0
00:00:02,291 --> 00:00:25,208
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>

1
00:00:39,291 --> 00:00:40,208
اووه!

2
00:00:49,333 --> 00:00:50,291
چی؟

3
00:00:52,416 --> 00:00:55,041
- گوش کن چی می‌گم.
- خفه‌شو لاشی!

4
00:04:27,125 --> 00:04:28,416
<i>چی گفتی؟</i>

5
00:04:28,500 --> 00:04:31,166
<i>دوباره بگو.
چی گفتی؟</i>

6
00:04:31,916 --> 00:04:36,416
قضیه خیلی فراتر از این گُه‌کاریای توئه.

7
00:04:36,500 --> 00:04:39,291
<i>تکلیف تو یکی رو روشن می‌کنم... می‌خوام دوباره بشنومش.</i>

8
00:04:39,375 --> 00:04:42,166
...وقتی این خنجرِ لعنتی رو از پشتم بکشم بیرون.

9
00:04:42,250 --> 00:04:44,208
<i>چون تنها صدایِ کوفتی‌ای که می‌شنوم صدایِ فِس‌فِسِته!</i>

10
00:04:44,291 --> 00:04:46,791
عجب مارِ هفت‌خطِ حروم‌زاده‌ایه!

11
00:04:46,875 --> 00:04:51,041
خفه‌خون بگیر! یه کلمه‌ی دیگه هم نگو! مرتیکه‌ی مارموزِ کثافت!

12
00:04:56,666 --> 00:04:58,333
ببخشید که بی‌خبر اومدیم سراغت.

13
00:05:01,250 --> 00:05:02,916
<i>فقط کافی بود لب تر کنی، ادی.</i>

14
00:05:07,166 --> 00:05:09,208
<i>من بهت یه دستورِ کاملاً صریح داده بودم.</i>

15
00:05:10,708 --> 00:05:12,875
<i>تو بهم خیانت کردی، آشغالِ عوضی.</i>

16
00:05:14,875 --> 00:05:16,125
<i>عالیجناب.</i>

17
00:05:50,916 --> 00:05:51,750
قربان؟

18
00:05:53,208 --> 00:05:54,750
قربان، حالتون خوبه؟

19
00:05:56,708 --> 00:05:58,375
بهتره زنگ بزنیم آمبولانس.

20
00:07:00,750 --> 00:07:03,083
هر دفعه اسمِ لعنتیشو اشتباه می‌گم. اوه.

21
00:07:03,166 --> 00:07:04,791
می‌تونید اون کیسه‌ها رو از سرتون دربیارید. رسیدیم.

22
00:07:05,625 --> 00:07:08,208
آقای وارگاس این روزا امنیتش رو خیلی جدی می‌گیره.

23
00:07:08,708 --> 00:07:10,083
بذار بهت نشون بدم ما چطوری کار می‌کنیم.

24
00:07:10,833 --> 00:07:12,000
برو!

25
00:07:21,250 --> 00:07:22,458
آروم باش، پدرو.

26
00:07:24,791 --> 00:07:26,666
قضیه دقیقاً همین‌جاست.

27
00:07:27,916 --> 00:07:30,333
فقط توی همین دره، ۱۵ تا از این مزرعه‌ها داریم.

28
00:07:31,000 --> 00:07:34,958
ولی نکته اصلی این نیست. بذار بهت نشون بدم جادو کجا اتفاق می‌افته. راه بیفت.

29
00:07:36,250 --> 00:07:40,041
اول برگ‌ها رو می‌گیریم و بعدش اون‌قدر می‌سابیم تا خمیر بشه.

30
00:07:40,125 --> 00:07:42,833
اون خمیر رو برمی‌داری و با یه ذره گازوئیل صافش می‌کنی.

31
00:07:42,916 --> 00:07:44,375
آخرش این کثافت برات می‌مونه.

32
00:07:44,875 --> 00:07:46,333
این مایعِ لجن.

33
00:07:47,166 --> 00:07:50,458
ولی بعدش یه ذره از این بهش اضافه می‌کنی. آمونیوم جادویی.

34
00:07:50,541 --> 00:07:52,583
حالا تنها کاری که باید بکنی اینه که بجوشونیش تا غلیظ بشه.

35
00:07:52,666 --> 00:07:55,458
و اون‌وقت یه بارِ کوکائینِ فوقِ درجه‌یک دستت رو می‌گیره.

36
00:07:55,541 --> 00:07:57,125
همه اینا خیلی جالبه، هکتور،

37
00:07:57,208 --> 00:07:59,625
اما ما اینجاییم تا با وارگاس درباره جابه‌جا کردنِ جنس حرف بزنیم.

38
00:07:59,708 --> 00:08:01,000
نه واسه درسِ شیمی.

39
00:08:01,083 --> 00:08:02,333
حق با توئه، سوتی از من بود.

40
00:08:06,125 --> 00:08:07,708
بسیار خب، بریم.

41
00:08:17,750 --> 00:08:18,708
جو گرین.

42
00:08:22,000 --> 00:08:24,375
خوشحالم که بالاخره می‌بینمت.

43
00:08:25,500 --> 00:08:28,083
- و ایشون هم باید دوشیزه گلس باشن. - سوزی.

44
00:08:29,208 --> 00:08:31,416
اینم همکارم، آرتورو.

45
00:08:33,250 --> 00:08:34,375
خوش اومدین.

46
00:08:40,625 --> 00:08:44,750
فکر می‌کنم خیلی وقت بود که باید می‌دیدمت، جویی.

47
00:08:44,833 --> 00:08:47,416
اون پایین تو میامی واسه ما کار می‌کردی، درسته؟

48
00:08:47,500 --> 00:08:48,791
آره، پنج سال.

49
00:08:48,875 --> 00:08:49,833
جو کارش حرف نداره.

50
00:08:49,916 --> 00:08:52,625
مطمئن، قابل اعتماد. توی شرایط سخت هم بدجوری خونسرده.

51
00:08:53,625 --> 00:08:56,000
{\an8}- ...حاضره واسه این آدم گلوله بخوره.
- اوه، ایول.

52
00:08:56,500 --> 00:08:58,416
این... خب... خوبه که آدم بدونه.

53
00:08:58,500 --> 00:09:00,458
ثابت کرده که میشه بهش اعتماد کرد.

54
00:09:00,541 --> 00:09:03,833
حالا که پشتش به انگلیس گرمه، آماده‌ست که یه تعهدِ درست و حسابی بده.

55
00:09:12,083 --> 00:09:14,416
چه جور تعهدی مد نظرت بود؟

56
00:09:16,083 --> 00:09:17,500
ماهی دویست کیلو.

57
00:09:17,583 --> 00:09:18,500
اوهوو!

58
00:09:18,583 --> 00:09:19,666
اوه.

59
00:09:23,041 --> 00:09:24,875
مسئولیتِ سنگینیه.

60
00:09:24,958 --> 00:09:26,958
واسه همینم تنها نیومدم اینجا.

61
00:09:27,041 --> 00:09:28,250
جدای از تأمینِ

62
00:09:28,333 --> 00:09:31,541
اون پولِ قلمبه‌ای که واسه شروعِ کار لازمه،

63
00:09:31,625 --> 00:09:34,166
به یه شبکه از قبل آماده شده هم دسترسی دارم.

64
00:09:35,208 --> 00:09:39,541
خانم گلس، من از کار و کاسبیِ شما فقط تعریف شنیدم.

65
00:09:40,041 --> 00:09:44,708
اما کوکائین با ماری‌جوانا داستانش کلاً فرق می‌کنه.

66
00:09:45,291 --> 00:09:48,000
تفاوتِ این دو تا جنس رو درک می‌کنم،

67
00:09:48,083 --> 00:09:51,083
اما تدارکاتش از لحاظِ حمل و نقل و پخش،

68
00:09:51,166 --> 00:09:52,166
مشابه همدیگه‌ست.

69
00:09:52,250 --> 00:09:54,541
که یعنی واسه هر کیلو می‌تونیم ۴ هزار تا بهت بدیم.

70
00:09:56,375 --> 00:09:59,625
آقای وارگاس، صد در صد مطمئنم که از پسش برمیایم.

71
00:10:00,208 --> 00:10:02,916
از هر طرفی که بهش نگاه کردم، دیدم مو لای درزش نمیره.

72
00:10:03,000 --> 00:10:06,083
با دم و دستگاهِ سوزی، با تجربه‌ش، با استعدادش،

73
00:10:06,166 --> 00:10:09,750
با اون حرفه‌ای‌گریِ لعنتیش، در کنارِ شناختِ من از این بازی،

74
00:10:10,583 --> 00:10:11,875
هیچ خطری وجود نداره.

75
00:10:12,625 --> 00:10:15,333
فقط یه فرصتِ نابِ ۲۴ عیاره.

76
00:10:19,500 --> 00:10:21,166
یه کم زمان می‌خوام،

77
00:10:21,666 --> 00:10:23,541
شاید یه هفته یا دو هفته،

78
00:10:24,208 --> 00:10:26,000
تا روی پیشنهادت فکر کنم،

79
00:10:27,000 --> 00:10:28,583
بعدش با هم در تماسیم.

80
00:10:28,666 --> 00:10:29,833
هوم.

81
00:10:29,916 --> 00:10:30,750
هکتور!

82
00:10:41,375 --> 00:10:42,833
امروز معرکه بودی.

83
00:10:43,500 --> 00:10:44,875
اصلاً ترسی به دلت راه ندادی.

84
00:10:45,375 --> 00:10:47,500
قلبم اونقدر تند می‌زد که به زور می‌تونستم فکر کنم.

85
00:10:47,583 --> 00:10:50,500
ولی تو، تو فقط... زل زدی صاف تو چشماش.

86
00:10:51,083 --> 00:10:54,791
خب، تهِ تهش، وارگاس هم مثل بقیه یه کاسبه.

87
00:10:54,875 --> 00:10:57,625
تا وقتی فکر کنه می‌تونه واسه پول درآوردن رو ما حساب کنه،

88
00:10:57,708 --> 00:10:59,458
چیز واسه ترسیدن وجود نداره.

89
00:11:01,083 --> 00:11:03,000
مطمئنی می‌خوای این کارو بکنی، سوزی؟

90
00:11:03,083 --> 00:11:05,416
اگه بابات بفهمه، جفتمونو تیکه‌تیکه می‌کنه.

91
00:11:05,916 --> 00:11:08,125
خب، شاید تو رو نه.

92
00:11:08,208 --> 00:11:11,416
اوه، خیالت راحت باشه جوزف. روزگار هردومون سیاه می‌شه.

93
00:11:13,375 --> 00:11:14,625
حالِ «دوک» چطوره؟

94
00:11:15,458 --> 00:11:16,375
نمی‌دونم.

95
00:11:17,625 --> 00:11:18,958
شنیدم داره رو به راه می‌شه.

96
00:11:19,041 --> 00:11:20,208
باهاش حرف نزدی؟

97
00:11:21,291 --> 00:11:23,541
زنگ زدم، ولی جواب نمی‌ده.

98
00:11:23,625 --> 00:11:26,791
ولی اون‌طور که شنیدم، دو تا پاش و یه دستش شکسته،

99
00:11:26,875 --> 00:11:29,000
بدنش داغونه، ریه‌ش هم جمع شده،

100
00:11:29,541 --> 00:11:31,375
و شش هفت تا از انگشتاش هم شکسته.

101
00:11:31,875 --> 00:11:34,416
در کل، بدجوری دهنش سرویس شده.

102
00:11:34,500 --> 00:11:37,916
واسه این نیست که داری این کارو می‌کنی، نه؟ که از بابات انتقام بگیری؟

103
00:11:39,333 --> 00:11:40,416
نه، جوجو.

104
00:11:40,916 --> 00:11:43,625
به خاطر این چالِ گونه‌های لعنتیت دارم این کارو می‌کنم،

105
00:11:43,708 --> 00:11:47,625
اون شوخ‌طبعیِ شیطنت‌آمیزت و شخصیتِ کله‌گنده‌ات.

106
00:11:48,458 --> 00:11:50,791
خیلی هندونه زیر بغلم می‌ذاری، ولی این هنوز جوابِ من نشد.

107
00:11:53,250 --> 00:11:54,291
داری چه غلطی می‌کنی؟

108
00:11:55,291 --> 00:11:57,000
- بیخیال دیگه. - نه، من اهل رقص نیستم.

109
00:11:57,083 --> 00:11:58,250
خودتم می‌دونی.

110
00:11:58,333 --> 00:12:00,458
جوابِ «نه» تو کَتِ من نمیره، سوزی گلس.

111
00:12:35,625 --> 00:12:38,125
آره خب، مامان‌جون، داره خدمه رو زهره‌ترک می‌کنه.

112
00:12:38,708 --> 00:12:41,208
دیزی و ابیگیل دیگه حاضر نیستن پاشون رو تو اتاقش بذارن،

113
00:12:41,291 --> 00:12:44,375
از وقتی اون ماجرای تُنگِ شراب پیش اومد. مگه نه، آقای لارنس؟

114
00:12:44,458 --> 00:12:46,833
اونا رو فرستادیم سرِ کارهای دیگه.

115
00:12:47,333 --> 00:12:51,041
ادی خیلی سختی کشیده، فقط باید بهش زمان بدیم.

116
00:12:51,625 --> 00:12:54,625
به نظر من باید شکایت کنه. واقعاً جدی می‌گم.

117
00:12:54,708 --> 00:12:57,916
ایجاد جراحتِ شدید با رانندگیِ بی‌ملاحضه یه جرمِ کیفریه.

118
00:12:58,000 --> 00:13:00,833
ادی خیلی صریح گفته که نمی‌خواد پیگیرِ این قضیه بشه.

119
00:13:00,916 --> 00:13:03,041
حداقل باید از بیمه خسارت بگیره.

120
00:13:04,250 --> 00:13:07,625
هنوز نمی‌فهمم چطوری یه فورد موندئو تونسته این‌همه داغون‌کاری به بار بیاره.

121
00:13:07,708 --> 00:13:10,166
نانی، واقعاً فکر می‌کنم بهتره بیخیالِ این قضیه بشی.

122
00:13:10,250 --> 00:13:14,041
می‌دونی که، ادی دوست نداره درباره... تصادفش حرف بزنه،

123
00:13:14,125 --> 00:13:18,250
ما هم فقط باید بهش زمان و فضا بدیم.

124
00:13:19,041 --> 00:13:20,875
ممنون، آقای لارنس، می‌شه لطفاً...؟

125
00:13:21,458 --> 00:13:22,916
منظورم اینه که، شرمنده‌ام، ولی...

126
00:13:23,416 --> 00:13:26,458
اِدی... هروقت خودش آماده باشه، برمی‌گرده پیشمون.

127
00:13:42,041 --> 00:13:43,500
تخم‌مرغ بندیکت، عالیجناب.

128
00:13:51,375 --> 00:13:53,541
میل دارین پرده‌ها رو بکشم؟

129
00:13:56,125 --> 00:13:58,083
- آقای لارنس؟ - بله قربان؟

130
00:13:59,291 --> 00:14:00,250
سیکتیر کن.

131
00:14:00,833 --> 00:14:02,041
بسیار خب، قربان.

132
00:14:22,916 --> 00:14:25,250
چائو، خوشگله.

133
00:14:28,625 --> 00:14:31,583
خب، حال مریض چطوره، بانو؟

134
00:14:31,666 --> 00:14:34,750
هوم، خب، خداروشکر حالش داره کم‌کم خوب می‌شه.

135
00:14:34,833 --> 00:14:35,708
اوکی.

136
00:14:35,791 --> 00:14:40,750
ولی خب، متأسفانه فعلاً هنوز نمی‌تونه کسی رو ببینه.

137
00:14:40,833 --> 00:14:43,666
هفته‌هاست که با هیچ‌کس کلمه‌ای حرف نزده.

138
00:14:44,166 --> 00:14:47,291
نگرانیتون رو درک می‌کنم و بابتش ممنونم، لیدی سابرینا.

139
00:14:47,375 --> 00:14:51,625
اما اگه براتون فرقی نمی‌کنه، واقعاً می‌خوام همین الان برم ببینمش.

140
00:14:54,916 --> 00:14:55,833
سعی‌مونو می‌کنیم.

141
00:15:28,333 --> 00:15:30,291
می‌دونم دلت نمی‌خواد کسی رو ببینی.

142
00:15:35,541 --> 00:15:38,791
اما من فقط از سر دلسوزی نیومدم اینجا.

143
00:15:40,541 --> 00:15:42,375
یه پیغام برات آوردم.

144
00:15:47,625 --> 00:15:48,791
چه پیغامی؟

145
00:15:50,375 --> 00:15:51,875
از طرف مارکوئه.

146
00:15:53,416 --> 00:15:54,875
پولشو می‌خواد، اِدی.

147
00:15:56,166 --> 00:15:59,833
اون ۶۰ میلیونی که واسه نقشه‌ی جرم‌زدایی از ماری‌جوانا سرمایه‌گذاری کرده بود.

148
00:16:01,625 --> 00:16:04,208
گفت اگه تا آخر ماه پول به دستش نرسه،

149
00:16:05,041 --> 00:16:06,833
باید منتظر عواقبش باشی.

150
00:16:19,666 --> 00:16:20,833
من می‌تونم کمکت کنم.

151
00:16:21,333 --> 00:16:23,625
اون پدرخوندمه. رو حرفم حرف نمی‌زنه.

152
00:16:25,291 --> 00:16:27,875
می‌تونم بهش بگم وقت بیشتری لازم داری، یا هر کوفتِ دیگه‌ای که بخوای.

153
00:16:27,958 --> 00:16:28,875
نه.

154
00:16:30,875 --> 00:16:32,458
بهش بگو پولش رو جور می‌کنم.

155
00:16:42,291 --> 00:16:44,833
سایه‌ی مرگ کل زندگیم دنبالم بوده.

156
00:16:48,041 --> 00:16:51,000
وقتی خیلی بچه بودم، ننه بابام توی سقوط هواپیما مردن.

157
00:16:53,375 --> 00:16:55,666
داداش کوچیکترم خودش رو کشت.

158
00:16:59,708 --> 00:17:01,791
ولی وقتی شنیدم چه بلایی سرت اومده...

159
00:17:06,416 --> 00:17:08,500
یه حسی پیدا کردم که تا حالا نداشتم.

160
00:17:09,583 --> 00:17:10,666
چه حسی؟

161
00:17:16,166 --> 00:17:17,291
حسِ عشق بود.

162
00:17:26,083 --> 00:17:29,083
می‌دونم الان تو قلبت جایی واسه این حرفا نیست...

163
00:17:31,125 --> 00:17:33,458
اما فکر کردم لازمه این رو بدونی.

164
00:17:46,166 --> 00:17:47,166
بلا.

165
00:17:53,666 --> 00:17:54,708
ممنونم.

166
00:18:11,000 --> 00:18:14,625
<i>کنجِ خیابون ولو شدم، آره همون‌جا پلاس شدم</i>

167
00:18:15,708 --> 00:18:18,875
<i>کنجِ خیابون صفا می‌کنم، آره صفا می‌کنم</i>

168
00:18:18,958 --> 00:18:22,291
<i>کنجِ خیابون پلاس شدم، ددی با پرادو میاد دنبالم</i>

169
00:18:22,375 --> 00:18:24,333
<i>می‌ریم سمتِ استوارت، ویتارا رو برمی‌داریم</i>

170
00:18:24,416 --> 00:18:27,625
<i>مثل مامانم خوشگلم، بویِ عطرِ گرون می‌دم</i>

171
00:18:27,708 --> 00:18:32,041
<i>با ریملِ روی مژه‌هام، آره لعنتی، همینه...</i>

172
00:18:32,625 --> 00:18:35,458
سلام، سلام. خواهر سوزی، بیا اینجا ببینمت.

173
00:18:35,541 --> 00:18:37,041
چاکی، خیلی وقت بود خبری ازت نبود.

174
00:18:37,125 --> 00:18:39,708
- این مرتیکه‌ی خوش‌تیپ لابد جوئه. - چاکی.

175
00:18:39,791 --> 00:18:41,416
- چطوری برادر؟ - خوبم.

176
00:18:41,500 --> 00:18:43,416
یه چیزی دارم که باید بهت نشون بدم.

177
00:18:43,500 --> 00:18:45,041
می‌دونم منتظر خبری از پِرو هستی،

178
00:18:45,125 --> 00:18:48,833
ولی من واسه پتانسیلِ همکاری‌های عمیق‌تر توی اینجا بدجوری هیجان‌زده‌ام.

179
00:18:48,916 --> 00:18:50,833
خب، قضیه از این قراره، خوش‌تیپِ عوضی.

180
00:18:50,916 --> 00:18:53,583
اینجا اولش فقط یه پولشوییِ معمولی بود،

181
00:18:53,666 --> 00:18:54,833
ولی بعد یهو یه فکری به سرم زد.

182
00:18:54,916 --> 00:18:57,250
چی میشه اگه غذای ژاپنی رو برداری

183
00:18:57,333 --> 00:18:59,333
و با طعم و مزه‌ی پاکستانی با هم ترکیبشون کنی؟

184
00:18:59,416 --> 00:19:02,250
من بهت می‌گم چی میشه؛ نتیجه‌اش میشه «ژاپستانی».

185
00:19:02,333 --> 00:19:03,583
شاید نژادپرستانه به نظر بیاد، ولی نیست.

186
00:19:03,666 --> 00:19:05,750
فقط ترکیب دوتا فرهنگ و دوتا غذا با همدیگه‌ست.

187
00:19:05,833 --> 00:19:09,000
و فکر می‌کنم اگه این رو درست پیاده کنیم، از اینا یدونه

188
00:19:09,083 --> 00:19:12,375
توی تمام شهرهای بزرگ، از لندن تا بردفورد می‌زنیم.

189
00:19:12,458 --> 00:19:16,458
هدفم حدود ۲۰۰ تا رستورانه. کل بازار رو قرق می‌کنیم!

190
00:19:16,541 --> 00:19:18,875
اون‌وقت می‌تونیم ده برابرِ قبل پول بشوریم.

191
00:19:18,958 --> 00:19:20,750
واسه همینم هست که باید بشینیم نقشه بکشیم.

192
00:19:20,833 --> 00:19:23,375
چون وقتی پر و بال بگیریم، دیگه پرواز می‌کنیم، جیگر.

193
00:19:23,458 --> 00:19:24,541
می‌تونی تهِ نقشه رو ببینی؟

194
00:19:27,666 --> 00:19:28,708
بفرما، رسیدیم.

195
00:19:34,916 --> 00:19:36,208
اینم سرآشپزِ ما، مودی.

196
00:19:36,291 --> 00:19:38,625
- خانم سوزی. - پسر، کارش حرف نداره، اصلاً یه سطح دیگه‌ست. اینو ببین.

197
00:19:38,708 --> 00:19:40,791
- بهشون نشون بده با چه سرعتی خُرد می‌کنی. - آره، تماشا کن.

198
00:19:41,666 --> 00:19:42,708
یالا دیگه.

199
00:19:44,458 --> 00:19:47,583
من بهترین سرآشپزِ ژاپستانیِ این مملکتم.

200
00:19:47,666 --> 00:19:48,791
تنها سرآشپزِش هم کلاً خودتی.

201
00:19:50,541 --> 00:19:51,541
اینم از این، رسیدیم.

202
00:19:52,125 --> 00:19:55,333
اون‌طرف همه‌چی روی قانونه، این‌طرف دیوونه‌خونه‌ست. هر غلطی دلت بخواد می‌تونی بکنی.

203
00:19:55,416 --> 00:19:57,958
جکوزی هم اون گوشه‌ست، می‌خوای ننه بزرگتم دعوت کن؛ اصلاً به تخمم نیست.

204
00:19:58,041 --> 00:20:01,041
خب، به محض اینکه از آمریکای جنوبی چراغ سبز رو بگیریم،

205
00:20:01,125 --> 00:20:02,166
دیگه همه‌چی ردیفه.

206
00:20:04,541 --> 00:20:05,666
خب، نظرت چیه؟

207
00:20:06,333 --> 00:20:07,291
خوشت میاد؟

208
00:20:08,333 --> 00:20:09,541
خیلی ازش خوشم اومد.

209
00:20:10,791 --> 00:20:12,916
<i>خیلی جیگر شدی عزیزم.</i>

210
00:20:13,958 --> 00:20:16,541
به نظر میاد... حسابی خستگی در کردی.

211
00:20:17,583 --> 00:20:19,500
لابد تعطیلاتِ مشتی‌ای بوده.

212
00:20:20,000 --> 00:20:23,916
آره. عجیبه که دو هفته لم دادن زیر آفتاب چه حالی به آدم می‌ده.

213
00:20:25,125 --> 00:20:26,708
آره، لابد همین‌طوره.

214
00:20:31,416 --> 00:20:33,541
استیکت رو چطوری بپزم؟

215
00:20:36,333 --> 00:20:37,458
اوم، مدیوم، بابا.

216
00:20:38,750 --> 00:20:39,625
باشه.

217
00:20:43,250 --> 00:20:45,125
راستی، اوم...

218
00:20:45,625 --> 00:20:47,166
از «دوک» خبری بهت نرسیده؟

219
00:20:48,041 --> 00:20:48,958
نه.

220
00:20:50,458 --> 00:20:53,458
<i>با اون بلایی که سرش آوردی، انتظار دیگه‌ای هم نداشتم.</i>

221
00:20:53,541 --> 00:20:54,375
<i>خب...</i>

222
00:20:54,875 --> 00:20:57,000
خب، چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم، داشتم؟

223
00:20:57,916 --> 00:20:59,958
می‌گم، ولی خودت که روبه‌راهی، نه؟

224
00:21:00,666 --> 00:21:01,541
معلومه که هستم.

225
00:21:02,125 --> 00:21:05,416
<i>خیلی مهمه که اینجا سوءتفاهمی پیش نیاد.</i>

226
00:21:07,125 --> 00:21:07,958
<i>انجامش دادم،</i>

227
00:21:08,916 --> 00:21:10,500
همون کاری که لازم بود.

228
00:21:13,541 --> 00:21:14,500
می‌فهمم.

229
00:21:16,958 --> 00:21:18,333
<i>منو که می‌شناسی.</i>

230
00:21:19,458 --> 00:21:20,958
اهل درجا زدن نیستم.

231
00:21:22,291 --> 00:21:23,500
آره.

232
00:21:31,000 --> 00:21:34,458
در مورد سرمایه‌ای که آقای مورتی سرمایه‌گذاری کرده،

233
00:21:34,541 --> 00:21:37,250
از طریق شرکت‌های تابعه‌ی مختلفش،

234
00:21:37,750 --> 00:21:41,416
هنوز یه خرده بیشتر از ده تا نقد داری.

235
00:21:41,916 --> 00:21:47,083
متأسفانه اون ۵۰ تای باقی‌مونده فعلاً تو سرمایه‌گذاری‌های مختلف گیره،

236
00:21:47,166 --> 00:21:51,083
و زنده کردنش کلی زمان می‌بره.

237
00:21:51,916 --> 00:21:54,250
چقدر؟

238
00:21:54,333 --> 00:21:57,833
سه تا شش ماه.

239
00:21:58,958 --> 00:22:01,125
من این‌قدر وقت ندارم، احمد.

240
00:22:02,500 --> 00:22:07,375
البته، می‌تونی اون پول‌هایی رو که فعلاً واسه معامله کنار گذاشته شده جابه‌جا کنی،

241
00:22:07,458 --> 00:22:11,666
همون دو تا مِلکی که پیشنهادشون قبول شده.

242
00:22:11,750 --> 00:22:15,708
اگه از اون معامله‌ها بکشی بیرون، ۳۰ تا آزاد می‌شه.

243
00:22:15,791 --> 00:22:17,666
نه. همچین کاری نمی‌کنم.

244
00:22:18,250 --> 00:22:22,041
ولی باز هم با یه کسریِ گنده روبرو می‌شی،

245
00:22:22,125 --> 00:22:26,625
و هیچ راه مشخصی واسه پس دادن کلِ اون ۶۰ میلیون نداری.

246
00:22:27,125 --> 00:22:29,625
حاضر نیستی دارایی‌هات رو بفروشی.

247
00:22:29,708 --> 00:22:32,416
از سرمایه‌گذاری‌های در جریانت هم عقب‌نشینی نمی‌کنی.

248
00:22:32,500 --> 00:22:34,541
هیچ پولی هم دستت نمی‌رسه،

249
00:22:34,625 --> 00:22:38,666
هزینه‌های جاریت هم سالی ۵ میلیونه.

250
00:22:38,750 --> 00:22:42,125
واسه اینکه من بتونم برات شق‌القمر کنم،

251
00:22:42,208 --> 00:22:45,458
اصلاً اول از همه باید یه خرگوشی توی کلاه باشه.

252
00:23:01,083 --> 00:23:02,375
دیگه می‌تونی بری، احمد.

253
00:23:06,583 --> 00:23:10,500
من... منظورم اینه که... همین‌طوری یه بند متخصص میاد و میره.

254
00:23:10,583 --> 00:23:16,166
می‌دونی، متخصص مغز و اعصاب، چشم‌پزشک، فیزیوتراپ، روان‌درمانگر.

255
00:23:16,250 --> 00:23:17,750
منظورم اینه که این لیست تمومی نداره.

256
00:23:17,833 --> 00:23:20,166
ولی فکر کنم باید شاکر باشیم.

257
00:23:20,250 --> 00:23:22,583
می‌تونست خیلی بدتر از اینا باشه.

258
00:23:25,166 --> 00:23:26,291
خودت چطوری؟

259
00:23:28,333 --> 00:23:29,916
خب، اوم...

260
00:23:30,416 --> 00:23:31,708
خوبم.

261
00:23:32,625 --> 00:23:34,958
من...

262
00:23:35,958 --> 00:23:37,875
حالم کاملاً خوبه.

263
00:23:38,500 --> 00:23:39,958
وای خدا.

264
00:23:42,541 --> 00:23:44,500
- دیدی چه بلایی سرش آوردن؟
- بیا.

265
00:23:44,583 --> 00:23:46,875
دیدی چیکارش کردن؟

266
00:23:46,958 --> 00:23:48,625
<i>با پسر دست‌ه‌گلم؟</i>

267
00:23:49,125 --> 00:23:50,916
<i>آخ، جفری.</i>

268
00:23:51,708 --> 00:23:53,166
<i>ولی هنوز سایش بالا سرمونه.</i>

269
00:23:53,250 --> 00:23:54,541
مهم همینه.

270
00:23:55,625 --> 00:23:56,916
این دفعه رو آره.

271
00:23:58,083 --> 00:23:59,291
اما دفعه‌ی بعد چی؟

272
00:24:01,875 --> 00:24:04,250
این قوی‌ترش می‌کنه. فقط بهش زمان بده.

273
00:24:05,750 --> 00:24:08,666
می‌دونم از نظر جسمی خوب می‌شه.

274
00:24:10,208 --> 00:24:11,416
ولی بعدش چی؟

275
00:24:11,958 --> 00:24:13,583
اون دیگه با خودشه که تصمیم بگیره.

276
00:24:14,500 --> 00:24:16,625
و همینم منو می‌ترسونه، جف.

277
00:24:17,166 --> 00:24:20,458
من می‌دونم اون چه جونوریه. تو هم می‌دونی چیه.

278
00:24:21,791 --> 00:24:24,083
میشه لطفاً از طرف من باهاش حرف بزنی؟

279
00:24:27,833 --> 00:24:29,583
اون حرف تو رو می‌خونه.

280
00:24:30,916 --> 00:24:34,875
تو زیاد حرف نمی‌زنی، ولی وقتی دهنتو باز می‌کنی، همه سراپا گوش می‌شن.

281
00:24:35,500 --> 00:24:37,416
خوشحالم می‌بینم سرپا شدی، عالی‌جناب.

282
00:24:40,083 --> 00:24:42,750
مگه نباید الان داشتی قرقاول‌ها رو از مرز رد می‌کردی؟

283
00:24:43,958 --> 00:24:45,875
محیط‌بان ردیفش کرده.

284
00:24:47,625 --> 00:24:48,541
اجازه هست؟

285
00:24:58,958 --> 00:25:00,708
منم تو موقعیت تو بودم.

286
00:25:03,291 --> 00:25:05,125
راستش، چند باری برام پیش اومده.

287
00:25:08,791 --> 00:25:10,375
می‌دونم چه حسی داری.

288
00:25:13,583 --> 00:25:15,708
و اون دقیقاً چه حسیه، جفری؟

289
00:25:18,291 --> 00:25:19,375
صدمه دیدی.

290
00:25:20,375 --> 00:25:21,916
عصبی هستی.

291
00:25:23,875 --> 00:25:26,125
اما اگه بیفتی دنبال بابی گلس،

292
00:25:27,541 --> 00:25:29,416
سوزی میاد سراغت.

293
00:25:30,000 --> 00:25:33,041
و باید آماده باشی که اون رو هم نفله کنی.

294
00:25:38,708 --> 00:25:40,416
می‌دونی چرا منو نکشت؟

295
00:25:42,166 --> 00:25:43,958
فکر نمی‌کرد براش خطری داشته باشم.

296
00:25:45,083 --> 00:25:47,916
هر کسی ممکنه یه وقتایی لَت‌ و پار بشه.

297
00:25:48,541 --> 00:25:51,416
مهم نیست چطوری زمین خوردی.

298
00:26:04,958 --> 00:26:08,833
یه مهمون داریم که تمام این راه رو از آمریکای جنوبی کوبیده اومده اینجا.

299
00:26:10,333 --> 00:26:12,041
بوینس دیاس، سوزانیتا.

300
00:26:12,125 --> 00:26:14,041
هکتور، خیلی از خونت دور شدی.

301
00:26:14,125 --> 00:26:18,291
می‌خواستم خبر خوب رو حضوری بهت بدم. آقای وارگاس اوکی رو داد.

302
00:26:19,625 --> 00:26:22,125
- پس یعنی ردیفه؟
- معلومه که ردیفه، لعنتی.

303
00:26:23,458 --> 00:26:27,166
پدرم از همون بچگی با داستان‌هایی از خطرات بیزنس کوکائین مغزم رو پر کرده بود.

304
00:26:27,250 --> 00:26:28,250
از همون سن و سال پایین.

305
00:26:29,083 --> 00:26:32,958
واسه اون، فاصله بین مواد مخدر سنگین و سبک یه دره عمیق بود،

306
00:26:33,041 --> 00:26:34,791
که هیچ‌وقت نمی‌شد ازش رد شد.

307
00:26:34,875 --> 00:26:36,000
منطقش هم این بود

308
00:26:36,791 --> 00:26:39,708
که فروشنده‌های کوکائین مثل حیوونای وحشی‌ان،

309
00:26:39,791 --> 00:26:40,916
ازشون هر کثافت‌کاری‌ای برمی‌آد،

310
00:26:41,000 --> 00:26:44,458
و همیشه دارن با کله به سمت نابودی حتمی خودشون می‌رن.

311
00:26:45,375 --> 00:26:48,208
ولی خب، این دلیل نمی‌شه که اون سیستم توزیعی

312
00:26:48,291 --> 00:26:51,083
که توی ۲۰ سال گذشته توی بیزنس علف راه انداخته،

313
00:26:51,166 --> 00:26:53,416
خوراکِ کارِ کوکائین نباشه.

314
00:26:54,000 --> 00:26:58,541
یه زیرساختی که می‌تونیم با کمک چندتا از رفقای قدیمی ازش حسابی کار بکشیم.

315
00:26:58,625 --> 00:27:01,583
چاکی، جو، با جی‌پی و خونواده‌ش آشنا شید.

316
00:27:01,666 --> 00:27:04,083
چطورید رفقا؟ عجب جای ردیفیه.

317
00:27:04,166 --> 00:27:05,416
- حاضرید؟
- به سلامتی!

318
00:27:05,500 --> 00:27:08,958
البته به شرطی که هر کی توی کاره، با احتیاط کامل عمل کنه.

319
00:27:10,041 --> 00:27:12,750
تلاش‌های «دوک» واسه راه انداختن یه منبع درآمد چرب و نرم جدید،

320
00:27:12,833 --> 00:27:15,083
همیشه قرار بود تهش به گوش پدرم برسه،

321
00:27:15,166 --> 00:27:17,791
یعنی همه‌چیز به اجازه اون بند بود.

322
00:27:17,875 --> 00:27:20,583
اجازه‌ای که در نهایت اصلاً دلش نمی‌خواست صادر کنه.

323
00:27:21,625 --> 00:27:24,916
در حالی که ما فقط داریم از عملیاتی که اون از قبل چیده، سواری مجانی می‌گیریم.

324
00:27:25,500 --> 00:27:29,041
تا وقتی پدرم چیزی نفهمه، دلیلی هم برای نگرانی نداره.

325
00:27:29,541 --> 00:27:32,083
پول رو این‌طوری نمی‌شورن، سوز. باید آروم پیش بری.

326
00:27:32,166 --> 00:27:33,666
پول خیلی زیادی داره سرازیر میشه.

327
00:27:33,750 --> 00:27:36,541
فکر کنم مشکلیه که بتونیم از پسش بربیایم. مگه نه، سوز؟

328
00:27:36,625 --> 00:27:38,916
آره، همین الان ردیفش می‌کنیم.

329
00:27:41,666 --> 00:27:44,458
حقیقت اینه چیزی که پدرم به اسم عقل و درایت به خوردمون می‌داد،

330
00:27:44,541 --> 00:27:48,333
در واقع سرپوشی بود برای بی‌عرضگی و نداشتنِ جاه‌طلبی، که با گذشت زمان،

331
00:27:48,416 --> 00:27:51,916
اونو تبدیل کرد به یه درختِ همیشه سبز که زیر سایه‌ش هیچ کوفتی رشد نمی‌کرد.

332
00:27:54,875 --> 00:27:59,541
به محض اینکه خودت رو از اون طرز فکرِ محتاطانه و محدود خلاص کنی،

333
00:27:59,625 --> 00:28:01,958
احتمالات دیگه بی‌حد و مرز میشن،

334
00:28:02,041 --> 00:28:04,458
و تنها مشکلِ واقعی که باهاش روبرو می‌شی اینه که،

335
00:28:04,541 --> 00:28:06,000
باید چیکار کنی،

336
00:28:06,083 --> 00:28:08,791
با این همه پول.

337
00:28:29,500 --> 00:28:32,875
قدیما صدها سال زمان و هزاران آدم لازم بود،

338
00:28:32,958 --> 00:28:34,333
تا یه کلیسای جامع بسازن،

339
00:28:34,416 --> 00:28:36,958
اونم با این اطمینانِ قلبی که خدا داره صداشون رو می‌شنوه.

340
00:28:37,041 --> 00:28:41,750
ساختِ این عمارتِ بدقواره‌ی دهه‌ی شصتی کلاً دو سال و صد نفر آدم برد.

341
00:28:41,833 --> 00:28:42,958
دلیلش هم،

342
00:28:43,041 --> 00:28:47,583
اون تنگناییه که با از دست دادنِ یقین و اطمینان سراغ آدم میاد.

343
00:28:47,666 --> 00:28:49,291
می‌خوام یه سوال ازت بپرسم.

344
00:28:49,791 --> 00:28:53,125
در کنار اون حس‌های اجتناب‌ناپذیرِ یأس و پشیمونی،

345
00:28:53,208 --> 00:28:54,916
که حتماً داشتی باهاشون دست و پنجه نرم می‌کردی،

346
00:28:55,000 --> 00:28:57,458
آیا تو هیچ مرحله‌ای،

347
00:28:57,541 --> 00:29:01,750
حس کردی که آزاد و رها شدی؟

348
00:29:02,541 --> 00:29:05,083
نه آقای جانستون. اصلاً و ابداً.

349
00:29:05,958 --> 00:29:08,958
تا وقتی خودت رو پشت سر نذاری،

350
00:29:09,041 --> 00:29:12,166
نمی‌تونی بفهمی واقعاً کی هستی.

351
00:29:14,208 --> 00:29:16,708
مشکل اینجاست که تو موردِ من،

352
00:29:16,791 --> 00:29:19,791
همون جریانی که امتیازاتم رو ازم گرفت،

353
00:29:20,625 --> 00:29:23,125
منو تو یه وضعیتِ بدجوری داغون و متزلزل گذاشته

354
00:29:23,208 --> 00:29:24,916
که باید سریع یه فکری به حالش کرد،

355
00:29:25,000 --> 00:29:26,291
واسه همین هم هست که

356
00:29:26,375 --> 00:29:30,166
می‌خوام عمارت و املاکم رو به عنوان وثیقه برای ۱۰۰ میلیون پوند وام بذارم.

357
00:29:30,958 --> 00:29:32,916
دقیقاً همون رقمی که روز اولِ دیدنمون بهت پیشنهاد دادم.

358
00:29:34,500 --> 00:29:35,791
<i>حتماً قسمت بوده.</i>

359
00:29:35,875 --> 00:29:39,083
اگه نتونم تا یه سال دیگه وام رو با ۱۵ درصد سود برگردونم،

360
00:29:39,166 --> 00:29:41,625
عمارت و تمام زمین‌ها مالِ توئه.

361
00:29:41,708 --> 00:29:44,083
اگه قبول کنم، نقشه ات برای این پول چیه؟

362
00:29:44,166 --> 00:29:46,208
بدهی‌هام رو صاف کنم و دوباره سرمایه‌گذاری کنم.

363
00:29:48,291 --> 00:29:51,416
با «سنگ لندن» آشنایی دارید، عالی‌جناب؟

364
00:29:53,541 --> 00:29:57,166
آره، یه... یه بنای تاریخی تو خیابون «کنون»ـه.

365
00:29:57,250 --> 00:29:59,416
<i>خیلی فراتر از یه بنای تاریخیه،</i>

366
00:29:59,500 --> 00:30:03,250
<i>افسانه‌ها می‌گن «بروتوس» اونو به جزایر بریتانیا آورد،</i>

367
00:30:03,333 --> 00:30:06,583
<i>کسی که مثلاً بنیان‌گذار بریتانیاست، اونم سال ۱۱۱۵ قبل از میلاد.</i>

368
00:30:06,666 --> 00:30:09,708
تا وقتی که «سنگِ بروتوس» در امان باشه...

369
00:30:09,791 --> 00:30:13,000
- ...لندن هم به شکوفاییش ادامه می‌ده. - هوم.

370
00:30:13,083 --> 00:30:17,083
تاریخِ اون، و تاریخِ شما، به قبل از امپراتوری روم برمی‌گرده.

371
00:30:17,166 --> 00:30:19,625
<i>افسانه می‌گه این سنگ با تروجان‌ها اومد</i>

372
00:30:19,708 --> 00:30:23,041
<i>و ۱۲۰۰ سال قبل از تولد مسیح به جزایر بریتانیا رسید.</i>

373
00:30:23,125 --> 00:30:25,708
<i>اونا پتانسیل رو دیدن،</i>

374
00:30:25,791 --> 00:30:28,541
توی این جزیره‌ای که اسمش رو «آلبیون» گذاشتن،

375
00:30:28,625 --> 00:30:30,833
واسه همین سنگ رو از خودشون به یادگار گذاشتن،

376
00:30:30,916 --> 00:30:34,291
مثل یه مناره‌ی مرموز که تا هزار سال نبض می‌زنه.

377
00:30:34,833 --> 00:30:37,416
خب، عجب داستان دلنشینی.

378
00:30:37,500 --> 00:30:41,791
من معتقدم که تو از نوادگان مستقیم شاه پریام هستی،

379
00:30:41,875 --> 00:30:43,375
آخرین پادشاه تروآ.

380
00:30:43,458 --> 00:30:48,000
اینکه اصالت اشرافی تو خیلی عقب‌تر از اونیه که فکرشو می‌کردی،

381
00:30:48,083 --> 00:30:49,708
برمی‌گرده به یونان باستان.

382
00:30:49,791 --> 00:30:52,333
شاید داری تو شجره‌نامه‌ی من یکم پیازداغشو زیاد می‌کنی.

383
00:30:52,416 --> 00:30:53,541
خیلی لطف داری.

384
00:30:54,125 --> 00:30:57,375
اما من واسه درس تاریخ نیومدم اینجا. من دنبال یه رقمم.

385
00:30:57,875 --> 00:31:01,500
وامت رو بهت می‌دم، لرد هورنمن، دوکِ هالستد.

386
00:31:02,000 --> 00:31:04,333
می‌دم استیونز همین الان قرارداد رو ردیف کنه.

387
00:31:05,208 --> 00:31:08,041
نه واسه اینکه بخوام عمارتت رو از چنگت دربیارم،

388
00:31:08,541 --> 00:31:13,166
بیشتر چون می‌خوام ببینم چطوری از تمام ظرفیتت استفاده می‌کنی.

389
00:31:24,291 --> 00:31:26,541
صبح بخیر چاکی. چکار می‌تونم برات بکنم؟

390
00:31:26,625 --> 00:31:28,375
ردیفی سوزان؟ یه چیز فوری.

391
00:31:28,458 --> 00:31:32,291
می‌شه ازت بخوام خودت و اون حرومزاده‌ی خوش‌تیپ سریع جیم شین بیاین اینجا؟

392
00:31:33,041 --> 00:31:36,250
یکم سخته. امروز بدجوری دور خودمون می‌چرخیم. نمی‌شه صبر کنه؟

393
00:31:36,333 --> 00:31:39,125
نه، نمی‌شه صبر کرد، نه. همین الان بهتون نیاز دارم، لطفا.

394
00:31:40,208 --> 00:31:41,916
ببینم می‌تونم تو برنامه‌م یه فرجی بدم یا نه.

395
00:31:42,000 --> 00:31:44,583
یه جوری ردیفش کن. نیم ساعت دیگه می‌بینمت. فعلاً.

396
00:31:44,666 --> 00:31:46,375
طبق نقشه پیش برو، باشه؟

397
00:31:46,958 --> 00:31:49,583
ببین، اوم... من... بعداً بهت زنگ می‌زنم.

398
00:31:51,666 --> 00:31:53,958
هی، می‌خواستم بذارم تخت بخوابی.

399
00:31:54,041 --> 00:31:56,041
آره خب، ولی چاکی نقشه‌های دیگه‌ای داشت.

400
00:31:56,125 --> 00:31:58,208
دوباره سر یه چیزی بدجوری آمپر چسبونده.

401
00:31:58,291 --> 00:32:00,916
فکر نکنم به خاطر کیفیتِ دست‌پخت باشه، ولی خب، از کجا معلوم.

402
00:32:01,000 --> 00:32:02,750
نخواست وارد جزئیات بشه.

403
00:32:02,833 --> 00:32:04,583
این یکی رو شاید مجبور شم بسپرم به خودت.

404
00:32:04,666 --> 00:32:07,166
قبل از اینکه جی‌پی رو ببینم، باید یه سری خرده‌کاری رو تو شهر ردیف کنم.

405
00:32:07,250 --> 00:32:09,166
- همه‌چی ردیفه؟
- آره. آره.

406
00:32:10,083 --> 00:32:12,208
همه‌چی کاملاً روبراهه.

407
00:32:13,083 --> 00:32:14,958
کارت با چاکی که تموم شد بهم یه زنگ بزن.

408
00:32:16,625 --> 00:32:17,500
<i>جو کجاست؟</i>

409
00:32:17,583 --> 00:32:19,875
جو سرش شلوغه. چیزی شده؟

410
00:32:20,375 --> 00:32:23,708
نه، واقعاً نه. هنوز اوضاع یه جورایی بیریخته.

411
00:32:31,708 --> 00:32:33,583
روز خوش، دوشیزه گلس.

412
00:32:34,166 --> 00:32:35,708
صبح بخیر، آرتورو.

413
00:32:36,500 --> 00:32:40,208
نمی‌دونستم قراره به ما ملحق شی. باید خبر می‌دادی که این‌طرفایی.

414
00:32:42,833 --> 00:32:44,458
چرا باید همچین کاری می‌کردم؟

415
00:32:44,541 --> 00:32:48,500
خب، آدمایی که می‌خوان یه قرار کاری داشته باشن، همین کار رو می‌کنن.

416
00:32:49,208 --> 00:32:50,458
هماهنگش می‌کنن.

417
00:32:51,000 --> 00:32:53,750
- ردیفی اونجا مودی؟
- خوبم، خانم سوزی.

418
00:32:53,833 --> 00:32:54,875
کاملاً ردیف.

419
00:32:54,958 --> 00:32:58,291
نه، مودی پسرِ خوبیه. ننه‌بزرگش تو طالبان بوده. خیلی سگ‌جونیه واسه خودش، واسه همین...

420
00:32:58,375 --> 00:32:59,250
- آره.
- درسته.

421
00:32:59,333 --> 00:33:00,541
بیا بشینیم

422
00:33:00,625 --> 00:33:04,875
و مثل دو تا حرفه‌ای در مورد هر مشکلی که داری گپ بزنیم، هوم؟

423
00:33:05,708 --> 00:33:08,375
می‌خوای بدونی مشکلِ من چیه؟

424
00:33:09,916 --> 00:33:11,333
- برونو.
- هوم.

425
00:33:13,541 --> 00:33:17,083
جنسِ ما لنگه نداره.

426
00:33:17,750 --> 00:33:20,875
هم از کیفیتش تابلوعه
هم...

427
00:33:21,375 --> 00:33:24,291
از اون نشونه‌های شیمیایی که واسه ردیابی‌اش استفاده می‌کنیم.

428
00:33:24,375 --> 00:33:26,291
هوم.

429
00:33:27,000 --> 00:33:27,875
چه جالب.

430
00:33:28,375 --> 00:33:31,291
واسه همین وقتی شنیدیم که اینجا یه راهی واسه توزیع باز شده...

431
00:33:33,291 --> 00:33:34,875
اومدیم ته و توش رو دربیاریم.

432
00:33:36,958 --> 00:33:38,166
و حالا اینجاییم.

433
00:33:49,125 --> 00:33:50,250
اونا واسه من کار می‌کنن.

434
00:33:50,333 --> 00:33:53,000
داشتن جنسِ *ما* رو می‌فروختن.

435
00:33:53,083 --> 00:33:54,166
نه.

436
00:33:54,958 --> 00:33:56,541
جنسِ شما *بود*.

437
00:33:56,625 --> 00:34:00,708
بعدش ما یه پولِ قلمبه بابتش دادیم و شد جنسِ ما.

438
00:34:04,541 --> 00:34:06,000
همچین اتفاقی نیفتاده.

439
00:34:06,083 --> 00:34:07,625
آقای وارگاس،

440
00:34:08,625 --> 00:34:09,791
اون گفت نه.

441
00:34:11,625 --> 00:34:13,583
هکتور خودش شخصاً اومد که بهمون بگه.

442
00:34:14,291 --> 00:34:15,875
ما پول ۴۰۰ کیلو رو دادیم.

443
00:34:16,916 --> 00:34:19,208
آخرین بار کی دیدیش؟

444
00:34:19,291 --> 00:34:21,458
وقتی که پول اولین محموله رو دادیم.

445
00:34:22,416 --> 00:34:26,041
ببین، اگه مشکلی داری، پیشنهاد می‌کنم با خود هکتور حرف بزنی.

446
00:34:27,583 --> 00:34:29,458
نگران هکتور نباش، خودم ردیفش می‌کنم.

447
00:34:32,291 --> 00:34:33,541
جو کجاست؟

448
00:34:34,500 --> 00:34:35,583
جو سرش شلوغه.

449
00:34:38,958 --> 00:34:40,125
بهش زنگ بزن.

450
00:34:42,625 --> 00:34:45,791
چرا یه زنگ به آقای وارگاس نمی‌زنی؟ مطمئنم اون می‌تونه قضیه رو روشن کنه.

451
00:34:50,125 --> 00:34:52,791
آقای وارگاس در جریان موقعیت هست.

452
00:34:55,375 --> 00:34:57,083
به جو زنگ بزن.

453
00:34:58,291 --> 00:35:00,458
و بهش بگو همین الان پاشه بیاد اینجا.

454
00:35:02,625 --> 00:35:04,458
اه، خب به اون حرومزاده زنگ بزن دیگه، مگه نه؟

455
00:35:11,416 --> 00:35:12,250
ردیفی، عزیزم؟

456
00:35:12,333 --> 00:35:16,708
خوبی جگر؟ راستش، من و چاکی بدجور به اون عقلِ کل‌ت نیاز داریم.

457
00:35:17,208 --> 00:35:18,791
می‌شه اون کونتو زود برداری بیای اینجا؟

458
00:35:18,875 --> 00:35:21,666
اوه، نمی‌دونم. یخورده وقتم تنگه. چیه، چی شده؟

459
00:35:21,750 --> 00:35:23,291
پشت تلفن واقعاً نمی‌شه در موردش حرف زد.

460
00:35:23,791 --> 00:35:26,125
ولی چیز خاصی نیست. فقط یه... گپِ کوتاه.

461
00:35:26,916 --> 00:35:28,166
منظورت از گپِ کوتاه چیه؟

462
00:35:28,250 --> 00:35:30,541
فقط پاشو بیا، باشه؟

463
00:35:32,875 --> 00:35:34,708
باشه سوز، ردیفه. من، ام...

464
00:35:35,208 --> 00:35:36,541
تا یه ساعت دیگه اونجام.

465
00:35:36,625 --> 00:35:37,500
عالیه.

466
00:35:48,333 --> 00:35:49,750
خوبه که می‌بینمت.

467
00:35:50,250 --> 00:35:51,791
سرحال به نظر میای.

468
00:35:51,875 --> 00:35:54,750
آره... با توجه به شرایط.

469
00:35:54,833 --> 00:35:56,791
بله، خب، ممنون.

470
00:35:57,375 --> 00:35:58,333
و، اه...

471
00:35:59,583 --> 00:36:00,833
شرمنده که ناامیدت کردم.

472
00:36:02,250 --> 00:36:04,750
ذاتِ ریسک و معامله همینه دیگه، می‌دونی.

473
00:36:05,541 --> 00:36:10,500
یه وقتایی به خواسته‌هات می‌رسی، یه وقتایی هم... کم میاری.

474
00:36:12,291 --> 00:36:15,791
ببین، می‌فهمم که نمی‌شه ۶۰ میلیون رو همین‌طوری به حساب ریسکِ معامله گذاشت.

475
00:36:15,875 --> 00:36:16,708
هوم.

476
00:36:17,375 --> 00:36:20,833
ولی به‌جای اینکه پولو پس بدیم، چطوره یه کار خفن‌تر بکنیم؟

477
00:36:21,583 --> 00:36:22,791
اوهوم.

478
00:36:22,875 --> 00:36:26,583
اون ۶۰ میلیون رو برمی‌داریم، ۴۰ تا هم من میذارم روش و همه‌شو سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

479
00:36:26,666 --> 00:36:30,166
توی سه سال، پنجاه تا مزرعه تو کلِ قاره.

480
00:36:30,916 --> 00:36:32,666
بحثِ انتقام‌جویی نیست.

481
00:36:32,750 --> 00:36:34,666
بحثِ برابر کردنِ زمینِ بازیه.

482
00:36:35,500 --> 00:36:37,333
قمارِ بزرگی کردی، ادی.

483
00:36:39,500 --> 00:36:40,625
و باختی.

484
00:36:43,500 --> 00:36:44,833
مردم حرف درمیارن.

485
00:36:45,625 --> 00:36:49,500
بدنامی به این راحتیا پاک نمیشه، می‌دونی که. می‌دونی الان باید چیکار کنی؟

486
00:36:57,708 --> 00:37:00,666
{\an8}و این دقیقاً همون کاریه که قصد دارم انجام بدم، مارکو.

487
00:37:01,375 --> 00:37:03,875
آره، ولی اول باید اعتماد بقیه رو جلب کنی.

488
00:37:03,958 --> 00:37:05,500
این... این یعنی چی؟

489
00:37:06,875 --> 00:37:08,625
- داری منو می‌پیچونی؟ - نه، نه، نه، نه.

490
00:37:08,708 --> 00:37:11,208
فقط مسئله اینه که فکر می‌کنم الان اصلاً آماده نیستی.

491
00:37:11,291 --> 00:37:12,583
- نه، من آمادم. - نه، نیستی.

492
00:37:12,666 --> 00:37:14,583
هستم. قبلاً دست و پام بسته بود.

493
00:37:14,666 --> 00:37:16,875
الان دیگه از شرِ رابطه‌های قبلیم خلاص شدم.

494
00:37:16,958 --> 00:37:18,416
همون‌ها بودن که پامو می‌کشیدن و نمی‌ذاشتن کار کنم.

495
00:37:20,291 --> 00:37:22,833
آره، ممکنه آزاد باشی، ولی تنهایِ تنهایی.

496
00:37:23,375 --> 00:37:25,083
ادی، تو هیچ‌کی رو نداری.

497
00:37:25,166 --> 00:37:29,791
توی دنیایی که می‌خوای توش جولان بدی، هیچ ریشه‌ای نداری.

498
00:37:30,291 --> 00:37:31,500
می‌فهمی چی می‌گم؟

499
00:37:32,083 --> 00:37:33,125
آه.

500
00:37:33,208 --> 00:37:34,166
هوم؟

501
00:37:40,958 --> 00:37:41,833
حله.

502
00:37:43,791 --> 00:37:45,916
تا آخر وقت پول تو حسابته.

503
00:38:05,958 --> 00:38:09,500
هر وقت پول نشست به حساب خبرم کن. می‌تونیم جابه‌جاشون کنیم.

504
00:38:09,583 --> 00:38:13,500
اسم روی تراکنش باید استنلی جانستون باشه، با یه T.

505
00:38:13,583 --> 00:38:15,791
آره، درسته. دمت گرم، احمد.

506
00:38:19,250 --> 00:38:21,541
- یالا.
- بذار برم این گندکاری رو ردیف کنم.

507
00:38:21,625 --> 00:38:24,375
هوی، اون آشغالای نارنجی رو از اینجا... اه، گمشو بابا.

508
00:38:28,208 --> 00:38:30,291
- واسه چی راه رو بند آوردی؟
- شرمنده، قربان.

509
00:38:30,375 --> 00:38:32,958
- چه خبره؟
- همه‌ی این بساط رو از اینجا جمع کن.

510
00:38:33,041 --> 00:38:35,083
- ما فقط داریم کارمونو انجام می‌دیم.
- تو رو خدا ول کن بابا.

511
00:38:35,166 --> 00:38:36,166
منم واسه خودم حق و حقوق دارم.

512
00:38:36,250 --> 00:38:38,208
باید این کثافت‌کاری رو از سر راه برداری.

513
00:38:38,291 --> 00:38:41,500
- داریم مسیر دوچرخه می‌سازیم.
- آه، باز همه‌چی رو بندازین گردن دوچرخه‌سوارها.

514
00:38:41,583 --> 00:38:45,625
آره، همینه. راه بیفت. زود باش!
دهنمون سرویس شد از دست اینا.

515
00:39:22,541 --> 00:39:27,291
این سنگ مثل یه فانوس ماوراییه که تا هزار سال می‌تپه.

516
00:39:29,041 --> 00:39:31,750
تروجان‌ها فقط اون سنگ رو ول نکردن برن، ادی.

517
00:39:31,833 --> 00:39:33,666
بعضی‌هاشون همونجا موندن.

518
00:39:35,083 --> 00:39:38,416
من معتقدم که تو نواده‌ی مستقیمِ...

519
00:39:38,500 --> 00:39:40,875
شاه پریام، آخرین پادشاه تروایی.

520
00:39:42,708 --> 00:39:47,250
دی‌ان‌ای تو با خشت اول تمدن غرب عجین شده.

521
00:39:47,333 --> 00:39:49,375
وقتی شنیدم چیکار باهات کردن...

522
00:39:49,458 --> 00:39:51,916
- رشد کن ادی.
- یه حسی داشتم که تا حالا تجربه نکرده بودم.

523
00:39:52,000 --> 00:39:54,750
- راست می‌گه، می‌دونی که.
- عشق بود.

524
00:39:54,833 --> 00:39:56,583
اون دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نمی‌شه.

525
00:39:56,666 --> 00:39:59,166
هیچ‌وقت کارت رو به یه آدم احمق نشون نده...

526
00:40:02,291 --> 00:40:04,041
<i>...تا وقتی تموم بشه.</i>

527
00:40:04,750 --> 00:40:07,000
- زود گمشو برو.
- پنج دقیقه.

528
00:40:07,875 --> 00:40:11,333
- خیلی عوضی کونی هستی.
- من کونی‌ام؟ من کونی‌ام؟

529
00:40:11,416 --> 00:40:13,666
- شنیدی چه زری زدی؟
- آره، شنیدم چی گفتم.

530
00:40:29,083 --> 00:40:31,916
دیدی؟ اونجاست.
جای نگرانی نیست.

531
00:40:32,791 --> 00:40:36,291
ببین سوز، نمی‌دونم تو رو ولی
من اصلاً دلم نمی‌خواد امروز ریق رحمت رو سر بکشم.

532
00:40:36,375 --> 00:40:39,625
کسی قرار نیست بمیره چاکی.
همه‌چی ردیفه.

533
00:40:39,708 --> 00:40:43,250
این یا یه جور کلاهبرداریه
یا یه گندکاریِ حسابی.

534
00:40:43,333 --> 00:40:45,750
سوز، تو هر دو حالت،

535
00:40:45,833 --> 00:40:47,708
آخرش ممکنه به فاک بریم و بمیریم.

536
00:40:49,000 --> 00:40:49,916
ردیف می‌شه.

537
00:40:50,000 --> 00:40:51,833
آخه واسه چی انقدر آرومی کثافت؟

538
00:40:53,500 --> 00:40:55,500
می‌دونی اینجا چه خبره، سوز؟

539
00:40:55,583 --> 00:40:59,208
انگار یه سوءتفاهمی با رفیقمون هکتور پیش اومده.

540
00:40:59,291 --> 00:41:01,708
کاشف به عمل اومد که جنس‌ها اصلاً مال ما نبود که بفروشیم.

541
00:41:01,791 --> 00:41:03,458
نه، بابا، مگه می‌شه؟

542
00:41:03,541 --> 00:41:04,958
- هکتور همچین کاری نمی‌کنه.
- هو.

543
00:41:08,500 --> 00:41:09,375
بشین.

544
00:41:12,708 --> 00:41:13,666
تو هم همین‌طور.

545
00:41:24,750 --> 00:41:26,916
بذار بگم چی‌کار می‌کنم. یه چای کرکِ مشتی ردیف می‌کنم.

546
00:41:27,000 --> 00:41:29,791
چای می‌خوری؟
برات چای می‌ریزم. هوم؟ چای؟

547
00:41:29,875 --> 00:41:30,833
چای نخواستیم.

548
00:41:31,833 --> 00:41:33,875
تو هم هیچ‌جایی نمی‌ری، رفیق.

549
00:41:33,958 --> 00:41:34,958
انجل.

550
00:41:39,333 --> 00:41:41,500
چند تا سؤال ازت دارم، جو.

551
00:41:42,083 --> 00:41:46,041
امیدوارم جوابایی که لازم دارم رو داشته باشی تا بتونیم بریم سر اصل مطلب.

552
00:41:46,125 --> 00:41:47,375
آره، منم همین‌طور.

553
00:41:48,083 --> 00:41:50,375
همه این کوکایینا رو از هکتور خریدی، نه؟

554
00:41:51,208 --> 00:41:52,125
اوهوم.

555
00:41:52,958 --> 00:41:54,208
بقیش کجاست؟

556
00:41:55,833 --> 00:41:57,333
ما... ما فروختیمش.

557
00:41:58,541 --> 00:42:00,000
پول خوبی به جیب زدی؟

558
00:42:00,583 --> 00:42:02,083
آره، آره، بد نبود.

559
00:42:02,583 --> 00:42:04,291
الان پولا کجاست؟

560
00:42:06,500 --> 00:42:08,166
اون پول ماله ماس، آرتورو.

561
00:42:08,250 --> 00:42:09,958
کوکایینا که مال تو نبود.

562
00:42:10,458 --> 00:42:12,166
پس پولش هم...

563
00:42:12,958 --> 00:42:14,375
به تو نمی‌رسه.

564
00:42:17,833 --> 00:42:20,625
باید بهم بگی اون پولِ لعنتی کدوم گوریه.

565
00:42:21,416 --> 00:42:24,583
وگرنه، بدجوری شر میشه.

566
00:42:25,625 --> 00:42:26,750
واسه تو.

567
00:42:28,375 --> 00:42:29,708
واسه <i>رفیقات</i>.

568
00:42:31,291 --> 00:42:34,041
- هوی، هوی، هوی! یه کم آروم باش وحشی! - چه مرگته آخه؟

569
00:42:34,125 --> 00:42:39,000
گوش کن، گوش کن، باشه؟ پولا رو می‌گی؟ پولا تو آپارتمانمه. باشه؟

570
00:42:39,833 --> 00:42:42,750
اما می‌تونم یه چیزی بهت بدم که خیلی بیشتر از پول دنبالشی.

571
00:42:43,333 --> 00:42:44,333
خب؟

572
00:42:44,833 --> 00:42:45,666
هکتور.

573
00:42:46,958 --> 00:42:49,166
همون مرتیکه‌ای که اولِ کار کوکا رو ازت بلند کرد.

574
00:42:51,291 --> 00:42:53,500
- کجاست؟ - همین امروز صبح باهاش حرف زدم!

575
00:42:53,583 --> 00:42:55,791
آره؟ همین الان تو راهه که بیاد آپارتمان من.

576
00:42:55,875 --> 00:42:56,958
پیشنهادم اینه، خب؟

577
00:42:57,041 --> 00:42:59,083
پیشنهادم اینه که... من و تو،

578
00:42:59,750 --> 00:43:01,708
اونجا باهاش قرار بذاریم، تا بتونیم...

579
00:43:02,583 --> 00:43:04,708
تا بتونیم کل این بساط رو صاف‌وسوف کنیم، ردیفه؟

580
00:43:08,208 --> 00:43:10,083
باشه.

581
00:43:10,958 --> 00:43:11,791
آدم باش.

582
00:43:23,833 --> 00:43:25,208
تو همین‌جا بمون.

583
00:43:27,375 --> 00:43:28,416
اون داره میره سمت آپارتمان.

584
00:43:30,000 --> 00:43:33,041
انجل. برونو.

585
00:43:33,125 --> 00:43:34,916
تو هکتور رو برمی‌گردونی.

586
00:43:36,416 --> 00:43:38,500
می‌دونی کجا می‌شینه، نه؟

587
00:43:39,833 --> 00:43:41,291
آره، می‌دونم کجا می‌شینه.

588
00:44:15,541 --> 00:44:19,291
ببخشید، راه داره یکی از شماها اینو امضا کنه؟

589
00:44:19,375 --> 00:44:21,041
آخه امروز یه خرده عجله دارم.

590
00:44:41,333 --> 00:44:43,458
هی رفیق، این لامصب‌ها رو کجا بذارم؟

591
00:45:06,708 --> 00:45:08,666
اینجا چه گهی داره می‌خوره، سوزی؟

592
00:45:09,875 --> 00:45:11,875
سوال ۱۲ میلیون پوندی همینه دیگه، نه؟

593
00:45:16,375 --> 00:45:19,625
سوزی، باید بهم بگی چه خبره.

594
00:45:19,708 --> 00:45:21,375
می‌گم. وقتی خودم فهمیدم.

595
00:45:21,875 --> 00:45:25,333
همین الان، ازت می‌خوام اون جنازه‌ها رو یه جایی گم‌وگور کنی که دست هیچ‌کس بهشون نرسه.

596
00:45:25,416 --> 00:45:27,375
در مورد هیچ‌کدوم اینا هم حق نداری با بابا حرف بزنی.

597
00:45:29,250 --> 00:45:32,041
خب ببین، اوضاع دستت هست یا نه؟

598
00:45:33,958 --> 00:45:35,083
اوضاع دستمه.

599
00:45:42,416 --> 00:45:44,000
چیزی که من دارم می‌بینم اینه، خب؟

600
00:45:44,083 --> 00:45:46,625
یا آرتورو داشت یه جوری قلمرو دزدی می‌کرد،

601
00:45:46,708 --> 00:45:49,208
می‌خواد من و هکتور رو سر به نیست کنه تا کل بریتانیا بیفته دست خودش،

602
00:45:49,291 --> 00:45:52,583
یا اینکه هکتور از همون اول داشت بهمون دروغ می‌گفت.

603
00:45:54,125 --> 00:45:57,166
- باید با هکتور حرف بزنیم. - چند روزه که باهاش حرف نزدم.

604
00:45:57,250 --> 00:45:59,083
تو گفتی امروز صبح سعی کردی بهش زنگ بزنی.

605
00:45:59,166 --> 00:46:02,375
اونو از خودم درآوردم؛ می‌خواستم تعدادشون رو پخش کنم تا بتونیم دخلشون رو بیاریم.

606
00:46:02,458 --> 00:46:04,833
باید با وارگاس حرف بزنیم. قضیه رو براش توضیح بدیم.

607
00:46:04,916 --> 00:46:07,208
واقعاً فکر می‌کنی بعدِ این کاری که کردیم، به حرفمون گوش میده؟

608
00:46:07,291 --> 00:46:09,250
سوزی، باید غیبمون بزنه،

609
00:46:09,958 --> 00:46:11,375
تا وقتی که بفهمیم داستان از چه قراره.

610
00:46:11,875 --> 00:46:13,500
وارگاس میاد سراغمون.

611
00:46:13,583 --> 00:46:16,041
کار این آدما همینه. کلاً ذاتشون اینجوریه.

612
00:46:17,625 --> 00:46:18,791
ببین، اه...

613
00:46:21,625 --> 00:46:23,625
نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

614
00:46:25,041 --> 00:46:26,250
سوزی، عاشقتم.

615
00:46:27,458 --> 00:46:28,875
ما تو این مخمصه با همیم، خب؟

616
00:46:30,583 --> 00:46:31,666
برنامه‌مون اینه:

617
00:46:31,750 --> 00:46:34,375
پول‌ها رو برمی‌داریم و از این خراب‌شده می‌زنیم به چاک.

618
00:46:34,458 --> 00:46:37,208
هر گوری که بخوایم می‌تونیم بریم. تنریف، تایلند، یا هر قبرستون دیگه‌ای.

619
00:46:40,333 --> 00:46:42,125
باشه. ام...

620
00:46:43,083 --> 00:46:45,166
می‌تونم یه هواپیما از باند پرواز «دوک» ردیف کنم.

621
00:46:45,666 --> 00:46:49,916
خوبه. آره. من پول‌ها رو از آپارتمان برمی‌دارم، تو هم برو سراغ الماس‌ها.

622
00:46:50,000 --> 00:46:52,666
هر چی می‌تونی توی یه ساک کوچیک جا بده. سبک‌بار بیا.

623
00:46:52,750 --> 00:46:53,833
چقدر سبک؟

624
00:46:57,583 --> 00:46:59,500
شاید برای همیشه نباشه، ولی...

625
00:47:01,166 --> 00:47:02,250
شایدم باشه.

626
00:47:34,375 --> 00:47:35,375
تا این وقتِ شب سرِ کاری؟

627
00:47:37,375 --> 00:47:39,875
خودت که می‌دونی چی می‌گن بلنکت؛ همه‌ش کار و بدونِ کیف و حال آدم رو داغون می‌کنه.

628
00:47:40,375 --> 00:47:42,208
رفیقت بالاخره تونست باهات تماس بگیره؟

629
00:47:42,708 --> 00:47:44,083
درباره کدوم رفیق حرف می‌زنی؟

630
00:47:44,166 --> 00:47:47,125
همون اهل آمریکای جنوبی‌ئه. با موهای داغون و سبیل.

631
00:47:47,208 --> 00:47:48,375
هکتور؟

632
00:47:48,458 --> 00:47:49,666
آره، خودِ خودشه.

633
00:47:50,375 --> 00:47:52,458
امروز صبح اومده بود اینجا دنبالت می‌گشت.

634
00:47:52,541 --> 00:47:55,500
اگه راستشو بخوای، یکم کلافه به نظر می‌رسید، قشنگ هم نعشه بود.

635
00:47:56,000 --> 00:47:58,333
- <i>هی، روبه‌راهی؟</i>
- آره.

636
00:47:58,958 --> 00:48:02,291
بنزینِ جت اوکیه، ساکم بسته‌ست، همه‌چی رو هم تعطیل کردم.

637
00:48:02,375 --> 00:48:03,583
<i>ایول عزیزم.</i>

638
00:48:04,208 --> 00:48:05,916
تونستی خبری از هکتور بگیری؟

639
00:48:06,000 --> 00:48:09,541
<i>نه. یه عالم پیغام واسش گذاشتم ولی زنگی بهم نزده.</i>

640
00:48:09,625 --> 00:48:10,791
کدوم گوری غیبش زده؟

641
00:48:11,291 --> 00:48:14,500
<i>نمی‌دونم. شاید ریق‌رحمت رو سر کشیده. شاید وارگاس کلکش رو کنده.</i>

642
00:48:16,250 --> 00:48:17,750
<i>اصلاً مهم نیست، سوزی.</i>

643
00:48:17,833 --> 00:48:20,875
<i>تنها چیزی که مهمه اینه که امشب دوتایی با هم سوارِ اون هواپیما بشیم.</i>

644
00:48:23,541 --> 00:48:24,375
باشه.

645
00:48:25,291 --> 00:48:26,625
باندِ پرواز می‌بینمت.

646
00:48:41,750 --> 00:48:43,875
ساکت کجاست، سوزی؟

647
00:48:45,958 --> 00:48:47,708
من سوارِ هواپیما نمی‌شم، جو.

648
00:48:50,250 --> 00:48:51,250
منظورت چیه؟

649
00:48:52,750 --> 00:48:54,041
باید تنهایی بپری.

650
00:48:54,625 --> 00:48:56,750
و اون هواپیما هم قرار نیست ببرتت به ناکجاآباد.

651
00:48:56,833 --> 00:48:58,666
داره می‌برتت مادرید،

652
00:48:58,750 --> 00:49:01,416
اونجا یه اکیپ از
آدمای آقای وارگاس

653
00:49:01,500 --> 00:49:04,708
میان سراغت و تا لیما
توی پرو اسکورتت می‌کنن.

654
00:49:04,791 --> 00:49:07,833
و، خب، اونوقت چرا باید همچین غلطی بکنم؟

655
00:49:07,916 --> 00:49:09,708
چون چاره‌ی دیگه‌ای نداری.

656
00:49:13,583 --> 00:49:17,041
ببین، من واسه کسی که اشتباه می‌کنه
احترام قائلم.

657
00:49:17,125 --> 00:49:20,000
تصمیمای غلط می‌گیره،
همیشه کار درست رو انجام نمیده.

658
00:49:20,791 --> 00:49:23,708
اما چیزی که اصلاً
برام قابل احترام نیست، یه آدم دروغگوئه.

659
00:49:24,291 --> 00:49:27,791
چون از اون به بعد، به هر چی
از دهنش درمیاد شک می‌کنم.

660
00:49:27,875 --> 00:49:28,875
مگه من چه دروغی گفتم؟

661
00:49:28,958 --> 00:49:30,791
تو از همون اولش
داشتی دروغ می‌بافتی.

662
00:49:30,875 --> 00:49:33,208
<i>- می‌دونستی قراره اونجا باشم؟</i>
- سوزی!

663
00:49:33,291 --> 00:49:34,458
<i>توی اون حراجی؟</i>

664
00:49:34,541 --> 00:49:36,916
کمین کرده بودی که
منو بندازی تو تله؟

665
00:49:37,000 --> 00:49:39,458
نه سوزی، به پیر به پیغمبر قسم.
اون اتفاقی بود.

666
00:49:39,541 --> 00:49:41,500
و باز هم داری
به این زر مفت ادامه می‌دی.

667
00:49:41,583 --> 00:49:43,666
آقای وارگاس قبول کرد.

668
00:49:43,750 --> 00:49:44,791
<i>ما هیچ‌وقت با هم نبودیم.</i>

669
00:49:44,875 --> 00:49:47,583
- اون گفت نه.
- <i>وارگاس دستمون رو رد کرد.</i>

670
00:49:48,375 --> 00:49:50,541
پس تو و هکتور
دورش زدین.

671
00:49:50,625 --> 00:49:52,791
هکتور؟ هکتور که
باهامون لجه.

672
00:49:52,875 --> 00:49:54,208
اینم یه دروغ دیگه.

673
00:49:55,000 --> 00:49:56,916
<i>گفتی جواب
زنگات رو نمیده.</i>

674
00:49:57,000 --> 00:49:58,458
<i>ولی اومده بود دنبالت.</i>

675
00:49:58,541 --> 00:50:00,666
آمریکای جنوبی.
با اون موهای ضایع و سبیل.

676
00:50:00,750 --> 00:50:02,250
مثل امروز صبح.

677
00:50:02,333 --> 00:50:04,458
قبل از اینکه جی‌پی رو ببینم، تو شهر یه سری کار دارم که باید ردیف کنم.

678
00:50:04,541 --> 00:50:07,750
وقتی گفتی نمی‌تونی بیای کلاب چاکی، که خب از یه لحاظ راست می‌گفتی،

679
00:50:07,833 --> 00:50:10,875
اما بعدش که هکتور یهو غیبش زد و انگار آب شد رفت تو زمین،

680
00:50:10,958 --> 00:50:13,750
با خودم گفتم این قضیه بوداره و باید بیشتر ته و توشو دربیارم.

681
00:50:13,833 --> 00:50:17,375
حدس می‌زنم بو برده بود که وارگاس دنبال جفتتونه.

682
00:50:18,375 --> 00:50:20,583
واسه همین هکتور رو سقط کردی تا ردت رو پاک کنی.

683
00:50:20,666 --> 00:50:22,125
ببین سوزی، گوش کن...

684
00:50:24,875 --> 00:50:25,791
سوزی.

685
00:50:27,916 --> 00:50:29,541
هر غلطی کردم واسه خودمون بود.

686
00:50:30,541 --> 00:50:33,583
کاش می‌تونستم حرفتو باور کنم جو. واقعاً دلم می‌خواست.

687
00:50:34,708 --> 00:50:37,291
ولی همون‌طور که گفتم، تو یه دروغگویِ پستی.

688
00:50:39,666 --> 00:50:41,833
اون موقع که گفتم دوستت دارم، داشتم راستشو می‌گفتم.

689
00:50:43,750 --> 00:50:46,250
این حرفا تو پرو دیگه خریداری نداره، مگه نه؟

690
00:50:52,125 --> 00:50:53,708
سوزی، مجبور نیستی این کارو بکنی.

691
00:50:54,333 --> 00:50:56,500
ما هنوزم می‌تونیم با هم باشیم، من و تو.

692
00:50:57,833 --> 00:50:59,291
خاطره شد، جو.

693
00:50:59,833 --> 00:51:01,791
خودم می‌تونم گلیممو از آب بکشم بیرون، فهمیدی؟

694
00:51:12,625 --> 00:51:14,666
خانم گلس. تو راهه.

695
00:51:15,250 --> 00:51:18,416
خیلی وقت بود که می‌خواستم جلوی این نشت اطلاعات رو بگیرم.

696
00:51:18,500 --> 00:51:22,375
حالا که تموم شده و وفاداریت رو ثابت کردی،

697
00:51:22,458 --> 00:51:23,875
شاید، اومم،

698
00:51:24,750 --> 00:51:29,458
بشینیم با هم درباره فرصت‌های آینده گپ بزنیم.

699
00:51:29,541 --> 00:51:31,250
بیا یه زمان مشخص رو تو تقویم فیکس کنیم.

700
00:51:32,166 --> 00:51:33,125
باشه.

701
00:51:57,083 --> 00:51:59,791
- امیدوارم بدموقع نیومده باشم.
- نه، اصلاً.

702
00:52:00,500 --> 00:52:03,583
- غافلگیریِ دلنشینیه.
- همچنین.

703
00:52:04,083 --> 00:52:07,083
- جای خاصی تشریف می‌برید؟
- یه سفرِ یهویی و بی‌برنامه در پیش دارم.

704
00:52:08,125 --> 00:52:10,500
خودت که منو می‌شناسی،
این روزا کارم فقط خوش‌گذرونیه.

705
00:52:11,208 --> 00:52:13,791
با وجود همه‌ی این‌ها،
سرحال به نظر میای.

706
00:52:15,708 --> 00:52:16,708
ممنون.

707
00:52:18,666 --> 00:52:20,958
بابت شکرآب شدنِ رابطه‌ت با بابام متأسفم.

708
00:52:21,708 --> 00:52:23,666
فکر می‌کردم یه گوشمالیِ ساده
واسه‌ش کافی باشه،

709
00:52:23,750 --> 00:52:26,833
اما خودت که می‌دونی وقتی قاطی می‌کنه
چه جوری می‌شه.

710
00:52:28,708 --> 00:52:31,250
دیگه مهم نیست.
گذشته‌ها گذشته.

711
00:52:33,000 --> 00:52:36,166
اما حس می‌کنم این روزا دقیقاً می‌دونم
چی از جونِ زندگی می‌خوام.

712
00:52:36,666 --> 00:52:37,666
مثلاً چی؟

713
00:52:40,375 --> 00:52:41,375
همه‌چیز رو.

714
00:52:43,166 --> 00:52:44,041
خوشم اومد.

715
00:52:46,750 --> 00:52:49,166
واقعاً خوب بلدی از دلِ لجن‌زاری
که بقیه توش غرق می‌شن،

716
00:52:49,250 --> 00:52:52,583
یه فرصت‌هایی واسه خودت بیرون بکشی.

717
00:52:55,166 --> 00:52:59,458
آدم باید از خودش بگذره
تا ارزشِ واقعی خودش رو بفهمه.

718
00:53:00,625 --> 00:53:02,000
وقتی همه‌چیزت رو از دست بدی،

719
00:53:02,083 --> 00:53:06,833
می‌فهمی چیزایی که داشتی چقدر
پوشالی و زودگذر بودن.

720
00:53:08,791 --> 00:53:10,875
اونا اصلاً از اولش هم
مالِ تو نبودن.

721
00:53:12,041 --> 00:53:14,875
- داری می‌ترسونیم اِدی.
- این که ترس نداره.

722
00:53:17,125 --> 00:53:19,166
نگرانتم، سوزان.

723
00:53:20,583 --> 00:53:22,041
نگرانِ چیِ من؟

724
00:53:22,791 --> 00:53:25,958
اینکه رد دادم و روانی شدم؟

725
00:53:26,041 --> 00:53:27,916
یا اینکه زیادی مال‌پرست شدم؟

726
00:53:28,000 --> 00:53:30,250
کارمات لنگ می‌زنه؟

727
00:53:33,583 --> 00:53:34,541
غم‌انگیزه.

728
00:53:37,375 --> 00:53:39,166
دقیقاً منم می‌خواستم همین کلمه رو بگم.

729
00:53:40,875 --> 00:53:41,708
غم‌انگیز.

730
00:53:48,125 --> 00:53:49,791
نگران من نباش ادی.

731
00:53:50,416 --> 00:53:51,666
روبه‌راه می‌شم.

732
00:53:54,083 --> 00:53:55,916
برو دیگه، از پروازت جا می‌مونی.

733
00:53:58,958 --> 00:53:59,833
آره.

734
00:54:01,916 --> 00:54:03,083
در تماس باش.

735
00:54:59,500 --> 00:55:01,291
این یکی دیگه دور از انتظار بود.

736
00:55:02,333 --> 00:55:04,125
چه عجب از این طرفا؟ به چه مناسبت؟

737
00:55:05,958 --> 00:55:07,500
فکر کردم بد نباشه یه گپی با هم بزنیم.

738
00:55:10,500 --> 00:55:11,875
لحنت خیلی جدیه.

739
00:55:12,875 --> 00:55:13,875
تو دردسر افتادم؟

740
00:55:13,958 --> 00:55:15,916
نه، تو نه.

741
00:55:17,000 --> 00:55:18,083
ممکنه من افتاده باشم.

742
00:55:20,666 --> 00:55:21,708
اوه، آنتونیو.

743
00:55:21,791 --> 00:55:23,916
دو تا نوشیدنی؟

744
00:55:26,708 --> 00:55:29,750
می‌خواستم یه... یه داستان برات تعریف کنم، بلا.

745
00:55:31,166 --> 00:55:32,041
حوصله به خرج بده،

746
00:55:32,125 --> 00:55:34,916
چون یه احتمالِ خیلی ضعیف هست که آخرش خوش باشه.

747
00:55:37,375 --> 00:55:38,750
یه زمانی یه مردی بود

748
00:55:39,875 --> 00:55:41,166
که یه اشتباهی کرد.

749
00:55:43,041 --> 00:55:45,250
و بهای اون اشتباه محاسباتی،

750
00:55:45,916 --> 00:55:47,041
یه مجازات سنگین بود.

751
00:55:48,458 --> 00:55:50,541
چشماش رو که باز کرد، دید تو یه قبرِ کم‌عمقه،

752
00:55:50,625 --> 00:55:53,625
که تو سیاهیِ مطلق و پوچی محاصره شده.

753
00:55:54,125 --> 00:55:55,791
درد داشت لِهش می‌کرد.

754
00:55:56,583 --> 00:55:58,833
پاهاش شکسته بود و بدنش داغون بود،

755
00:55:58,916 --> 00:56:01,875
و هر تکونی که می‌خورد،

756
00:56:01,958 --> 00:56:04,375
عذابی که توش غرق شده بود رو صد برابر می‌کرد.

757
00:56:07,500 --> 00:56:08,583
ممنون، آنتونیو.

758
00:56:11,166 --> 00:56:14,416
تنها صدایی که می‌شنید، صدایی بود که می‌گفت وقتش تمومه.

759
00:56:15,458 --> 00:56:16,875
بازی دیگه تموم شده بود.

760
00:56:17,625 --> 00:56:18,875
زنگِ آخر خورده بود.

761
00:56:20,583 --> 00:56:23,500
و همون‌طور که چشماش رو می‌بست، تقدیرش رو پذیرفت.

762
00:56:24,041 --> 00:56:26,791
یه جرقه‌ی نور پیدا شد،

763
00:56:27,291 --> 00:56:30,333
که لبه‌های هوشیاریش سوسو می‌زد.

764
00:56:31,541 --> 00:56:33,625
و اون جرقه یه هدفی داشت.

765
00:56:35,208 --> 00:56:37,958
فقط یه پیغام می‌داد:

766
00:56:39,041 --> 00:56:40,166
«دنبالم بیا.»

767
00:56:41,583 --> 00:56:42,708
اونم دنبالش رفت.

768
00:56:44,375 --> 00:56:49,000
و بعد از دو شب و سه مایل پیاده‌روی تو لجن‌زار و خار و خاشاک،

769
00:56:49,083 --> 00:56:54,541
سر از یه جاده‌ی فرعی تو حاشیه‌ی شهر «بیزینگ‌استوک» درآورد و...

770
00:56:55,458 --> 00:56:56,583
و نجات پیدا کرد.

771
00:57:03,041 --> 00:57:04,208
چرا ساکت شدی؟

772
00:57:07,250 --> 00:57:09,083
تا بذارم تو بقیه‌ی داستان رو بگی.

773
00:57:11,875 --> 00:57:14,083
من از کجا باید بدونم تهِ داستان چی می‌شه؟

774
00:57:17,375 --> 00:57:18,958
چون تو هم اونجا بودی، بلا.

775
00:57:20,708 --> 00:57:22,125
تو هم هم‌سفرش بودی.

776
00:57:23,541 --> 00:57:24,958
توی تمام این مسیر کنارتم.

777
00:57:28,333 --> 00:57:29,791
زندگیم رو مدیونتم.

778
00:57:34,208 --> 00:57:35,041
و، خب،

779
00:57:36,291 --> 00:57:37,166
حالا...

780
00:57:40,500 --> 00:57:41,791
یه جواب بهم بدهکاری.

781
00:58:08,416 --> 00:58:09,833
جوابم آره‌ست.

782
00:58:10,416 --> 00:58:23,833
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#8224e3">Telegram: t.me/BcMoviez</font></font>