1
00:00:05,000 --> 00:00:16,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:16,024 --> 00:00:23,024
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

3
00:00:23,565 --> 00:00:25,442
‫متوجه نیستی‬
‫تو چه خطری هستیم؟‬

4
00:00:27,819 --> 00:00:30,571
‫- پیش میاد دیگه.‬
‫- شما دوتا چتونه؟‬

5
00:00:30,572 --> 00:00:31,962
‫چرا اینطوری رفتار می‌کنید...‬

6
00:00:34,200 --> 00:00:36,201
‫نامی، بذار پاتو ببینم.‬

7
00:00:36,202 --> 00:00:38,746
‫آشپزه پشیمون می‌شه‬
‫که این صحنه رو از دست داده.‬

8
00:00:38,747 --> 00:00:42,041
‫نه، منظورم اون رنگه، نامی.‬

9
00:00:42,042 --> 00:00:43,501
‫باید پاکش کنی.‬

10
00:00:44,700 --> 00:00:46,118
‫من که راحتم.

11
00:00:59,309 --> 00:01:00,769
‫یادت هست کجایی؟‬

12
00:01:01,811 --> 00:01:07,399
‫همه‌چی یادمه، ولی انگار‬
‫نمی‌تونستم احساساتم رو کنترل کنم.‬

13
00:01:07,400 --> 00:01:09,818
‫اون علامت، نشانه‌ی یه مأمور خیلی خطرناکه‬

14
00:01:09,819 --> 00:01:10,903
‫به اسم میس گلدن‌ویک.‬

15
00:01:10,904 --> 00:01:13,655
‫اون از یه رنگ هیپنوتیزم‌کننده‌ی خاص استفاده می‌کنه‬

16
00:01:13,656 --> 00:01:16,825
‫که وقتی جذب پوست بشه،‬
‫حالت روحی قربانی رو تغییر می‌ده،‬

17
00:01:16,826 --> 00:01:19,119
‫و رسماً به احساساتت رنگ می‌ده.‬

18
00:01:19,120 --> 00:01:21,663
‫از بین بردن اون علامت،‬
‫تنها راهِ شکستنِ کنترلشه.‬

19
00:01:21,664 --> 00:01:24,748
‫چیزای عجیبی رو‬
‫از سر گذروندی، نامی.‬

20
00:01:24,791 --> 00:01:28,211
‫من هیچ‌وقت‬
‫نمی‌ذارم همچین چیزی کنترلم کنه.‬

21
00:01:31,455 --> 00:01:34,666
‫هی، آقای خندون،‬
‫تو هم دقیقاً رو پات رنگ داری.‬

22
00:01:35,905 --> 00:01:38,615
‫- نه، ندارم.‬
‫- چرا، داری.‬

23
00:01:38,640 --> 00:01:39,974
‫هی، هی، هی!‬

24
00:01:39,999 --> 00:01:42,458
‫قلقلکم میاد.‬

25
00:01:42,538 --> 00:01:45,918
‫بچه‌ها، مسخره‌بازی رو تموم کنید.‬
‫باروک ورکز همین بیرونن.‬

26
00:01:48,584 --> 00:01:52,295
‫گوش کن، من یه قفل‌بازکن توی چکمه‌م دارم.‬
‫اگه یکی‌مون بتونه...‬

27
00:01:52,320 --> 00:01:54,196
‫این دست‌بندها از موم ساخته شدن.‬

28
00:01:54,197 --> 00:01:56,116
‫قفلی نداره که باز بشه.‬

29
00:01:57,530 --> 00:02:00,700
‫فقط باید امیدوار باشیم‬
‫که یکی از اعضای گروهتون دنبال‌مون بگرده.‬

30
00:02:01,996 --> 00:02:03,873
‫وای نه. اوسوپ.‬

31
00:02:04,240 --> 00:02:07,252
‫آخرین باری که دیدمش،‬
‫رفت زیر ریزش کوه، من...‬

32
00:02:08,104 --> 00:02:09,312
‫امیدوارم حالش خوب باشه.‬

33
00:02:09,337 --> 00:02:11,004
‫سانجی چی؟‬

34
00:02:11,005 --> 00:02:12,714
‫اون؟‬

35
00:02:12,715 --> 00:02:15,426
‫اون حتماً توی جنگل گم شده.‬

36
00:02:19,367 --> 00:02:21,598
‫- پس خودمونیم و خودمون.‬
‫- نه، اینطور نیست.‬

37
00:02:21,599 --> 00:02:24,519
‫لوفی هنوز اون بیرونه.‬
‫میاد سراغمون.‬

38
00:02:24,822 --> 00:02:26,645
‫میس گلدن‌ویک سراغ اونم رفته.‬

39
00:02:26,646 --> 00:02:29,565
‫هر جا که باشه،‬
‫الان دیگه اون لوفی‌ای که می‌شناسید نیست.‬

40
00:02:29,566 --> 00:02:31,067
‫رو باختِ لوفی شرط نبند.‬

41
00:02:31,567 --> 00:02:32,652
‫تازه،‬

42
00:02:33,599 --> 00:02:34,641
‫هنوز که نمردیم.‬

43
00:02:34,696 --> 00:02:37,532
‫منم نگرانِ همینم.‬

44
00:02:38,236 --> 00:02:40,775
‫این خونه، این دست‌بندها.‬

45
00:02:41,259 --> 00:02:43,763
‫اینا کارِ شریکِ میس گلدن‌ویک، یعنی مستر ۳ هستن.‬

46
00:02:43,788 --> 00:02:45,582
‫هر نقشه‌ای که داره،‬

47
00:02:46,355 --> 00:02:48,407
‫آرزو می‌کنی که کاش مرده بودی.‬

48
00:03:12,065 --> 00:03:14,442
‫لازم نیست تعریف و تمجیدهات رو‬
‫واسه خودت نگه داری.‬

49
00:03:14,984 --> 00:03:16,903
‫نظرت درباره‌ی آخرین اثرم چیه؟‬

50
00:03:17,917 --> 00:03:19,210
‫عاشقِ اینم که داره جیغ می‌کشه.‬

51
00:03:20,071 --> 00:03:21,405
‫معلومه که هستی.‬

52
00:03:22,368 --> 00:03:23,994
‫زندانی‌هامون اذیتت کردن؟‬

53
00:03:23,995 --> 00:03:27,372
‫شمشیرزن و جهت‌یاب اصلاً نفهمیدن‬
‫چیکارشون کردم. شاهدخت هم فرار کرد.‬

54
00:03:27,373 --> 00:03:28,707
‫زیاد دور نشده.‬

55
00:03:28,708 --> 00:03:30,417
‫یه اسمِ دیگه هم توی لیسته.‬

56
00:03:30,418 --> 00:03:31,669
‫ناخدا.‬

57
00:03:32,140 --> 00:03:34,934
‫- کجاست؟‬
‫- لبِ ساحل، پیکنیک گذاشته.‬

58
00:03:35,067 --> 00:03:36,942
‫قرار بود بیاریش پیشِ من.‬

59
00:03:36,967 --> 00:03:38,135
‫خب، می‌خوام پیشِ خودم نگهش دارم.‬

60
00:03:38,760 --> 00:03:39,677
‫بسه دیگه.‬

61
00:03:40,321 --> 00:03:43,240
‫- قبلاً در این مورد حرف زدیم.‬
‫- خب، من یه اسباب‌بازیِ جدید می‌خوام.‬

62
00:03:43,265 --> 00:03:46,100
‫پس نباید قبلی‌هات رو‬
‫می‌شکستی.‬

63
00:03:46,160 --> 00:03:48,203
‫باشه. شاید خودت بتونی با من بازی کنی.‬

64
00:03:48,228 --> 00:03:50,271
‫اوه!‬

65
00:03:51,297 --> 00:03:53,800
‫حالا که فکر می‌کنم،‬
‫چطور می‌تونم به اون صورت نه بگم؟‬

66
00:03:54,440 --> 00:03:57,985
‫خوش بگذرون. وقتی کارت باهاش تموم شد،‬
‫بیارش اینجا.‬

67
00:03:59,075 --> 00:04:02,579
‫واسه کامل کردنِ شاهکارم بهش نیاز دارم.‬

68
00:04:04,747 --> 00:04:07,959
‫شبیه کیکِ تولده.‬
‫تولدمه؟‬

69
00:04:08,539 --> 00:04:11,125
‫نه عزیزم، ولی شمع داره.‬

70
00:04:11,455 --> 00:04:14,086
‫حالا که اون غول‌ها‬
‫از پا دراومدن،‬

71
00:04:14,128 --> 00:04:16,464
‫دیگه کسی نیست که مهمونی‌مون رو خراب کنه.‬

72
00:04:19,079 --> 00:04:20,039
‫همم.‬

73
00:04:32,063 --> 00:04:34,440
‫لوفی! لوفی!‬

74
00:04:35,233 --> 00:04:36,942
‫لوفی!‬

75
00:04:36,943 --> 00:04:38,361
‫پسر، چقدر خوش‌حالم که می‌بینمت.‬

76
00:04:40,321 --> 00:04:44,908
‫یه مشکلی داریم. قضیه باروک ورکزه.‬
‫ویوی، نامی و زورو رو گرفتن.‬

77
00:04:44,909 --> 00:04:47,619
‫دارن یه دستگاهِ شکنجه‌ی عجیب‌غریب‬
‫وسطِ بیشه می‌سازن.‬

78
00:04:47,620 --> 00:04:50,164
‫واقعاً ترسناکه، پسر.‬

79
00:04:50,665 --> 00:04:54,710
‫با خودم گفتم اگه بریم نجات‌شون بدیم،‬
‫تو هم از اون حرکت‌های لاستیکیت می‌زنی و بوم،‬

80
00:04:54,711 --> 00:04:56,379
‫می‌تونیم از این جزیره‌ی لعنتی بریم.‬

81
00:04:57,040 --> 00:04:58,606
‫همه‌ش تقصیرِ منه.‬

82
00:04:58,631 --> 00:05:02,385
‫نه، قطعاً تقصیرِ‬
‫اون آدمکش‌های روانیه.‬

83
00:05:03,052 --> 00:05:04,887
‫اون خانمه توی کشتی بهم هشدار داده بود.‬

84
00:05:06,306 --> 00:05:08,558
‫گفت اگه پیشنهادش رو‬
‫واسه مخفی شدن قبول نکنم،‬

85
00:05:09,310 --> 00:05:12,021
‫باروک ورکز به دوستام صدمه می‌زنه.‬

86
00:05:12,687 --> 00:05:14,730
‫و همه‌اش به خاطرِ منه.‬

87
00:05:19,652 --> 00:05:21,237
‫لوفی، این چیه رو صورتت؟‬

88
00:05:21,714 --> 00:05:22,880
‫همه قراره بمیریم.‬

89
00:05:22,905 --> 00:05:25,949
‫هی. هی، این تو نیستی، باشه؟‬

90
00:05:25,950 --> 00:05:27,534
‫گوش کن. از پسش برمیایم.‬

91
00:05:27,535 --> 00:05:28,744
‫من و تو.‬

92
00:05:28,745 --> 00:05:30,620
‫ناخدا، اوسوپ و لوفی.‬

93
00:05:30,621 --> 00:05:33,123
‫درست مثل یاسوپ و شنکس.‬

94
00:05:33,124 --> 00:05:37,628
‫دنبال رویاهامون می‌ریم
‫و با هر کسی که سد راهمون بشه می‌جنگیم.‬

95
00:05:38,642 --> 00:05:40,519
‫تازه من تنهایی از پسش برنمیام، پس‬

96
00:05:41,239 --> 00:05:44,033
‫هر چی که هست، باید به خودت بیای. خواهش می‌کنم.‬

97
00:05:45,595 --> 00:05:46,429
‫یالا، لوفی.‬

98
00:05:47,096 --> 00:05:48,931
‫ما بهت نیاز داریم. یالا!‬

99
00:05:53,136 --> 00:05:56,889
‫هی، می‌دونم اوضاع بد به نظر می‌رسه،
‫ولی تو تسلیم نمی‌شی.‬

100
00:05:56,936 --> 00:05:58,353
‫تو هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شی.‬

101
00:05:58,441 --> 00:06:00,192
‫فا-لا-لا-لا‬

102
00:06:00,193 --> 00:06:01,193
‫برمی‌گردم.‬

103
00:06:01,194 --> 00:06:03,445
‫لا-لا-لا-لا-لا-لا‬

104
00:06:03,446 --> 00:06:06,573
‫- لا-لا-لا-لا-لا-لا‬
‫- متأسفم، اوسوپ.‬

105
00:06:06,574 --> 00:06:09,076
‫فا-لا-لا-لا-لا-لا-لا‬

106
00:06:09,077 --> 00:06:11,536
‫لا-لا، لا-لا‬

107
00:06:11,537 --> 00:06:13,539
‫لا-لا-لا‬

108
00:06:15,162 --> 00:06:17,373
‫دارم برای عروسک جدیدم پیکنیک می‌گیرم.‬

109
00:06:20,088 --> 00:06:21,172
‫تو.‬

110
00:06:31,224 --> 00:06:35,686
‫خب اوسوپ، فکر کن. چهارتا
‫آدمکش توی این جزیره‌ان.‬

111
00:06:36,896 --> 00:06:40,233
‫نقشه‌ی اول: قایم می‌شی تا همه‌شون برن.‬

112
00:06:41,391 --> 00:06:42,860
‫ولی اون‌وقت دوستات می‌میرن.‬

113
00:06:43,861 --> 00:06:46,197
‫نقشه‌ی دوم: باهاشون می‌جنگی.‬

114
00:06:48,324 --> 00:06:49,575
‫بعدش خودت می‌میری.‬

115
00:06:50,743 --> 00:06:51,701
‫با دردِ زیاد.‬

116
00:06:51,702 --> 00:06:52,745
‫نقشه‌ی سوم.‬

117
00:06:54,705 --> 00:06:55,832
‫می‌گردی دنبال...‬

118
00:06:57,513 --> 00:06:59,056
‫یه نفر دیگه‬

119
00:07:00,002 --> 00:07:01,295
‫که باهاشون بجنگه.‬

120
00:07:02,845 --> 00:07:03,929
‫سانجی.‬

121
00:07:07,885 --> 00:07:08,970
‫سانجی!‬

122
00:07:11,347 --> 00:07:12,932
‫نامی؟‬

123
00:07:13,850 --> 00:07:14,976
‫ویوی؟‬

124
00:07:16,102 --> 00:07:17,562
‫لوفی؟‬

125
00:07:19,063 --> 00:07:20,189
‫اوسوپ!‬

126
00:07:22,608 --> 00:07:23,860
‫کله‌خزه‌ای.‬

127
00:07:28,364 --> 00:07:30,908
‫خب، این چیزی نیست که آدم هر روز ببینه.‬

128
00:08:13,451 --> 00:08:15,535
‫حق با تو بود.‬

129
00:08:15,536 --> 00:08:17,455
‫این از مرگ هم بدتره.‬

130
00:08:19,624 --> 00:08:21,917
‫مطمئنم به هر سه‌تاتون داره بد می‌گذره.‬

131
00:08:21,918 --> 00:08:23,293
‫پس تو مستر ۳ هستی.‬

132
00:08:23,294 --> 00:08:24,294
‫از کجا فهمیدی؟‬

133
00:08:24,295 --> 00:08:27,840
‫لابد از اون عدد «۳» توی... موهات.‬

134
00:08:30,134 --> 00:08:32,761
‫خیلی شاکی بودیم
‫که نشد توی ویسکی پیک همه‌تونو بکشیم.‬

135
00:08:32,762 --> 00:08:35,223
‫ولی الان با کشتنتون جبرانش می‌کنیم. هوم.‬

136
00:08:36,130 --> 00:08:39,716
‫می‌دونی مشکل بعضی
‫از همکارهای من توی باروک ورکز چیه؟‬

137
00:08:40,811 --> 00:08:42,939
‫اونا اون‌قدر روی کار تمرکز می‌کنن‬

138
00:08:43,250 --> 00:08:46,437
‫که یادشون می‌ره... باروک باشن.‬

139
00:08:47,137 --> 00:08:48,735
‫مثلاً این دوتا رو ببین،‬

140
00:08:48,736 --> 00:08:51,947
‫که همچین قدرت‌های میوه‌ی شیطانیِ معرکه‌ای دارن.‬

141
00:08:51,948 --> 00:08:53,699
‫ولی چطوری ازشون استفاده می‌کنن؟‬

142
00:08:54,200 --> 00:08:56,952
‫مثل آدمکش‌های اجاره‌ای.‬

143
00:08:56,953 --> 00:08:58,036
‫وحشی‌ها.‬

144
00:08:58,037 --> 00:09:00,665
‫کارهاشون توی تاریخ فراموش می‌شه.‬

145
00:09:01,749 --> 00:09:03,209
‫ولی مال من نه.‬

146
00:09:03,709 --> 00:09:05,460
‫این سخنرانی هم جزو شکنجه‌ست؟‬

147
00:09:05,461 --> 00:09:07,505
‫نامی!‬

148
00:09:07,998 --> 00:09:10,042
‫افتخارشو بهم می‌دی؟‬

149
00:09:12,423 --> 00:09:13,674
‫چقدر چندش.‬

150
00:09:21,769 --> 00:09:23,271
‫بفرمایید.‬

151
00:09:29,026 --> 00:09:30,318
‫اوه!‬

152
00:09:30,319 --> 00:09:32,571
‫داره موم می‌باره.‬

153
00:09:32,572 --> 00:09:38,368
‫این غبارِ مومی که روی سرتون می‌ریزه،
‫روتون رو می‌پوشونه و سفت می‌شه،‬

154
00:09:38,369 --> 00:09:41,831
‫و بدن‌هاتون رو به مجسمه‌های
‫مومیِ زیبا تبدیل می‌کنه.‬

155
00:09:42,808 --> 00:09:46,352
‫باید افتخار کنین. دارین در راه هنر می‌میرین.‬

156
00:09:46,377 --> 00:09:47,461
‫وای خدای من.‬

157
00:09:47,908 --> 00:09:49,534
‫این بود نقشه‌ی نبوغ‌آمیزت؟‬

158
00:09:49,589 --> 00:09:50,631
‫هوم؟‬

159
00:09:51,132 --> 00:09:52,966
‫که منتظر بمونیم این مومِ کوفتی بریزه؟‬

160
00:09:52,967 --> 00:09:56,303
‫از آدم‌های خرفتی مثل شما انتظار ندارم درک کنین.‬

161
00:09:56,304 --> 00:09:59,723
‫ما آدمکشیم. بیا بکشیمشون و بریم خونه.‬

162
00:09:59,724 --> 00:10:03,018
‫می‌دونم آدمکشیم، ولی من یه هنرمندم.‬

163
00:10:03,019 --> 00:10:05,312
‫من می‌تونم منفجرشون کنم. داری وقتمون رو تلف می‌کنی.‬

164
00:10:05,313 --> 00:10:06,438
‫ویوی.‬

165
00:10:06,439 --> 00:10:08,357
‫- لازمه بهت یادآوری کنم...‬
‫- به زورو نگاه کن.‬

166
00:10:09,859 --> 00:10:13,612
‫- هنوز شمشیرهاشو داره.‬
‫- مومِ من حالت چهره‌شون رو ثابت نگه می‌داره.‬

167
00:10:13,613 --> 00:10:16,031
‫رنجشون رو جاودانه می‌کنه.‬

168
00:10:16,032 --> 00:10:18,783
‫درد. ناامیدی.‬

169
00:10:18,808 --> 00:10:20,935
‫مرگِ تدریجی...‬

170
00:10:22,580 --> 00:10:24,664
‫...کلِ هدفم همینه.‬

171
00:10:24,665 --> 00:10:26,125
‫همه‌اش چرنده.‬

172
00:10:27,177 --> 00:10:28,835
‫تو به خودت می‌گی هنرمند؟‬

173
00:10:28,836 --> 00:10:31,630
‫من از بهترین موزه‌های کلِ ایست بلو دزدی کردم،‬

174
00:10:31,631 --> 00:10:34,133
‫و این حرف‌های هنریت همه‌ش مزخرفه.‬

175
00:10:35,917 --> 00:10:37,093
‫از کارم بهت برمی‌خوره؟‬

176
00:10:37,094 --> 00:10:39,387
‫کارت یه دروغه.‬

177
00:10:39,388 --> 00:10:40,680
‫به زورو نگاه کن.‬

178
00:10:40,681 --> 00:10:43,684
‫اون زجر نمی‌کشه. داره ریزریز می‌خنده.‬

179
00:10:44,685 --> 00:10:46,187
‫دختره راست می‌گه.‬

180
00:11:05,122 --> 00:11:07,040
‫نباید می‌ذاشتی شمشیرهام پیشم بمونه.‬

181
00:11:07,041 --> 00:11:11,711
‫حتی فکرش رو هم نمی‌کردم
‫که رورونوا زورو رو بدون اونا جاودانه کنم.‬

182
00:11:11,712 --> 00:11:14,381
‫پس هیچ‌چیزی جلوی منو نمی‌گیره که خودمو آزاد کنم،‬

183
00:11:14,382 --> 00:11:17,300
‫و با سرِ تو از این جزیره می‌رم.‬

184
00:11:17,301 --> 00:11:18,552
‫اینم از این.‬

185
00:11:20,389 --> 00:11:21,807
‫ممم.‬

186
00:11:25,226 --> 00:11:26,227
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

187
00:11:26,727 --> 00:11:29,772
‫مومِ من مثل فولاد سخته.‬

188
00:11:30,773 --> 00:11:34,735
‫معلومه اون‌قدر قوی نیستی که ببریش،‬
‫ولی به تلاشت ادامه بده.‬

189
00:11:35,061 --> 00:11:36,278
‫خیلی سرگرم‌کننده‌ست.‬

190
00:11:40,658 --> 00:11:41,951
‫اینم از این.‬

191
00:11:42,886 --> 00:11:46,599
‫این همون واکنشیه که دنبالش بودم.‬

192
00:11:48,173 --> 00:11:49,216
‫ممم.‬

193
00:11:56,187 --> 00:12:00,190
‫هیچ‌کس نمی‌خواست باهام بازی کنه‬
‫تا اینکه رنگ‌های مخصوصم رو پیدا کردم.‬

194
00:12:00,215 --> 00:12:02,341
‫حالا بقیه هر کاری من بخوام انجام می‌دن.‬

195
00:12:02,366 --> 00:12:06,161
‫سبز اون‌قدر آرومت می‌کنه‬
‫که مرگِ خودت رو هم قبول می‌کنی.‬

196
00:12:06,267 --> 00:12:09,978
‫زرد باعث می‌شه حتی زیرِ‬
‫دردناک‌ترین شکنجه‌ها هم بخندی.‬

197
00:12:09,979 --> 00:12:11,188
‫و آبی؟‬

198
00:12:12,398 --> 00:12:18,028
‫آبی از تمامِ عمرت‬
‫غمگین‌ترت می‌کنه.‬

199
00:12:18,529 --> 00:12:20,406
‫ولی خودت این رو می‌دونی.‬

200
00:12:21,699 --> 00:12:22,700
‫چای؟‬

201
00:12:24,910 --> 00:12:26,662
‫دوست‌هام...‬

202
00:12:27,163 --> 00:12:28,580
‫دارن می‌میرن.‬

203
00:12:28,581 --> 00:12:31,916
‫بدونِ اونا راحت‌تری.‬
‫دوست‌ها آدم رو ناامید می‌کنن.‬

204
00:12:31,917 --> 00:12:33,084
‫مثل اسباب‌بازی‌ها نیستن.‬

205
00:12:33,085 --> 00:12:36,296
‫وقتی اسباب‌بازی‌ها دیگه سرگرم‌کننده نباشن،‬
‫می‌تونی برشون گردونی توی جعبه.‬

206
00:12:36,297 --> 00:12:39,591
‫سعی کردم این رو به پدر و مادرم توضیح بدم،‬
‫ولی اونا نفهمیدن.‬

207
00:12:39,592 --> 00:12:42,344
‫واسه همین اونا رو هم رنگ کردم‬
‫و گذاشتمشون توی جعبه.‬

208
00:12:44,067 --> 00:12:46,028
‫اون تو خیلی سر و صدا می‌کردن.‬

209
00:12:46,607 --> 00:12:48,192
‫همون چند روزِ اول.‬

210
00:12:55,441 --> 00:12:56,525
‫داری گریه می‌کنی.‬

211
00:12:57,026 --> 00:12:58,360
‫داره خسته‌کننده می‌شه.‬

212
00:13:07,787 --> 00:13:08,995
‫بیا، بگیر.‬

213
00:13:08,996 --> 00:13:11,957
‫حالا می‌تونی راحت باشی
‫و اون دوست‌های مسخره‌ت رو فراموش کنی.‬

214
00:13:17,421 --> 00:13:18,714
‫چای دوست داشتی؟

215
00:13:22,259 --> 00:13:26,167
‫گفتم، عروسک‌ کوچولو از چای خوشش میاد؟‬

216
00:13:26,722 --> 00:13:31,435
‫من می‌خوام دوست‌هام رو...‬

217
00:13:31,744 --> 00:13:33,954
‫نجات بدم.‬

218
00:13:34,202 --> 00:13:37,288
‫از چای خوشت میاد؟‬

219
00:13:54,667 --> 00:13:59,255
‫این چای خوشمزه‌ست.‬

220
00:14:01,855 --> 00:14:03,092
‫عروسکِ خوب.‬

221
00:14:13,853 --> 00:14:17,480
‫زنجیر، شراب قرمز،‬
‫یه عالمه مومِ شمع.‬

222
00:14:17,481 --> 00:14:19,775
‫انگار اینجا به یکی خیلی خوش گذشته.‬

223
00:14:33,831 --> 00:14:34,998
‫هوم.‬

224
00:14:34,999 --> 00:14:36,792
‫اینجا چی داریم؟‬

225
00:14:54,852 --> 00:14:56,770
‫هوم. پوشه‌ من کجاست؟‬

226
00:15:01,734 --> 00:15:05,820
‫خب، انگار باز همه‌تون‬
‫خودتون رو انداختید تو دردسر،‬

227
00:15:05,821 --> 00:15:07,364
‫و فکر کنم‬

228
00:15:08,157 --> 00:15:10,826
‫باز هم سانجیِ باید اوضاع رو روبه‌راه کنه.‬

229
00:15:48,768 --> 00:15:51,812
‫اینجا رستورانِ آشغالیه.‬
‫می‌خواید میز رزرو کنید؟‬

230
00:15:55,316 --> 00:15:57,373
‫مراقب باش، مستر ۳.‬

231
00:15:57,759 --> 00:16:00,303
‫اینطوری با مافوقت حرف می‌زنی؟ ‬

232
00:16:01,001 --> 00:16:03,170
‫اوه، معذرت می‌خوام،‬

233
00:16:04,321 --> 00:16:05,322
‫مستر زیرو.‬

234
00:16:06,406 --> 00:16:08,866
‫نیروی دریایی از حرکاتِ ما‬
‫باخبر شده.‬

235
00:16:08,891 --> 00:16:11,267
‫حتی با تغییر دادنِ صدامون،‬

236
00:16:11,292 --> 00:16:15,295
‫استفاده از حلزون‌های مخابراتی‬
‫به‌زودی خیلی پرخطر می‌شه.‬

237
00:16:15,349 --> 00:16:18,978
‫امیدوارم لازم نباشه این رو دوبار بگم.‬

238
00:16:19,853 --> 00:16:22,940
‫شاهدخت و کلاه‌حصیری‌ها مُردن؟‬

239
00:16:23,414 --> 00:16:27,084
‫بله. همین الان که داریم حرف می‌زنیم،‬
‫توی حمومِ خون افتادن، قربان.‬

240
00:16:27,854 --> 00:16:29,690
‫تعجب کردم، مستر ۳.‬

241
00:16:30,566 --> 00:16:32,818
‫تو معمولاً اصرار داری که لفتش بدی.‬

242
00:16:32,843 --> 00:16:35,678
‫آره، خب،‬
‫می‌خواستم بیشتر شکنجه‌شون کنم، ‬

243
00:16:35,703 --> 00:16:38,371
‫ولی اون مو سبزه‬
‫واقعاً رفت رو اعصابم.‬

244
00:16:38,497 --> 00:16:39,455
‫خیلی رو اعصابه.‬

245
00:16:39,456 --> 00:16:41,625
‫راستش رو بخواید،‬
‫نمی‌تونستم زودتر از این ساکتش کنم.‬

246
00:16:54,638 --> 00:16:56,306
‫مهم اینه که تموم شده.

247
00:16:57,766 --> 00:17:02,562
‫آنلاکیز رو فرستادم تا چک کنن‬
‫و گندکاری‌ها رو جمع کنن.‬

248
00:17:02,563 --> 00:17:04,355
‫ دیگه کم کم باید برسن.‬

249
00:17:04,380 --> 00:17:06,382
‫مشتاقانه منتظرِ استقبال ازشون هستم، قربان.‬

250
00:17:07,363 --> 00:17:11,282
‫اوه، و باید بهت هشدار بدم،‬
‫میس فرایدی یه مدتیه چیزی نخورده.‬

251
00:17:11,307 --> 00:17:15,645
‫از اون اتفاقِ ناگوارِ‬
‫توی یتیم‌خونه به بعد.‬

252
00:17:32,051 --> 00:17:34,053
‫حتما شوخیت گرفته.

253
00:17:36,367 --> 00:17:38,320
‫[میس فرایدی - مستر 13]

254
00:17:55,824 --> 00:17:58,118
‫سانجی. تو رو هم گرفتن.‬

255
00:18:00,120 --> 00:18:01,663
‫کمک!‬

256
00:18:02,331 --> 00:18:04,500
‫یکی کمکم کنه!‬

257
00:18:05,080 --> 00:18:06,331
‫خواهش می‌کنم!‬

258
00:18:16,053 --> 00:18:16,970
‫بروگی؟‬

259
00:18:18,055 --> 00:18:19,223
‫بروگی!‬

260
00:18:35,052 --> 00:18:38,054
‫اوسوپ، جنگجوی دلیر.‬

261
00:18:38,082 --> 00:18:39,958
‫بروگی، تو زنده‌ای!‬

262
00:18:39,983 --> 00:18:44,987
‫انگار شمشیرِ دوری اون‌قدر تیز نبود‬
‫که مرگی سریع برام رقم بزنه.‬

263
00:18:45,012 --> 00:18:47,722
‫ولی اگه قرار باشه امروز با خدایانم دیدار کنم،‬

264
00:18:47,747 --> 00:18:52,542
‫خوشحالم که آخرین چیزی که می‌بینم‬
‫صورتِ یه دوسته.‬

265
00:18:52,631 --> 00:18:55,133
‫اوه، اوه، قرار نیست کسی با خدایان دیدار کنه.‬

266
00:18:55,134 --> 00:18:57,051
‫دوئلِ شما عادلانه نبود.‬

267
00:18:57,076 --> 00:18:58,703
‫یکی توی آبجوت سم ریخته بود.‬

268
00:18:59,019 --> 00:19:00,561
‫می‌خواستن کارتون رو خراب کنن.

269
00:19:00,722 --> 00:19:03,641
‫کدوم آدمِ پست‌فطرتی همچین کاری می‌کنه؟‬

270
00:19:03,642 --> 00:19:06,061
‫همون‌هایی که دوست‌هام رو دزدیدن.‬

271
00:19:06,687 --> 00:19:09,188
‫اونا الان تو دردسر افتادن.‬
‫نیاز به کمک دارن.‬

272
00:19:09,189 --> 00:19:11,399
‫دیگه چیزی نگو.‬

273
00:19:11,400 --> 00:19:14,153
‫ما با هم دشمن‌هامون رو شکست می‌دیم.‬

274
00:19:14,736 --> 00:19:16,445
‫به روشِ الباف،‬

275
00:19:16,446 --> 00:19:18,031
‫با افتخار‬

276
00:19:18,949 --> 00:19:20,741
‫و شمشیر.‬

277
00:19:20,742 --> 00:19:21,785
‫آخ!‬

278
00:19:30,127 --> 00:19:31,753
‫حالت زیاد خوب به نظر نمی‌رسه.‬

279
00:19:34,512 --> 00:19:37,646
‫شاید پیشنهادم یکم عجولانه بود.‬

280
00:19:38,493 --> 00:19:40,744
‫ولی خطر هر چی که باشه،‬

281
00:19:40,846 --> 00:19:44,223
‫مطمئنم ناخدا اوسوپ از پسش برمیاد،‬

282
00:19:44,224 --> 00:19:46,685
‫درست مثلِ توی قصه‌هات، مگه نه؟‬

283
00:19:47,312 --> 00:19:51,884
‫اون خبیث‌ها چه شانسی جلوی‬
‫سرور نابودی دارن؟‬

284
00:19:53,859 --> 00:19:55,027
‫درباره اون...‬

285
00:19:57,526 --> 00:20:00,279
‫ببین، هیولای موش‌کور یه چیزه، ولی‬

286
00:20:01,134 --> 00:20:03,219
‫این آدم‌های باروک ورکز فرق دارن.‬

287
00:20:03,327 --> 00:20:05,329
‫اونا خیلی قوی‌ان و‬..

288
00:20:06,330 --> 00:20:07,705
‫قدرت‌های عجیبی دارن.‬

289
00:20:07,706 --> 00:20:09,624
‫می‌فهمم.‬

290
00:20:09,625 --> 00:20:11,125
‫ترسیدی.‬

291
00:20:11,126 --> 00:20:12,586
‫نترسیدم.‬

292
00:20:14,588 --> 00:20:16,547
‫کی گفت ترسیدم؟ من... من همچین حرفی نزدم.‬

293
00:20:16,548 --> 00:20:18,091
‫تو کوچیکی.‬

294
00:20:18,592 --> 00:20:20,010
‫و استخونی.‬

295
00:20:20,396 --> 00:20:23,608
‫و جونِ دوستات در خطره.‬

296
00:20:24,223 --> 00:20:27,100
‫منطقیه که ترسیده باشی.‬

297
00:20:28,842 --> 00:20:32,095
‫هر جنگجوی واقعی‌ای می‌ترسه.‬

298
00:20:33,357 --> 00:20:36,860
‫ترسِ یه جنگجو چیزِ خوبیه.‬

299
00:20:37,361 --> 00:20:39,071
‫یعنی برات اهمیت داره.‬

300
00:20:39,863 --> 00:20:41,573
‫بهت هدف می‌ده.‬

301
00:20:42,074 --> 00:20:47,287
‫من هیچ‌وقت جونم رو به جنگجویی نمی‌سپارم‬
‫که ادعا می‌کنه هرگز نترسیده.‬

302
00:20:49,790 --> 00:20:51,332
‫واقعاً به این باور داری؟‬

303
00:20:51,333 --> 00:20:53,709
‫توی غار، ازم پرسیدی‬

304
00:20:53,710 --> 00:20:56,880
‫چطور می‌شه بدونِ ترس با مرگ روبرو شد؟‬

305
00:20:58,090 --> 00:21:02,468
‫شجاعتِ واقعی به معنیِ نترسیدن نیست،‬

306
00:21:02,469 --> 00:21:05,930
‫بلکه یعنی با وجودِ ترس بری به جنگ.‬

307
00:21:05,931 --> 00:21:08,015
‫من مثلِ تو غول‌پیکر نیستم.‬

308
00:21:08,016 --> 00:21:10,352
‫اگه تنهایی برم به جنگ،‬

309
00:21:11,895 --> 00:21:13,020
‫می‌میرم.‬

310
00:21:13,021 --> 00:21:15,606
‫یه مرگِ شرافتمندانه،‬

311
00:21:15,607 --> 00:21:19,361
‫در راهِ تلاش برای نجاتِ دوستات.‬

312
00:21:45,137 --> 00:21:46,638
‫طوطی بیسکویت می‌خواد؟‬

313
00:21:53,350 --> 00:21:55,268
‫مشکلی پیش اومده، آقای ۳؟ ‬

314
00:22:06,491 --> 00:22:08,952
‫باید یه چند لحظه صبر کنید

315
00:23:03,256 --> 00:23:04,341
‫ببخشید.‬

316
00:23:05,092 --> 00:23:06,343
‫حیوون‌های خونگیت مُردن.‬

317
00:23:27,280 --> 00:23:29,865
‫و لابد کلاه‌حصیری‌ها نَمُردن؟‬

318
00:23:29,866 --> 00:23:33,744
‫بگو ببینم، واقعاً دارم با کی حرف می‌زنم؟‬

319
00:23:33,745 --> 00:23:34,996
‫می‌تونی بهم بگی...‬

320
00:23:37,264 --> 00:23:38,682
‫مستر پرنس.‬

321
00:23:39,418 --> 00:23:41,502
‫پس اینو بدون، مستر پرنس.‬

322
00:23:41,503 --> 00:23:47,258
‫دزدانِ دریاییِ کلاه‌حصیری از اینکه‬
‫پرنسس ویوی رو سوار کردن پشیمون می‌شن.‬

323
00:23:47,259 --> 00:23:48,342
‫و تو هم‬

324
00:23:48,343 --> 00:23:51,012
‫از جواب دادن به این تماس پشیمون می‌شی.‬

325
00:24:00,000 --> 00:24:07,000
بی سی موویز

326
00:24:20,625 --> 00:24:22,043
‫سلام خوشگله.‬

327
00:24:29,926 --> 00:24:32,344
‫- حرکت کردن داره سخت می‌شه.‬
‫- و نفس کشیدن.‬

328
00:24:32,345 --> 00:24:33,846
‫نمی‌تونم این موم رو ببُرم،‬

329
00:24:33,847 --> 00:24:35,556
‫ولی می‌تونم پاهام رو ببُرم.‬

330
00:24:35,557 --> 00:24:38,100
‫می‌خوای پاهات رو قطع کنی؟‬
‫این دیگه چه جور نقشه‌ایه؟‬

331
00:24:38,101 --> 00:24:39,644
‫بهتر از مُردنه.‬

332
00:24:40,270 --> 00:24:41,312
‫واقعاً داره این کارو می‌کنه.‬

333
00:24:41,313 --> 00:24:43,814
‫چطوری انتظار داری بدونِ پا‬
‫باهاشون بجنگی؟‬

334
00:24:43,815 --> 00:24:45,358
‫اگه می‌ترسی ببینی، روت رو برگردون!‬

335
00:24:45,901 --> 00:24:48,195
‫این حال‌به‌هم‌زنه! تمومش کن!‬

336
00:24:51,448 --> 00:24:54,450
‫حداقل بقیه رو آزاد کن.‬
‫اونی که باروک ورکز واقعاً می‌خواد منم.‬

337
00:24:54,451 --> 00:24:57,953
‫همون لحظه‌ای که بهت کمک کردن،‬
‫رفتن توی لیستِ ما.‬

338
00:24:57,954 --> 00:25:01,708
‫نمی‌تونی نجاتشون بدی،‬
‫برای نجاتِ آلاباستا هم دیگه خیلی دیر شده.‬

339
00:25:02,320 --> 00:25:03,905
‫فقط میخواد بره رو مخت.

340
00:25:04,966 --> 00:25:08,427
‫از وطنِ دوستِ جدیدت‬

341
00:25:08,555 --> 00:25:11,850
‫چقدر می‌دونی؟ مردمِ اونجا مشکلاتشون رو‬
‫تقصیرِ پادشاه می‌دونن.‬

342
00:25:12,647 --> 00:25:15,978
‫- پدرش.
‫- پدرم می‌خواد کشورم رو نجات بده.‬

343
00:25:16,406 --> 00:25:18,699
‫باروک ورکز همونایی‌ان که دارن نابودش می‌کنن.‬

344
00:25:18,767 --> 00:25:21,268
‫دلیلش هر چی که باشه،‬
‫یه شورش تو راهه.

345
00:25:21,269 --> 00:25:24,480
‫تا الان کوچیک بود و مهارشدنی.‬

346
00:25:24,505 --> 00:25:26,507
‫این اواخر اخبار رو دنبال کردی؟‬

347
00:25:29,778 --> 00:25:31,695
‫«ورق در آلاباستا داره برمی‌گرده،‬

348
00:25:31,696 --> 00:25:36,450
‫چون هزاران سربازِ سلطنتی تغییرِ موضع دادن‬
‫تا به شورشی‌ها ملحق بشن.»‬

349
00:25:36,451 --> 00:25:39,620
‫هزاران نفر؟ عجب، انگار خیلی زیاده.‬

350
00:25:39,621 --> 00:25:41,872
‫- آدم مونده چی نظرشون رو عوض کرده.‬
‫- یا کی.‬

351
00:25:41,873 --> 00:25:43,958
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟‬

352
00:25:43,959 --> 00:25:46,794
‫باروک ورکز از آلاباستا چی می‌خواد؟‬

353
00:25:46,819 --> 00:25:49,905
‫این رازِ مستر زیروئه. هیس.‬

354
00:25:53,093 --> 00:25:54,718
‫ولی طنزِ ماجرا رو ببین.‬

355
00:25:54,719 --> 00:25:56,804
‫آلاباستا در آستانه‌ی یه جنگِ داخلیه،‬

356
00:25:56,805 --> 00:25:58,806
‫و تنها کسی که می‌تونست جلوش رو بگیره‬

357
00:25:58,807 --> 00:26:01,183
‫قراره همین‌جا دور از همه بمیره.‬

358
00:26:01,184 --> 00:26:02,561
‫بی‌فایده.‬

359
00:26:03,311 --> 00:26:04,646
‫و تنها.‬

360
00:26:08,839 --> 00:26:11,509
‫اون روانی می‌خواد با ترس بمیریم.‬

361
00:26:12,195 --> 00:26:13,947
‫من این لذت رو بهش نمی‌دم.‬

362
00:26:20,012 --> 00:26:22,430
‫نگران نباش. لوفی میاد.‬

363
00:26:22,455 --> 00:26:24,999
‫شماها ول‌کن نیستید، نه؟‬

364
00:26:25,000 --> 00:26:26,334
‫قراره تسلیم بشی؟‬

365
00:26:27,365 --> 00:26:28,449
‫بیخیالِ پادشاهیت بشی؟‬

366
00:26:29,259 --> 00:26:30,385
‫امیدت رو از دست نده.‬

367
00:26:31,294 --> 00:26:34,297
‫بهم اعتماد کن. هر کاری که میس گلدن‌ویک‬
‫داره با لوفی می‌کنه،‬

368
00:26:35,577 --> 00:26:37,454
‫تضمین می‌کنم که داره باهاش می‌جنگه.‬

369
00:26:41,572 --> 00:26:44,367
‫قرمز باعث می‌شه نسبت به هر هدفی که من انتخاب می‌کنم،‬
‫خشمگین بشی.‬

370
00:26:45,061 --> 00:26:46,562
‫و یه عروسکِ شیطونی مثلِ تو‬

371
00:26:46,563 --> 00:26:48,023
‫لیاقتش اینه که تنبیه بشه.‬

372
00:26:49,007 --> 00:26:51,343
‫همین الان، مستر ۳ داره دوستات رو می‌کشه.‬

373
00:26:51,856 --> 00:26:53,398
‫چه حسی بهت می‌ده؟‬

374
00:26:53,423 --> 00:26:56,260
‫خیلی عصبانیم می‌کنه!‬

375
00:27:02,120 --> 00:27:03,997
‫هنوزم می‌خوای دوستات رو نجات بدی؟‬

376
00:27:08,585 --> 00:27:11,588
‫این رنگِ موردعلاقه‌ی منه.‬

377
00:27:12,213 --> 00:27:16,551
‫می‌دونستی توی طیفِ رنگ‌ها،‬
‫مشکی یعنی نبودِ نور؟‬

378
00:27:17,260 --> 00:27:20,597
‫توی پالتِ من، یعنی نبودِ امید.‬

379
00:27:21,258 --> 00:27:23,759
‫واسه همین بهش می‌گم «مشکیِ خیانت».‬

380
00:27:23,839 --> 00:27:26,509
‫باعث می‌شه از هر چیزی که بهش باور داری،‬
‫دست بکشی.‬

381
00:27:28,355 --> 00:27:31,107
‫رویایی داری، عروسک؟‬

382
00:27:31,983 --> 00:27:34,568
‫من قراره وانپیس رو پیدا کنم،‬

383
00:27:34,736 --> 00:27:38,447
‫و پادشاهِ دزدای دریایی می‌شم!‬

384
00:27:53,797 --> 00:27:55,840
‫دیگه نه.‬

385
00:27:57,884 --> 00:27:59,426
‫من همیشه تنها بودم.‬

386
00:27:59,451 --> 00:28:01,245
‫این نفرین منه.‬

387
00:28:02,347 --> 00:28:03,807
‫ولی مالِ تو خیلی غم‌انگیزتره.‬

388
00:28:04,038 --> 00:28:06,348
‫مثلِ بقیه‌ی کسایی
‫که میوه‌ی شیطانی خوردن.‬

389
00:28:07,977 --> 00:28:08,978
‫دریا.‬

390
00:28:10,146 --> 00:28:11,189
‫یه آب‌تنیِ کوچیک،‬

391
00:28:11,695 --> 00:28:13,905
‫و رویاهات هیچ‌وقت رنگِ واقعیت نمی‌گیرن.‬

392
00:28:16,491 --> 00:28:18,159
‫برو توی اقیانوس.‬

393
00:28:29,582 --> 00:28:31,126
‫همینه.‬

394
00:28:33,211 --> 00:28:34,651
‫پشتِ سرت رو هم نگاه نکن!‬

395
00:28:35,213 --> 00:28:37,549
‫حالا، بعد از من تکرار کن.‬

396
00:28:38,258 --> 00:28:40,426
‫من هیچ‌وقت وانپیس رو پیدا نمی‌کنم.‬

397
00:28:40,427 --> 00:28:45,849
‫من هیچ‌وقت...‬

398
00:28:46,349 --> 00:28:47,726
‫وان...‬

399
00:28:51,438 --> 00:28:54,440
‫من هیچ‌وقت پادشاهِ دزدای دریایی نمی‌شم.‬

400
00:28:54,441 --> 00:28:55,442
‫من...‬

401
00:28:56,651 --> 00:28:57,610
‫هیچ...‬

402
00:28:59,320 --> 00:29:00,447
‫وقت...‬

403
00:29:01,364 --> 00:29:02,282
‫پا...‬

404
00:29:03,324 --> 00:29:04,367
‫دشاه...‬

405
00:29:04,927 --> 00:29:06,594
‫نمی‌شم...‬

406
00:29:06,619 --> 00:29:07,495
‫لوفی!‬

407
00:29:09,170 --> 00:29:10,547
‫نگو.

408
00:29:14,502 --> 00:29:15,920
‫اومدم نجاتت بدم، رفیق!‬

409
00:29:16,364 --> 00:29:17,990
‫بازیِ منو خراب کردی!‬

410
00:29:18,015 --> 00:29:19,807
‫حالا تو عروسکِ جدیدم می‌شی.‬

411
00:29:19,832 --> 00:29:22,417
‫اصلاً نزدیکِ منم نمیای،‬
‫دختره‌ی عجیب‌غریب! وای!‬

412
00:29:28,134 --> 00:29:30,477
‫لوفی! لوفی!‬

413
00:29:31,933 --> 00:29:32,892
‫گرفتمت.‬

414
00:29:34,130 --> 00:29:35,799
‫ناخدا اوسوپ برای نجات وارد می‌شود!‬

415
00:29:38,359 --> 00:29:39,569
‫زود باش.‬

416
00:29:58,254 --> 00:29:59,839
‫بقیه‌ی خدمه کجان؟‬

417
00:30:16,606 --> 00:30:18,233
‫تقریباً تمومه.‬

418
00:30:39,337 --> 00:30:40,964
‫ای وای.‬

419
00:30:41,311 --> 00:30:43,145
‫دیگه حسابتون رو می‌رسیم.

420
00:30:43,170 --> 00:30:44,296
‫این دلقک دیگه کیه؟‬

421
00:30:46,344 --> 00:30:47,345
‫ما قهرمانیم.‬

422
00:30:48,384 --> 00:30:52,637
‫تعجب می‌کنم که تونستی‬
‫از تله‌ی رنگ‌های همکارم فرار کنی،‬

423
00:30:52,662 --> 00:30:55,207
‫ولی اگه اومدی دوستات رو نجات بدی،‬

424
00:30:56,417 --> 00:30:57,627
‫خیلی دیر کردی.‬

425
00:31:12,736 --> 00:31:14,028
‫اونا مُردن؟‬

426
00:31:14,053 --> 00:31:15,178
‫نه کاملاً.‬

427
00:31:15,203 --> 00:31:19,039
‫تخمین می‌زنم که فقط‬
‫چند دقیقه هوا توی ریه‌هاشون باقی مونده باشه.‬
‫*باما*بین*

428
00:31:19,085 --> 00:31:21,503
‫ولی این زمان از وقتی که تو داری بیشتره.‬

429
00:31:21,504 --> 00:31:23,298
‫این کار تو بوده.

430
00:31:24,669 --> 00:31:27,964
‫تو همونی هستی‬
‫که دوئلِ غول‌ها رو هم خراب کردی.‬

431
00:31:28,170 --> 00:31:31,798
‫درسته. من مغزِ متفکرم.‬

432
00:31:32,092 --> 00:31:33,552
‫پس تقاصش رو پس می‌دی.‬

433
00:31:34,682 --> 00:31:36,194
‫وقتِ کتک خوردنه، عزیزم.‬

434
00:31:37,076 --> 00:31:40,095
‫من همین‌جا می‌مونم، رفیق.‬
‫برو حسابش رو برس، لوفی.‬

435
00:31:46,121 --> 00:31:47,789
‫اوسوپ! بیا از هم جدا بشیم!‬

436
00:31:48,489 --> 00:31:50,449
‫صبر کن! اونا دارن می‌میرن!‬

437
00:31:50,474 --> 00:31:51,934
‫می‌دونم که هرگز نمی‌ذاری این اتفاق بیفته!‬

438
00:31:56,539 --> 00:32:00,334
‫اون توی لیستِ ما نیست.‬
‫ولی دلیل نمیشه که نتونیم بکشیمش.‬

439
00:32:00,335 --> 00:32:02,921
‫شنیدی؟ قراره بمیری.‬

440
00:32:03,369 --> 00:32:06,413
‫- و ما حتی نمی‌دونیم تو کی هستی.‬
‫- حرفِ آخری داری؟‬

441
00:32:15,582 --> 00:32:17,000
‫من پیشنهاد می‌دم‬

442
00:32:18,474 --> 00:32:20,810
‫مثلِ جنگجوهای الباف این قضیه رو حل کنیم‬

443
00:32:21,856 --> 00:32:22,815
‫با یه دوئل.‬

444
00:32:29,697 --> 00:32:33,825
‫ببخشید، ولی خب... تو در مقابلِ ما.‬

445
00:32:33,826 --> 00:32:35,786
‫فکر نکنم مبارزه‌ی عادلانه‌ای بشه.‬

446
00:32:35,787 --> 00:32:36,996
‫واسه همینه که عاشقشم.‬

447
00:32:37,497 --> 00:32:38,498
‫باشه.‬

448
00:32:39,123 --> 00:32:41,960
‫- می‌خوای با کدوممون دوئل کنی؟‬
‫- اون.‬

449
00:32:43,804 --> 00:32:45,139
‫اون نامی رو برد.‬

450
00:32:46,188 --> 00:32:47,522
‫و من یه مبارزه‌ی مجدد می‌خوام.‬

451
00:32:47,547 --> 00:32:51,092
‫واسه من که فرقی نمی‌کنه عزیزم.‬
‫تمام روز منتظر بودم یکی رو بکشم.‬

452
00:32:53,221 --> 00:32:57,433
‫توی الباف، طبق سنت، دوئل با یه حرکت‬
‫احترام‌آمیز شروع می‌شه.‬

453
00:32:58,219 --> 00:33:01,097
‫مثل تعظیم کردن یا دست دادن.‬

454
00:33:01,980 --> 00:33:03,522
‫من ترجیح می‌دم‬

455
00:33:03,523 --> 00:33:05,316
‫اینطوری شروع کنم!‬

456
00:33:22,602 --> 00:33:24,187
‫تو میس ولنتاینی، درسته؟‬

457
00:33:25,123 --> 00:33:28,774
‫این اسم مستعار رو خودت انتخاب کردی؟‬
‫چون اصلاً به نظر نمیاد آدم مهربونی باشی.‬

458
00:33:31,266 --> 00:33:32,392
‫من‬

459
00:33:33,177 --> 00:33:35,304
‫فوق‌العاده مهربونم!‬

460
00:33:38,943 --> 00:33:41,027
‫بیا اینجا و بهم کمک کن!‬

461
00:33:41,102 --> 00:33:43,854
‫دو به تک؟‬
‫این دیگه اسمش دوئل نیست، هست؟‬

462
00:33:43,855 --> 00:33:46,231
‫بیا درباره همکارت حرف بزنیم!‬
‫بدجوری سرش کلاه رفته.‬

463
00:33:46,232 --> 00:33:49,276
‫میوه شیطانیش چی بود؟‬
‫عن دماغ انفجاری؟‬

464
00:33:49,277 --> 00:33:50,153
‫هی!‬

465
00:33:50,778 --> 00:33:51,946
‫خیلی چندشه.‬

466
00:34:01,077 --> 00:34:03,204
‫خفه بشو نیستی نه؟

467
00:34:03,873 --> 00:34:06,667
‫انگار خودم باید مجبورت کنم.‬

468
00:34:07,462 --> 00:34:08,713
‫اون ۲۰ کیلو بود.‬

469
00:34:10,048 --> 00:34:11,548
‫پنجاه کیلو!‬

470
00:34:11,549 --> 00:34:13,384
‫اصلاً حسش نمی‌کنم.‬

471
00:34:14,202 --> 00:34:17,455
‫صد کیلو!‬

472
00:34:19,223 --> 00:34:21,142
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟‬

473
00:34:21,528 --> 00:34:23,071
‫داری می‌میری.‬

474
00:34:23,186 --> 00:34:24,896
‫یه مرگ شرافتمندانه،‬

475
00:34:25,195 --> 00:34:27,155
‫واسه نجات دوستام.‬

476
00:34:29,025 --> 00:34:30,901
‫اِم...‬

477
00:34:30,902 --> 00:34:31,903
‫ول؟‬

478
00:35:06,687 --> 00:35:08,021
‫ممنون که نجاتمون دادی.‬

479
00:35:08,022 --> 00:35:09,648
‫آره.‬

480
00:35:09,649 --> 00:35:12,901
‫بیا این مبارزه رو یکم عادلانه‌تر کنیم.‬
‫من میرم سراغ اون.‬

481
00:35:12,902 --> 00:35:13,778
‫ما هم میریم سراغ زنه.‬

482
00:35:24,205 --> 00:35:28,876
‫ما همه‌چیز رو درباره‌ت می‌دونیم، مانکی دی. لوفی.‬

483
00:35:30,384 --> 00:35:33,954
‫باروک ورکز همیشه درباره‬
‫هدف‌هاش تحقیق می‌کنه.‬

484
00:35:35,765 --> 00:35:38,101
‫تا نقاط قوتشون رو بشناسه.‬

485
00:35:40,459 --> 00:35:43,670
‫و مخصوصاً نقاط ضعفشون رو.‬

486
00:35:44,307 --> 00:35:45,558
‫منم تورو مطالعه کردم.‬

487
00:35:46,368 --> 00:35:48,244
‫تو یه آدم کله‌خری.‬

488
00:35:48,269 --> 00:35:50,563
‫بی‌گدار به آب می‌زنی.‬

489
00:35:51,440 --> 00:35:54,235
‫بدون فکر حمله می‌کنی.‬

490
00:35:57,780 --> 00:35:59,615
‫من، از اون طرف،‬

491
00:36:00,575 --> 00:36:02,952
‫همیشه با آمادگی میام.‬

492
00:36:20,344 --> 00:36:21,595
‫هنوز زنده‌ام؟‬

493
00:36:21,596 --> 00:36:23,347
‫روز ولنتاین مبارک!‬

494
00:36:26,350 --> 00:36:28,811
‫- از دوست من فاصله بگیر.‬
‫- دوستِ ما.‬

495
00:36:30,212 --> 00:36:33,924
‫بیخیال، میس ونزدی.‬
‫تو هیچ‌وقت در حد من نبودی.‬

496
00:36:38,085 --> 00:36:39,753
‫رورونوا زورو،‬

497
00:36:40,127 --> 00:36:41,503
‫مثل موش به تله افتادی.‬

498
00:36:43,235 --> 00:36:44,492
‫کیف می‌کنی ببینی، نه؟‬

499
00:36:44,493 --> 00:36:47,245
‫حتماً همینطوره.‬
‫این تنها راهیه که شانس بردن داری.‬

500
00:36:47,246 --> 00:36:49,164
‫اصلاً بلدی‬
‫بدون اون شمشیرها بجنگی؟‬

501
00:36:49,258 --> 00:36:51,385
‫مگه تو بلدی بدون عن دماغ درآوردن بجنگی؟

502
00:36:55,184 --> 00:36:58,292
‫گلوله‌های نفسِ نسیمِ من‬
‫بدجوری ضربه می‌زنن.‬

503
00:37:02,553 --> 00:37:05,680
‫گومو گومو نو استمپ گاتلینگ!‬

504
00:37:05,681 --> 00:37:09,644
‫دا! دا! دا! دا! دا! دا! دا! دا!‬
‫دا! دا! دا! دا! دا! دا! دا! دا!‬

505
00:37:24,450 --> 00:37:25,451
‫شب بخیر.‬

506
00:37:31,540 --> 00:37:32,832
‫خطا زدی.‬

507
00:37:32,833 --> 00:37:34,751
‫واقعاً سرم رو به درد آوردی. میدونستی؟

508
00:37:34,752 --> 00:37:36,962
‫نظرت درباره درد توی دهنت چیه؟‬

509
00:37:36,963 --> 00:37:38,297
‫ستاره مخصوص تاباسکو!‬

510
00:39:24,236 --> 00:39:27,156
‫چوبِ بامزه‌ایه. به نظر یکم شکننده میاد!‬

511
00:39:30,526 --> 00:39:34,218
‫می‌خواستی موقع مرگ باکلاس به نظر بیای.‬
‫حالا مثل یه احمق داری می‌میری!‬

512
00:39:44,248 --> 00:39:45,499
‫این به خاطر ایگارامه.‬

513
00:39:50,137 --> 00:39:51,222
‫زورو!‬

514
00:39:51,417 --> 00:39:53,210
‫ستاره شعله‌ورِ مرگبار.‬

515
00:40:15,704 --> 00:40:16,705
‫دوری؟‬

516
00:40:20,459 --> 00:40:22,294
‫نظرت درباره مجسمه‌م چیه؟‬

517
00:40:23,754 --> 00:40:26,841
‫گومو گومو پیستول!‬

518
00:40:35,474 --> 00:40:36,809
‫قفل شمعی!‬

519
00:40:46,902 --> 00:40:48,695
‫تو اون کارو با دوری کردی.‬

520
00:40:48,696 --> 00:40:50,823
‫تو شرافتمندانه نمی‌جنگی!‬

521
00:40:51,918 --> 00:40:54,004
‫ولی اون غول‌ها می‌جنگیدن.‬

522
00:40:54,530 --> 00:40:57,115
‫واسه همینم انقدر راحت هدف قرار گرفتن.‬

523
00:41:00,958 --> 00:41:03,002
‫مثل تو.‬

524
00:41:05,734 --> 00:41:09,153
‫که سعی می‌کنی با مشت زدن‬
‫همه‌ی مشکلات رو حل کنی.‬

525
00:41:09,178 --> 00:41:10,638
‫من هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شم.‬

526
00:41:11,635 --> 00:41:16,098
‫ترجیح میدم اینطور فکر کنم
‫که هیچوقت درس نمی‌گیری!

527
00:41:17,933 --> 00:41:19,935
‫به نظر میاد تحقیقاتمون اشتباه بوده.‬

528
00:41:22,354 --> 00:41:24,689
‫شکست دادن همه‌تون خیلی راحته.‬

529
00:41:24,690 --> 00:41:29,445
‫تقریباً به همون راحتیِ
‫اون غول‌های احمق و بیچاره.‬

530
00:41:41,283 --> 00:41:44,210
‫اون غول‌ها دوستای من بودن.‬

531
00:41:48,589 --> 00:41:50,508
‫و تو بهشون بی‌احترامی کردی.‬

532
00:41:54,512 --> 00:41:56,429
‫دیوارِ شمعی!‬

533
00:41:56,430 --> 00:41:59,266
‫گومو گومو همر!

534
00:42:24,458 --> 00:42:26,626
‫لوفی! حالت خوبه.‬

535
00:42:26,627 --> 00:42:29,630
‫- ما هم یه جورایی خوبیم.‬
‫- اوسوپ نجاتمون داد.‬

536
00:42:32,049 --> 00:42:35,046
‫- معلومه که نجات داد.‬
‫- اینجا چه خبر شده؟‬

537
00:42:36,220 --> 00:42:37,470
‫سانجی!‬

538
00:42:37,471 --> 00:42:38,347
‫هی.‬

539
00:42:38,931 --> 00:42:41,641
‫واقعاً نمی‌تونم شماها رو تنها بذارم، نه؟‬

540
00:42:41,642 --> 00:42:42,892
‫کجا بودی؟‬

541
00:42:42,893 --> 00:42:44,727
‫نگران نباش. من قضیه رو حل کردم.‬

542
00:42:44,728 --> 00:42:47,313
‫نمی‌دونم شنیدید یا نه،‬
‫ولی خیلی باحال بود.‬

543
00:42:47,314 --> 00:42:49,608
‫- خب، ببین چی پیدا کردم.‬
‫- اوه.‬

544
00:42:49,918 --> 00:42:53,087
‫- یه اترنال‌پوز؟‬
‫- تنظیم شده روی آلاباستا.‬

545
00:42:54,780 --> 00:42:56,990
‫سانجی!‬

546
00:42:56,991 --> 00:42:59,659
‫- تو فوق‌العاده‌ای!‬
‫- فکر کنم منم نجاتتون دادم.‬

547
00:42:59,660 --> 00:43:02,704
‫این عالیه. دیگه لازم نیست منتظر بمونیم‬
‫تا لاگ‌پوزمون ریست بشه.‬

548
00:43:04,039 --> 00:43:05,332
‫بیاین از این خراب‌شده بریم.‬

549
00:43:06,868 --> 00:43:08,668
‫لطفاً!‬

550
00:43:08,669 --> 00:43:10,713
‫قبل از اینکه یه چیز دیگه سعی کنه بکشتمون.‬

551
00:43:13,567 --> 00:43:15,401
‫خب، دایناسور که داشتیم.‬

552
00:43:15,426 --> 00:43:18,137
‫- آدمکش‌ها هم که بودن.‬
‫- چیزی رو از قلم ننداختیم؟‬

553
00:43:20,806 --> 00:43:22,265
‫آهان آره.‬

554
00:43:22,266 --> 00:43:23,349
‫غول‌ها.‬

555
00:43:23,374 --> 00:43:26,669
‫دوری هم توی موم گیر کرده بود،‬
‫واسه همین آزادش کردم.‬

556
00:43:32,985 --> 00:43:35,904
‫شماها می‌دونستید‬
‫توی این جزیره غول هست؟‬

557
00:43:40,326 --> 00:43:43,953
‫عزیزترین دوستم.‬
‫خدا رو شکر می‌کنم که زنده‌ای.‬

558
00:43:43,954 --> 00:43:45,997
‫منم خدا رو شکر می‌کنم که زنده‌ای.‬

559
00:43:45,998 --> 00:43:48,791
‫ولی انقدر محکم بغلم نکن،‬
‫وگرنه زخمم باز می‌شه.‬

560
00:43:48,792 --> 00:43:51,127
‫خوشحالیم که هردوتون زنده هستید.‬

561
00:43:51,128 --> 00:43:53,171
‫ما غول‌ها کلاً جون‌سختیم.‬

562
00:43:53,172 --> 00:43:56,466
‫بعد از اینکه از اون موم آزادم کردی،‬
‫حالم کاملاً خوب شد.‬

563
00:43:56,467 --> 00:44:02,348
‫آره. یه ذره از خورشِ اون‬
‫می‌تونه مرده رو هم زنده کنه.‬

564
00:44:05,785 --> 00:44:07,661
‫دوئلتون چی شد؟‬

565
00:44:07,686 --> 00:44:09,062
‫هنوز که نمی‌خواید...‬

566
00:44:09,063 --> 00:44:11,148
‫بعد از ۱۰۰ سال بدون برنده،‬

567
00:44:12,041 --> 00:44:15,240
‫فکر می‌کنیم خدایان‬
‫قضاوتشون رو آشکار کردن.‬

568
00:44:18,030 --> 00:44:18,864
‫بهت مدیونم‬

569
00:44:19,907 --> 00:44:21,407
‫بابت حرفی که اونجا زدی.‬

570
00:44:21,408 --> 00:44:24,160
‫نه، من بهت مدیونم.‬

571
00:44:24,161 --> 00:44:27,244
‫حالا یه داستان جدید واسه تعریف کردن داریم.‬

572
00:44:27,351 --> 00:44:31,562
‫افسانه‌ی جنگجوی شجاع، اوسوپ.‬

573
00:44:31,710 --> 00:44:32,878
‫آره!‬

574
00:44:34,333 --> 00:44:35,958
‫و من یه رویای جدید دارم.‬

575
00:44:36,006 --> 00:44:38,132
‫یه روزی می‌رم و الباف رو می‌بینم.‬

576
00:44:38,133 --> 00:44:40,968
‫قشنگ اونجا اخت می‌گیری.‬

577
00:44:40,969 --> 00:44:45,182
‫خب، شاید یه ذره تو چشم باشی.‬

578
00:44:47,685 --> 00:44:48,686
‫شاهدخت،

579
00:44:49,520 --> 00:44:51,396
‫دعا می‌کنم کشورت در امان باشه.‬

580
00:44:51,397 --> 00:44:52,647
‫ممنونم، دوری.‬

581
00:44:52,648 --> 00:44:54,149
‫وقتی بادبون می‌کشید و می‌رید،‬

582
00:44:54,648 --> 00:45:00,654
‫به ما اعتماد کنید و مستقیم برید جلو،‬
‫مهم نیست چی بشه.

583
00:45:01,365 --> 00:45:03,116
‫چی؟ مهم نیست چی بشه؟‬

584
00:45:03,117 --> 00:45:07,788
‫- منظورت چیه که مهم نیست چی بشه؟‬
‫- فعلاً! سعی کنید دیگه نمیرید!‬

585
00:45:11,250 --> 00:45:12,166
‫همم.‬

586
00:45:12,167 --> 00:45:16,546
‫درود بر آن کس که‬
‫راه جنگجوی بزرگ را پیش می‌گیرد‬

587
00:45:16,547 --> 00:45:19,048
‫ادامه بده، خورشید رو ستایش کن‬
‫خورشید رو ستایش کن‬

588
00:45:19,049 --> 00:45:21,884
‫ستایش کن، اوه، ستایش کن‬

589
00:45:21,885 --> 00:45:25,555
‫لوفی؟ من به اندازه‌ی کافی‬
‫از مسیر سفرت دورت کردم.‬

590
00:45:25,556 --> 00:45:28,142
‫به اولین کشتی‌ای که برسیم،‬
‫می‌گم منو با خودشون ببرن.‬

591
00:45:28,595 --> 00:45:30,472
‫با اون اترنال پوز برمی‌گردم خونه.‬

592
00:45:31,186 --> 00:45:32,687
‫چه بد شد.‬

593
00:45:32,712 --> 00:45:35,423
‫من دیگه از نامی خواستم‬
‫که به سمت آلاباستا حرکت کنه.‬

594
00:45:40,400 --> 00:45:42,569
‫من... من... نمی‌تونم ازت بخوام منو ببری.‬

595
00:45:44,616 --> 00:45:46,076
‫لازم نبود بخوای.‬

596
00:45:48,370 --> 00:45:49,830
‫همون‌طور که گفتم...‬

597
00:45:52,045 --> 00:45:53,588
‫وقتی ببینیش، می‌فهمی.‬

598
00:45:57,546 --> 00:45:59,422
‫دوستای جدیدمون راه افتادن.‬

599
00:45:59,423 --> 00:46:03,384
‫با اون هیولایی که توی آبه،‬
‫خیلی دور نمی‌شن.‬

600
00:46:03,385 --> 00:46:05,721
‫حداقل، نه بدون کمک ما.‬

601
00:46:07,473 --> 00:46:11,100
‫من بیشتر از صد ساله که‬
‫با تبرِم جنگیدم.‬

602
00:46:11,101 --> 00:46:12,978
‫و منم با شمشیرِم.‬

603
00:46:14,021 --> 00:46:17,232
‫ولی اگه دوران دوئل کردنمون تموم شده،‬

604
00:46:17,566 --> 00:46:20,027
‫راه بهتری واسه خداحافظی‬
‫به ذهنم نمی‌رسه.‬

605
00:46:21,695 --> 00:46:25,907
‫اوه! بچه‌ها! یه چیزی داره‬
‫مستقیم به طرفمون شنا می‌کنه!‬

606
00:46:25,908 --> 00:46:27,074
‫یه دایناسور دیگه‌ست؟‬

607
00:46:27,075 --> 00:46:28,118
‫یه پادشاه دریاست؟‬

608
00:46:32,414 --> 00:46:35,209
‫یه ماهی‌قرمزِ غول‌پیکره!‬

609
00:46:38,670 --> 00:46:40,087
‫سکان رو بچرخون به چپ!‬

610
00:46:40,088 --> 00:46:41,214
‫نه!‬

611
00:46:41,215 --> 00:46:42,549
‫ما مستقیم می‌ریم جلو.‬

612
00:46:43,050 --> 00:46:44,383
‫دقیقاً همون‌طوری که براگی گفت.‬

613
00:46:44,384 --> 00:46:47,094
‫هاکوکو...‬

614
00:46:47,095 --> 00:46:50,098
‫حاکمیت!‬

615
00:47:04,881 --> 00:47:06,507
‫دیدین؟

616
00:47:06,532 --> 00:47:07,532
‫هوو!‬

617
00:47:07,557 --> 00:47:10,726
‫معرکه بود!‬

618
00:47:13,580 --> 00:47:16,416
‫بخت یارتون باشه!‬

619
00:47:19,721 --> 00:47:21,472
‫ضربه‌ی عالی‌ای بود، رفیق.‬

620
00:47:21,547 --> 00:47:24,924
‫مالِ تو هم به همون اندازه عالی بود.‬

621
00:47:24,925 --> 00:47:28,845
‫می‌دونی، یهو یادم اومد‬
‫اصلاً چی شد که دوئلمون شروع شد.‬

622
00:47:28,846 --> 00:47:30,304
‫آره، درسته.‬

623
00:47:30,305 --> 00:47:32,598
‫هر کدوممون یه پادشاهِ دریای
‫غول‌پیکر رو شکار کرده بودیم.‬

624
00:47:32,599 --> 00:47:34,934
‫و ازمون پرسیدن کدومشون بزرگ‌تره.‬

625
00:47:34,935 --> 00:47:36,561
‫معلومه که مالِ من بود.‬

626
00:47:36,562 --> 00:47:37,687
‫چرت نگو!‬

627
00:47:37,688 --> 00:47:40,106
‫اون هیولایی که من زمین زدم قطعاً بزرگ‌تر بود!‬

628
00:47:40,107 --> 00:47:41,858
‫داری به شرافتم شک می‌کنی؟‬

629
00:47:41,859 --> 00:47:44,235
‫شرافتت؟ من به عقلت شک دارم!‬

630
00:47:44,236 --> 00:47:47,071
‫پس شاید بهتره یه بار برای همیشه
‫تکلیفش رو روشن کنیم.‬

631
00:47:47,072 --> 00:47:49,157
‫با یه دوئل!‬

632
00:47:51,506 --> 00:47:53,703
‫لعنتی.‬
‫می‌تونستم ازش سوشی درست کنم.‬

633
00:47:53,704 --> 00:47:55,538
‫- نه.‬
‫- من هر روز با ماهی‌ها سر و کله می‌زنم.‬

634
00:47:55,539 --> 00:47:59,042
‫- نه ماهی‌هایی به اون بزرگی.‬
‫- تو نگران من و اندازه نباش.‬

635
00:48:00,528 --> 00:48:01,654
‫احمق‌ها.‬

636
00:48:12,287 --> 00:48:13,866
‫می‌بینی چیکار کردی؟ ‬

637
00:48:13,891 --> 00:48:15,224
‫مبارزه رو باختیم،‬

638
00:48:15,225 --> 00:48:19,605
‫همکارت عقلش رو از دست داد،‬
‫و هدف‌هامون هم فرار کردن... دوباره!‬

639
00:48:20,147 --> 00:48:23,624
‫بهت گفتم باید وقتی فرصتش رو داشتیم‬
‫می‌کشتیمشون.‬

640
00:48:29,239 --> 00:48:30,657
‫اون جواب می‌خواد.‬

641
00:48:34,537 --> 00:48:36,122
‫می‌خوام حقیقت رو بهش بگم.‬

642
00:48:36,914 --> 00:48:38,373
‫همه‌ش تقصیر تو بود.‬

643
00:48:42,998 --> 00:48:46,335
‫تو قرار نیست چیزی بهش بگی.‬

644
00:48:56,652 --> 00:49:00,113
‫- بهترین دایناسوری بود که تا حالا خوردم!‬
‫- مگه قبلاً هم دایناسور خورده بودی؟‬

645
00:49:00,138 --> 00:49:02,681
‫نه. ولی فکر نکنم چیزی‬
‫خوشمزه‌تر از این وجود داشته باشه.‬

646
00:49:02,731 --> 00:49:04,482
‫چالش اصلی پیدا کردن ماهیتابه‌ای
‫بود که توش جا شه.

647
00:49:04,483 --> 00:49:06,150
‫فکر کنم حق داشتیم یه غذای خوب بخوریم.‬

648
00:49:06,151 --> 00:49:07,234
‫دقیقاً!‬

649
00:49:10,197 --> 00:49:11,281
‫خب، همگی گوش کنید.‬

650
00:49:14,618 --> 00:49:15,953
‫به افتخارِ قهرمانِ لیتل گاردن.‬

651
00:49:16,870 --> 00:49:17,871
‫هان؟‬

652
00:49:18,779 --> 00:49:20,247
‫به افتخارِ اوسوپ.‬

653
00:49:20,248 --> 00:49:22,626
‫به افتخارِ اوسوپ!‬

654
00:49:23,669 --> 00:49:25,462
‫نمی‌خوای یه داستان تعریف کنی؟‬

655
00:49:26,421 --> 00:49:27,464
‫نمی‌تونم.‬

656
00:49:31,385 --> 00:49:34,971
‫خب، داشتم می‌گفتم.‬
‫من تک و تنها، محاصره شده بین شش تا آدمکش.‬

657
00:49:34,972 --> 00:49:36,973
‫- اِ... شش تا؟‬
‫- شایدم هشت تا بودن.‬

658
00:49:36,974 --> 00:49:38,934
‫خیلی سریع حرکت می‌کردن.‬
‫خودت دیدی، مگه نه ویوی؟‬

659
00:49:39,726 --> 00:49:42,061
‫اِ... شمردنشون خیلی سخت بود.‬

660
00:49:42,062 --> 00:49:45,356
‫می‌دونی ویوی، من خودم دوتا از‬
‫مامورهای باروک ورکس رو شکست دادم.‬

661
00:49:45,357 --> 00:49:46,483
‫کدوم دوتا؟‬

662
00:49:46,984 --> 00:49:48,484
‫میس فرایدی و مستر ۱۳.‬

663
00:49:48,485 --> 00:49:50,444
‫وای. چطوری بودن؟‬

664
00:49:50,445 --> 00:49:51,863
‫خب، اونا... اِ...‬

665
00:49:52,364 --> 00:49:53,322
‫اونا، خب...‬

666
00:49:53,323 --> 00:49:55,533
‫حریف‌های خیلی خطرناکی هستن.‬

667
00:49:55,534 --> 00:49:57,326
‫آره. ممنون، ویوی.‬

668
00:49:57,327 --> 00:50:00,454
‫به نظر من زمین زدن یه دایناسور،‬
‫به اندازه‌ی ده تا مامور باروک ورکس ارزش داره.‬

669
00:50:00,455 --> 00:50:01,872
‫منظورت همون دایناسوریه که من کشتم؟‬

670
00:50:01,873 --> 00:50:04,000
‫- تو خواب ببینی، آشپز.‬
‫- من گردنش رو شکستم.‬

671
00:50:04,001 --> 00:50:06,460
‫- بعد از اینکه من قلبش رو جر دادم
‫- اصلاً همچین اتفاقی نیفتاد.‬

672
00:50:06,461 --> 00:50:09,088
‫اینا تا وقتی خسته نشن‬
‫همین‌طوری ادامه می‌دن.‬

673
00:50:09,089 --> 00:50:11,924
‫یا دوباره گشنه‌شون بشه. بهش عادت می‌کنی.‬

674
00:50:11,925 --> 00:50:14,593
‫اگه همین الان یه دایناسور ببینم،‬
‫می‌زنم تو صورتش.‬

675
00:50:14,594 --> 00:50:16,804
‫عضو یه خدمه بودن باید حس خوبی داشته باشه.‬

676
00:50:16,805 --> 00:50:19,933
‫آره، ولی داشتن یه دختر دیگه‬
‫توی کشتی هم خیلی خوبه.‬

677
00:50:24,465 --> 00:50:26,300
‫دارن اذیتم می‌کنن بابا!‬

678
00:50:27,190 --> 00:50:30,359
‫من... راستش یکم احساس خستگی می‌کنم،‬
‫واسه همین زودتر می‌رم بخوابم.‬

679
00:50:30,384 --> 00:50:32,762
‫- ولی فردا صبح می‌بینمت، باشه؟‬
‫- آره.‬

680
00:50:33,500 --> 00:50:53,500
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

