1
00:00:00,121 --> 00:00:08,121
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:10,490 --> 00:00:15,495
‫« بازداشتگاه »

3
00:00:36,516 --> 00:00:38,184
‫باید بیاریمش بیرون!

4
00:00:38,184 --> 00:00:40,770
‫بس کنین! ممکنه هنوزم سم توش باشه!

5
00:00:40,770 --> 00:00:42,564
‫ناکس! بس کن!

6
00:00:42,564 --> 00:00:43,773
‫- گوش کن چی میگم
‫- هی!

7
00:00:43,773 --> 00:00:46,276
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم، خب؟
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم، ولی...

8
00:00:47,277 --> 00:00:49,237
‫اگر این در رو باز کنین
‫روحمونم خبر نداره...

9
00:00:49,988 --> 00:00:52,240
‫- خدایا! لطفاً نکن!
‫- همه‌تون بس کنین!

10
00:00:52,240 --> 00:00:54,450
‫- همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم
‫- خاموش شد!

11
00:00:54,450 --> 00:00:56,536
‫- ناکس، بهش فکر...
‫- آتیش خاموش شد!

12
00:00:58,872 --> 00:01:00,957
‫- باید درو باز کنیم
‫- نه، نه، نه، نه

13
00:01:00,957 --> 00:01:02,250
‫تابحال کسی نرفته داخل

14
00:01:02,250 --> 00:01:03,334
‫قفل تا 48 ساعت

15
00:01:03,334 --> 00:01:05,336
‫- بعد از پاکسازی باز نمیشه
‫- داره...

16
00:01:05,336 --> 00:01:06,936
‫- چهل و هشت ساعت بعد از...
‫- جولیت داره تکون می‌خوره!

17
00:01:10,383 --> 00:01:11,634
‫گور بابای 48 ساعت

18
00:01:11,634 --> 00:01:12,969
‫غذاخوری رو خالی کنین

19
00:01:12,969 --> 00:01:14,569
‫درو باز می‌کنیم

20
00:01:30,445 --> 00:01:32,045
‫برین کنار!

21
00:01:36,618 --> 00:01:38,218
‫بیاین!

22
00:01:40,663 --> 00:01:42,916
‫- برین تسمه‌ها رو بیارین. برو بیارش
‫- بیا بریم

23
00:01:45,126 --> 00:01:47,086
‫- آروم. آروم
‫- ببریمش بیرون

24
00:01:47,086 --> 00:01:49,756
‫وقتی بردیمش بیرون
‫تسمه‌ها رو می‌بندیم دورش

25
00:01:53,426 --> 00:01:55,026
‫مراقب باش

26
00:01:59,224 --> 00:02:02,018
‫آروم. شرل. شرل. مراقب باش

27
00:02:02,018 --> 00:02:04,729
‫هنک! هنک!

28
00:02:05,230 --> 00:02:06,773
‫بیا اینجا، کمک لازم دارم!

29
00:02:06,773 --> 00:02:09,234
‫یالا بچه‌ها. یالا. بریم، بریم!

30
00:02:09,234 --> 00:02:11,694
‫تدی، دارن میان!

31
00:02:14,072 --> 00:02:17,075
‫- برین کنار! راهو باز کنین!
‫- ببرشون عقب!

32
00:02:17,075 --> 00:02:19,202
‫برید عقب! برید کنار!
‫راه رو باز کنین! برین!

33
00:02:19,202 --> 00:02:20,620
‫برین کنار! برین کنار!
‫برین عقب! یالا!

34
00:02:20,620 --> 00:02:22,455
‫ببرینشون عقب! برین عقب!

35
00:02:22,455 --> 00:02:24,249
‫- یالا!
‫- برین عقب!

36
00:02:25,124 --> 00:02:27,252
‫از پله‌ها میریم. مراقب باشین

37
00:02:27,252 --> 00:02:29,254
‫دووم بیار. دووم بیار

38
00:02:29,254 --> 00:02:31,881
‫تو می‌تونی. برین کنار!
‫برین عقب! برین کنار!

39
00:02:31,881 --> 00:02:35,385
‫برین! برین عقب
‫لطفاً برین عقب! برین عقب!

40
00:02:51,317 --> 00:02:53,611
‫- آماده باشین
‫- یالا

41
00:02:56,823 --> 00:02:58,074
‫طناب‌ها رو آماده کنین

42
00:02:58,074 --> 00:02:59,701
‫یالا! برو کنار! برو کنار!

43
00:03:02,453 --> 00:03:04,053
‫آماده، بکشین

44
00:03:17,385 --> 00:03:18,985
‫آروم و با دقت

45
00:03:20,597 --> 00:03:22,197
‫- هی!
‫- آروم! آروم!

46
00:03:24,267 --> 00:03:29,022
‫♪ صدای زنگوله را بشنو ♪

47
00:03:29,022 --> 00:03:32,317
‫♪ که ما را ♪

48
00:03:32,317 --> 00:03:36,487
‫♪ برای انجام وظیفه فرا می‌خواند ♪

49
00:03:36,487 --> 00:03:37,572
‫برو کنار

50
00:03:37,572 --> 00:03:40,992
‫♪ صدای آوازها را بشنو ♪

51
00:03:40,992 --> 00:03:43,870
‫♪ که بلند و سرفراز ♪

52
00:03:43,870 --> 00:03:45,038
‫بهم گفتن...

53
00:03:45,038 --> 00:03:46,748
‫♪ زیباییِ آزادی را تحسین می‌کنند ♪

54
00:03:46,748 --> 00:03:49,209
‫که وقتی داشتن ما رو می‌بردن پایین...

55
00:03:50,084 --> 00:03:52,086
‫کل مردم سیلو داشتن تماشا می‌کردن

56
00:03:55,715 --> 00:03:57,315
‫ولی چی...؟

57
00:03:58,551 --> 00:04:00,151
‫همه فکر می‌کنن تو مُردی...

58
00:04:02,096 --> 00:04:04,265
‫پس چطوری سر از اینجا درآوردی؟

59
00:04:04,265 --> 00:04:06,017
‫خودت چی فکر می‌کنی لامصب؟

60
00:05:48,119 --> 00:05:49,621
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

61
00:05:51,122 --> 00:05:53,499
‫« ســیــلــو »

62
00:05:54,967 --> 00:06:02,967
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

63
00:06:02,967 --> 00:06:06,221
‫قاضی سیمز، تو و پسرت
‫باید از خزانه برین بیرون

64
00:06:07,680 --> 00:06:09,280
‫کامیل می‌تونه بمونه

65
00:06:15,688 --> 00:06:17,288
‫چی؟

66
00:06:31,412 --> 00:06:33,012
‫چیزی نیست

67
00:06:44,676 --> 00:06:46,276
‫بابا؟

68
00:06:51,724 --> 00:06:53,324
‫همه‌چی مرتبه

69
00:06:55,061 --> 00:06:56,661
‫مامان جاش امنه

70
00:06:57,522 --> 00:07:00,775
‫حالا باید یه جای امن
‫برای خودم و خودت پیدا کنیم

71
00:07:02,610 --> 00:07:04,210
‫باشه؟

72
00:07:27,218 --> 00:07:28,386
‫حالت خوبه؟

73
00:07:28,386 --> 00:07:31,431
‫- آنتونی...؟
‫- بالاخره خواب رفت

74
00:07:36,769 --> 00:07:38,369
‫نمی‌تونم زیاد بمونم

75
00:07:41,357 --> 00:07:42,957
‫ولی باید می‌دیدمت

76
00:07:45,195 --> 00:07:46,795
‫چی؟

77
00:07:47,947 --> 00:07:51,159
‫بعد از اینکه رفتیم
‫توی خزانه چی شد؟

78
00:07:55,580 --> 00:07:57,180
‫راب...

79
00:08:01,961 --> 00:08:03,561
‫نمی‌تونم در موردش حرف بزنم

80
00:08:06,341 --> 00:08:08,551
‫یعنی چی نمی‌تونی
‫در موردش حرف بزنی؟

81
00:08:08,551 --> 00:08:10,151
‫خیلی‌خب...

82
00:08:16,851 --> 00:08:20,563
‫برنارد تابحال بهت گفته
‫چه اتفاقی توی اون اتاق میفته؟

83
00:08:21,147 --> 00:08:22,565
‫یا اینکه اون صدا چیه؟

84
00:08:22,565 --> 00:08:24,400
‫یا اصلاً اینکه صدایی وجود داره؟

85
00:08:26,569 --> 00:08:28,696
‫می‌دونستم اونجا دستور می‌گیره

86
00:08:30,031 --> 00:08:31,631
‫ولی نمی‌دونستم چطوری

87
00:08:36,621 --> 00:08:38,221
‫و توام بهم نمیگی؟

88
00:08:39,832 --> 00:08:41,432
‫اگر می‌تونستم...

89
00:08:46,714 --> 00:08:49,133
‫مستقیم اومدیم اینجا
‫بیرون نرفتم

90
00:08:49,133 --> 00:08:51,511
‫- روحمم خبر نداره بیرون چه خبره
‫- همه‌چی آرومه

91
00:08:52,929 --> 00:08:54,556
‫برنارد و جولیت برگشتن داخل

92
00:08:56,558 --> 00:08:58,158
‫داخل؟

93
00:08:58,768 --> 00:09:01,437
‫- چطوری؟
‫- به‌زحمت از آتیش جون سالم به‌در بردن

94
00:09:02,605 --> 00:09:03,773
‫سم اومد داخل؟

95
00:09:03,773 --> 00:09:05,400
‫به‌نظر نمیاد اومده باشه

96
00:09:05,400 --> 00:09:07,193
‫کسی سعی کرد درو باز کنه؟

97
00:09:07,193 --> 00:09:08,793
‫نه

98
00:09:09,529 --> 00:09:13,366
‫راب، به محض اینکه بالای تپه پیداش شد
‫شورش تموم شد

99
00:09:18,288 --> 00:09:20,331
‫ولی هنوزم خطراتی
‫سیلو رو تهدید می‌کنن

100
00:09:22,750 --> 00:09:24,586
‫- خطر کی؟
‫- برنارد هالند

101
00:09:25,086 --> 00:09:26,686
‫لوکاس کایل

102
00:09:27,088 --> 00:09:28,688
‫و جولیت نیکولز

103
00:09:36,472 --> 00:09:39,642
‫داری ازم می‌خوای حلش کنم؟

104
00:09:43,479 --> 00:09:45,481
‫دارم بهت میگم
‫یه مشکلی وجود داره

105
00:09:47,483 --> 00:09:50,320
‫و جفتمون می‌دونیم این اولین باری نیست
‫ که سرپرست بخش فناوری اطلاعات...

106
00:09:50,320 --> 00:09:52,155
‫- حلش می‌کنم، باشه؟
‫- ازت خواسته یه مشکل رو

107
00:09:52,155 --> 00:09:53,755
‫براشون حل کنی

108
00:10:00,747 --> 00:10:02,347
‫بابت چی نگرانی؟

109
00:10:02,749 --> 00:10:04,349
‫چیزهایی می‌دونن...

110
00:10:04,834 --> 00:10:06,336
‫که می‌تونه سیلو رو تهدید کنه

111
00:10:06,336 --> 00:10:07,936
‫چیزهایی که من نباید بفهمم

112
00:10:08,421 --> 00:10:10,021
‫منظورت اینه؟

113
00:10:11,507 --> 00:10:13,107
‫چیزهایی که من نباید بفهمم

114
00:10:18,890 --> 00:10:20,490
‫اولویت با کدومه؟

115
00:10:22,644 --> 00:10:25,939
‫اولویت لوکاس کایل از همه کمتره
‫وقتی پیداش کردی، مطمئن شو

116
00:10:25,939 --> 00:10:27,565
‫- با کسی صحبت نکنه
‫- بندازمش تو گونی

117
00:10:27,565 --> 00:10:29,165
‫آره

118
00:10:36,115 --> 00:10:39,285
‫جولیت و نیکولز بزرگ‌ترین تهدید هستن

119
00:10:45,250 --> 00:10:46,334
‫بین‌شون کدوم بیشتره؟

120
00:10:46,334 --> 00:10:48,628
‫هرکدوم که به‌نظر میاد
‫زودتر دهن باز کنه

121
00:10:51,881 --> 00:10:53,925
‫راستشو بخواین، برای تشخیصش خیلی زوده

122
00:10:53,925 --> 00:10:55,468
‫هیچکدومشون حرفی نزدن؟

123
00:10:55,468 --> 00:10:57,887
‫جولیت نیکولز بیهوشه

124
00:10:57,887 --> 00:11:00,640
‫برنارد هالند صداهایی از خودش درآورده
‫ولی حرفی نزده

125
00:11:01,140 --> 00:11:03,268
‫واکنشش به درده
‫به‌شدت سوخته

126
00:11:03,268 --> 00:11:04,394
‫نیکولز چی؟

127
00:11:04,394 --> 00:11:06,855
‫اون لباسی که پوشیده بود
‫ازش محافظت کرده

128
00:11:07,480 --> 00:11:09,816
‫آتش نقاط زیادی از
‫لباس هالند رو سوراخ کرده

129
00:11:10,483 --> 00:11:15,113
‫چند جا از بدن نیکولز بخاطر داغ شدن
‫فلز توی گردنبند و دستبندهاش سوخته

130
00:11:15,822 --> 00:11:18,575
‫و اگر زنده نمونن برنامه‌تون چیه؟

131
00:11:18,575 --> 00:11:21,244
‫برای هیچکدوم از این قضایا
‫هیچ دستورالعملی نداریم

132
00:11:21,244 --> 00:11:25,331
‫ولی دادم پلاستیک
‫و کیسه جنازه بذارن تو اتاق‌هاشون

133
00:11:25,957 --> 00:11:29,460
‫به‌نظرم تدفین مرسوم خطرناکه. سم...

134
00:11:29,460 --> 00:11:32,046
‫- پس می‌سوزونیم‌شون
‫- آره

135
00:11:33,214 --> 00:11:35,717
‫ولی کوره 140 طبقه پایین‌تره

136
00:11:35,717 --> 00:11:39,429
‫و اگر اجساد آلوده باشن
‫و باید فرض رو بر این بذارم که هستن

137
00:11:39,429 --> 00:11:42,265
‫باید قبل از اینکه بذاریمشون توی کیسه جنازه
‫دورشون پلاستیک بپیچیم

138
00:11:43,182 --> 00:11:45,143
‫و باربر‌ها لباس محافظ بپوشن

139
00:11:45,143 --> 00:11:46,936
‫و پله‌ها رو خالی کنیم

140
00:11:46,936 --> 00:11:48,536
‫کار آسونی نیست

141
00:11:50,440 --> 00:11:52,040
‫پس بیا امیدوار باشیم زنده بمونن

142
00:12:30,438 --> 00:12:32,038
‫رابرت

143
00:12:33,650 --> 00:12:38,988
‫می‌دونم صدا می‌خواد من بمیرم

144
00:12:38,988 --> 00:12:43,284
‫ولی... من...

145
00:13:05,682 --> 00:13:08,560
‫می‌تونن هرموقع خواستن ما رو بکشن

146
00:13:11,813 --> 00:13:13,439
‫کل مردم سیلو رو

147
00:13:13,940 --> 00:13:17,652
‫این چیزیه که لوکاس کایل فهمید

148
00:13:18,361 --> 00:13:19,961
‫خودش بهم گفت

149
00:13:20,738 --> 00:13:21,948
‫ولی جولیت...

150
00:13:21,948 --> 00:13:24,117
‫جولیت می‌دونه چجوری جلوش رو بگیره

151
00:14:10,205 --> 00:14:12,540
‫- چه لباس قشنگی
‫- یه کاری برات دارم

152
00:14:18,546 --> 00:14:20,590
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بالا؟

153
00:14:26,554 --> 00:14:28,181
‫نزدیک بخش پزشکی باشی؟

154
00:14:28,181 --> 00:14:29,781
‫من که دکتر نیستم

155
00:14:30,433 --> 00:14:32,033
‫نمی‌تونم هیچ کمکی بهش بکنم

156
00:14:34,479 --> 00:14:36,079
‫ولی این پایین...

157
00:14:37,273 --> 00:14:38,983
‫یه عالمه کار هست
‫که مشغول نگهم داره

158
00:14:40,068 --> 00:14:43,655
‫خب، امیدوارم توی بخش مکانیکی
‫یه آپارتمان برامون پیدا بشه

159
00:14:43,655 --> 00:14:47,200
‫چون توی این خراب‌شده نمی‌خوابم

160
00:14:48,993 --> 00:14:50,593
‫قراره بمونی؟

161
00:14:54,707 --> 00:14:56,307
‫تو فکرش بودم

162
00:15:00,171 --> 00:15:02,507
‫- به کمکتون احتیاج دارم
‫- واقعاً؟ چرا خیال کردی

163
00:15:02,507 --> 00:15:04,759
‫- ذره‌ای بهت کمک می‌کنیم؟
‫- ازت متنفریم

164
00:15:04,759 --> 00:15:06,844
‫چون زنم سرپرست جدید
‫بخش فناوری اطلاعاته

165
00:15:06,844 --> 00:15:08,805
‫و می‌خواد جولیت نیکولز بمیره

166
00:15:10,306 --> 00:15:13,351
‫ولی اگر بهم کمک کنین
‫می‌تونیم جلوی این اتفاق رو بگیریم

167
00:15:13,351 --> 00:15:15,645
‫- می‌خوای خلاف خواسته‌ی زنت عمل کنی؟
‫- پنج دقیقه‌ی دیگه

168
00:15:15,645 --> 00:15:18,690
‫قراره برم اتاق کوره
‫ پیش یه گروه باربر

169
00:15:18,690 --> 00:15:20,316
‫وقتی رفتن

170
00:15:20,316 --> 00:15:22,443
‫باید یه جسد رو ناپدید کنم

171
00:15:22,443 --> 00:15:24,070
‫و برای این‌کار به کمکتون احتیاج دارم

172
00:15:24,654 --> 00:15:27,782
‫باید کل مردم سیلو باور کنن
‫این شخص مُرده

173
00:15:28,533 --> 00:15:30,368
‫بیاین اونجا

174
00:15:30,368 --> 00:15:31,968
‫اگرم می‌خواین نیاین

175
00:15:33,162 --> 00:15:35,540
‫ولی پای جون جولیت درمیونه

176
00:15:37,458 --> 00:15:41,379
‫می‌خوای... می‌خوای کی رو ناپدید کنی؟

177
00:16:22,837 --> 00:16:25,256
‫بعد از تمام این اتفاقات
‫چطور می‌تونی بخندی؟

178
00:16:26,049 --> 00:16:27,967
‫بخاطر داروهاییه که بهم دادی

179
00:16:37,810 --> 00:16:39,896
‫به یه شرط کمکت می‌کنیم

180
00:16:39,896 --> 00:16:42,607
‫اگر بلایی سر دخترمون بیاد

181
00:16:42,607 --> 00:16:45,068
‫به کامیل میگیم بهش خیانت کردی

182
00:16:46,194 --> 00:16:48,988
‫و واقعاً هالند رو می‌اندازیم توی کوره

183
00:16:50,156 --> 00:16:52,283
‫- پس راه بیفتین بریم
‫- وایسا ببینم

184
00:16:52,283 --> 00:16:53,660
‫از کجا اینقدر مطمئنی

185
00:16:53,660 --> 00:16:57,830
‫وقتی این پایین پیش مایی
‫زنت کار جولیت رو نمی‌سازه؟

186
00:16:57,830 --> 00:17:00,500
‫چون کاری کردم
‫نشه جولیت نیکولز رو کشت

187
00:17:23,022 --> 00:17:25,859
‫قضیه چیه؟ هنوز خبری نشده؟

188
00:17:26,943 --> 00:17:28,528
‫چرا پله‌ها بسته بودن؟

189
00:17:28,528 --> 00:17:30,822
‫سم یکی‌شون رو کشت
‫گفتن جولیت نبوده

190
00:17:30,822 --> 00:17:33,700
‫هالند بود. باید می‌بردنش کوره

191
00:17:35,451 --> 00:17:39,163
‫اگر برنارد هالند مُرده
‫پس کی شهرداره؟

192
00:17:40,206 --> 00:17:41,806
‫چی؟

193
00:17:42,584 --> 00:17:44,184
‫کی شهرداره؟

194
00:17:45,795 --> 00:17:47,088
‫یه شهردار لازم داریم، مگه نه؟

195
00:17:47,088 --> 00:17:48,798
‫- آره
‫- آره

196
00:17:48,798 --> 00:17:52,886
‫و اگر خودمون یکی رو انتخاب نکنیم
‫شک نکنین اونا برامون انتخاب می‌کنن

197
00:17:52,886 --> 00:17:54,486
‫خب کی رو انتخاب کنیم؟

198
00:17:55,471 --> 00:17:57,071
‫تازه شورش کردیم

199
00:17:58,016 --> 00:18:00,351
‫باید یکی که بهش اعتماد داریم
‫مسئول باشه، مگه نه؟

200
00:18:00,351 --> 00:18:01,436
‫آره

201
00:18:01,436 --> 00:18:04,189
‫کسی که رفته بیرون
‫و برگشته چطوره؟

202
00:18:04,189 --> 00:18:06,357
‫آره. راست میگه. راست میگه

203
00:18:06,357 --> 00:18:09,527
‫من که میگم جولیت نیکولز
‫شهردار بشه. مگه نه؟

204
00:18:09,527 --> 00:18:11,905
‫- آره. جولیت!
‫- آره، جولیت نیکولز شهردار بشه!

205
00:18:11,905 --> 00:18:15,742
‫- آره! جولیت!
‫- آره، جولیت نیکولز شهردار بشه!

206
00:18:15,742 --> 00:18:17,190
‫جولیت شهردار بشه! جولیت شهردار بشه!

207
00:18:17,214 --> 00:18:18,661
‫جولیت شهردار بشه! جولیت شهردار بشه!

208
00:18:19,245 --> 00:18:20,632
‫جولیت شهردار بشه!

209
00:18:20,656 --> 00:18:22,042
‫جولیت شهردار بشه!

210
00:18:22,066 --> 00:18:23,499
‫جولیت شهردار بشه!

211
00:18:23,523 --> 00:18:25,023
‫جولیت شهردار بشه!

212
00:18:25,047 --> 00:18:26,547
‫جولیت شهردار بشه!

213
00:18:29,005 --> 00:18:31,591
‫بوی سوختنی میاد

214
00:18:31,591 --> 00:18:33,426
‫نسوخته

215
00:18:34,886 --> 00:18:37,764
‫خب، دفعه‌ی قبل که سوزوندیش

216
00:18:37,764 --> 00:18:39,364
‫آره خب...

217
00:18:40,475 --> 00:18:43,478
‫شاید یه‌خرده به سوختن حساسی

218
00:18:43,478 --> 00:18:45,078
‫تابحال به این فکر کردی؟

219
00:18:46,314 --> 00:18:48,858
‫آره. نباید اینقدر مزه بپرونم. شرمنده

220
00:18:53,279 --> 00:18:55,240
‫هنوزم یه‌خرده داغه

221
00:19:00,828 --> 00:19:02,428
‫می‌دونی، یه سوال داشتم

222
00:19:04,457 --> 00:19:06,459
‫اون سیلوهای دیگه...

223
00:19:07,335 --> 00:19:09,170
‫همه‌شون شبیه سیلوی ما هستن؟

224
00:19:10,630 --> 00:19:12,423
‫آره فکر کنم

225
00:19:12,423 --> 00:19:14,092
‫یعنی همه‌شون بی‌سیم دارن؟

226
00:19:15,051 --> 00:19:16,651
‫آره

227
00:19:17,220 --> 00:19:18,638
‫پس چرا تابحال صداشون رو نشنیدیم؟

228
00:19:18,638 --> 00:19:21,975
‫چون داری به سیگنال اشتباهی گوش میدی

229
00:19:23,601 --> 00:19:25,201
‫یه بی‌سیم برام بیار

230
00:19:25,895 --> 00:19:29,274
‫تا چیزایی که می‌دونم رو نشونت بدم

231
00:19:35,071 --> 00:19:36,990
‫- تموم شد؟
‫- شهردار جولیت نیکولز

232
00:19:36,990 --> 00:19:39,367
‫روی تخت بیمارستان سوگند یاد کرد

233
00:19:40,118 --> 00:19:42,036
‫همین هفته مرخصش می‌کنن

234
00:19:42,036 --> 00:19:46,332
‫که یعنی دارن داروهای فراموشی بهش میدن

235
00:19:46,916 --> 00:19:48,516
‫باید مطمئن بشن

236
00:19:49,085 --> 00:19:52,797
‫یادش نیاد توی سیلوی 17 چی دیده

237
00:19:53,423 --> 00:19:56,134
‫اگر مدت زیادی داروها رو بخوره
‫همه‌چی رو فراموش می‌کنه

238
00:19:56,134 --> 00:19:58,511
‫پس باید داروهاش رو قطع کنیم

239
00:19:58,511 --> 00:20:00,179
‫کار سختیه

240
00:20:00,179 --> 00:20:02,390
‫کامیل تمام کارهاش رو زیر نظر داره

241
00:20:02,390 --> 00:20:06,477
‫هیچ‌جوره نمیشه تاثیرش رو از بین برد؟
‫که خاطراتش برگرده؟

242
00:20:06,477 --> 00:20:09,189
‫توی "فرمان" در موردش میگه

243
00:20:09,189 --> 00:20:10,690
‫فرمان دیگه چیه؟

244
00:20:10,690 --> 00:20:11,774
‫فرمان...

245
00:20:11,774 --> 00:20:13,776
‫مثل "پیمان"ـه

246
00:20:14,944 --> 00:20:18,489
‫ولی مخصوص سرپرست‌های
‫بخش فناوری اطلاعات و دست راستشونه

247
00:20:19,199 --> 00:20:24,329
‫میگه وقتی اوضاع خراب شد
‫باید چیکار کرد

248
00:20:25,872 --> 00:20:30,501
‫وقتی دادن داروی فراموشی
‫به مردم رو توصیف می‌کنه

249
00:20:31,628 --> 00:20:34,339
‫میگه ضروریه...

250
00:20:35,215 --> 00:20:38,885
‫که اون‌ها رو از وسایل
‫گذشته‌شون دور نگه داریم

251
00:20:40,053 --> 00:20:44,182
‫چون همچین وسایلی می‌تونن
‫باعث یادآوری خاطرات بشن

252
00:20:44,182 --> 00:20:47,435
‫برای همین این همه سال به نوچه‌هات می‌گفتی
‫دنبال عتیقه‌ها بگردن

253
00:20:47,435 --> 00:20:49,395
‫من چیزی در مورد فرمان نمی‌دونستم

254
00:20:49,979 --> 00:20:52,815
‫ولی پیمان خیلی چیزها در مورد
‫موارد غیرقانونی میگه

255
00:20:54,317 --> 00:20:55,917
‫ولی هیچوقت دلیلش رو نمیگه

256
00:21:02,075 --> 00:21:03,326
‫بهتره برم شروع کنم

257
00:21:03,326 --> 00:21:04,744
‫کجا میری؟

258
00:21:04,744 --> 00:21:06,454
‫اگر قرار باشه
‫داروهای نیکولز رو قطع کنیم

259
00:21:06,454 --> 00:21:08,054
‫باید برم دیدن یه نفر

260
00:21:08,373 --> 00:21:09,973
‫فقط امیدوارم خیلی دیر نشده باشه

261
00:21:15,221 --> 00:21:23,221
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

262
00:21:26,266 --> 00:21:27,866
‫عزیزم؟

263
00:21:54,335 --> 00:21:56,045
‫در رو باز گذاشته بودی

264
00:21:59,048 --> 00:22:00,800
‫این وضع هیچوقت تمومی نداره؟

265
00:22:00,800 --> 00:22:03,803
‫ازت می‌خوام این قرص‌ها رو
‫برسونی دست ایمی هنسن

266
00:22:03,803 --> 00:22:06,681
‫پرستار شهردار نیکولزه

267
00:22:08,141 --> 00:22:10,101
‫رجینا، منو نگاه کن

268
00:22:12,562 --> 00:22:14,647
‫من که نمی‌دونم کیه

269
00:22:15,815 --> 00:22:17,442
‫چرا باید چیزی ازم بگیره؟

270
00:22:17,442 --> 00:22:19,861
‫می‌فرستمت پیش یه واسطه

271
00:22:19,861 --> 00:22:22,071
‫کسی که ایمی هنسن رو می‌شناسه

272
00:22:23,531 --> 00:22:26,159
‫- کی؟
‫- باید به اون واسطه بگی

273
00:22:26,159 --> 00:22:27,759
‫که از یه جا به بعد...

274
00:22:28,203 --> 00:22:31,206
‫هنسن باید ویتامین‌های نیکولز رو
‫با اینا عوض کنه

275
00:22:34,417 --> 00:22:36,544
‫چی توشه؟ سم؟

276
00:22:36,544 --> 00:22:39,339
‫- فقط شکره
‫- چی توی قرص‌هاییه که الان داره می‌خوره؟

277
00:22:39,339 --> 00:22:41,758
‫بهتره فقط در حدی که لازمه بدونی

278
00:22:42,550 --> 00:22:44,150
‫این‌کارو می‌کنی؟

279
00:22:48,514 --> 00:22:49,974
‫مگه حق انتخاب دارم؟

280
00:22:49,974 --> 00:22:51,517
‫آره داری

281
00:22:51,517 --> 00:22:53,645
‫اگر بگم نه چی میشه؟

282
00:22:53,645 --> 00:22:56,731
‫یهویی خانواده‌مو می‌برین بخش قضایی؟

283
00:22:56,731 --> 00:22:59,734
‫رفیقم می‌خوره به یه مامور
‫و یهویی از پله‌ها پرت میشه پایین؟

284
00:22:59,734 --> 00:23:01,334
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمیفته

285
00:23:04,864 --> 00:23:08,326
‫- متوجه نمیشم
‫- فقط دارم می‌پرسم کمکم می‌کنی یا نه

286
00:23:24,926 --> 00:23:27,720
‫شنیدم زنت سرپرست جدید
‫بخش فناوری اطلاعاته

287
00:23:29,722 --> 00:23:31,322
‫از این قضیه خبر داره؟

288
00:23:31,641 --> 00:23:33,241
‫نه نداره

289
00:23:40,400 --> 00:23:42,000
‫باشه

290
00:23:47,407 --> 00:23:50,076
‫ازت می‌خوام دوباره
‫عتیقه خرید و فروش کنی

291
00:23:50,660 --> 00:23:52,370
‫می‌دونم، می‌دونم

292
00:23:53,329 --> 00:23:55,999
‫ببین، تمام چیزهایی
‫که مال نیکولز بودن

293
00:23:55,999 --> 00:23:58,585
‫مامورها و افسرها نادیده‌شون می‌گیرن

294
00:23:59,294 --> 00:24:02,422
‫اون زن‌هایی که مثلش لباس می‌پوشن
‫خیلی از وسایلش رو برداشتن

295
00:24:03,006 --> 00:24:04,799
‫یه چیزی برای معامله لازم دارم

296
00:24:04,799 --> 00:24:05,884
‫مثلاً چی؟

297
00:24:05,884 --> 00:24:07,385
‫یه چیز کوچیک

298
00:24:07,385 --> 00:24:08,985
‫مثلاً چیزی که اسمش روش نوشته باشه

299
00:24:09,846 --> 00:24:11,446
‫نشان کلانتریش

300
00:24:12,849 --> 00:24:14,449
‫ده تا نشان باید کافی باشه

301
00:24:15,602 --> 00:24:17,854
‫نشان‌ها رو از کجا آوردی؟

302
00:24:17,854 --> 00:24:21,024
‫یه آهنگر توی بازار هست
‫که بهم مدیون بود

303
00:24:21,024 --> 00:24:23,484
‫یعنی ازت می‌ترسه

304
00:24:23,484 --> 00:24:27,447
‫پنجاه تا سیلو
‫همه‌شون یه بی‌سیم رو دارن

305
00:24:28,156 --> 00:24:30,450
‫و هر سیلو از یه فرکانس متفاوت
‫ استفاده می‌کنه

306
00:24:32,702 --> 00:24:34,704
‫گفتی اسمشون چی بود؟

307
00:24:35,496 --> 00:24:39,876
‫توی کتاب، بهشون میگه کانال

308
00:24:39,876 --> 00:24:41,836
‫کانال، آها آره، کانال

309
00:24:42,337 --> 00:24:47,967
‫خب، این بی‌سیم رو
‫روی کانال یه سیلوی دیگه تنظیم کردم

310
00:24:47,967 --> 00:24:50,678
‫تا بتونیم اینجا
‫بدون اینکه کسی بشنوه صحبت کنیم

311
00:24:51,346 --> 00:24:57,185
‫سیلوی 1 تمام
‫فرکانس‌های فعال رو زیر نظر داره

312
00:24:57,185 --> 00:24:59,229
‫پس خیلی کم ازش استفاده کنین

313
00:24:59,812 --> 00:25:01,412
‫و رمزی حرف بزنین

314
00:25:01,981 --> 00:25:04,484
‫خیلی‌خب، باید برم بازم غذا بیارم

315
00:25:05,026 --> 00:25:06,736
‫اشتهاش داره برمی‌گرده

316
00:25:13,284 --> 00:25:14,786
‫قراره به‌زودی برگردی بالا؟

317
00:25:14,786 --> 00:25:18,081
‫قرنطینه‌م تازه ظهر رسماً تموم میشه

318
00:25:18,665 --> 00:25:20,625
‫می‌خوای به زنت چی بگی؟

319
00:25:20,625 --> 00:25:23,336
‫ازم خواست ترتیب هرکسی
‫که ممکنه زودتر حرف بزنه رو بدم

320
00:25:23,336 --> 00:25:24,936
‫که تو بودی

321
00:25:26,214 --> 00:25:29,050
‫مطمئنی نمی‌خوای الان
‫داروهای نیکولز رو قطع کنیم؟

322
00:25:29,551 --> 00:25:34,264
‫نباید اجازه بدیم نزدیک وقتی که
‫از قرنطینه برمی‌گردی اتفاق بیفته...

323
00:25:34,264 --> 00:25:35,598
‫هرچی بیشتر صبر کنیم

324
00:25:35,598 --> 00:25:40,728
‫- سخت‌تر میشه
‫- نباید از دستت بدیم، رابرت

325
00:25:41,396 --> 00:25:44,774
‫وجودت برامون ضروریه

326
00:25:48,152 --> 00:25:51,072
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم...

327
00:25:52,282 --> 00:25:55,159
‫که چطور...

328
00:25:56,786 --> 00:25:58,786
‫خب، همه‌چی رو مدیریت کردی

329
00:25:59,497 --> 00:26:01,332
‫دست‌راست فوق العاده‌ای می‌شدی...

330
00:26:03,418 --> 00:26:05,837
‫ولی خوشحالم این شغل رو بهت ندادم

331
00:26:07,255 --> 00:26:08,855
‫سرپرست فناوری اطلاعات بودن...

332
00:26:11,050 --> 00:26:12,844
‫یه وظیفه‌ی...

333
00:26:14,429 --> 00:26:18,975
‫وحشتناک، طاقت‌فرسا و بدون پاداشه

334
00:26:21,477 --> 00:26:24,147
‫دست‌راستش بودن هم
‫دست‌کمی ازش نداره

335
00:26:26,816 --> 00:26:33,489
‫نمی‌دونی اون صدای کوفتی توی خزانه
‫مجبورم کرد چه کارهایی انجام بدم

336
00:26:38,995 --> 00:26:40,595
‫فکر می‌کردم...

337
00:26:42,123 --> 00:26:44,459
‫بزرگ‌ترین تهدید...

338
00:26:44,459 --> 00:26:49,380
‫اینه که یه احمق سعی کنه
‫در رو باز کنه

339
00:26:56,221 --> 00:26:58,514
‫شرایط کامیل خیلی بدتره

340
00:27:00,934 --> 00:27:04,229
‫مجبور شدن قضیه‌ی
‫فرآیند حفاظت رو بهش بگن

341
00:27:06,064 --> 00:27:12,570
‫و نمی‌تونه در موردش
‫با هیچکس صحبت کنه

342
00:27:16,783 --> 00:27:18,383
‫به‌نظرم...

343
00:27:20,286 --> 00:27:23,915
‫داره زنده‌زنده از درون می‌سوزه

344
00:27:26,668 --> 00:27:29,295
‫برگشتم بالا و منتظر موندیم

345
00:27:30,088 --> 00:27:33,091
‫با توجه به اینکه چقدر فراموش کردی
‫شاید زیادی صبر کردیم

346
00:27:33,091 --> 00:27:37,470
‫پس وقتی توی اتاق پمپ دیدمت
‫می‌خواستی منو بیاری اینجا؟

347
00:27:37,470 --> 00:27:40,807
‫قرار بود پای بی‌سیم باهام صحبت کنی

348
00:27:40,807 --> 00:27:45,562
‫نمی‌خواستیم هیچکس بیاد اینجا
‫ولی تو و دوستت گند زدین رفت

349
00:27:50,316 --> 00:27:54,571
‫اون خوابی که در مورد
‫خودت و برنارد توی اتاقک هوابند دیدی

350
00:27:56,990 --> 00:27:58,825
‫- خب؟
‫- اون...

351
00:27:58,825 --> 00:28:00,425
‫خواب نبود

352
00:28:00,785 --> 00:28:02,385
‫خاطره بود

353
00:28:02,704 --> 00:28:04,304
‫واقعاً اتفاق افتاده

354
00:28:07,709 --> 00:28:09,502
‫نه، نه، وایسا ببینم، تو...

355
00:28:13,673 --> 00:28:16,050
‫- تو... تو اسلحه دستت بود؟
‫- آره

356
00:28:16,050 --> 00:28:19,512
‫و می‌خواستی بری بیرون و بمیری، آره؟

357
00:28:19,512 --> 00:28:20,847
‫آره

358
00:28:20,847 --> 00:28:22,447
‫بعدش چی شد؟

359
00:28:24,434 --> 00:28:26,102
‫تو اومدی، جولیت

360
00:28:26,936 --> 00:28:32,108
‫بهت گفتم "می‌تونن
‫هرموقع خواستن همه‌مون رو بکشن"

361
00:28:33,151 --> 00:28:36,738
‫و تو گفتی "شایدم نتونن"

362
00:28:38,114 --> 00:28:40,575
‫منظورت از این حرف چی بود؟

363
00:28:44,162 --> 00:28:45,830
‫یادم نمیاد. هیچی یادم نمیاد

364
00:28:47,165 --> 00:28:49,792
‫اشکال نداره، یه نقشه‌ای داریم

365
00:28:51,419 --> 00:28:53,463
‫« خـطـر »
‫« کانال تخلیه‌ی زباله »

366
00:28:55,965 --> 00:28:57,967
‫بجنب، بجنب، بجنب

367
00:28:57,967 --> 00:29:00,136
‫اولین باری که این‌کارو کردم
‫نزدیک بود شلوارمو کثیف کنم

368
00:29:01,221 --> 00:29:03,097
‫چرا وحشت نکردی؟

369
00:29:03,097 --> 00:29:05,475
‫چی؟ وحشت کردم، خب؟ فقط توی معادن
‫ یاد می‌گیری واکنش نشون ندی

370
00:29:05,475 --> 00:29:07,518
‫که گردن‌کلفت‌های زورگو
‫بهت گیر ندن؟

371
00:29:07,518 --> 00:29:09,687
‫نه، چون فایده‌ای نداره

372
00:29:10,980 --> 00:29:12,941
‫بیا بریم. بجنب

373
00:29:16,319 --> 00:29:17,919
‫پنجاه تا سیلو؟

374
00:29:19,072 --> 00:29:20,672
‫آره

375
00:29:21,324 --> 00:29:23,743
‫- همه‌شون مثل ما هستن؟
‫- تا جایی که می‌دونم آره

376
00:29:23,743 --> 00:29:25,203
‫ولی یکی‌شون هست
‫که می‌تونه ما رو بکشه؟

377
00:29:25,203 --> 00:29:26,803
‫آره

378
00:29:28,873 --> 00:29:32,544
‫ماه‌هاست اینو می‌دونی
‫و تازه داری بهمون میگی؟

379
00:29:32,544 --> 00:29:33,878
‫نمی‌تونستم بهتون بگم

380
00:29:33,878 --> 00:29:35,478
‫همونطوری که شماها نمی‌تونین به کسی بگین

381
00:29:36,172 --> 00:29:37,772
‫ببینین، اینجا جامون امنه

382
00:29:38,341 --> 00:29:41,511
‫ولی اگر کسی جلوی دیگران در موردش حرف بزنه
‫همه‌مون رو می‌کشن

383
00:29:42,095 --> 00:29:44,138
‫چطوری می‌تونن ما رو بکشن؟

384
00:29:44,138 --> 00:29:46,307
‫خب، اگر اینو می‌دونستم
‫که به جولیت احتیاج نداشتیم

385
00:29:46,307 --> 00:29:48,309
‫- اصلاً چرا باید ما رو بکشن؟
‫- روحمم خبر نداره

386
00:29:48,309 --> 00:29:50,103
‫فقط اینو می‌دونم که می‌تونن

387
00:29:50,103 --> 00:29:51,437
‫همینم برام کافیه

388
00:29:51,437 --> 00:29:53,189
‫ببینین...

389
00:29:54,065 --> 00:29:57,610
‫بخاطر این دارم بهتون میگم
‫و وحشت‌زده‌تون می‌کنم...

390
00:29:59,320 --> 00:30:00,920
‫چون به کمک‌تون احتیاج دارم

391
00:30:01,865 --> 00:30:05,660
‫رفتن جولیت به حفره‌ی دستگاه حفاری
‫غیرمنتظره بود

392
00:30:05,660 --> 00:30:08,997
‫که یعنی ممکنه کامیل بره
‫اون پایین رو بگرده

393
00:30:08,997 --> 00:30:13,668
‫و یه چیزی اون پایینه
‫که نباید بذاریم پیداش کنه

394
00:30:16,421 --> 00:30:19,716
‫باید جابه‌جاش کنم
‫و چیز سبکی نیست

395
00:30:21,134 --> 00:30:23,344
‫وزنش چقدره؟

396
00:30:23,344 --> 00:30:27,265
‫حدودا 115 کیلو، و خیلی رو اعصابه

397
00:30:31,978 --> 00:30:33,771
‫شوخیت گرفته لامصب؟

398
00:30:33,771 --> 00:30:35,371
‫زنده‌ست؟

399
00:30:38,234 --> 00:30:41,237
‫- اینجا خوابیدی؟
‫- خواب که چه عرض کنم...

400
00:30:42,405 --> 00:30:44,949
‫یه اقامتگاه سه طبقه بالاتر هست

401
00:30:45,533 --> 00:30:47,911
‫اوضاع زندگی مشترکت مرتبه، کلانتر؟

402
00:30:49,996 --> 00:30:52,207
‫بهت گفتم باید فوراً ببینمت

403
00:30:53,708 --> 00:30:55,376
‫فوراً نیومدی

404
00:30:57,128 --> 00:30:58,728
‫واقعاً؟

405
00:30:59,088 --> 00:31:02,800
‫بعد از تمام چیزهایی که از سر گذروندیم
‫می‌خوای کلانتربازی دربیاری؟

406
00:31:02,800 --> 00:31:04,400
‫بازی نیست

407
00:31:05,178 --> 00:31:06,387
‫نشانه

408
00:31:06,387 --> 00:31:08,598
‫و آره، می‌خوام دربیارم

409
00:31:08,598 --> 00:31:10,391
‫خیلی‌خب، پاول

410
00:31:10,391 --> 00:31:12,477
‫به محض اینکه تونستم اومدم

411
00:31:12,477 --> 00:31:15,939
‫اگر اورلا اینجا نیست، نمی‌دونم کجاست

412
00:31:15,939 --> 00:31:17,815
‫توی سردخونه‌ی طبقه‌ 62ـه

413
00:31:20,527 --> 00:31:22,237
‫- چی؟
‫- به قتل رسیده

414
00:31:25,740 --> 00:31:27,340
‫معذرت می‌خوام...

415
00:31:28,117 --> 00:31:29,953
‫ولی باید تحقیقاتم رو ادامه بدم

416
00:31:29,953 --> 00:31:32,038
‫- باید ازت بپرسم...
‫- تقصیر منه

417
00:31:37,001 --> 00:31:38,601
‫تقصیر منه

418
00:31:42,882 --> 00:31:44,968
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونی...

419
00:31:44,968 --> 00:31:46,568
‫بیا

420
00:31:48,805 --> 00:31:52,100
‫میشه یه کبریت روشن کنی، پسر؟
‫هیچی نمی‌بینم

421
00:31:52,100 --> 00:31:54,060
‫فقط اینو بدون که
‫کبریت رو درخت سبز نمیشه...

422
00:31:54,060 --> 00:31:55,436
‫می‌دونم زیاد نداری. می‌دونم

423
00:31:55,436 --> 00:31:58,147
‫- می‌خوای بیفتی توی چاه؟
‫- نه، نمی‌خوام بیفتم توی چاه

424
00:31:58,147 --> 00:31:59,649
‫خب پس، کبریت روشن کن

425
00:31:59,649 --> 00:32:00,775
‫باشه، روشن می‌کنم

426
00:32:00,775 --> 00:32:03,027
‫وقتی رسیدم پایین پله‌ها
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنم

427
00:32:03,027 --> 00:32:04,627
‫خیلی‌خب، خوبه

428
00:32:05,864 --> 00:32:07,907
‫این دیگه چه وضعشه!

429
00:32:08,616 --> 00:32:11,536
‫ذره‌ای صدا ازتون درنیاد

430
00:32:11,536 --> 00:32:14,205
‫- در نمیاد. باشه. باشه
‫- باشه درنمیاد

431
00:32:18,960 --> 00:32:20,795
‫وایسا ببینم

432
00:32:20,795 --> 00:32:22,422
‫اینا اینجا چیکار می‌کنن؟

433
00:32:22,422 --> 00:32:24,299
‫زیادی می‌دونن و نمی‌تونم بذارم برن جای دیگه

434
00:32:33,892 --> 00:32:35,492
‫عتیقه‌ها رو آوردی؟

435
00:34:11,781 --> 00:34:13,381
‫چیزی یادت نمیاد؟

436
00:34:18,537 --> 00:34:20,539
‫نه. آخه، می‌دونم... می‌دونم...

437
00:34:20,539 --> 00:34:23,334
‫می‌دونم اینا چی هستن و...

438
00:34:23,334 --> 00:34:24,961
‫قبلاً دیدمشون. ولی...

439
00:34:27,046 --> 00:34:28,131
‫اشکال نداره

440
00:34:28,131 --> 00:34:30,133
‫یادت نیومد چطوری نذاریم ما رو بکشن؟

441
00:34:30,925 --> 00:34:33,052
‫شرمنده، گفتی کی می‌تونه چیکار کنه؟

442
00:34:34,387 --> 00:34:37,265
‫بهتره فعلاً صدات درنیاد. خواهش می‌کنم

443
00:34:37,891 --> 00:34:39,491
‫پس قضیه‌ی حفاظت رو می‌دونین؟

444
00:34:40,142 --> 00:34:41,561
‫- آره
‫- خیلی‌خب

445
00:34:41,561 --> 00:34:43,521
‫پس می‌دونین هرموقع خواستن
‫می‌تونن ما رو بکشن؟

446
00:34:43,521 --> 00:34:45,231
‫آره، اینو می‌دونیم
‫ولی نمی‌دونم چرا

447
00:34:45,231 --> 00:34:46,983
‫و هیچ کوفتی یادم نمیاد

448
00:34:48,193 --> 00:34:53,448
‫خیلی‌خب، این جعبه
‫قراره چه کمکی بکنه؟

449
00:34:53,448 --> 00:34:57,327
‫امیدواریم وسایل گذشته‌ش
‫باعث یادآوری خاطراتش بشن

450
00:35:01,122 --> 00:35:02,722
‫صحیح. خیلی‌خب. ببخشید

451
00:35:07,962 --> 00:35:09,589
‫اینا که اسباب‌بازین

452
00:35:09,589 --> 00:35:11,049
‫هرچی می‌تونستم جمع کردم

453
00:35:11,049 --> 00:35:14,135
‫منظورم اینه که شاید اگر
‫یه چیزی گیر بیاریم

454
00:35:14,135 --> 00:35:16,512
‫که به شروع این قضایا مربوط باشه
‫یه چیزی یادش بیاد

455
00:35:17,263 --> 00:35:19,182
‫درست میگم؟ هی، وقتی همدیگه رو دیدیم

456
00:35:19,182 --> 00:35:22,936
‫داشتی سوالات اصلی رو می‌پرسیدی:
‫"چرا اینجاییم، هدف چیه"

457
00:35:22,936 --> 00:35:24,536
‫ولی درواقع...

458
00:35:25,563 --> 00:35:28,066
‫فقط برات مهم بود که بفهمی
‫چه اتفاقی برای جورج افتاده

459
00:35:29,150 --> 00:35:31,110
‫وقتی رفتم ته سیلو

460
00:35:31,110 --> 00:35:33,363
‫یه تونل پیدا کردم
‫که می‌رسید به یه در

461
00:35:33,363 --> 00:35:36,824
‫و دم در یه صدا گفت

462
00:35:36,824 --> 00:35:38,952
‫تابحال سه نفر رفتن اونجا

463
00:35:38,952 --> 00:35:43,706
‫سالوادور کوئین، مری مدوز
‫و جورج ویلکینز

464
00:35:43,706 --> 00:35:45,416
‫توی هارد، یه...

465
00:35:45,416 --> 00:35:48,336
‫یه یارویی داشت باهات حرف میزد
‫و دنی گفت جورجه

466
00:35:48,336 --> 00:35:51,005
‫چیزی در مورد این نگفت
‫که چطوری جلوی فرآیند حفاظت رو بگیریم؟

467
00:35:51,005 --> 00:35:54,342
‫نه. نه. یه مشت حرف‌های لوس
‫و احساساتی زد. نمی‌دونم

468
00:35:54,342 --> 00:35:57,637
‫و بعدش گفت... یه دری پیدا کرده

469
00:35:57,637 --> 00:36:00,223
‫مدت‌ها دنبال پیدا کردن اون در بود

470
00:36:00,223 --> 00:36:02,183
‫ببخشید، توام جورج رو می‌شناختی؟

471
00:36:02,767 --> 00:36:04,811
‫- آره
‫- خب، چیزی پیدا کردی که مال جورج بوده

472
00:36:04,811 --> 00:36:06,813
‫و شاید معنای خاصی برای جولیت داشته باشه؟

473
00:36:06,813 --> 00:36:09,148
‫چیزی که می‌خواستم گیر بیارم شدنی نبود

474
00:36:09,941 --> 00:36:12,193
‫- چرا؟
‫- ساعته

475
00:36:13,903 --> 00:36:15,238
‫جورج یه ساعت بهت داد

476
00:36:15,238 --> 00:36:16,447
‫می‌دونم کدوم ساعت رو میگی

477
00:36:16,447 --> 00:36:17,782
‫ببخشید، چرا شدنی نبود؟

478
00:36:17,782 --> 00:36:20,535
‫قبل از اینکه برای پاکسازی بفرستنش بیرون
‫ازش گرفته شد

479
00:36:21,786 --> 00:36:23,288
‫برنارد دادش به پدرت

480
00:36:23,288 --> 00:36:25,081
‫وقتی پله‌ها رو منفجر کرد
‫ساعت دستش بود

481
00:36:25,081 --> 00:36:28,126
‫نه. دستش نبود

482
00:36:28,126 --> 00:36:29,836
‫دادش به یه نفر دیگه

483
00:36:36,593 --> 00:36:39,429
‫پدرت ازم خواست
‫اگر دوباره دیدمت

484
00:36:39,429 --> 00:36:41,472
‫اینو بهت بدم

485
00:36:43,057 --> 00:36:44,657
‫ولی...

486
00:36:45,435 --> 00:36:48,479
‫ولی وقتی برگشتی مثل همیشه نبودی

487
00:36:48,479 --> 00:36:50,815
‫- برای همین نگهش داشتم
‫- آره

488
00:36:53,860 --> 00:36:54,986
‫باید...

489
00:36:54,986 --> 00:36:56,946
‫باید یه چیزی بهت بگم، جولز

490
00:36:58,865 --> 00:37:00,465
‫چی؟

491
00:37:00,992 --> 00:37:03,494
‫- میشه...
‫- بذار بقیه هم بشنون

492
00:37:03,494 --> 00:37:05,288
‫نه. باید فقط به تو بگم

493
00:37:10,084 --> 00:37:11,878
‫- بیا اینجا
‫- باشه

494
00:37:36,569 --> 00:37:41,199
‫ازم خواست بهت بگم دوستت داره

495
00:37:44,285 --> 00:37:45,912
‫ازت خواست تسلیم نشی

496
00:37:47,330 --> 00:37:49,999
‫- و همیشه خودت باشی چون...
‫- باشه

497
00:37:53,002 --> 00:37:54,754
‫"چون جولیت دقیقاً..."

498
00:37:56,506 --> 00:37:58,174
‫"همین‌جوری که هست بی‌نقصه"

499
00:38:27,954 --> 00:38:30,039
‫حتماً ساعت‌ها طول کشیده درستش کنی

500
00:38:53,229 --> 00:38:54,829
‫جورج

501
00:38:57,817 --> 00:38:59,417
‫حالت خوبه؟

502
00:39:01,154 --> 00:39:02,754
‫چیز دیگه‌ای یادت نیومد؟

503
00:39:07,577 --> 00:39:09,177
‫پس وقتشه برگردیم بالا

504
00:39:09,746 --> 00:39:13,291
‫نمی‌دونم باید چی بگیم
‫ولی زیادی این پایین موندیم

505
00:39:13,291 --> 00:39:16,711
‫- کامیل...
‫- چیز دیگه‌ای نداشت؟ هرچیزی که...

506
00:39:17,795 --> 00:39:19,395
‫شما چیزی ندارین؟

507
00:39:20,048 --> 00:39:21,648
‫- تا جایی که می‌دونیم، نه
‫- نه؟

508
00:39:26,346 --> 00:39:28,139
‫هی. باید بریم

509
00:39:33,061 --> 00:39:34,661
‫بازم می‌گردیم

510
00:39:36,022 --> 00:39:38,191
‫فقط رئیس بخش تدارکات یا دست‌راستش

511
00:39:38,191 --> 00:39:40,693
‫می‌تونن برن توی بخش منابع حیاتی

512
00:40:20,859 --> 00:40:22,986
‫هر وسیله‌ای که از اینجا خارج میشه

513
00:40:22,986 --> 00:40:25,738
‫سه نوع مجوز مختلف لازم داره

514
00:40:25,738 --> 00:40:29,409
‫و وقتی اون وسایل برداشته میشن
‫باید سرپرست تدارکات

515
00:40:29,409 --> 00:40:31,009
‫یا دست‌راستش حضور داشته باشن

516
00:40:34,998 --> 00:40:38,293
‫وسایلی توی بخش منابع حیاتی هستن
‫که موقع شروع کار سیلو

517
00:40:38,293 --> 00:40:40,044
‫اینجا انبار شدن

518
00:40:42,046 --> 00:40:45,133
‫چیزهایی که نمی‌تونیم
‫بازم ازشون بسازیم

519
00:40:46,593 --> 00:40:48,193
‫برای همین بهشون میگیم حیاتی

520
00:40:49,220 --> 00:40:50,820
‫می‌دونی این یعنی چی؟

521
00:40:52,015 --> 00:40:54,976
‫وقتی تموم کردیم، دیگه تمومه

522
00:40:55,935 --> 00:40:57,535
‫دقیقاً

523
00:41:00,773 --> 00:41:02,373
‫یکی از این جعبه‌‌ها رو بلند کن

524
00:41:17,874 --> 00:41:19,474
‫بذار کمکت کنم

525
00:41:31,888 --> 00:41:33,488
‫حالا این یکی رو بلند کن

526
00:41:52,283 --> 00:41:58,206
‫جعبه‌های خالی رو نگه می‌داریم
‫که هرکس میاد داخل نتونه حساب کتاب کنه

527
00:42:00,083 --> 00:42:05,838
‫مردم وحشت می‌کنن اگر بفهمن...

528
00:42:10,009 --> 00:42:11,609
‫بفهمن چی؟

529
00:42:14,722 --> 00:42:16,322
‫چقدر دیگه زمان داریم

530
00:42:19,435 --> 00:42:21,312
‫بیا تمومش کنیم بره

531
00:42:21,312 --> 00:42:23,565
‫خانم کمبل، آقای ناکس

532
00:42:29,195 --> 00:42:31,155
‫می‌خواین منو ببرین بالا؟

533
00:42:31,155 --> 00:42:32,755
‫مگر اینکه ولت کنیم بیفتی

534
00:42:44,252 --> 00:42:46,170
‫از درد کشیدنم لذت می‌بری؟

535
00:42:49,132 --> 00:42:53,386
‫بیست‌و‌پنج سال تمام، هرکاری می‌گفتن
‫ برای امن نگه داشتن سیلو لازمه

536
00:42:53,386 --> 00:42:56,264
‫- انجام می‌دادم
‫- خب که چی؟ انتظار داری ببخشیمت؟

537
00:42:56,848 --> 00:42:58,391
‫بابت کشتن قاضی؟

538
00:42:58,391 --> 00:43:00,143
‫انداختن قتلش گردن ما؟

539
00:43:00,143 --> 00:43:02,937
‫بابت اینکه به کل سیلو گفتی
‫ما رو بکشن؟

540
00:43:03,730 --> 00:43:05,398
‫نه، انتظار ندارم

541
00:43:06,191 --> 00:43:07,791
‫انتظار ندارم

542
00:43:13,489 --> 00:43:17,827
‫جفتتون وسط یه شرایط ناگوار گیر افتادین

543
00:43:19,329 --> 00:43:20,929
‫پس...

544
00:43:21,873 --> 00:43:23,473
‫وقتی دارین منو می‌برین بالا...

545
00:43:24,250 --> 00:43:27,420
‫نه تعجب می‌کنم نه ناراحت میشم...

546
00:43:28,796 --> 00:43:31,049
‫اگر یه‌موقع ولم کنین

547
00:44:11,631 --> 00:44:13,231
‫یعنی چی؟

548
00:44:16,594 --> 00:44:20,974
‫بیست سال پیش
‫اندازه‌ی 70 سال لامپ برامون مونده بود

549
00:44:21,766 --> 00:44:25,061
‫قبل از اینکه برم بخش مکانیکی
‫حدوداً 3 ماه پیش

550
00:44:25,603 --> 00:44:27,397
‫رسیده بودیم به 50 سال

551
00:44:27,397 --> 00:44:31,860
‫- خیلی‌خب، پس...
‫- ولی یک ماه پیش، اومدم چک کردم

552
00:44:32,360 --> 00:44:36,823
‫و فهمیدم دزدی‌هایی که سال‌ها
‫توی بخش تدارکات گرفتارش بودیم

553
00:44:36,823 --> 00:44:39,576
‫داره توی بخش منابع حیاتی هم اتفاق میفته

554
00:44:39,576 --> 00:44:41,494
‫همون‌موقع اورلا رو کردم دست‌راستم

555
00:44:41,494 --> 00:44:43,580
‫چون به گلندا اعتماد نداشتی؟

556
00:44:43,580 --> 00:44:47,083
‫گلندا کاربلده ولی بی‌اعصابه

557
00:44:47,792 --> 00:44:50,587
‫ولی خانواده‌ی اورلا نسل اندر نسل
‫توی بخش تدارکات کار می‌کردن

558
00:44:50,587 --> 00:44:56,467
‫برای همین می‌دونستم از پس این‌کار
‫و یه کار دیگه برمیاد

559
00:45:01,306 --> 00:45:04,809
‫ازش خواستی کمکت کنه بفهمی
‫کی داره از بخش منابع حیاتی می‌دزده

560
00:45:08,021 --> 00:45:10,273
‫و فکر می‌کنی برای همین کشته شده؟

561
00:45:20,783 --> 00:45:22,383
‫کارلا...

562
00:45:24,287 --> 00:45:26,372
‫اگر اون لامپ‌ها رو پیدا نکنیم...

563
00:45:27,957 --> 00:45:29,557
‫چقدر وقت داریم؟

564
00:45:30,335 --> 00:45:31,935
‫با این تعدادی که برامون مونده...

565
00:45:33,922 --> 00:45:35,522
‫دو سال

566
00:45:36,424 --> 00:45:40,345
‫بعد از اون نمی‌تونیم لامپ‌هایی
‫که توی مزارع می‌سوزن رو جایگزین کنیم

567
00:45:40,345 --> 00:45:43,264
‫و وقتی اونا سوختن، غذامون از بین میره

568
00:45:43,848 --> 00:45:45,448
‫پس...

569
00:45:45,850 --> 00:45:47,977
‫دیر یا زود...

570
00:45:47,977 --> 00:45:49,577
‫توی تاریکی...

571
00:45:50,813 --> 00:45:52,413
‫می‌میریم

572
00:45:54,943 --> 00:45:57,070
‫به‌نظرت وقتی رسیدیم بالا
‫کامیل چیکار می‌کنه؟

573
00:46:00,323 --> 00:46:01,923
‫نمی‌دونم

574
00:46:03,743 --> 00:46:06,246
‫شاید بهتر باشه بهم دستبند بزنی
‫و الکی شلوغش کنی

575
00:46:08,164 --> 00:46:09,764
‫می‌خواست بمیری

576
00:46:10,250 --> 00:46:11,876
‫به دستبند راضی نمیشه

577
00:46:15,380 --> 00:46:17,966
‫خب می‌دونی، با یه هل محکم
‫می‌تونی پرتم کنی پایین

578
00:46:17,966 --> 00:46:19,634
‫بقدر کافی که وقت داریم، مگه نه؟

579
00:46:19,634 --> 00:46:21,234
‫نه

580
00:46:22,220 --> 00:46:23,820
‫دیگه خسته شدم

581
00:46:34,023 --> 00:46:36,109
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

582
00:46:38,236 --> 00:46:39,836
‫ببخشید

583
00:46:42,240 --> 00:46:43,840
‫باید...

584
00:46:46,786 --> 00:46:48,872
‫یه چیزی بهت بگم...

585
00:46:52,500 --> 00:46:54,711
‫شاید چیز خاصی نباشه، ولی...

586
00:46:56,713 --> 00:46:58,798
‫از اون شب که رفتی توی آپارتمانم

587
00:47:00,049 --> 00:47:01,885
‫رفتار پسرم عوض شد

588
00:47:05,555 --> 00:47:07,155
‫شاید منم عوض شدم

589
00:47:07,473 --> 00:47:10,643
‫- خیلی‌خب. ببین، معذرت می‌خوام. گفتم...
‫- بخاطر این نمیگم

590
00:47:10,643 --> 00:47:11,895
‫- نمی‌دونم چرا...
‫- بخاطر این...

591
00:47:11,895 --> 00:47:13,855
‫بخاطر این حرفشو پیش نکشیدم

592
00:47:16,733 --> 00:47:18,359
‫و یه چیزی بهش دادم

593
00:47:19,277 --> 00:47:21,070
‫بهش گفتم ازش محافظت می‌کنه

594
00:47:21,821 --> 00:47:23,740
‫و یه چیز خاصی بین خودمون شد

595
00:47:26,910 --> 00:47:28,620
‫شد یه راز بین من و اون

596
00:47:30,496 --> 00:47:32,916
‫و هرچی بیشتر برنارد گفت عتیقه‌ها می‌تونن

597
00:47:32,916 --> 00:47:35,168
‫باعث یادآوری خاطرات بشن

598
00:47:35,168 --> 00:47:40,089
‫بیشتر خودمو قانع کردم که این می‌تونه
‫به پسرم کمک کنه منو به‌یاد بیاره...

599
00:47:42,217 --> 00:47:44,052
‫اگر کامیل ویتامین دی رو بریزه تو آب

600
00:47:45,970 --> 00:47:49,265
‫انگار که می‌تونه جادویی چیزی بکنه

601
00:47:53,394 --> 00:47:55,104
‫ولی مال من نبود
‫که بخوام نگهش دارم

602
00:47:56,523 --> 00:47:58,149
‫مال توئه

603
00:48:03,404 --> 00:48:05,114
‫جورج اینو بهت داد

604
00:48:19,879 --> 00:48:21,479
‫مهم بوده؟

605
00:48:26,761 --> 00:48:31,099
‫و توی دنیایی پر از میلیون‌ها ناشناخته
‫ممکنه این ساعت...

606
00:48:31,099 --> 00:48:33,434
‫و عتیقه‌های عجیب‌غریبی مثل اینا...

607
00:48:33,434 --> 00:48:35,478
‫- جورج
‫- راه پیدا کردن جواب...

608
00:48:35,478 --> 00:48:36,980
‫- بزرگ‌ترین سوالات سیلو باشن
‫- جورج

609
00:48:36,980 --> 00:48:39,232
‫این باقیمونده‌ی دستگاهیه
‫که باهاش سیلو رو حفاری کردن

610
00:48:39,232 --> 00:48:41,150
‫اینطوری تمام مردم سیلو رو می‌کشتی

611
00:48:41,150 --> 00:48:44,028
‫کدوم سیلو؟ 50 تا سیلو هست

612
00:48:44,028 --> 00:48:45,405
‫یه لوله‌ست

613
00:48:45,405 --> 00:48:47,740
‫- فرآیند حفاظت یه لوله‌ست
‫- چرا باید روش درپوش می‌ذاشتن؟

614
00:48:47,740 --> 00:48:49,534
‫توش سم بود

615
00:48:49,534 --> 00:48:53,162
‫اونقدر که همه رو بکشه
‫کل 10 هزار نفر توی سیلو رو

616
00:48:58,209 --> 00:48:59,809
‫یادم اومد

617
00:49:07,677 --> 00:49:10,013
‫سم توی یه لوله‌ست

618
00:49:10,013 --> 00:49:12,307
‫از بیرون سیلو میاد

619
00:49:12,307 --> 00:49:15,059
‫توی طبقه‌ی 17 روش درپوش گذاشتن
‫سر لوله‌ی کوفتی‌ رو بستن

620
00:49:15,059 --> 00:49:16,659
‫از کجا میاد؟

621
00:49:19,647 --> 00:49:21,247
‫نمی‌دونم

622
00:49:21,733 --> 00:49:23,276
‫نمی‌دونم. باید با بقیه صحبت کنم

623
00:49:23,276 --> 00:49:24,876
‫برو

624
00:50:00,939 --> 00:50:03,274
‫خب، توی مرکز تماس بودم
‫و یکی باهام تماس گرفت

625
00:50:03,858 --> 00:50:06,694
‫که عجیبه چون نمی‌دونستم
‫اون سیستم تماس دریافتی هم قبول می‌کنه

626
00:50:06,694 --> 00:50:08,404
‫ولی سم 2 سال
‫توی آژانس امنیت ملی کار می‌کرده

627
00:50:08,404 --> 00:50:10,281
‫- پس یه چیزایی سرش میشه
‫- لوبیاهای سحرآمیز داره، آره

628
00:50:10,281 --> 00:50:11,366
‫چی گفت؟

629
00:50:11,366 --> 00:50:14,410
‫کی بزرگ‌ترین حامی
‫کنترل هوش مصنوعیه

630
00:50:14,410 --> 00:50:15,828
‫و از قضا حامی مالی درمونگاهیه

631
00:50:15,828 --> 00:50:17,872
‫که خواهرم توش داره سعی می‌کنه
‫خاطراتش رو بازسازی کنه؟

632
00:50:17,872 --> 00:50:19,457
‫- پر استنسن
‫- می‌خوای حدس بزنی

633
00:50:19,457 --> 00:50:22,835
‫پر استنسن شب عملیات انتقام مشروع کجا بوده؟

634
00:50:25,713 --> 00:50:27,313
‫سوار ناو نیمیتز؟

635
00:50:29,884 --> 00:50:31,386
‫معمولاً توی سن‌دیگو می‌مونه

636
00:50:31,386 --> 00:50:35,014
‫ولی از وقتی از ایران برگشته
‫رفته نورفک

637
00:50:35,014 --> 00:50:36,099
‫سم یه آشنایی توی پایگاه اونجا داره

638
00:50:36,099 --> 00:50:38,351
‫که حاضره به‌صورت ناشناس
‫باهامون صحبت کنه

639
00:50:38,351 --> 00:50:39,951
‫چی باعث شد نظرش عوض بشه؟

640
00:50:41,771 --> 00:50:43,147
‫حدس می‌زنم شارلوت

641
00:50:43,147 --> 00:50:44,774
‫چون می‌دونه چقدر برام مهمه

642
00:50:49,237 --> 00:50:50,989
‫من سم رو می‌شناسم

643
00:50:50,989 --> 00:50:52,490
‫فقط توی یه گروه موسیقی نبودیم

644
00:50:52,490 --> 00:50:57,287
‫با همدیگه زیر آتیش دشمن بودیم
‫و کم پیش اومده ببینم اینقدر بترسه

645
00:50:59,956 --> 00:51:02,500
‫خیلی‌خب، ولی فکر می‌کنی
‫تمام اینا به هوش مصنوعی ربط داره؟

646
00:51:02,500 --> 00:51:04,002
‫نمی‌دونم

647
00:51:04,002 --> 00:51:08,506
‫ولی بقیه‌ی ناوگروه‌ها اون شب
‫بیست تا سی تا سورتی فرستادن

648
00:51:08,506 --> 00:51:10,133
‫و نیمیتز فقط یکی فرستاد؟

649
00:51:10,133 --> 00:51:13,303
‫اونم با 4 تا هواپیما که تجهیزات ارتباطی
‫غیر دیجیتالی داشتن و یهویی...

650
00:51:16,598 --> 00:51:18,308
‫یا خدا

651
00:51:18,308 --> 00:51:20,852
‫- دفعه‌ی بعدی قبلش یه هشداری بده
‫- من نبودم

652
00:51:20,852 --> 00:51:22,353
‫- منظورت چیه؟
‫- دارم میگم من نبودم

653
00:51:22,353 --> 00:51:24,563
‫فرمون دست من نیست
‫یکی دیگه داره ماشین رو می‌رونه

654
00:51:31,987 --> 00:51:39,987
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

655
00:51:40,011 --> 00:51:50,035
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

656
00:51:50,059 --> 00:51:58,059
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

