1
00:00:06,041 --> 00:00:16,041
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

2
00:00:16,079 --> 00:00:26,079
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

3
00:00:26,085 --> 00:00:36,085
« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »

4
00:00:46,568 --> 00:00:47,610
!آهای

5
00:00:49,195 --> 00:00:52,114
!آهای! آهای! آهای! آهای

6
00:00:52,115 --> 00:00:53,783
!آهای! آهای

7
00:00:57,287 --> 00:00:59,413
چی شد یهو؟ -
چی؟ -

8
00:00:59,414 --> 00:01:01,082
با بی‌سیم چیزی نگفتن؟

9
00:01:02,959 --> 00:01:04,417
نمی‌دونم

10
00:01:04,418 --> 00:01:06,461
نمی‌دونم. کار نمی‌کنه -
کیر توش! تیر خوردی -

11
00:01:06,462 --> 00:01:07,754
چی؟ -
حسش نمی‌کنی؟ -

12
00:01:07,755 --> 00:01:11,800
لعنتی. کمکم کن -
!لعنتی. از داخل بی‌سیم رد شده -

13
00:01:11,801 --> 00:01:13,302
…یالا، باید -
تف توش -

14
00:01:13,303 --> 00:01:15,430
.چیزیت نیست. حالت خوبـه
.یالا، یالا. چیزیت نشده

15
00:01:21,269 --> 00:01:22,352
جلوت رو بپا

16
00:01:22,353 --> 00:01:24,146
باشه -
قدم به قدم، خب؟ -

17
00:01:24,147 --> 00:01:25,148
حالم خوبـه

18
00:01:30,111 --> 00:01:31,404
یالا. یالا

19
00:01:32,614 --> 00:01:33,615
لعنتی

20
00:01:34,199 --> 00:01:35,782
روبراهی؟ -
خوبم. حالم خوبـه -

21
00:01:35,783 --> 00:01:36,784
در رو ببند

22
00:01:40,955 --> 00:01:42,415
!آهای

23
00:01:45,585 --> 00:01:46,586
!آهای

24
00:01:48,880 --> 00:01:50,048
!بذارید بیایم داخل

25
00:01:50,840 --> 00:01:51,841
!لعنتی

26
00:02:04,395 --> 00:02:06,648
!آهای! آهای

27
00:02:07,649 --> 00:02:09,148
کی هستید و چی می‌خواید؟

28
00:02:09,149 --> 00:02:11,693
!جولیت ما رو فرستاده -
!در رو باز کنید -

29
00:02:11,694 --> 00:02:13,612
از کجا معلوم سر تا پا سمی نباشید؟

30
00:02:13,613 --> 00:02:15,072
چون تیر خوردم

31
00:02:15,073 --> 00:02:17,491
،اگه سمی روم نشسته بود
از این سوراخ‌ها وارد لباسم میشد و

32
00:02:17,498 --> 00:02:19,753
الان زنده نبودم -
!در کوفتی رو باز کنید -

33
00:02:20,411 --> 00:02:22,746
من گرفتمت. من اینجام. حاضری؟

34
00:02:22,747 --> 00:02:24,249
چیزی نیست. یالا

35
00:02:27,919 --> 00:02:28,920
کمکم کن

36
00:02:32,048 --> 00:02:36,135
،خیلی‌خب، پس گلوله اول از بی‌سیم رد شده
بعد خورده به اون

37
00:02:38,137 --> 00:02:39,639
باشه. خیلی‌خب

38
00:02:46,020 --> 00:02:47,105
خیلی‌خب

39
00:02:50,317 --> 00:02:51,610
حال جولیت خوبـه؟

40
00:02:52,861 --> 00:02:55,404
.آره، معلومـه خوبـه
.الان صحیح و سالم توی خونه‌ست

41
00:02:55,405 --> 00:03:01,597
اون ماسماسک‌های پرنده‌ی کوفتی
ما رو به رگبار گرفتن، نه جولیت رو

42
00:03:02,120 --> 00:03:04,538
خیلی‌خب. فشار بده

43
00:03:04,539 --> 00:03:05,874
باشه

44
00:03:23,808 --> 00:03:25,018
بلدی درستش کنی؟

45
00:03:27,408 --> 00:03:28,548
توی کتاب نوشته

46
00:04:28,373 --> 00:04:29,374
ببین

47
00:04:31,626 --> 00:04:32,913
برو یارو رو صدا کن

48
00:04:41,094 --> 00:04:42,636
ببین -
درستش کردی؟ -

49
00:04:42,637 --> 00:04:43,720
آره

50
00:04:43,721 --> 00:04:45,556
می‌خوای باهاشون صحبت کنی؟

51
00:04:45,557 --> 00:04:46,640
من؟ -
آره -

52
00:04:46,641 --> 00:04:49,685
.نه، نه، نه. باید رمزی صحبت کنیم
.وظیفه‌ی من نبود

53
00:04:49,686 --> 00:04:51,144
…نه، من -
زود باش -

54
00:04:51,145 --> 00:04:53,564
بزن. فشارش بده -
باشه. فهمیدم. حلـه -

55
00:04:53,565 --> 00:04:54,566
هی

56
00:04:55,733 --> 00:04:57,277
‫دانی، چیـه؟

57
00:04:59,070 --> 00:05:00,363
‫دانی کدوم خریـه؟

58
00:05:01,739 --> 00:05:02,740
شما؟

59
00:05:04,617 --> 00:05:06,828
تف توش. اسمم. اسمم رو یادم نیست

60
00:05:09,205 --> 00:05:10,582
‫معاون کلسو صحبت می‌کنه،

61
00:05:11,374 --> 00:05:14,043
توی طبقه‌ی ۱۷ هستم

62
00:05:16,880 --> 00:05:19,798
کلسو، معاون کرین صحبت می‌کنه

63
00:05:19,799 --> 00:05:21,675
جولیت؟ -
لطفاً ادامه بده -

64
00:05:21,676 --> 00:05:22,885
‫معاون کرین، باشه، حلـه

65
00:05:22,886 --> 00:05:25,220
‫اینجا یکم به مشکل خوردیم،

66
00:05:25,221 --> 00:05:26,763
‫ولی بچه‌ها حالشون خوبـه

67
00:05:26,764 --> 00:05:29,725
‫دانی؟ دانی، صدام رو داری؟
‫مرکز صحبت می‌کنه

68
00:05:29,726 --> 00:05:33,896
‫تحویل دیگه ضرورتی نداره.
‫لطفاً به پایگاه برگردید.

69
00:05:33,897 --> 00:05:35,272
دانی کیـه؟

70
00:05:35,273 --> 00:05:37,691
کلسو، میشه تو قطع کنی؟
لطفاً خفه شو

71
00:05:37,692 --> 00:05:39,568
خفه شم؟ -
دانی، شنیدی؟ -

72
00:05:39,569 --> 00:05:42,571
‫تحویل محموله دیگه ضروری نیست

73
00:05:42,572 --> 00:05:44,365
‫لطفاً به پایگاه برگردید

74
00:05:44,866 --> 00:05:46,576
‫دانی صحبت می‌کنه. لغو شد

75
00:05:47,577 --> 00:05:48,703
به پایگاه برمی‌گردیم

76
00:05:52,081 --> 00:05:55,417
‫کلسو. کلسو، کرین صحبت می‌کنه

77
00:05:55,418 --> 00:05:56,668
‫صدام رو می‌شنوی؟

78
00:05:56,669 --> 00:05:58,003
سلام

79
00:05:58,004 --> 00:05:59,087
سلام

80
00:05:59,088 --> 00:06:03,550
.توی طبقه‌ی ۱۷ واقعاً گل کاشتی
معاون جیمز اونجاست؟

81
00:06:03,551 --> 00:06:04,927
تو رو میگه -
چی؟ -

82
00:06:04,928 --> 00:06:06,137
باید رمزی صحبت کنی

83
00:06:06,721 --> 00:06:08,890
…بلد نیستم -
یه کاریش بکن -

84
00:06:11,976 --> 00:06:13,894
…معاون جیمی هستـ -
رمزی -

85
00:06:13,895 --> 00:06:14,896
جیمز

86
00:06:16,189 --> 00:06:21,568
…سلام. خیلی وقتـه ندیدمت
از وقتی منتقل شدم

87
00:06:21,569 --> 00:06:25,069
خانوادت چطورن؟ همه حال‌شون خوبـه؟

88
00:06:27,080 --> 00:06:29,730
اعضای خانوادم حال‌شون روبراهـه

89
00:06:31,079 --> 00:06:32,246
خیلی‌خب، عالیـه

90
00:06:32,247 --> 00:06:35,959
تِرلی… معاون تِرلی چطوره؟

91
00:06:36,543 --> 00:06:37,961
تِرلی؟

92
00:06:38,461 --> 00:06:42,297
.بدش من. آره، مشکلی نیست
.معاون تِرلی خورد زمین و یکم آسیب دید

93
00:06:42,298 --> 00:06:44,384
ولی حالش خوبـه

94
00:06:45,552 --> 00:06:46,761
خیلی‌خب

95
00:06:47,303 --> 00:06:48,721
خیلی‌خب، خوشحالم می‌شنوم

96
00:06:51,224 --> 00:06:54,430
جیمز، یادتـه در مورد مامانت چی بهم گفتی؟

97
00:06:56,104 --> 00:06:59,565
می‌خوام تحقیق کنی ببینی
چه بلایی سرش اومده

98
00:06:59,566 --> 00:07:02,318
کاش می‌تونستم دلیلش رو
…بهت بگم ولی وقت ندارم، پس

99
00:07:03,063 --> 00:07:05,023
کلسو بهت میگه قضیه چیـه. خب؟

100
00:09:35,119 --> 00:09:37,889
« سیلو »
« فصل سوم »
« قسمت هشتم: توده‌ی خاکستری »

101
00:10:01,414 --> 00:10:04,416
مته‌ای که دیدید نمونه‌ی اولیه بود

102
00:10:04,417 --> 00:10:06,084
۹تای دیگه در حال ساختن

103
00:10:06,085 --> 00:10:09,463
۱۰تا مته که هر کدوم پنج‌تا سیلو حفر می‌کنن

104
00:10:09,464 --> 00:10:10,965
۵۰تا سیلو در مجموع

105
00:10:11,466 --> 00:10:13,092
سیلوها برای چی‌ان؟

106
00:10:17,472 --> 00:10:18,597
کاشت بذر

107
00:10:18,598 --> 00:10:21,184
مثل بانک بذر داخل سوالبارد؟

108
00:10:22,310 --> 00:10:23,560
به نوعی

109
00:10:23,561 --> 00:10:25,562
ببخشید. چرا ۱۰تا مته؟

110
00:10:25,563 --> 00:10:28,482
تا بتونیم همزمان ۱۰تا سیلو حفر کنیم

111
00:10:28,483 --> 00:10:30,400
،وقتی حفاری کامل بشه

112
00:10:30,401 --> 00:10:33,238
مته‌ها رو می‌کِشیم بیرون و
میریم سراغ ۱۰تای بعدی

113
00:10:33,988 --> 00:10:36,573
توی یگان مهندسی ارتش
…یه شوخی معروف داشتیم

114
00:10:36,574 --> 00:10:39,701
مهندس‌ها نیمه‌ی پُر لیوان رو
می‌بینن یا خالی؟

115
00:10:39,702 --> 00:10:42,412
خب، گمونم مهندس‌ها خوش‌بینن

116
00:10:42,413 --> 00:10:43,462
پس نیمه‌ی پُر

117
00:10:43,463 --> 00:10:47,045
مهندس‌ها می‌بینن که
نصف ظرفیت لیوان بدون استفاده مونده

118
00:10:49,547 --> 00:10:51,966
مته‌های بیشتری لازم دارید -
چندتای دیگه؟ -

119
00:10:52,549 --> 00:10:55,635
،خب، اگه ۵۰تا سیلو می‌خوای
۵۰تا مته هم لازم دارید

120
00:10:57,595 --> 00:11:01,431
…دنیل، درستـه پولدارم، ولی ۵۰تا مته

121
00:11:01,432 --> 00:11:03,433
استفاده‌ی مجدد از مته‌ها
روی کاغذ جواب میده ولی

122
00:11:03,434 --> 00:11:07,145
درآوردن‌شون از حفره‌های
چند کیلومتری هم هزینه داره

123
00:11:07,146 --> 00:11:09,299
از مدیر پروژه‌ات بپرس اگه مته‌های اضافه رو

124
00:11:09,300 --> 00:11:13,352
،بعد از کار همون پایین رها کنید
چقدر توی هزینه‌ها صرفه‌جویی میشه

125
00:11:13,612 --> 00:11:15,958
۵۰تا سیلو واسه بذر زیاد نیست؟

126
00:11:16,114 --> 00:11:17,959
خب، فقط بذر محصولات کشاورزی نیست

127
00:11:17,960 --> 00:11:21,451
قراره شاهکارهای هنری، ادبی و

128
00:11:21,452 --> 00:11:23,235
علمی دنیا رو هم اونجا انبار کنیم

129
00:11:23,236 --> 00:11:27,576
کسی واسه ساختِ بانک بذر و کتاب‌خونه
پرواز بالای یه منطقه رو ممنوع نمی‌کنه

130
00:11:33,024 --> 00:11:36,027
برای یه مدل بذر دیگه هم هستن

131
00:11:36,718 --> 00:11:37,844
آدما

132
00:11:38,845 --> 00:11:40,805
برای تجدید نسل بشر روی زمین

133
00:11:45,059 --> 00:11:46,435
تجدید نسل بشر؟

134
00:11:46,436 --> 00:11:48,562
پایان دنیا نزدیکـه و

135
00:11:48,563 --> 00:11:50,565
نمیشه جلوش رو گرفت

136
00:11:51,941 --> 00:11:53,401
فقط میشه ازش جون سالم به در برد

137
00:12:03,077 --> 00:12:04,662
چه حسی داری؟

138
00:12:05,413 --> 00:12:06,623
چه حسی دارم؟

139
00:12:07,332 --> 00:12:09,792
چرا؟ کورتیزول خونم رفته بالا؟

140
00:12:10,627 --> 00:12:12,544
فهمیدی شوهرت بهت خیانت کرده

141
00:12:12,545 --> 00:12:15,215
می‌خوای بدونی چه حسی دارم؟ خسته‌ام

142
00:12:16,549 --> 00:12:18,551
قابل درکـه

143
00:12:19,636 --> 00:12:22,596
متأسفانه، الان وقتِ خواب نیست

144
00:12:22,597 --> 00:12:24,056
ساعت ۴ صبحـه

145
00:12:24,057 --> 00:12:26,643
گشت هوایی‌مون دوباره روی
سیلوی ۱۷ پرواز کرده

146
00:12:27,852 --> 00:12:30,855
اجساد کندی و لوکاس ناپدید شدن

147
00:12:32,607 --> 00:12:33,857
،کامیل

148
00:12:33,858 --> 00:12:37,304
باید بفهمی واقعاً چرا اونا رو
فرستادن سیلوی ۱۷

149
00:12:48,373 --> 00:12:51,918
سلام، بابا. پارسال دوست، امسال آشنا

150
00:12:52,502 --> 00:12:53,670
چطوری پیدام کردی؟

151
00:12:54,671 --> 00:12:56,673
رفیقات تو زرد از آب در اومدن

152
00:12:58,341 --> 00:12:59,384
چی می‌خوای؟

153
00:13:06,015 --> 00:13:07,016
هاروود

154
00:13:08,009 --> 00:13:10,858
یه چیزی واسش ساختی و
اون هم در ازاش بهت حقِ زندگی دوباره داد

155
00:13:10,889 --> 00:13:13,814
فقط می‌خوام بدونم توی جابجایی اجناس دزدی

156
00:13:13,815 --> 00:13:15,733
از بخش تدارکات دست داشته یا نه

157
00:13:16,818 --> 00:13:18,278
گورت رو گم کن

158
00:13:23,366 --> 00:13:24,450
…می‌دونی

159
00:13:25,785 --> 00:13:29,080
کل عمرم فقط می‌خواستم یه سؤال ازت بپرسم

160
00:13:29,831 --> 00:13:31,207
چه مزه‌ایـه؟

161
00:13:32,125 --> 00:13:34,043
چی زِرزِر می‌کنی واسه خودت؟

162
00:14:02,197 --> 00:14:03,573
!آهای! اینجا

163
00:14:06,784 --> 00:14:10,163
.آهای، اینجا هم هست
.تا تهِ ته میره

164
00:14:12,436 --> 00:14:13,562
چی هست؟

165
00:14:13,563 --> 00:14:16,919
،من نقاشم و دورِ این صفحه تغییر رنگ داده

166
00:14:16,920 --> 00:14:18,587
انگار در معرض حرارت بوده

167
00:14:18,588 --> 00:14:22,007
انگار جوشش دادن که باز نشه

168
00:14:22,008 --> 00:14:24,635
اثری از جوشکاری دیده نمیشه پس شاید

169
00:14:24,636 --> 00:14:26,471
از داخل جوش داده شده

170
00:14:37,690 --> 00:14:38,691
ممنون

171
00:14:43,738 --> 00:14:44,948
آنتونی چطوره؟

172
00:14:48,159 --> 00:14:49,244
خوبـه

173
00:14:51,766 --> 00:14:54,726
تقریباً خوشحال بود که
…اوضاع داره مثل قبل میشه

174
00:14:55,583 --> 00:14:58,294
وقتی دید من بدونِ تو اومدم خونه

175
00:15:02,298 --> 00:15:07,578
حواسم بهش بود ببینم
…داروها داره اثر می‌کنه یا نه

176
00:15:08,346 --> 00:15:12,225
…به این امید که
همه چی رو فراموش کنه. می‌دونی؟

177
00:15:14,561 --> 00:15:17,494
.تمام این قضایا رو یادش بره
.جر و بحث‌هامون رو

178
00:15:20,525 --> 00:15:22,777
ولی در عین حال وحشت کردم

179
00:15:27,407 --> 00:15:29,367
ناف اون بچه رو با آبمیوه بُریدن

180
00:15:31,578 --> 00:15:33,913
از همه دیرتر روش اثر می‌کنه

181
00:15:39,752 --> 00:15:40,753
آره

182
00:15:44,507 --> 00:15:49,053
گفتی یه راهی هست که
نذاریم سیلوی ۱ هممون رو بکُشه

183
00:15:53,600 --> 00:15:56,643
جولیت می‌خواست دوستاش رو
بفرسته اون یکی سیلو

184
00:15:56,644 --> 00:15:59,689
گفتن چندتا بچه اونجان که کمک می‌خوان

185
00:16:04,194 --> 00:16:06,987
لوکاس و کندی جای جولیت رفتن و زنده نموندن

186
00:16:06,988 --> 00:16:09,615
می‌خوام بدونم چرا اونا رو فرستاد -
خودت گفتی چندتا بچه اونجان -

187
00:16:09,616 --> 00:16:12,160
خودم می‌دونم چی گفتم. بیخیال، راب

188
00:16:14,829 --> 00:16:19,382
دارم می‌پرسم چرا اونا؟

189
00:16:20,251 --> 00:16:24,214
اصلاً چرا حاضر شده
دوستای صمیمی‌اش رو بفرسته؟

190
00:16:27,091 --> 00:16:28,092
راب

191
00:16:33,598 --> 00:16:36,017
سعی کردی اتفاقی که
اونجا واسش افتاده رو از ذهنش پاک کنی

192
00:16:37,101 --> 00:16:41,523
ولی موفق نشدی، الان هم امیدوارم موفق نشی

193
00:16:43,024 --> 00:16:45,497
اون بچه‌ها شاهد اتفاقات وحشتناکی بودن

194
00:16:45,652 --> 00:16:49,697
اگه باورت نمیشه که واقعاً می‌خواد
…به اون بچه‌ها کمک کنه

195
00:16:51,574 --> 00:16:53,907
پس دیگه اون آدمی نیستی که می‌شناختم

196
00:17:18,810 --> 00:17:20,395
آره، گرفتمش. بده من

197
00:17:21,937 --> 00:17:24,107
آره. از داخل جوش خورده

198
00:17:34,909 --> 00:17:35,910
چیـه؟

199
00:17:37,620 --> 00:17:40,874
.شرمنده، جیمی
.یه جسد با لباس پاکسازی اونجاست

200
00:17:48,172 --> 00:17:50,425
خودش رو اون داخل حبس کرده؟

201
00:17:53,386 --> 00:17:56,389
چرا همچین کاری کرده؟
…حتماً خبر داشته که

202
00:17:59,267 --> 00:18:00,685
باید جابجاش کنیم

203
00:18:02,687 --> 00:18:04,105
جلوی لوله رو گرفته

204
00:18:12,947 --> 00:18:13,948
خیلی‌خب

205
00:18:19,787 --> 00:18:21,789
خیلی‌خب. بریم -
نه، نه، نه -

206
00:18:23,917 --> 00:18:27,253
مردمِ سیلوم قراره بمیرن

207
00:18:28,546 --> 00:18:30,924
تک‌تکِ‌شون

208
00:18:31,716 --> 00:18:34,219
اگه جیمی راضی نیست
،جنازه‌ی مامانش رو جابجا کنیم

209
00:18:35,136 --> 00:18:36,429
پس از جاش جُم نمی‌خوره

210
00:18:41,601 --> 00:18:42,602
کیر توش

211
00:18:43,561 --> 00:18:44,979
خواهش می‌کنم

212
00:18:53,057 --> 00:18:54,432
دنبال چی هستی؟

213
00:18:54,614 --> 00:18:56,823
رفیقت هاروود داره تجهیزات می‌دزده

214
00:18:56,824 --> 00:18:59,110
خب، چرا اومدید اینجا؟
من هیچی دربارش نمی‌دونم

215
00:18:59,111 --> 00:19:00,786
چون کاری واسش کردی که

216
00:19:00,787 --> 00:19:03,664
باعث شد از معدن بیای بیرون و
یه زندگی تازه نصیبت بشه

217
00:19:03,665 --> 00:19:06,051
نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنه

218
00:19:07,210 --> 00:19:11,588
از پسرت درباره‌ی تو پرسیدم و
بهم گفت گورم رو گم کنم

219
00:19:11,589 --> 00:19:14,383
ده دقیقه‌ی پیش اومد کلانتری و

220
00:19:14,384 --> 00:19:16,134
گفت پیدات کرده

221
00:19:16,135 --> 00:19:21,515
،دوستم گفت یه دختره به قتل رسیده
وظیفه‌امـه اگه کاری ازم برمیاد انجام بدم

222
00:19:21,516 --> 00:19:23,809
اولین باره همچین چیزی می‌شنوم

223
00:19:23,810 --> 00:19:25,185
…هیچی درباره‌ی

224
00:19:25,186 --> 00:19:28,798
من و هنک تازه فهمیدیم که
تجهیزاتی که دزدیده میشدن ممکنـه

225
00:19:28,799 --> 00:19:31,281
منجر به مرگ هممون در تاریکی بشن

226
00:19:31,985 --> 00:19:37,533
اونقدر قضیه وحشتناک و جدیـه که
هنوز نمی‌تونم هضمش کنم

227
00:19:38,562 --> 00:19:43,191
ولی چیزی که می‌دونم اینـه که
،این زنی که یه بار توی زندگیم دیدم

228
00:19:43,246 --> 00:19:46,957
به نظرم آدم خوب و با ملاحظه‌ای اومد و

229
00:19:46,958 --> 00:19:50,669
فقط می‌خواست دزدِ تجهیزات رو پیدا کنه تا

230
00:19:50,670 --> 00:19:54,396
جون هممون رو نجات بده، ولی به قتل رسید

231
00:19:54,716 --> 00:19:57,801
یه حسی بهم میگه
،سر و سری که با هاروود داشتی

232
00:19:57,802 --> 00:20:00,179
بی‌تأثیر نبوده -
کیر توش -

233
00:20:06,019 --> 00:20:07,687
چه گوهی خوردی؟

234
00:20:08,855 --> 00:20:13,695
،ببین، برام مهم نیست چه غلطی کردی
همین که اورلا کنت رو نکُشته باشی کاریت ندارم

235
00:20:15,940 --> 00:20:19,735
…هر چی بهت میگم، باید قول بدی

236
00:20:20,783 --> 00:20:23,161
بعداً دودش تو چشمم نره

237
00:20:23,745 --> 00:20:25,163
قول میدم

238
00:20:29,375 --> 00:20:34,171
یه شب من و هاروود مست کرده بودیم و
چرت و پرت می‌گفتیم

239
00:20:34,172 --> 00:20:36,090
…بعد یه ایده به سرم زد

240
00:20:37,926 --> 00:20:40,511
نباید بلند می‌گفتم، ولی گفتم

241
00:20:42,764 --> 00:20:45,516
،چند ماه بعد
هاروود اومد سراغم

242
00:20:48,019 --> 00:20:52,565
گفت: «طرحش رو بکُش تا
«یه شانس دوباره واسه زندگی بهت بدم

243
00:20:54,108 --> 00:20:55,276
ساختش؟

244
00:20:56,778 --> 00:20:58,112
روحم هم خبر نداره

245
00:21:01,199 --> 00:21:02,242
طرحش رو بکِش

246
00:21:04,244 --> 00:21:05,662
این سیلوی شماره‌ی یکـه

247
00:21:06,663 --> 00:21:09,832
هفت‌تا گروه دورش هستن

248
00:21:10,416 --> 00:21:11,834
این گروه ماست

249
00:21:15,129 --> 00:21:16,422
این سیلوی ماست

250
00:21:18,132 --> 00:21:20,217
،حالا، اگه داخل سیلوی ۱ باشی

251
00:21:20,218 --> 00:21:25,473
چطوری یه لوله‌ی سم واسه هر سیلو می‌کِشی؟

252
00:21:28,226 --> 00:21:31,728
.۴۹تا لوله‌ی مجزا نمی‌کِشم
.درصد خطا میره بالا

253
00:21:31,729 --> 00:21:37,794
،پس، به هر گروه یه لوله می‌کِشم
در مجموع هفت لوله

254
00:21:39,612 --> 00:21:46,260
بعد از هر کدوم هفت‌تا لوله به سیلوها می‌کِشم

255
00:21:48,830 --> 00:21:50,582
ولی چرا همچین لوله‌هایی کار گذاشتن؟

256
00:21:53,126 --> 00:21:55,295
چرا باید بخوان یه سیلوی کامل رو نابود کنن؟

257
00:21:55,837 --> 00:21:59,590
نمی‌دونم، ولی حداقل باید این احتمال رو

258
00:21:59,591 --> 00:22:02,968
در نظر بگیریم که دلیل خوبی براش دارن

259
00:22:02,969 --> 00:22:06,805
میگی چیکار کنیم؟
،با اینکه نمی‌دونیم انگیزه‌شون چیـه

260
00:22:06,806 --> 00:22:08,724
جون تمام افراد سیلو رو به خطر بندازیم؟

261
00:22:08,725 --> 00:22:09,726
آره

262
00:22:11,603 --> 00:22:14,771
چرا؟ -
چون اگه بتونیم لوله‌ها رو مسدود کنیم و -

263
00:22:14,772 --> 00:22:17,609
،قابلیتِ کشتن‌مون رو ازشون سلب کنیم

264
00:22:18,693 --> 00:22:22,113
اونوقت می‌تونیم باهاشون صحبت کنیم

265
00:22:23,489 --> 00:22:29,787
اگه دلیل قانع‌کننده‌ای برای
،قدرتِ نابودیِ سیلوها داشتن

266
00:22:30,663 --> 00:22:36,544
اونوقت راهِ لوله‌ها رو باز می‌کنیم و
جامِ فراموشی رو سر می‌کشیم

267
00:22:37,435 --> 00:22:43,495
ولی فکر نمی‌کنم دلیل منطقی‌ای برای
کارهاشون داشته باشن

268
00:22:45,582 --> 00:22:47,882
…سال‌هایی که مشغول انجام وظیفه بودم

269
00:22:49,803 --> 00:22:52,297
…اغلب هم دست به کارهای شنیعی می‌زدم

270
00:22:54,354 --> 00:22:58,566
همش به خودم می‌گفتم که

271
00:22:59,442 --> 00:23:05,448
این کارها لازمـه و به صلاح همه‌ست

272
00:23:13,331 --> 00:23:17,627
زنی رو… مسموم کردم

273
00:23:20,547 --> 00:23:26,344
زنی که… به نوبه‌ی خودم عاشقش بودم

274
00:23:29,013 --> 00:23:30,431
مری مدوس

275
00:23:32,684 --> 00:23:38,914
بهم گفته شد مرگش برای جلوگیری از

276
00:23:39,518 --> 00:23:42,998
نابودیِ کامل سیلو لازمـه

277
00:23:50,326 --> 00:23:51,828
ولی همش دروغ بود

278
00:23:57,417 --> 00:24:01,462
نمی‌تونم کارهایی که کردم رو جبران کردم

279
00:24:03,965 --> 00:24:09,304
ولی هر کاری بتونم می‌کنم تا
جلوی این استبداد رو بگیرم

280
00:24:11,931 --> 00:24:13,141
خیلی حس مزخرفیـه

281
00:24:16,144 --> 00:24:17,353
چی؟

282
00:24:21,232 --> 00:24:22,358
اینکه دیگه ازت بدم نمیاد

283
00:24:31,492 --> 00:24:33,286
…اینی که جلومـه

284
00:24:34,871 --> 00:24:37,290
بازتاب حس و حال منـه یا تو؟

285
00:24:37,832 --> 00:24:39,917
شوهرت گفت نقشه‌شون چیـه؟

286
00:24:39,918 --> 00:24:43,129
نه. ولی می‌دونیم می‌خوان
جلوی پادمان رو بگیرن

287
00:24:43,963 --> 00:24:47,050
می‌خوام بدونم چطوری می‌تونن
این کار رو بکنن

288
00:24:47,926 --> 00:24:49,552
نمی‌تونم بهت بگم

289
00:24:50,220 --> 00:24:51,221
خیلی‌خب

290
00:24:52,597 --> 00:24:57,434
خیلی‌خب. پس بزن همین الان
هممون رو بکُش

291
00:24:57,435 --> 00:25:03,107
،چون تا بهم نگی چطور ممکنـه این کار رو بکنن
نمی‌تونم جلوشون رو بگیرم

292
00:25:06,986 --> 00:25:12,491
،خطرات پیشِ رومون زیادن؛ جنگ هسته‌ای
،فروپاشیِ اقلیمی، پاندمی‌های ویروسی

293
00:25:12,492 --> 00:25:15,869
برخورد سیارک، هوش مصنوعی و
چیزهایی که روح‌مون هم ازشون خبر نداره

294
00:25:15,870 --> 00:25:17,747
…ولی گل سرسبدشون

295
00:25:18,289 --> 00:25:20,829
…اونی که از همه مهلک‌تره

296
00:25:21,840 --> 00:25:25,019
همونیـه که من به خاطرش
ثروتمندترین آدم تاریخم

297
00:25:26,266 --> 00:25:27,767
فناوری نانو

298
00:25:28,716 --> 00:25:33,960
،نه فقط به خاطر اینکه نامرئیـه
…به خاطر اینکه می‌دونستم… من

299
00:25:34,668 --> 00:25:40,507
می‌دونستم یکی از کشورهای دشمن
به زودی متوجه میشه که

300
00:25:40,615 --> 00:25:45,995
ساخت سلاح با فناوری نانو به مراتب
ارزون‌تر از ساخت سلاح هسته‌ایـه

301
00:25:47,235 --> 00:25:50,593
هیچکدوم از این خطراتی که گفتی
قریب‌الوقوع هستن؟

302
00:25:50,594 --> 00:25:54,992
این حقیقت که بالاخره
یه اتفاقی میفته اجتناب‌ناپذیره

303
00:25:54,993 --> 00:25:57,013
،اما وقتی خطر برسه بیخِ گوش‌مون

304
00:25:57,014 --> 00:26:00,289
دیگه وقتِ مناسبی واسه
شروع یه پروژه به این عظمت نیست

305
00:26:00,290 --> 00:26:01,748
اون همه ما رو عذاب دادید

306
00:26:01,749 --> 00:26:04,251
خیال می‌کردیم قراره بمیریم

307
00:26:04,252 --> 00:26:07,505
آره. چون می‌خواستیم درک کنید

308
00:26:08,131 --> 00:26:12,926
می‌خواستیم یکی از خطراتی که
باهاش روبرو هستیم رو تجربه کنید

309
00:26:12,927 --> 00:26:14,386
چرا بهمون نگفتید؟

310
00:26:14,387 --> 00:26:16,763
،چون اگه خبر پروژه‌ی سیلوها درز پیدا کنه

311
00:26:16,764 --> 00:26:18,807
دو پیامد ممکنـه داشته باشه

312
00:26:18,808 --> 00:26:22,603
یک: شاید دشمنامون وقتی بفهمن
،به زودی دست‌شون ازمون کوتاه میشه

313
00:26:22,604 --> 00:26:25,689
دست از تلاش برای نابودی‌مون بردارن

314
00:26:25,690 --> 00:26:27,316
دو: شاید هم برعکسش عمل کنن

315
00:26:27,317 --> 00:26:29,109
قبل از اتمام پروژه نابودش کنن -
آره -

316
00:26:29,110 --> 00:26:31,904
…تا یکی دو سال دیگه -
یا سه چهار سال -

317
00:26:31,905 --> 00:26:34,740
…وقتی خبرهای پروژه‌مون به گوش بقیه برسه

318
00:26:34,741 --> 00:26:36,450
مطمئن میشیم که حتماً خبرش بپیچه

319
00:26:36,451 --> 00:26:38,536
«بهش میگن «دسته‌گلِ استنسن

320
00:26:39,245 --> 00:26:41,496
از این بابت هم مطمئن میشیم

321
00:26:41,497 --> 00:26:45,569
برای اینکه تمام دنیا خیال کنن که همه‌ی اینا

322
00:26:45,570 --> 00:26:49,599
زاییده‌ی جنونِ یه آدم روانیـه که
پول‌هاش زیادی کرده

323
00:26:50,126 --> 00:26:54,672
ولی از صمیم قلب آرزو می‌کنیم
واقعاً یه پروژه‌ی احمقانه باقی بمونه و

324
00:26:54,673 --> 00:26:57,118
هیچوقت ازش استفاده نشه

325
00:26:57,138 --> 00:27:01,808
یادمـه بابام بزرگ‌ترین جعبه‌ابزاری که
توی عمرم دیده بودم رو

326
00:27:01,809 --> 00:27:03,727
:با خودش می‌برد سر کار و می‌گفت

327
00:27:03,728 --> 00:27:08,448
،ابزاری رو داشته باشی و به کار نیاد»
«بهتر از اینـه که موقع لزوم لنگ بمونی

328
00:27:09,359 --> 00:27:12,569
،منظورت از کشورهای دشمن
شامل ایران هم میشه؟

329
00:27:12,570 --> 00:27:17,462
،آره. چون نگرانی‌ام بی‌جا نبود
مثل اینکه پروژه‌ی یه نانو شروع کردن

330
00:27:17,463 --> 00:27:20,869
،سعی کردیم باهاشون مذاکره کنیم
…تهدیدشون کردیم

331
00:27:20,870 --> 00:27:23,705
یه بمب الکترونیکی توی
منطقه‌ی فناوری دالس ترکوندن تا

332
00:27:23,706 --> 00:27:26,041
هوش مصنوعی و فناوری نانوی ما رو فلج کنن

333
00:27:26,042 --> 00:27:29,575
گفتیم بمب کثیف بوده چون مردم می‌دونن چیـه

334
00:27:29,576 --> 00:27:33,799
.ولی در واقع یه سلاح نانو بود
.همین ما رو کِش داد سمتِ جنگ

335
00:27:33,800 --> 00:27:36,301
میشه بگید چه بلایی
سر اسکادران من اومد؟

336
00:27:36,302 --> 00:27:40,806
با کمکِ عملیات شما تونستیم تأسیساتِ
نانوی مخفی‌ای که ایران توی کوهستان‌های

337
00:27:40,807 --> 00:27:43,809
…نزدیک مرز ترکمنستان -
عملیات ما نیمه‌تموم موند -

338
00:27:43,810 --> 00:27:45,227
یه ابری توی آسمون بود

339
00:27:45,228 --> 00:27:48,647
،ابری که از داخلش رد شدید
سلاح نانویی ایران بود و

340
00:27:48,648 --> 00:27:50,566
کنترل هواپیماهاتون رو به دست گرفت

341
00:27:50,567 --> 00:27:53,068
به هدف نرسیدیم

342
00:27:53,069 --> 00:27:54,695
نقشه‌ی دوم هم داشتیم -
که اینطور -

343
00:27:54,696 --> 00:27:57,406
دنیل، رفقات توی یگان مهندسی ارتش

344
00:27:57,407 --> 00:28:00,534
دو سال رو مشغول حرف یه تونل ۱۲۰ کیلومتری

345
00:28:00,535 --> 00:28:03,662
از ترکمنستان تا زیر تأسیسات ایران بودن

346
00:28:03,663 --> 00:28:06,296
،به محض اینکه به اسکادران شما حمله شد

347
00:28:06,297 --> 00:28:11,443
ما با یه کلاهک هسته‌ایِ سبک
تأسیسات‌شون رو با خاک یکسان کردیم

348
00:28:11,880 --> 00:28:12,963
وایسا ببینم

349
00:28:12,964 --> 00:28:17,426
کسی واسه نقشه‌ی دوم تونل ۱۲۰ کیلومتری
حفر نمی‌کنه و سلاح هسته‌ای نمی‌بره داخلش

350
00:28:17,427 --> 00:28:19,803
،هدفِ عملیات شارلوت فقط تحریکِ اونا بوده

351
00:28:19,804 --> 00:28:23,390
برای اینکه ببینید ماسماسک‌های نانویی ایران
تا چه حد پیشرفته‌ست. درست میگم؟

352
00:28:23,391 --> 00:28:25,264
می‌دونستید تیمش ناکام می‌مونه ولی

353
00:28:25,265 --> 00:28:27,935
عینِ خیالتون هم نبود چون
بمب هسته‌ای به هر حال کار خودش رو می‌کرد

354
00:28:27,936 --> 00:28:29,662
شارلوت، حالت خوبـه؟ -
…که یعنی -

355
00:28:29,663 --> 00:28:32,040
شارلوت و دوستاش صرفاً طعمه بودن

356
00:28:37,733 --> 00:28:40,193
‫الان با این حرف می‌خواستی به چی برسی؟

357
00:28:42,744 --> 00:28:44,287
‫- شارلوت
‫- شارلوت

358
00:28:49,125 --> 00:28:50,542
‫عالی شد

359
00:28:50,543 --> 00:28:51,586
‫شارلوت

360
00:28:52,503 --> 00:28:53,588
‫شارلوت

361
00:28:56,507 --> 00:28:58,176
‫شارلوت، چیزی نیست

362
00:28:59,427 --> 00:29:01,512
‫چیزی نیست. هی. هی

363
00:29:02,847 --> 00:29:05,390
‫- بذار ویکتور کارش رو بکنه
‫- من رو ببین. چیزی نیست

364
00:29:05,391 --> 00:29:06,725
‫- باشه
‫- جات امنـه. حالت خوبـه

365
00:29:06,726 --> 00:29:08,228
‫بیا تمرین‌ها رو انجام بدیم، باشه؟

366
00:29:10,813 --> 00:29:12,814
‫نگه دار. خیلی‌خب

367
00:29:12,815 --> 00:29:13,858
‫بده بیرون

368
00:29:15,068 --> 00:29:16,611
‫- دوباره
‫- باشه

369
00:29:17,529 --> 00:29:18,821
‫- باشه
‫- چیزیت نیست

370
00:29:19,405 --> 00:29:21,074
‫- باشه
‫- حالت خوبـه

371
00:29:26,704 --> 00:29:29,248
‫- باید عذرخواهی کنم
‫- آره، باید بکنی

372
00:29:29,249 --> 00:29:30,750
‫فقط یه لحظه بهش فرصت بده

373
00:29:32,460 --> 00:29:36,089
‫الان یه خاطره از پدر و مادرتون
‫به خواهرت کمک می‌کنه

374
00:29:37,298 --> 00:29:39,258
‫حتماً

375
00:29:39,259 --> 00:29:41,510
‫چیزی یادم نمیاد، ولی…

376
00:29:41,511 --> 00:29:43,429
‫توی مزرعه بزرگ شدید دیگه، درستـه؟

377
00:29:44,556 --> 00:29:45,932
‫- درستـه
‫- آره

378
00:29:48,935 --> 00:29:50,435
‫این کار دو نفره‌ست، خب؟

379
00:29:50,436 --> 00:29:52,235
‫تهِ تهش همینـه

380
00:29:52,236 --> 00:29:54,314
‫جفتمون باید باهاش حرف بزنیم،
‫یه فکری بکنیم

381
00:29:54,315 --> 00:29:56,693
‫چون یارو یکم شیش می‌زنه.
‫یه جوریـه کلاً.

382
00:29:56,694 --> 00:29:58,403
‫- پاتریک
‫- چشمش که اونجوریـه و

383
00:29:58,404 --> 00:30:00,072
‫- کلاً قضیه…
‫- از پسش برمیای

384
00:30:00,810 --> 00:30:02,644
‫تو از کجا می‌دونی از پسش برمیام؟

385
00:30:02,692 --> 00:30:07,279
‫نمی‌دونم. فکر کنم باید می‌گفتم ‫که
باید از پسش بربیای

386
00:30:07,287 --> 00:30:10,799
‫لوکاس، من این‌کاره نیستم.
‫کار خودتـه، خب؟

387
00:30:10,800 --> 00:30:12,791
‫من همونم که باور داشت بیرون گل و بلبلـه

388
00:30:12,792 --> 00:30:13,876
‫- باشه
‫- و…

389
00:30:13,877 --> 00:30:15,043
‫- پاتریک…
‫- بله؟

390
00:30:15,044 --> 00:30:19,756
‫تو همونی هستی که خیلی‌ها ‫رو
قانع کردی ازت پیروی کنن

391
00:30:19,757 --> 00:30:22,467
‫- دقیقاً. من متخصص تفت دادنم
‫- آره

392
00:30:22,468 --> 00:30:25,429
‫آره، خب برو تفت بده

393
00:30:25,430 --> 00:30:27,682
‫نمی‌دونم کجاست!

394
00:30:28,349 --> 00:30:29,350
‫من می‌دونم

395
00:30:38,526 --> 00:30:40,402
‫واقعاً هاروود این رو ساخته؟

396
00:30:40,403 --> 00:30:42,947
‫- اینطور فکر می‌کنیم
‫- خیلی چیزها رو توجیه می‌کنه

397
00:30:43,477 --> 00:30:46,479
‫پدرم لاشیـه. ولی مهندس فوق‌العاده‌ایـه

398
00:30:46,534 --> 00:30:48,995
‫پس چرا نصف عمرش رو توی معدن گذرونده؟

399
00:30:49,913 --> 00:30:51,622
‫چون لاشیـه

400
00:30:51,623 --> 00:30:52,874
‫کجاست؟

401
00:30:53,499 --> 00:30:56,501
‫دیدم که اورلا با شهردار درباره‌ی
تجهیزات ساخت و ساز حرف می‌زد

402
00:30:56,502 --> 00:30:58,212
‫کجا؟ چی شده که من ندیدم؟

403
00:30:58,213 --> 00:31:01,006
‫باید اون طرفِ دیوار باشه.
‫پس یه در هست.

404
00:31:01,007 --> 00:31:04,302
‫حدس ما اینـه که اورلا پیداش کرده بوده،
‫برای همین کُشتنش

405
00:31:05,970 --> 00:31:08,097
‫می‌ترسیدن بابت دزدی تحویلشون بده

406
00:31:09,066 --> 00:31:11,735
‫ساختنِ این به تنهایی ‫کافیـه ‫تا
بفرستنشون پاکسازی

407
00:31:38,628 --> 00:31:39,629
‫هی

408
00:31:55,603 --> 00:32:00,024
‫توی سیلوی من، مردم از حرفایی که
‫درباره‌ی بیرون می‌زدم خوششون میومد…

409
00:32:02,502 --> 00:32:06,005
‫اینکه بیرون در واقع قشنگـه ‫و
دارن بهمون دروغ میگن

410
00:32:07,073 --> 00:32:08,992
‫معلوم شد همش کسشعر محض بوده

411
00:32:13,454 --> 00:32:16,416
‫دوریس اگه بود از خنده پاره میشد

412
00:32:18,334 --> 00:32:20,086
‫وقتی زنده بود،

413
00:32:21,045 --> 00:32:23,256
همه از اون پیروی می‌کردن

414
00:32:24,007 --> 00:32:25,717
من هم از اون پیروی می‌کردم

415
00:32:31,848 --> 00:32:33,766
مرغش یه پا داشت

416
00:32:35,310 --> 00:32:37,269
‫فکر کنم اگه هنوز زنده بود…

417
00:32:37,270 --> 00:32:39,272
.باعث میشد سر عقل بیام
‫یه جوری…

418
00:32:40,815 --> 00:32:41,858
‫بگذریم

419
00:32:42,483 --> 00:32:47,447
‫توی سیلوی شما، رسم خاصی دارید که
‫وقتی یکی… می‌میره انجام بدید؟

420
00:32:52,744 --> 00:32:55,371
تابحال کسی از آشناهام نمُرده

421
00:32:58,833 --> 00:33:00,793
تا اینکه همه یه جا مُردن

422
00:33:04,047 --> 00:33:05,131
‫صحیح

423
00:33:09,376 --> 00:33:15,131
‫ما یه رسمی داریم که همه
‫توی باغ میوه جمع میشن، خب؟

424
00:33:15,132 --> 00:33:17,522
‫و یه ملافه می‌کِشن روی…

425
00:33:18,311 --> 00:33:20,605
‫روی جسد، بعد می‌فرستنش تهِ یه چاله

426
00:33:21,329 --> 00:33:24,624
‫بعدش هم درباره‌ی مُرده
‫حرفای خیلی قشنگ می‌زنن

427
00:33:25,443 --> 00:33:28,111
‫یه گاز از میوه می‌زنن ‫و
بقیه‌اش رو میندازن توی چاله

428
00:33:28,112 --> 00:33:29,822
‫کار… کار قشنگیـه

429
00:33:34,911 --> 00:33:36,896
‫دوریس زیر یه درخت هلو دفن شده

430
00:33:38,915 --> 00:33:40,583
‫هیچوقت بیرون رو نمی‌بینه

431
00:33:42,043 --> 00:33:45,295
‫ولی می‌دونی،
‫تنش غذای اون درخت شده

432
00:33:45,296 --> 00:33:51,552
‫شاید یه روز، کسایی که اون میوه رو
‫می‌خورن بتونن بیرون زندگی کنن

433
00:33:51,553 --> 00:33:53,972
‫یه تیکه کوچیک از اون هم با خودشون ببرن

434
00:33:55,778 --> 00:34:00,394
‫خلاصه، توی این فکر بودم که ما هم…
‫می‌تونیم این کار رو برای مادرت بکنیم

435
00:34:00,395 --> 00:34:03,605
‫چون اون بچه‌ها مرگ و میر زیاد دیدن

436
00:34:03,606 --> 00:34:06,126
‫گفتم شاید خوب باشه که

437
00:34:07,026 --> 00:34:09,903
‫از الان اینجوری مُرده‌ها رو به یاد بیارن

438
00:34:25,926 --> 00:34:29,054
‫تو هم باهاشون برو، جیمی.
‫اینجا رو بسپر به ما.

439
00:34:32,218 --> 00:34:34,095
‫واقعاً می‌خوام بدونم چه اتفاقی افتاده

440
00:34:37,390 --> 00:34:38,391
‫باشه

441
00:34:40,517 --> 00:34:41,519
‫آره

442
00:34:47,262 --> 00:34:48,847
‫تف بهش!

443
00:34:49,537 --> 00:34:51,122
‫میشه یکم نور بندازی؟

444
00:34:57,118 --> 00:34:58,536
‫لوله رو می‌بینم

445
00:34:59,218 --> 00:35:01,888
‫انگار با اره‌ی دستی بریدتش

446
00:35:02,790 --> 00:35:06,961
‫فکر کنم از مشعل جوشکاریش
‫استفاده کرده تا…

447
00:35:07,587 --> 00:35:09,463
‫سمی که موقع بُریدن

448
00:35:09,464 --> 00:35:13,301
‫از لوله خارج می‌شده رو بسوزونه ‫تا
بتونه درپوش رو به لوله جوش بده

449
00:35:14,385 --> 00:35:17,889
‫نمی‌دونم، لابد سمی که بیرون می‌زده
‫بیشتر از حد انتظارش بوده

450
00:35:22,977 --> 00:35:24,604
‫کپسول‌های جوشکاری خالی‌ان

451
00:35:25,563 --> 00:35:27,272
‫- میشه کمکم کنی؟
‫- آره

452
00:35:27,273 --> 00:35:28,358
‫دارمت

453
00:35:28,900 --> 00:35:30,276
‫آروم بیا. آروم

454
00:35:33,029 --> 00:35:38,617
‫مادرت فهمیده که سوختش
‫داره تموم میشه، خب؟

455
00:35:38,618 --> 00:35:39,619
‫برای همین…

456
00:35:40,954 --> 00:35:43,622
‫تصمیم گرفته دریچه رو از داخل جوش بده

457
00:35:43,623 --> 00:35:46,417
‫چون فقط اینجوری می‌تونسته
‫جلوی پخش شدن سم رو بگیره

458
00:35:47,877 --> 00:35:50,630
‫جیمی، بابات در راه نجاتِ تو مُرده

459
00:35:52,131 --> 00:35:54,884
مامانت هم در راه نجاتِ سیلو

460
00:36:08,314 --> 00:36:10,983
‫به گفته‌ی لوکاس،
‫مادر جیمی لوله رو با اره بریده

461
00:36:10,984 --> 00:36:13,652
‫حتی با شعله هم یه مقدار سم نشت می‌کرده

462
00:36:13,653 --> 00:36:16,154
‫پس به جای بریدن، لوله رو پرس می‌کنیم

463
00:36:16,155 --> 00:36:19,966
‫هوا ازش رد نمیشه ‫ولی
برای محکم‌کاری پایین‌ترِ لوله رو هم می‌بُریم

464
00:36:19,967 --> 00:36:22,953
‫درپوش می‌ذاریم ‫و جوشش میدیم

465
00:36:22,954 --> 00:36:26,164
‫چطور به لوله می‌رسید؟
‫اونا حفره کنده بودن

466
00:36:26,165 --> 00:36:27,375
‫دریل چکشی

467
00:36:28,084 --> 00:36:29,167
‫صداش خیلی بلنده

468
00:36:29,168 --> 00:36:31,545
‫دقیقاً. پس سعی نمی‌کنیم قایمش کنیم

469
00:36:31,546 --> 00:36:34,840
‫یه نفر رو به عنوان سرپرست
‫نیروی خدمات می‌فرستیم تا

470
00:36:34,841 --> 00:36:37,634
‫کار تدی و گروهش رو چک کنه

471
00:36:37,635 --> 00:36:39,845
‫میگه یکی رو نیاز داریم ‫که
عملیات حفاری انجام بده تا

472
00:36:39,846 --> 00:36:42,265
‫طبقه رو آب نبره

473
00:36:43,766 --> 00:36:45,517
‫می‌تونه جواب بده

474
00:36:45,518 --> 00:36:47,144
‫خب، کی رو بفرستیم بالا؟

475
00:36:47,145 --> 00:36:49,021
‫یکی که سرپرست بودن بهش بیاد

476
00:36:49,022 --> 00:36:51,524
‫من می‌تونم ولی جلب توجه می‌کنم، پس…

477
00:37:03,439 --> 00:37:06,025
‫هر چیزی که دو نفر می‌تونن
‫جابجا کنن رو جابجا کردیم

478
00:37:07,916 --> 00:37:09,417
‫شاید اینجا نیست

479
00:37:10,210 --> 00:37:12,044
‫شاید توی منابع حیاتیـه

480
00:37:12,045 --> 00:37:14,130
‫خب پس، بریم منابع حیاتی

481
00:37:15,715 --> 00:37:18,675
‫اگه چیزی که در رو پوشونده
‫با دو نفر جابجا میشه،

482
00:37:18,676 --> 00:37:21,512
‫اونوقت راحت ممکنـه یکی اتفاقی پیداش کنه

483
00:37:23,973 --> 00:37:25,600
‫سنگین‌ترین چیزِ اینجا چیـه؟

484
00:37:36,319 --> 00:37:37,320
‫بچه‌ها…

485
00:37:43,993 --> 00:37:44,994
‫وایسا

486
00:37:46,454 --> 00:37:47,455
‫ناکس

487
00:38:14,607 --> 00:38:16,900
‫- لعنتی!
‫- چی شده؟

488
00:38:16,901 --> 00:38:19,153
‫فکر کنم فرستادیمش سمت دریچه‌ی اشتباهی

489
00:38:20,363 --> 00:38:22,573
‫فرض کنیم این تقریباً درستـه

490
00:38:22,574 --> 00:38:26,410
‫لوله‌ها از اینجا وارد سیلوها میشن

491
00:38:26,411 --> 00:38:29,538
‫دوربین ما بیرون رو در این جهت نشون میده

492
00:38:29,539 --> 00:38:32,792
‫همون جهتی که من رفتم،
‫تقریباً توی یه خط صاف

493
00:38:33,293 --> 00:38:37,505
‫وقتی رسیدم به تپه‌ی نزدیک سیلوی ۱۷،
‫دوربین‌شون دیده میشد

494
00:38:38,006 --> 00:38:39,966
‫به این سمتـه

495
00:38:43,469 --> 00:38:45,387
‫جهت سیلوی اونا فرق داره

496
00:38:45,388 --> 00:38:48,098
‫شرلی هم داره میره اینجا تا
‫دریچه رو باز کنه،

497
00:38:48,099 --> 00:38:50,365
‫در حالی که دریچه‌ای که
‫باید بره سمتش اینجاست

498
00:38:52,645 --> 00:38:54,647
‫خیلی‌خب، باید جلوش رو بگیرم

499
00:39:00,653 --> 00:39:05,241
‫بابت حرفی که زدم
‫از شارلوت عذرخواهی کردم

500
00:39:06,075 --> 00:39:08,285
‫عصبانی بودم. ولی نه از تو…

501
00:39:08,286 --> 00:39:09,495
‫خلاصه…

502
00:39:10,288 --> 00:39:13,290
‫معمولاً سعی می‌کنم میل
‫به حقیقت‌گویی در برابر قدرت رو

503
00:39:13,291 --> 00:39:15,627
‫به کسایی که واقعاً قدرت دارن محدود کنم

504
00:39:17,170 --> 00:39:18,421
‫خیلی‌خب

505
00:39:19,214 --> 00:39:20,339
‫چیـه؟

506
00:39:20,340 --> 00:39:21,465
همش فیلمتـه

507
00:39:21,466 --> 00:39:24,546
‫فکر کردی اولین روزنامه‌نگاری هستی ‫که
اینجوری بهم حمله می‌کنه؟

508
00:39:24,844 --> 00:39:27,305
‫رو کن ببینم. راحت باش. بپرس

509
00:39:27,931 --> 00:39:28,932
‫باشه

510
00:39:30,433 --> 00:39:33,143
‫هزینه‌ی اداره‌ی این پروژه
‫در سال چقدر میشه؟

511
00:39:33,144 --> 00:39:35,521
‫سیلوها قراره خودکفا و

512
00:39:35,522 --> 00:39:36,855
‫- خودگردان باشن، پس…
‫- نه، نه، نه

513
00:39:36,856 --> 00:39:41,152
‫آخرالزمان که برسه، همه چی روبراهـه.
‫فهمیدم. تا قبل از اون چی؟

514
00:39:44,086 --> 00:39:46,922
‫اصلاً می‌دونی تریلیون چقدره؟

515
00:39:47,163 --> 00:39:49,248
‫یعنی هزار میلیارد

516
00:39:49,536 --> 00:39:53,038
‫خب؟ پس وقتی کل حفاری و
‫ساخت و ساز تموم بشه،

517
00:39:53,039 --> 00:39:56,209
‫قراره توی هر کدوم از سیلوها
‫صد نفر رو مستقر کنیم

518
00:39:56,709 --> 00:40:00,963
‫یعنی پنج هزار کارمند، که هر کدوم
‫سالی ۲۰۰ هزار دلار حقوق می‌گیرن

519
00:40:00,964 --> 00:40:04,384
‫که حقوق خیلی خوبی ‫برای
تست کردن یه پناهگاهـه

520
00:40:04,926 --> 00:40:07,719
‫پنج هزار کارمند

521
00:40:07,720 --> 00:40:11,848
‫سالی یک میلیارد دلار
‫فقط حقوق کارمندها میشه

522
00:40:11,849 --> 00:40:17,564
‫پس فقط تا هزار سال دیگه
‫از پس هزینه‌هاش برمیام

523
00:40:18,147 --> 00:40:22,276
‫به همین سادگی،
‫یه مبلغ نجومیِ دیگه خرج این کار میشه

524
00:40:22,277 --> 00:40:26,030
‫ولی پول خودمـه. نه تو،
‫نه مالیات‌دهنده‌ها. مال خودمـه

525
00:40:26,964 --> 00:40:29,980
‫با این پولی که داری خرج می‌کنی،
‫می‌تونستی بی‌خانمانی رو ریشه‌کن کنی؟

526
00:40:30,326 --> 00:40:31,410
‫بله

527
00:40:31,411 --> 00:40:33,611
‫آلزایمر رو درمان کنی؟

528
00:40:33,612 --> 00:40:35,363
‫آره، بهش هم نزدیکم

529
00:40:35,999 --> 00:40:37,125
‫سرطان چطور؟

530
00:40:38,418 --> 00:40:40,460
‫ریشه‌کن کردن فقر در سراسر دنیا چطور؟

531
00:40:40,461 --> 00:40:44,131
‫ببین، خانم درو،
‫اینا همه اهداف والایی هستن

532
00:40:44,132 --> 00:40:47,134
‫واقعاً هم امیدوارم محقق بشن.
‫ولی هدف من نیستن.

533
00:40:47,135 --> 00:40:52,265
‫می‌تونم با پول جلوی این جنگ رو بگیرم؟
‫مثلاً ایران رو بخرم. اونوقت در امانیم؟

534
00:40:52,932 --> 00:40:54,224
‫شاید از ایران در امان باشیم

535
00:40:54,225 --> 00:40:57,144
‫ولی نه از اون علافی که نشسته
‫توی زیرزمین خونه‌ی ننه‌اش و

536
00:40:57,145 --> 00:40:59,605
‫یهو تصمیم می‌گیره
‫سامانه‌ی موشکی رو هک کنه و

537
00:40:59,606 --> 00:41:01,440
‫جنگ جهانی سوم رو راه بندازه

538
00:41:01,441 --> 00:41:04,484
‫یا ویروسی رو که با کریسپر ساخته پخش کنه

539
00:41:04,485 --> 00:41:09,448
‫یا خدایی نکرده با ۳۰۰ دلار
یه سلاح نانو بسازه و

540
00:41:09,449 --> 00:41:13,827
‫تو و بقیه‌ی مردم کره‌ی زمین رو
‫تبدیل به توده‌ی خاکستری کنه

541
00:41:13,828 --> 00:41:17,706
‫هر کدوم از اینا یعنی انقراض نسل بشر

542
00:41:17,707 --> 00:41:19,042
‫باشه، باشه

543
00:41:20,126 --> 00:41:21,127
‫خیلی‌خب

544
00:41:22,587 --> 00:41:23,922
‫حالا ما چرا اینجاییم؟

545
00:41:26,466 --> 00:41:27,716
‫نه می‌تونیم به کسی بگیم، نه…

546
00:41:27,717 --> 00:41:32,263
‫هلن، شما اینجایید چون
‫می‌خوایم به پروژه بپیوندید

547
00:41:54,577 --> 00:41:56,411
‫ممنون. سلام

548
00:41:56,412 --> 00:41:57,579
‫چرا معطلم کردی؟

549
00:41:57,580 --> 00:41:59,164
‫- یه چیزی رو فهمیدیم
‫- چی؟

550
00:41:59,165 --> 00:42:01,500
‫داشتیم می‌فرستادیمت جای اشتباهی

551
00:42:01,501 --> 00:42:02,502
‫بیا

552
00:42:08,967 --> 00:42:10,175
‫گرفتی ما رو؟

553
00:42:10,176 --> 00:42:11,301
‫چیـه؟

554
00:42:11,302 --> 00:42:13,887
‫- کِی می‌خواستی بهم بگی؟
‫- چی رو بگم؟

555
00:42:13,888 --> 00:42:15,205
‫فکر کردی نمی‌فهمم؟

556
00:42:15,642 --> 00:42:17,309
‫بابام دکتر بود

557
00:42:17,316 --> 00:42:20,360
‫زایمان انجام می‌داد.
‫چرا بهم نگفتی؟

558
00:42:20,395 --> 00:42:22,479
‫چون می‌دونستم این کا رو می‌کنی،

559
00:42:22,480 --> 00:42:24,273
‫می‌خوای بگی نمی‌تونم
‫توی این کار سهیم باشم

560
00:42:24,274 --> 00:42:27,860
‫نمی‌خواستم این کارو بکنم.
‫.داشتیم می‌فرستادیمت سمت دریچه‌ی اشتباهی

561
00:42:27,861 --> 00:42:28,945
‫بیا

562
00:42:31,698 --> 00:42:32,740
‫تف توش

563
00:42:35,493 --> 00:42:36,536
‫مال ناکسـه؟

564
00:42:38,329 --> 00:42:39,455
‫بله

565
00:42:41,624 --> 00:42:43,542
‫ضدبارداری رو اون درآورد یا خودت؟

566
00:42:43,543 --> 00:42:44,626
‫- اون
‫- اون؟

567
00:42:44,627 --> 00:42:46,300
‫- کاش بودی و می‌دیدی
‫- تعریف کن

568
00:42:46,838 --> 00:42:49,882
‫از دندون‌پزشکی دارو و اینا گرفتیم.
‫هیچی حس نمی‌کردم.

569
00:42:49,883 --> 00:42:52,092
‫- ولی اون یک‌ریز گریه می‌کرد…
‫- نگو

570
00:42:52,093 --> 00:42:56,306
‫وقتی پوستم رو می‌برید.
‫هی می‌گفت: «وای، شرل. خیلی ببخشید»

571
00:43:39,015 --> 00:43:40,808
‫تو روحت

572
00:43:44,312 --> 00:43:47,565
‫چه گوهی می‌خوری؟
‫بهت گفتم نیا این بالا

573
00:43:48,525 --> 00:43:49,817
‫کلانترِ لامـ…

574
00:43:50,985 --> 00:43:53,446
‫کلانتر چی، آقای هاروود؟

575
00:43:55,865 --> 00:44:00,369
‫سرپرست جنکینز صحبت می‌کنه.
‫جوشکاری که خواسته بودم رسید؟

576
00:44:00,370 --> 00:44:01,704
‫رالف ملبی؟

577
00:44:02,705 --> 00:44:06,009
‫نه. شرلی کمبل پیشمـه. چطور مگه؟

578
00:44:06,626 --> 00:44:08,294
‫باشه. اون هم کارش خوبـه

579
00:44:09,712 --> 00:44:10,922
‫می‌بینمتون

580
00:44:12,031 --> 00:44:13,324
‫رالف ملبی کیـه؟

581
00:44:15,086 --> 00:44:16,629
‫یه جوشکار که قرار بود بفرستن

582
00:44:19,090 --> 00:44:20,508
‫ببریذش انفرادی

583
00:44:22,225 --> 00:44:25,676
‫برخلاف اون صد نفر اصلیِ هر سیلو

584
00:44:25,677 --> 00:44:27,317
‫شما لازم نیست توی مجموعه زندگی کنید،

585
00:44:27,318 --> 00:44:30,650
‫توی شعاع ۵۰ کیلومتری باشید کافیـه.
‫آتلانتا خوبـه.

586
00:44:31,150 --> 00:44:34,653
‫هلن، پیشنهاد کار روزنامه‌ی تایمز واقعیـه

587
00:44:34,654 --> 00:44:37,322
توی شعبه‌ی آتلانتا کار می‌کنی

588
00:44:37,323 --> 00:44:40,742
‫وقتی زمانش برسه که پروژه‌ی سیلو ‫رو
به گوش دنیا برسونیم

589
00:44:40,743 --> 00:44:42,245
‫تو این کار رو انجام میدی

590
00:44:44,080 --> 00:44:45,081
‫خدایا

591
00:44:46,332 --> 00:44:47,584
‫پیشنهاد خوبیـه

592
00:44:49,210 --> 00:44:52,589
‫فقط… یه حسی بهم میگه که

593
00:44:54,048 --> 00:44:59,679
‫اگه… اگه یه درصدم درباره‌ی
‫پایان دنیا حق با تو باشه…

594
00:45:02,473 --> 00:45:04,434
‫ترجیح میدم با بمب اتم تیکه‌پاره بشم

595
00:45:05,018 --> 00:45:09,104
‫یا با فناوری نانو ‫به توده‌ی خاکستری
تبدیل بشم تا اینکه بمونم و

596
00:45:09,105 --> 00:45:13,568
‫مهمونی پساآخرالزمانیِ
‫زیرزمین‌خواب‌ها رو ببینم

597
00:45:17,947 --> 00:45:19,282
‫شارلوت، تو چطور؟

598
00:45:19,949 --> 00:45:22,075
‫یه خلبان پهپاد خوب به کارمون میاد

599
00:45:22,076 --> 00:45:24,661
‫ویکتور هم قبول کرده قرارداد رو امضا کنه،

600
00:45:24,662 --> 00:45:27,498
‫پس همچنان می‌تونید با هم کار کنید

601
00:45:37,425 --> 00:45:38,593
‫باشه

602
00:45:41,387 --> 00:45:44,933
‫دنیل، کاملاً مشخصـه
‫از نمایندگی در کنگره لذت نمی‌بری

603
00:45:45,767 --> 00:45:48,593
‫واردش شدی تا اصلاحات زیرساختی رو
تصویب کنی، درستـه؟

604
00:45:49,684 --> 00:45:54,566
‫این یکی از بزرگترین پروژه‌های زیرساختی
‫در کل تاریخ جهانـه

605
00:45:54,567 --> 00:45:58,154
‫دنیل، اگه واقعاً فکر می‌کنی
‫۵۰تا دستگاه حفاری نیاز داریم

606
00:45:59,072 --> 00:46:00,448
‫برات ۵۰تا جور می‌کنم

607
00:46:01,366 --> 00:46:04,368
‫ببخشید، الان من اوبر بگیرم یا چجوری…

608
00:46:04,369 --> 00:46:08,038
‫هنری توی خونه روستاییـه.
‫می‌رسوندت پیش هلیکوپتر.

609
00:46:08,039 --> 00:46:09,748
‫بعد هم میری هر جا که دلت می‌خواد

610
00:46:09,749 --> 00:46:10,875
‫ممنون

611
00:46:12,051 --> 00:46:14,095
‫اون یه میلیون دلار هم مال خودت

612
00:46:15,672 --> 00:46:16,673
‫دمت گرم

613
00:46:17,549 --> 00:46:18,967
‫موفق باشید، مورلاک‌های عزیز

614
00:46:25,501 --> 00:46:27,127
‫می‌خوام چند لحظه با خواهرم تنها باشم

615
00:46:31,407 --> 00:46:33,869
‫جولز، صبر کن. میشه یواش‌تر بری؟

616
00:46:34,607 --> 00:46:35,816
‫- هی، وایسا!
‫- هی، وایسا!

617
00:46:35,817 --> 00:46:37,484
‫واسه پیغام‌پسغام وقت ندارم…

618
00:46:37,485 --> 00:46:40,737
‫اصلاً پیغامی ندارم، فقط…

619
00:46:40,738 --> 00:46:42,115
‫می‌خوام بدونم جریان چیـه

620
00:46:44,033 --> 00:46:47,215
‫بیلینگز رفت پیش دوستاش توی
‫قوه‌ی قضاییه و با یه اسم برگشت

621
00:46:47,216 --> 00:46:48,467
‫رالف ملبی

622
00:46:50,915 --> 00:46:51,999
‫چی؟

623
00:46:52,000 --> 00:46:53,458
‫رالف ملبی

624
00:46:53,459 --> 00:46:55,752
‫اسم همون یاروییـه که
وقتی ‫من و سندی همکار بودیم،

625
00:46:55,753 --> 00:46:57,547
‫مأمورین قضایی براش پاپوش دوختن، خب؟

626
00:46:58,339 --> 00:47:00,049
‫سندی داشت بهمون هشدار می‌داد

627
00:47:00,884 --> 00:47:04,429
‫ببین، اگه اون گیر افتاده باشه و
فرار کنیم، میفتن دنبالمون

628
00:47:07,265 --> 00:47:08,765
‫- تو باید بری
‫- ما باید بریم

629
00:47:08,766 --> 00:47:10,976
‫نه. دیگه فرصتم برای انجام این کار پریده

630
00:47:10,977 --> 00:47:13,145
‫- تو هنوز می‌تونی در بری
‫- فکرش هم نکن که تنهات بذارم

631
00:47:13,146 --> 00:47:16,065
‫شرلی، گوش بده بهم.
‫نمی‌دونم چه غلطی می‌خوام بکنم.

632
00:47:17,076 --> 00:47:20,020
‫باید یه راه دیگه برای انجامش پیدا کنی. برو

633
00:47:38,129 --> 00:47:39,464
‫چرا؟

634
00:47:40,423 --> 00:47:41,506
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

635
00:47:41,507 --> 00:47:43,508
‫ممکنـه فرق بین حبس ابد توی معدن و

636
00:47:43,509 --> 00:47:45,244
‫فرستاده شدن برای پاکسازی باشه

637
00:47:45,245 --> 00:47:47,237
‫فکر کردی سر این قضیه
‫حبس ابد توی معدن براش می‌بُرن؟

638
00:47:47,238 --> 00:47:48,498
‫دهن‌تون رو

639
00:47:48,499 --> 00:47:50,645
‫چقدر طول می‌کِشه دوباره بشه همه‌کاره؟
‫می‌فرستنش پاکسازی

640
00:47:50,646 --> 00:47:53,524
‫باشه بابا، باشه. ببین.
‫می‌خوای بدونی چرا؟

641
00:47:54,479 --> 00:47:55,897
‫از زمان شورش شروع شد

642
00:47:56,731 --> 00:47:59,775
‫ترسیدم یه مشت دیوث بریزن توی تدارکات

643
00:47:59,776 --> 00:48:05,532
‫برای همین می‌خواستم مطمئن بشم
‫یه سری چیزها جاشون امنـه، مثل لامپ‌ها

644
00:48:06,115 --> 00:48:09,785
‫بد نبود. ولی فکر نکنم
‫جلوی مُردنت روی تپه رو بگیره

645
00:48:09,786 --> 00:48:11,745
‫تف به این شانس

646
00:48:11,746 --> 00:48:15,582
‫اون بابای تو قرار بود
‫دهن گشادش رو بسته نگه داره

647
00:48:15,583 --> 00:48:16,584
‫آره

648
00:48:16,978 --> 00:48:18,521
‫خیلی لجنـه، مگه نه؟

649
00:48:19,994 --> 00:48:22,371
‫- ولی نرفته یه دختر رو بکُشه
‫- من نکُشتمش

650
00:48:24,592 --> 00:48:26,094
‫دخترم هم نکُشته

651
00:48:27,845 --> 00:48:30,765
‫لابد وقتی این رو بهت گفته،
‫این هم گفته که کار کی بوده

652
00:48:51,369 --> 00:48:52,745
‫چی می‌خوای بگی؟

653
00:48:53,413 --> 00:48:55,331
‫اینکه احمقم که موندم؟

654
00:48:56,249 --> 00:48:58,083
‫یه چیزی برات آوردم

655
00:48:58,084 --> 00:49:00,253
‫چیزی که ویکتور ازم خواست پیداش کنم

656
00:49:03,089 --> 00:49:04,424
‫یه گیاه قدیمی

657
00:49:05,633 --> 00:49:08,761
‫بوش کن. بهم بگو
‫تو رو یاد چیزی میندازه یا نه

658
00:49:14,100 --> 00:49:15,101
‫لطفاً

659
00:49:20,732 --> 00:49:21,858
‫رزماری

660
00:49:22,859 --> 00:49:24,027
‫خب، چرا؟

661
00:49:28,865 --> 00:49:32,410
‫مرغ بریونی که مامان یکشنبه‌ها
‫برای شام درست می‌کرد

662
00:49:37,957 --> 00:49:39,250
‫چون من اصرار می‌کردم

663
00:49:41,479 --> 00:49:42,938
‫تو اصرار می‌کردی؟

664
00:49:43,213 --> 00:49:44,296
‫باشه

665
00:49:44,297 --> 00:49:46,215
‫یکی توی مدرسه متقاعدت کرده بود که

666
00:49:46,216 --> 00:49:48,675
‫شام یکشنبه یعنی باید هر یکشنبه
‫همون غذا رو بخوری

667
00:49:48,676 --> 00:49:51,054
‫برای همین تا دو سال
‫مجبور بودیم هر هفته

668
00:49:52,096 --> 00:49:53,223
‫مرغ بریون بخوریم،

669
00:49:53,890 --> 00:49:55,642
‫وگرنه از اتاقت بیرون نمیومدی

670
00:50:03,427 --> 00:50:04,762
‫مامان رو یادم اومد

671
00:50:36,182 --> 00:50:37,308
‫جا باز کن!

672
00:50:38,560 --> 00:50:41,061
‫- می‌خوای راضیم کنی که بمونم؟
‫- چی؟

673
00:50:41,062 --> 00:50:43,356
‫می‌خوای راضیم کنی که بمونم؟

674
00:50:44,065 --> 00:50:45,774
‫عمراً!

675
00:50:45,775 --> 00:50:47,360
‫استنسن قات زده بابا

676
00:50:48,778 --> 00:50:50,404
‫دیگه کسی نمیگه «قات زده»

677
00:50:50,405 --> 00:50:52,656
‫چرا، اگه طرف واقعاً تا دسته
‫قات زده باشه میگن

678
00:50:52,657 --> 00:50:55,617
‫اگه یه اسکل واقعاً دنیا رو
‫به توده‌ی خاکستری تبدیل کنه،

679
00:50:55,618 --> 00:50:58,955
‫دلم نمی‌خواد با پر استنسن ‫و
رزالیند ترمن زیر زمین گیر بیفتم

680
00:50:59,539 --> 00:51:01,416
‫می‌خوام با تو توده‌ی خاکستری بشم!

681
00:51:02,083 --> 00:51:03,458
‫چی؟

682
00:51:03,459 --> 00:51:06,462
‫می‌خوام با تو توده‌ی خاکستری بشم!

683
00:51:41,915 --> 00:51:43,082
‫بوم

684
00:51:51,591 --> 00:51:53,509
‫من و هنک به خواهر اورلا خبر دادیم

685
00:51:54,427 --> 00:51:55,595
چی بهش گفتید؟

686
00:51:56,221 --> 00:52:00,224
‫فقط اینکه مایک دزدی می‌کرده،
‫اورلا مچش رو گرفته و اونم کُشتتش

687
00:52:00,225 --> 00:52:02,936
‫هیچی از بالابر یا لامپ‌ها نگفتیم

688
00:52:04,395 --> 00:52:08,518
‫می‌دونم ممکنـه فکر کنی دارم
‫مظلوم‌نمایی می‌کنم…

689
00:52:11,319 --> 00:52:13,988
‫ولی بدترین جاش برام این بود که
‫توی تمام این ماجراها…

690
00:52:17,158 --> 00:52:18,159
‫تنها بودم

691
00:52:20,578 --> 00:52:21,913
‫هنک و ناکس که پیشت بودن

692
00:52:25,041 --> 00:52:26,292
‫تو پیشم نبودی

693
00:52:37,387 --> 00:52:39,097
‫وقتی از پشت بی‌سیم شنیدم که

694
00:52:40,473 --> 00:52:42,433
‫کندی و لوکاس دارن اون بیرون می‌میرن…

695
00:52:45,228 --> 00:52:46,980
‫سندی و دنی کنارم بودن ولی…

696
00:52:51,317 --> 00:52:52,610
من پیشت نبودم

697
00:53:57,508 --> 00:53:58,968
‫انتخابت رو کردی

698
00:53:58,968 --> 00:54:08,968
‫« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »

699
00:54:12,273 --> 00:54:15,150
‫جولز رو گرفتن!
‫جولز رو گرفتن

700
00:54:15,151 --> 00:54:16,152
‫چطوری؟

701
00:54:16,861 --> 00:54:19,197
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

702
00:54:20,114 --> 00:54:21,406
‫لعنتی

703
00:54:21,407 --> 00:54:23,992
‫برگردیم به نقشه‌ی قبلی.
‫قوه‌ی قضاییه رو می‌ترکونیم.

704
00:54:23,993 --> 00:54:25,370
‫وقتی جولز اون توئـه؟

705
00:54:26,019 --> 00:54:28,438
‫باید لوله رو ببندیم

706
00:54:29,209 --> 00:54:31,503
‫جولیت اگه بود نمی‌خواست
‫دست رو دست بذاریم

707
00:54:32,168 --> 00:54:34,796
‫من هم قصد ندارم اونقدر زنده بمونم ‫که
فراموشش کنم

708
00:54:34,797 --> 00:54:44,797
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

709
00:54:49,228 --> 00:54:58,228
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

710
00:54:58,229 --> 00:55:07,229
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.
<font color="#edff00">Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font><font color="#ffa500"></font></font></b></font>

