0
00:00:14,833 --> 00:00:35,875
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>

1
00:01:14,833 --> 00:01:16,875
به‌به، چه جای قشنگیه.

2
00:01:21,125 --> 00:01:22,416
واقعاً دنج و آرومه.

3
00:01:29,458 --> 00:01:32,375
باز داری حال‌وهوا رو خراب می‌کنی. دوباره شروع کردی.

4
00:01:33,250 --> 00:01:34,833
عذر می‌خوام، عالیجناب.

5
00:01:35,416 --> 00:01:36,958
- جفری. - ساکت باش، وینستون.

6
00:01:40,875 --> 00:01:43,375
شنیدم سایمون مک‌دوگال عمارتش رو گذاشته برای فروش.

7
00:01:43,458 --> 00:01:44,291
هوم.

8
00:01:44,875 --> 00:01:47,791
منم همین‌طور شنیدم. ششصد هکتاره.

9
00:01:48,375 --> 00:01:51,166
با هشت مایل از بهترین مسیر رودخونه برای صید قزل‌آلا تو کل کشور.

10
00:01:51,250 --> 00:01:52,083
اوهوم.

11
00:01:52,666 --> 00:01:54,208
تو هر کشوری که فکرشو بکنی، جفری.

12
00:01:57,875 --> 00:01:59,625
پس بهتره زودتر دست‌به‌کار شیم قربان.

13
00:02:11,583 --> 00:02:14,833
در حال حاضر، کل مازاد نقدینگیت...

14
00:02:14,916 --> 00:02:20,041
از بیزینس‌های مختلف کارآفرینیت، ۳۳ میلیونه.

15
00:02:20,125 --> 00:02:21,000
آره.

16
00:02:21,083 --> 00:02:23,750
که خب، رقم چشمگیر و کلفتیه.

17
00:02:24,583 --> 00:02:26,250
با این حال...

18
00:02:26,833 --> 00:02:30,041
...بخش بزرگیش از قبل جای دیگه پیش‌خور شده.

19
00:02:30,125 --> 00:02:33,666
اگه این جابجایی‌های پولیِ در جریان رو در نظر بگیریم،

20
00:02:33,750 --> 00:02:37,666
هنوز نزدیک ۲۰ میلیون دم دستت داری،

21
00:02:37,750 --> 00:02:40,250
برای خرید عمارت مک‌دوگال.

22
00:02:40,333 --> 00:02:44,208
هرچند آدم انتظار داره بشه اون مِلک رو...

23
00:02:44,291 --> 00:02:46,583
با مبلغ خیلی کمتری از این حرفا صاحب شد.

24
00:02:47,125 --> 00:02:48,833
به سایمون گفتم حاضرم یه مبلغی هم سر بدم،

25
00:02:48,916 --> 00:02:50,416
فقط برای اینکه نذاره پاش به بازارِ عمومی باز بشه.

26
00:02:50,500 --> 00:02:51,666
البته، عالی‌جناب.

27
00:02:51,750 --> 00:02:54,000
اگه یه وقت قصدمون برای فروش جدی شد، اولین نفری هستی که خبردار می‌شه.

28
00:02:54,083 --> 00:02:56,208
می‌خوام یه پیشنهاد ۱۸تایی بدم.

29
00:02:56,791 --> 00:02:59,791
قربان، اون ملک بیشتر از ۱۵تا نمی‌ارزه.

30
00:03:03,500 --> 00:03:05,500
اون زمین، احمد،

31
00:03:06,541 --> 00:03:08,291
متعلق به خونواده‌ی من بوده،

32
00:03:09,041 --> 00:03:11,250
اونم برای نزدیک به ۳۵۰ سال.

33
00:03:11,916 --> 00:03:13,750
دوکِ هشتم خودش این عمارت رو طراحی کرد

34
00:03:13,833 --> 00:03:15,916
و داد دقیقاً طبق نقشه‌ی خودش بسازنش؛

35
00:03:16,000 --> 00:03:17,500
با پولی که از تجارت تو هند به جیب زده بود.

36
00:03:17,583 --> 00:03:21,750
در کنار ادویه‌جات و شوره‌ای که با خودش آورد،

37
00:03:21,833 --> 00:03:24,083
معشوقه‌ش رو هم همراهش آورد.

38
00:03:24,583 --> 00:03:26,791
سه تا بچه هم با هم داشتن،

39
00:03:26,875 --> 00:03:28,625
ولی همه‌شون همون نوزادی مُردن.

40
00:03:29,875 --> 00:03:32,166
اما چون اون بچه‌ها حروم‌زاده بودن،

41
00:03:32,250 --> 00:03:34,125
اجازه‌ی تدفین مسیحی بهشون ندادن.

42
00:03:34,875 --> 00:03:37,500
در نتیجه، تو گورهای بی‌نام و نشون چالشون کردن،

43
00:03:37,583 --> 00:03:40,750
درست دور و برِ اون درخت بلوط بزرگ لبه‌ی جنگل،

44
00:03:40,833 --> 00:03:42,625
تهِ باغشون.

45
00:03:43,125 --> 00:03:44,916
از شدت غصه، ملک رو مُفت فروخت و رفت.

46
00:03:45,916 --> 00:03:47,750
دیگه هیچ‌وقت نتونست پاش رو توی اون خونه بذاره.

47
00:03:49,041 --> 00:03:52,916
حالا ممکنه آقای مک‌دوگال خیال کنه اون زمین مال خودشه،

48
00:03:53,625 --> 00:03:54,708
ولی این‌طور نیست.

49
00:03:56,500 --> 00:03:57,875
اون زمین مال منه.

50
00:04:01,375 --> 00:04:03,916
آه، ادوینا، بالاخره اومدی.

51
00:04:04,000 --> 00:04:07,208
عزیزم، واقعاً نباید بذاری اون وکیل انقدر وراجی کنه.

52
00:04:07,291 --> 00:04:09,166
آره، ببخشید که معطلتون کردم.

53
00:04:09,250 --> 00:04:11,333
خب، ما... می‌خواستیم یه چیزی ازت بپرسیم.

54
00:04:12,291 --> 00:04:13,250
خیله‌خب.

55
00:04:13,333 --> 00:04:17,000
داشتیم فکر می‌کردیم شاید بخوای پدرخونده‌ی «تارکوین» بشی؟

56
00:04:17,083 --> 00:04:18,625
مراسم غسل تعمیدش نزدیکه.

57
00:04:18,708 --> 00:04:22,958
به عنوان نجیب‌زاده‌ای که تازه به این مقام منصوب شده، شما جناب، نفر اول لیست هستین.

58
00:04:23,708 --> 00:04:25,375
البته.

59
00:04:25,458 --> 00:04:28,708
- با کمال میل، باعث افتخارمه. - ممنون.

60
00:04:30,958 --> 00:04:32,708
چه الگوی فوق‌العاده‌ای براش می‌شی.

61
00:04:32,791 --> 00:04:35,416
«تارک» جوون بهتر از این رو نمی‌تونست آرزو کنه.

62
00:04:35,916 --> 00:04:37,625
- آره. - باید نفر دوم رو هم قطعی کنیم.

63
00:04:38,416 --> 00:04:41,833
آره، فکر کردیم شاید «فردی» یکم زیادی برای این کار ذوق‌زده باشه...

64
00:04:41,916 --> 00:04:43,708
...مخصوصاً برای هدایت معنویِ تارکوین.

65
00:04:43,791 --> 00:04:46,208
آره، به نظرم بهتره بیخیال اون یکی بشیم.

66
00:04:46,291 --> 00:04:48,708
ولی عزیزم، واقعاً باید بری و ببینیش.

67
00:04:48,791 --> 00:04:53,250
منظورم اینه که می‌دونم سرت شلوغه، ولی اون خیلی مشتاق به نظر می‌رسید.

68
00:04:53,333 --> 00:04:55,375
آره،... حتماً مادر. می‌رم ببینمش.

69
00:04:56,541 --> 00:04:58,250
داشتم فکر می‌کردم شاید بد نباشه از «جف» هم بپرسیم.

70
00:04:59,875 --> 00:05:00,875
جف؟

71
00:05:00,958 --> 00:05:02,333
که پدرخونده بشه.

72
00:05:02,416 --> 00:05:04,166
اوه عزیزم، فکر نکنم فکر خوبی باشه.

73
00:05:05,291 --> 00:05:09,833
اون... براش یه جورایی تو معذوریت قرار گرفتنه. نه گفتن براش خیلی سخت می‌شه.

74
00:05:09,916 --> 00:05:11,291
فکر کنم حسابی ذوق کنه.

75
00:05:11,375 --> 00:05:14,916
ببخشید، داریم همگی درباره‌ی همون «جفِ» شکاربان حرف می‌زنیم؟

76
00:05:15,000 --> 00:05:15,916
- آره.
- اوهوم.

77
00:05:16,500 --> 00:05:18,708
یه خورده غیرمعمول نیست؟

78
00:05:19,416 --> 00:05:22,458
من با یه یارویی هم‌مدرسه بودم که پدرخونده‌اش یه سگ لابرادور بود،

79
00:05:22,541 --> 00:05:24,166
اما تا حالا ندیده بودم یکی شکاربان رو انتخاب کنه.

80
00:05:24,250 --> 00:05:28,166
عزیزم، واقعاً فکر می‌کنم «ننی» هم باید توی این مسائل نظر بده.

81
00:05:28,250 --> 00:05:29,791
یه فکر دیگه هم داشتم.

82
00:05:30,458 --> 00:05:32,541
فکر کردم توافق کردیم که اون موضوع زیادی پیچیده‌ست.

83
00:05:32,625 --> 00:05:34,250
دردسر داره، مسلماً.

84
00:05:34,333 --> 00:05:36,083
بگو ننی، بگو بشنویم.

85
00:05:37,375 --> 00:05:38,500
اعلی‌حضرت.

86
00:05:41,625 --> 00:05:42,916
منظورت خودِ پادشاهه؟

87
00:05:43,625 --> 00:05:45,958
خب، شاید مجبور شم اول بندازمش رو فرم،

88
00:05:46,041 --> 00:05:48,416
اما همون‌طور که می‌دونی، من خیلی پیشش ارج و قرب دارم.

89
00:05:49,000 --> 00:05:52,208
مگه میشه رو حرف تو حرف زد؟

90
00:05:52,291 --> 00:05:55,500
- قربان، خانم گلس اومدن.
- ممنون، آقای لارنس.

91
00:05:56,541 --> 00:05:58,458
خبرهای خوب، چاکلز. الان برمی‌گردم.

92
00:06:00,041 --> 00:06:01,291
صبح بخیر، سوزان.

93
00:06:01,375 --> 00:06:04,583
کاپیتان. داشتم به برآوردهات نگاه می‌کردم.

94
00:06:04,666 --> 00:06:07,458
نمی‌دونستم ماری‌جوانا دومین محصول باارزش

95
00:06:07,541 --> 00:06:08,958
توی کل ایالات متحده‌ست.

96
00:06:09,041 --> 00:06:12,125
البته بعد از سویا. این آمریکایی‌ها بدجوری کشته‌مرده‌ی سویان.

97
00:06:12,208 --> 00:06:14,625
فکر می‌کنی اراده سیاسی واسه پیش بردنش وجود داشته باشه؟

98
00:06:14,708 --> 00:06:16,416
جرم‌زدایی یه بازی دو سر برده.

99
00:06:16,500 --> 00:06:19,000
نه تنها آمار جرم پایین میاد و فشار از رو دوش پلیس برداشته میشه،

100
00:06:19,083 --> 00:06:22,583
بلکه جا هم توی زندان‌ها واسه اون جوجه خلافکارهای تخس باز میشه.

101
00:06:22,666 --> 00:06:26,000
در ضمن، سالی میلیاردها تومن هم مالیاتِ اضافی واسه دولت میاری.

102
00:06:26,083 --> 00:06:27,625
مشتری‌ها دیگه حق انتخاب دارن،

103
00:06:27,708 --> 00:06:30,625
بین جنسِ قانونی و گرونی که از مغازه می‌خرن،

104
00:06:30,708 --> 00:06:34,083
و علفِ غیرقانونی و ارزونی که از کفِ خیابون جور می‌کنن.

105
00:06:34,166 --> 00:06:37,041
مطمئنی این جرم‌زدایی رو اون بازارِ فعلی تاثیر منفی نمی‌ذاره؟

106
00:06:37,125 --> 00:06:38,541
همون بازاری که تا الان بوده،

107
00:06:38,625 --> 00:06:42,375
و نون و آبِ خونواده‌ی من رو تو کلِ نسلِ قبل تامین کرده؟

108
00:06:42,458 --> 00:06:45,833
تنها فرقش اینه که به جای یه خط رو نمودار،

109
00:06:45,916 --> 00:06:47,875
الان دو تا خطِ گنده و کلفت داریم.

110
00:06:47,958 --> 00:06:50,541
فکرِ انجام دادنِ این کار بدونِ اجازه‌ی بابام،

111
00:06:50,625 --> 00:06:52,291
بدجوری منو تو هول و ولا می‌ندازه.

112
00:06:52,958 --> 00:06:54,708
شاید قیافه‌اش شبیه بابانوئل باشه،

113
00:06:54,791 --> 00:06:56,875
ولی اگه پات باز بشه به لیستِ سیاهش،

114
00:06:56,958 --> 00:06:58,875
یه تیکه زغالِ تهِ جورابت،

115
00:06:58,958 --> 00:07:00,791
کوچیکترین دردسرت می‌شه.

116
00:07:01,750 --> 00:07:05,291
چه اون خوشش بیاد چه نیاد، این لایحه تصویب می‌شه.

117
00:07:05,375 --> 00:07:08,083
اگه الان واردِ بازی بشیم، می‌تونیم از موقعیتمون قشنگ بارمون رو ببندیم.

118
00:07:08,166 --> 00:07:10,500
اگه دست‌دست کنیم، از بقیه عقب می‌افتیم.

119
00:07:12,333 --> 00:07:14,416
- هوم.
- می‌تونم رو حمایتت حساب کنم؟

120
00:07:17,666 --> 00:07:18,916
ردیفی جیمی؟

121
00:07:19,000 --> 00:07:21,083
ببخشید وسطِ حرفتون می‌پرم رئیس.

122
00:07:21,833 --> 00:07:24,041
فکر کنم پایین توی مزرعه یه مشکلی برامون پیش اومده.

123
00:07:25,333 --> 00:07:27,958
فقط قضیه یه کم حساسه.

124
00:07:29,041 --> 00:07:30,583
شایدم انگیزه‌های سیاسی پشتش باشه.

125
00:07:31,958 --> 00:07:35,000
- چه جور مشکلی جیمی؟
- یه جور کم‌کاریِ عمدی.

126
00:07:36,083 --> 00:07:39,166
<i>این یه اعتصابه
واسه پایین آوردن بازدهی</i>

127
00:07:39,916 --> 00:07:41,750
<i>با حرکت کردن با نصف سرعت.</i>

128
00:07:52,083 --> 00:07:54,666
<i>واسه همین می‌گم اوه</i>

129
00:07:55,291 --> 00:07:57,208
<i>اوه، اوه</i>

130
00:07:59,000 --> 00:08:00,375
<i>اوه، چه حسی...</i>

131
00:08:00,458 --> 00:08:01,458
جیمی؟

132
00:08:02,291 --> 00:08:05,333
- از کی دارن این بساط رو درمیارن؟
- سخته بشه گفت.

133
00:08:06,333 --> 00:08:09,208
نگرانم که حس زمانم
یکم قاطی‌پاتی شده باشه.

134
00:08:09,291 --> 00:08:12,875
خب، کی می‌خواد بیاد جلو
و توضیح بده اینجا چه گهی داره می‌خوره؟

135
00:08:12,958 --> 00:08:13,791
بفرمایید.

136
00:08:15,791 --> 00:08:17,083
آره. من می‌گم.

137
00:08:18,583 --> 00:08:20,166
خب، و، اوم،

138
00:08:21,208 --> 00:08:23,250
من از طرف همکارامم حرف می‌زنم.

139
00:08:23,833 --> 00:08:26,333
چاره‌ای برامون نمونده بود
جز اینکه، مثلاً،

140
00:08:26,416 --> 00:08:28,250
یه اقدام صنفیِ تند و تیز بکنیم.

141
00:08:28,750 --> 00:08:31,083
رفیقم رندال،
که تا همین هفته پیش اینجا کار می‌کرد،

142
00:08:31,166 --> 00:08:32,583
می‌خواست یه پولی بذاره رو جیبش

143
00:08:32,666 --> 00:08:34,666
واسه همین توی یکی
از آزمایش‌های بالینی‌تون اسم نوشت.

144
00:08:37,791 --> 00:08:39,250
که خب، منطقیه.

145
00:08:39,333 --> 00:08:41,500
می‌دونی، فقط یکم ماری‌جواناست دیگه، نه؟

146
00:08:44,083 --> 00:08:45,625
اشتباهه. اشتباه.

147
00:08:46,125 --> 00:08:49,125
اون... اون‌جوری نیست... 
اه... باشه. اوم...

148
00:08:49,916 --> 00:08:52,541
بدنش واکنش شدیدی نشون داد

149
00:08:52,625 --> 00:08:57,500
که باعث شد یه حمله روانی بهش دست بده
و کارش به بستری شدن تو بیمارستان بکشه.

150
00:08:57,583 --> 00:08:59,625
و شما چه حمایتی ازش کردین؟ هوم؟

151
00:08:59,708 --> 00:09:03,208
نه غرامتی، نه مرخصی استعلاجی‌ای، اصلاً بویی از رحم و مروت نبردی.

152
00:09:03,291 --> 00:09:05,208
دلسوزیِ من فقط واسه گربه‌هاست.

153
00:09:05,291 --> 00:09:07,000
و اینکه چقدر به ماساژورم انعام بدم.

154
00:09:07,083 --> 00:09:10,083
نه واسه یه آدمِ فضولی که می‌خواد واسه کلِ نیروهای من شاخ و شونه بکشه.

155
00:09:10,166 --> 00:09:12,958
این یه تصمیمِ جمعیِ از طرف کارگراست و بهتره بدونی...

156
00:09:13,041 --> 00:09:14,958
که با حدوداً هشت‌تا...

157
00:09:15,041 --> 00:09:16,291
- هشت‌تا بود؟
- آره.

158
00:09:16,375 --> 00:09:19,291
...هشت‌تا از دوازده‌تا مزرعه‌ی ماری‌جوانای دیگه هماهنگ شده.

159
00:09:21,250 --> 00:09:23,166
بلنکت، برو طبقه بالا و زنگ بزن به...

160
00:09:25,000 --> 00:09:26,416
چی، اِ...

161
00:09:27,708 --> 00:09:28,666
اسمت چی بود دوباره؟

162
00:09:28,750 --> 00:09:31,250
اِ، نِد هستم. از...

163
00:09:32,125 --> 00:09:33,250
نه، تو ردیفی.

164
00:09:34,583 --> 00:09:40,625
خب نِد، بگو ببینم حرفِ حسابِ کارگرات چیه؟

165
00:09:41,625 --> 00:09:44,625
۲۰ درصد افزایش حقوق واسه همه، یه ساعت استراحتِ کامل تو هر شیفت،

166
00:09:44,708 --> 00:09:46,833
چهار هفته حقوقِ ایامِ تعطیلات، شیش هفته مرخصی استعلاجی.

167
00:09:46,916 --> 00:09:49,333
و اگه همه‌ی اینا باعث بشه بازدهی بره بالا،

168
00:09:49,416 --> 00:09:51,333
که من کاملاً مطمئنم همین‌طور هم می‌شه،

169
00:09:51,416 --> 00:09:52,833
اون‌وقت سرِ وقتش باید بشینیم با هم گپ بزنیم...

170
00:09:52,916 --> 00:09:55,916
درباره‌ی یه سهمِ منصفانه از سودِ کل.

171
00:09:56,458 --> 00:09:57,500
اوه.

172
00:09:57,583 --> 00:09:58,875
۲۰ درصد خیلی تنده، نِد.

173
00:09:59,375 --> 00:10:00,750
شرط و شروطِ ما ایناست.

174
00:10:01,333 --> 00:10:03,458
خب...

175
00:10:05,500 --> 00:10:06,583
بذارش به عهده‌ی ما.

176
00:10:13,125 --> 00:10:15,750
اگه حواسمون نباشه سوزان، این داستان می‌تونه برامون خیلی گرون تموم بشه.

177
00:10:15,833 --> 00:10:17,541
نگران ضرر مالی‌ش نیستم.

178
00:10:17,625 --> 00:10:19,125
نگران اعتبارمونم.

179
00:10:19,208 --> 00:10:21,708
مردم اگه حس کنن نمی‌تونن بهمون اعتماد کنن، میرن سراغ بقیه.

180
00:10:21,791 --> 00:10:24,041
آره. جیمی، قضیه این آزمایشای بالینی چیه؟

181
00:10:24,125 --> 00:10:26,375
از کی تا حالا شروع کردیم رو نیروی کار خودمون آزمایش کردن؟

182
00:10:26,458 --> 00:10:27,916
توسعه محصوله دیگه، مگه نه؟

183
00:10:28,416 --> 00:10:31,375
می‌دونی که، باید همیشه یه قدم جلوتر باشی.

184
00:10:31,458 --> 00:10:34,291
یه جورایی گذاشتم این کارگرا هر از گاهی یه کم از این گل‌های آزمایشی رو دود کنن...

185
00:10:34,375 --> 00:10:38,666
فقط واسه اینکه... واسه اینکه یه کم آمار و اطلاعات داخلی دستمون بیاد.

186
00:10:39,250 --> 00:10:41,000
چیز خاصی نیست واقعاً.

187
00:10:42,291 --> 00:10:45,083
تایید شد رئیس. گروه واتس‌اپ داره منفجر میشه.

188
00:10:45,166 --> 00:10:47,625
گزارش اعتصاب تو شش تا مزرعه اومده و همین‌جور داره بیشتر میشه.

189
00:10:47,708 --> 00:10:50,583
تابلویه که سرکرده‌شونه. باید ببریمش تو جنگل سرشو زیر آب کنیم.

190
00:10:50,666 --> 00:10:51,958
آروم باش بابا، هفت‌تیرکش.

191
00:10:52,041 --> 00:10:54,791
دنیای این کارگرا کوچیکه، آدمای حساسی هم هستن.

192
00:10:54,875 --> 00:10:57,333
ما یه سازمان جنایی سرمایه‌داری هستیم.

193
00:10:57,416 --> 00:11:00,833
نباید بازیچه لوس‌بازی‌ها و اعتصابای کارگری بشیم.

194
00:11:00,916 --> 00:11:02,375
نمی‌گم باید بشیم.

195
00:11:02,458 --> 00:11:05,666
اما اگه بفهمن «ندِ قرمز» بخاطر دفاع از اونا سینه‌کش قبرستون رفته،

196
00:11:05,750 --> 00:11:08,541
اصلاً به مذاقشون خوش نمیاد.

197
00:11:08,625 --> 00:11:11,583
<i>بسیار خب، نظرتون در مورد ۵ درصد اضافه واسه اونایی که وفاداری‌شون رو ثابت کنن چیه؟</i>

198
00:11:11,666 --> 00:11:13,000
<i>می‌تونیم کمترش هم بکنیم.</i>

199
00:11:13,083 --> 00:11:15,375
۳ درصد افزایش حقوق.

200
00:11:15,458 --> 00:11:17,541
یه ساعت استراحت کامل واسه هر شیفت.

201
00:11:18,250 --> 00:11:21,166
دو هفته مرخصی با حقوق، سه هفته هم استعلاجی.

202
00:11:21,250 --> 00:11:23,750
سهیم شدن در سود هم کلاً منتفیه.

203
00:11:23,833 --> 00:11:26,708
خب... ا... این اصلاً کافی نیست.

204
00:11:27,541 --> 00:11:29,750
ببین، پیشنهاد آخریه و جای هیچ بحثی نداره.

205
00:11:30,250 --> 00:11:34,750
هر کسی که پیشنهاد رو قبول نکنه، از اینجا می‌ندازیمش بیرون.

206
00:11:34,833 --> 00:11:38,291
اگه نرید، به معنی اینه که پیشنهاد رو قبول کردید.

207
00:11:39,083 --> 00:11:41,125
خب، نمی‌تونی مجبورمون کنی قبولش کنیم.

208
00:11:41,208 --> 00:11:43,625
لطف و مهربونی رو با ضعف اشتباه نگیر.

209
00:11:43,708 --> 00:11:46,041
- نمی‌گیرم. - دیگه حرفی برای گفتن نمونده.

210
00:11:46,125 --> 00:11:49,166
یا پیشنهاد رو قبول می‌کنید، یا همه‌تون اخراجید.

211
00:11:49,666 --> 00:11:53,625
خب، تکلیف من چی میشه؟ من قبول نمی‌کنم چون... باشه، باشه، باشه.

212
00:11:53,708 --> 00:11:56,708
منظورم اینه که ما با همیم، پشت همدیگه رو خالی نمی‌کنیم.

213
00:11:56,791 --> 00:11:57,833
خب... با... باشه.

214
00:11:59,875 --> 00:12:00,791
سیکتیر کن باو!

215
00:12:07,833 --> 00:12:09,750
سوزان، نمی‌تونیم همین‌جوری بذاریم بره.

216
00:12:09,833 --> 00:12:13,125
باید حالی‌ش کنیم که اگه یه کلمه درباره چیزی حرف بزنه،

217
00:12:13,208 --> 00:12:14,708
اون آخرین حرف زندگیش می‌شه.

218
00:12:14,791 --> 00:12:18,291
بد نیست اگه یه بار دیگه اهمیت دهن‌قرصی رو بهش یادآوری کنیم.

219
00:12:18,375 --> 00:12:20,291
بلنکت، اسلحه رو داری؟

220
00:12:21,583 --> 00:12:22,833
بچسبونش به اون کله‌ی فاکیش.

221
00:12:23,625 --> 00:12:26,791
ند، گوش کن. فکر کنم یادت رفته کی هستی، عزیزم.

222
00:12:26,875 --> 00:12:30,541
بذار وضعیت رو برات روشن کنم. ما معامله نمی‌کنیم. ما می‌کشیم.

223
00:12:31,041 --> 00:12:32,333
حالیته چی میگم؟

224
00:12:33,750 --> 00:12:35,666
چیه؟ موش زبونت رو خورده یا خایه‌هاتو؟

225
00:12:36,791 --> 00:12:39,291
اگه فهمیدی سرت رو تکون بده.

226
00:12:40,500 --> 00:12:41,541
عالیه.

227
00:12:41,625 --> 00:12:44,416
خب، بهتره برگردیم سر وقت کارمون، موافقی؟

228
00:12:46,541 --> 00:12:49,916
لعنتی. نمی‌تونی همین‌طوری اسلحه بذاری رو شقیقه مردم.

229
00:12:50,000 --> 00:12:51,750
- دهنشو ببند. - ما هم آدمیم.

230
00:12:55,458 --> 00:12:57,833
داری وارد یه دنیای جدید می‌شی، ند.

231
00:12:57,916 --> 00:13:00,666
جایی که دیگه خبری از ندِ قدیمی نیست.

232
00:13:00,750 --> 00:13:04,291
الان تو هیچی نیستی، فقط یه لکه چربی‌ای.

233
00:13:04,375 --> 00:13:06,625
از اون چیزایی که ما خیلی راحت گورشونو گم می‌کنیم.

234
00:13:07,916 --> 00:13:09,833
کاملاً شیرفهم شدی؟

235
00:13:10,625 --> 00:13:12,375
از جلو چشمم گمش کن. برو.

236
00:13:14,250 --> 00:13:16,416
تکون بخور لعنتی. یالله!

237
00:13:17,041 --> 00:13:21,291
امروز یه کم زیادی تو همی، کاپیتان. فکر کنم یه ماساژ کمر لازم داری.

238
00:13:26,333 --> 00:13:28,916
<i>مارلون، یه دبل اکسلسا بده، بی زحمت.</i>

239
00:13:29,000 --> 00:13:30,291
چشم، رئیس. الان ردیفش می‌کنم.

240
00:13:33,375 --> 00:13:36,000
این مال سینیور مورتیه... نوشیدنی مورد علاقه‌شه.

241
00:13:36,083 --> 00:13:39,416
ولی من خودم بیشتر طرفدار چیزای معطرم.

242
00:13:39,500 --> 00:13:40,791
پس شما دوتا با هم می‌سازین، نه؟

243
00:13:40,875 --> 00:13:44,666
آره، آره، خب، اون... واسه من قهوه می‌فرسته، منم واسش چای می‌فرستم.

244
00:13:44,750 --> 00:13:46,416
می‌دونی که، نشونه‌ی احترامه.

245
00:13:47,666 --> 00:13:49,541
مارلون، می‌خوام با دخترم یه گپی بزنم.

246
00:13:49,625 --> 00:13:52,708
- تو برو بیرون یه چیزی واسه خوردن بگیر. - چشم، رئیس.

247
00:13:52,791 --> 00:13:54,041
- خیلی خب. - دوشیزه گلس.

248
00:13:59,708 --> 00:14:03,041
در مورد تولید، خب، اوضاع خوب پیش می‌ره، نه؟

249
00:14:03,625 --> 00:14:06,083
سه تا مزرعه جدید تو شمال. شش تا هم واسه جنوب تو برنامه‌ست.

250
00:14:07,000 --> 00:14:08,958
پس این پچ‌پچ‌هایی که به گوشم می‌رسه واسه چیه؟

251
00:14:12,000 --> 00:14:14,000
- چه پچ‌پچی؟
- شایعه‌هایی که از اون بالاها می‌رسه.

252
00:14:14,583 --> 00:14:18,083
چیزایی که به گوش من نمی‌رسونن.
چیزایی که از دهن این و اون می‌شنوم.

253
00:14:18,583 --> 00:14:20,541
باید واضح‌تر بگی،
بابا.

254
00:14:20,625 --> 00:14:21,583
جو گرین.

255
00:14:25,583 --> 00:14:27,250
اون یه عوضیِ به تمام معناست.

256
00:14:27,333 --> 00:14:29,750
موقع خریدنِ اون تابلو بوتیچلی، اتفاقی بهش برخوردم.

257
00:14:29,833 --> 00:14:31,166
سال‌ها بود ندیده بودمش.

258
00:14:31,250 --> 00:14:33,625
چون زده تو کارِ خلاف و اوراق کردن.

259
00:14:33,708 --> 00:14:36,958
و این همون کثافت‌کاری‌ایه که ما اصلاً نمی‌خوایم پامون بهش باز بشه.

260
00:14:37,041 --> 00:14:38,375
دهنت سرویس.
بی‌خیالِ این منبرها شو.

261
00:14:38,458 --> 00:14:40,125
بیشتر از اونی که یادم بیاد اینا رو شنیدم.

262
00:14:40,208 --> 00:14:41,416
خیله‌خب، خیله‌خب.

263
00:14:42,000 --> 00:14:45,250
ببین، می‌دونم تو و جو رفیقِ قدیمی هستین. خب؟

264
00:14:45,333 --> 00:14:47,208
مشکلی هم ندارم باهاش سلام‌علیک داشته باشی.

265
00:14:47,291 --> 00:14:50,250
مثلاً بگی «سلام جو. چایی می‌خوری یا شیرینی؟»

266
00:14:51,250 --> 00:14:54,291
اما اگه اومد بهت پیشنهادِ یه کیلو پودر داد،

267
00:14:54,375 --> 00:14:56,500
اون دیگه قضیه‌اش کلاً فرق می‌کنه، لعنتی.

268
00:14:58,416 --> 00:15:01,583
باید یه مرزِ سفت و سخت بین‌مون باشه.

269
00:15:03,625 --> 00:15:05,875
کاملاً شیرفهم شدم، بابا.

270
00:15:15,416 --> 00:15:17,083
خبر رو شنیدی؟

271
00:15:17,166 --> 00:15:18,541
شاه اومده.

272
00:15:18,625 --> 00:15:22,416
- آفرین، دست‌جنبوندی ننه. ممنون.
- شارلوت بدو رفت بالا که به مامان بگه.

273
00:15:22,500 --> 00:15:24,333
- هوم، چطوری؟
- ردیفم، خوبم.

274
00:15:24,416 --> 00:15:25,791
خُب، اون خیلی خوشحال می‌شه.

275
00:15:25,875 --> 00:15:29,500
باورت بشه یا نه، از قرن هجدهم تا حالا هیچ پادشاهی بهمون سر نزده.

276
00:15:30,583 --> 00:15:33,041
راستش ادی، طرف خیلی مشتاقه که ببینتت.

277
00:15:33,125 --> 00:15:35,291
یه دوک که زده تو کار کشاورزی و حسابی هم موفق بوده، نه کمتر.

278
00:15:35,375 --> 00:15:37,500
وقتی بهش گفتم داری چه پولی به جیب می‌زنی...

279
00:15:37,583 --> 00:15:41,416
از این دم و دستگاه و کارهای مختلف کشاورزی‌ت، له‌له می‌زد که بیشتر بدونه.

280
00:15:42,125 --> 00:15:45,916
- امیدوارم زیاد ازم بت نساخته باشی. - ناامیدش نمی‌کنی ادی. اصلاً.

281
00:15:46,666 --> 00:15:50,375
از وقتی ارتش رو ول کردی عوض شدی. البته بگم که، از نوع خوبش.

282
00:15:50,875 --> 00:15:54,666
بیشتر اونایی که چیزایی که تو دیدی رو دیدن، یا تو عرق غرق می‌شن...

283
00:15:54,750 --> 00:15:56,666
یا مغز خودشونو می‌پاشن رو دیوار.

284
00:15:57,250 --> 00:15:59,833
آره، واسه خیلی از رفقای ما گذشتن از این وضع واقعاً مکافاته.

285
00:15:59,916 --> 00:16:01,333
واسه بعضیا بیشتر از بقیه.

286
00:16:01,416 --> 00:16:05,416
ولی تو رفیق، انگار قشنگ یقه زندگی رو چسبیدی.

287
00:16:06,208 --> 00:16:08,166
لطف داری که اینو می‌گی، ننی.

288
00:16:08,708 --> 00:16:11,708
ولی فکر کنم... راستش، صددرصد هم این‌جوری نیست.

289
00:16:12,250 --> 00:16:14,625
تو هیچ‌وقت تو تعریف شنیدن خوب نبودی، ادی.

290
00:16:15,416 --> 00:16:17,375
- لابد اینم بخشی از جذابیتته. - هوم.

291
00:16:17,458 --> 00:16:20,458
به هر حال، من برم یه کم بهشون روحیه بدم.

292
00:16:20,541 --> 00:16:24,458
تدارکات واسه یه ملاقات سلطنتی واسه آدمای نابلد می‌تونه خیلی سنگین باشه.

293
00:16:24,541 --> 00:16:25,416
هوم.

294
00:16:26,041 --> 00:16:26,875
ننی.

295
00:16:29,750 --> 00:16:32,875
واسم خیلی مهمه که من پدرخوانده باشم.

296
00:16:33,375 --> 00:16:34,208
هوم.

297
00:16:34,708 --> 00:16:36,041
خیلی جدی بهش نگاه می‌کنم.

298
00:16:37,458 --> 00:16:38,583
ممنون، اِد.

299
00:16:52,208 --> 00:16:53,333
چاو، بلا.

300
00:16:54,625 --> 00:16:55,458
صبح بخیر.

301
00:16:56,041 --> 00:16:58,500
<i>شنیدم حسابی چسبیدی به کار جدیدت،</i>

302
00:16:58,583 --> 00:17:00,041
داری براش سنگ تموم می‌ذاری.

303
00:17:01,333 --> 00:17:04,166
چیکو اون‌قدری که انتظار می‌رفت رو اوضاع مسلط نبود،

304
00:17:04,250 --> 00:17:05,875
<i>ولی من به اندازه تو سرم شلوغ نیست.</i>

305
00:17:05,958 --> 00:17:09,291
آره خب، همیشه یه سری دنگ و فنگ هست که آدم باید راست و ریسشون کنه.

306
00:17:09,375 --> 00:17:10,375
<i>مارکو بابت لطفی که در حقش کردی خیلی ممنونه</i>

307
00:17:10,458 --> 00:17:12,000
قدرشناسِ کاریه که براش انجام دادی.

308
00:17:12,083 --> 00:17:13,250
<i>خوشبختانه زیاد، اِممم...</i>

309
00:17:13,333 --> 00:17:14,416
پیچیده نبود.

310
00:17:14,500 --> 00:17:16,000
بی‌نقص اجرا شد.

311
00:17:17,083 --> 00:17:19,583
<i>ازم خواسته بودی درباره اون حسابداره آمار دربیارم.</i>

312
00:17:21,208 --> 00:17:25,083
<i>معلوم شد اون چیزی که درباره بی‌گناه بودنش بهت گفته بود،</i>

313
00:17:25,583 --> 00:17:27,083
<i>عین حقیقت بوده.</i>

314
00:17:27,958 --> 00:17:31,125
<i>کل کاری که کرده بود این بود که یه ایمیلی رو دیده بود که نباید می‌دید.</i>

315
00:17:31,708 --> 00:17:34,250
<i>اون خلافکار نبود، فقط یه شاهد بود.</i>

316
00:17:34,833 --> 00:17:36,666
<i>واسه همین بود که می‌خواستن سرش رو زیر آب بکنن.</i>

317
00:17:37,166 --> 00:17:38,708
<i>اونا بابت کمکت خیلی قدردان هستن.</i>

318
00:17:41,458 --> 00:17:43,833
<i>ولی یه سری حرف و حدیث هم داشتن.</i>

319
00:17:44,375 --> 00:17:47,875
اون پسره که فرستادن... فکر کنم اسمش تاکاشی بود.

320
00:17:47,958 --> 00:17:49,791
<i>دیگه خبری ازش ندارن.</i>

321
00:17:49,875 --> 00:17:51,833
تا اونجایی که من خبر دارم، اِممم...

322
00:17:52,333 --> 00:17:54,625
به محض اینکه کارش تموم شد، اونو رسوندنش فرودگاه.

323
00:17:54,708 --> 00:17:56,916
طبق گفته ژاپنی‌ها، اون اصلاً سوار هواپیما نشده.

324
00:17:57,000 --> 00:18:00,708
<i>فکر می‌کنی شاید تصمیم گرفته واسه گشت و گذار تو لندن بمونه؟</i>

325
00:18:00,791 --> 00:18:03,791
شاید. حتماً از اونایی بوده که از برج لندن خوششون می‌آد.

326
00:18:03,875 --> 00:18:08,208
یا یکی از رفقا یا فک‌وفامیل‌های کسی که تازگی فرستاده بودش اون دنیا

327
00:18:08,291 --> 00:18:10,166
تصمیم گرفته باشه برای انتقام برگرده.

328
00:18:13,000 --> 00:18:15,291
به مارکو می‌گم که تاکاشی رو رسوندی فرودگاه.

329
00:18:15,375 --> 00:18:18,000
<i>- اینم می‌شه تهِ ماجرا.</i>
- ممنون.

330
00:18:18,083 --> 00:18:19,833
<i>دیگه اسمش رو هم نمی‌آریم.</i>

331
00:18:20,833 --> 00:18:21,666
فعلاً.

332
00:18:22,166 --> 00:18:23,250
خداحافظ.

333
00:18:30,250 --> 00:18:32,375
همیشه از دیدنتون خوشحال می‌شم، آقای لارنس.

334
00:18:32,458 --> 00:18:34,583
- قربان؟
- می‌شه بیزحمت یه زنگ به احمد بزنی؟

335
00:18:35,416 --> 00:18:36,416
بله، حتماً.

336
00:18:39,875 --> 00:18:45,166
متأسفانه آقای مک‌دوگال تصمیم گرفته پیشنهاد شما رو رد کنه.

337
00:18:45,250 --> 00:18:48,541
- همون ۱۸تایی که حرفش بود رو پیشنهاد دادی؟
- بله، دقیقاً همون رو گفتم.

338
00:18:53,083 --> 00:18:55,375
فهمیدی واسه چی قبول نکرد؟

339
00:18:56,041 --> 00:18:59,333
پشت تلفن نخواست وارد جزئیات بشه،

340
00:18:59,416 --> 00:19:01,958
ولی جوابش...

341
00:19:02,625 --> 00:19:03,958
خیلی کوبنده بود.

342
00:19:04,541 --> 00:19:05,500
کوبنده یعنی چطور؟

343
00:19:06,083 --> 00:19:09,583
خب، از یه سری کلماتِ منشوری استفاده کرد.

344
00:19:09,666 --> 00:19:12,666
زمینِ خودمه، به اون جاکشِ باکلاس هم نمی‌فروشمش!

345
00:19:18,083 --> 00:19:19,250
هوم.

346
00:19:20,500 --> 00:19:25,583
<i>فکر کنم باید مستقیم‌تر وارد عمل بشیم.</i>

347
00:19:25,666 --> 00:19:26,708
<i>همسایه با همسایه.</i>

348
00:19:26,791 --> 00:19:28,666
ببخشید مزاحمتون شدم، آقای مک‌دوگال.

349
00:19:29,166 --> 00:19:30,708
دوک می‌خواد باهاتون گپ بزنه.

350
00:19:31,458 --> 00:19:32,375
اینجاست؟

351
00:19:33,375 --> 00:19:35,750
سلام، سایمون. شرمنده بی‌هوا اومدم سراغت.

352
00:19:35,833 --> 00:19:37,250
عالیجناب.

353
00:19:38,000 --> 00:19:40,666
خب، چی شد که افتخار دادین؟

354
00:19:40,750 --> 00:19:43,500
راستش، شنیدم تصمیم گرفتی همه‌چیو بفروشی.

355
00:19:43,583 --> 00:19:44,500
همین‌طوره.

356
00:19:45,083 --> 00:19:47,583
یه کم تو ذوقم خورد که بهم خبر ندادی،

357
00:19:47,666 --> 00:19:49,083
اونم با توجه به حرفایی که با هم زده بودیم.

358
00:19:49,166 --> 00:19:50,625
آره، بابت اون معذرت می‌خوام.

359
00:19:50,708 --> 00:19:53,583
تصمیم گرفتم یه کم بازار رو مزه‌مزه کنم.

360
00:19:54,625 --> 00:19:58,791
پیشنهادی که من بهت دادم خیلی بالاتر از چیزیه که تو بازار گیرت می‌آد.

361
00:19:58,875 --> 00:20:01,291
می‌گم، چرا خودتو بیخودی به زحمت میندازی؟

362
00:20:02,208 --> 00:20:03,291
ترجیح می‌دم این کارو نکنم.

363
00:20:04,750 --> 00:20:05,583
صحیح.

364
00:20:05,666 --> 00:20:08,791
و... مشتری دیگه‌ای هم تو نوبت داری؟

365
00:20:09,375 --> 00:20:10,458
نه، هنوز نه.

366
00:20:13,166 --> 00:20:15,166
ببین سایمون،

367
00:20:16,125 --> 00:20:17,833
کاری کردم که ازم دلخور باشی؟

368
00:20:19,875 --> 00:20:22,916
من ۱۵ ساله همسایه‌ی دیوار به دیوار خانواده‌ت هستم.

369
00:20:23,583 --> 00:20:26,708
هر سال کریسمس دعوتتون کردیم بیاید دور هم یه نوشیدنی بزنیم.

370
00:20:26,791 --> 00:20:30,000
حتی یک بار هم کسی به خودش زحمت نداد یه جواب به ما بده،

371
00:20:30,083 --> 00:20:31,708
که بگه نمی‌تونید بیاید.

372
00:20:33,041 --> 00:20:38,416
خب، من آدم خیلی گرفتاری‌ام سایمون، مادرم هم اهل جواب دادن به نامه‌ها نیست.

373
00:20:38,500 --> 00:20:41,791
بخاطر همین، فقط می‌تونم بابت کوتاهیِ همه‌مون معذرت‌خواهی کنم.

374
00:20:42,958 --> 00:20:46,750
حالا با این اوصاف، چطوره پیشنهادم رو تا ۱۹ میلیون بالا ببرم،

375
00:20:46,833 --> 00:20:49,250
همین‌جا، همین الان، قضیه رو هم تمومش کنیم؟

376
00:20:49,750 --> 00:20:53,583
ببین، می‌دونی... می‌دونی دردِ آدمایی مثلِ... مثلِ شماها چیه؟

377
00:20:53,666 --> 00:20:55,958
شما... شما فکر می‌کنین از ما سرترین،

378
00:20:56,041 --> 00:20:59,833
با اون... با اون جایگاه و لقب و اون رفیقایِ... رفیقایِ هفت‌خط‌تون.

379
00:20:59,916 --> 00:21:02,625
فکر نکن نمی‌دونم توی اون عمارتِ کوفتی چه خبره.

380
00:21:03,833 --> 00:21:05,416
من... من یه چیزایی شنیدم، شایعه‌ها رو شنیدم.

381
00:21:05,500 --> 00:21:09,250
فکر می‌کنین هر چی بخواین رو می‌تونین راحت بخرین،

382
00:21:09,333 --> 00:21:11,041
اما حقیقت اینه که نمی‌تونین.

383
00:21:11,125 --> 00:21:14,250
پس، چرا اون ۱۹ میلیون رو برنمی‌داری و نمی‌کنی تو کُونت؟

384
00:21:16,541 --> 00:21:18,041
سایمون، من سرزنشت نمی‌کنم،

385
00:21:18,125 --> 00:21:21,708
به خاطرِ این توهمی که الان توش غرق شدی.

386
00:21:22,333 --> 00:21:25,250
پیشنهادِ من بهت ۱۹ میلیونه.

387
00:21:26,375 --> 00:21:29,333
فردا می‌شه ۱۸ تا. روزِ بعدش، ۱۷ تا.

388
00:21:29,416 --> 00:21:33,666
و همین‌جوری کم می‌شه تا برسه به صفر.

389
00:21:36,416 --> 00:21:40,291
پیشنهادِ خیلی دست‌ودلبازانه‌ایه. پیشنهاد می‌کنم قبولش کنی.

390
00:21:41,250 --> 00:21:43,375
اگه فکر کردی می‌تونی مثلِ این گنگسترا منو بترسونی،

391
00:21:43,875 --> 00:21:46,208
باید بگم که،

392
00:21:46,291 --> 00:21:47,458
نمی‌تونی.

393
00:21:50,916 --> 00:21:53,083
اما اگه حق با تو باشه چی، سایمون؟

394
00:21:54,416 --> 00:21:58,041
چی می‌شه اگه در کنارِ اینکه یه دوک و لردِ این مملکتم،

395
00:21:58,125 --> 00:22:00,000
در واقع،

396
00:22:01,000 --> 00:22:02,166
یه گنگستر هم باشم؟

397
00:22:03,666 --> 00:22:08,250
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی جلویِ منو بگیری که به چیزی که می‌خوام نرسم؟

398
00:22:12,583 --> 00:22:14,625
به وکیلم می‌گم منتظرِ تماست باشه.

399
00:22:16,041 --> 00:22:16,916
روز خوش.

400
00:22:19,833 --> 00:22:21,041
ممنون بابت وقتت.

401
00:22:25,208 --> 00:22:26,166
به درک.

402
00:22:28,375 --> 00:22:29,666
{\an8}اخراجم کردن.

403
00:22:29,750 --> 00:22:32,625
{\an8}چی... فکر کردی قراره چیکار کنن، پسر؟

404
00:22:32,708 --> 00:22:34,916
{\an8}- اونا... اونا گنگسترن.
- جدی می‌گی؟

405
00:22:35,000 --> 00:22:37,416
فکر کردم به حرف حساب گوش می‌دن. واقعاً همین فکرو می‌کردم.

406
00:22:37,500 --> 00:22:40,208
به چی... به چی داری می‌خندی؟

407
00:22:40,291 --> 00:22:42,375
فکر کردم لابد مچتو موقع کش‌رفتنِ گل‌هاشون گرفتن.

408
00:22:42,458 --> 00:22:45,291
نه! اونا روحشون هم از این قضیه خبر نداره.

409
00:22:45,375 --> 00:22:46,833
<i>مثل «برادر بزرگ» زاغ‌سیاهمو چوب می‌زنه...</i>

410
00:22:46,916 --> 00:22:48,250
بد شد که، پسر.

411
00:22:49,500 --> 00:22:51,125
ببین، این اصلاً درست نیست داداش.

412
00:22:51,625 --> 00:22:55,916
اولش که رندال رد داد و قاطی کرد... هیچ گوهی براش نخوردن.

413
00:22:56,000 --> 00:22:56,833
می‌دونم.

414
00:22:56,916 --> 00:23:01,916
بعد هم تو رو شوت کردن بیرون، اونم وقتی فقط دنبالِ شرایط کاریِ بهتر بودی.

415
00:23:02,000 --> 00:23:04,166
منم همین... همینو گفتم. گفتم...

416
00:23:04,250 --> 00:23:05,208
همینو بهشون گفتم.

417
00:23:06,041 --> 00:23:07,875
<i>همیشه باید به تهیه‌کننده‌م حال بدم...</i>

418
00:23:07,958 --> 00:23:09,291
ولی یه فکری دارم.

419
00:23:09,375 --> 00:23:11,041
<i>همون یارویی که نباید باهاش دربیفتی</i>

420
00:23:11,125 --> 00:23:12,916
تو که آمارِ انبارِ جنس‌هاشون رو داری.

421
00:23:13,916 --> 00:23:17,416
<i>همه رمزهای ورود رو بلدی. می‌دونی کی نگهبان هست، کی نیست.</i>

422
00:23:17,500 --> 00:23:20,291
- خیلی خب، برو، برو.
- <i>آمارِ شیفت‌ها رو هم که داری.</i>

423
00:23:20,375 --> 00:23:22,541
<i>شاید بتونیم برات یه جور</i>

424
00:23:22,625 --> 00:23:24,916
حقِ سنوات جور کنیم. هوم؟

425
00:23:25,416 --> 00:23:27,458
با پسرخاله‌هام برو اونجا.

426
00:23:27,541 --> 00:23:29,375
این چه گوهیه، کریس؟ اینا کی‌ان؟

427
00:23:29,458 --> 00:23:31,375
فامیله داداش. اون درِ تخمی رو باز کن.

428
00:23:31,458 --> 00:23:33,000
یه کم دیگه علف بردار.

429
00:23:33,500 --> 00:23:35,250
زیاد... زیاد... زیاد نه.

430
00:23:35,333 --> 00:23:39,291
یه کم بیشتر از اون پنج هزاری که هر هفته از دخل می‌زدی.

431
00:23:39,375 --> 00:23:40,500
یه ذره، آره؟

432
00:23:40,583 --> 00:23:42,625
بده رفیقم ویکتور برامون آبش کنه.

433
00:23:43,250 --> 00:23:44,833
یه پولِ درست و حسابی به جیب بزنیم.

434
00:23:44,916 --> 00:23:47,250
اوکی، این خیلی زیاده. تو نباید... بسه دیگه.

435
00:23:47,333 --> 00:23:49,833
لازم نیست که... کریس! لعنتی، مرد!

436
00:23:49,916 --> 00:23:52,958
این... این خیلی بیشتر از اون چیزیه که توافق کردیم. می‌فهمن کارِ من بوده.

437
00:23:53,625 --> 00:23:54,583
هان؟

438
00:23:55,708 --> 00:23:58,500
هیچی نمی‌فهمن. گمشو تو.

439
00:24:05,000 --> 00:24:05,875
به درک.

440
00:24:06,583 --> 00:24:08,666
خب، خبر هیجان‌انگیز اینه که

441
00:24:08,750 --> 00:24:13,541
پادشاه قبول کرده پدرخوانده‌ی تارکویین بشه.

442
00:24:13,625 --> 00:24:14,500
اووه.

443
00:24:14,583 --> 00:24:18,541
البته در کنار ادی، و اِم، خواهرِ ننی هم به عنوان مادرخوانده.

444
00:24:20,125 --> 00:24:21,500
باهاش مشکلی نداری، جف؟

445
00:24:22,291 --> 00:24:24,000
فکر کنم بتونم باهاش کنار بیام، آره.

446
00:24:24,083 --> 00:24:26,791
فکر نکنم بعد از غسل تعمید زیاد ببینیمش.

447
00:24:26,875 --> 00:24:29,333
با اون همه مشغله‌ای که داره، می‌دونی دیگه،

448
00:24:29,416 --> 00:24:32,791
پادشاه انگلیس بودن، حامیِ دین و این حرف‌ها.

449
00:24:33,458 --> 00:24:36,833
پسرخوانده‌ی پادشاه انگلیس. دهن‌پرکنه‌ها.

450
00:24:37,375 --> 00:24:39,083
ولی واقعاً باید حقِ تو می‌بود.

451
00:24:42,625 --> 00:24:44,666
من دنبال مقام تشریفاتی نیستم.

452
00:24:45,833 --> 00:24:47,208
من هیچ‌جا نمی‌رم.

453
00:24:48,541 --> 00:24:49,750
مگه نه؟

454
00:24:49,833 --> 00:24:50,750
ها؟

455
00:24:56,291 --> 00:24:57,333
بیا این‌طرف.

456
00:24:58,333 --> 00:24:59,333
اوه!

457
00:25:36,333 --> 00:25:37,750
یه کادو برات دارم، ویکتور.

458
00:25:42,500 --> 00:25:44,875
خیلی زیاده. خیلی... گفتم که، خیلی زیاده.

459
00:25:44,958 --> 00:25:46,625
اینو گفتم، پس...

460
00:25:47,541 --> 00:25:48,541
این نِده.

461
00:25:48,625 --> 00:25:50,541
همونی که درباره‌اش بهت گفتم.

462
00:26:11,458 --> 00:26:13,041
بیارش تو.

463
00:26:21,541 --> 00:26:23,916
واسه یه بار بلند کردن، این حجم از جنس خیلی زیاده.

464
00:26:24,916 --> 00:26:27,416
و فکر می‌کنی اونا بو نمی‌برن...

465
00:26:27,958 --> 00:26:30,083
وقتی ده بشکه ماری‌جوانا غیبش می‌زنه؟

466
00:26:30,166 --> 00:26:31,750
منم همین رو گفتم.

467
00:26:31,833 --> 00:26:34,708
می‌دونی که، کسی از بابی گلس ۲۰۰ کیلو جنس بلند نمی‌کنه.

468
00:26:34,791 --> 00:26:36,625
تمام روز داشتن به من زنگ می‌زدن. نگاه کن.

469
00:26:39,250 --> 00:26:40,500
بابی گلس، هان؟

470
00:26:40,583 --> 00:26:42,416
اینجا یه فرصتی هست.

471
00:26:43,083 --> 00:26:46,583
باید هر چی از دم و دستگاه گلس می‌دونی رو بهم بگی.

472
00:26:47,666 --> 00:26:48,916
من نمی‌تونم همچین کاری بکنم.

473
00:26:54,833 --> 00:26:55,875
من می‌تونم.

474
00:26:56,458 --> 00:26:57,583
من می‌تونم انجامش بدم.

475
00:27:01,708 --> 00:27:03,041
بعداً جک رو می‌بینی؟

476
00:27:03,125 --> 00:27:04,208
آره، شاید این کارو بکنم.

477
00:27:04,291 --> 00:27:07,083
تو باشگاه حسابی دهنشو سرویس کردم، نذاشتم یه لحظه هم آروم بگیره.

478
00:27:07,166 --> 00:27:08,291
همین‌جور که معلومه.

479
00:27:08,375 --> 00:27:09,916
ببین، بد برداشت نکن،

480
00:27:10,000 --> 00:27:12,916
اما، خب، شاید بهتر باشه وقتی دیدیش چیزی از این موضوع بهش نگی.

481
00:27:13,000 --> 00:27:15,750
اوه، و... از «این موضوع»، منظورت قضیه‌ی من و توئه دیگه؟

482
00:27:15,833 --> 00:27:19,166
نمی‌خوام الکی گنده‌اش کنم، ولی هنوز اولِ راهیم، مگه نه؟

483
00:27:19,791 --> 00:27:22,583
جک خیلی دهن‌لقیه، مخصوصاً وقتی دو تا پیک می‌زنه.

484
00:27:22,666 --> 00:27:26,791
اگه بهش بگی، تا قبل شام همه‌ی شهر خبردار می‌شن.

485
00:27:26,875 --> 00:27:28,666
آهان، و تو نمی‌خوای این‌طوری بشه؟

486
00:27:29,791 --> 00:27:33,458
- الکی داستانیش نکن. - باشه. حله. مشکلی نیست.

487
00:27:33,541 --> 00:27:37,416
قضیه... قضیه این نیست که خجالت بکشم یا چیزی. فقط...

488
00:27:37,916 --> 00:27:39,541
نمی‌خوام بابام بویی ببره.

489
00:27:39,625 --> 00:27:41,541
- مگه چیزی گفته؟ - هنوز نه.

490
00:27:41,625 --> 00:27:43,125
دلم می‌خواد همین‌طوری بمونه.

491
00:27:43,208 --> 00:27:45,208
هوم. فکر می‌کنی باهاش موافقت نمی‌کنه؟

492
00:27:45,291 --> 00:27:49,041
به خودت نگیر. مشکل تو نیستی. مشکل اون ابزار کارته.

493
00:27:49,625 --> 00:27:52,125
پس، بهم بگو، بهت گفته از من دوری کنی؟

494
00:27:52,208 --> 00:27:55,333
- جو، من بچه‌ی ۱۲ ساله نیستم. - نه، ولی هر چی اون بگه گوش می‌دی.

495
00:27:55,416 --> 00:27:59,791
قابل درکه. خب می‌دونی، اون فقط بابات نیست. رئیس‌ته، مگه نه؟

496
00:28:03,458 --> 00:28:04,666
جیمی.

497
00:28:04,750 --> 00:28:06,791
بسیار خب. با هم در تماس باشیم.

498
00:28:07,458 --> 00:28:08,291
آره.

499
00:28:10,250 --> 00:28:11,333
چقدرش کمه؟

500
00:28:11,416 --> 00:28:13,958
الان داریم آمارشو درمیاریم. جیمی؟

501
00:28:14,041 --> 00:28:15,083
اوم...

502
00:28:15,791 --> 00:28:17,125
شش تا.

503
00:28:18,083 --> 00:28:19,958
شاید چهار، پنج تای دیگه؟

504
00:28:20,041 --> 00:28:21,958
میشه با اطمینان گفت که این کارِ نِد قرمزه؟

505
00:28:22,041 --> 00:28:25,916
خب، اون که گوشی رو برنمی‌داره، ولی قطعاً تنها نبوده.

506
00:28:26,000 --> 00:28:28,458
شش نفر بودن. تو هر ون سه نفر.

507
00:28:28,541 --> 00:28:30,125
حسابی هم شیش‌دنگ بودن.

508
00:28:30,625 --> 00:28:33,500
درسته، خب، واضحه که باید هر چه سریع‌تر پسش بگیریم.

509
00:28:33,583 --> 00:28:36,666
نباید بزاریم ضعیف به نظر بیایم. اگه خلافی صورت گرفته، باید تقاصش هم داده بشه.

510
00:28:36,750 --> 00:28:38,666
- نِد کجا زندگی می‌کنه؟ - هیچ ایده‌ای ندارم.

511
00:28:38,750 --> 00:28:41,500
- چرا نمی‌دونیم؟ - هیچ‌وقت حرفش پیش نیومد.

512
00:28:42,000 --> 00:28:44,125
بدیِ نداشتنِ بخشِ منابع انسانی همینه دیگه.

513
00:28:44,708 --> 00:28:46,875
با هم‌قطاراش حرف بزن. یه آدرس ازش برامون پیدا کن.

514
00:28:47,375 --> 00:28:48,208
جفری.

515
00:28:49,750 --> 00:28:51,500
ممکنه یه مشکلِ دیگه‌ای هم اضافه شده باشه.

516
00:28:52,000 --> 00:28:55,666
یه مقداری از اون علف‌هایی که بردن، مالِ بخشِ تحقیق و توسعه محصول بود.

517
00:28:56,166 --> 00:28:59,791
جنس‌های حساسیه، هنوز برای بازارِ آزاد آماده نیست.

518
00:28:59,875 --> 00:29:01,000
چطور؟

519
00:29:01,625 --> 00:29:04,875
به طرزِ وحشتناکی پیچیده‌ست.

520
00:29:05,500 --> 00:29:06,500
یعنی چی؟

521
00:29:07,208 --> 00:29:11,000
نتایجِ اولیه نشون می‌داد یه نئشگیِ بی‌سابقه‌ای به آدم میده.

522
00:29:11,083 --> 00:29:13,916
فکر کردیم دیگه راهشو پیدا کردیم. یه بازار جدید جور کردیم.

523
00:29:14,000 --> 00:29:15,583
اولین مشتری‌ها حسابی کیف کرده بودن.

524
00:29:15,666 --> 00:29:18,958
بازار جدید، پول جدید، بازی جدید، اما...

525
00:29:19,041 --> 00:29:20,375
اما چی، جیمی؟

526
00:29:20,458 --> 00:29:22,958
بعدش به یه دست‌انداز کوچیک خوردیم.

527
00:29:23,041 --> 00:29:26,541
خب، این جنسی که دزدیده شده، با ملت چیکار می‌کنه؟

528
00:29:26,625 --> 00:29:27,833
بلاهای خوبی سرشون نمیاره.

529
00:29:27,916 --> 00:29:30,583
در واقع رئیس، چیزای خیلی کثیفیه.

530
00:29:30,666 --> 00:29:32,458
خیلی، خیلی کثیف و داغون.

531
00:29:32,541 --> 00:29:35,708
اولش مثل یه بابونِ هار، از دهنت کف میاد بیرون.

532
00:29:35,791 --> 00:29:37,625
بعدش توهمات شروع می‌شه.

533
00:29:37,708 --> 00:29:40,000
اژدهاهای آتش‌خوار.

534
00:29:40,083 --> 00:29:42,541
خفاش‌های شیطانی با دندون‌های نیشِ خنجری.

535
00:29:42,625 --> 00:29:44,958
کله‌ی پیرمردهایی که دارن با دوتا کیرِ خر ور می‌رن...

536
00:29:45,958 --> 00:29:47,791
یه خوراکِ کابوسِ تخمیِ تمام‌عیار.

537
00:29:47,875 --> 00:29:49,208
چرا اینجوری می‌شد؟

538
00:29:49,791 --> 00:29:53,791
- چون با یه کوفتی قاطیش کردیم. - خب، بقیه چی، جیمی؟

539
00:29:53,875 --> 00:29:55,416
آه، دومی که کشید،

540
00:29:55,500 --> 00:29:57,333
کلاً مخش به فاک رفت و رد داد.

541
00:29:57,416 --> 00:29:59,000
فکر کرد پادشاه مارمولک‌ها رو دیده

542
00:29:59,083 --> 00:30:00,500
توی یه کیسه نخودفرنگیِ منجمد.

543
00:30:00,583 --> 00:30:02,250
نگهبانی رفت سراغش،

544
00:30:02,333 --> 00:30:04,250
و پادشاه مارمولک‌ها حمله می‌کنه.

545
00:30:04,333 --> 00:30:05,916
نگهبان بیهوش شد و افتاد.

546
00:30:06,000 --> 00:30:08,833
پادشاه مارمولک‌ها فکر می‌کنه می‌خواد با یه معجون جادویی بیدارش کنه

547
00:30:08,916 --> 00:30:11,875
که از ممه‌ی یه خدای فیلِ هشت‌سر دوشیده.

548
00:30:11,958 --> 00:30:14,333
سعی کرد اون مرتیکه رو به زندگی برگردونه.

549
00:30:14,416 --> 00:30:17,875
آخرش کارش به بیمارستان کشید، در حالی که مغزش مثل نیمرو له و لورده شده بود.

550
00:30:18,375 --> 00:30:20,375
آه، و آخری هم،

551
00:30:20,875 --> 00:30:23,375
آره، اون تهِ خُل‌بازی بود. به دوست‌دخترش گفته بود

552
00:30:23,458 --> 00:30:25,208
<i>که یه اف-۱۶ـه.</i>

553
00:30:25,291 --> 00:30:28,666
<i>از روی یه ناو هواپیمابر بلند شد برای ماموریت حمله به دنیای زیرزمینی،</i>

554
00:30:28,750 --> 00:30:30,666
<i>جایی که می‌تونست اجنه و غول‌ها رو قتل‌عام کنه.</i>

555
00:30:31,916 --> 00:30:35,208
<i>اون بدبخت هم به محض برخورد، غزل خداحافظی رو خوند.</i>

556
00:30:37,541 --> 00:30:39,208
دقیقاً چه گهی قاطیِ این کردی؟

557
00:30:39,291 --> 00:30:43,583
خب، ما شروع کردیم به آزمایش روی دی‌ام‌تیِ صنعتی.

558
00:30:43,666 --> 00:30:45,000
این چه گندیه زدی جیمی؟!

559
00:30:45,083 --> 00:30:47,083
ما جنسی می‌فروشیم که ملت بعد یه روز کاری خستگی در کنن،

560
00:30:47,166 --> 00:30:49,208
نه چیزی که زمان رو بپیچونه و پرتت کنه تو جهان‌های موازی

561
00:30:49,291 --> 00:30:51,291
یا یه گهکده‌ی بین‌کهکشانی.

562
00:30:51,375 --> 00:30:54,375
شاید یه ذره ضابطه‌مندی اون‌قدرها هم بد نباشه.

563
00:30:54,458 --> 00:30:56,500
خب جیمی، ممنون.

564
00:30:57,000 --> 00:30:58,083
مرخصی.

565
00:30:58,583 --> 00:31:01,000
ممنون عالیجناب. رئیس.

566
00:31:02,916 --> 00:31:05,833
ببین، ضعیف به نظر رسیدن جلوی رقیب‌ها یه بحثه،

567
00:31:05,916 --> 00:31:09,666
اما وقتی ملت این‌طوری نمایشی سقط می‌شن، یه بحثِ کاملاً دیگه‌ست.

568
00:31:10,166 --> 00:31:11,791
وقتی این‌طوری بشه،

569
00:31:11,875 --> 00:31:15,833
پلیس، رسانه‌ها و نگاهِ مردم، همه زوم می‌کنن رو ما.

570
00:31:15,916 --> 00:31:17,416
فقط به تیترها فکر کن.

571
00:31:17,500 --> 00:31:20,500
«علیلِ پرنده که از نشئگی رد داده بود، پلیسِ پارانوئید رو خفه کرد،»

572
00:31:20,583 --> 00:31:22,541
«اونم با یکی از جیره‌های سبزیجاتش.»

573
00:31:23,958 --> 00:31:25,208
باید نِد رو پیدا کنیم.

574
00:31:32,666 --> 00:31:36,583
- نمی‌شه بهش گفت جای باکلاسیه، نه؟ - خب، به نظر من که همچین بدک هم نیست.

575
00:31:36,666 --> 00:31:39,625
کم‌کم دارم حس می‌کنم باید چند غاز بیشتر سبیلشو چرب می‌کردیم.

576
00:31:39,708 --> 00:31:41,000
گند از سر و روی این خراب‌شده می‌باره.

577
00:31:41,083 --> 00:31:43,291
فکر نمی‌کردم این‌قدر آدم دل‌رحم و لیبرالی باشی.

578
00:31:43,375 --> 00:31:45,583
می‌دونم دلت می‌خواست ببریش گوشه‌ی جنگل کارش رو تموم کنی،

579
00:31:45,666 --> 00:31:46,666
ولی حقیقت اینه که،

580
00:31:46,750 --> 00:31:50,125
اگه بخوای هر کارگری رو که قصد رفتن داره نفله کنی، نمی‌تونی کاسبی راه بندازی.

581
00:31:50,208 --> 00:31:53,333
نمی‌خواستم همه‌ی کارگرها رو نفله کنم.

582
00:31:53,875 --> 00:31:54,875
فقط همون یه نفرو.

583
00:31:54,958 --> 00:31:56,791
نمی‌تونستیم پیش‌بینی کنیم قراره این‌طوری بشه.

584
00:31:56,875 --> 00:31:58,333
اون یه آدم فتنه‌گره.

585
00:31:58,416 --> 00:32:00,833
فقط بحث زمان بود تا بالاخره واسه‌مون دردسر درست کنه.

586
00:32:00,916 --> 00:32:03,708
ممم، راستش رو بخوای، تو فقط نگران اینی که این ماری‌جوانای بنجل،

587
00:32:03,791 --> 00:32:06,708
شانسِ تصویبِ لایحه‌ت توی پارلمان رو به خطر بندازه.

588
00:32:06,791 --> 00:32:09,875
آره، و اگه نگران نباشم که احمقِ تمام‌عیارم. خیلی چیزها رو سرِ این قمار کردم.

589
00:32:09,958 --> 00:32:12,416
هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا لایحه رو تصویب کنم.

590
00:32:12,916 --> 00:32:15,541
«ندِ قرمز» خیلی وقته جیم شده. ولی یه چیزهایی پیدا کردم.

591
00:32:16,583 --> 00:32:19,791
فکر کنم یه مدتیه داره کش می‌ره، ولی نه در این ابعاد.

592
00:32:19,875 --> 00:32:21,916
سرنخی از اینکه الان کدوم گوریه داری؟

593
00:32:22,000 --> 00:32:25,416
نه. چند تا نامه از طرف دکتر واسه هم‌اتاقیش اومده.

594
00:32:25,500 --> 00:32:27,708
در مورد بستریِ اجباری تو بیمارستان؟

595
00:32:27,791 --> 00:32:29,875
- آهان، اون باید «رندال» باشه. - ممم.

596
00:32:29,958 --> 00:32:31,500
چرا باهاش یه گپی نزنیم؟

597
00:32:31,583 --> 00:32:34,708
جکی عزیزم، ممکنه یه مکالمه‌ی یک‌طرفه از آب دربیاد.

598
00:32:34,791 --> 00:32:36,916
رئیس، یه یارویی می‌خواد باهات حرف بزنه.

599
00:32:37,000 --> 00:32:40,125
داره با گوشی «ندِ قرمز» زنگ می‌زنه، ولی خودش نیست.

600
00:32:45,375 --> 00:32:48,333
- کی پشت خطه؟ - <i>اینکه من کی هستم اهمیتی نداره.</i>

601
00:32:48,416 --> 00:32:52,583
<i>مهم اینه که می‌تونم کمکت کنم جنسی رو که گم و گور کردی پس بگیری.</i>

602
00:32:52,666 --> 00:32:55,041
گم نشده، بالا کشیدنش.

603
00:32:55,125 --> 00:32:57,833
مطمئنم خوشت نمیاد این موضوع همه جا پخش بشه.

604
00:32:58,333 --> 00:33:01,333
اگه بقیه فکر کنن می‌تونن از تشکیلاتت دزدی کنن،

605
00:33:01,416 --> 00:33:02,833
آبروت به فنا میره.

606
00:33:02,916 --> 00:33:06,708
جنسی که الان دستته، معلوم شده یه کوفتِ خطرناکیه.

607
00:33:06,791 --> 00:33:09,333
- پسش می‌خوایم.
- <i>من چشمم دنبالش نیست.</i>

608
00:33:09,416 --> 00:33:13,750
فقط می‌خوام راه رو برای برگردوندنش بهت هموار کنم.

609
00:33:14,333 --> 00:33:15,833
پیشنهادت چیه، رفیق؟

610
00:33:15,916 --> 00:33:18,708
<i>کسی که این کار رو کرده اصلاً نمی‌دونسته داره چه غلطی می‌کنه.</i>

611
00:33:18,791 --> 00:33:20,750
می‌تونم تضمین بدم که دیگه از این شکرها نمی‌خوره.

612
00:33:21,291 --> 00:33:24,458
ولی واسه پس دادن علفت، می‌خوام یه جا بشینیم

613
00:33:24,541 --> 00:33:26,291
<i>و با هم دو کلام حرف بزنیم.</i>

614
00:33:26,375 --> 00:33:28,708
نه، اول جنس رو پس میدی، بعد حرف می‌زنیم.

615
00:33:28,791 --> 00:33:32,791
واجبه که اول حرف بزنیم. زمان و آدرس رو برات پیامک می‌کنم.

616
00:33:36,833 --> 00:33:38,500
سوزان، باید اون جلسه رو بریم.

617
00:33:39,125 --> 00:33:40,333
این یه تله‌ست.

618
00:33:40,416 --> 00:33:44,416
این یارو ناشناسه هر پیشنهادی که داشته باشه،

619
00:33:44,500 --> 00:33:45,500
این یه جور بازیه.

620
00:33:45,583 --> 00:33:46,708
شک نکن.

621
00:33:46,791 --> 00:33:49,166
اما به ریسکِ تکرارِ حرفایی که قبلاً زدیم می‌ارزه،

622
00:33:49,250 --> 00:33:52,125
اون محموله خاصِ علف قراره بدجوری دردسرساز بشه.

623
00:33:52,208 --> 00:33:54,583
اگه بخوایم وحشی‌بازی دربیاریم و بزنیم و ببریم، ریسک راه افتادن یه جنگ رو به جون خریدیم.

624
00:33:54,666 --> 00:33:57,625
واسه همین میریم سر جلسه و به روش خودمون حل و فصلش می‌کنیم.

625
00:33:57,708 --> 00:34:00,666
هر چی که هست، به نظرم باید بزرگترِ خاندان رو هم در جریان بذاریم.

626
00:34:00,750 --> 00:34:01,791
قبل از اینکه اوضاع بیخ پیدا کنه.

627
00:34:01,875 --> 00:34:04,375
به این امید که یه راهکارِ خفن جلو پامون بذاره...

628
00:34:04,458 --> 00:34:06,375
که تا حالا نتونسته بود بده؟

629
00:34:06,458 --> 00:34:10,250
نه. چون خوشت بیاد یا نیاد، اون هنوز همه‌کاره‌ست.

630
00:34:13,083 --> 00:34:15,625
از اینجا به بعد فقط بذار من حرف بزنم، باشه؟

631
00:34:15,708 --> 00:34:19,333
این یه معامله‌ی لعنتیِ خیلی بزرگه. تو به این نیاز داری، من نیاز دارم، جفتمون بهش نیاز داریم.

632
00:34:22,833 --> 00:34:24,875
حرفه‌ای رفتار کن. اون گاله‌ت رو ببند.

633
00:34:24,958 --> 00:34:26,375
همین کار رو می‌کنیم، صد در صد.

634
00:34:28,958 --> 00:34:30,083
لعنتی!

635
00:34:34,166 --> 00:34:37,000
با دزدی کردن از «بابی گلس» نمی‌تونی پول به جیب بزنی.

636
00:34:37,500 --> 00:34:40,541
در عوض، فقط واسه خودت دشمن می‌تراشی.

637
00:34:40,625 --> 00:34:43,333
اگه «بابی گلس» رو با خودت رفیق کنی،

638
00:34:43,416 --> 00:34:46,958
اگه بهت احترام بذاره و باهاش کار کنی،

639
00:34:47,875 --> 00:34:50,625
اون‌وقت می‌تونی از کنارِ «بابی گلس» به یه نون و نوایی برسی.

640
00:34:54,041 --> 00:34:56,041
اگه این موضوع رو زودتر به من گفته بودی،

641
00:34:56,125 --> 00:35:00,000
می‌بینی، هیچ مشکلی پیش نمی‌اومد، چون من جلوشو می‌گرفتم.

642
00:35:01,208 --> 00:35:03,416
حالا یه قطار مشکلِ جورواجور درست شده،

643
00:35:03,500 --> 00:35:07,166
و تو هر کدوم از این موارد، جواب من منفی بود.

644
00:35:07,250 --> 00:35:10,125
منظورم اینه که اونقدر با جنس‌ها ور رفتی و گند زدی...

645
00:35:10,208 --> 00:35:13,791
که کار به جایی رسیده که دارن مامورای دولتی رو سقط می‌کنن.

646
00:35:15,166 --> 00:35:19,833
نه. تو می‌ذاری کارگرا از زیرِ کار در برن...

647
00:35:19,916 --> 00:35:23,041
تا بتونن برگردن و از خودِ ما دزدی کنن.

648
00:35:23,125 --> 00:35:24,166
نه.

649
00:35:24,666 --> 00:35:29,708
تازه قبول می‌کنی با کسایی بشینی پای میز که ازمون دزدی کردن.

650
00:35:31,083 --> 00:35:33,541
نه. نه.

651
00:35:34,041 --> 00:35:36,625
عمراً، نه.

652
00:35:36,708 --> 00:35:38,291
ببین چی‌کار می‌کنی.

653
00:35:38,958 --> 00:35:40,041
هیچ‌کاری.

654
00:35:40,541 --> 00:35:41,916
خودم ردیفش می‌کنم.

655
00:35:42,000 --> 00:35:44,916
نه. نه، نه، نه، نه. نمی‌تونیم همین‌طوری دست روی دست بذاریم.

656
00:35:45,000 --> 00:35:48,000
باید جنس رو ردیابی کنیم و از تو بازار جمعش کنیم.

657
00:35:48,083 --> 00:35:49,500
- خودم هندلش می‌کنم. - نه.

658
00:35:49,583 --> 00:35:53,458
اگه پلیس ردِ علف‌ها رو تا ما بگیره، بدبخت می‌شیم.

659
00:35:53,541 --> 00:35:56,875
خب، می‌دونی چی فاجعه‌ست؟

660
00:35:57,666 --> 00:35:59,791
اینکه با این‌جور آدم‌ها بشینیم سر یه میز،

661
00:35:59,875 --> 00:36:04,166
چون این‌طوری ضعیف به نظر میایم، و این اصلاً تو کتم نمی‌ره.

662
00:36:04,250 --> 00:36:08,083
به محض اینکه شروع کنن به آب کردن جنس، پیداشون می‌کنیم.

663
00:36:08,166 --> 00:36:11,875
ما تو تک‌تک شهرای این مملکت، آدم کفِ خیابون داریم.

664
00:36:11,958 --> 00:36:15,750
و به محض اینکه بویی ببرن، خب، بهمون آمار می‌دن.

665
00:36:16,833 --> 00:36:22,750
در واقع، اگه خوب گوش کنی، شاید همین الان هم بتونی صداشون رو بشنوی.

666
00:36:23,750 --> 00:36:25,375
صدا رو می‌شنوی؟

667
00:36:28,625 --> 00:36:30,625
می‌تونی... می‌تونی صداشون رو بشنوی؟

668
00:36:32,208 --> 00:36:33,666
نه، بابی.

669
00:36:35,625 --> 00:36:37,875
این صدای طبل‌های جنگله، ادی.

670
00:36:39,041 --> 00:36:40,375
درسته، جکی پسر.

671
00:36:41,583 --> 00:36:44,541
این صدای طبل‌های جنگله.

672
00:36:45,583 --> 00:36:49,750
و به محض اینکه خبرش بیاد، می‌ریزیم سرشون و همه‌شون رو به فاک می‌دیم.

673
00:36:49,833 --> 00:36:51,541
کار تمومه.

674
00:36:51,625 --> 00:36:54,333
نه. ما این‌قدر منتظر نمی‌مونیم.

675
00:36:54,416 --> 00:36:55,625
خب، حالا چه عجله‌ایه؟

676
00:36:55,708 --> 00:36:56,916
نئشگی؟

677
00:36:59,458 --> 00:37:03,041
بابی، همون‌طور که خودت بارها قبلاً گفتی،

678
00:37:03,125 --> 00:37:08,208
رمز موفقیت ما توی موندگاریه، این‌که بتونیم بی‌سروصدا و زیرپوستی کار کنیم.

679
00:37:08,291 --> 00:37:10,708
اگه این حرومزاده‌ها شروع کنن به سلاخی همدیگه

680
00:37:10,791 --> 00:37:12,083
و توی خیابون هار بشن،

681
00:37:12,166 --> 00:37:14,291
پلیس و رسانه‌ها واسشون عروسی می‌شه.

682
00:37:14,375 --> 00:37:17,375
نه، تو... تو در حدی نیستی که بخوای برای من از موندگاری نطق کنی.

683
00:37:17,458 --> 00:37:20,250
ولی بابا حق با اونه. واسه کاسبیمون بده.

684
00:37:20,333 --> 00:37:22,375
ببین، تو زوم کردی روی جزئیات،

685
00:37:22,458 --> 00:37:26,000
ولی داری از کلیت ماجرا غافل می‌شی.

686
00:37:26,083 --> 00:37:28,750
موندگاری واقعی دقیقاً همون‌جاست که خودش رو نشون می‌ده.

687
00:37:30,208 --> 00:37:34,708
از دید من، این مشکل می‌تونه به نفعمون تموم بشه.

688
00:37:35,375 --> 00:37:38,000
منظورم اینه که، یه مشت الف‌بچه که عقلشون رو از دست می‌دن

689
00:37:38,083 --> 00:37:44,125
اونم به‌خاطر جنون ناشی از مصرف ماری‌جوآنا،

690
00:37:45,333 --> 00:37:46,791
درست شبِ...

691
00:37:47,416 --> 00:37:51,291
رأی‌گیری برای جرم‌زدایی... خب،

692
00:37:52,333 --> 00:37:54,833
خب، شاید این همون هلِ آخری باشه که لازم داریم.

693
00:37:59,541 --> 00:38:01,458
جک، آمار بگیر.

694
00:38:01,541 --> 00:38:03,916
ببین کی داره جنس رو تو تناژ بالا رد می‌کنه.

695
00:38:04,416 --> 00:38:07,333
- ردیفش می‌کنم. - سوزان، ما می‌ریم سر اون جلسه.

696
00:38:07,416 --> 00:38:09,958
ادی، نمی‌تونیم همین‌طوری از دستوراتِ گنده‌ترا سرپیچی کنیم.

697
00:38:10,041 --> 00:38:11,666
دقیقاً همین کار رو می‌کنیم.

698
00:38:11,750 --> 00:38:14,208
در ضمن، دیگه اصلاً حوصله ندارم تو سونای زندان بشینم

699
00:38:14,291 --> 00:38:16,375
و به یه مشت چرت‌وپرتِ بی‌سر و ته گوش بدم.

700
00:38:16,458 --> 00:38:18,625
انگار داری واسه اون شاه جرجِ دیوونه‌ی لعنتی کار می‌کنی.

701
00:38:19,208 --> 00:38:21,416
دوران سلطنت جورج سوم رو به لجن نکش.

702
00:38:21,500 --> 00:38:24,166
اون بود که کاخ باکینگهام رو ساخت و قوانین کریکت رو ردیف کرد.

703
00:38:24,250 --> 00:38:26,916
فقط واسه این بود که مشاوراش اومدن وسط و براش تصمیم گرفتن.

704
00:38:27,500 --> 00:38:31,291
- وقتی اون سرِ کار بود، آمریکا رو از دست دادیم. - اگه دلت بخواد، می‌تونیم پس‌ش بگیریم.

705
00:38:31,875 --> 00:38:33,208
چطوری می‌خوایم جنس رو ردیابی کنیم؟

706
00:38:33,875 --> 00:38:36,666
خب، با یه خودی نشون دادنِ دقیق و حساب‌شده.

707
00:38:36,750 --> 00:38:39,208
وقتی می‌گی «خودی نشون دادنِ دقیق»، منظورت چیه؟

708
00:38:39,291 --> 00:38:43,125
آره، اتفاقاً یه همکار دارم که فکر کنم واسه این کار حرف نداره.

709
00:38:48,500 --> 00:38:52,041
هیچ‌وقت دلت واسه زندگی قبلیت به عنوان یه سرباز تنگ نمی‌شه؟

710
00:38:52,125 --> 00:38:52,958
هوم.

711
00:38:54,083 --> 00:38:57,708
قطعاً یه جذابیتِ مرموزی توی سلسله‌مراتب وجود داره.

712
00:38:58,375 --> 00:39:01,875
اما وقتی شروع می‌کنی به مسئولیتِ کارای خودت رو به عهده گرفتن، دیگه...

713
00:39:02,708 --> 00:39:04,208
خیلی سخت می‌شه به عقب برگشت.

714
00:39:05,125 --> 00:39:08,625
دارم یه کنایه‌ای زیرِ لایه‌های حرفات حس می‌کنم؟

715
00:39:09,666 --> 00:39:12,583
خب، اگه تو بخوای، می‌تونه کنایه‌ای هم اون زیر پنهان شده باشه.

716
00:39:54,041 --> 00:39:55,875
ممنون که قبول کردی قرار بذاریم.

717
00:39:56,625 --> 00:39:58,041
می‌دونم که آدمای جدی و کله‌گنده‌ای هستین،

718
00:39:58,125 --> 00:40:01,375
و مشتاقم که این وضعیت رو طوری حل کنم که رضایت‌تون کاملاً جلب بشه.

719
00:40:01,958 --> 00:40:04,458
قبل از اینکه اصلاً بخوایم حرفی بزنیم،

720
00:40:04,541 --> 00:40:06,958
باید علف‌های ما رو پس بدی.

721
00:40:09,500 --> 00:40:11,458
ظاهراً با نیروی کارتون به مشکل خوردین.

722
00:40:11,541 --> 00:40:16,416
منم از فرصت استفاده کردم و این مشکل رو براتون حل کردم.

723
00:40:18,916 --> 00:40:21,625
معلومه که برای پیدا کردنِ آدمای درست و حسابی به مشکل خوردین.

724
00:40:23,291 --> 00:40:25,291
می‌خوام خدماتم رو بهتون پیشنهاد بدم،

725
00:40:25,375 --> 00:40:28,625
تا یه تیمِ کاریِ کاربلدتر و زرنگ‌تر در اختیارتون بذارم.

726
00:40:29,208 --> 00:40:33,375
کسی که می‌تونم تضمین بدم هیچ‌وقت اون‌قدر جربزه نداره که بخواد ازت دزدی کنه.

727
00:40:35,583 --> 00:40:36,416
خب،

728
00:40:37,625 --> 00:40:40,000
ویکتور، اینجا قرار نیست هیچ معامله‌ای جوش بخوره.

729
00:40:40,500 --> 00:40:41,666
ما حرفامون رو زدیم.

730
00:40:43,708 --> 00:40:46,458
انگار زیادی روی قدرتت حساب باز کردی.

731
00:40:47,500 --> 00:40:51,541
بابی گلس آدم کله‌گنده‌ایه، ولی خیلی وقته که از گود دوره.

732
00:40:51,625 --> 00:40:55,125
من چندتا رفیق آلبانیایی دارم که اون تو باهاشن،

733
00:40:56,041 --> 00:40:59,250
و اونا میگن این روزا یه تختش کمه.

734
00:41:00,125 --> 00:41:02,416
نه وحشی مثل یه سگ هار.

735
00:41:03,083 --> 00:41:05,750
توی زبان آلبانیایی به اون میگن <i>tërbuar</i>،

736
00:41:06,250 --> 00:41:09,333
که یعنی... خشمگین،

737
00:41:10,458 --> 00:41:11,750
خطرناک،

738
00:41:12,791 --> 00:41:13,791
مجنون.

739
00:41:15,250 --> 00:41:17,375
کلمه‌ای که اونا واسه اون به کار می‌برن،

740
00:41:18,000 --> 00:41:19,375
<i>çmendur</i>ـه،

741
00:41:19,458 --> 00:41:23,333
که یعنی دیوونه، مثل یه آدم روانی.

742
00:41:24,291 --> 00:41:25,750
یه دیوونه‌ی زنجیری.

743
00:41:26,958 --> 00:41:28,916
هیچ‌کس از یه آدم <i>çmendur</i> نمی‌ترسه.

744
00:41:29,000 --> 00:41:31,791
چندتا سکه از جیبشون درمیارن میندازن جلوش.

745
00:41:33,791 --> 00:41:35,333
شاید یه تیکه نون خشک.

746
00:41:38,041 --> 00:41:39,500
تو به ما نیاز داری.

747
00:41:40,791 --> 00:41:43,083
خب، متأسفانه،

748
00:41:43,916 --> 00:41:44,916
ما باهات هم‌عقیده نیستیم.

749
00:41:53,083 --> 00:41:54,375
هوی، هوی، هوی.

750
00:41:55,958 --> 00:41:58,208
<i>تیر بعدی روی تو قفل شده.</i>

751
00:41:59,666 --> 00:42:03,250
و اصلاً معطل نمی‌کنه که یه سوراخ تو اون مخِ صاحاب‌مرده‌ت درست کنه

752
00:42:03,333 --> 00:42:04,833
اگه بهش علامت بدم.

753
00:42:05,333 --> 00:42:08,041
انگار این آدم رو با اون نماد اشتباه گرفتی.

754
00:42:08,125 --> 00:42:13,208
بابی گلسِ آدمیزاد، از گوشت و پوست و استخونه، در برابر هوس‌های طبیعتِ انسانی هم آسیب‌پذیره.

755
00:42:15,000 --> 00:42:16,333
اما پشت سرش،

756
00:42:16,916 --> 00:42:18,500
یه ارتش وایساده.

757
00:42:19,166 --> 00:42:22,458
خیلی از اون سربازا اصلاً تا حالا ندیدنش و احتمالاً هیچ‌وقت هم نمی‌بیننش،

758
00:42:22,541 --> 00:42:27,000
اما وفاداریشون به اون و به چیزی که مظهرشه، مطلقه.

759
00:42:28,041 --> 00:42:32,333
پس یا علف‌های ما رو پس می‌دی، یا اینکه می‌خوای مثل دوستات جفت‌پا بری زیر خاک.

760
00:42:32,833 --> 00:42:34,083
توی قبرستون.

761
00:42:59,750 --> 00:43:00,958
ایول داری، اندی.

762
00:43:01,041 --> 00:43:03,333
مهارتت با اون وسیله واقعاً خیره‌کننده‌ست.

763
00:43:03,416 --> 00:43:04,666
چاکرم.

764
00:43:04,750 --> 00:43:05,791
باهات در تماس می‌مونم.

765
00:43:05,875 --> 00:43:07,500
می‌دونی کجا می‌شینم.

766
00:43:08,125 --> 00:43:08,958
اوهوم.

767
00:43:12,791 --> 00:43:16,750
همه نگهبان‌های سابق سواره‌نظام ملکه همین‌قدر باوقار و باکلاس رفتار می‌کنن؟

768
00:43:16,833 --> 00:43:19,625
خب، نشونه‌ی داشتن یه گروهبانِ آموزشیِ خوبه، سوزان.

769
00:43:20,125 --> 00:43:21,375
گرون تموم شد؟

770
00:43:21,875 --> 00:43:22,875
از قضا من...

771
00:43:22,958 --> 00:43:25,083
<i>یه عمارت قرن هفدهمی دارم که تازگیا به چنگ آوردم</i>

772
00:43:25,166 --> 00:43:26,916
<i>که به یه سرایدار احتیاج داره.</i>

773
00:43:27,000 --> 00:43:29,375
اندی به یه پناهگاه جدید و یه ذره هدف احتیاج داشت،

774
00:43:29,458 --> 00:43:30,958
واسه همین یه معامله‌ی دوسربرد شد.

775
00:43:31,041 --> 00:43:34,458
- آدم به درد بخوریه که دمِ دستت باشه.
- هیچ‌وقت نمی‌دونی کی ممکنه بهش احتیاج پیدا کنی.

776
00:43:47,208 --> 00:43:50,208
اوه، ریختتو ببین!

777
00:43:50,791 --> 00:43:53,000
خیلی خوشگل شدی عزیزم.

778
00:43:53,083 --> 00:43:54,875
مرسی، تو هم همین‌طور.

779
00:43:55,666 --> 00:43:59,166
آخ مامان، معرکه‌ست.

780
00:44:02,250 --> 00:44:06,333
پسر، تو واقعاً توی فوت‌وفنِ گل‌آرایی استادی.

781
00:44:06,416 --> 00:44:10,291
نه بابا، فقط همین‌طوری... می‌دونی، یکم خرت‌وپرت از توی باغچه بهش اضافه کردم.

782
00:44:10,375 --> 00:44:11,583
هوم.

783
00:44:11,666 --> 00:44:16,208
راستی، یه چیزی بود که می‌خواستم قبل از مراسم بهت بدم.

784
00:44:16,791 --> 00:44:17,916
چیزِ زیادی نیست.

785
00:44:20,625 --> 00:44:21,916
واسه تارکویینه.

786
00:44:22,791 --> 00:44:24,708
می‌خواستم دیروز بدمش، ولی خب می‌دونی که...

787
00:44:24,791 --> 00:44:29,625
چقدر سرمون شلوغ بود که همه‌چیزو آماده کنیم...

788
00:44:31,500 --> 00:44:33,666
جف اینو واسه تارکویین ساخته.

789
00:44:33,750 --> 00:44:35,791
نمی‌خواست زیاد بزرگش کنه.

790
00:44:35,875 --> 00:44:39,166
از یه تیکه چوب گردو تراشیدمش که سال‌ها نگهش داشته بودم.

791
00:44:39,250 --> 00:44:42,625
در واقع وقتی شارلوت شش سالش بود اینو بهم داد.

792
00:44:42,708 --> 00:44:44,291
توی جنگل پیداش کرده بود.

793
00:44:44,375 --> 00:44:46,833
فکر کردم بهتره الان بهش بدم تا اینکه بخوام...

794
00:44:46,916 --> 00:44:48,833
تا اینکه بذارم واسه اون روز.

795
00:44:48,916 --> 00:44:51,791
گفتم بهتره قبل مراسم ببینیش.

796
00:44:58,958 --> 00:45:01,166
عزیزم، چیه؟

797
00:45:01,250 --> 00:45:02,583
چی شده؟

798
00:45:05,125 --> 00:45:07,000
خوبیم مامان.

799
00:45:08,416 --> 00:45:10,000
خوبیم، یعنی...

800
00:45:11,333 --> 00:45:12,875
- عزیزم... - نه، نه، من...

801
00:45:13,375 --> 00:45:14,375
نه.

802
00:45:17,375 --> 00:45:19,041
<i>- ننی.
- جانم عزیزم؟</i>

803
00:45:19,541 --> 00:45:20,708
دوستم داری؟

804
00:45:22,125 --> 00:45:25,166
معلومه که دارم، با تمام وجودم.
چیزی شده؟

805
00:45:25,250 --> 00:45:26,666
یه کاری برام می‌کنی؟

806
00:45:27,250 --> 00:45:28,083
آره.

807
00:45:29,166 --> 00:45:30,166
هر کاری که باشه.

808
00:45:30,666 --> 00:45:33,000
فکر می‌کنی بهتر نیست
بدون اون شروع کنیم؟

809
00:45:33,791 --> 00:45:37,333
عزیزم، اون پادشاه انگلیسه.
آدم باید منتظر بمونه.

810
00:45:38,666 --> 00:45:41,500
آهان، اومد. ننی می‌تونه
بگه چه خبره.

811
00:45:41,583 --> 00:45:45,000
ننی. آخه چه اتفاقی افتاده؟

812
00:45:45,500 --> 00:45:47,416
همین الان با اعلی‌حضرت صحبت کردم.

813
00:45:48,166 --> 00:45:50,416
ایشون در نهایت نمی‌تونن
توی مراسم شرکت کنن.

814
00:45:51,000 --> 00:45:52,750
ولی صمیمانه‌ترین عذرخواهی‌شون رو ابلاغ کردن

815
00:45:52,833 --> 00:45:56,208
و امیدوارن که در آینده‌ای نزدیک
تارکوین کوچولو رو ببینن.

816
00:45:56,291 --> 00:45:58,666
البته دیگه نه به عنوان پدرخونده.

817
00:45:58,750 --> 00:46:01,958
خب، پس فکر می‌کنی
با این اوضاع،

818
00:46:02,041 --> 00:46:05,708
که... شاید اون گزینه‌ی
اول شارلوت

819
00:46:05,791 --> 00:46:08,666
حاضر باشه این مسئولیت رو
قبول کنه؟

820
00:46:10,625 --> 00:46:13,375
اوه خدای من، یعنی...

821
00:46:13,458 --> 00:46:15,625
من... من... حداقل می‌تونم
ازش بپرسم.

822
00:46:24,250 --> 00:46:25,625
همه‌چی ردیفه؟

823
00:46:27,000 --> 00:46:28,708
پدرخونده‌ی تارکوین می‌شی؟

824
00:46:29,791 --> 00:46:34,291
ما، اوم... جفتمون خیلی خوشحال می‌شیم
اگه قبول کنی.

825
00:46:34,375 --> 00:46:35,750
و... و ننی هم همین‌طور.

826
00:46:38,166 --> 00:46:39,291
خواهش می‌کنم.

827
00:46:42,333 --> 00:46:45,500
پیروی از مسیح یعنی مردن نسبت به گناه

828
00:46:46,458 --> 00:46:49,291
و برخاستن برای زندگیِ دوباره با او.

829
00:46:50,000 --> 00:46:53,125
بنابراین می‌پرسم، آیا از گناهانت توبه می‌کنی؟

830
00:46:54,083 --> 00:46:55,750
از گناهام توبه می‌کنم.

831
00:46:55,833 --> 00:46:57,083
از گناهام توبه می‌کنم.

832
00:46:57,166 --> 00:46:59,000
از گناهام توبه می‌کنم.

833
00:46:59,083 --> 00:47:01,458
آیا شیطان رو طرد می‌کنی؟

834
00:47:01,541 --> 00:47:03,041
شیطان رو طرد می‌کنم.

835
00:47:04,250 --> 00:47:07,041
- شیطان رو طرد می‌کنم.
- تو این یکی موفق باشی.

836
00:47:07,125 --> 00:47:08,958
به نام اون، تو رو برمی‌گزینم

837
00:47:09,041 --> 00:47:11,125
برای عیسی مسیح، نجات‌دهنده‌ی ما.

838
00:47:11,958 --> 00:47:13,166
با نشانِ

839
00:47:13,666 --> 00:47:15,416
صلیب.

840
00:47:17,333 --> 00:47:20,208
و از والدین و پدرخوانده و مادرخوانده‌ها هم دعوت می‌کنم همین کار رو انجام بدن.

841
00:47:35,416 --> 00:47:38,291
بابت تاخیر معذرت. تو مزرعه گیر افتاده بودم.

842
00:47:38,375 --> 00:47:40,625
هوم. کارگرا همه راضی‌ان و تسلیم شدن؟

843
00:47:40,708 --> 00:47:44,333
الان دیگه به اندازه‌ی کافی راضی هستن، چون شرّ آشوب‌های سوسیالیستی ریشه‌کن شده.

844
00:47:44,416 --> 00:47:47,250
هوم. جنس‌هامون چی؟ تونستی پسشون بگیری؟

845
00:47:47,333 --> 00:47:49,041
«بلنکت» امروز صبح بشکه‌ها رو برداشت.

846
00:47:49,125 --> 00:47:50,875
الان زیر دو متر خاک دفن شدن،

847
00:47:50,958 --> 00:47:53,208
جایی که دیگه نمی‌تونه ذهن کسی رو به فنا بده.

848
00:47:53,291 --> 00:47:56,708
خب، حالا که یه بار جلوی بابات وایسادی،

849
00:47:56,791 --> 00:47:59,666
درست حدس زدم که تو این بازی با من همراه می‌شی؟

850
00:47:59,750 --> 00:48:01,750
چی باعث شده فکر کنی که من فقط تحت تاثیر قرار نگرفتم؟

851
00:48:01,833 --> 00:48:04,208
به خاطرِ تمایل به نجات دادنِ جونِ آدمای بی‌گناه؟

852
00:48:04,291 --> 00:48:06,666
خب، حتی به ذهنمم خطور نمی‌کرد که بخوام چیز دیگه‌ای بگم.

853
00:48:06,750 --> 00:48:07,750
آهان.

854
00:48:07,833 --> 00:48:09,875
فکر کنم دیگه قشنگ می‌شناسمت.

855
00:48:09,958 --> 00:48:12,625
یه حسی بهم می‌گه همین الانشم تصمیمت رو گرفتی.

856
00:48:13,708 --> 00:48:15,125
یعنی انقدر راحت دستم خونده می‌شه؟

857
00:48:15,625 --> 00:48:18,916
سوزان، تو خیلی دوز و کلک داری؛ ولی تابلو بودن جزوِ اونا نیست.

858
00:48:19,000 --> 00:48:21,250
متأسفانه در مورد پدرت نمی‌شه همین حرف رو زد.

859
00:48:21,333 --> 00:48:24,000
می‌دونم بقیه فکر می‌کنن بابام دیوونه شده، ولی این‌طور نیست.

860
00:48:24,083 --> 00:48:26,416
شاید یه کم عجیب‌غریب باشه، یا رو دنده‌ی لج بیفته،

861
00:48:26,500 --> 00:48:29,791
و شاید منم همیشه حالی‌م نبوده که بعضی وقتا داره اشتباه می‌کنه،

862
00:48:29,875 --> 00:48:30,916
ولی اون دیوونه نیست.

863
00:48:31,458 --> 00:48:33,458
البته اینم بگم، اگه بفهمه، واقعاً دیوونه می‌شه.

864
00:48:33,541 --> 00:48:37,375
اوهوم. اولین چیزی که می‌فهمه وقتیه که لایحه تصویب بشه،

865
00:48:37,458 --> 00:48:39,500
که اون موقع دیگه واسه جلوش رو گرفتن خیلی دیر شده.

866
00:48:39,583 --> 00:48:42,541
بعدش من و تو باهاش می‌شینیم و یه گپِ کوچیکی می‌زنیم،

867
00:48:42,625 --> 00:48:45,000
بهش می‌گیم قراره چه پولِ لعنتیِ قلمبه‌ای به جیب بزنه.

868
00:48:46,875 --> 00:48:48,291
بسیار خب، پس حله کاپیتان.

869
00:48:48,375 --> 00:48:51,750
اگه قراره به اسمِ درآوردنِ یه سودِ تپل، دموکراسی رو بدزدیم،

870
00:48:51,833 --> 00:48:53,666
باید شروع کنیم به جمع کردنِ یه سری از کله‌گنده‌ها.

871
00:48:53,750 --> 00:48:54,958
آره، باید همین کار رو بکنیم.

872
00:48:55,875 --> 00:48:59,041
دینگ، پیام رو بلند و واضح گرفتم

873
00:48:59,125 --> 00:49:02,708
یه تغییرِ ناگهانی توی جوّ به وجود اومده

874
00:49:02,791 --> 00:49:06,375
حالا این جاده‌های خاکی سنگی شدن

875
00:49:06,458 --> 00:49:10,666
و چاله‌یِ توی قلبم، حالا با طلا پر شده

876
00:49:10,750 --> 00:49:14,208
<i>شاید حقیقت باشه</i>

877
00:49:14,291 --> 00:49:18,708
<i>خلافات‌ رو کردی
و دلِ چندتا فرشته رو شکستی</i>

878
00:49:18,791 --> 00:49:22,875
<i>هرچی که بشه،
پایتم</i>

879
00:49:22,958 --> 00:49:26,125
<i>تو تنها کَسِ منی</i>

880
00:49:26,625 --> 00:49:30,791
-<i>آسمونِ خاکستریمو
آبی می‌کنی -پایِ تو وایسادم</i>

881
00:49:30,875 --> 00:49:33,875
<i>ممکن بود آواره و تنها باشم</i>

882
00:49:34,541 --> 00:49:37,541
<i>تو بدترین جایِ ممکن پیدات کردم</i>

883
00:49:37,625 --> 00:49:41,208
<i>خودِ تو، عزیزم</i>

884
00:49:41,291 --> 00:49:45,625
<i>بازخواست می‌شی، امتحان پس میدی
واسه کارهایی که کردی قضاوت می‌شی</i>

885
00:49:45,708 --> 00:49:51,333
<i>یه نگاه به دلت بنداز
من نمی‌تونم کمکت کنم</i>

886
00:49:52,791 --> 00:49:56,791
<i>اوم، آره، من
نمی‌تونستم بدون اون سر کنم</i>

887
00:49:56,875 --> 00:50:01,375
<i>نه می‌تونستم بخورم، نه بخوابم
تو رویاهام همش بهش فکر می‌کردم</i>

888
00:50:01,458 --> 00:50:04,541
<i>دیگه بسّه، حتی خداها هم خسته شدن</i>

889
00:50:04,625 --> 00:50:08,708
<i>وقتت داره تموم می‌شه
عزیزم، مهلتت سر اومده</i>

890
00:50:08,791 --> 00:50:12,375
-<i>آره شاید
-آره شاید بمونم</i>

891
00:50:12,458 --> 00:50:16,625
<i>خلافات‌ رو کردی
و دلِ چندتا فرشته رو شکستی</i>

892
00:50:16,708 --> 00:50:19,708
<i>امتحان‌پس‌داده و واقعی</i>

893
00:50:20,500 --> 00:50:26,041
<i>یه نگاه به دلت بنداز
من نمی‌تونم کمکت کنم</i>

894
00:50:27,500 --> 00:50:40,041
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>