1
00:00:00,221 --> 00:00:03,521
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

2
00:00:04,024 --> 00:00:05,127
‫- دارم با یکی قرار می‌ذارم
‫- کجا می‌مونی؟

3
00:00:05,151 --> 00:00:07,421
‫- اسمش چیه؟
‫- جسی

4
00:00:07,445 --> 00:00:09,381
‫نگرانم که زیادی وابسته بشم

5
00:00:09,405 --> 00:00:11,007
‫پس قراره یه مدتی این‌جا بمونی؟

6
00:00:11,031 --> 00:00:11,675
‫اگه خواستی با یه آدم حرفه‌ایه

7
00:00:11,699 --> 00:00:13,051
‫نابلد حرف بزنی بهم زنگ بزن

8
00:00:13,075 --> 00:00:15,429
‫- حرفه‌ای توی چی؟
‫- اجتناب

9
00:00:15,453 --> 00:00:17,639
‫- چرا داری تعقیبم می‌کنی؟
‫- فردریک استنتون هستم

10
00:00:17,663 --> 00:00:21,375
‫من دوست آنا هستم.
‫می‌تونم چندتا سوال ازتون بپرسم؟

11
00:00:27,131 --> 00:00:28,775
‫قرار نیست توی این گودال بمیری، آنا

12
00:00:28,799 --> 00:00:31,278
‫تو قراره کاری رو که برای زنده‌موندن
‫لازمه رو انجام بدی

13
00:00:31,302 --> 00:00:33,137
‫فهمیدی؟

14
00:00:37,350 --> 00:00:39,661
‫بعضی چیزها کیهانی‌ان

15
00:00:39,685 --> 00:00:43,290
‫الگوها، ارتباطات

16
00:00:43,314 --> 00:00:45,542
‫قبلاً تاریکی برامون عادی بود

17
00:00:45,566 --> 00:00:48,587
‫الان دیدن عجایب جهان هستی خیلی نادره

18
00:00:48,611 --> 00:00:52,466
‫یا باید خوش‌شانس باشی
‫یا توی یه پارک با آسمونِ تاریک باشی

19
00:00:52,490 --> 00:00:54,551
‫بعد هنوزم اون سورپرایزه سرجاشه

20
00:00:54,575 --> 00:00:56,803
‫- عاشق مهمونی‌های رصد ستاره‌هام
‫- آره

21
00:00:56,827 --> 00:00:59,181
‫سرمای این هوا رو کم می‌کنه

22
00:00:59,205 --> 00:01:02,832
‫می‌دونی دیگه چی سرمای
‫هوا رو کم می‌کنه؟

23
00:01:04,835 --> 00:01:06,229
‫از وقتی از غار برگشتی

24
00:01:06,253 --> 00:01:08,649
‫خیلی تنها بودی

25
00:01:08,673 --> 00:01:11,234
‫من به ستاره‌ها بیشتر
‫از خودم اطمینان دارم

26
00:01:11,258 --> 00:01:13,718
‫فقط می‌خوام یه‌کمی تنها باشم.
‫جدی میگم

27
00:01:15,805 --> 00:01:17,658
‫خب، خیلی سال‌ها قبل، مردم
‫سر این‌که نمی‌دونستن

28
00:01:17,682 --> 00:01:19,785
‫چطور شکار کنن، داشتن از
‫گرسنگی می‌مُردن

29
00:01:19,809 --> 00:01:22,245
‫پس گرگ‌ها دلشون به حالمون سوخت،

30
00:01:22,269 --> 00:01:24,456
‫و بهمون یاد دادن چطور شکار کنیم

31
00:01:24,480 --> 00:01:28,710
‫- اونا رو شکار کنن؟
‫- نه، مثل بوفالو، گوزن شمالی

32
00:01:28,734 --> 00:01:30,837
‫حیوون‌هایی که سُم دارن

33
00:01:30,861 --> 00:01:35,258
‫و برای همینه که به اون
‫توده ستاره‌های اون‌جا،

34
00:01:35,282 --> 00:01:38,303
‫میگن «ردپای گرگ». ماکوی‌یوهسوکویی

35
00:01:38,327 --> 00:01:40,472
‫این‌جوری بود که گرگ‌ها
‫به زمین اومدن

36
00:01:40,496 --> 00:01:42,599
‫ترکوندی!

37
00:01:42,623 --> 00:01:45,185
‫- حس می‌کنم آنا داره ازم دوری می‌کنه
‫- می‌دونی چیه، رفیق؟

38
00:01:45,209 --> 00:01:47,437
‫تو هی داری خودتو

39
00:01:47,461 --> 00:01:50,857
‫- بهش نزدیک می‌کنی
‫- یعنی میگی بِکشم کنار؟

40
00:01:50,881 --> 00:01:52,317
‫آره!

41
00:01:52,341 --> 00:01:54,778
‫پاپ‌کورن می‌خوای؟

42
00:01:54,802 --> 00:01:58,198
‫نگاه کردن به ستاره‌ها
‫هم شده کارِ رسمیِ اف‌بی‌آی؟

43
00:01:58,222 --> 00:02:00,283
‫آره، اگه می‌خوای
‫یه چیزی بهم بگی...

44
00:02:00,307 --> 00:02:03,328
‫آره، دیگه میرم

45
00:02:03,352 --> 00:02:06,790
‫بعد می‌تونی اون تخت دوطبقه‌ی
‫زبر رو پس بگیری

46
00:02:06,814 --> 00:02:10,168
‫نمی‌دونم شما جنگلبان‌ها چطور این
‫کار رو می‌کنین، رفیق

47
00:02:10,192 --> 00:02:11,192
‫به کجا میگی خونه؟

48
00:02:14,321 --> 00:02:17,575
‫آره، سوال خیلی خوبیه

49
00:02:24,957 --> 00:02:28,520
‫کُل جهان هستی اون بالاست

50
00:02:28,544 --> 00:02:30,856
‫چطور کسی می‌تونه بگه
‫که ما تنهاییم؟

51
00:02:30,880 --> 00:02:33,608
‫من میگم

52
00:02:33,632 --> 00:02:35,986
‫به موجودات فضایی باور نداری؟

53
00:02:36,010 --> 00:02:38,929
‫اونو نمی‌دونم.
‫ولی به‌نظرم که تنهاییم

54
00:02:44,393 --> 00:02:48,355
‫آره

55
00:02:57,406 --> 00:02:59,718
‫فضایی‌ها هستن یا نیستن؟

56
00:02:59,742 --> 00:03:01,887
‫کریستینا این بحث رو پیش کشید.
‫به‌نظرت ما تنهاییم؟

57
00:03:01,911 --> 00:03:03,972
‫باشه، ولی فکر نکنم دلت بخواد
‫با من این بحث رو بُکنی

58
00:03:03,996 --> 00:03:06,933
‫جدی، فردی؟

59
00:03:06,957 --> 00:03:09,269
‫بگو دیگه

60
00:03:09,293 --> 00:03:11,438
‫باشه، این‌جوریاس؟

61
00:03:11,462 --> 00:03:13,523
‫خیلی‌خب

62
00:03:13,547 --> 00:03:15,484
‫خب، باید بدونی که، اولین‌بار
‫توی مونتانا

63
00:03:15,508 --> 00:03:17,944
‫- گزارشِ دیدن یه یواِی‌پی رو دادن
‫- ببخشید؟

64
00:03:17,968 --> 00:03:21,615
‫- ببخشید. یواِی‌پی چیه؟
‫- یه پدیده‌ی هوایی ناشناخته
‫(بشقاب‌پرنده)

65
00:03:21,639 --> 00:03:23,909
‫یا پدیده‌ی ناهنجار ناشناخته

66
00:03:23,933 --> 00:03:25,994
‫وای خدایا! تو از اونایی هستی
‫فکر می‌کنن بشقاب پرنده‌ها وجود دارن

67
00:03:26,018 --> 00:03:28,580
‫چرا این‌قدر قضاوت می‌کنی، پیجن؟

68
00:03:28,604 --> 00:03:30,874
‫چه باحال!

69
00:03:30,898 --> 00:03:32,941
‫خیلی از آدما از این پدیده‌ها می‌بینن

70
00:03:34,985 --> 00:03:38,215
‫منظورم، همون یاروییه که
‫فیلم مونتانا رو گرفت

71
00:03:38,239 --> 00:03:41,510
‫مربی بیسبال بود.
‫یه آدمِ معمولی

72
00:03:41,534 --> 00:03:45,555
‫بعدش توی سال ۱۹۵۰، از سه‌تا
‫جسمِ کروی که داشتن جوری حرکت می‌کردن

73
00:03:45,579 --> 00:03:47,990
‫که حتی پهبادم اون‌جوری
‫نمی‌تونست فیلم گرفت

74
00:03:48,014 --> 00:03:48,809
‫پهبادم نمی‌تونست

75
00:03:48,833 --> 00:03:51,311
‫ببین، خودت پرسیدی، منم دارم
‫بهت میگم

76
00:03:51,335 --> 00:03:53,480
‫دست از سرم بردار!

77
00:03:53,504 --> 00:03:55,691
‫سرتاسر مونتانا پُر از سیلوهای
‫موشک‌های هسته‌ای مینیوت‌من بود

78
00:03:55,715 --> 00:03:57,401
‫نیروی هوایی داشت پروازهای
‫تمرینی انجام می‌داد

79
00:03:57,425 --> 00:03:59,194
‫- اصلاً امکان نداره...
‫- سیلوهای مینیوت‌من

80
00:03:59,218 --> 00:04:00,570
‫توی دهه ۶۰ ساخته شدن، خب؟

81
00:04:00,594 --> 00:04:02,614
‫ده سال بعدش

82
00:04:02,638 --> 00:04:04,074
‫و حالا که صحبتش شد...

83
00:04:04,098 --> 00:04:06,451
‫- آره
‫- کُلی از خلبان‌های جنگنده

84
00:04:06,475 --> 00:04:08,704
‫- از اون پدیده‌های ناشناخته دیدن
‫- باشه

85
00:04:08,728 --> 00:04:11,373
‫خودت تا حالا دیدی؟

86
00:04:11,397 --> 00:04:13,607
‫تف توش!

87
00:04:18,070 --> 00:04:20,447
‫داره برق می‌زنه؟

88
00:04:26,579 --> 00:04:28,724
‫جناب؟

89
00:04:28,748 --> 00:04:30,767
‫جناب، حالتون خوبه؟

90
00:04:30,791 --> 00:04:34,688
‫آه... فر.. سکا

91
00:04:34,712 --> 00:04:36,606
‫جناب، جناب، جناب، اینو بگیرید

92
00:04:36,630 --> 00:04:39,258
‫اینو بپوشید

93
00:04:40,634 --> 00:04:43,071
‫جناب؟ جناب، می‌تونی بگی چه اتفاقی افتاد؟

94
00:04:43,095 --> 00:04:45,556
‫از آسمون افتادم...

95
00:04:48,521 --> 00:04:54,521
« Fx مترجم : ابوالفضل »

96
00:04:57,321 --> 00:04:59,821
« آنـا پـیـجـن »
« فـصـل اول: قسمت هــفــتــم »

97
00:05:02,823 --> 00:05:05,635
‫می‌تونم بپرسم اسم‌تون چیه، جناب؟

98
00:05:05,659 --> 00:05:07,971
‫آره بپرس

99
00:05:07,995 --> 00:05:11,016
‫- نمی‌دونم
‫- قبل این‌که این اتفاق برات بیفته،

100
00:05:11,040 --> 00:05:12,934
‫کجا بودی؟

101
00:05:12,958 --> 00:05:14,770
‫می‌تونه هر چیزی باشه، نه؟

102
00:05:14,794 --> 00:05:18,357
‫ولی وقتی گفتم از آسمون
‫افتادم. راست گفتم

103
00:05:18,381 --> 00:05:20,359
‫- از آسمون افتادم
‫- هیچ لباسی تنت نیست

104
00:05:20,383 --> 00:05:21,860
‫- یادته لباس‌هات رو کجا گُم کردی؟
‫- یادم نیست

105
00:05:21,884 --> 00:05:23,779
‫- داشتم می‌افتادم...
‫- و بعد

106
00:05:23,803 --> 00:05:25,614
‫از آسمون افتادی

107
00:05:25,638 --> 00:05:27,932
‫مواظب باش، داغه

108
00:05:30,893 --> 00:05:32,954
‫- خوشمزه‌ست
‫- مشروب می‌خوردی؟

109
00:05:32,978 --> 00:05:35,522
‫- یا موادی چیزی می‌زدی؟
‫- نتیجه‌ی همه‌شون یکیه

110
00:05:39,819 --> 00:05:42,547
‫چشماش که خوبه. اثری
‫از ضربه به سر نمی‌بینم

111
00:05:42,571 --> 00:05:44,508
‫اون فنجون رو مثل یه لرد انگلیسی گرفته دستش

112
00:05:44,532 --> 00:05:47,594
‫حرکاتش طبیعیه. ضربه مغزی نیست

113
00:05:47,618 --> 00:05:48,887
‫- یخ‌زدگی؟
‫- نه

114
00:05:48,911 --> 00:05:50,597
‫فهمیدم می‌تونید چی صدام کنید

115
00:05:50,621 --> 00:05:52,891
‫- چی؟
‫- مهمون

116
00:05:52,915 --> 00:05:54,559
‫اومدم دیدن‌تون

117
00:05:54,583 --> 00:05:57,980
‫- من مهمونتونم
‫- خیلی‌خب. ممنون

118
00:05:58,004 --> 00:05:59,272
‫شب بخیر

119
00:05:59,296 --> 00:06:00,816
‫به غیر از چندتا خراش جزئی،

120
00:06:00,840 --> 00:06:02,567
‫که اونم سر راه رفتن توی جنگله،

121
00:06:02,591 --> 00:06:04,486
‫هیچ آسیبِ جسمیِ دیگه‌ای نداره

122
00:06:04,510 --> 00:06:06,655
‫چطور میشه نه اسمش رو بدونه
‫نه چیزی از خودش؟

123
00:06:06,679 --> 00:06:11,702
‫یا داره تظاهر می‌کنه، یا خودشو
‫زده به مریضی، یا داره دروغ میگه

124
00:06:11,726 --> 00:06:15,622
‫می‌تونم این مهمون‌مون رو ببرم بیمارستان

125
00:06:15,646 --> 00:06:17,833
‫بیمارستان دوره، الان دیر وقته

126
00:06:17,857 --> 00:06:19,042
‫اونام می‌ذارنش روی یه صندلی
‫رو بهش میگن صبر کن

127
00:06:19,066 --> 00:06:19,876
‫فقط مشکلش رو می‌ندازیم گردنِ یکی دیگه

128
00:06:19,900 --> 00:06:22,629
‫الان شد مشکلِ ما؟

129
00:06:22,653 --> 00:06:24,965
‫این معمایِ ماست

130
00:06:24,989 --> 00:06:26,842
‫تازه، یه‌جوریه که آدم دلش براش می‌سوزه

131
00:06:26,866 --> 00:06:28,552
‫مطمئنی به‌خاطر اتفاقی که برای خودت

132
00:06:28,576 --> 00:06:33,932
‫افتاد با این آقای نترس و لخت‌مون،

133
00:06:33,956 --> 00:06:37,060
‫همذات‌پنداری نمی‌کنی؟

134
00:06:37,084 --> 00:06:39,855
‫فقط می‌ذارم روی مبل معمولیه اتاق بخوابه،

135
00:06:39,879 --> 00:06:42,649
‫- مأمور ویژه
‫- خیلی‌خب، باشه، باشه

136
00:06:42,673 --> 00:06:45,068
‫خب، می‌خوای پیاده برگردیم به کلبه‌ت؟

137
00:06:45,092 --> 00:06:47,029
‫نه، اوکیم. از خوابگاه لذت ببر

138
00:06:47,053 --> 00:06:48,572
‫شنیدم بالاخره قضیه‌ی موش‌ها

139
00:06:48,596 --> 00:06:50,282
‫- رو حل کردن
‫- خیلی‌خب

140
00:06:50,306 --> 00:06:52,617
‫چرا با دستمالِ خیس داری میری؟

141
00:06:52,641 --> 00:06:55,579
‫بخشی از تئوریِ نورانی بودن مهمون‌مونه

142
00:06:55,603 --> 00:06:57,914
‫خب. حالا این چی رو ثابت می‌کنه؟

143
00:06:57,938 --> 00:07:00,876
‫باید بیشتر بهش فکر کنیم

144
00:07:00,900 --> 00:07:02,836
‫شب بخیر!

145
00:07:02,860 --> 00:07:04,780
‫چی، قرار نیست برقا رو روشن کنی؟

146
00:07:17,124 --> 00:07:19,227
‫فراموشی واقعیه؟ این سوالته؟

147
00:07:19,251 --> 00:07:22,064
‫آره. یا این‌که خودشو زده به مریضی؟

148
00:07:22,088 --> 00:07:23,899
‫نظرت چیه، دکتر پیجن؟

149
00:07:23,923 --> 00:07:25,359
‫آدم‌هایی که از قبل
‫اختلالات روانی دارن،

150
00:07:25,383 --> 00:07:27,152
‫ممکنه در اثر یه آسیب‌ روحی

151
00:07:27,176 --> 00:07:29,821
‫دچار فراموشی بشن

152
00:07:29,845 --> 00:07:31,823
‫خب، ما اونو لخت وسطِ جاده پیداش کردیم

153
00:07:31,847 --> 00:07:33,658
‫پس حتماً یه اتفاقی براش افتاده

154
00:07:33,682 --> 00:07:35,744
‫شاید هضمش خیلی دردناکه

155
00:07:35,768 --> 00:07:38,455
‫بعضی وقتا فراموش کردن
‫یه نعمته

156
00:07:38,479 --> 00:07:40,749
‫باشه، مرسی که کمک‌مون کردی

157
00:07:40,773 --> 00:07:42,733
‫کسی پیشته؟

158
00:07:44,610 --> 00:07:47,214
‫- همیشه گوشی رو روش قطع نمی‌کنم
‫- هی، آنا

159
00:07:47,238 --> 00:07:49,466
‫بهتره یه چیزی رو بهت بگم

160
00:07:49,490 --> 00:07:50,717
‫فعلاً برای هر چیزی
‫که می‌خوای بگی زوده

161
00:07:50,741 --> 00:07:52,511
‫به‌نظرم اون درخشش غیرعادیه مهمون‌مون،

162
00:07:52,535 --> 00:07:54,388
‫به‌خاطر زیست‌تابیه

163
00:07:54,412 --> 00:07:55,764
‫چی، یعنی بدنش پُر از اون گیاه‌های درخشان
‫شده بود؟

164
00:07:55,788 --> 00:07:57,265
‫جلبک دریایی. در اصل، گیاه نیست

165
00:07:57,289 --> 00:07:59,601
‫بیشتر یه موجود زنده‌ست

166
00:07:59,625 --> 00:08:01,103
‫توی این بخش از رودخونه،
‫جلبک‌های زیادی رشد کردن

167
00:08:01,127 --> 00:08:03,170
‫ممکنه مهمون‌مون رفته بوده آّب‌تنی

168
00:08:04,321 --> 00:08:05,021
‫« مسیر رودخونه »

169
00:08:05,214 --> 00:08:07,567
‫ پس داریم دنبال مَردی با فراموشی می‌ریم،

170
00:08:07,591 --> 00:08:09,945
‫که از جلبک‌هایی استفاده می‌کنه
‫که ما نمی‌تونیم ببینیم؟

171
00:08:09,969 --> 00:08:11,822
‫توی طولِ روز نمی‌تونی ببینیش

172
00:08:11,846 --> 00:08:14,032
‫شروعش از همین‌جاست

173
00:08:14,056 --> 00:08:16,910
‫انگاری یکی از این‌جا رد شده

174
00:08:16,934 --> 00:08:18,978
‫این‌طرف

175
00:08:20,813 --> 00:08:23,816
‫جلبک‌ها این‌جان

176
00:08:26,819 --> 00:08:30,632
‫یه ردِ چکمه‌ای این‌جاست
‫که به طرفِ آب میره

177
00:08:30,656 --> 00:08:32,718
‫یکی این پایین بوده

178
00:08:32,742 --> 00:08:35,178
‫آره، یه ردِ چکمه‌ای هم هست
‫که از آب بیرون میاد

179
00:08:35,202 --> 00:08:38,598
‫و میره اون سمتی

180
00:08:38,622 --> 00:08:40,809
‫مهمون‌مون انگاری زیادی
‫اهل کوهنوردی نبوده

181
00:08:40,833 --> 00:08:44,271
‫درسته. وایسا ببینم...

182
00:08:44,295 --> 00:08:47,506
‫- چی شده؟
‫- اینو می‌بینی؟

183
00:08:50,718 --> 00:08:54,513
‫و لباس‌هاش شاید؟ اون‌قدری
‫کهنه‌ان که دیگه نمیشه پوشیدشون

184
00:08:58,642 --> 00:09:03,290
‫چرا باید چکمه‌ها و لباس‌هاش
‫رو وسط ناکجاآباد در بیاره؟

185
00:09:03,314 --> 00:09:06,358
‫یه کیف پول این‌جاست

186
00:09:09,904 --> 00:09:12,883
‫با گواهینامه رانندگی

187
00:09:12,907 --> 00:09:16,553
‫که متعلق به متیو اسکوییکی؟

188
00:09:16,577 --> 00:09:19,806
‫اسکوییکی؟ همون اسکوییکی بهتره

189
00:09:19,830 --> 00:09:21,683
‫عالی شد. معما حل شد

190
00:09:21,707 --> 00:09:25,044
‫تاریخ انقضاش سال ۲۰۰۵ تموم شده

191
00:09:27,755 --> 00:09:31,318
‫ممکنه همون مهمون‌مون باشه.
‫با این ریش نمیشه فهمید

192
00:09:31,342 --> 00:09:34,095
‫ولی این همه سال کجا بوده؟

193
00:09:38,599 --> 00:09:41,078
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پودر پروتئین

194
00:09:41,102 --> 00:09:43,163
‫توی کیتم دارم. یه‌کمی می‌خوای؟

195
00:09:43,187 --> 00:09:44,873
‫نه. به اندازه‌ی کافی عضله دارم

196
00:09:44,897 --> 00:09:46,833
‫مطمئنی؟

197
00:09:46,857 --> 00:09:48,043
‫آخه، شیک‌ها خالص‌ترین
‫شکل تغدیه‌ان

198
00:09:48,067 --> 00:09:49,753
‫فکر کنم منظورت سیبه

199
00:09:49,777 --> 00:09:52,381
‫« در حالِ جستجو »
‫رفیق‌مون رو پیدا کردی؟

200
00:09:52,405 --> 00:09:54,674
‫چیکارا می‌کرده؟

201
00:09:54,698 --> 00:09:56,218
‫هیچی

202
00:09:56,242 --> 00:09:58,785
‫متیو اسکوییکی ۲۰ ساله که مُرده

203
00:09:59,912 --> 00:10:02,956
‫اندازمن

204
00:10:08,129 --> 00:10:09,898
‫برو که رفتیم

205
00:10:09,922 --> 00:10:12,591
‫خیلی‌خب

206
00:10:13,843 --> 00:10:16,238
‫مرسی که اومدین، خانم اسکوییکی

207
00:10:16,262 --> 00:10:18,573
‫من دیگه اسکوییکی نیستم

208
00:10:18,597 --> 00:10:21,743
‫وقتی متیو فوت کرد، دوباره ازدواج کردم

209
00:10:21,767 --> 00:10:23,912
‫میشه بهمون بگی چه اتفاقی
‫برای شوهرتون افتاد؟

210
00:10:23,936 --> 00:10:28,000
‫یه شب سرد بود، و گرگ‌ها داشتن
‫از لاشه‌ها تغذیه می‌کردن

211
00:10:28,024 --> 00:10:31,294
‫متیو هم رفته به سفر سالانه‌ی
‫کمپینگش

212
00:10:31,318 --> 00:10:35,215
‫هر ساله می‌رفت، براش مهم نبود
‫هوا چطوری بود

213
00:10:35,239 --> 00:10:39,052
‫اونا ماشینش رو توی پارکینگ ابتدای
‫مسیر پیدا کردن

214
00:10:39,076 --> 00:10:42,180
‫جسدش رو کیلومترها اون‌ورتر پیدا کردن

215
00:10:42,204 --> 00:10:46,018
‫گرگ‌ها صورتش رو جر داده بودن

216
00:10:46,042 --> 00:10:49,896
‫مجبور بودم از کلاه و کلید
‫ماشینش شناساییش کنم

217
00:10:49,920 --> 00:10:52,816
‫وقتی که پیداش کردن لخت بود؟

218
00:10:52,840 --> 00:10:55,944
‫اینا رو یادته؟

219
00:10:55,968 --> 00:10:58,613
‫آره، اینا مالِ خودشه، متیو

220
00:10:58,637 --> 00:11:01,283
‫- اینا رو از کجا پیدا کردید؟
‫- رو یه سنگی که برآمده بود،

221
00:11:01,307 --> 00:11:04,119
‫همراه با کیف پول و چکمه‌هاش

222
00:11:04,143 --> 00:11:07,956
‫تسلیت می‌گیم

223
00:11:07,980 --> 00:11:13,903
‫می‌تونیم همین‌جا تمومش کنیم

224
00:11:16,906 --> 00:11:20,218
‫- حلقه‌ی عروسیش هم پیدا کردید؟
‫- نه، چطور؟

225
00:11:20,242 --> 00:11:23,221
‫خب، یکی از چیزهایی که
‫خیلی آزارم داد،

226
00:11:23,245 --> 00:11:25,766
‫به جز این‌که بدنش تیکه‌تیکه شده بود،

227
00:11:25,790 --> 00:11:27,309
‫این بود که حلقه‌ی ازدواجش دستش نبود

228
00:11:27,333 --> 00:11:31,855
‫و همیشه فکر می‌کردم که شاید اون...

229
00:11:31,879 --> 00:11:34,173
‫شاید دیگه دوستم نداشته

230
00:11:37,343 --> 00:11:39,905
‫من هنوزم حلقه‌ی قدیمیم رو که
‫به زنجیر وصلش کردم گردنم می‌ندازم

231
00:11:39,929 --> 00:11:42,848
‫شوهرم درک می‌کنه

232
00:11:43,849 --> 00:11:46,661
‫« میرا و مت »

233
00:11:46,685 --> 00:11:49,855
‫- حتماً خیلی دلت براش تنگ شده
‫- مشکل اینه نمی‌دونم چی سرش اومده

234
00:11:53,943 --> 00:11:57,029
‫ایشون رو می‌شناسی؟

235
00:12:01,909 --> 00:12:04,662
‫نه

236
00:12:10,668 --> 00:12:12,604
‫ما، عکست رو منتشر کردیم

237
00:12:12,628 --> 00:12:14,231
‫یکی می‌بینه، و میاد دنبالت

238
00:12:14,255 --> 00:12:16,108
‫نه، ولی به‌زودی آره

239
00:12:16,132 --> 00:12:17,985
‫باید یه ‌جایی برم

240
00:12:18,009 --> 00:12:21,196
‫- کجا؟
‫- همه‌چی مثلِ قبل میشه

241
00:12:21,220 --> 00:12:23,806
‫خیلی‌خب، به فکر کردن ادامه بده

242
00:12:32,106 --> 00:12:34,459
‫ما اصلاً براش آماده نیستیم

243
00:12:34,483 --> 00:12:36,336
‫چی، منظورت یه پرونده‌ی حل نشده
‫از مَردیه که گرگ‌ها خوردنش؟

244
00:12:36,360 --> 00:12:40,215
‫نه، منظورم اون یارو که شبیه
‫جیسون بورنه رو میگم

245
00:12:40,239 --> 00:12:42,342
‫بهش ۲۴ ساعت وقت میدم

246
00:12:42,366 --> 00:12:45,327
‫اگه کسی گردنش نگیرتش، می‌برمش
‫تیمارستان

247
00:12:49,999 --> 00:12:52,227
‫حداقل کاری که از دستمون برمیاد
‫اینه که کاری کنیم میرا حلقه‌ش رو پس بگیره

248
00:12:52,251 --> 00:12:55,314
‫چطور قراره این کار رو بکنیم؟

249
00:12:55,338 --> 00:12:58,358
‫اولین کارم توی پارک، جمع کردن
‫پول مجوزها بود

250
00:12:58,382 --> 00:13:00,360
‫و توی کمپ‌سایت‌های کمتر شناخته‌شده،

251
00:13:00,384 --> 00:13:02,988
‫یه ۲۰ دلار می‌ذاشتی توی پاکت،

252
00:13:03,012 --> 00:13:05,699
‫بعد اونو می‌نداختی روی
‫یه دریچه‌ی کوچیک طلقی روی پایه

253
00:13:05,723 --> 00:13:07,409
‫بعدش با موتور قراضه‌م دور می‌زدم،

254
00:13:07,433 --> 00:13:09,202
‫و همه‌ی پاکت‌ها رو جمع می‌کردم،

255
00:13:09,226 --> 00:13:12,456
‫و به سی‌دی‌های خفنم
‫گوش می‌دادم

256
00:13:12,480 --> 00:13:15,208
‫به‌هرحال، بفرما

257
00:13:15,232 --> 00:13:16,752
‫سال ۲۰۰۵

258
00:13:16,776 --> 00:13:19,838
‫توی ماه نوامبر پیدا شده، پس...

259
00:13:19,862 --> 00:13:22,424
‫بفرما

260
00:13:22,448 --> 00:13:24,760
‫از این‌که اتفاقاتِ بدی
‫توی پارک می‌افته متنفرم

261
00:13:24,784 --> 00:13:26,159
‫مثل پناهگاه‌مون می‌مونه، نه؟

262
00:13:32,291 --> 00:13:34,853
‫این‌جاست، متیو اسکوییکی

263
00:13:34,877 --> 00:13:38,106
‫- برای سه شب پول داده بود
‫- توی پاینی کِرگ کمپ زده بود

264
00:13:38,130 --> 00:13:40,192
‫اون محلِ کمپ سال‌ها پیش بسته شده

265
00:13:40,216 --> 00:13:42,819
‫بریم یه‌کمی قانون رو زیرِ پا بذاریم؟

266
00:13:42,843 --> 00:13:44,363
‫آره، مشکلی با

267
00:13:44,387 --> 00:13:46,239
‫با زیرِ پا گذاشتنِ قانون ترمودینامیک یا

268
00:13:46,263 --> 00:13:48,408
‫یا قوانین فیزیک ندارم

269
00:13:48,432 --> 00:13:49,785
‫چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟

270
00:13:49,809 --> 00:13:51,203
‫نکنه توی خونه‌ت یه شتاب‌دهنده هادرون داری؟

271
00:13:51,227 --> 00:13:53,372
‫قانونِ جذب هم زیرِ پا می‌ذارم

272
00:13:53,396 --> 00:13:55,791
‫۴۸ تا قانونِ قدرت

273
00:13:55,815 --> 00:14:00,170
‫ترجیح می‌دادم بشینم با جود لا
‫یا لا روچ یه چیزی بخورم

274
00:14:00,194 --> 00:14:01,046
‫ولی آخه فلزیاب اونم توی پارکِ ملی؟

275
00:14:01,070 --> 00:14:04,758
‫نه

276
00:14:04,782 --> 00:14:06,843
‫می‌دونی، چون این خودش
‫قانون طبیعت رو نقض می‌کنه

277
00:14:06,867 --> 00:14:09,429
‫خانم‌ها و آقایون، اینم قانونِ فردریک استنتون

278
00:14:09,453 --> 00:14:10,847
‫حالا جدی جدی که
‫قانون رو زیرِ پا نمی‌ذاریم

279
00:14:10,871 --> 00:14:12,641
‫جِف بهم اجازه داد

280
00:14:12,665 --> 00:14:13,558
‫تنها دلیلِ ممنوعیت فلزیاب اینه که

281
00:14:13,582 --> 00:14:15,268
‫هر خری که کنجکاوه نیاد

282
00:14:15,292 --> 00:14:16,353
‫این‌جا و شروع به کندن آثار باستانی بُکنه

283
00:14:16,377 --> 00:14:18,063
‫گوهِ خرس؟

284
00:14:18,087 --> 00:14:19,481
‫گوهِ گرگ

285
00:14:19,505 --> 00:14:21,817
‫فکر کنم خودشه

286
00:14:21,841 --> 00:14:23,777
‫آره، محلِ کمپِ شماره‌ی ۱۹

287
00:14:23,801 --> 00:14:25,654
‫بنازم

288
00:14:25,678 --> 00:14:29,408
‫باورش سخته که این‌جا
‫محلِ کمپ زدن بوده

289
00:14:29,432 --> 00:14:32,308
‫فکر کنم همه‌چی آخرش مثل قبل میشه

290
00:14:33,811 --> 00:14:36,081
‫«همه‌چی مثلِ قبل میشه»

291
00:14:36,105 --> 00:14:38,500
‫این اصلاً یعنی چی؟

292
00:14:38,524 --> 00:14:40,024
‫منم نمی‌دونم

293
00:14:42,445 --> 00:14:44,423
‫خیلی‌خب، تو می‌خوای حلقه رو

294
00:14:44,447 --> 00:14:46,883
‫به‌خاطر شوهرت براش پیدا کنی

295
00:14:46,907 --> 00:14:48,510
‫آره، متوجه شدم که، انگشتر خودت

296
00:14:48,534 --> 00:14:51,036
‫و انگشتر شوهرت رو به گردنت آویزون می‌کنی

297
00:14:55,624 --> 00:14:58,854
‫کاری می‌کنه حس کنم زک هنوز باهامه،

298
00:14:58,878 --> 00:15:00,522
‫چه توی خوشی چه توی ناخوشی

299
00:15:00,546 --> 00:15:04,151
‫پس اون قسمِ تا مرگ
‫ما رو از هم جدا کنه چی شد؟

300
00:15:04,175 --> 00:15:06,486
‫فکر کنم اون بخشش رو یادم رفته

301
00:15:06,510 --> 00:15:09,472
‫من می‌بینمش، زک رو میگم

302
00:15:11,557 --> 00:15:13,368
‫می‌بینیش؟

303
00:15:13,392 --> 00:15:16,204
‫آره، بعضی وقتا

304
00:15:16,228 --> 00:15:18,564
‫بهم کمک می‌کنه، یا هم که ازم عصبیه

305
00:15:21,067 --> 00:15:23,920
‫می‌دونم یه پدیده‌ایه که بهش میگن
‫سندروم نفرِ سوم

306
00:15:23,944 --> 00:15:25,756
‫جایی که حس می‌کنی یکی پیشته

307
00:15:25,780 --> 00:15:28,491
‫موقعی که توی دردسر افتادی، ولی یه‌جوریه
‫انگاری که واقعیه...

308
00:15:30,326 --> 00:15:32,328
‫خب، خواهرت میگه بعضی وقتا
‫فراموش کردن یه نعمته

309
00:15:34,413 --> 00:15:36,415
‫می‌دونی، شاید وقتش رسیده
‫یه‌چیزایی رو رها کنی

310
00:15:39,251 --> 00:15:41,378
‫اگه رها کنی، دیگه فقط سقوط می‌کنی

311
00:15:47,593 --> 00:15:49,363
‫آها این‌جاست

312
00:15:49,387 --> 00:15:50,572
‫هی، اون بیلی که کنار

313
00:15:50,596 --> 00:15:51,740
‫کوله‌پُشتیمه رو بهم میدی؟

314
00:15:51,764 --> 00:15:54,076
‫باشه. چی پیدا کردی؟

315
00:15:57,603 --> 00:16:00,332
‫- حلقه رو پیدا کردم
‫- پس حق با تو بود؟

316
00:16:00,356 --> 00:16:03,168
‫به یه دست وصله

317
00:16:05,486 --> 00:16:07,238
‫فکر کنم یه جسد این‌جاست

318
00:16:08,614 --> 00:16:10,217
‫خورشید حدود نیم‌ ساعتِ دیگه

319
00:16:10,241 --> 00:16:12,135
‫غروب می‌کنه

320
00:16:12,159 --> 00:16:13,512
‫قبل تاریک شدن هوا نمی‌تونیم

321
00:16:13,536 --> 00:16:15,222
‫تیم بررسی صحنه‌ی جرم خبر کنیم

322
00:16:15,246 --> 00:16:16,431
‫خب، دلم راضی نیست همین‌جوری ولش کنم

323
00:16:16,455 --> 00:16:18,225
‫خب. خیلی وقته که این‌جا بوده

324
00:16:18,249 --> 00:16:20,686
‫منظورم اینه، اگه یه روز دیگه هم باشه
‫فرقی می‌کنه؟

325
00:16:20,710 --> 00:16:23,105
‫با این گرگ‌هایی که این دور و برن؟

326
00:16:23,129 --> 00:16:24,606
‫گرگ‌ها دزدن

327
00:16:24,630 --> 00:16:25,732
‫اونا باهوش، و کنجکاون

328
00:16:25,756 --> 00:16:27,317
‫ممکنه استخوان‌هاش رو ببرن

329
00:16:27,341 --> 00:16:29,468
‫برزنت! میرم برزنتم رو بیارم

330
00:16:31,929 --> 00:16:34,032
‫پس قراره کُل شب بالا
‫سر این جنازه بمونیم؟

331
00:16:34,056 --> 00:16:36,451
‫می‌دونی، می‌تونیم
‫یه آتیش روشن کنیم،

332
00:16:36,475 --> 00:16:37,934
‫و زیر ستاره‌ها بخوابیم

333
00:16:39,145 --> 00:16:40,997
‫شاید یه گوی آتشین هم دیدیم

334
00:16:41,021 --> 00:16:42,582
‫خوبه

335
00:16:42,606 --> 00:16:45,377
‫آنا! ما تنها نیستیم

336
00:16:45,401 --> 00:16:47,087
‫وای خدا. باز اون قضیه‌ی بشقاب‌پرنده‌ها

337
00:16:47,111 --> 00:16:48,255
‫- آنا!
‫- چیه؟

338
00:16:48,279 --> 00:16:51,299
‫ببین

339
00:16:51,323 --> 00:16:53,117
‫تف توش، خیلی‌خب

340
00:16:57,496 --> 00:16:59,641
‫بهشون شلیک نکن

341
00:16:59,665 --> 00:17:02,102
‫اونا مت اسکوییکی رو مثلِ
‫یه عروسکِ پارچه‌ای جر دادن

342
00:17:02,126 --> 00:17:03,520
‫حتماً لاشه‌ش هم خوردن

343
00:17:03,544 --> 00:17:04,229
‫احتمالاً مُرده بوده

344
00:17:04,253 --> 00:17:05,564
‫گرگ‌ها رو بد جلوه دادن

345
00:17:05,588 --> 00:17:06,648
‫خیلی نادره که گرگ‌ها

346
00:17:06,672 --> 00:17:08,775
‫به دوتا آدمِ بالغ حمله کنن

347
00:17:08,799 --> 00:17:10,152
‫خب، اون حرفای طبیعت‌دوستانه
‫به تخمم نیست

348
00:17:10,176 --> 00:17:11,987
‫اونا شکارچین

349
00:17:12,011 --> 00:17:13,929
‫هی، اسلحه‌ت رو غلاف کن

350
00:17:20,561 --> 00:17:22,313
‫دیدی؟

351
00:17:24,565 --> 00:17:25,834
‫خب، من همین‌جا می‌مونم

352
00:17:25,858 --> 00:17:27,544
‫تو اگه می‌خوای برو

353
00:17:27,568 --> 00:17:29,487
‫یعنی پیش این همه گرگ تنهات بذارم؟

354
00:17:48,255 --> 00:17:52,194
‫خب، اون داستانِ بشقاب‌پرنده‌ت رو بگو

355
00:17:52,218 --> 00:17:54,220
‫خیلی‌خب...

356
00:17:58,516 --> 00:18:02,395
‫حدوداً ۱۰ سالم بود،

357
00:18:03,771 --> 00:18:06,375
‫و توی حیاط پشتی‌مون کمپ زده بودم

358
00:18:06,399 --> 00:18:09,127
‫توی حومه‌ی شهر زندگی می‌کردیم،

359
00:18:09,151 --> 00:18:12,255
‫و پدر و مادرم می‌ذاشتن من و خواهرم

360
00:18:12,279 --> 00:18:15,133
‫اون‌جا بخوابیم، می‌دونی؟

361
00:18:15,157 --> 00:18:17,219
‫اونا روی ایوان می‌شستن

362
00:18:17,243 --> 00:18:19,513
‫منم خوابم می‌بُرد

363
00:18:19,537 --> 00:18:22,140
‫در پُشتی رو باز نگه می‌داشتن

364
00:18:22,164 --> 00:18:24,375
‫و بعد یه شب، من یه چیزی دیدم

365
00:18:26,544 --> 00:18:28,230
‫آره، سه‌تا گوی نورانی دیدم

366
00:18:28,254 --> 00:18:30,505
‫- که جوری حرکت می‌کردن که...
‫- هیچ پهبادی نمی‌تونست

367
00:18:32,258 --> 00:18:33,735
‫آره

368
00:18:33,759 --> 00:18:35,386
‫می‌خواستم جیغ بزنم، ولی نتونستم

369
00:18:37,430 --> 00:18:42,369
‫و باد صدام رو با خودش بُرد

370
00:18:42,393 --> 00:18:44,788
‫پس برای همینه هیچ‌وقت کمپ نمی‌زنی

371
00:18:44,812 --> 00:18:47,791
‫تا امشب آره

372
00:18:47,815 --> 00:18:50,293
‫شاید زیادی نگرانم

373
00:18:50,317 --> 00:18:52,194
‫وقتی پیش آدم‌هام نگرانم

374
00:18:54,030 --> 00:18:55,698
‫وقتی پیش منی نگرانی؟

375
00:18:58,576 --> 00:19:00,244
‫نه

376
00:19:02,204 --> 00:19:03,496
‫داره گله‌ش رو صدا می‌زنه

377
00:19:06,250 --> 00:19:08,376
‫می‌بینی؟

378
00:19:13,466 --> 00:19:16,361
‫اگه پیش تو باشیم پیجن، هیچ‌وقت
‫حوصله‌مون سر نمیره

379
00:19:16,385 --> 00:19:18,762
‫آره، هیچ‌وقت

380
00:19:26,021 --> 00:19:29,021
‫به راحتی می‌تونم بگم
‫این جسد ۲۰ ساله که اون‌جا بوده

381
00:19:30,566 --> 00:19:32,377
‫با اون لباس‌ها دفن شده بوده؟

382
00:19:32,401 --> 00:19:33,795
‫اینا زیر جسد، توی یه گور

383
00:19:33,819 --> 00:19:35,130
‫کم عمق تلنبار شده بودن

384
00:19:35,154 --> 00:19:36,840
‫منطقیه

385
00:19:36,864 --> 00:19:38,175
‫این جسد یه مَرد، با قدِ حدودِ ۱۸۰ سانتی‌متره

386
00:19:38,199 --> 00:19:39,718
‫لخت بوده

387
00:19:39,742 --> 00:19:42,304
‫مثل یه الگو می‌مونه

388
00:19:42,328 --> 00:19:43,638
‫کی با دمپایی میره کوهنوردی؟

389
00:19:43,662 --> 00:19:45,557
‫سورپرایز میشی

390
00:19:45,581 --> 00:19:46,767
‫بعضی آدم‌ها جوری لباس می‌پوشن
‫انگاری دارن میرن کلاب،

391
00:19:46,791 --> 00:19:47,726
‫بعضی‌هام انگاری میرن اورست رو فتح کنن

392
00:19:47,750 --> 00:19:50,479
‫خیلی‌خب، یعنی اون لباس‌هاش رو در آورده،

393
00:19:50,503 --> 00:19:52,439
‫پرتشون کرده توی یه گور،

394
00:19:52,463 --> 00:19:54,650
‫- و بعدش...؟
‫- جمجمه‌ش ترک خورده

395
00:19:54,674 --> 00:19:57,069
‫احتمالاً به‌خاطر ضربه به سر فوت شده،

396
00:19:57,093 --> 00:19:59,863
‫ولی تا وقتی معاینه‌ش نکنم نمی‌تونم
‫با قطع ‌یقین بگم

397
00:19:59,887 --> 00:20:02,157
‫نتایج آزمایشات دی‌اِن‌ای اومدنش
‫چقدر طول می‌کشه؟

398
00:20:02,181 --> 00:20:03,723
‫خیلی زود نمیاد، همینو می‌تونم بهتون بگم

399
00:20:08,687 --> 00:20:10,832
‫« میرا و مت »

400
00:20:10,856 --> 00:20:12,959
‫ما سه‌تا متیو اسکوییی داریم

401
00:20:12,983 --> 00:20:16,338
‫خب، متیو اسکویی شماره‌ی یک
‫همسرِ میراست

402
00:20:16,362 --> 00:20:18,840
‫گرگ‌ها لاشه‌هاش رو خورده بودن
‫و هویتش رو از

403
00:20:18,864 --> 00:20:20,717
‫روی کلاه و کلید ماشینش شناسایی کردن

404
00:20:20,741 --> 00:20:22,844
‫اونو سوزوندن، ولی هیچ اثری
‫از دی‌اِن‌ای نبود

405
00:20:22,868 --> 00:20:25,138
‫چرا نبود؟

406
00:20:25,162 --> 00:20:27,140
‫خب، توی اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰،

407
00:20:27,164 --> 00:20:29,267
‫آزمایشگاه‌ها کُلی پرونده‌ی عقب‌افتاده
‫داشتن، پس حتماً اونم بین‌شون گُم شده

408
00:20:29,291 --> 00:20:32,104
‫خیلی‌خب، بعد متیو اسکوییکی
‫شماره‌ی دو رو داریم

409
00:20:32,128 --> 00:20:33,772
‫وایسا، چرا صداش نکنیم گورِ کم‌عمق؟

410
00:20:33,796 --> 00:20:36,566
‫خوبه، گورِ کم‌عمق

411
00:20:36,590 --> 00:20:38,694
‫توی محل کمپی که متیو اسکوییکی
‫اون‌جا بوده دفن شده بود

412
00:20:38,718 --> 00:20:40,570
‫و بعد مهمون‌مون رو داریم

413
00:20:40,594 --> 00:20:42,781
‫لخت، با فراموشی

414
00:20:42,805 --> 00:20:45,367
‫نزدیک یه رودخونه‌ای
‫با جلبک‌های دریایی شب‌تاب پیدا شد

415
00:20:45,391 --> 00:20:47,327
‫نزدیک چکمه‌هایی که میرا گفت

416
00:20:47,351 --> 00:20:48,704
‫مالِ همسر مرحومش بودن

417
00:20:48,728 --> 00:20:49,913
‫ولی میرا نشناختش،

418
00:20:49,937 --> 00:20:52,416
‫و اگه اون متیو اسکوییکی باشه،

419
00:20:52,440 --> 00:20:54,376
‫پس اون این ۲۰ سال اخیر
‫رو کجا بوده؟

420
00:20:54,400 --> 00:20:56,235
‫مرگش رو صحنه‌سازی کرده، یا...

421
00:20:58,529 --> 00:21:00,841
‫بُرده بودنش و دوباره پس آوردنش

422
00:21:00,865 --> 00:21:02,866
‫باشه، دلم نمی‌خواد وارد
‫این قضیه بشم

423
00:21:12,918 --> 00:21:15,211
‫مرسی

424
00:21:18,591 --> 00:21:21,194
‫خداحافظ! موفق باشی

425
00:21:21,218 --> 00:21:22,404
‫ایتالیایی حرف می‌زنی؟

426
00:21:22,428 --> 00:21:24,239
‫فکر کنم

427
00:21:24,263 --> 00:21:25,699
‫یه سفیری چیزی هستی؟

428
00:21:25,723 --> 00:21:27,909
‫چطور؟ مگه شبیه رفتارم
‫شبیه سفیرهاست؟

429
00:21:27,933 --> 00:21:29,560
‫شاید. دست‌هات رو بده

430
00:21:31,479 --> 00:21:33,582
‫رو دست‌هات پینه داری

431
00:21:33,606 --> 00:21:34,875
‫حدس می‌زنم از دست‌هات کار می‌کِشی

432
00:21:34,899 --> 00:21:38,253
‫نه کارهای سختِ بنایی،

433
00:21:38,277 --> 00:21:40,422
‫یا کارهای راحتی مثل حسابداری

434
00:21:40,446 --> 00:21:42,758
‫زیرکانه بود.
‫منم حواسم به تو بود

435
00:21:42,782 --> 00:21:44,468
‫جدی؟

436
00:21:44,492 --> 00:21:46,762
‫اون رئیست که اون‌جاست، اون
‫به حرفات گوش میده

437
00:21:46,786 --> 00:21:48,430
‫جِف؟ نه.

438
00:21:48,454 --> 00:21:51,247
‫می‌تونی یه روز
‫جای اونو بگیری

439
00:21:52,416 --> 00:21:53,935
‫ردیفی؟

440
00:21:53,959 --> 00:21:55,354
‫فکر کنم باید برم یه‌ جایی

441
00:21:55,378 --> 00:21:57,731
‫خداحافظ

442
00:21:57,755 --> 00:21:59,149
‫هر سه‌تاشون لخت پیدا شدن

443
00:21:59,173 --> 00:22:00,734
‫ولی اون چکمه‌ها اندازه‌ی
‫مهمون‌مونه

444
00:22:00,758 --> 00:22:02,444
‫ولی گورِ کم‌عمق حلقه دستشه

445
00:22:02,468 --> 00:22:03,948
‫خب، همه‌شون که نمی‌تونن
‫همزمان با هم متیو اسکوییکی باشن

446
00:22:13,896 --> 00:22:15,815
‫همه دارن امروز میرن خونه

447
00:22:19,860 --> 00:22:21,463
‫کسی از اون عکسی که

448
00:22:21,487 --> 00:22:25,550
‫پخش کردی منو شناخت؟

449
00:22:25,574 --> 00:22:27,326
‫کسی میاد دنبالم منو ببره خونه؟

450
00:22:29,578 --> 00:22:32,724
‫نه، متأسفم

451
00:22:36,502 --> 00:22:39,523
‫پس انگاری باید برم تیمارستان،

452
00:22:39,547 --> 00:22:41,424
‫حالا هرچی که هست

453
00:22:43,342 --> 00:22:45,428
‫تیمارستان تختِ خالی نداره

454
00:22:49,765 --> 00:22:51,600
‫کسی نمیاد؟

455
00:22:54,520 --> 00:22:57,833
‫لباس‌ها بمونه برای خودت

456
00:22:57,857 --> 00:22:59,859
‫می‌رسونمت پناهگاهِ مردها

457
00:23:12,580 --> 00:23:14,474
‫- هی، اینو ببین
‫- این یکی

458
00:23:14,498 --> 00:23:16,727
‫آره، گودیه این‌جاش رو ببین

459
00:23:16,751 --> 00:23:18,812
‫قسمتِ کشاله‌ی رانش رو میگی؟

460
00:23:18,836 --> 00:23:21,606
‫دستش. گودیه کفِ دستش

461
00:23:21,630 --> 00:23:24,359
‫اون جاهای لکه‌لکه و یخ‌زده‌ش رو ول کن

462
00:23:24,383 --> 00:23:26,320
‫این دیگه چیه؟

463
00:23:26,344 --> 00:23:28,030
‫تتوئه؟

464
00:23:28,054 --> 00:23:29,722
‫آره

465
00:23:31,057 --> 00:23:33,618
‫می‌خوای بهش زنگ بزنی؟

466
00:23:33,642 --> 00:23:36,455
‫انگاری با هم رفیق شدید

467
00:23:36,479 --> 00:23:38,813
‫آره، خودم زنگ می‌زنم

468
00:23:45,446 --> 00:23:46,798
‫الو؟

469
00:23:46,822 --> 00:23:49,051
‫سلام، میرا، منم آنا پیجن

470
00:23:49,075 --> 00:23:51,845
‫من یه سوال عجیب‌غریب
‫ازت دارم

471
00:23:51,869 --> 00:23:54,348
‫باشه، بپرس

472
00:23:54,372 --> 00:23:55,891
‫آیا همسرت احیاناً

473
00:23:55,915 --> 00:23:58,560
‫تتویی روی دستش نداشته؟

474
00:23:58,584 --> 00:24:00,062
‫متیو از آمپول می‌ترسید

475
00:24:00,086 --> 00:24:01,897
‫امکان نداره تتو زده باشه

476
00:24:01,921 --> 00:24:04,691
‫چطور؟ خبری در موردِ
‫مرگش داری؟

477
00:24:04,715 --> 00:24:07,027
‫نه. نه، متأسفم

478
00:24:07,051 --> 00:24:09,761
‫خبر جدیدی نداریم

479
00:24:16,560 --> 00:24:18,747
‫یه دقیقه فکر کردم،

480
00:24:18,771 --> 00:24:22,899
‫ممکنه متیو هنوز زنده باشه

481
00:24:49,885 --> 00:24:51,637
‫- اونا دارن چیکار می‌کنن؟
‫- کدومشون؟

482
00:24:53,764 --> 00:24:55,014
‫هی!

483
00:24:57,143 --> 00:24:58,894
‫می‌خوای بیای یه چیزی
‫بزنیم بر بدن؟

484
00:25:01,731 --> 00:25:04,042
‫آره. آره، حتماً

485
00:25:04,066 --> 00:25:06,651
‫خیلی‌خب

486
00:25:19,957 --> 00:25:23,061
‫یه لیوان آب اوکیه

487
00:25:23,085 --> 00:25:26,857
‫- آب؟
‫- آره، من مشروب نمی‌خورم

488
00:25:26,881 --> 00:25:29,026
‫الان نمی‌خوری یا قبلاً می‌خوردی؟

489
00:25:29,050 --> 00:25:32,904
‫قبلاً همه کاری می‌کردم

490
00:25:32,928 --> 00:25:35,574
‫خب الان چیکار می‌کنی؟

491
00:25:35,598 --> 00:25:37,993
‫- مدیتیشن می‌کنم
‫- وایسا ببینم، جدی؟

492
00:25:38,017 --> 00:25:39,786
‫آره، جدی میگم

493
00:25:39,810 --> 00:25:42,789
‫با این کارت آب لذیذتر میشه؟

494
00:25:42,813 --> 00:25:44,690
‫نه

495
00:25:48,110 --> 00:25:50,714
‫من زیاد مشروب می‌خورم

496
00:25:50,738 --> 00:25:52,924
‫دوست دارم بگم به‌خاطر
‫مرگِ زکه،

497
00:25:52,948 --> 00:25:55,534
‫ولی نیست

498
00:25:58,079 --> 00:25:59,514
‫من داشتم درباره‌ی مرگ همسرت
‫تحقیق می‌کردم

499
00:25:59,538 --> 00:26:01,433
‫چی؟

500
00:26:01,457 --> 00:26:04,186
‫یه رفیقِ قدیمی، یکی از مربی‌هام، ویل
‫فونتین،

501
00:26:04,210 --> 00:26:06,855
‫اون بازرس اصلی بود

502
00:26:06,879 --> 00:26:08,357
‫پرونده رو دوباره بررسی کردم،

503
00:26:08,381 --> 00:26:09,858
‫و با خواهرت وقتی توی نیویورک بودم

504
00:26:09,882 --> 00:26:10,776
‫- باهاش حرف زدم
‫- با مولی حرف زدی؟

505
00:26:10,800 --> 00:26:13,111
‫می‌خواستم بهت بگم،

506
00:26:13,135 --> 00:26:15,805
‫ولی اون قضیه‌ی غار پیش اومد

507
00:26:17,515 --> 00:26:19,034
‫من فقط فکر کردم شاید
‫بخوای اون پرونده بسته بشه

508
00:26:19,058 --> 00:26:20,619
‫به من نگو من چی می‌خوام
‫چی نمی‌خوام

509
00:26:20,643 --> 00:26:22,913
‫نه، نه، من هیچ‌وقت این
‫کار رو نمی‌کنم، آنا

510
00:26:22,937 --> 00:26:24,247
‫تو برام مهمی

511
00:26:24,271 --> 00:26:25,999
‫تو که اصلاً منو تحمل نمی‌کنی

512
00:26:26,023 --> 00:26:26,875
‫دنبال دلیلم تا کنارت باشم

513
00:26:26,899 --> 00:26:28,377
‫موقعی بهت زنگ می‌زنم
‫که نباید بزنم

514
00:26:28,401 --> 00:26:30,087
‫چرا فکر می‌کنی الان این‌جام؟

515
00:26:30,111 --> 00:26:31,987
‫نمی‌دونم

516
00:26:34,115 --> 00:26:35,949
‫فکر کنم می‌دونی

517
00:27:39,597 --> 00:27:43,618
‫هی

518
00:27:43,642 --> 00:27:45,912
‫وقتی خواب بودم،

519
00:27:45,936 --> 00:27:47,289
‫از پیشم جیم زدی

520
00:27:47,313 --> 00:27:50,876
‫نتونستم بخوابم

521
00:27:50,900 --> 00:27:52,794
‫یه خواب بد دیدم، که تو رفتی بیرون

522
00:27:52,818 --> 00:27:54,152
‫و از سرما یخ زدی و مُردی

523
00:27:55,946 --> 00:27:59,801
‫- توی خوابم کار می‌کنی؟
‫- معنی تتو رو فهمیدم

524
00:27:59,825 --> 00:28:01,678
‫یه ساعتِ شنیه

525
00:28:01,702 --> 00:28:03,346
‫- آره، حق با توئه
‫- آره

526
00:28:03,370 --> 00:28:05,057
‫قبلاً دیدمش

527
00:28:05,081 --> 00:28:07,916
‫تتوی زندانی‌هاست، برای نشون
‫دادنِ زمانِ حبس

528
00:28:09,543 --> 00:28:11,188
‫متیو اسکوییکی شماره‌‌ی یک
‫توی زندان بوده

529
00:28:11,212 --> 00:28:14,632
‫آره، ببین، این تتویی نیست
‫که همین‌جوری الکی بزنیش

530
00:28:19,053 --> 00:28:21,365
‫هی، آنا

531
00:28:21,389 --> 00:28:23,629
‫نمی‌خوام وانمود کنم دیشب
‫بین‌مون چیزی نبوده

532
00:28:24,809 --> 00:28:27,018
‫من بلد نیستم احساساتم رو بیان کنم

533
00:28:30,106 --> 00:28:32,190
‫سلام. ندیدمت بیای

534
00:28:37,863 --> 00:28:39,758
‫باز لختم که

535
00:28:39,782 --> 00:28:42,344
‫شاید من یه آدم سربه‌هوای همیشه لختم

536
00:28:42,368 --> 00:28:45,806
‫- آره، مرسی
‫- فرقه‌های محلی رو هم چک کردی؟

537
00:28:45,830 --> 00:28:48,058
‫شاید یکی از اونا
‫رهبرشون رو گُم کرده باشن

538
00:28:48,082 --> 00:28:51,019
‫- فکر نکنم اون...
‫- من سه‌تا تخم دارم،

539
00:28:51,043 --> 00:28:53,921
‫- اگه بهتون کمکی می‌کنه
‫- نه، اون...

540
00:28:57,174 --> 00:29:00,612
‫هی، پایین آرنجت برنزه شده

541
00:29:00,636 --> 00:29:02,114
‫وقتی برق می‌زدی
‫متوجه‌ش نشده بودم

542
00:29:02,138 --> 00:29:03,782
‫این نوع برنزه‌ی راننده‌های کامیونه

543
00:29:03,806 --> 00:29:04,449
‫وقتی رانندگی می‌کنی
‫دستت رو از پنجره میاری بیرون

544
00:29:04,473 --> 00:29:06,785
‫بگیر لباس بپوش

545
00:29:06,809 --> 00:29:09,371
‫ازش خوشم میاد

546
00:29:09,395 --> 00:29:11,206
‫هی، آنا

547
00:29:11,230 --> 00:29:13,375
‫هر موقع اون قضیه‌ی
‫تتوی زندانی‌ها رو فهمیدی،

548
00:29:13,399 --> 00:29:14,376
‫- بهم خبر بده
‫- خیلی‌خب، خودت کجا میری؟

549
00:29:14,400 --> 00:29:16,712
‫می‌خوام برم دنبال یه حدس

550
00:29:16,736 --> 00:29:19,779
‫هی، بیا بیرون منتظرتم، البته با لباس

551
00:29:27,496 --> 00:29:30,225
‫اون ازت خوشش میاد، می‌دونی که

552
00:29:30,249 --> 00:29:32,394
‫فردریک رو میگم

553
00:29:32,418 --> 00:29:35,063
‫پس پای یه یاروی دیگه هم وسطه

554
00:29:35,087 --> 00:29:37,024
‫دنبال ماشینتیم

555
00:29:37,048 --> 00:29:39,985
‫نیازی به نصیحت‌ درباره‌ی
‫زندگیم ندارم، خیلی ازت ممنونم

556
00:29:40,009 --> 00:29:42,738
‫نه، شاید نه

557
00:29:42,762 --> 00:29:47,409
‫بدترین چیز توی دنیا
‫تنها بودنه، این‌که کاملاً تنها باشی

558
00:29:47,433 --> 00:29:50,061
‫یه آدمِ بدون گذشته یا یه کسی
‫که عاشقش باشه

559
00:29:51,854 --> 00:29:55,250
‫این‌که می‌تونی هر کسی باشی، برات
‫حس آزادی‌بخشی نمیاره؟

560
00:29:55,274 --> 00:29:58,420
‫اِروین شرودینگر

561
00:29:58,444 --> 00:30:00,422
‫شرودینگر، همون فیزیک‌دان؟

562
00:30:00,446 --> 00:30:02,341
‫مثل گربه‌ی شرودینگر؟

563
00:30:02,365 --> 00:30:04,676
‫شاید

564
00:30:04,700 --> 00:30:07,429
‫یه آزمایش فیزیک هست که
‫گربه رو داخل جعبه می‌ذارن،

565
00:30:07,453 --> 00:30:10,182
‫ولی تا وقتی بهش نگاه نکنی، گربه
‫هم مُرده‌ست هم زنده

566
00:30:10,206 --> 00:30:11,933
‫پس اگه به گربه‌ها نگاه کنیم
‫باعث مرگ‌شون می‌شیم؟

567
00:30:11,957 --> 00:30:13,584
‫یا باعث زنده نگه‌داشتن‌شون می‌شیم

568
00:30:15,503 --> 00:30:18,273
‫یه لحظه توی زندگی که همه‌چیز داخلش

569
00:30:18,297 --> 00:30:21,151
‫هم ممکنه هم غیرممکن

570
00:30:21,175 --> 00:30:23,236
‫همه‌چی مثلِ قبل میشه

571
00:30:23,260 --> 00:30:24,946
‫همش همینو میگی

572
00:30:24,970 --> 00:30:26,823
‫شاید معنیش همین باشه

573
00:30:26,847 --> 00:30:28,992
‫نمی‌دونم

574
00:30:29,016 --> 00:30:30,911
‫وایسا

575
00:30:30,935 --> 00:30:32,913
‫یه لرزشی حس می‌کنم

576
00:30:32,937 --> 00:30:35,355
‫دارم به اون‌جایی که باید باشم
‫نزدیک‌تر میشم

577
00:30:42,154 --> 00:30:46,450
‫لرزشت ممکنه درست باشه

578
00:31:00,840 --> 00:31:02,776
‫این ماشینته

579
00:31:02,800 --> 00:31:05,153
‫به یه چیزی زدی

580
00:31:05,177 --> 00:31:06,780
‫اینو به کجا زدی؟

581
00:31:06,804 --> 00:31:09,241
‫احتمالاً کمربند نبسته بودی

582
00:31:09,265 --> 00:31:10,701
‫پرتابت کرده اون‌ور

583
00:31:10,725 --> 00:31:12,995
‫درست لبِ مرزِ پارک

584
00:31:13,019 --> 00:31:15,330
‫کُلی پوشش گیاهی این‌جاست، کُلی
‫جای نرم برای فرود اومدن هست

585
00:31:15,354 --> 00:31:16,354
‫این دیگه چیه؟

586
00:31:19,859 --> 00:31:22,069
‫یه کُت

587
00:31:23,612 --> 00:31:26,282
‫پس چرا لخت بودم؟

588
00:31:27,783 --> 00:31:29,678
‫به‌خاطر هوای سرد

589
00:31:29,702 --> 00:31:32,806
‫آره، احتمالاً توی جنگل
‫گُم شده بودی

590
00:31:32,830 --> 00:31:35,475
‫افتادی توی آب، سردت شد،

591
00:31:35,499 --> 00:31:37,519
‫و بعد این‌که زیادی سردت شد، شروع
‫کردی به در آوردن لباس‌هات،

592
00:31:37,543 --> 00:31:39,521
‫که این زمانی رخ میده
‫که هیپوترمی میشی

593
00:31:39,545 --> 00:31:40,814
‫و برعکس فکر می‌کنی
‫داری گرم‌تر میشی

594
00:31:40,838 --> 00:31:43,150
‫پس شروع می‌کنی به در آوردن
‫همه‌ی لباس‌هات

595
00:31:43,174 --> 00:31:44,526
‫ما دقیقاً قبل این‌که از
‫سرما یخ بزنی نجاتت دادیم

596
00:31:44,550 --> 00:31:46,927
‫شانس آوردی

597
00:31:52,058 --> 00:31:53,934
‫بفرما

598
00:31:56,520 --> 00:31:59,190
‫انگاری خیلی پولدار بودم‌ها

599
00:32:05,488 --> 00:32:08,467
‫شاید اینم به‌خاطر سالگردم بوده

600
00:32:08,491 --> 00:32:10,135
‫برگه‌ی ثبت‌نام هم
‫احتمالاً این‌جا باشه

601
00:32:10,159 --> 00:32:12,429
‫ولی صبر کن...

602
00:32:12,453 --> 00:32:15,891
‫من از این آدمی که الان
‫هستم خوشم میاد

603
00:32:15,915 --> 00:32:18,518
‫شاید دلم نخواد بدونم
‫واقعاً کی هستم

604
00:32:18,542 --> 00:32:21,146
‫اگه خرپولی و یه چیزی
‫برای جشن گرفتن داری،

605
00:32:21,170 --> 00:32:24,358
‫پس دیگه مشکلی نیست، نه؟

606
00:32:24,382 --> 00:32:26,467
‫خیلی‌خب

607
00:32:33,265 --> 00:32:35,911
‫ماشین به اسمِ «مونرو کینگ» ثبت شده

608
00:32:35,935 --> 00:32:38,312
‫مونرو کینگ

609
00:32:40,356 --> 00:32:43,067
‫مونرو کینگ

610
00:32:54,245 --> 00:32:56,997
‫چطور تو...

611
00:32:58,207 --> 00:33:01,502
‫مونرو، ببخشید که اینو میگم، ولی
‫انگاری مَست بودی

612
00:33:02,628 --> 00:33:04,064
‫برای همین از نظر فیزیکی
‫آسیبی ندیدی

613
00:33:04,088 --> 00:33:05,899
‫آدم‌های مَست شُل‌ و ول میشن

614
00:33:06,021 --> 00:33:08,982
‫احتمالاً به‌خاطر همینه
‫چیزیت نشده

615
00:33:14,021 --> 00:33:16,021
‫تازه یادم اومد کی‌ام

616
00:33:20,821 --> 00:33:22,821
‫مرکز اسپرمِ گاوِ کینگ؟

617
00:33:26,318 --> 00:33:27,671
‫این‌جاست؟

618
00:33:27,695 --> 00:33:29,798
‫یعنی سلطانِ اسپرمِ گاوی؟

619
00:33:29,822 --> 00:33:32,742
‫همه‌چی تحتِ کنترله، خب؟

620
00:33:33,826 --> 00:33:35,971
‫خوبِ خوبم

621
00:33:35,995 --> 00:33:38,330
‫انگاری که این‌جوری نیستی، مونرو.
‫یه‌کمی مضطربی

622
00:33:39,498 --> 00:33:41,018
‫دی‌دی، دی‌دی

623
00:33:41,042 --> 00:33:43,085
‫دی‌دی! دی‌دی

624
00:33:44,962 --> 00:33:46,815
‫- تو دیگه کی هستی؟
‫- من آنام

625
00:33:46,839 --> 00:33:48,525
‫- من مراقبِ مونرو بودم
‫- مراقبش بودی؟

626
00:33:48,549 --> 00:33:50,402
‫ردیفی؟ اونا اومدن؟

627
00:33:50,426 --> 00:33:52,070
‫- بابا؟
‫- چیکار می‌کنی؟

628
00:33:52,094 --> 00:33:53,071
‫کسکشِ عوضی!

629
00:33:53,095 --> 00:33:55,490
‫تفنگت رو غلافش کن، مونرو

630
00:33:55,514 --> 00:33:57,534
‫وگرنه به دخترت شلیک می‌کنم

631
00:33:57,558 --> 00:33:59,536
‫هی، با توام هستم، خانم

632
00:33:59,560 --> 00:34:01,854
‫دست‌هات رو بذار جایی
‫که بتونم ببینم

633
00:34:04,065 --> 00:34:06,376
‫مونرو، اون ۱۰ هزار دلارمم رو پس بده

634
00:34:06,400 --> 00:34:08,420
‫همه‌چی مثل قبل نشد

635
00:34:08,444 --> 00:34:10,922
‫همه‌چی مثل قبل میشه

636
00:34:10,946 --> 00:34:13,925
‫من بهش ۱۰ هزارتا دادم تا
‫گاو نر قهرمانم رو شبیه‌سازی کنه،

637
00:34:13,949 --> 00:34:16,053
‫ولی آخرش یه گوساله‌ی دو سر

638
00:34:16,077 --> 00:34:18,180
‫و کُلی دردسر نصیبم شد

639
00:34:18,204 --> 00:34:20,932
‫خودت گفتی پولت رو پس میدم

640
00:34:20,956 --> 00:34:23,018
‫اگه پول رو داری، بده بهش مونرو.
‫بده بهش

641
00:34:23,042 --> 00:34:25,395
‫پول رو داری؟

642
00:34:25,419 --> 00:34:27,356
‫بابا

643
00:34:27,380 --> 00:34:30,192
‫- یک‌سومش رو دارم
‫- خب، بده بهش دیگه!

644
00:34:30,216 --> 00:34:31,693
‫باشه، تفنگت رو بذار کنار

645
00:34:31,717 --> 00:34:33,862
‫مگر این‌که احمق‌تر از
‫چیزی که به‌نظر میاد باشی

646
00:34:33,886 --> 00:34:36,907
‫- بجنب
‫- باشه

647
00:34:36,931 --> 00:34:38,182
‫بیا، بگیرش

648
00:34:40,142 --> 00:34:41,370
‫از هیچی بهتره

649
00:34:41,394 --> 00:34:43,062
‫برو

650
00:34:44,021 --> 00:34:45,981
‫برو

651
00:34:54,407 --> 00:34:57,410
‫پلیس ایالتی دنبالشه، زیاد نمی‌تونه
‫دور بشه

652
00:35:00,496 --> 00:35:04,041
‫ببخشید. بابام خیلی آدم تخسیه

653
00:35:05,084 --> 00:35:06,520
‫شماها جدی توی این مغازه‌ی کوچولو

654
00:35:06,544 --> 00:35:08,563
‫گاو شبیه‌سازی می‌کنید؟

655
00:35:08,587 --> 00:35:09,314
‫خب، برای گاوهای نر یه طویله
‫ترتیب داده بودیم،

656
00:35:09,338 --> 00:35:12,425
‫ولی بابام از دستش داد، به‌خاطر
‫همین مسیرش رو عوض کرد

657
00:35:15,177 --> 00:35:17,930
‫جشن فارغ‌التحصیلی کارتر
‫خیلی خوب پیش رفت

658
00:35:19,223 --> 00:35:22,017
‫ببخشید. نمی‌خواستم از دستش بدم

659
00:35:25,438 --> 00:35:27,457
‫برات گل گرفتم

660
00:35:27,481 --> 00:35:30,460
‫میخک‌های پمپ‌بنزین

661
00:35:30,484 --> 00:35:33,588
‫کار همیشگیته، بابا

662
00:35:33,612 --> 00:35:36,282
‫ممنون

663
00:35:41,537 --> 00:35:43,598
‫می‌تونی بری

664
00:35:43,622 --> 00:35:45,976
‫من اون مَردی که فکر می‌کردی نیستم

665
00:35:46,000 --> 00:35:49,045
‫اون مَرد باید یه جایی
‫اون تو باشه

666
00:35:50,379 --> 00:35:54,192
‫می‌دونی از کجا یاد گرفتم
‫ایتالیایی حرف بزنم؟

667
00:35:54,216 --> 00:35:55,496
‫نمی‌دونستم ایتالیایی حرف می‌زنی

668
00:35:57,595 --> 00:36:01,366
‫داشتم به همسر سابقم خیانت می‌کردم، مادر
‫دی‌دی

669
00:36:01,390 --> 00:36:05,454
‫معشوقه‌ام رو بُردم به یه
‫کلاسِ آشپزی توی پولیا

670
00:36:05,478 --> 00:36:06,896
‫سریع یادش گرفتم

671
00:36:11,233 --> 00:36:15,488
‫من از هر جهت مایه‌ی ننگ دی‌دی‌ام

672
00:36:18,616 --> 00:36:21,470
‫ردِ ترمزی روی جاده نبود

673
00:36:21,494 --> 00:36:24,181
‫تصادف نکرده بودی، نه؟

674
00:36:24,205 --> 00:36:26,247
‫نه

675
00:36:28,501 --> 00:36:30,335
‫می‌خواستم یه گاوِ نر بخرم

676
00:36:31,587 --> 00:36:33,756
‫ولی یکی بیشتر از من پیشنهاد داد و باختم

677
00:36:35,424 --> 00:36:38,594
‫با پولی که بدهکار بودم، قمار کردم
‫و جشن فارغ‌التحصیلی نوه‌ام رو از دست دادم

678
00:36:58,739 --> 00:37:01,324
‫زمان خوبی برای مُردن بود

679
00:37:11,293 --> 00:37:14,296
‫ولی این کار رو نکردی

680
00:37:15,631 --> 00:37:19,051
‫یه شانس دوباره‌ا‌ی گرفتی

681
00:37:21,387 --> 00:37:22,638
‫آره...

682
00:37:24,265 --> 00:37:25,975
‫هی، مونرو

683
00:37:29,228 --> 00:37:31,771
‫- این دیگه چیه؟
‫- زمانه، رفیق

684
00:37:39,321 --> 00:37:41,407
‫ازش استفاده کن

685
00:37:48,622 --> 00:37:50,600
‫- سلام
‫- سلام

686
00:37:50,624 --> 00:37:53,186
‫فکر کنم بدونم چه بلایی
‫سر متیو اسکوییکی اومده

687
00:37:53,210 --> 00:37:54,210
‫باشه، دارم میام

688
00:38:01,121 --> 00:38:03,121
‫میرا، یه خبرایی
‫درباره‌ی مرگ همسرت داریم

689
00:38:04,889 --> 00:38:06,742
‫توی طول سفر کمپینگ شوهرت،

690
00:38:06,766 --> 00:38:08,618
‫یه یارویی از زندان فرار کرد

691
00:38:08,642 --> 00:38:12,271
‫یه مَردی به اسم جوسایا هَم فرار کرد

692
00:38:13,397 --> 00:38:15,417
‫به‌نظر ما اون توی پارک قایم شده بوده،

693
00:38:15,441 --> 00:38:19,546
‫بعد همسرت رو دیده، لباس‌هاش رو دزدیده،

694
00:38:19,570 --> 00:38:21,631
‫و کُشتتش

695
00:38:21,655 --> 00:38:24,176
‫ما توی قبر شوهرت،
‫دمپایی پلاستیکی،

696
00:38:24,200 --> 00:38:26,678
‫و کفش‌های حموم پیدا کردیم

697
00:38:26,702 --> 00:38:30,140
‫خیلی شبیه کفش‌های زندانه

698
00:38:30,164 --> 00:38:32,350
‫جوسایا می‌خواسته فرار کنه،

699
00:38:32,374 --> 00:38:35,645
‫ولی از شدت سرما توی جنگل فوت کرد

700
00:38:35,669 --> 00:38:38,523
‫و گرگ‌ها اومدن سراغش

701
00:38:38,547 --> 00:38:40,275
‫بعد این‌که گزارش ناپدید
‫شدن متیو رو دادی،

702
00:38:40,299 --> 00:38:42,277
‫پلیس جوسایا رو پیدا کرد

703
00:38:42,301 --> 00:38:44,529
‫ولی به‌خاطر اون آسیب‌هایی
‫که بهش وارد شده بود،

704
00:38:44,553 --> 00:38:47,741
‫فکر کردن کار متیو بوده

705
00:38:47,765 --> 00:38:51,727
‫خب، همین‌که فهمیدیم چی به چیه خوبه

706
00:38:55,648 --> 00:38:58,484
‫اینم پیش جسد متیو پیدا کردیم

707
00:39:02,738 --> 00:39:05,116
‫این دستش بود

708
00:39:06,367 --> 00:39:09,161
‫عاشقت بود

709
00:39:12,331 --> 00:39:14,791
‫مرسی

710
00:39:30,182 --> 00:39:33,745
‫با پیدا کردن اون حلقه،

711
00:39:33,769 --> 00:39:35,789
‫به زندگیه میرا سروسامون بخشیدی

712
00:39:35,813 --> 00:39:37,207
‫نمی‌دونم

713
00:39:37,231 --> 00:39:39,793
‫گرفتیم شوهرش رو
‫از زیر خاک بیرون کشیدیم

714
00:39:39,817 --> 00:39:42,879
‫دردِ میرا رو دوباره زنده کردیم

715
00:39:42,903 --> 00:39:44,548
‫آنا، نمی‌خوام وانمود کنم

716
00:39:44,572 --> 00:39:48,719
‫که چیزی بین‌مون اتفاق نیفتاده

717
00:39:48,743 --> 00:39:52,431
‫نمی‌دونم چطور متفاوت باشم

718
00:39:52,455 --> 00:39:55,350
‫وقتی یکی باهام ارتباط می‌گیره...

719
00:39:55,374 --> 00:39:59,462
‫می‌خوام فرار کنم

720
00:40:00,338 --> 00:40:04,467
‫خب، نیازی نیست فرار کنی

721
00:40:06,886 --> 00:40:09,889
‫من هنوزم با جسی رابطه دارم

722
00:40:11,348 --> 00:40:13,577
‫و اون خیلی باهام
‫خوب برخورد می‌کنه

723
00:40:13,601 --> 00:40:15,787
‫برای من، یا...

724
00:40:15,811 --> 00:40:17,456
‫فعلاً

725
00:40:17,480 --> 00:40:19,458
‫آره

726
00:40:19,482 --> 00:40:22,961
‫خب، فکر کنم یه روزی منم

727
00:40:22,985 --> 00:40:24,921
‫از زندگی توی مسافرخونه

728
00:40:24,945 --> 00:40:26,655
‫و از این صحنه‌ی جرم
‫به اون یکی صحنه‌ی جرم رفتن خسته میشم

729
00:40:28,324 --> 00:40:31,327
‫منم مطئنم از این پارک به
‫اون پارک رفتن خسته میشم

730
00:40:32,453 --> 00:40:35,371
‫خوبه. باشه

731
00:41:05,277 --> 00:41:07,904
‫هیچ خط صافی توی طبعیت وجود نداره

732
00:41:12,743 --> 00:41:14,846
‫همه‌چی کیهانیه

733
00:41:14,870 --> 00:41:17,265
‫و ممکنه بعضی چیزها دوباره برگردن

734
00:41:17,289 --> 00:41:19,666
‫ولی هیچ‌وقت مثل قبل نمیشن

735
00:41:35,641 --> 00:41:37,077
‫سلام

736
00:41:37,101 --> 00:41:39,454
‫سلام

737
00:41:39,478 --> 00:41:41,581
‫زوئی بهم گفت دقیقاً برعکس کاری که

738
00:41:41,605 --> 00:41:43,566
‫که می‌خوام بکنم رو انجام بدم، ولی من
‫برام مهم نیست

739
00:41:45,359 --> 00:41:47,462
‫بیا با من زندگی کن

740
00:41:47,486 --> 00:41:49,881
‫جسی...

741
00:41:49,905 --> 00:41:53,451
‫آنا، من فقط می‌خوام با تو باشم

742
00:41:53,909 --> 00:41:55,745
‫دوستت دارم

743
00:41:57,037 --> 00:41:59,456
‫هیچ‌وقت مثل قبل نمیشن

744
00:42:00,021 --> 00:42:05,021
« Fx مترجم : ابوالفضل »

745
00:42:05,051 --> 00:42:10,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

746
00:42:10,051 --> 00:42:20,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

