1
00:00:07,009 --> 00:00:17,009
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:17,049 --> 00:00:27,049
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

3
00:00:27,111 --> 00:00:37,111
« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »
<font color="#00ffff">  .:: HosseinTL & AliMK_Sub ::.</font>

4
00:00:46,213 --> 00:00:48,215
…نمی‌خوای بگی چرا -
میرید بیرون -

5
00:00:50,968 --> 00:00:52,900
باید سپیده‌دم شما رو بفرستم بیرون

6
00:00:54,184 --> 00:00:55,434
برای چی؟

7
00:00:55,436 --> 00:00:57,813
میریم اون یکی سیلو -
آره -

8
00:00:57,892 --> 00:01:01,311
به کامیل گفتم می‌فرستم‌تون تا
…بچه‌ها رو برگردونید ولی

9
00:01:01,312 --> 00:01:03,605
می‌خوای لوله‌ای که سم ازش میاد رو پیدا کنیم

10
00:01:03,606 --> 00:01:05,899
آره -
گرفتی ما رو؟ -

11
00:01:05,900 --> 00:01:07,901
ببین، می‌تونم تنها برم

12
00:01:07,902 --> 00:01:10,486
نه، باید دو نفری برید -
وایسا، بذار حدس بزنم -

13
00:01:10,487 --> 00:01:13,072
محض اینکه یه نفرمون بمیره -
آره، محض اینکه یکی‌تون بمیره -

14
00:01:13,073 --> 00:01:16,034
عالیـه -
کندی، درکت نمی‌کنم -

15
00:01:16,035 --> 00:01:19,037
«سه ماهـه همش میگی «بذارید بریم بیرون

16
00:01:19,038 --> 00:01:21,372
حالا دلت نمی‌خواد بری بیرون؟

17
00:01:21,373 --> 00:01:25,711
نه، نه. می‌خوام برم. فقط بقیه‌اش به کفتمـه

18
00:01:30,382 --> 00:01:35,303
،یه فکری. لوکی رو که رسوندم سیلوی ۱۷
می‌تونم هر کار خواستم بکنم؟

19
00:01:35,304 --> 00:01:36,554
همین رو می‌خوای؟

20
00:01:36,555 --> 00:01:41,601
هر جایی میرم جز یه سوراخ تخمیِ دیگه توی زمین

21
00:01:41,602 --> 00:01:43,937
خیلی‌خب، باشه

22
00:01:43,938 --> 00:01:48,150
،لوکاس رو برسون سیلوی ۱۷
بعدش هر کار خواستی بکن. واسم مهم نیست

23
00:01:48,901 --> 00:01:51,237
عالیـه. بریم لباس بپوشیم

24
00:01:55,845 --> 00:01:57,847
« خروجی »

25
00:02:19,473 --> 00:02:21,475
خیلی‌خب، نذار کسی اونا رو ببینه

26
00:02:22,351 --> 00:02:23,893
برو دنی بلای رو بیار

27
00:02:23,894 --> 00:02:27,146
می‌خوام صفحه‌نمایش کافه‌تریا رو
از کار بندازه. خب؟

28
00:02:27,147 --> 00:02:28,648
خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

29
00:02:28,649 --> 00:02:29,733
زود برمی‌گردم

30
00:02:44,373 --> 00:02:45,708
سلام -
سلام -

31
00:02:46,292 --> 00:02:47,293
چی شده؟

32
00:02:49,837 --> 00:02:51,629
رفتم بخش تصفیه‌ی آب

33
00:02:51,630 --> 00:02:53,715
،چندتا نگهبان دم در بودن

34
00:02:53,716 --> 00:02:57,594
که یعنی دارو رو ریختن توی آب

35
00:02:57,595 --> 00:02:59,178
چقدر طول می‌کِشه اثر کنه؟

36
00:02:59,179 --> 00:03:01,724
طبق گفته‌ی برنارد فوراً اثر می‌کنه

37
00:03:02,641 --> 00:03:08,731
،جاش شیر بخورید، آب‌میوه، شراب
هر چیزی جز آبی که از شیر میاد

38
00:03:09,468 --> 00:03:12,680
هر کاری قراره بکنی، همین الان انجامش بده

39
00:03:17,087 --> 00:03:18,547
من رو می‌پائن

40
00:03:19,747 --> 00:03:22,556
هم تعقیبم می‌کنن، هم از طریق دوربین‌ها

41
00:03:23,644 --> 00:03:24,645
،پس

42
00:03:25,992 --> 00:03:28,337
دیگه نباید با هم در تماس باشیم

43
00:03:34,131 --> 00:03:35,799
میگم، رابرت

44
00:03:38,636 --> 00:03:39,720
مراقب باش

45
00:03:51,523 --> 00:03:52,942
شما دوتا اینجا چیکار می‌کنید؟

46
00:03:54,235 --> 00:03:56,569
وقتی معاون پیام داد پیش دنی بودیم

47
00:03:56,570 --> 00:03:57,863
اینجا چه خبره؟

48
00:03:58,447 --> 00:03:59,530
قراره برم بیرون

49
00:03:59,531 --> 00:04:01,366
جفتمون میریم

50
00:04:01,367 --> 00:04:03,826
آره. قراره بریم بیرون -
چی؟ چرا؟ -

51
00:04:03,827 --> 00:04:09,374
،خب، وقتی جولیت رفته بیرون
در اصل رفته یه سیلوی دیگه

52
00:04:09,375 --> 00:04:10,959
خبر دارن

53
00:04:10,960 --> 00:04:13,753
.عدد روی کلاه‌ها
.رفته سیلوی ۱۷

54
00:04:13,754 --> 00:04:18,007
،صحیح، سیلوی ۱۷ هم عملاً متروکه‌ست
،جز چندتا بچه

55
00:04:18,008 --> 00:04:20,343
جولیت هم قول داده اونا رو بیاره اینجا

56
00:04:20,344 --> 00:04:21,345
آره

57
00:04:23,389 --> 00:04:24,723
هنوز هم می‌خوای بری بیرون؟

58
00:04:25,933 --> 00:04:27,268
آره

59
00:04:28,519 --> 00:04:30,940
…کت، شاید تو دیگه دلت نخواد بری بیرون ولی

60
00:04:32,231 --> 00:04:36,785
ولی من و دنی فیلم پاکسازی رو دیدیم

61
00:04:38,362 --> 00:04:40,739
شاید توی شیشه‌ی کلاه‌ها چیزی گذاشتن

62
00:04:41,490 --> 00:04:42,615
نه

63
00:04:42,616 --> 00:04:44,117
گفتی امکانش هست

64
00:04:44,118 --> 00:04:46,495
من نمی‌دونم اوضاع بیرون چطوره

65
00:04:50,332 --> 00:04:53,061
یکی رو می‌شناسم که اگه می‌فهمید
قراره بری بیرون، حسابی ذوق می‌کرد

66
00:04:56,255 --> 00:04:57,381
آره

67
00:05:01,552 --> 00:05:03,470
تابحال زنِ کندی رو دیدید؟

68
00:05:06,223 --> 00:05:08,142
به نظرت اگه اینجا بود چی می‌گفت؟

69
00:05:09,786 --> 00:05:13,187
فقط توی مستی اون حرفا رو میزد

70
00:05:13,188 --> 00:05:15,690
«دوریس هرگز نمی‌گفت «می‌خوام برم بیرون

71
00:05:15,691 --> 00:05:18,027
باهوش‌تر از این حرفا بود -
از هر کی بگی باهوش‌تر بود -

72
00:05:18,920 --> 00:05:21,255
…می‌گفت اگه یه زمانی دست به قتل بزنه

73
00:05:23,889 --> 00:05:26,266
یحتمل اون رو می‌کُشه -
یحتمل -

74
00:05:26,495 --> 00:05:28,161
…و اگه زمانی مچش رو بگیرن

75
00:05:28,162 --> 00:05:29,954
قسر در میره

76
00:05:29,955 --> 00:05:34,126
می‌گفت اگه بفرستنش بیرون که
،پاکسازی کنه، می‌زنه زیر آواز

77
00:05:34,710 --> 00:05:37,796
خوشحال از اینکه آزاده و رفته بیرون

78
00:05:39,652 --> 00:05:41,821
حتی اگه واسه یه دقیقه‌ی کوفتی باشه

79
00:05:45,554 --> 00:05:47,056
یه دقیقه‌ی کوفتی

80
00:05:53,771 --> 00:05:55,314
متخصص‌های لباس‌ها حاضرن

81
00:05:58,859 --> 00:05:59,902
بریم تو کارش

82
00:06:30,975 --> 00:06:32,642
،می‌دونم گفتم تا سپیده‌دم وقت دارید

83
00:06:32,643 --> 00:06:34,645
ولی باید الان برید. یالا، عجله کنید

84
00:06:48,129 --> 00:06:49,130
خاموشـه

85
00:06:50,786 --> 00:06:53,621
خیلی‌خب. بی‌سیم تمام مدت روشن می‌مونه

86
00:06:53,622 --> 00:06:57,166
،توی از طریق کلاهت صدام رو می‌شنوی
،من هم از طریق بی‌سیم صدای تو رو

87
00:06:57,167 --> 00:06:58,856
ولی یادت باشه که رمزی حرف بزنی

88
00:06:58,858 --> 00:07:00,150
صدای من رو هم می‌شنوی؟

89
00:07:00,152 --> 00:07:01,235
ایشالا که نه

90
00:07:01,254 --> 00:07:02,755
چی؟ -
خب، اسم من چی بود؟ -

91
00:07:02,756 --> 00:07:05,383
تو مرکزی. من معاون تِرلی

92
00:07:05,384 --> 00:07:06,468
جولیت هم کرِین -
آره -

93
00:07:07,094 --> 00:07:08,386
عمراً اینا یادم بمونه

94
00:07:08,387 --> 00:07:10,430
میشه اسمم هر چیزی باشه جز کلسو؟ -
آهای، پاتریک. هی -

95
00:07:10,431 --> 00:07:12,974
آروم باش. وقتِ این کارها رو نداریم، خب؟

96
00:07:12,975 --> 00:07:16,561
.واک فقط با لوکاس حرف می‌زنه
.تو قراره برسونیش سیلوی ۱۷

97
00:07:16,562 --> 00:07:18,856
همین. خب؟

98
00:07:27,323 --> 00:07:28,324
هیچیش نمیشه

99
00:08:18,082 --> 00:08:21,710
.از مرکز به معاون تِرلی
صدام رو می‌شنوی؟

100
00:08:25,089 --> 00:08:26,173
…خب

101
00:08:28,467 --> 00:08:29,760
…وضعیت

102
00:08:33,556 --> 00:08:36,182
خیلی بزرگ‌تر از چیزیـه که انتظار داشتم

103
00:08:47,611 --> 00:08:48,862
هیچی اینجا نیست

104
00:08:51,073 --> 00:08:52,491
واقعاً هیچی نیست

105
00:08:53,492 --> 00:08:54,743
!هیچیِ هیچی

106
00:08:57,204 --> 00:08:58,205
!آهای

107
00:09:06,589 --> 00:09:08,132
اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟

108
00:09:39,830 --> 00:09:41,290
معاون تِرلی صحبت می‌کنه

109
00:09:43,516 --> 00:09:45,711
داریم میریم طبقه‌ی بعدی

110
00:10:09,944 --> 00:10:10,945
مرکز

111
00:10:12,780 --> 00:10:15,950
خرابی‌ها رو… می‌بینیم

112
00:10:17,451 --> 00:10:19,328
بدتر از چیزیـه که فکر می‌کردیم

113
00:10:21,163 --> 00:10:23,374
ولی… میریم بررسی‌اش کنیم

114
00:10:24,208 --> 00:10:25,292
دریافت شد

115
00:11:03,080 --> 00:11:05,373
می‌شنوی؟ -
چی؟ -

116
00:11:05,374 --> 00:11:06,584
می‌شنوی؟

117
00:11:10,713 --> 00:11:14,633
.آهای، مرکز
.یه صدای وِز وِز می‌شنویم

118
00:11:15,175 --> 00:11:16,594
شما هم می‌شنوید؟

119
00:11:27,563 --> 00:11:29,773
!لعنتی. بدو! بدو

120
00:11:34,528 --> 00:11:38,657
.معاون تِرلی، مرکز صحبت می‌کنه
.اگه می‌شنوی جواب بده

121
00:11:42,286 --> 00:11:45,456
معاون کلسو، اگه می‌شنوی جواب بده

122
00:11:49,251 --> 00:11:50,668
چی شد؟

123
00:11:50,669 --> 00:11:52,921
صدای… شلیک میومد

124
00:11:52,922 --> 00:11:54,547
تفنگ بردن بیرون؟ -
نه -

125
00:11:54,548 --> 00:11:55,965
دوباره بی‌سیم بزن

126
00:11:55,966 --> 00:11:58,219
…هیچ پارازیتی نیست. فقط

127
00:12:07,061 --> 00:12:08,062
خیلی‌خب

128
00:12:09,480 --> 00:12:13,067
نمی‌دونم. دنی، میشه لطفاً دوباره
صفحه‌نمایش رو روشن کنی؟

129
00:12:14,902 --> 00:12:16,612
،نمی‌دونم. تو برو کارگاه

130
00:12:16,614 --> 00:12:18,956
من هم هر موقع تونستم میام پیشت، خب؟

131
00:12:19,573 --> 00:12:20,782
تو کجا میری؟ -
،نمی‌دونم -

132
00:12:20,783 --> 00:12:23,743
.ولی اگه فرار کنم، دستگیرم می‌کنه
.پس مجبورم بمونم

133
00:12:23,744 --> 00:12:26,537
،پس اگه… وقتی اومد اینجا

134
00:12:26,538 --> 00:12:29,208
سندی، میشه بهش بگی برگشتم خونه؟

135
00:12:29,708 --> 00:12:31,293
جری، رمز هنوز همونـه؟

136
00:12:42,179 --> 00:12:45,057
لوکاس کایل و پاتریک کنی نابود شدن

137
00:12:48,310 --> 00:12:49,395
چی شد؟

138
00:12:51,605 --> 00:12:54,550
فیلم اصلیِ پاکسازیِ نیکولز رو دیدی

139
00:12:55,067 --> 00:12:56,318
چی دیدی؟

140
00:12:56,819 --> 00:12:57,987
کلی جسد

141
00:12:59,488 --> 00:13:01,657
به اندازه‌ی کل یه سیلو

142
00:13:02,324 --> 00:13:04,076
چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

143
00:13:14,211 --> 00:13:16,547
تونستن جلوی پادمان رو بگیرن

144
00:13:18,465 --> 00:13:20,300
حداقل موقتی

145
00:13:20,301 --> 00:13:22,683
نکته دقیقاً همینـه

146
00:13:24,263 --> 00:13:27,847
،برای صلاح سیلوت هم که شده
مهمـه بدونی که

147
00:13:28,350 --> 00:13:32,332
پادمان در واقع اجتناب‌ناپذیره

148
00:13:32,771 --> 00:13:36,418
چیزی که توی اون فیلم دیدی هم مدرکشـه

149
00:13:39,278 --> 00:13:40,529
…ولی

150
00:13:42,615 --> 00:13:44,783
نیکولز هم می‌خواد همین کار رو بکنه؟

151
00:13:45,534 --> 00:13:46,660
جلوی پادمان رو بگیره؟

152
00:13:47,745 --> 00:13:48,746
باهاش صحبت کن

153
00:13:49,580 --> 00:13:52,374
ببین نگرانی‌مون بی‌جاست یا نه

154
00:13:52,871 --> 00:13:54,183
اگه بی‌جا نبود چی؟

155
00:14:02,009 --> 00:14:04,302
قراره بود سپیده‌دم برن

156
00:14:04,303 --> 00:14:08,349
،آره، کندی کلافه شده بود
باید می‌فرستادمش بیرون

157
00:14:08,849 --> 00:14:09,850
که اینطور

158
00:14:10,768 --> 00:14:14,772
خب، متأسفانه باید به عرضت برسونم که
به سیلوی ۱۷ نرسیدن

159
00:14:19,193 --> 00:14:23,072
دلیل دیگه‌ای هم داشت که
می‌خواستی کسی رو بفرستی سیلوی ۱۷؟

160
00:14:23,572 --> 00:14:24,573
نه

161
00:14:25,574 --> 00:14:29,452
،اون بچه‌ها جونم رو نجات دادن
من هم می‌خواستم بیارمشون اینجا، همین

162
00:14:29,453 --> 00:14:31,372
دلیل مهم‌تری نداشتی؟ -
نه -

163
00:14:33,165 --> 00:14:36,752
چی مهم‌تر از نجات جونِ بچه‌ها، کامیل؟

164
00:14:39,171 --> 00:14:41,215
می‌دونی توی سیلوی ۱۷ چی شده؟

165
00:14:44,426 --> 00:14:46,262
نه، تو چی؟

166
00:14:47,721 --> 00:14:49,807
نمی‌دونم. واسه همین پرسیدم

167
00:14:53,477 --> 00:14:55,187
اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

168
00:14:55,980 --> 00:14:57,397
برای لوکاس و کندی

169
00:14:57,398 --> 00:14:59,148
گمونم لباسشون نقص فنی داشته

170
00:14:59,149 --> 00:15:00,734
لباسشون؟ -
آره -

171
00:15:01,402 --> 00:15:02,945
وقتی عجله کنی همین میشه

172
00:15:05,823 --> 00:15:06,824
آره

173
00:15:07,866 --> 00:15:11,495
باید بیشتر وقت می‌دادیم تا
لباسشون رو ضدگلوله کنن

174
00:17:02,897 --> 00:17:05,545
« سیلو »
« فصل سوم »
« قسمت هفتم: بی‌سیم »

175
00:17:24,128 --> 00:17:25,212
شارلوت؟

176
00:17:26,213 --> 00:17:27,797
اینجا چه خبره؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

177
00:17:27,798 --> 00:17:28,799
سلام

178
00:17:29,300 --> 00:17:32,343
نمی‌تونه بهت بگه -
مگه از تو پرسیدم؟ -

179
00:17:32,344 --> 00:17:33,345
خیلی‌خب

180
00:17:37,099 --> 00:17:38,183
خوبی؟

181
00:17:40,519 --> 00:17:41,937
آره، حالم خوبـه

182
00:17:43,647 --> 00:17:45,273
من رو می‌شناسی؟

183
00:17:45,274 --> 00:17:47,026
معلومـه، دنیل

184
00:17:47,943 --> 00:17:51,363
،ولی تا به حرف آنا گوش ندی
بیشتر از این نمی‌تونم بگم

185
00:17:52,148 --> 00:17:55,871
اگه ممکنـه دنبالم بیاید -
،خیلی‌خب. بعد از اون کاری که کردید -

186
00:17:55,873 --> 00:17:58,231
با هیچکس هیچ جا نمیریم -
پشت اون درها چیـه؟ -

187
00:17:58,233 --> 00:18:02,715
وکیل. کلی وکیل با قرارداد عدم افشا

188
00:18:02,717 --> 00:18:05,084
امضا که بکنید، سوار هواپیما میشیم و

189
00:18:05,085 --> 00:18:07,731
تا فردا همین موقع، همه چی رو می‌فهمید

190
00:18:07,733 --> 00:18:12,051
اگرچه، نمی‌تونید یه کلمه هم
…به کسی چیزی بگید

191
00:18:12,382 --> 00:18:13,779
تا وقتی ما اجازه بدیم

192
00:18:13,781 --> 00:18:15,059
…یعنی

193
00:18:18,085 --> 00:18:21,671
می‌خواید ازم شکایت کنید؟
چون کلاً ۷۰۰ دلار توی حسابمـه

194
00:18:21,673 --> 00:18:25,718
،گیتمو. نصف وکلای اونجا دولتی‌ان

195
00:18:25,720 --> 00:18:29,367
یعنی می‌تونن جدی‌جدی شما رو
روونه‌ی گوانتانامو کنن

196
00:18:31,281 --> 00:18:32,532
شوخی هم نمی‌کنم

197
00:18:33,781 --> 00:18:34,782
خودم قبلاً رفتم اونجا

198
00:18:35,574 --> 00:18:38,118
.راستش جای باصفاییـه
.شاید بخرمش

199
00:18:39,036 --> 00:18:43,727
جزیره رو. کل جزیره رو… نه فقط پایگاهش

200
00:18:46,596 --> 00:18:47,597
…خب

201
00:18:48,963 --> 00:18:50,547
بنده پِر استنسن هستم

202
00:18:50,548 --> 00:18:51,756
می‌شناسیمت

203
00:18:51,757 --> 00:18:55,426
.می‌دونم. فقط خواستم مؤدب باشم
.تیم روابط عمومی‌ام گفته لازمـه

204
00:18:55,427 --> 00:18:57,225
تو خبرنگاره‌ای، نه؟

205
00:18:57,429 --> 00:18:59,430
،بهم گفتن کلی سؤال داری

206
00:18:59,431 --> 00:19:01,267
ولی من یه سؤال از تو دارم

207
00:19:02,309 --> 00:19:03,686
:کدوم رو ترجیح میدی

208
00:19:05,012 --> 00:19:09,676
قرارداد عدم افشا رو امضا نکنی و
با یه مینی‌ونِ اجاره‌ای داغون

209
00:19:09,678 --> 00:19:12,238
…دست‌خالی از اینجا بری یا

210
00:19:12,240 --> 00:19:14,279
چندتا امضا بزنی و

211
00:19:14,280 --> 00:19:18,200
بزرگ‌ترین راز دنیا رو بفهمی؟

212
00:19:21,453 --> 00:19:26,082
،صد هزارتا هم می‌ذارم روش
اگه کارت راه میفته

213
00:19:26,083 --> 00:19:27,846
صد هزار دلار. البته

214
00:19:27,848 --> 00:19:29,460
،پولدارترین آدمِ دنیایی

215
00:19:29,461 --> 00:19:33,047
اونوقت می‌خوای بزرگ‌ترین راز دنیا رو
صد هزار دلار بهمون بفروشی؟

216
00:19:33,048 --> 00:19:34,716
خیلی‌خب. یه میلیون، نفری

217
00:19:34,717 --> 00:19:37,093
ای خدا… همه رو نمیشه خرید -
ولی به شرطی که امضا کنید -

218
00:19:37,094 --> 00:19:39,707
اگه امضا نکنید هیچی دست‌تون رو نمی‌گیره -
نمی‌دونم اینجا چه خبره -

219
00:19:39,709 --> 00:19:42,755
فقط می‌خوام بدونم چه بلایی سر خواهرم اومده

220
00:19:44,018 --> 00:19:45,269
تو امضا کردی؟

221
00:19:47,521 --> 00:19:51,108
آره، چون خودم هم می‌خواستم بدونم
چه بلایی سرم اومده

222
00:19:59,450 --> 00:20:00,451
باشه

223
00:20:02,202 --> 00:20:05,664
.نماینده‌ی کنگره که قبول کرد
جواب تو چیـه، خبرنگار؟

224
00:20:09,084 --> 00:20:12,754
چند وقت بعد اجازه دارم
در موردش بنویسم؟

225
00:20:12,755 --> 00:20:16,591
تا پنج سال دیگه نمیشه. ایشالا کمتر

226
00:20:16,592 --> 00:20:19,510
اغراق هم نکردم ها

227
00:20:19,511 --> 00:20:22,223
واقعاً قراره دنیا رو نجات بدیم

228
00:20:29,091 --> 00:20:30,147
چرا که نه؟

229
00:20:30,773 --> 00:20:32,233
بریم دنیا رو نجات بدیم

230
00:20:41,700 --> 00:20:42,701
اِد هاروود

231
00:20:45,204 --> 00:20:46,663
چی شده؟

232
00:20:46,664 --> 00:20:49,250
باید باهات صحبت کنیم، خصوصی

233
00:20:53,170 --> 00:20:56,921
فکر می‌کنیم اورلا کنت کُشته شده و
بعد جسدش جابجا شده

234
00:20:58,092 --> 00:21:01,886
ولی نمی‌دونیم چطوری جسدش
سر از اینجا درآورده

235
00:21:01,887 --> 00:21:05,682
خب، انگار دوربین‌هایی که گفتی
قراره خاموش بشن هنوز روشنن

236
00:21:05,683 --> 00:21:10,186
وگرنه از کجا مطمئنی
خودش از پله‌ها نیومده بالا؟

237
00:21:10,187 --> 00:21:12,772
…هیچ ایده‌ای نداری که

238
00:21:12,773 --> 00:21:15,775
چطوری یه جسد بدون اینکه
توی دوربین‌ها بیفته جابجا شده؟

239
00:21:15,776 --> 00:21:17,111
نخیر

240
00:21:18,612 --> 00:21:20,239
…مگر اینکه

241
00:21:22,074 --> 00:21:24,367
آره، یه یارویی توی طبقات وسط بود

242
00:21:24,368 --> 00:21:26,744
قبلاً واسه بچه‌ها نمایش اجرا می‌کرد

243
00:21:26,745 --> 00:21:30,874
یه چیزهایی رو ناپدید می‌کرد و
دوباره ظاهرشون می‌کرد

244
00:21:31,458 --> 00:21:33,085
می‌گفت جادوئـه

245
00:21:34,587 --> 00:21:38,090
شاید الان هم جادو شده

246
00:21:38,591 --> 00:21:42,243
…وقت نداریم. می‌خوای بری خونه

247
00:21:42,245 --> 00:21:46,705
ببین، کلانتر. تو اصلاً توی باغ نیستی

248
00:21:47,783 --> 00:21:51,906
توی معدن نهایتاً ۶تا مرد و ۲تا زن هستن که

249
00:21:51,908 --> 00:21:56,138
واقعاً جنایتکارن و حق‌شونـه اینجا باشن. باشه

250
00:21:56,459 --> 00:22:01,373
ولی اکثراً به خاطر یه کار احمقانه اینجان

251
00:22:01,396 --> 00:22:04,122
،اینجا هم یا آوار می‌ریزه روی سرشون

252
00:22:04,352 --> 00:22:07,849
یا سم‌پاش‌ها با مرگِ موش کارشون رو می‌سازن

253
00:22:08,333 --> 00:22:13,498
اونا یارویی که واسه بچه‌ها
تخم‌مرغ غیب می‌کرد

254
00:22:13,500 --> 00:22:18,631
قوه‌ی قضاییه بهش گفته بود
جادو یه عتیقه‌ی فرضیـه

255
00:22:19,290 --> 00:22:23,127
عتیقه‌ی فرضی، باورتون میشه؟

256
00:22:23,719 --> 00:22:27,271
،واسه همین فرستادنش اینجا
،نه به خاطر کاری که کرده بود

257
00:22:27,623 --> 00:22:29,919
فقط به خاطر فکری که توی سرش بود

258
00:22:31,143 --> 00:22:33,728
…عذابی که توی اون تونل‌ها می‌کِشن

259
00:22:34,210 --> 00:22:37,632
برای امثال اون طنابِ دار گزینه‌ی بهتریـه

260
00:22:38,043 --> 00:22:45,478
اما نه، رفقات توی قوه‌ی قضاییه
تک‌تک‌شون رو می‌فرستن اینجا

261
00:22:47,973 --> 00:22:48,974
…پس

262
00:22:51,038 --> 00:22:53,040
مثل اینکه برای من و نشانم
احترامی قائل نیستی

263
00:22:53,707 --> 00:22:54,750
معلومـه که نه

264
00:22:56,961 --> 00:22:58,378
واسه جولیت چی؟

265
00:22:58,379 --> 00:23:02,814
حداقل از بخش مکانیک اومده بود و
…می‌دونست کار کردن یعنی چی، ولی

266
00:23:02,816 --> 00:23:04,920
به عنوان کلانتر؟ نه

267
00:23:05,427 --> 00:23:09,138
هولستون چی؟ -
هولستون؟ اون رو قبول داشتم -

268
00:23:09,139 --> 00:23:12,977
،اگه یکی یه حماقتی می‌کرد
ممکن بود زیرسیبیلی رد کنه

269
00:23:13,561 --> 00:23:15,728
،به این فکر می‌کرد که اگه طرف بره معدن

270
00:23:15,729 --> 00:23:17,605
خانوادش چی می‌کِشن

271
00:23:17,606 --> 00:23:18,773
خوبـه

272
00:23:18,774 --> 00:23:25,649
خوشحالم قبولش داشتی چون
از نظرش یه خلافکار به‌دردنخور بودی

273
00:23:27,116 --> 00:23:31,745
هفت‌تا پرونده‌ی مختلف واست باز کرده

274
00:23:33,163 --> 00:23:34,665
دستگیرم هم کرده؟

275
00:23:38,627 --> 00:23:41,916
خب، پس همچین خلافکار به‌دردنخوری هم نبودم

276
00:23:42,627 --> 00:23:44,382
دیدمت که یه روز قبل از اینکه

277
00:23:44,383 --> 00:23:47,552
،جسدِ اورلا کنت توی معادن پیدا شه
…باهاش جر و بحث می‌کردی. دخترت

278
00:23:47,553 --> 00:23:50,555
،دخترم قرار بود رئیسِ بعدیِ بخش تدارکات بشه

279
00:23:50,556 --> 00:23:53,349
تا اینکه اورلا کنت جاش رو گرفت

280
00:23:53,350 --> 00:23:55,435
پس آره، ناراحت بودم

281
00:23:55,436 --> 00:23:58,897
گلندا می‌تونست خودش رو
از این منجلاب نجات بده

282
00:23:58,898 --> 00:24:02,025
ولی چون خیلی‌ها توی این خراب‌شده

283
00:24:02,026 --> 00:24:04,819
آدم‌ها رو از روی اصل‌ونسب و

284
00:24:04,820 --> 00:24:07,030
،دوروبری‌هاشون قضاوت می‌کنن

285
00:24:07,031 --> 00:24:12,405
فرصتِ گلندا رو ازش گرفتن و
دودستی دادن به خانم کنتِ عزیز

286
00:24:13,120 --> 00:24:15,398
حرفم رو بهش زدم و رفتم

287
00:24:16,081 --> 00:24:20,336
پس، اگه مدرک دیگه‌ای
،به جز محتویات اون پوشه نداری

288
00:24:20,920 --> 00:24:25,758
محترمانه ازتون می‌خوام
گورتون رو گم کنید

289
00:24:33,057 --> 00:24:35,516
.خیلی‌خب، بالاخره اومدی
.بیا یه نگاهی به این بنداز

290
00:24:35,517 --> 00:24:37,882
کلی باروت از شورش برامون مونده

291
00:24:37,884 --> 00:24:39,907
بعد از ساعت کاری
…یه تیم می‌فرستیم قوه‌ی قضاییه

292
00:24:39,909 --> 00:24:42,166
صحیح -
،با لباس نیروهای خدماتی -

293
00:24:42,168 --> 00:24:44,984
باروت‌ها رو در امتدادِ
دیوارِ لوله‌ها کار می‌ذاریم و

294
00:24:44,985 --> 00:24:48,863
به همراه لوله‌ی حاویِ سم می‌فرستیم هوا

295
00:24:48,864 --> 00:24:52,408
خیلی‌خب، ولی سم آزاد میشه، بعدش چی؟
چند دقیقه بیشتر زنده نمی‌موند

296
00:24:52,409 --> 00:24:53,751
،می‌تونیم زیر لباس‌هامون -
نه -

297
00:24:53,753 --> 00:24:55,411
لباس مخصوص پاکسازی بپوشیم -
بیخیال -

298
00:24:55,412 --> 00:24:56,579
فکر می‌کنن تعمیرکاریم

299
00:24:56,580 --> 00:24:58,122
کلاً ۶تا لباسِ دیگه داریم

300
00:24:58,123 --> 00:25:01,693
ببین، سختـه ولی با یه تیمِ خوب شدنیـه

301
00:25:01,695 --> 00:25:02,863
کلاه از کجا بیاریم؟

302
00:25:03,504 --> 00:25:04,754
من می‌تونم جور کنم

303
00:25:04,755 --> 00:25:08,967
چطوری ۶ نفر رو با بمب و کلاه
وارد قوه‌ی قضاییه کنیم؟

304
00:25:08,968 --> 00:25:11,094
چون بعید می‌دونم فقط لباس کار کافی باشه

305
00:25:11,095 --> 00:25:13,513
سیمز می‌تونه برامون کارت ورود جور کنه؟ -
ولی گاز چی؟ -

306
00:25:13,514 --> 00:25:15,974
ممکنـه بی‌بو باشه. حتی بی‌رنگ، خب؟

307
00:25:15,975 --> 00:25:19,662
جولز، این لباس‌های جدید
یه ساعت بهشون فرصت میده

308
00:25:19,664 --> 00:25:21,818
آره، توی یه ساعت خیلیا ممکنـه بمیرن

309
00:25:21,820 --> 00:25:24,190
بهش فکر کردید؟ چند نفر می‌میرن؟

310
00:25:24,191 --> 00:25:27,235
بستگی داره چقدر طول بکِشه
جلوی لوله رو ببندن و

311
00:25:27,236 --> 00:25:30,071
چند نفر توی طبقات بالا و پایین باشن

312
00:25:30,072 --> 00:25:33,242
.اون طبقات مسکونی‌ان
.ملت توی خونه‌هاشون خوابن

313
00:25:35,395 --> 00:25:36,860
یه عدد حدودی بگو

314
00:25:40,040 --> 00:25:41,416
…یه چیزی بین صد تا

315
00:25:41,417 --> 00:25:43,002
ممکنـه هزار نفر بمیرن

316
00:25:44,587 --> 00:25:46,839
هزار نفر. نه

317
00:25:49,758 --> 00:25:51,677
بهتر از ۱۰ هزار نفره

318
00:25:52,428 --> 00:25:57,266
شاید بهتره آب بخوریم و
به کل همه چی رو فراموش کنیم

319
00:26:00,269 --> 00:26:02,396
رأی‌گیری کنیم؟ -
نه -

320
00:26:03,647 --> 00:26:10,279
مردم سیلو رأی دادن و
جولیت رو شهردار کردن

321
00:26:14,617 --> 00:26:16,451
…باید فکر کنم. نمی‌تونم

322
00:26:16,452 --> 00:26:19,997
میشه یه نقشه‌ای بکِشید که
توش هزاران نفر سَقط نشن؟

323
00:26:31,383 --> 00:26:32,468
روبراهی؟

324
00:26:35,638 --> 00:26:37,692
یه کاری هست که باید انجامش بدم

325
00:26:45,606 --> 00:26:50,988
از جدیدترین خاطراتم شروع کردیم؛
دوران نیروی دریایی، مأموریتم

326
00:26:51,820 --> 00:26:54,031
ایران. خیال می‌کردم اون رو بهت نگه

327
00:26:55,366 --> 00:26:57,867
گفت بهتره خاطراتم رو تا لحظه‌ای که

328
00:26:57,868 --> 00:26:59,889
…سوار هواپیما شدم به یاد بیارم

329
00:27:01,747 --> 00:27:04,999
…ولی بقیه‌اش یه جایی تهِ ذهنم محفوظـه. پس

330
00:27:05,000 --> 00:27:07,670
،می‌دونم رفتم مأموریت
می‌دونم خوب پیش نرفته

331
00:27:09,004 --> 00:27:13,424
می‌دونم چی شده ولی انگار خاطراتِ یکی دیگه‌ست

332
00:27:13,425 --> 00:27:14,843
حالت خوبـه؟

333
00:27:15,344 --> 00:27:17,011
بهترم

334
00:27:17,012 --> 00:27:19,222
می‌دونی، ویکتور کمکم کرد به یاد بیارم

335
00:27:19,223 --> 00:27:20,808
خودش کاری کرد که فراموش کنی

336
00:27:24,061 --> 00:27:25,563
می‌خوام سعی کنم یکم بخوابم

337
00:27:27,231 --> 00:27:28,232
باشه

338
00:27:30,317 --> 00:27:33,098
.خب، منظورم این بود پاشو برو اونور
.می‌خوام روی صندلیت دراز بکِشم

339
00:27:35,781 --> 00:27:36,782
خیلی‌خب

340
00:27:43,789 --> 00:27:44,873
حالش چطوره؟

341
00:27:46,166 --> 00:27:48,252
…خب، یکم بهم متلک انداخت، پس

342
00:27:49,336 --> 00:27:50,546
بهتر شده؟

343
00:27:51,422 --> 00:27:52,506
شاید

344
00:27:53,090 --> 00:27:55,134
یه حسی بهم می‌گفت امروز روز نحسیـه

345
00:27:55,634 --> 00:27:57,051
بابام چطوری مُرد؟

346
00:27:57,052 --> 00:27:58,614
نه سلامی، نه علیکی

347
00:27:58,616 --> 00:27:59,700
چطوری مُرد؟

348
00:27:59,787 --> 00:28:01,454
مگه نرفتی معدن؟

349
00:28:01,557 --> 00:28:03,391
‫هاروود گفت تونل روی سرش خراب شده

350
00:28:03,392 --> 00:28:05,060
‫- پس همینـه دیگه
‫- نه

351
00:28:05,978 --> 00:28:08,480
‫قبل از گفتن مکث کرد.
‫قضیه چیز دیگه‌ایـه.

352
00:28:11,525 --> 00:28:12,693
‫خواهش می‌کنم

353
00:28:14,958 --> 00:28:15,959
‫کُشتنش؟

354
00:28:16,530 --> 00:28:17,615
‫نه

355
00:28:20,241 --> 00:28:21,326
‫نمُرده

356
00:28:23,037 --> 00:28:26,123
‫یه نفر توی معدن دفن شد،
‫ولی بابات نبود

357
00:28:27,953 --> 00:28:29,037
‫اونطور که من شنیدم،

358
00:28:30,336 --> 00:28:32,668
‫پدرت یه چیزی واسه هاروود طراحی کرده

359
00:28:32,670 --> 00:28:37,671
‫در عوض، نفر بعدی‌ای که توی معدن می‌مُرد،
‫مرگش ثبت نمیشد و

360
00:28:38,177 --> 00:28:39,701
بابات جاش رو می‌گرفت

361
00:28:39,703 --> 00:28:41,132
اسم طرف چیـه؟

362
00:28:41,134 --> 00:28:43,719
‫اگه زیاد توی کارهای هاروود سرک بکشی،

363
00:28:43,721 --> 00:28:45,890
احتمالاً خودت هم توی
یه چاله‌ی عمیق گم و گور بشی

364
00:28:48,593 --> 00:28:49,719
‫اسمش رو می‌دونی؟

365
00:28:54,818 --> 00:28:56,028
‫با من کار داشتی؟

366
00:28:59,698 --> 00:29:03,827
‫می‌دونی دفتر خاطرات «میشِن» کجاست؟

367
00:29:06,712 --> 00:29:10,157
من دیگه خطری واست ندارم

368
00:29:12,372 --> 00:29:13,874
ترک عادت موجب مرضـه

369
00:29:15,143 --> 00:29:19,147
‫اگه می‌دونی کجاست و دست کیـه،

370
00:29:20,109 --> 00:29:22,236
‫جفتشون رو بیار اینجا

371
00:29:24,723 --> 00:29:25,724
‫لطفاً

372
00:29:34,478 --> 00:29:35,646
‫خوابت نبرد؟

373
00:29:40,656 --> 00:29:45,243
،تو که مینی‌ون رو می‌روندی
من و دنیل صندلی عقب خوابیدیم

374
00:29:45,244 --> 00:29:48,978
‫من نمی‌روندمش،
‫همچنین می‌دونم که نخوابیدید

375
00:29:50,775 --> 00:29:52,244
میکروفون کار گذاشته بودید؟

376
00:29:55,838 --> 00:29:56,881
‫خیلی‌خب

377
00:29:57,506 --> 00:30:00,843
قضیه‌ی مقاله‌ات برای پست رو نمی‌دونستم

378
00:30:01,507 --> 00:30:02,715
‫آفرین بهت

379
00:30:02,732 --> 00:30:05,609
‫آره، خب، به کسی نگو

380
00:30:06,225 --> 00:30:07,851
قراردادهای عدم افشا همه چی رو درباره‌ی

381
00:30:07,852 --> 00:30:09,982
‫همه‌ی کسایی که به این ماجرا ربط دارن،
در برمی‌گیرن

382
00:30:11,896 --> 00:30:13,022
‫داستانت چیـه؟

383
00:30:15,566 --> 00:30:16,858
‫می‌خوای ازم گزارش بنویسی؟

384
00:30:16,859 --> 00:30:20,154
‫من کلاً اینطوری‌ام.
‫همه برام جالبن.

385
00:30:21,209 --> 00:30:25,088
‫۲۰ سال توی اطلاعات نظامی خدمت کردم

386
00:30:25,855 --> 00:30:29,233
‫استعفا دادم. یه شرکت راه انداختم ‫که
خیلی موفق بود

387
00:30:31,916 --> 00:30:33,334
تا اینکه با کله خورد زمین

388
00:30:34,501 --> 00:30:36,086
‫کاملاً هم تقصیر خودم بود

389
00:30:36,756 --> 00:30:39,920
‫یه سری عیب و ایراد شخصیتی داشتم که
‫بهشون رسیدگی نکرده بودم

390
00:30:40,716 --> 00:30:42,884
‫همون موقع بود که… سناتور رو دیدم

391
00:30:42,885 --> 00:30:45,095
‫اولین کمپین انتخاباتیش برای کنگره بود

392
00:30:46,972 --> 00:30:48,182
‫من راننده‌اش بودم

393
00:30:50,647 --> 00:30:54,154
الان شدی… نوچه‌ی وفادارش؟

394
00:30:54,602 --> 00:30:56,107
کارم اسم نداره

395
00:30:56,109 --> 00:30:59,567
‫فقط حواسم هست که سناتور ‫و
دخترش صحیح و سالم باشن

396
00:30:59,568 --> 00:31:00,778
‫یعنی چی؟

397
00:31:03,447 --> 00:31:04,740
‫یعنی خیلی چیزها

398
00:31:20,130 --> 00:31:21,423
چرا اومدی بیرون؟

399
00:31:22,591 --> 00:31:26,010
‫- خوبی؟
‫- اومدم چون مهمون داریم

400
00:31:26,011 --> 00:31:30,223
‫تجربه‌ای داشته که به تو بی‌شباهت نبوده

401
00:31:30,224 --> 00:31:32,934
‫منظورت چیـه؟
‫کامیل به اون هم دارو خورونده؟

402
00:31:32,935 --> 00:31:34,019
‫کامیل نه

403
00:31:35,062 --> 00:31:36,230
‫من و رابرت…

404
00:31:38,107 --> 00:31:39,857
‫داروش رو قطع کردیم که

405
00:31:39,858 --> 00:31:42,570
‫به پرستار توی عوض کردن ‫قرص‌هات کمک کنه

406
00:31:43,516 --> 00:31:46,367
‫چون اون تنها کسیـه که…

407
00:31:48,160 --> 00:31:51,205
واقعاً می‌تونه درکت کنه

408
00:31:51,912 --> 00:31:58,252
‫به نظرم دیدگاه منحصربه‌فردی
‫در مورد آینده‌ی پیش رومون داره

409
00:32:03,549 --> 00:32:04,925
‫جولیت نیکولز

410
00:32:06,510 --> 00:32:07,845
‫گلوریا هیلدبرنت

411
00:32:12,182 --> 00:32:13,767
‫اشکال نداره اگه من رو یادت نمیاد

412
00:32:14,268 --> 00:32:15,768
‫اینقدر زمان زیادی بهم دارو دادن که

413
00:32:15,769 --> 00:32:18,916
‫فکر نمی‌کردم حتی یک نفر ‫رو هم به خاطر بیارم

414
00:32:18,918 --> 00:32:23,339
‫از خانم هیلدبرنت دعوت کردم بیاد ‫چون
باید درباره‌ی حافظه صحبت کنیم

415
00:32:24,458 --> 00:32:26,877
‫همچنین به خاطر چیزی که در دست داره

416
00:32:27,844 --> 00:32:29,541
‫وقتی من رئیس آی‌تی بودم،

417
00:32:30,524 --> 00:32:34,063
‫من و رابرت ردِ عتیقه‌هایی رو می‌زدیم ‫که

418
00:32:34,065 --> 00:32:41,416
‫شایعه شده بود برای
یه گروه مخفی شهروندان ‫به نام شعله‌داران

419
00:32:41,418 --> 00:32:42,854
مقدس هستن

420
00:32:44,251 --> 00:32:46,815
‫مادر جرج از ما بود

421
00:32:48,354 --> 00:32:53,065
‫افرادی که تهدید به حساب میومدن؛
‫کسانی که می‌خواستن از گذشته سر دربیارن و…

422
00:32:53,634 --> 00:32:58,638
این امید رو زنده کنن که در آینده میشه
روی سطح زمین زندگی کرد

423
00:32:58,687 --> 00:33:01,607
‫ما هم مثل تو دنبال حقیقت بودیم

424
00:33:02,274 --> 00:33:04,568
‫دو قلمی که بیشتر از همه دنبالشون بودیم…

425
00:33:05,236 --> 00:33:08,989
‫هر دو، سند زندگی از یه دوره‌ی خاص بودن

426
00:33:09,490 --> 00:33:12,659
‫یه دفترچه‎ی سیمی که

427
00:33:12,660 --> 00:33:17,581
‫رئسای پیشین آی‌تی ‫سیصد سال تمام دنبالش بودن

428
00:33:18,207 --> 00:33:19,374
‫هیچوقت پیداش نکردن

429
00:33:19,375 --> 00:33:22,468
‫اون یکی مشغله‌ی ذهنی خودم بود

430
00:33:23,879 --> 00:33:25,894
‫دفتر خاطرات میشِن
‫(به معنای مأموریت هم هست)

431
00:33:26,465 --> 00:33:27,775
‫چه مأموریتی؟

432
00:33:27,777 --> 00:33:31,719
‫میشِن اسمش بوده.
‫۱۴۰ سال پیش باربر بوده و

433
00:33:31,720 --> 00:33:33,339
‫در حین شورش بزرگ،

434
00:33:33,341 --> 00:33:37,005
‫مواد منفجره‌ای رو که باهاش راه‌پله رو
‫منفجر کردن، جابجا کرده

435
00:33:37,285 --> 00:33:39,676
‫دوستان تو اولین کسایی نبودن ‫که
این کار رو کردن

436
00:33:39,678 --> 00:33:43,723
‫خانم هیلدبرنت،
‫میشه از بخش‌های پایانیش برامون بخونی؟

437
00:33:55,911 --> 00:34:01,125
‫«من روی گردنم علامتی دارم،
‫و روی شکمم جای زخمی

438
00:34:01,568 --> 00:34:04,543
‫و نمی‌دانم از کجا آمده‌اند.

439
00:34:04,866 --> 00:34:08,233
‫حس می‌کنم قبلاً می‌دانستم،
‫شاید حتی همین دیروز،

440
00:34:08,235 --> 00:34:10,737
‫اما حالا دیگر دیروز را هم به یاد ندارم.

441
00:34:12,011 --> 00:34:13,261
‫می‌ترسم.

442
00:34:14,430 --> 00:34:16,514
‫همه‌مان خیلی چیزها را فراموش کرده‌ایم.

443
00:34:16,515 --> 00:34:20,603
‫پزشکان مدام می‌گویند ویروس است و
‫از بین خواهد رفت،

444
00:34:21,562 --> 00:34:22,897
‫اما از بین نرفته.

445
00:34:23,730 --> 00:34:25,816
‫چیزها مدام از خاطرم پاک می‌شوند.

446
00:34:26,298 --> 00:34:30,780
‫هرآنچه را هم که هنوز به یاد دارم،
‫همچون خواب مبهم شده است.

447
00:34:30,946 --> 00:34:34,699
‫نمی‌دانم اگر اَلی نبود چه می‌کردم.
‫ما یکدیگر را داریم.

448
00:34:34,700 --> 00:34:40,242
‫اما شنیده‌ام کسانی که تنها زندگی می‌کنند،
‫دست از غذا خوردن کشیده‌اند.

449
00:34:41,915 --> 00:34:46,212
‫و آنقدر از پله‌ها به پایین پریده‌اند که
‫شروع کرده‌اند به نصب تورهای ایمنی.

450
00:34:46,809 --> 00:34:52,239
‫قسم می‌خورم اگر روزی اَلی را فراموش کنم،
‫من هم به دنبال آن‌ها خود را پرت خواهم کرد.»

451
00:34:54,634 --> 00:34:57,501
آخرین جمله‌اش همین بوده

452
00:34:59,627 --> 00:35:01,379
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی و…

453
00:35:02,743 --> 00:35:06,230
‫آره. خیلی غم‌انگیزه.
‫ولی… بهت که گفتم.

454
00:35:06,232 --> 00:35:08,524
‫حاضر نیستم هزار نفر رو بکشم

455
00:35:08,526 --> 00:35:12,153
‫سالوادور کوئین،
‫رئیس وقت آی‌تی،

456
00:35:12,154 --> 00:35:15,990
‫ترجیح داد سیلو رو چیزخور کنه ‫تا
جلوی پادمان رو بگیره

457
00:35:15,991 --> 00:35:19,452
هیچوقت نپرسید اصلاً چرا باید
،حافظه‌ی مردم رو پاک کرد

458
00:35:19,453 --> 00:35:21,247
‫اما بهاش رو هم حاشا نکرد

459
00:35:21,687 --> 00:35:27,410
‫کوئین حساب کرد که
وحشت ‫و سرگردانیِ ناشی از داروی فراموشی

460
00:35:27,419 --> 00:35:30,593
‫منجر به مرگ دو هزار نفر شده

461
00:35:32,888 --> 00:35:37,388
‫اگه اقدام نکنی،
‫این بها رو می‌پردازیم

462
00:35:38,514 --> 00:35:43,102
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد کسی باشی ‫که
تصمیم می‌گیره

463
00:35:43,646 --> 00:35:44,834
‫- می‌دونم
‫- واقعاً؟

464
00:35:45,854 --> 00:35:49,567
اما بارش به گردن توئـه

465
00:36:06,166 --> 00:36:08,064
‫- خوبی؟
‫- آره

466
00:36:09,920 --> 00:36:12,630
‫یکم بی‌قرار به نظر میای

467
00:36:16,330 --> 00:36:18,123
شاید از پرواز خوشت نمیاد

468
00:36:18,804 --> 00:36:19,930
خوشم نمیاد

469
00:36:20,973 --> 00:36:22,349
‫مگه اینکه خودم خلبان باشم

470
00:36:23,853 --> 00:36:26,227
‫- پس وسواس کنترل داری؟
‫- نه، اصلاً

471
00:36:26,228 --> 00:36:28,221
‫فقط می‌خوام هر کاری درست انجام بشه

472
00:36:29,223 --> 00:36:32,435
‫- خودت چطور؟ نمی‌خوابی؟
‫- نه، فقط…

473
00:36:34,486 --> 00:36:35,613
‫فردا روز بزرگیـه

474
00:36:36,322 --> 00:36:38,406
‫آره. قراره چی ببینیم؟

475
00:36:38,407 --> 00:36:40,117
‫تو جنبه‌ی شعبده‌بازی نداری

476
00:36:40,784 --> 00:36:42,533
‫یهو میگی «اینقدر ادا اطوار درنیار»

477
00:36:42,535 --> 00:36:44,447
‫آره، خرگوشه رو بیار بیرون بره دیگه

478
00:36:57,968 --> 00:36:59,428
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

479
00:37:00,679 --> 00:37:02,306
‫- نه
‫- باشه

480
00:37:04,016 --> 00:37:06,018
‫ولی می‌تونی پاهام رو بمالی

481
00:37:22,576 --> 00:37:26,454
‫- شرمنده بابت… ماجرای…
‫- نه

482
00:37:26,455 --> 00:37:28,289
‫فقط فکر می‌کردم تو دکترِ شارلوتی

483
00:37:28,290 --> 00:37:30,917
‫- الان یهو فهمیدم که توی این قضیه دست داری
‫- نه، نه، من…

484
00:37:30,918 --> 00:37:35,338
‫نه، دکتر شارلوت هستم.
‫هنوز هم به کمکت نیاز دارم تا

485
00:37:35,339 --> 00:37:37,465
‫خاطرات کودکیش رو بازیابی کنیم…

486
00:37:37,466 --> 00:37:40,260
‫اگه تا آخر عمر فقط همین دو هفته ‫رو
یادش بیاد چی؟

487
00:37:40,261 --> 00:37:41,594
‫نه، جواب میده

488
00:37:41,595 --> 00:37:43,388
‫ولی خودت گفتی تضمینی در کار نیست

489
00:37:43,389 --> 00:37:46,642
‫آره، اما این دوتا همدیگه رو رد نمی‌کنن

490
00:37:47,268 --> 00:37:49,687
‫پیشرفت خیلی خوبی کرده.
‫جدی میگم.

491
00:38:00,197 --> 00:38:02,408
‫وقتی ساکن لس‌آنجلس بودم،

492
00:38:02,915 --> 00:38:07,211
دخترم لولو یه بند درباره‌ی
گرند کنیون صحبت می‌کرد

493
00:38:08,679 --> 00:38:12,328
‫یک ماه هر روز التماسمون کرد که بریم ببینیمش

494
00:38:13,189 --> 00:38:14,899
‫من و مامانش بالاخره وا دادیم

495
00:38:15,588 --> 00:38:18,299
‫یه جمعه شب بعد از کار،
‫نشستیم توی ماشین و راه افتادیم

496
00:38:20,801 --> 00:38:23,887
‫می‌خواستم قبل از طلوع آفتاب،

497
00:38:23,888 --> 00:38:25,430
‫برسیم به بخش جنوبیش و

498
00:38:25,431 --> 00:38:28,183
‫همش به این فکر می‌کردم ‫که
لولو چقدر خوشحال میشه

499
00:38:28,934 --> 00:38:29,935
‫آره

500
00:38:34,023 --> 00:38:37,693
‫نباید اینقدر عجله می‌کردم.
‫خسته بودم.

501
00:38:39,445 --> 00:38:41,030
‫کوین بیشاپ هم همینطور

502
00:38:42,692 --> 00:38:47,952
‫وقتی دیدم کامیونش از خط وسط رد شده که
‫دیگه کار از کار گذشته بود

503
00:38:52,333 --> 00:38:56,544
‫دنیل، تمام تکنیک‌هایی که دارم
‫روی شارلوت به کار می‌گیرم،

504
00:38:56,545 --> 00:38:58,588
‫داروهاش، روش درمانش،

505
00:38:58,589 --> 00:39:03,219
‫همش رو سی سال پیش برای خودم ‫درست کردم چون
می‌خواستم فراموش کنم

506
00:39:03,886 --> 00:39:07,847
‫- فراموش هم کردم…
‫- ولی نکردی. همین الان برام تعریف کردی

507
00:39:07,848 --> 00:39:11,393
‫چون به موقع متوجه شدیم که
‫می‌تونی انتخاب کنی…

508
00:39:12,811 --> 00:39:15,564
‫چی رو نگه داری ‫و چی رو حذف کنی

509
00:39:16,857 --> 00:39:18,859
‫گزارش اورژانس نوشته بود که…

510
00:39:28,953 --> 00:39:32,039
‫دخترم توی بغل خودم از دنیا رفته

511
00:39:36,835 --> 00:39:39,797
‫نمی‌خواستم اینو یادم بمونه.
‫و نمونده.

512
00:39:40,631 --> 00:39:41,924
‫جواب میده

513
00:39:51,350 --> 00:39:52,393
‫کجاییم؟

514
00:40:03,487 --> 00:40:04,488
‫آتلانتا

515
00:40:09,493 --> 00:40:11,995
‫یادت نره،
‫آنتونی امروز باید ژاکت بپوشه

516
00:40:11,996 --> 00:40:13,079
‫مامان، نه!

517
00:40:13,080 --> 00:40:16,291
‫توی عکس کلاسی قبلی‌تون،
‫همه ژاکت تنشون بود

518
00:40:16,292 --> 00:40:18,001
‫اون پنج سال پیش بود

519
00:40:18,002 --> 00:40:19,336
‫خیلی خوشتیپ شده بودی

520
00:40:19,837 --> 00:40:21,379
‫عکاس کارش خیلی خوب بود

521
00:40:21,380 --> 00:40:23,172
‫- کامیل
‫- چیـه؟

522
00:40:23,173 --> 00:40:24,800
‫مجبورش نکن

523
00:40:26,051 --> 00:40:27,844
‫دیگه این هم تصمیمش با توئـه؟

524
00:40:27,845 --> 00:40:29,680
به نظرم تصمیمش با خودشـه

525
00:40:35,895 --> 00:40:37,062
‫باشه

526
00:40:38,564 --> 00:40:39,732
‫به درک

527
00:40:54,288 --> 00:40:56,540
‫حتماً مامانت دسته‌کلیدش رو جا گذاشته

528
00:41:00,252 --> 00:41:02,004
‫چه گوهی می‌خوری اینجا؟

529
00:41:03,088 --> 00:41:06,634
‫- به نیکولز گفتم دیگه تماس بی تماس
‫- آره، گفت اینجا دوربین نداره

530
00:41:07,134 --> 00:41:09,260
‫برای قوه‌ی قضاییه جواز ورود می‌خوایم

531
00:41:09,261 --> 00:41:10,803
‫برای چی؟

532
00:41:10,804 --> 00:41:13,890
‫نگفت، ولی اگه نیاز نداشت
‫بهم نمی‌گفت که

533
00:41:13,891 --> 00:41:15,476
‫صد طبقه رو بیام بالا

534
00:41:19,605 --> 00:41:23,691
‫آنتونی، برنامه‌مون عوض شد

535
00:41:23,692 --> 00:41:25,235
‫ژاکت رو می‌بری

536
00:41:25,236 --> 00:41:27,529
‫- بابا، خودت گفتی…
‫- بگو چشم

537
00:41:29,156 --> 00:41:32,158
‫اگه کس دیگه‌ای نپوشیده بود،
‫تو هم نپوش

538
00:41:32,159 --> 00:41:37,331
‫مامانت سر کار بهش سخت می‌گذره،
‫اما این خوشحالش می‌کنه

539
00:41:38,178 --> 00:41:39,179
‫باشه؟

540
00:41:41,335 --> 00:41:42,752
‫از اینا سه‌تا موجود دارم

541
00:41:42,753 --> 00:41:45,256
‫ببخشید. شرمنده.
‫یه ژاکت مدرسه می‌خوام.

542
00:41:46,173 --> 00:41:48,092
‫باشه. چه سایزی؟

543
00:41:48,676 --> 00:41:49,968
‫نمی…

544
00:41:49,969 --> 00:41:51,345
‫خب، قدش تا اینجاست

545
00:41:54,807 --> 00:41:56,474
‫الان دیرمون میشه

546
00:41:56,475 --> 00:41:59,603
‫ببخشید. اگه بخوای می‌تونم
‫ژاکتت رو برات بیارم

547
00:42:01,814 --> 00:42:03,357
‫سر وقت می‌رسیم، باشه؟

548
00:42:05,025 --> 00:42:06,401
‫- ببخشید؟
‫- بله؟

549
00:42:06,402 --> 00:42:08,361
‫این برای آنتونی سیمزه

550
00:42:08,362 --> 00:42:11,447
‫جناب قاضی فهمید که صبح
‫ژاکت اشتباهی رو بهش داده

551
00:42:11,448 --> 00:42:13,741
‫مطمئنم همینی که آنتونی الان داره
‫مشکلی نداره

552
00:42:13,742 --> 00:42:16,328
‫اون ژاکت قبلیشـه. کوچیکـه براش

553
00:42:17,538 --> 00:42:18,746
‫میشه اون یکی رو بدید بهم؟

554
00:42:18,747 --> 00:42:20,666
‫قاضی گفت ببرمش برای بازیافت

555
00:42:21,375 --> 00:42:22,501
‫یه لحظه

556
00:42:27,131 --> 00:42:28,507
‫- گرفتی؟
‫- بیا

557
00:42:29,008 --> 00:42:30,009
‫عالیـه

558
00:42:30,551 --> 00:42:31,677
‫مرسی

559
00:42:34,972 --> 00:42:36,056
‫کار رو راه میندازن؟

560
00:42:36,724 --> 00:42:37,849
‫- آره
‫- آره؟

561
00:42:37,850 --> 00:42:38,851
‫عالی‌ان

562
00:42:38,954 --> 00:42:40,038
‫تو خوبی؟

563
00:42:40,040 --> 00:42:42,774
‫می‌دونی آخرین بار کِی توی یه روز
‫اینقدر پله رو بالا پایین رفتم؟

564
00:42:42,776 --> 00:42:44,652
‫هیچوقت، تا حالا این کار رو نکردم

565
00:42:55,492 --> 00:42:57,661
‫- بریم. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. رسیدیم

566
00:42:59,914 --> 00:43:01,414
‫بالگرد؟

567
00:43:01,415 --> 00:43:04,125
‫آره، بخش بعدیِ تورمون می‌طلبه که
‫آروم و کم‌ارتفاع حرکت کنیم

568
00:43:04,126 --> 00:43:05,501
‫کجا میریم؟

569
00:43:05,502 --> 00:43:07,670
‫یکی از املاکم که خیلی دور نیست

570
00:43:07,671 --> 00:43:11,216
‫مساحتش ۳۰۰ هزار جریبـه.
‫یعنی هزار کیلومتر مربع.

571
00:43:11,217 --> 00:43:14,677
‫قبلاً ۴۲ مزرعه‌ی مستقل بود

572
00:43:14,678 --> 00:43:17,598
‫۴۲تا کشاورز جورجیایی رو راضی کردی که
‫زمینشون رو بدن؟

573
00:43:18,682 --> 00:43:20,725
‫ثروتی بهشون دادم که

574
00:43:20,726 --> 00:43:23,687
‫نوه‌های نوه‌هاشون رو هم تأمین می‌کنه

575
00:43:27,942 --> 00:43:31,444
‫باید بپرسم، اون شایعه واقعیـه؟

576
00:43:31,445 --> 00:43:32,987
‫من ربات نیستم

577
00:43:32,988 --> 00:43:34,782
‫نه، اون یکی

578
00:43:35,491 --> 00:43:38,534
‫- اسب تک‌شاخ
‫- آهان، اون درستـه

579
00:43:38,535 --> 00:43:41,037
‫مامان، ما با اون عقبیه میریم، باشه؟

580
00:43:41,038 --> 00:43:44,165
‫- فکر می‌کردم شوخیـه
‫- نه، نه، علمش رو داریم

581
00:43:44,166 --> 00:43:47,126
‫برای خودمون فناوری ویرایش ژن ساختیم

582
00:43:47,127 --> 00:43:49,879
‫کریسپر جلوش شبیه اسباب‌بازی می‌مونه

583
00:43:49,880 --> 00:43:54,676
‫با دی‌ان‌ایِ اسب، ناروال و کرگدن
‫یه کارهای جالبی کردیم

584
00:43:54,677 --> 00:43:57,054
‫کار هم می‌کرد، ولی لغوش کردم

585
00:43:58,514 --> 00:44:01,559
‫حالا این جای نامعلوم و سریِ توی جورجیا

586
00:44:02,059 --> 00:44:04,227
‫چقدرش ایده‌ی توئـه،
‫چقدرش ایده‌ی اون؟

587
00:44:04,228 --> 00:44:08,606
‫مغز متفکر اونـه. من فقط بهش باور دارم و
‫هر کاری ازم بربیاد انجام میدم

588
00:44:08,607 --> 00:44:14,196
‫پس امیدوارم تو هم وقتی در جریان قرار گرفتی،
بهش باور پیدا کنی

589
00:44:16,198 --> 00:44:17,283
‫بریم

590
00:44:22,004 --> 00:44:26,120
‫یه لحظه به سرت زد که از نقش
‫دانشمند دیوانه بیای بیرون؟

591
00:44:26,378 --> 00:44:29,502
‫با دهمین مرد ثروتمند دنیا صحبت کردم و

592
00:44:29,503 --> 00:44:33,673
‫گفت بهم یه میلیارد دلار میده
‫اگه وقتی اسب تک‌شاخم رو خلق کردم،

593
00:44:33,674 --> 00:44:35,259
‫بذارم بره شکارش کنه

594
00:44:36,510 --> 00:44:38,012
‫میلیاردرهای کیری

595
00:44:38,971 --> 00:44:40,806
‫همه چی رو خراب می‌کنن!

596
00:44:52,943 --> 00:44:54,068
‫سلام

597
00:44:54,069 --> 00:44:55,653
‫ژاکتت رو بردی؟

598
00:44:55,654 --> 00:44:56,780
‫بابا مجبورم کرد

599
00:44:57,656 --> 00:44:58,782
‫چطور بود؟

600
00:44:59,450 --> 00:45:02,076
‫من تنها کسی بودم که
‫اصلاً ژاکت همراهش بود

601
00:45:02,077 --> 00:45:03,161
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

602
00:45:03,162 --> 00:45:04,245
‫- ببخشیـ…
‫- هی

603
00:45:04,246 --> 00:45:05,372
‫- هی
‫- آنتونی!

604
00:45:07,291 --> 00:45:08,667
‫باهاش حرف می‌زنم

605
00:45:12,658 --> 00:45:15,493
‫بعد از شام،
‫یه کمکی ازت می‌خوام

606
00:45:15,502 --> 00:45:18,212
‫باید برم انفرادیِ قضاییه

607
00:45:18,214 --> 00:45:21,134
‫پرستاری که به امرسون سوزن زد اونجاست و
‫باید باهاش حرف بزنم

608
00:45:21,972 --> 00:45:23,682
‫می‌خوام تو هم بعنوان شاهد حاضر باشی

609
00:45:26,685 --> 00:45:28,270
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

610
00:45:34,026 --> 00:45:36,152
‫درضن، ممنون که راضیش کردی
‫ژاکتش رو ببره

611
00:45:36,153 --> 00:45:37,154
‫خواهش می‌کنم

612
00:45:40,449 --> 00:45:42,659
‫از دانی به مرکز

613
00:45:42,661 --> 00:45:44,163
‫بگو، دانی

614
00:45:44,722 --> 00:45:46,932
‫داریم میریم محموله رو تحویل بدیم

615
00:45:46,971 --> 00:45:48,347
‫دریافت شد

616
00:46:54,899 --> 00:46:57,275
‫آره. دوباره دانی صحبت می‌کنه

617
00:46:57,276 --> 00:46:59,652
‫تحویل محموله یه مشکلی پیدا کرده

618
00:46:59,653 --> 00:47:01,487
‫مشکل چیـه، دانی؟

619
00:47:01,488 --> 00:47:03,866
‫الان دوتا سگ بزرگ رو دیدم ‫که
رفتن توی آپارتمان

620
00:47:04,533 --> 00:47:06,659
‫سگ خیلی بزرگ

621
00:47:06,660 --> 00:47:08,792
‫- یعنی چی؟
‫- سگ

622
00:47:08,794 --> 00:47:10,788
‫سگ رو به لات‌ولوت‌های قوه‌ی قضاییه نمیگن؟

623
00:47:10,789 --> 00:47:12,832
‫- چی؟
‫- منظورش سیمزه؟

624
00:47:12,833 --> 00:47:15,544
‫- زنش؟
‫- چی؟ نه، نه، نه

625
00:47:21,008 --> 00:47:22,592
‫نمی‌تونیم…

626
00:47:22,593 --> 00:47:24,678
‫مطمئنی فرصت دیگه‌ای گیرت میاد؟

627
00:47:35,981 --> 00:47:36,982
‫فقط…

628
00:47:38,359 --> 00:47:39,401
‫انجامش بدید

629
00:47:41,654 --> 00:47:42,779
‫دریافت شد، دانی

630
00:47:42,780 --> 00:47:44,281
‫محموله رو تحویل بدید

631
00:47:54,333 --> 00:47:55,334
‫این چیـه؟

632
00:47:56,085 --> 00:47:59,922
‫رئیس گفته طبقه به طبقه
‫همه‌ی پمپ‌ها رو سرویس کنیم

633
00:48:03,425 --> 00:48:06,469
‫- شیش نفر لازم داره؟
‫- توی طبقات دیگه نه

634
00:48:06,470 --> 00:48:09,306
‫اما برای قوه‌ی قضاییه بهمون گفتن
‫یه‌شبه تمومش کنیم

635
00:48:42,172 --> 00:48:43,173
‫هی

636
00:49:09,116 --> 00:49:10,242
‫هی

637
00:49:10,910 --> 00:49:12,453
‫دانی، چیـه؟

638
00:49:12,953 --> 00:49:14,747
‫دانی کدوم خریـه؟

639
00:49:18,125 --> 00:49:19,210
‫شما؟

640
00:49:20,920 --> 00:49:22,129
‫معاون کلسو صحبت می‌کنه

641
00:49:23,088 --> 00:49:25,424
‫- توی طبقه‌ی ۱۷ هستم
‫- پاتریکـه

642
00:49:27,760 --> 00:49:32,388
‫کلسو، معاون… کرین صحبت می‌کنه.
‫لطفاً ادامه بده.

643
00:49:32,389 --> 00:49:33,806
‫معا… معاون کرین، باشه، حلـه

644
00:49:33,807 --> 00:49:38,145
‫اینجا یکم به مشکل خوردیم،
‫ولی بچه‌ها حالشون خوبـه

645
00:49:41,523 --> 00:49:44,859
‫دانی؟ دانی، صدام رو داری؟
‫مرکز صحبت می‌کنه

646
00:49:44,860 --> 00:49:48,948
‫تحویل دیگه ضرورتی نداره.
‫لطفاً به پایگاه برگردید.

647
00:49:49,531 --> 00:49:50,532
‫لعنتی!

648
00:49:51,200 --> 00:49:53,493
‫- دانی کیـه؟
‫- کلسو، میشه تو قطع کنی؟

649
00:49:53,494 --> 00:49:55,495
‫لطفاً خفه شو. دانی، شنیدی؟

650
00:49:55,496 --> 00:49:58,706
‫می‌شنوی؟
‫تحویل محموله دیگه ضروری نیست

651
00:49:58,707 --> 00:50:01,000
‫نکن! نکنید!

652
00:50:01,001 --> 00:50:02,711
‫لطفاً به پایگاه برگردید

653
00:50:04,296 --> 00:50:07,758
‫- نکن! نکن!
‫- نکن! نکن!

654
00:50:09,385 --> 00:50:10,386
‫- نکن!
‫- نکن!

655
00:50:13,681 --> 00:50:14,806
‫دانی صحبت می‌کنه

656
00:50:14,807 --> 00:50:18,519
‫- بله. بگو، دانی
‫- لغو شد. به پایگاه برمی‌گردیم

657
00:50:26,610 --> 00:50:27,611
‫بله

658
00:50:28,560 --> 00:50:32,146
‫مارتا، نوشیدنی داری؟

659
00:50:32,538 --> 00:50:34,373
‫الان بطری خوب‌ها رو میارم

660
00:50:40,541 --> 00:50:43,835
‫کلسو. کلسو، کرین صحبت می‌کنه

661
00:50:43,836 --> 00:50:45,212
‫صدام رو می‌شنوی؟

662
00:50:54,805 --> 00:50:57,432
‫میشه لطفاً بگید جریان چیـه؟

663
00:50:57,433 --> 00:50:59,601
‫لطفاً. چه بلایی قراره سرم بیاد؟

664
00:50:59,602 --> 00:51:02,270
‫ایمی، تو خفه‌خون بگیر. خب؟

665
00:51:02,271 --> 00:51:04,063
‫کامیل، اینجا چیکار می‌کنیم؟

666
00:51:04,064 --> 00:51:05,316
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

667
00:51:08,694 --> 00:51:12,948
‫می‌خواستم جایی باشیم ‫که
دیده یا شنیده نشیم

668
00:51:13,699 --> 00:51:15,034
‫چون باید حرف بزنیم

669
00:51:17,036 --> 00:51:18,454
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

670
00:51:19,371 --> 00:51:23,583
‫رابرت، ازت خواستم دست برداری،

671
00:51:23,584 --> 00:51:24,793
ولی گوشت بدهکار نبود

672
00:51:25,294 --> 00:51:27,170
‫واقعاً نمی‌دونم منظورت چیـه

673
00:51:27,171 --> 00:51:29,757
‫تو از پسرمون سوءاستفاده کردی!

674
00:51:30,901 --> 00:51:33,862
‫ژاکتی که آنتونی باهاش اومد خونه…

675
00:51:34,464 --> 00:51:35,591
‫مال خودش نیست

676
00:51:41,018 --> 00:51:42,394
‫آره

677
00:51:49,818 --> 00:51:54,030
‫اگه جلوی ریختن داروی فراموشی
‫توی آب رو می‌گرفتی…

678
00:51:54,031 --> 00:51:55,281
‫چیکار داری می‌کنی؟

679
00:51:55,282 --> 00:51:57,867
‫- فقط می‌خوام دارو رو نریزی
‫- داری چیکار می‌کنی، راب؟

680
00:51:57,868 --> 00:52:01,287
‫- بگو. بگو هدفت چیـه
‫- دست بردار. بس کن

681
00:52:01,288 --> 00:52:03,310
‫- اون دارو می‌تونه…
‫- بگو چی توی سرتـه!

682
00:52:04,708 --> 00:52:07,795
‫میشه بریم یه جای دیگه که
‫این نباشه صحبت کنیم؟

683
00:52:08,313 --> 00:52:10,623
‫ایمی؟ کون لق ایمی

684
00:52:11,298 --> 00:52:13,675
‫- نه، نه! خواهش می‌کنم!
‫- نه، نه!

685
00:52:13,676 --> 00:52:16,177
‫- نه. لطفاً این کارو… خواهش می‌کنم!
‫- راستش رو بگو. راستش رو بگو

686
00:52:16,178 --> 00:52:17,179
‫خواهش می‌کنم

687
00:52:19,795 --> 00:52:21,866
‫نه که خودت از این کارها نکردی

688
00:52:24,812 --> 00:52:26,355
‫بدترش رو کردم

689
00:52:28,232 --> 00:52:29,441
‫آره

690
00:52:30,734 --> 00:52:33,612
‫چه حق با تو باشه… چه با من…

691
00:52:36,660 --> 00:52:39,371
‫چه پسرمون من رو یادش بمونه، چه نه…

692
00:52:42,621 --> 00:52:49,378
‫حقشـه از بین پدر و مادرش،
‫دستِ‌کم یکی‌شون کسی رو نکُشته باشه

693
00:53:09,401 --> 00:53:10,705
‫اون چیـه دیگه؟

694
00:53:12,129 --> 00:53:13,650
‫دنیل می‌دونه

695
00:53:28,959 --> 00:53:29,960
مته‌ست

696
00:53:31,629 --> 00:53:34,840
‫یه مته‌ی خیلی بزرگ

697
00:53:34,842 --> 00:53:40,842
‫« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »
‫<font color="#00ffff"> .:: HosseinTL & AliMK_Sub ::.</font>

698
00:53:40,866 --> 00:53:53,846
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

699
00:53:53,848 --> 00:54:02,848
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

