0
00:00:02,351 --> 00:00:17,352
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1
00:00:18,351 --> 00:00:19,352
<i>پدر عزیزم،</i>

2
00:00:19,978 --> 00:00:23,398
<i>همش تو فکرت بودم؛ اینکه اگه اینجا بودی چقدر از آسمونش صفا می‌کردی.</i>

3
00:00:24,149 --> 00:00:26,192
<i>بچگیام یادمه که پیشت می‌نشستم.</i>

4
00:00:26,693 --> 00:00:29,612
<i>به ابرها زل می‌زدیم و خیال‌بافی می‌کردیم که چه رازهایی تو دلشون دارن.</i>

5
00:00:30,864 --> 00:00:33,033
<i>خوشحال میشی اگه بدونی نوه‌هات اینجا دارن حسابی قد می‌کشن.</i>

6
00:00:33,116 --> 00:00:34,242
«و فاریا بهش داد...»

7
00:00:34,325 --> 00:00:36,745
<i>لورا عاشق دشت و کتاب خوندن شده.</i>

8
00:00:36,828 --> 00:00:38,121
«...باید گنج رو پس بگیره.»

9
00:00:38,204 --> 00:00:41,374
<i>ربطی به ما نداره، همه‌اش تاثیر خوبِ دوستِ جدیدشه.</i>

10
00:00:42,000 --> 00:00:44,753
<i>مری هنرِ خیاطیِ مامان رو به ارث برده.</i>

11
00:00:45,420 --> 00:00:48,173
<i>حالا دیگه به جای شکلات، کادو ازمون نخِ خیاطی می‌خواد.</i>

12
00:00:49,424 --> 00:00:50,884
<i>کارولین اینجا خوشحاله.</i>

13
00:00:51,468 --> 00:00:54,220
<i>کلی دوست و آشنا دور خودش جمع کرده.</i>

14
00:00:55,805 --> 00:00:58,016
<i>ذرت‌ها دارن خوب و جون‌دار رشد می‌کنن.</i>

15
00:00:58,099 --> 00:00:59,934
<i>اداره‌ی ثبت زمین هر لحظه ممکنه باز بشه،</i>

16
00:01:00,435 --> 00:01:02,812
<i>و بالاخره تکلیف آینده‌مون اینجا روشن میشه.</i>

17
00:01:03,313 --> 00:01:06,107
<i>از همه مهم‌تر اینکه، صاحب یه نوه دخترِ دیگه شدی.</i>

18
00:01:06,816 --> 00:01:08,026
<i>اسمش رو گذاشتیم کری.</i>

19
00:01:08,526 --> 00:01:10,445
<i>صحیح و سالمه و حرف نداره.</i>

20
00:01:10,528 --> 00:01:13,198
<i>هر بار که بهش نگاه می‌کنم، قلبم از عشق لبریز میشه،</i>

21
00:01:13,698 --> 00:01:15,658
<i>همون عشقی که می‌دونم تو به من داشتی</i>

22
00:01:16,284 --> 00:01:17,410
<i>و به جورج.</i>

23
00:01:19,454 --> 00:01:21,206
<i>بابت اون‌جوری که همه‌چی بینمون تموم شد، معذرت می‌خوام.</i>

24
00:01:21,790 --> 00:01:24,167
<i>امیدوارم بتونی تو دلت منو ببخشی.</i>

25
00:01:24,667 --> 00:01:25,585
<i>اگه نه هم که...</i>

26
00:01:26,252 --> 00:01:28,338
<i>بدون که ما توی این دشت خوشحالیم،</i>

27
00:01:29,839 --> 00:01:31,966
<i>توی خونه‌ی جدیدمون حالمون خوبه.</i>

28
00:01:37,555 --> 00:01:38,389
بابا.

29
00:01:39,682 --> 00:01:40,683
ببین.

30
00:01:55,949 --> 00:01:57,075
کجا دارن می‌رن؟

31
00:01:58,326 --> 00:01:59,494
رئیس قبیله‌ها دارن جمع می‌شن.

32
00:02:00,662 --> 00:02:03,373
آقای میچل گفت بالاخره آماده‌ان که معاهده رو امضا کنن.

33
00:02:05,208 --> 00:02:06,584
بعدش چی می‌شه؟

34
00:02:08,086 --> 00:02:09,504
کوچ می‌کنن به قلمروی سرخ‌پوست‌ها.

35
00:02:15,510 --> 00:02:16,344
همه‌شون؟

36
00:02:17,220 --> 00:02:18,513
حتی «عقابِ خوب»؟

37
00:02:27,021 --> 00:02:29,941
بیاین دیگه. امروز ناهار خوش‌آمدگوییِ کشیش رو داریم.

38
00:02:30,441 --> 00:02:32,443
بی‌صبرانه منتظرم همه‌ی شیرینی‌های مامانت رو لمبونم.

39
00:02:32,527 --> 00:02:35,155
- همین الان صبحونه‌ت رو تموم کردی. - دوست دارم واسه جلوتر برنامه بریزم.

40
00:02:36,281 --> 00:02:37,115
باشه.

41
00:02:58,344 --> 00:03:01,431
تکون نخور. ور رفتن با «پوتیتو» دیگه بسه.

42
00:03:06,603 --> 00:03:08,855
مطمئنی می‌خوای روز تولدت رو با لورا بگذرونی؟

43
00:03:08,938 --> 00:03:11,107
تو که سرت شلوغه. اونم یه سورپرایز برام داره.

44
00:03:11,941 --> 00:03:14,277
خیلی شیک و کله‌گنده شدی.

45
00:03:14,360 --> 00:03:15,528
موافقم.

46
00:03:15,612 --> 00:03:16,821
امشب جشن می‌گیریم...

47
00:03:16,905 --> 00:03:17,989
هوم.

48
00:03:18,072 --> 00:03:19,616
...وقتی همه‌چیز ردیف شد.

49
00:03:20,325 --> 00:03:23,203
- عقاب خوب! بجنب! - یادت باشه چی بهت گفتیم.

50
00:03:23,286 --> 00:03:26,122
چشم‌ و گوشت باز باشه. حواست به همه‌ی اتفاقای اطرافت باشه.

51
00:03:26,206 --> 00:03:27,916
امروز عصر میام دنبالت.

52
00:03:27,999 --> 00:03:31,085
باشه. در ضمن، اصلاً هم نرفتم سراغ کادوهایی که برام گرفتی.

53
00:03:31,586 --> 00:03:32,837
باشه، فعلاً. موفق باشی.

54
00:03:33,880 --> 00:03:36,966
شک ندارم یه نگاهی بهشون انداخته.

55
00:03:37,050 --> 00:03:41,346
<i>ها-شین</i>ـش رو هم که جا گذاشت. امون از این بچه. مو به مو کپیِ خودته.

56
00:03:45,058 --> 00:03:46,226
استرس داری؟

57
00:03:46,851 --> 00:03:49,395
نه. تا حالا کلی از این ترجمه‌ها انجام دادم.

58
00:03:49,479 --> 00:03:51,272
رئیس‌ها به یکی مثل تو نیاز دارن،

59
00:03:51,773 --> 00:03:54,567
یکی که دقیقاً بهشون بگه اون عوضیا چی دارن می‌گن.

60
00:03:54,651 --> 00:03:57,237
بهت اعتماد دارن چون می‌شناسنت.

61
00:03:58,446 --> 00:04:00,657
فقط می‌خوام مطمئن شم داریم راه درست رو می‌ریم.

62
00:04:01,824 --> 00:04:03,701
تنها راهِ چاره همینه.

63
00:04:04,786 --> 00:04:06,496
کاش این‌طوری نبود، ولی...

64
00:04:08,623 --> 00:04:09,582
دیگه کارمون به اینجا کشیده.

65
00:04:13,711 --> 00:04:14,796
آره، وضعیت همینه.

66
00:04:28,434 --> 00:04:30,186
اون چه صداییه؟

67
00:04:31,312 --> 00:04:33,690
صدای طبل؛ داره به مردا خبر می‌ده که برای شورا جمع بشن.

68
00:04:33,773 --> 00:04:35,858
اگه رئیس‌ها امضا کنن، تو مجبوری بری؟

69
00:04:36,734 --> 00:04:39,737
اگه امضا نکنن چی؟ اونوقت ما باید بریم؟

70
00:04:40,446 --> 00:04:41,322
نمی‌دونم.

71
00:04:41,406 --> 00:04:43,783
خیله‌خب، دیگه انقدر سوال نپرس.

72
00:04:43,866 --> 00:04:45,243
امروز تولد «گود ایگل»ـه.

73
00:04:45,326 --> 00:04:48,037
- لورا، چرا نقشه رو بهش نمی‌گی؟
- نقشه رو بهم بگو.

74
00:04:48,121 --> 00:04:50,123
یه کاری هست که باید انجام بدیم.

75
00:04:51,416 --> 00:04:52,250
چه کاری؟

76
00:04:52,333 --> 00:04:54,460
باید این نامه رو پست کنیم.

77
00:04:55,670 --> 00:04:56,963
یالا، بزن بریم!

78
00:04:58,965 --> 00:05:00,216
اینگلز!

79
00:05:01,301 --> 00:05:02,176
شنیدی؟

80
00:05:03,261 --> 00:05:05,638
این همون چیزیه که همه‌مون منتظرش بودیم.

81
00:05:05,722 --> 00:05:08,725
می‌خوای با من بیای و شاهد رقم خوردن تاریخ باشی؟

82
00:05:09,309 --> 00:05:10,310
بریم شورا؟

83
00:05:11,602 --> 00:05:14,063
فکر نمی‌کردم حضور واسه عموم آزاد باشه.

84
00:05:14,147 --> 00:05:17,317
خب، آینده ما هم هست، درست به اندازه اونا.

85
00:05:17,400 --> 00:05:19,777
بی‌خیال. معامله تموم شده.

86
00:05:19,861 --> 00:05:21,487
الآن دیگه همه‌ش فیلمه.

87
00:05:21,988 --> 00:05:25,700
راه زیادی نیست، قبل از اینکه کشیش دعاشو تموم کنه برمی‌گردیم.

88
00:05:25,783 --> 00:05:26,617
قول می‌دم.

89
00:05:27,452 --> 00:05:29,078
تاریخ داره جلوی چشم‌مون رقم می‌خوره.

90
00:05:30,747 --> 00:05:31,998
یه کم از اون پای میوه واسم نگه دار.

91
00:05:34,959 --> 00:05:36,836
ایول، روحیه یعنی این، اینگلز.

92
00:05:43,301 --> 00:05:44,469
پس فقط خودمونیم.

93
00:05:53,603 --> 00:05:57,106
واسه یه ناهار خیرمقدم، زیاد تحویل‌مون نگرفتن.

94
00:05:57,815 --> 00:05:58,983
آره، واقعاً.

95
00:06:01,152 --> 00:06:01,986
مارگارت.

96
00:06:03,029 --> 00:06:04,030
کمکی از دستم برمیاد؟

97
00:06:04,113 --> 00:06:06,157
کارولین. جِما منو گذاشت مسئول اینجا.

98
00:06:06,240 --> 00:06:09,202
قول داده بود همه‌چی رو ردیف کنه، اما اینجا هیچی نیست.

99
00:06:09,285 --> 00:06:12,121
نه میزی هست، نه صندلی‌ای، نه بشقابی و نه لیوانی.

100
00:06:12,205 --> 00:06:14,540
مگه قرار نبود بشقاب و لیوان‌های خودمون رو بیاریم؟

101
00:06:14,624 --> 00:06:17,251
نمی‌دونم. بهش گفتم تو این‌جور کارا زیاد مهارتی ندارم،

102
00:06:17,335 --> 00:06:21,464
ولی اون گفت باید خودمو نشون بدم و حتماً اون‌قدر باهوش هستم،

103
00:06:21,547 --> 00:06:23,674
ولی اصلاً این‌طور نیست.

104
00:06:23,758 --> 00:06:25,218
من باهوش نیستم.

105
00:06:26,010 --> 00:06:28,137
خیله خب، اشکالی نداره. یه فکری براش می‌کنیم.

106
00:06:31,724 --> 00:06:32,850
خانوم‌ها.

107
00:06:34,060 --> 00:06:37,438
اه، بیاید... بیاید نیمکتای کلیسا رو برای نشستن بیاریم بیرون.

108
00:06:37,522 --> 00:06:39,023
و، ام، سارا،

109
00:06:39,107 --> 00:06:42,610
برو تا آسیاب و بهشون بگو چند تا تخته چوب برای میز بیارن.

110
00:06:43,111 --> 00:06:45,530
از خرک‌ها هم به عنوان پایه استفاده می‌کنیم.

111
00:06:45,613 --> 00:06:49,325
می‌تونی بری ببینی دوشیزه هندرسون چیزی برای رومیزی و گلدون داره یا نه؟

112
00:06:49,409 --> 00:06:50,535
باشه مامان.

113
00:06:52,870 --> 00:06:55,373
- بیاید اون نیمکت‌ها رو بیاریم. - بله خانوم.

114
00:07:06,092 --> 00:07:07,218
سلام.

115
00:07:07,301 --> 00:07:10,054
سلام آقای هنری. می‌خوام این نامه رو پست کنم.

116
00:07:10,638 --> 00:07:11,639
بسیار خب.

117
00:07:11,722 --> 00:07:15,768
و این‌که می‌خواستم بپرسم نامه‌ای برای «گود ایگل میچل» دارین یا نه،

118
00:07:16,269 --> 00:07:17,687
آخه امروز تولدشه.

119
00:07:17,770 --> 00:07:19,814
در واقع،

120
00:07:20,731 --> 00:07:22,900
فکر کنم همین امروز صبح یه چیزی رسید.

121
00:07:31,200 --> 00:07:32,076
بازش کن.

122
00:07:37,415 --> 00:07:38,708
این یه نقشه گنجه.

123
00:07:38,791 --> 00:07:42,378
کنت مونت کریستو لابد گنجشو توی «ایندیپندنس» قایم کرده.

124
00:07:42,920 --> 00:07:44,046
کجا گفته باید بریم؟

125
00:07:44,547 --> 00:07:48,009
ما اینجاییم، و اولین گنج هم اینجاست.

126
00:07:48,092 --> 00:07:49,719
اون هتل جادسونه.

127
00:07:50,887 --> 00:07:51,888
زود باش دیگه!

128
00:07:51,971 --> 00:07:53,556
ممنون، آقای هنری.

129
00:08:16,078 --> 00:08:17,246
خوشحالم می‌بینمت.

130
00:08:19,916 --> 00:08:20,958
از دیدنت خوشحالم.

131
00:08:23,044 --> 00:08:24,879
اصلاً فکر نمی‌کردم اینجا ببینمت.

132
00:08:25,379 --> 00:08:27,423
گفتم بیام یه ادای احترامی بکنم.

133
00:08:28,466 --> 00:08:30,676
حالم بد می‌شه می‌بینم آدمای حسابی این‌قدر ضرر می‌کنن.

134
00:08:31,177 --> 00:08:32,762
ایلای می‌گه معامله‌ی خوبیه،

135
00:08:34,013 --> 00:08:35,097
واسه همه منصفانه‌ست.

136
00:08:35,181 --> 00:08:37,183
خب، اون دیگه بستگی به این داره که تعریفت از انصاف چی باشه.

137
00:08:38,643 --> 00:08:39,727
اینگلز!

138
00:08:40,353 --> 00:08:42,688
می‌خوام با آیزاک گیبسون، مامور امور سرخ‌پوستا، آشنات کنم،

139
00:08:42,772 --> 00:08:46,692
مردی که امیدواریم بتونه این هفت‌تا رئیس قبیله رو سر عقل بیاره،

140
00:08:46,776 --> 00:08:48,945
همون هفت دسته‌ای که امروز اینجا جمع شدن.

141
00:08:49,737 --> 00:08:54,033
مامور گیبسون، چارلز اینگلز یکی از بهترین مزرعه‌دارهای ماست.

142
00:08:54,116 --> 00:08:56,494
یه زن خوشگل داره و سه تا دختر دسته‌گل،

143
00:08:56,577 --> 00:08:58,996
و واقعاً عاشق این خاکه.

144
00:08:59,705 --> 00:09:03,668
بهم بگو آقای اینگلز، چی باعث شد بیای سراغ این خاکی که این‌قدر براش سر و دست می‌شکونی؟

145
00:09:05,169 --> 00:09:07,213
فکر کنم همون چیزی که بقیه رو کشونده.

146
00:09:08,089 --> 00:09:10,591
آسمونِ باز، یه زندگیِ نو،

147
00:09:11,425 --> 00:09:13,511
یه شروعِ تازه واسه خونواده‌م.

148
00:09:13,594 --> 00:09:16,305
ولی چرا اینجا؟ چرا این یه تیکه زمینِ فسقلی توی کانزاس؟

149
00:09:16,389 --> 00:09:19,183
چرا اومدی به جایی که این‌قدر از همه جا پرته؟

150
00:09:20,309 --> 00:09:21,936
راستش رو بخوای، همه‌ش زیر سر یه اعلامیه بود.

151
00:09:22,436 --> 00:09:23,896
همه‌جای دریاچه‌ی «پپین» دیدمشون.

152
00:09:24,397 --> 00:09:26,649
بذار حدس بزنم. «زمینِ مجانی توی غرب»؟

153
00:09:27,358 --> 00:09:30,194
«میلیون‌ها هکتار زمین»؟
«آبِ زلال و فراوون»؟

154
00:09:32,113 --> 00:09:33,197
هوم.

155
00:09:33,906 --> 00:09:34,949
یه همچین چیزایی.

156
00:09:35,449 --> 00:09:38,744
خب، الان دیگه اینجاست.
مهم هم همینه.

157
00:09:39,328 --> 00:09:41,163
حالا دیگه همه‌مون اینجاییم.

158
00:09:42,373 --> 00:09:43,374
کاملاً درسته.

159
00:09:44,667 --> 00:09:45,710
آقایون.

160
00:09:49,380 --> 00:09:50,423
آه.

161
00:09:56,846 --> 00:10:01,684
آره، با اون میز.
بعدش غذا رو می‌ذاریم روش.

162
00:10:01,767 --> 00:10:06,147
نمی‌دونم چطوری این کار رو می‌کنه،
همون‌طور که لبخند می‌زنه، کاری می‌کنه همه به حرفش گوش بدن.

163
00:10:06,230 --> 00:10:09,191
- شاید جادوگری بلده.
- مادرم جادوگر نیست.

164
00:10:09,275 --> 00:10:12,069
- داره شوخی می‌کنه.
- دارم می‌گم کارش خیلی درسته.

165
00:10:12,570 --> 00:10:15,781
شاید تو هم اون قدرت رو پیدا کنی،
قدرتِ افسون کردن.

166
00:10:16,282 --> 00:10:17,241
عالیه!

167
00:10:17,742 --> 00:10:19,910
ممنون. همه‌تون محشرید.

168
00:10:19,994 --> 00:10:21,245
ای جان.

169
00:10:21,329 --> 00:10:24,540
نمی‌خوابه.
نمی‌خواد هیچ‌کدوم از اتفاقات رو از دست بده.

170
00:10:24,624 --> 00:10:27,043
خب، مِری می‌تونه ببردش مغازه که خلوت‌تره.

171
00:10:27,126 --> 00:10:28,669
کِی‌لب هم از تنهایی درمی‌آد.

172
00:10:29,754 --> 00:10:31,714
برو. ناهارت رو برات کنار می‌ذاریم.

173
00:10:37,511 --> 00:10:39,555
انگار می‌دونستم قراره این‌طوری بشه.

174
00:10:44,518 --> 00:10:46,062
خانم هندرسون کجاست؟

175
00:10:46,145 --> 00:10:48,314
اون... اون تو کلیساست.

176
00:10:51,067 --> 00:10:53,194
سلام.

177
00:10:53,277 --> 00:10:56,864
چته پسر؟ بلد نیستی با ترازو کار کنی؟

178
00:10:56,947 --> 00:10:58,949
آخه چطور یه بچه‌ی...

179
00:10:59,033 --> 00:11:01,702
خنگی مثل گاو رو می‌ذارن پشت پیشخون، اصلاً تو کتم نمی‌ره.

180
00:11:02,745 --> 00:11:03,579
خب؟

181
00:11:04,789 --> 00:11:06,123
پسر جون، من که قرار نیست جوون‌تر بشم؛ عجله کن.

182
00:11:10,419 --> 00:11:13,506
از دیدنتون خوشحالم آقای کایند. بذارید کمکتون کنم.

183
00:11:21,180 --> 00:11:23,599
- می‌شه ۱۵ سنت. - خب، به نظر درست نمیاد.

184
00:11:23,683 --> 00:11:25,267
پنیر خیلی خوبیه.

185
00:11:25,351 --> 00:11:27,937
مطمئنم داری اینو می‌بری برای ناهارِ جناب کشیش.

186
00:11:28,020 --> 00:11:31,607
خیلی لطف می‌کنی. چیز دیگه‌ای هم می‌خوای اضافه کنم؟

187
00:11:32,191 --> 00:11:34,860
فقط پنیر. بزن به حسابم.

188
00:11:48,999 --> 00:11:51,752
- ممنون. - کیف می‌ده. از مغازه‌بازی خوشم میاد.

189
00:11:52,336 --> 00:11:54,630
- تو دفتر حساب می‌نویسم. - باشه.

190
00:11:55,214 --> 00:11:56,340
الان برمی‌گردم.

191
00:12:24,577 --> 00:12:25,745
سلام، سلام.

192
00:12:25,828 --> 00:12:27,246
- اوه! - ببخشید دیر کردم.

193
00:12:27,747 --> 00:12:30,416
پسرِ سورنسون دستشو کرده بود تو لونه زنبور.

194
00:12:30,499 --> 00:12:33,335
مجبور شدم هشت تا نیش رو از اون دست‌های نوچ و کوچیکش بکشم بیرون.

195
00:12:33,836 --> 00:12:37,173
خوشبختانه بدنش جونی داره، زود خوب می‌شه.

196
00:12:37,256 --> 00:12:38,215
خوشحالم که اینو می‌شنوم.

197
00:12:38,299 --> 00:12:40,009
خانم سورنسون باید بهش برسه،

198
00:12:40,092 --> 00:12:42,636
ولی به جای خودش بیسکویت و موم عسل فرستاده.

199
00:12:42,720 --> 00:12:45,389
- اوه، می‌تونی بذاریشون اونجا. - باشه.

200
00:12:49,769 --> 00:12:51,437
چیه؟

201
00:12:52,480 --> 00:12:56,275
اگه فکر می‌کنی بقیه خبر ندارن که هفته‌ای دو بار با هم شام می‌خورید،

202
00:12:56,358 --> 00:12:57,276
سخت در اشتباهی.

203
00:12:57,359 --> 00:12:58,694
خب، این درست نیست.

204
00:12:59,612 --> 00:13:01,489
هفته‌ای سه باره.

205
00:13:02,865 --> 00:13:05,576
- بالاخره قراره باهاش ازدواج کنی یا نه؟
- لیسی!

206
00:13:06,702 --> 00:13:08,412
هفته‌ای سه بار شام؟

207
00:13:08,913 --> 00:13:11,999
تازه پیاده‌رویِ صبح‌های شنبه قبل از باز شدن مغازه چی؟

208
00:13:12,082 --> 00:13:13,793
- هوم.
- آره، اونم خبر دارم.

209
00:13:14,752 --> 00:13:16,253
ما دربارش حرف نزدیم.

210
00:13:17,880 --> 00:13:19,924
فکر کنم به بن‌بست خوردیم.

211
00:13:20,007 --> 00:13:21,717
یا شایدم اون گیر کرده. نمی‌دونم.

212
00:13:23,594 --> 00:13:27,890
درباره هر چیزی زیر این آسمون حرف می‌زنیم، ولی اون اصلاً حرفی از آینده وسط نمی‌کشه.

213
00:13:28,474 --> 00:13:29,642
شاید بهتره تو ازش بپرسی.

214
00:13:29,725 --> 00:13:31,227
چرا؟

215
00:13:31,310 --> 00:13:33,979
خیلی عجیبه؟ بهت بر خورد؟

216
00:13:34,063 --> 00:13:36,357
فقط فکر می‌کردم تو به ازدواج اعتقادی نداری.

217
00:13:36,440 --> 00:13:40,486
نه، واسه بقیه بهش اعتقاد دارم.

218
00:13:40,986 --> 00:13:44,240
- من سهمِ خودمو قبلاً داشتم.
- من تا جایی که می‌تونستم رک و راست بودم.

219
00:13:46,075 --> 00:13:46,951
مطمئنی؟

220
00:13:48,118 --> 00:13:50,704
اگه حرفِ دلتو نزنی، زندگی از دستت در میره.

221
00:13:51,372 --> 00:13:53,290
اگه اینجا یه چیز یاد گرفته باشم، دقیقاً همینه.

222
00:13:56,669 --> 00:13:58,212
من میرم یکم دیگه آب بیارم.

223
00:14:05,553 --> 00:14:06,720
...و حتی بیشتر از اون.

224
00:14:30,953 --> 00:14:32,454
اوه...

225
00:14:32,538 --> 00:14:35,249
باید توی گنج من شریک بشی، موسیو مورل.

226
00:14:43,382 --> 00:14:44,925
می‌خوای از اینجا پاشی بری؟

227
00:14:45,926 --> 00:14:48,262
آقاجون می‌گه لازم نیست جابه‌جا بشیم.

228
00:14:48,345 --> 00:14:50,556
می‌تونیم مثل لویی، پسرعموم، تو مزرعه بمونیم،

229
00:14:50,639 --> 00:14:53,058
ولی بقیه خونواده‌م باید برن.

230
00:14:54,101 --> 00:14:55,311
و دلم براشون یه ذره می‌شه.

231
00:14:57,813 --> 00:15:00,190
وقتی از بیگ‌ وودز اومدم اینجا،

232
00:15:01,734 --> 00:15:07,323
خیلی دلم واسه پدربزرگ و مادربزرگ و کل فامیل تنگ شده بود.

233
00:15:08,532 --> 00:15:11,035
احساس می‌کردم دارم از وسط دو نیم می‌شم.

234
00:15:13,579 --> 00:15:15,748
الان دیگه نمی‌تونم به برگشتن فکر کنم.

235
00:15:18,208 --> 00:15:20,753
اما موندن اینجا بدون تو رو هم نمی‌تونم تصور کنم.

236
00:15:22,212 --> 00:15:23,756
تصمیمش با من نیست.

237
00:15:26,967 --> 00:15:28,010
شرمنده‌ام.

238
00:15:29,136 --> 00:15:30,304
امروز تولدته،

239
00:15:31,013 --> 00:15:33,390
و فقط باید از چیزای باحال حرف بزنیم.

240
00:15:34,391 --> 00:15:36,018
خب، بعدش کجا؟

241
00:15:37,811 --> 00:15:39,229
توی کوچه.

242
00:15:59,041 --> 00:15:59,875
اون کیه؟

243
00:16:00,542 --> 00:16:01,835
دیدم داشت با اسب می‌اومد تو.

244
00:16:03,087 --> 00:16:07,007
اسمش جوزف پونی‌-نو-پاشه‌ست؛ بهش می‌گن حاکم جو.

245
00:16:07,841 --> 00:16:09,301
چرا حاکم؟ چرا نمی‌گن رئیس؟

246
00:16:09,385 --> 00:16:10,636
می‌گن این لقب رو واسه این انتخاب کرده

247
00:16:10,719 --> 00:16:13,514
که مامورای دولتی فکر کنن آدم منطقیه.

248
00:16:14,682 --> 00:16:17,559
شنیدم باهوش‌ترین آدمِ این جمعِ.

249
00:16:28,362 --> 00:16:30,447
این حکم، اجازه اخراجِ...

250
00:16:30,531 --> 00:16:33,617
...قبیله اوسیجِ بزرگ و کوچک رو از کانزاس صادر می‌کنه.

251
00:16:37,579 --> 00:16:41,291
...به یه خونه‌ی جدید و دائمی توی قلمروی سرخپوست‌ها.

252
00:16:46,672 --> 00:16:49,299
زمین‌های کانزاس هر جریب یک دلار و بیست و پنج سنت خریداری می‌شه.

253
00:16:52,386 --> 00:16:56,932
اون پول‌ها بعدش خرج تامین سهم‌های اختصاصی برای همه‌ی اوسیج‌ها می‌شه،

254
00:16:57,016 --> 00:16:58,976
توی زمین‌هایی که قبلاً دست چروکی‌ها بود.

255
00:17:05,107 --> 00:17:08,235
داشتن زمین خصوصی باعث می‌شه پیشرفت کنید.

256
00:17:08,318 --> 00:17:11,196
کار بدنی، اگه درست توی مسیر کشاورزی باشه،

257
00:17:11,280 --> 00:17:13,073
آینده‌ی خانواده‌هاتون رو می‌سازه.

258
00:17:13,157 --> 00:17:17,536
ما جنگجوییم! نه کشاورز!

259
00:17:17,619 --> 00:17:21,749
بدون شکار بوفالو، از گشنگی می‌میریم.

260
00:17:21,832 --> 00:17:25,544
بشین پسرعمو. بذار حرفش رو بزنه.

261
00:17:25,627 --> 00:17:29,423
حرفاش همش دروغه. اونا قول دادن ازمون محافظت کنن،

262
00:17:29,506 --> 00:17:36,138
اما با این حال اجازه می‌دن هر روز تعداد بیشتری از این آدم‌ها زمین‌هامون رو غصب کنن.

263
00:17:40,059 --> 00:17:41,226
بشین.

264
00:17:50,861 --> 00:17:52,446
ادامه می‌دیم.

265
00:17:57,159 --> 00:18:00,537
کلاً زیر و رو شده.

266
00:18:00,621 --> 00:18:03,582
- الان فقط لنگ مهمونِ ویژه‌ایم. - آره.

267
00:18:04,083 --> 00:18:06,543
کارولین، تو جونم رو نجات دادی.

268
00:18:06,627 --> 00:18:08,003
اوه، لوس نشو.

269
00:18:08,087 --> 00:18:09,254
نه، جدی می‌گم.

270
00:18:10,714 --> 00:18:13,759
اون رفتاری که جما با خانم هندرسون داشت اصلاً درست نبود.

271
00:18:14,468 --> 00:18:17,179
باید یه چیزی می‌گفتم، اما خیلی زمان گذشت،

272
00:18:17,262 --> 00:18:19,765
فرصت رو از دست دادم و هیچی نگفتم.

273
00:18:20,349 --> 00:18:21,183
منو ببخش.

274
00:18:22,684 --> 00:18:24,103
- اوه خدای من. - هوم.

275
00:18:25,979 --> 00:18:27,481
واقعاً سنگ تموم گذاشتید.

276
00:18:27,981 --> 00:18:30,400
می‌خواستم مطمئن بشم که یه خوش‌آمدگویی درست و حسابی نصیبت می‌شه.

277
00:18:31,860 --> 00:18:34,488
متأسفانه روزمون زیاد خوب شروع نشد،

278
00:18:35,322 --> 00:18:37,991
ولی کارولین اینگلز به دادمون رسید.

279
00:18:38,075 --> 00:18:39,743
همه‌اش کارِ اونه.

280
00:18:39,827 --> 00:18:41,787
مطمئنم همه دست‌به‌دستِ هم دادن.

281
00:18:41,870 --> 00:18:44,081
- همین‌طوره.
- ممم.

282
00:18:44,164 --> 00:18:44,998
خب،

283
00:18:46,041 --> 00:18:47,709
واقعاً معرکه‌ست.

284
00:18:48,460 --> 00:18:51,630
بیا یه بشقاب برداریم، بعداً سیر تا پیاز خودتو واسم تعریف کن.

285
00:19:06,270 --> 00:19:08,480
- چقدر آب‌نبات اینجاست؟
- بازش کن.

286
00:19:13,735 --> 00:19:16,530
هر وقت لبِ رودخونه بازی می‌کنیم، می‌بینم که داری سنگ‌ریزه جمع می‌کنی.

287
00:19:16,613 --> 00:19:18,490
از اون گِردا و براق‌ها خوشت می‌آد.

288
00:19:18,574 --> 00:19:21,702
واسه همین بعد از اینکه برفا آب شدن، افتادم دنبال قشنگ‌ترین سنگ‌ریزه‌ها

289
00:19:21,785 --> 00:19:22,911
و واسه‌ت جمعشون کردم.

290
00:19:26,540 --> 00:19:27,875
خوشت نیومد؟

291
00:19:28,667 --> 00:19:29,501
چرا، خوشم اومد.

292
00:19:31,879 --> 00:19:35,215
یه گنج دیگه هم هست، یه گنجِ بهتر. می‌تونیم بریم سراغ اون.

293
00:19:36,717 --> 00:19:38,510
بیا اول بریم یه جای دیگه.

294
00:19:59,489 --> 00:20:00,908
همه چی ردیفه؟

295
00:20:04,203 --> 00:20:05,954
پدر و مادرم چند وقته بدهکارن؟

296
00:20:07,164 --> 00:20:10,834
امیلی و ساموئل می‌دونن که اونا خوش‌حسابن، فقط باید محصولشون برسه به بازار.

297
00:20:11,335 --> 00:20:13,086
خواهشاً به امیلی نگو که گذاشتم (دفتر رو) ببینی.

298
00:20:14,922 --> 00:20:17,174
- بابتِ چی بود؟
- چیزای معمولی.

299
00:20:17,257 --> 00:20:19,968
تخم‌مرغ، شمع، نخ واسه گلدوزیات...

300
00:20:20,052 --> 00:20:22,763
همه بدهکارن، مری. خودت که دفتر رو دیدی.

301
00:20:23,555 --> 00:20:24,389
میدونم.

302
00:20:32,189 --> 00:20:33,023
آخه...

303
00:20:33,857 --> 00:20:37,527
بابا می‌گفت همه‌چی ردیفه، حتی وقتی ازش پرسیدم.

304
00:20:39,863 --> 00:20:40,781
بهم دروغ گفت.

305
00:20:45,661 --> 00:20:47,913
ننه بابات واسه زنده موندن زیر بار قرض رفتن،

306
00:20:49,498 --> 00:20:50,916
تا شماها رو دور هم نگه دارن.

307
00:20:52,709 --> 00:20:53,794
اونا دوستت دارن.

308
00:20:54,586 --> 00:20:56,505
فقط می‌خوان هواتو داشته باشن.

309
00:20:59,341 --> 00:21:00,968
کاش منم همچین خانواده‌ای داشتم.

310
00:21:02,844 --> 00:21:04,096
تو امیلی رو داری.

311
00:21:06,640 --> 00:21:07,474
میدونم.

312
00:21:12,020 --> 00:21:13,272
و تورو دارم.

313
00:21:30,497 --> 00:21:31,915
برات غذا کشیدم، کالب.

314
00:21:33,625 --> 00:21:34,710
واسه تو هم همینطور، مری.

315
00:21:35,544 --> 00:21:36,878
- دستت درد نکنه.
- اوهوم.

316
00:22:01,528 --> 00:22:02,946
نترس‌از‌پونی‌ها،

317
00:22:03,030 --> 00:22:06,867
رئیس طایفه‌ی تپه‌های بزرگ، بلند میشی و پر رو به دست بگیری؟

318
00:22:39,274 --> 00:22:42,736
اینجا همون خاکیه که پدرانمون توش جون دادن.

319
00:22:43,945 --> 00:22:48,033
اینجا همون جائیه که دفن شدن. یه روز، دوباره باهاشون روبرو میشیم.

320
00:22:56,792 --> 00:22:59,252
اونا یه سوال ساده ازمون می‌پرسن.

321
00:23:00,629 --> 00:23:02,672
چه آینده‌ای واسه بچه‌هامون باقی گذاشتیم؟

322
00:23:05,133 --> 00:23:07,511
آیا رسم و رسومی که پدربزرگ‌هامون بهمون دادن رو زنده نگه داشتیم

323
00:23:07,594 --> 00:23:08,804
تا اونا ادامه بدنش؟

324
00:23:11,056 --> 00:23:13,558
وقتی با پدرم روبرو بشم، جوابم اینه.

325
00:23:45,966 --> 00:23:47,467
انگار اون معامله اونقدرا هم منصفانه نبود.

326
00:23:48,802 --> 00:23:50,220
چه خبره؟

327
00:23:50,762 --> 00:23:53,348
کجا داره می‌ره؟ چه خبره؟!

328
00:23:58,728 --> 00:24:01,273
«جما» کلی از این شهر واسم تعریف کرده،

329
00:24:02,149 --> 00:24:03,817
بیشتر هم از کارهای خودش گفته.

330
00:24:04,943 --> 00:24:09,448
یه حسی بهم می‌گه یه چیزایی رو قلم انداخته. مثلاً اینکه کی اینجا کاره‌ست.

331
00:24:10,198 --> 00:24:12,534
- مثل خودت. - اوه، من کاره‌ای نیستم.

332
00:24:12,617 --> 00:24:15,912
خیلی بعید می‌دونم. زن‌های اینجا مشخصه که روت حساب می‌کنن.

333
00:24:17,330 --> 00:24:20,709
خب، بگو ببینم چه نقشه‌ای واسه این شهر داری.

334
00:24:20,792 --> 00:24:22,669
- نقشه من؟ - آره.

335
00:24:23,670 --> 00:24:25,630
جایی که مزد زحمت آدم رو بدن.

336
00:24:26,131 --> 00:24:29,426
جایی که هر کسی بتونه همونی بشه که تقدیرشه.

337
00:24:30,844 --> 00:24:32,304
جایی که بچه‌ها بتونن درس بخونن،

338
00:24:32,387 --> 00:24:34,431
درست مثل همون شهرایی که ول کردیم و اومدیم.

339
00:24:34,514 --> 00:24:36,224
تحصیلات واست مهمه‌.

340
00:24:36,308 --> 00:24:37,350
من معلم بودم.

341
00:24:37,434 --> 00:24:39,936
دیدم که چطور دنیا رو واسه بچه‌ها زیر و رو می‌کنه.

342
00:24:42,189 --> 00:24:43,148
عاشقش بودم.

343
00:24:44,983 --> 00:24:48,153
ببین چی می‌گم. من این کلیسا رو فقط یکشنبه‌ها لازم دارم.

344
00:24:48,653 --> 00:24:51,114
بقیه روزای هفته، این چهاردیواری می‌تونه مال تو باشه.

345
00:24:51,198 --> 00:24:54,493
اوه، نه. نمی‌تونم. در شأن یه زن متأهل نیست که درس بده.

346
00:24:54,576 --> 00:24:58,580
اینجا غربه، خانم اینگلز. قوانین قدیمی اینجا دیگه به کار نمیاد.

347
00:25:02,584 --> 00:25:05,420
هی اسکات. تو که نزدیک اردوگاه «اوسیج» زندگی می‌کنی.

348
00:25:05,504 --> 00:25:06,755
کارشون تموم شد؟

349
00:25:07,255 --> 00:25:10,008
به این زودیا نه. وقتی داشتم رد می‌شدم، همه‌چی شیر تو شیر بود.

350
00:25:10,091 --> 00:25:10,926
منظورت چیه؟

351
00:25:11,009 --> 00:25:13,512
یکی از رئیس‌ها گذاشت رفت، حاضر نشد امضا کنه.

352
00:25:14,930 --> 00:25:16,598
راهمو کج کردم که بهشون بر نخورم.

353
00:25:17,724 --> 00:25:18,850
چی گفتی؟

354
00:25:20,435 --> 00:25:21,436
حالا چی میشه؟

355
00:25:21,520 --> 00:25:23,522
یکم بهش فضا می‌دم،

356
00:25:25,273 --> 00:25:27,108
بعدش سعی می‌کنم اوضاع رو دوباره ردیف کنم.

357
00:25:28,193 --> 00:25:30,946
- و اون وقت قراره چجوری بشه؟
- مطمئن نیستم.

358
00:25:32,239 --> 00:25:35,242
میچل، منو ببر پیش اون رئیس قبیله.

359
00:25:35,325 --> 00:25:38,119
باید بفهمه اگه امروز تمومش نکنه،

360
00:25:38,203 --> 00:25:41,373
ارتش با کمال میل هفته دیگه کارو یه سره می‌کنه.

361
00:25:42,374 --> 00:25:45,293
- داری از جنگ حرف می‌زنی؟
- دارم از عقل و منطق حرف می‌زنم.

362
00:25:46,211 --> 00:25:48,004
قرار بود همه‌اش یه فرمالیته‌ی ساده باشه.

363
00:25:48,088 --> 00:25:50,382
چیزی به اسم فرمالیته وجود نداره

364
00:25:50,465 --> 00:25:52,676
وقتی پای آینده‌ی یه ملت وسط باشه.

365
00:25:54,261 --> 00:25:57,013
پای آینده‌ی خودت هم در میونه، اینگالز.

366
00:25:57,097 --> 00:26:00,892
اینجا خونه‌شونه. خودشون حق دارن تصمیم بگیرن که بمونن یا برن.

367
00:26:02,018 --> 00:26:03,812
نه تو، نه من.

368
00:26:04,729 --> 00:26:05,772
نه راه‌آهن.

369
00:26:13,822 --> 00:26:16,366
- اونجا چه خبره؟
- هیچ خبرِ خوشی نیست.

370
00:26:16,866 --> 00:26:19,744
همه‌اش حرف از اسلحه و مهماته.

371
00:26:19,828 --> 00:26:23,415
- لازم نیست پیازداغشو زیاد کنی.
- بهت اطمینان می‌دم که قصدش این نیست.

372
00:26:24,040 --> 00:26:27,586
من می‌فهمم ترس تو چهره‌ی مردها چه شکلیه، و دارم تو اون صورت‌ها می‌بینمش.

373
00:26:27,669 --> 00:26:30,589
حق با اونه. بدجوری دنبال شر می‌گردن.

374
00:26:33,341 --> 00:26:37,220
جناب کشیش، چند کلمه حرف از طرف شما حتماً به این حرفا خاتمه میده.

375
00:26:44,394 --> 00:26:46,146
خانم‌ها و آقایان،

376
00:26:46,896 --> 00:26:49,274
ممنون از استقبال گرمتون.

377
00:26:49,816 --> 00:26:52,694
فقط یه روزه که اینجام، اما پی و اساسی رو دیدم که...

378
00:26:52,777 --> 00:26:54,613
این شهر روی اون بنا شده.

379
00:26:55,155 --> 00:26:56,698
مهربونی.

380
00:26:56,781 --> 00:26:57,741
سخاوتمندی.

381
00:26:58,241 --> 00:27:00,535
شیرینی‌های زنجبیلی و کابلرهای تمشک.

382
00:27:03,872 --> 00:27:07,626
اما در مورد یه پایه‌ی دیگه هم شنیدم که روش ایستادیم.

383
00:27:08,752 --> 00:27:11,880
ترس. ترس یه پیِ سست و لرزونه.

384
00:27:12,380 --> 00:27:16,509
حسن نیت رو تیره و تار می‌کنه، همون‌طوری که جوهر آبِ چشمه رو سیاه می‌کنه.

385
00:27:17,260 --> 00:27:19,971
می‌دونم که در حال حاضر ابهامات و شک و تردیدهای زیادی وجود داره،

386
00:27:20,055 --> 00:27:23,558
و ازتون التماس می‌کنم که با فضیلتِ خویشتن‌داری باهاش روبرو بشید.

387
00:27:27,479 --> 00:27:30,231
و، خب، این در مورد اون کابلرها هم صدق می‌کنه.

388
00:27:34,402 --> 00:27:36,112
با تمام احترام، جناب کشیش.

389
00:27:36,196 --> 00:27:38,823
تو هیچ کوفتی از ایندیپندنس حالیت نیست.

390
00:27:39,658 --> 00:27:43,328
موعظه‌هات رو بذار واسه یکشنبه‌ها. کارای شهر رو بسپار به ما.

391
00:27:52,837 --> 00:27:55,298
حتی یادم نمیاد چی منو به این خراب‌شده کشوند.

392
00:27:56,800 --> 00:27:58,385
وقتی جنگ تموم شد،

393
00:27:59,177 --> 00:28:00,470
شروع کردم به فرار کردن...

394
00:28:01,805 --> 00:28:02,722
...واسه سال‌ها.

395
00:28:05,475 --> 00:28:08,687
تا اینکه یه روز، همین‌جا بیدار شدم.

396
00:28:11,815 --> 00:28:13,108
خیلی قشنگ بود.

397
00:28:16,444 --> 00:28:18,613
می‌دونستم مال من نیست، اما عاشقش بودم.

398
00:28:20,615 --> 00:28:22,158
واسه همین از فرار دست کشیدم.

399
00:28:23,159 --> 00:28:28,289
بعد از اینکه دخترِ میچل فوت کرد، کل شب رو پیشش بیدار می‌موندم.

400
00:28:29,582 --> 00:28:33,294
هیچی نمی‌گفتیم. فقط به ستاره‌ها زل می‌زدیم.

401
00:28:36,464 --> 00:28:39,467
اگه من جای اوسیج‌ها بودم، عمراً این زمینو ول نمی‌کردم،

402
00:28:40,427 --> 00:28:41,553
حتی یه وجبش رو.

403
00:28:43,179 --> 00:28:45,306
بعید می‌دونم تو این موقعیت چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشن.

404
00:28:45,390 --> 00:28:47,767
نه، ندارن.

405
00:28:49,310 --> 00:28:50,645
منظورم اینه که، چاره‌ی واقعی ندارن.

406
00:28:54,482 --> 00:28:56,109
باید با همین وضعیت کنار بیایم.

407
00:29:06,828 --> 00:29:08,955
جولیا عاشق خرمالو بود.

408
00:29:11,332 --> 00:29:14,002
اونقدر می‌خورد که حالش بد می‌شد.

409
00:29:15,003 --> 00:29:17,839
حتی وقتی مامان بهش هشدار می‌داد، باز نمی‌تونست جلوی خودشو بگیره.

410
00:29:22,302 --> 00:29:24,220
جولیا تابستون از پیشمون رفت.

411
00:29:26,931 --> 00:29:29,976
اون پاییز، درختای نزدیک خونه‌مون هیچ میوه‌ای ندادن.

412
00:29:31,144 --> 00:29:33,146
فکر کنم اونا هم مثل من دلشون براش تنگ شده بود.

413
00:29:35,231 --> 00:29:36,441
اما بعدش این یکی رو دیدم.

414
00:29:38,193 --> 00:29:41,196
این یکی به اندازه‌ی ده تا درخت خرمالو داشت.

415
00:29:41,946 --> 00:29:44,908
و فهمیدم این یه نشونه از طرف جولیاست،

416
00:29:46,075 --> 00:29:47,619
که یعنی همیشه با منه.

417
00:29:51,623 --> 00:29:53,625
واسه همینه که سنگ جمع می‌کنی.

418
00:29:55,877 --> 00:29:57,045
اینا واسه جولیاست.

419
00:30:00,256 --> 00:30:01,925
اون بهترین دوستم بود.

420
00:30:07,555 --> 00:30:08,515
می‌خوای کمک کنی؟

421
00:30:29,536 --> 00:30:32,163
می‌تونیم با هم حرف بزنیم؟ بدون بقیه؟

422
00:30:35,124 --> 00:30:36,960
می‌دونم انگلیسی بلدی.

423
00:30:37,877 --> 00:30:41,089
پدر شون‌میکر می‌گفت تو یکی از باهوش‌ترین شاگردایی بودی که تا حالا داشته.

424
00:30:50,223 --> 00:30:54,185
هیچ‌وقت با زبونِ جماعتِ دروغگو وارد معامله نشو.

425
00:30:54,769 --> 00:30:56,771
آره، اعتماد کردن بهشون سخته.

426
00:30:58,231 --> 00:31:00,108
ولی اگه امضا نکنی،

427
00:31:00,650 --> 00:31:02,277
جفتمون می‌دونیم تهش چی می‌شه.

428
00:31:02,360 --> 00:31:05,446
اگه هم امضا کنیم، باید منتظر چی باشیم؟

429
00:31:05,947 --> 00:31:07,782
بازم وعده‌های توخالی؟

430
00:31:07,866 --> 00:31:11,244
سیاست‌هایی که فقط به نفع سیاستمدارها و راه‌آهنه؟

431
00:31:11,327 --> 00:31:16,416
سیاست‌هایی که همه‌مون رو می‌کنه کشاورز، که تو خاک سگ‌دو بزنیم،

432
00:31:16,916 --> 00:31:20,378
هر خونواده تک و تنها رو یه وجب زمین خودش؟

433
00:31:21,087 --> 00:31:23,631
- ولی اون زمین مالِ خودمون می‌شه. - منظورت از «خودمون» کیه؟

434
00:31:23,715 --> 00:31:26,801
شنیدم تو هم از اونایی هستی که قصد موندن دارن.

435
00:31:26,885 --> 00:31:28,177
من هنوز یه اوسیجم.

436
00:31:28,761 --> 00:31:30,555
و امیدوارم تا الان دیگه فهمیده باشی

437
00:31:30,638 --> 00:31:34,350
که من اینجام تا کمکت کنم هر چی از این معامله می‌خوای رو بگیری.

438
00:31:34,434 --> 00:31:36,436
تو اصلاً نمی‌دونی اون چیه.

439
00:31:36,519 --> 00:31:37,437
خب بهم بگو.

440
00:31:37,520 --> 00:31:39,188
عزت و شرفمون.

441
00:31:42,859 --> 00:31:44,569
اگه بتونم کمکت کنم اونو حفظ کنی،

442
00:31:45,820 --> 00:31:46,905
امضا می‌کنی؟

443
00:31:51,117 --> 00:31:53,286
<i>رهبرهای ما دو تا اصلاحیه می‌خوان.</i>

444
00:31:53,369 --> 00:31:56,289
اول اینکه، باید به اوسیج‌ها اجازه داده بشه

445
00:31:56,372 --> 00:31:59,542
که خارج از مرزهای قلمرو جدیدشون بوفالو شکار کنن.

446
00:32:02,921 --> 00:32:03,755
و دومی؟

447
00:32:04,839 --> 00:32:09,302
این زمینِ جدید نباید به صورت قطعه‌بندیِ تکی واگذار بشه.

448
00:32:10,345 --> 00:32:13,681
باید به صورت اشتراکی در اختیار کلِ اوسیج باشه.

449
00:32:14,265 --> 00:32:16,434
به عنوان یه ایل، به عنوان یه ملت.

450
00:32:25,401 --> 00:32:26,903
مذاکرات تمومه.

451
00:32:41,960 --> 00:32:47,382
ما یه زمانی بزرگ‌ترین و قدرتمندترین ملتِ این قاره بودیم.

452
00:32:47,882 --> 00:32:53,179
اما عهدنامه پشتِ عهدنامه، زمین‌هامون رو کوچیک کرد و از تعدادمون کم کرد،

453
00:32:54,055 --> 00:32:55,264
ولی غرورمون رو نه.

454
00:32:58,685 --> 00:32:59,936
آقای گیبسون،

455
00:33:00,645 --> 00:33:03,606
مردم اوسیج باید با هم متحد بمونن...

456
00:33:11,906 --> 00:33:13,449
... به‌خاطر آینده‌ی بچه‌هامون.

457
00:33:17,954 --> 00:33:20,331
من اجازه و صلاحیتِ اعمال این تغییرات رو ندارم.

458
00:33:22,375 --> 00:33:24,127
فکر نمی‌کنم این‌طور باشه که می‌گی.

459
00:33:29,841 --> 00:33:31,759
کارولین! کجا داری می‌ری؟

460
00:33:31,843 --> 00:33:34,554
راسل کایند اون بساطِ ناله و شکایتش رو برده تو هتل.

461
00:33:34,637 --> 00:33:35,513
می‌دونم.

462
00:33:35,596 --> 00:33:39,058
همین الان از دکتر تَن خواستم بره دنبالِ ایلای. اون می‌دونه چطوری جلوی این بساط رو بگیره.

463
00:33:39,142 --> 00:33:41,894
- من اینجا منتظر نمی‌مونم ببینم چی می‌شه.
- مامان؟

464
00:33:44,355 --> 00:33:45,565
چه خبر شده؟

465
00:33:46,399 --> 00:33:48,568
می‌خوام برم نذارم چندتا مرد یه حماقتِ بزرگ بکنن.

466
00:33:48,651 --> 00:33:51,738
- اونا به حرفِ یه زن گوش نمی‌دن.
- حالا می‌بینیم.

467
00:33:52,238 --> 00:33:55,533
اوسیج‌ها احمق نیستن. خوب می‌دونن که امضا نکردن یعنی چی.

468
00:33:56,117 --> 00:33:58,786
اگه بهمون حمله کنن، این شهر هیچ دفاعی نداره.

469
00:33:58,870 --> 00:34:00,204
عینِ آب خوردن همه‌مون رو نفله می‌کنن.

470
00:34:00,288 --> 00:34:03,708
من می‌گم هرچی اسلحه و مهمات داریم جمع کنیم و خودمون بهشون حمله کنیم،

471
00:34:03,791 --> 00:34:05,209
اونم در اسرع وقت.

472
00:34:05,293 --> 00:34:07,170
توی اون دهکده کلی بچه هست.

473
00:34:09,464 --> 00:34:12,425
- خانواده هست.
- پس تکلیفِ بچه‌ها و خانواده‌های خودمون چی می‌شه؟

474
00:34:13,134 --> 00:34:14,469
خانواده‌ی خودت چی؟

475
00:34:16,012 --> 00:34:18,765
می‌شنوی صدای طبل‌ها دوباره شروع شده؟ این یعنی جنگ!

476
00:34:18,848 --> 00:34:21,184
همه‌اش چرت و پرته. اصلاً نمی‌فهمی معنیش چیه.

477
00:34:21,267 --> 00:34:23,061
خانم اینگلز، بی‌خیال دیگه.

478
00:34:23,144 --> 00:34:25,354
باید بهشون نشون بدیم که نمی‌تونن بهمون زور بگن.

479
00:34:25,438 --> 00:34:26,939
اصلاً بهش محل نده.

480
00:34:27,690 --> 00:34:29,233
اون بدجوری غرق این بازی شده.

481
00:34:29,317 --> 00:34:31,903
منم اون‌قدری وارد ماجرا شدم که بدونم اونا آدمای خوبین،

482
00:34:32,862 --> 00:34:35,281
دارن سعی می‌کنن یه زندگی و آینده واسه خودشون بسازن، دقیقاً مثل تو.

483
00:34:37,909 --> 00:34:39,702
اونا اصلاً شبیه من نیستن.

484
00:34:39,786 --> 00:34:41,788
منم با همین فکر و خیال‌ها اومدم اینجا.

485
00:34:43,289 --> 00:34:46,250
فکر می‌کردم خیلی از دنیا حالیمه، ولی اشتباه می‌کردم.

486
00:34:47,710 --> 00:34:48,961
تو هم داری اشتباه می‌کنی.

487
00:34:50,296 --> 00:34:54,342
اگه این شهر رو بکشونی به جنگ، خون تک‌تک‌شون گردن توئه.

488
00:34:58,221 --> 00:35:00,389
- من جنگ نمی‌خوام.
- این جنگ نیست.

489
00:35:01,432 --> 00:35:02,517
این دفاع از خوده.

490
00:35:03,392 --> 00:35:07,230
حالا هر کی یه ذره جربزه داره، اسلحه‌شو برداره و بیاد دنبال من.

491
00:35:12,777 --> 00:35:13,778
تموم شد.

492
00:35:14,487 --> 00:35:15,488
امضا کردن.

493
00:35:16,280 --> 00:35:19,534
دولت با شرایطشون موافقت کرد. اوسیج‌ها دارن زمین رو می‌فروشن.

494
00:35:43,224 --> 00:35:45,476
ممنون. واسه همینم اینجام.

495
00:35:45,560 --> 00:35:47,270
آخرین گنج همین‌جاست.

496
00:35:47,353 --> 00:35:49,981
اشکالی نداره. لازم نیست تمومش کنیم.

497
00:35:50,064 --> 00:35:52,567
دلم می‌خواد. تولدمه.

498
00:35:59,740 --> 00:36:02,201
«عقاب خوبِ عزیز، تولدت مبارک.»

499
00:36:02,285 --> 00:36:06,747
«تا حالا کسی رو به باهوشی، باحالی یا شجاعتِ تو ندیدم.»

500
00:36:06,831 --> 00:36:09,000
«ای کاش می‌تونستم بیشتر شبیه تو باشم.»

501
00:36:09,917 --> 00:36:12,461
"و امیدوارم بتونیم برای همیشه صمیمی‌ترین رفیقای هم بمونیم."

502
00:36:14,046 --> 00:36:16,674
تو که رفیقِ صمیمیت رو داری. اصلاً نباید می‌پرسیدم.

503
00:36:19,135 --> 00:36:20,428
خب می‌تونم یکی دیگه هم داشته باشم.

504
00:36:22,471 --> 00:36:23,681
جولیا براش فرقی نمی‌کنه.

505
00:36:29,228 --> 00:36:30,062
خب،

506
00:36:31,063 --> 00:36:32,523
اون سورپرایزه چی بود؟

507
00:36:33,274 --> 00:36:35,943
خب، من و لورا...

508
00:36:38,821 --> 00:36:40,239
...دنبال گنج گشتیم.

509
00:36:41,782 --> 00:36:43,910
به نظر کارِ خیلی پُردَردسری می‌آد.

510
00:36:45,036 --> 00:36:46,329
قرارداد رو امضا کردن، مامان؟

511
00:36:48,331 --> 00:36:49,457
آره، کردن.

512
00:36:51,459 --> 00:36:52,585
حالا چی می‌شه؟

513
00:36:53,586 --> 00:36:57,006
نمی‌دونم، ولی یه تغییراتی تو راهه.

514
00:36:57,882 --> 00:37:00,218
کاش می‌شد همه‌مون همین‌جا پیش هم بمونیم.

515
00:37:03,804 --> 00:37:05,431
کاش هیچ‌کی مجبور نبود بره.

516
00:37:15,066 --> 00:37:17,360
می‌دونی «اوسیج‌ها» از کجا اومدن؟

517
00:37:21,364 --> 00:37:24,659
اجدادِ <i>وا-ژا-ژه</i> ما

518
00:37:25,701 --> 00:37:28,579
از دنیای بالا و ستاره‌ها به زمین اومدن.

519
00:37:29,413 --> 00:37:32,917
وقتی فرود اومدن، با هم به دنبال یه خونه گشتن.

520
00:37:33,417 --> 00:37:34,794
حتی وقتی یکی پیدا کردن،

521
00:37:35,294 --> 00:37:37,588
اتفاقاتی افتاد که باعث شد به یه جای جدید نقل مکان کنن.

522
00:37:38,464 --> 00:37:43,094
همیشه چیزای بیشتری واسه دیدن، یاد گرفتن و حس کردن وجود داشت.

523
00:37:43,594 --> 00:37:45,554
ما اون خاطرات رو در درونِ خودمون داریم.

524
00:37:46,931 --> 00:37:48,641
واسه همینه که داستان تعریف می‌کنیم،

525
00:37:49,141 --> 00:37:51,894
تا یادمون نره که رفتن و تغییر کردن...

526
00:37:52,395 --> 00:37:55,064
ما رو به درک <i>«وا-کون-تاه»</i> نزدیک‌تر می‌کنه...

527
00:37:57,191 --> 00:37:58,276
همون راز بزرگ.

528
00:38:17,586 --> 00:38:20,339
دلم می‌خواست باور کنم که همه چی داره عادلانه پیش میره،

529
00:38:20,923 --> 00:38:23,301
که هر کسی به چیزی که می‌خواست می‌رسید.

530
00:38:26,137 --> 00:38:28,723
چون فقط داشتم به خونواده‌ی خودم فکر می‌کردم،

531
00:38:29,807 --> 00:38:31,642
به زندگی‌ای که می‌خواستم اونا داشته باشن.

532
00:38:35,187 --> 00:38:37,481
خودم رو به اون راه زدم که حقیقت رو نبینم،

533
00:38:38,566 --> 00:38:39,734
و بابت این موضوع، متاسفم.

534
00:39:15,311 --> 00:39:16,437
چی گفت؟

535
00:39:21,650 --> 00:39:22,693
میگه...

536
00:39:25,571 --> 00:39:27,198
«امیدوارم فردا گوش بدی.»

537
00:39:28,199 --> 00:39:29,158
«سپیده‌دم،

538
00:39:30,159 --> 00:39:32,411
صدای آواز عزای قوم ما رو می‌شنوی.»

539
00:39:33,871 --> 00:39:37,083
«ما به درگاه <i>«وا-کون-تاه»</i> دعا می‌کنیم که به حال ما رحم کنه.»

540
00:39:38,459 --> 00:39:40,419
«ترک کردن این سرزمین یعنی

541
00:39:41,212 --> 00:39:45,508
اجدادمون، تاریخمون و
بخشی از وجودمون رو پشت سر بذاریم.»

542
00:40:04,652 --> 00:40:08,906
<i>♪ اون وقت بهت می‌گم عزیزم، ♪</i>

543
00:40:09,490 --> 00:40:13,619
<i>♪ از تموم عشقی که این همه سال تو دلم نگه داشتم، ♪</i>

544
00:40:14,453 --> 00:40:18,999
<i>♪ اگه فقط دمِ غروب بیای به دیدنم، ♪</i>

545
00:40:19,500 --> 00:40:23,879
<i>♪ وقتی صدای
اولین مرغِ حق رو شنیدی ♪</i>

546
00:40:28,676 --> 00:40:30,845
همه‌ی اون تراکت‌ها کارِ راه‌آهن بود، مگه نه؟

547
00:40:32,805 --> 00:40:33,889
شما ما رو بازیچه کردین

548
00:40:34,807 --> 00:40:36,183
تا اوسیج‌ها رو به زور بندازین بیرون.

549
00:40:37,518 --> 00:40:40,271
کمپانی واسه آینده‌ی ما یه نقشه‌هایی داره،

550
00:40:41,313 --> 00:40:44,358
یه نقشه‌ی عالی، پر از ثروت و پیشرفت.

551
00:40:45,192 --> 00:40:47,570
اینگلز، تو هم بخشی از همون نقشه‌ای.

552
00:40:48,070 --> 00:40:49,947
شاکر باش.

553
00:40:59,915 --> 00:41:00,916
حاضری بریم خونه؟

554
00:41:29,820 --> 00:41:32,406
- ممنون.
- هی، این بساط چیه دیگه؟

555
00:41:32,490 --> 00:41:35,242
خب، گفتم شام امشب باید یه فرقی با بقیه شبا داشته باشه.

556
00:41:35,743 --> 00:41:38,412
کنار تو هر شامی صفا داره.

557
00:41:45,711 --> 00:41:46,629
خب،

558
00:41:48,088 --> 00:41:51,592
راستش جرج، یه مدتیه داریم همین‌طوری سر می‌کنیم،

559
00:41:52,092 --> 00:41:54,803
و با اینکه از شبایی که با همیم لذت می‌برم، ولی ما...

560
00:41:56,013 --> 00:41:57,765
نمی‌تونیم تا ابد همین‌طوری ادامه بدیم.

561
00:41:58,891 --> 00:41:59,975
خب؟

562
00:42:08,359 --> 00:42:12,988
می‌دونم قبل اینکه بیای اینجا، واسه خودت زندگیِ دیگه‌ای داشتی.

563
00:42:14,198 --> 00:42:18,661
اما، خیلی دلم می‌خواد توی این زندگی‌ای که الان داری، یه جایی داشته باشم...

564
00:42:21,497 --> 00:42:23,916
یا توی زندگی‌ای که قراره در آینده داشته باشی...

565
00:42:26,502 --> 00:42:27,586
البته اگه منو بخوای.

566
00:42:32,550 --> 00:42:35,469
خب، من... امیدوارم پیش خودت نگی چقدر پررو و بی‌حیام،

567
00:42:35,553 --> 00:42:37,555
ولی خب بعضی وقتا واقعاً همین‌جوریم.

568
00:42:42,434 --> 00:42:43,644
من باهات

569
00:42:44,812 --> 00:42:46,397
زیاد صادق نبودم.

570
00:42:52,778 --> 00:42:53,946
من هنوز متأهلم،

571
00:42:54,863 --> 00:42:55,906
البته فقط روی کاغذ.

572
00:43:04,290 --> 00:43:05,249
شرمنده‌تم.

573
00:43:09,295 --> 00:43:10,296
باید زودتر می‌گفتم.

574
00:43:17,011 --> 00:43:19,013
آره، واقعاً باید می‌گفتی.

575
00:44:23,243 --> 00:44:24,870
گنج‌یابی چطور بود؟

576
00:44:26,747 --> 00:44:28,165
فکر کنم ارزشش رو داشت.

577
00:44:28,957 --> 00:44:30,751
- به نظر خوشحال می‌رسید.
- خوبه.

578
00:44:31,251 --> 00:44:33,879
تو هیچ‌وقت واسه من
همچین کار قشنگی نکردی.

579
00:44:34,797 --> 00:44:36,048
شاید تولد بعدی این کارو کردم.

580
00:44:37,049 --> 00:44:40,177
یه چیزی تو مایه‌های <i>آلیس در سرزمین عجایب</i>؟

581
00:44:40,260 --> 00:44:41,929
شاید یه مهمونی چای؟

582
00:44:44,473 --> 00:44:45,474
روزت چطور بود؟

583
00:44:47,726 --> 00:44:48,602
گیج‌کننده.

584
00:44:48,686 --> 00:44:49,895
منظورت چیه؟

585
00:44:53,148 --> 00:44:54,900
فردا صبح برات تعریف می‌کنم.

586
00:45:04,076 --> 00:45:07,204
شنیدم «راسل کیند» رو
مثل یه علف هرزِ کنده شده مچاله کردی.

587
00:45:07,913 --> 00:45:09,123
نه دقیقاً.

588
00:45:12,042 --> 00:45:13,419
ولی شاید یه ذره.

589
00:45:16,046 --> 00:45:17,506
حیف شد که ندیدم.

590
00:45:20,300 --> 00:45:23,178
تمام مدتی که داشتیم
از «ویسکانسین» می‌اومدیم،

591
00:45:23,846 --> 00:45:26,014
همه‌اش تو این فکر بودم که
اینجا قراره به چی تبدیل بشیم،

592
00:45:28,892 --> 00:45:30,477
چه جور آدمایی بشیم.

593
00:45:32,271 --> 00:45:34,815
حالا دیگه به سختی می‌تونم
اون آدمایی که بودیم رو تصور کنم.

594
00:45:39,027 --> 00:45:41,196
اصلاً نمی‌تونم تصور کنم که اینجا نباشیم.

595
00:45:42,531 --> 00:45:43,574
این خوبه؟

596
00:45:50,038 --> 00:45:51,999
این همون چیزیه که می‌خواستیم، مگه نه؟

597
00:45:52,038 --> 00:46:20,999
« ارائه شده توسط سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.