1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:13,430 --> 00:00:16,182
‫البته، مستر زیرو.‬
‫متوجه شدم.‬

3
00:00:18,351 --> 00:00:20,228
‫معذرت می‌خوام که منتظرتون گذاشتم.‬

4
00:00:20,729 --> 00:00:24,315
‫داشتیم یه سری خرده‌کاری‌های‬
‫واقعاً رو اعصاب رو ردیف می‌کردیم.‬

5
00:00:24,816 --> 00:00:27,772
‫فکر کنم با یکی از اونا‬
‫آشنایی داشته باشی.‬

6
00:00:27,777 --> 00:00:30,154
‫شاهدخت وی.وی از آلاباستا؟‬

7
00:00:32,949 --> 00:00:35,572
‫بچه‌پررویِ مو آبیِ کبرا.‬

8
00:00:35,577 --> 00:00:36,990
‫شنیدم گم شده بود.‬

9
00:00:36,995 --> 00:00:39,396
‫و مستر زیرو می‌خواد مطمئن بشه که‬
‫هیچ‌وقت پیدا نمی‌شه.‬

10
00:00:39,873 --> 00:00:42,083
‫خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟‬

11
00:00:42,584 --> 00:00:45,623
‫اوه، من اومدم با رئیس صحبت کنم.‬

12
00:00:45,628 --> 00:00:47,547
‫نه با یه منشی.‬

13
00:00:48,214 --> 00:00:50,300
‫هرچقدر هم که جذاب باشه.‬

14
00:00:51,342 --> 00:00:54,090
‫متأسفانه، مستر زیرو‬
‫سرش جای دیگه گرمه.‬

15
00:00:54,095 --> 00:00:55,467
‫این یه توهینه.‬

16
00:00:55,472 --> 00:00:56,801
‫داری به پادشاهِ من بی‌احترامی می‌کنی.‬

17
00:00:56,806 --> 00:00:59,429
‫پادشاهی که در حال حاضر‬
‫از قلمروی خودش تبعید شده،‬

18
00:00:59,434 --> 00:01:02,098
‫و برای پس گرفتنش به کمکِ‬
‫سازمانِ من نیاز داره.‬

19
00:01:02,103 --> 00:01:05,690
‫مگر اینکه ترجیح بدی توی «گرند لاین»‬
‫بچرخی و به شغل دزد دریایی‌ات بپردازی؟‬

20
00:01:06,500 --> 00:01:12,500
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

21
00:01:13,823 --> 00:01:16,029
‫من خیلی دست‌ودلباز بودم‬

22
00:01:16,034 --> 00:01:20,325
‫و کمک‌های مالیِ زیادی‬
‫به باروک ورکز کردم.‬

23
00:01:20,330 --> 00:01:24,501
‫ولی به رئیست بگو که هیچ گربه‌ای‬
‫محض رضای خدا موش نمی‌گیره.‬

24
00:01:25,126 --> 00:01:26,544
‫من چیزی رو می‌خوام‬

25
00:01:27,170 --> 00:01:29,125
‫که حقمه!‬

26
00:01:29,130 --> 00:01:31,002
‫سرورم، فشار خونتون.‬

27
00:01:31,007 --> 00:01:32,754
‫جالبه که به موش گرفتن اشاره کردی.‬

28
00:01:32,759 --> 00:01:37,509
‫نماد خاندان سلطنتیِ پادشاهی درام‬
‫یه اسب‌آبیِ پشمالوئه، مگه نه؟‬

29
00:01:37,514 --> 00:01:40,011
‫حیوونی که به اشتهایِ‬
‫سیری‌ناپذیرش معروفه.‬

30
00:01:40,016 --> 00:01:41,554
‫ممم.‬

31
00:01:41,559 --> 00:01:43,311
‫خب، خیالت راحت باشه،‬

32
00:01:43,853 --> 00:01:46,106
‫ما اصلاً قصد نداریم‬
‫تورو گرسنه بذاریم.‬

33
00:01:47,315 --> 00:01:49,145
‫ریش‌سیاه از درام رفته.‬

34
00:01:49,150 --> 00:01:50,188
‫اوهوم.‬

35
00:01:50,193 --> 00:01:53,404
‫مستر زیرو فکر می‌کنه وقتشه که‬
‫حقِ موروثی‌ت رو پس بگیری.‬

36
00:01:54,030 --> 00:01:55,824
‫اون حس می‌کنه یه پادشاه‬

37
00:01:57,033 --> 00:01:59,369
‫می‌تونه متحدِ ارزشمندی باشه.‬

38
00:02:02,163 --> 00:02:03,331
‫هان.‬

39
00:02:11,631 --> 00:02:12,674
‫این...‬

40
00:02:13,299 --> 00:02:15,338
‫یه هدیه‌ست.‬

41
00:02:15,343 --> 00:02:19,514
‫یه نشونه‌ی قدردانی‬
‫بابت کمک‌های مالیِ شما.‬

42
00:02:25,937 --> 00:02:27,939
‫برای پادشاهی که همه‌چیز داره‬

43
00:02:28,773 --> 00:02:30,358
‫چی می‌شه خرید؟‬

44
00:02:33,319 --> 00:02:35,196
‫یه میوه‌ی شیطانی!‬

45
00:02:37,198 --> 00:02:39,028
‫این یکی چه قدرتی داره؟‬

46
00:02:39,033 --> 00:02:40,743
‫خب، جذابیتش به همینه، نه؟‬

47
00:02:43,663 --> 00:02:45,205
‫یه گاز بزن تا بفهمی.‬

48
00:02:57,510 --> 00:02:58,595
‫ممم!‬

49
00:02:59,721 --> 00:03:00,804
‫نوش جان.‬

50
00:03:02,509 --> 00:03:11,981
‫وان پیس
‫فصل دوم قسمت ششم:
‫نامیِ عزیز

51
00:03:29,209 --> 00:03:30,251
‫سانجی؟‬

52
00:03:30,835 --> 00:03:31,669
‫چی...‬

53
00:03:32,170 --> 00:03:33,249
‫چطوری...‬

54
00:03:33,254 --> 00:03:35,965
‫خوبی، چیزی نیست. خوبی.‬
‫یکم غذا می‌خوای؟‬

55
00:03:36,716 --> 00:03:40,632
‫برات یکم کنسومه‌ی تازه درست کردم.‬
‫عصاره‌ی مرغم تموم شده بود،‬
‫(کنسومه‌: یه نوع سوپ)

56
00:03:40,637 --> 00:03:43,509
‫ولی معلوم شد که دایناسور‬
‫ماده‌ی غذاییِ خیلی پرکاربردیه.‬

57
00:03:43,514 --> 00:03:45,350
‫گشنه‌م نیست.‬

58
00:03:46,768 --> 00:03:47,685
‫خب...‬

59
00:03:50,063 --> 00:03:51,606
‫باید یه چیزی بخوری.‬

60
00:03:53,524 --> 00:03:55,647
‫- داشتم سعی می‌کردم، اما...‬
‫- سانجی، من خوبم.‬

61
00:03:55,652 --> 00:04:00,531
‫دیشب سر شام فقط از حال رفتم.‬ حتماً
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کردم خسته بودم.‬

62
00:04:04,410 --> 00:04:05,912
‫نامی، اون مالِ چهار روز پیش بود.‬

63
00:04:10,250 --> 00:04:11,084
‫چی؟‬

64
00:04:12,252 --> 00:04:14,128
‫از وقتی بیهوش شدی، مدام
‫از حال می‌ری و به هوش می‌آی.‬

65
00:04:15,088 --> 00:04:17,298
‫من تمام مدت اینجا بودم.‬

66
00:04:17,924 --> 00:04:18,841
‫اوه...‬

67
00:04:19,509 --> 00:04:21,886
‫احتمالاً فقط گرمازده شدم. من...‬

68
00:04:26,516 --> 00:04:27,887
‫نه.‬

69
00:04:27,892 --> 00:04:29,894
‫فکر می‌کنم که...‬

70
00:04:31,896 --> 00:04:33,690
‫فکر می‌کنم یه اتفاقی افتاده‬

71
00:04:34,190 --> 00:04:35,316
‫توی لیتل گاردن.‬

72
00:04:36,317 --> 00:04:37,902
‫نمی‌دونم چی، اما...‬

73
00:04:38,486 --> 00:04:39,362
‫اما اشکالی نداره‬

74
00:04:40,613 --> 00:04:42,115
‫چون داریم می‌بریمت پیش دکتر.‬

75
00:04:46,369 --> 00:04:47,370
‫باشه.‬

76
00:05:02,552 --> 00:05:03,636
‫ممنون...‬

77
00:05:05,888 --> 00:05:07,515
‫که نگرانمی.‬

78
00:05:08,308 --> 00:05:09,851
‫من همیشه نگرانتم.‬

79
00:05:58,316 --> 00:05:59,525
‫سردت نیست؟‬

80
00:06:01,069 --> 00:06:02,236
‫می‌تونست گرم‌تر باشه،‬

81
00:06:03,529 --> 00:06:04,447
‫فکر کنم.‬

82
00:06:05,448 --> 00:06:07,367
‫می‌دونی که،‬
‫بقیه‌ی بچه‌ها لباس تنشونه.‬

83
00:06:10,161 --> 00:06:11,829
‫اگه اصرار می‌کنی.‬

84
00:06:18,044 --> 00:06:19,462
‫نامی چطوره؟‬

85
00:06:19,962 --> 00:06:22,465
‫دوباره خوابیده،‬
‫ولی حالش داره بدتر می‌شه.‬

86
00:06:23,299 --> 00:06:24,675
‫تبش هنوز خیلی بالاست.‬

87
00:06:26,135 --> 00:06:28,846
‫- باید یه دکتر پیدا کنیم.‬
‫- ما حتی نمی‌دونیم کجاییم.‬

88
00:06:29,347 --> 00:06:30,927
‫چطوری می‌خوایم دکتر پیدا کنیم؟‬

89
00:06:30,932 --> 00:06:33,096
‫آلاباستا چی؟‬
‫اونجا دکتر دارید، مگه نه؟‬

90
00:06:33,101 --> 00:06:35,473
‫ممکنه چند روز،‬
‫شاید هم چند هفته تا آلاباستا راه باشه.‬

91
00:06:35,478 --> 00:06:37,553
‫نامی این‌قدر‬ وقت نداره.

92
00:06:37,567 --> 00:06:38,252
‫

93
00:06:38,262 --> 00:06:42,527
‫باید تلاشمون رو بکنیم.‬
‫می‌خوای هرچه زودتر برسی خونه، مگه نه؟‬

94
00:06:44,654 --> 00:06:47,115
‫باید هرچه زودتر برگردم خونه.‬

95
00:06:52,370 --> 00:06:54,617
‫واسه همینم تو اولین جزیره‌ای که پیدا کنیم‬
‫توقف می‌کنیم‬

96
00:06:54,622 --> 00:06:55,832
‫و واسه نامی کمک می‌گیریم.‬

97
00:06:56,707 --> 00:06:58,418
‫بعدش می‌ریم سمت آلاباستا.‬

98
00:06:59,293 --> 00:07:02,046
‫گل گفتی. ممنون، وی.وی.‬

99
00:07:03,881 --> 00:07:04,715
‫دقیقاً.‬

100
00:07:05,425 --> 00:07:06,884
‫این سریع‌ترین راهه.‬

101
00:07:12,974 --> 00:07:14,474
‫نقشه‌ی خوبیه.‬

102
00:07:15,378 --> 00:07:20,872
‫جزیره رنایسه
‫ایستگاه مخابراتیِ نیروی دریایی

103
00:07:42,628 --> 00:07:45,209
‫پس ایستگاه مخابراتی اینجاست؟‬

104
00:07:45,214 --> 00:07:49,172
‫وقتی کارت شنود و ردیابی تماس‌هاست،‬
‫بهتره چراغ‌خاموش عمل کنی.‬

105
00:07:49,177 --> 00:07:50,344
‫امیدوارم حموم داشته باشن.‬

106
00:07:52,513 --> 00:07:53,514
‫چیه؟‬

107
00:07:54,849 --> 00:07:56,476
‫جفتمون به یه دوش احتیاج داریم.‬

108
00:08:00,771 --> 00:08:03,065
‫خیلی خب، بیا زود تمومش کنیم.‬

109
00:08:03,941 --> 00:08:05,938
‫یه حلزون مخابراتی بردار و با
‫قلعه‌ی نیروی دریایی تماس بگیر.‬

110
00:08:05,943 --> 00:08:07,815
‫بهشون بگو کل گرند
‫لاین رو بالا و پایین کردیم‬

111
00:08:07,820 --> 00:08:09,197
‫و هیچ اثری از باروک ورکز پیدا نکردیم.‬

112
00:08:09,780 --> 00:08:12,236
‫وقتی نمی‌تونیم پیداشون کنیم،‬
‫چطوری مأمور زنده دستگیر کنیم؟‬

113
00:08:12,241 --> 00:08:14,614
‫به نظرت ‌دریاسالار گارپ
‫چه واکنشی نشون می‌ده؟‬

114
00:08:14,619 --> 00:08:17,205
‫دیگه به اندازه‌ی کافی
‫دنبال نخودسیاه دویدیم.‬

115
00:08:17,830 --> 00:08:21,000
‫- وقتشه بریم سراغ کلاه‌حصیری‌ها.‬
‫- تا الان دیگه ممکنه هر جایی باشن.‬

116
00:08:22,335 --> 00:08:24,629
‫بازم شروع کردی؟ نکنه عصا لازم داری؟‬

117
00:08:25,922 --> 00:08:27,005
‫ناخدا؟‬

118
00:08:30,384 --> 00:08:31,839
‫زخمِ شمشیره.‬

119
00:08:31,844 --> 00:08:32,887
‫کارِ دزدای دریاییه.‬

120
00:08:33,387 --> 00:08:34,634
‫نه هر دزد دریایی‌ای.‬

121
00:08:34,639 --> 00:08:36,807
‫این زخما رو یه شمشیرزنِ ماهر زده.‬

122
00:08:39,560 --> 00:08:40,811
‫کلاه‌حصیری‌ها.‬

123
00:08:48,819 --> 00:08:52,365
‫چرا کلاه‌حصیری‌ها باید بیخودی‬
‫به یه ایستگاه مخابراتی حمله کنن؟‬

124
00:08:58,287 --> 00:09:01,244
‫دفتر فرمانده رو پیدا کن. گزارش بده.‬

125
00:09:01,249 --> 00:09:02,667
‫اگه به نیروی کمکی احتیاج داشتی چی؟‬

126
00:09:03,501 --> 00:09:04,335
‫احتیاج ندارم.‬

127
00:09:29,527 --> 00:09:31,487
‫لوفی، یه جزیره پیدا کردیم!‬

128
00:09:48,045 --> 00:09:49,589
‫این همه برف رو ببین.‬

129
00:09:53,467 --> 00:09:54,677
‫چقدر سفیده!‬

130
00:09:55,595 --> 00:09:56,637
‫پادشاهی درام.‬

131
00:09:57,388 --> 00:09:58,598
‫اینجا رو می‌شناسی؟‬

132
00:10:00,224 --> 00:10:02,680
‫خوش‌شانسیم، چون این
‫کشور توی کل گرند لاین مشهوره‬

133
00:10:02,685 --> 00:10:03,894
‫اونم به‌خاطر تخصص پزشکی‌ش.‬

134
00:10:04,687 --> 00:10:07,481
‫اوه، عالیه. پس اونجا کلی دکتر هست، نه؟‬

135
00:10:08,065 --> 00:10:09,567
‫یا هیولاهای برفی.‬

136
00:10:11,068 --> 00:10:13,190
‫این احتمال رو هم باید در نظر گرفت!‬

137
00:10:13,195 --> 00:10:17,491
‫وقتی رسیدیم، شاید بهتر
‫باشه هویتم رو مخفی نگه داریم.‬

138
00:10:18,075 --> 00:10:19,702
‫چون آدمکشی یا چون شاهدختی؟‬

139
00:10:21,412 --> 00:10:25,583
‫طبق چیزایی که شنیدم، مردمِ
‫درام مهمون‌نواز و مهربونن.‬

140
00:10:26,792 --> 00:10:28,002
‫ولی یه گذشته‌ای بینمون هست.‬

141
00:10:29,128 --> 00:10:32,422
‫روابط سیاسی بین درام
‫و آلاباستا...شکننده‌ست.‬

142
00:10:34,759 --> 00:10:36,047
‫یعنی چی؟‬

143
00:10:36,052 --> 00:10:38,924
‫یعنی یه نفر توی جزیره
‫چشمِ دیدنِ وی.وی رو نداره.‬

144
00:10:38,929 --> 00:10:40,014
‫نمی‌خوای بگی کی؟‬

145
00:10:41,932 --> 00:10:43,017
‫پادشاهشون.‬

146
00:10:44,143 --> 00:10:45,269
‫واپول.‬

147
00:10:46,312 --> 00:10:49,023
‫درگیری با دربار مشکلی نیست
‫که الان بهش احتیاج داشته باشیم.‬

148
00:10:50,983 --> 00:10:52,526
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.‬

149
00:10:53,444 --> 00:10:55,445
‫این تنها راهمون واسه نجات دادنِ نامیه.‬

150
00:11:02,036 --> 00:11:04,038
‫پس بریم یه دکتر پیدا کنیم.‬

151
00:11:11,358 --> 00:11:15,982
‫قلعهٔ پانگیا، سرزمین مقدس مری گیوس
‫ده سال پیش

152
00:11:16,008 --> 00:11:18,928
‫جلسه‌ی شورای پادشاهی رسمیت پیدا می‌کنه.‬

153
00:11:19,845 --> 00:11:22,139
‫خوش اومدید، نجیب‌زادگانِ عزیز.‬

154
00:11:23,127 --> 00:11:25,226
‫من، تالاسا لوکاس،‬

155
00:11:26,227 --> 00:11:29,100
‫پادشاه ایلیسیا، این جلسه
‫رو رسمی اعلام می‌کنم.‬

156
00:11:29,105 --> 00:11:35,736
‫قبل از شروع، می‌خوام یه بار
‫دیگه از نیروی دریایی تشکر کنم‬

157
00:11:36,320 --> 00:11:40,528
‫به‌خاطر محافظت از ما
‫توی طول سفر و این جلسات.‬

158
00:11:40,533 --> 00:11:45,282
‫پس وارلردهایِ(جنگ‌سالاران) دریا کجا هستن؟ هوم؟‬

159
00:11:45,287 --> 00:11:49,870
‫دوباره بهم یادآوری کنید چرا به
‫اون جنایتکارا آزادیِ عمل می‌دیم‬

160
00:11:49,875 --> 00:11:52,211
‫اگه قرار نیست اینجا
‫باشن و از ما محافظت کنن،‬

161
00:11:52,712 --> 00:11:54,380
‫چه برسه به پادشاهی‌هامون.‬

162
00:11:54,964 --> 00:11:58,884
‫وارلردها واسه بازدارندگیِ
‫بقیه‌ی دزدای دریایی هستن.‬

163
00:11:59,385 --> 00:12:02,847
‫یه وزنه‌ی مهم واسه حفظِ
‫تعادلِ قدرت توی دریاها.‬

164
00:12:03,347 --> 00:12:05,720
‫خب این واسه آدم‌ماهی‌ها چه فایده‌ای داشت؟‬

165
00:12:05,725 --> 00:12:09,265
‫ملکه‌شون چند وقت پیش ترور شد،‬

166
00:12:09,270 --> 00:12:13,561
‫و حتی وارلردِ آدم‌ماهی‌ها
‫هم نتونست جلوش رو بگیره.‬

167
00:12:13,566 --> 00:12:18,524
‫اگه کسی بین ما هست که می‌خواد
‫کاراییِ وارلردها رو زیر سؤال ببره،‬

168
00:12:18,529 --> 00:12:22,866
‫شاید بهتر باشه کاندیدای ریاست بشه و
‫این موضوع رو توی دستورِ کار قرار بده.‬

169
00:12:25,369 --> 00:12:28,622
‫امروز، تهدیدِ فوری‌تری داریم
‫که باید بهش رسیدگی کنیم.‬

170
00:12:33,878 --> 00:12:36,922
‫اون رو فقط به اسمِ دراگون(بابای لوفیه) می‌شناسن.‬

171
00:12:37,923 --> 00:12:40,629
‫با اینکه فعلاً تعدادِ نیروهاش کمه،‬

172
00:12:40,634 --> 00:12:44,847
‫ولی ارتشِ انقلابی‌ش هر
‫روز داره بزرگ‌تر می‌شه.‬

173
00:12:45,347 --> 00:12:49,477
‫معتقدم هیچ تهدیدی بزرگ‌تر
‫از این مرد واسه دولتِ جهانی،‬

174
00:12:50,227 --> 00:12:53,397
‫واسه رفاهِ ما و ثباتِ ما وجود نداره،‬

175
00:12:53,898 --> 00:12:55,191
‫بزرگ‌تر از این مرد.‬

176
00:12:56,317 --> 00:12:59,569
‫نباید این خطر رو نادیده بگیریم...‬

177
00:13:01,197 --> 00:13:02,948
‫...خطری که اون...‬

178
00:13:03,491 --> 00:13:05,951
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای
‫اضافه کنی، پادشاه واپول؟‬

179
00:13:07,495 --> 00:13:09,784
‫من؟‬

180
00:13:09,789 --> 00:13:10,705
‫همیشه.‬

181
00:13:17,171 --> 00:13:18,631
‫خوبه.

182
00:13:19,924 --> 00:13:21,921
‫شورش مورش رو ول کن.‬

183
00:13:21,926 --> 00:13:25,763
‫مردمِ پادشاهیِ درام خوشحالن.‬

184
00:13:26,430 --> 00:13:29,058
‫من براشون آب و غذا فراهم می‌کنم،‬

185
00:13:29,809 --> 00:13:32,181
‫یه ارتش هم واسه محافظت ازشون دارم،‬

186
00:13:32,186 --> 00:13:36,727
‫و بهترین مراقبت‌های پزشکیِ دنیا.‬

187
00:13:36,732 --> 00:13:42,525
‫و اگه هر کدوم از رعایای من‬
‫بابتِ بخشندگی‌م ناسپاسی کنن،‬

188
00:13:42,530 --> 00:13:47,660
‫ همیشه می‌تونم
‫این بخشندگی‌هام رو ازشون پس بگیرم.‬

189
00:13:54,166 --> 00:13:55,709
‫اجازه هست صحبت کنم؟‬

190
00:13:56,710 --> 00:14:00,631
‫رئیس جلسه،‬ پادشاه کبرا از
‫آلاباستا رو به رسمیت می‌شناسه.‬

191
00:14:02,758 --> 00:14:06,762
‫انقلاب‌ها هم‬
‫جلوه‌ای از احساساتِ انسانی هستن.‬

192
00:14:08,097 --> 00:14:10,719
‫مردمی که صداشون شنیده نمی‌شه‬

193
00:14:10,724 --> 00:14:12,434
‫نمی‌تونن واقعاً خوشحال باشن.‬

194
00:14:13,185 --> 00:14:16,688
‫زمانی بود که می‌شد صدای‬
‫خنده‌ی مردم رو توی پادشاهی‌ت شنید.‬

195
00:14:17,982 --> 00:14:19,937
‫خب، انگار یکی به قصه‌های قدیمی علاقه داره.‬

196
00:14:19,942 --> 00:14:22,528
‫درام زمانی پادشاهی داشت‬
‫که به حرفِ مردمش گوش می‌داد.‬

197
00:14:23,279 --> 00:14:26,031
‫خب، من چشمِ دیدنِ پدرم رو نداشتم.‬

198
00:14:26,782 --> 00:14:31,120
‫اون کوچک‌ترین ایده‌ای نداشت‬
‫که حکمرانی یعنی چی.‬

199
00:14:31,620 --> 00:14:35,202
‫و حالا من پادشاهم.‬

200
00:14:35,207 --> 00:14:38,873
‫پادشاه فقط یه مَرده،‬
‫و تاج هم فقط یه کلاهه.‬

201
00:14:38,878 --> 00:14:42,501
‫این پادشاهیه که موندگاره.‬

202
00:14:42,506 --> 00:14:44,924
‫پادشاهی منم!‬

203
00:14:47,803 --> 00:14:51,969
‫سیاست در موردِ قدرته،‬

204
00:14:51,974 --> 00:14:53,721
‫نه احساسات.‬

205
00:14:53,726 --> 00:14:58,309
‫و من ترجیح می‌دم از یکی از اون اردک‌های
‫غول‌پیکرِ چاله‌شنی‌ت حرفِ حساب بشنوم‬

206
00:14:58,314 --> 00:15:00,227
‫تا اینکه یه ثانیه‌ی دیگه‬

207
00:15:00,232 --> 00:15:04,982
‫به اراجیفِ تو درباره‌ی‬
‫صدای خنده توی تپه‌ها گوش بدم.‬

208
00:15:04,987 --> 00:15:07,026
‫- بسه!‬
‫- می‌دونی من چیکار می‌کنم...‬

209
00:15:07,031 --> 00:15:08,777
‫بسه!‬

210
00:15:08,782 --> 00:15:12,202
‫- خودم می‌گم کِی بسه!‬
‫- نظم رو رعایت کنید!‬

211
00:15:57,748 --> 00:16:00,334
‫الان دیگه اوضاع داغ می‌شه.‬

212
00:16:02,795 --> 00:16:05,709
‫خوب حواست رو جمع کردی، قهرمان.‬

213
00:16:05,714 --> 00:16:07,086
‫تو دیگه چه کوفتی هستی؟‬

214
00:16:07,091 --> 00:16:09,338
‫داره می‌ره روی سکوی پرتاب،‬

215
00:16:09,343 --> 00:16:10,886
‫این شما و این میس ترزدی.‬

216
00:16:10,932 --> 00:16:14,310
‫میس ترزدی

217
00:16:14,431 --> 00:16:17,179
‫- باروک ورکز.‬
‫- اسممون رو شنیدی.‬

218
00:16:17,184 --> 00:16:19,270
‫عجب اشتباهِ ناشیانه‌ای.‬

219
00:16:39,081 --> 00:16:41,704
‫انگار همه برای لیگِ برتر آماده نیستن.‬

220
00:16:41,709 --> 00:16:43,419
‫شوخی‌های بیسبالی دیگه بسه.‬

221
00:17:11,739 --> 00:17:12,656
‫برو روی نیمکت بشین.‬

222
00:17:14,575 --> 00:17:17,244
‫حالا اونم باعث شد من اینطوری حرف بزنم.‬

223
00:17:17,828 --> 00:17:19,997
‫اینم از تلاش برای زنده گرفتنشون.‬

224
00:17:31,115 --> 00:17:35,395
‫پادشاهی درام

225
00:18:03,332 --> 00:18:04,328
‫ما کجاییم؟‬

226
00:18:04,333 --> 00:18:06,627
‫داریم می‌بریمت پیش دکتر. فقط طاقت بیار.‬

227
00:18:10,130 --> 00:18:11,340
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟‬

228
00:18:12,007 --> 00:18:14,218
‫این آخرین تیرِ هوایی بود‬
‫که شلیک کردن.‬

229
00:18:14,649 --> 00:18:17,007
‫همون‌جا وایستید، دزدای دریایی!‬

230
00:18:17,012 --> 00:18:19,927
‫همین الان برگردید،‬
‫وگرنه عواقبش پای خودتونه.‬

231
00:18:19,932 --> 00:18:21,303
‫کشتی‌تون رو دیدیم.‬

232
00:18:21,308 --> 00:18:25,224
‫- نمی‌تونید گولمون بزنید.‬
‫- ما یه ملوانِ مریض داریم که کمک لازم داره!‬

233
00:18:25,229 --> 00:18:28,268
‫دست از سرِ این کشور بردارید،‬
‫دزدای دریاییِ دروغگو!‬

234
00:18:28,273 --> 00:18:30,399
‫ما دکتر لازم داریم!‬

235
00:18:31,673 --> 00:18:32,945
‫وی.وی!‬

236
00:18:35,422 --> 00:18:37,241
‫عوضی‌ها!‬

237
00:18:37,866 --> 00:18:41,156
‫وایستید! همه‌تون!‬

238
00:18:41,161 --> 00:18:43,158
‫این عجول بودنتون‬
‫چیزی رو حل نمی‌کنه.‬

239
00:18:43,163 --> 00:18:45,285
‫اگه باعث بشی کشته بشیم،‬
‫چه بلایی سرِ نامی میاد؟‬

240
00:18:45,290 --> 00:18:47,251
‫تو ناخدایی. فکر کن!‬

241
00:18:53,632 --> 00:18:55,217
‫ما خیلی متأسفیم.‬

242
00:18:56,135 --> 00:18:58,303
‫اگه نمی‌تونیم واردِ دهکده‌تون بشیم،‬

243
00:18:59,221 --> 00:19:01,515
‫لطفاً یه دکتر بفرستید اینجا پیشِ ما.‬

244
00:19:02,432 --> 00:19:04,726
‫دوستمون حالش خیلی بده.‬

245
00:19:05,227 --> 00:19:06,562
‫لطفاً کمکمون کنید.‬

246
00:19:23,996 --> 00:19:25,330
‫معذرت می‌خوام.‬

247
00:19:26,498 --> 00:19:27,833
‫من اشتباه کردم!‬

248
00:19:34,214 --> 00:19:35,257
‫خواهش می‌کنم!‬

249
00:19:36,550 --> 00:19:37,842
‫به دوستمون کمک کنید.‬

250
00:19:51,481 --> 00:19:53,025
‫خیلی هوشمندانه بود، وی.وی.‬

251
00:20:03,327 --> 00:20:04,453
‫حالت خوبه؟‬

252
00:20:07,539 --> 00:20:08,624
‫چیزیم نیست.

253
00:20:13,295 --> 00:20:16,005
‫همه‌تون با من بیاید.‬

254
00:20:50,666 --> 00:20:52,501
‫واو، انگار‬
‫کمیته‌ی استقبال اومده.‬

255
00:20:53,210 --> 00:20:54,665
‫قراره دوباره بهمون شلیک کنه؟‬

256
00:20:54,670 --> 00:20:56,255
‫لطفاً ماریا رو ببخشید.‬

257
00:20:56,880 --> 00:20:58,215
‫همه‌مون‬

258
00:20:59,424 --> 00:21:00,837
‫عصبی بودیم.‬

259
00:21:00,842 --> 00:21:02,261
‫متأسفم، دالتون.‬

260
00:21:03,971 --> 00:21:05,222
‫متأسفم، دزدای دریایی.‬

261
00:21:06,890 --> 00:21:08,850
‫روستایی‌های اینجا‬
‫سرباز نیستن.‬

262
00:21:09,643 --> 00:21:11,228
‫اونا غیرنظامی‌ان.‬

263
00:21:11,895 --> 00:21:14,356
‫دستشون زود می‌ره روی ماشه.‬

264
00:21:20,070 --> 00:21:21,822
‫ولی بعد از اون چیزایی که از سر گذروندن،‬

265
00:21:23,198 --> 00:21:24,533
‫قابل درکه.‬

266
00:21:26,118 --> 00:21:27,202
‫تو پادشاهی؟‬

267
00:21:28,328 --> 00:21:29,788
‫اسمِ من دالتونه،‬

268
00:21:30,330 --> 00:21:32,202
‫کاپیتانِ گاردِ غیرنظامی.‬

269
00:21:32,207 --> 00:21:33,667
‫نمی‌فهمم.‬

270
00:21:34,167 --> 00:21:36,628
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟ پادشاه واپول کجاست؟‬

271
00:21:37,212 --> 00:21:40,882
‫دزدِ دریایی‌ای به اسمِ ریش‌سیاه‬
‫دهکده‌مون رو محاصره کرد.‬

272
00:21:42,175 --> 00:21:45,345
‫اون مردی بود‬
‫که با خونریزی و کشتار زنده بود.‬

273
00:21:46,221 --> 00:21:48,682
‫وقتی پرچمِ دزدانِ دریایی‌ش‬
‫توی افق پیدا شد،‬

274
00:21:49,349 --> 00:21:51,393
‫کشور بی‌دفاع موند.‬

275
00:21:52,144 --> 00:21:53,770
‫نتونستیم جلوی ریش‌سیاه رو بگیریم.‬

276
00:21:54,771 --> 00:21:57,644
‫فقط تحمل کردیم‬
‫تا اینکه غارتش تموم شد و رفت.‬

277
00:21:57,649 --> 00:22:01,528
‫داری می‌گی نیروهای واپول‬
‫هیچ شانسی جلوی خدمه‌ی ریش‌سیاه نداشتن؟‬

278
00:22:03,030 --> 00:22:05,866
‫دارم می‌گم پادشاه و سربازاش‬
‫حتی تلاش هم نکردن.‬

279
00:22:07,367 --> 00:22:09,828
‫همین که واپول قدرت ریش‌سیاه رو دید...‬

280
00:22:12,080 --> 00:22:13,540
‫همه‌مون رو به امون خدا ول کرد.‬

281
00:22:14,249 --> 00:22:16,580
‫اون وقت با چه رویی‬
‫به خودش می‌گه پادشاه.‬

282
00:22:16,585 --> 00:22:20,250
‫- وی.وی.‬
‫- چطور تونست با مردمش این کار رو بکنه؟‬

283
00:22:20,255 --> 00:22:22,924
‫دکترها چی؟‬
‫امیدوارم حداقل یکیشون زنده مونده باشه.‬

284
00:22:23,967 --> 00:22:25,714
‫واپول همه‌ی دکترها رو با خودش برد.‬

285
00:22:25,719 --> 00:22:27,758
‫عالی شد. پس الکی‬
‫وقتمون رو تلف کردیم.‬

286
00:22:27,763 --> 00:22:28,805
‫به جز یکی.‬

287
00:22:30,766 --> 00:22:31,845
‫اسمش کورهائه.‬

288
00:22:31,850 --> 00:22:33,018
‫همون جادوگر.‬

289
00:22:34,478 --> 00:22:36,058
‫الان گفتی جادوگر؟‬

290
00:22:36,063 --> 00:22:38,815
‫اون قلعه‌ی درام رو‬
‫که بالای کوهه تصرف کرده.‬

291
00:22:42,194 --> 00:22:44,107
‫اون تنها کسیه که‬
‫می‌تونه به دوستت کمک کنه.‬

292
00:22:44,112 --> 00:22:47,115
‫داروهاش خطرناکن. غیرطبیعی‌ان.‬

293
00:22:47,783 --> 00:22:52,616
‫دیدمش که زیر ماه کامل، همراه با‬
‫هیولای جنگل توی آسمون پرواز می‌کرد.‬

294
00:22:52,621 --> 00:22:54,206
‫یه هیولا هم هست؟‬

295
00:22:54,769 --> 00:22:56,411
‫اامم. اامم.‬

296
00:22:56,416 --> 00:22:59,503
‫- می‌دونستم.‬
‫- من از یه جادوگر نمی‌ترسم.‬

297
00:23:00,170 --> 00:23:01,546
‫از هیولا هم همین‌طور.‬

298
00:23:02,381 --> 00:23:04,216
‫اگه بتونه نامی رو نجات بده،‬

299
00:23:05,634 --> 00:23:07,386
‫پس باید بریم اون بالا.‬

300
00:23:09,012 --> 00:23:10,097
‫چطوری بریم اون بالا؟‬

301
00:23:11,681 --> 00:23:13,141
‫یه تله‌کابین بود.‬

302
00:23:14,267 --> 00:23:17,813
‫ولی واپول برای اینکه از قصرش در برابر‬
‫ریش‌سیاه محافظت کنه، نابودش کرد.‬

303
00:23:19,064 --> 00:23:22,526
‫باید از مسیر اون طرف کوه برید. اما...‬

304
00:23:24,528 --> 00:23:26,780
‫تا شب نمی‌رسید اونجا.‬

305
00:23:29,991 --> 00:23:32,327
‫می‌تونید تا صبح توی مسافرخونه بمونید.‬

306
00:23:33,703 --> 00:23:35,455
‫شرمنده که چیز بیشتری نداریم بهتون بدیم.‬

307
00:23:37,582 --> 00:23:39,584
‫امیدوارم دوستتون تا صبح دووم بیاره.‬

308
00:23:40,961 --> 00:23:42,629
‫باید برگردم سر پستم.‬

309
00:24:34,556 --> 00:24:35,432
‫ههه.‬

310
00:24:40,979 --> 00:24:43,852
‫آه. بد نیست.‬

311
00:24:43,857 --> 00:24:46,317
‫عالی نیست، ولی بد هم نیست.‬

312
00:24:49,654 --> 00:24:50,692
‫تو «کاشو» داری.‬

313
00:24:50,697 --> 00:24:53,700
‫اینو نشنیده بودم. من کلمه‌ی
‫«استایل» رو ترجیح می‌دم.‬

314
00:24:54,067 --> 00:24:55,429
‫شمشیرت رو می‌گم، احمق.‬

315
00:24:56,036 --> 00:24:59,576
‫کاشو.‬
‫یکی از ۵۰ شمشیر درجه‌یک و مهارت‌محوره.‬

316
00:24:59,581 --> 00:25:03,043
‫می‌دونی، هیچ‌وقت به فکرم‬
‫نرسیده بود براش اسم بذارم.‬

317
00:25:03,793 --> 00:25:05,921
‫«والتر» چطوره؟‬

318
00:25:06,505 --> 00:25:08,460
‫جاش توی دست‌های یه آدمکش نیست.‬

319
00:25:08,465 --> 00:25:09,633
‫اوه.‬

320
00:25:10,133 --> 00:25:14,304
‫خب، هر جور راحتی دختر جون،‬
‫بیا و بگیرش.‬

321
00:25:19,638 --> 00:25:23,311
‫مستر ۱۱.

322
00:25:28,000 --> 00:25:35,000
بی سی موویز

323
00:25:40,497 --> 00:25:42,244
‫فکر کنم وقتی شکستت دادم،‬

324
00:25:42,249 --> 00:25:44,084
‫شمشیرت رو بردارم.‬

325
00:25:55,053 --> 00:25:56,930
‫دیگه هیچ‌وقت دستت به اون شمشیر نمی‌رسه.‬

326
00:26:01,643 --> 00:26:02,561
‫هان.‬

327
00:26:09,526 --> 00:26:10,609
‫خب...‬

328
00:26:12,654 --> 00:26:14,651
‫...باروک ورکز از کجا می‌دونست داریم می‌آیم؟‬

329
00:26:14,656 --> 00:26:15,782
‫نمی‌دونستن.‬

330
00:26:18,076 --> 00:26:20,161
‫اتاق مخابرات داغون شده بود.‬

331
00:26:20,996 --> 00:26:23,373
‫- دنبال یه چیزی می‌گشتن.‬
‫- مثلاً چی؟‬

332
00:26:24,958 --> 00:26:26,167
‫بیا بفهمیم.‬

333
00:26:58,992 --> 00:27:01,620
‫لوفی، نمی‌تونیم تا صبح صبر کنیم.‬

334
00:27:02,996 --> 00:27:04,456
‫می‌خوای چیکار کنی، لوفی؟‬

335
00:27:08,960 --> 00:27:11,463
‫اگه نمی‌تونیم کوه رو دور بزنیم...‬

336
00:27:14,090 --> 00:27:15,800
‫پس مستقیم می‌ریم بالا.‬

337
00:27:20,305 --> 00:27:22,015
‫می‌خوای ازش بالا بری؟‬

338
00:27:24,184 --> 00:27:27,103
‫نامی نمی‌تونه.‬
‫هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم.‬

339
00:27:31,149 --> 00:27:32,233
‫نامی.‬

340
00:27:37,030 --> 00:27:39,866
‫تنها دکترِ اینجا بالای کوه زندگی می‌کنه.‬

341
00:27:40,784 --> 00:27:42,744
‫برای رسیدن بهش، باید از کوه بالا بریم.‬

342
00:27:43,244 --> 00:27:44,871
‫روی کولم سوارت می‌کنم.‬

343
00:27:45,538 --> 00:27:46,623
‫با این قضیه مشکلی نداری؟‬

344
00:27:48,750 --> 00:27:51,628
‫الان دیگه شب می‌شه. غیرممکنه.‬

345
00:27:52,128 --> 00:27:53,129
‫مرگ باره.‬

346
00:27:53,713 --> 00:27:55,674
‫مرگِ حتمی و اجتناب‌ناپذیر.‬

347
00:28:04,224 --> 00:28:05,934
‫روت حساب می‌کنم، ناخدا.‬

348
00:28:09,104 --> 00:28:10,480
‫همه‌چیز رو بسپر به من.‬

349
00:28:11,648 --> 00:28:12,941
‫باشه. منم می‌آم.‬

350
00:28:13,817 --> 00:28:14,938
‫منم همین‌طور.‬

351
00:28:14,943 --> 00:28:17,649
‫نه، باید بمونید. وی.وی‬
‫با این دستش نمی‌تونه بالا بیاد.‬

352
00:28:17,654 --> 00:28:21,069
‫باروک ورکز هم هنوز اون بیرون
‫دنبال ما می‌گرده،‬ پس یکی باید بمونه.‬

353
00:28:21,074 --> 00:28:22,450
‫منم می‌مونم.‬

354
00:28:23,868 --> 00:28:28,707
‫هوای زورو رو هم داشته باش، محض احتیاط‬
‫اگه جادوگره خواست تو رو بده هیولا بخوره.‬

355
00:28:30,542 --> 00:28:31,543
‫خیلی خب.‬

356
00:28:33,336 --> 00:28:35,422
‫بعد از اینکه نامی رو نجات دادیم برمی‌گردیم.‬

357
00:28:51,104 --> 00:28:52,316
‫باید به اندازه کافی محکم باشه.‬

358
00:28:58,486 --> 00:29:00,488
‫ژاکتم باید حسابی گرم نگه‌ت داره.‬

359
00:29:25,638 --> 00:29:26,723
‫بزن بریم.‬

360
00:30:17,482 --> 00:30:19,609
‫اگه این جادوگره نتونه نامی رو خوب کنه چی؟‬

361
00:30:21,402 --> 00:30:22,654
‫فقط باید باور داشته باشیم که می‌تونه.‬

362
00:30:23,822 --> 00:30:26,032
‫باید به جای اون آشپز من می‌رفتم، نه؟‬

363
00:30:26,616 --> 00:30:27,821
‫ سانجی چیزیش نمی‌شه.‬

364
00:30:27,826 --> 00:30:30,323
‫اصلاً داری گوش می‌دی؟‬
‫باید همین الان بریم اون بالا...‬

365
00:30:30,328 --> 00:30:32,330
‫زورو، یه کار دیگه بکن.‬

366
00:30:33,337 --> 00:30:35,124
‫مثل من که دارم یه کاری می‌کنم.‬

367
00:30:35,875 --> 00:30:38,456
‫انقدر سوال نپرس و دور و برم نپلک،‬

368
00:30:38,461 --> 00:30:40,797
‫و یه کاری انجام بده‬
‫چون این کارت اصلاً کمکی نمی‌کنه.‬

369
00:30:51,349 --> 00:30:52,767
‫می‌تونستی با بهتر بگی.‬

370
00:30:57,105 --> 00:30:58,857
‫می‌رم پیش دالتون برای نگهبانی.‬

371
00:31:00,900 --> 00:31:01,860
‫خوبه.‬

372
00:31:05,738 --> 00:31:06,985
‫خب، شاهدخت وی.وی،‬

373
00:31:06,990 --> 00:31:09,654
‫قرار بود توی کشتی پدرت باشی.‬

374
00:31:09,659 --> 00:31:11,990
‫تا اونجایی که اون می‌دونه، هستم.‬

375
00:31:11,995 --> 00:31:13,199
‫شاهدخت...‬

376
00:31:13,204 --> 00:31:16,040
‫ایگارام، نمی‌تونستم همین‌طوری
‫توی اتاقم بمونم. این یه «رِوری» هست.‬

377
00:31:16,708 --> 00:31:19,335
‫می‌خواستم با چشمای خودم
‫ببینمش. یا حداقل بشنوم چی می‌گن.‬

378
00:31:19,836 --> 00:31:22,041
‫پدرم همین الان داشت حسابی
‫حالِ اون پادشاه واپول رو می‌گرفت...‬

379
00:31:22,046 --> 00:31:25,753
‫شاهدخت وی.وی، تو وارث
‫بعدیِ تخت و تاج آلاباستا هستی.‬

380
00:31:25,758 --> 00:31:29,387
‫ولی تا اون موقع، اجازه نداری
‫بشنوی داخل اون اتاق چی می‌گذره.‬

381
00:31:29,888 --> 00:31:30,884
‫هیچ‌کس اجازه نداره.‬

382
00:31:30,889 --> 00:31:34,267
‫اگه توی کشتی گیر بیفتم، چطوری
‫قراره یاد بگیرم یه پادشاهی رو رهبری کنم؟‬

383
00:31:35,184 --> 00:31:36,227
‫هممم.‬

384
00:31:38,229 --> 00:31:41,566
‫شاید بتونم یه گشتی توی محوطه برات ردیف کنم.‬

385
00:31:42,233 --> 00:31:45,612
‫ببینی عملیات‌های دولت
‫جهانی چطوری پیش می‌ره، و‬

386
00:31:47,030 --> 00:31:48,693
‫به پدرت هم نمی‌گم که یواشکی زدی بیرون.‬

387
00:31:48,698 --> 00:31:49,944
‫به‌عنوان محافظ سلطنتیِ من،‬

388
00:31:49,949 --> 00:31:52,452
‫فکر کنم این کار برای تو
‫بیشتر از من دردسر درست کنه.‬

389
00:31:53,661 --> 00:31:56,301
‫- تو...‬
‫- یه بستنی هم بهش اضافه کن تامعامله‌مون بشه.‬

390
00:32:00,543 --> 00:32:02,086
‫اولین عهدنامه‌ت.‬

391
00:32:03,713 --> 00:32:04,672
‫بهت افتخار می‌کنم.‬

392
00:32:06,925 --> 00:32:07,926
‫حالا، همین‌جا بمون.‬

393
00:32:10,345 --> 00:32:12,467
‫چه جسارتی!‬

394
00:32:12,472 --> 00:32:14,891
‫اون احمق نمی‌دونه با کی طرفه؟‬

395
00:32:16,476 --> 00:32:18,895
‫قطعاً بی‌احترامیِ بزرگی بود، اعلی‌حضرت.‬

396
00:32:23,691 --> 00:32:25,939
‫برو کنار، بچه!‬

397
00:32:25,944 --> 00:32:27,236
‫اعلیاحضرت!‬

398
00:32:28,029 --> 00:32:29,572
‫وای خدای من!‬

399
00:32:30,323 --> 00:32:33,033
‫چطور جرئت کردی به
‫شاهدخت آلاباستا سیلی بزنی؟‬

400
00:32:34,285 --> 00:32:38,835
‫اوه نه!‬
‫وای، شاهدخت آلاباستا!‬

401
00:32:39,165 --> 00:32:45,087
‫چقدر بدشانسی که دخترِ اون احمقِ بی‌عرضه‌ای!‬

402
00:32:47,423 --> 00:32:48,841
‫حالم خوبه.‬

403
00:32:50,385 --> 00:32:51,719
‫ببخشید که خوردم بهتون.‬

404
00:32:59,185 --> 00:33:01,521
‫بیاین بریم!‬

405
00:33:04,399 --> 00:33:06,646
‫از سر راهم برو کنار!‬

406
00:33:06,651 --> 00:33:07,694
‫متأسفم.‬

407
00:33:33,344 --> 00:33:34,590
‫اعلیاحضرت،‬

408
00:33:34,595 --> 00:33:36,889
‫امروز فوق‌العاده بودید.‬

409
00:33:37,807 --> 00:33:41,019
‫تا حالا همچین شجاعتی ندیده بودم.‬

410
00:33:42,687 --> 00:33:46,941
‫شاهدخت وی.وی، شما جلوی یه
‫درگیریِ بزرگِ احتمالی رو گرفتید.‬

411
00:33:54,625 --> 00:33:55,950
‫به حرفم گوش کن.‬

412
00:33:57,076 --> 00:33:58,703
‫با دیدنِ امروزت،‬

413
00:33:59,579 --> 00:34:03,916
‫از همین الان می‌دونم وقتی وقتش
‫برسه، چطوری آلاباستا رو رهبری می‌کنی.‬

414
00:34:08,171 --> 00:34:09,088
‫

415
00:34:22,769 --> 00:34:24,270
‫ خیلی ساکتی.‬

416
00:34:27,387 --> 00:34:29,901
‫فکر می‌کردم علاقه‌ای
‫به شنیدنِ نگرانی‌ها نداری.‬

417
00:34:32,945 --> 00:34:34,697
‫ببین، منم استرس دارم.‬

418
00:34:35,782 --> 00:34:38,493
‫ولی اون بچه‌ها از هیچ کاری دریغ نمی‌کنن تا
‫کمکی که نامی لازم داره رو براش جور کنن.‬

419
00:34:41,954 --> 00:34:43,664
‫فقط بحثِ نامی نیست.‬

420
00:34:45,917 --> 00:34:49,791
‫این پادشاهی قبلاً خیلی آباد بود.‬

421
00:34:49,796 --> 00:34:52,585
‫توی علم پزشکی پیشرو بودن،‬

422
00:34:52,590 --> 00:34:55,927
‫و حالا هیچی ندارن.‬

423
00:34:56,969 --> 00:34:59,555
‫همه‌ش به‌خاطرِ پادشاهشونه.‬

424
00:35:02,558 --> 00:35:03,638
‫وی.وی...‬

425
00:35:03,643 --> 00:35:09,023
‫و...و آلاباستا...خیلی
‫وقته که از خونه دورم.‬

426
00:35:10,983 --> 00:35:14,107
‫از کجا بدونم اوضاع بدتر نشده؟‬

427
00:35:14,112 --> 00:35:19,654
‫از کجا بدونم اتفاقی که اینجا
‫افتاده، برای خونه‌ی منم نیفتاده؟‬

428
00:35:19,659 --> 00:35:22,078
‫وی.وی. تو نمی‌تونی...‬

429
00:35:24,664 --> 00:35:27,416
‫بارِ کل دنیا رو تنهایی روی شونه‌هات بکشی.‬

430
00:35:30,294 --> 00:35:32,505
‫نمی‌تونی همه‌ی مشکلات
‫رو خودت تنهایی حل کنی.‬

431
00:35:34,507 --> 00:35:35,466
‫من فقط...‬

432
00:35:38,678 --> 00:35:41,597
‫فقط می‌خوام یه کاری بکنم.‬

433
00:35:49,814 --> 00:35:51,023
‫می‌فهمم.‬

434
00:35:54,735 --> 00:35:57,196
‫می‌تونی با دادنِ اون آچارِ
‫اونجایی بهم شروع کنی.‬

435
00:36:06,455 --> 00:36:07,582
‫ببین یه کاری کردی.

436
00:36:34,066 --> 00:36:35,818
‫دکتر.‬

437
00:36:36,777 --> 00:36:38,571
‫دکتر.‬

438
00:36:40,031 --> 00:36:41,781
‫دکتر.‬

439
00:36:53,336 --> 00:36:54,712
‫لوفی!‬

440
00:36:55,213 --> 00:36:56,714
‫تقریباً رسیدیم!‬

441
00:36:59,967 --> 00:37:01,177
‫لوفی...‬

442
00:37:06,307 --> 00:37:07,683
‫دووم بیار، نامی.‬

443
00:37:33,736 --> 00:37:34,961
‫لوفـــــی!‬

444
00:37:40,466 --> 00:37:42,797
‫لوفـــی!‬

445
00:37:42,802 --> 00:37:44,303
‫حالت خوبه؟‬

446
00:37:56,774 --> 00:38:00,319
‫- نه!‬
‫- فقط برسونش اون بالا!‬

447
00:38:58,669 --> 00:39:00,588
‫چه قصرِ قشنگی.‬

448
00:39:26,030 --> 00:39:27,114
‫هی.‬

449
00:39:31,494 --> 00:39:32,787
‫نجات...‬

450
00:39:33,371 --> 00:39:34,330
‫بده...‬

451
00:39:36,040 --> 00:39:37,208
‫دوستام رو.‬

452
00:39:50,054 --> 00:39:51,972
‫چرا باروک ورکز اینجاست؟‬

453
00:39:52,848 --> 00:39:54,392
‫نشنیدی؟‬

454
00:39:55,518 --> 00:39:57,520
‫شعارِ ما معماست.‬

455
00:39:58,437 --> 00:39:59,688
‫منم یه شعار دارم.‬

456
00:40:02,483 --> 00:40:04,693
‫چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگو،‬

457
00:40:05,277 --> 00:40:08,571
‫وگرنه یه توپ بیسبال رو می‌کنم توی
‫حلقت، همون‌طوری که با همکارت کردم.‬

458
00:40:13,411 --> 00:40:14,912
‫بکن.‬

459
00:40:15,413 --> 00:40:17,289
‫من مأموریتم رو انجام دادم.‬

460
00:40:17,957 --> 00:40:19,834
‫کارم اینجا تموم شد.‬

461
00:40:32,805 --> 00:40:36,429
‫قربان، ما زنده لازمش داریم.‬
‫هیچ اطلاعاتی ازش نگرفتیم.‬

462
00:40:36,434 --> 00:40:37,309
‫آروم باش.‬

463
00:40:38,185 --> 00:40:39,812
‫فقط داره چرت می‌زنه.‬

464
00:40:41,272 --> 00:40:42,314
‫تازه،‬

465
00:40:43,190 --> 00:40:44,900
‫فکر کنم می‌دونم دنبال چی بودن.‬

466
00:40:46,444 --> 00:40:47,778
‫اون حرف نمی‌زنه.‬

467
00:40:48,580 --> 00:40:50,238
‫ولی شاید این یکی بزنه.‬

468
00:40:51,949 --> 00:40:54,076
‫اگه بتونیم به اندازه‌ی
‫کافی زنده نگهش داریم.‬

469
00:41:06,297 --> 00:41:07,631
‫دوستت چطوره؟‬

470
00:41:09,258 --> 00:41:11,844
‫چند نفرشون بردنش بالای
‫کوه تا جادوگر رو پیدا کنن.‬

471
00:41:14,722 --> 00:41:16,348
‫نمی‌تونستن تا صبح صبر کنن؟‬

472
00:41:21,103 --> 00:41:24,393
‫نمی‌دونم باید از پشتکارشون تعجب کنم‬

473
00:41:24,398 --> 00:41:27,271
‫یا از حماقتشون به خودم بلرزم.‬

474
00:41:27,276 --> 00:41:28,444
‫آره.‬

475
00:41:29,653 --> 00:41:30,988
‫ناخدایِ ما اینطوریه دیگه.‬

476
00:41:33,115 --> 00:41:35,701
‫واقعاً فکر می‌کنی این ریش‌سیاه برمی‌گرده؟‬

477
00:41:37,369 --> 00:41:39,121
‫امیدوارم غارتش تموم شده باشه‬

478
00:41:40,289 --> 00:41:41,707
‫و دیگه برنگرده.‬

479
00:41:42,500 --> 00:41:45,503
‫ولی اون تنها موجود خبیثی
‫نیست که باهاش روبرو هستیم.‬

480
00:41:49,465 --> 00:41:52,301
‫دنبال پادشاهتون می‌گردین. واپول.‬

481
00:41:53,969 --> 00:41:55,971
‫اون آدم بی‌رحمیه‬

482
00:41:57,264 --> 00:41:59,099
‫با ولعی که تمومی نداره.‬

483
00:42:01,936 --> 00:42:04,813
‫و می‌دونم که سعی می‌کنه چیزی
‫که قبلاً مال خودش بوده رو پس بگیره.‬

484
00:42:08,234 --> 00:42:11,070
‫این... دهکده...‬

485
00:42:13,030 --> 00:42:15,824
‫بالاخره داره از زیر سایه‌ی
‫حکومتش بیرون می‌آد و جون می‌گیره.‬

486
00:42:17,409 --> 00:42:19,411
‫و امیدوارم بتونیم یه چیز جدید بسازیم.‬

487
00:42:22,748 --> 00:42:24,124
‫یه ملتِ صلح‌طلب.‬

488
00:42:24,959 --> 00:42:27,086
‫و کی قراره این ملت رو رهبری کنه؟‬

489
00:42:28,003 --> 00:42:29,004
‫تو؟‬

490
00:42:31,173 --> 00:42:32,591
‫نه، من نه.‬

491
00:42:35,261 --> 00:42:37,763
‫هدفم رهبریِ این مردم نیست.‬

492
00:42:40,057 --> 00:42:42,017
‫فقط می‌خوام براشون یه سپر باشم.‬

493
00:42:45,604 --> 00:42:47,522
‫همیشه حق انتخاب نداری.‬

494
00:42:57,241 --> 00:42:59,326
‫من خودم بیشتر تو کار شمشیرم.‬

495
00:43:02,329 --> 00:43:03,747
‫می‌تونم مالِ خودمو بهت قرض بدم،‬

496
00:43:04,248 --> 00:43:05,708
‫اگه لازم شد.‬

497
00:43:52,004 --> 00:43:53,339
‫حالت خوب شده دیگه.

498
00:44:07,811 --> 00:44:08,937
‫سلام؟‬

499
00:44:20,324 --> 00:44:21,283
‫داری‬

500
00:44:22,326 --> 00:44:23,238
‫قایم می‌شی؟‬

501
00:44:23,243 --> 00:44:25,537
‫معلومه! واسه همینه که نمی‌تونی منو ببینی.‬

502
00:44:27,039 --> 00:44:29,166
‫- داری طرفِ اشتباهی قایم می‌شی.‬
‫- خفه شو!‬

503
00:44:33,253 --> 00:44:36,259
‫حالت... بهتره؟‬

504
00:44:37,174 --> 00:44:39,093
‫یه ذره، آره.‬

505
00:44:40,678 --> 00:44:42,721
‫تو همونی هستی که ازم مراقبت می‌کرده؟‬

506
00:44:51,146 --> 00:44:52,314
‫اون منم.‬

507
00:44:56,902 --> 00:44:57,778
‫من کورِها هستم.‬

508
00:44:59,113 --> 00:45:00,864
‫می‌تونی دکترین صدام کنی.‬

509
00:45:01,365 --> 00:45:06,453
‫و خوش‌شانسی که من آخرین و
‫بزرگ‌ترین پزشکِ جزیره‌ی درام هستم.‬

510
00:45:10,874 --> 00:45:11,875
‫همم.‬

511
00:45:12,793 --> 00:45:15,337
‫۳۸.۲ درجه.‬

512
00:45:15,838 --> 00:45:18,335
‫تب یه ذره اومده پایین، که یعنی...‬

513
00:45:18,340 --> 00:45:19,795
‫پادتن‌ها دارن اثر می‌کنن!‬

514
00:45:19,800 --> 00:45:23,924
‫درسته. درمان هنوز تموم
‫نشده. مریض هنوز چی لازم داره؟‬

515
00:45:23,929 --> 00:45:26,260
‫دوره‌های بعدیِ آنتی‌بیوتیک
‫و استراحتِ بیشتر.‬

516
00:45:26,265 --> 00:45:27,766
‫همم. بازم درست گفتی.‬

517
00:45:29,393 --> 00:45:31,140
‫نه، واقعاً حالم خیلی بهتره.‬

518
00:45:31,145 --> 00:45:34,314
‫خیلی ممنون بابت کمکتون، ولی من باید...‬

519
00:45:34,815 --> 00:45:38,026
‫دختر جون، مریض‌های من
‫فقط به دو صورت مرخص می‌شن.‬

520
00:45:38,777 --> 00:45:43,073
‫یا کاملاً خوب شده یا مرده. هیچ‌جا نمی‌ری.‬

521
00:45:46,702 --> 00:45:50,784
‫باید استراحت کنی. دکترین
‫می‌گه یه کستیا نیشت زده.‬

522
00:45:50,789 --> 00:45:51,832
‫درسته.‬

523
00:45:52,332 --> 00:45:53,751
‫موجوداتِ موذیِ کثیفی هستن.‬

524
00:45:54,251 --> 00:45:58,292
‫یه کنه‌ی عفونی که نیشش قربانی رو
‫به باکتری‌های خطرناکی آلوده می‌کنه.‬

525
00:45:58,297 --> 00:46:02,463
‫تب هیچ‌وقت از ۴۰ درجه پایین‌تر نمی‌آد،
‫که در نهایت قربانی رو از پا درمی‌آره.‬

526
00:46:02,468 --> 00:46:04,506
‫داریم درباره‌ی یه فوق‌عفونت حرف می‌زنیم.‬

527
00:46:04,511 --> 00:46:08,135
‫میوکاردیت، آرتریت، آنسفالیت.‬
‫(بیماری‌های عفونی)

528
00:46:08,140 --> 00:46:09,516
‫فهمیدم. اوضاع خیته.‬

529
00:46:11,935 --> 00:46:15,017
‫یه جورایی تحت‌تأثیر قرار گرفتم که چطوری
‫تونستی توسط همچین چیزی گزیده بشی.‬

530
00:46:15,022 --> 00:46:17,978
‫- کستیاها قاعدتاً باید
‫خیلی وقت پیش منقرض شده باشن.‬
‫- اوهوم.‬

531
00:46:17,983 --> 00:46:21,565
‫پس مگه اینکه داشتی توی یه جنگلِ
‫مرطوبِ ماقبلِ تاریخ قدم می‌زدی‬

532
00:46:21,570 --> 00:46:22,983
‫اونم در حالی که پوستت لخت بوده...‬

533
00:46:22,988 --> 00:46:24,198
‫همین‌طور بود.‬

534
00:46:26,033 --> 00:46:27,075
‫آدمِ عجیبی هستی.‬

535
00:46:29,953 --> 00:46:31,330
‫دوستام چی؟‬

536
00:46:31,830 --> 00:46:34,082
‫اون یکی چند تا از دنده‌هاش ترک خورده.‬

537
00:46:35,042 --> 00:46:36,043
‫و...‬

538
00:46:37,044 --> 00:46:37,960
‫و لوفی؟‬

539
00:46:43,479 --> 00:46:44,885
‫بچه‌ها! بچه‌ها!‬

540
00:46:45,427 --> 00:46:47,819
‫یه هیولای گنده ما رو کشوند توی این قصر!‬

541
00:46:48,931 --> 00:46:51,845
‫بعدش این جادوگرِ پیر سعی
‫کرد منو توی سوپ بپزه و بخوره!‬

542
00:46:51,850 --> 00:46:54,097
‫لوفی، چرا داد می‌زنی؟‬

543
00:46:54,102 --> 00:46:56,809
‫سانجی، الانه که خورده بشیم!‬

544
00:46:56,814 --> 00:46:59,525
‫قرار نیست خورده بشیم، اونم جادوگر نیست.‬

545
00:47:01,026 --> 00:47:01,860
‫فکر کنم.‬

546
00:47:03,821 --> 00:47:06,527
‫- نامی؟‬
‫- نامی، حالت خوبه!‬

547
00:47:06,532 --> 00:47:08,283
‫نامی، سالمی.‬

548
00:47:08,909 --> 00:47:10,239
‫الان بهتری؟‬

549
00:47:10,244 --> 00:47:12,115
‫خوب، همتون دیگه خوب شدید.‬

550
00:47:12,120 --> 00:47:13,659
‫بهش آنتی‌بیوتیک دادم.‬

551
00:47:13,664 --> 00:47:15,160
‫دنده‌های این یکی رو جا انداختم.‬

552
00:47:15,165 --> 00:47:18,085
‫تو رو هم گذاشتمت توی آب گرم‬
‫تا جلوی سرمازدگی رو بگیرم.‬

553
00:47:21,088 --> 00:47:21,964
‫اوه.‬

554
00:47:22,506 --> 00:47:23,632
‫باشه.‬

555
00:47:24,591 --> 00:47:25,759
‫ممنون، مادربزرگ.‬

556
00:47:26,718 --> 00:47:28,011
‫بعداً صورتحساب رو برات می‌فرستم.‬

557
00:47:28,277 --> 00:47:31,426
‫و همون‌طور که گفت، من جادوگر نیستم.‬

558
00:47:31,431 --> 00:47:33,517
‫پیر هم نیستم.‬

559
00:47:34,101 --> 00:47:38,146
‫اینو بدون که‬
‫حتی یک روز هم بیشتر از ۱۳۹ سال ندارم.‬

560
00:47:38,772 --> 00:47:40,065
‫جدی؟‬

561
00:47:40,691 --> 00:47:41,525
‫عجب.‬

562
00:47:42,025 --> 00:47:43,318
‫واقعاً پیری.‬

563
00:47:45,904 --> 00:47:48,193
‫خب، ولی نامی، چیزی لازم نداری برات بیارم؟‬

564
00:47:48,198 --> 00:47:51,780
‫راستش، می‌تونم یه چیزی بخورم.‬
‫حس می‌کنم چند روزه چیزی نخوردم.‬

565
00:47:51,785 --> 00:47:53,240
‫- چون واقعاً نخوردی.‬
‫- منم همین‌طور!‬

566
00:47:53,245 --> 00:47:54,162
‫تو غذا خوردی.‬

567
00:47:54,746 --> 00:47:56,869
‫من دکترم، نه آشپز.‬

568
00:47:56,874 --> 00:47:59,251
‫از شانست، من هستم.‬

569
00:47:59,918 --> 00:48:02,416
‫چوپر، بهش نشون بده آشپزخونه کجاست.‬

570
00:48:02,421 --> 00:48:03,714
‫چشم، دکترین.‬

571
00:48:14,016 --> 00:48:16,100
‫تو دیگه چی هستی؟‬

572
00:48:26,028 --> 00:48:27,654
‫اون دیگه چیه؟!‬

573
00:48:28,500 --> 00:48:48,500
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

