0
00:00:00,847 --> 00:00:12,183
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1
00:00:13,847 --> 00:00:17,183
{\an8}<i>♪ توی اون دشت و دمن بود ♪</i>

2
00:00:17,267 --> 00:00:20,103
<i>♪ بنفشه‌ها داشتن وا می‌شدن ♪</i>

3
00:00:20,186 --> 00:00:25,775
<i>♪ و علف‌های بهاری
تازه و سبز بودن ♪</i>

4
00:00:26,359 --> 00:00:30,405
فکر می‌کنی آقای ادواردز قبل از رفتنش وقت می‌کرد یه نامه رو برسونه؟

5
00:00:30,989 --> 00:00:33,700
- واسه کی داری نامه می‌نویسی؟
- هیچ‌کس.

6
00:00:34,951 --> 00:00:36,578
آخ.

7
00:00:38,830 --> 00:00:40,248
مامان می‌گه واسه اینه که من شیرینم،

8
00:00:40,331 --> 00:00:42,625
و تو زیادی شوری، واسه همین پشه‌ها کاری به کارت ندارن.

9
00:00:42,709 --> 00:00:47,589
- ترجیح می‌دم شور باشم تا خوراک پشه.
- قرار نبود این‌قدر دور بشیم.

10
00:00:49,007 --> 00:00:50,717
همه این بوته‌ها پرِ میوه‌ست.

11
00:00:52,302 --> 00:00:56,681
اگه اون‌قدری توت جمع کنیم که مامان خشک‌شون کنه، کل زمستون پای داریم.

12
00:00:56,765 --> 00:00:58,725
پس باید دست از خوردنشون برداری.

13
00:01:10,570 --> 00:01:13,573
سلام! سلام! من لورا هستم.

14
00:01:14,074 --> 00:01:15,033
وایسا.

15
00:01:22,582 --> 00:01:24,501
می‌خواستم باهاشون آشنا بشم.

16
00:01:24,584 --> 00:01:26,127
مامان حسابی شاکی می‌شه.

17
00:01:40,391 --> 00:01:41,351
لورا!

18
00:02:09,337 --> 00:02:11,673
امیدوارم خونه من حتی نصف اینم قشنگ بشه.

19
00:02:12,757 --> 00:02:13,591
حتماً می‌شه.

20
00:02:15,093 --> 00:02:16,678
ممنونم، آقای اسکات.

21
00:02:17,762 --> 00:02:20,849
خدا می‌دونه اگه لطف شما نبود چقدر طول می‌کشید تا تمومش کنیم.

22
00:02:21,516 --> 00:02:24,310
- فردا برگرد سرِ کارِ خونه خودت.
- منتظرشم.

23
00:02:24,394 --> 00:02:26,479
آقای اینگلز. خانم.

24
00:02:31,276 --> 00:02:33,695
آخی.

25
00:02:40,577 --> 00:02:45,373
چارلز، ما که تازه عروس و داماد نیستیم. هفته‌هاست که داریم توی خونه می‌خوابیم.

26
00:02:45,456 --> 00:02:47,167
بحث سرِ اصلِ کاره.

27
00:03:03,474 --> 00:03:04,976
بدک نیست، مگه نه؟

28
00:03:13,484 --> 00:03:14,736
حرف نداره.

29
00:03:53,399 --> 00:03:55,526
مجسمه‌ی دخترِ چوپون.

30
00:03:55,610 --> 00:03:56,986
این یعنی رسیدیم خونه.

31
00:03:58,279 --> 00:04:00,657
آره. دیگه خونه‌ایم.

32
00:04:02,242 --> 00:04:04,452
صحیح و سالم.

33
00:04:10,166 --> 00:04:12,168
<i>♪ روباهه زد به چاک
تو یه شبِ سرد و سوزناک ♪</i>

34
00:04:12,252 --> 00:04:14,045
<i>♪ دعا می‌کرد ماهِ تابان
براش بتابه تو بیابان ♪</i>

35
00:04:14,128 --> 00:04:17,799
<i>♪ راهِ درازی داشت اون شب
تا برسه به شهر ♪</i>

36
00:04:17,882 --> 00:04:19,884
<i>♪ به شهر، به شهر ♪</i>

37
00:04:19,968 --> 00:04:24,639
<i>♪ راهِ درازی داشت اون شب
تا برسه به شهر ♪</i>

38
00:04:27,725 --> 00:04:28,893
کادویه؟

39
00:04:29,602 --> 00:04:32,021
- چی؟
- همون سورپرایزِ تو شهر.

40
00:04:32,105 --> 00:04:35,149
اداره پُسته.
سورپرایزش همون اداره پُستِ جدیده.

41
00:04:35,233 --> 00:04:38,403
وقتی از قبل بدونی که دیگه
سورپرایز نیست.

42
00:04:38,903 --> 00:04:42,323
- بابا گفت یه سورپرایز داریم.
- مگه من حرفی از سورپرایز زدم؟

43
00:05:14,230 --> 00:05:15,481
همه چی ردیفه.

44
00:05:36,336 --> 00:05:38,713
کلوچه می‌خوای؟ بیا بگیر.

45
00:05:45,345 --> 00:05:46,304
آه.

46
00:05:46,387 --> 00:05:47,764
ایول داری، آقای اینگالز.

47
00:05:47,847 --> 00:05:49,223
- ممنون.
- کارت درسته.

48
00:05:49,724 --> 00:05:50,683
کارِ قشنگیه.

49
00:05:50,767 --> 00:05:52,310
- مرسی.
- عالیه.

50
00:05:53,019 --> 00:05:54,187
آه، جیکوب.

51
00:05:55,521 --> 00:05:56,898
بابا، تو اینو کشیدی؟

52
00:05:57,899 --> 00:06:00,443
- بعید نیست کار خودم باشه.
- تو همیشه آدمو غافلگیر می‌کنی.

53
00:06:00,526 --> 00:06:02,236
مگه نه؟

54
00:06:06,657 --> 00:06:08,201
آقای اینگالز.

55
00:06:08,951 --> 00:06:10,453
اینا باید دخترات باشن.

56
00:06:10,536 --> 00:06:13,414
از دیدنت خوشحالم، دوشیزه اوبرت.
ایشون هم کارولین، همسرمه.

57
00:06:14,832 --> 00:06:17,835
- دخترامون، مری و لورا.
- از آشنایی با همه‌تون خوشبختم.

58
00:06:21,005 --> 00:06:23,508
نمی‌دونستم خانم‌ها هم می‌تونن شلوار بپوشن.

59
00:06:23,591 --> 00:06:26,594
خب، بیشتر مردم منو یه خانمِ تمام‌عیار حساب نمی‌کنن.

60
00:06:29,138 --> 00:06:30,181
کارولین.

61
00:06:30,681 --> 00:06:33,393
بیا بریم جلو یه جای خوب برات پیدا کنم تا سخنرانی «الای» رو بشنوی.

62
00:06:33,476 --> 00:06:36,396
تا بچه‌های من همه‌ی کلوچه‌ها رو نبلعیدن، بهتره یه چیزی هم به دخترای تو برسه.

63
00:06:41,692 --> 00:06:43,736
اگه ادواردز رو دیدی، سلامِ گرم منو بهش برسون.

64
00:06:48,032 --> 00:06:50,326
جمع شید دورم، دوستان. جمع شید.

65
00:06:54,372 --> 00:06:56,124
اداره‌ی پست،

66
00:06:57,208 --> 00:07:00,461
شاهرگِ حیاتِ غربِ آمریکاست.

67
00:07:00,545 --> 00:07:02,839
چیزی که به ما قدرت میده،

68
00:07:02,922 --> 00:07:05,758
اونم حالا که از هر چیزی که می‌شناختیم این‌قدر دور شدیم،

69
00:07:05,842 --> 00:07:07,135
اینه که بدونیم

70
00:07:08,136 --> 00:07:10,555
خانواده‌هامون می‌تونن برامون خبر بفرستن.

71
00:07:10,638 --> 00:07:13,391
این اداره‌ی پست مثل یه مشعلِ فروزان می‌مونه!

72
00:07:13,891 --> 00:07:18,104
پای کلِ دنیا رو به «ایندیپندنس» باز می‌کنه.

73
00:07:19,480 --> 00:07:26,028
بعدش هم نوبتِ مهاجرای بیشتر، رفاهِ بیشتر و شاید حتی یه خطِ راه‌آهنه.

74
00:07:30,408 --> 00:07:34,078
اداره‌ی پستِ ایندیپندنس افتتاح شد!

75
00:07:53,556 --> 00:07:54,557
واقعاً هیجان‌انگیزه.

76
00:07:54,640 --> 00:07:57,226
لورا، مری، مامان‌بزرگ واسه جفتتون نامه فرستاده.

77
00:07:57,310 --> 00:08:00,438
- مواظب باش.
- کارولین، یه نامه از طرف الیزاست.

78
00:08:00,938 --> 00:08:04,192
واسه منم رسیدِ قسطایِ آقای گوستافسونه.

79
00:08:05,276 --> 00:08:07,069
- داری داغونش می‌کنی.
- لورا.

80
00:08:07,778 --> 00:08:09,071
اول مری می‌خونتش،

81
00:08:09,155 --> 00:08:12,158
چون تو عینِ بزغاله پریدی وسط و پارش کردی.

82
00:08:12,950 --> 00:08:14,744
این دوتا انقدر به پر و پای هم می‌پیچن و پاچه می‌گیرن

83
00:08:14,827 --> 00:08:16,829
تا بالاخره یه چهارتا بچه‌ی دیگه پیدا کنیم باهاشون بازی کنن.

84
00:08:22,919 --> 00:08:25,004
- چی شده؟
- اوضاع خرابه.

85
00:08:25,505 --> 00:08:29,383
گوستافسون میگه بابام خودشو تو خونه حبس کرده و کسی رو راه نمیده.

86
00:08:30,593 --> 00:08:32,553
پیتر رو هم تک و تنها فرستاده سرِ زمین.

87
00:08:33,638 --> 00:08:35,014
حتی کلیسا هم نرفته.

88
00:08:35,097 --> 00:08:38,226
به خاطر غصه‌ست. یه مدت بگذره حالش جا میاد.

89
00:08:39,310 --> 00:08:40,603
امیدوار بودم خودش نامه بنویسه.

90
00:08:41,896 --> 00:08:43,564
- نباید اون کارو می‌کردم.
- چارلز...

91
00:08:45,733 --> 00:08:46,692
تقصیر تو نبود.

92
00:08:47,276 --> 00:08:49,654
پدرت خودش اینو می‌دونه، فقط هنوز نمی‌خواد به روی خودش بیاره.

93
00:08:50,279 --> 00:08:52,865
لجبازه، درست مثل پسرش.

94
00:09:03,042 --> 00:09:04,043
بشین تو سایه.

95
00:09:04,544 --> 00:09:07,838
جیبمون پرِ پوله و یه لیستِ بلندبالا هم خرید داریم.

96
00:09:08,339 --> 00:09:10,424
- تخته‌سیاه و مداد یادت نره.
- حواسم هست.

97
00:09:10,925 --> 00:09:12,260
زیادم شیرینی‌جات نخر.

98
00:09:38,452 --> 00:09:39,370
ببخشید.

99
00:09:40,705 --> 00:09:43,708
- اگه بخوای می‌تونم تو خوندنش کمکت کنم.
- نیازی به کمک ندارم.

100
00:09:44,834 --> 00:09:45,918
باشه.

101
00:09:47,044 --> 00:09:49,839
ننت داره استراحت می‌کنه و کتاب می‌خونه، واسه همین خودمون می‌ریم خرید.

102
00:09:50,881 --> 00:09:53,676
- می‌دونی معنیش چیه؟
- یعنی خوراکی!

103
00:10:05,479 --> 00:10:07,898
برو جلو. ازم دور نشو.

104
00:10:11,110 --> 00:10:13,404
- کوکی گرفتی؟
- مال خودمو خوردم.

105
00:10:13,487 --> 00:10:15,448
منم همین‌طور. عاشق خامه‌شم.

106
00:10:15,531 --> 00:10:19,785
یه سری از دخترای «اوسیج» رو پایین رودخانه دیدم.
داشتن تمشک می‌چیدن.

107
00:10:19,869 --> 00:10:22,705
به زبون اوسیج «سلام» چی می‌شه؟
که دفعه بعد بهشون سلام کنم.

108
00:10:25,666 --> 00:10:28,336
باید دوباره بیای بچه‌گربه‌ها رو ببینی.
حسابی پشمالو شدن.

109
00:10:28,419 --> 00:10:30,796
مامانم گفت باید یکیشونو بدم بره.
بعدش یادش رفت.

110
00:10:37,845 --> 00:10:39,639
- و این.
- مرسی.

111
00:10:46,771 --> 00:10:50,399
حالا که جاگیر شدیم،
ننه می‌گه باید درس و مشق رو شروع کنیم.

112
00:10:50,941 --> 00:10:52,318
این دفعه دیگه یادش نمی‌ره.

113
00:10:53,944 --> 00:10:56,322
داری می‌ری مدرسه؟ کجا؟

114
00:10:56,405 --> 00:10:57,490
هیچ‌جا.

115
00:10:58,324 --> 00:10:59,325
فقط تو خونه.

116
00:11:00,284 --> 00:11:02,620
ننه قبل از اینکه با آقام ازدواج کنه معلم بود.

117
00:11:03,621 --> 00:11:04,955
مدرسه رو دوست نداری؟

118
00:11:05,539 --> 00:11:07,750
فقط فکر می‌کنم کارای بهتری
واسه انجام دادن هست،

119
00:11:09,543 --> 00:11:13,547
مثل شکار و ماهی‌گیری

120
00:11:13,631 --> 00:11:16,133
و جمع کردن سنگ
و بازی کردن با جک.

121
00:11:17,343 --> 00:11:21,013
اون موقع تو ویسکانسین،
حداقل زنگ تفریح با بچه‌های دیگه بود.

122
00:11:21,931 --> 00:11:24,850
حالا فقط من می‌مونم و مِری

123
00:11:25,685 --> 00:11:29,897
و دیکته و شعر توی اون کتابِ دستور زبانِ قراضه‌ی قدیمی.

124
00:11:30,898 --> 00:11:32,191
من عاشق شعرم.

125
00:11:32,274 --> 00:11:35,611
و همیشه دلم می‌خواست برم به اون مدرسه‌ای تو «سنت پل» که مامان و بابام می‌رفتن.

126
00:11:37,405 --> 00:11:39,448
باید با ما بیای مدرسه.

127
00:11:40,032 --> 00:11:41,033
واقعاً؟

128
00:11:41,117 --> 00:11:44,120
مدرسه با تو خیلی بیشتر حال می‌ده تا اینکه فقط با مری باشم.

129
00:11:46,622 --> 00:11:47,748
آماده‌ای بریم؟

130
00:11:48,833 --> 00:11:50,584
می‌تونم با لورا درس بخونم؟

131
00:11:50,668 --> 00:11:54,338
خانم اینگلز یه معلم واقعیه، داره تو خونه بهشون درس میده.

132
00:11:55,631 --> 00:11:57,133
باید از مادرت بپرسیم.

133
00:12:09,270 --> 00:12:12,690
بعدازظهر بخیر دکتر تن. سفارشتون همین‌جاست.

134
00:12:12,773 --> 00:12:13,733
آه، ممنون.

135
00:12:16,110 --> 00:12:18,988
در مورد بعضی از این خرت‌وپرت‌های توی قفسه کنجکاوم.

136
00:12:19,071 --> 00:12:19,905
اوه.

137
00:12:19,989 --> 00:12:23,242
- خب.
- ایول. مخصوصاً اون اسکلت پرنده.

138
00:12:24,618 --> 00:12:28,539
اینجور چیزا معمولاً توی خواربارفروشی پیدا نمیشه.

139
00:12:29,999 --> 00:12:33,169
به خواهرم گفتم با این آشغال‌ها مشتری رو میپرونه.

140
00:12:33,252 --> 00:12:38,174
بعید می‌دونم فروش بره، ولی نتونستم جلوی خودمو بگیرم. همیشه به کالبدشناسی علاقه داشتم.

141
00:12:39,675 --> 00:12:42,386
- کلاً منظورم علومه.
- آره.

142
00:12:44,096 --> 00:12:46,098
- خبری از خونه شده؟
- اوه، خب...

143
00:12:46,182 --> 00:12:50,811
نه. این، خب، خبرای شیوع یه تبِ نوبه‌ای توی اوسوِگوئه.

144
00:12:50,895 --> 00:12:53,022
اگه پاش به اینجا برسه، به گنه گنه احتیاج پیدا می‌کنیم.

145
00:12:53,105 --> 00:12:53,939
موجودیت چطوره؟

146
00:12:54,023 --> 00:12:57,276
باید چک کنم، ولی هر چی داشته باشم مال توئه.

147
00:12:58,360 --> 00:12:59,904
یادم می‌مونه.

148
00:13:23,803 --> 00:13:25,429
- به فکر کاشت بهاره‌ای؟
- هوم.

149
00:13:25,513 --> 00:13:26,597
ذرت، سیب‌زمینی...

150
00:13:26,680 --> 00:13:30,559
اینجا نخود فرنگی خوب جواب میده. کدو، انواع سبزیجات، رزماری.

151
00:13:30,643 --> 00:13:34,188
و گلا، انگار... انگار مستقیم از توی یه رویا اومدن بیرون.

152
00:13:34,271 --> 00:13:36,649
باغچه‌ی سبزیجاتِ کارولین واقعاً محشره.

153
00:13:36,732 --> 00:13:39,568
- همه همین رو میگن. - میرم سراغ سفارشت.

154
00:13:39,652 --> 00:13:40,569
ممنون.

155
00:13:51,747 --> 00:13:53,165
خوراکی.

156
00:13:53,999 --> 00:13:55,668
با خواهرت شریک میشی دیگه؟

157
00:13:59,255 --> 00:14:00,381
آره، به اونم میدم.

158
00:14:06,470 --> 00:14:07,972
سلام، کیلب.

159
00:14:09,139 --> 00:14:11,892
میگم... می‌خواستم ببینم اون نامه‌ای که فرستادم به دستت رسید؟

160
00:14:11,976 --> 00:14:14,311
قرار بود آقای ادواردز برسونتش.

161
00:14:18,691 --> 00:14:19,817
خب؟ چی شد؟

162
00:14:24,822 --> 00:14:27,116
اصلاً من با پسری که یه جو ادب حالیش نیست حرفی ندارم.

163
00:14:27,199 --> 00:14:28,158
مری.

164
00:14:29,159 --> 00:14:30,703
این چه طرز حرف زدن با بقیه ست؟

165
00:14:31,704 --> 00:14:32,788
بیا بریم مامانت رو پیدا کنیم.

166
00:14:40,212 --> 00:14:41,297
کارولین عزیزم،

167
00:14:41,380 --> 00:14:45,467
طاقت ندارم فکر کنم توی این ماجراجوییِ احمقانه، این‌قدر از خونه دور افتادی.

168
00:14:45,968 --> 00:14:48,095
اگه یه ذره عقل تو کله‌ت باشه،

169
00:14:48,178 --> 00:14:51,640
دخترا رو برمی‌گردونی ویسکانسین و بچه‌ت رو همین‌جا به دنیا میاری.

170
00:14:54,476 --> 00:14:56,020
از خونه چه خبر؟

171
00:14:58,480 --> 00:15:00,024
الایزا سلام رسوند.

172
00:15:01,066 --> 00:15:01,984
جدی؟ اون؟

173
00:15:03,235 --> 00:15:04,236
بعیده کارِ اون باشه.

174
00:15:11,493 --> 00:15:12,703
همه‌چی ردیفه؟

175
00:15:14,371 --> 00:15:15,873
چیزی نیست، فقط گرمایِ سگیِ هوا کلافه‌م کرده.

176
00:15:17,124 --> 00:15:19,126
خب، بزن بریم خونه. یالا راه بیفت.

177
00:15:28,344 --> 00:15:30,596
مگه چیکار کرد که این‌قدر از کوره در رفتی؟

178
00:15:32,389 --> 00:15:34,516
برا خودت، من میل ندارم.

179
00:16:03,462 --> 00:16:04,713
آخه خیلی زوده.

180
00:16:06,799 --> 00:16:09,343
من و آقای اسکات می‌خوایم تا آخر هفته کارِ خونه‌اش رو تموم کنیم.

181
00:16:10,386 --> 00:16:11,720
می‌تونم بیام کمک‌تون.

182
00:16:12,638 --> 00:16:15,182
می‌تونم گوشه‌ها رو سنباده بزنم یا میخ‌ها رو نگه دارم.

183
00:16:15,265 --> 00:16:19,436
تازه می‌تونم کلی آهنگ به آقای اسکات یاد بدم؛ طفلی اصلاً آهنگِ درست‌وحسابی بلد نیست.

184
00:16:20,270 --> 00:16:21,563
ولی تو درس و مشق داری.

185
00:16:22,314 --> 00:16:26,151
حالم بهم می‌خوره تمام روز رو تو خونه تپیده باشم، اونم وقتی دشت دقیقاً بیخِ گوشمونه.

186
00:16:26,860 --> 00:16:29,738
آخه کتاب اصلاً به چه دردِ من می‌خوره؟

187
00:16:31,156 --> 00:16:33,158
کتاب‌ها بهت کمک می‌کنن کلِ این دنیای درندشت رو بشناسی.

188
00:16:34,076 --> 00:16:35,577
نه فقط ویسکانسین رو.

189
00:16:36,203 --> 00:16:37,705
نه فقط این دشت رو.

190
00:16:37,788 --> 00:16:39,456
همه جور جایی رو.

191
00:16:40,332 --> 00:16:41,542
همه جور آدمی رو.

192
00:16:42,042 --> 00:16:44,128
پس می‌شه منو ببری قبیله‌ی اوسیج رو ببینم؟

193
00:16:45,629 --> 00:16:47,673
می‌تونیم با اسب بریم تا اردوگاه‌شون و یه سری بهشون بزنیم.

194
00:16:49,800 --> 00:16:53,095
ننه می‌گه اونا به‌زودی از اینجا می‌رن، نمی‌خوام این فرصت رو از دست بدم.

195
00:16:56,473 --> 00:16:57,349
حالا ببینیم چی می‌شه.

196
00:17:06,984 --> 00:17:13,032
«دیوارهای بلندِ صخره...»

197
00:17:13,991 --> 00:17:20,748
«که از هم پاشیدن و یه شکـ...»

198
00:17:20,831 --> 00:17:21,665
شکاف.

199
00:17:22,374 --> 00:17:24,376
مری، اذیت نکن دیگه.

200
00:17:29,965 --> 00:17:31,759
می‌دونی کی عاشقِ شعره؟

201
00:17:32,843 --> 00:17:33,802
باریکلا عقاب.

202
00:17:33,886 --> 00:17:35,179
قبلاً هم گفتی.

203
00:17:35,262 --> 00:17:37,598
اگه اون اینجا بود، احتمالاً خیلی سریع‌تر یاد می‌گرفتم.

204
00:17:38,640 --> 00:17:41,727
چون اون برعکسِ مری کمکم می‌کرد،

205
00:17:42,478 --> 00:17:43,562
که فقط بلده مسخره‌بازی دربیاره.

206
00:17:43,645 --> 00:17:47,900
آدمی به خرفتیِ تو، صـ بـ رِ هر کسی رو لبریز می‌کنه.

207
00:17:49,151 --> 00:17:51,612
اون یعنی «صبر»، محض اطلاع.

208
00:17:53,655 --> 00:17:56,408
اونم آبه که ریخته رو لباست، محض اطلاع.

209
00:17:56,492 --> 00:17:58,869
بسه دیگه. اگه حوصله‌ی درس ندارید،

210
00:17:58,952 --> 00:18:02,706
می‌تونید برید سراغ کارای خونه. لورا، برو از رودخونه یه کم آب بیار.

211
00:18:02,790 --> 00:18:04,833
- مری، زمین رو جارو بزن. - صبح جارو زدم.

212
00:18:04,917 --> 00:18:07,836
- دوباره جارو بزن. - اون خوشش می‌آد بره لبِ رودخونه.

213
00:18:07,920 --> 00:18:09,588
این اصلاً تنبیه نیست.

214
00:18:20,224 --> 00:18:21,058
هی.

215
00:18:21,934 --> 00:18:23,435
آخه چت شده؟

216
00:18:23,519 --> 00:18:26,105
دیگه حالم به‌هم می‌خوره که باید همه چی رو باهاش شریک بشم.

217
00:18:27,397 --> 00:18:31,360
آبنبات، درس، نامه‌ها، حتی تخت‌خواب.

218
00:18:32,402 --> 00:18:35,447
چرا نباید یه چیزی مالِ خودم باشه؟

219
00:18:36,949 --> 00:18:37,908
اوه...

220
00:18:39,284 --> 00:18:42,621
وقتی برادرت به دنیا بیاد، باید خیلی بیشتر از اینا شریک بشی.

221
00:18:43,205 --> 00:18:45,040
پیشنهاد می‌کنم با این موضوع کنار بیای.

222
00:18:48,335 --> 00:18:49,253
چشم، مامان.

223
00:19:11,358 --> 00:19:13,443
اگه یه جو عقل تو کله‌ت باشه،

224
00:19:13,527 --> 00:19:17,030
دخترا رو برمی‌گردونی ویسکانسین و بچه‌ رو همین‌جا به دنیا میاری.

225
00:19:17,114 --> 00:19:20,033
به محض اینکه پول دستم بیاد، برات پول بلیت‌ها رو می‌فرستم.

226
00:19:20,117 --> 00:19:22,661
<i>پیتر هنوز آمادگی بخشیدن چارلز رو نداره،</i>

227
00:19:22,744 --> 00:19:25,998
<i>اما از تو و دخترا با آغوش باز استقبال می‌شه.</i>

228
00:19:52,608 --> 00:19:54,735
دیروز یه نامه از پسرعموم رسید دستم.

229
00:19:55,402 --> 00:19:57,404
اون با من اومد غرب تا اینجا رو بسازیم،

230
00:19:57,487 --> 00:19:59,156
اما پدربزرگمون راضی نبود،

231
00:19:59,239 --> 00:20:02,284
اونم مثل بید لرزید و دمشو گذاشت رو کولش، بدو بدو رفت بوستون.

232
00:20:02,367 --> 00:20:03,452
اما تو این‌جوری نبودی.

233
00:20:03,535 --> 00:20:06,121
می‌خواستم ببینم تنهایی از پسِ یه کاری براومدن چه‌جوریه.

234
00:20:06,914 --> 00:20:12,586
پیدا کردن یه خونه‌ی جدید، یه سبک زندگی نو، آدمای جدید، آسمون جدید، دخترای جدید.

235
00:20:21,803 --> 00:20:23,722
طاقت نداشتم تو اون هتل کپک بزنم.

236
00:20:24,389 --> 00:20:25,432
منم همین‌طور.

237
00:20:26,725 --> 00:20:29,311
به هرحال، خانواده‌ام هنوز جیره‌مو قطع نکردن.

238
00:20:31,355 --> 00:20:33,023
درباره‌ی لیسی اوبرت چی می‌دونی؟

239
00:20:34,775 --> 00:20:36,610
می‌دونم پدربزرگت اصلاً موافق نیست.

240
00:20:37,736 --> 00:20:38,946
فکر کنم همین‌طوره.

241
00:20:40,155 --> 00:20:41,573
ولی لعنتی خیلی خوشگله.

242
00:20:43,033 --> 00:20:44,284
اسکات. اینگالز.

243
00:20:44,368 --> 00:20:45,577
سلام.

244
00:20:46,328 --> 00:20:49,289
آقای جیمز. چی شده گذرت افتاده این‌طرفا؟

245
00:20:50,165 --> 00:20:53,752
شنیدم آقای اینگالز واسه خونه بهت کمک می‌کنه، گفتم یه سری بزنم.

246
00:20:56,588 --> 00:20:59,216
راستش، اومدم باهات حرف بزنم،

247
00:20:59,299 --> 00:21:02,010
درباره‌ی یه پروژه‌ی همگانی که می‌خوام توش بهم کمک کنی.

248
00:21:02,803 --> 00:21:04,054
یه کارت‌پستال دیگه؟

249
00:21:04,137 --> 00:21:05,180
یه کلیسا.

250
00:21:05,681 --> 00:21:07,391
خیلی وقته به جما قولشو دادم،

251
00:21:07,474 --> 00:21:10,978
ولی نه نقشه‌کشی پیدا کرده بودم و نه نجاری که بهش اعتماد داشته باشم

252
00:21:11,061 --> 00:21:12,938
تا اینکه سر و کله‌ی تو پیدا شد.

253
00:21:13,021 --> 00:21:15,607
پایه هستی یه جونی به این محله‌مون بدی؟

254
00:21:15,691 --> 00:21:18,694
خب، معلومه که مصالح و نیروی کمکی رو من جور می‌کنم.

255
00:21:19,653 --> 00:21:20,570
باعث افتخارمه.

256
00:21:21,989 --> 00:21:24,032
دمت گرم. مردِ حسابی.

257
00:21:26,743 --> 00:21:29,621
این افعی‌های ریزِ لعنتی همه‌جا هستن.

258
00:21:29,705 --> 00:21:31,999
این یعنی بالاخره قراره یه اداره‌ی ثبت زمین داشته باشیم؟

259
00:21:32,082 --> 00:21:34,376
منظورم اینه که، اینجا اداره پست داریم و کلیسا هم که تو راهه.

260
00:21:37,838 --> 00:21:39,381
اینجا جای خاصیه.

261
00:21:41,049 --> 00:21:44,136
اومده بودم واسه راه‌آهن آمار بگیرم، ولی بذار بهت بگم...

262
00:21:45,262 --> 00:21:46,596
...که بدجور دلباخته‌ش شدم.

263
00:21:47,264 --> 00:21:50,517
زمین‌های شهر ایندیپندنس رو خودم از اوسیج‌ها خریدم.

264
00:21:50,600 --> 00:21:54,438
و همون معامله هر چی لازم بود درباره‌ی اوسیج‌ها بدونم رو یادم داد.

265
00:21:54,521 --> 00:21:57,357
- مثلاً چی؟
- اینکه آدم‌های منطقی‌ای هستن.

266
00:21:57,441 --> 00:21:58,275
اهل معامله‌ان،

267
00:21:58,358 --> 00:22:03,238
و اون‌قدر شعور دارن که صدای خوشِ پیشرفتی که داره میاد سمت غرب رو بشنون.

268
00:22:03,322 --> 00:22:05,115
پس به دولت می‌فروشن؟

269
00:22:05,198 --> 00:22:06,491
خودت هم مثل من خوب می‌دونی

270
00:22:06,575 --> 00:22:09,536
که لاک‌پشت هم تو مسابقه‌ی دو از دولت آمریکا جلو می‌زنه.

271
00:22:11,163 --> 00:22:14,333
ولی واسه بقیه‌ی این زمین‌ها یه پیشنهاد منصفانه به اوسیج‌ها می‌دن،

272
00:22:14,416 --> 00:22:16,168
اونا هم می‌فروشن،

273
00:22:16,251 --> 00:22:18,253
درست مثل وقتی که به من فروختن.

274
00:22:18,337 --> 00:22:22,132
و وقتی این کار رو بکنن، هر کدوم‌تون رو زمینی که دارین روش کار می‌کنین حق مالکیت پیدا می‌کنین.

275
00:22:24,092 --> 00:22:26,094
داشتم نگران می‌شدم که به کارولین چی بگم.

276
00:22:26,178 --> 00:22:27,387
اگه قضیه زود فیصله پیدا نکنه.

277
00:22:27,471 --> 00:22:30,766
یه یکی دو ماه دندون رو جگر بذار، همه چی مثل روز اولش عالی میشه.

278
00:22:31,850 --> 00:22:33,810
ایمان داشته باش، آقای اینگلز.

279
00:22:34,770 --> 00:22:35,604
ناامید نشو.

280
00:22:42,361 --> 00:22:44,654
ببین جک! گل‌ها رو بردن!

281
00:22:51,620 --> 00:22:53,663
همه پاستیل دوست دارن، مگه نه؟

282
00:23:00,128 --> 00:23:01,838
بدو دیگه جک!

283
00:23:29,950 --> 00:23:30,992
ازت خوشش میاد.

284
00:23:34,663 --> 00:23:35,664
سلام.

285
00:23:38,500 --> 00:23:41,002
رفیقم «عقابِ خوب» اینو بهم یاد داد.

286
00:23:42,170 --> 00:23:43,547
«عقابِ خوب» رو می‌شناسی؟

287
00:23:52,055 --> 00:23:52,889
من لورام.

288
00:23:52,973 --> 00:23:54,015
نه.

289
00:23:57,602 --> 00:23:59,688
- نون ذرت می‌خوای؟
- لورا.

290
00:24:01,982 --> 00:24:03,066
عیبی نداره مامان.

291
00:24:03,692 --> 00:24:04,818
خودم میارمش.

292
00:24:38,018 --> 00:24:40,395
یکیشون واسه من بود.

293
00:24:43,398 --> 00:24:45,775
می‌تونم قهوه یا چایی درست کنم.

294
00:24:47,152 --> 00:24:48,528
هرچی می‌خوای بردار و بزن به چاک.

295
00:24:50,572 --> 00:24:51,698
هوم.

296
00:24:59,498 --> 00:25:01,791
داری طمع می‌کنی.

297
00:25:01,875 --> 00:25:04,961
خودش گفت هرچی می‌خوایم برداریم.

298
00:25:05,045 --> 00:25:08,465
بعید می‌دونم منظورش این باشه که کلِ آذوقه‌شونو جارو کنیم.

299
00:25:08,548 --> 00:25:13,929
اینا پاشدن اومدن تو زمینای ما،

300
00:25:14,012 --> 00:25:17,432
با درختای ما واسه خودشون خونه علم کردن،

301
00:25:17,516 --> 00:25:20,352
بهمون مربا تعارف کرد،

302
00:25:20,435 --> 00:25:25,065
که از تمشک‌های خودمون درست شده بود.

303
00:25:26,233 --> 00:25:28,610
تو بهش می‌گی طمع،

304
00:25:29,194 --> 00:25:31,404
من بهش می‌گم حق.

305
00:25:35,784 --> 00:25:37,661
جک، گدایی نکن.

306
00:25:37,744 --> 00:25:41,414
ما یه داستانی درباره سگ‌ها داریم،

307
00:25:41,998 --> 00:25:46,211
اینکه چطور بهمون کمک می‌کنن به بهترینِ خودمون تبدیل بشیم.

308
00:25:48,296 --> 00:25:49,923
جک سگِ خوبیه،

309
00:25:51,591 --> 00:25:52,551
یه رفیقِ درسته.

310
00:25:56,471 --> 00:25:59,391
دیگه بسه. یالا بریم.

311
00:26:07,566 --> 00:26:10,110
اون مالِ ننه است.

312
00:26:11,194 --> 00:26:13,446
- نمی‌تونی عروسکش رو ببری.
- ولشون کن برن.

313
00:26:32,215 --> 00:26:33,300
همه چی ردیفه.

314
00:26:36,094 --> 00:26:37,262
همه چی ردیفه.

315
00:26:43,518 --> 00:26:44,436
هوی، کارولین!

316
00:26:45,020 --> 00:26:48,023
اصلاً فکرشم نمی‌کنی بالاخره چی قراره تو این شهر راه بیفته و کی قراره بسازتش.

317
00:26:57,657 --> 00:26:58,825
کارولین؟

318
00:26:59,409 --> 00:27:01,119
کارولین؟

319
00:27:05,749 --> 00:27:09,544
- چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
- دوتا مَردِ اوسیج ریختن تو خونه.

320
00:27:10,045 --> 00:27:12,172
هر چی غذا داشتیم رو با توتون‌های تو بردن،

321
00:27:13,089 --> 00:27:14,299
با اون عروسک چینیِ ننه.

322
00:27:17,302 --> 00:27:19,763
- حالتون خوبه؟
- بلایی سرمون نیاوردن.

323
00:27:20,847 --> 00:27:21,681
لورا؟

324
00:27:23,183 --> 00:27:24,142
من خوبم.

325
00:27:35,487 --> 00:27:36,404
باشه.

326
00:27:48,249 --> 00:27:50,919
{\an8}اون آخرین چیزی بود که پدرم بهم داد.

327
00:27:53,922 --> 00:27:56,257
الیزا می‌گفت تو راهِ اومدن به اینجا می‌شکنه.

328
00:27:57,133 --> 00:27:58,218
ولی سالم رسید.

329
00:27:59,928 --> 00:28:01,054
یه معجزه بود.

330
00:28:03,473 --> 00:28:05,684
انگار پدر همین‌جا پیشِ ما بود،

331
00:28:06,726 --> 00:28:07,977
مواظبش بود...

332
00:28:10,188 --> 00:28:11,189
مواظب منم بود.

333
00:28:12,899 --> 00:28:14,025
و حالا دیگه از دست رفت.

334
00:28:14,609 --> 00:28:15,443
متاسفم.

335
00:28:15,527 --> 00:28:17,112
قرار بود تو این خونه امنیت داشته باشیم.

336
00:28:17,195 --> 00:28:19,656
- همین‌طورم میشه. - گفتی دارن میرن.

337
00:28:22,200 --> 00:28:24,744
- دیگه تکرار نمیشه. قول میدم. - چطوری می‌تونی همچین قولی بدی؟

338
00:28:24,828 --> 00:28:26,371
با میچل حرف می‌زنم.

339
00:28:26,454 --> 00:28:27,914
اون مگه می‌خواد چیکار کنه؟

340
00:28:31,543 --> 00:28:33,002
یه راهی برای درست کردنش پیدا می‌کنم.

341
00:28:52,480 --> 00:28:54,482
نمی‌خوای بگی پدر «شونمیکرز» چی نوشته؟

342
00:28:54,566 --> 00:28:56,568
یا می‌خوای اون رو هی بارها و بارها بخونی،

343
00:28:56,651 --> 00:28:58,653
مثل یکی از اون رمان‌های دوزاریِ مزخرفی که عاشقشونی؟

344
00:28:59,487 --> 00:29:00,488
اون...

345
00:29:01,281 --> 00:29:04,534
می‌خواد منو به نماینده‌ی جدید سرخ‌پوست‌ها معرفی کنه،

346
00:29:05,034 --> 00:29:05,869
آیزاک گیبسون.

347
00:29:06,786 --> 00:29:07,620
چرا؟

348
00:29:08,496 --> 00:29:10,999
یه جور کارِ ترجمه‌ست.

349
00:29:12,292 --> 00:29:16,212
همچنین گفت اگه هنوز بخوایم «گود ایگل» رو بفرستیم، یه جای خالی براش باز شده.

350
00:29:17,130 --> 00:29:20,383
فکر کنم فکرِ خوبیه که بره مدرسه، پیشِ بقیه‌ی بچه‌ها.

351
00:29:20,467 --> 00:29:22,427
بذار غیر از فک و فامیلش، چهارتا رفیق دیگه هم پیدا کنه.

352
00:29:22,510 --> 00:29:26,097
نمی‌خوام فعلاً از خونه دور شه. می‌خوام پیش خودم باشه.

353
00:29:26,681 --> 00:29:28,141
می‌خوام جاش امن باشه.

354
00:29:29,392 --> 00:29:31,603
پرسید می‌تونه بره با دخترای «اینگلز» درس بخونه یا نه.

355
00:29:31,686 --> 00:29:35,523
همین پایین جاده، شاید هفته‌ای یکی دو روز.

356
00:29:35,607 --> 00:29:39,694
اصلاً و ابداً. کی می‌دونه چه اراجیفی تو مخش فرو می‌کنن.

357
00:29:42,864 --> 00:29:44,991
کادو آوردم.

358
00:29:45,074 --> 00:29:47,076
تو معمولاً فقط یه شکم گشنه با خودت میاری.

359
00:29:47,160 --> 00:29:50,413
این دفعه نه، آبجی.

360
00:29:51,956 --> 00:29:55,335
تو که از قهوه خوشت نمیاد.

361
00:29:55,835 --> 00:29:58,588
واسه همین آوردمش واسه تو.

362
00:30:03,384 --> 00:30:07,138
من و «مایران» داشتیم با این تازه‌واردهای لبِ تپه یه کم سربه‎‌سرشون می‌ذاشتیم.

363
00:30:07,972 --> 00:30:10,600
- کدوم تازه‌واردا؟ - یه زن با دوتا بچه.

364
00:30:10,683 --> 00:30:12,352
یکیشون می‌گفت «گود ایگل» رو می‌شناسه.

365
00:30:15,730 --> 00:30:17,023
با خودت چی فکر کردی؟

366
00:30:17,690 --> 00:30:20,693
داشتم فکر می‌کردم که یه اداره پست داره تو شهر راه می‌افته،

367
00:30:21,861 --> 00:30:24,197
یعنی این ریختِ تازه‌واردا قراره همین‌جوری سرازیر شه اینجا.

368
00:30:26,449 --> 00:30:29,118
به تو چه آخه؟ تو که خودتم از این تازه‌واردا خوشت نمیاد.

369
00:30:29,202 --> 00:30:34,040
نه، ولی اون‌قدری شعور دارم که نرم واسه یه زن و بچه‌هاش توی خونه‌شون مزاحمت درست کنم.

370
00:30:34,624 --> 00:30:35,542
اتفاقی نیفتاد که.

371
00:30:35,625 --> 00:30:38,336
نیفتاد، ولی می‌تونست بیفته. اگه اسلحه داشت چی؟

372
00:30:38,419 --> 00:30:41,673
اگه شوهرش سر می‌رسید چی؟ الان داشتی غزل خداحافظی رو می‌خوندی!

373
00:30:41,756 --> 00:30:42,715
اون‌وقت واسه چی؟

374
00:30:42,799 --> 00:30:44,259
واسه یه حماقت!

375
00:30:45,051 --> 00:30:47,846
- فکرِ «مایران» بود. - معلومه که فکر اون بود.

376
00:30:47,929 --> 00:30:49,222
فکر کردم...

377
00:30:51,683 --> 00:30:53,101
شاید «عقاب نیک» از این خوشش بیاد.

378
00:30:55,979 --> 00:30:57,856
مال تو نیست که بخوای ببخشیش.

379
00:31:15,748 --> 00:31:16,624
بیا تو.

380
00:31:33,766 --> 00:31:34,809
کارولین؟

381
00:31:36,978 --> 00:31:38,897
طفلکی. چی شده؟

382
00:31:41,566 --> 00:31:42,817
اه.

383
00:31:42,901 --> 00:31:44,694
اونم توی خونه‌ی خودت.

384
00:31:45,528 --> 00:31:46,613
دیگه خیلی زیاده‌رویه.

385
00:31:47,196 --> 00:31:48,448
اونا آسیبی به ما نزدن.

386
00:31:51,868 --> 00:31:56,915
دلسوزی خیلی هم خوبه دختر جون، ولی یه حدی داره.

387
00:31:58,041 --> 00:32:01,586
چیزایی دیدم که هیچ بشری نباید به چشم ببینه.

388
00:32:02,712 --> 00:32:04,923
اون قدیما توی مینه‌سوتا، جنگ داکوتا...

389
00:32:05,006 --> 00:32:08,301
کارولین، تو هم اون نزدیکا بودی. می‌دونی چطوری بود.

390
00:32:08,384 --> 00:32:10,678
وقتی یه قتل‌عام رو از سر گذرونده باشی...

391
00:32:10,762 --> 00:32:12,639
- قتل‌عام چیه؟
- بیخیال.

392
00:32:15,183 --> 00:32:16,017
دخترا،

393
00:32:17,143 --> 00:32:18,019
برید بیرون.

394
00:32:18,102 --> 00:32:21,147
با جک روی پله‌های جلویی بشینید. در رو هم پشت سرتون ببندید.

395
00:32:25,610 --> 00:32:26,486
تو هم همین‌طور، مری.

396
00:32:26,569 --> 00:32:29,948
- من دیگه اون‌قدری بزرگ شدم که گوش بدم.
- برو بیرون پیش خواهرت.

397
00:32:37,246 --> 00:32:38,122
مری؟

398
00:32:39,457 --> 00:32:41,709
- کجا داری میری؟
- دنبال من نیا.

399
00:32:49,342 --> 00:32:52,762
ریختن توی خونه‌م و همه‌چی رو بردن. زن و دخترام تک و تنها بودن.

400
00:32:52,845 --> 00:32:55,098
اگه این تهدید نیست، پس دیگه نمی‌دونم چی تهدیده.

401
00:32:55,765 --> 00:33:01,771
یه سری از جوونا... خوششون می‌آد یه جورایی از شهرک‌نشین‌ها باج بگیرن.

402
00:33:02,563 --> 00:33:03,523
باج؟

403
00:33:03,606 --> 00:33:05,316
حس می‌کنن از ما طلبکارن.

404
00:33:06,609 --> 00:33:07,902
تو هم همین فکرو می‌کنی؟

405
00:33:07,986 --> 00:33:09,195
کلافه‌ان.

406
00:33:09,779 --> 00:33:10,905
عصبانی‌ان.

407
00:33:11,990 --> 00:33:16,577
سبک زندگی‌شون از بین رفته. دیگه انگیزه‌ای برای زندگی ندارن.

408
00:33:17,787 --> 00:33:19,330
این باختن رو درک می‌کنم.

409
00:33:21,165 --> 00:33:23,668
نمی‌تونم اجازه بدم غریبه‌ها بی‌دعوت سرشون رو بندازن پایین بیان تو خونه‌م.

410
00:33:23,751 --> 00:33:25,628
فکر کنم اونا هم همین حرفو بزنن.

411
00:33:32,260 --> 00:33:33,177
راهی هست...

412
00:33:35,179 --> 00:33:38,766
که بتونم این باج رو پیش‌پیش بدم؟

413
00:33:38,850 --> 00:33:40,935
فکر نمی‌کنم اصلاً بحث سر این باشه.

414
00:33:43,896 --> 00:33:48,526
امروز صبح، الای جیمز جوری حرف می‌زد که انگار معامله‌ی زمین تموم شده و فقط سر و صداش مونده...

415
00:33:48,609 --> 00:33:49,861
الای جیمز.

416
00:33:50,737 --> 00:33:53,614
حالا تو جوری جلوه می‌دی که انگار هیچ‌وقت نمی‌تونم خونه‌م رو مالِ خودم بدونم.

417
00:33:53,698 --> 00:33:56,951
من اگه بودم به حرفِ یه آدمِ راه‌آهنی اعتماد نمی‌کردم.

418
00:33:58,036 --> 00:34:01,831
واقعیت اینه که اینجا هنوز زمینِ اوسیج‌هاست.

419
00:34:03,207 --> 00:34:05,918
راه‌آهن یه معامله‌ای کرد، کنگره رید توش،

420
00:34:06,002 --> 00:34:08,004
و حالا دوباره همه چی رو هواست.

421
00:34:10,006 --> 00:34:11,299
پس خبری از معامله نیست.

422
00:34:11,382 --> 00:34:15,094
باور کن، ما هم به اندازه‌ی تو می‌خوایم این قضیه حل‌وفصل شه.

423
00:34:16,971 --> 00:34:18,765
اگه دولت پیشنهادی بده،

424
00:34:18,848 --> 00:34:22,769
اون‌وقت تصمیم می‌گیریم که می‌تونیم باهاش کنار بیایم یا نه، اصلاً می‌خوایم باهاش بسازیم یا نه.

425
00:34:24,228 --> 00:34:27,899
اما تا اون موقع، همه‌مون توی برزخیم.

426
00:34:30,318 --> 00:34:32,403
به زنم قول دادم که جاش امن باشه.

427
00:34:33,237 --> 00:34:35,156
اونم به اندازه همه‌مون جاش امنه.

428
00:34:40,244 --> 00:34:44,415
می‌تونیم بهش بگیم اون دوتا مرتیکه دیگه پاشون رو تو خونه‌ش نمی‌ذارن.

429
00:35:10,733 --> 00:35:11,776
سلام مری.

430
00:35:15,947 --> 00:35:19,283
قصد نداشتم اون روز جیم بزنم.

431
00:35:19,992 --> 00:35:24,330
من... من زیاد اهل حرف زدن نیستم. من...

432
00:35:25,081 --> 00:35:29,335
من... به چیزی که می‌خوام بگم فکر می‌کنم، ولی... نمی‌دونم چطوری به زبون بیارمش،

433
00:35:29,418 --> 00:35:34,006
واسه همین انگار راحت‌تره که کلاً هیچی نگم.

434
00:35:44,100 --> 00:35:45,601
ولی خوشحالم که بهم نامه دادی.

435
00:35:47,520 --> 00:35:49,730
راستش منم جوابتو دادم.

436
00:35:54,068 --> 00:35:54,986
بفرما، بگیرش.

437
00:35:56,070 --> 00:35:56,988
ممنون.

438
00:35:59,866 --> 00:36:02,410
اوه، نه، نه. لازم نیست همین الان بخونیش.

439
00:36:08,958 --> 00:36:10,668
ببخشید دیروز تند رفتم.

440
00:36:11,961 --> 00:36:12,879
عیبی نداشت.

441
00:36:16,382 --> 00:36:18,926
خب، فکر کنم دیگه این بسته‌ها رو ببرم دمِ خونه.

442
00:36:19,010 --> 00:36:22,180
- نه، مشکلی نیست. خودم می‌برمشون. - باشه.

443
00:36:23,598 --> 00:36:26,142
فقط ترجیح می‌دم یه چیزی مال خودم داشته باشم.

444
00:36:26,893 --> 00:36:27,768
یه رفیق.

445
00:36:29,103 --> 00:36:31,314
منظورم اینه که، اگه بخوای با هم رفیق باشیم؟

446
00:36:31,981 --> 00:36:33,357
آره. آره، می‌خوام.

447
00:37:08,059 --> 00:37:09,268
چی تو ذهنته؟

448
00:37:15,441 --> 00:37:19,487
اون روز، چند تا از دخترای اوسیج رو لبِ رودخونه دیدم...

449
00:37:23,324 --> 00:37:26,035
واسه همین براشون چند تا گل گذاشتم.

450
00:37:28,246 --> 00:37:29,914
بعدش که برگشتم،

451
00:37:30,414 --> 00:37:32,708
و براشون چندتا پاستیل گذاشتم،

452
00:37:33,709 --> 00:37:34,835
به عنوان هدیه.

453
00:37:37,797 --> 00:37:38,673
که اینطور.

454
00:37:40,174 --> 00:37:43,052
اما بعدش اون مردا اومدن توی خونه...

455
00:37:46,097 --> 00:37:47,640
و عروسک رو بردن...

456
00:37:49,642 --> 00:37:51,102
و همه‌ی غذامون رو.

457
00:37:53,396 --> 00:37:56,607
حالا خانم جیمز می‌گه که قراره یه حموم خون راه بیفته.

458
00:37:58,734 --> 00:38:00,736
هیچ حموم خونی در کار نیست.

459
00:38:02,947 --> 00:38:04,573
هیچ‌کدوم از اینا تقصیر تو نیست.

460
00:38:05,366 --> 00:38:07,201
مادرت و خانم جیمز...

461
00:38:10,830 --> 00:38:13,416
اونا نگرانن چون خیلی وقت پیش اتفاقای بدی افتاده،

462
00:38:14,792 --> 00:38:16,711
اون موقع تو کوچیک‌تر از اون بودی که چیزی یادت بیاد.

463
00:38:17,878 --> 00:38:18,754
جنگ رو می‌گی؟

464
00:38:19,380 --> 00:38:20,256
آره.

465
00:38:20,339 --> 00:38:22,216
اما اینجا یه جای دیگه‌ست،

466
00:38:23,426 --> 00:38:24,593
با آدمای متفاوت.

467
00:38:27,263 --> 00:38:29,473
نمی‌خواستم مامان رو ناراحت کنم.

468
00:38:32,059 --> 00:38:33,894
فقط می‌خواستم باهاشون دوست بشم.

469
00:38:37,231 --> 00:38:38,774
تو قلب کنجکاوی داری.

470
00:38:40,985 --> 00:38:43,237
یه قلبِ بی‌آلایش. چیز خوبیه.

471
00:38:43,821 --> 00:38:45,781
فقط یادت باشه که باید هوای این قلب رو داشته باشی.

472
00:39:38,334 --> 00:39:40,878
قهوه رو هم آوردم، ولی بقیه‌ش رو باید دوباره جور کنیم.

473
00:39:57,311 --> 00:39:59,397
اینجا زمین اوناست، مگه نه؟

474
00:40:01,524 --> 00:40:02,483
مالِ اوسیج‌ها.

475
00:40:11,784 --> 00:40:15,913
جما همه‌چیز رو بهم گفت. حدس می‌زنم خودت هم خیلی وقته که خبر داری.

476
00:40:20,876 --> 00:40:22,420
نمی‌خواستم نگرانت کنم.

477
00:40:22,503 --> 00:40:25,089
من که بچه نیستم.

478
00:40:28,050 --> 00:40:32,388
حقمه بدونم کجای کاریم، بدونم زندگی‌مون قراره چه شکلی بشه.

479
00:40:32,471 --> 00:40:33,639
می‌خواستم ازت محافظت کنم.

480
00:40:33,722 --> 00:40:36,350
با کشوندن ما به جایی که حتی اجازه سکونت هم توش نمیدن؟

481
00:40:36,434 --> 00:40:39,228
- اون موقع نمی‌دونستم. - ولی الان که دیگه می‌دونی!

482
00:40:40,729 --> 00:40:42,565
و هیچی به من نگفتی!

483
00:40:43,232 --> 00:40:46,485
- منو تو بی‌خبری گذاشتی. - دولت قراره زمین‌ها رو بخره.

484
00:40:46,569 --> 00:40:49,405
- کی؟ - نمی‌دونم! هیچ‌کس نمی‌دونه!

485
00:40:51,198 --> 00:40:53,117
باید ایمان داشته باشیم. باید باور کنیم.

486
00:40:53,200 --> 00:40:55,744
نمی‌دونم تا کی می‌تونم این‌طوری ادامه بدم، چارلز.

487
00:40:55,828 --> 00:40:58,539
نمی‌دونم تا کی می‌تونم باور داشته باشم.

488
00:40:59,039 --> 00:41:02,960
چاره دیگه‌ای نداشتیم. موندیم چون راه برگشتی نبود.

489
00:41:15,973 --> 00:41:17,391
شاید <i>تو</i> نمی‌تونی برگردی.

490
00:41:19,018 --> 00:41:20,144
این حرفت یعنی چی؟

491
00:41:23,063 --> 00:41:25,065
کارولین، منظورت چیه؟

492
00:41:25,900 --> 00:41:29,445
تمومش کنید! دعوا نکنید!

493
00:41:38,162 --> 00:41:39,538
- مری! - مری؟

494
00:41:40,581 --> 00:41:41,457
- مری؟ - مری؟

495
00:41:41,540 --> 00:41:42,708
مری، عزیزم؟

496
00:41:45,544 --> 00:41:46,879
وای، این... بدنش داره تو تب می‌سوزه.

497
00:41:49,173 --> 00:41:51,050
مری... مری...

498
00:41:51,173 --> 00:42:10,050
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.