود،
‫الان اینجا نبودی.

411
00:44:02,411 --> 00:44:03,578
‫خوشا ‌به‌حالم.

412
00:44:06,415 --> 00:44:07,583
‫ اوه.

413
00:44:10,419 --> 00:44:12,879
‫اینم اون کیسه‌ی زپرتی وسایلت
‫مال وقتی که بازداشتت کردن.

414
00:44:12,880 --> 00:44:15,340
‫پاسپورت، مسواک،
‫گوشی اعتباری و پول نقد.

415
00:44:15,341 --> 00:44:16,591
‫چند دلار هم اضافه‌تر گذاشتم توش.

416
00:44:16,592 --> 00:44:18,093
‫آدم فقیری هستی، ریچر.

417
00:44:18,094 --> 00:44:19,095
‫ممنون.

418
00:44:20,137 --> 00:44:21,513
‫اما یه لطف دیگه هم ازت می‌خوام.

419
00:44:21,646 --> 00:44:22,896
‫چی؟

420
00:44:22,921 --> 00:44:24,923
‫می‌خوام یه چیزی رو
‫برام پس بگیری.

421
00:44:33,567 --> 00:44:35,485
‫آقا. آقا؟

422
00:44:35,486 --> 00:44:37,320
‫نمی‌تونی اینو بیاری اینجا!

423
00:44:39,365 --> 00:44:40,533
‫- ریچر.
‫-

424
00:44:41,200 --> 00:44:42,785
‫یه چیزی برات آوردم.

425
00:44:44,286 --> 00:44:46,205
‫- این دیگه مال توئه.
‫- چی؟

426
00:44:49,291 --> 00:44:50,792
‫هی.

427
00:44:51,744 --> 00:44:54,038
‫اسمت رو می‌ذارم والتر کرون‌-کت.

428
00:44:56,090 --> 00:44:57,882
‫پسر، اصلا حالت خوب به نظر نمی‌رسه.

429
00:44:57,883 --> 00:44:59,134
‫تو هم همین‌طور.

430
00:45:01,053 --> 00:45:03,805
‫می‌دونی، جیکوب و تامارا اومدن اینجا.

431
00:45:03,806 --> 00:45:05,141
‫بهم گفتن همه‌چی تموم شده.

432
00:45:06,225 --> 00:45:07,809
‫هنوز نه.

433
00:45:07,810 --> 00:45:10,312
‫مدام به بقیه می‌گفتم وقتی پیداش کنم
‫می‌فهمم باید باهاش چیکار کنم.

434
00:45:12,898 --> 00:45:14,358
‫داستانت رو بنویس.

435
00:45:15,070 --> 00:45:16,487
‫جایزه‌ی پولیتزرت رو بگیر.

436
00:45:24,452 --> 00:45:25,953
‫مراقب گربه باش، پلام.

437
00:45:27,329 --> 00:45:29,206
‫مراقب خودت باش، ریچر.

438
00:45:30,249 --> 00:45:31,416
‫هی.

439
00:45:31,417 --> 00:45:34,879
‫بهت گفتم که قلم
‫از شمشیر برنده‌تره.

440
00:45:37,923 --> 00:45:39,717
‫شمشیر هم نقش خودش رو بازی کرد.

441
00:45:51,103 --> 00:45:52,104
‫الو؟

442
00:45:52,980 --> 00:45:53,981
‫بله.

443
00:45:55,900 --> 00:45:57,525
‫۱۵ دقیقه‌ی دیگه می‌بینمت.

444
00:46:01,238 --> 00:46:02,405
‫خامه و شکر؟

445
00:46:02,406 --> 00:46:03,491
‫نه، ممنون.

446
00:46:04,190 --> 00:46:05,201
‫منم همین‌طور.

447
00:46:06,327 --> 00:46:08,162
‫خامه و شکر کلا زیاده‌رویه.

448
00:46:09,459 --> 00:46:12,337
‫ممنون که دقیقه نودی
‫قبول کردی اینجا ببینمت.

449
00:46:13,028 --> 00:46:15,154
‫ممنون که خیالم رو راحت کردی
‫که با اتهامی روبرو نمی‌شم.

450
00:46:15,265 --> 00:46:18,101
‫عجیبه که اسم شوهرم
‫الان چقدر اعتبار داره.

451
00:46:19,504 --> 00:46:22,339
‫فقط کافی بود مثل یه قهرمان بمیره.

452
00:46:22,605 --> 00:46:25,692
‫واشینگتن پر از آدم‌های کت‌وشلواریه
‫که فقط وعده‌های توخالی می‌دن.

453
00:46:26,305 --> 00:46:27,765
‫آدم‌های زیادی اونجا نیستن که منو تحت‌تأثیر قرار بدن.

454
00:46:28,663 --> 00:46:29,997
‫جان سمپسون این کار رو کرد.

455
00:46:31,185 --> 00:46:32,560
‫تو هم همین‌طور.

456
00:46:32,733 --> 00:46:34,694
‫شنیدنش خوبه...

457
00:46:35,606 --> 00:46:38,025
‫...چون دارم فکر می‌کنم
‫راهش رو ادامه بدم.

458
00:46:39,168 --> 00:46:41,779
‫دوتا سیاستمدار بااخلاق
‫از یه خانواده.

459
00:46:42,738 --> 00:46:43,822
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

460
00:46:44,865 --> 00:46:46,533
‫می‌تونم روی رأیت حساب کنم؟

461
00:46:46,534 --> 00:46:47,701
‫مدارک هویتی نکردم.

462
00:46:48,767 --> 00:46:49,977
‫محل اقامت ندارم.

463
00:46:55,000 --> 00:46:57,502
‫خب، ریچر...

464
00:46:57,503 --> 00:47:00,964
‫فکر کنم
‫تنها چیزی که برای بحث مونده اینه که...

465
00:47:00,965 --> 00:47:02,508
‫فلش کجاست؟

466
00:47:02,925 --> 00:47:04,093
‫جاش امنه.

467
00:47:05,083 --> 00:47:06,835
‫اما قراره داستانش فاش بشه.

468
00:47:07,749 --> 00:47:08,750
‫خوبه.

469
00:47:09,932 --> 00:47:12,267
‫اگه شوهرم می‌دونست
‫سال ۹۸ چه اتفاقاتی افتاده،

470
00:47:12,268 --> 00:47:13,477
‫همون موقع یه کاری براش می‌کرد.

471
00:47:14,026 --> 00:47:16,027
‫فکر نمی‌کنم بخواد
‫حقیقت الان دفن بمونه.

472
00:47:16,052 --> 00:47:18,093
‫واسه همینه که می‌تونست
‫رئیس‌جمهور فوق‌العاده‌ای بشه.

473
00:47:19,441 --> 00:47:20,818
‫تو هم می‌تونی باشی.

474
00:47:23,571 --> 00:47:24,696
‫ریچر.

475
00:47:24,697 --> 00:47:26,030
‫اسپرینگ‌فیلد.

476
00:47:26,031 --> 00:47:28,408
‫خانم، خبرنگار اینجاست
‫تا باهاتون صحبت کنه.

477
00:47:28,409 --> 00:47:29,784
‫باشه. ممنون.

478
00:47:29,785 --> 00:47:31,203
‫تنهاتون می‌ذارم.

479
00:47:33,080 --> 00:47:34,415
‫می‌خوای برسونیمت؟

480
00:47:36,083 --> 00:47:37,459
‫می‌تونید.

481
00:47:51,724 --> 00:47:53,017
‫شماها منتظر من بودید؟

482
00:47:53,726 --> 00:47:57,186
‫رئیسامون چندتا از بچه‌های تیم دوم رو فرستادن
‫تا ازت بازجویی کنن.

483
00:47:57,187 --> 00:47:59,022
‫قرار نیست این اتفاق بیفته، مگه نه؟

484
00:47:59,023 --> 00:48:00,065
‫نه.

485
00:48:00,774 --> 00:48:02,525
‫ببین، می‌تونی یه لطفی در حقمون بکنی؟

486
00:48:02,526 --> 00:48:04,652
‫فقط لازمه که
‫یه تیک کوچیک توی یه کادر بزنیم

487
00:48:04,653 --> 00:48:07,238
‫که یعنی ازت
‫یه سؤال خیلی خاص پرسیدیم.

488
00:48:07,239 --> 00:48:08,324
‫بپرس.

489
00:48:08,949 --> 00:48:13,286
‫در طول آخرین دیدارهات با اون
‫دوتا زنی که با نام‌های مستعار...

490
00:48:13,287 --> 00:48:17,165
‫لایلا و آمیشا هوث فعالیت می‌کردن
‫فلش درایوی به دستت رسید یا رسیده بود یا نه؟

491
00:48:19,209 --> 00:48:20,336
‫نه.

492
00:48:23,380 --> 00:48:24,632
‫همین کافیه.

493
00:48:27,885 --> 00:48:30,595
‫ممنون بابت کاری که
‫واسه کشور کردی، ریچر.

494
00:48:30,596 --> 00:48:32,472
‫خواهش می‌کنم...

495
00:48:32,473 --> 00:48:33,473
‫مک‌مایکلز.

496
00:48:33,498 --> 00:48:35,166
‫...مک‌مایکلز.

497
00:48:36,685 --> 00:48:37,936
‫جارویس.

498
00:48:38,913 --> 00:48:39,913
‫ممنون.

499
00:48:39,938 --> 00:48:41,148
‫خواهش می‌کنم، جارویس.

500
00:48:42,191 --> 00:48:44,275
‫بونر. ممنون، ریچر.

501
00:48:44,276 --> 00:48:45,194
‫خواهش می‌کنم، بونر.

502
00:48:52,159 --> 00:48:53,452
‫تو همون تیم دوم بمونید.

503
00:48:54,244 --> 00:48:55,412
‫به اونا شلیک نمی‌شه.

504
00:50:40,863 --> 00:50:43,865
‫ برای فداکاری‌ای
‫فراتر از وظیفه،

505
00:50:43,937 --> 00:50:47,815
‫باعث افتخارمه که به تامارا گرین

506
00:50:47,816 --> 00:50:49,984
‫از طرف اداره‌ی پلیس فیلادلفیا،

507
00:50:50,009 --> 00:50:54,763
‫مدال شجاعت
‫گروهبان رابرت ویلسون سوم رو اهدا کنم.

508
00:50:58,160 --> 00:51:00,369
‫همچنین این افتخار بزرگ رو دارم

509
00:51:00,370 --> 00:51:03,247
‫که بلافاصله شما رو به مقام کارآگاه،

510
00:51:03,248 --> 00:51:05,000
‫دایره‌ی قتل ارتقا بدم.

511
00:51:11,131 --> 00:51:13,341
‫حقشه، می‌دونی؟ وقتش بود.

512
00:51:13,342 --> 00:51:14,592
‫بالاخره.

513
00:51:17,346 --> 00:51:18,513
‫ آتش!

514
00:51:18,514 --> 00:51:20,681
‫آماده! هدف!

515
00:51:20,682 --> 00:51:21,766
‫آتش!

516
00:51:38,799 --> 00:51:40,758
‫ویز ویت.

517
00:53:39,247 --> 00:53:49,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

