1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:24,101 --> 00:00:25,781
‫می‌خوای بهم بگی
‫چطور توی این ماجرا دخیلی؟

3
00:00:28,261 --> 00:00:29,561
‫من دخیل نبودم

4
00:00:35,341 --> 00:00:36,620
‫اونا…

5
00:00:36,621 --> 00:00:38,661
‫بهترین حدس‌مون اینه
‫که به یه دلیلی اون رو دزدیدن

6
00:00:40,381 --> 00:00:43,421
‫باشه، پس نباید اون بیرون
‫دنبال‌شون بگردی؟

7
00:00:43,501 --> 00:00:45,301
‫یا حداقل صحنه‌ی جرم رو بررسی کنی؟

8
00:00:45,381 --> 00:00:47,021
‫‏۲ تا تیم رو مسئول اون کارها کردم

9
00:00:48,021 --> 00:00:50,701
‫فعلاً تنها کار من اینه
‫که این‌جا بشینم

10
00:00:50,781 --> 00:00:52,901
‫تا وقتی که بهم بگی
‫این‌جا چیکار می‌کنی، زارا

11
00:00:57,061 --> 00:00:58,581
‫اون بهم زنگ زد

12
00:01:00,261 --> 00:01:02,381
‫معلوم نبود چی می‌گه.
‫خیلی‌ آشفته بود

13
00:01:02,461 --> 00:01:05,181
‫پس بهش گفتم میام پیشش
‫تا ببینم حالش چطوره

14
00:01:05,261 --> 00:01:09,541
‫ولی وقتی رسیدم
‫دیدم توی آسانسور خون ریخته شده…

15
00:01:10,941 --> 00:01:13,061
‫و می‌خواستم سریع بزنم بیرون

16
00:01:14,461 --> 00:01:15,761
‫از پنجره؟

17
00:01:17,581 --> 00:01:20,741
‫مردهایی که جلوی در بودن، پلیس‌ها،
‫فکر می‌کردم اونا آدم‌رباها هستن

18
00:01:20,821 --> 00:01:23,741
‫پس دیروز وسط سرقت
‫تو جواب تلفن رو دادی و همه رو نجات دادی

19
00:01:24,301 --> 00:01:27,101
‫و امشب دوباره مشغول
‫کمک کردن بودی

20
00:01:29,901 --> 00:01:32,517
‫تو و لوک حتماً خیلی صمیمی هستید،
‫نصف‌شب با عجله اومدی سراغش

21
00:01:32,541 --> 00:01:33,841
‫آره، صمیمی هستیم

22
00:01:33,861 --> 00:01:35,161
‫پس همه‌چیز رو بهت می‌گه؟

23
00:01:36,581 --> 00:01:38,541
‫بهم نگفت قراره دزدیده بشه

24
00:01:38,621 --> 00:01:40,541
‫- در مورد سرقت چی؟
‫- نه

25
00:01:40,621 --> 00:01:42,701
‫- بهت یه سهمی پیشنهاد نداد؟
‫- نه

26
00:01:42,781 --> 00:01:47,181
‫پس بهترین رفیقت یه برد بزرگ
‫‏4 میلیارد پوندی داشت ولی به تو پیشنهادی نداد؟

27
00:01:52,341 --> 00:01:54,261
‫وقتی داخل ساختمون بودی
‫کسی رو ندیدی؟

28
00:01:55,621 --> 00:01:59,541
‫هر اطلاعاتی که داشته باشی ممکنه
‫بین نجات دادن لوک یا نجات ندادنش تفاوت ایجاد کنه

29
00:02:04,021 --> 00:02:05,321
‫موضوع فقط خود اون نیست

30
00:02:05,701 --> 00:02:08,581
‫اگه تو رو دیده باشن،
‫تو هم همون‌قدر توی خطری

31
00:02:17,221 --> 00:02:18,380
‫باشه

32
00:02:18,381 --> 00:02:20,501
‫فردا یکی بهت زنگ می‌زنه
‫تا اظهاراتت رو ثبت کنه

33
00:02:22,000 --> 00:02:28,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

34
00:02:29,000 --> 00:02:32,000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

35
00:02:33,331 --> 00:02:38,331
‫« سـرقـت »

36
00:02:45,421 --> 00:02:47,301
‫تقصیر تو نبود، ریس

37
00:02:47,381 --> 00:02:49,381
‫تیم نظارتی گند زد

38
00:02:56,501 --> 00:02:58,181
‫وقتی لوک زنگ زد کجا بودی؟

39
00:03:00,061 --> 00:03:01,361
‫چرا می‌پرسی؟

40
00:03:02,501 --> 00:03:03,801
‫چون رفیقتم؟

41
00:03:10,261 --> 00:03:11,661
‫زارا چی؟

42
00:03:11,741 --> 00:03:13,041
‫چیزی ازش فهمیدی؟

43
00:03:13,461 --> 00:03:15,101
‫آره، اونم توی این ماجراست

44
00:03:15,181 --> 00:03:16,901
‫مدرک کافی برای
‫دستگیر کردنش داریم

45
00:03:16,981 --> 00:03:18,281
‫هنوز نه

46
00:03:18,541 --> 00:03:20,261
‫اون رو هم تحت نظر می‌گیریم

47
00:03:20,341 --> 00:03:21,741
‫من یه‌کم اطلاعات در مورد
‫گذشته‌ش پیدا می‌کنم

48
00:03:22,661 --> 00:03:24,061
‫تو برو اظهاراتش رو ثبت کن

49
00:03:24,141 --> 00:03:26,277
‫می‌تونیم حرف‌هاش رو با تیمی که
‫لوک رو زیر نظر داشت، مقایسه کنیم

50
00:03:26,301 --> 00:03:28,061
‫ممکنه دخیل باشه

51
00:03:28,141 --> 00:03:30,781
‫یا شاید فقط یه کارمند اداریه
‫که زندگیش اون‌قدر بی‌معنیه

52
00:03:30,861 --> 00:03:33,461
‫که همیشه آخرهفته‌ها باید مست کنه
‫تا بتونه دووم بیاره

53
00:04:02,141 --> 00:04:03,441
‫وِین و «چی» کجان؟

54
00:04:03,981 --> 00:04:05,281
‫رفتن…

55
00:04:05,301 --> 00:04:06,781
‫اوه، عالیه

56
00:04:08,461 --> 00:04:10,261
‫خیلی گرسنه‌مه

57
00:04:10,341 --> 00:04:12,301
‫زارا، اعصابت رو خراب نمی‌کنن؟

58
00:04:12,381 --> 00:04:13,681
‫کیا؟

59
00:04:13,981 --> 00:04:15,661
‫کله‌کیری‌های کمیته‌ی سرمایه‌گذاری

60
00:04:16,421 --> 00:04:17,500
‫همه‌شون کله‌کیری نیستن

61
00:04:17,501 --> 00:04:20,261
‫- مایلو آدم خوبیه…
‫- حقوق پایه‌شون سالی یک میلیون پونده

62
00:04:20,341 --> 00:04:21,941
‫و پاداش‌شون هم تضمین‌شده‌ست

63
00:04:22,021 --> 00:04:24,941
‫- هوم؟
‫- چه کاری می‌کنن مگه؟

64
00:04:25,021 --> 00:04:26,260
‫به‌خاطر زحمات ما پول‌دار می‌شن

65
00:04:26,261 --> 00:04:28,077
‫- نه، این‌طور نیست. اونا…
‫- در همین بین،

66
00:04:28,101 --> 00:04:30,382
‫خودمون اون‌جا نشستیم،
‫تمام معاملات مزخرف‌شون رو پردازش می‌کنیم،

67
00:04:30,461 --> 00:04:31,761
‫و چه چیزی گیرمون میاد؟

68
00:04:32,581 --> 00:04:33,660
‫چیپس خریدی؟

69
00:04:33,661 --> 00:04:34,940
‫مثلاً قراره مست کنیم

70
00:04:37,061 --> 00:04:38,361
‫خوردن تقلبه، زارا

71
00:04:39,061 --> 00:04:42,141
‫مخصوصاً وقتی کوکائین
‫در دسترس باشه

72
00:04:42,701 --> 00:04:44,001
‫‏۱۰۰ هزار؟

73
00:04:44,061 --> 00:04:46,221
‫- آره
‫- و کجا دیدیشون؟

74
00:04:47,261 --> 00:04:48,561
‫توی اینترنت

75
00:04:49,141 --> 00:04:50,661
‫کجای اینترنت؟

76
00:04:50,741 --> 00:04:52,301
‫توی بازی «ندای وظیفه»

77
00:04:52,381 --> 00:04:53,757
‫- وای، حتماً شوخیت… باشه
‫- باشه، آره، می‌دونم

78
00:04:53,781 --> 00:04:55,421
‫کسایی که تا حالا ندیدی‌شون،

79
00:04:56,101 --> 00:04:58,461
‫که کاملاً اتفاقی داشتن مثل تو
‫همون بازی رو انجام می‌دادن،

80
00:04:58,541 --> 00:05:00,421
‫خیلی اتفاقی اشاره کردن

81
00:05:00,501 --> 00:05:02,317
‫که به هک کردن یه صندوق
‫بازنشستگی علاقه دارن،

82
00:05:02,341 --> 00:05:03,641
‫که از قضا تو هم اون‌جا کار می‌کنی؟

83
00:05:03,661 --> 00:05:04,740
‫‏۱۰۰ هزار می‌دن

84
00:05:04,741 --> 00:05:06,317
‫- دارن فریبت می‌دن، عشقم
‫- گوش کن، گفتن

85
00:05:06,341 --> 00:05:08,357
‫به دو نفر نیاز دارن،
‫برای همین دارم بهت می‌گم

86
00:05:08,381 --> 00:05:09,941
‫پایه‌ای یا نه؟

87
00:05:10,021 --> 00:05:12,661
‫نه. به‌خاطر ۵۰ هزار پوند
‫نمی‌خوام زندانی بشم

88
00:05:12,741 --> 00:05:14,661
‫نه. نه، نه. ۱۰۰ هزاره

89
00:05:14,741 --> 00:05:16,781
‫هر کدوم‌مون ۱۰۰ هزار، باشه؟

90
00:05:16,861 --> 00:05:19,341
‫و زندانی هم نمی‌شی،
‫چون تنها کاری که می‌خوان بکنن

91
00:05:19,421 --> 00:05:21,181
‫اینه که یه‌کم اطلاعات به دست بیارن
‫تا حساب‌هامون رو هک کنن

92
00:05:21,261 --> 00:05:23,037
‫خب؟ و هر حسابی رو هم نخواستن

93
00:05:23,061 --> 00:05:24,701
‫بدترین حساب‌مون رو خواستن

94
00:05:24,781 --> 00:05:26,341
‫فکر می‌کنی کی رو بهشون گفتم؟

95
00:05:26,421 --> 00:05:27,781
‫- دخانیات واشنگتن
‫- باشه

96
00:05:27,861 --> 00:05:29,557
‫فقط پول مدیرعامل‌ها رو می‌دزدن

97
00:05:29,581 --> 00:05:32,701
‫خیلی‌خب، البته. پس در اصل
‫مردم رو از سرطان نجات می‌دیم

98
00:05:32,781 --> 00:05:34,621
‫به این فکر کن که با ۱۰۰ هزار
‫چه کارهایی می‌تونیم بکنیم

99
00:05:36,141 --> 00:05:37,621
‫کوکائین و بازی ویدئویی؟

100
00:05:39,221 --> 00:05:40,521
‫بدهکارم

101
00:05:41,341 --> 00:05:42,641
‫به کی؟

102
00:05:43,701 --> 00:05:46,301
‫- به شرکت‌های کارت اعتباری، به…
‫- خدایا

103
00:05:46,381 --> 00:05:48,861
‫- موسسه‌های مالی. به بانک‌ها!
‫- باشه. خیلی‌خب

104
00:05:48,941 --> 00:05:50,381
‫- بیچاره شدم!
‫- باشه، آروم باش!

105
00:05:50,461 --> 00:05:51,540
‫- بدبخت شدم!
‫- آروم باش

106
00:05:51,541 --> 00:05:52,660
‫بیچاره‌م، زارا. لطفاً

107
00:05:52,661 --> 00:05:54,757
‫گفتن به شرطی که دو نفر باشیم
‫پول می‌دن. التماست می‌کنم

108
00:05:54,781 --> 00:05:55,980
‫بهش نیاز دارم

109
00:05:55,981 --> 00:05:59,941
‫باشه، اما چرا به دو نفرمون نیاز دارن
‫تا اطلاعات یکسانی رو بهشون بدیم؟

110
00:06:00,021 --> 00:06:03,061
‫نمی‌دونم، ربطی به تأیید کردن داره،

111
00:06:03,141 --> 00:06:04,917
‫- هک کردن سیستم ورود…
‫- خب، این‌طوری

112
00:06:04,941 --> 00:06:06,421
‫- که مشکوک‌تر هم هست، لوک
‫- آره

113
00:06:06,501 --> 00:06:07,780
‫امکان نداره ما…

114
00:06:07,781 --> 00:06:08,940
‫یالا، بجنب!

115
00:06:08,941 --> 00:06:10,241
‫باشه. صبر کن

116
00:06:31,941 --> 00:06:33,341
‫نه، نه

117
00:06:33,421 --> 00:06:35,101
‫مال من پیاز داشته باشه

118
00:06:35,661 --> 00:06:36,981
‫وای، خدا

119
00:06:37,981 --> 00:06:39,701
‫چرا همیشه آخرهفته‌ها
‫این کار رو می‌کنیم؟

120
00:06:45,781 --> 00:06:47,081
‫‏۱۰۰ هزاره!

121
00:06:47,101 --> 00:06:49,741
‫ما… سزاوارش هستیم

122
00:06:51,381 --> 00:06:54,581
‫به ۳۰ سال دیگه‌ت فکر کن،

123
00:06:55,541 --> 00:06:59,461
‫هنوز همون مزخرفات خسته‌کننده رو انجام می‌ی،
‫همون فایل‌های اکسل رو می‌خونی

124
00:06:59,541 --> 00:07:01,597
‫و در همین بین، معامله‌گرها
‫جوون‌تر و جوون‌تر می‌شن،

125
00:07:01,621 --> 00:07:03,477
‫و طی یه سال اون‌قدر حقوق می‌گیرن
‫که ما تا آخر عمرمون

126
00:07:03,501 --> 00:07:04,700
‫اون‌قدر پول به چشم نمی‌بینیم

127
00:07:04,701 --> 00:07:08,501
‫و در تمام این مدت،
‫اون صدای وزوز پشت سرت؟

128
00:07:08,581 --> 00:07:11,341
‫می‌شنویش؟ اون پشه کوچولو
‫که هی وزوزش بلندتر می‌شه؟

129
00:07:11,421 --> 00:07:14,461
‫اون زندگی مزخرفته.
‫هدرش دادی

130
00:07:17,501 --> 00:07:20,461
‫صبر کن، می‌دونی آخرش
‫چه شکلی می‌شی؟

131
00:07:20,541 --> 00:07:22,501
‫- مثل مامانت. و…
‫- کون لقت!

132
00:07:22,581 --> 00:07:24,661
‫نه، مید‌ونی چیه؟
‫کون لقت!

133
00:07:24,741 --> 00:07:26,981
‫دوشنبه می‌رم سر کار،
‫تیمم رو عوض می‌کنم

134
00:07:27,061 --> 00:07:28,637
‫می‌خوام وارد مسیر شغلی
‫سرمایه‌گذاری بشم

135
00:07:28,661 --> 00:07:30,781
‫می‌تونی تنهایی معاملات رو پردازش کنی

136
00:07:30,861 --> 00:07:32,301
‫هیچ‌وقت موفق نمی‌شی، زارا!

137
00:07:32,381 --> 00:07:34,541
‫خودت گفتی.
‫می‌خندن بهت و پرتت می‌کنن بیرون

138
00:07:35,581 --> 00:07:37,541
‫چی؟ چون خیلی مسخره‌ام؟

139
00:07:37,621 --> 00:07:40,141
‫نه، چون اونا چیزی
‫که من دیدم رو نمی‌بینن

140
00:07:40,781 --> 00:07:43,221
‫باشه؟ اونا فقط یه دختر رو می‌بینن
‫که کت‌وشلوارش چروکه

141
00:07:43,301 --> 00:07:46,221
‫و از یه دانشگاه معمولی
‫مدرک روانشناسی گرفته

142
00:07:46,301 --> 00:07:48,861
‫و هیچ‌وقت جاه‌طلبی نشون نداده

143
00:07:48,941 --> 00:07:51,261
‫و این موضوع عوض نمی‌شه، زارا.
‫برای اونا عوض نمی‌شه

144
00:07:52,141 --> 00:07:53,441
‫خواهیم دید

145
00:08:19,861 --> 00:08:21,161
‫خب؟

146
00:08:23,181 --> 00:08:24,481
‫خب، گفتن…

147
00:08:25,061 --> 00:08:26,941
‫من یه کارمند استثنایی‌ام…

148
00:08:28,861 --> 00:08:31,021
‫چشم تیزبینی برای جزئیات دارم،

149
00:08:31,741 --> 00:08:34,221
‫رویکردی خیلی وسواسی
‫نسبت به کارهای اداری دارم و…

150
00:08:35,461 --> 00:08:37,861
‫استعداد نادری توی
کارهای محاسباتی دارم

151
00:08:37,941 --> 00:08:39,301
‫و…

152
00:08:40,101 --> 00:08:42,741
‫به همین دلایل معتقد هستن
‫که بهترین گزینه برای من

153
00:08:42,821 --> 00:08:45,621
‫اینه که به کارم توی
‫بخش پشتیبانی ادامه بدم

154
00:08:49,141 --> 00:08:50,441
‫آره

155
00:09:02,661 --> 00:09:03,961
‫به یه شرط

156
00:09:06,021 --> 00:09:07,581
‫نمی‌خوام این کار رو از طریق…

157
00:09:08,581 --> 00:09:09,881
‫پلی‌استیشنت انجام بدم، باشه؟

158
00:09:09,901 --> 00:09:12,061
‫اگه قراره دخالت بکنم…

159
00:09:13,141 --> 00:09:14,661
‫توی هر کاری که هست،

160
00:09:16,101 --> 00:09:17,621
‫می‌خوام ببینم‌شون

161
00:09:17,701 --> 00:09:20,381
‫حضوری. وگرنه من نیستم

162
00:09:21,501 --> 00:09:22,801
‫قبوله

163
00:09:50,101 --> 00:09:52,421
‫اِم‌آی۵؟ جدی می‌گی؟

164
00:09:52,501 --> 00:09:53,901
‫توی حوزه‌ی تخصصی‌شونه

165
00:09:53,981 --> 00:09:56,581
‫و فقط یه تجزیه و تحلیله.
‫یه افسر رابط

166
00:09:57,141 --> 00:09:59,117
‫- ممنون که خبر دادی
‫- دیروز نگران بودی

167
00:09:59,141 --> 00:10:01,701
‫که خیلی آروم داریم پیش می‌ریم،
‫امروز داریم خیلی سریع پیش می‌ریم؟

168
00:10:02,461 --> 00:10:03,981
‫این درخواست نظارت برای…

169
00:10:04,061 --> 00:10:05,361
‫زارا دان

170
00:10:05,861 --> 00:10:07,621
‫زوج کاری لوک سلبورن‌ـه

171
00:10:08,181 --> 00:10:09,260
‫به نظرم اونم توی این ماجراست

172
00:10:09,261 --> 00:10:11,517
‫درسته، خب، کارهای اداریش رو انجام بده.
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

173
00:10:11,541 --> 00:10:12,700
‫اومد

174
00:10:12,701 --> 00:10:13,820
‫خدا رو چه دیدی

175
00:10:13,821 --> 00:10:16,421
‫شاید داشتن یه جاسوس واقعی
‫توی دفتر خیلی باحال باشه

176
00:10:23,701 --> 00:10:25,781
‫کارآگاه ارشد کوواچ؟
‫سم فیچ هستم

177
00:10:26,341 --> 00:10:28,981
‫- همون ریس خوبه. خوش‌بختم
‫- همچنین

178
00:10:29,061 --> 00:10:31,781
‫ببین، فقط می‌خوام همین اول بگم

179
00:10:31,861 --> 00:10:33,461
‫که نیومدم توی کار کسی دخالت کنم

180
00:10:33,541 --> 00:10:36,141
‫من یه منبعم. ارتباط مستقیم
‫با «تیمز هاوس» دارم،
‫(مقر اِم‌آی‌۵)

181
00:10:36,221 --> 00:10:37,797
‫به همه‌ی فناوری‌ها
‫و تخصص‌های اون‌جا دسترسی داریم

182
00:10:37,821 --> 00:10:39,581
‫اما اگه خودت بخوای

183
00:10:43,341 --> 00:10:45,701
‫عالیه. ممنون

184
00:10:45,781 --> 00:10:47,621
‫به تیم معرفیت می‌کنیم

185
00:10:47,701 --> 00:10:50,901
‫- و الی دفتر رو بهت نشون می‌ده
‫- حتماً

186
00:10:50,981 --> 00:10:52,901
‫همگی گوش کنید

187
00:10:52,981 --> 00:10:56,421
‫ایشون سم فیچ‌ـه،
‫از طرف سرویس‌های امنیتی اومده

188
00:10:56,501 --> 00:10:58,261
‫قراره این‌جا باشه و بهمون کمک کنه

189
00:11:00,981 --> 00:11:02,861
‫خیلی پیش نمیاد یه جاسوس رو
‫بهشون معرفی کنم

190
00:11:04,101 --> 00:11:06,061
‫جاسوس کلمه‌ی درستی نیست

191
00:11:06,581 --> 00:11:08,901
‫من یه افسر اطلاعاتی‌ام که…

192
00:11:08,981 --> 00:11:11,141
‫اساساً به این معنیه که
‫یه کارمند دولتی باکلاس‌ترم

193
00:11:12,061 --> 00:11:14,981
‫یه‌جورایی مثل خود شماها

194
00:11:38,354 --> 00:11:39,957
‫[ وی‌پی‌اِن متصل شد ]

195
00:11:42,420 --> 00:11:47,359
‫[ چگونه یک اثرانگشت را استخراج کنیم؟ ]

196
00:11:58,421 --> 00:12:01,101
‫سلام. به برنامه‌ی «آموزش‌های تخصصی
‫صحنه‌ی جرم» خوش اومدید

197
00:12:01,781 --> 00:12:04,581
‫امروز می‌خوایم نشون‌تون بدیم
‫که چطور باید اثرانگشت باقی‌مونده

198
00:12:04,661 --> 00:12:06,381
‫در خون رو کپی کنید

199
00:12:06,461 --> 00:12:09,021
‫با کپی کردن
‫یه اثرانگشت معمولی متفاوته

200
00:12:09,101 --> 00:12:11,901
‫ولی خب بازم با چند تا وسیله‌ی خونگی
‫می‌تونید انجامش بدید

201
00:12:11,941 --> 00:12:13,241
‫بریم نشون‌تون بدم

202
00:12:13,242 --> 00:12:17,770
‫[ فروشگاه چمدان فروشی ]

203
00:12:24,901 --> 00:12:26,221
‫‏۲۰ هزاره

204
00:12:29,141 --> 00:12:30,441
‫تبریک می‌گم

205
00:12:32,141 --> 00:12:34,261
‫تا یه هفته‌ی دیگه بقیه‌ش رو میاری
‫وگرنه می‌سپارمت دست یه طلبکار

206
00:12:35,341 --> 00:12:36,641
‫کی؟

207
00:12:37,261 --> 00:12:39,021
‫کی نه، «به دست کی».
‫محض رضای خدا

208
00:12:40,461 --> 00:12:42,261
‫کسایی که براشون مهم نیست
‫شغلت چیه

209
00:12:42,341 --> 00:12:44,861
‫- بیخیال، مت، من…
‫- نه

210
00:12:44,941 --> 00:12:46,701
‫سعی کردم دوستانه حلش کنیم

211
00:12:46,781 --> 00:12:50,301
‫یه هفته، و بعدش
‫دیگه بیخیالت می‌شم

212
00:12:50,381 --> 00:12:51,660
‫و اون‌وقت می‌تونی شانست رو

213
00:12:51,661 --> 00:12:53,741
‫با کسایی که چنین
‫کارهایی می‌کنن امتحان کنی

214
00:12:56,621 --> 00:12:57,921
‫فکر کنم یه هفته‌ی دیگه می‌بینمت

215
00:13:25,221 --> 00:13:26,621
‫آره

216
00:13:26,701 --> 00:13:28,061
‫ریس کوواچ هستم

217
00:13:29,981 --> 00:13:32,621
‫- چی پیدا کردی؟
‫- آم…

218
00:13:32,701 --> 00:13:35,741
‫هنوز منتظرم بهم اجازه‌ی دسترسی
‫به درایوهای مشترک رو بدن،

219
00:13:35,821 --> 00:13:39,061
‫اما تا حالا هر چیزی
‫که دیدم قانونی بوده

220
00:13:40,461 --> 00:13:43,901
‫مورد مشکوکی نبوده؟
‫کسی بدهی نداره؟ یا پولدار نشده؟

221
00:13:43,981 --> 00:13:46,981
‫حساب‌های بانکی شخصی
‫بعضی‌هاشون رو بررسی کردم

222
00:13:47,061 --> 00:13:50,701
‫لوک سلبورن… هفت تا حساب داره

223
00:13:51,461 --> 00:13:55,021
‫همه‌شون هم بدهی دارن.
‫ولی تراکنش غیرمعمولی نداشته

224
00:13:56,261 --> 00:13:57,340
‫زارا چطور؟

225
00:13:57,341 --> 00:13:59,941
‫موجودیش کمه اما مشکلی نداره

226
00:14:01,261 --> 00:14:04,661
‫بقیه‌ی کارمندهای پشتیبان هم همین‌طورن

227
00:14:05,581 --> 00:14:08,301
‫و کمیته‌ی سرمایه‌گذاری

228
00:14:08,381 --> 00:14:11,461
‫و با توجه به حقوقی که می‌گیرن
‫کاملاً منطقیه

229
00:14:11,541 --> 00:14:13,621
‫- چقدر؟
‫- حقوق پایه‌شون سالی

230
00:14:14,181 --> 00:14:15,380
‫حدوداً یه میلیون می‌شه

231
00:14:15,381 --> 00:14:16,681
‫همین‌قدر هم پاداش می‌گیرن

232
00:14:19,221 --> 00:14:22,341
‫کسایی که اون‌جا
‫توی بخش زارا و لوک هستن

233
00:14:22,421 --> 00:14:23,941
‫سالی ۳۰ تا ۴۰ هزار می‌گیرن

234
00:14:25,101 --> 00:14:26,557
‫یعنی باید ۳ دهه کار کنن

235
00:14:26,581 --> 00:14:28,197
‫تا پولی که همکارهاشون توی یه سال
‫درمیارن رو دربیارن

236
00:14:28,221 --> 00:14:30,341
‫تازه اگه پاداش‌ها رو حساب کنیم
‫باید دو برابرش کنی

237
00:14:33,701 --> 00:14:35,381
‫پول به سرقت رفته چی؟

238
00:14:35,461 --> 00:14:38,461
‫درخواست‌مون برای جزایر ویرجین بریتانیا
‫هنوز در حال بررسیه

239
00:14:38,541 --> 00:14:40,621
‫نمی‌دونی قضیه چیه؟

240
00:14:45,861 --> 00:14:48,021
‫من… به این فکر می‌کردم…

241
00:14:50,381 --> 00:14:52,101
‫که شاید بتونیم دورشون بزنیم

242
00:14:52,181 --> 00:14:53,701
‫ادامه بده

243
00:14:54,661 --> 00:14:58,261
‫خیلی‌خب، می‌دونی که طی این سال‌ها
‫خیلی افشاگری بوده،

244
00:14:58,341 --> 00:15:00,661
‫- اسناد پاندورا، اسناد پاناما…
‫- هوم

245
00:15:01,501 --> 00:15:04,421
‫خب، پایگاه‌های داده‌ی آنلاینی هستن

246
00:15:04,501 --> 00:15:07,181
‫که اطلاعات حساب‌های افشاشده‌ی
‫خارجی داخلشونه

247
00:15:07,261 --> 00:15:09,581
‫می‌تونم حساب‌های خودمون رو
‫با حساب‌های آنلاین بررسی کنم،

248
00:15:09,661 --> 00:15:11,101
‫ببینم مورد مشکوکی پیدا می‌شه یا نه

249
00:15:12,021 --> 00:15:13,501
‫به عنوان مدرک نمی‌تونیم
‫ازش استفاده کنیم

250
00:15:14,101 --> 00:15:18,261
‫نه، اما حداقل دست روی دست نذاشتیم

251
00:15:24,901 --> 00:15:27,261
‫وقتی توی شهر کار می‌کردی
‫چجور کارمندی بودی؟

252
00:15:28,061 --> 00:15:29,861
‫کمیته‌ی سرمایه‌گذاری
‫یا بخش پشتیبانی؟

253
00:15:32,541 --> 00:15:33,841
‫کمیته‌ی سرمایه‌گذاری

254
00:15:35,461 --> 00:15:36,821
‫یکی از دلایل استعفا دادنم همین بود

255
00:15:36,901 --> 00:15:38,201
‫این‌که پول زیادی بهت می‌دادن؟

256
00:15:42,381 --> 00:15:43,821
‫کاری که الان انجام می‌دم رو
‫ترجیح می‌دم، ریس

257
00:15:44,381 --> 00:15:46,501
‫و می‌تونم با وجدانی راحت
‫توی آینه خودم رو ببینم

258
00:15:54,141 --> 00:15:55,441
‫انجامش بده

259
00:15:56,141 --> 00:15:57,441
‫کاری که گفتی رو

260
00:15:58,181 --> 00:15:59,481
‫اما این‌جا نه

261
00:16:00,141 --> 00:16:02,941
‫رسماً درخواستت رو تأیید می‌کنم
‫که بعدازظهر توی خونه کار بکنی

262
00:16:18,741 --> 00:16:20,041
‫سلام…

263
00:16:34,981 --> 00:16:36,281
‫ممنون

264
00:16:41,901 --> 00:16:43,201
‫زارا؟

265
00:16:44,501 --> 00:16:46,621
‫کارآگاه الی لوید هستم.
‫اون روز همدیگه رو دیدیم

266
00:16:47,701 --> 00:16:49,797
‫اومدم در مورد ماجرای دیشب
‫اظهاراتت رو بگیرم

267
00:16:49,821 --> 00:16:51,301
‫ایشون همکارم سم فیچ‌ـه

268
00:16:52,661 --> 00:16:54,661
‫فکر می‌کردم خبر می‌دید

269
00:16:54,741 --> 00:16:56,041
‫الان داریم خبر می‌دیم

270
00:16:56,301 --> 00:16:59,821
‫نه، منظورم اینه که فکر می‌کردم
‫قبل از اومدن تلفنی هماهنگ می‌کنید

271
00:17:00,901 --> 00:17:02,461
‫زمان بدی مزاحمت شدیم؟

272
00:17:03,581 --> 00:17:04,881
‫نه

273
00:17:04,941 --> 00:17:06,661
‫نه، نه. فقط…

274
00:17:07,501 --> 00:17:11,021
‫آپارتمانم یه‌کم به هم ریخته‌ست
‫و اخیراً خیلی… نخوابیدم

275
00:17:11,101 --> 00:17:13,661
‫پس شاید بتونیم یه زمان دیگه‌ای
‫انجامش بدیم؟

276
00:17:15,941 --> 00:17:17,821
‫نه. همین‌الان خوبه

277
00:17:20,501 --> 00:17:21,801
‫خوبه

278
00:17:28,541 --> 00:17:31,061
‫نوشیدنی‌ای چیزی بیارم براتون؟

279
00:17:31,141 --> 00:17:32,461
‫نه، هیچی. ممنون

280
00:17:36,541 --> 00:17:39,061
‫- بشینیم و شروع کنیم؟
‫- آره

281
00:17:40,381 --> 00:17:41,681
‫ممنون

282
00:18:03,581 --> 00:18:05,341
‫ممنون که وقت گذاشتید

283
00:18:06,941 --> 00:18:08,261
‫لطفاً…

284
00:18:09,661 --> 00:18:11,301
‫فکر نمی‌کردم خونه باشید

285
00:18:14,581 --> 00:18:20,381
‫خب، من… پرستار روان‌پزشکی‌ام

286
00:18:20,461 --> 00:18:22,301
‫- ‏۱۲ ساعت سر کارم، ۱۲ ساعت خونه‌ام
‫- آره

287
00:18:23,701 --> 00:18:28,541
‫کار مورد علاقه‌م نیست،
‫ولی خب… توی شرایط بدی بودم پس…

288
00:18:31,461 --> 00:18:33,861
‫پس فکر می‌کنی
‫دخترم ۴ میلیارد پوند دزدیده؟

289
00:18:35,381 --> 00:18:36,460
‫دقیقاً به این صورت نه

290
00:18:36,461 --> 00:18:37,620
‫صحیح. پس چرا این‌جایی؟

291
00:18:37,621 --> 00:18:39,037
‫در مورد کارش باهاتون صحبت می‌کنه؟

292
00:18:39,061 --> 00:18:40,361
‫نه. صبر کن

293
00:18:41,261 --> 00:18:42,340
‫چرا این‌جایی؟

294
00:18:42,341 --> 00:18:43,981
‫دارم دنبال…

295
00:18:44,061 --> 00:18:45,861
‫گوش کن! چرا این‌جایی؟

296
00:18:48,141 --> 00:18:51,181
‫تا وقتی بهم نگی قضیه چیه
‫هیچی بهت نمی‌گم

297
00:18:55,141 --> 00:18:56,260
‫نگرانشم

298
00:18:56,261 --> 00:18:58,661
‫با آدم‌های خطرناکی همکاری می‌کنه

299
00:18:58,741 --> 00:19:00,041
‫صحیح

300
00:19:00,461 --> 00:19:05,261
‫پس تو فرشته‌ای هستی
‫که می‌خوای نجاتش بدی؟

301
00:19:09,901 --> 00:19:11,201
‫خب…

302
00:19:11,701 --> 00:19:14,301
‫مراقب باش، کارآگاه ارشد کوواچ

303
00:19:16,101 --> 00:19:19,101
‫روحتم خبر نداره داری
‫خودت رو توی چه مخمصه‌ای می‌اندازی

304
00:19:19,181 --> 00:19:23,141
‫کارمند اداری خسته
‫که تلوتلوخوران زندگی رو می‌گذرونه،

305
00:19:23,221 --> 00:19:26,021
‫فقط داره وانمود می‌کنه
‫که همه‌چیز به انتخاب خودش بوده

306
00:19:26,701 --> 00:19:29,221
‫انگار آروم‌آروم درد
‫از درون اون رو نمی‌خوره

307
00:19:31,301 --> 00:19:33,221
‫ترکیب خیلی خطرناکیه

308
00:19:34,261 --> 00:19:35,561
‫می‌دونی؟

309
00:19:35,781 --> 00:19:38,861
‫هوش و درموندگی

310
00:19:42,341 --> 00:19:46,101
‫ازم پرسیدی ممکنه دخترم
‫توی یه سرقت دست داشته باشه یا نه؟

311
00:19:47,381 --> 00:19:48,821
‫خب، اصلاً عجیب نیست

312
00:19:48,901 --> 00:19:51,781
‫اگه کل نقشه رو اون کشیده باشه

313
00:19:51,861 --> 00:19:53,661
‫اگه مصمم به انجام دادنش باشه

314
00:19:53,741 --> 00:19:56,261
‫مشکلی اینه که هیچ‌وقت
‫مصمم به انجام هیچ کاری نیست

315
00:19:58,181 --> 00:19:59,481
‫خیلی بزدله

316
00:20:02,061 --> 00:20:04,021
‫می‌خواد همیشه شرایط پایدار و…

317
00:20:05,781 --> 00:20:07,541
‫آروم و امن باشه

318
00:20:08,341 --> 00:20:09,641
‫چرا؟

319
00:20:13,141 --> 00:20:14,541
‫وقتی چنین مادری داره

320
00:20:16,261 --> 00:20:17,661
‫انتظار داری چطور باشه؟

321
00:20:21,181 --> 00:20:22,981
‫می‌خوای یه چیزی رو
‫راجع به زارا بدونی؟

322
00:20:23,741 --> 00:20:25,041
‫آره

323
00:20:26,061 --> 00:20:28,101
‫تو دقیقاً مرد مورد علاقه‌ش هستی

324
00:20:34,941 --> 00:20:37,181
‫یالا. یه سوال دیگه ازم بپرس

325
00:20:39,181 --> 00:20:41,061
‫اخیراً رفتارش عوض نشده؟

326
00:20:41,621 --> 00:20:42,921
‫نمی‌دونم

327
00:20:44,901 --> 00:20:48,421
‫چندین ماه پیش
‫ارتباطش رو با من قطع کرد

328
00:20:48,501 --> 00:20:49,821
‫در ارتباط نیستید؟

329
00:20:50,381 --> 00:20:51,821
‫آخرین بار کِی دیدیدش؟

330
00:20:55,781 --> 00:20:57,081
‫خانم دان؟

331
00:20:59,981 --> 00:21:01,421
‫یه ماهی می‌شه ندیدمش

332
00:21:34,061 --> 00:21:38,901
‫و بعدش خون رو دیدم
‫و فهمیدم باید بزنم به چاک

333
00:21:39,621 --> 00:21:43,341
‫چون نگران امنیت لوک بودیم،

334
00:21:43,421 --> 00:21:46,821
‫چند تا از همکارهامون
‫بیرون ساختمون بودن و…

335
00:21:46,901 --> 00:21:49,221
‫- باشه
‫- …ورود و خروج‌ها رو ثبت می‌کردن

336
00:21:49,301 --> 00:21:50,601
‫و من اسامی رو بررسی کردم،

337
00:21:50,621 --> 00:21:53,301
‫و همچنین تصاویر دوربین‌های
‫ساختمون روبه‌رویی آپارتمان لوک رو

338
00:21:53,381 --> 00:21:56,701
‫خب، متوجه شدم که تو به مدت…

339
00:21:56,781 --> 00:21:58,261
‫‏۱۰ دقیقه توی ساختمون بودی

340
00:21:59,101 --> 00:22:01,781
‫اما با چیزهایی که بهم گفتی،

341
00:22:02,941 --> 00:22:05,541
‫به نظر می‌رسه زمان خیلی کمتری
‫توی ساختمون بودی

342
00:22:06,101 --> 00:22:07,661
‫نمی‌دونی دلیلش چیه؟

343
00:22:08,341 --> 00:22:12,501
‫نه. خیلی توی زمان‌بندی
‫و اینا خوب نیستم

344
00:22:12,581 --> 00:22:15,781
‫و همون‌طور که گفتم
‫اخیراً خیلی نخوابیدم، پس…

345
00:22:18,541 --> 00:22:20,421
‫وقتی اومدی کلاهت سرت بود؟

346
00:22:21,581 --> 00:22:23,101
‫سردم بود

347
00:22:23,181 --> 00:22:24,501
‫- واقعاً؟
‫- آره

348
00:22:24,581 --> 00:22:26,741
‫به نظر من که خیلی
‫هوا خوب بود، نه؟

349
00:22:30,981 --> 00:22:32,281
‫۱۵‏ درجه‌ی سانتی‌گراد

350
00:22:35,661 --> 00:22:38,701
‫و تاکسی‌ای که ادعا می‌کنی
‫باهاش تا اون‌جا اومدی

351
00:22:38,781 --> 00:22:40,081
‫توی تصاویر دوربین‌ها نیست

352
00:22:40,981 --> 00:22:43,421
‫فقط تو توی تصاویر هستی
‫که با کلاهت داری قدم می‌زنی و می‌ری

353
00:22:44,181 --> 00:22:49,701
‫خب، تاکسی من رو
‫پایین کوچه پیاده کرد

354
00:22:50,301 --> 00:22:54,101
‫و راننده‌ی تاکسی یه چیزی در مورد
‫سیستم یک طرفه یا چنین چیزی گفت

355
00:22:56,000 --> 00:23:02,000
بی سی موویز

356
00:23:03,621 --> 00:23:04,981
‫زارا؟

357
00:23:06,061 --> 00:23:08,301
‫مطمئنی می‌خوای این رو
‫به عنوان اظهاراتت ثبت کنی؟

358
00:23:08,861 --> 00:23:10,701
‫چون وقتی امضاش کنی
‫دیگه قابل تغییر نیست،

359
00:23:10,781 --> 00:23:14,181
‫بخشی از پرونده‌ت می‌شه
‫و وکلا می‌تونن توی دادگاه ازش استفاده کنن

360
00:23:14,261 --> 00:23:16,701
‫نه، آره، مشکلی نیست

361
00:23:20,221 --> 00:23:21,521
‫باشه

362
00:23:22,701 --> 00:23:27,341
‫خب، یه دور بخونش و بعدش
‫این‌جا رو امضا کن و تاریخ بزن

363
00:23:27,421 --> 00:23:28,721
‫ممنون

364
00:23:30,961 --> 00:23:34,323
‫[ هیدروژن پراکسید ]

365
00:23:44,941 --> 00:23:46,461
‫آم…

366
00:23:46,541 --> 00:23:50,741
‫خبری از لوک نشده؟

367
00:23:52,461 --> 00:23:54,061
‫نه، هنوز نه

368
00:23:54,661 --> 00:23:56,461
‫اما یه واحد کامل دنبالش می‌گردن

369
00:23:56,541 --> 00:23:57,620
‫باشه

370
00:23:57,621 --> 00:23:59,981
‫داریم پلاک خودروهای مشکوک رو
‫بررسی می‌کنیم،

371
00:24:00,061 --> 00:24:02,021
‫پس… پیداش می‌کنیم

372
00:24:03,661 --> 00:24:05,421
‫و کسایی که اون کار رو
‫انجام دادن رو هم پیدا می‌کنیم

373
00:24:05,501 --> 00:24:06,941
‫- عالیه
‫- قول می‌دم

374
00:24:07,021 --> 00:24:08,621
‫ممنون

375
00:24:10,421 --> 00:24:13,021
‫خدایا. معلومه یه ریگی
‫به کفشش هست

376
00:24:13,941 --> 00:24:15,901
‫یه گزارش می‌نویسم
‫و می‌فرستمش برای نیکولز

377
00:24:15,981 --> 00:24:18,141
‫باید فوراً یه تیم رو بفرستیم
‫تا زیر نظر داشته باشنش

378
00:24:22,021 --> 00:24:23,321
‫من خیلی مطمئن نیستم

379
00:24:24,381 --> 00:24:26,741
‫- در مورد چی مطمئن نیستی؟
‫- درخواست تیم نظارتی

380
00:24:28,541 --> 00:24:29,620
‫جدی می‌گی؟

381
00:24:29,621 --> 00:24:32,061
‫ببین، شاید توی ماجرا دخیل باشه،
‫اما نباید روش تمرکز بکنیم

382
00:24:32,141 --> 00:24:35,221
‫باید روی پیدا کردن لوک
‫و پیدا کردن پول تمرکز کنیم

383
00:24:35,941 --> 00:24:37,541
‫در بهترین حالت یه نقش فرعی داره

384
00:24:38,621 --> 00:24:41,141
‫می‌دونیم نفوذی‌شون کیه.
‫باید روی اون تمرکز کنیم

385
00:24:41,861 --> 00:24:44,421
‫- پس درخواست تیم نظارتی؟
‫- نیازی بهش نداریم

386
00:24:45,621 --> 00:24:47,621
‫با نیکولز حرف می‌زنم.
‫مطمئنم درک می‌کنه

387
00:25:00,861 --> 00:25:04,021
‫- لوک و زارا شمایید؟
‫- آره

388
00:25:05,021 --> 00:25:08,181
‫این فقط یه جلسه‌ی آشناییه، خیلی‌خب؟

389
00:25:08,901 --> 00:25:10,541
‫- مشروب گرفتید؟
‫- آره

390
00:25:10,621 --> 00:25:12,781
‫ما هم می‌گیریم و بعدش
‫می‌تونیم صحبت کنیم. خوبه؟

391
00:25:13,261 --> 00:25:15,941
‫خوبه. و من هیچ مشکلی ندارم

392
00:25:16,021 --> 00:25:20,541
‫و همون‌طور که توی پیام‌ها گفتم
‫زارا می‌خواد قانع بشه

393
00:25:20,621 --> 00:25:23,701
‫من هیچ مشکلی ندارم با…

394
00:25:23,781 --> 00:25:26,061
‫در کل منظورم اینه
‫که می‌تونید به من اعتماد کنید

395
00:25:26,141 --> 00:25:27,781
‫چند لیوان مشروب بگیریم، ها؟

396
00:25:28,581 --> 00:25:31,741
‫خب، اون‌جا می‌بینیم‌تون

397
00:25:33,021 --> 00:25:35,741
‫فقط یه گفتگوی یک ساعته‌ست،

398
00:25:35,821 --> 00:25:37,981
‫شما بهمون می‌گید
‫سیستم معاملاتی‌تون چطوره،

399
00:25:38,621 --> 00:25:41,421
‫اطلاعات حساب‌هاتون رو بهمون می‌دید،
‫اطلاعات ورودتون

400
00:25:41,501 --> 00:25:44,261
‫فقط یک ساعت از وقت‌تون رو
‫قراره صحبت کنید

401
00:25:44,341 --> 00:25:46,421
‫و پولی بهتون می‌رسه
‫که باید براش بیشتر از ۲ سال کار کنید

402
00:25:47,501 --> 00:25:49,901
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه که شما
‫اصلاً ربطی به ماجرا داشتید

403
00:25:49,981 --> 00:25:52,421
‫هیچ‌کس آسیب نمی‌بینه.
‫و پول رو هم…

404
00:25:53,221 --> 00:25:55,741
‫از حساب مدیرهای شرکت
‫دخانیات برمی‌داریم، قبلاً گفتیم

405
00:25:55,821 --> 00:25:57,121
‫آره

406
00:25:58,181 --> 00:26:01,181
‫ببینید، لازم نیست همین‌الان تصمیم بگیرید.
‫همین‌الان جواب نمی‌خوایم

407
00:26:01,261 --> 00:26:03,981
‫فقط بهش فکر کنید
‫و بهمون خبر بدید. باشه؟

408
00:26:07,581 --> 00:26:09,701
‫سوالی دارید؟

409
00:26:09,781 --> 00:26:11,221
‫آره

410
00:26:11,781 --> 00:26:15,181
‫چرا شما هیچ ماسکی نزدید
‫یا چهره‌تون رو نپوشوندید؟

411
00:26:15,261 --> 00:26:18,741
‫آخه قراره یه جرم بزرگ انجام بدید،

412
00:26:18,821 --> 00:26:21,741
‫و چهره‌هاتون رو
‫به دو تا غریبه نشون دادید

413
00:26:22,581 --> 00:26:23,901
‫نشون‌دهنده‌ی اینه که…

414
00:26:23,981 --> 00:26:27,141
‫چی؟ که یه گروه تازه‌کار هستیم؟

415
00:26:28,501 --> 00:26:31,421
‫نه، نه. این‌که اصلاً براتون مهم نیست،

416
00:26:31,501 --> 00:26:33,341
‫چون بعد از انجام کارتون
‫می‌خواید ما رو بکشید

417
00:26:35,661 --> 00:26:36,961
‫ببین،

418
00:26:37,901 --> 00:26:41,021
‫هدف این جلسه این بود که همدیگه رو
‫بشناسیم و به هم اعتماد کنیم

419
00:26:41,741 --> 00:26:44,581
‫اگه چهره‌هامون رو می‌پوشوندیم
‫که شما بهمون اعتماد نمی‌کردید، نه؟

420
00:26:44,661 --> 00:26:45,780
‫آره

421
00:26:45,781 --> 00:26:47,501
‫این یه جرم بدون قربانیه

422
00:26:47,581 --> 00:26:49,901
‫همون‌طور که گفتم
‫هیچ‌کس آسیب نمی‌بینه

423
00:26:49,981 --> 00:26:51,341
‫مخصوصاً کسی از خودمون

424
00:26:52,341 --> 00:26:54,622
‫- قول می‌دم
‫- برای همین تو رو با خودشون آوردن؟

425
00:26:54,701 --> 00:26:57,101
‫برای این‌که دلگرمی زنونه بدی؟

426
00:27:03,981 --> 00:27:06,141
‫همون‌طور که گفتم،
‫بهش فکر کنید

427
00:27:07,741 --> 00:27:10,621
‫و الان بهتره یکی یکی خارج بشیم

428
00:27:19,301 --> 00:27:21,861
‫باشه

429
00:27:34,261 --> 00:27:37,181
‫- عصر بخیر. برم «هکنی»، درسته؟
‫- سلام. آره

430
00:27:41,621 --> 00:27:43,821
‫صبر کن. اون ماشین
‫پست سرمون رو می‌بینی؟

431
00:27:44,661 --> 00:27:46,461
‫وقتی حرکت کنه
‫می‌تونی دنبالش بری؟

432
00:27:47,261 --> 00:27:48,821
‫توی برنامه مقصد رو زده
‫هکنی، خیابون گرین‌آرچ

433
00:27:49,581 --> 00:27:52,181
‫آره، خب، نظرم عوض شده.
‫می‌شه لطفاً اون ماشین رو تعقیب کنی؟

434
00:27:52,661 --> 00:27:55,422
‫نمی‌تونم تا صبح ول بچرخم.
‫باید مقصد رو توی برنامه بزنم

435
00:27:55,701 --> 00:27:59,141
‫باشه، خب، سفر رو لغو می‌کنم
‫و بعد ۵۰ پوند نقد می‌دم

436
00:27:59,221 --> 00:28:00,521
‫خوبه؟

437
00:28:00,981 --> 00:28:02,260
‫اگه یه سفر درخواست‌شده رو قبول کنم
‫پول بیشتری گیرم میاد

438
00:28:02,261 --> 00:28:04,221
‫لطفاً. ببین، داره می‌ره.
‫می‌شه…

439
00:28:04,301 --> 00:28:05,601
‫خدایا! باشه

440
00:28:18,181 --> 00:28:19,621
‫خب، اون کیه؟
‫دوست‌پسرته؟

441
00:28:22,101 --> 00:28:23,401
‫آره

442
00:28:42,461 --> 00:28:44,341
‫فقط… بمون همین‌جا

443
00:29:01,421 --> 00:29:03,941
‫خیلی‌خب. می‌تونی بری

444
00:30:08,981 --> 00:30:11,021
‫خب…

445
00:30:11,101 --> 00:30:15,021
‫اینا حساب‌هایی‌ان
‫که پول بهشون فرستاده شده

446
00:30:18,141 --> 00:30:19,621
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره

447
00:30:20,501 --> 00:30:22,221
‫گولد سیمونز؟
‫گولد سیمونز معروف؟

448
00:30:22,301 --> 00:30:24,381
‫آره، خب، یه شرکت صوریه

449
00:30:24,461 --> 00:30:27,101
‫درون یه شرکت هلدینگ، درون یه شرکت صوری،
‫اگه با عقل جور دربیاد

450
00:30:27,181 --> 00:30:28,701
‫اما آره، تقریباً مطمئنم

451
00:30:28,781 --> 00:30:31,541
‫یه نفر ۴ میلیارد پوند
‫حقوق بازنشستگی رو دزدیده

452
00:30:31,621 --> 00:30:34,701
‫و فرستاده‌ش به حساب‌های خارجی
‫یه دلال اسلحه؟

453
00:30:34,781 --> 00:30:37,037
‫دلال اسلحه نه، ریس.
‫پیمانکار دفاعی

454
00:30:37,061 --> 00:30:39,141
‫همه‌ی جنگنده‌ها
‫و سیستم‌های موشکی‌مون…

455
00:30:39,221 --> 00:30:41,981
‫آره. درسته.
‫چرا باید پول یه سرقت رو قبول کنن؟

456
00:30:43,421 --> 00:30:45,381
‫به نظرت دلیلش این نیست
‫که سارق‌ها

457
00:30:45,461 --> 00:30:48,461
‫از پول برای خرید سلاح استفاده کردن؟

458
00:30:48,541 --> 00:30:50,997
‫وقتی مخفیانه می‌خوای سلاح بخری
‫با پولی که هر روز اخبار پخشش می‌کنه

459
00:30:51,021 --> 00:30:52,661
‫نمی‌ری سراغ یه آدم معروف

460
00:30:53,421 --> 00:30:56,021
‫باشه. پس چی؟
‫یه نفر از حساب‌هاشون استفاده می‌کنه؟

461
00:30:56,101 --> 00:30:57,941
‫آره، اما چرا؟

462
00:30:58,021 --> 00:31:00,221
‫چرا از حساب‌های اونا استفاده می‌کنه؟
‫چرا برای خودش یه حساب باز نکرده؟

463
00:31:01,261 --> 00:31:03,141
‫و چرا گولد سیمونز
‫توی یه بانک گمنام

464
00:31:03,181 --> 00:31:05,421
‫توی جزایر ویرجین بریتانیا حساب داره؟

465
00:31:07,301 --> 00:31:09,341
‫حدس من اینه که…

466
00:31:11,101 --> 00:31:13,781
‫اینا از اون‌جور حساب‌هایی‌ان که ازشون
‫برای رشوه دادن استفاده می‌شه

467
00:31:13,861 --> 00:31:15,421
‫حساب‌های تأمین مالی مخفی؟

468
00:31:15,861 --> 00:31:19,181
‫خب، ولی از اون حساب‌ها
‫برای پرداخت پول استفاده می‌شه

469
00:31:19,621 --> 00:31:21,861
‫- این…
‫- این‌جا پول داره برعکس منتقل می‌شه

470
00:31:21,941 --> 00:31:23,501
‫- آره
‫- این اطلاعات رو چیکار کنیم؟

471
00:31:25,301 --> 00:31:29,061
‫خب، یا به بالادستی‌ها می‌گیم
‫یا مخفیش می‌کنیم

472
00:31:29,141 --> 00:31:30,701
‫ما به بالادستی‌ها می‌گیم،
‫اونا مخفیش می‌کنن

473
00:31:30,781 --> 00:31:33,741
‫آره، خب، بالاخره لو می‌ره

474
00:31:33,821 --> 00:31:35,121
‫خب، چی؟

475
00:31:35,941 --> 00:31:37,301
‫خودمون لوش بدیم؟

476
00:31:42,781 --> 00:31:44,581
‫نمی‌دونم، ریس

477
00:31:46,501 --> 00:31:47,901
‫به نظرت اِم‌آی۵ خبر داره؟

478
00:31:49,181 --> 00:31:50,861
‫اِم‌آی۵؟

479
00:31:50,941 --> 00:31:53,261
‫امروز صبح یه مأمور
‫به اتاق عملیات فرستادن

480
00:31:56,141 --> 00:31:57,441
‫ریس، من…

481
00:31:58,781 --> 00:32:01,541
‫این رو از طریق منبع آزاد
‫توی پایگاه‌های داده‌ی آنلاین فهمیدم

482
00:32:02,421 --> 00:32:03,700
‫به ابزاری که اِم‌آی۵ داره فکر کن

483
00:32:03,701 --> 00:32:05,861
‫احتمالاً ۱۰ دقیقه
‫بعد از سرقت این رو فهمیدن

484
00:32:09,621 --> 00:32:11,701
‫…به همین دلیل این‌جا در گولد سیمونز،

485
00:32:11,781 --> 00:32:15,221
‫ما در حال توسعه‌ی قابلیت‌های
‫واکنش سریع در بریتانیا هستیم…

486
00:32:16,821 --> 00:32:18,121
‫باید حرف بزنیم

487
00:32:26,261 --> 00:32:28,581
‫وقتی رفتم اظهارات زارا دان رو بگیرم
‫فیچ هم همراهم اومد

488
00:32:28,661 --> 00:32:30,421
‫مشخصه ریگی به کفششه، ریس

489
00:32:31,061 --> 00:32:33,901
‫برای من مشخص بود. برای فیچ مشخص بود.
‫خودش هم می‌دونست

490
00:32:35,061 --> 00:32:36,421
‫اما وقتی خارج شدیم،

491
00:32:36,501 --> 00:32:39,261
‫فیچ گفت: «احتمالاً دخیل نیست»

492
00:32:39,341 --> 00:32:42,421
‫و می‌خواد با نیکولز حرف بزنه
‫تا درخواست تیم نظارتی‌مون رو رد کنه

493
00:32:45,701 --> 00:32:48,901
‫- با نیکولز حرف زدی؟
‫- نه. منتظر تو بودم

494
00:32:50,981 --> 00:32:52,421
‫فیچ هر نقشه‌ای که داره،

495
00:32:52,501 --> 00:32:54,701
‫نیکولز هم پاش گیره، نه؟

496
00:32:55,501 --> 00:32:56,861
‫نمی‌خوان بریم نزدیکش

497
00:32:57,661 --> 00:33:00,101
‫اساساً بهم گفت «کسی نزدیکش نشه»

498
00:33:00,741 --> 00:33:02,741
‫- قطعاً فیچ می‌دونست زارا دروغ می‌گه؟
‫- آره

499
00:33:03,501 --> 00:33:06,501
‫ولی بعدش وانمود می‌‌کرد که دروغ نگفته،
‫ولی خب خیلی واضح بود

500
00:33:07,981 --> 00:33:09,281
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

501
00:33:13,301 --> 00:33:14,661
‫جوری رفتار کن
‫انگار همه‌چیز خوبه

502
00:33:15,541 --> 00:33:16,841
‫خودم رسیدگی می‌کنم

503
00:34:18,169 --> 00:34:20,175
‫[ این مکان مجهز به دوربین مداربسته می‌باشد ]

504
00:35:21,861 --> 00:35:23,161
‫می‌تونم کمکت کنم؟

505
00:35:29,221 --> 00:35:30,521
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

506
00:35:31,541 --> 00:35:32,941
‫مدرک رو گذاشتم روی میز

507
00:35:34,581 --> 00:35:37,381
‫می‌تونستم بدمش به پلیس‌ها،
‫اما آوردمش براتون

508
00:35:38,101 --> 00:35:39,461
‫آدرس این‌جا رو از کجا آوردی؟

509
00:35:42,621 --> 00:35:45,301
‫فقط می‌خواستم بیام این‌جا و بگم
‫که می‌تونید بهم اعتماد کنید

510
00:35:45,421 --> 00:35:47,541
‫من نمی‌خوام مثل لوک
‫مشکلی درست بکنم…

511
00:35:47,621 --> 00:35:49,021
‫گفتم آدرس رو از کجا آوردی؟

512
00:35:49,061 --> 00:35:50,361
‫قول می‌دم…

513
00:36:53,902 --> 00:36:54,903
‫[ فقط برای کارکنان ]

514
00:38:50,461 --> 00:38:52,381
‫- سلام، مامان
‫- بله؟ چی شده؟

515
00:38:53,821 --> 00:38:56,421
‫توی این فکر بودم
‫که یه سر بیام اون‌جا

516
00:38:57,341 --> 00:38:59,821
‫وای، عزیزم، امشب شیفتم

517
00:39:00,501 --> 00:39:02,421
‫یا شاید… فردا؟

518
00:39:02,501 --> 00:39:05,061
‫آره. فردا بیا.
‫فردا خونه‌م

519
00:39:05,141 --> 00:39:07,141
‫خیلی‌خب. می‌بینمت

520
00:39:08,061 --> 00:39:09,661
‫خداحافظ، عشقم

521
00:39:15,541 --> 00:39:18,141
‫تحقیقات من طوری چیده شده
‫که شکست بخوره؟

522
00:39:20,781 --> 00:39:22,081
‫چرا؟

523
00:39:26,861 --> 00:39:28,461
‫اگه کسی تحت فشار قرارت داده…

524
00:39:39,341 --> 00:39:41,021
‫کسی تحت فشار قرارم نداده

525
00:39:42,501 --> 00:39:43,821
‫تهدیدم می‌کنن

526
00:39:48,621 --> 00:39:50,021
‫ریس،

527
00:39:50,101 --> 00:39:52,981
‫اگه می‌خوای بعد از این ماجرا
‫هنوز هم یه پلیس باشی،

528
00:39:53,061 --> 00:39:55,741
‫یه بهونه‌ای پیدا کن
‫و از پرونده کنار بکش

529
00:39:55,821 --> 00:39:59,141
‫بهونه‌ای که باعث نشه
‫به من شک کنن. بکش کنار

530
00:39:59,701 --> 00:40:03,181
‫نمی‌تونم تضمین کنم که
‫فرد مسئول این پرونده

531
00:40:03,261 --> 00:40:04,981
‫در آخر جون سالم به در می‌بره

532
00:40:05,661 --> 00:40:07,301
‫مخصوصاً کسی مثل تو

533
00:40:11,301 --> 00:40:12,601
‫کسی مثل من؟

534
00:40:16,301 --> 00:40:17,741
‫مردی که بدهی داره

535
00:40:21,421 --> 00:40:23,301
‫برای همین من انتخاب شدم؟

536
00:40:24,341 --> 00:40:25,620
‫برای این‌که قربانی بشم؟

537
00:40:25,621 --> 00:40:26,921
‫این‌قدر بدبین نباش

538
00:40:29,301 --> 00:40:30,601
‫اما…

539
00:40:31,981 --> 00:40:33,281
‫مشکلت…

540
00:40:33,901 --> 00:40:35,381
‫بالاخره حل می‌شه

541
00:40:39,221 --> 00:40:40,521
‫از پرونده کنار بکش

542
00:40:43,261 --> 00:40:45,101
‫فقط در این صورت می‌تونی
‫جون سالم به در ببری

543
00:41:16,061 --> 00:41:17,501
‫جایی می‌ری؟

544
00:41:19,261 --> 00:41:22,061
‫خدایا، خیلی ترسوندیم.
‫فکر کردم سر کاری

545
00:41:22,141 --> 00:41:24,941
‫آره، و منم فکر می‌کردم
‫قراره فردا بیایی

546
00:41:27,821 --> 00:41:29,461
‫دیگه اون بالا نیست

547
00:41:36,101 --> 00:41:37,621
‫احمق نیستم، زارا

548
00:41:38,541 --> 00:41:39,841
‫محض رضای خدا

549
00:41:40,461 --> 00:41:44,141
‫چندین ماه خبری ازت نبود،
‫ولی یهویی پیدات می‌شه

550
00:41:44,221 --> 00:41:46,581
‫اونم فردای روزی
‫که از شرکتت سرقت می‌کنن؟

551
00:41:46,661 --> 00:41:49,941
‫خیلی جالبه وقتی فکر می‌کنم
‫‏۴ میلیارد پوند

552
00:41:50,021 --> 00:41:53,061
‫زیر تخته‌های خونه‌م پنهان شده بود
‫و من اصلاً خبر نداشتم

553
00:41:54,221 --> 00:41:55,521
‫‏۴ میلیارد نیست

554
00:41:55,541 --> 00:41:58,101
‫خب، در مورد کیف پول سرد
‫تحقیق کردم

555
00:41:58,941 --> 00:42:01,021
‫از بعدازظهر تا الان
‫مشغول تحقیق بودم

556
00:42:01,981 --> 00:42:03,281
‫چقدر روشه؟

557
00:42:05,021 --> 00:42:07,381
‫خب، اگه خوب تحقیق کرده باشی

558
00:42:07,461 --> 00:42:09,621
‫می‌دونی که بدون داشتن رمزها
‫نمی‌تونی واردش بشی

559
00:42:09,701 --> 00:42:11,501
‫در واقع بدون داشتن رمزها
‫اصلاً ارزشی نداره

560
00:42:11,541 --> 00:42:16,421
‫درسته. و رمزهات هم بدون کیف پول
‫هیچ ارزشی ندارن

561
00:42:17,061 --> 00:42:19,341
‫و شرایط این‌طوره

562
00:42:21,981 --> 00:42:23,281
‫باشه

563
00:42:31,701 --> 00:42:33,001
‫چی می‌خوای؟

564
00:42:36,261 --> 00:42:37,561
‫به نظرت چی می‌خوام؟

565
00:42:39,261 --> 00:42:41,661
‫هزینه‌ی انبارداری

566
00:42:46,501 --> 00:42:51,141
‫آدم‌هایی که باهاشون سروکار دارم،
‫فکر کنم می‌خوان من رو بُکُشن!

567
00:42:51,221 --> 00:42:54,381
‫- نمی‌دونم، تعقیبم می‌کردن و من…
‫- آوردی‌شون این‌جا؟

568
00:42:54,461 --> 00:42:55,901
‫- خب، می‌خواستم…
‫- دستت درد نکنه

569
00:42:55,981 --> 00:42:57,281
‫…باهاشون معامله‌ای بکنم

570
00:42:57,301 --> 00:43:01,181
‫مامان، لطفاً.
‫کیف پول رو می‌خوام تا…

571
00:43:02,501 --> 00:43:04,061
‫از این کشور خارج بشم

572
00:43:04,141 --> 00:43:07,781
‫بدون اون پول نمی‌تونم،
‫پس نیازش دارم. لطفاً بدش بهم

573
00:43:07,861 --> 00:43:09,161
‫و بعدش…

574
00:43:09,861 --> 00:43:13,101
‫و وقتی اوضاع آروم بشه،
‫باشه، خواسته‌ی تو رو هم برآورده می‌کنم

575
00:43:13,781 --> 00:43:15,081
‫عجب

576
00:43:15,421 --> 00:43:18,381
‫لقمه‌ای برداشتی که خیلی
‫برای دهنت بزرگه، نه؟

577
00:43:20,141 --> 00:43:21,701
‫ببین،

578
00:43:22,341 --> 00:43:24,701
‫عشقم، اگه کیف پول رو بهت بدم،

579
00:43:25,461 --> 00:43:27,541
‫می‌ری برزیل و دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت

580
00:43:37,061 --> 00:43:38,941
‫واقعاً باورم نمی‌شه

581
00:43:43,341 --> 00:43:45,261
‫بیخیال. چقدر روشه؟
‫می‌تونی حداقل…

582
00:43:45,341 --> 00:43:47,461
‫می‌تونی حداقل مبلغ رو بهم بگی

583
00:43:48,941 --> 00:43:51,501
‫‏۱ میلیون.
‫بستگی داره نرخ ارز چقدر باشه

584
00:43:52,101 --> 00:43:54,581
‫اونا ۴ میلیارد می‌دزدن،

585
00:43:54,661 --> 00:43:56,901
‫و فقط ۱ میلیون می‌دن بهت؟
‫فکر نکنم

586
00:43:56,981 --> 00:43:59,541
‫- بیخیال. چقدر؟
‫- ‏۵. ۵ میلیون

587
00:43:59,621 --> 00:44:02,141
‫‏۵ میلیون؟ وای!

588
00:44:03,221 --> 00:44:06,101
‫وای، ریاضی هیچ‌وقت
‫نقطه‌ی قوت من نبوده،

589
00:44:06,181 --> 00:44:11,221
‫اما به نظرم ۲۰ درصد
‫برای انبارداری خیلی منطقیه…

590
00:44:11,301 --> 00:44:14,061
‫- وای، من…
‫- بیخیال، ۱ میلیون می‌دی به من

591
00:44:14,141 --> 00:44:16,861
‫و می‌تونی اون ۴ میلیون رو نگه داری

592
00:44:16,941 --> 00:44:19,701
‫- همه خوش‌حال و راضی می‌شن
‫- مامان، ۱ میلیون پوند بهت نمی‌دم

593
00:44:19,781 --> 00:44:22,277
‫آخرش همه‌ش رو خراب می‌کنی
‫و هر دو تامون دستگیر می‌شیم

594
00:44:22,301 --> 00:44:26,261
‫بیخیال، عزیزم. ببین،
‫باید بیشتر بهم اعتماد داشته باشی

595
00:44:26,341 --> 00:44:29,661
‫چرا؟ چون خیلی زحمت کشیدی
‫تا اعتماد من رو جلب کنی!

596
00:44:29,741 --> 00:44:34,101
‫این‌قدر خودت رو مقدس
‫و معصوم نشون نشده، زارا!

597
00:44:34,181 --> 00:44:38,421
‫حدس بزن چه شرکتی تمام حقوق بازنشستگی
‫کارکنان بیمارستان رو واریز می‌کنه؟

598
00:44:38,501 --> 00:44:41,501
‫حقوق بازنشستگی مادر خودت رو دزدیدی!

599
00:44:41,581 --> 00:44:43,981
‫پس با تحقیر به من نگاه نکن

600
00:44:44,061 --> 00:44:46,861
‫از وقتی بچه بودی همین‌شکلی بودی،
‫و دیگه خسته شدم

601
00:44:48,541 --> 00:44:50,781
‫آره، تو… برو خونه،

602
00:44:50,861 --> 00:44:53,661
‫یه‌کم آروم شو و بعدش…

603
00:44:53,741 --> 00:44:57,341
‫چند روز دیگه بهم زنگ بزن
‫و یه راه‌حلی پیدا می‌کنیم، باشه؟

604
00:44:57,421 --> 00:44:58,721
‫نمی‌فهمی، مامان

605
00:44:59,301 --> 00:45:01,941
‫بعد از امشب،
‫اصلاً چند روز زنده نمی‌مونم

606
00:45:44,781 --> 00:45:46,081
‫سوار شو!

607
00:45:52,941 --> 00:45:54,241
‫حالت خوبه؟

608
00:45:55,461 --> 00:45:56,761
‫ممنون

609
00:45:58,301 --> 00:45:59,981
‫خیلی احمقم

610
00:46:00,061 --> 00:46:02,861
‫می‌خواستم باهاشون منطقی رفتار کنم.
‫بهشون پیشنهاد صلح دادم

611
00:46:02,941 --> 00:46:04,541
‫- لعنتی!
‫- با کیا؟

612
00:46:07,301 --> 00:46:08,601
‫سارق‌ها

613
00:46:11,661 --> 00:46:13,981
‫زارا، اونایی که می‌خواستن ببرنت
‫سارق‌ها نبودن

614
00:46:14,861 --> 00:46:16,261
‫پس کی بودن؟

615
00:46:17,381 --> 00:46:18,681
‫اِم‌آی‌۵

616
00:46:22,231 --> 00:46:42,231
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

