1
00:00:00,000 --> 00:00:04,995
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
SkyDL.Co

2
00:00:05,000 --> 00:00:09,000
‫« در جستجوی پرسفون »

3
00:00:18,000 --> 00:00:20,000
‫« شروپشر، انگلستان سال ۱۸۰۵ »

4
00:00:37,124 --> 00:00:39,125
‫می‌شه اونـو برداری، آرتمیس؟

5
00:00:39,126 --> 00:00:41,475
‫نمی‌دونم چرا مجبوریم این کار رو بکنیم.

6
00:00:41,476 --> 00:00:43,564
‫چون دوست داریم غذا بخوریم.

7
00:00:43,565 --> 00:00:45,392
‫ولی پول خیلی کمی می‌گیریم.

8
00:00:45,393 --> 00:00:47,655
‫همون پولِ کم نمی‌ذاره خانواده‌مون توی مضیقه بیفته.

9
00:00:47,656 --> 00:00:49,222
‫منـم مثل تو

10
00:00:49,223 --> 00:00:50,701
‫از شستنِ رخت‌های محله لذت نمی‌برم.

11
00:00:50,702 --> 00:00:54,140
‫ولی اینکه به خاطرش ناراحت باشی
‫شرایطـمون رو تغییر نمیده.

12
00:01:08,155 --> 00:01:09,851
‫در رو باز کن، عزیزم.

13
00:01:09,852 --> 00:01:11,592
‫روز خیلی سختی داشتم،

14
00:01:11,593 --> 00:01:13,724
‫حالا هم باید در رو باز کنم.

15
00:01:13,725 --> 00:01:16,162
‫ببخشید که اینقدر اذیت شدی.

16
00:01:16,163 --> 00:01:17,859
‫متاسفانه فقط باید تا یه مدت بیشتر

17
00:01:17,860 --> 00:01:19,643
‫وضعیت بدت رو ادامه بدی.

18
00:01:19,644 --> 00:01:21,167
‫در رو باز می‌کنم،

19
00:01:21,168 --> 00:01:24,692
‫ولی اگه افتادم روی زمین و مُردم
‫تعجب نکنی.

20
00:01:24,693 --> 00:01:26,389
‫اگه اون اتفاق بیفته حالت‌های زیادی بهم دست میده،

21
00:01:26,390 --> 00:01:27,564
‫آرتمیس کوچولوی عزیزم،

22
00:01:27,565 --> 00:01:30,090
‫ولی بیشتر از همه تعجب نمی‌کنم.

23
00:01:32,744 --> 00:01:35,138
‫قبلاً واسه خیلی کمتر از این‌ها «مُرده».

24
00:02:04,428 --> 00:02:06,168
‫پدر باز سرگردان بود؟

25
00:02:15,657 --> 00:02:17,136
‫دفنه.

26
00:02:17,137 --> 00:02:18,528
‫پرسفون. اومدی خونه.

27
00:02:19,530 --> 00:02:21,749
‫پدر باز سرگردان بود؟

28
00:02:21,750 --> 00:02:22,837
‫تا یه نامه رسید.

29
00:02:22,838 --> 00:02:24,926
‫بعد برگشت به اتاق کارش.

30
00:02:24,927 --> 00:02:26,884
‫نگفت نامه از طرف کیه؟

31
00:02:26,885 --> 00:02:29,365
‫می‌دونی پدر معمولاً باهام حرف نمی‌زنه.

32
00:02:29,366 --> 00:02:32,238
‫خب، وقتی ریخت‌وپاشش رو جمع کردم،

33
00:02:32,239 --> 00:02:34,457
‫رخت‌ها رو مرتب کردم و غذامون رو درست کردم،

34
00:02:34,458 --> 00:02:36,024
‫خیلی دوست دارم درباره هرچیزی که امروز یاد گرفتی

35
00:02:36,025 --> 00:02:37,765
‫باهات صحبت کنم.

36
00:02:37,766 --> 00:02:40,768
‫خیلی جذاب و به شدت مفیده.

37
00:02:40,769 --> 00:02:42,378
‫صبر ندارم.

38
00:02:42,379 --> 00:02:44,337
‫ممنون پرسفون.

39
00:02:44,338 --> 00:02:46,035
‫خواهش می‌کنم دافنه.

40
00:02:55,392 --> 00:02:57,524
‫گفته بودی که شاید اینجوری بشه.

41
00:02:57,525 --> 00:02:58,829
‫آره، گفتم.

42
00:02:58,830 --> 00:02:59,874
‫این بار چی باعث شده

43
00:02:59,875 --> 00:03:01,267
‫به این پایان وحشتناک دچار بشی؟

44
00:03:01,268 --> 00:03:03,094
‫زجر و عذابم خیلی زیاده،

45
00:03:03,095 --> 00:03:05,749
‫هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه توضیحش بده.

46
00:03:05,750 --> 00:03:07,011
‫به خاطر اینه که نتونستم از شیرینی‌فروشی

47
00:03:07,012 --> 00:03:08,230
‫برات شیرینی بخرم؟

48
00:03:08,231 --> 00:03:09,623
‫غم‌انگیز بود.

49
00:03:09,624 --> 00:03:11,407
‫ولی به خاطر اون نیست که داری روی زمین می‌میری؟

50
00:03:11,408 --> 00:03:13,496
‫دوستم رو ندیدم.

51
00:03:13,497 --> 00:03:16,543
‫دنبالش گشتم و نیومد.

52
00:03:16,544 --> 00:03:19,894
‫خیلی وقته نیومده و به شدت ناراحت‌کننده‌ست.

53
00:03:19,895 --> 00:03:22,070
‫همون دوستی که نمی‌تونم ببینمش؟

54
00:03:22,071 --> 00:03:23,289
‫دوستی که نمی‌بینیش.

55
00:03:23,290 --> 00:03:24,290
‫آها.

56
00:03:25,553 --> 00:03:27,467
‫به نظرت دوستت دوباره میاد دیدنت

57
00:03:27,468 --> 00:03:29,686
‫اگه امشب پودینگ نون بخوریم؟

58
00:03:29,687 --> 00:03:31,340
‫پودینگ نون؟

59
00:03:31,341 --> 00:03:32,602
‫یکم نون بیات‌شده دارم.

60
00:03:32,603 --> 00:03:35,518
‫خانم سنفورد هم یکم خامه بهم داده.

61
00:03:35,519 --> 00:03:36,954
‫به نظرم بهتره امشب پودینگ نون بخوریم.

62
00:03:36,955 --> 00:03:38,347
‫حتی تولدم نیست.

63
00:03:38,348 --> 00:03:41,568
‫پودینگ نون واقعاً محبوب‌ترین چیزم

64
00:03:41,569 --> 00:03:42,570
‫تو کل دنیاست.

65
00:03:43,440 --> 00:03:45,702
‫البته، اگه روی زمین مُرده باشی

66
00:03:45,703 --> 00:03:47,530
‫نمی‌تونی ازش بخوری.

67
00:03:47,531 --> 00:03:48,923
‫حالم بهتر شد!

68
00:03:48,924 --> 00:03:51,013
‫معجزه رخ داد!

69
00:03:51,927 --> 00:03:54,320
‫ممنون ممنون ممنون.

70
00:03:54,321 --> 00:03:57,279
‫خواهش می‌کنم آرتمیس کوچولوی عزیزم.

71
00:04:02,329 --> 00:04:04,547
‫جدیدترین مُدها چطورن؟

72
00:04:04,548 --> 00:04:06,157
‫جدیدترین که نیست.

73
00:04:06,158 --> 00:04:07,420
‫خانم آپتون اینـا رو بهم داد

74
00:04:07,421 --> 00:04:08,551
‫چون آخرین نسخه رو گرفته.

75
00:04:08,552 --> 00:04:11,729
‫ولی تقریباً جدیدترین‌ها هستن.

76
00:04:13,122 --> 00:04:14,688
‫اون خیلی خوشگله.

77
00:04:14,689 --> 00:04:16,211
‫مگه نه؟

78
00:04:16,212 --> 00:04:17,691
‫به لیست آرزوهام اضافه‌اش کردم.

79
00:04:17,692 --> 00:04:19,649
‫دیگه تا الان لیست خیلی بزرگی شده.

80
00:04:19,650 --> 00:04:21,651
‫مگه رویاپردازی واسه همین نیست؟

81
00:04:21,652 --> 00:04:23,349
‫باور داشتن به چیزهایی که می‌ترسی هیچوقت بهشون نرسی

82
00:04:23,350 --> 00:04:25,525
‫ولی می‌خوای بازم امید داشته باشی که امکان‌پذیرن؟

83
00:04:25,526 --> 00:04:30,313
‫مثلاً پولِ کافی داشتن و خوشبختی، عاشق شدن.

84
00:04:31,706 --> 00:04:34,229
‫می‌خوام تمام اون چیزها رو داشته باشی، آتنا.

85
00:04:34,230 --> 00:04:35,578
‫تو هم لابد رویاهایی داری.

86
00:04:35,579 --> 00:04:36,798
‫قطعاً دارم.

87
00:04:38,016 --> 00:04:39,756
‫اینکه روحیه‌ی آرتمیس به خاطر سنگینی زندگی

88
00:04:39,757 --> 00:04:41,889
‫کور نشه.

89
00:04:41,890 --> 00:04:43,978
‫اینکه دافنه یه دوستی پیدا کنه
‫که کمک کنه تا دیده بشه

90
00:04:43,979 --> 00:04:44,980
‫و بهش اهمیت بدن.

91
00:04:46,155 --> 00:04:48,418
‫اِواندر و لاینس برگردن خونه که همه دور هم باشیم.

92
00:04:50,551 --> 00:04:51,855
‫این اتفاق واسه دوتا افسر پایین‌رتبه‌ی نیروی دریایی

93
00:04:51,856 --> 00:04:54,293
‫در زمان جنگ خیلی بعیده.

94
00:04:54,294 --> 00:04:56,599
‫باید بیشتر تلاش می‌کردم که خونه و در امان نگه‌شون دارم.

95
00:04:56,600 --> 00:04:58,384
‫کار بیشتری ازت برنمی‌اومد.

96
00:04:58,385 --> 00:04:59,646
‫می‌تونستم بیشتر رخت بگیرم،

97
00:04:59,647 --> 00:05:01,300
‫یا سهمم در غذاها رو کم کنم.

98
00:05:01,301 --> 00:05:02,779
‫می‌تونستم بدون آتیش توی اتاقم سر کنم.

99
00:05:02,780 --> 00:05:05,261
‫و احتمالاً بازم کافی نبود.

100
00:05:06,958 --> 00:05:08,176
‫گمونم این نسخه‌ی من

101
00:05:08,177 --> 00:05:09,961
‫از «امید داشتن به چیزهای غیرممکن»ـه.

102
00:05:12,399 --> 00:05:13,834
‫هیچکدوم از امیدهایی که گفتی

103
00:05:13,835 --> 00:05:15,489
‫آرزوهایی واسه خودت نبوده.

104
00:05:16,490 --> 00:05:19,666
‫شاد دیدنِ این خانواده
‫برام آرزوی کافی محسوب می‌شه.

105
00:05:22,539 --> 00:05:24,888
‫دافنه و آرتمیس رو بیار و ببرشون آشپزخونه.

106
00:05:24,889 --> 00:05:27,239
‫نمی‌دونم این بار ممکنه چقدر کلافه‌کننده باشه.

107
00:05:32,419 --> 00:05:33,768
‫نامه‌ای گرفتی؟

108
00:05:36,640 --> 00:05:40,731
‫یه مشکل خیلی جدی داریم.

109
00:05:41,863 --> 00:05:43,212
‫چی شده، بابا؟

110
00:05:44,256 --> 00:05:45,779
‫اواندر؟ لاینس؟

111
00:05:45,780 --> 00:05:48,999
‫نه، چیزی از برادرهات نشنیدم.

112
00:05:49,000 --> 00:05:50,001
‫اوه.

113
00:05:52,787 --> 00:05:54,354
‫گرچه،

114
00:05:55,616 --> 00:05:58,836
‫نامه‌ی به شدت گیج‌کننده‌ای برام اومده.

115
00:06:02,449 --> 00:06:07,061
‫از تو، عزیزم، خواستگاری شده.

116
00:06:07,062 --> 00:06:08,410
‫چی؟

117
00:06:08,411 --> 00:06:11,457
‫خواستگاری از طرف یک آقای به شدت ثروتمند

118
00:06:11,458 --> 00:06:16,332
‫که یک عنوان قدیمی و با اعتبار داره.

119
00:06:25,297 --> 00:06:26,298
‫خدای مهربون!

120
00:06:26,995 --> 00:06:27,996
‫آره.

121
00:06:29,911 --> 00:06:34,394
‫چیزی که نمی‌تونم درکش کنم
‫اینه که چرا دوک به تو بسنده کرده.

122
00:06:35,830 --> 00:06:38,962
‫امکان نداره حتی از دور هم خانواده‌ی ما رو بشناسه.

123
00:06:38,963 --> 00:06:40,355
‫دوک؟

124
00:06:40,356 --> 00:06:43,532
‫البته عزیزم، دوک کیلدر.

125
00:06:43,533 --> 00:06:47,406
‫دوک کیلدر ازم خواستگاری کرده؟

126
00:06:47,407 --> 00:06:49,277
‫کاملاً.

127
00:06:51,802 --> 00:06:53,413
‫هیچیش رو باور ندارم.

128
00:06:54,501 --> 00:06:56,502
‫بالاخره، من اعلی‌حضرت رو نمی‌شناسم،

129
00:06:56,503 --> 00:06:58,200
‫یا کلاً هیچ اعلی‌حضرتی رو نمی‌شناسم.

130
00:07:07,383 --> 00:07:08,558
‫«آقای لنکستر،

131
00:07:09,777 --> 00:07:11,081
‫درخواست خواستگاری

132
00:07:11,082 --> 00:07:13,954
‫از دختر بزرگ‌تون رو دارم.

133
00:07:13,955 --> 00:07:16,913
‫حاضرم به هر کدوم از سه دختر دیگه‌تون

134
00:07:16,914 --> 00:07:18,872
‫نفری ۲۰ هزار پوند جهیزیه بدم

135
00:07:18,873 --> 00:07:23,878
‫و به خاطر پسرهاتون، به خودتون ۵۰ هزارتا.

136
00:07:24,269 --> 00:07:26,532
‫مراسم اول اکتبر

137
00:07:26,533 --> 00:07:28,751
‫در کلیسای فالستون رخ میده.

138
00:07:28,752 --> 00:07:30,798
‫لطفاً جواب خودتون رو اعلام کنید.

139
00:07:31,842 --> 00:07:36,586
‫با احترام، غیره و غیره، کیلدر.

140
00:07:38,762 --> 00:07:40,197
‫قطعاً رمانتیک‌ترین

141
00:07:40,198 --> 00:07:42,200
‫یا تملق‌آمیزترین خواستگاری نیست.

142
00:07:43,245 --> 00:07:44,986
‫«مراسم رخ میده.»

143
00:07:46,117 --> 00:07:47,422
‫اصلاً با خودش فکر نکرده

144
00:07:47,423 --> 00:07:49,817
‫که این خواستگاریِ غیرمترقبه ممکنه پذیرفته نشه.

145
00:07:51,601 --> 00:07:54,996
‫این خواستگاری به بیش از ۱۰۰ هزار پوند می‌رسه.

146
00:08:05,746 --> 00:08:07,661
‫دوک کیلدر چطور آدمیه؟

147
00:08:08,879 --> 00:08:09,880
‫چطور آدمیه؟

148
00:08:11,578 --> 00:08:13,535
‫خب، نمی‌دونم.

149
00:08:13,536 --> 00:08:15,016
‫دوک فعلی رو ندیدم.

150
00:08:16,147 --> 00:08:17,497
‫پدرش چطوری بود؟

151
00:08:18,802 --> 00:08:22,066
‫بسیار کودن.

152
00:08:25,722 --> 00:08:27,768
‫ولی مادرش آدم فعالیه.

153
00:08:45,307 --> 00:08:47,613
‫صد هزار پوند؟

154
00:08:47,614 --> 00:08:50,006
‫اصلاً نمی‌تونم چنین رقمی رو درک کنم.

155
00:08:51,487 --> 00:08:55,446
‫با درآمد فعلی‌مون به اندازه‌ی ۵۰۰ سال کاره.

156
00:08:55,447 --> 00:08:58,624
‫بیش از ۵ برابر درآمدِ دوکِ ساسکس،

157
00:08:58,625 --> 00:09:00,060
‫که اون پسرِ پادشاهه.

158
00:09:00,061 --> 00:09:01,627
‫خدای مهربون.

159
00:09:01,628 --> 00:09:03,629
‫غذای کافی واسه خوردن داریم.

160
00:09:03,630 --> 00:09:05,936
‫مجبور نیستیم واسه چندرغاز رخت بشوریم.

161
00:09:07,242 --> 00:09:09,853
‫پسرها می‌تونن خیلی زود از نیروی دریایی خارج بشن و برگردن خونه.

162
00:09:11,420 --> 00:09:12,638
‫تمام آرزوهای غیرممکنت

163
00:09:12,639 --> 00:09:14,554
‫یهو کاملاً ممکن می‌شن.

164
00:09:15,467 --> 00:09:17,164
‫این فقط خانواده‌مون رو نجات نمیده،

165
00:09:17,165 --> 00:09:20,733
‫چندین نسل از خانواده‌مون رو نجات میده.

166
00:09:20,734 --> 00:09:22,256
‫دوکِ کیلدر

167
00:09:22,257 --> 00:09:24,301
‫شاید اهل عصبانیت یا نامهربونی باشه.

168
00:09:24,302 --> 00:09:25,955
‫اگه باهات بدرفتاری کنه چی؟

169
00:09:25,956 --> 00:09:28,218
‫اگه ازدواج باهاش
‫باعث بشه تا آخر عمرت بدبخت بشی

170
00:09:28,219 --> 00:09:29,742
‫اونوقت چی؟

171
00:09:29,743 --> 00:09:33,181
‫ممکن هم هست که آدم مهربون و باملاحظه‌ای باشه.

172
00:09:34,138 --> 00:09:36,618
‫هیچی ازش نمی‌دونی؟

173
00:09:36,619 --> 00:09:39,142
‫فقط اینکه ظاهراً پول خیلی زیادی داره

174
00:09:39,143 --> 00:09:40,535
‫و می‌خواد باهام ازدواج کنه.

175
00:09:40,536 --> 00:09:41,928
‫هیچ اشاره‌ای از علتش نکرده.

176
00:09:41,929 --> 00:09:44,234
‫نباید راحت این پیشنهاد رو قبول کنی.

177
00:09:44,235 --> 00:09:46,280
‫پیشنهادی که ممکنه هنوز از سمت کسی بیاد
‫که حداقل می‌دونی

178
00:09:46,281 --> 00:09:48,369
‫باهات بدرفتاری نمی‌کنه.

179
00:09:48,370 --> 00:09:49,937
‫پیشنهاد دیگه‌ای نمیاد.

180
00:09:50,981 --> 00:09:53,984
‫اگه اینـو قبول نکنم،
‫خانواده‌مون بیشتر غرق می‌شه.

181
00:09:54,898 --> 00:09:56,682
‫حتی امیدهای ساده‌ی فعلی‌مون هم

182
00:09:56,683 --> 00:09:58,379
‫از دسترس خارج می‌شن.

183
00:09:58,380 --> 00:09:59,989
‫ولی اون موقع تمام امیدهای تو ازت قاپیده می‌شه.

184
00:09:59,990 --> 00:10:02,862
‫خوشبختی این خانواده
‫ارزش هر فداکاری‌ای رو داره.

185
00:10:02,863 --> 00:10:05,734
‫خوشبختی تو هم ارزشی نداره؟

186
00:10:05,735 --> 00:10:07,170
‫آرتمیس همیشه خیلی درست

187
00:10:07,171 --> 00:10:09,260
‫قصه‌ی هادس و پرسفون رو گفته.

188
00:10:10,348 --> 00:10:12,089
‫پرسفون نمی‌تونه خوشحال باشه.

189
00:10:13,787 --> 00:10:15,963
‫پس می‌خوای خواستگاری دوک رو قبول کنی؟

190
00:10:37,506 --> 00:10:39,334
‫کی این همه آدم رو دعوت کرده؟

191
00:10:40,727 --> 00:10:41,727
‫من.

192
00:10:42,511 --> 00:10:46,079
‫هر روز پیش نمیاد که پسر بیچاره‌ی من
‫عروس اختیار کنه.

193
00:10:46,080 --> 00:10:48,822
‫قرار بود یه مراسم بی‌سروصدا باشه.

194
00:10:49,823 --> 00:10:52,128
‫باور ندارم دوشیزه لنکستر

195
00:10:52,129 --> 00:10:54,261
‫کسی رو به جز خانواده درجه یک خودش دعوت کرده باشه.

196
00:10:54,262 --> 00:10:56,960
‫قصد نداشتم باعث معذب شدنت بشم، آدام.

197
00:10:58,135 --> 00:10:59,615
‫فقط می‌خوام جشن بگیرم.

198
00:11:13,150 --> 00:11:15,804
‫موندم اون زنیکه واقعاً میادش یا نه.

199
00:11:15,805 --> 00:11:17,153
‫سعی کن در برابر این میل

200
00:11:17,154 --> 00:11:19,982
‫که مهمون‌های عروسی رو بکشی
‫مقاومت کنی.

201
00:11:26,511 --> 00:11:28,991
‫کجاست دقیقاً؟

202
00:11:28,992 --> 00:11:32,081
‫پنج دقیقه طول بکشه خودم میرم میارمش.

203
00:11:46,270 --> 00:11:47,880
‫کِی قراره شروع بشه؟

204
00:11:47,881 --> 00:11:48,924
‫گشنمه.

205
00:11:48,925 --> 00:11:49,795
‫هیس.

206
00:11:49,796 --> 00:11:50,796
‫آرتمیس.

207
00:12:00,197 --> 00:12:02,024
‫بالاخره تصمیم گرفته بیاد.

208
00:12:42,849 --> 00:12:46,373
‫عزیزان، اینجا در منظر خداوند

209
00:12:46,374 --> 00:12:49,855
‫و حضور این جماعت گرد هم اومدیم

210
00:12:49,856 --> 00:12:54,861
‫که این مرد و این زن رو
‫در ازدواج مقدس بهم پیوند بدیم،

211
00:12:55,122 --> 00:12:57,906
‫مکانی محترم، بنیان‌گذاری شده توسط خدا

212
00:12:57,907 --> 00:13:00,082
‫در زمان معصومیت انسان،

213
00:13:00,083 --> 00:13:02,911
‫که اتحاد عرفانی

214
00:13:02,912 --> 00:13:05,045
‫بین مسیح و کلیسایـش رو برای ما خاطرنشان می‌کنه.

215
00:13:05,915 --> 00:13:10,049
‫بنابراین، اگر فردی بتونه علت موجهی بیاره

216
00:13:10,050 --> 00:13:13,530
‫که چرا نباید قانوناً به همدیگه پیوند بخورن،

217
00:13:13,531 --> 00:13:18,536
‫حرف بزنه، یا تا ابد سکوت اختیار کنه.

218
00:13:21,191 --> 00:13:23,889
‫ای لعنت خدا.

219
00:13:26,849 --> 00:13:28,502
‫ادامه بده.

220
00:13:28,503 --> 00:13:30,984
‫چه کسی این زن را به عقد این مرد درمی‌آورد؟

221
00:13:42,604 --> 00:13:44,084
‫ظاهراً که خودم.

222
00:13:48,479 --> 00:13:50,525
‫دست راستش رو تو دست راست خودت بگیر.

223
00:13:57,619 --> 00:13:58,793
‫من، آدام ریچارد بویس،

224
00:13:58,794 --> 00:14:00,490
‫دوکِ کیلدر، مارکیِ فالستون،

225
00:14:00,491 --> 00:14:01,752
‫ارلِ فالستون، ویکنتِ بایرنس،

226
00:14:01,753 --> 00:14:03,015
‫بارون فالستون و بارون وایتلی،

227
00:14:03,016 --> 00:14:04,886
‫تو را به همسریِ قانونیِ خود می‌گیرم،

228
00:14:04,887 --> 00:14:06,409
‫تا از امروز، در کنار هم باشیم،

229
00:14:06,410 --> 00:14:08,107
‫در خوشی و سختی، در ثروت و فقر،

230
00:14:08,108 --> 00:14:10,500
‫در بیماری و سلامتی، دوستت بدارم و عزیزت بدارم،

231
00:14:10,501 --> 00:14:11,545
‫تا وقتی که مرگ ما را از هم جدا کند،

232
00:14:11,546 --> 00:14:12,807
‫بر اساس آیین مقدس خداوند،

233
00:14:12,808 --> 00:14:14,679
‫و با این پیمان، وفاداری‌ام را به تو می‌سپارم.

234
00:14:22,557 --> 00:14:23,383
‫من، پرسفون...

235
00:14:23,384 --> 00:14:24,385
‫مسخره‌ست.

236
00:14:28,345 --> 00:14:29,869
‫لنکستر، تو را...

237
00:14:36,963 --> 00:14:39,748
‫به همسریِ قانونیِ خود می‌گیرم،

238
00:14:40,618 --> 00:14:42,968
‫تا از امروز، در کنار هم باشیم،

239
00:14:42,969 --> 00:14:46,623
‫در خوشی و سختی، در ثروت و فقر،

240
00:14:46,624 --> 00:14:50,150
‫در بیماری و سلامتی، دوستت بدارم و عزیزت بدارم،

241
00:14:51,020 --> 00:14:53,326
‫تا وقتی که مرگ ما را از هم جدا کند،

242
00:14:53,327 --> 00:14:55,937
‫بر اساس آیین مقدس خداوند،

243
00:14:55,938 --> 00:14:57,809
‫و با این پیمان، وفاداری‌ام را به تو می‌سپارم.

244
00:14:59,333 --> 00:15:00,507
‫تموم شد؟

245
00:15:00,508 --> 00:15:01,509
‫معمولاً نه.

246
00:15:02,292 --> 00:15:03,510
‫می‌شه تموم بشه؟

247
00:15:03,511 --> 00:15:04,990
‫گمونم تمام بخش‌های واجبش

248
00:15:04,991 --> 00:15:05,992
‫رسیدگی شده.

249
00:15:08,559 --> 00:15:11,083
‫آن‌هایی که خدا بهم رسانده،

250
00:15:11,084 --> 00:15:13,260
‫هیچ انسانی جدا نخواهد کرد.

251
00:15:15,175 --> 00:15:17,089
‫پس دیگه میرم قلعه.

252
00:15:19,962 --> 00:15:21,049
‫من...

253
00:15:42,071 --> 00:15:43,289
‫ممنون.

254
00:16:09,664 --> 00:16:12,406
‫اسمت واقعاً پرسفونـه؟

255
00:16:13,624 --> 00:16:14,625
‫آره.

256
00:16:15,800 --> 00:16:17,889
‫به ذهنت نرسید که بپرسی؟

257
00:16:19,282 --> 00:16:20,500
‫والدینت چه فکری پیش خودشون می‌کردن

258
00:16:20,501 --> 00:16:21,806
‫که چنین اسمی انتخاب کردن؟

259
00:16:23,895 --> 00:16:25,896
‫پدرم یه دانشوره.

260
00:16:25,897 --> 00:16:28,029
‫خصوصاً به اساطیر یونان علاقه داره.

261
00:16:28,030 --> 00:16:30,076
‫ظاهراً زیادی علاقه داره.

262
00:16:31,120 --> 00:16:33,817
‫بقیه‌ی برادران و خواهرانت هم به این مصیبت دچارن؟

263
00:16:33,818 --> 00:16:35,863
‫چه مصیبتی؟

264
00:16:35,864 --> 00:16:37,647
‫والدینت چه اسامی مسخره‌ای

265
00:16:37,648 --> 00:16:39,302
‫روی دیگر اعضای خانواده‌تون گذاشتن؟

266
00:16:40,390 --> 00:16:42,217
‫آتنا یکم از من کوچیک‌تره.

267
00:16:42,218 --> 00:16:44,567
‫اواندر ۱۴ سالشه. لاینس ۱۳.

268
00:16:44,568 --> 00:16:47,092
‫دافنه اواخر سال ۱۲ سالش می‌شه.

269
00:16:47,093 --> 00:16:49,094
‫کوچیک‌ترین آرتمیسـه.

270
00:16:49,095 --> 00:16:52,401
‫سرنوشت ما رو از دست دانشورهای کوته‌فکر نجات بده.

271
00:16:52,402 --> 00:16:53,708
‫اسم میانی داری؟

272
00:16:54,752 --> 00:16:56,144
‫آره.

273
00:16:56,145 --> 00:16:57,711
‫گمونم خیلی امید زیادیه

274
00:16:57,712 --> 00:16:59,105
‫که امید داشته باشم یه چیز معمولی باشه.

275
00:17:01,324 --> 00:17:04,109
‫ایفیگنیا.

276
00:17:04,110 --> 00:17:05,807
‫پرسفون ایفیگنیا؟

277
00:17:06,895 --> 00:17:09,505
‫کسی به اسم دیگه‌ای صدات نمی‌زنه؟

278
00:17:09,506 --> 00:17:11,246
‫فقط دوشیزه لنکستر.

279
00:17:11,247 --> 00:17:12,814
‫خب، اونجوری که نمی‌تونم صدات کنم.

280
00:17:13,945 --> 00:17:17,252
‫گمونم باید به همون پرسفون بسنده کنم.

281
00:17:17,253 --> 00:17:18,776
‫ظاهراً.

282
00:17:21,692 --> 00:17:24,129
‫قاعدتاً تو هم کیلدر صدام می‌کنی.

283
00:17:24,130 --> 00:17:24,999
‫بهت نمیگم کیلدر.

284
00:17:25,000 --> 00:17:26,087
‫همه کیلدر صدام می‌کنن.

285
00:17:26,088 --> 00:17:27,523
‫کیلدر؟

286
00:17:27,524 --> 00:17:30,005
‫انگار دارم به یه جرمی متهمت می‌کنم.

287
00:17:33,052 --> 00:17:36,184
‫بی‌شک آگاممنون یا آپولو

288
00:17:36,185 --> 00:17:38,317
‫یا همچین چیزی رو ترجیح میدی.

289
00:17:38,318 --> 00:17:39,667
‫بابام که آره.

290
00:17:40,842 --> 00:17:43,191
‫پس می‌خوای چی صدام کنی؟

291
00:17:43,192 --> 00:17:44,802
‫- آدام؟
‫- کسی بهم نمیگه آدام.

292
00:17:45,977 --> 00:17:47,326
‫هیچکس؟

293
00:17:47,327 --> 00:17:49,546
‫دیگه خانواده و دوستـای نزدیکت که صدات می‌زنن.

294
00:17:51,983 --> 00:17:53,288
‫هری میگه.

295
00:17:53,289 --> 00:17:54,942
‫هری کیه؟

296
00:17:54,943 --> 00:17:55,944
‫یه دوست،

297
00:17:56,901 --> 00:17:59,468
‫که زیادی به خودش آزادی میده.

298
00:19:05,840 --> 00:19:07,972
‫همون آدام صدام کنی خوبه.

299
00:19:09,322 --> 00:19:10,323
‫پرسفون.

300
00:19:24,075 --> 00:19:25,599
‫ایشون بارتونـه، خدمتکار.

301
00:19:27,253 --> 00:19:28,993
‫خانم اسمیتسون، خانه‌دار.

302
00:19:30,430 --> 00:19:31,431
‫دوشس کیلدر.

303
00:19:52,234 --> 00:19:54,410
‫خانم اسمیتسون به تمام نیازهات رسیدگی می‌کنه.

304
00:20:17,694 --> 00:20:20,131
‫احتمالاً قراره تمام قلعه رو بهم نشون بدید،

305
00:20:21,220 --> 00:20:23,438
‫ولی خیلی دوست دارم استراحت کنم.

306
00:20:23,439 --> 00:20:24,787
‫شاید بتونید فقط اتاق‌هایی که لازمه

307
00:20:24,788 --> 00:20:26,049
‫امروز بدونم رو بهم نشون بدید،

308
00:20:26,050 --> 00:20:27,399
‫و بقیه رو بذارید برای فردا؟

309
00:20:27,400 --> 00:20:28,618
‫البته، اعلی‌حضرت.

310
00:20:36,626 --> 00:20:41,631
‫اتاق مهمان، موردعلاقه‌ی ملکه الیزابت

311
00:20:41,936 --> 00:20:45,505
‫که سال ۱۵۸۰ در قلعه فالستون اقامت داشتن.

312
00:20:47,594 --> 00:20:50,727
‫اعضای خانواده سلطنتی
‫هنوز به فالستون میان؟

313
00:20:51,815 --> 00:20:54,340
‫اصلاً. جراتش رو ندارن.

314
00:20:56,646 --> 00:20:59,561
‫اینجا تالار ضیافت مجلله،

315
00:20:59,562 --> 00:21:00,910
‫که میزبان ضیافت‌ها

316
00:21:00,911 --> 00:21:02,738
‫برای برخی از برجسته‌ترین

317
00:21:02,739 --> 00:21:05,045
‫و بانفوذترین مردم قلمرو

318
00:21:05,046 --> 00:21:06,874
‫در ۵۰۰ سال گذشته بودن.

319
00:21:08,919 --> 00:21:11,879
‫باور دارم خانواده‌ی شما امشب قراره اینجا شام بخورن.

320
00:21:15,143 --> 00:21:16,275
‫اون یه قفس اعدامه؟

321
00:21:18,059 --> 00:21:19,842
‫و کُنده.

322
00:21:19,843 --> 00:21:22,758
‫توی سیاهچال تاریک و ترسناک جا نبود؟

323
00:21:22,759 --> 00:21:25,457
‫خیلی جا هست، اعلیحضرت.

324
00:21:25,458 --> 00:21:27,807
‫ولی دوک میگه به نمایش گذاشتن سلاح

325
00:21:27,808 --> 00:21:29,288
‫باعث می‌شه موثرتر بشن.

326
00:21:35,076 --> 00:21:37,600
‫تمام اتاق‌خواب‌های خانواده
‫در این طبقه هستن.

327
00:21:39,646 --> 00:21:41,865
‫اینجا اتاق‌خواب شماست، اعلی‌حضرت.

328
00:21:43,432 --> 00:21:46,260
‫امر دیگه‌ای دارید، اعلی‌حضرت؟

329
00:21:46,261 --> 00:21:47,696
‫الان نه.

330
00:21:47,697 --> 00:21:49,655
‫طناب زنگ کنار شومینه هست

331
00:21:49,656 --> 00:21:51,397
‫اگه چیزی نیاز داشتید.

332
00:21:51,497 --> 00:22:01,497
SkyDL.Co | بی سی موویز

333
00:22:43,274 --> 00:22:45,755
‫عمراً جواب بده.

334
00:22:52,371 --> 00:22:54,808
‫عمراً جواب بده.

335
00:23:02,685 --> 00:23:05,340
‫الان دیدم مسئول امور مالیت از قلعه رفت.

336
00:23:06,733 --> 00:23:08,603
‫چی کارش کردی؟

337
00:23:08,604 --> 00:23:09,649
‫اخراجش کردم.

338
00:23:10,693 --> 00:23:11,694
‫دوباره؟

339
00:23:12,956 --> 00:23:15,001
‫چند دفعه این فلک‌زده رو اخراج کردی؟

340
00:23:15,002 --> 00:23:17,047
‫شش، هفت بار.

341
00:23:18,005 --> 00:23:21,138
‫هر بار مثل یه بزدلِ ترسو قهر می‌کنه و میره.

342
00:23:24,315 --> 00:23:26,708
‫این دفعه که روش هفت‌تیر نکشیدی، کشیدی؟

343
00:23:26,709 --> 00:23:29,495
‫من هیچوقت روی جوسیا جونز هفت‌تیر نکشیدم.

344
00:23:31,018 --> 00:23:33,367
‫ممکنه یکی دو بار
‫شمشیر گذاشته باشم روی خرخره‌اش،

345
00:23:33,368 --> 00:23:36,370
‫ولی هیچوقت در خطرِ جدی نبوده.

346
00:23:36,371 --> 00:23:37,763
‫شاید ترسی که داره

347
00:23:37,764 --> 00:23:40,070
‫به خاطر اعتبار نه‌چندان‌خوبِ توئه، آدام.

348
00:23:40,984 --> 00:23:43,638
‫شایعه شده که تو دوران خودت
‫چند نفری رو کشتی.

349
00:23:43,639 --> 00:23:46,512
‫شایعه میگه کارهای زیادی کردم.

350
00:23:48,165 --> 00:23:49,514
‫اونوقت برات سواله که چرا هر بار

351
00:23:49,515 --> 00:23:51,080
‫از جونز شاکی می‌شی، بدترین حالت رو در نظر می‌گیره.

352
00:23:51,081 --> 00:23:53,343
‫همیشه شغلش رو بهش پس میدم.

353
00:23:53,344 --> 00:23:55,434
‫اونـم دیگه اشتباه قبل رو تکرار نمی‌کنه.

354
00:24:02,136 --> 00:24:05,182
‫حالا خطایی که این دفعه کرده چی بوده؟

355
00:24:06,053 --> 00:24:07,184
‫نه نه، نگو.

356
00:24:08,229 --> 00:24:11,275
‫موقع بحث درباره سرمایه‌گذاری‌ها
‫زیادی لبخند زد؟

357
00:24:12,973 --> 00:24:13,974
‫نه.

358
00:24:15,062 --> 00:24:16,541
‫توی مکاتبات کاری‌ای که از جانب تو داشته

359
00:24:16,542 --> 00:24:18,456
‫به قدر کافی مردم رو تهدید نکرده؟

360
00:24:18,457 --> 00:24:22,547
‫یه روشی توصیه کرد که نذاره فامیل دورم

361
00:24:22,548 --> 00:24:24,636
‫یه روزی فالستون رو به ارث ببره.

362
00:24:24,637 --> 00:24:28,945
‫پس جونز بود که پیشنهاد کرد ازدواج کنی.

363
00:24:30,077 --> 00:24:32,295
‫یه خانواده‌ی فقیر در شروپشر سراغ داشت

364
00:24:32,296 --> 00:24:35,255
‫که دختر بزرگ‌شون سن کافی رو داشت

365
00:24:35,256 --> 00:24:38,127
‫و هیچ آینده‌ای در انتظارش نبود.

366
00:24:38,128 --> 00:24:40,782
‫توصیه‌ی مشتاقانه‌اش

367
00:24:40,783 --> 00:24:43,003
‫به طرز غیرقابل‌تحملی احمقانه از آب در اومده.

368
00:24:43,917 --> 00:24:46,353
‫اونقدری احمقانه که تو شب عروسی

369
00:24:46,354 --> 00:24:49,051
‫با رفیقت توی اتاق مطالعه باشی؟

370
00:24:49,052 --> 00:24:52,577
‫چون آدام، اون مقدار حماقت

371
00:24:52,578 --> 00:24:54,579
‫خیلی فراتر از حماقت معمولیه.

372
00:24:54,580 --> 00:24:56,929
‫ازدواج رو تحمل کردم

373
00:24:56,930 --> 00:24:59,975
‫و الان یه شام پایان‌ناپذیر

374
00:24:59,976 --> 00:25:02,283
‫با گردانِ خواهرزن‌های جدیدم داشتم.

375
00:25:03,284 --> 00:25:05,286
‫بهت زل زدن؟

376
00:25:06,679 --> 00:25:07,809
‫قابل درک بوده، می‌دونی.

377
00:25:07,810 --> 00:25:08,941
‫چون بهشون هشدار داده نشده بود.

378
00:25:08,942 --> 00:25:11,509
‫پس باید نامه می‌دادم؟

379
00:25:11,510 --> 00:25:14,381
‫شاید با خواستگاری یه ضمیمه هم می‌فرستادم.

380
00:25:14,382 --> 00:25:17,602
‫«راستی، من یه صورت نقص‌عضو‌شده دارم

381
00:25:17,603 --> 00:25:19,734
‫که مجبورید تا آخر عمرتون

382
00:25:19,735 --> 00:25:21,345
‫روز و شب بهش نگاه کنید.

383
00:25:22,259 --> 00:25:23,826
‫امیدوارم مشکلی نباشه.»

384
00:25:26,307 --> 00:25:29,440
‫شاید حالا اینـا رو نمی‌گفتی.

385
00:25:30,616 --> 00:25:32,704
‫باید بهت بگم

386
00:25:32,705 --> 00:25:34,140
‫دختره هم خیلی مایل نبود.

387
00:25:34,141 --> 00:25:36,838
‫یادش رفته یه چیز مهمی رو بگه؟

388
00:25:36,839 --> 00:25:38,710
‫شاید یه شوهر دیگه؟

389
00:25:38,711 --> 00:25:41,103
‫یه عضو بدن خارجی؟

390
00:25:41,104 --> 00:25:44,368
‫اسمش پرسفونـه.

391
00:25:45,587 --> 00:25:47,109
‫آدم باید همچین چیزی رو

392
00:25:47,110 --> 00:25:49,198
‫از زن آینده‌اش بدونه.

393
00:25:49,199 --> 00:25:51,158
‫پرسفونی ایفیگنیا.

394
00:25:52,507 --> 00:25:55,641
‫چه اسم مسخره‌ای که روی یه بچه بذاری.

395
00:26:05,651 --> 00:26:06,912
‫شانسش رو داشتم که صحبت کوتاهی

396
00:26:06,913 --> 00:26:08,262
‫با عروس جدیدت داشته باشم، آدام.

397
00:26:09,698 --> 00:26:10,830
‫اون

398
00:26:12,701 --> 00:26:13,702
‫دلپذیر بود.

399
00:26:15,922 --> 00:26:17,618
‫شاید یکم زیادی ساکته،

400
00:26:17,619 --> 00:26:18,750
‫ولی قابل انتظاره

401
00:26:18,751 --> 00:26:20,535
‫با توجه به اینکه زندگیش زیر و رو شده.

402
00:26:22,102 --> 00:26:24,886
‫اعتراف می‌کنم که انتظار داشتم

403
00:26:24,887 --> 00:26:27,281
‫آدم پابه‌سن‌گذاشته‌تری باشه،

404
00:26:28,238 --> 00:26:32,894
‫حتی عبوس و ترش‌رو باشه، راستش رو بخوای.

405
00:26:32,895 --> 00:26:34,156
‫منم همینطور.

406
00:26:34,157 --> 00:26:35,985
‫ولی موجود جذابیه.

407
00:26:37,204 --> 00:26:40,250
‫جوان و خیلی زیباست.

408
00:26:44,690 --> 00:26:45,690
‫اوه.

409
00:26:47,867 --> 00:26:50,957
‫انتظار یه آدم بدبخت،

410
00:26:52,436 --> 00:26:56,484
‫زشت و نخواستنی رو داشتی.

411
00:26:57,877 --> 00:26:59,399
‫به جاش، معلوم شد که عروست

412
00:26:59,400 --> 00:27:01,271
‫بیکران‌تر از چیزیه که ممکن باشه.

413
00:27:03,926 --> 00:27:06,146
‫گمونم خیلی چیزی نیست که براش معامله کرده بودی.

414
00:27:07,626 --> 00:27:09,757
‫فکر می‌کردی با بانویی طرف باشی
‫که اونقدر غیرقابل‌تحمل باشه که هیچ گزینه دیگری نداشته

415
00:27:09,758 --> 00:27:13,500
‫و به همین خاطر راضی شده
‫با یک پیرمرد غرغرو در قصری سرد و پر از کوران باد

416
00:27:13,501 --> 00:27:15,024
‫وسط ناکجاآبادِ نورثامبرلند زندگی کنه.

417
00:27:16,243 --> 00:27:20,681
‫و حالا چون جوون و خوش‌چهره‌ست،

418
00:27:20,682 --> 00:27:24,338
‫خوش‌اخلاق هم به نظر می‌رسه
‫و احتمالاً هم‌صحبتیِ دل‌چسبی هم داره،

419
00:27:26,122 --> 00:27:29,559
‫بیچاره الان طبقه بالا تنها نشسته،

420
00:27:29,560 --> 00:27:32,214
‫احتمالاً با خودش فکر می‌کنه چه کار اشتباهی کرده،

421
00:27:32,215 --> 00:27:35,088
‫در حالی که تو این پایین نشستی و تو لاک خودتی.

422
00:27:37,003 --> 00:27:41,310
‫آدام، تو واقعاً بی‌عقلی

423
00:27:41,311 --> 00:27:42,965
‫باید به خاطر این حرفت توبیخت کنم.

424
00:27:44,053 --> 00:27:45,880
‫بکن.

425
00:27:45,881 --> 00:27:47,796
‫ولی امشب نه. خسته‌ام.

426
00:27:52,322 --> 00:27:53,540
‫فردا توبیخ کن، باشه؟

427
00:27:53,541 --> 00:27:55,368
‫باید بندازمت توی سیاهچال.

428
00:27:55,369 --> 00:27:56,370
‫باید بندازی.

429
00:27:57,545 --> 00:27:58,763
‫فایده نداره سیاهچال داشته باشی

430
00:27:58,764 --> 00:28:00,591
‫اگه کسی نره توش زجر بکشه.

431
00:28:02,289 --> 00:28:03,463
‫شب بخیر آدام.

432
00:28:03,464 --> 00:28:06,771
‫شب بخیر. نفهمِ گستاخ.

433
00:28:09,600 --> 00:28:10,426
‫راستی آدام؟

434
00:28:10,427 --> 00:28:11,428
‫چیه؟

435
00:28:12,647 --> 00:28:14,257
‫به دختر بیچاره یه شانسی بده.

436
00:28:15,302 --> 00:28:17,172
‫تقصیر اون نیست که تو

437
00:28:17,173 --> 00:28:19,349
‫به تصور هر مرد از یک زن بی‌نقص رسیدی.

438
00:29:12,925 --> 00:29:15,927
‫بدون ما احساس تنهایی می‌کنی، پرسفون؟

439
00:29:15,928 --> 00:29:17,756
‫خیلی دلم براتون تنگ می‌شه.

440
00:29:19,845 --> 00:29:21,237
‫ولی همدیگه رو دارید.

441
00:29:22,282 --> 00:29:24,936
‫پس بعیده که احساس تنهایی بهت دست بده.

442
00:29:24,937 --> 00:29:27,765
‫فکر نکنم وقتی تو نباشی

443
00:29:27,766 --> 00:29:28,767
‫کسی یادش بمونه باهام حرف بزنه.

444
00:29:31,030 --> 00:29:32,944
‫مطمئنم همه‌چیز درست می‌شه.

445
00:29:32,945 --> 00:29:33,988
‫هوم.

446
00:29:33,989 --> 00:29:35,269
‫نیاز نیست نگران ما باشی.

447
00:29:37,993 --> 00:29:41,953
‫نامه بنویس و از تمام چیزهایی که می‌خونی برام بگو.

448
00:29:48,830 --> 00:29:50,352
‫دوستت دارم.

449
00:29:50,353 --> 00:29:51,702
‫منم دوستت دارم.

450
00:29:52,965 --> 00:29:54,009
‫زودباش.

451
00:29:55,228 --> 00:29:56,619
‫نمی‌خوام برم!

452
00:29:56,620 --> 00:29:57,796
‫بذار باهاش صحبت کنم.

453
00:30:03,671 --> 00:30:06,151
‫دختر عزیزم. داری گریه می‌کنی.

454
00:30:06,152 --> 00:30:08,283
‫نمی‌تونه مجبورت کنه اینجا بمونی!

455
00:30:08,284 --> 00:30:11,243
‫کسی مجبورم نکرده اینجا بمونم، عزیزترین.

456
00:30:11,244 --> 00:30:14,115
‫قلعه فالستون دیگه خونه منه.

457
00:30:14,116 --> 00:30:15,900
‫برات نامه می‌نویسم،

458
00:30:15,901 --> 00:30:18,337
‫شاید یه سکه گینی هم زیر مُهرش بذارم.

459
00:30:18,338 --> 00:30:20,078
‫می‌تونی بیای اینجا،

460
00:30:20,079 --> 00:30:22,167
‫باهمدیگه قلعه رو اکتشاف می‌کنیم.

461
00:30:22,168 --> 00:30:23,951
‫اون نمی‌ذاره.

462
00:30:23,952 --> 00:30:25,823
‫معلومه که می‌ذاره.

463
00:30:25,824 --> 00:30:28,434
‫ماجراجویی‌های بزرگ خواهیم داشت.

464
00:30:28,435 --> 00:30:31,350
‫شاید یه اتاق برج باشه

465
00:30:31,351 --> 00:30:34,614
‫که بتونی همه‌جور قصه‌های فوق‌العاده رو تصور کنی،

466
00:30:34,615 --> 00:30:36,181
‫جوری که همیشه توی خونه انجام می‌دادیم.

467
00:30:36,182 --> 00:30:38,270
‫قول میدی؟

468
00:30:38,271 --> 00:30:39,924
‫قول میدم.

469
00:30:39,925 --> 00:30:42,318
‫وقتی نیستی کی مراقبم باشه؟

470
00:30:43,363 --> 00:30:46,975
‫بابا مراقب تو و دافنه هست،

471
00:30:47,933 --> 00:30:50,935
‫همراه آتناست وقتی همه‌تون بیاید شهر.

472
00:30:50,936 --> 00:30:52,502
‫میای اونجا دیدنـمون؟

473
00:30:53,939 --> 00:30:55,156
‫معلومه.

474
00:30:55,157 --> 00:30:56,201
‫پرسفون؟

475
00:30:56,202 --> 00:30:57,680
‫بله عزیزم؟

476
00:30:57,681 --> 00:30:59,595
‫کی مراقب تو باشه؟

477
00:30:59,596 --> 00:31:03,773
‫با اینکه ما نیستیم خوشحال خواهی بود؟

478
00:31:07,604 --> 00:31:08,605
‫اوه.

479
00:31:11,478 --> 00:31:13,958
‫کِی دیدی من خوشحال نباشم؟

480
00:31:13,959 --> 00:31:15,350
‫پس منـم خوشحالم.

481
00:31:15,351 --> 00:31:17,744
‫ولی اگه الان نرم، دوباره گریه می‌کنم،

482
00:31:17,745 --> 00:31:20,616
‫و دیگه نمی‌خوام گریه کنم.

483
00:31:20,617 --> 00:31:23,838
‫پس بیا بهم قول بدیم که گریه نکنیم.

484
00:31:25,231 --> 00:31:27,710
‫بله، خوبه.

485
00:31:27,711 --> 00:31:29,016
‫به زودی می‌بینمت.

486
00:31:29,017 --> 00:31:30,844
‫واسه بابا مودب باش.

487
00:31:30,845 --> 00:31:32,019
‫حتماً.

488
00:31:32,020 --> 00:31:33,542
‫دوستت دارم، عزیزترین.

489
00:31:33,543 --> 00:31:34,674
‫منم دوستت دارم، پرسفون.

490
00:31:34,675 --> 00:31:37,156
‫تو بهترین مامانی هستی که داشتم.

491
00:32:15,063 --> 00:32:17,065
‫فکر کردم قرار نبود گریه کنی.

492
00:32:19,502 --> 00:32:21,896
‫آرتمیس هم داره گریه می‌کنه، مطمئنم.

493
00:32:22,897 --> 00:32:24,377
‫پس چرا قول دادی؟

494
00:32:25,508 --> 00:32:26,770
‫که دردش رو کمتر کنم.

495
00:32:29,034 --> 00:32:31,906
‫اگه خواهرم می‌دونست گریه می‌کنم،
‫دلش می‌شکست.

496
00:32:33,908 --> 00:32:35,344
‫ولی می‌دونی داره گریه می‌کنه.

497
00:32:38,957 --> 00:32:40,871
‫من اون رو بهتر می‌شناسم تا اون من رو.

498
00:32:48,705 --> 00:32:51,055
‫بهترین مامانی که داشته.

499
00:34:00,473 --> 00:34:03,867
‫از این ازدواج اشتباه ۲۴ ساعت گذشته

500
00:34:05,173 --> 00:34:10,134
‫و زنم هیچی نشده داره پشت یه باغ گربه می‌کنه.

501
00:34:19,492 --> 00:34:22,103
‫از ازدواج شما چقدر گذشته بود
‫که مادر شروع به گریه کرد؟

502
00:34:29,545 --> 00:34:32,982
‫و از کِی دیگه بهت احساس هیولا بودن نداد؟

503
00:35:26,776 --> 00:35:28,212
‫اعلی‌حضرت.

504
00:35:28,213 --> 00:35:29,213
‫هوم.

505
00:35:32,608 --> 00:35:33,609
‫شب بخ...

506
00:35:34,610 --> 00:35:36,134
‫حالت خوبه، فرزندم؟

507
00:35:37,265 --> 00:35:40,399
‫به شدت خسته‌ام.

508
00:35:41,791 --> 00:35:44,445
‫واسه شام خودت رو اذیت نکن عزیزم.

509
00:35:44,446 --> 00:35:46,708
‫میگم یه سینی بفرستن به اتاقت.

510
00:35:46,709 --> 00:35:47,710
‫استراحت کن.

511
00:35:49,103 --> 00:35:51,149
‫ممنون.

512
00:36:36,194 --> 00:36:39,413
‫بهم گفتی امروز توبیخم می‌کنی.

513
00:36:39,414 --> 00:36:40,980
‫نکردی که.

514
00:36:40,981 --> 00:36:43,288
‫تصمیم گرفتم اول صبح با تیر بزنمت.

515
00:36:44,637 --> 00:36:48,117
‫بگیر بخواب تا در آرامش هفت‌تیرهام رو پُر کنم.

516
00:36:48,118 --> 00:36:50,250
‫مادرت گفت دوشس جدید

517
00:36:50,251 --> 00:36:52,644
‫امشب حالش خوش نبوده.

518
00:36:52,645 --> 00:36:54,428
‫می‌دونی منظورش چی بود؟

519
00:36:54,429 --> 00:36:57,476
‫به قول مادر، حالش خوب نبوده دیگه.

520
00:36:59,304 --> 00:37:01,087
‫اولین آدمی نیست که ازت مخفی شده.

521
00:37:01,088 --> 00:37:02,741
‫اون؟ پرسفون رو میگی؟

522
00:37:02,742 --> 00:37:05,352
‫خب، قاعدتاً منظورم مادرت نبود که.

523
00:37:05,353 --> 00:37:06,745
‫می‌تونی توی اتاق مهمان با تیر بزنی یکی رو بکشی،

524
00:37:06,746 --> 00:37:08,964
‫اون فقط از روی اغماض لبخند می‌زنه و میگه «پسرِ...

525
00:37:08,965 --> 00:37:10,531
‫بیچاره‌ی من،» آره.

526
00:37:10,532 --> 00:37:12,141
‫و زنه وقتی ۸۰ سالم هم بشه
‫هنوز همینـو بهم میگه.

527
00:37:12,142 --> 00:37:14,318
‫وقتی ۸۰ سالت بشه، اون مُرده.

528
00:37:14,319 --> 00:37:15,407
‫خفه شو هری.

529
00:37:17,800 --> 00:37:22,282
‫امکانش هست که پرسفون توی سیاهچال زندانی باشه؟

530
00:37:22,283 --> 00:37:24,371
‫من یه هیولا نیستم.

531
00:37:24,372 --> 00:37:26,068
‫اون هم قبول کرد منـو بپذیره.

532
00:37:26,069 --> 00:37:27,679
‫بله.

533
00:37:27,680 --> 00:37:29,202
‫ولی بدون مزایای ضمیمه‌ی هوشمندانه‌ای

534
00:37:29,203 --> 00:37:30,335
‫که دیشب بهش رسیدی.

535
00:37:31,466 --> 00:37:32,771
‫فکر نکنم فهمیده باشه...

536
00:37:32,772 --> 00:37:34,643
‫به نظرت هیچی نشده بیچاره‌اش کردم؟

537
00:37:35,688 --> 00:37:38,604
‫بدرقه‌های امروز صبح خیلی بهش فشار آوردن.

538
00:37:39,996 --> 00:37:42,476
‫باید اصرار می‌کردی
‫که خانواده‌اش بیشتر بمونن.

539
00:37:42,477 --> 00:37:44,087
‫پس من شرورم، نه؟

540
00:37:46,176 --> 00:37:47,264
‫تعجب نمی‌کنم

541
00:37:47,265 --> 00:37:48,395
‫اگه دیگه تا وقتی زنده‌ای

542
00:37:48,396 --> 00:37:49,744
‫اون زن بیچاره رو ببینی.

543
00:37:49,745 --> 00:37:52,748
‫در مکانی که به بزرگیِ این تکه سنگه،

544
00:37:54,010 --> 00:37:55,490
‫می‌تونه سالیان سال ازت دوری کنه.

545
00:37:59,538 --> 00:38:00,539
‫کجا داری میری؟

546
00:38:03,193 --> 00:38:05,325
‫زنم حالش خوب نیست.

547
00:38:05,326 --> 00:38:08,372
‫میرم خودم حالش رو خوب کنم.

548
00:38:08,373 --> 00:38:09,634
‫آدام.

549
00:38:09,635 --> 00:38:11,680
‫نمی‌خوام به اون زن وامونده صدمه بزنم.

550
00:38:14,683 --> 00:38:17,077
‫بهتر از این‌ها می‌شناسیم.

551
00:39:37,375 --> 00:39:39,245
‫منـو ببخشید، اعلی‌حضرت.

552
00:39:39,246 --> 00:39:41,683
‫می‌خوام اتاق صبحانه رو پیدا کنم.

553
00:39:42,554 --> 00:39:45,164
‫لطفاً بگو راهش رو بلدی.

554
00:39:45,165 --> 00:39:48,210
‫وقتی تازه کارم رو اینجا شروع کردم
‫چند باری گم شدم.

555
00:39:48,211 --> 00:39:51,213
‫قلعه فالستون جای خیلی بزرگیه.

556
00:39:51,214 --> 00:39:52,650
‫خیلی بزرگه.

557
00:39:52,651 --> 00:39:55,435
‫باید یه نقشه به ورودی‌های جدید بدن.

558
00:39:56,263 --> 00:39:57,481
‫از این طرف، اعلی‌حضرت.

559
00:39:57,482 --> 00:40:00,092
‫به کسی هم نمیگم که گم شده بودین.

560
00:40:00,093 --> 00:40:01,398
‫ممنون.

561
00:40:01,399 --> 00:40:02,529
‫مادر، به هری توضیح بده

562
00:40:02,530 --> 00:40:03,878
‫که علت رفتنت از قلعه فالستون

563
00:40:03,879 --> 00:40:05,967
‫این نیست که من مجبورت کردم.

564
00:40:05,968 --> 00:40:07,316
‫انگار فکر می‌کنه

565
00:40:07,317 --> 00:40:08,492
‫هرکی میاد اینجا رو

566
00:40:08,493 --> 00:40:10,842
‫با یه داس توی یه دست

567
00:40:10,843 --> 00:40:13,192
‫و یه مشعل سوزان توی اون یکی دستم فراری میدم.

568
00:40:13,193 --> 00:40:16,108
‫یه ارتش تشنه‌به‌خونِ یک‌نفره،

569
00:40:16,109 --> 00:40:17,110
‫تو این هستی.

570
00:40:18,503 --> 00:40:19,590
‫واقعاً باید به فکر باشی

571
00:40:19,591 --> 00:40:20,991
‫که از چنگال استفاده کنی وقتی...

572
00:40:23,246 --> 00:40:27,902
‫پرسفون، بیا صبحونه‌ات رو بخور، عزیز.

573
00:40:27,903 --> 00:40:29,600
‫قلوه؟ تخم‌مرغ؟

574
00:40:29,601 --> 00:40:30,949
‫بله لطفاً.

575
00:40:30,950 --> 00:40:32,254
‫هری، می‌شه لطفاً...

576
00:40:32,255 --> 00:40:34,431
‫من یه بشقاب براش آماده می‌کنم، مادر.

577
00:40:34,432 --> 00:40:36,434
‫نیاز نیست زحمت بکشید.

578
00:40:37,783 --> 00:40:38,784
‫بفرمایید.

579
00:40:58,151 --> 00:40:59,152
‫ممنون.

580
00:41:05,158 --> 00:41:06,332
‫من یه جای دیگه بشینم؟

581
00:41:06,333 --> 00:41:08,509
‫نه، می‌تونی همونجا بمونی.

582
00:41:10,685 --> 00:41:13,600
‫کریسمس میری شهر؟

583
00:41:13,601 --> 00:41:16,560
‫تا وقتی خیلی واجب نباشه نمیرم شهر.

584
00:41:16,561 --> 00:41:21,086
‫باید پسر بیچاره‌ام رو قانع کنی که از لذت‌های لندن استفاده کنه.

585
00:41:21,087 --> 00:41:22,567
‫من هیچوقت نرفتم لندن.

586
00:41:23,481 --> 00:41:27,875
‫خب، پس حتماً باید هرچه سریعتر بیای.

587
00:41:27,876 --> 00:41:30,487
‫خیلی دوست دارم شهر رو بهت نشون بدم

588
00:41:30,488 --> 00:41:33,186
‫و با همه آشنات کنم.

589
00:41:34,840 --> 00:41:37,145
‫مطمئنم می‌تونی سریع وسایلت رو جمع کنی، آدام.

590
00:41:37,146 --> 00:41:39,278
‫منـم سفرم رو یکی دو روز عقب بندازم،

591
00:41:39,279 --> 00:41:40,845
‫تا همه بتونیم...

592
00:41:40,846 --> 00:41:43,674
‫همینجوریش مجبورم بهار ببرمش.

593
00:41:43,675 --> 00:41:44,676
‫مجبور؟

594
00:41:45,677 --> 00:41:47,591
‫فصل خیلی باحالیه.

595
00:41:47,592 --> 00:41:49,331
‫چطور می‌تونی بگی مجبوری؟

596
00:41:49,332 --> 00:41:52,291
‫من از لندن بیزارم.

597
00:41:52,292 --> 00:41:53,379
‫ولی ملکه ناراحت می‌شه

598
00:41:53,380 --> 00:41:54,641
‫اگه پرسفون رو نبینه،

599
00:41:54,642 --> 00:41:56,251
‫و ترجیح میدم خودم رو از گزندش دور نگه دارم.

600
00:41:56,252 --> 00:41:58,080
‫بنابراین مجبورم برم شهر.

601
00:41:59,995 --> 00:42:01,430
‫نذار هیچ عذاب‌وجدانی بهت بده

602
00:42:01,431 --> 00:42:03,824
‫اعلی‌حضرت.

603
00:42:03,825 --> 00:42:05,217
‫تا بهار بشه، چند ماهی می‌شه

604
00:42:05,218 --> 00:42:06,914
‫که با اعضای کابینه

605
00:42:06,915 --> 00:42:08,873
‫یا اعضای خانواده سلطنتی مشورت نکرده

606
00:42:08,874 --> 00:42:11,093
‫و دنبال فرصتش می‌گرده.

607
00:42:13,313 --> 00:42:15,096
‫از دونستنش خوشحالم.

608
00:42:15,097 --> 00:42:16,620
‫گمونم به عنوان دوست خوب خانواده،

609
00:42:16,621 --> 00:42:18,622
‫من باید فعلاً اینجا بمونم

610
00:42:18,623 --> 00:42:21,147
‫و بینش خودم رو به شوهر غرغروت منتقل کنم.

611
00:42:22,017 --> 00:42:24,411
‫من کلاً همینقدر آدم ازخودگذشته‌ای هستم.

612
00:42:26,674 --> 00:42:28,719
‫حتی آدمـای از خودگذشته هم

613
00:42:28,720 --> 00:42:30,591
‫می‌تونن از خاکریز جنوبی پرت بشن.

614
00:42:32,550 --> 00:42:34,725
‫کم‌کم دارم مشکوک می‌شم، آدام،

615
00:42:34,726 --> 00:42:37,292
‫که خیلی از من خوشت نمیاد.

616
00:42:37,293 --> 00:42:38,511
‫فقط باید به غمِ

617
00:42:38,512 --> 00:42:41,341
‫این مسئله فکر کنم.

618
00:42:42,516 --> 00:42:43,517
‫اعلی‌حضرت.

619
00:42:45,911 --> 00:42:46,912
‫اعلی‌حضرت.

620
00:42:50,568 --> 00:42:51,569
‫اعلی‌حضرت.

621
00:42:54,223 --> 00:42:56,225
‫این می‌تونه گیج‌کننده بشه.

622
00:42:57,357 --> 00:43:00,664
‫واقعاً باید واسه سه‌تاتون دنبال اسم باشیم.

623
00:43:00,764 --> 00:43:10,764
بی سی موویز، مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
SkyDL.Co

