1
00:00:17,121 --> 00:00:18,691
‫ایـن مالِ منه یا تو؟

2
00:00:18,692 --> 00:00:20,228
‫راستش مالِ توئه، ولی من
‫هردفعه می‌دزدمش

3
00:00:20,428 --> 00:00:21,765
‫اوکیه

4
00:00:22,298 --> 00:00:23,334
‫حاجی گوشیمو ندیدید؟

5
00:00:23,500 --> 00:00:24,938
‫- معلومه که نه
‫- هیچوقت نمی‌دونیم کجاست

6
00:00:25,204 --> 00:00:27,543
‫ایسا، برای همین برات
‫یه آویز گوشی خریدم دیگه

7
00:00:27,544 --> 00:00:30,148
‫خب، کسی آویز گوشیمو ندیده؟

8
00:00:30,281 --> 00:00:32,084
‫بازم نه

9
00:00:32,085 --> 00:00:33,822
‫بذار این حرکتو بزنم

10
00:00:39,567 --> 00:00:42,405
‫ایول

11
00:00:43,609 --> 00:00:47,081
‫بنازم

12
00:00:53,862 --> 00:00:56,066
‫اونو ببین، اینو ببین، اینو ببین
‫اونو ببین

13
00:00:58,271 --> 00:01:00,241
‫آها! پیداش کردم

14
00:01:00,341 --> 00:01:02,378
‫خیلی‌خب، حله. بزن در کونم

15
00:01:02,379 --> 00:01:03,982
‫ادامه بده

16
00:01:04,149 --> 00:01:05,250
‫بابابزرگم سکته‌ی قلبی کرده

17
00:01:05,251 --> 00:01:06,519
‫- چی گفتی؟
‫- چی؟

18
00:01:06,520 --> 00:01:08,357
‫- تف توش
‫- چی؟

19
00:01:09,426 --> 00:01:12,566
‫وایسا ببینم، این که گوشیه من نیست

20
00:01:18,210 --> 00:01:19,346
‫بیلی...

21
00:01:20,481 --> 00:01:21,984
‫گوشیت رو پیدا کردم

22
00:01:21,985 --> 00:01:26,493
‫ایسا، دهنت سرویس

23
00:01:27,395 --> 00:01:29,132
‫- وای، بیلی
‫- همه‌چی درست میشه

24
00:01:29,133 --> 00:01:31,069
‫- بیلی، چیزی نیست، باشه؟
‫- آره

25
00:01:31,091 --> 00:01:40,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

26
00:01:40,051 --> 00:01:45,021
« Fx مترجم : ابوالفضل »

27
00:01:51,221 --> 00:01:53,221
« بزرگسالان »

28
00:01:54,221 --> 00:01:56,221
« احتیاط کنید »

29
00:01:58,558 --> 00:02:00,996
‫بیش از پنجاه هزار دونده از
‫سرتاسر دنیا

30
00:02:01,163 --> 00:02:03,299
‫دارن مسیر ۶۷٫۶ مایلی رو می‌دوون

31
00:02:03,300 --> 00:02:04,938
‫- هیجانش کو؟
‫- منم همینو میگم

32
00:02:05,204 --> 00:02:07,408
‫بالاخره یه جایی، باید یه مانعی بذارید.
‫یه خرسی رو آزاد کنید

33
00:02:07,409 --> 00:02:08,511
‫- پشمام!
‫- ببینیم چی میشه دیگه

34
00:02:08,879 --> 00:02:10,983
‫- عجب فکر بکری
‫- خیلی‌خب، راستشو بگید

35
00:02:11,183 --> 00:02:12,685
‫این کت بهم میاد،

36
00:02:12,686 --> 00:02:14,189
‫یا شبیه اون زن‌های مطلقه‌ای
‫شدم که می‌خوان حضانت بچشونو بگیرن؟

37
00:02:14,289 --> 00:02:15,593
‫حضانت کامل، بدون حق ملاقات

38
00:02:15,692 --> 00:02:17,528
‫- تف توش، می‌دونستما
‫- بیلی، امروز یکشنبه‌ست

39
00:02:17,529 --> 00:02:18,964
‫نمی‌تونن وادارت کنن یکشنبه
‫بری اتاق خبر که

40
00:02:18,965 --> 00:02:21,937
‫وادارم کنن؟ یکشنبه‌ها وقتیه
‫که دستیارهای شخصی از بقیه جلو می‌زنن

41
00:02:21,938 --> 00:02:24,610
‫الانم باید برم کمد وسایلو
‫زیر و رو کنم

42
00:02:24,611 --> 00:02:26,815
‫هی، وقتی داری میری، میشه از
‫درِ پشتی بری؟

43
00:02:26,914 --> 00:02:28,918
‫اون نوار رو می‌بینی اونجا چسبوندم؟

44
00:02:28,919 --> 00:02:30,956
‫اون شب با اون پُست‌میتِ نزدیک بود گیر بیفتیم
‫(خدمات تحویل محلی غذا)

45
00:02:31,189 --> 00:02:33,259
‫بابام یه اعلان از دوربین گرفت
‫«که نوشته بود، «حرکت شناسایی شد

46
00:02:33,260 --> 00:02:35,566
‫یا می‌تونی به حرفم گوش کنی، و بری
‫به مامان و بابات بگی ما اینجاییم

47
00:02:35,732 --> 00:02:37,235
‫فکر خوبیه

48
00:02:37,335 --> 00:02:39,539
‫یا می‌تونی وقتی من میگم
‫نه به حرفم گوش بدی

49
00:02:39,540 --> 00:02:41,209
‫ببین، با کمالِ احترام،

50
00:02:41,210 --> 00:02:43,547
‫تو داری سه‌ تا جوون ۲۴ ساله
‫رو از چشم دوربین زنگ در قایم می‌کنی

51
00:02:43,548 --> 00:02:46,487
‫ببین، پدر مادرم خوششون نمیاد وقتی
‫مهمونا از حوله‌های خوب استفاده می‌کنن

52
00:02:46,587 --> 00:02:48,423
‫باور کن، راست گفتن بهشون
‫فایده‌ای نداره

53
00:02:48,424 --> 00:02:51,063
‫راست گفتن همیشه فایده داره

54
00:02:52,398 --> 00:02:54,401
‫- بهشون بگو
‫- باشه

55
00:02:54,402 --> 00:02:57,174
‫بیلی توی کلاس هشتم، جایزه دانش‌آموز
‫باصداقت آنه فرانک رو بُرد

56
00:02:57,175 --> 00:02:58,644
‫بنازم

57
00:02:58,645 --> 00:03:00,181
‫آره، رفتم چاپلوسی اونایی که مشروب
‫می‌زدن رو پیش مدیر مدرسه کردم

58
00:03:00,448 --> 00:03:02,518
‫- درست مثل آنه فرانک
‫- خیلی‌خب، ولی من حق رو به سمیر میدم

59
00:03:02,519 --> 00:03:04,989
‫اصلاً چرا باید بره به پدر و مادر
‫مهربون و بازنشسته‌اش، اونم وقتی

60
00:03:05,024 --> 00:03:06,994
‫دارن دور کشور سفر می‌کنن، دروغ بگه؟

61
00:03:06,995 --> 00:03:08,632
‫حله؟ ببین، مواظب باشید
‫پیراشکی‌ها رو روی مبل نریزید

62
00:03:08,798 --> 00:03:10,500
‫مواظبم بابا

63
00:03:10,501 --> 00:03:13,139
‫دروغ گفتن زمانی دردسر درست می‌کنه
‫که توش خوب نباشی، مگه نه؟

64
00:03:13,140 --> 00:03:14,978
‫اگه توش خوبی، پس اساساً یه نویسنده‌ای

65
00:03:15,244 --> 00:03:18,552
‫داری داستان سرهم می‌کنی، افسانه بافی می‌کنی

66
00:03:18,651 --> 00:03:20,188
‫آره، ولی فکر نکنم حتی دیده باشم
‫یه بارم دروغ گفته باشی

67
00:03:20,421 --> 00:03:22,059
‫جدی؟

68
00:03:22,258 --> 00:03:24,062
‫- همین امروز سه بار بهت دروغ گفتم
‫- چی؟ درموردِ چی؟

69
00:03:24,262 --> 00:03:25,899
‫والا، یادم نیست

70
00:03:26,199 --> 00:03:27,836
‫عاشق اون ژاکتم

71
00:03:27,837 --> 00:03:30,407
‫مرسی، منم همینطور

72
00:03:30,408 --> 00:03:32,712
‫آنتون؟

73
00:03:32,713 --> 00:03:34,616
‫- چیه؟
‫- ببین

74
00:03:34,617 --> 00:03:35,885
‫حدود دو میلیون تماشاگر در
‫طول مسیر سف کشیدن

75
00:03:35,886 --> 00:03:37,622
‫- چی؟
‫- یا خدا

76
00:03:37,623 --> 00:03:39,024
‫وایسا ببینم، این دیگه چیه؟

77
00:03:39,025 --> 00:03:41,162
‫- یا خدا
‫- این تویی؟

78
00:03:41,764 --> 00:03:44,002
‫- نه، نه، نه
‫- ما عاشقتیم، آنتون؟ یعنی چی...

79
00:03:44,269 --> 00:03:46,706
‫- بزرگش کن. سمیر، بزرگش کن
‫- اصلاً همچین چیزی نمیشه

80
00:03:46,707 --> 00:03:50,381
«همکار ما از همکار شما سریع‌تره؟»
یعنی چی؟

81
00:03:50,716 --> 00:03:52,687
‫آنتون

82
00:03:53,120 --> 00:03:57,796
‫خب، انگاری یه دروغی گفتم
‫که لو رفته

83
00:04:02,607 --> 00:04:04,475
‫این خیس‌ترین پیراشکی عمرم بود

84
00:04:04,476 --> 00:04:06,413
‫خب، چطور این اتفاق افتاد؟

85
00:04:06,513 --> 00:04:08,349
‫فقط یه سوءتفاهم پیش اومده

86
00:04:08,350 --> 00:04:11,623
‫که بیشترش برمی‌گرده
‫به رفتارها و کارهای خودم

87
00:04:11,624 --> 00:04:13,861
‫- بد شد که
‫- خب، سالِ پیش

88
00:04:13,862 --> 00:04:15,931
‫ما سرکار یه بازی‌ای رو انجام دادیم، که توش
‫باید همه می‌رفتن

89
00:04:15,932 --> 00:04:17,902
‫و به بقیه اسمشون، زادگاهشون
‫و سرگرمی‌شون رو بگن

90
00:04:17,903 --> 00:04:20,575
‫ولی تو نه سرگرمی‌ای داری،
‫نه شور و اشتیاقی

91
00:04:20,576 --> 00:04:23,313
‫- خودم می‌دونم
‫- پس، تو چی گفتی؟

92
00:04:23,314 --> 00:04:25,084
‫منم ترسیدم و گفتم دومیدانی

93
00:04:25,317 --> 00:04:26,319
‫چی، مگه تو دونده‌ای؟

94
00:04:26,320 --> 00:04:28,992
‫- قبلا بودم
‫- یعنی قبلاً دونده بودی؟

95
00:04:29,292 --> 00:04:30,461
‫حتی با فعل دویدن هم آشنا نیست

96
00:04:30,595 --> 00:04:31,965
‫قرار بود یه دروغِ یک‌ باره باشه،

97
00:04:32,064 --> 00:04:34,235
‫ولی می‌دونی
‫همکارا چطورین دیگه، نه؟

98
00:04:34,236 --> 00:04:36,506
‫یه فکت باحال بهشون میگی، بعد
‫مثل چسبانک می‌چسبن بهش

99
00:04:36,674 --> 00:04:38,612
‫آره، مثل خون‌آشام‌ها می‌مونن

100
00:04:38,778 --> 00:04:41,382
‫خب، منم بهشون گفتم توی یه مسابقه‌ی
‫دومیدانی ۵ کیلومتری شرکت کردم، بعدش یه ۱۰ کیلومتری

101
00:04:41,383 --> 00:04:45,559
‫و بعدش گفتم، توی ماراتن امسالم
‫قراره شرکت کنم

102
00:04:45,759 --> 00:04:48,296
‫برای فعالیت‌های خیریه بوده، اینجوری شوکه نشو

103
00:04:48,297 --> 00:04:49,766
‫اینجوری نکن

104
00:04:49,767 --> 00:04:51,971
‫چیه خب؟ نمی‌دونستم قراره بیان اونجا

105
00:04:52,071 --> 00:04:53,808
‫شغلم اینجوریه که بعضی وقتا
‫از خونه باید کار کنی بعضی وقتا حضوری

106
00:04:53,809 --> 00:04:55,678
‫وای خدایا، یه عالمه دروغ بافتی

107
00:04:55,679 --> 00:04:57,883
‫درک می‌کنم. درست مثل وقتیه
‫که من به همه گفتم کَر مادرزاد به دنیا اومدم

108
00:04:57,884 --> 00:04:59,986
‫مگه دروغ گفتی؟ چی؟

109
00:04:59,987 --> 00:05:02,892
‫- چی... ولش
‫- به‌هرحال، باید بری اعتراف کنی

110
00:05:05,064 --> 00:05:06,166
‫یا...

111
00:05:07,001 --> 00:05:09,839
‫یا... یا... از این یا خوشم میاد.
‫یا چی؟

112
00:05:09,840 --> 00:05:14,883
‫یا اینکه می‌تونی بازم دروغ بگی

113
00:05:16,453 --> 00:05:17,523
‫باشه، بیا همین کارو کنیم

114
00:05:17,723 --> 00:05:19,091
‫چطوری انجامش بدم؟

115
00:05:19,092 --> 00:05:22,867
‫خب، ما می‌دونیم همکارات
‫کجا منتظرتن

116
00:05:23,033 --> 00:05:24,736
‫- حله، حله، حله
‫- فهمیدی؟

117
00:05:24,737 --> 00:05:26,239
‫پس نیازی نیست واقعاً
‫بری ماراتن رو بدویی

118
00:05:26,506 --> 00:05:28,812
‫فقط باید یکمی بدویی
‫تا از کنارشون رد بشی،

119
00:05:28,945 --> 00:05:30,715
‫بعدش دیگه اون دروغ‌هایی
‫که گفتی دست‌نخورده باقی می‌مونه

120
00:05:30,716 --> 00:05:32,752
‫پس چی سر اون جایزه‌ی
‫آنه فرانک اومد؟

121
00:05:32,753 --> 00:05:34,557
‫توی زندگیه خودم صادقم، باشه؟

122
00:05:34,723 --> 00:05:37,228
‫ولی مسئولیت کمک به رفیق‌مون
‫آنتون برعهده‌ی ماست

123
00:05:37,495 --> 00:05:39,031
‫- آره
‫- خیلی‌خب، ولی بعدش، دیگه خبری از دروغ نیست

124
00:05:39,066 --> 00:05:40,501
‫دیگه دروغ بی‌دروغ، قول میدم

125
00:05:40,602 --> 00:05:42,070
‫خیلی‌خب، بریم تو کارش.
‫بریم؟

126
00:05:42,071 --> 00:05:43,674
‫وایسا، حدود سه ساعت باید صبر کنیم

127
00:05:43,675 --> 00:05:45,345
‫- تا یکمی واقعی‌تر بنظر بیاد
‫- حله

128
00:05:45,912 --> 00:05:47,381
‫بکنیمش دو ساعت

129
00:05:47,649 --> 00:05:49,386
‫مثلاً امسال الکی زیاد تمرین می‌کردم

130
00:05:49,620 --> 00:05:52,023
‫- وای شماها...
‫- خیلی‌خب، من میرم اینا رو رنگ‌بندی کنم

131
00:05:52,024 --> 00:05:54,764
‫- اوهو!
‫- نگاش کن، ملکه‌ی نظم و ترتیبِ ما رو

132
00:05:54,930 --> 00:05:56,668
‫همین الان اسمِ قایق‌مون رو انتخاب کردی

133
00:06:01,811 --> 00:06:03,615
‫نمی‌تونم برای تابلوم جناس پیدا کنم

134
00:06:03,748 --> 00:06:06,285
جناس؟ برای من که روش نوشته،
«بدو، جنده»

135
00:06:06,286 --> 00:06:07,489
‫جناس داره

136
00:06:07,623 --> 00:06:10,160
‫استیو

137
00:06:10,161 --> 00:06:11,563
‫چی شده؟

138
00:06:11,564 --> 00:06:13,266
‫استیو برام یه ویدیوی عذرخواهی فرستاده

139
00:06:13,500 --> 00:06:15,572
‫ایسا، نزدیک به سه هفته‌ست
‫داری با این یارو قرار می‌ذاری

140
00:06:15,672 --> 00:06:17,308
‫این دومین ویدیوی عذرخواهیشه

141
00:06:17,576 --> 00:06:19,846
‫تقصیر اون نیست
‫که تولدم رو فراموش کرده، سمی

142
00:06:19,847 --> 00:06:21,249
‫یارو ای‌دی‌اچ‌دی داره

143
00:06:21,250 --> 00:06:23,588
‫اگه بخواد کارت تبریک بخره
‫انگاری داره از کوه بالا میره

144
00:06:23,589 --> 00:06:25,559
‫باشه، حالا هرچی

145
00:06:28,196 --> 00:06:31,838
‫همیشه کصخل‌ها جذب من میشن؟
‫بخاطر خودمه؟

146
00:06:31,971 --> 00:06:33,407
‫آخه، مشخصاً که بخاطر من نیست، ولی...

147
00:06:33,574 --> 00:06:34,909
‫- نه، بخاطر خودته
‫- چه زری زدی؟

148
00:06:34,910 --> 00:06:36,580
‫- سمی؟
‫- ببخشید

149
00:06:36,681 --> 00:06:38,249
‫اگه می‌خواستی با کسی حرف بزنی
‫که بهت انگیزه بده، می‌رفتی پیش بیلی

150
00:06:38,250 --> 00:06:39,819
‫ولی اومدی پیشِ من،

151
00:06:39,820 --> 00:06:41,924
‫تا حقیقت رو بفهمی و چند تا
‫آب‌نبات کِش بری

152
00:06:41,925 --> 00:06:43,728
‫خیلی‌خب، باشه. حقیقت چیه؟

153
00:06:43,928 --> 00:06:45,464
‫حقیقت اینه که...

154
00:06:45,732 --> 00:06:47,935
‫تو این کصخل‌ها رو پیش خودت
‫جمع می‌کنی، بهشون پناه میدی

155
00:06:47,936 --> 00:06:50,407
‫بعد هربار که می‌رینن بهت، شوکه میشی

156
00:06:50,542 --> 00:06:52,845
‫اَندی رو یادته، همون شعبده‌باز خیابونی؟

157
00:06:52,846 --> 00:06:55,351
‫- البته، یه شعبده‌باز بی‌خانمان بود
‫- آره

158
00:06:55,618 --> 00:06:58,022
‫اون یارویی که باهاش برای
‫فری‌استایل رپ رفتی دانشگاه نیویورک چی؟

159
00:06:58,023 --> 00:07:01,028
‫وای خدایا. یارو می‌خواست همه‌چی
‫رو با کلمه‌ی «جنده» هم قافیه کنه

160
00:07:01,029 --> 00:07:03,166
‫خارش، ول کردن، پولدار

161
00:07:03,167 --> 00:07:04,903
‫همیشه یه چیزایی می‌گفت
‫که آخرش برسه به همون جنده

162
00:07:05,739 --> 00:07:06,841
‫آب‌نبات می‌خوای؟

163
00:07:08,477 --> 00:07:09,779
‫می‌دونی چیه؟

164
00:07:09,780 --> 00:07:12,050
‫حق با توئه، من دیگه بسمه

165
00:07:12,051 --> 00:07:16,226
‫دیگه حوصله‌ی آدم کردن،
‫این بدبخت بیچاره‌ها رو ندارم

166
00:07:16,459 --> 00:07:18,731
‫- مرسی
‫- مثل خیریه می‌مونه، دیگه این کارو نمی‌کنم

167
00:07:18,732 --> 00:07:20,602
‫من باید اون آدمِ بدبخت باشم

168
00:07:20,702 --> 00:07:22,038
‫- توش بدبخت بودن حرف ندارم
‫- ببخشید

169
00:07:22,138 --> 00:07:24,241
‫میشه از دستشویی‌تون استفاده کنم؟
‫میشه...

170
00:07:24,242 --> 00:07:26,913
‫یه لیوان آب می‌خوام، یه لیوان آب بدید

171
00:07:26,914 --> 00:07:29,686
‫کسی بهش دست نزنه!
‫خودم می‌تونم نجاتش بدم!

172
00:07:29,687 --> 00:07:31,657
‫ایسا

173
00:07:31,658 --> 00:07:32,759
‫شما دکتری؟

174
00:07:32,760 --> 00:07:33,828
‫نه، معلم رقصم

175
00:07:34,028 --> 00:07:35,129
‫چرا؟ مگه حالت خوب نیست؟

176
00:07:35,130 --> 00:07:37,067
‫میشه یه لیوان آب بیارید؟

177
00:07:37,068 --> 00:07:39,740
‫آره، میشه یه لیوان آب
‫و نوشابه‌ی رژیمی برامون بیارید؟

178
00:07:39,907 --> 00:07:40,875
‫- باشه
‫- خیلی ممنونم

179
00:07:41,076 --> 00:07:43,915
‫- سلام
‫- سلام

180
00:07:45,284 --> 00:07:47,890
‫- خیلی خوشگلیا
‫- توام همینطور

181
00:07:49,960 --> 00:07:52,364
‫می‌خواستم ببینم
‫مرغ سوخاری‌هام توی چه وضعیتین

182
00:07:52,365 --> 00:07:53,433
‫ببخشید

183
00:07:55,037 --> 00:07:56,808
‫اگه تا دوشنبه می‌خوایش،

184
00:07:56,907 --> 00:07:59,145
‫برای دوشنبه‌ها باید یه هزینه‌ی اضافی بدی

185
00:07:59,713 --> 00:08:00,782
‫- سلام
‫- سلام

186
00:08:00,915 --> 00:08:02,285
‫ببین، بیلی یه کاور ورزشی فیک درست کرده
‫(شماره‌ی ورزشکار توی مسابقات)

187
00:08:02,518 --> 00:08:04,154
‫پشمام

188
00:08:04,155 --> 00:08:06,527
‫آره. فقط ضایع بازی درنیار، باشه؟
‫اینجا آبرو دارم

189
00:08:07,328 --> 00:08:08,664
‫- به به!
‫- خیلی‌خب

190
00:08:08,765 --> 00:08:10,535
‫- سلام، رفقا
‫- بیلی. بیلی. بیلی

191
00:08:10,668 --> 00:08:12,037
‫بهترین مشتریِ قرن

192
00:08:14,276 --> 00:08:16,980
‫مگه چقدر وقتش رو
‫توی این چاپخونه می‌گذرونه؟

193
00:08:16,981 --> 00:08:19,351
‫هی، بیلی اینجاست، بیلی اومده

194
00:08:20,488 --> 00:08:22,023
‫راب، امروز مرخصی گرفته بودی که

195
00:08:26,534 --> 00:08:28,170
‫- فکر کنم باید بزنیم بُکُشیمش
‫- آره، بیشتر کُشتن از روی ترحمه

196
00:08:36,554 --> 00:08:39,593
‫بیلی، کِی قراره دوباره
‫کارائوکه اجرا کنیم؟

197
00:08:39,594 --> 00:08:42,297
‫- خودت یه روزی بگو
‫- آره، هرچیزی می‌خوام بگو چاپ بگیرم

198
00:08:42,332 --> 00:08:44,637
‫هانا، بـخدا که فرشته‌ی نجاتمی

199
00:08:44,803 --> 00:08:48,376
‫و توام قراره بهمون بگی کِی گزارشت
‫توی نیوزنایت پخش میشه

200
00:08:48,377 --> 00:08:50,013
‫خیلی پیگیرشیم

201
00:08:50,014 --> 00:08:52,820
‫هیچکی باورش نمیشه
‫که ما با یه

202
00:08:53,019 --> 00:08:55,358
‫خبرنگار واقعی رفیقیم

203
00:08:55,592 --> 00:08:58,229
‫- رفیق‌مون خبرنگاره‌ها، می‌دونید رفقا؟
‫- چی؟

204
00:08:58,230 --> 00:09:00,367
‫- شما بیلی رو می‌شناسید؟ بیلی‌ـه بزرگ رو می‌شناسید؟
‫- آره بابا

205
00:09:00,668 --> 00:09:03,105
‫آره ما پیشِ یه خبرنگاریم
‫یه خبرنگار تمام‌عــ...

206
00:09:03,106 --> 00:09:05,411
‫این خبرنگاره کیه که دارن ازش حرف می‌زنن؟

207
00:09:05,578 --> 00:09:08,449
‫چون من می‌دونم یه دستیار شخصیه
‫صادق هیچوقت درمورد همچین چیزی دروغ نمیگه

208
00:09:08,450 --> 00:09:10,555
‫آره، بنظرت آنه فرانک
‫پیشِ خودش چه فکری می‌کنه؟

209
00:09:10,822 --> 00:09:12,759
‫باشه، بعد از این، دیگه دروغ بی‌دروغ

210
00:09:12,959 --> 00:09:14,295
‫- باشه
‫- باشه

211
00:09:14,296 --> 00:09:16,500
‫میشه ۶ در ۸ بگیریم؟
‫با کنتراست بالا

212
00:09:22,646 --> 00:09:23,781
‫ببخشید

213
00:09:23,782 --> 00:09:25,150
‫- سلام
‫- چی شده؟

214
00:09:25,151 --> 00:09:26,753
‫کجا بودی پس؟
‫الان وقتـشه

215
00:09:26,754 --> 00:09:28,658
‫- باز یه مفنگی دیگه رو پیدا کرده
‫- نه، چرت نگو

216
00:09:28,825 --> 00:09:31,898
‫یه مردِ خوشتیپ و جذاب
‫رو سوار اوبر کردم و فرستادمش بره،

217
00:09:32,064 --> 00:09:33,935
‫چون من یه زن تکامل‌یافته‌ام

218
00:09:34,135 --> 00:09:36,205
‫ببخشید دیگه، الان اومدم تا از
‫ماراتن کوچولوتون حمایت کنم

219
00:09:36,206 --> 00:09:38,711
‫خیلی‌خب، آنتون، همکارات ۲۷ متر اونورترن

220
00:09:38,911 --> 00:09:40,781
‫۲۷ متر؟ خیلی زیاده که

221
00:09:40,782 --> 00:09:42,686
‫- آنتون!
‫- ببخشید. ببخشید

222
00:09:42,886 --> 00:09:44,790
‫خب، اگه سوالی براشون پیش اومد،
‫یه پلن بی داریم

223
00:09:44,990 --> 00:09:47,630
‫مثلاً، اگه پرسیدن چرا
‫کفش ورزشی پات نیست،

224
00:09:47,896 --> 00:09:49,800
‫باید بگی چون ایسا قرار بود
‫برات کفش‌ها رو بیاره،

225
00:09:49,900 --> 00:09:52,036
‫ولی یادش رفت چون
‫خاله‌ی قلابیش اومده اینجا

226
00:09:52,037 --> 00:09:53,506
‫عاشقشم. اسمش بونیه.
‫تازه عاشق دزدی و اینام هست

227
00:09:53,808 --> 00:09:55,846
‫عالیه. بعدش شما دوتا مثلاً وانمود می‌کنید
‫که دارین باهم دعوا می‌کنید،

228
00:09:56,045 --> 00:09:58,651
‫ولی ایسا هرجوری شده
‫برای حمایت میاد چون تراپیست قلابیش بهش گفته،

229
00:09:58,784 --> 00:10:00,386
‫و سمیر اون تراپیست قلابیه‌ست

230
00:10:00,387 --> 00:10:01,891
‫نه، از این نقش خوشم نمیاد.
‫میشه یه نقش دیگه بدید؟

231
00:10:01,991 --> 00:10:03,292
‫- نه، اینو یه مرورش کن
‫- خیلی‌خب

232
00:10:03,293 --> 00:10:04,830
‫- حله
‫- حله

233
00:10:05,264 --> 00:10:06,601
‫کمپین آگاهی درمورد سرطانِ سینه

234
00:10:06,767 --> 00:10:07,969
‫- بنازم!
‫- پشمام

235
00:10:07,970 --> 00:10:09,706
‫- عرق فیک بزن
‫- حله

236
00:10:10,140 --> 00:10:11,911
‫خیلی‌خب. به صورتمم بزن

237
00:10:13,380 --> 00:10:14,983
‫خیلی‌خب، برو که رفتیم

238
00:10:18,924 --> 00:10:23,868
‫- برو، آنتون!
‫- آره. آنتون

239
00:10:30,114 --> 00:10:32,018
‫پاش گرفت

240
00:10:32,218 --> 00:10:33,587
‫حالش خوبه

241
00:10:33,588 --> 00:10:35,222
‫یکی بهش یه موز بده

242
00:10:35,223 --> 00:10:37,729
‫وای خدایا، اومدش!

243
00:10:38,096 --> 00:10:39,164
‫چی؟

244
00:10:39,165 --> 00:10:41,871
‫شماها! نه، نه

245
00:10:42,037 --> 00:10:44,609
‫وای خدایا، احساساتی شدم!

246
00:10:44,610 --> 00:10:46,012
‫بخاطر شماها دارم مسابقه میدم

247
00:10:46,112 --> 00:10:47,281
‫و البته سرطان سینه، باشه؟
‫حلش می‌کنیم

248
00:10:47,414 --> 00:10:49,317
‫- حلش می‌کنیم
‫- آره، ما می‌تونیم

249
00:10:49,318 --> 00:10:50,588
‫دوستت داریم، ما دوستت داریم، رفیق

250
00:10:50,589 --> 00:10:51,691
‫چه غلطی داره می‌کنــ...

251
00:10:51,957 --> 00:10:52,760
‫آنتون؟

252
00:10:52,959 --> 00:10:53,995
‫وای خدایا

253
00:10:57,167 --> 00:10:59,005
‫- تو قهرمان مایی!
‫- آره

254
00:11:03,113 --> 00:11:04,515
‫دیگه داره زیادی کشش میده

255
00:11:04,816 --> 00:11:07,855
‫برو، آنتون!
‫برو، آنتون! برو، آنتون

256
00:11:07,856 --> 00:11:09,258
‫عاشقشم

257
00:11:09,358 --> 00:11:11,731
‫- خیلی‌خب، برو که رفتیم
‫- آره از پسش برمیای

258
00:11:11,931 --> 00:11:14,467
‫- واقعاً می‌خواد این کارو کنه؟
‫- می‌خواد کُل ماراتن رو بدوئه

259
00:11:14,468 --> 00:11:16,372
‫خیلی‌خب، خداحافظ

260
00:11:17,308 --> 00:11:18,375
‫خیلی باحاله

261
00:11:24,957 --> 00:11:27,327
‫کمک، توروخدا
‫کمک کنید.

262
00:11:27,328 --> 00:11:29,030
‫دستت طلا

263
00:11:29,031 --> 00:11:31,737
‫- بنازم، الان مثلاً خیلی بهش افتخار می‌کنم
‫- می‌دونم، منم مثلاً خیلی به خودمون افتخار می‌کنم

264
00:11:35,344 --> 00:11:37,682
‫- به سلامتی بیلی که همه‌ی کارا رو انجام داد
‫- به سلامتی، آره واقعاً جواب داد

265
00:11:37,683 --> 00:11:39,218
‫میشه باهاتون روراست باشم؟

266
00:11:39,219 --> 00:11:40,587
‫حالا می‌فهمم دویدن چه حس و حال خوبی داره

267
00:11:40,588 --> 00:11:41,991
‫- جدی؟
‫- می‌دونی چیه؟

268
00:11:42,091 --> 00:11:43,494
‫- پوستت خیلی خوب شده
‫- جدی؟

269
00:11:43,728 --> 00:11:45,129
‫اثرات اندورفینه

270
00:11:45,130 --> 00:11:46,734
‫حتی الان که اینجا نشستم، اندروفین‌ها باهامن

271
00:11:47,001 --> 00:11:49,138
‫حالا که داری میری داخل، یه دونه دیگه
‫از اینا برام میاری؟

272
00:11:49,238 --> 00:11:51,611
‫حله. خبرنگار محبوبم تو فقط لب تر کن

273
00:11:51,844 --> 00:11:52,679
‫باشه دیگه

274
00:11:52,846 --> 00:11:54,783
‫- برای منم بیار
‫- چشم

275
00:11:54,950 --> 00:11:57,488
‫خیلی‌خب، وایسا یه لحظه، جدی چی سر
‫اون دونده‌ای که غش کرد اومد؟

276
00:11:57,789 --> 00:11:59,794
‫گفتم دیگه، ولش کردن به امون خدا.
‫دیگه مفنگی بی‌مفنگی

277
00:11:59,993 --> 00:12:01,428
‫جدی؟

278
00:12:01,429 --> 00:12:03,902
‫دیگه از اذیت شدن خسته شدم.
‫یکی رو می‌خوام حداقل بیکار نباشه

279
00:12:04,101 --> 00:12:04,970
‫و یه خونه داشته باشه

280
00:12:05,137 --> 00:12:06,674
‫- خیلی‌خب
‫- بهت برنخوره‌ها

281
00:12:06,907 --> 00:12:08,010
‫یه‌جورایی برخورد

282
00:12:08,143 --> 00:12:11,885
‫- سلام! سلام. سلام
‫- سلام

283
00:12:12,084 --> 00:12:13,319
‫- یا خدا
‫- سلام

284
00:12:13,320 --> 00:12:14,922
‫- مزاحم که نشدیم؟
‫- نه بابا این چه حرفیه

285
00:12:14,923 --> 00:12:16,059
‫- ما همکارای آنتونیم
‫- آره

286
00:12:16,259 --> 00:12:17,328
‫آره، شماهایید پس

287
00:12:17,461 --> 00:12:18,831
‫- آره
‫- آره، همون همکارا

288
00:12:18,998 --> 00:12:20,634
‫می‌خواستیم بیایم
‫آنتون رو دوباره ببینیم،

289
00:12:20,635 --> 00:12:22,471
‫ولی نتونستیم رد شماره‌ی
‫مسابقه‌ش رو بزنیم

290
00:12:22,472 --> 00:12:25,209
‫- آره، مام نتونستیم
‫- آره

291
00:12:25,210 --> 00:12:27,148
‫- مام نمی‌دونیم چرا
‫- آره، حالا هرچی

292
00:12:27,348 --> 00:12:30,087
‫می‌خواستیم بهش پیام بدیم، ولی فهمیدیم
‫هنوز داره مسابقه میده

293
00:12:30,253 --> 00:12:31,791
‫آره، آره، داره مسابقه میده

294
00:12:32,024 --> 00:12:34,028
‫چون نمیشه اینقدر سریع
‫مسابقه رو تموم کنه که

295
00:12:34,029 --> 00:12:35,364
‫- آره، آره
‫- آره

296
00:12:35,464 --> 00:12:37,769
‫پشمام، باورم نمیشه شماها اینجایید

297
00:12:37,902 --> 00:12:39,337
‫- ما اینجاییم!
‫- آره

298
00:12:39,338 --> 00:12:41,977
‫شماها همکارای آنتونید!
‫و الانم اینجایید

299
00:12:42,444 --> 00:12:44,249
‫همین الان! پشمام!

300
00:12:51,195 --> 00:12:53,935
‫- میشه از دستشویی‌تون استفاده کنیم؟
‫- وای خدایا...

301
00:12:54,135 --> 00:12:55,004
‫- آره
‫- آره بابا

302
00:12:55,170 --> 00:12:57,108
‫اینا دیگه از جونِ من چی می‌خوان؟

303
00:12:58,812 --> 00:13:01,617
‫- دستشویی از این طرفه...
‫- تف توش

304
00:13:01,618 --> 00:13:06,324
‫و اینکه، آنتون فکر کنم همین زودی‌ها
‫از ماراتن برگرده

305
00:13:06,325 --> 00:13:07,862
‫آره

306
00:13:09,265 --> 00:13:11,904
‫بنازم، عجب آشپزخونه‌ای دارید

307
00:13:12,037 --> 00:13:13,907
‫- آره!
‫- آره، آره

308
00:13:13,908 --> 00:13:15,712
‫- اینجا خونه‌ی کیه؟
‫- خونه‌ی مامان و بابای سمیر

309
00:13:15,978 --> 00:13:18,116
‫اونا با ون‌شون دارن دور کشور سفر می‌کنن

310
00:13:18,117 --> 00:13:20,286
‫- میرن پارک‌های ملی و اینجور جاها
‫- آره، آره

311
00:13:20,287 --> 00:13:22,591
‫همین امروز رسیدن یلو‌استون،

312
00:13:22,592 --> 00:13:24,763
‫و آره، وقتی یه آدم ۶۰ ساله
‫یلو‌استون رو می‌بینه،

313
00:13:24,764 --> 00:13:28,036
‫انگاری، زندگی‌شون تغییر می‌کنه، می‌دونید؟

314
00:13:28,604 --> 00:13:30,709
‫هرچقدر از خوب بودن آنتون
‫امروز بگیم کم گفتیم،

315
00:13:30,975 --> 00:13:33,079
‫و همه‌ش بخاطر این بود
‫که مستخدمش مریض بود، آخه...

316
00:13:33,080 --> 00:13:34,550
‫آره، از این طرفی برو

317
00:13:34,883 --> 00:13:36,485
‫باید بری دستشویی، دختر

318
00:13:36,486 --> 00:13:38,088
‫باشه

319
00:13:38,089 --> 00:13:41,830
‫آره، پروسکو، همگی یه لیوان
‫پروسکو می‌خواید؟

320
00:13:41,997 --> 00:13:44,902
‫وای نه! وای نه!

321
00:13:44,903 --> 00:13:46,105
‫نه!

322
00:13:46,106 --> 00:13:47,743
‫- نه چی؟ چی میگی؟
‫- آره

323
00:13:47,976 --> 00:13:50,013
‫- دوربین زنگ در بابا
‫- می‌دونستم این کارو می‌کنی

324
00:13:50,014 --> 00:13:51,784
‫می‌دونستما

325
00:13:51,950 --> 00:13:53,553
‫باید برم. توروخدا

326
00:13:53,554 --> 00:13:55,624
‫- نه، نه، نه
‫- پینو گریجوی کالیفرنیا

327
00:13:55,625 --> 00:13:58,296
‫فکر کنم مزه‌ش خوب باشه

328
00:13:58,865 --> 00:14:02,004
‫پشمام

329
00:14:21,476 --> 00:14:22,880
‫هی! هوی، هوی، هوی

330
00:14:23,146 --> 00:14:24,984
‫وایسا ببینم، چه غلطی می‌کنی؟
‫هوی، چه غلطی می‌کنی؟

331
00:14:27,455 --> 00:14:28,825
‫باشه، باشه، باشه

332
00:14:29,391 --> 00:14:30,560
‫تو دیگه کی هستی؟

333
00:14:30,561 --> 00:14:32,464
‫من کیم؟ تو کی؟

334
00:14:32,465 --> 00:14:34,369
‫یه دختره‌ای بهم گفت می‌تونم اینجا بخوابم،
‫بعدش شلوار گرم‌کُنش رو بهم داد

335
00:14:34,502 --> 00:14:36,606
‫بعدشم یکمی باهم لب گرفتیم

336
00:14:36,607 --> 00:14:37,876
‫ایسا رو میگی

337
00:14:38,443 --> 00:14:41,248
‫- می‌خواستی اینو ازم بدزدی؟
‫- نه بابا، می‌خواستم قرض بگیرمش

338
00:14:41,249 --> 00:14:42,518
‫آها

339
00:14:42,619 --> 00:14:44,187
‫- چرا خب؟
‫- چون همکارام پایینن،

340
00:14:44,188 --> 00:14:45,759
‫بعد منم بهشون گفته بودم
‫دارم توی ماراتن مسابقه میدم،

341
00:14:46,025 --> 00:14:47,662
‫پس اگه بتونم اینو ازت قرض بگیرم،
‫خیلی‌ خوب میشه

342
00:14:47,663 --> 00:14:49,131
‫درموردِ مسابقه دادن
‫توی ماراتن پیش همکارات لاف زدی؟

343
00:14:49,331 --> 00:14:50,735
‫آره، آره، دقیقاً

344
00:14:50,935 --> 00:14:51,937
‫خیلی بد شد که، رفیق

345
00:14:52,437 --> 00:14:53,774
‫این کارو نکن

346
00:14:54,074 --> 00:14:56,479
‫گند زدی توش

347
00:14:56,480 --> 00:14:58,450
‫- تف توش!
‫- خفه شو. چته؟

348
00:14:58,584 --> 00:15:00,086
‫- پام گرفت، وای پام گرفت
‫- باشه، باشه

349
00:15:00,087 --> 00:15:01,355
‫- باشه، من الانــ...
‫- وای همسترینگم، وای...

350
00:15:01,356 --> 00:15:02,458
‫- همسترینگم، همسترینگم
‫- باشه، همسترینگت

351
00:15:02,592 --> 00:15:04,161
‫- از انگشت شستت استفاده کن
‫- انگشت شستم؟

352
00:15:04,162 --> 00:15:05,429
‫بد برداشت نکن

353
00:15:05,430 --> 00:15:06,800
‫باشه

354
00:15:06,801 --> 00:15:08,638
‫آخ، کیرم دهنت! ببخشید که فحش دادم،
‫شرمنده حاجی

355
00:15:08,938 --> 00:15:11,042
‫ببخشید که فحش دادی؟
‫تو دیگه کی هستی؟

356
00:15:13,480 --> 00:15:17,286
‫خیلی‌خب، پائول بیکر. خب، اگه میشه
‫یه دستی بهم برسون

357
00:15:17,287 --> 00:15:20,528
‫کُلی آدم توی این دروغ شریکن.
‫هم اتاقی‌هام کُل روز رو براش وقت گذاشتن

358
00:15:20,628 --> 00:15:22,799
‫حله، بهتر شد، بهتر شد، مرسی

359
00:15:22,966 --> 00:15:24,401
‫- خیلی ممنونم
‫- باشه

360
00:15:24,402 --> 00:15:26,574
‫وایسا ببینم، یعنی کاری کردی
‫هم اتاقی‌هات هم دروغ بگن؟

361
00:15:26,673 --> 00:15:29,713
‫نه! اونا بخاطر من دروغ گفتن، باشه؟
‫درست مثل بقیه رفیقا.

362
00:15:29,714 --> 00:15:31,516
‫از این رفیقا نداری که
‫حاضر باشن بخاطرت دروغ بگن؟

363
00:15:32,752 --> 00:15:34,756
‫- نه والا
‫- خب، بهتره یه چند تایی پیدا کنی

364
00:15:34,757 --> 00:15:37,562
‫مثل یه پروژه‌ی گروهی می‌مونه.
‫تازه خلاقانه هم هست

365
00:15:38,965 --> 00:15:41,603
‫شماها همه باهم توی یه خونه
‫زندگی می‌کنید، پول اجاره خونه رو می‌دید

366
00:15:41,604 --> 00:15:44,040
‫بعد برای همدیگه دروغ می‌بافین؟

367
00:15:44,041 --> 00:15:46,178
‫نه، پول اجاره خونه نمی‌دیم

368
00:15:46,179 --> 00:15:48,550
‫- ایول
‫- خیلی‌خب

369
00:15:48,651 --> 00:15:50,822
‫این جوابه. خب، از آشناییت خوشحال شدم

370
00:15:51,088 --> 00:15:53,392
‫تبریک بابت ماراتن‌ات، و بابت
‫پاهاتم شرمنده‌ام

371
00:15:53,393 --> 00:15:54,596
‫مرسی

372
00:16:01,242 --> 00:16:03,446
‫عجب همکارای دلسوزی دارم

373
00:16:05,852 --> 00:16:08,657
‫خب، اساساً، منو سمیر
‫باهم بزرگ شدیم

374
00:16:08,757 --> 00:16:10,392
‫باهم رفتیم دانشگاه، پس...

375
00:16:10,393 --> 00:16:12,764
‫آره، و اونجا با آنتون آشنا شدیم

376
00:16:12,832 --> 00:16:14,702
‫آره

377
00:16:14,703 --> 00:16:16,472
‫یه چیز جالب دیگه‌ای
‫که توی دانشگاه اتفاق افتاد

378
00:16:16,473 --> 00:16:18,143
‫اینه که، ما رفتیم یه مهمونی رقص

379
00:16:18,376 --> 00:16:20,982
‫پشمام! پشمام!

380
00:16:21,249 --> 00:16:23,453
‫- وای، خدایا...
‫- وای، خیلی داغونم

381
00:16:23,587 --> 00:16:25,523
‫- داغونم یا سرحالم؟
‫- نه

382
00:16:25,524 --> 00:16:27,528
‫نه، احتمالاً خیلی داغونم.
‫یا نه سرحالم؟

383
00:16:27,529 --> 00:16:29,934
‫هم سرحالی هم یکمی داغونی.
‫نمی‌دونم یعنی چی

384
00:16:30,100 --> 00:16:31,535
‫آنتون، تو تونستی!

385
00:16:31,536 --> 00:16:33,071
‫تونستم!

386
00:16:33,072 --> 00:16:36,913
‫با این پتوی فویلی و این همه عرقی که ریختم...

387
00:16:36,914 --> 00:16:39,085
‫- آره
‫- و غیره...

388
00:16:39,218 --> 00:16:41,557
‫- خب، حالا مدال‌هات رو نشون‌مون بده
‫- آره

389
00:16:41,958 --> 00:16:43,193
‫چی؟

390
00:16:43,861 --> 00:16:45,832
‫مدال؟

391
00:16:46,299 --> 00:16:47,602
‫خب، منــ...

392
00:16:47,702 --> 00:16:49,673
‫من اول نشدم، رفقا

393
00:16:49,773 --> 00:16:51,944
‫منظورم اینه، خیلی نزدیک بودم.
‫خیلی خیلی نزدیک بودم

394
00:16:52,077 --> 00:16:53,580
‫خط پایان رو دیدم، ولی بعدشــ...

395
00:16:53,581 --> 00:16:56,085
‫یکی دیگه اول به خط پایان رسید

396
00:16:56,720 --> 00:16:59,860
‫- وایسا ببینم، مگه همه مدال نمی‌گیرن؟
‫- چرا، همه مدال می‌گیرن

397
00:17:00,427 --> 00:17:01,930
‫من والــ...

398
00:17:01,931 --> 00:17:04,268
‫- آها، گفتی که باختی
‫- مدالش رو به خیریه داد

399
00:17:04,269 --> 00:17:05,905
‫چی؟

400
00:17:06,472 --> 00:17:09,145
‫خب، آخر باختی یا مدالت رو دادی به خیریه؟

401
00:17:09,378 --> 00:17:12,852
‫خب، داستانش خیلی باحاله

402
00:17:12,853 --> 00:17:14,688
‫بذارید شروع کنم، بعد بخندید

403
00:17:14,689 --> 00:17:16,928
‫خب، خاله بونیم عاشق دزدیه

404
00:17:17,160 --> 00:17:20,366
‫آره، و ایسا قرار بود
‫از مدال‌ها مواظبت کنه،

405
00:17:20,367 --> 00:17:21,737
‫هرچند که اون و خاله‌ش
‫باهم دعوا داشتن

406
00:17:21,837 --> 00:17:23,775
‫- آره، خب...
‫- آره، منم تراپیستم

407
00:17:24,475 --> 00:17:27,046
‫خب، اساساً، بونی وقتی ۱۴ سالش بود
‫بیماریش رو تشخیص دادن

408
00:17:27,047 --> 00:17:30,621
‫باشه، باشه، باشه.
‫رفقا، چیزی نیست

409
00:17:32,491 --> 00:17:33,962
‫مرسی

410
00:17:34,596 --> 00:17:38,904
‫رفقام سعی می‌کنن ازم حمایت کنن
‫چون رفقا برای همین کاران دیگه،

411
00:17:38,905 --> 00:17:40,774
‫ولی من می‌خوام راستش رو بگم

412
00:17:40,775 --> 00:17:43,913
‫بهتر بود بهتون می‌گفتم
‫که من حقیقشــ...

413
00:17:43,914 --> 00:17:46,519
‫هوی!
‫رفیق، اینجایی پس

414
00:17:46,687 --> 00:17:48,756
‫سلام، ببخشید، نمی‌دونستم کجایی

415
00:17:48,757 --> 00:17:50,794
‫مرسی که مدالت رو دادی
‫باهاش عکس بگیرم، مرسی

416
00:17:50,795 --> 00:17:53,099
‫مامانم عاشقش میشه

417
00:17:53,901 --> 00:17:58,176
‫مامانم، رئیس‌جمهور

418
00:17:58,777 --> 00:18:02,384
‫لتونی‌ـه

419
00:18:03,386 --> 00:18:04,755
‫قابلی نداشت

420
00:18:04,756 --> 00:18:06,927
‫قابلت رو نداشت، پائول بیکر

421
00:18:07,127 --> 00:18:08,330
‫اصلاً قابلی نداشت

422
00:18:09,264 --> 00:18:12,303
‫- سلام
‫- خب، کی می‌خواد اول مدال رو بگیره؟

423
00:18:12,304 --> 00:18:15,276
‫اون خوش‌شانس کیه؟

424
00:18:15,277 --> 00:18:17,414
‫- هی، مگه نگفتی دیگه مفنگی بی‌مفنگی؟
‫- جانم؟

425
00:18:17,514 --> 00:18:18,984
‫این آخریشه.
‫این دیگه آخریشه

426
00:18:18,985 --> 00:18:21,623
‫- پشمام، خیلی خوب بود
‫- خوشت اومد؟

427
00:18:32,044 --> 00:18:34,548
‫- نه، نه، اصلاً راه نداره
‫- سمی، سمی...

428
00:18:34,549 --> 00:18:36,352
‫سمی، مگه نمی‌خوای
‫یه بارم که شده از در ورودی بری داخل؟

429
00:18:36,519 --> 00:18:37,621
‫از در ورودی بری داخل حال نمیده؟

430
00:18:37,622 --> 00:18:38,991
‫آره بابا، سمیر، بجنب

431
00:18:39,158 --> 00:18:40,794
‫دروغ گفتن خیلی استرس‌زاست

432
00:18:40,795 --> 00:18:42,397
‫اینو از کسی بشنو که داره
‫یه مسابقه‌ی دومیدانی رو توی اداره برگزار می‌کنه

433
00:18:42,497 --> 00:18:44,703
‫- وایسا، چی؟
‫- برای حمایت از دیبابتی‌های نوعِ یک

434
00:18:44,803 --> 00:18:46,707
‫نمی‌تونم توضیح بدم

435
00:18:46,807 --> 00:18:48,477
‫وایسا ببینم، یعنی چی که میگی
‫از دویدن خوشت نمیاد؟

436
00:18:48,644 --> 00:18:50,681
‫آخه، خیلی کسل‌کننده‌ست

437
00:18:50,848 --> 00:18:54,689
‫خیلی وقت نیست اومدم نیویورک، برای همین
‫رفتم توی ماراتن مسابقه بدم تا مردم رو بشناسم

438
00:18:54,856 --> 00:18:56,726
‫رفتی ۴۲ کیلومتر دویدی تا مردم رو بشناسی؟

439
00:18:56,727 --> 00:18:58,463
‫آره خب

440
00:19:00,367 --> 00:19:01,502
‫حالا شناختی یا نه؟

441
00:19:03,239 --> 00:19:04,307
‫آره، شناختم

442
00:19:04,308 --> 00:19:06,244
‫بجنب

443
00:19:06,245 --> 00:19:07,682
‫بجنب، سمیر، یا الان یا هیچوقت.
‫بزن بریم تو کارش

444
00:19:07,849 --> 00:19:09,183
‫- بجنب
‫- باشه

445
00:19:09,184 --> 00:19:10,687
‫- بجنب
‫- باشه، باشه، باشه

446
00:19:10,688 --> 00:19:12,992
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

447
00:19:12,993 --> 00:19:14,862
‫خیلی‌خب. برو بریم

448
00:19:21,509 --> 00:19:22,679
‫باریکلا!

449
00:19:22,845 --> 00:19:24,748
‫آره. آره

450
00:19:24,749 --> 00:19:25,951
‫بنازم!

451
00:19:26,653 --> 00:19:27,989
‫تف توش

452
00:19:28,691 --> 00:19:31,028
‫آره. آره، مامان، می‌دونم، می‌دونم بابا

453
00:19:31,121 --> 00:19:36,021
« Fx مترجم : ابوالفضل »

454
00:19:36,051 --> 00:19:41,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

455
00:19:41,051 --> 00:19:51,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

