0
00:00:35,083 --> 00:00:55,375
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>

1
00:01:51,083 --> 00:01:52,375
صبح بخیر، سرورم.

2
00:01:54,750 --> 00:01:56,708
- جفری.
- داری از منظره لذت می‌بری؟

3
00:01:56,791 --> 00:01:57,666
هوم.

4
00:01:59,000 --> 00:02:01,083
قصد ندارید کم‌کم برگردید به عمارت، قربان؟

5
00:02:01,166 --> 00:02:03,625
مهمون‌هاتون تا چند وقت دیگه برای صبحانه میان پایین.

6
00:02:04,125 --> 00:02:07,750
و منم می‌خوام صحبت با تیم شکار رو ساعت ۹:۳۰ شروع کنم.

7
00:02:09,208 --> 00:02:13,291
۴۰۰ سال پیش، این املاک تا جایی که چشم کار می‌کرد ادامه داشت.

8
00:02:14,000 --> 00:02:16,333
در تمام جهات. تا خودِ ساحل.

9
00:02:17,708 --> 00:02:18,708
اما ذره‌ذره آب رفت.

10
00:02:20,041 --> 00:02:24,041
سال به سال. نسل به نسل.

11
00:02:24,125 --> 00:02:25,958
اول عذر و بهانه‌ها شروع شد.

12
00:02:26,791 --> 00:02:28,291
بعدش نوبت شرمساری رسید.

13
00:02:30,333 --> 00:02:31,875
و بعدشم نوبت به کوچیک‌تر شدن.

14
00:02:33,791 --> 00:02:34,875
مثل یه جور کرم‌خوردگی می‌مونه.

15
00:02:37,833 --> 00:02:39,166
من همه‌اش رو پس می‌خوام، جف.

16
00:02:43,250 --> 00:02:44,583
می‌خوام همه‌اش برگرده.

17
00:02:54,250 --> 00:02:56,291
خب، پس این باند فرودگاه رو خریدیم؟

18
00:02:56,375 --> 00:02:58,250
ما نه. حضرت والا خریدنش.

19
00:02:58,333 --> 00:03:00,125
از طریق یه شرکت صوری.

20
00:03:00,625 --> 00:03:01,625
۱۰۰ هزار فوت مربع...

21
00:03:01,708 --> 00:03:03,833
...مزرعه گل که زیر آشیانه مخفی شده.

22
00:03:04,333 --> 00:03:06,000
یه پوشش عالی برای توزیع.

23
00:03:06,500 --> 00:03:08,750
زیر آشیانه می‌کاریش، توی آشیانه هم بار می‌زنی.

24
00:03:08,833 --> 00:03:12,166
بعدشم می‌تونی با هواپیما یا از راه جاده به هر جای کشور بفرستیش.

25
00:03:12,250 --> 00:03:14,708
در کنارش نمایش‌های هوایی، رستوران و مغازه کادویی هم هست.

26
00:03:14,791 --> 00:03:16,625
همه‌ش راه‌های خوبیه واسه پول‌شویی.

27
00:03:17,750 --> 00:03:19,375
اسپرسو مارتینی میل دارین، قربان؟

28
00:03:19,458 --> 00:03:21,458
ظاهراً روزای فیلم‌برداری کار رو زود شروع می‌کنن.

29
00:03:21,541 --> 00:03:23,416
حالا که این‌طوره، خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو...

30
00:03:25,000 --> 00:03:25,958
خانم؟

31
00:03:28,750 --> 00:03:29,708
می‌دونی چیه؟

32
00:03:30,458 --> 00:03:32,875
انگار بابا آخرسر درباره دوک راست می‌گفت.

33
00:03:32,958 --> 00:03:35,833
ایده معرکه‌ای بود که همون کاری رو که این‌جا می‌کنیم تو ایتالیا هم پیاده کنیم.

34
00:03:35,916 --> 00:03:39,041
<i>پرورشِ جنسمون زیرِ قصرهای اشرافی.</i>

35
00:03:39,125 --> 00:03:40,333
<i>حالا که حرفش شد، اینم از...</i>

36
00:03:40,416 --> 00:03:43,416
رابط ایتالیاییمون، که راه ورود ما به اروپاست.

37
00:03:43,500 --> 00:03:46,000
بین‌المللی شدیم و حسابی داره سود میده.

38
00:03:46,500 --> 00:03:47,875
قضیه این اسپیت‌فایرها چیه؟

39
00:03:47,958 --> 00:03:50,833
هیچ‌وقت نمی‌دونی کی ممکنه جنگ راه بیفته، جک.

40
00:04:09,916 --> 00:04:11,916
صبح بخیر، آقای مالدینی.

41
00:04:12,500 --> 00:04:15,291
{\an8}<i>- بون‌جورنو.</i>
- می‌تونم اونو ازتون بگیرم.

42
00:04:16,750 --> 00:04:17,833
{\an8}فرانچسکو.

43
00:04:18,458 --> 00:04:21,583
{\an8}- صبح بخیر، فرانچسکو.
- اوه، اما... می‌تونی چیکو صدام کنی.

44
00:04:22,291 --> 00:04:23,125
{\an8}چیکو.

45
00:04:25,666 --> 00:04:28,333
اگه دنبالم بیاین، بلنکت حواسش به چمدون‌هاتون هست.

46
00:04:28,416 --> 00:04:30,791
تا دمِ دروازه‌های بهشت هم دنبالت میام.

47
00:04:34,208 --> 00:04:35,375
چائو، سوزی!

48
00:04:36,875 --> 00:04:38,666
سوزی، سوزی، سوزی.

49
00:04:39,333 --> 00:04:40,833
خیلی از دیدنت خوشحالم.

50
00:04:40,916 --> 00:04:44,458
ببین، یه گیری تو کارِ معاملاتمون افتاده.

51
00:04:44,541 --> 00:04:47,041
یه چیزیه که واقعاً باید دربارش گپ بزنیم.

52
00:04:47,125 --> 00:04:49,625
می‌تونیم بعداً دربارش حرف بزنیم.
الان یه ذره دیرمون شده.

53
00:04:50,833 --> 00:04:54,000
- کنتسا، معرکه شدی.
- ممنون، خانم گلس.

54
00:04:54,083 --> 00:04:54,958
بریم؟

55
00:05:02,916 --> 00:05:05,250
از کدجری خوشتون نیومد،
لرد هاثورن؟

56
00:05:05,333 --> 00:05:06,416
{\an8}اوه، نه.

57
00:05:06,500 --> 00:05:09,125
{\an8}درسته که از طعم کاری
توی صبحانه خوشم می‌آد،

58
00:05:09,208 --> 00:05:10,916
{\an8}اما هیچ‌چیزی نمی‌تونه
حریف ماهی دودی بشه.

59
00:05:11,000 --> 00:05:12,666
اومم. می‌بینم که با برادرزاده‌ام
آشنا شدی.

60
00:05:12,750 --> 00:05:15,291
بله، همین‌طوره.
وروجکِ خوش‌تیپیه.

61
00:05:15,875 --> 00:05:17,041
از پدرش خبری نشد؟

62
00:05:17,708 --> 00:05:19,083
امیدواره که برای شام بهمون ملحق بشه.

63
00:05:19,166 --> 00:05:21,958
خب، خیلی عالیه که برای نون درآوردن
زحمت می‌کشه.

64
00:05:22,041 --> 00:05:24,166
ولی اونم درست مثل ادیه.
زیادی کار می‌کنه.

65
00:05:24,250 --> 00:05:26,500
مادر، از کی تا حالا یه روز شکار رفتن
شده «کار»؟

66
00:05:28,375 --> 00:05:31,666
دیر کردیم. ولی نه اون‌قدر
که به صبحانه نرسیم.

67
00:05:34,125 --> 00:05:35,000
ادی.

68
00:05:35,791 --> 00:05:36,833
ادواردو.

69
00:05:36,916 --> 00:05:38,166
اد-خُله.

70
00:05:38,250 --> 00:05:39,291
چطوری پسر؟

71
00:05:39,375 --> 00:05:41,375
- چائو.
- از دیدنت خوشحالم. بیا اینجا.

72
00:05:41,458 --> 00:05:43,750
اوه.

73
00:05:43,833 --> 00:05:45,500
واقعاً معذرت می‌خوام،

74
00:05:45,583 --> 00:05:49,208
اما خلبانم تصمیم گرفت بزنه
به دل یه طوفان فاکی.

75
00:05:49,291 --> 00:05:50,875
یه جورایی مرکز طوفان رو از دست دادیم.

76
00:05:52,791 --> 00:05:54,125
خب، حالا که اینجایی.

77
00:05:54,208 --> 00:05:56,666
طوفانی در کار نبود. داشت موش‌مردگی درمی‌آورد.

78
00:05:56,750 --> 00:05:58,208
هنوز افتخار آشنایی نداشتیم.

79
00:05:58,291 --> 00:06:00,291
چقدر رسمی، لعنتی. به خدا قسم عاشق این یاروام.

80
00:06:00,375 --> 00:06:03,125
ایشون دوست‌دخترم هستن، کنتس ایزابلا سورانزا دِ پارم.

81
00:06:03,208 --> 00:06:05,041
- از دیدنتون خوشبختم.
- عالی‌جناب.

82
00:06:06,583 --> 00:06:08,166
- بفرمایید بشینید.
- ممنون.

83
00:06:10,708 --> 00:06:11,541
سلام.

84
00:06:11,625 --> 00:06:15,125
و شما دو تا کجای این پازلِ اشرافی جا می‌گیرید؟

85
00:06:15,750 --> 00:06:18,750
ما رو ول کن. ما فقط اینجاییم که نماینده‌ی طبقه‌ی کارگر باشیم.

86
00:06:18,833 --> 00:06:20,541
اوه، چقدر مدرن.

87
00:06:20,625 --> 00:06:23,625
خب، باید بگم که شما دو تا واقعاً نمونه‌های معرکه‌ای هستید.

88
00:06:23,708 --> 00:06:25,750
دنیای جدید و شجاعیه، عالی‌جناب.

89
00:06:25,833 --> 00:06:28,625
اوه، چه لهجه‌ی فوق‌العاده‌ای. میشه یه بار دیگه بگیش؟

90
00:06:28,708 --> 00:06:30,416
تا وقتِ انقلاب، برادر.

91
00:06:31,041 --> 00:06:34,333
اتهام وارده رو قبول دارم. بی‌خیال شو. بیا بشین.

92
00:06:34,416 --> 00:06:36,208
قربان، می‌خواید در مورد لحن حرف زدنشون تذکر بدم؟

93
00:06:36,708 --> 00:06:37,791
فکر کنم کارِ عاقلانه‌ای باشه.

94
00:06:37,875 --> 00:06:39,750
اوم، داشتم فکر می‌کردم

95
00:06:39,833 --> 00:06:44,458
که شاید بتونیم یه گپِ کوتاهی با سوزی بزنیم، می‌دونی که،

96
00:06:45,000 --> 00:06:46,625
قبل از اینکه تق‌وتوقِ تیراندازی شروع شه.

97
00:06:46,708 --> 00:06:49,208
چیزِ خاصی نیست، می‌دونی؟ فقط یکم خرده‌کاری داریم.

98
00:06:51,833 --> 00:06:53,083
بعداً بهش می‌رسیم.

99
00:06:53,625 --> 00:06:55,625
جف می‌خواد تا ۹:۳۰ سرِ پست‌هامون باشیم،

100
00:06:55,708 --> 00:06:58,541
و خب، اصلاً دلمون نمی‌خواد ناامیدش کنیم، مگه نه؟

101
00:07:00,250 --> 00:07:03,125
نگران نباش چیکو. تمام صبح رو وقت داریم.

102
00:07:05,625 --> 00:07:06,625
آره.

103
00:07:08,041 --> 00:07:08,875
خیله‌خب.

104
00:07:16,125 --> 00:07:18,375
<i>سوزان، طرف خیلی عصبیه. نگرانم می‌کنه.</i>

105
00:07:18,458 --> 00:07:20,208
خب، قضیه چیکو چیه؟

106
00:07:20,708 --> 00:07:22,000
هنوز معلوم نیست.

107
00:07:22,583 --> 00:07:24,375
مطمئنم هر چی هست، چیز مثبتی نیست.

108
00:07:24,958 --> 00:07:26,708
می‌دونم زیاد ازش خوشت نمیاد ادی،

109
00:07:26,791 --> 00:07:29,083
ولی اون کمکمون کرد که تو ایتالیا پا بگیریم،

110
00:07:29,166 --> 00:07:32,083
منطقه‌ای که هر گوشه‌ش پر از حروم‌زاده‌ست.

111
00:07:32,166 --> 00:07:34,375
نباید تلاش‌هاش رو دست‌کم گرفت.

112
00:07:34,458 --> 00:07:37,125
کارچاق‌کن‌ها قراره گره از کار باز کنن، نه اینکه خودشون گره بشن.

113
00:07:37,208 --> 00:07:40,166
به نظرم فعلاً بهش اعتماد کنیم و ببینیم چی پیش میاد.

114
00:07:40,250 --> 00:07:43,750
در این بین، تو هم تمرکزت رو بذار روی گرفتن اون لقب اشرافی،

115
00:07:43,833 --> 00:07:45,333
طبق خواسته پدرم.

116
00:07:45,916 --> 00:07:47,625
لرد هاتورن رو بسپار به من.

117
00:07:54,750 --> 00:07:57,041
امیدوارم امروز زیادی دور و برمون رو شلوغ نکرده باشیم.

118
00:07:57,125 --> 00:07:59,125
نه. توی شکار هیچ‌وقت بحث کشت‌وکشتار نیست سوزان.

119
00:07:59,208 --> 00:08:00,500
بحثِ معامله‌ست.

120
00:08:00,583 --> 00:08:03,541
این فقط یه پوششه واسه دور هم جمع کردن یه مشت کلاشِ از هفت دولت آزاد.

121
00:08:03,625 --> 00:08:06,333
برخلاف منطق، هر چی سرمون شلوغ‌تر باشه، بهتره.

122
00:08:06,833 --> 00:08:09,958
ملت ۵ هزار مایل پرواز می‌کنن که بیان توی حومه انگلیس شکار،

123
00:08:10,041 --> 00:08:11,625
و به یه دلیلِ عجیب،

124
00:08:11,708 --> 00:08:14,125
وقتی اسلحه دستشونه، واسه بیزنس راغب‌ترن.

125
00:08:14,208 --> 00:08:15,125
هوم.

126
00:08:15,208 --> 00:08:18,041
- از دوستت بیشتر برام بگو.
- از عایشه خوشت می‌آد.

127
00:08:18,125 --> 00:08:20,083
دخترِ زرنگیه.
بلندپروازه.

128
00:08:20,166 --> 00:08:22,916
هوای خودشو داره
و کلاً هوای هر کی رو که دور و برش باشه داره.

129
00:08:23,000 --> 00:08:26,166
پنج سال پیش واسه کار تو بخش خدمات و پذیرایی رفت خاورمیانه.

130
00:08:26,250 --> 00:08:28,666
حالا دیگه واسه خودش یه جا کنار سفره‌ی سلطنتی دست و پا کرده.

131
00:08:28,750 --> 00:08:30,541
سوزی، خاورمیانه یعنی آینده.

132
00:08:31,375 --> 00:08:33,625
اون‌جا هر دو هفته یه بار یه دنیای جدید می‌سازن.

133
00:08:33,708 --> 00:08:36,625
آره، می‌دونم چرا می‌خوای بیاریش این‌جا. از این جاه‌طلبیت خوشم می‌آد.

134
00:08:37,500 --> 00:08:39,916
سلام عزیزم.
چطوری؟

135
00:08:40,625 --> 00:08:42,625
- ایشون جناب دوک هستن.
- خوشبختم.

136
00:08:42,708 --> 00:08:45,083
خیلی ممنون. از میزبانی‌تون متشکرم.

137
00:08:45,666 --> 00:08:49,708
خب، ایشون جناب عالی‌جناب، شاهزاده امیر بن عبدالله الحدیدی هستن.

138
00:08:49,791 --> 00:08:50,625
بسیار خب.

139
00:08:51,291 --> 00:08:52,750
صبح بخیر شیخ امیر.

140
00:08:52,833 --> 00:08:55,833
قربان، از این‌که ما رو به خانه‌ی زیباتون دعوت کردید خیلی ممنونم.

141
00:08:55,916 --> 00:08:56,750
خواهش می‌کنم.

142
00:08:56,833 --> 00:08:58,791
- یه کادوی کوچیک براتون آوردم.
- اوه.

143
00:08:58,875 --> 00:09:01,625
دابل مگنوم پتروس ۲۰۰۹. خیلی لطف کردی.

144
00:09:01,708 --> 00:09:04,458
چرا حس می‌کنم یه جورایی زیادی مایه گذاشتی؟

145
00:09:04,541 --> 00:09:05,750
یعنی، واقعاً آدم نازنینیه.

146
00:09:05,833 --> 00:09:08,750
نفر دومِ تخت و تاجه.
اهل حال و حوله.

147
00:09:08,833 --> 00:09:12,458
انقدر پول داره که... خب، این‌طوری بگم، خیلی خرپوله.

148
00:09:12,541 --> 00:09:14,125
زیاده‌رویِ منو بی‌خیال.

149
00:09:14,208 --> 00:09:16,500
نگفته بودی این دوکِت شبیه بازیگرای سینماست.

150
00:09:21,875 --> 00:09:25,125
- مگه عربی هم بلده؟
- هر لحظه داره بهتر می‌شه.

151
00:09:35,083 --> 00:09:36,166
زنته؟

152
00:09:37,500 --> 00:09:38,625
زنِ کاریمه.

153
00:09:39,125 --> 00:09:41,250
امیر، باید برات یه اسلحه جور کنیم.

154
00:09:44,875 --> 00:09:48,500
چرا این‌قدر زیادن؟ اِ... تازه چرا کلاً دوتا لوله دارن؟

155
00:09:48,583 --> 00:09:50,333
این‌طوری به پرنده‌ها هم یه شانسِ عادلانه برای فرار می‌دید، قربان.

156
00:09:51,583 --> 00:09:54,791
- کدومشون از همه بهتره؟
- بهترین؟ یا چشم‌گیرترین؟

157
00:09:55,625 --> 00:09:56,458
جفتش.

158
00:09:57,500 --> 00:10:01,000
هم آلمانی‌شو داریم، هم انگلیسی و هم اسلحه‌های آمریکایی.

159
00:10:01,083 --> 00:10:04,416
اما اگه دنبال اعتبار و اصالت می‌گردین،

160
00:10:04,916 --> 00:10:07,083
من "برتا"ی ایتالیایی رو برای شما پیشنهاد می‌دم، قربان.

161
00:10:08,458 --> 00:10:10,208
اینا جفتی شکار می‌کنن.

162
00:10:11,125 --> 00:10:13,250
۵۰۰ ساله که کارشون همینه.

163
00:10:13,333 --> 00:10:15,500
قدیمی‌ترین اسلحه‌سازهای دنیان.

164
00:10:16,000 --> 00:10:17,750
اون حکاکی رو می‌بینید؟

165
00:10:18,333 --> 00:10:22,250
یه مردِ ریزه‌میزه ایتالیایی دو سال وقت گذاشته تا این نقش و نگارِ قشنگ رو روش دربیاره.

166
00:10:25,000 --> 00:10:26,000
خیره‌کننده‌ست.

167
00:10:26,500 --> 00:10:28,458
واسه تیراندازی‌های شیکاگو به درد نمی‌خوره،

168
00:10:28,541 --> 00:10:31,875
ولی تو دشت‌های سرسبزِ انگلیس معرکه‌ست.

169
00:10:36,708 --> 00:10:40,208
- فک کنم داره شق می‌شه.
- این واکنشِ کاملاً درستیه، قربان.

170
00:10:41,791 --> 00:10:44,166
نگاه کن. مثلِ دستکش فیتِ دسته.

171
00:10:44,250 --> 00:10:46,250
اسلحه انتخابیِ جیمز بانده.

172
00:10:46,333 --> 00:10:48,500
فک می‌کردم اون "والتر پی‌پی‌کی" باشه، نه؟

173
00:10:48,583 --> 00:10:50,708
نه، توی رمانِ اصلی این‌طوری نیست.

174
00:10:50,791 --> 00:10:53,041
امیر، فک کنم با این برتاها حسابی حال کنی.

175
00:10:53,958 --> 00:10:54,875
جفری.

176
00:10:57,083 --> 00:11:00,833
یادت هست که جوری از لرد هاثورن پذیرایی کنی که یه تجربه به یاد موندنی براش بشه؟

177
00:11:00,916 --> 00:11:03,166
خیالت راحت، جوری بهش حال می‌دم که ماتحتش تو روغن غلت بزنه.

178
00:11:03,250 --> 00:11:05,583
- خوبه. - چیز خاصی مد نظرتونه قربان؟

179
00:11:05,666 --> 00:11:06,958
البته، جفری.

180
00:11:08,125 --> 00:11:09,666
- فقط بهترین‌ها. - اوه!

181
00:11:10,791 --> 00:11:13,875
- تفنگ هلند اند هلندِ لرد مانموث رو بیارم، قربان؟ - دقیقاً.

182
00:11:14,875 --> 00:11:15,875
- عجب خرشانسیه. - هوم.

183
00:11:16,750 --> 00:11:18,791
اگه جای ایشون بودم، انتخاب اول من هم همین اسلحه بود، قربان.

184
00:11:28,083 --> 00:11:31,375
جف، جف، جف. شرمنده. نمی‌خوام مایه عذاب و رو مخ باشم،

185
00:11:31,458 --> 00:11:34,416
ولی خب، هر چقدر هم که از این لودرم خوشم بیاد،

186
00:11:34,500 --> 00:11:38,750
ترجیح می‌دم اون فرشته‌ی اهل اسکس برام تفنگ رو پر کنه، بی زحمت.

187
00:11:39,250 --> 00:11:42,416
- آمارشو می‌گیرم. - ایول! دمت گرم، گرازیه. لعنتی، آره.

188
00:11:42,500 --> 00:11:44,125
بهتره یه کم لحن حرف زدنت رو کنترل کنی.

189
00:11:45,833 --> 00:11:48,875
تو مهمون جناب دوک هستی و اینجا خانم‌ها هم حضور دارن.

190
00:11:49,666 --> 00:11:51,625
- فقط یه پیشنهاد بود. - خیلی خب.

191
00:11:52,666 --> 00:11:53,875
خب، همگی توجه کنید.

192
00:11:54,416 --> 00:11:56,666
شماره‌هاتون تهِ گیلاس‌ها نوشته شده.

193
00:11:57,166 --> 00:11:59,000
اون می‌شه شماره‌ی جایگاهِ شکارِ امروزتون.

194
00:11:59,583 --> 00:12:01,750
- جناب دوک؟ - بزنیم به سلامتی.

195
00:12:01,833 --> 00:12:03,291
- به سلامتی. - چاکریم.

196
00:12:03,375 --> 00:12:04,416
لودرها آماده‌اید؟

197
00:12:18,583 --> 00:12:19,500
تیرت طلا، قربان.

198
00:12:41,833 --> 00:12:43,375
نمی‌فهمم چطور دارم همه‌ش رو خطا می‌زنم.

199
00:12:43,458 --> 00:12:46,125
نگران نباشید قربان. مطمئنم تو دور بعدی همه‌شون رو می‌زنید.

200
00:12:46,208 --> 00:12:48,750
باید بگم که واقعاً تو این کار محشری، جک.

201
00:12:48,833 --> 00:12:52,125
خب، می‌تونی قدردانیت رو توی انعام نشون بدی، آقا.

202
00:12:53,625 --> 00:12:55,458
مامان، حداقل باید سعی کنی یه دونه‌شون رو بزنی.

203
00:12:55,541 --> 00:12:57,958
عزیزم، می‌دونی، خیلی تشنه‌ی خون شدی

204
00:12:58,041 --> 00:12:59,958
از وقتی دانشگاه رو ول کردی.

205
00:13:01,291 --> 00:13:02,333
چهل تا.

206
00:13:02,833 --> 00:13:06,375
- عایشه! من از اینا می‌خوام.
- از چی می‌خوای؟

207
00:13:06,458 --> 00:13:09,375
- از همینا!
- پس لابد یکی از همینا گیرت می‌آد.

208
00:13:10,791 --> 00:13:12,000
لاشیِ حریص.

209
00:13:16,916 --> 00:13:17,833
ممنون.

210
00:13:22,625 --> 00:13:23,625
ممنون، قربان.

211
00:13:25,333 --> 00:13:27,041
خیلی قشنگ تیراندازی می‌کنی، بلا.

212
00:13:27,125 --> 00:13:29,291
مرسی. تو هم مثل خدا شلیک می‌کنی.

213
00:13:33,458 --> 00:13:36,416
جک، باید بگم اون بیرون واقعاً معرکه بودی.

214
00:13:36,500 --> 00:13:38,000
خیالم رو کاملاً راحت کردی.

215
00:13:38,583 --> 00:13:41,875
می‌گم چطوره یه ذره شیطنت کنیم و یکی دیگه هم بزنیم؟

216
00:13:42,458 --> 00:13:46,458
- حرف دل منو زدی، عالیجناب.
- ممنون، جک.

217
00:13:46,541 --> 00:13:47,541
ادی! ادی.

218
00:13:47,625 --> 00:13:50,375
چطور دوستت دارم؟
بذار راه‌هاش رو برات بشمرم

219
00:13:50,458 --> 00:13:52,250
عجب شکاری بود.

220
00:13:52,333 --> 00:13:55,125
پرنده‌ها همین‌جوری می‌اومدن سمتم، گله به گله.

221
00:13:55,208 --> 00:13:59,083
روسپیدمون کردی لرد هورثورن. نذاشتی چیزی از چنگت در بره.

222
00:13:59,166 --> 00:14:01,916
اگه خودستایی نباشه، خدایی خوب زدم.

223
00:14:02,000 --> 00:14:03,375
واقعاً همین‌طور بود.

224
00:14:03,458 --> 00:14:05,708
تابستون می‌ری اسکاتلند؟

225
00:14:05,791 --> 00:14:07,291
اگه شانس بیارم که عالی می‌شه.

226
00:14:07,375 --> 00:14:09,250
تو راهروهای قدرت، اوضاع خیلی شیرتوشیره.

227
00:14:09,333 --> 00:14:12,500
آره، خبر مرگ لرد براملینگام رو شنیدم.

228
00:14:12,583 --> 00:14:14,750
- شوکه‌کننده نبود؟ - واقعاً تکون‌دهنده بود.

229
00:14:15,250 --> 00:14:17,541
فکر کنم دنبال یکی می‌گردین که جاشو پر کنه، درسته؟

230
00:14:17,625 --> 00:14:21,166
کم پیش میاد که یه جای خالی برای لرد موروثی باز بشه.

231
00:14:21,958 --> 00:14:23,166
خبری داری کی ممکنه جاشو بگیره؟

232
00:14:26,833 --> 00:14:29,666
همین آخر هفته داریم یه لیست نهایی جور می‌کنیم.

233
00:14:30,833 --> 00:14:34,958
می‌دونی، من و تو باید قبل شام یه نوشیدنی با هم بزنیم.

234
00:14:35,041 --> 00:14:37,916
همیشه سوراخ‌سنبه‌های پارلمان برام جالب بوده.

235
00:14:39,625 --> 00:14:40,708
جدی می‌گی؟

236
00:14:41,208 --> 00:14:42,333
هوم.

237
00:14:44,000 --> 00:14:47,166
خیلی خب. این پرنده‌ها که خودشون قرار نیست نفله بشن.

238
00:14:59,500 --> 00:15:03,458
بد نیست یکی دو تا رو خطا بزنی. داری آبروی این رفیق ایتالیاییمون رو می‌بری.

239
00:15:04,250 --> 00:15:07,291
- مشکلی با این موضوع داری جفری؟ - من نه، ولی فکر کنم به تریج قبای اون برمی‌خوره.

240
00:15:07,375 --> 00:15:11,083
اوه. خب، جف، شاید مجبور شیم آمار رو دروغ بگیم.

241
00:15:12,458 --> 00:15:14,416
اوضاع بین‌مون خوب بوده، نه؟

242
00:15:14,958 --> 00:15:16,791
پارسال همین موقع، هیچی نداشتیم.

243
00:15:16,875 --> 00:15:20,083
اما از وقتی اون مزرعه‌ی کوچیک رو راه انداختیم،

244
00:15:20,166 --> 00:15:22,541
درست زیرِ زمین‌های عمارت کنتسا، خدای من!

245
00:15:23,291 --> 00:15:24,833
کارتون حرف نداشت.

246
00:15:25,750 --> 00:15:27,708
شش تا مزرعه‌ی دیگه تو کمتر از یک سال.

247
00:15:27,791 --> 00:15:30,083
گفتی یه مشکلی هست. چرا روشن‌مون نمی‌کنی؟

248
00:15:30,166 --> 00:15:34,583
آره. یه مشکل واقعی هست. مشکل، مارکو مورتیه.

249
00:15:35,250 --> 00:15:36,500
ببخشید، چی؟

250
00:15:38,291 --> 00:15:39,166
مارکو مورتی؟

251
00:15:40,833 --> 00:15:42,875
مورتی چه غلطی می‌کنه وسط این حرف‌ها؟

252
00:15:43,541 --> 00:15:45,083
باید باهاش حرف بزنیم.

253
00:15:45,166 --> 00:15:48,458
دلیل اینکه با تو حرف می‌زنیم اینه که مجبور نشیم با «رئیسِ رؤسا» سر و کله بزنیم.

254
00:15:50,041 --> 00:15:52,416
می‌دونم، ولی بعدش شروع کرد به بو کشیدن.

255
00:15:52,500 --> 00:15:55,833
فهمیده که داریم زیرِ عمارتِ کُنتسا ماری‌جوانا پرورش می‌دیم.

256
00:15:55,916 --> 00:15:59,375
مارکو پدرخوانده‌اشه. بالاخره یه جوری می‌فهمید.

257
00:15:59,458 --> 00:16:03,541
حالا هم سهمش رو می‌خواد. وگرنه می‌زنه همه‌چی رو از بیخ و بن ریشه‌کن می‌کنه.

258
00:16:06,500 --> 00:16:08,541
یه لحظه صبر کن. صبر کن. چیکو، داریم کنترل اوضاع رو از دست می‌دیم.

259
00:16:08,625 --> 00:16:10,833
تو ما رو بدون چتر نجات از هواپیما پرت کردی بیرون.

260
00:16:11,416 --> 00:16:13,541
بهمون گفتی می‌تونی مارکو رو از این قضیه دور نگه داری.

261
00:16:13,625 --> 00:16:16,166
پس کجاست اون «آقای ثبات»؟ کجاست اون «آقایِ همه‌فن‌حریف»؟

262
00:16:16,250 --> 00:16:19,583
اینجا ایتالیاست. همه‌چیز غافلگیرکننده‌ست، خب؟

263
00:16:19,666 --> 00:16:22,541
واسه همینه که من رو دارید. خب؟ که بتونم جلوی بحران رو بگیرم.

264
00:16:22,625 --> 00:16:25,000
چقدر می‌خوای تا جلوی این بحران رو بگیری؟

265
00:16:25,083 --> 00:16:25,916
مثلاً...

266
00:16:27,250 --> 00:16:28,250
چهل تا در سال؟

267
00:16:28,333 --> 00:16:29,166
چهلِ چی؟

268
00:16:29,666 --> 00:16:33,541
چهل لیر؟ چهل دقیقه چُرت؟ چهل ضربه شلاق؟ چهل شب تو بیابون؟

269
00:16:33,625 --> 00:16:35,125
چهلِ چه کوفتی، چیکو؟

270
00:16:35,208 --> 00:16:37,625
معلومه دیگه، چهل میلیون یورو.

271
00:16:37,708 --> 00:16:40,208
- خیلی خب، تمومه. ما رفتیم. - باشه، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

272
00:16:40,291 --> 00:16:44,500
باشه، قبول. معلومه که چهل تا غیرقابل‌قبوله.

273
00:16:44,583 --> 00:16:46,625
- همم. - ولی واسه همین چیزاست که بهم پول می‌دید.

274
00:16:46,708 --> 00:16:48,875
یه... یه راه حلی دارم.

275
00:16:48,958 --> 00:16:51,250
خب فرانچسکو، این یه مشکلِ لعنتیِ خیلی بزرگیه.

276
00:16:51,333 --> 00:16:54,000
پس بهتره یه راه حلِ لعنتیِ حسابی باشه.

277
00:16:54,083 --> 00:16:59,000
خب، اِم، چقدر با کارهای «بوتیچلی» آشنایی داری؟

278
00:17:00,583 --> 00:17:02,541
یکی از تابلوهای کوچیکش قراره برای فروش گذاشته بشه،

279
00:17:02,625 --> 00:17:04,500
توی یه حراجی تو لندن.

280
00:17:05,250 --> 00:17:08,625
- مارکو روی کاراش قفلی زده. - درخواستِ سنگینیه.

281
00:17:08,708 --> 00:17:11,791
شش میلیون اگه اون نتیجه‌ای که می‌خوایم رو بده، رقمی نیست.

282
00:17:12,291 --> 00:17:14,875
مارکو مورتی یه تشکیلاتِ گردن‌کلفتی رو اداره می‌کنه.

283
00:17:14,958 --> 00:17:17,875
باج‌گیری، آدم‌ربایی، شکنجه؛ تو همه‌ی این کثافت‌کاریا هستن.

284
00:17:17,958 --> 00:17:20,583
حمایتِ کله‌گنده‌های کلیسا و دولت رو هم پشتشون دارن.

285
00:17:20,666 --> 00:17:22,791
ببین، من منکرِ قدرتِ مارکو مورتی نیستم.

286
00:17:24,041 --> 00:17:26,166
ظرافت و هوشمندیِ این حرکت رو می‌فهمم،

287
00:17:26,250 --> 00:17:28,750
اینکه تابلوی نقاشِ رنسانسیِ محبوبش رو براش بخریم.

288
00:17:28,833 --> 00:17:34,833
سؤالم اینه که آیا «چیکو» واقعاً مؤثرترین راه واسه نفوذ بهش هست یا نه.

289
00:17:34,916 --> 00:17:38,000
می‌دونم ازش خوشت نمیاد. من که حتی از تو هم بیشتر ازش بدم میاد.

290
00:17:38,500 --> 00:17:41,416
ولی باید سمتِ خودمون نگهش داریم. حداقل فعلاً.

291
00:17:41,916 --> 00:17:44,500
به هر حال، قرار نیست از هر کسی که باهاش کار می‌کنی خوشت بیاد.

292
00:17:47,791 --> 00:17:49,083
خوب می‌دونم از کی خوشت میاد.

293
00:17:50,708 --> 00:17:54,333
- منظورت چیه؟ - هر جوری دوست داری برداشت کن.

294
00:17:54,416 --> 00:17:56,791
ده دقیقه وقت دارین همگی. فقط ده دقیقه.

295
00:18:12,041 --> 00:18:13,208
ممنون.

296
00:18:16,958 --> 00:18:18,041
اوه!

297
00:18:36,458 --> 00:18:37,541
چیکو!

298
00:18:38,750 --> 00:18:39,583
چیکو!

299
00:18:39,666 --> 00:18:42,583
خط رو نگه دارین!

300
00:18:44,375 --> 00:18:46,791
چیکو. چیکو؟

301
00:18:46,875 --> 00:18:48,208
مرده؟

302
00:18:48,291 --> 00:18:50,416
هوم. چیزیش نمی‌شه.

303
00:18:50,500 --> 00:18:53,375
یه کبک خورده تو سرش. معمولاً با این چیزا کسی نمی‌میره.

304
00:18:53,458 --> 00:18:54,416
«معمولاً»؟

305
00:18:57,208 --> 00:18:59,916
چیکو؟ چیکو؟

306
00:19:02,291 --> 00:19:04,791
یارو یه دلقک به تمام معناست. نباید اون آثار هنری رو بخریم.

307
00:19:04,875 --> 00:19:07,416
اگه شانس بیاری، از این حمله هوایی جون سالم به در نمی‌بره.

308
00:19:07,500 --> 00:19:10,250
- یه مرغ می‌خواست منو به قتل برسونه. - حواست به لرد هاتورن باشه.

309
00:19:10,333 --> 00:19:12,875
یه لردِ بی‌پوله که یه عمارت قراضه رو دستش مونده.

310
00:19:12,958 --> 00:19:14,083
نباید کار سختی باشه.

311
00:19:19,041 --> 00:19:19,916
هوم.

312
00:19:22,458 --> 00:19:27,833
می‌دونم شبیه یه پیرمردِ مچل به نظر میام، ولی خوب می‌فهمم کی دارن مخمو می‌زنن.

313
00:19:28,708 --> 00:19:32,125
پرنده‌ها، غذاها، اون شراب پتروس...

314
00:19:32,625 --> 00:19:33,541
دوزاریم افتاد.

315
00:19:33,625 --> 00:19:36,583
و واقعاً... خیلی ممنونم، اِدی. واقعاً می‌گم.

316
00:19:36,666 --> 00:19:38,750
ولی... می‌دونم چه نقشه‌ای تو سرته.

317
00:19:39,375 --> 00:19:40,791
دارین سیبیلمو چرب می‌کنین.

318
00:19:41,625 --> 00:19:44,083
دارین خرم می‌کنین.

319
00:19:44,583 --> 00:19:48,416
به این امید که برای لردِ موروثی شدنت ازت حمایت کنم.

320
00:19:49,541 --> 00:19:51,666
خب، شما آدم مهمی هستین، لرد هاتورن.

321
00:19:52,500 --> 00:19:57,041
در شأن شماست که این‌طوری تحویلتون بگیریم.

322
00:19:57,916 --> 00:20:00,708
و لابد دلیلی که این مقام رو می‌خوای...

323
00:20:01,333 --> 00:20:04,541
اینه که بتونی روی یه قانونِ کلیدی تأثیر بذاری...

324
00:20:04,625 --> 00:20:07,958
که پیشنهادِ جرم‌زدایی از ماری‌جوانا رو داده.

325
00:20:09,625 --> 00:20:11,041
آخه چرا باید همچین چیزی برام مهم باشه؟

326
00:20:11,541 --> 00:20:13,166
خبر ندارم، ادی.

327
00:20:13,250 --> 00:20:15,958
دلیلت هر چی که هست، به من ربطی نداره.

328
00:20:16,041 --> 00:20:19,083
نه، چیزی که برام جالبه، قیمتیه که فکر می‌کنی می‌شه باهاش من رو خرید،

329
00:20:19,166 --> 00:20:20,833
پس بیا دیگه وقت رو هدر ندیم.

330
00:20:23,541 --> 00:20:25,041
چه رقمی تو ذهنت بود؟

331
00:20:25,125 --> 00:20:28,291
یه لردِ بی‌پول و پله‌ست با یه عمارتِ قراضه‌ی قدیمی. نباید زیاد سخت باشه.

332
00:20:28,375 --> 00:20:30,291
فکر کردی با چقدر شروع کنی؟ دو میلیون؟

333
00:20:30,375 --> 00:20:32,250
اوه، نه بابا. یه چیزی حدود ۱۰۰ هزار پوند.

334
00:20:32,333 --> 00:20:33,666
مزخرف نگو.

335
00:20:35,208 --> 00:20:37,333
۵۰ هزار پوند؟

336
00:20:38,750 --> 00:20:41,666
باورت نمی‌شه این دیوان‌سالارهای سیاسی واسه پول نقد چه کارهایی که نمی‌کنن.

337
00:20:41,750 --> 00:20:44,375
اگه بتونی از پسش بربیای، سورِ ناهارِ بعدی با من.

338
00:20:46,083 --> 00:20:49,541
متأسفانه این یه کم از حد و اندازه‌ی من خارجه، لرد هاتورن.

339
00:20:49,625 --> 00:20:52,541
راحت باش، بقیه‌ی شراب پتروس رو نوش جان کن.

340
00:20:52,625 --> 00:20:53,458
سی و پنج.

341
00:20:56,583 --> 00:20:57,458
بیست و پنج.

342
00:20:57,541 --> 00:20:58,625
سی.

343
00:21:03,875 --> 00:21:07,291
{\an8}در قبالش، نیاز دارم نامزدی من رو به عنوان لرد موروثی تأیید کنی،

344
00:21:07,375 --> 00:21:09,458
به همراه حمایتِ نمایندگانِ مستقل،

345
00:21:09,541 --> 00:21:13,000
که اگه با زبون خوش ازشون بخوای، با کمال میل باهات راه میان،

346
00:21:13,083 --> 00:21:17,125
و اینجوری صندلی من تو مجلس لردها تضمین می‌شه.

347
00:21:17,208 --> 00:21:18,958
هر کمک دیگه‌ای که لازم داشته باشم

348
00:21:19,041 --> 00:21:21,500
در مورد نفوذ روی وضع قوانین خاص،

349
00:21:21,583 --> 00:21:25,208
خب، اون سر فرصت و مورد به مورد مذاکره می‌شه.

350
00:21:28,541 --> 00:21:30,583
خب، به نظر منطقی میاد.

351
00:21:32,333 --> 00:21:37,500
آه، یه شرط دیگه هم هست که متاسفانه باید روش پافشاری کنم.

352
00:21:38,083 --> 00:21:39,416
اون دیگه چیه؟

353
00:21:40,000 --> 00:21:40,833
جک.

354
00:21:44,125 --> 00:21:45,541
ها؟ جک؟

355
00:21:45,625 --> 00:21:47,000
جکِ کارگر.

356
00:21:47,500 --> 00:21:48,916
نظرمو جلب کرده.

357
00:21:49,000 --> 00:21:51,958
خوبه. از چه لحاظ نظرتو جلب کرده؟

358
00:21:52,666 --> 00:21:54,708
از لحاظِ انسان‌شناسی.

359
00:21:55,291 --> 00:21:57,333
اون موجود نادریه، اِدی،

360
00:21:57,958 --> 00:21:59,166
که انگار...

361
00:21:59,250 --> 00:22:05,000
<i>سرزندگیِ وحشیِ یه آدمِ بدویِ فراموش‌شده رو تو خودش داره.</i>

362
00:22:09,375 --> 00:22:11,333
خب، مطمئنم یه فکری براش می‌شه کرد.

363
00:22:13,583 --> 00:22:14,500
هوم.

364
00:22:16,708 --> 00:22:17,833
عصر بخیر.

365
00:22:17,916 --> 00:22:21,000
امیدوارم از تفریح امروزتون تو عمارت «هالستد» لذت برده باشین.

366
00:22:21,083 --> 00:22:22,958
شکارِ امروز، قربان.

367
00:22:23,541 --> 00:22:27,000
۱۲۰ تا کبک، دو تا کبوتر جنگلی،

368
00:22:27,625 --> 00:22:29,375
و یه تاجر ایتالیایی.

369
00:22:29,875 --> 00:22:31,208
خبر بد اینه که،

370
00:22:31,291 --> 00:22:35,666
حضرت‌والا برای ۹۴ تا شلیک و تقریباً هیچ شکاری، مدالِ افتخاریِ ضعیف‌ترین تیرانداز رو می‌گیرن.

371
00:22:36,250 --> 00:22:38,375
همش تقصیر مربی‌مه، جفری.

372
00:22:38,458 --> 00:22:40,666
قربان، خودم شخصاً یه کلمه باهاش حرف می‌زنم.

373
00:22:40,750 --> 00:22:41,791
خبر خوب اینه که،

374
00:22:41,875 --> 00:22:44,625
علیاحضرت آبروی خاندان رو خریدن.

375
00:22:44,708 --> 00:22:48,416
ده تا پرنده رو پشت‌سرهم زدن، خوش‌تیپ‌ترینِ میدون هم بودن.

376
00:22:48,500 --> 00:22:49,875
- احسنت.
- ممنونم.

377
00:22:51,541 --> 00:22:54,666
عالی‌جناب، بانوی محترم،
خانم‌ها و آقایان.

378
00:22:55,166 --> 00:22:56,833
- متشکرم.
- ممنون.

379
00:23:01,083 --> 00:23:04,958
می‌خواستم، ام، یه پیک به افتخارِ...

380
00:23:06,083 --> 00:23:08,625
ادواردو، سخاوتمندترین میزبان، پیشنهاد بدم.

381
00:23:08,708 --> 00:23:12,208
واقعاً فوق‌العاده‌ست که به انگلیس دعوت شدم

382
00:23:12,291 --> 00:23:19,000
تا توی سنت‌های دیرینه و دیدگاه‌های الهام‌بخشتون

383
00:23:20,000 --> 00:23:21,250
برای یه آینده روشن‌تر سهیم باشم.

384
00:23:23,958 --> 00:23:25,041
به افتخار عالی‌جناب.

385
00:23:25,625 --> 00:23:27,208
ادی.

386
00:23:27,291 --> 00:23:28,416
بنازم.

387
00:23:29,666 --> 00:23:31,000
- خب، شروع کنیم؟
- بله.

388
00:23:33,416 --> 00:23:35,083
چرا ننوشیدی؟

389
00:23:35,166 --> 00:23:38,375
آه. وقتی موضوع خودِ آدم باشه، زیاد جالب نیست، نه؟

390
00:23:38,458 --> 00:23:40,000
همین الانشم زدیم زیرِ آداب و رسوم.

391
00:23:40,083 --> 00:23:43,458
اصلاً رسم نیست قبل از اینکه حتی بشینیم، به سلامتی کسی بنوشیم.

392
00:23:43,541 --> 00:23:45,208
فکر می‌کنی «چیکو» بی‌فرهنگه؟

393
00:23:45,291 --> 00:23:48,208
لرد هاثورن فقط داشت، ام، تفاوت‌های

394
00:23:48,291 --> 00:23:50,500
بین سنت‌های ایتالیایی و انگلیسی رو نشون می‌داد، مگه نه؟

395
00:23:54,041 --> 00:23:55,208
اون بی‌ملاحظه‌ست.

396
00:23:55,291 --> 00:23:57,625
فکر کنم محیط‌بان اشتباه کرده.

397
00:23:58,125 --> 00:24:01,291
اگه دست من بود، جایزه خوش‌تیپ‌ترین فرد رو به تو می‌دادم.

398
00:24:01,375 --> 00:24:05,125
تصور چیکو از باکلاسی اینه که برای تولدم بهم یه شیرِ راه‌راه بده.

399
00:24:05,208 --> 00:24:07,125
- منظورت ببره؟
- حالا هر چی.

400
00:24:07,958 --> 00:24:10,541
- سابرینا، عزیزم. اجازه می‌دی؟
- بله، البته.

401
00:24:10,625 --> 00:24:13,916
- عایشه، می‌تونی برای یه کاری باهام بیای؟
- همین پشت سرتم.

402
00:24:14,000 --> 00:24:16,333
امروز با پرنده‌ها زیاد شانس نداری، نه سیکو؟

403
00:24:18,208 --> 00:24:20,333
- شما دوتا چطوری با هم آشنا شدین؟
- توی یه مهمونی.

404
00:24:21,000 --> 00:24:22,375
داشت کوکائین می‌فروخت.

405
00:24:22,458 --> 00:24:25,000
خب، حداقلش این دیگه کلیشه‌ای نیست.
تو داشتی می‌خریدی؟

406
00:24:25,083 --> 00:24:26,333
نه بابا، ابداً.

407
00:24:27,750 --> 00:24:31,708
می‌دونم فکر می‌کنی ناشی و دست‌وپاچلفتیه، ولی آدم بلندپروازیه.

408
00:24:32,208 --> 00:24:33,750
ویژگی‌ایه که به نظر من جذابه.

409
00:24:33,833 --> 00:24:34,791
هوم.

410
00:24:35,791 --> 00:24:38,375
البته ناشی‌گریِ اون بلندپروازیش هنوز جای کار داره.

411
00:24:38,875 --> 00:24:43,000
انگار تو حس ناامنی‌شو بیدار می‌کنی، اونم می‌تونه آدمِ پیش‌بینی‌ناپذیری باشه.

412
00:24:44,500 --> 00:24:47,416
تو چی، ادی؟
بلندپروازی‌های تو چیه؟

413
00:24:47,500 --> 00:24:48,541
مالِ من؟

414
00:24:49,125 --> 00:24:52,291
خب، از کجا می‌دونی که من یه اشراف‌زاده‌ی بی‌عرضه نیستم

415
00:24:52,375 --> 00:24:54,291
که حاضره با ته‌مونده‌ی اموالش روزگار بگذرونه؟

416
00:24:55,416 --> 00:24:57,833
چون اصلاً بی‌عرضگی بهت نمی‌خوره، عالی‌جناب.

417
00:24:59,750 --> 00:25:02,500
خب، تو نسبت به من حسن ظن داری.

418
00:25:02,583 --> 00:25:03,791
همین‌طوره.

419
00:25:25,000 --> 00:25:26,375
ببخشید، می‌تونم کمکتون کنم؟

420
00:25:31,583 --> 00:25:32,708
نمی‌دونم.

421
00:25:33,458 --> 00:25:34,416
می‌تونی؟

422
00:25:35,000 --> 00:25:36,250
گم شدی؟

423
00:25:37,791 --> 00:25:40,416
آره. فکر کنم دارم خواب می‌بینم.

424
00:25:41,833 --> 00:25:44,291
این خوشگل‌ترین ماشینیه که به عمرم دیدم.

425
00:25:48,041 --> 00:25:49,041
خب، پس که این‌طور.

426
00:25:50,250 --> 00:25:51,958
بذار از این خواب بیدارت کنم.

427
00:25:52,041 --> 00:25:53,166
اوم‌هوم.

428
00:25:59,541 --> 00:26:01,500
- عزیزم.
- جانم.

429
00:26:01,583 --> 00:26:02,625
چمدونتون، قربان؟

430
00:26:02,708 --> 00:26:05,916
خیلی لطف کردین، آقای لارنس.
ببخشید که دیر شد.

431
00:26:06,000 --> 00:26:08,041
- ببخشید بابت این ریخت و قیافه افتضاح.
- اوهوم.

432
00:26:08,125 --> 00:26:11,250
یه چندتا دردسر تو کار پیش اومد.
به پسرم نرسیدم؟

433
00:26:11,750 --> 00:26:13,416
دقیقاً همین الان
خوابوندمش.

434
00:26:15,416 --> 00:26:17,541
بیا. بیا، حتماً از گشنگی داری می‌میری.

435
00:26:17,625 --> 00:26:22,875
تا بهم نگی اون ماشین معرکه مال کیه،
از جام تکون نمی‌خورم.

436
00:26:22,958 --> 00:26:26,208
ولی تهِ اون همه داستان معلوم شد
طرف یه رقاص برهنه از «کورینته».

437
00:26:27,500 --> 00:26:28,958
می‌شناسمت.

438
00:26:30,375 --> 00:26:32,750
می‌دونی کلاً چند تا بدنه از «مارک ۶ دراپ‌هد کوپه»

439
00:26:32,833 --> 00:26:34,416
واقعاً توسط «فرانی» ساخته شده؟

440
00:26:34,500 --> 00:26:36,166
اوم، عه...

441
00:26:36,250 --> 00:26:38,250
- نه خیلی زیاد؟
- هجده تا.

442
00:26:38,750 --> 00:26:41,500
چطوری، لرد هاتورن؟
من «ننی آسانته» هستم.

443
00:26:42,125 --> 00:26:43,458
ولی می‌تونی «ننی» صدام کنی.

444
00:26:43,541 --> 00:26:46,166
ماشینت یه جواهره.
یه جواهرِ واقعی.

445
00:26:46,250 --> 00:26:48,125
اوه، ممنون ننی.

446
00:26:48,208 --> 00:26:50,666
در این صورت، فردا
حتماً باید یه دوری باهاش بزنی.

447
00:26:50,750 --> 00:26:53,083
نمی‌تونم. نباید این کارو بکنم.

448
00:26:54,458 --> 00:26:55,541
ولی مجبورم.

449
00:26:57,541 --> 00:26:58,916
شما دوتا کجا با هم آشنا شدین؟

450
00:26:59,666 --> 00:27:02,125
ننی یه سربازِ
واقعاً فوق‌العاده‌ست.

451
00:27:02,208 --> 00:27:05,958
به خاطر شجاعت فوق‌العاده‌ش تو میدون جنگ، بهش نشان صلیب نظامی دادن.

452
00:27:06,041 --> 00:27:08,166
اونا تو مجلس رقص افسرای سندهورست با هم آشنا شدن.

453
00:27:08,250 --> 00:27:11,166
- من و ننی با هم درجه گرفتیم.
- منم همراهِ ادی بودم.

454
00:27:12,625 --> 00:27:14,916
مدل ۹۵، قربان. همونی که همیشه می‌پسندین.

455
00:27:15,416 --> 00:27:19,625
ممنون، آقای لارنس. لطف کن حواست باشه کتم رو هم اتو بزنن.

456
00:27:19,708 --> 00:27:21,000
خیلی هم عالی.

457
00:27:21,083 --> 00:27:23,125
باید به فکر بچه‌دار شدن باشی، ادوارد.

458
00:27:23,208 --> 00:27:25,958
نمی‌خوای که این مِلک و املاک بیفته دست اون داداشت که، ها؟

459
00:27:26,041 --> 00:27:28,541
- راستی، خودش کجاست؟
- خب، داره دوران نقاهتش رو می‌گذرونه.

460
00:27:29,333 --> 00:27:31,333
اوه، حالا سمّش چی بود؟

461
00:27:31,958 --> 00:27:35,250
آخ، متأسفانه اون‌قدر زیاد و جوراواجور بودن که نمی‌شه سر شام درباره‌شون حرف زد.

462
00:27:46,500 --> 00:27:49,541
خب، مردم فکر می‌کنن اون فقط مراقب اسب‌هاست.

463
00:27:49,625 --> 00:27:54,416
اما در حقیقت، مِهترِ پادشاه، آجودان مخصوصِ شخصِ اول مملکته.

464
00:27:55,000 --> 00:27:58,625
ننی در واقع دستِ راستِ پادشاه انگلیسه.

465
00:27:58,708 --> 00:28:00,750
به رئیسم چیزی نگو، وگرنه می‌قاپتش.

466
00:28:01,791 --> 00:28:05,833
هر چی که شاه انگلیس خوشش بیاد، اونم همونو می‌خواد.

467
00:28:09,208 --> 00:28:11,125
خب، مطمئنم که حسابی با هم جفت‌وجور می‌شن...

468
00:28:11,208 --> 00:28:12,583
شراب. شراب، شراب، شراب.

469
00:28:12,666 --> 00:28:16,125
می‌تونم براتون یه گیلاس دیگه بریزم؟ یه شراب جدیده. نوبتِ 'موتون' رسیده.

470
00:28:16,208 --> 00:28:17,791
- و منم...
- درسته.

471
00:28:18,416 --> 00:28:22,625
- سرِ 'ماستو' چی اومد؟
- متأسفانه تموم شده. محصول ۱۹۸۹ بود.

472
00:28:22,708 --> 00:28:23,541
آه.

473
00:28:23,625 --> 00:28:28,791
آره. اصلاً بوی نا نمی‌ده، اگه نگرانی‌تون بابت اونه.

474
00:28:39,958 --> 00:28:40,791
درسته.

475
00:29:04,375 --> 00:29:05,625
شرابش طعم چوب‌پنبه گرفته و خراب شده.

476
00:29:08,625 --> 00:29:09,666
آقای لارنس.

477
00:29:10,416 --> 00:29:11,958
می‌دونی،

478
00:29:12,041 --> 00:29:16,708
پدرزنم یه بار شش تا بطری رو پشت سر هم پس فرستاد.

479
00:29:16,791 --> 00:29:22,333
ولی بعد معلوم شد سکته کرده بود و کلاً حس چشایی‌ش از کار افتاده بود.

480
00:29:22,416 --> 00:29:25,083
خب، البته حسش چند روز بعد برگشت،

481
00:29:25,166 --> 00:29:28,958
ولی بیست هزار پوند مستقیم رفت توی <i>توالت</i>.

482
00:29:30,333 --> 00:29:33,333
شاید تو هم سکته کردی، چیکو. نظرت چیه؟

483
00:29:33,833 --> 00:29:34,833
حق با توئه.

484
00:29:36,166 --> 00:29:37,250
شرابش خرابه.

485
00:29:39,458 --> 00:29:41,333
می‌خوای با هم یه بطری دیگه انتخاب کنیم؟

486
00:29:45,000 --> 00:29:47,291
اینجا شراب ایتالیایی ندارن.

487
00:29:48,583 --> 00:29:52,041
خب، اگه بخوای می‌تونم بگم یه بطری «بارولو ریزروا» بیارن بالا.

488
00:29:52,541 --> 00:29:55,791
مگه اینکه فکر کنی یه کم زیادی، اِمم، سنگینه.

489
00:29:57,208 --> 00:29:59,083
از شراب ایتالیایی خوشت نمیاد، نه؟

490
00:29:59,166 --> 00:30:01,916
برعکس. به نظرم «ماستو» حرف نداشت.

491
00:30:02,000 --> 00:30:04,416
ولی وقتی گفتی «سنگین»، قیافت رفت تو هم.

492
00:30:04,500 --> 00:30:07,666
انگار که شراب ایتالیایی به گردِ پای فرانسوی هم نمی‌رسه یا یه همچین چیزی.

493
00:30:07,750 --> 00:30:10,708
شراب فرانسوی کلاً یه سر و گردن بالاتر از ایتالیاییه.

494
00:30:11,208 --> 00:30:12,666
ایتالیایی‌ها فقط دارن ادای میمون رو درمیارن،

495
00:30:12,750 --> 00:30:15,750
از کاری که فرانسوی‌ها ۸۰۰ ساله دارن به بهترین شکل انجامش میدن.

496
00:30:17,208 --> 00:30:18,083
«میمون»؟

497
00:30:20,333 --> 00:30:21,500
یعنی مثل میمون؟

498
00:30:22,416 --> 00:30:25,375
پس فکر می‌کنی «بارولو ریزروا» شرابِ میمونیه؟

499
00:30:25,875 --> 00:30:27,083
خب، من همچین حرفی نزدم.

500
00:30:27,166 --> 00:30:29,500
شرمنده رفیق، ولی دقیقاً همین رو گفتی.

501
00:30:29,583 --> 00:30:35,833
فکر می‌کنی شراب ایتالیایی آشغاله و فقط لایق دهن میمون‌هاست.

502
00:30:36,708 --> 00:30:38,208
خب، شاید یه جورایی حق با تو باشه.

503
00:30:38,291 --> 00:30:41,416
تمام حرفم اینه که، شراب رو ایتالیایی‌ها اختراع کردن.

504
00:30:42,000 --> 00:30:44,916
فرانسوی‌ها داشتن خایه خرهاشون رو می‌مکیدن،

505
00:30:45,000 --> 00:30:48,541
وقتی که رومی‌ها اومدن و بهشون یاد دادن چطوری شراب بسازن.

506
00:30:48,625 --> 00:30:52,750
اگه ما نبودیم، فرانسوی‌ها داشتن شاش خودشون رو می‌خوردن.

507
00:30:54,041 --> 00:30:55,125
خیلی هم عالی.

508
00:30:56,250 --> 00:30:58,125
شرابش خراب نبود، چیکو.

509
00:31:00,250 --> 00:31:02,750
بهترین شرابِ امشب بود، خودتم خوب می‌دونی.

510
00:31:02,833 --> 00:31:06,208
- داری سلیقه منو می‌بری زیر سؤال؟
- آره، دقیقاً.

511
00:31:07,333 --> 00:31:08,416
شرابش هیچ ایرادی نداشت.

512
00:31:08,500 --> 00:31:11,666
وقتی من می‌گم خرابه، یعنی خرابه.

513
00:31:12,750 --> 00:31:17,666
من ایتالیایی‌ام، می‌تونم شجره‌نامه‌م رو تا زمان میکل‌آنژ عقب ببرم.

514
00:31:19,125 --> 00:31:22,416
پس دوباره می‌پرسم، داری توی سلیقه من شک می‌کنی؟

515
00:31:22,500 --> 00:31:24,291
سلیقه‌ت هم همچین بی‌عیب و نقص نیست.

516
00:31:24,375 --> 00:31:27,875
تو واسه کادوی تولدِ دوست‌دخترت ببر خریدی.

517
00:31:27,958 --> 00:31:31,250
اگه جای تو بودم، پُزِ اصالت و رگ و ریشه رو نمی‌دادم.

518
00:31:32,125 --> 00:31:33,958
حالا دیگه خونِ یه رعیت تو رگ‌های منه؟

519
00:31:35,625 --> 00:31:36,958
آخ چیکو،

520
00:31:37,625 --> 00:31:43,083
اگه رعیت بودی یا اشراف‌زاده، باز یه چیزی می‌شدی، ولی تو هیچ‌کدوم نیستی.

521
00:31:43,958 --> 00:31:46,791
تو از لجن‌زارِ میان‌مایگی بیرون اومدی.

522
00:31:47,291 --> 00:31:50,208
تو پسرِ نفهمِ یه دلالِ ماشین‌های دست‌دومی،

523
00:31:50,291 --> 00:31:55,375
که با فروختنِ فیات ۵۰۰ توی حومه تورین پولدار شد.

524
00:32:28,291 --> 00:32:31,166
آی، پسرم تیم، دستیارِ ملوان بود

525
00:32:31,250 --> 00:32:35,208
سوت زدن رو بلد بود، ولی هیچ‌وقت به جایی نرسید

526
00:32:35,708 --> 00:32:38,208
<i>وقتی یادِ ننه خدابیامرزش
افتاد تو کله‌ش</i>

527
00:32:38,291 --> 00:32:41,958
<i>یه کلمه از حرفاشم نمی‌شد فهمید
با اون ترانه‌ی اجق‌وجقت</i>

528
00:32:42,541 --> 00:32:45,500
<i>فال‌دِ‌دا، وَک فال‌دِ‌دودِل</i>

529
00:32:46,625 --> 00:32:48,958
<i>خلاصه، سر و کله‌ی تیمِ
بی‌پای لنگ پیدا شد</i>

530
00:32:49,041 --> 00:32:53,166
<i>که به جای پاهاش
دو تا چوب‌پا داشت</i>

531
00:32:53,750 --> 00:32:56,333
<i>خب، نکنه داشتی
از رو دریا رد می‌شدی</i>

532
00:32:56,416 --> 00:32:58,333
<i>که اون پاهای خوش‌تراشت
از زانو به پایین قلم شد؟</i>

533
00:32:58,416 --> 00:33:01,625
<i>با اون ترانه‌ی اجق‌وجقت
فال‌دِ‌دا، وَک...</i>

534
00:33:01,708 --> 00:33:02,708
دوک اومده.

535
00:33:06,791 --> 00:33:08,791
وقتی پرنده‌ها رو گذاشتی
تو ماشین لرد هورثورن،

536
00:33:08,875 --> 00:33:10,708
حواست باشه اون جفتِ خاکستریه
حتماً برسه دستش.

537
00:33:11,250 --> 00:33:12,541
اینم بذار کنارش.

538
00:33:13,125 --> 00:33:14,833
یه دابل مگنومِ پتروس؟

539
00:33:14,916 --> 00:33:16,333
کارو درمیاره.

540
00:33:16,416 --> 00:33:17,791
همین الان ردیفش می‌کنم.

541
00:33:18,541 --> 00:33:19,875
عجله نکن جف، سرِ فرصت.

542
00:33:21,166 --> 00:33:23,458
<i>وقتی اون دو تا پایِ
خوش‌فرمم رو جا گذاشتم</i>

543
00:33:25,791 --> 00:33:27,041
<i>وقتی یهو سر و کله‌ی
یه لعنتیِ گنده...</i>

544
00:33:27,125 --> 00:33:29,375
قضیه رو با اون ایتالیاییه
صاف و صوف کردی؟

545
00:33:29,458 --> 00:33:30,791
طرف یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره، سوزی.

546
00:33:31,291 --> 00:33:33,291
- سرِ اون بوتیچلی هم حس می‌کنم یه جای کار می‌لنگه.
- هوم.

547
00:33:33,375 --> 00:33:36,583
فقط رو حرفِ اون حساب کردیم که
اون موشک به مقصدش می‌رسه.

548
00:33:36,666 --> 00:33:40,750
می‌دونم نمی‌خوای بوتیچلی رو بخری.
در هر صورت، باید با پدرم حرف بزنیم.

549
00:33:40,833 --> 00:33:41,666
هوم.

550
00:33:42,833 --> 00:33:44,708
با لرد هورثورن به جایی رسیدی؟

551
00:33:46,291 --> 00:33:49,125
- خب، یه شماره گیر آوردیم. - یعنی الان یه هپی‌میل بهت بدهکارم؟

552
00:33:49,833 --> 00:33:51,625
اما یه تبصره‌ی کوچیک این وسط هست.

553
00:33:52,208 --> 00:33:53,250
- تبصره؟ - هوم.

554
00:33:53,750 --> 00:33:55,875
از جک خوشش اومده.

555
00:33:56,458 --> 00:33:58,416
خب، چه جور علاقه‌ای؟

556
00:33:58,500 --> 00:33:59,916
از نوع مردم‌شناختیش.

557
00:34:00,791 --> 00:34:02,041
یعنی چی؟

558
00:34:02,125 --> 00:34:02,958
خب،

559
00:34:03,958 --> 00:34:07,291
می‌خواد، اِم، ببردش شام، شاید هم اپرا،

560
00:34:07,375 --> 00:34:09,458
و بعدش، اِ، خودت که می‌دونی،

561
00:34:09,958 --> 00:34:11,333
یه جقی براش بزنه.

562
00:34:11,416 --> 00:34:12,625
هوم.

563
00:34:13,791 --> 00:34:15,250
اون که نباید مشکلی باشه.

564
00:34:15,333 --> 00:34:17,083
مسئولیتش با خودت که به پدرم بگی

565
00:34:17,166 --> 00:34:19,583
که پسرش باید یه نجیب‌زاده‌ی مملکت رو به ارگاسم برسونه.

566
00:34:21,583 --> 00:34:22,916
بسپارش به من.

567
00:34:24,000 --> 00:34:29,791
فول-دِ-دودل، فول-دِ-دی-دام

568
00:34:31,375 --> 00:34:33,958
تا حالا افسانه‌ی «بانیک» به گوشت خورده؟

569
00:34:35,041 --> 00:34:35,875
آره.

570
00:34:36,958 --> 00:34:38,125
همون روحِ تغییرشکل‌دهنده

571
00:34:38,208 --> 00:34:42,000
که مثلاً پاتوقش تو حموم‌های بخارِ اروپای شمالیه.

572
00:34:42,083 --> 00:34:45,625
داستان اینجوریه که این بانیکِ شما، خب، اون یه...

573
00:34:46,458 --> 00:34:49,208
یه جور روحِ موذی و شروره.

574
00:34:50,375 --> 00:34:57,291
بعضی وقتا شبیه یه مردِ لختِ فسقلی ظاهر می‌شه که داره ریششو می‌خارونه و پیپ می‌کشه.

575
00:34:57,791 --> 00:35:00,041
ولی باس حواستو جمع کنی

576
00:35:00,125 --> 00:35:03,416
که یه وقت پایِ بقیه ارواح رو باز نکنی.

577
00:35:04,083 --> 00:35:09,208
اگه ازش مشورت می‌خوای، باید حواست باشه که حق‌وحسابش رو تمام‌وکمال بدی.

578
00:35:09,291 --> 00:35:11,041
وگرنه، خب...

579
00:35:11,541 --> 00:35:13,625
ممکنه هر جور کرمی که فکرشو کنی بریزه.

580
00:35:14,833 --> 00:35:16,125
خوشبختانه،

581
00:35:17,083 --> 00:35:18,208
یه سری...

582
00:35:19,208 --> 00:35:22,833
آیین‌های دیگه‌ای هم هست که باهاش می‌تونی این «بانیک» رو آروم کنی.

583
00:35:22,916 --> 00:35:25,541
خب، این آیین‌ها از این‌جوری شروع می‌شه که...

584
00:35:26,041 --> 00:35:28,125
یه مرغِ پر‌سیاه رو خفه کنی

585
00:35:28,208 --> 00:35:31,708
و لاشه‌ش رو با همون پرهاش زیرِ حمام بخار دفن کنی،

586
00:35:31,791 --> 00:35:33,375
یا این‌که ساده‌تر، می‌تونی...

587
00:35:34,041 --> 00:35:37,708
وقتی کارت تو حمام تموم شد، یه شاخه صنوبر براش بذاری

588
00:35:38,291 --> 00:35:39,833
و ازش تشکر کنی.

589
00:35:40,500 --> 00:35:42,875
ولی حتماً باید مایه رو براش بذاری.

590
00:35:43,875 --> 00:35:47,166
حالا این بانیکِ شما، یه جاهایی به درد هم می‌خوره.

591
00:35:47,250 --> 00:35:48,708
مثلاً چه دردی، پدر؟

592
00:35:48,791 --> 00:35:51,000
خب، می‌تونه آینده رو ببینه.

593
00:35:53,750 --> 00:35:55,166
یادت می‌دم چطوری این کارو بکنی.

594
00:35:56,541 --> 00:35:57,583
اوه.

595
00:35:57,666 --> 00:36:00,166
حالا، پشتت رو می‌کنی به کوره،

596
00:36:00,250 --> 00:36:03,000
درش رو هم نیمه‌باز می‌ذاری.

597
00:36:03,666 --> 00:36:07,458
بعدش یه سوال از بانیک می‌پرسی، هر سوالی که دلت خواست،

598
00:36:07,541 --> 00:36:13,000
ولی ببین، بانیک مستقیماً جوابت رو نمی‌ده.

599
00:36:13,083 --> 00:36:15,708
نمی‌تونه حرف بزنه. فقط لمست می‌کنه.

600
00:36:16,583 --> 00:36:18,041
حالا، اگه نشونه‌ی خوبی باشه،

601
00:36:18,125 --> 00:36:21,916
حس می‌کنی که با اون دست کوچیکش می‌زنه پشتت.

602
00:36:22,583 --> 00:36:24,416
اما اگه خبر بدی داشته باشه، خب،

603
00:36:24,916 --> 00:36:27,916
با اون ناخن‌های تیز و کوچیکش روت چنگ می‌ندازه.

604
00:36:30,500 --> 00:36:32,333
خب، اونوقت تو چه سوالی ازش پرسیدی؟

605
00:36:32,416 --> 00:36:37,500
ازش در مورد سر و کله پیدا کردن رئیس مافیا، مارکو مورتی پرسیدم،

606
00:36:37,583 --> 00:36:39,666
و همین‌طور جریان اون تابلو.

607
00:36:39,750 --> 00:36:43,416
درسته. اونوقت این بانیک دقیقاً چی گفت، بابی؟

608
00:36:45,541 --> 00:36:48,500
تابلوی بوتیچلی رو برای مارکو مورتی بخرم؟

609
00:36:55,000 --> 00:36:58,750
بانیک یه ماساژ مشتی و لعنتی به پشتم داد.

610
00:36:59,458 --> 00:37:02,625
- همم.
- باید اون تابلو رو براش بخری.

611
00:37:02,708 --> 00:37:04,000
خب، نگرانی من اینه که،

612
00:37:04,083 --> 00:37:08,250
با وجود موفقیت‌های اولیه‌ای که تو ایتالیا داشتیم،

613
00:37:08,333 --> 00:37:11,083
چیکو، اون هنوزم شلخته و غیرقابل اعتماده.

614
00:37:11,708 --> 00:37:15,000
اما اگه قضیه‌ی مورتی رو ردیف کنه،

615
00:37:15,083 --> 00:37:16,958
اونوقت یعنی داره کارشو درست انجام میده.

616
00:37:17,041 --> 00:37:19,416
اون تابلوی لعنتی رو براش بخر!

617
00:37:20,000 --> 00:37:22,708
بانیک حرفشو زده، افتاد؟

618
00:37:24,208 --> 00:37:25,708
بلند و واضح.

619
00:37:25,791 --> 00:37:28,291
خیله‌خب، بریم یه قهوه‌ای بزنیم.

620
00:37:35,500 --> 00:37:36,833
- جورجی؟
- بله رئیس؟

621
00:37:36,916 --> 00:37:40,625
یه اسپرسو پیکولو با اون دستگاه مارزاکو برام بزن. بیارش تو اتاق گرم.

622
00:37:40,708 --> 00:37:43,041
- خیالت تخت، رو جفت چشام رئیس.
- عالیه.

623
00:37:48,208 --> 00:37:51,041
ببین، می‌دونم نسبت به چیکو تردید داری،

624
00:37:51,125 --> 00:37:52,916
ولی اون آدمِ میدونیه.

625
00:37:53,666 --> 00:37:55,958
می‌خوام سر این قضیه باهاش همکاری کنی.

626
00:37:56,541 --> 00:37:58,875
- ردیفه بابا. خیالت تخت.
- اوهوم.

627
00:37:58,958 --> 00:38:01,916
خب، قضیه اون نقشه قدیمی چی شد؟
بالاخره دوک رو می‌فرستین تو مجلس اعیان؟

628
00:38:02,000 --> 00:38:04,666
وقتی قالِ قضیه جک و لرد هاثورن رو بکنیم...

629
00:38:04,750 --> 00:38:07,625
مطمئنیم که یه راهی براش پیدا می‌کنیم.

630
00:38:07,708 --> 00:38:09,208
آدمِ درستیه که باید باهاش حرف بزنی.

631
00:38:09,291 --> 00:38:10,500
خب، خوبه.

632
00:38:11,125 --> 00:38:12,416
چون لازم دارم اونجا باشی.

633
00:38:13,000 --> 00:38:14,166
باید دخلِ این لایحه رو بیاریم.

634
00:38:14,250 --> 00:38:16,750
چون و چرا هم نداره.

635
00:38:16,833 --> 00:38:19,666
خوب، من که اینجا دارم از سرما سگ‌لرز می‌زنم.

636
00:38:21,208 --> 00:38:24,833
می‌رم تو یه قهوه تلخ بزنم به بدن.

637
00:38:24,916 --> 00:38:27,291
- من رو در جریان بذار.
- حتماً.

638
00:38:27,375 --> 00:38:28,625
عاشقتم عزیزم.

639
00:38:33,791 --> 00:38:35,541
اوضاعش داره بدتر می‌شه، سوزان.

640
00:38:35,625 --> 00:38:38,166
نه بابا. فقط داره سر به سرت می‌ذاره. یه جور تفریحه دیگه.

641
00:38:38,250 --> 00:38:41,333
داره بر اساس توصیه‌های یه موجود خیالی تصمیم می‌گیره.

642
00:38:41,416 --> 00:38:43,291
همون‌طور که گفتم، تفریحشه.

643
00:38:43,375 --> 00:38:44,583
خانم‌ها و آقایان،

644
00:38:44,666 --> 00:38:47,208
به حراجی امروز بومونت خوش آمدید،

645
00:38:47,291 --> 00:38:50,625
که با یه اثر فوق‌العاده خاص از یه استاد واقعی شروع می‌شه،

646
00:38:50,708 --> 00:38:53,875
اثری از بوتیچلی به نام <i>باکره و کودک بر تخت نشسته.</i>

647
00:38:53,958 --> 00:38:56,541
صاحبان قبلیش فیلیپ دوم اسپانیا،

648
00:38:56,625 --> 00:38:59,666
دوک اورلئان و لویی پانزدهم بودن.

649
00:39:00,291 --> 00:39:02,791
- در حال حاضر در اختیار یه شخص ناشناس...
- سوزی!

650
00:39:03,750 --> 00:39:05,416
خیلی وقته ندیدمت.

651
00:39:06,000 --> 00:39:08,833
بعد از ظهر بخیر، جوزف. خیلی وقت گذشته. اوم، این ادیه.

652
00:39:08,916 --> 00:39:10,500
- جو گرین.
- از دیدنت خوشحالم.

653
00:39:10,583 --> 00:39:12,625
- زدی تو کارِ هنر، نه؟
- خب، امروز که این‌طوریه.

654
00:39:12,708 --> 00:39:15,500
- چی تو رو کشونده به انگلیس؟
- فروشِ چندتا تابلو.

655
00:39:15,583 --> 00:39:18,333
- نمی‌دونستم کلکسیونر شدی.
- راهِ راحتی واسه جابه‌جا کردنِ پوله.

656
00:39:18,416 --> 00:39:20,833
اولش این‌طوری شروع شد، ولی الان دیگه بدجوری به دهنم مزه کرده.

657
00:39:20,916 --> 00:39:23,416
امیدوارم سرِ «بوتیچلی» مجبور نشیم باهات تو مزایده سرشاخ بشیم.

658
00:39:23,500 --> 00:39:25,291
اوه، نه. خیالت تخت.

659
00:39:25,375 --> 00:39:27,500
من زیاد با حال و هوای اوایل رنسانس حال نمی‌کنم.

660
00:39:27,583 --> 00:39:28,958
- درسته.
- داداشت چطوره؟

661
00:39:29,750 --> 00:39:33,583
- خوبه. بیرونه. حتماً یه سلامی بهش بکن.
- آره، حتماً.

662
00:39:33,666 --> 00:39:34,791
بابات چی؟

663
00:39:34,875 --> 00:39:36,250
شیش سال از ده سال حبسش رو کشیده.

664
00:39:36,333 --> 00:39:38,541
انگار قراره به خاطرِ حسنِ رفتار زودتر ولش کنن.

665
00:39:38,625 --> 00:39:40,375
واسه کاسبیِ علف یه کم سنگین نیست، نه؟

666
00:39:40,458 --> 00:39:43,208
علف نبود که به فناش داد. مالیات بود.

667
00:39:43,291 --> 00:39:44,500
یقه‌ی گردن‌کلفت‌ترین‌ها رو هم می‌گیره.

668
00:39:44,583 --> 00:39:46,750
- حتماً سلام منو بهش برسون.
- اوهوم.

669
00:39:47,458 --> 00:39:49,375
هنوز همون شماره رو داری؟

670
00:39:49,458 --> 00:39:50,833
خب، زنگ بزن تا بفهمی.

671
00:39:50,916 --> 00:39:52,333
آره، شاید این کارو کردم.

672
00:39:52,833 --> 00:39:54,583
شایدم مشتاقانه منتظرش موندم.

673
00:39:56,333 --> 00:39:57,416
ادوارد.

674
00:39:58,916 --> 00:40:01,583
عجب صحنه‌ی پراحساسی بود.

675
00:40:01,666 --> 00:40:02,916
چی؟

676
00:40:03,500 --> 00:40:06,208
خب، معلومه یه سوابقی با هم داشتید، لابد.

677
00:40:06,791 --> 00:40:09,333
- لازم نیست وارد این بحث بشیم.
- اتفاقاً الان دیگه حتماً میرم تو نخش.

678
00:40:10,083 --> 00:40:12,583
- یه پسر جوونِ خیلی خوش‌تیپ.
- دیگه می‌تونیم حرف زدن در این مورد رو تموم کنیم.

679
00:40:12,666 --> 00:40:14,541
- خب، کیرش گنده‌ست؟
- اِدی!

680
00:40:14,625 --> 00:40:16,000
اگه همگی آماده هستید،

681
00:40:16,083 --> 00:40:20,291
مزایده رو برای اثرِ شگفت‌انگیزِ بوتیچلی شروع می‌کنیم،

682
00:40:20,375 --> 00:40:21,583
که این‌جا در سمت چپِ بنده قرار داره،

683
00:40:21,666 --> 00:40:24,000
تابلوی <i>مریم و مسیح بر تخت پادشاهی.</i>

684
00:40:25,208 --> 00:40:26,791
بسیار خب، خانم‌ها و آقایان،

685
00:40:27,583 --> 00:40:30,000
مزایده رو امروز از مبلغ ۲ میلیون پوند شروع می‌کنیم.

686
00:40:30,083 --> 00:40:31,916
فکر کنم بهت نظر داره.

687
00:40:32,000 --> 00:40:33,750
- ۲ میلیون پوند. ممنونم.
- ولش کن.

688
00:40:33,833 --> 00:40:35,541
- ۲ میلیون و پونصد.
- از لحاظ جنسی.

689
00:40:35,625 --> 00:40:38,375
- دیگه کافیه.
- ۲ میلیون و پونصد. ممنونم.

690
00:40:38,458 --> 00:40:40,125
۳ میلیون پوند؟

691
00:40:40,208 --> 00:40:42,291
- شک نکن بهت زنگ می‌زنه.
- گفتم دیگه کافیه.

692
00:40:42,375 --> 00:40:44,916
خب، شاید برات خوب باشه. لابد خیلی وقته خبری نبوده.

693
00:40:45,000 --> 00:40:46,708
نگران من نباش. خودم از پسِ خودم برمی‌آم.

694
00:40:46,791 --> 00:40:49,250
- فکر کنم یه کششی بینتون هست.
- اوه.

695
00:40:49,333 --> 00:40:52,166
۴ میلیون پوند. ممنونم جناب. پیشنهاد روی ۴ میلیون پونده.

696
00:40:52,250 --> 00:40:54,333
- ۴ میلیون و پونصد. ممنونم خانم.
- حسودیت شد؟

697
00:40:54,416 --> 00:40:57,333
- روی ۴ میلیون و پونصد.
- برو تو کارش دختر.

698
00:40:57,416 --> 00:41:01,291
۵ میلیون ردیف جلو. با شماست خانم. ۵ میلیون و پونصد.

699
00:41:01,375 --> 00:41:02,791
پیشنهاد بالاتری نیست؟

700
00:41:02,875 --> 00:41:04,625
۶ میلیون پوند.

701
00:41:04,708 --> 00:41:05,916
۶,۰۰۰,۰۰۰ پوند.

702
00:41:06,500 --> 00:41:07,958
شیش میلیون.

703
00:41:08,041 --> 00:41:09,333
داره داغ میشه، سوزان.

704
00:41:09,416 --> 00:41:11,500
خوب می‌دونم اوضاع از چه قراره.

705
00:41:11,583 --> 00:41:13,958
هفت میلیون. با شماست خانم، روی هفت میلیون.

706
00:41:14,041 --> 00:41:16,083
این میدونِ توئه. خوشحال میشم هواتو داشته باشم.

707
00:41:16,166 --> 00:41:18,125
- ممنون. - حالا شد ۹ میلیون پوند.

708
00:41:18,208 --> 00:41:21,250
امیدوارم اینجا فقط فازِ کل‌کل برنداشته باشی.

709
00:41:21,333 --> 00:41:23,333
نه میلیون. با شماست خانم، روی نه.

710
00:41:23,416 --> 00:41:25,125
- ده میلیون، قربان. - ای ریدم توش!

711
00:41:25,208 --> 00:41:27,416
روی ده میلیون. دوباره نوبت شماست خانم، روی ده.

712
00:41:27,500 --> 00:41:30,250
- جادوت کرده، سوزی. - ۱۱ میلیون. ممنون.

713
00:41:30,333 --> 00:41:31,875
داری رو نرو می‌ری.

714
00:41:33,041 --> 00:41:34,458
پیشنهاد ۱۱ میلیون پونده.

715
00:41:36,958 --> 00:41:40,416
۱۲ میلیون پوند. ممنون. پیشنهاد ۱۲ میلیون پوندی داریم.

716
00:41:40,500 --> 00:41:42,541
روی ۱۲ میلیون پوند.

717
00:41:42,625 --> 00:41:44,125
کسی ۱۳ میگه؟

718
00:41:44,208 --> 00:41:46,000
۱۳ میلیون پوند. ممنون.

719
00:41:46,083 --> 00:41:48,083
با شما رو ۱۳ میلیون. از شما جلو زدن، قربان.

720
00:41:49,250 --> 00:41:50,875
- بفرما، شروع شد. - پیشنهاد ۱۳ میلیونه.

721
00:41:50,958 --> 00:41:52,750
با شماست خانم، روی ۱۳. کسی ۱۴ میگه؟

722
00:41:52,833 --> 00:41:54,750
بابا، همین الانم رو ۱۳ میلیونه.

723
00:41:55,458 --> 00:41:57,208
خب، لازم دارم که اون تابلو رو بخری.

724
00:41:57,291 --> 00:41:58,958
لازم داریم که ایتالیایی‌ها رو بیاریم پای کار.

725
00:41:59,041 --> 00:42:01,583
و اگه یه شاهکار می‌خوان، پس همونو براشون بگیر.

726
00:42:01,666 --> 00:42:04,958
- ۱۴ میلیون پوند؟ ۱۴ میلیون. - قرار بود شیش‌تا تموم شه.

727
00:42:05,041 --> 00:42:07,458
اصلاً نمی‌دونم واسه چی داریم سر این موضوع فک می‌زنیم.

728
00:42:08,291 --> 00:42:09,333
بانیک گفت بخرش.

729
00:42:09,416 --> 00:42:11,333
- یا ابوالفضل! - بابا، الان روی ۱۴ میلیونه.

730
00:42:11,416 --> 00:42:13,083
- سوزی. - فقط دارم سعی می‌کنم یه ذره آروم باشم.

731
00:42:13,166 --> 00:42:14,625
الان کل وجودم شده استرس.

732
00:42:14,708 --> 00:42:16,333
اون تابلوی تخمی رو بخر!

733
00:42:16,416 --> 00:42:19,000
- روی ۱۴ میلیونه. - کصکشا!

734
00:42:19,083 --> 00:42:21,041
- فکر کردم شیش‌تاست. - داریم تابلو رو می‌گیریم.

735
00:42:21,125 --> 00:42:22,791
۱۵ میلیون. ممنون.

736
00:42:22,875 --> 00:42:25,541
- روی ۱۵ میلیون. پیشنهاد بالاتری نیست؟ - پانزده و پونصد.

737
00:42:25,625 --> 00:42:29,541
- ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار. ممنون جناب. - سوزی، تو تله نیفت.

738
00:42:29,625 --> 00:42:30,791
با توأم.

739
00:42:30,875 --> 00:42:32,708
- ۱۶ نبود؟ - سوزان.

740
00:42:34,666 --> 00:42:36,166
بار اول...

741
00:42:36,250 --> 00:42:38,291
بار دوم...

742
00:42:39,458 --> 00:42:40,333
سوزان.

743
00:42:41,291 --> 00:42:45,125
۱۶ میلیون پوند برای تابلوی بوتیچلی.

744
00:42:45,625 --> 00:42:46,750
۱۶ و پونصد، قربان؟

745
00:42:47,333 --> 00:42:50,416
فرصت آخره. روی ۱۶ میلیون پوند.

746
00:42:51,916 --> 00:42:55,041
به قیمت ۱۶ میلیون به این خانم فروخته شد. خیلی ممنون، خانم.

747
00:42:55,875 --> 00:42:57,291
خب، عالی پیش رفت.

748
00:42:58,041 --> 00:43:01,250
می‌دونم خواسته زیادیه، ولی الان لازم دارم که این‌قدر کصکش‌بازی درنیاری.

749
00:43:07,500 --> 00:43:09,208
ادی. خبرای خوب؟

750
00:43:09,291 --> 00:43:12,250
تابلو رو طبق قرار گرفتیم. می‌خوایم خودمون حضوری بدیمش به مارکو.

751
00:43:13,250 --> 00:43:14,791
مارکو سرش خیلی شلوغه.

752
00:43:14,875 --> 00:43:17,250
انگار داری واسه ملاقات با پاپ وقت می‌گیری.

753
00:43:18,916 --> 00:43:22,958
چیکو، ما همین الان ۱۶ میلیون پوند پای تابلویی پول دادیم که نهایتاً باید ۶ تا می‌بود.

754
00:43:23,041 --> 00:43:24,333
اون ملاقات لعنتی رو برامون جور کن.

755
00:43:24,416 --> 00:43:26,333
<i>آره، درسته. باشه، باشه، باشه.</i>

756
00:43:26,416 --> 00:43:28,708
<i>باهاش حرف می‌زنم، باشه؟ خبرش رو بهت می‌دم.</i>

757
00:43:28,791 --> 00:43:30,291
آره، حتماً ردیفش کن.

758
00:43:30,958 --> 00:43:32,541
- سوزی!
- لعنتی!

759
00:43:35,250 --> 00:43:38,791
<i>اوه، پسرم تیم دستیار ناخدا بود، بلد بود سوت بزنه...</i>

760
00:43:38,875 --> 00:43:40,125
جک! تابلو!

761
00:43:41,125 --> 00:43:42,250
دهنت سرویس!

762
00:43:43,000 --> 00:43:44,458
جک، گمشو تو اون ماشین لعنتی!

763
00:43:44,541 --> 00:43:45,666
- لعنتی!
- بپر تو!

764
00:43:45,750 --> 00:43:48,291
<i>با اون توری-را</i>

765
00:43:48,375 --> 00:43:51,458
<i>فال-د-دا، وک-فال-د-دودل، فال-د-دی-دام...</i>

766
00:43:52,166 --> 00:43:53,083
سیکتیر کن!

767
00:43:54,583 --> 00:43:56,458
برو، برو، برو! لعنتی!

768
00:43:56,541 --> 00:43:58,250
<i>اوه، مست بودی یا کور بودی...</i>

769
00:43:58,333 --> 00:43:59,416
اون هندزفری رو بذار تو گوشت، جک.

770
00:43:59,500 --> 00:44:01,875
<i>...دو تا پای خوش‌تراش اون پشت؟</i>

771
00:44:02,458 --> 00:44:04,750
<i>اوشون، مائرون، ولی تو یه جوون احمق بودی...</i>

772
00:44:04,833 --> 00:44:07,416
جفری، ما اصلاً نمی‌تونیم اون تابلوی کوفتی رو از دست بدیم.

773
00:44:07,500 --> 00:44:08,916
<i>با اون توری-را</i>

774
00:44:09,000 --> 00:44:12,166
<i>فال-د-دا، وک-فال-د-دودل، فال-د-دی-دام...</i>

775
00:44:12,250 --> 00:44:14,750
از پله‌های جنوبی برو، ببین می‌تونی یه ذره ازشون جلو بزنی.

776
00:44:14,833 --> 00:44:16,041
خیابون بوکانان.

777
00:44:17,041 --> 00:44:20,458
دارن میرن سمت خیابون بوکانان. بپیچ راست، ببین میتونیم راهشون رو سد کنیم.

778
00:44:21,125 --> 00:44:27,333
نه مست بودم و نه کور، وقتی اون دوتا پای نازنینم رو جا گذاشتم...

779
00:44:28,583 --> 00:44:29,416
سیکتیر کن!

780
00:44:30,666 --> 00:44:32,125
فرمون رو تیز بده چپ، ادی.

781
00:44:35,333 --> 00:44:36,583
یکیشون سقط شد!

782
00:44:36,666 --> 00:44:40,625
فال‌ده‌دا، واک‌فال‌ده‌دودل، فال‌ده‌دی‌دام...

783
00:44:40,708 --> 00:44:42,416
بپیچ چپ. از پایین خیابون رابرت برو.

784
00:44:48,416 --> 00:44:49,375
بجنب جک، یالا.

785
00:44:51,375 --> 00:44:54,583
یه راه میان‌بر سمت راستت هست. شاید بتونیم اونجا راهشون رو ببندیم.

786
00:44:54,666 --> 00:44:56,041
حالا از دریای خروشان رد میشم

787
00:44:56,125 --> 00:44:59,166
به سمت ناپلئون بناپارت و ملکه اسپانیا...

788
00:45:01,416 --> 00:45:03,208
دوتاشون سقط شدن، دوتا دیگه موندن.

789
00:45:03,291 --> 00:45:05,125
اونا پاهای بچه‌ی منو ازش گرفتن

790
00:45:05,208 --> 00:45:07,416
با یه تو-ری-را

791
00:45:07,500 --> 00:45:10,916
فال‌ده‌دا، واک‌فال‌ده‌دودل، فال‌ده‌دی‌دام...

792
00:45:11,000 --> 00:45:13,541
همه‌شون رو زدیم، به جز اون عوضی که اون تابلوی فاکی دستش بود!

793
00:45:18,666 --> 00:45:19,916
اینجاست!

794
00:45:23,416 --> 00:45:25,833
ده ثانیه وقت داری یه اسمی بهم بگی که از شنیدنش راضی باشم.

795
00:45:26,500 --> 00:45:27,458
وگرنه چی؟

796
00:45:27,541 --> 00:45:30,458
می‌خوای چه غلطی کنی؟ کیر منو بخور، کونیِ بچه‌سوسول.

797
00:45:32,041 --> 00:45:34,666
صبر کن، داری چی... ریدم بهت!

798
00:45:35,333 --> 00:45:38,541
آره، تو کیر منو بخور، کونیِ بی‌چشم‌ورو.

799
00:45:39,333 --> 00:45:42,916
ببین چی میگم، چطوره یه اسمی رو بنویسی که همه‌مون راضی باشیم،

800
00:45:43,000 --> 00:45:44,708
تا دیگه لازم نباشه کسی کیرِ کسی رو بخوره؟

801
00:45:58,291 --> 00:46:00,791
املات افتضاحه. این «پ»ـه یا «ب»؟

802
00:46:02,000 --> 00:46:03,500
- ب... - حدس می‌زنم...

803
00:46:03,583 --> 00:46:04,791
رابرت بروکس؟

804
00:46:05,458 --> 00:46:06,375
ببـ... ببخشید؟

805
00:46:06,458 --> 00:46:07,708
دلال معروف آثار هنری؟

806
00:46:07,791 --> 00:46:10,750
- آره، خودمم. - می‌شه چند لحظه وقتت رو بگیرم؟

807
00:46:14,541 --> 00:46:17,333
می‌دونیم دو تا لات پاپتی رو اجیر کردی تا تابلو رو بدزدن.

808
00:46:17,416 --> 00:46:19,708
من دلال هنریم. ابرشرور که نیستم.

809
00:46:19,791 --> 00:46:21,333
چیزی که من نمی‌فهمم اینه که،

810
00:46:21,416 --> 00:46:23,458
اگه قصد داشتی تابلو رو بدزدی،

811
00:46:23,541 --> 00:46:25,166
چرا بیخودی قیمت رو بردی بالا؟

812
00:46:25,833 --> 00:46:28,041
بهت قسم می‌خورم، من قیمت رو بالا نمی‌بردم.

813
00:46:28,125 --> 00:46:30,000
داشتم از طرف یه خریدارِ تأییدشده کار می‌کردم.

814
00:46:32,583 --> 00:46:34,333
- چطوری آبجی؟ - جک.

815
00:46:35,083 --> 00:46:36,375
این کیه؟

816
00:46:37,833 --> 00:46:39,541
گفتم این یارو کیه؟

817
00:46:48,500 --> 00:46:49,666
می‌شه باهات یه کلمه حرف بزنم؟

818
00:46:54,583 --> 00:46:56,958
- این لاشی اینجا چه غلطی می‌کنه؟ - تقصیر من ننداز.

819
00:46:57,041 --> 00:47:01,000
خودِ «دوک» خواست که اونم باشه. به هر حال، مگه نتیجه نمی‌خواستی؟

820
00:47:01,083 --> 00:47:04,000
من نتیجه می‌خواستم. نه یه جنازه‌ی لت‌وپار شده.

821
00:47:04,083 --> 00:47:07,041
آخرین باری که اون مرتیکه مشت زد تو جگر یکی، طرف درجا سقط شد.

822
00:47:07,541 --> 00:47:09,541
می‌خوای با «ارگان جان» آشنات کنم؟

823
00:47:10,041 --> 00:47:11,958
داریم در موردش گپ می‌زنیم عزیزم.

824
00:47:15,250 --> 00:47:16,750
دلت می‌خواد «ارگان جان» رو ببینی؟

825
00:47:16,833 --> 00:47:19,625
نمی‌دونم. «ارگان جان» دیگه کدوم خریه؟

826
00:47:21,500 --> 00:47:23,500
ارگان جان، همون ارگان جانه.

827
00:47:23,583 --> 00:47:26,333
ببین، جان خوشش می‌آد با خودش به صورت سوم‌شخص حرف بزنه،

828
00:47:26,416 --> 00:47:29,750
دیگه خودت حساب‌کتاب کن که چرا بهش می‌گیم ارگان جان.

829
00:47:30,333 --> 00:47:32,083
خلاصه بگم، جان تو نتیجه گرفتن کارش حرف نداره.

830
00:47:32,166 --> 00:47:33,458
این ارگان جان دیگه کدوم خریه؟

831
00:47:36,916 --> 00:47:38,416
بذار باهات رک باشم.

832
00:47:38,500 --> 00:47:42,625
جان بیشتر یه راه حلِ مرگبار واسه یه مشکلِ گذراست.

833
00:47:44,916 --> 00:47:48,250
یه تیر که بزنه، تو لجن غرق می‌شی، اونم از تو.

834
00:47:48,333 --> 00:47:51,833
که این‌طوری وقت زیادی داریم تا اطلاعاتی که لازم داریم رو از زبونت بکشیم بیرون.

835
00:47:52,500 --> 00:47:54,541
هیچ‌کس دوست نداره ریقِ رحمت رو سر کشیدنِ کسی رو ببینه،

836
00:47:54,625 --> 00:47:57,000
اونم با چنین وضعِ نکبت‌باری.

837
00:48:02,125 --> 00:48:04,041
ریدم توش! ریدم توش، ریدم توش!

838
00:48:04,666 --> 00:48:08,583
فکر من نبود. من فقط... داشتم در حق یه رفیق ثواب می‌کردم.

839
00:48:09,166 --> 00:48:10,833
و اون رفیقت کیه، رابرت؟

840
00:48:13,541 --> 00:48:14,750
اسمش چیه؟

841
00:48:14,833 --> 00:48:16,416
آه. اون ایتالیاییِ قرتی.

842
00:48:18,708 --> 00:48:20,125
به اسم جینو دِ بامبی می‌شناسنش.

843
00:48:25,083 --> 00:48:29,208
حالا بر حسبِ هر احتمالِ دوری هم که باشه، این طرف جینو دِ بامبی که نیست، هست؟

844
00:48:29,291 --> 00:48:32,375
آره، خودشه. خودِ جینو دِ بامبیه.

845
00:49:22,041 --> 00:49:23,208
الو؟

846
00:49:32,083 --> 00:49:34,000
{\an8}اوم. وقتی توی دریاچه ماجیوره هستی...

847
00:49:37,333 --> 00:49:39,125
- عجب منظره‌ایه.
- آره.

848
00:49:40,208 --> 00:49:42,208
نمی‌خوام کار و تفریح رو با هم قاطی کنم، کاپیتان.

849
00:49:42,291 --> 00:49:45,041
اوه، نه. فقط داشتم از تماشای منظره لذت می‌بردم.

850
00:49:45,125 --> 00:49:47,791
نه، داشتی تو ذهنت مجسم می‌کردی که چه شکلی می‌شه

851
00:49:47,875 --> 00:49:50,541
که بعد از یه شبِ داغ با کنتسا، صبحونه رو اینجا بخوریم.

852
00:49:51,833 --> 00:49:54,500
بگو ببینم، چی دوست داری؟ «فلور دِ مِر»؟

853
00:49:55,208 --> 00:49:57,833
ست کامل؟ قرمز تیره؟

854
00:49:57,916 --> 00:49:59,500
یا شاید هم کِرم و سفید؟

855
00:50:00,000 --> 00:50:02,291
راستش، تو فکر یه چیز دهن‌پرکن‌تر بودم.

856
00:50:02,375 --> 00:50:04,750
«لا پرلا». مشکی. پیرهن‌خواب.

857
00:50:05,250 --> 00:50:07,708
ابریشم کلاسیک. از اون نازکای بدن‌نما.

858
00:50:08,875 --> 00:50:12,666
- سلیقه‌ت خیلی خاصه، ادوارد.
- خب، من ذائقه‌ی منحصربه‌فردی دارم، سوزان.

859
00:50:12,750 --> 00:50:14,791
چطوری مطمئن می‌شی که این ذائقه‌ت ارضا می‌شه؟

860
00:50:14,875 --> 00:50:17,208
خب، من کاپیتانم.

861
00:50:17,291 --> 00:50:18,750
عادت دارم دستور بدم.

862
00:50:19,833 --> 00:50:23,208
شرط می‌بندم اونم پایه باشه و با کمال میل دستوراتت رو اجرا کنه.

863
00:50:26,291 --> 00:50:27,375
دارن میان، عالیجناب.

864
00:50:30,083 --> 00:50:30,916
اِدی.

865
00:50:31,750 --> 00:50:33,250
- بونجورنو.
- بونجورنو، سوزی.

866
00:50:34,083 --> 00:50:36,708
بابت بدقولیم عذر می‌خوام.

867
00:50:37,375 --> 00:50:41,208
ولی امیدوارم، اوم... کارکنام خوب ازتون پذیرایی کرده باشن؟

868
00:50:41,791 --> 00:50:43,875
سنگ‌تموم گذاشتن.
ممنون، چیکو.

869
00:50:43,958 --> 00:50:46,083
دوست‌دختر خوش‌گذرونت، بلا، کجاست؟

870
00:50:46,166 --> 00:50:50,875
آه، امشب مونت‌کارلوئه.
فردا هم می‌پره پاریس.

871
00:50:50,958 --> 00:50:53,000
می‌دونی که، همون میزبانی که هیچ‌وقت خونه نیست.

872
00:50:53,083 --> 00:50:56,333
و اگه جسارت نباشه، می‌تونیم بپرسیم آقای مورتی کجا تشریف دارن؟

873
00:50:57,416 --> 00:51:00,041
ببین اِدی، اون نمی‌تونه بیاد.

874
00:51:00,125 --> 00:51:02,583
- اونم مثل دوست‌دخترم سرش شلوغه.
- آه.

875
00:51:02,666 --> 00:51:05,166
عملیاتِ چندان سرراستی نبود.

876
00:51:05,250 --> 00:51:06,833
اینم از دسترنج‌مون.

877
00:51:06,916 --> 00:51:09,958
خیالت راحت، پولت هدر نرفته. مارکو عاشقش می‌شه.

878
00:51:10,708 --> 00:51:13,125
همین دیشب داشت می‌گفت چقدر عاشق اون تابلو 'بوتیچلی‌'یه.

879
00:51:13,791 --> 00:51:16,708
شنیده بود که می‌خوان بفروشنش و غصه می‌خورد که چرا خودش نخریده.

880
00:51:17,458 --> 00:51:21,083
خوبه. فقط حیف که خودش نتونست اینجا باشه.

881
00:51:21,166 --> 00:51:22,000
می‌دونم.

882
00:51:22,500 --> 00:51:25,208
ولی، اِم، ادی، رفیق، ببین...

883
00:51:25,958 --> 00:51:29,708
اگه بخوای، می‌تونی تابلو رو همین‌جا بذاری بمونه.

884
00:51:29,791 --> 00:51:31,375
من خودم حواسم هست که این هدیه نفیس به دستش برسه.

885
00:51:31,458 --> 00:51:33,500
فکر کنم ترجیح می‌دیم خودمون کادو رو بدیم به مارکو.

886
00:51:33,583 --> 00:51:35,208
چون پول خیلی زیادی پاش دادیم.

887
00:51:36,083 --> 00:51:38,000
خب، اون مرد خیلی پرمشغله‌ایه.

888
00:51:38,541 --> 00:51:42,166
می‌دونی که، من قلق‌ش دستمه و می‌دونم چطوری باهاش حرف بزنم.

889
00:51:42,250 --> 00:51:44,458
می‌دونم چه موقعی برم سراغش.

890
00:51:44,541 --> 00:51:47,666
اون‌وقت جوری جلوت وا میده که انگار دریای سرخ شکافته شده.

891
00:51:50,041 --> 00:51:52,791
تو اصلاً از اولش هم اونو دعوت نکرده بودی، مگه نه سیکو؟

892
00:51:52,875 --> 00:51:56,041
یا شایدم ترجیح می‌دی 'جینو دِ بامبی' صدات کنیم؟

893
00:52:02,291 --> 00:52:05,500
من... اِ... واقعاً معذرت می‌خوام، مگه مشکلی پیش اومده؟

894
00:52:05,583 --> 00:52:07,458
آره، یه مشکلی هست.

895
00:52:08,375 --> 00:52:09,791
می‌دونیم که تابلو مال خودته.

896
00:52:09,875 --> 00:52:12,500
می‌دونیم که قیمت رو خودتون الکی و مصنوعی بالا بردین.

897
00:52:12,583 --> 00:52:15,291
و اینکه چندتا بچه‌خورده رو اجیر کردی تا وقتی خریدیمش، تابلو رو ازمون بلند کنن.

898
00:52:15,375 --> 00:52:18,083
تا هیچ‌وقت دستمون به مارکو نرسه که خودمان تابلو رو بهش بدیم.

899
00:52:18,166 --> 00:52:22,541
خوشبختانه، نوچه‌هات هم مثل خودت بی‌صفت و غیرقابل‌اعتماد از آب دراومدن.

900
00:52:22,625 --> 00:52:26,500
این کارو کردن چون کل این بساط از بیخ و بن ساختگی و کلاهبرداری بود.

901
00:52:26,583 --> 00:52:31,166
خب چیکو، از اینجا به بعد می‌خوای کدوم گوری بری؟

902
00:52:35,500 --> 00:52:36,375
باشه.

903
00:52:41,875 --> 00:52:44,833
فکر کردی می‌تونی واسه من تعیین تکلیف کنی؟

904
00:52:44,916 --> 00:52:46,750
یه مشت سالادفروش؟

905
00:52:47,458 --> 00:52:48,708
می‌خوای با من دربیفتی؟

906
00:52:48,791 --> 00:52:50,791
می‌خوای با این مافیای لعنتی دربیفتی؟

907
00:52:51,791 --> 00:52:55,291
چطوره از مارکو بپرسیم تو دقیقاً واسه مافیا چه غلطی می‌کنی؟

908
00:52:55,375 --> 00:52:57,583
و چطوری قراره این کارو بکنیم، اِدی؟

909
00:52:58,875 --> 00:53:01,291
خب، خودمون ازش می‌پرسیم.

910
00:53:01,375 --> 00:53:03,875
فکر کنم خودشه، مگه نه؟

911
00:53:03,958 --> 00:53:05,416
- همین‌طوره. 
- اوم.

912
00:53:07,250 --> 00:53:11,708
ببین، چون تو بهش زنگ نزدی، ما زدیم. و گذاشتیمش در جریان قضیه.

913
00:53:11,791 --> 00:53:15,416
و حق با توئه. خیلی واسه اون نقاشیه هیجان‌زده‌ست.

914
00:53:16,541 --> 00:53:18,083
ظاهراً اولین باره که چیزی درباره‌ش می‌شنوه.

915
00:53:21,708 --> 00:53:22,583
فاک.

916
00:53:35,208 --> 00:53:39,666
ساکت. دیگه خفه شو. بزرگترا دارن حرف می‌زنن.

917
00:53:48,541 --> 00:53:51,250
ادی، از دیدنت خوشحالم. ممنون که زنگ زدی.

918
00:53:51,333 --> 00:53:53,291
متأسفم که این‌طوری با هم روبرو می‌شیم.

919
00:53:53,375 --> 00:53:57,708
چطوری باید این غائله رو ختم به خیر کنیم؟

920
00:53:57,791 --> 00:53:58,958
آقای مورتی،

921
00:53:59,625 --> 00:54:01,833
اینجا کشور توئه، قوانین هم مال توئه.

922
00:54:01,916 --> 00:54:06,166
و مطمئنم تو بهترین کسی هستی که می‌تونی درباره نتیجه‌ش تصمیم بگیری.

923
00:54:08,541 --> 00:54:10,666
اما طبق تجربه من،

924
00:54:10,750 --> 00:54:15,000
همیشه مهربونی رو با ضعف اشتباه می‌گیرن.

925
00:54:17,458 --> 00:54:20,041
چیکو، تو یه مار هفت‌خطی.

926
00:54:20,625 --> 00:54:23,416
دیدنش قشنگه، ولی دست زدن بهش نجسه.

927
00:54:24,000 --> 00:54:27,250
منم اذیت می‌شم، چون این قضیه دخترخونده‌م رو آزار می‌ده.

928
00:54:28,000 --> 00:54:31,041
و فکر کنم هنوز حالی‌ت نیست کجای این سلسله‌مراتب وایسادی.

929
00:54:31,958 --> 00:54:32,833
پس،

930
00:54:34,125 --> 00:54:35,375
حالی‌ت می‌کنم.

931
00:54:56,125 --> 00:54:58,583
چیکو همیشه یه... آدم شلخته و کثیف‌کاری بود.

932
00:54:59,625 --> 00:55:01,541
شاید این پایان برازنده‌ش بود.

933
00:55:02,041 --> 00:55:06,083
پس از این به بعد، می‌تونیم، اه، با هم به یه توافقی برسیم.

934
00:55:06,166 --> 00:55:08,791
- قدرش رو می‌دونی، مگه نه؟ - البته.

935
00:55:08,875 --> 00:55:11,250
این بساطی که راه انداختین،

936
00:55:11,333 --> 00:55:16,750
توی زمین‌های دخترخونده‌م، خب،

937
00:55:16,833 --> 00:55:19,458
اگه درست فهمیده باشم، بازم از این کارا دارید؟

938
00:55:19,541 --> 00:55:21,125
خب، از قضا،

939
00:55:21,208 --> 00:55:24,666
ما خیلی مشتاقیم که تو جنوب هم عملیات‌های بیشتری راه بندازیم،

940
00:55:24,750 --> 00:55:30,166
سروقتش، با کسی که، اه، بشه بهش تکیه کرد.

941
00:55:30,250 --> 00:55:33,416
اوف. تو جنوب خیلی می‌تونیم کمک‌تون کنیم.

942
00:55:35,916 --> 00:55:38,708
ماهی پنج میلیون بابت امنیت و حمایت ما چطوره؟

943
00:55:47,750 --> 00:55:49,416
ممنون.

944
00:55:58,083 --> 00:55:59,125
انزو!

945
00:56:07,125 --> 00:56:08,208
پونزده تا.

946
00:56:15,416 --> 00:56:16,458
هفت و نیم.

947
00:56:20,583 --> 00:56:21,416
ده تا.

948
00:56:24,500 --> 00:56:27,375
میشه بهش اعتماد کرد؟

949
00:56:49,250 --> 00:56:51,208
بی‌صبرانه منتظر معامله باهاتونم.

950
00:56:51,291 --> 00:56:53,666
میشه به این دوک اعتماد کرد؟

951
00:57:15,125 --> 00:57:16,083
انزو!

952
00:57:38,125 --> 00:57:39,083
حله.

953
00:57:40,125 --> 00:57:50,083
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>