1
00:00:10,417 --> 00:00:12,175
‫« آنچه گذشت… »

2
00:00:12,178 --> 00:00:13,409
‫- هرشل؟
‫- مامان؟

3
00:00:15,576 --> 00:00:16,831
‫اسمم «دیلارد»ـه

4
00:00:18,136 --> 00:00:20,284
‫تهِ نامردی بود!
‫عجب ایده‌ای!

5
00:00:20,309 --> 00:00:21,862
‫مگی، باید مردمت رو بیاری اینجا

6
00:00:21,864 --> 00:00:24,513
‫ببین، تمام چیزهایی که
کروئت ‫درباره‌ی اینجا گفت درستـه

7
00:00:24,515 --> 00:00:26,126
‫اینجا یه قلعه‌ست

8
00:00:26,385 --> 00:00:28,474
‫همین یه بار آخر رو کمکم کن

9
00:00:28,846 --> 00:00:31,109
‫- چجور دکتری هستی؟
‫- دکتر اورژانس

10
00:00:31,151 --> 00:00:32,761
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- بیا

11
00:00:32,896 --> 00:00:35,441
،داما رو که پیدا کنیم
کی می‌تونه جلومون رو بگیره؟

12
00:00:35,566 --> 00:00:38,019
‫نصف میدتاون از دست رفته

13
00:00:38,219 --> 00:00:40,706
‫کارمون تازه شروع شده

14
00:00:41,667 --> 00:00:51,667
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

15
00:00:52,219 --> 00:01:02,219
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

16
00:01:06,696 --> 00:01:10,696
<font color="#00f300">‫♪ Lee Wiley - Manhattan ♪</font>

17
00:01:20,039 --> 00:01:30,039
‫« ترجمه از علی محمدخانی و آیــدا »
‫<font color="#6ffff9">.:: Ayda.NDR & AliMK_Sub ::.</font>

18
00:01:33,761 --> 00:01:43,761
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

19
00:03:00,415 --> 00:03:01,938
‫خب الان بزن

20
00:03:04,165 --> 00:03:05,415
‫ایول!

21
00:03:08,147 --> 00:03:13,347
‫« بخش اورژانس »

22
00:04:18,725 --> 00:04:20,280
‫تازه دارم گرم می‌کنم

23
00:04:20,455 --> 00:04:23,775
‫تازه دارم موتورمو داغ می‌کنم.
‫تازه داره جالب میشه.

24
00:04:24,097 --> 00:04:25,822
‫ادامه داره…

25
00:04:55,885 --> 00:04:57,307
‫پنج دقیقه‌ی دیگه، عزیزم

26
00:04:58,753 --> 00:05:00,215
‫باشه، کارم تقریباً تمومـه

27
00:05:00,931 --> 00:05:03,440
‫لوئیس گفت می‌خواد توی
مهمونی ازم امتحان بگیره

28
00:05:03,862 --> 00:05:05,664
‫ممنون که این بار به جای سفره‌ی غذاخوری

29
00:05:05,666 --> 00:05:06,901
‫پارچه گذاشتی زیرش

30
00:05:12,974 --> 00:05:14,182
‫بیا ببینم

31
00:05:14,944 --> 00:05:16,128
‫سلام

32
00:05:18,185 --> 00:05:19,777
‫‌یه کادوی کوچیک برات آوردم

33
00:05:21,457 --> 00:05:25,604
‫آخرین کیسه‌ی قهوه‌ی فرانسوی از
ذخایرِ مخفی بروگل

34
00:05:25,928 --> 00:05:28,779
‫نمی‌دونم زنم از دیدنِ من
بیشتر خوشحال میشه یا این

35
00:05:28,973 --> 00:05:31,279
‫تازه اگه اصلاً بشناستت!

36
00:05:32,067 --> 00:05:33,311
‫دستت درد نکنه

37
00:05:34,291 --> 00:05:35,771
اصلاً دلم نمی‌خواد بری

38
00:05:36,247 --> 00:05:37,819
‫چون حسابی دلت برام تنگ میشه؟

39
00:05:38,616 --> 00:05:41,521
‫- یه حس عجیبی دارم
‫- می‌فهمم

40
00:05:42,219 --> 00:05:43,943
‫نگرانی که نکنه اینجا رو هم از دست بدی

41
00:05:44,093 --> 00:05:45,943
‫تو و رناتا واقعاً اینجا گُل کاشتید

42
00:05:46,184 --> 00:05:47,334
‫حسابی تغییر کردی

43
00:05:47,810 --> 00:05:50,553
‫بین تمام دفعاتی که گیر افتادیم و
‫تا مرز کُشته شدن رفتیم،

44
00:05:50,601 --> 00:05:52,998
‫همیشه برام سؤال بود که
قبل از این جریانات چطور آدمی بودی

45
00:05:53,967 --> 00:05:55,550
‫الان دیگه تا حدی دستم اومده

46
00:05:55,582 --> 00:05:58,287
‫در مورد اینجا به کسی چیزی نمیگم، مگی

47
00:05:58,661 --> 00:06:00,959
‫- می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫- بهت اعتماد دارم

48
00:06:02,114 --> 00:06:04,092
‫و در عین حال ندارم

49
00:06:04,658 --> 00:06:06,846
‫هر کسی که توی راه ازم پرسید این قهوه‌ها رو

50
00:06:06,848 --> 00:06:09,252
‫از کجا گیر آوردم، راستش رو میگم

51
00:06:10,869 --> 00:06:12,079
‫از بوستون

52
00:06:14,485 --> 00:06:16,748
‫ببین، می‌دونم وظیفه‌اتـه که
‫حواست به اینجا باشه، اما…

53
00:06:16,750 --> 00:06:18,430
‫حتی اگه به کسی هم بگم،

54
00:06:18,670 --> 00:06:20,846
‫تو راحت از دور می‌تونی ببینی
‫داریم میایم سراغ‌تون!

55
00:06:22,250 --> 00:06:23,839
‫لوئیس، بسـه دیگه!

56
00:06:23,902 --> 00:06:26,818
‫چراغ قرمز، بچه‌ها، چراغ قرمز.
‫می‌دونید که باید چیکار کنید.

57
00:06:26,866 --> 00:06:28,617
‫از پنجره‌ها فاصله بگیرید،
‫زود باشید!

58
00:06:32,844 --> 00:06:34,742
‫- میرم بالا
‫- من هم میام

59
00:06:43,372 --> 00:06:45,505
‫از دست این مگی و رناتا

60
00:06:54,669 --> 00:06:56,927
‫ظاهراً چندتا از دوست‌های نیوبابیلونی خودتن!

61
00:07:03,389 --> 00:07:05,419
‫چند هفته‌ست هیچ بازمانده‌ای ندیدیم

62
00:07:05,626 --> 00:07:07,419
‫کنجکاوم بدونم اومدن چه غلطی کنن!

63
00:07:09,120 --> 00:07:10,411
‫چیزی نمی‌بینی؟

64
00:07:10,929 --> 00:07:11,929
‫نه

65
00:07:13,131 --> 00:07:14,756
‫داما غذا می‌خواد!

66
00:07:14,793 --> 00:07:16,013
‫اول باید به فکر خودمون باشیم!

67
00:07:16,033 --> 00:07:17,810
‫نه، نه، نه. اون واجب‌تره

68
00:07:17,812 --> 00:07:18,873
‫من دو روزه هیچی نخوردم…

69
00:07:18,875 --> 00:07:20,302
‫می‌خوان به یکی کمک کنن

70
00:07:20,322 --> 00:07:22,724
‫ما شکم اون رو سیر می‌کنیم، اون هم شکم ما رو

71
00:07:22,751 --> 00:07:26,404
‫داما روح و روان‌مون رو سیر می‌کنه

72
00:07:27,197 --> 00:07:30,552
‫چون ما هیچ توافق‌نامه‌ی رسمی‌ای
امضاء نکردیم که ‫به جامعه اونا ملحق بشیم

73
00:07:30,693 --> 00:07:31,927
‫آهای، آهای

74
00:07:31,989 --> 00:07:35,637
‫الان ازش می‌پرسم. آروم بگیر

75
00:07:36,550 --> 00:07:38,863
تیتی‌کاکا می‌خواد بدونه کِی
‫اجازه داریم دوباره آهنگ بخونیم

76
00:07:38,886 --> 00:07:41,542
‫چند بار بهت بگم جوری وانمود نکن که

77
00:07:41,544 --> 00:07:44,254
‫مثلاً می‌تونی با اون
شل‌مغزهای بی‌دندون حرف بزنی؟

78
00:07:44,294 --> 00:07:46,166
‫من هم چند بار بهت بگم که می‌تونم

79
00:07:46,171 --> 00:07:48,294
چندتا از جملات‌شون رو رمزگشایی کنم؟
خواسته‌هاشون رو

80
00:07:48,296 --> 00:07:49,512
‫نیگان، صدام رو می‌شنوی؟

81
00:07:50,011 --> 00:07:51,105
‫خیلی‌خب

82
00:07:53,317 --> 00:07:56,941
‫سر قولم هستم، چراغ قرمز که روشن شد،
‫بی‌سیم من هم روشن میشه

83
00:07:57,012 --> 00:07:59,292
‫می‌بینی چه پسر خوبی‌ام؟

84
00:07:59,412 --> 00:08:01,070
اون دوتا رو می‌بینی؟

85
00:08:01,072 --> 00:08:02,675
‫ظاهراً نزدیک‌های شما هستن

86
00:08:03,005 --> 00:08:06,548
‫چلاق‌خان و کره‌خر رو میگی؟
‫آره، چی میگن؟

87
00:08:06,550 --> 00:08:09,708
‫دارن واسه داما دنبال غذا می‌گردن

88
00:08:10,773 --> 00:08:14,130
‫پشمام، مگه داما غذا هم می‌خوره؟
‫فکر می‌کردم فقط خون می‌خوره

89
00:08:14,199 --> 00:08:16,879
‫این همون لحظه‌ایـه که منتظرش بودیم.
‫نگو که مستی!

90
00:08:16,881 --> 00:08:19,043
‫نه بابا، بریم سراغش

91
00:08:20,243 --> 00:08:21,395
‫خیلی‌خب

92
00:08:21,902 --> 00:08:23,207
‫داما کیـه؟

93
00:08:23,293 --> 00:08:27,042
یه عوضیِ تمام‌عیار که
قراره تقاص کارهاش رو پس بده

94
00:08:31,614 --> 00:08:38,650
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

95
00:09:15,364 --> 00:09:19,012
« مردگان متحرک: شهر مردگان »
« فصل سوم »
« قسمت دوم: پناهگاه »

96
00:09:22,582 --> 00:09:25,583
‫داداش، راستش رو بخوای ‫هیچوقت
فکر نمی‌کردم یه روز از پیشمون بری

97
00:09:25,997 --> 00:09:27,615
‫فقط دلم می‌خواد برم پیش خانوادم

98
00:09:27,617 --> 00:09:31,515
‫- می‌دونم درکی از این چیزها نداری
‫- آخ، عجب تیکه‌ای بود

99
00:09:32,028 --> 00:09:33,999
‫خب، بذار دلیلش رو بهت بگم

100
00:09:34,001 --> 00:09:36,422
‫چون حقیقتِ تلخ اینـه که آنی و جاشوا

101
00:09:36,424 --> 00:09:38,055
‫بدونِ من زندگیِ بهتری دارن

102
00:09:38,057 --> 00:09:42,244
‫حقیقتِ شیرین هم اینـه که
من هم بدونِ اونا زندگی بهتری دارم

103
00:09:43,183 --> 00:09:46,605
در حالی که توی یه مِیخونه که
بوی گوشتِ گندیده میده زندگی می‌کنه؟

104
00:09:50,230 --> 00:09:51,230
‫خیلی‌خب

105
00:09:53,979 --> 00:09:55,995
‫هنرپیشه‌های سیرکِ داما!

106
00:10:14,228 --> 00:10:17,344
‫چه کسی ما را بیش از
فقط یک تکه نان روزی می‌دهد؟

107
00:10:17,931 --> 00:10:21,424
‫و روح و افکارمان را لبریز می‌سازد؟

108
00:10:24,811 --> 00:10:27,955
‫چه کسی رؤیاها را در دل روز روشن می‌سازد؟

109
00:10:29,404 --> 00:10:32,033
‫چه کسی با روشنایی‌اش راهنمای راهمان است؟

110
00:10:34,362 --> 00:10:37,596
‫چه کسی مانند نوستراداموس آینده را می‌بیند؟

111
00:10:38,536 --> 00:10:42,627
‫چه کسی جز دامای زیبای ما؟

112
00:10:47,154 --> 00:10:50,946
‫خب، یا پیغمبر!

113
00:10:50,951 --> 00:10:54,592
‫صدای ریدنِ من از اینی که خوندید شاعرانه‌تره!

114
00:10:54,928 --> 00:10:56,670
نیومدیم اذیت‌تون کنیم

115
00:10:57,904 --> 00:10:59,006
‫ولی اون…

116
00:10:59,873 --> 00:11:01,830
‫خب، من زیاد اهل نقاشی و اینا نیستم،

117
00:11:01,832 --> 00:11:04,816
‫ولی عجب ممه‌های خوشگل و آب‌داری کشیدید!

118
00:11:07,101 --> 00:11:09,543
‫اینا تپه‌های تبار و خویشاوندی هستن

119
00:11:09,545 --> 00:11:11,588
‫در کنار هم، پایه و اساسِ جوامع بشری…

120
00:11:11,590 --> 00:11:12,895
‫نه، نه، نه، نه، نه

121
00:11:13,096 --> 00:11:14,886
‫من که دوتا ممه می‌بینم

122
00:11:15,328 --> 00:11:17,734
‫خدایی تا حالا ممه از نزدیک ندیدی؟

123
00:11:17,741 --> 00:11:19,612
‫- تموم شد؟
‫- نه والا

124
00:11:19,614 --> 00:11:22,739
‫آخه ببین چه ممه‌های خوشگل و آب‌داری‌ان

125
00:11:22,936 --> 00:11:25,746
‫دیدیم دارید دنبالِ آذوقه می‌گردید،
‫براتون غذا آوردیم

126
00:11:26,556 --> 00:11:29,124
‫ما توی خونه‌مون تا دل‌تون بخواد غذا داریم

127
00:11:29,794 --> 00:11:32,504
‫دکتر هم داریم،
‫می‌تونه درمانت کنه

128
00:11:32,588 --> 00:11:34,715
‫من هم فردا دارم برمی‌گردم نیوبابیلون

129
00:11:35,114 --> 00:11:37,943
‫اگه می‌خواید برید خونه‌تون،
‫قایق من جا داره

130
00:11:38,346 --> 00:11:39,661
‫چه عالی!

131
00:11:40,268 --> 00:11:42,823
‫یه مشت غریبه که می‌خوان بدون هیچ چشم‌داشتی

132
00:11:42,825 --> 00:11:44,159
‫بهمون کمک کنن؟

133
00:11:44,187 --> 00:11:46,607
‫فقط باید بهمون بگید داما کجاست!

134
00:11:46,661 --> 00:11:50,552
‫- فقط همین
‫- من جون‌شون رو نجات دادم!

135
00:11:51,077 --> 00:11:52,077
‫زخمی بودن

136
00:11:52,079 --> 00:11:54,704
‫نه فقط بدن‌شون، بلکه روح‌شون

137
00:11:55,004 --> 00:11:57,907
‫نمی‌تونستن رؤیاپردازی کنن و
من درمان‌شون کردم

138
00:11:58,015 --> 00:12:00,145
‫آدم اولین چیزی که توی
رؤیاهاش می‌بینه اینـه که

139
00:12:00,147 --> 00:12:02,734
‫اجازه نده بقیه جلوی رؤیاپردازی‌هاش رو بگیرن

140
00:12:03,362 --> 00:12:06,887
‫جلوی هرشل رو گرفتی،
‫اما نتونستی جلوی من رو بگیری

141
00:12:06,940 --> 00:12:08,969
‫و جلوی اینا رو هم نمی‌تونی بگیری!

142
00:12:09,187 --> 00:12:13,765
‫آره خب، اصلاً چطوری جلوشون رو بگیریم؟

143
00:12:14,031 --> 00:12:15,946
‫برید پِی کارتون تا زنده بمونید!

144
00:12:16,080 --> 00:12:17,971
‫اما رؤیاهای شما خواهند مُرد!

145
00:12:18,015 --> 00:12:20,694
‫- گندش بزنن!
‫- با این کار این بیچاره‌ها‫ رو به کُشتن میدی!

146
00:12:20,696 --> 00:12:22,697
‫«باری دیگر به سوی شکاف،

147
00:12:22,699 --> 00:12:24,549
‫دوستانِ من، باری دیگر،

148
00:12:24,551 --> 00:12:27,676
‫آن شکاف‌ها را با پیکرِ
‫یاران انگلیسی خودمان پُر کنید.»

149
00:12:27,685 --> 00:12:30,481
‫- برید! خواهش می‌کنم!
‫- «در زمانِ صلح…»

150
00:12:30,589 --> 00:12:31,750
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید!

151
00:12:31,752 --> 00:12:33,649
‫«هیچ چیز یک مرد را چندان نمی‌آراید،

152
00:12:33,651 --> 00:12:36,174
‫مگر وقار و فروتنی.»

153
00:12:36,226 --> 00:12:37,590
‫خواهش می‌کنم برید!

154
00:12:37,599 --> 00:12:40,724
‫- «اما چون شیپور جنگ به صدا درآید…»
‫- با همتونم!

155
00:12:40,726 --> 00:12:42,615
‫- لعنتی!
‫- اسلحه‌هاتون رو بندازید!

156
00:12:42,790 --> 00:12:44,470
‫«عزمتان را جزم کنید…

157
00:12:44,478 --> 00:12:46,102
‫خونتان را به جوش آورید.»

158
00:12:52,498 --> 00:12:54,256
‫آخه این چه کار احمقانه‌ای بود؟!

159
00:13:00,120 --> 00:13:01,120
‫برو!

160
00:13:01,723 --> 00:13:02,983
‫برو!

161
00:13:04,849 --> 00:13:06,003
‫مبارزه کن!

162
00:13:06,201 --> 00:13:07,561
‫مبارزه کن، ای بزدل!

163
00:13:11,157 --> 00:13:12,478
‫اونجاست!

164
00:13:15,681 --> 00:13:21,369
‫- اینجا ته خطـه، داما
‫- هیچ پایانی ‫واقعاً پایان نیست

165
00:13:22,436 --> 00:13:23,696
‫مراقب باشید!

166
00:13:28,300 --> 00:13:29,818
‫حرومزاده!

167
00:13:30,435 --> 00:13:33,826
‫داره میره، پاشید. زود!

168
00:13:41,261 --> 00:13:42,467
‫نه!

169
00:14:00,611 --> 00:14:03,353
‫خوکِ خودخواه!

170
00:14:04,377 --> 00:14:05,769
‫پسرِ تو…

171
00:14:06,049 --> 00:14:09,603
‫قرار بود آینده‌ی این شهر رو بسازه

172
00:14:10,555 --> 00:14:12,471
‫ولی تو نذاشتی این اتفاق بیفته

173
00:14:12,842 --> 00:14:14,978
‫گولش زدی و از چنگم درش آوردی!

174
00:14:16,534 --> 00:14:19,002
‫من دوباره هرشل رو می‌بینم و اون موقع…

175
00:14:19,184 --> 00:14:22,049
‫خودش می‌فهمه راهی که
در پیش گرفته اشتباه بوده

176
00:14:23,065 --> 00:14:24,377
‫آره بابا

177
00:14:25,044 --> 00:14:27,655
‫‫همینطوری به زر زدن ادامه بده، لطفاً

178
00:14:27,910 --> 00:14:29,135
‫نیازی نیست بکُشیش

179
00:14:29,137 --> 00:14:30,211
‫نه

180
00:14:30,213 --> 00:14:32,606
‫باید مثل سگ بمیره!

181
00:14:33,916 --> 00:14:35,222
‫نه!

182
00:15:01,041 --> 00:15:02,324
‫کروئت کجاست؟

183
00:15:03,615 --> 00:15:05,508
‫معلومـه که اون این مخزن‌ها رو راه انداخته

184
00:15:05,510 --> 00:15:06,699
‫کجاست؟

185
00:15:07,406 --> 00:15:08,707
‫مُرد

186
00:15:11,849 --> 00:15:13,808
‫پس مخزن‌ها رو از کجا گیر آوردید؟

187
00:15:23,297 --> 00:15:24,385
‫غذا بخور

188
00:15:25,171 --> 00:15:26,329
‫اینجا نه

189
00:15:28,071 --> 00:15:29,641
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم

190
00:15:31,876 --> 00:15:33,500
‫چرا تا الان من رو نکُشتی؟

191
00:15:37,776 --> 00:15:38,865
‫مگی…

192
00:15:42,345 --> 00:15:43,992
‫من شاید…

193
00:15:44,442 --> 00:15:46,000
‫تو رو دست‌کم گرفته بودم

194
00:15:46,362 --> 00:15:50,438
‫شاید انگیزه و اراده‌ی هرشل واقعاً به تو رفته

195
00:15:51,368 --> 00:15:52,961
‫من می‌خوام کمک کنم، مگی

196
00:15:53,108 --> 00:15:55,766
‫می‌خوام این شهر دوباره احیاء بشه

197
00:15:56,062 --> 00:16:01,735
‫از اول هم همین رو می‌خواستم،
‫این بیمارستان شروع عالی‌ای بود،

198
00:16:01,836 --> 00:16:03,930
‫اما باید به چیزای بزرگ‌تر فکر کنی

199
00:16:04,096 --> 00:16:10,125
‫اگه تعداد این مخزن‌ها رو افزایش بدی،
‫می‌تونی برق کل جزیره رو تأمین کنی

200
00:16:10,826 --> 00:16:13,083
‫فقط باید بیشتر در موردش حرف بزنیم

201
00:16:13,635 --> 00:16:17,029
‫تا بشینم واست نقاشی بکِشم؟

202
00:16:18,305 --> 00:16:20,123
‫تا واست آدم بکُشم؟

203
00:16:20,691 --> 00:16:25,699
‫من یه برنامه‌ی دقیق داشتم،
‫دانشش رو دارم!

204
00:16:26,011 --> 00:16:28,729
‫سنترال پارک زمانی زمین کشاورزی بوده

205
00:16:28,747 --> 00:16:31,590
‫این ساختمون‌ها، این کارخونه‌ها…

206
00:16:33,394 --> 00:16:38,161
‫یه تمدن تمام و کمال
زیر پوست این شهر خوابیده که باید بیدار بشه

207
00:16:39,552 --> 00:16:40,770
‫‫همینطوره

208
00:16:44,301 --> 00:16:45,312
‫مگی!

209
00:16:45,724 --> 00:16:46,778
‫مگی!

210
00:16:58,624 --> 00:17:00,741
‫- فکر نکنم آمادگی‌اش رو داشته باشم
‫- داری!

211
00:17:01,919 --> 00:17:04,859
‫یادت باشه: هر یه نفس، یه حرکت

212
00:17:05,246 --> 00:17:06,444
‫آهای!

213
00:17:06,596 --> 00:17:09,885
‫یکیتون یدونه سوزن بیاره،
‫خودم انجامش میدم!

214
00:17:11,047 --> 00:17:15,586
،یه لایه پوستـه دیگه
مال اون هم مشخصاً حسابی نازکـه

215
00:17:29,354 --> 00:17:32,094
‫خیلی خوشحالم که
‫شدم موش آزمایشگاهیِ جنابعالی!

216
00:17:34,869 --> 00:17:36,758
‫تو اینجا چیکار داری؟

217
00:17:37,204 --> 00:17:38,391
‫مگه کوری؟

218
00:17:38,920 --> 00:17:43,273
‫دارم سوراخ‌سوراخ شدن پوستت
توسط پسرم رو تماشا می‌کنم

219
00:17:44,053 --> 00:17:47,683
‫چرا نمیری واسه پسرت
‫یه پیک عرق بیاری تا استرسش کم بشه؟

220
00:17:47,685 --> 00:17:50,169
حالا چون از سوزن می‌ترسی
لازم نیست دقِ‌دلیت رو سر بچه خالی کنی

221
00:17:50,171 --> 00:17:51,546
‫آره بابا، می‌بینی که

222
00:17:51,548 --> 00:17:54,872
‫مثل سگ از سوزن‌موزن می‌ترسم،
‫مرتیکه‌ی کیر سوزنی!

223
00:17:57,074 --> 00:17:58,606
‫ببین، پهلوون…

224
00:17:58,740 --> 00:18:02,552
‫من تا حالا چند بار
جون جنابعالی رو نجات دادم

225
00:18:02,664 --> 00:18:04,372
‫چرا اینقدر ازم می‌ترسی؟

226
00:18:04,466 --> 00:18:06,336
‫آدم چرا باید از کسی که تمام روز توی

227
00:18:06,345 --> 00:18:09,716
‫مِیخونه‌ی پُر از زامبیش پاش رو
انداخته روی پاش و ‫و گیم می‌زنه بترسه؟

228
00:18:10,359 --> 00:18:11,752
‫اصلاً بگو ببینم چی شد؟

229
00:18:12,779 --> 00:18:15,520
پرت گرفته به یکی از اون بطری‌های خالیت؟

230
00:18:18,519 --> 00:18:19,754
خبر نداره؟

231
00:18:24,570 --> 00:18:28,883
‫پایینـه. زندانیش کردیم

232
00:18:30,764 --> 00:18:34,006
‫قول میدم کوچک‌ترین آسیبی بهت نرسونه

233
00:18:34,627 --> 00:18:36,673
‫اصلاً نیازی نیست بترسی

234
00:18:38,244 --> 00:18:40,154
‫می‌دونم حرف قشنگی نیست، اما…

235
00:18:41,303 --> 00:18:45,217
‫فکر کنم اگه اونجا بودم،
صد درصد ‫دلم می‌خواست بزنم بکُشمش اما…

236
00:18:46,756 --> 00:18:48,694
‫هممون همین رو می‌خواستیم

237
00:18:49,631 --> 00:18:51,412
‫اما نمی‌دونم واقعاً می‌تونستم بکُشمش یا نه

238
00:18:55,225 --> 00:18:56,928
‫بعضی وقتا نگران میشم که…

239
00:18:57,264 --> 00:18:59,631
‫یه روزی نوبت من بشه یکی رو بکُشم و…

240
00:19:00,128 --> 00:19:01,725
‫نتونم از پسش بربیام

241
00:19:05,920 --> 00:19:07,740
‫می‌تونی این رو هم یادم بدی؟

242
00:19:13,068 --> 00:19:15,610
‫خب، حالا واقعاً باید چیکار کنیم؟

243
00:19:15,626 --> 00:19:17,485
‫یعنی دوتا راه بیشتر نداریم؟

244
00:19:17,509 --> 00:19:19,728
‫یا بکُشیمش یا تا آخر عمر همونجا نگهش داریم؟

245
00:19:19,730 --> 00:19:21,557
‫یا می‌تونیم اصلاحش کنیم

246
00:19:21,572 --> 00:19:24,793
‫- تا حالا دیدی روی کسی جواب بده؟
‫- آره، دیدم

247
00:19:24,833 --> 00:19:26,450
‫به نظرت روی این زنیکه هم جواب میده؟

248
00:19:26,856 --> 00:19:28,630
‫- نمی‌دونم
‫- باشه

249
00:19:29,664 --> 00:19:33,102
‫اگه ‫همینطوری توی زندان نگهش داریم،
منابع‌مون هدر میره

250
00:19:33,104 --> 00:19:34,434
‫منظورم فقط غذا و این چیزها نیست

251
00:19:34,436 --> 00:19:36,575
‫اگر بگیم اونقدر خطرناکـه که

252
00:19:36,577 --> 00:19:39,019
‫نباید آزادش کنیم تا واسه خودش ول بچرخه، پس…

253
00:19:39,060 --> 00:19:42,143
‫به یه نگهبان احتیاج داریم تا
‫حواسش باشه جیم نزنه

254
00:19:42,145 --> 00:19:45,024
‫احتمالاً باید یه نگهبان دیگه هم بیاریم تا
‫حواسش به نگهبان اولیه باشه،

255
00:19:45,026 --> 00:19:47,401
‫چون واضحاً نمیشه زنیکه رو با کسی تنها گذاشت

256
00:19:47,729 --> 00:19:49,072
‫یا هم می‌تونیم بکُشیمش

257
00:19:49,074 --> 00:19:52,737
‫و به ارزش‌هایی که جامعه‌مون رو
بر اساسش ساختیم پُشت کنیم

258
00:19:53,237 --> 00:19:57,245
کسشعر

259
00:20:00,304 --> 00:20:01,517
‫جان؟

260
00:20:02,210 --> 00:20:04,596
‫ببینید، اگه ارزش‌های جامعه‌تون…

261
00:20:04,598 --> 00:20:08,644
‫تر و خشک کردنِ یه قاتلـه،
‫خب، صلاح خویش خسروان دانند

262
00:20:09,769 --> 00:20:11,291
‫تا جایی که می‌دونم،

263
00:20:11,293 --> 00:20:13,058
‫جنابعالی هم کم آدم بی‌گناه نکُشتی!

264
00:20:13,082 --> 00:20:15,941
‫- پس تو رو هم بکُشیم؟
‫- آره

265
00:20:15,943 --> 00:20:17,200
‫ببینید، مشکل اصلی اینـه که

266
00:20:17,202 --> 00:20:22,030
‫من توی جامعه‌ی شما نیستم،
‫من توی «به کیرم آباد»

267
00:20:22,032 --> 00:20:24,280
‫به کُد پستی «کون لقتون» زندگی می‌کنم

268
00:20:24,459 --> 00:20:27,979
‫اگه حاضر نباشی دست به
‫وحشیانه‌ترین کار ممکن بزنی،

269
00:20:27,981 --> 00:20:30,971
‫به هیچ عنوان نمی‌تونی گلیم خودت رو
از آب بکشی بیرون

270
00:20:30,973 --> 00:20:33,519
‫مشخصـه که تو هم اصلاً اهل این کارها نیستی

271
00:20:33,934 --> 00:20:37,308
‫حق با توئـه. اهل این کارها نیستم

272
00:20:37,838 --> 00:20:40,776
‫اگه با این موضوع مشکلی داری، تبریک میگم!

273
00:20:40,778 --> 00:20:42,867
‫با قایم شدن توی اون مِیخونه‌ی کپک‌زده

274
00:20:42,869 --> 00:20:44,997
‫بهترین تصمیم ممکن رو گرفتی

275
00:20:47,341 --> 00:20:48,342
‫ببین…

276
00:20:48,743 --> 00:20:51,227
‫می‌تونی بری اون بالا و زنی رو بکُشی که

277
00:20:51,229 --> 00:20:55,281
‫می‌خواست تو و هرشل رو بکُشه یا
می‌تونی به حرف این یکی که

278
00:20:55,283 --> 00:20:57,602
‫می‌‌خواد تو و هرشل رو به کُشتن بده گوش کنی

279
00:20:58,251 --> 00:20:59,531
‫تصمیم با خودتـه

280
00:21:05,274 --> 00:21:09,024
‫من داما رو می‌شناسم و
نیگان هم می‌شناستش

281
00:21:09,704 --> 00:21:12,790
‫اون زن روزگار هممون رو سیاه کرده

282
00:21:13,619 --> 00:21:16,291
‫بلاهایی که به کروئت گفت سرمون بیاره…

283
00:21:17,072 --> 00:21:21,163
‫آدم وقتی عصبانیـه یا ترسیده
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره

284
00:21:21,165 --> 00:21:25,631
‫من هم دارم تمام سعی می‌کنم تا
چراغِ امید رو روشن نگه دارم، مگی

285
00:21:25,633 --> 00:21:30,397
‫واقعاً میگم، ‫ولی…
نمی‌دونم از پسش برمیام یا نه

286
00:21:30,609 --> 00:21:34,093
‫شاید نیازی هم نباشه.
‫اصلاً غذا نمی‌خوره.

287
00:21:34,652 --> 00:21:38,007
‫همین الان پیشش بودم.
‫از قیاقه‌اش مشخصـه چند وقتیـه هیچی نخورده.

288
00:21:38,049 --> 00:21:41,791
‫اگه ‫همینطوری ادامه بده زیاد دووم نمیاره

289
00:21:42,729 --> 00:21:44,869
‫پس، شاید بهتر باشه بذاریم خودش تصمیم بگیره

290
00:21:46,224 --> 00:21:49,011
یعنی اگه دلش می‌خواد
‫با زجرآورترین روش ممکن که

291
00:21:49,013 --> 00:21:51,466
‫مُردن از گشنگیـه، خودش رو بکُشه…

292
00:21:52,222 --> 00:21:55,075
‫از نظرم ایرادی نداره که
یه راه دیگه بذاریم جلو پاش

293
00:21:56,042 --> 00:21:57,935
‫لازم نیست اینقدر زجر بکِشه

294
00:22:03,290 --> 00:22:05,198
‫یه لطفی در حقم بکن و بیخیال شو

295
00:22:05,200 --> 00:22:06,637
‫آخه چطوری بیخیالشون بشم، ها؟

296
00:22:06,826 --> 00:22:09,269
‫وقتی بهم میگی نمی‌فهمم چی میگن،
رسماً داری بهم میگی دروغگو

297
00:22:09,271 --> 00:22:11,528
‫نه، فقط دارم میگم جوری وانمود نکن که

298
00:22:11,530 --> 00:22:15,006
‫- انگار می‌فهمی چی میگن…
‫- باز گفت وانمود! وانمود نمی‌کنم. ‫من…

299
00:22:17,444 --> 00:22:18,920
‫- دارم خودم رو وفق میدم
‫- خدای من

300
00:22:18,922 --> 00:22:21,092
‫- نه…
‫- یه لحظه، چیزی نیست. چیزی نیست

301
00:22:36,796 --> 00:22:38,084
‫اسمش چزه!

302
00:22:38,307 --> 00:22:41,326
‫آهای، نندازش به جون‌مون!

303
00:22:56,458 --> 00:22:57,590
‫باشه

304
00:23:01,250 --> 00:23:03,516
‫بیچاره طرفدارِ تیمِ نیویورک جتسـه!
‫(تیم فوتبال آمریکایی)

305
00:23:07,470 --> 00:23:08,664
‫برو کنار ببینم

306
00:23:13,418 --> 00:23:14,715
‫برو کنار!

307
00:23:22,898 --> 00:23:24,772
‫گندش بزنن،
‫زود باش بریم، بریم، بریم!

308
00:23:24,944 --> 00:23:26,187
‫از این سمت!

309
00:23:28,485 --> 00:23:29,616
‫زود باش!

310
00:23:33,403 --> 00:23:34,640
‫خوبی؟

311
00:23:38,190 --> 00:23:39,393
‫اصلاً خنده‌دار نبود

312
00:23:47,479 --> 00:23:49,886
‫این حرومزاده‌ها دندون دارن!

313
00:23:51,865 --> 00:23:53,151
‫ناخن دارن!

314
00:23:55,125 --> 00:23:57,858
مثل حیوون خونگی‌های توی مِیخونه‌ات نیستن

315
00:23:57,906 --> 00:24:01,727
عزرائیل متحرکن. فهمیدی؟

316
00:24:01,805 --> 00:24:03,125
آره

317
00:24:03,481 --> 00:24:10,625
‫باورم نمیشه که بعد از این همه سال…
‫اصلاً مجبورم اینا رو بگم

318
00:24:27,265 --> 00:24:29,265
،یه بار دیگه از این غلطا بکنی

319
00:24:29,602 --> 00:24:32,218
با آچارچرخ میفتم به جونت

320
00:24:41,789 --> 00:24:42,944
…میگم

321
00:24:48,674 --> 00:24:50,679
«به زبونِ مُرده‌ها یعنی «متأسفم

322
00:25:17,257 --> 00:25:21,164
قبلاً پلیس بودم. مأمور مخفی

323
00:25:23,433 --> 00:25:25,710
،وقتی تا خرخره میری توی نقش
دیگه خودت نیستی، می‌دونی؟

324
00:25:28,442 --> 00:25:30,703
اما واقعیت اینـه که دقیقاً خودتی

325
00:25:32,264 --> 00:25:35,304
هر کی که باشی، دیگه اون آدم قبلی نیستی اما
مجبوری اونطوری زندگی کنی

326
00:25:35,848 --> 00:25:38,864
،سال‌ها وقتی می‌رفتم توی دل تاریکی
هم خودم بودم

327
00:25:39,001 --> 00:25:40,391
هم یه آدم دیگه

328
00:25:40,853 --> 00:25:43,141
سال‌هاست توی اون مِیخونه جا خوش کردم

329
00:25:44,174 --> 00:25:45,571
می‌دونستم نمی‌فهمم چی میگن

330
00:25:47,271 --> 00:25:49,446
باید تظاهر می‌کردم می‌فهمم وگرنه
میزد به سرم

331
00:25:50,039 --> 00:25:51,723
سگ توش، شاید اصلاً زده به سرم. چمی‌دونم

332
00:25:51,725 --> 00:25:53,633
شاید اصلاً نمی‌دونم چه اتفاقی داره میفته

333
00:25:57,038 --> 00:25:58,414
ولی یه چیز رو می‌دونم

334
00:26:01,783 --> 00:26:03,130
،وقتی زیادی توی یه نقشی فرو میری

335
00:26:03,132 --> 00:26:04,680
میشه بخشی از وجودت

336
00:26:06,589 --> 00:26:10,446
،هر چی هم که بشه
تا ابد باهات می‌مونه

337
00:26:14,041 --> 00:26:16,719
…پس بخشی از من همیشه اون آدمی می‌مونه که

338
00:26:18,636 --> 00:26:21,125
مجبور بود کانتینرهای پُر از دختر رو
از کشتی‌ها خالی کنه

339
00:26:25,257 --> 00:26:27,617
بخشی از من قراره همیشه بفهمه چی میگن

340
00:26:36,568 --> 00:26:37,865
صد درصد ممه‌ست

341
00:26:47,715 --> 00:26:50,152
با دکتر صحبت کردم. غذا نمی‌خورم

342
00:26:50,750 --> 00:26:53,279
اینجا نمی‌مونم -
می‌دونم -

343
00:27:06,595 --> 00:27:09,349
وقتی نیگان توی زندان بود جلوش وایساده بودم

344
00:27:10,372 --> 00:27:11,796
ازم می‌خواست بکُشمش و

345
00:27:11,798 --> 00:27:14,661
من هم نکُشتم چون می‌خواستم زجر بکِشه

346
00:27:15,656 --> 00:27:19,911
تو رو هم نمی‌کُشم ولی
نمی‌خوام زجر بکِشی

347
00:27:20,265 --> 00:27:23,294
قرار نیست از اینجا خلاص شی، خب؟

348
00:27:25,139 --> 00:27:27,755
ولی می‌تونی چیزهایی که می‌دونی بهمون بگی

349
00:27:28,945 --> 00:27:31,357
می‌تونی سعی کنی کارهات رو جبران کنی

350
00:27:31,814 --> 00:27:33,208
می‌تونی تغییر کنی

351
00:27:36,387 --> 00:27:37,387
غذا بخور

352
00:27:39,465 --> 00:27:43,824
یا نخور و… از چاقو استفاده کن

353
00:27:45,968 --> 00:27:47,394
تصمیمش با خودتـه

354
00:28:18,266 --> 00:28:20,964
سلام… چطوره؟

355
00:28:22,468 --> 00:28:23,706
از اینجا بُردمشون

356
00:28:26,125 --> 00:28:29,858
توی اتاقم هستن. دیگه… خسته شده بودم ازشون

357
00:28:31,074 --> 00:28:32,147
…گمونم اگه

358
00:28:32,945 --> 00:28:34,164
همیشه‌ی خدا این پایین نباشن

359
00:28:34,166 --> 00:28:35,459
واسم بهتره، نه؟

360
00:28:36,787 --> 00:28:38,686
…خیلی‌خب، آره، گمونم

361
00:28:38,905 --> 00:28:42,085
به نظرم فکر خوبیـه

362
00:28:43,493 --> 00:28:44,850
…میگم، یه سؤال

363
00:28:47,122 --> 00:28:48,874
اون بازیه که بیست و چهاری نشستی پاش رو

364
00:28:48,876 --> 00:28:50,397
بهم یاد میدی با هم بازی کنیم؟

365
00:28:53,560 --> 00:28:56,231
خب، دلت می‌خواد بازی کنی؟

366
00:28:58,346 --> 00:28:59,696
تو دلت می‌خواد بازی کنم؟

367
00:29:01,656 --> 00:29:04,146
رفیق، آماده باش که قراره برگات بریزه

368
00:29:04,249 --> 00:29:07,021
یه جوری بزنمت که مثل گاو صدا بدی، جوجه

369
00:29:07,023 --> 00:29:11,255
اونقدر چلاقی که بیام جلوت وایسم هم
نمی‌تونی بزنیم، داداش

370
00:29:12,248 --> 00:29:13,986
…کیرم توی اول و آخرت! وای که اگر می‌زدمت

371
00:29:13,988 --> 00:29:17,146
اگر رو بکاری شلغم به عمل میاد

372
00:29:18,160 --> 00:29:19,451
!یالا، یالا، یالا

373
00:29:21,084 --> 00:29:22,232
!یالا، یالا

374
00:29:22,802 --> 00:29:24,685
!یالا، یالا، یالا، یالا

375
00:29:24,692 --> 00:29:25,888
!گندش بزنن

376
00:29:27,896 --> 00:29:29,437
برو بمیر با اون قیافه‌ات

377
00:29:29,439 --> 00:29:32,748
خدایی… خیلی نزدیک بود -
کونِ یکی بدجور سوخته -

378
00:29:32,831 --> 00:29:34,873
می‌دونی، جالبـه چون
همین الان به عرضم رسید که

379
00:29:34,875 --> 00:29:37,716
موش هم در مقابل بی‌خایگیِ تو
سر تعظیم فرود آورده

380
00:29:37,718 --> 00:29:39,645
باید هم آمارش رو داشته باشی چون

381
00:29:39,647 --> 00:29:41,716
«ننه‌ات معروف بود به «موش سوراخ‌مفتی

382
00:29:41,880 --> 00:29:45,638
،توی هر جمعی که می‌رفت
همه با سوراخش یه صفایی می‌کردن

383
00:29:45,647 --> 00:29:47,250
راستش مامانت زن نازنینیـه

384
00:29:47,252 --> 00:29:49,468
بهش توهین نمی‌کنم ولی
باید اون شب آبِ بابات رو می‌خورد

385
00:29:49,775 --> 00:29:52,529
اتفاقاً درست میگی -
سلام -

386
00:29:55,435 --> 00:29:59,173
مارگارت، آفتاب از کدوم طرف در اومده که
گذرت به اینورها افتاده؟

387
00:29:59,175 --> 00:30:00,422
یه لحظه وقت داری؟

388
00:30:02,386 --> 00:30:04,209
خیلی‌خب، تو تمرین کن

389
00:30:04,491 --> 00:30:06,099
جنازه‌ات رو می‌فرستم اون دنیا، عزیزم

390
00:30:06,632 --> 00:30:07,865
!بنگ! بنگ

391
00:30:14,359 --> 00:30:15,359
می‌شنوم

392
00:30:15,978 --> 00:30:17,201
چرا موندی؟

393
00:30:18,997 --> 00:30:22,209
،جینی رو که خاک کردیم
آماده بودی سوار قایق شی

394
00:30:22,882 --> 00:30:23,998
چرا موندی؟

395
00:30:25,794 --> 00:30:27,849
واسه این نبوده که
کل روز روی مبل لم بدی، نه؟

396
00:30:29,865 --> 00:30:31,003
نه… نه

397
00:30:31,005 --> 00:30:32,859
گفتم برم دیدن یکی از بازی‌های تیم نیکس

398
00:30:32,861 --> 00:30:35,318
میشه واسه دو دقیقه هم که شده جدی باشی؟

399
00:30:38,994 --> 00:30:40,232
حالت خوبـه؟

400
00:30:42,045 --> 00:30:44,129
نمی‌خوام بهش حق انتخاب بدم

401
00:30:47,341 --> 00:30:49,037
می‌خواستم توی همون آمفی‌تئاتر بکُشمش و

402
00:30:49,039 --> 00:30:51,044
الان هم می‌خوام بکُشمش

403
00:30:51,571 --> 00:30:53,248
خیلی‌خب. چرا به من میگی؟

404
00:30:55,321 --> 00:30:57,412
چون فقط تو درک می‌کنی

405
00:31:15,846 --> 00:31:16,943
پس بکُشش

406
00:31:24,625 --> 00:31:26,258
اینجا خیلی خاصـه

407
00:31:26,807 --> 00:31:29,415
آخرین امیدمونـه

408
00:31:29,785 --> 00:31:31,320
مخصوصاً برای هرشل

409
00:31:31,627 --> 00:31:33,829
با این همه آذوقه و تجهیزاتی که
از دار و دسته‌ها و

410
00:31:33,831 --> 00:31:35,833
نیوبابلیون غنیمت گرفتیم و چیزهایی که

411
00:31:35,835 --> 00:31:37,004
از بریکس آوردیم؟

412
00:31:37,088 --> 00:31:40,290
سلاح داریم، غذا داریم، برق داریم

413
00:31:40,316 --> 00:31:41,930
،با چیزایی که داریم و می‌دونیم

414
00:31:41,932 --> 00:31:43,526
قرار نیست از صفر شروع کنیم

415
00:31:45,036 --> 00:31:46,985
خودت هم یکی از درس‌های عبرتش هستی

416
00:31:47,520 --> 00:31:50,579
من رو نکُشتی، نه؟ -
نه -

417
00:31:51,734 --> 00:31:53,430
تابحال به این فکر کردی که

418
00:31:53,432 --> 00:31:55,431
شاید من یه مورد خیلی استثنام؟

419
00:31:56,459 --> 00:31:57,570
نیستی

420
00:31:57,572 --> 00:31:58,572
هستم

421
00:32:01,640 --> 00:32:03,422
…خیلی‌خب، پس

422
00:32:03,695 --> 00:32:07,264
پس می‌خوای بزنی توی کار
زنده نگه داشتنِ اُسرا» آدما؟»

423
00:32:07,433 --> 00:32:10,008
من خودم تا دلت بخواد این راه رو رفتم

424
00:32:10,456 --> 00:32:12,196
این راه آخر و عاقبت نداره

425
00:32:13,055 --> 00:32:15,282
…ببین، واسه زنده نگه داشتنِ آدما

426
00:32:15,391 --> 00:32:17,719
مجبور میشی کلی آدم دیگه رو بکُشی

427
00:32:18,500 --> 00:32:22,193
دیر یا زود، آدم اشتباهی رو
می‌کُشی و مخت کلاً رد میده

428
00:32:22,195 --> 00:32:24,329
بعدش دیگه نمی‌تونی اونی که باید رو بکُشی

429
00:32:24,560 --> 00:32:28,579
بهتره وارد این بازی نشی

430
00:32:30,674 --> 00:32:33,696
طرز فکر داما هم همینـه -
واقعیتـه -

431
00:32:35,318 --> 00:32:36,969
الان حرفت همینـه؟

432
00:32:37,919 --> 00:32:38,919
آره

433
00:32:40,007 --> 00:32:42,711
می‌تونی کمک کنی اینجا رو بسازیم

434
00:32:45,484 --> 00:32:47,752
میشه یه قلعه‌ی شنی توی دل طوفان

435
00:32:48,883 --> 00:32:51,524
…فکر نمی‌کنی شاید

436
00:32:53,035 --> 00:32:54,733
،بعد از تمام کارهایی که کردی

437
00:32:54,735 --> 00:32:56,438
بتونی به مردم کمک کنی؟

438
00:32:59,070 --> 00:33:04,094
تمام اون کارها رو کردم که به مردم کمک کنم

439
00:33:07,318 --> 00:33:08,633
دیگه کافیـه

440
00:33:21,586 --> 00:33:23,219
…اون روز با کروئت

441
00:33:25,365 --> 00:33:29,111
حداقل من یکی که بعد از اون روز متحول شدم

442
00:33:29,878 --> 00:33:32,415
فکر می‌کردم تو هم شده باشی

443
00:33:34,741 --> 00:33:37,860
می‌دونی، بالاخره فهمیدم
چرا گذاشته اینجا بمونی

444
00:33:38,623 --> 00:33:40,852
تو هم مثل رفقاش مُردی

445
00:33:52,736 --> 00:33:54,126
صحبت خوبی بود؟

446
00:33:54,449 --> 00:33:56,665
آره، عالی بود

447
00:34:01,639 --> 00:34:04,258
سلام، رفیق. کی گذاشته بیای بیرون؟

448
00:34:06,320 --> 00:34:09,126
باز یکی در اتاق ۳۱۵ رو
باز گذاشته؟ نگاش کن

449
00:34:10,410 --> 00:34:12,360
…هی، هی، داداش، داداش

450
00:34:13,375 --> 00:34:14,750
« !لطفاً چیزی دود نکنید »

451
00:34:15,336 --> 00:34:16,446
…رفیق

452
00:34:18,531 --> 00:34:19,969
باشه؟ -
خیلی‌خب -

453
00:34:19,993 --> 00:34:21,210
واسه پوست ضرر داره

454
00:34:27,869 --> 00:34:30,126
میرم بیرون -
ممنون -

455
00:35:40,454 --> 00:35:44,469
…آهای… ببین

456
00:35:44,678 --> 00:35:47,766
می‌خواستم بدونی که من زنده‌ام

457
00:35:48,187 --> 00:35:50,805
من هم اون روز یه چیزهایی بهم گذشت

458
00:35:56,726 --> 00:35:57,726
خیلی‌خب

459
00:36:07,298 --> 00:36:10,602
فقط… نمی‌تونم توی این ساختمون زندگی کنم

460
00:36:11,034 --> 00:36:15,336
نمی‌دونم. امن نیست

461
00:36:15,483 --> 00:36:18,165
امن نیست چون نمی‌تونی هر کی که نیازه رو

462
00:36:18,167 --> 00:36:19,284
بکُشی؟

463
00:36:19,302 --> 00:36:20,900
نه. گوش بده

464
00:36:22,696 --> 00:36:25,125
،اون اول که «ناجی‌ها» رو راه انداختم

465
00:36:25,541 --> 00:36:27,322
می‌خواستیم گروهمون کوچیک بمونه

466
00:36:27,324 --> 00:36:28,437
خب

467
00:36:28,439 --> 00:36:30,644
ولی تعدادمون جوابگو نبود

468
00:36:30,676 --> 00:36:34,726
باید اونقدر آدم داشته باشی تا
بتونی بقیه رو زنده نگه داری

469
00:36:34,988 --> 00:36:37,704
…ناجی‌ها -
ببین، نمی‌خوای توی -

470
00:36:37,706 --> 00:36:40,070
دنیایی زندگی کنی که
مجبوری جلاد باشی، درستـه؟

471
00:36:40,072 --> 00:36:42,547
دنیای قدیم همینجوری بود -
نه. اشتباه می‌کنی -

472
00:36:42,586 --> 00:36:45,976
،اگه دنیای قدیم چرخش می‌چرخید
واسه این بود که حساب و کتاب داشت؛

473
00:36:45,978 --> 00:36:49,906
از رئیس زندان و پاسبان و قاضی گرفته تا
وکیل و حتی اونی که

474
00:36:49,908 --> 00:36:52,234
ساندویچ می‌داد دست وکیل‌ها

475
00:36:52,486 --> 00:36:54,031
پس میگی باید تعدادمون رو بیشتر کنیم؟

476
00:36:54,085 --> 00:36:58,812
،خیلی بیشتر. بیشتر از هیل‌تاپ
بیشتر از ناجی‌ها

477
00:36:59,207 --> 00:37:03,203
اینجوری می‌تونی اون امنیتی که
می‌خوای رو اینجا برقرار کنی

478
00:37:03,971 --> 00:37:06,555
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونیم
دنیای قدیم رو دوباره اینجا زنده کنیم؟

479
00:37:06,800 --> 00:37:08,555
فکر نکنم دلم بخواد

480
00:37:10,322 --> 00:37:12,289
چون سعی داشتم اینجا رو مخفی نگه دارم

481
00:37:15,643 --> 00:37:18,555
…ولی شاید… شاید

482
00:37:19,820 --> 00:37:21,500
ولی حقیقت اینـه به قدر کافی غذا داریم

483
00:37:21,502 --> 00:37:24,273
حتی سه برابرِ جمعیت الانمون رو کفاف میده

484
00:37:25,134 --> 00:37:28,555
بعدش می‌تونیم دکترها و
مهندس‌های بیشتری بار بیاریم

485
00:37:30,375 --> 00:37:32,156
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

486
00:37:33,797 --> 00:37:36,617
محصولِ بیشتری برداشت کنیم و
بعدش دوباره آدمای بیشتری جذب کنیم

487
00:37:36,833 --> 00:37:41,301
،منتها مسئله فقط تعداد آدما نیست، مگی

488
00:37:41,303 --> 00:37:42,934
کیفیت‌شونـه

489
00:37:42,989 --> 00:37:44,945
متأسفم که من باید این خبرِ بد رو بهت بدم ولی

490
00:37:44,947 --> 00:37:47,747
فکر نکنم خیلی آدم خوبی مونده باشه

491
00:37:48,064 --> 00:37:49,731
خودت مربی باشگاه بودی

492
00:37:51,161 --> 00:37:54,639
بعدش دنیا عوض شد و مردم تغییر کردن چون

493
00:37:54,641 --> 00:37:56,075
ترسیده بودن

494
00:37:56,341 --> 00:37:59,692
…اگه فاکتور ترس رو حذف کنی
…مثل الکساندریا و زندان

495
00:37:59,694 --> 00:38:02,075
،اون موقع که همه چی داشتیم
،قبل از اینکه اوضاع خراب بشه

496
00:38:02,077 --> 00:38:03,958
آدما داشتن بهتر میشدن

497
00:38:04,074 --> 00:38:07,966
همه نه. بعضیا عوض‌بشو نیستن

498
00:38:08,109 --> 00:38:10,111
قاضی و وکیل و رئیس زندان

499
00:38:10,113 --> 00:38:11,539
واسه همون آدماست

500
00:38:14,521 --> 00:38:15,719
اشتباه می‌کنی

501
00:38:20,326 --> 00:38:21,844
زمان همه چی رو معلوم می‌کنه

502
00:38:43,680 --> 00:38:47,570
،از همون اول
فقط تلاش داشتی اینجا رو مخفی نگه داری

503
00:38:47,745 --> 00:38:50,830
…چراغ‌های قرمز، دوربین‌ها، پوشوندنِ پنجره‌ها

504
00:38:51,135 --> 00:38:52,736
می‌دونم -
گفتی اگه -

505
00:38:52,738 --> 00:38:54,252
،کسی از وجود اینجا باخبر بشه

506
00:38:54,254 --> 00:38:56,104
ما رو می‌کُشن تا از چنگمون درش بیارن

507
00:38:56,335 --> 00:38:57,455
می‌دونم

508
00:38:57,748 --> 00:38:59,377
خب. الان چیزی فرق کرده؟

509
00:38:59,383 --> 00:39:02,494
همچنان ما رو می‌کُشن تا
اینجا رو از چنگمون در بیارن

510
00:39:02,540 --> 00:39:04,236
برای همین آدمای بیشتری لازم داریم

511
00:39:04,238 --> 00:39:07,620
اونقدری که بتونیم از
گوشه‌گوشه‌ی اینجا دفاع کنیم

512
00:39:07,741 --> 00:39:10,020
،اگه کاری که میگی رو بکنیم
بعید نیست از فردا پای

513
00:39:10,022 --> 00:39:11,745
کلی آدمِ نادرست و نااهل به اینجا باز شه

514
00:39:11,951 --> 00:39:13,355
ما هم براشون آماده‌ایم

515
00:39:13,819 --> 00:39:17,128
،تمام این مسیر رو نگهبان می‌ذاریم
نقطه به نقطه‌اش

516
00:39:17,372 --> 00:39:19,667
هر کی از رودخونه رد شه، خبردار میشیم

517
00:39:19,706 --> 00:39:23,277
،با این زاغه‌ی مهماتی که داریم
دستِ بالاتر رو داریم

518
00:39:23,280 --> 00:39:25,339
اصلاً چرا باید واسه
همچین گزینه‌ای وقت بذاریم؟

519
00:39:26,252 --> 00:39:28,855
الان وضع هممون از
هر زمان دیگه‌ای بهتره، مگی

520
00:39:28,857 --> 00:39:30,277
یه انبار پُر از آذوقه و خوراکی داریم

521
00:39:30,279 --> 00:39:33,675
انباری که هر روز داره خالی و خالی‌تر میشه و

522
00:39:33,791 --> 00:39:35,300
راهی هم نداریم که دوباره پُرش کنیم

523
00:39:35,302 --> 00:39:37,535
چشم به هم بزنیم زمستون شده و

524
00:39:37,573 --> 00:39:39,531
اونجاست که کارد می‌رسه به استخونِ آدما

525
00:39:39,534 --> 00:39:41,742
،آدمی هم که کارد به استخونش رسیده
از هر کسی خطرناک‌تره

526
00:39:41,757 --> 00:39:43,379
،اگه آدمای بیشتری جذب کنیم

527
00:39:44,408 --> 00:39:46,308
می‌تونیم توی سنترال پارک کشاورزی کنیم

528
00:39:46,646 --> 00:39:48,839
مگی، ما بیمارستان داریم

529
00:39:48,841 --> 00:39:50,917
کیفیت بیمارستان با دکترهاش سنجیده میشه

530
00:39:50,919 --> 00:39:52,402
ما یه دکتر داریم

531
00:39:52,660 --> 00:39:54,149
اگه خدای نکرده قبل از اینکه

532
00:39:54,151 --> 00:39:56,425
چند نفر دیگه رو تعلیم بده
…بلایی سر لوئیس بیاد

533
00:39:56,512 --> 00:39:59,683
،این آدمایی که میان
ممکنـه بین‌شون دکتر هم باشه

534
00:39:59,685 --> 00:40:01,409
خیلی‌خب، ببین، می‌فهمم چی میگی، جدی میگم

535
00:40:01,411 --> 00:40:03,058
،متوجه حرفت هستم

536
00:40:03,060 --> 00:40:07,503
ولی وظیفه‌ی اصلی من
محافظت از مردم اون هم همین الانـه

537
00:40:09,706 --> 00:40:11,222
شرمنده، مگی، نمیشه

538
00:40:11,224 --> 00:40:12,589
…ببین، رناتا

539
00:40:14,525 --> 00:40:17,472
…وقتی رئیسِ هیل‌تاپ و بریکس بودم

540
00:40:18,873 --> 00:40:20,480
دقیقاً همینطور فکر می‌کردم

541
00:40:20,933 --> 00:40:23,284
فقط می‌تونستم جلوی پام رو ببینم

542
00:40:24,261 --> 00:40:25,878
مثل الان دستم باز نبود

543
00:40:25,946 --> 00:40:27,980
فرصت نداشتم به آینده فکر کنم

544
00:40:28,402 --> 00:40:30,745
می‌دونم این کار خلافِ
درس‌هاییـه که از دنیا گرفتیم؛

545
00:40:30,747 --> 00:40:32,309
می‌دونم ترسناکـه

546
00:40:32,536 --> 00:40:34,559
،ولی مگه خودت همش نمی‌گفتی آدم وقتی ترسیده

547
00:40:34,561 --> 00:40:36,100
نمی‌تونه درست تصمیم بگیره؟

548
00:40:36,102 --> 00:40:38,909
مگی، من باید به فکر
…خواهرزاده‌ی کوچولوم باشم، خیلی

549
00:40:38,911 --> 00:40:40,411
من هم پسر دارم

550
00:40:40,831 --> 00:40:43,918
،می‌فهمم الان جاشون امنـه

551
00:40:44,320 --> 00:40:45,942
ولی این وضعیت موندگار نیست

552
00:40:46,211 --> 00:40:47,387
،اگه الان کوتاه نیایم

553
00:40:47,389 --> 00:40:49,489
چه آینده‌ای در انتظارشونـه؟

554
00:40:50,054 --> 00:40:52,504
بهت باور دارم، رناتا

555
00:40:52,997 --> 00:40:57,668
مطمئنم هم امروز می‌تونی
ازمون محافظت کنی، هم فردا

556
00:40:58,403 --> 00:41:00,512
،شرایط همینـه که می‌بینی

557
00:41:01,671 --> 00:41:04,004
تصمیمش با خودمونـه که باهاش چیکار کنیم

558
00:41:22,608 --> 00:41:23,863
می‌خوایم چجور آدمایی باشیم؟

559
00:41:35,141 --> 00:41:36,141
!آهای

560
00:41:41,631 --> 00:41:42,844
فقط می‌خوایم کمکت کنیم

561
00:41:43,950 --> 00:41:44,994
اجازه میدی؟

562
00:41:44,996 --> 00:41:46,891
می‌ذاری کمکت کنیم؟ لطفاً

563
00:41:47,530 --> 00:41:49,649
یادتـه توی آمفی‌تئاتر چی گفتم؟

564
00:41:50,014 --> 00:41:51,430
پیشنهادم هنوز سر جاشـه

565
00:41:53,033 --> 00:41:54,165
چیزی نیست

566
00:42:07,526 --> 00:42:09,094
درست میشه، خب؟

567
00:42:17,655 --> 00:42:18,655
!آرمسترانگ

568
00:42:25,249 --> 00:42:28,007
ایشالا یه تاکسی پیدا کردی که
ببرتت اون سرِ شهر

569
00:42:31,335 --> 00:42:32,788
چند بار باید خداحافظی کنیم؟

570
00:42:32,790 --> 00:42:35,108
می‌دونم. قول میدم این دفعه دیگه آخریشـه

571
00:42:36,201 --> 00:42:39,431
اون موقع اشتباه می‌کردم

572
00:42:40,473 --> 00:42:42,274
می‌تونی به مردم درباره‌ی اینجا بگی

573
00:42:42,580 --> 00:42:45,391
می‌خوایم آدما بیان، آدمای خوب

574
00:42:45,594 --> 00:42:46,751
به روی چشم

575
00:42:49,185 --> 00:42:50,688
خودت هم برگرد

576
00:42:51,774 --> 00:42:54,254
…می‌دونم داری میری دیدن خانوادت ولی

577
00:42:55,583 --> 00:42:58,157
امیدوارم همتون با هم برگردید

578
00:42:59,769 --> 00:43:02,227
…ممنونم. جدی میگم، ولی

579
00:43:03,660 --> 00:43:05,151
من برنمی‌گردم اینجا

580
00:43:05,979 --> 00:43:07,285
حداقل تا یه مدتی

581
00:43:09,126 --> 00:43:11,322
فقط واسه دیدن خانوادت برنمی‌گردی، مگه نه؟

582
00:43:12,478 --> 00:43:13,984
نیوبابیلون بهم نیاز داره

583
00:43:13,986 --> 00:43:15,158
،حالا که ارتش از بین رفته

584
00:43:15,160 --> 00:43:17,384
،می‌دونم اوضاع اونجا احتمالاً عوض شده
،اگر هم نشده باشه

585
00:43:17,587 --> 00:43:19,978
چند نفرمون منتظر بودیم تا
فرصتِ تغییر فرا برسه

586
00:43:20,849 --> 00:43:25,814
الان وقتشـه -
اگه یه نفر از پسش بر بیاد، اون تویی -

587
00:43:26,301 --> 00:43:27,301
ممنون

588
00:43:28,247 --> 00:43:29,338
،کارم که تموم شد

589
00:43:29,921 --> 00:43:32,952
مطمئن باش من و تو حرف واسه زدن زیاد داریم

590
00:44:09,897 --> 00:44:12,678
…برو به اون همکار بی‌حال و حوصله‌ات بگو که

591
00:44:13,791 --> 00:44:18,499
این کسرول تُن ماهی
اصلاً چنگی به دل نمی‌زنه

592
00:44:22,844 --> 00:44:25,602
چیـه؟ -
خیال می‌کردم مُرده باشی -

593
00:44:26,662 --> 00:44:28,218
حالا می‌تونم بکُشمت

594
00:44:40,153 --> 00:44:42,671
مسلحم -
ایول -

595
00:44:47,034 --> 00:44:48,177
!کمک

596
00:44:48,653 --> 00:44:51,832
!یکی بیاد این پایین! کمک
!یکی بیاد این پایین

597
00:44:51,834 --> 00:44:54,832
!کمکم کنید! کمک

598
00:44:55,017 --> 00:44:57,892
عجیبـه، نه؟ -
!یکی بیاد این پایین -

599
00:44:57,962 --> 00:45:01,657
واسه روانی‌ای مثل تو نگهبان نذاشتن

600
00:45:01,659 --> 00:45:06,282
فقط منِ ناچیز و دست‌تنها موندم که
از اینجا محافظت کنم

601
00:45:19,771 --> 00:45:21,911
آهای، روبراهی؟

602
00:45:23,155 --> 00:45:27,427
،اون دکمه رو که بزنیم
راه برگشتی نیست

603
00:45:28,483 --> 00:45:30,616
می‌دونم واسه مقابله با کله‌خرهایی که

604
00:45:30,618 --> 00:45:33,106
…پاشون به اینجا باز شه برنامه داری

605
00:45:33,167 --> 00:45:34,981
نگران جزیره‌ای؟

606
00:45:35,708 --> 00:45:36,768
بهت که گفتم

607
00:45:36,770 --> 00:45:41,989
نه کریستوسی هست، نه بروگل، نه کروئت

608
00:45:42,370 --> 00:45:44,567
الگوی کروئت چی؟

609
00:45:45,507 --> 00:45:47,249
نیگان عوض شده

610
00:45:49,108 --> 00:45:51,803
ولی اون نیگان قدیمی هنوز
یه جایی توی وجودشـه، مگی

611
00:45:52,335 --> 00:45:56,506
این هم… اصلاً خوب نیست

612
00:45:56,966 --> 00:45:59,225
…راستش، بیشتر از همه از این می‌ترسم که

613
00:45:59,990 --> 00:46:03,592
نمی‌دونم برای ما خوب نیست، یا دشمن‌هامون

614
00:46:06,118 --> 00:46:08,866
وقتی ورق برمی‌گرده دیگه بهت حال نمیده، نه؟

615
00:46:15,764 --> 00:46:16,819
حاضری؟

616
00:46:17,926 --> 00:46:19,090
برو که رفتیم

617
00:47:03,453 --> 00:47:13,453
‫« ترجمه از علی محمدخانی و آیــدا »
‫<font color="#6ffff9">.:: Ayda.NDR & AliMK_Sub ::.</font>

618
00:47:13,454 --> 00:47:23,454
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

619
00:47:37,707 --> 00:47:39,121
به نظرت یعنی چی؟

620
00:47:40,135 --> 00:47:41,394
به نظرم باید بریم ببینیم

621
00:47:41,565 --> 00:47:51,565
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

622
00:47:51,580 --> 00:48:01,580
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

623
00:48:05,189 --> 00:48:06,981
!همگی اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین

624
00:48:06,983 --> 00:48:08,209
!سلاح‌ها زمین

625
00:48:08,227 --> 00:48:10,000
« …آنچه خواهید دید »

626
00:48:10,651 --> 00:48:12,909
،باید بدونم که اگه اوضاع قاراشمیش شد

627
00:48:13,239 --> 00:48:14,998
می‌تونم بهت اعتماد کنم

628
00:48:16,061 --> 00:48:17,348
همه جا رو قرنطینه می‌کنیم

629
00:48:17,350 --> 00:48:19,576
،با این اوضاع قمر در عقرب
احتیاط شرط عقلـه

630
00:48:22,731 --> 00:48:25,818
دو دسته آدم. اما فقط یکیشون می‌تونه بمونه

631
00:48:26,054 --> 00:48:27,865
پس قراره یه بازی بکنیم

632
00:48:28,476 --> 00:48:31,218
« مردگان متحرک: شهر مردگان »

