1
00:00:07,461 --> 00:00:08,877
‫این‌قدر برنگرد.
‫توی آینه‌ها نگاه می‌‌کنم

2
00:00:08,901 --> 00:00:11,432
‫- خب ممکنه دنبال‌مون باشن
‫- اگه اون‌طوری باشه خب من می‌فهمم

3
00:00:11,432 --> 00:00:12,832
‫خدایا

4
00:00:12,833 --> 00:00:14,661
‫چرا اِم‌آی۵ می‌خواد من رو بدزده؟

5
00:00:14,741 --> 00:00:16,421
‫می‌خوان بفهمن چی می‌دونی

6
00:00:16,501 --> 00:00:18,661
‫می‌دزدنت، تهدیدت می‌کنن،
‫شکنجه‌ت می‌کنن

7
00:00:18,741 --> 00:00:20,501
‫غیبت می‌زنه.
‫روال کار این‌طوره

8
00:00:20,581 --> 00:00:23,141
‫نه، می‌تونن ازم بازجویی کنن.
‫باهام صحبت کنن

9
00:00:23,221 --> 00:00:25,381
‫آره، می‌تونن.
‫یا می‌تونن از زور استفاده کنن

10
00:00:31,061 --> 00:00:33,421
‫از کجا می‌دونستی قراره
‫برن توی خونه‌ی من؟

11
00:00:36,861 --> 00:00:38,741
‫ماشین رو نگه دار.
‫ماشین لامصب رو نگه دار

12
00:00:38,821 --> 00:00:40,981
‫- یه مأمور فرستادن
‫- ماشین کوفتی رو نگه دار

13
00:00:41,061 --> 00:00:42,260
‫وگرنه می‌پرم بیرون!

14
00:00:42,261 --> 00:00:43,901
‫- دیوونه شـ…
‫- ماشین رو نگه دار!

15
00:00:48,581 --> 00:00:50,101
‫چرا جلوی خونه‌ی من بودی؟

16
00:00:50,181 --> 00:00:52,261
‫می‌خواستم یه تیم رو بفرستم
‫تا زیر نظر داشته باشنت

17
00:00:52,341 --> 00:00:55,101
‫اِم‌آی۵ اجازه نداد.
‫گفتم یا برای اونا کار می‌کنی

18
00:00:55,181 --> 00:00:57,381
‫یا خودشون می‌خواستن
‫بیان سراغت، پس اومدم…

19
00:00:57,461 --> 00:00:59,421
‫من برای اِم‌آی۵ کار نمی‌کنم!

20
00:00:59,501 --> 00:01:01,581
‫آره، خودم دیگه فهمیدم

21
00:01:02,901 --> 00:01:04,461
‫چرا؟ چرا اونا…

22
00:01:05,461 --> 00:01:07,061
‫- من که نیستم…
‫- چی نیستی؟

23
00:01:09,021 --> 00:01:10,341
‫تو یه خلافکاری، زارا؟

24
00:01:10,861 --> 00:01:12,541
‫شما پول رو دزدیدید، درسته؟

25
00:01:13,701 --> 00:01:15,781
‫- تو و رفقات؟
‫- آره، اما من…

26
00:01:18,421 --> 00:01:20,861
‫ببین، اونا رفقای من نیستن، باشه؟

27
00:01:21,661 --> 00:01:22,961
‫از طریق لوک باهاشون آشنا شدم

28
00:01:22,981 --> 00:01:25,861
‫فقط یه سری اطلاعات
‫بهشون دادم، همین

29
00:01:25,941 --> 00:01:28,101
‫گفتن می‌خوان هک کنن

30
00:01:28,661 --> 00:01:31,741
‫نمی‌دونستم می‌خوان چیکار کنن، باشه؟
‫قسم می‌خورم. من…

31
00:01:36,000 --> 00:01:47,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

32
00:01:52,621 --> 00:01:53,921
‫بگیر

33
00:01:55,421 --> 00:01:56,721
‫ممنون

34
00:02:04,261 --> 00:02:06,341
‫تحقیقات من طوری چیده شده
‫که شکست بخوره

35
00:02:08,901 --> 00:02:12,301
‫با رئیسم در موردش حرف زدم.
‫اونم تأیید کرد

36
00:02:12,381 --> 00:02:13,781
‫بهم گفت کناره‌گیری کنم

37
00:02:17,181 --> 00:02:19,061
‫فهمیدم دشمن‌های مشترکی داریم…

38
00:02:20,141 --> 00:02:21,441
‫هدف‌های مشترک داریم

39
00:02:22,461 --> 00:02:24,861
‫شاید بتونیم یه تیم بشم،
‫به همدیگه کمک کنیم

40
00:02:26,221 --> 00:02:29,181
‫می‌خوای باهات کار کنم؟
‫بدون این‌که اونا بفهمن؟

41
00:02:29,261 --> 00:02:30,901
‫جلوی پرونده‌م رو می‌گیرن

42
00:02:30,981 --> 00:02:32,100
‫خودم تنها هستم

43
00:02:32,101 --> 00:02:36,501
‫باشه. من باهات کار می‌کنم
‫و تو سارق‌ها رو دستگیر می‌کنی. بعدش چی؟

44
00:02:36,581 --> 00:02:39,741
‫توی دادگاه همین حرف‌ها رو می‌زنی.
‫فریبت دادن. فکر می‌کردی یه هک ساده‌ست

45
00:02:39,821 --> 00:02:42,301
‫- شک دارم اصلاً حکم زندان بهت بدن
‫- شک داری؟

46
00:02:42,381 --> 00:02:45,581
‫نگرانی که سارق‌ها
‫بیان سراغت، درسته؟

47
00:02:46,381 --> 00:02:48,901
‫وقتی بندازیم‌شون توی زندان
‫که دیگه نمی‌تونن بیان سراغت

48
00:02:48,981 --> 00:02:51,821
‫آره، اما هنوزم باید با اِم‌آی۵
‫سروکله بزنم

49
00:02:51,901 --> 00:02:54,501
‫اگه سارق‌ها توی زندان باشن
‫که اِم‌آی۵ دیگه اطلاعاتت رو نمی‌خواد

50
00:02:54,581 --> 00:02:56,781
‫دوباره تبدیل به یه آدم عادی می‌شی،

51
00:02:56,861 --> 00:02:58,161
‫نه یه هدف

52
00:03:00,221 --> 00:03:02,981
‫نه. نه. خیلی چیزها هست

53
00:03:03,061 --> 00:03:04,941
‫که ممکنه مشکل ایجاد کنن.
‫نه. شرمنده

54
00:03:05,021 --> 00:03:07,621
‫اصلاً این نقشه داد می‌زنه
‫که «نه، سمت من نیا»

55
00:03:11,661 --> 00:03:12,961
‫باشه

56
00:03:13,381 --> 00:03:14,901
‫خودت تنهایی ببینم چیکار می‌کنی

57
00:03:15,781 --> 00:03:17,421
‫می‌رسونمت در خونه‌ت

58
00:03:17,501 --> 00:03:18,901
‫اِم‌آی۵ احتمالاً هنوز اون‌جاست

59
00:03:19,341 --> 00:03:21,021
‫می‌تونی بهشون بگی فکر می‌کردی
‫یه هک ساده‌ست

60
00:03:21,061 --> 00:03:24,021
‫وقتی یه گونی می‌کشن روی سرت
‫و می‌اندازنت توی ون مشکی

61
00:03:24,101 --> 00:03:26,381
‫به شرطی که قبلش
‫دست رفقات نیُفتی

62
00:03:31,221 --> 00:03:32,521
‫چه سودی برای تو داره؟

63
00:03:35,581 --> 00:03:38,901
‫اگه بتونم مسببین این کار رو بگیرم،
‫یعنی تحقیقاتم با شکست مواجه نشده

64
00:03:38,981 --> 00:03:41,181
‫باشه، پس ازم استفاده‌ی ابزاری می‌کنی؟

65
00:03:42,101 --> 00:03:44,341
‫تو هم به بدی بقیه هستی

66
00:03:44,421 --> 00:03:47,661
‫باید یه سری سارق مسلح رو پیدا کنی
‫قبل از این‌که بُکُشنت، درسته؟

67
00:03:48,221 --> 00:03:49,521
‫منم پلیس سرقت‌های مسلحانه‌ام

68
00:03:50,021 --> 00:03:51,981
‫پس شاید…
‫اگه باعث می‌شه احساس بهتری داشته باشی،

69
00:03:52,541 --> 00:03:53,981
‫تو داری از من استفاده‌ی ابزاری می‌کنی

70
00:03:58,324 --> 00:04:03,986
‫« سـرقـت »

71
00:04:06,000 --> 00:04:13,000
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

72
00:04:14,000 --> 00:04:17,000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

73
00:04:19,741 --> 00:04:21,101
‫اگه هنوز این‌جا باشن چی؟

74
00:04:22,341 --> 00:04:23,641
‫خیلی وقته رفتن

75
00:04:23,981 --> 00:04:26,061
‫و اگه نرفته باشن،
‫من دستگیرشون می‌کنم

76
00:04:27,061 --> 00:04:28,361
‫کابوس هم تموم می‌شه

77
00:04:29,501 --> 00:04:31,661
‫همین‌جا بمون.
‫درها رو هم قفل کن

78
00:04:32,181 --> 00:04:34,141
‫اگه اتفاقی افتاد،
‫بوق رو فشار بده

79
00:04:34,981 --> 00:04:36,281
‫دستت رو بذار روش

80
00:04:37,341 --> 00:04:39,021
‫فقط چند دقیقه طول می‌کشه

81
00:04:39,781 --> 00:04:41,081
‫باشه؟

82
00:06:15,543 --> 00:06:19,831
‫[ گواهینامه‌ی رانندگی بریتانیا ]
‫[ آقای دیمیتریوس گابریل کوواچ ]

83
00:07:29,501 --> 00:07:30,981
‫در رو باز کن!

84
00:07:31,461 --> 00:07:32,761
‫آم…

85
00:07:34,661 --> 00:07:35,961
‫حالت خوبه؟

86
00:07:35,981 --> 00:07:38,861
‫- یه ون اومد…
‫- اونا بودن؟

87
00:07:39,261 --> 00:07:41,461
‫- نمی‌دونم
‫- ندیدی کی داخلش بود؟

88
00:07:41,541 --> 00:07:43,261
‫- نه
‫- پلاک رو حفظ کردی؟

89
00:07:43,341 --> 00:07:45,021
‫نه! خدایا. من…

90
00:07:56,661 --> 00:07:57,860
‫چیزی پیدا نکردی؟

91
00:07:57,861 --> 00:07:59,941
‫خالیه. کارشون رو بلدن

92
00:08:01,181 --> 00:08:03,221
‫تمیزش کرده بودن،
‫از بالا تا پایین

93
00:08:05,341 --> 00:08:07,421
‫پس… الان چیکار کنیم؟

94
00:08:08,661 --> 00:08:11,661
‫جایی برای زندگی تو پیدا کنیم.
‫ترجیحاً نزدیک لاکمیل

95
00:08:16,341 --> 00:08:17,580
‫برای دزدیدن پول،

96
00:08:17,581 --> 00:08:20,501
‫باید از سرمایه‌گذاری به پول نقد
‫تبدیل می‌شد، درسته؟

97
00:08:21,461 --> 00:08:23,421
‫و تو و لوک اون کار رو نکردید؟

98
00:08:23,981 --> 00:08:26,741
‫ما اصلاً چنین صلاحیتی نداریم.
‫برای اون کار کسی…

99
00:08:28,061 --> 00:08:30,981
‫فکر می‌کنی کسی از کمیته‌ی
‫سرمایه‌گذاری کمک‌شون کرده؟

100
00:08:31,061 --> 00:08:32,300
‫فقط کمک نه

101
00:08:32,301 --> 00:08:34,061
‫کسی که اون‌قدر رتبه‌ش بالا بشه،
‫اصلاً جای تعجب نداره

102
00:08:34,101 --> 00:08:36,301
‫که خودش نقشه رو کشیده باشه

103
00:08:40,901 --> 00:08:44,501
‫چه کسی تصمیم می‌گیره
‫سرمایه‌گذاری‌ها به پول نقد تبدیل بشن؟

104
00:08:44,581 --> 00:08:47,061
‫کارترایت مدیر ارشد سرمایه‌گذاریه
‫[ موجودی حساب: ۲۱۲ پوند ]

105
00:08:47,141 --> 00:08:50,781
‫اما توی جلسات کمیته
‫همه به یه طرح جامع رأی می‌دن

106
00:08:51,301 --> 00:08:52,601
‫صورت‌جلسه‌ای از این جلسه‌ها وجود داره؟

107
00:08:52,941 --> 00:08:56,701
‫آره، اما روی یه درایو شبکه‌ای‌ان
‫و فقط اعضای کمیته بهش دسترسی دارن

108
00:08:56,781 --> 00:08:58,861
‫به نظرت می‌تونی…

109
00:08:59,781 --> 00:09:01,020
‫بهش دسترسی پیدا کنی؟

110
00:09:01,021 --> 00:09:05,061
‫چی؟ من؟ چرا نمی‌ری
‫درایوها رو مصادره کنی؟

111
00:09:05,141 --> 00:09:08,821
‫چون آخر سر درایوها وارد آزمایشگاه
‫داده‌های ما می‌شن و اِم‌آی۵ متوجه می‌شه…

112
00:09:08,901 --> 00:09:11,341
‫خودمون برای پیدا کردن سارق‌ها
‫با اِم‌آی۵ مسابقه می‌دیم

113
00:09:12,061 --> 00:09:13,361
‫می‌فهمم

114
00:09:22,221 --> 00:09:23,521
‫چیزی نمی‌شه

115
00:09:25,821 --> 00:09:27,121
‫فراری‌ام

116
00:09:27,541 --> 00:09:28,841
‫فراری نیستی

117
00:09:29,421 --> 00:09:32,341
‫فقط باید نزدیک آدم‌های دیگه باشی.
‫توی مکان‌های شلوغ

118
00:09:32,421 --> 00:09:34,181
‫جایی که شلوغ باشه
‫سراغت نمیان

119
00:09:34,261 --> 00:09:37,261
‫فقط از پول نقد استفاده کن.
‫خارج از محل کار از گوشیت استفاده نکن

120
00:09:37,341 --> 00:09:39,477
‫نمی‌تونیم جلوشون رو بگیریم.
‫اما شاید بتونیم اون‌قدر وقت‌کشی بکنیم

121
00:09:39,501 --> 00:09:40,821
‫تا سارق‌ها رو پیدا کنیم

122
00:09:49,501 --> 00:09:50,801
‫به نظرم یه راهی هست

123
00:09:51,621 --> 00:09:52,740
‫برای پیدا کردن صورت‌جلسه‌ها

124
00:09:52,741 --> 00:09:55,181
‫کارترایت اصلاً چیزی
‫در مورد فناوری نمی‌دونه

125
00:09:55,261 --> 00:09:57,181
‫همیشه رمزهاش رو یادش می‌ره

126
00:09:57,261 --> 00:10:00,061
‫همیشه مسخره‌ش می‌کنیم.
‫پس دِیلا که دستیارشه

127
00:10:00,141 --> 00:10:02,101
‫رمزهاش رو توی سیستمش ثبت کرده

128
00:10:02,181 --> 00:10:04,421
‫شاید بتونم رمزها رو پیدا کنم

129
00:10:04,501 --> 00:10:07,781
‫تنها مشکل اینه که
‫امروز یه ایمیل به محل کار فرستادم

130
00:10:07,861 --> 00:10:10,101
‫و گفتم مرخصی استعلاجی می‌خوام

131
00:10:11,541 --> 00:10:14,821
‫باید برگردی و بهشون بگی
‫نظرت عوض شده

132
00:10:19,741 --> 00:10:20,820
‫خیلی ممنون

133
00:10:20,821 --> 00:10:22,381
‫امیدوارم اقامت خوبی داشته باشید

134
00:10:25,541 --> 00:10:26,841
‫ممنون

135
00:10:27,381 --> 00:10:30,021
‫خیریه نیست. داریم از همدیگه
‫استفاده می‌کنیم، یادته؟

136
00:10:39,021 --> 00:10:41,341
‫قبل از این‌که اون شیشه رو
ببرم به انبار…

137
00:10:43,301 --> 00:10:45,501
‫اثرانگشت رو کپی کردم

138
00:10:45,581 --> 00:10:46,881
‫چرا؟

139
00:10:48,061 --> 00:10:49,501
‫دوست دارم دست بالاتر رو داشته باشم

140
00:10:50,861 --> 00:10:53,301
‫به نظرت بدون این‌که اِم‌آی۵ بفهمه
‫می‌تونی ازش استفاده کنی؟

141
00:10:54,221 --> 00:10:56,581
‫آره. آره، فکر کنم می‌تونم

142
00:10:58,941 --> 00:11:00,341
‫چطور چنین کاری کردی؟

143
00:11:01,941 --> 00:11:03,821
‫در واقع خیلی آسون بود

144
00:11:04,541 --> 00:11:06,741
‫یه کانال آموزشی توی یوتیوب پیدا کردم

145
00:11:07,341 --> 00:11:09,101
‫آموزش‌های تخصصی صحنه‌ی جرم.
‫تا حالا دیدیش؟

146
00:11:09,181 --> 00:11:10,481
‫نه

147
00:11:11,421 --> 00:11:13,061
‫چرا روی کاغذ؟

148
00:11:13,981 --> 00:11:16,861
‫وقتی یه اثرانگشت خونی روی شیشه باشه
‫فقط باید ازش عکس بگیری

149
00:11:16,941 --> 00:11:20,461
‫خیلی دقیق‌تره و می‌تونی
‫با گوشیت انجامش بدی

150
00:11:20,541 --> 00:11:21,981
‫وای

151
00:11:22,061 --> 00:11:23,981
‫امیدوارم لایک و سابسکرایب نکرده باشی

152
00:11:32,741 --> 00:11:36,661
‫وقتی رفتی توی اتاقت،
‫با تلفن هتل به پذیرش زنگ بزن

153
00:11:36,741 --> 00:11:38,461
‫بپرس آشپزخونه هنوز بازه یا نه

154
00:11:40,021 --> 00:11:41,381
‫اون‌طوری می‌فهمم صحیح و سالمی

155
00:11:42,501 --> 00:11:43,941
‫باشه. شب بخیر

156
00:11:45,301 --> 00:11:46,601
‫شب بخیر

157
00:12:21,821 --> 00:12:23,461
‫سلام، با پذیرش تماس گرفتید

158
00:12:26,341 --> 00:12:29,061
‫نه، متأسفم.
‫آشپزخونه بسته‌ست

159
00:12:30,661 --> 00:12:31,961
‫شبتون بخیر

160
00:13:26,421 --> 00:13:28,781
‫کسی می‌خواد بهم بگه
‫اون شیشه رو از کجا آورده؟

161
00:13:34,301 --> 00:13:35,601
‫برید گم شید بابا

162
00:13:39,741 --> 00:13:41,701
‫سرنگ رو پرت کرد.
‫مجبور شدم از اول…

163
00:13:41,781 --> 00:13:44,261
‫و شیشه‌ای که اثرانگشتت
‫روش بوده رو جا گذاشتی

164
00:13:45,901 --> 00:13:47,201
‫باشه

165
00:13:47,581 --> 00:13:50,981
‫- اشتباه شد
‫- آره، تو اشتباه کردی

166
00:13:52,301 --> 00:13:54,341
‫به چی نگاه می‌کنید!؟

167
00:13:54,421 --> 00:13:56,701
‫تو هم اون‌جا بودی.
‫تقصیر تو هم هست

168
00:13:56,781 --> 00:13:59,861
‫- شرمنده. نمی…
‫- معذرت‌خواهی نکن. تقصیر اونه

169
00:13:59,981 --> 00:14:01,301
‫شاید بشه بهش اعتماد کرد؟

170
00:14:01,381 --> 00:14:04,541
‫شیشه رو که آورد برامون.
‫ما هم کاریش نداریم. اتفاق بدی نیُفتاده

171
00:14:04,621 --> 00:14:06,581
‫به همین سادگی نیست

172
00:14:06,661 --> 00:14:08,181
‫آدرس دفتر رو بلده

173
00:14:08,261 --> 00:14:11,141
‫اگه اون رو بلده،
‫چه چیزهای دیگه‌ای ممکنه بدونه؟

174
00:14:12,541 --> 00:14:14,301
‫یه راه برای فهمیدنش هست

175
00:14:19,461 --> 00:14:20,821
‫در رو باز کن!

176
00:14:23,821 --> 00:14:25,261
‫- حرکت کن!
‫- لطفاً!

177
00:14:25,341 --> 00:14:27,141
‫برو!

178
00:14:46,581 --> 00:14:48,181
‫من… متوجه نمی‌شم

179
00:14:51,901 --> 00:14:53,201
‫دوستت

180
00:14:53,901 --> 00:14:56,621
‫- چی می‌دونه؟
‫- چی بهش گفتی؟

181
00:14:56,701 --> 00:15:00,981
‫هیچی بهش نگفتم.
‫چیزی که گفتید رو بهش گفتم

182
00:15:01,061 --> 00:15:03,061
‫آدرس دفتر رو چطور بلد بود؟

183
00:15:03,701 --> 00:15:05,661
‫چه دفتری؟ من…

184
00:15:09,021 --> 00:15:11,301
‫رفیقت جای دفتر ما رو بلد بود

185
00:15:12,101 --> 00:15:13,300
‫چطور؟

186
00:15:13,301 --> 00:15:15,301
‫نمی‌دونم. قسم می‌خورم

187
00:15:16,661 --> 00:15:17,961
‫قسم می‌خورم

188
00:15:22,581 --> 00:15:26,461
‫رفیقم هست، اما نمی‌دونم چیکار می‌کنه

189
00:15:27,181 --> 00:15:30,101
‫لطفاً… من رو نکشید

190
00:15:31,501 --> 00:15:32,801
‫لطفاً من رو نکشید

191
00:15:33,861 --> 00:15:35,161
‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟

192
00:15:46,581 --> 00:15:48,941
‫از طرف یه منبع اطلاعاتیه
‫که باید محرمانه بمونه

193
00:15:49,941 --> 00:15:52,461
‫ریس، می‌دونی بدون شماره‌ی مرجع

194
00:15:52,541 --> 00:15:54,061
‫نمی‌تونم توی سیستم کاری بکنم

195
00:15:54,501 --> 00:15:57,541
‫چند وقته همدیگه رو
‫می‌شناسیم، آیزاک؟ لطفاً

196
00:15:58,741 --> 00:16:01,181
‫به جز این هیچی نداریم

197
00:16:04,021 --> 00:16:05,901
‫باشه، ببین

198
00:16:08,181 --> 00:16:10,741
‫فردا یه نسخه‌ی آزمایشی بتا
‫از ویژگی‌های جدید اجرا می‌کنیم

199
00:16:10,821 --> 00:16:13,421
‫می‌تونم بعد از نیمه‌شب به عنوان
‫یه نمونه‌ی آزمایشی بررسیش کنم

200
00:16:13,501 --> 00:16:16,501
‫باید منتظر بمونی،
‫اما کسی متوجه نمی‌شه

201
00:16:17,221 --> 00:16:18,521
‫ممنون

202
00:16:19,501 --> 00:16:22,741
‫می‌دونی، خواهرم توی شهرستان اِسکس
‫مسئول مسکنه

203
00:16:23,101 --> 00:16:25,781
‫گفت ممکنه کل شورا
‫حقوق بازنشستگی‌شون رو از دست بدن

204
00:16:26,421 --> 00:16:28,501
‫باید یه جوری حلش کنیم، درسته؟

205
00:16:37,822 --> 00:16:39,193
‫[ وقت بیشتری نیاز دارم ]

206
00:16:39,194 --> 00:16:40,531
‫[ مت: نه، ۶ روز وقت داری ]

207
00:16:42,621 --> 00:16:43,921
‫حالت خوبه؟

208
00:16:44,461 --> 00:16:45,761
‫آره، خوبم

209
00:16:58,141 --> 00:17:01,981
‫توی خونه‌م نشسته بودم،
‫به دیوارها خیره شده بودم

210
00:17:02,581 --> 00:17:03,901
‫هیچ حواس‌پرتی‌ای نداشتم

211
00:17:04,461 --> 00:17:07,901
‫فکر کنم باید اطراف آدم‌ها باشم،

212
00:17:07,981 --> 00:17:12,141
‫می‌دونید، توی شلوغی باشم،
‫برای سلامت روانم

213
00:17:19,421 --> 00:17:22,581
‫می‌تونم یه جای دیگه‌ای بشینم؟

214
00:17:22,661 --> 00:17:26,661
‫آخه میز خودم…
‫این‌جا همه‌چیز اتفاق افتاد

215
00:17:27,221 --> 00:17:28,541
‫اوه، البته

216
00:17:28,621 --> 00:17:30,821
‫آره. دوست داری کجا بشینی؟

217
00:17:31,501 --> 00:17:34,461
‫شاید توی یکی از دفترها؟

218
00:17:34,541 --> 00:17:35,841
‫دفتر کارترایت؟

219
00:17:36,141 --> 00:17:39,701
‫اوه، درک می‌کنم که نمی‌خوای
‫پشت میز خودت بشینی،

220
00:17:39,781 --> 00:17:42,381
‫اما نمی‌تونم دفتر کارترایت رو بهت بدم

221
00:17:42,461 --> 00:17:45,901
‫جاش رو که می‌شناسی،
‫جاش این هفته توی خونه کار می‌کنه

222
00:17:45,981 --> 00:17:47,281
‫عالیه

223
00:17:54,243 --> 00:17:55,543
‫خیلی‌خب

224
00:17:59,141 --> 00:18:00,441
‫خوش‌حالم که برگشتی

225
00:18:01,021 --> 00:18:02,321
‫ممنون، دِیلیا

226
00:18:05,621 --> 00:18:06,921
‫عالیه. ممنون

227
00:18:10,977 --> 00:18:13,541
‫[ قهوه، نوشیدنی سرد، ساندویچ ]

228
00:18:13,542 --> 00:18:15,181
‫بدهیت رو می‌خوان به کی بفروشن؟

229
00:18:15,781 --> 00:18:18,541
‫کسایی که بدهی
‫قمار غیررسمی می‌خرن

230
00:18:18,621 --> 00:18:19,921
‫اوه

231
00:18:20,141 --> 00:18:21,981
‫اگه بفهمن پلیسم، کارم تمومه

232
00:18:23,021 --> 00:18:24,321
‫نمی‌تونم یه وام بانکی بگیرم؟

233
00:18:24,341 --> 00:18:25,741
‫وام ۱۰۰ هزار پوندی؟

234
00:18:27,381 --> 00:18:29,661
‫‏۱۰۰ هزار پوند، دیمیتریوس

235
00:18:29,741 --> 00:18:31,501
‫قبلاً هم توی چنین
‫شرایطی بودم، عمو

236
00:18:32,661 --> 00:18:33,961
‫همیشه ضررم رو جبران می‌کنم

237
00:18:34,301 --> 00:18:36,901
‫از کجا می‌دونستم می‌خواد
‫طلب رو بده به کَس دیگه‌ای؟

238
00:18:36,981 --> 00:18:39,301
‫ببینم وام رو چیکار می‌کنم

239
00:18:39,381 --> 00:18:43,821
‫اما دارم بهت می‌گم،
‫‏۹۹ درصد مطمئنم نمی‌شه

240
00:18:48,621 --> 00:18:52,341
‫تقریباً ۳۶ ساعت بین
‫ربوده شدن لوک سلبورن

241
00:18:52,421 --> 00:18:54,381
‫و پیدا کردن خودروی آدم‌رباها طول کشید

242
00:18:55,061 --> 00:18:56,861
‫ماشین رو این‌جا آتیش زدن

243
00:18:56,941 --> 00:18:59,701
‫دقیقاً وسط صد هکتار زمین کشاورزی

244
00:18:59,781 --> 00:19:02,781
‫اینا نزدیک‌ترین دوربین‌ها
‫با سیستم تشخیص پلاک هستن

245
00:19:02,861 --> 00:19:05,061
‫منطقه‌ای به مساحت ۱۰ هزار کیلومتر مربع
‫وجود داره که تحت نظارت نیست

246
00:19:05,141 --> 00:19:07,581
‫من مسئول این تحقیقاتم،
‫نه رئیس تو

247
00:19:07,661 --> 00:19:09,781
‫اساساً دوباره غیب‌شون زده

248
00:19:10,461 --> 00:19:12,621
‫یه سری عوضی تمام‌عیارن

249
00:19:12,701 --> 00:19:13,860
‫من…

250
00:19:13,861 --> 00:19:16,621
‫…پس وقتی پیداشون کنیم
‫خیلی لذتش بیشتره

251
00:19:16,701 --> 00:19:18,001
‫از دیدنم تعجب کردی؟

252
00:19:19,861 --> 00:19:21,221
‫در مورد چی بحث می‌کنید؟

253
00:19:22,101 --> 00:19:23,401
‫فکر می‌کردم یه تیم هستیم

254
00:19:28,541 --> 00:19:30,301
‫می‌دونیم پول کجاست

255
00:19:30,381 --> 00:19:31,681
‫گولد سیمونز

256
00:19:32,461 --> 00:19:33,761
‫شرکت سر توبی گولد

257
00:19:34,341 --> 00:19:35,580
‫چی؟ از کجا می‌دونید؟

258
00:19:35,581 --> 00:19:37,741
‫روزنامه‌ی «تایمز» باهامون تماس گرفت

259
00:19:38,541 --> 00:19:41,981
‫یکی از خبرنگار‌های بخش جنایی
‫یه ایمیل ناشناس دریافت کرده

260
00:19:42,061 --> 00:19:44,501
‫و صورت‌حساب‌های بانکی هم
‫توی ایمیل بودن

261
00:19:45,341 --> 00:19:48,021
‫چرا سارق‌ها پول رو
‫برای یه میلیاردر فرستادن؟

262
00:19:48,101 --> 00:19:50,141
‫ما هم داریم تلاش می‌کنیم
‫همین رو بفهمیم

263
00:19:50,181 --> 00:19:51,821
‫یه نفر رو بفرست با خبرنگار حرف بزنه

264
00:19:51,901 --> 00:19:54,941
‫شما دو نفر با «درن»
‫برید با گولد حرف بزنید

265
00:19:55,901 --> 00:19:57,701
‫ببینید چی می‌دونه

266
00:19:57,781 --> 00:19:58,900
‫پول رو پس بگیرید

267
00:19:58,901 --> 00:20:00,221
‫و خیلی محتاط باشید

268
00:20:01,861 --> 00:20:03,781
‫می‌تونه کاری کنه
‫همه‌مون اخراج بشیم

269
00:20:23,701 --> 00:20:25,901
‫هی،

270
00:20:26,461 --> 00:20:28,821
‫داشتم یه سری معاملات رو
‫توی سیستم ثبت می‌کردم،

271
00:20:28,901 --> 00:20:31,221
‫و می‌خوام خیلی سریع
‫با کارترایت در موردشون حرف بزنم،

272
00:20:31,301 --> 00:20:34,221
‫برای یه بررسی کلی.
‫می‌شه ببینی کِی وقتش خالیه؟

273
00:20:34,901 --> 00:20:36,201
‫باشه

274
00:20:38,941 --> 00:20:41,701
‫به نظر می‌رسه زودترین زمانی که
‫می‌تونم هماهنگ کنم فردا ساعت ۹:۴۵ـه

275
00:20:42,061 --> 00:20:43,901
‫- حدوداً ۱۰ دقیقه بین…
‫- گندش بزنن

276
00:20:45,301 --> 00:20:46,540
‫حالت خوبه؟

277
00:20:46,541 --> 00:20:49,861
‫خدایا… فقط حالت تهوع دارم

278
00:20:50,861 --> 00:20:52,741
‫- می‌خوای…
‫- یه چیزی بخورم

279
00:20:54,461 --> 00:20:55,761
‫یه بیسکوییت؟

280
00:20:56,381 --> 00:20:57,681
‫از اون بیسکوییت خوبه‌ها؟

281
00:21:00,141 --> 00:21:01,441
‫باشه

282
00:21:11,861 --> 00:21:13,261
‫محض رضای خدا…

283
00:21:19,216 --> 00:21:21,820
‫[ اطلاعات رمز عبور جورج کارترایت ]

284
00:21:22,613 --> 00:21:26,465
‫[ چاپ ]

285
00:21:38,147 --> 00:21:39,233
‫[ چاپ صفحه‌ی اول ]

286
00:21:52,901 --> 00:21:55,421
‫گفتم حالا که تو رفتی
‫برای صرفه‌جویی توی زمان

287
00:21:55,501 --> 00:21:58,101
‫برنامه‌ی کارترایت رو بررسی کنم

288
00:21:58,181 --> 00:21:59,481
‫اینم از بیسکوییت‌هایی که می‌خواستی

289
00:22:00,341 --> 00:22:01,981
‫دستور دیگه‌ای نداری؟

290
00:22:02,061 --> 00:22:05,261
‫نه. ۹:۴۵ عالیه. ممنون

291
00:22:16,221 --> 00:22:17,541
‫- سلام، کِیت
‫- سلام

292
00:22:19,101 --> 00:22:20,661
‫فکر کنم این یکی مال توئه

293
00:22:22,301 --> 00:22:23,601
‫هی، زارا

294
00:22:23,821 --> 00:22:25,901
‫پلیس در مورد لوک چیزی نگفت؟

295
00:22:27,021 --> 00:22:28,321
‫اوه، نمی‌دونم

296
00:22:28,861 --> 00:22:32,301
‫خب، یعنی اطلاعات خاصی ندارم

297
00:22:33,221 --> 00:22:34,521
‫آره، البته

298
00:22:35,141 --> 00:22:36,441
‫چرا باید داشته باشی؟

299
00:22:55,261 --> 00:22:56,861
‫خوبه. چی بازی می‌کنی؟

300
00:23:00,701 --> 00:23:02,501
‫باید برم دستشویی

301
00:23:14,541 --> 00:23:15,841
‫خب…

302
00:23:17,141 --> 00:23:19,661
‫چقدر بابت این کار پول می‌گیرید؟

303
00:23:20,141 --> 00:23:21,441
‫آخه…

304
00:23:21,861 --> 00:23:23,541
‫می‌دونی، چون من…

305
00:23:23,621 --> 00:23:26,541
‫‏۵ میلیون توی لندن دارم
‫که منتظرمه

306
00:23:30,501 --> 00:23:32,621
‫خیلی بیشتر از ۵ میلیون به ما می‌دن

307
00:23:35,261 --> 00:23:36,561
‫خوبه

308
00:23:49,141 --> 00:23:51,341
‫در گزارش اختصاصی امروز صبح،

309
00:23:51,421 --> 00:23:53,701
‫روزنامه‌ی تایمز ادعا می‌کنه
‫اطلاعاتی دریافت کرده

310
00:23:53,781 --> 00:23:59,061
‫که تأیید می‌کنه پول دزدیده‌شده از لاکمیل
‫توسط سارقان به حساب‌های خارجی منتقل شده

311
00:23:59,141 --> 00:24:02,701
‫که به پیمانکار دفاعی و سازنده‌ی تسلیحات،
‫شرکت گولد سیمونز، مرتبط هستن

312
00:24:03,701 --> 00:24:07,341
‫این شرکت که با مدیرعامل درخشانش،
‫سر توبی گولد، شناخته می‌شه

313
00:24:07,421 --> 00:24:10,621
‫هنوز هیچ واکنشی نشون نداده،
‫و باعث افزایش گمانه‌زنی‌ها شده

314
00:24:10,701 --> 00:24:13,141
‫در مورد این‌که چطور و چرا

315
00:24:13,221 --> 00:24:16,701
‫پول‌های دزدیده‌شده به حساب‌هایی مرتبط
‫با یکی از ثروتمندترین مردان کشور منتقل شدن

316
00:24:25,000 --> 00:24:32,000
بی سی موویز

317
00:24:43,261 --> 00:24:44,561
‫آب چطوره؟

318
00:24:45,341 --> 00:24:46,821
‫توش رازیانه ریختن

319
00:24:47,861 --> 00:24:49,261
‫رازیانه برای قلب خوبه

320
00:24:58,941 --> 00:25:00,381
‫چه اطلاعاتی برام آوردید؟

321
00:25:01,741 --> 00:25:03,041
‫حتماً یه چیزی تا الان فهمیدید

322
00:25:03,061 --> 00:25:04,821
‫کی پشت این ماجراست؟
‫نقشه‌شون چیه؟

323
00:25:04,901 --> 00:25:06,581
‫چرا من رو وارد ماجرا کردن؟
‫چی؟

324
00:25:06,661 --> 00:25:08,141
‫این یه مصاحبه‌ی پلیسیه، آقای گولد

325
00:25:08,221 --> 00:25:10,901
‫- ما سوال می‌پرسیم
‫- باید بگی سر توبی گولد

326
00:25:11,701 --> 00:25:12,860
‫اومدید توی خونه‌ی من،

327
00:25:12,861 --> 00:25:15,381
‫کمترین کاری که می‌تونید بکنید
‫اینه که اسمم رو درست صدا کنید

328
00:25:15,461 --> 00:25:16,761
‫چی فهمیدید؟

329
00:25:17,341 --> 00:25:20,501
‫ادعا می‌کنید هیچ اطلاعی از پولی
‫که به حساب‌تون واریز شده ندارید؟

330
00:25:20,581 --> 00:25:23,861
‫معلومه که اطلاعی ندارم.
‫اولین بار که شنیدم، یه خبرنگار

331
00:25:23,981 --> 00:25:27,181
‫از روزنامه‌ی تایمز بهم زنگ زد.
‫چقدر این پلیس‌تون باهوشه!

332
00:25:27,901 --> 00:25:29,100
‫تو چی؟

333
00:25:29,101 --> 00:25:31,821
‫تو توی اِم‌آی۵ هستی.
‫تو چیزی نمی‌دونی؟

334
00:25:32,141 --> 00:25:33,661
‫متأسفانه نه، سر توبی

335
00:25:35,261 --> 00:25:37,821
‫- اون کیه؟
‫- ایشون درن یوشیداست

336
00:25:37,901 --> 00:25:41,821
‫اون یه بازپرس ارشد مالی
‫در واحد جرایم اقتصادی ماست

337
00:25:41,901 --> 00:25:45,501
‫شوخی می‌کنی؟ یه حسابداره؟
‫یه حسابدار بی‌عرضه رو مسئول این پرونده کردید؟

338
00:25:45,581 --> 00:25:47,661
‫هدف اصلی این مصاحبه،

339
00:25:47,741 --> 00:25:50,621
‫علاوه‌بر کمک کردن به شما، سر توبی،

340
00:25:51,421 --> 00:25:53,781
‫اینه که ازتون بخوایم بهمون اجازه‌ی
‫دسترسی به صورت‌حساب‌های مورد نظر رو بدید

341
00:25:53,861 --> 00:25:55,221
‫- امکان نداره
‫- مطمئن نیستم…

342
00:25:55,301 --> 00:25:56,540
‫امکان نداره. به هیچ عنوان

343
00:25:56,541 --> 00:26:00,781
‫اسنادی رو بهتون تحویل نمی‌دم
‫که وزارت دفاع

344
00:26:00,861 --> 00:26:04,861
‫اونا رو در چارچوب قانون
‫اسرار رسمی قرار داده

345
00:26:04,941 --> 00:26:08,221
‫- خیالتون راحت باشه، سر توبی، هیچ‌کدوم‌شون…
‫- امکان نداره!

346
00:26:09,421 --> 00:26:10,721
‫فهمیدی؟

347
00:26:11,301 --> 00:26:13,221
‫در این صورت،

348
00:26:13,941 --> 00:26:15,797
‫شاید بهتر باشه در مورد
‫موضوع مهم و فوری‌تر حرف بزنیم

349
00:26:15,821 --> 00:26:17,157
‫این‌که شما پول دزدیده‌شده رو برگردونید

350
00:26:17,181 --> 00:26:18,861
‫- من به هیچ عنوان…
‫- سر توبی

351
00:26:19,741 --> 00:26:24,781
‫متأسفانه پول دزدیده‌شده
‫دیگه توی حساب‌های ما نیست

352
00:26:25,261 --> 00:26:28,221
‫‏۱۰ دقیقه بعد از این‌که پول‌ها
‫واریز شدن، از حساب خارج شدن

353
00:26:28,301 --> 00:26:30,901
‫به احتمال زیاد حساب‌مون رو هک کردن

354
00:26:32,861 --> 00:26:35,661
‫یه نفر ۱۰ دقیقه
‫بعد از واریز پول‌ها

355
00:26:35,741 --> 00:26:38,341
‫- حساب‌تون رو هک کرده و پول‌ها رو برده؟
‫- متأسفانه بله

356
00:26:38,421 --> 00:26:41,621
‫همون‌طور که می‌تونید تصور کنید،
‫ما فوراً در حال بررسی این موضوع هستیم

357
00:26:41,701 --> 00:26:47,461
‫و ضمن ابراز همدردی عمیق
‫با قربانی‌های نگون‌بخت این ماجرا،

358
00:26:48,381 --> 00:26:50,901
‫پول توی حساب‌های ما نیست
‫که بخوایم پسش بدیم

359
00:26:50,981 --> 00:26:53,397
‫خب در اون صورت باید حتماً
‫صورت‌حساب‌ها رو بهمون بدید

360
00:26:53,421 --> 00:26:55,037
‫- تو نمی‌تونی به من بگی…
‫- حالا که پول رو بردن،

361
00:26:55,061 --> 00:26:57,101
‫همه فکر می‌کنن شما مسئول هستید

362
00:26:57,181 --> 00:26:59,061
‫همه‌ی روزنامه‌ها عکس شما رو می‌زنن

363
00:26:59,141 --> 00:27:01,277
‫وزارت دفاع ممکنه
‫قراردادهاش رو لغو کنه

364
00:27:01,301 --> 00:27:03,117
‫بدون شک قیمت
‫سهام‌تون سقوط می‌کنه

365
00:27:03,141 --> 00:27:06,021
‫اون اسناد تحت قانون
‫اسرار رسمی محافظت می‌شن

366
00:27:06,101 --> 00:27:07,997
‫نه، این‌طور نیست.
‫صورت‌حساب‌هایی از حساب‌های مخفی‌ای هستن

367
00:27:08,021 --> 00:27:09,584
‫که شما برای پرداخت رشوه‌ی غیرقانونی
‫ازشون استفاده می‌کنید

368
00:27:09,584 --> 00:27:10,571
‫خودمون از قبل این رو می‌دونیم

369
00:27:10,572 --> 00:27:13,021
‫احتمالاً همین‌الان که داریم صحبت می‌کنیم،
‫تایمز از این موضوع باخبر می‌شه

370
00:27:13,101 --> 00:27:14,797
‫تا چند روز آینده
‫همه‌ی اخبار در این مورد خواهند بود

371
00:27:14,821 --> 00:27:16,677
‫پس همون بهتره
‫صورت‌حساب‌ها رو به ما بدید

372
00:27:16,701 --> 00:27:20,741
‫نمی‌ذارم یه حسابدار بی‌عرضه
‫که به‌خاطر کار بلد نبودنش

373
00:27:20,821 --> 00:27:23,581
‫مجبور شده برای پلیس کار بکنه

374
00:27:23,661 --> 00:27:25,781
‫با من تحقیرآمیز حرف بزنه

375
00:27:28,781 --> 00:27:30,381
‫من در واقع یه حسابدار نیستم

376
00:27:31,741 --> 00:27:34,101
‫اصلاً مدرک حسابداری نگرفتم

377
00:27:34,181 --> 00:27:37,821
‫اما علاوه‌بر این‌که یه
‫بازپرس مالی کاملاً واجد شرایط هستم،

378
00:27:37,901 --> 00:27:40,141
‫یه تحلیلگر مالی واجد صلاحیت،

379
00:27:40,261 --> 00:27:44,581
‫تحلیلگر سرمایه‌گذاری رسمی جایگزین
‫و مدیر ریسک مالی معتبرم

380
00:27:45,741 --> 00:27:49,101
‫کمتر از ۱۰۰ نفر در سراسر جهان
‫این سه مدرک معتبر رو دارن

381
00:27:49,421 --> 00:27:52,301
‫این عنوان حرفه‌ای رو زمانی کسب کردم
‫که به عنوان مدیر ریسک

382
00:27:52,381 --> 00:27:53,821
‫توی شرکت «گرین
‫کرست کپیتال» کار می‌کردم،

383
00:27:53,901 --> 00:27:56,581
‫و بخش معاملات نوسان
‫کمیتی‌شون رو راه‌اندازی کردم

384
00:27:56,661 --> 00:27:57,789
‫،وقتی اون‌جا رو ترک کردم

385
00:27:57,790 --> 00:27:58,790
‫دارایی‌های تحت مدیریت‌مون
‫نزدیک به ۲۵ میلیارد دلار افزایش یافته بود

386
00:28:02,021 --> 00:28:04,021
‫سلاح‌های کشتار جمعی
‫خط قرمز من هستن

387
00:28:04,101 --> 00:28:06,741
‫ولی به جز اون مورد،
‫خیلی به هم شباهت داریم، سر توبی

388
00:28:08,101 --> 00:28:09,981
‫مثلاً بچه‌های من و بچه‌های شما
‫توی یه مدرسه تحصیل می‌کنن

389
00:28:10,061 --> 00:28:13,021
‫ولی بچه‌های من واقعاً
‫امتحان ورودی رو قبول شدن

390
00:28:19,381 --> 00:28:21,501
‫گورتون رو گم کنید

391
00:28:22,541 --> 00:28:24,197
‫- محض رضای خدا، درن
‫- ببخشید. فقط…

392
00:28:24,221 --> 00:28:26,101
‫خیلی تحقیرآمیز باهامون حرف می‌زد

393
00:28:26,181 --> 00:28:28,101
‫آره، چون می‌تونه

394
00:28:34,981 --> 00:28:36,901
‫می‌تونی بفهمی چی به چیه؟

395
00:28:37,701 --> 00:28:39,461
‫بدون صورت‌حساب‌های حساب نه

396
00:28:42,621 --> 00:28:44,301
‫حرف‌هایی که زدی حقیقت دارن؟

397
00:28:45,061 --> 00:28:46,381
‫- ‏۳ تا…
‫- مدرک رسمی؟

398
00:28:46,461 --> 00:28:47,941
‫- آره
‫- آره

399
00:28:48,021 --> 00:28:49,321
‫یعنی چی؟

400
00:28:50,141 --> 00:28:51,501
‫یه میلیاردری؟

401
00:28:53,261 --> 00:28:55,101
‫پدر و مادرم مهاجر بودن، ریس

402
00:28:56,261 --> 00:28:58,461
‫به مدت ۳۰ سال یه رستوران
‫ماهی و چیپس رو مدیریت می‌کردن

403
00:28:59,661 --> 00:29:01,821
‫می‌تونی هر طور دوست داری
‫من رو تعریف کنی

404
00:29:03,301 --> 00:29:04,601
‫کارآگاه‌ها

405
00:29:05,341 --> 00:29:07,781
‫خیلی بابت اتفاقی که افتاد متأسفم

406
00:29:07,861 --> 00:29:11,181
‫همون‌طور که می‌تونید تصور کنید،
‫سر توبی توی شرایط خیلی سختیه

407
00:29:11,261 --> 00:29:13,861
‫فقط می‌خوام بگم که ما کامل

408
00:29:13,941 --> 00:29:15,821
‫با ارزیابی شما از شرایط موجود موافقیم

409
00:29:15,901 --> 00:29:18,141
‫و به نفع گولد سیمونزه

410
00:29:18,221 --> 00:29:20,181
‫که هر طور می‌تونه
‫با پلیس همکاری کنه

411
00:29:20,261 --> 00:29:23,661
‫لطفاً یه ایمیل برام بفرستید
‫و من ترتیب می‌دم

412
00:29:23,741 --> 00:29:26,261
‫از طریق سرویس اسناد امن ما
‫صورت‌حساب‌ها براتون ارسال بشن

413
00:29:28,781 --> 00:29:31,901
‫یه موضوع دیگه هم هست
‫که باید بدونیدش

414
00:29:32,981 --> 00:29:35,741
‫وقتی پول حقوق بازنشستگی رو
‫از توی حساب ما برداشتن،

415
00:29:35,821 --> 00:29:39,541
‫پولی که از قبل توی
‫اون حساب‌ها بود رو هم بردن

416
00:29:39,621 --> 00:29:41,621
‫پول‌های گولد رو هم بردن؟

417
00:29:41,701 --> 00:29:44,781
‫خب، در اصل اون هیچ پولی
‫توی اون حساب‌ها نداشت

418
00:29:44,861 --> 00:29:47,261
‫اما اگه داشته، آره.
‫از اون هم دزدی کردن

419
00:29:47,341 --> 00:29:48,641
‫چقدر؟

420
00:29:48,861 --> 00:29:50,581
‫‏۱۴۷ میلیون

421
00:29:52,941 --> 00:29:55,621
‫فقط گفتیم بهتون اطلاع بدیم
‫چون توی بیانیه‌مون به رسانه‌ها

422
00:29:55,701 --> 00:29:57,701
‫به این سرقت اشاره می‌کنیم

423
00:29:59,101 --> 00:30:00,941
‫تا به نظر برسه قربانی هستید؟

424
00:30:01,901 --> 00:30:03,201
‫قربانی هستیم

425
00:30:04,301 --> 00:30:05,661
‫برای همین نیومدید این‌جا؟

426
00:30:32,781 --> 00:30:34,081
‫چه خبره؟

427
00:30:37,021 --> 00:30:38,381
‫فقط خودمون رو مشغول نگه می‌داریم

428
00:30:39,781 --> 00:30:41,381
‫نمی‌خوایم بزنه به سرمون

429
00:30:41,461 --> 00:30:42,761
‫برنامه‌مون…

430
00:30:43,941 --> 00:30:45,301
‫اصلاً عوض نشده؟

431
00:30:46,781 --> 00:30:47,860
‫چرا باید عوض بشه؟

432
00:30:47,861 --> 00:30:49,901
‫چون لو رفتیم

433
00:30:50,941 --> 00:30:54,541
‫از دفتر خبر داره.
‫شاید از این‌جا هم خبر داشته باشه

434
00:30:54,621 --> 00:30:57,341
‫ببین، برنامه‌مون همینه.
‫باید طبق برنامه پیش بریم

435
00:30:57,421 --> 00:30:59,781
‫این‌جا می‌مونیم محض اطمینان
‫شاید نیاز باشه کار دیگه‌ای بکنیم

436
00:30:59,861 --> 00:31:02,181
‫بعدش اجازه‌ی خروج می‌گیریم،
‫و پول رو می‌گیریم و می‌ریم

437
00:31:03,701 --> 00:31:04,780
‫هیچی عوض نشده

438
00:31:04,781 --> 00:31:08,981
‫می‌دونید، اگه من کسی بودم
‫که همه رو استخدام کرده بودم…

439
00:31:10,021 --> 00:31:11,781
‫منم همه رو یه جا ساکن می‌کردم

440
00:31:11,861 --> 00:31:13,461
‫یه جای راحت و باحال

441
00:31:13,541 --> 00:31:16,501
‫و وقتی زمان مناسب می‌رسید
‫همه رو با هم می‌کُشتم

442
00:31:17,701 --> 00:31:21,141
‫آخه در مورد کسی که براش
‫کار می‌کنیم چی می‌دونیم؟

443
00:31:21,901 --> 00:31:24,141
‫به جز چیزهایی که خودش
‫راجع به خودش گفته!

444
00:31:24,861 --> 00:31:28,581
‫گوش کن، فقط چند روز دیگه مونده،
‫بعدش همه‌چیز تموم می‌شه

445
00:31:28,661 --> 00:31:30,461
‫اینم یه موضوع دیگه‌ست
‫که اعصابم رو خراب کرده

446
00:31:30,541 --> 00:31:32,941
‫این کار بزرگی که داره
‫و همه‌مون منتظرشیم چیه؟

447
00:31:33,021 --> 00:31:35,461
‫خودت رو سرگرم کن، باشه؟

448
00:31:35,541 --> 00:31:39,021
‫ورزش و تمرین کن.
‫باعث می‌شه…

449
00:31:39,101 --> 00:31:40,401
‫باعث می‌شه چی؟

450
00:31:47,021 --> 00:31:48,321
‫این بدبینیت از بین بره

451
00:31:58,461 --> 00:31:59,761
‫کون لقتون

452
00:33:03,101 --> 00:33:04,401
‫خیلی‌خب

453
00:33:11,260 --> 00:33:13,632
‫[ نام کاربری - رمز عبور ]

454
00:33:14,601 --> 00:33:16,228
‫[ ورود ]

455
00:33:22,000 --> 00:33:24,497
‫[ جلسات کمیته‌ی سرمایه‌گذاری ]

456
00:33:46,581 --> 00:33:48,061
‫به نظرم حق با توئه

457
00:33:50,581 --> 00:33:52,021
‫چی می‌گی برای خودت؟

458
00:33:54,181 --> 00:33:56,261
‫این‌که وادارتون کردن
‫همه‌تون این‌جا بمونید

459
00:33:59,181 --> 00:34:00,481
‫خیلی مشکوکه

460
00:34:01,541 --> 00:34:03,741
‫درسته؟ اونا می‌دونن
‫و تو هم می‌دونی

461
00:34:05,861 --> 00:34:07,221
‫دارن بازیت می‌دن

462
00:34:11,621 --> 00:34:13,661
‫من بیشتر از اونا بهت نیاز دارم

463
00:34:14,981 --> 00:34:16,341
‫و پولم رو هم گرفتم

464
00:34:30,950 --> 00:34:38,661
‫[ عمو اِستفان: شرمنده، وامی در کار نیست ]

465
00:34:41,145 --> 00:34:43,182
‫[ پس چیکار کنم؟ ]

466
00:34:47,584 --> 00:34:51,065
‫[ از یکی از دوست‌هات قرض بگیر؟ ]

467
00:34:58,129 --> 00:35:02,219
‫[ گزارش ریسک کمیته‌ی سرمایه‌گذاری ]

468
00:35:07,941 --> 00:35:09,241
‫گندش بزنن

469
00:35:20,541 --> 00:35:22,421
‫- سلام؟
‫- خانم دان

470
00:35:23,781 --> 00:35:25,701
‫کارآگاه ارشد ریس کوواچ هستم

471
00:35:25,781 --> 00:35:28,861
‫می‌خواستم بدونم وقت دارید
‫چند تا سوال رو پاسخ بدید یا نه

472
00:35:28,941 --> 00:35:30,741
‫می‌دونم دیر وقته
‫اما خیلی کارم فوریه

473
00:35:30,821 --> 00:35:33,101
‫سلام، کارآگاه ارشد کوواچ

474
00:35:33,181 --> 00:35:36,181
‫من در واقع هنوز
‫توی دفتر لاکمیل هستم

475
00:35:36,261 --> 00:35:37,561
‫اگه خواستید تشریف بیارید

476
00:35:38,701 --> 00:35:40,001
‫الان میام

477
00:35:45,315 --> 00:35:46,741
‫[ چاپ صفحات ۱ تا ۱۰ ]

478
00:35:53,233 --> 00:35:54,965
‫ببخشید

479
00:35:54,966 --> 00:35:56,417
‫ممکنه کسی این‌جا باشه

480
00:36:03,781 --> 00:36:07,461
‫ببین، این‌جاست.
‫بهت گفتم

481
00:36:07,541 --> 00:36:10,461
‫یالا. بیا قبل از این‌که کسی بیاد
‫از این‌جا بریم

482
00:36:11,141 --> 00:36:14,621
‫می‌تونیم همین‌جا کارمون رو بکنیم

483
00:36:17,141 --> 00:36:20,261
‫جدی؟ چطوره بریم خونه‌ی من؟

484
00:36:21,741 --> 00:36:23,041
‫اوهوم

485
00:36:25,141 --> 00:36:26,441
‫عجیبه

486
00:36:28,261 --> 00:36:29,561
‫چاپگر روشنه

487
00:36:32,101 --> 00:36:33,401
‫مایلو!

488
00:36:34,701 --> 00:36:36,001
‫بیا بریم سراغ کارهای مهم‌تر

489
00:36:41,981 --> 00:36:43,281
‫بزن بریم پس

490
00:36:45,261 --> 00:36:46,561
‫ممنون

491
00:37:07,141 --> 00:37:08,441
‫دفتر جدیدته؟

492
00:37:08,901 --> 00:37:10,201
‫سود ضربه‌ی روحی خوردنه

493
00:37:11,501 --> 00:37:16,181
‫قضیه‌ی تماس تلفنی چی بود،
‫کارآگاه ارشد کوواچ؟

494
00:37:16,701 --> 00:37:18,781
‫فکر می‌کنی تماس‌هامون شنود می‌شن؟

495
00:37:18,861 --> 00:37:21,861
‫نه. فقط دوست دارم به مردم زنگ بزنم
‫و مثل ربات حرف بزنم

496
00:37:24,061 --> 00:37:26,621
‫باید این‌طور فکر کنیم
‫که تو تحت نظری

497
00:37:27,221 --> 00:37:28,981
‫صبر کن، این‌که همدیگه رو
‫می‌بینیم کار درستیه؟

498
00:37:29,061 --> 00:37:32,541
‫واقعاً نه. اما گفتم شاید بخوای
‫یه نفر تا هتل همراهیت کنه

499
00:37:33,581 --> 00:37:36,061
‫می‌دونی، محض اطمینان

500
00:37:40,621 --> 00:37:42,261
‫قبل از این‌که بیام این‌جا
‫یه نفر بهم زنگ زد

501
00:37:42,941 --> 00:37:45,741
‫مشاور املاکی که زیرزمین رو
‫به سارق‌ها اجاره داده بود

502
00:37:46,421 --> 00:37:49,181
‫با یه شرکت صوری
‫توی پاناما قرارداد بسته

503
00:37:49,261 --> 00:37:50,741
‫نتیجه‌ای نداشت.
‫تو چی؟

504
00:37:50,821 --> 00:37:52,121
‫چیزی پیدا نکردی؟

505
00:37:55,861 --> 00:37:58,581
‫تصمیم برای تبدیل همه‌ی
‫سرمایه‌ها به پول نقد،

506
00:37:58,661 --> 00:38:01,541
‫توی جلسه‌ی کمیته و بر اساس
‫یه گزارش ریسک گرفته شده

507
00:38:02,381 --> 00:38:04,661
‫اون تصمیم بر اساس شاخص‌های
‫اندازه‌گیری ریسک گرفته شده

508
00:38:04,781 --> 00:38:06,081
‫پس من اشتباه فکر می‌کردم؟

509
00:38:06,421 --> 00:38:08,181
‫هیچ شخصی پشت اون ماجرا نبوده؟

510
00:38:09,221 --> 00:38:11,141
‫شاید، شاید هم بوده

511
00:38:11,901 --> 00:38:15,821
‫اما توی این فکر بودم که شاید یه نفر
‫اعداد گزارش ریسک رو دستکاری کرده

512
00:38:15,901 --> 00:38:18,701
‫می‌دونسته با اون کار
‫همه‌ی سرمایه‌گذاری‌ها نقد می‌شن

513
00:38:20,661 --> 00:38:21,961
‫این گزارشه

514
00:38:22,341 --> 00:38:23,641
‫اسامی رو ببین

515
00:38:25,821 --> 00:38:27,661
‫کِیت، مایلو و لینا

516
00:38:27,741 --> 00:38:30,221
‫لینا حدوداً ۳ ماه پیش
‫برگشت به لهستان،

517
00:38:30,301 --> 00:38:32,381
‫و اگه اون رو دیده بودی،
‫الان مطمئن بودی که کار اون نبوده

518
00:38:32,461 --> 00:38:35,541
‫پس فقط مایلو و کیت می‌مونن

519
00:38:36,381 --> 00:38:39,421
‫مایلو یه‌کم احمقه، اما کیت…

520
00:38:39,501 --> 00:38:41,741
‫کیت مسئول اون تیمه

521
00:38:41,821 --> 00:38:43,981
‫همه‌ی گزارش‌ها رو بررسی می‌کنه،

522
00:38:44,621 --> 00:38:47,781
‫و اگه اعداد اشتباه بوده باشن،
‫اون حتماً متوجه شده

523
00:38:48,421 --> 00:38:51,301
‫پس اگه مغز متفکر ماجرا توی
‫لاکمیل باشه، قطعاً کیته

524
00:38:54,781 --> 00:38:56,081
‫قدم بعدی چی؟

525
00:38:56,101 --> 00:38:58,221
‫می‌تونی بفهمی اعداد اشتباهن یا نه؟

526
00:38:58,301 --> 00:39:00,661
‫می‌تونم سعی کنم
‫مهندسی معکوس کنم،

527
00:39:00,741 --> 00:39:02,981
‫اما مثل پیدا کردن سوزن
‫توی انبار کاهه

528
00:39:03,781 --> 00:39:05,917
‫نمی‌تونی یه تیم بفرستی
‫کیت رو زیر نظر داشته باشن؟

529
00:39:05,941 --> 00:39:08,981
‫- اون‌وقت اِم‌آی۵ متوجه می‌شه
‫- باشه، خیلی‌خب

530
00:39:10,621 --> 00:39:14,021
‫- شروع می‌کنم اعداد رو بررسی می‌کنم
‫- خیلی خوبه، زارا

531
00:39:14,981 --> 00:39:17,701
‫داریم پیشرفت می‌کنیم.
‫تحقیقات همین‌طوری انجام می‌شن

532
00:39:17,781 --> 00:39:19,081
‫نه، به‌خاطر اون ناراحت نیستم

533
00:39:20,221 --> 00:39:22,701
‫از صبح این‌جا گیر افتادم

534
00:39:22,781 --> 00:39:26,821
‫حتی فکر کردن به رفتن توی اون هتل
‫باعث می‌شه حمله‌ی عصبی بهم دست بده

535
00:39:31,141 --> 00:39:33,661
‫این‌که بریم بیرون غذا بخوریم
‫چقدر خطرناکه؟

536
00:39:34,581 --> 00:39:36,141
‫شاید یه جای خصوصی بلد باشم

537
00:39:43,101 --> 00:39:44,621
‫ریس، چطوری؟

538
00:39:44,701 --> 00:39:46,301
‫خوبم. می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

539
00:39:54,621 --> 00:39:55,921
‫سلام

540
00:40:01,661 --> 00:40:02,961
‫تصمیم نهایی رو بگیر

541
00:40:15,541 --> 00:40:16,841
‫ممنون، جِی

542
00:40:22,461 --> 00:40:23,761
‫خب…

543
00:40:24,461 --> 00:40:27,221
‫قضیه‌ی این‌جا چیه، ها؟

544
00:40:27,581 --> 00:40:28,981
‫بعضی‌وقت‌ها این‌جا پوکر بازی می‌کنم

545
00:40:30,661 --> 00:40:34,461
‫پس پلیسی هستی که توی
‫جلسات قمار غیرقانونی پوکر بازی می‌کنی؟

546
00:40:34,541 --> 00:40:37,901
‫برگزاری جلسات پوکر یا قمار
‫توی بریتانیا غیرقانونی نیست

547
00:40:38,861 --> 00:40:40,621
‫پس چرا این‌جا بازی می‌کنی،
‫نه توی یه کازینو؟

548
00:40:41,541 --> 00:40:42,841
‫چون کیف می‌ده

549
00:40:50,941 --> 00:40:53,421
‫اولین بار کِی فهمیدی
‫من دارم دروغ می‌گم؟

550
00:40:57,141 --> 00:40:58,441
‫اون شب توی ساختمون لوک

551
00:41:00,221 --> 00:41:02,581
‫و به‌خاطر شرایط متوجه شدم،
‫نه از روی حرف‌های تو

552
00:41:03,301 --> 00:41:05,181
‫در واقع دروغ‌گوی خیلی خوبی هستی

553
00:41:05,261 --> 00:41:06,561
‫و اِستراتژیست خوبی هم هستی

554
00:41:07,181 --> 00:41:08,821
‫بازیکن پوکر خیلی خوبی می‌شی

555
00:41:09,741 --> 00:41:11,901
‫فکر نکنم

556
00:41:12,741 --> 00:41:14,041
‫اصلاً ریسک‌پذیر نیستم

557
00:41:14,661 --> 00:41:16,781
‫خودت رو درگیر یه سرقت بزرگ کردی

558
00:41:16,861 --> 00:41:20,061
‫خب، ولی من‌که نمی‌دونستم
‫یه سرقت بزرگه، نه؟

559
00:41:20,541 --> 00:41:25,061
‫برای اولین بار توی عمرم یه کار رو
‫بدون برنامه‌ریزی انجام دادم و دهنم سرویس شد

560
00:41:26,701 --> 00:41:28,981
‫اگه می‌دونستم قضیه چیه
‫امکان نداشت قبول کنم

561
00:41:31,461 --> 00:41:33,661
‫ترفند بازی پوکر هم همینه

562
00:41:34,581 --> 00:41:37,021
‫باید ریسک رو از استراتژی جدا کنی

563
00:41:37,741 --> 00:41:40,101
‫اگه نگران باختن باشی،
‫بد بازی می‌کنی،

564
00:41:41,381 --> 00:41:42,681
‫و می‌بازی

565
00:41:44,021 --> 00:41:46,941
‫شاید به همین دلیل سر
‫از بخش پشتیبانی لاکمیل درآوردم

566
00:41:47,021 --> 00:41:50,621
‫صبر کن، یعنی بچه که بودی آرزو نداشتی
‫بعداً تحلیل‌گر تسویه‌ی معاملات بشی؟

567
00:41:50,701 --> 00:41:53,381
‫تحلیل‌گر پشتیبانی و تسویه‌ی معاملات

568
00:41:53,901 --> 00:41:58,461
‫و نه، هیچ‌وقت نمی‌دونستم
‫می‌خوام توی زندگیم چیکار کنم

569
00:41:58,541 --> 00:42:01,941
‫لاکمیل قرار بود یه کار موقتی باشه
‫تا وقتی یه برنامه‌ای بریزم

570
00:42:03,181 --> 00:42:05,061
‫این‌که ندونی می‌خوای چیکار کنی
‫حتماً خیلی سخته

571
00:42:06,341 --> 00:42:07,641
‫ولی زندگی خیلی کوتاهه

572
00:42:08,501 --> 00:42:11,221
‫شاید بهتره یه چیزی رو انتخاب کنی
‫و خودت رو توش غرق کنی؟

573
00:42:11,821 --> 00:42:15,381
‫نه، آخه…
‫اگه کارت رو دوست نداشته باشی،

574
00:42:15,461 --> 00:42:17,061
‫هیچ‌وقت حرفه‌ای نمی‌شی

575
00:42:17,141 --> 00:42:19,581
‫ولی بازم بهتر از اینه
‫که توی حاشیه باشی

576
00:42:22,341 --> 00:42:24,661
‫شاید برای همین
‫توی سرقت همکاری کردی

577
00:42:25,621 --> 00:42:28,661
‫و حالا که وسط ماجرایی
‫و داری با شرایط کنار میایی،

578
00:42:29,861 --> 00:42:31,161
‫شاید برات هیجان‌انگیزه

579
00:42:31,901 --> 00:42:34,581
‫شاید برای تو هیجان‌انگیز باشه،

580
00:42:34,661 --> 00:42:38,141
‫اما حالم به هم می‌خوره، ریس

581
00:42:38,221 --> 00:42:39,521
‫مثل سگ می‌ترسم

582
00:42:39,861 --> 00:42:42,061
‫توی یه هتل مزخرف می‌خوابم

583
00:42:42,141 --> 00:42:44,541
‫دو روزه لباس‌هام رو عوض نکردم

584
00:42:44,621 --> 00:42:47,421
‫توی این چند روز نصف یه بطری
‫خوشبوکننده رو خالی کردم

585
00:42:52,101 --> 00:42:53,401
‫پس چرا قبول کردی؟

586
00:42:55,541 --> 00:42:56,841
‫نمی‌دونم

587
00:42:57,461 --> 00:42:59,301
‫برای این‌که لوک خفه‌خون بگیره؟

588
00:43:00,581 --> 00:43:01,881
‫چون خیلی احمقم؟

589
00:43:04,221 --> 00:43:06,221
‫چون بهم ۱۰۰ هزار پیشنهاد دادن؟

590
00:43:09,541 --> 00:43:12,541
‫ولی خب هیچ پولی بهم ندادن.
‫پس الکی انجامش دادم

591
00:43:17,581 --> 00:43:19,861
‫آدم فکر می‌کنه وقتی
‫اون همه پول به جیب زدن

592
00:43:19,941 --> 00:43:21,501
‫یه چیزی هم به تو دادن

593
00:43:22,861 --> 00:43:25,581
‫‏۴ میلیارد پوند دزدیدن،
‫ولی ۱۰۰ هزار به تو ندادن؟

594
00:43:29,101 --> 00:43:30,401
‫داستان زندگیم همینه

595
00:43:46,541 --> 00:43:50,101
‫خب، ممنون که بهم کمک کردی
‫این اتفاق اجتناب‌ناپذیر رو عقب بندازم

596
00:43:50,981 --> 00:43:52,281
‫فقط یه هتله

597
00:43:53,741 --> 00:43:56,461
‫نه، نیست.
‫منم که از ترس جونم قایم شدم

598
00:43:56,541 --> 00:43:59,621
‫چون به شدت احمق و بی‌شعورم

599
00:44:01,461 --> 00:44:02,761
‫احمق نیستی، زارا

600
00:44:04,301 --> 00:44:08,741
‫تو باهوش، توانا، مدبر
‫و برنامه‌ریزی و…

601
00:44:11,821 --> 00:44:13,581
‫من تنها کسی نیستم
‫که این‌طور فکر می‌کنم

602
00:44:16,061 --> 00:44:17,361
‫باشه

603
00:44:19,141 --> 00:44:22,541
‫دیگه چه کسی طرفدار زاراست؟

604
00:44:26,261 --> 00:44:27,561
‫مامانت

605
00:44:28,061 --> 00:44:30,541
‫- باهاش حرف زدم…
‫- با مامانم حرف زدی؟

606
00:44:31,381 --> 00:44:32,681
‫چرا؟

607
00:44:32,741 --> 00:44:34,477
‫چون یه کارآگاهم
‫و تو هم یه مظنونی

608
00:44:34,501 --> 00:44:35,801
‫یه عوضیه

609
00:44:36,781 --> 00:44:38,341
‫آره، می‌دونم

610
00:44:40,381 --> 00:44:41,681
‫خب، چی گفت؟

611
00:44:42,341 --> 00:44:43,741
‫همین چیزهایی رو گفت
‫که من الان گفتم

612
00:44:43,821 --> 00:44:45,821
‫تو باهوش و توانایی،
‫ولی می‌ترسی

613
00:44:45,901 --> 00:44:48,381
‫- خودت رو توی خطر قرار بدی، چون…
‫- وای! عجب! باشه

614
00:44:48,461 --> 00:44:50,661
‫برو سر اصل مطلب، ریس

615
00:44:50,741 --> 00:44:53,661
‫همین مدت کم که من رو دیدی
‫همه‌ی اینا رو فهمیدی؟

616
00:44:53,741 --> 00:44:55,661
‫کم بود، اما دوران خیلی پرتنشی بود

617
00:45:01,581 --> 00:45:03,741
‫ببین، نمی‌تونم تصور کنم
‫چه حسی داشتی…

618
00:45:03,821 --> 00:45:06,341
‫- دارم می‌رم، می‌رم
‫- زارا. صبر کن!

619
00:45:11,581 --> 00:45:15,301
‫یه چیز دیگه بگم. مامانم دلیلی
‫برای این نیست که دلت برام بسوزه

620
00:45:15,381 --> 00:45:16,681
‫- باشه؟
‫- باشه

621
00:45:22,181 --> 00:45:24,621
‫و یه چیز دیگه.
‫هیچ‌کس نباید بر اساس خودشیفتگی

622
00:45:24,701 --> 00:45:27,141
‫و عوضی بودن مادرم
‫من رو قضاوت کنه، باشه؟

623
00:45:27,221 --> 00:45:28,701
‫من زارای بازمانده نیستم

624
00:45:29,581 --> 00:45:31,421
‫با توجه به شرایط خودم این‌قدر داغونم

625
00:45:31,941 --> 00:45:34,341
‫زارا! زارا، تو اصلاً داغون نـ…

626
00:45:52,541 --> 00:45:54,101
‫- ریس؟
‫- یه دقیقه بهم فرصت بده، باشه؟

627
00:45:59,981 --> 00:46:01,581
‫همیشه همین‌قدر فراریه؟

628
00:46:01,661 --> 00:46:02,900
‫مضطربه

629
00:46:02,901 --> 00:46:06,141
‫همه‌مون مضطربیم، الی.
‫پرونده‌ی بزرگیه، فشار زیادی هست

630
00:46:08,261 --> 00:46:09,781
‫ولی مزایای زیادی هم داره…

631
00:46:11,901 --> 00:46:13,201
‫برای آدم مناسب

632
00:46:23,469 --> 00:46:24,750
‫[ اجرای شبیه‌سازی ]

633
00:46:25,270 --> 00:46:28,359
‫[ حدوداً یک ساعت باقی مانده… ]

634
00:46:44,717 --> 00:46:46,480
‫[ حدوداً ۵۸ دقیقه باقی مانده… ]

635
00:47:09,161 --> 00:47:11,744
‫[ شرمنده بابت دیشب.
‫خیلی عوضی بودم ]

636
00:47:44,181 --> 00:47:46,181
‫می‌شه این‌جا بشینم؟
‫هیچ‌جای دیگه‌ای خالی نیست

637
00:48:01,941 --> 00:48:05,181
‫مردی که سمت راستت نشسته
‫یه سرنگ دستش گرفته

638
00:48:10,461 --> 00:48:14,061
‫سرنگ حاوی سمیه
‫که در عرض ۱۰ دقیقه دخلت رو میاره

639
00:48:17,501 --> 00:48:18,981
‫به نظر می‌رسه
‫دچار حمله‌ی قلبی شدی

640
00:48:20,141 --> 00:48:22,301
‫تبدیل می‌شی به یکی از اون پرونده‌هایی
‫که خبرشون رو می‌شنوی

641
00:48:23,301 --> 00:48:26,821
‫مرد جوونی که خیلی ناگهانی بر اثر
‫یه بیماری قلبی تشخیص داده نشده مُرد

642
00:48:28,421 --> 00:48:30,021
‫فقط کافیه من سرم رو تکون بدم

643
00:48:31,261 --> 00:48:34,861
‫و قبل از این‌که کسی متوجه بشه
‫سرنگ وارد رون پات می‌شه و خارج می‌شه

644
00:48:40,901 --> 00:48:42,201
‫از طرف اِم‌آی۵ اومدی

645
00:48:43,021 --> 00:48:44,321
‫جداً؟

646
00:48:46,061 --> 00:48:47,581
‫غذات رو بخور

647
00:48:48,621 --> 00:48:52,181
‫و وقتی دو تا مرد کناریت بلند شدن،
‫تو هم همراهشون بلند شو

648
00:48:53,221 --> 00:48:54,797
‫و اونا هم اجازه می‌دن
‫جلوتر ازشون حرکت کنی

649
00:48:54,821 --> 00:48:57,501
‫چون جوون‌های خیلی خیلی محترمی‌ان

650
00:48:58,781 --> 00:49:00,941
‫بعدش سه تاتون می‌رید بیرون

651
00:49:01,701 --> 00:49:05,061
‫و تو سوار تاکسی‌ای می‌شی
‫که اون‌طرف جاده منتظره

652
00:49:06,701 --> 00:49:08,001
‫باشه؟

653
00:49:12,701 --> 00:49:14,001
‫مشکلی نیست

654
00:49:15,661 --> 00:49:18,021
‫ولی دیگه گرسنه‌م نیست

655
00:49:22,181 --> 00:49:23,481
‫پس برو

656
00:49:57,035 --> 00:50:17,035
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

